1
00:00:19,200 --> 00:00:22,280
‫آهای؟ کسی اونجاست؟

2
00:00:33,320 --> 00:00:36,080
‫- داری ناخون‌هات رو فرو می‌کنی تو تنم.
‫- ببخشید.

3
00:00:37,080 --> 00:00:47,080
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:53,280 --> 00:00:56,240
‫زیر چشم‌های ببر رو نگاه کنید.

5
00:00:56,280 --> 00:00:57,940
‫پیداش کردیم!

6
00:01:53,100 --> 00:01:59,620
‫[قسمت سوم: معرکه‌ترین صبحانه‌ی تاریخ]‏

7
00:02:14,420 --> 00:02:16,080
‫- آندرئا.
‫- همم!

8
00:02:17,040 --> 00:02:18,680
‫راستش، خیلی داغون
‫به نظر می‌رسی.

9
00:02:18,740 --> 00:02:20,680
‫راستش سانتینو، خیلی هم خوبم.

10
00:02:20,740 --> 00:02:23,140
‫برو دراز بکش،
‫این قضیه رو بسپار به من.

11
00:02:23,160 --> 00:02:24,440
‫این‌قدر شلوغش نکن. اوه.

12
00:02:24,500 --> 00:02:26,620
‫آقای کارلوتی، سر رو پیدا کردیم.

13
00:02:26,640 --> 00:02:29,580
‫آه! تبریک می‌گم!

14
00:02:29,620 --> 00:02:30,980
‫اوه!

15
00:02:31,740 --> 00:02:33,580
‫خواهش می‌کنم، سانتینو.

16
00:02:33,620 --> 00:02:36,480
‫- آره.
‫- این مال توئه.

17
00:02:36,540 --> 00:02:38,620
‫بـــ....

18
00:02:38,660 --> 00:02:40,300
‫به‌به!

19
00:02:40,340 --> 00:02:41,600
‫خب پس.

20
00:02:41,660 --> 00:02:43,640
‫دو تا بلیط وی‌آی‌پی
‫برای شام مجللمون،

21
00:02:43,660 --> 00:02:46,140
‫برای خانم‌های
‫کارآگاه نابغه‌مون.

22
00:02:46,180 --> 00:02:48,500
‫ممنون. خیلی ممنون.

23
00:02:48,540 --> 00:02:52,240
‫خانم‌ها و آقایان،
‫لطفاً یه‌لحظه توجه کنید.

24
00:02:52,300 --> 00:02:55,660
‫مسابقه‌ی یخ‌شکنیمون
‫یه برنده داره!

25
00:03:08,520 --> 00:03:10,760
‫راه درازیه برای
‫دیدن یه فیلم قدیمی.

26
00:03:10,820 --> 00:03:14,280
‫نه هر فیلمی.
‫«تعطیلات در رم».

27
00:03:14,340 --> 00:03:17,620
‫- فکر اون بود؟
‫- دانیله؟

28
00:03:17,660 --> 00:03:19,780
‫آره، ولی قسم می‌خورم
‫که یه جشنواره‌ی فیلمه.

29
00:03:19,820 --> 00:03:21,480
‫چرا باید همچین چیزی رو
‫از خودم دربیارم؟

30
00:03:21,540 --> 00:03:23,560
‫سوال خوبیه.

31
00:03:23,620 --> 00:03:25,920
‫به مامان‌بزرگ قول
‫دادم دیگه دروغ نگم.

32
00:03:25,980 --> 00:03:27,380
‫پس من چی؟

33
00:03:29,060 --> 00:03:31,820
‫راستش، حس می‌کنم می‌تونم
‫هر چیزی رو بهت بگم.

34
00:03:31,860 --> 00:03:34,360
‫هیچ‌وقت واقعاً گوش نمی‌دی.

35
00:03:34,420 --> 00:03:36,220
‫بهت گفتم که این وضع
‫قراره عوض بشه.

36
00:03:37,720 --> 00:03:39,440
‫پس دیگه به تو هم دروغ نمی‌گم.

37
00:03:40,520 --> 00:03:41,920
‫- قبوله؟
‫- قبوله.

38
00:03:43,680 --> 00:03:45,480
‫راستی، چرا اومدی ناپل؟

39
00:03:45,540 --> 00:03:47,120
‫هیچ‌وقت نگفتی.

40
00:03:47,180 --> 00:03:49,660
‫یه جلسه‌ی گزارش‌دهی درباره‌ی
‫اون پرونده‌ی قتل دارم.

41
00:03:50,180 --> 00:03:51,540
‫امیدوارم آخریش باشه.

42
00:03:52,520 --> 00:03:54,800
‫و بعدش شاید بتونیم
‫یه‌کم وقت با هم بگذرونیم؟

43
00:03:54,860 --> 00:03:56,760
‫فکر می‌کردم برای
‫همین اینجاییم.

44
00:03:56,820 --> 00:03:59,360
‫خب... همین چند وقت پیش بود
‫که آرزو می‌کردی مرده باشم.

45
00:04:01,120 --> 00:04:02,880
‫فقط آرزو می‌کنم
‫مامان زنده بود.

46
00:04:04,840 --> 00:04:06,320
‫منم همین آرزو رو دارم، عزیزم.

47
00:04:21,160 --> 00:04:24,640
‫خود خودشه،
‫مایه‌ی افتخار پلیس بریتانیا.

48
00:04:24,700 --> 00:04:26,740
‫نمی‌دونم والا.

49
00:04:26,780 --> 00:04:28,960
‫مارتین لاکسمن.
‫از کنسولگری بریتانیا.

50
00:04:29,020 --> 00:04:31,520
‫- جو ماترام.
‫- اوه، می‌دونم کی هستی.

51
00:04:31,580 --> 00:04:33,700
‫رئیس ‌پلیس کلی
‫ازت تعریف و تمجید کرده.

52
00:04:34,140 --> 00:04:37,260
‫ببین، خیلی دوست دارم
‫یه نوشیدنی مهمونت کنم.

53
00:04:37,780 --> 00:04:39,860
‫بازرس سارانچینو
‫الان خودش پیشنهاد داد.

54
00:04:39,900 --> 00:04:41,440
‫اوه، می‌ذاریمش
‫برای یه وقت دیگه.

55
00:04:41,460 --> 00:04:42,980
‫مهمون وزارت امور خارجه‌ایم.

56
00:04:44,660 --> 00:04:47,420
‫ببین کی بهت گفتم،
‫یه نابغه‌ای پیدا می‌شه و به‌زودی پیشنهاد...‏

57
00:04:47,460 --> 00:04:48,880
‫انتقالی بهت می‌ده.

58
00:04:48,940 --> 00:04:50,940
‫من فقط برای تعطیلات اینجام.

59
00:04:50,980 --> 00:04:52,840
‫خب، نگران نباش. می‌ذارم بری
‫سراغ حوله...

60
00:04:52,900 --> 00:04:54,840
‫و رمان‌های مسافرتیت.

61
00:04:54,900 --> 00:04:59,000
‫راستش، جو، می‌شه یه خواهش
‫کوچیک ازت بکنم؟

62
00:04:59,060 --> 00:05:00,660
‫کامیلا، خواهرزاده‌ام...

63
00:05:00,700 --> 00:05:03,960
‫خب، داره کمک می‌کنه تا آخر هفته
‫یه بازی معمای قتل راه بندازن.

64
00:05:04,020 --> 00:05:06,180
‫خب، در همون منطقه‌ی
‫خانواده‌ی همسرته.

65
00:05:06,220 --> 00:05:08,420
‫- توی جزیره؟
‫- دقیقاً.

66
00:05:08,440 --> 00:05:10,320
‫نویسنده‌ی وامونده زنگ زد
‫و گفت مریضه...

67
00:05:10,380 --> 00:05:13,600
‫و به ذهنم رسید که
‫شاید تو بتونی جاش بری.

68
00:05:13,660 --> 00:05:16,840
‫- من؟
‫- قهرمان معرکه‌مون.

69
00:05:16,880 --> 00:05:19,300
‫من که چیزی ننوشتم.
‫توی ذوقشون نمی‌خوره؟

70
00:05:19,340 --> 00:05:21,500
‫یه کارآگاه واقعی از پلیس لندن؟

71
00:05:21,520 --> 00:05:24,080
‫فکر نکنم بشه اسمش رو
‫«توی ذوق خوردن» گذاشت.

72
00:05:24,140 --> 00:05:26,140
‫حق‌الزحمه‌ی
‫نقدی هم برات داره.

73
00:05:30,640 --> 00:05:32,480
‫از چیش خوشت میاد؟

74
00:05:32,540 --> 00:05:34,280
‫من رو یاد مامانم می‌اندازه.

75
00:05:35,520 --> 00:05:38,760
‫- و البته لباس‌هاش.
‫- از مد خوشت میاد؟

76
00:05:38,820 --> 00:05:40,840
‫آره، قبلاً فکر می‌کردم دلم
‫می‌خواد شغلم توی همین زمینه باشه،

77
00:05:40,900 --> 00:05:42,240
‫ولی الان دیگه نه.

78
00:05:42,300 --> 00:05:44,460
‫پس می‌خوای چی‌کار کنی؟

79
00:05:44,500 --> 00:05:48,500
‫خب، نمی‌دونم، ولی حتماً
‫می‌خوام برای خودم کار کنم.

80
00:05:48,520 --> 00:05:49,920
‫تو چی؟

81
00:05:49,980 --> 00:05:51,460
‫من چی؟

82
00:05:51,500 --> 00:05:53,200
‫خب، می‌خوای بری دانشگاه؟

83
00:05:53,260 --> 00:05:56,660
‫- این کارها به امثال من نیومده.
‫- چرت محضه‌.

84
00:05:58,200 --> 00:06:00,440
‫مامانم... مریضه.

85
00:06:01,440 --> 00:06:03,220
‫خب، مامانت نمی‌خواد
‫فرصت‌ها رو از دست بدی.

86
00:06:03,260 --> 00:06:05,520
‫درسته، ولی از پس
‫هزینه‌هاش برنمیام.

87
00:06:05,560 --> 00:06:08,600
‫می‌تونی کار کنی،
‫پس‌انداز کنی، بعداً بری.

88
00:06:08,660 --> 00:06:11,700
‫گفتنش راحته، وقتی خودت
‫مجبور نیستی این کار رو بکنی.

89
00:06:11,740 --> 00:06:12,800
‫ببخشید.

90
00:06:14,300 --> 00:06:15,860
‫می‌گم، امشب یه مهمونی هست.

91
00:06:17,120 --> 00:06:19,040
‫قول دادم وقتم رو
‫با مامانیم بگذرونم.

92
00:06:20,880 --> 00:06:22,760
‫بدو، داره شروع می‌شه.

93
00:06:22,880 --> 00:06:24,760
‫[سرگیجه]

94
00:06:28,440 --> 00:06:30,160
‫عاشق این فیلمم.

95
00:06:31,600 --> 00:06:33,440
‫- بفرما.
‫- ممنون.

96
00:06:39,600 --> 00:06:42,880
‫ولی دست‌کم یه غذای
‫درست‌وحسابی می‌خوری.

97
00:06:42,940 --> 00:06:45,260
‫- به گرد پای دست‌پخت اینجا هم نمی‌رسه‌.
‫- همم.

98
00:06:45,300 --> 00:06:46,720
‫امروز غروب...

99
00:06:47,920 --> 00:06:48,580
‫تعطیلیم.

100
00:06:50,240 --> 00:06:52,120
‫لوکا، دوست داری
‫بیای یه شام باکلاس؟

101
00:06:52,180 --> 00:06:53,760
‫خب، ببخشید. قرار دارم.

102
00:06:55,280 --> 00:06:57,320
‫- تا بعد.
‫- آه، داریا چی؟

103
00:06:57,380 --> 00:06:59,920
‫- می‌تونی اون رو ببری.
‫- من رو کجا ببری؟

104
00:06:59,980 --> 00:07:02,300
‫- یه بازی معمای قتله، آره.
‫- آه، تو عاشق این چیزهایی.

105
00:07:02,340 --> 00:07:05,120
‫مطمئنم داریا شب مرخصیش
‫کارهای بهتری داره.

106
00:07:05,180 --> 00:07:08,000
‫نه راستش.
‫مامانم امشب پیش خواهرمه.

107
00:07:08,040 --> 00:07:09,840
‫خب، به هر حال،
‫من کت‌وشلوار ندارم.

108
00:07:09,880 --> 00:07:12,960
‫- یکی برات پیدا می‌کنم.
‫- همم. خیلی‌خب.

109
00:07:13,020 --> 00:07:14,500
‫پس ردیف شد.

110
00:07:15,620 --> 00:07:16,860
‫فعلاً.

111
00:07:16,900 --> 00:07:19,120
‫- بعداً می‌بینمت.
‫- باشه.

112
00:07:27,740 --> 00:07:30,820
‫وای! النا، معرکه شدی.

113
00:07:32,320 --> 00:07:34,280
‫هنوزم نمی‌خوای
‫باهام حرف بزنی؟

114
00:07:34,340 --> 00:07:36,600
‫بستگی داره.

115
00:07:36,660 --> 00:07:39,700
‫- اول شما بفرمایید، بانو.
‫- امیدوارم بدونی داری چی‌کار می‌کنی.

116
00:07:40,700 --> 00:07:43,740
‫اون حقشه یه‌کم خوش بگذرونه.
‫جفتشون.

117
00:07:43,780 --> 00:07:45,520
‫خانم جذابیه، جنارو.

118
00:07:45,580 --> 00:07:48,540
‫ - خب که چی؟
‫- خب، اونم یه مرده.

119
00:07:48,580 --> 00:07:50,120
‫هوم...

120
00:07:52,980 --> 00:07:56,100
‫خب، به ذهنت نرسیده بود؟

121
00:07:58,960 --> 00:08:02,320
‫یه روزی بالاخره
‫حال دلش خوب می‌شه.

122
00:08:03,440 --> 00:08:05,840
‫باید با این قضیه
‫کنار بیایم.

123
00:08:18,400 --> 00:08:20,780
‫و ایشون همسرتون هستن،
‫جناب بازرس؟

124
00:08:20,820 --> 00:08:23,160
‫خب، نه، نه،
‫فقط یه دوست خانوادگی‌ام.

125
00:08:23,220 --> 00:08:24,860
‫پس فقط از دو تا آقا با هم بگیرم؟

126
00:08:29,240 --> 00:08:30,800
‫عالیه.

127
00:08:30,860 --> 00:08:33,060
‫ببخشید، می‌تونم فقط...
‫عرق کردی.

128
00:08:33,100 --> 00:08:35,620
‫نه، سانتینو.
‫بسه دیگه، سانتینو!

129
00:08:35,660 --> 00:08:37,720
‫بیشتر شبیه مامان‌هاست
‫تا رفیق.

130
00:08:38,300 --> 00:08:41,700
‫و این‌ها آقای میلر و آقای موری هستن،
‫جناب بازرس.

131
00:08:41,740 --> 00:08:43,200
‫دو تا از پرشورترین طرفدارهامون.

132
00:08:43,260 --> 00:08:45,740
‫اون‌قدر پرشور که در واقع
‫یه روز زودتر اومدن.

133
00:08:45,780 --> 00:08:48,300
‫آندرئا لطف کرد و ما رو
‫برای نوشیدنی دعوت کرد.

134
00:08:48,340 --> 00:08:51,500
‫من خودم دارم یه داستان
‫جنایی می‌نویسم.

135
00:08:51,540 --> 00:08:53,820
‫می‌خواستم چند تا فکر رو
‫با شما در میون بذارم.

136
00:08:53,860 --> 00:08:55,660
‫بعد از شام وقت هست.

137
00:08:55,700 --> 00:08:57,260
‫مگه الان چه اشکالی داره؟

138
00:08:57,300 --> 00:08:59,040
‫چالش بعدی داره شروع می‌شه.

139
00:08:59,100 --> 00:09:00,940
‫و این هم کامیلائه،

140
00:09:00,960 --> 00:09:03,120
‫خواهرزاده‌ی آقای لاکسمن.

141
00:09:03,180 --> 00:09:05,500
‫کسی که کتابی رو چاپ کرده که
‫الهام‌بخش برنامه‌مون بوده.

142
00:09:05,540 --> 00:09:08,460
‫سلام. اوه،
‫خداروشکر پلیس‌ها از نویسنده‌ها قابل‌اعتمادترن.

143
00:09:09,400 --> 00:09:11,400
‫خب، می‌شه چند لحظه صحبت کنیم، آندرئا؟

144
00:09:11,460 --> 00:09:13,760
‫باید با جو خصوصی صحبت کنم.

145
00:09:13,820 --> 00:09:15,380
‫خب، نباید داریا رو
‫تنها بذارم.

146
00:09:15,420 --> 00:09:18,080
‫نه، نه، اشکالی نداره.
‫سانتینو حواسش به من هست.

147
00:09:18,140 --> 00:09:19,960
‫البته، خواهش می‌کنم.

148
00:09:20,000 --> 00:09:21,240
‫سریع.

149
00:09:23,060 --> 00:09:24,840
‫خوش‌وقتم.

150
00:09:27,880 --> 00:09:30,660
‫می‌دونم، همچین
‫دژ محکمی هم نیست.

151
00:09:41,580 --> 00:09:43,060
‫اسکورسیزی.

152
00:09:44,300 --> 00:09:46,340
‫- خوبه؟
‫- مال سانتینوئه.

153
00:09:46,380 --> 00:09:47,360
‫دیوونه‌اشه.

154
00:09:59,820 --> 00:10:01,540
‫خوبی؟

155
00:10:01,580 --> 00:10:04,420
‫دیابت نوع دو دارم.
‫قندم بدجوری بالا و پایین می‌شه.

156
00:10:05,380 --> 00:10:07,500
‫- شاید بد نباشه کراواتت رو باز کنی.
‫- عمراً.

157
00:10:07,540 --> 00:10:10,220
‫اینجوری انگار دارم
‫به بیماری دهن‌کجی می‌کنم.

158
00:10:13,140 --> 00:10:14,500
‫- کار عاقلانه‌ایه؟
‫- هوم...

159
00:10:14,540 --> 00:10:16,980
‫به‌اندازه‌ی کافی
‫از سانتینو حرف می‌شنوم.

160
00:10:17,920 --> 00:10:20,480
‫مادر بیچاره‌ی اونم دیابتی بود.

161
00:10:31,220 --> 00:10:32,300
‫نمی‌خوای بشمریش؟

162
00:10:33,400 --> 00:10:35,140
‫یعنی به یه مامور
‫قانون کلک می‌زنی؟

163
00:10:35,180 --> 00:10:37,260
‫به هر کسی کلک می‌زنم.

164
00:10:37,300 --> 00:10:39,300
‫اوضاع مالیم از اوضاع
‫سلامتیم خیلی خراب‌تره.

165
00:10:39,340 --> 00:10:40,680
‫فکر می‌کردم
‫از این جریان...

166
00:10:40,740 --> 00:10:41,680
‫معمای قتل پول پارو می‌کنی.

167
00:10:41,740 --> 00:10:44,000
‫اجاره دادن این جا...

168
00:10:44,060 --> 00:10:45,940
‫فقط در حدیه که خرج
‫نگهداریش رو دربیاره.

169
00:10:48,100 --> 00:10:51,260
‫و هزینه‌های دادگاهم.
‫کل اون داستان تاسف‌بار...

170
00:10:52,000 --> 00:10:53,240
‫این توئه.

171
00:10:53,300 --> 00:10:54,820
‫من پلیسم، وکیل نیستم.

172
00:10:54,860 --> 00:10:56,520
‫نگران نباش،

173
00:10:56,580 --> 00:10:59,680
‫فقط برای این آوردمت اینجا
‫که با کامیلا هم‌کلام نشم.

174
00:11:01,520 --> 00:11:03,200
‫مزاحم شدم؟

175
00:11:03,260 --> 00:11:04,900
‫داشتم می‌رفتم.

176
00:11:07,280 --> 00:11:09,200
‫ممنون بابت نوشیدنی.

177
00:11:13,740 --> 00:11:16,300
‫آندرئا، ای عوضی طماع.

178
00:11:16,340 --> 00:11:17,880
‫چطور جرئت می‌کنی؟!

179
00:11:17,940 --> 00:11:19,820
‫می‌فهمی این کارت
‫چقدر بی‌احترامیه؟

180
00:11:19,860 --> 00:11:23,760
‫می‌خواستیم یه جای دیگه رو رزرو
‫کنیم ولی لطف کردیم و اومدیم اینجا.

181
00:11:26,820 --> 00:11:28,700
‫خیلی کم
‫با آنجلیکا صحبت کردم.

182
00:11:29,680 --> 00:11:31,880
‫همم، منم همین‌طور.

183
00:11:31,940 --> 00:11:34,340
‫النا گفت
‫خیلی پرشور و نشاطه.

184
00:11:34,380 --> 00:11:37,000
‫منظورت لجباز و کله‌شقه.
‫به حرف کسی هم گوش نمی‌ده.

185
00:11:39,480 --> 00:11:41,280
‫بچه داری؟

186
00:11:41,340 --> 00:11:42,420
‫نه.

187
00:11:42,460 --> 00:11:43,880
‫فراموش کن پرسیدم.

188
00:11:43,940 --> 00:11:46,280
‫نه، نه، اشکالی نداره.
‫ناراحت نشدم.

189
00:11:46,320 --> 00:11:47,940
‫یه نعمته راستش.

190
00:11:47,980 --> 00:11:50,780
‫خب، وقتی پای بچه‌ای وسط نباشه،
‫طلاق گرفتن راحت‌تره.

191
00:11:51,700 --> 00:11:52,980
‫می‌تونم تصور کنم.

192
00:11:54,800 --> 00:11:58,000
‫من، خب، از خواهرم که
‫سرطان داره پرستاری می‌کنم.

193
00:11:58,060 --> 00:12:00,060
‫- متأسفم.
‫- آدم می‌فهمه زندگی چقدر...

194
00:12:00,080 --> 00:12:03,960
‫باارزش و کوتاهه.

195
00:12:04,020 --> 00:12:07,580
‫کوتاه‌تر از چیزی که با کسی
‫بگذرونیش که برات عزیز نیست.

196
00:12:09,240 --> 00:12:12,520
‫ببخشید. نیازی به نصیحت‌های
‫من در مورد عشق نداری.

197
00:12:15,700 --> 00:12:17,300
‫سوفیا رو می‌شناختی؟

198
00:12:17,400 --> 00:12:19,960
‫نه، ولی النا خیلی
‫ازش تعریف کرده.

199
00:12:20,020 --> 00:12:22,460
‫- اسکار، صبر کن!
‫- بازی مسخره! دست از سرم بردار.

200
00:12:22,500 --> 00:12:24,320
‫می‌تونیم بقیه‌ی
‫ویلا رو فردا ببینیم.

201
00:12:24,340 --> 00:12:25,760
‫فقط برای امشب ورود ممنوعه.

202
00:12:25,820 --> 00:12:27,400
‫می‌خوام برم شنا کنم.

203
00:12:27,460 --> 00:12:29,500
‫نه مایو داری نه حوله.

204
00:12:29,520 --> 00:12:30,480
‫ای بابا!

205
00:12:33,200 --> 00:12:37,000
‫ببین می‌تونی یه بطری دیگه
‫نوشیدنی پیدا کنی یا نه.

206
00:12:37,820 --> 00:12:39,260
‫به نظرت باید دخالت کنی؟

207
00:12:39,300 --> 00:12:40,500
‫نه بابا.

208
00:12:40,540 --> 00:12:42,260
‫فکر کنم یه آب‌تنی
‫حالش رو جا بیاره.

209
00:12:42,280 --> 00:12:43,580
‫خانم‌ها و آقایان،

210
00:12:43,620 --> 00:12:46,760
‫برنده‌ی چالش
‫نوشیدنی‌خوری مشخص شد!

211
00:12:48,140 --> 00:12:49,860
‫شاید بهتره جیم
‫بزنیم و بریم شنا.

212
00:12:50,020 --> 00:12:51,940
‫پلیس‌ها مثلاً باید
‫قابل‌اعتماد باشن.

213
00:12:52,920 --> 00:12:54,440
‫سر شیفت نیستم.

214
00:12:55,660 --> 00:12:57,560
‫- باشه.
‫- دوباره بریزم برات؟

215
00:13:03,400 --> 00:13:06,160
‫برای شام.
‫همه‌چیز درست می‌شه.

216
00:13:08,820 --> 00:13:10,420
‫آندرئا رو ندیدی؟

217
00:13:10,460 --> 00:13:13,060
‫خب، نه،
‫یه ساعتی می‌شه که ندیدمش.

218
00:13:13,100 --> 00:13:14,800
‫واقعاً بدون اون
‫نمی‌تونیم شروع کنیم.

219
00:13:14,840 --> 00:13:16,000
‫- خب، پس برو بگرد دنبالش.
‫- باشه.

220
00:13:16,040 --> 00:13:17,600
‫لباس خیلی
‫قشنگیه‌ عزیزم.

221
00:13:17,660 --> 00:13:20,040
‫- خیلی خوشگله.
‫- اوه، ممنون.

222
00:13:20,100 --> 00:13:22,500
‫وای، فقط امیدوارم
‫خیلی گرم نباشه.

223
00:13:24,800 --> 00:13:28,000
‫صبر کن! برای منم نگه دار!

224
00:13:30,900 --> 00:13:33,580
‫یه نفر دیگه هم دیر کرده.

225
00:13:37,540 --> 00:13:39,460
‫محشره.

226
00:13:39,500 --> 00:13:41,280
‫فقط امیدوارم در حد
‫معیارهات باشه.

227
00:13:41,320 --> 00:13:43,800
‫- مطمئنم خوشمزه‌ست.
‫- یه نفر کمکم کنه!

228
00:13:44,920 --> 00:13:46,480
‫کمک!

229
00:13:53,120 --> 00:13:55,100
‫خب،
‫لطفاً همگی همین‌جا بمونید.

230
00:13:55,140 --> 00:13:56,640
‫مطمئنم همه‌چیز روبه‌راهه.

231
00:13:56,680 --> 00:13:58,040
‫آندرئا.

232
00:14:01,120 --> 00:14:03,760
‫لطفاً نرو.

233
00:14:06,740 --> 00:14:09,100
‫لطفاً تنهام نذار.

234
00:14:14,580 --> 00:14:17,420
‫سانتینو. سانتینو. بیا، بیا.

235
00:14:36,340 --> 00:14:39,940
‫‏[یک پیام جدید از دانیله]‏

236
00:14:40,720 --> 00:14:44,940
‫‏[بیرون رو ببین]‏

237
00:14:54,040 --> 00:14:57,400
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- مهمونی بدون تو حوصله‌سربره.

238
00:14:57,460 --> 00:15:00,160
‫- بهت گفتم که نمی‌تونم.
‫- پس بیا بریم ساحل.

239
00:15:00,220 --> 00:15:04,260
‫- خب، قول دادم.
‫- که چی؟ یه‌کم خوش بگذرون.

240
00:15:05,260 --> 00:15:07,420
‫باشه. همین‌جا منتظر بمون.

241
00:15:19,360 --> 00:15:21,840
‫- واقعاً معذرت می‌خوام.
‫- نیازی نیست عذرخواهی کنی.

242
00:15:22,700 --> 00:15:24,380
‫اصلاً شب خوشی نشد، نه؟

243
00:15:24,420 --> 00:15:27,500
‫داشت بهم خیلی خوش می‌گذشت،
‫تا این‌که... خب...

244
00:15:28,960 --> 00:15:31,000
‫هماهنگ کردم یکی برسونه‌ات.

245
00:15:31,060 --> 00:15:33,600
‫- خودت نمیای؟
‫- باید بمونم.

246
00:15:33,660 --> 00:15:36,220
‫آره، حتماً. فردا...
‫خب، می‌بینمت.

247
00:15:36,260 --> 00:15:38,280
‫- آره.
‫- باشه.

248
00:15:39,760 --> 00:15:41,840
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

249
00:15:44,660 --> 00:15:47,180
‫‏[اخبار روزانه: نبرد قانونی پیشبرد
‫برنامه‌ی هتل را متوقف می‌کند]‏

250
00:15:59,900 --> 00:16:02,700
‫- این چیه؟
‫- فکر کنم شنه.

251
00:16:05,200 --> 00:16:06,760
‫می‌شه این شیشه رو
‫بفرستیم آزمایشگاه؟

252
00:16:06,820 --> 00:16:07,820
‫بله، حتماً.

253
00:16:13,800 --> 00:16:16,920
‫اینجا خون هست
‫ولی شیشه نیست،

254
00:16:16,980 --> 00:16:20,300
‫اونجا هم شیشه
‫هست ولی خون نیست.

255
00:16:23,780 --> 00:16:26,260
‫انگار با سه تا اتفاق
‫جداگونه طرفیم.

256
00:16:32,480 --> 00:16:36,120
‫- نمی‌دونستم سیگار می‌کشی.
‫- همه سیگار می‌کشن.

257
00:16:47,220 --> 00:16:49,380
‫- می‌شه به منم بدی؟
‫- سنگینه.

258
00:16:50,160 --> 00:16:52,160
‫همه سیگار می‌کشن، دانیله.

259
00:16:53,380 --> 00:16:55,340
‫اگه مطمئنی.

260
00:16:55,500 --> 00:16:57,660
‫دیدی؟
‫چندانم فرشته نیستم.

261
00:17:05,860 --> 00:17:07,980
‫بفرما.

262
00:17:08,000 --> 00:17:09,960
‫خیلی سنگینه.

263
00:17:15,300 --> 00:17:18,940
‫- اون چیه؟
‫- موجودات فضایی‌ان.

264
00:17:18,980 --> 00:17:21,140
‫زنگ گوشیمه، خنگول.

265
00:17:22,920 --> 00:17:24,880
‫باید برگردم.

266
00:17:24,940 --> 00:17:28,060
‫- خواهش می‌کنم بمون.
‫- نه، قول دادم برگردم.

267
00:17:28,100 --> 00:17:30,900
‫- پنج دقیقه‌ی دیگه بمون.
‫- آی، هی! دانیله، بس کن!

268
00:17:30,940 --> 00:17:32,600
‫- ولم کن! بکش کنار!
‫- اه!

269
00:17:34,120 --> 00:17:37,600
‫- آخ.
‫- حالت خوبه؟

270
00:17:39,680 --> 00:17:40,680
‫آره.

271
00:17:43,260 --> 00:17:45,580
‫قرررر!

272
00:18:08,060 --> 00:18:09,740
‫منتظرم بیدار مونده بودی؟

273
00:18:14,160 --> 00:18:16,480
‫بازم با هم دعوامون شد.

274
00:18:45,960 --> 00:18:48,400
‫برو دیگه. برو.

275
00:18:48,460 --> 00:18:49,980
‫- نگهم داشتی؟
‫- آره، برو.

276
00:18:50,020 --> 00:18:51,260
‫- باشه.
‫- برو!

277
00:18:51,280 --> 00:18:52,880
‫- پام رو گرفتی؟
‫- آره.

278
00:18:52,940 --> 00:18:54,700
‫باشه، بپر بالا! آخ! آخ!

279
00:18:56,600 --> 00:18:58,520
‫خوبی؟

280
00:18:58,580 --> 00:19:00,620
‫- آره.
‫- آخ!

281
00:19:00,660 --> 00:19:02,080
‫اوه، آره، خب...

282
00:19:07,540 --> 00:19:09,260
‫فکر کردم شاید کمک کنه.

283
00:19:11,220 --> 00:19:13,820
‫- نیازی به کمک ندارم.
‫- ۱۰۰۰ تاست.

284
00:19:13,860 --> 00:19:15,780
‫اگه بازم نیاز داشتی،
‫فقط بهم بگو.

285
00:19:15,820 --> 00:19:17,820
‫می‌خوای بهم توهین کنی؟

286
00:19:19,620 --> 00:19:21,300
‫ما خونواده‌ایم، جنارو.

287
00:19:22,760 --> 00:19:24,000
‫تویی که بهم توهین می‌کنی.

288
00:19:27,120 --> 00:19:29,880
‫- ممنون.
‫- آه.

289
00:19:29,940 --> 00:19:32,280
‫- این‌بار دیگه شانس باهامونه؟
‫- بزن بریم.

290
00:20:15,650 --> 00:20:25,650
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

291
00:21:09,020 --> 00:21:11,020
‫دارم کم‌کم فکر
‫می‌کنم بدقدمی.

292
00:21:11,060 --> 00:21:13,100
‫هه! فقط تو این‌طوری
‫فکر نمی‌کنی.

293
00:21:13,140 --> 00:21:15,540
‫هر جا می‌ری،
‫پشت سرت جنازه ردیف می‌شه.

294
00:21:19,800 --> 00:21:21,160
‫می‌خواستی باهام صحبت کنی؟

295
00:21:21,220 --> 00:21:23,360
‫باید ازت بازجویی کنم.

296
00:21:23,400 --> 00:21:24,880
‫من هر چی می‌دونستم رو
‫به جانی گفتم.

297
00:21:24,940 --> 00:21:26,760
‫به عنوان یه شاهد احتمالی.

298
00:21:26,820 --> 00:21:28,640
‫دقیقاً شاهد چی؟

299
00:21:28,700 --> 00:21:31,840
‫یه دعوا... بین مقتول
‫و یه مهمون دیگه.

300
00:21:42,540 --> 00:21:46,300
‫نه! دستت رو از من بکش!

301
00:21:46,340 --> 00:21:49,020
‫- این یه بحران دیپلماتیکه.
‫- خانم، خواهش می‌کنم.

302
00:21:51,440 --> 00:21:52,840
‫جو.

303
00:21:54,880 --> 00:21:57,160
‫خدا رو شکر که اینجایی.

304
00:21:57,220 --> 00:21:59,480
‫مجبور شده
‫پاسپورتش رو تحویل بده.

305
00:21:59,540 --> 00:22:00,880
‫مطمئنم فقط یه کار اداریه.

306
00:22:00,940 --> 00:22:03,040
‫می‌گن مظنونه.

307
00:22:03,100 --> 00:22:05,060
‫فقط باید توضیح
‫بده که کجاها رفته.

308
00:22:05,100 --> 00:22:07,160
‫مشکل همینه.

309
00:22:07,220 --> 00:22:09,560
‫- نمی‌تونه.
‫- جو.

310
00:22:10,200 --> 00:22:11,800
‫ببخشید.

311
00:22:12,560 --> 00:22:14,320
‫فقط هر چی می‌دونی
‫بهمون بگو...

312
00:22:14,380 --> 00:22:16,120
‫و به احتمال زیاد،
‫می‌ذاریم بری.

313
00:22:19,280 --> 00:22:22,320
‫یا هم می‌تونیم تا سقف ۹۶ ساعت،
‫از دادستان درخواست...

314
00:22:22,380 --> 00:22:23,880
‫بازداشتت رو بکنیم.

315
00:22:25,520 --> 00:22:27,600
‫کامیلا،
‫شاهدهایی داریم...

316
00:22:27,660 --> 00:22:30,120
‫که ساعت ۷:۳۵ عصر، درست همونجایی
‫که بعداً...

317
00:22:30,160 --> 00:22:32,200
‫جسد مقتول پیدا شد، صدای...

318
00:22:32,260 --> 00:22:34,800
‫جروبحث
‫شدیدی رو بینتون شنیدن.

319
00:22:34,840 --> 00:22:37,600
‫هیچ‌کس یادش نمیاد آندرئا رو بعد
‫از دعواتون زنده دیده باشه...

320
00:22:37,660 --> 00:22:39,680
‫و کسی تو رو هم ندیده.

321
00:22:39,740 --> 00:22:44,360
‫تا این‌که یه ساعت بعد،
‫ساعت ۸:۳۵، برای شام برگشتی.

322
00:22:44,400 --> 00:22:47,840
‫رفتی لباست رو عوض کنی،
‫مگه نه؟

323
00:22:49,740 --> 00:22:51,580
‫وقتی دیدمت قرمز تنت بود،

324
00:22:51,620 --> 00:22:54,160
‫ولی وقتی برای شام نشستیم،
‫نارنجی پوشیده بودی.

325
00:22:55,080 --> 00:22:57,120
‫سوال اینجاست که چرا؟

326
00:23:00,320 --> 00:23:01,840
‫پس، مقتول خون‌دماغ شده بود؟

327
00:23:01,900 --> 00:23:03,560
‫می‌گه از وقتی
‫دعواشون شد شروع شد...

328
00:23:03,580 --> 00:23:04,480
‫و بند هم نمی‌اومده.

329
00:23:04,500 --> 00:23:07,100
‫سعی کرده بهش کمک کنه،
‫برای همین لباسش خونی شده،

330
00:23:07,140 --> 00:23:09,660
‫بعد آندرئا بهش گفته تنهاش بذاره،
‫اونم رفته.

331
00:23:09,700 --> 00:23:11,460
‫یا این‌که از روی
‫عصبانیت بهش ضربه زده،

332
00:23:11,500 --> 00:23:13,600
‫دست‌پاچه شده و فرار کرده،
‫بعد هم خیالش راحت شده.

333
00:23:14,300 --> 00:23:16,180
‫راستی، اصلاً سر
‫چی دعوا می‌کردن؟

334
00:23:16,220 --> 00:23:18,240
‫آندرئا برای اجاره‌ی ویلا دو برابر...

335
00:23:18,300 --> 00:23:20,020
‫قیمت توافق‌شده
‫براش فاکتور فرستاده بود.

336
00:23:20,060 --> 00:23:21,740
‫پس چرا همون اول
‫که خواستم...

337
00:23:21,780 --> 00:23:23,420
‫ازش بازجویی کنم،
‫این چیزها رو بهمون نگفت؟

338
00:23:23,460 --> 00:23:25,280
‫اعتراف کرد که یه لیوان
‫به سمتش پرت کرده.

339
00:23:25,340 --> 00:23:27,040
‫ولی می‌گه لیوان بدون این‌که
‫بهش آسیبی بزنه شکسته.

340
00:23:27,100 --> 00:23:29,060
‫ولی بعداً که فهمید یه تیکه‌اش
‫توی گردنش فرو رفته،

341
00:23:29,100 --> 00:23:30,280
‫دیگه نمی‌دونسته چی فکر کنه.

342
00:23:30,340 --> 00:23:31,940
‫پس رفیقش فکر
‫می‌کنه دختره گناهکاره.

343
00:23:31,980 --> 00:23:33,220
‫کامیلا می‌گه
‫باهاش لج افتاده.

344
00:23:33,240 --> 00:23:35,240
‫آندرئا ازش خواسته بود
‫به سانتینو کار بده.

345
00:23:35,280 --> 00:23:38,240
‫اونم قبول نکرده. گفته سانتینو
‫کل عمرش لای یه کتاب رو هم باز نکرده.

346
00:23:38,300 --> 00:23:39,880
‫ظاهراً عشق فیلمه.

347
00:23:39,940 --> 00:23:41,060
‫تو حرفش رو باور می‌کنی؟

348
00:23:41,100 --> 00:23:42,320
‫هنوز هم مظنونه،

349
00:23:42,360 --> 00:23:45,440
‫تا وقتی بتونیم ثابت کنیم بعد از رفتنش،
‫مقتول هنوز زنده بوده.

350
00:23:46,560 --> 00:23:48,800
‫گزارش کالبدشکافی اومده، رئیس.

351
00:23:48,860 --> 00:23:50,820
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

352
00:23:50,840 --> 00:23:54,760
‫این گزارش سم‌شناسی
‫و پزشکی قانونی صحنه‌ی جرمه.

353
00:23:54,820 --> 00:23:56,900
‫شیشه‌ی توی گردنش...
‫زخمش سطحی بوده،

354
00:23:56,940 --> 00:23:58,160
‫در حدی نبوده که بکشه‌اش.

355
00:23:58,360 --> 00:23:59,840
‫- پس چی کشتش؟
‫- ایست قلبی،

356
00:23:59,900 --> 00:24:02,040
‫که فکر می‌کنن به خاطر
‫خون‌ریزی زیاد اتفاق افتاده.

357
00:24:02,060 --> 00:24:03,300
‫به خاطر یه خون‌دماغ؟

358
00:24:03,320 --> 00:24:05,120
‫یه خون‌ریزی دیگه هم
‫از ناحیه‌ی سر داشته...

359
00:24:05,180 --> 00:24:06,580
‫که با زمین خوردنش
‫هم‌خوانی داره.

360
00:24:06,620 --> 00:24:08,640
‫بعد از خون‌دماغ
‫حالش بد شده،

361
00:24:08,700 --> 00:24:10,820
‫کوزه از دستش افتاده،
‫زمین خورده و سرش ضربه دیده،

362
00:24:10,860 --> 00:24:12,880
‫- بعد هم شیشه رفته توی گردنش؟
‫- ممکنه.

363
00:24:12,940 --> 00:24:15,980
‫طبق این گزارش،
‫سطح انسولین خونش فوق‌العاده بالا بوده.

364
00:24:16,020 --> 00:24:17,620
‫حتماً حالش خیلی بد بوده.

365
00:24:18,640 --> 00:24:21,200
‫وارفارین. مگه
‫سم موش نیست؟

366
00:24:21,260 --> 00:24:23,560
‫رقیق‌کننده‌ی خونه.
‫دیابتی‌ها مصرفش می‌کنن.

367
00:24:23,620 --> 00:24:25,200
‫ممکنه دلیل بند نیومدن خونش باشه.

368
00:24:25,240 --> 00:24:28,640
‫- حرفی از لیتیوم زده شده؟
‫- نه، توی بدنش نبوده.

369
00:24:28,700 --> 00:24:30,360
‫اینجا نوشته
‫نوشیدنی داخل کوزه...

370
00:24:30,420 --> 00:24:32,040
‫شدیداً به لیتیوم
‫آلوده بوده.

371
00:24:32,420 --> 00:24:34,220
‫- مگه ازش نخورده بود؟
‫- آره، جفتمون خوردیم.

372
00:24:34,260 --> 00:24:37,080
‫موقع ناهار بیشتر حرف می‌زنیم،
‫من که گشنمه.

373
00:24:37,140 --> 00:24:39,140
‫یه رستوران دنج
‫و عالی سراغ دارم.

374
00:24:43,840 --> 00:24:46,600
‫اون کیه که پیش جو
‫و دوستش نشسته؟

375
00:24:48,040 --> 00:24:51,600
‫یکی از کله‌گنده‌های
‫پلیس دولتی ناپله.

376
00:24:52,880 --> 00:24:56,680
‫فکر می‌کنه دامادمون
‫تافته‌ی جدابافته‌ست.

377
00:24:56,740 --> 00:25:00,460
‫انگار حاضره همین
‫الان رئیس پلیسش کنه.

378
00:25:01,600 --> 00:25:05,160
‫خب، اگه جو رئیس می‌شد...
‫عالی نبود؟

379
00:25:05,740 --> 00:25:06,940
‫واقعاً عالی می‌شد؟

380
00:25:06,980 --> 00:25:09,300
‫اون‌وقت خیلی بیشتر
‫آنجلیکا رو می‌دیدیم.

381
00:25:09,340 --> 00:25:12,120
‫- اینجوری معرکه می‌شد.
‫- هوم.

382
00:25:13,100 --> 00:25:16,780
‫حتی نمی‌دونم همچین
‫چیزی اصلاً ممکنه یا نه.

383
00:25:16,820 --> 00:25:17,960
‫منظورم انتقالیه.

384
00:25:18,020 --> 00:25:20,480
‫خب، هر چیزی ممکنه.

385
00:25:20,540 --> 00:25:22,960
‫النا، داری با دم
‫شیر بازی می‌کنی.

386
00:25:26,540 --> 00:25:28,700
‫دکترش می‌گه
‫دیابتش رو تا جایی که می‌شد...‏

387
00:25:28,720 --> 00:25:30,240
‫کنترل می‌کرده.

388
00:25:30,300 --> 00:25:32,200
‫دکترش مطمئنه آدمی
‫نبوده که بیش از حد دارو مصرف کنه،

389
00:25:32,260 --> 00:25:34,220
‫چه عمداً، چه اشتباهی.

390
00:25:34,240 --> 00:25:35,980
‫شاید یه نفر دیگه
‫بهش تزریق کرده.

391
00:25:36,060 --> 00:25:37,480
‫مدرکش کجاست؟

392
00:25:37,500 --> 00:25:39,140
‫برای آندرئا وارفارین
‫تجویز نشده بود.

393
00:25:39,160 --> 00:25:41,980
‫که نشون می‌ده شاید یکی
‫دیگه باهاش مسمومش کرده.

394
00:25:42,000 --> 00:25:44,840
‫خب چرا با انسولین هم
‫مسمومش نکرده؟

395
00:25:44,900 --> 00:25:47,060
‫اگه به ماهیچه تزریق بشه،
‫سریع اثر می‌کنه.

396
00:25:47,980 --> 00:25:50,540
‫مقتول دچار شوک دیابتی
‫می‌شه و بعد می‌ره توی کما.

397
00:25:50,580 --> 00:25:52,540
‫اگه درمان نشه،
‫می‌تونه آدم رو بکشه.

398
00:25:53,680 --> 00:25:56,880
‫آره، ولی چطور می‌شه بدون این‌که کسی متوجه بشه،
‫بهش تزریق کرد؟

399
00:25:56,940 --> 00:25:58,360
‫می‌شه داروهای
‫تجویزشده‌اش رو دستکاری کرد.

400
00:25:58,420 --> 00:25:59,920
‫درست مثل اون فیلمه.

401
00:26:01,820 --> 00:26:04,860
‫خیلی ببخشید.
‫باید سرم به کار خودم باشه.

402
00:26:04,900 --> 00:26:06,320
‫کدوم فیلم؟

403
00:26:06,380 --> 00:26:08,000
‫شوهره زنش رو با آمپول‌های...

404
00:26:08,060 --> 00:26:10,580
‫انسولین خود زنه
‫مسموم می‌کنه.

405
00:26:10,640 --> 00:26:12,720
‫خب... اسمش یادم نمیاد.

406
00:26:12,780 --> 00:26:15,160
‫- تازگی‌ها دیدیش؟
‫- یه موقعی پارسال بود.

407
00:26:15,220 --> 00:26:18,120
‫کار همون، خب،
‫کارگردان ایتالیایی‌آمریکاییه.

408
00:26:18,180 --> 00:26:19,720
‫- اسکورسیزی.
‫- اسکورسیزی. آره.

409
00:26:20,640 --> 00:26:22,520
‫سانتینو.

410
00:26:22,580 --> 00:26:25,140
‫فکر کنم وقتش رسیده
‫ببریمش برای بازجویی.

411
00:26:34,640 --> 00:26:36,560
‫توی هاردمه. خب که چی؟

412
00:26:37,160 --> 00:26:39,400
‫و کاملاً اتفاقی بوده، نه؟

413
00:26:39,460 --> 00:26:42,020
‫همه‌ی فیلم‌هاش هست.
‫همیشه نگاهشون می‌کنم.

414
00:26:42,060 --> 00:26:44,220
‫کِی؟ خب مثلاً کِی همچین کار...

415
00:26:44,260 --> 00:26:45,620
‫وحشتناکی با آندرئا کردم؟

416
00:26:45,660 --> 00:26:47,840
‫آروم باش آقا، لطفاً.

417
00:26:47,900 --> 00:26:49,520
‫فقط چند تا سوال داریم.

418
00:26:49,580 --> 00:26:52,900
‫تمام شب عکاسی می‌کردم.
‫می‌تونید از هر کسی بپرسید.

419
00:26:52,940 --> 00:26:55,160
‫مطمئن باش می‌پرسیم.

420
00:26:58,320 --> 00:27:00,120
‫چرا؟

421
00:27:00,340 --> 00:27:02,120
‫چرا باید می‌کشتمش؟

422
00:27:02,180 --> 00:27:04,480
‫تنها رفیقی که برام مونده بود.

423
00:27:05,860 --> 00:27:07,340
‫بدون اون، هیچی ندارم.

424
00:27:07,380 --> 00:27:10,760
‫نه دوستی، نه پولی،
‫نه جایی برای زندگی.

425
00:27:11,000 --> 00:27:12,380
‫نمی‌تونی همین‌جا بمونی؟

426
00:27:12,400 --> 00:27:14,080
‫یه پرونده‌ی
‫دادگاهی در جریانه.

427
00:27:15,880 --> 00:27:19,240
‫یه نفر دیگه ادعای مالکیت کرده.

428
00:27:26,160 --> 00:27:28,920
‫‏[انسولین بیش‌ از حد: خطرات پنهان
‫تولید مازاد]‏

429
00:27:30,960 --> 00:27:34,320
‫این رو توی تاریخچه‌ی جست‌وجوی
‫اینترنتت پیدا کردیم.

430
00:27:35,680 --> 00:27:38,880
‫آره، خب...

431
00:27:38,940 --> 00:27:42,780
‫آندرئا بعضی‌وقت‌ها ازم می‌خواست
‫توی تزریق‌هاش بهش کمک کنم.

432
00:27:42,820 --> 00:27:45,780
‫می‌خواستم مطمئن بشم که
‫می‌دونم چی‌کار می‌کنم.

433
00:27:45,800 --> 00:27:48,000
‫می‌دونیم داشتی
‫چی‌کار می‌کردی.

434
00:27:48,060 --> 00:27:51,060
‫به‌جای انسولین خودش،
‫انسولین مادر مرحومت رو بهش تزریق می‌کردی.

435
00:28:06,620 --> 00:28:09,540
‫این نسخه‌ی مامانت بود،
‫مگه نه؟

436
00:28:10,280 --> 00:28:12,680
‫دوزش دو برابر
‫انسولین آندرئاست.

437
00:28:12,740 --> 00:28:15,580
‫چند ماه پیش مامانم رو از دست دادم.

438
00:28:16,480 --> 00:28:19,280
‫اصلاً دلم نمی‌خواست
‫آندرئا رو هم از دست بدم.

439
00:28:22,040 --> 00:28:23,240
‫پس چی می‌خواستی؟

440
00:28:23,980 --> 00:28:26,980
‫فقط می‌خواستم یه‌کم...
‫مریض‌تر بشه.

441
00:28:28,020 --> 00:28:29,580
‫که فقط...

442
00:28:29,700 --> 00:28:32,220
‫یه‌کم بیشتر
‫بهم وابسته بشه.

443
00:28:34,180 --> 00:28:37,500
‫آندرئا همیشه می‌گفت
‫دیگه نباید دوست باشیم...

444
00:28:37,540 --> 00:28:40,320
‫چون شاید این ویلا دیگه تا
‫چند وقت دیگه مال اون نباشه.

445
00:28:41,480 --> 00:28:44,720
‫می‌گفت باید برای زندگی
‫بدون اون برنامه‌ریزی کنم.

446
00:28:45,800 --> 00:28:47,680
‫خب...

447
00:28:47,860 --> 00:28:50,060
‫پیش کامیلا کار پیدا کنم،
‫شاید هم برم لندن.

448
00:28:50,100 --> 00:28:51,160
‫من... نمی‌دونم.

449
00:28:59,260 --> 00:29:00,980
‫این رو چطور توضیح می‌دی؟

450
00:29:04,500 --> 00:29:06,340
‫آره، من... من...

451
00:29:07,040 --> 00:29:09,000
‫این رو هم بهش دادم.

452
00:29:09,580 --> 00:29:11,860
‫بدون این‌که خودش بدونه،
‫تا احتمال...

453
00:29:11,900 --> 00:29:14,280
‫لخته شدن مرگبار
‫خون رو کم کنم.

454
00:29:14,340 --> 00:29:15,820
‫یا این‌که احتمال مرگش رو
‫بر اثر خونریزی...

455
00:29:15,840 --> 00:29:18,260
‫از حتی یه خراش
‫کوچیک، بالا ببری.

456
00:29:44,740 --> 00:29:46,420
‫اعتراف کرد.

457
00:29:46,440 --> 00:29:48,000
‫آره، ولی به چی؟

458
00:29:48,040 --> 00:29:50,640
‫دست‌کاری
‫تزریق‌های آندرئا.

459
00:29:50,700 --> 00:29:54,320
‫آره، ولی این یه جور دیوونه‌بازی عجیبه،
‫مثل اختلال بیماری ساختگی.

460
00:29:54,380 --> 00:29:56,880
‫که بهش می‌گن
‫اقدام به قتل عمد.

461
00:29:56,940 --> 00:30:00,940
‫نمی‌تونی ثابت کنی
‫اون خونریزی مرگبار کار خودش بوده.

462
00:30:00,980 --> 00:30:03,400
‫اثر انگشتش روی
‫کوزه‌ست.

463
00:30:03,460 --> 00:30:05,020
‫اثر انگشتش کل
‫این خونه رو برداشته.

464
00:30:05,060 --> 00:30:07,660
‫اونجا زندگی می‌کرد.
‫و انگیزه‌اش چی؟

465
00:30:07,700 --> 00:30:10,180
‫خودش رو بی‌پول
‫و بی‌خانمان کرده.

466
00:30:10,220 --> 00:30:12,160
‫شاید از عصبانیت
‫کنترلش رو از دست داده.

467
00:30:12,200 --> 00:30:15,000
‫رفته به آندرئا سر بزنه، مچش رو موقع
‫ریختن یه لیوان نوشیدنی دیگه گرفته،

468
00:30:15,040 --> 00:30:17,220
‫قاطی کرده و خواسته کوزه رو
‫از چنگش دربیاره.

469
00:30:17,260 --> 00:30:18,880
‫فقط کل شب
‫داشته عکاسی می‌کرده.

470
00:30:18,940 --> 00:30:20,860
‫این فقط ادعای خودشه.

471
00:30:20,900 --> 00:30:22,480
‫خب، شما که دوربینش رو
‫توقیف کردید.

472
00:30:22,520 --> 00:30:24,200
‫اثبات راست
‫و دروغش کار سختی نیست.

473
00:30:24,560 --> 00:30:26,320
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

474
00:30:26,380 --> 00:30:27,800
‫از قضا آره، هست.

475
00:30:27,860 --> 00:30:29,840
‫‏- لیتیوم. ‏
‫‏- با لیتیوم مسموم نشده بود.‏

476
00:30:29,860 --> 00:30:33,120
‫دقیقاً. و سعی دارم
‫بفهمم چرا مسموم نشده،

477
00:30:33,180 --> 00:30:34,780
‫توی باقی‌مونده‌ی مایع
‫داخل کوزه پیدا شده...

478
00:30:34,800 --> 00:30:36,800
‫و هم آندرئا و هم من ازش خوردیم.

479
00:30:36,920 --> 00:30:39,080
‫ولی توی خون هیچ‌کدوممون اثری ازش نبود.

480
00:30:41,920 --> 00:30:44,600
‫تک‌تک جزئیات اهمیت دارن،
‫مگه نه؟

481
00:30:48,720 --> 00:30:49,840
‫بیا بریم.

482
00:30:59,300 --> 00:31:02,100
‫- هنوز اینجایی؟
‫- اوه. آره.

483
00:31:02,140 --> 00:31:03,880
‫از همه‌مون خواستن
‫همین‌جا بمونیم.

484
00:31:03,940 --> 00:31:05,380
‫نباید زیاد طول بکشه.

485
00:31:05,420 --> 00:31:07,600
‫امیدوارم. من فقط برای
‫دو روز لباس برداشتم.

486
00:31:07,660 --> 00:31:09,020
‫توی جزیره مغازه هست.

487
00:31:09,040 --> 00:31:10,960
‫ما بازیگرهای بیکاریم،
‫بازرس.

488
00:31:11,000 --> 00:31:12,520
‫وسع ما به این قیمت‌ها نمی‌رسه.

489
00:31:12,540 --> 00:31:14,400
‫اسکار اکیداً بهم
‫دستور داده...

490
00:31:14,420 --> 00:31:16,220
‫یه خشک‌شویی پیدا کنم.

491
00:31:16,960 --> 00:31:18,480
‫موفق باشی.

492
00:31:32,260 --> 00:31:34,300
‫- خیلی دیره.
‫- ببخشید.

493
00:31:34,340 --> 00:31:36,520
‫اصلاً متوجه گذر زمان نشدم.

494
00:31:36,580 --> 00:31:38,600
‫نه، نه، نه، اشکالی نداره.

495
00:31:41,580 --> 00:31:45,460
‫اوه! چه خانواده‌ی
‫خوشحالی به نظر می‌رسن.

496
00:31:45,480 --> 00:31:48,640
‫پدرشون این ویلا رو به‌عنوان
‫خانه‌ی تفریحی ساخته بود.

497
00:31:48,700 --> 00:31:51,180
‫بعدش هم به‌خاطر قاچاق
‫اسلحه و توتون افتاد زندان.

498
00:31:51,220 --> 00:31:53,740
‫چقدر ایتالیایی.

499
00:31:53,780 --> 00:31:56,860
‫دولت هم اینجا رو
‫گذاشت مزایده.

500
00:31:56,880 --> 00:32:01,000
‫اوهوم. آره،
‫این مرد خوش‌رو کیه؟

501
00:32:01,060 --> 00:32:03,300
‫اوه، این فرانز مولره.

502
00:32:03,320 --> 00:32:06,080
‫خانواده‌اش توی آلمان
‫کارخونه‌ی پلاستیک‌سازی داشتن،

503
00:32:06,140 --> 00:32:07,880
‫ولی خودش کارهای هنری
‫ساختارشکن می‌کرد.

504
00:32:07,940 --> 00:32:11,440
‫وقتی هیتلر به قدرت رسید،
‫از این جزیره به‌عنوان پناهگاه استفاده کرد.

505
00:32:11,500 --> 00:32:13,880
‫در دوره‌ی جنگ چطور؟

506
00:32:13,940 --> 00:32:15,620
‫خب، وقتی متفقین جزیره رو پس گرفتن...‏

507
00:32:15,660 --> 00:32:17,340
‫فرانتز بیچاره
‫مجبور شد جیم بزنه.

508
00:32:17,380 --> 00:32:21,340
‫- پس ویلا رو فروخت؟
‫- سر همین قضیه اختلافه.

509
00:32:21,380 --> 00:32:23,100
‫یه خانواده‌ی محلی،
‫خانواده‌ی کارلوتی،

510
00:32:23,120 --> 00:32:26,040
‫می‌گن با عجله،
‫ملک رو به اون‌ها واگذار کرده.

511
00:32:26,100 --> 00:32:28,060
‫خب، سندش رو ندارن؟

512
00:32:28,080 --> 00:32:29,540
‫گم شده.

513
00:32:29,580 --> 00:32:31,420
‫و وقتی خواستن خونه رو
‫به یه هتل‌ساز بفروشن،

514
00:32:31,440 --> 00:32:33,000
‫خانواده‌ی مولر جلوش رو گرفتن.

515
00:32:33,540 --> 00:32:36,220
‫از اون موقع تا حالا پرونده
‫هی از این دادگاه به اون دادگاه می‌رفته.

516
00:32:36,260 --> 00:32:38,840
‫اوه، باید پسش بدن
‫به خانواده‌ی...

517
00:32:38,900 --> 00:32:41,160
‫همون قاچاقچی‌ای که ساختش.

518
00:32:41,180 --> 00:32:43,000
‫خب...

519
00:32:43,020 --> 00:32:44,920
‫چرا این منطقه این‌قدر
‫با قاچاق گره خورده؟

520
00:32:44,940 --> 00:32:49,560
‫خب،
‫ایتالیایی‌ها از دولت بیزارن.

521
00:32:49,620 --> 00:32:52,780
‫هیچی بیشتر از دور زدن
‫قانون بهشون کیف نمی‌ده.

522
00:32:52,820 --> 00:32:56,480
‫و البته، این‌همه غار و خلیج مخفی هم
‫بی‌تاثیر نیست.

523
00:32:58,500 --> 00:33:01,260
‫چرا این‌قدر به این چیزها
‫علاقه‌مند شدی؟

524
00:33:03,080 --> 00:33:04,480
‫خب...

525
00:33:05,440 --> 00:33:07,280
‫من رو به‌عنوان مشاور
‫استخدام کردن.

526
00:33:08,400 --> 00:33:10,320
‫و این بار قراره
‫بهم پول بدن.

527
00:33:10,380 --> 00:33:11,680
‫واقعاً استخدامت کردن؟

528
00:33:11,740 --> 00:33:13,660
‫فقط برای تابستونه.

529
00:33:15,000 --> 00:33:17,080
‫فکر کردم شاید
‫کمک کنه که من...

530
00:33:17,900 --> 00:33:19,280
‫خب، خودت که می‌دونی.

531
00:33:21,520 --> 00:33:24,160
‫فکر می‌کنی چرا خودم رو
‫این‌قدر مشغول نگه می‌دارم؟

532
00:33:26,120 --> 00:33:28,120
‫شب بخیر.

533
00:33:28,180 --> 00:33:29,780
‫شب بخیر، النا.

534
00:33:43,820 --> 00:33:45,940
‫جو! جو!

535
00:33:45,980 --> 00:33:47,500
‫چیه؟ چی شده؟

536
00:33:47,540 --> 00:33:49,880
‫هیچی. گفتم بریم ماهی‌گیری.

537
00:33:51,360 --> 00:33:52,960
‫- ماهی‌گیری؟
‫- آره.

538
00:33:57,460 --> 00:33:59,340
‫جنارو، ساعت ۵ صبحه.

539
00:33:59,380 --> 00:34:02,060
‫ولی ماهی‌ها که این رو نمی‌دونن.

540
00:34:04,640 --> 00:34:07,600
‫این‌جوری می‌خوام
‫ازت تشکر کنم.

541
00:34:07,660 --> 00:34:09,120
‫پولت رو پس می‌دم.

542
00:34:09,180 --> 00:34:10,840
‫حرفش رو هم نزن.

543
00:34:10,900 --> 00:34:13,240
‫همیشه خوشحال می‌شم کمک کنم.

544
00:34:15,320 --> 00:34:17,440
‫هرچند، مطمئنم بهش
‫نیازی پیدا نمی‌کنی.

545
00:34:19,560 --> 00:34:21,880
‫پول...

546
00:34:21,940 --> 00:34:24,160
‫توی دستم بند نمی‌شه.

547
00:34:25,720 --> 00:34:27,880
‫باید راه‌هایی برای
‫بیشتر کردنش باشه.

548
00:34:27,940 --> 00:34:30,440
‫فکر می‌کنی امتحان نکردم؟

549
00:34:30,500 --> 00:34:32,900
‫خب، برای خودت اسمی داری.
‫باید ازش استفاده کنی.

550
00:34:32,940 --> 00:34:36,120
‫که چی‌کار کنم؟
‫کتاب آشپزی بنویسم؟

551
00:34:38,520 --> 00:34:39,800
‫- چه اشکالی داره؟
‫- اه.

552
00:34:40,680 --> 00:34:42,760
‫مثل سوفیا حرف می‌زنی.

553
00:34:48,340 --> 00:34:50,580
‫- فراموشش کن.
‫- چرا؟

554
00:34:50,620 --> 00:34:53,180
‫چون اسمش رو آوردم؟

555
00:34:53,220 --> 00:34:57,200
‫نمی‌تونی هر بار که حرفش میاد وسط،
‫موضوع رو عوض کنی.

556
00:34:57,260 --> 00:35:00,280
‫این بخشی از سوگواریه،
‫بخشی از التیام پیدا کردنه.

557
00:35:00,920 --> 00:35:03,720
‫این‌که در مورد
‫عزیزی که از دست دادی،

558
00:35:03,780 --> 00:35:05,920
‫با کسایی حرف بزنی که
‫اون‌ها هم دوستش داشتن.

559
00:35:09,100 --> 00:35:10,420
‫نمی‌تونم.

560
00:35:10,460 --> 00:35:12,460
‫خب یاد بگیر.

561
00:35:12,500 --> 00:35:14,720
‫من فقط...

562
00:35:17,620 --> 00:35:18,620
‫نمی‌تونم.

563
00:35:25,020 --> 00:35:27,140
‫فکر کنم بهتره برگردیم بالا.

564
00:35:27,180 --> 00:35:32,100
‫ایزدهای ماهی‌گیری امروز
‫بهمون لبخند نمی‌زنن، نه؟

565
00:35:37,000 --> 00:35:39,280
‫جو! جو!

566
00:35:39,340 --> 00:35:40,820
‫جو، یه چیزی
‫به قلابت گیر کرده!

567
00:35:40,860 --> 00:35:42,060
‫بکشش بالا.

568
00:35:42,100 --> 00:35:44,400
‫جو، بکش بالا!

569
00:35:46,760 --> 00:35:48,500
‫تا حالا مثلش رو
‫ندیده بودم.

570
00:35:48,520 --> 00:35:50,520
‫طوطی‌ماهیه.

571
00:35:50,540 --> 00:35:52,400
‫- انگار خودش التماس می‌کرد صید بشه.
‫- آره.

572
00:35:52,460 --> 00:35:56,260
‫رنگارنگ بودن مشخصاً
‫مزایای خودش رو داره.

573
00:35:56,300 --> 00:35:57,880
‫می‌تونه توجه ماهی‌های دیگه رو جلب کنه،

574
00:35:57,940 --> 00:36:00,800
‫یا از لونه‌اش در برابر
‫شکارچی‌ها محافظت کنه.

575
00:36:00,860 --> 00:36:02,920
‫- محافظت از لونه؟
‫- آره.

576
00:36:02,980 --> 00:36:05,660
‫بهش می‌گن نمایش انحرافی...

577
00:36:05,700 --> 00:36:08,120
‫تا تمرکز رو
‫از روی چیزی که...

578
00:36:08,180 --> 00:36:09,620
‫نمی‌خواد دیده بشه، پرت کنه.

579
00:36:09,660 --> 00:36:12,580
‫توی طبیعت خیلی رایجه، نه؟

580
00:36:13,860 --> 00:36:15,460
‫بین انسان‌ها هم هست.

581
00:36:18,300 --> 00:36:21,980
‫خب، ۱۰ دقیقه دیگه آماده‌ست.

582
00:36:37,180 --> 00:36:38,580
‫ممنون.

583
00:36:44,420 --> 00:36:47,300
‫- می‌ارزید؟
‫- به‌به.

584
00:36:47,320 --> 00:36:48,940
‫معرکه‌ترین صبحانه‌ی عمرم بود.

585
00:36:54,100 --> 00:36:55,300
‫بیا این رو ببین.

586
00:36:57,420 --> 00:36:59,080
‫اینجا کامیلا اون پشت مشخصه.

587
00:36:59,140 --> 00:37:00,380
‫به ساعتش دقت کن.

588
00:37:00,420 --> 00:37:01,640
‫حالا این یکی.

589
00:37:01,700 --> 00:37:03,280
‫این آندرئاست.

590
00:37:03,320 --> 00:37:06,920
‫- و دماغش خونریزی داره.
‫- ساعت ۷:۴۶ شب.

591
00:37:06,980 --> 00:37:09,000
‫وقتی کامیلا رفت لباسش رو عوض کنه،
‫هنوز زنده بود.

592
00:37:09,060 --> 00:37:11,320
‫شاید وقتش رسیده پاسپورت
‫خانم لاکسمن رو پس بدیم.

593
00:37:11,380 --> 00:37:13,360
‫بخش زمان ثبت‌شده‌ی عکس‌ها رو
‫می‌شه دست‌کاری کرد.

594
00:37:13,420 --> 00:37:16,240
‫ولی ترتیب نمایش عکس‌ها رو نمی‌شه.

595
00:37:18,620 --> 00:37:20,420
‫بهم نگفته بودی
‫با کسی قرار داشتی.

596
00:37:20,460 --> 00:37:22,540
‫خب، راستش نه، قرار نبود.

597
00:37:22,580 --> 00:37:24,520
‫این قضیه اصلاً ربطی نداره.

598
00:37:24,580 --> 00:37:26,960
‫چیزی که ربط داره اینه که
‫این عکس یه‌کم بعد از ورود ما،

599
00:37:27,020 --> 00:37:29,100
‫ساعت ۷:۲۰
‫شب گرفته شده.

600
00:37:29,140 --> 00:37:31,200
‫- خب؟
‫- خب، بین اون موقع و زمان شام،

601
00:37:31,260 --> 00:37:34,560
‫سانتینو ۲۳۲ تا عکس دیگه گرفته،

602
00:37:34,620 --> 00:37:36,360
‫تقریباً
‫هر ۱۸ ثانیه یه عکس.

603
00:37:36,420 --> 00:37:38,600
‫به نظر خیلی زیاد میاد.

604
00:37:38,660 --> 00:37:40,560
‫طولانی‌ترین وقفه‌اش
‫کم‌تر از یه دقیقه‌ست.

605
00:37:40,620 --> 00:37:43,440
‫هر کسی... یا هر چیزی که باعث
‫شده به سر آندرئا ضربه بخوره...

606
00:37:43,480 --> 00:37:45,620
‫و دچار خونریزی مرگباری بشه،
‫سانتینو نبوده.

607
00:37:45,660 --> 00:37:47,140
‫پس می‌گی موقعی
‫که رفیقش مرد،

608
00:37:47,180 --> 00:37:48,880
‫- نمی‌تونسته اونجا باشه؟
‫- دقیقاً.

609
00:37:48,900 --> 00:37:50,980
‫ولی شاید یه نفر دیگه بوده.

610
00:37:51,440 --> 00:37:53,520
‫- اون کیه؟
‫- اسکار میلر.

611
00:37:55,520 --> 00:37:57,320
‫دوست داره ازش عکس بگیرن.

612
00:37:57,380 --> 00:37:58,960
‫به این می‌گن
‫نمایش انحرافی.

613
00:37:59,020 --> 00:38:00,740
‫عمداً اومد
‫خودش رو بهم معرفی کنه...

614
00:38:00,780 --> 00:38:02,420
‫و می‌خواست حواسم باشه که
‫می‌ره شنا،

615
00:38:02,440 --> 00:38:04,920
‫بعد هم در حالی که آب ازش می‌چکید،
‫خیلی نمایشی برگشتنش رو اعلام کرد.

616
00:38:04,960 --> 00:38:06,360
‫پس می‌خواسته
‫حواست رو پرت کنه؟

617
00:38:06,380 --> 00:38:07,480
‫تا جلب توجه کنه.

618
00:38:07,500 --> 00:38:09,620
‫تا تمام تمرکزم رو
‫از هدف واقعیش دور کنه.

619
00:38:09,660 --> 00:38:10,680
‫که چی بوده؟

620
00:38:12,220 --> 00:38:14,260
‫لباس غواصی داری؟

621
00:38:34,760 --> 00:38:36,960
‫اینجا رو یه قاچاقچی ساخته.

622
00:38:37,020 --> 00:38:39,560
‫حتماً یه راه مخفی
‫به ساحل می‌خواسته.

623
00:38:39,620 --> 00:38:42,440
‫این، وجود شن روی
‫آلبوم رو توجیه می‌کنه.

624
00:38:42,500 --> 00:38:45,320
‫و این‌که چرا اسکار
‫به رختشوی‌خونه نیاز داشت.

625
00:38:45,380 --> 00:38:48,520
‫گشتن دنبال سندها توی زیرزمین
‫کار کثیفیه.

626
00:39:08,460 --> 00:39:09,980
‫خود خودشه.

627
00:39:11,560 --> 00:39:14,160
‫ورودی کلبه‌ی قاچاقچی‌ها.

628
00:39:14,220 --> 00:39:15,880
‫باید به زیرزمین
‫راه داشته باشه.

629
00:39:20,480 --> 00:39:22,080
‫اگه برگرده،
‫از همین راه میاد تو.

630
00:39:22,140 --> 00:39:23,720
‫باید آماده باشیم.

631
00:40:02,960 --> 00:40:04,160
‫هر کار می‌کنی، نکن!

632
00:40:05,340 --> 00:40:07,900
‫تکون نخور.
‫بندازش زمین.

633
00:40:09,600 --> 00:40:11,400
‫برگرد.

634
00:40:15,060 --> 00:40:17,860
‫اسکار میلر، بازداشتی.

635
00:40:26,260 --> 00:40:28,340
‫آندرئای پیر بیچاره.

636
00:40:28,380 --> 00:40:30,340
‫اصلاً روحش هم خبر نداشت
‫که وقتی دعوتت کرد اون تو،

637
00:40:30,380 --> 00:40:34,020
‫بهت نشون می‌ده چطور
‫کلید اتاق کارش رو پیدا کنی.

638
00:40:34,060 --> 00:40:35,640
‫و چطور به بهترین
‫شکل مسمومش کنی.

639
00:40:36,360 --> 00:40:38,320
‫انکارش فایده‌ای نداره
‫که تو لیتیوم رو ریختی...

640
00:40:38,380 --> 00:40:39,840
‫توی کوزه‌.

641
00:40:39,900 --> 00:40:41,800
‫توی نسخه‌ات هم هست.

642
00:40:43,780 --> 00:40:45,660
‫کربنات لیتیوم.

643
00:40:45,700 --> 00:40:47,780
‫اختلال شخصیت دوقطبی حتماً
‫خیلی سخته.

644
00:40:47,820 --> 00:40:51,580
‫همکارم که اینجاست،
‫از اون کوزه خورد.

645
00:40:51,620 --> 00:40:53,880
‫شانس آورد که
‫اون موقع هنوز نرفته بودی سراغش.

646
00:40:53,940 --> 00:40:55,860
‫ولی از بدشانسی تو،
‫همین باعث شد بفهمیم...

647
00:40:55,900 --> 00:40:57,840
‫حتماً یه زمانی بین
‫نوشیدنی خوردن همکارم...

648
00:40:57,900 --> 00:41:01,320
‫و پیدا شدن جسد آندرئا،
‫مسمومش کردی.

649
00:41:02,120 --> 00:41:03,840
‫لیتیوم آدم رو نمی‌کشه.

650
00:41:03,900 --> 00:41:07,460
‫نقشه‌ات این بود که مریضش کنی،
‫بفرستیش بیمارستان،

651
00:41:07,500 --> 00:41:09,840
‫از سر راه برش داری تا بتونی
‫با خیال راحت زیرزمین رو بگردی.

652
00:41:10,160 --> 00:41:11,760
‫ولی همه‌چیز خراب شد، مگه نه؟

653
00:41:11,820 --> 00:41:13,980
‫برای همین مجبور شدی برگردی.

654
00:41:14,020 --> 00:41:17,100
‫آندرئا مچت رو موقع
‫ریختن دارو توی کوزه گرفت؟

655
00:41:17,140 --> 00:41:18,460
‫برای همین شکست؟

656
00:41:19,760 --> 00:41:21,920
‫با مکس صحبت کردیم، اسکار.

657
00:41:21,980 --> 00:41:23,880
‫می‌گه وقتی بابابزرگت مرد،
‫یه چمدون...

658
00:41:23,940 --> 00:41:25,180
‫پر از کاغذ
‫بهت ارث رسید.

659
00:41:25,220 --> 00:41:26,940
‫پیتر میلر؟

660
00:41:26,980 --> 00:41:28,180
‫یا شاید باید بگم مولر؟

661
00:41:29,240 --> 00:41:30,520
‫مکس می‌گه یه نامه بوده...‏

662
00:41:30,560 --> 00:41:32,500
‫که به اون راهروی
‫مخفی اشاره می‌کرده.

663
00:41:32,520 --> 00:41:34,200
‫و سندهایی که توی
‫زیرزمین قایم شده بودن.

664
00:41:34,260 --> 00:41:35,960
‫فکر و ذکرت شد پیدا کردنشون.

665
00:41:36,020 --> 00:41:37,940
‫این‌که اون ویلا رو
‫دوباره مال خانواده‌ات کنی.

666
00:41:39,720 --> 00:41:41,320
‫این رو بین وسایلت
‫پیدا کردیم.

667
00:41:42,020 --> 00:41:44,240
‫خوشبینانه‌ترین حالتش اینه
‫که وقتی آندرئا افتاد روی زمین،

668
00:41:44,260 --> 00:41:46,160
‫خواستی بهش کمک کنی.

669
00:41:46,220 --> 00:41:48,720
‫کراواتش رو باز کردی،
‫یقه‌اش رو شل کردی.

670
00:41:49,940 --> 00:41:51,940
‫نگران بودی دی‌ان‌ای
‫تو روش پیدا بشه.

671
00:41:51,980 --> 00:41:53,740
‫برای همین به عنوان
‫یادگاری نگهش داشتی؟

672
00:42:00,520 --> 00:42:02,520
‫فقط یه هل خیلی کوچیک بود.

673
00:42:09,680 --> 00:42:11,660
‫خب،
‫پس بالاخره کدومشون گناهکاره؟

674
00:42:12,420 --> 00:42:16,680
‫خب، برای قتل، هیچ‌کدوم.
‫شاید قتل غیرعمد.

675
00:42:16,740 --> 00:42:18,760
‫یعنی حتی سانتینو هم گناهکار نیست؟

676
00:42:18,820 --> 00:42:21,520
‫جفتشون سعی کردن
‫مسمومش کنن تا مریض بشه،

677
00:42:21,560 --> 00:42:23,760
‫ولی با روش‌های جداگونه
‫و انگیزه‌های متفاوت.

678
00:42:23,820 --> 00:42:27,160
‫ولی اسکار اعتراف کرده که
‫با هم درگیر شدن و هلش داده.

679
00:42:27,220 --> 00:42:28,840
‫جراحت‌های آندرئا جوری
‫نبود که نشون بده...

680
00:42:28,880 --> 00:42:30,420
‫به زور متوسل شده باشن.

681
00:42:30,460 --> 00:42:32,700
‫چی؟ حتی اون شیشه‌ای
‫که توی گردنش بود؟

682
00:42:32,740 --> 00:42:34,560
‫اون زخم سطحی بود.

683
00:42:34,620 --> 00:42:37,680
‫احتمالش خیلی بیشتره که
‫خودش افتاده باشه روی شیشه.

684
00:42:37,740 --> 00:42:39,720
‫خب پس اون همه خون چی؟

685
00:42:39,780 --> 00:42:41,480
‫به خاطر وارفارین
‫توی بدنش بود.

686
00:42:41,520 --> 00:42:44,320
‫جلوی لخته شدن خون رو گرفته
‫و خونش بند نیومده...

687
00:42:44,380 --> 00:42:46,920
‫و در اون وضعیت ضعیفش،
‫سکته‌ی قلبی کرده.

688
00:42:46,980 --> 00:42:49,420
‫آخ، مرد بیچاره.

689
00:42:49,460 --> 00:42:52,400
‫خب، فکر می‌کردم
‫اون میز ماست.

690
00:42:52,440 --> 00:42:55,680
‫آه. ببخشید، جو.

691
00:42:55,740 --> 00:42:58,800
‫یه مشتری دقیقه‌ی نودی بود.
‫از مشتری‌های ثابتمونه.

692
00:42:58,860 --> 00:43:00,880
‫عیبی نداره.

693
00:43:00,940 --> 00:43:02,760
‫یه جای دیگه پیدا می‌کنیم.

694
00:43:04,260 --> 00:43:06,140
‫راستی، از جنارو
‫پرسیدی وقت داره...

695
00:43:06,180 --> 00:43:07,480
‫یه سری به کامیلا بزنه؟

696
00:43:07,540 --> 00:43:09,400
‫متأسفانه فردا
‫برمی‌گردم خونه.

697
00:43:09,840 --> 00:43:12,560
‫آه، خیلی ببخشید.

698
00:43:12,620 --> 00:43:16,880
‫شوهرم می‌گه ترجیح می‌ده مردم رو سیر کنه
‫تا کتاب آشپزی بنویسه.

699
00:43:16,940 --> 00:43:20,120
‫خـ... خیلی ببخشید.

700
00:43:20,460 --> 00:43:22,680
‫‏[اینجام.]‏

701
00:43:22,860 --> 00:43:25,460
‫به ساقیت پیام می‌دی؟
‫[۱ دقیقه.]

702
00:43:26,620 --> 00:43:28,060
‫منتظر آنجلیکام.

703
00:43:28,720 --> 00:43:30,600
‫شوخی کردم بابا.

704
00:43:33,120 --> 00:43:36,000
‫- کجا می‌بریش؟
‫- یه جایی هست که همه می‌ریم.

705
00:43:36,060 --> 00:43:37,280
‫برای نوشیدنی؟

706
00:43:37,340 --> 00:43:39,460
‫آتیش روشن می‌کنیم،
‫ساز می‌زنیم.

707
00:43:41,400 --> 00:43:43,900
‫خیلی‌خب پس،
‫حسابی مراقبش باش، باشه؟

708
00:43:43,920 --> 00:43:45,520
‫حتماً.

709
00:43:48,120 --> 00:43:50,720
‫اوهو! بالاخره پیدات کردم.

710
00:43:52,480 --> 00:43:55,200
‫- چطوری؟
‫- عالی‌ام. تو خوبی؟

711
00:43:55,240 --> 00:43:58,460
‫- اون یارو کیه؟
‫- بابای یه دختریه که می‌شناسم.

712
00:43:58,520 --> 00:44:00,740
‫- آمریکاییه؟
‫- اهل لندنه.

713
00:44:00,800 --> 00:44:04,380
‫می‌دونی در مورد دخترهای انگلیسی
‫چی می‌گن، نه؟

714
00:44:05,300 --> 00:44:09,420
‫- همراهته؟
‫- معلومه که همراهمه. خیالیت نباشه بابا.

715
00:44:09,460 --> 00:44:10,740
‫بیا.

716
00:44:14,400 --> 00:44:17,600
‫چی ‌کار می‌کنی؟
‫زود بذارش تو جیبت.

717
00:44:17,640 --> 00:44:21,140
‫سخت نگیر. مراقب خودت باش،
‫به‌زودی می‌بینمت.

718
00:44:21,200 --> 00:44:22,420
‫فعلاً.

719
00:44:27,460 --> 00:44:29,780
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

720
00:44:29,840 --> 00:44:31,080
‫اون کی بود؟

721
00:44:31,120 --> 00:44:33,200
‫یه بنده‌خدایی که پرسید ساعت چنده.

722
00:44:35,320 --> 00:44:36,880
‫بریم؟

723
00:44:36,920 --> 00:44:38,160
‫صبر کن.

724
00:44:47,880 --> 00:44:49,120
‫همم.

725
00:44:58,120 --> 00:44:59,240
‫بفرمایید.

726
00:44:59,280 --> 00:45:00,480
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

727
00:45:05,340 --> 00:45:07,420
‫روکو!

728
00:45:07,460 --> 00:45:09,700
‫ببخشید، بی‌زحمت یه بشقاب
‫و یه‌کم دیگه نوشابه بیارین.

729
00:45:09,740 --> 00:45:12,120
‫سلام، فابیو!

730
00:45:12,160 --> 00:45:15,260
‫- سلام.
‫- آهای! نوشابه بیار!

731
00:45:15,540 --> 00:45:18,960
‫- باورم نمی‌شه بالاخره اومدی.
‫- آره واقعاً.

732
00:45:37,420 --> 00:45:39,200
‫‏[در قسمت بعد خواهید دید...]‏

733
00:45:39,220 --> 00:45:40,940
‫باستان‌شناس دریایی.

734
00:45:41,820 --> 00:45:44,460
‫گفتی دانشمند بودن؟
‫دنبال چی می‌گشتن؟

735
00:45:44,520 --> 00:45:47,240
‫یه کشتی غرق‌شده. فکر کردن پیداش
‫کردن و برای دیدنش شیرجه زدن توی آب.

736
00:45:47,280 --> 00:45:49,140
‫- کمک!
‫- وقتی اومد روی آب، مرده بود.

737
00:45:49,180 --> 00:45:51,560
‫- جانی!
‫- باید یه چیزی ازت بپرسم.

738
00:45:51,600 --> 00:45:55,080
‫- مواد فروشی می‌کنی؟
‫- نه.

739
00:45:55,120 --> 00:45:57,580
‫بابام می‌گه قبلاً
‫زندان بودی.

740
00:45:57,640 --> 00:45:58,660
‫آره.

741
00:45:59,120 --> 00:46:02,500
‫اگه نگران کسی باشی که ممکنه سر
‫از اونجا دربیاره، بهش چی می‌گی؟

742
00:46:02,540 --> 00:46:05,460
‫این ماجرای غرق شدن... مشکوکه.

743
00:46:05,480 --> 00:46:08,360
‫فکر می‌کردم به عنوان
‫حادثه بررسیش می‌کنن.

744
00:46:08,400 --> 00:46:10,920
‫- اونا برام آشنا نیستن؟
‫- بعید نیست.

745
00:46:11,300 --> 00:46:12,540
‫بابا!

746
00:46:13,640 --> 00:46:14,720
‫بابا!

747
00:46:14,760 --> 00:46:15,980
‫هی! هی!

748
00:46:16,020 --> 00:46:18,100
‫خیلی ترسیده بودم.

749
00:46:18,160 --> 00:46:20,640
‫اسمش دی بیازیه.

750
00:46:20,680 --> 00:46:22,180
‫جزو رئساست.

751
00:46:22,240 --> 00:46:23,780
‫روکو دی بیازی رو می‌شناسی؟

752
00:46:24,400 --> 00:46:26,920
‫دامادم قصد بی‌احترامی نداشت.

753
00:46:28,580 --> 00:46:30,140
‫چه خبره، جنارو؟

754
00:46:30,200 --> 00:46:31,980
‫بی‌خیالش شو، جو.

755
00:46:32,060 --> 00:46:37,240
W W W . M O V I E S H O . C O M

756
00:46:39,240 --> 00:46:49,240
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M