1
00:00:04,804 --> 00:00:04,950
‫من باید کاری که لازمه رو انجام بدم.

2
00:00:05,000 --> 00:00:09,326
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:09,376 --> 00:00:14,214
‫نمی‌تونم از کسی که خوشبختی ماریکو رو
‫تهدید می‌کنه بگذرم.

4
00:00:15,148 --> 00:00:17,751
‫راستی، منم در موردت تحقیق کردم.

5
00:00:17,817 --> 00:00:20,653
‫تو چه نسبتی با ماریکو داری؟

6
00:00:21,421 --> 00:00:23,423
‫چون من تنها کسی‌ام که کنار ماریکوئه‌،

7
00:00:24,958 --> 00:00:25,792
‫و ازش محافظت می‌کنم.

8
00:00:34,033 --> 00:00:36,035
‫اونجا سر پا نمون. بشین.

9
00:00:37,871 --> 00:00:39,906
‫- یکم چایی دم می‌کنم.
‫- زحمت نکش.

10
00:00:40,473 --> 00:00:42,142
‫تعارف نکن دیگه.

11
00:00:43,009 --> 00:00:44,677
‫این چای خیلی اعلاییه.

12
00:00:44,744 --> 00:00:46,546
‫[مشخصات فردی]

13
00:00:46,613 --> 00:00:50,049
‫خونه‌ی پدریت خیلی به ما نزدیکه.

14
00:00:50,750 --> 00:00:55,321
‫توکیو، منطقه‌ی ستاگایا،
‫کیتا-اوکاموتو، پلاک ۳۴۸.

15
00:00:56,456 --> 00:01:00,493
‫هم سن و سال ماریکویی، تو یه مدرسه
‫درس خوندید، حتی دانشگاهتونم یکی بوده.

16
00:01:00,560 --> 00:01:02,996
‫و جالب‌تر این‌که جفتتون رفتید
‫تو شرکت لوازم آرایشی نوسه.

17
00:01:05,732 --> 00:01:09,235
‫خب، ماریکو چه دستوراتی بهت داده؟

18
00:01:10,436 --> 00:01:14,307
‫اون دختر وانمود می‌کنه هیچ علاقه‌ای
‫به سیاست‌های شرکت نداره.

19
00:01:14,807 --> 00:01:17,977
‫ولی بی سر و صدا دوست‌های بچگی‌اش رو
دور خودش جمع کرده.

20
00:01:18,478 --> 00:01:19,979
‫برام سؤاله چه نقشه‌ای تو سرشه.

21
00:01:24,851 --> 00:01:26,052
‫ببخشید.

22
00:01:26,586 --> 00:01:29,722
‫این‌که گفتی «دوست‌های بچگی» بامزه‌ست...

23
00:01:31,724 --> 00:01:33,226
‫چیه؟ کارت خیلی زشته.

24
00:01:36,929 --> 00:01:38,798
‫چیز خیلی جالبی شنیدم.

25
00:01:38,865 --> 00:01:40,033
‫[مشکلات شرکت
‫چهره‌ای در هاله‌ای از ابهام]

26
00:01:40,099 --> 00:01:41,901
‫به نظر میاد الان زیر ذره‌بینی.

27
00:01:43,636 --> 00:01:44,904
‫بعدش فهمیدم قضیه چیه.

28
00:01:46,305 --> 00:01:49,142
‫اونی که این رو برای شوهرم ‫فرستاد هم
تو بودی، درسته؟

29
00:01:51,577 --> 00:01:53,579
‫واقعاً هیچ امیدی به تاتیوا نبود.

30
00:01:53,646 --> 00:01:54,747
‫همچین کار حقیرانه‌ای کرد.

31
00:01:57,050 --> 00:02:02,121
‫تو از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱
‫توی بخش حسابداری بودی، مگه نه؟

32
00:02:02,188 --> 00:02:04,724
‫و بعدش رفتی بخش توسعه فناوری اطلاعات؟

33
00:02:05,324 --> 00:02:07,693
‫شنیدم توی کارهات فوق‌العاده باکفایتی.

34
00:02:09,362 --> 00:02:13,299
‫نفوذ غیرقانونی به سیستم حسابداری
‫و بیرون کشیدن اطلاعاتش

35
00:02:13,366 --> 00:02:15,101
‫نباید برای کسی مثل تو کار سختی باشه، هان؟

36
00:02:17,170 --> 00:02:20,573
‫میگم، چرا نمیای سمت من؟

37
00:02:22,341 --> 00:02:24,544
‫خیلی دوست دارم دستیاری مثل تو داشته باشم.

38
00:02:25,511 --> 00:02:29,182
‫می‌تونی مثل قبل وانمود کنی
‫متحد ماریکو هستی،

39
00:02:29,682 --> 00:02:32,051
‫به شرطی که هر کاری من میگم انجام بدی.

40
00:02:32,718 --> 00:02:34,787
‫- چی ازم می‌خواید؟
‫- درسته.

41
00:02:35,354 --> 00:02:37,290
‫اون دختره عین خار تو چشم منه.

42
00:02:38,090 --> 00:02:41,327
‫مادرش خیلی راحت مُرد
‫و مقامش رو واگذار کرد.

43
00:02:42,328 --> 00:02:44,964
‫اما از این نظر، اصلاً به مادرش نرفته.

44
00:02:47,300 --> 00:02:49,902
‫برای تو هم یه جایگاه مناسب دست و پا می‌کنم.

45
00:02:51,037 --> 00:02:52,939
‫خیلی بهتر از چسبیدن به ماریکوئه...

46
00:03:01,214 --> 00:03:02,215
‫ببخشید.

47
00:03:12,758 --> 00:03:13,626
‫نه، خب...

48
00:03:15,595 --> 00:03:17,563
‫شما کاملاً اشتباه متوجه شرایط شدید.

49
00:03:19,198 --> 00:03:22,301
‫من هیچوقت از ماریکو دستور نمی‌گرفتم.

50
00:03:24,070 --> 00:03:26,706
‫ماریکو آدم درستیه و خیلی به عدالت پایبنده.

51
00:03:26,772 --> 00:03:29,075
‫برای همین هیچوقت مثل شما
‫از روش‌های کثیف استفاده نمی‌کنه.

52
00:03:30,276 --> 00:03:33,546
‫اون هر چیزی رو که می‌خواد با سخت‌کوشی
و از راه درست به دست میاره.

53
00:03:34,880 --> 00:03:39,919
‫و اگه دوباره بخوای برای ماریکو دسیسه کنی،
‫منم دیگه نمی‌بخشمت.

54
00:03:42,421 --> 00:03:45,491
‫چی؟ داری میگی همه‌ی این کارها رو
‫به اختیار خودت انجام میدی؟

55
00:03:47,760 --> 00:03:50,296
‫پس حتی ماریکو هم از این قضیه خبر نداره؟

56
00:03:53,065 --> 00:03:54,934
‫از این گذشته‌ات خبر نداره؟

57
00:03:56,969 --> 00:03:59,605
‫این دیگه چیه؟ چقدر ترسناک!

58
00:03:59,672 --> 00:04:02,408
‫- نکنه تعقیب‌کننده‌شی یا چی؟
‫- تعقیب‌کننده؟

59
00:04:02,475 --> 00:04:05,377
‫- من؟
‫- خب، معلومه.

60
00:04:05,444 --> 00:04:07,413
تو تا این حد شیفته‌ی اونی.

61
00:04:10,716 --> 00:04:13,219
‫نمی‌دونم اگه ماریکو بفهمه،
‫چه حسی پیدا می‌کنه.

62
00:04:17,323 --> 00:04:18,557
‫هر کاری دوست داری بکن.

63
00:04:19,325 --> 00:04:22,895
‫سابقه‌ی من چیزیه که هر کسی
‫مثل تو می‌تونه پیداش کنه.

64
00:04:24,130 --> 00:04:26,065
‫اما مطمئنم که این رو بهش نمیگی.

65
00:04:27,500 --> 00:04:30,302
‫بالأخره اگه کارهای خودت رو بشن،
‫خیلی بیشتر ضرر می‌کنی.

66
00:04:40,279 --> 00:04:41,480
‫دور هر نور درخشانی،

67
00:04:42,314 --> 00:04:45,451
‫همیشه حشرات مزاحمی هستن ‫که وول می‌خورن.

68
00:04:51,156 --> 00:04:53,058
‫[یوکیمورا]

69
00:04:53,125 --> 00:04:55,995
‫[سوتا یوکیمورا]

70
00:04:56,061 --> 00:04:58,197
‫[یوکی سونو ۲۱۹۹]

71
00:05:00,399 --> 00:05:02,001
‫نیازی نیست تو بدونی.

72
00:05:07,139 --> 00:05:10,776
‫اشکالی نداره. من بلدم چطور...

73
00:05:13,912 --> 00:05:15,014
‫از ماریکو محافظت کنم.

74
00:05:24,356 --> 00:05:26,392
‫[در مورد چیزی که ازت خواستم]

75
00:05:30,729 --> 00:05:32,097
‫یه آژانس کارآگاهی خصوصی؟

76
00:05:32,865 --> 00:05:33,966
‫من برگشتم!

77
00:05:34,633 --> 00:05:37,369
‫تونستی اطلاعات کامپیوتر
‫اقامتگاه دوم تاتیوا رو بازیابی کنی؟

78
00:05:37,436 --> 00:05:39,505
‫بله، همین الان دارم بررسی‌شون می‌کنم.

79
00:05:40,939 --> 00:05:44,376
‫چیزهای مشکوک زیادی توش هست.

80
00:05:45,044 --> 00:05:47,279
‫کلی داده‌ی داخلی شرکت.

81
00:05:47,346 --> 00:05:53,485
‫نکنه می‌خواسته همه‌ی اینا رو آماده کنه
‫و یه کودتای داخلی راه بندازه؟

82
00:05:54,353 --> 00:05:56,955
‫که یعنی احتمالاً کار یکی از خود شرکت بوده.

83
00:05:57,022 --> 00:06:00,692
‫اون اسناد مربوط به تقلب در هزینه‌ها
‫که برای مدیرعامل ارسال شده بود هم

84
00:06:00,759 --> 00:06:02,394
‫کار آدم‌های خودی به نظر می‌رسه.

85
00:06:03,295 --> 00:06:05,164
‫می‌تونیم بفهمیم از کجا فرستاده شده؟

86
00:06:05,230 --> 00:06:07,232
‫خب، فعلاً که سخته.

87
00:06:07,900 --> 00:06:11,436
‫به نظرم کار کسیه که خیلی
‫از تکنولوژی سر در میاره.

88
00:06:18,177 --> 00:06:21,113
‫سوتا یوکیمورا می‌تونه
همچین کاری بکنه، درسته؟

89
00:06:21,180 --> 00:06:23,182
‫اون از بخش فناوری اطلاعات اومده بود
‫و خیلی توانمند بود.

90
00:06:23,248 --> 00:06:25,551
‫اون مهارت‌ها به کارش می‌اومدن.

91
00:06:26,818 --> 00:06:29,087
‫اما انگیزه‌اش رو نمی‌دونیم.

92
00:06:29,788 --> 00:06:34,426
‫اول از همه می‌خوایم بدونیم دی‌ان‌ایی که
‫دیرروز تو صحنه‌ی قتل تاتیوا پیدا شد

93
00:06:35,093 --> 00:06:38,096
‫متعلق به یوکیموراست یا نه.

94
00:06:38,797 --> 00:06:43,035
‫نمیشه به یه بهونه‌ای بیاریمش
‫و ازش دی‌ان‌ای بگیریم؟

95
00:06:43,101 --> 00:06:44,136
‫این کار مشکل‌سازه.

96
00:06:45,370 --> 00:06:48,574
‫چه بهونه‌ای؟ در مورد یوکیمورا
‫چیز دیگه‌ای پیدا نکردیم، درسته؟

97
00:06:49,641 --> 00:06:51,076
‫خب، آره.

98
00:06:52,077 --> 00:06:55,180
‫حتی اگه دی‌ان‌ای مال یوکیمورا باشه،

99
00:06:55,247 --> 00:06:59,318
‫خودش اعتراف کرده که تاتیوا رو درست
‫قبل از کشته شدنش سرِ صحنه دیده.

100
00:07:00,252 --> 00:07:03,221
‫پس طبیعیه که دی‌ان‌ایش
‫سر صحنه مونده باشه.

101
00:07:03,288 --> 00:07:04,957
‫- ولی کاجیوارا...
‫- مهم‌تر از اون...

102
00:07:05,023 --> 00:07:06,291
‫آهان، راستی.

103
00:07:06,358 --> 00:07:09,528
‫ساعت ۱۳:۱۵ بعد از ظهر فردای پیدا شدن جسد،

104
00:07:09,594 --> 00:07:12,464
‫این فرد توی دوربین مداربسته‌ی
‫آپارتمان دوم تاتیوا دیده شده.

105
00:07:13,098 --> 00:07:16,268
‫اگه این فرد اطلاعات رو پاک کرده باشه...

106
00:07:16,335 --> 00:07:18,503
‫احتمالش زیاده که یه چیزهایی بدونه.

107
00:07:19,271 --> 00:07:21,006
‫فوراً شناسایی‌اش کنید
‫و در موردش تحقیق کنید.

108
00:07:21,073 --> 00:07:22,007
‫- چشم، قربان.
‫- چشم، قربان.

109
00:07:22,074 --> 00:07:24,209
‫- راه بیفتید. شما دوتا با من بیایید.
‫- چشم، قربان.

110
00:07:24,276 --> 00:07:25,577
‫- اول می‌ریم سر صحنه‌ی جرم.
‫- چشم، قربان.

111
00:07:44,229 --> 00:07:49,034
‫تو این مدت انقدر مجبور بودم
‫به ماریکو فکر کنم

112
00:07:49,101 --> 00:07:51,203
‫که حس می‌کنم سرم داره منفجر میشه.

113
00:07:58,977 --> 00:08:02,447
‫امنیت و لبخند ماریکو
‫از هر چیز دیگه‌ای مهم‌تره.

114
00:08:06,318 --> 00:08:07,552
‫با این وجود...

115
00:08:15,093 --> 00:08:17,863
‫چرا پررویی کردم
‫و همچین حرفِ بی‌ملاحظه‌ای زدم؟

116
00:08:19,231 --> 00:08:21,466
‫چی باعث میشه
‫انقدر از اون آدم خوشت بیاد؟

117
00:08:22,467 --> 00:08:25,203
‫گمونم حس عدالت‌‌طلبی‌اش.

118
00:08:26,605 --> 00:08:28,406
‫اون قهرمان منه.

119
00:08:31,343 --> 00:08:34,579
‫حتماً فهمیده منظورم خودش بوده.

120
00:08:35,747 --> 00:08:39,884
‫از این به بعد دیگه چطور باید
‫تو روی ماریکو نگاه کنم؟

121
00:08:40,719 --> 00:08:41,987
‫از اون خوشت میاد؟

122
00:08:42,921 --> 00:08:43,922
‫قشنگه، مگه نه؟

123
00:08:44,656 --> 00:08:45,490
‫بله.

124
00:08:46,124 --> 00:08:48,059
‫دیدنش بعن حس آرامش میده.

125
00:08:48,660 --> 00:08:49,494
‫راحت باش.

126
00:08:55,233 --> 00:08:57,168
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

127
00:08:58,069 --> 00:09:01,172
‫- صبح بخیر.
‫- یوکیمورا، می‌دونم تازه رسیدی،

128
00:09:01,239 --> 00:09:02,741
‫ولی یه نگاه به این بکن.

129
00:09:02,807 --> 00:09:03,842
‫باشه.

130
00:09:04,442 --> 00:09:06,711
‫اگه مشکلی نداشت،
‫بذارش همون جای همیشگی.

131
00:09:07,979 --> 00:09:08,980
‫فهمیدم.

132
00:09:18,423 --> 00:09:19,290
‫هان؟

133
00:09:20,091 --> 00:09:22,193
‫طوری رفتار می‌کنه
‫انگار اصلاً هیچ اتفاقی نیفتاده.

134
00:09:25,230 --> 00:09:27,866
‫واقعاً انگار هیچی نشده.

135
00:09:29,434 --> 00:09:30,368
‫هان؟

136
00:09:31,169 --> 00:09:33,605
‫صبر کن، ماریکو نفهمید که
‫از خودش حرف می‌زدم؟

137
00:09:35,640 --> 00:09:36,608
‫یه لحظه صبر کن!

138
00:09:36,674 --> 00:09:39,344
‫چی شده؟ ترسوندیم.

139
00:09:39,411 --> 00:09:40,278
‫حالت خوبه؟

140
00:09:41,413 --> 00:09:43,782
‫آره، ببخشید.

141
00:09:48,553 --> 00:09:52,690
‫بالأخره یه نکته‌ی اساسی رو فهمیدم.

142
00:10:02,300 --> 00:10:06,804
‫امکان نداشت ماریکو فکر کنه
‫اون حرف‌ها خطاب به اونه.

143
00:10:07,805 --> 00:10:08,673
‫چرا؟

144
00:10:09,807 --> 00:10:13,711
‫ماریکو فکر می‌کنه من خیلی وقته
‫یکی رو دوست دارم.

145
00:10:16,915 --> 00:10:17,949
‫وایسا ببینم، چی؟

146
00:10:18,683 --> 00:10:21,319
‫یعنی کسی که از مدت‌ها پیش دوستش دارم!

147
00:10:23,221 --> 00:10:25,356
‫- آه!
‫- لطفاً نگو آه!

148
00:10:25,857 --> 00:10:27,792
‫در ضمن، هر چقدر جدی‌تر

149
00:10:27,859 --> 00:10:29,994
‫از احساساتم نسبت به کسی که
‫از قدیم دوست دارم حرف بزنم،

150
00:10:30,628 --> 00:10:33,598
‫بیشتر از نظر عاطفی از ماریکو دور میشم.

151
00:10:34,999 --> 00:10:37,302
‫صبر کن، چرا؟

152
00:10:39,671 --> 00:10:41,839
‫اون از خیلی وقت پیش کسی رو دوست داره؟

153
00:10:42,774 --> 00:10:43,608
‫آره.

154
00:10:43,675 --> 00:10:47,445
‫خب پس من دیگه دنبالش نمیرم.

155
00:10:48,713 --> 00:10:50,782
‫یه لحظه صبر کن.

156
00:10:50,848 --> 00:10:53,618
‫حتی اگه یوکیمورا کسی رو
‫از قدیم دوست داشته باشه...

157
00:10:53,685 --> 00:10:55,420
‫دوست داره.

158
00:10:55,486 --> 00:10:58,222
‫چرا باید از دنبال کردنش دست بکشی؟

159
00:10:59,924 --> 00:11:02,827
‫این‌که کی رو دوست داره به خودش مربوطه.

160
00:11:02,894 --> 00:11:04,228
‫احساسات تو چی میشه، ماریکو؟

161
00:11:06,431 --> 00:11:08,900
‫در ضمن، اون آدم که الان باهاش نیست، درسته؟

162
00:11:08,966 --> 00:11:10,802
‫مگه مشکلی داره؟

163
00:11:14,505 --> 00:11:16,441
‫من از این‌جور موقعیت‌ها خوشم نمیاد.

164
00:11:17,308 --> 00:11:18,142
‫هوم؟

165
00:11:18,976 --> 00:11:24,782
‫وقتی با کسی قرار میذارم،
‫می‌خوام رابطه‌ای بسازم که آینده داشته باشه.

166
00:11:25,983 --> 00:11:30,721
‫برای همین عشق یک‌طرفه و بی‌جواب نمی‌خوام.

167
00:11:32,323 --> 00:11:36,494
‫یعنی این‌که عاشق کسی بشی که
‫از قبل کس دیگه‌ای رو دوست داره،

168
00:11:36,561 --> 00:11:40,231
‫در واقع امیدواری به اینه که
‫اونا از هم جدا بشن.

169
00:11:46,037 --> 00:11:48,039
‫اون یکم عجیب و غریبه، ولی آدم خوبیه،

170
00:11:49,474 --> 00:11:51,175
‫پس امیدوارم کارهاش خوب پیش برن.

171
00:11:54,178 --> 00:11:57,548
‫واقعاً معلوم بود که
‫چقدر اون دختره رو دوست داره،

172
00:11:59,417 --> 00:12:01,986
‫و عشق واقعی به نظر می‌رسید...

173
00:12:04,956 --> 00:12:07,592
‫...که به نظرم فوق‌العاده بود.

174
00:12:13,097 --> 00:12:16,834
‫نه، به هر حال من از اول هم دوستش نداشتم.

175
00:12:20,338 --> 00:12:22,139
‫همش به خاطر اینه که
‫تو دهن‌لقی کردی، توموییا.

176
00:12:22,740 --> 00:12:23,908
‫من؟

177
00:12:24,942 --> 00:12:25,876
‫من، هان؟

178
00:12:28,779 --> 00:12:31,382
‫با این حال، اگه از یه زاویه دیگه نگاه کنی،
‫این یه فرصته.

179
00:12:36,420 --> 00:12:37,455
‫یعنی...

180
00:12:38,155 --> 00:12:41,692
‫از این به بعد می‌تونی بیشتر باهاش حرف بزنی.

181
00:12:41,726 --> 00:12:43,794
‫همیشه دقیقاً همین رو می‌گی.

182
00:12:44,528 --> 00:12:47,164
‫ نه، واقعاً فکر می‌کنم این شانس توئه.

183
00:12:48,132 --> 00:12:51,736
‫اون از قبل می‌دونه که
‫یکی رو دوست داری،

184
00:12:51,802 --> 00:12:54,638
‫و متوجه شده که احساست جدیه.

185
00:12:54,705 --> 00:12:56,741
‫پس فقط کافیه بهش بگی
‫که اون شخص خودشه.

186
00:12:56,807 --> 00:12:59,610
‫- فقط بهش بگو، تو می‌تونی!
‫- عمراً بتونم همچین چیزی بگم.

187
00:13:00,244 --> 00:13:01,078
‫چرا؟

188
00:13:02,413 --> 00:13:05,416
‫عمراً بتونم بهش بگم
‫خیلی وقته دوستش دارم.

189
00:13:06,083 --> 00:13:07,284
‫جدی؟

190
00:13:08,152 --> 00:13:09,253
‫خب، این‌جور چیزا...

191
00:13:11,155 --> 00:13:12,356
‫گمونم ناجوره، هان؟

192
00:13:38,415 --> 00:13:39,950
‫پیشرفت...

193
00:13:41,185 --> 00:13:42,153
‫آره، همین.

194
00:13:46,223 --> 00:13:48,259
‫خوبه، خوبه. جواب میده.

195
00:13:48,826 --> 00:13:50,227
‫جواب میده. همه چی خوبه.

196
00:14:07,311 --> 00:14:10,714
‫چی؟ حتی شما هم فقط یه ایمیل
‫از آقای آسایی گرفتید، رئیس؟

197
00:14:10,781 --> 00:14:14,184
‫بله. تا حالا سابقه نداشته
‫این‌طوری مرخصی بگیره،

198
00:14:14,251 --> 00:14:17,054
‫برای همین نگران شدم که نکنه
‫اتفاقی براش افتاده باشه.

199
00:14:22,559 --> 00:14:25,362
‫به بخش دبیرخانه و منابع انسانی
‫اطلاع داده شده،

200
00:14:25,429 --> 00:14:27,765
‫پس از نظر اداری مشکلی نیست، ولی...

201
00:14:27,831 --> 00:14:28,666
‫همین‌طوره.

202
00:14:28,732 --> 00:14:31,001
‫اون جواب تلفنش رو هم نمیده.

203
00:14:32,102 --> 00:14:34,905
‫با توجه به زمان‌بندی،
‫چند تا مسئله هست که نگرانم کرده.

204
00:14:35,572 --> 00:14:37,775
‫منظورتون پرونده تاتیواست؟

205
00:14:37,841 --> 00:14:38,676
‫بله.

206
00:14:38,742 --> 00:14:42,112
‫اگه خدایی نکرده پاش
‫به ماجرایی باز شده باشه...

207
00:14:44,214 --> 00:14:48,686
‫باید حواسمون به کسی که
‫ماریکو رو دزدیده هم باشه.

208
00:14:49,687 --> 00:14:53,757
‫اون یارو هاتانو با هفته‌نامه‌ها حرف می‌زنه.

209
00:14:54,358 --> 00:14:55,826
‫هدفش چی می‌تونه باشه؟

210
00:14:56,894 --> 00:14:59,196
‫اگه بخواد با ماریکو تماس بگیره...

211
00:14:59,263 --> 00:15:01,231
‫من نگران همین هستم.

212
00:15:02,566 --> 00:15:05,536
‫لطفاً همچنان مراقب ماریکو باش.

213
00:15:05,602 --> 00:15:07,538
‫هر وقت مورد جدیدی پیش اومد،
‫بهم گزارش بده.

214
00:15:08,372 --> 00:15:09,473
‫چشم، حتماً.

215
00:15:23,220 --> 00:15:28,459
‫سوتا یاکیمورا واقعاً قبل از انتقال به بخش دیگه
‫هیچ ارتباطی با ماریکو نداشته؟

216
00:15:29,126 --> 00:15:31,195
‫بله، ظاهراً همین‌طوره.

217
00:15:31,762 --> 00:15:34,231
‫اون مرد مزاحم ماریکوئه؟

218
00:15:37,034 --> 00:15:41,205
‫به طرز عجیبی خونسرد و مرموز بود.

219
00:15:42,639 --> 00:15:45,142
‫احتمالاً چیزهای دیگه‌ای هم هست
‫که داره مخفی می‌کنه.

220
00:15:45,876 --> 00:15:47,578
‫قطعاً داره یه نقشه‌ای می‌کشه.

221
00:15:47,644 --> 00:15:49,012
‫اما مهم‌تر از اون،

222
00:15:50,948 --> 00:15:53,717
‫اطلاعاتی داریم که بتونیم استفاده کنیم؟

223
00:15:54,484 --> 00:15:56,920
‫عذر می‌خوام. فعلاً چیزی ندارم.

224
00:15:59,156 --> 00:16:01,158
‫به هیچ دردی نمی‌خوری.

225
00:16:05,028 --> 00:16:08,999
‫یوکیمورا تو شرکت حضور پررنگی نداره،

226
00:16:09,600 --> 00:16:11,735
‫ولی سخت‌کوش و خوش‌فکره،

227
00:16:12,636 --> 00:16:15,205
‫برای همین کسایی که باهاش کار کردن،
‫دوستش دارن.

228
00:16:18,308 --> 00:16:20,410
‫- خب؟
‫- ببخشید.

229
00:16:20,477 --> 00:16:22,579
‫راستی موضوع رو عوض کنم،

230
00:16:23,180 --> 00:16:26,216
‫رئیس، ایزومی، زیردست ماریکو رو احضار کرد.

231
00:16:26,283 --> 00:16:28,885
‫و بهش دستور داد در مورد آسایی تحقیق کنه.

232
00:16:29,486 --> 00:16:31,054
‫انگار رئیس ممکنه

233
00:16:31,121 --> 00:16:34,057
‫یه چیزی رو در مورد آسایی
‫مخفی کرده باشه...

234
00:16:34,124 --> 00:16:36,893
‫اشکالی نداره. آسایی برام مهم نیست.

235
00:16:38,161 --> 00:16:41,598
‫اگه مورد جدیدی در مورد سوتا یوکیمورا فهمیدی،
‫سریع بهم گزارش بده.

236
00:16:42,733 --> 00:16:45,168
‫چشم. با اجازه.

237
00:17:10,761 --> 00:17:12,963
‫[کِی اعتراف کنیم؟]

238
00:17:13,029 --> 00:17:16,333
‫[زمانِ اعتراف...]

239
00:17:36,419 --> 00:17:37,621
‫گفتم که نمی‌خوام.

240
00:17:40,357 --> 00:17:43,727
‫ولی خب چون درستش کردی، می‌خورم.

241
00:17:59,242 --> 00:18:00,176
‫همون همیشگیه؟

242
00:18:00,243 --> 00:18:03,580
‫نه، چون شب بود،
‫بدون کافئین درستش کردم.

243
00:18:05,115 --> 00:18:08,785
‫تو خیلی ذهنت رو درگیر می‌کنی
‫و بیش از حد به فکر آینده هستی،

244
00:18:08,852 --> 00:18:09,953
‫ترسناکه.

245
00:18:11,421 --> 00:18:12,555
‫عذر می‌خوام.

246
00:18:12,622 --> 00:18:15,258
‫لازم نیست انقدر پیش بری.
‫همون رفتار عادی کافیه.

247
00:18:15,325 --> 00:18:16,192
‫باشه.

248
00:18:18,995 --> 00:18:20,930
‫ولی ممنونم.

249
00:18:37,447 --> 00:18:39,816
‫- بفرما.
‫- نه، بفرما.

250
00:18:41,184 --> 00:18:44,320
‫عه...

251
00:18:46,322 --> 00:18:48,892
‫- باید یه چیزی ازت بپرسم.
‫- بله؟

252
00:18:51,127 --> 00:18:52,896
‫اهل کجایی، یوکیمورا؟

253
00:18:55,465 --> 00:18:57,100
‫توکیو.

254
00:18:57,867 --> 00:18:59,502
‫کجای توکیو؟

255
00:19:01,137 --> 00:19:03,840
‫اطراف ستاگایا.

256
00:19:03,907 --> 00:19:05,175
‫کجای ستاگایا؟

257
00:19:10,947 --> 00:19:14,784
‫اطراف کیتا-اوکاموتو و اون دور و اطراف.

258
00:19:15,952 --> 00:19:17,253
‫اوه، درست نزدیک خونه‌ی من...

259
00:19:18,655 --> 00:19:20,957
‫مدرسه راهنمایی و دبیرستانت هم
‫اون دور و اطراف بود؟

260
00:19:21,024 --> 00:19:22,325
‫نه، اون موقع...

261
00:19:27,630 --> 00:19:28,865
‫آره، همون‌جا بود.

262
00:19:28,932 --> 00:19:31,701
‫وقتی بچه بودی،
‫برای جشنواره‌های تابستونی کجا می‌رفتی؟

263
00:19:31,768 --> 00:19:33,937
‫- همون نزدیکی‌ها...
‫- چرا یهو این سؤال‌ها رو می‌پرسی؟

264
00:19:34,704 --> 00:19:37,040
‫عه، همین‌طوری...

265
00:19:39,075 --> 00:19:42,979
‫نکنه کسی چیزی بهت گفته؟

266
00:19:43,846 --> 00:19:46,182
‫عه، نه...

267
00:19:47,550 --> 00:19:48,551
‫فقط...

268
00:19:49,552 --> 00:19:50,386
‫ببخشید!

269
00:19:51,788 --> 00:19:54,123
‫[جشنواره]

270
00:19:59,362 --> 00:20:01,497
‫وقتی راهنمایی بودم خیلی محبوب بود.

271
00:20:01,564 --> 00:20:03,967
‫وقتی از چیزی خوشم بیاد،
‫تا ابد بهش وفادار می‌مونم.

272
00:20:04,534 --> 00:20:06,202
‫هنوزم ازش استفاده می‌کنم.

273
00:20:10,273 --> 00:20:11,908
‫گمونم امکان نداره...

274
00:20:14,344 --> 00:20:16,279
‫امکان نداره همچین اتفاقی بیفته...

275
00:20:17,747 --> 00:20:19,716
‫- ببخشید، هیچی نیست.
‫- ها؟

276
00:20:21,150 --> 00:20:22,418
‫خودت چی؟

277
00:20:24,687 --> 00:20:26,522
‫- آه...
‫- داشتی یه چیزی می‌گفتی، درسته؟

278
00:20:26,589 --> 00:20:27,590
‫بیخیال، واقعاً.

279
00:20:27,657 --> 00:20:30,293
‫- بیخیال؟ چیه؟ کنجکاو شدم.
‫- نه.

280
00:20:31,527 --> 00:20:32,362
‫واقعاً، هیچی نیست.

281
00:20:53,883 --> 00:20:56,619
‫[ماریکو نوسه]

282
00:21:00,123 --> 00:21:02,625
‫هی، می‌تونم این رو دور بندازم؟

283
00:21:02,692 --> 00:21:05,161
‫ببخشید، ببخشید.

284
00:21:06,629 --> 00:21:07,597
‫چی؟ نه...

285
00:21:08,598 --> 00:21:10,366
‫چرا همچین کاری کردم؟

286
00:21:12,468 --> 00:21:14,403
‫مدیر، شما قبلاً داشتید
‫این سند رو می‌خوندید، درسته؟

287
00:21:15,771 --> 00:21:17,940
‫چون پیدا کردن برچسب یادداشت سخت بود،

288
00:21:18,007 --> 00:21:21,544
‫همین‌طوری گذاشتی لاش، ولی بعد یه فکری
‫به سرت زد و همون‌جا ولش کردی.

289
00:21:22,411 --> 00:21:24,914
‫گفتم که دیگه این کارها رو نکن.

290
00:21:24,981 --> 00:21:26,082
‫چرا من دارم توبیخ میشم؟

291
00:21:26,148 --> 00:21:31,153
‫به خاطر این‌که طوری رفتار می‌کنی که
‫انگار همه چی رو می‌فهمی و این رو اعصابه.

292
00:21:32,255 --> 00:21:33,656
‫تو غیب‌گو هستی؟

293
00:21:33,723 --> 00:21:36,192
‫عه، با کمال احترام،

294
00:21:36,259 --> 00:21:38,861
‫فکر کنم هر کسی می‌تونست بفهمه.
‫شما معمولاً این‌طوری هستی، مدیر.

295
00:21:38,928 --> 00:21:40,796
‫این‌طور نیست! این فقط یه اتفاق بود.

296
00:21:41,797 --> 00:21:42,632
‫اوه.

297
00:21:44,400 --> 00:21:48,237
‫اون روز، یکم قهوه تو قهوه‌ساز مونده بود.

298
00:21:48,904 --> 00:21:50,606
‫احتمالاً یه تماس تلفنی یهویی داشتی.

299
00:21:50,673 --> 00:21:53,109
‫یه بار هم بود که یه کوفته برنجی

300
00:21:53,175 --> 00:21:55,444
‫ساعت‌ها تو اتاق جلسه
‫جا مونده بود، می‌دونستی؟

301
00:22:01,450 --> 00:22:05,221
‫فقط باعث شد به این فکر کنم
‫که چقدر غرق کار میشی.

302
00:22:06,789 --> 00:22:07,823
‫رو اعصابی!

303
00:22:09,425 --> 00:22:11,661
‫واسه چی جوری رفتار می‌کنی که
‫انگار فقط تو قابل‌اعتمادی؟

304
00:22:16,966 --> 00:22:17,800
‫هان؟

305
00:22:20,636 --> 00:22:21,871
‫صبر کن، صبر کن...

306
00:22:23,272 --> 00:22:24,240
‫صبر کن...

307
00:22:29,712 --> 00:22:31,247
‫داری زیادی می‌خندی.

308
00:22:40,990 --> 00:22:42,558
‫دیگه کم‌کم باید برم خونه.

309
00:22:51,567 --> 00:22:53,135
‫اوضاع همین‌طوری که هست، خوبه.

310
00:22:56,705 --> 00:22:59,308
‫تا همین اواخر نمی‌تونستم تصور کنم
‫بتونم این‌طوری باهاش حرف بزنم.

311
00:22:59,375 --> 00:23:00,576
‫تا همین اواخر.

312
00:23:04,146 --> 00:23:06,348
‫پس همین کافیه.

313
00:23:09,485 --> 00:23:11,787
‫اگه بهش بگم، ممکنه همه چی رو از دست بدم.

314
00:23:15,457 --> 00:23:16,792
‫وضعیت فعلی رو ترجیح میدم.

315
00:23:26,957 --> 00:23:36,957
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

316
00:23:47,122 --> 00:23:48,390
‫ماریکو.

317
00:23:48,457 --> 00:23:51,160
‫- بله؟
‫- شهربازی دوست داری؟

318
00:23:52,628 --> 00:23:54,463
‫- چی؟ شهربازی؟
‫- آره.

319
00:23:55,564 --> 00:23:58,834
‫فکر نکنم از دوران راهنمایی
‫دیگه رفته باشم.

320
00:23:59,468 --> 00:24:01,103
‫خیلی وقت پیش بوده.

321
00:24:02,071 --> 00:24:05,674
‫آخرش هم وقت زیادی
‫برای تلف کردن پیدا می‌کنم.

322
00:24:06,475 --> 00:24:07,443
‫منظورت چیه؟

323
00:24:09,878 --> 00:24:11,380
‫راستش می‌تونیم با هم سوار شیم.

324
00:24:11,447 --> 00:24:13,115
‫- چی؟ می‌تونیم؟
‫- چی؟ چه عالی.

325
00:24:13,182 --> 00:24:15,217
‫جدی؟ هورا، هورا!

326
00:24:15,284 --> 00:24:17,119
‫- وای.
‫- محشره!

327
00:24:17,186 --> 00:24:19,288
‫- نفر بعدی، لطفاً.
‫- بریم، بریم.

328
00:24:20,222 --> 00:24:21,390
‫همون‌جا نوشته.

329
00:24:21,457 --> 00:24:24,226
‫- جدی؟ نمی‌تونی تکونش بدی؟
‫- بس کن.

330
00:24:24,293 --> 00:24:25,427
‫بچه‌ها، تکون نمی‌خوره.

331
00:24:25,494 --> 00:24:27,396
‫این وقتیه که آدم هیچ کار خاصی نمی‌کنه.

332
00:24:27,463 --> 00:24:30,299
‫واقعاً نمی‌دونم قراره از چی لذت ببرم...

333
00:24:30,365 --> 00:24:31,700
‫عجب...

334
00:24:32,568 --> 00:24:36,271
‫خب، البته بستگی داره با کی بری.

335
00:24:39,541 --> 00:24:42,411
‫خب، پس این شهربازی چطور؟

336
00:24:42,478 --> 00:24:45,547
‫خب، سارا همش میگه می‌خواد بره،

337
00:24:45,614 --> 00:24:48,584
‫ولی مطمئن نیستم که باید تنهایی بریم یا نه.

338
00:24:48,650 --> 00:24:50,385
‫حتماً، من باهاتون میام.

339
00:24:50,452 --> 00:24:52,087
‫- نه، نیازی نیست.
‫- چی؟ چرا؟

340
00:24:52,154 --> 00:24:53,322
‫- اصلاً برام مهم نیست.
‫- نه.

341
00:24:53,388 --> 00:24:55,090
‫معذب میشم.

342
00:24:55,157 --> 00:24:56,258
‫خوبه، خوبه.

343
00:24:59,194 --> 00:25:04,466
‫یعنی، فکر کردم شاید یه قرار دوتایی
‫با ما دو تا و بچه‌ام چطور باشه،

344
00:25:04,533 --> 00:25:06,568
‫- ولی فکر کنم غیرممکنه...
‫- چی؟

345
00:25:06,635 --> 00:25:09,404
‫چیز دیگه‌ای نیست؟ مثلاً آکواریوم؟

346
00:25:18,914 --> 00:25:21,984
‫[گالری هنری متروپولیتن]

347
00:25:31,293 --> 00:25:33,996
‫- ببخشید معطل شدید.
‫- نه، اصلاً.

348
00:25:34,062 --> 00:25:36,898
‫به هر حال، من بودم که یهویی دعوتتون کردم.

349
00:25:37,599 --> 00:25:38,433
‫نه...

350
00:25:39,034 --> 00:25:40,802
‫- بفرمایید.
‫- ممنونم.

351
00:25:40,869 --> 00:25:41,970
‫[وینسنت والاس]

352
00:25:42,838 --> 00:25:43,705
‫از این طرف.

353
00:25:48,977 --> 00:25:50,946
‫به نقاشی و هنر علاقه داری؟

354
00:25:51,847 --> 00:25:54,783
‫بله، هرچند که اطلاعات زیادی
‫در موردشون ندارم.

355
00:25:54,850 --> 00:25:56,218
‫خیلی هم عالی.

356
00:25:57,386 --> 00:25:59,121
‫زیاد به دیدنشون میری؟

357
00:26:01,089 --> 00:26:04,960
‫چون این‌جور اطلاعات ممکنه
‫یه روزی برای کار به دردم بخوره،

358
00:26:05,027 --> 00:26:07,195
‫سعی می‌کنم هر موقع وقت دارم برم.

359
00:26:08,563 --> 00:26:09,931
‫خیلی به کارت متعهدی.

360
00:26:11,500 --> 00:26:15,036
‫نه، این در واقع چیز خوبی نیست.

361
00:26:15,837 --> 00:26:17,305
‫وقتی به زبون آوردم، متوجه شدم.

362
00:26:18,507 --> 00:26:19,674
‫چرا نباشه؟

363
00:26:19,741 --> 00:26:23,078
‫دارم هنر رو بر اساس محاسبات
‫سود و زیان مصرف می‌کنم.

364
00:26:27,315 --> 00:26:28,617
‫به نظرم اشکالی نداره.

365
00:26:29,317 --> 00:26:30,952
‫هر کسی دیدگاه خودش رو داره.

366
00:26:37,692 --> 00:26:39,661
‫مادرم قدیم‌ها یه چیزی می‌گفت.

367
00:26:41,663 --> 00:26:42,697
‫مادرتون؟

368
00:26:43,298 --> 00:26:44,833
‫مادرم نقاشی دوست داشت.

369
00:26:47,469 --> 00:26:49,938
‫ساعت‌ها به یه نقاشی خیره می‌موند،

370
00:26:50,839 --> 00:26:53,909
‫برای همین یه بار ازش پرسیدم
‫چرا فقط به همون یکی نگاه می‌کنه.

371
00:26:55,677 --> 00:26:56,711
‫و اون گفت:

372
00:26:58,180 --> 00:27:01,149
‫«نمی‌دونم چرا، ولی قلبم
‫به این سمت کشیده میشه.

373
00:27:02,317 --> 00:27:06,021
‫انگار واقعاً عاشقشم.»

374
00:27:08,390 --> 00:27:11,726
‫منم می‌خوام اون حس رو تجربه کنم.

375
00:27:13,828 --> 00:27:15,664
‫مهم نیست اگه دلیلش رو نفهمم.

376
00:27:16,298 --> 00:27:18,166
‫فقط این‌که قلبم سمتش کشیده میشه.

377
00:27:22,404 --> 00:27:24,506
‫صحبت کردن باهات جالبه، ماریکو.

378
00:27:25,840 --> 00:27:28,143
‫تو ارزش‌هایی داری که با مال من متفاوته.

379
00:27:33,915 --> 00:27:36,885
‫تو زیاد میری موزه هنر، ساکورا؟

380
00:27:37,819 --> 00:27:38,820
‫بله.

381
00:27:40,355 --> 00:27:44,659
‫راستش قبلاً می‌خواستم نقاش بشم.

382
00:27:45,360 --> 00:27:47,562
‫- جدی؟
‫- بله.

383
00:27:51,266 --> 00:27:52,701
‫چون خانواده‌ام پلیس بودن،

384
00:27:53,902 --> 00:27:56,738
‫همه فکر می‌کردن منم پلیس میشم.

385
00:27:59,741 --> 00:28:03,511
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،
‫شاید فقط داشتم سرکشی می‌کردم.

386
00:28:06,748 --> 00:28:08,149
‫واقعاً نقاشی هم می‌کردی؟

387
00:28:09,217 --> 00:28:10,051
‫خب...

388
00:28:12,053 --> 00:28:14,556
‫پرتره‌ی کسی رو که دوست داشتم می‌کشیدم.

389
00:28:18,293 --> 00:28:19,194
‫خجالت‌آوره، نه؟

390
00:28:23,231 --> 00:28:24,399
‫خیلی قشنگه.

391
00:28:26,367 --> 00:28:29,471
‫کجا یاد گرفتی نقاشی کنی؟

392
00:28:29,537 --> 00:28:31,339
‫نه، پدر و مادرم سخت‌گیر بودن...

393
00:28:35,109 --> 00:28:37,512
‫تو این دنیا آدم‌هایی هستن که
‫هیچ لکه‌ای روشون نیست.

394
00:28:39,080 --> 00:28:41,749
‫[تایسوکه ساکورا]

395
00:28:49,557 --> 00:28:52,126
‫از این‌که من رو زیر نظر گرفته
‫خوشم نمیاد، ولی...

396
00:28:56,064 --> 00:28:58,166
‫اگه ماریکو بتونه خوشحال باشه،

397
00:28:59,567 --> 00:29:00,969
‫همین کافیه.

398
00:29:07,242 --> 00:29:09,811
‫نکنه کس دیگه‌ای هم هست؟

399
00:29:12,847 --> 00:29:16,851
‫کس دیگه‌ای که بهش علاقه داشته باشی
‫یا باهاش صمیمی باشی؟

400
00:29:21,356 --> 00:29:22,824
‫عه، ببخشید.

401
00:29:22,890 --> 00:29:24,425
‫سؤال عجیبی پرسیدم.

402
00:29:25,393 --> 00:29:26,861
‫نه، اصلاً این‌طور نیست.

403
00:29:35,636 --> 00:29:37,405
‫اگه ماریکو خوشحال باشه،

404
00:29:38,306 --> 00:29:39,774
‫همین کافیه.

405
00:30:05,266 --> 00:30:07,435
‫ساکورا؟ مشکلی پیش اومده؟

406
00:30:08,803 --> 00:30:10,138
‫اوه، نه.

407
00:30:10,705 --> 00:30:11,739
‫بیا بریم.

408
00:30:33,227 --> 00:30:35,029
‫- بفرمایید.
‫- خیلی ممنونم.

409
00:30:35,096 --> 00:30:36,330
‫- ممنون.
‫- خیلی ممنونم.

410
00:30:40,468 --> 00:30:41,402
‫ممنون.

411
00:30:51,412 --> 00:30:56,817
‫کسا‌یی غیر از منم هستن که
‫بتونن از ماریکو محافظت کنن.

412
00:31:00,821 --> 00:31:02,690
‫- عشق یک‌طرفه؟
‫- درسته.

413
00:31:02,757 --> 00:31:05,259
‫اگه کسی مدت‌ها عاشق
‫یک‌طرفه‌ی تو بوده باشه،

414
00:31:05,326 --> 00:31:07,461
‫چه حسی بهت دست می‌داد، ایزومی؟

415
00:31:08,162 --> 00:31:09,897
‫این حرف‌ها یهو از کجا اومد؟

416
00:31:09,964 --> 00:31:14,402
‫یکی از آشنایان برای یه مشکلی
‫ازم مشاوره خواست.

417
00:31:15,703 --> 00:31:18,039
‫فکر کنم خوشحال می‌شدم.

418
00:31:18,105 --> 00:31:21,676
‫شبیه مانگاهای شوجو شده.
‫«من از اول همیشه دوستت داشتم.»

419
00:31:21,742 --> 00:31:23,844
‫خیلی دلنشینه. مگه نه، سارا؟

420
00:31:23,911 --> 00:31:25,880
‫بله، دلنشینه.

421
00:31:25,946 --> 00:31:26,814
‫دلنشین.

422
00:31:26,881 --> 00:31:29,483
‫دقیقاً! دخترها قطعاً همین‌طوری
‫فکر می‌کنن، مگه نه؟

423
00:31:29,550 --> 00:31:30,785
‫بستگی به آدمش داره.

424
00:31:30,851 --> 00:31:33,254
‫این‌طور نیست که همه دخترها
‫دقیقاً مثل هم فکر کنن.

425
00:31:33,320 --> 00:31:35,022
‫توموییا توبیخ شد.

426
00:31:35,790 --> 00:31:38,125
‫هی، اون اصلاً توبیخ نبود.

427
00:31:40,361 --> 00:31:41,262
‫خیلی خب، تموم شد!

428
00:31:41,328 --> 00:31:43,464
‫مامان، می‌تونم برم دوچرخه‌سواری کنم؟

429
00:31:43,531 --> 00:31:45,132
‫آره، مراقب باش.

430
00:31:45,199 --> 00:31:46,434
‫- باشه!
‫- باشه.

431
00:31:46,500 --> 00:31:47,435
‫می‌بینمت.

432
00:31:49,103 --> 00:31:50,137
‫مراقب باش.

433
00:31:54,008 --> 00:31:55,509
‫با این حال، می‌دونی،

434
00:31:56,277 --> 00:31:59,413
‫این در صورتیه که اون احساسات
‫خالص بمونن، درسته؟

435
00:32:01,549 --> 00:32:02,917
‫همون عشق یک‌طرفه‌ای که گفتی.

436
00:32:04,852 --> 00:32:08,689
‫عشق همیشه تو نگاه اول
‫و شروعش خالصه، مگه نه؟

437
00:32:09,824 --> 00:32:13,761
‫همین که بتونی صورتش رو
‫از دور ببینی دلت رو شاد می‌کنه.

438
00:32:13,828 --> 00:32:16,797
‫این‌که تو یه فضا باشید
‫خودش خوشحالی میاره.

439
00:32:17,932 --> 00:32:21,902
‫اما بالأخره ناخواسته توقع یه چیزی رو داری.

440
00:32:23,204 --> 00:32:25,539
‫وقتی بهش نمی‌رسی،

441
00:32:25,606 --> 00:32:27,842
‫ولی از طرفی نمی‌تونی از اون آدم دل بکنی،

442
00:32:28,475 --> 00:32:31,478
‫این‌جوری تبدیل به یه وسواس فکری نمیشه؟

443
00:32:33,614 --> 00:32:34,949
‫- وسواس...
‫- بله.

444
00:32:36,817 --> 00:32:40,221
‫اما پسری که تا ابد عاشق مونده

445
00:32:41,422 --> 00:32:42,723
‫بدون این‌که چیزی بخواد

446
00:32:43,490 --> 00:32:46,727
‫و فقط آرزوی خوشبختیش رو داره،
‫حتی اگه عشقش یک‌طرفه بمونه چی؟

447
00:32:46,794 --> 00:32:49,229
‫شاید غیرممکن نباشه.

448
00:32:49,830 --> 00:32:51,832
‫ولی خیلی هم محتمل نیست، مگه نه؟

449
00:32:53,233 --> 00:32:55,202
‫هی، در مورد کی حرف می‌زنی؟

450
00:32:56,904 --> 00:32:58,739
‫سلام، خوش اومدی.

451
00:32:58,806 --> 00:33:01,742
‫- می‌خوام برم بازی کنم.
‫- الان داری بازی می‌کنی.

452
00:33:01,809 --> 00:33:05,145
‫یه مدته همش میگه می‌خواد بره شهربازی.

453
00:33:05,212 --> 00:33:06,680
‫ما هم باهاش بریم؟

454
00:33:06,747 --> 00:33:08,649
‫چی، جدی؟ مطمئنی؟

455
00:33:08,716 --> 00:33:10,684
‫منم دلم می‌خواد برم شهربازی.

456
00:33:10,751 --> 00:33:13,187
‫وقتی بزرگ می‌شی،
‫دیگه فرصتی برای رفتن پیدا نمی‌کنی.

457
00:33:13,921 --> 00:33:14,788
‫می‌خواید با هم بریم شهربازی؟

458
00:33:14,855 --> 00:33:15,956
‫- بریم!
‫- باشه.

459
00:33:16,023 --> 00:33:18,058
‫جدی؟ ممنون!

460
00:33:18,125 --> 00:33:20,761
‫پس بهتره برای سوار شدن
‫به ترن هوایی تمرین کنیم؟

461
00:33:20,828 --> 00:33:22,196
‫- آره!
‫- آره، بیا تمرین کنیم.

462
00:33:22,262 --> 00:33:23,797
‫این چیه، یه ماهی مرکبه؟

463
00:33:23,864 --> 00:33:25,599
‫- بله!
‫- این مال کجاست؟

464
00:33:25,666 --> 00:33:26,500
‫اینجا؟

465
00:33:26,567 --> 00:33:28,135
‫این خیلی ترسناکه، می‌دونی.

466
00:33:35,843 --> 00:33:37,578
‫صبر کن، صبر کن، استراحت!

467
00:33:38,946 --> 00:33:40,414
‫- میشه از این استفاده کنم؟
‫- بله.

468
00:33:40,948 --> 00:33:43,317
‫پس می‌شورمش و بهت پسش میدم.

469
00:33:48,956 --> 00:33:50,357
‫- هی.
‫- هوم؟

470
00:33:51,291 --> 00:33:53,360
‫چرا با هم قرار نذاریم؟

471
00:33:55,896 --> 00:33:57,831
‫به نظرم خوب میاد.
‫تو چی فکر می‌کنی؟

472
00:34:02,536 --> 00:34:05,772
‫مامان، تومویا!

473
00:34:05,839 --> 00:34:06,907
‫سلام!

474
00:34:19,753 --> 00:34:21,688
‫[ماریکو]

475
00:34:24,691 --> 00:34:28,629
‫[امروز رفتم موزه هنر]

476
00:34:45,946 --> 00:34:49,082
‫ماریکو، الان وقت مناسبی
‫برای بحث در مورد شعار تبلیغاتیه؟

477
00:34:49,149 --> 00:34:49,983
‫بله.

478
00:34:50,550 --> 00:34:53,020
‫چندتا به ذهنم رسیده...

479
00:34:53,086 --> 00:34:54,955
‫مگه نمی‌دونی؟

480
00:34:56,490 --> 00:35:00,727
‫ماریکو جدی جدی به فکر ازدواجه.

481
00:35:02,496 --> 00:35:05,832
‫- با این وضعیت...
‫- همیشه هر چی بخواد رو به دست میاره.

482
00:35:08,468 --> 00:35:10,404
‫پس می‌فهمی!

483
00:35:15,742 --> 00:35:17,110
‫- این‌طوری امتحانش کن.
‫- باشه.

484
00:35:17,811 --> 00:35:19,379
‫- حالا وارد کن.
‫- باشه.

485
00:35:19,913 --> 00:35:22,049
‫[در حال جستجو]

486
00:35:22,649 --> 00:35:23,917
‫وای، جدی!

487
00:35:23,984 --> 00:35:26,420
‫هوش مصنوعی داده‌ها رو برام جستجو می‌کنه.

488
00:35:26,486 --> 00:35:27,854
‫خیلی به روز شده.

489
00:35:27,921 --> 00:35:29,823
‫مگه نه؟ عالیه.

490
00:35:30,957 --> 00:35:31,792
‫ماریکو!

491
00:35:32,492 --> 00:35:33,960
‫خیلی ازت ممنونم.

492
00:35:36,229 --> 00:35:40,367
‫آپدیت شدن سیستم کار تو بود،
‫مگه نه، ماریکو؟

493
00:35:41,268 --> 00:35:42,769
‫ها؟ چطور مگه؟

494
00:35:42,836 --> 00:35:44,738
‫از یوکیمورا شنیدیم.

495
00:35:44,805 --> 00:35:47,507
‫گفت تو به شرکت پیشنهاد دادی.

496
00:35:48,008 --> 00:35:52,512
‫گفتی برای کم کردن بارِ کاری کارمندها باید
‫آخرین نسخه هوش مصنوعی رو بگیریم، درسته؟

497
00:35:53,246 --> 00:35:58,285
‫در ضمن، بی سر و صدا کلی کار برامون انجام دادی

498
00:35:58,318 --> 00:36:02,222
‫که تا یوکیمورا بهمون نگفته بود
‫متوجه‌شون نشده بودیم.

499
00:36:02,889 --> 00:36:05,058
‫دلیل این‌که تو شرکت انقدر دشمن داری

500
00:36:06,159 --> 00:36:09,462
‫- اینه که داری واسه ما می‌جنگی.
‫- صبر کن، صبر کن، صبر کن!

501
00:36:09,529 --> 00:36:11,131
‫- خفه شو!
‫- چی؟

502
00:36:11,998 --> 00:36:13,600
‫ببخشید.

503
00:36:13,667 --> 00:36:14,734
‫خیلی خب، بعدی، این‌جوری.

504
00:36:15,302 --> 00:36:16,269
‫باشه.

505
00:36:25,445 --> 00:36:29,616
‫یوکیمورا خیلی درکت می‌کنه،
‫مگه نه، ماریکو؟

506
00:36:31,751 --> 00:36:34,154
‫اشکالی نداره اوضاع همین‌طوری بمونه؟

507
00:36:35,055 --> 00:36:35,889
‫چی؟

508
00:36:35,956 --> 00:36:38,658
‫فکر کنم اون از معدود آدم‌هایی باشه

509
00:36:38,725 --> 00:36:42,062
‫که واقعاً قلبت رو براش باز می‌کنی.

510
00:36:44,731 --> 00:36:47,400
‫وقتی باهاشی، حس خیلی خوبی داری.

511
00:36:48,201 --> 00:36:50,737
‫همیشه نمی‌تونی با همچین آدمی
‫آشنا بشی، می‌دونی.

512
00:37:21,434 --> 00:37:22,469
‫از این متنفرم...

513
00:37:45,592 --> 00:37:46,559
‫صبح بخیر.

514
00:37:47,927 --> 00:37:51,965
‫عه... امروز بعد از کار وقت داری؟

515
00:37:54,567 --> 00:37:56,169
‫بله، دارم.

516
00:37:59,539 --> 00:38:03,409
‫جایی هست که می‌خوام با هم بریم.

517
00:38:14,754 --> 00:38:16,589
‫وقتی در رو می‌بندم مواظب باشید.

518
00:38:23,930 --> 00:38:26,266
‫یکم تکون می‌خوره، مگه نه؟

519
00:38:36,442 --> 00:38:38,945
‫صبر کن! لطفاً این کار رو نکن.

520
00:38:39,012 --> 00:38:42,315
‫چیه؟ فقط روی صندلی‌ام یکم تکون خوردم.

521
00:38:47,854 --> 00:38:51,157
‫هی! تو الان از قصد این کار رو کردی!

522
00:38:51,824 --> 00:38:54,227
‫جدی، بس کن. این خیلی بده.

523
00:38:54,293 --> 00:38:55,928
‫پس تو این‌جور آدمی هستی.

524
00:38:55,995 --> 00:38:58,031
‫خیلی زود می‌ترسی.

525
00:38:58,097 --> 00:38:59,198
‫اولین باره که سوار چرخ‌وفلک میشم.

526
00:38:59,265 --> 00:39:01,200
‫نمی‌دونستم انقدر تکون می‌خوره...

527
00:39:02,001 --> 00:39:02,835
‫هی!

528
00:39:02,902 --> 00:39:04,704
‫بس کن...

529
00:39:04,771 --> 00:39:06,506
‫من کاری نکردم.

530
00:39:07,306 --> 00:39:08,141
‫چی؟

531
00:39:08,708 --> 00:39:11,677
‫اشکالی نداره جابه‌جا شم؟

532
00:39:11,744 --> 00:39:13,079
‫نه، تکون نخور!

533
00:39:13,146 --> 00:39:14,213
‫- چی؟
‫- لطفاً بس کن.

534
00:39:14,280 --> 00:39:15,314
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم؟

535
00:39:16,282 --> 00:39:17,817
‫کجا بشینم؟

536
00:39:17,884 --> 00:39:19,685
‫ها؟ یعنی کجا بشینم؟

537
00:39:20,453 --> 00:39:24,724
‫فکر می‌کردم قهرمان عدالتی،
‫ولی تو هم بلدی قلدری کنی، هان؟

538
00:39:26,659 --> 00:39:29,929
‫به خاطر این‌که مسخره‌ای.

539
00:39:31,931 --> 00:39:33,833
‫ها؟ وایساد؟

540
00:39:35,968 --> 00:39:39,071
‫به خاطر تکون خوردنت
‫سیستم ایمنی فعال شد؟

541
00:39:39,138 --> 00:39:41,808
‫- نه، داره یواش یواش حرکت می‌کنه.
‫- هی...

542
00:39:42,942 --> 00:39:43,776
‫نگاه کن.

543
00:39:45,778 --> 00:39:47,013
‫اوه، اشتباه از من بود.

544
00:39:49,849 --> 00:39:52,652
‫هی، خیلی قشنگه!

545
00:39:55,221 --> 00:39:57,490
‫الان یه چیزی فلش زد! چی بود؟

546
00:39:57,557 --> 00:39:58,824
‫یه شیء ناشناس پرنده؟

547
00:39:59,592 --> 00:40:01,427
‫- عمراً.
‫- نه، شک نکن یه یوفوئه!

548
00:40:01,494 --> 00:40:02,762
‫اونجا رو نگاه کن!

549
00:40:02,828 --> 00:40:05,064
‫- داره فلش می‌زنه. داره فلش می‌زنه!
‫- کجا؟

550
00:40:05,131 --> 00:40:06,832
‫- اونجا!
‫- چی؟

551
00:40:06,899 --> 00:40:09,201
‫- یه نور عجیب! نمی‌بینیش؟
‫- نمی‌بینمش.

552
00:40:09,268 --> 00:40:10,202
‫همون‌جاست!

553
00:40:10,269 --> 00:40:11,771
‫- داری کجا رو نشون میدی؟
‫- همون‌جا!

554
00:40:11,837 --> 00:40:12,905
‫کجا؟

555
00:40:13,506 --> 00:40:14,607
‫عه...

556
00:40:17,009 --> 00:40:17,910
‫ببخشید.

557
00:40:25,318 --> 00:40:27,086
‫یوفو، هان؟

558
00:40:27,920 --> 00:40:29,255
‫به طرز عجیبی مثل بچه‌ها می‌مونی.

559
00:40:29,322 --> 00:40:31,691
‫نه، بهت میگم اونجا بود.

560
00:40:31,757 --> 00:40:33,192
‫ندیدیش؟

561
00:40:34,160 --> 00:40:35,728
‫دلم برات می‌سوزه.

562
00:40:41,767 --> 00:40:43,569
‫چرخ‌وفلک‌ها سرگرم‌کننده‌ان، مگه نه؟

563
00:40:45,371 --> 00:40:47,473
‫خیلی بیشتر از آخرین باری که
‫اومدم اینجا بهم خوش می‌گذره.

564
00:40:51,977 --> 00:40:53,479
‫ممنون برای امروز.

565
00:40:54,847 --> 00:40:56,816
‫نه، من دعوتت کردم.

566
00:40:57,349 --> 00:40:58,451
‫یکی از آرزوهام بود.

567
00:41:00,419 --> 00:41:01,554
‫باز داری اغراق می‌کنی.

568
00:41:02,655 --> 00:41:04,290
‫این رویای من بود.

569
00:41:07,259 --> 00:41:08,227
‫چی؟

570
00:41:09,028 --> 00:41:13,032
‫خب، اگه انقدر دوست داشتی،
‫باید زودتر از اینا می‌اومدی.

571
00:41:14,967 --> 00:41:16,419
‫حتماً می‌خواستی با یه آدم خاص اینجا باشی.

572
00:41:16,469 --> 00:41:17,636
‫نه...

573
00:41:43,696 --> 00:41:46,498
‫[سوتا یوکیمورا]

574
00:41:54,607 --> 00:42:01,547
‫[فارغ‌التحصیل دانشگاه فوتاباشی
‫تحصیل در دبیرستان ماکا]

575
00:42:03,015 --> 00:42:05,851
‫[ماریکو نوسه - سوتا یوکیمورا]

576
00:42:05,918 --> 00:42:10,055
‫[فارغ‌التحصیل دانشگاه فوتاباشی
‫تحصیل در دبیرستان ماکا]

577
00:42:20,399 --> 00:42:22,501
‫خب، راه‌هامون اینجا از هم جدا میشه.

578
00:42:23,869 --> 00:42:24,703
‫آره.

579
00:44:01,166 --> 00:44:02,200
‫ماریکو!

580
00:44:06,204 --> 00:44:07,873
‫چیه؟ چی شده؟

581
00:44:09,408 --> 00:44:11,910
‫تو بودی، ماریکو.

582
00:44:15,213 --> 00:44:18,483
‫کسی که می‌خواستم باهاش چرخ‌وفلک سوار شم...
‫تو بودی ماریکو.

583
00:44:20,986 --> 00:44:22,321
‫من...

584
00:44:28,126 --> 00:44:29,127
‫من...

585
00:44:31,263 --> 00:44:32,197
‫من همیشه...

586
00:44:58,590 --> 00:45:03,528
‫[در قسمت بعد...]

587
00:45:03,562 --> 00:45:08,533
«ترجمه از سینا صداقت»

588
00:45:10,533 --> 00:45:20,533
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M