1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:28,760 --> 00:00:30,120
‫ای کثافت!

3
00:00:31,800 --> 00:00:32,840
‫وای!

4
00:00:32,920 --> 00:00:34,320
‫- اونو بده من.
‫- لازم نیست فحش بدی.

5
00:00:34,360 --> 00:00:38,320
‫اونو بده من.
‫با اون بوقه، خیلی خطرناک می شی.

6
00:00:42,320 --> 00:00:44,840
‫بیا. بیا بریم. دخترِ خوب!

7
00:00:45,800 --> 00:00:47,240
‫بیا بریم. دخترِ خوب!

8
00:00:47,560 --> 00:00:52,160
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «محمد سید»

9
00:00:57,680 --> 00:00:58,840
‫آه!

10
00:01:02,000 --> 00:01:04,280
‫- وای خدا! وای خدا!
‫- آشغال!

11
00:01:05,960 --> 00:01:09,200
‫شاید زندگی هنوز ارزش زندگی کردن داشته باشه.

12
00:01:09,280 --> 00:01:11,920
‫- وای خدا!
‫- اصلاً هم خنده دار نیست. ممکن بود...

13
00:01:12,000 --> 00:01:13,320
‫آخیش. با نظرت موافق نیستم.

14
00:01:13,400 --> 00:01:15,360
‫- تونی، میشه لطفاً اینا رو جمع و جور کنی؟
‫- نه.

15
00:01:20,760 --> 00:01:22,400
‫آرنجم هم داغون شد.

16
00:01:31,280 --> 00:01:32,800
‫ای خدا! یالا دیگه.

17
00:01:33,040 --> 00:01:35,150
‫دارم نرمش می کنم.
‫دوست دارم هر کاری رو درست انجام بدم.

18
00:01:35,200 --> 00:01:36,520
‫مثلاً برای تنیس لباس سفید بپوشم.

19
00:01:36,560 --> 00:01:38,320
‫فقط اون توپِ وامونده رو بده من.

20
00:01:38,400 --> 00:01:40,960
‫تونی، لطفاً حواست به طرز صحبت کردنت باشه، خب؟

21
00:01:45,960 --> 00:01:47,800
‫15 - صفر
‫(تنیس هر امتیازش 15 امتیازه)

22
00:01:48,720 --> 00:01:49,720
‫اَه!

23
00:01:52,120 --> 00:01:53,760
‫بیخیال، متیو!

24
00:01:55,800 --> 00:01:56,800
‫آه!

25
00:01:57,960 --> 00:02:00,000
‫- یک - صفر
‫- جاها عوض!

26
00:02:00,040 --> 00:02:01,200
‫- نه، بیخیالش!
‫- چی؟

27
00:02:01,280 --> 00:02:03,070
‫بعد از سِت اول همین کار رو می کنن.

28
00:02:03,120 --> 00:02:06,440
‫آره، برای اینکه منصفانه بشه. ولی الان خورشید
‫تو چشمِ منه، احمقِ کثافت! تو مزیت داری!

29
00:02:06,480 --> 00:02:10,200
‫میشه لطفاً اینجا از اینجور کلمات استفاده نکنی؟

30
00:02:12,120 --> 00:02:13,960
‫- ولمون کن لامصب!
‫- خیلی خب، فقط...

31
00:02:22,840 --> 00:02:23,880
‫عه!

32
00:02:33,080 --> 00:02:35,040
‫نه! نه!

33
00:02:35,480 --> 00:02:37,040
‫آخ!
‫نه، نمی ذارم!

34
00:02:37,120 --> 00:02:38,120
‫اوه!

35
00:02:38,160 --> 00:02:39,160
‫مثل بچه ها!

36
00:02:39,200 --> 00:02:42,240
‫عه! آخ! آه!

37
00:02:42,320 --> 00:02:44,080
‫آه...

38
00:02:44,160 --> 00:02:45,160
‫شانس یارت نبود.

39
00:02:45,920 --> 00:02:47,120
‫بازی خوبی بود.

40
00:02:50,160 --> 00:02:51,360
‫- آخه ببین!
‫- چیه؟

41
00:02:51,440 --> 00:02:53,160
‫- منو به سُخره گرفتی، رفیق.
‫- چرا؟

42
00:02:53,240 --> 00:02:55,120
‫تو مثل مارادونا می مونی.
‫(بازیکن مشهور فوتبال)

43
00:02:55,720 --> 00:02:57,400
‫منظورم توی اوجش نیست.

44
00:02:58,120 --> 00:02:59,320
‫دقیقاً قبل از مرگش!

45
00:02:59,400 --> 00:03:01,080
‫- بعد از مرگش!
‫- دیگه پُر رو نشو.

46
00:03:01,800 --> 00:03:04,200
‫[روزنامۀ تمبوری]

47
00:03:06,880 --> 00:03:07,880
‫کی برنده شد؟

48
00:03:08,760 --> 00:03:09,760
‫اون برنده شد ولی...

49
00:03:09,800 --> 00:03:11,120
‫- واقعاً؟
‫- آره.

50
00:03:11,200 --> 00:03:14,400
‫طبیعتاً دیگه هیچوقت نمی تونم برگردم اونجا.
‫خیلی فحش می داد!

51
00:03:14,440 --> 00:03:17,720
‫کاش حرفای رکیکش رو می شنیدین.
‫اگه مسابقات «ویمبلدون» بود، محرومش می کردن.

52
00:03:17,760 --> 00:03:20,080
‫- مسابقات ویمبلدونِ کوفتی؟
‫- گرفتید منظورم رو؟

53
00:03:20,120 --> 00:03:23,240
‫اینکه چیزی نیست. اون روز داشت سر یه یارو
‫که بچه داشت توی کافه داد می زد.

54
00:03:23,280 --> 00:03:25,120
‫همه داشتن نگاه می کردن.
‫به یارو می گفت «کثافت».

55
00:03:25,160 --> 00:03:26,560
‫دلیل خیلی خوبی داشتم!

56
00:03:26,600 --> 00:03:28,160
‫- چرا؟
‫- چون کثافت بود!

57
00:03:29,960 --> 00:03:31,480
‫من هیچوقت نمی تونم اون کلمه رو بگم.

58
00:03:31,520 --> 00:03:33,160
‫نشون میده که حرف دیگه ای بلد نیستی!

59
00:03:33,200 --> 00:03:35,320
‫اگه یه مَرد این کلمه رو بگه،
‫حالم ازش به هم می خوره.

60
00:03:35,400 --> 00:03:36,840
‫اگه به هیتلر بگه «کثافت» چی؟

61
00:03:36,920 --> 00:03:37,920
‫صاف رفتیم سراغ هیتلر.

62
00:03:38,400 --> 00:03:40,000
‫تو که مشکلی باهاش نداری؟

63
00:03:40,040 --> 00:03:43,800
‫نه، من مشکلی باهاش ندارم ولی اگه یه خانم
‫دور و برم باشه و خوشش نیاد، ازش استفاده نمی کنم.

64
00:03:44,120 --> 00:03:48,200
‫پس، یا باید دور و برِ تو از این کلمه استفاده نکنم
‫یا کاری کنم که ازش لذت ببری.

65
00:03:48,720 --> 00:03:51,960
‫بهت یاد می دم چه موقع ازش استفاده کنی.
‫باور کن زندگیت رو عوض می کنه.

66
00:03:52,000 --> 00:03:55,160
‫- هیچوقت اون کلمه رو از دهنِ من نمی شنوی.
‫- حالا می بینیم.

67
00:03:55,240 --> 00:03:59,480
‫حالا که حرف از واژگان شد،
‫باید بگم با یه معلم قرار دارم.

68
00:03:59,560 --> 00:04:01,560
‫خوبه. معلمِ چیه؟

69
00:04:02,280 --> 00:04:03,280
‫نمی دونم. چرا؟

70
00:04:03,440 --> 00:04:08,640
‫خب، اگه معلم علوم باشه، احتمالاً نِمیرم جلوش
‫در موردِ اشباح یا طالع بینی صحبت کنم.

71
00:04:08,720 --> 00:04:10,480
‫چرا؟ اونم علمه دیگه.

72
00:04:11,520 --> 00:04:12,880
‫نه، نیست.

73
00:04:13,400 --> 00:04:15,240
‫دقیقاً برعکسشه! باور کن.

74
00:04:16,760 --> 00:04:17,960
‫خانم خانما اینجاست!

75
00:04:18,520 --> 00:04:19,920
‫خوبی؟ اینو گوش کن.

76
00:04:20,440 --> 00:04:23,520
‫- چرا جوجه از جاده رد شد؟
‫- نمی دونم.

77
00:04:23,600 --> 00:04:26,360
‫تا از بوی دوتا کولی ای که
‫توی خیابون مُرده بودن دور بشه.

78
00:04:28,720 --> 00:04:30,840
‫ساعت هشت صبح،
‫توی فروشگاه «سیفوی» این صحنه رو دیدم.

79
00:04:30,880 --> 00:04:32,040
‫حالم به هم خورد!

80
00:04:32,120 --> 00:04:35,640
‫چرا همچین چیزایی رو بهم میگی؟
‫اصلاً جوکِ درست و حسابی هم نیستن.

81
00:04:35,720 --> 00:04:37,720
‫حالا دیگه منتقد کمدی شدی، آره؟

82
00:04:37,800 --> 00:04:39,000
‫در ضمن، نژادپرستانه هم هست.

83
00:04:39,080 --> 00:04:40,760
‫خفه شو، بابا! چرا؟

84
00:04:41,400 --> 00:04:44,880
‫- بوی دوتا کولی ای که مُرده بودن؟
‫- بو از کولی ها نبوده که.

85
00:04:44,920 --> 00:04:48,280
‫از عقلت استفاده کن!
‫جوجه هه تازه به دنیا اومده بوده و بو می داده.

86
00:04:48,360 --> 00:04:51,120
‫حتماً باید همه چی رو برات باز کنم؟
‫بوش همه جا رو گرفته بود.

87
00:04:51,200 --> 00:04:54,400
‫دوتا آدم درست و حسابی
‫خیلی تر و تمیز، سفیدپوست، اونجا کولی بودن.

88
00:04:54,480 --> 00:04:57,320
‫کولی های دوست داشتنی ای بودن.
‫اونی که بو می داد، جوجه هه بود.

89
00:04:58,080 --> 00:05:01,760
‫اون دوتا کولی برای خودشون خیلی هم خوشبو بودن.

90
00:05:01,800 --> 00:05:03,160
‫ادکلن می زدن!

91
00:05:04,200 --> 00:05:06,680
‫می گفتن: «اگه خدا می خواست بوی بد بدیم...

92
00:05:06,720 --> 00:05:08,560
‫دیگه ادکلن رو برامون نمی آفرید.»

93
00:05:08,640 --> 00:05:12,680
‫می دونم داری به چی فکر می کنی:
‫«میگی نکتۀ خیلی خوبیه، برایان. ولی نه نیست.»

94
00:05:12,760 --> 00:05:15,440
‫بوی بدش مشکلی نداره.

95
00:05:16,000 --> 00:05:17,640
‫هممم.

96
00:05:17,720 --> 00:05:19,080
‫صبح بخیر، دوستان!

97
00:05:19,680 --> 00:05:21,400
‫خیلی خب، برایان...

98
00:05:22,560 --> 00:05:23,640
‫میشه یه لطفی در حقم بکنی؟

99
00:05:23,720 --> 00:05:24,720
‫بستگی داره!

100
00:05:24,760 --> 00:05:28,120
‫پستچیِ من الان خیلی افسرده شده.

101
00:05:28,160 --> 00:05:31,000
‫خیلی حس بدی نسبت به زندگیش داره.

102
00:05:31,080 --> 00:05:36,320
‫با خودم گفتم اگه با کسی که خیلی زندگی مزخرفی داره
‫صحبت کنه...

103
00:05:37,000 --> 00:05:40,400
‫شاید حالش رو نسبت به وضعیت خودش بهتر کنه.

104
00:05:40,480 --> 00:05:43,040
‫- مشکلی نداره. بسپارش به من.
‫- ممنون.

105
00:05:43,800 --> 00:05:45,800
‫یه کم چایی می خورم.
‫وقت چایی خوردنه!

106
00:05:46,360 --> 00:05:47,760
‫خیلی خب. اسکواش!

107
00:05:47,840 --> 00:05:48,720
‫- چی؟
‫- اسکواش!

108
00:05:48,800 --> 00:05:54,200
‫لازم نیست. من که منظورم رو ثابت کردم
‫و حق با تو بود، الان کمتر حس پرخاشگری دارم.

109
00:05:54,280 --> 00:05:55,600
‫- عه، ترسیدی؟
‫- نه.

110
00:05:55,640 --> 00:05:57,200
‫خب، به نظر من که ترسیدی.

111
00:05:57,280 --> 00:05:58,880
‫- نه.
‫- اسکواش برات بیش از حده؟

112
00:05:58,960 --> 00:06:00,240
‫- نه.
‫- قبلاً بازی نکردی؟

113
00:06:00,320 --> 00:06:02,390
‫توی این قرن که نه
‫ولی مشکلی پیش نمیاد.

114
00:06:02,440 --> 00:06:05,400
‫عالیه! مشکلی پیش نمیاد. عالیه.
‫باشه، توی زمین بازی می بینمت.

115
00:06:07,400 --> 00:06:10,080
‫هیچوقت توی هیچ ورزشی برنده نمیشه.
‫عمراً بذارم!

116
00:06:10,160 --> 00:06:12,840
‫هر کاری لازم باشه می کنم تا مطمئن بشم...

117
00:06:12,920 --> 00:06:14,720
‫نِگاش کن. چقدر به هم ریخته.

118
00:06:14,800 --> 00:06:17,400
‫تحملش رو نداره.
‫باورش نمیشه که شکستش دادم.

119
00:06:24,360 --> 00:06:28,520
‫یعنی شما عشق دوران کودکیِ هم بودین
‫ولی ارتباطمون با هم قطع شد.

120
00:06:28,600 --> 00:06:31,680
‫بله. سال 1957 با هم آشنا شدیم.

121
00:06:31,760 --> 00:06:35,080
‫من 16 سالَم بود و بیل 17 سالش بود.

122
00:06:35,160 --> 00:06:38,960
‫من توی کارخونه کار می کردم.
‫بیل هم مسئول فضای سبز بود.

123
00:06:39,040 --> 00:06:43,200
‫یکی دو سال با همدیگه بودیم، بعدش جدا شدیم.

124
00:06:43,280 --> 00:06:46,320
‫- دلیلش رو یادتون میاد؟
‫- یادم نمیاد صبحونه چی خوردم.

125
00:06:46,480 --> 00:06:49,560
‫زیادی مصرف می کرد.
‫همیشه نعشه بود.

126
00:06:49,600 --> 00:06:51,480
‫- الان دیگه مصرف ندارم.
‫- من دارم!

127
00:06:52,240 --> 00:06:54,710
‫خب بگذریم، یه جورایی ارتباطمون با هم قطع شد.

128
00:06:54,760 --> 00:06:57,840
‫با آدمای دیگه ای آشنا شدیم،
‫جفتمون ازدواج کردیم و همین!

129
00:06:57,920 --> 00:07:01,840
‫فکر کنم توی این سال ها
‫یکی دو بار به هم بر خورده باشیم.

130
00:07:01,920 --> 00:07:04,160
‫وقتی فهمیدیم جفتمون بیوه شدیم،

131
00:07:04,240 --> 00:07:08,040
‫یه لیوان چایی خوردیم
‫و دوباره با هم صمیمی شدیم.

132
00:07:08,120 --> 00:07:09,680
‫اون شعلۀ عشق، از دست رفتنی نیست.

133
00:07:09,760 --> 00:07:11,840
‫نمی خواستیم به خودمون زحمتِ ازدواج کشیدن بدیم،

134
00:07:11,880 --> 00:07:15,070
‫ولی من آدم مذهبی ای هستم و
‫گفتم امر مقدسِ ازدواج رو انجام بدیم.

135
00:07:15,120 --> 00:07:16,200
‫ازدواج!

136
00:07:16,760 --> 00:07:20,760
‫خیلی خب. عروسیتون چه موقعیه؟

137
00:07:21,320 --> 00:07:23,080
‫- 28 آگوست.
‫- بیست و هشتم!

138
00:07:23,120 --> 00:07:24,920
‫- منم آگوست عروسیمه.
‫- احمق!

139
00:07:26,360 --> 00:07:28,800
‫خب، تبریک می گم.

140
00:07:28,840 --> 00:07:30,870
‫امیدوارم سال های سال،
‫در کنار هم خوش باشید.

141
00:07:30,920 --> 00:07:32,640
‫امیدوارم اندفعه اول من بمیرم!

142
00:07:32,720 --> 00:07:36,040
‫امیدوارم اون قدر دیر نَمیری
‫که دیگه نتونم کس دیگه ای به جات پیدا کنم.

143
00:07:37,840 --> 00:07:38,840
‫یه عکس بگیر.

144
00:07:40,200 --> 00:07:41,480
‫لبخند!

145
00:07:44,480 --> 00:07:45,480
‫عالی شد.

146
00:07:53,720 --> 00:07:55,440
‫به اندازۀ کافی به لیسا محبت می کردم؟

147
00:07:56,120 --> 00:07:59,920
‫شوخیت گرفته؟ تا حالا زوجی ندیده بودم
‫که بیشتر از شماها به هم متعهد باشن.

148
00:07:59,960 --> 00:08:02,480
‫نه، می دونم که می دونست دوستش دارم...

149
00:08:02,520 --> 00:08:04,360
‫ولی قشنگ بلند بلند ابرازش می کردم؟

150
00:08:04,400 --> 00:08:05,750
‫همیشه بهش یادآوری می کردم؟

151
00:08:05,800 --> 00:08:09,960
‫آره، می کردی.
‫برای همۀ اطرافیان واضح بود، چه برسه برای اون!

152
00:08:11,320 --> 00:08:12,190
‫تو رفیق خوبی هستی.

153
00:08:12,240 --> 00:08:13,720
‫فقط دارم راستش رو می گم.

154
00:08:13,760 --> 00:08:15,400
‫خودمم همچین چیزی می خوام.

155
00:08:15,600 --> 00:08:18,080
‫آشنایی با «جون»، بهترین اتفاق زندگیمه.

156
00:08:18,160 --> 00:08:21,040
‫شاید باورت نشه
‫ولی اون قدری که فکرش رو می کنی خاطر خواه ندارم!

157
00:08:22,080 --> 00:08:24,040
‫- آدم جذابی هستی.
‫- بغل؟

158
00:08:24,120 --> 00:08:27,640
‫- نه، ازم دور شو، حلزونِ عرقی!
‫- الان گفتی آدم جذابی هستم.

159
00:08:27,680 --> 00:08:30,720
‫آره، ولی یعنی مثل اون مستندهای اعماق دریا...

160
00:08:30,800 --> 00:08:33,000
‫که یه چیزی رو از اون پایینا می کِشن بیرون.

161
00:08:33,600 --> 00:08:34,880
‫فکر می کردن اون منقرض شده.

162
00:08:34,960 --> 00:08:38,960
‫اصلاً نمی دونن چیه. صرفاً یه موجوده.
‫ممکنه ماهی باشه، ممکنه یه نرم تن باشه.

163
00:08:39,480 --> 00:08:41,000
‫پس دوباره برگشتی سر حالت عادیت!

164
00:08:42,280 --> 00:08:46,000
‫- هیچوقت هیچی به حالت عادی برنمی گرده.
‫- گندش بزنن. چرا این حرف رو زدم؟

165
00:08:46,920 --> 00:08:49,920
‫قبلنا حالت عادی این بود که نوشیدنی می خوردیم،
‫بعدش تو روی کاناپه خوابت ببره.

166
00:08:49,960 --> 00:08:51,520
‫بیا امشب یه نوشیدنی بخوریم.

167
00:08:51,560 --> 00:08:54,000
‫نه حالا چیز خیلی خاصی.
‫توی خونه درست می کنم.

168
00:08:56,040 --> 00:08:57,160
‫باشه، حله.

169
00:09:12,920 --> 00:09:13,920
‫سلام پسر.

170
00:09:14,560 --> 00:09:15,760
‫- خوبی؟
‫- حالت خوبه؟

171
00:09:15,840 --> 00:09:17,280
‫- آره.
‫- چه خبرا؟

172
00:09:17,880 --> 00:09:19,240
‫- خوبه.
‫- عه؟

173
00:09:19,840 --> 00:09:21,040
‫روز قشنگیه، مگه نه؟

174
00:09:23,720 --> 00:09:25,280
‫- شنیدم یه کم حالت گرفته ـست.
‫- آره.

175
00:09:25,320 --> 00:09:26,760
‫آره؟ باهام حرف بزن.

176
00:09:27,680 --> 00:09:30,550
‫خب، همه می دونن شغلِ راکسی کُلفَتیـه.

177
00:09:30,600 --> 00:09:32,760
‫- ولی من خجالت می کشم.
‫- خجالت؟

178
00:09:32,840 --> 00:09:36,360
‫احتمالاً خونه هایی که بهشون پُست هاشون رو
‫تحویل میدم، قبلاً توشون کُلفَتی کرده.

179
00:09:36,760 --> 00:09:37,760
‫تازه این حداقلشه!

180
00:09:38,840 --> 00:09:41,680
‫- منظورت چیه؟
‫- بعید می دونم پول خوبی برای کُلفَتی بدن.

181
00:09:42,200 --> 00:09:43,200
‫منظورم رو گرفتی؟

182
00:09:44,160 --> 00:09:45,280
‫فکرش رو بکن، پسر.

183
00:09:45,320 --> 00:09:47,040
‫فکر کن چه کارهایی باید بکنه.

184
00:09:47,800 --> 00:09:49,480
‫«برو اون گوشۀ خونه رو هم جارو بکِش.»

185
00:09:50,880 --> 00:09:53,670
‫«حواست به اون لباس ها باشه.
‫اتو رو زیادی روشون نگه نداری.»

186
00:09:53,720 --> 00:09:55,160
‫«عالی بود. بفرما. پولش رو بگیر.»

187
00:09:55,240 --> 00:09:57,360
‫«حالا برگرد پیش نامزدِ پستچیت.»

188
00:10:00,480 --> 00:10:01,480
‫منظورم رو گرفتی؟

189
00:10:03,720 --> 00:10:06,000
‫ببین، حداقل یه پولی بهش می دن.

190
00:10:06,600 --> 00:10:08,640
‫خب؟ همسر من که مجانی کار می کرد.

191
00:10:08,680 --> 00:10:11,600
‫بعضی وقتا یواشکی!
‫بعضی وقتا مجبورم می کرد فیلمش رو بگیرم.

192
00:10:11,680 --> 00:10:15,200
‫اگه جای من بودی چه حسی بهت دست می داد؟
‫فیلم می گیرم ازش! از کُلفَتی کردنش!

193
00:10:15,280 --> 00:10:16,280
‫حس بی ارزش بودن!

194
00:10:16,360 --> 00:10:18,840
‫مثل حلزونی که زیر بارون...

195
00:10:18,920 --> 00:10:21,080
‫فضولات پرندگان رو می خوره و
‫منتظره تا روش پا بذارن.

196
00:10:22,280 --> 00:10:23,680
‫ولش می کنن تا درد بکِشه و بمیره.

197
00:10:24,160 --> 00:10:27,440
‫حرف من اینه که، مثل من یه حلزون بی ارزش نباش.

198
00:10:28,440 --> 00:10:29,440
‫مرد باش!

199
00:10:31,440 --> 00:10:32,720
‫بعداً می بینمت.

200
00:10:40,960 --> 00:10:42,640
‫- سلام.
‫- سلام.

201
00:10:43,840 --> 00:10:44,960
‫تو پسرمی!

202
00:10:45,680 --> 00:10:46,680
‫آره.

203
00:10:48,000 --> 00:10:49,040
‫حالت چطوره، بابا؟

204
00:10:49,720 --> 00:10:51,360
‫بد نیستم!

205
00:10:51,760 --> 00:10:53,280
‫این مدت کجا بودی؟

206
00:10:54,200 --> 00:10:55,200
‫استرالیا.

207
00:10:56,600 --> 00:10:57,880
‫کجا میشه؟

208
00:10:58,600 --> 00:11:00,920
‫می دونی، اگه از اینجا بری بیرون
‫و به سمت چپ بپیچی...

209
00:11:01,720 --> 00:11:03,520
‫حدود 16 هزار کیلومتر راهشه!

210
00:11:03,600 --> 00:11:04,800
‫که اینطور!

211
00:11:05,440 --> 00:11:06,800
‫ولی الان دیگه برگشتی، مگه نه؟

212
00:11:07,560 --> 00:11:08,760
‫- آره.
‫- برای همیشه؟

213
00:11:10,240 --> 00:11:11,360
‫- آره.
‫- سلام.

214
00:11:11,440 --> 00:11:12,800
‫- سلام.
‫- سلام.

215
00:11:12,880 --> 00:11:14,360
‫داشتم، می دونی...

216
00:11:16,240 --> 00:11:17,440
‫دورهمی گرفته بودیم.

217
00:11:18,120 --> 00:11:20,880
‫برام تختۀ شطرنج رو بیار.

218
00:11:21,680 --> 00:11:24,480
‫یه دست با هم بازی کنیم.
‫جَوون تر که بودی، شطرنج بازِ نسبتاً خوبی بودی.

219
00:11:24,520 --> 00:11:26,240
‫- جدی؟
‫- آره.

220
00:11:26,960 --> 00:11:28,160
‫کجاست؟

221
00:11:30,000 --> 00:11:33,240
‫قفسۀ ظروف، کنارِ لیوان ها.

222
00:11:34,920 --> 00:11:37,000
‫- فردا میارمش.
‫- ممنون.

223
00:11:38,000 --> 00:11:39,550
‫دیگه بهتره برم. فقط اومده بودم...

224
00:11:39,600 --> 00:11:42,880
‫خب، اگه خواستی می تونم یه مرخصی مختصر بگیرم
‫و باهات قدم بزنم!

225
00:11:43,000 --> 00:11:44,080
‫باشه، حتماً.

226
00:11:45,080 --> 00:11:46,160
‫- خداحافظ، بابا.
‫- خداحافظ.

227
00:11:55,920 --> 00:11:56,920
‫چیکار می کنی؟

228
00:11:57,440 --> 00:11:58,720
‫رفقا دستِ همدیگه رو می گیرن.

229
00:11:58,760 --> 00:12:00,160
‫- جدی؟
‫- آره.

230
00:12:00,520 --> 00:12:02,790
‫- حتی بعضی مردها هم دستِ همدیگه رو می گیرن.
‫- مردهای لوس!

231
00:12:02,840 --> 00:12:05,280
‫نه، مردهای معمولی هم بعضی وقتا
‫دستِ همدیگه رو می گیرن.

232
00:12:05,320 --> 00:12:08,320
‫کدوم مرد معمولی ای توی خیابون
‫دستِ رفیقش رو می گیره؟

233
00:12:08,760 --> 00:12:10,840
‫توی اسپانیا! اونا لوس نیستن.

234
00:12:11,360 --> 00:12:12,360
‫خب، بعضی هاشون هستن.

235
00:12:12,400 --> 00:12:15,920
‫- زیاد نیستن! خیلی مردونه رفتار می کنن. گاوبازن.
‫- صحیح!

236
00:12:17,280 --> 00:12:18,400
‫گاوبازها لوس نیستن.

237
00:12:18,480 --> 00:12:22,440
‫نه، مخصوصاً با اون کلاه های کوچیکشون و
‫لباس های چسبانکِ زرق و برق دارشون!

238
00:12:22,520 --> 00:12:24,840
‫توی زمین می رقصن و
‫سمتشون گُل رُز پرت میشه.

239
00:12:24,880 --> 00:12:26,320
‫ابداً لوس نیستن!

240
00:12:26,400 --> 00:12:28,000
‫کثافتِ روانی ان!

241
00:12:28,760 --> 00:12:30,800
‫ولی لوس نیستن. داریم کجا می ریم؟

242
00:12:36,260 --> 00:12:46,260
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

243
00:12:51,720 --> 00:12:53,640
‫- چیکار می کنی؟
‫- گل نرگس ـه

244
00:12:54,160 --> 00:12:55,600
‫آره، خسارت کیفری وارد کردی!

245
00:12:56,240 --> 00:12:59,760
‫آخ! داشتم برای تو می کَندمش، پست فطرتِ بدبخت!

246
00:13:04,800 --> 00:13:06,240
‫خیلی خب، شروع می کنیم.

247
00:13:06,760 --> 00:13:08,920
‫خب، همون طور که بعضی هاتون احتمالاً می دونین،

248
00:13:09,000 --> 00:13:13,120
‫این پونصدمین سالگردِ جشنوارۀ تمبوری ـه...

249
00:13:13,200 --> 00:13:14,990
‫و از بنده خواستن که...

250
00:13:15,040 --> 00:13:18,040
‫مطمئن بشم به بازیکن های تمبوری
‫یه کم چاشنیِ فرهنگ ارائه بشه.

251
00:13:18,400 --> 00:13:20,400
‫به کولین یه وظیفه ای دادم.

252
00:13:20,520 --> 00:13:22,800
‫قراره هماهنگی های کارهای پشت صحنه رو بکنه،

253
00:13:22,920 --> 00:13:25,840
‫در ضمن، قراره یه مقالۀ حرفه ای در موردمون بنویسه.

254
00:13:25,920 --> 00:13:26,800
‫عه!

255
00:13:26,880 --> 00:13:29,360
‫طبق معمول، در معرض توجه ها قرارمون دادم. مگه نه؟

256
00:13:29,440 --> 00:13:32,480
‫خب دیگه، چیکار کنیم؟ یه سِری ایده می خوایم.

257
00:13:32,560 --> 00:13:36,040
‫- کسی نظری نداره؟ یه چیز تاریخی!
‫- بینوایان!

258
00:13:36,120 --> 00:13:39,320
‫درسته که بینوایان توی گذشته اتفاق افتاده
‫ولی نمی تونیم اجراش کنیم.

259
00:13:39,400 --> 00:13:41,030
‫پول همچین چیزی رو نمی دم. بیخیالش!

260
00:13:41,080 --> 00:13:43,560
‫اونم مثل نمایشنامۀ «اویتا» میشه.

261
00:13:43,600 --> 00:13:45,040
‫هنوز دارم بدهی هاش رو میدم.

262
00:13:45,120 --> 00:13:49,160
‫نه، یه چیز تعاملانه لازم داریم.
‫از این چیزا که توش راه بری.

263
00:13:49,200 --> 00:13:50,750
‫یه کم پیاده رویِ تفریحی!

264
00:13:50,800 --> 00:13:54,680
‫مردم بیان پیشمون.
‫مثل یه وایکینگ بیان سمتمون و غارت کنن!

265
00:13:54,760 --> 00:13:55,760
‫واقعاً که نه.

266
00:13:55,840 --> 00:13:58,710
‫یه راهبه بیاد سمتمون و دعای خیر بکنه.
‫از این کارهای قدیمی.

267
00:13:58,760 --> 00:14:02,520
‫یه کِشتی دزدان دریایی. چه می دونم؟
‫یه خوک! یه خوک برای خودش ول بگرده!

268
00:14:02,600 --> 00:14:04,230
‫این ایدۀ خوبیه؟ نمی دونم!

269
00:14:04,280 --> 00:14:07,160
‫یالا! نباید که فقط من حرف بزنم.
‫دیگه چه ایده هایی دارید؟

270
00:14:07,200 --> 00:14:09,840
‫شاید بتونم در قالب یه بازیگر شکسپیریِ بیکار
‫وارد بشم.

271
00:14:10,760 --> 00:14:12,960
‫دوباره شروع نکن، جیمز.

272
00:14:13,520 --> 00:14:16,960
‫داریم خوش می گذرونیم ها!
‫همه ـمون وقتمون رو گذاشتیم که بیایم اینجا.

273
00:14:17,000 --> 00:14:19,000
‫آره، ولی تو که پیکِ روزنامه نیستی.

274
00:14:19,040 --> 00:14:21,080
‫خب، تو هم نیستی. اکثرشون رو میندازی دور.

275
00:14:23,840 --> 00:14:26,680
‫ببین، در حال حاضر
‫اوضاع زندگیم بر وفق مراد نیست...

276
00:14:26,760 --> 00:14:28,910
‫خب، هیچوقت بر وفق مرادت نبوده، جیمز.
‫چی چی میگی؟

277
00:14:28,960 --> 00:14:31,240
‫منو چی میگی؟
‫یه بار اشتباه کردم و از ایده ـت حمایت کردم.

278
00:14:31,320 --> 00:14:33,160
‫ببین، من یه کم نگرانشم.

279
00:14:33,240 --> 00:14:36,400
‫چون بدونِ اجرا،
‫واقعاً هیچ کار دیگه ای نمی تونه بکنه.

280
00:14:36,480 --> 00:14:39,190
‫آره، این اجراست دیگه.
‫دیگه چی می خوای؟

281
00:14:39,240 --> 00:14:41,320
‫ولی مبتدیانه ـست.
‫همه ـش مبتدیانه ـست.

282
00:14:41,400 --> 00:14:44,440
‫مبتدیانه؟ مبتدیانه؟ چطور جرئت می کنی؟

283
00:14:44,520 --> 00:14:47,440
‫باید به اطلاعت برسونم
‫که من یه بازیگر و کارگردان حرفه ای هستم.

284
00:14:47,800 --> 00:14:52,400
‫- کارهات چیا بودن؟
‫- نسخۀ موزیکالِ «راننده تاکسی» توی ویگان.

285
00:14:52,640 --> 00:14:53,720
‫خوب شد؟

286
00:14:53,800 --> 00:14:55,240
‫خب، خودت بگو.

287
00:14:56,040 --> 00:14:59,160
‫♪ داری با من حرف می زنی؟ ♪
‫♪ آخه من دارم با تو حرف می زنم! ♪

288
00:14:59,240 --> 00:15:01,800
‫♪ کس دیگه ای نمی بینم که بتونی باهاش حرف بزنی ♪

289
00:15:01,880 --> 00:15:02,670
‫بنگ! بنگ!

290
00:15:02,720 --> 00:15:04,720
‫♪ من راننده تاکسی ام ♪

291
00:15:04,800 --> 00:15:07,880
‫♪ شبانه رانندگی می کنم
‫ و هر کی که دوست داشته باشم رو سوار می کنم ♪

292
00:15:07,920 --> 00:15:08,710
‫بنگ، بنگ!

293
00:15:08,760 --> 00:15:10,760
‫♪ من راننده تاکسی ام ♪

294
00:15:10,800 --> 00:15:14,870
‫♪ اگه داری مواد می فروشی ♪
‫♪ یه دونه از پشت از من می خوری ♪

295
00:15:14,920 --> 00:15:16,240
‫♪ امشب ♪

296
00:15:16,520 --> 00:15:17,520
‫تاکسی!

297
00:15:21,360 --> 00:15:22,480
‫کارش خوبه.

298
00:15:41,840 --> 00:15:44,320
‫کم پیش میاد که این روزا کسی برای پیشخدمت بشکن بزنه
‫سلام!

299
00:15:44,360 --> 00:15:45,920
‫لیست نوشیدنی ها رو بهتون بدم؟

300
00:15:45,960 --> 00:15:48,080
‫به نظرم باید بگی:
‫«لیست نوشیدنی ها رو بدم خدمتتون؟»

301
00:15:48,120 --> 00:15:49,840
‫- ببخشید.
‫- ممنون.

302
00:15:51,240 --> 00:15:52,520
‫نوشیدنی خاصی مد نظر داری؟

303
00:15:53,160 --> 00:15:55,960
‫نه راستش. نوشیدنی معمولی می خورم.

304
00:15:57,000 --> 00:15:58,440
‫- سفارش بدم؟
‫- آره.

305
00:15:59,320 --> 00:16:02,600
‫میشه یه چند تا لیوان...

306
00:16:02,680 --> 00:16:06,960
‫نوشیدنی گازدارِ مدل 2017 لطفاً؟

307
00:16:07,040 --> 00:16:09,960
‫- با همون شروع می کنیم.
‫- میشه کدوم؟

308
00:16:11,280 --> 00:16:15,920
‫دیگه دقیق تر از نوشیدنی گازدار مدل 2017
‫نمی تونستم بهت آدرس بدم...

309
00:16:16,000 --> 00:16:18,030
‫که از قضا اون پایین به صورت مکتوب نوشته شده!

310
00:16:18,080 --> 00:16:20,840
‫- درسته.
‫- آگاهی کامل از شغلت داشته باش.

311
00:16:22,040 --> 00:16:25,120
‫اگه دل به کار ندی،
‫شاید بهتر باشه اصلاً اینجا نباشی.

312
00:16:26,280 --> 00:16:27,600
‫دارم حداقل حقوق رو می گیرم، رفیق.

313
00:16:28,200 --> 00:16:29,960
‫توی مدرسه بیشتر درس می خوندی، رفیق!

314
00:16:31,640 --> 00:16:33,680
‫دُمش رو گذاشت رو کولش و رفت!

315
00:16:34,200 --> 00:16:35,360
‫پس تو توی...

316
00:16:35,400 --> 00:16:39,000
‫آرنج هات رو از روی میز بردار.
‫تو توی صنعت روزنامه کار می کنی؟

317
00:16:39,080 --> 00:16:40,720
‫- آره. آره.
‫- برای یه روزنامه کار می کنی؟

318
00:16:40,800 --> 00:16:41,800
‫آهان.

319
00:16:42,640 --> 00:16:44,520
‫آره.

320
00:16:45,320 --> 00:16:46,880
‫راستش من فقط «گاردین» می خونم.

321
00:16:48,080 --> 00:16:51,160
‫هر از گاهی هم «پرایوت آی» می خونم
‫ولی اون موقع بازم برمی گردم سراغ گاردین!

322
00:16:51,720 --> 00:16:54,920
‫من ذهنی دارم که به تعبیری ذهن خلاقی ـه.

323
00:16:56,360 --> 00:16:57,480
‫شعر می نویسم.

324
00:16:59,800 --> 00:17:00,800
‫شعر دوست داری؟

325
00:17:02,240 --> 00:17:03,240
‫- آره.
‫- بله.

326
00:17:04,200 --> 00:17:06,080
‫- دوست داری؟
‫- آره.

327
00:17:06,720 --> 00:17:08,480
‫چون خیلی ها میگن شعر دوست دارن،

328
00:17:08,560 --> 00:17:12,200
‫ولی در واقع منظورشون اینه
‫که شعر «اگر»، اثر رودیارد کیپلینگ رو دوست دارن.

329
00:17:12,280 --> 00:17:15,480
‫فکر می کنن این به نحوی یه هنر برجسته ـست.

330
00:17:16,320 --> 00:17:18,160
‫مثل کسایی که می گن...
‫آرنج ها!

331
00:17:18,240 --> 00:17:20,080
‫مثل کسایی که می گن شطرنج بازی می کنن...

332
00:17:20,160 --> 00:17:23,800
‫ولی در واقع منظورشون اینه که
‫قوانینِ مربوط به حرکت دادنِ مهره ها رو بلدن.

333
00:17:27,200 --> 00:17:28,080
‫از شطرنج خوشت میاد؟

334
00:17:28,160 --> 00:17:31,440
‫- بازی... بازی نمی کنمش.
‫- بازی نمی کنیش. دیدی؟

335
00:17:31,520 --> 00:17:34,440
‫- ولی می دونی مهره ها چطور باید حرکت کنن!
‫- بعضی از مهره ها رو می شناسم.

336
00:17:34,520 --> 00:17:35,520
‫دیدی؟

337
00:17:36,280 --> 00:17:37,800
‫- بعضی هاشون!
‫- جانم؟

338
00:17:39,240 --> 00:17:41,600
‫توی شطرنج، یه شوالیه هست.
‫یه شوالیۀ کوچولو.

339
00:17:41,880 --> 00:17:43,000
‫اون اسب ـه.

340
00:17:43,080 --> 00:17:45,800
‫- و... یه سرفراز؟
‫- سرباز!

341
00:17:46,640 --> 00:17:47,920
‫من چکرز بازی می کنم.

342
00:17:48,000 --> 00:17:49,520
‫چکرز آسون تره، مگه نه؟

343
00:17:49,600 --> 00:17:51,040
‫چکرز بازی خیلی ساده ایه.

344
00:18:00,200 --> 00:18:01,440
‫بیا ببینم.

345
00:18:06,320 --> 00:18:08,360
‫این یکی از پنج تا میوه ایه که توی روز باید بخوری.

346
00:18:08,400 --> 00:18:10,040
‫- انگور!
‫- آره، دقیقاً.

347
00:18:11,760 --> 00:18:13,000


348
00:18:16,080 --> 00:18:17,280
‫آخ.

349
00:18:18,160 --> 00:18:20,280
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم. خودت خوبی؟

350
00:18:20,960 --> 00:18:23,040
‫راستی، می خواستم یه چیزی ازت بپرسم.

351
00:18:23,720 --> 00:18:26,360
‫- خیلی خب.
‫- اگه خواستی راحت بگو نه. چیز مهمی نیست.

352
00:18:26,880 --> 00:18:29,840
‫ولی می خواستم بدونم حاضری ساقدوش عروسیم بشی یا نه

353
00:18:31,360 --> 00:18:32,800
‫گندش بزنن!

354
00:18:34,320 --> 00:18:36,280
‫آخه واقعاً من صمیمی ترین دوستتم؟

355
00:18:36,320 --> 00:18:38,320
‫- راستش رو بخوای تنها دوستمی!
‫- صحیح.

356
00:18:39,680 --> 00:18:40,680
‫خیلی خب.

357
00:18:44,640 --> 00:18:47,480
‫آخه باید قبول کنم دیگه، مگه نه؟

358
00:18:48,520 --> 00:18:49,640
‫اگه هنوز زنده باشم!

359
00:18:50,640 --> 00:18:53,280
‫- هنوز که حرف از خودکُشی نمی زنی؟
‫- نه، آخه...

360
00:18:53,360 --> 00:18:56,120
‫خیلی به سلامتی خودم اهمیت نمی دم.
‫شاید تا آگوست زنده نَموندم.

361
00:18:56,400 --> 00:18:59,560
‫خیلی خب، اگه با دلایل طبیعی بمیری
‫اشکالی نداره.

362
00:19:00,080 --> 00:19:02,000
‫الان به همین امیدوارم!

363
00:19:03,080 --> 00:19:06,520
‫ترجیح می دم به جای اینکه ساقدوش داماد
‫توی عروسی باشم، بمیرم!

364
00:19:10,600 --> 00:19:12,560
‫خیلی خوشحال شدم از پیشنهادت. آخ آخ!

365
00:19:12,840 --> 00:19:14,440
‫باید کامل هُشیار باشم؟

366
00:19:15,200 --> 00:19:17,040
‫شاید تا بعد از سخنرانی.

367
00:19:17,120 --> 00:19:19,720
‫بیا سخنرانی رو قبل از مراسم بکنیم.

368
00:19:19,760 --> 00:19:20,880
‫باشه. خیلی خب.

369
00:19:20,960 --> 00:19:24,000
‫بیخیال. بیا...

370
00:19:27,440 --> 00:19:28,440
‫هممم...

371
00:19:29,440 --> 00:19:31,400
‫علوم درس میدی؟

372
00:19:31,480 --> 00:19:32,480
‫نخیر!

373
00:19:32,920 --> 00:19:39,400
‫توی بخش هنریِ معلمی کار می کنم.
‫انگلیسی درس می دم.

374
00:19:40,040 --> 00:19:43,760
‫- زبان و ادبیات، در نهایت در کنارِ هم!
‫- چه خوب.

375
00:19:43,840 --> 00:19:46,160
‫- من از طالع بینی و این چیزا خوشم میاد.
‫- جانم؟

376
00:19:46,680 --> 00:19:47,920
‫من طالع...

377
00:19:47,960 --> 00:19:49,400
‫- طالع بینی؟
‫- آره.

378
00:19:51,720 --> 00:19:54,480
‫- تو چی؟
‫- از طالع بینی خوشم میاد؟

379
00:19:55,720 --> 00:19:58,000
‫- آره.
‫- نه، معلومه که نه.

380
00:19:59,240 --> 00:20:00,800
‫چرت و پرت های عوام پسند!

381
00:20:02,160 --> 00:20:03,360
‫خیال واهی...

382
00:20:04,040 --> 00:20:06,120
‫برای آدمای ساده لوح و درمونده!

383
00:20:06,200 --> 00:20:07,400
‫توهین نباشه!

384
00:20:08,200 --> 00:20:09,200
‫صاف بشین.

385
00:20:09,920 --> 00:20:12,520
‫شونه هات رو ببر عقب.
‫هیچوقت آرنج هات رو نذار روی میز.

386
00:20:16,840 --> 00:20:19,840
‫- برای زندگی متأهلانه لحظه شماری می کنی؟
‫- قطعاً.

387
00:20:19,920 --> 00:20:23,720
‫آره، آره.
‫درسته که یه سِری چیزا رو از دست می دم...

388
00:20:24,560 --> 00:20:26,560
‫ولی مزیت هاش از مضراتش بیشتره.

389
00:20:27,200 --> 00:20:28,040
‫خوبه!

390
00:20:28,120 --> 00:20:31,880
‫برای مثال، قدیما تا صبح می شِستم
‫و موقع تلویزیون دیدن، غذا می خوردم.

391
00:20:31,960 --> 00:20:34,080
‫الان هنوزم این کار رو می کنم،

392
00:20:34,160 --> 00:20:37,360
‫ولی لازم نیست بلند شم و غذا بیارم.
‫خودش برام میاره.

393
00:20:38,000 --> 00:20:40,640
‫- عالیه.
‫- باید یه کم برنامه های دخترونه ببینم.

394
00:20:41,600 --> 00:20:42,600
‫مثل چی؟

395
00:20:42,680 --> 00:20:45,720
‫«تاج»، «فلیبگ»، مسابقۀ «نانواییِ بریتانیای کبیر».

396
00:20:45,800 --> 00:20:47,880
‫ولی اگه کیکی ببینم که ازش خوشم بیاد،

397
00:20:47,960 --> 00:20:51,080
‫میگم: «اوه، این به نظر خوشمزه میاد.»
‫می دونم که روز بعدی می خورمش.

398
00:20:51,320 --> 00:20:54,680
‫خب، مسابقۀ «نانوایی بریتانیای کبیر»،
‫برای تو مثل ویترینِ قنادی میشه، آره؟

399
00:20:54,760 --> 00:20:56,760
‫- آره.
‫- محشره! چه زندگی ای!

400
00:20:58,080 --> 00:21:00,360
‫دوتا رو به جلو، یه دونه رو به بغل!

401
00:21:00,440 --> 00:21:01,440
‫آرنج هات!

402
00:21:02,440 --> 00:21:03,440
‫ممنون.

403
00:21:04,120 --> 00:21:05,560
‫- من حساب می کنم.
‫- عالیه.

404
00:21:05,640 --> 00:21:07,000
‫پس تو انعامش رو بده.

405
00:21:07,720 --> 00:21:09,280
‫- چقدر شده؟
‫- 38 پوند.

406
00:21:10,360 --> 00:21:12,560
‫- باشه.
‫- پونزده درصدش!

407
00:21:14,080 --> 00:21:15,080
‫میشه چقدر؟

408
00:21:20,840 --> 00:21:22,800
‫خب، 10 درصد 38 میشه چند؟

409
00:21:25,520 --> 00:21:26,550
‫3.80 پوند.

410
00:21:26,600 --> 00:21:27,680
‫3.80 پوند! بلدی ها!

411
00:21:28,360 --> 00:21:30,560
‫حالا بعلاوۀ پنجاه درصد میشه چند؟

412
00:21:31,240 --> 00:21:32,360
‫یه پنج پوندی می ذارم.

413
00:21:33,280 --> 00:21:34,440
‫خب، کافی نیست که!

414
00:21:35,240 --> 00:21:36,960
‫- 10 پوندی می ذارم.
‫- خیلی زیاده!

415
00:21:37,040 --> 00:21:39,000
‫- من انعام درشت می دم، خب؟
‫- باشه.

416
00:21:39,680 --> 00:21:41,360
‫خب حالا اینجا چی داریم؟

417
00:21:42,040 --> 00:21:45,520
‫بانک اچ اس بی سی.
‫کارت اعتباریِ پیشرفتۀ انگلیسی!

418
00:21:46,760 --> 00:21:47,760
‫سبیل خان!

419
00:21:48,720 --> 00:21:50,160
‫سبیل خان؟

420
00:21:57,320 --> 00:21:59,920
‫- جدیداً به نظر شادتر میای.
‫- جدی؟

421
00:22:01,440 --> 00:22:02,440
‫آره.

422
00:22:03,120 --> 00:22:05,120
‫دارم سعی می کنم با زندگی سر کنم.

423
00:22:05,400 --> 00:22:07,440
‫مطمئناً دلم می خواد بهتر بشم.

424
00:22:08,680 --> 00:22:10,280
‫می خوام آدم خوبی بشم.

425
00:22:11,840 --> 00:22:12,840
‫ولی بعضی وقتا...

426
00:22:13,760 --> 00:22:15,320
‫هر کاری می کنم نمیشه!

427
00:22:15,840 --> 00:22:17,120
‫خیلی سخته.

428
00:22:17,200 --> 00:22:20,000
‫حرفای قشنگ قشنگ می زنیم
‫ولی وقتی پای عمل می رسه،

429
00:22:21,080 --> 00:22:25,520
‫یه جورایی فرار می کنیم و
‫حاضر نیستیم فداکاری های درست و حسابی بکنیم.

430
00:22:26,320 --> 00:22:28,040
‫حاضرم کلیه ام رو به یه غریبه بدم؟

431
00:22:28,480 --> 00:22:30,840
‫نه، به هیچ وجه!

432
00:22:31,360 --> 00:22:33,920
‫حتی به تو هم نمی دمش.
‫ولی بعضی آدما می دن.

433
00:22:34,520 --> 00:22:35,880
‫چطور انقدر خوبن؟

434
00:22:36,400 --> 00:22:37,880
‫یعنی، باور نکردنی ـه!

435
00:22:37,960 --> 00:22:41,280
‫منم می خوام یه کار خوب بکنم. خب؟

436
00:22:41,360 --> 00:22:43,320
‫می خوام فداکاری کنم. می خوام...

437
00:22:44,120 --> 00:22:45,840
‫یه تحولی ایجاد کنم.

438
00:22:46,480 --> 00:22:47,480
‫ولی بعدش فکر می کنم...

439
00:22:48,320 --> 00:22:49,440
‫چه فایده ای داره؟

440
00:22:49,960 --> 00:22:51,800
‫گیرم که کلیه ام رو دادم به یکی،

441
00:22:52,840 --> 00:22:55,400
‫ولی اونم یه روز می میره دیگه. پس...

442
00:22:56,480 --> 00:22:57,680
‫کی به کیه؟

443
00:22:58,200 --> 00:23:00,080
‫الان وقتی بچه ها رو موقعِ بازی می بینم،

444
00:23:00,120 --> 00:23:02,240
‫به این فکر نمی کنم که هنوز اول راهن.

445
00:23:02,280 --> 00:23:05,760
‫به این فکر می کنم که همه ـشون یه روز می میرن
‫پس همۀ اینا بی فایده ـست.

446
00:23:05,840 --> 00:23:08,840
‫می ذاری سخنرانی ساقدوش داماد رو ویرایش کنم؟

447
00:23:10,640 --> 00:23:13,760
‫ولی به گمونم مجموع حرفام
‫اینه که دیگه مرگ برام مهم نیست.

448
00:23:14,040 --> 00:23:15,400
‫نه اینکه دلم بخواد بمیرم!

449
00:23:15,440 --> 00:23:17,560
‫منظورم اینه که هر چی شد، شد!

450
00:23:17,640 --> 00:23:20,840
‫دیگه عصبانی نیستم. نمی خوام دنیا رو تنبیه کنم.

451
00:23:21,360 --> 00:23:24,080
‫زندگیم رو کردم،
‫الان هم دیگه جذابیتِ جدیدی نداره!

452
00:23:24,600 --> 00:23:28,520
‫اینکه ملت فکر می کنن می تونم با یکی دیگه
‫اون زندگی رو دوباره بسازم، اعصابم رو خُرد می کنه

453
00:23:28,560 --> 00:23:30,520
‫انگار می تونم لیسا رو جایگزین کنم.
‫نمی تونم!

454
00:23:31,120 --> 00:23:32,640
‫با این قضیه مشکلی ندارم.

455
00:23:32,760 --> 00:23:37,280
‫چون اینجوری دورانی که باهاش گذروندم
‫قشنگ تر و ارزشمندتر میشه.

456
00:23:37,360 --> 00:23:39,640
‫و همۀ چیزایی که الان دارم به خاطر اونه.

457
00:23:39,720 --> 00:23:41,920
‫پول وام خونه رو داد.

458
00:23:41,960 --> 00:23:43,960
‫پول بیمۀ عمر می داد.

459
00:23:45,280 --> 00:23:47,800
‫150 هزارتا پول دارم، ولی هنوز...

460
00:23:48,720 --> 00:23:50,040
‫هنوز نرفتم دنبالش.

461
00:23:50,080 --> 00:23:51,960
‫150 هزارتا داری؟

462
00:23:52,840 --> 00:23:54,520
‫آره، چِکِش رو نقد نکردم،

463
00:23:55,240 --> 00:23:57,160
‫چون نمی خوامش.

464
00:23:58,360 --> 00:23:59,360
‫چون...

465
00:24:00,240 --> 00:24:01,520
‫اونجوری به دست آوردمش.

466
00:24:02,480 --> 00:24:04,680
‫تونی، خواهشاً بگو که حتی برای اینکه...

467
00:24:04,760 --> 00:24:07,960
‫از یه شرکت بیمۀ لعنتی بگیریش،
‫میری نقدش می کنی!

468
00:24:09,240 --> 00:24:11,360
‫در رو باز می کنی؟
‫نمی خوام آرامشِ سگ رو به هم بزنم.

469
00:24:11,400 --> 00:24:13,080
‫- چی؟
‫- برو.

470
00:24:18,920 --> 00:24:19,840
‫خوبی؟

471
00:24:21,200 --> 00:24:22,680
‫نمی تونم توصیفش کنم.

472
00:24:23,520 --> 00:24:24,520
‫یارو چه شکلی بود؟

473
00:24:25,480 --> 00:24:27,520
‫یه کثافتِ تمام عیار!
‫(کلمۀ کثافت رو گفت)

474
00:24:29,040 --> 00:24:31,760
‫خیلی بهت افتخار می کنم.
‫یه لیوان نوشیدنی می خوری؟

475
00:24:32,120 --> 00:24:34,360
‫- بله، لطفاً.
‫- یه لیوان برای کت میاری؟

476
00:24:34,880 --> 00:24:36,800
‫- چی؟
‫- بیار دیگه! من نمی تونم.

477
00:24:37,200 --> 00:24:39,000
‫ببین چه جوری رفتار می کنه!

478
00:24:47,680 --> 00:24:53,920
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «محمد سید»

479
00:32:35,120 --> 00:32:36,480
‫ای کثافت!

480
00:32:38,160 --> 00:32:39,200
‫وای!

481
00:32:39,280 --> 00:32:40,680
‫- اونو بده من.
‫- لازم نیست فحش بدی.

482
00:32:40,720 --> 00:32:44,680
‫اونو بده من.
‫با اون بوقه، خیلی خطرناک می شی.

483
00:32:48,680 --> 00:32:51,200
‫بیا. بیا بریم. دخترِ خوب!

484
00:32:52,160 --> 00:32:53,600
‫بیا بریم. دخترِ خوب!

485
00:32:53,920 --> 00:32:58,520
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «محمد سید»

486
00:33:04,040 --> 00:33:05,200
‫آه!

487
00:33:08,360 --> 00:33:10,640
‫- وای خدا! وای خدا!
‫- آشغال!

488
00:33:12,320 --> 00:33:15,560
‫شاید زندگی هنوز ارزش زندگی کردن داشته باشه.

489
00:33:15,640 --> 00:33:18,280
‫- وای خدا!
‫- اصلاً هم خنده دار نیست. ممکن بود...

490
00:33:18,360 --> 00:33:19,680
‫آخیش. با نظرت موافق نیستم.

491
00:33:19,760 --> 00:33:21,720
‫- تونی، میشه لطفاً اینا رو جمع و جور کنی؟
‫- نه.

492
00:33:27,120 --> 00:33:28,760
‫آرنجم هم داغون شد.

493
00:33:37,640 --> 00:33:39,160
‫ای خدا! یالا دیگه.

494
00:33:39,400 --> 00:33:41,510
‫دارم نرمش می کنم.
‫دوست دارم هر کاری رو درست انجام بدم.

495
00:33:41,560 --> 00:33:42,880
‫مثلاً برای تنیس لباس سفید بپوشم.

496
00:33:42,920 --> 00:33:44,680
‫فقط اون توپِ وامونده رو بده من.

497
00:33:44,760 --> 00:33:47,320
‫تونی، لطفاً حواست به طرز صحبت کردنت باشه، خب؟

498
00:33:52,320 --> 00:33:54,160
‫15 - صفر
‫(تنیس هر امتیازش 15 امتیازه)

499
00:33:55,080 --> 00:33:56,080
‫اَه!

500
00:33:58,480 --> 00:34:00,120
‫بیخیال، متیو!

501
00:34:02,160 --> 00:34:03,160
‫آه!

502
00:34:04,320 --> 00:34:06,360
‫- یک - صفر
‫- جاها عوض!

503
00:34:06,400 --> 00:34:07,560
‫- نه، بیخیالش!
‫- چی؟

504
00:34:07,640 --> 00:34:09,430
‫بعد از سِت اول همین کار رو می کنن.

505
00:34:09,480 --> 00:34:12,800
‫آره، برای اینکه منصفانه بشه. ولی الان خورشید
‫تو چشمِ منه، احمقِ کثافت! تو مزیت داری!

506
00:34:12,840 --> 00:34:16,560
‫میشه لطفاً اینجا از اینجور کلمات استفاده نکنی؟

507
00:34:18,480 --> 00:34:20,320
‫- ولمون کن لامصب!
‫- خیلی خب، فقط...

508
00:34:29,200 --> 00:34:30,240
‫عه!

509
00:34:39,440 --> 00:34:41,400
‫نه! نه!

510
00:34:41,840 --> 00:34:43,400
‫آخ!
‫نه، نمی ذارم!

511
00:34:43,480 --> 00:34:44,480
‫اوه!

512
00:34:44,520 --> 00:34:45,520
‫مثل بچه ها!

513
00:34:45,560 --> 00:34:48,600
‫عه! آخ! آه!

514
00:34:48,680 --> 00:34:50,440
‫آه...

515
00:34:50,520 --> 00:34:51,520
‫شانس یارت نبود.

516
00:34:52,280 --> 00:34:53,480
‫بازی خوبی بود.

517
00:34:56,520 --> 00:34:57,720
‫- آخه ببین!
‫- چیه؟

518
00:34:57,800 --> 00:34:59,520
‫- منو به سُخره گرفتی، رفیق.
‫- چرا؟

519
00:34:59,600 --> 00:35:01,480
‫تو مثل مارادونا می مونی.
‫(بازیکن مشهور فوتبال)

520
00:35:02,080 --> 00:35:03,760
‫منظورم توی اوجش نیست.

521
00:35:04,480 --> 00:35:05,680
‫دقیقاً قبل از مرگش!

522
00:35:05,760 --> 00:35:07,440
‫- بعد از مرگش!
‫- دیگه پُر رو نشو.

523
00:35:08,160 --> 00:35:10,560
‫[روزنامۀ تمبوری]

524
00:35:13,240 --> 00:35:14,240
‫کی برنده شد؟

525
00:35:15,120 --> 00:35:16,120
‫اون برنده شد ولی...

526
00:35:16,160 --> 00:35:17,480
‫- واقعاً؟
‫- آره.

527
00:35:17,560 --> 00:35:20,760
‫طبیعتاً دیگه هیچوقت نمی تونم برگردم اونجا.
‫خیلی فحش می داد!

528
00:35:20,800 --> 00:35:24,080
‫کاش حرفای رکیکش رو می شنیدین.
‫اگه مسابقات «ویمبلدون» بود، محرومش می کردن.

529
00:35:24,120 --> 00:35:26,440
‫- مسابقات ویمبلدونِ کوفتی؟
‫- گرفتید منظورم رو؟

530
00:35:26,480 --> 00:35:29,600
‫اینکه چیزی نیست. اون روز داشت سر یه یارو
‫که بچه داشت توی کافه داد می زد.

531
00:35:29,640 --> 00:35:31,480
‫همه داشتن نگاه می کردن.
‫به یارو می گفت «کثافت».

532
00:35:31,520 --> 00:35:32,920
‫دلیل خیلی خوبی داشتم!

533
00:35:32,960 --> 00:35:34,520
‫- چرا؟
‫- چون کثافت بود!

534
00:35:36,320 --> 00:35:37,840
‫من هیچوقت نمی تونم اون کلمه رو بگم.

535
00:35:37,880 --> 00:35:39,520
‫نشون میده که حرف دیگه ای بلد نیستی!

536
00:35:39,560 --> 00:35:41,680
‫اگه یه مَرد این کلمه رو بگه،
‫حالم ازش به هم می خوره.

537
00:35:41,760 --> 00:35:43,200
‫اگه به هیتلر بگه «کثافت» چی؟

538
00:35:43,280 --> 00:35:44,280
‫صاف رفتیم سراغ هیتلر.

539
00:35:44,760 --> 00:35:46,360
‫تو که مشکلی باهاش نداری؟

540
00:35:46,400 --> 00:35:50,160
‫نه، من مشکلی باهاش ندارم ولی اگه یه خانم
‫دور و برم باشه و خوشش نیاد، ازش استفاده نمی کنم.

541
00:35:50,480 --> 00:35:54,560
‫پس، یا باید دور و برِ تو از این کلمه استفاده نکنم
‫یا کاری کنم که ازش لذت ببری.

542
00:35:55,080 --> 00:35:58,320
‫بهت یاد می دم چه موقع ازش استفاده کنی.
‫باور کن زندگیت رو عوض می کنه.

543
00:35:58,360 --> 00:36:01,520
‫- هیچوقت اون کلمه رو از دهنِ من نمی شنوی.
‫- حالا می بینیم.

544
00:36:01,600 --> 00:36:05,840
‫حالا که حرف از واژگان شد،
‫باید بگم با یه معلم قرار دارم.

545
00:36:05,920 --> 00:36:07,920
‫خوبه. معلمِ چیه؟

546
00:36:08,640 --> 00:36:09,640
‫نمی دونم. چرا؟

547
00:36:09,800 --> 00:36:15,000
‫خب، اگه معلم علوم باشه، احتمالاً نِمیرم جلوش
‫در موردِ اشباح یا طالع بینی صحبت کنم.

548
00:36:15,080 --> 00:36:16,840
‫چرا؟ اونم علمه دیگه.

549
00:36:17,880 --> 00:36:19,240
‫نه، نیست.

550
00:36:19,760 --> 00:36:21,600
‫دقیقاً برعکسشه! باور کن.

551
00:36:23,120 --> 00:36:24,320
‫خانم خانما اینجاست!

552
00:36:24,880 --> 00:36:26,280
‫خوبی؟ اینو گوش کن.

553
00:36:26,800 --> 00:36:29,880
‫- چرا جوجه از جاده رد شد؟
‫- نمی دونم.

554
00:36:29,960 --> 00:36:32,720
‫تا از بوی دوتا کولی ای که
‫توی خیابون مُرده بودن دور بشه.

555
00:36:35,080 --> 00:36:37,200
‫ساعت هشت صبح،
‫توی فروشگاه «سیفوی» این صحنه رو دیدم.

556
00:36:37,240 --> 00:36:38,400
‫حالم به هم خورد!

557
00:36:38,480 --> 00:36:42,000
‫چرا همچین چیزایی رو بهم میگی؟
‫اصلاً جوکِ درست و حسابی هم نیستن.

558
00:36:42,080 --> 00:36:44,080
‫حالا دیگه منتقد کمدی شدی، آره؟

559
00:36:44,160 --> 00:36:45,360
‫در ضمن، نژادپرستانه هم هست.

560
00:36:45,440 --> 00:36:47,120
‫خفه شو، بابا! چرا؟

561
00:36:47,760 --> 00:36:51,240
‫- بوی دوتا کولی ای که مُرده بودن؟
‫- بو از کولی ها نبوده که.

562
00:36:51,280 --> 00:36:54,640
‫از عقلت استفاده کن!
‫جوجه هه تازه به دنیا اومده بوده و بو می داده.

563
00:36:54,720 --> 00:36:57,480
‫حتماً باید همه چی رو برات باز کنم؟
‫بوش همه جا رو گرفته بود.

564
00:36:57,560 --> 00:37:00,760
‫دوتا آدم درست و حسابی
‫خیلی تر و تمیز، سفیدپوست، اونجا کولی بودن.

565
00:37:00,840 --> 00:37:03,680
‫کولی های دوست داشتنی ای بودن.
‫اونی که بو می داد، جوجه هه بود.

566
00:37:04,440 --> 00:37:08,120
‫اون دوتا کولی برای خودشون خیلی هم خوشبو بودن.

567
00:37:08,160 --> 00:37:09,520
‫اودکلن می زدن!

568
00:37:10,560 --> 00:37:13,040
‫می گفتن: «اگه خدا می خواست بوی بد بدیم...

569
00:37:13,080 --> 00:37:14,920
‫دیگه اودکلن رو برامون نمی آفرید.»

570
00:37:15,000 --> 00:37:19,040
‫می دونم داری به چی فکر می کنی:
‫«میگی نکتۀ خیلی خوبیه، برایان. ولی نه نیست.»

571
00:37:19,120 --> 00:37:21,800
‫بوی بدش مشکلی نداره.

572
00:37:22,360 --> 00:37:24,000
‫هممم.

573
00:37:24,080 --> 00:37:25,440
‫صبح بخیر، دوستان!

574
00:37:26,040 --> 00:37:27,760
‫خیلی خب، برایان...

575
00:37:28,920 --> 00:37:30,000
‫میشه یه لطفی در حقم بکنی؟

576
00:37:30,080 --> 00:37:31,080
‫بستگی داره!

577
00:37:31,120 --> 00:37:34,480
‫پستچیِ من الان خیلی افسرده شده.

578
00:37:34,520 --> 00:37:37,360
‫خیلی حس بدی نسبت به زندگیش داره.

579
00:37:37,440 --> 00:37:42,680
‫با خودم گفتم اگه با کسی که خیلی زندگی مزخرفی داره
‫صحبت کنه...

580
00:37:43,360 --> 00:37:46,760
‫شاید حالش رو نسبت به وضعیت خودش بهتر کنه.

581
00:37:46,840 --> 00:37:49,400
‫- مشکلی نداره. بسپارش به من.
‫- ممنون.

582
00:37:50,160 --> 00:37:52,160
‫یه کم چایی می خورم.
‫وقت چایی خوردنه!

583
00:37:52,720 --> 00:37:54,120
‫خیلی خب. اسکواش!

584
00:37:54,200 --> 00:37:55,080
‫- چی؟
‫- اسکواش!

585
00:37:55,160 --> 00:38:00,560
‫لازم نیست. من که منظورم رو ثابت کردم
‫و حق با تو بود، الان کمتر حس پرخاشگری دارم.

586
00:38:00,640 --> 00:38:01,960
‫- عه، ترسیدی؟
‫- نه.

587
00:38:02,000 --> 00:38:03,560
‫خب، به نظر من که ترسیدی.

588
00:38:03,640 --> 00:38:05,240
‫- نه.
‫- اسکواش برات بیش از حده؟

589
00:38:05,320 --> 00:38:06,600
‫- نه.
‫- قبلاً بازی نکردی؟

590
00:38:06,680 --> 00:38:08,750
‫توی این قرن که نه
‫ولی مشکلی پیش نمیاد.

591
00:38:08,800 --> 00:38:11,760
‫عالیه! مشکلی پیش نمیاد. عالیه.
‫باشه، توی زمین بازی می بینمت.

592
00:38:13,760 --> 00:38:16,440
‫هیچوقت توی هیچ ورزشی برنده نمیشه.
‫عمراً بذارم!

593
00:38:16,520 --> 00:38:19,200
‫هر کاری لازم باشه می کنم تا مطمئن بشم...

594
00:38:19,280 --> 00:38:21,080
‫نِگاش کن. چقدر به هم ریخته.

595
00:38:21,160 --> 00:38:23,760
‫تحملش رو نداره.
‫باورش نمیشه که شکستش دادم.

596
00:38:30,720 --> 00:38:34,880
‫یعنی شما عشق دوران کودکیِ هم بودین
‫ولی ارتباطمون با هم قطع شد.

597
00:38:34,960 --> 00:38:38,040
‫بله. سال 1957 با هم آشنا شدیم.

598
00:38:38,120 --> 00:38:41,440
‫من 16 سالَم بود و بیل 17 سالش بود.

599
00:38:41,520 --> 00:38:45,320
‫من توی کارخونه کار می کردم.
‫بیل هم مسئول فضای سبز بود.

600
00:38:45,400 --> 00:38:49,560
‫یکی دو سال با همدیگه بودیم، بعدش جدا شدیم.

601
00:38:49,640 --> 00:38:52,680
‫- دلیلش رو یادتون میاد؟
‫- یادم نمیاد صبحونه چی خوردم.

602
00:38:52,840 --> 00:38:55,920
‫زیادی مصرف می کرد.
‫همیشه نشئه بود.

603
00:38:55,960 --> 00:38:57,840
‫- الان دیگه مصرف ندارم.
‫- من دارم!

604
00:38:58,600 --> 00:39:01,070
‫خب بگذریم، یه جورایی ارتباطمون با هم قطع شد.

605
00:39:01,120 --> 00:39:04,200
‫با آدمای دیگه ای آشنا شدیم،
‫جفتمون ازدواج کردیم و همین!

606
00:39:04,280 --> 00:39:08,200
‫فکر کنم توی این سال ها
‫یکی دو بار به هم بر خورده باشیم.

607
00:39:08,280 --> 00:39:10,520
‫وقتی فهمیدیم جفتمون بیوه شدیم،

608
00:39:10,600 --> 00:39:14,400
‫یه لیوان چایی خوردیم
‫و دوباره با هم صمیمی شدیم.

609
00:39:14,480 --> 00:39:16,040
‫اون شعلۀ عشق، از دست رفتنی نیست.

610
00:39:16,120 --> 00:39:18,200
‫نمی خواستیم به خودمون زحمتِ ازدواج کشیدن بدیم،

611
00:39:18,240 --> 00:39:21,430
‫ولی من آدم مذهبی ای هستم و
‫گفتم امر مقدسِ ازدواج رو انجام بدیم.

612
00:39:21,480 --> 00:39:22,560
‫ازدواج!

613
00:39:23,120 --> 00:39:27,120
‫خیلی خب. عروسیتون چه موقعیه؟

614
00:39:27,680 --> 00:39:29,440
‫- 28 آگوست.
‫- بیست و هشتم!

615
00:39:29,480 --> 00:39:31,280
‫- منم آگوست عروسیمه.
‫- احمق!

616
00:39:32,720 --> 00:39:35,160
‫خب، تبریک می گم.

617
00:39:35,200 --> 00:39:37,230
‫امیدوارم سال های سال،
‫در کنار هم خوش باشید.

618
00:39:37,280 --> 00:39:39,000
‫امیدوارم اندفعه اول من بمیرم!

619
00:39:39,080 --> 00:39:42,400
‫امیدوارم اون قدر دیر نَمیری
‫که دیگه نتونم کس دیگه ای به جات پیدا کنم.

620
00:39:44,200 --> 00:39:45,200
‫یه عکس بگیر.

621
00:39:46,560 --> 00:39:47,840
‫لبخند!

622
00:39:50,840 --> 00:39:51,840
‫عالی شد.

623
00:40:00,080 --> 00:40:01,800
‫به اندازۀ کافی به لیسا محبت می کردم؟

624
00:40:02,480 --> 00:40:06,280
‫شوخیت گرفته؟ تا حالا زوجی ندیده بودم
‫که بیشتر از شماها به هم متعهد باشن.

625
00:40:06,320 --> 00:40:08,840
‫نه، می دونم که می دونست دوستش دارم...

626
00:40:08,880 --> 00:40:10,720
‫ولی قشنگ بلند بلند ابرازش می کردم؟

627
00:40:10,760 --> 00:40:12,110
‫همیشه بهش یادآوری می کردم؟

628
00:40:12,160 --> 00:40:16,320
‫آره، می کردی.
‫برای همۀ اطرافیان واضح بود، چه برسه برای اون!

629
00:40:17,680 --> 00:40:18,550
‫تو رفیق خوبی هستی.

630
00:40:18,600 --> 00:40:20,080
‫فقط دارم راستش رو می گم.

631
00:40:20,120 --> 00:40:21,760
‫خودمم همچین چیزی می خوام.

632
00:40:21,960 --> 00:40:24,440
‫آشنایی با «جون»، بهترین اتفاق زندگیمه.

633
00:40:24,520 --> 00:40:27,400
‫شاید باورت نشه
‫ولی اون قدری که فکرش رو می کنی خاطر خواه ندارم!

634
00:40:28,440 --> 00:40:30,400
‫- آدم جذابی هستی.
‫- بغل؟

635
00:40:30,480 --> 00:40:34,000
‫- نه، ازم دور شو، حلزونِ عرقی!
‫- الان گفتی آدم جذابی هستم.

636
00:40:34,040 --> 00:40:37,080
‫آره، ولی یعنی مثل اون مستندهای اعماق دریا...

637
00:40:37,160 --> 00:40:39,360
‫که یه چیزی رو از اون پایینا می کِشن بیرون.

638
00:40:39,960 --> 00:40:41,240
‫فکر می کردن اون منقرض شده.

639
00:40:41,320 --> 00:40:45,320
‫اصلاً نمی دونن چیه. صرفاً یه موجوده.
‫ممکنه ماهی باشه، ممکنه یه نرم تن باشه.

640
00:40:45,840 --> 00:40:47,360
‫پس دوباره برگشتی سر حالت عادیت!

641
00:40:48,640 --> 00:40:52,360
‫- هیچوقت هیچی به حالت عادی برنمی گرده.
‫- گندش بزنن. چرا این حرف رو زدم؟

642
00:40:53,280 --> 00:40:56,280
‫قبلنا حالت عادی این بود که نوشیدنی می خوردیم،
‫بعدش تو روی کاناپه خوابت ببره.

643
00:40:56,320 --> 00:40:57,880
‫بیا امشب یه نوشیدنی بخوریم.

644
00:40:57,920 --> 00:41:00,360
‫نه حالا چیز خیلی خاصی.
‫توی خونه درست می کنم.

645
00:41:02,400 --> 00:41:03,520
‫باشه، حله.

646
00:41:19,280 --> 00:41:20,280
‫سلام پسر.

647
00:41:20,920 --> 00:41:22,120
‫- خوبی؟
‫- حالت خوبه؟

648
00:41:22,200 --> 00:41:23,640
‫- آره.
‫- چه خبرا؟

649
00:41:24,240 --> 00:41:25,600
‫- خوبه.
‫- عه؟

650
00:41:26,200 --> 00:41:27,400
‫روز قشنگیه، مگه نه؟

651
00:41:30,080 --> 00:41:31,640
‫- شنیدم یه کم حالت گرفته ـست.
‫- آره.

652
00:41:31,680 --> 00:41:33,120
‫آره؟ باهام حرف بزن.

653
00:41:34,040 --> 00:41:36,910
‫خب، همه می دونن شغلِ راکسی کُلفَتی ـه.

654
00:41:36,960 --> 00:41:39,120
‫- ولی من خجالت می کشم.
‫- خجالت؟

655
00:41:39,200 --> 00:41:42,720
‫احتمالاً خونه هایی که بهشون پُست هاشون رو
‫تحویل میدم، قبلاً توشون کُلفَتی کرده.

656
00:41:43,120 --> 00:41:44,120
‫تازه این حداقلشه!

657
00:41:45,200 --> 00:41:48,040
‫- منظورت چیه؟
‫- بعید می دونم پول خوبی برای کُلفَتی بدن.

658
00:41:48,560 --> 00:41:49,560
‫منظورم رو گرفتی؟

659
00:41:50,520 --> 00:41:51,640
‫فکرش رو بکن، پسر.

660
00:41:51,680 --> 00:41:53,400
‫فکر کن چه کارهایی باید بکنه.

661
00:41:53,640 --> 00:41:57,160
‫کار، کار، کار، کار، کار، همه ـش کار!

662
00:41:57,240 --> 00:41:58,920
‫«برو اون گوشۀ خونه رو هم جارو بکِش.»

663
00:42:01,640 --> 00:42:02,520
‫اینم تموم شد.

664
00:42:02,600 --> 00:42:05,360
‫«لباس ها رو که شُستی، برو زمین ها رو تِی بکِش.»

665
00:42:05,400 --> 00:42:08,240
‫«حواست به اون لباس ها باشه.
‫اتو رو زیادی روشون نگه نداری.»

666
00:42:09,400 --> 00:42:11,440
‫«عالی بود. بفرما. پولش رو بگیر.»

667
00:42:11,520 --> 00:42:13,640
‫«حالا برگرد پیش نامزدِ پستچیت.»

668
00:42:16,760 --> 00:42:17,760
‫منظورم رو گرفتی؟

669
00:42:20,000 --> 00:42:22,280
‫ببین، حداقل یه پولی بهش می دن.

670
00:42:22,880 --> 00:42:24,920
‫خب؟ همسر من که مجانی کار می کرد.

671
00:42:24,960 --> 00:42:27,880
‫بعضی وقتا یواشکی!
‫بعضی وقتا مجبورم می کرد فیلمش رو بگیرم.

672
00:42:27,960 --> 00:42:31,480
‫اگه جای من بودی چه حسی بهت دست می داد؟
‫فیلم می گیرم ازش! از کُلفَتی کردنش!

673
00:42:31,560 --> 00:42:32,560
‫حس بی ارزش بودن!

674
00:42:32,640 --> 00:42:35,120
‫مثل حلزونی که زیر بارون...

675
00:42:35,200 --> 00:42:37,360
‫فضولات پرندگان رو می خوره و
‫منتظره تا روش پا بذارن.

676
00:42:38,560 --> 00:42:39,960
‫ولش می کنن تا درد بکِشه و بمیره.

677
00:42:40,440 --> 00:42:43,720
‫حرف من اینه که، مثل من یه حلزون بی ارزش نباش.

678
00:42:44,720 --> 00:42:45,720
‫مرد باش!

679
00:42:47,720 --> 00:42:49,000
‫بعداً می بینمت.

680
00:42:57,240 --> 00:42:58,920
‫- سلام.
‫- سلام.

681
00:43:00,120 --> 00:43:01,240
‫تو پسرمی!

682
00:43:01,960 --> 00:43:02,960
‫آره.

683
00:43:04,280 --> 00:43:05,320
‫حالت چطوره، بابا؟

684
00:43:06,000 --> 00:43:07,640
‫بد نیستم!

685
00:43:08,040 --> 00:43:09,560
‫این مدت کجا بودی؟

686
00:43:10,480 --> 00:43:11,480
‫استرالیا.

687
00:43:12,880 --> 00:43:14,160
‫کجا میشه؟

688
00:43:14,880 --> 00:43:17,200
‫می دونی، اگه از اینجا بری بیرون
‫و به سمت چپ بپیچی...

689
00:43:18,000 --> 00:43:19,800
‫حدود 16 هزار کیلومتر راهشه!

690
00:43:19,880 --> 00:43:21,080
‫که اینطور!

691
00:43:21,720 --> 00:43:23,080
‫ولی الان دیگه برگشتی، مگه نه؟

692
00:43:23,840 --> 00:43:25,040
‫- آره.
‫- برای همیشه؟

693
00:43:26,520 --> 00:43:27,640
‫- آره.
‫- سلام.

694
00:43:27,720 --> 00:43:29,080
‫- سلام.
‫- سلام.

695
00:43:29,160 --> 00:43:30,640
‫داشتم، می دونی...

696
00:43:32,520 --> 00:43:33,720
‫دورهمی گرفته بودیم.

697
00:43:34,400 --> 00:43:37,160
‫برام تختۀ شطرنج رو بیار.

698
00:43:37,960 --> 00:43:40,760
‫یه دست با هم بازی کنیم.
‫جَوون تر که بودی، شطرنج بازِ نسبتاً خوبی بودی.

699
00:43:40,800 --> 00:43:42,520
‫- جدی؟
‫- آره.

700
00:43:43,240 --> 00:43:44,440
‫کجاست؟

701
00:43:46,280 --> 00:43:49,520
‫قفسۀ ظروف، کنارِ لیوان ها.

702
00:43:51,200 --> 00:43:53,280
‫- فردا میارمش.
‫- ممنون.

703
00:43:54,280 --> 00:43:55,830
‫دیگه بهتره برم. فقط اومده بودم...

704
00:43:55,880 --> 00:43:59,160
‫خب، اگه خواستی می تونم یه مرخصی مختصر بگیرم
‫و باهات قدم بزنم!

705
00:43:59,280 --> 00:44:00,360
‫باشه، حتماً.

706
00:44:01,360 --> 00:44:02,440
‫- خداحافظ، بابا.
‫- خداحافظ.

707
00:44:12,200 --> 00:44:13,200
‫چیکار می کنی؟

708
00:44:13,720 --> 00:44:15,000
‫رفقا دستِ همدیگه رو می گیرن.

709
00:44:15,040 --> 00:44:16,440
‫- جدی؟
‫- آره.

710
00:44:16,800 --> 00:44:19,070
‫- حتی بعضی مردها هم دستِ همدیگه رو می گیرن.
‫- مردهای لوس!

711
00:44:19,120 --> 00:44:21,560
‫نه، مردهای معمولی هم بعضی وقتا
‫دستِ همدیگه رو می گیرن.

712
00:44:21,600 --> 00:44:24,600
‫کدوم مرد معمولی ای توی خیابون
‫دستِ رفیقش رو می گیره؟

713
00:44:25,040 --> 00:44:27,120
‫توی اسپانیا! اونا لوس نیستن.

714
00:44:27,640 --> 00:44:28,640
‫خب، بعضی هاشون هستن.

715
00:44:28,680 --> 00:44:32,200
‫- زیاد نیستن! خیلی مردونه رفتار می کنن. گاوبازن.
‫- صحیح!

716
00:44:33,560 --> 00:44:34,680
‫گاوبازها لوس نیستن.

717
00:44:34,760 --> 00:44:38,720
‫نه، مخصوصاً با اون کلاه های کوچیکشون و
‫لباس های چسبانکِ زرق و برق دارشون!

718
00:44:38,800 --> 00:44:41,120
‫توی زمین می رقصن و
‫سمتشون گُل رُز پرت میشه.

719
00:44:41,160 --> 00:44:42,600
‫ابداً لوس نیستن!

720
00:44:42,680 --> 00:44:44,280
‫کثافتِ روانی ان!

721
00:44:45,040 --> 00:44:47,080
‫ولی لوس نیستن. داریم کجا می ریم؟

722
00:45:08,000 --> 00:45:09,920
‫- چیکار می کنی؟
‫- گل نرگس ـه

723
00:45:10,440 --> 00:45:11,880
‫آره، خسارت کیفری وارد کردی!

724
00:45:12,520 --> 00:45:16,040
‫آخ! داشتم برای تو می کَندمش، پست فطرتِ بدبخت!

725
00:45:21,080 --> 00:45:22,520
‫خیلی خب، شروع می کنیم.

726
00:45:23,040 --> 00:45:25,200
‫خب، همون طور که بعضی هاتون احتمالاً می دونین،

727
00:45:25,280 --> 00:45:29,400
‫این پونصدمین سالگردِ جشنوارۀ تمبوری ـه...

728
00:45:29,480 --> 00:45:31,270
‫و از بنده خواستن که...

729
00:45:31,320 --> 00:45:34,320
‫مطمئن بشم به بازیکن های تمبوری
‫یه کم چاشنیِ فرهنگ ارائه بشه.

730
00:45:34,680 --> 00:45:36,680
‫به کولین یه وظیفه ای دادم.

731
00:45:36,800 --> 00:45:39,080
‫قراره هماهنگی های کارهای پشت صحنه رو بکنه،

732
00:45:39,200 --> 00:45:42,120
‫در ضمن، قراره یه مقالۀ حرفه ای در موردمون بنویسه.

733
00:45:42,200 --> 00:45:43,080
‫عه!

734
00:45:43,160 --> 00:45:45,640
‫طبق معمول، در معرض توجه ها قرارمون دادم. مگه نه؟

735
00:45:45,720 --> 00:45:48,760
‫خب دیگه، چیکار کنیم؟ یه سِری ایده می خوایم.

736
00:45:48,840 --> 00:45:52,320
‫- کسی نظری نداره؟ یه چیز تاریخی!
‫- بینوایان!

737
00:45:52,400 --> 00:45:55,600
‫درسته که بینوایان توی گذشته اتفاق افتاده
‫ولی نمی تونیم اجراش کنیم.

738
00:45:55,680 --> 00:45:57,310
‫پول همچین چیزی رو نمی دم. بیخیالش!

739
00:45:57,360 --> 00:45:59,840
‫اونم مثل نمایشنامۀ «اویتا» میشه.

740
00:45:59,880 --> 00:46:01,320
‫هنوز دارم بدهی هاش رو میدم.

741
00:46:01,400 --> 00:46:05,440
‫نه، یه چیز تعاملانه لازم داریم.
‫از این چیزا که توش راه بری.

742
00:46:05,480 --> 00:46:07,030
‫یه کم پیاده رویِ تفریحی!

743
00:46:07,080 --> 00:46:10,960
‫مردم بیان پیشمون.
‫مثل یه وایکینگ بیان سمتمون و غارت کنن!

744
00:46:11,040 --> 00:46:12,040
‫واقعاً که نه.

745
00:46:12,120 --> 00:46:14,990
‫یه راهبه بیاد سمتمون و دعای خیر بکنه.
‫از این کارهای قدیمی.

746
00:46:15,040 --> 00:46:18,800
‫یه کِشتی دزدان دریایی. چه می دونم؟
‫یه خوک! یه خوک برای خودش ول بگرده!

747
00:46:18,880 --> 00:46:20,510
‫این ایدۀ خوبیه؟ نمی دونم!

748
00:46:20,560 --> 00:46:23,440
‫یالا! نباید که فقط من حرف بزنم.
‫دیگه چه ایده هایی دارید؟

749
00:46:23,480 --> 00:46:26,120
‫شاید بتونم در قالب یه بازیگر شکسپیریِ بیکار
‫وارد بشم.

750
00:46:27,040 --> 00:46:29,240
‫دوباره شروع نکن، جیمز.

751
00:46:29,800 --> 00:46:33,240
‫داریم خوش می گذرونیم ها!
‫همه ـمون وقتمون رو گذاشتیم که بیایم اینجا.

752
00:46:33,280 --> 00:46:35,280
‫آره، ولی تو که پیکِ روزنامه نیستی.

753
00:46:35,320 --> 00:46:37,360
‫خب، تو هم نیستی. اکثرشون رو میندازی دور.

754
00:46:40,120 --> 00:46:42,960
‫ببین، در حال حاضر
‫اوضاع زندگیم بر وفق مراد نیست...

755
00:46:43,040 --> 00:46:45,190
‫خب، هیچوقت بر وفق مرادت نبوده، جیمز.
‫چی چی میگی؟

756
00:46:45,240 --> 00:46:47,520
‫منو چی میگی؟
‫یه بار اشتباه کردم و از ایده ـت حمایت کردم.

757
00:46:47,600 --> 00:46:49,440
‫ببین، من یه کم نگرانشم.

758
00:46:49,520 --> 00:46:52,680
‫چون بدونِ اجرا،
‫واقعاً هیچ کار دیگه ای نمی تونه بکنه.

759
00:46:52,760 --> 00:46:55,470
‫آره، این اجراست دیگه.
‫دیگه چی می خوای؟

760
00:46:55,520 --> 00:46:57,600
‫ولی مبتدیانه ـست.
‫همه ـش مبتدیانه ـست.

761
00:46:57,680 --> 00:47:00,720
‫مبتدیانه؟ مبتدیانه؟ چطور جرئت می کنی؟

762
00:47:00,800 --> 00:47:03,720
‫باید به اطلاعت برسونم
‫که من یه بازیگر و کارگردان حرفه ای هستم.

763
00:47:04,080 --> 00:47:08,680
‫- کارهات چیا بودن؟
‫- نسخۀ موزیکالِ «راننده تاکسی» توی ویگان.

764
00:47:08,920 --> 00:47:10,000
‫خوب شد؟

765
00:47:10,080 --> 00:47:11,520
‫خب، خودت بگو.

766
00:47:12,320 --> 00:47:15,440
‫♪ داری با من حرف می زنی؟ ♪
‫♪ آخه من دارم با تو حرف می زنم! ♪

767
00:47:15,520 --> 00:47:18,080
‫♪ کس دیگه ای نمی بینم که بتونی باهاش حرف بزنی ♪

768
00:47:18,160 --> 00:47:18,950
‫بنگ! بنگ!

769
00:47:19,000 --> 00:47:21,000
‫♪ من راننده تاکسی ام ♪

770
00:47:21,080 --> 00:47:24,160
‫♪ شبانه رانندگی می کنم
‫ و هر کی که دوست داشته باشم رو سوار می کنم ♪

771
00:47:24,200 --> 00:47:24,990
‫بنگ، بنگ!

772
00:47:25,040 --> 00:47:27,040
‫♪ من راننده تاکسی ام ♪

773
00:47:27,080 --> 00:47:31,150
‫♪ اگه داری مواد می فروشی ♪
‫♪ یه دونه از پشت از من می خوری ♪

774
00:47:31,200 --> 00:47:32,520
‫♪ امشب ♪

775
00:47:32,800 --> 00:47:33,800
‫تاکسی!

776
00:47:37,640 --> 00:47:38,760
‫کارش خوبه.

777
00:47:58,120 --> 00:48:00,600
‫کم پیش میاد که این روزا کسی برای پیشخدمت بشکن بزنه
‫سلام!

778
00:48:00,640 --> 00:48:02,200
‫لیست نوشیدنی ها رو بهتون بدم؟

779
00:48:02,240 --> 00:48:04,360
‫به نظرم باید بگی:
‫«لیست نوشیدنی ها رو بدم خدمتتون؟»

780
00:48:04,400 --> 00:48:06,120
‫- ببخشید.
‫- ممنون.

781
00:48:07,520 --> 00:48:08,800
‫نوشیدنی خاصی مد نظر داری؟

782
00:48:09,440 --> 00:48:12,240
‫نه راستش. نوشیدنی معمولی می خورم.

783
00:48:13,280 --> 00:48:14,720
‫- سفارش بدم؟
‫- آره.

784
00:48:15,600 --> 00:48:18,880
‫میشه یه چند تا لیوان...

785
00:48:18,960 --> 00:48:23,240
‫نوشیدنی گازدارِ مدل 2017 لطفاً؟

786
00:48:23,320 --> 00:48:26,240
‫- با همون شروع می کنیم.
‫- میشه کدوم؟

787
00:48:27,560 --> 00:48:32,200
‫دیگه دقیق تر از نوشیدنی گازدار مدل 2017
‫نمی تونستم بهت آدرس بدم...

788
00:48:32,280 --> 00:48:34,310
‫که از قضا اون پایین به صورت مکتوب نوشته شده!

789
00:48:34,360 --> 00:48:37,120
‫- درسته.
‫- آگاهی کامل از شغلت داشته باش.

790
00:48:38,320 --> 00:48:41,400
‫اگه دل به کار ندی،
‫شاید بهتر باشه اصلاً اینجا نباشی.

791
00:48:42,560 --> 00:48:43,880
‫دارم حداقل حقوق رو می گیرم، رفیق.

792
00:48:44,480 --> 00:48:46,240
‫توی مدرسه بیشتر درس می خوندی، رفیق!

793
00:48:47,920 --> 00:48:49,960
‫دُمش رو گذاشت رو کولش و رفت!

794
00:48:50,480 --> 00:48:51,640
‫پس تو توی...

795
00:48:51,680 --> 00:48:55,280
‫آرنج هات رو از روی میز بردار.
‫تو توی صنعت روزنامه کار می کنی؟

796
00:48:55,360 --> 00:48:57,000
‫- آره. آره.
‫- برای یه روزنامه کار می کنی؟

797
00:48:57,080 --> 00:48:58,080
‫آهان.

798
00:48:58,920 --> 00:49:00,800
‫آره.

799
00:49:01,600 --> 00:49:03,160
‫راستش من فقط «گاردین» می خونم.

800
00:49:04,360 --> 00:49:07,440
‫هر از گاهی هم «پرایوت آی» می خونم
‫ولی اون موقع بازم برمی گردم سراغ گاردین!

801
00:49:08,000 --> 00:49:11,200
‫من ذهنی دارم که به تعبیری ذهن خلاقی ـه.

802
00:49:12,640 --> 00:49:13,760
‫شعر می نویسم.

803
00:49:16,080 --> 00:49:17,080
‫شعر دوست داری؟

804
00:49:18,520 --> 00:49:19,520
‫- آره.
‫- بله.

805
00:49:20,480 --> 00:49:22,360
‫- دوست داری؟
‫- آره.

806
00:49:23,000 --> 00:49:24,760
‫چون خیلی ها میگن شعر دوست دارن،

807
00:49:24,840 --> 00:49:28,480
‫ولی در واقع منظورشون اینه
‫که شعر «اگر»، اثر رودیارد کیپلینگ رو دوست دارن.

808
00:49:28,560 --> 00:49:31,760
‫فکر می کنن این به نحوی یه هنر برجسته ـست.

809
00:49:32,600 --> 00:49:34,440
‫مثل کسایی که می گن...
‫آرنج ها!

810
00:49:34,520 --> 00:49:36,360
‫مثل کسایی که می گن شطرنج بازی می کنن...

811
00:49:36,440 --> 00:49:40,080
‫ولی در واقع منظورشون اینه که
‫قوانینِ مربوط به حرکت دادنِ مهره ها رو بلدن.

812
00:49:43,480 --> 00:49:44,360
‫از شطرنج خوشت میاد؟

813
00:49:44,440 --> 00:49:47,720
‫- بازی... بازی نمی کنمش.
‫- بازی نمی کنیش. دیدی؟

814
00:49:47,800 --> 00:49:50,720
‫- ولی می دونی مهره ها چطور باید حرکت کنن!
‫- بعضی از مهره ها رو می شناسم.

815
00:49:50,800 --> 00:49:51,800
‫دیدی؟

816
00:49:52,560 --> 00:49:54,080
‫- بعضی هاشون!
‫- جانم؟

817
00:49:55,520 --> 00:49:57,880
‫توی شطرنج، یه شوالیه هست.
‫یه شوالیۀ کوچولو.

818
00:49:58,160 --> 00:49:59,280
‫اون اسب ـه.

819
00:49:59,360 --> 00:50:02,080
‫- و... یه سرفراز؟
‫- سرباز!

820
00:50:02,920 --> 00:50:04,200
‫من چکرز بازی می کنم.

821
00:50:04,280 --> 00:50:05,800
‫چکرز آسون تره، مگه نه؟

822
00:50:05,880 --> 00:50:07,320
‫چکرز بازی خیلی ساده ایه.

823
00:50:16,480 --> 00:50:17,720
‫بیا ببینم.

824
00:50:22,600 --> 00:50:24,640
‫این یکی از پنج تا میوه ایه که توی روز باید بخوری.

825
00:50:24,680 --> 00:50:26,320
‫- انگور!
‫- آره، دقیقاً.

826
00:50:28,040 --> 00:50:29,280
‫- نوش.
‫- نوش.

827
00:50:32,360 --> 00:50:33,560
‫آخ.

828
00:50:34,440 --> 00:50:36,560
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم. خودت خوبی؟

829
00:50:37,240 --> 00:50:39,320
‫راستی، می خواستم یه چیزی ازت بپرسم.

830
00:50:40,000 --> 00:50:42,640
‫- خیلی خب.
‫- اگه خواستی راحت بگو نه. چیز مهمی نیست.

831
00:50:43,160 --> 00:50:46,120
‫ولی می خواستم بدونم حاضری ساقدوش عروسیم بشی یا نه

832
00:50:47,640 --> 00:50:49,080
‫گندش بزنن!

833
00:50:50,600 --> 00:50:52,560
‫آخه واقعاً من صمیمی ترین دوستتم؟

834
00:50:52,600 --> 00:50:54,600
‫- راستش رو بخوای تنها دوستمی!
‫- صحیح.

835
00:50:55,960 --> 00:50:56,960
‫خیلی خب.

836
00:51:00,920 --> 00:51:03,760
‫آخه باید قبول کنم دیگه، مگه نه؟

837
00:51:04,800 --> 00:51:05,920
‫اگه هنوز زنده باشم!

838
00:51:06,920 --> 00:51:09,560
‫- هنوز که حرف از خودکُشی نمی زنی؟
‫- نه، آخه...

839
00:51:09,640 --> 00:51:12,400
‫خیلی به سلامتی خودم اهمیت نمی دم.
‫شاید تا آگوست زنده نَموندم.

840
00:51:12,680 --> 00:51:15,840
‫خیلی خب، اگه با دلایل طبیعی بمیری
‫اشکالی نداره.

841
00:51:16,360 --> 00:51:18,280
‫الان به همین امیدوارم!

842
00:51:19,360 --> 00:51:22,800
‫ترجیح می دم به جای اینکه ساقدوش داماد
‫توی عروسی باشم، بمیرم!

843
00:51:26,880 --> 00:51:28,840
‫خیلی خوشحال شدم از پیشنهادت. آخ آخ!

844
00:51:29,120 --> 00:51:30,720
‫باید کامل هُشیار باشم؟

845
00:51:31,480 --> 00:51:33,320
‫شاید تا بعد از سخنرانی.

846
00:51:33,400 --> 00:51:36,000
‫بیا سخنرانی رو قبل از مراسم بکنیم.

847
00:51:36,040 --> 00:51:37,160
‫باشه. خیلی خب.

848
00:51:37,240 --> 00:51:40,280
‫بیخیال. بیا...

849
00:51:43,720 --> 00:51:44,720
‫هممم...

850
00:51:45,720 --> 00:51:47,680
‫علوم درس میدی؟

851
00:51:47,760 --> 00:51:48,760
‫نخیر!

852
00:51:49,200 --> 00:51:55,680
‫توی بخش هنریِ معلمی کار می کنم.
‫انگلیسی درس می دم.

853
00:51:56,320 --> 00:52:00,040
‫- زبان و ادبیات، در نهایت در کنارِ هم!
‫- چه خوب.

854
00:52:00,120 --> 00:52:02,440
‫- من از طالع بینی و این چیزا خوشم میاد.
‫- جانم؟

855
00:52:02,960 --> 00:52:04,200
‫من طالع...

856
00:52:04,240 --> 00:52:05,680
‫- طالع بینی؟
‫- آره.

857
00:52:08,000 --> 00:52:10,760
‫- تو چی؟
‫- از طالع بینی خوشم میاد؟

858
00:52:12,000 --> 00:52:14,280
‫- آره.
‫- نه، معلومه که نه.

859
00:52:15,520 --> 00:52:17,080
‫چرت و پرت های عوام پسند!

860
00:52:18,440 --> 00:52:19,640
‫خیال واهی...

861
00:52:20,320 --> 00:52:22,400
‫برای آدمای ساده لوح و درمونده!

862
00:52:22,480 --> 00:52:23,680
‫توهین نباشه!

863
00:52:24,480 --> 00:52:25,480
‫صاف بشین.

864
00:52:26,200 --> 00:52:28,800
‫شونه هات رو ببر عقب.
‫هیچوقت آرنج هات رو نذار روی میز.

865
00:52:33,120 --> 00:52:36,120
‫- برای زندگی متأهلانه لحظه شماری می کنی؟
‫- قطعاً.

866
00:52:36,200 --> 00:52:40,000
‫آره، آره.
‫درسته که یه سِری چیزا رو از دست می دم...

867
00:52:40,840 --> 00:52:42,840
‫ولی مزیت هاش از مضراتش بیشتره.

868
00:52:43,480 --> 00:52:44,320
‫خوبه!

869
00:52:44,400 --> 00:52:48,160
‫برای مثال، قدیما تا صبح می شِستم
‫و موقع تلویزیون دیدن، غذا می خوردم.

870
00:52:48,240 --> 00:52:50,360
‫الان هنوزم این کار رو می کنم،

871
00:52:50,440 --> 00:52:53,640
‫ولی لازم نیست بلند شم و غذا بیارم.
‫خودش برام میاره.

872
00:52:54,280 --> 00:52:56,920
‫- عالیه.
‫- باید یه کم برنامه های دخترونه ببینم.

873
00:52:57,880 --> 00:52:58,880
‫مثل چی؟

874
00:52:58,960 --> 00:53:02,000
‫«تاج»، «فلیبگ»، مسابقۀ «نانواییِ بریتانیای کبیر».

875
00:53:02,080 --> 00:53:04,160
‫ولی اگه کیکی ببینم که ازش خوشم بیاد،

876
00:53:04,240 --> 00:53:07,360
‫میگم: «اوه، این به نظر خوشمزه میاد.»
‫می دونم که روز بعدی می خورمش.

877
00:53:07,600 --> 00:53:10,960
‫خب، مسابقۀ «نانوایی بریتانیای کبیر»،
‫برای تو مثل ویترینِ قنادی میشه، آره؟

878
00:53:11,040 --> 00:53:13,040
‫- آره.
‫- محشره! چه زندگی ای!

879
00:53:14,360 --> 00:53:16,640
‫دوتا رو به جلو، یه دونه رو به بغل!

880
00:53:16,720 --> 00:53:17,720
‫آرنج هات!

881
00:53:18,720 --> 00:53:19,720
‫ممنون.

882
00:53:20,400 --> 00:53:21,840
‫- من حساب می کنم.
‫- عالیه.

883
00:53:21,920 --> 00:53:23,280
‫پس تو انعامش رو بده.

884
00:53:24,000 --> 00:53:25,560
‫- چقدر شده؟
‫- 38 پوند.

885
00:53:26,640 --> 00:53:28,840
‫- باشه.
‫- پونزده درصدش!

886
00:53:30,360 --> 00:53:31,360
‫میشه چقدر؟

887
00:53:37,120 --> 00:53:39,080
‫خب، 10 درصد 38 میشه چند؟

888
00:53:41,800 --> 00:53:42,830
‫3.80 پوند.

889
00:53:42,880 --> 00:53:43,960
‫3.80 پوند! بلدی ها!

890
00:53:44,640 --> 00:53:46,840
‫حالا بعلاوۀ پنجاه درصد میشه چند؟

891
00:53:47,520 --> 00:53:48,640
‫یه پنج پوندی می ذارم.

892
00:53:49,560 --> 00:53:50,720
‫خب، کافی نیست که!

893
00:53:51,520 --> 00:53:53,240
‫- 10 پوندی می ذارم.
‫- خیلی زیاده!

894
00:53:53,320 --> 00:53:55,280
‫- من انعام درشت می دم، خب؟
‫- باشه.

895
00:53:55,960 --> 00:53:57,640
‫خب حالا اینجا چی داریم؟

896
00:53:58,320 --> 00:54:01,800
‫بانک اچ اس بی سی.
‫کارت اعتباریِ پیشرفتۀ انگلیسی!

897
00:54:03,040 --> 00:54:04,040
‫سبیل خان!

898
00:54:05,000 --> 00:54:06,440
‫سبیل خان؟

899
00:54:13,600 --> 00:54:16,200
‫- جدیداً به نظر شادتر میای.
‫- جدی؟

900
00:54:17,720 --> 00:54:18,720
‫آره.

901
00:54:19,400 --> 00:54:21,400
‫دارم سعی می کنم با زندگی سر کنم.

902
00:54:21,680 --> 00:54:23,720
‫مطمئناً دلم می خواد بهتر بشم.

903
00:54:24,960 --> 00:54:26,560
‫می خوام آدم خوبی بشم.

904
00:54:28,120 --> 00:54:29,120
‫ولی بعضی وقتا...

905
00:54:30,040 --> 00:54:31,600
‫هر کاری می کنم نمیشه!

906
00:54:32,120 --> 00:54:33,400
‫خیلی سخته.

907
00:54:33,480 --> 00:54:36,280
‫حرفای قشنگ قشنگ می زنیم
‫ولی وقتی پای عمل می رسه،

908
00:54:37,360 --> 00:54:41,800
‫یه جورایی فرار می کنیم و
‫حاضر نیستیم فداکاری های درست و حسابی بکنیم.

909
00:54:42,600 --> 00:54:44,320
‫حاضرم کلیه ام رو به یه غریبه بدم؟

910
00:54:44,760 --> 00:54:47,120
‫نه، به هیچ وجه!

911
00:54:47,640 --> 00:54:50,200
‫حتی به تو هم نمی دمش.
‫ولی بعضی آدما می دن.

912
00:54:50,800 --> 00:54:52,160
‫چطور انقدر خوبن؟

913
00:54:52,680 --> 00:54:54,160
‫یعنی، باور نکردنی ـه!

914
00:54:54,240 --> 00:54:57,560
‫منم می خوام یه کار خوب بکنم. خب؟

915
00:54:57,640 --> 00:54:59,600
‫می خوام فداکاری کنم. می خوام...

916
00:55:00,400 --> 00:55:02,120
‫یه تحولی ایجاد کنم.

917
00:55:02,760 --> 00:55:03,760
‫ولی بعدش فکر می کنم...

918
00:55:04,600 --> 00:55:05,720
‫چه فایده ای داره؟

919
00:55:06,240 --> 00:55:08,080
‫گیرم که کلیه ام رو دادم به یکی،

920
00:55:09,120 --> 00:55:11,680
‫ولی اونم یه روز می میره دیگه. پس...

921
00:55:12,760 --> 00:55:13,960
‫کی به کیه؟

922
00:55:14,480 --> 00:55:16,360
‫الان وقتی بچه ها رو موقعِ بازی می بینم،

923
00:55:16,400 --> 00:55:18,520
‫به این فکر نمی کنم که هنوز اول راهن.

924
00:55:18,560 --> 00:55:22,040
‫به این فکر می کنم که همه ـشون یه روز می میرن
‫پس همۀ اینا بی فایده ـست.

925
00:55:22,120 --> 00:55:25,120
‫می ذاری سخنرانی ساقدوش داماد رو ویرایش کنم؟

926
00:55:26,920 --> 00:55:30,040
‫ولی به گمونم مجموع حرفام
‫اینه که دیگه مرگ برام مهم نیست.

927
00:55:30,320 --> 00:55:31,680
‫نه اینکه دلم بخواد بمیرم!

928
00:55:31,720 --> 00:55:33,840
‫منظورم اینه که هر چی شد، شد!

929
00:55:33,920 --> 00:55:37,120
‫دیگه عصبانی نیستم. نمی خوام دنیا رو تنبیه کنم.

930
00:55:37,640 --> 00:55:40,360
‫زندگیم رو کردم،
‫الان هم دیگه جذابیتِ جدیدی نداره!

931
00:55:40,880 --> 00:55:44,800
‫اینکه ملت فکر می کنن می تونم با یکی دیگه
‫اون زندگی رو دوباره بسازم، اعصابم رو خُرد می کنه

932
00:55:44,840 --> 00:55:46,800
‫انگار می تونم لیسا رو جایگزین کنم.
‫نمی تونم!

933
00:55:47,400 --> 00:55:48,920
‫با این قضیه مشکلی ندارم.

934
00:55:49,040 --> 00:55:53,560
‫چون اینجوری دورانی که باهاش گذروندم
‫قشنگ تر و ارزشمندتر میشه.

935
00:55:53,640 --> 00:55:55,920
‫و همۀ چیزایی که الان دارم به خاطر اونه.

936
00:55:56,000 --> 00:55:58,200
‫پول وام خونه رو داد.

937
00:55:58,240 --> 00:56:00,240
‫پول بیمۀ عمر می داد.

938
00:56:01,560 --> 00:56:04,080
‫150 هزارتا پول دارم، ولی هنوز...

939
00:56:05,000 --> 00:56:06,320
‫هنوز نرفتم دنبالش.

940
00:56:06,360 --> 00:56:08,240
‫150 هزارتا داری؟

941
00:56:09,120 --> 00:56:10,800
‫آره، چِکِش رو نقد نکردم،

942
00:56:11,520 --> 00:56:13,440
‫چون نمی خوامش.

943
00:56:14,640 --> 00:56:15,640
‫چون...

944
00:56:16,520 --> 00:56:17,800
‫اونجوری به دست آوردمش.

945
00:56:18,760 --> 00:56:20,960
‫تونی، خواهشاً بگو که حتی برای اینکه...

946
00:56:21,040 --> 00:56:24,240
‫از یه شرکت بیمۀ لعنتی بگیریش،
‫میری نقدش می کنی!

947
00:56:25,520 --> 00:56:27,640
‫در رو باز می کنی؟
‫نمی خوام آرامشِ سگ رو به هم بزنم.

948
00:56:27,680 --> 00:56:29,360
‫- چی؟
‫- برو.

949
00:56:35,200 --> 00:56:36,400
‫خوبی؟

950
00:56:38,360 --> 00:56:39,600
‫- کت ـه.
‫- عه!

951
00:56:43,480 --> 00:56:44,480
‫خوبی؟

952
00:56:44,920 --> 00:56:46,640
‫- آره.
‫- چطور بود؟

953
00:56:50,840 --> 00:56:52,320
‫نمی تونم توصیفش کنم.

954
00:56:53,160 --> 00:56:54,160
‫یارو چه شکلی بود؟

955
00:56:55,120 --> 00:56:57,160
‫یه کثافتِ تمام عیار!
‫(کلمۀ کثافت رو گفت)

956
00:56:58,680 --> 00:57:01,400
‫خیلی بهت افتخار می کنم.
‫یه لیوان نوشیدنی می خوری؟

957
00:57:01,760 --> 00:57:04,000
‫- بله، لطفاً.
‫- یه لیوان برای کت میاری؟

958
00:57:04,520 --> 00:57:06,440
‫- چی؟
‫- بیار دیگه! من نمی تونم.

959
00:57:06,840 --> 00:57:08,640
‫ببین چه جوری رفتار می کنه!

960
00:57:17,320 --> 00:57:23,560
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: «محمد سید»

961
00:57:25,560 --> 00:57:35,560
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M