﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:30,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:01:30,340 --> 00:01:33,578
<font color="#e8772c">⋆༺𓆩</font> <font color="#ffd83d">برخلاف جریان</font> <font color="#e8772c">𓆪༻⋆</font>

3
00:01:35,180 --> 00:01:36,920
<font color="#ff2121">✧༺ قسمت پانزدهم༻✧ </font>
<font color="#ff7f79">•| ⊱ مترجم : ثمر ⊰ |•</font>

4
00:01:45,239 --> 00:01:49,639
!آفرین -
!آفرین -

5
00:01:49,640 --> 00:01:54,759
!آفرین -
!آفرین -

6
00:01:56,239 --> 00:01:57,679
این همه راه اومدم دنبالت

7
00:01:57,920 --> 00:01:59,759
آخرش بهترین قسمتش رو از دست دادم

8
00:01:59,760 --> 00:02:02,800
چین چیونگ و شان شیونگ شین
هر کدوم برای آرمان خودشون می‌جنگیدن

9
00:02:02,856 --> 00:02:04,670
یکی با تمام توانش
برای دفاع از تانگ می‌جنگید

10
00:02:04,680 --> 00:02:06,904
اون یکی هم با تمام توانش
علیه تانگ می‌جنگید

11
00:02:07,159 --> 00:02:08,600
هر دوشون قهرمان بودن

12
00:02:09,319 --> 00:02:10,559
این داستان

13
00:02:10,560 --> 00:02:13,079
ساختن معبد برای بزرگداشت شان شیونگ شینه؟

14
00:02:13,080 --> 00:02:14,680
باید یه پاداش کوچیک بهش بدیم

15
00:02:14,960 --> 00:02:16,799
این خدمتکارت خیلی جالبه

16
00:02:16,872 --> 00:02:18,510
اولین بارش بود
که وارد اردوگاه نظامی می‌شد

17
00:02:18,520 --> 00:02:19,840
ولی اصلا نترسیده بود

18
00:02:20,159 --> 00:02:22,359
برعکس، شروع کرد به حرف زدن

19
00:02:22,360 --> 00:02:23,679
با سربازهایی که ازش نگهبانی می‌دادن

20
00:02:23,680 --> 00:02:25,320
و براشون داستان تعریف می‌کرد

21
00:02:25,479 --> 00:02:26,918
تازه از بین همه‌ی داستان‌ها

22
00:02:26,919 --> 00:02:29,359
داستان قهرمان‌هایی از رده‌ی پایین رو
تعریف می‌کرد که سرباز شده بودن

23
00:02:29,360 --> 00:02:31,519
که دقیقا همون چیزی بود
که سربازها دوست داشتن بشنون

24
00:02:31,960 --> 00:02:34,038
یکی‌یکی اومدن التماس کردن

25
00:02:34,039 --> 00:02:36,199
اصرار داشتن که داستان رو
تا آخر بشنون

26
00:02:38,039 --> 00:02:39,239
خیلی خوب بود

27
00:02:39,439 --> 00:02:41,000
واقعا دختر جالبیه

28
00:02:41,240 --> 00:02:41,878
همه

29
00:02:41,879 --> 00:02:43,158
یکی دیگه هم بگم؟

30
00:02:43,159 --> 00:02:45,999
!یکی دیگه

31
00:02:46,000 --> 00:02:47,318
یکی دیگه می‌خواین؟

32
00:02:47,319 --> 00:02:51,400
!یکی دیگه -
!یکی دیگه -

33
00:02:53,080 --> 00:02:55,352
شنیدم پمادی که توی ارتش
برای سرمازدگی استفاده می‌کنن

34
00:02:55,360 --> 00:02:56,878
خیلی بهتر

35
00:02:56,879 --> 00:02:58,279
از اونایی که عطاری‌ها می‌فروشن

36
00:02:58,280 --> 00:02:59,680
من یه مقدار ازش می‌خوام

37
00:03:00,680 --> 00:03:02,880
دست‌های مادرم سرمازده شده

38
00:03:03,144 --> 00:03:05,230
ارباب جوان
از اول توی رفاه و ثروت بزرگ شده

39
00:03:05,360 --> 00:03:07,440
نمی‌دونی برای آدمایی مثل ما
که تهِ جامعه‌ایم

40
00:03:07,560 --> 00:03:09,400
بعضی وقت‌ها فقط زنده موندن

41
00:03:09,520 --> 00:03:11,320
تمام توانمون رو می‌گیره

42
00:03:11,719 --> 00:03:13,119
اگه بخوایم از جایگاهی که
توش به دنیا اومدیم بالاتر بریم

43
00:03:13,120 --> 00:03:14,600
و زندگی بهتری داشته باشیم

44
00:03:14,840 --> 00:03:16,880
شاید مجبور بشیم جونمون رو به خطر بندازیم

45
00:03:17,560 --> 00:03:18,680
تو

46
00:03:18,719 --> 00:03:19,919
نمی‌ترسی؟

47
00:03:19,928 --> 00:03:21,310
فقط می‌خوام برم داخل عمارت

48
00:03:21,319 --> 00:03:22,880
ببینم چه خبره

49
00:03:23,039 --> 00:03:24,519
چه چیزی برای ترسیدن هست؟

50
00:03:33,360 --> 00:03:34,638
یکی دیگه بگم؟
(دل رو داد رفت)

51
00:03:34,639 --> 00:03:38,919
!یکی دیگه -
!یکی دیگه -

52
00:03:42,280 --> 00:03:43,839
چرا اون رو به من نمی‌دی؟

53
00:03:43,840 --> 00:03:45,840
حاضرم پول خوبی بابتش بدم

54
00:03:53,288 --> 00:03:55,550
اینکه مورد توجه عالیجناب قرار گرفته
افتخار بزرگیه

55
00:03:55,560 --> 00:03:57,800
باید بدون هیچ معطلی
اون رو تقدیمتون کنم

56
00:03:57,960 --> 00:03:59,158
ولی این خدمتکار رو

57
00:03:59,159 --> 00:04:00,840
مادرم به من داده

58
00:04:01,159 --> 00:04:02,680
پس واقعا نمی‌تونم ازش بگذرم

59
00:04:05,360 --> 00:04:07,359
بی‌دلیل نیست که خدمتکار توئه

60
00:04:08,159 --> 00:04:11,400
وقتی می‌خوای تکلیف چیزها رو روشن کنی
من رو فرمانده یوان صدا می‌زنی

61
00:04:11,560 --> 00:04:15,039
وقتی می‌خوای خودت رو به اون راه بزنی
من رو عالیجناب صدا می‌زنی

62
00:04:18,639 --> 00:04:19,559
!یکی دیگه

63
00:04:19,560 --> 00:04:20,800
!آفرین -
!آفرین -

64
00:04:22,800 --> 00:04:25,199
!مرزبان اومدن

65
00:04:26,079 --> 00:04:28,279
!فرمانده یوان -
!فرمانده یوان -

66
00:04:34,360 --> 00:04:37,288
عالیجناب، ارباب جوان -
عالیجناب، ارباب جوان -

67
00:04:39,120 --> 00:04:39,919
ارباب جوانتون

68
00:04:39,920 --> 00:04:41,800
اومده دنبالتون که ببرتون خونه

69
00:04:41,839 --> 00:04:43,440
دیگه بدرقه‌تون نمی‌کنم

70
00:04:44,480 --> 00:04:45,919
اعترافات دزدهای وو

71
00:04:45,920 --> 00:04:47,119
باید فردا آماده بشه

72
00:04:47,120 --> 00:04:49,159
شما هم به ستاد فرماندهی نظامی عقب بیاین

73
00:04:49,160 --> 00:04:51,398
می‌تونین ببینین به چه چیزایی اعتراف کردن

74
00:04:51,399 --> 00:04:52,279
باشه

75
00:04:52,560 --> 00:04:53,680
فردا می‌بینمت

76
00:05:08,879 --> 00:05:10,199
به چشمات نگاه کن

77
00:05:11,040 --> 00:05:12,880
با شنیدن داستان گریه کردی؟

78
00:05:41,480 --> 00:05:42,519
ارباب جوان

79
00:05:42,680 --> 00:05:44,480
کاری کردم که نباید می‌کردم؟

80
00:05:49,079 --> 00:05:49,920
نه

81
00:05:51,360 --> 00:05:52,359
قبلا بهت گفتم

82
00:05:52,360 --> 00:05:54,279
وقتی کارت تموم شد
خوب بهت پاداش می‌دم

83
00:05:54,519 --> 00:05:55,839
چی می‌خوای؟

84
00:05:58,160 --> 00:06:00,438
الان چیزی به ذهنم نمی‌رسه

85
00:06:00,439 --> 00:06:02,359
می‌تونم همه‌ی پاداش‌هام رو نگه دارم

86
00:06:02,360 --> 00:06:04,120
و وقتی تصمیم گرفتم
همه‌شون رو یکجا ازتون بخوام؟

87
00:06:07,160 --> 00:06:08,599
اگه همین‌طور جمعشون کنی

88
00:06:08,712 --> 00:06:10,648
اون موقع اگه از پسش برنیام چی؟

89
00:06:11,160 --> 00:06:12,119
نه

90
00:06:12,120 --> 00:06:12,984
هر چی بخوام

91
00:06:13,000 --> 00:06:15,120
شما حتما می‌تونین بهم بدینش، ارباب جوان

92
00:06:28,399 --> 00:06:30,199
انقدر من رو نکِش

93
00:06:30,759 --> 00:06:32,079
چرا؟

94
00:06:32,160 --> 00:06:33,518
قبلا دستم رو می‌گرفتی

95
00:06:33,519 --> 00:06:34,800
حتی بغلم می‌کردی

96
00:06:35,240 --> 00:06:36,479
اون موقع بچه بودی

97
00:06:36,480 --> 00:06:38,000
الان دیگه چند سالته؟

98
00:06:39,464 --> 00:06:41,176
فقط چند سال برای جنگ ازت دور بودم

99
00:06:41,224 --> 00:06:42,990
حالا دیگه باهام مثل غریبه‌ها رفتار می‌کنی

100
00:07:47,920 --> 00:07:49,040
سوی چوئه

101
00:07:57,720 --> 00:07:58,758
برادر

102
00:07:58,759 --> 00:08:00,560
بالاخره برگشتی

103
00:08:01,160 --> 00:08:03,278
برادر تبریک می‌گم که تبرئه شدین

104
00:08:03,279 --> 00:08:04,680
و دوباره به مقامتون برگشتین

105
00:08:05,959 --> 00:08:07,320
هر دوتون بشینین

106
00:08:08,160 --> 00:08:09,279
سوی چوئه

107
00:08:10,720 --> 00:08:11,759
بشین

108
00:08:19,759 --> 00:08:21,359
بعد از اتفاقی که برای جین چی افتاد

109
00:08:21,360 --> 00:08:23,880
جنگ و سوی چوئه خیلی نگران بودن

110
00:08:23,940 --> 00:08:25,912
با هم رفتن معبد
تا عود روشن کنن

111
00:08:25,944 --> 00:08:27,190
و برای سلامتی جین چی دعا کنن

112
00:08:27,960 --> 00:08:29,896
ممنون که این همه زحمت کشیدی، سوی چوئه

113
00:08:31,279 --> 00:08:33,158
شما همیشه من و برادرم رو

114
00:08:33,159 --> 00:08:34,359
مثل خانواده‌ی خودتون دونستین

115
00:08:34,632 --> 00:08:36,070
متأسفانه ما جایگاه بالایی نداریم

116
00:08:36,080 --> 00:08:37,400
و کار زیادی از دستمون برنمیاد

117
00:08:37,480 --> 00:08:38,920
تنها کاری که ازم برمیومد
این بود که برم معبد

118
00:08:38,980 --> 00:08:41,864
و چند بار بیشتر سر تعظیم فرود بیارم و
برای محافظت بودیساتوا دعا کنم

119
00:08:42,639 --> 00:08:44,719
حالا که جین چی سالم برگشته

120
00:08:44,720 --> 00:08:46,472
سوی چوئه فردا می‌ره معبد

121
00:08:46,488 --> 00:08:48,070
تا عود روشن کنه و نذرش رو ادا کنه

122
00:08:49,320 --> 00:08:51,079
منم می‌خوام برم

123
00:08:53,879 --> 00:08:55,119
خاله لینگ شیائو چی گفت؟

124
00:08:56,120 --> 00:08:58,079
اون‌قدر بهش اصرار کردم
که دیگه از دستم خسته شد

125
00:08:58,080 --> 00:09:00,839
گفت اگه تو موافق باشی

126
00:09:00,840 --> 00:09:02,079
می‌تونم بیام

127
00:09:03,679 --> 00:09:04,800
برادر

128
00:09:04,960 --> 00:09:07,656
اون معبد برای برآورده کردن دعاهای
مربوط به ازدواج خوب هم معروفه

129
00:09:08,120 --> 00:09:10,280
برات دعا می‌کنم همسر خوبی پیدا کنی

130
00:09:20,679 --> 00:09:22,119
چند تا خدمتکار دیگه هم با خودت ببر

131
00:09:22,440 --> 00:09:23,640
زود برو و زود برگرد

132
00:09:25,799 --> 00:09:26,920
فهمیدم

133
00:09:27,120 --> 00:09:28,320
سوی چوئه

134
00:09:32,080 --> 00:09:33,280
ما دیگه می‌ریم

135
00:09:35,160 --> 00:09:37,480
بانوی جوان دوم، بانوی جوان دو -
بانوی جوان دوم، بانوی جوان دو -

136
00:09:37,490 --> 00:09:38,568
مراقب خودتون باشین -
مراقب خودتون باشین -

137
00:09:44,919 --> 00:09:46,040
گان تانگ

138
00:09:46,360 --> 00:09:47,680
برو لان شیانگ رو بیار

139
00:09:47,879 --> 00:09:48,760
چشم

140
00:09:49,679 --> 00:09:51,558
زخمت هنوز قرمزه

141
00:09:51,559 --> 00:09:52,920
جاش می‌مونه؟

142
00:09:53,840 --> 00:09:55,199
منم نمی‌دونم

143
00:09:56,039 --> 00:09:57,160
هنوز درد می‌کنه؟

144
00:09:57,559 --> 00:09:58,680
نه

145
00:09:59,080 --> 00:10:00,079
لان شیانگ

146
00:10:01,879 --> 00:10:02,999
گان تانگ

147
00:10:05,159 --> 00:10:06,558
مگه نرفتی حموم؟

148
00:10:06,559 --> 00:10:08,518
پس چرا هنوز این لباس‌های کثیف رو پوشیدی؟

149
00:10:08,519 --> 00:10:09,479
شیائو لیان اومد پیشم

150
00:10:09,480 --> 00:10:12,079
سر حرف زدن گرم شدیم
برای همین یه کم دیر کردم

151
00:10:12,080 --> 00:10:13,638
یو چان هم اتفاقا آب بیشتری لازم داشت

152
00:10:13,639 --> 00:10:15,319
برای همین آب گرمم و بهش دادم

153
00:10:15,320 --> 00:10:17,280
یه مقدار دیگه آب گرم می‌کنم و
بعدا حموم می‌کنم

154
00:10:17,320 --> 00:10:18,079
چی شده؟

155
00:10:18,080 --> 00:10:20,520
ارباب جوان می‌خواد ببینتت
بهتره زود بری

156
00:10:21,320 --> 00:10:22,856
پس می‌ذارم به کارت برسی

157
00:10:22,904 --> 00:10:24,190
منم باید برم

158
00:10:25,440 --> 00:10:26,359
بریم

159
00:10:45,039 --> 00:10:46,079
ارباب جوان

160
00:10:47,360 --> 00:10:48,798
شیو وان از کی

161
00:10:48,799 --> 00:10:50,520
انقدر با بانوی جوان دو صمیمی شده؟

162
00:10:54,279 --> 00:10:55,640
نمی‌دونم

163
00:10:57,679 --> 00:10:59,680
پس حتی چیزهایی هست که تو هم نمی‌دونی

164
00:11:03,159 --> 00:11:04,479
حواست بهشون باشه

165
00:11:04,639 --> 00:11:06,638
ببین شیو وان و بانوی جوان دو

166
00:11:06,639 --> 00:11:08,119
معمولا با هم چیکار می‌کنن

167
00:11:08,840 --> 00:11:09,839
چشم

168
00:11:14,840 --> 00:11:16,199
زخم

169
00:11:17,080 --> 00:11:18,199
روی گردنت چطوره؟

170
00:11:19,919 --> 00:11:21,239
الان دیگه خوبه

171
00:11:22,000 --> 00:11:22,999
خارش نداره؟

172
00:11:26,120 --> 00:11:27,560
یکم خارش داره

173
00:11:30,360 --> 00:11:31,599
این برای خارش خوبه

174
00:12:04,543 --> 00:12:08,543
مطمئنم از خجالت و ضربان قلب زیادش)
(نتونست سرش رو بلند کنه و ببینتش

175
00:12:08,568 --> 00:12:09,740
ممنون، ارباب جوان

176
00:13:18,039 --> 00:13:22,520
جمعش می‌شه صد و بیست و سه تائل و هشت چیان

177
00:13:23,639 --> 00:13:26,199
بعدی چهار بسته کاغذ شوانه

178
00:13:26,399 --> 00:13:28,359
کنارش همینجا بنویس

179
00:13:28,360 --> 00:13:29,359
باشه

180
00:13:47,900 --> 00:13:52,860
(یو چان، لان شیانگ)

181
00:13:56,960 --> 00:13:57,638
لان شیانگ

182
00:13:57,639 --> 00:13:59,038
برو یه پشت‌خاران برام پیدا کن

183
00:13:59,039 --> 00:14:00,520
پشتم خیلی می‌خاره

184
00:14:10,679 --> 00:14:12,199
پشتت کهیر زده

185
00:14:13,000 --> 00:14:13,999
واقعا؟

186
00:14:14,072 --> 00:14:14,710
خیلی می‌خاره

187
00:14:14,720 --> 00:14:16,280
یه نگاهی به پشتم بنداز

188
00:14:24,360 --> 00:14:25,592
خیلی جدیه

189
00:14:25,720 --> 00:14:28,040
باید بری درمانگاه
یه طبیب ببینتت

190
00:14:30,120 --> 00:14:33,040
چیز مهمی نیست
لازم نیست طبیب برم

191
00:14:33,559 --> 00:14:35,239
احتمالا دیروز سرما خوردم

192
00:14:35,240 --> 00:14:36,599
و کهیر زدم

193
00:14:36,720 --> 00:14:38,758
بعدا برو اقامتگاه لو شوئه

194
00:14:38,759 --> 00:14:41,040
و از بانوی جوان دو یه پماد ضدخارش بگیر

195
00:14:41,879 --> 00:14:42,439
باشه

196
00:14:42,440 --> 00:14:43,719
الان می‌رم

197
00:14:49,300 --> 00:14:52,319
(عمارت لین، اقامتگاه لو شوئه)

198
00:14:52,320 --> 00:14:53,839
پماد ضدخارش داریم

199
00:14:53,840 --> 00:14:56,479
ولی معمولا لینگ دانگ نگهش می‌داره

200
00:14:56,960 --> 00:14:58,359
صبح زود، بانوی جوان دو

201
00:14:58,360 --> 00:14:59,839
لینگ دانگ و بانوی جوان دوم رو

202
00:14:59,840 --> 00:15:01,678
با خودشون بردن معبد تا نذرشون رو ادا کنن

203
00:15:01,679 --> 00:15:04,320
احتمالا تا بعدازظهر برنمی‌گردن

204
00:15:04,720 --> 00:15:06,119
وقتی بانوی جوان دو برگرده

205
00:15:06,120 --> 00:15:07,479
ازش پماد می‌گیرم

206
00:15:07,480 --> 00:15:08,839
و براتون میارم

207
00:15:08,960 --> 00:15:09,959
باشه

208
00:15:09,960 --> 00:15:11,918
کهیرهای یو چان خیلی شدیده

209
00:15:11,919 --> 00:15:13,678
همین که بانوی جوان دو برگشت

210
00:15:13,679 --> 00:15:15,119
یادت باشه دارو رو براش بیاری

211
00:15:15,120 --> 00:15:16,239
چشم

212
00:15:37,960 --> 00:15:39,439
بانوی جوان دو

213
00:15:39,440 --> 00:15:41,040
این ست شطرنج رو از خونه آورده؟

214
00:15:41,360 --> 00:15:43,158
تازه گرفته

215
00:15:43,159 --> 00:15:44,798
بانوی جوان دو گفت برادرش

216
00:15:44,799 --> 00:15:46,359
می‌دونسته شطرنج بازی کردن رو دوست داره

217
00:15:46,360 --> 00:15:48,440
برای همین یه ست جدید بهش هدیه داده

218
00:15:59,879 --> 00:16:02,239
الان گفتی بانوی جوان دو و بانوی جوان دوم

219
00:16:02,240 --> 00:16:03,719
با هم رفتن معبد

220
00:16:03,720 --> 00:16:04,439
از کی

221
00:16:04,440 --> 00:16:06,119
انقدر با هم صمیمی شدن؟

222
00:16:09,279 --> 00:16:13,199
فکر کنم از وقتی ارباب جوان دستگیر شد

223
00:16:16,120 --> 00:16:18,158
احتمالا بانوی جوان دو
آدم مهربون و باملاحظه‌ایه

224
00:16:18,159 --> 00:16:20,558
برای همین بانوی دوم
اغلب می‌رفت باهاش حرف می‌زد

225
00:16:20,559 --> 00:16:22,440
و کم‌کم با هم صمیمی شدن

226
00:16:25,240 --> 00:16:26,678
به بانوی جوان دو نگو

227
00:16:26,679 --> 00:16:28,158
که الان چی بهت گفتم

228
00:16:28,159 --> 00:16:29,439
اگه پرسید

229
00:16:29,440 --> 00:16:31,239
فقط بگو برای پماد ضدخارش اومدم

230
00:16:31,240 --> 00:16:32,038
ولی اینجا نبود

231
00:16:32,039 --> 00:16:33,440
برای همین برگشتم

232
00:16:34,399 --> 00:16:35,520
باشه

233
00:16:35,759 --> 00:16:36,760
من دیگه می‌رم

234
00:16:55,320 --> 00:16:57,839
(یه ست سنگ یانگ زی یه ثروت می‌ارزه)

235
00:16:59,360 --> 00:17:01,119
(دو جنگ از کجا پول آورده)

236
00:17:01,120 --> 00:17:03,599
که برای دو سوی چوئه)
(همچین سنگ‌های گرون‌قیمتی بخره؟

237
00:17:23,839 --> 00:17:24,879
راه رو باز کنین

238
00:17:25,160 --> 00:17:26,280
بذارین عالیجناب اول رد بشن

239
00:17:57,640 --> 00:17:58,518
پدربزرگ

240
00:17:58,519 --> 00:18:00,239
بذار کمکت کنم هل بدی

241
00:18:00,240 --> 00:18:01,800
جناب، ما کمکتون می‌کنیم

242
00:18:04,839 --> 00:18:05,879
ممنونم

243
00:18:10,200 --> 00:18:11,359
ممنون، آقایون

244
00:18:11,440 --> 00:18:12,200
قابلی نداشت

245
00:18:42,759 --> 00:18:44,318
این اواخر یه مسئله‌ی شخصی

246
00:18:44,319 --> 00:18:45,439
خیلی فکرم رو مشغول کرده

247
00:18:45,768 --> 00:18:47,096
یه‌دفعه به ذهنم رسید

248
00:18:47,128 --> 00:18:48,870
که شاید بتونم با شما در میونش بذارم

249
00:18:49,359 --> 00:18:51,879
عالیجناب همیشه راهنمایی‌های
ارزشمندی بهم کردین

250
00:18:52,359 --> 00:18:53,919
اگه بتونم نگرانی‌تون رو کم کنم

251
00:18:54,079 --> 00:18:55,280
هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم

252
00:18:56,559 --> 00:18:58,480
وقتی تنها هستیم، من رو یوان صدا بزن

253
00:18:59,599 --> 00:19:00,560
یوان

254
00:19:03,176 --> 00:19:04,200
هشت ساله که

255
00:19:04,248 --> 00:19:06,280
شاهدخت چن یانگ از دنیا رفته

256
00:19:06,519 --> 00:19:08,520
مادرم مدام اصرار داره دوباره ازدواج کنم

257
00:19:09,359 --> 00:19:11,720
ولی نگرانی‌هایی داشتم
و تا الان به تعویقش انداختم

258
00:19:12,480 --> 00:19:13,879
ازدواج پیوند دو خانواده‌ست

259
00:19:14,039 --> 00:19:17,000
انتظار ندارم زندگی مشترکم
پر از عشق و محبت باشه

260
00:19:17,440 --> 00:19:19,358
ولی حداقل باید با هم کنار بیایم

261
00:19:19,359 --> 00:19:20,800
و آخرش از هم متنفر نشیم

262
00:19:22,079 --> 00:19:23,358
من فقط یه دختر دارم

263
00:19:23,359 --> 00:19:24,639
الان یازده سالشه

264
00:19:24,839 --> 00:19:26,839
چند سال دیگه به سن ازدواج می‌رسه

265
00:19:27,559 --> 00:19:29,599
و مادرم هم داره پیرتر می‌شه

266
00:19:29,759 --> 00:19:31,439
هرچقدر هم دخترم رو دوست داشته باشم

267
00:19:31,960 --> 00:19:33,760
یه پدر نمی‌تونه جای مادر رو بگیره

268
00:19:36,720 --> 00:19:38,280
...منظورتون اینه که

269
00:19:48,008 --> 00:19:50,760
جایگاه بانوی عمارت مرزبان هنوز خالیه

270
00:19:52,440 --> 00:19:54,359
قصد دارم دوباره ازدواج کنم

271
00:20:02,559 --> 00:20:04,119
از چیزی که ازت دیدم، فنگ تای

272
00:20:04,152 --> 00:20:06,390
و رفتاری که خدمتکارهای عمارت لین دارن

273
00:20:06,759 --> 00:20:09,320
معلومه که خانواده‌ی لین
هم مهربونن هم باانضباط

274
00:20:10,559 --> 00:20:12,480
شنیدم خواهر کوچیک‌ترت هنوز ازدواج نکرده

275
00:20:13,119 --> 00:20:14,240
...نمی‌دونم اگه من
(پیرمرد با یه بچه‌ی 19 ساله چیکار داریییی)

276
00:20:17,319 --> 00:20:18,439
...نمی‌دونم

277
00:20:18,559 --> 00:20:19,159
...اگه

278
00:20:19,160 --> 00:20:20,439
...شاید

279
00:20:25,720 --> 00:20:26,758
یوان

280
00:20:26,759 --> 00:20:28,000
عمه‌ی دومم

281
00:20:28,160 --> 00:20:30,480
این روزها خیلی نگران ازدواج شیو وانه

282
00:20:31,319 --> 00:20:32,839
اگه شما مایل باشین

283
00:20:33,079 --> 00:20:34,439
می‌تونم کمکتون کنم

284
00:20:34,440 --> 00:20:36,359
و با عمه‌ی دومم صحبت کنم

285
00:20:37,944 --> 00:20:39,560
پس باید زحمتت بندازم، فنگ تای

286
00:20:39,680 --> 00:20:41,280
که پیش عمه‌ات از من تعریف کنی

287
00:20:41,720 --> 00:20:42,399
حتما

288
00:20:48,744 --> 00:20:50,136
عالیجناب، ارباب جوان

289
00:20:50,264 --> 00:20:53,336
یه اتفاقی توی اداره‌ی زندان
فرماندهی عقب جبهه افتاده

290
00:21:16,340 --> 00:21:19,130
جنگ بای چوان، ارباب شیان گو)
(فرمانده‌ی دفاع مشترک جین لینگ

291
00:21:19,144 --> 00:21:20,820
(فرماندهی عقب جبهه)

292
00:21:23,800 --> 00:21:25,816
فرمانده جنگ

293
00:21:33,799 --> 00:21:35,038
فرمانده

294
00:21:35,039 --> 00:21:36,558
طبق بررسی‌های اولیه‌ی ما

295
00:21:36,559 --> 00:21:39,079
هر دوازده نفر بر اثر مسمومیت مردن

296
00:21:39,200 --> 00:21:40,999
احتمالا سم رو

297
00:21:41,000 --> 00:21:42,679
صبح امروز توی صبحونه‌شون ریختن

298
00:21:59,768 --> 00:22:02,599
فرنی همه‌ی زندانی‌ها با هم پخته شده بود

299
00:22:03,080 --> 00:22:04,990
ولی فقط دزدان دریایی وو

300
00:22:05,000 --> 00:22:06,239
توی این دو سلول مسموم شدن

301
00:22:06,240 --> 00:22:09,239
یعنی آشپز مسمومشون نکرده

302
00:22:09,240 --> 00:22:11,688
پس حتما زندانبانی که فرنی رو پخش کرده مقصره

303
00:22:12,680 --> 00:22:14,000
اون زندانبانه کجاست؟

304
00:22:16,400 --> 00:22:17,399
فرمانده

305
00:22:17,400 --> 00:22:19,758
زندانبانی که امروز صبح
برای زندانی‌ها صبحونه برد

306
00:22:19,759 --> 00:22:20,798
وانگ‌اِر بود

307
00:22:20,799 --> 00:22:22,159
حتما اون مسمومشون کرده

308
00:22:22,160 --> 00:22:22,719
...من

309
00:22:22,720 --> 00:22:24,520
!من هیچی نمی‌دونم

310
00:22:28,079 --> 00:22:28,879
!وانگ‌اِر

311
00:22:28,880 --> 00:22:29,838
!من نبودم! من نبودم

312
00:22:29,839 --> 00:22:31,879
!من نبودم

313
00:22:38,799 --> 00:22:40,119
تازه مرده

314
00:22:40,168 --> 00:22:41,910
حتما برای کشتن خودش
سم خورده

315
00:22:46,440 --> 00:22:48,119
معاون فرمانده لین درست می‌گن

316
00:22:48,200 --> 00:22:50,439
هنوز آثار سم
روی انگشت‌هاشه

317
00:22:54,440 --> 00:22:55,599
باشه

318
00:22:57,519 --> 00:22:58,399
باشه

319
00:23:01,000 --> 00:23:03,320
ممکنه مرده باشه
ولی نمی‌تونه حقیقت رو پنهان کنه

320
00:23:03,720 --> 00:23:04,919
باور نمی‌کنم

321
00:23:05,200 --> 00:23:06,758
بعد از مسموم کردن این همه آدم

322
00:23:06,759 --> 00:23:08,639
هیچ سرنخی از خودش به جا گذاشته باشه

323
00:23:10,000 --> 00:23:11,480
خانواده‌ی وانگ‌اِر رو بررسی کنین

324
00:23:11,759 --> 00:23:14,240
بفهمین معمولا با چه کسایی رفت‌وآمد داشته

325
00:23:14,799 --> 00:23:15,599
چشم -
چشم -

326
00:23:26,480 --> 00:23:26,838
زود باشین

327
00:23:26,839 --> 00:23:27,800
برین سر کارتون

328
00:23:32,759 --> 00:23:35,200
دیروز فقط از شش دزد دریایی وو بازجویی کردیم

329
00:23:35,384 --> 00:23:37,910
حتی بازجویی اولیه‌مون هم تموم نشده بود

330
00:23:39,224 --> 00:23:40,960
یکی توی دربار دست داره

331
00:23:43,319 --> 00:23:44,280
می‌دونم

332
00:23:44,984 --> 00:23:46,950
وگرنه دو تا خدمتکار نمی‌فرستادی

333
00:23:46,960 --> 00:23:48,320
که برام پیغام بیارن

334
00:23:49,279 --> 00:23:51,758
فقط انتظار نداشتم دستشون

335
00:23:51,759 --> 00:23:53,800
انقدر دراز باشه

336
00:23:54,760 --> 00:23:57,430
حتی سلول‌های زندان
فرماندهی عقب جبهه

337
00:23:57,440 --> 00:23:58,919
هم نتونست جلوشون رو بگیره

338
00:24:01,560 --> 00:24:02,910
می‌ترسین، عالیجناب؟

339
00:24:05,799 --> 00:24:06,960
داری تحریکم می‌کنی؟

340
00:24:08,920 --> 00:24:11,159
من مرزبان یانگ چانگم
از چی باید بترسم؟

341
00:24:13,079 --> 00:24:14,200
ولی تو

342
00:24:15,000 --> 00:24:16,399
یه معاون فرمانده‌ی ساده

343
00:24:16,400 --> 00:24:18,079
تازه به مقامت برگشتی

344
00:24:18,160 --> 00:24:19,760
بهتره خوب بهش فکر کنی

345
00:24:23,519 --> 00:24:25,359
تو مرزبانی هستی که این مقام رو به ارث بردی

346
00:24:25,880 --> 00:24:28,760
من مقام معاون فرماندهی رو
توی میدان جنگ به دست آوردم

347
00:24:34,408 --> 00:24:36,150
این موضوع رو تا آخرش بررسی می‌کنیم

348
00:24:36,559 --> 00:24:37,599
تا آخرین لحظه

349
00:24:47,960 --> 00:24:49,119
یه کم تب داری

350
00:24:49,599 --> 00:24:51,240
جای دیگه‌ای هم درد می‌کنه؟

351
00:24:52,160 --> 00:24:54,119
بعد از اینکه پماد بانوی جوان دو رو زدم

352
00:24:54,160 --> 00:24:55,879
دیگه خارش نداره

353
00:24:56,920 --> 00:24:58,040
فقط اینکه

354
00:24:59,039 --> 00:25:00,320
سرم درد می‌کنه

355
00:25:00,799 --> 00:25:02,119
و احساس ضعف دارم

356
00:25:02,559 --> 00:25:03,599
آب اینجاست

357
00:25:20,200 --> 00:25:22,000
این شبیه کهیر نیست

358
00:25:22,240 --> 00:25:23,399
می‌رم پیش بانوی اول

359
00:25:23,400 --> 00:25:25,838
و ازش می‌خوام یکی رو بفرسته
دنبال طبیب

360
00:25:25,839 --> 00:25:26,839
نه

361
00:25:27,119 --> 00:25:28,240
نمی‌تونی

362
00:25:28,559 --> 00:25:29,320
...من

363
00:25:31,480 --> 00:25:32,800
نباید بذاریم بانوی اول بفهمه

364
00:25:33,352 --> 00:25:34,744
اگه بانوی اول بفهمه

365
00:25:34,792 --> 00:25:37,430
می‌ترسه یو چان بیماریش رو
به ارباب جوان منتقل کنه

366
00:25:38,400 --> 00:25:41,280
اون‌وقت فورا یو چان رو
از عمارت بیرون می‌فرسته

367
00:25:43,144 --> 00:25:45,288
اون‌وقت غذا، لباس
و بقیه‌ی وسایل ضروری

368
00:25:45,290 --> 00:25:46,760
دیگه مثل اینجا خوب نیستن

369
00:25:48,720 --> 00:25:50,599
حتی آب گرم گرفتن هم سخت می‌شه

370
00:25:52,319 --> 00:25:55,000
یه بیماری کوچیک ممکنه جدی بشه

371
00:25:56,079 --> 00:25:58,919
مادرم می‌گفت خیلی از خدمتکارهایی که مریض می‌شن

372
00:25:59,240 --> 00:26:01,040
همین‌طوری فرستاده می‌شن
و دیگه برنمی‌گردن

373
00:26:11,839 --> 00:26:13,560
می‌رم پیش بانو هان

374
00:26:14,400 --> 00:26:15,919
و یه بهونه پیدا می‌کنم

375
00:26:16,000 --> 00:26:17,688
که از عمارت بیرون برم
و یه چیزی بخرم

376
00:26:17,920 --> 00:26:20,278
وقتی به عطاری رسیدم
علائم رو براشون توضیح می‌دم

377
00:26:20,280 --> 00:26:22,440
و یواشکی یه دارو میارم

378
00:26:22,450 --> 00:26:24,070
برای تشخیص درست باید معاینه، گوش دادن

379
00:26:24,080 --> 00:26:25,240
پرس‌وجو و نبض گرفتن انجام بشه

380
00:26:25,256 --> 00:26:26,792
ما که از طبابت چیزی نمی‌دونیم

381
00:26:26,824 --> 00:26:29,000
اگه فقط علائم رو بگیم و یه دارو بگیریم

382
00:26:29,048 --> 00:26:30,960
ممکنه داروی اشتباه
درمان رو عقب بندازه

383
00:26:34,279 --> 00:26:37,118
مگه بانوی جوان دو طبابت بلد نیست؟

384
00:26:37,119 --> 00:26:38,599
چرا از بانوی جوان دو نپرسیم؟

385
00:26:44,400 --> 00:26:46,399
بانوی جوان دو مهمان عزیز بانوی اوله

386
00:26:46,400 --> 00:26:48,040
این کار درست نیست، نه؟

387
00:26:51,359 --> 00:26:53,079
لان شیانگ درست می‌گه

388
00:26:53,640 --> 00:26:55,320
ما فقط خدمتکاریم

389
00:26:55,464 --> 00:26:58,550
فقط چون به ارباب جوان تکیه داشتیم
جرئت کردیم پماد بخوایم

390
00:26:58,559 --> 00:27:00,359
و از جایگاه بانوی اول استفاده کردیم

391
00:27:01,319 --> 00:27:03,679
اگه با بانوی جوان دو مثل یه طبیب رفتار کنیم

392
00:27:03,799 --> 00:27:05,560
بانوی اول
حتما ناراحت می‌شه

393
00:27:06,240 --> 00:27:07,520
پس چیکار کنیم؟

394
00:27:09,440 --> 00:27:10,679
می‌رم دنبال جیو گائو

395
00:27:10,839 --> 00:27:12,038
از جیو گائو می‌خوام یه راهی پیدا کنه

396
00:27:12,039 --> 00:27:13,479
تا یه طبیب

397
00:27:13,480 --> 00:27:15,040
که می‌شناسه رو بی‌سروصدا بیاره

398
00:27:19,112 --> 00:27:21,670
هرچی زودتر دارو بخوری
زودتر خوب می‌شی

399
00:27:22,000 --> 00:27:24,679
اگه صبر کنیم حالت بدتر بشه
دردسر بیشتری می‌شه

400
00:27:29,519 --> 00:27:30,359
برو

401
00:27:32,119 --> 00:27:33,599
خوب از یو چان مراقبت کن

402
00:28:08,240 --> 00:28:09,320
ارباب جوان

403
00:28:11,240 --> 00:28:12,399
کجا می‌ری؟

404
00:28:14,440 --> 00:28:16,110
(در مورد اتفاقی که توی تالار جی چون افتاد)

405
00:28:16,119 --> 00:28:17,719
(اگه بخوام از بانوی اول مخفیش کنم)

406
00:28:17,720 --> 00:28:19,240
(باید به ارباب جوان خبر بدم)

407
00:28:20,799 --> 00:28:23,919
داشتم می‌رفتم یه خدمتکار پیدا کنم
تا جیو گائو رو بیاره

408
00:28:24,319 --> 00:28:25,960
یو چان یه کم تب داره

409
00:28:26,119 --> 00:28:28,318
می‌خوام جیو گائو یه طبیب بیاره

410
00:28:28,319 --> 00:28:29,800
تا یو چان رو معاینه کنه

411
00:28:35,640 --> 00:28:38,040
(...از سر تا پا پر از نقشه‌ست)

412
00:28:42,200 --> 00:28:43,320
ارباب جوان

413
00:28:44,799 --> 00:28:47,439
کارت من رو ببر و دنبال طبیب لی بگرد
همونی که معمولا

414
00:28:47,440 --> 00:28:49,119
نبض بانوی بزرگ رو می‌گیره

415
00:28:49,640 --> 00:28:51,038
اول بذار طبیب لی

416
00:28:51,039 --> 00:28:52,999
نبض بانوی بزرگ رو بگیره

417
00:28:53,000 --> 00:28:54,000
بعد بیارش

418
00:28:54,599 --> 00:28:56,040
تالار جی چون

419
00:28:57,200 --> 00:28:58,359
ممنونم، ارباب جوان

420
00:29:00,559 --> 00:29:02,879
به بانو هان می‌گم

421
00:29:02,880 --> 00:29:04,280
فعلا این موضوع رو مخفی نگه داره

422
00:29:04,599 --> 00:29:07,439
شما هم باید همگی این موضوع رو
مخفی نگه دارین

423
00:29:09,200 --> 00:29:10,000
چشم

424
00:29:10,400 --> 00:29:12,278
ارباب جوان
قبل از شروع منع رفت‌وآمد شبانه

425
00:29:12,280 --> 00:29:13,224
خودم رو می‌رسونم اونجا

426
00:29:13,230 --> 00:29:15,159
و از طبیب لی می‌خوام
فردا صبح بیاد

427
00:29:15,319 --> 00:29:16,200
برو

428
00:29:34,240 --> 00:29:35,520
لباسم رو عوض می‌کنم

429
00:29:35,960 --> 00:29:37,439
با من بیا عمارت رونگ جانگ

430
00:29:41,880 --> 00:29:44,200
قبلش نگران بودم شیو وان
نتونه با این قضیه کنار بیاد

431
00:29:44,720 --> 00:29:47,399
ولی حالا انگار نه انگار اتفاقی افتاده

432
00:29:47,480 --> 00:29:49,960
هر روز هم با بانوی جوان دو
خوش و خرم می‌گذرونه

433
00:29:52,119 --> 00:29:53,399
آخرش این منم که

434
00:29:53,839 --> 00:29:55,960
شب و روز نه غذا می‌تونم بخورم نه بخوابم

435
00:29:58,552 --> 00:30:01,030
خانواده‌های مناسبی بودن
که می‌شد باهاشون وصلت کرد

436
00:30:01,039 --> 00:30:03,599
ولی به خاطر خانواده‌ی شیه
همه‌شون رو رد کردم

437
00:30:04,440 --> 00:30:06,800
حالا بعد از این همه ماجرا

438
00:30:06,960 --> 00:30:09,599
چطور می‌تونم دوباره سراغشون برم؟

439
00:30:11,119 --> 00:30:13,359
انقدر نگران نباش

440
00:30:13,720 --> 00:30:16,320
فکر می‌کنم شیو وان بخت خوبی داره

441
00:30:16,440 --> 00:30:18,118
شاید بتونه

442
00:30:18,119 --> 00:30:20,079
حتی وصلت بهتری از خانواده‌ی شیه پیدا کنه

443
00:30:20,319 --> 00:30:22,118
ما همه‌ی خانواده‌های مناسب رو

444
00:30:22,119 --> 00:30:23,038
توی کل شهر جین لینگ بررسی کردیم

445
00:30:23,039 --> 00:30:25,280
دیگه کجا می‌تونیم کسی بهتر
از خانواده‌ی شیه پیدا کنیم؟

446
00:30:26,240 --> 00:30:27,639
ارباب جوان اومدن

447
00:30:27,920 --> 00:30:29,040
ارباب جوان

448
00:30:32,400 --> 00:30:33,399
اینجا منتظرم بمون

449
00:30:33,799 --> 00:30:34,560
چشم

450
00:30:41,759 --> 00:30:43,999
مادر، عمه

451
00:30:44,000 --> 00:30:45,838
این وقت شب اینجا چیکار می‌کنین؟

452
00:30:45,839 --> 00:30:47,240
اتفاقی افتاده؟

453
00:30:48,319 --> 00:30:49,719
می‌خوام با عمه حرف بزنم

454
00:30:49,720 --> 00:30:51,199
شنیدم پیش شماست

455
00:30:51,200 --> 00:30:52,280
برای همین اومدم

456
00:30:56,799 --> 00:30:57,919
با من حرف بزنی؟

457
00:31:01,240 --> 00:31:02,439
چی شده؟

458
00:31:03,119 --> 00:31:04,838
به خاطر قضیه‌ی پالتوهای پنبه‌ای

459
00:31:04,839 --> 00:31:07,040
من و مرزبان یانگ چانگ با هم دوست شدیم

460
00:31:07,319 --> 00:31:09,040
اون نظر خوبی درباره‌ی خانواده‌ی لین داره

461
00:31:09,319 --> 00:31:10,439
...و می‌خواد

462
00:31:12,039 --> 00:31:13,679
می‌خواد با شیو وان ازدواج کنه

463
00:31:16,839 --> 00:31:19,639
...مر... مر

464
00:31:20,720 --> 00:31:22,480
...مر

465
00:31:23,279 --> 00:31:26,399
منظورت مرزبان یانگ چانگ
یوان شائو هویه؟

466
00:31:27,319 --> 00:31:28,560
دقیقا

467
00:31:30,920 --> 00:31:33,479
مرزبان چه جور آدمیه؟

468
00:31:33,480 --> 00:31:34,359
درسته

469
00:31:34,720 --> 00:31:36,598
با اینکه مدت زیادی نیست همدیگه رو می‌شناسیم

470
00:31:36,599 --> 00:31:38,359
خیلی زود با هم صمیمی شدیم
انگار سال‌هاست دوستیم

471
00:31:38,400 --> 00:31:40,570
یوان هم در امور نظامی مهارت داره هم اداری

472
00:31:40,584 --> 00:31:41,710
و آدم باثباتیه

473
00:31:41,720 --> 00:31:43,038
شوهر خوبی می‌شه

474
00:31:43,039 --> 00:31:44,159
خوبه

475
00:31:44,519 --> 00:31:45,199
بشین

476
00:31:45,200 --> 00:31:46,119
بشین

477
00:31:47,279 --> 00:31:49,639
معلومه که مرزبان یانگ چانگ
خواستگار خیلی خوبیه

478
00:31:49,920 --> 00:31:50,960
ولی حالا

479
00:31:51,000 --> 00:31:53,480
عموی دومت حتی مقام دولتی هم نداره

480
00:31:54,039 --> 00:31:55,119
...می‌ترسم

481
00:31:56,200 --> 00:31:58,280
می‌ترسم این وصلت
بیش از حد برای ما دور از دسترس باشه

482
00:31:58,480 --> 00:31:59,879
نگران نباش، عمه

483
00:32:00,200 --> 00:32:02,239
یوان از اون آدم‌ها نیست
که به این چیزها اهمیت بده

484
00:32:02,240 --> 00:32:04,040
حالا که خودش این موضوع رو پیش کشیده

485
00:32:04,119 --> 00:32:05,639
حتما واقعا می‌خواد با شیو وان ازدواج کنه

486
00:32:05,720 --> 00:32:07,079
چه عالی

487
00:32:07,920 --> 00:32:09,479
شون هوا همین الان نگفت

488
00:32:09,480 --> 00:32:11,000
شاید شیو وان بتونه

489
00:32:11,080 --> 00:32:13,030
حتی وصلت بهتری از خانواده‌ی شیه پیدا کنه؟

490
00:32:13,039 --> 00:32:13,838
دیدی؟

491
00:32:13,839 --> 00:32:15,318
حالا واقعا پیدا کرده

492
00:32:15,319 --> 00:32:16,520
آره، پیدا کرده

493
00:32:16,559 --> 00:32:20,000
مرزبان یانگ چانگ چند سالشه؟

494
00:32:20,720 --> 00:32:24,320
نکنه یکم زیادی بزرگ باشه؟

495
00:32:24,920 --> 00:32:26,200
سی‌ودو سالشه

496
00:32:26,759 --> 00:32:27,959
سی‌ودو؟

497
00:32:27,960 --> 00:32:29,959
اصلا پیر نیست

498
00:32:29,960 --> 00:32:32,599
مرد بزرگ‌تر بهتر می‌دونه
چطور قدر همسرش رو بدونه

499
00:32:35,519 --> 00:32:37,118
شاهدخت فقید

500
00:32:37,119 --> 00:32:38,960
بچه‌ای از خودش به جا گذاشته؟

501
00:32:40,359 --> 00:32:41,479
یه دختر داره

502
00:32:41,480 --> 00:32:43,079
که الان یازده سالشه

503
00:32:45,559 --> 00:32:47,040
یه دختر

504
00:32:48,160 --> 00:32:49,919
دختر که مشکلی نیست

505
00:32:50,359 --> 00:32:52,558
چند سال دیگه که نامزد کنه

506
00:32:52,560 --> 00:32:54,072
ازدواج می‌کنه و از خونه میره

507
00:32:54,319 --> 00:32:56,078
اگه با شیو وان خوب کنار بیاد

508
00:32:56,080 --> 00:32:57,512
می‌تونن بیشتر با هم وقت بگذرونن

509
00:32:57,544 --> 00:32:59,470
اگه هم نه، می‌تونن از هم فاصله بگیرن

510
00:32:59,480 --> 00:33:01,240
در هر صورت، مشکلی پیش نمیاد

511
00:33:01,319 --> 00:33:03,320
نمیشه

512
00:33:04,072 --> 00:33:05,950
اگه شما مخالفتی ندارین
عمه

513
00:33:05,960 --> 00:33:08,119
فردا جواب یوان رو میدم -
خواهر -

514
00:33:08,248 --> 00:33:08,790
من رو نکِش

515
00:33:08,799 --> 00:33:11,320
بذار یه خواستگار بفرسته
تا رسمی درباره‌ی ازدواج صحبت کنیم

516
00:33:11,920 --> 00:33:13,200
خوبه

517
00:33:13,279 --> 00:33:14,560
خوبه

518
00:33:18,960 --> 00:33:20,240
مادر، عمه

519
00:33:20,279 --> 00:33:21,879
من دیگه میرم

520
00:33:26,440 --> 00:33:27,280
بریم

521
00:33:34,599 --> 00:33:36,679
!چه خبر خوبی

522
00:33:36,759 --> 00:33:39,118
همه توی شهر جین لینگ می‌دونن

523
00:33:39,119 --> 00:33:41,159
مرزبان یانگ چانگ مرد توانمندیه

524
00:33:41,176 --> 00:33:43,270
مهم‌تر از همه
این همه سال توی خونه‌ی خودش

525
00:33:43,279 --> 00:33:45,040
حتی یه صیغه هم نداشته

526
00:33:45,559 --> 00:33:48,118
اون موقع که شاهدخت ولایت
تازه فوت کرده بود

527
00:33:48,119 --> 00:33:50,480
خیلی از خانواده‌ها می‌خواستن
باهاش وصلت کنن

528
00:33:50,720 --> 00:33:51,558
و حالا

529
00:33:51,559 --> 00:33:52,558
همچین وصلت خوبی

530
00:33:52,559 --> 00:33:55,040
نصیب شیو وان خودمون شده

531
00:33:55,759 --> 00:33:57,358
اگه باهاش ازدواج کنه

532
00:33:57,359 --> 00:33:59,560
می‌شه بانوی مرزبان

533
00:33:59,759 --> 00:34:02,798
اون‌وقت باید جلوی خانواده‌ی شیه

534
00:34:02,799 --> 00:34:04,480
حسابی پز بدم

535
00:34:04,759 --> 00:34:06,038
پز بدی؟

536
00:34:06,039 --> 00:34:07,200
!این که عالیه

537
00:34:07,519 --> 00:34:08,640
خواهر

538
00:34:08,760 --> 00:34:09,999
!خواهر

539
00:34:11,400 --> 00:34:12,439
خواهر

540
00:34:26,920 --> 00:34:29,399
این چیزی نیست که

541
00:34:29,400 --> 00:34:30,640
با سر و صدا درست بشه

542
00:34:33,199 --> 00:34:34,320
بریم

543
00:34:58,199 --> 00:34:58,959
من هیچ‌وقت

544
00:34:58,960 --> 00:35:00,600
با یه پیرمرد ازدواج نمی‌کنم

545
00:35:00,840 --> 00:35:02,319
من یه آدمم

546
00:35:02,320 --> 00:35:04,280
نه وسیله‌ای برای پز دادن خانواده‌ام

547
00:35:05,159 --> 00:35:07,200
همسر مرزبان، بانو ما، ها؟

548
00:35:07,240 --> 00:35:09,128
هرکی این لقب‌ها رو می‌خواد
خودش برداره

549
00:35:21,599 --> 00:35:23,158
هرکی جین چی قبولش داشته باشه

550
00:35:23,159 --> 00:35:24,559
که نمی‌تونه آدم بدی باشه

551
00:35:26,360 --> 00:35:27,600
تو چی می‌فهمی؟

552
00:35:31,440 --> 00:35:32,559
شما دوتا

553
00:35:33,800 --> 00:35:35,839
به هیچ‌کس چیزی نگین

554
00:35:40,040 --> 00:35:41,430
ما که احمقیم، ولی حتی ما هم می‌دونیم

555
00:35:41,440 --> 00:35:43,200
همچین چیزی رو
نباید جایی به زبون آورد

556
00:35:44,039 --> 00:35:44,959
باشه

557
00:35:45,159 --> 00:35:46,479
داره تاریک میشه

558
00:35:46,520 --> 00:35:48,350
زودتر برگردین
به حیاط‌های خودتون

559
00:35:49,199 --> 00:35:50,479
سوی چوئه

560
00:36:02,760 --> 00:36:04,959
شیو وان دیگه با ما صمیمی نیست

561
00:36:05,920 --> 00:36:07,439
فقط با سوی چوئه وقت می‌گذرونه

562
00:36:08,880 --> 00:36:10,919
از همون اول همین‌طور بوده

563
00:36:16,920 --> 00:36:17,799
خواهر

564
00:36:17,800 --> 00:36:20,039
می‌دونم تو هم بابت ازدواجت نگرانی

565
00:36:20,119 --> 00:36:21,038
نگران نباش

566
00:36:21,039 --> 00:36:22,319
از مادر می‌خوام

567
00:36:22,320 --> 00:36:24,240
یه وصلت خوب برات پیدا کنه

568
00:36:25,400 --> 00:36:26,760
آدمی مثل من

569
00:36:26,808 --> 00:36:29,352
،که نه از نظر اخلاق، قیافه
نه حرف زدن یا خیاطی چیز خاصی نداره

570
00:36:29,559 --> 00:36:31,640
بعیده بتونه وصلت خوبی داشته باشه

571
00:36:31,704 --> 00:36:33,750
به خاطر من کار رو برای اون سخت نکن

572
00:36:33,760 --> 00:36:35,479
تو فوق‌العاده‌ای

573
00:36:35,480 --> 00:36:37,559
مطمئنم شوهر فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کنی

574
00:36:52,400 --> 00:36:54,280
فقط چند تا جوش قرمز زدم

575
00:36:54,340 --> 00:36:56,300
(عمارت لین، عمارت چینگ سو)
یه کم هم می‌خاره

576
00:36:56,312 --> 00:36:57,430
چرا نمی‌تونم از جام بلند شم؟

577
00:36:58,719 --> 00:37:01,039
وقتی که جوش زدی، نباید در معرض باد باشی

578
00:37:01,360 --> 00:37:03,158
چند روزی همین‌جا بمون

579
00:37:03,159 --> 00:37:04,720
وقتی خوب شدی می‌تونی بری بیرون

580
00:37:06,960 --> 00:37:07,999
بانوی اول

581
00:37:08,320 --> 00:37:09,800
طبیب لی اومدن

582
00:37:13,000 --> 00:37:14,760
شیو شو هنوز به سن بلوغ نرسیده

583
00:37:14,800 --> 00:37:16,970
و طبیب لی از بچگی بزرگ شدنش رو دیده

584
00:37:17,000 --> 00:37:17,790
اشکالی نداره

585
00:37:17,800 --> 00:37:19,238
بفرستینش داخل

586
00:37:19,239 --> 00:37:20,200
چشم

587
00:37:21,960 --> 00:37:22,718
طبیب لی

588
00:37:22,719 --> 00:37:23,800
از این طرف لطفا

589
00:37:25,920 --> 00:37:27,120
طبیب لی

590
00:37:27,360 --> 00:37:29,600
عرض ادب، بانوی اول لین

591
00:37:29,719 --> 00:37:30,839
بفرمایین بشینین

592
00:37:30,920 --> 00:37:32,200
پدربزرگ لی

593
00:37:33,960 --> 00:37:35,078
بذار ببینمت

594
00:37:35,079 --> 00:37:36,640
کجات درد می‌کنه؟

595
00:37:41,000 --> 00:37:42,359
وقتی امروز صبح بیدار شد

596
00:37:42,360 --> 00:37:43,158
خدمتکارش

597
00:37:43,159 --> 00:37:44,759
متوجه شد شیو شو

598
00:37:44,760 --> 00:37:46,080
جوش‌های قرمز زده

599
00:37:46,232 --> 00:37:48,070
می‌دونیم که به شکوفه‌ی هلو حساسه

600
00:37:48,070 --> 00:37:50,264
برای همین حتی یه درخت هلو هم توی عمارت نیست

601
00:37:50,312 --> 00:37:52,240
تازه درباره‌ی غذایی که خورده هم پرسیدم

602
00:37:52,360 --> 00:37:53,999
همون چیزهای همیشگی رو خورده

603
00:37:55,192 --> 00:37:56,150
غیر از خارش

604
00:37:56,159 --> 00:37:57,919
جای دیگه‌ای هم احساس ناراحتی می‌کنی؟

605
00:37:59,480 --> 00:38:00,800
نه

606
00:38:00,880 --> 00:38:02,280
فقط یه کم می‌خاره

607
00:38:05,000 --> 00:38:06,640
با رسیدن بهار به تابستون

608
00:38:06,679 --> 00:38:07,959
هوا قابل پیش‌بینی نیست

609
00:38:08,344 --> 00:38:10,870
سالمندان و بچه‌ها
گاهی سخت باهاش سازگار می‌شن

610
00:38:11,630 --> 00:38:13,976
احتمالا وقتی توی باغ بازی می‌کردی

611
00:38:14,008 --> 00:38:15,430
با گرده گل‌ها تماس داشتی

612
00:38:15,440 --> 00:38:16,839
و به خاطرش جوش زدی

613
00:38:17,360 --> 00:38:18,559
چیز جدی‌ای نیست

614
00:38:18,920 --> 00:38:20,080
اتفاقا

615
00:38:20,320 --> 00:38:22,559
تازه برای جوش‌های ناشی از گرده
دارو آماده کردم

616
00:38:26,480 --> 00:38:27,559
بفرما

617
00:38:27,840 --> 00:38:30,039
صبح یکی و شب یکی با آب بخور

618
00:38:30,360 --> 00:38:31,304
باشه

619
00:38:31,528 --> 00:38:33,208
زحمت کشیدین، طبیب لی

620
00:38:33,210 --> 00:38:34,038
خواهش می‌کنم

621
00:38:34,039 --> 00:38:35,319
ممنون، پدربزرگ لی

622
00:38:35,320 --> 00:38:36,959
وظیفه‌امه

623
00:38:37,480 --> 00:38:38,879
طبیب لی رو بدرقه کنین

624
00:38:44,199 --> 00:38:45,399
طبیب لی

625
00:38:45,760 --> 00:38:46,999
از این طرف

626
00:38:50,079 --> 00:38:50,999
...من

627
00:38:51,720 --> 00:38:52,568
...تو

628
00:38:52,584 --> 00:38:54,150
می‌خوای خودت رو به کشتن بدی؟

629
00:38:54,159 --> 00:38:56,479
توی حیاط بانوان جوان اینجا چیکار می‌کنی؟

630
00:38:57,119 --> 00:38:58,800
ارباب جوان من رو فرستاده

631
00:38:59,432 --> 00:39:01,640
گفت طبیب لی رو
از عمارت بیرون ببرم

632
00:39:04,616 --> 00:39:05,864
بانو، لازم نیست من رو بدرقه کنین

633
00:39:05,880 --> 00:39:07,720
جیو گائو هم می‌تونه من رو همراهی کنه

634
00:39:09,920 --> 00:39:10,598
...پس

635
00:39:10,599 --> 00:39:12,600
مراقب خودتون باشین، طبیب لی

636
00:39:13,800 --> 00:39:14,839
بفرمایین

637
00:39:17,992 --> 00:39:20,296
حال یکی یه کم خوب نیست
لطفا یه نگاهی بهش بندازین

638
00:39:20,312 --> 00:39:21,830
چرا انقدر مخفی‌کاری می‌کنه؟

639
00:39:21,840 --> 00:39:23,519
می‌دونستم نمی‌تونه خبر خوبی باشه

640
00:39:58,480 --> 00:40:01,479
پوستت یهو تکه‌تکه
قرمز پررنگ شد

641
00:40:01,480 --> 00:40:02,720
انگار با شنگرف رنگش کرده باشن؟

642
00:40:04,719 --> 00:40:06,080
بله

643
00:40:06,480 --> 00:40:09,120
بعدش هم خیلی زود سردرد و تب گرفتی؟

644
00:40:10,719 --> 00:40:13,640
بله، احساس ضعف هم می‌کنم

645
00:40:14,000 --> 00:40:17,080
تب که داشته باشی
طبیعیه احساس ضعف کنی

646
00:40:18,239 --> 00:40:19,439
این بیماری باد سرخه

647
00:40:19,880 --> 00:40:21,839
که به خاطر باد و گرمای بیماری‌زاست

648
00:40:22,920 --> 00:40:23,879
اگه شدید بشه

649
00:40:23,880 --> 00:40:25,176
ممکنه تبدیل به آبسه بشه

650
00:40:25,896 --> 00:40:27,550
نه‌تنها دردش غیرقابل تحمل میشه

651
00:40:27,559 --> 00:40:28,919
بلکه ممکنه پوست هم زخم بشه

652
00:40:28,920 --> 00:40:30,240
یا حتی بافتش از بین بره

653
00:40:30,679 --> 00:40:32,720
خوشبختانه
به‌موقع برای درمان اقدام کردی

654
00:40:39,800 --> 00:40:42,518
چند روز آینده غذای سبک بخوره

655
00:40:42,519 --> 00:40:43,959
تمیز نگهش دارین

656
00:40:44,328 --> 00:40:46,120
و بذارین حسابی استراحت کنه

657
00:40:47,032 --> 00:40:49,290
نباید غذاهایی بخوره
که بیماریش رو تشدید کنه

658
00:40:49,940 --> 00:40:52,180
گون، زرشک چینی)
(چوب پنبه‌ای، شیرین‌بیان، یاس زرد

659
00:40:52,440 --> 00:40:53,800
یکی رو بفرستین این گیاه‌ها رو بیاره

660
00:40:53,864 --> 00:40:55,310
دو کاسه آب رو بجوشونین تا یه کاسه بمونه

661
00:40:55,320 --> 00:40:56,760
روزی دو بار بخوره

662
00:40:56,800 --> 00:40:57,959
من دارو رو می‌گیرم

663
00:41:03,679 --> 00:41:04,439
باشه

664
00:41:06,079 --> 00:41:07,200
برو

665
00:41:11,480 --> 00:41:12,638
ممنون، طبیب

666
00:41:12,639 --> 00:41:13,519
خواهش می‌کنم

667
00:41:18,320 --> 00:41:19,558
خدا رو شکر به حرفت گوش کردیم

668
00:41:19,559 --> 00:41:21,399
و به‌موقع طبیب آوردیم

669
00:41:22,719 --> 00:41:25,118
با اینکه کلی راه به ذهنم می‌رسید
تنهایی از پسش برنمی‌اومدم

670
00:41:25,119 --> 00:41:28,439
خوشبختانه جیو گائو همه چی رو
برامون مرتب کرد

671
00:41:29,559 --> 00:41:30,479
آره

672
00:41:30,480 --> 00:41:32,479
خدا رو شکر که جیو گائو رو داشتیم

673
00:41:34,760 --> 00:41:36,240
شما دوتا

674
00:41:36,360 --> 00:41:38,080
دیگه بسه

675
00:41:46,020 --> 00:41:50,100
(تحمل سرمای سخت)

676
00:41:55,260 --> 00:41:58,780
(تونگ چائو، خدمتکار درجه دوی لین شیو رو)

677
00:41:59,400 --> 00:42:01,319
حالا که بانوی جوان چهارم مریضه

678
00:42:01,320 --> 00:42:03,160
بانو حتما خیلی تنها شده

679
00:42:04,559 --> 00:42:06,359
بانوی جوان دوم واقعا عجیبه

680
00:42:06,360 --> 00:42:08,328
به‌جای اینکه با خواهرهای خودش وقت بگذرونه

681
00:42:08,344 --> 00:42:10,030
تمام روز رو با

682
00:42:10,039 --> 00:42:11,399
اون بانوی جوان دو می‌گذرونه

683
00:43:04,820 --> 00:43:07,740
<font color="#e8772c">⋆༺𓆩</font> <font color="#ffd83d">برخلاف جریان</font> <font color="#e8772c">𓆪༻⋆</font>
(پیش‌نمایش قسمت بعد)

684
00:43:11,400 --> 00:43:12,839
ارباب جوان، می‌خواین برین بیرون؟

685
00:43:12,840 --> 00:43:14,280
مقررات منع رفت‌وآمد شبانه شروع شده

686
00:43:15,199 --> 00:43:16,399
امشب

687
00:43:16,639 --> 00:43:18,359
من اصلا از تالار جی چون بیرون نرفتم

688
00:43:22,840 --> 00:43:24,439
ارباب جوان خسته بودن

689
00:43:24,440 --> 00:43:26,718
برای همین کمک کردم
حمام آب گرم بگیرن

690
00:43:26,719 --> 00:43:27,518
بعد از حمام

691
00:43:27,519 --> 00:43:30,479
ارباب جوان خوابشون برد و
تا صبح یک‌سره خوابیدن

692
00:43:34,840 --> 00:43:36,559
تو برای خدمتکار بودن

693
00:43:38,360 --> 00:43:41,400
خیلی باهوشی
(پس زودتر باهاش ازدواج کن)

694
00:43:41,424 --> 00:45:41,424
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

