1
00:00:07,880 --> 00:00:11,240
‫توی تلویزیون جوری نشون میدن که
‫آدم فکر می کنه آسونه، مگه نه؟

2
00:00:11,320 --> 00:00:12,600
‫- توی المپیک؟
‫- آره.

3
00:00:12,640 --> 00:00:15,240
‫خب، امسال دیگه فکر نکنم بتونی بری.

4
00:00:15,320 --> 00:00:16,320
‫- نمی تونم؟
‫- نه.

5
00:00:17,640 --> 00:00:19,190
‫- خدایا!
‫- وای خدا!

6
00:00:19,240 --> 00:00:21,000
‫- آره...
‫- داریم دور خودمون می چرخیم.

7
00:00:21,040 --> 00:00:22,720
‫- ملت دارن نگاه می کنن.
‫- نه نمی کنن!

8
00:00:22,800 --> 00:00:25,160
‫ملت دارن به من نگاه می کنن و می گن: «آخی».

9
00:00:25,240 --> 00:00:26,950
‫نه، دارن به من نگاه می کنن و می گن: «آخی».

10
00:00:27,000 --> 00:00:30,240
‫می گن: «آخی، نِگاش کن.
‫می خواد به دختره کمک کنه ولی اون...»

11
00:00:30,320 --> 00:00:31,840
‫اون نمی خواد به دختره کمک کنه!

12
00:00:31,880 --> 00:00:36,760
‫فقط داره بهش می خنده و ازش فیلم می گیره!
‫به این که نمی گن کمک.

13
00:00:41,920 --> 00:00:42,760
‫- سلام.
‫- سلام.

14
00:00:42,840 --> 00:00:45,150
‫درِ پُشتی باز بود،
‫منم دیگه اومدم تو.

15
00:00:45,200 --> 00:00:46,720
‫- خوب کردی. گرسنه ـته؟
‫- آره.

16
00:00:46,800 --> 00:00:48,560
‫- کجا بریم غذا بخوریم؟
‫- یه جا که سریع بشه.

17
00:00:48,600 --> 00:00:50,360
‫- باید ساعت 10 برم سرِ کار.
‫- باشه.

18
00:00:50,880 --> 00:00:52,560
‫می خوای یه وقتی بریم قایق سواری؟

19
00:00:52,640 --> 00:00:54,080
‫- قایق سواری؟
‫- آره.

20
00:00:54,160 --> 00:00:57,040
‫همینجوری تفنّنی، توی برکۀ قایقرانی؟

21
00:00:57,640 --> 00:00:58,920
‫برکۀ قایقرانی؟ چرا؟

22
00:00:59,440 --> 00:01:02,600
‫چه می دونم؟ گفتم شاید از اون کارها باشه
‫که دوست داشته باشی بکنیم.

23
00:01:03,520 --> 00:01:04,680
‫نه راستش.

24
00:01:05,480 --> 00:01:06,680
‫بعداً می بینمت.
‫(با سگشه)

25
00:01:06,760 --> 00:01:07,760
‫بریم، «اِم».

26
00:01:08,760 --> 00:01:18,760
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

27
00:02:36,800 --> 00:02:41,270
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «محمد سید»

28
00:02:41,320 --> 00:02:43,320
‫[دفتر روزنامۀ تمبوری]

29
00:02:44,520 --> 00:02:45,960
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

30
00:02:49,000 --> 00:02:49,840
‫حاضری؟

31
00:02:49,920 --> 00:02:50,960
‫عه، صبر کن.

32
00:02:56,760 --> 00:02:57,680
‫خوبی؟

33
00:02:57,760 --> 00:02:58,960
‫- چیه؟
‫- بشین.

34
00:02:59,040 --> 00:03:01,680
‫«چیه؟» این دیگه چه جور آدب معاشرتیه؟
‫سلام کن!

35
00:03:03,120 --> 00:03:04,440
‫- می خوای بعداً بیای خونـ...
‫- نه!

36
00:03:04,480 --> 00:03:05,760
‫حداقل بذار حرفم تموم بشه!

37
00:03:06,600 --> 00:03:08,320
‫...بیای خونه ـمون تا با هم شام بخوریم.

38
00:03:08,400 --> 00:03:10,720
‫می تونی اِما رو هم بیاری.
‫یه شام چهار نفره با هم بزنیم.

39
00:03:11,560 --> 00:03:13,200
‫ولی من و اِما که با هم تو رابطه نیستیم.

40
00:03:14,000 --> 00:03:15,880
‫اشکالی نداره.
‫منظورم اینه که خودمون چهارتاییم.

41
00:03:15,960 --> 00:03:18,560
‫که اینطور! خب، اگه صرفاً باید یه نفر رو بیارم،
‫برایان رو میارم.

42
00:03:18,640 --> 00:03:20,520
‫ای خدا! تو کلاً همه چیز رو باید سخت کنی، آره؟

43
00:03:21,880 --> 00:03:24,070
‫فقط دوست خوب و صمیمیت «اِما» رو بیار.

44
00:03:24,120 --> 00:03:26,160
‫دور هم مثل آدمای بالغ، خوش می گذرونیم.

45
00:03:27,200 --> 00:03:30,560
‫راستش رو بخوای اینجور چیزا برای من و جیل خوبه.

46
00:03:31,320 --> 00:03:34,440
‫اینکه دیگران رو دعوت کنی خونه ـت حال میده، نه؟
‫ما هم که خیلی بیرون نمی ریم و...

47
00:03:35,040 --> 00:03:38,280
‫خب، فکر کنم این بخشی از
‫مشکلِ کوچیکیه که توی زندگی مشترکمون داریم.

48
00:03:38,320 --> 00:03:40,120
‫چی؟ اینکه دیگران رو دعوت نکردین؟

49
00:03:40,720 --> 00:03:42,520
‫- نه، خودت می دونی منظورم چیه!
‫- نه.

50
00:03:44,080 --> 00:03:46,160
‫خیلی خب، گوش کن. باشه؟

51
00:03:46,680 --> 00:03:49,080
‫جیل فکر می کنه من آدم خیلی ماجراجویی نیستم.

52
00:03:49,120 --> 00:03:49,920
‫باورت میشه؟

53
00:03:49,960 --> 00:03:50,960
‫آره!

54
00:03:51,480 --> 00:03:52,680
‫نه جدی!

55
00:03:53,200 --> 00:03:56,080
‫مسخره ـست!
‫من دوتا پالتوی بارونی دارم.

56
00:03:56,680 --> 00:03:58,600
‫اگه آدم ماجراجویی نبودم
‫چه نیازی به اونا داشتم؟

57
00:03:58,680 --> 00:04:02,590
‫یا میشه این جور گفت که مَردی که دوست نداره
‫موهاش خیس بشن، چقدر ماجراجو حساب میشه؟

58
00:04:02,640 --> 00:04:04,320
‫الان داشتم به وسایل چادر زنی نگاه می کردم.

59
00:04:04,360 --> 00:04:06,080
‫- به به!
‫- احتمالاً این چکمه ها رو بخرم.

60
00:04:09,400 --> 00:04:11,640
‫بیخیال، بیا دیگه! خواهش می کنم.

61
00:04:11,720 --> 00:04:13,240
‫بیا ثابت کن که اون اشتباه می کنه.

62
00:04:13,280 --> 00:04:14,560
‫احساس می کنم درست درکم نکرده.

63
00:04:14,600 --> 00:04:15,960
‫برو برنامۀ «اُپرا».

64
00:04:16,000 --> 00:04:18,750
‫راهی هست که بدونِ اینکه پای منو بکِشی وسط
‫بهش ثابت کنی اشتباه می کنه؟

65
00:04:18,800 --> 00:04:21,270
‫انقدر بزرگش نکن!
‫لازم نیست زیاد بمونی.

66
00:04:21,320 --> 00:04:24,680
‫فقط خودت و اِما بیاید اونجا،
‫یه کم خوش می گذرونیم، تمام!

67
00:04:25,840 --> 00:04:28,240
‫- لازم نیست به جیل خبر بدی؟
‫- نه، یه حرکتِ خودجوش ـه.

68
00:04:30,320 --> 00:04:32,790
‫البته الان زنگ می زنم و بهش می گم.

69
00:04:32,840 --> 00:04:34,560
‫وگرنه یه کم قات می زنه.

70
00:04:35,000 --> 00:04:38,160
‫می خواد قشنگ حاضر بشه.
‫ما معمولاً خیلی غذای مفصّلی آماده نمی کنیم.

71
00:04:38,240 --> 00:04:42,360
‫اصلاً قبل از اینکه بیاید غذا بخورید،
‫بعدش اونجا نوشیدنی می خوریم،

72
00:04:42,440 --> 00:04:44,640
‫یه موسیقی ای پخش می کنیم،
‫یه کم می خندیم.

73
00:04:44,720 --> 00:04:46,080
‫هیچکس نمی خنده.

74
00:04:46,760 --> 00:04:47,800
‫7:30؟

75
00:04:47,840 --> 00:04:49,880
‫معمولاً تا اون ساعت
‫بطری دوم نوشیدنیم رو شروع کردم

76
00:04:49,920 --> 00:04:51,710
‫باشه، عالیه!
‫میای خونۀ من نوشیدنیت رو می خوری.

77
00:04:51,760 --> 00:04:53,040
‫- باشه.
‫- قبول؟

78
00:04:53,120 --> 00:04:53,960
‫- حله.
‫- عالی شد.

79
00:04:54,040 --> 00:04:55,240
‫البته اگه اِما پایه باشه.

80
00:04:55,720 --> 00:04:56,800
‫ممنون.

81
00:04:57,720 --> 00:04:59,680
‫وای گندش بزنن!

82
00:04:59,760 --> 00:05:01,600
‫- صدات رو می شنوما!
‫- می دونم.

83
00:05:01,680 --> 00:05:04,160
‫- صبر کن بری توی دفترت، بعداً ابراز احساسات کن...
‫- بریم.

84
00:05:06,040 --> 00:05:07,640
‫هنوز هیچی نشده چه روز مزخرفی شد.

85
00:05:11,720 --> 00:05:14,880
‫[خانۀ سالمندانِ «برگ های پاییزی»]

86
00:05:20,240 --> 00:05:21,320
‫- سلام.
‫- سلام.

87
00:05:21,840 --> 00:05:23,640
‫با دوستت تونی به کجاها رسیدین؟

88
00:05:23,720 --> 00:05:27,560
‫خب، دقیقاً همینی که گفت.
‫ما صرفاً دوست هستیم.

89
00:05:28,520 --> 00:05:30,960
‫راستش حتی همین دوست بودنمون هم
‫بعضی وقتا سخت میشه.

90
00:05:31,640 --> 00:05:33,880
‫حتی یه عکس سلفی هم با هم نگرفتیم.

91
00:05:34,600 --> 00:05:35,440
‫عه.

92
00:05:35,520 --> 00:05:38,480
‫خب، حتماً دیوونه ـست که بیشتر بهت توجه نمی کنه.

93
00:05:39,640 --> 00:05:40,640
‫آره.

94
00:05:42,600 --> 00:05:45,360
‫با خودم گفتم خوب میشه که
‫پنجاهمین رُمانم رو مستند سازی کنم.

95
00:05:45,440 --> 00:05:48,920
‫پنجاه؟ عجب! چند وقته که داری نویسندگی می کنی؟

96
00:05:49,000 --> 00:05:52,360
‫کل زندگیم داشتم نویسندگی می کردم، عزیز.
‫هیچوقت دلم نمی خواسته کار دیگه ای بکنم.

97
00:05:53,080 --> 00:05:55,160
‫اولین رُمان منتشر شده ام رو 15 سالگی نوشتم،

98
00:05:55,240 --> 00:05:57,960
‫و از اون موقع تا حالا،
‫حداقل سالی یه دونه نوشتم.

99
00:05:58,040 --> 00:05:59,640
‫به به! ناشرت کیه؟

100
00:06:00,160 --> 00:06:01,320
‫خودم ناشرش هستم، عزیز.

101
00:06:01,400 --> 00:06:04,160
‫طرح روی جلد و همه چیزش رو خودم طراحی کردم.
‫کاملاً حرفه ای ـه.

102
00:06:04,840 --> 00:06:08,240
‫از نظر مالی خیلی هم چنگی به دل نمی زنه.

103
00:06:08,320 --> 00:06:11,200
‫در واقع ضرر هم کردم!
‫ولی می دونید، یه جور عشقه، مگه نه؟

104
00:06:11,280 --> 00:06:12,990
‫- آره.
‫- باید یه چیزی بعد از مرگم باقی بذارم.

105
00:06:13,040 --> 00:06:16,000
‫هیچوقت ازدواج نکردم و بچه دار نشدم،
‫پس می دونید دیگه...

106
00:06:17,160 --> 00:06:18,760
‫پس چه جوری پول در میاری؟

107
00:06:18,800 --> 00:06:20,040
‫من فالگیرم.

108
00:06:20,080 --> 00:06:21,120
‫صحیح!

109
00:06:21,200 --> 00:06:25,760
‫از روی هالۀ آدما یا کف دست هاشون
‫یا گوی های کریستالی یا برگ چایی طالع بینی می کنم

110
00:06:26,880 --> 00:06:29,520
‫ولی عشقم اینه! رُمان!

111
00:06:29,800 --> 00:06:33,440
‫همۀ رمان هات هم در مورد یه نفر هستن، آره؟

112
00:06:33,520 --> 00:06:34,400
‫بله.

113
00:06:34,480 --> 00:06:36,720
‫دکتر «بارنبی لاو».

114
00:06:37,320 --> 00:06:39,760
‫داستان پزشکی رو با داستان غیرواقعی ترکیب می کنم.

115
00:06:40,800 --> 00:06:43,800
‫«دکتر بارنبی لاو در "دو عاشق در بستر مرگ"»

116
00:06:43,880 --> 00:06:48,120
‫چرا نوشتی:
‫«دکتر بارنبی لاو در "دو عاشق در بستر مرگ"»

117
00:06:48,200 --> 00:06:52,840
‫خب، همیشه امیدوار بودم که
‫یه سریال طولانی مثل «ستوان کلمبو» بشه.

118
00:06:53,480 --> 00:06:55,240
‫ولی متأسفانه نشد.

119
00:06:55,960 --> 00:06:58,080
‫اون روزا اولین انتخابم «راجر مور» بود،
‫(بازیگر)

120
00:06:58,160 --> 00:07:00,960
‫ولی این روزا احتمالاً
‫یکی مثل جورج کلونی رو انتخاب کنم.
‫(بازیگر)

121
00:07:01,040 --> 00:07:02,830
‫اون نقش دکتر رو بازی کرده، مگه نه؟

122
00:07:02,880 --> 00:07:04,480
‫کارش رو بلد بود.

123
00:07:04,560 --> 00:07:05,960
‫احتمالاً بیشتر از من بلد بوده.

124
00:07:06,040 --> 00:07:08,280
‫اصلاً دوره های پزشکی نرفتی؟

125
00:07:08,320 --> 00:07:09,320
‫نه.

126
00:07:10,080 --> 00:07:13,600
‫- نکات تخصصی رو چطور درست نوشتی؟
‫- از جاهای مختلف کپی کردم.

127
00:07:14,560 --> 00:07:15,560
‫حله.

128
00:07:16,240 --> 00:07:18,880
‫می خواید یه کم از آخرین رُمانم براتون بخونم؟

129
00:07:18,960 --> 00:07:19,960
‫بله.

130
00:07:21,160 --> 00:07:22,240
‫«خندۀ سرد».
‫(اسم رُمانش)

131
00:07:23,760 --> 00:07:25,320
‫اونجاش که نه.
‫اونجاش خیلی لجنه!

132
00:07:25,400 --> 00:07:27,160
‫بذار یه نگاه بندازم.
‫آهان اینجاش خوبه.

133
00:07:27,240 --> 00:07:29,760
‫ماجرا اینه که دکتر بارنبی
‫داره کسی رو جراحی می کنه...

134
00:07:29,840 --> 00:07:33,240
‫که همۀ جراح های برترِ دنیا
‫گفتن دیگه نمیشه براش کاری کرد.

135
00:07:33,320 --> 00:07:35,160
‫ولی دکتر بارنبی قبول نداره!

136
00:07:35,240 --> 00:07:38,080
‫خیلی خب. «پرستار استیسی عرقش را پاک کرد».

137
00:07:38,400 --> 00:07:40,200
‫«بهتر شد، دکتر؟»

138
00:07:40,280 --> 00:07:43,840
‫«چشم هایشان از بالای ماسک هایی که
‫باید در اتاق های عمل گذاشت، همدیگه را دیدند.»

139
00:07:44,280 --> 00:07:45,640
‫«لطفاً منو بارنبی صدا بزن.»

140
00:07:46,280 --> 00:07:49,000
‫از خجالت سرخ شد.
‫«خیلی خب، شروع می کنیم.»

141
00:07:49,040 --> 00:07:51,480
‫«دارو را در شریان اصلی بیمار فرو کرد.»

142
00:07:51,560 --> 00:07:54,510
‫بارنبی گفت: «این باید کفایت کند.
‫خیلی خب پرستار، بخیه اش کن.»

143
00:07:54,560 --> 00:07:57,760
‫«شام رو با هم بخوریم؟»
‫پرستار گفت: «آخ بله! ساعت هشت می بینمت.»

144
00:07:58,440 --> 00:07:59,480
‫تموم.

145
00:08:02,760 --> 00:08:04,680
‫- زنده می مونه؟
‫- کی عزیزم؟

146
00:08:04,760 --> 00:08:05,880
‫بیمار!

147
00:08:05,960 --> 00:08:08,040
‫در موردش ننوشتم.
‫لزومی ندیدم!

148
00:08:09,000 --> 00:08:12,070
‫مطمئنم اگه دارو رو به شریان اصلیش زده باشن
‫حالش خوب میشه!

149
00:08:12,120 --> 00:08:13,040
‫دقیقاً.

150
00:08:13,120 --> 00:08:16,840
‫برام سؤال شده که چرا همۀ جراح های برترِ دنیا
‫به فکر همچین کاری نیفتادن.

151
00:08:16,920 --> 00:08:19,160
‫دکتر بارنبی آدم خاصیه! مگه نه؟

152
00:08:19,240 --> 00:08:20,920
‫توی دنیا بهتر از اون نداریم!

153
00:08:21,480 --> 00:08:23,680
‫با خانم ها هم خیلی خوبه
‫که البته ضرری نداره!

154
00:08:25,760 --> 00:08:27,440
‫- خوبه. یه عکس بگیر.
‫- باشه.

155
00:08:28,920 --> 00:08:29,800
‫لبخند!

156
00:08:29,880 --> 00:08:30,880
‫اووه!

157
00:08:31,400 --> 00:08:32,400
‫عالی شد.

158
00:08:33,160 --> 00:08:35,760
‫- اینو توی روزنامۀ هفتۀ بعد معرفی می کنید، عزیز؟
‫- آره.

159
00:08:35,840 --> 00:08:38,760
‫میشه اشاره کنید که توی جشن تمبوری
‫کتاب رو به صورت زنده می خونم...

160
00:08:38,840 --> 00:08:39,800
‫و امضا میدم؟

161
00:08:39,840 --> 00:08:41,000
‫حتماً.

162
00:08:41,080 --> 00:08:44,720
‫خوب شد. همسرت رو هم بیار.
‫این کتاب بیشتر برای زن هاست.

163
00:08:44,800 --> 00:08:47,160
‫من... من همسر ندارم.

164
00:08:47,240 --> 00:08:48,880
‫عه، مجردی؟ چه بهتر!

165
00:08:48,960 --> 00:08:50,520
‫مجرد نیستم. فقط...

166
00:08:52,240 --> 00:08:53,240
‫من...

167
00:08:53,280 --> 00:08:54,360
‫همسرم رو از دست دادم.

168
00:08:54,440 --> 00:08:55,440
‫وای، متأسفم.

169
00:08:56,160 --> 00:08:57,640
‫دوست داری باهاش ارتباط برقرار کنی؟

170
00:08:57,680 --> 00:08:58,840
‫از صمیم قلب!

171
00:08:59,560 --> 00:09:01,280
‫- باشه، خب...
‫- نه، منظورم...

172
00:09:02,360 --> 00:09:03,360
‫اعتقادی...

173
00:09:03,440 --> 00:09:05,920
‫اعتقادی به این چیزا ندارم.
‫ولی... ولی ممنون!

174
00:09:07,120 --> 00:09:08,320
‫این مال تو باشه.

175
00:09:09,920 --> 00:09:11,360
‫اسم کتاب «خندۀ سرد» ـه.

176
00:09:11,440 --> 00:09:14,040
‫آخه کی اسم کتابش رو همچین چیزی می ذاره؟

177
00:09:14,120 --> 00:09:15,160
‫- آره.
‫- قبول داری؟

178
00:09:19,560 --> 00:09:21,000
‫از این کار متنفرم!

179
00:09:21,400 --> 00:09:24,560
‫می دونست داریم از خیابون رد می شیم
‫ولی نمی تونست 10 ثانیه وایسته!

180
00:09:24,640 --> 00:09:27,320
‫چون شغل مهمی داره:
‫باید یه آشغالِ تمام وقت باشه!

181
00:09:28,840 --> 00:09:31,680
‫همیشه دلم می خواست یه آجر دستم می بود
‫تا پرت می کردم توی پنجره ـشون.

182
00:09:31,760 --> 00:09:33,640
‫اونجوری دیگه همۀ مشکلات حل می شد، آره؟

183
00:09:33,720 --> 00:09:35,880
‫یه آجر بگیری دستت و کنار خطوط عابر پیاده...

184
00:09:35,960 --> 00:09:37,390
‫برای خودت چرخ بزنی.

185
00:09:37,440 --> 00:09:39,760
‫این خدمتی به جامعه ـست.
‫میشم مثل بتمن!

186
00:09:39,840 --> 00:09:40,720
‫ولی از نوع روانیش!

187
00:09:40,760 --> 00:09:42,710
‫آره. شاید عزادار نباشم.

188
00:09:42,760 --> 00:09:45,600
‫شاید فقط یه آدم عوضی باشم
‫که صرفاً از تنبیه کردنِ دیگران لذت می برم.

189
00:09:45,680 --> 00:09:47,560
‫قصۀ همۀ پارتیزان ها همینجوریه، مگه نه؟

190
00:09:47,640 --> 00:09:50,000
‫من مثل بتمن یا دکسترم.

191
00:09:50,080 --> 00:09:53,600
‫اون یه قاتل سریالی بود ولی پدرش بهش یاد داد
‫که فقط آدمای بد رو بکُش.

192
00:09:53,680 --> 00:09:55,120
‫ولی اون فقط روانی بود!

193
00:09:55,200 --> 00:09:56,360
‫یا مرد عنکبوتی!

194
00:09:56,440 --> 00:10:00,280
‫عموش کُشته شد،
‫بعدش رفت به حساب آدمای بد برسه! مگه نه؟

195
00:10:00,360 --> 00:10:02,920
‫مگه عنکبوت گازش نگرفت؟
‫این قضیۀ عموش رو یادم نمیاد.

196
00:10:03,000 --> 00:10:06,080
‫آره، بعدش برای خودش یه لباس دخترونه درست کرد.

197
00:10:06,160 --> 00:10:07,640
‫برای تهیۀ لباس به خودم زحمت نمی دم.

198
00:10:07,680 --> 00:10:10,360
‫همین لباسای خودمو می پوشم.

199
00:10:10,440 --> 00:10:12,920
‫در ضمن، مرد عنکبوتی رو می زنم تا صدا سگ بده!

200
00:10:12,960 --> 00:10:16,040
‫فسقلی با پیژامۀ تنگِ بچگونه؟

201
00:10:16,120 --> 00:10:19,960
‫- ولی حس های عنکبوتی داره.
‫- عه؟ پا می ذارم روش، لِه میشه!

202
00:10:21,840 --> 00:10:26,320
‫دکتر بارنبی متفکرانه به صندلی چرمی دفترش تکیه داد

203
00:10:26,400 --> 00:10:30,680
‫نگران یک بیمار بود که بدترین غدۀ مغزی ای که
‫تابحال دیده بود داشت.

204
00:10:30,760 --> 00:10:34,080
‫کسی به در زد.
‫دکتر بارنبی گفت: «بیا تو».

205
00:10:34,360 --> 00:10:36,880
‫در باز شد و پرستار «سیندی» آمد.

206
00:10:36,920 --> 00:10:40,000
‫جذاب ترین پرستارِ بیمارستان.
‫معلومه دیگه!

207
00:10:40,080 --> 00:10:43,680
‫او گفت: «ببخشید، رختکن خانم ها رو بستن».

208
00:10:43,760 --> 00:10:46,480
‫«می خواستم بدونم چون شما دکترید،
‫اجازه می دین اینجا لباس عوض کنم؟»

209
00:10:46,560 --> 00:10:48,240
‫دکتر بارنبی گفت: «چرا که نه.»

210
00:10:48,320 --> 00:10:49,640
‫«من جراح اینجام...

211
00:10:49,720 --> 00:10:51,040
‫و چون دکتر محرم بیماره...

212
00:10:51,120 --> 00:10:54,040
‫هیچ اشکالی نداره بخوای حرفای دلت رو بزنی»

213
00:10:54,120 --> 00:10:55,360
‫بیشتر از این نمی تونم بخونم.

214
00:10:55,440 --> 00:10:56,760
‫- بخون!
‫- نه، خودت بخون.

215
00:10:57,360 --> 00:10:58,360
‫وای خدا!

216
00:10:59,520 --> 00:11:03,280
‫پرستار سیندی کم کم به دکتر علاقه پیدا کرد.
‫او بسیار جذاب بود...

217
00:11:03,360 --> 00:11:05,800
‫و متوجه شد که دکتر بارنبی
‫نگاه متفاوتی به او می کرد،

218
00:11:05,880 --> 00:11:07,840
‫جوری که انگار داشت بر روی او جراحی انجام می داد.

219
00:11:08,480 --> 00:11:10,320
‫«حال من خوبه، دکتر؟»

220
00:11:10,360 --> 00:11:12,440
‫دکتر بارنبی گفت: «به نظر من...

221
00:11:12,960 --> 00:11:15,560
‫بهتره نبض منو چک کنی، پرستار.»

222
00:11:15,640 --> 00:11:18,480
‫جداً یه جورایی قشنگه.
‫یه کم سنّتی و امیدوار کننده ـست.

223
00:11:18,560 --> 00:11:20,440
‫اون طالع بین هم هست.

224
00:11:20,560 --> 00:11:22,520
‫- گفت هست، آره.
‫- چرا باید دروغ بگه؟

225
00:11:23,040 --> 00:11:25,480
‫- چون غیرممکنه.
‫- هیچ چیزی غیرممکن نیست.

226
00:11:25,560 --> 00:11:26,840
‫من دیگه نیستم!

227
00:11:27,160 --> 00:11:30,400
‫چون صرفاً یه چیزی رو ندیدی،
‫دلیل نمیشه که واقعی نباشه.

228
00:11:30,440 --> 00:11:31,920
‫اگه هیچکس ندیده باشتش چی؟

229
00:11:32,600 --> 00:11:33,800
‫ممکنه نامرئی باشه!

230
00:11:34,640 --> 00:11:36,240
‫- باشه.
‫- میشه من یه سر برم پیشش؟

231
00:11:36,320 --> 00:11:37,600
‫برای اینکه ته و توش رو در بیارم.

232
00:11:39,080 --> 00:11:41,560
‫- اگه می خوای برو.
‫- با یه ذهن باز میرم!

233
00:11:41,640 --> 00:11:44,520
‫می دونی، اگه با این ذهنیت بری که واقعی نیست،
‫هیچوقت باور نمی کنی.

234
00:11:44,600 --> 00:11:46,280
‫هماهنگی هاش رو انجام بدم؟

235
00:11:46,400 --> 00:11:47,520
‫آره.

236
00:11:47,880 --> 00:11:50,320
‫باز صد رحمت به کار کردن روی اون داستانه!

237
00:11:52,200 --> 00:11:53,280
‫ای بابا، اومد!

238
00:11:54,680 --> 00:11:56,360
‫بهت گفتم بیرون منتظر بمونی.

239
00:11:58,280 --> 00:11:59,920
‫می خواد برسونتم سرِ یه جلسه.

240
00:11:59,960 --> 00:12:01,640
واضحه که با هم زیاد صمیمی نیستیم.

241
00:12:01,720 --> 00:12:04,720
‫فقط دوست دارم با ماشین «رولز رویس» جابجا بشم.
‫خودش هم می دونه، مگه نه؟

242
00:12:04,800 --> 00:12:06,720
‫- آره.
‫- آره، خیلی هم عالی!

243
00:12:08,360 --> 00:12:11,400
‫- این وسط به تو چی می رسه، کالین؟
‫- ملت فکر می کنن نامزد داره.

244
00:12:12,040 --> 00:12:15,360
‫ولی خودش می دونه که این اصلاً شدنی نیست.
‫حیف!

245
00:12:16,000 --> 00:12:19,440
‫با ماشین رولز رویس و
‫اینکه یه میلیونرِ خود ساخته و مرد خوبیه...

246
00:12:19,520 --> 00:12:21,880
‫خیلی سوژۀ عالی ای می شد.
‫البته اگه یه سِری نکات فرق می کردن!

247
00:12:22,880 --> 00:12:25,480
‫- چه نکاتی؟
‫- قیافه ـش! معلومه دیگه!

248
00:12:26,240 --> 00:12:29,960
‫آره، مشکل از قیافه ـمه.
‫حتی مامانم هم بهم می گه زشت ترین بچه!

249
00:12:30,600 --> 00:12:31,960
‫تو با این قضیه مشکلی نداری، کالین؟

250
00:12:33,480 --> 00:12:34,720
‫قلب آدم رو به درد میاره.

251
00:12:34,800 --> 00:12:36,120
‫داغونم!

252
00:12:36,200 --> 00:12:39,000
‫بچه که بودم می گفتم ای کاش مُرده بودم.

253
00:12:39,040 --> 00:12:40,120
‫ولی کاری نمیشه کرد!

254
00:12:40,880 --> 00:12:44,720
‫دقیقاً! به خاطر همینه که می خوام همه بدونن
‫اون نامزد من نیست.

255
00:12:46,560 --> 00:12:48,840
‫شاید بهتر باشه کلاه راننده ها رو سرت کنی.

256
00:12:49,360 --> 00:12:50,630
‫یا ماسکِ راننده ها رو!

257
00:12:50,680 --> 00:12:54,800
‫- یه مدت خاطر خواهِ این یارو بود، مگه نه؟
‫- آره بود، کالین. بود.

258
00:12:55,080 --> 00:12:56,600
‫تابلوئه که یه سلیقۀ خاصی داره.

259
00:12:58,240 --> 00:13:00,520
‫ول کن، بیا بریم، دیرمون میشه.

260
00:13:02,480 --> 00:13:03,600
‫بریم.

261
00:13:03,880 --> 00:13:05,080
‫مثل سگش می مونه.

262
00:13:05,840 --> 00:13:08,830
‫- میشه برگردی سراغ کارِت لطفاً؟
‫- عمراً. ارزشش رو نداره.

263
00:13:08,880 --> 00:13:11,680
‫خواهش می کنم! یالا. به اندازۀ کافی وقت تلف کردیم.

264
00:13:12,500 --> 00:13:22,500
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

265
00:13:23,320 --> 00:13:24,920
‫ببین، یه جوکِ جدید.

266
00:13:25,160 --> 00:13:27,720
‫- چی از کِرمِ توی سیب بدتره؟
‫- نمی دونم.

267
00:13:27,800 --> 00:13:30,240
‫اینکه ببینی چند تا راننده کامیونِ هلندی...

268
00:13:30,320 --> 00:13:32,840
زندگیت رو محاصره کردن

269
00:13:33,520 --> 00:13:37,240
‫آره، وقتی همچین چیزی رو ببینی،
‫دیگه کِرم توی سیب برات چیزی نیست، پسر! باور کن!

270
00:13:38,360 --> 00:13:41,640
‫بگذریم. می خوام کم کم کُمدیم رو
‫یه ذره جدی تر بگیرم.

271
00:13:42,680 --> 00:13:45,120
‫توی این چند سالِ اخیر،
‫زندگی بدجوری پوستم رو کَند.

272
00:13:45,680 --> 00:13:48,800
‫ولی الان به تهِ منجلاب رسیدم،
‫پس تنها راه اینه که بیام بیرون، مگه نه؟

273
00:13:48,880 --> 00:13:52,480
‫آره. منم که «کِن» هر از گاهی
‫برام نوبتِ تست استندآپ می گیره.

274
00:13:52,560 --> 00:13:54,080
‫برای اجراهای کوچیک و این جور چیزا.

275
00:13:54,120 --> 00:13:55,120
‫- گندش بزنن.
‫- چیه؟

276
00:13:55,640 --> 00:13:56,880
‫باورم نمیشه.

277
00:13:57,480 --> 00:13:59,280
‫زن قبلیم و میکیِ کولی!

278
00:13:59,800 --> 00:14:00,840
بد اخلاقه؟

279
00:14:01,560 --> 00:14:03,240
‫یه روانیِ به تمام عیار!

280
00:14:03,600 --> 00:14:06,280
‫باور کن یه بار دیدم با بطری زد توی سر پارکبان!

281
00:14:06,640 --> 00:14:08,120
‫دیگه خودت دو دوتا چهارتا کن.

282
00:14:11,000 --> 00:14:12,080
‫سلام.

283
00:14:13,000 --> 00:14:14,720
‫- خوبی؟
‫- خوبم.

284
00:14:14,800 --> 00:14:16,600
‫خوبی میکی؟ آره؟

285
00:14:17,640 --> 00:14:19,280
‫جیمز، این میکی ـه.

286
00:14:19,320 --> 00:14:21,200
‫و این همسر قبلیم، الیزابت ـه.

287
00:14:21,280 --> 00:14:22,400
‫سلام.

288
00:14:22,480 --> 00:14:24,600
‫- خوبی؟
‫- پس هنوز با همید، آره؟

289
00:14:24,680 --> 00:14:26,080
‫بگیر نگیر داره.

290
00:14:26,680 --> 00:14:29,000
‫یه مدت با «کلّه خر» نامزد کرده بود.

291
00:14:29,800 --> 00:14:31,880
‫اون موقع از هم طلاق گرفته بودیم.

292
00:14:33,440 --> 00:14:34,440
‫چه ناجور.

293
00:14:35,720 --> 00:14:36,720
‫ناجور نبود.

294
00:14:37,760 --> 00:14:40,880
‫دنبال بهانه بودم تا برم یه دلِ سیر
‫اون عوضی رو بزنم.

295
00:14:41,920 --> 00:14:43,080
‫خون و خونریزی شد، مگه نه؟

296
00:14:43,680 --> 00:14:44,680
‫یه وضع خرابی بود!

297
00:14:45,200 --> 00:14:47,680
‫- ولی آخر و عاقبتش چیز خوبی شد.
‫- ماییم دیگه!

298
00:14:48,360 --> 00:14:50,280
‫دوست دارم دید مثبتی به قضایا داشته باشم.

299
00:14:50,320 --> 00:14:51,760
‫آره، می شناسمت رفیق.

300
00:14:51,840 --> 00:14:55,200
‫مشکل من اینه که دلم می خواد همه رو راضی نگه دارم.

301
00:14:56,440 --> 00:14:57,840
‫خیلی زن خوبیه، رفیق.

302
00:14:57,920 --> 00:14:59,080
‫خوب منو میشناسه.

303
00:14:59,760 --> 00:15:01,640
‫زندگیتون خوبه دیگه؟ خوبه؟

304
00:15:02,560 --> 00:15:03,560
‫گِله ای ندارم.

305
00:15:04,480 --> 00:15:07,000
‫خلاصه، همیشه از دیدنتون خوشحال می شم.

306
00:15:08,040 --> 00:15:10,760
‫خب دیگه... بعداً می بینمتون.

307
00:15:10,840 --> 00:15:11,840
‫- موفق باشی.
‫- ممنون.

308
00:15:11,880 --> 00:15:12,880
‫خداحافظ.

309
00:15:14,720 --> 00:15:17,800
‫ما خیلی آروم از کنار الیزابت رد می شیم.

310
00:15:17,880 --> 00:15:20,440
‫- آره، اون حرکتِ تک چرخ رو بزن.
‫- همینه.

311
00:15:26,080 --> 00:15:27,920
‫بهترین رفیقت در این حد حقیره، جیمز!

312
00:15:28,000 --> 00:15:30,480
‫- شما حقیر نیستید، آقا!
‫- یه بی عُرضۀ به تمام عیار!

313
00:15:30,760 --> 00:15:32,840
‫- از من که بدتر نیستید!
‫- شوخی می کنی دیگه؟

314
00:15:32,880 --> 00:15:35,280
‫- نه.
‫- می تونی آواز بخونی

315
00:15:35,800 --> 00:15:37,520
‫با دماغت دو تا ساز می زنی.

316
00:15:37,560 --> 00:15:39,200
‫بافندگی بلدی.
‫بافندۀ خیلی خوبی هستی.

317
00:15:39,800 --> 00:15:41,080
‫بافندۀ خیلی خوبی هستی.

318
00:15:42,040 --> 00:15:44,640
‫اگه تو بی عُرضه ای،
‫پس دیگه ماها باید چی بگیم؟

319
00:15:44,800 --> 00:15:46,000
‫ممنون رفیق.

320
00:15:46,360 --> 00:15:47,800
‫می خوای بریم اون بالا؟

321
00:15:47,840 --> 00:15:48,990
‫ببینیم خبری هست یا نه؟!

322
00:15:49,040 --> 00:15:52,480
‫- چرا که نه! اگه اشکالی نداشته باشه
‫قبلش باید برم به مدیر برنامه هام بگم. -باشه، باشه

323
00:15:52,640 --> 00:15:54,640
‫- منم باهات میام، پسر.
‫- باشه.

324
00:16:04,440 --> 00:16:05,440
‫خوبی؟

325
00:16:06,000 --> 00:16:07,000
‫آره.

326
00:16:08,080 --> 00:16:10,640
‫داشتم به «استن» می گفتم الاناست که برسی.

327
00:16:10,720 --> 00:16:11,640
‫که اینطور.

328
00:16:11,720 --> 00:16:13,440
‫- روز کاریِ خوبی بود؟
‫- آره.

329
00:16:14,400 --> 00:16:16,720
‫- هنوز باهاش حرف می زنی؟
‫- هر روز!
‫[استنلی الیور]

330
00:16:17,560 --> 00:16:19,120
‫فقط اینجا نه. همه جا!

331
00:16:21,080 --> 00:16:23,400
‫ولی توی خونه بهم چپ چپ نگاه نمی کنن.

332
00:16:26,240 --> 00:16:27,520
‫بلند بلند حرف زدن...

333
00:16:28,360 --> 00:16:29,960
‫واقعاً به آدم کمک می کنه.

334
00:16:31,400 --> 00:16:32,840
‫اینجوری می شنوی چی میگی.

335
00:16:35,040 --> 00:16:40,000
‫خب، من هیچوقت آدمی نبودم که با خودم حرف بزنم.
‫احتمالاً با خودم بحثم بشه!

336
00:16:40,360 --> 00:16:42,720
‫با خودت حرف نمی زنی که، با مرحوم حرف می زنی.

337
00:16:44,680 --> 00:16:45,680
‫آره.

338
00:16:46,160 --> 00:16:48,080
‫ولی حس می کنم که هنوز اینجاست.

339
00:16:49,440 --> 00:16:51,080
‫و انگار دوتا ذهنیت مختلف دارم.

340
00:16:52,720 --> 00:16:54,040
‫یکیشون حقیقت رو می دونه.

341
00:16:55,360 --> 00:16:56,360
‫که اون مُرد.

342
00:16:57,280 --> 00:16:58,280
‫منطقیه!

343
00:16:59,080 --> 00:17:02,480
‫دنیای بعد از مرگ عجیبه

344
00:17:03,880 --> 00:17:04,880
‫اینا رو می دونم.

345
00:17:07,240 --> 00:17:09,320
‫ولی بعدش از درون...

346
00:17:10,120 --> 00:17:11,120
‫حسش می کنم.

347
00:17:11,960 --> 00:17:13,160
‫دائماً!

348
00:17:14,960 --> 00:17:17,640
‫انگار هنوز بخشی از وجودمه و داره راهنماییم می کنه

349
00:17:19,600 --> 00:17:20,720
‫عجیبه!

350
00:17:23,240 --> 00:17:24,640
‫به خاطر اینه که تو انسانی...

351
00:17:25,600 --> 00:17:27,640
‫هیچی واقعاً با عقل جور در نمیاد.

352
00:17:29,680 --> 00:17:31,160
‫برای ما فیلسوف هم شدی؟

353
00:17:33,640 --> 00:17:35,840
‫داشتنِ احساسات هیچ اشکالی نداره!

354
00:17:37,680 --> 00:17:39,480
‫یه سِری چیزا منطقی نیستن.

355
00:17:40,600 --> 00:17:44,000
‫علم کمک می کنه تا بفهمیم
‫چطور بیشتر زنده بمونیم.

356
00:17:45,120 --> 00:17:48,040
‫احساسات بهمون دلیلِ زنده موندن میدن.

357
00:17:51,200 --> 00:17:52,680
‫یا دلیل زنده نَموندن!

358
00:17:53,440 --> 00:17:55,200
‫داشتم سخنرانی خوبی می کردما!

359
00:17:56,840 --> 00:17:57,960
‫حالِ من خوبه.

360
00:17:59,640 --> 00:18:00,680
‫هممم.

361
00:18:09,200 --> 00:18:11,560
‫- مامان.
‫- سلام، عزیزم. اینجا چیکار می کنی؟

362
00:18:11,640 --> 00:18:13,440
‫برای یه جلسۀ کاری اومدم.

363
00:18:13,520 --> 00:18:15,960
‫- آخی، خدا خیرت بده.
‫- تو اینجا چیکار می کنی؟

364
00:18:16,040 --> 00:18:18,600
‫- داره موهام رو رنگ می کنه.
‫- آره، کمکش می کنم.

365
00:18:18,680 --> 00:18:20,960
‫اینو بیخیال.
‫آخه با تو چیکار کنیم؟

366
00:18:21,040 --> 00:18:24,080
‫هنوز داری روزنامه های محلی رو تحویل می دی؟
‫این چرا اینجوریه؟

367
00:18:24,160 --> 00:18:26,200
‫خب، باید پول در بیارم دیگه!

368
00:18:26,240 --> 00:18:27,720
‫مامان میگه بزرگ شدم و باید اجاره بدم.

369
00:18:27,800 --> 00:18:29,160
‫فقط اینجوری انصافه! مگه نه کِن؟

370
00:18:29,240 --> 00:18:31,680
‫ولی داری با بی عُرضه ها می گردی!

371
00:18:31,760 --> 00:18:33,070
‫- بهت بر نخوره ها.
‫- بر نخورد.

372
00:18:33,120 --> 00:18:34,520
‫من و برایان توی یه تیمیم!

373
00:18:34,560 --> 00:18:36,400
‫- اونم می خواد اجرا کنه.
‫- برای چی؟

374
00:18:36,440 --> 00:18:38,240
‫- برای ادامه دادنِ استدآپ هاش.
‫- چه جورم!

375
00:18:39,000 --> 00:18:40,640
‫حاضرم! می خوام برم تو کار.

376
00:18:41,520 --> 00:18:43,920
‫خسته شدم از بس اعتماد به نفسم رو تخریب کردن.

377
00:18:44,760 --> 00:18:45,950
‫از بدرد نخور بودن خسته شدم.

378
00:18:46,000 --> 00:18:47,280
‫ولی بدرد نخوری دیگه!

379
00:18:47,320 --> 00:18:50,840
‫توی کمدی هیچ شانسی برای رسیدن به جایی نداری.

380
00:18:51,400 --> 00:18:53,120
‫حس می کنم شهامتم رو دارم از دست میدم.

381
00:18:53,200 --> 00:18:54,720
‫گفتی هر کسی رو می تونی ستاره کنی.

382
00:18:54,800 --> 00:18:56,030
‫من که جادوگر نیستم!

383
00:18:56,080 --> 00:18:58,600
‫- اون که جادوگر نیست، رفیق.
‫- وقتم رو روی اون هدر بدم؟

384
00:18:58,640 --> 00:19:00,360
‫- فایده نداره، نه؟
‫- این طرز برخورد نیست!

385
00:19:00,400 --> 00:19:01,640
‫- نیست؟
‫- نه، نیست. -خیلی خب.

386
00:19:01,720 --> 00:19:03,270
‫- خب پس خودت بکن.
‫- می کنم!

387
00:19:03,320 --> 00:19:06,150
‫خوبه! اینجوری سرت گرم میشه.
‫چون من هیچ کاری نمی تونم برات جور کنم.

388
00:19:06,200 --> 00:19:07,280
‫چه عالی!

389
00:19:07,800 --> 00:19:10,120
‫- ولی مهم نیست.
‫- چی مهم نیست؟

390
00:19:10,200 --> 00:19:11,320
‫اینکه بی عُرضه ای.

391
00:19:12,520 --> 00:19:13,880
‫هنوزم دوستت دارم.

392
00:19:15,240 --> 00:19:16,440
‫قشنگ بود.

393
00:19:34,160 --> 00:19:36,280
‫- خوبی؟
‫- آره، تو چی؟

394
00:19:36,360 --> 00:19:39,280
‫آره. با وجود مشکلات دارم خودمو شاد نگه می دارم.

395
00:19:42,760 --> 00:19:44,920
‫- چه مشکلاتی؟
‫- خب، راکسی.

396
00:19:45,000 --> 00:19:46,520
‫راکسی چِش شده؟

397
00:19:46,600 --> 00:19:48,480
‫- می دونی دیگه.
‫- نه، چی شده؟

398
00:19:49,000 --> 00:19:51,400
‫- خب، الان نامزدمه دیگه، مگه نه؟
‫- آره.

399
00:19:53,360 --> 00:19:54,200
‫خب؟

400
00:19:54,280 --> 00:19:56,960
‫خب، هنوز داره کُلفتیِ اینو اون رو می کنه، مگه نه؟

401
00:19:57,040 --> 00:19:58,040
‫آهان، گرفتم.

402
00:19:58,840 --> 00:19:59,840
‫چه می دونم؟

403
00:19:59,880 --> 00:20:01,960
‫- می دونی! چون خودم دارم بهت میگم.
‫- آره، ولی چرا؟

404
00:20:02,040 --> 00:20:04,880
‫- همه ـش ذهنم رو درگیر کرده.
‫- خیلی خب، که اینطور!

405
00:20:07,160 --> 00:20:08,640
‫نمی دونم انتظار داری چی بگم.

406
00:20:10,040 --> 00:20:11,120
‫قبض گاز.

407
00:20:11,480 --> 00:20:12,480
‫صحیح!

408
00:20:14,360 --> 00:20:15,360
‫فعلاً!

409
00:20:17,240 --> 00:20:18,240
‫فعلاً.

410
00:20:30,120 --> 00:20:31,320
‫آه!

411
00:20:32,760 --> 00:20:34,160
‫خیلی خوبه که...

412
00:20:35,320 --> 00:20:37,200
‫گرفتیم نِشستیم.

413
00:20:37,280 --> 00:20:38,590
‫- آخر یه روزِ سخت!
‫- آره.

414
00:20:38,640 --> 00:20:42,040
‫البته بیشتر روز رو نشسته بودم روی صندلی...

415
00:20:43,200 --> 00:20:45,680
‫ولی سرِ کار یه بلوز صورتی نپوشیده بودی، مگه نه؟

416
00:20:45,760 --> 00:20:46,920
‫صورتی نیست. گُلبهی ـه.

417
00:20:47,000 --> 00:20:48,240
‫صورتیِ گُلبهی. آره.

418
00:20:48,320 --> 00:20:51,600
‫هیچ تیشرتی هم زیرش نپوشیدی.
‫جالبه!

419
00:20:51,680 --> 00:20:55,800
‫یعنی پشم لباست رو روی پوستت حس می کنی؟

420
00:20:55,880 --> 00:20:59,520
‫خب، پشم مرینوس ـه،
‫برای همین خیلی نرمه.

421
00:20:59,600 --> 00:21:01,920
‫- یه ذره گرمت بود.
‫- آره، یه تیشرت تنم بود.

422
00:21:02,000 --> 00:21:03,200
‫بعدش با خودم گفتم...

423
00:21:04,320 --> 00:21:06,560
‫«تیشرت رو در بیارم، بلوز بپوشم.»

424
00:21:06,640 --> 00:21:09,040
‫- حله.
‫- دیگه به عقب نگاه هم نکردم.

425
00:21:11,600 --> 00:21:12,600
‫راستی...

426
00:21:13,120 --> 00:21:16,080
‫- جیل برات یه گیاه گرفته.
‫- یعنی برای جفتتونه.

427
00:21:17,640 --> 00:21:19,680
‫چطور یه گیاه می تونه برای جفتمون باشه؟

428
00:21:20,640 --> 00:21:22,360
‫- من تنها زندگی می کنم.
‫- خب، فقط...

429
00:21:22,440 --> 00:21:24,880
‫وقتایی که میام بهت سر می زنم، نِگاش می کنم.

430
00:21:24,960 --> 00:21:27,320
‫فقط داشت رسم ادب رو رعایت می کرد. باشه؟

431
00:21:27,360 --> 00:21:29,280
‫- می خواست اِما حس نکنه تبعیض قائل شدیم.
‫- حله.

432
00:21:29,720 --> 00:21:31,000
‫ممنون.

433
00:21:33,960 --> 00:21:36,560
‫خیلی هم بهش آب نده.

434
00:21:36,640 --> 00:21:37,960
‫کاکتوس ـه.

435
00:21:39,760 --> 00:21:41,200
‫نقاشی هاتون رو دوست دارم.

436
00:21:41,960 --> 00:21:43,160
‫از کارهای لیسا ـه.

437
00:21:44,280 --> 00:21:46,390
‫- نقاشیِ بهتر از این هم داره.
‫- منظورت چیه؟

438
00:21:46,440 --> 00:21:48,400
‫- نه، فقط...
‫- اگه ازش خوشت نمیاد، بدینش به من.

439
00:21:48,440 --> 00:21:51,480
‫خوشم میاد. فقط می گم اون انقدر هنرمند خوبیه که...

440
00:21:51,560 --> 00:21:53,040
‫این جزو بهترین آثارش نیست.

441
00:21:53,120 --> 00:21:56,000
‫- صحیح!
‫- لطفاً اینجوری نکن، خب؟

442
00:21:58,080 --> 00:21:59,680
‫من دیگه میرم.

443
00:22:00,200 --> 00:22:02,360
‫- خیلی خب، منم باهات بیام؟
‫- نه.

444
00:22:02,760 --> 00:22:04,560
‫الان دل و دماغ ندارم.
‫می دونستم اینجوری میشه.

445
00:22:04,600 --> 00:22:07,440
‫ولی نه... جداً شماها بمونید.

446
00:22:08,960 --> 00:22:10,360
‫چیزیم نمیشه.

447
00:22:12,120 --> 00:22:13,120
‫ممنون.

448
00:22:16,640 --> 00:22:17,920
‫من...

449
00:22:18,400 --> 00:22:20,000
‫واقعاً شرمنده که اینجوری شد.

450
00:22:21,320 --> 00:22:22,360
‫هنوز حالش خوب نیست.

451
00:22:22,840 --> 00:22:24,000
‫حالش خوبه.

452
00:22:24,800 --> 00:22:29,120
‫قشنگ معلومه که هنوز عاشق لیساست
‫و من هیچوقت جایگزینش نمی شم،

453
00:22:29,640 --> 00:22:31,640
‫و فکر کنم می خواد همه اینو بدونن.

454
00:22:35,840 --> 00:22:37,560
‫- به نظر ما تو خیلی...
‫- باحالی.

455
00:22:37,640 --> 00:22:39,640
‫- عالی هستی...
‫- خوب... خوبی...

456
00:22:39,720 --> 00:22:41,000
‫- صبوری!
‫- مهربونی!

457
00:22:41,600 --> 00:22:43,880
‫خب، بچه که نیستم!

458
00:23:03,760 --> 00:23:05,160
‫زیادی بهش آب نده.

459
00:23:07,120 --> 00:23:08,120
‫کثافت!

460
00:23:41,640 --> 00:23:42,640
‫نظرت؟

461
00:23:43,360 --> 00:23:44,720
‫بهترین مردِ برفیِ تاریخ!

462
00:23:44,800 --> 00:23:46,600
‫- آدم برفی!
‫- آره.

463
00:23:46,680 --> 00:23:47,800
‫- بله!
‫- پوزش!

464
00:23:48,320 --> 00:23:50,000
‫- جنسیتش ممکنه هر چیزی باشه!
‫- اوهوم.

465
00:23:51,600 --> 00:23:53,520
‫یه هویج هم داره که روی دماغشه!

466
00:23:55,520 --> 00:23:57,320
‫- درسته.
‫- به اینش فکر نکرده بودی؟

467
00:23:57,360 --> 00:23:59,400
‫اون وقت به من گیر میدی!

468
00:24:00,440 --> 00:24:01,560
‫دماغ قشنگیه.

469
00:24:16,640 --> 00:24:22,480
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «محمد سید»

470
00:32:41,120 --> 00:32:44,480
‫توی تلویزیون جوری نشون میدن که
‫آدم فکر می کنه آسونه، مگه نه؟

471
00:32:44,560 --> 00:32:45,840
‫- توی المپیک؟
‫- آره.

472
00:32:45,880 --> 00:32:48,480
‫خب، امسال دیگه فکر نکنم بتونی بری.

473
00:32:48,560 --> 00:32:49,560
‫- نمی تونم؟
‫- نه.

474
00:32:50,880 --> 00:32:52,430
‫- خدایا!
‫- وای خدا!

475
00:32:52,480 --> 00:32:54,240
‫- آره...
‫- داریم دور خودمون می چرخیم.

476
00:32:54,280 --> 00:32:55,960
‫- ملت دارن نگاه می کنن.
‫- نه نمی کنن!

477
00:32:56,040 --> 00:32:58,400
‫ملت دارم به من نگاه می کنن و می گن: «آخی».

478
00:32:58,480 --> 00:33:00,190
‫نه، دارن به من نگاه می کنن و می گن: «آخی».

479
00:33:00,240 --> 00:33:03,480
‫می گن: «آخی، نِگاش کن.
‫می خواد به دختره کمک کنه ولی اون...»

480
00:33:03,560 --> 00:33:05,080
‫اون نمی خواد به دختره کمک کنه!

481
00:33:05,120 --> 00:33:10,000
‫فقط داره بهش می خنده و ازش فیلم می گیره!
‫به این که نمی گن کمک.

482
00:33:15,160 --> 00:33:16,000
‫- سلام.
‫- سلام.

483
00:33:16,080 --> 00:33:18,390
‫درِ پُشتی باز بود،
‫منم دیگه اومدم تو.

484
00:33:18,440 --> 00:33:19,960
‫- خوب کردی. گرسنه ـته؟
‫- آره.

485
00:33:20,040 --> 00:33:21,800
‫- کجا بریم غذا بخوریم؟
‫- یه جا که سریع بشه.

486
00:33:21,840 --> 00:33:23,600
‫- باید ساعت 10 برم سرِ کار.
‫- باشه.

487
00:33:24,120 --> 00:33:25,800
‫می خوای یه وقتی بریم قایق سواری؟

488
00:33:25,880 --> 00:33:27,320
‫- قایق سواری؟
‫- آره.

489
00:33:27,400 --> 00:33:30,280
‫همینجوری تفنّنی، توی برکۀ قایقرانی؟

490
00:33:30,880 --> 00:33:32,160
‫برکۀ قایقرانی؟ چرا؟

491
00:33:32,680 --> 00:33:35,840
‫چه می دونم؟ گفتم شاید از اون کارها باشه
‫که دوست داشته باشی بکنیم.

492
00:33:36,760 --> 00:33:37,920
‫نه راستش.

493
00:33:38,720 --> 00:33:39,920
‫بعداً می بینمت.
‫(با سگشه)

494
00:33:40,000 --> 00:33:41,000
‫بریم، «اِم».

495
00:35:21,560 --> 00:35:26,030
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «محمد سید»

496
00:35:26,080 --> 00:35:28,080
‫[دفتر روزنامۀ تمبوری]

497
00:35:29,280 --> 00:35:30,720
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

498
00:35:33,760 --> 00:35:34,600
‫حاضری؟

499
00:35:34,680 --> 00:35:35,720
‫عه، صبر کن.

500
00:35:41,520 --> 00:35:42,440
‫خوبی؟

501
00:35:42,520 --> 00:35:43,720
‫- چیه؟
‫- بشین.

502
00:35:43,800 --> 00:35:46,440
‫«چیه؟» این دیگه چه جور آدب معاشرتیه؟
‫سلام کن!

503
00:35:47,880 --> 00:35:49,200
‫- می خوای بعداً بیای خونـ...
‫- نه!

504
00:35:49,240 --> 00:35:50,520
‫حداقل بذار حرفم تموم بشه!

505
00:35:51,360 --> 00:35:53,080
‫...بیای خونه ـمون تا با هم شام بخوریم.

506
00:35:53,160 --> 00:35:55,480
‫می تونی اِما رو هم بیاری.
‫یه شام چهار نفره با هم بزنیم.

507
00:35:56,320 --> 00:35:57,960
‫ولی من و اِما که با هم تو رابطه نیستیم.

508
00:35:58,760 --> 00:36:00,640
‫اشکالی نداره.
‫منظورم اینه که خودمون چهارتاییم.

509
00:36:00,720 --> 00:36:03,320
‫که اینطور! خب، اگه صرفاً باید یه نفر رو بیارم،
‫برایان رو میارم.

510
00:36:03,400 --> 00:36:05,280
‫ای خدا! تو کلاً همه چیز رو باید سخت کنی، آره؟

511
00:36:06,640 --> 00:36:08,830
‫فقط دوست خوب و صمیمیت «اِما» رو بیار.

512
00:36:08,880 --> 00:36:10,920
‫دور هم مثل آدمای بالغ، خوش می گذرونیم.

513
00:36:11,960 --> 00:36:15,320
‫راستش رو بخوای اینجور چیزا برای من و جیل خوبه.

514
00:36:16,080 --> 00:36:19,200
‫اینکه دیگران رو دعوت کنی خونه ـت حال میده، نه؟
‫ما هم که خیلی بیرون نمی ریم و...

515
00:36:19,800 --> 00:36:23,040
‫خب، فکر کنم این بخشی از
‫مشکلِ کوچیکیه که توی زندگی مشترکمون داریم.

516
00:36:23,080 --> 00:36:24,880
‫چی؟ اینکه دیگران رو دعوت نکردین؟

517
00:36:25,480 --> 00:36:27,280
‫- نه، خودت می دونی منظورم چیه!
‫- نه.

518
00:36:28,840 --> 00:36:30,920
‫خیلی خب، گوش کن. باشه؟

519
00:36:31,440 --> 00:36:33,840
‫جیل فکر می کنه من آدم خیلی ماجراجویی نیستم.

520
00:36:33,880 --> 00:36:34,680
‫باورت میشه؟

521
00:36:34,720 --> 00:36:35,720
‫آره!

522
00:36:36,240 --> 00:36:37,440
‫نه جدی!

523
00:36:37,960 --> 00:36:40,840
‫مسخره ـست!
‫من دوتا پالتوی بارونی دارم.

524
00:36:41,440 --> 00:36:43,360
‫اگه آدم ماجراجویی نبودم
‫چه نیازی به اونا داشتم؟

525
00:36:43,440 --> 00:36:47,350
‫یا میشه این جور گفت که مَردی که دوست نداره
‫موهاش خیس بشن، چقدر ماجراجو حساب میشه؟

526
00:36:47,400 --> 00:36:49,080
‫الان داشتم به وسایل چادر زنی نگاه می کردم.

527
00:36:49,120 --> 00:36:50,840
‫- به به!
‫- احتمالاً این چکمه ها رو بخرم.

528
00:36:54,160 --> 00:36:56,400
‫بیخیال، بیا دیگه! خواهش می کنم.

529
00:36:56,480 --> 00:36:58,000
‫بیا ثابت کن که اون اشتباه می کنه.

530
00:36:58,040 --> 00:36:59,320
‫احساس می کنم درست درکم نکرده.

531
00:36:59,360 --> 00:37:00,720
‫برو برنامۀ «اُپرا».
‫(مثل ماه عسل)

532
00:37:00,760 --> 00:37:03,510
‫راهی هست که بدونِ اینکه پای منو بکِشی وسط
‫بهش ثابت کنی اشتباه می کنه؟

533
00:37:03,560 --> 00:37:06,030
‫انقدر بزرگش نکن!
‫لازم نیست زیاد بمونی.

534
00:37:06,080 --> 00:37:09,440
‫فقط خودت و اِما بیاید اونجا،
‫یه کم خوش می گذرونیم، تمام!

535
00:37:10,600 --> 00:37:13,000
‫- لازم نیست به جیل خبر بدی؟
‫- نه، یه حرکتِ خودجوش ـه.

536
00:37:15,080 --> 00:37:17,550
‫البته الان زنگ می زنم و بهش می گم.

537
00:37:17,600 --> 00:37:19,320
‫وگرنه یه کم قات می زنه.

538
00:37:19,760 --> 00:37:22,920
‫می خواد قشنگ حاضر بشه.
‫ما معمولاً خیلی غذای مفصّلی آماده نمی کنیم.

539
00:37:23,000 --> 00:37:27,120
‫اصلاً قبل از اینکه بیاید غذا بخورید،
‫بعدش اونجا نوشیدنی می خوریم،

540
00:37:27,200 --> 00:37:29,400
‫یه موسیقی ای پخش می کنیم،
‫یه کم می خندیم.

541
00:37:29,480 --> 00:37:30,840
‫هیچکس نمی خنده.

542
00:37:31,520 --> 00:37:32,560
‫7:30؟

543
00:37:32,600 --> 00:37:34,640
‫معمولاً تا اون ساعت
‫بطری دوم نوشیدنیم رو شروع کردم

544
00:37:34,680 --> 00:37:36,470
‫باشه، عالیه!
‫میای خونۀ من نوشیدنیت رو می خوری.

545
00:37:36,520 --> 00:37:37,800
‫- باشه.
‫- قبول؟

546
00:37:37,880 --> 00:37:38,720
‫- حله.
‫- عالی شد.

547
00:37:38,800 --> 00:37:40,000
‫البته اگه اِما پایه باشه.

548
00:37:40,480 --> 00:37:41,560
‫ممنون.

549
00:37:42,480 --> 00:37:44,440
‫وای گندش بزنن!

550
00:37:44,520 --> 00:37:46,360
‫- صدات رو می شنوما!
‫- می دونم.

551
00:37:46,440 --> 00:37:48,920
‫- صبر کن بری توی دفترت، بعداً ابراز احساسات کن...
‫- بریم.

552
00:37:50,800 --> 00:37:52,400
‫هنوز هیچی نشده چه روز مزخرفی شد.

553
00:37:56,480 --> 00:37:59,640
‫[خانۀ سالمندانِ «برگ های پاییزی»]

554
00:38:05,000 --> 00:38:06,080
‫- سلام.
‫- سلام.

555
00:38:06,600 --> 00:38:08,400
‫با دوستت تونی به کجاها رسیدین؟

556
00:38:08,480 --> 00:38:12,320
‫خب، دقیقاً همینی که گفت.
‫ما صرفاً دوست هستیم.

557
00:38:13,280 --> 00:38:15,720
‫راستش حتی همین دوست بودنمون هم
‫بعضی وقتا سخت میشه.

558
00:38:16,400 --> 00:38:18,640
‫حتی یه عکس سلفی هم با هم نگرفتیم.

559
00:38:19,360 --> 00:38:20,200
‫عه.

560
00:38:20,280 --> 00:38:23,240
‫خب، حتماً دیوونه ـست که بیشتر بهت توجه نمی کنه.

561
00:38:24,400 --> 00:38:25,400
‫آره.

562
00:38:27,360 --> 00:38:30,120
‫با خودم گفتم خوب میشه که
‫پنجاهمین رُمانم رو مستند سازی کنم.

563
00:38:30,200 --> 00:38:33,680
‫پنجاه؟ عجب! چند وقته که داری نویسندگی می کنی؟

564
00:38:33,760 --> 00:38:37,120
‫کل زندگیم داشتم نویسندگی می کردم، عزیز.
‫هیچوقت دلم نمی خواسته کار دیگه ای بکنم.

565
00:38:37,840 --> 00:38:39,920
‫اولین رُمان منتشر شده ام رو 15 سالگی نوشتم،

566
00:38:40,000 --> 00:38:42,720
‫و از اون موقع تا حالا،
‫حداقل سالی یه دونه نوشتم.

567
00:38:42,800 --> 00:38:44,400
‫به به! ناشرت کیه؟

568
00:38:44,920 --> 00:38:46,080
‫خودم ناشرش هستم، عزیز.

569
00:38:46,160 --> 00:38:48,920
‫طرح روی جلد و همه چیزش رو خودم طراحی کردم.
‫کاملاً حرفه ای ـه.

570
00:38:49,600 --> 00:38:53,000
‫از نظر مالی خیلی هم چنگی به دل نمی زنه.

571
00:38:53,080 --> 00:38:55,960
‫در واقع ضرر هم کردم!
‫ولی می دونید، یه جور عشقه، مگه نه؟

572
00:38:56,040 --> 00:38:57,750
‫- آره.
‫- باید یه چیزی بعد از مرگم باقی بذارم.

573
00:38:57,800 --> 00:39:00,760
‫هیچوقت ازدواج نکردم و بچه دار نشدم،
‫پس می دونید دیگه...

574
00:39:01,920 --> 00:39:03,520
‫پس چه جوری پول در میاری؟

575
00:39:03,560 --> 00:39:04,800
‫من فالگیرم.

576
00:39:04,840 --> 00:39:05,880
‫صحیح!

577
00:39:05,960 --> 00:39:10,520
‫از روی هالۀ آدما یا کف دست هاشون
‫یا گوی های کریستالی یا برگ چایی طالع بینی می کنم

578
00:39:11,640 --> 00:39:14,280
‫ولی عشقم اینه! رُمان!

579
00:39:14,560 --> 00:39:18,200
‫همۀ رمان هات هم در مورد یه نفر هستن، آره؟

580
00:39:18,280 --> 00:39:19,160
‫بله.

581
00:39:19,240 --> 00:39:21,480
‫دکتر «بارنبی لاو».

582
00:39:22,080 --> 00:39:24,520
‫داستان پزشکی رو با داستان غیرواقعی ترکیب می کنم.

583
00:39:25,560 --> 00:39:28,560
‫«دکتر بارنبی لاو در "دو عاشق در بستر مرگ"»

584
00:39:28,640 --> 00:39:32,880
‫چرا نوشتی:
‫«دکتر بارنبی لاو در "دو عاشق در بستر مرگ"»

585
00:39:32,960 --> 00:39:37,600
‫خب، همیشه امیدوار بودم که
‫یه سریال طولانی مثل «ستوان کلمبو» بشه.

586
00:39:38,240 --> 00:39:40,000
‫ولی متأسفانه نشد.

587
00:39:40,720 --> 00:39:42,840
‫اون روزا اولین انتخابم «راجر مور» بود،
‫(بازیگر)

588
00:39:42,920 --> 00:39:45,720
‫ولی این روزا احتمالاً
‫یکی مثل جورج کلونی رو انتخاب کنم.
‫(بازیگر)

589
00:39:45,800 --> 00:39:47,590
‫اون نقش دکتر رو بازی کرده، مگه نه؟

590
00:39:47,640 --> 00:39:49,240
‫کارش رو بلد بود.

591
00:39:49,320 --> 00:39:50,720
‫احتمالاً بیشتر از من بلد بوده.

592
00:39:50,800 --> 00:39:53,040
‫اصلاً دوره های پزشکی نرفتی؟

593
00:39:53,080 --> 00:39:54,080
‫نه.

594
00:39:54,840 --> 00:39:58,360
‫- نکات تخصصی رو چطور درست نوشتی؟
‫- از جاهای مختلف کپی کردم.

595
00:39:59,320 --> 00:40:00,320
‫حله.

596
00:40:01,000 --> 00:40:03,640
‫می خواید یه کم از آخرین رُمانم براتون بخونم؟

597
00:40:03,720 --> 00:40:04,720
‫بله.

598
00:40:05,920 --> 00:40:07,000
‫«خندۀ سرد».
‫(اسم رُمانش)

599
00:40:08,520 --> 00:40:10,080
‫اونجاش که نه.
‫اونجاش خیلی لجنه!

600
00:40:10,160 --> 00:40:11,920
‫بذار یه نگاه بندازم.
‫آهان اینجاش خوبه.

601
00:40:12,000 --> 00:40:14,520
‫ماجرا اینه که دکتر بارنبی
‫داره کسی رو جراحی می کنه...

602
00:40:14,600 --> 00:40:18,000
‫که همۀ جراح های برترِ دنیا
‫گفتن دیگه نمیشه براش کاری کرد.

603
00:40:18,080 --> 00:40:19,920
‫ولی دکتر بارنبی قبول نداره!

604
00:40:20,000 --> 00:40:22,840
‫خیلی خب. «پرستار استیسی عرقش را پاک کرد».

605
00:40:23,160 --> 00:40:24,960
‫«بهتر شد، دکتر؟»

606
00:40:25,040 --> 00:40:28,600
‫«چشم هایشان از بالای ماسک هایی که
‫باید در اتاق های عمل گذاشت، همدیگه را دیدند.»

607
00:40:29,040 --> 00:40:30,400
‫«لطفاً منو بارنبی صدا بزن.»

608
00:40:31,040 --> 00:40:33,760
‫از خجالت سرخ شد.
‫«خیلی خب، شروع می کنیم.»

609
00:40:33,800 --> 00:40:36,240
‫«دارو را در شریان اصلی بیمار فرو کرد.»

610
00:40:36,320 --> 00:40:39,270
‫بارنبی گفت: «این باید کفایت کند.
‫خیلی خب پرستار، بخیه اش کن.»

611
00:40:39,320 --> 00:40:42,520
‫«شام رو با هم بخوریم؟»
‫پرستار گفت: «آخ بله! ساعت هشت می بینمت.»

612
00:40:43,200 --> 00:40:44,240
‫تموم.

613
00:40:47,520 --> 00:40:49,440
‫- زنده می مونه؟
‫- کی عزیزم؟

614
00:40:49,520 --> 00:40:50,640
‫بیمار!

615
00:40:50,720 --> 00:40:52,800
‫در موردش ننوشتم.
‫لزومی ندیدم!

616
00:40:53,760 --> 00:40:56,830
‫مطمئنم اگه دارو رو به شریان اصلیش زده باشن
‫حالش خوب میشه!

617
00:40:56,880 --> 00:40:57,800
‫دقیقاً.

618
00:40:57,880 --> 00:41:01,600
‫برام سؤال شده که چرا همۀ جراح های برترِ دنیا
‫به فکر همچین کاری نیفتادن.

619
00:41:01,680 --> 00:41:03,920
‫دکتر بارنبی آدم خاصیه! مگه نه؟

620
00:41:04,000 --> 00:41:05,680
‫توی دنیا بهتر از اون نداریم!

621
00:41:06,240 --> 00:41:08,440
‫با خانم ها هم خیلی خوبه
‫که البته ضرری نداره!

622
00:41:10,520 --> 00:41:12,200
‫- خوبه. یه عکس بگیر.
‫- باشه.

623
00:41:13,680 --> 00:41:14,560
‫لبخند!

624
00:41:14,640 --> 00:41:15,640
‫اووه!

625
00:41:16,160 --> 00:41:17,160
‫عالی شد.

626
00:41:17,920 --> 00:41:20,520
‫- اینو توی روزنامۀ هفتۀ بعد معرفی می کنید، عزیز؟
‫- آره.

627
00:41:20,600 --> 00:41:23,520
‫میشه اشاره کنید که توی جشن تمبوری
‫کتاب رو به صورت زنده می خونم...

628
00:41:23,600 --> 00:41:24,560
‫و امضا میدم؟

629
00:41:24,600 --> 00:41:25,760
‫حتماً.

630
00:41:25,840 --> 00:41:29,480
‫خوب شد. همسرت رو هم بیار.
‫این کتاب بیشتر برای زن هاست.

631
00:41:29,560 --> 00:41:31,920
‫من... من همسر ندارم.

632
00:41:32,000 --> 00:41:33,640
‫عه، مجردی؟ چه بهتر!

633
00:41:33,720 --> 00:41:35,280
‫مجرد نیستم. فقط...

634
00:41:37,000 --> 00:41:38,000
‫من...

635
00:41:38,040 --> 00:41:39,120
‫همسرم رو از دست دادم.

636
00:41:39,200 --> 00:41:40,200
‫وای، متأسفم.

637
00:41:40,920 --> 00:41:42,400
‫دوست داری باهاش ارتباط برقرار کنی؟

638
00:41:42,440 --> 00:41:43,600
‫از صمیم قلب!

639
00:41:44,320 --> 00:41:46,040
‫- باشه، خب...
‫- نه، منظورم...

640
00:41:47,120 --> 00:41:48,120
‫اعتقادی...

641
00:41:48,200 --> 00:41:50,680
‫اعتقادی به این چیزا ندارم.
‫ولی... ولی ممنون!

642
00:41:51,880 --> 00:41:53,080
‫این مال تو باشه.

643
00:41:54,680 --> 00:41:56,120
‫اسم کتاب «خندۀ سرد» ـه.

644
00:41:56,200 --> 00:41:58,800
‫آخه کی اسم کتابش رو همچین چیزی می ذاره؟

645
00:41:58,880 --> 00:41:59,920
‫- آره.
‫- قبول داری؟

646
00:42:04,320 --> 00:42:05,760
‫از این کار متنفرم!

647
00:42:06,160 --> 00:42:09,320
‫می دونست داریم از خیابون رد می شیم
‫ولی نمی تونست 10 ثانیه وایسته!

648
00:42:09,400 --> 00:42:12,080
‫چون شغل مهمی داره:
‫باید یه آشغالِ تمام وقت باشه!

649
00:42:13,600 --> 00:42:16,440
‫همیشه دلم می خواست یه آجر دستم می بود
‫تا پرت می کردم توی پنجره ـشون.

650
00:42:16,520 --> 00:42:18,400
‫اونجوری دیگه همۀ مشکلات حل می شد، آره؟

651
00:42:18,480 --> 00:42:20,640
‫یه آجر بگیری دستت و کنار خطوط عابر پیاده...

652
00:42:20,720 --> 00:42:22,150
‫برای خودت چرخ بزنی.

653
00:42:22,200 --> 00:42:24,520
‫این خدمتی به جامعه ـست.
‫میشم مثل بتمن!

654
00:42:24,600 --> 00:42:25,480
‫ولی از نوع روانیش!

655
00:42:25,520 --> 00:42:27,470
‫آره. شاید عزادار نباشم.

656
00:42:27,520 --> 00:42:30,360
‫شاید فقط یه آدم عوضی باشم
‫که صرفاً از تنبیه کردنِ دیگران لذت می برم.

657
00:42:30,440 --> 00:42:32,320
‫قصۀ همۀ پارتیزان ها همینجوریه، مگه نه؟

658
00:42:32,400 --> 00:42:34,760
‫من مثل بتمن یا دکسترم.

659
00:42:34,840 --> 00:42:38,360
‫اون یه قاتل سریالی بود ولی پدرش بهش یاد داد
‫که فقط آدمای بد رو بکُش.

660
00:42:38,440 --> 00:42:39,880
‫ولی اون فقط روانی بود!

661
00:42:39,960 --> 00:42:41,120
‫یا مرد عنکبوتی!

662
00:42:41,200 --> 00:42:45,040
‫عموش کُشته شد،
‫بعدش رفت به حساب آدمای بد برسه! مگه نه؟

663
00:42:45,120 --> 00:42:47,680
‫مگه عنکبوت گازش نگرفت؟
‫این قضیۀ عموش رو یادم نمیاد.

664
00:42:47,760 --> 00:42:50,840
‫آره، بعدش برای خودش یه لباس دخترونه درست کرد.

665
00:42:50,920 --> 00:42:52,400
‫برای تهیۀ لباس به خودم زحمت نمی دم.

666
00:42:52,440 --> 00:42:55,120
‫همین لباسای خودمو می پوشم.

667
00:42:55,200 --> 00:42:57,680
‫در ضمن، مرد عنکبوتی رو می زنم تا صدا سگ بده!

668
00:42:57,720 --> 00:43:00,800
‫کثافتِ فسقلی با پیژامۀ تنگِ بچگونه؟

669
00:43:00,880 --> 00:43:04,720
‫- ولی حس های عنکبوتی داره.
‫- عه؟ پا می ذارم روش، لِه میشه!

670
00:43:06,600 --> 00:43:11,080
‫دکتر بارنبی متفکرانه به صندلی چرمی دفترش تکیه داد

671
00:43:11,160 --> 00:43:15,440
‫نگران یک بیمار بود که بدترین غدۀ مغزی ای که
‫تابحال دیده بود داشت.

672
00:43:15,520 --> 00:43:18,840
‫کسی به در زد.
‫دکتر بارنبی گفت: «بیا تو».

673
00:43:19,120 --> 00:43:21,640
‫در باز شد و پرستار «سیندی» آمد.

674
00:43:21,680 --> 00:43:24,760
‫جذاب ترین پرستارِ بیمارستان.
‫معلومه دیگه!

675
00:43:24,840 --> 00:43:28,440
‫او گفت: «ببخشید، رختکن خانم ها رو بستن».

676
00:43:28,520 --> 00:43:31,240
‫«می خواستم بدونم چون شما دکترید،
‫اجازه می دین اینجا لباس عوض کنم؟»

677
00:43:31,320 --> 00:43:33,000
‫دکتر بارنبی گفت: «چرا که نه.»

678
00:43:33,080 --> 00:43:34,400
‫«من جراحم...

679
00:43:34,480 --> 00:43:35,800
‫و چون دکتر محرم بیماره...

680
00:43:35,880 --> 00:43:38,800
‫هیچ اشکالی نداره بخوای حرفای دلت رو بزنی»

681
00:43:38,880 --> 00:43:40,120
‫بیشتر از این نمی تونم بخونم.

682
00:43:40,200 --> 00:43:41,520
‫- بخون!
‫- نه، خودت بخون.

683
00:43:42,120 --> 00:43:43,120
‫وای خدا!

684
00:43:44,280 --> 00:43:48,040
‫پرستار سیندی کم کم به دکتر علاقه پیدا کرد.
‫او بسیار جذاب بود...

685
00:43:48,120 --> 00:43:50,560
‫و متوجه شد که دکتر بارنبی
‫نگاه متفاوتی به او می کرد،

686
00:43:50,640 --> 00:43:52,600
‫جوری که انگار داشت بر روی او جراحی انجام می داد.

687
00:43:53,240 --> 00:43:55,080
‫«حال من خوبه، دکتر؟»

688
00:43:55,120 --> 00:43:57,200
‫دکتر بارنبی گفت: «به نظر من...

689
00:43:57,720 --> 00:44:00,320
‫بهتره نبض منو چک کنی، پرستار.»

690
00:44:00,400 --> 00:44:03,240
‫جداً یه جورایی قشنگه.
‫یه کم سنّتی و امیدوار کننده ـست.

691
00:44:03,320 --> 00:44:05,200
‫اون طالع بین هم هست.

692
00:44:05,320 --> 00:44:07,280
‫- گفت هست، آره.
‫- چرا باید دروغ بگه؟

693
00:44:07,800 --> 00:44:10,240
‫- چون غیرممکنه.
‫- هیچ چیزی غیرممکن نیست.

694
00:44:10,320 --> 00:44:11,600
‫من دیگه نیستم!

695
00:44:11,920 --> 00:44:15,160
‫چون صرفاً یه چیزی رو ندیدی،
‫دلیل نمیشه که واقعی نباشه.

696
00:44:15,200 --> 00:44:16,680
‫اگه هیچکس ندیده باشتش چی؟

697
00:44:17,360 --> 00:44:18,560
‫ممکنه نامرئی باشه!

698
00:44:19,400 --> 00:44:21,000
‫- باشه.
‫- میشه من یه سر برم پیشش؟

699
00:44:21,080 --> 00:44:22,360
‫برای اینکه ته و توش رو در بیارم.

700
00:44:23,840 --> 00:44:26,320
‫- اگه می خوای برو.
‫- با یه ذهن باز میرم!

701
00:44:26,400 --> 00:44:29,280
‫می دونی، اگه با این ذهنیت بری که واقعی نیست،
‫هیچوقت باور نمی کنی.

702
00:44:29,360 --> 00:44:31,040
‫هماهنگی هاش رو انجام بدم؟

703
00:44:31,160 --> 00:44:32,280
‫آره.

704
00:44:32,640 --> 00:44:35,080
‫باز صد رحمت به کار کردن روی اون داستانه!

705
00:44:36,960 --> 00:44:38,040
‫ای بابا، اومد!

706
00:44:39,440 --> 00:44:41,120
‫بهت گفتم بیرون منتظر بمونی.

707
00:44:43,040 --> 00:44:44,680
‫می خواد برسونتم سرِ یه جلسه.

708
00:44:44,720 --> 00:44:46,400
‫واضحه که با هم تو رابطه نیستیم.

709
00:44:46,480 --> 00:44:49,480
‫فقط دوست دارم با ماشین «رولز رویس» جابجا بشم.
‫خودش هم می دونه، مگه نه؟

710
00:44:49,560 --> 00:44:51,480
‫- آره.
‫- آره، خیلی هم عالی!

711
00:44:53,120 --> 00:44:56,160
‫- این وسط به تو چی می رسه، کالین؟
‫- ملت فکر می کنن نامزد داره.

712
00:44:56,800 --> 00:45:00,120
‫ولی خودش می دونه که این اصلاً شدنی نیست.
‫حیف!

713
00:45:00,760 --> 00:45:04,200
‫با ماشین رولز رویس و
‫اینکه یه میلیونرِ خود ساخته و مرد خوبیه...

714
00:45:04,280 --> 00:45:06,640
‫خیلی سوژۀ عالی ای می شد.
‫البته اگه یه سِری نکات فرق می کردن!

715
00:45:07,640 --> 00:45:10,240
‫- چه نکاتی؟
‫- قیافه ـش! معلومه دیگه!

716
00:45:11,000 --> 00:45:14,720
‫آره، مشکل از قیافه ـمه.
‫حتی مامانم هم بهم می گه زشت ترین بچه!

717
00:45:15,360 --> 00:45:16,720
‫تو با این قضیه مشکلی نداری، کالین؟

718
00:45:18,240 --> 00:45:19,480
‫قلب آدم رو به درد میاره.

719
00:45:19,560 --> 00:45:20,880
‫داغونم!

720
00:45:20,960 --> 00:45:23,760
‫بچه که بودم می گفتم ای کاش مُرده بودم.

721
00:45:23,800 --> 00:45:24,880
‫ولی کاری نمیشه کرد!

722
00:45:25,640 --> 00:45:29,480
‫دقیقاً! به خاطر همینه که می خوام همه بدونن
‫اون نامزد من نیست.

723
00:45:31,320 --> 00:45:33,600
‫شاید بهتر باشه کلاه راننده ها رو سرت کنی.

724
00:45:34,120 --> 00:45:35,390
‫یا ماسکِ راننده ها رو!

725
00:45:35,440 --> 00:45:39,560
‫- یه مدت خاطر خواهِ این یارو بود، مگه نه؟
‫- آره بود، کالین. بود.

726
00:45:39,840 --> 00:45:41,360
‫تابلوئه که یه سلیقۀ خاصی داره.

727
00:45:43,000 --> 00:45:45,280
‫ول کن، بیا بریم، دیرمون میشه.

728
00:45:47,240 --> 00:45:48,360
‫بریم.

729
00:45:48,640 --> 00:45:49,840
‫مثل سگش می مونه.

730
00:45:50,600 --> 00:45:53,590
‫- میشه برگردی سراغ کارِت لطفاً؟
‫- عمراً. ارزشش رو نداره.

731
00:45:53,640 --> 00:45:56,440
‫خواهش می کنم! یالا. به اندازۀ کافی وقت تلف کردیم.

732
00:46:08,080 --> 00:46:09,680
‫ببین، یه جوکِ جدید.

733
00:46:09,920 --> 00:46:12,480
‫- چی از کِرمِ توی سیب بدتره؟
‫- نمی دونم.

734
00:46:12,560 --> 00:46:15,000
‫اینکه ببینی چند تا راننده کامیونِ هلندی...

735
00:46:15,080 --> 00:46:17,600
‫زن قبلیت رو توی پارکینگِ فروشگاه
‫دوره کردن!

736
00:46:18,280 --> 00:46:22,000
‫آره، وقتی همچین چیزی رو ببینی،
‫دیگه کِرم توی سیب برات چیزی نیست، پسر! باور کن!

737
00:46:23,120 --> 00:46:26,400
‫بگذریم. می خوام کم کم کُمدیم رو
‫یه ذره جدی تر بگیرم.

738
00:46:27,440 --> 00:46:29,880
‫توی این چند سالِ اخیر،
‫زندگی بدجوری پوستم رو کَند.

739
00:46:30,440 --> 00:46:33,560
‫ولی الان به تهِ منجلاب رسیدم،
‫پس تنها راه اینه که بیام بیرون، مگه نه؟

740
00:46:33,640 --> 00:46:37,240
‫آره. منم که «کِن» هر از گاهی
‫برام نوبتِ تست استندآپ می گیره.

741
00:46:37,320 --> 00:46:38,840
‫برای اجراهای کوچیک و این جور چیزا.

742
00:46:38,880 --> 00:46:39,880
‫- گندش بزنن.
‫- چیه؟

743
00:46:40,400 --> 00:46:41,640
‫باورم نمیشه.

744
00:46:42,240 --> 00:46:44,040
‫زن قبلیم و میکیِ کولی!

745
00:46:44,560 --> 00:46:45,600
‫خشنه؟

746
00:46:46,320 --> 00:46:48,000
‫یه روانیِ به تمام عیار!

747
00:46:48,360 --> 00:46:51,040
‫باور کن یه بار دیدم با بطری زد توی سر پارکبان!
‫(مأمور پارک ماشین ها)

748
00:46:51,400 --> 00:46:52,880
‫دیگه خودت دو دوتا چهارتا کن.

749
00:46:55,760 --> 00:46:56,840
‫سلام.

750
00:46:57,760 --> 00:46:59,480
‫- خوبی؟
‫- خوبم.

751
00:46:59,560 --> 00:47:01,360
‫خوبی میکی؟ آره؟

752
00:47:02,400 --> 00:47:04,040
‫جیمز، این میکی ـه.

753
00:47:04,080 --> 00:47:05,960
‫و این همسر قبلیم، الیزابت ـه.

754
00:47:06,040 --> 00:47:07,160
‫سلام.

755
00:47:07,240 --> 00:47:09,360
‫- خوبی؟
‫- پس هنوز با همید، آره؟

756
00:47:09,440 --> 00:47:10,840
‫بگیر نگیر داره.

757
00:47:11,440 --> 00:47:13,760
‫یه مدت با «کلّه خر» نامزد کرده بود.

758
00:47:14,560 --> 00:47:16,640
‫اون موقع از هم طلاق گرفته بودیم.

759
00:47:18,200 --> 00:47:19,200
‫چه ناجور.

760
00:47:20,480 --> 00:47:21,480
‫ناجور نبود.

761
00:47:22,520 --> 00:47:25,640
‫دنبال بهانه بودم تا برم یه دلِ سیر
‫اون عوضی رو بزنم.

762
00:47:26,680 --> 00:47:27,840
‫خون و خونریزی شد، مگه نه؟

763
00:47:28,440 --> 00:47:29,440
‫یه وضع خرابی بود!

764
00:47:29,960 --> 00:47:32,440
‫- ولی آخر و عاقبتش چیز خوبی شد.
‫- ماییم دیگه!

765
00:47:33,120 --> 00:47:35,040
‫دوست دارم دید مثبتی به قضایا داشته باشم.

766
00:47:35,080 --> 00:47:36,520
‫آره، می شناسمت رفیق.

767
00:47:36,600 --> 00:47:39,960
‫مشکل من اینه که دلم می خواد همه رو راضی نگه دارم.

768
00:47:41,200 --> 00:47:42,600
‫خیلی زن خوبیه، رفیق.

769
00:47:42,680 --> 00:47:43,840
‫خوب منو میشناسه.

770
00:47:44,520 --> 00:47:46,400
‫زندگیتون خوبه دیگه؟ خوبه؟

771
00:47:47,320 --> 00:47:48,320
‫گِله ای ندارم.

772
00:47:49,240 --> 00:47:51,760
‫خلاصه، همیشه از دیدنتون خوشحال می شم.

773
00:47:52,800 --> 00:47:55,520
‫خب دیگه... بعداً می بینمتون.

774
00:47:55,600 --> 00:47:56,600
‫- موفق باشی.
‫- ممنون.

775
00:47:56,640 --> 00:47:57,640
‫خداحافظ.

776
00:47:59,480 --> 00:48:02,560
‫ما خیلی آروم از کنار الیزابت رد می شیم.

777
00:48:02,640 --> 00:48:05,200
‫- آره، اون حرکتِ تک چرخ رو بزن.
‫- همینه.

778
00:48:10,840 --> 00:48:12,680
‫بهترین رفیقت در این حد حقیره، جیمز!

779
00:48:12,760 --> 00:48:15,240
‫- شما حقیر نیستید، آقا!
‫- یه بی عُرضۀ به تمام عیار!

780
00:48:15,520 --> 00:48:17,600
‫- از من که بدتر نیستید!
‫- شوخی می کنی دیگه؟

781
00:48:17,640 --> 00:48:20,040
‫- نه.
‫- می تونی آواز بخونی، برقصی.

782
00:48:20,560 --> 00:48:22,280
‫با دماغت دو تا ساز می زنی.

783
00:48:22,320 --> 00:48:23,960
‫بافندگی بلدی.
‫بافندۀ خیلی خوبی هستی.

784
00:48:24,560 --> 00:48:25,840
‫بافندۀ خیلی خوبی هستی.

785
00:48:26,800 --> 00:48:29,400
‫اگه تو بی عُرضه ای،
‫پس دیگه ماها باید چی بگیم؟

786
00:48:29,560 --> 00:48:30,760
‫ممنون رفیق.

787
00:48:31,120 --> 00:48:32,560
‫می خوای بریم اون بالا؟

788
00:48:32,600 --> 00:48:33,750
‫ببینیم خبری هست یا نه؟!

789
00:48:33,800 --> 00:48:37,240
‫- چرا که نه! اگه اشکالی نداشته باشه
‫قبلش باید برم به مدیر برنامه هام بگم. -باشه، باشه

790
00:48:37,400 --> 00:48:39,400
‫- منم باهات میام، پسر.
‫- باشه.

791
00:48:49,200 --> 00:48:50,200
‫خوبی؟

792
00:48:50,760 --> 00:48:51,760
‫آره.

793
00:48:52,840 --> 00:48:55,400
‫داشتم به «استن» می گفتم الاناست که برسی.

794
00:48:55,480 --> 00:48:56,400
‫که اینطور.

795
00:48:56,480 --> 00:48:58,200
‫- روز کاریِ خوبی بود؟
‫- آره.

796
00:48:59,160 --> 00:49:01,480
‫- هنوز باهاش حرف می زنی؟
‫- هر روز!
‫[استنلی الیور]

797
00:49:02,320 --> 00:49:03,880
‫فقط اینجا نه. همه جا!

798
00:49:05,840 --> 00:49:08,160
‫ولی توی خونه بهم چپ چپ نگاه نمی کنن.

799
00:49:11,000 --> 00:49:12,280
‫بلند بلند حرف زدن...

800
00:49:13,120 --> 00:49:14,720
‫واقعاً به آدم کمک می کنه.

801
00:49:16,160 --> 00:49:17,600
‫اینجوری می شنوی چی میگی.

802
00:49:19,800 --> 00:49:24,760
‫خب، من هیچوقت آدمی نبودم که با خودم حرف بزنم.
‫احتمالاً با خودم بحثم بشه!

803
00:49:25,120 --> 00:49:27,480
‫با خودت حرف نمی زنی که، با مرحوم حرف می زنی.

804
00:49:29,440 --> 00:49:30,440
‫آره.

805
00:49:30,920 --> 00:49:32,840
‫ولی حس می کنم که هنوز اینجاست.

806
00:49:34,200 --> 00:49:35,840
‫و انگار دوتا ذهنیت مختلف دارم.

807
00:49:37,480 --> 00:49:38,800
‫یکیشون حقیقت رو می دونه.

808
00:49:40,120 --> 00:49:41,120
‫که اون مُرد.

809
00:49:42,040 --> 00:49:43,040
‫منطقیه!

810
00:49:43,840 --> 00:49:47,240
‫دنیای بعد از مرگ وجود نداره.
‫تناسخی در کار نیست. اشباح وجود خارجی ندارن!

811
00:49:48,640 --> 00:49:49,640
‫اینا رو می دونم.

812
00:49:52,000 --> 00:49:54,080
‫ولی بعدش از درون...

813
00:49:54,880 --> 00:49:55,880
‫حسش می کنم.

814
00:49:56,720 --> 00:49:57,920
‫دائماً!

815
00:49:59,720 --> 00:50:02,400
‫انگار هنوز بخشی از وجودمه و داره راهنماییم می کنه

816
00:50:04,360 --> 00:50:05,480
‫عجیبه!

817
00:50:08,000 --> 00:50:09,400
‫به خاطر اینه که تو انسانی...

818
00:50:10,360 --> 00:50:12,400
‫هیچی واقعاً با عقل جور در نمیاد.

819
00:50:14,440 --> 00:50:15,920
‫برای ما فیلسوف هم شدی؟

820
00:50:18,400 --> 00:50:20,600
‫داشتنِ احساسات هیچ اشکالی نداره!

821
00:50:22,440 --> 00:50:24,240
‫یه سِری چیزا منطقی نیستن.

822
00:50:25,360 --> 00:50:28,760
‫علم کمک می کنه تا بفهمیم
‫چطور بیشتر زنده بمونیم.

823
00:50:29,880 --> 00:50:32,800
‫احساسات بهمون دلیلِ زنده موندن میدن.

824
00:50:35,960 --> 00:50:37,440
‫یا دلیل زنده نَموندن!

825
00:50:38,200 --> 00:50:39,960
‫داشتم سخنرانی خوبی می کردما!

826
00:50:41,600 --> 00:50:42,720
‫حالِ من خوبه.

827
00:50:44,400 --> 00:50:45,440
‫هممم.

828
00:50:53,960 --> 00:50:56,320
‫- مامان.
‫- سلام، عزیزم. اینجا چیکار می کنی؟

829
00:50:56,400 --> 00:50:58,200
‫برای یه جلسۀ کاری اومدم.

830
00:50:58,280 --> 00:51:00,720
‫- آخی، خدا خیرت بده.
‫- تو اینجا چیکار می کنی؟

831
00:51:00,800 --> 00:51:03,360
‫- داره موهام رو رنگ می کنه.
‫- آره، کمکش می کنم.

832
00:51:03,440 --> 00:51:05,720
‫اینو بیخیال.
‫آخه با تو چیکار کنیم؟

833
00:51:05,800 --> 00:51:08,840
‫هنوز داری روزنامه های محلی رو تحویل می دی؟
‫این چرا اینجوریه؟

834
00:51:08,920 --> 00:51:10,960
‫خب، باید پول در بیارم دیگه!

835
00:51:11,000 --> 00:51:12,480
‫مامان میگه بزرگ شدم و باید اجاره بدم.

836
00:51:12,560 --> 00:51:13,920
‫فقط اینجوری انصافه! مگه نه کِن؟

837
00:51:14,000 --> 00:51:16,440
‫ولی داری با بی عُرضه ها می گردی!

838
00:51:16,520 --> 00:51:17,830
‫- بهت بر نخوره ها.
‫- بر نخورد.

839
00:51:17,880 --> 00:51:19,280
‫من و برایان توی یه تیمیم!

840
00:51:19,320 --> 00:51:21,160
‫- اونم می خواد اجرا کنه.
‫- برای چی؟

841
00:51:21,200 --> 00:51:23,000
‫- برای ادامه دادنِ استدآپ هاش.
‫- چه جورم!

842
00:51:23,760 --> 00:51:25,400
‫حاضرم! می خوام برم تو کار.

843
00:51:26,280 --> 00:51:28,680
‫خسته شدم از بس اعتماد به نفسم رو تخریب کردن.

844
00:51:29,520 --> 00:51:30,710
‫از بدرد نخور بودن خسته شدم.

845
00:51:30,760 --> 00:51:32,040
‫ولی بدرد نخوری دیگه!

846
00:51:32,080 --> 00:51:35,600
‫توی کمدی هیچ شانسی برای رسیدن به جایی نداری.

847
00:51:36,160 --> 00:51:37,880
‫حس می کنم شهامتم رو دارم از دست میدم.

848
00:51:37,960 --> 00:51:39,480
‫گفتی هر کسی رو می تونی ستاره کنی.

849
00:51:39,560 --> 00:51:40,790
‫من که جادوگر نیستم!

850
00:51:40,840 --> 00:51:43,360
‫- اون که جادوگر نیست، رفیق.
‫- وقتم رو روی اون هدر بدم؟

851
00:51:43,400 --> 00:51:45,120
‫- فایده نداره، نه؟
‫- این طرز برخورد نیست!

852
00:51:45,160 --> 00:51:46,400
‫- نیست؟
‫- نه، نیست. -خیلی خب.

853
00:51:46,480 --> 00:51:48,030
‫- خب پس خودت بکن.
‫- می کنم!

854
00:51:48,080 --> 00:51:50,910
‫خوبه! اینجوری سرت گرم میشه.
‫چون من هیچ کاری نمی تونم برات جور کنم.

855
00:51:50,960 --> 00:51:52,040
‫چه عالی!

856
00:51:52,560 --> 00:51:54,880
‫- ولی مهم نیست.
‫- چی مهم نیست؟

857
00:51:54,960 --> 00:51:56,080
‫اینکه بی عُرضه ای.

858
00:51:57,280 --> 00:51:58,640
‫هنوزم دوستت دارم.

859
00:52:00,000 --> 00:52:01,200
‫قشنگ بود.

860
00:52:18,920 --> 00:52:21,040
‫- خوبی؟
‫- آره، تو چی؟

861
00:52:21,120 --> 00:52:24,040
‫آره. با وجود مشکلات دارم خودمو شاد نگه می دارم.

862
00:52:27,520 --> 00:52:29,680
‫- چه مشکلاتی؟
‫- خب، راکسی.

863
00:52:29,760 --> 00:52:31,280
‫راکسی چِش شده؟

864
00:52:31,360 --> 00:52:33,240
‫- می دونی دیگه.
‫- نه، چی شده؟

865
00:52:33,760 --> 00:52:36,160
‫- خب، الان نامزدمه دیگه، مگه نه؟
‫- آره.

866
00:52:38,120 --> 00:52:38,960
‫خب؟

867
00:52:39,040 --> 00:52:41,720
‫خب، هنوز داره کُلفتیِ اینو اون رو می کنه، مگه نه؟

868
00:52:41,800 --> 00:52:42,800
‫آهان، گرفتم.

869
00:52:43,600 --> 00:52:44,600
‫چه می دونم؟

870
00:52:44,640 --> 00:52:46,720
‫- می دونی! چون خودم دارم بهت میگم.
‫- آره، ولی چرا؟

871
00:52:46,800 --> 00:52:49,640
‫- همه ـش ذهنم رو درگیر کرده.
‫- خیلی خب، که اینطور!

872
00:52:51,920 --> 00:52:53,400
‫نمی دونم انتظار داری چی بگم.

873
00:52:54,800 --> 00:52:55,880
‫قبض گاز.

874
00:52:56,240 --> 00:52:57,240
‫صحیح!

875
00:52:59,120 --> 00:53:00,120
‫فعلاً!

876
00:53:02,000 --> 00:53:03,000
‫فعلاً.

877
00:53:14,880 --> 00:53:16,080
‫آه!

878
00:53:17,520 --> 00:53:18,920
‫خیلی خوبه که...

879
00:53:20,080 --> 00:53:21,960
‫گرفتیم نِشستیم.

880
00:53:22,040 --> 00:53:23,350
‫- آخر یه روزِ سخت!
‫- آره.

881
00:53:23,400 --> 00:53:26,800
‫البته بیشتر روز رو نشسته بودم روی صندلی...

882
00:53:27,960 --> 00:53:30,440
‫ولی سرِ کار یه بلوز صورتی نپوشیده بودی، مگه نه؟

883
00:53:30,520 --> 00:53:31,680
‫صورتی نیست. گُلبهی ـه.

884
00:53:31,760 --> 00:53:33,000
‫صورتیِ گُلبهی. آره.

885
00:53:33,080 --> 00:53:36,360
‫هیچ تیشرتی هم زیرش نپوشیدی.
‫جالبه!

886
00:53:36,440 --> 00:53:40,560
‫یعنی پشم لباست رو روی پوستت حس می کنی؟

887
00:53:40,640 --> 00:53:44,280
‫خب، پشم مرینوس ـه،
‫برای همین خیلی نرمه.

888
00:53:44,360 --> 00:53:46,680
‫- یه ذره گرمت بود.
‫- آره، یه تیشرت تنم بود.

889
00:53:46,760 --> 00:53:47,960
‫بعدش با خودم گفتم...

890
00:53:49,080 --> 00:53:51,320
‫«تیشرت رو در بیارم، بلوز بپوشم.»

891
00:53:51,400 --> 00:53:53,800
‫- حله.
‫- دیگه به عقب نگاه هم نکردم.

892
00:53:56,360 --> 00:53:57,360
‫راستی...

893
00:53:57,880 --> 00:54:00,840
‫- جیل برات یه گیاه گرفته.
‫- یعنی برای جفتتونه.

894
00:54:02,400 --> 00:54:04,440
‫چطور یه گیاه می تونه برای جفتمون باشه؟

895
00:54:05,400 --> 00:54:07,120
‫- من تنها زندگی می کنم.
‫- خب، فقط...

896
00:54:07,200 --> 00:54:09,640
‫وقتایی که میام بهت سر می زنم، نِگاش می کنم.

897
00:54:09,720 --> 00:54:12,080
‫فقط داشت رسم ادب رو رعایت می کرد. باشه؟

898
00:54:12,120 --> 00:54:14,040
‫- می خواست اِما حس نکنه تبعیض قائل شدیم.
‫- حله.

899
00:54:14,480 --> 00:54:15,760
‫ممنون.

900
00:54:18,720 --> 00:54:21,320
‫خیلی هم بهش آب نده.

901
00:54:21,400 --> 00:54:22,720
‫کاکتوس ـه.

902
00:54:24,520 --> 00:54:25,960
‫نقاشی هاتون رو دوست دارم.

903
00:54:26,720 --> 00:54:27,920
‫از کارهای لیسا ـه.

904
00:54:29,040 --> 00:54:31,150
‫- نقاشیِ بهتر از این هم داره.
‫- منظورت چیه؟

905
00:54:31,200 --> 00:54:33,160
‫- نه، فقط...
‫- اگه ازش خوشت نمیاد، بدینش به من.

906
00:54:33,200 --> 00:54:36,240
‫خوشم میاد. فقط می گم اون انقدر هنرمند خوبیه که...

907
00:54:36,320 --> 00:54:37,800
‫این جزو بهترین آثارش نیست.

908
00:54:37,880 --> 00:54:40,760
‫- صحیح!
‫- لطفاً اینجوری نکن، خب؟

909
00:54:42,840 --> 00:54:44,440
‫من دیگه میرم.

910
00:54:44,960 --> 00:54:47,120
‫- خیلی خب، منم باهات بیام؟
‫- نه.

911
00:54:47,520 --> 00:54:49,320
‫الان دل و دماغ ندارم.
‫می دونستم اینجوری میشه.

912
00:54:49,360 --> 00:54:52,200
‫ولی نه... جداً شماها بمونید.

913
00:54:53,720 --> 00:54:55,120
‫چیزیم نمیشه.

914
00:54:56,880 --> 00:54:57,880
‫ممنون.

915
00:55:01,400 --> 00:55:02,680
‫من...

916
00:55:03,160 --> 00:55:04,760
‫واقعاً شرمنده که اینجوری شد.

917
00:55:06,080 --> 00:55:07,120
‫هنوز حالش خوب نیست.

918
00:55:07,600 --> 00:55:08,760
‫حالش خوبه.

919
00:55:09,560 --> 00:55:13,880
‫قشنگ معلومه که هنوز عاشق لیساست
‫و من هیچوقت جایگزینش نمی شم،

920
00:55:14,400 --> 00:55:16,400
‫و فکر کنم می خواد همه اینو بدونن.

921
00:55:20,600 --> 00:55:22,320
‫- به نظر ما تو خیلی...
‫- باحالی.

922
00:55:22,400 --> 00:55:24,400
‫- عالی هستی...
‫- خوب... خوبی...

923
00:55:24,480 --> 00:55:25,760
‫- صبوری!
‫- مهربونی!

924
00:55:26,360 --> 00:55:28,640
‫خب، بچه که نیستم!

925
00:55:48,520 --> 00:55:49,920
‫زیادی بهش آب نده.

926
00:55:51,880 --> 00:55:52,880
‫کثافت!

927
00:56:26,400 --> 00:56:27,400
‫نظرت؟

928
00:56:28,120 --> 00:56:29,480
‫بهترین مردِ برفیِ تاریخ!

929
00:56:29,560 --> 00:56:31,360
‫- آدم برفی!
‫- آره.

930
00:56:31,440 --> 00:56:32,560
‫- بله!
‫- پوزش!

931
00:56:33,080 --> 00:56:34,760
‫- جنسیتش ممکنه هر چیزی باشه!
‫- اوهوم.

932
00:56:36,360 --> 00:56:38,280
‫یه هویج هم داره که روی دماغشه!

933
00:56:40,280 --> 00:56:42,080
‫- درسته.
‫- به اینش فکر نکرده بودی؟

934
00:56:42,120 --> 00:56:44,160
‫اون وقت به من گیر میدی!

935
00:56:45,200 --> 00:56:46,320
‫دماغ قشنگیه.

936
00:57:01,400 --> 00:57:07,240
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «محمد سید»

937
00:57:09,240 --> 00:57:19,240
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M