﻿1
00:00:00,000 --> 00:01:30,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:01:30,340 --> 00:01:33,578
<font color="#e8772c">⋆༺𓆩</font> <font color="#ffd83d">برخلاف جریان</font> <font color="#e8772c">𓆪༻⋆</font>

3
00:01:35,180 --> 00:01:36,920
<font color="#ff2121">✧༺ قسمت سی و دوم༻✧ </font>
<font color="#ff7f79">•| ⊱ مترجم : ثمر ⊰ |•</font>

4
00:01:41,870 --> 00:01:42,680
می‌دونم

5
00:01:42,870 --> 00:01:44,150
که حتما نمی‌تونی قبول کنی

6
00:01:44,280 --> 00:01:46,560
همسر خاندان لین برای
بازیگرها نمایشنامه بنویسه

7
00:01:48,040 --> 00:01:49,120
اگه این موضوع پخش بشه

8
00:01:49,120 --> 00:01:50,640
برای خاندان وجهه‌ی خوبی نداره

9
00:01:50,870 --> 00:01:53,870
حتی ممکنه به خراب کردن
اخلاق عمومی متهم بشم

10
00:01:55,000 --> 00:01:56,640
ولی این کاریه که می‌خوام انجام بدم

11
00:01:57,200 --> 00:01:58,840
قبل از اینکه با تو ازدواج کنم
تصمیمم رو گرفته بودم

12
00:01:59,950 --> 00:02:02,230
حتی اگه تو و بزرگ‌ترهای
خاندان لین مخالف باشین

13
00:02:02,790 --> 00:02:04,150
باز هم به کارم ادامه می‌دم

14
00:02:05,480 --> 00:02:06,070
اما

15
00:02:06,590 --> 00:02:07,840
با اسم مستعار می‌نویسم

16
00:02:08,590 --> 00:02:11,150
جناب لو و فو رونگ هم
کمک می‌کنن هویتم مخفی بمونه

17
00:02:11,680 --> 00:02:14,800
نمی‌ذارم این موضوع به آبروی
تو یا خاندان لین لطمه بزنه

18
00:02:51,560 --> 00:02:52,360
...خب

19
00:02:56,030 --> 00:02:57,150
اسم نمایش چیه؟

20
00:02:58,264 --> 00:03:00,088
داستان پری بال‌دار

21
00:03:01,750 --> 00:03:02,280
...خوبه

22
00:03:02,590 --> 00:03:03,430
خوبه؟

23
00:03:05,000 --> 00:03:06,870
فکر کنم خیلی خوب باشه

24
00:03:07,680 --> 00:03:10,560
خیلی از زن‌ها پول روی هم می‌ذارن تا
یه سالن اجاره کنن و با هم تماشاش کنن

25
00:03:11,680 --> 00:03:12,750
موقع تماشا گریه می‌کنن

26
00:03:13,240 --> 00:03:16,520
حتی بعضی بانوها گروه نمایش رو
دعوت می‌کنن خونه‌شون

27
00:03:16,584 --> 00:03:18,400
تا برای دخترهایی که به‌زودی
ازدواج می‌کنن اجرا کنن

28
00:03:20,030 --> 00:03:20,870
درباره‌ی چیه؟

29
00:03:23,840 --> 00:03:26,000
دختری به اسم تان نیانگ هست

30
00:03:26,470 --> 00:03:28,870
که یه عقاب گرفتار تور شکارچی رو نجات می‌ده

31
00:03:29,870 --> 00:03:31,470
عقاب هم یه پر بهش می‌ده

32
00:03:32,590 --> 00:03:34,470
هر وقت پر رو روی شعله‌ی آتیش بگیره

33
00:03:35,190 --> 00:03:37,840
قلبش درد شدیدی می‌گیره
ولی می‌تونه به پرنده تبدیل بشه

34
00:03:38,840 --> 00:03:40,240
فقط سه بار می‌تونه ازش استفاده کنه

35
00:03:41,120 --> 00:03:42,470
اگه بار چهارم ازش استفاده کنه

36
00:03:43,280 --> 00:03:44,870
برای همیشه پرنده می‌مونه

37
00:03:45,176 --> 00:03:46,680
و دیگه نمی‌تونه به انسان تبدیل بشه

38
00:03:48,960 --> 00:03:51,800
(تان نیانگ فکر می‌کنه انسان بودن خیلی خوبه)

39
00:03:53,470 --> 00:03:56,470
(کی اون‌قدر احمقه که فقط برای اینکه به پرنده تبدیل بشه)

40
00:03:56,800 --> 00:03:58,870
(درد سوزان قلبش رو تحمل کنه؟)

41
00:04:00,152 --> 00:04:01,430
(وقتی تان نیانگ بزرگ می‌شه)

42
00:04:01,608 --> 00:04:03,280
(وقتی براش همسر انتخاب می‌کنن)

43
00:04:03,590 --> 00:04:06,030
(نمی‌فهمه وقتی حتی نمی‌دونه اون مرد)

44
00:04:06,280 --> 00:04:09,280
(چه شکلیه چرا باید ازدواج کنه)

45
00:04:09,280 --> 00:04:10,280
شیو وان

46
00:04:11,750 --> 00:04:13,000
(تان نیانگ نمی‌تونه جلوی خودش رو بگیره)

47
00:04:13,150 --> 00:04:15,030
(پر رو روی شعله‌ی آتیش می‌گیره)

48
00:04:15,144 --> 00:04:16,630
(با تحمل درد سوزان قلبش)

49
00:04:17,040 --> 00:04:19,750
(به یه سهره‌ی کوچولوی زیبا تبدیل می‌شه)

50
00:04:19,870 --> 00:04:21,016
(و یواشکی می‌ره تا)

51
00:04:21,080 --> 00:04:23,830
مردی رو که قراره تمام عمرش رو)
(باهاش بگذرونه ببینه

52
00:04:24,070 --> 00:04:24,870
مادر

53
00:04:27,950 --> 00:04:28,870
برات

54
00:04:28,870 --> 00:04:30,190
شیرینی مورد علاقه‌ات رو درست کردم

55
00:04:30,560 --> 00:04:32,510
!بانو، یه کم بیشتر زور بزنین

56
00:04:32,510 --> 00:04:34,630
!بانو، زور بزنین -
!بانو -

57
00:04:34,870 --> 00:04:35,630
!زور بزنین

58
00:04:35,630 --> 00:04:36,510
!بانوی جوان

59
00:04:37,630 --> 00:04:39,390
!بانوی جوان، طاقت بیارین

60
00:04:39,630 --> 00:04:40,600
!زور بزنین! بیشتر زور بزنین

61
00:04:40,680 --> 00:04:44,040
بعد از ازدواج، بچه‌ی تان نیانگ هنگام زایمان)
(در وضعیت نامناسبی قرار می‌گیره

62
00:04:44,040 --> 00:04:45,630
!زور بزنین! ادامه بدین

63
00:04:45,920 --> 00:04:49,390
چاره‌ای نداره جز اینکه دوباره)
(درد سوزان قلبش رو تحمل کنه

64
00:04:50,560 --> 00:04:52,040
(و به یه پرستو تبدیل بشه)

65
00:04:52,600 --> 00:04:54,560
(به سختی از مرگ نجات پیدا می‌کنه)

66
00:04:55,390 --> 00:04:57,040
(و بالاخره بچه‌اش رو به دنیا میاره)

67
00:05:01,870 --> 00:05:02,680
(بعدها)

68
00:05:03,560 --> 00:05:05,040
(خانواده به بازار می‌رن)

69
00:05:06,480 --> 00:05:07,680
(در راه برگشت به خونه)

70
00:05:08,040 --> 00:05:09,070
(با راهزن‌ها روبه‌رو می‌شن)

71
00:05:12,056 --> 00:05:13,448
(برای نجات خانواده‌اش)

72
00:05:13,496 --> 00:05:15,950
(تان نیانگ دوباره درد سوزان قلبش رو تحمل می‌کنه)

73
00:05:16,160 --> 00:05:17,830
(و به یه سار تبدیل می‌شه)

74
00:05:19,360 --> 00:05:20,750
(می‌ره تا مأمورهای حکومتی رو خبر کنه)

75
00:05:21,390 --> 00:05:24,040
(و جون شوهرش و پدر و مادرش رو نجات می‌ده)

76
00:05:31,680 --> 00:05:34,480
(تان نیانگ تصمیم می‌گیره پر رو دور بندازه)

77
00:05:34,830 --> 00:05:36,950
(و از اون به بعد یه زندگی آروم داشته باشه)

78
00:05:38,510 --> 00:05:40,270
(دیگه هیچ‌وقت به پرنده تبدیل نمی‌شه)

79
00:05:44,040 --> 00:05:44,680
!بگو

80
00:05:44,870 --> 00:05:45,800
همه‌ی اون جواهرات باارزش رو

81
00:05:45,800 --> 00:05:46,830
کجا قایم کردی؟

82
00:05:49,430 --> 00:05:50,830
نمی‌خوای بهم بگی، مگه نه؟

83
00:05:50,870 --> 00:05:51,870
هنوزم نمی‌خوای بگی؟

84
00:05:51,870 --> 00:05:54,650
!پدر، لطفا مادر رو نزنین -
!تا نگی می‌زنمت -

85
00:05:54,800 --> 00:05:55,750
!پدر

86
00:05:56,510 --> 00:05:57,310
!پدر

87
00:05:57,310 --> 00:06:00,510
اما شوهرش و پدر و مادرش)
(...مأمورهای حکومتی رو میارن

88
00:06:00,510 --> 00:06:01,270
!پدر

89
00:06:01,360 --> 00:06:02,680
(تا دستگیرش کنن)

90
00:06:03,160 --> 00:06:04,270
!خفه شو

91
00:06:04,680 --> 00:06:06,600
(می‌خوان به عنوان یه هیولا آتیشش بزنن)

92
00:06:06,648 --> 00:06:08,630
(سون بائو جو، مادر لو جیان، بانوی اول خاندان لو)

93
00:06:08,630 --> 00:06:09,680
(در میان شعله‌های آتش)

94
00:06:10,160 --> 00:06:11,720
(تان نیانگ به یه عقاب تبدیل می‌شه)

95
00:06:13,310 --> 00:06:14,430
(و پرواز می‌کنه و می‌ره)

96
00:06:39,070 --> 00:06:40,630
بعد از اینکه تان نیانگ پرواز می‌کنه و می‌ره

97
00:06:40,830 --> 00:06:42,270
دلش برای بچه‌اش تنگ نمی‌شه؟

98
00:06:43,270 --> 00:06:45,360
فکر می‌کنی برمی‌گرده تا بچه‌اش رو ببینه؟

99
00:06:46,680 --> 00:06:47,680
معلومه که برمی‌گرده

100
00:06:50,360 --> 00:06:52,000
امیدوارم برنگرده

101
00:06:53,600 --> 00:06:55,120
ولی بیشتر زن‌ها

102
00:06:55,192 --> 00:06:57,960
احتمالا نمی‌تونن جلوی خودشون رو
بگیرن و برگردن بچه‌هاشون رو ببینن

103
00:06:59,688 --> 00:07:00,710
و این باعث می‌شه

104
00:07:00,720 --> 00:07:02,940
نمایش داستان پری بال‌دار
از همین‌جا شروع بشه

105
00:07:02,950 --> 00:07:05,000
...اون عقابی که توی تور شکارچی گیر افتاده بود

106
00:07:07,190 --> 00:07:08,240
پس

107
00:07:08,510 --> 00:07:09,600
اون عقاب

108
00:07:10,430 --> 00:07:11,870
قبلا خودش یه زن بوده؟

109
00:07:17,680 --> 00:07:20,190
خرماهای قرمز رو سمت چپ بذار و
چشالو‌ها رو سمت راست

110
00:07:25,120 --> 00:07:25,920
نان شینگ

111
00:07:26,232 --> 00:07:27,720
طرح روی این گلدون اشتباهه

112
00:07:28,040 --> 00:07:29,750
اون جفتی که بچه‌ها دارن بازی می‌کنن رو بیار

113
00:07:29,800 --> 00:07:31,630
نماد فرزند و نوه‌های زیاد هست

114
00:07:31,950 --> 00:07:33,000
بله، بانو

115
00:07:35,870 --> 00:07:36,720
شیو وان

116
00:07:37,680 --> 00:07:39,560
این شیرینی‌های ماش خیلی خنکن

117
00:07:39,570 --> 00:07:42,632
شما که جوون هستین باید مواظب باشین
وگرنه بعدا دل‌درد می‌گیرین

118
00:07:45,480 --> 00:07:46,510
صبر کن، وایسا

119
00:07:47,270 --> 00:07:49,600
این علامت شادی دوبرابر یه کم کجه

120
00:07:50,160 --> 00:07:51,630
یه کم دقیق‌تر نگاه کن

121
00:07:56,240 --> 00:07:58,070
بانوی جوان عزیزم

122
00:07:59,800 --> 00:08:01,560
این شیرینی‌های خرمای قرمز خیلی گرمن

123
00:08:01,624 --> 00:08:03,944
این موقع سال خودش هم
راحت جوش می‌زنیم

124
00:08:04,040 --> 00:08:06,600
اگه حواستون به غذایی که می‌خورین نباشه
ممکنه صورتتون جوش بزنه

125
00:08:14,160 --> 00:08:16,240
هر چی هست یا خیلی گرمه یا خیلی سرده

126
00:08:17,270 --> 00:08:17,920
یوئه جیان

127
00:08:18,168 --> 00:08:20,070
...این شمع‌های عروسی اژدها و ققنوس

128
00:08:20,630 --> 00:08:22,830
چرا به نظرم ضخامتشون با هم فرق داره؟

129
00:08:24,160 --> 00:08:25,040
یکی دیگه میارم

130
00:08:25,360 --> 00:08:25,920
زود باش

131
00:08:26,480 --> 00:08:27,390
بانوی دوم

132
00:08:32,480 --> 00:08:33,240
خاله لینگ شیائو

133
00:08:33,270 --> 00:08:35,030
چه خوب که اومدین

134
00:08:35,480 --> 00:08:37,030
واقعا نمی‌تونم بفهمم

135
00:08:37,030 --> 00:08:38,840
دخترهای جوون پایتخت چی دوست دارن

136
00:08:39,030 --> 00:08:41,270
یه چیزی هست که می‌خوام ببینین

137
00:08:42,960 --> 00:08:43,320
...این

138
00:08:43,320 --> 00:08:44,670
!مادرم رو نزن

139
00:08:44,750 --> 00:08:45,910
!مادرم رو نزن

140
00:08:45,910 --> 00:08:46,670
...این بچه

141
00:08:46,670 --> 00:08:47,240
...من

142
00:08:47,240 --> 00:08:47,910
یینگ جی

143
00:08:48,312 --> 00:08:49,320
این حرف‌ها رو نزن

144
00:08:51,600 --> 00:08:52,790
مادر، آروم‌تر

145
00:08:52,960 --> 00:08:54,360
دارین به شیو لای آسیب می‌زنین

146
00:08:54,600 --> 00:08:55,000
...من

147
00:08:55,670 --> 00:08:57,550
من که اصلا محکم نزدم

148
00:08:58,030 --> 00:08:59,750
چطور ممکنه انقدر درد داشته باشه؟

149
00:09:01,550 --> 00:09:02,480
بانوی اول جوان

150
00:09:04,180 --> 00:09:07,220
(جین روی، خدمتکار درجه یک لین شیو لای)

151
00:09:26,240 --> 00:09:28,080
دیروز اتفاقی زمین خوردم

152
00:09:28,504 --> 00:09:30,270
مگه تا حالا زمین نخوردم؟

153
00:09:30,344 --> 00:09:32,472
این شبیه زخمی که از
زمین خوردن به وجود بیاد نیست

154
00:09:33,670 --> 00:09:35,240
بیشتر شبیه اینه که یکی کتکت زده

155
00:09:35,390 --> 00:09:36,240
...شیو لای

156
00:09:40,480 --> 00:09:42,240
واقعا باید بیشتر مراقب می‌بودی

157
00:09:42,440 --> 00:09:43,000
من

158
00:09:43,240 --> 00:09:44,750
یه پماد خیلی خوب برای کبودی دارم

159
00:09:44,776 --> 00:09:45,870
وقتی رفتی خونه بزنش

160
00:09:45,944 --> 00:09:47,030
باهاش خوب می‌شی

161
00:09:47,030 --> 00:09:47,840
نه

162
00:09:47,910 --> 00:09:48,720
نه

163
00:09:48,870 --> 00:09:49,510
...نه

164
00:09:51,224 --> 00:09:53,380
یه سری چیزها هست که
یه دختر مجرد مثل تو

165
00:09:53,416 --> 00:09:54,440
نباید خودش رو درگیرشون کنه

166
00:09:54,440 --> 00:09:55,600
...مادر، من

167
00:09:55,624 --> 00:09:58,008
می‌خوای ارباب بزرگ دوباره حبست کنه؟

168
00:10:07,208 --> 00:10:09,320
بانوی دوم جوان رو تا اتاقش
همراهی کنین تا استراحت کنه

169
00:10:09,360 --> 00:10:10,480
خوب مراقبش باشین

170
00:10:20,960 --> 00:10:21,670
یینگ جی

171
00:10:21,840 --> 00:10:23,360
می‌برمت به ماهی‌های قرمز غذا بدیم

172
00:10:36,670 --> 00:10:37,630
بانوی دوم

173
00:10:38,360 --> 00:10:39,870
لطفا بانوی جوان رو نجات بدین

174
00:10:40,080 --> 00:10:41,030
اگه همین‌طور ادامه پیدا کنه

175
00:10:41,240 --> 00:10:43,120
شوهرش اون‌قدر کتکش می‌زنه تا بمیره

176
00:10:43,390 --> 00:10:45,030
لطفا بانوی جوان رو نجات بدین

177
00:10:50,030 --> 00:10:50,840
خاله لینگ شیائو

178
00:10:53,240 --> 00:10:54,840
می‌خوام از لو جیان جدا بشم

179
00:11:18,030 --> 00:11:20,150
شوهر تو یه آدم باسواد و موقره

180
00:11:20,670 --> 00:11:22,320
چرا باید دست روت بلند کنه؟

181
00:11:22,840 --> 00:11:24,480
مگه از حرف‌های پدر و مادر شوهرت
سرپیچی کردی

182
00:11:24,960 --> 00:11:26,480
یا کار اشتباهی انجام دادی؟

183
00:11:31,790 --> 00:11:33,200
شوهرم می‌خواد یه منصب دولتی بگیره

184
00:11:34,000 --> 00:11:35,150
جین چی بهش گفت صبر کنه

185
00:11:36,670 --> 00:11:38,270
ولی شوهرم بی‌تاب شد

186
00:11:38,870 --> 00:11:40,320
برای همین می‌خواست جهیزیه‌ام رو برداره

187
00:11:40,670 --> 00:11:42,630
و با اون پول برای خودش رابطه جور کنه

188
00:11:43,000 --> 00:11:45,030
ولی توی این سال‌ها، اون از جهیزیه‌ام

189
00:11:45,030 --> 00:11:46,750
هر چی باارزش بود رو برداشته

190
00:11:48,790 --> 00:11:50,750
عصبانی شد و دوباره من رو زد

191
00:11:59,270 --> 00:12:00,960
شما دوتا هنوز جوونین

192
00:12:01,270 --> 00:12:02,480
چند سال دیگه که بگذره

193
00:12:02,840 --> 00:12:05,030
وقتی بیشتر از این با هم زندگی کردین
همه چیز درست می‌شه
[کاش خودت دچارش بشی بفهمی چی می‌کشه]

194
00:12:05,030 --> 00:12:06,030
بانوی دوم

195
00:12:06,670 --> 00:12:07,360
تازه

196
00:12:08,550 --> 00:12:10,480
مشکلات خانوادگی رو نباید علنی کرد

197
00:12:13,030 --> 00:12:14,080
ما زن‌ها

198
00:12:14,390 --> 00:12:17,510
باید پای مردی که باهاش ازدواج کردیم وایسیم

199
00:12:18,000 --> 00:12:20,000
حالا که همسر خاندان لو شدی

200
00:12:20,080 --> 00:12:23,030
هرچقدر هم که لو جیان ایراد داشته باشه

201
00:12:24,200 --> 00:12:25,870
بازم شوهرته

202
00:12:26,840 --> 00:12:28,480
و پدر بچه‌هاته

203
00:12:59,200 --> 00:13:00,200
...خاله لینگ شیائو

204
00:13:13,630 --> 00:13:15,360
(جین چیائو هنوز خیلی بازیگوشه)

205
00:13:15,550 --> 00:13:19,200
(فقط می‌خوام باهاش به پایتخت برم)

206
00:13:19,288 --> 00:13:21,240
(و مطمئن بشم مراسم عروسی به‌خوبی برگزار می‌شه)

207
00:13:21,270 --> 00:13:23,750
(تا هم خاندان لین و هم خاندان چنگ سربلند باشن)

208
00:13:28,750 --> 00:13:31,270
(شیو وان خودش خوب می‌دونه که اشتباه کرده)

209
00:13:32,030 --> 00:13:33,480
(اگه این وضعیت بیشتر از این طول بکشه)

210
00:13:34,030 --> 00:13:36,030
(واقعا دیگه نمی‌تونه شوهری پیدا کنه)

211
00:13:45,270 --> 00:13:46,360
می‌دونم

212
00:13:49,720 --> 00:13:51,360
می‌دونم خیلی سختی کشیدی

213
00:13:53,670 --> 00:13:54,750
ولی الان

214
00:13:55,910 --> 00:13:57,670
برادر سومت قراره ازدواج کنه

215
00:13:57,944 --> 00:14:00,270
و خواهرت هم هنوز باید
براش خواستگار پیدا بشه

216
00:14:00,670 --> 00:14:03,360
حتی اگه به ازدواج خواهر و
برادرهای کوچیک‌ترت فکر نکنی

217
00:14:04,360 --> 00:14:06,870
حداقل باید به بچه‌های خودت فکر کنی

218
00:14:08,750 --> 00:14:10,270
اگه واقعا ازش جدا بشی

219
00:14:11,360 --> 00:14:12,910
سرنوشت دو تا بچه‌ات چی می‌شه؟

220
00:14:21,840 --> 00:14:23,600
برای زن‌هایی مثل ما

221
00:14:25,864 --> 00:14:27,592
ازدواج‌مون رو پدر و مادرمون ترتیب می‌دن

222
00:14:28,270 --> 00:14:29,480
و خواستگارمون رو واسطه‌ها پیدا می‌کنن

223
00:14:32,080 --> 00:14:34,240
چند نفر از ما واقعا با مردی که
می‌خوایم ازدواج می‌کنیم؟

224
00:14:37,000 --> 00:14:39,150
مگه همه‌مون روز به روز تحمل نمی‌کنیم؟

225
00:14:46,440 --> 00:14:47,670
فقط کافیه

226
00:14:48,670 --> 00:14:50,000
به مادر خودت نگاه کنی

227
00:14:50,024 --> 00:14:51,840
اون موقع که باردار پسری بود

228
00:14:52,150 --> 00:14:53,960
اون‌قدر ناراحت و آشفته بود که
بچه رو از دست داد

229
00:14:54,510 --> 00:14:56,584
مگه باز هم اون‌قدر گریه نکرد

230
00:14:57,080 --> 00:14:58,440
تا دیگه اشکی براش نمونده بود و
همه چی رو تحمل کرد؟

231
00:15:55,670 --> 00:15:56,550
نباید بذاریم

232
00:15:57,960 --> 00:16:00,670
برادر بزرگ‌ترت یا خواهر و برادرهای
کوچیک‌ترت چیزی بفهمن

233
00:16:00,960 --> 00:16:02,240
یه مدت که بگذره

234
00:16:02,240 --> 00:16:04,080
با جین چی صحبت می‌کنم

235
00:16:05,270 --> 00:16:07,080
ازش می‌خوام برای شوهرت یه منصب خوب پیدا کنه

236
00:16:08,080 --> 00:16:09,840
وقتی شوهرت به چیزی که می‌خواد برسه

237
00:16:11,670 --> 00:16:13,080
همه چی درست می‌شه

238
00:16:15,480 --> 00:16:16,550
می‌فهمم

239
00:16:19,840 --> 00:16:21,080
یه کم دیگه تحمل کن

240
00:16:23,750 --> 00:16:24,960
وقتی بچه‌ها بزرگ‌تر بشن

241
00:16:25,390 --> 00:16:26,550
همه چی درست می‌شه

242
00:16:28,320 --> 00:16:29,120
باشه

243
00:16:47,750 --> 00:16:48,600
لان شیانگ

244
00:16:49,910 --> 00:16:50,600
لان شیانگ

245
00:16:52,200 --> 00:16:53,080
منم

246
00:16:54,030 --> 00:16:55,030
شیو وان؟

247
00:17:06,350 --> 00:17:07,440
می‌تونی بری

248
00:17:36,720 --> 00:17:38,550
قبلا جوون و خام بودم

249
00:17:38,680 --> 00:17:40,110
و خیلی وقت‌ها ناراحتت می‌کردم

250
00:17:40,920 --> 00:17:42,200
ولی حالا عوض شدم

251
00:17:42,720 --> 00:17:44,240
امیدوارم بزرگواری کنی

252
00:17:44,680 --> 00:17:46,310
و بی‌فکری و نادونیم رو ببخشی

253
00:18:00,408 --> 00:18:02,070
کاری با من داشتی؟

254
00:18:03,270 --> 00:18:05,000
خیلی بهش فکر کردم

255
00:18:05,144 --> 00:18:06,952
و تنها کسی که می‌تونم ازش کمک بخوام تویی

256
00:18:07,960 --> 00:18:08,960
توی این خاندان

257
00:18:09,160 --> 00:18:11,400
تنها کسی که هم باهوشه و هم توانایی داره

258
00:18:11,400 --> 00:18:12,640
و در عین حال قوی و قاطعه تویی

259
00:18:14,270 --> 00:18:15,070
چی شده؟

260
00:18:15,912 --> 00:18:17,192
...شوهر خواهر بزرگ‌مون

261
00:18:21,030 --> 00:18:23,310
اون لو جیان عوضی
شیو لای رو کتک می‌زنه

262
00:18:23,550 --> 00:18:24,960
فقط یکی دو بار هم نبوده

263
00:18:25,070 --> 00:18:26,550
بی‌شمار بار کتکش زده

264
00:18:27,110 --> 00:18:29,160
تمام جهیزیه‌اش رو هم خرج کرده

265
00:18:29,640 --> 00:18:31,240
حتی فهرست جهیزیه‌اش رو هم پاره کرده

266
00:18:33,640 --> 00:18:35,070
از کجا فهمیدی؟

267
00:18:36,070 --> 00:18:37,550
مادر سعی کرد ازم پنهونش کنه

268
00:18:38,030 --> 00:18:39,720
من یین شیان رو فرستادم با جین روی حرف بزنه

269
00:18:39,832 --> 00:18:41,720
جین روی از شدت ناراحتی همه چی رو بهش گفت

270
00:18:46,030 --> 00:18:46,880
این مسئله‌ایه که

271
00:18:47,030 --> 00:18:49,640
بزرگ‌ترهای خاندان باید
با خاندان لو حلش کنن

272
00:18:50,270 --> 00:18:51,400
خاله لینگ شیائو چی گفت؟

273
00:18:52,880 --> 00:18:55,720
مادر می‌ترسه این موضوع روی
ازدواج جین چیائو و من تأثیر بذاره

274
00:18:55,848 --> 00:18:57,240
برای همین به شیو لای گفت تحمل کنه

275
00:18:58,030 --> 00:18:59,270
ولی جین روی گفت

276
00:18:59,440 --> 00:19:01,720
اون عوضی فکر می‌کنه شیو لای
کسی رو نداره که ازش دفاع کنه

277
00:19:01,752 --> 00:19:03,496
برای همین هر بار شدیدتر کتکش می‌زنه

278
00:19:03,790 --> 00:19:06,720
اگه همین‌طور تحمل کنه
جونش رو از دست می‌ده

279
00:19:08,830 --> 00:19:09,550
ترجیح می‌دم

280
00:19:09,550 --> 00:19:11,240
تا آخر عمرم ازدواج نکنم

281
00:19:11,680 --> 00:19:14,240
ولی دیگه نذارم شیو لای
دست اون عوضی عذاب بکشه

282
00:19:23,680 --> 00:19:25,310
حالا که خاله لینگ شیائو
حاضر نیست دخالت کنه

283
00:19:25,750 --> 00:19:28,070
و برادر بزرگ‌تر هم مثل پدره

284
00:19:28,480 --> 00:19:30,000
فقط جین چی می‌تونه
تصمیم بگیره باید چیکار کنیم

285
00:19:32,590 --> 00:19:34,240
راستش من به عنوان کوچیک‌تر

286
00:19:34,880 --> 00:19:36,440
نباید این حرف‌ها رو بزنم

287
00:19:38,550 --> 00:19:41,880
عمو چانگ جنگ وقتی جوون بود
خودش رو خیلی اهل زن می‌دونست

288
00:19:42,400 --> 00:19:44,270
اون موقع مادربزرگ اداره‌ی
امور خونه رو به عهده داشت

289
00:19:44,720 --> 00:19:47,350
زنی که شیو لای رو
به دنیا آورده بود خیلی حیله‌گر بود

290
00:19:47,880 --> 00:19:49,400
دل عمو چانگ جنگ رو به دست آورد

291
00:19:49,550 --> 00:19:51,864
و کاری کرد مادربزرگ هم ازش خوشش بیاد

292
00:19:52,440 --> 00:19:54,240
و کلی دردسر درست کرد

293
00:19:54,920 --> 00:19:57,030
خاله شون هوا اون‌قدر ناراحت شد که
بچه‌اش رو سقط کرد

294
00:19:57,590 --> 00:19:59,350
و خودش هم نزدیک بود همراه بچه بمیره

295
00:20:00,440 --> 00:20:01,830
جین چی اون موقع فقط هشت سالش بود

296
00:20:01,960 --> 00:20:03,240
ولی یه چوب برداشت

297
00:20:03,250 --> 00:20:05,030
و افتاد دنبال عمو چانگ جنگ و اون زن

298
00:20:05,030 --> 00:20:05,990
!می‌زنمت تا بمیری

299
00:20:06,120 --> 00:20:07,440
!یکی بیاد

300
00:20:07,830 --> 00:20:10,400
لین جین چی، چطور جرأت می‌کنی
!پدرت رو بزنی؟ پسر بی‌وفا

301
00:20:10,400 --> 00:20:11,240
!می‌زنمت تا بمیری

302
00:20:11,240 --> 00:20:12,680
(چیائو هونگ دو، مادر واقعی لین شیو لای)
!یکی بیاد

303
00:20:12,830 --> 00:20:15,640
!می‌زنمت تا بمیری -
!یکی بیاد! این دیگه چه وضعیه -

304
00:20:15,750 --> 00:20:16,590
داری چی کار می‌کنی؟

305
00:20:16,808 --> 00:20:18,728
!می‌زنمت تا بمیری -
!پسر بی‌وفا -

306
00:20:18,830 --> 00:20:19,880
!پسر بی‌وفا

307
00:20:22,270 --> 00:20:23,270
!می‌زنمت تا بمیری

308
00:20:23,400 --> 00:20:24,550
!می‌زنمت تا بمیری

309
00:20:24,590 --> 00:20:25,750
!می‌زنمت تا بمیری

310
00:20:26,070 --> 00:20:27,480
!خونریزی دارم

311
00:20:27,590 --> 00:20:28,790
!می‌زنمت تا بمیری

312
00:20:28,830 --> 00:20:29,750
!می‌زنمت تا بمیری

313
00:20:29,750 --> 00:20:31,200
!لین جین چی

314
00:20:32,160 --> 00:20:33,750
دستش لغزید

315
00:20:34,350 --> 00:20:36,680
و اتفاقی عمو چانگ جنگ رو زخمی کرد

316
00:20:39,070 --> 00:20:40,550
واقعا دستش لغزید

317
00:20:47,720 --> 00:20:48,880
بعدش چی شد؟

318
00:20:49,830 --> 00:20:51,680
بعد از یه اتفاق به این بزرگی توی خاندان

319
00:20:52,070 --> 00:20:55,440
ارباب بزرگ از پایتخت خودش رو
به جین لینگ رسوند

320
00:20:55,720 --> 00:20:57,928
بعضی‌ها رو تنبیه کرد و بعضی‌ها رو فروخت

321
00:20:58,008 --> 00:21:00,400
اختیار اداره‌ی خونه رو از بانوی بزرگ گرفت

322
00:21:00,640 --> 00:21:02,160
و به خاله شون هوا سپرد

323
00:21:02,680 --> 00:21:04,590
بعد جین چی رو زیر نظر خودش گرفت

324
00:21:04,720 --> 00:21:05,830
و شخصا بهش آموزش داد

325
00:21:08,030 --> 00:21:09,030
فکر می‌کنی

326
00:21:09,440 --> 00:21:11,640
برادرت توی ماجرای شیو لای دخالت نمی‌کنه؟

327
00:21:12,440 --> 00:21:13,440
نه

328
00:21:14,110 --> 00:21:16,830
شیو لای هیچ‌کدوم از اون کارهای بد رو نکرده

329
00:21:17,160 --> 00:21:18,720
آدم خوبیه

330
00:21:19,070 --> 00:21:21,110
جین چی خوب و بد رو از هم تشخیص می‌ده

331
00:21:22,400 --> 00:21:23,070
...فقط

332
00:21:29,440 --> 00:21:30,720
فکر می‌کردم

333
00:21:31,110 --> 00:21:32,830
اون لو جیان عوضی خیلی حسابگره

334
00:21:32,904 --> 00:21:35,070
همیشه جاهایی می‌زنتش که
کسی کبودی‌ها رو نبینه

335
00:21:35,200 --> 00:21:37,030
برای جین چی سخته که حقیقت رو بفهمه

336
00:21:40,000 --> 00:21:40,880
لان شیانگ

337
00:21:42,030 --> 00:21:44,000
من هنوز تحت تنبیهم

338
00:21:44,160 --> 00:21:45,440
و خیلی هم زیر نظر هستم

339
00:21:46,880 --> 00:21:48,680
لطفا یه راهی پیدا کن

340
00:21:49,310 --> 00:21:50,400
تا شیو لای رو نجات بدی

341
00:21:56,790 --> 00:21:57,550
...ولی من

342
00:21:58,584 --> 00:22:00,504
تازه وارد این خاندان شدم

343
00:22:03,200 --> 00:22:05,070
شیو لای واقعا داره عذاب می‌کشه

344
00:22:06,590 --> 00:22:07,920
اگه کمکش نکنیم

345
00:22:08,680 --> 00:22:10,480
واقعا دیگه کسی رو نداره که بهش تکیه کنه

346
00:22:11,590 --> 00:22:13,110
یینگ جی فقط پنج سالشه

347
00:22:14,070 --> 00:22:15,960
اون عوضی حتی اون هم کتک می‌زنه

348
00:22:19,790 --> 00:22:20,750
...لان شیانگ

349
00:22:46,920 --> 00:22:47,750
داری چیکار می‌کنی؟

350
00:22:48,400 --> 00:22:49,920
فکر کردین کی هستین؟

351
00:22:50,160 --> 00:22:51,000
چطور جرأت می‌کنین من رو بزنین؟

352
00:22:51,160 --> 00:22:52,350
می‌دونین من کی‌ام؟

353
00:22:52,440 --> 00:22:52,960
!ارباب جوان

354
00:22:54,350 --> 00:22:55,720
!لطفا من رو ببخشین

355
00:22:57,400 --> 00:22:58,030
!ولم کن

356
00:22:58,072 --> 00:22:58,824
انقدر بی‌عرضه‌ای

357
00:22:58,872 --> 00:23:01,480
که بدون تکیه به یه زن
نمی‌تونی منصب دولتی بگیری

358
00:23:01,680 --> 00:23:02,550
بعد تازه اون هم کتک می‌زنی

359
00:23:02,680 --> 00:23:05,144
مرد بی‌مصرفی مثل تو که
!بی‌شرمانه از یه زن خرجی می‌گیره

360
00:23:05,224 --> 00:23:06,550
هر بار ببینیمت

361
00:23:06,550 --> 00:23:07,440
می‌زنیمت

362
00:23:09,200 --> 00:23:11,270
از کجا از مسائل خانوادگی من خبر دارین؟

363
00:23:11,400 --> 00:23:12,480
کی فرستادتون؟

364
00:23:15,480 --> 00:23:16,070
!ارباب جوان

365
00:23:16,070 --> 00:23:16,550
بریم

366
00:23:16,550 --> 00:23:16,750
!برو

367
00:23:19,070 --> 00:23:19,880
!ارباب جوان

368
00:23:25,790 --> 00:23:26,510
!ارباب جوان

369
00:23:28,790 --> 00:23:29,640
آروم

370
00:23:32,030 --> 00:23:33,350
!درد می‌کنه

371
00:23:34,240 --> 00:23:35,070
خوبی؟

372
00:23:37,160 --> 00:23:38,270
لین جین چی

373
00:23:38,440 --> 00:23:41,480
!تاوان این کارت رو پس می‌دی

374
00:23:43,350 --> 00:23:44,480
انقدر بد کتکش زدن

375
00:23:44,550 --> 00:23:45,880
اگه هیچ‌وقت خوب نشه چی؟

376
00:23:46,776 --> 00:23:48,070
باز هم می‌تونه راه بره؟

377
00:23:48,240 --> 00:23:49,200
!لین جین چی

378
00:23:49,590 --> 00:23:52,240
!ببین با پسرم چیکار کردی

379
00:23:52,776 --> 00:23:54,056
من هنوز یه مقام رتبه هفتم هستم

380
00:23:54,104 --> 00:23:56,520
مدیر اداره‌ی ساخت‌وساز وزارت کار

381
00:23:56,568 --> 00:23:59,200
فکر نکن چون معاون فرمانده‌ای

382
00:23:59,200 --> 00:24:01,920
می‌تونی قانون رو نادیده بگیری و
هر کس رو دلت خواست بزنی

383
00:24:01,976 --> 00:24:03,400
(لو جو، رتبه هفتم)
!اینجا پایتخته

384
00:24:03,480 --> 00:24:04,830
(مدیر اداره‌ی ساخت‌وساز وزارت کار)
!اینجا هم قانون حاکمه

385
00:24:05,200 --> 00:24:05,680
!دقیقا

386
00:24:05,680 --> 00:24:05,880
!بله

387
00:24:05,880 --> 00:24:06,880
(بستگان خاندان لو)
!اینجا پایتخته

388
00:24:06,960 --> 00:24:08,160
!درست جلوی چشم امپراتور

389
00:24:08,160 --> 00:24:08,960
!پاهاش رو شکستی

390
00:24:08,960 --> 00:24:09,960
!ببین با پاهاش چیکار کردی

391
00:24:09,960 --> 00:24:11,160
من واقعا از این موضوع خبر نداشتم

392
00:24:11,200 --> 00:24:13,340
عمو، فکر کنم حتما یه سوءتفاهمی پیش اومده

393
00:24:13,350 --> 00:24:14,110
سوءتفاهم؟

394
00:24:14,350 --> 00:24:16,680
نگاه کن! پاهای پسرم رو شکستی

395
00:24:16,728 --> 00:24:18,550
بعد هنوز می‌گی سوءتفاهمه؟

396
00:24:18,590 --> 00:24:20,790
اگه امروز نتونی برای خاندان لو

397
00:24:20,790 --> 00:24:21,880
توضیحی داشته باشی

398
00:24:22,200 --> 00:24:24,270
حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه

399
00:24:24,720 --> 00:24:27,640
خودم جلوی امپراتور دادخواهی می‌کنم

400
00:24:27,640 --> 00:24:30,160
!بله! دادخواهی می‌کنیم -
!دادخواهی -

401
00:24:30,160 --> 00:24:31,200
من چرا باید

402
00:24:32,056 --> 00:24:34,600
بی‌دلیل آدم بفرستم
شوهرخواهرم رو کتک بزنن؟

403
00:24:36,240 --> 00:24:36,920
پدر

404
00:24:37,128 --> 00:24:38,270
قفسه‌ی سینه‌ام خیلی درد می‌کنه

405
00:24:38,270 --> 00:24:39,000
!پسرم

406
00:24:39,070 --> 00:24:41,240
می‌ترسم دیگه زیاد زنده نمونم

407
00:24:41,464 --> 00:24:42,280
!پسرم

408
00:24:42,312 --> 00:24:42,920
!ارباب جوان

409
00:24:42,920 --> 00:24:44,000
!به زور نفس می‌کشه

410
00:24:44,000 --> 00:24:44,590
!ارباب جوان

411
00:24:44,750 --> 00:24:45,640
!لین جین چی

412
00:24:46,270 --> 00:24:48,830
حتی اگه پسرم زنش رو تنبیه کرده باشه

413
00:24:49,270 --> 00:24:51,270
حد و حدودش رو می‌دونست
مثل یه نجار ماهر

414
00:24:51,830 --> 00:24:53,070
!که اندازه‌ها رو دقیق می‌دونه

415
00:24:53,480 --> 00:24:55,720
چطور تونستی انقدر بی‌رحم باشی

416
00:24:55,790 --> 00:24:57,880
و بذاری اون‌قدر کتکش بزنن که
نزدیک بود بمیره؟

417
00:25:04,790 --> 00:25:05,400
!جیان

418
00:25:05,440 --> 00:25:06,510
!ارباب جوان

419
00:25:06,510 --> 00:25:07,960
!به زور نفس می‌کشه

420
00:25:07,960 --> 00:25:08,790
!این دیگه چه وضعیه

421
00:25:08,830 --> 00:25:10,110
نجار زنش رو کتک می‌زنه؟

422
00:25:10,550 --> 00:25:11,110
ارباب جوان

423
00:25:11,720 --> 00:25:12,720
حد و حدودش رو می‌دونه؟

424
00:25:16,480 --> 00:25:19,070
عمو، واقعا شما مدیر اداره‌ی ساخت‌وساز هستین

425
00:25:19,920 --> 00:25:21,270
واقعا آدم باسواد و فرهیخته‌ای هستین

426
00:25:21,832 --> 00:25:23,400
حتی تک‌تک حرف‌هاتون هم حساب‌شده‌ست

427
00:25:24,920 --> 00:25:26,830
چی... منظورتون چیه؟

428
00:25:28,070 --> 00:25:29,400
عمو، می‌خوام ازتون بپرسم

429
00:25:29,736 --> 00:25:31,736
امروز دقیقا منظورتون از این حرف‌ها چیه

430
00:25:32,680 --> 00:25:34,640
اینکه اعضای یه خانواده

431
00:25:35,200 --> 00:25:36,440
گاهی با هم دعوا کنن طبیعیه

432
00:25:37,030 --> 00:25:39,310
تا وقتی بتونی
برای پسرم یه منصب خوب پیدا کنی

433
00:25:39,440 --> 00:25:40,880
این ماجرا رو بی‌خیال می‌شیم

434
00:25:40,880 --> 00:25:41,720
بله -
بله -

435
00:25:41,720 --> 00:25:43,680
فقط براش یه منصب خوب پیدا کن
و این قضیه رو تموم می‌کنیم

436
00:25:43,720 --> 00:25:45,070
حرفتون منطقیه، عمو

437
00:25:46,920 --> 00:25:49,590
چطوره اول وارد گردان شن جی بشه

438
00:25:49,640 --> 00:25:51,830
و به عنوان فرمانده‌ی دسته
چند سالی آموزش ببینه؟

439
00:25:52,680 --> 00:25:53,400
بعدش شاید

440
00:25:54,510 --> 00:25:55,920
بتونه وارد وزارت جنگ بشه

441
00:25:56,590 --> 00:25:59,160
این پیشنهاد بدی نیست

442
00:26:00,880 --> 00:26:01,480
اما

443
00:26:02,680 --> 00:26:04,590
اگه می‌خواد وارد گردان شن جی بشه

444
00:26:05,440 --> 00:26:07,440
باید قوانینش رو رعایت کنه

445
00:26:12,480 --> 00:26:13,440
چه قوانینی؟

446
00:26:16,640 --> 00:26:17,640
مچ دست‌هاش

447
00:26:18,550 --> 00:26:19,270
باید قوی باشن

448
00:26:21,550 --> 00:26:22,070
!بس کن

449
00:26:22,070 --> 00:26:22,750
!شکست

450
00:26:23,480 --> 00:26:24,310
!شکست

451
00:26:24,310 --> 00:26:25,590
!درد می‌کنه

452
00:26:25,590 --> 00:26:26,270
و کمرش

453
00:26:27,200 --> 00:26:28,480
باید صاف باشه

454
00:26:30,270 --> 00:26:31,960
تو... چرا داری می‌زنیش؟

455
00:26:36,424 --> 00:26:37,672
!جیان -
!ارباب جوان -

456
00:26:38,920 --> 00:26:39,440
!نه

457
00:26:39,750 --> 00:26:40,400
!نه

458
00:26:41,880 --> 00:26:43,590
!نه! من وارد گردان شن جی نمی‌شم

459
00:26:43,590 --> 00:26:44,110
!ارباب جوان

460
00:26:44,344 --> 00:26:46,230
!من وارد گردان شن جی نمی‌شم! نمی‌شم

461
00:26:46,240 --> 00:26:47,070
!برو کنار! راه رو باز کن

462
00:26:47,270 --> 00:26:47,920
!پسرم

463
00:26:48,000 --> 00:26:49,350
!تو... دیگه زیاده‌روی کردی

464
00:26:51,070 --> 00:26:51,640
!ارباب جوان

465
00:26:52,328 --> 00:26:53,656
!صبر کنین، ارباب جوان

466
00:26:54,830 --> 00:26:55,790
زود باش، ببرینش

467
00:26:57,176 --> 00:26:58,750
چرا... چرا دارن می‌برنش؟

468
00:26:58,750 --> 00:26:59,070
...من

469
00:26:59,680 --> 00:27:00,510
...این

470
00:27:00,830 --> 00:27:02,240
از کی تا حالا

471
00:27:02,830 --> 00:27:04,880
مشت‌های ارباب جوان
شدن داروی معجزه‌آسا؟

472
00:27:05,160 --> 00:27:06,480
فقط با دو تا مشت

473
00:27:07,110 --> 00:27:09,510
پاهای داماد بزرگ
دیگه شکسته نیست

474
00:27:09,960 --> 00:27:11,680
قفسه‌ی سینه‌اش هم دیگه درد نمی‌کنه

475
00:27:12,270 --> 00:27:14,680
و از خرگوش هم سریع‌تر می‌دوئه

476
00:27:15,510 --> 00:27:17,510
دارویی مخصوص آدم‌های بی‌شرم

477
00:27:18,240 --> 00:27:18,880
...تو

478
00:27:19,110 --> 00:27:19,750
...تو

479
00:27:19,960 --> 00:27:21,440
!بریم

480
00:27:22,110 --> 00:27:22,640
...همه‌تون

481
00:27:24,720 --> 00:27:25,510
لین جین چی

482
00:27:26,160 --> 00:27:27,790
ممکنه جراحات پسرم جدی نباشه

483
00:27:28,160 --> 00:27:30,240
ولی تو واقعا آدم فرستادی که بهش حمله کنن

484
00:27:30,830 --> 00:27:31,680
صبر کن ببین

485
00:27:31,912 --> 00:27:33,976
!از تو به وزارت دادگستری شکایت می‌کنم

486
00:27:34,110 --> 00:27:36,030
!از تو شکایت می‌کنم

487
00:27:36,680 --> 00:27:37,160
...تو

488
00:27:37,750 --> 00:27:40,200
!باورم نمی‌شه هیچ‌کس نتونه حریفت بشه

489
00:27:40,350 --> 00:27:41,550
!صبر کن ببین

490
00:27:51,030 --> 00:27:53,310
کی بود که یواشکی
داماد بزرگ رو کتک زد؟

491
00:27:53,830 --> 00:27:55,480
چطور جرأت کردن تقصیر رو بندازن گردن شما؟

492
00:28:07,920 --> 00:28:09,270
غیر از بانوی جوانت

493
00:28:10,200 --> 00:28:11,830
کی دیگه جرأت داره کاری کنه من

494
00:28:12,070 --> 00:28:13,440
تقصیر رو گردن بگیرم؟

495
00:28:25,320 --> 00:28:27,336
بانوی من با خشونت جواب خشونت رو داد

496
00:28:27,512 --> 00:28:29,080
واقعا سریع و قاطع عمل کرد

497
00:28:30,920 --> 00:28:32,030
حالا که کار به اینجا کشیده

498
00:28:33,030 --> 00:28:34,350
قصد داری چیکار کنی؟

499
00:28:36,000 --> 00:28:37,070
از اوضاع که معلومه

500
00:28:37,680 --> 00:28:39,270
واضحه که قصد داری شیو لای رو

501
00:28:39,640 --> 00:28:40,790
از خاندان لو برگردونی

502
00:28:41,160 --> 00:28:42,550
ولی خاندان لو موافقت می‌کنه؟

503
00:28:43,240 --> 00:28:44,240
می‌ذارن بره؟

504
00:28:49,350 --> 00:28:51,030
معلومه که خاندان لو نمی‌ذاره بره

505
00:28:51,510 --> 00:28:52,400
موافقت نمی‌کنن

506
00:28:54,400 --> 00:28:55,720
همون‌طور که مدیر لو گفت

507
00:28:56,104 --> 00:28:57,830
اینجا درست جلوی چشم امپراتوره

508
00:28:58,136 --> 00:28:59,680
و همه باید از قانون و فرمان‌ها پیروی کنن

509
00:29:00,200 --> 00:29:01,944
مهم نیست من و جیو گائو
چقدر توی مبارزه خوب باشیم

510
00:29:02,200 --> 00:29:03,720
نمی‌تونیم علنا

511
00:29:03,720 --> 00:29:05,640
وارد اندرونی یه مقام دربار بشیم

512
00:29:05,830 --> 00:29:07,310
و عروسشون رو با خودمون ببریم

513
00:29:10,070 --> 00:29:10,790
بانوی من

514
00:29:11,310 --> 00:29:12,270
پیشنهادتون چیه؟

515
00:29:15,960 --> 00:29:19,350
تا وقتی مدیر لو و مردهای
بخش بیرونی رو سرگرم نگه داری

516
00:29:20,240 --> 00:29:22,030
من یه راهی برای ورود به
اندرونی پیدا می‌کنم

517
00:29:22,440 --> 00:29:23,440
تا شیو لای رو ببینم

518
00:29:32,350 --> 00:29:33,030
بانوی من

519
00:29:33,590 --> 00:29:34,790
حالا که نقشه‌تون رو دارین

520
00:29:35,880 --> 00:29:37,200
بهترین کار اینه که
همین الان دست به کار بشیم

521
00:29:38,920 --> 00:29:39,440
بریم

522
00:29:40,830 --> 00:29:43,400
بانوی جوان رو از خاندان لو برمی‌گردونیم

523
00:29:55,110 --> 00:29:57,240
جین چی می‌خواد شیو لای رو برگردونه خونه؟

524
00:30:02,480 --> 00:30:04,000
!شیو لای داره برمی‌گرده خونه

525
00:30:04,960 --> 00:30:06,440
!شیو لای داره برمی‌گرده خونه

526
00:30:11,440 --> 00:30:12,400
روش فوت می‌کنم

527
00:30:12,590 --> 00:30:13,440
روش فوت می‌کنم

528
00:30:14,200 --> 00:30:16,200
برات فوت می‌کنم مادر

529
00:30:16,640 --> 00:30:17,720
دیگه درد نمی‌کنه

530
00:30:18,270 --> 00:30:19,310
دیگه درد نمی‌کنه

531
00:30:35,200 --> 00:30:36,400
یینگ جی هنوز گرسنه‌ست

532
00:30:36,750 --> 00:30:38,200
اول یینگ جی رو ببر غذا بخوره

533
00:30:38,376 --> 00:30:39,160
خودم انجامش می‌دم

534
00:30:40,550 --> 00:30:41,270
باشه

535
00:30:41,576 --> 00:30:43,944
بعد از اینکه غذا خورد
بانوی جوان رو برمی‌گردونم

536
00:30:49,680 --> 00:30:51,200
بریم یینگ جی

537
00:31:44,400 --> 00:31:45,920
(تقصیر خودمه که انقدر بی‌عرضه بودم)

538
00:31:48,310 --> 00:31:51,000
(از این به بعد دیگه مجبور نیستی با من
توی ترس و وحشت زندگی کنی)

539
00:31:52,020 --> 00:31:53,980
(آرسنیک)

540
00:32:03,440 --> 00:32:04,270
داری چیکار می‌کنی؟

541
00:32:14,270 --> 00:32:15,110
چی؟

542
00:32:15,220 --> 00:32:17,060
(آرسنیک)

543
00:32:21,310 --> 00:32:21,960
!آب

544
00:32:22,440 --> 00:32:23,070
!آب

545
00:32:24,070 --> 00:32:24,720
!آب

546
00:32:43,160 --> 00:32:43,880
شیو لای

547
00:32:44,000 --> 00:32:45,270
اومدیم ببریمت خونه

548
00:33:08,270 --> 00:33:09,070
دیگه چیزی نیست

549
00:33:09,720 --> 00:33:11,000
همین الان می‌بریمت خونه

550
00:33:11,270 --> 00:33:12,640
!نذارین از خاندان لو بره

551
00:33:16,400 --> 00:33:17,510
لان شیانگ، چیکار کنیم؟

552
00:33:17,830 --> 00:33:18,960
خوب مراقب شیو لای باش

553
00:33:19,310 --> 00:33:20,590
من با خاندان لو کنار میام

554
00:33:21,200 --> 00:33:21,680
باشه

555
00:33:22,440 --> 00:33:22,920
بریم

556
00:33:26,600 --> 00:33:28,070
!نذارین از خاندان لو بره

557
00:33:28,070 --> 00:33:29,700
!داخلن -
!همین داخلن -

558
00:33:29,750 --> 00:33:30,550
!جلوشون رو بگیرین

559
00:33:30,830 --> 00:33:31,920
!نذارین فرار کنن

560
00:33:31,920 --> 00:33:33,640
!باید یه درس حسابی بهشون بدیم

561
00:33:35,880 --> 00:33:36,720
!نباید بذاریم برن

562
00:33:36,792 --> 00:33:38,990
!چطور جرأت کردن خاندان لو رو تحقیر کنن
!نذارین برن

563
00:33:40,000 --> 00:33:41,200
!هیچ‌کس حق نداره بره

564
00:33:42,480 --> 00:33:44,830
مگه خدمتکارت و دخترت رو نفرستادی بیرون

565
00:33:44,830 --> 00:33:46,350
چون می‌خواستی خودت رو بکشی؟

566
00:33:46,590 --> 00:33:47,480
پس چرا

567
00:33:47,880 --> 00:33:49,640
هنوز سالم و زنده‌ای؟

568
00:33:52,070 --> 00:33:54,270
ما از سر ناچاری یه‌دفعه ریختیم اینجا

569
00:33:54,400 --> 00:33:55,640
اشتباه از ما بود

570
00:33:56,920 --> 00:33:59,880
فکر کردی می‌تونی با تهدید به خودکشی
خاندان لو رو بترسونی؟

571
00:33:59,960 --> 00:34:00,880
!خوابش رو ببینی

572
00:34:01,750 --> 00:34:03,310
پسرم همین الان بهم گفت

573
00:34:03,496 --> 00:34:05,070
طبق قوانین سلسله‌ی ما

574
00:34:05,170 --> 00:34:07,610
اگه یه زن یا صیغه بعد از
اینکه شوهرش کتکش زد

575
00:34:07,620 --> 00:34:10,190
یا سرزنشش کرد خودکشی کنه
شوهرش هیچ مسئولیتی نداره

576
00:34:12,440 --> 00:34:15,070
دارم بهت می‌گم، امروز

577
00:34:15,190 --> 00:34:17,280
حتی اگه لین نمرده باشه

578
00:34:17,280 --> 00:34:18,632
حتی اگه مرده بود هم باز هم

579
00:34:18,648 --> 00:34:21,150
اگه کار به مقامات می‌کشید
حق با خاندان لو بود

580
00:34:22,030 --> 00:34:24,920
لین عروس خاندان لوئه

581
00:34:24,960 --> 00:34:26,510
بدون اجازه‌ی ما

582
00:34:26,510 --> 00:34:28,320
حتی یه قدم هم نمی‌تونه از اینجا بیرون بذاره

583
00:34:28,320 --> 00:34:31,550
!نمی‌تونه از خاندان لو بره -
!فکرش هم نکن که بتونی بری -

584
00:34:33,320 --> 00:34:34,110
!خون

585
00:34:42,070 --> 00:34:42,800
!داره خونریزی می‌کنه

586
00:34:42,880 --> 00:34:43,880
!داره خونریزی می‌کنه

587
00:34:44,400 --> 00:34:45,190
!شیو لای

588
00:34:47,590 --> 00:34:48,510
!شیو لای

589
00:34:49,190 --> 00:34:50,230
!شیو لای

590
00:34:50,880 --> 00:34:52,630
!من رو نترسون

591
00:34:53,360 --> 00:34:55,920
!شیو لای

592
00:34:55,960 --> 00:34:57,810
!ممکنه بمیره
چرا وایسادین؟

593
00:34:57,820 --> 00:34:59,580
!زود باشین ببرینش پیش طبیب سلطنتی

594
00:34:59,590 --> 00:35:01,070
یو چان، برو نان که و جیو گائو رو پیدا کن

595
00:35:01,070 --> 00:35:04,030
ارابه رو بیار و یه طبیب سلطنتی
!پیدا کن! زود باش

596
00:35:04,110 --> 00:35:05,150
!شیو لای

597
00:35:05,920 --> 00:35:06,960
!شیو لای

598
00:35:10,480 --> 00:35:12,320
بانوی بزرگ
نکنه قراره بمیره؟

599
00:35:12,456 --> 00:35:13,950
چرا باید همچین کار احمقانه‌ای بکنه؟

600
00:35:13,960 --> 00:35:15,070
نکنه بمیره؟

601
00:35:15,070 --> 00:35:16,510
چیکار کنیم؟

602
00:35:16,510 --> 00:35:17,630
بانوی بزرگ، چیکار کنیم؟

603
00:35:17,630 --> 00:35:19,150
چیکار کنیم؟

604
00:35:19,230 --> 00:35:21,880
!بانوی بزرگ، یه چیزی بگین

605
00:35:22,230 --> 00:35:23,400
بله، بگین باید چی کار کنیم

606
00:35:23,920 --> 00:35:24,400
...خب

607
00:35:25,000 --> 00:35:26,000
لین کجاست؟

608
00:35:26,510 --> 00:35:27,670
خاندان لین بردنش

609
00:35:27,710 --> 00:35:29,550
چطور گذاشتی خاندان لین ببرنش؟

610
00:35:29,920 --> 00:35:32,670
می‌ترسیدم اگه جلوشون رو بگیرم
همین‌جا بمیره

611
00:35:33,030 --> 00:35:35,880
مگه نگفتی وقتی کتکش می‌زنی
حد و حدودش رو می‌دونی؟

612
00:35:35,880 --> 00:35:37,960
پس چطور لین رو اون‌قدر زدی
که بیهوش شد؟

613
00:35:38,070 --> 00:35:39,280
قفسه‌ی سینه‌اش پر از خون بود

614
00:35:39,550 --> 00:35:41,320
انگار داشت می‌مرد

615
00:35:41,400 --> 00:35:42,150
محاله

616
00:35:43,550 --> 00:35:44,760
حتما داره فیلم بازی می‌کنه

617
00:35:45,070 --> 00:35:46,630
خودم با چشم‌های خودم دیدم

618
00:35:46,760 --> 00:35:48,920
خون آروم‌آروم از بدنش بیرون می‌اومد

619
00:35:48,920 --> 00:35:49,800
خواهر لین

620
00:35:49,800 --> 00:35:52,232
انگار توی مراسم ختم بود و زار می‌زد

621
00:35:52,328 --> 00:35:53,440
خودمون با چشم‌های خودمون دیدیم

622
00:35:53,440 --> 00:35:55,070
واقعا همین‌طور بود، خون زیادی بود

623
00:35:58,440 --> 00:35:59,760
حالا چیکار کنیم؟

624
00:36:17,280 --> 00:36:18,710
از روی نبضش که بررسی کردم

625
00:36:18,800 --> 00:36:20,880
فقط به خاطر رکود طولانی‌مدت انرژی کبدشه

626
00:36:20,880 --> 00:36:22,280
و فشار روحی

627
00:36:22,800 --> 00:36:25,000
که باعث شده طحال و معده‌اش ضعیف بشن

628
00:36:25,070 --> 00:36:27,190
و در نتیجه کمبود انرژی و خون پیدا کنه

629
00:36:27,416 --> 00:36:29,400
(طبیب سلطنتی یائو)
خوشبختانه هنوز جوونه

630
00:36:29,400 --> 00:36:30,400
(رتبه هشتم، از اداره‌ی طبابت سلطنتی)

631
00:36:30,400 --> 00:36:32,710
اگه دو سه سال درست ازش مراقبت بشه

632
00:36:33,670 --> 00:36:34,880
خوب می‌شه

633
00:36:35,320 --> 00:36:36,920
جونش در خطر نیست

634
00:36:37,510 --> 00:36:38,840
جونش در خطر نیست؟

635
00:36:39,190 --> 00:36:40,590
وقتی شیو لای برگشت

636
00:36:40,840 --> 00:36:42,440
قفسه‌ی سینه‌اش پر از خون بود

637
00:36:45,480 --> 00:36:47,150
لباسش رو عوض کردیم و
معاینه‌اش کردیم

638
00:36:47,440 --> 00:36:50,110
و کبودی‌ها و ورم‌های زیادی پیدا کردیم

639
00:36:50,400 --> 00:36:51,760
همچنین چند جا زخم شده بود

640
00:36:52,000 --> 00:36:54,070
ولی هیچ‌کدوم از این‌ها نمی‌تونست
باعث اون‌همه خونریزی شده باشه

641
00:36:54,152 --> 00:36:56,540
ممکنه خونریزی از یه زخم بیرونی نبوده باشه

642
00:36:56,552 --> 00:36:59,064
و به خاطر آسیب به اندام‌های داخلی
خون بالا آورده باشه؟

643
00:37:00,150 --> 00:37:01,840
بله، خون بالا آورد

644
00:37:01,928 --> 00:37:03,630
اون موقع داشتم
بانوی جوان رو نگه می‌داشتم

645
00:37:03,710 --> 00:37:04,840
که شنیدم سرفه کرد

646
00:37:05,000 --> 00:37:06,440
و دیدم تمام قفسه‌ی سینه‌اش خونی شده

647
00:37:15,920 --> 00:37:18,760
فعلا جونش واقعا در خطر نیست

648
00:37:18,760 --> 00:37:20,630
فقط کمی خون راکد بالا آورده

649
00:37:20,920 --> 00:37:22,030
اگه هنوز نگرانین

650
00:37:22,104 --> 00:37:23,880
دو روز دیگه دوباره میام
و معاینه‌اش می‌کنم

651
00:37:25,070 --> 00:37:26,840
بانوی اول جوان گفت دستش درد می‌کنه

652
00:37:27,112 --> 00:37:29,670
وقتی جین لینگ بودم کمی
شکسته‌بندی یاد گرفتم

653
00:37:30,000 --> 00:37:30,710
برای همین دستش رو لمس کردم

654
00:37:31,070 --> 00:37:32,030
واقعا شکسته بود

655
00:37:33,000 --> 00:37:34,920
نگران بودم و نتونستم منتظر شما بمونم

656
00:37:34,960 --> 00:37:36,760
برای همین خودم دستش رو جا انداختم

657
00:37:36,824 --> 00:37:38,936
لطفا شما هم یه نگاهی بندازین
طبیب سلطنتی یائو

658
00:37:45,000 --> 00:37:46,710
!اصلا امکان نداره

659
00:37:46,776 --> 00:37:47,688
!این دیگه چه وضعیه

660
00:37:48,440 --> 00:37:50,400
چطور می‌شه بدن یه زن رو
این‌طوری راحت معاینه کرد؟

661
00:37:58,550 --> 00:37:59,510
طبیب سلطنتی یائو

662
00:38:00,960 --> 00:38:02,360
لطفا بشینین و توضیح بدین

663
00:38:05,950 --> 00:38:08,540
معاون فرمانده لین حکم امپراتوری گرفت
تا من برای معاینه بیام

664
00:38:08,550 --> 00:38:10,168
پس طبیعتا هر کاری
از دستم بربیاد انجام می‌دم

665
00:38:10,440 --> 00:38:12,550
بانو لین، باید پرونده‌ی طبابت رو بنویسم

666
00:38:12,550 --> 00:38:14,510
برای همین چند سوال دیگه
باید ازتون بپرسم

667
00:38:15,800 --> 00:38:16,590
بفرمایین

668
00:38:17,480 --> 00:38:19,440
وقتی معاینه‌اش کردین

669
00:38:19,510 --> 00:38:20,710
چی پیدا کردین؟

670
00:38:21,920 --> 00:38:24,760
کبودی و ورم پیدا کردم

671
00:38:25,440 --> 00:38:26,880
سه انگشت پایین‌تر از آرنج

672
00:38:27,630 --> 00:38:30,630
آرنج و مچ دستش رو نگه داشتم
و آروم حرکتشون دادم

673
00:38:31,190 --> 00:38:32,190
با اینکه بیهوش بود

674
00:38:32,510 --> 00:38:33,480
بانوی اول جوان

675
00:38:33,510 --> 00:38:35,360
نشونه‌های درد از خودش نشون داد

676
00:38:35,800 --> 00:38:38,630
اطراف استخون متورم چیز غیرعادی‌ای بود؟

677
00:38:38,880 --> 00:38:40,000
چیزی بیرون زده بود؟

678
00:38:41,000 --> 00:38:42,070
شکلش طبیعی به نظر می‌رسید

679
00:38:42,960 --> 00:38:45,550
ولی انگار صدای ساییده شدن استخون می‌اومد

680
00:38:48,000 --> 00:38:50,280
به نظر میاد دستش شکسته

681
00:38:52,960 --> 00:38:54,840
خوشبختانه تغییر شکل نداده

682
00:38:54,888 --> 00:38:56,400
پس لازم نیست دوباره استخونش رو جا بندازیم

683
00:38:56,400 --> 00:38:58,550
فقط باید با آتل ثابت نگه داشته بشه

684
00:38:58,920 --> 00:39:00,880
بانو لین به‌خوبی از پسش براومدن

685
00:39:01,110 --> 00:39:02,000
فقط باید استراحت کنه

686
00:39:04,070 --> 00:39:05,230
فکرش هم نمی‌کردم

687
00:39:05,760 --> 00:39:08,480
شوهرش انقدر بی‌رحم باشه

688
00:39:16,510 --> 00:39:19,000
این نسخه‌اشه
سه روز بهش دارو بدین

689
00:39:20,440 --> 00:39:21,280
من دیگه مرخص می‌شم

690
00:39:21,280 --> 00:39:22,440
ممنونم طبیب سلطنتی

691
00:39:36,230 --> 00:39:37,400
چه دردسر بزرگی

692
00:39:56,960 --> 00:39:58,320
!جین چی! جین لان

693
00:40:00,550 --> 00:40:01,440
جین چی، جین لان

694
00:40:01,592 --> 00:40:04,808
نشنیدین طبیب سلطنتی گفت
دست شیو لای شکسته؟

695
00:40:06,150 --> 00:40:07,480
!اون لو جیان عوضی

696
00:40:07,880 --> 00:40:09,280
!همین الان می‌رم دستش رو می‌شکنم

697
00:40:12,150 --> 00:40:14,000
مگه جین چی
قبلا یکی از دست‌هاش رو نشکسته؟

698
00:40:19,150 --> 00:40:20,960
پس دست دیگه‌اش رو می‌شکنم

699
00:40:21,030 --> 00:40:22,590
تا دیگه نتونه شیو لای رو اذیت کنه

700
00:40:23,360 --> 00:40:24,070
برگرد

701
00:40:31,840 --> 00:40:33,280
فردا ازدواج می‌کنی

702
00:40:34,264 --> 00:40:34,960
خودت رو کنترل کن

703
00:40:36,440 --> 00:40:37,576
مادر این موضوع رو ازم پنهون کرد

704
00:40:38,110 --> 00:40:39,550
حالا تو هم همین رو می‌گی، جین چی

705
00:40:40,550 --> 00:40:42,590
اگه لو جیان رو یه جوری نزنیم
که یادش بمونه

706
00:40:42,800 --> 00:40:43,960
و یه درس حسابی بهش ندیم

707
00:40:44,190 --> 00:40:46,190
بازم در آینده شیو لای رو کتک می‌زنه

708
00:40:46,400 --> 00:40:47,320
فردا

709
00:40:47,416 --> 00:40:49,656
فقط زنت رو با خیال راحت
با خودت به جین لینگ ببر

710
00:40:51,112 --> 00:40:52,552
دیگه همچین اتفاقی نمی‌افته

711
00:40:54,000 --> 00:40:54,840
منظورت چیه؟

712
00:40:56,440 --> 00:40:58,110
جین چی می‌خواد شیو لای ازش جدا بشه

713
00:40:59,190 --> 00:41:00,320
منم همین رو می‌خوام

714
00:41:01,840 --> 00:41:02,840
جدا بشه؟

715
00:41:04,150 --> 00:41:06,230
درسته! چرا به فکر خودم نرسید؟

716
00:41:06,400 --> 00:41:07,630
می‌تونه از اون عوضی جدا بشه

717
00:41:07,710 --> 00:41:08,510
!موافقم

718
00:41:10,360 --> 00:41:11,510
!من مخالفم

719
00:41:23,992 --> 00:41:24,792
جین چی

720
00:41:25,360 --> 00:41:27,800
الان فقط شیو وان نیست
که هنوز شوهر پیدا نکرده

721
00:41:28,030 --> 00:41:29,000
شیو شو هم هست

722
00:41:29,320 --> 00:41:31,960
سال نو که بگذره
اون هم به‌زودی به سن ازدواج می‌رسه

723
00:41:32,400 --> 00:41:33,630
همون‌طور که می‌گن

724
00:41:33,960 --> 00:41:36,550
دختر که ازدواج کرد
دیگه مثل آبیه که ریخته شده

725
00:41:36,712 --> 00:41:39,030
اگه به خاطر یه کم سختی
از شوهرش جدا بشه

726
00:41:39,230 --> 00:41:42,480
بعدا کی جرأت می‌کنه
با دختر خاندان لین ازدواج کنه؟

727
00:41:43,960 --> 00:41:46,280
دختر که ازدواج کرد
دیگه مثل آبیه که ریخته شده

728
00:41:47,160 --> 00:41:49,360
مادر، انقدر عجله داری
برام شوهر پیدا کنی

729
00:41:49,710 --> 00:41:51,920
چون می‌خوای مثل آب من رو هم بریزی دور؟

730
00:41:52,630 --> 00:41:55,030
نه

731
00:41:55,030 --> 00:41:56,960
اگه یه روز خانواده‌ی شوهرم
باهام بدرفتاری کنن

732
00:41:57,440 --> 00:41:59,400
فقط باید ساکت بمونم
و تحملشون کنم

733
00:41:59,448 --> 00:42:01,330
و هیچ‌وقت برنگردم خونه
و از خانواده‌ام کمک بخوام؟

734
00:42:02,110 --> 00:42:03,800
منظورم این نبود

735
00:42:07,110 --> 00:42:08,360
دختر عزیزم

736
00:42:08,510 --> 00:42:10,190
منظورم این‌طوری نبود

737
00:42:11,150 --> 00:42:12,480
تو دختر عزیز و دوست‌داشتنی منی

738
00:42:14,360 --> 00:42:16,150
اگه کسی جرأت کنه باهات بدرفتاری کنه

739
00:42:16,320 --> 00:42:17,360
من و برادرات

740
00:42:17,480 --> 00:42:19,190
!هیچ‌وقت نمی‌ذاریم قسر در بره

741
00:42:23,670 --> 00:42:24,110
...من

742
00:42:34,710 --> 00:42:35,880
دستت رو بردار

743
00:42:37,840 --> 00:42:38,590
بردارش

744
00:42:38,590 --> 00:42:39,320
!بردارش

745
00:42:42,960 --> 00:42:43,670
...تو

746
00:42:48,230 --> 00:42:49,630
!همه‌تون دارین برام دردسر درست می‌کنین

747
00:42:54,840 --> 00:42:55,630
مادر

748
00:42:58,590 --> 00:43:01,030
یین شیان این رو توی
اتاق شیو لای پیدا کرده

749
00:43:01,030 --> 00:43:04,380
(زرنیخ)
[آرسنیک]

750
00:43:05,060 --> 00:43:07,420
<font color="#e8772c">⋆༺𓆩</font> <font color="#ffd83d">برخلاف جریان</font> <font color="#e8772c">𓆪༻⋆</font>
(پیش‌نمایش قسمت بعد)

751
00:43:08,400 --> 00:43:11,230
ازدواج اساس روابط انسانیه

752
00:43:11,576 --> 00:43:13,816
اول وظیفه‌ی زن و شوهر نسبت به همه

753
00:43:13,820 --> 00:43:15,800
و بعد محبت بین والدین و فرزند

754
00:43:16,550 --> 00:43:19,190
حالا که لو جیان حاضر نیست جدا بشه

755
00:43:19,480 --> 00:43:22,190
لین امروز به خاندان لو برگردونده می‌شه

756
00:43:22,550 --> 00:43:24,670
و همچنان همسر خاندان لو باقی می‌مونه

757
00:43:33,100 --> 00:43:36,220
(عدالت و بی‌طرفی)

758
00:43:47,590 --> 00:43:48,480
لین

759
00:43:50,440 --> 00:43:52,590
تا وقتی زنده‌ای
متعلق به خاندان لو هستی

760
00:43:53,960 --> 00:43:56,230
حتی بعد از مرگت هم
متعلق به خاندان لو می‌مونی

761
00:43:56,254 --> 00:45:56,254
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

