1
00:00:30,000 --> 00:00:35,000
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

2
00:00:37,500 --> 00:00:40,991
‫[قسمت سیزدهم]

3
00:00:41,041 --> 00:00:44,158
‫حتی اگه سخته، حتما هر روز توی خونه
‫حرکات کششی انجام بده.

4
00:00:44,208 --> 00:00:48,033
‫داروت رو روزی دو بار مصرف کن،
‫هفته دیگه دوباره می‌بینمت.

5
00:00:48,083 --> 00:00:49,533
‫بله، دکتر. ممنونم.

6
00:00:49,583 --> 00:00:51,291
‫مراقب خودت باش.

7
00:00:54,583 --> 00:00:57,700
‫دکتر اوه، اون آخرین بیمار شما بود.

8
00:00:57,750 --> 00:00:59,491
‫امروز خیلی زحمت کشیدین.

9
00:00:59,541 --> 00:01:02,283
‫خدای من، اصلا نفهمیدم این‌قدر دیر شده.

10
00:01:02,333 --> 00:01:04,666
‫خانم جونگ، شما هم خیلی زحمت کشیدین.

11
00:01:06,791 --> 00:01:08,500
‫اوه.

12
00:01:16,041 --> 00:01:17,791
‫[کلینیک ارتوپدی اوه سونگ‌نام، مدیر اوه سونگ‌نام]

13
00:01:29,625 --> 00:01:31,833
‫[ورود ممنوع، تحقیقات در حال انجام است]

14
00:01:32,875 --> 00:01:33,950
‫اوه...

15
00:01:34,000 --> 00:01:36,075
‫باز هم به چشمش بهش شلیک کردن.
‫قضیه چیه؟

16
00:01:36,125 --> 00:01:37,283
‫گلوله اتفاقی به چشمش خورده؟

17
00:01:37,333 --> 00:01:39,033
‫یا عمدا نشونه گرفته بودن؟

18
00:01:39,083 --> 00:01:41,991
‫دو بار پشت سر هم؟
‫پس حتما عمدی بوده.

19
00:01:42,041 --> 00:01:45,116
‫دفعه قبل چشم چپش بود،
‫امروز چشم راستش.

20
00:01:45,166 --> 00:01:47,200
‫واو، این دیگه خیلی عجیبه.

21
00:01:47,250 --> 00:01:49,575
‫چرا همچین کاری می‌کنه، وقتی حتی
‫با بدترین مجرما هم این کارو نکرده بود...

22
00:01:49,625 --> 00:01:52,075
‫مطمئنی هیچ چیز پیدا نکردین؟

23
00:01:52,125 --> 00:01:54,158
‫آره. باز هم هیچی.

24
00:01:54,208 --> 00:01:57,783
‫نهایتش هفت سال پیش یه جریمه رانندگی داشته.

25
00:01:57,833 --> 00:02:00,450
‫کینگ‌فیشر واقعا دیوونه شده یا چی؟

26
00:02:00,500 --> 00:02:03,791
‫چرا یهو شروع به کشتن آدم‌هایی کرده
‫که اصلا مجرم نیستن؟

27
00:02:09,708 --> 00:02:13,741
‫واو، بیرون که کاملا بازه. تیر از کجا اومده؟

28
00:02:13,791 --> 00:02:16,375
‫مگه اینکه برای شلیک پرواز کرده باشه،

29
00:02:17,291 --> 00:02:18,783
‫باید از اون طرف رودخونه شلیک کرده باشه.

30
00:02:18,833 --> 00:02:20,366
‫امکان نداره!

31
00:02:20,416 --> 00:02:23,166
‫از اون‌همه فاصله؟
‫اصلا همچین چیزی ممکنه؟

32
00:02:24,166 --> 00:02:34,166
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

33
00:02:47,875 --> 00:02:51,408
‫تیراندازی دیگری پس از حادثه هفته گذشته رخ داده است.

34
00:02:51,458 --> 00:02:52,866
‫قربانی اخیر،
‫[تیراندازی مرگبار دیگری، پزشک حدودا ۴۰ ساله]

35
00:02:52,916 --> 00:02:54,991
‫پزشک شاغل حدودا 40 ساله‌ای بود
‫[پزشک در مطبش هدف گلوله قرار گرفت]

36
00:02:55,041 --> 00:02:58,283
‫که دیروز عصر در کلینیکش، بر اثر اصابت گلوله‌ای که

37
00:02:58,333 --> 00:03:00,658
‫از پنجره عبور کرده بود، جان باخت.
‫[جایزه نیکوکاری، اوه سونگ‌نام]

38
00:03:00,708 --> 00:03:02,491
‫او در محل حادثه جان باخت.

39
00:03:02,541 --> 00:03:05,616
‫فقط سه روز پیش، یک معلم دبیرستان پنجاه‌ساله
‫در روشنایی روز و وسط شهر،

40
00:03:05,666 --> 00:03:09,366
‫هنگام عبور از خط عابر پیاده
‫هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.

41
00:03:09,416 --> 00:03:12,283
‫حالا یک شهروند دیگه هم
‫با شلیک گلوله کشته شده

42
00:03:12,333 --> 00:03:14,700
‫و این اتفاق سراسر کشور رو شوکه کرده.

43
00:03:14,750 --> 00:03:16,116
‫از اونجا که کینگ‌فیشر همیشه
‫[کینگ‌فیشر فقط مجرما رو هدف قرار می‌داد]

44
00:03:16,166 --> 00:03:17,783
‫فقط مجرما رو هدف قرار می‌داد
‫[چرا شهروندان بی‌گناه رو می‌کشه؟]

45
00:03:17,833 --> 00:03:20,700
‫و این اولین باره که شهروندان عادی رو هدف قرار داده
‫[قهرمان یا قاتل؟]

46
00:03:20,750 --> 00:03:22,491
‫محققان دارن هویت این دو قربانی
‫[نظر مردم پس از مرگ شهروندان عادی تغییر کرده است]

47
00:03:22,541 --> 00:03:26,408
‫و ارتباط احتمالی بینشون رو با دقت بررسی می‌کنن.

48
00:03:26,458 --> 00:03:28,250
‫کی می‌تونسته...

49
00:03:40,916 --> 00:03:45,241
‫عزیزم، فکر کنم یول می‌خواد به دوستاش
‫نشون بده که رفته جزیره ججو.

50
00:03:45,291 --> 00:03:46,450
‫بیا به بابایی نشونش بدیم.

51
00:03:46,500 --> 00:03:48,208
‫تادا!

52
00:03:49,708 --> 00:03:52,575
‫یعنی با بابا و مامان اومدی سفر
‫و این‌قدر بهت خوش گذشته؟

53
00:03:52,625 --> 00:03:55,783
‫آره، خیلی خوش گذشت.

54
00:03:55,833 --> 00:03:58,991
‫یول، اینو به دوستات نشون بده،
‫بعد بذارش توی کیفت، باشه؟

55
00:03:59,041 --> 00:04:00,616
‫- باشه.
‫- باشه.

56
00:04:00,666 --> 00:04:02,866
‫بیا، بپوشش.

57
00:04:02,916 --> 00:04:06,658
‫بیا! دختر نارنگی.

58
00:04:06,708 --> 00:04:08,375
‫آفرین.

59
00:04:09,791 --> 00:04:10,991
‫[اداره پلیس کلان‌شهر سئول]

60
00:04:11,041 --> 00:04:14,783
‫طبق گزارش‌های قبلی،
‫هیچ‌کدوم از دو قربانی سابقه کیفری نداشتن

61
00:04:14,833 --> 00:04:18,291
‫و هیچ فعالیت مجرمانه دیگه‌ای هم ازشون پیدا نشده.

62
00:04:19,166 --> 00:04:21,325
‫بین این دو قربانی هیچ ارتباطی وجود نداره؟

63
00:04:21,375 --> 00:04:25,033
‫نه. تا این لحظه هیچ ارتباطی بینشون پیدا نکردیم.

64
00:04:25,083 --> 00:04:28,408
‫نه شهر زادگاهشون مشترکه، نه مدرسه‌ای که رفتن،
‫نه شغلشون، نه محله‌شون،

65
00:04:28,458 --> 00:04:31,000
‫و نه حتی دوران خدمت سربازیشون.

66
00:04:32,125 --> 00:04:34,416
‫موقعیت‌های تیراندازی رو شناسایی کردین؟

67
00:04:35,625 --> 00:04:38,825
‫اولین محل تیراندازی یه ساختمون در حال ساخت بود.

68
00:04:38,875 --> 00:04:41,866
‫داخل ساختمون هیچ دوربین مداربسته‌ای نبود
‫و بیرون هم رفت‌وآمد خیلی زیاده،

69
00:04:41,916 --> 00:04:44,616
‫برای همین شناسایی مظنون سخته.

70
00:04:44,666 --> 00:04:49,950
‫گلوله دوم از فاصله حدود دو کیلومتری،
‫از اون طرف رودخونه هان شلیک شده.

71
00:04:50,000 --> 00:04:51,866
‫تیم بررسی صحنه جرم هم داره
‫بر اساس مدارک پیدا‌شده در صحنه،

72
00:04:51,916 --> 00:04:54,083
‫مسیر تیرانداز رو دنبال می‌کنه.

73
00:04:58,041 --> 00:05:00,658
‫ممکن نیست تیرانداز کینگ‌فیشر نباشه؟

74
00:05:00,708 --> 00:05:03,125
‫مثلا یکی که ازش تقلید می‌کنه.

75
00:05:09,708 --> 00:05:12,450
‫هر دو پرونده شباهت‌های واضحی
‫به حملات قبلی دارن:

76
00:05:12,500 --> 00:05:17,700
‫شلیک از فاصله دور، فقط یک گلوله و محل اصابت گلوله.

77
00:05:17,750 --> 00:05:20,366
‫ولی مهم‌ترین تفاوت، قربانی‌ها نیستن؟

78
00:05:20,416 --> 00:05:21,950
‫در 15 سال گذشته،

79
00:05:22,000 --> 00:05:25,116
‫کینگ‌فیشر حتی یک بار هم
‫به یه شهروند بی‌گناه آسیب نزده.

80
00:05:25,166 --> 00:05:27,658
‫خب، ماهیت یه جرم می‌تونه هر لحظه تغییر کنه.

81
00:05:27,708 --> 00:05:30,541
‫چیزی که مهمه، روش کارشه.

82
00:05:32,708 --> 00:05:36,658
‫کارگروه ما کینگ‌فیشر رو
‫مظنون اصلی هر دو پرونده می‌دونه،

83
00:05:36,708 --> 00:05:38,741
‫نه، در واقع عملا تنها مظنون پرونده‌ست

84
00:05:38,791 --> 00:05:40,700
‫و برای دستگیر کردنش هر کاری
‫از دستمون بربیاد انجام می‌دیم.

85
00:05:40,750 --> 00:05:41,700
‫همین.

86
00:05:41,750 --> 00:05:45,166
‫[موقعیت‌های تیراندازی]

87
00:05:56,208 --> 00:05:57,533
‫خانم،

88
00:05:57,583 --> 00:06:01,408
‫به نظرتون چرا یهو هدف‌هاش رو تغییر داده؟

89
00:06:01,458 --> 00:06:03,241
‫خیلی بعیده یه قاتل زنجیره‌ای

90
00:06:03,291 --> 00:06:05,950
‫مثل کینگ‌فیشر یهو دست از باورهاش بکشه.

91
00:06:06,000 --> 00:06:10,291
‫مخصوصا کسی که این‌همه سال
‫با یه الگوی ثابت پیش رفته.

92
00:06:11,500 --> 00:06:14,250
‫اگه هدف‌هاش رو تغییر داده، یعنی...

93
00:06:14,875 --> 00:06:17,583
‫هدفش از این قتل‌ها هم عوض شده.

94
00:06:19,458 --> 00:06:22,950
‫خب، صبر کنیم ببینیم تحقیقات به کجا می‌رسه.

95
00:06:23,000 --> 00:06:25,041
‫- باشه.
‫- متوجه شدم.

96
00:06:29,166 --> 00:06:30,450
‫[خبرنگار کوان ته‌سونگ]

97
00:06:30,500 --> 00:06:32,500
‫- اوه، یه لحظه لطفا.
‫- بله.

98
00:06:33,958 --> 00:06:35,666
‫کجایی؟

99
00:06:38,250 --> 00:06:40,075
‫به نظرت این روزها یجوری نشده؟

100
00:06:40,125 --> 00:06:41,491
‫کینگ‌فیشر کسیه که اون سال‌ها

101
00:06:41,541 --> 00:06:42,866
‫به‌عنوان یه پلیس دنبالش بوده.

102
00:06:42,916 --> 00:06:46,075
‫توی این مدت هم خیلی درباره‌ش تحقیق کرده.

103
00:06:46,125 --> 00:06:50,166
‫اون نمی‌تونست اینو تایید کنه،
‫ولی فکر می‌کرد اون یارو حد و مرز داره.

104
00:06:51,666 --> 00:06:54,375
‫شاید دیدن این تغییر یه کم ناامیدکننده باشه؟

105
00:06:59,625 --> 00:07:01,866
‫- چیه؟
‫- هدیه یوله.

106
00:07:01,916 --> 00:07:03,625
‫هدیه؟

107
00:07:05,916 --> 00:07:08,033
‫رفتین جزیره ججو؟ کی؟

108
00:07:08,083 --> 00:07:10,791
‫خب...آخر هفته قبل، با خانواده‌م.

109
00:07:12,583 --> 00:07:14,950
‫ما آخر هفته‌ها بدون مرخصی داریم جون می‌کَنیم،

110
00:07:15,000 --> 00:07:16,958
‫شماها دارین خوش می‌گذرونین.

111
00:07:18,166 --> 00:07:20,241
‫هدیه یول خیلی بامزه‌ست.

112
00:07:20,291 --> 00:07:21,283
‫خب...

113
00:07:21,333 --> 00:07:25,908
‫وقتی ما توی جزیره ججو بودیم،
‫سئول کاملا به‌هم ریخته بود.

114
00:07:25,958 --> 00:07:28,200
‫حتما حسابی سرت شلوغ بوده، نه؟

115
00:07:28,250 --> 00:07:31,908
‫این‌همه سرت شلوغ بوده که
‫فقط برای تحویل این اومدی اینجا؟

116
00:07:31,958 --> 00:07:37,000
‫می‌دونی که من نمی‌تونم چیزی بیشتر از
‫گزارش رسمی بگم، درسته؟

117
00:07:40,333 --> 00:07:44,125
‫گزارش رسمی رو بی‌خیال.
‫حس خودت چی می‌گه؟

118
00:07:46,333 --> 00:07:47,991
‫هی.

119
00:07:48,041 --> 00:07:52,908
‫اگه یه عوضی دیگه مثل کینگ‌فیشر توی
‫این کشور وجود داشته باشه، فاجعه‌ست.

120
00:07:52,958 --> 00:07:55,000
‫نتیجه‌ای که بهش رسیدی اینه؟

121
00:07:59,833 --> 00:08:03,658
‫فکر کنم تو نظر دیگه‌ای داری.

122
00:08:03,708 --> 00:08:06,075
‫یه بار قبلا بهم گفتی.

123
00:08:06,125 --> 00:08:09,866
‫گفتی: «کی می‌دونه اون اسلحه کی ممکنه
‫به سمت یه آدم بی‌گناه نشونه بره؟»

124
00:08:09,916 --> 00:08:11,958
‫هنوزم همین فکر رو می‌کنی؟

125
00:08:13,541 --> 00:08:16,158
‫اگه یکی به‌خاطر انتقام شخصی اونا رو کشته

126
00:08:16,208 --> 00:08:19,116
‫و قتل‌ها رو انداخت گردن کینگ‌فیشر چی؟

127
00:08:19,166 --> 00:08:22,458
‫این نتیجه‌ایه که تو بهش رسیدی؟

128
00:08:24,541 --> 00:08:26,250
‫وای.

129
00:08:29,250 --> 00:08:33,450
‫چرا حس می‌کنم داری
‫از کینگ‌فیشر دفاع می‌کنی؟

130
00:08:33,500 --> 00:08:35,866
‫همون عوضی که تهدیدت کرد.

131
00:08:35,916 --> 00:08:37,033
‫اگه اون آدمی بود که هر کسی رو می‌کشت،

132
00:08:37,083 --> 00:08:39,833
‫اون موقع به‌جای تهدید کردنم، منو می‌کشت.

133
00:08:41,166 --> 00:08:43,450
‫مدرکی داری؟

134
00:08:43,500 --> 00:08:46,208
‫مدرکی که ثابت کنه واسه کینگ‌فیشر پاپوش دوختن.

135
00:08:48,833 --> 00:08:50,875
‫می‌خوام همینو پیدا کنم.

136
00:08:52,208 --> 00:08:55,500
‫تو به کارت برس.
‫منم به کار خودم می‌رسم.

137
00:08:56,250 --> 00:08:57,958
‫من دیگه می‌رم.

138
00:09:03,458 --> 00:09:04,991
‫می‌دونستم اون عوضی یه روز از خط قرمز رد می‌شه.

139
00:09:05,041 --> 00:09:06,783
‫بالاخره ذات واقعیش رو نشون داد.

140
00:09:06,833 --> 00:09:09,116
‫قهرمانی که مجرما رو می‌گیره؟
‫چه خودنمایی‌ای.

141
00:09:09,166 --> 00:09:10,908
‫- خودش همون مجرمه.
‫- عدالت واقعی؟

142
00:09:10,958 --> 00:09:12,616
‫گرفتن کینگ‌فیشر یعنی عدالت.

143
00:09:12,666 --> 00:09:14,533
‫چطور باید این‌طوری زندگی کنیم
‫و هر لحظه منتظر باشیم گلوله بخوریم؟

144
00:09:14,583 --> 00:09:16,075
‫پلیس دقیقا چه غلطی می‌کنه؟
‫چرا هنوز نگرفتنش؟

145
00:09:16,125 --> 00:09:18,366
‫نظر مردم کاملا عوض شده.

146
00:09:18,416 --> 00:09:20,033
‫کامنت‌ها همش پر از نفرتن.

147
00:09:20,083 --> 00:09:22,408
‫این مردم...

148
00:09:22,458 --> 00:09:24,833
‫چطور جرئت می‌کنن یه مقلد رو
‫با کینگ‌فیشر مقایسه کنن؟

149
00:09:26,583 --> 00:09:29,658
‫زدن یه نفر با یه تیر از اون فاصله و با اون زاویه،

150
00:09:29,708 --> 00:09:32,200
‫یعنی طرف حرفه‌ایه، احتمالا در حد مدیر یوبه.

151
00:09:32,250 --> 00:09:35,325
‫معلومه کسیه که برای رسیدن به هدفش،

152
00:09:35,375 --> 00:09:39,491
‫هیچ ابایی از قربانی کردن آدم‌های بی‌گناه نداره.

153
00:09:39,541 --> 00:09:42,283
‫اصلا هدف این کارها چیه؟

154
00:09:42,333 --> 00:09:45,041
‫مرگ اجتماعی کینگ‌فیشر؟

155
00:09:51,500 --> 00:09:57,166
‫به‌جای حمله مستقیم به من، دارن
‫افکار عمومی رو علیه کینگ‌فیشر می‌کنن؟

156
00:09:59,333 --> 00:10:01,825
‫اگه هدفشون اینه که
‫کینگ‌فیشر رو یه شرور جلوه بدن،

157
00:10:01,875 --> 00:10:03,825
‫دو تا قربانی کافی نیست.

158
00:10:03,875 --> 00:10:06,741
‫هرچی تعداد قربانی‌ها بیشتر باشه،
‫تاثیرش هم بیشتره.

159
00:10:06,791 --> 00:10:10,116
‫باید قبل از اینکه قربانی سومی داشته باشیم،
‫پیداش کنیم.

160
00:10:10,166 --> 00:10:13,283
‫کی یونگ‌دو، درباره چیزی که خواسته بودم تحقیق کردی؟

161
00:10:13,333 --> 00:10:15,408
‫آماده‌ست.

162
00:10:15,458 --> 00:10:17,325
‫این فیلم دوربین مداربسته از پرونده اوله.

163
00:10:17,375 --> 00:10:20,575
‫این فیلم درست قبل از تیراندازی گرفته شده.

164
00:10:20,625 --> 00:10:24,575
‫اون مرد معلول که این‌جوری خودش رو پوشونده چشه؟

165
00:10:24,625 --> 00:10:27,116
‫وسط تابستون گرمش نیست؟

166
00:10:27,166 --> 00:10:29,283
‫ممکنه عمدا صورتش رو پنهون کرده باشه؟

167
00:10:29,333 --> 00:10:33,283
‫به نظر میاد قربانی اول
‫بهش نزدیک شده تا کمکش کنه.

168
00:10:33,333 --> 00:10:37,200
‫قربانی قبلا با یه سازمان حمایت از
‫افراد معلول همکاری می‌کرد.

169
00:10:37,250 --> 00:10:42,116
‫ممکنه از این موضوع استفاده کرده باشه
‫تا قربانی رو به محل تیراندازی بکشونه.

170
00:10:42,166 --> 00:10:44,158
‫حدست درست بود.

171
00:10:44,208 --> 00:10:47,741
‫این فیلم دوربین مداربسته بیرون بیمارستان،
‫مربوط به همون صبحه.

172
00:10:47,791 --> 00:10:48,741
‫اوه، نگاه کن!

173
00:10:48,791 --> 00:10:51,158
‫باز همون مرد روی ویلچر هست.

174
00:10:51,208 --> 00:10:52,866
‫چرا باید اونجا می‌رفت؟

175
00:10:52,916 --> 00:10:55,658
‫به نظر نمیاد کار خاصی داشته باشه.

176
00:10:55,708 --> 00:10:57,458
‫«اگه می‌تونی منو بگیر.»

177
00:11:06,291 --> 00:11:09,166
‫داره ردپایی برامون می‌ذاره که دنبالش کنیم.

178
00:11:11,541 --> 00:11:13,408
‫باشه. بیاین دنبالش کنیم.

179
00:11:13,458 --> 00:11:17,366
‫آره. اگه دنبالش بریم،
‫بالاخره به رد قاتل هم می‌رسیم.

180
00:11:17,416 --> 00:11:20,158
‫باید قبل از اینکه قربانی
‫دیگه‌ای داشته باشیم، پیداش کنیم.

181
00:11:20,208 --> 00:11:21,533
‫می‌تونی انجامش بدی، درسته؟

182
00:11:21,583 --> 00:11:23,500
‫بله، متوجه شدم.

183
00:11:31,125 --> 00:11:34,075
‫نمی‌تونیم وارد محل حادثه بشیم.

184
00:11:34,125 --> 00:11:37,408
‫احتمالا بیمارستان هم بسته‌ست.

185
00:11:37,458 --> 00:11:39,658
‫محل حادثه رو بی‌خیال.

186
00:11:39,708 --> 00:11:41,450
‫از اونجا شروع کنیم.

187
00:11:41,500 --> 00:11:43,200
‫کجا؟
‫[کلینیک ارتوپدی اوه سونگ‌نام]

188
00:11:43,250 --> 00:11:47,408
‫چیزی درباره دکتر اوه سونگ‌نام،
‫مدیر اینجا، می‌دونی؟

189
00:11:47,458 --> 00:11:48,783
‫اوه سونگ‌نام؟

190
00:11:48,833 --> 00:11:52,541
‫نه، چیز زیادی درباره‌ش نشنیدم.

191
00:11:54,333 --> 00:11:56,291
‫[اوه سونگ‌نام، جراح ارتوپد]

192
00:11:57,666 --> 00:11:59,658
‫- اون دوربین مداربسته بیرونه، درسته؟
‫- بله.

193
00:11:59,708 --> 00:12:03,325
‫می‌تونیم فیلم سه روز
‫نزدیک زمان حادثه رو بررسی کنیم؟

194
00:12:03,375 --> 00:12:08,075
‫این اواخر شخص مشکوکی رو ندیدی
‫که این اطراف پرسه بزنه؟

195
00:12:08,125 --> 00:12:09,833
‫نه.

196
00:12:10,708 --> 00:12:11,658
‫بفرمایید.

197
00:12:11,708 --> 00:12:14,783
‫- یه کپی ازش می‌گیریم و برمی‌گردونیم.
‫- باشه.

198
00:12:14,833 --> 00:12:16,491
‫[در حال کپی]

199
00:12:16,541 --> 00:12:19,408
‫آقای لی، محل تیراندازی دوم رو پیدا کردن.

200
00:12:19,458 --> 00:12:21,700
‫ممنونم.

201
00:12:21,750 --> 00:12:22,741
‫- بریم.
‫- درسته.

202
00:12:22,791 --> 00:12:24,408
‫دکتر اوه سونگ‌نام.

203
00:12:24,458 --> 00:12:25,991
‫اوه، بله.

204
00:12:26,041 --> 00:12:30,575
‫یادتون میاد کسی همراهش بوده باشه؟

205
00:12:30,625 --> 00:12:34,366
‫مطمئن نیستم.
‫نه، یادم نمیاد.

206
00:12:34,416 --> 00:12:39,158
‫فکر کنم بیشترشون مردهایی
‫هم‌سن‌وسال خودش بودن.

207
00:12:39,208 --> 00:12:41,250
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

208
00:12:43,625 --> 00:12:47,408
‫پس یعنی دکترهای دیگه بودن؟

209
00:12:47,458 --> 00:12:50,366
‫خب، در این مورد مطمئن نیستم...

210
00:12:50,416 --> 00:12:51,783
‫اینجاست؟

211
00:12:51,833 --> 00:12:53,700
‫بله. طبق محاسبات مسیر گلوله،

212
00:12:53,750 --> 00:12:56,625
‫این تنها نقطه‌ایه که با در نظر گرفتن
‫خطای محاسبات جور درمیاد.

213
00:13:02,750 --> 00:13:04,533
‫ساختمون چند ماه پیش تکمیل شده،

214
00:13:04,583 --> 00:13:06,783
‫ولی هنوز خالیه، برای همین
‫دوربین‌های مداربسته فعال نبودن.

215
00:13:06,833 --> 00:13:09,833
‫واو. نمی‌دونم چطور تونسته
‫همچین جایی رو انتخاب کنه.

216
00:13:17,500 --> 00:13:18,908
‫ولی این واقعا عجیبه.

217
00:13:18,958 --> 00:13:21,075
‫چی؟

218
00:13:21,125 --> 00:13:23,033
‫محل حادثه اول هم دوربین مداربسته فعال نداشت.

219
00:13:23,083 --> 00:13:26,866
‫چرا به‌جای پاک کردن فیلم‌ها مثل دفعه قبل،
‫همچین جاهایی رو انتخاب کرده؟

220
00:13:26,916 --> 00:13:29,158
‫یه چیزی توی این ماجرا
‫اصلا شبیه کینگ‌فیشر نیست...

221
00:13:29,208 --> 00:13:31,241
‫دقیقا منظورت از شبیه کینگ‌فیشر چیه؟

222
00:13:31,291 --> 00:13:32,700
‫چی؟

223
00:13:32,750 --> 00:13:35,158
‫منظورم اینه که از همین کشتن
‫آدم‌های بی‌گناه شروع کنیم...

224
00:13:35,208 --> 00:13:37,200
‫چه آدم‌های گناهکار رو کشته باشه چه بی‌گناه رو،

225
00:13:37,250 --> 00:13:39,241
‫به‌هرحال یه نفر رو کشته.
‫باید دستگیرش کنیم.

226
00:13:39,291 --> 00:13:41,283
‫ما فقط باید کار خودمون رو انجام بدیم.

227
00:13:41,333 --> 00:13:43,041
‫باشه.

228
00:13:44,083 --> 00:13:47,333
‫وقتی دستگیرش کنیم،
‫می‌فهمیم کینگ‌فیشره یا نه.

229
00:13:50,416 --> 00:13:53,908
‫به نظر میاد اینجا هم مو پیدا شده.
‫اون طرف هم یه مقدار مو پیدا شده.

230
00:13:53,958 --> 00:13:56,708
‫مگه محل‌های تیراندازی همیشه تمیز نبودن؟

231
00:14:03,750 --> 00:14:08,750
‫لعنتی، کیه که این‌قدر دنبال مرگ خودش می‌گرده؟

232
00:14:13,708 --> 00:14:17,741
‫لعنتی، چطوری این عوضی رو گیر بندازم؟

233
00:14:17,791 --> 00:14:20,833
‫صبر کن فقط دستم بهش برسه.

234
00:14:27,625 --> 00:14:29,741
‫مدیر ته‌مین، چرا همین‌طوری نشستی؟

235
00:14:29,791 --> 00:14:31,750
‫باید یه کاری بکنی!

236
00:14:34,833 --> 00:14:37,825
‫کینگ‌فیشر ما داره به‌عنوان قاتل شناخته می‌شه.

237
00:14:37,875 --> 00:14:39,450
‫آبروی کینگ‌فیشر به باد رفته!

238
00:14:39,500 --> 00:14:41,033
‫شما دوتا از بچگی با هم دوست بودین.

239
00:14:41,083 --> 00:14:42,866
‫حالا می‌خوای همین‌طوری بشینی
‫و هیچ کاری نکنی؟

240
00:14:42,916 --> 00:14:46,241
‫الگوی رفت‌وآمدش تایید می‌کنه
‫که نزدیک محل جرم بوده،

241
00:14:46,291 --> 00:14:47,825
‫البته نه روز حادثه، یکی دو روز قبلش.

242
00:14:47,875 --> 00:14:49,533
‫اوه، چی می‌گه؟

243
00:14:49,583 --> 00:14:51,991
‫باشه، رسیدم.

244
00:14:52,041 --> 00:14:54,283
‫[یو بو نا]

245
00:14:54,333 --> 00:14:55,908
‫داری چی کار می‌کنی؟

246
00:14:55,958 --> 00:14:57,833
‫اتاق 1803.

247
00:14:59,791 --> 00:15:02,250
‫اوه هیون‌نام رو آرومش کن.

248
00:15:03,500 --> 00:15:04,616
‫از کلید به‌خوبی استفاده می‌کنم.

249
00:15:04,666 --> 00:15:06,416
‫[یو بو نا]

250
00:15:11,333 --> 00:15:13,708
‫پس بالاخره داشتی یه کاری می‌کردی.

251
00:15:14,500 --> 00:15:16,291
‫واقعا شما دوتا دوستین.

252
00:15:18,333 --> 00:15:20,958
‫ولی مدیر یو کجا رفت؟

253
00:15:22,666 --> 00:15:24,375
‫هان؟

254
00:15:58,500 --> 00:16:00,741
‫[شماره تماس مخفی]

255
00:16:00,791 --> 00:16:04,200
‫سورپرایز! سلام، دوست من.

256
00:16:04,250 --> 00:16:06,075
‫کفش‌هات رو عوض کردی؟

257
00:16:06,125 --> 00:16:09,325
‫با این هوای گرم نمیشد اونا رو پوشید.

258
00:16:09,375 --> 00:16:12,700
‫چیزی توی اتاق هست؟
‫منو می‌بینی؟

259
00:16:12,750 --> 00:16:14,158
‫چرا می‌پرسی؟

260
00:16:14,208 --> 00:16:16,450
‫می‌دونم چرا اومدی.

261
00:16:16,500 --> 00:16:17,533
‫ولی کار من نبود.

262
00:16:17,583 --> 00:16:20,825
‫می‌دونم. تیراندازی خیلی دقیق بود.

263
00:16:20,875 --> 00:16:24,333
‫تیراندازی تو که خیلی افتضاحه، مگه نه؟

264
00:16:25,541 --> 00:16:27,450
‫فقط به این خاطره که تو یه هیولایی.

265
00:16:27,500 --> 00:16:29,625
‫تیراندازی من اونقدرا بدک نیست.

266
00:16:30,291 --> 00:16:32,408
‫مامان فرستادت؟

267
00:16:32,458 --> 00:16:35,166
‫اگه مامان بشنوه اینو گفتی، ناراحت می‌شه.

268
00:16:35,875 --> 00:16:37,158
‫پس کی فرستادت؟

269
00:16:37,208 --> 00:16:43,325
‫کسی که می‌تونه از کینگ‌فیشر تقلید کنه
‫و می‌خواد نابودت کنه؟

270
00:16:43,375 --> 00:16:45,083
‫سرم شلوغه.

271
00:16:50,791 --> 00:16:53,791
‫بهت گفته بودم که اول خودت میای دنبالم.

272
00:17:50,083 --> 00:17:52,666
‫واقعا که، با این هیولاها...

273
00:17:54,250 --> 00:17:57,533
‫یو بو نا باید بیشتر حواسش به خودش باشه.

274
00:17:57,583 --> 00:17:59,533
‫اوه، این آدما اصلا حرف‌گوش‌کن نیستن.
‫[سالن مراسم ختم]

275
00:17:59,583 --> 00:18:01,908
‫برید بیرون دیگه!

276
00:18:01,958 --> 00:18:05,658
‫اگه باز پیداتون بشه، به پلیس زنگ می‌زنم.

277
00:18:05,708 --> 00:18:07,575
‫باورم نمی‌شه.
‫خدای من...

278
00:18:07,625 --> 00:18:09,333
‫برید داخل.

279
00:18:12,625 --> 00:18:16,491
‫آخرش بدون اینکه حتی با خانواده حرف بزنیم،
‫بیرونمون کردن.

280
00:18:16,541 --> 00:18:17,866
‫حداقل تونستیم تسلیت بگیم.

281
00:18:17,916 --> 00:18:20,491
‫و یه چیزی از حال‌وهوای
‫داخل اونجا دستگیرمون شد.

282
00:18:20,541 --> 00:18:25,333
‫حالا چی؟ جلوی در چادر بزنیم؟

283
00:18:28,958 --> 00:18:30,783
‫اونا محل تیراندازی دوم کینگ‌فیشر رو پیدا کردن.

284
00:18:30,833 --> 00:18:34,450
‫برو اونجا. ببین چیزی توی صحنه
‫پیدا می‌کنی یا نه. هرچی که شد.

285
00:18:34,500 --> 00:18:35,783
‫رئیس بود.

286
00:18:35,833 --> 00:18:38,908
‫می‌خواد ببینیم توی محل تیراندازی دوم
‫چیزی پیدا کردن یا نه.

287
00:18:38,958 --> 00:18:43,741
‫خبرنگارهایی که اونجا موندن
‫خودشون می‌تونن پوششش بدن.

288
00:18:43,791 --> 00:18:47,575
‫بذار پلیس دنبال تیرانداز باشه.
‫ما درباره قربانی‌ها تحقیق می‌کنیم.

289
00:18:47,625 --> 00:18:50,408
‫فردا بریم سراغ قربانی اول.

290
00:18:50,458 --> 00:18:51,408
‫- باشه، متوجه شدم.
‫- خب...

291
00:18:51,458 --> 00:18:53,616
‫مرد درستکار و قانون‌مداری بود.

292
00:18:53,666 --> 00:18:56,116
‫با بیمارانش مهربون بود.

293
00:18:56,166 --> 00:18:58,491
‫حتما توی خونه هم مرد خانواده‎‌دوستی بوده.

294
00:18:58,541 --> 00:19:00,616
‫هر سال به خارج از کشور سفر می‌کرد.

295
00:19:00,666 --> 00:19:05,491
‫پارسال رفته بود کامبوج
‫و امسال هم قصد داشت به بالی بره.

296
00:19:05,541 --> 00:19:09,033
‫آخه چرا باید کسی همچین مردی رو بکشه؟
‫ازدست این کینگ‌فیشر لعنتی.

297
00:19:09,083 --> 00:19:11,208
‫ای بابا، چه عوضی‌ای.

298
00:19:12,833 --> 00:19:15,408
‫تا همین چند وقت پیش
‫مثل یه قهرمان می‌پرستیدنش،

299
00:19:15,458 --> 00:19:19,166
‫حالا باهاش مثل دشمن شماره یک کشور رفتار می‌کنن.

300
00:19:48,666 --> 00:19:50,450
‫[مرغ سوخواری ته‌سونگ]

301
00:19:50,500 --> 00:19:52,208
‫خانم سه‌آه؟

302
00:20:10,833 --> 00:20:12,033
‫[اداره پلیس کلان‌شهر سئول]

303
00:20:12,083 --> 00:20:14,875
‫اداره پلیس کلان‌شهر سئول؟

304
00:20:15,625 --> 00:20:17,950
‫[این بار تا آخرش میریم
‫[کارگروه کینگ‌فیشر رسما تشکیل شد]

305
00:20:18,000 --> 00:20:20,000
‫[پرونده‌های قبلی با روش‌های جدید تحقیق
‫دوباره بررسی می‌شن]

306
00:20:33,041 --> 00:20:35,200
‫این دیگه چیه؟

307
00:20:35,250 --> 00:20:36,825
‫صبر کن، نگو خودت درستش کردی...

308
00:20:36,875 --> 00:20:39,450
‫نه، سون ایل درستش کرده.

309
00:20:39,500 --> 00:20:42,783
‫بازم می‌گم، من درستش نکردم.

310
00:20:42,833 --> 00:20:47,166
‫سون ایل برای تشکر بابت
‫افزایش فروش اینو درست کرده.

311
00:20:48,041 --> 00:20:49,491
‫حالا کی درستش کرده، چه فرقی می‌کنه؟

312
00:20:49,541 --> 00:20:51,866
‫اتفاقا هوس یه چیز تند کرده بودم. عالیه.

313
00:20:51,916 --> 00:20:53,325
‫باید بیشتر از اینجا سفارش بدم.

314
00:20:53,375 --> 00:20:55,700
‫واقعا می‌خوای به‌جای مرغ،
‫غذای سرخ‌شده بخوری، هان؟

315
00:20:55,750 --> 00:20:58,575
‫آخه کسی که هوس غذای تند کرده
‫چرا باید مرغ سفارش بده؟

316
00:20:58,625 --> 00:21:00,200
‫برای رسیدن به اینجا نزدیک بود بمیرم.

317
00:21:00,250 --> 00:21:02,033
‫به‌به!

318
00:21:02,083 --> 00:21:03,033
‫خوبه؟

319
00:21:03,083 --> 00:21:04,791
‫آره.

320
00:21:08,333 --> 00:21:09,408
‫پس...

321
00:21:09,458 --> 00:21:11,700
‫کار پلیس...

322
00:21:11,750 --> 00:21:14,166
‫واقعا سخته؟

323
00:21:15,541 --> 00:21:17,408
‫نگران منی؟

324
00:21:17,458 --> 00:21:18,783
‫آره.

325
00:21:18,833 --> 00:21:20,283
‫انگار نه انگار.
‫می‌خوای بمیری؟

326
00:21:20,333 --> 00:21:22,700
‫آره یا نه؟ فقط واقعیت رو بگو.

327
00:21:22,750 --> 00:21:24,708
‫«آره یا نه؟ فقط واقعیت رو بگو...»

328
00:21:29,458 --> 00:21:30,616
‫هان؟

329
00:21:30,666 --> 00:21:32,700
‫معاون مدیر کی، اینجا چی کار می‌کنی؟

330
00:21:32,750 --> 00:21:35,950
‫خب، آره...من از اینجا به اونجا نمی‌رفتم.

331
00:21:36,000 --> 00:21:38,616
‫داشتم از اونجا می‌اومدم اینجا
‫که فروشگاه رو دیدم.

332
00:21:38,666 --> 00:21:40,700
‫خیلی تشنه‌م.
‫آب معدنی می‌فروشن، درسته؟

333
00:21:40,750 --> 00:21:42,875
‫بله، می‌فروشن. فکر کنم.

334
00:21:48,750 --> 00:21:50,833
‫اومد فروشگاه.

335
00:21:59,750 --> 00:22:00,741
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت.

336
00:22:00,791 --> 00:22:02,500
‫منم همین‌طور.

337
00:22:03,166 --> 00:22:06,791
‫انگار خیلی دوست داری
‫توی کار بقیه دخالت کنی، هان؟

338
00:22:07,458 --> 00:22:09,500
‫ولی این بار دخالت نکردم.

339
00:22:13,541 --> 00:22:15,533
‫انگار داری خودتو از خستگی می‌کشی.

340
00:22:15,583 --> 00:22:18,533
‫خب، حداقل اضافه‌کاری بهت می‌دن؟

341
00:22:18,583 --> 00:22:22,741
‫حتی موهات رو هم نشستی.
‫کار پلیس داره بهت فشار میاره.

342
00:22:22,791 --> 00:22:25,000
‫حتی نمی‌ذارن غذا بخوری؟

343
00:22:25,750 --> 00:22:27,991
‫با غذا نخوردن وقتم رو ذخیره می‌کنم.

344
00:22:28,041 --> 00:22:30,075
‫این روزها دنبال یه هدف خیلی داغیم.

345
00:22:30,125 --> 00:22:32,200
‫امیدوارم دنبال آدم اشتباهی نباشی.

346
00:22:32,250 --> 00:22:33,450
‫اونوقت فکر می‌کنی درباره کی حرف می‌زنم؟

347
00:22:33,500 --> 00:22:36,291
‫کل دنیا دارن درباره‌ش حرف می‌زنن.

348
00:22:39,291 --> 00:22:41,408
‫فکر نمی‌کنی کینگ‌فیشر باشه؟

349
00:22:41,458 --> 00:22:43,325
‫چون سبک کارش نیست.

350
00:22:43,375 --> 00:22:45,958
‫حتی قاتل‌ها هم سبک خاص خودشون رو دارن؟

351
00:22:47,666 --> 00:22:51,241
‫توی کار ما بهش می‌گیم «الگو».

352
00:22:51,291 --> 00:22:53,283
‫الگو...

353
00:22:53,333 --> 00:22:56,325
‫خب، هدف‌ها عوض شدن.

354
00:22:56,375 --> 00:22:57,616
‫برای همینه که این بار هیچ پیامی نفرستاده.

355
00:22:57,666 --> 00:23:00,200
‫روش کینگ‌فیشر رو تقلید کرده،
‫ولی یه چیزیش فرق داره.

356
00:23:00,250 --> 00:23:02,958
‫پس هر دو به یک نتیجه رسیدیم؟

357
00:23:04,625 --> 00:23:06,700
‫من همچین چیزی نگفتم.

358
00:23:06,750 --> 00:23:08,950
‫ولی قیافه‌ت گفت.

359
00:23:09,000 --> 00:23:12,750
‫من قیافه آدما رو خوب می‌خونم.

360
00:23:15,916 --> 00:23:20,491
‫خب، انگار شما دوتا کاملا هم‌نظرین.

361
00:23:20,541 --> 00:23:25,158
‫حالا که حرفاتون تموم شد،
‫می‌تونم یه خبر مهم بهتون بدم؟

362
00:23:25,208 --> 00:23:27,658
‫- خبر مهم...
‫- چی؟

363
00:23:27,708 --> 00:23:29,416
‫من...

364
00:23:31,083 --> 00:23:32,616
‫می‌خوام پلیس بشم.

365
00:23:32,666 --> 00:23:34,950
‫می‌خوام پلیس بشم.

366
00:23:35,000 --> 00:23:36,033
‫- چی؟
‫- چی گفتی؟

367
00:23:36,083 --> 00:23:39,741
‫می‌خوام پلیس بشم و همه آدمای...

368
00:23:39,791 --> 00:23:41,408
‫- بد رو بگیرم.
‫- صبر کن، چرا از بین این همه شغل...

369
00:23:41,458 --> 00:23:43,208
‫جدی می‌گی؟
‫چه عالی!

370
00:23:44,750 --> 00:23:46,075
‫مگه باید از این کارش خوشحال باشیم؟

371
00:23:46,125 --> 00:23:48,241
‫- پس سعی کنم منصرفش کنم؟
‫- معلومه!

372
00:23:48,291 --> 00:23:50,158
‫- چرا؟
‫- خب...

373
00:23:50,208 --> 00:23:52,616
‫چون پلیس بودن خطرناکه.

374
00:23:52,666 --> 00:23:54,241
‫واسه کی؟
‫مجرم‌ها؟

375
00:23:54,291 --> 00:23:57,158
‫تازه باید چند سال درس بخونه
‫تا بتونه توی آزمون قبول بشه.

376
00:23:57,208 --> 00:23:59,158
‫اوه، یه برنامه جذب ویژه هم
‫برای رزمی‌کارها دارن.

377
00:23:59,208 --> 00:24:00,991
‫واقعا؟ همچین چیزی هم دارن؟

378
00:24:01,041 --> 00:24:02,241
‫- ببین، سه‌آه.
‫- بله؟

379
00:24:02,291 --> 00:24:03,325
‫- چی؟
‫- اگه یه کم بگردی، شاید...

380
00:24:03,375 --> 00:24:05,241
‫- بتونی یه کاری پیدا...
‫- من طرف توام، کوان سه‌دول!

381
00:24:05,291 --> 00:24:06,866
‫می‌دونی اگه پلیس بشی،
‫من می‌شم مافوقت، درسته؟

382
00:24:06,916 --> 00:24:08,116
‫اوه، خفه شو!

383
00:24:08,166 --> 00:24:10,616
‫جذب ویژه رزمی‌کارها؟
‫چطوریه؟

384
00:24:10,666 --> 00:24:13,991
‫این‌طوریه.
‫البته رقابت خیلی شدیده.

385
00:24:14,041 --> 00:24:16,408
‫اگه از یه مسابقه بین‌المللی مدال داشته باشی،
‫امتیاز بزرگیه.

386
00:24:16,458 --> 00:24:17,575
‫- تو که مدال نداری.
‫- نه، ولی توی کلی

387
00:24:17,625 --> 00:24:18,616
‫مسابقه داخلی برنده شدم.

388
00:24:18,666 --> 00:24:19,991
‫واقعا؟ پس بهترین شانست

389
00:24:20,041 --> 00:24:21,708
‫مسابقات جام رئیس پلیسه...

390
00:24:25,500 --> 00:24:27,708
‫اوه، این خوبه.

391
00:24:30,500 --> 00:24:33,166
‫چی شد که یهو همچین تصمیم بزرگی گرفتی؟

392
00:24:33,916 --> 00:24:35,658
‫به خاطر دوستت بود؟

393
00:24:35,708 --> 00:24:39,575
‫خب، اونم بی‌تاثیر نبود.

394
00:24:39,625 --> 00:24:45,033
‫ولی بیشتر از اون،
‫فکر می‌کنم پلیس بودن شغل خوبیه.

395
00:24:45,083 --> 00:24:47,833
‫ولی چرا یهو...

396
00:24:49,083 --> 00:24:53,783
‫حس کردم قلبم تندتر می‌زنه.

397
00:24:53,833 --> 00:24:57,116
‫وقتی دفعه قبل اون مهاجما رو گرفتم.

398
00:24:57,166 --> 00:25:01,208
‫و وقتی اخیرا اون کلاهبردار تلفنی رو گرفتم.

399
00:25:03,750 --> 00:25:09,075
‫معاون مدیر کی، اون روز، وقتی بهم گفتی دوستم داری.

400
00:25:09,125 --> 00:25:10,075
‫اون موقع من...

401
00:25:10,125 --> 00:25:12,283
‫آره، می‌دونم.

402
00:25:12,333 --> 00:25:14,950
‫منظور خاصی از حرفت نداشتی.
‫همین‌طوری گفتی.

403
00:25:15,000 --> 00:25:20,741
‫کی جدی میاد همچین حرفی رو
‫به زنی بزنه که فقط چند بار دیده؟

404
00:25:20,791 --> 00:25:24,450
‫اون شب اتفاقی سونگ‌هون رو دیدم.

405
00:25:24,500 --> 00:25:26,366
‫ازش خواستم باهام به گیم‌نت بریم،

406
00:25:26,416 --> 00:25:29,491
‫ولی گفت فردا باید سر کار بره و رفت.

407
00:25:29,541 --> 00:25:33,616
‫اولش یکم رو اعصابم بود،
‫ولی یهو یه چیزی به ذهنم رسید...

408
00:25:33,666 --> 00:25:36,783
‫«من به این سن رسیدم،

409
00:25:36,833 --> 00:25:41,075
‫ولی حتی یه کاری ندارم، حرفه‌ای ندارم،

410
00:25:41,125 --> 00:25:44,408
‫و نقش خودم رو توی جامعه ایفا نمی‌کنم.»

411
00:25:44,458 --> 00:25:47,000
‫مگه توی مقطع تحصیلات تکمیلی نیستی؟

412
00:25:47,833 --> 00:25:51,450
‫فقط چون به رشته‌م مربوط می‌شد،
‫رفتم تحصیلات تکمیلی.

413
00:25:51,500 --> 00:25:54,783
‫داشتم فکر می‌کردم با زندگیم باید چی کار کنم،

414
00:25:54,833 --> 00:25:58,491
‫که یهو اون لحظه یادم اومد.

415
00:25:58,541 --> 00:26:05,375
‫همون لحظه‌ای که بعد از گرفتن اون خلافکارها،
‫قلبم تند تند می‌زد.

416
00:26:07,083 --> 00:26:12,533
‫من توی کار خاصی استعداد ندارم
‫و جودو تنها چیزیه که واقعا دارم.

417
00:26:12,583 --> 00:26:14,241
‫ولی اگه ازش استفاده کنم،

418
00:26:14,291 --> 00:26:19,791
‫شاید بتونم دنیا رو یه ذره جای بهتری کنم؟

419
00:26:21,208 --> 00:26:26,866
‫سه‌آه، فکر می‌کنی قانون و پلیس
‫می‌تونن از همه محافظت کنن؟

420
00:26:26,916 --> 00:26:30,825
‫تا وقتی پلیس نباشی،
‫نمی‌تونی مجرم‌ها رو دستگیر کنی.

421
00:26:30,875 --> 00:26:33,241
‫راه دیگه‌ای هم برای مجازاتشون
‫از طریق قانون وجود نداره، درسته؟

422
00:26:33,291 --> 00:26:35,075
‫اگه یه راه دیگه وجود داشته باشه چی؟

423
00:26:35,125 --> 00:26:38,533
‫- چی؟
‫- شاید یه جایی توی این دنیا،

424
00:26:38,583 --> 00:26:41,241
‫آدم‌هایی باشن که این کارو
‫به یه روش دیگه انجام می‌دن.

425
00:26:41,291 --> 00:26:44,866
‫با همون هدف بهتر کردن دنیا،

426
00:26:44,916 --> 00:26:47,991
‫محافظت از آدم‌هایی که پلیس نمی‌تونه
‫ازشون محافظت کنه

427
00:26:48,041 --> 00:26:51,125
‫و مجازات آدم‌هایی که از مجازات...

428
00:26:53,500 --> 00:26:55,208
‫قانونی فرار می‌کنن.

429
00:27:21,125 --> 00:27:26,958
‫کسی که می‌تونه از کینگ‌فیشر تقلید کنه
‫و می‌خواد نابودت کنه؟

430
00:27:43,625 --> 00:27:46,533
‫یول بالاخره خوابش برد.
‫دو تا کتاب کامل براش خوندم.

431
00:27:46,583 --> 00:27:49,283
‫معلومه. فکر کردم همراهش خوابت برده.

432
00:27:49,333 --> 00:27:52,491
‫عزیزم، اینو که تموم کنیم،
‫دیگه کارمون برای امروز تمومه.

433
00:27:52,541 --> 00:27:55,333
‫پس یه چیز خنک بخوریم؟

434
00:27:56,583 --> 00:27:58,700
‫مثلا نوشیدنی؟

435
00:27:58,750 --> 00:28:00,458
‫- نوشیدنی؟
‫- آره.

436
00:28:02,958 --> 00:28:07,200
‫شنیدم نوشیدنی بعد از
‫خوابوندن بچه‌ها خیلی می‌چسبه.

437
00:28:07,250 --> 00:28:09,000
‫- خوابوندن بچه‌ها؟
‫- آره.

438
00:28:09,791 --> 00:28:10,741
‫یعنی دیگه شیفت پدر و مادری تموم شده؟

439
00:28:10,791 --> 00:28:14,750
‫پس این همون چیزیه که می‌گن خستگی
‫و استرس کل روز رو از تنت درمیاره.

440
00:28:16,666 --> 00:28:18,666
‫اوه، چه حالی می‌ده.

441
00:28:19,916 --> 00:28:23,708
‫اوه، انگار تمام استرس جمع‌شده‌م
‫یه‌دفعه آب می‌شه.

442
00:28:27,916 --> 00:28:30,750
‫حالا می‌فهمم چرا مردم
‫این‌قدر دوست دارن اینو بخورن.

443
00:28:32,583 --> 00:28:36,783
‫ولی می‌دونی چیه؟
‫یول انگار خیلی از اولین پروازش ذوق کرده.

444
00:28:36,833 --> 00:28:38,616
‫کل روز داشت درباره‌ش حرف می‌زد.

445
00:28:38,666 --> 00:28:41,075
‫«مامان، ما توی آسمون پرواز کردیم، مگه نه؟»

446
00:28:41,125 --> 00:28:44,033
‫«ابرهای پف‌کرده خیلی قشنگ بودن، مگه نه؟»

447
00:28:44,083 --> 00:28:46,700
‫«از بالای آسمون اقیانوس رو
‫هم دیدیم، مگه نه؟»

448
00:28:46,750 --> 00:28:49,991
‫خوشبختانه اصلا از پرواز نترسید.

449
00:28:50,041 --> 00:28:52,158
‫باید به‌زودی دوباره با هواپیما ببریمش یه جایی.

450
00:28:52,208 --> 00:28:56,575
‫یول خیلی...پرجنب‌وجوشه، می‌دونی؟

451
00:28:56,625 --> 00:28:57,866
‫و زود هم نمی‌ترسه.

452
00:28:57,916 --> 00:29:01,533
‫شاید بد نباشه یه فعالیت پرتحرک‌تر رو
‫امتحان کنه، اینطور فکر نمی‌کنی؟

453
00:29:01,583 --> 00:29:03,291
‫مثلا بگیم...

454
00:29:04,750 --> 00:29:06,416
‫شنا،

455
00:29:07,416 --> 00:29:10,033
‫تکواندو یا اسکی؟

456
00:29:10,083 --> 00:29:12,991
‫اسنوبورد یکم از اسکی هیجان‌انگیزتر نیست؟

457
00:29:13,041 --> 00:29:15,033
‫از چیزای ترسناک خوشش میاد.

458
00:29:15,083 --> 00:29:17,250
‫- تو چی؟
‫- هان؟

459
00:29:19,250 --> 00:29:21,625
‫تو چیزی نیست که دلت بخواد انجام بدی؟

460
00:29:23,500 --> 00:29:28,291
‫از وقتی با تو آشنا شدم،
‫هر کاری که دلم می‌خواست  انجام دادم

461
00:29:31,625 --> 00:29:34,450
‫کدومش رو بیشتر از همه دوست داشتی؟

462
00:29:34,500 --> 00:29:36,741
‫همه‌شون رو دوست داشتم.

463
00:29:36,791 --> 00:29:38,500
‫از تک‌تک لحظه‌هاش لذت بردم.

464
00:29:41,458 --> 00:29:46,241
‫باهم قدم زدن و حرف زدن،
‫وقتی از بین گل‌ها رد می‌شدیم.

465
00:29:46,291 --> 00:29:49,408
‫و اون همه پیک‌نیک کنار رودخونه هان.

466
00:29:49,458 --> 00:29:53,908
‫و هر یکشنبه که آشپزی می‌کردی
‫و نودل لوبیای سیاه درست می‌کردی؟

467
00:29:53,958 --> 00:29:58,616
‫و اون همه فیلم ترسناک نصفه‌شبی
‫که ازشون بدت می‌اومد.

468
00:29:58,666 --> 00:30:01,658
‫همه اون سلفی‌های قشنگی که با هم گرفتیم.

469
00:30:01,708 --> 00:30:03,375
‫همه این چیزها.

470
00:30:05,250 --> 00:30:08,250
‫خب، اینا که همشون چیزای معمولی بودن.

471
00:30:09,000 --> 00:30:11,458
‫برای من همه‌شون خاص بودن.

472
00:30:12,958 --> 00:30:16,458
‫هنوز کلی کار هست که می‌خوام با تو انجام بدم.

473
00:30:17,583 --> 00:30:19,291
‫واقعا؟

474
00:30:20,291 --> 00:30:26,916
‫یه کارایی که قبلا انجام ندادیم.
‫چیزای بهتر و خاص‌تر.

475
00:30:27,541 --> 00:30:31,750
‫بیا همه‌شون رو دونه‌دونه با هم انجام بدیم.

476
00:30:32,791 --> 00:30:34,575
‫باشه.

477
00:30:34,625 --> 00:30:36,416
‫باهم انجامش میدیم.

478
00:30:52,208 --> 00:30:54,625
‫[اداره پلیس کلان‌شهر سئول]

479
00:31:04,416 --> 00:31:05,700
‫آقای لی، اینم نتایج تحلیل شواهد
‫[گزارش تحلیل شواهد به‌جامانده]

480
00:31:05,750 --> 00:31:07,666
‫به‌جامونده از صحنه‌های جرم.

481
00:31:09,125 --> 00:31:10,158
‫امکان نداره!

482
00:31:10,208 --> 00:31:11,491
‫چرا؟ چی شده؟

483
00:31:11,541 --> 00:31:15,250
‫توی هر دو محل تیراندازی، موهایی پیدا شده
‫که دی‌ان‌ای‌شون مطابقت داره؟

484
00:31:16,000 --> 00:31:18,700
‫- چی؟
‫- هیچ تطابقی با پایگاه داده پلیس نداره...

485
00:31:18,750 --> 00:31:20,991
‫ولی حداقل مشخصاتش رو داریم؟
‫جنسیتش چی؟

486
00:31:21,041 --> 00:31:22,575
‫اوه، اینجاست!

487
00:31:22,625 --> 00:31:25,875
‫زن، حدودا سی‌ساله؟

488
00:31:28,916 --> 00:31:30,825
‫واو. این دیگه چیه؟

489
00:31:30,875 --> 00:31:32,583
‫اگه زن باشه...
‫[زن، حدودا سی‌ساله]

490
00:31:33,291 --> 00:31:36,083
‫ممکنه همون کسی باشه که اون جیب‌بر دیده بود؟

491
00:31:39,333 --> 00:31:41,325
‫مشخصات ظاهری، لباس و ویلچر اون مرد رو

492
00:31:41,375 --> 00:31:42,575
‫وارد برنامه جست‌وجو کردیم و چند روز

493
00:31:42,625 --> 00:31:45,366
‫حرکت‌هاش رو با دوربین‌های مداربسته دنبال کردیم.

494
00:31:45,416 --> 00:31:46,908
‫یه چیز غیرعادی پیدا کردم.

495
00:31:46,958 --> 00:31:48,666
‫چی؟

496
00:31:49,416 --> 00:31:54,041
‫مدام توی این محدوده رفت‌وآمد می‌کرد،
‫برای همین حرکاتش رو زیر نظر گرفتم.

497
00:31:55,250 --> 00:31:57,291
‫این چیزیه که پیدا کردم.

498
00:31:58,500 --> 00:32:01,491
‫به اون جزیره رفت و چند بار دور تا دورش چرخید.

499
00:32:01,541 --> 00:32:03,616
‫فکر کنم یه جور پیامه.

500
00:32:03,666 --> 00:32:06,533
‫قسمت پایینش شبیه هلال ماهه.

501
00:32:06,583 --> 00:32:10,741
‫قسمت بالاش چشمه
‫و قسمت پایینش ابرو؟

502
00:32:10,791 --> 00:32:12,325
‫ممکنه همچین چیزی باشه؟

503
00:32:12,375 --> 00:32:15,791
‫قربانی‌ها، چشم‌ها.

504
00:32:16,833 --> 00:32:18,658
‫اوه، راست می‌گی.

505
00:32:18,708 --> 00:32:23,200
‫این بار هر دو قربانی از ناحیه چشم
‫هدف قرار گرفتن، مگه نه؟

506
00:32:23,250 --> 00:32:28,616
‫با توجه به آدم‌مون در داخل پلیس،
‫ممکنه این قضیه به پرونده مربوط باشه؟

507
00:32:28,666 --> 00:32:31,625
‫نقطه ضعف هر حیوانی...

508
00:32:32,458 --> 00:32:34,166
‫چشمشه.

509
00:32:40,833 --> 00:32:46,625
‫کسی که از کینگ‌فیشر تقلید می‌کنه
‫و می‌خواد نابودش کنه.

510
00:32:48,125 --> 00:32:50,783
‫ردیابی یه شماره مخفی چقدر طول می‌کشه؟

511
00:32:50,833 --> 00:32:52,616
‫اگه شماره اصلی هنوز توی شبکه ثبت شده باشه،

512
00:32:52,666 --> 00:32:54,200
‫ممکنه فقط 15 دقیقه طول بکشه.

513
00:32:54,250 --> 00:32:56,166
‫تا ده دقیقه دیگه می‌خوامش.

514
00:32:57,958 --> 00:32:59,750
‫اگه زودتر بشه که چه بهتر.

515
00:33:10,791 --> 00:33:12,500
‫الان کجایی؟

516
00:33:27,875 --> 00:33:32,750
‫[تابستان 2008، روسیه]

517
00:33:45,458 --> 00:33:46,616
‫رئیس داره شام می‌خوره.

518
00:33:46,666 --> 00:33:48,366
‫اینوقت دیر داره شام می‌خوره، هان؟

519
00:33:48,416 --> 00:33:52,908
‫چطور این عوضی بعد قتل‌عام یه خانواده،
‫می‌تونه با خیال راحت غذا بخوره؟

520
00:33:52,958 --> 00:33:54,908
‫حیفه این غذای خوب.

521
00:33:54,958 --> 00:33:56,450
‫بیا کارو تموم کنیم و بریم.

522
00:33:56,500 --> 00:33:59,283
‫حتی محکوم‌های اعدامی هم
‫غذای آخرشون رو می‌خورن.

523
00:33:59,333 --> 00:34:00,450
‫فقط صبر کن.

524
00:34:00,500 --> 00:34:04,250
‫این مشکل خودته.

525
00:34:05,083 --> 00:34:07,916
‫اگه برات سخته، خودم انجامش می‌دم.

526
00:34:08,583 --> 00:34:12,083
‫یه عوضی مثل اون لیاقت
‫یه گلوله توی چشمش رو داره.

527
00:34:18,916 --> 00:34:20,575
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

528
00:34:20,625 --> 00:34:22,908
‫اوه، اینو میگی؟

529
00:34:22,958 --> 00:34:25,575
‫خوشم اومد، برای همین تتوش کردم.

530
00:34:25,625 --> 00:34:27,533
‫درست مثل اون ضرب‌المثل.

531
00:34:27,583 --> 00:34:30,575
‫نقطه ضعف هر حیوانی...

532
00:34:30,625 --> 00:34:31,825
‫چشمشه.

533
00:34:31,875 --> 00:34:34,416
‫چطوره؟ خیلی خفنه، مگه نه؟

534
00:34:35,333 --> 00:34:37,250
‫حواست به اطراف باشه.

535
00:34:38,166 --> 00:34:39,200
‫شامش تموم شد.

536
00:34:39,250 --> 00:34:40,958
‫داره می‌ره.

537
00:34:53,875 --> 00:34:55,033
‫ماموریت با موفقیت انجام شد.

538
00:34:55,083 --> 00:34:56,783
‫خسته نباشی.

539
00:34:56,833 --> 00:34:58,541
‫جمع‌وجور کنی و برگرد.

540
00:35:08,625 --> 00:35:11,700
‫اوه، نه. یه شاهد داریم.

541
00:35:11,750 --> 00:35:12,700
‫تو باید دختر رئیس باشی.

542
00:35:12,750 --> 00:35:14,875
‫لیلا، صبر کن، بذار من...

543
00:35:24,583 --> 00:35:26,491
‫عقلت رو از دست دادی؟

544
00:35:26,541 --> 00:35:27,991
‫می‌فهمی چه غلطی کردی؟

545
00:35:28,041 --> 00:35:30,533
‫چی؟ کشتن بچه رو میگی؟

546
00:35:30,583 --> 00:35:32,458
‫یا توی چشمش زدن رو میگی؟

547
00:35:36,375 --> 00:35:39,741
‫«هر شاهدی رو فورا از بین ببرید.»

548
00:35:39,791 --> 00:35:41,616
‫من فقط از دستورات پیروی کردم.

549
00:35:41,666 --> 00:35:45,208
‫مگه چشم، نقطه ضعف یه شاهد نیست؟

550
00:35:45,875 --> 00:35:48,833
‫کی همچین دستوری داده؟

551
00:35:49,875 --> 00:35:54,783
‫«اسمت وقتی می‌میری،
‫فقط روی سنگ قبرت می‌مونه.»

552
00:35:54,833 --> 00:36:00,083
‫«ولی گناه‌هات حتی بعد از مرگت هم
‫به بچه‌هات منتقل می‌شن.»

553
00:36:06,833 --> 00:36:08,366
‫اون فقط یه بچه بود.

554
00:36:08,416 --> 00:36:11,158
‫هیچ سلاحی نداشت و حتی جیغ هم نزد.

555
00:36:11,208 --> 00:36:13,783
‫فقط یه دختر کوچولوی ترسیده بود.

556
00:36:13,833 --> 00:36:16,325
‫شنیدم دختر اون بوده.

557
00:36:16,375 --> 00:36:17,950
‫اون بچه بی‌گناه بود.

558
00:36:18,000 --> 00:36:22,533
‫باباش آدم‌های بی‌گناه زیادی رو کشته بود.

559
00:36:22,583 --> 00:36:24,200
‫بعضی‌هاشون هم بچه بودن.

560
00:36:24,250 --> 00:36:26,575
‫همیشه اینو می‌گفتی.

561
00:36:26,625 --> 00:36:29,491
‫فکر می‌کردم فقط می‌خوای هشدار بدی.

562
00:36:29,541 --> 00:36:31,491
‫ما هیچ‌وقت همچین کاری نکرده بودیم.

563
00:36:31,541 --> 00:36:33,700
‫چون هیچ‌وقت گیر نیفتاده بودیم.

564
00:36:33,750 --> 00:36:37,283
‫یه شاهد، بالاخره تبدیل به یه صدا می‌شه.

565
00:36:37,333 --> 00:36:39,750
‫و اون صدا، فریاد انتقامه.

566
00:36:43,000 --> 00:36:45,250
‫ممکن بود کشته بشی.

567
00:36:47,500 --> 00:36:50,450
‫پس باید به‌جاش منو می‌کشتی.

568
00:36:50,500 --> 00:36:53,241
‫«اون بچه‌ها دیگه در امانن.»

569
00:36:53,291 --> 00:36:55,866
‫«تو نجاتشون دادی.»

570
00:36:55,916 --> 00:37:00,408
‫وقتی هشت سالم بود اینو بهم گفتی.

571
00:37:00,458 --> 00:37:02,491
‫- آره، گفتم.
‫- یادم نمیاد

572
00:37:02,541 --> 00:37:06,783
‫گفته باشی که برای نجات یه نفر،
‫کشتن آدمای بی‌گناه مشکلی نداره.

573
00:37:06,833 --> 00:37:08,541
‫واقعا؟

574
00:37:12,500 --> 00:37:17,241
‫امروز مهم‌ترین قانونی رو که قرار بود
‫ازش پیروی کنیم، زیر پا گذاشتیم.

575
00:37:17,291 --> 00:37:19,750
‫مامان، تو این قضیه رو مثل من نمی‌بینی.

576
00:37:20,375 --> 00:37:22,083
‫درست میگم؟

577
00:37:24,583 --> 00:37:26,291
‫خب؟

578
00:37:29,541 --> 00:37:34,241
‫از اینکه این همه سال بزرگم کردی
‫و همه‌چیز بهم یاد دادی، ممنونم.

579
00:37:34,291 --> 00:37:37,583
‫فکر می‌کردم یه روز فرصت پیدا کنم
‫محبت‌هات رو جبران کنم.

580
00:37:43,583 --> 00:37:45,291
‫مواظب خودت باش.

581
00:37:55,500 --> 00:37:57,750
‫زودتر از چیزی که فکر می‌کردم پیدام کردی.

582
00:37:58,625 --> 00:38:00,866
‫از قبل می‌دونستی.

583
00:38:00,916 --> 00:38:03,583
‫برای همین اومدی کره.

584
00:38:05,708 --> 00:38:07,491
‫داری بهش کمک می‌کنی؟

585
00:38:07,541 --> 00:38:09,458
‫یا داری دنبالش می‌گردی؟

586
00:38:11,625 --> 00:38:14,208
‫هر بار هم از دستم در می‌ره؟

587
00:38:15,666 --> 00:38:18,458
‫سئول از چیزی که فکر می‌کردم بزرگ‌تره، نه؟

588
00:38:19,750 --> 00:38:21,783
‫دلیلش چیه؟

589
00:38:21,833 --> 00:38:24,616
‫دلیل اینکه لیلا با من این کارو می‌کنه.

590
00:38:24,666 --> 00:38:27,708
‫خلاصه‌ش رو می‌خوای یا داستان کاملش رو؟

591
00:38:29,166 --> 00:38:31,125
‫خلاصه‌ش؟

592
00:38:34,208 --> 00:38:36,333
‫خب، ازت کینه داره؟

593
00:38:40,500 --> 00:38:42,375
‫منظورت چیه؟

594
00:38:42,958 --> 00:38:44,116
‫چرا باید از من کینه داشته باشه؟

595
00:38:44,166 --> 00:38:46,083
‫اتفاقی،

596
00:38:46,708 --> 00:38:48,958
‫یه چیزی دیدم.

597
00:38:50,166 --> 00:38:52,325
‫وقتی شنیدم شما دوتا با هم کار می‌کنین،

598
00:38:52,375 --> 00:38:56,916
‫کنجکاو شدم و اون روز
‫بدون اینکه بفهمین، دنبالتون کردم.

599
00:39:00,291 --> 00:39:04,991
‫اون دختر رو به‌وضوح دید،
‫ولی چرا بهت چیزی نگفت؟

600
00:39:05,041 --> 00:39:07,616
‫- ماموریت با موفقیت انجام شد.
‫- خسته نباشی.

601
00:39:07,666 --> 00:39:09,333
‫جمع‌وجور کنی و برگرد.

602
00:39:13,791 --> 00:39:16,283
‫اوه، نه. یه شاهد داریم.

603
00:39:16,333 --> 00:39:19,083
‫- تو باید دختر رئیس باشی.
‫- لیلا، صبر کن، بذار من...

604
00:39:21,458 --> 00:39:23,283
‫همون لحظه فهمیدم.

605
00:39:23,333 --> 00:39:25,033
‫اون دختر چیزی

606
00:39:25,083 --> 00:39:28,366
‫- جز طعمه‌ای نبود که توی دام لیلا افتاده بود.
‫- دیوونه شدی؟

607
00:39:28,416 --> 00:39:31,116
‫لیلا عمدا گذاشت اون دختر تو رو ببینه.

608
00:39:31,166 --> 00:39:32,875
‫مواظب خودت باش.

609
00:39:48,208 --> 00:39:52,825
‫اگه قراره طوری رفتار کنی که انگار یه
‫دستت رو از دست دادی، باید جلوشو می‌گرفتی.

610
00:39:52,875 --> 00:39:56,616
‫اون با میل و انتخاب خودش وارد این زندگی شد.

611
00:39:56,666 --> 00:40:00,416
‫قول داده بودم هر وقت بخواد،
‫می‌تونه از این زندگی بیرون بره.

612
00:40:04,333 --> 00:40:06,700
‫چرا بهش نگفتی؟

613
00:40:06,750 --> 00:40:09,083
‫که تو هیچ‌وقت چنین دستوری ندادی؟

614
00:40:10,333 --> 00:40:11,825
‫چون مطمئن نبودم.

615
00:40:11,875 --> 00:40:15,408
‫چون مطمئن نبودم اگه واقعا یه شاهد پیدا بشه،

616
00:40:15,458 --> 00:40:21,075
‫بتونم همون دستور رو بدم.

617
00:40:21,125 --> 00:40:24,116
‫یه مربی که سعی می‌کنه
‫از شاگردش محافظت کنه،

618
00:40:24,166 --> 00:40:28,000
‫و شاگردی که ترجیح می‌ده خودش بمیره.

619
00:40:30,291 --> 00:40:32,500
‫به هر حال، قرار نبود
‫خیلی بیشتر از این ادامه پیدا کنه.

620
00:40:34,500 --> 00:40:38,625
‫گاهی هم اون مربی من بود.

621
00:40:40,291 --> 00:40:42,250
‫از این به بعد مراقبش باش.

622
00:40:44,083 --> 00:40:45,575
‫مراقب کی؟

623
00:40:45,625 --> 00:40:46,783
‫یو بو نا.

624
00:40:46,833 --> 00:40:49,866
‫اینکه کجا می‌ره، چه کار می‌کنه

625
00:40:49,916 --> 00:40:51,283
‫و اینکه در امانه یا نه.

626
00:40:51,333 --> 00:40:54,658
‫لیلا به خاطر اون ماجرا از سازمان اخراج شد.

627
00:40:54,708 --> 00:40:59,741
‫به جنوب شرق آسیا رفت و حالا به‌عنوان
‫قاتل اجیرشده کار می‌کنه و مشتری هم کم نداره.

628
00:40:59,791 --> 00:41:03,575
‫می‌دونی یعنی چی، مگه نه؟
‫پول می‌گیره تا آدم بکشه.

629
00:41:03,625 --> 00:41:07,708
‫بعدا فهمیدیم که اخیرا به کره برگشته.

630
00:41:08,750 --> 00:41:10,825
‫مامان فرستادت؟

631
00:41:10,875 --> 00:41:13,616
‫ببخشید که این مدت یکم اوضاع رو آشفته کردم.

632
00:41:13,666 --> 00:41:17,450
‫مامانم شاگردش رو بیشتر
‫از پسر خودش دوست داره،

633
00:41:17,500 --> 00:41:20,325
‫خب پسرش حق نداره یکم از این بابت دلخور باشه؟

634
00:41:20,375 --> 00:41:22,666
‫اگه کینگ‌فیشر هدف اول بوده،

635
00:41:24,208 --> 00:41:26,241
‫پس من باید هدف بعدی باشم.

636
00:41:26,291 --> 00:41:28,366
‫خب،

637
00:41:28,416 --> 00:41:31,916
‫واقعا فکر می‌کنی من نمی‌دونم چی توی ذهنته؟

638
00:41:36,833 --> 00:41:38,750
‫نقاط ضعفت.

639
00:41:41,666 --> 00:41:44,366
‫هیچ‌وقت به برگشتن فکر نکردی؟

640
00:41:44,416 --> 00:41:45,908
‫مامان...

641
00:41:45,958 --> 00:41:48,416
‫فکر کنم هنوز منتظرته.

642
00:41:51,166 --> 00:41:53,250
‫گفتی اطلاعات منو براش فرستادی.

643
00:41:53,916 --> 00:41:55,825
‫احتمالا از قبل می‌دونه.

644
00:41:55,875 --> 00:41:58,166
‫می‌دونه که برنمی‌گردم.

645
00:42:00,458 --> 00:42:02,250
‫سلام منو بهش برسون.

646
00:42:07,333 --> 00:42:09,708
‫حتما خیلی ناامید شده.

647
00:42:13,958 --> 00:42:15,575
‫پیداش کردی؟

648
00:42:15,625 --> 00:42:17,658
‫نه. خودم می‌رم.

649
00:42:17,708 --> 00:42:19,958
‫موقعیتش رو برام بفرست.

650
00:42:48,250 --> 00:42:51,658
‫خانم هی‌سون، درسته؟
‫شما پیش یول هستین، درسته؟

651
00:42:51,708 --> 00:42:53,825
‫اوه، آره. تازه از مهدکودک اومدیم بیرون.

652
00:42:53,875 --> 00:42:55,283
‫چیز عجیبی که ندیدی؟

653
00:42:55,333 --> 00:42:57,658
‫مثلا یه آدم مشکوک اون اطراف پرسه نمی‌زد؟

654
00:42:57,708 --> 00:43:00,075
‫نه، اصلا. چرا؟
‫چرا می‌پرسی؟

655
00:43:00,125 --> 00:43:01,491
‫اوه، همینطوری.

656
00:43:01,541 --> 00:43:05,533
‫می‌تونی مستقیم بری خونه؟
‫الان میام دنبالش.

657
00:43:05,583 --> 00:43:07,750
‫باشه. بریم.

658
00:43:08,416 --> 00:43:10,458
‫[زندگیم]

659
00:43:40,000 --> 00:43:41,908
‫یه بار یکی ازم پرسید...

660
00:43:41,958 --> 00:43:43,533
‫اگه...

661
00:43:43,583 --> 00:43:47,583
‫اگه چیزایی که بیشتر از همه برات
‫مهمن رو از دست بدی، چی کار می‌کنی؟

662
00:43:48,958 --> 00:43:50,666
‫نمی‌دونم.

663
00:43:51,458 --> 00:43:53,541
‫هیچ‌وقت بهش فکر نکردم.

664
00:43:54,791 --> 00:43:56,283
‫چون باور ندارم همچین اتفاقی هیچ‌وقت بیفته.

665
00:43:56,333 --> 00:44:01,083
‫راستش، بعضی وقت‌ها سعی می‌کنم
‫زندگی بدون ته‌سونگ رو تصور می‌کنم.

666
00:44:02,541 --> 00:44:06,208
‫و هر بار، نمی‌تونم هیچ آینده‌ای بدون اون تصور کنم.

667
00:44:06,833 --> 00:44:09,033
‫انگار که...

668
00:44:09,083 --> 00:44:11,458
‫قلبم از تپش افتاده.

669
00:44:12,166 --> 00:44:13,533
‫زندگی بدون ته‌سونگ...

670
00:44:13,583 --> 00:44:14,658
‫[زندگیم]

671
00:44:14,708 --> 00:44:17,825
‫مثل مرگ می‌مونه، نه؟

672
00:44:17,875 --> 00:44:19,325
‫چون عاشقشم.

673
00:44:19,375 --> 00:44:20,575
‫[نقسم]

674
00:44:20,625 --> 00:44:22,616
‫چون خیلی دوستش دارم.

675
00:44:22,666 --> 00:44:24,708
‫[زندگیم]

676
00:44:33,500 --> 00:44:34,825
‫چند وقته رفته داخل؟

677
00:44:34,875 --> 00:44:37,033
‫پنج دقیقه پیش رفت داخل.
‫هنوز بیرون نیومده.

678
00:44:37,083 --> 00:44:38,791
‫واقعا؟

679
00:44:53,750 --> 00:44:56,200
‫لعنتی، این عوضی...

680
00:44:56,250 --> 00:44:57,958
‫تازه بیرون رفته.

681
00:45:02,708 --> 00:45:05,616
‫[نات تودی]

682
00:45:05,666 --> 00:45:07,158
‫[سرپرست بونگ]

683
00:45:07,208 --> 00:45:08,366
‫بله، سرپرست.

684
00:45:08,416 --> 00:45:10,950
‫گمش کردیم.
‫ویلچرش قلابی بود.

685
00:45:11,000 --> 00:45:12,708
‫چی؟

686
00:45:47,458 --> 00:45:49,241
‫ته‌سونگ!

687
00:45:49,291 --> 00:45:51,741
‫عزیزم، اینجا چی کار می‌کنی؟

688
00:45:51,791 --> 00:45:53,158
‫چرا جواب تلفنت رو نمی‌دادی؟

689
00:45:53,208 --> 00:45:54,658
‫- چند بار بهت زنگ زدم.
‫- تلفنم؟

690
00:45:54,708 --> 00:45:57,866
‫حتما توی اداره جا گذاشتمش.
‫ببخشید، چی شده؟ مشکلی پیش اومده؟

691
00:45:57,916 --> 00:45:59,783
‫نه، چیزی نیست.

692
00:45:59,833 --> 00:46:02,491
‫خب، راستش...قضیه اینه، عزیزم.

693
00:46:02,541 --> 00:46:06,408
‫یکی از آشناها گفت یه بسته برام می‌فرسته،
‫برای همین آدرس دادم.

694
00:46:06,458 --> 00:46:09,325
‫بعد فهمیدم از روی حواس‌پرتی
‫آدرس اداره تو رو بهش دادم.

695
00:46:09,375 --> 00:46:10,741
‫واقعا؟

696
00:46:10,791 --> 00:46:13,033
‫برای همین چند بار بهت زنگ زدم،
‫ولی جواب ندادی.

697
00:46:13,083 --> 00:46:15,658
‫داشتم از اینجا رد می‌شدم،
‫گفتم یه سر بیام ببینمت.

698
00:46:15,708 --> 00:46:17,325
‫- ببخشید مزاحم کارت شدم.
‫- نه، اشکالی نداره.

699
00:46:17,375 --> 00:46:18,366
‫اومدی بسته رو بگیری؟

700
00:46:18,416 --> 00:46:20,241
‫آره. واسه همین اومدم.
‫اصلا مشکلی نیست.

701
00:46:20,291 --> 00:46:21,825
‫- متاسفم.
‫- طوری نیست. نگران نباش.

702
00:46:21,875 --> 00:46:24,325
‫- باید برگردم سر کارم.
‫- باشه.

703
00:46:24,375 --> 00:46:26,458
‫- مراقب خودت باش.
‫- باشه.

704
00:46:30,250 --> 00:46:31,200
‫- عزیزم.
‫- بله؟

705
00:46:31,250 --> 00:46:33,208
‫چرا رفتن برام اینقدر سخته؟

706
00:46:33,791 --> 00:46:35,200
‫امشب تا دیروقت کار داری؟

707
00:46:35,250 --> 00:46:36,700
‫یه کار بیرون از اداره دارم،
‫ولی زود تموم می‌شه.

708
00:46:36,750 --> 00:46:38,416
‫زود برمی‌گردم خونه.

709
00:46:39,750 --> 00:46:43,541
‫باشه. خونه می‌بینمت.
‫با اینکه دلم نمی‌خواد، ولی واقعا باید برم.

710
00:47:35,083 --> 00:47:39,575
‫«اسمت وقتی می‌میری،
‫فقط روی سنگ قبرت می‌مونه.»

711
00:47:39,625 --> 00:47:44,950
‫«ولی گناه‌هات حتی بعد از مرگت هم
‫به بچه‌هات منتقل می‌شن.»

712
00:47:45,000 --> 00:47:47,166
‫لیلا، صبر کن، بذار من...

713
00:47:52,416 --> 00:47:55,408
‫[خانم هی‌سون]

714
00:47:55,458 --> 00:47:57,825
‫بله، خانم هی‌سون، الان خونه‌ای؟

715
00:47:57,875 --> 00:47:59,408
‫پیش یول هستی، درسته؟

716
00:47:59,458 --> 00:48:01,241
‫بو نا، نمی‌تونم یول رو پیدا کنم!

717
00:48:01,291 --> 00:48:03,033
‫حالا چی کار کنم؟

718
00:48:03,083 --> 00:48:04,241
‫همون‌طور که قبلا گزارش شد،

719
00:48:04,291 --> 00:48:07,741
‫توی هر دو محل تیراندازی
‫موهایی با دی‌ان‌ای مشابه پیدا شده.

720
00:48:07,791 --> 00:48:12,500
‫بررسی پزشکی قانونی نشون می‌ده
‫متعلق به زنی در دهه سی‌سالگیه.

721
00:48:23,708 --> 00:48:25,741
‫لطفا اون قسمت رو بزرگ کن.

722
00:48:25,791 --> 00:48:27,241
‫بنابراین، دایره مظنون‌ها رو به

723
00:48:27,291 --> 00:48:28,825
‫زنان سی‌ساله محدود کردیم.
‫[دایره مظنون‌ها محدود شد]

724
00:48:28,875 --> 00:48:33,158
‫بعد از بررسی دوباره تصاویر دوربین‌های مداربسته
‫و داشکم‌های اطراف صحنه‌های جرم،

725
00:48:33,208 --> 00:48:37,241
‫یه زن رو پیدا کردیم که
‫در هر دو صحنه حضور داشته.

726
00:48:37,291 --> 00:48:38,700
‫واقعا همون شخصه؟

727
00:48:38,750 --> 00:48:41,083
‫لباس‌ها و کفش‌هاش فرق دارن.

728
00:48:45,875 --> 00:48:50,408
‫همون‌طور که می‌بینین،
‫همون خالکوبی رو دقیقا توی همون نقطه داره.

729
00:48:50,458 --> 00:48:53,075
‫پایینش هلال ماهه و بالاش یه چشمه.

730
00:48:53,125 --> 00:48:57,458
‫همون‌طور که می‌دونین، هر دو قربانی
‫از ناحیه چشم هدف قرار گرفتن.

731
00:48:58,500 --> 00:49:01,950
‫دوربین داشکم یه ماشین که نزدیک
‫دومین صحنه جرم پارک شده بود،

732
00:49:02,000 --> 00:49:04,866
‫این زن رو موقع سوار شدن و رانندگی کردن ضبط کرده.

733
00:49:04,916 --> 00:49:06,491
‫پلاک رو استعلام کردیم
‫[تصویر بزرگ‌نمایی شده پلاک]

734
00:49:06,541 --> 00:49:07,825
‫و معلوم شد صاحبش یه مَرد

735
00:49:07,875 --> 00:49:09,241
‫هفتاد و چندساله بوده که سه سال پیش فوت کرده.

736
00:49:09,291 --> 00:49:11,033
‫پس ماشین دزدی هست.

737
00:49:11,083 --> 00:49:12,200
‫خب، این دیگه مدرک انکارناپذیریه.

738
00:49:12,250 --> 00:49:13,908
‫از تمام امکانات موجود
‫[مرکز کنترل ترافیک سئول]

739
00:49:13,958 --> 00:49:16,033
‫برای پیدا کردن خودرو استفاده می‌کنیم،
‫از جمله سیستم یکپارچه مجهز به هوش مصنوعی

740
00:49:16,083 --> 00:49:19,116
‫برای جست‌وجوی خودروهای تحت تعقیب
‫و سیستم‌های دوربین مداربسته هوشمند

741
00:49:19,166 --> 00:49:21,708
‫که توسط شهرداری‌های محلی اداره می‌شن.

742
00:49:33,625 --> 00:49:35,333
‫اَه.

743
00:49:39,625 --> 00:49:42,416
‫تحویل داده شد.

744
00:50:05,708 --> 00:50:07,075
‫لطفا منو ببخش.

745
00:50:07,125 --> 00:50:08,991
‫لطفا بهم رحم کن.

746
00:50:09,041 --> 00:50:13,491
‫اگه می‌خوای زنده بمونی،
‫چیزی رو که می‌خوام بشنوم بهم بگو.

747
00:50:13,541 --> 00:50:15,950
‫اوه...واقعا هیچی نمی‌دونم.

748
00:50:16,000 --> 00:50:19,500
‫حتی تا حالا ندیدمشون. فقط کاری رو که
‫بابتش پول گرفته بودم، انجام دادم.

749
00:50:22,666 --> 00:50:24,375
‫بازش کن.

750
00:50:45,625 --> 00:50:47,366
‫- بذار ببینمش.
‫- نمی‌تونی.

751
00:50:47,416 --> 00:50:48,700
‫بو نا، اومدی؟

752
00:50:48,750 --> 00:50:50,866
‫بچه‌ها هوس کرده بودن، برای همین اومدیم.

753
00:50:50,916 --> 00:50:52,325
‫وقتی یه لحظه خواستم پولشو پرداخت کنم...

754
00:50:52,375 --> 00:50:53,533
‫خواستم دوربین‌های مداربسته داخل رو ببینم،

755
00:50:53,583 --> 00:50:54,866
‫ولی گفتن نمی‌شه.
‫[ورود افراد مجاز]

756
00:50:54,916 --> 00:50:58,491
‫خب، گفتم که نمی‌تونم تصاویر رو
‫همین‌طوری به هر کسی نشون بدم.

757
00:50:58,541 --> 00:51:01,158
‫اگه این‌قدر مهمه، پلیس رو بیارین.

758
00:51:01,208 --> 00:51:02,658
‫ببخشید.

759
00:51:02,708 --> 00:51:04,375
‫هی!

760
00:51:09,625 --> 00:51:11,366
‫اوه، این زن دیگه کیه؟

761
00:51:11,416 --> 00:51:14,250
‫بو نا، می‌شناسینش؟

762
00:51:27,291 --> 00:51:32,908
‫این اواخر، بعضی وقت‌ها یه حس بهم دست میده.

763
00:51:32,958 --> 00:51:38,666
‫هر بار، انگار تک‌تک سلول‌های بدنم
‫به حالت آماده‌باش درمیاد.

764
00:51:39,500 --> 00:51:42,491
‫حس می‌کنم خطری که

765
00:51:42,541 --> 00:51:46,541
‫بخاطر من بوجود اومده، ممکنه بچه‌م، شوهرم،

766
00:51:47,291 --> 00:51:49,616
‫خانواده‌م رو هدف بگیره...

767
00:51:49,666 --> 00:51:51,416
‫اضطراب.

768
00:51:55,125 --> 00:51:59,458
‫و هر بار، از ته قلبم دعا می‌کنم.

769
00:52:00,416 --> 00:52:02,666
‫اگه تیغی باشه که نشه جلوش رو گرفت،

770
00:52:03,291 --> 00:52:05,533
‫دعا می‌کنم به من بخوره.

771
00:52:05,583 --> 00:52:09,408
‫اگه گلوله‌ای شلیک شد، فقط منو نشونه بگیره.

772
00:52:09,458 --> 00:52:11,166
‫یول!

773
00:52:22,208 --> 00:52:24,083
‫اه، یول!

774
00:52:36,166 --> 00:52:37,366
‫کوان یول!

775
00:52:37,416 --> 00:52:38,658
‫هان؟ مامانی!

776
00:52:38,708 --> 00:52:40,783
‫خانم، مامانم اومد!

777
00:52:40,833 --> 00:52:42,783
‫هان؟

778
00:52:42,833 --> 00:52:44,783
‫کجا رفت؟

779
00:52:44,833 --> 00:52:46,366
‫کی؟

780
00:52:46,416 --> 00:52:47,575
‫یول، کی اینجا بود؟

781
00:52:47,625 --> 00:52:49,783
‫- هان؟
‫- دوست مامانی.

782
00:52:49,833 --> 00:52:50,908
‫دوست من؟

783
00:52:50,958 --> 00:52:53,991
‫آره، همین الان داشت منو روی تاب هل می‌داد.

784
00:52:54,041 --> 00:52:56,000
‫ولی کجا رفت؟

785
00:53:06,041 --> 00:53:10,158
‫یول، یادت میاد گفتم دنبال غریبه‌ها راه نیفتی؟

786
00:53:10,208 --> 00:53:13,116
‫چطور بدون اینکه به خانم هی‌سون بگی،
‫تنهایی اومدی اینجا؟

787
00:53:13,166 --> 00:53:15,991
‫اون که غریبه نیست. دوستته.

788
00:53:16,041 --> 00:53:17,991
‫از کجا می‌دونی دوست منه؟

789
00:53:18,041 --> 00:53:20,116
‫من هیچ‌وقت دوستام رو بهت نشون ندادم.

790
00:53:20,166 --> 00:53:22,700
‫اون یه عکس از دوتاتون بهم نشون داد.

791
00:53:22,750 --> 00:53:24,458
‫عکس؟

792
00:53:25,916 --> 00:53:27,958
‫مامان، ببین! خودشه.

793
00:53:32,333 --> 00:53:36,950
‫«نقطه ضعف هر حیوانی چشمه.»

794
00:53:37,000 --> 00:53:38,866
‫«چطوره؟ خیلی خفنه، مگه نه؟»

795
00:53:38,916 --> 00:53:43,033
‫«بازی بسه. زود بیا.»

796
00:53:43,083 --> 00:53:44,875
‫«دلم برات تنگ شده.»

797
00:53:45,875 --> 00:53:48,075
‫همون‌طور که تلفنی گفتم،

798
00:53:48,125 --> 00:53:53,325
‫اون تمام عمرش معلم محترمی بود.

799
00:53:53,375 --> 00:53:54,450
‫- متوجه شدم.
‫- آره.

800
00:53:54,500 --> 00:53:59,416
‫حتی الان هم شاگردهای سابقش
‫هنوز روز معلم به دیدنش میان.

801
00:54:04,791 --> 00:54:10,200
‫این عکس تابستون پارسال در کامبوج گرفته شده.

802
00:54:10,250 --> 00:54:11,616
‫کامبوج؟

803
00:54:11,666 --> 00:54:13,325
‫پشت سرش آنگکور واته.

804
00:54:13,375 --> 00:54:16,533
‫سفر به اونجا جزو آرزوهاش بود.

805
00:54:16,583 --> 00:54:22,416
‫پارسال رفته بود کامبوج
‫و امسال هم قصد داشت به بالی بره.

806
00:54:28,125 --> 00:54:29,833
‫سلام.

807
00:54:31,291 --> 00:54:34,833
‫منو یادتونه، مگه نه؟
‫اون روز توی رستوران همدیگه رو دیدیم.

808
00:54:35,666 --> 00:54:36,991
‫آه، آره.

809
00:54:37,041 --> 00:54:41,950
‫اون روز به نظر می‌رسید
‫یه چیزی می‌خوای بهم بگی.

810
00:54:42,000 --> 00:54:45,916
‫اگه اشکالی نداره، می‌شه الان بهم بگی؟

811
00:54:53,375 --> 00:54:55,908
‫با هم اومده بودن رستوران.
‫هر دوشون.

812
00:54:55,958 --> 00:55:01,075
‫منظورتون از هر دو، یعنی دکتر و...

813
00:55:01,125 --> 00:55:04,250
‫معلم راهنمایی که اول از همه هدف گلوله قرار گرفت.

814
00:55:12,583 --> 00:55:14,825
‫فقط سلاح دوربرد نمی‌خوام.
‫برای فاصله نزدیک هم یه چیزی می‌خوام.

815
00:55:14,875 --> 00:55:16,783
‫یه صداخفه‌کن، چاقو و چراغ‌قوه هم می‌خوام.

816
00:55:16,833 --> 00:55:18,450
‫زود باش.

817
00:55:18,500 --> 00:55:20,491
‫پیداش کردم.

818
00:55:20,541 --> 00:55:24,658
‫خودرو الان توی پارکینگ پارک یانگ‌هوا،
‫کنار رودخونه هانه.

819
00:55:24,708 --> 00:55:26,908
‫بالاخره!

820
00:55:26,958 --> 00:55:28,533
‫آماده حرکت بشین.

821
00:55:28,583 --> 00:55:30,250
‫بله، قربان!

822
00:55:36,500 --> 00:55:38,491
‫ها؟ یول، بابایی اومد!

823
00:55:38,541 --> 00:55:40,741
‫- اومدم خونه.
‫- بابا!

824
00:55:40,791 --> 00:55:43,200
‫یول! اینجایی!

825
00:55:43,250 --> 00:55:44,491
‫اومدی؟

826
00:55:44,541 --> 00:55:46,408
‫چی شده اینجا اومدی؟
‫بو نا کجاست؟

827
00:55:46,458 --> 00:55:50,200
‫یه کار فوری براش پیش اومد،
‫ازم خواست مراقب یول باشم.

828
00:55:50,250 --> 00:55:51,241
‫کار فوری؟
‫چی شده؟

829
00:55:51,291 --> 00:55:54,916
‫خب، منم نمی‌دونم.
‫حتما یه چیزی سر کار پیش اومده.

830
00:56:41,208 --> 00:56:43,416
‫سلام، دوست من.

831
00:56:45,541 --> 00:56:46,991
‫اوه...

832
00:56:47,041 --> 00:56:49,991
‫اینجا باید به سبک کره‌ای سلام کنم؟

833
00:56:50,041 --> 00:56:52,866
‫یو بو نا، خیلی وقته ندیدمت.

834
00:56:52,916 --> 00:56:55,033
‫چرا اون آدما رو کشتی؟

835
00:56:55,083 --> 00:56:56,950
‫چی؟

836
00:56:57,000 --> 00:57:00,533
‫قبل اینکه احوال‌پرسی کنیم،
‫اول اینو ازم می‌پرسی؟

837
00:57:00,583 --> 00:57:04,916
‫چون باید تصمیم بگیرم بکشمت یا نه.

838
00:57:06,000 --> 00:57:07,533
‫درسته.

839
00:57:07,583 --> 00:57:09,950
‫کینگ‌فیشر نجیب ما

840
00:57:10,000 --> 00:57:13,783
‫از روی عصبانیت هر کسی رو نمی‌کشه.

841
00:57:13,833 --> 00:57:15,750
‫باید بیشتر صبر کنم؟

842
00:57:16,416 --> 00:57:18,533
‫متاسفم که ناامیدت می‌کنم.

843
00:57:18,583 --> 00:57:21,041
‫این برای کشتن من کافی نیست.

844
00:57:23,666 --> 00:57:27,458
‫می‌دونستی موز کبابی مزه
‫سیب‌زمینی شیرین کباب‌شده می‌ده؟

845
00:57:30,000 --> 00:57:32,325
‫یه زنی بود که هر وقت از یه ماموریت برمی‌گشتم،

846
00:57:32,375 --> 00:57:35,950
‫همیشه می‌پرسید غذا خوردم یا نه.

847
00:57:36,000 --> 00:57:38,700
‫یه زن بود که توی خیابون غذای ارزون می‌فروخت.

848
00:57:38,750 --> 00:57:41,750
‫هرچقدر هم بهش محل نمی‌ذاشتم،
‫هر روز می‌پرسید.

849
00:57:43,500 --> 00:57:45,458
‫«غذا خوردی؟»

850
00:57:46,125 --> 00:57:48,408
‫از هیچی نمی‌ترسید.

851
00:57:48,458 --> 00:57:51,500
‫برای کسی که تازه از کشتن یه نفر برگشته...

852
00:57:53,041 --> 00:57:57,408
‫یه روز گرسنه بودم، برای همین وایسادم
‫تا یه چیزی بخورم.

853
00:57:57,458 --> 00:58:01,916
‫یه مقدار غذا جمع کرد و دختر کوچولوش رو
‫فرستاد تا برام بیاره.

854
00:58:03,333 --> 00:58:08,450
‫از اون به بعد، موز کبابی اون زن شد شامم.

855
00:58:08,500 --> 00:58:10,625
‫یه روز، مادر و دختر رو

856
00:58:11,416 --> 00:58:14,950
‫مُرده بین زباله‌ها پیدا کردن.

857
00:58:15,000 --> 00:58:19,416
‫یه مدت طول کشید تا بفهمم کار کی بوده.

858
00:58:20,958 --> 00:58:24,033
‫با خودم فکر می‌کردم
‫چشم‌هاشون رو از حدقه دربیارم

859
00:58:24,083 --> 00:58:26,416
‫یا تیکه‌تیکه‌شون کنم.

860
00:58:27,416 --> 00:58:31,908
‫وقتی داشتم به این چیزا فکر می‌کردم،
‫به نظرم این راه هم بد نبود.

861
00:58:31,958 --> 00:58:36,291
‫کسانی رو که سزاوارشن رو بکشم
‫و کینگ‌فیشر رو هم باهاشون بزنم زمین.

862
00:58:37,583 --> 00:58:39,291
‫بنگ!

863
00:58:40,833 --> 00:58:43,575
‫چرا با من این کارو می‌کنی؟

864
00:58:43,625 --> 00:58:46,491
‫فکر نمی‌کنم کاری در حقت کرده باشم.

865
00:58:46,541 --> 00:58:48,250
‫چون رو اعصابمی.

866
00:58:49,625 --> 00:58:53,375
‫وقتی می‌بینم تو اون‌طوری
‫زندگی می‌کنی و من این‌طوری،

867
00:58:54,166 --> 00:58:56,250
‫حالمو به هم می‌زنه.

868
00:59:00,333 --> 00:59:04,950
‫من اون دختر رو برای محافظت از تو کشتم.

869
00:59:05,000 --> 00:59:09,250
‫مامان، فکر می‌کردم همینو می‌خواستی.
‫اشتباه می‌کردم؟

870
00:59:10,041 --> 00:59:12,616
‫باید یو بو نا رو می‌کشتی.

871
00:59:12,666 --> 00:59:14,375
‫منظورت چیه...

872
00:59:17,166 --> 00:59:22,450
‫یو بو نا گفت: «باید به‌جاش منو می‌کشتی.»

873
00:59:22,500 --> 00:59:24,291
‫می‌فهمی این یعنی چی؟

874
00:59:26,541 --> 00:59:29,375
‫راستش نه.

875
00:59:30,541 --> 00:59:34,408
‫تو نمی‌دونی یو بو نا چی می‌دونه.

876
00:59:34,458 --> 00:59:36,575
‫برای همینه.

877
00:59:36,625 --> 00:59:38,366
‫برای همینه که دارم از سازمان بیرونت می‌کنم.

878
00:59:38,416 --> 00:59:41,408
‫داری اخراجم می‌کنی؟

879
00:59:41,458 --> 00:59:42,741
‫چرا؟

880
00:59:42,791 --> 00:59:44,408
‫من...من...

881
00:59:44,458 --> 00:59:47,575
‫دختری که بدون ذره‌ای تردید می‌تونه آدم بکشه.

882
00:59:47,625 --> 00:59:49,658
‫نگرانت بودم، ولی همچنان زیر نظر داشتمت.

883
00:59:49,708 --> 00:59:53,200
‫گاهی این خصلت توی ماموریت به درد می‌خوره.

884
00:59:53,250 --> 00:59:58,700
‫ولی نباید از خط قرمز رد می‌شدی.

885
00:59:58,750 --> 01:00:02,658
‫نباید ثابت می‌کردی چه جور آدمی هستی.

886
01:00:02,708 --> 01:00:06,625
‫می‌خواستم عضوی از خانواده باشم.

887
01:00:07,875 --> 01:00:13,666
‫ولی هرچقدر هم تلاش کردم،
‫تو فقط بو نا رو می‌دیدی.

888
01:00:14,333 --> 01:00:16,533
‫ما چه فرقی با هم داریم؟

889
01:00:16,583 --> 01:00:18,741
‫اون آدم می‌کشه، منم می‌کشم!

890
01:00:18,791 --> 01:00:20,825
‫فقط یه مرز باریکه.

891
01:00:20,875 --> 01:00:23,116
‫یه مرز باریک ما رو از هم جدا می‌کنه.

892
01:00:23,166 --> 01:00:27,991
‫چقدر همین یه مرز باریک می‌تونه
‫سرنوشت زندگی‌هامون رو عوض کنه،

893
01:00:28,041 --> 01:00:31,458
‫به زودی معلوم می‌شه.

894
01:00:32,208 --> 01:00:33,958
‫موافق نیستی؟

895
01:00:34,750 --> 01:00:38,533
‫باید همون موقع به‌جای اون دختر،
‫تو رو می‌کشتم.

896
01:00:38,583 --> 01:00:42,741
‫این‌طوری شد که به امون خدا ولم کردن
‫و حالا این‌طوری زندگی می‌کنم.

897
01:00:42,791 --> 01:00:44,500
‫همش به لطف تو بود.

898
01:00:46,250 --> 01:00:47,958
‫نه.

899
01:00:49,208 --> 01:00:52,250
‫خودت باعث شدی به این
‫آدمی که هستی تبدیل بشی.

900
01:00:54,125 --> 01:00:56,783
‫حالا که به خواسته‌ت رسیدی،
‫بی‌سروصدا برگرد خونه.

901
01:00:56,833 --> 01:00:58,825
‫تا وقتی هنوز سرت به تنت وصله.

902
01:00:58,875 --> 01:01:01,083
‫دیگه واسه این دیر شده.

903
01:01:01,750 --> 01:01:05,666
‫فکر می‌کردم تو هم کم‌وبیش
‫مثل من زندگی می‌کنی.

904
01:01:06,291 --> 01:01:08,741
‫- ولی...
‫- کینگ‌فیشر،

905
01:01:08,791 --> 01:01:10,616
‫واقعا فوق‌العاده نیست؟

906
01:01:10,666 --> 01:01:11,991
‫واقعا همینطوره!

907
01:01:12,041 --> 01:01:13,783
‫دنیا به یکی مثل اون نیاز داره.

908
01:01:13,833 --> 01:01:16,991
‫خیلی کنجکاوم بدونم چه جور آدمیه.

909
01:01:17,041 --> 01:01:18,658
‫منم خیلی دوست دارم ببینمش.

910
01:01:18,708 --> 01:01:22,283
‫آدم‌های اینجا مثل یه قهرمان برات احترام قائلن؟

911
01:01:22,333 --> 01:01:26,583
‫اون‌طرف، همه با من مثل
‫یه مجرم عوضی رفتار می‌کنن.

912
01:01:28,125 --> 01:01:29,866
‫مامان، شب رو می‌مونیم؟

913
01:01:29,916 --> 01:01:31,575
‫آره، یه شب می‌مونیم.

914
01:01:31,625 --> 01:01:32,616
‫هورا!

915
01:01:32,666 --> 01:01:36,416
‫تو یه شوهر مهربون، یه دختر قشنگ...

916
01:01:37,666 --> 01:01:39,783
‫و حتی یه خانواده داری.

917
01:01:39,833 --> 01:01:42,583
‫تازه، به نظر میاد خیلی هم خوشحالی.

918
01:01:48,958 --> 01:01:50,875
‫این عادلانه نیست.

919
01:01:52,375 --> 01:01:53,741
‫کاری که ما می‌کنیم...

920
01:01:53,791 --> 01:01:56,075
‫خیلی با هم فرق نداره.

921
01:01:56,125 --> 01:01:57,833
‫من و تو...

922
01:01:58,666 --> 01:02:01,200
‫وقتی بمیریم، جفتمون می‌ریم جهنم.

923
01:02:01,250 --> 01:02:03,625
‫همون جهنم؟

924
01:02:04,416 --> 01:02:05,741
‫حالا یکم عادلانه شد.

925
01:02:05,791 --> 01:02:08,083
‫سهم خودم از مجازات رو می‌پذیرم.

926
01:02:08,875 --> 01:02:11,700
‫اگه وقتی زنده‌ام مجازاتی سر راهم قرار بگیره،

927
01:02:11,750 --> 01:02:13,500
‫اونم قبول می‌کنم.

928
01:02:14,333 --> 01:02:16,000
‫ولی...

929
01:02:17,291 --> 01:02:19,083
‫خانواده‌م رو قاطی این ماجرا نکن.

930
01:02:20,041 --> 01:02:22,158
‫دارم بهت هشدار می‌دم.

931
01:02:22,208 --> 01:02:26,741
‫اگه دست به شوهر یا بچه‌م بزنی،

932
01:02:26,791 --> 01:02:29,533
‫کاری می‌کنم تا وقتی زنده‌ای
‫جهنم رو تجربه کنی.

933
01:02:29,583 --> 01:02:31,616
‫واقعا؟

934
01:02:31,666 --> 01:02:34,416
‫پس تو هم تا وقتی زنده‌ای جهنم رو تجربه کن.

935
01:02:35,666 --> 01:02:38,991
‫درست مثل خودم نابود شو.

936
01:02:39,041 --> 01:02:41,750
‫هر چیزی که برات عزیزه رو از دست بده.

937
01:03:01,708 --> 01:03:06,708
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

938
01:03:57,000 --> 01:03:59,825
‫سعی کن جلوی شوهرت منو بکشی.

939
01:03:59,875 --> 01:04:01,616
‫خودتی، لیلا.

940
01:04:01,666 --> 01:04:02,616
‫بگیرینش.

941
01:04:02,666 --> 01:04:04,866
‫مظنون رو باید زنده بگیریم.

942
01:04:04,916 --> 01:04:08,575
‫یو بو نا، از پوسیدن تا آخر عمرت توی زندان لذت ببر.

943
01:04:08,625 --> 01:04:10,491
‫دونگ جین اینجاست.
‫باید بریم.

944
01:04:10,541 --> 01:04:11,908
‫باید بریم. زود باش.

945
01:04:11,958 --> 01:04:14,575
‫من جهنم این دنیات می‌شم.

946
01:04:14,625 --> 01:04:15,658
‫آتش‌بس!

947
01:04:15,708 --> 01:04:19,833
‫بدون تو...چطور باید زندگی کنم؟

948
01:04:21,333 --> 01:04:23,041
‫[مامان، دلم برات تنگ شده.
‫خیلی دوستت دارم]

949
01:04:25,041 --> 01:04:35,041
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M