1
00:00:27,193 --> 00:00:29,095
‫آره راستی، دیروز...

2
00:00:29,596 --> 00:00:30,897
‫هی!

3
00:00:36,569 --> 00:00:40,340
‫آره راستی، دیروز... من و ماریکو...

4
00:00:41,340 --> 00:00:51,340
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

5
00:00:53,186 --> 00:00:56,456
‫چیه؟ چی شده؟

6
00:00:57,023 --> 00:01:00,660
‫فکر کنم یه کم سرم داره گیج میره...

7
00:01:02,095 --> 00:01:05,165
‫چی؟ حالت خوبه؟

8
00:01:07,534 --> 00:01:09,302
‫خیلی حس افتضاحی بود.

9
00:01:22,248 --> 00:01:23,149
‫خواب بود؟

10
00:01:26,386 --> 00:01:29,222
‫یه بخشیم دلش می‌خواد خواب بوده باشه،
‫ولی یه بخش دیگه‌م نه.

11
00:01:41,501 --> 00:01:42,502
‫یا خدا!

12
00:01:44,471 --> 00:01:47,874
‫چی شده؟ چقدر سر و صدا راه انداختی...

13
00:01:54,514 --> 00:01:55,849
‫خوابم برد، ببخشید.

14
00:01:55,915 --> 00:01:58,251
‫خوابت برد؟ «ببخشید»؟

15
00:01:59,119 --> 00:02:03,323
‫با خودم گفتم واقعاً لازمه همه‌چیزو از زبون خودت بشنوم.

16
00:02:03,389 --> 00:02:07,260
‫نمی‌دونستم صبر کنم تا بیدار شی
‫یا بعداً بیام، واسه همین فقط...

17
00:02:07,327 --> 00:02:08,761
‫- ببخشید.
‫- نه بابا، این چه حرفیه.

18
00:02:17,337 --> 00:02:20,640
‫لطفاً همه‌چیزو برام تعریف کن.

19
00:02:20,707 --> 00:02:23,009
‫تمام کارایی که تا الان دور از چشم من انجام می‌دادی رو.

20
00:02:23,076 --> 00:02:24,344
‫موبه‌مو با تمام جزئیات.

21
00:02:27,614 --> 00:02:28,448
‫باشه.

22
00:02:45,732 --> 00:02:50,537
‫خب، اولین باری که دیدمت

23
00:02:51,371 --> 00:02:52,805
‫هفت سالم بود.

24
00:02:54,707 --> 00:02:57,177
‫یه هفته قبل از اون ماجرای آدم‌ربایی بود.

25
00:02:59,812 --> 00:03:02,749
‫توی راه برگشت از مدرسه، یکی از هم‌کلاسی‌ها...

26
00:03:04,184 --> 00:03:07,754
‫همه‌چیزو پیش ماریکو اعتراف کردم.

27
00:03:08,421 --> 00:03:09,722
‫تک‌تک چیزهایی که می‌دونستم رو...

28
00:03:09,789 --> 00:03:11,491
‫- صاف و پوست‌کنده گفتم.
‫- یکی کمکم کنه!

29
00:03:11,558 --> 00:03:13,860
‫روی دوشم این وظیفه رو حس می‌کردم که از اون به بعد...

30
00:03:15,128 --> 00:03:17,297
‫باید ازت محافظت کنم.

31
00:03:17,363 --> 00:03:20,300
‫اینکه ماریکو به داستان زندگیم گوش می‌داد می‌تونست

32
00:03:21,334 --> 00:03:25,505
‫اتفاق شیرینی باشه، ولی با این حال...

33
00:03:27,840 --> 00:03:29,809
‫به خاطر تمام کارایی که تا به امروز کرده بودم...

34
00:03:32,545 --> 00:03:35,348
‫مثل اعترافات قبل از اجرای حکم اعدام بود.

35
00:03:35,415 --> 00:03:38,484
‫فکر می‌کردم باید کاری کنم تاتیوا از پروژه کنار بکشه،

36
00:03:38,551 --> 00:03:40,920
‫واسه همین از تخلفش مدرک جمع کردم و رفتم دیدنش.

37
00:03:40,987 --> 00:03:42,088
‫درست مثل...

38
00:03:42,155 --> 00:03:44,190
‫مجرمی بودم که داره می‌ره پای چوبه‌ی دار.

39
00:03:44,257 --> 00:03:45,191
‫چندش!

40
00:03:45,258 --> 00:03:47,393
‫- بهت گفتم که نمی‌بخشمت.
‫- یا درست مثل...

41
00:03:47,460 --> 00:03:51,497
‫سامورایی رده‌پایینی که حکم سپوکو گرفته،
‫ولی کسی رو نداره کارشو تموم کنه.

42
00:03:52,398 --> 00:03:54,534
‫انگار شکمم داشت غرق خون می‌شد،

43
00:03:55,335 --> 00:03:57,637
‫اما جونم درنمی‌اومد.

44
00:04:02,408 --> 00:04:05,745
‫با این حال، حرف زدن تنها راه نجاتم بود.

45
00:04:07,247 --> 00:04:09,816
‫واسه همین به حرف زدن ادامه دادم.

46
00:04:15,622 --> 00:04:20,693
‫همه‌ش همین بود.

47
00:04:22,161 --> 00:04:22,996
‫ببخشید.

48
00:04:28,001 --> 00:04:28,835
‫می‌فهمم.

49
00:04:30,403 --> 00:04:32,538
‫در عین حال، اصلاً متوجه نمی‌شم.

50
00:04:33,172 --> 00:04:34,040
‫چی؟

51
00:04:34,107 --> 00:04:35,475
‫می‌خوام رک و پوست‌کنده بهت بگم.

52
00:04:36,542 --> 00:04:40,146
‫اول از همه، اینکه بدونی خونه‌م کجاست

53
00:04:40,647 --> 00:04:43,216
‫و از جلوش رد بشی رو من تعقیب کردن حساب نمی‌کنم.

54
00:04:43,983 --> 00:04:47,854
‫بچگی‌ها کاملاً عادیه آدم بدونه خونه‌ی هم‌کلاسی‌هاش کجاست

55
00:04:47,920 --> 00:04:52,425
‫و موقع رد شدن بگه «آهان، این خونه‌ی فلانیه»،

56
00:04:52,492 --> 00:04:54,127
‫پس اصلاً چیز عجیبی نیست.

57
00:04:55,028 --> 00:04:56,262
‫- ممنون.
‫- اما...

58
00:04:57,230 --> 00:05:00,233
‫اینکه مخصوصاً بیای جلوی خونه‌م
‫تا سر از کارم دربیاری

59
00:05:00,300 --> 00:05:02,802
‫یا کارامو زیر نظر بگیری،

60
00:05:03,569 --> 00:05:06,673
‫کمین کنی یا طوری باهام برخورد کنی
‫که انگار همه‌چی اتفاقی بوده،

61
00:05:06,739 --> 00:05:10,376
‫به نظرم این مدل رفتارها غیرقابل‌قبوله.

62
00:05:12,578 --> 00:05:16,015
‫- درسته.
‫- تازه اگه می‌دونستی من بدم میاد،

63
00:05:16,082 --> 00:05:18,985
‫و باز با این حال ادامه می‌دادی،
‫دیگه گفتن نداره که...

64
00:05:19,619 --> 00:05:22,088
‫کاملاً غیرقابل‌بخشش بود. جای بحث نداره.

65
00:05:27,727 --> 00:05:28,695
‫ولی...

66
00:05:29,896 --> 00:05:32,965
‫فکر نمی‌کنم تو اهل این‌جور کارا باشی.

67
00:05:34,267 --> 00:05:36,769
‫چون می‌شناسمت.

68
00:05:38,571 --> 00:05:41,674
‫به عبارت دیگه، اگه اون موقع که نمی‌شناختمت
‫از تمام این کارات...

69
00:05:41,741 --> 00:05:43,776
‫باخبر می‌شدم،

70
00:05:44,510 --> 00:05:47,680
‫احتمالاً حسابی ازت وحشت می‌کردم.

71
00:05:49,082 --> 00:05:50,983
‫حتی با اینکه دقیقاً همین آدم بودی.

72
00:05:52,118 --> 00:05:52,985
‫درسته.

73
00:05:54,187 --> 00:05:55,021
‫ولی...

74
00:05:55,855 --> 00:05:58,658
‫الان می‌فهمم چرا توی پرونده تاتیوا...

75
00:05:59,659 --> 00:06:01,994
‫و سایوری بهت مظنون شده بودن.

76
00:06:06,666 --> 00:06:09,068
‫تمام این اتفاقا داره دور و بر من میفته.

77
00:06:20,680 --> 00:06:21,848
‫تصمیمم رو گرفتم.

78
00:06:23,349 --> 00:06:25,785
‫واسه اینکه خیالم راحت شه
‫دیگه دست به کار خطرناکی نمی‌زنی،

79
00:06:25,852 --> 00:06:28,354
‫یه مدت همین‌جا می‌مونم و زیر نظرت می‌گیرم.

80
00:06:28,421 --> 00:06:31,858
‫چی؟ همین‌جا زیر نظرم می‌گیری؟

81
00:06:31,924 --> 00:06:35,461
‫تازه، هاتانو هم هنوز دستگیر نشده،
‫پس خطرناکه، مگه نه؟

82
00:06:36,329 --> 00:06:39,365
‫قراره یه مدت اینجا زندگی کنم.

83
00:06:40,500 --> 00:06:41,367
‫چی؟

84
00:06:42,735 --> 00:06:43,669
‫چی؟

85
00:06:46,005 --> 00:06:47,006
‫چی؟

86
00:06:51,644 --> 00:06:55,047
‫دیروز، یک کارمند زن در راه برگشت به خونه
‫مورد حمله قرار گرفت،

87
00:06:55,114 --> 00:06:57,550
‫ربوده و محبوس شد.

88
00:06:58,117 --> 00:07:01,654
‫پلیس این زن رو به سلامت نجات داده،

89
00:07:01,721 --> 00:07:03,956
‫اما عامل این جنایت متواریه

90
00:07:04,023 --> 00:07:07,026
‫و تلاش پلیس برای دستگیریش ادامه داره.

91
00:07:07,093 --> 00:07:10,129
‫مظنون متواری، ساتورو هاتانو، ۶۰ ساله است.

92
00:07:11,230 --> 00:07:13,566
‫هنوزم فراریه.

93
00:07:15,034 --> 00:07:17,170
‫آخه چه جهنمی داره راه میفته؟

94
00:07:19,038 --> 00:07:22,275
‫ماریکو گاهی وقت‌ها کارایی می‌کنه
‫که اصلاً سر درنمیارم.

95
00:07:23,676 --> 00:07:25,745
‫درست مثل اون روز، توی تابستون کلاس هفتم.

96
00:07:27,413 --> 00:07:28,247
‫نه،

97
00:07:28,748 --> 00:07:31,551
‫اتفاقات اون تابستون الان اصلاً مهم نیست.

98
00:07:31,617 --> 00:07:32,518
‫ام...

99
00:07:34,053 --> 00:07:36,088
‫لازم نیست به خودت فشار بیاری
‫و اون اخبارو ببینی.

100
00:07:36,656 --> 00:07:37,957
‫چی می‌گی واسه خودت؟

101
00:07:38,024 --> 00:07:40,226
‫باید حواسمون به قدم‌های دشمن باشه.

102
00:07:43,396 --> 00:07:44,964
‫- آها راستی...
‫- بله؟

103
00:07:45,031 --> 00:07:48,167
‫اشکالی نداره من همین‌جا بخوابم؟

104
00:07:48,234 --> 00:07:50,369
‫نه لطفاً روی تخت بخواب.
‫من روی کاناپه می‌خوابم.

105
00:07:50,436 --> 00:07:52,572
‫نه خوبه، اینجا خونه‌ی توئه.

106
00:07:52,638 --> 00:07:53,873
‫من راحتم.

107
00:07:54,874 --> 00:07:55,908
‫اینو با خودم آوردم.

108
00:07:56,576 --> 00:07:58,277
‫- اون چیه؟
‫- کیسه‌خواب.

109
00:08:08,721 --> 00:08:11,357
‫واقعاً نمی‌شه از کارای ماریکو سر درآورد.

110
00:08:20,800 --> 00:08:21,834
‫هی، تمومش کن!

111
00:08:21,901 --> 00:08:24,871
‫- چیه؟
‫- همین الان بهم زل زده بودی، مگه نه؟

112
00:08:24,937 --> 00:08:26,539
‫نه نه نه، تهمت نزن!

113
00:08:26,606 --> 00:08:29,775
‫چی؟ من نمی‌تونم بهت اعتماد کنم. ۲۵ ساله کارت همینه.

114
00:08:29,842 --> 00:08:33,212
‫من عمراً از این خط رد نمی‌شم.

115
00:08:33,279 --> 00:08:35,147
‫من مردی‌ام که شدیداً به حریم‌ها پایبنده.

116
00:08:35,214 --> 00:08:36,482
‫خیالت راحت باشه.

117
00:08:42,655 --> 00:08:44,123
‫ماهی‌هات چه مدلی‌ان؟

118
00:08:44,190 --> 00:08:45,491
‫- چی شده؟
‫- هان؟

119
00:08:45,558 --> 00:08:47,126
‫- این چیه؟ چه ماهی‌ایه؟
‫- صبر کن، داری از خط رد می‌شی!

120
00:08:47,193 --> 00:08:49,262
‫- من اصلاً ماهی ندارم.
‫- نداری...؟

121
00:08:49,328 --> 00:08:51,163
‫- زیاد برخوردشون دوستانه نیست.
‫- چی؟

122
00:09:01,908 --> 00:09:02,975
‫سوتا!

123
00:09:04,176 --> 00:09:05,811
‫توی اخبار دیدم هاتانو فرار کرده...

124
00:09:05,878 --> 00:09:06,746
‫تومویا.

125
00:09:11,951 --> 00:09:13,019
‫ماریکو.

126
00:09:15,855 --> 00:09:18,024
‫- خداروشکر.
‫- تومویا؟

127
00:09:19,559 --> 00:09:20,560
‫هی.

128
00:09:27,066 --> 00:09:29,235
‫خوشحالم که جفتتون سالمین.

129
00:09:30,436 --> 00:09:31,437
‫جداً می‌گم.

130
00:09:33,072 --> 00:09:33,906
‫تومویا؟

131
00:09:35,942 --> 00:09:37,410
‫آها ببخشید، ببخشید.

132
00:09:39,645 --> 00:09:42,415
‫صبر کن ببینم، یعنی الان شما دوتا...

133
00:09:43,316 --> 00:09:44,817
‫- آخه، نه، یعنی...
‫- چیزه...

134
00:09:44,884 --> 00:09:47,286
‫- چون خطرناکه، واسه همین...
‫- فهمیدم، فهمیدم. پس من دیگه رفتم.

135
00:09:47,353 --> 00:09:48,888
‫- صبر کن، وایسا...
‫- فعلاً!

136
00:09:49,455 --> 00:09:51,223
‫من رفتم، نگران نباشید.

137
00:10:07,440 --> 00:10:10,543
‫- چی؟
‫- هیس!

138
00:10:10,610 --> 00:10:15,014
‫یوکیمورا ۲۵ سال پیش نجاتت داد؟

139
00:10:16,182 --> 00:10:17,083
‫آره.

140
00:10:17,783 --> 00:10:20,586
‫این دیگه حتماً کارِ سرنوشته!

141
00:10:20,653 --> 00:10:22,021
‫گفتی چیزی به اسم سرنوشت وجود نداره.

142
00:10:22,088 --> 00:10:24,590
‫- حرفمو پس می‌گیرم. وجود داره!
‫- چقدر سریع نظرت برگشت.

143
00:10:26,292 --> 00:10:30,262
‫با این حال، حس می‌کنم
‫خیلی با سرنوشت فرق داره.

144
00:10:31,731 --> 00:10:34,600
‫آخه اصلاً هنوز نگفتم که بخشیدمش.

145
00:10:35,768 --> 00:10:38,104
‫هنوز نباید گاردم رو بیارم پایین.

146
00:10:40,039 --> 00:10:43,109
‫درست سر درنمیارم چی می‌گی،
‫ولی به هر حال ماریکو،

147
00:10:43,843 --> 00:10:45,511
‫نباید هم‌زمان با دو نفر بری بیرون.

148
00:10:45,578 --> 00:10:46,779
‫اصلاً کار درستی نیست.

149
00:10:48,180 --> 00:10:49,181
‫راجع به چی حرف می‌زنی؟

150
00:10:49,248 --> 00:10:51,050
‫گوشیت داره زنگ می‌خوره، مگه نه؟

151
00:10:51,617 --> 00:10:54,020
‫[تایسوکه ساکورا]

152
00:10:54,086 --> 00:10:55,988
‫[تایسوکه ساکورا: ۱۳ تماس بی‌پاسخ]

153
00:11:05,631 --> 00:11:06,465
‫وای...

154
00:11:06,999 --> 00:11:09,602
‫[کجایی؟ واسه امنیتت باید کنارت باشم.]

155
00:11:10,169 --> 00:11:12,705
‫[تایسوکه ساکورا]

156
00:11:14,140 --> 00:11:15,808
‫یه لحظه من رو ببخش.

157
00:11:28,120 --> 00:11:29,055
‫بله، سلام؟

158
00:11:30,456 --> 00:11:32,858
‫نه، ببخشید،

159
00:11:32,925 --> 00:11:35,161
‫متوجه زنگ زدنتون نشدم.

160
00:11:35,227 --> 00:11:37,596
‫دیروز کجا رفته بودی؟

161
00:11:38,297 --> 00:11:40,232
‫تنها موندن باید ترسناک باشه، نه؟

162
00:11:41,467 --> 00:11:44,937
‫معلوم نیست هاتانو کی دوباره حمله کنه.

163
00:11:53,012 --> 00:11:55,414
‫من که توی تیم یوکیمورام.

164
00:11:56,048 --> 00:11:57,283
‫منم همین‌طور.

165
00:11:58,818 --> 00:12:01,787
‫می‌گم، اصلاً بین شما دوتا چه خبره؟

166
00:12:03,589 --> 00:12:07,460
‫احتمالاً الان درست لبِ یه خط قرمزم.

167
00:12:08,160 --> 00:12:09,862
‫- یه خط قرمز.
‫- لب مرزشم.

168
00:12:09,929 --> 00:12:13,733
‫تو اینو می‌گی،
‫ولی دشمن حسابی داره جلو میاد.

169
00:12:14,667 --> 00:12:17,136
‫اون همون کارآگاهه نیست؟

170
00:12:17,203 --> 00:12:19,038
‫جداً کارش حرف نداره، نه؟

171
00:12:19,105 --> 00:12:21,507
‫من بودم خیلی وقت پیش جا زده بودم.

172
00:12:22,074 --> 00:12:24,210
‫دشمنت به شدت سمجه.

173
00:12:24,844 --> 00:12:26,579
‫نمی‌تونی همین‌طوری به امون خدا ولش کنی.

174
00:12:28,080 --> 00:12:29,949
‫- نه.
‫- فعلاً.

175
00:12:36,055 --> 00:12:38,124
‫بله. خدانگهدار.

176
00:12:49,168 --> 00:12:50,469
‫[پدر]

177
00:12:54,974 --> 00:12:56,008
‫الو؟

178
00:12:59,545 --> 00:13:00,613
‫منم میام!

179
00:13:03,015 --> 00:13:07,052
‫چون فقط واسه نجات جون خودم
‫زیرآب یوکیمورا رو زدم،

180
00:13:07,953 --> 00:13:10,189
‫جفتتون رو به خطر انداختم.

181
00:13:11,223 --> 00:13:14,460
‫واقعاً شرمنده‌ام.

182
00:13:14,527 --> 00:13:16,462
‫تقصیر تو نیست، آسایی.

183
00:13:17,229 --> 00:13:18,063
‫درسته.

184
00:13:19,365 --> 00:13:21,000
‫همه‌ش تقصیر منه.

185
00:13:25,137 --> 00:13:26,071
‫آسایی.

186
00:13:28,674 --> 00:13:29,508
‫معذرت می‌خوام.

187
00:13:31,644 --> 00:13:33,579
‫هم آدم‌ربایی ۲۵ سال پیش...

188
00:13:34,713 --> 00:13:36,081
‫هم اتفاقی که الان افتاد.

189
00:13:38,651 --> 00:13:40,319
‫همه‌ش تقصیر منه.

190
00:13:42,621 --> 00:13:43,556
‫منظورت چیه؟

191
00:13:46,559 --> 00:13:48,294
‫تو هدفی بودی که انتخاب شدی،

192
00:13:50,796 --> 00:13:52,598
‫فقط چون دختر من بودی.

193
00:13:55,067 --> 00:13:59,738
‫من و هاتانو توی ابتدایی هم‌کلاسی بودیم.

194
00:14:01,674 --> 00:14:02,575
‫چی؟

195
00:14:03,075 --> 00:14:05,344
‫درست قبل از اون ماجرای آدم‌ربایی،

196
00:14:06,879 --> 00:14:09,181
‫دورهمی هم‌کلاسی‌های ابتدایی بود.

197
00:14:09,748 --> 00:14:14,587
‫نمی‌شد گفت خانواده‌ی هاتانو اوضاع مالی خوبی داشتن.

198
00:14:16,255 --> 00:14:18,691
‫همیشه یه لباس تنش بود،

199
00:14:19,925 --> 00:14:21,527
‫و بقیه مسخره‌ش می‌کردن.

200
00:14:25,130 --> 00:14:27,032
‫شنیدم قراره به زودی مدیرعامل شرکت بشی؟

201
00:14:29,034 --> 00:14:29,902
‫آره.

202
00:14:30,703 --> 00:14:33,939
‫اوضاع کارخونه بابام تعریفی نداره.

203
00:14:34,006 --> 00:14:38,744
‫درجا پیش خودم فکر کردم لابد اومده
‫ازم پول قرض کنه یا کمک بخواد.

204
00:14:38,811 --> 00:14:43,816
‫ببخشید، اما صرفاً چون هم‌کلاسی بودیم
‫دلیل نمی‌شه بتونی روم حساب کنی.

205
00:14:44,617 --> 00:14:48,487
‫هرچند می‌دونم به خاطر پدرت
‫بهت خیلی سخت گذشته.

206
00:14:52,124 --> 00:14:53,959
‫آدم‌ها اصلاً عوض نمی‌شن، مگه نه؟

207
00:14:55,661 --> 00:15:00,532
‫اون موقع از تو بیشتر از کسایی
‫که قلدری می‌کردن کفری شده بودم.

208
00:15:01,834 --> 00:15:03,569
‫به اونایی که زور می‌گفتن گفتی،

209
00:15:04,236 --> 00:15:07,706
‫«به خاطر خانواده‌ش تحقیرش نکنید.

210
00:15:07,773 --> 00:15:12,645
‫سرنوشت آدم رو خانواده‌اش می‌سازن.»

211
00:15:13,312 --> 00:15:14,313
‫درسته؟

212
00:15:15,047 --> 00:15:16,749
‫وحشتناکه، نه؟

213
00:15:18,550 --> 00:15:20,252
‫چیزی که از اینم وحشتناک‌تره...

214
00:15:23,589 --> 00:15:26,292
‫اینه که من اصلاً یادم نبود همچین حرفی زدم.

215
00:15:29,528 --> 00:15:33,065
‫«اگه سرنوشت آدم رو خانواده‌اش می‌سازن...»

216
00:15:35,000 --> 00:15:38,671
‫پس دخترت باید تاوانِ این رو پس بده

217
00:15:39,271 --> 00:15:41,040
‫که بچه‌ی تو بوده.

218
00:15:45,177 --> 00:15:48,113
‫هاتانو اولین آدم‌رباییش رو...

219
00:15:48,681 --> 00:15:50,950
‫سه روز بعد از اون دورهمی انجام داد.

220
00:15:52,952 --> 00:15:57,289
‫تقصیر منه که پای همه به این ماجرا کشیده شد.

221
00:15:58,857 --> 00:16:00,826
‫با این حال سعی کردم پنهانش کنم.

222
00:16:03,963 --> 00:16:05,731
‫واقعاً متاسفم.

223
00:16:18,510 --> 00:16:22,414
‫از یکی از دوستاش توی پلیس خواسته بود

224
00:16:22,481 --> 00:16:26,051
‫این قضیه که ارتباط شخصی...

225
00:16:26,118 --> 00:16:26,952
‫با هاتانو داشته رو علنی نکنن.

226
00:16:31,357 --> 00:16:32,224
‫ممنون.

227
00:16:32,958 --> 00:16:35,627
‫جفتشون حسابی شرمنده بودن، یوکیمورا.

228
00:16:36,428 --> 00:16:39,665
‫گفتن دفعه‌ی بعد می‌خوان
‫حضوری ازت معذرت‌خواهی کنن.

229
00:16:41,934 --> 00:16:44,636
‫شاید هاتانو دیگه خودشم نمی‌دونه داره چیکار می‌کنه.

230
00:16:45,704 --> 00:16:46,905
‫چی؟

231
00:16:46,972 --> 00:16:50,275
‫آدم‌ها بدون یه تکیه‌گاه نمی‌تونن زندگی کنن، مگه نه؟

232
00:16:51,844 --> 00:16:56,749
‫اگه تکیه‌گاه هاتانو کینه و عقده نسبت به کسی باشه،

233
00:16:56,815 --> 00:16:59,051
‫شاید این هدف بتونه هر کسی باشه.

234
00:17:00,119 --> 00:17:03,155
‫پس چرا اون هدف من نباشم؟

235
00:17:04,790 --> 00:17:07,593
‫شاید هنوزم از آقای مدیرعامل کینه داره،

236
00:17:08,727 --> 00:17:12,464
‫شایدم الان دیگه فقط زورکی به این...

237
00:17:12,531 --> 00:17:14,333
‫حس کینه چنگ می‌زنه.

238
00:17:17,069 --> 00:17:20,839
‫- نه اشکالی نداره، خودم درش میارم.
‫- دستت درد نکنه.

239
00:17:20,906 --> 00:17:21,740
‫بفرمایید.

240
00:17:43,896 --> 00:17:45,497
‫آخ، چقدر گشنه‌م شد.

241
00:17:46,265 --> 00:17:49,068
‫- ماریکو، تو معمولاً توی خونه آشپزی می‌کنی...
‫- هی!

242
00:17:49,601 --> 00:17:51,737
‫- این کارو نکن دیگه!
‫- چه کاری؟

243
00:17:51,804 --> 00:17:54,740
‫هر بار ظرف چاشنی رو می‌ذارم سر جاش،
‫برچسبش رو می‌چرخونی رو به جلو.

244
00:17:54,807 --> 00:17:57,943
‫- یواشکی داری راست و ریسشون می‌کنی!
‫- عادتمه آخه...

245
00:17:58,010 --> 00:18:00,212
‫اگه می‌خوای رو به جلو باشن،
‫خب بهم بگو.

246
00:18:00,279 --> 00:18:01,647
‫پشت سر من درستشون کردن...

247
00:18:02,247 --> 00:18:03,282
‫- واقعاً موذیانه‌ست.
‫- نه،

248
00:18:03,348 --> 00:18:07,553
‫- منظور بدی نداشتم.
‫- آهان، درسته! معلومه.

249
00:18:07,619 --> 00:18:10,122
‫کلاً عشق اینی که یواشکی پشت سر بقیه یه کاری بکنی، نه؟

250
00:18:10,189 --> 00:18:12,157
‫- درسته.
‫- نه بابا، این‌طوری نیست!

251
00:18:12,224 --> 00:18:13,926
‫اصلاً بذار اینو ازت بپرسم.

252
00:18:13,992 --> 00:18:17,096
‫با اینکه می‌دونستی دارم درستشون می‌کنم،

253
00:18:17,162 --> 00:18:18,831
‫- باز هم کج گذاشتیشون؟
‫- آره.

254
00:18:18,897 --> 00:18:20,165
‫«آره»؟!

255
00:18:21,533 --> 00:18:23,435
‫مگه چیه خب؟

256
00:18:24,002 --> 00:18:28,674
‫اصلاً می‌خواستم آخر کار همه‌شونو با هم مرتب کنم.

257
00:18:28,740 --> 00:18:29,942
‫دیدی هول شدی گفتی «اصلاً»!

258
00:18:30,008 --> 00:18:32,845
‫چون همین الان این به ذهنت رسید!

259
00:18:32,911 --> 00:18:34,713
‫داری روی اعصابم راه می‌ری!

260
00:18:36,448 --> 00:18:37,449
‫روی اعصابم؟

261
00:18:38,750 --> 00:18:39,751
‫دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه!

262
00:18:59,171 --> 00:19:00,772
‫[تایسوکه ساکورا]

263
00:19:13,352 --> 00:19:16,421
‫به یه نمایشگاه نقاشی دعوت شدم.

264
00:19:17,289 --> 00:19:19,224
‫- نمایشگاه نقاشی؟
‫- آره.

265
00:19:20,392 --> 00:19:21,260
‫واسه دیدن تابلوها.

266
00:19:23,162 --> 00:19:25,631
‫- نظرت چیه؟
‫- نظرم چیه؟

267
00:19:27,299 --> 00:19:29,401
‫ماریکو، تو که اصلاً به نقاشی علاقه نداری، داری؟

268
00:19:30,169 --> 00:19:33,005
‫چی؟ چرا، علاقه دارم!

269
00:19:33,572 --> 00:19:35,040
‫داری خالی می‌بندی!

270
00:19:35,541 --> 00:19:38,043
‫خیلی وقت پیش، وقتی با مادرت رفتی نمایشگاه نقاشی...

271
00:19:44,950 --> 00:19:46,785
‫ماریکو، نمی‌خوای ببینی؟

272
00:19:46,852 --> 00:19:48,187
‫نه، راحتم.

273
00:19:48,987 --> 00:19:51,423
‫خیلی زود حوصله‌ت سر رفت
‫و شروع کردی به کتاب خوندن، نه؟

274
00:19:54,526 --> 00:19:55,861
‫اون موقع هم داشتی نگاه می‌کردی؟

275
00:19:59,464 --> 00:20:00,332
‫ببخشید.

276
00:20:03,468 --> 00:20:06,004
‫مامانم عاشق نقاشی بود.

277
00:20:08,907 --> 00:20:11,276
‫چون مامانم دوستشون داشت،
‫منم دلم می‌خواست دوستشون داشته باشم.

278
00:20:14,746 --> 00:20:17,316
‫وقت گذروندن با فکر کردن به چیزایی که مامانم دوست داشت،

279
00:20:18,550 --> 00:20:20,919
‫حسِ بودن کنار اون رو بهم می‌ده.

280
00:20:27,192 --> 00:20:30,295
‫الان لحن حرف زدنم
‫یه کم شبیه تو شد، یوکیمورا.

281
00:20:44,109 --> 00:20:45,277
‫خوشمزه‌ست؟

282
00:20:45,344 --> 00:20:47,579
‫آخ ببخشید، خیلی خوشمزه‌ست.

283
00:20:48,313 --> 00:20:49,281
‫یادم رفت بگم.

284
00:20:49,348 --> 00:20:50,449
‫همین‌طوری ساکت داشتی می‌خوردی.

285
00:20:50,515 --> 00:20:51,450
‫ببخشید.

286
00:21:18,443 --> 00:21:20,612
‫یوکیمورا، تو چقدر از ماجرا خبر داری؟

287
00:21:22,614 --> 00:21:23,649
‫چی؟

288
00:21:25,284 --> 00:21:28,954
‫به مامانم شک کرده بودن
‫که با کسی سر و سِر داره.

289
00:21:30,856 --> 00:21:32,858
‫من که البته باور نکردم.

290
00:21:34,760 --> 00:21:35,927
‫اصلاً امکان نداره.

291
00:21:37,829 --> 00:21:39,531
‫مامانم اهل این کارا نبود.

292
00:21:43,402 --> 00:21:44,536
‫ولی...

293
00:21:45,871 --> 00:21:49,241
‫کنجکاو شدم بدونم اون نمایشگاهِ کی بود.

294
00:21:50,409 --> 00:21:52,244
‫رفته بود اونجا کی رو ببینه؟

295
00:21:55,647 --> 00:21:58,383
‫شاید مامانم یه رویی داشته
‫که من ازش بی‌خبر بودم.

296
00:22:02,054 --> 00:22:05,791
‫مدت زیادی از این فکر بیزار بودم و ازش می‌ترسیدم،

297
00:22:08,794 --> 00:22:11,430
‫اما حالا که به این سن رسیدم،

298
00:22:12,431 --> 00:22:15,033
‫با این قضیه کنار اومدم که آدما جنبه‌های متفاوتی دارن.

299
00:22:17,769 --> 00:22:19,604
‫به نظرم اون رویی که مادرت بهت نشون می‌داد،

300
00:22:20,739 --> 00:22:24,042
‫اونم بخشی از خودِ واقعیش بوده.

301
00:22:29,848 --> 00:22:30,982
‫آره.

302
00:22:34,419 --> 00:22:35,687
‫ممنون.

303
00:23:00,312 --> 00:23:01,747
‫[ماریکو همراه با مادرش برای دیدن نقاشی‌ها رفت]

304
00:23:27,406 --> 00:23:31,376
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- هیچی.

305
00:23:34,946 --> 00:23:38,650
‫[هاتانو]

306
00:23:38,717 --> 00:23:41,653
‫[این اواخر خیلی به هاتانو فکر می‌کنم]

307
00:24:09,448 --> 00:24:12,317
‫[چرا کافه بسته‌ست؟]

308
00:24:12,384 --> 00:24:15,587
‫[چیزی شده؟]

309
00:24:43,648 --> 00:24:45,851
‫هی، بچه جون!

310
00:25:12,544 --> 00:25:15,413
‫بیا یه بار برای همیشه قضیه رو تموم کنیم!

311
00:25:43,441 --> 00:25:44,342
‫تومویا.

312
00:25:57,822 --> 00:25:58,657
‫تومویا.

313
00:26:00,325 --> 00:26:02,661
‫ولش کن. تومویا، تومویا!

314
00:26:02,727 --> 00:26:04,296
‫بس کن، تومویا!

315
00:26:09,901 --> 00:26:11,736
‫کسی به اسم میزوکی ساگارا رو می‌شناسی؟

316
00:26:12,304 --> 00:26:13,138
‫هان؟

317
00:26:13,939 --> 00:26:15,607
‫اون دیگه کیه؟

318
00:26:21,179 --> 00:26:22,380
‫یادت نمیاد؟

319
00:26:23,748 --> 00:26:25,584
‫همون دختر طفل معصومی که...

320
00:26:28,620 --> 00:26:30,288
‫فقط توی نه سالگی به خاطر تو پرپر شد!

321
00:26:31,489 --> 00:26:33,458
‫یادت نمیاد؟

322
00:26:38,997 --> 00:26:41,232
‫تومویا، بس کن دیگه. تومویا!

323
00:26:41,299 --> 00:26:42,500
‫تومویا، ولش کن!

324
00:26:42,567 --> 00:26:43,635
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟
‫- خفه شو! بکش کنار!

325
00:26:43,702 --> 00:26:45,804
‫- تومویا!
‫- بمیر!

326
00:26:45,870 --> 00:26:47,739
‫- تومویا!
‫- بمیر اشغال!

327
00:26:47,806 --> 00:26:48,773
‫- هی!
‫- چه غلطی داری می‌کنی؟

328
00:26:50,075 --> 00:26:51,443
‫ولش کن. ولش کن!

329
00:26:51,509 --> 00:26:52,410
‫هی!

330
00:26:53,345 --> 00:26:54,879
‫- با من در نیفت!
‫- بس کن!

331
00:26:56,281 --> 00:26:57,949
‫با من در نیفت!

332
00:26:59,351 --> 00:27:00,352
‫- بس کن.
‫- هی!

333
00:27:02,554 --> 00:27:03,388
‫بس کن!

334
00:27:22,674 --> 00:27:26,011
‫چرا فقط منو بازداشت می‌کنید؟

335
00:27:26,678 --> 00:27:28,947
‫عجب دنیای ناعادلانه‌ایه!

336
00:27:29,014 --> 00:27:31,449
‫- خفه شو دیگه.
‫- چتونه مگه؟

337
00:27:32,384 --> 00:27:33,218
‫حرکت کن.

338
00:27:34,219 --> 00:27:38,189
‫گوش کنید، پولدارا حق بقیه رو می‌خورن!

339
00:27:39,290 --> 00:27:41,226
‫همه‌تون مایه‌ی عذابید!

340
00:27:41,292 --> 00:27:42,260
‫چتونه همه‌تون؟

341
00:27:42,327 --> 00:27:44,295
‫- هی.
‫- آروم باش، آروم.

342
00:27:44,362 --> 00:27:45,430
‫چیه؟

343
00:27:49,234 --> 00:27:50,869
‫مایه‌ی عذاب خودتی.

344
00:27:54,139 --> 00:27:55,640
‫اگه به خاطر تو نبود...

345
00:27:59,177 --> 00:28:00,445
‫- ساکورا!
‫- کافیه دیگه.

346
00:28:01,012 --> 00:28:01,880
‫بس کن.

347
00:28:20,165 --> 00:28:21,299
‫خیلی متشکرم.

348
00:28:28,740 --> 00:28:32,210
‫فعلاً گفتن پیگرد قانونی نداره،
‫ولی بابت زیاده‌روی حسابی توپیدن بهم.

349
00:28:34,646 --> 00:28:36,347
‫اون‌طوری نگام نکن.

350
00:28:39,384 --> 00:28:41,119
‫ببین، یه جایی هست که می‌خوام برم.

351
00:28:41,920 --> 00:28:43,021
‫همراهم میای؟

352
00:28:58,937 --> 00:29:00,171
‫قهوه آماده‌ست.

353
00:29:31,569 --> 00:29:34,873
‫بیا، می‌دونم این چقدر برات مهمه.

354
00:29:44,482 --> 00:29:45,383
‫تومویا.

355
00:29:48,052 --> 00:29:50,922
‫چقدر از ماجرا رو می‌دونستی و از کِی؟

356
00:29:56,227 --> 00:30:00,131
‫اولش همه‌چی از ماریکو شروع شد.

357
00:30:02,734 --> 00:30:05,537
‫یه عده شایعه کرده بودن که دختر مدیرعامل...

358
00:30:05,603 --> 00:30:07,071
‫شرکت لوازم آرایشی نوسه، یه سال از ما بالاتره.

359
00:30:08,273 --> 00:30:12,110
‫درجا دوزاریم افتاد همون دختریه
‫که توی ماجرای خواهرم بود.

360
00:30:15,713 --> 00:30:18,049
‫با خودم گفتم: «خداروشکر که زنده‌ست.»

361
00:30:20,351 --> 00:30:22,921
‫«زنده موندی و بزرگ شدی.»

362
00:30:23,621 --> 00:30:25,056
‫پیش خودم همچین فکری می‌کردم.

363
00:30:25,123 --> 00:30:27,792
‫تومویا! اینجاییم!

364
00:30:35,567 --> 00:30:38,469
‫بعد از اون، هر بار ماریکو رو توی دانشگاه می‌دیدم،

365
00:30:38,536 --> 00:30:39,737
‫ناخودآگاه حواسم می‌رفت سمتش.

366
00:30:42,373 --> 00:30:43,575
‫ولی...

367
00:30:44,776 --> 00:30:47,145
‫همیشه یه پسره بود که می‌اومد توی دیدم.

368
00:30:54,152 --> 00:30:55,987
‫به نظر نمی‌رسید همدیگه رو بشناسید.

369
00:31:00,091 --> 00:31:01,259
‫واسه همین یه جورایی کنجکاو شدم.

370
00:31:07,699 --> 00:31:09,567
‫- از اون دختره خوشت میاد، نه؟
‫- چی؟

371
00:31:10,635 --> 00:31:11,870
‫از نگاهت داد می‌زنه.

372
00:31:12,704 --> 00:31:13,972
‫نه بابا، این‌طوری...

373
00:31:15,006 --> 00:31:16,241
‫- دستت رو شده پسر!
‫- چی؟

374
00:31:23,348 --> 00:31:24,382
‫چرا؟

375
00:31:31,556 --> 00:31:34,926
‫تومویا، چرا مجبور بودی کل زندگیت رو
‫با این همه درد سر کنی؟

376
00:31:38,229 --> 00:31:39,898
‫تو همیشه پرانرژی هستی،

377
00:31:41,499 --> 00:31:44,569
‫مهربون، با درک و فهم.

378
00:31:46,704 --> 00:31:49,107
‫در مقایسه با من،
‫آدم به مراتب بهتری هستی.

379
00:31:51,175 --> 00:31:52,644
‫پسر فوق‌العاده‌ای هستی!

380
00:31:54,012 --> 00:31:56,180
‫خیلی پسر گُلی هستی، تومویا!

381
00:31:56,247 --> 00:31:57,949
‫پس چرا باید این‌قدر زجر می‌کشیدی؟

382
00:32:01,719 --> 00:32:02,720
‫بی‌خیال.

383
00:32:04,856 --> 00:32:05,823
‫توی تمام این مدت...

384
00:32:09,127 --> 00:32:11,162
‫هوای منو داشتی.

385
00:32:15,800 --> 00:32:17,769
‫حتی با اینکه...

386
00:32:17,835 --> 00:32:21,306
‫چیزایی رو فهمیدی که به خاطرشون
‫باید خیلی وقت پیش ولم می‌کردی،

387
00:32:22,840 --> 00:32:24,442
‫بازم کنارم موندی.

388
00:32:29,681 --> 00:32:33,284
‫پس چرا تمام این مدت
‫داشتی عذاب می‌کشیدی، تومویا؟

389
00:32:35,687 --> 00:32:36,821
‫چرا؟

390
00:32:41,125 --> 00:32:43,161
‫چرا باید تو همونی باشی که ضربه می‌خوره؟

391
00:32:48,700 --> 00:32:50,168
‫من هیچ کاری از دستم برنیومد.

392
00:32:53,871 --> 00:32:54,906
‫همیشه کنارم بودی...

393
00:32:59,844 --> 00:33:01,713
‫به درد دلام گوش می‌دادی، ولی با این حال...

394
00:33:02,680 --> 00:33:06,050
‫ولی با این حال من بو نبردم.
‫داشتم چه غلطی می‌کردم آخه؟

395
00:33:06,818 --> 00:33:08,753
‫نمی‌تونم خودمو ببخشم، واقعاً نمی‌تونم.

396
00:33:11,689 --> 00:33:12,757
‫شرمنده‌تم، تومویا.

397
00:33:15,226 --> 00:33:16,227
‫ببخشید.

398
00:33:20,198 --> 00:33:21,499
‫این حرفا چیه؟

399
00:33:23,267 --> 00:33:24,602
‫چرا داری معذرت‌خواهی می‌کنی؟

400
00:33:33,845 --> 00:33:35,913
‫این‌طوری هم نبوده که بی‌وقفه
‫با کینه زندگی کرده باشم.

401
00:33:37,315 --> 00:33:39,851
‫وقت‌هایی هم بوده که اون ماجرا
‫و هاتانو رو فراموش کردم.

402
00:33:42,520 --> 00:33:43,688
‫یا بهتره بگم...

403
00:33:45,923 --> 00:33:48,493
‫یاد گرفتم چطوری زندگی کنم
‫بدون اینکه مدام یادم بیاد.

404
00:33:52,463 --> 00:33:53,431
‫ولی...

405
00:33:54,732 --> 00:33:57,335
‫وقتی فهمیدم به تو و ماریکو حمله شده...

406
00:34:02,974 --> 00:34:06,010
‫خشمی وجودمو گرفت
‫که قبلاً هرگز حسش نکرده بودم.

407
00:34:08,346 --> 00:34:11,682
‫پیش خودم گفتم ترجیح می‌دم بکشمش
‫تا اینکه دوباره عزیزانم کشته بشن.

408
00:34:19,157 --> 00:34:20,491
‫خیلی عجیبه ها، نه؟

409
00:34:22,393 --> 00:34:24,462
‫فکرشو بکن، چه احساسات دیوانه‌واری توی وجودم داشتم.

410
00:34:36,941 --> 00:34:39,110
‫من اصلاً آدم حسابی نیستم.

411
00:34:41,946 --> 00:34:45,750
‫تمام مدت فقط نیشم باز بود تا کسی متوجه چیزی نشه.

412
00:34:45,817 --> 00:34:47,985
‫نه، اصلاً این‌طور نیست.

413
00:34:50,054 --> 00:34:52,423
‫شرمنده‌تم، تومویا. نتونستم هیچ کاری برات بکنم.

414
00:35:05,970 --> 00:35:09,040
‫شاید دقیقاً چون همین شکلی هستی
‫تمام این مدت کنار هم موندیم.

415
00:35:12,710 --> 00:35:14,979
‫البته، فکر کنم تهش فقط خودم بودم
‫که می‌تونستم کنارت دووم بیارم.

416
00:35:27,592 --> 00:35:29,327
‫- هی!
‫- داری چیکار می‌کنی؟

417
00:35:29,393 --> 00:35:30,795
‫- دارم می‌رم خونه.
‫- بیا با هم بریم.

418
00:35:30,862 --> 00:35:31,762
‫نه، عمراً.

419
00:35:32,663 --> 00:35:34,198
‫چرا می‌خوای تنهایی بری؟

420
00:35:34,265 --> 00:35:35,099
‫پیام دادم بهت.

421
00:35:35,166 --> 00:35:36,367
‫- ندادی.
‫- دادم!

422
00:36:10,635 --> 00:36:12,436
‫تومویا!

423
00:36:21,279 --> 00:36:24,582
‫بیخیال. آخه داشتی چیکار می‌کردی؟

424
00:36:25,583 --> 00:36:26,551
‫احمق!

425
00:36:30,054 --> 00:36:31,289
‫ببخشید.

426
00:36:34,425 --> 00:36:35,393
‫معذرت می‌خوام.

427
00:36:40,364 --> 00:36:41,766
‫من برگشتم...

428
00:36:55,546 --> 00:36:58,416
‫[خونه‌ی پدریم هستم، دیر میام خونه.]

429
00:37:15,666 --> 00:37:19,503
‫کنجکاوم بدونم اون نمایشگاهِ کی بوده.

430
00:37:20,571 --> 00:37:22,540
‫رفته بود اونجا کی رو ببینه؟

431
00:37:34,785 --> 00:37:36,821
‫- ماریکو، نمی‌خوای ببینی؟
‫- ۱۲ ژوئیه.

432
00:37:36,887 --> 00:37:38,522
‫نه، راحتم.

433
00:37:38,589 --> 00:37:42,193
‫ماریکو همراه با مادرش برای دیدن نقاشی‌ها رفت.

434
00:37:44,862 --> 00:37:50,101
‫مادر ماریکو با خوشحالی داشت با یه نقاش گپ می‌زد،

435
00:37:50,167 --> 00:37:52,570
‫اما ماریکو علاقه‌ای نشون نمی‌داد.

436
00:38:10,888 --> 00:38:16,060
‫امروز دیدم مادر ماریکو از دست گل‌فروش عصبانی شد.

437
00:38:18,329 --> 00:38:21,399
‫اون بابت شکستن گلدون هی عذرخواهی می‌کرد.

438
00:38:21,966 --> 00:38:25,803
‫مادرش سر گل‌فروش داد زد که چرا
‫به‌جای عذرخواهی، نگران زخم دستش نیست.

439
00:38:25,870 --> 00:38:28,572
‫باعث شد فکر کنم چقدر شبیه ماریکوئه.

440
00:38:34,612 --> 00:38:36,714
‫[نگران زخم دستش بود]

441
00:39:03,107 --> 00:39:04,108
‫ماریکو.

442
00:39:05,710 --> 00:39:08,045
‫یه موضوع دیگه‌ای هم هست
‫که باید باهات در میون بذارم.

443
00:39:17,621 --> 00:39:19,090
‫در مورد همون راز...

444
00:39:20,157 --> 00:39:22,693
‫بین من و سایوریه، که درباره‌ش پرسیده بودی.

445
00:39:35,473 --> 00:39:39,410
‫شرمنده سر کار مزاحمتون شدم،
‫ولی یه سوالی داشتم.

446
00:39:40,144 --> 00:39:41,512
‫صبر کنید، شما چند روز پیش هم اینجا نبودید؟

447
00:39:41,579 --> 00:39:43,381
‫- سلام!
‫- بله.

448
00:39:44,014 --> 00:39:44,949
‫۲۵ سال پیش،

449
00:39:45,015 --> 00:39:47,818
‫کسی به اسم تایسوکه ساکورا
‫اینجا کار می‌کرد؟

450
00:39:48,819 --> 00:39:50,020
‫بله، کار می‌کرد.

451
00:39:51,188 --> 00:39:52,656
‫چرا همه سراغ اون قضیه رو می‌گیرن؟

452
00:39:53,290 --> 00:39:54,759
‫کنجکاوم بدونم اون نمایشگاهِ کی بود.

453
00:39:54,825 --> 00:39:56,527
‫با خوشحالی داشت با یه نقاش گپ می‌زد.

454
00:39:56,594 --> 00:39:58,529
‫دیدم سر گل‌فروش عصبانی شد.

455
00:39:58,596 --> 00:40:01,499
‫سر گل‌فروش داد زد که چرا
‫نگران زخمی شدن خودش نیست.

456
00:40:01,565 --> 00:40:05,102
‫واقعاً دنیا پر از اتفاق‌های تصادفیه؟

457
00:40:05,169 --> 00:40:08,506
‫باید در برابر تو ازش محافظت کنم.

458
00:40:09,407 --> 00:40:14,678
‫اگه عاشقش نمی‌شدی،
‫کارت به جنایت کشیده نمی‌شد.

459
00:40:18,182 --> 00:40:20,284
‫خیلی متشکرم.

460
00:40:46,377 --> 00:40:48,646
‫[کیوکو نوسه]

461
00:41:00,324 --> 00:41:01,358
‫بله، بفرمایید؟

462
00:41:03,794 --> 00:41:06,597
‫بله. متوجه شدم.

463
00:41:08,599 --> 00:41:12,503
‫منم می‌خوام باهاتون صحبت کنم.

464
00:41:15,439 --> 00:41:16,574
‫منتظرتونم.

465
00:41:33,491 --> 00:41:35,426
‫دست بردار دیگه!

466
00:41:40,798 --> 00:41:42,366
‫صبرم لبریز شده.

467
00:41:46,470 --> 00:41:47,338
‫تو...

468
00:41:50,374 --> 00:41:51,609
‫کار تو بود.

469
00:41:53,477 --> 00:41:55,112
‫تو ماریکو رو دزدیدی.

470
00:42:00,484 --> 00:42:01,719
‫چرا...

471
00:42:03,754 --> 00:42:06,357
‫چرا؟ چرا؟ چرا؟!

472
00:42:08,792 --> 00:42:10,528
‫چرا داری همچین حرفی می‌زنی؟

473
00:42:18,869 --> 00:42:19,937
‫منو ببخش.

474
00:43:50,728 --> 00:43:54,365
‫و اینطوری، جعبه‌ی تمام اسرار باز شد.

475
00:43:56,634 --> 00:43:58,002
‫اما من دیگه نمی‌تونستم...

476
00:44:00,204 --> 00:44:02,640
‫از ماریکو محافظت کنم.

477
00:44:04,441 --> 00:44:05,843
‫با من در نیفت!

478
00:44:06,477 --> 00:44:08,846
‫[در قسمت بعدی...]

479
00:44:10,846 --> 00:44:20,846
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M