1
00:00:05,405 --> 00:00:07,707
‫دنیا پر از اتفاقات تصادفیه.

2
00:00:09,109 --> 00:00:10,276
‫25 سال پیش،

3
00:00:11,211 --> 00:00:13,613
‫من دیدار سرنوشت‌سازی با ماریکو داشتم.

4
00:00:14,447 --> 00:00:17,250
‫من همیشه فقط مواظبش بودم.

5
00:00:18,685 --> 00:00:20,520
‫ولی الان بالاخره متوجه من شده.

6
00:00:21,688 --> 00:00:23,456
‫اتفاقات تصادفی رو میشه برنامه‌ریزی کرد.

7
00:00:24,324 --> 00:00:26,960
‫یه اتفاق تصادفی که قرار بود
‫ لبخند به لب ماریکو بیاره.

8
00:00:28,161 --> 00:00:29,095
‫ولی...

9
00:00:30,497 --> 00:00:35,301
‫خیلی‌ها هستن که به ماریکو نزدیک می‌شن
‫و بهش حسودی می‌کنن.

10
00:00:36,002 --> 00:00:38,638
‫می‌گن آقای تاتیوا کشته شده.

11
00:00:39,305 --> 00:00:41,408
‫باید کاری که لازمه رو انجام بدم.

12
00:00:41,474 --> 00:00:42,509
‫این مرد کیه؟

13
00:00:44,044 --> 00:00:46,179
‫چون اونی که باید کنار ماریکو باشه...

14
00:00:48,448 --> 00:00:49,416
‫و ازش محافظت کنه، منم.

15
00:00:51,551 --> 00:00:52,619
‫ببخشید.

16
00:00:54,454 --> 00:00:57,190
‫می‌تونم یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟

17
00:00:57,257 --> 00:00:58,391
‫[بازرس تایسوکه ساکورا]

18
00:01:00,860 --> 00:01:01,694
‫بله.

19
00:01:01,761 --> 00:01:05,598
‫هفتم جولای، حدود ساعت ۱۰:۲۵ شب کجا بودید؟

20
00:01:07,500 --> 00:01:09,836
‫همون موقعی که اون اتفاق
‫برای آقای تاتیوا افتاد؟

21
00:01:11,237 --> 00:01:12,072
‫بله.

22
00:01:12,138 --> 00:01:14,474
‫تصویرم توی دوربینی افتاده؟

23
00:01:17,277 --> 00:01:20,280
‫لابد این چیزیه که پلیس بهش رسیده.

24
00:01:21,214 --> 00:01:22,215
‫خب، که چی؟

25
00:01:22,782 --> 00:01:25,852
‫همون‌جایی که توی اخبار گفتن حادثه رخ داده،
‫قرار بود تاتیوا رو ببینم.

26
00:01:34,894 --> 00:01:36,763
‫اونجا چیکار می‌کردین؟

27
00:01:39,232 --> 00:01:41,134
‫داشتیم راجع به کار حرف می‌زدیم.

28
00:01:41,201 --> 00:01:44,170
‫توی همچین جایی، اونم خارج از ساعت کاری؟

29
00:01:44,237 --> 00:01:46,439
‫بله، کاملاً درسته.

30
00:01:47,841 --> 00:01:52,479
‫دقیقاً بعد از ملاقات با شما،
‫تاتیوا توسط یه نفر به قتل رسیده.

31
00:01:55,115 --> 00:01:56,116
‫واقعاً شوکه شدم.

32
00:01:59,052 --> 00:02:03,590
‫در حالت عادی، نباید هیچ برخوردی
‫با مقتول، یعنی آقای تاتیوا،

33
00:02:04,290 --> 00:02:06,392
‫که یه مدیر بود می‌داشتین، درسته؟

34
00:02:06,893 --> 00:02:09,462
‫- دقیقاً درباره چی حرف می‌زدین؟
‫- ام...

35
00:02:10,630 --> 00:02:12,532
‫توی دوربین نیفتاده بود، مگه نه؟

36
00:02:14,234 --> 00:02:16,035
‫اون لحظه‌ای که تاتیوا رو کشتم.

37
00:02:17,537 --> 00:02:21,941
‫وقتی توی دوربین نیفتاده، یعنی کار من نبوده.

38
00:02:22,941 --> 00:02:32,941
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

39
00:02:43,596 --> 00:02:44,797
‫[پلیس توکیو، تایسوکه ساکورا]

40
00:02:44,864 --> 00:02:46,099
‫[بازرس]

41
00:02:47,667 --> 00:02:49,702
‫[با تشکر از تماشای سریال «کارآگاه، برگرد سر قدم اول»]

42
00:02:52,939 --> 00:02:54,641
‫[حفظ نظم عمومی]

43
00:02:56,676 --> 00:02:58,611
‫[تایسوکه ساکورا]

44
00:02:58,678 --> 00:03:00,280
‫[تقدیرنامه]

45
00:03:01,381 --> 00:03:02,982
‫[نشان خدمت شایسته]

46
00:03:03,049 --> 00:03:05,552
‫[تایسوکه ساکورا]

47
00:03:07,654 --> 00:03:09,422
‫یه کارایی رو باید انجام بدم.

48
00:03:20,300 --> 00:03:21,601
‫- من اول شدم!
‫- من دوم شدم.

49
00:03:22,802 --> 00:03:23,670
‫چقدر سرده!

50
00:03:27,807 --> 00:03:29,008
‫می‌تونی دستتو بدی به من؟

51
00:03:31,644 --> 00:03:32,779
‫طوری نیست.

52
00:03:32,845 --> 00:03:34,714
‫اگه دست همو بگیریم، ترس نداره.

53
00:03:37,750 --> 00:03:38,585
‫بریم.

54
00:03:39,219 --> 00:03:40,553
‫آماده‌ای؟ یک، دو...

55
00:03:49,429 --> 00:03:51,364
‫آب خنک چه کیفی میده!

56
00:04:05,144 --> 00:04:06,813
‫قبلاً دیده بودمش.

57
00:04:07,914 --> 00:04:09,616
‫لبخند ماریکو رو قبلاً هم دیده بودم.

58
00:04:11,150 --> 00:04:12,218
‫آره.

59
00:04:12,285 --> 00:04:14,020
‫ولی اون فرق داشت.

60
00:04:15,421 --> 00:04:16,289
‫چی فرق داشت؟

61
00:04:18,758 --> 00:04:19,626
‫قدرتی که داشت.

62
00:04:20,660 --> 00:04:21,494
‫ممنون.

63
00:04:23,663 --> 00:04:24,530
‫اون...

64
00:04:26,332 --> 00:04:28,101
‫به من لبخند زد...

65
00:04:30,536 --> 00:04:31,504
‫به خودِ من...

66
00:04:35,341 --> 00:04:37,777
‫یعنی می‌گی زیرچشمی دیدن لبخندی
‫که برای یکی دیگه بوده،

67
00:04:37,844 --> 00:04:43,950
‫تأثیرش زمین تا آسمون با لبخندی فرق داره
‫که مستقیم به خودت زده بشه؟

68
00:04:44,017 --> 00:04:44,951
‫خیلی شیرین بود.

69
00:04:47,453 --> 00:04:48,921
‫نه بابا، اون‌طوری نه.

70
00:04:48,988 --> 00:04:51,324
‫منظورم خوشگلی و قیافه‌ش نیست.

71
00:04:51,391 --> 00:04:52,825
‫فهمیدم، فهمیدم.

72
00:04:53,793 --> 00:04:54,661
‫درکت می‌کنم.

73
00:04:55,428 --> 00:04:57,263
‫دلت می‌خواد تنها کسی باشی

74
00:04:57,330 --> 00:05:00,366
‫که خنده به لبش میاره
‫و تنها کسی که می‌تونه اونو ببینه.

75
00:05:01,401 --> 00:05:04,237
‫کم‌کم دلت می‌خواد چیزای بیشتری باشن
‫که فقط مال خودت باشن.

76
00:05:05,038 --> 00:05:07,140
‫به این حس می‌گن حس مالکیت.

77
00:05:08,841 --> 00:05:10,510
‫خب، توی عشق یه چیز طبیعیه.

78
00:05:11,678 --> 00:05:13,212
‫- چطور، واسه تو هم پیش اومده؟
‫- نه، واسه من نه.

79
00:05:14,580 --> 00:05:16,582
‫من هیچ‌وقت انقدر قفلِ یه نفر نبودم.

80
00:05:18,418 --> 00:05:20,687
‫ولی واسه تو این‌طوریه، نه؟

81
00:05:21,721 --> 00:05:28,628
‫مطمئنم به زودی از این‌که...

82
00:05:29,395 --> 00:05:30,630
‫به بقیه لبخند بزنه بدت میاد.

83
00:05:34,267 --> 00:05:36,202
‫مواظب باش.

84
00:05:38,204 --> 00:05:39,806
‫عمراً همچین اتفاقی بیفته.

85
00:05:50,249 --> 00:05:52,985
‫دلم می‌خواد ماریکو زندگی شادی داشته باشه.

86
00:05:54,153 --> 00:05:55,154
‫واسه همین،

87
00:05:55,221 --> 00:05:59,826
‫می‌خوام همیشه بخنده،
‫مهم نیست کنار کی باشه.

88
00:06:01,594 --> 00:06:02,495
‫اما...

89
00:06:03,262 --> 00:06:05,231
‫[شرکت لوازم آرایشی نوسه]

90
00:06:07,266 --> 00:06:10,670
‫این اواخر، ماریکو اصلاً اهل لبخند زدن نیست.

91
00:06:10,737 --> 00:06:12,705
‫اصلاً حال و حوصله نداره.

92
00:06:14,440 --> 00:06:15,808
‫چرا؟

93
00:06:18,077 --> 00:06:20,947
‫چون روز تولدش نزدیکه.

94
00:06:22,982 --> 00:06:26,519
‫دقیق‌تر بخوام بگم، جشن تولد هر ساله‌ش...

95
00:06:26,586 --> 00:06:28,388
‫توی خونه پدریش نزدیکه.

96
00:06:31,391 --> 00:06:32,291
‫بفرمایید.

97
00:06:33,092 --> 00:06:34,127
‫ممنون.

98
00:06:34,894 --> 00:06:37,263
‫- واقعاً راضی به زحمت نبودم.
‫- نه بابا، داشتم برای خودمم درست می‌کردم.

99
00:06:57,316 --> 00:06:58,851
‫- ایزومی.
‫- بله؟

100
00:06:58,918 --> 00:07:01,287
‫پس‌فردا با من میای خونه‌مون؟

101
00:07:01,354 --> 00:07:03,856
‫امکان نداره بتونم بیام.

102
00:07:06,092 --> 00:07:06,926
‫من...

103
00:07:08,494 --> 00:07:10,163
‫ازش خوشم نمیاد.

104
00:07:10,930 --> 00:07:12,165
‫منظورم زنِ رئیسه.

105
00:07:13,633 --> 00:07:16,002
‫البته از خودِ رئیس بدم نمیاد، ها.

106
00:07:16,068 --> 00:07:18,438
‫آدم خوبیه، مهربونم هست.

107
00:07:19,939 --> 00:07:22,041
‫کی می‌دونه؟ من که خوب نمی‌شناسمش.

108
00:07:22,108 --> 00:07:24,444
‫باز شروع کردی.

109
00:07:25,445 --> 00:07:28,781
‫ماریکو، شاید مشکل اینه که خودت
‫با بقیه راحت نیستی و گرم نمی‌گیری؟

110
00:07:30,183 --> 00:07:33,920
‫اگه احساسات واقعیت رو بیشتر نشون بدی،
‫صمیمی‌تر نمی‌شین؟

111
00:07:33,986 --> 00:07:35,988
‫اگه پیش یکی سفره دلتو باز کنی،

112
00:07:36,055 --> 00:07:38,691
‫خیال خودتم راحت‌تر می‌شه، ماریکو.

113
00:07:39,725 --> 00:07:40,893
‫واقعاً؟

114
00:07:40,960 --> 00:07:42,061
‫آره خب.

115
00:07:42,128 --> 00:07:45,131
‫راستش من اصلاً توی درمیون گذاشتن
‫حرفام با بقیه تعریفی ندارم.

116
00:07:45,698 --> 00:07:47,733
‫چی؟ جدی؟

117
00:07:50,803 --> 00:07:51,871
‫پروژه جلو رفت؟

118
00:07:51,938 --> 00:07:53,005
‫حلال‌زاده‌ست...

119
00:07:53,072 --> 00:07:54,974
‫- الان خودم بررسیش می‌کنم.
‫- ممنون.

120
00:07:58,211 --> 00:07:59,712
‫بیرون از محیط کار،

121
00:07:59,779 --> 00:08:03,182
‫ماریکو و رئیس تقریباً هیچ ارتباطی با هم ندارن.

122
00:08:04,717 --> 00:08:09,589
‫رابطه پدر و فرزندی زیاد دیدم، ولی...

123
00:08:11,023 --> 00:08:13,526
‫شنیدم هاتانو از زندان آزاد شده، درسته؟

124
00:08:13,593 --> 00:08:14,994
‫حواست باشه.

125
00:08:15,061 --> 00:08:17,830
‫مدت زیادی گذشته، ولی ممکنه راجع به قضایایی
‫که به تو هم ربط داره دهن باز کنه.

126
00:08:17,897 --> 00:08:18,898
‫[گینجیرو نوسه]

127
00:08:20,066 --> 00:08:21,801
‫[سال ششم، کلاس ۳ کلاس ستاره طلایی رتبه ۱]

128
00:08:21,868 --> 00:08:23,536
‫[ساتورو هاتانو]

129
00:08:40,953 --> 00:08:41,787
‫[گینجیرو نوسه]

130
00:08:41,854 --> 00:08:44,390
‫یعنی مشکل، خودِ پدرشه؟

131
00:08:45,424 --> 00:08:48,027
‫یا کلاً سر تا پای این خونواده مشکل داره؟

132
00:08:49,695 --> 00:08:51,464
‫می‌خوام کاری کنم ماریکو لبخند بزنه.

133
00:08:53,599 --> 00:08:54,600
‫پس...

134
00:08:55,701 --> 00:08:58,237
‫باید فاکتورهای ریسکی رو که...

135
00:08:58,804 --> 00:08:59,906
‫سر راهش قرار دارن حذف کنم.

136
00:09:21,928 --> 00:09:23,462
‫مامان، من اومدم.

137
00:09:46,218 --> 00:09:47,453
‫ماریکو؟

138
00:09:48,087 --> 00:09:49,689
‫سلام، من برگشتم.

139
00:09:49,755 --> 00:09:50,623
‫خوش اومدی.

140
00:09:50,690 --> 00:09:54,360
‫پدرت یه لحظه رفته بیرون،
‫همین که برگرده شروع می‌کنیم.

141
00:10:09,575 --> 00:10:10,643
‫الو، جانم؟

142
00:10:47,113 --> 00:10:49,315
‫ببخشید، می‌دونم روز تعطیلتونه.

143
00:10:49,382 --> 00:10:51,951
‫قبل زنگ زدن نمی‌دونستم خونه پدریتون هستید.

144
00:10:53,085 --> 00:10:54,654
‫باید تا اول هفته صبر می‌کردم.

145
00:10:55,688 --> 00:10:58,090
‫اگه دیر بشه، واسه اونا دردسر درست می‌شه.

146
00:10:58,758 --> 00:11:00,126
‫- یه ثانیه منتظر بمون.
‫- چشم.

147
00:11:04,497 --> 00:11:06,766
‫سلام، کمکی از دستم برمیاد؟

148
00:11:06,832 --> 00:11:10,536
‫رئیس هیئت‌مدیره! من یوکیمورا هستم،
‫از بخش تجاری برند.

149
00:11:10,603 --> 00:11:14,240
‫دیروز یادم رفت تأییدیه نمونه‌ها رو بگیرم.

150
00:11:14,306 --> 00:11:17,810
‫عجب، دستت درد نکنه. حالا بیا تو.

151
00:11:17,877 --> 00:11:19,145
‫نه نه.

152
00:11:19,211 --> 00:11:21,313
‫من زود رفع زحمت می‌کنم. همین‌جا خوبه.

153
00:11:21,380 --> 00:11:22,548
‫نه بابا، مشکلی نیست.

154
00:11:22,615 --> 00:11:26,118
‫قدیما همه‌ی کارمندها زیاد می‌اومدن اینجا غذا می‌خوردن.

155
00:11:26,986 --> 00:11:29,755
‫بدو بیا، زود باش!

156
00:11:36,962 --> 00:11:40,533
‫منم صددرصد «وقایع‌نگاری پرنده‌ی کوکی» رو
‫بیشتر ترجیح می‌دم.

157
00:11:40,599 --> 00:11:42,034
‫دقیقاً!

158
00:11:42,101 --> 00:11:44,537
‫خب «چوب نروژی» هم محشره،

159
00:11:44,603 --> 00:11:47,306
‫ولی این یکی واقعاً شاهکارِ اصلیشه.

160
00:11:47,973 --> 00:11:49,108
‫مادربزرگِ ماریکو...

161
00:11:49,675 --> 00:11:51,243
‫عاشق هاروکی موراکامیه.

162
00:11:51,944 --> 00:11:52,912
‫روزی که کتاب جدید بیاد بیرون...

163
00:11:53,913 --> 00:11:56,749
‫از اون طرفدارای دوآتیشه‌ایه
‫که از ساعت‌ها قبلِ باز شدن کتاب‌فروشی،

164
00:11:56,816 --> 00:11:59,518
‫جلوی کتاب‌فروشی صف می‌کشه تا یه دونه‌شو بخره.

165
00:12:00,086 --> 00:12:02,888
‫می‌گن توی این اثر، توصیف شرارت
‫که تا قبلش فانتزی بود،

166
00:12:02,955 --> 00:12:05,925
‫کم‌کم با تاریخ و عینیت گره خورد و به شکل یه شرارت واقعی

167
00:12:05,991 --> 00:12:07,359
‫نمود پیدا کرد.

168
00:12:07,426 --> 00:12:09,095
‫آره، دقیقاً!

169
00:12:10,096 --> 00:12:11,530
‫راستی، جدیده رو خوندی؟

170
00:12:11,597 --> 00:12:12,898
‫نه، هنوز فرصت نکردم.

171
00:12:13,632 --> 00:12:14,767
‫پس بهت قرضش می‌دم.

172
00:12:15,634 --> 00:12:16,769
‫- واقعاً؟
‫- آره.

173
00:12:16,836 --> 00:12:18,270
‫وای، خیلی لطف می‌کنین.

174
00:12:21,941 --> 00:12:22,975
‫- بفرمایید.
‫- بله.

175
00:12:23,743 --> 00:12:24,844
‫خیلی ممنون.

176
00:12:27,279 --> 00:12:28,347
‫خب، من دیگه رفع زحمت کنم.

177
00:12:28,914 --> 00:12:30,783
‫به این زودی؟ ناهار پیش ما بمون.

178
00:12:32,051 --> 00:12:35,187
‫مامان، این‌جوری یهویی که بنده خدا معذب می‌شه.

179
00:12:35,254 --> 00:12:37,022
‫مگه بعد اینجا کاری داری؟

180
00:12:37,089 --> 00:12:41,560
‫نه خب، کاری که ندارم، ولی...

181
00:12:43,028 --> 00:12:44,396
‫پیش‌مون غذا بخور، چی می‌شه مگه؟

182
00:12:44,463 --> 00:12:45,564
‫چی؟

183
00:12:45,631 --> 00:12:48,868
‫می‌تونی اینو امروز بعد ساعت کاری
‫با ایمیل بفرستی دیگه، نه؟

184
00:12:49,869 --> 00:12:51,203
‫اما...

185
00:12:54,206 --> 00:12:56,008
‫وای، دارم از گشنگی هلاک می‌شم.

186
00:12:57,176 --> 00:12:58,010
‫شما کی هستید؟

187
00:13:00,045 --> 00:13:02,314
‫بیا، اینجا بشین.

188
00:13:02,381 --> 00:13:03,749
‫آها، ببخشید.

189
00:13:03,816 --> 00:13:05,251
‫من برگشتم.

190
00:13:05,785 --> 00:13:06,986
‫- خسته نباشی.
‫- خوش اومدی.

191
00:13:07,052 --> 00:13:07,920
‫آقای رئیس...

192
00:13:08,587 --> 00:13:11,357
‫بابت اون روز واقعاً ممنونم.

193
00:13:11,423 --> 00:13:14,293
‫اوه، یوکیمورا. سلام.

194
00:13:15,427 --> 00:13:16,462
‫خسته نباشی.

195
00:13:17,997 --> 00:13:19,231
‫برم دستامو بشورم.

196
00:13:31,644 --> 00:13:34,246
‫ماریکو، از اینم بکش. دوست داری مگه نه؟

197
00:13:35,047 --> 00:13:36,115
‫خیلی ممنون.

198
00:13:38,017 --> 00:13:41,220
‫سایوری، نامادریِ ماریکو،
‫وقتی ماریکو هفت سالش بود

199
00:13:41,987 --> 00:13:43,489
‫پاش به این خونواده باز شد.

200
00:13:43,556 --> 00:13:45,991
‫[حالا یه خانوم جدید اونجاست]

201
00:13:51,063 --> 00:13:53,899
‫هنوز یه سال از فوتِ...

202
00:13:54,466 --> 00:13:56,135
‫مادرِ ماریکو نگذشته بود که وارد خانواده شد.

203
00:13:56,202 --> 00:13:57,336
‫[ممنون بابت این ۲۵ سال
‫#سالگرد_ازدواج]

204
00:13:57,403 --> 00:14:00,773
‫با وجود دختر کاردرستی مثل ماریکو،
‫خیالمون از شرکت راحته.

205
00:14:00,840 --> 00:14:02,575
‫شرکت مال تو نیست.

206
00:14:04,677 --> 00:14:07,913
‫کاملاً مشخصه زنیه که فقط دنبال پوله.

207
00:14:10,082 --> 00:14:15,788
‫نه، طبیعیه چیزایی که واضح به نظر میان
‫لایه‌های خیلی پیچیده‌ای پشتشون باشه.

208
00:14:16,822 --> 00:14:18,290
‫نباید غفلت کنیم.

209
00:14:18,357 --> 00:14:23,529
‫داری با درست کردن غذای مخصوص کیوکو پز می‌دی؟

210
00:14:24,763 --> 00:14:26,899
‫واقعاً خیلی پررویی، جدی می‌گم.

211
00:14:28,901 --> 00:14:30,936
‫وای، مامان، این چه حرفیه؟

212
00:14:31,003 --> 00:14:35,407
‫این دستور پختیه که خودم به کیوکو یاد دادم.

213
00:14:35,474 --> 00:14:39,845
‫قدیما با کیوکو و ماریکو، وقتی بچه بود،
‫با هم درستش می‌کردیم، مگه نه؟

214
00:14:39,912 --> 00:14:41,547
‫من که تازه دارم اینو می‌شنوم.

215
00:14:41,614 --> 00:14:47,353
‫این زن و مادرِ ماریکو آشناهای قدیمی بودن.

216
00:14:47,419 --> 00:14:49,788
‫ماریکو، سال دیگه که کیتو اومد توی شرکت،

217
00:14:49,855 --> 00:14:51,891
‫هوای داداشتو داشته باش، باشه؟

218
00:14:52,625 --> 00:14:54,660
‫چی؟ عمراً.

219
00:14:54,727 --> 00:14:56,395
‫من زیردستِ اون کار نمی‌کنم.

220
00:14:57,229 --> 00:14:59,131
‫خواهرم ترسناک نیست به نظرت؟

221
00:14:59,999 --> 00:15:02,601
‫نه بابا، کجاش ترسناکه.

222
00:15:02,668 --> 00:15:04,370
‫از اون مهم‌تر، کیتو،

223
00:15:04,937 --> 00:15:07,006
‫مطمئنی اصلاً از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شی؟

224
00:15:07,072 --> 00:15:08,908
‫خب یه خاکی توی سرم می‌ریزم دیگه.

225
00:15:08,974 --> 00:15:11,644
‫- زحمت نکشی هیچی درست نمی‌شه.
‫- تا وقتی که تو...

226
00:15:11,710 --> 00:15:13,612
‫- گیر ندی، آلارمم روشن نمی‌شه.
‫- باشه بابا، باشه،

227
00:15:13,679 --> 00:15:14,780
‫همه‌چیزو ردیف می‌کنم.

228
00:15:15,414 --> 00:15:20,552
‫کیتو، حس می‌کنم ماریکو در واقع
‫به روش خودش خیلی هواتو داره.

229
00:15:23,422 --> 00:15:25,357
‫پس تهش مشکل خودشه.

230
00:15:27,026 --> 00:15:28,494
‫یوکیمورا.

231
00:15:28,560 --> 00:15:29,561
‫بله.

232
00:15:29,628 --> 00:15:32,298
‫ماریکو سلیقه‌های خاص خودشو داره،

233
00:15:32,364 --> 00:15:35,100
‫برای بچه‌های بخش تجاری برند
‫که مشکلی درست نکرده؟

234
00:15:35,167 --> 00:15:36,502
‫اصلاً این‌طور نیست.

235
00:15:36,568 --> 00:15:38,304
‫همگی پر از انگیزه‌ان و سخت تلاش می‌کنن.

236
00:15:39,038 --> 00:15:40,406
‫- واقعاً؟
‫- بله.

237
00:15:41,640 --> 00:15:44,476
‫پس این همون کارمند جوونیه که اون روز باهاش...

238
00:15:44,543 --> 00:15:46,045
‫گلف بازی می‌کردی.

239
00:15:46,845 --> 00:15:48,614
‫یوکیمورا گلفش حرف نداره.

240
00:15:48,681 --> 00:15:50,149
‫خیلی هم باادبه.

241
00:15:50,215 --> 00:15:51,383
‫به زودی بازم بریم.

242
00:15:51,450 --> 00:15:52,885
‫باعث افتخارمه.

243
00:15:55,821 --> 00:15:57,990
‫کِی اومدی به بخشِ ماریکو؟

244
00:15:58,057 --> 00:15:59,892
‫من اصلاً خبر نداشتم.

245
00:15:59,959 --> 00:16:01,360
‫کلاً دو هفته‌ای می‌شه.

246
00:16:03,696 --> 00:16:07,700
‫از اونجا که خودِ ماریکو انتخابت کرده،
‫باید خیلی کاربلد باشی، نه؟

247
00:16:10,369 --> 00:16:14,139
‫ماریکو زیاد اهل حرف زدن نیست،

248
00:16:14,206 --> 00:16:17,076
‫واسه همین گاهی سخته که بفهمی
‫توی سرش چی می‌گذره، درسته؟

249
00:16:17,142 --> 00:16:19,211
‫نه، از این لحاظ مشکلی نیست.

250
00:16:20,045 --> 00:16:22,214
‫از بچگی یه غرور خاصی داشت،

251
00:16:22,281 --> 00:16:25,250
‫تقریباً هیچ‌وقتم نه گله می‌کنه، نه لوس‌بازی درمیاره.

252
00:16:25,951 --> 00:16:29,288
‫منم به عنوان پدرش، خیلی وقتا اصلاً
‫نمی‌فهمم چی توی کله‌شه.

253
00:16:31,690 --> 00:16:34,994
‫حواست به ماریکو باشه و کمکش کن.

254
00:16:35,060 --> 00:16:38,497
‫اوه، باعث افتخارمه.

255
00:16:38,564 --> 00:16:40,933
‫لازم نیست این همه حرف بزنی.

256
00:16:55,114 --> 00:16:57,349
‫- ما برگشتیم.
‫- سلام.

257
00:16:57,416 --> 00:16:59,318
‫این سوتا یوکیمورا که پاپیچش شدی،

258
00:16:59,385 --> 00:17:01,787
‫آدم پررنگ و شناخته‌شده‌ای توی شرکتش نیست.

259
00:17:01,854 --> 00:17:03,555
‫کسی اطلاعات زیادی ازش نداره.

260
00:17:03,622 --> 00:17:07,393
‫فقط اینو می‌دونیم که تازگی‌ها منتقل شده
‫به بخش تجاری برند.

261
00:17:07,960 --> 00:17:09,194
‫- منتقل شده؟
‫- آره،

262
00:17:09,261 --> 00:17:11,330
‫دختر رئیس شخصاً انتخابش کرده.

263
00:17:11,397 --> 00:17:12,698
‫یه چیز بی‌سابقه‌ایه.

264
00:17:14,600 --> 00:17:16,268
‫دختر رئیس...

265
00:17:17,302 --> 00:17:20,272
‫دختر رئیس همون ماریکو نوسه‌ست دیگه، نه؟

266
00:17:21,673 --> 00:17:22,875
‫راستی،

267
00:17:22,941 --> 00:17:25,711
‫شاهدها گزارش دادن که مقتول، یعنی تاتیوا،

268
00:17:25,778 --> 00:17:27,479
‫و ماریکو نوسه درست روز حادثه
‫توی شرکت داشتن با هم...

269
00:17:27,546 --> 00:17:29,481
‫دعوا و مرافعه می‌کردن.

270
00:17:30,349 --> 00:17:33,018
‫یعنی ممکنه همکار بودن این دوتا توی یه بخش،

271
00:17:33,085 --> 00:17:34,820
‫به این ماجرا ربط داشته باشه؟

272
00:17:37,356 --> 00:17:41,193
‫[سوتا یوکیمورا]

273
00:17:52,504 --> 00:17:54,606
‫بهت میاد چیزای شیرین دوست داشته باشی.

274
00:17:54,673 --> 00:17:56,442
‫- آره، دوست دارم.
‫- خوشحالم.

275
00:17:57,543 --> 00:17:59,845
‫می‌رم یه دستی به سر و روم بکشم.

276
00:17:59,912 --> 00:18:02,514
‫- مستقیم برو، درِ دوم سمت راست.
‫- باشه.

277
00:18:07,119 --> 00:18:10,089
‫بالاخره یه نفرو با خودت آوردی خونه، هان؟

278
00:18:10,155 --> 00:18:11,056
‫اولین باره.

279
00:18:12,658 --> 00:18:14,460
‫خودش همینطوری پاشد اومد.

280
00:18:19,865 --> 00:18:22,701
‫ببخشید که امروز مجبورت کردم همراهم بیای.

281
00:18:22,768 --> 00:18:23,836
‫اصلاً این حرفو نزن.

282
00:18:24,970 --> 00:18:25,838
‫بهم خوش گذشت.

283
00:18:26,939 --> 00:18:28,340
‫دروغ نگو.

284
00:18:29,241 --> 00:18:30,509
‫راستشو بگو، کلافه شدی، نه؟

285
00:18:31,543 --> 00:18:35,781
‫کلافه نشدم، فقط حسابی دست‌پاچه شده بودم.

286
00:18:36,915 --> 00:18:38,150
‫حق داری، واقعاً.

287
00:18:38,817 --> 00:18:40,052
‫شرمنده‌تم.

288
00:18:41,887 --> 00:18:44,790
‫ولی خیلی عجیب باهاشون گرم گرفتی.

289
00:18:45,657 --> 00:18:46,825
‫من؟

290
00:18:46,892 --> 00:18:48,660
‫من که اصلاً اونجا اضافه بودم.

291
00:18:48,727 --> 00:18:51,296
‫نه، تو بیشتر از من بهشون می‌خوری.

292
00:18:56,268 --> 00:18:58,237
‫آدم عجیبی هستی.

293
00:19:00,772 --> 00:19:02,808
‫عین کسی هستی که همیشه
‫درست به موقع پیداش می‌شه.

294
00:19:05,110 --> 00:19:08,580
‫هر چی بخوام رو درست سر وقت بهم می‌دی.

295
00:19:08,647 --> 00:19:11,116
‫دقیقاً سر بزنگاه ظاهر می‌شی.

296
00:19:12,718 --> 00:19:13,785
‫واقعاً؟

297
00:19:15,254 --> 00:19:16,088
‫آره.

298
00:19:20,859 --> 00:19:22,127
‫درست مثل یه دیوار.

299
00:19:25,063 --> 00:19:27,399
‫فقط می‌بینم اونجایی.

300
00:19:27,466 --> 00:19:28,967
‫اما بود و نبودت...

301
00:19:29,902 --> 00:19:30,969
‫زیاد فرقی برام نداره.

302
00:19:35,974 --> 00:19:37,009
‫ببخشید.

303
00:19:37,943 --> 00:19:39,878
‫این «ببخشید» یعنی این توهین بود؟

304
00:19:39,945 --> 00:19:42,514
‫نه، اصلاً منظورم این نبود.

305
00:19:47,452 --> 00:19:49,755
‫این مهمونی تولد رسم هر ساله‌تونه؟

306
00:19:51,290 --> 00:19:52,157
‫آره.

307
00:19:53,559 --> 00:19:56,695
‫پیچوندن و نرفتنش خیلی راحته، اما...

308
00:19:58,964 --> 00:19:59,798
‫راستش...

309
00:20:01,667 --> 00:20:05,037
‫بچه که بودم، اون‌قدر ازش متنفر بودم
‫که از خونه زدم بیرون و فرار کردم.

310
00:20:08,407 --> 00:20:09,474
‫ولی امروز...

311
00:20:10,275 --> 00:20:12,244
‫تصمیم گرفتم حتماً برم خونه،

312
00:20:12,311 --> 00:20:14,046
‫چون می‌خوام یاد مادرم رو زنده نگه دارم.

313
00:20:14,846 --> 00:20:16,415
‫یاد مادرت؟

314
00:20:16,481 --> 00:20:17,382
‫آره.

315
00:20:19,751 --> 00:20:24,890
‫تولد همون روزیه که یه مادر کلی درد کشیده
‫تا بچه‌ش رو به دنیا بیاره، مگه نه؟

316
00:20:26,458 --> 00:20:28,927
‫این قضیه به مراتب باارزش‌تره.

317
00:20:30,562 --> 00:20:31,930
‫واسه همین، اون دورهمیِ چند ساعت پیش،

318
00:20:32,798 --> 00:20:34,233
‫یه جشن برای مادرم بود.

319
00:20:39,137 --> 00:20:41,006
‫ماریکو، تو واقعاً مهربونی.

320
00:20:41,940 --> 00:20:42,941
‫چی، از چه لحاظ؟

321
00:20:43,742 --> 00:20:45,677
‫فقط می‌خوام بابام رو تحت فشار بذارم.

322
00:20:46,411 --> 00:20:48,080
‫که بفهمه اگه مادرم رو فراموش کنه، نمی‌بخشمش.

323
00:20:50,315 --> 00:20:51,383
‫طرز فکر کینه‌توزانه‌ایه.

324
00:20:53,118 --> 00:20:57,222
‫بابامم لابد ته دلش این کارو
‫یه جور مردم‌آزاری می‌دونه.

325
00:20:57,289 --> 00:20:58,790
‫من این‌طور فکر نمی‌کنم.

326
00:21:00,192 --> 00:21:04,329
‫چون هر سال، فقط همین یه روز رو
‫بدون هیچ برنامه‌ی کاری برمی‌گرده خونه.

327
00:21:04,930 --> 00:21:08,300
‫اون فقط از صمیم قلبش دلش می‌خواد
‫تولدت رو جشن بگیره.

328
00:21:10,602 --> 00:21:12,571
‫تو این چیزا رو از کجا می‌دونی؟

329
00:21:14,806 --> 00:21:15,741
‫خب...

330
00:21:17,142 --> 00:21:20,312
‫فقط حس کردم باید همین‌طوری باشه.

331
00:21:22,281 --> 00:21:23,148
‫یه لحظه صبر کن.

332
00:21:30,822 --> 00:21:32,157
‫ببخشید معطل شدید.

333
00:21:32,824 --> 00:21:35,527
‫- دستتون درد نکنه.
‫- خیلی ممنون.

334
00:21:41,667 --> 00:21:42,501
‫راستی...

335
00:21:44,102 --> 00:21:45,003
‫بیا.

336
00:21:47,205 --> 00:21:48,974
‫کادوی تولد برات نگرفتم، واسه همین...

337
00:21:51,810 --> 00:21:55,113
‫- معذرت می‌خوام، پامو از گلیمم درازتر کردم.
‫- نه بابا، این چه حرفیه.

338
00:21:56,748 --> 00:21:57,616
‫ممنون.

339
00:22:06,024 --> 00:22:08,327
‫جشنتون فقط در همین حدِ دورهمی خونوادگیه؟

340
00:22:10,495 --> 00:22:11,596
‫آره.

341
00:22:12,431 --> 00:22:15,400
‫کلاً از تولدها بیزارم.

342
00:22:17,369 --> 00:22:18,837
‫زیاد اهل مناسبت‌ها و این بازیا نیستم.

343
00:22:21,273 --> 00:22:22,140
‫می‌فهمم.

344
00:22:33,085 --> 00:22:34,820
‫امروز تولدِ ماریکوئه.

345
00:22:36,455 --> 00:22:39,224
‫توی همون جشن سالانه‌ای که خونه‌ی خونواده‌ش
‫برگزار شده بود، شرکت کردم؛

346
00:22:40,025 --> 00:22:42,427
‫همین امسال.

347
00:23:00,746 --> 00:23:02,080
‫از همون سال به بعد،

348
00:23:02,981 --> 00:23:05,717
‫ماریکو همیشه از روز تولدش بدش اومده.

349
00:23:22,072 --> 00:23:32,072
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

350
00:23:48,427 --> 00:23:51,463
‫پس پاتوقِ تو اینجاست، آره؟

351
00:23:51,530 --> 00:23:53,298
‫آره. این اواخر زیاد میام اینجا.

352
00:23:53,365 --> 00:23:54,299
‫وای...

353
00:23:54,366 --> 00:23:55,700
‫به به، ماریکو، خوش اومدی.

354
00:23:55,767 --> 00:23:57,702
‫اوه...

355
00:23:59,704 --> 00:24:01,006
‫سلام.

356
00:24:03,708 --> 00:24:07,612
‫ماریکو و یوکیمورا توی یه دانشگاه درس می‌خوندین؟

357
00:24:07,679 --> 00:24:09,881
‫آره، شبیه یه دیدار سرنوشت‌ساز بعد از سال‌هاست، مگه نه؟

358
00:24:09,948 --> 00:24:11,850
‫حالا سرنوشت رو نمی‌دونم.

359
00:24:11,917 --> 00:24:14,052
‫چند وقته این کافه رو باز کردی؟

360
00:24:14,119 --> 00:24:16,388
‫از پاییز پارسال. الان نزدیک یه سال می‌شه.

361
00:24:16,455 --> 00:24:19,024
‫واقعاً؟ من که اصلاً متوجه نشده بودم.

362
00:24:19,090 --> 00:24:21,693
‫ماریکو، تو از همون اوایلِ افتتاحیه می‌اومدی، نه؟

363
00:24:21,760 --> 00:24:23,261
‫فکر کنم، آره.

364
00:24:24,162 --> 00:24:25,063
‫چی؟

365
00:24:25,564 --> 00:24:30,769
‫یعنی تمام این مدت ماریکو رو می‌شناختی
‫و یه بارم باهاش حرف نزدی؟

366
00:24:31,470 --> 00:24:33,238
‫- این کار یکم ترسناک نیست؟
‫- چی؟ واقعاً وحشتناکه.

367
00:24:33,805 --> 00:24:34,940
‫می‌خواستم مراعات کنم.

368
00:24:35,006 --> 00:24:38,043
‫ولی ماریکو که خبر نداشت، داشت؟

369
00:24:38,109 --> 00:24:40,846
‫اینکه یکی یه طرفه بشناستت...

370
00:24:40,912 --> 00:24:43,281
‫دلت نمی‌خواست زودتر بیاد باهات حرف بزنه؟

371
00:24:44,716 --> 00:24:48,820
‫نه، اتفاقاً خوشحال بودم که کاریم نداشت.

372
00:24:49,387 --> 00:24:52,257
‫اگه هم‌کلام می‌شد،
‫احتمالاً دیگه پامو اینجا نمی‌ذاشتم.

373
00:24:52,324 --> 00:24:54,559
‫نه بابا! چی؟ ولی الان که مشکلی نداری؟

374
00:24:56,294 --> 00:24:57,462
‫نه، الان راحتم.

375
00:24:57,529 --> 00:25:00,265
‫آخیش، خیالم راحت شد. یه لحظه هول کردم.

376
00:25:00,332 --> 00:25:02,334
‫فکر کردم سوتا کفری می‌شه از دستم.

377
00:25:02,901 --> 00:25:04,035
‫چی؟ یوکیمورا؟

378
00:25:05,103 --> 00:25:07,339
‫نه، هیچی... با خودم بودم، آره.

379
00:25:09,207 --> 00:25:12,043
‫- ببخشید!
‫- بله؟ الان میام خدمتتون.

380
00:25:12,110 --> 00:25:13,879
‫خب دیگه، نوش جان.

381
00:25:15,146 --> 00:25:16,681
‫- یه نفرید، درسته؟
‫- بله.

382
00:25:18,250 --> 00:25:21,319
‫دوستِ یوکیموراست دیگه، نه؟

383
00:25:21,887 --> 00:25:24,856
‫- خیلی با هم فرق دارن...
‫- آره.

384
00:25:25,590 --> 00:25:27,425
‫ولی به نظر آدم بدی نمیاد.

385
00:25:29,060 --> 00:25:30,262
‫همین‌طوره.

386
00:25:42,340 --> 00:25:43,608
‫خانم مدیر.

387
00:25:43,675 --> 00:25:45,844
‫بی زحمت یه نگاهی به این بندازین.

388
00:25:45,911 --> 00:25:48,580
‫بذارشون اونجا، بعداً چکشون می‌کنم.

389
00:25:50,849 --> 00:25:52,884
‫ایزومی، راستی...

390
00:25:52,951 --> 00:25:54,119
‫چیزی شده؟

391
00:25:54,185 --> 00:25:55,020
‫دعواتون شده؟

392
00:25:55,587 --> 00:25:56,788
‫نه.

393
00:25:57,756 --> 00:26:00,225
‫قضیه اون نیست، فقط نمونه‌های
‫فروشگاه کِیهین...

394
00:26:00,292 --> 00:26:02,494
‫اوضاع خرابه! ماریکو!

395
00:26:02,561 --> 00:26:03,862
‫- خیلی بد شده!
‫- چی شده مگه؟

396
00:26:04,763 --> 00:26:08,600
‫توی پرونده تاتیوا به یوکیمورا مظنون شدن!

397
00:26:09,200 --> 00:26:10,068
‫چی؟!

398
00:26:10,135 --> 00:26:13,438
‫ظاهراً پلیس داره
‫از بچه‌های شرکتمون بازجویی می‌کنه.

399
00:26:13,505 --> 00:26:17,008
‫چند نفر گفتن توی بازجویی راجع به یوکیمورا پرسیدن.

400
00:26:25,917 --> 00:26:28,086
‫- ببخشید توی ساعت کاری مزاحم شدم.
‫- نه بابا.

401
00:26:28,787 --> 00:26:30,455
‫هنوز وقت ناهارم رو نرفته بودم.

402
00:26:30,522 --> 00:26:31,623
‫اتفاقاً سر وقت شد.

403
00:26:32,958 --> 00:26:34,059
‫بفرمایید بشینید.

404
00:26:35,560 --> 00:26:38,029
‫چون پیامی ازتون نرسید،

405
00:26:38,797 --> 00:26:40,865
‫فکر کردم شاید ردم کرده باشید.

406
00:26:41,399 --> 00:26:44,869
‫عذر می‌خوام، سرم شدیداً با یه سری کارها شلوغ بود.

407
00:26:45,937 --> 00:26:48,173
‫کارتون حسابی پرمشغله به نظر میاد.

408
00:26:50,208 --> 00:26:52,577
‫یه سؤالی بود که می‌خواستم ازتون بپرسم.

409
00:26:52,644 --> 00:26:55,580
‫بفرمایید، هر چی باشه در خدمتم.

410
00:26:57,649 --> 00:27:01,753
‫راسته که یکی از کارمندای ما
‫توی ماجرای تاتیوا مظنون شناخته شده؟

411
00:27:05,890 --> 00:27:08,827
‫عجب، پس موضوع اینه...

412
00:27:11,730 --> 00:27:15,600
‫دلیل این‌که دعوت منو برای غذا قبول کردید
‫این بود که من پلیسم.

413
00:27:15,667 --> 00:27:16,835
‫نه، آخه...

414
00:27:20,672 --> 00:27:21,506
‫معذرت می‌خوام.

415
00:27:23,675 --> 00:27:24,909
‫آدم خیلی رک و رو‌راستی هستید.

416
00:27:26,444 --> 00:27:29,047
‫چون پرونده در دست بررسیه،
‫نمی‌تونم با جزئیات بگم،

417
00:27:30,415 --> 00:27:33,318
‫ولی داریم احتمالات مختلف رو
‫بررسی می‌کنیم.

418
00:27:33,385 --> 00:27:36,855
‫بابت اتفاقی که برای تاتیوا افتاد متأسفم.

419
00:27:37,689 --> 00:27:40,892
‫اما غیرممکنه قاتل زیردستِ من باشه.

420
00:27:41,826 --> 00:27:43,495
‫من اینو نگفته بودم،

421
00:27:43,561 --> 00:27:46,364
‫ولی خودم سر کار با آقای تاتیوا مشکل داشتم،

422
00:27:46,431 --> 00:27:48,733
‫درست قبل حادثه هم با هم دعوامون شده بود.

423
00:27:48,800 --> 00:27:52,137
‫به خاطر این قضیه نیست
‫که به زیردستام شک کردید؟

424
00:27:52,203 --> 00:27:56,608
‫یا پلیس فکر می‌کنه زیردستای منم
‫با تاتیوا رابطه خوبی نداشتن؟

425
00:27:57,575 --> 00:27:59,778
‫این یه قضیه شخصی بین من و اون بود.

426
00:27:59,844 --> 00:28:01,346
‫زیردستام هیچ ربطی به این ماجرا ندارن.

427
00:28:03,581 --> 00:28:06,317
‫ما موظفیم همه جوانب رو بررسی کنیم،

428
00:28:06,918 --> 00:28:08,586
‫پس لطفاً نگران نباشید.

429
00:28:11,056 --> 00:28:13,792
‫بله، درسته. معذرت می‌خوام.

430
00:28:16,161 --> 00:28:18,797
‫رئیس خیلی دلسوزی هستی، ماریکو.

431
00:28:20,732 --> 00:28:24,903
‫اینکه این‌طور به آب و آتیش می‌زنی
‫تا از همکارات دفاع کنی...

432
00:28:34,212 --> 00:28:35,847
‫دقیقاً همون‌طوری هستی که مادربزرگت می‌گفت.

433
00:28:37,449 --> 00:28:39,284
‫ماریکو اهل دم‌خور شدن با بقیه نیست،

434
00:28:40,385 --> 00:28:41,986
‫ولی دختر خیلی مهربونیه.

435
00:28:43,088 --> 00:28:45,190
‫قبل اینکه ببینمت، بارها اینو بهم گفته بود.

436
00:28:46,825 --> 00:28:48,126
‫همچین حرفی زد؟

437
00:28:50,128 --> 00:28:51,763
‫خیلی شبیه مادرتی.

438
00:28:54,299 --> 00:28:56,401
‫آدم ساکت و آرومی بود،

439
00:28:58,369 --> 00:28:59,771
‫ولی عین یه گل آفتابگردون...

440
00:29:00,972 --> 00:29:02,574
‫به اون خونواده صفا می‌داد.

441
00:29:06,344 --> 00:29:08,747
‫توام مو به مو شبیه خودشی.

442
00:29:13,284 --> 00:29:14,919
‫مادربزرگم اینا رو بهت گفت؟

443
00:29:17,722 --> 00:29:19,691
‫شاید شنیده باشی،

444
00:29:19,758 --> 00:29:24,596
‫ولی مادرم وقتی من هفت سالم بود
‫توی تصادف فوت کرد.

445
00:29:30,468 --> 00:29:33,204
‫حتماً خیلی بهت سخت گذشته.

446
00:29:34,939 --> 00:29:37,575
‫نمی‌دونم چی بگم...

447
00:29:37,642 --> 00:29:39,344
‫نه، طوری نیست.

448
00:29:40,278 --> 00:29:42,380
‫دیگه برای خودم آدم بالغی شدم.

449
00:29:43,648 --> 00:29:45,183
‫مال قدیماست.

450
00:29:53,424 --> 00:29:55,994
‫چطوره به فکر یه جای جدید باشی؟

451
00:29:57,328 --> 00:30:01,099
‫به جای موندن توی گذشته، ساختن یه آینده جدید...

452
00:30:02,367 --> 00:30:04,636
‫شاید برات بهتر باشه.

453
00:30:07,572 --> 00:30:09,407
‫حرف عجیبی زدم، نه؟

454
00:30:09,474 --> 00:30:11,142
‫- نه، اصلاً...
‫- شرمنده.

455
00:30:12,844 --> 00:30:15,213
‫می‌خوام لبخند به لب ماریکو بیارم.

456
00:30:19,350 --> 00:30:22,887
‫اگه قرار باشه این لبخند
‫مال یکی دیگه بشه...

457
00:30:33,565 --> 00:30:35,366
‫[پرونده جدید]

458
00:30:39,204 --> 00:30:40,205
‫[سلام، کیکوتا هستم.]

459
00:30:40,271 --> 00:30:41,940
‫[فردا در رابطه با موضوع درخواستی‌تون
‫گزارش می‌دم.]

460
00:30:42,006 --> 00:30:44,342
‫[دفتر کارآگاهی خصوصی کیکوتا]

461
00:30:45,109 --> 00:30:46,244
‫چی؟

462
00:30:47,645 --> 00:30:49,013
‫دفتر کارآگاهی؟

463
00:31:05,263 --> 00:31:06,865
‫خسته نباشید همگی، من دیگه می‌رم.

464
00:31:06,931 --> 00:31:08,466
‫- خداحافظ.
‫- خسته نباشید.

465
00:31:11,302 --> 00:31:12,971
‫[پدر]

466
00:31:14,172 --> 00:31:15,073
‫بله؟

467
00:31:17,675 --> 00:31:18,543
‫متوجه شدم.

468
00:31:19,077 --> 00:31:19,911
‫باشه.

469
00:31:23,248 --> 00:31:24,115
‫ببخشید.

470
00:31:24,816 --> 00:31:27,919
‫معذرت می‌خوام، ربطی به کار نداره.

471
00:31:33,791 --> 00:31:34,626
‫این چیه؟

472
00:31:35,360 --> 00:31:36,995
‫سایوری گفت اینو بدم بهت.

473
00:31:44,936 --> 00:31:46,571
‫این که مال مامانه...

474
00:31:47,171 --> 00:31:49,274
‫داد سایزش رو اندازه‌ی تو درست کنن.

475
00:31:50,141 --> 00:31:51,809
‫یه زنگی بهش بزن و ازش تشکر کن.

476
00:32:02,086 --> 00:32:03,554
‫من که همچین چیزی نخواسته بودم...

477
00:32:06,758 --> 00:32:07,926
‫من همچین چیزی نخواسته بودم!

478
00:32:08,493 --> 00:32:10,261
‫چرا سرخود دست به این کار زده؟

479
00:32:11,029 --> 00:32:13,731
‫چرا بدون اجازه به وسایل مامان دست می‌زنه؟

480
00:32:15,533 --> 00:32:17,535
‫سایوری فقط به فکرت بوده...

481
00:32:17,602 --> 00:32:20,071
‫دارم می‌گم این خودخواهیه!

482
00:32:24,809 --> 00:32:25,977
‫ماریکو.

483
00:32:35,720 --> 00:32:36,988
‫آها، خانم مدیر.

484
00:32:40,625 --> 00:32:41,693
‫چی شده؟

485
00:32:42,527 --> 00:32:43,428
‫چیزی نیست.

486
00:33:07,752 --> 00:33:09,754
‫تولدت مبارک.

487
00:33:09,821 --> 00:33:10,688
‫تولدت مبارک، ماریکو.

488
00:33:13,424 --> 00:33:14,325
‫این غلطه.

489
00:33:17,028 --> 00:33:18,730
‫همه‌چیز غلطه!

490
00:33:19,864 --> 00:33:20,832
‫ماریکو!

491
00:33:31,309 --> 00:33:32,310
‫مامان...

492
00:33:37,281 --> 00:33:38,716
‫مامان...

493
00:34:05,243 --> 00:34:06,277
‫ماریکو...

494
00:34:07,812 --> 00:34:08,713
‫چرا؟

495
00:34:10,915 --> 00:34:12,183
‫حس کردم داری گریه می‌کنی.

496
00:34:16,821 --> 00:34:17,922
‫چی؟

497
00:34:19,323 --> 00:34:21,259
‫چی داری می‌گی؟

498
00:34:21,859 --> 00:34:23,428
‫صبر کن ببینم، از کجا فهمیدی من اینجام؟

499
00:34:26,397 --> 00:34:28,132
‫همین‌طوری داشتم رد می‌شدم.

500
00:34:28,199 --> 00:34:29,367
‫همین‌طوری داشتی رد می‌شدی؟

501
00:34:30,068 --> 00:34:31,669
‫نفست به شماره افتاده از بس دویدی.

502
00:34:37,742 --> 00:34:39,310
‫تو اصلاً کی هستی؟

503
00:34:41,446 --> 00:34:43,648
‫همون گلی رو بهم می‌دی که مامانم دوست داشت،

504
00:34:44,315 --> 00:34:45,750
‫حتی این پارک رو هم بلدی...

505
00:34:52,156 --> 00:34:53,524
‫اینجا جای خاصیه، نه؟

506
00:34:59,163 --> 00:35:00,031
‫اینجا...

507
00:35:02,467 --> 00:35:04,102
‫پناهگاهِ منه.

508
00:35:09,173 --> 00:35:10,341
‫بچه که بودم،

509
00:35:12,877 --> 00:35:15,113
‫هروقت اتفاق بدی می‌افتاد،
‫همیشه می‌اومدم اینجا.

510
00:35:17,949 --> 00:35:20,151
‫چون وقتی اینجا بودم،
‫مامان می‌اومد دنبالم.

511
00:35:24,722 --> 00:35:26,324
‫اون سالی که مادرم فوت کرد...

512
00:35:29,293 --> 00:35:31,362
‫چون از جشن تولد متنفر بودم،
‫از خونه زدم بیرون.

513
00:35:34,265 --> 00:35:35,266
‫تک و تنها.

514
00:35:39,837 --> 00:35:43,207
‫با اینکه می‌دونستم مامان
‫دیگه قرار نیست بیاد دنبالم.

515
00:35:48,379 --> 00:35:49,614
‫ولی با کمال تعجب...

516
00:35:51,582 --> 00:35:56,254
‫اینجا که بودم حس می‌کردم
‫مامان همین دور و براست،

517
00:35:58,923 --> 00:35:59,957
‫واسه همین تونستم

518
00:36:01,726 --> 00:36:03,561
‫بدون اینکه راهمو گم کنم

519
00:36:04,462 --> 00:36:05,730
‫صحیح و سالم برگردم خونه.

520
00:36:13,271 --> 00:36:14,505
‫صبر کن ببینم...

521
00:36:14,572 --> 00:36:16,707
‫اصلاً چرا دارم اینا رو به تو می‌گم؟

522
00:36:23,014 --> 00:36:24,382
‫تو از روز تولدت متنفری،

523
00:36:26,384 --> 00:36:27,952
‫چون تو رو یاد مادرت میندازه.

524
00:36:30,021 --> 00:36:31,622
‫از مهمونیای تولد بدت میاد،

525
00:36:33,157 --> 00:36:35,960
‫چون عاشق اون جشن تولدهایی بودی

526
00:36:37,595 --> 00:36:38,930
‫که مادرت برات می‌گرفت.

527
00:36:43,935 --> 00:36:45,036
‫حق با بابامه.

528
00:36:46,837 --> 00:36:48,306
‫با این سن و سالم عین بچه‌ها رفتار می‌کنم.

529
00:36:48,372 --> 00:36:50,107
‫اصلاً نباید خودمو درگیرش کنم.

530
00:36:50,174 --> 00:36:51,108
‫این چیزا مهم نیست.

531
00:36:54,178 --> 00:36:55,746
‫سن آدم هر چقدرم که بره بالا...

532
00:36:59,016 --> 00:37:01,052
‫یا هر چند سالم که بگذره...

533
00:37:03,054 --> 00:37:04,889
‫آدم نمی‌تونه تلخی‌ها رو فراموش کنه.

534
00:37:07,725 --> 00:37:09,026
‫فقط بهتر می‌شی توی این‌که...

535
00:37:11,329 --> 00:37:12,830
‫ادای فراموش کردن رو دربیاری،

536
00:37:14,065 --> 00:37:15,700
‫توی اینکه دروغ بگی فراموش کردی کارت بهتر می‌شه.

537
00:37:19,303 --> 00:37:22,974
‫فکر نمی‌کنم اصلاً نیازی باشه به خودت فشار بیاری

538
00:37:24,809 --> 00:37:26,410
‫تا احساسات واقعیت رو به زبون بیاری

539
00:37:27,912 --> 00:37:29,780
‫یا ضعفت رو به بقیه نشون بدی یا نه.

540
00:37:31,215 --> 00:37:33,150
‫به نظرم بعضیا کلاً توی این کار تعریفی ندارن.

541
00:37:36,420 --> 00:37:37,288
‫اما...

542
00:37:41,025 --> 00:37:43,294
‫خواهش می‌کنم لااقل به خودت دروغ نگو.

543
00:37:47,031 --> 00:37:48,566
‫غمِ...

544
00:37:50,234 --> 00:37:51,502
‫از دست دادنِ مادرت...

545
00:37:53,137 --> 00:37:54,305
‫اون حس تنهایی...

546
00:37:57,508 --> 00:38:00,745
‫حتی شادیِ جشن تولدهایی که بچگیات برات می‌گرفت...

547
00:38:03,648 --> 00:38:07,218
‫لطفاً سرپوش روشون نذار
‫و جوری رفتار نکن انگار اصلاً وجود نداشتن.

548
00:38:11,422 --> 00:38:14,792
‫خواهش می‌کنم همیشه با خودت نگهشون دار.

549
00:38:24,802 --> 00:38:26,437
‫تا حالا جلوی کسی گریه نکرده بودم.

550
00:38:29,607 --> 00:38:31,375
‫من مثل یه دیوارم، نگران نباش.

551
00:38:34,145 --> 00:38:35,413
‫فقط اینجام، همین.

552
00:38:37,715 --> 00:38:38,816
‫پس خیالت راحت باشه.

553
00:38:41,018 --> 00:38:41,919
‫این دیگه چه حرفیه؟

554
00:39:50,955 --> 00:39:51,922
‫خیلی عجیبه.

555
00:39:52,823 --> 00:39:55,092
‫فکر می‌کردم تنها چیزی که می‌خوام
‫دیدن لبخند ماریکوئه، اما...

556
00:40:00,431 --> 00:40:01,665
‫مامان...

557
00:40:06,103 --> 00:40:07,772
‫اون سفیده...

558
00:40:07,838 --> 00:40:11,041
‫همون سفید استوانه‌ایه که بالاش پهن‌تره.

559
00:40:11,108 --> 00:40:13,444
‫این یکیه؟

560
00:40:13,511 --> 00:40:15,613
‫نه اون نیست. حدوداً این اندازه‌ست...

561
00:40:44,442 --> 00:40:45,409
‫مامان؟

562
00:41:11,802 --> 00:41:13,537
‫[«از کل دنیا کینه به دل داشتم»]

563
00:41:13,604 --> 00:41:15,139
‫مطلبِ خوبیه.

564
00:41:15,873 --> 00:41:17,708
‫شنیدم خوبم داره می‌فروشه.

565
00:41:18,542 --> 00:41:21,078
‫ولی پشیزی کف دست من نذاشتن.

566
00:41:22,847 --> 00:41:24,348
‫این شمایید؟

567
00:41:24,415 --> 00:41:26,283
‫دنیای بی‌رحمیه، نه؟

568
00:41:28,452 --> 00:41:30,821
‫نمی‌دونم سوژه دیگه‌ایم دارم
‫که بتونم گرون‌تر بفروشمش یا نه.

569
00:41:36,260 --> 00:41:38,796
‫یک عاملِ قدرتمند، به‌تنهایی هم تأثیرگذاره.

570
00:41:40,130 --> 00:41:41,932
‫- اما...
‫- ...چیزای شیرین دوست داری.

571
00:41:41,999 --> 00:41:43,834
‫- آره.
‫- خوشحالم.

572
00:41:45,135 --> 00:41:47,271
‫می‌رم یه آبی به دست و روم بزنم.

573
00:41:47,338 --> 00:41:50,140
‫- مستقیم برو، درِ دوم سمت راست.
‫- باشه.

574
00:41:55,513 --> 00:41:57,147
‫ساعت چند میای خونه؟

575
00:41:58,816 --> 00:41:59,884
‫کیتو؟

576
00:42:02,152 --> 00:42:03,754
‫کیتو با توام!

577
00:42:03,821 --> 00:42:07,558
‫وقتی پای چند تا عامل وسط بیاد و در هم بپیچن،
‫اوضاع حسابی پیچیده و پردردسر می‌شه.

578
00:42:24,708 --> 00:42:25,576
‫نه.

579
00:42:26,243 --> 00:42:28,178
‫چون نمی‌خوام چیزی به گوش دخترم برسه.

580
00:42:29,113 --> 00:42:30,514
‫درسته.

581
00:42:30,581 --> 00:42:35,019
‫از زندان آزاد شده باز افتاده به وراجی،
‫واقعاً عین بلای آسمونیه.

582
00:42:37,421 --> 00:42:38,656
‫ممنون.

583
00:42:39,490 --> 00:42:40,391
‫خداحافظ.

584
00:43:16,527 --> 00:43:18,596
‫[تقدیرنامه]

585
00:43:53,097 --> 00:43:54,031
‫ای وای...

586
00:44:03,507 --> 00:44:05,809
‫هنوزم یه چیزی توی این خونواده هست؛

587
00:44:06,777 --> 00:44:08,979
‫چیزی که لبخند رو از لبای ماریکو می‌دزده.

588
00:44:09,046 --> 00:44:10,814
‫[اتاق رئیس]

589
00:44:11,548 --> 00:44:13,384
‫عامل خطر فقط یه نفره؟

590
00:44:14,051 --> 00:44:16,820
‫- یا اینکه...
‫- یوکیمورا.

591
00:44:19,790 --> 00:44:21,158
‫باید باهات صحبت کنم.

592
00:44:53,157 --> 00:44:55,292
‫می‌خوام ماریکو خوشبخت باشه.

593
00:44:56,393 --> 00:44:57,461
‫همین و بس.

594
00:44:59,029 --> 00:45:01,598
‫تو چه نسبتی با ماریکو داری؟

595
00:45:01,665 --> 00:45:03,467
‫[در قسمت بعدی...]

596
00:45:05,467 --> 00:45:15,467
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M