1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:35,000 --> 00:00:40,000
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

3
00:00:41,291 --> 00:00:47,116
‫[زمستان، 2011]

4
00:00:47,166 --> 00:00:51,700
‫ای بابا، گفتم یه چیز گرون سفارش بده.
‫گوشت آب‌پز هم بگیر.

5
00:00:51,750 --> 00:00:53,283
‫تو دانشجویی، مگه چقدر پول داری؟

6
00:00:53,333 --> 00:00:55,241
‫اشکالی نداره.
‫همین کافیه.

7
00:00:55,291 --> 00:00:57,533
‫من پاره‌وقت کار می‌کنم.

8
00:00:57,583 --> 00:00:59,116
‫من از تو پول بیشتری دارم.

9
00:00:59,166 --> 00:01:01,325
‫چطور؟ تو که فقط داری
‫برای آزمون استخدامی می‌خونی.

10
00:01:01,375 --> 00:01:03,083
‫مامانم.

11
00:01:03,833 --> 00:01:06,166
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم پس‌انداز کرده.

12
00:01:09,333 --> 00:01:11,408
‫درس خوندن برای آزمون پلیس خوب پیش می‌ره؟

13
00:01:11,458 --> 00:01:12,783
‫فکر کنم به دردم می‌خوره.

14
00:01:12,833 --> 00:01:14,158
‫خیلی خوب تو ذهنم می‌مونه.

15
00:01:14,208 --> 00:01:15,575
‫فقط صبر کن و ببین.

16
00:01:15,625 --> 00:01:20,408
‫تا دو سال دیگه نشان پلیس می‌زنم
‫و خودم اون عوضی رو می‌گیرم.

17
00:01:20,458 --> 00:01:22,408
‫بعد از اینکه گرفتیش چی؟

18
00:01:22,458 --> 00:01:23,950
‫بعدش؟

19
00:01:24,000 --> 00:01:25,241
‫بعد می‌رم سراغ عوضی بعدی.

20
00:01:25,291 --> 00:01:27,000
‫اه، بی‌خیال، عوضی.

21
00:01:27,666 --> 00:01:30,616
‫تو راضیم کردی خبرنگار بشم،
‫حالا داری بهم خیانت می‌کنی.

22
00:01:30,666 --> 00:01:31,991
‫هرچی بیشتر بهش فکر می‌کنم،
‫بیشتر حرصم می‌گیره.

23
00:01:32,041 --> 00:01:35,533
‫هی، اگه همه‌مون مشغول کندن زمین باشیم،
‫پس کی قراره ماهی رو بگیره؟

24
00:01:35,583 --> 00:01:37,200
‫تو فقط به کندنت ادامه بده.

25
00:01:37,250 --> 00:01:38,991
‫من ماهی رو می‌گیرم.

26
00:01:39,041 --> 00:01:41,450
‫تو کار خودت رو بکن، منم کار خودم رو.

27
00:01:41,500 --> 00:01:42,991
‫بنگ، بنگ!

28
00:01:43,041 --> 00:01:44,075
‫اه، دست بردار.

29
00:01:44,125 --> 00:01:46,575
‫مراقب باش از یه مجرم حسابی کتک نخوری.

30
00:01:46,625 --> 00:01:49,533
‫- خانم، می‌شه صدای تلویزیون رو زیاد کنید؟
‫- حتما.

31
00:01:49,583 --> 00:01:52,033
‫تعداد تیراندازی‌های...
‫[پلیس در تلاش برای دستگیری کینگ‌فیشر]

32
00:01:52,083 --> 00:01:55,950
‫قاتل زنجیره‌ای معروف
‫به کینگ‌فیشر به 9 مورد رسیده.

33
00:01:56,000 --> 00:01:59,366
‫پلیس اعلام کرده تیراندازی
‫هفته گذشته در چونگ‌سین‌دونگ

34
00:01:59,416 --> 00:02:01,408
‫هم کار همین مظنون بوده.
‫[تیراندازی‌های کینگ‌فیشر به 9 مورد رسید]

35
00:02:01,458 --> 00:02:04,241
‫پلیس تحقیقاتش رو شدت بخشیده.
‫[پرونده چونگ‌سین‌دونگ هم کار همون قاتله]

36
00:02:04,291 --> 00:02:08,241
‫در همین حال، تعداد اعضای
‫گروه هواداران آنلاین کینگ‌فیشر

37
00:02:08,291 --> 00:02:09,866
‫- به 300 هزار نفر نزدیک شده...
‫- گروه هواداران؟

38
00:02:09,916 --> 00:02:11,533
‫همه‌شون عقلشون رو از دست دادن؟

39
00:02:11,583 --> 00:02:13,450
‫چرا برای اون دیوونه هورا می‌کشن؟

40
00:02:13,500 --> 00:02:15,866
‫شاید یه جور حس تخلیه بهشون می‌ده.

41
00:02:15,916 --> 00:02:18,491
‫اون بدترین مجرم‌ها رو انتخاب می‌کنه و می‌کُشه.

42
00:02:18,541 --> 00:02:19,575
‫حس تخلیه و زهرمار.

43
00:02:19,625 --> 00:02:23,908
‫هی، مگه کشتن یه قاتل، خودش قتل نیست؟

44
00:02:23,958 --> 00:02:26,158
‫فعلا که فقط مجرم‌ها رو می‌کشه،

45
00:02:26,208 --> 00:02:28,666
‫ولی کی می‌دونه یه روز یه بی‌گناه رو نکشه؟

46
00:02:29,583 --> 00:02:33,541
‫اگه، فقط فرض کن...

47
00:02:35,416 --> 00:02:38,116
‫اگه واقعا کینگ‌فیشر اون عوضی رو می‌کشت...

48
00:02:38,166 --> 00:02:40,083
‫اون عوضی؟ کی رو می‌گی؟

49
00:02:42,458 --> 00:02:45,700
‫واقعا فکر می‌کنی خوشحال می‌شدم
‫یا ازش تشکر می‌کردم؟

50
00:02:45,750 --> 00:02:48,366
‫منظورم اینه که مثلا انتقامت رو می‌گرفت
‫یا یه همچین چیزی.

51
00:02:48,416 --> 00:02:50,408
‫لعنتی! هی!

52
00:02:50,458 --> 00:02:54,075
‫اگه یه قاتل دیگه، قاتل پدر و مادرم رو بکشه،
‫اسمش انتقامه؟

53
00:02:54,125 --> 00:02:55,908
‫اگه قرار باشه کسی انتقام بگیره،
‫باید خودم این کارو بکنم.

54
00:02:55,958 --> 00:02:58,125
‫کینگ‌فیشر چه حقی داره؟

55
00:03:04,000 --> 00:03:06,241
‫انتقام من اینه که

56
00:03:06,291 --> 00:03:09,950
‫دستگیرش کنم و بقیه عمرش رو توی زندان بگذرونه.

57
00:03:10,000 --> 00:03:12,908
‫از نظر من، هر دوتاشون قاتل و عوضی‌ان.

58
00:03:12,958 --> 00:03:15,450
‫وقتی اون عوضی رو بگیرم،

59
00:03:15,500 --> 00:03:19,833
‫بعدش هر طور شده می‌رم سراغ کینگ‌فیشر.

60
00:03:20,750 --> 00:03:22,950
‫فقط صبر کن و ببین.

61
00:03:23,000 --> 00:03:24,708
‫باشه.

62
00:03:29,041 --> 00:03:30,116
‫وای.

63
00:03:30,166 --> 00:03:33,033
‫وای، خیلی ببخشید.

64
00:03:33,083 --> 00:03:36,200
‫خانم، یه پرس گوشت آب‌پز لطفا.

65
00:03:36,250 --> 00:03:37,616
‫برای هزینه خشکشویی.

66
00:03:37,666 --> 00:03:40,375
‫نیروتو حفظ کن، کارآگاه آینده.

67
00:03:42,000 --> 00:03:44,450
‫- سی هزار وون، با گوشت آب‌پز؟
‫- باشه.

68
00:03:44,500 --> 00:03:46,208
‫چش بود؟

69
00:03:53,083 --> 00:03:56,075
‫[قسمت دهم]

70
00:03:56,125 --> 00:03:58,075
‫[ارزیابی وضعیت مجرم، یک ماه پس از آزادی]

71
00:03:58,125 --> 00:04:00,250
‫[نشانه‌های متعدد خطر، احتمال بالای تکرار جرم]

72
00:04:08,250 --> 00:04:11,458
‫چیه؟ به خاطر پسر قربانی که پلیسه؟

73
00:04:16,208 --> 00:04:19,825
‫حس می‌کردم چهره‌ش برام آشناست.
‫حالا یادم اومد.

74
00:04:19,875 --> 00:04:25,033
‫وقتی از مهمونی خونه‌ی شما می‌رفتیم،
‫توی لابی طبقه اول دیدمش.

75
00:04:25,083 --> 00:04:27,200
‫شنیده بودم.

76
00:04:27,250 --> 00:04:28,991
‫دوست شوهرمه.

77
00:04:29,041 --> 00:04:30,241
‫واقعا؟

78
00:04:30,291 --> 00:04:32,000
‫شوهرت...

79
00:04:33,041 --> 00:04:35,375
‫همچین دوستی داشت؟

80
00:04:36,083 --> 00:04:41,166
‫اگه واقعا باهاش راحت نیستی،
‫سناریو رو عوض کنیم.

81
00:04:47,375 --> 00:04:50,200
‫چرا آدما هیچ‌وقت واقعا عوض نمی‌شن؟

82
00:04:50,250 --> 00:04:52,866
‫بیست سال زمان کمی نیست.

83
00:04:52,916 --> 00:04:54,583
‫دقیقا.

84
00:04:55,583 --> 00:04:57,658
‫گناه‌هایی مرتکب می‌شن که حتی
‫توبه و پشیمونی هم نمی‌تونه

85
00:04:57,708 --> 00:05:00,658
‫باعث بشه خانواده قربانی ببخشنشون.

86
00:05:00,708 --> 00:05:02,283
‫اصلا چرا همچین کاری می‌کنن؟

87
00:05:02,333 --> 00:05:04,083
‫از قدیم گفتن،

88
00:05:04,708 --> 00:05:10,158
‫آدم هرچی هم تغییر کنه،
‫آخرش به ذات خودش برمی‌گرده، نه؟

89
00:05:10,208 --> 00:05:14,408
‫ولی خب، هر کسی به خاطر شرایط

90
00:05:14,458 --> 00:05:16,741
‫و محیطی که توش بزرگ شده، قاتل نمی‌شه.

91
00:05:16,791 --> 00:05:23,250
‫خیلی‌ها مجازاتشون رو می‌کشن
‫و بعد می‌رن سراغ یه زندگی تازه.

92
00:05:24,000 --> 00:05:28,166
‫برای همینه که قانون و حکومت
‫بهشون یه فرصت دوباره می‌دن.

93
00:05:31,791 --> 00:05:34,000
‫همون سناریو رو ادامه بدیم.

94
00:05:34,666 --> 00:05:36,375
‫مشکلی برات پیش نمیاد؟

95
00:05:37,083 --> 00:05:38,033
‫نباید بیاد.

96
00:05:38,083 --> 00:05:42,250
‫این کارمه و کاریه که از دستم برمیاد.

97
00:05:55,208 --> 00:05:56,825
‫چرا دنبال اون عوضی افتادی، احمق؟

98
00:05:56,875 --> 00:05:59,833
‫اگه ببینیش، می‌خوای چی کار کنی؟

99
00:06:00,583 --> 00:06:03,491
‫یعنی چی؟
‫فقط دارم زیر نظرش می‌گیرم.

100
00:06:03,541 --> 00:06:05,116
‫چرا؟ نکنه...

101
00:06:05,166 --> 00:06:07,158
‫نگران اینی که من یه کار احمقانه بکنم؟

102
00:06:07,208 --> 00:06:08,825
‫مخصوصا حالا که اسلحه هم دارم؟

103
00:06:08,875 --> 00:06:11,741
‫اَه، حتی شوخی‌هاتم عجیب‌غریبه.

104
00:06:11,791 --> 00:06:14,033
‫- اصلا چرا اسلحه داری...
‫- وقتی می‌دونی شوخی می‌کنم،

105
00:06:14,083 --> 00:06:16,658
‫پس نگران نباش و برو خونه.

106
00:06:16,708 --> 00:06:18,450
‫نگفتی امشب زنت تا دیر وقت سر کاره؟

107
00:06:18,500 --> 00:06:20,208
‫قطع می‌کنم.

108
00:06:41,583 --> 00:06:42,741
‫[بابانوئل من]

109
00:06:42,791 --> 00:06:44,408
‫امشب تا دیر وقت سر کارم.

110
00:06:44,458 --> 00:06:45,908
‫کجایی، ته‌سونگ؟

111
00:06:45,958 --> 00:06:47,408
‫الان دارم از سر کار میام.

112
00:06:47,458 --> 00:06:51,075
‫سه‌آه گفت تا ساعت هشت مراقب یول هست.
‫سعی می‌کنم قبل از اون برسم خونه.

113
00:06:51,125 --> 00:06:53,241
‫منم زیاد دیر نمی‌کنم.

114
00:06:53,291 --> 00:06:54,450
‫وقتی کارم تموم شد بهت زنگ می‌زنم.

115
00:06:54,500 --> 00:06:57,200
‫[چهارشنبه، 6 می]

116
00:06:57,250 --> 00:06:59,700
‫جانگ اون‌هک داره از سر کارش میاد بیرون.

117
00:06:59,750 --> 00:07:02,075
‫احتمالا تا پنج دقیقه دیگه می‌رسه.

118
00:07:02,125 --> 00:07:03,833
‫باشه.

119
00:07:09,833 --> 00:07:12,125
‫داره وارد خیابون بعدی می‌شه.

120
00:07:22,166 --> 00:07:25,666
‫مثل اینکه می‌خواد چیزی بخره.
‫همین الان رفت توی یه فروشگاه.

121
00:07:26,833 --> 00:07:28,450
‫اوه...

122
00:07:28,500 --> 00:07:30,366
‫فقط نوشیدنیه.

123
00:07:30,416 --> 00:07:34,825
‫چند تا بطری آبجو برداشت
‫و بیرون فروشگاه نشست.

124
00:07:34,875 --> 00:07:36,791
‫فکر کنم این یکی طول بکشه.

125
00:07:45,583 --> 00:07:50,116
‫خانم یو، یه مرد داره جانگ اون‌هک رو تعقیب می‌کنه.

126
00:07:50,166 --> 00:07:51,825
‫- یه مرد؟
‫- انگار از وقتی از کارگاه اومده بیرون،

127
00:07:51,875 --> 00:07:52,950
‫دنبالش بوده.

128
00:07:53,000 --> 00:07:55,616
‫از دور اونو زیرنظر داره.

129
00:07:55,666 --> 00:07:57,158
‫قیافش چطوریه؟

130
00:07:57,208 --> 00:08:00,158
‫یه ژاکت پوشیده، احتمالا حدود سی‌وپنج سالشه.

131
00:08:00,208 --> 00:08:03,658
‫چهره‌ش توی دوربین مشخص نیست.

132
00:08:03,708 --> 00:08:05,458
‫بذار یه نگاهی بندازم.

133
00:08:28,416 --> 00:08:31,283
‫ممکنه همون پسرِ پلیس باشه...

134
00:08:31,333 --> 00:08:32,866
‫آره، خودشه.

135
00:08:32,916 --> 00:08:34,750
‫پس فکر کنم امروز...

136
00:08:36,000 --> 00:08:37,916
‫فعلا فقط زیر نظرشون بگیریم.

137
00:08:51,708 --> 00:08:53,625
‫جانگ اون‌هاک راه افتاد.

138
00:08:54,541 --> 00:08:57,158
‫داره برمی‌گرده همون مسیری که اومده؟

139
00:08:57,208 --> 00:08:58,875
‫می‌بینمش.

140
00:09:16,750 --> 00:09:19,166
‫جانگ اون‌هاک دوباره وارد کارگاه شد.

141
00:09:26,958 --> 00:09:30,283
‫خانم یو، جانگ اون‌هاک دوباره دست به کار شد.

142
00:09:30,333 --> 00:09:32,875
‫چی؟ پسره کجاست؟

143
00:09:34,041 --> 00:09:35,750
‫چی؟ زخمی شده؟

144
00:09:37,666 --> 00:09:39,950
‫جانگ اون‌هاک با عجله فرار کرد.

145
00:09:40,000 --> 00:09:42,575
‫پسره هم بلافاصله دنبالش رفت.

146
00:09:42,625 --> 00:09:44,750
‫اسلحه دستشه.
‫[مبلمان دونگ‌وون]

147
00:10:02,458 --> 00:10:03,491
‫دارم می‌رم.

148
00:10:03,541 --> 00:10:05,366
‫مسیرشون رو دنبال کن و منو در جریان بذار.

149
00:10:05,416 --> 00:10:09,325
‫خانم یو، کوان ته‌سونگ اینجاست.

150
00:10:09,375 --> 00:10:10,741
‫- چی؟
‫- رفت داخل کارگاه،

151
00:10:10,791 --> 00:10:14,450
‫بعد دوباره بیرون اومد و سمت اون دوتا دوید.

152
00:10:14,500 --> 00:10:16,325
‫چرا شوهرت اینجاست...

153
00:10:16,375 --> 00:10:19,116
‫خانم یو! خانم یو، صدامو می‌شنوی؟

154
00:10:19,166 --> 00:10:20,491
‫آره، می‌شنوم.

155
00:10:20,541 --> 00:10:22,450
‫- پس بهتره امروز برگردیم...
‫- نه.

156
00:10:22,500 --> 00:10:23,783
‫اگه الان برگردیم، گمش می‌کنیم.

157
00:10:23,833 --> 00:10:25,541
‫ادامه میدیم.

158
00:10:28,875 --> 00:10:30,325
‫پایین هستم.
‫کدوم طرفه؟

159
00:10:30,375 --> 00:10:32,116
‫خانم یو، می‌خوای چی کار کنی؟

160
00:10:32,166 --> 00:10:33,533
‫اگه امروز یه اتفاقی بیفته...

161
00:10:33,583 --> 00:10:35,291
‫کی ‌یونگ‌دو.

162
00:10:39,875 --> 00:10:41,616
‫پشتت به کارگاه باشه، سمت چپته.

163
00:10:41,666 --> 00:10:44,616
‫سمت راستته، خانم یو.

164
00:10:44,666 --> 00:10:47,000
‫ریسک بی‌خودی نکن.

165
00:11:39,041 --> 00:11:41,041
‫جانگ اون‌هاک، وایسا!

166
00:12:00,875 --> 00:12:02,708
‫جانگ اون‌هاک، وایسا!

167
00:12:19,875 --> 00:12:21,583
‫جلسه تموم شد.

168
00:12:23,333 --> 00:12:25,616
‫خسته نباشی، خانم یو.

169
00:12:25,666 --> 00:12:28,325
‫فعلا از اونجا برو.

170
00:12:28,375 --> 00:12:30,041
‫دونگ‌جین!

171
00:12:39,583 --> 00:12:40,616
‫چت شده؟

172
00:12:40,666 --> 00:12:42,333
‫خوبی؟

173
00:12:43,541 --> 00:12:45,250
‫نه...

174
00:12:45,958 --> 00:12:47,991
‫من نبودم.
‫من بهش شلیک نکردم.

175
00:12:48,041 --> 00:12:52,166
‫- می‌دونم، می‌دونم.
‫- من نبودم... من...

176
00:12:56,375 --> 00:12:58,083
‫کینگ‌فیشر...

177
00:13:00,583 --> 00:13:02,450
‫کینگ‌فیشر اینجاست.

178
00:13:02,500 --> 00:13:04,033
‫کینگ‌فیشر اینجا بود.
‫کینگ‌فیشر...

179
00:13:04,083 --> 00:13:05,950
‫کینگ‌فیشر...کینگ‌فیشر...

180
00:13:06,000 --> 00:13:07,908
‫کینگ‌فیشر...

181
00:13:07,958 --> 00:13:10,666
‫دونگ‌جین!

182
00:13:11,458 --> 00:13:12,408
‫دونگ‌جین!

183
00:13:12,458 --> 00:13:14,166
‫نه.

184
00:13:14,833 --> 00:13:16,116
‫اول باید به بیمارستان بری.

185
00:13:16,166 --> 00:13:17,825
‫فعلا خودتم زخمی شدی.

186
00:13:17,875 --> 00:13:19,575
‫باید بگیرمش.
‫باید کینگ‌فیشر رو بگیرم.

187
00:13:19,625 --> 00:13:22,283
‫بدجور داره ازت خون میره.

188
00:13:22,333 --> 00:13:23,491
‫اون اینجا بود.

189
00:13:23,541 --> 00:13:25,991
‫کینگ‌فیشر همین چند لحظه پیش اینجا بود.

190
00:13:26,041 --> 00:13:28,833
‫لی دونگ‌جین.
‫لی دونگ‌جین.

191
00:13:29,458 --> 00:13:30,741
‫به خودت بیا.

192
00:13:30,791 --> 00:13:32,541
‫باید هوشیار بمونی.

193
00:13:34,666 --> 00:13:36,375
‫ته‌سونگ.

194
00:13:39,500 --> 00:13:41,666
‫اون عوضی، جانگ اون‌هاک...

195
00:13:44,791 --> 00:13:46,500
‫مُرده.

196
00:13:47,541 --> 00:13:49,333
‫اون عوضی...

197
00:13:53,166 --> 00:13:54,783
‫اون عوضی مُرده...

198
00:13:54,833 --> 00:13:59,000
‫ته‌سونگ، الان چیکار کنم؟
‫من...

199
00:14:01,625 --> 00:14:04,000
‫خوشحالم که...

200
00:14:07,208 --> 00:14:09,083
‫جانگ اون‌هاک مُرده.

201
00:14:09,791 --> 00:14:11,500
‫و...

202
00:14:13,083 --> 00:14:15,408
‫و از خودم شرمسارم که همچین حسی دارم.

203
00:14:15,458 --> 00:14:16,741
‫دونگ‌جین، اشکالی نداره.

204
00:14:16,791 --> 00:14:20,041
‫دونگ‌جین، اشکالی نداره.
‫آروم باش.

205
00:14:23,416 --> 00:14:27,125
‫من توی این دنیا از همه بیشتر می‌خواستم
‫جانگ اون‌هاک بمیره.

206
00:14:28,416 --> 00:14:33,991
‫هر روز، بدون حتی یک روز استثنا،
‫آرزو می‌کردم خودم بکشمش.

207
00:14:34,041 --> 00:14:37,500
‫حتی بعد از بیست سال،
‫هر وقت به اون روز فکر می‌کردم...

208
00:14:46,375 --> 00:14:49,833
‫بارها و بارها توی ذهنم بهش شلیک می‌کردم.

209
00:14:50,541 --> 00:14:54,958
‫تصور می‌کردم گلوله مغزش رو
‫متلاشی می‌کنه، بدنش تکه‌تکه می‌شه،

210
00:14:56,416 --> 00:15:00,408
‫از شدت درد به خودش می‌پیچه
‫و بعد می‌افته توی جهنم.

211
00:15:00,458 --> 00:15:02,991
‫دلم می‌خواست با چشم‌های خودم ببینمش.

212
00:15:03,041 --> 00:15:04,908
‫می‌دونم.
‫می‌دونم، دونگ‌جین.

213
00:15:04,958 --> 00:15:07,991
‫ولی اول باید بریم بیمارستان.
‫خواهش می‌کنم.

214
00:15:08,041 --> 00:15:10,033
‫دونگ‌جین، دونگ‌جین.

215
00:15:10,083 --> 00:15:11,991
‫اول باید بری بیمارستان.

216
00:15:12,041 --> 00:15:14,083
‫من باید کینگ‌فیشر رو بگیرم.

217
00:15:15,083 --> 00:15:17,491
‫اون عوضی رو کشت!

218
00:15:17,541 --> 00:15:19,908
‫کینگ‌فیشر اون عوضی رو کشت.

219
00:15:19,958 --> 00:15:22,450
‫بیست سال تمام، بارها توی ذهنت تصورش کردی،
‫ولی نتونستی انجامش بدی.

220
00:15:22,500 --> 00:15:24,450
‫کینگ‌فیشر انجامش داد.

221
00:15:24,500 --> 00:15:25,950
‫دیدیش، مگه نه؟

222
00:15:26,000 --> 00:15:29,616
‫اون عوضی دوباره می‌خواست یکی رو بکشه.

223
00:15:29,666 --> 00:15:32,408
‫دقیقا.
‫من نتونستم.

224
00:15:32,458 --> 00:15:34,908
‫حتی وقتی جانگ اون‌هاک
‫درست جلوی چشمم فرار می‌کرد

225
00:15:34,958 --> 00:15:38,291
‫و پشت سرش این‌قدر نزدیکم بود،

226
00:15:39,250 --> 00:15:40,950
‫باز هم نتونستم بکشمش.

227
00:15:41,000 --> 00:15:42,750
‫می‌دونی چرا؟

228
00:15:45,000 --> 00:15:46,033
‫قبلا ازم پرسیدی.

229
00:15:46,083 --> 00:15:48,408
‫اگه اصلا عوض نشده باشه چی؟

230
00:15:48,458 --> 00:15:50,575
‫ولی جوابم رو از قبل می‌دونستم.

231
00:15:50,625 --> 00:15:53,491
‫اگه جرمی مرتکب بشه،
‫می‌گیرمش و می‌اندازمش زندان.

232
00:15:53,541 --> 00:15:55,866
‫اگه آزاد بشه و دوباره مرتکب جرم بشه،
‫باز می‌گیرمش و می‌ا‌ندازمش زندان.

233
00:15:55,916 --> 00:15:57,283
‫همین‌طور هر بار می‌گیرمش
‫و دوباره زندانی‌ش می‌کنم.

234
00:15:57,333 --> 00:15:59,866
‫این راه منه و کار درست همینه.

235
00:15:59,916 --> 00:16:04,408
‫نه، در واقعیت این عوضی‌ها هیچ‌وقت
‫به سزای کارشون نمی‌رسن.

236
00:16:04,458 --> 00:16:08,908
‫دونگ‌جین، قانون کامل نیست.
‫خودت که می‌دونی، مگه نه؟

237
00:16:08,958 --> 00:16:10,408
‫اه، آره؟

238
00:16:10,458 --> 00:16:12,616
‫پس هر کاری می‌خوای بکن.

239
00:16:12,666 --> 00:16:15,158
‫برام مهم نیست قانون کامله یا نه.

240
00:16:15,208 --> 00:16:17,491
‫از نظر من، هر دو عوضی‌هایی‌ هستن که آدم کشتن.

241
00:16:17,541 --> 00:16:19,916
‫و گرفتن آدم‌هایی مثل اونا، وظیفه منه.

242
00:16:22,000 --> 00:16:24,950
‫من کار خودم رو می‌کنم،
‫تو هم کار خودت رو بکن.

243
00:16:25,000 --> 00:16:27,575
‫داستان بنویس، پرونده رو پوشش بده،
‫هر کاری می‌خوای بکن.

244
00:16:27,625 --> 00:16:29,458
‫تو خبرنگاری، مگه نه؟

245
00:16:37,000 --> 00:16:39,375
‫بئوم، کجایی؟

246
00:16:51,500 --> 00:16:52,616
‫بئوم.

247
00:16:52,666 --> 00:16:55,575
‫تمام دوربین‌های مداربسته اطراف رو
‫بررسی کن و مسیر فرارش رو دربیار.

248
00:16:55,625 --> 00:16:59,366
‫همه اثر انگشت‌ها، رد پاها و هر مدرکی
‫که روی پشت‌بوم مونده رو هم جمع کن.

249
00:16:59,416 --> 00:17:01,208
‫باشه.

250
00:17:16,041 --> 00:17:17,616
‫سه‌آه.

251
00:17:17,666 --> 00:17:19,658
‫- هان؟ اوه.
‫- ببخشید بیدارت کردم.

252
00:17:19,708 --> 00:17:20,991
‫بو نا، اومدی؟

253
00:17:21,041 --> 00:17:24,408
‫ته‌سونگ یه کم پیش زنگ زد و گفت دیر میاد،

254
00:17:24,458 --> 00:17:26,783
‫برای همین یول رو شستم
‫و توی اتاق خواب خودمون خوابوندمش.

255
00:17:26,833 --> 00:17:28,866
‫ببخشید دیر کردم.
‫ممنون.

256
00:17:28,916 --> 00:17:30,708
‫برو به کارت برس.

257
00:17:37,791 --> 00:17:38,741
‫یه کاری برام پیش اومده.
‫[بابانوئل من]

258
00:17:38,791 --> 00:17:42,708
‫امشب خیلی دیر میام. منتظرم نمون.
‫زودتر بخواب.

259
00:18:05,666 --> 00:18:07,741
‫[کینگ‌فیشر...]

260
00:18:07,791 --> 00:18:09,583
‫کینگ‌فیشر...

261
00:18:10,625 --> 00:18:12,416
‫منو هم دید؟

262
00:18:26,000 --> 00:18:28,500
‫اون مردی که اون روز دیدم...

263
00:18:29,375 --> 00:18:31,950
‫واقعا کینگ‌فیشر بود؟

264
00:18:32,000 --> 00:18:34,541
‫شب بخیر، ته‌سونگ.

265
00:18:40,041 --> 00:18:41,908
‫ته‌سونگ.

266
00:18:41,958 --> 00:18:45,700
‫من کار خودم رو می‌کنم،
‫تو هم کار خودت رو بکن.

267
00:18:45,750 --> 00:18:47,541
‫تو خبرنگاری، مگه نه؟

268
00:18:49,166 --> 00:18:50,283
‫[کینگ‌فیشر منو هم دید؟]

269
00:18:50,333 --> 00:18:52,333
‫[اون مردی که اون روز دیدم...واقعا کینگ‌فیشر بود؟]

270
00:18:57,708 --> 00:19:00,616
‫گزارش اختصاصی: صحنه جرم کینگ‌فیشر.

271
00:19:00,666 --> 00:19:02,783
‫محکوم به قتل یک زوج در سوپرمارکت،

272
00:19:02,833 --> 00:19:06,241
‫هنگام فرار پس از اقدام به قتل دوباره،
‫هدف گلوله قرار گرفت.

273
00:19:06,291 --> 00:19:09,241
‫جانگ اون‌هاک که 20 سال پیش به جرم قتل یک زوج در سوپرمارکتی

274
00:19:09,291 --> 00:19:11,325
‫در گانگ‌میون‌دونگ زندانی شده بود،

275
00:19:11,375 --> 00:19:15,833
‫تنها یک ماه پس از آزادی مشروط،
‫در جریان اقدام به قتل دوباره کشته شد.

276
00:19:17,791 --> 00:19:19,241
‫شب گذشته نیز یک مورد دیگر
‫[حمله‌ای عجیب در یک کوچه]

277
00:19:19,291 --> 00:19:21,033
‫از حملات کینگ‌فیشر رخ داد.
‫[کینگ‌فیشر دیشب دوباره دست به کار شد]

278
00:19:21,083 --> 00:19:22,700
‫این بار قربانی، آقای جانگ بود،

279
00:19:22,750 --> 00:19:25,908
‫کسی که 20 سال پیش یک زوج رو
‫به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسونده بود.

280
00:19:25,958 --> 00:19:27,950
‫اون به 16 سال زندان محکوم شده بود،
‫[قاتل سوپرمارکت هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد]

281
00:19:28,000 --> 00:19:30,075
‫اما تنها یک سال مانده به پایان محکومیتش،
‫[کشته شدن هنگام فرار پس از اقدام به قتل]

282
00:19:30,125 --> 00:19:31,450
‫یک ماه پس از آزادی مشروط،
‫[قاتل زوج صاحب سوپرمارکت کشته شد]

283
00:19:31,500 --> 00:19:32,866
‫کشته شد و این خبر جامعه رو شوکه کرد.
‫[یک ماه پس از آزادی مشروط]

284
00:19:32,916 --> 00:19:33,866
‫- تازه، این اتفاق...
‫- می‌گن کینگ‌فیشر

285
00:19:33,916 --> 00:19:34,866
‫- با موارد قبلی فرق داره.
‫- دیروز دوباره دست به کار شده.

286
00:19:34,916 --> 00:19:35,866
‫- بیشتر قتل‌های قبلی...
‫- واقعا؟

287
00:19:35,916 --> 00:19:36,866
‫- توی مکان‌های بسته و دورافتاده اتفاق افتاده بودن.
‫- کینگ‌فیشر واقعا حرف نداره.

288
00:19:36,916 --> 00:19:39,033
‫برخلاف پرونده‌های قبلی کینگ‌فیشر،

289
00:19:39,083 --> 00:19:42,491
‫این بار حادثه در یک کوچه مسکونی
‫اتفاق افتاده که بسیار غیرعادیه.

290
00:19:42,541 --> 00:19:45,450
‫به طرز تکان‌دهنده‌ای مشخص شده که آقای جانگ
‫[گزارش اختصاصی: صحنه جرم کینگ‌فیشر]

291
00:19:45,500 --> 00:19:47,783
‫قصد داشته کارفرمای خودش رو به قتل برسونه.

292
00:19:47,833 --> 00:19:51,241
‫اون تنها یک ماه پس از آزادی مشروط،
‫دوباره اقدام به قتل کرده بود،

293
00:19:51,291 --> 00:19:52,658
‫این بار هم در حین ارتکاب جرم مچش گرفته شد.

294
00:19:52,708 --> 00:19:55,741
‫از طرفی، با توجه به اینکه مظنون در حال فرار بوده،

295
00:19:55,791 --> 00:19:57,783
‫گمان می‌ره کینگ‌فیشر
‫برخلاف روال همیشگی خودش،

296
00:19:57,833 --> 00:20:02,083
‫این بار در یک مکان عمومی دست به تیراندازی زده.

297
00:20:03,166 --> 00:20:04,991
‫مامانی، بابا کجاست؟

298
00:20:05,041 --> 00:20:07,033
‫چرا بابا بیدار نمی‌شه؟

299
00:20:07,083 --> 00:20:10,408
‫بابا؟ بذار بابا یکم بیشتر بخوابه.

300
00:20:10,458 --> 00:20:12,750
‫بابا خوابش میاد؟

301
00:20:14,375 --> 00:20:17,075
‫بابا دیشب تا دیر وقت سر کار بود، خسته‌ست.

302
00:20:17,125 --> 00:20:18,700
‫چه کاری؟

303
00:20:18,750 --> 00:20:21,158
‫مقاله نوشتن.

304
00:20:21,208 --> 00:20:23,450
‫مقاله چیه؟

305
00:20:23,500 --> 00:20:27,075
‫مقاله چیزیه که به مردم می‌گه چه اتفاقی افتاده،

306
00:20:27,125 --> 00:20:32,825
‫چرا اتفاق افتاده و حالا باید چه کار کرد.
‫کارش همینه.

307
00:20:32,875 --> 00:20:34,491
‫یول، همه‌شو خوردی، مگه نه؟

308
00:20:34,541 --> 00:20:38,200
‫اوه؟ خوردی؟ پس اینم بخور.

309
00:20:38,250 --> 00:20:40,575
‫نگفتی می‌خوای مثل مامانی و بابا قدبلند بشی؟

310
00:20:40,625 --> 00:20:42,616
‫پس باید اینو بخوری تا بزرگ و قدبلند بشی.

311
00:20:42,666 --> 00:20:44,500
‫بیا، بخورش.

312
00:20:45,625 --> 00:20:47,075
‫خوشمزه‌س؟

313
00:20:47,125 --> 00:20:48,116
‫آره.

314
00:20:48,166 --> 00:20:49,875
‫آره؟

315
00:20:51,916 --> 00:20:53,075
‫بابایی!

316
00:20:53,125 --> 00:20:55,283
‫خوشگل کوچولوی من!

317
00:20:55,333 --> 00:20:57,491
‫گنج من!

318
00:20:57,541 --> 00:20:59,325
‫خوب خوابیدی؟

319
00:20:59,375 --> 00:21:00,616
‫از قبل لباس پوشیدی؟

320
00:21:00,666 --> 00:21:04,325
‫آره، هم لباس پوشیدم و هم اینو خوردم.

321
00:21:04,375 --> 00:21:07,075
‫قراره قدم اینقدر بشه، درست مثل خودت.

322
00:21:07,125 --> 00:21:08,908
‫وای، واقعا؟
‫خیلی خوبه.

323
00:21:08,958 --> 00:21:09,991
‫ببخشید که خواب موندم.

324
00:21:10,041 --> 00:21:13,825
‫فردا برات جبرانش می‌کنم، باشه؟

325
00:21:13,875 --> 00:21:16,116
‫خدای من.

326
00:21:16,166 --> 00:21:18,200
‫چرا یکم دیگه نمی‌خوابی؟
‫زود بیدار نشدی؟

327
00:21:18,250 --> 00:21:20,208
‫من باید برم سر کار.

328
00:21:24,625 --> 00:21:26,783
‫حتما دیشب که تا دیر وقت کار کردی خسته شدی،

329
00:21:26,833 --> 00:21:29,041
‫امروز هم که تنهایی کلی سرت شلوغ بوده.

330
00:21:34,625 --> 00:21:38,783
‫چیه؟ این نگاه پرمعنی اول صبح دیگه چیه؟

331
00:21:38,833 --> 00:21:39,783
‫نه، طوری نیست.

332
00:21:39,833 --> 00:21:42,333
‫فقط نگاه کسیه که داره
‫به عزیزترین آدم زندگیش نگاه می‌کنه.

333
00:21:45,166 --> 00:21:48,408
‫برو یه دوش بگیر.
‫برات نون تست درست می‌کنم.

334
00:21:48,458 --> 00:21:50,241
‫یه لحظه صبر کن.

335
00:21:50,291 --> 00:21:52,625
‫اول بذار یه کم شارژ بشم.

336
00:21:53,625 --> 00:21:55,333
‫منم همین‌طور.

337
00:21:59,291 --> 00:22:01,000
‫برو دست و صورتت رو بشور.

338
00:22:02,041 --> 00:22:04,500
‫من دو تا نون تست می‌خورم.

339
00:22:06,500 --> 00:22:09,291
‫[نامه استعفا]

340
00:22:10,666 --> 00:22:12,366
‫حالا داری تهدیدم می‌کنی؟

341
00:22:12,416 --> 00:22:15,033
‫رو در رو حرفت رو بزن.
‫با یه تکه کاغذ این کارو نکن.

342
00:22:15,083 --> 00:22:16,575
‫می‌دونم امروز یه جلسه برای مقابله با کینگ‌فیشر،

343
00:22:16,625 --> 00:22:18,741
‫به ریاست فرمانده کل پلیس برگزار می‌شه.

344
00:22:18,791 --> 00:22:19,950
‫خب که چی؟

345
00:22:20,000 --> 00:22:21,366
‫چند بار رؤسای پلیس جلسه گذاشتن؟

346
00:22:21,416 --> 00:22:22,825
‫نمی‌دونی این جلسه‌ها فقط برای رفع تکلیفه؟

347
00:22:22,875 --> 00:22:24,533
‫پس لطفا مطمئن شو
‫این یکی دیگه صرفا رفع تکلیف نباشه.

348
00:22:24,583 --> 00:22:26,033
‫آخه من دقیقا چطوری باید این کارو بکنم؟

349
00:22:26,083 --> 00:22:28,408
‫چیه؟ می‌خوای مسئولیتش رو بذارم گردن تو؟

350
00:22:28,458 --> 00:22:29,450
‫چرا باید این کارو بکنم؟

351
00:22:29,500 --> 00:22:31,333
‫این پرونده منه.

352
00:22:32,083 --> 00:22:35,075
‫دیروز چه کار می‌کردی که حالا اومدی اینجا؟

353
00:22:35,125 --> 00:22:37,950
‫بالاخره با همون کسی که
‫این‌همه دنبالش بودی، رو‌به‌رو شدی.

354
00:22:38,000 --> 00:22:39,958
‫ولی چرا نگرفتیش؟

355
00:22:40,833 --> 00:22:42,541
‫خدایا.

356
00:22:43,416 --> 00:22:46,366
‫از چند کلانتری دیگه ازم پرسیدن
‫که نکنه عمدا گذاشتی فرار کنه.

357
00:22:46,416 --> 00:22:49,700
‫فکر می‌کنن داشتی وقت می‌خریدی

358
00:22:49,750 --> 00:22:52,166
‫تا کسی که انتقامت رو برات گرفت، بتونه فرار کنه.

359
00:22:53,666 --> 00:22:55,741
‫اگه این‌طور باشه،

360
00:22:55,791 --> 00:22:58,408
‫می‌تونه باعث شروع تحقیقات
‫و حتی برخورد انضباطی بشه.

361
00:22:58,458 --> 00:23:04,708
‫حتی درباره اینکه اون موقع چرا داشتی
‫جانگ اون‌هاک رو زیر نظر می‌گرفتی.

362
00:23:05,541 --> 00:23:08,166
‫فکر نمی‌کنی این موضوع امروز توی جلسه مطرح بشه؟

363
00:23:12,125 --> 00:23:15,533
‫فقط خودت حقیقت رو می‌دونی.

364
00:23:15,583 --> 00:23:16,741
‫من ازت چیزی نمی‌پرسم.

365
00:23:16,791 --> 00:23:18,666
‫ولی تو هم باید بی‌خیالش بشی.

366
00:23:19,708 --> 00:23:24,741
‫اگه بحث تحقیقات یا مجازات انضباطی پیش بیاد،
‫من هواتو دارم.

367
00:23:24,791 --> 00:23:26,500
‫حالا می‌تونی بری.

368
00:23:27,833 --> 00:23:30,450
‫بهونه نمیارم.
‫مسئولیتش رو می‌پذیرم.

369
00:23:30,500 --> 00:23:32,408
‫اگه بگن باید مجازات بشم، قبول می‌کنم.

370
00:23:32,458 --> 00:23:34,200
‫اگه بهم فرصت بدن، جبرانش می‌کنم.

371
00:23:34,250 --> 00:23:36,200
‫و اگه هیچ‌کدوم ممکن نباشه...

372
00:23:36,250 --> 00:23:38,158
‫[نامه استعفا]

373
00:23:38,208 --> 00:23:40,366
‫لطفا استعفای منو قبول کنین.

374
00:23:40,416 --> 00:23:42,158
‫هی، بیا پسش بگیر.

375
00:23:42,208 --> 00:23:43,616
‫هی، لی دونگ‌جین.

376
00:23:43,666 --> 00:23:45,416
‫هی، دونگ‌جین.

377
00:23:46,208 --> 00:23:49,666
‫اَه، داره تعظیم می‌کنه،
‫کاری که هیچ‌وقت نمی‌کنه.

378
00:23:55,583 --> 00:23:57,616
‫اوه، آقای لی.

379
00:23:57,666 --> 00:24:00,241
‫طبق انتظار، تمام تصاویر
‫دوربین‌های مداربسته اطراف پاک شده.

380
00:24:00,291 --> 00:24:02,908
‫اونجا محل توقف ممنوعه، برای همین از دوربین
‫ماشین‌ها هم چیزی به دردبخوری پیدا نشد.

381
00:24:02,958 --> 00:24:05,450
‫پشت اونجا یه پارکینگ عمومی هست.

382
00:24:05,500 --> 00:24:06,450
‫دیدمش.

383
00:24:06,500 --> 00:24:07,616
‫دیدیش؟

384
00:24:07,666 --> 00:24:10,408
‫بیشتر ساکن‌های اون منطقه
‫توی بازار مبلمان کار می‌کنن،

385
00:24:10,458 --> 00:24:13,366
‫برای همین اون ساعت معمولا کسی
‫اون اطراف نیست، چون همه زود می‌خوابن.

386
00:24:13,416 --> 00:24:16,333
‫اَه، خبری از هیچ شاهدی هم نیست.

387
00:24:17,208 --> 00:24:18,491
‫پزشکی قانونی چی شد؟

388
00:24:18,541 --> 00:24:21,491
‫فعلا هیچی.
‫ظاهرا از صحنه هم چیز زیادی به دست نیومده.

389
00:24:21,541 --> 00:24:24,158
‫ولی معلوم نیست شاید بعدا چیزی پیدا بشه،
‫پس مرتب پیگیریش کن.

390
00:24:24,208 --> 00:24:25,700
‫باشه.

391
00:24:25,750 --> 00:24:27,575
‫ولی حالتون خوبه، آقای لی؟

392
00:24:27,625 --> 00:24:30,325
‫فکر می‌کنی بعد از اینکه گذاشتم
‫درست جلوی چشمم فرار کنه، چه حسی دارم؟

393
00:24:30,375 --> 00:24:31,741
‫نه، منظورم اون نبود.

394
00:24:31,791 --> 00:24:34,708
‫قربانی، جانگ اون‌هاک...اون همون آدمه...

395
00:24:36,291 --> 00:24:38,283
‫بسه.

396
00:24:38,333 --> 00:24:41,533
‫اون دو مظنون پرونده حمله به
‫اون زوج که دفعه قبل گفتی چی شدن؟

397
00:24:41,583 --> 00:24:43,491
‫هنوز خبری از اون پرونده نیست.

398
00:24:43,541 --> 00:24:45,791
‫واحد جرایم سایبری هم چیزی پیدا نکرده.

399
00:24:47,208 --> 00:24:49,908
‫پس بدون من می‌خوای چی کار کنی؟

400
00:24:49,958 --> 00:24:52,325
‫چی؟ چرا باید نباشی؟

401
00:24:52,375 --> 00:24:54,083
‫کجا می‌ری؟

402
00:24:55,708 --> 00:24:57,325
‫[کارت شناسایی کارمند دولت، لی دونگ‌جین]

403
00:24:57,375 --> 00:24:58,950
‫به‌زودی یه رئیس جدید پیدا می‌کنی.

404
00:24:59,000 --> 00:25:03,333
‫چشم و گوشت رو باز کن
‫و هرچی می‌تونی ازش یاد بگیر.

405
00:25:04,791 --> 00:25:07,250
‫و کاری نکن من جلوش سرم پایین باشه.

406
00:25:11,250 --> 00:25:13,908
‫صبر کن، تو که استعفا نمی‌دی، می‌دی؟

407
00:25:13,958 --> 00:25:15,866
‫اَه، کجا می‌ری؟

408
00:25:15,916 --> 00:25:17,700
‫می‌رم بخوابم.

409
00:25:17,750 --> 00:25:19,241
‫اونم درست الان؟

410
00:25:19,291 --> 00:25:21,408
‫[تیم گزارش‌های تحقیقی]

411
00:25:21,458 --> 00:25:22,491
‫[کوان ته‌سونگ]

412
00:25:22,541 --> 00:25:24,158
‫[نتایج جست‌وجوی کینگ‌فیشر]

413
00:25:24,208 --> 00:25:25,958
‫[کینگ‌فیشر: قاتلی بدنام یا انتقام‌جوی عدالت؟]

414
00:25:27,041 --> 00:25:27,991
‫یک انتقام‌جوی عدالت...

415
00:25:28,041 --> 00:25:29,783
‫[خبرنگار کوان ته‌سونگ پرونده‌های مرتبط
‫با کینگ‌فیشر رو بررسی کرد]

416
00:25:29,833 --> 00:25:31,125
‫[و به وجه مشترک همه اون‌ها پی برد]

417
00:25:32,583 --> 00:25:34,200
‫[پنج پرسش درباره کینگ‌فیشر]

418
00:25:34,250 --> 00:25:37,791
‫[پرسش‌های دردناکی که کینگ‌فیشر
‫جامعه ما رو وادار به مطرح کردنشون می‌کنه]

419
00:25:38,666 --> 00:25:40,950
‫[حتی اگه کینگ‌فیشر فردا دستگیر بشه،
‫پرسش‌هایی که مطرح کرده همچنان باقی می‌مونن]

420
00:25:41,000 --> 00:25:42,666
‫[کوان ته‌سونگ، خبرنگار حوزه اجتماعی]

421
00:25:43,375 --> 00:25:45,616
‫وای! همین از کوان ته‌سونگ انتظار میره.

422
00:25:45,666 --> 00:25:49,158
‫گزارش بازگشتش درباره کینگ‌فیشر
‫هم یه گزارش اختصاصی میدانیه.

423
00:25:49,208 --> 00:25:51,533
‫خانم گو، شما هم باهاش رفتید اونجا؟

424
00:25:51,583 --> 00:25:54,616
‫نه، من اصلا خبر نداشتم.

425
00:25:54,666 --> 00:25:57,741
‫واقعا؟ چی؟ وانمود می‌کرد علاقه‌ای نداره،

426
00:25:57,791 --> 00:26:00,116
‫ولی خودش یواشکی داشت
‫پرونده رو زیر و رو می‌کرد؟

427
00:26:00,166 --> 00:26:02,033
‫پس همه‌ش نقش بازی کردن بود.

428
00:26:02,083 --> 00:26:03,075
‫ولی چرا خودش اینجا نیست؟

429
00:26:03,125 --> 00:26:05,333
‫باید هرچه زودتر یه گزارش تکمیلی آماده کنیم.

430
00:26:08,625 --> 00:26:11,283
‫برای گزارش بعدی،
‫روی سیستم آزادی مشروط تمرکز کنیم.

431
00:26:11,333 --> 00:26:15,366
‫ببینیم تو روند بررسی پرونده جانگ اون‌هاک
‫چه خلأهایی وجود داشته

432
00:26:15,416 --> 00:26:18,783
‫و روی راه‌های پیشگیری تمرکز کنیم
‫تا دیگه همچین اتفاقی نیفته.

433
00:26:18,833 --> 00:26:21,575
‫بر اساس تحقیقاتی که کردی،
‫پیش‌نویس گزارش رو آماده کن.

434
00:26:21,625 --> 00:26:22,783
‫امروز باید یه جای دیگه هم برم.

435
00:26:22,833 --> 00:26:23,950
‫چی می‌گه؟ چرا نمیاد؟

436
00:26:24,000 --> 00:26:26,741
‫نمی‌دونم والا.

437
00:26:26,791 --> 00:26:28,700
‫فقط گفت گزارش رو آماده کنم.

438
00:26:28,750 --> 00:26:32,033
‫اوه! یه گزارش تکمیلی فوری؟
‫خوشم اومد.

439
00:26:32,083 --> 00:26:33,791
‫محور گزارش چیه؟

440
00:26:35,625 --> 00:26:39,408
‫تکلیفی که کینگ‌فیشر برامون گذاشته؟

441
00:26:39,458 --> 00:26:42,241
‫تکلیف؟

442
00:26:42,291 --> 00:26:44,000
‫منظورت چیه؟

443
00:26:51,291 --> 00:26:53,000
‫مدیر یو،

444
00:26:53,625 --> 00:26:57,283
‫احتمالا از گزارش شوهرش حسابی شوکه شده.

445
00:26:57,333 --> 00:26:59,125
‫اون ازش خبر داشت.

446
00:27:00,041 --> 00:27:03,700
‫- چی؟
‫- می‌دونست شوهرش قراره بیاد و بازم شلیک کرد.

447
00:27:03,750 --> 00:27:09,575
‫احتمالا به این فکر کرده اگه فرصت رو ازدست بده،
‫ممکنه آدم‌های بیشتری آسیب ببینن.

448
00:27:09,625 --> 00:27:13,408
‫اگه اتفاقی با شوهرش روبه‌رو می‌شد چی؟

449
00:27:13,458 --> 00:27:15,833
‫حتما همه این جوانب رو در نظر گرفته بود.

450
00:27:16,708 --> 00:27:19,500
‫چون اون هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنه.

451
00:27:20,500 --> 00:27:24,033
‫هیچ‌وقت اشتباه نکرده.
‫حتی یه بار.

452
00:27:24,083 --> 00:27:27,783
‫به هر حال، معاون مدیر کی،
‫حسابی زحمت کشیدی.

453
00:27:27,833 --> 00:27:32,658
‫هر چیزی که می‌شد پاک کردم
‫و دنبال شاهد و خودرو گشتم،

454
00:27:32,708 --> 00:27:37,075
‫ولی محدوده خیلی بزرگ بود، مطمئن نیستم
‫همه مسیرها رو بررسی کرده باشیم.

455
00:27:37,125 --> 00:27:40,325
‫بعدش هم فرصت نکردیم
‫موقعیت جدید تک‌تیرانداز رو بررسی کنیم.

456
00:27:40,375 --> 00:27:42,908
‫اولویت این بود که هرچه سریع‌تر از اونجا خارج بشیم.

457
00:27:42,958 --> 00:27:45,283
‫پس الان...

458
00:27:45,333 --> 00:27:48,325
‫نمی‌دونیم ممکنه از کجا ضربه بخوریم، درسته؟

459
00:27:48,375 --> 00:27:52,241
‫تا اینجا مورد مشکوکی
‫توی پایگاه اطلاعاتی پلیس پیدا نشده.

460
00:27:52,291 --> 00:27:54,833
‫دقیق زیر نظرش داشته باش.

461
00:27:55,541 --> 00:27:59,283
‫فعلا هم بحث موقعیت تک‌تیرانداز رو مطرح نکنیم.

462
00:27:59,333 --> 00:28:01,033
‫متوجه شدم.

463
00:28:01,083 --> 00:28:02,791
‫خسته نباشید.

464
00:28:09,000 --> 00:28:11,200
‫بیا تنت رو بشوریم، ته‌سون.

465
00:28:11,250 --> 00:28:14,908
‫اگه مرتب حمومت نکنیم، بوی بد می‌گیری.

466
00:28:14,958 --> 00:28:19,825
‫یو بو نا حتما امروز حسابی خوش گذرونده،
‫انگار روی ابرها بوده، نه؟

467
00:28:19,875 --> 00:28:21,791
‫موهات رو هم بشوریم؟

468
00:28:26,250 --> 00:28:30,408
‫آخ، چه خوشگلی.

469
00:28:30,458 --> 00:28:33,666
‫خنک شدی، نه؟

470
00:28:52,625 --> 00:28:54,416
‫وای، ببین چقدر خاک و خاکه.

471
00:28:56,083 --> 00:28:59,575
‫اینجا واقعا جاییه که مدیر یو
‫حتی یه دقیقه هم بخواد بمونه؟

472
00:28:59,625 --> 00:29:02,700
‫اَه، یه کم برو اون‌ور!

473
00:29:02,750 --> 00:29:05,283
‫جدی جدی از این همه خاک ریه‌هام ملتهب می‌شه.

474
00:29:05,333 --> 00:29:10,000
‫شب‌ها خوابم نمی‌بره.
‫اصلا خوابم نمی‌بره.

475
00:29:11,791 --> 00:29:15,116
‫کینگ‌فیشر عزیزمون امروز باید حسابی استراحت کنه.

476
00:29:15,166 --> 00:29:18,033
‫ولی الان داره چی کار می‌کنه؟
‫راحت خوابیده؟

477
00:29:18,083 --> 00:29:21,950
‫حتی مدل خوابیدنش هم حتما خیلی خفنه.

478
00:29:22,000 --> 00:29:23,825
‫اوه، جدی؟ اینا دیگه چیه؟

479
00:29:23,875 --> 00:29:26,783
‫این وسایل رو جمع‌وجور و تمیز نگه دار!

480
00:29:26,833 --> 00:29:28,783
‫خدایا.

481
00:29:28,833 --> 00:29:30,658
‫اَه، این چی بود روش ریخت.

482
00:29:30,708 --> 00:29:33,333
‫هم گرونه، هم نمیشه به خشکشویی بُرد.

483
00:29:34,500 --> 00:29:36,950
‫این آشغال‌ها چند وقته اینجا مونده؟

484
00:29:37,000 --> 00:29:39,833
‫ته‌سون، ترسیدی، مگه نه؟

485
00:29:41,541 --> 00:29:43,575
‫واقعا نمی‌خوای کمک کنی؟

486
00:29:43,625 --> 00:29:45,333
‫همین الان جمعشون کن!

487
00:29:55,666 --> 00:29:57,950
‫امروز تمرین خیلی سنگینه؟

488
00:29:58,000 --> 00:30:00,708
‫معمولا وقتی فکرت مشغوله،
‫این‌طوری تمرین می‌کنی.

489
00:30:04,166 --> 00:30:06,950
‫حس کردم بدنم یه کم خشک شده.

490
00:30:07,000 --> 00:30:10,541
‫ماموریت دیروز هم سنگین بود.
‫بهتره یه کم استراحت کنی.

491
00:30:14,708 --> 00:30:16,241
‫پس مغازه چی؟

492
00:30:16,291 --> 00:30:17,783
‫اگه مشتری بیاد چی؟

493
00:30:17,833 --> 00:30:20,783
‫تنها مشتری‌های من مگسن.

494
00:30:20,833 --> 00:30:23,333
‫فکر کنم بهتره کمکت کنم
‫یکم فروشت بیشتر بشه.

495
00:30:25,583 --> 00:30:28,625
‫انگار شوهرت هم سر صحنه بوده.

496
00:30:30,166 --> 00:30:32,033
‫چیزی نیست که بخوای نگرانش باشی.

497
00:30:32,083 --> 00:30:34,666
‫وقتی مربوط به کاره، دلیلی نداره نگران بشم.

498
00:30:43,500 --> 00:30:45,866
‫یول این اواخر خیلی بزرگ شده.

499
00:30:45,916 --> 00:30:49,875
‫داره می‌پرسه باباش چه کاره‌ست.

500
00:30:51,500 --> 00:30:57,000
‫بهش می‌گم: «خب، بابات از اون آدم‌هاییه که
‫این جور کارها رو انجام می‌ده.»

501
00:30:59,541 --> 00:31:01,750
‫شاید الان متوجه نشه،

502
00:31:02,375 --> 00:31:04,616
‫ولی یه روزی می‌فهمه، مگه نه؟

503
00:31:04,666 --> 00:31:07,075
‫یعنی اینکه باباش چه جور آدمیه.

504
00:31:07,125 --> 00:31:09,458
‫یه روزی به باباش افتخار می‌کنه.

505
00:31:10,791 --> 00:31:14,166
‫باباش این کاره‌ست.

506
00:31:14,958 --> 00:31:17,583
‫وقتی مشغول این کاره، واقعا می‌درخشه.

507
00:31:20,541 --> 00:31:26,000
‫اون کار خودش رو می‌کنه،
‫منم کار خودم رو.

508
00:31:27,750 --> 00:31:30,325
‫اما درباره اتفاقات پیش‌بینی‌نشده‌ای
‫که سر راه پیش میاد...

509
00:31:30,375 --> 00:31:36,000
‫خودم از پسشون برمیام،
‫درست مثل وقتی که سر ماموریت بودم.

510
00:31:37,291 --> 00:31:39,700
‫مگه این چیزی نیست که خودت بهم یاد دادی؟

511
00:31:39,750 --> 00:31:41,075
‫من یاد دادم؟

512
00:31:41,125 --> 00:31:45,791
‫خب، خیلی از اون موقع گذشته.
‫تقریبا یادم نیست.

513
00:31:51,583 --> 00:31:52,991
‫مادر هه‌ری هستم.
‫[مادر هه‌ری]

514
00:31:53,041 --> 00:31:55,116
‫از مهدکودک باهات تماس گرفتن، مگه نه؟

515
00:31:55,166 --> 00:31:58,200
‫فکر نمی‌کنی باید با هم حرف بزنیم؟

516
00:31:58,250 --> 00:32:01,658
‫چیه؟ این بار دیگه چه مشکلی پیش اومده؟

517
00:32:01,708 --> 00:32:05,658
‫[مهدکودک یول]

518
00:32:05,708 --> 00:32:08,116
‫بله، خانم.

519
00:32:08,166 --> 00:32:09,833
‫یول؟

520
00:32:12,375 --> 00:32:14,283
‫اوه...

521
00:32:14,333 --> 00:32:16,041
‫واقعا؟

522
00:32:34,833 --> 00:32:38,366
‫معاون مدیر کی، کوان سه‌آه هستم.

523
00:32:38,416 --> 00:32:41,075
‫شماره‌تون رو از بو نا گرفتم
‫و خواستم باهاتون تماس بگیرم.

524
00:32:41,125 --> 00:32:44,241
‫می‌خوام لباس‌های شسته‌شده‌تون رو پس بدم.

525
00:32:44,291 --> 00:32:48,125
‫چه زمانی براتون مناسبه؟

526
00:32:51,250 --> 00:32:53,041
‫فقط بندازشون دور...

527
00:33:07,125 --> 00:33:09,166
‫امروز بعد از کار همدیگه رو ببینیم.

528
00:33:11,125 --> 00:33:12,950
‫امروز!

529
00:33:13,000 --> 00:33:14,658
‫آخ جون!

530
00:33:14,708 --> 00:33:17,658
‫هی، کوان سه‌آه!
‫تو از پسش برمیای، درسته؟

531
00:33:17,708 --> 00:33:18,825
‫امروز، روز موعوده!

532
00:33:18,875 --> 00:33:22,375
‫گفت امروز همو ببینیم، نه فردا.
‫الان چیکار کنم؟

533
00:33:23,166 --> 00:33:24,241
‫هان؟

534
00:33:24,291 --> 00:33:26,083
‫اه، خدایا.

535
00:33:27,916 --> 00:33:29,200
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫[آقا ببره]

536
00:33:29,250 --> 00:33:31,408
‫امروز یه کم حالم گرفته‌ست.
‫بیا بریم یه چیزی بخوریم.

537
00:33:31,458 --> 00:33:33,166
‫چی؟

538
00:33:37,625 --> 00:33:39,658
‫گوشی مشترک موردنظر خاموشه...

539
00:33:39,708 --> 00:33:44,583
‫خدایش کجا قایم شده که گوشیش رو خاموش کرده؟

540
00:33:45,250 --> 00:33:48,450
‫نکنه از اینکه کینگ‌فیشر رو از دست داد،
‫این‌قدر شوکه شده؟

541
00:33:48,500 --> 00:33:50,033
‫نکنه واقعا می‌خواد استعفا بده؟

542
00:33:50,083 --> 00:33:52,666
‫[پیام جدید]

543
00:33:54,458 --> 00:33:56,666
‫تنهایی غذا بخور.
‫سرم شلوغه.

544
00:33:58,208 --> 00:34:01,241
‫بازم امروز قرار داری؟
‫دوباره با زن‌داداشت؟

545
00:34:01,291 --> 00:34:02,741
‫نه. امروز با یه پسر قرار دارم.

546
00:34:02,791 --> 00:34:04,158
‫اوه، با یه پسر...

547
00:34:04,208 --> 00:34:06,866
‫بـ... بـ...با یه پسر؟

548
00:34:06,916 --> 00:34:08,625
‫با کی؟

549
00:34:14,416 --> 00:34:18,333
‫یول، توی مهدکودک اتفاقی افتاده؟

550
00:34:19,166 --> 00:34:20,875
‫به مامانی نگاه کن.

551
00:34:25,916 --> 00:34:29,116
‫می‌تونی بهم بگی چی شده؟

552
00:34:29,166 --> 00:34:31,908
‫این‌طوری می‌تونم کمکت کنم.

553
00:34:31,958 --> 00:34:36,075
‫یول، من بهترین دوستتم، یادته؟

554
00:34:36,125 --> 00:34:39,333
‫بهترین دوست‌ها چیزی رو از هم پنهان نمی‌کنن.

555
00:34:40,458 --> 00:34:44,000
‫مامانی...

556
00:34:44,750 --> 00:34:46,325
‫مامانی.

557
00:34:46,375 --> 00:34:47,491
‫اه، فهمیدم.

558
00:34:47,541 --> 00:34:50,283
‫ناراحت شده بودی؟

559
00:34:50,333 --> 00:34:53,283
‫عزیزم، ناراحت شده بودی؟
‫باشه.

560
00:34:53,333 --> 00:34:55,833
‫ببخشید. فهمیدم.

561
00:34:58,750 --> 00:35:00,750
‫مامانی.

562
00:35:39,833 --> 00:35:43,666
‫همون عوضی‌ای که جلوی چشم

563
00:35:44,541 --> 00:35:47,491
‫پسر هفت‌ساله‌ش، پدرش رو به قتل رسوند.

564
00:35:47,541 --> 00:35:52,783
‫بچه اون‌قدر از این ماجرا آسیب دید
‫که هنوز هم نمی‌تونه حرف بزنه.

565
00:35:52,833 --> 00:35:58,241
‫آدم عادی هیچ‌وقت جلوی چشم یه بچه،
‫پدر یا مادرش رو نمی‌کشه.

566
00:35:58,291 --> 00:36:02,708
‫مهم نیست اون مجرم چقدر پست و بی‌رحم بوده،
‫باز هم این کار درست نیست، مگه نه؟

567
00:36:13,166 --> 00:36:15,491
‫چیه؟ چی می‌خوای؟

568
00:36:15,541 --> 00:36:19,575
‫اینجا یه پیرزن با نوه‌ش زندگی می‌کنه؟

569
00:36:19,625 --> 00:36:21,333
‫پیرزن؟

570
00:36:22,041 --> 00:36:25,366
‫آها، منظورتون ساکن‌های قبلیه.

571
00:36:25,416 --> 00:36:28,083
‫من پارسال اینجا اسباب‌کشی کردم.

572
00:36:29,666 --> 00:36:31,491
‫باشه، فهمیدم.

573
00:36:31,541 --> 00:36:33,200
‫آهان، اون پیرزن رو میگی؟
‫[املاک رویای اونگسان]

574
00:36:33,250 --> 00:36:35,700
‫- پارسال رفت خانه سالمندان.
‫- خانه سالمندان؟

575
00:36:35,750 --> 00:36:38,533
‫از چند سال پیش علائم زوال عقلش شروع شده بود.

576
00:36:38,583 --> 00:36:41,866
‫احتمالا مدتی بود حال روحی و ذهنی ثابتی نداشت.

577
00:36:41,916 --> 00:36:45,741
‫پس اون بچه چی؟
‫اون پیرزن یه نوه هم داشت، مگه نه؟

578
00:36:45,791 --> 00:36:47,366
‫نوه‌ش؟

579
00:36:47,416 --> 00:36:50,908
‫آهان، همون پسری که عجیب حرف می‌زد
‫و به‌ندرت صحبت می‌کرد؟

580
00:36:50,958 --> 00:36:55,825
‫آره. از وقتی اون اتفاق برای پدرش افتاد،
‫حالش خیلی به‌هم ریخته بود.

581
00:36:55,875 --> 00:36:58,158
‫احیانا می‌دونی الان کجاست؟

582
00:36:58,208 --> 00:37:00,200
‫آخر کارش به یه مرکز نگهداری نکشید؟

583
00:37:00,250 --> 00:37:01,741
‫آره، درسته.

584
00:37:01,791 --> 00:37:05,958
‫کسی رو نداشت که ازش مراقبت کنه،
‫فکر کنم فرستادنش پرورشگاه.

585
00:37:07,916 --> 00:37:09,616
‫بفرمایید.

586
00:37:09,666 --> 00:37:12,325
‫معاون مدیر کی، ببخشید که
‫این‌قدر دیر لباس‌هاتون رو پس می‌دم.

587
00:37:12,375 --> 00:37:14,825
‫مدتیه لباس‌ها شسته و آماده‌ان،

588
00:37:14,875 --> 00:37:18,575
‫ولی نمی‌دونستم چطور به دستتون برسونمشون.

589
00:37:18,625 --> 00:37:20,333
‫باشه.

590
00:37:21,458 --> 00:37:23,166
‫خب.

591
00:37:25,041 --> 00:37:26,283
‫چیز دیگه‌ای نمی‌خوای بگی؟

592
00:37:26,333 --> 00:37:27,825
‫ببخشید؟

593
00:37:27,875 --> 00:37:31,541
‫اوه، انگار حالا نوبت منه که حرف بزنم.

594
00:37:32,416 --> 00:37:34,791
‫فکر کنم قرار بود با هم بریم سر قرار.

595
00:37:37,291 --> 00:37:40,366
‫اوه، یادت مونده.

596
00:37:40,416 --> 00:37:43,825
‫پس اول بریم شام بخوریم؟

597
00:37:43,875 --> 00:37:45,583
‫من بدون شام هم مشکلی ندارم.

598
00:37:51,500 --> 00:37:53,408
‫هی، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

599
00:37:53,458 --> 00:37:56,033
‫تو! اینجا چی کار می‌کنی؟
‫از کجا فهمیدی من اینجام؟

600
00:37:56,083 --> 00:37:57,033
‫خودت بهم گفتی.

601
00:37:57,083 --> 00:37:58,033
‫چی؟

602
00:37:58,083 --> 00:38:00,950
‫«هی، کجایی؟»
‫«من؟ کافه یون.»

603
00:38:01,000 --> 00:38:02,450
‫همه‌جا دنبالت گشتم.

604
00:38:02,500 --> 00:38:04,325
‫چرا؟

605
00:38:04,375 --> 00:38:07,283
‫سلام. من بوم سونگ‌هونم، دوست سه‌آه.

606
00:38:07,333 --> 00:38:08,491
‫خیلی درباره‌تون شنیدم.

607
00:38:08,541 --> 00:38:10,616
‫هی، من اصلا چی درباره‌ش گفته بودم که...

608
00:38:10,666 --> 00:38:11,616
‫نه، نگفتم.

609
00:38:11,666 --> 00:38:13,033
‫اگه بی‌ادبی نباشه، می‌تونم بهتون ملحق بشم؟

610
00:38:13,083 --> 00:38:16,366
‫نه، اتفاقا خیلی هم بی‌ادبیه.
‫خیلی خیلی بی‌ادبیه.

611
00:38:16,416 --> 00:38:20,325
‫ممکنه یکم قیافش غلط‌انداز به نظر بیاد،
‫ولی آدم بدی نیست.

612
00:38:20,375 --> 00:38:23,283
‫تازه، پلیسه.

613
00:38:23,333 --> 00:38:25,783
‫نمی‌بینی الان جای تو اینجا نیست؟

614
00:38:25,833 --> 00:38:29,033
‫تا وقتی محترمانه ازت می‌خوام، بهتره بری.

615
00:38:29,083 --> 00:38:31,408
‫هی، چرا جای من اینجا نیست؟

616
00:38:31,458 --> 00:38:33,033
‫مگه نمی‌دونی این روزها دنیا جای خطرناکی شده؟

617
00:38:33,083 --> 00:38:34,366
‫ممکنه از بیرون معصوم به نظر بیاد،

618
00:38:34,416 --> 00:38:37,700
‫ولی یه آدم کاربلد مثل خودم باید اونو بررسی کنه
‫تا ببینه از درون هم آدم خوبی باشه.

619
00:38:37,750 --> 00:38:39,291
‫تو دیگه واقعا...

620
00:38:40,291 --> 00:38:44,158
‫البته منظورم این نیست که خودت
‫این‌طوری هستی، بد برداشت نکن.

621
00:38:44,208 --> 00:38:47,833
‫ما داشتیم می‌رفتیم یه چیزی بخوریم.

622
00:38:48,791 --> 00:38:51,075
‫بریم؟

623
00:38:51,125 --> 00:38:52,283
‫اوه، غذا!

624
00:38:52,333 --> 00:38:53,450
‫چه به‌موقع رسیدم.

625
00:38:53,500 --> 00:38:55,741
‫اتفاقا داشتم گرسنه می‌شدم.

626
00:38:55,791 --> 00:38:58,866
‫حالا که این‌طوری با هم آشنا شدیم،
‫چرا با هم غذا نخوریم؟

627
00:38:58,916 --> 00:39:00,033
‫یه جای خوب همین نزدیکیا می‌شناسم.

628
00:39:00,083 --> 00:39:03,741
‫معاون مدیر کی، ما اول می‌ریم.
‫یه کم دیگه میای بیرون؟

629
00:39:03,791 --> 00:39:05,200
‫حتما.

630
00:39:05,250 --> 00:39:06,958
‫- بیا بیرون!
‫- هی.

631
00:39:09,958 --> 00:39:10,991
‫اوه، جدی می‌گم...

632
00:39:11,041 --> 00:39:14,200
‫هی، دستمو ول کن.

633
00:39:14,250 --> 00:39:16,075
‫هی، الان اسلحه همراهته؟

634
00:39:16,125 --> 00:39:17,575
‫فکر کردی دارم؟
‫اصلا اسلحه واسه چی؟

635
00:39:17,625 --> 00:39:19,616
‫تا مغزت رو بترکونم!

636
00:39:19,666 --> 00:39:21,583
‫هی، درد گرفت!

637
00:39:22,375 --> 00:39:23,366
‫اومدم چون نگرانت بودم، باشه؟

638
00:39:23,416 --> 00:39:25,450
‫نگران چی؟

639
00:39:25,500 --> 00:39:27,408
‫می‌دونی که حس ششمم خوبه، مگه نه؟

640
00:39:27,458 --> 00:39:29,908
‫اوه، آره؟ واقعا؟

641
00:39:29,958 --> 00:39:32,783
‫یه چیزی درباره اون یارو درست نیست.

642
00:39:32,833 --> 00:39:34,950
‫انگار بوی یه جنایت هولناک می‌ده!

643
00:39:35,000 --> 00:39:37,166
‫اون همکار زن‌داداشمه، فهمیدی؟

644
00:39:38,375 --> 00:39:42,075
‫پس کل اون شرکت مشکوکه.

645
00:39:42,125 --> 00:39:43,616
‫هوم...

646
00:39:43,666 --> 00:39:46,033
‫اگه اسلحه نداری، با دست خالی
‫دخلت رو میارم، عوضی!

647
00:39:46,083 --> 00:39:47,658
‫اصلا چرا اومدی اینجا؟
‫نمی‌خوای بری؟

648
00:39:47,708 --> 00:39:50,408
‫اومدی اینجا که فقط اعصابم رو خرد کنی؟

649
00:39:50,458 --> 00:39:52,708
‫- هی، بسه دیگه.
‫- کجاست؟

650
00:39:54,083 --> 00:39:55,366
‫اون رستوران رو میگم.

651
00:39:55,416 --> 00:39:57,125
‫چی؟

652
00:40:03,916 --> 00:40:07,491
‫از اون مغازه‌های پای مرغه که یه بار امتحان کنی،
‫مشتری دائمی‌شون میشی.

653
00:40:07,541 --> 00:40:10,241
‫خب، اول پای مرغ ساده، بعد پای مرغ تند،

654
00:40:10,291 --> 00:40:11,658
‫پای مرغ بدون استخون و
‫در آخر هم پای مرغ آب‌پز و ادویه‌ای.

655
00:40:11,708 --> 00:40:14,116
‫راستی، ما معمولا از
‫مدل‌های آب‌دار شروع می‌کنیم

656
00:40:14,166 --> 00:40:16,033
‫و آخرش می‌ریم سراغ مدل تند و کبابی.

657
00:40:16,083 --> 00:40:17,575
‫پای مرغ دوست داری؟

658
00:40:17,625 --> 00:40:19,950
‫گاهی. خیلی به‌ندرت.

659
00:40:20,000 --> 00:40:23,000
‫تازه پر از کلاژنه، می‌دونستی؟

660
00:40:26,416 --> 00:40:27,533
‫نمی‌تونی بخوریش؟

661
00:40:27,583 --> 00:40:31,116
‫نه. از امروز می‌خوام امتحانش کنم.

662
00:40:31,166 --> 00:40:33,000
‫پس نوش جان.

663
00:40:42,666 --> 00:40:44,375
‫نوش جان!

664
00:40:47,333 --> 00:40:49,041
‫نوش جان!

665
00:40:51,208 --> 00:40:52,283
‫وای، خیلی خوشمزه‌ست.

666
00:40:52,333 --> 00:40:55,458
‫گفتی پلیسی.
‫تو کدوم واحدی؟

667
00:40:56,541 --> 00:40:58,541
‫واحد جرایم جنایی، بخش جرایم خشن.

668
00:40:59,291 --> 00:41:01,491
‫اوه، جرایم خشن.

669
00:41:01,541 --> 00:41:04,575
‫حتما پرونده‌های جالبی بهتون می‌رسه.

670
00:41:04,625 --> 00:41:06,241
‫پرونده‌های وحشتناک کم نداریم.

671
00:41:06,291 --> 00:41:08,408
‫آدم‌ها کشته می‌شن، زخمی می‌شن،
‫زندگی‌شون از هم می‌پاشه.

672
00:41:08,458 --> 00:41:11,416
‫این اواخر روی چه پرونده‌ای کار می‌کنی؟

673
00:41:13,208 --> 00:41:15,366
‫محرمانه‌ست.

674
00:41:15,416 --> 00:41:19,708
‫ولی انگار خیلی به جرم و جنایت علاقه داری.

675
00:41:20,750 --> 00:41:22,908
‫من به تحلیل شخصیت مجرم‌ها علاقه دارم.

676
00:41:22,958 --> 00:41:25,333
‫منم روان‌شناسی خوندم.

677
00:41:26,375 --> 00:41:28,741
‫پس روان‌شناسی خوندی.

678
00:41:28,791 --> 00:41:30,500
‫خیلی جالبه.

679
00:41:31,125 --> 00:41:33,325
‫پس بذار یه سناریو برات بگم.

680
00:41:33,375 --> 00:41:35,958
‫می‌خوای برای تفریح،
‫شخصیت مجرم رو تحلیل کنی؟

681
00:41:37,041 --> 00:41:39,116
‫حتما، جالبه.

682
00:41:39,166 --> 00:41:41,283
‫خب، یه مرد...

683
00:41:41,333 --> 00:41:44,916
‫با گلوله تک‌تیرانداز، از شکاف پنجره
‫یه مسافرخونه هدف قرار گرفته و کشته شده.

684
00:41:45,583 --> 00:41:47,408
‫به نظرت قاتل کیه؟

685
00:41:47,458 --> 00:41:49,533
‫شوخی می‌کنی؟
‫کل کشور می‌دونه.

686
00:41:49,583 --> 00:41:50,658
‫تازه دیروز هم دوباره اتفاق افتاد.

687
00:41:50,708 --> 00:41:52,575
‫هی، فکر کردی درباره اون ازت می‌پرسم؟

688
00:41:52,625 --> 00:41:56,125
‫به نظرت کینگ‌فیشر واقعا کیه؟

689
00:41:57,125 --> 00:41:58,833
‫نمی‌دونم.

690
00:41:59,916 --> 00:42:04,250
‫پلیس مدرک کافی برای چنین حدسی نداره.

691
00:42:05,208 --> 00:42:10,075
‫همه کارهاش خیلی حساب‌شده و دقیق انجام می‌شه
‫و هیچ مدرکی هم به جا نمی‌ذاره.

692
00:42:10,125 --> 00:42:13,241
‫برای همینه که یه نظریه دارم.

693
00:42:13,291 --> 00:42:18,041
‫شاید کینگ‌فیشر تنها کار نمی‌کنه؟
‫یه چیزی تو همین مایه‌ها.

694
00:42:19,791 --> 00:42:21,283
‫ممکنه.

695
00:42:21,333 --> 00:42:23,708
‫روش کارش واقعا خیلی سازمان‌یافته‌ست.

696
00:42:24,958 --> 00:42:28,500
‫ولی انگار خیلی مطمئنی که...

697
00:42:30,666 --> 00:42:33,291
‫هیچ‌وقت مدرکی به جا نمی‌ذاره.

698
00:42:33,916 --> 00:42:36,250
‫برای همینه که پلیس هنوز نتونسته
‫دستگیرش کنه، مگه نه؟

699
00:42:36,958 --> 00:42:39,408
‫خانم، لطفا یه پرس دیگه پای مرغ آب‌دار بیارید.

700
00:42:39,458 --> 00:42:41,200
‫آره.

701
00:42:41,250 --> 00:42:42,533
‫هی!

702
00:42:42,583 --> 00:42:44,658
‫واقعا همه اینا رو خودت تنهایی خوردی؟

703
00:42:44,708 --> 00:42:46,741
‫من؟

704
00:42:46,791 --> 00:42:48,500
‫خدای من.

705
00:42:54,333 --> 00:42:57,041
‫اوه، صبر کن، یه چیزی بهت چسبیده.

706
00:43:07,375 --> 00:43:09,658
‫ممنون.

707
00:43:09,708 --> 00:43:12,166
‫خوبه آدم یکی رو ببینه
‫که این‌قدر با اشتها غذا می‌خوره.

708
00:43:15,291 --> 00:43:18,491
‫من معمولا خوب غذا می‌خورم.

709
00:43:18,541 --> 00:43:20,825
‫معاون مدیر کی، شمام یه کم بخور.

710
00:43:20,875 --> 00:43:23,950
‫اوه، من خوبم. زیاد اهل غذا خوردن نیستم.

711
00:43:24,000 --> 00:43:25,075
‫آها، درسته.

712
00:43:25,125 --> 00:43:27,708
‫گفته بودی زیاد غذا نمی‌خوری، مگه نه؟

713
00:43:28,625 --> 00:43:30,325
‫من دیگه باید برم.

714
00:43:30,375 --> 00:43:31,491
‫باید برگردم اداره.

715
00:43:31,541 --> 00:43:32,783
‫آره؟ مطمئنی؟

716
00:43:32,833 --> 00:43:34,450
‫باشه، خداحافظ.

717
00:43:34,500 --> 00:43:36,283
‫یادت نره موقع رفتن حساب کنی.

718
00:43:36,333 --> 00:43:38,616
‫باشه، تو بمون و خوش بگذرون.

719
00:43:38,666 --> 00:43:41,208
‫شاید باز یه روز همدیگه رو دیدیم.

720
00:43:54,500 --> 00:43:58,125
‫وای! انگار سه‌آه بالاخره از دوران مجردی دراومد.

721
00:43:59,708 --> 00:44:02,875
‫اَه، پس چرا یه حس عجیبی دارم؟

722
00:44:09,000 --> 00:44:12,116
‫وای، یه بطری نوشیدنی اینجا...

723
00:44:12,166 --> 00:44:14,208
‫اینجا دیگه چه جای خفنیه؟

724
00:44:14,833 --> 00:44:17,741
‫همه آماده باشین.

725
00:44:17,791 --> 00:44:21,250
‫باید از همین اول جلوش رو بگیریم.

726
00:44:27,916 --> 00:44:30,200
‫شما دوتام اومدید.

727
00:44:30,250 --> 00:44:32,541
‫ممنون که اومدین.

728
00:44:34,500 --> 00:44:37,116
‫این فقط درباره هه‌ری نیست.

729
00:44:37,166 --> 00:44:42,075
‫کی می‌دونه دفعه بعد نوبت کدوم بچه باشه؟

730
00:44:42,125 --> 00:44:45,325
‫یه کم نوشیدنی و خوراکی سفارش دادم.
‫مشکلی که نداره؟

731
00:44:45,375 --> 00:44:48,158
‫اوه، معلومه که نه.
‫نوشیدنی خیلی هم خوبه.

732
00:44:48,208 --> 00:44:52,366
‫حالا که اومدیم بیرون،
‫بد نیست یه نوشیدنی هم بخوریم.

733
00:44:52,416 --> 00:44:54,408
‫چی داری می‌گی؟ نوشیدنی؟

734
00:44:54,458 --> 00:44:57,700
‫بچه‌ها رو خونه گذاشتیم،
‫پس بهتره زود حرف‌هامون رو بزنیم و بریم.

735
00:44:57,750 --> 00:45:02,450
‫اون دوتا بچه فقط به خاطر چند تا قطعه بازی،
‫ریختن سر هه‌ری و اذیتش کردن.

736
00:45:02,500 --> 00:45:05,283
‫حتما خیلی ناراحت شده.

737
00:45:05,333 --> 00:45:08,125
‫اومد خونه و حتی کتلت
‫مورد علاقه‌ش رو هم نخورد...

738
00:45:09,916 --> 00:45:11,408
‫وای خدا.

739
00:45:11,458 --> 00:45:14,033
‫این چیه؟

740
00:45:14,083 --> 00:45:16,875
‫این انگشت یوله؟

741
00:45:17,791 --> 00:45:20,116
‫وای خدای من، چی شده؟

742
00:45:20,166 --> 00:45:22,491
‫هر بار سئو جون با قطعه‌ها چیزی می‌ساخت،

743
00:45:22,541 --> 00:45:23,991
‫هه‌ری می‌اومد و خرابش می‌کرد.

744
00:45:24,041 --> 00:45:27,450
‫برای همین یول سعی کرد جلوش رو بگیره.

745
00:45:27,500 --> 00:45:31,708
‫بعد هه‌ری انگشت یول رو گاز گرفت.

746
00:45:32,833 --> 00:45:36,825
‫سئو جون هم ترسید و هه‌ری رو هل داد کنار.

747
00:45:36,875 --> 00:45:39,575
‫از نظر خودش فقط می‌خواسته
‫اون دوتا رو از هم جدا کنه.

748
00:45:39,625 --> 00:45:43,450
‫صبر کن، هه‌ری انگشت یول رو گاز گرفته؟

749
00:45:43,500 --> 00:45:45,075
‫هه‌ری اصلا چیزی درباره این نگفته بود.

750
00:45:45,125 --> 00:45:49,741
‫شاید می‌ترسیده سرزنشش کنی
‫و برای همین چیزی نگفته.

751
00:45:49,791 --> 00:45:52,575
‫وای، حتما خیلی دردش گرفته.

752
00:45:52,625 --> 00:45:57,791
‫چرا یول درباره این اتفاق به مربی مهد چیزی نگفت؟

753
00:45:59,416 --> 00:46:00,366
‫صبر کن.

754
00:46:00,416 --> 00:46:04,033
‫یعنی ما رو جمع کردی
‫که از این بابت شکایت کنی؟

755
00:46:04,083 --> 00:46:06,541
‫تا ازت عذرخواهی کنم؟

756
00:46:07,541 --> 00:46:09,741
‫مادر هه‌ری.

757
00:46:09,791 --> 00:46:11,241
‫بله؟

758
00:46:11,291 --> 00:46:14,916
‫نمیشه. چیه؟ چی شده؟

759
00:46:15,916 --> 00:46:21,208
‫به‌عنوان یه مادر،
‫تو همچین موقعیتی باید چی کار کنم...

760
00:46:22,458 --> 00:46:24,575
‫راستش خودمم نمی‌دونم.

761
00:46:24,625 --> 00:46:28,325
‫برای همین چیزی که احساس کردم درسته، به یول گفتم.

762
00:46:28,375 --> 00:46:30,325
‫بهش گفتم هه‌ری از روی نفرت این کار رو نکرده.

763
00:46:30,375 --> 00:46:33,083
‫احتمالا فقط یه لحظه عصبانی یا ناراحت شده.

764
00:46:38,125 --> 00:46:42,200
‫بالاخره بچه‌ها از این به بعد
‫باز هم کنار هم خواهند بود.

765
00:46:42,250 --> 00:46:44,700
‫باید آرومشون کنیم تا این اتفاق
‫براشون تبدیل به یه خاطره بد نشه

766
00:46:44,750 --> 00:46:49,533
‫و کمک کنیم از این به بعد
‫رابطه بهتری با هم داشته باشن.

767
00:46:49,583 --> 00:46:54,041
‫فکر می‌کنم این کاریه که ما بزرگ‌ترها باید انجام بدیم.

768
00:46:54,666 --> 00:46:59,950
‫برای همین می‌خواستم یکم بهم
‫مشورت بدید که چطور اینکارو بکنم.

769
00:47:00,000 --> 00:47:01,700
‫اوه، دیگه چه کاری می‌خواد؟

770
00:47:01,750 --> 00:47:04,866
‫اگه کار اشتباهی کردن، باید تنبیه بشن،

771
00:47:04,916 --> 00:47:09,950
‫اگه لازم بود، وادار به عذرخواهی‌شون کنیم
‫و خودمون کدورت‌ها رو برطرف کنیم. همین.

772
00:47:10,000 --> 00:47:11,450
‫- دقیقا.
‫- آره.

773
00:47:11,500 --> 00:47:13,366
‫درسته.

774
00:47:13,416 --> 00:47:15,750
‫اوه، نوشیدنی‌ها رسید.

775
00:47:19,791 --> 00:47:21,500
‫ممنون.

776
00:47:22,875 --> 00:47:25,408
‫اوه، تو هم اومدی؟

777
00:47:25,458 --> 00:47:27,458
‫ببخشید که دیر کردم.

778
00:47:29,208 --> 00:47:31,158
‫یه لحظه صبر کنین.

779
00:47:31,208 --> 00:47:34,416
‫اوه، یه کم پیش خون دیدم
‫و هنوز حالم یه‌جورایی بده.

780
00:47:43,583 --> 00:47:45,408
‫مادر هه‌ری...

781
00:47:45,458 --> 00:47:47,158
‫- اینجاست.
‫- اینه.

782
00:47:47,208 --> 00:47:49,408
‫اوه، شمایین.

783
00:47:49,458 --> 00:47:53,200
‫مادر هه‌ری، شنیدم سئو جون هه‌ری رو هل داده.

784
00:47:53,250 --> 00:47:56,200
‫حساب اون بچه رو می‌ذارم کف دستش!

785
00:47:56,250 --> 00:47:59,866
‫وقتی برگردم خونه حسابی باهاش حرف می‌زنم.

786
00:47:59,916 --> 00:48:02,075
‫حتی مجبورش می‌کنم
‫یه نامه عذرخواهی هم بنویسه.

787
00:48:02,125 --> 00:48:05,208
‫ولی شنیدم از هه‌ری عذرخواهی کرده.

788
00:48:05,833 --> 00:48:07,325
‫بله، عذرخواهی کرد.

789
00:48:07,375 --> 00:48:10,158
‫آره، ازش عذرخواهی کرد.

790
00:48:10,208 --> 00:48:12,041
‫خب، پس خوبه.

791
00:48:13,583 --> 00:48:15,825
‫منم بعنوان مادرش عذرخواهی می‌کنم.

792
00:48:15,875 --> 00:48:18,291
‫- خب...
‫- ببخشید، مادر هه‌ری.

793
00:48:19,333 --> 00:48:21,033
‫وای!

794
00:48:21,083 --> 00:48:24,583
‫چه عذرخواهی قاطعی!

795
00:48:30,208 --> 00:48:31,916
‫من...

796
00:48:34,583 --> 00:48:36,291
‫متا...

797
00:48:37,625 --> 00:48:39,283
‫حالا باید چی کار کنم؟

798
00:48:39,333 --> 00:48:42,375
‫فکر می‌کنی اگه یول رو بیمارستان نبریم،
‫مشکلی براش پیش نمیاد؟

799
00:48:45,083 --> 00:48:48,616
‫اوه، بعد از اینکه دارو زدم،
‫ورمش خیلی زود خوابید.

800
00:48:48,666 --> 00:48:49,991
‫ممنون که پرسیدی.

801
00:48:50,041 --> 00:48:52,666
‫- اوه، چه خوب.
‫- چه خیالم راحت شد.

802
00:48:53,791 --> 00:48:55,950
‫وای، عالی پیش رفت، نه؟

803
00:48:56,000 --> 00:48:59,616
‫بیاین راحت بخوریم و خوش باشیم.
‫نوش جان.

804
00:48:59,666 --> 00:49:01,366
‫- نوشیدنی تو تموم شد.
‫- اوه، دیگه آبجو نداریم.

805
00:49:01,416 --> 00:49:02,741
‫می‌شه یه لیوان آبجو بدین؟

806
00:49:02,791 --> 00:49:05,666
‫- بیا، یکم از مال من بخور.
‫- باشه.

807
00:49:17,458 --> 00:49:18,783
‫خب...

808
00:49:18,833 --> 00:49:23,366
‫معاون مدیر کی، من احیانا
‫کار اشتباهی ازم سر زده؟

809
00:49:23,416 --> 00:49:25,083
‫اصلا.

810
00:49:25,958 --> 00:49:30,325
‫فقط به نظرم توی رستوران خیلی با الان فرق داشتی.

811
00:49:30,375 --> 00:49:32,741
‫تقریبا هیچی نمی‌گی.

812
00:49:32,791 --> 00:49:35,408
‫این خود واقعی منه.
‫اون موقع داشتم نقش بازی می‌کردم.

813
00:49:35,458 --> 00:49:37,991
‫چرا همچین کاری کردی؟

814
00:49:38,041 --> 00:49:39,033
‫از من خوشت میاد؟

815
00:49:39,083 --> 00:49:41,041
‫آره، یعنی نه.

816
00:49:45,791 --> 00:49:47,075
‫آره.

817
00:49:47,125 --> 00:49:49,908
‫ببخشید، ولی من هیچ علاقه‌ای بهت ندارم.

818
00:49:49,958 --> 00:49:51,791
‫تو سلیقه من نیستی.

819
00:49:52,625 --> 00:49:54,658
‫ببخشید که ازت خواستم باهام قرار بذاری.

820
00:49:54,708 --> 00:49:56,658
‫خیلی عجولانه تصمیم گرفتم.

821
00:49:56,708 --> 00:49:58,533
‫متاسفم.

822
00:49:58,583 --> 00:50:01,333
‫می‌خواستم همینو بهت بگم،
‫برای همین خواستم امروز ببینمت.

823
00:50:04,500 --> 00:50:08,616
‫پس تیپ مورد علاقه‌ات چیه؟

824
00:50:08,666 --> 00:50:10,333
‫من...

825
00:50:13,041 --> 00:50:16,075
‫جذب زنی می‌شم که اون‌قدر قوی باشه
‫که بتونم زندگی‌مو به دستش بسپارم.

826
00:50:16,125 --> 00:50:17,825
‫بخور و یکم استراحت کن، تازه‌کار.

827
00:50:17,875 --> 00:50:20,200
‫زنی که هر لحظه بتونه بهم آسیب بزنه،

828
00:50:20,250 --> 00:50:22,125
‫ولی انتخاب کنه که این کار رو نکنه.

829
00:50:24,375 --> 00:50:27,666
‫سلیقه‌ات واقعا خاصه.

830
00:50:30,833 --> 00:50:34,575
‫ولی معاون مدیر کی، تو حتی منو نمی‌شناسی.

831
00:50:34,625 --> 00:50:36,533
‫درسته.

832
00:50:36,583 --> 00:50:38,916
‫و راستش علاقه‌ای هم ندارم بشناسمت.

833
00:50:44,041 --> 00:50:45,616
‫باشه!

834
00:50:45,666 --> 00:50:48,408
‫امروز یه کیسه بوکس پیدا کردیم.

835
00:50:48,458 --> 00:50:50,458
‫- یکی پیدا شد.
‫- یکی پیدا شد.

836
00:50:56,875 --> 00:50:59,166
‫[واحد جرایم سایبری، گروهبان کیم]

837
00:51:02,166 --> 00:51:04,366
‫- بله، آقای کیم.
‫- هی، آقای بئوم، منم.

838
00:51:04,416 --> 00:51:05,991
‫حدس بزن چی پیدا کردم؟

839
00:51:06,041 --> 00:51:07,408
‫یه لینک برات فرستادم.
‫می‌تونی همین الان بررسیش کنی؟

840
00:51:07,458 --> 00:51:10,166
‫حتما. یه لحظه صبر کن.

841
00:51:15,166 --> 00:51:17,366
‫سلام آقایون!

842
00:51:17,416 --> 00:51:20,075
‫- وقت اجرای عدالت مرد گرز به‌دسته!
‫- عدالت!

843
00:51:20,125 --> 00:51:23,033
‫بریم سراغ اصل کار!

844
00:51:23,083 --> 00:51:24,033
‫این دیگه چیه؟

845
00:51:24,083 --> 00:51:26,408
‫ظاهرا یه سایت پخش آنلاین زیرزمینیه
‫که اخیرا حسابی رشد کرده.

846
00:51:26,458 --> 00:51:29,200
‫ویدئوهای خشن رو به‌صورت زنده پخش می‌کنن

847
00:51:29,250 --> 00:51:30,616
‫و ظاهرا هم با یه جور رمزارز پول درمیارن.

848
00:51:30,666 --> 00:51:35,200
‫امروز قراره حال کی رو بگیریم؟

849
00:51:35,250 --> 00:51:36,783
‫اگه بشه، بریم سراغ یه دختر خوشگل.

850
00:51:36,833 --> 00:51:39,033
‫وقتی صورتشون غرق خون بشه،
‫دیگه قیافه‌شون هم معلوم نیست، احمق.

851
00:51:39,083 --> 00:51:41,075
‫می‌بینیشون؟
‫سه مرد نقاب‌داره.

852
00:51:41,125 --> 00:51:44,200
‫این‌ها شبیه همون مظنون‌های پرونده حمله
‫به اون زوج نیستن که دنبالشون بودی؟

853
00:51:44,250 --> 00:51:46,783
‫آره، راست می‌گی.

854
00:51:46,833 --> 00:51:49,908
‫پس انگیزه‌شون رمزارز بوده؟

855
00:51:49,958 --> 00:51:51,116
‫معلومه کجان؟

856
00:51:51,166 --> 00:51:52,408
‫نوشته پارک سونگجو.

857
00:51:52,458 --> 00:51:53,700
‫پارک سونگجو؟

858
00:51:53,750 --> 00:51:55,241
‫چی؟
‫همین نزدیکیه.

859
00:51:55,291 --> 00:51:58,533
‫خب آقایون، نظرتون درباره این عوضی‌ها چیه؟

860
00:51:58,583 --> 00:52:01,033
‫صورت اون زن رو زوم کن.

861
00:52:01,083 --> 00:52:03,533
‫بذار ببینمش.

862
00:52:03,583 --> 00:52:05,741
‫- هان؟
‫- خوبه.

863
00:52:05,791 --> 00:52:06,908
‫لعنتی.

864
00:52:06,958 --> 00:52:08,666
‫اوه، خب...

865
00:52:09,541 --> 00:52:12,158
‫آقای کیم، از کلانتری منطقه
‫نیروی کمکی بخواه

866
00:52:12,208 --> 00:52:13,658
‫و آمبولانس بفرست پارک سونگجو.

867
00:52:13,708 --> 00:52:15,116
‫- سه تا آمبولانس.
‫- سه تا؟

868
00:52:15,166 --> 00:52:18,741
‫- دو تا کافی نیست؟
‫- نه، سه تا. حتما سه تا باشه.

869
00:52:18,791 --> 00:52:21,866
‫نه... کوان سه‌آه، لطفا!

870
00:52:21,916 --> 00:52:23,625
‫این طرفه، درسته؟

871
00:52:24,250 --> 00:52:25,908
‫دارن چی کار می‌کنن؟

872
00:52:25,958 --> 00:52:27,450
‫چرا همش دارن راه می‌رن؟

873
00:52:27,500 --> 00:52:30,200
‫طرف معلومه یه بازنده به‌تمام‌معناست.

874
00:52:30,250 --> 00:52:32,658
‫حتی نمی‌تونه دستش رو بگیره.

875
00:52:32,708 --> 00:52:38,583
‫خب آقایون، فکر کنم وقتشه
‫یه درس حسابی بهشون بدیم.

876
00:52:40,833 --> 00:52:42,241
‫با اینکه جواب رد گرفتم،

877
00:52:42,291 --> 00:52:45,166
‫حالا که اعترافم رو شروع کردم،
‫بذار تا آخرش برم.

878
00:52:46,458 --> 00:52:51,408
‫روز اول که همدیگه رو دیدیم،
‫وقتی گفتی کمکم می‌کنی یول رو پیدا کنم،

879
00:52:51,458 --> 00:52:55,908
‫همون موقع مستقیم رفتی توی قلبم.

880
00:52:55,958 --> 00:52:57,666
‫و...

881
00:53:00,041 --> 00:53:01,750
‫تو دیگه کی هستی؟

882
00:53:03,083 --> 00:53:04,750
‫صبر کن...

883
00:53:07,125 --> 00:53:09,541
‫معاون مدیر کی، حالت خوبه؟

884
00:53:11,916 --> 00:53:13,700
‫من...

885
00:53:13,750 --> 00:53:17,033
‫جذب زنی می‌شم که اون‌قدر قوی باشه
‫که بتونم زندگی‌مو به دستش بسپارم.

886
00:53:17,083 --> 00:53:20,075
‫زنی که هر لحظه بتونه بهم آسیب بزنه،

887
00:53:20,125 --> 00:53:21,241
‫ولی انتخاب کنه که این کار رو نکنه.

888
00:53:21,291 --> 00:53:23,950
‫[کوان سه‌آه، وضعیت فعلی: دانشجوی کارشناسی ارشد،
‫دانشکده تربیت بدنی]

889
00:53:24,000 --> 00:53:25,825
‫[سابقه: ذخیره تیم ملی جودوی زنان]

890
00:53:25,875 --> 00:53:27,158
‫کوان سه‌آه، لطفا.

891
00:53:27,208 --> 00:53:30,666
‫آروم‌تر. نکششون.

892
00:53:33,541 --> 00:53:35,241
‫معاون مدیر کی!

893
00:53:35,291 --> 00:53:39,075
‫آره، من...من خوبم.

894
00:53:39,125 --> 00:53:40,491
‫وای نه، چیکار کردم؟

895
00:53:40,541 --> 00:53:43,200
‫متاسفم. حالت خوبه؟

896
00:53:43,250 --> 00:53:44,783
‫وای پسر.

897
00:53:44,833 --> 00:53:46,908
‫لطفا از این جلوتر نیا.

898
00:53:46,958 --> 00:53:50,041
‫لطفا سرجات بمون.

899
00:53:52,750 --> 00:53:55,908
‫آخ، کمرم شکست...

900
00:53:55,958 --> 00:53:58,783
‫خدای من، گفتم جلو نیا.

901
00:53:58,833 --> 00:54:01,241
‫اه، حالتون خوبه؟

902
00:54:01,291 --> 00:54:02,866
‫اه...

903
00:54:02,916 --> 00:54:05,116
‫تکون نخور دیگه.

904
00:54:05,166 --> 00:54:06,991
‫لعنتی، آبرومونو بردی!

905
00:54:07,041 --> 00:54:08,991
‫هی، اول اون عوضی رو از سر راه بردار!

906
00:54:09,041 --> 00:54:11,791
‫اگه به این کارات ادامه بدی،
‫جدا به پلیس زنگ می‌زنم...

907
00:54:19,916 --> 00:54:22,333
‫برای این حرفا وقت نداریم.

908
00:54:24,333 --> 00:54:26,616
‫اوه، خیلی ترسیدم.

909
00:54:26,666 --> 00:54:29,958
‫معاون مدیر کی، حتما ترسیدی، نه؟

910
00:54:33,375 --> 00:54:35,916
‫آره...یه کم.

911
00:54:37,000 --> 00:54:38,325
‫یهو از ناکجا پیداشون شد.

912
00:54:38,375 --> 00:54:39,575
‫هی، کوان سه‌آه!

913
00:54:39,625 --> 00:54:40,575
‫هان؟ چی؟

914
00:54:40,625 --> 00:54:41,866
‫هی، تو!

915
00:54:41,916 --> 00:54:43,866
‫تو...

916
00:54:43,916 --> 00:54:45,491
‫می‌دونستم یه همچین کاری می‌کنی.

917
00:54:45,541 --> 00:54:47,075
‫هان؟

918
00:54:47,125 --> 00:54:48,700
‫هی!

919
00:54:48,750 --> 00:54:51,491
‫هی، ببین چه بلایی سرش آوردی...

920
00:54:51,541 --> 00:54:54,241
‫مگه نگفتم همین‌جوری الکی
‫از فن‌هات استفاده نکنی؟

921
00:54:54,291 --> 00:54:57,325
‫خب...یهویی اینطور شد دیگه.

922
00:54:57,375 --> 00:54:59,658
‫هی، بیدار شو!

923
00:54:59,708 --> 00:55:02,825
‫خوبی؟ هی!

924
00:55:02,875 --> 00:55:05,825
‫وای، طرف از حال رفته.

925
00:55:05,875 --> 00:55:08,116
‫خب، هیچ آسیب ظاهری‌ای نداره.

926
00:55:08,166 --> 00:55:09,866
‫خودت هم جایی آسیب ندیدی، درسته؟
‫معلومه که نه.

927
00:55:09,916 --> 00:55:11,866
‫- آره.
‫- و تو...

928
00:55:11,916 --> 00:55:14,750
‫اصلا لازم نبود زحمت زیادی به خودت بدی.

929
00:55:24,791 --> 00:55:27,250
‫اوه، چه به‌موقع!

930
00:55:28,666 --> 00:55:30,616
‫[بئوم سونگ‌هون، وضعیت فعلی:
‫جوان‌ترین کارآگاه کلانتری نامبو]

931
00:55:30,666 --> 00:55:32,616
‫[سابقه: مدال طلای جودوی مردان
‫در بازی‌های آسیایی، استخدام ویژه پلیس]

932
00:55:32,666 --> 00:55:34,158
‫تکون نخور.

933
00:55:34,208 --> 00:55:38,991
‫به اتهام ضرب‌وجرح شدید و
‫ممانعت از انجام وظیفه بازداشتی.

934
00:55:39,041 --> 00:55:42,825
‫حق داری سکوت کنی و وکیل بگیری.

935
00:55:42,875 --> 00:55:45,200
‫راستی، هر حرف احمقانه‌ای هم که بزنی
‫می‌تونه بر علیه‌ت استفاده بشه،

936
00:55:45,250 --> 00:55:47,250
‫پس حواست به حرف زدنت باشه.

937
00:55:48,875 --> 00:55:51,991
‫آقا ببره! پلیس واقعی یعنی این!
‫قهرمان‌ عدالت!

938
00:55:52,041 --> 00:55:53,241
‫- هی!
‫- هی!

939
00:55:53,291 --> 00:55:56,241
‫- بزن زمین و کارش رو تموم کن!
‫- بزن زمین و کارش رو تموم کن!

940
00:55:56,291 --> 00:55:57,741
‫- یادته؟
‫- هی، تو از کجا اینو بلدی؟

941
00:55:57,791 --> 00:56:00,116
‫- این که چیزی نیست.
‫- هی، چه خبره؟

942
00:56:00,166 --> 00:56:02,075
‫- فن پرتابه.
‫- هی، این درست نیست!

943
00:56:02,125 --> 00:56:03,866
‫نه، باید از اینجا بگیریش، این‌طوری!

944
00:56:03,916 --> 00:56:05,116
‫- بوم!
‫- اوه!

945
00:56:05,166 --> 00:56:08,283
‫اون دیگه چی بود؟
‫وای، خیلی واردی.

946
00:56:08,333 --> 00:56:10,783
‫- معلومه، پلیسم دیگه.
‫- ای بابا.

947
00:56:10,833 --> 00:56:13,291
‫پلیس به‌زودی می‌رسه...

948
00:56:15,500 --> 00:56:17,208
‫این بچه...

949
00:56:17,875 --> 00:56:20,700
‫روزبه‌روز کنار اومدن باهاش سخت‌تر می‌شه.

950
00:56:20,750 --> 00:56:24,450
‫معلومه. هرچی بزرگ‌تر می‌شن،
‫کمتر حرف گوش می‌کنن.

951
00:56:24,500 --> 00:56:28,075
‫یه بار از دستش به مامانم گلایه کردم،
‫می‌دونی چی گفت؟

952
00:56:28,125 --> 00:56:29,533
‫گفت بچه‌تو دعوا می‌کنه؟

953
00:56:29,583 --> 00:56:32,458
‫گفت دخترت دقیقا
‫شبیه بچگی‌های خودته.

954
00:56:33,875 --> 00:56:37,291
‫می‌گفت دعا کرده بود
‫یه دختر درست مثل خودم داشته باشم

955
00:56:38,583 --> 00:56:41,116
‫و دعاش هم مستجاب شده.

956
00:56:41,166 --> 00:56:43,200
‫این از هر چیزی بیشتر منو ترسوند.

957
00:56:43,250 --> 00:56:45,325
‫«دختری که شبیه خودمه.»

958
00:56:45,375 --> 00:56:48,825
‫بچه‌ها نیمی از شخصیتشون ذاتیه
‫و نیمی رو از پدر و مادرشون یاد می‌گیرن.

959
00:56:48,875 --> 00:56:53,658
‫برای همینه که می‌گن «بچه آینه پدر و مادرشه.»

960
00:56:53,708 --> 00:56:56,866
‫این حرف واقعا به دلم می‌شینه.

961
00:56:56,916 --> 00:56:59,616
‫آخه این یکم در حق من بی‌انصافی نیست؟

962
00:56:59,666 --> 00:57:04,833
‫با این همه وقت و انرژی که براش گذاشتم...

963
00:57:06,541 --> 00:57:08,533
‫خدای من.

964
00:57:08,583 --> 00:57:09,866
‫صبر کن.

965
00:57:09,916 --> 00:57:12,491
‫- شوهرته.
‫- شوهرته.

966
00:57:12,541 --> 00:57:14,250
‫چیه؟

967
00:57:15,041 --> 00:57:16,950
‫الان ساعت چنده؟

968
00:57:17,000 --> 00:57:19,408
‫به ساعت نگاه کن.

969
00:57:19,458 --> 00:57:22,200
‫تو هر روز نصفه‌شب میای خونه،

970
00:57:22,250 --> 00:57:26,575
‫اون‌وقت از اینکه فقط یه روز زودتر مجبور شدی
‫مراقب بچه باشی شکایت می‌کنی؟

971
00:57:26,625 --> 00:57:27,991
‫چی؟ حمومش؟

972
00:57:28,041 --> 00:57:31,700
‫خودت ببرش حموم.

973
00:57:31,750 --> 00:57:35,041
‫نمی‌دونم. خودت بخوابونش.

974
00:57:36,000 --> 00:57:37,958
‫یا هر کاری می‌خوای بکن.

975
00:57:38,666 --> 00:57:42,033
‫جدی، چطور این‌قدر شبیه شوهرمه؟

976
00:57:42,083 --> 00:57:43,491
‫بچه برای هر دومونه،

977
00:57:43,541 --> 00:57:47,866
‫پس چرا همه مسئولیتش افتاده گردن من؟

978
00:57:47,916 --> 00:57:49,241
‫اگه قرار بود این‌طوری باشه،

979
00:57:49,291 --> 00:57:51,033
‫اصلا نباید برای بچه دوم این‌همه اصرار می‌کرد.

980
00:57:51,083 --> 00:57:52,825
‫شوهر منم همین‌طوره.

981
00:57:52,875 --> 00:57:56,200
‫هرچی ازش می‌خوام به‌جای
‫تلویزیون دیدن با بچه‌ها بازی کنه،

982
00:57:56,250 --> 00:57:58,616
‫فقط می‌گه: «باشه. باشه.»

983
00:57:58,666 --> 00:58:00,458
‫یه بارم...

984
00:58:01,416 --> 00:58:02,991
‫زنگ زد گفت داره میاد،

985
00:58:03,041 --> 00:58:04,533
‫ولی اون‌قدر دیر کرد که رفتم دنبالش،

986
00:58:04,583 --> 00:58:07,575
‫دیدم توی پارکینگ خوابش برده.
‫واقعا که!

987
00:58:07,625 --> 00:58:08,575
‫توی ماشین؟

988
00:58:08,625 --> 00:58:09,866
‫آره.

989
00:58:09,916 --> 00:58:11,408
‫چه آقای جنتلمنی!

990
00:58:11,458 --> 00:58:12,575
‫چی؟

991
00:58:12,625 --> 00:58:15,575
‫یه بار از دفتر حراست بخاطر شوهرم بهم زنگ زدن.

992
00:58:15,625 --> 00:58:17,741
‫گفتن توی آسانسور خوابش برده و داشته خروپف می‌کرده.

993
00:58:17,791 --> 00:58:18,783
‫خدای من.

994
00:58:18,833 --> 00:58:22,291
‫اگه بچه‌ها با دیدن اینا یاد بگیرن چی؟

995
00:58:23,333 --> 00:58:26,541
‫پس مثل من، خودتون تنهایی بزرگشون کنین.

996
00:58:33,791 --> 00:58:35,283
‫تو چی، مامان یول؟

997
00:58:35,333 --> 00:58:37,075
‫چی؟

998
00:58:37,125 --> 00:58:38,700
‫از شوهرت بگو.

999
00:58:38,750 --> 00:58:40,825
‫کنجکاوم بدونم بابای یول چه جور آدمیه.

1000
00:58:40,875 --> 00:58:43,791
‫آره، منم کنجکاوم.
‫چه جور آدمیه؟

1001
00:58:45,250 --> 00:58:47,291
‫شوهرم؟

1002
00:58:52,833 --> 00:58:54,450
‫دختر کوچولوم خیلی درد کشید؟

1003
00:58:54,500 --> 00:58:57,116
‫آره، خیلی درد داشت.

1004
00:58:57,166 --> 00:59:01,866
‫اشکالی نداره.
‫دارو زدم، زود خوب می‌شه.

1005
00:59:01,916 --> 00:59:05,583
‫یول، امروز چی بیشتر از همه ناراحتت کرد؟

1006
00:59:07,083 --> 00:59:08,908
‫هه‌ری امروز گریه کرد.

1007
00:59:08,958 --> 00:59:11,491
‫اوه، دیدن گریه هه‌ری بیشتر از همه ناراحتت کرد؟

1008
00:59:11,541 --> 00:59:14,700
‫- آره.
‫- چرا این‌قدر ناراحتت کرد؟

1009
00:59:14,750 --> 00:59:19,991
‫چون مامان گفت باید با دوستام خوب بازی کنم.

1010
00:59:20,041 --> 00:59:24,825
‫می‌خواستی با دوستت خوب بازی کنی، ولی نشد؟

1011
00:59:24,875 --> 00:59:28,491
‫آره. ولی نباید به دوستامون آسیب بزنیم.

1012
00:59:28,541 --> 00:59:30,575
‫درسته. نباید به دوستامون آسیب بزنیم.

1013
00:59:30,625 --> 00:59:34,783
‫- نباید گاز بگیریم یا هل بدیم، درسته؟
‫- آره.

1014
00:59:34,833 --> 00:59:39,116
‫ولی وقتی بچه‌ها با هم بازی می‌کنن،
‫گاهی همچین اتفاقایی می‌افته.

1015
00:59:39,166 --> 00:59:40,366
‫اون موقع باید چی کار کنی؟

1016
00:59:40,416 --> 00:59:41,950
‫باید بگم «ببخشید».

1017
00:59:42,000 --> 00:59:42,950
‫آفرین.

1018
00:59:43,000 --> 00:59:47,241
‫عذرخواهی می‌کنی، آشتی می‌کنین
‫و دوباره دوست می‌شین.

1019
00:59:47,291 --> 00:59:49,950
‫آره، بهشون هدیه می‌دم
‫و ازشون می‌خوام باهام بازی کنن.

1020
00:59:50,000 --> 00:59:52,700
‫وای، دوستات خیلی خوشحال می‌شن.

1021
00:59:52,750 --> 00:59:56,366
‫پس چطوره فردا با هم
‫برای دوستات هدیه انتخاب کنیم؟

1022
00:59:56,416 --> 00:59:57,783
‫- آره.
‫- خیلی‌خب.

1023
00:59:57,833 --> 01:00:00,241
‫حالا چی بازی کنیم؟

1024
01:00:00,291 --> 01:00:01,283
‫سوپرمن بازی؟

1025
01:00:01,333 --> 01:00:02,908
‫خب، دست‌هات رو باز کن! سوپرمن!

1026
01:00:02,958 --> 01:00:04,741
‫بکش!

1027
01:00:04,791 --> 01:00:06,750
‫وای!

1028
01:00:10,416 --> 01:00:12,783
‫می‌گن هرکی کتک می‌زنه،
‫خودش با خیال راحت می‌خوابه.

1029
01:00:12,833 --> 01:00:16,500
‫این عوضی‌ رئیسش رو تهدید کرده
‫ولی انگار حسابی راحت خوابیده.

1030
01:00:18,458 --> 01:00:20,625
‫هی، لی دونگ‌جین، بیدار شو.

1031
01:00:22,041 --> 01:00:23,833
‫پاشو، زود باش!

1032
01:00:26,541 --> 01:00:29,075
‫خدای من، امروز به‌خاطر تو

1033
01:00:29,125 --> 01:00:31,033
‫جلوی کمیسر حسابی ضایع شدم...

1034
01:00:31,083 --> 01:00:34,200
‫خدایا، چرا همچین خنگی رو آوردم سر کار؟

1035
01:00:34,250 --> 01:00:35,825
‫تو...

1036
01:00:35,875 --> 01:00:38,033
‫باید جونت رو کف دستت بذاری.

1037
01:00:38,083 --> 01:00:40,241
‫وگرنه هر دومون به فنا می‌ریم.

1038
01:00:40,291 --> 01:00:41,241
‫چی؟

1039
01:00:41,291 --> 01:00:42,700
‫داری چی کار می‌کنی؟

1040
01:00:42,750 --> 01:00:45,166
‫تکون بخور و وسایلت رو جمع کن، عوضی!

1041
01:00:52,375 --> 01:00:55,158
‫♪ هر روز توی اتوبوس مدرسه ♪

1042
01:00:55,208 --> 01:00:58,575
‫♪ دختری رو دوست دارم که
‫همیشه روی یه صندلی می‌شینه ♪

1043
01:00:58,625 --> 01:01:01,991
‫♪ بعضی وقت‌ها عمدا کنارش می‌ایستم ♪

1044
01:01:02,041 --> 01:01:05,408
‫♪ ولی یه‌جوری حس می‌کنم در حدش نیستم ♪

1045
01:01:05,458 --> 01:01:08,741
‫♪ نه، چیزی نیست. نگران نباش ♪

1046
01:01:08,791 --> 01:01:12,158
‫- ♪ الان هیچ کسی رو ندارم ♪
‫- بیا وسط.

1047
01:01:12,208 --> 01:01:16,491
‫♪ ولی چرا یه کلمه هم حرف نمی‌زنی؟ ♪

1048
01:01:16,541 --> 01:01:19,741
‫♪ می‌دونم واقعا به من نیاز داری ♪

1049
01:01:19,791 --> 01:01:24,325
‫♪ زیادی ایده‌آلیستی هستی،
‫هیچ زنی سمتت نمیاد ♪

1050
01:01:24,375 --> 01:01:29,075
‫♪ هیچ زنی خودش پا پیش نمی‌ذاره ♪

1051
01:01:29,125 --> 01:01:34,666
‫♪ منم فرقی با بقیه ندارم ♪

1052
01:01:40,583 --> 01:01:43,450
‫♪ سر یه چیز ساده این‌قدر دودل می‌شی ♪

1053
01:01:43,500 --> 01:01:47,450
‫♪ دیدن این همه دودلیِ بی‌خودت
‫دیوونه‌م می‌کنه ♪

1054
01:01:47,500 --> 01:01:51,533
‫♪ زیادی ایده‌آلیستی هستی،
‫هیچ زنی سمتت نمیاد ♪

1055
01:01:51,583 --> 01:01:56,700
‫♪ هیچ زنی خودش پا پیش نمی‌ذاره ♪

1056
01:01:56,750 --> 01:02:01,958
‫♪ منم فرقی با بقیه ندارم ♪

1057
01:02:09,875 --> 01:02:12,958
‫قبلا توی این کارا بهتر بودم.

1058
01:02:15,291 --> 01:02:16,616
‫مامان یول، تو هم یه آهنگ بخون.

1059
01:02:16,666 --> 01:02:18,241
‫- وای، چقدر خوش می‌گذره.
‫- یه آهنگ بخون.

1060
01:02:18,291 --> 01:02:19,241
‫- بی‌خیال، بخون.
‫- من؟

1061
01:02:19,291 --> 01:02:20,241
‫- نه، من نمی‌تونم.
‫- نمی‌شه که فقط ما بخونیم.

1062
01:02:20,291 --> 01:02:21,241
‫- یه آهنگ؟
‫- یکی بخون!

1063
01:02:21,291 --> 01:02:25,533
‫- بخون دیگه!
‫- بخون دیگه!

1064
01:02:25,583 --> 01:02:30,416
‫[یک میلیون گل سرخ]

1065
01:02:34,583 --> 01:02:39,166
‫♪ سال‌ها پیش، از ستاره‌ای دوردست ♪

1066
01:02:39,958 --> 01:02:45,783
‫♪ وقتی پا به این دنیا گذاشتم ♪

1067
01:02:45,833 --> 01:02:51,658
‫♪ صدای کوچکی شنیدم ♪

1068
01:02:51,708 --> 01:02:57,450
‫♪ که می‌گفت بیا و عشق بورز ♪

1069
01:02:57,500 --> 01:03:00,866
‫♪ عشقی که فقط
‫با دوست داشتن شکوفا می‌شه ♪

1070
01:03:00,916 --> 01:03:03,325
‫چه رمانتیکه، باورم نمی‌شه.

1071
01:03:03,375 --> 01:03:05,241
‫دقیقا.

1072
01:03:05,291 --> 01:03:08,491
‫چرا همچین آهنگ غمگینی می‌خونه؟

1073
01:03:08,541 --> 01:03:11,116
‫جو رو کلا عوض کرد.

1074
01:03:11,166 --> 01:03:15,075
‫واقعا خانم جالبیه!

1075
01:03:15,125 --> 01:03:20,866
‫♪ گل‌های عشق شکوفه می‌دن ♪

1076
01:03:20,916 --> 01:03:26,575
‫♪ وقتی قلبت پر از کینه نباشه ♪

1077
01:03:26,625 --> 01:03:32,533
‫♪ وقتی عشق رو بی‌دریغ نثار کنی ♪

1078
01:03:32,583 --> 01:03:38,408
‫♪ میلیون‌ها گل سرخ شکوفا می‌شن ♪

1079
01:03:38,458 --> 01:03:44,283
‫♪ و من می‌تونم دوباره
‫به ستاره زیبای خودمون برگردم ♪

1080
01:03:44,333 --> 01:03:50,158
‫♪ وقتی قلبت پر از کینه نباشه ♪

1081
01:03:50,208 --> 01:03:55,375
‫♪ وقتی عشق رو بی‌دریغ نثار کنی ♪

1082
01:03:56,000 --> 01:04:01,783
‫♪ میلیون‌ها گل سرخ شکوفا می‌شن ♪

1083
01:04:01,833 --> 01:04:06,916
‫♪ و من می‌تونم دوباره
‫به ستاره زیبای خودمون برگردم ♪

1084
01:04:10,666 --> 01:04:13,700
‫یک تیم ویژه برای دستگیری قاتل زنجیره‌ای،

1085
01:04:13,750 --> 01:04:16,866
‫معروف به کینگ‌فیشر تشکیل شده.

1086
01:04:16,916 --> 01:04:19,283
‫قرار شده اطلاعات پرونده‌های مختلف
‫و نیروهای درگیر

1087
01:04:19,333 --> 01:04:21,366
‫در هر پرونده یک‌جا جمع بشن
‫و با اختصاص نیروهای ویژه،

1088
01:04:21,416 --> 01:04:26,625
‫تحقیقات درباره کینگ‌فیشر
‫با سرعت بیشتری ادامه پیدا کنه.

1089
01:04:57,625 --> 01:04:59,783
‫[گل‌فروشی اوک]

1090
01:04:59,833 --> 01:05:06,750
‫[گل‌فروشی اوک]

1091
01:05:15,625 --> 01:05:19,033
‫آیا این بار بالاخره کینگ‌فیشر دستگیر می‌شه؟

1092
01:05:19,083 --> 01:05:23,833
‫حالا همه نگاه‌ها به تیم ویژه‌ایه که
‫برای دستگیری کینگ‌فیشر تشکیل شده.

1093
01:05:27,875 --> 01:05:32,875
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

1094
01:06:26,791 --> 01:06:28,825
‫ماجرای چاقوکشی زمان جام جهانی؟

1095
01:06:28,875 --> 01:06:32,325
‫فکر می‌کنم شاید سرنخی برای
‫پیدا کردن هویت کینگ‌فیشر باشه.

1096
01:06:32,375 --> 01:06:34,200
‫صدای کسی که زنگ زده بود رو یادتونه؟

1097
01:06:34,250 --> 01:06:35,991
‫اولین پیامی که روی کارت فرستاده بودن این بود:

1098
01:06:36,041 --> 01:06:38,408
‫«امیدوارم منظره زیبای خودتون رو پیدا کنید.»

1099
01:06:38,458 --> 01:06:40,658
‫از کسی که گل‌ها رو فرستاده چیزی می‌دونی؟

1100
01:06:40,708 --> 01:06:42,575
‫کیه؟ همون کسی که اون روز دیدیش.

1101
01:06:42,625 --> 01:06:43,575
‫یه زن.

1102
01:06:43,625 --> 01:06:45,200
‫چرا دنبال اون زن می‌گردی؟

1103
01:06:45,250 --> 01:06:47,991
‫اون یا شاهد کینگ‌فیشره،
‫یا خودش کینگ‌فیشره.

1104
01:06:48,041 --> 01:06:50,116
‫پیام صوتی هنوز باید توی گوشیت باشه.

1105
01:06:50,166 --> 01:06:51,116
‫کی این پرونده به دست می‌گیره؟

1106
01:06:51,166 --> 01:06:54,741
‫قبل از اینکه کینگ‌فیشر دست به کار بشه،
‫اطراف گو جونگ‌یول براش تله می‌ذاریم.

1107
01:06:54,791 --> 01:06:56,366
‫جلسه با موکل شروع می‌شه.

1108
01:06:56,416 --> 01:06:59,000
‫بریم کینگ‌فیشر رو بگیریم.

1109
01:07:01,000 --> 01:07:11,000
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M