1
00:00:04,738 --> 00:00:06,272
‫پول نقد دارین؟

2
00:00:06,339 --> 00:00:08,375
‫پول نقد همراهم نیست.

3
00:00:11,811 --> 00:00:14,447
‫دنیا پر از اتفاقات تصادفیه.

4
00:00:14,514 --> 00:00:16,549
‫می‌تونین صورتحساب ایشون رو هم
‫با مال خودم حساب کنین.

5
00:00:18,384 --> 00:00:19,252
‫نه، لازم نیست.

6
00:00:20,386 --> 00:00:21,621
‫20 سال پیش،

7
00:00:21,688 --> 00:00:24,958
‫من دیدار سرنوشت‌سازی با ماریکو داشتم.

8
00:00:25,725 --> 00:00:28,695
‫من همیشه فقط مواظبش بودم.

9
00:00:32,766 --> 00:00:34,934
‫ولی الان بالاخره متوجه من شده.

10
00:00:35,668 --> 00:00:36,336
‫[اطلاعیه انتقالی]

11
00:00:36,402 --> 00:00:37,937
‫اتفاقات تصادفی رو میشه برنامه‌ریزی کرد.

12
00:00:38,972 --> 00:00:41,107
‫یه اتفاق تصادفی که قرار بود
‫لبخند به لب ماریکو بیاره.

13
00:00:41,708 --> 00:00:43,676
‫از همون کافه قدیمی و سنتی
‫پشت اداره گرفتی؟

14
00:00:44,377 --> 00:00:45,512
‫ولی...

15
00:00:46,546 --> 00:00:51,618
‫خیلی‌ها هستن که به ماریکو نزدیک می‌شن
‫و بهش حسودی می‌کنن.

16
00:00:54,220 --> 00:00:57,991
‫من مدرکی دارم که تو اون همکاری رو
‫با کلاهبرداری به دست آوردی.

17
00:00:58,057 --> 00:00:59,459
‫اگه نمی‌خوای این فاش بشه،

18
00:00:59,526 --> 00:01:01,327
‫از پروژه جدید کناره‌گیری کن.

19
00:01:01,394 --> 00:01:03,329
‫لطفا کناره‌گیری کن.

20
00:01:03,396 --> 00:01:05,331
‫- خواهش می‌کنم!
‫- تو چته؟

21
00:01:05,398 --> 00:01:07,367
‫دیوونه‌ای چیزی هستی؟

22
00:01:07,433 --> 00:01:08,635
‫- اوه!
‫- خواهش می‌کنم!

23
00:01:09,602 --> 00:01:11,504
‫باید کاری که مجبورم رو انجام بدم.

24
00:01:12,405 --> 00:01:13,339
‫قتله؟

25
00:01:14,407 --> 00:01:16,509
‫چون اونی که کنار ماریکوئه منم.

26
00:01:16,576 --> 00:01:17,944
‫[فقط منم که کنار ماریکو هستم]

27
00:01:18,011 --> 00:01:19,045
‫من ازش محافظت می‌کنم.

28
00:01:20,079 --> 00:01:21,481
‫[2026/6/19]

29
00:01:27,086 --> 00:01:28,755
‫این تنها چیزیه که به خاطرش کوتاه نمیام.

30
00:01:33,459 --> 00:01:35,695
‫[شرکت لوازم آرایشی نوسه]

31
00:01:36,796 --> 00:01:41,801
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

32
00:01:44,804 --> 00:01:46,572
‫ساعت 8:23 صبح.

33
00:01:50,576 --> 00:01:53,012
‫ماریکو هر روز دقیقا همین ساعت
‫میره سر کار.

34
00:01:54,012 --> 00:02:04,012
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

35
00:02:22,508 --> 00:02:25,678
‫[بخش برند شرکت]

36
00:02:29,248 --> 00:02:31,284
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

37
00:02:31,350 --> 00:02:33,719
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

38
00:02:35,822 --> 00:02:39,025
‫اولین کاری که وقتی می‌رسه سر کار انجام میده،
‫استفاده از الکل ضدعفونی‌ کننده‌ست.

39
00:02:39,091 --> 00:02:41,260
‫بعد از اینکه کیبورد رو کامل تمیز کرد،

40
00:02:42,829 --> 00:02:46,265
‫برنامه اون روز رو نگاه می‌کنه
‫که میشه الان.

41
00:02:46,966 --> 00:02:49,101
‫[وضعیت فروشگاه زنجیره‌ای توکیو]

42
00:02:52,471 --> 00:02:53,739
‫اونو که تموم کرد...

43
00:02:54,874 --> 00:02:55,741
‫بفرمایین.

44
00:02:56,676 --> 00:02:58,878
‫ممنون.
‫همین الان تو فکر بودم که قهوه می‌خوام.

45
00:03:07,119 --> 00:03:08,854
‫ماریکو لاته دوست داره.

46
00:03:13,526 --> 00:03:17,163
‫من همه‌چیز رو راجع‌به ماریکو می‌دونم.

47
00:03:19,899 --> 00:03:20,499
‫[پیشنهاد به ‌کارگیری هوش مصنوعی در خدمات ابری]

48
00:03:20,566 --> 00:03:22,702
‫اگه در سیستم ابری
‫از هوش مصنوعی استفاده کنیم،

49
00:03:22,768 --> 00:03:24,203
‫زمانی که برای پیدا کردن فایل اسناد

50
00:03:24,270 --> 00:03:27,073
‫در آرشیو بزرگمون صرف میشه
‫به شدت کاهش پیدا می‌کنه.

51
00:03:27,139 --> 00:03:29,108
‫نه، برای پیاده‌سازی این طرح،

52
00:03:29,175 --> 00:03:31,010
‫- هزینه‌اش سرسام‌آور میشه...
‫- این دقیقا...

53
00:03:31,077 --> 00:03:32,812
‫همون چیزیه که باید براش پول خرج کنیم.

54
00:03:33,512 --> 00:03:34,780
‫اگه سیستم رو اصلاح کنیم،

55
00:03:34,847 --> 00:03:38,150
‫اضافه کاری هر بخش
‫سالی ۴۰ ساعت کم میشه.

56
00:03:39,985 --> 00:03:42,521
‫گفتنش واسه اون راحته.

57
00:03:42,588 --> 00:03:45,024
‫از دیدگاه خودش که آره.

58
00:03:45,091 --> 00:03:47,326
‫شنیدم که تاییدیه‌ی یه پروژه جدید رو هم گفته.

59
00:03:47,827 --> 00:03:51,130
‫حتما خیلی خوبه که یکی پشتت باشه.

60
00:03:57,970 --> 00:04:00,039
‫نگران حرف اونا نباش.

61
00:04:01,907 --> 00:04:03,142
‫اوه، اونو میگی.

62
00:04:03,876 --> 00:04:06,278
‫- من دیگه عادت کردم.
‫- چی؟

63
00:04:07,113 --> 00:04:09,515
‫صبر کن، هنوزم به خاطر اون قضیه ناراحتی؟

64
00:04:10,916 --> 00:04:14,954
‫اصلا فکر نمی‌کردم که قرار گذاشتن
‫سخت‌تر از دانشگاه یا پیدا کردن شغل باشه.

65
00:04:15,721 --> 00:04:16,889
‫اتفاقی افتاده؟

66
00:04:17,389 --> 00:04:18,891
‫نه، هیچی نشده.

67
00:04:19,492 --> 00:04:21,760
‫من حتی نمی‌تونم یه مکالمه چتی
‫رو با کسی ادامه بدم.

68
00:04:22,695 --> 00:04:25,698
‫در نهایت، فقط می‌خوان خودشون رو
‫پیش پدرم عزیز کنن.

69
00:04:25,764 --> 00:04:27,466
‫خیلی‌هاشون اینطوری‌ان.

70
00:04:28,200 --> 00:04:31,570
‫پس واقعا به خودت علاقه‌مند نیستن؟

71
00:04:31,637 --> 00:04:33,172
‫اینقدر رک نگو.

72
00:04:34,540 --> 00:04:36,141
‫اونی که اون روز دیدیش چی؟

73
00:04:36,208 --> 00:04:38,777
‫همونی که مادربزرگت بهت معرفیش کرد.

74
00:04:41,046 --> 00:04:43,048
‫نزدیک بود نیام.

75
00:04:43,115 --> 00:04:44,416
‫ولی خوشحالم که اومدم.

76
00:04:45,384 --> 00:04:48,854
‫کارش چی؟
‫چیکاره‌ست؟

77
00:04:48,921 --> 00:04:50,456
‫کارمند دولته.

78
00:04:50,522 --> 00:04:52,925
‫کارمند دولت!
‫این عالیه!

79
00:04:52,992 --> 00:04:54,693
‫- جدا؟
‫- آره!

80
00:04:55,461 --> 00:04:58,230
‫ولی از اون موقع دیگه هیچ خبری نشده.

81
00:04:59,798 --> 00:05:03,702
‫ماریکو، شایدم خودت پیش‌قدم نمیشی؟

82
00:05:03,769 --> 00:05:07,172
‫اصلا به خودت زحمت میدی که بهشون نشون بدی
‫واقعا کی هستی؟

83
00:05:13,879 --> 00:05:16,682
‫قصد دارم انجامش بدم...

84
00:05:17,182 --> 00:05:18,951
‫فقط قصد نکن،
‫انجامش بده!

85
00:05:25,824 --> 00:05:26,792
‫سلام.

86
00:05:27,860 --> 00:05:29,161
‫سلام.

87
00:05:32,731 --> 00:05:34,933
‫- سلام.
‫- سلام.

88
00:05:36,869 --> 00:05:38,804
‫ماریکو، فردا می‌تونی بیای، درسته؟

89
00:05:38,871 --> 00:05:41,173
‫برای برنامه گلف با مدیرعامل فروشگاه زنجیره‌ای کِیهین.

90
00:05:41,240 --> 00:05:42,841
‫- بله.
‫- راستش،

91
00:05:42,908 --> 00:05:44,877
‫چند دقیقه پیش باهام تماس گرفتن.

92
00:05:44,943 --> 00:05:46,578
‫ظاهرا یکیشون نمی‌تونه بیاد.

93
00:05:47,679 --> 00:05:49,415
‫پس یکی دیگه از شرکت خودمون رو بفرستیم؟

94
00:05:49,481 --> 00:05:50,649
‫آسایی، تو می‌تونی بری؟

95
00:05:50,716 --> 00:05:54,186
‫- نه، من واقعا گلف بلد نیستم.
‫- ماریکو بعد از اومدنش به شرکت، گلف بازی کردن رو شروع کرد.

96
00:05:54,686 --> 00:05:56,622
‫برای سرگرم کردن مهمان‌ها خوبه.

97
00:05:57,723 --> 00:05:58,791
‫ماریکو همیشه آماده میشه

98
00:05:59,491 --> 00:06:02,327
‫تا سر کار
‫هیچی نتونه غافلگیرش کنه.

99
00:06:04,596 --> 00:06:06,899
‫هنوز نمی‌تونی با تاتیوا
‫ارتباط برقرار کنی؟

100
00:06:07,900 --> 00:06:08,734
‫نه.

101
00:06:09,902 --> 00:06:11,470
‫جریان چیه؟

102
00:06:16,775 --> 00:06:18,277
‫و...

103
00:06:20,412 --> 00:06:22,247
‫منم آمادگی‌های خودم رو دارم.

104
00:06:35,561 --> 00:06:37,196
‫[شرکت لوازم آرایشی نوسه]

105
00:06:37,262 --> 00:06:38,964
‫ببخشید مزاحم شدم.

106
00:06:39,031 --> 00:06:42,334
‫می‌خوام با مسئول اینجا صحبت کنم.

107
00:06:42,868 --> 00:06:45,637
‫لطفا یه لحظه منتظر باشین.
‫سوال می‌کنم.

108
00:06:50,075 --> 00:06:52,978
‫خب، چه کمکی از دست ما برمیاد؟

109
00:06:54,179 --> 00:06:55,847
‫دیشب، حول و حوش ساعت 10 شب،

110
00:06:55,914 --> 00:06:58,317
‫جسد یکی از مدیران شما،

111
00:06:58,383 --> 00:06:59,751
‫آقای تسویوشی تاتیوا پیدا شده.

112
00:06:59,818 --> 00:07:00,786
‫چی؟

113
00:07:01,586 --> 00:07:03,956
‫یه حادثه بوده؟

114
00:07:04,022 --> 00:07:06,625
‫پلیس داره به عنوان یه پرونده جنایی
‫پیگیریش می‌کنه.

115
00:07:08,193 --> 00:07:11,763
‫شما آخرین بار کِی با آقای تاتیوا
‫صحبت کردین؟

116
00:07:12,431 --> 00:07:13,999
‫دو روز پیش.

117
00:07:14,066 --> 00:07:18,603
‫راستش، ما هم نمی‌تونستیم باهاش ارتباط برقرار کنیم
‫و نگران بودیم.

118
00:07:21,073 --> 00:07:25,877
‫راستی، آقای تاتیوا مشکلی سر کار داشت،

119
00:07:25,944 --> 00:07:28,580
‫یا کسی ازش کینه به دل داشت؟

120
00:07:35,587 --> 00:07:39,624
‫این ایمیل پریشب برام ارسال شد.

121
00:07:39,691 --> 00:07:40,625
‫این مدرکیه

122
00:07:40,692 --> 00:07:44,296
‫که اثبات می‌کنه تاتیوا داشته از هزینه‌ها و بقیه بودجه‌های شرکت
‫سوءاستفاده می‌کرده.

123
00:07:44,362 --> 00:07:47,799
‫- نمی‌دونین کی ایمیل رو ارسال کرده؟
‫- نه، نمی‌دونم.

124
00:07:49,367 --> 00:07:52,471
‫پریشب، یعنی همون موقع که قتل رخ داده.

125
00:07:52,537 --> 00:07:55,240
‫- میشه این داده رو داشته باشیم؟
‫- بله.

126
00:07:55,807 --> 00:07:58,710
‫و می‌خوایم که میز آقای تاتیوا رو هم ببینیم.

127
00:07:58,777 --> 00:08:00,145
‫- آسایی.
‫- بله.

128
00:08:00,212 --> 00:08:01,813
‫- من بهتون نشون میدم.
‫- متشکر.

129
00:08:09,421 --> 00:08:11,690
‫این وحشتناکه! این وحشتناکه!
‫هی!

130
00:08:13,058 --> 00:08:14,493
‫- پلیس اومده اینجا!
‫- چی؟

131
00:08:14,559 --> 00:08:15,427
‫پلیس؟

132
00:08:16,795 --> 00:08:17,796
‫میگن که آقای تاتیوا...

133
00:08:18,930 --> 00:08:20,098
‫به قتل رسیده.

134
00:08:20,599 --> 00:08:23,201
‫- چی؟ منظورت چیه که به قتل رسیده؟
‫- نه...

135
00:08:23,268 --> 00:08:25,203
‫از جزئیاتش خبر ندارم،
‫ولی...

136
00:08:26,471 --> 00:08:29,241
‫نگاه کن، کارآگاه‌ها اینجان.

137
00:08:49,894 --> 00:08:51,730
‫دیشب، حول و حوش ساعت ده شب،

138
00:08:51,796 --> 00:08:56,601
‫مردی توی خیابون افتاده بود

139
00:08:56,668 --> 00:08:58,970
‫و تایید شده که فوت شده.

140
00:08:59,938 --> 00:09:02,841
‫این اتفاق بعد از ساعت 5 عصر رخ داده.

141
00:09:02,907 --> 00:09:04,909
‫یکی از عابران گزارش داده

142
00:09:04,976 --> 00:09:09,681
‫که توی خیابانی در شیناگاوا
‫مردی رو بی‌هوش پیدا کرده.

143
00:09:09,748 --> 00:09:14,719
‫مقتول آقای تسویوشی تاتیوا بوده.

144
00:09:14,786 --> 00:09:17,589
‫روی بدنش جای چند ضربه چاقو وجود داشته،

145
00:09:17,655 --> 00:09:20,859
‫و پلیس داره به عنوان یک پرونده قتل
‫این رو تحت پیگرد قرار میده.

146
00:09:32,370 --> 00:09:33,505
‫[تسویوشی تاتیوا]

147
00:09:36,608 --> 00:09:37,976
‫[درحال ایجاد نسخه پشتیبان]

148
00:09:54,125 --> 00:09:56,060
‫[آیا مطمئن هستید که می‌خواهید
‫این کامپیوتر را ریست کنید؟]

149
00:09:56,127 --> 00:09:57,061
‫[درحال ریست کردن کامپیوتر...]

150
00:10:01,032 --> 00:10:03,768
‫[ساتورو هاتانو از زندان آزاد شد]

151
00:10:13,711 --> 00:10:16,114
‫اگه خواستین چیز دیگه‌ای رو پیگیری کنین،

152
00:10:16,181 --> 00:10:17,916
‫لطفا مستقیما با خودم تماس بگیرین.

153
00:10:18,616 --> 00:10:21,052
‫متوجه هستم.
‫خیلی ممنون.

154
00:10:22,320 --> 00:10:23,154
‫روز بخیر.

155
00:10:33,998 --> 00:10:36,935
‫اون مدارک جرم که بصورت ناشناس ارسال شدن...

156
00:10:37,001 --> 00:10:38,903
‫مطمئنم که قاتل فرستادتش.

157
00:11:00,591 --> 00:11:03,027
‫[جسد مدیر شرکت در خیابان پیدا شد]

158
00:11:03,094 --> 00:11:04,696
‫[قتل اعلام شده]

159
00:11:07,465 --> 00:11:08,833
‫بفرمایین، اینو مهمون مایین.

160
00:11:09,967 --> 00:11:13,004
‫امروز به نظر نمیاد که خیلی تمرکزتون
‫روی کارتون باشه.

161
00:11:15,139 --> 00:11:16,007
‫خیلی ممنونم.

162
00:11:17,909 --> 00:11:19,310
‫شما رئیس اون پسره هستین، درسته؟

163
00:11:20,044 --> 00:11:21,412
‫- کدوم پسره؟
‫- سوتا یوکیمورا.

164
00:11:23,448 --> 00:11:24,782
‫بله.
‫شما همدیگه رو می‌شناسین؟

165
00:11:24,849 --> 00:11:27,185
‫بله بله، هر دوتامون در دانشگاه فوتاسوباشی درس خوندیم.

166
00:11:30,588 --> 00:11:32,356
‫- فوتاسوباشی، منم اونجا درس خوندم.
‫- اوه، اومد.

167
00:11:32,423 --> 00:11:35,126
‫هی، حرف اضافی نزن.

168
00:11:35,193 --> 00:11:37,261
‫اشکال نداره.
‫بالاخره که می‌فهمید.

169
00:11:37,328 --> 00:11:38,930
‫هر دومون دانشجوی دانشکده بازرگانی بودیم.

170
00:11:38,996 --> 00:11:40,565
‫منم اونجا بودم!

171
00:11:40,631 --> 00:11:43,868
‫چون هردومون یک سال مرخصی تحصیلی گرفتیم،
‫یک سال از شما عقب‌تریم.

172
00:11:43,935 --> 00:11:46,404
‫- اوه، واقعا؟
‫- من از زمان دانشگاه...

173
00:11:46,471 --> 00:11:47,905
‫دلم می‌خواست باهات حرف بزنم.

174
00:11:47,972 --> 00:11:49,874
‫اوه راستی، من تومویا ساگارا هستم.

175
00:11:49,941 --> 00:11:51,943
‫- باشه.
‫- ماریکو، نظرت درمورد این پسر چیه...

176
00:11:52,009 --> 00:11:53,711
‫بسه دیگه.

177
00:11:53,778 --> 00:11:55,079
‫- چیه، چیه؟
‫- برگرد سر کارت.

178
00:11:55,146 --> 00:11:56,614
‫رفتم بابا، باشه، باشه.

179
00:11:57,748 --> 00:12:00,184
‫می‌فهمم، باشه؟
‫کوکی می‌خوری؟

180
00:12:00,251 --> 00:12:01,485
‫نه.

181
00:12:11,963 --> 00:12:14,098
‫عصبانی نباش.
‫عذرخواهی که کردم.

182
00:12:15,066 --> 00:12:17,268
‫داشتم برات واسطه‌گری می‌کردم،

183
00:12:17,335 --> 00:12:19,270
‫تا شما دوتا فرصتی پیدا کنین
‫که همدیگه رو بشناسین.

184
00:12:19,337 --> 00:12:21,639
‫ببین، اینو یه عذرخواهی در نظر بگیر.

185
00:12:21,706 --> 00:12:24,575
‫ای دروغگو. شرط می‌بندم که شروع کردی به حرف زدن
‫و نتونستی جلوی خودت رو بگیری.

186
00:12:26,177 --> 00:12:27,612
‫اشکالی نداره بابا.

187
00:12:27,678 --> 00:12:30,715
‫من می‌دونم که چه حرفایی رو میشه زد
‫و چه حرفایی رو نباید زد.

188
00:12:33,184 --> 00:12:35,453
‫اگه بهش می‌گفتم تو 25 ساله که عاشقشی،

189
00:12:35,519 --> 00:12:37,488
‫می‌ترسید و درجا دست رد به سینه‌ات می‌زد.

190
00:12:37,555 --> 00:12:39,357
‫من هیچوقت اینو نمیگم.

191
00:12:43,361 --> 00:12:45,429
‫نگران نباش.

192
00:12:46,197 --> 00:12:49,600
‫من عشق یکی یدونه‌ات رو نمی‌دزدم.

193
00:12:49,667 --> 00:12:51,736
‫چی؟
‫ماریکو عاشق تو نمیشه، تومویا.

194
00:12:51,802 --> 00:12:54,839
‫یعنی چی؟
‫تو که نمی‌دونی.

195
00:12:54,905 --> 00:12:56,941
‫من همه‌چیز رو راجع‌به ماریکو می‌دونم.

196
00:12:58,309 --> 00:12:59,844
‫همه‌چیز، ها؟

197
00:13:01,178 --> 00:13:05,182
‫پس می‌دونی صمیمی‌ترین دوست ماریکو کیه؟

198
00:13:05,249 --> 00:13:06,484
‫همکار و منشیش، ایزومی.

199
00:13:06,550 --> 00:13:07,385
‫چه سریع گفتی.

200
00:13:09,086 --> 00:13:11,455
‫ایزومی یه همکار ارشده که
‫سه سال از ماریکو بزرگتره،

201
00:13:11,522 --> 00:13:15,192
‫ولی چون ماریکو مدیره،
‫اون مورد اعتمادترین زیردستشه.

202
00:13:16,260 --> 00:13:18,195
‫با اینکه همکارن،

203
00:13:18,763 --> 00:13:22,733
‫ولی اون جزو معدود کساییه که مثل دوستشه
‫و ماریکو می‌تونه پیشش خودش باشه.

204
00:13:23,400 --> 00:13:26,303
‫خب خارج از محیط کاری چی؟

205
00:13:26,370 --> 00:13:28,806
‫مثلا تعطیلات طولانی و اینا رو
‫چطور می‌گذرونه.

206
00:13:30,307 --> 00:13:33,878
‫ماریکو خیلی مرخصی نمیره...

207
00:13:35,479 --> 00:13:38,215
‫اوه، ولی سال نو رو توی لندن
‫با مادربزرگش می‌گذرونه.

208
00:13:39,483 --> 00:13:42,319
‫می‌شد آتیش‌بازی رو از توی کشتیِ کروز
‫روی رودخونه تیمز تماشا کرد.

209
00:13:42,386 --> 00:13:43,921
‫خیلی قشنگ بودن.

210
00:13:45,222 --> 00:13:46,457
‫مگه تو هم رفتی...

211
00:13:48,826 --> 00:13:50,461
‫نه، ولش کن.

212
00:13:52,062 --> 00:13:54,031
‫واقعا دلم نمی‌خواد بدونم.
‫ترسناکه.

213
00:13:55,533 --> 00:13:59,837
‫وقتی حرف از ماریکو باشه،
‫من همه‌چیز رو می‌دونم و همه‌چیز رو درک می‌کنم.

214
00:14:02,072 --> 00:14:03,274
‫در عجبم.

215
00:14:04,575 --> 00:14:08,145
‫- چی؟
‫- همه اینا به نظر من که یک‌طرفه‌ست.

216
00:14:08,212 --> 00:14:09,513
‫واقعا حاضره باهات باشه؟

217
00:14:10,614 --> 00:14:11,949
‫چی؟

218
00:14:12,449 --> 00:14:15,252
‫- من که قصد ندارم...
‫- اون چه کاریه که می‌کنی؟

219
00:14:17,688 --> 00:14:18,856
‫گلف؟

220
00:14:23,160 --> 00:14:25,296
‫[ماریکو]

221
00:14:31,135 --> 00:14:33,404
‫ضربه خوبی بود!

222
00:14:33,470 --> 00:14:34,838
‫ضربه خوبی بود!

223
00:14:35,639 --> 00:14:38,976
‫- مثل همیشه به پرواز درش آوردی!
‫- خیلی‌خب!

224
00:14:54,224 --> 00:14:57,628
‫- ضربه قشنگی بود!
‫- جهت‌گیریت حرف نداره!

225
00:14:57,695 --> 00:14:58,762
‫خیلی ممنون.

226
00:14:59,663 --> 00:15:00,998
‫تو مربی حرفه‌ای داری؟

227
00:15:01,065 --> 00:15:03,033
‫به یه جایی به اسم باشگاه گلف کوتو رفتم.

228
00:15:04,268 --> 00:15:05,903
‫منم قبلا اونجا می‌رفتم.

229
00:15:05,969 --> 00:15:08,872
‫اوه اونجا خوبه، مگه نه؟
‫به شرکت نزدیکه،

230
00:15:08,939 --> 00:15:10,674
‫و کلاس‌های خصوصی ارزون هم دارن.

231
00:15:11,475 --> 00:15:12,776
‫درسته.

232
00:15:14,978 --> 00:15:18,715
‫تو کجا تمرین می‌کنی، جینو؟

233
00:15:21,385 --> 00:15:23,921
‫ببخشید که خیلی یهویی ازت خواستم بیای.

234
00:15:24,455 --> 00:15:27,891
‫کس دیگه‌ای توی بخش‌مون گلف بلد نبود،
‫بنابراین خیلی کمک کرد.

235
00:15:27,958 --> 00:15:29,026
‫کاری نکردم.

236
00:15:31,228 --> 00:15:32,763
‫تو زیاد بازی می‌کنی؟

237
00:15:33,497 --> 00:15:36,700
‫من اغلب به زمین تمرین باشگاه گلف کوتو میرم.

238
00:15:38,101 --> 00:15:41,004
‫یعنی خیلی از بچه‌های شرکت ما
‫میرن اونجا؟

239
00:15:41,538 --> 00:15:43,674
‫ممکنه همینطور باشه.

240
00:15:50,514 --> 00:15:52,249
‫گلف بازی کردن با ماریکو...

241
00:15:53,617 --> 00:15:56,220
‫اصلا فکر نمی‌کردم که همچین روزی برسه.

242
00:15:57,621 --> 00:16:00,657
‫یعنی قراره برم اون دنیا؟
‫نه،

243
00:16:01,758 --> 00:16:03,694
‫شاید همین الانش هم اون دنیام.

244
00:16:06,096 --> 00:16:07,698
‫این بهشته.

245
00:16:15,305 --> 00:16:17,541
‫ضربه خوبی بود!

246
00:16:29,786 --> 00:16:32,689
‫به نظرم این یکی بهتره.

247
00:16:34,224 --> 00:16:35,192
‫ممنون.

248
00:16:48,772 --> 00:16:50,974
‫- باریکلا!
‫- باریکلا!

249
00:17:00,884 --> 00:17:03,954
‫اصلا تصور رسیدن چنین روزی...

250
00:17:07,390 --> 00:17:10,026
‫الان شرکتت در اوضاع سختی
‫به سر نمی‌بره؟

251
00:17:10,093 --> 00:17:12,696
‫می‌دونی، به خاطر جریان اون مدیره،
‫تاتیوا بود، آره؟

252
00:17:12,763 --> 00:17:14,364
‫آره.

253
00:17:14,431 --> 00:17:18,001
‫یکم پارتی‌بازی کردیم که فعلا
‫اسم شرکت رو توی اخبار نبرن.

254
00:17:18,902 --> 00:17:22,506
‫خب، ولی مجله‌های هفتگی
‫بالاخره می‌فهمن.

255
00:17:22,572 --> 00:17:24,241
‫خب،

256
00:17:24,307 --> 00:17:27,744
‫یه پرونده قتل شوخی‌بردار نیست.

257
00:17:27,811 --> 00:17:31,281
‫اگه معلوم بشه که قاتل یکی از نزدیکانش بوده
‫وحشتناک میشه.

258
00:17:35,919 --> 00:17:37,087
‫آره، دقیقا.

259
00:17:37,153 --> 00:17:40,891
‫خوشبختانه، برند مخصوص جوانان‌مون
‫یعنی ولل عملکرد خیلی خوبی داره.

260
00:17:40,957 --> 00:17:43,226
‫می‌دونم.
‫مقاله‌ای دیدم که می‌گفت

261
00:17:43,293 --> 00:17:46,196
‫در حالی که کل این صنعت داره برای جلب وفاداری مشتری
‫دست‌ و پا می‌زنه،

262
00:17:46,263 --> 00:17:49,432
‫برند ولل از زمان عرضه‌اش
‫روند صعودی خودش رو حفظ کرده.

263
00:17:51,301 --> 00:17:52,836
‫درواقع، تصمیم گرفته شده که

264
00:17:52,903 --> 00:17:56,006
‫یه خط تولید جدید محصولات پوستی
‫از برند ولل راه‌اندازی کنیم.

265
00:17:56,539 --> 00:18:00,110
‫خیلی سپاسگزار می‌شیم که
‫حمایت شما رو داشته باشیم، جینو.

266
00:18:00,176 --> 00:18:03,013
‫چطوره یه غرفه مستقل
‫توی فروشگاه خودمون براش بزنیم؟

267
00:18:03,647 --> 00:18:05,348
‫بله، لطف می‌کنین!

268
00:18:06,449 --> 00:18:10,053
‫من و پدرت بیش از نیم قرنه که رفیقیم،

269
00:18:10,120 --> 00:18:13,690
‫بنابراین فروشگاه زنجیره‌ای ما
‫کامل ازت حمایت می‌کنه.

270
00:18:13,757 --> 00:18:14,791
‫خیلی ممنونم.

271
00:18:15,292 --> 00:18:17,961
‫به به، چه تحسین‌برانگیز،
‫چه تحسین‌برانگیز.

272
00:18:19,062 --> 00:18:22,198
‫شرکت لوازم آرایشی نوسه
‫با وجود همچین جانشین شایسته‌ای خیالش راحته.

273
00:18:22,265 --> 00:18:23,099
‫خب،

274
00:18:23,166 --> 00:18:25,935
‫من فقط به خاطر اینکه دخترمه
‫اونو مدیر کردم.

275
00:18:26,002 --> 00:18:27,003
‫هنوز اول راهشه.

276
00:18:32,676 --> 00:18:36,279
‫شما بیشتر از 50 ساله که همدیگه رو می‌شناسین.
‫چه رابطه‌ای باهم دارین؟

277
00:18:36,346 --> 00:18:39,549
‫ما رابطه‌مون در حدیه که همدیگه رو
‫"گین‌چان" و "جین‌چان" صدا می‌کنیم.

278
00:18:40,350 --> 00:18:41,751
‫درسته.

279
00:18:41,818 --> 00:18:45,088
‫ولی من فکر نمی‌کردم که جین‌چان
‫به اینجا برسه.

280
00:18:45,155 --> 00:18:46,756
‫خب، خوشحالم که رابطه‌مون خوب موند.

281
00:18:46,823 --> 00:18:48,358
‫این حس دوطرفه‌ست.

282
00:18:52,962 --> 00:18:54,631
‫از این طرف.

283
00:18:55,365 --> 00:18:58,535
‫کارت عالی بود، جین‌چان.

284
00:19:00,503 --> 00:19:02,472
‫- بابت امروز ممنونم.
‫- همچنین.

285
00:19:08,711 --> 00:19:12,649
‫کارت عالی بود. بابت امروز ممنونم.
‫بیا دوباره همدیگه رو ببینیم.

286
00:19:13,716 --> 00:19:15,685
‫بله. خیلی ممنونم.

287
00:19:15,752 --> 00:19:18,121
‫- پس من دیگه میرم.
‫- باشه.

288
00:19:18,188 --> 00:19:19,022
‫می‌بینمت.

289
00:19:25,528 --> 00:19:26,796
‫یوکیمورا، من می‌رسونمت.

290
00:19:30,133 --> 00:19:30,967
‫چی؟

291
00:19:57,994 --> 00:19:59,028
‫حتما خسته‌ای، درسته؟

292
00:19:59,596 --> 00:20:02,365
‫- ببخشید، می‌دونم که روز تعطیلته.
‫- نه، نه.

293
00:20:02,432 --> 00:20:03,499
‫دلیلش این نیست.

294
00:20:15,945 --> 00:20:18,981
‫تو از چه سنی
‫شروع به قهوه خوردن کردی؟

295
00:20:20,350 --> 00:20:22,352
‫چه سوال کسل کننده‌ای پرسیدم.
‫ببخشید.

296
00:20:23,886 --> 00:20:25,088
‫عه...

297
00:20:26,089 --> 00:20:27,790
‫فکر کنم ابتدایی بودم؟

298
00:20:28,691 --> 00:20:32,628
‫فکر کنم یواشکی یه قلپ از نوشیدنی مادرم خوردم.

299
00:20:34,697 --> 00:20:38,501
‫اوه، ولی تا وقتی که بزرگسال شدم
‫ازش خوشم نیومد.

300
00:20:38,568 --> 00:20:40,369
‫- من کافه رفتن دوست دارم، به خاطر همینه.
‫- اوه،

301
00:20:40,436 --> 00:20:42,004
‫منم کافه رفتن دوست دارم.

302
00:20:42,772 --> 00:20:44,774
‫از این خوشم میاد که همه توی یه محیط هستن،

303
00:20:44,841 --> 00:20:48,277
‫ولی انگار هرکسی توی دنیای خودشه.

304
00:20:49,846 --> 00:20:52,181
‫- اینو درک می‌کنم. منم همین حس رو می‌گیرم.
‫- اوه؟

305
00:20:53,349 --> 00:20:54,217
‫جدی؟

306
00:20:55,184 --> 00:20:57,420
‫خب، من از وقتی بچه بودم،

307
00:20:57,987 --> 00:21:00,223
‫دوست داشتم از دور
‫به ساختمان‌های مسکونی نگاه کنم.

308
00:21:00,790 --> 00:21:01,991
‫ساختمان‌های مسکونی؟

309
00:21:02,058 --> 00:21:05,394
‫وقتی این جعبه‌های بتنی ساخته می‌شن،

310
00:21:05,461 --> 00:21:10,199
‫آدم‌هایی که زندگیشون از هم جدا بود
‫خیلی تمیز و مودبانه کنار هم جا می‌افتن.

311
00:21:10,266 --> 00:21:13,569
‫در اون ماهیت ‌جمعی،
‫یه قشنگی خاصی حس می‌کردم.

312
00:21:13,636 --> 00:21:15,805
‫همین احساس توی کافه‌ها هم موج می‌زنه.

313
00:21:16,506 --> 00:21:19,175
‫هیچکس همدیگه رو نمی‌شناسه،

314
00:21:19,242 --> 00:21:21,043
‫ولی هم‌نشینی بی‌صدای آدم‌ها

315
00:21:21,544 --> 00:21:24,614
‫توی یه محیط مشترک،

316
00:21:25,615 --> 00:21:27,383
‫برام حس رومانتیکی داره.

317
00:21:31,921 --> 00:21:33,189
‫زیاد دارم حرف می‌زنم، مگه نه؟

318
00:21:34,423 --> 00:21:36,025
‫من بدم نمیاد.

319
00:21:42,732 --> 00:21:43,733
‫ببخشید.

320
00:21:48,738 --> 00:21:50,373
‫ما به طرز تعجب‌آوری
‫خیلی وجه مشترک داریم.

321
00:21:51,841 --> 00:21:52,775
‫یه دانشگاه می‌رفتیم.

322
00:21:53,943 --> 00:21:59,081
‫بله. خب، بعد از یک سال وقفه
‫به زور تونستم قبول بشم.

323
00:21:59,982 --> 00:22:01,584
‫منم به زور تونستم قبول بشم.

324
00:22:03,219 --> 00:22:06,322
‫ولی بنا به دلیلی، زندگی خوش شانسی داشتم.

325
00:22:08,090 --> 00:22:11,460
‫حتی روز آزمون ورودی هم گند زدم،

326
00:22:12,028 --> 00:22:13,462
‫ولی شانس آوردم و قبول شدم.

327
00:22:13,529 --> 00:22:15,097
‫فکر نمی‌کنم شانس بوده باشه.

328
00:22:15,631 --> 00:22:19,001
‫تو خیلی درس خوندی.
‫به خاطر توانایی خودت قبول شدی.

329
00:22:20,102 --> 00:22:24,173
‫یعنی، تو فقط کارت ورود به جلسه‌‌ات
‫رو گم کرده بودی.

330
00:22:24,240 --> 00:22:25,708
‫دلیل نمیشه که قبول نمی‌شدی، درست میگم؟

331
00:22:28,377 --> 00:22:30,413
‫چی؟
‫مگه من به کارت ورود به جلسه اشاره کردم؟

332
00:22:34,283 --> 00:22:35,217
‫نه...

333
00:22:37,520 --> 00:22:39,355
‫فقط فکر کردم که گند زدن
‫توی روز آزمون...

334
00:22:39,955 --> 00:22:43,659
‫یعنی اینکه کارتت رو گم کرده باشی
‫یا از دستت افتاده باشه.

335
00:22:46,262 --> 00:22:47,229
‫اوه، باشه.

336
00:22:56,639 --> 00:22:58,407
‫به عبارت دیگه، می‌خواستم بگم که...

337
00:22:59,575 --> 00:23:01,377
‫دانشگاه و شغل فعلیت

338
00:23:02,845 --> 00:23:05,214
‫نتایجی هستن که با تلاش زیاد
‫به دست آوردی...

339
00:23:07,516 --> 00:23:09,285
‫و اصلا ربطی به شانس ندارن.

340
00:23:11,921 --> 00:23:13,956
‫ببخشید طوری حرف می‌زنم که
‫انگار همه‌چیز رو می‌دونم.

341
00:23:16,025 --> 00:23:18,360
‫ولی بقیه که چیز دیگه‌ای میگن.

342
00:23:20,462 --> 00:23:23,632
‫خب، فقط به خاطر اینکه پدرم پشت منه
‫می‌تونم مشتری‌ها رو ببینم.

343
00:23:23,699 --> 00:23:25,200
‫پس بهشون حق میدم.

344
00:23:30,573 --> 00:23:32,441
‫نمی‌دونم چرا دارم اینو بهت میگم.

345
00:23:33,108 --> 00:23:33,943
‫اشکال نداره.

346
00:23:54,563 --> 00:23:56,165
‫25ام جولای.

347
00:23:56,865 --> 00:24:00,803
‫امروز، چند اتفاقی که باید غیرممکن می‌بود،
‫نه...

348
00:24:01,603 --> 00:24:05,274
‫اتفاقاتی که همیشه منتظرشون بودم
‫بالاخره رخ دادن.

349
00:24:14,483 --> 00:24:15,651
‫[25ام جولای]

350
00:24:15,718 --> 00:24:19,054
‫باعث میشه متوجه بشم که در زندگی
‫همه‌چیز به هم وصله.

351
00:24:20,022 --> 00:24:23,358
‫به خاطر اینکه من قبلا گلف یاد گرفتم،

352
00:24:23,425 --> 00:24:26,962
‫باعث شد که امروز
‫برای بازی با مشتری شرکت دعوت بشم.

353
00:24:33,802 --> 00:24:35,304
‫[ماریکو]

354
00:24:35,370 --> 00:24:38,407
‫[بعد از مدت‌ها گلف بازی کردم.
‫هوا عالی بود.]

355
00:24:43,779 --> 00:24:44,713
‫ولی...

356
00:24:49,585 --> 00:24:52,354
‫اگه اگه همه‌چیز در زندگی به هم وصله...

357
00:24:52,855 --> 00:24:54,256
‫[دفتر ژاپونیکا]

358
00:24:55,357 --> 00:24:56,658
‫پس امکانش وجود داره...

359
00:24:58,126 --> 00:25:00,095
‫که گذشته یقه‌ت رو بگیره.

360
00:25:03,131 --> 00:25:04,166
‫امروز،

361
00:25:05,133 --> 00:25:07,402
‫یه چیز باور نکردنی شنیدم.

362
00:25:07,469 --> 00:25:10,472
‫امروز خوب رو دستم زدی، جین‌چان!

363
00:25:10,539 --> 00:25:11,840
‫اوه راستی،

364
00:25:12,441 --> 00:25:14,743
‫شنیدم که هاتانو از زندان آزاد شده، درسته؟

365
00:25:15,777 --> 00:25:16,678
‫آره...

366
00:25:16,745 --> 00:25:19,915
‫اونی که آدم‌ربایی کرده بود...

367
00:25:19,982 --> 00:25:21,483
‫هنوزم باورم نمیشه.

368
00:25:22,684 --> 00:25:25,120
‫به نظر میاد که داره خیلی چیزها
‫به مجله‌های هفتگی میگه.

369
00:25:25,687 --> 00:25:26,622
‫مراقب باش.

370
00:25:27,155 --> 00:25:29,925
‫قضیه واسه خیلی وقت پیشه،
‫ولی ممکنه درمورد تو هم حرف بزنه.

371
00:25:32,894 --> 00:25:34,830
‫این مردی که اسمش هاتانوئـه...

372
00:25:34,896 --> 00:25:35,897
‫[آدم‌ربای زنجیره‌ای، یک نفر کشته شد]

373
00:25:40,936 --> 00:25:43,372
‫یکی کمک کنه!
‫یکی کمک کنه!

374
00:25:43,438 --> 00:25:46,308
‫- با اینکه جلوی ربوده شدن ماریکو گرفته شد،
‫- نه! نه!

375
00:25:47,643 --> 00:25:49,945
‫اون پنج کودک دیگه رو دزدید

376
00:25:50,479 --> 00:25:53,982
‫و یکی که سعی کرده بود فرار کنه
‫رو به قتل رسوند.

377
00:25:54,049 --> 00:25:55,584
‫[سلاح در خانه پیدا شد]

378
00:25:55,650 --> 00:25:56,685
‫[هاتانو به 25 سال حبس محکوم شد]

379
00:25:56,752 --> 00:26:00,255
‫گزارش شد که گفته بود
‫اون کودکان خانواده‌های ثروتمند...

380
00:26:00,322 --> 00:26:01,890
‫رو هدف قرار می‌داد.

381
00:26:02,391 --> 00:26:03,225
‫[گینجیرو نوسه]

382
00:26:03,291 --> 00:26:07,429
‫ولی پدر ماریکو و آدم‌ربا
‫از قبل همدیگه رو می‌شناختن.

383
00:26:08,997 --> 00:26:11,867
‫این نباید جایی نوشته می‌شد،
‫ولی با اینحال...

384
00:26:13,568 --> 00:26:15,604
‫رئیس لاپوشونیش کرده؟

385
00:26:21,309 --> 00:26:22,878
‫[چرا یک غرفهٔ مستقل در کِیهین؟]

386
00:26:30,051 --> 00:26:33,522
‫[مصاحبه انحصاری با ساتورو هاتانو]
‫[آدم‌ربای زنجیره‌ای که بعد از 25 سال آزاد شد]

387
00:26:49,070 --> 00:26:51,139
‫[نقطه‌ی تعیین‌کننده‌ بازی]

388
00:26:55,243 --> 00:26:56,578
‫هشت، ها؟

389
00:27:02,951 --> 00:27:05,887
‫[جسد یک مرد توی خیابانی در شیناگاوا پیدا شد]

390
00:27:06,955 --> 00:27:07,789
‫[شرکت لوازم آرایشی نوسه]

391
00:27:07,856 --> 00:27:09,357
‫از کافه‌ی طعم و طنین اومدم.

392
00:27:09,424 --> 00:27:12,427
‫- از این طرف.
‫- ممنون.

393
00:27:25,340 --> 00:27:26,274
‫ببخشید.

394
00:27:27,542 --> 00:27:29,144
‫ما قبلا جایی همدیگه رو ندیدیم؟

395
00:27:30,378 --> 00:27:32,080
‫ببخشید، ببخشید.

396
00:27:32,147 --> 00:27:34,215
‫واقعا قصد مزاحمت ندارم.

397
00:27:44,392 --> 00:27:45,393
‫عه...

398
00:27:46,628 --> 00:27:47,662
‫چیزی لازم داری؟

399
00:27:49,197 --> 00:27:50,732
‫یه چیزی چسبیده اونجا...

400
00:27:53,468 --> 00:27:54,703
‫ممنونم.

401
00:27:55,470 --> 00:27:56,538
‫ولی بانمکه.

402
00:28:03,111 --> 00:28:06,081
‫چی؟
‫یوکیمورا با رئیس گلف بازی کرده؟

403
00:28:06,147 --> 00:28:07,015
‫آره.

404
00:28:07,082 --> 00:28:10,218
‫رئیس خیلی راضی بود.
‫گفت که بازیش واقعا خوب بود و توجه به خرج میده.

405
00:28:11,486 --> 00:28:13,388
‫این واسه یوکیمورا تعجب‌آوره.

406
00:28:13,455 --> 00:28:15,990
‫اون به نظر آدم ساکتی میاد.
‫پس از اوناست.

407
00:28:17,125 --> 00:28:18,093
‫منظورت چیه که از اوناست؟

408
00:28:18,760 --> 00:28:21,029
‫از اونا که به فکر ترفیع و این چیزهان.

409
00:28:21,096 --> 00:28:25,066
‫برای کارکنان معمولی خیلی راحت نیست
‫که بتونن پیش رئیس عزیز بشن.

410
00:28:25,133 --> 00:28:28,636
‫پس اون از طریق گلف نفوذ کرد.
‫فهمیدم، فهمیدم.

411
00:28:28,703 --> 00:28:30,772
‫پس تو چرا گلف بازی نمی‌کنی، سانو؟

412
00:28:30,839 --> 00:28:34,242
‫چی؟ من هیچ علاقه‌ای به گلف ندارم.
‫ترفیع گرفتن هم خودش دردسر داره.

413
00:28:34,309 --> 00:28:36,177
‫تو چته؟

414
00:28:37,278 --> 00:28:38,613
‫آخه سخته، درست میگم؟

415
00:28:43,451 --> 00:28:44,652
‫مدیر؟ چیزی شده؟

416
00:28:45,920 --> 00:28:46,955
‫هیچی.

417
00:28:52,126 --> 00:28:53,828
‫آه، بذار من برش دارم.

418
00:28:57,565 --> 00:28:58,499
‫ممنون.

419
00:29:03,972 --> 00:29:07,308
‫- سلام.
‫- سلام.

420
00:29:16,751 --> 00:29:18,853
‫اتفاقی با ماریکو افتاده؟

421
00:29:21,289 --> 00:29:22,590
‫نمی‌دونم.

422
00:30:07,502 --> 00:30:08,469
‫معذرت می‌خوام.

423
00:30:09,570 --> 00:30:10,471
‫من ساکورا هستم.

424
00:30:10,972 --> 00:30:13,040
‫چند روز پیش همدیگه رو دیدیم.

425
00:30:16,344 --> 00:30:18,579
‫- ببخشید.
‫- نه، نه.

426
00:30:19,547 --> 00:30:23,317
‫نمی‌خواستم بترسونمت.

427
00:30:24,552 --> 00:30:25,386
‫اشکال نداره...

428
00:30:25,987 --> 00:30:28,156
‫اون روز هم ترسوندمت، مگه نه؟

429
00:30:30,091 --> 00:30:32,193
‫شما همون کارآگاه بودی، درسته؟

430
00:30:32,827 --> 00:30:33,661
‫بله.

431
00:30:34,729 --> 00:30:37,365
‫وقتی گفتم کارمند دولتم،
‫خیلی مبهم حرف زدم.

432
00:30:37,899 --> 00:30:39,100
‫معذرت می‌خوام.

433
00:30:40,735 --> 00:30:44,705
‫البته که نمیشه به یکی که تازه باهاش آشنا شدی
‫همه‌چیز رو توضیح بدی.

434
00:30:49,677 --> 00:30:50,778
‫عه...

435
00:30:52,680 --> 00:30:54,181
‫میشه از نو شروع کنیم؟

436
00:31:02,890 --> 00:31:04,959
‫اسم من تایسوکه ساکوراست.

437
00:31:06,694 --> 00:31:11,132
‫در بخش اول اداره پلیس کلان‌شهر توکیو کار می‌کنم.

438
00:31:13,868 --> 00:31:15,303
‫20 سال سابقه خدمت دارم.

439
00:31:17,138 --> 00:31:18,005
‫مجردم.

440
00:31:20,641 --> 00:31:23,110
‫امیدوار بودم که بتونم

441
00:31:23,811 --> 00:31:26,313
‫توی زندگی شخصی‌ام
‫بیشتر باهات آشنا بشم، ماریکو.

442
00:31:28,416 --> 00:31:29,483
‫اگه دوست داشته باشی،

443
00:31:30,217 --> 00:31:32,586
‫چطوره یه روز باهم غذا بخوریم؟

444
00:32:13,060 --> 00:32:13,894
‫چی؟

445
00:32:13,961 --> 00:32:16,130
‫توافق ما این نبود!

446
00:32:16,730 --> 00:32:17,731
‫من می‌خوام که برندمون

447
00:32:17,798 --> 00:32:20,768
‫توی فروشگاه بزرگ کِیهین
‫یه غرفهٔ مستقل داشته باشه.

448
00:32:20,835 --> 00:32:24,138
‫اگه با غرفه‌های برند نوسه یکی باشه،
‫مشتری‌ها رو...

449
00:32:24,205 --> 00:32:26,941
‫در مجموع واسه کل شرکت
‫اتفاق بدی نیست.

450
00:32:28,475 --> 00:32:32,379
‫این کار به جذب مشتری‌های جدید
‫برای برندهای فعلی هم کمک می‌کنه.

451
00:32:32,446 --> 00:32:36,183
‫مشتری‌های هدف برند ولل
‫با بقیه برندهای ما متفاوته.

452
00:32:36,250 --> 00:32:38,219
‫اگه کنار هم قرار بگیرن،

453
00:32:38,285 --> 00:32:40,421
‫تصویر برندمون بلاتکلیف و مبهم میشه!

454
00:32:41,255 --> 00:32:43,891
‫نمی‌تونم برات پارتی‌بازی کنم.

455
00:32:44,992 --> 00:32:46,260
‫پارتی‌بازی؟

456
00:32:52,366 --> 00:32:56,437
‫این پروژه به خاطر اینکه دختر رئیس بودم
‫تایید شد؟

457
00:33:02,810 --> 00:33:05,913
‫این پروژه به خاطر اینکه من دختر رئیس بودم
‫تایید شد.

458
00:33:05,980 --> 00:33:07,681
‫چون دختر توئم مدیر شدم.

459
00:33:07,748 --> 00:33:10,150
‫فقط به خاطر اینکه دختر توئم
‫پام به این شرکت باز شد.

460
00:33:13,120 --> 00:33:16,790
‫و به خاطر اینکه دختر توئم،
‫خواستن منو بدزدن.

461
00:33:48,055 --> 00:33:49,857
‫ماریکو ممکنه دختر رئیس باشه،

462
00:33:49,923 --> 00:33:52,059
‫ولی رو پارتی‌بازی حساب نمی‌کنه.

463
00:33:55,095 --> 00:33:57,197
‫ماریکو مدت زیادیه که داره مبارزه می‌کنه.

464
00:33:58,665 --> 00:34:00,000
‫ماریکو، وایسا.

465
00:34:00,067 --> 00:34:01,168
‫صبر کن.

466
00:34:02,603 --> 00:34:03,904
‫چیزی نمیشه که تنهایی برم.

467
00:34:04,438 --> 00:34:06,006
‫مجرم دستگیر شده.

468
00:34:06,073 --> 00:34:07,941
‫- ولی...
‫- من رفتم.

469
00:34:09,343 --> 00:34:10,544
‫ماریکو...

470
00:34:19,386 --> 00:34:21,722
‫حتی با اینکه لابد خیلی زجر کشیده...

471
00:34:24,324 --> 00:34:25,959
‫همیشه نگاهش به جلو بود...

472
00:34:28,228 --> 00:34:30,097
‫و با پای خودش جنگید.

473
00:34:34,801 --> 00:34:36,536
‫هیچ ربطی به دختر رئیس بودن نداره.

474
00:34:36,603 --> 00:34:38,572
‫ماریکو همون ماریکوئه...

475
00:34:40,374 --> 00:34:42,142
‫هیچکس درک نمی‌کنه.

476
00:34:46,980 --> 00:34:49,349
‫چون من ماریکوی واقعی رو می‌شناسم.

477
00:34:49,416 --> 00:34:52,586
‫خب که چی؟

478
00:34:55,122 --> 00:34:57,457
‫فقط شناختنش که چیزی رو عوض نمی‌کنه،
‫غیر از اینه؟

479
00:34:59,660 --> 00:35:01,461
‫می‌خوای چیکار کنی؟

480
00:35:04,164 --> 00:35:05,832
‫تو 25 سال عاشقش بودی،

481
00:35:05,899 --> 00:35:07,734
‫ولی تا حالا جرات نکرده بودی
‫باهاش حرف بزنی.

482
00:35:07,801 --> 00:35:09,302
‫همیشه فقط تماشاش کرده بودی.

483
00:35:09,369 --> 00:35:12,372
‫حالا بالاخره باهاش حرف زدی
‫و اونم الان می‌شناستت، درسته؟

484
00:35:18,378 --> 00:35:19,913
‫خب بعدش چی؟

485
00:36:22,642 --> 00:36:24,945
‫[راهنمای مواد تشکیل‌ دهندۀ لوازم آرایشی]

486
00:36:30,216 --> 00:36:32,619
‫[محصولات پوستی ولل - کمپین تبلیغاتی مجزا]

487
00:36:32,686 --> 00:36:34,220
‫[بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی]

488
00:36:34,287 --> 00:36:35,889
‫[احتمال موفقیت، بالا]

489
00:36:39,593 --> 00:36:40,460
‫ببخشید.

490
00:36:42,362 --> 00:36:43,363
‫این...

491
00:36:46,299 --> 00:36:49,836
‫خب...

492
00:36:49,903 --> 00:36:52,505
‫اگه می‌تونستیم یه غرفهٔ مستقل

493
00:36:52,572 --> 00:36:55,241
‫در فروشگاه زنجیره‌ای کِیهین داشته باشیم
‫عالی می‌شد،

494
00:36:55,308 --> 00:36:56,676
‫ولی فهمیدم که...

495
00:36:56,743 --> 00:37:00,413
‫از اولش هم برنامه تبلیغاتی رو بر اساس این فرض
‫طراحی نکرده بودیم.

496
00:37:01,381 --> 00:37:04,351
‫بنابراین من...

497
00:37:04,417 --> 00:37:09,522
‫روش‌های روابط عمومی‌ای که در سال‌های اخیر
‫توسط محصولات محبوب استفاده شدن رو بررسی کردم.

498
00:37:09,589 --> 00:37:11,991
‫[غرفه‌های تجربه محصولات در ایستگاه‌های قطار]

499
00:37:12,058 --> 00:37:14,527
‫اگر روش فروش‌مون جوری باشه که
‫برخلاف هدف‌مون باشه

500
00:37:14,594 --> 00:37:19,499
‫و باعث بشه که مفهوم اصلی ولل
‫درست به دنیا منتقل نشه،

501
00:37:20,333 --> 00:37:22,802
‫شاید بهتر باشه که

502
00:37:23,903 --> 00:37:26,106
‫آروم و قدم ‌به ‌قدم پیش بریم.

503
00:37:29,242 --> 00:37:33,480
‫ولی این برخلاف خواسته‌های جناب رئیس هست،

504
00:37:33,546 --> 00:37:36,216
‫بنابراین ممکنه براتون دردسر درست کنه، مدیر...

505
00:37:41,221 --> 00:37:43,189
‫من درباره تو اشتباه فکر کردم.

506
00:37:45,492 --> 00:37:47,260
‫فکر کردم که تو...

507
00:37:47,327 --> 00:37:50,396
‫فقط می‌خواستی که پدرم ازت خوشت بیاد
‫تا توی شغلت پیشرفت کنی.

508
00:37:51,865 --> 00:37:56,002
‫که به خاطر همین اینقدر داشتی توی این بخش سخت کار می‌کردی
‫و با من مهربون بودی.

509
00:37:59,739 --> 00:38:00,640
‫ولی...

510
00:38:02,075 --> 00:38:05,578
‫تو واقعا نیت پاکی داری.

511
00:38:07,146 --> 00:38:11,084
‫من بودم که گمون می‌کردم
‫فقط به خاطر اینکه دختر رئیسم

512
00:38:12,318 --> 00:38:14,320
‫همه‌ بهم اهمیت میدن.

513
00:38:15,922 --> 00:38:18,725
‫واقعا به عنوان یه شخص بهت نگاه نکردم.

514
00:38:20,894 --> 00:38:21,961
‫معذرت می‌خوام.

515
00:38:27,500 --> 00:38:30,503
‫راستش، منم دقیقا همین فکر رو می‌کردم.

516
00:38:31,204 --> 00:38:32,939
‫یه روش روابط عمومی مناسب برای ولل...

517
00:38:33,006 --> 00:38:35,041
‫من می‌خوام کمک بدم!

518
00:38:38,044 --> 00:38:39,479
‫من می‌خوام کمک بدم

519
00:38:40,913 --> 00:38:42,582
‫و کنار شما باشم، مدیر.

520
00:38:44,651 --> 00:38:48,154
‫من خیلی جا خوردم که توی زندگیم
‫به همچین جایی رسیدم،

521
00:38:48,221 --> 00:38:50,723
‫و خیلی باور نکردنیه،

522
00:38:50,790 --> 00:38:54,293
‫ولی فعلا همین که اینجام خوشحالم.

523
00:38:56,629 --> 00:38:58,965
‫به خاطر همین می‌خوام سخت کار کنم.

524
00:39:00,233 --> 00:39:01,734
‫همین که می‌تونم اینجا باشم

525
00:39:01,801 --> 00:39:04,437
‫منو از همیشه خوشحال‌تر کرده.

526
00:39:07,540 --> 00:39:08,975
‫چی...

527
00:39:09,042 --> 00:39:11,244
‫از همیشه‌ خوشحال‌تری؟
‫چقدر پیاز داغش رو زیاد می‌کنی...

528
00:39:17,417 --> 00:39:18,351
‫ولی...

529
00:39:21,687 --> 00:39:22,588
‫ممنون.

530
00:39:43,075 --> 00:39:45,545
‫من می‌خوام به درد ماریکو بخورم.

531
00:39:46,479 --> 00:39:50,316
‫فقط واسه اینکه ماریکو بتونه
‫با خوشی و شادی زندگی کنه.

532
00:39:51,350 --> 00:39:52,585
‫همین.

533
00:39:53,619 --> 00:39:55,154
‫[محل آزمون ورودی دانشگاه]

534
00:39:55,221 --> 00:39:56,055
‫تنها خواسته‌ام همینه.

535
00:40:08,801 --> 00:40:10,970
‫[کارت ورود به جلسه]

536
00:40:23,182 --> 00:40:24,250
‫هی، تو!

537
00:40:25,051 --> 00:40:26,986
‫اینو انداخته بودی.

538
00:40:28,287 --> 00:40:29,755
‫خیلی ممنون.

539
00:40:53,446 --> 00:40:56,749
‫من می‌خوام به درد ماریکو بخورم.

540
00:40:59,919 --> 00:41:02,354
‫[گینجیرو نوسه]

541
00:41:04,290 --> 00:41:06,158
‫[گینجیرو نوسه]

542
00:41:08,861 --> 00:41:09,829
‫[هیدئو جینو]

543
00:41:09,895 --> 00:41:12,932
‫این دو نفر بیشتر از نیم قرن رفیق بودن،

544
00:41:12,998 --> 00:41:14,600
‫ولی هر دوشون

545
00:41:14,667 --> 00:41:16,469
‫توی دبیرستان و دانشگاه‌های متفاوت
‫درس خوندن.

546
00:41:17,903 --> 00:41:20,439
‫که یعنی خیلی قبل‌تر از اون زمان
‫همدیگه رو می‌شناختن...

547
00:41:23,242 --> 00:41:25,044
‫[هیدئو جینو]

548
00:41:25,111 --> 00:41:26,378
‫[هیدئو جینو]

549
00:41:26,445 --> 00:41:27,880
‫[دیدن تمام عکس‌ها]

550
00:41:33,219 --> 00:41:34,653
‫[با گین‌چان توی پاتوق قدیمی‌مون.
‫بعد از گذشت سال‌ها!]

551
00:41:37,423 --> 00:41:38,557
‫[هوسن]

552
00:41:46,198 --> 00:41:48,767
‫- ممنون!
‫- می‌بینمت!

553
00:41:48,834 --> 00:41:50,736
‫- مراقبت کن! ممنون!
‫- ممنون!

554
00:41:52,605 --> 00:41:53,505
‫خیلی‌خب.

555
00:41:54,106 --> 00:41:56,275
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

556
00:41:59,245 --> 00:42:00,879
‫ببخشید.

557
00:42:00,946 --> 00:42:01,880
‫بله؟

558
00:42:03,082 --> 00:42:04,717
‫فقط همینا رو دارم...

559
00:42:04,783 --> 00:42:07,086
‫وای، خیلی ممنونم.

560
00:42:07,152 --> 00:42:11,490
‫اصلا نمی‌دونستم که پسر نوسه
‫اینقدر بزرگ شده.

561
00:42:12,124 --> 00:42:14,426
‫و داری یه جشن غافلگیرانه رو
‫برنامه‌ریزی می‌کنی؟

562
00:42:14,493 --> 00:42:15,694
‫خیلی خوشحال میشه!

563
00:42:16,562 --> 00:42:19,298
‫نمی‌دونم چیز جالب دیگه‌ای هم دارم یا نه.

564
00:42:19,365 --> 00:42:20,399
‫یه لحظه صبر کن!

565
00:42:20,466 --> 00:42:23,102
‫اوه، خیلی ممنون.

566
00:42:23,602 --> 00:42:25,704
‫[پایه ششم، کلاس یک]
‫[تا ابد رفیقیم]

567
00:42:29,975 --> 00:42:32,244
‫[هیدئو جینو]

568
00:42:32,311 --> 00:42:35,814
‫[گینجیرو نوسه]

569
00:42:38,117 --> 00:42:39,952
‫[پایه ششم، کلاس دو]
‫[دوباره تو جشن فارغ‌التحصیلی می‌بینمت]

570
00:42:41,854 --> 00:42:43,689
‫[پایه ششم، کلاس دو]
‫[برترین کلاس نمونه]

571
00:42:47,559 --> 00:42:48,394
‫ساتورو...

572
00:42:48,460 --> 00:42:51,196
‫[ساتورو هاتانو]

573
00:42:52,564 --> 00:42:55,334
‫آدم‌ربایی ماریکو اتفاقی نبوده.

574
00:43:18,123 --> 00:43:20,959
‫من کسی رو نمی‌بخشم...

575
00:43:22,594 --> 00:43:23,529
‫که خوشبختی ماریکو رو به خطر بندازه.

576
00:43:30,636 --> 00:43:33,172
‫[اداره پلیس]

577
00:43:42,948 --> 00:43:47,286
‫عجیبه که نقطه کور دوربین...

578
00:43:47,352 --> 00:43:49,021
‫دقیقا جاییه که جنایت رخ داده.

579
00:43:52,591 --> 00:43:53,425
‫هی، نگاه کن.

580
00:43:54,426 --> 00:43:56,762
‫این دقیقا جلوی صحنه جرمه.

581
00:43:58,430 --> 00:44:00,532
‫دقیقا قبل از زمان تقریبی مرگ گرفته شده.

582
00:44:06,605 --> 00:44:07,839
‫این مَرد کیه؟

583
00:44:23,989 --> 00:44:24,823
‫ببخشید.

584
00:44:26,391 --> 00:44:28,160
‫تو سوتا یوکیمورا هستی، درسته؟

585
00:44:30,929 --> 00:44:34,032
‫میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

586
00:44:39,471 --> 00:44:41,907
‫من می‌خوام ماریکو خوشحال باشه.

587
00:44:43,208 --> 00:44:44,509
‫همین.

588
00:44:50,048 --> 00:44:51,616
‫پس،

589
00:44:55,353 --> 00:44:57,189
‫تو لازم نیست چیزی رو بدونی.

590
00:44:57,856 --> 00:44:59,674
‫[در قسمت بعدی...]

591
00:44:59,724 --> 00:45:04,729
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

592
00:45:06,729 --> 00:45:16,729
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M