1
00:00:03,603 --> 00:00:08,408
‫[سال 2018
‫کره‌جنوبی دربرابر آلمان]

2
00:00:09,109 --> 00:00:10,844
‫- کره.
‫- کره.

3
00:00:12,512 --> 00:00:14,147
‫- کره.
‫- کره.

4
00:00:16,983 --> 00:00:18,969
‫جیب‌برها توی میدون حسابی جولون می‌دن

5
00:00:19,019 --> 00:00:20,453
‫و از شلوغی جام جهانی سوءاستفاده می‌کنن.

6
00:00:22,255 --> 00:00:23,623
‫جیب‌برها.
‫جیب‌برها.

7
00:00:26,760 --> 00:00:30,030
‫من عاشق فوتبال هستم، ولی دارم میگم
‫بخاطر تفریح اینجا نیومدم.

8
00:00:30,263 --> 00:00:33,133
‫خدا رو چه دیدی؟
‫شاید حتی یه چهره‌نگاری از من منتشر کنن.

9
00:00:37,537 --> 00:00:40,540
‫طعمه‌ی مناسبش رو هم آماده کردم.

10
00:00:44,344 --> 00:00:45,345
‫قطع می‌کنم.

11
00:00:45,612 --> 00:00:48,148
‫آهای! تو که کلاه قرمز گذاشتی. وایسا.

12
00:00:51,985 --> 00:00:52,986
‫اون قلابیه.

13
00:00:55,021 --> 00:00:56,689
‫این یکی واقعیه، پر از پوله.

14
00:00:58,191 --> 00:00:59,192
‫لعنتی...

15
00:01:05,231 --> 00:01:06,232
‫اگه نمی‌خوای عکست رو بگیرم،

16
00:01:06,800 --> 00:01:08,201
‫حداقل بذار یه مصاحبه باهات داشته باشیم.

17
00:01:10,103 --> 00:01:12,338
‫پیرمرد گفته یه مدت آفتابی نشم.

18
00:01:13,506 --> 00:01:15,708
‫خودت می‌دونی که من همیشه
‫حرف مرد حسابگرمون رو گوش می‌کنم.

19
00:01:15,842 --> 00:01:18,878
‫ولی شنیدم اون پیک بدبختی که مُرد،
‫زن نداشته و دو تا بچه داشته.

20
00:01:19,813 --> 00:01:22,582
‫آخه از بین این همه آدم،
‫چرا باید با ماشین به اون بزنی...

21
00:01:22,982 --> 00:01:25,018
‫داری چی می‌گی؟

22
00:01:25,118 --> 00:01:27,987
‫جلوی ماشین دویست‌وپنجاه هزار دلاری من داغون شده.

23
00:01:29,255 --> 00:01:30,557
‫من اینجا قربانی‌ام.

24
00:01:30,890 --> 00:01:32,392
‫هی، هی، گل زدیم.

25
00:01:32,659 --> 00:01:35,361
‫- هی، گل زدن.
‫- که چی بشه؟

26
00:01:36,129 --> 00:01:37,130
‫الو؟

27
00:01:41,301 --> 00:01:44,838
‫الان بدجور اعصابم خرد شده،
‫ولی این عوضیای بدبخت...

28
00:01:46,673 --> 00:01:49,776
‫کره یه کندوی عسل لعنتیه، عوضیا.

29
00:01:50,776 --> 00:02:00,776
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

30
00:02:20,974 --> 00:02:21,975
‫جلسه تموم شد.

31
00:02:24,244 --> 00:02:25,278
‫تموم شد؟

32
00:02:27,847 --> 00:02:28,882
‫بالاخره تموم شد.

33
00:02:29,682 --> 00:02:32,585
‫آروم باش، تازه‌کار.
‫پات هم که گرفته، یه کم کشش بده.

34
00:02:33,253 --> 00:02:35,588
‫چی؟ پای من؟
‫من اصلا...

35
00:02:41,961 --> 00:02:43,663
‫نصف جلسات منتظر موندنه.

36
00:02:45,298 --> 00:02:46,499
‫و دیگه چی لازم داری؟

37
00:02:46,933 --> 00:02:47,934
‫بردباری.

38
00:02:49,035 --> 00:02:50,503
‫گمونم یکم باید تمرینات کششی انجام بدم.

39
00:02:51,504 --> 00:02:52,672
‫کارتون عالی بود.

40
00:02:55,341 --> 00:02:57,010
‫خودتم مهارت خوبی داری، تازه‌کار.

41
00:02:58,178 --> 00:02:59,479
‫می‌تونم کارها رو دست تو بسپارم.

42
00:02:59,846 --> 00:03:00,847
‫چی؟

43
00:03:01,381 --> 00:03:03,516
‫داری میری؟ کجا؟
‫دست من می‌سپاری؟

44
00:03:03,883 --> 00:03:06,019
‫اولین جلسه عالی بود.
‫آفرین بهت.

45
00:03:09,189 --> 00:03:10,757
‫از پله‌های اضطراری به طبقه اول برو.

46
00:03:11,424 --> 00:03:13,626
‫از دروازه سوم بیرون برو و با مردم قاطی بشو.

47
00:03:14,561 --> 00:03:15,562
‫باشه.

48
00:03:19,999 --> 00:03:21,901
‫ولی خودت چی؟
‫حیف شد بازی رو ازدست میدی.

49
00:03:22,035 --> 00:03:23,102
‫علاقه‌ای ندارم.

50
00:03:23,570 --> 00:03:24,837
‫واقعا؟ عجیبه.

51
00:03:25,638 --> 00:03:27,006
‫خودتم چندان علاقه‌ای نداری، درسته؟

52
00:03:27,574 --> 00:03:29,776
‫واسه همینه که جلسه رو برای امروز گذاشتی.

53
00:03:29,909 --> 00:03:32,645
‫هی، چون همچین روزی برای جلسه مناسبه.

54
00:03:34,881 --> 00:03:37,283
‫ولی جدا از کار،

55
00:03:37,984 --> 00:03:40,353
‫به چیز دیگه‌ای هم علاقه داری؟

56
00:03:48,228 --> 00:03:51,898
‫الان حرکتی می‌بینی؟
‫نزدیک راه‌پله اضطراری؟

57
00:03:52,198 --> 00:03:53,199
‫چی؟

58
00:03:57,770 --> 00:04:01,207
‫نه. به‌جز اتاق نگهبانی، کل ساختمون خالیه.

59
00:04:01,841 --> 00:04:04,110
‫پس برگرد عقب و ببین چیزی از قلم نیفتاده.

60
00:04:04,210 --> 00:04:05,211
‫از بعد از اینکه من اومدم بالا.

61
00:04:05,578 --> 00:04:06,613
‫چیزی شده؟

62
00:04:06,980 --> 00:04:07,981
‫اگه چیزی پیدا کردی، خبر بده.

63
00:04:37,710 --> 00:04:40,146
‫[کارت شناسایی: کوان ته‌سونگ]

64
00:04:46,219 --> 00:04:48,621
‫[خبرنگار،نات تودی، کوان ته‌سونگ]

65
00:04:56,229 --> 00:04:58,097
‫[دروازه 3]

66
00:05:00,099 --> 00:05:01,501
‫[خروجی راه‌پله اضطراری]

67
00:05:01,601 --> 00:05:02,602
‫هی.

68
00:05:03,036 --> 00:05:05,738
‫حدود ده دقیقه پیش، دو نفر از دروازه 3 وارد شدن.

69
00:05:06,406 --> 00:05:08,041
‫انگار یکی داشته دنبالش می‌گرده.

70
00:05:08,941 --> 00:05:10,376
‫پشت سر هم وارد راه‌پله اضطراری شدن،

71
00:05:11,744 --> 00:05:14,380
‫ولی پنج دقیقه بعد فقط نفر اول از اونجا بیرون اومد.

72
00:05:16,282 --> 00:05:17,350
‫اینو ندیده بودم.

73
00:05:18,151 --> 00:05:21,554
‫- متاسفم.
‫- باشه. حواست بهش باشه.

74
00:05:22,588 --> 00:05:23,589
‫ولی چی...

75
00:05:27,360 --> 00:05:28,628
‫باید بیشتر حواست رو جمع می‌کردی.

76
00:05:34,600 --> 00:05:36,235
‫[در حال تماس با اورژانس]

77
00:05:38,371 --> 00:05:39,605
‫بله، از ساختمان کینگ‌تاور تماس گرفتم.

78
00:05:39,672 --> 00:05:41,240
‫در طبقه پنجم راه‌پله اضطراری،

79
00:05:41,307 --> 00:05:43,443
‫یه مرد افتاده و سرش خونریزی داره.

80
00:05:43,643 --> 00:05:44,944
‫اگه عجله نکنید، فکر نکنم زنده بمونه.

81
00:06:01,294 --> 00:06:02,595
‫اگه می‌تونی، سعی کن زنده بمونی.

82
00:06:02,662 --> 00:06:03,963
‫انگار بازی فوتبال رو بردیم.

83
00:06:05,264 --> 00:06:06,733
‫چون امروز همون یکی کافیه.

84
00:06:14,173 --> 00:06:16,075
‫[چهار ماه بعد]

85
00:06:16,609 --> 00:06:19,562
‫- تکون نخور. یه جا وایسا.
‫- چرا؟ وای خدا.

86
00:06:19,612 --> 00:06:22,849
‫- بذار یه لحظه ببینم.
‫- چی؟ جدی می‌گم، چته؟

87
00:06:27,153 --> 00:06:28,287
‫سرت هنوز سر جاشه.

88
00:06:28,855 --> 00:06:30,089
‫دیوونه‌ای، مگه نه؟

89
00:06:31,657 --> 00:06:34,694
‫آره. از امروز می‌تونم راه برم.

90
00:06:34,827 --> 00:06:36,295
‫هی، هی.

91
00:06:39,432 --> 00:06:40,433
‫چه حس عجیبیه.

92
00:06:40,500 --> 00:06:42,468
‫اگه یه جیب‌بر دیدی،
‫باید به پلیس زنگ بزنی.

93
00:06:42,535 --> 00:06:45,405
‫- چرا دنبالش راه افتادی، احمق؟
‫- فکر کنم پام گرفته.

94
00:06:47,273 --> 00:06:49,609
‫چطور می‌تونی هر بار میای،
‫همین حرفا رو تکرار کنی؟

95
00:06:49,675 --> 00:06:53,012
‫واقعا عجیبی.
‫دیگه از شنیدن این حرفا خسته شدم.

96
00:06:54,013 --> 00:06:55,581
‫فکر می‌کنی این خنده‌داره؟
‫الان داری می‌خندی؟

97
00:06:55,982 --> 00:06:58,117
‫چهار ماه بیهوش بودی، احمق.

98
00:06:58,384 --> 00:07:00,720
‫این‌همه به یه بیمارِ آسیب‌دیده
‫از ناحیه سر می‌گی احمق.

99
00:07:04,223 --> 00:07:07,126
‫راستی، هنوز اون یارو که
‫از پشت بهم حمله کرد رو نگرفتین.

100
00:07:07,226 --> 00:07:10,463
‫- فکر نکن بری دنبالش.
‫- چرا؟

101
00:07:11,164 --> 00:07:12,799
‫جوری به نظر میای که اگه گیرش بیاری،
‫واقعا می‌کشیش.

102
00:07:12,865 --> 00:07:14,700
‫حتما می‌کشتمش.
‫اون عوضی...تو...

103
00:07:20,973 --> 00:07:22,375
‫پشت‌بوم ساختمونی که اونجا بیهوش شدی،

104
00:07:22,775 --> 00:07:24,544
‫می‌دونستی اونجا محل تیراندازی کینگ‌فیشر بوده؟

105
00:07:25,011 --> 00:07:27,513
‫می‌دونم. واقعا حیف شد.

106
00:07:27,713 --> 00:07:29,148
‫اگه از پشت سر بهم ضربه نخورده بود،

107
00:07:29,615 --> 00:07:32,518
‫- می‌تونستم کینگ‌فیشر رو ببینم.
‫- آره، شاید می‌دیدیش.

108
00:07:32,785 --> 00:07:35,254
‫ولی به جاش یه سوراخ توی سرت داشتی، احمق.

109
00:07:35,555 --> 00:07:38,357
‫هی، این دیگه تهمت به کینگ‌فیشره.

110
00:07:38,424 --> 00:07:40,860
‫چرا؟ چون من یه شهروند بی‌گناهم.

111
00:07:43,129 --> 00:07:45,431
‫نمی‌دونم واقعا خوش‌شانسی یا بدشانس.

112
00:07:46,699 --> 00:07:49,368
‫واقعا نگرانم آخرش کدوم زن بیچاره‌ای گیر تو می‌افته.

113
00:07:52,071 --> 00:07:53,439
‫[بخش 22]

114
00:08:13,392 --> 00:08:15,895
‫مدیر یو، این‌قدر میای عیادت،
‫آدم خجالت می‌کشه.

115
00:08:16,162 --> 00:08:17,997
‫مگه مریض بودن چیز مهمیه؟

116
00:08:18,431 --> 00:08:19,899
‫سرِ کار آسیب دیدی.

117
00:08:21,567 --> 00:08:22,869
‫حالت چطوره؟

118
00:08:23,069 --> 00:08:26,305
‫شاید از سنمه، ولی این یکی خوب خوب نمی‌شه.

119
00:08:26,839 --> 00:08:29,242
‫می‌دونم. همه به خاطر من خیلی دردسر کشیدن.

120
00:08:29,509 --> 00:08:31,010
‫همه خیلی نگرانن.

121
00:08:31,544 --> 00:08:32,495
‫می‌دونی باید مراقب...

122
00:08:32,545 --> 00:08:34,113
‫عوارض بعد از تصادف باشی، درسته؟

123
00:08:34,380 --> 00:08:35,414
‫خب، این...

124
00:08:37,149 --> 00:08:38,184
‫لعنتی...

125
00:08:38,718 --> 00:08:39,719
‫خوشمزه‌س.

126
00:08:43,656 --> 00:08:45,091
‫وای پسر، این...

127
00:08:46,425 --> 00:08:47,827
‫- این؟
‫- آره.

128
00:08:55,268 --> 00:08:56,269
‫راستی،

129
00:08:57,003 --> 00:08:58,671
‫شنیدم نیروی جدیدمون خیلی کاربلده.

130
00:08:59,605 --> 00:09:01,440
‫آره، بعد از اینکه معاون سون استعفا داد،

131
00:09:01,908 --> 00:09:04,627
‫نگران بودم نبودنش حسابی به چشم بیاد.

132
00:09:04,677 --> 00:09:07,013
‫ولی حالا خیالم یه کم راحت شده.

133
00:09:07,980 --> 00:09:11,450
‫نبود شما بیشتر از این حرف‌ها به چشم میاد، قربان.
‫زودتر خوب بشید و برگردید.

134
00:09:11,884 --> 00:09:14,654
‫تا وقتی برنگردید، نمی‌تونم باخیال راحت برم.

135
00:09:17,390 --> 00:09:19,592
‫مدیر یو، تصمیم‌ خودت رو گرفتی؟

136
00:09:20,526 --> 00:09:22,762
‫واقعا می‌خوای استعفا بدی؟

137
00:09:23,996 --> 00:09:25,298
‫فکر کنم فقط دیگه خسته شدم.

138
00:09:26,265 --> 00:09:27,567
‫آره، قابل درکه.

139
00:09:28,467 --> 00:09:31,304
‫حتی می‌گن آدم‌های معمولی هم بعد از ده سال کار،

140
00:09:31,404 --> 00:09:34,073
‫یه دوره‌ای به فرسودگی شغلی می‌رسن.

141
00:09:34,307 --> 00:09:36,409
‫تو که یک‌سره و بدون وقفه کار کردی،

142
00:09:36,709 --> 00:09:38,010
‫پس معلومه که خسته شدی.

143
00:09:39,312 --> 00:09:40,313
‫آره؟

144
00:09:42,481 --> 00:09:44,784
‫تازه، کار تو که یه کار معمولی‌ نیست.

145
00:09:45,618 --> 00:09:48,487
‫یه کار بی‌پایانه که آخرش هم
‫کسی قدرش رو نمی‌دونه.

146
00:09:49,255 --> 00:09:51,257
‫دنیا هم که هیچ‌وقت عوض نمی‌شه.

147
00:09:52,191 --> 00:09:55,328
‫کاملا درکت می‌کنم.

148
00:09:56,629 --> 00:09:57,630
‫مدیر یو.

149
00:09:58,998 --> 00:10:00,900
‫نمی‌شه یه بار دیگه بهش فکر کنی؟

150
00:10:01,534 --> 00:10:04,270
‫یه مدت سرِ جلسه‌های میدانی نرو.

151
00:10:04,704 --> 00:10:06,038
‫فقط یه کم استراحت کن.

152
00:10:07,273 --> 00:10:08,274
‫باشه؟

153
00:10:48,948 --> 00:10:50,983
‫یه لحظه صبر کن.
‫وایسا...

154
00:10:54,253 --> 00:10:55,321
‫بیا پایین.
‫زودباش، بیا پایین.

155
00:11:00,926 --> 00:11:02,728
‫باشه، آروم.
‫مراقب باش.

156
00:11:04,664 --> 00:11:05,665
‫چرا؟

157
00:11:06,932 --> 00:11:07,933
‫چی؟

158
00:11:08,401 --> 00:11:09,735
‫چرا؟
‫آره، چرا؟

159
00:11:10,436 --> 00:11:11,437
‫چرا؟

160
00:11:13,439 --> 00:11:14,674
‫چون زندگی ارزشمنده.

161
00:11:16,609 --> 00:11:17,710
‫منظورم اینکه...

162
00:11:18,744 --> 00:11:22,481
‫تازه یه بار تا پای مرگ رفتم و همون باعث شد
‫یه چیزایی رو بفهمم. پس...

163
00:11:23,482 --> 00:11:26,819
‫می‌دونی، به آسمون نگاه می‌کنی،
‫به برگ‌های پاییزی نگاه می‌کنی...

164
00:11:27,486 --> 00:11:28,788
‫و میگی خوشحالم که زنده‌ام.

165
00:11:30,489 --> 00:11:31,824
‫واقعا زنده بودن خوبه.

166
00:11:32,658 --> 00:11:37,530
‫با دوستات شوخی می‌کنی،
‫از دست خانواده‌ات غر می‌شنوی.

167
00:11:37,830 --> 00:11:39,231
‫امروز چی بخورم؟
‫فردا چی بپوشم؟

168
00:11:39,298 --> 00:11:42,735
‫همین زندگی معمولی که توش نگران
‫این چیزای کوچیک و بی‌اهمیتی...

169
00:11:42,802 --> 00:11:45,471
‫خیلی ارزشمند هستن.
‫واقعا ارزشمند هستن..

170
00:11:46,205 --> 00:11:47,206
‫برای همینه که...

171
00:11:50,576 --> 00:11:52,912
‫امیدوارم تو هم زندگی رو انتخاب کنی.

172
00:12:31,350 --> 00:12:33,252
‫کسی که می‌گه زندگی ارزشمنده،
‫داره سیگار می‌کشه؟

173
00:12:33,786 --> 00:12:36,489
‫اونم درست بعد از اینکه تا پای مرگ رفته؟
‫به نظرت عجیب نیست؟

174
00:12:36,722 --> 00:12:38,691
‫این مال من نیست.
‫فقط داشتم از اینجا رد می‌شدم...

175
00:12:42,428 --> 00:12:45,765
‫خوب زندگی کن.
‫از همین زندگی معمولی و روزمره‌ات لذت ببر.

176
00:12:47,566 --> 00:12:48,567
‫ببخشید.

177
00:12:51,670 --> 00:12:53,506
‫قبلا همدیگه رو ندیدیم؟

178
00:12:57,510 --> 00:12:58,511
‫نه.

179
00:12:58,811 --> 00:13:00,112
‫ولی مطمئنم قبلا شما رو یه جایی دیدم...

180
00:13:00,813 --> 00:13:01,814
‫صدات هم بنظر آشنا میاد.

181
00:13:05,518 --> 00:13:06,585
‫متاسفم. من...

182
00:13:07,486 --> 00:13:10,156
‫سرم ضربه خورده،
‫واسه همین یه کم ذهنم قاطیه.

183
00:13:11,290 --> 00:13:14,326
‫فکر کنم وقتی خوب بشم،
‫حافظه‌م هم برگرده. مگه نه؟

184
00:13:16,762 --> 00:13:19,565
‫کوان ته‌سونگ. خبرنگار یه خبرگزاری آنلاینه.

185
00:13:19,932 --> 00:13:22,301
‫یه نگاهی به مقاله‌های قبلیش انداختم،

186
00:13:22,935 --> 00:13:24,937
‫بیشتر روی عدالت اجتماعی و
‫حمایت از آدم‌های ضعیف تمرکز داره.

187
00:13:25,471 --> 00:13:28,307
‫این روزا همچین خبرنگاری کم پیدا می‌شه.
‫ولی چرا اون؟

188
00:13:29,608 --> 00:13:33,245
‫- فقط برای احتیاط. ادامه بده.
‫- فقط دلیلش همینه؟

189
00:13:33,445 --> 00:13:34,513
‫[کینگ‌فیشر]

190
00:13:34,580 --> 00:13:37,650
‫انگار همه مقاله‌های این خبرگزاری
‫درباره کینگ‌فیشر رو اون نوشته.

191
00:13:38,717 --> 00:13:40,252
‫یه نگاهی بهشون انداختم،

192
00:13:40,586 --> 00:13:42,955
‫خیلی موضع منفی‌ای علیه کینگ‌فیشر نداشت.

193
00:13:43,155 --> 00:13:45,357
‫بیشتر سعی کرده بود خود پدیده رو تحلیل کنه،
‫نه اینکه اتفاقات رو دنبال کنه.

194
00:13:45,691 --> 00:13:47,293
‫برای همین هم بین خبرنگارها و خواننده‌ها،

195
00:13:47,459 --> 00:13:49,662
‫مقاله‌هاش رو به خاطر تحلیل‌های
‫عمیقش می‌شناسن و قبولش دارن.

196
00:13:50,196 --> 00:13:52,865
‫یه وبلاگ شخصی هم داره.

197
00:13:53,833 --> 00:13:55,835
‫لینکش رو بفرست.
‫مقاله‌هاش رو هم بفرست. همین الان.

198
00:13:56,468 --> 00:13:57,469
‫همه‌شون؟

199
00:14:00,039 --> 00:14:03,008
‫آخه معمولا اصلا به مقاله‌ها اهمیت نمی‌ده...

200
00:14:10,616 --> 00:14:13,652
‫کینگ‌فیشر، قاتلی بی‌سابقه یا داور عدالت؟

201
00:14:13,719 --> 00:14:15,254
‫سوال‌های دردناکی که کینگ‌فیشر
‫درباره جامعه‌مون مطرح می‌کنه.

202
00:14:15,321 --> 00:14:17,056
‫پنج نکته درباره کینگ‌فیشر.

203
00:14:17,122 --> 00:14:19,391
‫آیا نظام قضایی ما واقعا قابل اعتماده؟

204
00:14:19,892 --> 00:14:21,727
‫اگر روزی با کینگ‌فیشر روبه‌رو بشم، ازش می‌پرسم.

205
00:14:22,728 --> 00:14:26,131
‫خوشبختانه توی یه خانواده خوب و شاد بزرگ شدم

206
00:14:26,398 --> 00:14:27,616
‫و بیشتر دوران مدرسه هم

207
00:14:27,666 --> 00:14:29,268
‫یه دانش‌آموز معمولی و سربه‌راه بودم.

208
00:14:30,369 --> 00:14:32,104
‫بازنده بد نباش، وگرنه کارت تمومه.

209
00:14:32,805 --> 00:14:34,740
‫تو اونی هستی که اگه ببازی نباید گریه کنی، عوضی.

210
00:14:34,807 --> 00:14:37,343
‫- هی، چند بار باختی؟
‫- بی‌خیال.

211
00:14:56,962 --> 00:15:00,099
‫اگه اون اتفاق تلخی که برای
‫یکی از دوستام افتاد پیش نمی‌اومد،

212
00:15:00,332 --> 00:15:02,735
‫شاید تمام عمرم دور از...

213
00:15:02,935 --> 00:15:04,587
‫جرم و جنایت و کارهای خلاف می‌گذشت.

214
00:15:04,637 --> 00:15:07,106
‫یه تیراندازی با تفنگ تک‌تیرانداز،

215
00:15:07,172 --> 00:15:08,774
‫وسط مرکز شهر سئول اتفاق افتاده...

216
00:15:09,141 --> 00:15:10,509
‫- پلیس اعلام کرده در سمیونگ‌دونگ...
‫- تفنگ؟

217
00:15:10,576 --> 00:15:13,345
‫- یه مرد حدود چهل ساله هدف گلوله قرار گرفته...
‫- حالا می‌خوان چی کار کنن؟

218
00:15:13,545 --> 00:15:16,682
‫هنوز شوکی رو که وقتی اولین بار
‫درباره وجودش فهمیدم، یادمه.

219
00:15:17,483 --> 00:15:20,085
‫باورم نمی‌شد کسیهست که فقط
‫آدم‌های بی‌رحم و شرور رو هدف بگیره،

220
00:15:20,252 --> 00:15:23,289
‫همون‌هایی که زندگی آدم‌های معمولی
‫و بی‌گناه رو نابود می‌کنن.

221
00:15:23,355 --> 00:15:25,591
‫راستش، کینگ‌فیشر یه جورایی باحال نیست؟

222
00:15:26,492 --> 00:15:28,460
‫چه چیزش باحاله؟
‫یه قاتل روانیه، همین.

223
00:15:28,560 --> 00:15:30,930
‫ولی خب، فقط آدمای بد رو می‌کشه.

224
00:15:31,597 --> 00:15:35,567
‫هی، حتی اگه فقط آدمای بد رو بکشه،
‫قاتل، قاتله.

225
00:15:36,402 --> 00:15:38,771
‫در حالی که تمام دنیا بحث می‌کردن
‫و طرف یکی رو می‌گرفتن،

226
00:15:38,871 --> 00:15:40,172
‫من خودم داشتم به یه چیز فکر می‌کردم.

227
00:15:41,340 --> 00:15:44,326
‫چه جور آدمی حاضر می‌شه
‫تمام زندگیش رو به خطر بندازه...

228
00:15:44,376 --> 00:15:45,444
‫تا همچین کاری بکنه؟

229
00:15:53,285 --> 00:15:54,820
‫[خبرنگاری که مورد حمله جیب‌برها قرار گرفت،
‫پس از چهار ماه به هوش آمد]

230
00:15:54,887 --> 00:15:57,556
‫زمان حادثه، خبرنگار کوان در ساختمونی
‫در مرکز شهر سئول بود...

231
00:15:57,623 --> 00:16:00,326
‫[پشت‌بومی که خبرنگار کوان در آن بیهوش شد،
‫محل تیراندازی کینگ‌فیشر بود]

232
00:16:29,822 --> 00:16:32,992
‫قبلا همدیگه رو ندیدیم؟
‫فکر کنم وقتی خوب بشم،

233
00:16:33,592 --> 00:16:35,494
‫حافظه‌م هم برگرده. مگه نه؟

234
00:16:41,900 --> 00:16:44,303
‫[بیمارستان گیونگ‌سان]

235
00:16:54,546 --> 00:16:55,581
‫[رتبه درجه یک بخش مراقبت‌های ویژه در سال 2018]

236
00:16:58,817 --> 00:17:01,086
‫- تو اینو درست نکردی.
‫- چرا، خودم درستش کردم.

237
00:17:01,153 --> 00:17:03,589
‫- خریدیش.
‫- نه، خودم درستش کردم. یه کم بخور.

238
00:17:04,957 --> 00:17:06,625
‫- چطوره؟
‫- مزه‌ش مثل چیزای بازاریه.

239
00:17:06,692 --> 00:17:07,693
‫نخیر، اینطوری نیست.

240
00:17:08,260 --> 00:17:11,463
‫واقعا خودم درستش کردم.
‫جدی می‌گم.

241
00:17:13,832 --> 00:17:14,833
‫این یکی چطوره؟

242
00:17:16,368 --> 00:17:18,070
‫- خوبه.
‫- همین؟

243
00:17:18,837 --> 00:17:20,939
‫چی؟ دیگه چی باید بگم؟ خوبه دیگه.

244
00:17:21,006 --> 00:17:22,741
‫خودم درستش کردم و فکر کنم
‫خیلی خوب از آب دراومده.

245
00:17:28,047 --> 00:17:29,181
‫ببخشید، خانم!
‫یه لحظه صبر کنید.

246
00:17:30,749 --> 00:17:32,351
‫بالاخره پیداش کردم.

247
00:17:33,385 --> 00:17:35,454
‫هر روز منتظرت بودم.

248
00:17:35,921 --> 00:17:36,922
‫چرا؟

249
00:17:37,556 --> 00:17:39,525
‫چون یادم اومد کجا همدیگه رو دیدیم.

250
00:17:42,728 --> 00:17:44,029
‫بچگی‌هات توی هوئهون‌دونگ
‫زندگی می‌کردی، مگه نه؟

251
00:17:46,498 --> 00:17:47,633
‫نه، من هرگز اونجا زندگی نکردم.

252
00:17:50,702 --> 00:17:52,337
‫مدرسه راهنمایی جونگین درس می‌خوندی، مگه نه؟ درست می‌گم؟

253
00:17:52,671 --> 00:17:53,672
‫نه.

254
00:17:56,842 --> 00:17:59,111
‫- آموزشگاه هواجک بیناری...
‫- نه.

255
00:18:03,348 --> 00:18:05,350
‫تا حالا کسی بهت گفته شبیه بازیگر، چوی سو هیون، هستی؟

256
00:18:06,585 --> 00:18:07,886
‫نه، نگفتن. درسته.

257
00:18:10,055 --> 00:18:14,126
‫ببخشید. سعی می‌کنم
‫بهتر به خاطراتم فکر کنم

258
00:18:14,960 --> 00:18:17,596
‫و دفعه بعد درست یادم بیاد.

259
00:18:26,105 --> 00:18:29,141
‫شاید فکر کنی دارم پا پیش می‌ذارم
‫و می‌خوام باهات آشنا بشم،

260
00:18:29,208 --> 00:18:30,742
‫ولی اصلا این‌طور نیست.
‫به هیچ وجه.

261
00:18:30,976 --> 00:18:32,678
‫اگه یه وقت دوباره همدیگه رو دیدیم...

262
00:18:32,744 --> 00:18:36,048
‫نه، همچین اتفاقی نمی‌افته.
‫همچین کار بیهوده‌ای نکن.

263
00:18:37,249 --> 00:18:38,417
‫ما هیچ‌وقت همدیگه رو ندیدیم.

264
00:18:43,388 --> 00:18:44,389
‫ای بابا.

265
00:18:44,456 --> 00:18:45,757
‫[مرکز معاینات بیمارستان گیونگ‌سان]

266
00:18:47,292 --> 00:18:49,161
‫باید اسمش رو می‌پرسیدم.

267
00:18:58,370 --> 00:18:59,571
‫خواب‌تون مشکل داره؟

268
00:19:00,072 --> 00:19:03,075
‫زود بعد از خوابیدن بیدار می‌شی
‫و بعضی وقت‌ها هم کابوس می‌بینی؟

269
00:19:03,775 --> 00:19:04,810
‫آره، فکر کنم.

270
00:19:04,877 --> 00:19:07,446
‫این اواخر خیلی تحت فشار بودید؟

271
00:19:12,718 --> 00:19:14,686
‫مشکلی توی روابطتون داشتید

272
00:19:14,920 --> 00:19:16,855
‫یا سرِ کار احساس فشار می‌کردید؟

273
00:19:20,292 --> 00:19:23,529
‫- نه، نداشتم.
‫- باشه، اینا نبودن.

274
00:19:24,329 --> 00:19:28,634
‫متوجه شدم. می‌تونم براتون قرص خواب
‫با دوز بالاتری تجویز کنم، ولی...

275
00:19:29,101 --> 00:19:30,202
‫به نظر من...

276
00:19:37,609 --> 00:19:38,610
‫خوش می‌گذره؟

277
00:19:38,677 --> 00:19:39,978
‫می‌جو، خوشت اومده؟ خوبه؟

278
00:19:41,480 --> 00:19:42,781
‫اینجا واقعا قشنگ نیست؟

279
00:19:47,019 --> 00:19:49,555
‫- واقعا؟ آفرین.
‫- می‌خوای بغلش کنی؟

280
00:19:49,621 --> 00:19:50,622
‫نه.

281
00:19:51,523 --> 00:19:54,393
‫هی، ما اینجا بردیم، مامان.

282
00:19:59,531 --> 00:20:00,732
‫[سرپرست تیم، بائه یون‌اوک، تیم فروش 3]

283
00:20:02,601 --> 00:20:03,769
‫استعفا می‌دم.

284
00:20:04,970 --> 00:20:06,572
‫لطفا قبولش کنید، سرپرست.

285
00:20:34,466 --> 00:20:37,669
‫- داره میاد بیرون، داره میاد.
‫- اومدش. ببخشید.

286
00:20:37,836 --> 00:20:40,105
‫می‌دونیم چطور دو نفر
‫توی یه اتاق از پا دراومدن؟

287
00:20:40,172 --> 00:20:41,373
‫نکنه فقط یه نفر هدف بوده،

288
00:20:41,440 --> 00:20:43,325
‫- و کینگ‌فیشر اشتباه کرده؟
‫- ما پلیس نیستیم.

289
00:20:43,375 --> 00:20:44,843
‫فقط کارمندای اداره‌ایم که اومدیم ناهار بخوریم.

290
00:20:44,910 --> 00:20:46,111
‫- گفتن پلیس نیستن.
‫- پلیس نیستن؟

291
00:20:46,178 --> 00:20:47,179
‫چه خبره؟

292
00:20:50,882 --> 00:20:51,883
‫دروغگوی خوبی هستی.

293
00:20:52,184 --> 00:20:54,119
‫خب، نصفش رو راست می‌گفتم.

294
00:20:54,253 --> 00:20:56,121
‫راسته که ما پلیس این حوزه نیستیم.

295
00:20:56,255 --> 00:20:57,856
‫از گشنگی دارم از حال می‌رم.

296
00:20:57,956 --> 00:20:59,691
‫دیشب فقط دو تا از اون پای‌های شکلاتی خوردم.

297
00:21:00,058 --> 00:21:02,594
‫- من فقط یه نون خامه‌ای خوردم.
‫- آهان، راست می‌گی.

298
00:21:04,329 --> 00:21:05,330
‫خدای من.

299
00:21:05,564 --> 00:21:08,100
‫ظاهرا «یک تیر، دو کشته» طبق انتظار
‫حسابی سر زبون‌ها افتاده.

300
00:21:08,500 --> 00:21:10,502
‫این اولین مورد از این نوع توی 16 سال اخیره.

301
00:21:11,003 --> 00:21:12,971
‫اینترنت هم حسابی منفجر شده،

302
00:21:13,038 --> 00:21:14,806
‫همه می‌گن هدف اصلی
‫فقط تاک جونگ‌گو بوده

303
00:21:14,873 --> 00:21:16,825
‫و کینگ‌فیشر موقع زدن اون،
‫سهوا یه آدم بی‌گناه رو هم کشته.

304
00:21:16,875 --> 00:21:20,078
‫واقعا فکر می‌کنی کینگ‌فیشر
‫همچین اشتباهی بکنه؟

305
00:21:20,145 --> 00:21:21,280
‫نه، اصلا اهل این کارا نیست.

306
00:21:21,847 --> 00:21:24,049
‫به هر حال، فعلا تاک جونگ‌گو رو بذار کنار.

307
00:21:24,116 --> 00:21:26,752
‫اون رئیس چئون، چه کار کرده بود
‫که مستحق کشته شدن بود؟

308
00:21:26,885 --> 00:21:30,522
‫الان باید همینو بفهمیم.
‫چرا چئون سونگ‌گیو هدف کینگ‌فیشر بوده.

309
00:21:31,723 --> 00:21:33,759
‫همین الان؟ بدون اینکه چیزی بخوریم؟

310
00:21:34,359 --> 00:21:36,161
‫بابا، من فقط دو تا پای شکلاتی خوردم...

311
00:21:36,395 --> 00:21:37,396
‫هی، صبر کن!

312
00:21:37,462 --> 00:21:40,532
‫این پرونده فقط به خاطر
‫دو کشته عجیب نیست،

313
00:21:40,832 --> 00:21:42,501
‫بلکه بخاطر این عجیبه که سابقه‌ی جرم

314
00:21:42,601 --> 00:21:44,503
‫یکی از قربانی‌ها هنوز مشخص نشده.

315
00:21:45,037 --> 00:21:47,806
‫برای همین بعضیا حدس می‌زنن کینگ‌فیشر سهوا...

316
00:21:47,873 --> 00:21:49,808
‫یه آدم بی‌گناه رو کشته.

317
00:21:49,875 --> 00:21:51,410
‫اگه این قضیه درست باشه،

318
00:21:51,476 --> 00:21:53,011
‫می‌تونه نظر مردم رو
‫حسابی عوض کنه، مگه نه؟

319
00:21:53,378 --> 00:21:55,714
‫تا الان همه فکر می‌کردن
‫اون فقط آدم‌های شرور رو هدف می‌گیره...

320
00:21:56,214 --> 00:21:58,450
‫- بله، خبرنگار کو.
‫- هی، کجایی؟

321
00:21:58,850 --> 00:22:00,652
‫خبرچین پرونده چئون سونگ‌گیو تماس گرفت.

322
00:22:00,719 --> 00:22:01,820
‫حاضره همین الان مصاحبه کنه.

323
00:22:02,788 --> 00:22:04,356
‫همین الان قرار گذاشتم ببینمش.

324
00:22:06,124 --> 00:22:07,125
‫الو؟

325
00:22:08,226 --> 00:22:10,529
‫هی؟ پشت خطی؟
‫گوشت با منه؟

326
00:22:11,463 --> 00:22:12,731
‫کجا قرار ملاقات گذاشتی؟

327
00:22:12,798 --> 00:22:14,399
‫[مرغ سوخاری ته‌سونگ]

328
00:22:19,838 --> 00:22:22,374
‫- اومدم، مادر جان.
‫- اوه، خوش اومدی...

329
00:22:22,774 --> 00:22:24,476
‫این موقع اینجا چی کار می‌کنی؟

330
00:22:24,543 --> 00:22:27,212
‫- مگه نرفتی سرِ کار؟
‫- نه، سفر کاریم یه روز زودتر تموم شد،

331
00:22:27,279 --> 00:22:28,613
‫امروز دیگه لازم نیست برم سرِ کار.

332
00:22:29,147 --> 00:22:32,150
‫یه چیزی هم برات گرفتم، مادر جان.

333
00:22:32,417 --> 00:22:34,686
‫اوه؟ این چیه؟

334
00:22:34,953 --> 00:22:36,221
‫[لیپیرا]

335
00:22:36,588 --> 00:22:39,074
‫چون این اواخر شب‌ها خوب نمی‌خوابی

336
00:22:39,124 --> 00:22:41,426
‫و گاهی هم گر می‌گیری و بعد سردت می‌شه.

337
00:22:41,993 --> 00:22:44,930
‫این روزا خیلی گر می‌گیرم، ولی...

338
00:22:45,530 --> 00:22:47,899
‫نمی‌دونم چرا این‌طوری شدم.

339
00:22:48,433 --> 00:22:50,869
‫مادر، می‌گن همه‌ش به خاطر کهن‌سالیه.

340
00:22:51,002 --> 00:22:53,004
‫ولی اگه روزی یکی از اینا بخوری،
‫می‌تونه کمکت کنه که...

341
00:22:54,606 --> 00:22:55,607
‫واقعا؟

342
00:22:56,041 --> 00:22:57,909
‫کاری هست که از دستم بر بیاد؟

343
00:22:58,076 --> 00:22:59,361
‫کمکِ چی؟

344
00:22:59,411 --> 00:23:01,146
‫حتما سفر خسته‌ت کرده.
‫برو خونه یه کم استراحت کن.

345
00:23:01,546 --> 00:23:02,848
‫نه، خسته نیستم.

346
00:23:03,348 --> 00:23:07,219
‫انگار دوست داری مسخره‌ام کنی.
‫هی، خودت چشم داری، نگاه کن دیگه.

347
00:23:07,619 --> 00:23:10,789
‫کاری هست که از دستت بر بیاد؟
‫خدای من.

348
00:23:10,989 --> 00:23:12,724
‫اصلا گیریم کاری باشه، که چی؟

349
00:23:12,958 --> 00:23:14,459
‫فکر می‌کنی روم می‌شه ازت چیزی بخوام؟

350
00:23:14,960 --> 00:23:17,696
‫مگه می‌شه عروس عزیزم رو به زحمت بندازم؟

351
00:23:17,929 --> 00:23:20,699
‫بعدش هم پسرم دوباره
‫یه عالمه سرم غر می‌زنه.

352
00:23:21,199 --> 00:23:23,268
‫مامان، چرا باز سر اون خالی می‌کنی؟

353
00:23:24,102 --> 00:23:25,354
‫- نه، اشکالی نداره.
‫- کسب‌وکار کساد شده،

354
00:23:25,404 --> 00:23:26,571
‫واسه همینه سر تو خالی می‌کنه.

355
00:23:28,640 --> 00:23:32,210
‫مادر جان، این برای نوسانات خلقی
‫دوران پیری هم خوبه.

356
00:23:32,944 --> 00:23:34,546
‫خب، کدومو باز بکنم؟

357
00:23:34,780 --> 00:23:36,581
‫چی؟

358
00:23:37,048 --> 00:23:39,017
‫- خوش اومدید.
‫- سلام.

359
00:23:39,084 --> 00:23:41,052
‫- خدای من. خوش اومدید.
‫- سلام.

360
00:23:41,119 --> 00:23:42,921
‫خوش اومدید. خوش اومدید.
‫لطفا بشینید.

361
00:23:42,988 --> 00:23:44,089
‫آره، همین‌جا بشینید.

362
00:23:44,923 --> 00:23:46,725
‫رئیس کیم، چه عجب!

363
00:23:46,792 --> 00:23:48,794
‫تازه از جلسه انجمن کسبه اومدم.

364
00:23:48,860 --> 00:23:51,963
‫- بعد از جلسه اومدیم اینجا ناهار بخوریم.
‫- ممنون.

365
00:23:52,030 --> 00:23:54,633
‫حدود بیست نفر دیگه هم بعدا میان.

366
00:23:54,900 --> 00:23:56,701
‫مدیر مرکز سالمندان شهر بغلی

367
00:23:56,768 --> 00:23:58,870
‫دنبال یه مرغ‌فروشی خوب می‌گشت،

368
00:23:58,937 --> 00:24:02,240
‫- منم شما رو پیشنهاد دادم.
‫- وای، چه خوب!

369
00:24:02,841 --> 00:24:05,577
‫رئیس کیم، واقعا نجاتمون دادی.
‫واقعا دست مریزاد.

370
00:24:05,644 --> 00:24:07,746
‫یه لحظه صبر کنید،
‫براتون یه مرغ خوشمزه درست می‌کنم.

371
00:24:07,813 --> 00:24:08,980
‫هر وقت آماده بودید،
‫سفارشتون رو بدید، باشه؟

372
00:24:11,516 --> 00:24:13,285
‫بله، مرغ سوخاری ته‌سونگ.

373
00:24:14,219 --> 00:24:17,722
‫بله، مرکز حمایت از کودکان؟
‫بله، می‌شناسمش.

374
00:24:18,023 --> 00:24:21,326
‫بله. چی؟ بیست تا مرغ؟

375
00:24:21,626 --> 00:24:22,761
‫تا ساعت پنج؟

376
00:24:23,628 --> 00:24:27,232
‫بله، بله. خوشمزه درست می‌کنیم
‫و می‌فرستیم. باشه.

377
00:24:28,033 --> 00:24:29,034
‫بیست تا مرغ؟

378
00:24:29,334 --> 00:24:31,036
‫- آره.
‫- یهو چی شد؟

379
00:24:31,102 --> 00:24:34,272
‫چی می‌گی؟ امروز روز شانس ماست.
‫زود باش، مرغ‌ها رو سرخ کن.

380
00:24:34,339 --> 00:24:35,340
‫باشه، باشه.

381
00:24:35,407 --> 00:24:37,843
‫بدبخت شدیم، مرغ‌ها...
‫وای خدا، دیگه واقعا گیر افتادیم.

382
00:24:41,446 --> 00:24:43,482
‫مامانِ یول هنوز اینجاست؟

383
00:24:45,116 --> 00:24:46,218
‫مادر جان، من اینجام.

384
00:24:47,953 --> 00:24:49,004
‫- امروز خیلی زحمت کشیدید.
‫- خواهش می‌کنم.

385
00:24:49,054 --> 00:24:50,355
‫- ممنون.
‫- سالم برسید خونه.

386
00:24:50,789 --> 00:24:51,790
‫مراقب خودتون باشید.

387
00:24:56,561 --> 00:24:58,797
‫همه‌چی خیلی خوب پیش رفت، مگه نه؟

388
00:24:59,598 --> 00:25:02,334
‫فقط داشتم فکر می‌کردم بدون شاهد و مدرک
‫چطور می‌خوام مقاله رو بنویسم.

389
00:25:02,701 --> 00:25:05,370
‫کار راحتی نبود،
‫ولی بالاخره شجاعت به خرج داد.

390
00:25:06,571 --> 00:25:07,906
‫چی؟ یه آدم بی‌گناه؟

391
00:25:08,807 --> 00:25:11,409
‫اونا اصلا نمی‌دونن
‫چئون سونگ‌گیو چه آدم شروریه.

392
00:25:12,878 --> 00:25:13,879
‫بریم.

393
00:25:17,349 --> 00:25:20,051
‫ولی جدی، حس ششم تو حرف نداره.

394
00:25:20,619 --> 00:25:22,554
‫با پیو گیوچول هم همین‌طور شد.

395
00:25:22,821 --> 00:25:26,358
‫چطور این‌قدر دقیق
‫هدف‌های کینگ‌فیشر رو پیدا می‌کنی؟

396
00:25:27,125 --> 00:25:28,126
‫با این حساب...

397
00:25:28,260 --> 00:25:31,530
‫فکر نمی‌کنی یه جایی
‫بالاخره کینگ‌فیشر رو ببینیم؟

398
00:25:32,831 --> 00:25:35,400
‫شاید حتی بدون اینکه بفهمیم،
‫قبلا باهاش روبه‌رو شده باشیم.

399
00:25:36,902 --> 00:25:37,903
‫خبرنگار کو، نمی‌ترسی؟

400
00:25:37,969 --> 00:25:39,638
‫از اینکه اگه با کینگ‌فیشر روبه‌رو بشی،
‫چه اتفاقی ممکنه بیفته؟

401
00:25:40,272 --> 00:25:43,174
‫چی؟ از چی بترسم؟

402
00:25:43,275 --> 00:25:45,644
‫من یه شهروند بی‌گناهم.

403
00:25:46,711 --> 00:25:47,712
‫بیا بریم.

404
00:25:51,383 --> 00:25:53,568
‫- داغه، مواظب باشید.
‫- خانم!

405
00:25:53,618 --> 00:25:54,603
‫- بله؟
‫- یه مرغ سوخاری دیگه.

406
00:25:54,653 --> 00:25:56,705
‫یه مرغ سوخاری.
‫هی، یه سفارش دیگه هم داریم.

407
00:25:56,755 --> 00:25:57,923
‫- چشم.
‫- باشه.

408
00:25:58,056 --> 00:25:59,724
‫- ببخشید، یه کوکا لطفا.
‫- کوکا می‌خواین؟

409
00:25:59,791 --> 00:26:02,727
‫خودم میارم.
‫این لیوان‌های خالی رو هم ببر.

410
00:26:02,794 --> 00:26:04,613
‫- چشم، مادر جان.
‫- ترشی بیشتری نمی‌خواید؟

411
00:26:04,663 --> 00:26:05,764
‫باشه، اینم کوکا.

412
00:26:06,331 --> 00:26:07,966
‫- بازم سس می‌خواین؟
‫- بله.

413
00:26:08,033 --> 00:26:09,034
‫یه لحظه لطفا.

414
00:26:09,100 --> 00:26:12,304
‫- این نوشیدنی مهمون ما.
‫- نوش جان، باز هم تشریف بیارید.

415
00:26:12,370 --> 00:26:15,340
‫کمکی که به انجمن کسبه کردید،
‫واقعا به درد می‌خوره.

416
00:26:15,473 --> 00:26:19,077
‫برای حمایت از مستأجرهامون خوب بود
‫این موضوع رو رسانه‌ای کنیم،

417
00:26:19,377 --> 00:26:21,613
‫ولی حیف که می‌خواین ناشناس بمونید.

418
00:26:21,680 --> 00:26:25,450
‫ممنون بابت مرغ‌ها.
‫بچه‌هام خیلی ذوق کردن.

419
00:26:25,850 --> 00:26:27,085
‫حسابی ازش لذت می‌بریم.

420
00:26:27,452 --> 00:26:28,453
‫مرسی.

421
00:26:35,927 --> 00:26:37,796
‫- توی سالن VIP کازینو...
‫- بله، چی میل دارید؟

422
00:26:37,862 --> 00:26:40,231
‫ماجرای تیراندازی که به کشته شدن
‫چئون سونگ‌گیو منجر شد،

423
00:26:40,298 --> 00:26:42,100
‫دوباره توجه‌ها رو به خودش جلب کرده.

424
00:26:42,167 --> 00:26:45,537
‫چئون سونگ‌گیو به عنوان اولین شهروند قربانی
‫کینگ‌فیشر شناخته می‌شه،

425
00:26:45,604 --> 00:26:47,405
‫کارآفرینی بود که...

426
00:26:47,472 --> 00:26:49,107
‫نقش مهمی در اقتصاد منطقه گانگ‌وون داشت...

427
00:26:49,608 --> 00:26:52,277
‫می‌دونستم یه همچین اتفاقی می‌افته.

428
00:26:52,344 --> 00:26:54,946
‫داشت زیادی جو می‌گرفت،
‫خودش رو قهرمان می‌دونست.

429
00:26:55,013 --> 00:26:58,216
‫اگه یه آدم بی‌گناه رو کشته باشه،
‫خودشم باید مجازات بشه.

430
00:26:58,316 --> 00:26:59,951
‫کینگ‌فیشر هم باید بیفته زندان.

431
00:27:00,018 --> 00:27:02,354
‫سس رو براتون میارم.
‫هی، یه سفارش سس دیگه!

432
00:27:02,420 --> 00:27:03,588
‫- سس، چشم.
‫- باشه.

433
00:27:03,655 --> 00:27:05,890
‫- مرغ سوخاری کی آماده می‌شه؟
‫- مرغ؟ کی حاضر می‌شه؟

434
00:27:05,957 --> 00:27:07,892
‫- همین الان آماده‌ست.
‫- الان میارمش.

435
00:27:07,959 --> 00:27:10,195
‫علاوه بر بررسی دقیق جزئیات مرگ چئون سونگ‌گیو،

436
00:27:10,261 --> 00:27:13,264
‫مقامات دارن تحقیقات درباره انگیزه
‫کینگ‌فیشر رو هم گسترده‌تر می‌کنن.

437
00:27:13,431 --> 00:27:15,900
‫این‌ها کینگ‌فیشر رو چی فرض کردن؟

438
00:27:16,201 --> 00:27:17,268
‫حالا باید چی کار کنیم؟

439
00:27:17,335 --> 00:27:19,537
‫مدیر یو وقتی بفهمه، خیلی ناراحت می‌شه.

440
00:27:19,671 --> 00:27:20,839
‫خیلی براش سنگین تموم می‌شه.

441
00:27:21,573 --> 00:27:23,141
‫اون 16 ساله که

442
00:27:23,475 --> 00:27:25,927
‫مهم‌ترین اصل کاریش رو با جدیت حفظ کرده.

443
00:27:25,977 --> 00:27:27,345
‫[کینگ‌فیشر: اولین قربانی بی‌گناه؟]

444
00:27:32,784 --> 00:27:33,785
‫مدیر یو پیام داده.

445
00:27:33,985 --> 00:27:35,887
‫- چی نوشته؟
‫- چی نوشته؟

446
00:27:36,321 --> 00:27:37,489
‫[پلیس قابل اعتماد، کشور امن]

447
00:27:37,622 --> 00:27:39,658
‫هی، خبرنگارایی که دم درن رو ردشون کنید برن.

448
00:27:40,592 --> 00:27:42,894
‫لعنتی. این کینگ‌فیشر عوضی...

449
00:27:42,961 --> 00:27:45,730
‫آخه چرا باید می‌اومد توی این شهر پرت
‫و دردسر درست می‌کرد؟

450
00:27:46,631 --> 00:27:47,632
‫چه وضعیه...

451
00:27:50,568 --> 00:27:54,105
‫وای خدا، این همه مدت داشتی دنبال چی می‌گشتی؟

452
00:27:54,406 --> 00:27:56,641
‫رفتی صحنه جرم رو دیدی، مگه نه؟

453
00:27:57,442 --> 00:27:58,943
‫هر کسی می‌تونه ببینه که...

454
00:27:59,244 --> 00:28:02,080
‫سرهای اون دوتا اتفاقی درست همون لحظه
‫توی یه خط قرار گرفتن.

455
00:28:02,480 --> 00:28:04,282
‫انگار چئون سونگ‌گیو یه سابقه کیفری هم داشته.

456
00:28:04,516 --> 00:28:08,787
‫منظورت پرونده آزار و اذیت اون زنه؟
‫آره، مال خیلی سال پیشه.

457
00:28:08,853 --> 00:28:09,854
‫[مرگ دو کارگر ساختمانی]

458
00:28:09,921 --> 00:28:12,824
‫اون دو کارگری که اخیرا توی یه پروژه ساختمونی
‫جونشون رو از دست دادن چی؟

459
00:28:13,324 --> 00:28:15,694
‫اون پرونده خیلی وقت پیش به عنوان
‫سقوط اتفاقی و خودکشی بسته شد.

460
00:28:15,760 --> 00:28:17,429
‫پرونده‌ها مختومه شدن.

461
00:28:18,897 --> 00:28:21,066
‫یعنی خبرنگارا درباره‌شون تحقیق کردن،

462
00:28:21,132 --> 00:28:23,468
‫ولی چیزی پیدا نکردن
‫و هیچ‌وقت هم خبری ازش درنیومد.

463
00:28:26,604 --> 00:28:28,506
‫- باورم نمی‌شه.
‫- خبر فوری داریم.

464
00:28:28,573 --> 00:28:29,574
‫حادثه کازینو...

465
00:28:29,641 --> 00:28:32,210
‫که تصور می‌شد اولین شهروند قربانی
‫کینگ‌فیشر توش کشته شده...

466
00:28:32,277 --> 00:28:33,278
‫قربان، قربان، اینو ببینید.

467
00:28:33,344 --> 00:28:35,346
‫- چئون سونگ‌گیو...
‫- صداشو زیاد کن.

468
00:28:35,413 --> 00:28:36,881
‫ماجرای کامل این پرونده فاش شده.

469
00:28:36,948 --> 00:28:38,883
‫طبق گزارش یکی از خبرگزاری‌ها،
‫چئون سونگ‌گیو...

470
00:28:38,950 --> 00:28:41,286
‫همسر یکی از کارگرهای ساختمونش رو
‫استخدام کرده بود...

471
00:28:41,352 --> 00:28:42,353
‫تا به عنوان خدمتکار

472
00:28:42,420 --> 00:28:44,222
‫توی خونه‌ش کار کنه و بعد بارها بهش آزار می‌رسونده.

473
00:28:44,289 --> 00:28:45,707
‫- وقتی شوهرش بعدا از ماجرا باخبر شد...
‫- امکان نداره.

474
00:28:45,757 --> 00:28:49,761
‫و ازش خواست بره پلیس و اعتراف کنه،
‫چئون به یکی دیگه از کارگرها رشوه داد...

475
00:28:49,828 --> 00:28:53,131
‫- تا شوهرش رو به قتل برسونه.
‫- این...این دیگه چیه؟

476
00:28:53,198 --> 00:28:55,700
‫این ماجرا رو خودِ همسر
‫اون کارگر ساختمونی فاش کرده.

477
00:28:55,767 --> 00:28:59,904
‫این دیگه باید به بحث‌ها درباره اینکه کینگ‌فیشر

478
00:28:59,971 --> 00:29:01,573
‫یه آدم بی‌گناه رو قربانی کرده بود، خاتمه بده.

479
00:29:01,906 --> 00:29:05,310
‫پلیس داره صحت این گزارش رو تایید می‌کنه

480
00:29:05,543 --> 00:29:07,729
‫و همزمان داره ادعاهای دیگه درباره تخلفات و جرایم

481
00:29:07,779 --> 00:29:09,264
‫- چئون سونگ‌گیو رو هم بررسی می‌کنه...
‫- عالیه.

482
00:29:09,314 --> 00:29:11,566
‫یه تحقیق داخلی هم شروع شده.
‫توی فضای مجازی، کینگ‌فیشر داره...

483
00:29:11,616 --> 00:29:14,552
‫خبرنگار کو، تبریک می‌گم.
‫یه گزارش توپ زدی.

484
00:29:15,153 --> 00:29:16,421
‫بله، ممنون.

485
00:29:16,521 --> 00:29:17,589
‫[تیم گزارش‌های تحقیقی]

486
00:29:18,123 --> 00:29:19,124
‫خبرنگار کو.

487
00:29:20,158 --> 00:29:22,794
‫واقعا یه تازه‌کار می‌تونه این‌قدر زود
‫یه گزارش اختصاصی بگیره؟

488
00:29:22,861 --> 00:29:24,162
‫داری ما پیشکسوت‌ها رو زیر سؤال می‌بری.

489
00:29:24,229 --> 00:29:28,266
‫- باید مهمونمون کنی.
‫- خب، راستش این خبر اختصاصی من نبود...

490
00:29:28,333 --> 00:29:29,334
‫ای بابا، تعارف نکن.

491
00:29:29,400 --> 00:29:31,736
‫ما همچین استعداد خفنی توی شرکت داریم؟

492
00:29:32,403 --> 00:29:33,872
‫چطوری همچین سوژه‌ای گیرت اومد؟

493
00:29:34,339 --> 00:29:38,143
‫همون‌طور که گفتم،
‫من واقعا گیرش نیاوردم...

494
00:29:39,944 --> 00:29:41,212
‫می‌گه مهمونمون می‌کنه، مدیر.

495
00:29:41,279 --> 00:29:43,348
‫بابا ول کن، مگه می‌شه از سنگ خون گرفت؟

496
00:29:43,414 --> 00:29:45,650
‫هی، باید مهمونمون کنه.
‫بالاخره اولین گزارش اختصاصیشه.

497
00:29:46,451 --> 00:29:47,585
‫[چئون سونگ‌گیو، هدف کینگ‌فیشر،
‫آزارگر زنجیره‌ای، قتل سفارشی]

498
00:29:50,288 --> 00:29:51,456
‫[فرضیه «قربانی بی‌گناه» رد شد]

499
00:29:52,023 --> 00:29:53,825
‫[خبرنگار کو هه‌نا، تیم گزارش‌های تحقیقی]

500
00:30:08,339 --> 00:30:09,674
‫جلسه قبلی...

501
00:30:10,642 --> 00:30:11,643
‫بیارش جلوتر.

502
00:30:13,011 --> 00:30:15,713
‫- اگه بشه، همین امروز.
‫- امروز؟

503
00:30:15,780 --> 00:30:16,781
‫شرق رو شلوغ کن...

504
00:30:17,015 --> 00:30:18,750
‫بعد از غرب ضربه بزن.

505
00:30:19,417 --> 00:30:20,418
‫ته‌مین کجاست؟

506
00:30:36,367 --> 00:30:37,535
‫آخرین بار کی موهات رو شستی؟

507
00:30:38,102 --> 00:30:40,905
‫لباسات رو نمی‌شوری؟
‫جورابات رو عوض نمی‌کنی؟

508
00:30:41,239 --> 00:30:42,974
‫حداقل کفش‌هات رو پات نگه دار.

509
00:30:46,377 --> 00:30:48,079
‫اصلا به همکارت فکر نمی‌کنی؟

510
00:30:48,780 --> 00:30:51,015
‫موهات چربه، لباست هم که کثیفه.

511
00:30:51,082 --> 00:30:52,383
‫ماشین هم که بوی گند می‌ده.

512
00:30:52,450 --> 00:30:55,286
‫با این وضع، قبل از اینکه اصلا به جلسه برسیم،
‫از خفگی می‌میرم.

513
00:31:02,694 --> 00:31:04,662
‫چیه؟ چی کار می‌کنی؟

514
00:31:10,568 --> 00:31:11,803
‫پس اینجا بوده.

515
00:31:13,571 --> 00:31:14,939
‫لعنتی.

516
00:31:18,776 --> 00:31:21,212
‫این اصلا اون کار میدانی‌ای نیست
‫که آرزوش رو داشتم.

517
00:31:22,680 --> 00:31:25,583
‫آرزوم این بود که یه روز با کینگ‌فیشر کار کنم...

518
00:31:55,446 --> 00:31:56,848
‫کلی غذا سفارش داده.

519
00:31:57,682 --> 00:31:58,683
‫اینا خیلی خوشمزه به نظر میاد.

520
00:32:12,263 --> 00:32:14,933
‫پسر، از گشنگی دارم می‌میرم.
‫لعنتی، چقدر گشنمه.

521
00:32:17,769 --> 00:32:19,704
‫خب، ببینیم چی داریم.

522
00:32:21,172 --> 00:32:22,173
‫گوشت ترش و شیرین.

523
00:32:23,207 --> 00:32:24,208
‫جاپچه فلفلی.

524
00:32:24,309 --> 00:32:26,811
‫و جاجانگ‌میون.

525
00:32:30,581 --> 00:32:33,651
‫اون عوضی‌ای که پدر و مادر خودش رو زنده‌زنده سوزوند،
‫نشسته داره شکمش رو پر می‌کنه.

526
00:32:34,152 --> 00:32:35,153
‫باورم نمی‌شه.

527
00:32:36,087 --> 00:32:38,823
‫به خاطر کشتن پدر و مادرش سرِ ارث
‫فقط شش سال بهش زندان دادن؟

528
00:32:39,324 --> 00:32:41,626
‫به خاطر اختلال قوه تشخیص،
‫روزی پنجاه صفحه هم عذرخواهی می‌نویسه.

529
00:32:42,193 --> 00:32:44,829
‫همه می‌دونن. اون عوضی داره
‫خودش رو به اون راه می‌زنه...

530
00:32:46,130 --> 00:32:47,131
‫چی؟

531
00:32:48,833 --> 00:32:51,436
‫لعنتی، این مگس مسخره...

532
00:33:06,417 --> 00:33:07,418
‫اه، لعنتی.

533
00:33:10,054 --> 00:33:11,522
‫این دیگه چه وضعیه؟
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

534
00:33:12,957 --> 00:33:14,692
‫چی شد؟ زود باش.

535
00:33:16,127 --> 00:33:18,930
‫اوه، زودباش.
‫ای بابا.

536
00:33:24,969 --> 00:33:26,571
‫یه کپسول ده میلی‌متری از میسته.

537
00:33:27,238 --> 00:33:29,440
‫روکش کپسول توی آب حل می‌شه،
‫برای همین به محض تماس با آب حل می‌شه

538
00:33:29,774 --> 00:33:30,808
‫و طرف کمتر از پنج دقیقه جونش رو از دست می‌ده.

539
00:33:31,342 --> 00:33:33,244
‫تا یه ساعت هم تجزیه می‌شه،
‫پس توی کالبدشکافی اثری ازش نمی‌مونه.

540
00:33:34,812 --> 00:33:36,180
‫ده ثانیه مونده.

541
00:33:36,614 --> 00:33:39,217
‫وقت داره تموم میشه.
‫زود باش.

542
00:33:40,451 --> 00:33:41,919
‫فقط پنج ثانیه مونده.

543
00:33:42,687 --> 00:33:47,525
‫چهار، سه، دو، یک.

544
00:33:47,925 --> 00:33:49,427
‫پرتاب می‌کنه.

545
00:33:49,727 --> 00:33:51,195
‫خط سه امتیازی، پرتاب سه‌امتیازی.

546
00:33:51,329 --> 00:33:53,698
‫رفت تو؟ رفت تو؟

547
00:33:53,931 --> 00:33:55,833
‫گل شد.

548
00:33:55,900 --> 00:33:57,268
‫سه امتیازی، درست هم‌زمان با بوق پایان!

549
00:34:03,708 --> 00:34:05,543
‫لعنتی. دیدی؟
‫می‌تونی انجامش بدی.

550
00:34:05,943 --> 00:34:07,845
‫چه پایان باشکوهی.

551
00:34:07,912 --> 00:34:09,397
‫از همون اول باید همین‌جوری بازی می‌کردی.

552
00:34:09,447 --> 00:34:11,482
‫دارن خودشون رو برای پلی‌آف آماده می‌کنن.

553
00:34:26,297 --> 00:34:27,398
‫جلسه تموم شد.

554
00:34:27,932 --> 00:34:29,133
‫عالی بود.

555
00:34:59,630 --> 00:35:00,765
‫خداحافظ.

556
00:35:03,000 --> 00:35:04,168
‫وقتی پدر و مادرت رو دیدی،

557
00:35:04,902 --> 00:35:05,970
‫حتما ازشون عذرخواهی کن.

558
00:35:08,639 --> 00:35:09,974
‫عوضی کثافت.

559
00:35:17,281 --> 00:35:20,017
‫حالا که جلسه قبلیمون رو با موفقیت تموم کردیم،

560
00:35:20,451 --> 00:35:21,652
‫این بار برای تنوع یه شام تیمی بریم.

561
00:35:22,520 --> 00:35:24,489
‫گوشت خوبه؟
‫آره، بریم گوشت بخوریم.

562
00:35:25,256 --> 00:35:27,725
‫راستی، بودجه عملیاتی این ماه هم نهایی شد.

563
00:35:28,826 --> 00:35:29,894
‫باشه.

564
00:35:30,528 --> 00:35:32,613
‫خب، پس گوشت چی؟

565
00:35:32,663 --> 00:35:36,901
‫بریم گوشت بخوریم.
‫گوشت خوبه؟ بریم گوشت بخوریم.

566
00:35:41,105 --> 00:35:42,974
‫گم شدن یول تقصیر تو نیست.

567
00:35:44,442 --> 00:35:46,777
‫پس لطفا گریه نکن.
‫من برات پیداش می‌کنم.

568
00:36:06,030 --> 00:36:09,200
‫وقتی تمام روز نمی‌تونی از فکر یه نفر بیرون بیای

569
00:36:09,300 --> 00:36:13,738
‫و هر بار بهش فکر می‌کنی لبخند می‌زنی،
‫یعنی عاشق شدی؟

570
00:36:14,705 --> 00:36:15,706
‫سرم شلوغه.

571
00:36:17,375 --> 00:36:19,744
‫فکر کنم عاشق شدم.

572
00:36:20,545 --> 00:36:21,996
‫[سه‌آه: فکر کنم عاشق شدم.]

573
00:36:22,046 --> 00:36:23,481
‫[هورِنگ‌سئو: خخخ]

574
00:36:29,187 --> 00:36:31,856
‫بی‌خیال. تو از عشق چی می‌فهمی؟

575
00:36:32,490 --> 00:36:34,692
‫- تو از عشق چی می‌فهمی؟ تا حالا با کسی قرار نذاشتی.
‫- ببین کی داره این حرفو می‌زنه.

576
00:36:39,130 --> 00:36:40,431
‫پس یه کم راهنماییم کن.

577
00:36:40,765 --> 00:36:42,700
‫تا حالا همچین حسی نداشتم،
‫نمی‌دونم باید چی کار کنم.

578
00:36:45,836 --> 00:36:47,004
‫اول ازش بخواه همدیگه رو ببینید.

579
00:36:47,538 --> 00:36:48,806
‫باید همدیگه رو ببینید تا بتونه ردت کنه.

580
00:36:52,109 --> 00:36:53,277
‫واقعا می‌تونم این کارو بکنم؟

581
00:36:54,245 --> 00:36:55,846
‫یا یه جوری کاری کن
‫که طبیعی همدیگه رو ببینید.

582
00:36:58,716 --> 00:36:59,717
‫چطوری؟

583
00:37:01,319 --> 00:37:02,386
‫سرم شلوغه.

584
00:37:04,589 --> 00:37:06,090
‫اونم هیچی سرش نمیشه.

585
00:37:09,193 --> 00:37:11,762
‫یه موقعیت طبیعی برای دیدنش پیدا کنم؟

586
00:37:21,305 --> 00:37:22,907
‫خدایش آخه چطور؟!

587
00:37:30,982 --> 00:37:32,550
‫عمه سه‌آه، این موقع اینجا چی کار می‌کنی؟

588
00:37:32,650 --> 00:37:34,168
‫اومدم یول رو ببینم.

589
00:37:34,218 --> 00:37:35,903
‫- عمه!
‫- وای، چه خوشمزه به نظر میاد.

590
00:37:35,953 --> 00:37:37,855
‫خرمالوی خشک سانگجو.
‫مورد علاقه یوله.

591
00:37:39,423 --> 00:37:40,424
‫هواپیما داره میاد.

592
00:37:41,892 --> 00:37:42,893
‫دهنت رو بیشتر باز کن.

593
00:37:44,428 --> 00:37:46,831
‫خلبان، این مسیر درست نیست.
‫مسیر رو عوض می‌کنم.

594
00:37:46,897 --> 00:37:49,500
‫نه، این‌طرف نه.
‫خلبان، من نمی‌خوام بخورم.

595
00:37:51,035 --> 00:37:53,271
‫- بابا.
‫- خوشمزه‌ست.

596
00:37:53,704 --> 00:37:54,972
‫یول، دهنت رو باز کن.

597
00:37:57,608 --> 00:38:00,211
‫- خوشمزه‌ست.
‫- آره، مگه نه؟ بخور.

598
00:38:01,579 --> 00:38:04,248
‫این روزا کار خیلی سخته، نه؟

599
00:38:04,882 --> 00:38:07,118
‫نه بابا. داداشت خیلی کمکم می‌کنه.
‫مشکلی اصلا ندارم.

600
00:38:07,752 --> 00:38:08,886
‫تازه تو رو هم دارم که روت حساب کنم.

601
00:38:09,153 --> 00:38:11,055
‫اوه، من که کاری نکردم.

602
00:38:12,890 --> 00:38:13,958
‫سه‌آه، برای پول توجیبی اومدی؟

603
00:38:14,025 --> 00:38:15,026
‫معلومه که نه.

604
00:38:15,826 --> 00:38:17,895
‫همکار‌هات چطورن؟
‫باهات خوب رفتار می‌کنن؟

605
00:38:19,063 --> 00:38:22,133
‫خیلی کمکم می‌کنن.
‫دارم بدون دردسر با محیط جدید جور می‌شم.

606
00:38:22,800 --> 00:38:25,803
‫پس حتما آدم‌های خیلی خوبی هستن.

607
00:38:26,704 --> 00:38:30,141
‫نباید یه شام چیزی مهمونشون کنی؟

608
00:38:30,608 --> 00:38:35,012
‫- همین‌جوری یهویی؟
‫- تا حالا مهمونی پاگشا نگرفتی؟

609
00:38:36,814 --> 00:38:38,082
‫مهمونی پاگشا؟

610
00:38:38,382 --> 00:38:41,218
‫دعوتشون می‌کنی خونه،
‫خونه رو نشونشون می‌دی،

611
00:38:41,285 --> 00:38:42,920
‫و یه شام هم مهمونشون می‌کنی،
‫از این جور چیزا.

612
00:38:43,187 --> 00:38:44,989
‫نه، اصلا بهش فکر نکرده بودم.

613
00:38:49,360 --> 00:38:50,478
‫نمی‌دونی برای یه شوهر هم
‫به همون اندازه مهمه

614
00:38:50,528 --> 00:38:52,496
‫که از پیشرفت شغلی زنش حمایت کنه؟

615
00:38:52,930 --> 00:38:55,566
‫مامان‌های شاغل توی محل کار
‫باید خیلی ملاحظه‌کار باشن.

616
00:38:55,766 --> 00:38:59,303
‫اگه این چیزا رو رعایت کنی،
‫کارش توی محل کار راحت‌تر می‌شه

617
00:39:02,139 --> 00:39:03,207
‫حرفت منطقیه.

618
00:39:04,208 --> 00:39:06,410
‫تازه بعد از سه سال برگشتی سرِ کار

619
00:39:06,477 --> 00:39:08,913
‫و اینا هم آدم‌های خوبی هستن
‫که حسابی هوات رو دارن.

620
00:39:09,213 --> 00:39:12,717
‫باید یه غذای خوب و خونگی براشون درست کنی
‫تا ازشون تشکر کنی. مگه نه؟

621
00:39:12,950 --> 00:39:15,119
‫زندگی با همین چیزاست که قشنگ می‌شه.

622
00:39:16,087 --> 00:39:17,321
‫به چشم یه شام کاری بهش نگاه کن.

623
00:39:19,490 --> 00:39:20,591
‫شام کاری؟

624
00:39:23,194 --> 00:39:25,229
‫[الکترونیک دورومی]

625
00:39:25,596 --> 00:39:26,697
‫مدیر یو...

626
00:39:27,865 --> 00:39:31,302
‫چرا باید ما رو به خونه‌ش دعوت کنه؟

627
00:39:32,603 --> 00:39:34,372
‫راسته، تا حالا کسی رو خونه‌ش دعوت نکرده.

628
00:39:36,807 --> 00:39:39,894
‫بنظرتون یه‌جور تاکتیک نیست تا خودشو
‫قاطعی جمع بکنه؟

629
00:39:39,944 --> 00:39:42,480
‫مدیر یو اهل این بازی‌ها نیست.

630
00:39:43,247 --> 00:39:44,949
‫به نظرتون برای هدیه چی بگیریم؟

631
00:39:45,383 --> 00:39:47,852
‫هیچی بهتر از دستمال توالت نیست.
‫نشان از اینکه کار و بارشون همیشه رو به راه باشه.

632
00:39:48,185 --> 00:39:50,988
‫بابا، این روزا دیفیوزر هدیه شیک‌تریه.

633
00:39:51,489 --> 00:39:53,090
‫یه ست لیوان چطوره؟

634
00:39:53,391 --> 00:39:54,992
‫یه نوشیدنی ببریم بهتره.

635
00:39:57,762 --> 00:39:59,497
‫راستی، مدیر ته‌مین باهامون نمیاد؟

636
00:40:00,164 --> 00:40:02,967
‫مدیر ته‌مین جز برای جلسه‌ها
‫زیاد از خونه بیرون نمیاد.

637
00:40:03,000 --> 00:40:04,535
‫کلا خونه‌نشینه.

638
00:40:05,136 --> 00:40:08,005
‫آره، با بچه هم که دارن، مزاحمشون می‌شیم.

639
00:40:09,473 --> 00:40:10,941
‫وای، یه چراغ خواب خوشگل چطوره؟

640
00:40:15,246 --> 00:40:16,414
‫بیاین یه هدیه ساده بگیریم.

641
00:40:17,481 --> 00:40:18,716
‫منظورم رو متوجه میشین، نه؟

642
00:40:20,484 --> 00:40:21,986
‫همون هدیه‌ای که خودم دوست دارم رو می‌گیریم.

643
00:40:24,922 --> 00:40:26,257
‫از اول هم تصمیمش رو گرفته بود.

644
00:40:27,825 --> 00:40:30,261
‫- شکم خوک، دنده کوتاه. امروز تخفیف خورده.
‫- دنده کوتاه.

645
00:40:30,327 --> 00:40:31,695
‫- یه نگاهی بندازین.
‫- باشه.

646
00:40:31,762 --> 00:40:33,080
‫- شکم خوک و دنده کوتاه که...
‫- این یکی چطوره؟

647
00:40:33,130 --> 00:40:35,366
‫همین. بزرگه.
‫خیلی بزرگه، مگه نه؟

648
00:40:37,701 --> 00:40:38,702
‫خب.

649
00:40:42,306 --> 00:40:44,074
‫اقلام بعدی لیست چیه؟

650
00:40:45,843 --> 00:40:49,079
‫ماهی پولاک و دو تا ماهی ماکرل. درسته؟

651
00:40:50,781 --> 00:40:53,267
‫- بریم.
‫- مامان، ماهی مرکب.

652
00:40:53,317 --> 00:40:54,618
‫الان ماهی مرکب می‌خوای؟

653
00:40:55,419 --> 00:40:56,520
‫سبزیجات.
‫سبزیجات.

654
00:40:56,787 --> 00:40:59,757
‫الان سبزیجات بخریم؟
‫باشه، بعد دیگه خریدمون تموم میشه.

655
00:41:01,625 --> 00:41:03,894
‫- دیگه چی توی لیست داشتیم؟
‫- سبد خرید رو ببین.

656
00:41:04,962 --> 00:41:07,198
‫وای، خیلی هیجان داره.

657
00:41:09,700 --> 00:41:10,868
‫باید زودتر از اینا اینکارو انجام می‌دادیم.

658
00:41:11,502 --> 00:41:13,471
‫ولی می‌دونی، زنت واقعا یه معماست.

659
00:41:13,771 --> 00:41:16,574
‫خیلی چیزا هست که هنوز تجربه‌شون نکرده
‫یا اصلا انجامشون نداده.

660
00:41:17,208 --> 00:41:18,976
‫واقعا چه زندگی‌ای داشته؟

661
00:41:20,110 --> 00:41:21,178
‫چیزی می‌دونی؟

662
00:41:24,448 --> 00:41:26,584
‫چی؟ من شوهرشم.
‫معلومه که می‌دونم.

663
00:41:28,252 --> 00:41:29,353
‫معلومه هیچی نمی‌دونی.

664
00:41:30,488 --> 00:41:31,489
‫هی.

665
00:41:32,389 --> 00:41:35,292
‫- هی، می‌تونی یه چرخ‌دستی بیاری؟ چرخ‌دستی بیار.
‫- باشه.

666
00:41:35,493 --> 00:41:38,395
‫- هی.
‫- اوه، سه‌آه، صبر کن.

667
00:41:39,663 --> 00:41:43,868
‫همون هکری که اومده بود زمین بازی.

668
00:41:44,702 --> 00:41:46,837
‫می‌دونی، همکارت رو می‌گم.

669
00:41:47,104 --> 00:41:48,272
‫اوه، کی یونگ‌دو.

670
00:41:48,739 --> 00:41:52,042
‫اه، پس اسمش کی یونگ‌دو هست.

671
00:41:52,543 --> 00:41:54,078
‫چه اسم...

672
00:41:54,445 --> 00:41:56,480
‫نگران نباش.

673
00:41:57,982 --> 00:41:58,983
‫مرسی.

674
00:42:01,051 --> 00:42:05,289
‫خب، اون چه‌جور غذایی دوست داره؟

675
00:42:07,091 --> 00:42:08,225
‫مطمئن نیستم.

676
00:42:09,527 --> 00:42:14,465
‫خب، من واقعا ازش ممنونم
‫که کمک کرد یول رو پیدا کنیم.

677
00:42:14,598 --> 00:42:16,000
‫برای تشکر ازش...

678
00:42:16,233 --> 00:42:18,636
‫برای تشکر ازش، حتی در حد پیش‌غذا هم که شده،

679
00:42:18,702 --> 00:42:22,273
‫گفتم یه چیزی که دوست داره درست کنم.

680
00:42:23,908 --> 00:42:25,109
‫حرفت درسته.

681
00:42:25,676 --> 00:42:26,911
‫چی درست کنم؟

682
00:42:28,279 --> 00:42:29,513
‫خیلی بدغذاست.

683
00:42:29,813 --> 00:42:32,082
‫ای بابا، بدغذاست.

684
00:42:33,017 --> 00:42:37,288
‫با این حال، چیزی هست که دوست داشته باشه؟

685
00:42:47,565 --> 00:42:48,682
‫- سلام.
‫- خوشبختم.

686
00:42:48,732 --> 00:42:52,670
‫- سلام، خوشبختم.
‫- بله، سلام. بفرمایید داخل، بفرمایید.

687
00:42:52,736 --> 00:42:54,672
‫- بفرمایید داخل.
‫- ببخشید مزاحم شدیم.

688
00:42:56,106 --> 00:42:57,341
‫چه خونه‌ی قشنگی داره.

689
00:42:59,610 --> 00:43:01,278
‫- بفرمایید، بفرمایید.
‫- باشه، ممنون.

690
00:43:01,679 --> 00:43:02,930
‫- عزیزم.
‫- بله؟

691
00:43:02,980 --> 00:43:05,049
‫- مهمونا اومدن.
‫- بالاخره رسیدید.

692
00:43:05,916 --> 00:43:07,685
‫ممنون که اومدید.

693
00:43:10,054 --> 00:43:11,755
‫ایشون شوهرم، کوان ته‌سونگه.

694
00:43:12,356 --> 00:43:13,657
‫از آشنایی با همتون خوشحالم.

695
00:43:13,791 --> 00:43:16,393
‫ببخشید که این‌همه طول کشید تا دعوتتون کنم.

696
00:43:16,994 --> 00:43:18,295
‫خیلی ممنونم که تشریف آوردید.

697
00:43:18,596 --> 00:43:21,665
‫ما باید بخاطر دعوت‌تون از شما تشکر کنیم.

698
00:43:21,966 --> 00:43:26,270
‫- این حرفا چیه.
‫- خدای من، شوهرت خیلی خوشتیپه.

699
00:43:30,674 --> 00:43:33,477
‫یول، سلام کن.
‫اینا دوستای مامانی از سر کار هستن.

700
00:43:33,811 --> 00:43:36,880
‫- سلام.
‫- سلام، پس یول توئی.

701
00:43:37,948 --> 00:43:39,867
‫هی، مشکلی نیست خونه رو نگاه کنیم؟

702
00:43:39,917 --> 00:43:41,602
‫- حتما، بفرمایید.
‫- راحت باشید.

703
00:43:41,652 --> 00:43:42,937
‫آره، بفرمایید.
‫راحت باشید.

704
00:43:42,987 --> 00:43:44,221
‫چقدر هدیه آوردین.

705
00:43:44,555 --> 00:43:46,256
‫- همه‌شون برای شماست.
‫- از سر و وضع خونه معلومه

706
00:43:46,290 --> 00:43:49,627
‫یه بچه اینجا زندگی می‌کنه.
‫خیلی بامزه‌ست.

707
00:43:51,095 --> 00:43:52,796
‫نصف وسایل اینجا مال بچه‌ست.

708
00:43:52,863 --> 00:43:54,331
‫پس بالاخره اومدم اینجا.

709
00:43:55,032 --> 00:43:57,267
‫خیلی کنجکاو بودم ببینم داخل خونه چه شکلیه.

710
00:43:58,569 --> 00:44:01,238
‫مامان! عمه سه‌آه مثل پرنسس شده.

711
00:44:05,809 --> 00:44:07,077
‫آره، واقعا شده.

712
00:44:11,081 --> 00:44:12,967
‫این خواهر کوچیکمه.

713
00:44:13,017 --> 00:44:16,020
‫امروز اومده بود کمکم و...

714
00:44:16,954 --> 00:44:19,690
‫خواهرت توی مهمونی پاگشات هم کمک می‌کنه؟

715
00:44:20,491 --> 00:44:22,092
‫چه مهربونه.

716
00:44:23,460 --> 00:44:24,828
‫از آشنایی با همتون خوشحالم.

717
00:44:25,462 --> 00:44:26,997
‫اسمم کوان سه‌آه‌ هست.

718
00:44:31,502 --> 00:44:32,569
‫عزیزم.

719
00:44:34,838 --> 00:44:35,973
‫حالت خوبه؟

720
00:44:40,678 --> 00:44:42,446
‫چه سفره‌ای انداختی!

721
00:44:42,713 --> 00:44:44,348
‫همه اینا رو خودت درست کردی؟

722
00:44:45,582 --> 00:44:48,585
‫یعنی واقعا می‌گی کل این غذاها رو
‫خودت درست کردی؟

723
00:44:49,453 --> 00:44:51,472
‫من پیشنهاد دادم چند تا چیز سفارش بدیم،

724
00:44:51,522 --> 00:44:53,590
‫ولی اصرار داشت همه‌چی رو خودش درست کنه.

725
00:44:53,957 --> 00:44:55,826
‫خودم همه‌ش رو درست کردم.

726
00:44:56,326 --> 00:44:59,530
‫برای مهمونی پاگشا،
‫اینکه خودت با حوصله غذا درست کنی،

727
00:44:59,596 --> 00:45:01,165
‫همون چیزیه که بهش معنی می‌ده.

728
00:45:02,599 --> 00:45:05,753
‫این غذا ترکیبی از رشته، گوشت و سبزیجاته.

729
00:45:05,803 --> 00:45:08,839
‫یه غذای مجلسیِ قدیمیه،
‫با این همه رنگ و لعاب قشنگ.

730
00:45:09,273 --> 00:45:12,376
‫یه غذای گوشتی که واقعا به آدم
‫حس مهمون ویژه بودن می‌ده.

731
00:45:13,277 --> 00:45:15,112
‫این پنکیک‌های خوش‌طعم هم راحت خورده می‌شن،

732
00:45:15,579 --> 00:45:17,414
‫ولی معلومه چقدر براشون زحمت کشیده شده.

733
00:45:17,781 --> 00:45:18,982
‫خودم درستشون کردم.

734
00:45:20,017 --> 00:45:24,838
‫واقعا ممنونم که بعد از برگشتنم به سرِ کار،
‫کمکم کردید دوباره جا بیفتم.

735
00:45:24,888 --> 00:45:26,223
‫از همتون خیلی ممنونم.

736
00:45:28,926 --> 00:45:32,596
‫دلم می‌خواست خودم براتون
‫یه غذای گرم و خونگی درست کنم.

737
00:45:34,364 --> 00:45:37,634
‫مدت‌ها بود دنبال یه فرصت بودم که اینو بهتون بگم...

738
00:45:38,502 --> 00:45:41,705
‫- چیز زیادی نیست، ولی نوش جان کنید.
‫- این چه حرفیه؟

739
00:45:42,806 --> 00:45:44,074
‫این‌همه غذا درست کردی.

740
00:45:45,175 --> 00:45:48,011
‫- امروز حسابی می‌خورم.
‫- بخور، بخور.

741
00:45:48,178 --> 00:45:49,580
‫ممنون بابت غذا.

742
00:45:49,813 --> 00:45:51,248
‫- ممنون بابت غذا.
‫- ممنون بابت غذا.

743
00:45:51,749 --> 00:45:52,916
‫خب بچه‌ها، شروع کنید.

744
00:45:54,118 --> 00:45:56,053
‫نوش جان.

745
00:46:01,492 --> 00:46:03,210
‫زن‌داداشم می‌گفت هر از گاهی از اینا می‌خورید،

746
00:46:03,260 --> 00:46:04,428
‫معاون کی.

747
00:46:05,095 --> 00:46:09,066
‫اینو واسه شما درست کردم.

748
00:46:10,701 --> 00:46:11,802
‫نوش جان.

749
00:46:13,804 --> 00:46:15,038
‫بفرمایید، بخورید.

750
00:46:15,739 --> 00:46:18,108
‫- دنده می‌خواید؟ براتون تیکه‌ش می‌کنم.
‫- آره.

751
00:46:18,342 --> 00:46:20,511
‫اینو بده من انجام بدم.
‫تو بخور. حتی ناهار هم نخوردی.

752
00:46:20,611 --> 00:46:22,880
‫زیاد بخور. از اونم می‌خوای؟

753
00:46:23,947 --> 00:46:25,816
‫چقدر شما دوتا با هم شیرینید.

754
00:46:27,017 --> 00:46:29,853
‫می‌شه بپرسم اولین بار چطور با هم آشنا شدید؟

755
00:46:32,222 --> 00:46:33,557
‫ما...

756
00:46:33,624 --> 00:46:37,427
‫همین‌طوری، یه جایی با هم آشنا شدیم.

757
00:46:37,761 --> 00:46:40,330
‫راستش، یه جیب‌بر باعث شد
‫ما همدیگه رو پیدا کنیم.

758
00:46:40,531 --> 00:46:41,515
‫جیب‌بر؟

759
00:46:41,565 --> 00:46:44,535
‫آره. حدود هشت سال پیش،
‫روی یه گزارش درباره جیب‌بری کار می‌کردم

760
00:46:44,601 --> 00:46:46,136
‫که آخرشم با جراحت جدی سرم تموم شد.

761
00:46:46,203 --> 00:46:49,973
‫وای، پس موقعیت خیلی خطرناکی
‫براتون پیش اومده بود.

762
00:46:50,107 --> 00:46:53,710
‫ولی خوش‌شانس بودم،
‫یه خانم با اورژانس تماس گرفت

763
00:46:53,944 --> 00:46:55,546
‫و به زور جون سالم به در بردم.

764
00:46:56,513 --> 00:46:58,749
‫بیمارستان گفت اگه دیرتر می‌رسیدم،

765
00:46:58,816 --> 00:46:59,950
‫شاید زنده نمی‌موندم.

766
00:47:01,652 --> 00:47:03,687
‫بعد از اینکه حدود چهار ماه بعد به هوش اومدم...

767
00:47:03,787 --> 00:47:06,557
‫اولین بار که تونستم راه برم،
‫رفتم پشت‌بام بیمارستان

768
00:47:06,690 --> 00:47:09,259
‫و همون‌جا بود که بو نا رو دیدم.

769
00:47:09,860 --> 00:47:13,147
‫اون روز لبخند روشن و قشنگ بو نا رو دیدم

770
00:47:13,197 --> 00:47:15,299
‫و همون لحظه عاشقش شدم.

771
00:47:16,733 --> 00:47:18,368
‫چه رمانتیک!

772
00:47:19,336 --> 00:47:22,673
‫پس شما دوتا همچین داستان عاشقانه‌ای دارید.

773
00:47:23,841 --> 00:47:25,559
‫واقعا آدم تحت تأثیر قرار می‌گیره.
‫اینکه سرنوشت شما رو...

774
00:47:25,609 --> 00:47:28,111
‫- توی مرز مرگ و زندگی به هم رسوند.
‫- دقیقا.

775
00:47:29,179 --> 00:47:32,282
‫احیانا اون خانومی که به اورژانس زنگ زد رو...

776
00:47:32,716 --> 00:47:33,784
‫می‌دونی کی بود؟

777
00:47:34,852 --> 00:47:37,387
‫راستش من به محض اینکه به هوش اومدم،

778
00:47:37,454 --> 00:47:38,455
‫از مرکز اعزام اورژانس پیگیری کردم،

779
00:47:38,689 --> 00:47:41,925
‫ولی تماس با گوشی خودم گرفته شده بود 
‫و نتونستن اطلاعات تماس اون خانم رو پیدا کنن.

780
00:47:42,125 --> 00:47:45,729
‫فقط یادشون مونده بود
‫که تماس‌گیرنده یه زن بوده.

781
00:47:46,463 --> 00:47:49,566
‫خب، مطمئنم بابت این کارش
‫پاداش بزرگی گرفته.

782
00:47:50,400 --> 00:47:52,803
‫اون کسیه که جونت رو نجات داده. درسته؟

783
00:47:53,270 --> 00:47:56,006
‫پس در واقع این اون خانمه که باعث شد
‫شما دوتا به هم برسید،

784
00:47:56,273 --> 00:47:57,975
‫نه اون جیب‌بر؟

785
00:48:00,577 --> 00:48:01,712
‫حالا که گفتی، انگار اینطوری درسته.

786
00:48:02,412 --> 00:48:04,548
‫باید یه جوری پیداش کنم و ازش تشکر کنم، نه؟

787
00:48:04,615 --> 00:48:05,616
‫آره، باید همین کارو بکنی.

788
00:48:06,116 --> 00:48:07,784
‫- فقط باید پیداش کنی.
‫- آره، پیداش می‌کنم.

789
00:48:07,851 --> 00:48:10,053
‫- بفرمایید، شروع کنید.
‫- داره سرد می‌شه. بخورید.

790
00:48:11,755 --> 00:48:13,523
‫بفرمایید، معاون کی.

791
00:48:14,992 --> 00:48:17,928
‫معاون کی، شما هم یه کم گوشت بخورید.
‫بفرمایید.

792
00:48:19,796 --> 00:48:22,299
‫اوه، نه. یه لحظه...

793
00:48:23,066 --> 00:48:24,968
‫- وای نه.
‫- وای، چی کار کنم؟ این دستمال مرطوب...

794
00:48:25,502 --> 00:48:28,438
‫- خیلی ببخشید، معاون کی.
‫- طوری نشده.

795
00:48:29,039 --> 00:48:30,274
‫نوشیدنی خنک نداری؟

796
00:48:30,674 --> 00:48:33,610
‫نوشیدنی؟ همین الان برات میارم.

797
00:48:35,512 --> 00:48:38,682
‫بفرما. براتون باز کنم.

798
00:48:51,695 --> 00:48:52,696
‫اوه نه.

799
00:48:59,770 --> 00:49:00,771
‫حداقل اینو بردارید...

800
00:49:11,748 --> 00:49:13,116
‫[8 سال قبل، بهار]

801
00:49:13,684 --> 00:49:16,086
‫من اصلا برای این شرکت درخواست کار نداده بودم.

802
00:49:16,653 --> 00:49:17,821
‫حتما یه اشتباهی پیش اومده...

803
00:49:17,888 --> 00:49:21,892
‫حتما وقتی یه‌دفعه درخواست استخدام از
‫طریق ایمیل براتون اومده، تعجب کردید.

804
00:49:22,993 --> 00:49:25,228
‫شما در کودکی ربوده شدید.

805
00:49:25,595 --> 00:49:28,565
‫رشته‌تون روان‌شناسیه،
‫ولی تخصص اصلی‌تون هک کردنه.

806
00:49:32,035 --> 00:49:33,637
‫تیم فروش شماره 3 شرکت الکترونیک دورومی.

807
00:49:35,305 --> 00:49:37,407
‫فکر می‌کنم روش کار شما
‫با بقیه بخش‌ها فرق داره.

808
00:49:45,582 --> 00:49:46,583
‫لطفا ادامه بده.

809
00:49:46,616 --> 00:49:48,185
‫حتی نمودار عملکرد معاملاتتون هم...

810
00:49:48,418 --> 00:49:50,354
‫یه تفاوت ظریف با بقیه بخش‌ها داره،

811
00:49:50,721 --> 00:49:53,490
‫انگار با کنار هم چسبوندن
‫اطلاعات واقعی ساخته شده.

812
00:49:54,091 --> 00:49:56,193
‫نسبت کارهای خارج از شرکت
‫توی گزارش‌هاتون هم همین‌طوره.

813
00:49:56,526 --> 00:49:59,863
‫پس فهمیدی کارشون چیه؟

814
00:50:00,998 --> 00:50:04,034
‫فقط فهمیدم غیرقانونیه.

815
00:50:06,069 --> 00:50:07,070
‫درسته.

816
00:50:08,071 --> 00:50:11,675
‫تیم فروش شماره 3، مجرم‌ها رو با
‫دقت انتخاب می‌کنه و از سر راه برمی‌داره.

817
00:50:14,544 --> 00:50:16,513
‫به دلایل مختلف، از سوابق و توانایی‌هاتون راضی‌ام،

818
00:50:16,580 --> 00:50:17,681
‫آقای کی یونگ‌دو.

819
00:50:18,548 --> 00:50:20,250
‫اگه قبول نکنم چی؟

820
00:50:23,720 --> 00:50:26,490
‫ما فقط به آدم‌هایی پیشنهاد می‌دیم که ردش نمی‌کنن.

821
00:50:28,158 --> 00:50:31,228
‫با این حال، اگه رد کنم، منو می‌کشید؟

822
00:50:37,567 --> 00:50:39,102
‫باید این موضوع رو مخفی نگه دارید.

823
00:50:48,545 --> 00:50:51,048
‫تصمیمت چیه؟ راز من رو حفظ می‌کنی؟

824
00:50:56,987 --> 00:50:58,055
‫این‌قدر ترسو نباش.

825
00:51:13,303 --> 00:51:14,704
‫اینو بخور و آروم باش، تازه‌کار.

826
00:51:23,847 --> 00:51:26,183
‫این بهترین چیز برای استرسه.
‫بخور.

827
00:51:50,941 --> 00:51:51,942
‫بدجور گند زدم.

828
00:51:53,110 --> 00:51:54,578
‫بدجور گند زدم.

829
00:51:56,079 --> 00:51:58,181
‫اه، بهتره اصلا از این خونه برم.

830
00:51:59,049 --> 00:52:00,183
‫بهتره برم و بمیرم.

831
00:52:03,420 --> 00:52:04,421
‫وای دختر.

832
00:52:05,789 --> 00:52:06,790
‫یکم میوه بخورین.

833
00:52:07,357 --> 00:52:08,358
‫یول، بیا اینجا.

834
00:52:09,359 --> 00:52:11,761
‫یول، یکم توت‌فرنگی می‌خوای؟

835
00:52:13,296 --> 00:52:17,934
‫- خب، همگی میل کنین.
‫- ببخشید که باعث دردسر شدم.

836
00:52:18,635 --> 00:52:20,470
‫من دیگه میرم.

837
00:52:20,737 --> 00:52:21,721
‫کجا می‌خوای بری؟

838
00:52:21,771 --> 00:52:23,256
‫حالا که معاون کی می‌خواد بره،

839
00:52:23,306 --> 00:52:24,875
‫بهتره تا خیابون اصلی همراهیش کنی.

840
00:52:25,242 --> 00:52:26,510
‫می‌خواد با مترو بره،
‫پس تا پشت دروازه همراهیش کن.

841
00:52:27,010 --> 00:52:28,411
‫- من؟
‫- آره.

842
00:52:29,079 --> 00:52:31,314
‫- چرا؟
‫- چرا؟ چون راه رو بلد نیست.

843
00:52:32,449 --> 00:52:35,051
‫اوه، درسته. معاون کی.
‫شما بفرما.

844
00:52:35,318 --> 00:52:36,853
‫- ما هم یکم دیگه میریم.
‫- برو.

845
00:52:38,955 --> 00:52:40,323
‫معاون کی.

846
00:52:40,824 --> 00:52:43,793
‫حتما لباس‌هاتون رو می‌شورم و پس میارم.

847
00:52:44,427 --> 00:52:45,428
‫باشه.

848
00:52:47,364 --> 00:52:49,065
‫خیلی ناراحتی؟

849
00:52:49,933 --> 00:52:50,934
‫من که خیلی ذوق نکردم.

850
00:52:51,701 --> 00:52:53,537
‫اوه، پس ذوق نکردی.

851
00:52:54,037 --> 00:52:55,372
‫همه اینا تقصیر منه...

852
00:53:08,385 --> 00:53:09,586
‫برادرت نمی‌تونه یه کم کمک کنه؟

853
00:53:11,321 --> 00:53:12,322
‫کمک کنه؟

854
00:53:17,561 --> 00:53:18,562
‫کمک کنه؟

855
00:53:26,369 --> 00:53:27,771
‫کی قراره لباس‌هام رو پس بدی؟

856
00:53:30,207 --> 00:53:32,642
‫به‌زودی؟
‫آره.

857
00:53:34,144 --> 00:53:35,245
‫همون روزی که لباس‌هام رو پس می‌دی،

858
00:53:36,413 --> 00:53:37,480
‫باهم میریم بیرون یه چیزی بخوریم.

859
00:53:53,997 --> 00:53:56,499
‫باهم؟

860
00:54:00,437 --> 00:54:01,454
‫غذا عالی بود.

861
00:54:01,504 --> 00:54:03,306
‫خیلی خوب خوردم.
‫حسابی سیر شدم.

862
00:54:05,275 --> 00:54:07,644
‫راستی، کارمون رو خوب انجام دادیم، نه؟

863
00:54:08,445 --> 00:54:09,746
‫آره، فکر کنم خوب پیش رفت.

864
00:54:12,315 --> 00:54:13,483
‫اشتباهی که نکردیم، درسته؟

865
00:54:15,118 --> 00:54:18,054
‫- فکر نکنم اشتباهی کرده باشیم.
‫- آره، آره. خوبه.

866
00:54:20,090 --> 00:54:23,960
‫راستش، آشپزی مدیر یو که تعریفی نداره، نه؟

867
00:54:26,029 --> 00:54:27,030
‫وای خدا.

868
00:54:29,633 --> 00:54:32,769
‫فکر می‌کنین لازم نباشه
‫اون فیلم دوربین مداربسته رو پاک کنیم؟

869
00:54:33,136 --> 00:54:34,237
‫اوه، سرپرست.

870
00:54:34,304 --> 00:54:36,806
‫ما امروز برای جلسه نیومده بودیم.

871
00:54:36,840 --> 00:54:39,242
‫درسته، درسته.
‫هی، فقط عادی رفتار کنیم.

872
00:54:39,342 --> 00:54:40,343
‫عادی رفتار کنیم، باشه؟

873
00:54:47,350 --> 00:54:48,385
‫بفرمایید.

874
00:54:48,485 --> 00:54:50,954
‫- بریم.
‫- مرسی.

875
00:54:56,393 --> 00:54:57,394
‫عذر می‌خوام.

876
00:54:59,396 --> 00:55:00,897
‫فکر کنم اینو انداختین.

877
00:55:04,401 --> 00:55:05,402
‫ممنونم.

878
00:55:07,270 --> 00:55:08,271
‫مرسی.

879
00:55:17,781 --> 00:55:18,882
‫بریم.

880
00:55:24,654 --> 00:55:26,640
‫- عمو.
‫- خدای من، شاهدخت کوچولو.

881
00:55:26,690 --> 00:55:29,025
‫- هی.
‫- وای، شاهدخت کوچولوی من.

882
00:55:30,360 --> 00:55:33,496
‫عمو، آدم بدهای زیادی رو گرفتی؟

883
00:55:34,097 --> 00:55:35,665
‫اینقدر آدم بد گرفتم.

884
00:55:36,266 --> 00:55:37,734
‫خب، یول، زودباش.

885
00:55:38,401 --> 00:55:39,402
‫خیلی‌خب، خبردار.

886
00:55:40,203 --> 00:55:43,239
‫این عمو از بچه‌های خوبی مثل یول مراقبت می‌کنه.
‫من یه...

887
00:55:43,640 --> 00:55:46,209
‫- پلیس هستم.
‫- درسته. آفرین.

888
00:55:47,110 --> 00:55:49,279
‫- بریم.
‫- زود اومدی. گمونم سرت شلوغ نیست.

889
00:55:49,612 --> 00:55:51,081
‫هی، بو نا گفت قراره خورشت دنده‌ درست کنه.

890
00:55:51,147 --> 00:55:53,833
‫چی از این مهم‌تره؟ حالا برو بازی کن.

891
00:55:53,883 --> 00:55:55,151
‫دونگ جین، اومدی.

892
00:55:56,319 --> 00:55:58,204
‫ممنون که دوباره دعوتم کردی.

893
00:55:58,254 --> 00:55:59,522
‫اوه، چیزی نبود.

894
00:56:00,056 --> 00:56:02,592
‫چرا هر وقت غذا درست می‌کنه،
‫اصرار داره تو رو هم دعوت کنه؟

895
00:56:03,059 --> 00:56:05,161
‫- عادت بدیه.
‫- چرا؟

896
00:56:05,362 --> 00:56:07,480
‫یعنی تو انتخاب دوست شانس ندارم،

897
00:56:07,530 --> 00:56:09,065
‫ولی از نظر زنِ دوست‌هام خیلی خوش‌شانسم.

898
00:56:09,866 --> 00:56:11,267
‫تو بهتره نگران پیدا کردن زن خودت باشی.

899
00:56:12,969 --> 00:56:14,237
‫باید بیشتر بهمون سر بزنی.

900
00:56:14,571 --> 00:56:16,606
‫یول وقتی می‌شنوه قراره بیای،
‫کلی ذوق می‌کنه.

901
00:56:17,640 --> 00:56:19,209
‫باشه، حتما این کارو می‌کنم.

902
00:56:19,376 --> 00:56:21,878
‫راستی، حالا که برگشتی سرِ کار،
‫حتما برات سخت شده.

903
00:56:22,212 --> 00:56:24,881
‫باید بیشتر از این پسره کار بکشی.
‫همیشه لوس بار اومده،

904
00:56:24,948 --> 00:56:26,082
‫بعید می‌دونم خیلی کار بلد باشه.

905
00:56:26,416 --> 00:56:28,118
‫من الان دیگه تو همه‌چی واردم، باشه؟

906
00:56:28,952 --> 00:56:30,954
‫عزیزم، دیگه چی کار کنم؟
‫فقط لب تر کن.

907
00:56:31,521 --> 00:56:34,190
‫نیتش خیره، فقط خیلی کاربلد نیست...

908
00:56:34,657 --> 00:56:36,593
‫یه لحظه صبر کن.
‫می‌رم یه چیزی براتون بیارم.

909
00:56:37,127 --> 00:56:39,162
‫ممنونم. مدیونتم.

910
00:56:39,963 --> 00:56:41,798
‫- بشین.
‫- نه، راحتم اینطوری.

911
00:56:42,832 --> 00:56:46,136
‫- انگار مهمون داشتید؟
‫- آره، همکارای زنم بودن.

912
00:56:46,369 --> 00:56:48,371
‫اوه، پس اونایی که همین الان رفتن اونا بودن.

913
00:56:48,805 --> 00:56:51,274
‫- دیدیشون؟
‫- آره، کنار آسانسور طبقه اول.

914
00:56:51,708 --> 00:56:53,243
‫آدم‌های خوبی به نظر می‌اومدن.

915
00:56:58,047 --> 00:57:01,551
‫یه هفته غذای خونگی گیرم اومد.
‫جدی می‌گم، بو نا...هر بار...

916
00:57:02,152 --> 00:57:03,353
‫منم توش کمک کردم.

917
00:57:04,254 --> 00:57:06,723
‫- باید ازم تشکر کنی.
‫- بابت کدوم قسمتش؟

918
00:57:06,790 --> 00:57:08,358
‫بگو تا همین الان بندازمش دور. می‌خوای؟

919
00:57:08,958 --> 00:57:11,327
‫گفتی جبران می‌کنی، نه؟ با چی؟

920
00:57:12,996 --> 00:57:14,664
‫پول دارم؟ رابطه‌ای دارم؟

921
00:57:14,697 --> 00:57:17,734
‫وای، همین الان داری زیر حرفت می‌زنی.

922
00:57:18,001 --> 00:57:20,837
‫به عنوان پلیس، تنها کاری که بلدم
‫اینه که از مردم محافظت کنم.

923
00:57:23,239 --> 00:57:24,441
‫البته به جز تو، عوضی.

924
00:57:24,707 --> 00:57:26,910
‫من فقط از بو نا‌ی دوست‌داشتنی
‫و یولِ عزیز محافظت می‌کنم.

925
00:57:28,445 --> 00:57:30,480
‫خودم می‌تونم از زن و دخترم محافظت کنم.

926
00:57:34,984 --> 00:57:38,421
‫مطمئن شو توی تولدها و تعطیلات
‫حسابی بهشون می‌رسی.

927
00:57:39,856 --> 00:57:41,057
‫نداشتن خانواده...

928
00:57:42,759 --> 00:57:44,994
‫چیز خیلی سخت و دردآوریه.

929
00:58:21,264 --> 00:58:23,900
‫خب، چی می‌خواستی بدونی؟

930
00:58:24,367 --> 00:58:26,469
‫اون مقاله درباره چئون سونگ‌گیو رو تو ننوشتی.

931
00:58:27,103 --> 00:58:28,571
‫با کمک یه خبرنگار تازه‌کار نوشتیم.

932
00:58:30,773 --> 00:58:32,108
‫اگه نمی‌خوای درباره‌ش حرف بزنی،
‫بی‌خیالش شو.

933
00:58:32,709 --> 00:58:35,712
‫به هر حال، به لطف اون مقاله،
‫اعتبار کینگ‌فیشر حفظ شد.

934
00:58:39,816 --> 00:58:41,885
‫کینگ‌فیشر هنوزم داره سرِ تو رو می‌دَوونه؟

935
00:58:44,187 --> 00:58:46,589
‫این بار با شدت بیشتری برگشتن.

936
00:58:48,591 --> 00:58:50,527
‫تا حالا با این سرعت فعالیت نکرده بودن.

937
00:58:51,761 --> 00:58:53,396
‫اگه دوباره یه وقفه مثل این داشته باشن،

938
00:58:53,796 --> 00:58:56,132
‫با این روند کل مجرم‌های دنیا رو از بین می‌برن.

939
00:58:56,766 --> 00:58:57,767
‫این دومی بود.

940
00:58:58,635 --> 00:58:59,819
‫- چی؟
‫- وقفه.

941
00:58:59,869 --> 00:59:01,304
‫هشت سال پیش هم یکی داشتن.

942
00:59:01,738 --> 00:59:03,940
‫همون حوالی جام جهانی، بعد از اون اتفاق.

943
00:59:05,842 --> 00:59:06,843
‫نه ماه طول کشید؟

944
00:59:07,010 --> 00:59:09,078
‫اون موقع هم که برگشتن، همه کنجکاو بودن.

945
00:59:09,512 --> 00:59:11,047
‫همه می‌پرسیدن
‫توی اون مدت چه اتفاقی افتاده...

946
00:59:11,648 --> 00:59:13,850
‫تو که می‌دونی اون موقع
‫برای من چه اتفاقی افتاد، نه؟

947
00:59:15,018 --> 00:59:16,519
‫من با یو بو نا آشنا شدم.

948
00:59:18,021 --> 00:59:21,124
‫اون روز تو کوان ته‌سونگ رو نجات دادی؟

949
00:59:21,591 --> 00:59:22,592
‫آره.

950
00:59:22,992 --> 00:59:23,993
‫چرا؟

951
00:59:24,360 --> 00:59:25,361
‫چون حس کردم باید این کارو بکنم.

952
00:59:25,862 --> 00:59:27,330
‫کارت خطرناک بود.

953
00:59:28,331 --> 00:59:30,300
‫می‌تونست خطرناک باشه،
‫ولی خوشبختانه نبود.

954
00:59:31,734 --> 00:59:33,770
‫اون موقع یواشکی خوشحال شده بودی.

955
00:59:34,070 --> 00:59:36,406
‫وقتی کینگ‌فیشر بعد از اولین وقفه برگشت.

956
00:59:37,173 --> 00:59:38,508
‫فکر کردم این بار هم خوشحال می‌شی.

957
00:59:39,108 --> 00:59:41,144
‫قبلا که خیلی مشتاق بودی
‫با کینگ‌فیشر ملاقات کنی.

958
00:59:41,411 --> 00:59:43,212
‫چی شده؟ دیگه علاقه‌ای نداری؟

959
00:59:44,614 --> 00:59:45,715
‫نمی‌تونم باهاشون ملاقات کنم.

960
00:59:46,349 --> 00:59:49,052
‫بعدش چی شد؟

961
00:59:50,320 --> 00:59:52,655
‫اون نجاتم داد.

962
00:59:54,057 --> 00:59:55,291
‫و من برگشتم.

963
00:59:56,292 --> 00:59:57,293
‫پس...

964
00:59:57,794 --> 00:59:58,895
‫درسته. اون شوهرم بود.

965
01:00:00,263 --> 01:00:02,231
‫اون کسی بود که باعث شد من برگردم.

966
01:00:02,932 --> 01:00:04,167
‫نباید برمی‌گشتن.

967
01:00:05,868 --> 01:00:09,606
‫- این بار...
‫- اون باعث شد دوباره به عنوان کینگ‌فیشر برگردم.

968
01:00:10,406 --> 01:00:11,507
‫باید دور می‌موندن.

969
01:00:12,442 --> 01:00:15,244
‫کار کوان ته‌سونگ بود.
‫کار خودشه.

970
01:00:16,746 --> 01:00:20,550
‫[دسامبر 2018]

971
01:00:20,617 --> 01:00:22,785
‫الان هوا سرده، پس وقتی گرم‌تر شد...

972
01:00:23,219 --> 01:00:24,754
‫چطوره اون موقع درباره‌ش حرف بزنیم؟

973
01:00:26,656 --> 01:00:28,524
‫من بعد از مدت‌ها فکر کردن به این تصمیم رسیدم.

974
01:00:29,025 --> 01:00:30,026
‫می‌دونم.

975
01:00:30,660 --> 01:00:31,828
‫اما هیچ‌وقت نمی‌شه مطمئن بود.

976
01:00:32,528 --> 01:00:33,529
‫شاید وقتی گل‌ها شکوفه زدن

977
01:00:33,696 --> 01:00:34,797
‫و باد بهاری وزید، نظرت عوض شد.

978
01:00:39,068 --> 01:00:41,037
‫دیگه نمی‌خوام هیچ کاری انجام بدم.

979
01:00:46,009 --> 01:00:47,143
‫از امروز برو مرخصی.

980
01:00:47,443 --> 01:00:49,178
‫هرچقدر دوست داری استراحت کن.

981
01:00:49,779 --> 01:00:52,782
‫آره، باید یه سفر بری.
‫نظرت چیه؟

982
01:00:53,816 --> 01:00:56,552
‫کسی پیشنهاد جایی برای سفر به یو بو نا نداره؟

983
01:00:57,286 --> 01:00:59,055
‫یه جایی با کوه‌های قشنگ و هوای تازه.

984
01:00:59,122 --> 01:01:00,456
‫یه جایی که مجبور نباشه هیچ کاری انجام بده.

985
01:01:01,824 --> 01:01:03,960
‫خب، اون‌جور جا...

986
01:01:09,198 --> 01:01:10,199
‫اینجا چطوره؟

987
01:01:10,800 --> 01:01:13,169
‫اینجا آرومه، کسی دوروبر نیست
‫و حتی گوشی هم آنتن نمی‌ده.

988
01:01:14,370 --> 01:01:16,372
‫شنیدم روزی سه وعده هم غذا سرو می‌کنن.

989
01:01:19,542 --> 01:01:23,413
‫درسته، برای سفر باید دریا باشه.
‫می‌دونی، واقعا آدم رو سرحال میاره.

990
01:01:23,746 --> 01:01:25,882
‫آره، حتی می‌تونی قایق‌سواری هم کنی.
‫عالیه.

991
01:01:26,549 --> 01:01:30,186
‫- باید بری اونجا.
‫- اگه وقتی برگشتی هنوز همین حس رو داشتی،

992
01:01:30,953 --> 01:01:32,388
‫استعفای تو رو قبول می‌کنم.

993
01:01:33,156 --> 01:01:34,157
‫باشه؟

994
01:01:36,225 --> 01:01:37,760
‫[اقامتگاه کوهستانی اونریم]

995
01:02:01,718 --> 01:02:03,820
‫نمی‌دونم چرا این‌طوری شده.
‫حتی غذا هم نمی‌خوره.

996
01:02:04,387 --> 01:02:05,688
‫باز یه وعده دیگه رو هم نخورد.

997
01:02:06,289 --> 01:02:08,591
‫واقعا نگرانشم.

998
01:04:37,240 --> 01:04:41,277
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

999
01:04:41,477 --> 01:04:43,746
‫بو نا، وقتی قندیل‌ها رو می‌بینی به چی فکر می‌کنی؟

1000
01:04:43,846 --> 01:04:45,681
‫اینکه چقدر برای زدن یه نقطه حساس با یه ضربه مناسبن.

1001
01:04:46,315 --> 01:04:48,851
‫من هیچ‌وقت واقعا چیزی رو زیبا ندیدم.

1002
01:04:49,318 --> 01:04:50,736
‫از این به بعد کلی چیز قشنگ نشونت می‌دم.

1003
01:04:50,786 --> 01:04:52,371
‫می‌گن از دیروز عصر همه جاده‌های...

1004
01:04:52,421 --> 01:04:53,689
‫منتهی به کوه بسته شده.

1005
01:04:53,823 --> 01:04:54,957
‫فکر کنم گیر افتادیم.

1006
01:04:56,792 --> 01:04:57,927
‫بو نا.

1007
01:04:58,594 --> 01:05:00,062
‫چرا درست بعد از آزادی از زندان این کار رو کردی؟

1008
01:05:00,129 --> 01:05:02,231
‫همه‌اش تقصیر شما پلیس‌هاست
‫که نمی‌تونید کینگ‌فیشر رو بگیرید.

1009
01:05:02,265 --> 01:05:05,768
‫برای من، کینگ‌فیشر چیزی جز یه قاتل روانی نیست.

1010
01:05:05,935 --> 01:05:09,438
‫- شما خانواده یکی از قربانی‌ها هستید.
‫- می‌تونم اینو برای آخر هفته قرض بگیرم؟

1011
01:05:09,772 --> 01:05:10,907
‫یه اعترافی دارم.

1012
01:05:11,040 --> 01:05:13,676
‫من می‌دونم کینگ‌فیشر کیه.

1013
01:05:15,676 --> 01:05:25,676
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M