1
00:00:17,100 --> 00:00:18,551
‫آنچه گذشت…

2
00:00:18,601 --> 00:00:19,936
‫من یه گروگان گرفتم.

3
00:00:20,020 --> 00:00:23,356
‫یه شاتگان کوتاه دوازده گیج
‫دور گردنش بستم.

4
00:00:23,440 --> 00:00:26,109
‫با فرد هکمن صحبت می‌کنم.
‫اون داستانم رو پخش می‌کنه.

5
00:00:26,192 --> 00:00:27,152
‫من فرد هکمن هستم.

6
00:00:27,235 --> 00:00:29,904
‫می‌خوام در پخش زنده
‫باهام مصاحبه کنی.

7
00:00:29,988 --> 00:00:32,782
‫مأمور ویژه کورماک مک‌نالی،
‫تحلیلگر قانونی هستم.

8
00:00:32,866 --> 00:00:34,576
‫من اومدم رابط همه‌تون باشم.

9
00:00:34,659 --> 00:00:35,910
‫تونی امشب به خونه من زنگ زد.

10
00:00:35,994 --> 00:00:38,288
‫به هر دلیلی، تو ابزار
‫دست‌یابی به تونی هستی.

11
00:00:38,371 --> 00:00:39,289
‫تو کانال اصلی مایی.

12
00:00:39,372 --> 00:00:41,541
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمی ناامید بودن
‫یعنی چی.

13
00:00:41,624 --> 00:00:43,209
‫تو هیچی از من نمی‌دونی تونی.

14
00:00:43,293 --> 00:00:44,419
‫من یه دخترم رو از دست دادم.

15
00:00:44,502 --> 00:00:47,589
‫پاتریشا یازده هفته و دو روز داشت.

16
00:00:47,672 --> 00:00:49,549
‫- عذر می‌خوام.
‫- ما راجع‌بهش صحبت نمی‌کنیم.

17
00:00:49,632 --> 00:00:51,342
‫هیچ‌وقت راجع‌بهش صحبت نکردیم.

18
00:00:51,426 --> 00:00:53,762
‫اما تو الان به کل شهر گفتی.

19
00:00:53,845 --> 00:00:56,514
‫من نگرانم دو متر سایه
‫رزهام رو پژمرده کنه.

20
00:00:56,598 --> 00:01:00,351
‫دعا می‌کنم معجزه بشه و نور کافی
‫به همه‌شون برسه.

21
00:01:00,435 --> 00:01:02,145
‫من با جیمی، داداش تونی،
‫ارتباط برقرار کردم.

22
00:01:02,228 --> 00:01:04,022
‫در سفر بود، ولی الان داره میاد اینجا.

23
00:01:04,773 --> 00:01:05,940
‫بهتره خبرنگار نباشی.

24
00:01:06,024 --> 00:01:08,485
‫من یه نگهبان چوب‌به‌دست اینجا دارم.

25
00:01:08,568 --> 00:01:11,696
‫من باربارا هستم.
‫همدیگه رو تو پرسبیترین اول دیدیم.

26
00:01:11,780 --> 00:01:13,281
‫این رو براتون آوردم.
‫میشه بیام تو؟

27
00:01:13,364 --> 00:01:18,161
‫دادستان کلی به ما اجازه داده
‫راجع‌به مصونیت آقای کریتسیس مذاکره کنیم.

28
00:01:18,244 --> 00:01:20,288
‫خب، نگران نیستین که بعدا
‫چه الگویی ایجاد میشه؟

29
00:01:20,371 --> 00:01:22,457
‫اولویت ما خروج سالم گروگانه.

30
00:01:22,540 --> 00:01:25,251
‫دقیقا. تو دیگه شاهد بی‌طرف نیستی.

31
00:01:25,335 --> 00:01:27,462
‫به نظرمون به صلاحته که دیگه…

32
00:01:27,545 --> 00:01:29,172
‫کارگردان اخبار نباشی.

33
00:01:29,255 --> 00:01:31,883
‫- کی جام رو می‌گیره؟
‫- من کارگردان اخبار موقت میشم.

34
00:01:31,966 --> 00:01:36,012
‫من بابت این که جون یه نفر رو
‫به اخبار ارجح دونستم عذر نمی‌خوام.

35
00:01:37,222 --> 00:01:41,768
‫[الهام‌گرفته از داستانی واقعی]

36
00:01:42,768 --> 00:01:52,768
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

37
00:02:53,464 --> 00:02:55,216
‫اومدیم تو دهن شیر.

38
00:02:55,300 --> 00:02:57,552
‫بهتره این یکی رو خراب نکنن.

39
00:02:58,178 --> 00:03:00,388
‫اگه جیک دادستانی در بیاد،

40
00:03:00,471 --> 00:03:03,308
‫خودم شخصا همه‌شون رو نابود می‌کنم.

41
00:03:03,391 --> 00:03:04,601
‫کسی نباید مزاحمم بشه.

42
00:03:10,732 --> 00:03:14,027
‫در چنین شرایطی
‫یاد اچ‌آر هالدمن می‌افتم،

43
00:03:14,110 --> 00:03:17,197
‫فقط واسه محافظت از رئیس‌جمهور
‫هجده ماه تو لامپوک حبس کشید.

44
00:03:18,323 --> 00:03:19,908
‫گمون کنم صداش ضبط شده بود که داشت…

45
00:03:19,949 --> 00:03:22,035
‫به سیا فشار می‌آورد
‫تا به اف‌بی‌آی فشار بیارن…

46
00:03:22,118 --> 00:03:23,661
‫تا تحقیقات واترگیت رو رها کنن.

47
00:03:24,329 --> 00:03:25,413
‫دقیقا.

48
00:03:31,586 --> 00:03:34,005
‫جهت احتیاط هیچی نگو،
‫ممکنه میکروفون وصل کرده باشن.

49
00:04:06,204 --> 00:04:07,038
‫همینه.

50
00:04:08,456 --> 00:04:10,708
‫تونی با امضای این
‫خیلی خوشحال میشه.

51
00:04:12,335 --> 00:04:13,336
‫من هم همین‌طور.

52
00:04:14,170 --> 00:04:15,713
‫کم‌کم داره به خیر می‌گذره فرد.

53
00:04:25,848 --> 00:04:27,517
‫تونی، خبر خوشی دارم!

54
00:04:28,893 --> 00:04:30,812
‫آهای، باز کن.
‫توافق‌نامه‌ات اومد.

55
00:04:34,440 --> 00:04:35,275
‫تونی.

56
00:04:36,818 --> 00:04:39,028
‫به زودی آزاد و رها میری پی کارت داداش.

57
00:04:42,448 --> 00:04:44,826
‫به نظرت چطوره؟
‫توافق منصفانه‌ایه؟

58
00:04:47,829 --> 00:04:50,415
‫قانونی‌ترین سندیه که به عمرم دیدم.

59
00:04:50,498 --> 00:04:54,002
‫- وکلام چی گفتن؟
‫- بهم گفتن مو لا درزش نمیره.

60
00:04:57,130 --> 00:04:58,381
‫از زیر در بندازش تو.

61
00:05:01,384 --> 00:05:03,469
‫- از زیر در بندازش تو.
‫- باشه، باشه.

62
00:05:17,859 --> 00:05:20,611
‫- دوباره میرم بیرون منتظر بمونم.
‫- آره، بیرون منتظر بمون.

63
00:05:29,412 --> 00:05:31,164
‫آره، پس می‌خوان بهش مصونیت بدن.

64
00:05:40,381 --> 00:05:41,549
‫سلام، سلام، سلام.

65
00:05:41,632 --> 00:05:43,509
‫این‌جوری تلفن رو جواب نمیدیم.

66
00:05:43,593 --> 00:05:44,552
‫لطفا گوشی رو بده به مادرت.

67
00:05:45,386 --> 00:05:46,387
‫باباست.

68
00:05:49,140 --> 00:05:50,641
‫سر مامان شلوغه؟

69
00:05:50,725 --> 00:05:53,061
‫بهش بگو دارم با تلفن عمومی
‫ساختمون کرست‌وود تماس می‌گیرم…

70
00:05:53,144 --> 00:05:54,645
‫و باید باهاش صحبت کنم،
‫خواهش می‌کنم.

71
00:05:54,729 --> 00:05:55,646
‫میگه با تلفن عمومی زنگ زده.

72
00:06:01,402 --> 00:06:03,905
‫- بله فرد. چیه؟
‫- گمون کنم به زودی تموم بشه.

73
00:06:05,823 --> 00:06:06,908
‫این بحران رو میگم.

74
00:06:06,991 --> 00:06:09,827
‫به زودی تموم میشه؟
‫خوبه.

75
00:06:09,911 --> 00:06:10,828
‫همین؟

76
00:06:11,329 --> 00:06:12,997
‫آره، همین.

77
00:06:14,040 --> 00:06:17,377
‫می‌تونیم به روال سابق برگردیم.
‫منظورم همین بود.

78
00:06:18,586 --> 00:06:21,839
‫خب، من مطمئن نیستم
‫شخصا به روال سابق برگردم فرد.

79
00:06:34,560 --> 00:06:37,271
‫خیلی‌خب. بعد از این که گفتم
‫«با برنامه زنده از محل واقعه در خدمتتونیم،»

80
00:06:37,355 --> 00:06:39,482
‫یه‌راست میگم
‫«خبر جدید مهمی در رابطه…»

81
00:06:39,565 --> 00:06:41,359
‫«با شرایط گروگان‌گیری داریم.»

82
00:06:41,442 --> 00:06:43,277
‫بعدش، به محض تأیید،
‫می‌خوام پخش زنده داشته باشم.

83
00:06:43,361 --> 00:06:45,321
‫- خیلی‌خب. در چه حالیم؟
‫- اوبراین رفت بررسی کنه.

84
00:06:45,405 --> 00:06:47,615
‫بعدش میریم سراغ
‫«دادستان و وکلای آقای کریتسیس…»

85
00:06:47,698 --> 00:06:50,535
‫- اصل خبر رو گم می‌کنی.
‫- نباید مذاکره‌کنندگان مرکز خبر باشن.

86
00:06:50,618 --> 00:06:51,619
‫آره، نه، می‌دونم.

87
00:06:51,702 --> 00:06:54,497
‫موضوع اصلی باید این باشه که
‫«این کابوس کی تموم میشه؟»

88
00:06:56,624 --> 00:06:59,419
‫- شاید بهتر باشه من این یکی رو انجام بدم.
‫- نه بن، گمون نکنم.

89
00:06:59,502 --> 00:07:03,548
‫به نظرم با احتساب تونی و مردم…

90
00:07:03,631 --> 00:07:06,008
‫- واقعا نیاز دارن با صدای من بشنون.
‫- خیلی‌خب.

91
00:07:06,092 --> 00:07:08,928
‫خب، پس بعدش می‌گی
‫«آقای کریتسیس مشغول…»

92
00:07:09,011 --> 00:07:11,597
‫- «مشغول امضای توافق‌نامه…»
‫- «توافق‌نامه» خیلی مبهمه.

93
00:07:11,681 --> 00:07:13,182
‫باید کلمه دقیق‌تری باشه.

94
00:07:13,266 --> 00:07:17,270
‫خیلی‌خب. «آقای کریتسیس مشغول
‫امضای توافق‌نامه مصونیته…»

95
00:07:17,353 --> 00:07:19,772
‫بن، می‌دونم تا پایان این ماجرا
‫تو کارگردان اخباری،

96
00:07:19,856 --> 00:07:21,816
‫ولی هنوز می‌تونم متن خودم رو بنویسم.

97
00:07:21,899 --> 00:07:23,401
‫به جز دفعاتی که من کمک کردم.

98
00:07:24,861 --> 00:07:25,695
‫- خیلی‌خب.
‫- بچه‌ها،

99
00:07:25,778 --> 00:07:28,448
‫- گالاگر می‌خواد یه چیزی اعلام کنه.
‫- آماده باشین. برات میشمارم.

100
00:07:28,531 --> 00:07:29,407
‫باشه.

101
00:07:31,576 --> 00:07:34,829
‫سه، دو، یک…

102
00:07:34,912 --> 00:07:37,165
‫من فرد هکمن هستم و با پخش زنده
‫از ساختمان کرست‌وود در خدمتتونم…

103
00:07:37,248 --> 00:07:38,583
‫و خبر جدید مهمی داریم.

104
00:07:38,666 --> 00:07:41,669
‫بعد از ۳۶ ساعت، به احتمال خیلی زیاد
‫این بحران داره به اتمام می‌رسه.

105
00:07:41,752 --> 00:07:44,630
‫رئیس‌پلیس یوجین گالاگر
‫می‌خواد سخنرانی کنه.

106
00:07:44,714 --> 00:07:46,883
‫سلام بر شما، ساعت هشت شب،

107
00:07:46,966 --> 00:07:49,343
‫دادستانی شهرستان ماریون…

108
00:07:49,427 --> 00:07:55,057
‫یه توافق‌نامه مصونیت به آنتونی کریتسیس
‫تحویل داده تا امضاش کنه.

109
00:07:55,141 --> 00:07:59,479
‫امیدواریم این شرایط
‫به این شکل، سریع خاتمه پیدا کنه.

110
00:07:59,562 --> 00:08:00,563
‫فعلا حرف دیگه‌ای ندارم.

111
00:08:00,646 --> 00:08:04,275
‫غرامتی که آقای کریتسیس درخواست کرده چی؟
‫مریدیان می‌خواد پرداخت کنه؟

112
00:08:04,358 --> 00:08:06,194
‫یعنی کریتسیس محاکمه نمیشه؟

113
00:08:06,277 --> 00:08:07,487
‫نظر مأموران قانون چیه…

114
00:08:07,570 --> 00:08:09,363
‫که تونی قراره به همین راحتی
‫از زندان قسر در بره؟

115
00:08:09,447 --> 00:08:11,657
‫- خبر بعدی کی می‌رسه؟
‫- همین که کریتسیس امضا کنه.

116
00:08:11,741 --> 00:08:12,700
‫تا اون موقع منتظر می‌مونیم.

117
00:08:12,783 --> 00:08:14,819
‫رئیس‌پلیس، شما وعده
‫پایان این ماجرا رو دادین.

118
00:08:14,869 --> 00:08:16,078
‫سریع خاتمه یافتن یعنی چی؟

119
00:08:18,664 --> 00:08:21,000
‫- اذیت نکنین رئیس‌پلیس. رئیس‌پلیس.
‫- جواب سوالمون رو بده گالاگر.

120
00:08:24,587 --> 00:08:25,755
‫من شرایط رو درک می‌کنم.

121
00:08:25,838 --> 00:08:26,714
‫رئیس‌پلیس.

122
00:08:27,715 --> 00:08:28,883
‫میشه این رو نگه داری؟

123
00:08:32,803 --> 00:08:33,930
‫چی شده؟

124
00:08:34,013 --> 00:08:36,390
‫کریتسیس آشغال اون فرم رو امضا نکرده.

125
00:08:36,474 --> 00:08:38,476
‫- چرا نکرده؟
‫- من از کجا بدونم؟

126
00:08:38,559 --> 00:08:40,478
‫- تو باید بدونی.
‫- باید باهاش تماس بگیریم.

127
00:08:40,561 --> 00:08:43,231
‫- عوضی جواب تلفن رو نمیده.
‫- خب، من می‌تونم باهاش صحبت کنم.

128
00:08:44,315 --> 00:08:46,692
‫- از پشت در؟ نه.
‫- تونی بهم اعتماد داره.

129
00:08:46,776 --> 00:08:49,612
‫ببین فرد، از پیشنهادت ممنونم،

130
00:08:49,695 --> 00:08:51,072
‫ولی اگه یه غیرنظامی…

131
00:08:51,155 --> 00:08:53,449
‫خودش رو به خطر بندازه،
‫واسه من کلی بدبختی داره.

132
00:08:53,533 --> 00:08:56,869
‫من باهاش حرف می‌زنم.
‫بهش میگم توافق‌نامه موثقه.

133
00:08:56,953 --> 00:09:00,039
‫بهش یادآوری می‌کنم اگه امضاش کنه،
‫آزاد و رها از اونجا خارج میشه.

134
00:09:01,165 --> 00:09:02,291
‫تونی به من اعتماد داره.

135
00:09:03,626 --> 00:09:05,127
‫درسته. ممکنه جواب بده.

136
00:09:07,672 --> 00:09:10,383
‫مک‌نالی باهات میاد
‫تا راهنماییت کنه.

137
00:09:10,466 --> 00:09:12,927
‫نباید تنهایی بری.
‫باید لباس مخصوص بپوشی.

138
00:09:13,010 --> 00:09:16,556
‫یا خدای بزرگ.
‫بیاین این سیرک مسخره رو جمع کنیم.

139
00:09:20,601 --> 00:09:23,729
‫ای بابا.
‫مجبورم پاکش کنم.

140
00:09:32,822 --> 00:09:37,493
‫توجه کنین. شکایت ایالت ایندیانا
‫از آقای ریچارد هال جونیور.

141
00:09:37,577 --> 00:09:40,371
‫آقای هال، روز دادگاهت فرا رسیده.

142
00:09:50,006 --> 00:09:53,426
‫در حالی که شهر مشتاقانه منتظر
‫پایان این بحران گروگان‌گیریه،

143
00:09:53,509 --> 00:09:54,885
‫وقایع رو مرور می‌کنیم.

144
00:09:54,969 --> 00:09:56,971
‫فرد هکمن، گوینده اخبار محترم
‫دبلیوآی‌بی‌سی…

145
00:09:57,054 --> 00:10:02,226
‫و مجری برنامه رادیویی «شهر من، ایندی»…

146
00:10:02,310 --> 00:10:04,812
‫هر از گاهی در حین مکالمه با آقای کریتسیس
‫طفره رفته.

147
00:10:04,895 --> 00:10:08,608
‫گاهی اوقات هم تشویقش کرده
‫و حتی تسکینش داده،

148
00:10:08,691 --> 00:10:10,568
‫همه این کارها در راستای آروم کردن…

149
00:10:10,610 --> 00:10:12,987
‫این گروگان‌گیر عصبانی
‫و غیرقابل پیش‌بینی بوده.

150
00:10:13,738 --> 00:10:16,866
‫می‌دونم اول امید از آدم دست می‌کشه
‫و بعدش آدم از امید دست می‌کشه،

151
00:10:16,949 --> 00:10:18,034
‫از این بابت مطمئنم.

152
00:10:18,618 --> 00:10:19,785
‫همسرم…

153
00:10:20,870 --> 00:10:24,040
‫در طول دوران بارداریش،
‫داشت یه پتو می‌بافت.

154
00:10:24,123 --> 00:10:25,916
‫به رنگ سبز جنگلی بود…

155
00:10:27,126 --> 00:10:30,087
‫و یه سبز خزه‌ای روش دوخته بود.
‫خیلی قشنگ بود.

156
00:10:30,171 --> 00:10:32,923
‫تقریبا تنها صدایی
‫که اون نه ماه تو خونه‌مون می‌اومد،

157
00:10:33,007 --> 00:10:34,592
‫برخورد میل بافتنی بود.

158
00:10:34,675 --> 00:10:36,427
‫خیلی امیدوار بودیم.

159
00:10:40,306 --> 00:10:42,767
‫بچه‌ها! داریم میریم بیرون!

160
00:10:44,644 --> 00:10:46,145
‫آقای ریچارد هال،

161
00:10:47,063 --> 00:10:50,066
‫ام‌ال هال و شرکت رهن مریدیان.

162
00:10:50,149 --> 00:10:55,112
‫شما به جنایت علیه بشریت
‫و کلاه‌برداری وقیحانه متهم شدین.

163
00:10:57,615 --> 00:10:58,783
‫همگی قیام کنین!

164
00:11:00,660 --> 00:11:01,869
‫با توئم رفیق. بلند شو.

165
00:11:04,955 --> 00:11:07,833
‫قاضی محترم آنتونی جرج کریتسیس
‫ریاست جلسه رو بر عهده دارن.

166
00:11:07,917 --> 00:11:09,335
‫متهم ریچارد هال…

167
00:11:12,463 --> 00:11:13,506
‫گناهکاری یا بیگناه؟

168
00:11:14,382 --> 00:11:17,426
‫- تونی، من…
‫- متهم، گناهکاری یا بیگناه؟

169
00:11:21,972 --> 00:11:25,393
‫باید شفاهی اعلام کنی
‫تا ثبت بشه.

170
00:11:25,935 --> 00:11:28,604
‫متهم ادعا می‌کنه گناهکار نیست.

171
00:11:30,356 --> 00:11:32,149
‫حضار گرامی… می‌تونی بشینی آقا.

172
00:11:33,776 --> 00:11:35,403
‫اعضای گرامی هیئت منصفه…

173
00:11:37,905 --> 00:11:40,366
‫دادستانی بدون هیچ شکی
‫نشون میده…

174
00:11:40,449 --> 00:11:44,328
‫شرکت رهن مریدیان به ریاست این شخص،
‫پسر ام‌ال هال،

175
00:11:44,870 --> 00:11:49,875
‫این آدم و خانواده لاشخورش
‫موکل من تونی کریتسیس رو گول زدن…

176
00:11:49,959 --> 00:11:51,794
‫و مجبورش کردن به ضبط ملکش
‫تن بده.

177
00:11:53,087 --> 00:11:54,588
‫در طول این دادگاه…

178
00:11:57,967 --> 00:11:58,843
‫ام‌ال.

179
00:12:00,136 --> 00:12:03,347
‫افسر ناظر میگه به خونه زنگ بزن،
‫نه به دفتر.

180
00:12:03,931 --> 00:12:05,725
‫به نظر من خیلی رو اعصابه.

181
00:12:05,808 --> 00:12:10,229
‫روزنامه‌های فردا می‌ترکونن.
‫«مریدیان جیب کهنه‌سربازها رو می‌زنه.»

182
00:12:13,399 --> 00:12:17,611
‫دادستانی ۱۹۸ مورد
‫شکایت ارائه میده.

183
00:12:18,654 --> 00:12:22,616
‫من نشون میدم موکلم تونی کریتسیس
‫آدم زحمت‌کشی بود…

184
00:12:22,700 --> 00:12:26,454
‫که اعتماد داشت این شرکت
‫دروغ نمیگه و تقلب و دزدی نمی‌کنه.

185
00:12:26,954 --> 00:12:29,874
‫شما، هیئت منصفه، بر اساس
‫مدارک ارائه‌شده تصمیم می‌گیرین…

186
00:12:29,957 --> 00:12:31,250
‫و حکم خودتون رو اعلام می‌کنین.

187
00:12:33,085 --> 00:12:35,546
‫ترازوی عدالت همین‌جاست عزیزان دلم.

188
00:12:39,133 --> 00:12:40,968
‫مصونیت یا اعدام.

189
00:13:00,529 --> 00:13:02,823
‫بر اساس مدارک ارائه‌شده
‫تصمیم می‌گیرین…

190
00:13:02,907 --> 00:13:04,366
‫و حکم خودتون رو اعلام می‌کنین.

191
00:13:04,450 --> 00:13:06,786
‫خب، حضار گرامی،
‫باید متوجه باشین…

192
00:13:06,869 --> 00:13:09,997
‫که موضوع این دادگاه
‫فراتر از سود مالیه.

193
00:13:11,290 --> 00:13:13,375
‫طی هجده ماه اخیر،

194
00:13:13,459 --> 00:13:16,587
‫موکل من دچار چند فقره
‫مشکل جسمانی شده،

195
00:13:16,670 --> 00:13:17,963
‫به‌خاطر فشاری…

196
00:13:19,590 --> 00:13:21,509
‫که شرکت این آدم بهش آورده…

197
00:13:21,592 --> 00:13:23,844
‫نه، نه. از در فاصله بگیر.

198
00:13:23,928 --> 00:13:26,764
‫به دیوار تکیه بده.
‫آره. آره، آره.

199
00:13:30,142 --> 00:13:31,894
‫سلام تونی. منم، فرد هکمن.

200
00:13:35,731 --> 00:13:36,565
‫فرد؟

201
00:13:36,649 --> 00:13:38,025
‫آره. منم.

202
00:13:41,779 --> 00:13:42,905
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

203
00:13:44,657 --> 00:13:46,450
‫خب، می‌خواستم باهات صحبت کنم.

204
00:13:47,535 --> 00:13:50,746
‫خوبه. خوبه.
‫باشه، داریم جزئیات رو بررسی می‌کنیم.

205
00:13:50,830 --> 00:13:54,083
‫خیلی‌خب. راستش، می‌خواستم…

206
00:13:55,417 --> 00:13:56,252
‫بهت اطمینان خاطر بدم…

207
00:13:56,335 --> 00:13:59,755
‫که به نظرم این توافق مصونیت
‫خیلی خوبه.

208
00:13:59,839 --> 00:14:02,299
‫- خب، مرسی که نظرت رو گفتی فرد.
‫- آره، فقط…

209
00:14:03,300 --> 00:14:05,511
‫فقط کنجکاوم بدونم
‫چرا هنوز امضاش نکردی.

210
00:14:06,220 --> 00:14:08,264
‫خب فرد، خودت می‌دونی
‫خیلی دوستت دارم عزیزم.

211
00:14:08,806 --> 00:14:10,641
‫وقتی امضا کردم
‫خودت اول از همه می‌فهمی،

212
00:14:10,724 --> 00:14:13,894
‫ولی الان مشغول یه کاری هستیم،
‫بعدا بهت زنگ می‌زنم.

213
00:14:13,978 --> 00:14:16,397
‫خب، تونی، اگه دوست داشته باشی
‫می‌تونم همین بیرون منتظر بمونم.

214
00:14:16,480 --> 00:14:17,481
‫خب، شرمنده‌ام فرد.

215
00:14:17,565 --> 00:14:19,733
‫ببین، من که گفتم،
‫الان مشغول کاری هستیم.

216
00:14:19,817 --> 00:14:21,485
‫نمی‌خوام تو اون راه‌پله سرد
‫منتظر بمونی.

217
00:14:21,569 --> 00:14:22,695
‫نمی‌خوام چنین کاری باهات بکنم رفیق.

218
00:14:22,778 --> 00:14:24,822
‫ببین، به نظرم این توافق‌نامه…

219
00:14:24,905 --> 00:14:26,866
‫هرچی درخواست کردی رو
‫شامل میشه.

220
00:14:26,949 --> 00:14:28,033
‫تحت فشار قرارت دادن؟

221
00:14:28,117 --> 00:14:29,285
‫آخه اگه تحت فشار قرارت دادن،

222
00:14:29,368 --> 00:14:31,036
‫می‌تونی بهشون بگی
‫یه دقیقه صبر کنن.

223
00:14:31,120 --> 00:14:33,247
‫راستش رو بخوای،
‫هرچی بیشتر فشار بیارن،

224
00:14:33,330 --> 00:14:35,541
‫- بیشتر منتظر می‌مونن.
‫- خب، ببین تونی، فقط…

225
00:14:35,624 --> 00:14:38,210
‫فرد، از اینجا برو. خطرناکه.

226
00:14:41,630 --> 00:14:42,464
‫نه.

227
00:15:28,928 --> 00:15:30,387
‫- هنوز برنده نشدین؟
‫- نه.

228
00:15:43,442 --> 00:15:46,070
‫لستر، میشه جواب بدی؟

229
00:15:46,695 --> 00:15:48,280
‫احتمالا مادرشوهرته.

230
00:16:05,464 --> 00:16:09,468
‫پلیس‌ها از توافق مصونیت تونی عصبانی‌ان.
‫خیلی عصبی شدن.

231
00:16:09,551 --> 00:16:12,221
‫- کسی آماده بود صحبت کنه؟
‫- احتمالش زیاده.

232
00:16:12,763 --> 00:16:15,307
‫خدا به دادم برسه اگه «ایندی‌استار»
‫زودتر از ما مصاحبه بگیره.

233
00:16:15,391 --> 00:16:18,644
‫خب، خبر افی رو پخش کردن
‫که طلای ما بود.

234
00:16:19,478 --> 00:16:20,771
‫خیلی‌خب جینی، باید این رو بگم.

235
00:16:21,563 --> 00:16:23,732
‫وقتی پای فرد یا هر مافوقی
‫وسط باشه…

236
00:16:23,816 --> 00:16:25,484
‫- قیافه‌ام رو دیدی؟
‫- دیدم.

237
00:16:26,860 --> 00:16:27,778
‫اون هم دید.

238
00:16:29,113 --> 00:16:30,614
‫خب، شاید این کار
‫به درد من نمی‌خوره.

239
00:16:31,240 --> 00:16:32,366
‫شاید این کار به دردت نمی‌خوره.

240
00:16:33,951 --> 00:16:34,827
‫آهای.

241
00:16:34,910 --> 00:16:37,287
‫برو تو زیرزمین و حرارت رو
‫اون‌قدر زیاد کن…

242
00:16:37,371 --> 00:16:39,581
‫که عین خوک تو سونا عرق کنه.

243
00:16:40,624 --> 00:16:41,542
‫برو.

244
00:16:44,586 --> 00:16:47,840
‫ببین، از وقتی یادمه
‫دارن من رو پاس میدن.

245
00:16:47,923 --> 00:16:50,634
‫ترفیع‌هایی که حقم بود رو نگرفتم
‫و اعتبار کارم رو دزدیدن.

246
00:16:50,718 --> 00:16:51,802
‫کلی آدم تحقیرم کردن.

247
00:16:51,885 --> 00:16:55,681
‫کل این مدت، همه مدام می‌گفتن…

248
00:16:55,764 --> 00:16:57,474
‫چیه؟ مردم مدام چی می‌گفتن؟

249
00:16:57,558 --> 00:17:00,519
‫خب، مدام می‌گفتن باید سپاس‌گزار باشم
‫آخه سیاه‌پوستم.

250
00:17:01,353 --> 00:17:02,354
‫همینه که هست.

251
00:17:02,438 --> 00:17:04,898
‫هر روز صبح بیدار میشم،
‫کت‌شلوارم رو می‌پوشم و کراوات می‌زنم،

252
00:17:05,441 --> 00:17:06,650
‫لبخندم رو هم باهاش ست می‌کنم.

253
00:17:06,734 --> 00:17:08,569
‫ولی نمی‌خوام مجبور باشم
‫لبخند بزنم.

254
00:17:08,652 --> 00:17:11,530
‫- می‌خوام فرد تواناییم رو ببینه.
‫- می‌بینه.

255
00:17:12,906 --> 00:17:15,701
‫ببین، این گروگان‌گیری
‫بالاخره یه‌جوری تموم میشه.

256
00:17:15,784 --> 00:17:18,746
‫وقتی تموم بشه،
‫فرد دوباره رئیست میشه.

257
00:17:18,829 --> 00:17:20,289
‫رئیس من هم میشه،
‫عین همیشه.

258
00:17:20,372 --> 00:17:21,457
‫از این بابت مطمئنی؟

259
00:17:27,254 --> 00:17:29,673
‫شاید بتونیم از یکی از این پلیس‌ها
‫خودمونی حرف بکشیم؟

260
00:17:33,093 --> 00:17:36,638
‫برنامه من سر ساعت شروع میشه،
‫پس اگه اجازه بدی…

261
00:17:41,685 --> 00:17:45,105
‫مک‌نالی هستم.
‫با هکمن تو واحد براوو ۲۰۳ هستم.

262
00:17:46,106 --> 00:17:48,859
‫همین که کریتسیس زنگ زد،
‫به اینجا وصلش کنین. فهمیدین؟

263
00:17:55,115 --> 00:17:58,118
‫تو و تونی تو راهرو
‫باید جواب می‌داد.

264
00:17:58,744 --> 00:18:00,913
‫خب، شاید اون‌قدر که می‌خواست
‫فرد هکمن نبودم.

265
00:18:00,996 --> 00:18:01,997
‫از پشت در باهاش حرف زدی.

266
00:18:02,081 --> 00:18:04,291
‫صمیمیت، الهام‌بخش، معتمد.

267
00:18:04,374 --> 00:18:07,461
‫باید جواب می‌داد. باید همون‌جا
‫توافق رو امضا می‌کرد. به تو اعتماد داره.

268
00:18:07,544 --> 00:18:11,632
‫خب، شاید تونی عین اکثر آدم‌ها
‫همیشه قابل پیش‌بینی نیست.

269
00:18:11,715 --> 00:18:13,842
‫نه، هست.
‫هستیم.

270
00:18:15,135 --> 00:18:16,929
‫فقط باید بفهمم چه اشتباهی پیش اومد.

271
00:18:17,012 --> 00:18:18,180
‫ای خدا، اینجا خیلی گرمه.

272
00:18:19,681 --> 00:18:21,183
‫باید پنجره باز کنم.

273
00:18:25,521 --> 00:18:26,897
‫گفتی اینجا واحد کیه؟

274
00:18:28,565 --> 00:18:29,525
‫پرل یه‌چیزی.

275
00:18:30,234 --> 00:18:33,070
‫جوان و زیبا و مملو از امید.

276
00:18:33,153 --> 00:18:34,488
‫حدس می‌زنم الان بیوه است.

277
00:18:34,571 --> 00:18:39,076
‫اصلا نمی‌دونم. اذیت نکن پرل.
‫یه چیزی باز بشه. ای خدا.

278
00:18:39,701 --> 00:18:40,994
‫شوهرش اینجا داره ماهی می‌گیره.

279
00:18:42,788 --> 00:18:43,789
‫وسط دریا ماهی می‌گیره.

280
00:18:44,581 --> 00:18:46,416
‫اصلا نمی‌دونه قراره یه روزی بمیره…

281
00:18:46,500 --> 00:18:49,169
‫و زنش تو یه واحد گرم گیر می‌افته.

282
00:18:50,254 --> 00:18:52,506
‫- بچه‌هاش هم اصلا بهش سر نمی‌زنن.
‫- تو که نمی‌دونی.

283
00:18:52,589 --> 00:18:54,091
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه.

284
00:19:11,066 --> 00:19:12,151
‫استیک دوست داری؟

285
00:19:15,737 --> 00:19:19,074
‫خب، قطعا هر از گاهی
‫دوست دارم ریب‌آی بخورم.

286
00:19:19,158 --> 00:19:21,660
‫معلومه که دوست داری!
‫کدوم مرد آمریکایی صادقی…

287
00:19:22,619 --> 00:19:26,165
‫چهل و چهار سال آزگاره که من ناراحتم
‫و می‌دونم چه حالی داره.

288
00:19:26,790 --> 00:19:28,876
‫ببین، بهشون بگو خونسرد باشن،

289
00:19:28,959 --> 00:19:31,086
‫آخه من اینجا اصلا شوخی ندارم.

290
00:19:31,170 --> 00:19:32,629
‫ببین، من دارم سعی می‌کنم کار کنم.

291
00:19:35,090 --> 00:19:36,008
‫من هم همین‌طور.

292
00:19:45,559 --> 00:19:46,643
‫منزل هکمن، بفرمایین.

293
00:19:47,519 --> 00:19:49,771
‫گمون نکنم دیگه طاقت داشته باشم.

294
00:19:49,855 --> 00:19:54,067
‫نمی‌دونم چیکار کنم،
‫به بچه‌هام چی بگم.

295
00:19:54,735 --> 00:19:57,279
‫دیگه نتونستم تو خونه بمونم.
‫نتونستم. الان هم…

296
00:19:58,530 --> 00:19:59,656
‫نمی‌دونم چیکار کنم.

297
00:20:01,533 --> 00:20:02,367
‫کجایی؟

298
00:20:03,869 --> 00:20:05,454
‫ببین، من اینجا خیلی راحتم.

299
00:20:05,537 --> 00:20:07,164
‫بخاری کوفتی کجاست؟

300
00:20:07,247 --> 00:20:09,166
‫- راستش، همه می‌خوان ببینن…
‫- بدتر از این ندیدم…

301
00:20:09,249 --> 00:20:11,001
‫من کل عمرم به ساز بقیه می‌رقصیدم.

302
00:20:11,501 --> 00:20:13,545
‫دیگه بسمه. بسمه.

303
00:20:13,629 --> 00:20:15,714
‫میشه لطفا اون کوفتی رو
‫خاموش کنی؟

304
00:20:18,508 --> 00:20:20,427
‫گمون نمی‌کردم این‌قدر اذیتت کنه.

305
00:20:20,510 --> 00:20:21,970
‫شوفاژ رو پیدا کردم.

306
00:20:22,054 --> 00:20:24,223
‫ای خدا. اینجا تله آتشینه.

307
00:20:35,192 --> 00:20:36,944
‫دادستانی الان ۱۹۸…

308
00:20:37,027 --> 00:20:40,697
‫شکایت ثبت شده آقای کریتسیس رو…

309
00:20:40,781 --> 00:20:42,658
‫به عنوان مدرک ارائه میده.

310
00:20:45,118 --> 00:20:46,370
‫شکایت شماره یک.

311
00:20:47,412 --> 00:20:52,084
‫پدر تو، آقای ام‌ال هال،
‫اجاره‌نامه من با آیزنر-آسکو رو…

312
00:20:52,167 --> 00:20:54,795
‫که می‌خواست کلی پول بهم بده
‫ازم دزدید.

313
00:20:57,798 --> 00:20:59,049
‫شکایت شماره دو.

314
00:21:00,884 --> 00:21:03,345
‫پدر تو، آقای ام‌ال هال،

315
00:21:03,428 --> 00:21:08,475
‫از روز اول دسیسه کرده بود
‫تا ملکم رو ضبط کنه.

316
00:21:08,558 --> 00:21:09,810
‫شکایت شماره سه.

317
00:21:09,893 --> 00:21:12,813
‫پدرت با من دست داد،
‫تو چشمم نگاه کرد…

318
00:21:12,896 --> 00:21:14,606
‫و بهم گفت رویاپرداز آمریکایی.

319
00:21:19,611 --> 00:21:20,445
‫شماره چهار.

320
00:21:20,529 --> 00:21:23,865
‫دوازده ژانویه ۱۹۷۷،

321
00:21:23,949 --> 00:21:26,576
‫پدر تو کتکم زد،

322
00:21:26,660 --> 00:21:29,663
‫بهم گفت دیوانه
‫و من رو از دفترش بیرون انداخت.

323
00:21:33,542 --> 00:21:34,418
‫پنج.

324
00:21:35,085 --> 00:21:37,546
‫پدرت هیچ‌وقت عذرخواهی نکرد.

325
00:21:38,672 --> 00:21:40,674
‫شش. این مخصوص خودته.

326
00:21:40,757 --> 00:21:43,176
‫تو، دیک هال، اعتبار من رو خدشه‌دار کردی…

327
00:21:43,260 --> 00:21:45,012
‫و گفتی هیچ‌وقت نمی‌تونم پولم رو بدم.

328
00:21:45,095 --> 00:21:46,263
‫نه.

329
00:21:46,346 --> 00:21:49,099
‫من نگران بودم که نتونی
‫قسط رهنت رو بدی،

330
00:21:49,182 --> 00:21:51,935
‫- چون کار نداشتی.
‫- شایعه! شایعه!

331
00:21:52,019 --> 00:21:54,688
‫من یه ایده پنج میلیون دلاری داشتم…

332
00:21:54,771 --> 00:21:57,024
‫و قصد داشتم اون ایده رو
‫به واقعیت تبدیل کنم.

333
00:21:57,107 --> 00:21:58,567
‫درک می‌کنم،
‫ولی خیلی فراتر از…

334
00:21:58,650 --> 00:22:01,320
‫نوبت حرف زدن شماست آقای هال؟
‫نه، گمون نکنم.

335
00:22:01,403 --> 00:22:05,073
‫به قوانین این دادگاه احترام می‌ذاری،
‫وگرنه به اختلال در دادگاه متهم می‌شی.

336
00:22:05,157 --> 00:22:07,117
‫- فهمیدی؟
‫- بله.

337
00:22:07,200 --> 00:22:08,035
‫خوبه.

338
00:22:16,001 --> 00:22:16,918
‫عذر می‌خوام.

339
00:22:17,002 --> 00:22:19,421
‫با ادب و احترام در این دادگاه صحبت می‌کنی.

340
00:22:19,504 --> 00:22:20,464
‫فهمیدی؟

341
00:22:21,631 --> 00:22:22,674
‫بله جناب قاضی.

342
00:22:23,884 --> 00:22:24,718
‫خوبه.

343
00:22:26,094 --> 00:22:27,054
‫هفت.

344
00:22:28,472 --> 00:22:30,807
‫عدم پاسخ مناسب تماس‌ها.

345
00:22:32,184 --> 00:22:34,478
‫من و نامزدم هفته‌ی پیش‬
‫فیلم «طالع نحس» رو دیدیم.‬

346
00:22:34,561 --> 00:22:35,896
‫دیدیش تا حالا؟‬

347
00:22:35,979 --> 00:22:36,471
‫نه.‬

348
00:22:36,521 --> 00:22:37,314
‫قشنگه.‬

349
00:22:37,981 --> 00:22:39,274
‫به پای «جن‌گیر» نمی‌رسه.‬

350
00:22:39,858 --> 00:22:41,651
‫- اونو دیدی؟‬
‫- آره.‬

351
00:22:42,319 --> 00:22:43,528
‫صحنه‌های تهوع‌آور زیاد داشت.‬

352
00:22:47,991 --> 00:22:50,744
‫کلی بخار روی شیشه نشسته.‬
‫اون تو باید مثل جهنم داغ باشه.‬

353
00:22:55,665 --> 00:22:56,666
‫یا مسیح.‬

354
00:22:58,919 --> 00:23:01,171
‫- داری به راست می‌پیچونی؟‬
‫- خودت می‌خوای انجامش بدی؟‬

355
00:23:03,256 --> 00:23:06,218
‫خب، باید راهنماش همین اطراف باشه.‬
‫حتماً یه جایی قایمش کرده.‬

356
00:23:06,301 --> 00:23:08,303
‫خب چرا خودت یه نگاهی نمی‌ندازی؟‬

357
00:23:08,345 --> 00:23:10,055
‫اصلاً بیا، خودت انجامش بده.‬

358
00:23:11,223 --> 00:23:12,933
‫بیا دیگه. یه امتحانی بکنش.‬

359
00:23:20,690 --> 00:23:22,025
‫مواظب باش. ممکنه داغ باشه.‬

360
00:23:30,826 --> 00:23:32,035
‫آخ، هرزش کردی.‬

361
00:23:33,161 --> 00:23:36,289
‫من اینجا رو محکم نگه می‌دارم.‬
‫بیا بچرخونش. بیا اینجا.‬

362
00:23:39,793 --> 00:23:40,627
‫هکمن هستم.‬

363
00:23:40,710 --> 00:23:42,796
‫فرد، یه زاویه‌ی تازه‬
‫درباره‌ی ماجرای مصونیت پیدا کردم.‬

364
00:23:42,879 --> 00:23:44,965
‫پلیس‌ها از نحوه‌ی مدیریت گالاگر‬
‫اصلاً دلِ خوشی ندارن.‬

365
00:23:45,048 --> 00:23:46,341
‫می‌تونی بعد از اخبار محلی ارتباط رو بدی به من؟‬

366
00:23:47,134 --> 00:23:48,718
‫ممکنه تونی هر لحظه زنگ بزنه.‬

367
00:23:49,636 --> 00:23:52,013
‫نمی‌تونم. شرمنده‌ام بن.‬
‫نمی‌تونم، دستم خالیه.‬

368
00:23:52,097 --> 00:23:54,599
‫- چیو نداری؟‬
‫- من… مقدمه‌ی خبر رو ندارم.‬

369
00:23:54,683 --> 00:23:57,644
‫حواسم پرت بوده.‬
‫میشه لطفاً خودت جمعش کنی؟‬

370
00:23:57,727 --> 00:23:59,938
‫- فرد، تلفن رو قطع کن.‬
‫- خفه شو. من…‬

371
00:24:00,564 --> 00:24:02,224
‫متنم رو می‌خوای، اگه به دردت می‌خوره؟‬

372
00:24:02,274 --> 00:24:04,484
‫نه، نه. حله فرد، خودم ردش می‌کنم.‬

373
00:24:05,902 --> 00:24:07,195
‫باشه بن، ممنون.‬

374
00:24:08,405 --> 00:24:09,364
‫دستت درد نکنه.‬

375
00:24:18,707 --> 00:24:19,624
‫عصر همگی بخیر.‬

376
00:24:20,333 --> 00:24:23,420
‫ماجرای پرتنشی که از دیروز صبح آغاز شد،‬
‫امشب هم همچنان در جریانه،‬

377
00:24:23,503 --> 00:24:25,380
‫در ضلع غربی ایندیاناپلیس.‬

378
00:24:26,173 --> 00:24:28,458
‫فروشنده‌ی سابق ماشین‌های دست‌دوم،‬

379
00:24:28,508 --> 00:24:31,094
‫که از بابت قرارداد وام مسکن خشمگینه،‬

380
00:24:31,178 --> 00:24:33,263
‫دیروز رئیس یک شرکت املاک رو‬
‫به گروگان گرفت.‬

381
00:24:33,346 --> 00:24:34,514
‫شماره‌ی ۱۲.‬

382
00:24:35,223 --> 00:24:40,520
‫۲۸ اوت ۱۹۷۶.‬
‫پدرت از کت اسپرت من ایراد گرفت.‬

383
00:24:44,149 --> 00:24:46,193
‫شماره‌ی ۱۳… نه، این مال این پرونده نیست.‬

384
00:24:47,277 --> 00:24:49,654
‫- داری به چی نگاه می‌کنی؟‬
‫- اون پدرته؟‬

385
00:24:50,572 --> 00:24:51,990
‫نه، اون چارلز لاتونه.‬

386
00:24:52,073 --> 00:24:54,826
‫خیلی خب. خیلی باابهت به نظر می‌رسه.‬

387
00:24:56,286 --> 00:24:57,746
‫آره، عاشق اون وانتش بود.‬

388
00:24:58,371 --> 00:25:00,373
‫توی یه زمین خاکی پشت پمپ‌بنزین‬
‫بستنی می‌فروخت.‬

389
00:25:00,457 --> 00:25:02,334
‫فکر نکن نمی‌فهمم‬
‫داری سعی می‌کنی چیکار کنی.‬

390
00:25:02,417 --> 00:25:03,793
‫می‌خوای منو وادار کنی‬
‫درباره‌ی خودم حرف بزنم،‬

391
00:25:03,877 --> 00:25:06,046
‫درباره‌ی خانواده‌م بگم،‬
‫طوری رفتار کنی انگار با هم دوستیم.‬

392
00:25:06,129 --> 00:25:07,998
‫پدر من یه عوضیِ تمام‌عیار بود،‬

393
00:25:08,048 --> 00:25:08,840
‫دقیقاً لنگه‌ی بابای تو.‬

394
00:25:08,924 --> 00:25:10,217
‫خب، حداقل سر این با هم تفاهم داریم.‬

395
00:25:12,260 --> 00:25:14,596
‫تو اصلاً روحت هم‬
‫از این ماجرا خبر نداره.‬

396
00:25:14,638 --> 00:25:17,432
‫پدر تو اصلاً شبیه پدر من نبود.‬

397
00:25:17,641 --> 00:25:19,593
‫تو یه روز هم پیش پدر من دووم نمی‌آوردی.‬

398
00:25:19,643 --> 00:25:22,729
‫تو اصلاً نمی‌دونی یه عوضیِ واقعی یعنی چی.‬

399
00:25:22,812 --> 00:25:25,649
‫مردم کاسه‌های بستنی‌شون رو‬
‫توی کل محوطه پرت می‌کردن.‬

400
00:25:25,732 --> 00:25:27,651
‫اون عوضیِ نامرد‬
‫منو مجبور می‌کرد جمع‌شون کنم،‬

401
00:25:27,734 --> 00:25:29,569
‫بشورم‌شون تا بتونه دوباره ازشون استفاده کنه.‬

402
00:25:29,653 --> 00:25:33,198
‫چهار سالم بود. اگه می‌ذاشتم کاسه‌ای خیس و له بشه،‬
‫با کمربند می‌افتاد به جونم.‬

403
00:25:33,281 --> 00:25:35,742
‫باور کن، هیچ‌وقت دلت کتک با کمربند نمی‌خواست.‬

404
00:25:35,825 --> 00:25:38,487
‫نه چهار سالگی، نه ده سالگی، نه دوازده سالگی.‬

405
00:25:38,537 --> 00:25:39,955
‫هیچ‌وقت اون کمربند رو نمی‌خواستی.‬

406
00:25:40,038 --> 00:25:42,415
‫حالا سخنان متهم رو می‌شنویم،‬
‫آقای ریچارد هال.‬

407
00:25:44,543 --> 00:25:46,086
‫نوبت بازی توئه.‬

408
00:25:46,169 --> 00:25:48,421
‫پایه‌ها پره، دو تا سوخت دادی، آخرین پرتابه.‬

409
00:25:54,135 --> 00:25:55,262
‫بگو دیکی، بگو.‬

410
00:25:59,349 --> 00:26:00,183
‫شروع کن به گفتن.‬

411
00:26:00,267 --> 00:26:04,354
‫شرکتی مثل مریدین‬
‫کارش سنجش ریسک و بازدهیه.‬

412
00:26:04,980 --> 00:26:06,856
‫- ریسک بالا، سود بالا.‬
‫- اعتراض دارم!‬

413
00:26:06,898 --> 00:26:08,984
‫- به چی؟‬
‫- سفسطه‌ست.‬

414
00:26:09,025 --> 00:26:11,987
‫قاضی خودش خیلی خوب می‌دونه‬
‫ساز و کار شرکت‌ها چطوریه.‬

415
00:26:12,070 --> 00:26:15,198
‫جناب قاضی، آقای کریستیس شاکی بود‬
‫که بهش ظلم شده.‬

416
00:26:15,240 --> 00:26:17,450
‫خب، احساس ظلم با واقعاً مظلوم واقع شدن‬
‫دو تا چیز کاملاً متفاوته.‬

417
00:26:17,534 --> 00:26:18,827
‫اعتراض دارم!‬

418
00:26:19,035 --> 00:26:21,913
‫ایراد گرفتن از کتت؟‬
‫این چه جور اتهامیه تونی؟‬

419
00:26:21,955 --> 00:26:23,615
‫تو اصلاً نمی‌فهمی کثافت!‬

420
00:26:23,665 --> 00:26:25,875
‫تو از بدو تولدت‬
‫قاشق نقره دهنت بوده،‬

421
00:26:25,917 --> 00:26:27,752
‫کل زندگیِ لعنتیت توی ناز و نعمت بودی!‬

422
00:26:27,961 --> 00:26:31,631
‫من سه ماه پس‌انداز کردم‬
‫تا تونستم اون کت لعنتی رو بخرم.‬

423
00:26:31,756 --> 00:26:33,925
‫شماها فکر می‌کنید‬
‫از همه‌ی مردم بهترید.‬

424
00:26:34,009 --> 00:26:36,303
‫فکر می‌کنید چون یه کت نامناسب‬
‫پوشیده بودم،‬

425
00:26:36,386 --> 00:26:37,554
‫از من بالاترید؟‬

426
00:26:37,637 --> 00:26:39,889
‫اینکه من حق ندارم‬
‫چیزهایی که شما دارید رو داشته باشم؟‬

427
00:26:39,973 --> 00:26:42,183
‫- تونی، موضوع شخصی نیست.‬
‫- اعتراض دارم!‬

428
00:26:42,267 --> 00:26:45,729
‫تونی، تو فقط سرمایه‌ی کافی نداشتی.‬

429
00:26:45,812 --> 00:26:46,938
‫اعتراض دارم!‬

430
00:26:47,522 --> 00:26:50,775
‫اعتراض دارم عوضی! آشغالِ بی‌خاصیت!‬

431
00:26:50,859 --> 00:26:53,528
‫رد شد! رد شد! اظهارات شاهد حذف بشه!‬

432
00:26:53,612 --> 00:26:57,574
‫مریدین حذف بشه! تو حذف بشی!‬
‫اعتراض دارم! اعتراض دارم!‬

433
00:26:57,657 --> 00:27:00,869
‫رد شد! رد شد!‬
‫اظهارات شاهد رد شد! رد شد!‬

434
00:27:01,453 --> 00:27:03,830
‫بهم ظلم شد، نه اینکه فقط احساس کنم!‬

435
00:27:03,913 --> 00:27:08,168
‫بهم ظلم شد. هنوزم داره میشه…‬
‫از گرما دارم هلاک میشم لعنتی.‬

436
00:27:12,797 --> 00:27:13,840
‫حالم خوب نیست.‬

437
00:27:14,758 --> 00:27:15,800
‫همین‌جا منتظر بمون، پسر.‬

438
00:27:16,760 --> 00:27:17,719
‫از استرس خیس عرق شدم.‬

439
00:27:18,345 --> 00:27:19,512
‫وای، اصلاً حالم خوب نیست.‬

440
00:27:20,680 --> 00:27:21,931
‫لعنت بهش.‬

441
00:27:23,183 --> 00:27:24,267
‫ای خدای بزرگ.‬

442
00:27:26,686 --> 00:27:27,854
‫آخیش، آره.‬

443
00:27:28,647 --> 00:27:29,731
‫این پیراهن رو عوض کنم.‬

444
00:27:31,441 --> 00:27:33,777
‫آره، هوای بیرون‬
‫سوز وحشتناکی داره.‬

445
00:27:39,991 --> 00:27:41,368
‫بوی خوک‌دونی گرفتم.‬

446
00:27:42,035 --> 00:27:42,869
‫تو چطوری؟‬

447
00:27:44,621 --> 00:27:46,998
‫دیک، لبت خشک شده. بیا.‬

448
00:27:48,416 --> 00:27:50,043
‫فکر کردم الانه که بالا بیارم.‬

449
00:27:50,919 --> 00:27:52,829
‫من پنج سال پیش بالا آوردم.‬

450
00:27:52,879 --> 00:27:54,255
‫اون آخرین بارش بود.‬

451
00:27:55,298 --> 00:27:56,424
‫تنفس اعلام میشه.‬

452
00:27:57,258 --> 00:27:58,093
‫بفرما.‬

453
00:27:58,677 --> 00:28:01,888
‫اسلحه دستمه، هنوزم اسلحه دستمه.‬
‫یه کم بخور.‬

454
00:28:05,225 --> 00:28:08,395
‫و آنتونی کریستیس‬
‫همچنان ریچارد هال رو به گروگان گرفته،‬

455
00:28:08,478 --> 00:28:10,021
‫در آپارتمان تله‌گذاری‌شده‌ش…‬

456
00:28:10,105 --> 00:28:11,564
‫سلام. من دقیقاً همین بیرون پارک کردم.‬

457
00:28:12,190 --> 00:28:14,401
‫- چی براتون بیارم؟‬
‫- هیچی، ممنون.‬

458
00:28:16,820 --> 00:28:17,987
‫بدم میاد اینو بگم، ولی…‬

459
00:28:18,071 --> 00:28:20,365
‫اگه قرار بود اون کارمند شرکت وام‬
‫زنده از اونجا بیاد بیرون،‬

460
00:28:20,448 --> 00:28:21,783
‫تا دیروز اومده بود.‬

461
00:28:23,660 --> 00:28:25,704
‫اگه بدت میاد بگی، پس چرا گفتی؟‬

462
00:28:30,667 --> 00:28:31,543
‫ایبی.‬

463
00:28:33,128 --> 00:28:34,754
‫دیگه نمی‌تونستم توی اون خونه بمونم.‬

464
00:28:35,964 --> 00:28:37,215
‫زنگ تلفن بند نمیاد،‬

465
00:28:37,757 --> 00:28:40,927
‫خبرنگارها هم هی دارن‬
‫به درِ ورودی نزدیک‌تر میشن و من…‬

466
00:28:41,594 --> 00:28:43,596
‫سعی دارم یه جوری رفتار کنم‬
‫که بچه‌ها نفهمن اوضاع خرابه،‬

467
00:28:43,680 --> 00:28:45,348
‫نمی‌خواستم ناراحتیم رو ببینن.‬

468
00:28:46,266 --> 00:28:47,308
‫من مادر بدی نیستم.‬

469
00:28:48,351 --> 00:28:50,520
‫اگه هم فکر می‌کنی هستم،‬
‫می‌تونی راهتو بکشی و بری.‬

470
00:28:52,939 --> 00:28:53,940
‫میشه یکی دیگه برام بیارید؟‬

471
00:28:56,609 --> 00:28:58,445
‫یه نوشیدنی ساده برای من بیارید.‬

472
00:29:13,501 --> 00:29:14,669
‫اون تو داره چیکار می‌کنه؟‬

473
00:29:16,087 --> 00:29:18,131
‫فرستادنت جلوی در فکر خیلی بدی بود.‬

474
00:29:19,382 --> 00:29:22,135
‫من نمی‌تونم همه‌ی این‌ها،‬
‫شغلم و همه‌چیزم رو به باد داده باشم…‬

475
00:29:23,178 --> 00:29:25,388
‫که حالا همه‌چیز خراب بشه. عمراً.‬

476
00:29:26,347 --> 00:29:28,224
‫- اون می‌بخشدت، فرد.‬
‫- چی گفتی؟‬

477
00:29:37,609 --> 00:29:38,443
‫مک‌نالی.‬

478
00:29:40,111 --> 00:29:40,945
‫تماسی نیست.‬

479
00:29:43,448 --> 00:29:45,408
‫خب، وقتی موقعیتش پیش اومد، باید شلیک کنه.‬

480
00:29:47,285 --> 00:29:48,453
‫مفهومه، ممنون.‬

481
00:29:51,122 --> 00:29:55,502
‫گالاگر می‌گه: «چرا این ماجرا‌ی لعنتی‬
‫هنوز تموم نشده؟»‬

482
00:29:58,671 --> 00:29:59,631
‫به چی شلیک کنه؟‬

483
00:30:01,591 --> 00:30:03,718
‫گفتی باید شلیک کنه.‬
‫به کی باید بزنه؟‬

484
00:30:06,179 --> 00:30:08,348
‫تک‌تیراندازها این روزها‬
‫از چه اسلحه‌ای استفاده می‌کنن؟‬

485
00:30:13,937 --> 00:30:18,641
‫فکر کنم اسپرینگ‌فیلد ۱۹۰۳ اِی۳ باشه،‬

486
00:30:18,691 --> 00:30:20,360
‫با فشنگ‌های ۷.۶۲ ناتو.‬

487
00:30:20,443 --> 00:30:22,737
‫فکر می‌کردم تک‌تیرانداز آخرین راه‌حله.‬

488
00:30:23,905 --> 00:30:25,740
‫می‌خوای چی بگم، فرد؟‬

489
00:30:26,533 --> 00:30:28,868
‫داریم هر کاری که از دستمون برمیاد‬
‫انجام میدیم‬

490
00:30:28,952 --> 00:30:30,745
‫تا کریستیس رو از مخفیگاهش بکشیم بیرون.‬

491
00:30:32,956 --> 00:30:34,707
‫من دارم یه بحران رو مدیریت می‌کنم.‬

492
00:30:37,669 --> 00:30:38,795
‫همون‌طور که منو مدیریت می‌کنی.‬

493
00:30:39,754 --> 00:30:41,172
‫یه جورایی، آره.‬

494
00:30:42,173 --> 00:30:43,174
‫آره.‬

495
00:30:45,176 --> 00:30:46,678
‫شخصیت منو تحلیل کردی؟‬

496
00:30:46,761 --> 00:30:48,596
‫من همه‌رو روان‌کاوی می‌کنم، فرد.‬

497
00:30:49,681 --> 00:30:52,559
‫این قضیه برات یه جور بازیه؟‬

498
00:30:52,642 --> 00:30:54,435
‫بچه‌بازی درنیار.‬
‫ما اینجا می‌خوایم پیروز بشیم.‬

499
00:30:56,271 --> 00:30:57,730
‫توافقنامه‌ی مصونیت واقعی نیست.‬

500
00:30:58,815 --> 00:30:59,899
‫همه‌ش دروغ و کلکه.‬

501
00:31:01,901 --> 00:31:04,153
‫- چه مرگت شده تو؟‬
‫- آروم باش کابوی!‬

502
00:31:05,613 --> 00:31:07,816
‫نمی‌دونستم این‌قدر زود از کوره درمیری.‬

503
00:31:07,866 --> 00:31:08,908
‫مطمئن نبودم.‬

504
00:31:10,159 --> 00:31:13,121
‫تنها چیزی که مهمه اینه که تونی فکر کنه‬

505
00:31:13,788 --> 00:31:17,208
‫توافقنامه‌ی مصونیت واقعیه.‬

506
00:31:18,209 --> 00:31:20,336
‫همین ما رو به خط پایان می‌رسونه.‬

507
00:31:32,640 --> 00:31:34,559
‫- به سلامتی!‬
‫- به سلامتی!‬

508
00:31:35,768 --> 00:31:37,061
‫شب بزرگیه برای کلوپ الکس.‬

509
00:31:38,354 --> 00:31:40,189
‫اولین قرار من و دیک همین‌جا بود.‬

510
00:31:46,446 --> 00:31:47,906
‫پدرم دیپلمات بود،‬

511
00:31:47,989 --> 00:31:49,949
‫و مادرم هم کارِ‬
‫طراحی دکوراسیون داخلی داشت،‬

512
00:31:50,033 --> 00:31:51,451
‫وقتی توی ژاپن مستقر بودیم.‬

513
00:31:51,534 --> 00:31:54,287
‫و چون موهام بور بود،‬
‫منو جلوی در ورودی می‌ایستوند‬

514
00:31:54,370 --> 00:31:56,039
‫تا به مهمون‌هایی که وارد میشن خوشامد بگم.‬

515
00:32:01,836 --> 00:32:07,008
‫بعدش هم که دبیرستان بودم،‬
‫دلم می‌خواست مثل دوویما، مدل مجله‌ی «ووگ» بشم.‬

516
00:32:08,968 --> 00:32:10,053
‫می‌دونی که؟‬

517
00:32:13,348 --> 00:32:16,017
‫به هر حال، اون‌طوری نشد.‬

518
00:32:18,394 --> 00:32:21,564
‫نیویورک هم نرفتم.‬
‫سر از اینجا درآوردم، و حالا هم…‬

519
00:32:23,107 --> 00:32:25,610
‫یه مادرشوهر دارم که دوست داره‬
‫حوله‌های ست زنونه‌مردونه بهم کادو بده،‬

520
00:32:25,693 --> 00:32:28,738
‫چون خوشش نمیاد وسایل لنگه‌به‌لنگه باشن.‬
‫عالی نیست؟‬

521
00:32:31,491 --> 00:32:32,784
‫پدرت دیپلمات بود؟‬

522
00:32:32,825 --> 00:32:35,370
‫وای، اصلاً درباره‌ی دیک نظر مساعدی نداشت.‬

523
00:32:37,997 --> 00:32:38,831
‫ولی من…‬

524
00:32:40,625 --> 00:32:42,168
‫یه لحظه هم برای نامزد کردن صبر نداشتم.‬

525
00:32:43,920 --> 00:32:45,338
‫حالا فقط توی کریسمس می‌بینم‌شون.‬

526
00:32:48,049 --> 00:32:49,008
‫تو چی؟‬

527
00:32:50,051 --> 00:32:51,010
‫من چی، منظورت چیه؟‬

528
00:32:51,094 --> 00:32:53,680
‫چطور شد که خودت رو‬
‫توی این مخمصه انداختی؟‬

529
00:32:53,763 --> 00:32:57,016
‫فکر نمی‌کنم توی مخمصه باشم.‬

530
00:32:57,100 --> 00:32:59,394
‫یعنی چی؟ همه‌چیز توی خونه‌ی شما‬
‫گل و بلبله؟‬

531
00:33:01,229 --> 00:33:02,105
‫نه.‬

532
00:33:02,939 --> 00:33:04,440
‫نه، من هم همچین حرفی نزدم.‬

533
00:33:05,608 --> 00:33:07,276
‫خوب بلدی بری روی اعصاب آدم.‬

534
00:33:09,529 --> 00:33:10,822
‫دیک هم دقیقاً همینو می‌گه.‬

535
00:33:20,456 --> 00:33:21,582
‫چطوری جیمی؟‬

536
00:33:23,042 --> 00:33:24,669
‫به نظرت اون بالا داره چیکار می‌کنه؟‬

537
00:33:27,213 --> 00:33:29,382
‫تک‌تیرانداز دنبال فرصته‬
‫تا برادرم رو بکشه.‬

538
00:33:33,928 --> 00:33:35,221
‫این فقط یه فرضیه‌ست.‬

539
00:33:43,646 --> 00:33:45,064
‫همه دارن نهایت تلاش‌شون رو می‌کنن.‬

540
00:33:45,940 --> 00:33:49,068
‫می‌دونم ته دلشون،‬
‫پلیس‌ها و بقیه‬

541
00:33:49,110 --> 00:33:52,030
‫نمی‌خوان بلایی‬
‫سر برادرم یا دیک هال بیاد.‬

542
00:34:02,832 --> 00:34:03,916
‫مال مادرمه.‬

543
00:34:04,000 --> 00:34:08,546
‫سنت جود،‬
‫قدیس حامی وضعیت‌های ناامیدکننده.‬

544
00:34:11,174 --> 00:34:12,091
‫خیلی قشنگه.‬

545
00:34:14,886 --> 00:34:16,596
‫خوشحالم نیست تا این روز رو ببینه.‬

546
00:34:24,020 --> 00:34:26,147
‫- تو اینو بردار.‬
‫- نه، جیمی بی‌خیال.‬

547
00:34:26,230 --> 00:34:27,849
‫نه، نه، می‌خوام تو برش داری.‬

548
00:34:27,899 --> 00:34:29,358
‫تونی هم همین رو می‌خواست.‬

549
00:34:29,901 --> 00:34:31,652
‫یعنی، فکر نکنم اگه تو نبودی‬
‫الان هنوز زنده می‌موند.‬

550
00:34:31,736 --> 00:34:33,362
‫پس خواهش می‌کنم، تو بردارش فرد.‬

551
00:34:39,077 --> 00:34:40,953
‫می‌دونی چیه،‬
‫اینو بهت پس میدم‬

552
00:34:41,037 --> 00:34:44,290
‫وقتی همه‌چیز تموم شد‬
‫و همه صحیح و سالم برگشتن خونه، باشه؟‬

553
00:34:46,209 --> 00:34:49,128
‫شما مرد شریفی هستید، آقای هکمن.‬
‫خدا خیرتون بده.‬

554
00:34:53,925 --> 00:34:56,260
‫- میرم یه زنگی به خواهرم بزنم ببینم چطوره.‬
‫- آره، برو حتماً.‬

555
00:35:11,859 --> 00:35:14,070
‫در حالی که کل شهر نفس‌ها رو در سینه حبس کرده،‬

556
00:35:14,153 --> 00:35:16,405
‫هنوز این سؤال مطرحه‬
‫که آیا کریستیس‬

557
00:35:16,489 --> 00:35:18,324
‫به پولی که خواسته می‌رسه یا نه.‬

558
00:35:18,366 --> 00:35:20,952
‫سرهنگ گالاگر، رئیس پلیس‬
‫از هرگونه اظهارنظری خودداری کرد.‬

559
00:35:21,077 --> 00:35:23,538
‫گزارش بیشتر درباره‌ی توافقنامه‌ی مصونیتِ‬
‫بی‌سابقه‌ی اخیر،‬

560
00:35:23,621 --> 00:35:25,248
‫از خبرنگارمون، جینی هیوز.‬

561
00:35:27,083 --> 00:35:29,460
‫منابع ناشناس‬
‫در اداره‌ی پلیس میگن‬

562
00:35:29,544 --> 00:35:31,129
‫تعداد روزافزونی از مأموران‬

563
00:35:31,212 --> 00:35:33,673
‫از دادن قول مصونیت کامل و همه‌جانبه‬
‫به‌شدت خشمگین هستن؛‬

564
00:35:33,756 --> 00:35:36,008
‫وضعیتی که بعضی‌ها اون رو به‬

565
00:35:36,050 --> 00:35:38,052
‫«اداره‌ی تیمارستان توسط دیوانه‌ها» تشبیه کردن.‬

566
00:35:39,011 --> 00:35:41,264
‫جینی هیوز، بخش خبری دبلیو‌آی‌بی‌سی.‬

567
00:35:42,807 --> 00:35:45,852
‫ممنون جینی. در ادامه‌ی برنامه،‬
‫هاکی باب با نتایج بازی‌های امشب همراه شماست.‬

568
00:35:50,815 --> 00:35:51,649
‫چطور اجرا کردم؟‬

569
00:35:53,526 --> 00:35:55,987
‫- حس می‌کنی الانه که بالا بیاری؟‬
‫- آره، شدیداً.‬

570
00:35:56,070 --> 00:35:57,446
‫پس کارت عالی بوده.‬

571
00:35:57,530 --> 00:35:58,447
‫باشه.‬

572
00:36:03,619 --> 00:36:04,579
‫جین.‬

573
00:36:05,997 --> 00:36:06,914
‫سلام.‬

574
00:36:09,000 --> 00:36:12,420
‫همین الان اولین گزارشم رو روی آنتن رفتم.‬
‫ببخشید، وقت نشد بهت خبر بدم.‬

575
00:36:13,254 --> 00:36:14,297
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟‬

576
00:36:14,338 --> 00:36:17,008
‫پدر و مادرت از اینکه اومدی اینجا‬
‫از نگرانی نصفه‌جون شدن.‬

577
00:36:17,049 --> 00:36:18,718
‫تمام روز داشتیم سعی می‌کردیم باهات تماس بگیریم.‬

578
00:36:21,429 --> 00:36:23,181
‫- شرمنده‌ام، من باید برم.‬
‫- آره.‬

579
00:36:30,646 --> 00:36:33,482
‫من و دوستام می‌خواستیم‬
‫شما خانم‌ها رو به یه نوشیدنی مهمون کنیم.‬

580
00:36:34,108 --> 00:36:35,109
‫نه، ممنون.‬

581
00:36:35,943 --> 00:36:38,529
‫- دوستم بیماری واگیردار داره.‬
‫- نه، اصلاً هم این‌طور نیست.‬

582
00:36:38,613 --> 00:36:39,989
‫نه بابا، خجالت نداره که.‬

583
00:36:40,907 --> 00:36:43,242
‫به‌خاطر این گرفته‬
‫که شوهرش با آدمای ولگرد می‌گرده.‬

584
00:36:49,624 --> 00:36:51,375
‫- در هر صورت ممنون.‬
‫- ایبی…‬

585
00:36:51,459 --> 00:36:53,127
‫چیه؟ جواب داد دیگه، نه؟‬

586
00:36:53,711 --> 00:36:54,545
‫برات چه اهمیتی داره؟‬

587
00:36:54,629 --> 00:36:57,548
‫خب، می‌تونستی بگی خودت مریضی،‬
‫نه اینکه منو سکه‌ی یه پول کنی.‬

588
00:37:21,489 --> 00:37:23,241
‫اوضاع توی خونه‌ی من هم گل و بلبل نیست.‬

589
00:37:24,825 --> 00:37:28,037
‫یکیش اینه که از همسایه‌م متنفرم.‬

590
00:37:32,541 --> 00:37:36,337
‫یاد این می‌افتم چقدر سر خط حریم ملک گیر میده،‬
‫حریم لعنتیِ زمینمون،‬

591
00:37:36,420 --> 00:37:38,089
‫انگار که مثلاً ما راکفلریم.‬

592
00:37:38,172 --> 00:37:39,882
‫کاری می‌کنه دلم بخواد جیغ بکشم.‬

593
00:37:43,761 --> 00:37:46,430
‫مادرم هم همیشه از همسایه‌ش متنفر بود،‬
‫هیچ‌وقت هم نفهمیدم چرا.‬

594
00:37:46,514 --> 00:37:48,599
‫اما الان درکش می‌کنم. یه جور…‬

595
00:37:50,476 --> 00:37:52,845
‫کینه و نفرت عمیق درونم شعله می‌کشه‬

596
00:37:52,895 --> 00:37:55,189
‫هر بار که حتی بهش فکر می‌کنم.‬

597
00:37:59,819 --> 00:38:01,862
‫یه فنس کشیده‬

598
00:38:01,904 --> 00:38:03,322
‫که گل‌های رز من رو خشک می‌کنه.‬

599
00:38:06,325 --> 00:38:07,576
‫یه رز کمیابه…‬

600
00:38:09,203 --> 00:38:10,621
‫که به‌خاطر دخترم کاشته بودمش…‬

601
00:38:12,248 --> 00:38:13,124
‫پاتریشیا.‬

602
00:38:16,419 --> 00:38:18,087
‫نمی‌دونستم یه دختر دیگه هم داشتی.‬

603
00:38:23,801 --> 00:38:24,719
‫داشتم.‬

604
00:38:34,687 --> 00:38:36,814
‫جناب قاضی، می‌دونم که‬
‫در اواخر جلسه‌ی دادگاه هستیم،‬

605
00:38:36,897 --> 00:38:39,984
‫ولی می‌خوام درخواستی ارائه بدم‬
‫برای معرفی یک شاهد اضافه.‬

606
00:38:40,067 --> 00:38:41,319
‫یک شاهد غیرمنتظره.‬

607
00:38:42,194 --> 00:38:44,488
‫کسی که باید اینجا می‌بود اما نیست.‬

608
00:38:47,742 --> 00:38:50,911
‫موافقت میشه، جناب دادستان.‬
‫می‌تونید با شاهدتون ادامه بدید.‬

609
00:38:52,872 --> 00:38:55,499
‫اگه کوه سمت محمد نیاد…‬

610
00:38:55,541 --> 00:38:56,792
‫خب، بقیه‌ش رو که خودت بلدی.‬

611
00:38:57,585 --> 00:38:59,503
‫و اون شاهد غافلگیرکننده کسی نیست جز…‬

612
00:38:59,587 --> 00:39:00,504
‫صدای طبل‌ها لطفاً!‬

613
00:39:02,757 --> 00:39:04,342
‫آقای ام. ال. هال!‬

614
00:39:35,539 --> 00:39:37,583
‫من هرگز جواب نمیدم، دیک.‬

615
00:39:39,251 --> 00:39:40,127
‫بابا.‬

616
00:39:41,837 --> 00:39:44,924
‫- باید عذرخواهی کنی.‬
‫- ما این کار رو کردیم، پسرم.‬

617
00:39:45,758 --> 00:39:47,343
‫توی تلویزیون و رادیو.‬

618
00:39:47,510 --> 00:39:50,471
‫بله قربان، اما اون می‌خواد‬
‫این حرف رو از زبان خودتون بشنوه.‬

619
00:39:50,513 --> 00:39:51,722
‫فقط خودتون.‬

620
00:39:51,764 --> 00:39:54,850
‫یه جایی بالاخره باید‬
‫سفت و سخت جلوی آدم‌هایی بایستیم‬

621
00:39:54,934 --> 00:39:58,479
‫که عرضه‌ی این رو ندارن‬
‫روی پای خودشون بایستن.‬

622
00:39:58,562 --> 00:40:00,356
‫بابا، خواهش می‌کنم.‬

623
00:40:00,439 --> 00:40:03,526
‫مأمور آزادی مشروط می‌گه‬
‫به خونه زنگ می‌زنه، نه به شرکت.‬

624
00:40:03,609 --> 00:40:05,152
‫یازده تا بوق.‬

625
00:40:05,236 --> 00:40:06,320
‫بابا.‬

626
00:40:06,404 --> 00:40:08,906
‫من همونم که قایق رو می‌سازه،‬

627
00:40:08,948 --> 00:40:11,992
‫من همونم که می‌روندش،‬

628
00:40:12,910 --> 00:40:16,163
‫من همونم که ماهی رو می‌گیره‬

629
00:40:16,205 --> 00:40:18,916
‫و می‌بره خونه برای میبل…‬

630
00:40:18,999 --> 00:40:20,876
‫«مریدین، کهنه‌سربازها رو تلکه می‌کنه.»‬

631
00:40:20,960 --> 00:40:22,044
‫سیزده.‬

632
00:40:25,172 --> 00:40:27,341
‫چهارده تا بوقِ لعنتی و بدون جواب.‬

633
00:40:27,425 --> 00:40:30,261
‫چی مهم‌تر از سلامت و جونِ‬
‫پسرِ خودته؟‬

634
00:40:30,344 --> 00:40:32,054
‫اسلحه روی شقیقه‌ته.‬

635
00:40:32,138 --> 00:40:34,515
‫اسلحه روی شقیقه‌ته‬
‫و اون هنوزم حاضر نیست عذرخواهی کنه.‬

636
00:40:34,598 --> 00:40:36,475
‫باید همه‌چیز رو می‌نوشتم.‬

637
00:40:39,103 --> 00:40:40,646
‫شاهد اصلی پیداش نشد.‬

638
00:40:40,729 --> 00:40:42,106
‫دست روم بلند کرد.‬

639
00:40:42,189 --> 00:40:46,527
‫دست روم بلند کرد و مثل یه تفاله‬
‫از دفترش پرتم کرد بیرون.‬

640
00:40:52,867 --> 00:40:53,951
‫می‌دونی چی میگم؟‬

641
00:40:54,535 --> 00:40:55,578
‫می‌دونی نظرم چیه؟‬

642
00:40:58,456 --> 00:40:59,582
‫نذار ناراحتت کنه.‬

643
00:41:01,542 --> 00:41:02,835
‫خیالت هم نباشه.‬

644
00:41:04,587 --> 00:41:05,838
‫نذار اعصابت رو به هم بریزه.‬

645
00:41:09,842 --> 00:41:11,719
‫- تونی؟‬
‫- ها؟ بله؟‬

646
00:41:14,472 --> 00:41:15,598
‫من معذرت می‌خوام.‬

647
00:41:19,018 --> 00:41:22,354
‫از طرف پدرم،‬
‫و از طرف خودم، عذرخواهی می‌کنم.‬

648
00:41:24,231 --> 00:41:25,065
‫متأسفم.‬

649
00:41:29,778 --> 00:41:30,613
‫ببخشید.‬

650
00:41:41,290 --> 00:41:42,291
‫ممنون.‬

651
00:41:55,054 --> 00:41:57,640
‫در صورت‌جلسه قید شود که متهم…‬

652
00:41:58,933 --> 00:42:00,643
‫صمیمانه عذرخواهی کرد.‬

653
00:42:07,316 --> 00:42:09,944
‫عذرخواهی‌ای که به منزله‌ی‬
‫اعتراف به گناه است.‬

654
00:42:10,903 --> 00:42:12,071
‫متأسفم، دیک.‬

655
00:42:13,822 --> 00:42:14,782
‫اما رأی نهایی صادر شده.‬

656
00:42:14,865 --> 00:42:15,950
‫- نه.‬
‫- آره.‬

657
00:42:16,033 --> 00:42:18,661
‫اما قبل از اینکه مجازاتت رو قرائت کنم…‬

658
00:42:22,373 --> 00:42:23,791
‫وای، خدای من!‬

659
00:42:23,874 --> 00:42:24,875
‫وای، خدای من!‬

660
00:42:24,959 --> 00:42:27,253
‫اون تونیه. اون تونیه!‬

661
00:42:28,629 --> 00:42:31,298
‫فرماندهی، دیده‌بان هستم.‬
‫دید دارمش. اجازه‌ی شلیک می‌خوام.‬

662
00:42:31,924 --> 00:42:33,092
‫دیده‌بان، رئیس پلیس صحبت می‌کنه.‬

663
00:42:33,175 --> 00:42:35,177
‫- از پنجره می‌بینیش؟‬
‫- مثبته.‬

664
00:42:35,261 --> 00:42:36,887
‫فکر کردی قرار بود بکشمت؟‬

665
00:42:39,557 --> 00:42:41,058
‫فرد. فرد.‬

666
00:42:41,892 --> 00:42:43,894
‫- چیزی می‌شنوی؟‬
‫- از پنجره می‌بینمش.‬

667
00:42:43,978 --> 00:42:45,396
‫تک‌تیرانداز الانه که شلیک کنه.‬

668
00:42:45,479 --> 00:42:47,314
‫- دید واضحه؟‬
‫- مثل آینه.‬

669
00:42:48,607 --> 00:42:50,651
‫- شلیک کن.‬
‫- مفهومه. نشانه‌گیری روی هدف.‬

670
00:43:04,623 --> 00:43:06,250
‫دید از دست رفت. تیراندازی متوقف.‬

671
00:43:07,209 --> 00:43:08,335
‫دید از دست رفت.‬

672
00:43:17,886 --> 00:43:19,638
‫چه غلطی داری می‌کنی؟‬

673
00:43:21,765 --> 00:43:23,934
‫هی، چی شده؟ چه اتفاقی داره می‌افته؟‬

674
00:43:24,018 --> 00:43:25,394
‫فکر می‌کنی چه اتفاقی داره می‌افته؟‬

675
00:43:25,477 --> 00:43:29,607
‫گروگانمون بیش از ۴۰‬
‫ساعت لعنتیه که اسیره!‬

676
00:43:29,690 --> 00:43:32,985
‫اگه بتونم مغز این یارو رو متلاشی کنم،‬
‫به خدا قسم معطل نمی‌کنم.‬

677
00:43:33,068 --> 00:43:35,112
‫توافقنامه‌ی مصونیت دستشه.‬
‫قراره امضاش کنه.‬

678
00:43:35,195 --> 00:43:36,113
‫این موضوع قطعی نیست.‬

679
00:43:36,196 --> 00:43:40,409
‫شاید تونی هم مثل بیشتر آدما،‬
‫کاملاً قابل پیش‌بینی نباشه.‬

680
00:43:40,492 --> 00:43:42,578
‫پس ببخشید، یعنی چی؟‬
‫فقط دست بکشیم و تسلیم بشیم؟ همین؟‬

681
00:43:44,663 --> 00:43:46,749
‫تو باید کاری کنی مصونیت رو باور کنه، فرد.‬

682
00:43:46,832 --> 00:43:48,834
‫- من قبلاً تلاشم رو کردم.‬
‫- توی اخبار.‬

683
00:43:50,085 --> 00:43:51,045
‫از طریق رادیو.‬

684
00:43:51,920 --> 00:43:52,838
‫کانال ارتباطی همینه.‬

685
00:43:54,089 --> 00:43:56,300
‫باید جوری باهاش حرف بزنی‬
‫انگار با هم رفیقید.‬

686
00:43:56,967 --> 00:44:00,012
‫به کل مردم ایندیاناپلیس بگو‬
‫که به این توافقنامه باور داری.‬

687
00:44:00,846 --> 00:44:02,723
‫اینکه خودت شخصاً ضامنِ‬
‫این توافقنامه میشی.‬

688
00:44:03,474 --> 00:44:05,476
‫و باید خیلی قانع‌کننده به نظر برسی.‬

689
00:44:05,559 --> 00:44:08,145
‫- شرمنده‌ام. من تو اخبار به خورد مردم دروغ نمیدم.‬
‫- بی‌خیال فرد.‬

690
00:44:09,063 --> 00:44:10,773
‫جون دو تا آدم این وسط در خطره.‬

691
00:44:14,902 --> 00:44:15,903
‫سراغ آدم اشتباهی اومدید.‬

692
00:44:26,038 --> 00:44:27,873
‫می‌خواستم بگم «وقتی رسیدی خونه‬
‫بهم زنگ بزن»، ولی…‬

693
00:44:29,750 --> 00:44:30,959
‫با دود برات علامت می‌فرستم.‬

694
00:44:36,173 --> 00:44:39,134
‫صبح روزی که این اتفاق افتاد، حالِ دیک سر جاش نبود.‬

695
00:44:40,386 --> 00:44:42,054
‫مجبور شدم کراواتش رو خودم براش ببندم.‬

696
00:44:44,765 --> 00:44:45,683
‫چه کارهایی که برای هم نمی‌کنیم.‬

697
00:46:04,011 --> 00:46:05,179
‫وقتی همه‌ی این‌ها تموم بشه…‬

698
00:46:08,432 --> 00:46:10,267
‫فکر می‌کنی فرد ما رو یادش می‌مونه؟‬

699
00:46:25,324 --> 00:46:26,700
‫نظرت چیه با هم متحد بشیم‬

700
00:46:26,784 --> 00:46:29,077
‫و با به پا کردن یه غوغا،‬
‫تیراندازی‌کنان راه‌مون رو باز کنیم بریم بیرون؟‬

701
00:46:34,958 --> 00:46:36,752
‫شوخی کردم.‬
‫عمراً دست تو اسلحه بدم.‬

702
00:46:36,835 --> 00:46:38,003
‫اون‌قدرا بهت اعتماد ندارم.‬

703
00:46:40,003 --> 00:46:50,003
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M