1
00:00:05,305 --> 00:00:07,540
‫25 سال پیش، کسی به اسم

2
00:00:07,607 --> 00:00:09,075
‫تایسوکه ساکورا اینجا کار می‌کرد؟

3
00:00:09,743 --> 00:00:14,314
‫واقعا دنیا پر از اتفاقات تصادفیه؟

4
00:00:15,982 --> 00:00:17,884
‫اگه تو عاشق نبودی،

5
00:00:18,551 --> 00:00:21,221
‫در نهایت جنایتکار نمی‌شدی.

6
00:00:23,223 --> 00:00:24,157
‫[کیوکو نوسه]

7
00:00:24,224 --> 00:00:25,258
‫متوجهم.

8
00:00:25,325 --> 00:00:29,462
‫منم دوست دارم باهات حرف بزنم.

9
00:00:29,963 --> 00:00:31,731
‫منتظرم.

10
00:00:32,731 --> 00:00:42,731
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

11
00:00:46,413 --> 00:00:47,447
‫ماریکو.

12
00:00:49,949 --> 00:00:51,084
‫ماریکو!

13
00:00:55,455 --> 00:01:00,460
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

14
00:01:05,465 --> 00:01:07,734
‫- میشه ببینم؟
‫- آره.

15
00:01:10,970 --> 00:01:12,906
‫چی؟
‫این معرکه‌ست.

16
00:01:12,972 --> 00:01:15,275
‫تو اینو کشیدی، فوسایدو؟

17
00:01:16,142 --> 00:01:17,110
‫نه...

18
00:01:19,279 --> 00:01:20,180
‫چی؟

19
00:01:21,147 --> 00:01:22,916
‫من ساکورا هستم.

20
00:01:23,917 --> 00:01:25,885
‫تایسوکه ساکورا.

21
00:01:26,853 --> 00:01:28,388
‫ساکورا؟

22
00:01:29,422 --> 00:01:32,125
‫عجب نقاشی قشنگیه.

23
00:01:33,460 --> 00:01:35,161
‫عاشقشم.

24
00:01:40,867 --> 00:01:43,636
‫انتخابی بین پلیس شدن یا نقاش شدن...

25
00:01:43,703 --> 00:01:46,806
‫چه سخت.

26
00:01:47,507 --> 00:01:50,343
‫ولی به نظر میاد که مناسب هر دو شغل هستی.

27
00:01:51,845 --> 00:01:52,912
‫جدی نمیگی.

28
00:01:52,979 --> 00:01:55,381
‫نه، جدی میگم.

29
00:01:55,448 --> 00:01:58,485
‫به نظر میاد هر مسیری رو که انتخاب کنی،
‫تمام تلاشت رو براش می‌کنی.

30
00:01:59,719 --> 00:02:00,787
‫من در هر صورت ازت حمایت می‌کنم.

31
00:02:08,294 --> 00:02:09,662
‫خیلی معذرت می‌خوام.

32
00:02:09,729 --> 00:02:10,897
‫گل‌ها رو عوض می‌کنم.

33
00:02:10,964 --> 00:02:13,733
‫- اونو ول کن. دستت مهم‌تره.
‫- من خوبم، خوبم!

34
00:02:13,800 --> 00:02:14,734
‫بذار ببینم.

35
00:02:15,635 --> 00:02:17,637
‫زخمش یکم عمیقه، مگه نه؟

36
00:02:18,605 --> 00:02:19,839
‫بریم بیمارستان.

37
00:02:48,468 --> 00:02:49,335
‫تموم شد.

38
00:03:17,697 --> 00:03:20,500
‫اگه منتظر ماریکویی،
‫اون نمیاد.

39
00:03:34,681 --> 00:03:35,882
‫[چند ساعت قبل]

40
00:03:35,949 --> 00:03:36,783
‫ماریکو.

41
00:03:37,283 --> 00:03:40,053
‫یه چیز دیگه هست که
‫باید راجع‌بهش باهات حرف بزنم.

42
00:03:42,222 --> 00:03:43,923
‫در مورد راز...

43
00:03:44,657 --> 00:03:47,293
‫بین من و سایوریـه
‫که در موردش پرسیده بودی.

44
00:03:48,328 --> 00:03:50,396
‫درست قبل از اتفاقی بود که با کیوکو افتاد.

45
00:03:51,030 --> 00:03:52,999
‫سایوری که اون موقع زیردست من بود،

46
00:03:54,601 --> 00:03:56,636
‫بهم گفت که کیوکو رفتارش عجیب شده

47
00:03:57,904 --> 00:04:00,807
‫و اینکه ممکنه با کسی در ارتباط باشه.

48
00:04:03,109 --> 00:04:06,913
‫من حرفش رو جدی گرفتم
‫و به کیوکو مشکوک شدم.

49
00:04:08,214 --> 00:04:09,582
‫وسط اون جریانات،

50
00:04:10,984 --> 00:04:13,453
‫یکی اقدام به دزدیدن تو کرد

51
00:04:14,520 --> 00:04:17,757
‫و کیوکو روحیه‌اش شدیدا بهم ریخت.

52
00:04:19,592 --> 00:04:22,028
‫قبل از اینکه مجرم دستگیر بشه...

53
00:04:25,365 --> 00:04:26,899
‫اون حادثه براش پیش اومد.

54
00:04:30,703 --> 00:04:32,138
‫بعد از فوتش،

55
00:04:32,205 --> 00:04:36,009
‫این توی اتاقش پیدا شد.

56
00:04:38,911 --> 00:04:40,880
‫فکر می‌کردم که سایوری

57
00:04:41,514 --> 00:04:43,750
‫حقیقت رو می‌گفت.

58
00:04:44,350 --> 00:04:47,587
‫اگه فاش می‌شد که کیوکو عاشق یکی دیگه بوده
‫و خودکشی کرده،

59
00:04:48,087 --> 00:04:50,156
‫اعتبار شرکت رو خدشه‌دار می‌کرد.

60
00:04:50,823 --> 00:04:53,693
‫نمی‌خواستیم که تحقیقات بیشتر کِش پیدا کنه.

61
00:04:55,762 --> 00:04:57,964
‫با همدیگه در مورد این موضوع صحبت کردیم.

62
00:04:59,065 --> 00:05:04,003
‫منم از یه سیاستمدار آشنا خواستم
‫که پارتی‌بازی کنه.

63
00:05:04,937 --> 00:05:06,172
‫تحقیقات؟

64
00:05:07,073 --> 00:05:08,641
‫تو گفتی که ببندنش؟

65
00:05:13,646 --> 00:05:17,684
‫ولی کم‌کم به شک افتادم که یعنی کیوکو
‫واقعا می‌تونسته خودکشی کنه؟

66
00:05:19,052 --> 00:05:21,454
‫نمی‌تونستم از این فکر در بیام
‫که اون عمرا...

67
00:05:22,555 --> 00:05:23,990
‫خودش رو نمی‌کشت
‫و تو رو تنها نمی‌ذاشت.

68
00:05:25,158 --> 00:05:26,626
‫منظورت چیه؟

69
00:05:26,693 --> 00:05:30,430
‫اون موقع، پلیس اینو هم در نظر گرفته بود
‫که ممکنه یه حادثه نبوده باشه...

70
00:05:33,733 --> 00:05:37,003
‫بلکه قتل بوده.

71
00:05:47,780 --> 00:05:49,315
‫[تایسوکه ساکورا]

72
00:05:50,350 --> 00:05:51,517
‫بله، الو؟

73
00:05:53,953 --> 00:05:55,121
‫همین الان؟

74
00:06:00,793 --> 00:06:02,328
‫[سوتا یوکیمورا: سه تماس بی‌پاسخ]

75
00:06:03,830 --> 00:06:05,064
‫[سوتا یوکیمورا]

76
00:06:09,235 --> 00:06:10,069
‫الو؟

77
00:06:10,136 --> 00:06:12,772
‫ماریکو، من الان در خونه‌ات هستم.
‫کجایی؟

78
00:06:15,408 --> 00:06:16,309
‫صبر کن، نرو!

79
00:06:17,243 --> 00:06:18,511
‫چی؟ چی شده؟

80
00:06:18,578 --> 00:06:20,279
‫بعدا دلیلش رو بهت توضیح میدم.

81
00:06:20,346 --> 00:06:21,547
‫لطفا برو خونه‌ی من بمون.

82
00:06:22,215 --> 00:06:26,652
‫ولی من قبول کردم که برم دیدنش.

83
00:06:27,286 --> 00:06:28,221
‫کجایی؟

84
00:06:29,088 --> 00:06:30,490
‫همون کارآگاهه‌ست، درسته؟

85
00:06:31,591 --> 00:06:33,126
‫کجا قبول کردی ببینیش؟

86
00:06:33,793 --> 00:06:35,495
‫مشکلی واسه ساکورا پیش اومده؟

87
00:06:37,430 --> 00:06:39,399
‫توضیح بده!

88
00:06:42,535 --> 00:06:44,170
‫تو همیشه اینطوری‌ای!

89
00:06:44,237 --> 00:06:46,372
‫هیچوقت چیزهای مهم رو بهم نمیگی.

90
00:06:46,439 --> 00:06:47,473
‫بهم بگو!

91
00:06:50,810 --> 00:06:53,079
‫بعدا همه‌چیز رو بهت میگم.

92
00:06:54,747 --> 00:06:55,948
‫پس لطفا...

93
00:06:56,549 --> 00:06:57,917
‫فعلا فقط بهم اعتماد کن.

94
00:06:59,719 --> 00:07:00,686
‫لطفا.

95
00:07:13,933 --> 00:07:15,468
‫پس کار تو بود، کارآگاه.

96
00:07:16,202 --> 00:07:17,970
‫تو تاتیوا و سایوری رو کشتی.

97
00:07:19,238 --> 00:07:20,473
‫چرا؟

98
00:07:25,545 --> 00:07:29,048
‫به خاطر اینه که راز 25 سال پیش
‫رو فهمیده بودن؟

99
00:07:29,115 --> 00:07:30,616
‫[فوسایدو]

100
00:07:39,192 --> 00:07:41,060
‫پس تو هم فهمیدی؟

101
00:07:53,406 --> 00:07:54,907
‫فقط یه بار اتفاق افتاد.

102
00:07:57,510 --> 00:08:02,515
‫توی عمرم فقط یه بار اشتباه کردم.

103
00:08:04,083 --> 00:08:05,985
‫و 25 سال...

104
00:08:08,254 --> 00:08:09,889
‫مخفی نگهش داشتم.

105
00:08:11,724 --> 00:08:13,960
‫- ساکورا، روی خط پنج تماس داری.
‫- باشه.

106
00:08:17,463 --> 00:08:18,931
‫بله، ساکورا هستم.

107
00:08:18,998 --> 00:08:22,835
‫اون روز، اون مرد بهم زنگ زد.

108
00:08:23,336 --> 00:08:24,570
‫تو کی هستی؟

109
00:08:25,371 --> 00:08:27,473
‫نمی‌گفت کیه،

110
00:08:28,307 --> 00:08:30,910
‫ولی طوری حرف می‌زد که انگار راز...

111
00:08:33,412 --> 00:08:35,648
‫بین من و کیوکو رو می‌دونست.

112
00:08:38,951 --> 00:08:43,756
‫منتظر بودم که چه‌جور مردی پیداش میشه...

113
00:08:47,393 --> 00:08:48,528
‫بعد تو اونجا بودی.

114
00:08:50,763 --> 00:08:55,001
‫من مدرکی دارم که تو اون همکاری رو
‫با کلاهبرداری به دست آوردی.

115
00:08:55,067 --> 00:08:57,069
‫می‌تونم از این به نفع خودم استفاده کنم.

116
00:08:57,970 --> 00:08:59,305
‫همچین فکری تو سرم بود.

117
00:09:01,807 --> 00:09:06,646
‫یکی بهم گفت که ممکنه ۲۵ سال پیش

118
00:09:06,712 --> 00:09:09,081
‫زیاد به خونه خانواده نوسه
‫رفت‌ و آمد می‌کردی.

119
00:09:10,449 --> 00:09:13,386
‫من شنیدم که کیوکو
‫همسر سابق رئیس شرکت،

120
00:09:13,452 --> 00:09:18,090
‫مشکوک به ارتباط داشتن
‫با یه نفر دیگه بوده.

121
00:09:19,659 --> 00:09:20,560
‫تو...

122
00:09:22,194 --> 00:09:24,163
‫همونی بودی که باهاش در ارتباط بود،

123
00:09:24,997 --> 00:09:27,066
‫ولی 25 سال بعد، دوباره

124
00:09:27,900 --> 00:09:30,102
‫به‌ عنوان یه گزینه مناسب
‫برای ازدواج با ماریکو پیدات شده.

125
00:09:31,137 --> 00:09:33,072
‫هدفت چیه؟

126
00:09:39,312 --> 00:09:42,448
‫لازم نیست که تو بیشتر از این
‫چیزی بدونی.

127
00:09:58,464 --> 00:10:01,267
‫حقیقت اینه که، نمی‌خواستم بکشمش.

128
00:10:02,401 --> 00:10:04,437
‫نیازی نیست کسی

129
00:10:05,271 --> 00:10:07,406
‫چیزی درباره من و کیوکو بدونه.

130
00:10:08,874 --> 00:10:12,778
‫ولی همه گیر داده بودن به ماریکو

131
00:10:13,613 --> 00:10:15,648
‫و مدام تو گذشته ما سرک می‌کشیدن.

132
00:10:16,382 --> 00:10:21,153
‫تاتیوا، سایوری و یوکیمورا.

133
00:10:22,321 --> 00:10:23,856
‫تو هم همینطور.

134
00:10:26,626 --> 00:10:29,161
‫اگه بی سر و صدا
‫جرم‌ها رو گردن می‌گرفتی...

135
00:10:33,599 --> 00:10:35,601
‫لازم نبود بمیری.

136
00:10:57,056 --> 00:11:01,827
‫لازم نیست اینقدر از نزدیک حواست بهم باشه.
‫من جایی نمیرم.

137
00:11:03,129 --> 00:11:04,163
‫ببخشید.

138
00:11:05,164 --> 00:11:06,832
‫اگه مواظبت نباشم
‫سوتا از دستم عصبانی میشه.

139
00:11:09,001 --> 00:11:12,338
‫این بار قصد داره چیکار کنه؟

140
00:11:13,005 --> 00:11:14,674
‫تومویا، به تو چیزی نگفته؟

141
00:11:15,207 --> 00:11:17,443
‫اصلا هیچی نگفته!

142
00:11:17,510 --> 00:11:20,413
‫پس چرا الان داری بهش کمک می‌کنی؟

143
00:11:21,347 --> 00:11:22,348
‫چون ما رفیقیم.

144
00:11:22,415 --> 00:11:24,450
‫این بهونه بچه‌گانه‌ایه.

145
00:11:25,251 --> 00:11:26,118
‫پس باشه.

146
00:11:27,219 --> 00:11:28,320
‫می‌خوای ورق بازی کنیم؟

147
00:11:28,387 --> 00:11:29,388
‫- نه.
‫- چی؟

148
00:11:29,455 --> 00:11:30,923
‫بازی شیریتوری چطوره؟

149
00:11:37,997 --> 00:11:41,100
‫صبر کن، صبر کن،
‫تو احتمالا نباید به اون نگاه کنی...

150
00:11:43,936 --> 00:11:44,870
‫این...

151
00:11:47,473 --> 00:11:48,441
‫- کیوکو.
‫- هوم؟

152
00:11:48,507 --> 00:11:50,176
‫می‌خواستم امروز اینا رو بهت بدم.

153
00:11:50,676 --> 00:11:51,777
‫بیا.

154
00:11:51,844 --> 00:11:52,678
‫- چی، واسه منه؟
‫- بله.

155
00:12:12,064 --> 00:12:14,033
‫تو خیلی مثل مادرتی.

156
00:12:15,434 --> 00:12:17,303
‫اون آدم ساکتی بود،

157
00:12:18,037 --> 00:12:21,640
‫ولی مثل یه گل آفتابگردون
‫توی اون خانواده می‌درخشید.

158
00:12:21,707 --> 00:12:24,310
‫من نقاشی یکی که عاشقش بودم رو کشیدم.

159
00:12:34,620 --> 00:12:39,191
‫صبر کن.
‫شاید بهتره دست برداری.

160
00:12:40,659 --> 00:12:42,561
‫یوکیمورا در مورد چی تحقیق می‌کرد؟

161
00:12:43,162 --> 00:12:45,164
‫تومویا، این مهمه!

162
00:12:45,231 --> 00:12:46,432
‫مادرم این وسط چیکاره‌ست؟

163
00:12:46,499 --> 00:12:48,901
‫تاتیوا و سایوری چی؟

164
00:12:49,535 --> 00:12:52,138
‫منم واقعا نمی‌دونم،

165
00:12:52,204 --> 00:12:55,007
‫ولی فکر کنم که اون
‫داشت در مورد تمام اتفاقات عجیبی

166
00:12:55,074 --> 00:12:57,710
‫که دور و بر تو رخ می‌داد
‫تحقیق می‌کرد.

167
00:13:12,892 --> 00:13:13,826
‫من باید برم.

168
00:13:14,560 --> 00:13:16,796
‫صبر کن، صبر کن،
‫صبر کن.

169
00:13:16,862 --> 00:13:19,665
‫- سوتا گفت که باید همینجا بمونی.
‫- لطفا!

170
00:13:20,166 --> 00:13:21,967
‫باید از یوکیمورا محافظت کنم.

171
00:13:30,943 --> 00:13:32,144
‫باشه. منم میام.

172
00:13:38,117 --> 00:13:40,252
‫تو کیوکو رو توی اون می‌بینی، مگه نه؟

173
00:13:41,620 --> 00:13:42,888
‫در ماریکو.

174
00:13:44,690 --> 00:13:46,859
‫وقتی برای بار اول ماریکو رو دیدم،

175
00:13:47,593 --> 00:13:49,528
‫فکر کردم کیوکو جلوم وایساده.

176
00:13:49,595 --> 00:13:51,530
‫شوکه شده بودم.

177
00:13:53,132 --> 00:13:54,400
‫اون...

178
00:13:56,001 --> 00:13:58,337
‫زنیه که سرنوشت برام مقدر کرده.

179
00:14:00,573 --> 00:14:02,775
‫منظورت کدومه؟

180
00:14:05,511 --> 00:14:07,079
‫چرا اون کارو با کیوکو کردی؟

181
00:14:09,615 --> 00:14:12,184
‫- تو کشتیش، مگه نه؟
‫- چون عاشقش بودم.

182
00:14:14,620 --> 00:14:16,455
‫تو درک می‌کنی، مگه نه؟

183
00:14:18,557 --> 00:14:19,892
‫وقتی کسی که دوستش داری

184
00:14:20,860 --> 00:14:24,363
‫طوری که تو می‌خوای
‫دوستت نداشته باشه،

185
00:14:25,197 --> 00:14:26,732
‫نفرت رشد می‌کنه.

186
00:14:28,234 --> 00:14:30,870
‫ولی از اون کار پشیمونم.

187
00:14:32,137 --> 00:14:33,939
‫من جوون بودم.

188
00:14:36,842 --> 00:14:39,612
‫واسه همین شرایطش

189
00:14:40,546 --> 00:14:42,681
‫یا اینکه چه سختی‌ای می‌کشید
‫رو درک نمی‌کردم.

190
00:14:43,349 --> 00:14:44,450
‫معذرت می‌خوام.

191
00:14:45,017 --> 00:14:46,619
‫همچین منظوری نداشتم.

192
00:14:48,220 --> 00:14:52,024
‫ولی خودت گفتی که از کنار من بودن
‫لذت می‌بری.

193
00:14:52,958 --> 00:14:56,462
‫گفتی که کاش هر روز گل میاوردم، نگفتی؟

194
00:14:57,396 --> 00:15:02,067
‫وقتی یهو دست رد به سینه‌ام زد
‫جا خوردم.

195
00:15:05,971 --> 00:15:11,577
‫به نظر میومد که منو قبول کرده.

196
00:15:13,245 --> 00:15:17,650
‫نمی‌فهمیدم که چرا یهو نظرش رو عوض کرده بود.

197
00:15:19,251 --> 00:15:22,988
‫بعدش ازم دوری کرد.

198
00:15:24,156 --> 00:15:27,359
‫من فقط می‌خواستم در موردش
‫باهاش حرف بزنم.

199
00:15:28,060 --> 00:15:29,361
‫کار تو بود.

200
00:15:31,330 --> 00:15:32,765
‫تو ماریکو رو دزدیدی.

201
00:15:33,966 --> 00:15:34,800
‫چرا...

202
00:15:37,236 --> 00:15:40,105
‫چرا؟ چرا؟
‫چرا؟

203
00:15:40,739 --> 00:15:45,577
‫وقتی متوجه شدم منو آدمی می‌دونه
‫که می‌تونم کسی رو بدزدم…

204
00:15:48,914 --> 00:15:51,283
‫از کوره در رفتم.

205
00:15:54,653 --> 00:15:55,688
‫منو ببخش.

206
00:16:03,562 --> 00:16:08,934
‫ولی بعد که یه مدت گذشت و آروم شده بودم،
‫قضیه رو درک کردم.

207
00:16:10,235 --> 00:16:13,405
‫اون خیلی از من بزرگتر بود.

208
00:16:14,540 --> 00:16:16,542
‫شرایط خودش رو تو زندگی داشت،

209
00:16:18,377 --> 00:16:22,581
‫بنابراین معلومه که نمی‌تونست منو قبول کنه.

210
00:16:25,017 --> 00:16:26,151
‫ولی...

211
00:16:29,088 --> 00:16:32,091
‫اون موقع نمی‌تونستم اینو درک کنم.

212
00:16:35,127 --> 00:16:37,029
‫با من بازی نکن!

213
00:16:43,769 --> 00:16:46,538
‫من فقط از دیدگاه تو
‫در مورد کیوکو شنیدم،

214
00:16:46,605 --> 00:16:49,274
‫بنابراین اصلا نمی‌دونم چه احساساتی داشته،

215
00:16:49,341 --> 00:16:51,410
‫نمی‌دونم، ولی...

216
00:16:52,444 --> 00:16:55,814
‫کیوکویی که من می‌شناختم
‫کلا آدم پر انرژی و خوش برخوردی بود.

217
00:16:56,348 --> 00:16:59,818
‫اگه یکی مدام می‌رفت پیشش،

218
00:16:59,885 --> 00:17:03,489
‫معلومه خب، اون اونقدر با ادب بود
‫که باهاش ارتباط بگیره

219
00:17:03,555 --> 00:17:05,224
‫و اونو تحویل بگیره، درسته؟

220
00:17:06,558 --> 00:17:08,127
‫چی داری میگی؟

221
00:17:08,694 --> 00:17:10,629
‫اون همیشه به نقاشی‌هام نگاه می‌کرد.

222
00:17:11,296 --> 00:17:12,698
‫نقاشی‌هام خوشحالش می‌کردن.

223
00:17:13,298 --> 00:17:15,200
‫می‌گفت طرفدار شماره یک منه.

224
00:17:15,834 --> 00:17:18,570
‫- می‌گفت که تشویقم می‌کنه!
‫- درسته!

225
00:17:18,637 --> 00:17:20,572
‫اون داشت تشویقت می‌کرد!

226
00:17:20,639 --> 00:17:22,074
‫ولی فقط در همین حد!

227
00:17:23,308 --> 00:17:26,712
‫اون با شوهرش مشکل داشت!

228
00:17:29,048 --> 00:17:30,416
‫به خاطر همین من...

229
00:17:35,788 --> 00:17:36,655
‫ببخشید.

230
00:17:38,357 --> 00:17:39,324
‫گل آوردم.

231
00:17:42,127 --> 00:17:42,961
‫بفرما.

232
00:17:43,028 --> 00:17:44,630
‫ممنون.

233
00:17:45,931 --> 00:17:47,433
‫حالت خوبه؟

234
00:17:54,239 --> 00:17:55,908
‫این حالم رو خوب می‌کنه.

235
00:17:57,643 --> 00:17:59,111
‫خیلی خوشگله.

236
00:18:05,818 --> 00:18:08,754
‫من باید ازش محافظت می‌کردم.

237
00:18:13,058 --> 00:18:16,562
‫ولی حتی اگه فرض بگیریم که کیوکو
‫با شوهرش مشکل داشته،

238
00:18:16,628 --> 00:18:18,897
‫دلیل نمیشه که تو رو دوست داشته.

239
00:18:20,299 --> 00:18:22,534
‫اون هیچوقت ازت نخواست که نجاتش بدی.

240
00:18:24,369 --> 00:18:27,005
‫چیزی که تو مهربونی می‌دیدیش
‫برای اون ترسناک بود.

241
00:18:36,782 --> 00:18:38,484
‫خب، گمونم منم همینطوری بودم.

242
00:18:42,554 --> 00:18:44,189
‫با اینکه اون هیچوقت ازم نخواسته بود،

243
00:18:45,757 --> 00:18:47,526
‫فکر می‌کردم باید ازش محافظت کنم
‫یا کمکش کنم.

244
00:18:51,363 --> 00:18:55,000
‫ولی من هیچوقت این اشتباه رو نکردم
‫که ازم خوشش میاد.

245
00:18:56,068 --> 00:18:57,803
‫این حقیقت نداره.

246
00:18:58,837 --> 00:19:01,507
‫من فقط سعی داشتم کمکش کنم.

247
00:19:03,642 --> 00:19:04,643
‫منو ببخش.

248
00:19:06,078 --> 00:19:07,479
‫به خاطر همین...

249
00:19:08,514 --> 00:19:11,517
‫کاری نکردم که بترسونمش!

250
00:19:13,685 --> 00:19:16,555
‫اون حتما دوستم داشته.

251
00:19:19,224 --> 00:19:20,225
‫هرچی نباشه...

252
00:19:23,862 --> 00:19:26,365
‫هرچی نباشه،
‫اون زنیه که سرنوشت برام مقدر کرده.

253
00:19:31,436 --> 00:19:32,271
‫یوکیمورا؟

254
00:19:32,337 --> 00:19:33,472
‫سوتا؟

255
00:19:33,539 --> 00:19:35,040
‫نیاین داخل!

256
00:19:37,976 --> 00:19:39,244
‫یوکیمورا...

257
00:19:45,918 --> 00:19:46,952
‫دیدی؟

258
00:19:48,620 --> 00:19:50,222
‫آخرش اومد.

259
00:19:59,064 --> 00:20:00,232
‫کیوکو.

260
00:20:02,734 --> 00:20:04,469
‫چرا داری اینطوری بهم نگاه می‌کنی؟

261
00:20:06,772 --> 00:20:11,043
‫من فقط دوستت دارم، همین.

262
00:20:12,811 --> 00:20:13,979
‫من...

263
00:20:16,081 --> 00:20:17,449
‫ماریکو ام.

264
00:20:24,489 --> 00:20:25,757
‫چرا...

265
00:20:30,529 --> 00:20:31,863
‫جلو نیا!

266
00:20:33,865 --> 00:20:35,500
‫ما مثل همدیگه‌ایم، غیر از اینه؟

267
00:20:41,873 --> 00:20:43,075
‫تو درک می‌کنی، مگه نه؟

268
00:20:51,083 --> 00:20:52,150
‫صبر کن!

269
00:20:54,386 --> 00:20:57,656
‫ببین، من اینو توی وسایل مادرم پیدا کردم.

270
00:20:59,224 --> 00:21:01,860
‫فکر کنم برای تو نوشته، ساکورا.

271
00:21:18,710 --> 00:21:22,981
‫بابت نقاشی زیبای اون روز
‫ازت ممنونم.

272
00:21:23,048 --> 00:21:24,716
‫مثل چشم‌هام ازش مواظبت می‌کنم.

273
00:21:25,717 --> 00:21:29,888
‫نقاشیت طوریه که انگار

274
00:21:29,955 --> 00:21:33,125
‫قلب پاک و بی‌ریات
‫توی اون منعکس شده.

275
00:21:33,191 --> 00:21:35,093
‫خیلی تاثیرگذاره.

276
00:21:41,833 --> 00:21:43,935
‫امیدوارم 10 سال دیگه،

277
00:21:45,637 --> 00:21:49,308
‫۲۰ سال دیگه،

278
00:21:50,575 --> 00:21:54,546
‫با همین دل پاکت
‫به زندگی قشنگی که

279
00:21:55,914 --> 00:21:57,582
‫دلت می‌خواد، ادامه بدی.

280
00:22:19,971 --> 00:22:21,206
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت.

281
00:22:43,562 --> 00:22:46,164
‫برام سواله که چه چیزی می‌تونه
‫ذات یه مَرد رو عوض کنه.

282
00:22:50,035 --> 00:22:53,705
‫نه، شاید هرگز عوض نمیشه.

283
00:22:55,507 --> 00:22:57,476
‫این مرد همیشه صادق

284
00:22:58,710 --> 00:23:00,345
‫و پاکدل بود.

285
00:23:05,650 --> 00:23:07,586
‫ولی مرتکب اشتباهی شد.

286
00:23:08,987 --> 00:23:12,991
‫یا شایدم از نظر خودش،
‫کل این مدت اشتباه کرده بود.

287
00:23:15,193 --> 00:23:16,862
‫بدون اینکه خودش بفهمه،

288
00:23:17,496 --> 00:23:19,765
‫به نقطه‌ای بدون بازگشت رسیده بود.

289
00:23:19,831 --> 00:23:22,401
‫[تایسوکه به اتهام قتل دستگیر شد]

290
00:23:22,968 --> 00:23:25,070
‫اون واقعا خیلی شبیه اونه.

291
00:23:25,137 --> 00:23:29,674
‫در نهایت، نامه کیوکو که ماریکو پیدا کرده بود

292
00:23:29,741 --> 00:23:31,610
‫باعث شد که ساکورا خودش رو تحویل بده.

293
00:23:32,844 --> 00:23:33,678
‫یه روزی...

294
00:23:33,745 --> 00:23:37,949
‫ماریکو با توان خودش
‫دوباره امنیت رو به دست آورد.

295
00:23:38,884 --> 00:23:41,119
‫من فقط می‌خواستم از کیوکو محافظت کنم.

296
00:23:46,992 --> 00:23:48,226
‫ماریکو.

297
00:23:50,829 --> 00:23:52,831
‫من می‌خواستم از کیوکو محافظت کنم.

298
00:23:54,166 --> 00:23:57,903
‫من مدارکی پیدا کردم که تاتیوا
‫از بودجه شرکت سوءاستفاده می‌کرد

299
00:23:57,969 --> 00:23:59,838
‫و بصورت غیرقانونی
‫به سیستم شرکت دسترسی پیدا می‌کرد.

300
00:23:59,905 --> 00:24:03,942
‫من دیگه نمی‌تونستم از ماریکو محافظت کنم.

301
00:24:04,576 --> 00:24:09,014
‫نه، از اولش هم نیازی نبود
‫ازش محافظت کنم.

302
00:24:09,080 --> 00:24:11,450
‫با خودم گفتم که اگه امنیت ماریکو در خطره،

303
00:24:12,117 --> 00:24:13,752
‫باید یه کاری می‌کردم.

304
00:24:14,352 --> 00:24:15,454
‫با این حساب…

305
00:24:20,058 --> 00:24:25,030
‫من ۲۵ ساله که
‫دارم از ماریکو نوسه مراقبت می‌کنم.

306
00:24:26,531 --> 00:24:31,803
‫من در مورد ماریکو و همه چیزهایی که
‫به پرونده مربوط می‌شن نوشتم.

307
00:24:39,811 --> 00:24:42,180
‫ما می‌خوایم اینو به‌ عنوان
‫یه منبع کمکی

308
00:24:42,247 --> 00:24:43,815
‫برای تحقیقات ببریم.

309
00:24:44,716 --> 00:24:45,650
‫باشه.

310
00:24:48,119 --> 00:24:49,120
‫می‌خواین چیکار کنین؟

311
00:24:49,988 --> 00:24:52,424
‫علیه سوتا یوکیمورا شکایت می‌کنین؟

312
00:24:55,293 --> 00:24:56,228
‫اون مردیه...

313
00:24:58,463 --> 00:25:01,500
‫که جون دخترم رو نجات داد.

314
00:25:03,768 --> 00:25:05,403
‫نمی‌خوام مجازات بشه.

315
00:25:10,742 --> 00:25:12,744
‫- ممنون.
‫- ممنون.

316
00:25:12,811 --> 00:25:14,546
‫- این کامپیوتر رو هم بردارین.
‫- باشه.

317
00:25:15,814 --> 00:25:18,984
‫به خاطر اینکه ماریکو و جناب رئیس
‫تصمیم گرفتن شکایت نکنن،

318
00:25:19,050 --> 00:25:21,453
‫جرم و مسئولیتی از نظر قانونی
‫گردن من نیفتاد.

319
00:25:23,188 --> 00:25:24,155
‫ولی...

320
00:25:25,357 --> 00:25:28,293
‫دیگه وقتش بود مسئولیت
‫کاری که کرده بودم رو بپذیرم.

321
00:25:34,432 --> 00:25:36,067
‫[استعفانامه]

322
00:25:39,304 --> 00:25:41,973
‫تو گفتی که بعدا همه‌چیز رو توضبح میدی.

323
00:25:54,553 --> 00:25:56,555
‫عشق 25 ساله‌ی من...

324
00:25:58,523 --> 00:25:59,691
‫تموم شد.

325
00:26:07,070 --> 00:26:17,070
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

326
00:26:24,449 --> 00:26:25,784
‫داشتی مرتب‌شون می‌کردی!

327
00:26:25,850 --> 00:26:29,788
‫با اینکه می‌دونستی داشتم درست‌شون می‌کردم،
‫بازم اونا رو اشتباه گذاشتی‌ سر جاشون؟

328
00:26:29,854 --> 00:26:31,456
‫- بله.
‫- بله؟

329
00:26:31,523 --> 00:26:33,425
‫داری رو مخ میری!

330
00:26:33,491 --> 00:26:34,626
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه.

331
00:26:40,165 --> 00:26:42,300
‫کجای راه رو اشتباه رفتم؟

332
00:26:52,143 --> 00:26:53,078
‫فهمیدم.

333
00:26:54,713 --> 00:26:55,847
‫گمونم از همون اول...

334
00:27:13,565 --> 00:27:14,966
‫اون قصد داشت کار بدی انجام بده.

335
00:27:16,368 --> 00:27:17,469
‫اتفاقیه که دیگه افتاده.

336
00:27:31,282 --> 00:27:34,319
‫آخرین باری که با سایوری حرف زدم...

337
00:27:36,021 --> 00:27:38,623
‫تعظیم کرد
‫و ازم خواست که مراقبت باشم.

338
00:27:42,227 --> 00:27:45,830
‫حالا که دیگه نمی‌تونیم
‫داستانش رو از زبون خودش بشنویم،

339
00:27:45,897 --> 00:27:47,599
‫نمی‌دونم حقیقت چیه.

340
00:27:49,034 --> 00:27:49,968
‫ولی...

341
00:27:50,568 --> 00:27:53,405
‫یه چیزی که با اطمینان می‌دونم
‫اینه که تو خیلی براش عزیز بودی

342
00:27:54,906 --> 00:27:58,376
‫و می‌خواست خوشحال باشی.

343
00:28:03,915 --> 00:28:06,051
‫این خونه دقیقا...

344
00:28:07,152 --> 00:28:10,955
‫جای راحتی برای شما دوتا نبوده، مگه نه؟

345
00:28:12,957 --> 00:28:15,093
‫با این فکر که باید ازتون محافظت کنم،

346
00:28:15,660 --> 00:28:17,929
‫خودم تنهایی پشت پرده
‫همه کارها رو ردیف می‌کردم.

347
00:28:19,030 --> 00:28:23,401
‫هیچوقت چیزهایی که واقعا اهمیت داشتن
‫رو به هیچ کدوم‌تون نمی‌گفتم.

348
00:28:25,403 --> 00:28:28,640
‫شما برام عزیز هستین، ماریکو...

349
00:28:31,176 --> 00:28:32,644
‫و تو کیتو،

350
00:28:34,045 --> 00:28:36,014
‫بیشتر از هر کسی.

351
00:28:37,982 --> 00:28:39,617
‫هر دوتون دیگه بالغ شدین.

352
00:28:40,552 --> 00:28:43,021
‫شاید دیگه بهم نیازی ندارین.

353
00:28:45,090 --> 00:28:48,693
‫ولی می‌خوام اینجا رو جایی بدونین
‫که همیشه می‌تونین بهش برگردین.

354
00:28:54,299 --> 00:28:55,700
‫شنیدی؟

355
00:28:56,568 --> 00:28:57,635
‫چیه؟

356
00:28:58,269 --> 00:28:59,671
‫تو هم باید گوش بدی.

357
00:29:00,238 --> 00:29:01,673
‫طوری رفتار نکن که انگار
‫فقط خودت بزرگ شدی.

358
00:29:01,740 --> 00:29:03,341
‫من یه آدم بالغ‌ام.

359
00:29:03,942 --> 00:29:07,245
‫چطوره من امشب شام درست کنم؟

360
00:29:09,147 --> 00:29:12,217
‫- ماریکو، تو همراه ما غذا می‌خوری، درسته؟
‫- بله.

361
00:29:12,283 --> 00:29:13,651
‫منم کمک میدم.

362
00:29:14,786 --> 00:29:16,054
‫منم همینطور.

363
00:29:22,627 --> 00:29:23,945
‫- اینا رو کجا بذارم؟
‫- هوم؟ اوه، همونجا خوبه.

364
00:29:23,995 --> 00:29:25,363
‫خیلی‌خب، مامان‌بزرگ.

365
00:29:27,265 --> 00:29:30,268
‫- بیاین فعلا اینو انجام بدیم.
‫- آره.

366
00:29:30,335 --> 00:29:32,904
‫[یک سال بعد]

367
00:29:32,971 --> 00:29:34,672
‫- اینجا؟
‫- اینجا.

368
00:29:34,739 --> 00:29:35,874
‫- اینجا.
‫- آره.

369
00:29:35,940 --> 00:29:38,443
‫- نظرت چیه؟
‫- واسه این، اینجاش خوبه؟

370
00:29:38,510 --> 00:29:39,878
‫- یا...
‫- مطمئن نیستم.

371
00:29:39,944 --> 00:29:42,213
‫- آره. همونطوری خوبه.
‫- یکم ببرش جلوتر.

372
00:29:42,280 --> 00:29:43,281
‫اینطوری؟
‫الان چطوره؟

373
00:29:45,350 --> 00:29:46,951
‫خیلی‌خب، شروع می‌کنیم.

374
00:29:47,018 --> 00:29:51,189
‫سه، دو، یک، شروع.

375
00:29:51,756 --> 00:29:53,258
‫سلام!

376
00:29:53,324 --> 00:29:55,860
‫به صفحه رسمی ولل خوش اومدین!

377
00:29:59,297 --> 00:30:02,367
‫خیلی‌ها دارن اضافه می‌شن.

378
00:30:02,433 --> 00:30:03,968
‫خیلی ممنون!

379
00:30:04,502 --> 00:30:09,307
‫بالاخره امروز سرم اورلی ادیو
‫از برند ولل رونمایی میشه.

380
00:30:10,542 --> 00:30:11,409
‫[بهترین مزیت فروش این محصول رو بگو!]

381
00:30:11,476 --> 00:30:16,181
‫این سرم ترکیباتی داره که الان خیلی پرطرفدار هستن،

382
00:30:16,247 --> 00:30:18,383
‫مثل مایع رویی کشت سلول بنیادی
‫و پی‌دی‌آر‌ان.

383
00:30:18,950 --> 00:30:20,819
‫بیا غلظت و جنسش رو نشونشون بدیم.

384
00:30:21,419 --> 00:30:25,223
‫- آه، پس امتحانش کنیم؟
‫- آره.

385
00:30:25,290 --> 00:30:26,391
‫به افتخارش.

386
00:30:26,457 --> 00:30:29,160
‫- به افتخارش!
‫- به افتخارش!

387
00:30:29,227 --> 00:30:31,095
‫- خیلی‌خب.
‫- کارتون عالی بود، بچه‌ها!

388
00:30:32,597 --> 00:30:36,067
‫خیلی‌خب، همگی
‫امروز منوی ویژه‌ای داریم.

389
00:30:36,134 --> 00:30:39,103
‫- همش رو مهمون کافه هستین.
‫- دستت درد نکنه!

390
00:30:39,170 --> 00:30:41,206
‫تومویا، تو مدام داری بهمون خوراکی رایگان میدی.

391
00:30:41,272 --> 00:30:43,341
‫ورشکست میشی‌ها، می‌دونستی؟

392
00:30:43,408 --> 00:30:45,310
‫داره دعوات می‌کنه.

393
00:30:45,376 --> 00:30:50,615
‫باشه، سارا
‫پس به گمونم نباید یه آبمیوه ویژه بهت بدم.

394
00:30:50,682 --> 00:30:53,751
‫چی؟ نه، نه!
‫لطفا بده!

395
00:30:53,818 --> 00:30:55,019
‫شوخی کردم.
‫بیا یکی انتخاب کنیم.

396
00:30:55,587 --> 00:30:56,855
‫چی دوست داری؟

397
00:30:58,289 --> 00:31:01,492
‫عشق خیلی محشری داری، ایزومی.

398
00:31:02,060 --> 00:31:05,330
‫اگه منم خواستم ازدواج کنم،
‫یکی مثل اون می‌خوام.

399
00:31:06,097 --> 00:31:08,800
‫راستی، ماریکو
‫تو دنبال کسی واسه ازدواج می‌گشتـ...

400
00:31:09,300 --> 00:31:10,735
‫چیه، نمی‌تونم اینو بگم؟

401
00:31:12,604 --> 00:31:14,038
‫منظورتون چیه؟

402
00:31:14,839 --> 00:31:17,842
‫مجبور نیستین طوری باهام رفتار کنین
‫که انگار عین شیشه حساسم.

403
00:31:18,943 --> 00:31:22,847
‫راستش، اخیرا تو این فکرم که
‫ترجیح میدم مجرد بمونم.

404
00:31:23,414 --> 00:31:26,351
‫درکل بدم نمیاد تنها باشم.

405
00:31:26,417 --> 00:31:27,785
‫از کارم لذت می‌برم.

406
00:31:29,354 --> 00:31:33,691
‫ماریکو، مطمئنم به خوشبختی که می‌خوای می‌رسی.

407
00:31:35,226 --> 00:31:36,828
‫چی؟ آسایی؟

408
00:31:36,895 --> 00:31:38,496
‫از کِی اونجا نشستی؟

409
00:31:38,563 --> 00:31:39,898
‫گوش کنین.

410
00:31:39,964 --> 00:31:43,668
‫هرکسی می‌تونه زندگی‌ای که می‌خواد
‫رو به دست بیاره.

411
00:31:44,769 --> 00:31:46,804
‫می‌تونین به دستش بیارین!

412
00:31:46,871 --> 00:31:48,806
‫آسایی، چی؟
‫اون نوشیدنیه دستت؟

413
00:31:49,707 --> 00:31:51,809
‫خب، حالا هست؟
‫آره؟

414
00:31:51,876 --> 00:31:52,977
‫کدو سبز؟

415
00:31:58,116 --> 00:31:59,651
‫داره ظاهر خودش رو حفظ می‌کنه.

416
00:32:01,286 --> 00:32:03,855
‫بالاخره همه یه روزی باید جدایی رو تجربه کنن،
‫غیر از اینه؟

417
00:32:06,724 --> 00:32:09,360
‫من می‌ترسم، می‌دونی؟

418
00:32:11,129 --> 00:32:15,099
‫تا یه چیز باارزش گیرم میاد،
‫همه‌اش روزی رو تصور می‌کنم که از دستش میدم.

419
00:32:15,700 --> 00:32:19,904
‫انگار یه شمارش معکوس توی دلم شروع میشه.

420
00:32:23,308 --> 00:32:24,142
‫ترسناکه.

421
00:32:29,280 --> 00:32:31,049
‫ولی می‌خوام با تو باشم، ایزومی.

422
00:32:34,552 --> 00:32:38,323
‫حتی اگه یه روزی جدا بشی،
‫اینکه با یکی آشنا شده باشی بهتره.

423
00:32:39,390 --> 00:32:42,393
‫چطوره قدر دوران خوشی که باهم داریم
‫رو بدونیم؟

424
00:32:45,129 --> 00:32:47,165
‫مگه نباید بگی که ما هیچوقت جدا نمی‌شیم؟

425
00:32:47,932 --> 00:32:50,501
‫من نمی‌تونم در مورد چیزهایی که مطمئن نیستم
‫قول بدم.

426
00:32:52,036 --> 00:32:53,171
‫من دیگه میرم.

427
00:32:53,237 --> 00:32:55,740
‫- بعدا می‌بینمتون!
‫- می‌بینمت.

428
00:33:32,844 --> 00:33:33,778
‫صبح بخیر.

429
00:33:33,845 --> 00:33:35,646
‫- صبح بخیر!
‫- صبح بخیر!

430
00:33:35,713 --> 00:33:36,781
‫چه به موقع اومدی!
‫بیا اینجا!

431
00:33:37,548 --> 00:33:39,050
‫- می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم.
‫- بله؟

432
00:33:39,117 --> 00:33:39,817
‫[تماس تصویری]

433
00:33:39,884 --> 00:33:42,453
‫اگه اینو بزنی، می‌تونی اونی که
‫باهاش تماس گرفتی رو ببینی.

434
00:33:42,520 --> 00:33:43,755
‫- اوه!
‫- اینطوری.

435
00:33:43,821 --> 00:33:47,058
‫وای! مرسی.

436
00:33:47,125 --> 00:33:49,260
‫- مثل همیشه ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

437
00:33:49,327 --> 00:33:51,462
‫- من دیگه میرم.
‫- باشه، ممنون!

438
00:33:52,130 --> 00:33:53,631
‫- هی، صبر کن!
‫- بیا!

439
00:33:53,698 --> 00:33:56,100
‫- چیه!
‫- این چطوره؟

440
00:33:56,167 --> 00:33:57,702
‫- محشره!
‫- مطمئنی؟ خیلیه‌ها.

441
00:33:57,769 --> 00:33:58,736
‫آره بابا، طوری نیست!

442
00:33:58,803 --> 00:34:00,271
‫- وای، مرسی!
‫- هی، یوکی...

443
00:34:00,338 --> 00:34:02,440
‫به زندگی در اینجا عادت کردی؟

444
00:34:02,507 --> 00:34:07,045
‫خب، طوری اینجا راحتم که انگار
‫کل عمرم رو اینجا زندگی کردم.

445
00:34:07,979 --> 00:34:10,515
‫انگار تو یه زندگی قبلی
‫اینجا بودم.

446
00:34:10,581 --> 00:34:11,949
‫من یک ساله که توی این شهرم.

447
00:34:14,519 --> 00:34:17,488
‫مردم اینجا منو یوکی صدا می‌کنن.

448
00:34:17,555 --> 00:34:18,356
‫[بازار ماهی تعاونی توماری]

449
00:34:19,190 --> 00:34:21,059
‫اولین اسم مستعاریه که توی عمرم داشتم.

450
00:34:23,194 --> 00:34:24,128
‫حس بدی نیست.

451
00:34:24,629 --> 00:34:26,631
‫[در رابطه با خطای ورود به سیستم]

452
00:34:28,132 --> 00:34:30,635
‫فکر می‌کردم لازمه که از دنیای ماریکو ناپدید بشم.

453
00:34:32,236 --> 00:34:36,541
‫فکر می‌کردم که این یعنی
‫از دست دادن تمام چیزهایی که داشتم.

454
00:34:37,208 --> 00:34:39,544
‫یوکی! بیا باهامون نوشیدنی بخور!
‫بیا تو!

455
00:34:39,610 --> 00:34:41,979
‫نمی‌تونم. کار دارم.

456
00:34:42,046 --> 00:34:44,315
‫- فقط یه نوشیدنی!
‫- به طرز تعجب‌آوری، اینطوری نبود.

457
00:34:44,382 --> 00:34:46,951
‫- زود باش دیگه!
‫- من می‌تونم توی این شهر زندگی کنم.

458
00:34:47,018 --> 00:34:49,554
‫این ماهی خوشمزه‌ست.

459
00:34:51,622 --> 00:34:52,723
‫بدک نیست، درسته؟

460
00:34:55,059 --> 00:34:56,194
‫غذای اینجا عالیه.

461
00:34:56,961 --> 00:34:58,196
‫مردم مهربونن.

462
00:34:59,163 --> 00:35:00,264
‫اصلا بد نیست.

463
00:35:00,331 --> 00:35:02,633
‫منم همینو میگم!
‫می‌فهمی دیگه، مگه نه؟

464
00:35:02,700 --> 00:35:04,202
‫مطمئن نیستم که فهمیده باشم.

465
00:35:04,268 --> 00:35:05,970
‫باید به زبونش بیاری خب!

466
00:35:06,037 --> 00:35:07,638
‫شما چتونه؟

467
00:35:07,705 --> 00:35:10,675
‫ای بابا، تو هیچوقت چیزهای مهم
‫رو بلند به زبون نمیاری!

468
00:35:12,844 --> 00:35:15,246
‫- می‌دونی...
‫- هیچوقت با زبون خودت نمیگی.

469
00:35:15,313 --> 00:35:16,214
‫باشه حالا...

470
00:35:20,818 --> 00:35:25,022
‫فکر نمی‌کردم دیگه چیزی باشه که ارزش داشته باشه
‫توی دفتر خاطرات بنویسم.

471
00:35:25,089 --> 00:35:29,026
‫ولی معلوم شد که هر جایی میشه چیزهایی پیدا کرد
‫که ارزش به یاد داشتن رو داشته باشن.

472
00:36:17,408 --> 00:36:21,012
‫اون شبیه ماریکوئـه.

473
00:36:28,619 --> 00:36:31,189
‫یعنی بالاخره کارم به توهم زدن کشیده؟

474
00:36:37,128 --> 00:36:38,696
‫واقعا خودشه، مگه نه؟

475
00:36:39,430 --> 00:36:40,865
‫ماریکو اینجا چیکار می‌کنه؟

476
00:36:41,599 --> 00:36:44,435
‫امکان نداره که همچین اتفاق تصادفی‌ای
‫بتونه توی زندگیم رخ بده.

477
00:36:44,502 --> 00:36:46,837
‫این باور نکردنیه.
‫این ناجوره!

478
00:36:47,338 --> 00:36:48,439
‫فکر می‌کنه که هنوزم افتادم دنبالش!

479
00:37:00,751 --> 00:37:03,120
‫- ببخشید.
‫- ببخشید.

480
00:37:03,187 --> 00:37:05,056
‫بهت گفتم که مواظب باش.

481
00:37:06,891 --> 00:37:07,725
‫چی؟

482
00:37:07,792 --> 00:37:10,228
‫- چرا؟ چرا؟ تو چرا اینجایی؟
‫- اتفاقیه.

483
00:37:10,294 --> 00:37:12,029
‫- واقعا اتفاقیه.
‫- چی؟

484
00:37:12,096 --> 00:37:14,665
‫- امکان نداره که این اتفاقی باشه!
‫- واقعا هست!

485
00:37:14,732 --> 00:37:16,434
‫تو اینجا چیکار می‌کنی، ماریکو؟

486
00:37:17,335 --> 00:37:19,604
‫خب، یه زمین گلف این نزدیکی هست.

487
00:37:19,670 --> 00:37:21,572
‫قبلا با پدرم میومدم.

488
00:37:23,774 --> 00:37:25,142
‫صبر کن، تو چی؟

489
00:37:25,209 --> 00:37:26,110
‫تو اینجا چیکار داری؟

490
00:37:29,080 --> 00:37:32,250
‫من اینجا زندگی می‌کنم.

491
00:37:35,386 --> 00:37:36,587
‫چی؟

492
00:37:39,390 --> 00:37:40,625
‫می‌بینمت.

493
00:38:30,441 --> 00:38:31,909
‫[چسب زخم]

494
00:38:33,577 --> 00:38:35,546
‫[جشنواره]

495
00:38:35,613 --> 00:38:36,547
‫[کارت ورود به جلسه آزمون]

496
00:39:30,835 --> 00:39:31,669
‫ماریکو!

497
00:39:37,208 --> 00:39:43,247
‫تو عشق اول من
‫و فردی هستی که تحسینش می‌کنم.

498
00:39:45,449 --> 00:39:47,885
‫و تو شادیِ زیادی به من بخشیدی.

499
00:39:49,887 --> 00:39:50,988
‫تا زمانی که...

500
00:39:53,057 --> 00:39:54,925
‫تو فقط حضور داشتی،

501
00:39:56,026 --> 00:39:57,728
‫دیگه هیچ چیز دیگه‌ای نیاز نداشتم.

502
00:40:00,264 --> 00:40:02,466
‫فقط همون منو خوشحال می‌کرد.

503
00:40:04,702 --> 00:40:05,870
‫ولی راستش رو بگم،

504
00:40:07,238 --> 00:40:08,072
‫امیدوار بودم

505
00:40:08,572 --> 00:40:12,276
‫که در نهایت اتفاقی باهم آشنا بشیم،
‫صمیمی بشیم و بتونیم حرف بزنیم.

506
00:40:13,043 --> 00:40:16,180
‫یه جایی ته دلم، فکر کنم

507
00:40:17,281 --> 00:40:18,783
‫امید یه چیزی مثل سرنوشت رو داشتم.

508
00:40:20,718 --> 00:40:23,154
‫البته که همچین اتفاق راحتی
‫هرگز برام نمی‌افتاد.

509
00:40:23,921 --> 00:40:28,392
‫با خودم می‌گفتم که با همون منوال
‫زندگیم رو ادامه بدم.

510
00:40:33,364 --> 00:40:34,465
‫ولی بعد یه روز،

511
00:40:35,933 --> 00:40:40,171
‫فکر کردم که واقعا ممکنه ازدواج کنی،

512
00:40:40,237 --> 00:40:42,072
‫و نمی‌تونستم دست رو دست بذارم.

513
00:40:43,140 --> 00:40:45,042
‫آخرش بی‌هوا و یهویی باهات حرف زدم.

514
00:40:47,878 --> 00:40:51,148
‫شخصیت واقعیت خیلی بی‌خیال‌تر از چیزی بود
‫که فکر می‌کردم،

515
00:40:51,816 --> 00:40:54,318
‫و هیچوقت هم نمی‌دونم که به چی فکر می‌کنی.

516
00:40:56,821 --> 00:41:00,825
‫ولی حتی بیشتر از موقعی که توی شبکه‌های مجازی
‫نگاهت می‌کردم،

517
00:41:00,891 --> 00:41:03,327
‫حتی بیشتر از موقعی که داشتم
‫نسخه خودم از تو رو تصور می‌کردم...

518
00:41:04,228 --> 00:41:07,798
‫بعد از اینکه با خود واقعیت آشنا شدم،

519
00:41:08,532 --> 00:41:12,169
‫عشقم بهت بیشتر و بیشتر شد.

520
00:41:19,510 --> 00:41:20,478
‫من عاشقت بودم.

521
00:41:21,545 --> 00:41:24,715
‫من به مدت 25 سال عاشقت بودم.

522
00:41:26,317 --> 00:41:29,320
‫من همیشه خودخواه بودم
‫و اشتباهاتی کردم و اینا.

523
00:41:31,222 --> 00:41:33,357
‫ولی اینکه من عاشقت شدم...

524
00:41:35,960 --> 00:41:37,361
‫هیچوقت اشتباه نبود.

525
00:41:43,033 --> 00:41:44,168
‫ممنون.

526
00:41:48,506 --> 00:41:52,710
‫تو سرنوشت من نیستی.

527
00:41:54,979 --> 00:41:55,913
‫درسته.

528
00:41:57,047 --> 00:41:59,416
‫خودمم قبلا همین فکر رو می‌کردم.

529
00:42:01,185 --> 00:42:04,622
‫که اگه اتفاقی باهم آشنا می‌شدیم،
‫اتفاقی باهم سازگار می‌شدیم،

530
00:42:06,056 --> 00:42:07,558
‫و یه جوری همدیگه رو پیدا می‌کردیم،

531
00:42:08,826 --> 00:42:11,695
‫به این معنی می‌بود که تو سرنوشتم بودی.

532
00:42:14,298 --> 00:42:16,200
‫ولی می‌دونم که این اشتباهه.

533
00:42:18,802 --> 00:42:21,005
‫می‌تونیم خیلی معمولی همدیگه رو ببینیم،

534
00:42:22,640 --> 00:42:24,708
‫بدون اینکه چیز خاصی درکار باشه.

535
00:42:25,609 --> 00:42:27,611
‫و همینطور که داریم باهم وقت می‌گذرونیم،

536
00:42:28,846 --> 00:42:33,384
‫باهم آشنا می‌شیم و باهم خاطره می‌سازیم.

537
00:42:34,151 --> 00:42:35,452
‫و بعد،

538
00:42:35,519 --> 00:42:39,256
‫که سال‌ها و چند دهه کنار هم بودیم،

539
00:42:39,757 --> 00:42:44,028
‫شاید یه روز به گذشته نگاه کنیم و بگیم،
‫"اون شخص واقعا سرنوشت من بود".

540
00:42:46,764 --> 00:42:48,198
‫الان طرز فکرم اینطوریه.

541
00:42:53,470 --> 00:42:54,371
‫پس...

542
00:43:00,244 --> 00:43:02,479
‫تو سرنوشت من نیستی.

543
00:43:08,185 --> 00:43:09,019
‫هنوز نیستی.

544
00:43:13,157 --> 00:43:13,991
‫چی؟

545
00:43:25,603 --> 00:43:26,704
‫اینو انداخته بودی.

546
00:43:30,908 --> 00:43:31,742
‫صبر کن، این...

547
00:43:32,776 --> 00:43:33,611
‫اینکه...

548
00:43:34,812 --> 00:43:35,713
‫چطوری؟

549
00:43:37,247 --> 00:43:38,148
‫یه رازه.

550
00:43:41,752 --> 00:43:42,586
‫صبر کن!

551
00:43:42,653 --> 00:43:45,289
‫تو اینجا چه‌جور زندگی‌ای داری؟

552
00:43:45,356 --> 00:43:46,523
‫زندگیت خوبه؟

553
00:43:46,590 --> 00:43:47,458
‫خب...

554
00:43:48,325 --> 00:43:51,629
‫شهر رو نشونت میدم.

555
00:43:52,796 --> 00:43:55,733
‫یعنی فکر کردی دست خودته که
‫مثلا نخوای شهر رو نشونم بدی؟

556
00:43:56,400 --> 00:43:57,301
‫نه!

557
00:43:57,368 --> 00:43:59,536
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

558
00:44:01,536 --> 00:44:11,536
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M