1
00:00:30,000 --> 00:00:35,000
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

2
00:00:36,970 --> 00:00:38,487
‫[اداره پلیس کلان‌شهر سئول]

3
00:00:38,537 --> 00:00:40,837
‫[قسمت یازدهم]

4
00:00:49,949 --> 00:00:51,649
‫با هم بریم!

5
00:00:54,969 --> 00:00:59,015
‫گفتم بمون و از مربی جدیدت یاد بگیر.
‫چرا دنبال دردسر می‌گردی؟

6
00:00:59,065 --> 00:01:00,991
‫هر جا سوزن بره،
‫نخ هم دنبالش می‌ره.

7
00:01:01,041 --> 00:01:03,337
‫بدون من می‌خوای چیکار کنی؟

8
00:01:05,677 --> 00:01:06,736
‫آماده شدی؟

9
00:01:06,786 --> 00:01:09,187
‫من یه عمره برای این لحظه آماده‌م!

10
00:01:09,237 --> 00:01:10,937
‫آروم‌تر حرف بزن.

11
00:01:13,601 --> 00:01:16,344
‫بریم کینگ‌فیشر رو بگیریم.

12
00:01:16,394 --> 00:01:17,720
‫چشم، قربان!

13
00:01:17,770 --> 00:01:19,470
‫[پلیس]

14
00:01:21,599 --> 00:01:23,587
‫آقای لی.

15
00:01:23,637 --> 00:01:24,803
‫[اداره پلیس کلان‌شهر سئول]

16
00:01:24,853 --> 00:01:27,920
‫امروز در اداره پلیس کلان‌شهر سئول،

17
00:01:27,970 --> 00:01:29,620
‫تیم ویژه‌ای برای
‫[تیم ویژه دستگیری کینگ‌فیشر]

18
00:01:29,670 --> 00:01:32,699
‫دستگیری قاتل زنجیره‌ای مسلح،
‫کینگ‌فیشر، تشکیل شد.

19
00:01:32,749 --> 00:01:34,438
‫این تیم ویژه

20
00:01:34,488 --> 00:01:35,731
‫با تیم‌های قبلی فرق خواهد داشت.
‫[گو ته‌سوک]

21
00:01:35,781 --> 00:01:37,315
‫این بار قرار نیست فقط برای نمایش
‫[رئیس تیم ویژه کینگ‌فیشر]

22
00:01:37,365 --> 00:01:40,011
‫تیم ویژه تشکیل بدیم و بعد
‫بی‌سروصدا منحلش کنیم.

23
00:01:40,061 --> 00:01:41,975
‫این بار مصمم هستیم تا آخر کار پیش بریم

24
00:01:42,025 --> 00:01:44,087
‫و تمام امکانات و نیروهای موجود رو
‫برای این پرونده به کار می‌گیریم.

25
00:01:44,137 --> 00:01:47,320
‫بار سومه که قول می‌دن
‫تمام امکانات رو پای کار بیارن؟

26
00:01:47,370 --> 00:01:49,395
‫نه، بار چهارمه.

27
00:01:49,445 --> 00:01:51,784
‫هر سه چهار سال یک‌بار
‫این تیم‌های ویژه رو تشکیل می‌دن

28
00:01:51,834 --> 00:01:53,111
‫و بعد منحلشون می‌کنن.

29
00:01:53,161 --> 00:01:55,619
‫این بار منظورشون از «تا آخر» چیه؟

30
00:01:55,669 --> 00:01:57,487
‫همین بود.

31
00:01:57,537 --> 00:01:59,804
‫[پرونده‌های قبلی با استفاده از روش‌های جدید
‫دوباره بررسی می‌شن]

32
00:02:05,653 --> 00:02:11,020
‫ایشون بازرس یو می‌ران، متخصص تحلیل رفتار
‫مجرمانه در اداره پلیس کلان‌شهر سئول هستن.

33
00:02:11,070 --> 00:02:12,943
‫[یو می‌ران]

34
00:02:12,993 --> 00:02:14,315
‫خب، همه‌تون که ایشون رو می‌شناسین، درسته؟
‫[تیم ویژه کینگ‌فیشر]

35
00:02:14,365 --> 00:02:20,937
‫همون پلیس معروفیه که پرونده قتل‌های
‫زنجیره‌ای بیست ساله اوه سونگ‌گو رو حل کرد.

36
00:02:22,973 --> 00:02:27,563
‫من چون شنیدم اضافه‌کاری نداریم
‫و مرخصی‌هامون تضمینه، درخواست دادم.

37
00:02:27,613 --> 00:02:28,645
‫درسته دیگه؟

38
00:02:28,695 --> 00:02:30,887
‫- واقعا؟
‫- مگه این‌طور نیست؟

39
00:02:30,937 --> 00:02:34,507
‫اوه، این که خوب نیست.
‫شاید مجبور بشم همین الان استعفا بدم.

40
00:02:34,557 --> 00:02:37,163
‫خب، حالا که خودمون رو معرفی کردیم،

41
00:02:37,213 --> 00:02:38,163
‫بریم سر اصل مطلب.

42
00:02:38,213 --> 00:02:40,270
‫[بررسی فهرست مظنونان کینگ‌فیشر]

43
00:02:44,569 --> 00:02:48,070
‫هرجور بهش نگاه می‌کنم، اصلا نمی‌فهمم.

44
00:02:49,357 --> 00:02:54,491
‫مگه کینگ‌فیشر یه جورایی انتقام کسی رو نگرفت
‫که پدر و مادر خودش رو کشته بود؟

45
00:02:54,541 --> 00:02:58,751
‫چطور می‌تونه همچین آدمی رو
‫با دست خودش دستگیر کنه؟

46
00:02:58,801 --> 00:03:00,919
‫حتی اگه پلیس باشه.

47
00:03:00,969 --> 00:03:03,695
‫مگه کار ما اینه که انتقام آدم‌ها رو بگیریم؟

48
00:03:03,745 --> 00:03:06,654
‫نه، این‌طور نیست.

49
00:03:06,704 --> 00:03:10,771
‫هرکسی به دلایل خودش،
‫مسیر خودش رو انتخاب می‌کنه.

50
00:03:10,821 --> 00:03:14,847
‫بعضی‌ها نمی‌تونن مثل ما باشن.

51
00:03:14,897 --> 00:03:17,739
‫ما هم فقط باید کار خودمون رو انجام بدیم.

52
00:03:17,789 --> 00:03:19,489
‫مگه نه؟

53
00:03:20,105 --> 00:03:21,805
‫بیا.

54
00:03:24,221 --> 00:03:26,063
‫ظهره. بریم ناهار بخوریم!

55
00:03:26,113 --> 00:03:27,813
‫آره؟

56
00:03:28,809 --> 00:03:32,487
‫خب، امروز برای ناهار چی بخوریم؟

57
00:03:32,537 --> 00:03:34,763
‫وای، این‌قدر دیر شده؟

58
00:03:34,813 --> 00:03:36,971
‫وقت ناهاره!

59
00:03:37,021 --> 00:03:39,039
‫هوا گرمه.
‫برای ناهار نائنگ‌میون بخوریم؟

60
00:03:39,089 --> 00:03:40,155
‫نائنگ‌میون بنظرم عالیه.
‫بریم همینو بخوریم.

61
00:03:40,205 --> 00:03:41,479
‫- نائنگ‌میون خوبه.
‫- زودباش، مدیر گو، پاشو بریم.

62
00:03:41,529 --> 00:03:42,528
‫خیلی‌خب.

63
00:03:42,578 --> 00:03:44,770
‫من نائنگ‌میون رو با آب سرد می‌خوام.

64
00:03:47,877 --> 00:03:50,947
‫فکر کنم مدیر ته‌مین باز هم
‫یه چیزی سریع بخوره و برگرده.

65
00:03:50,997 --> 00:03:53,967
‫نمی‌دونم چطور می‌تونه
‫توی همچین جاهایی غذا بخوره.

66
00:03:54,017 --> 00:03:56,927
‫نگران نباش.
‫فعلا قراره درست و حسابی غذا بخوره.

67
00:03:56,977 --> 00:03:59,119
‫چی؟ فعلا؟

68
00:03:59,169 --> 00:04:00,869
‫چرا؟

69
00:04:01,869 --> 00:04:11,869
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

70
00:04:50,105 --> 00:04:52,723
‫کینگ‌فیشر یه قاتل حساب‌شده‌ست
‫[بررسی فهرست مظنونان کینگ‌فیشر]

71
00:04:52,773 --> 00:04:56,035
‫که انگیزه و هدف مشخصی داره.

72
00:04:56,085 --> 00:05:00,515
‫سلاح مورد علاقه‌ش یه تفنگ تک‌تیراندازیه که
‫دسترسی بهش برای افراد عادی خیلی سخته.

73
00:05:00,565 --> 00:05:03,774
‫با توجه به شرایط، احتمالا باید
‫از اینجا شروع کنیم که

74
00:05:03,824 --> 00:05:05,463
‫از نظر جسمی خیلی قدرتمنده، درسته؟

75
00:05:05,513 --> 00:05:08,754
‫سابقه نیروهای ویژه بیشتر به
‫این مشخصات می‌خوره، مگه نه؟

76
00:05:08,804 --> 00:05:11,387
‫من قبلا این بخش رو بررسی کردم.

77
00:05:11,437 --> 00:05:13,553
‫قبل از ظهور کینگ‌فیشر در سال 2010،

78
00:05:13,603 --> 00:05:16,227
‫400 نفر از نیروهای ویژه ارتش رو بررسی کردم،

79
00:05:16,277 --> 00:05:18,694
‫روی اونایی که مهارت تیراندازی
‫بالایی داشتن تمرکز کردم

80
00:05:18,744 --> 00:05:20,387
‫و تک‌تک‌شون رو زیر نظر گرفتم.

81
00:05:20,437 --> 00:05:22,456
‫هیچی پیدا نکردم.

82
00:05:22,506 --> 00:05:25,970
‫عملا دنبال سوزن توی انبار کاه می‌گشتی.

83
00:05:27,149 --> 00:05:32,637
‫هر 400 نفر از نیروهای ویژه،
‫مرد کره‌ای و بزرگسال بودن؟

84
00:05:33,737 --> 00:05:36,971
‫خب، آره، طبیعتا...

85
00:05:37,021 --> 00:05:41,875
‫یعنی می‌گی کینگ‌فیشر می‌تونه زن باشه
‫یا حتی یه شخص جوان؟

86
00:05:41,925 --> 00:05:43,670
‫مگه فیلمه؟

87
00:05:46,361 --> 00:05:48,791
‫نباید خودمون رو به این فرض محدود کنیم

88
00:05:48,841 --> 00:05:50,443
‫که کینگ‌فیشر یه مرد کره‌ای بزرگساله.

89
00:05:50,493 --> 00:05:52,723
‫باید همه احتمالات رو در نظر بگیریم.

90
00:05:52,773 --> 00:05:57,335
‫جنسیت، سن، ملیت و غیره.

91
00:05:57,385 --> 00:05:59,427
‫کینگ‌فیشر...

92
00:05:59,477 --> 00:06:01,570
‫یه جوون قدبلند...

93
00:06:02,545 --> 00:06:07,370
‫و هیکلیه.

94
00:06:08,361 --> 00:06:12,083
‫یه چیز دیگه هم هست که باید بهش توجه کنیم.

95
00:06:12,133 --> 00:06:14,299
‫فاصله‌هایی که بین قتل‌ها می‌افته.

96
00:06:14,349 --> 00:06:17,454
‫منظورت پرونده گوسی‌وون هه‌گون‌دونگه؟

97
00:06:17,504 --> 00:06:19,831
‫خب، درست می‌گی.

98
00:06:19,881 --> 00:06:22,887
‫بعد از اون پرونده،
‫چهار سال هیچ فعالیتی نداشت.

99
00:06:22,937 --> 00:06:26,951
‫وقفه‌های بین قتل‌های زنجیره‌ای معمولا دو دلیل دارن.

100
00:06:27,001 --> 00:06:30,711
‫یکی کنترل بیرونیه،
‫مثل بازداشت یا زندانی شدن.

101
00:06:30,761 --> 00:06:33,187
‫دومی، یه حالت درونیِ اشباعه.

102
00:06:33,237 --> 00:06:39,070
‫وقتی میلش موقتا ارضا می‌شه،
‫اون میل و کشش فروکش می‌کنه.

103
00:06:39,885 --> 00:06:43,995
‫ولی بنظرم کینگ‌فیشر با بقیه فرق داره.

104
00:06:44,045 --> 00:06:45,023
‫چطور؟

105
00:06:45,073 --> 00:06:48,837
‫چون کینگ‌فیشر

106
00:06:49,553 --> 00:06:51,253
‫یه آدم روان‌پریش معمولی نیست.

107
00:06:52,197 --> 00:06:54,351
‫یعنی ممکنه وضعیت روحی

108
00:06:54,401 --> 00:06:57,487
‫یا شرایط اطرافش تغییر کرده باشه؟

109
00:06:57,537 --> 00:06:58,487
‫دقیقا.

110
00:06:58,537 --> 00:07:01,143
‫[تحلیل وقفه‌های بین قتل‌ها]

111
00:07:01,193 --> 00:07:02,879
‫غیر از هه‌گون‌دونگ، یه مورد دیگه هم بود، درسته؟

112
00:07:02,929 --> 00:07:04,008
‫هشت سال پیش،
‫[این دو وقفه می‌تونن سرنخی برای]

113
00:07:04,058 --> 00:07:06,059
‫بعد از به‌اصطلاح «ماجرای جام جهانی»،
‫[پیدا کردن هویت واقعی کینگ‌فیشر باشن]

114
00:07:06,109 --> 00:07:08,551
‫نه ماه هیچ خبری ازش نبود.

115
00:07:08,601 --> 00:07:11,607
‫با توجه به اینکه فاصله بین قتل‌های قبلیش
‫بیشتر از دو ماه نبوده،

116
00:07:11,657 --> 00:07:15,067
‫این فاصله واقعا قابل‌توجهه.

117
00:07:15,117 --> 00:07:19,623
‫پس فکر می‌کنم این دو وقفه،
‫یکی طولانی و یکی کوتاه،

118
00:07:19,673 --> 00:07:25,004
‫می‌تونن سرنخی برای
‫هویت واقعی کینگ‌فیشر باشن.

119
00:07:25,969 --> 00:07:29,851
‫خب، همون‌طور که خانم یو گفت،
‫باید این احتمال رو هم در نظر بگیریم

120
00:07:29,901 --> 00:07:31,635
‫که کینگ‌فیشر ممکنه زن باشه یا حتی یه بچه،

121
00:07:31,685 --> 00:07:33,399
‫و شباهت‌های بین پرونده جام جهانی

122
00:07:33,449 --> 00:07:35,579
‫و هه‌گون‌دونگ رو دقیق‌تر بررسی کنیم.

123
00:07:35,629 --> 00:07:37,635
‫- بله، قربان.
‫- بله، متوجه شدم.

124
00:07:37,685 --> 00:07:39,404
‫- بله.
‫- متوجه شدم.

125
00:07:41,533 --> 00:07:43,341
‫پرونده جام جهانی و پرونده هه‌گونگ‌دونگ.

126
00:07:43,391 --> 00:07:45,831
‫تو هر دو حادثه مهم اونجا بودی.

127
00:07:45,881 --> 00:07:47,325
‫احتمالش عملا غیرممکنه.

128
00:07:47,375 --> 00:07:49,970
‫من خبرنگارم، عوضی!

129
00:08:03,981 --> 00:08:05,759
‫شنیدم دوست خبرنگارت به‌هوش اومده.

130
00:08:05,809 --> 00:08:06,803
‫خیالم راحت شد.

131
00:08:06,853 --> 00:08:09,195
‫اوه، به‌زور از مرگ نجات پیدا کرد.

132
00:08:09,245 --> 00:08:13,087
‫تونستی ناجیش رو پیدا کنی؟
‫همونی که براش آمبولانس خبر کرده؟

133
00:08:13,137 --> 00:08:14,371
‫آه، اون زن؟

134
00:08:14,421 --> 00:08:17,870
‫اون با گوشی دوستم تماس گرفته بود،
‫برای همین شناساییش سخته.

135
00:08:21,709 --> 00:08:26,520
‫ولی ظاهرا اون ساختمون همون جاییه
‫که کینگ‌فیشر از اونجا شلیک کرده،

136
00:08:26,570 --> 00:08:28,303
‫و زمانش هم تقریبا جور درمیاد.

137
00:08:28,353 --> 00:08:33,970
‫داشتم فکر می‌کردم شاید خود
‫کینگ‌فیشر اون تماس رو گرفته باشه.

138
00:08:34,749 --> 00:08:38,951
‫از پشت‌بوم یکی رو بکشی و
‫موقع پایین اومدن جون یکی رو نجات بدی؟

139
00:08:39,001 --> 00:08:40,911
‫اونم یه زن؟

140
00:08:40,961 --> 00:08:42,254
‫بله.

141
00:08:42,304 --> 00:08:43,887
‫ولمون کن تورو خدا.

142
00:08:43,937 --> 00:08:45,357
‫به‌جای اینکه دنبال فرضیه‌های عجیب
‫درباره پرونده بقیه باشی،

143
00:08:45,407 --> 00:08:47,570
‫به پرونده خودت برس، عوضی.

144
00:08:59,904 --> 00:09:01,970
‫[ماجرای هتل سیتی مانیا]

145
00:09:09,004 --> 00:09:11,770
‫[گزارش مصاحبه با شاهد]

146
00:09:13,717 --> 00:09:15,399
‫بعدها که بررسی کردیم،

147
00:09:15,449 --> 00:09:18,059
‫فهمیدیم همه دوربین‌های امنیتی خراب بودن.
‫[در دست بررسی]

148
00:09:18,109 --> 00:09:19,895
‫من وقتی سرِ شیفت بودم خبر نداشتم.

149
00:09:19,945 --> 00:09:22,287
‫مانیتورها ظاهرا عادی کار می‌کردن.

150
00:09:22,337 --> 00:09:24,647
‫یعنی واقعا هیچ‌کس دیگه‌ای توی ساختمون نبود؟

151
00:09:24,697 --> 00:09:26,323
‫مثلا نیروهای خدماتی؟

152
00:09:26,373 --> 00:09:31,011
‫اون روز هیچ‌کدوم از کارکنان تا دیروقت سرِ کار نموندن.

153
00:09:31,061 --> 00:09:33,079
‫نیروهای خدماتی هم زودتر رفتن.

154
00:09:33,129 --> 00:09:35,787
‫قبل از اینکه خیابونا شلوغ بشه، رفته بودن.

155
00:09:35,837 --> 00:09:38,367
‫پس نه کارمند بوده، نه نیروی خدماتی.

156
00:09:38,417 --> 00:09:40,187
‫پس کی بوده؟

157
00:09:40,237 --> 00:09:42,927
‫کی گزارش ته‌سونگ رو به امداد داد؟

158
00:09:42,977 --> 00:09:45,970
‫اوه، کوان سه‌آه همیشه سرش شلوغه.

159
00:09:52,573 --> 00:09:53,731
‫دنبال چی می‌گردی؟

160
00:09:53,781 --> 00:09:54,954
‫اینجا نیست...

161
00:09:55,004 --> 00:09:57,075
‫مدارک مربوط به پرونده ته‌سونگ...

162
00:09:57,125 --> 00:09:59,131
‫ته‌سونگ؟

163
00:09:59,181 --> 00:10:00,673
‫آهان، منظورت همون پرونده‌ی جام جهانیه،

164
00:10:00,723 --> 00:10:02,899
‫که وقتی دنبال یه جیب‌بر بود، قاچو خورد؟

165
00:10:02,949 --> 00:10:06,171
‫چرا اینو اینجا گذاشتن؟
‫اصلا پرونده کینگ‌فیشر نبود.

166
00:10:06,221 --> 00:10:09,147
‫نکنه این دوتا پرونده اصلا ربطی به هم نداشته باشن؟

167
00:10:09,197 --> 00:10:10,904
‫چی؟

168
00:10:19,437 --> 00:10:20,387
‫کجا داری می‌ری؟

169
00:10:20,437 --> 00:10:21,571
‫زندان.

170
00:10:21,621 --> 00:10:22,695
‫اگه می‌خوای، بیا دنبالم.

171
00:10:22,745 --> 00:10:24,055
‫چی؟ چرا زندان؟

172
00:10:24,105 --> 00:10:25,131
‫کی اونجاست؟

173
00:10:25,181 --> 00:10:27,154
‫یکی که اون موقع از فهرست مظنون‌ها کنار گذاشتیم.

174
00:10:27,204 --> 00:10:29,745
‫خب، اون کیه؟ هان؟

175
00:10:43,385 --> 00:10:44,335
‫[مرکز رفاهی گرین اسکای]

176
00:10:44,385 --> 00:10:45,487
‫نوه‌ش؟

177
00:10:45,537 --> 00:10:47,654
‫آهان، همون پسری که عجیب حرف می‌زد
‫و به‌ندرت صحبت می‌کرد؟

178
00:10:47,704 --> 00:10:51,535
‫آره. از وقتی اون اتفاق برای پدرش افتاد،
‫حالش خیلی به‌هم ریخته بود.

179
00:10:51,585 --> 00:10:53,599
‫احیانا می‌دونی الان کجاست؟

180
00:10:53,649 --> 00:10:55,720
‫آخر کارش به یه مرکز نگهداری نکشید؟

181
00:10:55,770 --> 00:11:00,670
‫آره. کسی رو نداشت که ازش مراقبت کنه،
‫فکر کنم فرستادنش پرورشگاه.

182
00:11:04,829 --> 00:11:06,147
‫گفتین برای دیدن چئول اومدید، درسته؟

183
00:11:06,197 --> 00:11:08,207
‫بله.

184
00:11:08,257 --> 00:11:10,937
‫اونجاست.

185
00:11:17,421 --> 00:11:18,980
‫وقتی اولین بار اومد اینجا،

186
00:11:19,030 --> 00:11:22,331
‫سخت می‌تونست منظورش رو بیان کنه
‫و با بقیه ارتباط بگیره،

187
00:11:22,381 --> 00:11:24,415
‫ولی الان خیلی بهتر شده.

188
00:11:24,465 --> 00:11:26,047
‫خوبه که اینو می‌شنوم.

189
00:11:26,097 --> 00:11:29,091
‫انگار نقاشی کشیدن رو دوست داره.

190
00:11:29,141 --> 00:11:31,739
‫هر هفته یه حامی براش گل می‌فرسته

191
00:11:31,789 --> 00:11:34,495
‫و اون روزها همیشه همین‌جوری گل می‌کشه.

192
00:11:34,545 --> 00:11:35,835
‫حامی؟

193
00:11:35,885 --> 00:11:41,570
‫یه حامی ناشناس هزینه برنامه‌های درمانی
‫مختلف چئول رو پرداخت می‌کنه.

194
00:11:42,857 --> 00:11:45,487
‫چه رابطه‌ای با این بچه داره؟

195
00:11:45,537 --> 00:11:48,570
‫خب، راستش اطلاعی ندارم.

196
00:11:51,173 --> 00:11:55,811
‫اگه اشکالی نداره، می‌تونم ببینمش؟

197
00:11:55,861 --> 00:12:00,170
‫متأسفانه امکانش نیست.
‫نمی‌خوان کسی بدونه کی هستن.

198
00:12:06,937 --> 00:12:12,891
‫وقتی گل می‌فرستن، همیشه یه کارت
‫درباره معنی گل هم همراهش می‌ذارن.

199
00:12:12,941 --> 00:12:17,411
‫اولین بار یه کارت جداگانه هم همراه گل بود.

200
00:12:17,461 --> 00:12:20,663
‫«امیدوارم منظره زیبای خودت رو پیدا کنی.»

201
00:12:20,713 --> 00:12:22,870
‫فقط همین رو نوشته بود.

202
00:12:27,470 --> 00:12:29,815
‫الان چی گفتین؟

203
00:12:29,865 --> 00:12:32,579
‫- چی؟
‫- پیامی که روی اولین کارت فرستاده بودن.

204
00:12:32,629 --> 00:12:36,670
‫«امیدوارم منظره زیبای خودت رو پیدا کنی.»
‫اینو میگین؟

205
00:12:38,137 --> 00:12:40,287
‫فکر کنم این قدرت یه منظره زیباست.

206
00:12:40,337 --> 00:12:42,011
‫منظره‌های کوچیکی که وقتی خسته‌م

207
00:12:42,061 --> 00:12:45,995
‫بهم انرژی می‌دن و وقتی از حرکت می‌ایستم،
‫کمکم می‌کنن دوباره راه بیفتم.

208
00:12:46,045 --> 00:12:49,737
‫بو نا، تا حالا توی زندگیت،
‫همچین لحظه‌ی زیبایی داشتی؟

209
00:12:54,977 --> 00:12:57,123
‫اوه، متاسفم.

210
00:12:57,173 --> 00:12:59,537
‫جمله‌ی قشنگیه.

211
00:13:00,481 --> 00:13:04,287
‫حتما آدم خیلی رمانتیکی هستن،
‫یه جورایی هم احساسات دخترونه دارن.

212
00:13:04,337 --> 00:13:05,387
‫فکر کنم همین‌طوره.

213
00:13:05,437 --> 00:13:09,170
‫ولی طرز حرف زدنشون خیلی رک و بی‌پرده‌ست،
‫مثل یه مَرد.

214
00:13:23,104 --> 00:13:26,670
‫[گل‌فروشی اوک]

215
00:13:30,729 --> 00:13:34,451
‫پس اون جیب‌بر تا یه سال بعد دستگیر نشد.

216
00:13:34,501 --> 00:13:36,759
‫چی؟ پس چرا هنوز اینجاست؟

217
00:13:36,809 --> 00:13:40,070
‫چون به جرم ضرب‌وجرح شدید و فرار محکوم شده.

218
00:13:46,137 --> 00:13:49,737
‫غذای زندان انگار خیلی بهت ساخته.
‫سرحال به نظر میای.

219
00:13:54,453 --> 00:13:56,279
‫خیلی وقته گذشته.

220
00:13:56,329 --> 00:13:58,747
‫خب، بعد از این همه مدت چرا اومدی اینجا؟

221
00:13:58,797 --> 00:14:01,137
‫اومدی دوباره یقه‌مو بگیری؟

222
00:14:04,161 --> 00:14:06,307
‫دوستت سالم و سرحاله، مگه نه؟

223
00:14:06,357 --> 00:14:08,711
‫آره، حالش خوبه.

224
00:14:08,761 --> 00:14:10,203
‫فقط اومدم یه چیزی ازت بپرسم.

225
00:14:10,253 --> 00:14:11,895
‫همون روزی که بهش حمله کردی.

226
00:14:11,945 --> 00:14:15,637
‫که من همه‌چیز رو درباره اون روز بهت گفتم.
‫دیگه چی می‌خوای بدونی؟

227
00:14:19,170 --> 00:14:21,335
‫دوستت دست از سرم برنمی‌داشت،

228
00:14:21,385 --> 00:14:24,404
‫ برای همین با کپسول آتش‌نشانی
‫زدم تو سرش تا بیهوش بشه...

229
00:14:25,037 --> 00:14:26,539
‫ولی زیادی محکم زدم.

230
00:14:26,589 --> 00:14:28,987
‫همه اینا رو می‌دونم.
‫بعدش چی شد؟

231
00:14:29,037 --> 00:14:30,371
‫بعد از اینکه زدیش.

232
00:14:30,421 --> 00:14:32,363
‫فرار کردم بیرون.

233
00:14:32,413 --> 00:14:33,835
‫از لابی طبقه اول خارج شدی؟

234
00:14:33,885 --> 00:14:35,951
‫معلومه که از طبقه اول رفتم بیرون.
‫مگه از کجا باید می‌رفتم؟

235
00:14:36,001 --> 00:14:39,375
‫وقتی داشتی از اونجا خارج می‌شدی،
‫کسی رو دیدی؟

236
00:14:39,425 --> 00:14:41,351
‫کسی رو دیدم؟

237
00:14:41,401 --> 00:14:43,570
‫اونجا تاریک و کاملا خالی بود.

238
00:14:45,553 --> 00:14:47,171
‫صبر کن...

239
00:14:47,221 --> 00:14:51,404
‫حالا که فکر می‌کنم، شاید یه نفر اونجا بود.

240
00:14:52,029 --> 00:14:54,211
‫کسی بود؟

241
00:14:54,261 --> 00:14:55,223
‫کی؟

242
00:14:55,273 --> 00:14:57,923
‫ولی می‌شه گفت که یه نفر رو دیدم؟

243
00:14:57,973 --> 00:14:59,395
‫در واقع داخل ساختمان نبود.

244
00:14:59,445 --> 00:15:03,287
‫داخل یا بیرون ساختمان مهم نیست، کی بود؟

245
00:15:03,337 --> 00:15:05,204
‫یه زن.

246
00:15:14,170 --> 00:15:16,037
‫[برج کینگ]

247
00:15:17,433 --> 00:15:22,104
‫وقتی ته‌سونگ در تعقیب اون جیب‌بر
‫وارد برج کینگ شد،

248
00:15:23,037 --> 00:15:27,170
‫کینگ‌فیشر روی پشت‌بوم همون ساختمان بود.

249
00:15:47,937 --> 00:15:50,991
‫قربانی با یکی از دوستاش در هتل روبه‌رویی،
‫تلفنی صحبت می‌کرد.

250
00:15:51,041 --> 00:15:53,585
‫- وسط تماس،
‫ - خب که چی؟ الو؟

251
00:15:53,635 --> 00:15:56,270
‫کره‌جنوبی گل اولش رو زد،

252
00:15:57,121 --> 00:15:59,455
‫و چند لحظه بعد، با تک‌تیرانداز طرف کشته شد.

253
00:15:59,505 --> 00:16:02,704
‫ساعت 11:02 شب بود.

254
00:16:06,945 --> 00:16:10,887
‫اگر با سرعت از پشت‌بوم به طبقه پنجم می‌اومد،

255
00:16:10,937 --> 00:16:12,911
‫فقط یکم بیشتر از یه دقیقه طول می‌کشید.

256
00:16:12,961 --> 00:16:16,904
‫اگه اون موقع ته‌سونگ رو
‫اینجا بیهوش پیدا کرده باشه...

257
00:16:19,685 --> 00:16:25,023
‫طبق مدارک، تماس با اورژانس
‫ساعت 11:07 شب گرفته شده.

258
00:16:25,073 --> 00:16:28,551
‫با اینکه خیلی وقت از اون موقع گذشته،
‫صدای تماس‌گیرنده رو یادتون میاد؟

259
00:16:28,601 --> 00:16:30,599
‫طرز حرف زدنش یا لهجه‌ش؟

260
00:16:30,649 --> 00:16:32,920
‫خب، خیلی وقت گذشته...

261
00:16:32,970 --> 00:16:36,335
‫فقط یادمه صدای یه زن جوون بود.

262
00:16:36,385 --> 00:16:40,547
‫فکر کنم خیلی کوتاه گفت
‫چه اتفاقی افتاده و همون لحظه قطع کرد.

263
00:16:40,597 --> 00:16:44,587
‫آهان، یادمه درست قبل از تماس،
‫صدای یکی رو از نزدیک شنیدم که داد می‌زد.

264
00:16:44,637 --> 00:16:47,499
‫فکر کنم کره تازه گل زده بود
‫و جلو افتاده بود، درسته؟

265
00:16:47,549 --> 00:16:52,135
‫کره دومین گلش رو ساعت 11:06 شب زد.

266
00:16:52,185 --> 00:16:55,470
‫تماس با اورژانس هم بلافاصله بعد از اون گرفته شد.

267
00:17:02,504 --> 00:17:05,204
‫[دروازه 3]

268
00:17:09,004 --> 00:17:13,220
‫اگه سرویس بهداشتی طبقه اول رو
‫برای عموم باز بذاریم، سریع کثیف می‌شه.

269
00:17:13,270 --> 00:17:18,239
‫برای همین صاحب ساختمان دستور داد همه
‫درها رو قفل کنیم و گفت کسی حق ورود نداره.

270
00:17:18,289 --> 00:17:24,437
‫ولی بعد یه دیوونه بدون اینکه من بفهمم،
‫یکی از درهای طبقه اول رو باز کرده بود.

271
00:17:36,457 --> 00:17:40,520
‫از پله‌های طبقه پنجم تا بیرون،
‫حدود دو دقیقه راه بود.

272
00:17:40,570 --> 00:17:46,187
‫و درست همین‌جا، اون جیب‌بر گفت یه زن رو دیده.

273
00:17:46,237 --> 00:17:47,937
‫یه زن؟

274
00:17:48,569 --> 00:17:51,295
‫- مطمئنی؟
‫- گفتم که آره.

275
00:17:51,345 --> 00:17:54,259
‫این‌قدرها هم بی‌عقلم نیستم که مرد رو از زن تشخیص ندم.

276
00:17:54,309 --> 00:17:57,327
‫چون اولین بار بود که کسی رو می‌زدم،
‫[ورودی پارکینگ]

277
00:17:57,377 --> 00:17:58,920
‫نگران بودم چه اتفاقی بیفته

278
00:17:58,970 --> 00:18:02,659
‫و برای همین همون اطراف موندم
‫تا حواسم به اوضاع باشه.

279
00:18:02,709 --> 00:18:05,791
‫بعدش دیدم اون زنه از ساختمان بیرون اومد.

280
00:18:05,841 --> 00:18:09,787
‫اون‌قدر تاریک بود که صورتش رو نمی‌دیدم.
‫فقط از پشت دیدمش.

281
00:18:09,837 --> 00:18:15,947
‫یه تی‌شرت قرمز پوشیده بود
‫و یه جور سربند نوک‌تیز هم سرش بود.

282
00:18:15,997 --> 00:18:19,787
‫فکر کردم یکی از طرفدارهای جام جهانی،
‫همون شیطان قرمز، تازه از دستشویی اومده بیرون.

283
00:18:19,837 --> 00:18:21,770
‫شیطان قرمز؟

284
00:18:23,237 --> 00:18:24,220
‫تنها بود؟

285
00:18:24,270 --> 00:18:25,939
‫آره، تنها بود.

286
00:18:25,989 --> 00:18:29,820
‫چیز دیگه‌ای یادت میاد؟
‫مثلا هیکلش یا مدل موهاش.

287
00:18:29,870 --> 00:18:32,004
‫نسبتا قدبلند بود...

288
00:18:32,805 --> 00:18:35,270
‫و به نظر لاغر می‌اومد.

289
00:18:35,905 --> 00:18:37,803
‫فکر کنم موهاش کوتاه بود.

290
00:18:37,853 --> 00:18:39,887
‫موهای کوتاه...
‫[سربند، شیطان قرمز]

291
00:18:39,937 --> 00:18:41,131
‫نه، شاید موهاش رو از پُشت بسته بود؟

292
00:18:41,181 --> 00:18:43,858
‫چیز دیگه‌ای همراهش بود یا پوشیده بود؟

293
00:18:43,908 --> 00:18:48,819
‫آه، آره. یه کیف بزرگ روی شونه‌ش انداخته بود.

294
00:18:48,869 --> 00:18:52,337
‫تقریبا به این بزرگی؟

295
00:18:53,685 --> 00:18:54,659
‫قدبلند بود...

296
00:18:54,709 --> 00:18:55,954
‫چه ساعتی دیدیش؟

297
00:18:56,004 --> 00:18:58,681
‫بابا، از کجا یادم باشه؟

298
00:18:58,731 --> 00:19:03,220
‫ولی وقتی بیرون اومد،
‫فکر کنم کره گل زد یا یه همچین چیزی.

299
00:19:03,270 --> 00:19:06,387
‫همه دیوونه‌وار داشتن تشویق می‌کردن

300
00:19:06,437 --> 00:19:08,183
‫و کلی سر و صدا راه افتاده بود.

301
00:19:08,233 --> 00:19:11,495
‫حدود ساعت 11:10 شب، یکم اینور اونور.

302
00:19:11,545 --> 00:19:14,120
‫با توجه به مسیر و زمان‌بندی،

303
00:19:14,170 --> 00:19:17,823
‫خیلی محتمله زنی که ته‌سونگ رو گزارش داده بود،

304
00:19:17,873 --> 00:19:20,170
‫همون زنی بوده که اون جیب‌بر دیده.

305
00:19:20,909 --> 00:19:22,667
‫پس...

306
00:19:22,717 --> 00:19:27,054
‫کینگ‌فیشر یه مَرد قدبلندِ

307
00:19:27,104 --> 00:19:30,837
‫خوش‌هیکله.

308
00:19:39,437 --> 00:19:43,470
‫[آقا ببره]

309
00:19:48,641 --> 00:19:50,570
‫باز چرا جوابم رو نمی‌دی؟

310
00:19:53,145 --> 00:19:54,845
‫سرم شلوغه.

311
00:19:55,789 --> 00:19:57,504
‫هر وقت سرت خلوت شد، بهم زنگ بزن.

312
00:19:58,365 --> 00:20:00,065
‫منتظرت می‌مونم.

313
00:20:01,937 --> 00:20:02,968
‫[- امشب چیکار می‌کنی؟
‫- سرم شلوغه.]

314
00:20:03,018 --> 00:20:04,020
‫[- آخر هفته چیکاره‎ای؟
‫- سرم شلوغه.]

315
00:20:04,070 --> 00:20:06,137
‫[- امروز کافه گیمینگ؟ چیکار می‌کنی؟
‫- سرم شلوغه.]

316
00:20:09,825 --> 00:20:11,920
‫من معمولا فقط برای تحویل مرغ میام اینجا.

317
00:20:11,970 --> 00:20:14,354
‫اولین باره که برای کار دیگه‌ای میام اینجا.

318
00:20:14,404 --> 00:20:19,255
‫آخرشم حتی کمک کردم مجرما رو بگیریم.
‫حس عجیبیه.

319
00:20:19,305 --> 00:20:21,371
‫تو مرغ تحویل می‌دی؟

320
00:20:21,421 --> 00:20:24,987
‫سونگ‌هون همیشه از رستوران ما مرغ سفارش می‌ده.

321
00:20:25,037 --> 00:20:28,020
‫با اینکه همش می‌گم از همین اطراف سفارش بده،

322
00:20:28,070 --> 00:20:31,587
‫می‌گه این دور و بر هیچ مرغ‌فروشی‌ نیست.

323
00:20:31,637 --> 00:20:35,237
‫از کجا می‌شناسینش؟

324
00:20:36,170 --> 00:20:37,975
‫از دوران دبستان توی یه باشگاه جودو با هم آشنا شدیم.

325
00:20:38,025 --> 00:20:40,620
‫روز اول که اومد،
‫منو دست‌کم گرفت و باهام درگیر شد،

326
00:20:40,670 --> 00:20:42,503
‫منم با یه فن پرتابش کردم.

327
00:20:42,553 --> 00:20:45,371
‫فکر کنم چون خجالت کشیده بود،
‫ازم خواست این موضوع رو مخفی نگه دارم.

328
00:20:45,421 --> 00:20:47,483
‫برای همین پیشنهاد دادم
‫به‌جاش با هم دوست بشیم.

329
00:20:47,533 --> 00:20:50,537
‫در واقع دو سال از من بزرگ‌تره.

330
00:20:51,929 --> 00:20:53,629
‫سه‌آه.

331
00:20:57,598 --> 00:20:59,175
‫دوباره همدیگه رو ببینیم؟

332
00:20:59,225 --> 00:21:00,970
‫ترسوندی منو.

333
00:21:02,121 --> 00:21:04,199
‫چرا؟

334
00:21:04,249 --> 00:21:07,695
‫تازه کنجکاو شدم بدونم چه جور آدمی هستی.

335
00:21:07,745 --> 00:21:09,823
‫واقعا؟

336
00:21:09,873 --> 00:21:12,783
‫آره، خیلی دوست دارم!
‫بیا همدیگه رو ببینیم!

337
00:21:12,833 --> 00:21:15,870
‫دفعه بعد، فقط خودمون دوتا باشیم.

338
00:21:17,269 --> 00:21:19,837
‫چون به نظر میاد اون بهت علاقه داره.

339
00:21:25,669 --> 00:21:29,167
‫نه بابا! همچین چیزی نیست.

340
00:21:29,217 --> 00:21:31,192
‫اون‌قدر همدیگه رو می‌شناسیم

341
00:21:31,242 --> 00:21:33,287
‫که بهترین و بدترین روزهای همدیگه رو دیدیم.

342
00:21:33,337 --> 00:21:35,891
‫اوه، بی‌خیال. نه، نه.

343
00:21:35,941 --> 00:21:38,137
‫بی‌خیال، اصلا امکان نداره!

344
00:21:41,497 --> 00:21:43,720
‫اوه، خدای من.
‫از مدرسه برگشتم.

345
00:21:43,770 --> 00:21:45,470
‫برگشتی؟

346
00:21:47,281 --> 00:21:49,503
‫چرا مامان امروز اینقدر خوشحاله؟

347
00:21:49,553 --> 00:21:50,503
‫آخ که چقدر خوشحالم!

348
00:21:50,553 --> 00:21:52,920
‫امروز قراره که پس‌انداز پنج‌ساله‌ش رو بگیره.

349
00:21:52,970 --> 00:21:55,387
‫وای، امروز همون روزه؟

350
00:21:55,437 --> 00:21:58,747
‫معلومه با این پول حسابی که
‫قراره دستت بیاد، خوشحالی.

351
00:21:58,797 --> 00:22:00,354
‫می‌خواد وام رو تسویه کنه؟

352
00:22:00,404 --> 00:22:01,915
‫گفت قرارِ آشپزخونه رو بازسازی کنه.

353
00:22:01,965 --> 00:22:03,871
‫سرخ‌کن دیگه خیلی قدیمی شده.

354
00:22:03,921 --> 00:22:06,687
‫هی، این آخریشه، مگه نه؟

355
00:22:06,737 --> 00:22:08,055
‫آره، آخریشه.

356
00:22:08,105 --> 00:22:10,607
‫باشه، خودم تحویل می‌دم و...

357
00:22:10,657 --> 00:22:11,643
‫ساعت چند شده؟

358
00:22:11,693 --> 00:22:16,467
‫وای، اول یه سر به بانک می‌زنم،
‫خرید خونه رو انجام می‌دم و مستقیم می‌رم خونه.

359
00:22:16,517 --> 00:22:20,220
‫پس یکم بعد بیاین خونه.
‫امروز زودتر جمع کنیم بریم.

360
00:22:20,270 --> 00:22:21,220
‫اوه، خدای من.

361
00:22:21,270 --> 00:22:23,363
‫چیه؟ امروز قراره یه غذای خوشمزه بخوریم؟

362
00:22:23,413 --> 00:22:24,795
‫پس من گوشت می‌خوام.

363
00:22:24,845 --> 00:22:27,243
‫گوشت؟

364
00:22:27,293 --> 00:22:29,551
‫- باشه، بیاین گوشت بخوریم.
‫- وای!

365
00:22:29,601 --> 00:22:30,668
‫وای!

366
00:22:30,718 --> 00:22:33,537
‫به خانواده ته‌سونگ بگو اگه می‌تونن بیان.

367
00:22:35,057 --> 00:22:36,679
‫مامان، گوشت زیاد بخر.

368
00:22:36,729 --> 00:22:39,404
‫- گوشت کره‌ای باشه!
‫- بعدا می‌بینمتون.

369
00:22:41,441 --> 00:22:44,204
‫انگار می‌خواد با گوشت از دلشون دربیاره.

370
00:22:45,037 --> 00:22:47,827
‫هی، تو برو این یکی رو تحویل بده.
‫آپارتمان‌های بون‌هونگ.

371
00:22:47,877 --> 00:22:51,251
‫بابا، گفتم یه پیک خبر کن!

372
00:22:51,301 --> 00:22:53,471
‫هی، سونگ‌هون دیروز اومده بود اینجا.

373
00:22:53,521 --> 00:22:55,111
‫هان؟ چی؟ چرا؟

374
00:22:55,161 --> 00:22:56,875
‫دیگه چرا باید بیاد؟
‫اومده بود مرغ بخره.

375
00:22:56,925 --> 00:22:59,802
‫پرسید اتفاقی افتاده، چون این اواخر
‫نتونسته باهات تماس بگیره.

376
00:22:59,852 --> 00:23:00,920
‫با هم دعوا کردین؟

377
00:23:00,970 --> 00:23:03,767
‫دست بردار، مگه ما بچه‌ایم.

378
00:23:03,817 --> 00:23:06,375
‫کجا گفتی؟ آپارتمان‌های بون‌هونگ؟
‫من می‌رم!

379
00:23:06,425 --> 00:23:08,403
‫هی، شماره ساختمان و واحد رو هم باید بدونی!

380
00:23:08,453 --> 00:23:10,770
‫ساختمان 108، واحد 504!

381
00:23:17,201 --> 00:23:18,787
‫اوه.

382
00:23:18,837 --> 00:23:19,787
‫الو؟

383
00:23:19,837 --> 00:23:22,128
‫سلام، با خانم اوک سون‌جا صحبت می‌کنم؟

384
00:23:22,178 --> 00:23:23,459
‫بله، شما؟

385
00:23:23,509 --> 00:23:26,446
‫من کیم می‌سو، مدیر آژانس
‫تامین مالی فراگیر کره هستم،

386
00:23:26,496 --> 00:23:27,867
‫که یه نهاد وابسته به دولته.

387
00:23:27,917 --> 00:23:32,382
‫تماس گرفتم چون شما برای
‫دریافت وام کم‌بهره انتخاب شدین.

388
00:23:32,432 --> 00:23:36,767
‫من؟ چرا؟ من که وام نمی‌خوام.

389
00:23:36,817 --> 00:23:38,520
‫این یه طرح وام برای

390
00:23:38,570 --> 00:23:43,111
‫صاحبان کسب‌وکارهای شخصیه
‫که نرخ بهره‌اش حدود 0،8 درصده.

391
00:23:43,161 --> 00:23:44,963
‫0،8 درصد؟

392
00:23:45,013 --> 00:23:46,887
‫بله، طبق سوابق ما،

393
00:23:46,937 --> 00:23:50,619
‫شما قبلا از بانک هان‌اُپ وام گرفتین.

394
00:23:50,669 --> 00:23:53,835
‫آه، آره. گرفتم. اون موقع...

395
00:23:53,885 --> 00:23:55,867
‫فکر کنم حدود 4،2 درصد بود؟

396
00:23:55,917 --> 00:23:57,792
‫نرخ بهره ما خیلی پایین‌تره،

397
00:23:57,842 --> 00:24:00,520
‫برای همین خیلی‌ها وامشون رو
‫به اینجا منتقل می‌کنن تا سود کمتری بدن.

398
00:24:00,570 --> 00:24:03,020
‫بعضی‌ها حتی ماهی یک میلیون وون
‫هم صرفه‌جویی می‌کنن.

399
00:24:03,070 --> 00:24:04,331
‫یک میلیون وون؟

400
00:24:04,381 --> 00:24:06,919
‫بله، یک میلیون وون.

401
00:24:06,969 --> 00:24:08,767
‫وای، چی؟

402
00:24:08,817 --> 00:24:09,871
‫واو، چه خوب.

403
00:24:09,921 --> 00:24:11,976
‫ولی فقط یه شرط داره.

404
00:24:12,026 --> 00:24:16,320
‫برای استفاده از وام ما،
‫اول باید وام قبلیتون رو تسویه کنین.

405
00:24:16,370 --> 00:24:19,154
‫مایلین از این طرح استفاده کنین؟

406
00:24:19,204 --> 00:24:21,520
‫خب، مطمئن نیستم...

407
00:24:21,570 --> 00:24:23,987
‫اول باید با بچه‌ها مشورت کنم.

408
00:24:24,037 --> 00:24:27,487
‫ولی مهلتش فقط تا امروزه،
‫پس اگه نمی‌خواین،

409
00:24:27,537 --> 00:24:29,547
‫باید فورا با نفر بعدی تماس بگیرم.

410
00:24:29,597 --> 00:24:33,037
‫نه، صبر کن.

411
00:24:35,237 --> 00:24:38,227
‫می‌خوامش! باید چیکار کنم؟

412
00:24:38,277 --> 00:24:41,859
‫باید امروز وامتون رو تسویه کنین.
‫می‌تونین امروز وام رو پس بدین؟

413
00:24:41,909 --> 00:24:43,637
‫چی؟

414
00:24:45,053 --> 00:24:48,151
‫اتفاقا پولش رو دارم.

415
00:24:48,201 --> 00:24:50,588
‫ولی بانک الان بسته‌ست.

416
00:24:50,638 --> 00:24:55,404
‫پس وصلتون می‌کنم به یکی از شعبه‌های
‫بانک هان‌اُپ که با آژانس ما همکاری داره.

417
00:24:58,173 --> 00:24:59,873
‫[صفحه پرسشنامه پیشگیری
‫از کلاهبرداری مالی، خیر]

418
00:25:16,622 --> 00:25:18,687
‫خب، بریم.

419
00:25:18,737 --> 00:25:20,587
‫آره عزیزم، شنیدی؟

420
00:25:20,637 --> 00:25:23,551
‫مامان می‌خواد یه بساط گوشت راه بندازه.
‫کی کارت تموم می‌شه؟

421
00:25:23,601 --> 00:25:26,951
‫بیرون دارم گزارش تهیه می‌کنم، ولی نباید
‫طول بکشه. همین که تموم شد میام.

422
00:25:27,001 --> 00:25:29,004
‫باشه، بعدا می‌بینمت.

423
00:25:44,070 --> 00:25:45,095
‫[گل‌فروشی اوک]

424
00:25:45,145 --> 00:25:47,704
‫- پس من دیگه برم.
‫- ممنون.

425
00:26:00,870 --> 00:26:03,337
‫[گل‌فروشی اوک]

426
00:26:04,237 --> 00:26:06,583
‫[گل‌فروشی اوک]

427
00:26:06,633 --> 00:26:09,347
‫پس این مغازه از همون اول اینجا بوده؟

428
00:26:09,397 --> 00:26:10,513
‫خوش اومدین!

429
00:26:10,563 --> 00:26:12,263
‫سلام.

430
00:26:14,425 --> 00:26:17,275
‫نمی‌دونستم توی محله‌مون
‫همچین گل‌فروشی قشنگی هست.

431
00:26:17,325 --> 00:26:20,407
‫آه، شما همین نزدیکی زندگی می‌کنین.

432
00:26:20,457 --> 00:26:23,647
‫کسانی که بیشتر با ماشین رفت‌وآمد می‌کنن،
‫ممکنه اینجا رو اصلا نبینن.

433
00:26:23,697 --> 00:26:27,371
‫درسته. مردها معمولا خیلی به گل توجه نمی‌کنن.

434
00:26:27,421 --> 00:26:30,527
‫پس فکر کنم بیشتر مشتری‌هاتون زن‌هایی
‫هستن که همین اطراف زندگی می‌کنن.

435
00:26:30,577 --> 00:26:31,620
‫نه.

436
00:26:31,670 --> 00:26:36,663
‫مردهای زیادی میان برای همسر
‫یا مادرشون گل می‌خرن.

437
00:26:36,713 --> 00:26:38,120
‫درسته.

438
00:26:38,170 --> 00:26:40,337
‫- می‌تونم یه نگاهی بندازم...
‫- بله، حتما.

439
00:26:49,969 --> 00:26:53,304
‫دنبال گل خاصی هستین؟

440
00:26:54,393 --> 00:26:56,953
‫معنی این گل چیه؟

441
00:26:57,003 --> 00:26:58,155
‫آفتابگردونه؟

442
00:26:58,205 --> 00:27:01,154
‫نماد امید، انرژی مثبت و حمایته.

443
00:27:01,204 --> 00:27:05,509
‫معمولا برای تبریک یا آرزوی سلامتی
‫به کسی هدیه‌شون می‌دن.

444
00:27:05,559 --> 00:27:07,603
‫یه معنی دیگه‌ش هم اینه که
‫انرژی منفی رو از خونه پاک کنه

445
00:27:07,653 --> 00:27:10,955
‫و با انرژی مثبت و روشن پرش کنه.

446
00:27:11,005 --> 00:27:13,037
‫آها، پس معنی‌ش اینه.

447
00:27:15,056 --> 00:27:16,756
‫خب...

448
00:27:18,669 --> 00:27:23,354
‫راستش، برای یه سوال اومدم اینجا.

449
00:27:23,404 --> 00:27:25,831
‫[خبرنگار نات تودی، کوان ته‌سونگ]

450
00:27:25,881 --> 00:27:30,487
‫می‌تونین درباره کسی که برای
‫یون چئول گل می‌فرسته، چیزی بهم بگین؟

451
00:27:30,537 --> 00:27:32,603
‫یون چئول...

452
00:27:32,653 --> 00:27:35,946
‫- اون بچه‌ای که توی مرکز رفاهیه؟
‫- بله.

453
00:27:35,996 --> 00:27:39,604
‫خب، من فقط سفارش‌ها رو می‌گیرم
‫و گل‌ها رو تحویل می‌دم.

454
00:27:41,250 --> 00:27:42,871
‫پس معنی گل‌ها چیه؟

455
00:27:42,921 --> 00:27:46,135
‫شنیدم هر بار یه کارت هم می‌فرستن
‫که معنی گل رو توضیح می‌ده.

456
00:27:46,185 --> 00:27:47,423
‫اون کارِ من بود.

457
00:27:47,473 --> 00:27:49,819
‫هیچ‌وقت پیام خاصی برای رسوندن بهش نمی‌دادن

458
00:27:49,869 --> 00:27:52,837
‫و اینکه گل رو بدون هیچ پیامی بفرستم،
‫یه‌جورایی خالی به نظر می‌رسید.

459
00:27:53,661 --> 00:27:56,835
‫ولی یکی از کارکنای اونجا
‫متن اولین کارت رو یادش مونده بود.

460
00:27:56,885 --> 00:27:58,299
‫پس ممکنه اون کارت...

461
00:27:58,349 --> 00:28:01,763
‫اولین کارت... فکر کنم احتمالا همونطور بود.

462
00:28:01,813 --> 00:28:04,047
‫یادتونه چی نوشته بودین؟

463
00:28:04,097 --> 00:28:07,270
‫خب، چی بود؟

464
00:28:07,949 --> 00:28:11,151
‫«امیدوارم منظره زیبای خودت رو پیدا کنی.»

465
00:28:11,201 --> 00:28:12,915
‫فقط همین رو نوشته بود.

466
00:28:12,965 --> 00:28:16,575
‫«اُمیدوارم مثل یه گل همیشه خندان باشی.»

467
00:28:16,625 --> 00:28:19,191
‫آه، آره. همین رو نوشته بودم.

468
00:28:19,241 --> 00:28:22,204
‫بالاخره گل‌ها برای یه بچه بودن.

469
00:28:29,673 --> 00:28:31,373
‫اوه، سلام.

470
00:28:33,005 --> 00:28:37,254
‫من کوان دونگ‌هون، معاون مدیر شعبه
‫گوانگ‌هوا‌مون بانک هان‌اُپ هستم.

471
00:28:37,304 --> 00:28:38,959
‫[معاون مدیر، کوان دونگ‌هون]

472
00:28:39,009 --> 00:28:41,407
‫ولی واقعا چطور می‌تونم فقط با دیدن

473
00:28:41,457 --> 00:28:43,323
‫یه کارت مطمئن بشم واقعا
‫از طرف بانک اومدید؟

474
00:28:43,373 --> 00:28:46,063
‫این روزها دنیا پر از کلاهبرداریه.

475
00:28:46,113 --> 00:28:48,035
‫البته. کاملا قابل درکه.

476
00:28:48,085 --> 00:28:53,279
‫خب، اینم کارت شناسایی بانک من.

477
00:28:53,329 --> 00:28:57,675
‫- اینا مدارک تسویه وام هستن.
‫- اوه، اوه...بله.

478
00:28:57,725 --> 00:29:01,337
‫با خیال راحت بخونیدشون، بعد اینجا امضا کنین.

479
00:29:02,745 --> 00:29:04,423
‫آها، درسته. این قسمت درسته.
‫[تسویه وام]

480
00:29:04,473 --> 00:29:10,170
‫- اه، باشه، یه لحظه صبر کنین.
‫- حتما، راحت باشین.

481
00:29:17,877 --> 00:29:20,591
‫- اینو امضاء کردم.
‫- مرسی.

482
00:29:20,641 --> 00:29:22,341
‫راستی...

483
00:29:23,201 --> 00:29:26,159
‫با این کار وامم تسویه می‌شه، درسته؟

484
00:29:26,209 --> 00:29:27,287
‫معلومه.

485
00:29:27,337 --> 00:29:30,919
‫بالاخره خودتون با بانک تماس گرفتین.

486
00:29:30,969 --> 00:29:32,919
‫خب، پس...

487
00:29:32,969 --> 00:29:34,669
‫صبر کنین...

488
00:29:35,369 --> 00:29:37,070
‫خب...

489
00:29:37,770 --> 00:29:39,954
‫خانم...

490
00:29:40,004 --> 00:29:44,637
‫راستش، سرپرست تیمم منتظره
‫و هنوز نمی‌تونه محل کار رو ترک کنه.

491
00:29:45,509 --> 00:29:49,387
‫اوه، خیلی شرمنده‌م.

492
00:29:49,437 --> 00:29:52,354
‫خیلی ببخشید. این‌همه سرتون شلوغه و
‫حتی نمی‌تونین از سر کار بیاین بیرون،

493
00:29:52,404 --> 00:29:54,787
‫ولی بازم تا خونه من اومدین.
‫ممنونم.

494
00:29:54,837 --> 00:29:57,051
‫نه، اتفاقا ما باید از شما تشکر کنیم.

495
00:29:57,101 --> 00:29:59,436
‫- مطمئن می‌شم پولتون...
‫- بله.

496
00:29:59,486 --> 00:30:01,523
‫...با خیال راحت به حسابتون منتقل بشه.

497
00:30:01,573 --> 00:30:05,587
‫باشه. لطفا مواظب پولم باشین.

498
00:30:05,637 --> 00:30:06,820
‫- حتما.
‫- بفرمایید داخل.

499
00:30:06,870 --> 00:30:09,420
‫- بله...
‫- نگران هیچی نباشین.

500
00:30:09,470 --> 00:30:10,720
‫مواظب پول باشین.

501
00:30:10,770 --> 00:30:11,935
‫- برین داخل.
‫- بله.

502
00:30:11,985 --> 00:30:14,037
‫- اگه چیزی لازم داشتین، باهامون تماس بگیرین.
‫- باشه.

503
00:30:23,237 --> 00:30:25,639
‫[رئیس]

504
00:30:25,689 --> 00:30:28,459
‫لعنتی، پیرزنه خیلی مشکوک شده بود.

505
00:30:28,509 --> 00:30:31,147
‫فکر می‌کنه با این کار خیلی زرنگ به نظر میاد؟

506
00:30:31,197 --> 00:30:33,539
‫آره، سالم و سلامت برگشتم.

507
00:30:33,589 --> 00:30:36,470
‫ولی کارمزدش 10 درصده، درسته؟

508
00:30:38,013 --> 00:30:40,770
‫آره. اونجا می‌بینمت.

509
00:30:42,604 --> 00:30:45,403
‫- بریم.
‫- وای

510
00:30:45,453 --> 00:30:47,271
‫سلام.

511
00:30:47,321 --> 00:30:49,304
‫اوه، سلام!

512
00:30:50,757 --> 00:30:53,063
‫- می‌شه پیاده شیم؟
‫- آره، حتما.

513
00:30:53,113 --> 00:30:55,004
‫- بله، ببخشید.
‫- بریم، یول.

514
00:30:58,257 --> 00:30:59,957
‫آره.

515
00:31:01,365 --> 00:31:03,889
‫- بریم.
‫- وای!

516
00:31:04,489 --> 00:31:07,015
‫چرا یهو تن و بدنم لرزید؟

517
00:31:07,065 --> 00:31:09,315
‫چی شده؟ مشکلی پیش اومده؟

518
00:31:09,365 --> 00:31:10,923
‫- هان؟
‫- مامان‌بزرگ!

519
00:31:10,973 --> 00:31:13,454
‫اوه، نوه‌جونم اومده؟

520
00:31:13,504 --> 00:31:16,059
‫مادر جان، کسی اومده بود؟

521
00:31:16,109 --> 00:31:17,595
‫آره، یه کارمند بانک اومده بود.

522
00:31:17,645 --> 00:31:19,423
‫آه، پسر جوون خیلی زحمت کشید.

523
00:31:19,473 --> 00:31:21,863
‫حتی نمی‌تونست از سر کارش بیاد بیرون،
‫ولی تا خونه مشتری اومد.

524
00:31:21,913 --> 00:31:23,051
‫کارمند بانک؟

525
00:31:23,101 --> 00:31:24,995
‫آره.

526
00:31:25,045 --> 00:31:26,987
‫مادر،بهش پول دادی؟

527
00:31:27,037 --> 00:31:28,159
‫آره، دادم.

528
00:31:28,209 --> 00:31:30,059
‫اومده پول وام رو تسویه کنه.

529
00:31:30,109 --> 00:31:32,204
‫پولی که امروز از پس‌انداز گرفتم...

530
00:31:33,625 --> 00:31:35,827
‫چرا؟ چی شده؟

531
00:31:35,877 --> 00:31:38,067
‫مادر، این قضیه خیلی شبیه کلاهبرداری تلفنیه.

532
00:31:38,117 --> 00:31:40,137
‫- تو خونه بمون و کنار یول بمون. باشه؟
‫- چی؟

533
00:31:40,770 --> 00:31:42,470
‫چی؟

534
00:31:43,697 --> 00:31:45,397
‫خدای من!

535
00:31:46,697 --> 00:31:49,204
‫چیکار کردم؟

536
00:32:02,285 --> 00:32:03,755
‫خدایش...

537
00:32:06,422 --> 00:32:07,491
‫اه، اون...

538
00:32:07,541 --> 00:32:09,411
‫می‌خواد چیکار کنه؟

539
00:32:09,461 --> 00:32:11,107
‫چی؟

540
00:32:11,157 --> 00:32:13,072
‫هان؟ همون زنه هست؟

541
00:32:13,122 --> 00:32:14,822
‫لعنتی.

542
00:32:15,605 --> 00:32:16,743
‫آهای، بیا بیرون.

543
00:32:16,793 --> 00:32:19,916
‫چی؟ فهمید چیکار کردم؟

544
00:32:19,966 --> 00:32:21,704
‫لعنتی!

545
00:32:30,768 --> 00:32:32,095
‫اه! لعنتی!

546
00:32:32,145 --> 00:32:34,551
‫این عوضی عقلشو ازدست داده؟

547
00:32:34,601 --> 00:32:36,437
‫می‌خوای بازی کنی، هان؟

548
00:32:47,749 --> 00:32:49,449
‫وای!

549
00:32:50,837 --> 00:32:53,170
‫خدای من!

550
00:32:57,604 --> 00:32:58,554
‫قلبم ایستاد!

551
00:32:58,604 --> 00:33:01,102
‫صبر کن، الان چی دیدم؟

552
00:33:01,152 --> 00:33:04,387
‫- بله، خانم یو.
‫- میشه یه شماره پلاک رو برام بررسی کنی؟

553
00:33:04,437 --> 00:33:05,671
‫- سه‌آه!
‫- بو نا.

554
00:33:05,721 --> 00:33:06,739
‫کجا میری؟

555
00:33:06,789 --> 00:33:08,767
‫باید اون ماشین رو بگیرم.
‫کلاهبرداری تلفنی کرده.

556
00:33:08,817 --> 00:33:10,979
‫چی؟ کلاهبرداری تلفنی؟

557
00:33:11,029 --> 00:33:12,211
‫هم...هممم...همون که اونجاست؟

558
00:33:12,261 --> 00:33:13,720
‫آره.

559
00:33:13,770 --> 00:33:14,887
‫معاون مدیر کی، خودم حلش می‌کنم.

560
00:33:14,937 --> 00:33:16,637
‫صبر کن، خانم یو...

561
00:33:23,006 --> 00:33:24,706
‫کلاهبرداری تلفنی؟

562
00:33:26,701 --> 00:33:28,870
‫پس این دو زن...

563
00:33:30,663 --> 00:33:32,363
‫وای.

564
00:33:33,457 --> 00:33:35,970
‫از بین این همه آدم با اینا درافتاده...

565
00:33:37,504 --> 00:33:40,767
‫ولی بو نا، چرا داریم تعقیبش می‌کنیم؟

566
00:33:40,817 --> 00:33:42,575
‫قربانی کیه؟

567
00:33:42,625 --> 00:33:45,287
‫مادر جان.
‫پول پس‌اندازش رو گرفته.

568
00:33:45,337 --> 00:33:47,479
‫چی؟ ای آشغال عوضی!

569
00:33:47,529 --> 00:33:49,370
‫محکم بشین، بو نا.

570
00:34:05,877 --> 00:34:07,159
‫سه‌آه، منو اونجا پیاده کن.

571
00:34:07,209 --> 00:34:08,779
‫چی؟ چرا؟

572
00:34:08,829 --> 00:34:10,723
‫زودباش.

573
00:34:10,773 --> 00:34:13,304
‫چی توی سرته؟

574
00:34:14,873 --> 00:34:16,220
‫باید پول مادر رو پس بگیرم.

575
00:34:16,270 --> 00:34:17,687
‫توی خونه می‌بینمت.
‫من رفتم.

576
00:34:17,737 --> 00:34:19,134
‫تنها میری؟

577
00:34:19,184 --> 00:34:21,737
‫بو نا، لطفا مراقب باش.

578
00:34:22,525 --> 00:34:24,404
‫خودم می‌گیرمت.

579
00:34:52,499 --> 00:34:54,191
‫لعنتی.

580
00:34:54,241 --> 00:34:56,704
‫پسر، این اواخر همش دارم می‌دوم.

581
00:35:09,565 --> 00:35:11,270
‫چرا داری دنبالم میای؟

582
00:35:28,770 --> 00:35:30,737
‫- حالت خوبه؟
‫- حالتون خوبه؟

583
00:36:03,370 --> 00:36:05,568
‫چی؟

584
00:36:05,618 --> 00:36:08,018
‫خدای من! لعنتی!

585
00:36:19,771 --> 00:36:22,119
‫چیه؟ نکنه پلیسی؟

586
00:36:22,169 --> 00:36:23,691
‫از پلیس هم ترسناک‌ترم.

587
00:36:23,741 --> 00:36:25,599
‫لعنت بهت!

588
00:36:25,649 --> 00:36:30,470
‫خانم جان، مشخصا پلیس نیستی،
‫ولی معلوم هیچ ترسی هم نداری.

589
00:36:31,257 --> 00:36:32,399
‫الان می‌خوای چیکار کنی؟

590
00:36:32,449 --> 00:36:35,751
‫اینجا نه کسی هست، و نه دوربینی وجود داره.

591
00:36:35,801 --> 00:36:37,743
‫جدا؟

592
00:36:37,793 --> 00:36:39,527
‫پس عالی شد.
‫بلند شو ببینم.

593
00:36:39,577 --> 00:36:41,277
‫چی؟

594
00:36:42,137 --> 00:36:44,804
‫[اداره پلیس سئول]

595
00:36:48,165 --> 00:36:49,967
‫میشه فورا پول مادر رو پس بدید؟

596
00:36:50,017 --> 00:36:51,027
‫می‌ترسم از ترس طوریش بشه.

597
00:36:51,077 --> 00:36:52,027
‫خانم بو نا.

598
00:36:52,077 --> 00:36:54,387
‫- کوان سه‌آه!
‫- آقای دونگ‌جین.

599
00:36:54,437 --> 00:36:55,439
‫اه، سلام.

600
00:36:55,489 --> 00:36:57,487
‫خانم بو نا، حالتون خوبه؟

601
00:36:57,537 --> 00:36:58,520
‫آره، خوبم.

602
00:36:58,570 --> 00:37:00,695
‫سرت شلوغ بود.
‫چی شد که تا اینجا اومدی؟

603
00:37:00,745 --> 00:37:03,291
‫چرا دنبالش رفتی؟
‫خطرناک بود. صدمه که ندیدی؟

604
00:37:03,341 --> 00:37:04,654
‫من خوبم.

605
00:37:04,704 --> 00:37:06,483
‫ممنون که نگرانم شدی.

606
00:37:06,533 --> 00:37:07,623
‫- اوه، آقای لی.
‫- ببخشید.

607
00:37:07,673 --> 00:37:08,875
‫این خانم رو می‌شناسی؟

608
00:37:08,925 --> 00:37:10,943
‫آره، از خانواده‌مه.

609
00:37:10,993 --> 00:37:13,427
‫چی؟ از خانواده‌ته؟

610
00:37:13,477 --> 00:37:14,827
‫راستی، اون کلاهبردارهای تلفنی چی شدن؟

611
00:37:14,877 --> 00:37:16,904
‫اونجان.

612
00:37:18,402 --> 00:37:19,471
‫این عوضی‌ها چشون شده؟

613
00:37:19,521 --> 00:37:21,003
‫انگار موقع فرار از دست این خانم‌ها

614
00:37:21,053 --> 00:37:24,135
‫زمین خوردن و غلت زدن.

615
00:37:24,185 --> 00:37:26,127
‫نه، این‌طوری نبود!

616
00:37:26,177 --> 00:37:29,587
‫اون زنیکه قرمزپوش با فنِ پرتاب از کمر
‫منو زد زمین! اونم سه بار!

617
00:37:29,637 --> 00:37:32,659
‫اون زنیکه هم با یه بطری نوشابه زد تو سرم،

618
00:37:32,709 --> 00:37:35,227
‫اینجا لگدم زد و اینجا با زانو زد. ببین!

619
00:37:35,277 --> 00:37:36,323
‫با زانو زد؟

620
00:37:36,373 --> 00:37:39,354
‫جدی می‌گم، خودشون با هم درگیر شده بودن
‫و آخرش هم زمین خوردن.

621
00:37:39,404 --> 00:37:41,054
‫وای، چه بامزه!

622
00:37:41,104 --> 00:37:44,727
‫کی می‌تونیم پول مادر رو پس بگیریم...

623
00:37:44,777 --> 00:37:47,420
‫خب، چون باید روال کار رو طی کنیم،
‫یه کم بیشتر طول می‌کشه.

624
00:37:47,470 --> 00:37:48,523
‫- جدی؟
‫- حتی با اینکه گیر افتادن...

625
00:37:48,573 --> 00:37:51,579
‫این یاروها هنوز آدم نشدن
‫دارن چرت‌وپرت می‌گن.

626
00:37:51,629 --> 00:37:53,354
‫انگار همین‌طوره.
‫هی، عوضی! بیا اینجا!

627
00:37:53,404 --> 00:37:55,987
‫چی می‌گی «زنیکه»؟
‫کی رو داری زنیکه صدا می‌زنی؟

628
00:37:56,037 --> 00:37:57,687
‫هی، دهنت رو بیار جلو.

629
00:37:57,737 --> 00:38:00,647
‫- اگه خودم بیام اونجا، می‌کشمت!
‫- خیلی باحاله.

630
00:38:00,697 --> 00:38:02,220
‫عزیزم!

631
00:38:02,270 --> 00:38:03,547
‫- وای، خدای من!
‫- مادر جان.

632
00:38:03,597 --> 00:38:04,883
‫مامان، ته‌سونگ!

633
00:38:04,933 --> 00:38:06,751
‫خوبی؟ جاییت آسیب دیده؟

634
00:38:06,801 --> 00:38:09,391
‫کاملا خوبم عزیزم.
‫نگران نباش.

635
00:38:09,441 --> 00:38:11,020
‫واقعا خوبی؟

636
00:38:11,070 --> 00:38:12,599
‫کاملا خوبم، جدی می‌گم.

637
00:38:12,649 --> 00:38:14,295
‫اوه، ای بابا.

638
00:38:14,345 --> 00:38:17,523
‫پولم! آقا، پول من چی می‌شه؟

639
00:38:17,573 --> 00:38:21,387
‫بعد از انجام روالش، پولتون رو برمی‌گردونیم.
‫پس زیاد نگران نباشین.

640
00:38:21,437 --> 00:38:23,755
‫اوه، خدا رو شکر.

641
00:38:23,805 --> 00:38:26,720
‫اون پول همه زندگی منه.

642
00:38:26,770 --> 00:38:29,387
‫معمولا وقتی کسی کلاهبرداری می‌کنه،
‫پس گرفتن پول خیلی سخته.

643
00:38:29,437 --> 00:38:32,320
‫این دو تا خانم واقعا کار بزرگی کردن.

644
00:38:32,370 --> 00:38:34,154
‫- چرا...
‫- اصلا چرا دنبالش رفتی؟

645
00:38:34,204 --> 00:38:36,407
‫باید به پلیس زنگ می‌زدی.

646
00:38:36,457 --> 00:38:37,972
‫می‌دونی چقدر ترسیده بودم؟

647
00:38:38,022 --> 00:38:40,220
‫- اتفاقی دیدمش.
‫- ببخشید، ته‌سونگ.

648
00:38:40,270 --> 00:38:42,983
‫نمی‌بینی تنها خواهر کوچولوی خودت اینجاست؟

649
00:38:43,033 --> 00:38:44,591
‫تو معلومه که خوبی.

650
00:38:44,641 --> 00:38:46,052
‫- چرا این‌طوری می‌گی؟
‫- آخه چرا باید...

651
00:38:46,102 --> 00:38:48,639
‫- همچین کار خطرناکی....
‫- یه کم نگرانی و محبت واقعی نشون بده!

652
00:38:48,689 --> 00:38:50,583
‫من کاملا به سلامت و حال خوبت ایمان دارم.

653
00:38:50,633 --> 00:38:52,670
‫- اوه، جدی می‌گی...
‫- این‌قدر بهم ایمان نداشته باش!

654
00:38:53,305 --> 00:38:54,485
‫چرا؟

655
00:38:55,349 --> 00:38:57,639
‫چرا پس گرفتن پول خودم باید این‌همه دردسر و مراحل پیچیده داشته باشه؟

656
00:38:57,689 --> 00:38:59,607
‫- والا، همینو بگو!

657
00:38:59,657 --> 00:39:02,054
‫دختر، باز برگشتم اینجا.

658
00:39:02,104 --> 00:39:03,825
‫یه مجرم دیگه هم دستگیر شد.

659
00:39:03,875 --> 00:39:06,437
‫- چه روز پرباری بود.
‫- وای، عزیزم.

660
00:39:07,633 --> 00:39:13,004
‫ولی این دیگه زیاده‌روی بود.
‫لازم نبود تا این حد پیش بری.

661
00:39:13,913 --> 00:39:15,203
‫نه بابا.

662
00:39:15,253 --> 00:39:19,779
‫این پول رو با زحمت خودت درآوردی،
‫سکه‌سکه از صبح تا شب پس‌اندازش کردی.

663
00:39:19,829 --> 00:39:21,529
‫معلومه که باید پسش می‌گرفتیم.

664
00:39:22,725 --> 00:39:27,620
‫به هر حال، اگه تو نبودی،
‫حسابی به دردسر می‌افتادم.

665
00:39:27,670 --> 00:39:29,404
‫ممن...

666
00:39:30,093 --> 00:39:31,793
‫ممن...

667
00:39:32,585 --> 00:39:34,285
‫ممن...

668
00:39:35,413 --> 00:39:38,031
‫پس بریم گوشت بخوریم.

669
00:39:38,081 --> 00:39:41,337
‫واقعا گفتن «ممنون» این‌قدر سخته؟

670
00:39:42,917 --> 00:39:44,439
‫بیا بریم، سه‌آه.

671
00:39:44,489 --> 00:39:45,920
‫مامان، وایسا با هم بریم!

672
00:39:45,970 --> 00:39:48,743
‫این غروره یا فقط لجبازیه؟

673
00:39:48,793 --> 00:39:50,493
‫کوان سه‌آه!

674
00:39:56,873 --> 00:39:59,004
‫واقعا می‌خوای بدون خداحافظی بری؟

675
00:40:06,477 --> 00:40:07,667
‫چرا ازم دوری می‌کنی؟

676
00:40:07,717 --> 00:40:11,331
‫کی ازت دوری کردم؟
‫من که ازت دوری نمی‌کنم.

677
00:40:11,381 --> 00:40:12,523
‫مگه من کار اشتباهی کردم؟

678
00:40:12,573 --> 00:40:14,199
‫نه.

679
00:40:14,249 --> 00:40:18,354
‫این‌طور نیست که کار اشتباهی کرده باشی...

680
00:40:18,404 --> 00:40:20,519
‫چرا حرفت رو نصفه میگی؟
‫ازت بعیده.

681
00:40:20,569 --> 00:40:22,851
‫هی، بگو دیگه
‫چی شده؟

682
00:40:22,901 --> 00:40:25,370
‫میگم که تو...

683
00:40:28,465 --> 00:40:30,503
‫حرف رو دور نزن، بگو دیگه.

684
00:40:30,553 --> 00:40:31,763
‫من چی؟

685
00:40:31,813 --> 00:40:33,670
‫از من خوشت میاد؟

686
00:40:41,837 --> 00:40:45,470
‫هی، پس واسه همینه که...
‫تو واقعا خنده‌داری.

687
00:40:46,341 --> 00:40:48,823
‫هی، این که خنده نداره!

688
00:40:48,873 --> 00:40:50,235
‫اگه نه، بی‌خیالش!

689
00:40:50,285 --> 00:40:54,191
‫فقط چون کنجکاو شده بودم پرسیدم.
‫همین.

690
00:40:54,241 --> 00:40:57,170
‫واقعا دیوونه‌م می‌کنی.

691
00:41:00,537 --> 00:41:02,307
‫آهان، پس قضیه اینه!

692
00:41:02,357 --> 00:41:04,919
‫چی؟ چی شده؟

693
00:41:04,969 --> 00:41:06,721
‫پس واسه همینه که این اواخر این‌طوری شدم،

694
00:41:06,771 --> 00:41:10,531
‫وقتی نمی‌تونم بهت زنگ بزنم،
‫هی فکر می‌کردم داری چیکار می‌کنی،

695
00:41:10,581 --> 00:41:13,604
‫دلم می‌خواست ببینمت و صدات رو بشنوم.
‫حالا می‌فهمم...

696
00:41:14,677 --> 00:41:16,720
‫چی؟

697
00:41:16,770 --> 00:41:19,070
‫آره، راست می‌گی.

698
00:41:22,013 --> 00:41:23,837
‫فکر کنم واقعا ازت خوشم میاد.

699
00:41:36,541 --> 00:41:40,070
‫وقتی جوابش اومد بهت خبر می‌دم.
‫چند روزی طول می‌کشه.

700
00:41:41,941 --> 00:41:43,635
‫ممنونم با اینکه سرت شلوغه، بازم اومدی.

701
00:41:43,685 --> 00:41:45,259
‫حرفشم نزن.

702
00:41:45,309 --> 00:41:48,004
‫موضوع همسرت بود.
‫مگه می‌شد نیام؟

703
00:41:50,105 --> 00:41:51,631
‫فکر کنم زن و شوهرها واقعا
‫کم‌کم شبیه هم می‌شن.

704
00:41:51,681 --> 00:41:55,420
‫چطور جرات کرد این‌طوری دنبالشون کنه؟

705
00:41:55,470 --> 00:41:58,787
‫اون شبیه من نیست.
‫از همون اول هم خیلی نترس بوده.

706
00:41:58,837 --> 00:42:01,307
‫گمونم با تو که همیشه از پشت
‫خنجر می‌خوری، یکم فرق داره.

707
00:42:01,357 --> 00:42:02,439
‫ای بابا، ولم کن.

708
00:42:02,489 --> 00:42:06,337
‫هی، بو نا بود که با بطری نوشابه زد تو سرش.

709
00:42:07,301 --> 00:42:08,354
‫چی؟

710
00:42:08,404 --> 00:42:12,970
‫شاید بهتر باشه جای اینکه تو ازش محافظت کنی،
‫بو نا از تو محافظت کنه.

711
00:42:14,493 --> 00:42:16,703
‫بابا، من که این‌قدرها هم بد نیستم.

712
00:42:16,753 --> 00:42:18,453
‫خدایا.

713
00:42:20,893 --> 00:42:23,595
‫راستش می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم.
‫چه خوب شد الان دیدمت.

714
00:42:23,645 --> 00:42:25,737
‫- می‌خواستی چیزی ازم بپرسی؟
‫- آره.

715
00:42:28,581 --> 00:42:31,607
‫اون مردی که گفتی دیدیش...

716
00:42:31,657 --> 00:42:33,357
‫کینگ‌فیشر.

717
00:42:34,709 --> 00:42:36,187
‫هی، تا خودم نگفتم درباره اون حرف نزن...

718
00:42:36,237 --> 00:42:37,937
‫اول حرفم رو گوش کن.

719
00:42:39,560 --> 00:42:42,537
‫ممکنه اشتباه دیده باشیش؟

720
00:42:44,205 --> 00:42:47,331
‫چرا قبل از اینکه حرفم رو بشنوی،
‫فرض رو بر این می‌ذاری که من اشتباه کردم؟

721
00:42:47,381 --> 00:42:49,479
‫من ازت یه سوال می‌پرسم،
‫تو هم با یه سوال جوابم رو می‌دی؟

722
00:42:49,529 --> 00:42:50,807
‫باشه، سوال بعدی.

723
00:42:50,857 --> 00:42:53,799
‫هشت سال پیش،
‫توی پرونده جیب‌بری‌های جام جهانی،

724
00:42:53,849 --> 00:42:57,075
‫تونستی اون زنی رو که برای نجاتت
‫با اورژانس تماس گرفت رو پیدا کنی؟

725
00:42:57,125 --> 00:42:59,935
‫چطور باید کسی رو پیدا کنم که
‫همون موقع نتونستم پیداش کنم؟

726
00:42:59,985 --> 00:43:03,670
‫اگه پیداش کرده بودم، خیلی وقت پیش می‌رفتم سراغش.
‫اون جونم رو نجات داده بود.

727
00:43:04,393 --> 00:43:05,671
‫ولی چرا یهو داری درباره اون زن می‌پرسی؟

728
00:43:05,721 --> 00:43:07,767
‫باید صدای اون زن توی گوشیت ضبط شده باشه.

729
00:43:07,817 --> 00:43:09,787
‫خبرنگارها معمولا ضبط خودکار مکالمه رو فعال دارن.

730
00:43:09,837 --> 00:43:10,987
‫گوشش ندادی؟

731
00:43:11,037 --> 00:43:14,211
‫معلومه که گوش دادم.
‫همون موقع که به هوش اومدم.

732
00:43:14,261 --> 00:43:15,587
‫ولی از گوش دادن به صداش چطور باید بفهمم کیه؟

733
00:43:15,637 --> 00:43:19,763
‫باید صدای اون رو با صدای تک‌تک زن‌های کره مقایسه کنم؟

734
00:43:19,813 --> 00:43:23,135
‫هنوز اون موبایل رو داری؟

735
00:43:23,185 --> 00:43:24,711
‫همون موبایل قدیمی؟

736
00:43:24,761 --> 00:43:26,931
‫آره.

737
00:43:26,981 --> 00:43:30,027
‫خیلی وقته انداختمش دور.
‫مال سال‌ها پیشه.

738
00:43:30,077 --> 00:43:32,704
‫اصلا چرا دنبالش می‌گردی؟

739
00:43:37,304 --> 00:43:43,170
‫ممکنه شاهد کینگ‌فیشر بوده باشه یا همدستش.

740
00:43:43,861 --> 00:43:45,561
‫یا...

741
00:43:46,193 --> 00:43:48,304
‫حتی ممکنه خودش کینگ‌فیشر باشه.

742
00:43:49,269 --> 00:43:50,969
‫چی؟

743
00:43:51,693 --> 00:43:53,720
‫ته‌سونگ،

744
00:43:53,770 --> 00:43:56,919
‫دیگه اطلاعات رو ازم مخفی نکن و منو گیج نکن.

745
00:43:56,969 --> 00:43:59,907
‫وگرنه به‌زودی یه احضاریه رسمی برات می‌فرستم.

746
00:43:59,957 --> 00:44:03,070
‫می‌دونی که من الان عضو تیم ویژه
‫پرونده کینگ‌فیشرم، مگه نه؟

747
00:44:13,333 --> 00:44:15,027
‫وای!

748
00:44:15,077 --> 00:44:18,539
‫گوشت امروز واقعا عالیه.
‫از کجا خریدیش؟

749
00:44:18,589 --> 00:44:21,041
‫گوشت سانگجوئه.
‫گوشت سانگجو.

750
00:44:21,091 --> 00:44:26,854
‫گفتم بهترین قسمت گوشت رو بدن،
‫پس امروز هرچقدر می‌خواین بخورین.

751
00:44:26,904 --> 00:44:28,704
‫- ممنون.
‫- باشه!

752
00:44:30,173 --> 00:44:34,520
‫امروز التماس می‌کرد گوشت بخرم.
‫پس چرا چیزی نمی‌خوره؟

753
00:44:34,570 --> 00:44:37,904
‫ولش کن. شاید بدون غذا خوردن هم
‫سیر شده باشه.

754
00:44:39,687 --> 00:44:41,131
‫این دیگه چرا این‌طوری شده؟

755
00:44:41,181 --> 00:44:43,143
‫هی، گوشت داره می‌سوزه.

756
00:44:43,193 --> 00:44:44,904
‫آره.

757
00:44:46,201 --> 00:44:48,754
‫اوه، گل رو نگاه می‌کنی!

758
00:44:48,804 --> 00:44:50,403
‫مامان یول خریده.

759
00:44:50,453 --> 00:44:53,870
‫واقعا کل خونه رو روشن‌تر و باصفا‌تر می‌کنه.

760
00:44:55,473 --> 00:44:59,863
‫مامان، وقتی داشتم می‌اومدم اینجا،
‫از گل‌فروشی جلوی خیابون خریدمشون.

761
00:44:59,913 --> 00:45:03,820
‫شنیدم آفتابگردون انرژی منفی رو
‫از خونه پاک می‌کنه

762
00:45:03,870 --> 00:45:07,070
‫و از انرژی روشن و مثبت پُرش می‌کنه.

763
00:45:08,261 --> 00:45:09,887
‫پس معنی آفتابگردون اینه.

764
00:45:09,937 --> 00:45:13,155
‫ولی واقعا تو دیگه عجب آدمی هستی.

765
00:45:13,205 --> 00:45:17,187
‫اصلا چطور به ذهنت رسید
‫با دست خالی دنبالشون بیفتی؟

766
00:45:17,237 --> 00:45:19,437
‫اوه، خب، اون...

767
00:45:20,329 --> 00:45:23,638
‫فکر کنم بدنم خودش اول واکنش نشون داد.

768
00:45:23,688 --> 00:45:24,995
‫همون لحظه!

769
00:45:25,045 --> 00:45:26,271
‫مخصوصا که سه‌آه هم اونجا بود، من فقط...

770
00:45:26,321 --> 00:45:28,021
‫واقعا کار بزرگی کردی.

771
00:45:30,129 --> 00:45:31,915
‫مامان، این گوشت واقعا خوشمزه‌ست.

772
00:45:31,965 --> 00:45:34,019
‫آره، خوبه.

773
00:45:34,069 --> 00:45:35,235
‫بخور.

774
00:45:35,285 --> 00:45:39,354
‫یول، یه لقمه دیگه بخور.
‫داغ نیست؟

775
00:45:39,404 --> 00:45:41,031
‫دیگه هیچ‌وقت همچین کاری نکن.

776
00:45:41,081 --> 00:45:43,587
‫اول به پلیس زنگ بزن، باشه؟

777
00:45:43,637 --> 00:45:47,511
‫چه از مامانت کلاهبرداری بشه چه نشه،
‫باز فقط به فکر زنتی.

778
00:45:47,561 --> 00:45:49,111
‫باز شروع کردی.

779
00:45:49,161 --> 00:45:51,271
‫مامان، از اینکه سرت کلاه رفته خوشحالی؟

780
00:45:51,321 --> 00:45:52,854
‫وای، چطور گول همچین چیزی رو خوردی؟

781
00:45:52,904 --> 00:45:54,807
‫واقعا داری نمک روی زخمم می‌پاشی.

782
00:45:54,857 --> 00:45:56,843
‫اگه اون تماس رو با تو می‌گرفتن،
‫یعنی گول‌شون رو نمی‌خوردی؟

783
00:45:56,893 --> 00:45:58,220
‫نمی‌خوردم.

784
00:45:58,270 --> 00:45:59,520
‫خوبه.

785
00:45:59,570 --> 00:46:01,723
‫یعنی راه دیگه‌ای برای
‫پول درآوردن پیدا نکردن؟ هان؟

786
00:46:01,773 --> 00:46:04,806
‫پول یکی رو که با زحمت درآورده،
‫این‌طوری می‌دزدن؟ هان؟

787
00:46:04,856 --> 00:46:05,875
‫وای، خیلی خوشمزه‌ست.

788
00:46:05,925 --> 00:46:07,770
‫یه کم برنج هم بخور.

789
00:46:13,070 --> 00:46:15,437
‫واقعا خوشمزه‌ست.

790
00:46:16,257 --> 00:46:18,843
‫خوب پخته‌ شده.

791
00:46:18,893 --> 00:46:24,704
‫می‌دونی امروز چقدر زحمت کشیدم؟

792
00:46:39,613 --> 00:46:41,279
‫عزیزم! من انجامش می‌دم.

793
00:46:41,329 --> 00:46:42,554
‫نه، اشکالی نداره.
‫چرا این کارو می‌کنی؟

794
00:46:42,604 --> 00:46:43,554
‫- من انجامش می‌دم.
‫- فقط یه دقیقه طول می‌کشه

795
00:46:43,604 --> 00:46:44,559
‫- نه، نکن.
‫- عزیزم...

796
00:46:44,609 --> 00:46:46,337
‫کوان ته‌سونگ!

797
00:46:51,389 --> 00:46:52,420
‫مامان، این‌طور نیست...

798
00:46:52,470 --> 00:46:56,337
‫دخترا همه غذا رو درست کردن،
‫حداقل بذار من ظرف‌ها رو بشورم.

799
00:47:00,345 --> 00:47:03,347
‫چربی‌شون زیاده، پس با آب داغ بشورشون.

800
00:47:03,397 --> 00:47:06,037
‫خوب آبکشی‌شون کن، باشه؟

801
00:47:14,833 --> 00:47:16,533
‫بیا.

802
00:47:21,673 --> 00:47:24,204
‫لباست رو یه کم بکش بالا.

803
00:47:25,101 --> 00:47:26,801
‫خوبه.

804
00:47:37,233 --> 00:47:39,354
‫- گلابی‌ الان گرون‌تر شده.
‫- مامان، گلابی نخریدی؟

805
00:47:39,404 --> 00:47:41,447
‫وقت گذاشتم و همه‌چی رو خریدم.

806
00:47:41,497 --> 00:47:45,120
‫ای بابا، مامان، گفتم این کارو نکن.

807
00:47:45,170 --> 00:47:48,154
‫- چی؟
‫- هی!

808
00:47:48,204 --> 00:47:50,837
‫[گل‌فروشی اوک]

809
00:48:06,704 --> 00:48:11,604
‫[مصاحبه با نزدیکان قربانیان کینگ‌فیشر]

810
00:48:22,649 --> 00:48:24,539
‫اصلا چرا دنبالش می‌گردی؟

811
00:48:24,589 --> 00:48:29,337
‫ممکنه شاهد کینگ‌فیشر بوده باشه یا همدستش.

812
00:48:30,145 --> 00:48:33,604
‫یا حتی ممکنه خودش کینگ‌فیشر باشه.

813
00:48:54,097 --> 00:48:56,851
‫امروز شوهرت اومده بود مغازه.

814
00:48:56,901 --> 00:48:59,075
‫ظاهرا رفته بود دنبال چئول.

815
00:48:59,125 --> 00:49:01,804
‫درباره فرستنده گل‌ها ازم پرسید.
‫[سرپرست بائه]

816
00:49:03,053 --> 00:49:07,370
‫یه جواب سربالا بهش دادم،
‫ولی فکر کردم بهتره بدونی.

817
00:49:18,404 --> 00:49:20,154
‫[اداره پلیس شهری سئول]

818
00:49:20,204 --> 00:49:23,020
‫تیرانداز قطعا فقط یک نفر بوده.

819
00:49:23,070 --> 00:49:24,495
‫اما همون‌طور که می‌بینید،

820
00:49:24,545 --> 00:49:26,915
‫ممکنه در تمام اتفاقات غیر از تیراندازی،
‫یک همدست هم دخیل بوده باشه.

821
00:49:26,965 --> 00:49:31,687
‫نمی‌تونیم احتمال وجود یک تیم جداگانه
‫که مستقل کار می‌کنه رو رد کنیم.

822
00:49:31,737 --> 00:49:35,804
‫یعنی کینگ‌فیشر ممکنه یک گروه سازمان‌یافته
‫از همدست‌ها داشته باشه؟

823
00:49:37,209 --> 00:49:38,431
‫کاملا محتمله.

824
00:49:38,481 --> 00:49:39,495
‫بله.

825
00:49:39,545 --> 00:49:41,787
‫با توجه به چیزهایی که تا الان فهمیدیم،
‫اگر واقعا این‌طور باشه،

826
00:49:41,837 --> 00:49:44,347
‫احتمال زیادی داره که روش کارشون فقط به

827
00:49:44,397 --> 00:49:47,219
‫حمله‌های تک‌تیراندازی محدود نشه.

828
00:49:47,269 --> 00:49:48,559
‫منظورت از این حرف چیه؟

829
00:49:48,609 --> 00:49:51,137
‫اگه تیراندازی نبوده، پس چی بوده؟
‫[تیم ویژه کینگ‌فیشر]

830
00:49:53,461 --> 00:49:54,655
‫پیو کیوچول؟
‫[تحلیل مرگ‌های صحنه‌سازی‌شده به شکل حادثه]

831
00:49:54,705 --> 00:49:56,343
‫هی، اون با شلیک گلوله کشته شده.

832
00:49:56,393 --> 00:49:59,275
‫فکر می‌کنم کینگ‌فیشر و افرادش اول قصد داشتن
‫مرگش رو شبیه یه حادثه جلوه بدن،

833
00:49:59,325 --> 00:50:03,567
‫ولی یه اتفاقی افتاد که مجبور شدن
‫کار رو با تیراندازی تموم کنن.

834
00:50:03,617 --> 00:50:05,317
‫مدرکت برای این حرف چیه؟

835
00:50:06,873 --> 00:50:10,147
‫ما هشت مجرم خطرناک علیه کودکان
‫در طی 15 سال گذشته،

836
00:50:10,197 --> 00:50:13,419
‫از زمان ظهور کینگ‌فیشر، بررسی کردیم.

837
00:50:13,469 --> 00:50:17,899
‫مرگ هر هشت نفرشون
‫در حوادث مختلف تأیید شد،

838
00:50:17,949 --> 00:50:21,115
‫تصادف، سقوط، برق‌گرفتگی،
‫غرق شدن و از این جور چیزها.

839
00:50:21,165 --> 00:50:24,075
‫یعنی زمانی که کینگ‌فیشر
‫با تیراندازی‌ها توجه همه رو جلب می‌کنه،

840
00:50:24,125 --> 00:50:28,704
‫یه تیم دیگه هم مجرما رو با صحنه‌سازی مرگشون
‫به شکل حادثه از بین می‌بره؟

841
00:50:30,261 --> 00:50:32,759
‫نظریه جالبیه.

842
00:50:32,809 --> 00:50:34,435
‫هی.

843
00:50:34,485 --> 00:50:36,470
‫خانم یو، شما چرا این کارو می‌کنین؟

844
00:50:37,389 --> 00:50:40,437
‫ما 20 مجرم خطرناک رو که طی 15 سال گذشته
‫مجازات‌های نسبتا سبکی گرفتن

845
00:50:40,487 --> 00:50:43,251
‫و آزاد شدن رو هم بررسی کردیم.

846
00:50:43,301 --> 00:50:46,187
‫11 نفرشون با تیراندازی‌های کینگ‌فیشر کشته شدن،

847
00:50:46,237 --> 00:50:49,075
‫در حالی که 8 نفر دیگه در
‫حوادثی ظاهری کشته شدن.

848
00:50:49,125 --> 00:50:51,131
‫و...

849
00:50:51,181 --> 00:50:53,387
‫آخرین قربانی، هوانگ چول‌بوم.

850
00:50:53,437 --> 00:50:54,420
‫[هوانگ چول‌بوم]

851
00:50:54,470 --> 00:50:57,455
‫اون‌قدر از کینگ‌فیشر می‌ترسید
‫که خودش داوطلبانه برگشت زندان،

852
00:50:57,505 --> 00:51:00,399
‫ولی هفته پیش جسدش داخل زندان پیدا شد.

853
00:51:00,449 --> 00:51:03,120
‫علت مرگش ایست قلبی بوده.

854
00:51:03,170 --> 00:51:04,695
‫خدای من...

855
00:51:04,745 --> 00:51:08,577
‫یه عده توی حادثه مردن،
‫یه عده هم بر اثر بیماری.

856
00:51:08,627 --> 00:51:10,575
‫ما مگه تیم رسیدگی به آگهی ترحیم مجرما هستیم؟

857
00:51:10,625 --> 00:51:15,170
‫از بین 20 نفر، 19 نفر مردن،

858
00:51:15,941 --> 00:51:17,641
‫پس اون یه نفری که هنوز زنده‌ست کیه؟

859
00:51:21,593 --> 00:51:22,891
‫گو جونگ‌ریول.

860
00:51:22,941 --> 00:51:24,620
‫حدود دو سال پیش،

861
00:51:24,670 --> 00:51:29,920
‫یه بچه چهار ساله مدت کوتاهی
‫بعد از انتقال به اورژانس فوت کرد.

862
00:51:29,970 --> 00:51:31,420
‫اون پرونده رو یادتونه، مگه نه؟

863
00:51:31,470 --> 00:51:33,207
‫طبق پرونده پزشکی اون زمان،

864
00:51:33,257 --> 00:51:36,215
‫بخاطر خون‌ریزی داخلی،
‫شکمش پُر از خون شده بود،

865
00:51:36,265 --> 00:51:38,065
‫و تمام بدنش هم پر از شکستگی بود،

866
00:51:38,115 --> 00:51:40,511
‫ولی شکستگی‌ها در زمان‌های مختلف
‫ایجاد شده بودن.

867
00:51:40,561 --> 00:51:43,511
‫خدای من. با اون بچه چی کار کرده بودن؟

868
00:51:43,561 --> 00:51:47,907
‫تحقیقات پلیس،
‫آزار و اذیت وحشتناک کودک رو فاش کرد.

869
00:51:47,957 --> 00:51:49,747
‫مادرخوانده‌ش که عامل اصلی بود،
‫به 9 سال زندان محکوم شد

870
00:51:49,797 --> 00:51:53,055
‫و پدر واقعی‌ش، گو جونگ‌ریول،
‫به جرم سهل‌انگاری 2 سال زندان گرفت.

871
00:51:53,105 --> 00:51:54,891
‫این حکم‌ها واقعا مسخره‌ست.

872
00:51:54,941 --> 00:51:56,587
‫آزار و اذیت ثابت شد،

873
00:51:56,637 --> 00:51:59,715
‫ولی دادگاه تشخیص داد که عمدا قصد
‫کشتن بچه رو نداشتن،

874
00:51:59,765 --> 00:52:03,067
‫برای همین به جرم «ایراد صدمه
‫منجر به مرگ» محکوم شدن، نه قتل.

875
00:52:03,117 --> 00:52:07,251
‫خواهر شش‌ساله‌ش هم شهادتی داد
‫که به نفع پدر و مادرش بود.

876
00:52:07,301 --> 00:52:09,187
‫ممکنه گو جونگ‌ریول واقعا
‫از این قضیه خبر نداشته باشه؟

877
00:52:09,237 --> 00:52:11,620
‫دخترش بعدا شهادتش رو پس گرفت.
‫[اطلاعات موکل]

878
00:52:11,670 --> 00:52:15,011
‫گفت پدرش اونم آزار و شکنجه می‌داده.

879
00:52:15,061 --> 00:52:19,520
‫ولی شهادتش پذیرفته نشد،
‫چون اظهاراتش متناقض تشخیص داده شد.

880
00:52:19,570 --> 00:52:21,723
‫الان دختره کجاست؟

881
00:52:21,773 --> 00:52:25,304
‫با پدرش زندگی نمی‌کنه، درسته؟

882
00:52:26,165 --> 00:52:29,279
‫بعد از اون اتفاق بلافاصله ازش جداش کردن
‫و الان توی مرکز نگهداری کودکان زندگی می‌کنه.

883
00:52:29,329 --> 00:52:32,004
‫خب، خدارو شکر.

884
00:52:32,621 --> 00:52:34,637
‫پس گو جونگ‌ریول چی؟

885
00:52:35,513 --> 00:52:40,015
‫به نظرم احتمال اینکه هدف بعدی
‫کینگ‌فیشر باشه خیلی زیاده.

886
00:52:40,065 --> 00:52:41,259
‫کی می‌خواد این پرونده رو بگیره؟

887
00:52:41,309 --> 00:52:43,070
‫- من.
‫- من انجامش می‌دم.

888
00:52:48,031 --> 00:52:49,159
‫چه خبره؟

889
00:52:49,209 --> 00:52:53,363
‫از کی تا حالا این‌قدر با هم هماهنگ شدین؟

890
00:52:53,413 --> 00:52:55,259
‫تصادفی بود.

891
00:52:55,309 --> 00:52:58,127
‫آره؟ شما دوتا که با هم نیستین، هان؟

892
00:52:58,177 --> 00:52:59,323
‫نه!

893
00:52:59,373 --> 00:53:03,391
‫به هر حال، فعلا باید خیلی بی‌سروصدا پیش بریم،

894
00:53:03,441 --> 00:53:04,827
‫پس شما دوتا این پرونده رو به عهده بگیرین.

895
00:53:04,877 --> 00:53:07,259
‫و دستیار مدیر کی،
‫مطمئن شو پشتیبانی لازم رو دارن.

896
00:53:07,309 --> 00:53:09,523
‫متوجه شدم.

897
00:53:09,573 --> 00:53:11,639
‫چی؟ از گو جونگ‌ریول استفاده کنیم؟

898
00:53:11,689 --> 00:53:15,623
‫قبل از اینکه کینگ‌فیشر دست به کار بشه،
‫اطراف گو جونگ‌یول براش تله می‌ذاریم.

899
00:53:15,673 --> 00:53:20,539
‫یعنی می‌گی با یه مجرم همکاری کنیم
‫تا براش تله بذاریم؟

900
00:53:20,589 --> 00:53:22,431
‫می‌گم از این موقعیت استفاده کنیم.

901
00:53:22,481 --> 00:53:25,220
‫ولی شواهد برای اینکه با قطعیت بگیم

902
00:53:25,270 --> 00:53:27,195
‫گو جونگ‌ریول هدف بعدیه، کافی نیست، نه؟

903
00:53:27,245 --> 00:53:30,454
‫فعلا فکر ‌کنم این تنها سرنخ ما
‫برای دستگیری کینگ‌فیشر باشه.

904
00:53:30,504 --> 00:53:31,819
‫صبر کن.

905
00:53:31,869 --> 00:53:36,167
‫اگه حرف تو رو ملاک قرار بدیم،
‫هیچ تضمینی نیست که با اسلحه حمله کنه،

906
00:53:36,217 --> 00:53:40,435
‫پس بدون اینکه بدونیم کی، کجا و چطور حمله می‌کنه،
‫چطور می‌خوایم وارد عمل بشیم؟

907
00:53:40,485 --> 00:53:43,779
‫اینکه فقط بر اساس حدس و گمان
‫نیرو و تجهیزات مستقر کنیم،

908
00:53:43,829 --> 00:53:46,695
‫مثل اینه که سرمون رو به دیوار بکوبیم.

909
00:53:46,745 --> 00:53:49,359
‫آقای گو، فکر می‌کنم این نقشه واقعا می‌تونه جواب بده.

910
00:53:49,409 --> 00:53:50,663
‫لطفا یکم دیگه به حرفم گوش کنین...

911
00:53:50,713 --> 00:53:53,303
‫دیگه چی مونده که بشنوم؟

912
00:53:53,353 --> 00:53:55,053
‫آقای گو!

913
00:53:56,529 --> 00:53:58,229
‫انجامش بده.

914
00:53:59,181 --> 00:54:00,881
‫چی؟

915
00:54:01,661 --> 00:54:04,159
‫ولی حق نداری مستقیم
‫با گو جونگ‌ریول ارتباط برقرار کنی.

916
00:54:04,209 --> 00:54:08,131
‫همکاری با یه مجرم برای دستگیری یه مجرم دیگه؟
‫واقعا منطقیه؟

917
00:54:08,181 --> 00:54:11,207
‫دوم اینکه، بدون مدرک محکم
‫نمی‌تونم مقامات بالاتر رو قانع کنم.

918
00:54:11,257 --> 00:54:14,283
‫پس فعلا نمی‌تونم تجهیزات
‫یا نیروی کمکی در اختیارتون بذارم.

919
00:54:14,333 --> 00:54:17,847
‫سوم اینکه، وقت نامحدود هم ندارم.

920
00:54:17,897 --> 00:54:19,511
‫فعلا، آقای لی،
‫خودت به این پرونده رسیدگی کن.

921
00:54:19,561 --> 00:54:22,111
‫شما دوتا می‌تونین 24 ساعته
‫زیر نظرش بگیرین یا تعقیبش کنین.

922
00:54:22,161 --> 00:54:23,319
‫دقیقا یک هفته وقت دارین.

923
00:54:23,369 --> 00:54:25,323
‫اگه توی این مدت تونستین
‫سرنخی از کینگ‌فیشر پیدا کنین،

924
00:54:25,373 --> 00:54:27,020
‫سمت سرپرستیم رو وسط می‌ذارم

925
00:54:27,070 --> 00:54:30,655
‫و هر پشتیبانی‌ای که بخوای در اختیارت می‌ذارم. باشه؟

926
00:54:30,705 --> 00:54:32,405
‫خب، جلسه تمومه!

927
00:54:33,604 --> 00:54:34,654
‫اوه، پسر.

928
00:54:34,704 --> 00:54:37,037
‫- فقط زحمتتون هدر می‌ره.
‫- وای پسر.

929
00:54:38,262 --> 00:54:39,962
‫خدایا.

930
00:54:41,004 --> 00:54:43,019
‫[فروش و تعمیر کامپیوتر دست‌دوم]

931
00:54:43,069 --> 00:54:44,870
‫بفرمایید.

932
00:54:48,853 --> 00:54:52,099
‫ضبط صدا و بقیه اطلاعات هنوز سر جاشه، درسته؟

933
00:54:52,149 --> 00:54:56,137
‫معلومه. فقط باتری رو عوض کردم،
‫پس همه اطلاعات داخلش هنوز سر جاشه.

934
00:55:07,373 --> 00:55:09,737
‫دستیار مدیر کی اول رفت پایین.

935
00:55:37,304 --> 00:55:39,043
‫تو انگار همیشه یه ذره زهر تو رگ‌هات داری.

936
00:55:39,093 --> 00:55:40,431
‫معلومه.

937
00:55:40,481 --> 00:55:42,815
‫خیلی محتاطی.

938
00:55:42,865 --> 00:55:44,443
‫بچگی سختی داشتی؟

939
00:55:44,493 --> 00:55:46,223
‫بچگی منم مثل خیلی‌های دیگه پر از بدبختی بود.

940
00:55:46,273 --> 00:55:48,179
‫حتی نمی‌دونم پدر و مادرم چه شکلی بودن.

941
00:55:48,229 --> 00:55:51,031
‫حتما خوب بوده که پدر نداشتی.

942
00:55:51,081 --> 00:55:53,820
‫حداقل باید بدونی کی به دنیا اومدی.

943
00:55:53,870 --> 00:55:55,387
‫دقیقا می‌دونم.

944
00:55:55,437 --> 00:55:58,370
‫چون توی پنج‌سالگی دنده‌م شکست.

945
00:56:08,117 --> 00:56:10,875
‫بدون پدر هم می‌شه دنده شکست.

946
00:56:10,925 --> 00:56:12,637
‫دست و پا هم می‌شه شکست.

947
00:56:36,385 --> 00:56:37,939
‫من نیروی پشتیبانیت هستم.

948
00:56:37,989 --> 00:56:39,804
‫مدیر یو!

949
00:56:40,970 --> 00:56:43,704
‫واقعا تو می‌خوای منو پشتیبانی کنی؟

950
00:56:47,541 --> 00:56:50,004
‫ببینیم شما دوتا از پس این کار برمیاین یا نه.

951
00:56:52,253 --> 00:56:54,227
‫قراره رانندگی هم کنی؟

952
00:56:54,277 --> 00:56:56,254
‫زود باش، بریم.

953
00:56:56,304 --> 00:56:58,004
‫برو اونور!

954
00:57:03,481 --> 00:57:05,637
‫- بریم.
‫- باشه.

955
00:57:14,825 --> 00:57:16,579
‫حواست جمع باشه.

956
00:57:16,629 --> 00:57:18,107
‫به چی؟

957
00:57:18,157 --> 00:57:19,723
‫منظورم یو بو نا هست.

958
00:57:19,773 --> 00:57:22,187
‫اگه چیزی مشکوک به نظر رسید،
‫فورا جلسه رو لغو می‌کنیم.

959
00:57:22,237 --> 00:57:23,937
‫خانم بو نا؟

960
00:57:25,497 --> 00:57:28,823
‫چیزی فکرت رو مشغول کرده؟

961
00:57:28,873 --> 00:57:32,870
‫این موکل منو یاد یکی می‌اندازه.

962
00:57:34,470 --> 00:57:37,327
‫می‌دونی، بعضی خاطرات دوران بچگی

963
00:57:37,377 --> 00:57:40,004
‫به این راحتی‌ها از آدم جدا نمی‌شن.

964
00:57:48,273 --> 00:57:50,951
‫اگه تاییدش می‌کنه، باید تمام‌قد ازمون حمایت کنه.

965
00:57:51,001 --> 00:57:54,237
‫این که واقعا تایید نیست، ولی ردش هم نکرده.

966
00:57:55,141 --> 00:57:58,837
‫حداقل چند نفر رو بفرسته
‫تا توی کشیک‌دادن یه کم کمکمون کنن.

967
00:58:04,193 --> 00:58:06,935
‫انگار یه چیزی خیلی ذهنت رو درگیر کرده.

968
00:58:06,985 --> 00:58:12,003
‫به نظرت کینگ‌فیشر می‌تونه یه زن باشه؟

969
00:58:12,053 --> 00:58:13,753
‫هان؟

970
00:58:14,461 --> 00:58:16,511
‫خب...

971
00:58:16,561 --> 00:58:19,304
‫به‌نظرم کاملا محتمله.

972
00:58:21,813 --> 00:58:23,451
‫یه خارجی؟

973
00:58:23,501 --> 00:58:25,787
‫اینم محتمله.

974
00:58:25,837 --> 00:58:27,299
‫یه شخص جوان چی؟

975
00:58:27,349 --> 00:58:29,204
‫دلیلی نداره اینم کنار بذاریم.

976
00:58:31,645 --> 00:58:33,345
‫درسته.

977
00:58:34,321 --> 00:58:37,601
‫از روی حسم مطمئنم یه سازمان مخفی،

978
00:58:37,651 --> 00:58:39,323
‫یه چیزی مثل «جوخه مرگ سیاه»، پشت کینگ‌فیشره.

979
00:58:39,373 --> 00:58:42,075
‫خودشون رو آدم‌های عادی جا می‌زنن،

980
00:58:42,125 --> 00:58:44,771
‫بعد که دستور می‌رسه، یهو... بوم!

981
00:58:44,821 --> 00:58:46,970
‫حواست باشه کجا میری.

982
00:58:49,185 --> 00:58:52,319
‫بعد از 15 سال تحقیقات شبانه‌روزی
‫هنوز دستگیر نشده،

983
00:58:52,369 --> 00:58:57,504
‫شاید خودش رو چیزی جا زده
‫که اصلا تصورش هم نمی‌کنیم.

984
00:59:37,704 --> 00:59:42,871
‫انگار دارم خواب می‌بینم که کنار شما
‫وسط عملیات هستم.

985
00:59:42,921 --> 00:59:45,520
‫من اینجا نیستم که رویات رو به واقعیت تبدیل کنم.

986
00:59:45,570 --> 00:59:48,604
‫دفعه بعد آرزوی بزرگ‌تری کن.

987
00:59:49,670 --> 00:59:51,370
‫باشه.

988
00:59:56,065 --> 00:59:58,520
‫ولی واقعا چرا اومدی اینجا؟

989
00:59:58,570 --> 01:00:01,537
‫شنیدم شخصا خودت رو درگیر
‫اهداف سفید نمی‌کنی.

990
01:00:03,561 --> 01:00:06,470
‫خب...فقط منو یاد روزای قدیم انداخت.

991
01:00:11,061 --> 01:00:15,127
‫می‌تونم بپرسم اولین موکلت کی بود؟

992
01:00:15,177 --> 01:00:17,104
‫اولین موکلم...

993
01:00:21,173 --> 01:00:23,670
‫خب، بگم کی بود؟

994
01:00:24,541 --> 01:00:26,241
‫چی؟

995
01:00:31,137 --> 01:00:33,770
‫خب، شروع کنیم؟

996
01:00:42,704 --> 01:00:45,137
‫جلسه با موکل شروع می‌شه.

997
01:01:20,770 --> 01:01:23,527
‫یارو وسط کار روزانه‌اش بود، هان؟

998
01:01:23,577 --> 01:01:26,391
‫لعنتی! باز نشد!

999
01:01:26,441 --> 01:01:29,337
‫چرا این چیزای لعنتی همش خراب می‌شن؟

1000
01:01:30,989 --> 01:01:33,587
‫محکم بگیرش.

1001
01:01:33,637 --> 01:01:36,237
‫وگرنه یه استخون دیگه‌ت هم می‌شکنه.

1002
01:01:39,004 --> 01:01:40,770
‫لعنتی.

1003
01:01:43,229 --> 01:01:46,204
‫اه، داره دیوونه‌ام می‌کنه.

1004
01:01:58,317 --> 01:02:00,637
‫اون عوضی...

1005
01:02:07,977 --> 01:02:09,571
‫خانم یو، نرو.

1006
01:02:09,621 --> 01:02:11,321
‫خانم اوه هیون‌نام!

1007
01:02:33,637 --> 01:02:35,487
‫[ضبط]

1008
01:02:35,537 --> 01:02:38,470
‫[فایل‌های ضبط شده]

1009
01:02:40,037 --> 01:02:41,854
‫[مکالمات ضبط شده]

1010
01:02:41,904 --> 01:02:44,137
‫[27 ژوئن 2018]

1011
01:02:45,670 --> 01:02:49,704
‫[27 ژوئن 2018]

1012
01:03:07,037 --> 01:03:10,171
‫چون تحملت کمه، می‌افتی،

1013
01:03:10,221 --> 01:03:14,170
‫ولی آخرش باز مَردم منو سرزنش می‌کنن.

1014
01:03:15,237 --> 01:03:18,437
‫اونا نمی‌دونن چطور بچه‌های قوی بار بیارن.

1015
01:03:19,304 --> 01:03:21,837
‫چیه؟ شما کی هستین؟

1016
01:03:29,145 --> 01:03:30,909
‫در طبقه پنجم راه‌پله اضطراری،

1017
01:03:30,959 --> 01:03:33,737
‫یه مَرد افتاده و سرش خونریزی داره.

1018
01:03:34,781 --> 01:03:37,439
‫اگه عجله نکنید، فکر نکنم زنده بمونه.

1019
01:03:37,489 --> 01:03:42,570
‫ممکنه شاهد کینگ‌فیشر بوده باشه یا همدستش.

1020
01:03:49,733 --> 01:03:53,270
‫یا حتی ممکنه خودش کینگ‌فیشر باشه.

1021
01:04:10,000 --> 01:04:15,000
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

1022
01:05:17,013 --> 01:05:19,487
‫بالاخره در رو باز کردی.

1023
01:05:19,537 --> 01:05:21,143
‫ته‌سونگ.

1024
01:05:21,193 --> 01:05:23,463
‫با هم بمونین، یا ولش کن...

1025
01:05:23,513 --> 01:05:25,959
‫چون واقعا کنجکاوم، می‌پرسم.

1026
01:05:26,009 --> 01:05:27,927
‫راستش رو بهم بگو.

1027
01:05:27,977 --> 01:05:29,939
‫پس یه اتفاق غیرمنتظره برای شوهرت پیش اومده.

1028
01:05:29,989 --> 01:05:31,487
‫اگه دوباره مجبور بشم برم یه جای دیگه...

1029
01:05:31,537 --> 01:05:32,487
‫می‌خوای جایی بری؟

1030
01:05:32,537 --> 01:05:34,220
‫به نظر میاد شبکه پلیس هک شده.

1031
01:05:34,270 --> 01:05:37,163
‫ممکنه یه نفوذی کینگ‌فیشر بین پلیس‌ها باشه؟

1032
01:05:37,213 --> 01:05:40,147
‫اون خانومه که زنِ دوستته...شغلش چیه؟

1033
01:05:40,197 --> 01:05:41,583
‫یه شاهد داریم.

1034
01:05:41,633 --> 01:05:42,878
‫ممکنه کینگ‌فیشر...

1035
01:05:42,928 --> 01:05:45,527
‫یه پدر یا مادری باشه که
‫داره بچه‌ش رو بزرگ می‌کنه؟

1036
01:05:45,577 --> 01:05:48,770
‫کینگ‌فیشر همون کسیه که گفتی
‫باید ازش محافظت کنی؟

1037
01:05:50,770 --> 01:06:00,770
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M