1
00:00:29,999 --> 00:00:34,999
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

2
00:00:37,874 --> 00:00:41,083
‫[قسمت ششم]

3
00:00:45,583 --> 00:00:48,374
‫تا کجا می‌خواد بره؟

4
00:00:51,833 --> 00:00:53,616
‫من قبلا هم اینجا بودم.

5
00:00:53,666 --> 00:00:55,283
‫چی؟ کِی؟

6
00:00:55,333 --> 00:00:57,249
‫آقای کوان، اینجا کجاست؟

7
00:01:01,041 --> 00:01:02,991
‫صبر کن، کازینو؟

8
00:01:03,041 --> 00:01:06,033
‫رئیس چئون توی چنین زمانی میاد اینجا؟

9
00:01:06,083 --> 00:01:09,749
‫اونم وقتی که دو نفر تازه در محل ساخت‌وسازش مُردن؟

10
00:01:10,749 --> 00:01:20,749
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

11
00:01:21,958 --> 00:01:24,533
‫رئیس، من کوان ته‌سونگ از نات تودی هستم.
‫درخواست مصاحبه داده بودم.

12
00:01:24,583 --> 00:01:26,499
‫صبر کنین، فقط یه لحظه...

13
00:01:27,458 --> 00:01:28,741
‫چرا داری جلوی دهنمو می‌گیری؟

14
00:01:28,791 --> 00:01:30,116
‫رئیس! یه لحظه!

15
00:01:30,166 --> 00:01:32,574
‫صبر کنین، جناب رئیس!

16
00:01:32,624 --> 00:01:33,824
‫فقط یه لحظه...

17
00:01:33,874 --> 00:01:36,166
‫بذارین یه دقیقه برم داخل.

18
00:01:37,833 --> 00:01:39,158
‫گفتم صبر کن.

19
00:01:39,208 --> 00:01:40,916
‫آروم بگیر.

20
00:01:52,916 --> 00:01:53,949
‫آقای کوان، حالتون خوبه؟

21
00:01:53,999 --> 00:01:55,116
‫آره. فیلم گرفتی؟

22
00:01:55,166 --> 00:01:57,241
‫آره، فیلمشو گرفتم.

23
00:01:57,291 --> 00:01:59,908
‫ولی ارزشش رو داشت که تا اینجا دنبالش کردیم.

24
00:01:59,958 --> 00:02:03,324
‫همینکه توی چنین زمانی به همچین جایی میاد،
‫خودش ارزش خبری داره.

25
00:02:03,374 --> 00:02:05,991
‫- ولی کافی نیست، درسته؟
‫- چی؟

26
00:02:06,041 --> 00:02:08,991
‫همه که برای بازی به اینجا نمیان.

27
00:02:09,041 --> 00:02:10,658
‫باید مچش رو موقع قمار بگیریم،

28
00:02:10,708 --> 00:02:13,033
‫یا حداقل ببینیمیش و چند کلمه
‫از زیر زبونش بیرون بکشیم.

29
00:02:13,083 --> 00:02:14,749
‫این همه راه رو بخاطرش اومدیم.

30
00:02:16,999 --> 00:02:17,949
‫ولی چطور باید اینکارو بکنیم؟

31
00:02:17,999 --> 00:02:20,908
‫بنظر نمیاد که حتی اجازه بدن یه قدم
‫داخل بذاریم، نه؟

32
00:02:20,958 --> 00:02:22,999
‫مگه فقط از اینجا میشه رفت داخل؟

33
00:02:27,083 --> 00:02:29,158
‫از لابی برو، از کنار میز پذیرش که سمت چپ رد شو

34
00:02:29,208 --> 00:02:31,458
‫و درِ سمت راست رو باز کن.

35
00:02:33,083 --> 00:02:35,708
‫باید یه آسانسور مخصوص کارکنان اونجا باشه.

36
00:02:40,958 --> 00:02:43,374
‫باهاش برو طبقه بی‌3، اتاق خدمتکارها،

37
00:02:44,124 --> 00:02:46,541
‫و یه کلید اصلی برای اتاق‌ها بگیر.

38
00:02:48,416 --> 00:02:49,866
‫می‌تونم یه خواهشی ازت بکنم؟

39
00:02:49,916 --> 00:02:51,824
‫البته، باید کمکت کنم.

40
00:02:51,874 --> 00:02:55,491
‫بالاخره داری درباره یه پرونده
‫مرگ ناعادلانه تحقیق می‌کنی.

41
00:02:55,541 --> 00:03:00,991
‫پارسال وقتی داشتیم با اخراج ناعادلانه مبارزه
‫می‌کردیم، مقاله‌ات خیلی بهمون کمک کرد.

42
00:03:01,041 --> 00:03:04,041
‫از این طرف، از درِ پشتی بریم.
‫دنبالم بیاین.

43
00:03:07,374 --> 00:03:09,499
‫عذر می‌خوام.

44
00:03:11,583 --> 00:03:13,708
‫درب درحال بسته شدن.

45
00:03:17,374 --> 00:03:18,991
‫کدوم طبقه میری؟

46
00:03:19,041 --> 00:03:21,449
‫بی‌3، پارکینگ.

47
00:03:21,499 --> 00:03:23,324
‫این آسانسور مخصوص کارکنانه.

48
00:03:23,374 --> 00:03:27,491
‫باید برگردی طبقه اول
‫و از آسانسور بیرون استفاده کنی.

49
00:03:27,541 --> 00:03:29,157
‫اه، باشه. متاسفم.
‫الان فهمیدم.

50
00:03:29,207 --> 00:03:30,874
‫خوبه.

51
00:03:35,082 --> 00:03:37,749
‫درب درحال بسته شدن.

52
00:03:44,916 --> 00:03:46,449
‫انگاری دیگه لازم نیست به اتاق خدمتکارها بری.

53
00:03:46,499 --> 00:03:49,041
‫مستقیم به طبقه بیست‌و‌سوم برو.

54
00:03:54,832 --> 00:03:57,249
‫خبرنگاری با شما...

55
00:03:58,082 --> 00:04:00,166
‫همیشه هیجان‌انگیزه.

56
00:04:03,791 --> 00:04:06,291
‫بالاخره بهش عادت می‌کنی و برات عادی میشه.

57
00:04:07,041 --> 00:04:10,407
‫به نظر میاد سخته بالا بری بدون اینکه کسی متوجه بشه.

58
00:04:10,457 --> 00:04:14,241
‫دو تا خدمتکار توی بی‌1 هستن
‫و دو نفر دیگه هم توی طبقه اول.

59
00:04:14,291 --> 00:04:15,824
‫تا جایی که می‌تونی صورتت رو نشون نده.

60
00:04:15,874 --> 00:04:17,074
‫فوری فیلم‌ها رو پاک می‌کنم.

61
00:04:17,124 --> 00:04:18,874
‫باشه.

62
00:04:44,457 --> 00:04:47,041
‫امروز چرا این‌قدر خسته‌کننده‌ست؟

63
00:04:47,791 --> 00:04:48,949
‫نمی‌دونم چرا امروز اینقدر کار ریخته.

64
00:04:48,999 --> 00:04:50,824
‫واقعا، چرا این‌همه کار ریخته سرمون؟

65
00:04:50,874 --> 00:04:52,582
‫خیلی خسته‌ام.

66
00:04:53,499 --> 00:04:56,574
‫اه! شما مهمان‌های اتاق ویژه هستین؟

67
00:04:56,624 --> 00:04:59,157
‫اه، فکر کنم آسانسور رو اشتباهی سوار شدید.

68
00:04:59,207 --> 00:05:00,366
‫چی؟

69
00:05:00,416 --> 00:05:03,782
‫دفعه‌ی بعد، از آسانسور ویژه اون طرف راهرو
‫استفاده کنین.

70
00:05:03,832 --> 00:05:06,032
‫این یکی برای کارکنانه.

71
00:05:06,082 --> 00:05:08,074
‫آهان، فهمیدم.

72
00:05:08,124 --> 00:05:10,199
‫ممنونم.

73
00:05:10,249 --> 00:05:11,957
‫شمام همینطور، خانم.

74
00:05:23,666 --> 00:05:26,166
‫[مهدکودک یول]

75
00:05:45,249 --> 00:05:48,082
‫عذر می‌خوام، من پیاده بشم.

76
00:06:03,249 --> 00:06:05,741
‫چی شده؟

77
00:06:05,791 --> 00:06:07,991
‫هان؟

78
00:06:08,041 --> 00:06:09,282
‫بیخیال.

79
00:06:09,332 --> 00:06:11,749
‫از پشت شبیه یه نفر بود.

80
00:06:12,916 --> 00:06:14,074
‫دیوونه‌ی لعنتی.

81
00:06:14,124 --> 00:06:16,707
‫نه، منظور خودم بودم.

82
00:06:22,457 --> 00:06:24,699
‫بله، خانم.
‫حالتون چطوره؟

83
00:06:24,749 --> 00:06:28,116
‫ببخشید که نتونستم جواب بدم.
‫چی شده؟

84
00:06:28,166 --> 00:06:30,282
‫اه، چیز خاصی نشده.

85
00:06:30,332 --> 00:06:32,907
‫برای مشاوره والدین ترم اول یول تماس گرفتم.

86
00:06:32,957 --> 00:06:36,241
‫شما توی اپلیکیشن جواب نداده بودید

87
00:06:36,291 --> 00:06:38,949
‫که ترجیح می‌دید مشاوره تلفنی باشه یا حضوری.

88
00:06:38,999 --> 00:06:44,407
‫اوه، ببخشید. ندیدمش.
‫خب، مشاوره حضوری رو انتخاب می‌کنم.

89
00:06:44,457 --> 00:06:47,707
‫بله، ممنون خانم.
‫بله.

90
00:06:51,707 --> 00:06:54,616
‫آره، از اینجا به بعد از پله‌ها می‌رم.

91
00:06:54,666 --> 00:06:56,616
‫مراقب باش کسی نباشه.

92
00:06:56,666 --> 00:06:58,532
‫دیگه نمی‌تونیم شاهد بیشتری داشته باشیم.

93
00:06:58,582 --> 00:07:01,207
‫باشه، خانم یو.
‫حواسم کاملا جمعه.

94
00:07:07,999 --> 00:07:09,990
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

95
00:07:10,040 --> 00:07:13,032
‫مهمون هستین؟

96
00:07:13,082 --> 00:07:16,407
‫برای بازی نیومدم.
‫اومدم یکی رو ببینم.

97
00:07:16,457 --> 00:07:18,374
‫دنبال کی می‌گردین؟

98
00:07:18,999 --> 00:07:22,082
‫رئیس چئون سونگ‌گیل از شرکت
‫ساخت‌وساز گِچون داخل هست، درسته؟

99
00:07:23,832 --> 00:07:26,365
‫باهاشون قرار ملاقات دارین؟

100
00:07:26,415 --> 00:07:28,915
‫اگه بگین کوان ته‌سونگ هستم، خودش می‌شناسه.

101
00:07:29,624 --> 00:07:32,907
‫توی هر طبقه از اتاق‌های وی‌آی‌پی نگهبان مستقره.

102
00:07:32,957 --> 00:07:35,740
‫وقتی بهت علامت دادم،
‫بیا بیرون و به سمت چپ برو.

103
00:07:35,790 --> 00:07:37,499
‫باشه.

104
00:07:42,499 --> 00:07:44,207
‫الان!

105
00:07:49,540 --> 00:07:51,582
‫شیفت بعدی کِی میاد؟

106
00:08:10,415 --> 00:08:12,490
‫وارد شدم.

107
00:08:12,540 --> 00:08:14,249
‫اتاق قشنگیه.

108
00:08:14,874 --> 00:08:17,374
‫وای، عجب منظره‌ای داره.

109
00:08:18,707 --> 00:08:20,282
‫خیلی آدمو ناراحت می‌کنه، نه؟

110
00:08:20,332 --> 00:08:21,990
‫طرف بجای اینجا، باید توی سلول زندانش باشه.

111
00:08:22,040 --> 00:08:23,915
‫میرم سر یخچال.

112
00:08:53,165 --> 00:08:54,449
‫- تمام.
‫- برش‌گردون توی یخچال

113
00:08:54,499 --> 00:08:56,115
‫و بقیه‌شون رو بردار.

114
00:08:56,165 --> 00:08:58,865
‫فقط همون یدونه بطری آب رو بذار بمونه.

115
00:08:58,915 --> 00:09:01,324
‫توی شبکه‌های اجتماعی دیدم
‫تاک جونگ‌گو یه آدمِ «تا آخر عمر فقط نوشیدنی یخیه».

116
00:09:01,374 --> 00:09:04,957
‫یعنی چی؟
‫یه چیزی مثل «یه مشت حواله کردن به صورت»؟

117
00:09:07,290 --> 00:09:09,365
‫خب، اینم خیلی بدک نیست.

118
00:09:09,415 --> 00:09:12,957
‫یعنی فقط نوشیدنی‌های یخی می‌خوره.

119
00:09:20,040 --> 00:09:21,749
‫تمام شد.

120
00:09:24,374 --> 00:09:26,040
‫دارم میرم بیرون.

121
00:09:27,999 --> 00:09:29,707
‫صبر کن، خانم یو.

122
00:09:31,249 --> 00:09:33,782
‫یکی از پایین راهرو داره میاد.

123
00:09:33,832 --> 00:09:35,574
‫شبیه مهمون‌ها هستن.

124
00:09:35,624 --> 00:09:38,865
‫یه مَرد و یه زن.

125
00:09:38,915 --> 00:09:40,624
‫تاک جونگ‌گوئه.

126
00:09:43,540 --> 00:09:45,407
‫اون زنه...

127
00:09:45,457 --> 00:09:47,582
‫هان؟ نوشیدنی آورده؟

128
00:09:49,499 --> 00:09:51,365
‫اولین بارته توی چنین جای خفنی اومدی؟

129
00:09:51,415 --> 00:09:53,124
‫آره.

130
00:09:54,040 --> 00:09:56,240
‫بیا تو.

131
00:09:56,290 --> 00:09:59,415
‫- اینجا اتاق منه.
‫- وای!

132
00:10:00,957 --> 00:10:03,707
‫عجب اتاق خفنی.

133
00:10:05,915 --> 00:10:08,490
‫واقعا چه پدر و مادر خوبی نصیبت شده، نه؟

134
00:10:08,540 --> 00:10:11,824
‫مگه سیگار کشیدن...

135
00:10:11,874 --> 00:10:13,615
‫توی اتاق‌ها ممنوع نیست؟

136
00:10:13,665 --> 00:10:15,449
‫چی ممنوع نیست؟

137
00:10:15,499 --> 00:10:16,783
‫اگه کسی زر بزنه،
‫یکم پول جلوش پرت می‌کنم.

138
00:10:16,833 --> 00:10:17,865
‫اگه کسی زر بزنه،
‫یکم پول جلوش پرت می‌کنم.

139
00:10:17,915 --> 00:10:21,332
‫پسر، هرچی بیشتر باهات آشنا میشم،
‫بیشتر ازت خوشم میاد.

140
00:10:24,998 --> 00:10:27,448
‫اون زنه، متغیر امروزمونه.

141
00:10:27,498 --> 00:10:30,865
‫اون همونیه که کارت ورود به اتاق ویژه منو قاپید.

142
00:10:30,915 --> 00:10:32,740
‫این بار متغیر چیه؟

143
00:10:32,790 --> 00:10:34,573
‫اونم مطمئن نیستم...

144
00:10:34,623 --> 00:10:36,865
‫قرار بود تا طلوع آفتاب توی گیم‌نت گیر افتاده باشه.

145
00:10:36,915 --> 00:10:38,957
‫ولی چرا اون دوتا این وقت شب اینجان...

146
00:10:39,832 --> 00:10:43,707
‫اگه اونجا مخفی بمونی،
‫یه راهی پیدا می‌کنم که بیارمت بیرون.

147
00:10:48,832 --> 00:10:52,115
‫فوری نمی‌فهمن که بهشون دروغ گفتیم؟

148
00:10:52,165 --> 00:10:53,573
‫خب، دقیقا دروغ نیست.

149
00:10:53,623 --> 00:10:57,323
‫گفتم اسم منو می‌شناسه.
‫نگفتم وقت ملاقات دارم.

150
00:10:57,373 --> 00:10:58,573
‫اوه!

151
00:10:58,623 --> 00:11:00,457
‫دارن میان. لبخند بزن.

152
00:11:08,123 --> 00:11:10,865
‫رئیس چئون گفت امروز وقت ملاقات نداره.

153
00:11:10,915 --> 00:11:15,540
‫اوه، واقعا؟
‫چه عجیب.

154
00:11:16,582 --> 00:11:17,698
‫حتما یادش رفته.

155
00:11:17,748 --> 00:11:21,457
‫به‌جای اینکه اینجا وایسم،
‫شاید بهتر باشه شخصا باهاش صحبت کنم...

156
00:11:22,457 --> 00:11:26,415
‫آقای کوان ته‌سونگ، ایشون برای استراحت به اتاقشون رفتن.

157
00:11:27,373 --> 00:11:29,248
‫همین الان داخل رفت.

158
00:11:33,123 --> 00:11:36,407
‫این افراد رو تا پایین همراهی کنید
‫و به ورودی هم اطلاع بدید.

159
00:11:36,457 --> 00:11:40,698
‫اگه یه بار دیگه همچین اتفاقی بیفته،
‫همه‌شون اخراج می‌شن.

160
00:11:40,748 --> 00:11:42,657
‫چشم.

161
00:11:42,707 --> 00:11:44,707
‫لطفا با من بیاین.

162
00:11:50,707 --> 00:11:52,240
‫منظره محشره.

163
00:11:52,290 --> 00:11:55,073
‫اینجا چقدر باز و دلبازه.
‫چه منظره‌ای.

164
00:11:55,123 --> 00:11:57,115
‫چیزی می‌خوری؟

165
00:11:57,165 --> 00:11:59,490
‫هان؟
‫من نوشیدنی آوردم.

166
00:11:59,540 --> 00:12:02,990
‫منظورم اون چیزای ارزون نیست.
‫نوشیدنی خوب میگم.

167
00:12:03,040 --> 00:12:05,323
‫تو خاص و جالبی.

168
00:12:05,373 --> 00:12:07,698
‫ولی راستش، اصلا تایپ من نیستی،

169
00:12:07,748 --> 00:12:09,790
‫ولی یه چیز جذابی درباره‌ت وجود داره.

170
00:12:12,707 --> 00:12:15,490
‫اگه برای بازی اومدی،
‫پس بچسب به همون بازی لعنتیت.

171
00:12:15,540 --> 00:12:17,615
‫وقتی هنوز شانسی بهت داده نشده،
‫زیادی ریسک نکن.

172
00:12:17,665 --> 00:12:19,740
‫اوه؟

173
00:12:19,790 --> 00:12:22,332
‫یهو دلم یه غذای سرخ‌شدنی خواست.

174
00:12:23,415 --> 00:12:26,740
‫می‌تونم یکی سفارش بدم؟

175
00:12:26,790 --> 00:12:29,115
‫هرچی دوست داری، سفارش بده.

176
00:12:29,165 --> 00:12:30,998
‫غذای سرخ‌کردنی...

177
00:12:31,957 --> 00:12:34,623
‫با این نوشیدنی می‌چسبه.

178
00:12:38,498 --> 00:12:42,157
‫تاک جونگ‌گو توی نوشیدنی دارو ریخته.
‫فقط برای احتیاط...

179
00:12:42,207 --> 00:12:44,657
‫نه، خیلی خطرناکه که خودت بری اونجا
‫و باهاش روبه‌رو بشی.

180
00:12:44,707 --> 00:12:47,240
‫اون زن ممکنه تبدیل به یه شاهد بشه
‫و تازه هنوز راه فرار هم نداریم...

181
00:12:47,290 --> 00:12:48,740
‫آروم باش، کی دونگ‌یو.

182
00:12:48,790 --> 00:12:51,282
‫کی گفت می‌خوام همین‌الان سراغش برم؟

183
00:12:51,332 --> 00:12:54,157
‫فقط دارم میگم نباید بذاریم کسی صدمه ببینه.

184
00:12:54,207 --> 00:12:55,740
‫خب...

185
00:12:55,790 --> 00:12:58,623
‫شاید یه مشت توی صورتش جواب بده؟

186
00:13:11,665 --> 00:13:15,198
‫بخاطر اونام که شده، اُمیدوارم دیگه
‫اینقدر بی‌احتیاطی نکنی.

187
00:13:15,248 --> 00:13:20,207
‫البته. مگه این آدما چه گناهی کردن؟
‫گناهکار یکی دیگه‌س.

188
00:13:21,457 --> 00:13:24,248
‫پس لطفا به سلامت برید.

189
00:13:27,373 --> 00:13:30,248
‫این جوون بیش از حد مودبه، آدم رو کلافه می‌کنه.

190
00:13:31,248 --> 00:13:36,332
‫اوه، تا اون بالا رفتیم که آخرش دست خالی بیرونمون کنن.

191
00:13:38,748 --> 00:13:40,740
‫دست خالی نه.

192
00:13:40,790 --> 00:13:42,490
‫- چی؟
‫- اول از همه...

193
00:13:42,540 --> 00:13:45,032
‫رئیس چئون الان توی اتاق قمار ویژه هست.

194
00:13:45,082 --> 00:13:47,282
‫یعنی داشته قمار می‌کرده.

195
00:13:47,332 --> 00:13:50,198
‫رئیس چئون گفت امروز وقت ملاقات نداره.

196
00:13:50,248 --> 00:13:52,240
‫اوه، راست می‌گی.

197
00:13:52,290 --> 00:13:56,448
‫نگفت همچین کسی وجود نداره.
‫گفت وقت ملاقات نداره.

198
00:13:56,498 --> 00:13:59,240
‫دوم اینکه، الان توی اتاقشه.

199
00:13:59,290 --> 00:14:02,498
‫نمی‌خوای که واقعا بری اتاقش، نه؟

200
00:14:04,873 --> 00:14:08,206
‫صبر کن. یکی دیگه داره از راهرو میاد.

201
00:14:11,665 --> 00:14:13,331
‫بیا تو.

202
00:14:18,956 --> 00:14:21,040
‫چی سفارش داده؟

203
00:14:27,831 --> 00:14:29,498
‫خوبه!

204
00:14:43,665 --> 00:14:46,831
‫گفت فقط میره دستاشو بشوره.
‫چرا اینقدر طولش میده؟

205
00:14:59,540 --> 00:15:01,623
‫سریع جواب داد، هان؟

206
00:15:02,706 --> 00:15:04,656
‫♪ اگه بیرون نیای، می‌ریزم تو ♪<

207
00:15:04,706 --> 00:15:06,656
‫♪ دان‌دا دان‌دا دان ♪

208
00:15:06,706 --> 00:15:08,915
‫♪ اگه بیرون نیای، می‌ریزم تو ♪<

209
00:15:10,873 --> 00:15:12,990
‫اوه، پسر.

210
00:15:13,040 --> 00:15:17,323
‫جونگ‌گوی خودمون، جونگ‌گو، آقای تاک جونگ‌گو.

211
00:15:17,373 --> 00:15:20,240
‫فقط تو نیستی که توی غذای بقیه دارو می‌ریزی.

212
00:15:20,290 --> 00:15:23,873
‫احتمالا هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کرد
‫خودش کسی باشه که این بلا سرش میاد.

213
00:15:33,331 --> 00:15:34,740
‫یونگ‌دو، یه چیزی درست نیست.

214
00:15:34,790 --> 00:15:37,115
‫چی شده؟ برای قربانی مشکل پیش اومده؟

215
00:15:37,165 --> 00:15:39,740
‫نه، فکر کنم تاک جونگ‌گو رو بیهوش کردن.

216
00:15:39,790 --> 00:15:41,281
‫چی؟

217
00:15:41,331 --> 00:15:43,081
‫منظورت چیه که...

218
00:15:45,706 --> 00:15:48,240
‫به رئیس بگم شروع کنه؟

219
00:15:48,290 --> 00:15:51,698
‫هنوز نه.
‫اول باید یه چیزی رو بررسی کنیم.

220
00:15:51,748 --> 00:15:53,748
‫راستش...

221
00:15:54,623 --> 00:15:56,331
‫یکی توی دستشویی هست.

222
00:16:19,831 --> 00:16:20,781
‫تو کی هستی؟

223
00:16:20,831 --> 00:16:23,281
‫اون چاقوی آشپزخونه نیست.

224
00:16:23,331 --> 00:16:25,040
‫آدمکشی؟

225
00:16:43,915 --> 00:16:45,698
‫آره، این برای یکیه.

226
00:16:45,748 --> 00:16:46,948
‫حداقل باید خودمونو بهم معرفی کنیم، نه؟

227
00:16:46,998 --> 00:16:48,323
‫- مجبوریم؟
‫- خانم یو، چی شده؟

228
00:16:48,373 --> 00:16:51,248
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟
‫خانم یو؟

229
00:16:52,540 --> 00:16:54,365
‫اگه تو نمی‌خوای، از خیرش می‌گذریم.

230
00:16:54,415 --> 00:16:57,081
‫خانم یو! خانم یو!

231
00:17:06,998 --> 00:17:09,281
‫آروم باش.
‫یواش‌تر بگو.

232
00:17:09,331 --> 00:17:10,656
‫شبیه آدمای حرفه‌ای بودن؟

233
00:17:10,706 --> 00:17:13,698
‫با توجه به اینکه داره با خانم یو بو نا مبارزه می‌کنه،

234
00:17:13,748 --> 00:17:16,364
‫به نظر نمیاد آدم معمولی‌ای باشه.

235
00:17:16,414 --> 00:17:19,448
‫من اول می‌رم وضعیت رو بررسی کنم.

236
00:17:19,498 --> 00:17:21,414
‫خانم یو خیلی توی خطره.

237
00:17:23,998 --> 00:17:28,031
‫همه این‌ها تقصیر منه.
‫کارت ورودم رو ازدست دادم.

238
00:17:28,081 --> 00:17:29,739
‫آروم باش.

239
00:17:29,789 --> 00:17:32,364
‫مشکلی برای مدیر یو پیش نمیاد.

240
00:17:32,414 --> 00:17:33,739
‫اینطوری نمیشه.

241
00:17:33,789 --> 00:17:35,823
‫دوربین‌های مداربسته کل ساختمان رو از کار می‌اندازم.

242
00:17:35,873 --> 00:17:40,081
‫اون‌وقت همه نگهبان‌ها اول به سمت اتاق قمار می‌رن.

243
00:17:50,789 --> 00:17:53,073
‫همه دوربین‌های مداربسته از کار افتادن.

244
00:17:53,123 --> 00:17:55,448
‫زمان‌بندی عالیه. شروع کنیم.

245
00:17:55,498 --> 00:17:56,823
‫دست نگه دار.

246
00:17:56,873 --> 00:17:58,956
‫یه اتفاقی اینجا افتاده.

247
00:18:02,164 --> 00:18:04,498
‫چرا این‌قدر طول کشید؟

248
00:18:07,789 --> 00:18:10,039
‫ازش شکست خوردی؟

249
00:18:30,664 --> 00:18:33,581
‫انگار اینجا هیچ نگهبان امنیتی‌ای نیست.

250
00:18:34,331 --> 00:18:36,406
‫ممکن نیست.

251
00:18:36,456 --> 00:18:38,331
‫رفتن برای تغییر شیفت؟

252
00:19:18,956 --> 00:19:20,739
‫هان؟

253
00:19:20,789 --> 00:19:24,123
‫الان یکی از اونجا رد نشد؟

254
00:19:28,581 --> 00:19:29,948
‫چیکار می‌کنی؟
‫ولم کن.

255
00:19:29,998 --> 00:19:32,748
‫فقط یه لحظه ساکت باش.

256
00:19:35,706 --> 00:19:38,489
‫بیا فورا اتاق رئیس چئون رو پیدا کنیم.

257
00:19:38,539 --> 00:19:40,364
‫خیلی‌خب.

258
00:19:40,414 --> 00:19:43,581
‫گفتی بهترین اتاق طبقه‌ی بیست‌و‌چهارمه، درسته؟

259
00:19:44,581 --> 00:19:46,748
‫لعنتی! ول کن دیگه.

260
00:20:00,498 --> 00:20:02,206
‫ششش!

261
00:20:20,748 --> 00:20:25,156
‫جلوی اتاق تاک جونگ‌گو هستم.
‫فعلا ساکته.

262
00:20:25,206 --> 00:20:26,998
‫ولی می‌رم داخل.

263
00:20:45,956 --> 00:20:50,997
‫♪ توی اون چهار ضرب، عشقی نهفته‌ست ♪

264
00:20:52,997 --> 00:20:54,872
‫یه مرد هم اینجاست؟

265
00:21:04,539 --> 00:21:07,789
‫فقط از شدت نوشیدن بیهوش شده.

266
00:21:08,622 --> 00:21:10,872
‫و شما کی باشید؟

267
00:21:16,372 --> 00:21:19,156
‫«مرگ، همه پلیدی‌ها رو نابود می‌کنه.»

268
00:21:19,206 --> 00:21:21,206
‫این چیزیه که رئیس ما همیشه می‌گه.

269
00:21:23,497 --> 00:21:26,906
‫پس شماها پشت اتفاقی هستید
‫که برای صورتم افتاد؟

270
00:21:26,956 --> 00:21:30,281
‫موقتیه.
‫علائمش به مرور از بین می‌ره.

271
00:21:30,331 --> 00:21:33,206
‫شما تیم محلی هستید، درسته؟

272
00:21:35,414 --> 00:21:38,572
‫خب، اوضاع تازه جالب شد.

273
00:21:38,622 --> 00:21:40,706
‫شماها تیم اِی هستید؟

274
00:21:43,747 --> 00:21:46,156
‫به نظر می‌رسه مشتری‌هامون مشترک شده.

275
00:21:46,206 --> 00:21:48,414
‫تا حالا همچین اتفاقی نیفتاده بود.

276
00:21:49,664 --> 00:21:52,247
‫این باید به کاهش علائم کمک کنه.

277
00:21:54,581 --> 00:21:56,989
‫«مشتری مشترک»؟

278
00:21:57,039 --> 00:21:59,164
‫منظورت چیه؟

279
00:21:59,956 --> 00:22:03,789
‫مگه تاک جونگ‌گو هدف شما نیست؟

280
00:22:07,122 --> 00:22:09,572
‫اون آشغال هدف شما بود؟

281
00:22:09,622 --> 00:22:11,864
‫تعجبی نداره.

282
00:22:11,914 --> 00:22:13,947
‫اون هدف ما نیست.

283
00:22:13,997 --> 00:22:17,414
‫- پس...
‫- هدف ما...

284
00:22:19,497 --> 00:22:21,914
‫اتاق 2408 هست.

285
00:22:22,831 --> 00:22:24,572
‫ساخت‌وساز گچئون،

286
00:22:24,622 --> 00:22:28,572
‫رئیس چئون سونگ‌گیل.

287
00:22:28,622 --> 00:22:33,539
‫♪ هم عشق هست، هم اشک ♪

288
00:22:39,706 --> 00:22:41,622
‫اتاق 2408.

289
00:22:45,706 --> 00:22:48,281
‫خب، چه شانسی آوردم، نه؟

290
00:22:48,331 --> 00:22:50,664
‫خودت کارمو راحت‌تر کردی.

291
00:22:51,664 --> 00:22:54,614
‫هی، بزن به چاک.

292
00:22:54,664 --> 00:22:58,706
‫به‌خاطر اینکه منو تا اینجا آوردی،
‫لطف ویژه می‌کنم و زنده می‌ذارمت.

293
00:22:59,997 --> 00:23:02,406
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- خدای من.

294
00:23:02,456 --> 00:23:06,322
‫هیچ ربطی به تو نداره،
‫پس تا کاریت ندارم، بزن به چاک.

295
00:23:06,372 --> 00:23:07,864
‫زیاد هم بی‌گناه به نظر نمیای

296
00:23:07,914 --> 00:23:11,531
‫که خودتو شاهد معرفی کنی،

297
00:23:11,581 --> 00:23:14,114
‫برای همین می‌ذارم بری.

298
00:23:14,164 --> 00:23:16,531
‫امروز فقط می‌خوام یه نفر رو بکشم.

299
00:23:16,581 --> 00:23:18,289
‫- هی!
‫- لعنتی.

300
00:23:22,997 --> 00:23:26,239
‫خانم یو، صدام رو می‌شنوین؟
‫خانم یو؟

301
00:23:26,289 --> 00:23:28,406
‫لطفا یه چیزی بگین.
‫خواهش می‌کنم.

302
00:23:28,456 --> 00:23:29,531
‫خانم یو!

303
00:23:29,581 --> 00:23:32,997
‫باید بدونم چرا می‌خوای بکشیش.

304
00:23:37,247 --> 00:23:38,697
‫من بهت یه فرصت عادلانه دادم.

305
00:23:38,747 --> 00:23:40,072
‫منم یه فرصت به تو دادم.

306
00:23:40,122 --> 00:23:41,322
‫آدمکش اجیرشده‌ای؟

307
00:23:41,372 --> 00:23:42,989
‫اونم جزو تیم محلی هست.

308
00:23:43,039 --> 00:23:44,364
‫گوش میدی؟

309
00:23:44,414 --> 00:23:47,331
‫خانم یو، باید دعوا رو تموم کنین.
‫خواهش می‌کنم.

310
00:23:51,164 --> 00:23:53,114
‫دیگه مراعاتت رو نمی‌کنم.

311
00:23:53,164 --> 00:23:54,114
‫باشه. پس بیا جلو.

312
00:23:54,164 --> 00:23:55,656
‫خانم یو!

313
00:23:55,706 --> 00:23:57,706
‫خانم یو، خواهش می‌کنم...

314
00:24:07,289 --> 00:24:10,906
‫♪ دان‌دا، دان‌دا، دان‌دا دان‌دا دان ♪

315
00:24:10,956 --> 00:24:14,614
‫♪ توی اون چهار ضرب ♪<

316
00:24:14,664 --> 00:24:18,322
‫♪ هم عشق هست، هم اشک ♪

317
00:24:18,372 --> 00:24:22,280
‫♪ و حتی خداحافظی هم هست ♪

318
00:24:22,330 --> 00:24:24,864
‫♪ با هر بند، با هر مانع ♪

319
00:24:24,914 --> 00:24:27,872
‫♪ وقتی ازش عبور می‌کنی ♪

320
00:24:39,414 --> 00:24:41,655
‫فکر کنم همین اتاقه.

321
00:24:41,705 --> 00:24:45,247
‫ولی یه صدایی از داخل نمیاد؟

322
00:25:11,414 --> 00:25:13,614
‫انگار چند نفر دارن باهم شوخی می‌کنن.

323
00:25:13,664 --> 00:25:15,955
‫اتاق رو اشتباه اومدیم؟

324
00:25:18,664 --> 00:25:20,864
‫چیزی شده؟

325
00:25:20,914 --> 00:25:23,572
‫کمکی نیاز دارین؟

326
00:25:23,622 --> 00:25:25,330
‫نه.

327
00:25:27,622 --> 00:25:29,822
‫حتما اتاق رو اشتباهی اومدم.

328
00:25:29,872 --> 00:25:31,489
‫بهت که گفتم این اتاق نیست، نگفتم؟

329
00:25:31,539 --> 00:25:33,489
‫دیدی؟ منم گفتم درست میگی دیگه.

330
00:25:33,539 --> 00:25:35,614
‫- طبقه‌ی بالاست.
‫- گفتم یه طبقه بالاتره.

331
00:25:35,664 --> 00:25:38,572
‫یه ساعته دارم همینو بهت میگم.

332
00:25:38,622 --> 00:25:41,072
‫ولی اینجا که طبقه‌ی آخره.

333
00:25:41,122 --> 00:25:45,114
‫افراد مشکوکی جلوی اتاق 2408 دارن پرسه می‌زنن.
‫برو و بررسی کن.

334
00:25:45,164 --> 00:25:47,372
‫باشه، الان میرم.

335
00:25:48,705 --> 00:25:51,530
‫وای، نزدیک بود گیر بیفتیم.

336
00:25:51,580 --> 00:25:54,822
‫احساس کردم قلبم داره از تپش می‌افته.

337
00:25:54,872 --> 00:25:56,780
‫فکر کنم رفت.

338
00:25:56,830 --> 00:25:59,447
‫من از ترس نای ادامه دادن ندارم.

339
00:25:59,497 --> 00:26:01,614
‫نمیشه امروز همینجا تمومش کنیم؟

340
00:26:01,664 --> 00:26:03,780
‫زودباش، مگه تا الان چیکار کردی؟
‫پاشو.

341
00:26:03,830 --> 00:26:07,372
‫حتی اگه قراره بی‌خیال بشیم و بریم،
‫حداقل اول باید زنگ در رو بزنیم.

342
00:26:12,205 --> 00:26:14,914
‫صبر کن. وایسا.

343
00:26:16,914 --> 00:26:18,655
‫لطفا وضعیت فعلی رو اشتباه برداشت نکن.

344
00:26:18,705 --> 00:26:19,864
‫کارمندهای پایین

345
00:26:19,914 --> 00:26:21,747
‫- کاملا بی‌گناهن.
‫- هیس.

346
00:26:24,164 --> 00:26:27,322
‫هیچ کار دیگه‌ای نکن.
‫مستقیم برو طبقه اول.

347
00:26:27,372 --> 00:26:30,705
‫اگه همین الان از ساختمان خارج بشی،
‫وانمود می‌کنم که هیچ‌وقت ندیدمت.

348
00:26:36,747 --> 00:26:38,455
‫اون چی بود؟

349
00:26:40,664 --> 00:26:42,239
‫لعنتی!

350
00:26:42,289 --> 00:26:44,122
‫خدایش...

351
00:26:46,830 --> 00:26:51,197
‫تو خوب بلدی مثل موش در بری.

352
00:26:51,247 --> 00:26:54,572
‫تا کی می‌خوای جلوی منو بگیری؟

353
00:26:54,622 --> 00:26:58,789
‫آهان...فقط همین ازدستت برمیاد؟

354
00:26:59,497 --> 00:27:00,739
‫کنجکاوی بدونی؟

355
00:27:00,789 --> 00:27:02,455
‫ای...

356
00:27:13,372 --> 00:27:15,705
‫پس تو سعی کن جلوم رو بگیری.

357
00:27:32,122 --> 00:27:35,622
‫چیکار می‌کنی؟
‫تو چه‌جور زنی هستی؟

358
00:27:37,580 --> 00:27:39,414
‫صدای آب قطع شد.

359
00:27:46,122 --> 00:27:49,038
‫مدیر یو بو نا، منم!

360
00:27:49,788 --> 00:27:51,497
‫تو...

361
00:27:57,913 --> 00:28:02,072
‫♪ دان‌دا، دان‌دا، دان‌دا دان‌دا دان ♪

362
00:28:02,122 --> 00:28:05,663
‫♪ توی اون چهار ضرب ♪

363
00:28:12,538 --> 00:28:14,488
‫اوه، آره، منشی کیم.

364
00:28:14,538 --> 00:28:17,905
‫بعد از اون حمام طولانی، یکم گرسنه‌م شده.

365
00:28:17,955 --> 00:28:20,830
‫قبل از اینکه برم پایین، یه چیزی بخورم؟

366
00:28:21,455 --> 00:28:23,738
‫باشه، باشه.

367
00:28:23,788 --> 00:28:28,613
‫♪ هم عشق هست، هم خداحافظی ♪

368
00:28:28,663 --> 00:28:32,538
‫♪ و اشک هم هست ♪

369
00:28:35,705 --> 00:28:39,322
‫چه روز فوق‌العاده‌ای بوده.

370
00:28:39,372 --> 00:28:41,405
‫اعصابت چطوره؟

371
00:28:41,455 --> 00:28:44,030
‫از ترس خشکت زده بودی.

372
00:28:44,080 --> 00:28:47,955
‫نمی‌دونستم ملاقات با یه نفر می‌تونه این‌قدر سخت باشه.

373
00:28:52,830 --> 00:28:55,455
‫انگار یه قلعه عظیمه.

374
00:28:56,330 --> 00:28:58,738
‫مثل یه دیوار سنگیِ محکم دور قلعه‌ست.

375
00:28:58,788 --> 00:29:00,322
‫واقعا همین‌طوره.

376
00:29:00,372 --> 00:29:04,113
‫توی فیلم‌ها، جاهایی که این‌قدر مجلل به نظر میان،

377
00:29:04,163 --> 00:29:07,705
‫معمولا یه راز تاریک زیر ظاهرشون پنهان شده.

378
00:29:08,455 --> 00:29:12,163
‫بالاخره اون رازها همیشه برملا می‌شن.

379
00:29:13,205 --> 00:29:16,205
‫برای همینه که آدم‌هایی مثل ما اینجا هستن.

380
00:29:19,372 --> 00:29:20,322
‫از دیدنتون خوشحالم.

381
00:29:20,372 --> 00:29:22,655
‫من بائه بی‌جی هستم، صاحب تعمیرگاه دالسَم.

382
00:29:22,705 --> 00:29:27,363
‫سلام. من گو یونگ‌گپ هستم،
‫مدیر تیم فروش 3 در شرکت الکترونیک دورومی.

383
00:29:27,413 --> 00:29:32,280
‫اوه، و این هم هکر تیم ما، معاون مدیر کی یونگ‌دوئه.

384
00:29:32,330 --> 00:29:34,572
‫هکر؟

385
00:29:34,622 --> 00:29:38,072
‫پس خاموش شدن دوربین‌ها کار اون بود.

386
00:29:38,122 --> 00:29:42,155
‫شنیده بودم برای مناطق و ماموریت‌های مختلف
‫تیم‌های جداگانه‌ای وجود داره،

387
00:29:42,205 --> 00:29:43,738
‫ولی این اولین باره که حضوری می‌بینمتون.

388
00:29:43,788 --> 00:29:45,155
‫خب، مگر اینکه یه اتفاق غیرمنتظره مثل این بیفته،

389
00:29:45,205 --> 00:29:47,372
‫ما معمولا با هم برخوردی نداریم.

390
00:29:48,372 --> 00:29:49,488
‫اه، و ایشون هم...

391
00:29:49,538 --> 00:29:51,988
‫اصلا نیازی به معرفی ایشون نیست.
‫خیلی خوب می‌شناسمش.

392
00:29:52,038 --> 00:29:55,872
‫مگه توی این حرفه کسی هست که
‫مدیر یو رو نشناسه؟

393
00:29:56,538 --> 00:29:58,488
‫قبلا ایشون رو دیدم.

394
00:29:58,538 --> 00:30:00,372
‫اون موقع که خانم بائه سرپرست بود.

395
00:30:01,247 --> 00:30:02,530
‫آره.

396
00:30:02,580 --> 00:30:05,580
‫اون موقع تازه‌کار بودی.
‫به این زودی ارشد شدی؟

397
00:30:06,247 --> 00:30:09,788
‫خب، راستش ازقصد نبود.
‫یه داستان طولانی پشتش هست.

398
00:30:10,455 --> 00:30:12,113
‫اه، اینا هم کارمندان ما هستن.

399
00:30:12,163 --> 00:30:14,530
‫ایشون خانم مون مئورو هستن،
‫که اکثرا در عملیات میدانی حضور دارن.

400
00:30:14,580 --> 00:30:18,322
‫وای، مدیر یو، معجزه‌س که ایشون
‫در مقابل شما زنده موندن.

401
00:30:18,372 --> 00:30:20,322
‫شما که بهش آسون نگرفتین؟

402
00:30:20,372 --> 00:30:21,613
‫چی؟ نه بابا، کارش خیلی خوب بود.

403
00:30:21,663 --> 00:30:24,738
‫ولی یکم بی‌احتیاطه.

404
00:30:24,788 --> 00:30:29,080
‫آره، خب، مرسی که از جونم گذشتین.

405
00:30:32,747 --> 00:30:37,322
‫و این هم مغز متفکر تیم ما، نیروی پاره‌وقتمون، خانم مون دا‌رائه.

406
00:30:37,372 --> 00:30:40,072
‫اوه، سرده.

407
00:30:40,122 --> 00:30:43,613
‫به نظر میاد بیشترین تجربه رو داره،
‫ولی هنوز جایگاهش فقط یه نیروی پاره‌وقته.

408
00:30:43,663 --> 00:30:47,030
‫واقعا از مسئولیت قبول کردن متنفره.

409
00:30:47,080 --> 00:30:48,405
‫منو می‌شناسی، نه؟

410
00:30:48,455 --> 00:30:49,863
‫قبلا داخل همدیگه رو دیدیم.

411
00:30:49,913 --> 00:30:52,955
‫می‌شناسمت، ترسو.

412
00:30:53,997 --> 00:30:55,655
‫ولی چطور تونستی اون کارو بکنی؟

413
00:30:55,705 --> 00:30:59,405
‫نرخ بردت از برنامه‌ای که
‫خودم طراحی کرده بودم هم بیشتر بود.

414
00:30:59,455 --> 00:31:01,655
‫از مغزت استفاده کن، از مغزت.

415
00:31:01,705 --> 00:31:05,822
‫این‌قدر احمقانه به ماشین‌ها تکیه می‌کنی
‫که به همین شکل احمقانه هم گول می‌خوری.

416
00:31:05,872 --> 00:31:07,872
‫اوه، وای، ببخشید.

417
00:31:08,996 --> 00:31:12,746
‫نیروی پاره‌وقت ما نابغه‌ست،
‫ولی یکم توی روابط اجتماعی ضعیفه.

418
00:31:15,496 --> 00:31:18,155
‫پس حالا درباره مشتری شما بشنویم؟

419
00:31:18,205 --> 00:31:21,330
‫اوه، رئیس چئون سونگ‌گیل؟

420
00:31:21,996 --> 00:31:24,571
‫خلاصه بگم، اون یه مجرم و آزارگر زنجیره‌ایه.

421
00:31:24,621 --> 00:31:26,488
‫چند سال پیش موقع ارتکاب جرم دستگیر شد،

422
00:31:26,538 --> 00:31:28,905
‫ولی با حکم تعلیقی از مجازات فرار کرد.

423
00:31:28,955 --> 00:31:33,280
‫اون همسر یکی از کارگرهای ساختمونش رو
‫به عنوان خدمتکار استخدام کرد،

424
00:31:33,330 --> 00:31:36,946
‫و با تهدید شغل شوهرش،
‫بارها به اون زن آزار رسوند.

425
00:31:36,996 --> 00:31:38,446
‫شوهرش متوجه ماجرا شد

426
00:31:38,496 --> 00:31:42,321
‫و تهدید کرد اگه اعتراف نکنه،
‫موضوع رو به رسانه‌ها می‌کشونه.

427
00:31:42,371 --> 00:31:46,238
‫برای همین، رئیس چئون به یکی از کارگرهای سابقش
‫که سابقه کیفری داشت رشوه داد

428
00:31:46,288 --> 00:31:48,113
‫و شوهر اون زن رو به قتل رسوند.

429
00:31:48,163 --> 00:31:49,905
‫بعد با صحنه‌سازی، قتل رو طوری جلوه داد که

430
00:31:49,955 --> 00:31:53,530
‫انگار قربانی به‌خاطر بی‌احتیاطی خودش
‫از ارتفاع سقوط کرده.

431
00:31:53,580 --> 00:31:56,113
‫کمکم کنین!
‫خواهش می‌کنم.

432
00:31:56,163 --> 00:31:59,321
‫نجاتم بدید! اشتباه کردم.
‫گفتم اشتباه کردم. لطفا نجاتم بدید.

433
00:31:59,371 --> 00:32:01,780
‫ما چند روز پیش با همون همکاری که

434
00:32:01,830 --> 00:32:04,205
‫برای کشتن شوهر اون زن استخدام شده بود،
‫ملاقات کردیم.

435
00:32:05,996 --> 00:32:11,205
‫رئیس چئون باید خیلی خوشحال باشه که
‫کسی که از رازهاش خبر داشت، مرده.

436
00:32:13,038 --> 00:32:13,988
‫اوه، راستی!

437
00:32:14,038 --> 00:32:18,155
‫فکر کنم قبلا دو تا خبرنگار دنبال رئیس چئون بودن.

438
00:32:18,205 --> 00:32:19,280
‫خبرنگار؟

439
00:32:19,330 --> 00:32:21,696
‫رسانه‌ها خیلی زود علاقه‌شون رو از دست دادن،

440
00:32:21,746 --> 00:32:23,780
‫چون رئیس چئون با زیرکی پرونده رو سرپوش گذاشت.

441
00:32:23,830 --> 00:32:28,280
‫برای همین جالب بود که خبرنگارها
‫هنوز دارن دنبالش می‌گردن.

442
00:32:28,330 --> 00:32:30,530
‫به نظر می‌رسید خیلی پیگیر بودن.

443
00:32:30,580 --> 00:32:34,571
‫فرستادمشون برن، چون اگه بیشتر نزدیک می‌شدن،
‫ممکن بود خطرناک بشه،

444
00:32:34,621 --> 00:32:36,496
‫ولی مطمئن نیستم واقعا رفتن یا نه.

445
00:32:40,538 --> 00:32:42,371
‫یول، در رو می‌بندم.
‫مواظب دستت باش.

446
00:32:44,080 --> 00:32:46,655
‫اما عزیزم، مطمئنی واقعا وقت داری؟

447
00:32:46,705 --> 00:32:49,696
‫اگه فکر می‌کنی ممکنه سخت باشه،
‫بهتره نیست سریع به سه‌آه بگیم بیاد؟

448
00:32:49,746 --> 00:32:53,363
‫یه مصاحبه هم دارم که یکم دورتره...

449
00:32:53,413 --> 00:32:54,821
‫ولی مشکلی نیست.
‫به موقع می‌رسم.

450
00:32:54,871 --> 00:32:57,280
‫آدم‌های بد معمولا زمان زیادی بهت نمی‌دن.

451
00:32:57,330 --> 00:32:58,780
‫آره؟ آدم بدیه؟

452
00:32:58,830 --> 00:33:00,788
‫این یارو چقدر آدم بدیه؟

453
00:33:01,871 --> 00:33:06,280
‫در ظاهر، انگار یه حادثه بوده،
‫ولی در واقع یه قتل از پیش برنامه‌ریزی‌شده بوده؟

454
00:33:06,330 --> 00:33:09,871
‫من کسی که دستور این کار رو داده رو افشا می‌کنم
‫و کاری می‌کنم تاوانش رو پس بده.

455
00:33:15,621 --> 00:33:17,738
‫پس چرا سراغ تاک جونگ‌گو رفتید؟

456
00:33:17,788 --> 00:33:21,571
‫دنبال یه آدم ساده‌لوح می‌گشتیم که بتونه
‫ما رو به طبقه ویژه برسونه.

457
00:33:21,621 --> 00:33:25,446
‫نقشه‌مون این بود که اتاقش رو آتیش بزنیم
‫و وسط اون شلوغی،

458
00:33:25,496 --> 00:33:27,538
‫وارد اتاق چئون سونگ‌گیل بشیم.

459
00:33:28,246 --> 00:33:30,030
‫سناریوی خیلی پیچیده‌ای چیده بودید.

460
00:33:30,080 --> 00:33:35,363
‫این همه راه تا اینجا اومدید و حتی خودتون بازی کردید
‫تا به هدفتون برسین؟

461
00:33:35,413 --> 00:33:39,746
‫چون دلش می‌خواست بازی کنه،
‫نقشه رو اینطوری چید.

462
00:33:42,163 --> 00:33:44,696
‫بهرحال خیلی هم جلسات سختی نبود،

463
00:33:44,746 --> 00:33:47,030
‫ولی چون زمان و مسیرهامون تداخل داشتن،

464
00:33:47,080 --> 00:33:49,871
‫آخرش به‌طور ناخواسته مزاحم کار همدیگه شدیم.

465
00:33:52,038 --> 00:33:56,955
‫حالا که کارمون به اینجا کشیده،
‫این بار با هم همکاری کنیم؟

466
00:33:58,413 --> 00:34:00,655
‫خب، به نظر ایده خوبیه.

467
00:34:00,705 --> 00:34:04,413
‫- من هستم.
‫- اگه خانم یو مشکلی نداشته باشه، منم موافقم.

468
00:34:05,455 --> 00:34:11,363
‫ما قبلا با هم کار نکردیم،
‫پس سبک کار همدیگه رو نمی‌شناسیم.

469
00:34:11,413 --> 00:34:13,030
‫این یکم ریسکی نیست؟

470
00:34:13,080 --> 00:34:15,530
‫اوه، من ریسک کردن رو دوست دارم.

471
00:34:15,580 --> 00:34:17,196
‫- منم پایه‌ام.
‫- من مخالفم.

472
00:34:17,246 --> 00:34:18,571
‫حالم خوب نیست.

473
00:34:18,621 --> 00:34:20,530
‫خب، انگار رأی به نفع همکاری شد.

474
00:34:20,580 --> 00:34:21,946
‫پس با هم همکاری می‌کنیم.

475
00:34:21,996 --> 00:34:25,246
‫اه، اون همیشه هر کاری دلش بخواد می‌کنه.

476
00:34:28,038 --> 00:34:30,030
‫آره، بیاین همکاری کنیم.

477
00:34:30,080 --> 00:34:33,121
‫نیروی پاره‌وقت ما یکم مثل دیکتاتورها رفتار می‌کنه.

478
00:34:34,746 --> 00:34:37,155
‫ولی باید تا فردا پرونده رو جمع کنیم.

479
00:34:37,205 --> 00:34:40,029
‫وقت داریم سناریو رو دوباره بچینیم؟

480
00:34:40,079 --> 00:34:41,238
‫چرا بندازیمش برای فردا؟

481
00:34:41,288 --> 00:34:43,613
‫ما که کل داستان رو داریم.

482
00:34:43,663 --> 00:34:46,071
‫برای این یکی...

483
00:34:46,121 --> 00:34:48,154
‫بریم سراغ گو-استاپ.

484
00:34:48,204 --> 00:34:51,821
‫با یه تیر دو نشون می‌زنیم.

485
00:34:51,871 --> 00:34:55,779
‫ملاقات دوباره با تاک جونگ‌گو ریسکی نیست؟

486
00:34:55,829 --> 00:34:57,621
‫اگه بفهمه چیزخورش کردیم...

487
00:34:59,079 --> 00:35:00,321
‫همش مال خودم شد.

488
00:35:00,371 --> 00:35:01,904
‫اون یه معتاده.

489
00:35:01,954 --> 00:35:03,488
‫فکر می‌کنه اشتباهی نوشیدنی‌ها جابه‌جا شده

490
00:35:03,538 --> 00:35:05,696
‫و خودش اونی رو خورده که توش دارو ریخته بوده.

491
00:35:05,746 --> 00:35:06,821
‫چی؟

492
00:35:06,871 --> 00:35:08,196
‫فکر کردم رفتی. هنوز اینجایی؟

493
00:35:08,246 --> 00:35:10,154
‫منم یه اتاق گرفتم.

494
00:35:10,204 --> 00:35:12,113
‫حالت بهتره؟

495
00:35:12,163 --> 00:35:13,529
‫آره.

496
00:35:13,579 --> 00:35:19,538
‫خب، من معمولا همچین مشکلی برام پیش نمیاد،
‫ولی یهو نمی‌دونم چی شد.

497
00:35:20,246 --> 00:35:22,779
‫به هر حال، خوشحالم دوباره می‌بینمت.

498
00:35:22,829 --> 00:35:25,154
‫اوه، این خیلی کسل‌کننده‌ست.

499
00:35:25,204 --> 00:35:27,279
‫چرا هیچ هیجانی نداره؟

500
00:35:27,329 --> 00:35:30,371
‫هیچ دوپامینی حس نمی‌کنم.

501
00:35:31,954 --> 00:35:34,279
‫میای برگردیم اتاق من؟

502
00:35:34,329 --> 00:35:36,821
‫یه چیز خفن دارم که حسابی می‌ترکونه.

503
00:35:36,871 --> 00:35:41,696
‫تو یه معتاد بدبختی که فکر می‌کنی چون
‫بابات پولداره، دست کسی بهت نمی‌خوره.

504
00:35:41,746 --> 00:35:42,696
‫چی؟

505
00:35:42,746 --> 00:35:45,113
‫یکی پشت سرت اینو گفت.

506
00:35:45,163 --> 00:35:46,321
‫حقیقت داره؟

507
00:35:46,371 --> 00:35:48,113
‫کی اینو گفت؟

508
00:35:48,163 --> 00:35:50,821
‫کدوم عوضی همچین چرت‌و‌پرتی رو گفته؟

509
00:35:50,871 --> 00:35:53,029
‫اوناهاش...

510
00:35:53,079 --> 00:35:55,246
‫همون پیرمرد شکمو.

511
00:35:56,371 --> 00:35:58,196
‫اسمت تاک جونگ‌گو هست، درسته؟

512
00:35:58,246 --> 00:36:00,113
‫شنیدم طرف رئیس یه‌جاییه.

513
00:36:00,163 --> 00:36:03,488
‫اوه، ساخت‌وساز گچئون؟

514
00:36:03,538 --> 00:36:05,029
‫گچئون؟

515
00:36:05,079 --> 00:36:06,863
‫پیرمرد عقلش رو از دست داده؟

516
00:36:06,913 --> 00:36:08,663
‫یه دست خوب بهم بده.

517
00:36:11,996 --> 00:36:14,154
‫وای، این چه کاریه؟

518
00:36:14,204 --> 00:36:17,196
‫- پیرمرد، عقلتو ازدست دادی؟
‫- این چه کاریه می‌کنی؟

519
00:36:17,246 --> 00:36:20,863
‫تو همون بچه‌پررویی هستی که هر فصل
‫به بابای من پول می‌ده.

520
00:36:20,913 --> 00:36:22,946
‫فکر کردی کسی نمی‌تونه بهت دست بزنه؟

521
00:36:22,996 --> 00:36:24,238
‫هی، تو دیگه کی هستی؟ هی!

522
00:36:24,288 --> 00:36:26,446
‫- تو اصلا داری چی کار می‌کنی...
‫- حواست به حرف زدنت باشه، فهمیدی؟

523
00:36:26,496 --> 00:36:28,863
‫شاید وقتی شرکتت به خاک سیاه نشست، آدم بشی.

524
00:36:28,913 --> 00:36:30,279
‫لعنتی!

525
00:36:30,329 --> 00:36:31,996
‫هی!

526
00:36:34,204 --> 00:36:38,363
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- این برای شاهدین باید کافی باشه.

527
00:36:38,413 --> 00:36:41,154
‫- بعدش چی؟
‫- وای...

528
00:36:41,204 --> 00:36:44,954
‫واقعا خوشم میاد که یه عوضی تمام‌عیاری، جونگ‌گو.

529
00:36:47,413 --> 00:36:49,871
‫اون چیز خفنی که قبل‌تر گفتی،

530
00:36:50,663 --> 00:36:52,371
‫هنوز پیشنهادت سر جاشه؟

531
00:36:55,496 --> 00:36:57,204
‫بهش علاقه‌مندی؟

532
00:36:57,829 --> 00:36:58,875
‫معلومه که سرجاشه.

533
00:37:02,288 --> 00:37:07,946
‫وقتی تاک جونگ‌گو وارد اتاق بشه
‫و رئیس چئون رو مرده پیدا کنه،

534
00:37:07,996 --> 00:37:10,279
‫از شوک بیهوش می‌شه.

535
00:37:10,329 --> 00:37:15,613
‫آره، اول به اون آدم بیهوش‌شده
‫دارویی رو که آوردیم می‌دیم.

536
00:37:15,663 --> 00:37:20,029
‫بعد تیم یک می‌تونه وارد بشه
‫و کار تاک جونگ‌گو رو تموم کنه.

537
00:37:20,079 --> 00:37:21,363
‫بینگو!

538
00:37:21,413 --> 00:37:26,029
‫تاک جونگ‌گو که حتی بعد از اون جنجالی که
‫توی اتاق بازی به پا کرد هنوز عصبانیه،

539
00:37:26,079 --> 00:37:28,738
‫یه دوز کامل از اون مواد مصرف می‌کنه،
‫عقلش رو از دست می‌ده

540
00:37:28,788 --> 00:37:30,904
‫و به زور وارد اتاق چئون سونگ‌گیل می‌شه.

541
00:37:30,954 --> 00:37:32,821
‫اول از شر اون خلاص می‌شیم.

542
00:37:32,871 --> 00:37:38,071
‫بعد خودش رو از پنجره پرت می‌کنه بیرون. بوم!

543
00:37:38,121 --> 00:37:39,788
‫تمومه.

544
00:37:51,079 --> 00:37:53,287
‫[همسر عزیزم]

545
00:37:55,746 --> 00:37:58,529
‫عزیزم، دارم میرم یول رو بردارم.
‫دیگه رسیدم.

546
00:37:58,579 --> 00:38:00,237
‫الان میری خونه‌ی سئو یون؟

547
00:38:00,287 --> 00:38:01,904
‫متاسفم، یکم دیر کردم، آره؟

548
00:38:01,954 --> 00:38:04,987
‫ولی زودتر زنگ زدم که بهت بگم.

549
00:38:05,037 --> 00:38:06,904
‫نترس، نمی‌خوام سرت نق بزنم.

550
00:38:06,954 --> 00:38:08,571
‫چیزی خوردی؟

551
00:38:08,621 --> 00:38:11,737
‫بعدا میتونم یه چیزی توی خونه‌ی بخورم.
‫تو چیزی خوردی؟

552
00:38:11,787 --> 00:38:14,362
‫خب، یه چیز کوچولو خوردم.

553
00:38:14,412 --> 00:38:17,154
‫هنوز بیرونم.
‫کارم تموم نشده.

554
00:38:17,204 --> 00:38:18,696
‫جدی؟

555
00:38:18,746 --> 00:38:21,904
‫مگه امروز با یه مشتری جلسه نداشتی؟
‫خوب پیش نرفت؟

556
00:38:21,954 --> 00:38:26,537
‫اوه، جلسه امروز بعدازظهر کنسل شد،
‫برای همین افتاد برای امشب.

557
00:38:27,496 --> 00:38:30,321
‫مصاحبه با اون آدم بد پیش رفت؟

558
00:38:30,371 --> 00:38:31,946
‫مصاحبه من؟
‫خب...

559
00:38:31,996 --> 00:38:34,071
‫من که قرار قبلی باهاش نداشتم.

560
00:38:34,121 --> 00:38:38,487
آدم‌های بد معمولا داوطلبانه
‫حاضر نمی‌شن مصاحبه کنن، می‌دونی.

561
00:38:38,537 --> 00:38:39,487
‫پس من باید چیکار کنم؟

562
00:38:39,537 --> 00:38:41,154
‫مجبورم همین‌طوری سرزده برم داخل.

563
00:38:41,204 --> 00:38:42,779
‫پس دیدیش؟

564
00:38:42,829 --> 00:38:46,862
‫دیدمش، ولی فورا انداختنم بیرون.

565
00:38:46,912 --> 00:38:49,112
‫حتی نتونستم یه سوال ازش بپرسم.

566
00:38:49,162 --> 00:38:50,862
‫اهان، فهمیدم.

567
00:38:50,912 --> 00:38:54,071
‫عیب نداره. فردا دوباره رو سرش خراب میشم.

568
00:38:54,121 --> 00:38:55,737
‫عزیزم، من دیگه رسیدم.

569
00:38:55,787 --> 00:38:57,112
‫میشه بعدا حرف بزنیم؟

570
00:38:57,162 --> 00:38:58,112
‫یول احتمالا منتظرمه.

571
00:38:58,162 --> 00:38:59,237
‫آره، باشه.

572
00:38:59,287 --> 00:39:00,821
‫حتما یه چیزی بخور.

573
00:39:00,871 --> 00:39:02,537
‫باشه.

574
00:39:14,787 --> 00:39:18,529
‫رفتارهای تاک جونگ‌گو ذره‌ای از چیزی که
‫انتظار داشتیم منحرف نشده.

575
00:39:18,579 --> 00:39:21,662
‫تا اتاق بازی، همه‌چیز طبق نقشه پیش رفت.

576
00:39:22,329 --> 00:39:24,037
‫آره.

577
00:39:25,412 --> 00:39:27,696
‫خانم یو، انگار یکم بی‌حوصله‌ای.

578
00:39:27,746 --> 00:39:30,454
‫چیزی اذیت‌تون می‌کنه؟

579
00:39:33,412 --> 00:39:36,029
‫یکم پیش شوهرم رو توی کازینو دیدم.

580
00:39:36,079 --> 00:39:37,746
‫شوهرتون؟

581
00:39:39,996 --> 00:39:43,112
‫همون مَردی که قبلا دیدیم...

582
00:39:43,162 --> 00:39:44,946
‫الان می‌فهمم همین‌حالا کجاست.

583
00:39:44,996 --> 00:39:46,487
‫الان تلفنی باهاش حرف زدم.

584
00:39:46,537 --> 00:39:48,029
‫گفت داره میره خونه.

585
00:39:48,079 --> 00:39:50,454
‫دیگه نباید باهم روبرو بشیم.

586
00:39:51,996 --> 00:39:55,371
‫ولی اومدن شوهرتون به اینجا...

587
00:39:56,621 --> 00:39:58,579
‫ممکنه بخاطر قمار...

588
00:39:59,704 --> 00:40:01,496
‫نمی‌تونه بخاطر این باشه.

589
00:40:02,287 --> 00:40:04,029
‫متاسفم.

590
00:40:04,079 --> 00:40:07,362
‫گفته بود بیرون از شهر با یه نفر مصاحبه داره.

591
00:40:07,412 --> 00:40:09,696
‫ولی انتظارش رو نداشتم اینجا ببینمش.

592
00:40:09,746 --> 00:40:12,112
‫مصاحبه با کی؟

593
00:40:12,162 --> 00:40:15,829
‫آهان، خبرنگارهایی که دنبال رئیس چئون بودن...

594
00:40:18,662 --> 00:40:20,196
‫برگردیم سر کارمون.

595
00:40:20,246 --> 00:40:22,987
‫این دوتا کجان؟

596
00:40:23,037 --> 00:40:27,154
‫باشه، رئیس چئون سونگ‌گیل تازه وارد اتاقش شد،

597
00:40:27,204 --> 00:40:30,279
‫و تاک جونگ‌گو هم وارد اتاق خودش شد.

598
00:40:30,329 --> 00:40:32,196
‫پس زمان‌بندی درست درمیاد.

599
00:40:32,246 --> 00:40:34,496
‫خب، بریم؟

600
00:40:36,037 --> 00:40:37,746
‫خانم یو.

601
00:40:39,204 --> 00:40:41,446
‫دیگه هیچوقت اینطوری قطع نکنین.

602
00:40:41,496 --> 00:40:44,029
‫دیگه تکرار نمیشه، باشه؟

603
00:40:44,079 --> 00:40:45,787
‫من رفتم.

604
00:41:13,704 --> 00:41:15,112
‫وای!

605
00:41:15,162 --> 00:41:16,871
‫اتاق قشنگیه!

606
00:41:20,329 --> 00:41:23,779
‫عزیزم، کجایی؟

607
00:41:23,829 --> 00:41:26,195
‫داری برای مهمونی خودتو آماده می‌کنی؟

608
00:41:26,245 --> 00:41:28,495
‫همون لباس قبلیت هم قشنگ بود.

609
00:41:39,162 --> 00:41:42,612
‫پسرک عوضی مجبورم کرد
‫دوباره دوش بگیرم.

610
00:41:42,662 --> 00:41:45,070
‫اعصابم خرابه.

611
00:41:45,120 --> 00:41:47,579
‫خدای من،چه اعصاب‌خردکن.

612
00:41:49,204 --> 00:41:50,820
‫چی؟ تو کی هستی؟

613
00:41:50,870 --> 00:41:53,120
‫کی هستی؟ هان؟

614
00:41:56,412 --> 00:41:59,529
‫همون پسره عوضی...

615
00:41:59,579 --> 00:42:02,154
‫تو چرا اینجایی؟

616
00:42:02,204 --> 00:42:04,237
‫توی اتاق اون خانومه چه غلطی می‌کنی؟

617
00:42:04,287 --> 00:42:07,904
‫اه، تو دیگه کارت ساخته‌ست، عوضی.

618
00:42:07,954 --> 00:42:12,320
‫بیا اینجا ببینم، پسره عوضی.

619
00:42:12,370 --> 00:42:13,779
‫عوضی؟

620
00:42:13,829 --> 00:42:16,287
‫بزنم پدرتو دربیارم؟

621
00:42:28,954 --> 00:42:30,279
‫شما دوتا واقعا زوج جالبی هستید.

622
00:42:30,329 --> 00:42:32,904
‫فکر نمی‌کنید یه راه ساده‌تر هم باشه؟

623
00:42:32,954 --> 00:42:38,237
‫یه نور کوچیک بیرون پنجره اتاق رئیس چئون دیدم.

624
00:42:38,287 --> 00:42:42,612
‫تو خوب بلدی مثل موش در بری.

625
00:42:42,662 --> 00:42:44,995
‫تا کی می‌خوای جلوی منو بگیری؟

626
00:42:46,120 --> 00:42:48,412
‫اگه درست حدس زده باشم...

627
00:42:52,287 --> 00:42:53,954
‫درست حدس زدی.

628
00:42:55,162 --> 00:42:58,987
‫اتاق چئون سونگ‌گیل و اتاق تاک جونگ‌گو
‫در دو طرفِ مقابلِ هم قرار دارن.

629
00:42:59,037 --> 00:43:01,112
‫بیرون اون پنجره‌ها، دو تا کوه در دو طرف هست

630
00:43:01,162 --> 00:43:05,362
‫و یه تله‌کابین بینشون رفت‌وآمد می‌کنه.

631
00:43:05,412 --> 00:43:07,120
‫پس...

632
00:43:09,120 --> 00:43:13,029
‫با این شرایط، ممکنه پلیس در جریان تحقیقات

633
00:43:13,079 --> 00:43:14,779
‫همه افراد اینجا رو احضار کنه.

634
00:43:14,829 --> 00:43:19,987
‫مخصوصا کسایی که مستقیما با
‫چئون سونگ‌گیل و تاک جونگ‌گو در ارتباط بودن.

635
00:43:20,037 --> 00:43:21,654
‫کلی شاهد میشه.

636
00:43:21,704 --> 00:43:24,654
‫بیاید راه طولانی‌تر رو بریم
‫و با یه تیر دو نشون بزنیم، باشه؟

637
00:43:24,704 --> 00:43:26,412
‫باشه.

638
00:43:31,329 --> 00:43:32,362
‫هی، عوضی.

639
00:43:32,412 --> 00:43:35,529
‫یه بچه‌ چطور جرئت می‌کنه با
‫بزرگ‌تر از خودش این‌طوری حرف بزنه؟

640
00:43:35,579 --> 00:43:39,320
‫لعنتی! هی! می‌خوای دستت رو قطع کنم؟

641
00:43:39,370 --> 00:43:41,612
‫ای بچه‌نمک‌نشناس!

642
00:43:41,662 --> 00:43:43,112
‫تا حالا گذاشتم هر کاری می‌خوای بکنی،
‫ولی دیگه زیادی پیش رفتی!

643
00:43:43,162 --> 00:43:46,279
‫- بدش من.
‫- ردش کن بیاد.

644
00:43:46,329 --> 00:43:48,737
‫مجبورت می‌کنم دقیقا چیزی که
‫تجربه کردم رو تجربه کنی.

645
00:43:48,787 --> 00:43:50,070
‫چرا باز نمی‌شه؟

646
00:43:50,120 --> 00:43:53,987
‫هی، اون گرونه‌ها!

647
00:43:54,037 --> 00:43:55,237
‫ولش کن، پیرمرد!

648
00:43:55,287 --> 00:43:56,904
‫چی؟

649
00:43:56,954 --> 00:43:59,029
‫چی؟ عوضی...

650
00:43:59,079 --> 00:44:01,404
‫چی؟ پیرمرد؟

651
00:44:01,454 --> 00:44:03,695
‫لعنت بهت!

652
00:44:03,745 --> 00:44:05,945
‫پیر خرفت! پیر خرفت!

653
00:44:05,995 --> 00:44:07,870
‫خب، شروع کنیم؟

654
00:44:43,079 --> 00:44:45,037
‫پسش بده.
‫مال منه.

655
00:45:11,412 --> 00:45:14,203
‫جلسه با دو مشتری همزمان تمام شد.

656
00:45:30,537 --> 00:45:33,403
‫خب، خسته نباشید همگی.

657
00:45:33,453 --> 00:45:36,362
‫فردا خوب استراحت کنید،
‫پس‌فردا می‌بینمتون.

658
00:45:36,412 --> 00:45:38,120
‫آره.

659
00:45:43,328 --> 00:45:47,570
‫کاش می‌تونستم اون لحظه تاریخی رو
‫با چشم‌های خودم ببینم.

660
00:45:47,620 --> 00:45:49,112
‫حداقل هزینه یه گلوله رو هم کم کردیم.

661
00:45:49,162 --> 00:45:51,987
‫هزینه‌هامون همین‌جوری هم بالا بود.

662
00:45:52,037 --> 00:45:57,028
‫ولی نمی‌دونستم این اطراف آدم‌هایی هستن
‫که همین کار ما رو انجام می‌دن.

663
00:45:57,078 --> 00:46:01,870
‫دنیا پر از آدم‌های بده، نمی‌شه که همه‌شون رو
‫خودمون سر و سامان بدیم.

664
00:46:05,912 --> 00:46:07,870
‫روحشون در آرامش.

665
00:46:09,037 --> 00:46:11,203
‫شما دوتا هم که یه مسیر رو پیش گرفتید،

666
00:46:12,287 --> 00:46:14,453
‫حداقل اونجا حوصله‌تون سر نمی‌ره.

667
00:46:20,287 --> 00:46:23,278
‫ته‌سون ما تشنه‌شه؟

668
00:46:23,328 --> 00:46:27,612
‫اوه، باشه. یه کم آب بیشتر بهت می‌دم.

669
00:46:27,662 --> 00:46:31,945
‫خوب آب بخور، تا مدت‌ها کنار هم زندگی کنیم.

670
00:46:31,995 --> 00:46:35,495
‫امسال هم برای تولدت یه مکمل دیگه برات می‌گیرم.

671
00:46:38,328 --> 00:46:41,162
‫به نظر میاد یکی یو بو نا رو عصبانی کرده.

672
00:46:42,203 --> 00:46:45,237
‫نه، چیزی نیست. نه تو رو نمیگم.
‫منظورم صاحبته.

673
00:46:45,287 --> 00:46:48,445
‫آره، آب بیشتری می‌خوای؟

674
00:46:48,495 --> 00:46:50,162
‫آره.

675
00:46:53,078 --> 00:46:55,237
‫خدای من، چه خوشگلی.

676
00:46:55,287 --> 00:46:57,995
‫خیلی‌خب.
‫خیلی‌خب.

677
00:47:01,912 --> 00:47:04,362
‫وای، از کینگ‌فیشر همین انتظار می‌رفت.

678
00:47:04,412 --> 00:47:08,787
‫بالاخره اون افسانه‌ای رو که فقط شنیده بودم
‫از نزدیک دیدم. چه روز شانسی!

679
00:47:09,412 --> 00:47:10,362
‫خوشحالی؟

680
00:47:10,412 --> 00:47:14,112
‫این‌همه ذوق برای چیه؟
‫چون یکی دیگه کار رو برات انجام داده؟

681
00:47:14,162 --> 00:47:17,612
‫حداقل دیگه لازم نیست برای بازجویی پلیس بریم.

682
00:47:17,662 --> 00:47:20,662
‫بهتر از این نمی‌شد برای خودمون عذر جور موجه کنیم.

683
00:47:21,662 --> 00:47:25,153
‫هی، کار امروز تمومه،
‫بریم یه چیزی بخوریم.

684
00:47:25,203 --> 00:47:28,370
‫همچین روزی مرغ و نوشیدنی می‌طلبه.

685
00:47:29,828 --> 00:47:32,028
‫امروز مهمون من.

686
00:47:32,078 --> 00:47:34,745
‫آره، مهمون من، من حساب می‌کنم!

687
00:47:35,537 --> 00:47:37,528
‫اون انگار از همه خوشحال‌تره.

688
00:47:37,578 --> 00:47:39,820
‫نه، الان ترسیده.

689
00:47:39,870 --> 00:47:43,570
‫فقط داره خودش رو قوی نشون می‌ده.

690
00:47:43,620 --> 00:47:45,195
‫هی، حالا که اینجایی، قمار رو هم بذار کنار.

691
00:47:45,245 --> 00:47:50,237
‫زود باشید! هرکی دیر برسه
‫باید دلقک‌بازی دربیاره!

692
00:47:50,287 --> 00:47:52,995
‫دا‌رائه، من که دیر می‌رسم!

693
00:47:53,828 --> 00:47:55,153
‫اه، از خجالت آب شدم.

694
00:47:55,203 --> 00:47:59,112
‫اوه، این خیلی تحقیرآمیزه.
‫از این کار متنفرم.

695
00:47:59,162 --> 00:48:01,195
‫اوه، رئیس بودن واقعا سخته.

696
00:48:01,245 --> 00:48:03,078
‫مشکلش چیه؟

697
00:48:06,328 --> 00:48:07,695
‫بابا، چرا مامان اینجا نیست؟

698
00:48:07,745 --> 00:48:10,487
‫بهت گفتم که مامان امشب می‌مونه.

699
00:48:10,537 --> 00:48:13,987
‫اگه یول بخوابه و فردا بره مهدکودک،

700
00:48:14,037 --> 00:48:16,695
‫مامانی با لبخند میاد و بهت می‌گه: «یول!»

701
00:48:16,745 --> 00:48:18,653
‫ولی مامانی کجا رفت؟

702
00:48:18,703 --> 00:48:20,528
‫رفت سر کار.

703
00:48:20,578 --> 00:48:22,278
‫هممم. چیز مهمیه؟

704
00:48:22,328 --> 00:48:25,286
‫هان؟ کارش رو میگی؟

705
00:48:26,745 --> 00:48:29,986
‫صبر کن. صبر کن.

706
00:48:30,036 --> 00:48:32,786
‫یه دقیقه اینجا بشین.
‫وایسا همینجا.

707
00:48:35,495 --> 00:48:37,611
‫خانم گو، به سلامت به خونه رسیدین؟

708
00:48:37,661 --> 00:48:38,611
‫چطور این وقت شب تماس گرفتی؟

709
00:48:38,661 --> 00:48:42,361
‫آقای کوان، خبر فوری رو دیدین؟

710
00:48:42,411 --> 00:48:43,903
‫خبر فوری؟

711
00:48:43,953 --> 00:48:46,236
‫چی شده؟
‫چرا صدات اینطوری شده؟

712
00:48:46,286 --> 00:48:50,486
‫رئیس چئون سونگ‌گیل...مُرده.
‫به دست کینگ‌فیشر کشته شد.

713
00:48:50,536 --> 00:48:52,278
‫چی؟

714
00:48:52,328 --> 00:48:54,861
‫امشب در یک هتل کازینو،

715
00:48:54,911 --> 00:48:58,736
‫دو مهمان در یک سوئیت وی‌آی‌پی
‫با شلیک تک‌تیرانداز کشته شدند.

716
00:48:58,786 --> 00:49:03,570
‫پلیس احتمال می‌ده این حمله هم کار کینگ‌فیشر باشه.

717
00:49:03,620 --> 00:49:05,070
‫این اولین باره که
‫[کشته شدن دو مهمان وی‌آی‌پی]

718
00:49:05,120 --> 00:49:07,778
‫در یک پرونده کینگ‌فیشر،
‫[کینگ‌فیشر دوباره حمله کرد]

719
00:49:07,828 --> 00:49:09,070
‫دو نفر با هم کشته شدن.

720
00:49:09,120 --> 00:49:12,861
‫قربانی‌ها شامل رئیس چئون،
‫مدیر یک شرکت بزرگ ساخت‌وساز در گانگ‌وون،

721
00:49:12,911 --> 00:49:15,653
‫و آقای تاک، پسر یک نماینده
‫پنج دوره‌ای مجلس هستن.

722
00:49:15,703 --> 00:49:17,736
‫این دو نفر وقتی در اتاق رئیس چئون بودن،

723
00:49:17,786 --> 00:49:19,986
‫با یک گلوله که از بیرون پنجره شلیک شد،

724
00:49:20,036 --> 00:49:23,986
‫- درجا کشته شدن.
‫- رئیس چئون، همون چئون سونگ‌گیله، درسته؟

725
00:49:24,036 --> 00:49:25,611
‫امکان نداره.

726
00:49:25,661 --> 00:49:27,195
‫این یعنی چی؟

727
00:49:27,245 --> 00:49:29,653
‫و این آقای تاک که همراهش کشته شده دیگه کیه؟

728
00:49:29,703 --> 00:49:31,236
‫بنابراین، محل شلیک تک‌تیرانداز...

729
00:49:31,286 --> 00:49:32,820
‫یکی که می‌شناسمش.

730
00:49:32,870 --> 00:49:34,028
‫چی؟

731
00:49:34,078 --> 00:49:36,945
‫می‌شناسیش؟
‫کیه؟

732
00:49:36,995 --> 00:49:40,736
‫پسر نماینده مجلس، تاک جونگ‌سو، یعنی تاک جونگ‌گو.

733
00:49:40,786 --> 00:49:44,320
‫با توجه به تپه‌های کم‌ارتفاعی
‫که بیرون پنجره‌ها قرار دارن،

734
00:49:44,370 --> 00:49:47,195
‫بازرسان باید مشخص کنن کینگ‌فیشر

735
00:49:47,245 --> 00:49:49,195
‫- از کجا این حمله رو انجام داده.
‫- من مرغ سوخاری می‌خواستم...

736
00:49:49,245 --> 00:49:50,361
‫ولی تموم کرده بودن.

737
00:49:50,411 --> 00:49:52,111
‫این روزها واقعا سر زبون‌ها افتاده.

738
00:49:52,161 --> 00:49:55,486
‫به جاش این چوب ماهی و
‫نون خامه‌ای که دوست داری رو برات گرفتم.

739
00:49:55,536 --> 00:49:57,320
‫دو تا چوکوپای شیرین هم گرفتم.

740
00:49:57,370 --> 00:49:58,570
‫بیا!

741
00:49:58,620 --> 00:50:00,328
‫یه قهوه داغم هم گرفتم.

742
00:50:01,370 --> 00:50:04,278
‫همیشه سر پست کمین بهم غر می‌زدی
‫که موقع مراقبت با گوشی کار نکنم.

743
00:50:04,328 --> 00:50:05,820
‫پس چی می‌تونه این‌قدر جالب باشه؟

744
00:50:05,870 --> 00:50:07,578
‫هیس!

745
00:50:09,703 --> 00:50:11,486
‫[دو قربانی با یک گلوله کشته شدند]

746
00:50:11,536 --> 00:50:14,661
‫این چیه؟ کینگ‌فیشر دوباره حمله کرده؟

747
00:50:17,036 --> 00:50:18,278
‫دو نفر؟

748
00:50:18,328 --> 00:50:19,903
‫با یه گلوله؟

749
00:50:19,953 --> 00:50:21,570
‫این یعنی چی؟
‫یه تیر، دو کشته؟

750
00:50:21,620 --> 00:50:24,661
‫- شگفت‌انگیزه.
‫- هی، باز داری سروصدا می‌کنی.

751
00:50:25,620 --> 00:50:26,570
‫کجا میریم؟

752
00:50:26,620 --> 00:50:28,736
‫ما وسط عملیات مراقبت هستیم، مگه نه؟

753
00:50:28,786 --> 00:50:31,403
‫آقای جانگ قراره جای ما رو بگیره.
‫به‌زودی می‌رسه.

754
00:50:31,453 --> 00:50:33,986
‫اوه، پس ما کجا میریم...

755
00:50:34,036 --> 00:50:35,028
‫هونگ‌سون؟

756
00:50:35,078 --> 00:50:37,653
‫هونگسون؟ این وقت شب؟

757
00:50:37,703 --> 00:50:39,861
‫اگه می‌خوایم از صحنه فیلم بگیریم،
‫باید همین الان بریم.

758
00:50:39,911 --> 00:50:40,945
‫یه کم بخواب.

759
00:50:40,995 --> 00:50:43,153
‫واو، صحنه یه قتل دو نفره با یه گلوله.

760
00:50:43,203 --> 00:50:46,995
‫ولی اگه رئیس بفهمه، فقط سرمون داد می‌زنه، نه؟

761
00:50:59,286 --> 00:51:01,861
‫متهم، تاک جونگ‌گو،
‫[پنج سال قبل]

762
00:51:01,911 --> 00:51:04,286
‫بی‌گناه شناخته شد.

763
00:51:06,578 --> 00:51:09,528
‫خسته نباشید. چرا این‌قدر طول کشید؟

764
00:51:09,578 --> 00:51:10,986
‫نه، باورکردنی نیست.

765
00:51:11,036 --> 00:51:15,028
‫چطور ممکنه همچین حکمی صادر بشه؟

766
00:51:15,078 --> 00:51:16,820
‫- مامان...
‫- دخترم مُرده!

767
00:51:16,870 --> 00:51:18,778
‫- خواهرم...
‫- اون عوضی کشتش!

768
00:51:18,828 --> 00:51:21,320
‫- مامان!
‫- هی!

769
00:51:21,370 --> 00:51:23,036
‫مامان...

770
00:51:24,870 --> 00:51:25,820
‫دخترم رو برگردون.

771
00:51:25,870 --> 00:51:28,778
‫چطور ممکنه گناهکار شناخته نشه؟

772
00:51:28,828 --> 00:51:31,736
‫دخترم رو برگردون.

773
00:51:31,786 --> 00:51:34,278
‫- هی!
‫- دخترم رو برگردون.

774
00:51:34,328 --> 00:51:36,320
‫- گفتم دخترم رو برگردون.
‫- مامان...

775
00:51:36,370 --> 00:51:38,745
‫دخترم رو برگردون.

776
00:51:40,536 --> 00:51:43,161
‫[دادگاه]

777
00:51:45,161 --> 00:51:48,278
‫هی، همین الان همه رو جمع کن.

778
00:51:48,328 --> 00:51:51,319
‫خودت چی فکر می‌کنی؟
‫جشن بگیریم دیگه، احمق.

779
00:51:51,369 --> 00:51:53,153
‫دوستات؟

780
00:51:53,203 --> 00:51:56,736
‫البته، هرکی می‌شناسی دعوت کن.

781
00:51:56,786 --> 00:51:58,486
‫آره.

782
00:51:58,536 --> 00:51:59,653
‫اه، واقعا؟

783
00:51:59,703 --> 00:52:02,411
‫پس کل اونجا رو اجاره کنیم؟

784
00:52:05,203 --> 00:52:06,994
‫بریم!

785
00:52:46,286 --> 00:52:49,244
‫اوه، بو نا! بو نا!

786
00:52:51,203 --> 00:52:53,444
‫ته‌سونگ!

787
00:52:53,494 --> 00:52:54,736
‫چرا این وقت شب به اینجا اومدی؟

788
00:52:54,786 --> 00:52:56,986
‫دلم تنگ شده بود.

789
00:52:57,036 --> 00:53:03,078
‫بو نا، واقعا دلم می‌خواست
‫امشب ببینمت.

790
00:53:06,411 --> 00:53:08,694
‫شام خوردی؟

791
00:53:08,744 --> 00:53:11,278
‫خب...یکم...

792
00:53:11,328 --> 00:53:13,528
‫ای وای.

793
00:53:13,578 --> 00:53:16,361
‫انگار یکم حالت خوب نیست.
‫همش تلو تلو می‌خوری.

794
00:53:16,411 --> 00:53:18,861
‫نه. کجا دارم تلو تلو می‌خورم.

795
00:53:18,911 --> 00:53:19,861
‫کلک!

796
00:53:19,911 --> 00:53:26,486
‫خواستم این شیک توت‌فرنگی رو باهم بخوریم.

797
00:53:26,536 --> 00:53:30,036
‫نوش جان!
‫شیک توت‌فرنگی موردعلاقه‌ت هست.

798
00:53:34,536 --> 00:53:39,528
‫من امروز خیلی زیاد ازش خوردم.

799
00:53:39,578 --> 00:53:44,744
‫امروز کلی از این شیک خوردم چون تنها چیزی که

800
00:53:45,619 --> 00:53:47,278
‫می‌تونست آرومم کنه، همین بود.

801
00:53:47,328 --> 00:53:52,153
‫نه اسلحه، نه چاقو و نه خودکار.

802
00:53:52,203 --> 00:53:55,661
‫برای همین به شیک توت‌فرنگی پناه بردم.

803
00:54:02,744 --> 00:54:06,028
‫امروز اتفاقی افتاده؟

804
00:54:06,078 --> 00:54:08,069
‫اتفاق؟

805
00:54:08,119 --> 00:54:10,403
‫خب، آره...

806
00:54:10,453 --> 00:54:13,028
‫همیشه یه چیزی پیش میاد.
‫هر روز یه داستان داریم.

807
00:54:13,078 --> 00:54:15,111
‫کوبیده شدن به دیوار،

808
00:54:15,161 --> 00:54:18,203
‫پرت شدن روی زمین،

809
00:54:19,286 --> 00:54:23,194
‫و اینکه قلبم...

810
00:54:23,244 --> 00:54:25,994
‫تکه‌تکه بشه؟

811
00:54:29,203 --> 00:54:31,869
‫نمی‌دونم دیگه باید چی کار کنم.

812
00:54:36,411 --> 00:54:39,619
‫آدم‌های بد باید مجازات بشن.

813
00:54:41,161 --> 00:54:44,369
‫آدم‌های واقعا بد باید مجازات بشن.

814
00:54:47,328 --> 00:54:49,036
‫ولی من...

815
00:54:56,911 --> 00:54:59,703
‫از دستم کاری برنمیاد.

816
00:55:37,869 --> 00:55:39,902
‫تو راه یه کم بخواب.

817
00:55:39,952 --> 00:55:42,611
‫چی فکرت رو اینقدر مشغول کرده؟

818
00:55:42,661 --> 00:55:44,652
‫اوه، هیچی.

819
00:55:44,702 --> 00:55:47,152
‫فقط یاد یه روز خاص افتادم.

820
00:55:47,202 --> 00:55:49,069
‫چه روزی؟

821
00:55:49,119 --> 00:55:51,577
‫روزی که شوهرم برای بار دوم گریه کرد.

822
00:55:56,286 --> 00:55:58,652
‫خب، مگه خودت خسته نیستی؟

823
00:55:58,702 --> 00:56:03,152
‫به تو و مدیر گو گفتم یه روز استراحت کنید.
‫خودم رانندگی می‌کنم.

824
00:56:03,202 --> 00:56:07,486
‫خانم یو، چطور می‌تونم بذارم تنها برید؟

825
00:56:07,536 --> 00:56:09,827
‫رانندگی توی شب خطرناکه.

826
00:56:12,952 --> 00:56:16,236
‫اه، نه...می‌دونم که شما...

827
00:56:16,286 --> 00:56:18,494
‫راننده حرفه‌ای هستین.

828
00:56:19,119 --> 00:56:21,569
‫ولی بازم، امروز...

829
00:56:21,619 --> 00:56:23,327
‫امروز چی؟

830
00:56:25,119 --> 00:56:27,652
‫فقط دلم نیومد تنهاتون بذارم.

831
00:56:27,702 --> 00:56:31,361
‫اونم بعد از اتفاقی که امروز برامون افتاد.

832
00:56:31,411 --> 00:56:33,244
‫مخصوصا که به خاطر من مشکل پیش اومد.

833
00:56:33,911 --> 00:56:36,069
‫هی، بهت گفتم تقصیر تو نبود.

834
00:56:36,119 --> 00:56:38,827
‫هر لحظه ممکنه یه اتفاق غیرمنتظره بیفته.

835
00:56:40,911 --> 00:56:42,986
‫اولین بار بود، خانم یو.

836
00:56:43,036 --> 00:56:45,994
‫اولین بار بود که واقعا ترسیدم.
‫مخصوصا وقتی اونجا سر صحنه بودم.

837
00:56:47,786 --> 00:56:49,611
‫منم همین‌طور.

838
00:56:49,661 --> 00:56:52,494
‫منم برای اولین بار ترسیدم.

839
00:56:57,577 --> 00:57:00,361
‫به خاطر اینه که امروز شوهرت رو دیدی؟

840
00:57:00,411 --> 00:57:03,036
‫از اول تا آخرش انگار فکرت مشغول بود.

841
00:57:03,702 --> 00:57:06,786
‫چرا هیچ‌وقت به ذهنم نرسید؟

842
00:57:07,452 --> 00:57:10,411
‫که ممکنه همچین اتفاقی بیفته.

843
00:57:50,161 --> 00:57:53,036
‫این که یو بو نای خودمه.

844
00:57:54,452 --> 00:57:56,694
‫گنج باارزشم.

845
00:57:56,744 --> 00:57:59,661
‫متاسفم.
‫بیدارت کردم؟

846
00:58:00,702 --> 00:58:03,944
‫فکر کردم امشب می‌مونی.

847
00:58:03,994 --> 00:58:06,444
‫زود برگشتم چون دلم برات تنگ شده بود.

848
00:58:06,494 --> 00:58:09,327
‫امروز خیلی دلم برات تنگ شد.

849
00:58:12,911 --> 00:58:15,911
‫منم خیلی دلم برات تنگ شده بود.

850
00:58:19,161 --> 00:58:22,777
‫فردا مرخصی گرفتم.
‫باهم بریم بیرون؟

851
00:58:22,827 --> 00:58:24,611
‫بریم.

852
00:58:24,661 --> 00:58:28,619
‫بیا اون قراری که دفعه قبل از دست دادیم رو جبران کنیم.

853
00:58:29,327 --> 00:58:32,244
‫به آسمون نگاه کنیم و از منظره لذت ببریم.

854
00:58:33,786 --> 00:58:37,494
‫برای لباس پوشیدن و اینکه چی بخوریم، با هم فکر کنیم.

855
00:58:40,119 --> 00:58:43,735
‫فقط یه روز معمولی رو کنار هم بگذرونیم، باشه؟

856
00:58:43,785 --> 00:58:46,369
‫درست مثل روزی که اولین بار همدیگه رو دیدیم.

857
00:58:47,702 --> 00:58:50,285
‫درست مثل روزی که اولین بار همدیگه رو دیدیم.

858
00:58:58,869 --> 00:59:00,527
‫درست مثل...

859
00:59:00,577 --> 00:59:03,702
‫اولین بار همدیگه رو دیدیم.

860
00:59:19,535 --> 00:59:24,535
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

861
00:59:47,785 --> 00:59:49,985
‫اون موقع، وقتی برگشتی همه کنجکاو شده بودن.

862
00:59:50,035 --> 00:59:51,652
‫می‌خواستن بدونن توی این مدت چه اتفاقی افتاده.

863
00:59:51,702 --> 00:59:53,610
‫من یو بو نا رو دیدم.

864
00:59:53,660 --> 00:59:54,985
‫حداقل سعی کن زنده بمونی.

865
00:59:55,035 --> 00:59:56,944
‫تو آقای کوان ته‌سونگ رو نجات دادی؟

866
00:59:56,994 --> 00:59:57,944
‫چون حس کردم باید این کارو بکنم.

867
00:59:57,994 --> 01:00:00,027
‫ما قبلا همدیگه رو دیدیم؟

868
01:00:00,077 --> 01:00:03,860
‫چطور همیشه دقیقا آدم‌هایی رو پیدا می‌کنی
‫که کینگ‌فیشر هدف گرفته؟

869
01:00:03,910 --> 01:00:06,235
‫ولی وقتی فکرش رو می‌کنم، واقعا آدم عجیبیه.

870
01:00:06,285 --> 01:00:08,152
‫آخه چطور تونسته این‌طوری زندگی کنه؟

871
01:00:08,202 --> 01:00:09,235
‫ته‌سونگ، چیزی می‌دونی؟

872
01:00:09,285 --> 01:00:12,735
‫چرا مدیر یو خودش ما رو به خونه‌ش دعوت کرده؟

873
01:00:12,785 --> 01:00:13,777
‫یه لحظه وایسا.

874
01:00:13,827 --> 01:00:17,110
‫ممکنه کینگ‌فیشر سهوا یه آدم بی‌گناه رو کشته باشه؟

875
01:00:17,160 --> 01:00:19,527
‫اگه یه آدم بی‌گناه کشته شده باشه،
‫باید جوابگو باشن.

876
01:00:19,577 --> 01:00:21,360
‫کینگ‌فیشر هم باید دستگیر بشه و بره زندان.

877
01:00:21,410 --> 01:00:23,444
‫یه پیام از مدیر یو گرفتم.

878
01:00:23,494 --> 01:00:24,485
‫چی گفته؟

879
01:00:24,535 --> 01:00:25,860
‫من استعفاء میدم.

880
01:00:25,910 --> 01:00:27,902
‫تو که قبلا خیلی می‌خواستی کینگ‌فیشر رو ببینی.

881
01:00:27,952 --> 01:00:29,910
‫نباید باهاش ملاقات کنم.

882
01:00:31,910 --> 01:00:41,910
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M