1
00:00:30,000 --> 00:00:35,000
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

2
00:00:37,500 --> 00:00:40,708
‫[قسمت دوازدهم]

3
00:00:50,000 --> 00:00:51,991
‫محکم بگیرش.

4
00:00:52,041 --> 00:00:55,166
‫اگه بیفتی، پات می‌شکنه.

5
00:00:56,166 --> 00:01:06,166
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

6
00:01:24,041 --> 00:01:25,950
‫هی، بونگ تائه‌مین.

7
00:01:26,000 --> 00:01:27,866
‫اون چیزی که دفعه قبل دادی رو بده.

8
00:01:27,916 --> 00:01:29,075
‫کدوم چیز

9
00:01:29,125 --> 00:01:30,908
‫سلاح.

10
00:01:30,958 --> 00:01:32,666
‫سلاح؟

11
00:01:37,791 --> 00:01:39,500
‫[شیر دائموکجانگ]

12
00:01:54,708 --> 00:01:56,375
‫اوه.

13
00:01:57,583 --> 00:01:59,950
‫شنوایی خوبی داری.

14
00:02:00,000 --> 00:02:01,916
‫تنهایی اینجا چیکار می‌کنی؟

15
00:02:04,750 --> 00:02:06,033
‫دارم تمرین می‌کنم.

16
00:02:06,083 --> 00:02:08,158
‫می‌خوام وقتی بزرگ شدم، انتقام بگیرم.

17
00:02:08,208 --> 00:02:10,033
‫انتقام؟

18
00:02:10,083 --> 00:02:11,241
‫از کی؟

19
00:02:11,291 --> 00:02:12,866
‫آدم بدهای بزرگ.

20
00:02:12,916 --> 00:02:17,541
‫این که انتقام نیست.
‫اسمش تنبیه گناهکارهاست.

21
00:02:20,583 --> 00:02:24,616
‫باید نقطه‌ی ضعف‌شون رو هدف بگیری.

22
00:02:24,666 --> 00:02:26,333
‫با یه شلیک....

23
00:02:27,125 --> 00:02:28,875
‫درست بزنی توی هدف.

24
00:02:38,000 --> 00:02:41,125
‫اه، عالی بود.

25
00:02:42,458 --> 00:02:45,283
‫دختر کوچولوی شجاع، اسمت چیه؟

26
00:02:45,333 --> 00:02:46,908
‫اسمم یو بو نا هست.

27
00:02:46,958 --> 00:02:48,575
‫خانم، شما کی هستین؟

28
00:02:48,625 --> 00:02:51,666
‫خب، بگم کی هستم؟

29
00:03:01,625 --> 00:03:03,333
‫چی شد؟

30
00:03:09,166 --> 00:03:10,875
‫برو داخل!

31
00:03:12,916 --> 00:03:14,625
‫دخترک...

32
00:03:18,958 --> 00:03:23,408
‫بچه‌هایی که نمک می‌خورن و نمکدون می‌شکنن،

33
00:03:23,458 --> 00:03:27,041
‫به نظرت نباید سرشون رو به باد بدن؟

34
00:03:29,375 --> 00:03:30,491
‫این بچه پررو رو ببین.

35
00:03:30,541 --> 00:03:31,908
‫می‌خوای با اون چیکار کنی؟

36
00:03:31,958 --> 00:03:33,750
‫می‌خوای با من بازی کنی؟

37
00:03:38,000 --> 00:03:39,708
‫هی!

38
00:03:42,708 --> 00:03:46,083
‫چیه؟ چرا با من این کارو می‌کنی؟

39
00:04:04,583 --> 00:04:06,116
‫تمام واحدهای گشتی، توجه کنین.

40
00:04:06,166 --> 00:04:08,325
‫درست بیرون غذاخوری جی‌هیه 
‫در مرکز ای‌سونگ‌دونگ، منطقه میونگین.

41
00:04:08,375 --> 00:04:10,408
‫یه مَرد بطری نوشابه رو شکسته

42
00:04:10,458 --> 00:04:12,783
‫و در حالی که یه زن رو گروگان گرفته،
‫داره آشوب به پا می‌کنه.

43
00:04:12,833 --> 00:04:16,000
‫- ماشین‌های گشت نزدیک، فورا اعزام بشن.
‫- ای‌سونگ‌دونگ همین بغله.

44
00:04:17,208 --> 00:04:19,075
‫در حال حاضر هیچ ماشین گشتی در دسترس نیست.

45
00:04:19,125 --> 00:04:21,116
‫از کارآگاه‌های نزدیک و واحدهای سیار گرفته

46
00:04:21,166 --> 00:04:22,616
‫تا هر نیرویی که در دسترسه،
‫همگی فورا اعزام بشن.

47
00:04:22,666 --> 00:04:25,666
‫اوه، انگار هیچ ماشین گشتی این اطراف نیست.

48
00:04:26,833 --> 00:04:28,241
‫اوضاع صحنه داره وخیم‌تر می‌شه.

49
00:04:28,291 --> 00:04:31,908
‫نزدیک‌ترین واحد در دسترس، فارغ از ماموریتش،
‫فورا به محل اعزام بشه.

50
00:04:31,958 --> 00:04:33,866
‫- هی، بئوم، بزن بریم.
‫- باشه.

51
00:04:33,916 --> 00:04:34,950
‫دو کارآگاه از کلانتری نامبو

52
00:04:35,000 --> 00:04:37,666
‫که نزدیک ای‌سونگ‌دونگ در حال کشیک بودن،
‫دارن به محل حادثه می‌رن.

53
00:04:55,333 --> 00:04:58,533
‫خانم بو نا، تمومش کن.

54
00:04:58,583 --> 00:05:00,991
‫خانم یو، دیگه بیهوش شد!

55
00:05:01,041 --> 00:05:02,750
‫خانم یو!

56
00:05:06,916 --> 00:05:08,783
‫یو بو نا.

57
00:05:08,833 --> 00:05:10,583
‫فورا تمومش کن.

58
00:05:14,041 --> 00:05:15,750
‫مدیر یو.

59
00:05:16,958 --> 00:05:18,833
‫حالت خوبه؟

60
00:05:31,000 --> 00:05:33,533
‫شما گزارش یه مزاحمت از طرف یه مرد رو ندادی؟

61
00:05:33,583 --> 00:05:35,325
‫مزاحمت؟

62
00:05:35,375 --> 00:05:37,700
‫من همچین گزارشی ندادم.

63
00:05:37,750 --> 00:05:38,700
‫چی؟

64
00:05:38,750 --> 00:05:44,075
‫صبر کن. مگه یه مرد با بطری شکسته
‫یه زن رو تهدید نمی‌کرد؟

65
00:05:44,125 --> 00:05:46,366
‫نه. همچین اتفاقی نیفتاده.

66
00:05:46,416 --> 00:05:49,166
‫مطمئنین آدرس رو درست اومدین؟

67
00:05:55,750 --> 00:05:57,500
‫لعنتی.

68
00:05:58,541 --> 00:06:00,458
‫شاهد داریم.

69
00:06:01,500 --> 00:06:04,500
‫چرا یه بچه‌ای که باید تحت حمایت باشه، اینجاست؟

70
00:06:29,291 --> 00:06:32,208
‫حالت خوبه؟
‫جاییت آسیب ندیده؟

71
00:06:33,958 --> 00:06:37,866
‫اومدیم کمکت کنیم.

72
00:06:37,916 --> 00:06:40,825
‫خوب بخواب.

73
00:06:40,875 --> 00:06:43,833
‫فردا یه روز جدیده.

74
00:07:06,333 --> 00:07:08,075
‫در طبقه پنجم راه‌پله اضطراری برج کینگ،

75
00:07:08,125 --> 00:07:10,658
‫یه مَرد افتاده و سرش خونریزی داره.

76
00:07:10,708 --> 00:07:12,958
‫اگه عجله نکنید، فکر نکنم زنده بمونه.

77
00:07:18,916 --> 00:07:20,325
‫عذر می‌خوام.

78
00:07:20,375 --> 00:07:23,241
‫قبلا همدیگه رو ندیدیم؟

79
00:07:23,291 --> 00:07:24,866
‫نه.

80
00:07:24,916 --> 00:07:28,166
‫اینطور با بی‌احتیاطی بهش دست زدن کار خطرناکیه...

81
00:07:31,416 --> 00:07:33,325
‫اولین روز کاریت بعد از برگشتن چطور بود؟
‫سخت گذشت؟

82
00:07:33,375 --> 00:07:35,783
‫سال‌هاست این کارو انجام می‌دم،
‫واسه همین زود دوباره رو غلتک افتادم.

83
00:07:35,833 --> 00:07:39,658
‫بعضیا معتقدن کینگ‌فیشر،
‫قاتل زنجیره‌ای معروف...

84
00:07:39,708 --> 00:07:41,158
‫که چهار ساله ناپدید شده...

85
00:07:41,208 --> 00:07:43,366
‫امروز با موکلت جلسه نداشتی؟
‫خوب پیش نرفت؟

86
00:07:43,416 --> 00:07:47,200
‫اوه، جلسه بعدازظهر به هم خورد،
‫برای همین افتاد برای امشب.

87
00:07:47,250 --> 00:07:48,783
‫این اولین باره که
‫[کینگ‌فیشر دوباره دست به کار شد]

88
00:07:48,833 --> 00:07:49,700
‫توی یه پرونده کینگ‌فیشر،
‫[کشته شدن دو مهمان ویژه کازینو]

89
00:07:49,750 --> 00:07:51,033
‫توی یه پرونده کینگ‌فیشر،
‫[کشته شدن دو مهمان ویژه کازینو]

90
00:07:51,083 --> 00:07:53,491
‫دو نفر همزمان کشته می‌شن.

91
00:07:53,541 --> 00:07:55,366
‫من ازت خوشم میاد، بو نا.

92
00:07:55,416 --> 00:07:58,291
‫تو واقعا چیز زیادی درباره من نمی‌دونی، مگه نه؟

93
00:09:01,458 --> 00:09:03,166
‫گو جونگ‌ریول!

94
00:09:05,916 --> 00:09:08,708
‫چی؟ یکی قبلا گزارشش رو داده؟

95
00:09:16,750 --> 00:09:19,075
‫من کارآگاه لی دونگ جین از ایستگاه نامبو هستم.
‫چه اتفاقی افتاده؟

96
00:09:19,125 --> 00:09:21,783
‫گزارش شده یه بچه مریض توی خونه تنهاست.

97
00:09:21,833 --> 00:09:23,500
‫فکر کنم اینجا همون خونه باشه.

98
00:09:31,875 --> 00:09:35,366
‫هفت سالی که بابام توی زندان بود،

99
00:09:35,416 --> 00:09:39,450
‫همه توی مدرسه منو احمق
‫یا عجیب‌غریب صدا می‌کردن.

100
00:09:39,500 --> 00:09:42,075
‫همیشه توی هپروت بودم.

101
00:09:42,125 --> 00:09:46,791
‫حتی با کوچک‌ترین صدایی،
‫مثلا افتادن یه خودکار، از جا می‌پریدم.

102
00:09:48,000 --> 00:09:50,616
‫اگه یکی حتی شونه‌م رو آروم لمس می‌کرد،

103
00:09:50,666 --> 00:09:53,208
‫از حال می‌رفتم.

104
00:09:54,708 --> 00:09:59,366
‫دکترها گفتن خوب می‌شم
‫و با گذشت زمان حالم بهتر می‌شه،

105
00:09:59,416 --> 00:10:01,500
‫ولی هیچ‌وقت این اتفاق نیفتاد.

106
00:10:02,375 --> 00:10:04,875
‫یه روز دلیلش رو فهمیدم.

107
00:10:06,166 --> 00:10:07,875
‫چون بابام...

108
00:10:09,000 --> 00:10:11,166
‫چند سال دیگه برمی‌گشت.

109
00:10:12,625 --> 00:10:15,375
‫چون هنوز تموم نشده بود.

110
00:10:16,416 --> 00:10:20,333
‫وقتی دیدم بابام جلوی چشمام ازبین رفت،

111
00:10:21,000 --> 00:10:22,833
‫با خودم گفتم:

112
00:10:24,875 --> 00:10:26,875
‫«بالاخره تموم شد.»

113
00:10:29,208 --> 00:10:31,541
‫«شاید از این به بعد بتونم...

114
00:10:33,666 --> 00:10:36,033
‫مثل بقیه...

115
00:10:36,083 --> 00:10:38,166
‫یه زندگی عادی داشته باشم.»

116
00:10:39,125 --> 00:10:42,166
‫امروز احتمالا برای اون دختر هم همچین روزیه.

117
00:10:43,750 --> 00:10:46,000
‫روزی که از خشونت نجات پیدا می‌کنه.

118
00:11:04,416 --> 00:11:05,616
‫کمکم کن.

119
00:11:05,666 --> 00:11:09,075
‫خب... آخ...

120
00:11:09,125 --> 00:11:11,116
‫اسپری...

121
00:11:11,166 --> 00:11:13,450
‫اسپری من...لطفا.

122
00:11:13,500 --> 00:11:14,866
‫اسپری...

123
00:11:14,916 --> 00:11:16,750
‫لطفا، اسپری...

124
00:11:19,958 --> 00:11:23,033
‫لطفا...لطفا نجاتم بده...

125
00:11:23,083 --> 00:11:24,833
‫کمکم کن. کمک...

126
00:11:35,541 --> 00:11:39,250
‫خیلی متاسفم که این‌قدر دیر رسیدم.

127
00:11:44,625 --> 00:11:47,916
‫بقیه‌ش رو خودم رسیدگی می‌کنم.

128
00:12:11,583 --> 00:12:16,116
‫دوستات همه می‌رن یه جای امن.

129
00:12:16,166 --> 00:12:18,408
‫تو همون کسی هستی
‫که اون بچه‌ها رو نجات دادی.

130
00:12:18,458 --> 00:12:21,166
‫بخاطر توئه که اینکارو می‌کنم.

131
00:12:38,583 --> 00:12:41,125
‫امیدوارم حداقل یه نفر رو نجات بده

132
00:12:41,916 --> 00:12:45,958
‫و به خاطرش یه نفر در امان بمونه.

133
00:13:20,791 --> 00:13:22,500
‫ته‌سونگ.

134
00:13:33,458 --> 00:13:35,125
‫عزیزم.

135
00:13:36,375 --> 00:13:38,083
‫ته‌سونگ.

136
00:13:47,750 --> 00:13:49,158
‫الو؟

137
00:13:49,208 --> 00:13:52,000
‫ته‌سونگ، کجایی؟

138
00:13:58,958 --> 00:14:00,666
‫عزیزم!

139
00:14:04,333 --> 00:14:06,000
‫یول!

140
00:14:06,625 --> 00:14:09,208
‫یول چش شده؟ هان؟

141
00:14:10,916 --> 00:14:12,991
‫وقتی خواب بود، یهو تبش خیلی بالا رفت.

142
00:14:13,041 --> 00:14:15,200
‫می‌گن همون سرماخوردگی تب‌داریه
‫که این روزها بین مردم شایع شده.

143
00:14:15,250 --> 00:14:18,408
‫سرماخورده؟
‫صبح که حالش خوب بود. چطور یهو...

144
00:14:18,458 --> 00:14:22,700
‫گفتن حالش خوب می‌شه؟
‫هان؟ هان؟

145
00:14:22,750 --> 00:14:26,033
‫تبش پایین اومده. گفتن یکی دو روز
‫با دارو زیر نظرش داشته باشیم.

146
00:14:26,083 --> 00:14:29,158
‫این‌قدر کوچیکه، حالا...

147
00:14:29,208 --> 00:14:32,333
‫یول، خیلی اذیت شدی، مگه نه؟

148
00:14:34,583 --> 00:14:36,908
‫آخ، یول بیچاره.

149
00:14:36,958 --> 00:14:39,991
‫آخ، عزیزم، خیلی درد کشیدی.

150
00:14:40,041 --> 00:14:42,208
‫مجبور شدن اینو روی دست به این کوچیکی بزنن...

151
00:14:44,291 --> 00:14:48,500
‫ببخشید مامان دیر رسید.

152
00:15:09,458 --> 00:15:13,041
‫امشب من کنار یول می‌مونم.
‫تو برو یه کم استراحت کن.

153
00:15:16,750 --> 00:15:20,791
‫فردا از سر کار مرخصی می‌گیرم و پیش یول می‌مونم، عزیزم.

154
00:15:22,208 --> 00:15:23,875
‫باشه، پس.

155
00:15:34,000 --> 00:15:38,333
‫[اتاق یول]

156
00:16:28,000 --> 00:16:30,458
‫[خبر فوری: گو جونگ‌ریول، کودک‌آزار، دیشب مرده پیدا شد]

157
00:16:36,083 --> 00:16:37,791
‫دیشب...

158
00:16:40,333 --> 00:16:43,500
‫[زندگیم]

159
00:16:50,666 --> 00:16:53,416
‫[زندگیم]

160
00:17:12,791 --> 00:17:14,950
‫عزیزم، کی رفتی؟
‫[زندگیم]

161
00:17:15,000 --> 00:17:16,658
‫باید بیدارم می‌کردی.

162
00:17:16,708 --> 00:17:19,366
‫برات یه نون تست درست می‌کردم.

163
00:17:19,416 --> 00:17:21,741
‫چترت رو برداشتی؟

164
00:17:21,791 --> 00:17:23,991
‫شوهر من نباید زیر بارون خیس بشه.

165
00:17:24,041 --> 00:17:25,791
‫اوه، خدای من...

166
00:17:45,291 --> 00:17:50,533
‫انگاری هنوز خیلی چیزا هست که
‫درباره بو نا نمی‌دونی.

167
00:17:50,583 --> 00:17:51,866
‫اوه.

168
00:17:51,916 --> 00:17:54,375
‫یا خودش خیلی درباره‌ش گذشته‌ش بهت نمیگه؟

169
00:17:57,916 --> 00:18:00,950
‫بله، مدیر کیم. من کوان ته‌سونگ،
‫خبرنگار نات تودی هستم.

170
00:18:01,000 --> 00:18:03,158
‫سلام. حالتون چطوره؟

171
00:18:03,208 --> 00:18:04,866
‫[اداره پلیس کلان‌شهر سئول]

172
00:18:04,916 --> 00:18:09,283
‫این پرونده قطعا با الگوی
‫پرونده‌های قبلی فرق داره.

173
00:18:09,333 --> 00:18:13,533
‫اولین باره که مدرکی داریم که نشون می‌ده
‫قاتل خودش مستقیما وارد عمل شده.

174
00:18:13,583 --> 00:18:17,325
‫استفاده از خشونت نشون می‌ده
‫که پای احساسات هم در میون بوده.

175
00:18:17,375 --> 00:18:20,783
‫خب، هرچی خشم یه نفر بیشتر باشه،
‫معمولا ضربه‌های چاقوی بیشتری هم می‌زنه.

176
00:18:20,833 --> 00:18:23,366
‫اینکه برای گزارش مریض بودن یه بچه،
‫آمبولانس خبر دادن

177
00:18:23,416 --> 00:18:26,575
‫نشون می‌ده که حتی با وجود اون همه احساسات،

178
00:18:26,625 --> 00:18:29,291
‫مشخصا می‌خواستن از بچه محافظت کنن.

179
00:18:30,291 --> 00:18:32,616
‫و این یعنی...

180
00:18:32,666 --> 00:18:35,908
‫این‌جا چه خبره؟ مجلس ختمه؟
‫چرا همه این‌قدر گرفته‌این؟

181
00:18:35,958 --> 00:18:37,833
‫- خوش اومدین، قربان.
‫- خوش اومدین، قربان.

182
00:18:39,250 --> 00:18:42,325
‫ببخشید. باید بیشتر حواسم رو جمع می‌کردم.

183
00:18:42,375 --> 00:18:44,241
‫یه لحظه غفلت کردم.

184
00:18:44,291 --> 00:18:45,408
‫واسه چی عذر می‌خوای؟

185
00:18:45,458 --> 00:18:48,533
‫به هر حال، تایید شد که نظریه‌ت درست بوده.

186
00:18:48,583 --> 00:18:49,533
‫مگه نه؟

187
00:18:49,583 --> 00:18:51,666
‫- بله، قربان.
‫- بله، درسته.

188
00:18:53,083 --> 00:18:54,366
‫[لی دونگ‌جین]

189
00:18:54,416 --> 00:18:58,950
‫این بار کینگ‌فیشر در رفت، ولی ناامید نشین.
‫به کارتون ادامه بدین.

190
00:18:59,000 --> 00:19:02,158
‫دفعه بعد، حتی اگه مجبور بشم
‫التماس رئیس رو بکنم،

191
00:19:02,208 --> 00:19:03,700
‫هرچی حمایت لازم داشته باشیم رو ازش می‌گیرم.

192
00:19:03,750 --> 00:19:05,450
‫فهمیدین؟

193
00:19:05,500 --> 00:19:06,450
‫فهمیدین؟

194
00:19:06,500 --> 00:19:08,375
‫- بله، قربان.
‫- متوجه شدیم، قربان.

195
00:19:10,083 --> 00:19:11,033
‫ناهار نخوردین، مگه نه؟

196
00:19:11,083 --> 00:19:13,833
‫با کارت اعتباری اداره، یه غذای درست‌وحسابی
‫برای خودتون بگیرین.

197
00:19:15,125 --> 00:19:17,033
‫جوابم رو بدین.

198
00:19:17,083 --> 00:19:19,241
‫- حتما، با کمال میل.
‫- ممنون، قربان.

199
00:19:19,291 --> 00:19:22,625
‫فکر می‌کردم آدم سختگیری باشه،
‫ولی در واقع خیلی هم راحت می‌گیره.

200
00:19:24,333 --> 00:19:26,616
‫اون قبلا دو بار عضو تیم ویژه بوده.

201
00:19:26,666 --> 00:19:28,866
‫هر دو بار هم آخرش بد تموم شد
‫و خیلی از این بابت عصبانی بود.

202
00:19:28,916 --> 00:19:32,533
‫احتمالا بین همه ما، بیشتر از همه
‫دلش می‌خواد کینگ‌فیشر رو بگیریم.

203
00:19:32,583 --> 00:19:34,666
‫[سرپرست گو ته‌سوک]

204
00:19:36,750 --> 00:19:39,450
‫اما یه چیز این وسط جور درنمیاد.

205
00:19:39,500 --> 00:19:41,616
‫اون دستور اعزام جعلی که سر صحنه دریافت شد.

206
00:19:41,666 --> 00:19:43,283
‫فرستادیمش برای تیم تحلیل صدا،

207
00:19:43,333 --> 00:19:46,991
‫گفتن صدای تولیدشده با هوش مصنوعیه،
‫صدای یه آدم واقعی نیست.

208
00:19:47,041 --> 00:19:50,575
‫به نظر میاد شبکه پلیس هک شده.

209
00:19:50,625 --> 00:19:52,616
‫هک شده؟

210
00:19:52,666 --> 00:19:53,908
‫این چه معنی داره؟

211
00:19:53,958 --> 00:19:57,033
‫از اومدن ما خبر داشتن و مسیرمون رو منحرف کردن؟

212
00:19:57,083 --> 00:19:58,991
‫چطوری؟

213
00:19:59,041 --> 00:20:03,283
‫ممکنه یه نفوذی کینگ‌فیشر بین پلیس‌ها باشه؟

214
00:20:03,333 --> 00:20:06,166
‫می‌دونی، مثلا یه مامور مخفی.

215
00:20:07,666 --> 00:20:11,866
‫لازم نیست حتما یکی از افراد پلیس باشه.
‫[پرونده‌های کینگ‌فیشر]

216
00:20:11,916 --> 00:20:14,033
‫شنیدم فقط باشگاه طرفداری کینگ‌فیشر

217
00:20:14,083 --> 00:20:17,125
‫بیشتر از یه میلیون عضو داره، درسته؟

218
00:20:23,208 --> 00:20:26,283
‫اما زندان...

219
00:20:26,333 --> 00:20:29,866
‫که نباید پناهگاه امن مجرم‌ها باشه، نه؟

220
00:20:29,916 --> 00:20:35,366
‫مخصوصا الان که جا برای زندانیان جدید نداریم،

221
00:20:35,416 --> 00:20:37,166
‫درست نمیگم؟

222
00:20:39,916 --> 00:20:41,158
‫خدارو چه دیدی؟

223
00:20:41,208 --> 00:20:42,700
‫شاید بین اون‌ها کسی باشه که بعد از از
‫دست دادن خانواده‌ش به دست یه مجرم،

224
00:20:42,750 --> 00:20:45,166
‫دنبال انتقام باشه.
‫[الکترونیک دورومی]

225
00:20:48,708 --> 00:20:50,491
‫شاید...

226
00:20:50,541 --> 00:20:53,741
‫همچین کمک‌دست‌هایی توی جاهایی
‫پنهان شده باشن که اصلا به چشممون نمیان.

227
00:20:53,791 --> 00:20:55,500
‫[ورود به پارکینگ روباز ممنوع]

228
00:21:00,125 --> 00:21:01,616
‫اه، وای!

229
00:21:01,666 --> 00:21:03,991
‫وای، سبز شد!

230
00:21:04,041 --> 00:21:08,116
‫تموم شد. وقتی فرنی رو بخوری،
‫زود حالت بهتر می‌شه، مگه نه؟

231
00:21:08,166 --> 00:21:10,616
‫آره، زیاد می‌خورم.

232
00:21:10,666 --> 00:21:13,333
‫آره؟ پس حسابی بخور.

233
00:21:20,708 --> 00:21:22,658
‫آمپولت درد داشت؟

234
00:21:22,708 --> 00:21:24,575
‫آره، درد داشت.

235
00:21:24,625 --> 00:21:26,908
‫ولی بابا محکم بغلم کرد.

236
00:21:26,958 --> 00:21:28,283
‫واقعا؟

237
00:21:28,333 --> 00:21:31,575
‫یول، چون مامان کنارت نبود ناراحت بودی؟

238
00:21:31,625 --> 00:21:34,616
‫آره، دلم برات تنگ شده بود و گریه کردم.

239
00:21:34,666 --> 00:21:38,583
‫از بابا خواستم بهت زنگ بزنه، ولی نزد.

240
00:21:39,791 --> 00:21:41,533
‫نزد؟

241
00:21:41,583 --> 00:21:42,533
‫چرا بابا باید این کارو بکنه؟

242
00:21:42,583 --> 00:21:43,616
‫نمی‌دونم.

243
00:21:43,666 --> 00:21:45,375
‫باشه، بخور.

244
00:22:32,708 --> 00:22:34,866
‫اون موقع...

245
00:22:34,916 --> 00:22:37,333
‫کسی که اون طرف اون در، روی پشت‌بوم بود...

246
00:22:40,875 --> 00:22:42,666
‫یو بو نا بود؟

247
00:22:43,750 --> 00:22:47,500
‫معلومه نخوابیدی.
‫خیلی خسته به نظر میای.

248
00:22:48,375 --> 00:22:51,083
‫اون کسی که اون روز سعی کردی
‫ازم مخفیش کنی...

249
00:22:53,916 --> 00:22:55,833
‫یو بو نا بود؟

250
00:22:58,458 --> 00:23:00,166
‫ای بابا.

251
00:23:01,416 --> 00:23:05,166
‫چرا زیر بارون اینور اونور میری؟
‫سرما می‌خوری.

252
00:23:16,333 --> 00:23:19,083
‫پس بالاخره در رو باز کردی.

253
00:23:25,416 --> 00:23:27,658
‫اما یه چیزی عجیبه.

254
00:23:27,708 --> 00:23:29,991
‫چرا اومدی از من درباره‌ش می‌پرسی؟

255
00:23:30,041 --> 00:23:31,958
‫خودِ اون شخص همین‌جاست.

256
00:23:33,750 --> 00:23:37,583
‫ترسیدی اگه ازش بپرسی، خودتم بکشه؟

257
00:23:40,750 --> 00:23:42,416
‫ناراحتی؟

258
00:23:43,666 --> 00:23:47,200
‫خب، حق داری عصبانی باشی.

259
00:23:47,250 --> 00:23:52,075
‫بالاخره بعد از این همه سال زندگی مشترک،
‫همسرت کاملا گولت زده.

260
00:23:52,125 --> 00:23:55,083
‫یه راز به این وحشتناکی رو هم ازت مخفی کرده.

261
00:23:56,791 --> 00:23:59,741
‫یو بو نا همین‌طوریه.

262
00:23:59,791 --> 00:24:03,533
‫خیلی دقیق و زیرکه.

263
00:24:03,583 --> 00:24:08,325
‫حتی براش مهم نیست یکی رو احمق فرض کنه.

264
00:24:08,375 --> 00:24:10,041
‫خفه شو.

265
00:24:11,791 --> 00:24:15,075
‫آقای کوان ته‌سونگ، الان دارم طرف تو رو می‌گیرم.

266
00:24:15,125 --> 00:24:17,875
‫تو چی می‌دونی که این‌طوری حرف می‌زنی؟

267
00:24:19,083 --> 00:24:22,708
‫یه کلمه دیگه از این حرف‌ها بزنی،
‫بی‌خیالت نمی‌شم.

268
00:24:57,208 --> 00:24:59,866
‫شنیدم اون بچه توی مرکز نگهداری بوده.

269
00:24:59,916 --> 00:25:01,908
‫دیروز چی شد؟

270
00:25:01,958 --> 00:25:07,158
‫وقتی پدر و مادر درخواست بدن،
‫مجبوریم بچه رو تحویلشون بدیم.

271
00:25:07,208 --> 00:25:10,200
‫اون موقع، مادرخوانده‌ش به‌عنوان
‫عامل اصلی شناخته شده بود،

272
00:25:10,250 --> 00:25:13,491
‫پس دلیلی نداشت درخواست پدرش رو رد کنیم.

273
00:25:13,541 --> 00:25:18,491
‫می‌شه با بچه صحبت کنیم؟

274
00:25:18,541 --> 00:25:21,575
‫متاسفم، ولی فکر نکنم ممکن باشه.

275
00:25:21,625 --> 00:25:24,241
‫دکتر بچه تاکید کرده که

276
00:25:24,291 --> 00:25:26,825
‫سلامت جسمی و روحی اون باید در اولویت باشه.

277
00:25:26,875 --> 00:25:28,583
‫متوجه شدم.

278
00:25:36,625 --> 00:25:40,875
‫پس اون عوضی تمام این مدت
‫دوباره داشت اون بچه رو آزار می‌داد.

279
00:25:42,083 --> 00:25:44,533
‫ممکنه کینگ‌فیشر خودش شاهد
‫آزار اون بچه بوده باشه؟

280
00:25:44,583 --> 00:25:46,991
‫برای همینه که این‌قدر وحشیانه کتکش زد؟
‫دید چی کار می‌کنه و از کوره در رفت؟

281
00:25:47,041 --> 00:25:49,116
‫احتمالش هست.

282
00:25:49,166 --> 00:25:52,033
‫اوه، پس حتما اون بچه یه چیزایی دیده.

283
00:25:52,083 --> 00:25:55,658
‫اگه جای اون بودی، چیزی بهمون می‌گفتی؟

284
00:25:55,708 --> 00:25:57,575
‫راستش، منم چیزی نمی‌گفتم.

285
00:25:57,625 --> 00:26:00,158
‫اون جونش رو نجات داده بود.
‫تا آخر عمر مدیونش می‌موند.

286
00:26:00,208 --> 00:26:01,783
‫گفتی اون یکی بچه هم چیزی نگفت.

287
00:26:01,833 --> 00:26:03,916
‫همونی که باباش روز کریسمس مرد.

288
00:26:06,000 --> 00:26:07,616
‫اسم دخترش «اوه» یه چیزی بود.

289
00:26:07,666 --> 00:26:09,375
‫یه لحظه صبر کن.

290
00:26:11,750 --> 00:26:13,416
‫اوه سونگ‌آه.

291
00:26:14,875 --> 00:26:16,950
‫بیا دنبال اوه سونگ‌آه بگردیم.

292
00:26:17,000 --> 00:26:19,450
‫چی؟ اون؟

293
00:26:19,500 --> 00:26:21,200
‫تا الان دقیقا دو نفر

294
00:26:21,250 --> 00:26:24,075
‫توی صحنه‌های جرم کینگ‌فیشر بودن
‫که قربانی نبودن.

295
00:26:24,125 --> 00:26:25,950
‫پسر یون چانگ‌بوک که هنوز باید بچه باشه.

296
00:26:26,000 --> 00:26:28,158
‫ولی اوه سونگ‌آه الان دیگه باید بزرگ شده باشه.

297
00:26:28,208 --> 00:26:29,825
‫کی می‌دونه؟

298
00:26:29,875 --> 00:26:33,033
‫همون‌طور که گفتی، شاید داره لطف کینگ‌فیشر
‫رو به‌خاطر نجات جونش جبران می‌کنه.

299
00:26:33,083 --> 00:26:34,325
‫بریم پیداش کنیم.

300
00:26:34,375 --> 00:26:37,041
‫اوه، چه فکری.

301
00:26:42,125 --> 00:26:44,158
‫- هی!
‫- اوه، اومدی؟

302
00:26:44,208 --> 00:26:45,741
‫اوه، خسته شدم.

303
00:26:45,791 --> 00:26:48,250
‫هی، حسابی داغونه.

304
00:26:54,333 --> 00:26:56,083
‫خبرنگار کوان ته‌سونگ؟

305
00:26:59,416 --> 00:27:03,075
‫اینجا، اونم این‌جوری داغون،
‫تنهایی چه کار می‌کنی؟

306
00:27:03,125 --> 00:27:04,991
‫چیه؟ چرا این‌قدر به‌هم‌ریخته‌ای؟

307
00:27:05,041 --> 00:27:06,325
‫آقای گو!

308
00:27:06,375 --> 00:27:10,616
‫گو جی‌سون!
‫همکار عزیزم، گو جی‌سون.

309
00:27:10,666 --> 00:27:12,450
‫- گو جی‌سون!
‫- هی، چت شده؟

310
00:27:12,500 --> 00:27:14,366
‫- گو جی‌سون!
‫- بشین. بشین.

311
00:27:14,416 --> 00:27:17,033
‫هی، رئیس حسابی عصبانیه.

312
00:27:17,083 --> 00:27:20,491
‫هی، هروقت ازت می‌خواستم
‫با هم بریم بیرون، رد می‌کردی

313
00:27:20,541 --> 00:27:22,366
‫و می‌گفتی دلت برای زنت تنگ شده، هان؟

314
00:27:22,416 --> 00:27:26,375
‫حالا خودت تنهایی اومدی اینجا؟

315
00:27:28,208 --> 00:27:30,166
‫با زنت دعوات شده؟

316
00:27:32,625 --> 00:27:34,708
‫یعنی چی؟

317
00:27:36,125 --> 00:27:38,575
‫اصلا مگه می‌شه با زنت دعوا کنی؟

318
00:27:38,625 --> 00:27:40,116
‫روی اعصابی.

319
00:27:40,166 --> 00:27:42,241
‫اوه، خیلی روی اعصابی.

320
00:27:42,291 --> 00:27:46,500
‫هی، واقعا این‌قدر زنت رو دوست داری؟

321
00:27:50,208 --> 00:27:51,741
‫- آره.
‫- چیه زنت رو این‌قدر دوست داری؟

322
00:27:51,791 --> 00:27:54,741
‫چه چیزش این‌قدر فوق‌العاده‌ست؟

323
00:27:54,791 --> 00:27:56,825
‫زن من...

324
00:27:56,875 --> 00:28:01,616
‫می‌تونه از مسیرهای سخت کوهستانی رو
‫بالا بره، انگار نه انگار.

325
00:28:01,666 --> 00:28:04,658
‫حتی اگه برف تا قد خودت جمع شده باشه،

326
00:28:04,708 --> 00:28:07,825
‫مثل بولدوزر از توش رد می‌شه.

327
00:28:07,875 --> 00:28:13,950
‫تازه فوق‌العاده قویه و
‫می‌تونه منو از زمین بلند کنه.

328
00:28:14,000 --> 00:28:17,783
‫تازه تیرانداز خیلی خوبیه.

329
00:28:17,833 --> 00:28:20,500
‫اون دیگه همسر تو نیست، یه ابرقهرمانه.

330
00:28:26,500 --> 00:28:30,000
‫اولین قرارمون توی سئول بود.

331
00:28:31,666 --> 00:28:34,825
‫وقتی پرسیدم کجا دوست داره بریم،

332
00:28:34,875 --> 00:28:40,166
‫فقط می‌خواست کنار خیابون توکبوک بخوره
‫و یه کش مو بخره.

333
00:28:40,916 --> 00:28:45,700
‫وقتی پرسیدم چرا می‌خواد این کارها رو بکنه،

334
00:28:45,750 --> 00:28:49,283
‫گفت فقط می‌خواد چیزهای معمولی
‫زندگی رو تجربه کنه.

335
00:28:49,333 --> 00:28:51,575
‫چه داستان آبکی!

336
00:28:51,625 --> 00:28:53,916
‫وقتی یول رو باردار بود،

337
00:28:54,875 --> 00:28:56,575
‫تهوع صبحگاهی خیلی شدیدی داشت.

338
00:28:56,625 --> 00:28:58,700
‫برای همین هر روز بعد از کار،

339
00:28:58,750 --> 00:29:02,083
‫براش توت‌فرنگی می‌گرفتم و با یخ قاطی می‌کردم.

340
00:29:02,833 --> 00:29:06,283
‫زنم عاشق شیک توت‌فرنگیه.

341
00:29:06,333 --> 00:29:08,158
‫می‌دونی یه بار چی بهم گفت؟

342
00:29:08,208 --> 00:29:10,241
‫چی گفت؟

343
00:29:10,291 --> 00:29:13,000
‫«با این وضع، قراره یه توت‌فرنگی به دنیا بیارم؟»

344
00:29:16,708 --> 00:29:18,375
‫خنده‌دار نیست؟

345
00:29:20,250 --> 00:29:24,333
‫مرد حسابی، داری نمک می‌پاشی
‫روی زخم این پیر پسر!

346
00:29:26,125 --> 00:29:28,158
‫خب؟

347
00:29:28,208 --> 00:29:29,916
‫خوشحالی؟

348
00:29:33,000 --> 00:29:34,666
‫آره.

349
00:29:36,166 --> 00:29:38,916
‫اون‌قدر خوشحالم که دارم دیوونه می‌شم.

350
00:29:40,833 --> 00:29:42,833
‫ای بابا.

351
00:29:47,708 --> 00:29:49,866
‫کجا میری؟

352
00:29:49,916 --> 00:29:51,708
‫برم زنم رو ببینم.

353
00:30:10,041 --> 00:30:11,750
‫برگشتی؟

354
00:30:13,041 --> 00:30:16,500
‫چرا جواب تلفن‌هامو نمی‌دادی؟ هان؟

355
00:30:30,583 --> 00:30:32,291
‫خب...

356
00:30:34,583 --> 00:30:36,958
‫عزیزم، برم برات یکم شربت عسل بیارم.

357
00:30:42,208 --> 00:30:44,875
‫عزیزم، اینو بخور.
‫شربت عسله.

358
00:30:45,541 --> 00:30:47,250
‫باشه؟

359
00:30:48,708 --> 00:30:50,908
‫ما ازدواج کردیم، آره؟

360
00:30:50,958 --> 00:30:53,241
‫معلومه که ازدواج کردیم.

361
00:30:53,291 --> 00:30:55,533
‫اینو بخور تا یکم حالت سرجاش بیاد.

362
00:30:55,583 --> 00:30:59,833
‫تو زن منی و منم شوهرت هستم.

363
00:31:01,458 --> 00:31:04,791
‫تو مادر یولی و منم پدرشم.

364
00:31:06,208 --> 00:31:07,916
‫اینطوریه دیگه.

365
00:31:12,708 --> 00:31:14,416
‫درست میگم؟

366
00:31:17,458 --> 00:31:20,116
‫عزیزم، امروز اتفاقی افتاده؟

367
00:31:20,166 --> 00:31:23,250
‫کل روز جواب تماس‌هام رو ندادی.
‫چیزی شده؟

368
00:31:29,708 --> 00:31:32,158
‫چون واقعا کنجکاوم، می‌پرسم.

369
00:31:32,208 --> 00:31:34,666
‫لطفا راستش رو بهم بگو.

370
00:31:35,833 --> 00:31:37,450
‫باشه.

371
00:31:37,500 --> 00:31:39,700
‫چی می‌خوای بدونی؟

372
00:31:39,750 --> 00:31:41,458
‫میگم تو...

373
00:31:44,541 --> 00:31:48,000
‫تو واقعا شیک توت‌فرنگی دوست داری؟

374
00:31:50,833 --> 00:31:52,875
‫حقیقت داره؟

375
00:31:57,125 --> 00:31:59,000
‫تو واقعا یو بو نایی...

376
00:31:59,833 --> 00:32:03,541
‫درسته؟
‫تو یو بو نایی، درسته؟

377
00:32:07,291 --> 00:32:10,458
‫انگار وضعت خیلی خرابه.
‫بریم بخوابیم.

378
00:32:14,666 --> 00:32:16,833
‫من برات چی هستم؟

379
00:32:19,125 --> 00:32:22,241
‫عزیزم، کاری کردم که از دستم عصبانی هستی؟

380
00:32:22,291 --> 00:32:26,825
‫نکنه چون دیروز بهت خبر ندادم و دیر خونه اومدم؟

381
00:32:26,875 --> 00:32:29,000
‫چرا باهام ازدواج کردی؟

382
00:32:34,708 --> 00:32:36,833
‫اصلا واقعا دوسم داری؟

383
00:33:33,625 --> 00:33:37,500
‫من راستش شیک توت‌فرنگی دوست ندارم.

384
00:33:38,500 --> 00:33:40,208
‫زیاد از حد سرده.

385
00:33:41,041 --> 00:33:46,166
‫ولی وقتی عاشقت شدم،
‫واقعا دوست داشتم بخورم.

386
00:33:47,083 --> 00:33:50,000
‫روبه‌روی هم نشسته بودیم
‫و شیک توت‌فرنگی می‌خوردیم.

387
00:33:53,208 --> 00:33:55,875
‫منم فقط وانمود می‌کردم دوستش دارم.

388
00:33:58,666 --> 00:34:01,916
‫چون می‌خواستم بازم این کارو با تو انجام بدم.

389
00:34:03,708 --> 00:34:07,083
‫اون لحظه‌ها رو واقعا خیلی دوست داشتم.

390
00:34:11,000 --> 00:34:13,750
‫چون تو برای من همچین آدمی هستی.

391
00:34:48,958 --> 00:34:58,958
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

392
00:35:34,166 --> 00:35:36,500
‫هی، همون‌جا وایسا!

393
00:35:38,166 --> 00:35:39,875
‫اوه، باز شروع شد.

394
00:35:41,833 --> 00:35:43,541
‫چیه؟

395
00:35:45,708 --> 00:35:47,950
‫غذا خوردی؟

396
00:35:48,000 --> 00:35:50,500
‫باز که با یه مشت خوراکی سرت رو گرم نکردی
‫و یه وعده کامل رو نپیچوندی؟

397
00:35:54,958 --> 00:35:59,083
‫خوردم! دو کاسه پر برنج با خورش کیمچی.

398
00:36:00,125 --> 00:36:01,616
‫آفرین.

399
00:36:01,666 --> 00:36:03,958
‫حواست باشه شام هم بخوری.

400
00:36:07,875 --> 00:36:08,866
‫کوان سه‌آه.

401
00:36:08,916 --> 00:36:11,366
‫من واقعا ازت خوشم میاد

402
00:36:11,416 --> 00:36:13,908
‫و یه کم ناراحت بودم که نمی‌تونستم ببینمت.

403
00:36:13,958 --> 00:36:17,666
‫پس دوست دارم وقتی بهت پیام می‌دم، جوابم رو بدی.

404
00:36:21,083 --> 00:36:23,116
‫غذا خوردی؟ غذای درست‌وحسابی بخور، نه رامیون.

405
00:36:23,166 --> 00:36:24,158
‫خوردم!

406
00:36:24,208 --> 00:36:25,700
‫خوبه. ناهار چی خوردی؟

407
00:36:25,750 --> 00:36:27,158
‫تن ماهی رو با برنج قاطی کردم.

408
00:36:27,208 --> 00:36:28,991
‫اوه، خوبه.
‫من دارم شام می‌خورم.

409
00:36:29,041 --> 00:36:30,741
‫غذا خوردی؟ نوش جان.

410
00:36:30,791 --> 00:36:33,533
‫چرا داری این کارو با من می‌کنی؟

411
00:36:33,583 --> 00:36:35,533
‫یعنی فقط برای این ازم خواستی جوابت رو بدم؟

412
00:36:35,583 --> 00:36:38,583
‫تو ربات پیگیری وعده‌های غذایی، چیزی هستی؟

413
00:36:39,625 --> 00:36:40,950
‫اه، دست بردار دیگه.

414
00:36:41,000 --> 00:36:43,866
‫خوردم دیگه!
‫ولمون کن!

415
00:36:43,916 --> 00:36:45,950
‫سه‌آه، فردا چیکار می‌کنی؟

416
00:36:46,000 --> 00:36:48,625
‫- اوه!
‫- همدیگه رو ببینیم؟

417
00:36:49,291 --> 00:36:51,450
‫جایی هست که دوست داشته باشی بریم؟

418
00:36:51,500 --> 00:36:53,916
‫آره، آره، آره!

419
00:36:59,875 --> 00:37:01,116
‫واو، چقدر قشنگن.

420
00:37:01,166 --> 00:37:02,491
‫سلام!

421
00:37:02,541 --> 00:37:04,741
‫چشم‌هاشو نگاه کن.
‫چقدر قشنگه.

422
00:37:04,791 --> 00:37:06,116
‫بیا اینجا.

423
00:37:06,166 --> 00:37:08,158
‫سلام.

424
00:37:08,208 --> 00:37:14,158
‫اسب‌ها چون در طول تکاملشون همیشه
‫در معرض تعقیب شکارچی‌ها بودن،

425
00:37:14,208 --> 00:37:18,075
‫می‌تونن نسبت به محیط‌های ناآشنا یا
‫محرک‌های ناگهانی خیلی حساس باشن...

426
00:37:18,125 --> 00:37:19,783
‫بیا ما هم سوار بشیم، باشه؟

427
00:37:19,833 --> 00:37:22,325
‫آقا، می‌تونیم سوار این بشیم؟

428
00:37:22,375 --> 00:37:25,116
‫من تا حالا سوار چیزی جز ماشین نشدم...

429
00:37:25,166 --> 00:37:26,866
‫سه‌آه!

430
00:37:26,916 --> 00:37:28,741
‫سوار شدم!

431
00:37:28,791 --> 00:37:30,741
‫وای، واقعا بلنده.

432
00:37:30,791 --> 00:37:31,991
‫- خوش می‌گذره؟
‫- آره.

433
00:37:32,041 --> 00:37:33,533
‫- زودباش، سوار شو.
‫- من نمی‌خوام.

434
00:37:33,583 --> 00:37:35,241
‫اونم سوار میشه.

435
00:37:35,291 --> 00:37:37,000
‫نمی‌خوام.

436
00:37:40,791 --> 00:37:43,166
‫تو...واقعا سوارکاریت خوبه.

437
00:37:43,958 --> 00:37:45,625
‫چطوره؟

438
00:37:49,750 --> 00:37:52,458
‫- وای، مراقب باش.
‫- چه حالی میده.

439
00:38:02,500 --> 00:38:04,575
‫اصلا چطور سوار اینا میشدن؟

440
00:38:04,625 --> 00:38:06,866
‫با توجه به اهمیت روزافزون
‫رشد سبز و کاهش انتشار کربن،

441
00:38:06,916 --> 00:38:09,491
‫فرهنگ دوچرخه‌سواری هم روزبه‌روز
‫رواج بیشتری پیدا می‌کنه..

442
00:38:09,541 --> 00:38:12,666
‫واو، ما هم بریم دوچرخه‌سواری.

443
00:38:13,500 --> 00:38:15,916
‫خب، ولی من تا حالا فقط
‫ماشین‌های بزرگ روند‌م...

444
00:38:16,666 --> 00:38:19,283
‫معاون مدیر کی، باید رکاب بزنی.

445
00:38:19,333 --> 00:38:21,041
‫باشه؟

446
00:38:24,291 --> 00:38:26,041
‫باحاله، نه؟

447
00:38:29,958 --> 00:38:31,750
‫خیلی خوبه، نه؟

448
00:38:41,333 --> 00:38:43,041
‫[آقا ببره]

449
00:38:45,041 --> 00:38:47,708
‫ناهار خوردی؟ چی خوردی؟

450
00:38:48,375 --> 00:38:50,958
‫من جامپونگ خوردم.

451
00:38:54,666 --> 00:38:57,658
‫می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

452
00:38:57,708 --> 00:38:58,950
‫چی شده؟

453
00:38:59,000 --> 00:39:03,700
‫زن‌ها دوست دارن مردها بهشون چی بگن؟

454
00:39:03,750 --> 00:39:07,866
‫چیزی که رابطه رو زودتر جلو ببره؟

455
00:39:07,916 --> 00:39:09,741
‫چرا به خودت زحمت بدی و کلی حرف بزنی؟

456
00:39:09,791 --> 00:39:11,950
‫یه جمله کافیه.

457
00:39:12,000 --> 00:39:13,708
‫یه جمله؟

458
00:39:15,458 --> 00:39:17,200
‫خانم کوان سه‌آه.

459
00:39:17,250 --> 00:39:18,491
‫بله؟

460
00:39:18,541 --> 00:39:20,366
‫- دوستت دارم.
‫- بله.

461
00:39:20,416 --> 00:39:22,083
‫چی؟

462
00:39:22,916 --> 00:39:25,200
‫اشتباه شنیدم؟

463
00:39:25,250 --> 00:39:27,250
‫درست شنیدی.

464
00:39:28,000 --> 00:39:29,408
‫دوستت دارم، سه‌آه.

465
00:39:29,458 --> 00:39:30,658
‫چی؟

466
00:39:30,708 --> 00:39:32,416
‫چرا؟

467
00:39:33,125 --> 00:39:35,033
‫از شنیدن این حرف خوشت نمیاد؟

468
00:39:35,083 --> 00:39:36,533
‫اوه، نه.

469
00:39:36,583 --> 00:39:38,491
‫اصلا این‌طور نیست. ولی...

470
00:39:38,541 --> 00:39:40,616
‫حتما داره شوخی می‌کنه، نه؟

471
00:39:40,666 --> 00:39:42,950
‫شوخی نمی‌کنم.

472
00:39:43,000 --> 00:39:44,708
‫جدی می‌گم.

473
00:39:51,125 --> 00:39:53,408
‫میگما، معاون مدیر کی،
‫تو ذهن آدم‌ها رو می‌خونی یا چی؟

474
00:39:53,458 --> 00:39:57,408
‫سه‌آه، افکارت از توی صورتت کاملا معلومه.

475
00:39:57,458 --> 00:40:00,166
‫برای همینه که بیشتر از قبل دوستت دارم.

476
00:40:06,666 --> 00:40:08,283
‫اوه، اینجا خیلی خوبه.

477
00:40:08,333 --> 00:40:11,208
‫منظره قشنگه و هوا هم خیلی باصفاست.

478
00:40:17,833 --> 00:40:20,458
‫آره.

479
00:40:29,333 --> 00:40:33,658
‫چرا یهو گفت «دوستت دارم»؟

480
00:40:33,708 --> 00:40:35,958
‫اصلا چند بار منو دیده؟

481
00:40:37,166 --> 00:40:39,741
‫معاون مدیر کی از اون آدم‌هاست
‫که زود عاشق می‌شه؟

482
00:40:39,791 --> 00:40:42,200
‫البته که این‌طوری به نظر نمی‌اومد.

483
00:40:42,250 --> 00:40:44,450
‫خب، معمولا آدم اول یه چیزی

484
00:40:44,500 --> 00:40:47,283
‫مثل «ازت خوشم میاد»

485
00:40:47,333 --> 00:40:53,158
‫یا «می‌خوای با هم قرار بذاریم؟» نمی‌گه؟

486
00:40:53,208 --> 00:40:56,125
‫باید خودم امتحانش کنم تا بفهمم.

487
00:41:08,458 --> 00:41:10,158
‫اون عوضی...

488
00:41:10,208 --> 00:41:13,741
‫هی! برای دوچرخه‌سواری توی پیاده‌رو
‫30 هزار وون جریمه می‌شی!

489
00:41:13,791 --> 00:41:15,158
‫گیرت می‌اندازم.

490
00:41:15,208 --> 00:41:17,458
‫چهره‌ت یادم موند!

491
00:41:42,958 --> 00:41:44,708
‫غذا خوردی؟

492
00:41:46,458 --> 00:41:49,575
‫پیتزا و پاستا خوردم.

493
00:41:49,625 --> 00:41:51,616
‫آفرین.

494
00:41:51,666 --> 00:41:54,200
‫اوه، چرا یکم پیش این‌جوری توی فکر بودی؟

495
00:41:54,250 --> 00:41:55,958
‫اتفاقی افتاده؟

496
00:41:56,958 --> 00:42:00,041
‫نه، چیزی نیست.

497
00:42:02,625 --> 00:42:04,333
‫می‌خوای بریم یه کم بازی کنیم؟

498
00:42:05,833 --> 00:42:08,416
‫- نه.
‫- بریم پای مرغ بخوریم؟

499
00:42:10,541 --> 00:42:12,250
‫نه.

500
00:42:12,875 --> 00:42:14,241
‫چرا؟

501
00:42:14,291 --> 00:42:15,700
‫چون ازت خوشم میاد؟

502
00:42:15,750 --> 00:42:18,658
‫هی، این‌جوری حرف نزن.

503
00:42:18,708 --> 00:42:20,500
‫داری معذبم می‌کنی.

504
00:42:28,291 --> 00:42:30,000
‫کوان سه‌آه.

505
00:42:31,833 --> 00:42:33,783
‫من ازت خوشم میاد،

506
00:42:33,833 --> 00:42:36,783
‫ولی این فقط احساس منه.

507
00:42:36,833 --> 00:42:39,783
‫البته، به هر احساسی که
‫نسبت به من داری احترام می‌ذارم.

508
00:42:39,833 --> 00:42:45,200
‫وقتی که با تو گذروندم
‫و دوستی‌مون برام خیلی ارزشمنده.

509
00:42:45,250 --> 00:42:49,083
‫اگه از کسی خوشت بیاد،
‫از احساسی که بهت دارم می‌گذرم.

510
00:42:50,291 --> 00:42:54,283
‫تا اون موقع، همین‌طوری دوستت خواهم داشت.

511
00:42:54,333 --> 00:42:58,083
‫پس نمی‌تونی امروز فقط باهام وقت بگذرونی؟

512
00:42:59,666 --> 00:43:04,666
‫هی، اگه این قضیه باعث خراب شدن
‫دوستی‌مون بشه، واقعا ناراحت می‌شم.

513
00:43:08,958 --> 00:43:11,366
‫اوه، یه چیزی بگو.

514
00:43:11,416 --> 00:43:15,250
‫باید بهم بگی تو ذهنت چی می‌گذره تا بفهمم.

515
00:43:21,750 --> 00:43:23,616
‫باشه.

516
00:43:23,666 --> 00:43:29,166
‫ولی اگه یه بار دیگه بگی «ازت خوشم میاد»، می‌کشمت.

517
00:43:30,083 --> 00:43:31,791
‫باشه!

518
00:43:33,500 --> 00:43:35,283
‫بریم!

519
00:43:35,333 --> 00:43:36,408
‫نکن دیگه.

520
00:43:36,458 --> 00:43:37,533
‫کجا؟
‫بریم؟

521
00:43:37,583 --> 00:43:38,616
‫اول بریم گیم‌نت.

522
00:43:38,666 --> 00:43:40,416
‫خوبه.

523
00:43:46,250 --> 00:43:48,408
‫اوه، آقای جو. چه عجب این وقت صبح؟

524
00:43:48,458 --> 00:43:51,200
‫اون خانومه که زنِ دوستته...

525
00:43:51,250 --> 00:43:54,533
‫همونی که دفعه قبل خودش به‌تنهایی
‫کلاهبردارهای تلفنی رو گرفت.

526
00:43:54,583 --> 00:43:56,241
‫شغلش چیه؟

527
00:43:56,291 --> 00:43:57,408
‫خانم بو نا؟

528
00:43:57,458 --> 00:43:59,366
‫یه کارمند معمولی اداره‌ست. 
‫چطور مگه؟

529
00:43:59,416 --> 00:44:02,950
‫فکر می‌کردم توی بخش اکشن یا همچین کاری باشه.

530
00:44:03,000 --> 00:44:04,491
‫خیلی هم شوخ‌طبعه، نه؟

531
00:44:04,541 --> 00:44:08,241
‫واقعا چیزایی که اون کلاهبردارها
‫درباره‌ش گفتن درست بوده؟

532
00:44:08,291 --> 00:44:10,125
‫بفرست ببینم چی میگی.

533
00:44:16,791 --> 00:44:19,241
‫پس همین‌طوری از روی اون ساختمونا پریده؟

534
00:44:19,291 --> 00:44:21,458
‫یعنی چی، پرواز کرده؟

535
00:44:23,541 --> 00:44:25,908
‫عجب دیوونه‌ای هستم.

536
00:44:25,958 --> 00:44:28,541
‫به چی دارم فکر می‌کنم.

537
00:44:53,291 --> 00:44:57,000
‫به همین زودی تموم کردی؟
‫یا هنوز حتی شروعش هم نکردی؟

538
00:45:03,708 --> 00:45:06,866
‫سرپرست، چرا یهو از کارت استعفا دادی؟

539
00:45:06,916 --> 00:45:09,283
‫یهویی؟ بی‌خیال.

540
00:45:09,333 --> 00:45:11,908
‫قبلا بهت گفتم.

541
00:45:11,958 --> 00:45:14,950
‫بعد از طلاق، از نظر جسمی و
‫روحی کاملا خسته شده بودم

542
00:45:15,000 --> 00:45:16,991
‫و دیگه انگیزه‌ای برای کار کردن نداشتم.

543
00:45:17,041 --> 00:45:21,625
‫آدم‌ها وقتی زندگی‌شون یه تغییر بزرگ می‌کنه، عوض می‌شن.

544
00:45:23,833 --> 00:45:25,833
‫اون موقع هم حرفت رو باور نکردم.

545
00:45:27,458 --> 00:45:30,000
‫ولی واقعا دلیل دیگه‌ای نداشت؟

546
00:45:36,125 --> 00:45:38,416
‫چون شوهرم فهمید.

547
00:45:39,583 --> 00:45:41,750
‫فهمید واقعا چه کار می‌کنم.

548
00:45:42,458 --> 00:45:46,991
‫گفت فورا کارم رو ول کنم و یه جای دور گم‌وگور بشم.

549
00:45:47,041 --> 00:45:50,666
‫و دیگه هیچ‌وقت جلوی خانواده‌م آفتابی نشم.

550
00:45:51,625 --> 00:45:53,241
‫در عوض گفت این موضوع رو

551
00:45:53,291 --> 00:45:54,833
‫تا آخر عمر از بچه‌ها مخفی نگه می‌داره.

552
00:45:56,041 --> 00:45:57,866
‫منم گفتم باشه.

553
00:45:57,916 --> 00:46:01,116
‫مگه دیگه چیکار می‌تونستم بکنم؟
‫من مادرشونم.

554
00:46:01,166 --> 00:46:03,500
‫باید از بچه‌هام محافظت کنم.

555
00:46:08,041 --> 00:46:10,791
‫چرا یهو اینو می‌پرسی؟

556
00:46:12,125 --> 00:46:14,908
‫پس یه مشکل پیش‌بینی‌نشده
‫با شوهرت پیش اومده، هان؟

557
00:46:14,958 --> 00:46:18,250
‫این قضیه به اومدنش دفعه قبل مربوطه؟

558
00:46:21,375 --> 00:46:23,333
‫مطمئن نیستم.

559
00:46:24,250 --> 00:46:26,625
‫می‌خوام بپرسم، ولی روم نمی‌شه.

560
00:46:30,541 --> 00:46:33,033
‫از قبل داری خودتو نگران می‌کنی،

561
00:46:33,083 --> 00:46:36,583
‫چون از جوابی که ممکنه بده، می‌ترسی، درسته؟

562
00:46:41,833 --> 00:46:45,533
‫هر داستانی که آخرش یکی نیست.

563
00:46:45,583 --> 00:46:50,083
‫تازه، اون شوهرتونه و بیشتر از
‫هر کس دیگه‌ای بهت اهمیت می‌ده.

564
00:46:50,916 --> 00:46:52,958
‫این رفتار از تو بعیده.

565
00:46:53,666 --> 00:46:56,875
‫تو از اون آدم‌ها نیستی که از قبل نگران بشی.

566
00:47:04,500 --> 00:47:06,241
‫- اوه، اومدی؟
‫- آره.

567
00:47:06,291 --> 00:47:09,241
‫درباره اوه سونگ‌آه  که گفتی برات تحقیق کنم،
‫اسمش رو عوض کرده.

568
00:47:09,291 --> 00:47:10,616
‫عوض کرده؟
‫به چی؟

569
00:47:10,666 --> 00:47:11,991
‫اوه هیون‌نام.

570
00:47:12,041 --> 00:47:13,741
‫اینم عکس فعلی کارت شناسایی‌شه.
‫[اطلاعات شخصی]

571
00:47:13,791 --> 00:47:15,866
‫آدرس فعلیش توی هانان‎رو، منطقه یانگ‌پیونگ‌گوئه.

572
00:47:15,916 --> 00:47:17,741
‫انگار شغل خوبی هم داره.

573
00:47:17,791 --> 00:47:18,991
‫کجا کار می‌کنه؟

574
00:47:19,041 --> 00:47:21,083
‫الکترونیک دورومی؟

575
00:47:23,375 --> 00:47:27,166
‫[اوه هیون‌نام، تیم فروش 3 الکترونیک دورومی]

576
00:47:37,791 --> 00:47:41,375
‫از توصیه‌ای که بهم کردی خوب استفاده کردم.

577
00:47:43,125 --> 00:47:45,116
‫توصیه‌ای که بهت کردم؟

578
00:47:45,166 --> 00:47:46,875
‫آها.

579
00:47:47,708 --> 00:47:49,750
‫چند وقته باهم آشنا شدین؟

580
00:47:50,458 --> 00:47:52,125
‫چی؟

581
00:47:53,125 --> 00:47:57,666
‫اون حرف رو به دختری که تازه
‫باهاش آشنا شدی که نزدی، آره؟

582
00:48:01,416 --> 00:48:05,375
‫خدای من، فقط یه دیوونه همچین کاری می‌کنه.

583
00:48:06,833 --> 00:48:08,541
‫خدای بزرگ.

584
00:48:19,500 --> 00:48:21,500
‫چیزی می‌خواستی بگی؟

585
00:48:23,250 --> 00:48:26,166
‫می‌خواستم یه نوشیدنی بردارم.

586
00:48:26,875 --> 00:48:28,541
‫باشه.

587
00:48:36,541 --> 00:48:39,658
‫عذر می‌خوام، شما...کی هستین؟

588
00:48:39,708 --> 00:48:41,616
‫وای خدا.

589
00:48:41,666 --> 00:48:43,825
‫تائه‌مین.

590
00:48:43,875 --> 00:48:45,241
‫دیوونه شدی؟

591
00:48:45,291 --> 00:48:47,908
‫با کسی آشنا شدی؟

592
00:48:47,958 --> 00:48:49,283
‫هی!

593
00:48:49,333 --> 00:48:53,000
‫وای، اصلا برام عجیب بود.
‫اینطوری ندیده بودمش.

594
00:48:57,125 --> 00:48:59,208
‫هی، اینجا رو تغییر دادی.

595
00:49:03,083 --> 00:49:04,916
‫دوش گرفتی؟

596
00:49:07,750 --> 00:49:09,458
‫هان؟

597
00:49:10,833 --> 00:49:13,000
‫موهات چرا اینطوری شده...

598
00:49:13,875 --> 00:49:15,541
‫هی!

599
00:49:22,166 --> 00:49:23,491
‫همه چی مرتبه؟

600
00:49:23,541 --> 00:49:25,325
‫آره.

601
00:49:25,375 --> 00:49:26,658
‫یول داره بهتر میشه.

602
00:49:26,708 --> 00:49:30,083
‫نه، خودتو میگم.
‫هیچوقت اینطوری نبودی.

603
00:49:33,916 --> 00:49:35,625
‫خب...

604
00:49:37,541 --> 00:49:39,158
‫شاید بخاطر اینکه الان دیگه یه مادرم؟!

605
00:49:39,208 --> 00:49:41,333
‫اگه فقط همینه، خیالم راحت شد.

606
00:49:42,666 --> 00:49:46,291
‫تو...چرا اون موقع دنبالم اومدی؟

607
00:49:55,166 --> 00:49:57,291
‫منم با خودت ببر.

608
00:49:58,375 --> 00:50:00,616
‫چون هنوز تيركمانم رو ازت پس نگرفته بودم.

609
00:50:00,666 --> 00:50:03,491
‫وقتی اومدم کره، چرا دنبالم اومدی؟

610
00:50:03,541 --> 00:50:05,666
‫چون یو بو نا داشت می‌رفت.

611
00:50:08,458 --> 00:50:10,125
‫پس...

612
00:50:10,958 --> 00:50:13,333
‫اگه یه روز دوباره برم،

613
00:50:14,083 --> 00:50:16,125
‫اون موقع باز هم دنبالم میای؟

614
00:50:17,541 --> 00:50:19,250
‫می‌خوای جایی بری؟

615
00:50:27,458 --> 00:50:29,491
‫اصلا کجا دارم که برم؟

616
00:50:29,541 --> 00:50:31,500
‫هرچی لازم دارم همین‌جاست.

617
00:50:34,416 --> 00:50:37,616
‫از اون عوضی خبری شد؟

618
00:50:37,666 --> 00:50:39,075
‫چیز خاصی نیست.

619
00:50:39,125 --> 00:50:41,125
‫چیه؟ اتفاقی افتاده؟

620
00:50:50,083 --> 00:50:53,625
‫نه. فکر کنم فقط زیادی حساس شدم.

621
00:50:54,708 --> 00:50:57,575
‫لطفا مسیرهای اصلی رفت‌وآمدش رو بررسی کن
‫و بهم خبر بده.

622
00:50:57,625 --> 00:50:59,950
‫[دفتر رئیس]

623
00:51:00,000 --> 00:51:03,783
‫چت شده؟
‫چرا این چند وقت این‌قدر حواست پرته؟

624
00:51:03,833 --> 00:51:05,408
‫اتفاقی افتاده؟

625
00:51:05,458 --> 00:51:07,825
‫نه، چیزی نیست.

626
00:51:07,875 --> 00:51:10,033
‫مشکل همینه.

627
00:51:10,083 --> 00:51:12,408
‫مگه می‌شه هیچ اتفاقی نیفتاده باشه؟
‫معلومه که نمی‌شه.

628
00:51:12,458 --> 00:51:14,033
‫باید یه عالمه اتفاق توی زندگی‌ت در جریان باشه.

629
00:51:14,083 --> 00:51:16,950
‫مدتی از تشکیل تیم ویژه کینگ‌فیشر می‌گذره.

630
00:51:17,000 --> 00:51:19,116
‫دیگه باید تا الان یه چیزی دستت اومده باشه.

631
00:51:19,166 --> 00:51:21,616
‫من؟ چی دستم اومده؟

632
00:51:21,666 --> 00:51:23,366
‫منظورت چیه «چی»؟

633
00:51:23,416 --> 00:51:26,241
‫اینکه کینگ‌فیشر کیه، چند سالشه،
‫کجا زندگی می‌کنه، چه کار می‌کنه.

634
00:51:26,291 --> 00:51:27,866
‫چرا باید من این کارو بکنم؟

635
00:51:27,916 --> 00:51:30,700
‫چرا من؟
‫این همه خبرنگار این دور و بر هست.

636
00:51:30,750 --> 00:51:33,491
‫چرا باید من دنبال این چیزا باشم؟

637
00:51:33,541 --> 00:51:38,458
‫سال‌ها تمام وقتت رو گذاشتی پای پیدا کردن کینگ‌فیشر.
‫پس چرا عصبانی می‌شی؟

638
00:51:42,458 --> 00:51:46,866
‫شنیدم این تیم ویژه با تیم‌های قبلی فرق داره.

639
00:51:46,916 --> 00:51:50,075
‫همه دارن به کینگ‌فیشر نزدیک می‌شن،
‫این بار فکر می‌کنن واقعا می‌تونن گیرش بندازن.

640
00:51:50,125 --> 00:51:52,833
‫می‌خوای آخرش فقط بشینی و کار بقیه رو پیاده کنی؟

641
00:51:55,083 --> 00:51:58,450
‫اون مقاله‌هایی که این سال‌ها
‫درباره کینگ‌فیشر نوشتی...

642
00:51:58,500 --> 00:52:02,700
‫عمق و دید متفاوتی دارن.
‫من دوستشون دارم!

643
00:52:02,750 --> 00:52:05,575
‫راستش، مقاله‌هات یه جورایی
‫طرف کینگ‌فیشر رو می‌گرفتن، نه؟

644
00:52:05,625 --> 00:52:07,700
‫حالا می‌خوای فقط کنار گود بشینی؟

645
00:52:07,750 --> 00:52:12,000
‫واقعا می‌خوای بذاری هرچی دلشون می‌خواد
‫درباره کینگ‌فیشر بگن؟

646
00:52:34,458 --> 00:52:35,658
‫[کوان ته‌سونگ]

647
00:52:35,708 --> 00:52:38,333
‫[نتایج جست‌وجوی کینگ‌فیشر]

648
00:52:39,791 --> 00:52:43,500
‫[اگه یه روز کینگ‌فیشر رو ببینم]

649
00:52:47,875 --> 00:52:52,291
‫[اگه یه روز کینگ‌فیشر رو ببینم]

650
00:52:55,916 --> 00:52:57,366
‫چه جور آدمی حاضر می‌شه

651
00:52:57,416 --> 00:53:00,708
‫تمام عمرش رو پای همچین چیزی بذاره؟

652
00:53:02,583 --> 00:53:04,450
‫ولی من این کارو نکردم.

653
00:53:04,500 --> 00:53:08,366
‫هیچ‌وقت بی‌فکر درباره‌ش حدس و گمان نزدم.

654
00:53:08,416 --> 00:53:11,366
‫پس حتی اگه یه روز هویت کینگ‌فیشر فاش بشه،

655
00:53:11,416 --> 00:53:13,666
‫تعجب نمی‌کنم.

656
00:53:14,250 --> 00:53:18,283
‫فقط منتظر اون روزی هستم که بالاخره ببینمش.

657
00:53:18,333 --> 00:53:21,741
‫می‌خوام دور آتیش کمپ در کنارش بشینم

658
00:53:21,791 --> 00:53:24,375
‫و تمام شب به حرف‌هاش درباره زندگی‌ش گوش بدم.

659
00:53:25,125 --> 00:53:29,375
‫بدون اینکه چیزی ازش بپرسم، فقط گوش بدم.

660
00:53:36,750 --> 00:53:40,783
‫ولی اگه به‌جای خبرنگار، به‌عنوان یه
‫شهروند عادی باهاش روبه‌رو بشم،

661
00:53:40,833 --> 00:53:45,158
‫قانونا وظیفه دارم به پلیس گزارشش بدم.

662
00:53:45,208 --> 00:53:47,208
‫می‌تونم این کارو بکنم؟

663
00:53:48,083 --> 00:53:50,250
‫واقعا می‌تونم تحویلش بدم؟

664
00:53:51,208 --> 00:53:56,741
‫هنوز جواب این سوال رو نمی‌دونم.

665
00:53:56,791 --> 00:53:59,083
‫تو گزارشش می‌کنی؟

666
00:54:00,833 --> 00:54:05,916
‫اوه، چون خبرنگاری،
‫می‌خوای توی مقاله‌ت رسواش کنی؟

667
00:54:06,916 --> 00:54:09,958
‫اون روز این کارو با من کردی
‫چون می‌ترسیدی این کارو بکنم؟

668
00:54:10,708 --> 00:54:14,500
‫اگه این‌طور بود، فقط بیهوشت نمی‌کردم.

669
00:54:17,791 --> 00:54:21,658
‫خب، بذار بگیم نظرم عوض شد.

670
00:54:21,708 --> 00:54:22,908
‫چون کنجکاو شدم.

671
00:54:22,958 --> 00:54:26,950
‫می‌خواستم بدونم یو بو نا دقیقا داره
‫از چی محافظت می‌کنه.

672
00:54:27,000 --> 00:54:28,875
‫و اینکه آیا می‌تونه

673
00:54:29,583 --> 00:54:32,658
‫همچنان ازش محافظت کنه یا نه.

674
00:54:32,708 --> 00:54:34,450
‫منظورت چیه؟

675
00:54:34,500 --> 00:54:37,950
‫احتمالا همون کاریه که تو کردی؟

676
00:54:38,000 --> 00:54:43,616
‫همون دلیلی که می‌خواستی به قولت به من عمل کنی.

677
00:54:43,666 --> 00:54:47,908
‫راستی، یو بو نا از اون روز خبر نداره، مگه نه؟

678
00:54:47,958 --> 00:54:52,116
‫برای همینه که هنوز سرم به تنم وصله.

679
00:54:52,166 --> 00:54:56,450
‫مگه احتمالا همون نیست؟

680
00:54:56,500 --> 00:54:59,325
‫دلیلی که باعث شد

681
00:54:59,375 --> 00:55:03,333
‫درباره یو بو نا توی تاریکی بمونی.

682
00:55:06,041 --> 00:55:12,458
‫«مهم حاله، نه گذشته.»
‫خودت یه بار اینو گفتی، مگه نه؟

683
00:55:13,541 --> 00:55:18,700
‫یو بو نا توی گذشته هم یو بو نا بوده
‫و الانم هنوز همون یو بو ناست.

684
00:55:18,750 --> 00:55:22,366
‫حالا دیگه انتخاب با توئه، مگه نه؟

685
00:55:22,416 --> 00:55:25,116
‫اینکه باهاش بری یا پشت سرش بذاری.

686
00:55:25,166 --> 00:55:29,583
‫از جمله گزارش دادنش به پلیس
‫یا افشاش کردن توی یه مقاله.

687
00:55:34,166 --> 00:55:38,875
‫[الکترونیک دورومی]

688
00:55:50,875 --> 00:55:52,583
‫خانم اوه هیون‌نام!

689
00:56:03,416 --> 00:56:05,791
‫قهوه نمی‌خوای؟

690
00:56:10,916 --> 00:56:12,241
‫اوه، ببخشید!

691
00:56:12,291 --> 00:56:14,208
‫فکر کنم اینو انداختین.

692
00:56:15,000 --> 00:56:17,166
‫ممنون.

693
00:56:43,625 --> 00:56:45,700
‫چرا این اطراف هیچ جا برای پارک نیست؟

694
00:56:45,750 --> 00:56:47,666
‫چیه؟ مگه اینجا نیست؟

695
00:56:49,000 --> 00:56:51,533
‫وقفه‌های کینگ‌فیشر...

696
00:56:51,583 --> 00:56:54,791
‫تاریخ دقیقش چی بود؟

697
00:56:56,583 --> 00:56:57,825
‫مادربزرگ!

698
00:56:57,875 --> 00:56:59,408
‫اوه، ببین کی اینجاست!

699
00:56:59,458 --> 00:57:01,500
‫یول اومده.

700
00:57:02,791 --> 00:57:04,533
‫- اومدی؟
‫- بله، مادر جان.

701
00:57:04,583 --> 00:57:05,783
‫تازه از سر کار اومدی؟

702
00:57:05,833 --> 00:57:08,491
‫آره، یول دلش مرغ سوخاری می‌خواست،
‫برای همین آوردمش.

703
00:57:08,541 --> 00:57:10,741
‫- اوه.
‫- واقعا؟

704
00:57:10,791 --> 00:57:13,533
‫برات یه مرغ خیلی خوشمزه سرخ می‌کنم.

705
00:57:13,583 --> 00:57:15,291
‫باشه.

706
00:57:16,333 --> 00:57:17,408
‫بیا بشین.

707
00:57:17,458 --> 00:57:19,166
‫چشم، مادر جان.

708
00:57:20,458 --> 00:57:22,616
‫اوه، ته‌سونگ هم میاد، آره؟

709
00:57:22,666 --> 00:57:26,033
‫اوه، مادر، این روزها خیلی سرش شلوغه.

710
00:57:26,083 --> 00:57:29,158
‫خودمم به‌ندرت می‌بینمش.

711
00:57:29,208 --> 00:57:31,000
‫واقعا؟

712
00:57:32,083 --> 00:57:33,366
‫یه چشم به هم بزنی آماده‌ش می‌کنم.

713
00:57:33,416 --> 00:57:36,075
‫خیلی غیرعادی مهربون شده.

714
00:57:36,125 --> 00:57:38,541
‫این قدرت پوله؟

715
00:57:41,708 --> 00:57:43,908
‫یول، پاره‌ش کن و بخور.

716
00:57:43,958 --> 00:57:46,491
‫این روزها اوضاع زندگی برات سخت شده؟

717
00:57:46,541 --> 00:57:49,575
‫بنظر خیلی خسته و مضطرب هستی.

718
00:57:49,625 --> 00:57:51,333
‫خب...

719
00:57:55,666 --> 00:58:01,450
‫مادر، ته‌سونگ چیز عجیبی بهتون نگفته، نه؟

720
00:58:01,500 --> 00:58:04,833
‫راستش چیز خاصی بهم نگفته...

721
00:58:05,666 --> 00:58:07,366
‫چرا؟ ته‌سونگ چیزیش شده؟

722
00:58:07,416 --> 00:58:10,416
‫نکنه ته‌سونگ غلطی کرده؟

723
00:58:11,791 --> 00:58:13,700
‫جلوی بچه حواست به حرف زدنت باشه.

724
00:58:13,750 --> 00:58:16,158
‫فکر می‌کنی همچین کاری بکنه؟

725
00:58:16,208 --> 00:58:18,950
‫شوخی کردم!

726
00:58:19,000 --> 00:58:22,125
‫- یول، زیاد بخور.
‫- باشه.

727
00:58:23,833 --> 00:58:25,991
‫مطمئن نیستم، مادر جان.

728
00:58:26,041 --> 00:58:31,000
‫فقط حس می‌کنم ته‌سونگ
‫این اواخر یه کم از دستم ناراحته.

729
00:58:31,875 --> 00:58:35,366
‫بخاطر چی ممکنه ازت ناراحت باشه؟

730
00:58:35,416 --> 00:58:37,408
‫فکر کنم بالاخره اون روز رسید.

731
00:58:37,458 --> 00:58:41,991
‫برای همین وقتی هیوک جون پنج سالش بود،
‫کارم رو ول کردم.

732
00:58:42,041 --> 00:58:47,500
‫شوهرم سر اینکه کار رو به بچه‌مون و خودش
‫ترجیح می‌دادم، حسابی دعوا راه انداخت...

733
00:58:48,833 --> 00:58:50,783
‫پس تو هم کارت رو ول کن.

734
00:58:50,833 --> 00:58:52,116
‫مامان!

735
00:58:52,166 --> 00:58:53,783
‫حالا اینطوریم نیست که داری دنیا رو نجات میدی.

736
00:58:53,833 --> 00:58:57,533
‫مگه برای یه زن، چیزی مهم‌تر از
‫شوهر و بچه‌ش هم وجود داره؟

737
00:58:57,583 --> 00:59:00,250
‫اوه، بو نا، به دل نگیر.

738
00:59:01,875 --> 00:59:03,875
‫یه چیزی هست.

739
00:59:05,291 --> 00:59:06,825
‫زندگی خودم.

740
00:59:06,875 --> 00:59:09,658
‫بیست‌وچهار سالم بود که ازدواج کردم

741
00:59:09,708 --> 00:59:14,075
‫و فقط برای شوهر و بچه‌هام زندگی کردم.

742
00:59:14,125 --> 00:59:17,783
‫بعد که پدر ته‌سونگ یهو از دنیا رفت،
‫احساس کردم کاملا سردرگم شدم.

743
00:59:17,833 --> 00:59:21,700
‫باید خرج زندگی رو درمی‌آوردم،
‫ولی هیچ کاری بلد نبودم.

744
00:59:21,750 --> 00:59:25,283
‫پس هرچی داشتم جمع کردم و اینجا رو راه انداختم.

745
00:59:25,333 --> 00:59:28,700
‫اوایل خجالت می‌کشیدم که مرغ سرخ کنم.

746
00:59:28,750 --> 00:59:31,158
‫روغن همه‌جا می‌پاشید، پوستم می‌سوخت

747
00:59:31,208 --> 00:59:34,283
‫و باید با مشتری‌های خشن سر و کله می‌زدم.

748
00:59:34,333 --> 00:59:36,125
‫ای بابا...

749
00:59:37,583 --> 00:59:40,283
‫منم خیلی گریه کردم.

750
00:59:40,333 --> 00:59:41,950
‫مامان.

751
00:59:42,000 --> 00:59:44,325
‫ولی فرداش دوباره برگشتم مغازه.

752
00:59:44,375 --> 00:59:45,950
‫باید درها رو باز می‌کردم.

753
00:59:46,000 --> 00:59:49,075
‫هرچقدر هم سخت بود،
‫باز هر روز می‌اومدم سر کار.

754
00:59:49,125 --> 00:59:52,700
‫و می‌دونی چی شد؟
‫کم‌کم ازش خوشم اومد.

755
00:59:52,750 --> 00:59:55,741
‫صاحب این مغازه خودم بودم.

756
00:59:55,791 --> 00:59:58,450
‫سرخ کردن مرغ کار خودم بود.

757
00:59:58,500 --> 01:00:03,500
‫با خودم گفتم: «آها، این زندگی منه.»

758
01:00:10,250 --> 01:00:13,158
‫کار کردن و بزرگ کردن بچه با هم آسون نیست.

759
01:00:13,208 --> 01:00:14,825
‫ولی چاره چیه؟

760
01:00:14,875 --> 01:00:16,741
‫مگه اینکه واقعا از کاری که می‌کنی بدت بیاد،

761
01:00:16,791 --> 01:00:20,666
‫اگه کاریه که دوستش داری،
‫باید تا آخرش ادامه بدی.

762
01:00:22,833 --> 01:00:24,700
‫اوه، کاملا یادم رفت.

763
01:00:24,750 --> 01:00:27,458
‫دستمال کهنه روی اجاق گاز موند.

764
01:00:29,750 --> 01:00:31,950
‫وقتی هر دو سرتون شلوغه،
‫یول رو بیار اینجا.

765
01:00:32,000 --> 01:00:35,041
‫حتی اگه مجبور بشم مغازه رو ببندم،
‫حواسم بهش هست.

766
01:00:36,958 --> 01:00:39,125
‫دستمزد اون روزم رو هم بهم بده.

767
01:00:40,583 --> 01:00:42,575
‫مگه نگفتی هرچی بشه،
‫هیچ‌وقت مغازه رو نمی‌بندی؟

768
01:00:42,625 --> 01:00:44,750
‫چه زود حرفت عوض شد، هان؟

769
01:00:53,125 --> 01:00:55,408
‫مامانی، اگه می‌تونی منو بگیر!

770
01:00:55,458 --> 01:00:56,783
‫یول!

771
01:00:56,833 --> 01:00:59,450
‫وای، خیلی تند می‌دوی.
‫نمی‌تونم بگیرمت.

772
01:00:59,500 --> 01:01:00,741
‫- خب، بعدش چی کار کنیم؟ 
‫- مامانی!

773
01:01:00,791 --> 01:01:04,366
‫- می‌خوام سوار اون بشم!
‫- باشه، برو بالا. تو که خودت استادی!

774
01:01:04,416 --> 01:01:06,616
‫مواظب سرت باش.

775
01:01:06,666 --> 01:01:08,783
‫وای.

776
01:01:08,833 --> 01:01:10,533
‫واو، چه خوب بلدی!

777
01:01:10,583 --> 01:01:14,450
‫من راستش شیک توت‌فرنگی دوست ندارم.

778
01:01:14,500 --> 01:01:18,866
‫ولی وقتی عاشقت شدم،
‫واقعا دوست داشتم بخورم.

779
01:01:18,916 --> 01:01:21,616
‫روبه‌روی هم نشسته بودیم
‫و شیک توت‌فرنگی می‌خوردیم.

780
01:01:21,666 --> 01:01:24,458
‫چون تو برای من همچین آدمی هستی.

781
01:01:27,666 --> 01:01:29,658
‫داری بالاتر میری!

782
01:01:29,708 --> 01:01:31,616
‫مامانی، می‌خوام اینکارم بکنم.

783
01:01:31,666 --> 01:01:33,575
‫باشه.

784
01:01:33,625 --> 01:01:35,116
‫یول، خودت می‌تونی پاشی؟

785
01:01:35,166 --> 01:01:37,200
‫- آره، می‌تونم پاشم.
‫- آفرین. پاشو.

786
01:01:37,250 --> 01:01:39,991
‫اه، بذار ببینم.

787
01:01:40,041 --> 01:01:41,783
‫دستات که طوریش نشده، نه؟

788
01:01:41,833 --> 01:01:45,366
‫درد داره؟
‫یول، یکم خون داره میاد.

789
01:01:45,416 --> 01:01:47,166
‫[چسب زخم]

790
01:01:49,000 --> 01:01:50,708
‫درد می‌کنه؟

791
01:01:57,250 --> 01:02:00,033
‫حالا با این چسب،
‫چشم بهم بزنی، خوب میشه.

792
01:02:00,083 --> 01:02:01,791
‫آره.

793
01:02:03,583 --> 01:02:05,491
‫وای، واقعا خوب چسبید.

794
01:02:05,541 --> 01:02:07,075
‫چسبید؟

795
01:02:07,125 --> 01:02:08,833
‫آره.

796
01:02:10,208 --> 01:02:12,033
‫هان؟ باباییه.

797
01:02:12,083 --> 01:02:14,575
‫بابایی!

798
01:02:14,625 --> 01:02:16,741
‫خوشگل من!

799
01:02:16,791 --> 01:02:18,200
‫- خوش می‌گذره؟
‫- آره.

800
01:02:18,250 --> 01:02:19,450
‫چیکار کردی؟

801
01:02:19,500 --> 01:02:20,825
‫تاب بازی کردم.

802
01:02:20,875 --> 01:02:22,950
‫امروز زود برگشتی.

803
01:02:23,000 --> 01:02:25,325
‫آره، کارم زود تموم شد.

804
01:02:25,375 --> 01:02:27,616
‫شام چی؟

805
01:02:27,666 --> 01:02:29,625
‫هنوز نخوردم.

806
01:02:30,333 --> 01:02:32,116
‫بریم خونه.
‫یه چیز خوشمزه برات گرم می‌کنم.

807
01:02:32,166 --> 01:02:33,875
‫باشه.

808
01:02:43,750 --> 01:02:45,450
‫حتی همین الان هم ممکنه کینگ‌فیشر

809
01:02:45,500 --> 01:02:49,450
‫سر یه میز شام نشسته باشه
‫و کاملا یه آدم معمولی به نظر بیاد.

810
01:02:49,500 --> 01:02:55,158
‫یه کارمند زحمتکش، همسر یه نفر یا یه پدر دلسوز.

811
01:02:55,208 --> 01:02:59,533
‫ممکنه ازدواج کرده باشه، تشکیل خانواده داده
‫و بچه داشته باشه، درست مثل من.

812
01:02:59,583 --> 01:03:01,908
‫- هی، تو.
‫- هی، کی می‌دونه؟

813
01:03:01,958 --> 01:03:04,866
‫شاید اون سربند واقعا یه سرنخ بوده.

814
01:03:04,916 --> 01:03:07,125
‫هیچ‌وقت نمی‌شه مطمئن بود.

815
01:03:10,250 --> 01:03:11,783
‫[سربند، شیطان قرمز، قدبلند و لاغر]

816
01:03:11,833 --> 01:03:13,416
‫[موهای کوتاه یا بسته، کیف بزرگ روی شونه]

817
01:03:25,708 --> 01:03:27,458
‫کیه؟

818
01:03:43,375 --> 01:03:44,741
‫این وقت روز، یهو اینجا چی کار می‌کنی؟

819
01:03:44,791 --> 01:03:47,833
‫اتفاقی این نزدیکی بودم،
‫گفتم یه سر به یول بزنم.

820
01:03:48,708 --> 01:03:51,116
‫یول، آقای دونگ‌جین اومده!

821
01:03:51,166 --> 01:03:53,200
‫آقای لی!

822
01:03:53,250 --> 01:03:57,325
‫اوه، یول. اینم یول خودم.

823
01:03:57,375 --> 01:04:00,325
‫یول، چند سالته؟

824
01:04:00,375 --> 01:04:05,116
‫- چهار سال.
‫- آره، چهار سالته.

825
01:04:05,166 --> 01:04:06,658
‫دونگ جین، شمایی؟

826
01:04:06,708 --> 01:04:08,075
‫اوه، بله.

827
01:04:08,125 --> 01:04:09,991
‫ببخشید که سرزده اومدم.

828
01:04:10,041 --> 01:04:12,783
‫- اختیار دارین.
‫- من که شامم رو خوردم.

829
01:04:12,833 --> 01:04:15,625
‫الان چای و میوه میارم.
‫بیا تو.

830
01:04:36,083 --> 01:04:39,075
‫چرا همون‌جا وایسادی؟
‫بیا بشین.

831
01:04:39,125 --> 01:04:43,325
‫- گفتی اولین بار کی با بو نا آشنا شدی؟
‫- هان؟

832
01:04:43,375 --> 01:04:45,033
‫هشت سال پیش، زمان جام جهانی.

833
01:04:45,083 --> 01:04:47,741
‫همون موقع که سرت شکافته شد
‫و توی بیمارستان بودی، درسته؟

834
01:04:47,791 --> 01:04:50,741
‫چرا یهو درباره زندگی عاشقانه‌م می‌پرسی؟

835
01:04:50,791 --> 01:04:52,950
‫این روزها احساس تنهایی می‌کنی؟

836
01:04:53,000 --> 01:04:55,000
‫آقای لی، اینو ببین.

837
01:04:55,875 --> 01:04:57,950
‫اوه، یول!

838
01:04:58,000 --> 01:05:01,366
‫واو، روی عروسکت برچسب چسبوندی؟

839
01:05:01,416 --> 01:05:03,083
‫واو.

840
01:05:08,000 --> 01:05:10,700
‫این برچسب بچه کوسه‌اس!

841
01:05:10,750 --> 01:05:13,075
‫یول، معلومه بچه‌کوسه رو دوست داری، مگه نه؟

842
01:05:13,125 --> 01:05:14,916
‫آره، دوست دارم.

843
01:05:15,916 --> 01:05:18,533
‫خب معلومه، این روزها کدوم بچه‌ای دوستش نداره؟

844
01:05:18,583 --> 01:05:22,866
‫همون‌طور که گفتی، توی هر خونه‌ای که
‫بچه کوچیک داره، کلی از اینا پیدا می‌شه.

845
01:05:22,916 --> 01:05:24,583
‫آره.

846
01:05:25,458 --> 01:05:27,200
‫دونگ‌جین، یه کم میوه بخور.

847
01:05:27,250 --> 01:05:28,958
‫اوه، ممنون.

848
01:05:35,333 --> 01:05:36,825
‫هنوز این روزها سرت شلوغه؟

849
01:05:36,875 --> 01:05:38,158
‫خب، آره.

850
01:05:38,208 --> 01:05:41,616
‫به تیم ویژه کینگ‌فیشر ملحق شدم.

851
01:05:41,666 --> 01:05:44,116
‫اوه، پس حتما خیلی سرت شلوغه.

852
01:05:44,166 --> 01:05:45,991
‫خب، راستش...

853
01:05:46,041 --> 01:05:49,908
‫بعد از سه سال مرخصی مراقبت از بچه،
‫برگشتی سر کار، درسته؟

854
01:05:49,958 --> 01:05:51,991
‫تونستی خودتو وفق بدی؟

855
01:05:52,041 --> 01:05:55,033
‫خب، آره. همه‌چی خوبه.

856
01:05:55,083 --> 01:05:59,250
‫اون مدت‌هاست برگشته سر کار.
‫به کار خودت برس، مرد حسابی.

857
01:06:02,750 --> 01:06:05,875
‫راستی گو جونگ‌ریول رو که می‌شناسی، درسته؟

858
01:06:06,625 --> 01:06:07,950
‫گو جونگ‌ریول؟

859
01:06:08,000 --> 01:06:10,325
‫- آره.
‫- آها، آره.

860
01:06:10,375 --> 01:06:12,075
‫خبرش رو خوندم.

861
01:06:12,125 --> 01:06:13,833
‫یه حسی بهم می‌گه...

862
01:06:14,625 --> 01:06:17,333
‫کار کینگ‌فیشر بوده.

863
01:06:20,750 --> 01:06:24,125
‫یول، میوه می‌خوری؟

864
01:06:25,958 --> 01:06:27,666
‫بفرما.

865
01:06:28,666 --> 01:06:32,200
‫صورتش نشونه‌های شدیدی
‫از ضربه با جسم سخت داشت.

866
01:06:32,250 --> 01:06:35,866
‫ولی کینگ‌فیشر هیچ‌وقت
‫قبلا به قربانی‌هاش دست نزده.

867
01:06:35,916 --> 01:06:38,991
‫تو بهتر از هر کسی می‌شناسیش.
‫تو متخصص کینگ‌فیشر هستی.

868
01:06:39,041 --> 01:06:40,950
‫اومدی اینجا برامون از کارت حرف بزنی؟

869
01:06:41,000 --> 01:06:42,575
‫میوه بخور.
‫برات خوبه.

870
01:06:42,625 --> 01:06:44,700
‫خیلی‌خب.

871
01:06:44,750 --> 01:06:48,575
‫تحلیل‌گرمون گفت احساسات هم
‫توی این ماجرا دخیل بوده.

872
01:06:48,625 --> 01:06:53,208
‫اگه این‌قدر وحشیانه کتکش زده،
‫حتما ازش عصبانی بوده.

873
01:06:54,166 --> 01:06:56,741
‫بچه صدات رو می‌شنوه.
‫بس کن.

874
01:06:56,791 --> 01:06:58,666
‫خب، فقط باعث شد

875
01:06:59,291 --> 01:07:01,500
‫یه چیزی به ذهنم برسه.

876
01:07:02,583 --> 01:07:07,083
‫ممکنه کینگ‌فیشر یه پدر یا مادر باشه
‫که داره بچه بزرگ می‌کنه؟

877
01:07:08,958 --> 01:07:10,658
‫مامانی، از اینا بخور.

878
01:07:10,708 --> 01:07:12,375
‫باشه.

879
01:07:14,125 --> 01:07:16,575
‫یول، سیب دوست داری؟

880
01:07:16,625 --> 01:07:18,033
‫خودت گفتی.

881
01:07:18,083 --> 01:07:21,500
‫ممکنه ازدواج کرده باشه و بچه داشته باشه.
‫هیچ‌وقت نمی‌شه مطمئن بود.

882
01:07:23,500 --> 01:07:25,241
‫چایی‌ت تموم شد؟

883
01:07:25,291 --> 01:07:27,125
‫بیا بریم بیرون.

884
01:07:35,250 --> 01:07:37,375
‫حرفی داری که بهم بزنی؟

885
01:07:38,333 --> 01:07:40,833
‫بگو دیگه. این‌قدر مقدمه‌چینی نکن. چیه؟

886
01:07:43,833 --> 01:07:46,000
‫تو با کینگ‌فیشر همدستی؟

887
01:07:48,166 --> 01:07:51,491
‫این روزها چه مزخرفاتی داری می‌گی؟

888
01:07:51,541 --> 01:07:55,208
‫اون کسی که گفتی باید ازش محافظت کنی،

889
01:07:56,208 --> 01:07:57,916
‫همون کینگ‌فیشره؟

890
01:08:00,416 --> 01:08:05,033
‫هنوز جواب این سوال رو پیدا نکردم.

891
01:08:05,083 --> 01:08:08,458
‫نه، من طرف توام.

892
01:08:12,166 --> 01:08:14,200
‫جدی می‌گم.

893
01:08:14,250 --> 01:08:18,533
‫اون مردی که قبلا دیدم، واقعا خود کینگ‌فیشره.

894
01:08:18,583 --> 01:08:19,908
‫روز حادثه هه‌گون‌دونگ،

895
01:08:19,958 --> 01:08:23,241
‫مامان یون چانگ‌بوک رو تعقیب کردم
‫و مخفیگاه یون چانگ‌بوک رو پیدا کردم.

896
01:08:23,291 --> 01:08:27,158
‫پشت‌بوم‌های اطراف رو گشتم، کینگ‌فیشر رو
‫موقع نشونه‌گیری دیدم ولی گیر افتادم.

897
01:08:27,208 --> 01:08:29,950
‫هی، چرا تازه الان داری اینو بهم می‌گی؟

898
01:08:30,000 --> 01:08:33,000
‫چون تهدید کرد به خانواده‌م آسیب می‌زنه.

899
01:08:33,666 --> 01:08:37,491
‫پس اون کسی که گفتی
‫باید ازش محافظت کنی...

900
01:08:37,541 --> 01:08:41,333
‫همسرم و بچه‌م. خانواده عزیزم.

901
01:08:42,250 --> 01:08:44,000
‫باید ازشون محافظت کنم.

902
01:08:48,541 --> 01:08:50,333
‫تو هم طرف من می‌مونی، مگه نه؟

903
01:08:51,083 --> 01:08:52,908
‫هان؟

904
01:08:52,958 --> 01:08:55,000
‫گفتی می‌خوای لطفم رو جبران کنی.

905
01:09:14,458 --> 01:09:16,158
‫خوب بدرقه‌ش کردی؟

906
01:09:16,208 --> 01:09:18,625
‫یول خوابش برد.

907
01:09:20,166 --> 01:09:23,083
‫من جمع‌وجور می‌کنم.
‫تو اول برو یه دوش بگیر، عزیزم.

908
01:09:33,291 --> 01:09:35,000
‫چیه؟

909
01:09:51,166 --> 01:09:55,916
‫الان دیگه کار و بارم سبک شده.
‫آخر هفته یول رو ببریم یه جایی؟

910
01:10:00,166 --> 01:10:01,833
‫من که از خدامه.

911
01:10:26,791 --> 01:10:29,075
‫یول، بابایی رو نگاه کن.

912
01:10:29,125 --> 01:10:30,791
‫بابایی!

913
01:10:32,041 --> 01:10:33,833
‫بابایی رو نگاه کن.

914
01:10:48,541 --> 01:10:50,583
‫مامانی، سلام!

915
01:10:53,125 --> 01:10:54,833
‫مواظب باش!

916
01:10:56,875 --> 01:10:58,583
‫گرفتمت.

917
01:11:04,375 --> 01:11:07,208
‫مامانی داره عکس می‌گیره!
‫مامانی رو نگاه کن!

918
01:11:10,333 --> 01:11:12,041
‫یول!

919
01:11:23,916 --> 01:11:25,991
‫- وای... 
‫- آقا، بذارین کمکتون کنم.

920
01:11:26,041 --> 01:11:28,625
‫اوه... آره، ممنون.

921
01:11:38,833 --> 01:11:40,950
‫خیلی خوشمزه‌ست.

922
01:11:41,000 --> 01:11:42,783
‫- دوستت دارم.
‫- مامانی رو دوست داری؟

923
01:11:42,833 --> 01:11:43,783
‫منم دوستت دارم.

924
01:11:43,833 --> 01:11:45,541
‫منم دوستت دارم.

925
01:11:51,541 --> 01:11:52,825
‫اوه، ممنون.

926
01:11:52,875 --> 01:11:54,833
‫- بله.
‫- ممنون.

927
01:12:07,416 --> 01:12:09,166
‫صبر کن...

928
01:12:10,541 --> 01:12:12,616
‫آمبولانس خبر کن!

929
01:12:12,666 --> 01:12:13,200
‫چی شد؟

930
01:12:13,250 --> 01:12:14,375
‫چی شد؟

931
01:12:34,000 --> 01:12:39,000
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

932
01:13:40,708 --> 01:13:43,241
‫اصلا هدف این کارها چیه؟

933
01:13:43,291 --> 01:13:45,158
‫مرگ اجتماعی کینگ‌فیشر؟

934
01:13:45,208 --> 01:13:47,075
‫کینگ‌فیشر واقعا دیوونه شده؟

935
01:13:47,125 --> 01:13:49,700
‫چرا یهو شروع به کشتن آدم‌هایی کرده
‫که اصلا مجرم نیستن؟

936
01:13:49,750 --> 01:13:52,491
‫احتمال نداره که قاتل کینگ‌فیشر نباشه؟

937
01:13:52,541 --> 01:13:53,908
‫مدرکی داری؟

938
01:13:53,958 --> 01:13:55,325
‫از این به بعد باید این احتمال رو هم بررسی کنیم.

939
01:13:55,375 --> 01:13:59,366
‫کسی که از کینگ‌فیشر تقلید می‌کنه و می‌خواد نابودش کنه.

940
01:13:59,416 --> 01:14:01,075
‫بو نا، نمی‌تونم یول رو پیدا کنم!

941
01:14:01,125 --> 01:14:03,241
‫باید قبل از اینکه قربانی سوم رو بگیره، دستگیرشون کنیم.

942
01:14:03,291 --> 01:14:06,491
‫شنیدم توی هر دو محل تیراندازی،
‫موهایی با دی‌ان‌ای مشابه پیدا شده.

943
01:14:06,541 --> 01:14:08,250
‫پیداش کردیم.

944
01:14:10,250 --> 01:14:20,250
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M