1
00:00:04,587 --> 00:00:05,872
‫تو منو هل دادی تو غار.

2
00:00:05,922 --> 00:00:07,173
‫جی‌پی هلت داد!

3
00:00:07,298 --> 00:00:09,793
‫من فقط می‌خواستم اون زیر نگه‌ت دارم

4
00:00:09,843 --> 00:00:12,128
‫تا بترسی و بری.

5
00:00:12,178 --> 00:00:13,922
‫احساس می‌کنم دیگه اصلاً نمی‌شناسمت.

6
00:00:13,972 --> 00:00:15,557
‫منم خودم رو به سختی می‌شناسم.

7
00:00:15,598 --> 00:00:18,017
‫من تو ابراز احساسات خوب نیستم.

8
00:00:18,143 --> 00:00:20,228
‫زوئی بهم گفت دقیقا عکسِ

9
00:00:20,353 --> 00:00:22,230
‫- کاری که می‌خوام بکنم رو انجام بدم.
‫- جسی...

10
00:00:22,355 --> 00:00:25,642
‫آنا، من فقط می‌خوام با تو باشم.

11
00:00:25,692 --> 00:00:27,444
‫دوستت دارم.

12
00:00:28,444 --> 00:00:38,444
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

13
00:01:13,490 --> 00:01:16,242
W W W . M O V I E S H O . C O M

14
00:01:23,416 --> 00:01:25,368
‫واو، اصلاً روحمم خبر نداشت
‫که رابطه تو و جسی

15
00:01:25,418 --> 00:01:27,086
‫انقدر جدی شده.

16
00:01:27,212 --> 00:01:28,755
‫منم خبر نداشتم!

17
00:01:28,880 --> 00:01:32,167
‫یا شاید نمی‌خواستم خیلی عمیق بهش فکر کنم.

18
00:01:32,217 --> 00:01:33,460
‫- هنوز سر کاری؟
‫- نه.

19
00:01:33,510 --> 00:01:35,753
‫دارم حاضر می‌شم برم بیرون.

20
00:01:35,803 --> 00:01:38,306
‫چرا الان داره اینو می‌پرسه؟
‫اتفاقی افتاده؟

21
00:01:38,431 --> 00:01:41,976
‫- فردریک بهم ابراز علاقه کرد.
‫- چی؟

22
00:01:42,936 --> 00:01:45,647
‫جسی می‌دونه؟
‫برای همین داره می‌پرسه؟

23
00:01:45,772 --> 00:01:47,482
‫نه.

24
00:01:47,607 --> 00:01:49,017
‫ولی بهم گفت فقط منو می‌خواد،

25
00:01:49,067 --> 00:01:51,152
‫و الان احساس می‌کنم آدم بدی‌ام.

26
00:01:51,277 --> 00:01:53,563
‫- مگه به هم تعهد داده بودین؟
‫- نه.

27
00:01:53,613 --> 00:01:55,440
‫خب آنا، نمی‌شه انتظار داشت قوانینی رو رعایت کنی

28
00:01:55,490 --> 00:01:57,283
‫که اصلاً تعیین نشدن.

29
00:01:57,408 --> 00:02:00,486
‫خب، فردریک؟

30
00:02:00,536 --> 00:02:03,164
‫- چطور بود؟
‫- بحث این نیست.

31
00:02:03,289 --> 00:02:05,950
‫خب، باشه.
‫اصلاً موضوع چیه؟

32
00:02:06,000 --> 00:02:08,461
‫اون موقع‌ها که از این پارک به اون
‫پارک می‌رفتم اوضاع خیلی ساده‌تر بود.

33
00:02:08,586 --> 00:02:10,455
‫مردم می‌فهمیدن که روابطم موقتیه.

34
00:02:10,505 --> 00:02:11,789
‫من یه گربه تنهام که تنهایی قدم می‌زنه.

35
00:02:11,839 --> 00:02:13,958
‫نمی‌خوام به تئوری هویتت ایراد بگیرم،

36
00:02:14,008 --> 00:02:17,462
‫ولی وقتی با زک بودی
‫یه گربه خانگی خوشحال بودی.

37
00:02:17,512 --> 00:02:22,141
‫توانایی ساختن روابط پایدار رو داری، آنا.

38
00:02:22,267 --> 00:02:25,144
‫- شاید.
‫- خب، دست خودته.

39
00:02:25,270 --> 00:02:26,638
‫شاید واقعاً گربه‌ای هستی که تنهایی قدم می‌زنه.

40
00:02:26,688 --> 00:02:29,307
‫یا شاید فقط یه گربه ترسوئی.

41
00:02:29,357 --> 00:02:31,184
‫تا حالا بهش فکر کردی؟

42
00:02:31,234 --> 00:02:34,237
‫طبیعت خودش تصمیم گرفته ما چطور پیوند بخوریم.

43
00:02:34,529 --> 00:02:38,491
‫عقاب‌های سرسفید، قو‌ها
‫و سگ‌های آبی تا آخر عمر فقط یه جفت دارن.

44
00:02:41,619 --> 00:02:45,665
‫گربه‌ها بیشتر اهل روابط کوتاه‌مدتن
‫تا عشق‌های ابدی.

45
00:02:45,790 --> 00:02:49,836
‫انسان‌ها...
‫ما هنوز داریم سعی می‌کنیم کشفش کنیم.

46
00:03:02,015 --> 00:03:03,933
‫هوم.

47
00:03:31,669 --> 00:03:34,881
‫می‌تونی کمکم کنی بچرخونیمش؟

48
00:03:37,049 --> 00:03:40,762
‫- لبخند ترسناکیه.
‫- آره.

49
00:03:40,887 --> 00:03:43,473
‫خوشحال به نظر نمی‌رسه...
‫یا عادی.

50
00:03:43,598 --> 00:03:48,720
‫خب، هیچ ضربه یا نشونه‌ای از درگیری نیست.

51
00:03:48,770 --> 00:03:51,222
‫هیچ کبودی‌ای نداره. لباساش پاره نشدن.

52
00:03:51,272 --> 00:03:52,774
‫زیر ناخوناش تمیزه.

53
00:03:52,899 --> 00:03:55,393
‫هیچ بلوک سیمانی‌ای هم به پاهاش بسته نشده.

54
00:03:55,443 --> 00:03:57,987
‫- فکر می‌کنی غرق شده؟
‫- با این قیافه بعید می‌دونم.

55
00:03:59,781 --> 00:04:01,949
‫- می‌تونی بری یه سری به جسی بزنی؟
‫- من؟

56
00:04:02,074 --> 00:04:04,202
‫- چرا خودت نمی‌ری؟
‫- من دارم به جنازه رسیدگی می‌کنم.

57
00:04:04,327 --> 00:04:06,454
‫- اون عشقته.
‫- عشق من نیست.

58
00:04:06,579 --> 00:04:09,999
‫- می‌شه فقط بری؟
‫- بله، حتماً.

59
00:04:14,212 --> 00:04:15,580
‫حالت خوبه؟

60
00:04:15,630 --> 00:04:18,749
‫- اولین جنازه‌ته؟
‫- آره.

61
00:04:18,799 --> 00:04:20,801
‫آره، بابام جنگلبان بود.

62
00:04:20,927 --> 00:04:24,630
‫من اولین جنازه‌ام رو توی روز «بچه‌ت رو ببر سر کار» دیدم.

63
00:04:24,680 --> 00:04:26,382
‫تا حالا آنا رو سر کار ندیده بودم.

64
00:04:26,432 --> 00:04:27,934
‫خیلی مسلط به نظر می‌رسه.

65
00:04:28,059 --> 00:04:29,594
‫آره، برای بقیه نیروهای انتظامی سخت‌تره

66
00:04:29,644 --> 00:04:31,137
‫که بیان عمق جنگل،

67
00:04:31,187 --> 00:04:33,514
‫برای همین بهمونآموزش دادن چطور با جنازه‌ها

68
00:04:33,564 --> 00:04:35,483
‫و صحنه‌های جرم و این چیزا برخورد کنیم.

69
00:04:35,608 --> 00:04:37,935
‫ولی آنا واقعاً توی این کار عالیه.

70
00:04:37,985 --> 00:04:39,645
‫هی، فکر می‌کنی ماهی‌های مرده و این جنازه

71
00:04:39,695 --> 00:04:43,824
‫- به هم ربط دارن؟
‫- شاید...

72
00:04:43,950 --> 00:04:45,743
‫بعد از اینکه جنازه رو بردیم پزشکی قانونی،

73
00:04:45,868 --> 00:04:47,778
‫برمی‌گردم نمونه آب بردارم.

74
00:04:47,828 --> 00:04:50,656
‫یه مقدار رسوبات سنگ هم همین‌طور.

75
00:04:50,706 --> 00:04:54,460
‫- سنگ‌ها می‌توانند حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشن.
‫- چی شده، دانشمند شدی برامون؟

76
00:04:54,585 --> 00:04:56,287
‫چند واحد مونده تا مدرک زمین‌شناسی‌ام رو

77
00:04:56,337 --> 00:04:58,506
‫از دانشگاه ایالتی مونتانا بگیرم.

78
00:04:58,631 --> 00:05:00,666
‫وقتی فهمیدم بیشتر شغل‌های زمین‌شناسی

79
00:05:00,716 --> 00:05:03,177
‫توی صنایع استخراجیه انصراف دادم.

80
00:05:03,302 --> 00:05:05,421
‫پس تقریباً دانشمند حساب می‌شم.

81
00:05:05,471 --> 00:05:08,474
‫لایه‌های پنهان وجود.

82
00:05:09,100 --> 00:05:10,184
‫لایه‌های پنهان.

83
00:05:14,814 --> 00:05:17,475
‫چند لحظه دیگه درباره دارکوب‌ها سخنرانی دارم اما،

84
00:05:17,525 --> 00:05:20,361
‫شاید بعدش موقع استراحتت دیدمت؟

85
00:05:20,486 --> 00:05:22,363
‫می‌تونیم با هم نوک بزنیم به درختا.

86
00:05:22,488 --> 00:05:24,315
‫باشه.

87
00:05:24,365 --> 00:05:26,367
‫منی. خوش اومدی.

88
00:05:26,492 --> 00:05:28,661
‫هی، ممنون.
‫جف کجاست؟

89
00:05:28,786 --> 00:05:31,697
‫- همین اطرافه.
‫- باشه، من دیرم شده.

90
00:05:31,747 --> 00:05:34,166
‫حدود ۲۰ تا کوهنورد ابتدای مسیر منتظرمند.

91
00:05:34,292 --> 00:05:36,827
‫- می‌شه اینو ببری بدی بهش؟
‫- حتماً می‌رسونم دستش.

92
00:05:36,877 --> 00:05:39,330
‫ممنون. فعلاً.

93
00:05:39,380 --> 00:05:41,507
‫- هی.
‫- هی.

94
00:05:41,632 --> 00:05:44,126
‫- برگشتی.
‫- من باید برم.

95
00:05:44,176 --> 00:05:46,804
‫دیرم شده.

96
00:05:50,975 --> 00:05:52,635
‫- مقتول کیه؟
‫- هنوز نمی‌دونم.

97
00:05:52,685 --> 00:05:55,354
‫کارت شناسایی همراهش نبود.
‫باید منتظر نظر پزشکی قانونی باشم.

98
00:05:55,479 --> 00:05:58,140
‫ولی یه ماهگرفتگی روی پیشونیش داشت.

99
00:05:58,190 --> 00:05:59,809
‫شبیه یه ستاره‌ست.

100
00:05:59,859 --> 00:06:01,644
‫امیدوارم این کمک کنه بفهمم کیه.

101
00:06:01,694 --> 00:06:03,529
‫چی؟ بذار ببینم.

102
00:06:11,245 --> 00:06:13,489
‫این باک بون ـه.

103
00:06:13,539 --> 00:06:15,658
‫- چطوری مرده؟
‫- نمی‌دونم.

104
00:06:15,708 --> 00:06:18,044
‫حالت خوبه؟ می‌شناختیش؟

105
00:06:18,169 --> 00:06:20,204
‫این اطراف همه می‌شناختنش.

106
00:06:20,254 --> 00:06:23,632
‫- پسر میو بونه.
‫- میو بون، عکاسه؟

107
00:06:25,176 --> 00:06:28,512
‫باید به جف بگی.

108
00:06:32,016 --> 00:06:33,509
‫میو کاملاً کنترلش رو از دست میده و داغون می‌شه.

109
00:06:33,559 --> 00:06:34,927
‫نمایشگاهش چی!

110
00:06:34,977 --> 00:06:37,063
‫قراره یه مرور بر آثارش توی پارک داشته باشه.

111
00:06:37,188 --> 00:06:41,650
‫- چرا تو پارک؟
‫- اون حامی خیلی بزرگیه.

112
00:06:47,865 --> 00:06:49,734
‫میو گفت از وقتی نمایشگاهش رو اعلام کرده،

113
00:06:49,784 --> 00:06:51,952
‫تهدید به مرگ می‌شده.

114
00:06:52,078 --> 00:06:53,738
‫گزارششون کرده بود؟

115
00:06:53,788 --> 00:06:56,415
‫ولی اون‌ طرف رودخونه روبروی پارک زندگی می‌کنه.

116
00:06:56,540 --> 00:06:57,950
‫اونجا قلمروی گوتریه.

117
00:06:58,000 --> 00:07:00,461
‫خب جنازه توی پارک پیدا شده،

118
00:07:00,586 --> 00:07:01,746
‫پس پرونده ماست.

119
00:07:01,796 --> 00:07:03,414
‫و اون تهدیدها هم ممکنه مربوط باشن.

120
00:07:03,464 --> 00:07:07,134
‫آنا...

121
00:07:07,259 --> 00:07:10,846
‫پسرش برای اون همه ‌چی بود و اون خیلی...

122
00:07:10,971 --> 00:07:12,298
‫خیلی به ما لطف داشته.

123
00:07:12,348 --> 00:07:16,051
‫برای همین... ملایم‌تر رفتار کن.

124
00:07:16,101 --> 00:07:19,980
‫من ملایمم.

125
00:07:48,717 --> 00:07:50,594
‫سلام؟ میو بون؟

126
00:07:53,973 --> 00:07:55,591
‫آهای؟

127
00:07:55,641 --> 00:07:58,060
‫همه چی ردیفه؟

128
00:08:38,350 --> 00:08:41,679
‫اون... غرق شده؟

129
00:08:41,729 --> 00:08:44,348
‫برای تایید علت مرگ

130
00:08:44,398 --> 00:08:46,475
‫گزارش کالبدشکافی لازمه اما...

131
00:08:46,525 --> 00:08:49,186
‫تمام صبح یه حس بدی داشتم

132
00:08:49,236 --> 00:08:51,780
‫که نمی‌تونستم ازش خلاص بشم.

133
00:08:51,905 --> 00:08:55,484
‫معمولاً سرحالم ولی امروز نه.

134
00:08:55,534 --> 00:08:59,830
‫خودم هم چند بار این روش‌ها رو امتحان کردم.

135
00:08:59,955 --> 00:09:02,366
‫شاید بیشتر از چند بار.

136
00:09:02,416 --> 00:09:04,994
‫شوهرم چهار سال پیش فوت کرد.

137
00:09:05,044 --> 00:09:07,496
‫منم جوون بودم که بیوه شدم.

138
00:09:07,546 --> 00:09:11,000
‫وقتی هم‌سن تو بودم پدر دخترم فوت کرد.

139
00:09:11,050 --> 00:09:13,085
‫عشق بزرگی بود.

140
00:09:13,135 --> 00:09:17,139
‫- و الان چی؟
‫- همدم خوبیه.

141
00:09:17,264 --> 00:09:21,218
‫و یه دوست عالی که خیلی مراقبمه.

142
00:09:21,268 --> 00:09:24,730
‫قرار بود این نمایشگاه مرور زندگی من باشه.

143
00:09:27,191 --> 00:09:31,570
‫این اولین عکس باکه.

144
00:09:32,863 --> 00:09:36,650
‫می‌شه گفت اون انگیزه‌ی شورش من شد.

145
00:09:36,700 --> 00:09:39,828
‫- علیه چی؟
‫- فکر کنم علیه زنِ بدنام بودن.

146
00:09:41,497 --> 00:09:46,085
‫وقتی باردار شدم ۱9 سالم بود.

147
00:09:46,210 --> 00:09:48,954
‫پدرم مخالف ازدواجم بود
‫و فرستادنم از خونه برم.

148
00:09:49,004 --> 00:09:51,298
‫- پوششی برای آسایشگاه مادران؟
‫- آره.

149
00:09:51,423 --> 00:09:54,042
‫و بچه‌ام رو اونجا به دنیا آوردم.

150
00:09:54,092 --> 00:09:55,711
‫و اونا از آغوشم بیرون کشیدنش

151
00:09:55,761 --> 00:09:57,755
‫و با خودشون بردنش.

152
00:09:57,805 --> 00:10:00,841
‫اما یه راهبه بود که باهام مهربون بود،

153
00:10:00,891 --> 00:10:03,135
‫و اون این عکس رو بم داد.

154
00:10:03,185 --> 00:10:06,855
‫الهام‌بخشت برای مجموعه «باک بون»؟

155
00:10:06,980 --> 00:10:12,486
‫آره، لحظه تعیین‌کننده‌ای توی زندگی من بود،

156
00:10:12,611 --> 00:10:14,905
‫توی کارم.

157
00:10:17,533 --> 00:10:19,535
‫آسایشگاه مادران از زمان جنگ جهانی دوم

158
00:10:19,660 --> 00:10:22,488
‫داشتن بچه‌ها رو می‌دزدیدن.
‫من باک رو سال ۱۹۷۰ از دست دادم.

159
00:10:22,538 --> 00:10:25,407
‫وقتش رسیده بود
‫یکی این موضوع رو افشا کنه.

160
00:10:25,457 --> 00:10:29,962
‫اون می‌ره توی اون پرونده، اونجا.

161
00:10:33,465 --> 00:10:36,418
‫چطوری شما و باک دوباره به هم رسیدین؟

162
00:10:36,468 --> 00:10:38,003
‫وقتی نوجوان بود...

163
00:10:38,053 --> 00:10:41,215
‫با مدرسه رفته بود اردوی موزه موما،

164
00:10:41,265 --> 00:10:44,259
‫و اونجا عکس‌های من رو دید.

165
00:10:44,309 --> 00:10:47,229
‫ماه گرفتگی خودش رو شناخت.

166
00:10:47,354 --> 00:10:49,398
‫و پیدام کرد.

167
00:10:49,523 --> 00:10:51,191
‫من اونو هم مستند کردم.

168
00:10:51,316 --> 00:10:53,602
‫می‌دونی، من کارهای هنری زیاد دیگه‌ای هم ساختم،

169
00:10:53,652 --> 00:10:56,021
‫اما هیچ‌ کدوم هیچ‌وقت
‫به اندازه مجموعه باک

170
00:10:56,071 --> 00:10:57,439
‫موفق نبودن.

171
00:10:57,489 --> 00:11:00,108
‫ببخشید که حرفتون رو قطع می‌کنم اما برنامه داره،

172
00:11:00,158 --> 00:11:02,110
‫و منم مثل ساعت سوئیسی وقت‌شناسم.

173
00:11:02,160 --> 00:11:03,320
‫لو.

174
00:11:03,370 --> 00:11:06,240
‫میو، نمی‌تونی با داروهای مصرفیت نوشیدنی بخوری.

175
00:11:06,290 --> 00:11:08,867
‫و مثل یه اپرای ایتالیایی پرماجرا.

176
00:11:08,917 --> 00:11:11,245
‫بهت گفت که از وقتی نمایشگاه مرور آثار رو اعلام کردیم،

177
00:11:11,295 --> 00:11:13,163
‫تهدید به مرگ می‌شده؟

178
00:11:13,213 --> 00:11:15,165
‫خب... می‌دونی، مردم از زنی که

179
00:11:15,215 --> 00:11:18,343
‫از جذابیت‌های زنانه‌اش شرمنده نیست متنفرن.

180
00:11:18,468 --> 00:11:22,130
‫اما اینا فرق دارن.

181
00:11:22,180 --> 00:11:23,382
‫می‌تونم از کلانتری بخوام

182
00:11:23,432 --> 00:11:25,634
‫یه گشتی بذاره بیرون اگه دوست داری.

183
00:11:25,684 --> 00:11:29,096
‫قرار نیست حریم خصوصی
‫و استقلالم رو از دست بدم

184
00:11:29,146 --> 00:11:32,649
‫فقط چون موی دماغ چند نفر شدم.

185
00:11:32,774 --> 00:11:36,570
‫عزیزم، بذار از بقیه عمرم

186
00:11:36,695 --> 00:11:38,480
‫به روش خودم لذت ببرم.

187
00:11:38,530 --> 00:11:42,401
‫- «بقیه»؟
‫- دارم می‌میرم.

188
00:11:42,451 --> 00:11:45,737
‫کاردیومیپاتی انقباضی.

189
00:11:45,787 --> 00:11:49,449
‫ظاهراً قلبم دیگه خسته شده.

190
00:11:49,499 --> 00:11:53,287
‫اما فقط خانواده‌ام می‌دونن، نه طرفدارها.

191
00:11:53,337 --> 00:11:56,715
‫و دلم می‌خواد همین‌ طوری بمونه.

192
00:11:56,840 --> 00:12:00,335
‫می‌تونم کلبه رو نشونت بدم.
‫باک اونجا می‌موند.

193
00:12:00,385 --> 00:12:02,254
‫اینطوری میو هم می‌تونه استراحت کنه.

194
00:12:02,304 --> 00:12:04,890
‫باید برای از دست دادنش سوگواری کنی.

195
00:12:37,422 --> 00:12:39,332
‫هی، تهدیدهای مرگ رو پیدا کردی؟

196
00:12:39,382 --> 00:12:40,500
‫آره، مجبور شدم تو نیمه‌ی تاریک

197
00:12:40,550 --> 00:12:42,010
‫یه شیرجه عمیق بزنم.

198
00:12:42,135 --> 00:12:43,628
‫به این گوش کن.

199
00:12:43,678 --> 00:12:45,263
‫«تا الان یکی باید می‌کشتت.»

200
00:12:45,388 --> 00:12:47,591
‫«بمیر فمینیست افراطی.» «توجه‌طلب.»

201
00:12:47,641 --> 00:12:50,519
‫«تمومش کن وگرنه مجبورت می‌کنم.»
‫وای خدای من!

202
00:12:50,644 --> 00:12:53,355
‫- این مردم چشونه؟
‫- می‌ترسن.

203
00:12:53,480 --> 00:12:55,857
‫فکر می‌کنی یکی تلافیش رو سر باک درآورده باشه؟

204
00:12:55,982 --> 00:12:59,778
‫خب، اون بخش بزرگی از کارش بود پس...

205
00:13:02,864 --> 00:13:06,201
‫یا شاید باک خودش یه نیمه تاریک داشته.

206
00:13:06,743 --> 00:13:08,203
‫یه یادداشت توی اتاقش پیدا کردم که نوشته،

207
00:13:08,328 --> 00:13:10,914
‫«دیگه غیرقابل تحمل شده. ببخشیدم.»

208
00:13:11,039 --> 00:13:14,493
‫- خیلی قاطع به نظر می‌رسه.
‫- خیلی سخته که خودتو غرق کنی.

209
00:13:14,543 --> 00:13:16,253
‫یه مقدار آب توی ریه‌هاش بود،

210
00:13:16,378 --> 00:13:18,371
‫اما علت مرگش نبوده.

211
00:13:18,421 --> 00:13:21,124
‫یه سم عصبی گیاهی خورده.

212
00:13:21,174 --> 00:13:23,084
‫- خنده مرگبارِ شوکران.
‫- آره.

213
00:13:23,134 --> 00:13:26,505
‫یه انقباض عضلانیه‌. بهش می‌گیم خنده شیطانی.

214
00:13:26,555 --> 00:13:29,558
‫من این گیاه‌ها رو توی اتاقش پیدا کردم.

215
00:13:29,683 --> 00:13:32,177
‫شوکران توی پارک و اطرافش رشد می‌کنه.

216
00:13:32,227 --> 00:13:33,228
‫و شبیه گل توره‌ست،

217
00:13:33,353 --> 00:13:36,064
‫به جز لکه‌های بنفش روی ساقه‌اش.

218
00:13:38,066 --> 00:13:41,319
‫این گل کوچک باعث فلج شدن عضلات می‌شه

219
00:13:41,444 --> 00:13:44,739
‫قبل از اینکه ارگان‌های بدنت رو از کار بندازه.

220
00:13:44,865 --> 00:13:47,317
‫گزارش سم‌شناسی تایید می‌کنه.

221
00:13:47,367 --> 00:13:49,536
‫یه هاون و یه لیوان توی اتاقش بود.

222
00:13:49,661 --> 00:13:52,163
‫می‌تونسته اون گل‌ها رو له کنه و بخوره.

223
00:13:52,289 --> 00:13:54,082
‫به گمونم خودکشی بوده.

224
00:14:01,506 --> 00:14:03,174
‫اشکالی نداره.

225
00:14:06,261 --> 00:14:08,505
‫- خوبی؟
‫- خوبم.

226
00:14:08,555 --> 00:14:10,724
‫خوب نیست.

227
00:14:10,849 --> 00:14:15,512
‫می‌خوام هر ساعت راس ساعت
‫برات ویدیوهای تنبل بفرستم.

228
00:14:15,562 --> 00:14:18,023
‫ممنونم.

229
00:14:26,448 --> 00:14:28,575
‫کریستینا خیلی مهربونه.

230
00:14:28,700 --> 00:14:31,661
‫آره، بهترینه.

231
00:14:31,786 --> 00:14:35,498
‫- ولی من نمی‌تونم وارد اون مرحله بشم.
‫- چی؟ چرا نه؟

232
00:14:35,624 --> 00:14:36,783
‫خب، موضوع اینه که من یه قانون سخت‌گیرانه دارم،

233
00:14:36,833 --> 00:14:39,202
‫جایی که کار می‌کنی حرفه‌ای عمل کن.

234
00:14:39,252 --> 00:14:41,413
‫نمی‌خوام اگه چیزی خراب شد
‫مجبور بشم پارک رو عوض کنم،

235
00:14:41,463 --> 00:14:42,714
‫می‌دونی؟

236
00:14:44,716 --> 00:14:46,960
‫زوئی گفت که باک یه یادداشت گذاشته.

237
00:14:47,010 --> 00:14:49,054
‫- می‌تونم بخونمش؟
‫- آره.

238
00:14:54,059 --> 00:14:55,268
‫[دیگه غیرقابل تحمل شده. ببخشیدم.]

239
00:14:55,727 --> 00:14:58,355
‫آدمی نبود که اهل خودکشی باشه.

240
00:14:58,480 --> 00:15:00,223
‫آدما خوب پنهانش می‌کنن.

241
00:15:00,273 --> 00:15:01,558
‫داشت مراحل طلاقش رو می‌گذروند،

242
00:15:01,608 --> 00:15:04,811
‫اما مسالمت‌آمیز بود.

243
00:15:04,861 --> 00:15:07,530
‫اون برای نوشتن خیلی هیجان‌زده بود و...

244
00:15:08,823 --> 00:15:09,783
‫به نظر می‌رسید «غیرقابل تحمل» شده.

245
00:15:09,908 --> 00:15:11,651
‫این حرف ازش بعیده.

246
00:15:11,701 --> 00:15:13,236
‫به نظر می‌رسه خیلی خوب می‌شناختیش.

247
00:15:13,286 --> 00:15:15,997
‫- من با باک کلاس نویسندگی داشتم.
‫- چی می‌نوشتین؟

248
00:15:16,122 --> 00:15:17,415
‫ترانه.

249
00:15:18,416 --> 00:15:19,626
‫همیشه می‌خواستم موسیقی رو دنبال کنم،

250
00:15:19,751 --> 00:15:22,003
‫اما زندگی مانع شد.

251
00:15:22,128 --> 00:15:25,123
‫چشم باز کردم دیدم ۴۰ سالمه و مسئول اعزام نیروئم.

252
00:15:25,173 --> 00:15:26,966
‫واقعاً فکر می‌کردم وقت دارم.

253
00:15:27,092 --> 00:15:28,676
‫باک هم همین‌طور.

254
00:15:32,764 --> 00:15:35,100
‫من فکر نمی‌کنم باک خودکشی کرده باشه.

255
00:15:35,767 --> 00:15:38,311
‫قول بده که می‌فهمی واقعاً چه اتفاقی براش افتاده.

256
00:15:39,354 --> 00:15:41,681
‫کسی رو سراغ داری که بخواد بهش آسیب بزنه؟

257
00:15:41,731 --> 00:15:44,359
‫نه.
‫به جز دانیل.

258
00:15:44,484 --> 00:15:47,395
‫- دانیل کیه؟
‫- خواهرش.

259
00:15:47,445 --> 00:15:48,905
‫اون طرفدارش نبود.

260
00:15:58,414 --> 00:16:00,667
‫- هی.
‫- هی.

261
00:16:00,792 --> 00:16:02,168
‫می‌خواستم بت زنگ بزنم.

262
00:16:02,293 --> 00:16:04,045
‫- دانیل رو پیدا کردی؟
‫- آره.

263
00:16:04,170 --> 00:16:07,582
‫اما اون توی اسپاست و قصد رفتن نداره.

264
00:16:07,632 --> 00:16:08,583
‫برای همیشه؟

265
00:16:08,633 --> 00:16:10,135
‫خب، برای آخر هفته رزرو کرده.

266
00:16:12,053 --> 00:16:14,430
‫باشه، خب حدس می‌زنم
‫باید بریم اسپا باهاش حرف بزنیم.

267
00:16:14,556 --> 00:16:15,924
‫من نمی‌تونم.

268
00:16:15,974 --> 00:16:18,176
‫می‌خوام برم از بالای رودخونه
‫نمونه جمع‌آوری کنم

269
00:16:18,226 --> 00:16:21,638
‫- و جسی قراره اونجا ببینتم.
‫- جسی؟ چرا؟

270
00:16:21,688 --> 00:16:24,357
‫تو دانشگاه زمین‌شناسی خونده و یه دوست داره

271
00:16:24,482 --> 00:16:28,736
‫که می‌تونه نمونه‌ها رو خیلی سریع‌تر
‫از سیستم ما پردازش کنه.

272
00:16:28,862 --> 00:16:31,156
‫نمی‌دونستم جسی زمین‌شناسه.

273
00:16:31,948 --> 00:16:33,658
‫هر روز یه چیز جدید یاد می‌گیریم.

274
00:16:34,784 --> 00:16:36,077
‫تو اسپا بهت خوش بگذره.

275
00:16:41,457 --> 00:16:43,201
‫ما قوانین پوشش سخت‌گیرانه‌ای داریم.

276
00:16:43,251 --> 00:16:45,286
‫بدون لباس شنا نمی‌تونید وارد بشید.

277
00:16:45,336 --> 00:16:46,329
‫باشه.

278
00:16:46,379 --> 00:16:47,622
‫می‌تونید یکی از مهمون‌ها رو صدا کنید
‫بیاد بیرون؟

279
00:16:47,672 --> 00:16:49,499
‫- فقط در صورتی که اضطراری باشه.
‫- هست.

280
00:16:49,549 --> 00:16:52,585
‫- من از ضابطین قضایی‌ام.
‫- حکم داری؟

281
00:16:52,635 --> 00:16:53,628
‫باشه.

282
00:16:53,678 --> 00:16:54,838
‫یکی از لباس‌های شنای شما رو می‌خرم.

283
00:16:54,888 --> 00:16:58,766
‫- ۳۰۰ دلارن.
‫- چی؟

284
00:17:00,018 --> 00:17:04,022
‫لباس‌های کاغذی یک‌بارمصرف داریم.

285
00:17:12,822 --> 00:17:14,858
‫دانیل بون؟

286
00:17:14,908 --> 00:17:17,777
‫من آنا پیجن‌ام. پارکبانم.

287
00:17:17,827 --> 00:17:19,362
‫نمی‌تونستی صبر کنی
‫کارم اینجا تموم بشه؟

288
00:17:19,412 --> 00:17:21,030
‫نه، نمی‌شد.

289
00:17:21,080 --> 00:17:22,991
‫باید درباره فوت برادرت باهات صحبت کنم.

290
00:17:23,041 --> 00:17:25,835
‫اگه داری به خاطر بودن توی این اسپا قصاوتم می‌کنی،

291
00:17:25,960 --> 00:17:28,246
‫باید بگم هر کسی به روش خودش سوگواری می‌کنه، می‌دونی؟

292
00:17:28,296 --> 00:17:29,873
‫ببین، من سوالم رو سریع می‌پرسم.
‫فقط باید ازت...

293
00:17:29,923 --> 00:17:31,674
‫هیس!

294
00:17:33,801 --> 00:17:35,929
‫از این جا متفرم...

295
00:17:37,055 --> 00:17:38,965
‫- داغه.
‫- این چیه پوشیدی؟

296
00:17:39,015 --> 00:17:42,635
‫فقط باید چند تا سوال

297
00:17:42,685 --> 00:17:45,430
‫درباره برادرت ازت بپرسم.
‫اخ، فشار آب درد داره!

298
00:17:45,480 --> 00:17:47,473
‫اصلاً نمی‌دونم چرا خودکشی کرد.

299
00:17:47,523 --> 00:17:48,608
‫همه‌ چی داشت.

300
00:17:48,733 --> 00:17:51,019
‫منظورت از همه چی چیه؟

301
00:17:51,069 --> 00:17:53,438
‫اون الهام‌بخش بقیه بود،
‫نورچشمی بود.

302
00:17:53,488 --> 00:17:54,989
‫می‌دونی، من توجه‌طلب نیستم،

303
00:17:55,114 --> 00:17:58,735
‫ولی دوست داشتم
‫توی حداقل یکی از عکس‌ها باشم.

304
00:17:58,785 --> 00:17:59,986
‫«توجه‌طلب.»

305
00:18:00,036 --> 00:18:01,946
‫اصطلاح جالبی برای استفاده‌ست.

306
00:18:01,996 --> 00:18:04,657
‫می‌دونی، یک نفر دیگه هم
‫دقیقاً همین اصطلاح رو به کار برد.

307
00:18:04,707 --> 00:18:07,001
‫وقتی برای مادرت پیام تهدید به مرگ فرستاد.

308
00:18:10,588 --> 00:18:12,423
‫نه، نه، نه، نه.

309
00:18:12,548 --> 00:18:14,550
‫نه.

310
00:18:14,676 --> 00:18:16,511
‫تو برادرت رو کشتی؟

311
00:18:24,185 --> 00:18:25,970
‫من فقط می‌خواستم
‫نمایشگاهش رو متوقف کنم.

312
00:18:26,020 --> 00:18:28,640
‫تهدیدهای مرگ رو برای این فرستادم که بترسونمش.

313
00:18:28,690 --> 00:18:29,732
‫خیلی زیاده‌روی به نظر می‌رسه.

314
00:18:31,025 --> 00:18:31,984
‫هر بار که عکسا دیده می‌شدن

315
00:18:32,110 --> 00:18:33,394
‫مثل یه چاقو توی قلبم بود، خب؟

316
00:18:33,444 --> 00:18:36,155
‫فقط یادم میاورد که چقدر برای مامانم بی‌اهمیت بودم.

317
00:18:36,280 --> 00:18:37,949
‫می‌دونی چیه‌؟

318
00:18:38,074 --> 00:18:40,651
‫هر کاری می‌کردم تا اون از من عکاسی کنه.

319
00:18:40,701 --> 00:18:41,953
‫شامل کشتن برادرت هم می‌شه؟

320
00:18:43,579 --> 00:18:44,831
‫من واقعاً برادرم رو دوست داشتم.

321
00:18:46,916 --> 00:18:48,459
‫و هیچ‌وقت به اون یا مادرم آسیب نزدم.

322
00:18:48,584 --> 00:18:49,836
‫چون من روانی نیستم!

323
00:18:49,961 --> 00:18:52,171
‫ولی این اذیتت می‌کنه که همه کارهای اون درباره باک بود؟

324
00:18:52,296 --> 00:18:55,133
‫آره، اذیتم می‌کنه.
‫ولی اون رو مقصر نمی‌دونستم.

325
00:18:56,050 --> 00:18:57,593
‫درباره بیماری قلبی مادرت می‌دونم.

326
00:18:58,261 --> 00:19:01,055
‫- وصیت‌نامه‌اش چی؟
‫- گفت ۵۰-۵۰ تقسیم می‌شه.

327
00:19:01,180 --> 00:19:03,966
‫خب، حتی این ‌طور هم باشه
‫اگه اتفاقی برای باک می‌افتاد...

328
00:19:04,016 --> 00:19:06,269
‫اگه داری می‌گی من باک رو کشتم تا سهمش رو بگیرم،

329
00:19:06,394 --> 00:19:08,229
‫اگه داری به این اشاره می‌کنی...

330
00:19:09,230 --> 00:19:11,808
‫می‌دونی کی واقعاً سود می‌برد
‫اگه سهم اون رو به ارث می‌برد؟

331
00:19:11,858 --> 00:19:13,184
‫لو.

332
00:19:13,234 --> 00:19:15,812
‫سال‌هاست که داره خودشو توی زندگی مامان جا می‌کنه.

333
00:19:15,862 --> 00:19:17,814
‫به نظر می‌رسه واقعاً دوستش داره.

334
00:19:17,864 --> 00:19:19,115
‫عمرا لو بخواد بخاطر عشق

335
00:19:19,240 --> 00:19:21,701
‫تمام ادا و اطوارهای اونو تحمل کنه.

336
00:19:26,455 --> 00:19:30,084
‫من همیشه اینجا ماهیگیری می‌کنم
‫اما هیچ‌وقت ماهی مرده نمی‌بینم.

337
00:19:31,377 --> 00:19:32,420
‫عجیبه.

338
00:19:37,550 --> 00:19:39,635
‫هی، زوئی؟

339
00:19:39,760 --> 00:19:41,387
‫ممنون که گذاشتی باهات بیام.

340
00:19:41,679 --> 00:19:43,589
‫آره، ممنون که از دوست آزمایشگاهیت خواستی

341
00:19:43,639 --> 00:19:45,558
‫نمونه‌ها رو پردازش کنه.

342
00:19:46,559 --> 00:19:49,679
‫و متوجه شدم یه کم تنها به نظر می‌رسی،

343
00:19:49,729 --> 00:19:53,482
‫پس حدس می‌زنم نصیحت منو درباره
‫بی‌سر‌وصدا رفتار کردن جدی نگرفتی.

344
00:19:53,608 --> 00:19:55,193
‫ازش خواستم بیاد با من زندگی کنه.

345
00:19:55,318 --> 00:19:57,570
‫- مرد!
‫- اشتباه بزرگ.

346
00:19:57,695 --> 00:19:58,863
‫بهت که گفتم.

347
00:20:00,990 --> 00:20:04,068
‫پسر، خیلی خوشحالم که یه مدتی از روابط فاصله گرفتم،

348
00:20:04,118 --> 00:20:05,903
‫تا روی شغلم تمرکز کنم.

349
00:20:05,953 --> 00:20:09,332
‫- نیازی به این داستانا ندارم.
‫- داستان چی بود؟

350
00:20:09,457 --> 00:20:14,045
‫مثلاً پسرایی که انتخاب می‌کنم
‫گاوچران‌های فوق‌العاده احمق و دیوانه‌ان.

351
00:20:14,170 --> 00:20:16,497
‫و این همون چیزیه که در ابتدا درباره‌شون دوست دارم.

352
00:20:16,547 --> 00:20:18,424
‫تا اینکه تبدیل به مشکل می‌شه.

353
00:20:19,425 --> 00:20:21,177
‫مشکل اینه که من دوستش دارم.

354
00:20:22,845 --> 00:20:26,933
‫خب، ببین، آنا از یه نسل دیگه‌ست.

355
00:20:27,058 --> 00:20:29,393
‫اونا احساساتشون رو متفاوت پردازش می‌کنن.

356
00:20:29,518 --> 00:20:32,763
‫- چطوری متفاوت؟
‫- مثل نسل ایکس.

357
00:20:32,813 --> 00:20:35,600
‫اونا کاملاً احساساتشون رو بروز نمی‌دن. هیچ‌وقت گریه نمی‌کنن.

358
00:20:35,650 --> 00:20:38,778
‫نسل هزاره مثل آنا، اونا توی دستشویی گریه می‌کنن.

359
00:20:38,903 --> 00:20:41,689
‫نسل زد، ما اصلا خجالتی نیستیم.

360
00:20:41,739 --> 00:20:43,107
‫جلوی همه گریه می‌کنیم،

361
00:20:43,157 --> 00:20:47,745
‫- به همه می‌گیم چه احساسی داریم.
‫- آره، درسته.

362
00:20:47,870 --> 00:20:49,822
‫اما هر کسی نمی‌تونه از پسش بربیاد.

363
00:20:49,872 --> 00:20:53,042
‫مثلاً نمی‌تونی به یه آدم قدیمی مسلک
‫عادات جدید یاد بدی.

364
00:20:59,590 --> 00:21:04,095
‫- سلام؟
‫- اینجام.

365
00:21:05,638 --> 00:21:06,931
‫داری چی کار می‌کنی؟

366
00:21:08,933 --> 00:21:11,227
‫دارم روی یه اثر جدید به یاد باک کار می‌کنم.

367
00:21:29,537 --> 00:21:31,405
‫میو...

368
00:21:31,455 --> 00:21:32,323
‫متاسفم که اینو بهت می‌گم،

369
00:21:32,373 --> 00:21:35,126
‫اما فکر نمی‌کنم باک خودکشی کرده باشه.

370
00:21:35,418 --> 00:21:36,702
‫چه اتفاقی افتاده؟

371
00:21:36,752 --> 00:21:39,088
‫همون چیزیه که دارم سعی می‌کنم بفهمم.

372
00:21:39,213 --> 00:21:40,498
‫لو توی وصیت‌نامه‌ت هست؟

373
00:21:40,548 --> 00:21:43,092
‫اون مجری اموال منه.

374
00:21:44,844 --> 00:21:48,047
‫وظیفه اونه که از میراثم محافظت کنه.

375
00:21:48,097 --> 00:21:50,725
‫و سهم باک چی؟
‫به لو می‌رسه؟

376
00:21:52,643 --> 00:21:54,478
‫انقدر باور اینکه اون فقط دوستم داره سخته؟

377
00:21:54,603 --> 00:21:56,605
‫منظورم این نیست.

378
00:21:56,731 --> 00:21:58,766
‫می‌دونی چند وقته با همیم؟

379
00:21:58,816 --> 00:22:00,943
‫۲۰ سال.

380
00:22:01,068 --> 00:22:03,821
‫لو به عنوان یه عکاس تازه‌کار اومد پیش من.

381
00:22:03,946 --> 00:22:05,773
‫می‌خواست شاگردم باشه.

382
00:22:05,823 --> 00:22:07,867
‫عاشق هم شدیم.

383
00:22:09,785 --> 00:22:11,904
‫از اون موقع به بعد با همیم.

384
00:22:11,954 --> 00:22:13,781
‫هیچ وقت بیشتر از این نخواست؟

385
00:22:13,831 --> 00:22:15,374
‫چرا، می‌خواست.

386
00:22:16,250 --> 00:22:18,828
‫اما بعد از فوت شوهرم بهش گفتم

387
00:22:18,878 --> 00:22:20,629
‫این تنها چیزیه که می‌تونم ارائه بدم.

388
00:22:20,754 --> 00:22:22,123
‫و اون هم قبول کرد؟

389
00:22:22,173 --> 00:22:24,625
‫ما همدیگه رو خوشحال می‌کنیم.

390
00:22:24,675 --> 00:22:26,177
‫معلوم شد همین کافیه...

391
00:22:27,344 --> 00:22:28,971
‫برای جفتمون.

392
00:22:31,140 --> 00:22:31,799
‫می‌دونی،

393
00:22:31,849 --> 00:22:34,810
‫هر کسی که الان داری بهش فکر می‌کنی،

394
00:22:36,812 --> 00:22:39,398
‫مشخصه که برات خیلی باارزشه.

395
00:22:56,582 --> 00:22:58,576
‫هی، فریدا، باک داشت چی می‌نوشت؟

396
00:22:58,626 --> 00:22:59,835
‫یه کتاب.

397
00:22:59,960 --> 00:23:01,203
‫من هیچ وقت نخوندمش اما مخفی هم نبود

398
00:23:01,253 --> 00:23:02,838
‫که داره می‌نویسدش.

399
00:23:02,963 --> 00:23:05,674
‫- درباره چی بود؟
‫- نمی‌دونم.

400
00:23:05,799 --> 00:23:08,510
‫همیشه داشت می‌نوشت و تحقیق می‌کرد.

401
00:23:08,636 --> 00:23:10,087
‫می‌گفت کار یه عمر زندگی‌شه.

402
00:23:10,137 --> 00:23:11,964
‫خب، اگه داشته می‌نوشته،

403
00:23:12,014 --> 00:23:13,674
‫هیچ چیزی توی کلبه میو نبود.

404
00:23:13,724 --> 00:23:16,727
‫نه لپ‌تاپ، نه دست‌نویس، هیچ‌چی.

405
00:23:16,852 --> 00:23:19,263
‫توی جایی که کلاس داشتیم یه کمد داشت.

406
00:23:19,313 --> 00:23:20,522
‫نشونم بده.

407
00:23:21,523 --> 00:23:23,567
‫روز اول کلاس نویسندگیمون رو یادمه.

408
00:23:24,276 --> 00:23:26,195
‫تا وسط راهرو رفتم و بعد برگشتم،

409
00:23:26,320 --> 00:23:28,572
‫چون مطمئن بودم به این جمع تعلق ندارم.

410
00:23:28,697 --> 00:23:31,150
‫جدی؟ توی مسابقه استعداد خیلی خوب بودی.

411
00:23:31,200 --> 00:23:33,110
‫آره، اما این فرق داره.

412
00:23:33,160 --> 00:23:35,579
‫رپ بیشتر درباره سرسخت بودنه، می‌دونی؟

413
00:23:35,704 --> 00:23:38,032
‫خوانندگی بیشتر درباره نشون دادن احساساته.

414
00:23:38,082 --> 00:23:40,709
‫- اه.
‫- دقیقاً.

415
00:23:40,834 --> 00:23:43,629
‫دور زدم و مستقیم خوردم به باک.

416
00:23:44,255 --> 00:23:47,249
‫مودبانه بهم گفت دارم مسیر اشتباهی رو می‌رم.

417
00:23:47,299 --> 00:23:49,919
‫بهش گفتم دارم می‌رم بستنی بخورم.

418
00:23:49,969 --> 00:23:51,720
‫می‌دونی چی کار کرد؟

419
00:23:51,845 --> 00:23:53,347
‫کلاس رو با من پیچوند.

420
00:23:54,139 --> 00:23:56,967
‫بستنی خوردیم و درباره نویسندگی حرف زدیم.

421
00:23:57,017 --> 00:24:00,220
‫خیلی پرشور بود، خیلی هیجان‌زده بود.

422
00:24:00,270 --> 00:24:01,764
‫بهش گفتم باید برگرده به کلاس،

423
00:24:01,814 --> 00:24:03,682
‫و گفت بدون یه دوست شجاعت

424
00:24:03,732 --> 00:24:05,976
‫رفتن به کلاس رو نداره، برای همین...

425
00:24:06,026 --> 00:24:09,279
‫- چه نازنین.
‫- باک همینقدر نازنین بود.

426
00:24:09,405 --> 00:24:10,447
‫همین‌ جاست.

427
00:24:11,490 --> 00:24:12,825
‫قفل بریده شده.

428
00:24:15,619 --> 00:24:16,904
‫دفترچه‌هاش کجان؟

429
00:24:16,954 --> 00:24:18,872
‫به نظر می‌رسه یکی زودتر از ما رسیده.

430
00:24:22,751 --> 00:24:24,003
‫اومد.

431
00:24:25,921 --> 00:24:28,257
‫اونجا. می‌تونی زوم کنی؟

432
00:24:30,676 --> 00:24:31,961
‫لو ـه.

433
00:24:32,011 --> 00:24:33,512
‫دنبال یه چیزی می‌گرده،

434
00:24:35,347 --> 00:24:36,598
‫و اون چیز عشق نیست.

435
00:25:13,635 --> 00:25:15,012
‫داری چی کار می‌کنی؟

436
00:25:18,265 --> 00:25:19,266
‫سلام، لو.

437
00:25:20,142 --> 00:25:22,352
‫می‌بینم دست‌نویس باک رو توی ماشینت داری.

438
00:25:22,478 --> 00:25:24,513
‫نمی‌دونم درباره چی حرف می‌زنی.

439
00:25:24,563 --> 00:25:25,981
‫می‌دونی، فیلم دوربین مداربسته هم دارم که نشون میده

440
00:25:26,106 --> 00:25:28,734
‫داری کمدش رو باز می‌کنی، پس...

441
00:25:31,612 --> 00:25:35,065
‫این دوست من آناست. آنا، این نیکو ـه.

442
00:25:35,115 --> 00:25:38,902
‫- سلام، نیکو. لباس قشنگی داری.
‫- توی نمایش نقش اسکوانک رو دارم.

443
00:25:38,952 --> 00:25:40,237
‫عالیه.

444
00:25:40,287 --> 00:25:42,331
‫هی، می‌دونستی به بچه اسکوانک می‌گن کیت؟

445
00:25:43,123 --> 00:25:44,666
‫شما دوتا نسبتی دارید؟

446
00:25:44,791 --> 00:25:46,335
‫اون بابامه.

447
00:25:46,960 --> 00:25:48,295
‫واقعاً؟

448
00:25:49,296 --> 00:25:52,749
‫حلقه قشنگیه. هی، شاید باید اون دست‌نویس رو

449
00:25:52,799 --> 00:25:54,593
‫از زنت بخوام.

450
00:25:55,969 --> 00:25:57,554
‫چی فکر می‌کنی؟ کمکی می‌کنه؟

451
00:25:59,139 --> 00:26:01,183
‫خب، نیکو، چرا توی ماشین منتظر نمی‌مونی؟

452
00:26:13,695 --> 00:26:15,822
‫حدس می‌زنم میو درباره خانواده‌ت چیزی نمی‌دونه؟

453
00:26:15,948 --> 00:26:18,283
‫نه.

454
00:26:19,284 --> 00:26:21,537
‫من فقط... نمی‌خواستم بهش آسیب بزنم.

455
00:26:22,663 --> 00:26:25,082
‫من میو رو دوست دارم.

456
00:26:25,207 --> 00:26:29,294
‫می‌خواستم باهاش ازدواج کنم. خانواده تشکیل بدم.

457
00:26:30,671 --> 00:26:33,207
‫می‌تونستیم بچه به سرپرستی بگیریم
‫اما اون اصلاً بهم اجازه نداد.

458
00:26:33,257 --> 00:26:34,883
‫عصری که باک فوت کرد کجا بودی؟

459
00:26:35,008 --> 00:26:36,051
‫توی تمرین پسرم بودم.

460
00:26:36,176 --> 00:26:38,879
‫بعید می‌دونم تمام عصر اونجا بوده باشی.

461
00:26:38,929 --> 00:26:40,047
‫ترجیحاً امیدوار باش هر چی توی این کتاب هست

462
00:26:40,097 --> 00:26:42,641
‫تو رو گناه‌کارتر از چیزی که الان هستی نشون نده.

463
00:26:47,145 --> 00:26:48,814
‫موفق باشی، کیت کوچولو.

464
00:26:50,399 --> 00:26:53,602
‫- لو یه خانواده مخفی داره؟
‫- بله، داره.

465
00:26:53,652 --> 00:26:56,230
‫اگه میو این رو می‌فهمید نابود می‌شد.

466
00:26:56,280 --> 00:26:58,649
‫اما چرا لو باید نوشته‌های باک رو بدزده؟

467
00:26:58,699 --> 00:27:01,360
‫- خب، این یه رمان نیست.
‫- پس چیه؟

468
00:27:01,410 --> 00:27:02,778
‫من دارم فقط روزنامه‌وار می‌خونمش،

469
00:27:02,828 --> 00:27:04,579
‫اما به نظر می‌رسه شرح مفصلی از زندگی‌شه.

470
00:27:04,705 --> 00:27:06,573
‫زندگینامه‌س.

471
00:27:06,623 --> 00:27:10,127
‫پس لو اینو دزدید تا راز خودش رو حفظ کنه.

472
00:27:10,252 --> 00:27:11,745
‫و شانس خودش رو برای کنترل کارهای هنری میو قبل از مرگش

473
00:27:11,795 --> 00:27:14,414
‫- نگه داره.
‫- هی، من اهل مستندم.

474
00:27:14,464 --> 00:27:16,458
‫چند صفحه بده به من
‫تا موقعی که اوضاع رو مرتب می‌کنم بخونم؟

475
00:27:16,508 --> 00:27:17,551
‫بیا.

476
00:27:18,552 --> 00:27:19,920
‫ممنون.

477
00:27:19,970 --> 00:27:22,597
‫- اینم از این.
‫- باشه.

478
00:27:24,891 --> 00:27:26,893
‫خب، ماهی‌های مرده گاز نمی‌گیرن،

479
00:27:27,019 --> 00:27:28,895
‫پس اونا باید یه جای جدید برای ماهیگیری پیدا کنن.

480
00:27:29,021 --> 00:27:30,889
‫ای بابا. درسته.

481
00:27:30,939 --> 00:27:32,057
‫سلام.

482
00:27:32,107 --> 00:27:33,850
‫منی دیروز اینو برای تو آورد.

483
00:27:33,900 --> 00:27:34,943
‫- بیا تو.
‫- گذاشتمش توی جیبم

484
00:27:35,068 --> 00:27:36,862
‫و فراموشش کردم.

485
00:27:36,987 --> 00:27:39,031
‫- این چیه؟
‫- یه یادداشت تشکره.

486
00:27:48,081 --> 00:27:50,625
‫چی شده؟

487
00:27:50,751 --> 00:27:51,785
‫نوشته ممنون،

488
00:27:51,835 --> 00:27:54,046
‫اما این استعفانامه‌شه.

489
00:27:54,171 --> 00:27:55,872
‫دو هفته دیگه وقت داده و بعدش...

490
00:27:55,922 --> 00:27:57,799
‫منی داره از پارک میره؟

491
00:27:57,924 --> 00:27:59,134
‫این ‌طور به نظر می‌رسه.

492
00:28:12,189 --> 00:28:14,524
‫واو. اینجا رو ببین.

493
00:28:15,525 --> 00:28:17,152
‫تارین.

494
00:28:17,277 --> 00:28:18,353
‫اگه می‌دونستم قراره انقدر هیکلی بشی،

495
00:28:18,403 --> 00:28:20,197
‫ولِت نمی‌کردم.

496
00:28:20,322 --> 00:28:22,949
‫چون ولم کردی انقدر هیکلی شدم.

497
00:28:24,075 --> 00:28:25,535
‫درسته.

498
00:28:27,120 --> 00:28:28,705
‫از دیدنت خوشحالم.

499
00:28:28,997 --> 00:28:31,666
‫و- نوشیدنی با کوکاکولا؟
‫- یادت مونده.

500
00:28:33,710 --> 00:28:35,162
‫می‌دونی، انتظار نداشتم

501
00:28:35,212 --> 00:28:38,165
‫نتایج آزمایشگاه رو حضوری بیاری.

502
00:28:38,215 --> 00:28:40,467
‫خب، چی داری؟

503
00:28:44,012 --> 00:28:45,806
‫خیلی جالب و داغه.

504
00:28:49,142 --> 00:28:50,894
‫ببینیم.

505
00:28:53,563 --> 00:28:55,065
‫واو.

506
00:28:55,482 --> 00:28:57,984
‫میزان اسید سولفوریک توی آب خیلی بالاست.

507
00:28:58,276 --> 00:28:59,519
‫آره، اون‌قدری هست که ماهی‌ها رو بکشه

508
00:28:59,569 --> 00:29:01,605
‫و حتی بعد از چند سال

509
00:29:01,655 --> 00:29:03,782
‫به انسان هم آسیب بزنه.

510
00:29:03,907 --> 00:29:05,116
‫فکر می‌کنی از کجا اومده؟

511
00:29:05,242 --> 00:29:06,401
‫می‌تونه از چند تا چیز باشه.

512
00:29:06,451 --> 00:29:08,069
‫می‌دونی، پساب یه کارخونه شیمیایی،

513
00:29:08,119 --> 00:29:10,455
‫یه نیروگاه زغال‌سنگ، یا استخراج محلولی.

514
00:29:14,042 --> 00:29:15,952
‫فکر می‌کنی اگه...

515
00:29:16,002 --> 00:29:18,246
‫رسوبات بیشتری از بستر رودخونه برات بیارم
‫می‌تونی با فلزات سنگینِ انباشته‌شده

516
00:29:18,296 --> 00:29:20,123
‫منشا دقیقش رو مشخص کنی؟

517
00:29:20,173 --> 00:29:22,634
‫- حتماً.
‫- آره.

518
00:29:22,759 --> 00:29:24,127
‫فردا برمی‌گردم اونجا.

519
00:29:24,177 --> 00:29:26,221
‫واقعاً باید مدرکت رو بگیری.

520
00:29:27,347 --> 00:29:28,807
‫بعد از اون همه اتفاق چطور می‌تونستم؟

521
00:29:30,850 --> 00:29:31,851
‫خب...

522
00:29:33,853 --> 00:29:36,264
‫یه پیشنهاد برات دارم.

523
00:29:36,314 --> 00:29:37,983
‫می‌خوای توی آریزونا

524
00:29:38,108 --> 00:29:39,859
‫دستیار زمین‌شناس میدانی من بشی؟

525
00:29:40,360 --> 00:29:42,654
‫- من؟
‫- می‌تونه جالب باشه.

526
00:29:44,072 --> 00:29:45,740
‫این یه شانس دوباره‌ست.

527
00:29:46,616 --> 00:29:48,994
‫منظورم اینه که واقعاً چیزی هست که تو رو اینجا نگه داره؟

528
00:29:54,249 --> 00:29:55,458
‫خیلی خب.

529
00:29:55,583 --> 00:29:56,793
‫خب، امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه.

530
00:29:56,918 --> 00:29:58,286
‫- آره، واقعاً خوش گذشت.
‫- واقعاً عالی بود.

531
00:29:58,336 --> 00:30:00,455
‫آره.

532
00:30:00,505 --> 00:30:02,465
‫- منی.
‫- خداحافظ همگی. آره؟

533
00:30:03,925 --> 00:30:05,760
‫- مواظب خودتون باشید.
‫- فعلاً.

534
00:30:07,637 --> 00:30:09,389
‫از رفتنت خیلی ناراحت می‌شم.

535
00:30:10,056 --> 00:30:11,141
‫دیگه... تموم شده.

536
00:30:12,267 --> 00:30:14,352
‫بیا کنارم بشین. فقط برای یه لحظه.

537
00:30:23,486 --> 00:30:24,988
‫منی، تو عاشق پارکبانی هستی.

538
00:30:30,243 --> 00:30:32,287
‫قبلاً عاشقش بودم.

539
00:30:34,748 --> 00:30:37,951
‫می‌دونم داری عذاب می‌کشی اما...

540
00:30:38,001 --> 00:30:41,004
‫حتماً یه نشونه‌ای بوده که بتانی حالش خوب نبوده.

541
00:30:43,298 --> 00:30:46,968
‫تمام زندگیم هیچ‌کس من رو

542
00:30:47,093 --> 00:30:49,295
‫به اندازه بتانی دوست نداشت.

543
00:30:49,345 --> 00:30:51,890
‫فکر کنم این تنها چیزی بود که می‌خواستم ببینم.

544
00:30:54,267 --> 00:30:55,310
‫بمون.

545
00:31:04,444 --> 00:31:05,895
‫اون به دوران کودکیش پرداخته،

546
00:31:05,945 --> 00:31:09,199
‫نوجوانی‌ش، پیدا کردن میو.

547
00:31:09,324 --> 00:31:12,243
‫از لو اسم می‌بره اما فقط به عنوان شاگرد میو.

548
00:31:12,368 --> 00:31:13,995
‫انگار لو اصلاً نیازی نداشته نگران

549
00:31:14,120 --> 00:31:15,330
‫چیزی باشه.

550
00:31:15,455 --> 00:31:17,657
‫توی هیچ‌کدوم از صفحاتی که خوندم نبود.

551
00:31:17,707 --> 00:31:19,701
‫شاید توی دفترچه‌ها چیزی باشه.

552
00:31:19,751 --> 00:31:22,328
‫می‌دونی، پر از تحقیقاته.

553
00:31:22,378 --> 00:31:23,880
‫من هنوز اینا رو بررسی نکردم.

554
00:31:24,005 --> 00:31:26,174
‫این جالبه.

555
00:31:26,299 --> 00:31:29,928
‫اون آزمایش دی‌ان‌ای نسب‌شناسی انجام داده.

556
00:31:30,595 --> 00:31:32,138
‫یه شجره‌نامه کامل اینجاست.

557
00:31:39,062 --> 00:31:41,231
‫یا خدا.

558
00:31:41,356 --> 00:31:44,017
‫مادرش به عنوان متوفی ثبت شده.

559
00:31:44,067 --> 00:31:47,771
‫اصلاً منطقی نیست. میو هنوز زنده‌ست.

560
00:31:47,821 --> 00:31:51,658
‫میو بون مادر باک نیست.

561
00:31:54,953 --> 00:31:56,746
‫میو، در رو باز کن.

562
00:32:03,211 --> 00:32:04,629
‫میو.

563
00:32:08,216 --> 00:32:09,759
‫کسی نیست؟

564
00:32:49,048 --> 00:32:50,466
‫مچم رو گرفتی.

565
00:32:52,468 --> 00:32:55,263
‫داشتم جاسوسی پارکمون رو می‌کردم،

566
00:32:56,389 --> 00:32:58,975
‫به این امید که عکسی از یه حیوان غافلگیرشده بگیرم.

567
00:33:02,353 --> 00:33:04,814
‫یا یه انسان.

568
00:33:04,939 --> 00:33:07,358
‫خب، این کاریه که می‌کنی، نه؟

569
00:33:07,483 --> 00:33:10,111
‫شکار قربانیان بی‌خبر.

570
00:33:12,697 --> 00:33:14,691
‫شنیدم با لو گپ زدی.

571
00:33:14,741 --> 00:33:16,659
‫پس می‌دونی چرا اینجام.

572
00:33:20,079 --> 00:33:22,623
‫تمام داستانت دروغه.

573
00:33:22,749 --> 00:33:25,493
‫اولین عکس باک رو یه راهبه نگرفته.

574
00:33:25,543 --> 00:33:28,288
‫تو گرفتی.

575
00:33:28,338 --> 00:33:31,674
‫مادر باک بهترین دوستم بود.

576
00:33:31,799 --> 00:33:35,169
‫در واقع تنها دوستم.

577
00:33:35,219 --> 00:33:37,297
‫فقط اون بود که می‌درخشید.

578
00:33:37,347 --> 00:33:40,133
‫همونی که همه جذبش می‌شدن.

579
00:33:40,183 --> 00:33:43,811
‫حتی توی 19 سالگی از همه جدی‌تر زندگی می‌کرد.

580
00:33:45,688 --> 00:33:49,609
‫من فقط از پشت دوربین نگاهش می‌کردم.

581
00:33:49,734 --> 00:33:53,988
‫تا اینکه مجبور شد بچه‌اش رو تحویل بده.

582
00:33:54,113 --> 00:33:57,984
‫شرایط توی اون آسایشگاه وحشتناک بود.

583
00:33:58,034 --> 00:34:00,161
‫دو روز بعد از زایمان فوت کرد.

584
00:34:00,286 --> 00:34:01,871
‫پنهانش کردن.

585
00:34:05,958 --> 00:34:10,088
‫هیچ‌وقت قصد نداشتم داستانش رو بدزدم.

586
00:34:10,213 --> 00:34:13,925
‫از عکسام استفاده کردم
‫تا کاری که می‌کردن رو برملا کنم.

587
00:34:16,969 --> 00:34:20,840
‫و مطبوعات فرض کردن که اون داستان درباره منه.

588
00:34:20,890 --> 00:34:22,550
‫اونا فقط به خاطر داستان باک

589
00:34:22,600 --> 00:34:25,686
‫به کارای من علاقه داشتن.

590
00:34:27,021 --> 00:34:29,766
‫پس گرفتن حرفم غیرممکن به نظر می‌رسید.

591
00:34:29,816 --> 00:34:32,777
‫حق انتخاب داشتی.

592
00:34:32,902 --> 00:34:35,605
‫حقیقت رو به باک می‌گفتی ولی شغلت خراب می‌شد.

593
00:34:35,655 --> 00:34:38,441
‫یا می‌ذاشتی باور کنه تو مادرش هستی.

594
00:34:38,491 --> 00:34:41,536
‫اون خیلی جوان بود.

595
00:34:41,661 --> 00:34:45,289
‫خیلی ناامیدانه دلش مادر می‌خواست.

596
00:34:47,250 --> 00:34:51,212
‫و بعد باک فهمید.

597
00:34:53,005 --> 00:34:56,375
‫اون‌قدر عصبانی بود که حتی گوش نمی‌داد.

598
00:34:56,425 --> 00:34:58,553
‫تمام زندگیم بهم دروغ گفتی!

599
00:34:58,678 --> 00:35:00,838
‫برای چی؟ برای داستانت؟

600
00:35:00,888 --> 00:35:03,049
‫خواهش می‌کنم، باک، باید بذاری توضیح بدم.

601
00:35:03,099 --> 00:35:04,550
‫نه!

602
00:35:04,600 --> 00:35:05,927
‫دیگه نه.

603
00:35:05,977 --> 00:35:08,688
‫دیگه دروغی در کار نیست. بهانه‌ای در کار نیست.

604
00:35:08,813 --> 00:35:11,599
‫می‌دیدم که همه‌ چی داره از دست می‌ره.

605
00:35:11,649 --> 00:35:14,569
‫مصمم بود که حقیقت رو بگه.

606
00:35:14,694 --> 00:35:17,446
‫اون ‌جوری همه‌ چی رو نابود می‌کرد.

607
00:35:17,572 --> 00:35:20,032
‫برای همین رفتم پیشش.

608
00:35:26,873 --> 00:35:30,042
‫و این آخرین باری بود که دیدمش.

609
00:35:38,926 --> 00:35:41,796
‫کارم همه ‌چیزم بود.

610
00:35:41,846 --> 00:35:44,974
‫من برای خودم کسی شده بودم.

611
00:35:45,099 --> 00:35:47,468
‫حقیقت همه اونا رو نابود می‌کرد.

612
00:35:47,518 --> 00:35:50,221
‫اما حقیقت باک رو نمی‌کشت.

613
00:35:50,271 --> 00:35:52,106
‫تو این کار رو کردی.

614
00:35:54,317 --> 00:35:56,944
‫من واقعاً دوستش داشتم.

615
00:35:59,822 --> 00:36:01,824
‫میو.

616
00:36:03,451 --> 00:36:05,119
‫میو، چی کار کردی؟

617
00:36:08,831 --> 00:36:10,625
‫می‌خوام با خواسته خودم برم.

618
00:36:10,750 --> 00:36:12,335
‫میو، چی کار کردی؟

619
00:36:12,460 --> 00:36:14,003
‫میو.

620
00:36:17,965 --> 00:36:19,925
‫زوئی، سریع یه آمبولانس بفرست

621
00:36:20,051 --> 00:36:22,511
‫خونه میو بون.

622
00:36:22,637 --> 00:36:24,972
‫زود باش. میو.

623
00:36:33,856 --> 00:36:35,191
‫دووم بیار، دووم بیار.

624
00:36:48,371 --> 00:36:50,915
‫لعنت بهش، میو.

625
00:37:06,097 --> 00:37:10,059
‫♪ عاقل بودن کار سختیه ♪

626
00:37:10,184 --> 00:37:14,939
‫♪ وقتی همه‌چیزت به هم ریخته ♪

627
00:37:17,066 --> 00:37:21,896
‫♪ اون دختری رو که جون می‌دادم مثلش بشم، یادت میاد؟ ♪

628
00:37:21,946 --> 00:37:23,939
‫مبارزه با غریزه‌مون سخته.

629
00:37:23,989 --> 00:37:26,942
‫♪ درون خودم ♪

630
00:37:26,992 --> 00:37:29,453
‫حیوانات وحشی وقتی آدما خیلی
‫بهشون نزدیک می‌شن فرار می‌کنن.

631
00:37:29,578 --> 00:37:30,863
‫دیوار دفاعی می‌کشن.

632
00:37:30,913 --> 00:37:34,408
‫و تمام وجودشون فقط می‌گه فرار کن.

633
00:37:34,458 --> 00:37:36,377
‫اما گاهی اون آدمی که می‌خواد بهت نزدیک بشه،

634
00:37:36,502 --> 00:37:39,255
‫قصدی برای آسیب زدن بهت نداره.

635
00:37:39,380 --> 00:37:42,133
‫فقط می‌خواد درکت کنه.

636
00:37:45,845 --> 00:37:49,265
‫سلام، غریبه.

637
00:37:49,390 --> 00:37:52,643
‫باید یه چیزی بهت بگم.

638
00:37:55,604 --> 00:37:57,148
‫یکی بهم ابراز علاقه کرد.

639
00:37:59,024 --> 00:38:00,684
‫تو هم دوستش داری،

640
00:38:00,734 --> 00:38:03,270
‫یا برات معنی خاصی داشت؟

641
00:38:03,320 --> 00:38:06,107
‫هر دوتاش.

642
00:38:06,157 --> 00:38:08,325
‫می‌دونی آنا، من می‌شناسمت.

643
00:38:11,162 --> 00:38:14,031
‫مردای دیگه برای من تهدید حسابی نمی‌شن.

644
00:38:14,081 --> 00:38:16,250
‫نمی‌خوام تله برات بذارم یا عوضت کنم.

645
00:38:16,375 --> 00:38:18,169
‫نمی‌تونم مسئولیت یه نفر دیگه رو قبول کنم.

646
00:38:22,715 --> 00:38:26,594
‫شبی که زک کشته شد من نشئه بودم.

647
00:38:29,096 --> 00:38:30,422
‫و... ازش محافظت نکردم.

648
00:38:30,472 --> 00:38:32,808
‫هیچ... هیچ کاری نکردم.

649
00:38:32,933 --> 00:38:35,436
‫برای همین نمی‌دونم...

650
00:38:35,561 --> 00:38:36,971
‫نمی‌دونم دیگه هیچ‌وقت می‌تونم

651
00:38:37,021 --> 00:38:40,316
‫مسئولیت کس دیگه‌ای رو قبول کنم یا نه.

652
00:38:40,441 --> 00:38:44,194
‫آنا، جوری رفتار می‌کنی انگار
‫وقتی شوهرت مرد، تو هم مردی.

653
00:38:46,238 --> 00:38:49,116
‫انگار هیچ‌وقت نمی‌تونی ازش بگذری
‫و شاید هم هیچ‌وقت نتونی.

654
00:38:51,619 --> 00:38:53,153
‫ازت خوشم میاد.

655
00:38:53,203 --> 00:38:54,163
‫از اینکه می‌ری و می‌آی خوشم میاد.

656
00:38:54,288 --> 00:38:55,706
‫از اینکه از اون غار فرار کردی

657
00:38:55,831 --> 00:38:56,957
‫و مستقیم برگشتی خوشم میاد.

658
00:38:59,418 --> 00:39:02,379
‫از همه‌چیزت خوشم میاد، آنا پیجن.

659
00:39:06,091 --> 00:39:09,253
‫نمی‌خوام از دستت بدم.

660
00:39:09,303 --> 00:39:13,140
‫منم... یه چیزی دارم که باید بهت بگم.

661
00:39:14,391 --> 00:39:17,720
‫توی رشته خودم یه پیشنهاد کاری بهم شده.

662
00:39:17,770 --> 00:39:19,521
‫- اینکه عالیه.
‫- توی آریزوناست.

663
00:39:21,357 --> 00:39:23,150
‫یه قرارداد یک‌ساله.

664
00:39:27,237 --> 00:39:28,155
‫باید قبولش کنی.

665
00:39:35,579 --> 00:39:38,123
‫هی، قطعش نکن.

666
00:39:38,457 --> 00:39:39,667
‫چی داری می‌زنی؟

667
00:39:39,792 --> 00:39:42,127
‫آهنگیه‌ که خودم نوشتم.

668
00:39:43,253 --> 00:39:44,496
‫بعد از اتفاقی که برای باک افتاد،

669
00:39:44,546 --> 00:39:46,548
‫فهمیدم دیگه نمی‌خوام بترسم.

670
00:39:52,096 --> 00:39:54,431
‫دوست داری یه وقت با هم بریم شام؟

671
00:39:55,557 --> 00:39:58,644
‫آره.

672
00:40:33,512 --> 00:40:34,922
‫هی!

673
00:40:34,972 --> 00:40:37,349
‫اگه دارین شکار می‌کنین یه نفر این پایین هست.

674
00:40:39,349 --> 00:40:49,349
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M