1
00:00:24,107 --> 00:00:25,358
‫پشیمونی از اینکه

2
00:00:25,400 --> 00:00:27,110
‫جونم رو نجات دادی؟

3
00:00:28,069 --> 00:00:29,813
‫من برای تو یه سرگرمی بودم

4
00:00:29,863 --> 00:00:32,407
‫یا یه تمرین قبل از اجرا برای اون؟

5
00:00:33,074 --> 00:00:34,576
‫چرا اصلاً دور نموندی؟

6
00:00:34,617 --> 00:00:35,869
‫باید می‌دیدمت.

7
00:00:35,910 --> 00:00:37,620
‫اون شب توی فروشگاه،

8
00:00:37,662 --> 00:00:39,497
‫باید حرف دلم رو بهت می‌گفتم.

9
00:00:39,539 --> 00:00:42,325
‫برای تو هر کاری می‌کنم،
‫همه چیز برای تو.

10
00:00:42,375 --> 00:00:44,252
‫زندگی‌ای که دوستش داری.

11
00:00:44,294 --> 00:00:47,172
‫نمی‌تونی ازم بخوای
‫نجاتت بدم، سیدنی.

12
00:00:47,922 --> 00:00:49,215
‫چارلز دارنی.

13
00:00:49,257 --> 00:00:51,050
‫- برادرزاده.
‫- از اینجا رفته.

14
00:00:52,343 --> 00:00:53,294
‫کجا؟

15
00:00:53,344 --> 00:00:54,554
‫اورموند.

16
00:00:59,350 --> 00:01:01,102
‫خاطراتم رو دفن کردم.

17
00:01:02,102 --> 00:01:12,102
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

18
00:01:19,662 --> 00:01:24,417
‫[ماتیلدا دارنی
‫۱۷۸۵-۱۷۹۳]

19
00:01:25,960 --> 00:01:32,425
‫[لندن - سال ۱۷۹۳]

20
00:01:36,054 --> 00:01:41,351
‫[دختر و نوه‌ای عزیز
‫ریسمانی طلایی برای کل زندگی ما]

21
00:01:53,112 --> 00:01:54,239
‫چی شده؟

22
00:01:58,243 --> 00:01:59,994
‫این تئوفیل کیه؟

23
00:02:02,121 --> 00:02:04,866
‫سرخدمتکار عمو و پدرم.

24
00:02:04,916 --> 00:02:07,327
‫تنها کسی که تا حالا
‫به من محبت نشون داده،

25
00:02:07,377 --> 00:02:08,494
‫بعد از اینکه مادرم مرد.

26
00:02:08,544 --> 00:02:10,121
‫و تو پاریس زندانیه؟

27
00:02:10,171 --> 00:02:11,581
‫متهم به جنایت‌های ضد انقلابی،

28
00:02:11,631 --> 00:02:12,840
‫ولی همه‌ش دروغه.

29
00:02:12,882 --> 00:02:14,634
‫چطور فهمید به این آدرس
‫برات نامه بنویسه؟

30
00:02:14,676 --> 00:02:15,843
‫چه اهمیتی داره؟

31
00:02:15,885 --> 00:02:17,837
‫خب، تو هیچ‌وقت بعد از ترک فرانسه
‫براش نامه ننوشتی.

32
00:02:17,887 --> 00:02:19,380
‫عجیبه که اون نامه بنویسه...

33
00:02:19,430 --> 00:02:21,349
‫نه، گوش نمی‌دی چی می‌گم.
‫اون مثل خانواده‌ست.

34
00:02:21,933 --> 00:02:23,434
‫تنها کسی که تا حالا شناختم.

35
00:02:26,437 --> 00:02:27,689
‫لوسی.

36
00:02:28,898 --> 00:02:30,066
‫منظورم این نبود که...

37
00:02:35,863 --> 00:02:37,398
‫باید برم.

38
00:02:37,448 --> 00:02:39,567
‫- نه.
‫- این مرد جون خودش رو به خطر انداخت

39
00:02:39,617 --> 00:02:41,653
‫تا از من محافظت کنه،
‫وقتی هیچ‌کسی رو نداشتم.

40
00:02:41,703 --> 00:02:43,947
‫چی؟ الان می‌خوای همینطوری برگردی پاریس؟

41
00:02:43,997 --> 00:02:45,331
‫اونم بعد از همه کارهایی که

42
00:02:45,373 --> 00:02:46,824
‫به اسم انقلاب انجام شده؟

43
00:02:46,874 --> 00:02:49,085
‫دار زدن‌ها،
‫کشتارها تو خیابون‌ها.

44
00:02:49,127 --> 00:02:51,079
‫- همه‌ش تموم شده.
‫- پادشاهشون رو کشت!

45
00:02:51,129 --> 00:02:52,588
‫این‌ها مردها و زن‌های معمولی‌ان.

46
00:02:52,630 --> 00:02:54,415
‫تو هم پسر یه اورموندی!

47
00:02:54,465 --> 00:02:55,800
‫خودت بهم گفتی اسم خانواده‌ت

48
00:02:55,842 --> 00:02:57,418
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای تو فرانسه منفوره.

49
00:02:57,468 --> 00:02:59,337
‫هیچ‌کس نمی‌دونه
‫من یه اشراف‌زاده به دنیا اومدم.

50
00:02:59,387 --> 00:03:00,596
‫این تئوفیل می‌دونه.

51
00:03:00,638 --> 00:03:02,932
‫اون حرف نمی‌زنه.
‫هیچ‌وقت بهم خیانت نمی‌کنه.

52
00:03:02,974 --> 00:03:05,893
‫- مثل یه پدر برام بود.
‫- نمی‌تونی همینطوری بری.

53
00:03:06,686 --> 00:03:08,146
‫نمی‌تونی.

54
00:03:08,855 --> 00:03:10,106
‫اون بهم احتیاج داره.

55
00:03:10,898 --> 00:03:12,191
‫من بهت احتیاج دارم.

56
00:03:18,072 --> 00:03:19,866
‫من به شوهرم احتیاج دارم.

57
00:03:21,451 --> 00:03:23,119
‫این چند ماه گذشته...

58
00:03:24,328 --> 00:03:25,455
‫عوض شدی.

59
00:03:27,165 --> 00:03:28,583
‫نه غذا می‌خوری،

60
00:03:29,125 --> 00:03:30,543
‫نه درست می‌خوابی.

61
00:03:32,754 --> 00:03:34,422
‫حتی اسمش رو هم نمی‌گی.

62
00:03:41,679 --> 00:03:43,055
‫نمی‌تونم.

63
00:03:43,389 --> 00:03:44,891
‫من... من...

64
00:03:45,808 --> 00:03:46,851
‫نمی‌تونم.

65
00:04:31,646 --> 00:04:39,362
‫[داستان دو شهر - بر اساس رمان چارلز دیکنز]

66
00:04:39,779 --> 00:04:45,493
‫[قسمت چهارم: مرد رستاخیز]

67
00:04:55,836 --> 00:05:00,841
‫«ترجمه از خشایار»

68
00:05:03,177 --> 00:05:04,387
‫[حکم کنوانسیون ملی]

69
00:05:04,428 --> 00:05:06,973
‫[تمام اشراف‌زادگانی که فرانسه را ترک کنند،]

70
00:05:07,014 --> 00:05:10,726
‫[در صورت بازگشت به مرگ محکوم خواهند شد.]

71
00:05:11,269 --> 00:05:12,353
‫بعدی.

72
00:05:14,939 --> 00:05:17,108
‫- اسم؟
‫- چارلز دارنی.

73
00:05:24,865 --> 00:05:25,992
‫دستگیرش کنید.

74
00:05:27,118 --> 00:05:28,494
‫چه خبره؟

75
00:05:29,078 --> 00:05:30,121
‫قضیه چیه؟

76
00:05:30,329 --> 00:05:31,580
‫چارلز دارنی،

77
00:05:31,622 --> 00:05:34,417
‫تو رو به اتهام ارتکاب جنایت
‫علیه انقلاب دستگیر می‌کنم.

78
00:05:34,792 --> 00:05:36,460
‫- چه جنایتی؟
‫- راه برو.

79
00:05:36,669 --> 00:05:38,546
‫من هیچ جنایتی مرتکب نشدم،
‫اشتباه می‌کنید.

80
00:05:46,929 --> 00:05:48,139
‫دو هفته.

81
00:05:48,180 --> 00:05:49,515
‫هیچ خبری ازش نشده.

82
00:05:50,099 --> 00:05:51,767
‫یه اتفاقی افتاده.

83
00:05:53,561 --> 00:05:56,063
‫رابط‌های تو...
‫چیزی نشنیدن؟

84
00:05:57,273 --> 00:05:58,399
‫هیچی.

85
00:05:59,275 --> 00:06:01,027
‫باید برم پاریس.

86
00:06:01,235 --> 00:06:02,937
‫- نه.
‫- اونم همین کار رو برای من می‌کرد.

87
00:06:02,987 --> 00:06:04,613
‫حتی نمی‌دونیم رسیده اونجا یا نه.

88
00:06:04,655 --> 00:06:06,065
‫بابا، من...

89
00:06:06,115 --> 00:06:07,533
‫باید برم.

90
00:06:19,545 --> 00:06:20,838
‫نمی‌تونی تنها بری.

91
00:07:13,224 --> 00:07:14,600
‫سلام، سیدنی.

92
00:07:25,736 --> 00:07:27,613
‫اوه، تو هیچ‌وقت در نمی‌زدی.

93
00:07:33,994 --> 00:07:35,621
‫آقای استرایور کجاست؟

94
00:07:40,251 --> 00:07:41,252
‫رفت.

95
00:07:43,337 --> 00:07:44,672
‫سال‌ها پیش.

96
00:07:47,132 --> 00:07:49,134
‫با یه بیوه پولدار ازدواج کرد.

97
00:07:54,682 --> 00:07:55,891
‫تو چی؟

98
00:07:57,893 --> 00:07:59,436
‫به تو ربطی نداره.

99
00:08:06,610 --> 00:08:07,736
‫چی می‌خوای؟

100
00:08:12,408 --> 00:08:13,409
‫کمکت.

101
00:08:27,381 --> 00:08:29,049
‫می‌خوای یه مشت

102
00:08:29,091 --> 00:08:31,093
‫لیموی دیگه بهم پیشنهاد بدی؟

103
00:08:32,303 --> 00:08:34,046
‫می‌ترسم ناامیدت کنم.

104
00:08:34,096 --> 00:08:35,764
‫جون چارلز در خطره.

105
00:08:38,601 --> 00:08:41,562
‫یکی بیدارم کنه.
‫این خواب رو قبلا دیدم.

106
00:08:42,271 --> 00:08:44,106
‫- اومدنم اشتباه بود.
‫- آه، همینه.

107
00:08:44,273 --> 00:08:46,525
‫فرار کن برگرد به زندگی بی‌نقصت،

108
00:08:46,567 --> 00:08:48,110
‫خونه‌ی بی‌نقصت.

109
00:08:48,360 --> 00:08:50,821
‫بچه‌هایی که دور و بر پات می‌دوئن!

110
00:08:51,322 --> 00:08:53,282
‫بچه‌ی من مُرد!

111
00:08:55,617 --> 00:08:56,952
‫هشت سالش بود

112
00:08:57,036 --> 00:08:59,038
‫و اون بی‌نقص بود.

113
00:09:06,587 --> 00:09:07,796
‫نه، باور می‌کنم.

114
00:09:10,215 --> 00:09:11,300
‫باور می‌کنم.

115
00:09:18,515 --> 00:09:19,808
‫اسمش چی بود؟

116
00:09:21,477 --> 00:09:22,519
‫ماتیلدا.

117
00:09:24,438 --> 00:09:25,689
‫ماتیلدا؟

118
00:09:29,860 --> 00:09:30,861
‫به اسم مادرت.

119
00:09:49,004 --> 00:09:51,673
‫یه بار گفتی حاضری
‫هر کاری برای من بکنی.

120
00:09:53,300 --> 00:09:54,635
‫زندگی‌ای که دوستش دارم.

121
00:09:57,304 --> 00:09:59,807
‫می‌دونم که بعد از این همه سال،

122
00:10:00,390 --> 00:10:02,768
‫بعد از اون همه ماجرا،
‫هیچ حقی ندارم که چیزی بخوام...

123
00:10:02,810 --> 00:10:04,103
‫یا انتظار چیزی داشته باشم.

124
00:10:07,439 --> 00:10:09,316
‫ولی بازم درخواست می‌کنم.

125
00:10:09,483 --> 00:10:10,776
‫لطفاً...

126
00:10:12,736 --> 00:10:14,071
‫کمکم کن نجاتش بدم.

127
00:10:26,959 --> 00:10:28,919
‫دارید من رو کجا می‌برید؟

128
00:10:30,379 --> 00:10:32,589
‫نمی‌تونید بدون هیچ اتهامی
‫من رو اینجا نگه دارید.

129
00:10:42,474 --> 00:10:44,935
‫حداقل اسم شاکی‌ام رو بهم بگید.

130
00:10:46,895 --> 00:10:48,605
‫کی از من شکایت کرده؟

131
00:10:51,233 --> 00:10:52,609
‫موسیو چارلز؟

132
00:10:55,237 --> 00:10:56,405
‫تئوفیل.

133
00:11:01,368 --> 00:11:02,619
‫زنده‌ای.

134
00:11:02,703 --> 00:11:05,372
‫موسیو چارلز. اینجا چیکار می‌کنید؟

135
00:11:06,540 --> 00:11:08,083
‫به محض اینکه نامه‌ت رو دریافت کردم،

136
00:11:08,125 --> 00:11:09,459
‫مستقیم از لندن اومدم.

137
00:11:09,626 --> 00:11:11,044
‫نامه؟

138
00:11:11,461 --> 00:11:13,130
‫من هیچ نامه‌ای نفرستادم.

139
00:11:19,136 --> 00:11:20,971
‫بشین، بشین.

140
00:12:06,516 --> 00:12:07,809
‫نزدیک بمون.

141
00:12:14,483 --> 00:12:15,776
‫شهروندان،

142
00:12:15,817 --> 00:12:17,736
‫مدارک خودتون رو آماده کنید.

143
00:12:18,236 --> 00:12:20,739
‫دشمنان جمهوری دستگیر می‌شن.

144
00:13:07,410 --> 00:13:09,696
‫وقتی اولین شورش‌ها شروع شد

145
00:13:09,746 --> 00:13:11,665
‫بانک رو بستن.

146
00:13:14,126 --> 00:13:16,161
‫هستر اتاق‌ها رو برامون جور کرد.

147
00:13:16,211 --> 00:13:17,504
‫مزاحممون نمی‌شن.

148
00:13:18,463 --> 00:13:19,548
‫آره.

149
00:13:24,594 --> 00:13:26,847
‫می‌دونستی شهر اینطوری شده؟

150
00:13:26,888 --> 00:13:28,673
‫گزارش‌ها رو تو روزنامه‌ها خونده بودم.

151
00:13:28,723 --> 00:13:31,218
‫داستان کسایی که به لندن
‫فرار کرده بودن رو شنیده بودم،

152
00:13:31,268 --> 00:13:33,061
‫ولی هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم اینطوری باشه.

153
00:13:34,604 --> 00:13:35,814
‫باید پیداش کنیم.

154
00:13:35,856 --> 00:13:37,357
‫کی تو پاریس کمکت می‌کنه؟

155
00:13:38,400 --> 00:13:40,602
‫ترس رو توی شهر دیدی،
‫بدگمانی رو دیدی.

156
00:13:40,652 --> 00:13:42,988
‫کی حاضره جونش رو
‫برای زن یه مهاجر به خطر بندازه؟

157
00:13:43,029 --> 00:13:44,648
‫فروشنده، ارنست دو فارژ.

158
00:13:44,698 --> 00:13:46,074
‫مغازه‌اش تو سن آنتوانه.

159
00:13:46,116 --> 00:13:48,235
‫- می‌تونیم از اونجا شروع کنیم.
‫- نه، ریسکش خیلی زیاده.

160
00:13:48,285 --> 00:13:50,120
‫نه، اون من رو می‌شناسه.

161
00:13:50,370 --> 00:13:51,913
‫همیشه دوست خانواده‌مون بوده.

162
00:13:51,955 --> 00:13:53,707
‫اگه جون چارلز در خطر باشه...

163
00:13:55,000 --> 00:13:56,710
‫دشمن‌هاش می‌تونن هر جایی باشن.

164
00:13:57,419 --> 00:13:59,538
‫- اگه دیده بشی...
‫- نه، نمی‌تونی ازم بخوای

165
00:13:59,588 --> 00:14:01,256
‫- فقط اینجا بشینم.
‫- نمی‌خوام.

166
00:14:02,674 --> 00:14:04,009
‫این شرط منه.

167
00:14:04,718 --> 00:14:06,386
‫یا تنها می‌رم یا اصلاً نمی‌رم.

168
00:14:48,386 --> 00:14:49,846
‫این یکی رو تموم کردی؟

169
00:14:59,898 --> 00:15:00,940
‫مرسی.

170
00:15:08,823 --> 00:15:09,824
‫ترز؟

171
00:15:13,870 --> 00:15:15,955
‫یک لحظه فکر کردم...

172
00:15:17,457 --> 00:15:19,292
‫یک بطری دیگه برای این دوستمون بیار،

173
00:15:19,334 --> 00:15:20,877
‫مهمون ما.

174
00:15:20,919 --> 00:15:22,671
‫منتظر چی هستی؟

175
00:15:26,466 --> 00:15:28,343
‫خانم، چی داری می‌دوزی؟

176
00:15:31,388 --> 00:15:33,014
‫کفن.

177
00:15:33,932 --> 00:15:35,684
‫حالا همه‌مون کفن می‌دوزیم.

178
00:15:38,561 --> 00:15:39,896
‫چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟

179
00:16:00,625 --> 00:16:02,168
‫شب شلوغی بود، موسیو؟

180
00:16:04,921 --> 00:16:06,214
‫ممنون بابت...

181
00:16:08,049 --> 00:16:09,175
‫اون بطری.

182
00:16:11,136 --> 00:16:12,262
‫تو انگلیسی هستی.

183
00:16:15,974 --> 00:16:17,183
‫می‌شناسمت؟

184
00:16:17,392 --> 00:16:18,601
‫یه آشنای مشترک داریم.

185
00:16:20,061 --> 00:16:21,563
‫لوسی.

186
00:16:22,021 --> 00:16:23,106
‫مانت.

187
00:16:24,107 --> 00:16:25,442
‫نه.

188
00:16:25,817 --> 00:16:26,935
‫اشتباه می‌کنی.

189
00:16:26,985 --> 00:16:28,236
‫اگه بخوای می‌تونیم

190
00:16:28,278 --> 00:16:30,238
‫این گفتگو رو داخل
‫با حضور زنت انجام بدیم.

191
00:16:32,490 --> 00:16:35,285
‫یه چیزی بهم می‌گه ترجیح می‌دی
‫بین خودمون بمونه.

192
00:16:40,165 --> 00:16:41,875
‫لوسی، اون...

193
00:16:42,000 --> 00:16:43,209
‫تو پاریسه؟

194
00:16:43,293 --> 00:16:45,086
‫برای شوهرش اومده.

195
00:16:46,588 --> 00:16:48,131
‫چارلز دارنی.

196
00:16:48,798 --> 00:16:50,258
‫ازدواج کردن؟

197
00:16:53,511 --> 00:16:54,637
‫هیچ‌کس نباید بدونه.

198
00:16:55,138 --> 00:16:56,598
‫باید با اسم مانت بیاد.

199
00:16:57,515 --> 00:16:58,641
‫پدرش...

200
00:16:59,434 --> 00:17:01,477
‫هنوز برای خیلی‌ها اینجا قهرمانه.

201
00:17:21,748 --> 00:17:22,749
‫مریضی؟

202
00:17:30,048 --> 00:17:31,541
‫چند وقته که می‌دونی؟

203
00:17:31,591 --> 00:17:33,293
‫از همون موقع که چارلز رفت.

204
00:17:33,343 --> 00:17:35,053
‫باید بهم می‌گفتی.
‫هیچ‌وقت قبول نمی‌کردم.

205
00:17:35,094 --> 00:17:36,262
‫برای همین نگفتم.

206
00:17:36,930 --> 00:17:38,598
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌دونه.

207
00:17:47,607 --> 00:17:49,067
‫چارلز زنده‌ست.

208
00:17:49,108 --> 00:17:50,894
‫- خدا رو شکر.
‫- ولی زندانیه.

209
00:17:50,944 --> 00:17:52,520
‫ارنست دو فارژ به دستور زنش

210
00:17:52,570 --> 00:17:54,030
‫نیروها رو بسیج می‌کنه.

211
00:17:54,072 --> 00:17:56,574
‫زنش نفوذ زیادی روی این انقلابی‌ها داره.

212
00:17:57,867 --> 00:17:59,694
‫خب، دیده‌ش؟
‫باهاش حرف زده؟

213
00:17:59,744 --> 00:18:01,487
‫هیچ‌وقت با زندانی‌ها تنها نمی‌مونه.

214
00:18:01,537 --> 00:18:02,914
‫تا وقتی چارلز اونجاست،

215
00:18:02,956 --> 00:18:04,073
‫جونش در خطره.

216
00:18:04,123 --> 00:18:06,492
‫و ارنست اسم شاکیش رو می‌دونه؟

217
00:18:06,542 --> 00:18:07,752
‫می‌گه «نه.»

218
00:18:09,212 --> 00:18:11,047
‫- باید چارلز رو ببینم.
‫- من...

219
00:18:11,089 --> 00:18:13,416
‫نه، بهم نگو نمی‌تونم.

220
00:18:13,466 --> 00:18:14,926
‫اون شوهرمه،

221
00:18:15,176 --> 00:18:16,302
‫پدر بچه‌مه.

222
00:18:16,344 --> 00:18:18,638
‫وقتی اون داره عذاب می‌کشه
‫همینجوری قایم نمی‌شم.

223
00:18:20,848 --> 00:18:23,267
‫باید با چشم‌های خودم ببینمش.

224
00:18:28,356 --> 00:18:30,274
‫یه کم طول می‌کشه، ولی اوم...

225
00:18:31,901 --> 00:18:33,236
‫شاید یه راهی باشه.

226
00:18:41,869 --> 00:18:45,123
‫- بیا، بخور.
‫- تو بخور.

227
00:18:46,249 --> 00:18:47,750
‫نگران من نباش.

228
00:18:48,084 --> 00:18:50,545
‫یه تکه بزرگ گوشت گاو توی فر دارم
‫که داره کباب می‌شه.

229
00:18:53,005 --> 00:18:56,843
‫ضیافت‌هایی که پدر و عموت
‫برگزار می‌کردن رو یادت میاد؟

230
00:18:57,552 --> 00:18:59,554
‫پرنده‌های تزیین‌شده با روکش طلا.

231
00:18:59,971 --> 00:19:02,682
‫ماهیِ پخته‌شده با نوشیدنی.

232
00:19:08,938 --> 00:19:10,356
‫استراحت کن.

233
00:19:13,568 --> 00:19:14,894
‫می‌خوام تو رو

234
00:19:14,944 --> 00:19:16,237
‫از اینجا ببرم.

235
00:19:18,156 --> 00:19:19,866
‫اگه تبرئه‌ت نکنن،

236
00:19:20,032 --> 00:19:21,617
‫فرار می‌کنیم.

237
00:19:22,910 --> 00:19:25,288
‫ولی قرار نیست به خاطر
‫جنایت‌های خانواده‌ی من مجازات بشی.

238
00:19:42,805 --> 00:19:43,973
‫ارنست؟

239
00:19:50,688 --> 00:19:52,306
‫نباید به پاریس برمی‌گشتی،

240
00:19:52,356 --> 00:19:53,483
‫مادمازل لوسی.

241
00:19:53,983 --> 00:19:55,401
‫من رو می‌بری پیشش؟

242
00:19:55,443 --> 00:19:56,652
‫تمنا می‌کنم...

243
00:19:57,403 --> 00:19:58,613
‫همچین چیزی ازم نخواه.

244
00:19:59,739 --> 00:20:01,774
‫اگه بفهمن که تو زنش هستی...

245
00:20:01,824 --> 00:20:04,493
‫به خاطر محبتی که به من و پدرم داری،

246
00:20:04,994 --> 00:20:07,947
‫به خاطر... اون شادی‌ای که
‫بعد از سال‌ها دوری،

247
00:20:07,997 --> 00:20:09,407
‫به زندگی‌مون آوردی.

248
00:20:09,457 --> 00:20:11,951
‫به خاطر هر کاری که تو و زنت
‫برای خانواده ما کردید،

249
00:20:12,001 --> 00:20:13,252
‫لطفاً

250
00:20:13,336 --> 00:20:14,921
‫من رو ببر پیش شوهرم.

251
00:20:43,491 --> 00:20:45,618
‫یالا. برگرد به سلولت.

252
00:21:04,637 --> 00:21:05,972
‫هم‌سلولی چارلز.

253
00:21:06,764 --> 00:21:07,807
‫تئوفیل.

254
00:21:08,891 --> 00:21:10,384
‫مردی که برای نجاتش اومد؟

255
00:21:10,434 --> 00:21:11,644
‫امروز صبح مُرد.

256
00:21:14,981 --> 00:21:16,357
‫بازم هست.

257
00:21:16,399 --> 00:21:18,734
‫تونستم چند کلمه با چارلز حرف بزنم.

258
00:21:18,901 --> 00:21:19,986
‫و؟

259
00:21:20,736 --> 00:21:22,363
‫نامه‌ی تئوفیل...

260
00:21:23,239 --> 00:21:24,407
‫از طرف اون نبود.

261
00:21:33,040 --> 00:21:35,126
‫چارلز قراره محاکمه بشه.

262
00:21:36,168 --> 00:21:38,412
‫- خودت گفتی که...
‫- فردا.

263
00:21:38,462 --> 00:21:39,622
‫ولی نمی‌تونن.

264
00:21:39,672 --> 00:21:41,082
‫و هنوز نمی‌دونیم اتهامات چیه.

265
00:21:41,132 --> 00:21:43,167
‫ولی... خب، چطور می‌تونه

266
00:21:43,217 --> 00:21:45,553
‫دفاعیه آماده کنه و شاهد بیاره؟

267
00:21:47,304 --> 00:21:48,547
‫نامه‌ای که برای چارلز اومد،

268
00:21:48,597 --> 00:21:50,307
‫که ازش می‌خواست به پاریس بیاد...

269
00:21:50,975 --> 00:21:52,184
‫جعلی بوده.

270
00:21:55,062 --> 00:21:56,055
‫می‌دونستی.

271
00:21:56,105 --> 00:21:57,481
‫حدس می‌زدم.

272
00:21:58,190 --> 00:21:59,859
‫نمی‌دونی کی می‌تونسته براش فرستاده باشه؟

273
00:21:59,900 --> 00:22:02,520
‫نه. هیچ‌کس به غیر از خانواده‌م نمی‌دونه

274
00:22:02,570 --> 00:22:04,196
‫اون یه اورموند به دنیا اومده.

275
00:22:04,405 --> 00:22:05,740
‫خب، فردا می‌فهمم.

276
00:22:23,591 --> 00:22:25,134
‫یادم میاد آخرین باری

277
00:22:25,176 --> 00:22:26,711
‫که من و تو تنها بودیم،

278
00:22:26,761 --> 00:22:28,846
‫شب قبل از دادگاه چارلز دارنی بود.

279
00:22:31,807 --> 00:22:33,058
‫اون دادگاه، خوب تموم شد.

280
00:22:34,185 --> 00:22:35,895
‫خیلی چیزها عوض شده.

281
00:22:36,020 --> 00:22:37,605
‫نه اونقدر.

282
00:22:37,938 --> 00:22:40,608
‫هنوز همون انتخاب‌های بحث‌برانگیزت
‫در مورد وکلا رو داری.

283
00:22:41,650 --> 00:22:44,153
‫تو هم هنوز همون پالتو رو داری...

284
00:22:45,196 --> 00:22:47,740
‫حتی وقتی که داره
‫روی شونه‌هات از هم می‌پاشه.

285
00:22:47,865 --> 00:22:49,033
‫رفتم بفروشمش.

286
00:22:49,074 --> 00:22:50,534
‫دو بار.

287
00:22:50,826 --> 00:22:53,370
‫هیچ‌وقت نتونستم خودم رو راضی کنم
‫که ازش جدا بشم.

288
00:23:04,465 --> 00:23:06,175
‫صبح زود برای دادگاه راه می‌افتیم.

289
00:23:06,634 --> 00:23:08,552
‫من یه کم بیدار می‌مونم.

290
00:23:09,094 --> 00:23:11,222
‫یه عارف باستانی
‫یه بار یه ترفند بهم نشون داد

291
00:23:11,263 --> 00:23:13,224
‫تا ذهنم رو آخر شب هوشیار نگه دارم.

292
00:23:14,725 --> 00:23:17,394
‫یه حوله و یه تشت آب سرد.

293
00:23:33,077 --> 00:23:34,995
‫وقتی برگشتیم انگلیس، من...

294
00:23:36,247 --> 00:23:37,998
‫امیدوارم بیای خونه.

295
00:23:39,750 --> 00:23:40,918
‫می‌خوام پسرم رو ببینی.

296
00:23:42,044 --> 00:23:43,170
‫پسر؟

297
00:23:43,796 --> 00:23:44,880
‫فکر کنم.

298
00:23:47,841 --> 00:23:49,009
‫این کار رو می‌کنی؟

299
00:23:50,302 --> 00:23:51,345
‫میای؟

300
00:24:41,729 --> 00:24:42,938
‫سکوت.

301
00:24:44,940 --> 00:24:46,817
‫سکوت!

302
00:24:49,903 --> 00:24:52,322
‫چارلز دارنی به جایگاه متهم.

303
00:25:05,210 --> 00:25:07,463
‫چارلز. چارلز.

304
00:25:10,966 --> 00:25:12,009
‫عشقم.

305
00:25:14,136 --> 00:25:15,262
‫چارلز دارنی.

306
00:25:15,554 --> 00:25:18,807
‫تو سعی کردی هویت واقعی خودت رو پنهان کنی.

307
00:25:19,558 --> 00:25:20,768
‫اسم شما در واقع

308
00:25:20,809 --> 00:25:22,102
‫«اورموند» هست.

309
00:25:25,230 --> 00:25:26,315
‫سکوت.

310
00:25:29,985 --> 00:25:31,111
‫سکوت!

311
00:25:32,905 --> 00:25:34,573
‫بعد از مرگ عموت...

312
00:25:34,656 --> 00:25:38,452
‫تو عنوان «مارکی دو اورموند» رو به ارث بردی.

313
00:25:39,036 --> 00:25:40,537
‫به عنوان یک اشراف‌زاده...

314
00:25:41,079 --> 00:25:42,331
‫و یک مهاجر...

315
00:25:42,539 --> 00:25:46,126
‫حالا سرنوشتت در دست جمهوری‌ست.

316
00:25:56,762 --> 00:25:58,806
‫برای دفاع از خودت چی داری بگی؟

317
00:26:02,392 --> 00:26:04,019
‫فقط اینکه

318
00:26:04,520 --> 00:26:06,396
‫من ده سال پیش از اسم

319
00:26:06,647 --> 00:26:08,106
‫و عنوان خودم دست کشیدم.

320
00:26:09,900 --> 00:26:11,401
‫اون زمان ازشون سرافکنده شدم.

321
00:26:12,653 --> 00:26:13,946
‫الان هم سرافکنده می‌کنن.

322
00:26:14,404 --> 00:26:16,782
‫شاهدی داری که بتونه
‫این موضوع رو تأیید کنه؟

323
00:26:19,993 --> 00:26:21,453
‫دیگه نه.

324
00:26:22,996 --> 00:26:24,748
‫دیروز توی بغل من فوت کرد.

325
00:26:28,418 --> 00:26:30,212
‫من خائن نیستم.

326
00:26:30,629 --> 00:26:32,047
‫من خائن نیستم!

327
00:26:33,131 --> 00:26:34,967
‫من سال‌ها پیش

328
00:26:35,008 --> 00:26:37,469
‫از حق موروثی‌ام صرف‌نظر کردم.

329
00:26:38,470 --> 00:26:41,014
‫من همیشه به آزادی باور داشتم.

330
00:26:41,765 --> 00:26:43,767
‫به حقوق همه انسان‌ها.

331
00:26:45,394 --> 00:26:46,895
‫و من دوشادوش

332
00:26:46,937 --> 00:26:49,231
‫برادران آمریکایی‌مون جنگیدم.

333
00:26:49,481 --> 00:26:51,984
‫از همون آغاز انقلاب خودشون...

334
00:26:53,652 --> 00:26:55,821
‫و خیلی قبل‌تر از ورود ارتش‌های فرانسه.

335
00:26:58,282 --> 00:27:00,025
‫انقلاب خودمون چی؟

336
00:27:00,075 --> 00:27:01,576
‫بهش باور داری؟

337
00:27:02,869 --> 00:27:04,162
‫باور داشتم.

338
00:27:04,955 --> 00:27:06,373
‫مشتاقش بودم.

339
00:27:08,000 --> 00:27:09,209
‫حالا چی؟

340
00:27:16,466 --> 00:27:17,926
‫حالا نمی‌تونم بگم.

341
00:27:27,561 --> 00:27:31,606
‫کسی اینجا هست که بخواد
‫به نفع زندانی صحبت کنه؟

342
00:27:33,525 --> 00:27:34,818
‫بله.

343
00:27:35,944 --> 00:27:37,154
‫من هستم.

344
00:27:45,412 --> 00:27:47,414
‫من الکساندر مانت هستم.

345
00:27:48,623 --> 00:27:53,045
‫شاید برخی از شما من رو به عنوان
‫دکتری بشناسید که از زندان باستیل فرار کرد.

346
00:27:59,926 --> 00:28:02,721
‫چارلز دارنی بهم کمک کرد که فرار کنم.

347
00:28:05,015 --> 00:28:07,768
‫منم به ناحق زندانی شده بودم.

348
00:28:08,560 --> 00:28:10,687
‫از عزیزانم جدا شده بودم.

349
00:28:12,606 --> 00:28:15,358
‫ولی اون رنج دیرین، به من قدرتی بخشید.

350
00:28:19,362 --> 00:28:20,822
‫چارلز دارنی...

351
00:28:21,615 --> 00:28:23,575
‫فرزند وفادار فرانسه‌ست.

352
00:28:27,329 --> 00:28:29,331
‫به علاوه داماد منم هست.

353
00:28:36,630 --> 00:28:39,216
‫اگه این دادگاه برای من
‫یا گذشته‌م احترامی قائله،

354
00:28:39,341 --> 00:28:41,343
‫پس اون رو آزاد کنید.

355
00:28:44,346 --> 00:28:46,097
‫از شما تمنا دارم.

356
00:28:48,683 --> 00:28:51,228
‫- بی‌گناهه!
‫- بی‌گناهه!

357
00:28:56,775 --> 00:28:58,735
‫چه کسی این زندانی رو متهم می‌کنه؟

358
00:29:03,031 --> 00:29:05,033
‫چه کسی این زندانی رو متهم می‌کنه؟

359
00:29:05,909 --> 00:29:08,328
‫خودِ الکساندر مانت.

360
00:29:16,336 --> 00:29:18,171
‫من این برگه‌ها رو از زندان باستیل برداشتم،

361
00:29:18,213 --> 00:29:19,631
‫درست همون روزی که سقوط کرد.

362
00:29:20,507 --> 00:29:23,385
‫سلول یکصد و پنج. برج شمالی.

363
00:29:24,219 --> 00:29:26,471
‫سلولِ دکتر مانت.

364
00:29:36,147 --> 00:29:37,983
‫من، الکساندر مانت،

365
00:29:38,066 --> 00:29:42,279
‫این صفحات رو در آخرین ماه
‫از دهمین سال دوران اسارتم می‌نویسم.

366
00:29:43,655 --> 00:29:45,941
‫توان ذهنیم داره رو به زوال می‌ره،

367
00:29:45,991 --> 00:29:49,452
‫ولی شرحی از جنایاتی رو ثبت می‌کنم...

368
00:29:50,495 --> 00:29:53,665
‫که من رو به این زندان هولناک کشوند.

369
00:29:59,421 --> 00:30:01,089
‫شبی در اواخر

370
00:30:01,590 --> 00:30:03,675
‫دسامبر سال ۱۷۶۴،

371
00:30:04,009 --> 00:30:06,344
‫در راه بازگشت به خانه، جلوم رو گرفتن.

372
00:30:09,598 --> 00:30:12,350
‫مارکی اورموند و برادرش بودن.

373
00:30:17,856 --> 00:30:20,817
‫مجبورم کردن که همراه‌شون
‫به عمارت اون‌ها برم.

374
00:30:21,985 --> 00:30:24,654
‫اونجا صحنه‌ای اونقدر رقت‌بار دیدم...

375
00:30:25,322 --> 00:30:27,032
‫که حتی بعد از گذشت این همه سال،

376
00:30:27,157 --> 00:30:29,868
‫هنوز هم یادآوریش من رو به وحشت می‌اندازه.

377
00:30:30,994 --> 00:30:32,412
‫یک دختر جوان.

378
00:30:33,538 --> 00:30:35,206
‫با لباسی مندرس و روستایی.

379
00:30:35,749 --> 00:30:37,959
‫- دست و پاهاش به تخت بسته شده بود.
‫- بابا.

380
00:30:38,001 --> 00:30:41,921
‫دستمالی ابریشمی به زور توی دهنش
‫فرو کرده بودن تا فریادهاش رو خفه کنن.

381
00:30:43,631 --> 00:30:46,509
‫اونقدر وحشیانه مورد آزار قرار گرفته بود که

382
00:30:46,593 --> 00:30:48,511
‫دیگه چیزی تا مرگش نمونده بود.

383
00:30:51,264 --> 00:30:53,933
‫هر کاری از دستم برمیومد
‫برای نجاتش انجام دادم.

384
00:30:54,351 --> 00:30:56,186
‫ولی کافی نبود.

385
00:31:00,231 --> 00:31:04,110
‫درست همون لحظه که آخرین نفس
‫از گلوی اون بی‌گناهِ بیچاره بیرون اومد...

386
00:31:04,235 --> 00:31:07,364
‫مارکی کیسه‌ای پول به سمتم گرفت...

387
00:31:07,572 --> 00:31:09,616
‫تا سکوتم رو بخره.

388
00:31:11,659 --> 00:31:14,329
‫ولی نتونستم خودم رو راضی کنم که بگیرمش.

389
00:31:17,082 --> 00:31:19,375
‫با حالی آشفته به خونه برگشتم.

390
00:31:19,584 --> 00:31:22,295
‫دو نامه نوشتم.

391
00:31:22,378 --> 00:31:25,757
‫اولی رو برای دوست عزیزم، جارویس لری،

392
00:31:26,049 --> 00:31:27,884
‫از بانک تلسون...

393
00:31:28,885 --> 00:31:30,637
‫و ازش خواستم

394
00:31:31,471 --> 00:31:32,931
‫تا اون شب

395
00:31:32,972 --> 00:31:34,682
‫به من و دخترم

396
00:31:35,809 --> 00:31:38,812
‫برای فرار از پاریس کمک کنه.

397
00:31:44,442 --> 00:31:46,778
‫نامه دیگه رو

398
00:31:46,986 --> 00:31:50,824
‫برای وزیر دادگستری فرستادم،

399
00:31:50,949 --> 00:31:55,120
‫و در اون جنایاتی رو فهرست کردم
‫که هم قربانی‌شون بودم و هم شاهدشون.

400
00:31:58,623 --> 00:32:00,625
‫می‌دونستم چه ریسکی می‌کنم.

401
00:32:00,792 --> 00:32:02,585
‫ولی نمی‌تونستم ساکت بمونم.

402
00:32:05,421 --> 00:32:07,590
‫ولی اورموندها زودتر از
‫اونی که تصور می‌کردم،

403
00:32:07,632 --> 00:32:08,967
‫سراغم اومدن.

404
00:32:10,301 --> 00:32:12,095
‫از اون شب به بعد،

405
00:32:13,012 --> 00:32:15,139
‫من یه زندانی تیره‌بخت بودم.

406
00:32:23,773 --> 00:32:25,775
‫تموم شد، شهروند؟

407
00:32:32,907 --> 00:32:34,158
‫تقریباً.

408
00:32:38,454 --> 00:32:40,748
‫شاید دکتر مانتِ محترم...

409
00:32:41,708 --> 00:32:43,668
‫بهتره خودش این بخش آخر رو بخونه.

410
00:32:43,710 --> 00:32:45,420
‫این مرد مرتکب هیچ جرمی نشده،
‫اون شایسته‌ی...

411
00:32:45,461 --> 00:32:47,255
‫اومده اینجا تا حرف بزنه.

412
00:32:47,589 --> 00:32:49,173
‫تا شهادت بده.

413
00:32:49,382 --> 00:32:50,925
‫بذار کارش رو تموم کنه.

414
00:32:51,843 --> 00:32:52,844
‫نه.

415
00:32:53,511 --> 00:32:55,013
‫شهروند مانت،

416
00:32:55,263 --> 00:32:56,723
‫باید اون رو بخونی!

417
00:33:17,118 --> 00:33:18,494
‫من...

418
00:33:21,205 --> 00:33:22,915
‫الکساندر مانت...

419
00:33:25,752 --> 00:33:30,173
‫سوگند می‌خورم هر چیزی که نوشتم،
‫دقیقاً همونطور رخ داده.

420
00:33:33,885 --> 00:33:35,303
‫من...

421
00:33:37,055 --> 00:33:38,973
‫لطفاً، التماس می‌کنم...

422
00:33:39,140 --> 00:33:40,183
‫بخون.

423
00:33:47,899 --> 00:33:51,486
‫من خاندان اورموند رو تا آخرین نفر
‫از نسل‌شون محکوم می‌کنم.

424
00:33:52,820 --> 00:33:54,489
‫نفرین‌شون می‌کنم...

425
00:33:56,115 --> 00:33:57,700
‫ادامه بده.

426
00:33:59,369 --> 00:34:02,080
‫و این صلیب خونین رو بر اونا حک می‌کنم.

427
00:34:13,091 --> 00:34:16,719
‫محکوم‌شده به دست پدرزن خودش.

428
00:34:24,310 --> 00:34:25,895
‫چرا داری این کارها رو می‌کنی؟

429
00:34:26,938 --> 00:34:29,357
‫اون دختری که کشتن، خواهرم بود.

430
00:34:33,361 --> 00:34:34,779
‫من اونجا بودم.

431
00:34:35,488 --> 00:34:36,864
‫مخفی شده بودم.

432
00:34:38,324 --> 00:34:39,826
‫همه چی رو دیدم.

433
00:34:40,410 --> 00:34:42,829
‫همه چی رو شنیدم.
‫تک‌تک لحظات رو.

434
00:34:45,373 --> 00:34:46,958
‫کاری که باهاش کردن.

435
00:34:48,459 --> 00:34:49,961
‫پدرش.

436
00:34:50,002 --> 00:34:51,546
‫عموش.

437
00:34:54,048 --> 00:34:55,591
‫اورموندها

438
00:34:55,758 --> 00:35:00,721
‫و امثال اون‌ها دشمنان واقعی فرانسه هستن.

439
00:35:00,972 --> 00:35:04,142
‫امروز عدالت می‌خوام.

440
00:35:04,225 --> 00:35:07,520
‫انتقام می‌خوام. برای خواهرم.

441
00:35:07,562 --> 00:35:10,857
‫برای همه کسایی که رنج کشیدن.

442
00:35:11,566 --> 00:35:15,027
‫مرگ بر تموم دشمنان جمهوری.

443
00:35:15,194 --> 00:35:16,821
‫مرگ!

444
00:35:17,655 --> 00:35:20,074
‫مرگ! مرگ!

445
00:35:20,158 --> 00:35:23,111
‫مرگ! مرگ!

446
00:35:23,161 --> 00:35:24,704
‫چارلز اورموند،

447
00:35:24,787 --> 00:35:26,322
‫معروف به دارنی.

448
00:35:26,372 --> 00:35:29,292
‫تو مجرم شناخته شدی.
‫به مرگ محکوم می‌شی.

449
00:35:35,548 --> 00:35:37,341
‫- لوسی...
‫- نه. نه.

450
00:35:42,847 --> 00:35:44,015
‫دوستت دارم.

451
00:35:44,640 --> 00:35:45,683
‫دوستت دارم.

452
00:36:03,122 --> 00:36:13,122
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

453
00:36:30,561 --> 00:36:32,104
‫باید یه چیزی باشه.

454
00:36:32,813 --> 00:36:35,524
‫یه راهی برای تجدیدنظر در حکم.

455
00:36:37,652 --> 00:36:39,153
‫ترز بود که

456
00:36:39,195 --> 00:36:41,364
‫نامه جعلی رو برای چارلز فرستاد.

457
00:36:41,489 --> 00:36:43,157
‫اون این رو نقشه کشید. همه‌ش رو.

458
00:36:43,741 --> 00:36:46,577
‫می‌دونست اون هیچ‌وقت تئوفیل رو
‫به حال خودش رها نمی‌کنه که بمیره.

459
00:36:47,119 --> 00:36:48,371
‫روش حساب باز کرد.

460
00:36:49,246 --> 00:36:50,498
‫تقصیر منه.

461
00:36:50,623 --> 00:36:51,866
‫حرف‌های خودم،

462
00:36:51,916 --> 00:36:53,459
‫خون خودم.

463
00:36:53,709 --> 00:36:55,711
‫هیچ‌وقت خودم رو نمی‌بخشم.

464
00:36:56,587 --> 00:36:58,005
‫تو می‌دونستی.

465
00:36:58,923 --> 00:37:01,842
‫تموم این مدت، می‌دونستی
‫چارلز یه اورمونده...

466
00:37:03,135 --> 00:37:05,721
‫و اینکه اون‌ها تو رو زندانی کرده بودن.

467
00:37:06,764 --> 00:37:08,599
‫چرا بهم نگفتی؟

468
00:37:10,976 --> 00:37:14,772
‫دلیلی نمی‌دیدم چارلز رو
‫به خاطر اسم و خانواده‌ش قضاوت کنم.

469
00:37:14,814 --> 00:37:16,732
‫آره، ولی اگه می‌دونستیم،
‫اون هیچ‌وقت...

470
00:37:17,608 --> 00:37:19,193
‫من جلوش رو می‌گرفتم.

471
00:37:19,360 --> 00:37:20,361
‫متأسفم.

472
00:37:22,196 --> 00:37:23,614
‫خیلی متأسفم.

473
00:37:39,046 --> 00:37:40,673
‫باید از پاریس ببریمشون بیرون.

474
00:37:41,882 --> 00:37:44,210
‫چارلز فردا ظهر اعدام می‌شه.

475
00:37:44,260 --> 00:37:45,669
‫امروز تو دادگاه

476
00:37:45,719 --> 00:37:47,513
‫اون عطش خون رو دیدی.

477
00:37:48,097 --> 00:37:50,266
‫کی می‌دونه بعدش سراغ کی میان؟

478
00:37:50,724 --> 00:37:52,927
‫لوسی هیچ‌وقت چارلز رو تنها نمی‌ذاره.

479
00:37:52,977 --> 00:37:54,478
‫پس باید متقاعدش کنیم.

480
00:37:55,771 --> 00:37:57,815
‫نمی‌شه نجاتش داد؟

481
00:38:00,901 --> 00:38:02,236
‫هیچ عفو‌ی در کار نیست.

482
00:38:21,463 --> 00:38:22,673
‫چرا هیچ‌وقت چیزی نگفتی؟

483
00:38:23,299 --> 00:38:25,259
‫کاری که با خواهرت کردن.
‫چرا هیچ‌وقت بهم نگفتی؟

484
00:38:25,467 --> 00:38:27,011
‫اگه می‌دونستی چیکار می‌کردی؟

485
00:38:27,928 --> 00:38:29,054
‫نمی‌دونم.

486
00:38:29,805 --> 00:38:31,473
‫کنارت می‌موندم.

487
00:38:32,057 --> 00:38:34,018
‫به حرفت گوش می‌دادم.
‫می‌تونستم کمکت کنم.

488
00:38:35,060 --> 00:38:37,354
‫تو سرگرم نجات دادن بقیه بودی...

489
00:38:37,980 --> 00:38:40,316
‫هر کسی که از اون در میومد تو.

490
00:38:42,568 --> 00:38:43,944
‫به خاطر اون ازم دلخوری؟

491
00:38:44,153 --> 00:38:45,905
‫دیگه هیچ حسی نسبت بهت ندارم.

492
00:38:46,739 --> 00:38:47,781
‫داری دروغ می‌گی.

493
00:38:48,532 --> 00:38:50,117
‫مراقب باش، شهروند.

494
00:38:50,409 --> 00:38:52,403
‫سی سال تمام، سست و ضعیف شدم...

495
00:38:52,453 --> 00:38:53,954
‫در حصار ضعف تو گرفتار بودم.

496
00:38:53,996 --> 00:38:55,206
‫ولی دیگه نه.

497
00:38:56,457 --> 00:38:58,375
‫اورموندها، دشمنان فرانسه،

498
00:38:58,417 --> 00:39:00,578
‫می‌فهمن وقتی جون یه نفر
‫هیچ ارزشی نداره، یعنی چی.

499
00:39:00,628 --> 00:39:03,122
‫فهمیدن چی؟
‫این کشتاری که اسمش رو عدالت گذاشتی؟

500
00:39:03,172 --> 00:39:04,915
‫همونطور که ما رنج کشیدیم،
‫اونا هم رنج می‌کشن.

501
00:39:04,965 --> 00:39:07,134
‫خانواده‌ی مانت،
‫تنها خانواده‌ایه که تا حالا داشتم.

502
00:39:08,427 --> 00:39:09,553
‫درک می‌کنی؟

503
00:39:10,012 --> 00:39:11,088
‫این ماجرا کِی تموم می‌شه؟

504
00:39:11,138 --> 00:39:13,724
‫به باد و آتش بگو کِی متوقف می‌شن،
‫نه به من.

505
00:39:18,020 --> 00:39:20,147
‫نمی‌فهمم اصلاً چرا این کارها رو کردیم.

506
00:39:30,032 --> 00:39:31,492
‫زنی که دوستش داشتم،

507
00:39:32,451 --> 00:39:33,911
‫از دست رفته.

508
00:40:12,032 --> 00:40:13,200
‫می‌گم...

509
00:40:14,451 --> 00:40:16,620
‫دوران کودکیت خیلی دور به نظر نمیاد؟

510
00:40:19,790 --> 00:40:23,252
‫روزهای جوانیت،
‫به نظرت مال خیلی وقت پیش نیست؟

511
00:40:24,420 --> 00:40:25,587
‫حس می‌کنم...

512
00:40:26,588 --> 00:40:28,716
‫دارم تو مسیری دایره‌وار سفر می‌کنم...

513
00:40:29,967 --> 00:40:33,512
‫و بیشتر به شروعش نزدیک می‌شم.

514
00:40:35,889 --> 00:40:37,433
‫این حس رو می‌فهمم.

515
00:40:45,441 --> 00:40:46,859
‫خوابیده،

516
00:40:46,984 --> 00:40:48,193
‫بی‌قرار.

517
00:40:54,825 --> 00:40:56,368
‫منم آماده‌م

518
00:40:57,077 --> 00:40:58,454
‫که بخوابم.

519
00:41:12,301 --> 00:41:13,844
‫باید یه راهی باشه.

520
00:41:14,136 --> 00:41:16,088
‫- هیچ راهی نیست.
‫- نمی‌تونم فقط دست رو دست بذارم

521
00:41:16,138 --> 00:41:17,306
‫و بذارم بکشنش.

522
00:41:17,347 --> 00:41:19,016
‫نه. تو از اینجا می‌ری.

523
00:41:19,766 --> 00:41:21,301
‫تنها چیزی که الان مهمه
‫امنیت توئه،

524
00:41:21,351 --> 00:41:22,519
‫تو و بچه.

525
00:41:22,561 --> 00:41:24,188
‫ولی اون شوهرمه.

526
00:41:24,229 --> 00:41:25,272
‫دقیقاً.

527
00:41:29,276 --> 00:41:30,736
‫این چیزیه که شوهرت می‌خواد.

528
00:41:30,903 --> 00:41:32,404
‫از کجا می‌دونی؟

529
00:41:33,113 --> 00:41:35,073
‫چون اگه منم بودم،
‫همین رو می‌خواستم.

530
00:41:37,910 --> 00:41:40,154
‫ده ساله ازش متنفرم،

531
00:41:40,204 --> 00:41:41,905
‫خودم رو درگیر این باور کردم

532
00:41:41,955 --> 00:41:43,665
‫که ما هیچ شباهتی به هم نداشتیم.

533
00:41:46,793 --> 00:41:47,794
‫حقیقت اینه که...

534
00:41:49,796 --> 00:41:51,506
‫ما هر دو یه زن رو دوست داریم.

535
00:41:54,384 --> 00:41:56,303
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستی
‫من رو از دست خودم نجات بدی.

536
00:41:56,345 --> 00:41:58,013
‫الان هم نمی‌تونی چارلز رو نجات بدی.

537
00:42:14,404 --> 00:42:15,572
‫چی کار کنم؟

538
00:42:17,032 --> 00:42:18,200
‫از پاریس برو.

539
00:42:19,910 --> 00:42:21,536
‫فردا ظهر.

540
00:42:22,329 --> 00:42:24,615
‫ترز و بقیه اعدام‌ها رو تماشا می‌کنن.

541
00:42:24,665 --> 00:42:26,116
‫تنها شانس ماست که بتونیم

542
00:42:26,166 --> 00:42:28,418
‫تو و الکساندر رو از شهر بیرون ببریم.

543
00:42:28,460 --> 00:42:30,254
‫و به بچه‌م چی بگم...

544
00:42:31,588 --> 00:42:33,423
‫درباره پدری که هیچ‌وقت نمی‌شناسه؟

545
00:42:35,217 --> 00:42:36,635
‫حقیقت رو بهش بگو.

546
00:42:39,680 --> 00:42:41,932
‫اون مرد بهتری از همه‌ی ما بود.

547
00:42:43,558 --> 00:42:45,093
‫کسی که برای عزیزانش،

548
00:42:45,143 --> 00:42:47,062
‫تن به هر فداکاری‌ای می‌داد.

549
00:42:49,731 --> 00:42:52,901
‫که حتی جونش رو برای دوستی
‫که ده سال ندیده بود...

550
00:42:54,319 --> 00:42:55,779
‫به خطر می‌نداخت.

551
00:42:59,533 --> 00:43:02,411
‫و بیشتر از هر کسی که می‌شناسم
‫می‌تونست حسابی نوشیدنی بخوره.

552
00:43:09,001 --> 00:43:10,210
‫باید استراحت کنی.

553
00:43:12,129 --> 00:43:13,171
‫یه چیزی بخور.

554
00:43:13,213 --> 00:43:14,673
‫نه، اشتها ندارم.

555
00:43:16,800 --> 00:43:18,135
‫مادرم هر روز صبح،

556
00:43:18,802 --> 00:43:20,796
‫وقتی من تو شکمش بودم

557
00:43:20,846 --> 00:43:22,973
‫یه پیمانه شیر گرم می‌خورد.

558
00:43:23,557 --> 00:43:25,350
‫می‌گفت تهوع رو آروم می‌کنه.

559
00:43:27,853 --> 00:43:30,230
‫شاید به خاطر یه نوشیدنی دیگه بود
‫که باهاش قاطی می‌کرد.

560
00:43:38,155 --> 00:43:40,157
‫همیشه می‌دونستم
‫آخرش مثل اون می‌شم.

561
00:43:42,325 --> 00:43:43,744
‫تا اینکه تو رو دیدم.

562
00:43:47,330 --> 00:43:49,366
‫برای اولین بار از زمان بچگی،

563
00:43:49,416 --> 00:43:50,701
‫با خودم فکر کردم،

564
00:43:50,751 --> 00:43:52,544
‫«اگه اون این رو در من ببینه...»

565
00:43:54,212 --> 00:43:55,297
‫چی رو؟

566
00:43:58,508 --> 00:44:00,260
‫چیزی که ارزش زندگی کردن داشته باشه.

567
00:44:02,262 --> 00:44:03,430
‫ارزش دوست داشتن.

568
00:44:04,890 --> 00:44:06,141
‫من دیدمش.

569
00:44:08,935 --> 00:44:10,103
‫هنوز هم می‌بینم.

570
00:44:20,614 --> 00:44:21,948
‫زندگی‌ای که دوستش داری.

571
00:44:32,751 --> 00:44:34,544
‫ترتیب کارها رو می‌دم.

572
00:44:36,296 --> 00:44:38,924
‫فردا رأس ظهر راه می‌افتیم.

573
00:44:43,220 --> 00:44:44,304
‫ممنون.

574
00:44:45,889 --> 00:44:47,140
‫برای چی؟

575
00:44:47,307 --> 00:44:49,100
‫برای اینکه چیزی بهم دادی
‫که هیچ‌وقت نداشتم.

576
00:44:52,854 --> 00:44:53,980
‫امید.

577
00:44:56,107 --> 00:44:57,776
‫امید به اینکه شاید مرد بهتری باشم.

578
00:46:45,675 --> 00:46:47,260
‫می‌دونم.

579
00:46:47,302 --> 00:46:49,846
‫ولی چاره‌ای جز این نیست.

580
00:46:50,013 --> 00:46:52,223
‫اعدام‌ها ظهر امروز شروع می‌شن،

581
00:46:52,307 --> 00:46:54,509
‫و تو و پدرت باید قبل از اینکه تموم بشن

582
00:46:54,559 --> 00:46:56,019
‫خیلی از شهر دور شده باشید.

583
00:47:02,776 --> 00:47:03,943
‫بابا.

584
00:47:04,611 --> 00:47:05,737
‫وقتشه.

585
00:47:08,907 --> 00:47:10,033
‫نه.

586
00:47:11,910 --> 00:47:13,536
‫لوسی؟

587
00:47:13,578 --> 00:47:14,829
‫کالسکه رو آماده کن.

588
00:47:14,871 --> 00:47:16,498
‫می‌دونم کجا می‌ره.

589
00:47:16,748 --> 00:47:18,082
‫لوسی، نمی‌تونیم...

590
00:47:28,635 --> 00:47:32,347
‫پنجاه و دو نفر به دیدار
‫«مادام گیوتین» می‌رن.

591
00:47:43,691 --> 00:47:44,901
‫بابا؟

592
00:47:49,072 --> 00:47:50,198
‫بابا!

593
00:47:58,748 --> 00:48:00,083
‫بابا.

594
00:48:00,667 --> 00:48:01,751
‫بیا.

595
00:48:01,793 --> 00:48:03,419
‫حال و روز خیلی بدی داشت.

596
00:48:07,507 --> 00:48:09,884
‫به‌سختی می‌تونست کلمات رو به زبون بیاره.

597
00:48:12,804 --> 00:48:16,891
‫اومده بود تا التماس کنه.
‫ازم خواست که جون شوهرت رو ببخشم.

598
00:48:17,892 --> 00:48:19,477
‫و در عوض، جون خودش رو بگیرم.

599
00:48:23,022 --> 00:48:25,900
‫وقتی فهمید که دیگه امیدی نیست،
‫از پا دراومد.

600
00:48:27,193 --> 00:48:28,903
‫باید از ما دور بشی.

601
00:48:28,987 --> 00:48:30,572
‫می‌دونی این چیه؟

602
00:48:32,991 --> 00:48:34,617
‫قرار بود یه هدیه باشه.

603
00:48:34,784 --> 00:48:36,494
‫شالی برای دختربچه‌ای به اسم ژولیت.

604
00:48:36,744 --> 00:48:38,204
‫ولی خانواده‌ی اورموند

605
00:48:38,246 --> 00:48:39,706
‫اون رو هم از پا درآوردن.

606
00:48:39,789 --> 00:48:41,457
‫این اسامی رو می‌بینی؟

607
00:48:44,877 --> 00:48:47,630
‫همه اشراف‌زاده‌هایی که
‫به سزای اعمالشون رسیدن.

608
00:48:49,382 --> 00:48:50,675
‫و اینجا،

609
00:48:50,800 --> 00:48:52,010
‫همین پایین...

610
00:48:54,470 --> 00:48:57,098
‫اینجا اسم بچه‌ی توی شکمت رو می‌نویسم.

611
00:49:00,852 --> 00:49:02,770
‫همون لحظه‌ای که دیدمت، فهمیدم.

612
00:49:04,063 --> 00:49:05,189
‫نه.

613
00:49:08,526 --> 00:49:09,610
‫لطفاً.

614
00:49:09,694 --> 00:49:11,446
‫عین کلمات پدرت.

615
00:49:11,863 --> 00:49:13,990
‫یک نفرین خونی بر تموم اورموندهاست.

616
00:49:14,282 --> 00:49:15,450
‫لطفاً.

617
00:49:16,075 --> 00:49:17,452
‫این کار رو نکن.

618
00:49:17,952 --> 00:49:19,954
‫تا آخرین نفر از نسل‌شون.

619
00:49:21,706 --> 00:49:22,749
‫لطفاً.

620
00:49:26,169 --> 00:49:28,171
‫التماست می‌کنم.

621
00:49:29,922 --> 00:49:31,090
‫لوسی؟

622
00:50:01,454 --> 00:50:02,622
‫لوسی.

623
00:50:03,456 --> 00:50:04,874
‫ترز،

624
00:50:04,957 --> 00:50:06,375
‫دیرمون می‌شه.

625
00:50:06,751 --> 00:50:08,753
‫- باید بریم. زود باش.
‫- نه، نه.

626
00:50:10,296 --> 00:50:11,547
‫هستر، سریع.

627
00:50:12,465 --> 00:50:13,499
‫ترز،

628
00:50:13,549 --> 00:50:14,884
‫کجایی؟

629
00:50:53,840 --> 00:50:54,841
‫ده دقیقه.

630
00:51:01,222 --> 00:51:02,431
‫سیدنی؟

631
00:51:04,433 --> 00:51:06,385
‫آخرین کسی تو دنیا
‫که امیدوار بودی

632
00:51:06,435 --> 00:51:08,437
‫آخرین لحظات عمرت رو باهاش سپری کنی.

633
00:51:08,855 --> 00:51:09,939
‫تو...

634
00:51:10,523 --> 00:51:11,607
‫زندانی هستی؟

635
00:51:11,941 --> 00:51:13,150
‫می‌خوای زندگی کنی؟

636
00:51:16,612 --> 00:51:17,989
‫یه سوال ساده‌ست.

637
00:51:20,491 --> 00:51:21,692
‫بله، معلومه.

638
00:51:21,742 --> 00:51:23,327
‫دقیقاً همون کاری رو بکن که می‌گم.

639
00:51:23,369 --> 00:51:24,704
‫همه لباس‌هات رو دربیار.

640
00:51:25,288 --> 00:51:26,789
‫پوتین‌هات رو هم دربیار.

641
00:51:27,123 --> 00:51:28,207
‫چرا؟

642
00:51:32,628 --> 00:51:33,621
‫نه...

643
00:51:33,671 --> 00:51:34,880
‫نه، نه، نه، نه، نه.

644
00:51:34,922 --> 00:51:36,090
‫وقت برای ژست‌های پوچ نیست.

645
00:51:36,132 --> 00:51:37,592
‫- نه. گفتم «نه».
‫- چرا؟

646
00:51:37,883 --> 00:51:39,168
‫چون برای یه بار هم که شده،

647
00:51:39,218 --> 00:51:41,420
‫شاید من قهرمان داستان مشترکمون باشم؟

648
00:51:41,470 --> 00:51:43,139
‫این قضیه درباره‌ی غرور نیست.

649
00:51:43,180 --> 00:51:44,890
‫- نیست؟
‫- نه.

650
00:51:44,932 --> 00:51:47,768
‫اجازه نمی‌دم تو یا هیچ مرد دیگه‌ای
‫به خاطر من بمیره.

651
00:51:52,315 --> 00:51:54,233
‫فکر کردی این قضیه فقط درباره توئه؟

652
00:51:56,235 --> 00:51:57,820
‫من تموم این سال‌ها

653
00:51:58,321 --> 00:51:59,822
‫لوسی رو دوست داشتم.

654
00:52:03,034 --> 00:52:04,443
‫نه به خوبی تو،

655
00:52:04,493 --> 00:52:05,778
‫ولی به همون اندازه طولانی.

656
00:52:05,828 --> 00:52:07,204
‫نمی‌تونم.

657
00:52:07,246 --> 00:52:08,539
‫می‌تونی...

658
00:52:08,706 --> 00:52:09,999
‫و انجام می‌دی.

659
00:52:10,041 --> 00:52:11,125
‫زندگی تو

660
00:52:11,167 --> 00:52:12,668
‫ارزشش کمتر از مال من نیست.

661
00:52:13,252 --> 00:52:15,379
‫ولی زندگی تو مال خودت نیست، دوستم.

662
00:52:17,256 --> 00:52:19,091
‫از وقتی تو رو انتخاب کرد

663
00:52:19,383 --> 00:52:21,260
‫مال اونه.

664
00:52:24,555 --> 00:52:25,931
‫بهای پیروزی.

665
00:52:28,059 --> 00:52:29,352
‫اوه. راستی...

666
00:52:32,021 --> 00:52:34,148
‫الان مال یه نفر دیگه هم هست.

667
00:52:36,442 --> 00:52:38,194
‫بچه‌ای که تو شکمش داره.

668
00:52:40,696 --> 00:52:41,697
‫چی؟

669
00:52:43,991 --> 00:52:45,159
‫اون...

670
00:52:47,995 --> 00:52:49,413
‫یه بچه؟

671
00:52:55,086 --> 00:52:56,253
‫می‌بینی...

672
00:52:59,465 --> 00:53:00,966
‫نمی‌تونی ردش کنی...

673
00:53:02,051 --> 00:53:03,511
‫همونقدر که من نمی‌تونم.

674
00:55:13,140 --> 00:55:14,683
‫عمر طولانی داشته باش.

675
00:55:16,727 --> 00:55:18,062
‫پیر و چاق شو.

676
00:55:20,064 --> 00:55:21,982
‫و محض رضای خدا، زشت شو.

677
00:55:33,702 --> 00:55:35,329
‫به جای هر دومون، دوستش داشته باش.

678
00:55:44,671 --> 00:55:45,881
‫اومد.

679
00:56:03,774 --> 00:56:04,900
‫برو.

680
00:56:30,342 --> 00:56:32,094
‫محکوم رو آماده کنید.

681
00:57:14,553 --> 00:57:15,596
‫مرسی.

682
00:57:15,721 --> 00:57:17,055
‫موفق باشی، چارلز.

683
00:57:45,542 --> 00:57:47,044
‫داریم می‌ریم خونه، بابا.

684
00:57:47,961 --> 00:57:49,546
‫- خونه.
‫- عجله کن. زود باش.

685
00:57:52,507 --> 00:57:55,719
‫به محض اینکه جسدش رو پیدا کنن
‫دنبال ما میان.

686
00:57:55,761 --> 00:57:57,254
‫نجاتمون دادی.

687
00:57:57,304 --> 00:57:59,056
‫جونم رو نجات دادی.

688
00:57:59,181 --> 00:58:00,515
‫اه، سیدنی.

689
00:58:00,599 --> 00:58:01,934
‫سیدنی رو ندیدی؟

690
00:58:02,976 --> 00:58:04,144
‫نه.

691
00:58:25,582 --> 00:58:27,876
‫وقتش رسیده، اورموند.

692
00:58:38,136 --> 00:58:39,805
‫بشتابید، ای شهروندان؛

693
00:58:39,846 --> 00:58:42,808
‫اعدام‌ها درست سر ظهر آغاز می‌شن.

694
00:58:42,933 --> 00:58:45,727
‫بشتابید، ای شهروندان.

695
00:58:54,069 --> 00:58:56,530
‫مرگ بر اشرافیت!

696
00:59:12,003 --> 00:59:14,172
‫مرگ بر اشرافیت!

697
01:00:41,718 --> 01:00:43,428
‫باورنکردنیه!

698
01:01:36,523 --> 01:01:37,682
‫چطور؟

699
01:01:37,732 --> 01:01:39,067
‫چطور؟

700
01:02:49,637 --> 01:02:50,805
‫بجنبید!

701
01:02:51,181 --> 01:02:52,307
‫پخش بشید.

702
01:02:52,348 --> 01:02:53,600
‫باید پیداشون کنیم.

703
01:02:56,478 --> 01:02:58,313
‫نباید خیلی دور شده باشن.

704
01:03:09,574 --> 01:03:12,285
‫شهروند چارلز اورموند!

705
01:03:53,409 --> 01:03:54,911
‫می‌دونستی؟

706
01:03:58,456 --> 01:03:59,791
‫آره.

707
01:04:20,144 --> 01:04:21,396
‫حقیقت داره؟

708
01:04:59,100 --> 01:05:00,685
‫«زندگی‌ای که دوستش داری».

709
01:05:16,701 --> 01:05:17,994
‫تردید نکن.

710
01:05:19,203 --> 01:05:20,329
‫برنگرد.

711
01:05:23,207 --> 01:05:24,917
‫با خوشحالی انجامش می‌دم.

712
01:05:27,837 --> 01:05:30,882
‫برای اولین بار بعد از سال‌ها،
‫همه چی رو واضح می‌بینم.

713
01:05:34,802 --> 01:05:36,429
‫تو و چارلز رو

714
01:05:36,888 --> 01:05:38,681
‫سالم تو لندن می‌بینم.

715
01:05:39,682 --> 01:05:41,434
‫الکساندر و هستر.

716
01:05:41,809 --> 01:05:44,604
‫شادی‌ای که همه‌تون لایقش هستید.

717
01:05:47,356 --> 01:05:49,442
‫شهری زیبا

718
01:05:49,484 --> 01:05:52,904
‫و مردمی بااستعداد می‌بینم
‫که از این ورطه برمی‌خیزن.

719
01:05:59,952 --> 01:06:02,830
‫و در تلاششون برای رسیدن به آزادی واقعی...

720
01:06:04,707 --> 01:06:08,294
‫می‌بینم که شرارت این زمانه از بین می‌ره.

721
01:06:15,051 --> 01:06:16,552
‫بچه‌ت رو می‌بینم،

722
01:06:16,594 --> 01:06:19,889
‫سال‌های عمرش پر از موسیقی و خنده‌ست.

723
01:06:21,140 --> 01:06:22,308
‫خرد پدرش.

724
01:06:23,142 --> 01:06:24,560
‫و بیش از همه،

725
01:06:25,228 --> 01:06:26,646
‫عشق مادرش.

726
01:06:28,064 --> 01:06:30,066
‫می‌بینم که پیر می‌شی.

727
01:06:32,485 --> 01:06:34,028
‫زندگی‌ای که سپری کردی...

728
01:06:35,196 --> 01:06:37,281
‫با قلبی سرشار.

729
01:06:38,241 --> 01:06:40,493
‫با دونستن اینکه هیچ‌وقت

730
01:06:40,535 --> 01:06:42,870
‫بیشتر از امروز، توی اینجا،

731
01:06:42,912 --> 01:06:44,747
‫دوست داشته نشدی...

732
01:06:45,414 --> 01:06:47,617
‫وقتی قلبم رو به روی تو،

733
01:06:47,667 --> 01:06:50,294
‫آخرین نفر در کل دنیا، باز کردم.

734
01:06:53,714 --> 01:06:55,132
‫این کار خیلی،

735
01:06:55,216 --> 01:06:57,969
‫خیلی بهتر از هر کاریه که

736
01:06:58,094 --> 01:06:59,971
‫تا حالا انجام دادم.

737
01:07:01,097 --> 01:07:05,017
‫این آرامشی که به سمتش می‌رم،
‫خیلی، خیلی بهتر...

738
01:07:06,060 --> 01:07:08,437
‫از هر چیزیه که تا حالا شناختم.

739
01:08:26,057 --> 01:08:31,062
‫«ترجمه از خشایار»

740
01:08:33,062 --> 01:08:43,062
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M