﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:30,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:01:30,340 --> 00:01:33,578
<font color="#e8772c">⋆༺𓆩</font> <font color="#ffd83d">برخلاف جریان</font> <font color="#e8772c">𓆪༻⋆</font>

3
00:01:35,180 --> 00:01:36,920
<font color="#ff2121">✧༺ قسمت سیزدهم༻✧ </font>
<font color="#ff7f79">•| ⊱ مترجم : ثمر ⊰ |•</font>

4
00:01:41,070 --> 00:01:42,790
!کفش‌هاتون رو پرت کنین -
!کفش‌هاتون رو پرت کنین -

5
00:01:42,800 --> 00:01:45,250
!بیماری و بدی رو دور کنین -
!بیماری و بدی رو دور کنین -

6
00:01:45,350 --> 00:01:47,400
!کفش‌هاتون رو پرت کنین -
!کفش‌هاتون رو پرت کنین -

7
00:01:47,410 --> 00:01:49,750
!بیماری و بدی رو دور کنین -
!بیماری و بدی رو دور کنین -

8
00:01:49,760 --> 00:01:50,920
!نوبت منه

9
00:01:54,260 --> 00:01:57,260
(ترشی‌های خونگی)

10
00:02:06,056 --> 00:02:07,480
این‌ها همون کفش‌های پوشالی‌ان؟

11
00:02:08,120 --> 00:02:08,840
قشنگن

12
00:02:09,128 --> 00:02:10,408
کی برات دوخته‌شون؟

13
00:02:11,030 --> 00:02:11,630
مادرم

14
00:02:15,840 --> 00:02:16,280
بیا

15
00:02:20,750 --> 00:02:23,310
♪سوزن دارم، سوزن♪

16
00:02:24,136 --> 00:02:24,730
این چیه؟

17
00:02:24,750 --> 00:02:27,800
♪سوزن دارم، سوزن♪

18
00:02:28,190 --> 00:02:31,590
گل بدوز، ابر گلدوزی کن♪
♪کفش بدوز و زیره درست کن

19
00:02:32,030 --> 00:02:35,560
♪فلفل رشته کن، گونی بدوز♪

20
00:02:35,720 --> 00:02:37,688
پس این‌ها همون کفش‌های پوشالیه که گفتی

21
00:02:39,430 --> 00:02:41,030
پوشال به گرمی پنبه نیست

22
00:02:42,000 --> 00:02:43,560
ولی برای خانواده‌های فقیر

23
00:02:43,570 --> 00:02:44,740
توی سرمای سخت زمستون

24
00:02:44,750 --> 00:02:46,550
همین که یه جفت
کفش پوشالی مثل این داشته باشن

25
00:02:46,590 --> 00:02:47,520
خودش نعمته

26
00:02:47,730 --> 00:02:49,830
خانواده‌های فقیر معمولا
جنوب شهر زندگی می‌کنن

27
00:02:49,840 --> 00:02:51,360
پس باید همون‌جا دنبالشون بگردیم

28
00:02:52,120 --> 00:02:54,280
ولی از کجا می‌دونی اون زن‌ها

29
00:02:54,280 --> 00:02:56,360
با پارچه‌های لحاف‌دوزی شده
کفش پوشالی درست می‌کنن؟

30
00:02:57,470 --> 00:02:58,840
اون زن‌هایی که از پنبه‌ی کپک‌زده

31
00:02:58,840 --> 00:03:00,680
و پوشال برای دوخت لحاف استفاده می‌کردن

32
00:03:01,080 --> 00:03:03,080
می‌دونستن دارن کار نادرستی می‌کنن

33
00:03:03,240 --> 00:03:04,470
ولی باز هم انجامش دادن

34
00:03:04,800 --> 00:03:06,630
یا خانواده‌هاشون فقیر بودن

35
00:03:06,960 --> 00:03:08,310
یا طمع سود بیشتر داشتن

36
00:03:08,840 --> 00:03:11,470
احتمالا هر دوش بوده

37
00:03:13,208 --> 00:03:14,248
زن‌هایی مثل اونا

38
00:03:14,264 --> 00:03:16,290
عادت دارن هر جا بتونن
صرفه‌جویی کنن و چیزی ذخیره کنن

39
00:03:16,400 --> 00:03:18,000
حتما یه راهی پیدا می‌کنن

40
00:03:18,310 --> 00:03:20,590
که یه مقدار پارچه و نخ رو یواشکی بیرون ببرن

41
00:03:20,910 --> 00:03:22,590
هر چیزی گیرشون بیاد برمی‌دارن

42
00:03:23,280 --> 00:03:25,190
تکه‌پارچه، پوشال

43
00:03:25,320 --> 00:03:26,470
و وسط زمستون

44
00:03:26,870 --> 00:03:29,630
عملی‌ترین چیزی که می‌تونن درست کنن
همین کفش‌های پوشالیه

45
00:03:31,280 --> 00:03:32,190
هنوز جوونی

46
00:03:32,600 --> 00:03:34,190
ولی خوب آدم‌ها رو می‌شناسی

47
00:03:37,960 --> 00:03:39,910
ارباب جوان
تا حالا این ترانه رو شنیدین؟

48
00:03:41,400 --> 00:03:42,870
گل از نوک منقار پرستو بدزد

49
00:03:43,048 --> 00:03:44,560
از نوک سوزن آهن بتراش

50
00:03:45,710 --> 00:03:47,910
از صورت بودا طلا بتراش
و همه جا رو بگرد

51
00:03:48,120 --> 00:03:49,688
از هیچ جا چیزی پیدا کن

52
00:03:50,430 --> 00:03:52,120
دنبال نخود توی چینه‌دان بلدرچین بگرد

53
00:03:52,280 --> 00:03:54,030
از پای حواصیل گوشت لخت کن

54
00:03:54,360 --> 00:03:56,400
و از شکم پشه روغن بکش

55
00:03:57,030 --> 00:03:58,520
چه دست‌های بی‌رحمی دارین، ارباب

56
00:04:02,000 --> 00:04:03,400
چه ترانه‌ی نیش‌داری

57
00:04:07,128 --> 00:04:08,990
ارباب جوان
شما زندگی مرفهی داشتین

58
00:04:09,112 --> 00:04:11,352
نمی‌دونین برای آدم‌های رده‌پایینی مثل ما

59
00:04:11,470 --> 00:04:12,960
گاهی فقط زنده موندن

60
00:04:13,430 --> 00:04:15,000
تمام توانمون رو می‌گیره

61
00:04:16,390 --> 00:04:17,800
اگه بخوایم از جایگاهمون بالاتر بریم

62
00:04:17,800 --> 00:04:19,000
و یه زندگی بهتر داشته باشیم

63
00:04:19,600 --> 00:04:21,310
شاید مجبور بشیم وجدانمون رو کنار بذاریم

64
00:04:21,870 --> 00:04:23,000
و جونمون رو به خطر بندازیم

65
00:04:25,016 --> 00:04:26,792
این‌طور نیست که
من آدم‌ها رو خیلی خوب می‌شناسم

66
00:04:27,310 --> 00:04:30,040
فقط مثل همین کفش‌های پوشالیه

67
00:04:30,376 --> 00:04:32,184
شما قبلا این کفش‌ها رو ندیدین
ارباب جوان

68
00:04:32,600 --> 00:04:34,120
ولی ما هر روز می‌بینیمشون

69
00:04:34,248 --> 00:04:35,896
چیز عجیبی نیستن

70
00:04:45,976 --> 00:04:47,600
با اینکه من هم قبلا کفش پوشالی ندیده بودم

71
00:04:48,760 --> 00:04:50,160
ولی برای زنده موندن

72
00:04:51,390 --> 00:04:52,600
هر کاری از دستم برمی‌اومد کردم

73
00:04:56,680 --> 00:05:01,560
رژ لب، روبان مو♪
♪شانه و شانه‌ی دندونه‌ریز

74
00:05:02,040 --> 00:05:03,310
♪بیاین بخرین♪

75
00:05:03,480 --> 00:05:04,750
♪ببرین خونه♪

76
00:05:04,950 --> 00:05:07,510
♪هر خونه‌ای به این خرده‌ریزهای روزمره نیاز داره♪

77
00:05:17,430 --> 00:05:18,390
مواظب باش

78
00:05:32,160 --> 00:05:33,160
دست‌فروش برگشت

79
00:05:34,920 --> 00:05:35,870
ارباب جوان منتظرن

80
00:05:35,870 --> 00:05:36,750
زود برو داخل

81
00:05:51,190 --> 00:05:52,160
اینا فروش نرفتن

82
00:06:12,040 --> 00:06:12,560
هوا

83
00:06:13,070 --> 00:06:13,680
یه کم بخور

84
00:06:17,870 --> 00:06:18,630
خیلی شیرینه

85
00:06:43,560 --> 00:06:44,070
ارباب جوان

86
00:06:44,630 --> 00:06:45,390
برگشتیم

87
00:06:47,480 --> 00:06:48,040
عجله نکنین

88
00:06:48,310 --> 00:06:48,984
یه کم آب بخورین

89
00:06:49,016 --> 00:06:50,424
بشینین و همه چی رو برام تعریف کنین

90
00:06:51,510 --> 00:06:51,950
چشم

91
00:06:54,680 --> 00:06:55,630
وقتی داشتم جنس می‌فروختم

92
00:06:55,640 --> 00:06:57,528
با بانو لی، همسر چهارم
که کفش پوشالی درست می‌کنه

93
00:06:57,530 --> 00:06:58,568
سر صحبت رو باز کردم

94
00:06:58,600 --> 00:06:59,720
اون بهم گفت

95
00:06:59,730 --> 00:07:01,800
قبل از سال نوی چینی
برای یه خانواده به نام لو

96
00:07:01,800 --> 00:07:02,968
چند تا خیاطی انجام داده

97
00:07:03,800 --> 00:07:05,120
با سرنخی که بهم داد

98
00:07:05,240 --> 00:07:06,510
خونه‌ی خانواده‌ی لو رو پیدا کردم

99
00:07:07,070 --> 00:07:09,070
نه‌تنها خدمتکارهاشون قوی و کاربلدن

100
00:07:09,190 --> 00:07:10,290
بلکه دو تا سگ هم دارن

101
00:07:10,792 --> 00:07:11,600
هر وقت نزدیک می‌شدم

102
00:07:11,600 --> 00:07:12,630
سگ‌ها با شدت پارس می‌کردن

103
00:07:12,790 --> 00:07:15,768
برای همین بیشتر روز رو فقط
دور تا دور خونه می‌چرخیدم

104
00:07:15,896 --> 00:07:17,928
تا اینکه با محیط اطرافش
کاملا آشنا شدم

105
00:07:20,536 --> 00:07:21,912
همون‌طور که دستور داده بودین، ارباب جوان

106
00:07:21,920 --> 00:07:23,750
توی دلالی‌های مختلف شهر
تحقیق کردم

107
00:07:23,760 --> 00:07:26,070
فهمیدم هر وقت خانواده‌ی لو
قاطر و اسب کرایه می‌کنن

108
00:07:26,088 --> 00:07:27,752
فقط حیوان و گاری رو کرایه می‌کنن

109
00:07:27,760 --> 00:07:29,352
آدم‌هاشون رو خودشون میارن

110
00:07:30,430 --> 00:07:31,680
خیلی مشکوکه

111
00:07:32,390 --> 00:07:34,750
به احتمال زیاد لو دالانگ
همونجا قایم شده

112
00:07:35,384 --> 00:07:37,160
اگه تعلیق نشده بودین، ارباب جوان

113
00:07:37,512 --> 00:07:39,310
می‌تونستیم چند نفر از سربازها رو بیاریم

114
00:07:39,720 --> 00:07:41,560
راه‌ها رو ببندیم
و خونه رو محاصره کنیم

115
00:07:41,912 --> 00:07:44,712
اون‌وقت راه فراری نداشتن
و حتما گیرشون می‌انداختیم

116
00:07:45,430 --> 00:07:45,750
...ولی

117
00:07:47,040 --> 00:07:49,720
ولی با این تعداد کم آدم‌هامون

118
00:07:49,730 --> 00:07:52,480
می‌ترسم تا وقتی داریم
با خدمتکارهای جلوی خونه درگیر می‌شیم

119
00:07:52,552 --> 00:07:55,032
لو دالانگ از پشت خونه
فرار کرده باشه

120
00:07:56,480 --> 00:07:57,920
ارباب جوان چند تا دوست

121
00:07:57,920 --> 00:07:59,270
توی سه نهاد قضایی دارن

122
00:08:00,680 --> 00:08:03,390
چرا ازشون چند تا مأمور قرض نگیریم؟

123
00:08:05,816 --> 00:08:07,310
برای اینکه دو سه هزار لحاف پنبه‌ای

124
00:08:07,320 --> 00:08:08,600
با جنس بی‌کیفیت‌تر عوض بشن

125
00:08:08,600 --> 00:08:10,350
و سر از پادگان شن سه دربیارن

126
00:08:10,360 --> 00:08:12,040
حتما یکی از داخل

127
00:08:12,104 --> 00:08:13,890
اداره‌ی دولتی با لو دالانگ
همکاری می‌کنه

128
00:08:13,920 --> 00:08:14,830
اگه آدم قرض بگیریم

129
00:08:15,032 --> 00:08:16,750
می‌ترسم همین که از در بیرون بریم

130
00:08:16,870 --> 00:08:17,750
لو دالانگ و افرادش

131
00:08:17,750 --> 00:08:19,064
از قبل خبردار شده باشن

132
00:08:19,950 --> 00:08:21,070
اگه نتونیم دستگیرش کنیم

133
00:08:21,704 --> 00:08:23,660
حتما یکی که می‌خواد
پاچه‌خواری خانواده‌ی جائو رو بکنه

134
00:08:23,680 --> 00:08:25,560
من رو به بی‌اعتنایی به قانون
و ورود غیرقانونی به

135
00:08:25,680 --> 00:08:27,192
ملک خصوصی متهم می‌کنه

136
00:08:27,816 --> 00:08:29,752
اون‌وقت نه‌تنها جرمم سنگین‌تر می‌شه

137
00:08:29,912 --> 00:08:31,560
بلکه دوست‌هام هم گرفتار می‌شن

138
00:08:32,550 --> 00:08:34,080
باید یه راهی برای ورود پیدا کنیم

139
00:08:34,150 --> 00:08:35,240
و بفهمیم اون داخل چه خبره

140
00:08:36,440 --> 00:08:38,000
برای اینکه بی‌سروصدا وارد بشیم

141
00:08:38,488 --> 00:08:40,080
اول باید تکلیف سگ‌ها رو روشن کنیم

142
00:08:41,200 --> 00:08:42,550
ولی خیلی هوشیارن

143
00:08:42,960 --> 00:08:44,270
حتی نمی‌ذارن دست‌فروش‌ها نزدیک بشن

144
00:08:47,160 --> 00:08:49,080
بانو لی، که کفش پوشالی درست می‌کنه

145
00:08:49,080 --> 00:08:50,080
اجازه داشت وارد بشه

146
00:08:50,870 --> 00:08:52,360
معلومه که نسبت به زن‌ها

147
00:08:52,790 --> 00:08:54,120
حساسیت کمتری دارن

148
00:09:07,256 --> 00:09:09,448
خودم رو جای یه زن جا می‌زنم
و می‌رم داخل

149
00:09:11,112 --> 00:09:12,600
باید حتی برای گول زدن

150
00:09:12,648 --> 00:09:14,440
زن‌ها و بچه‌های داخل هم
سرت رو پایین بندازی

151
00:09:14,750 --> 00:09:15,870
اگه به آدم هشیاری برخورد کنی

152
00:09:16,232 --> 00:09:17,550
همون لحظه دستت رو می‌خونه

153
00:09:29,320 --> 00:09:30,080
ارباب جوان

154
00:09:31,000 --> 00:09:31,480
من می‌رم

155
00:09:42,080 --> 00:09:44,480
نمی‌ترسی؟

156
00:09:46,808 --> 00:09:48,600
اینجا جین لینگ، پایتخت جنوبه

157
00:09:48,720 --> 00:09:49,840
وسط روزه

158
00:09:50,024 --> 00:09:51,440
فقط می‌رم داخل خونه

159
00:09:51,440 --> 00:09:52,550
تا ببینم چه خبره

160
00:09:53,150 --> 00:09:54,270
چه ترسی داره؟

161
00:09:59,790 --> 00:10:01,360
اگه کمک کنی لو دالانگ رو بگیریم

162
00:10:01,816 --> 00:10:03,320
پاداش خوبی می‌گیری

163
00:10:04,080 --> 00:10:04,870
یادت باشه

164
00:10:05,600 --> 00:10:07,030
نباید بی‌گدار به آب بزنی

165
00:10:07,336 --> 00:10:08,870
بدترین حالت اینه که دست خالی برگردیم

166
00:10:09,510 --> 00:10:10,510
و یه راه دیگه پیدا کنیم

167
00:10:13,480 --> 00:10:14,670
مهم‌ترین چیز اون دو تا سگه

168
00:10:14,776 --> 00:10:16,320
تا وقتی نذاریم پارس کنن

169
00:10:17,080 --> 00:10:18,840
من و نان که می‌تونیم

170
00:10:18,840 --> 00:10:20,550
بی‌خبر از همه وارد بشیم

171
00:10:44,408 --> 00:10:45,440
دنبال کی می‌گردی؟

172
00:10:45,840 --> 00:10:46,630
جناب

173
00:10:47,840 --> 00:10:51,150
شوهرم برای کار از پایتخت
به جین لینگ اومده بود

174
00:10:51,510 --> 00:10:53,000
یه‌دفعه سرما خورد

175
00:10:53,000 --> 00:10:54,390
و دیگه خوب نشد

176
00:10:55,000 --> 00:10:57,960
همه‌ی پولمون رو خرج کردیم
ولی بازم مرد

177
00:10:58,870 --> 00:11:00,550
واقعا دیگه راهی برام نمونده

178
00:11:00,750 --> 00:11:01,720
شنیدم دنبال زن‌هایی می‌گردین

179
00:11:01,910 --> 00:11:03,670
که خیاطی بلد باشن

180
00:11:04,510 --> 00:11:06,320
برای همین دل به دریا زدم
و اومدم پرس‌وجو کنم

181
00:11:07,440 --> 00:11:09,030
خواهش می‌کنم جناب، به من رحم کنین

182
00:11:09,030 --> 00:11:10,584
یه کاری بهم بدین تا بتونم
خرج خودم رو دربیارم

183
00:11:10,840 --> 00:11:12,080
خیاطیت چطوره؟

184
00:11:13,030 --> 00:11:15,240
لباسی که پوشیدم رو خودم دوختم

185
00:11:17,390 --> 00:11:19,750
گل روی این دستمال رو هم خودم گلدوزی کردم

186
00:11:52,000 --> 00:11:52,440
برگرد

187
00:11:57,870 --> 00:11:58,440
بریم

188
00:11:58,910 --> 00:12:00,248
می‌برمت پیش صاحب‌خونه

189
00:12:52,550 --> 00:12:53,550
اینجا منتظر بمون

190
00:13:17,360 --> 00:13:18,550
درود، بانو

191
00:13:25,630 --> 00:13:27,030
زن‌هایی که قبلا اینجا کار می‌کردن

192
00:13:27,030 --> 00:13:28,240
دست‌کج بودن

193
00:13:29,720 --> 00:13:30,870
بهتره از قبل بررسی کنم

194
00:13:31,480 --> 00:13:34,000
که اگه چیزی گم شد
بعدا بحثی پیش نیاد

195
00:13:40,080 --> 00:13:41,240
یه چیزی گلدوزی کن

196
00:13:41,510 --> 00:13:42,720
ببینم چقدر بلدی

197
00:14:03,960 --> 00:14:05,600
(یه مرد دیگه هم داخل هست)

198
00:14:06,600 --> 00:14:08,320
(این زن فقط یه عروسکه)

199
00:14:09,624 --> 00:14:11,736
(با توجه به وضعیت داخل و بیرون خونه)

200
00:14:12,960 --> 00:14:14,600
(به نظر میاد به‌زودی اسباب‌کشی می‌کنن)

201
00:14:38,648 --> 00:14:40,536
به پای یه گلدوز حرفه‌ای نمی‌رسی

202
00:14:40,870 --> 00:14:41,840
ولی کارت بد نیست

203
00:14:45,790 --> 00:14:47,750
غیر از گلدوزی دیگه چی بلدی؟

204
00:14:48,390 --> 00:14:49,390
بافتن هم بلدی؟

205
00:14:56,910 --> 00:14:57,750
بانو

206
00:14:58,270 --> 00:14:59,320
راستش رو بخواین

207
00:14:59,720 --> 00:15:02,120
امروز برای یه خواهش دیگه اومدم

208
00:15:03,510 --> 00:15:04,550
بعد از مرگ شوهرم

209
00:15:04,712 --> 00:15:06,790
چاره‌ای نداشتم جز اینکه
توی کوچه کوجینگ یه خونه اجاره کنم

210
00:15:07,200 --> 00:15:09,080
بانوی چهارم لی، که توی
همون کوچه زندگی می‌کنه

211
00:15:09,270 --> 00:15:10,630
از وضعیتم باخبر شد

212
00:15:10,870 --> 00:15:12,550
و گفت شما اینجا پنبه می‌خرین

213
00:15:13,440 --> 00:15:15,510
شوهرم تاجر پنبه بود

214
00:15:17,200 --> 00:15:20,600
ولی قبل از اینکه بتونه پنبه‌هاش رو بفروشه

215
00:15:21,240 --> 00:15:23,720
مریض شد و از دنیا رفت

216
00:15:23,912 --> 00:15:25,630
الان دیگه ماه دوم بهاره

217
00:15:25,790 --> 00:15:27,150
هوا هم روزبه‌روز گرم‌تر می‌شه

218
00:15:27,240 --> 00:15:28,720
کی دیگه الان پنبه می‌خواد؟

219
00:15:30,200 --> 00:15:31,600
ولی اگه درست نگهداری بشه

220
00:15:32,120 --> 00:15:33,600
وقتی آخر سال هوا

221
00:15:33,600 --> 00:15:34,960
سرد بشه، حتما فروش می‌ره

222
00:15:35,630 --> 00:15:37,320
خواهش می‌کنم بانو
به من رحم کنین

223
00:15:37,320 --> 00:15:38,790
و پنبه‌های خانواده‌ام رو بخرین

224
00:15:40,000 --> 00:15:41,200
قیمتش رو خودتون تعیین کنین

225
00:15:42,080 --> 00:15:44,750
فقط به اندازه‌ای می‌خوام
که بتونم برگردم پایتخت

226
00:16:04,600 --> 00:16:05,550
این لو دالانگه

227
00:16:11,960 --> 00:16:13,150
واقعا پنبه داری؟

228
00:16:13,150 --> 00:16:14,940
(لو دالانگ، تاجر پنبه)

229
00:16:15,550 --> 00:16:16,360
دارم

230
00:16:16,750 --> 00:16:18,270
بانوی چهارم لی می‌تونه ضمانتم کنه

231
00:16:18,960 --> 00:16:19,840
خونه‌ای که اجاره کردم

232
00:16:19,840 --> 00:16:21,080
دقیقا کنار خونه‌ی اونه

233
00:16:21,510 --> 00:16:22,960
وقتی کمکم کرد پنبه‌ها رو جابه‌جا کنم

234
00:16:22,960 --> 00:16:24,728
حتی یواشکی یه مقدارش رو
برای خودش نگه داشت

235
00:16:25,510 --> 00:16:26,960
حالا که شوهرم از دنیا رفته

236
00:16:27,016 --> 00:16:28,700
دیگه در موقعیتی نیستم
که سر این چیزها بحث کنم

237
00:16:28,840 --> 00:16:30,550
فقط خودم رو می‌زنم به اون راه

238
00:16:32,104 --> 00:16:34,490
بین زن‌هایی که قبل از سال نوی چینی
اینجا کار می‌کردن

239
00:16:34,616 --> 00:16:37,160
واقعا یه بانوی چهارم لی بود
که دستش کج بود

240
00:16:41,960 --> 00:16:43,150
پنبه‌هات کجاست؟

241
00:16:44,870 --> 00:16:46,390
توی خونه‌ای که اجاره کردم

242
00:16:46,840 --> 00:16:48,960
چند تا اتاق پر از پنبه‌ست

243
00:16:49,480 --> 00:16:50,960
تقریبا مفت می‌فروشمشون

244
00:16:51,480 --> 00:16:53,200
فقط به اندازه‌ی پولِ برگشتن به خونه می‌خوام

245
00:16:58,600 --> 00:16:59,720
دارم راستش رو می‌گم

246
00:17:02,488 --> 00:17:04,880
یکی رو بفرست از دلالی
یه گاری قاطر اجاره کنه

247
00:17:04,968 --> 00:17:06,310
من باهاش می‌رم و یه نگاهی می‌ندازم

248
00:17:06,720 --> 00:17:07,200
چشم

249
00:17:55,760 --> 00:17:56,270
صبر کن

250
00:18:02,160 --> 00:18:03,480
چرا سگ‌ها پارس نمی‌کنن؟

251
00:18:05,440 --> 00:18:06,240
!چه حیوان‌های تنبلی

252
00:18:06,270 --> 00:18:07,270
!بیدار شین

253
00:18:12,960 --> 00:18:14,200
امروز کی اومد اینجا؟

254
00:18:15,550 --> 00:18:16,310
غیر از اون

255
00:18:16,310 --> 00:18:17,110
هیچکس

256
00:18:26,550 --> 00:18:27,200
بگو ببینم

257
00:18:27,480 --> 00:18:28,550
کی فرستادت؟

258
00:18:29,400 --> 00:18:30,920
من فقط برای فروش پنبه اومدم

259
00:18:31,110 --> 00:18:32,160
...شوهرم مرده

260
00:18:37,440 --> 00:18:38,400
اگه بیرون نیای

261
00:18:39,350 --> 00:18:41,030
!این زن رو می‌کشم

262
00:18:46,110 --> 00:18:46,720
بیا بیرون

263
00:19:06,640 --> 00:19:08,510
پس معاون فرمانده لین هستین

264
00:19:09,200 --> 00:19:10,350
چه مهمون عزیزی

265
00:19:10,830 --> 00:19:12,696
!ببخشید که نتونستم درست ازتون استقبال کنم

266
00:19:35,550 --> 00:19:36,350
لو دالانگ

267
00:19:37,030 --> 00:19:38,110
اول ولش کن

268
00:19:39,440 --> 00:19:40,480
معاون فرمانده لین

269
00:19:41,590 --> 00:19:42,750
اول شما کنار بکشین

270
00:19:42,750 --> 00:19:44,390
همین که سالم سوار گاری بشم

271
00:19:44,408 --> 00:19:45,432
و از اینجا برم

272
00:19:45,790 --> 00:19:46,720
ولش می‌کنم

273
00:19:48,830 --> 00:19:51,830
اگه امروز نتونم سالم از اینجا برم

274
00:19:52,680 --> 00:19:54,510
این زن اول از همه می‌میره

275
00:19:55,640 --> 00:19:56,440
برو کنار

276
00:19:59,440 --> 00:20:00,680
!برو کنار

277
00:20:04,567 --> 00:20:07,567
(شما هم حس کردین قلبش وایساد؟)

278
00:20:07,592 --> 00:20:09,496
ارباب جوان
شما زندگی مرفهی داشتین

279
00:20:10,072 --> 00:20:12,328
نمی‌دونین برای آدم‌های رده‌پایینی مثل ما

280
00:20:12,550 --> 00:20:14,030
گاهی فقط زنده موندن

281
00:20:14,510 --> 00:20:16,000
تمام توانمون رو می‌گیره

282
00:20:19,550 --> 00:20:20,960
اگه بخوایم از جایگاهمون بالاتر بریم

283
00:20:20,960 --> 00:20:22,160
و یه زندگی بهتر داشته باشیم

284
00:20:23,880 --> 00:20:25,590
شاید مجبور بشیم وجدانمون رو کنار بذاریم

285
00:20:26,160 --> 00:20:27,350
و جونمون رو به خطر بندازیم

286
00:20:36,030 --> 00:20:37,550
!گفتم برو کنار

287
00:22:52,790 --> 00:22:53,720
با این همه سر و صدا

288
00:22:53,730 --> 00:22:55,310
مأمورهای اداره‌ی گشت پنج منطقه

289
00:22:55,320 --> 00:22:56,344
به‌زودی می‌رسن اینجا

290
00:22:57,030 --> 00:22:58,110
دیگه نمی‌تونی فرار کنی

291
00:22:58,350 --> 00:22:59,270
با من برگرد

292
00:22:59,720 --> 00:23:00,920
و همه چی رو توضیح بده

293
00:23:01,640 --> 00:23:03,070
می‌دونم فقط همدست بودی

294
00:23:03,112 --> 00:23:04,640
جرمت در حد اعدام نیست

295
00:23:35,400 --> 00:23:36,880
معاون فرمانده لین

296
00:23:37,720 --> 00:23:41,590
این‌طور نیست که امروز
نتونسته باشم شکستت بدم

297
00:23:42,680 --> 00:23:43,720
فقط اینکه

298
00:23:44,270 --> 00:23:48,110
این زن خیلی حیله‌گر بود

299
00:23:49,400 --> 00:23:50,960
!حیله‌گر

300
00:24:29,960 --> 00:24:30,550
نان که

301
00:24:31,032 --> 00:24:33,660
من و جیو گائو با مأمورهای
اداره‌ی گشت پنج منطقه می‌ریم

302
00:24:33,670 --> 00:24:35,950
لان شیانگ رو ببر درمانگاه
تا زخمش رو پانسمان کنن

303
00:24:35,960 --> 00:24:36,696
بعد برش گردون

304
00:24:37,270 --> 00:24:37,640
اطاعت

305
00:24:59,180 --> 00:25:02,020
لیو شیائو چوان، فرمانده‌ی درجه ششم)
(اداره‌ی گشت منطقه‌ی جنوبی

306
00:25:02,030 --> 00:25:04,000
واقعا یه خدمتکار جوان
با این بهش زده؟

307
00:25:06,000 --> 00:25:08,070
اون دختر خیلی بی‌رحمه

308
00:25:08,110 --> 00:25:08,790
اگه این خبر پخش بشه

309
00:25:08,790 --> 00:25:09,920
کی جرأت می‌کنه باهاش ازدواج کنه؟

310
00:25:09,920 --> 00:25:10,680
فقط نگاه کردن بهش

311
00:25:10,680 --> 00:25:11,720
تنم رو می‌لرزونه

312
00:25:11,750 --> 00:25:12,880
نگاه کن

313
00:25:13,350 --> 00:25:14,590
هرکی همچین زنی بگیره

314
00:25:14,590 --> 00:25:16,248
دیگه جرأت نمی‌کنه بره فاحشه‌خونه

315
00:25:22,310 --> 00:25:24,200
لو دالانگ هم خیلی جون‌سخت بود

316
00:25:25,070 --> 00:25:26,510
یه سوزن توی تنش فرو رفته بود

317
00:25:27,480 --> 00:25:28,720
ولی باز هم می‌تونست باهام بجنگه

318
00:25:29,830 --> 00:25:31,110
اصلا شبیه تاجرها نبود

319
00:25:32,440 --> 00:25:35,200
تاجرهایی که همه‌جا سفر می‌کنن
می‌تونن سود رو بالاتر از هر چیزی بذارن

320
00:25:35,200 --> 00:25:37,192
بعضی وقت‌ها حتی
از راهزن‌ها هم بی‌رحم‌ترن

321
00:25:37,200 --> 00:25:39,130
وگرنه چطور می‌تونستن
از تجارت ثروتمند بشن؟

322
00:25:39,144 --> 00:25:39,816
دستکش

323
00:26:20,872 --> 00:26:23,240
این پینه‌ها چه چیز جالبی دارن؟

324
00:26:38,070 --> 00:26:39,110
وقتی خودش رو کشت

325
00:26:39,110 --> 00:26:40,248
روی همون زخم رو برید؟

326
00:26:40,270 --> 00:26:42,110
زخم مرگبار واقعا
یه بریدگی افقی بود

327
00:26:42,312 --> 00:26:43,790
بعد تیغه رو عمیق‌تر فرو کرده بود

328
00:27:13,640 --> 00:27:14,270
ارباب جوان

329
00:27:17,510 --> 00:27:19,750
پزشک گفت زخم سطحی چیز مهمی نیست

330
00:27:20,210 --> 00:27:21,220
با یه داروی موضعی

331
00:27:21,230 --> 00:27:22,400
و استراحت کافی خوب می‌شه

332
00:27:22,660 --> 00:27:24,090
ولی نگران شوکی بود که بهش وارد شده

333
00:27:24,100 --> 00:27:25,860
برای همین یه داروی آرام‌بخش تجویز کرد

334
00:27:25,870 --> 00:27:28,216
باید پنج روز مصرفش کنه
بعد ببینیم حالش چطور می‌شه

335
00:27:40,480 --> 00:27:41,110
بذار من انجامش بدم

336
00:27:43,350 --> 00:27:43,960
آروم

337
00:27:55,590 --> 00:27:56,680
دراز بکش و استراحت کن

338
00:27:57,480 --> 00:27:59,544
ارباب جوان به این تشریفات اهمیت نمی‌ده

339
00:28:01,310 --> 00:28:01,960
حالت چطوره؟

340
00:28:02,510 --> 00:28:03,270
می‌تونی حرف بزنی؟

341
00:28:07,064 --> 00:28:08,550
فقط یه کم سرم سنگینه

342
00:28:08,872 --> 00:28:10,000
وقتی دارو رو بخورم

343
00:28:10,000 --> 00:28:11,550
و یه خواب خوب داشته باشم، خوب می‌شم

344
00:28:11,832 --> 00:28:13,480
اگه سوالی دارین، ارباب جوان

345
00:28:13,590 --> 00:28:14,400
بپرسین

346
00:28:14,960 --> 00:28:15,960
می‌تونم حرف بزنم

347
00:28:17,510 --> 00:28:19,720
می‌خوام بدونم بعد از اینکه وارد عمارت شدی

348
00:28:19,790 --> 00:28:21,160
چه اتفاقی افتاد

349
00:28:23,928 --> 00:28:25,170
به تحقیقات مربوط می‌شه

350
00:28:25,310 --> 00:28:27,160
همه چیز رو بگو
حتی اگه چیز خیلی جزئی‌ایه

351
00:28:33,880 --> 00:28:35,030
بعد از اینکه وارد عمارت شدم

352
00:28:35,550 --> 00:28:37,110
همون کاری رو کردم که جیو گائو یادم داده بود

353
00:28:37,400 --> 00:28:40,270
یه راهی پیدا کردم تا دستمال
آغشته به دارو رو

354
00:28:40,270 --> 00:28:41,920
بندازم توی ظرف آب سگ‌ها

355
00:28:42,270 --> 00:28:44,400
بعد دنبال یه خدمتکار
به داخل‌تر رفتم

356
00:28:45,920 --> 00:28:48,510
دیدم گیاه‌های اطراف عمارت
همه پژمرده بودن

357
00:28:48,920 --> 00:28:50,590
ولی خدمتکارها لباس‌های خوبی پوشیده بودن

358
00:28:51,000 --> 00:28:53,240
اون دو تا سگ بزرگ هم
قوی و سرحال بودن

359
00:28:54,310 --> 00:28:54,960
این نشون می‌داد

360
00:28:55,830 --> 00:28:57,070
صاحب اونجا کمبود پول نداره

361
00:28:57,752 --> 00:28:59,510
فقط اونجا رو خونه‌ی خودش نمی‌دونه

362
00:28:59,750 --> 00:29:01,590
فقط یه مخفیگاه موقته

363
00:29:02,240 --> 00:29:04,550
این احتمال رو بیشتر می‌کرد

364
00:29:04,632 --> 00:29:05,960
که لو دالانگ اونجا قایم شده باشه

365
00:29:07,310 --> 00:29:10,720
همچنین متوجه شدم بال‌های شرقی
و غربی کاملا بسته بودن

366
00:29:10,856 --> 00:29:12,510
خونه‌ی اصلی هم تقریبا خالی بود

367
00:29:13,830 --> 00:29:15,960
این نشون می‌داد
یا تازه اسباب‌کشی کرده بودن

368
00:29:16,310 --> 00:29:18,680
یا به‌زودی می‌خواستن برن

369
00:29:19,550 --> 00:29:21,750
می‌دونستم خیلی مشتاقین لو دالانگ رو بگیرین

370
00:29:21,960 --> 00:29:23,480
و نمی‌تونین بذارین فرار کنه

371
00:29:23,960 --> 00:29:24,960
از روی ناچاری

372
00:29:25,350 --> 00:29:27,720
یه نقشه به ذهنم رسید
هرچند خیلی هم حساب‌شده نبود

373
00:29:28,270 --> 00:29:29,400
ریسک کردم و گفتم

374
00:29:30,110 --> 00:29:32,000
یه مقدار پنبه برای فروش دارم

375
00:29:39,510 --> 00:29:40,856
لو دالانگ حتی پنبه‌ی

376
00:29:40,860 --> 00:29:42,744
داخل لباس‌های پنبه‌ای
پادگان شن سه رو هم می‌خواست

377
00:29:43,110 --> 00:29:46,440
پس معلوم بود خیلی حریص پنبه‌ست

378
00:29:47,920 --> 00:29:50,550
پرنده‌ها برای غذا می‌میرن و
آدم‌ها برای ثروت

379
00:29:51,310 --> 00:29:53,880
لو دالانگ
توی اتاق پشتی قایم شده بود

380
00:29:54,088 --> 00:29:55,510
ولی همین که شنید پنبه دارم

381
00:29:55,590 --> 00:29:56,720
بیرون اومد

382
00:29:57,640 --> 00:29:59,240
وقتی دید بیوه‌ام

383
00:29:59,310 --> 00:30:01,048
فکر کرد می‌تونه ازم سوءاستفاده کنه

384
00:30:01,720 --> 00:30:03,720
برای همین خواست باهام بیاد
و پنبه‌ها رو ببینه

385
00:30:06,110 --> 00:30:08,510
اون سوزن رو از کجا آوردی؟

386
00:30:14,000 --> 00:30:16,720
زن لو دالانگ خواست
کار خیاطیم رو ببینه

387
00:30:16,968 --> 00:30:18,552
یه سوزن و نخ آورد

388
00:30:18,584 --> 00:30:20,008
و ازم خواست چیزی گلدوزی کنم

389
00:30:21,240 --> 00:30:22,240
اون موقع شک کرده بودم

390
00:30:22,960 --> 00:30:25,350
که لو دالانگ توی اتاق پشتیه

391
00:30:26,040 --> 00:30:27,480
نمی‌دونستم ممکنه چه اتفاقی بیفته

392
00:30:27,590 --> 00:30:29,448
برای همین از فرصت استفاده کردم
و یه سوزن قایم کردم

393
00:30:30,110 --> 00:30:31,510
که اگه لازم شد ازش استفاده کنم

394
00:30:33,070 --> 00:30:33,920
فکرش هم نمی‌کردم

395
00:30:35,070 --> 00:30:36,440
که واقعا مجبور بشم ازش استفاده کنم

396
00:30:40,240 --> 00:30:41,070
غیر از این

397
00:30:41,928 --> 00:30:44,104
چیز دیگه‌ای هست که بخوای بهم بگی؟

398
00:30:46,632 --> 00:30:49,110
خدمتکارها می‌دونستن توی بخش اندرونی
زن‌هایی هستن

399
00:30:49,270 --> 00:30:50,840
ولی هر وقت دلشون می‌خواست
می‌اومدن و می‌رفتن

400
00:30:51,000 --> 00:30:52,440
بانوی اون خونه

401
00:30:52,510 --> 00:30:53,920
اصلا براش مهم نبود

402
00:30:53,920 --> 00:30:55,352
ارباب‌ها مثل ارباب رفتار نمی‌کردن

403
00:30:55,360 --> 00:30:57,064
و خدمتکارها هم
مثل خدمتکار رفتار نمی‌کردن

404
00:30:57,270 --> 00:30:58,510
حتی یه خونه‌ی تاجر هم

405
00:30:58,590 --> 00:31:00,160
انقدر بی‌قید و بند نبود

406
00:31:01,240 --> 00:31:02,270
اون زن

407
00:31:03,160 --> 00:31:05,110
احتمالا همسر لو دالانگ نبود

408
00:31:05,750 --> 00:31:06,590
لو دالانگ

409
00:31:07,550 --> 00:31:08,920
اصلا شبیه یه تاجر نبود

410
00:31:32,720 --> 00:31:33,510
ارباب جوان

411
00:31:34,480 --> 00:31:36,480
چیزی رو اشتباه گفتم؟

412
00:31:41,048 --> 00:31:42,200
هرچی گفتی درست بود

413
00:31:43,064 --> 00:31:44,070
قبلا بهت قول داده بودم

414
00:31:44,088 --> 00:31:46,390
اگه لو دالانگ رو بگیریم
پاداش خوبی بهت می‌دم

415
00:31:47,000 --> 00:31:48,030
چی می‌خوای؟

416
00:31:53,310 --> 00:31:56,480
الان چیزی به ذهنم نمی‌رسه
که بخوام

417
00:31:56,920 --> 00:31:57,720
چطوره فعلا

418
00:31:57,790 --> 00:31:59,510
این لطف رو برای بعد نگه دارم؟

419
00:31:59,830 --> 00:32:00,720
وقتی تصمیم گرفتم

420
00:32:00,720 --> 00:32:02,030
یه چیزی ازتون می‌خوام

421
00:32:04,920 --> 00:32:05,480
باشه

422
00:32:06,440 --> 00:32:08,590
هر وقت تصمیم گرفتی بیا پیشم

423
00:32:10,808 --> 00:32:12,328
خوب از لان شیانگ مراقبت کن

424
00:32:12,392 --> 00:32:14,350
هرچی آدم‌های کمتری
بدونن لان شیانگ زخمی شده

425
00:32:14,360 --> 00:32:15,550
بهتره

426
00:32:16,160 --> 00:32:17,920
نذار پدر و مادرش چیزی بفهمن

427
00:32:23,176 --> 00:32:24,376
ممنونم ارباب جوان

428
00:32:31,672 --> 00:32:33,672
هر وقت توی میدان جنگ زخمی می‌شدم

429
00:32:33,830 --> 00:32:36,310
بیشتر از همه می‌ترسیدم
بانوی اول بفهمه

430
00:32:36,400 --> 00:32:38,070
و از نگرانی حالش بد بشه

431
00:32:51,480 --> 00:32:52,856
دارو آماده‌ست

432
00:32:59,070 --> 00:32:59,400
بیا

433
00:32:59,400 --> 00:33:00,070
من بهت می‌دم بخوری

434
00:33:01,110 --> 00:33:02,880
دارو که قرار نیست خوشمزه باشه

435
00:33:03,160 --> 00:33:04,790
بهتره یه‌دفعه همه‌اش رو بخوری

436
00:33:05,400 --> 00:33:06,400
اگه جرعه‌جرعه بخورم

437
00:33:07,030 --> 00:33:08,830
فقط تلخیش رو بیشتر حس می‌کنم

438
00:33:12,880 --> 00:33:13,640
مواظب باش، داغه

439
00:33:13,960 --> 00:33:14,750
تلخه، مگه نه؟

440
00:33:24,510 --> 00:33:25,270
نگران نباش

441
00:33:25,510 --> 00:33:27,310
فقط من و گان تانگ می‌دونیم واقعا چی شده

442
00:33:27,400 --> 00:33:29,000
هیچ‌کدوم از خدمتکارهای دیگه خبر ندارن

443
00:33:29,720 --> 00:33:30,790
با مهارتی که من دارم

444
00:33:30,830 --> 00:33:33,496
حتی اگه مادر شیائو لیان هر روز
برای جمع کردن فضولات بیاد

445
00:33:33,544 --> 00:33:35,030
هیچی نمی‌فهمه

446
00:33:35,510 --> 00:33:36,880
ممنون یو چان

447
00:33:37,750 --> 00:33:39,510
این بار واقعا خیلی کمکم کردی

448
00:33:39,592 --> 00:33:41,310
تا وقتی دارو اثر داره بخواب

449
00:33:41,310 --> 00:33:42,310
زودتر خوب می‌شی

450
00:33:43,680 --> 00:33:44,350
فقط بخواب

451
00:33:53,460 --> 00:33:54,780
(تالار سان جوئه)

452
00:33:54,790 --> 00:33:57,920
تو ندیدی اون سوزن چطور فرو رفت

453
00:33:58,030 --> 00:33:59,832
نمی‌دونی لان شیانگ چقدر خشن بود

454
00:33:59,920 --> 00:34:00,720
می‌دونم

455
00:34:01,440 --> 00:34:03,000
از توی چشم‌هاش دیدم

456
00:34:04,200 --> 00:34:06,310
یه بار که
دورمون رو دزدان دریایی وو گرفته بودن

457
00:34:08,360 --> 00:34:10,320
ارباب جوان هم
همین نگاه رو توی چشم‌هاش داشت

458
00:34:13,280 --> 00:34:14,440
چه نگاهی؟

459
00:34:16,840 --> 00:34:18,230
یه نگاه خشن

460
00:34:19,480 --> 00:34:20,880
که می‌گفت باید زنده بمونه

461
00:34:30,030 --> 00:34:30,840
ارباب جوان

462
00:34:32,110 --> 00:34:32,760
ارباب جوان

463
00:34:33,110 --> 00:34:33,550
بشین

464
00:34:34,104 --> 00:34:36,456
از اون چهار خدمتکار
اعتراف گرفتین؟

465
00:34:36,710 --> 00:34:37,510
بله

466
00:34:37,880 --> 00:34:39,320
حتی یه سرنخ مفید هم پیدا نکردیم

467
00:34:39,760 --> 00:34:40,960
اونا اراذل و اوباش یانگ جو هستن

468
00:34:41,440 --> 00:34:42,510
که بلدن بجنگن

469
00:34:42,856 --> 00:34:44,248
لو دالانگ پول خوبی بهشون می‌داد

470
00:34:44,312 --> 00:34:45,400
تا از اون خونه محافظت کنن

471
00:34:45,760 --> 00:34:47,000
هرچی می‌دونستن

472
00:34:47,150 --> 00:34:48,440
ما از قبل می‌دونستیم

473
00:34:50,630 --> 00:34:52,590
اون زن رو لو دالانگ

474
00:34:53,110 --> 00:34:54,400
از یه دلالی توی سو جو خریده بود

475
00:34:55,030 --> 00:34:57,360
اون حتی کمتر از اون چهار اراذل
چیزی می‌دونست

476
00:34:59,480 --> 00:35:00,800
حالا که لو دالانگ مرده

477
00:35:02,110 --> 00:35:04,230
تمام سرنخ‌هامون رو از دست دادیم

478
00:35:11,400 --> 00:35:13,590
من هویت واقعی لو دالانگ رو می‌دونم

479
00:35:17,360 --> 00:35:20,800
لو دالانگ اهل کشور وو بود

480
00:35:25,320 --> 00:35:27,240
پس واسه همینه بین انگشت‌های پاش پینه داشت

481
00:35:27,576 --> 00:35:29,112
مردم وو معمولا کفش چوبی می‌پوشن

482
00:35:29,912 --> 00:35:31,320
وقتی لو دالانگ خودش رو کشت

483
00:35:31,630 --> 00:35:32,630
جوری تیغه رو گرفته بود

484
00:35:32,630 --> 00:35:34,540
که بیشتر شبیه خودکشی آیینی
دزدان دریایی وو بود

485
00:35:34,550 --> 00:35:36,024
فقط بعدش طرز گرفتنش رو عوض کرد

486
00:35:36,190 --> 00:35:37,480
با همین دو تا سرنخ

487
00:35:37,640 --> 00:35:39,112
این نتیجه‌گیری عجولانه نیست؟

488
00:35:40,510 --> 00:35:43,150
اون به شکل عجیبی حریص پنبه بود

489
00:35:43,760 --> 00:35:45,360
لان شیانگ با پنبه وسوسه‌اش کرد

490
00:35:45,590 --> 00:35:46,920
و خودش افتاد توی تله

491
00:35:47,400 --> 00:35:48,760
الان دیگه وسط بهاره

492
00:35:49,920 --> 00:35:51,800
حتی اگه پنبه رو به شمال بفرستن

493
00:35:52,000 --> 00:35:53,030
ارزش چندانی نداره

494
00:35:53,400 --> 00:35:54,710
مگر اینکه جایی باشه

495
00:35:55,630 --> 00:35:57,880
که فارغ از فصل
به پنبه نیاز داشته باشه

496
00:35:59,510 --> 00:36:00,360
کشور وو

497
00:36:02,440 --> 00:36:03,400
توی سلسله‌ی قبلی

498
00:36:03,710 --> 00:36:05,190
پنبه خیلی کمیاب بود

499
00:36:05,288 --> 00:36:07,360
فقط بعد از اینکه امپراتور فقید
کشت پنبه رو رواج داد

500
00:36:07,590 --> 00:36:09,760
قیمت پنبه و پارچه‌ی پنبه‌ای پایین اومد

501
00:36:10,400 --> 00:36:13,150
ولی پنبه هنوز توی کشور وو کمیابه

502
00:36:13,360 --> 00:36:14,630
اگه قاچاقی به اونجا فرستاده بشه

503
00:36:14,712 --> 00:36:16,312
می‌تونه چند برابر سود داشته باشه

504
00:36:16,550 --> 00:36:18,400
ولی امپراتور فقید
ممنوعیت دریایی وضع کرده بود

505
00:36:18,920 --> 00:36:21,400
برای همین مردم وو
نمی‌تونستن علنا پنبه بخرن

506
00:36:22,000 --> 00:36:23,360
پس اون اهل کشور وو بوده

507
00:36:24,590 --> 00:36:26,710
این پرونده درباره‌ی اختلاس یا رشوه

508
00:36:26,710 --> 00:36:27,670
برای یه سود ناچیز نیست

509
00:36:28,920 --> 00:36:31,320
مقامات دربار با مردم وو
همدست شدن

510
00:36:31,630 --> 00:36:32,800
برخلاف فرمان امپراتور عمل کردن

511
00:36:32,904 --> 00:36:34,616
و دست به قاچاق غیرقانونی زدن

512
00:36:34,824 --> 00:36:35,860
(نقشه‌ی شهرستان نان جی)

513
00:36:37,630 --> 00:36:38,480
لان شیانگ حدس زد

514
00:36:38,568 --> 00:36:40,904
که لو دالانگ تا یکی دو روز دیگه
می‌خواد جابه‌جا بشه

515
00:36:41,320 --> 00:36:43,110
و وقتی شنید لان شیانگ پنبه داره

516
00:36:43,110 --> 00:36:44,230
خیلی مشتاق شد ببینتش

517
00:36:44,760 --> 00:36:46,230
حدس لان شیانگ باید درست باشه

518
00:36:46,280 --> 00:36:47,704
ولی اون قصد جابه‌جایی نداشت

519
00:36:48,030 --> 00:36:50,360
پنبه‌های لو دالانگ قراره
تا یکی دو روز دیگه

520
00:36:50,670 --> 00:36:51,670
از جین لینگ خارج بشه

521
00:36:52,900 --> 00:36:54,260
(کشور وو)

522
00:36:56,190 --> 00:36:58,150
من و نان که فورا تحقیق رو شروع می‌کنیم

523
00:36:58,760 --> 00:37:00,550
هم محموله و هم اون افراد رو قبل از اینکه

524
00:37:00,710 --> 00:37:01,960
از جین لینگ خارج بشن متوقف می‌کنیم

525
00:37:03,032 --> 00:37:04,824
ارباب جوان، تا وقتی ما نیستیم

526
00:37:04,880 --> 00:37:06,510
دو روز آینده از خونه بیرون نرین

527
00:37:07,080 --> 00:37:08,488
از قبل همه چیز رو ترتیب دادم

528
00:37:08,630 --> 00:37:09,440
شما دوتا هم

529
00:37:09,710 --> 00:37:10,550
خیلی مراقب باشین

530
00:37:12,232 --> 00:37:13,176
اطاعت -
اطاعت -

531
00:37:29,224 --> 00:37:31,190
امیدوارم از این به بعد
زندگی بهتری داشته باشین

532
00:37:31,190 --> 00:37:31,920
اینجا جین لینگه، پایتخت جنوبی

533
00:37:31,920 --> 00:37:33,280
منتظر فرصت مناسب باشین
بعد دست به کار بشین

534
00:37:33,280 --> 00:37:33,710
از چی می‌ترسین؟

535
00:37:33,710 --> 00:37:34,360
آزاد بشین و مردم عادی باشین

536
00:37:34,360 --> 00:37:35,840
نمی‌ترسین؟

537
00:37:40,110 --> 00:37:40,920
چی شده؟

538
00:37:45,630 --> 00:37:46,960
زخمت درد می‌کنه؟

539
00:37:48,880 --> 00:37:50,280
خواب بد دیدم

540
00:37:51,190 --> 00:37:52,190
با ترس از خواب پریدم

541
00:37:54,630 --> 00:37:55,768
چی خواب دیدی؟

542
00:37:57,840 --> 00:37:58,710
خواب دیدم

543
00:38:00,000 --> 00:38:02,800
اون مرد داشت دیوونه‌وار شمشیر می‌زد

544
00:38:04,000 --> 00:38:05,280
همه‌جا پر از خون بود

545
00:38:06,480 --> 00:38:07,280
...و

546
00:38:08,000 --> 00:38:09,590
جسدهای خانواده‌ام

547
00:38:22,712 --> 00:38:24,190
هرکی روز خون ببینه

548
00:38:24,510 --> 00:38:26,190
شب خواب بد می‌بینه

549
00:38:27,960 --> 00:38:28,760
نترس

550
00:38:29,190 --> 00:38:30,400
خواب‌ها برعکس تعبیر می‌شن

551
00:38:32,280 --> 00:38:34,230
وقتی تیغه رو روی گلوم گذاشته بود

552
00:38:36,070 --> 00:38:39,070
خیلی ترسیده بودم
و از کاری که کرده بودم پشیمون شده بودم

553
00:38:41,280 --> 00:38:42,960
اگه دخالت نکرده بودم

554
00:38:43,960 --> 00:38:46,480
این‌طوری خودم رو به خطر نمی‌انداختم

555
00:38:49,110 --> 00:38:50,510
اگه می‌مردم

556
00:38:52,030 --> 00:38:53,800
پدر و مادرم

557
00:38:54,840 --> 00:38:56,400
دیگه نمی‌تونستن به زندگی ادامه بدن

558
00:38:57,976 --> 00:38:59,800
فقط خودم رو به کشتن نمی‌دادم

559
00:39:01,230 --> 00:39:02,800
جون اونا رو هم به خطر می‌انداختم

560
00:39:16,110 --> 00:39:17,070
یه چیزی هست

561
00:39:17,816 --> 00:39:19,670
که مدت‌هاست می‌خوام بهت بگم

562
00:39:20,190 --> 00:39:22,190
ولی همیشه خجالت می‌کشیدم بگمش

563
00:39:25,190 --> 00:39:28,590
زندگی من با تو و شیائو لیان فرق داره

564
00:39:29,960 --> 00:39:31,070
لازم نیست بگی

565
00:39:31,128 --> 00:39:32,888
تو دختر عزیز و دلبند پدر و مادرتی

566
00:39:33,512 --> 00:39:35,000
شیائو لیان شاید یه برادر بزرگ‌تر داشته باشه

567
00:39:35,360 --> 00:39:38,400
ولی مادربزرگ و مادرش
هر دو خیلی دوستش دارن

568
00:39:39,960 --> 00:39:42,190
من بچه‌ی دوم خانواده‌ام

569
00:39:43,400 --> 00:39:45,510
یه برادر بزرگ‌تر دارم

570
00:39:46,150 --> 00:39:48,190
و یه برادر کوچیک‌تر

571
00:39:49,400 --> 00:39:50,480
از وقتی بچه بودم

572
00:39:50,744 --> 00:39:52,808
پدر و مادرم همیشه
طرف برادرهام رو می‌گرفتن

573
00:39:53,800 --> 00:39:54,590
یه مدت پیش

574
00:39:54,696 --> 00:39:56,920
مادرم داشت برای برادر بزرگ‌ترم
خواستگاری می‌کرد

575
00:39:57,112 --> 00:39:59,384
ولی خانواده‌امون پول کافی
برای جهیزیه و هدایای ازدواج نداشت

576
00:39:59,800 --> 00:40:01,760
برای همین پدر و مادرم می‌خواستن

577
00:40:01,760 --> 00:40:03,528
هرچه زودتر شوهرم بدن

578
00:40:03,800 --> 00:40:05,070
و پول ازدواج من رو

579
00:40:06,400 --> 00:40:07,510
خرج برادر بزرگ‌ترم کنن

580
00:40:09,000 --> 00:40:10,110
اسمش رو گذاشته بودن نامزدی

581
00:40:11,128 --> 00:40:13,208
ولی در واقع داشتن دخترشون رو می‌فروختن

582
00:40:14,408 --> 00:40:15,670
براشون مهم نبود طرف کی باشه

583
00:40:16,000 --> 00:40:17,150
فقط کافی بود پول خوبی بده

584
00:40:19,630 --> 00:40:21,000
خوشبختانه، توی جشنواره‌ی آدم‌ها

585
00:40:21,190 --> 00:40:22,960
به شکلی تونستم ازت پیروی کنم

586
00:40:23,176 --> 00:40:24,600
و یه کار خیر انجام بدم

587
00:40:24,880 --> 00:40:28,000
بانوی اول ده تائل نقره بهم پاداش داد

588
00:40:28,190 --> 00:40:28,880
و ارباب جوان

589
00:40:29,110 --> 00:40:30,510
پنج تائل بهم داد

590
00:40:30,616 --> 00:40:32,904
همین برای هزینه‌ی ازدواج
برادر بزرگ‌ترم کافی بود

591
00:40:34,190 --> 00:40:36,710
اون موقع بود که مادرم قبول کرد

592
00:40:39,000 --> 00:40:41,440
دیگه برای شوهر دادن من عجله نکنه

593
00:40:47,360 --> 00:40:48,510
اگه اون روز

594
00:40:49,510 --> 00:40:50,590
دخالت نکرده بودی

595
00:40:53,280 --> 00:40:54,590
تمام زندگی من

596
00:40:55,280 --> 00:40:56,190
خراب می‌شد

597
00:40:57,670 --> 00:40:58,800
کاملا خراب می‌شد

598
00:41:10,800 --> 00:41:11,590
لان شیانگ

599
00:41:13,590 --> 00:41:16,110
ما توی پایین‌ترین جایگاهیم

600
00:41:18,070 --> 00:41:19,400
اگه خودمون ریسک نکنیم

601
00:41:19,590 --> 00:41:21,110
و برای راه نجاتمون نجنگیم

602
00:41:21,550 --> 00:41:23,550
تمام عمرمون
همین پایین می‌مونیم

603
00:41:24,800 --> 00:41:25,800
از نظر بقیه

604
00:41:26,400 --> 00:41:27,920
حتی از نظر پدر و مادر خودمون

605
00:41:29,070 --> 00:41:31,360
ما فقط به درد این می‌خوریم
که برای پسرهاشون زن بگیریم

606
00:41:32,480 --> 00:41:33,880
این تو بودی که وارد ماجرا شدی

607
00:41:35,000 --> 00:41:36,670
و ازدواج ارباب جوان رو نجات دادی

608
00:41:37,800 --> 00:41:39,480
آبروی خانواده‌ی لین رو حفظ کردی

609
00:41:41,760 --> 00:41:42,920
و من رو هم نجات دادی

610
00:41:55,110 --> 00:41:56,110
دیگه ناراحت نباش

611
00:41:56,760 --> 00:41:58,760
امشب می‌مونم و کنارت می‌خوابم

612
00:41:59,000 --> 00:41:59,800
باشه؟

613
00:42:02,000 --> 00:42:02,550
بیا

614
00:42:20,960 --> 00:42:22,000
یه کم بخواب

615
00:42:22,550 --> 00:42:24,550
اگه اون مرد بد
امشب دوباره اومد اذیتت کنه

616
00:42:24,550 --> 00:42:26,110
توی خوابت

617
00:42:26,550 --> 00:42:27,590
صدام کن تا کمکت کنم

618
00:42:27,800 --> 00:42:30,000
با هم درست توی صورتش تف می‌کنیم

619
00:42:37,510 --> 00:42:39,800
باید با عزت زندگی کنیم

620
00:42:40,800 --> 00:42:41,630
ما از

621
00:42:41,630 --> 00:42:43,752
یه روح پلید که حتی جرأت نداره
با نور روز روبه‌رو بشه نمی‌ترسیم

622
00:43:05,020 --> 00:43:07,940
<font color="#e8772c">⋆༺𓆩</font> <font color="#ffd83d">برخلاف جریان</font> <font color="#e8772c">𓆪༻⋆</font>
(پیش‌نمایش قسمت بعد)

623
00:43:10,904 --> 00:43:12,696
یو چان و لان شیانگ کجا رفتن؟

624
00:43:14,110 --> 00:43:15,230
هنوز برنگشتن؟

625
00:43:15,448 --> 00:43:17,464
مرزبان یانگ چانگ می‌ترسید
خبرش پخش بشه

626
00:43:17,710 --> 00:43:18,920
برای همین دستور داد یو چان و لان شیانگ رو

627
00:43:18,920 --> 00:43:20,030
به اردوگاه نیروی دریایی ببرن

628
00:43:20,408 --> 00:43:23,032
فکر می‌کردم بعد از اینکه دیشب
دزدان دریایی وو رو گرفتیم

629
00:43:23,040 --> 00:43:25,400
مرزبان یانگ چانگ یکی رو می‌فرسته
دنبالشون تا برشون گردونه

630
00:43:26,320 --> 00:43:28,216
نکنه مرزبان یانگ چانگ

631
00:43:28,480 --> 00:43:30,280
یو چان و لان شیانگ رو فراموش کرده؟

632
00:43:30,408 --> 00:43:32,360
یو چان تا حالا
داخل اردوگاه نظامی نرفته

633
00:43:32,590 --> 00:43:33,670
اینکه تمام شب اونجا نگهش داشتن

634
00:43:33,670 --> 00:43:34,984
حتما خیلی ترسوندتش

635
00:43:35,510 --> 00:43:36,230
نه

636
00:43:36,344 --> 00:43:38,328
باید برم اردوگاه نیروی دریایی
و برش گردونم

637
00:43:39,320 --> 00:43:39,880
صبر کن

638
00:43:41,760 --> 00:43:42,760
منم باهات میام

639
00:43:43,432 --> 00:43:44,070
ارباب جوان

640
00:43:44,094 --> 00:45:44,094
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

