1
00:00:26,375 --> 00:00:28,250
‫بابت کاری که اونجا کردی، ممنونم.

2
00:00:30,291 --> 00:00:31,875
‫می‌دونم اون دختر برات مهم بود.

3
00:00:34,750 --> 00:00:37,625
‫- مگی.
‫- درسته، مگی.

4
00:00:41,000 --> 00:00:45,500
‫ببین، از وقتی برادر و خواهرت رفتن
‫من و تو دوران سختی رو گذروندیم.

5
00:00:46,166 --> 00:00:47,750
‫و قبلش هم مادرت.

6
00:00:48,875 --> 00:00:52,041
‫ولی تلاشم رو کردم
‫و خدا می‌دونه اشتباهاتی کردم.

7
00:00:55,291 --> 00:00:57,291
‫هیچ‌وقت نباید از اون قایق‌ها
‫دور نگه‌ت می‌داشتم.

8
00:00:59,000 --> 00:01:00,541
‫یه ملوان خوب می‌شدی.

9
00:01:01,750 --> 00:01:03,041
‫الان می‌فهمم.

10
00:01:14,416 --> 00:01:20,291
‫برای امنیت خودتون،
‫همه باید فورا تخلیه بشید.

11
00:01:21,000 --> 00:01:26,500
‫لطفا مسیر تخلیه رو دنبال کنید
‫و به صورت منظم پیش برید.

12
00:01:27,875 --> 00:01:33,125
‫همه باید فورا تخلیه بشید.
‫این برای امنیت خودتونه.

13
00:01:34,500 --> 00:01:38,166
‫برای امنیت خودتون،
‫همه باید تخلیه بشید.

14
00:01:42,625 --> 00:01:43,875
‫آقای کراکر.

15
00:01:44,000 --> 00:01:45,291
‫ستوان.

16
00:01:46,166 --> 00:01:47,750
‫با دخترم، جنت، آشنا شدی؟

17
00:01:47,875 --> 00:01:50,250
‫نه، ولی از کمکتون بابت این ماجرا ممنونم.

18
00:01:50,291 --> 00:01:52,500
‫- اوه، کاری نکردم.
‫- اوه، چیز ساده‌ای نیست.

19
00:01:52,541 --> 00:01:54,375
‫اون هلیکوپترها کمک بزرگی‌ان.

20
00:01:54,875 --> 00:01:57,500
‫مثل همیشه، به خاطر آتش‌سوزی‌های غرب
‫نیروهامون پخش شدن.

21
00:01:57,625 --> 00:02:00,125
‫خب، هر چی لازم داری، ستوان،
‫فقط کافیه لب تر کنی.

22
00:02:00,625 --> 00:02:04,625
‫گروه کراکر و همه منابعش در خدمت شماست.

23
00:02:04,750 --> 00:02:05,791
‫ممنون.

24
00:02:06,625 --> 00:02:08,375
‫دیشب اینجا چی شد؟

25
00:02:09,291 --> 00:02:12,500
‫بعد از اینکه سعی کردیم از بندر
‫بیرونش کنیم، شروع به تاخت‌ و تاز کرد.

26
00:02:13,000 --> 00:02:14,125
‫اسکله رو داغون کرد،

27
00:02:14,250 --> 00:02:17,125
‫پنج نفر از گارد ساحلی
‫و دو تا از بچه‌های من رو زخمی کرد.

28
00:02:17,250 --> 00:02:20,375
‫یکی تو کماست،
‫اون یکی هر دو پاش رو از دست می‌ده.

29
00:02:20,500 --> 00:02:23,125
‫تو تموم سال‌های خدمتم،
‫همچین چیزی تا حالا ندیدم.

30
00:02:24,625 --> 00:02:26,000
‫الان کجاست؟

31
00:02:27,000 --> 00:02:37,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

32
00:02:39,000 --> 00:02:40,166
‫موتور رو خاموش کن.

33
00:02:49,791 --> 00:02:50,875
‫ادامه بده.

34
00:02:51,375 --> 00:02:52,625
‫آروم.

35
00:02:59,250 --> 00:03:00,791
‫یه چیزیش شده.

36
00:03:25,250 --> 00:03:28,666
‫مردم، ما فقط...
‫داریم سعی می‌کنیم سالم بیرون ببریمتون.

37
00:03:29,166 --> 00:03:31,875
‫اگه می‌شه لطفا حرکت کنید.

38
00:03:32,375 --> 00:03:34,250
‫خیلی لطف می‌کنید. ممن...

39
00:03:34,291 --> 00:03:37,291
‫جناب، اگه جزو افراد مشمول تخلیه نیستید،
‫باید از منطقه خارج بشید.

40
00:03:38,041 --> 00:03:41,541
‫نه، من، اه... مشکلی نیست.
‫من از وزارت شیلات و اقیانوس‌هام.

41
00:03:41,625 --> 00:03:44,250
‫می‌فهمم، جناب،
‫ولی باید این منطقه رو ترک کنید.

42
00:03:44,375 --> 00:03:45,625
‫آقا، همین الان حرکت کنید.

43
00:03:48,416 --> 00:03:49,666
‫آره.

44
00:03:51,166 --> 00:03:52,541
‫هی، تو میای. درسته؟

45
00:03:52,625 --> 00:03:55,000
‫به محض اینکه خبری
‫از کلوین و وید بشنوم.

46
00:03:55,541 --> 00:03:56,625
‫قول می‌دم.

47
00:03:57,625 --> 00:03:59,000
‫آره. باشه.

48
00:04:21,791 --> 00:04:22,625
‫خودشونن.

49
00:04:23,125 --> 00:04:24,625
‫- خودشونن!
‫- چی؟

50
00:04:24,750 --> 00:04:25,791
‫خودشونن!

51
00:04:25,875 --> 00:04:26,875
‫چی؟

52
00:04:27,000 --> 00:04:28,041
‫کلوین!

53
00:04:32,375 --> 00:04:34,125
‫نزدیک بود از ترس بمیریم.

54
00:04:35,166 --> 00:04:36,125
‫بابا.

55
00:04:39,166 --> 00:04:40,250
‫وید، پیرمرد!

56
00:04:41,416 --> 00:04:43,875
‫- چطوری؟
‫- اوه، می‌دونی، حسابی کوفته‌م.

57
00:04:44,000 --> 00:04:47,125
‫- این قایق مال کیه؟
‫- آه، داستانش طولانیه.

58
00:04:47,250 --> 00:04:50,125
‫- این چه کوفتیه پوشیدی؟
‫- خوشت اومده؟

59
00:05:01,791 --> 00:05:02,750
‫چه خبر؟

60
00:05:03,541 --> 00:05:05,375
‫اوه، نگران نباش. آدم خیلی خوبیه.

61
00:05:07,166 --> 00:05:09,500
‫یالا، باید بریم.
‫دارن همه رو تخلیه می‌کنن.

62
00:05:10,166 --> 00:05:11,375
‫واقعا؟

63
00:05:11,500 --> 00:05:13,375
‫کراکرها می‌گن امن نیست، بابا.

64
00:05:13,416 --> 00:05:16,125
‫البته که می‌گن.
‫سال‌هاست دارن دروغ می‌گن.

65
00:05:16,166 --> 00:05:18,000
‫درباره ماهی مرکب غول‌پیکر
‫دروغ می‌گن، آره؟

66
00:05:18,125 --> 00:05:20,375
‫ماهی مرکب غول‌پیکر
‫آخرین چیزیه که باید نگرانش باشیم.

67
00:05:20,500 --> 00:05:21,875
‫هی! از آب دور بشید!

68
00:05:22,000 --> 00:05:24,291
‫- همین الان!
‫- داریم می‌ریم! باشه!

69
00:05:24,791 --> 00:05:27,500
‫خانم، کل این منطقه، منطقه‌ی تخلیه‌ست.

70
00:05:27,625 --> 00:05:29,750
‫همه باید تا آخر امروز رفته باشن.

71
00:05:29,875 --> 00:05:33,916
‫یه کیسه وسایل شخصی بردارید
‫و به محل تخلیه برید.

72
00:05:34,000 --> 00:05:35,000
‫- باشه.
‫- الان.

73
00:05:36,583 --> 00:05:39,666
‫[بری]

74
00:05:52,666 --> 00:05:53,666
‫خانم!

75
00:05:54,875 --> 00:05:57,000
‫خانم، باید با ما بیاید!

76
00:05:59,541 --> 00:06:01,000
‫ایناهاش.

77
00:06:01,500 --> 00:06:03,500
‫بابا، ایشون دکتر فوندا هاواندره.

78
00:06:03,625 --> 00:06:07,125
‫اون تو مرکز علوم اقیانوسی
‫در سیل کوو کار می‌کنه.

79
00:06:07,166 --> 00:06:09,375
‫بالاخره آشنا شدیم.

80
00:06:10,000 --> 00:06:12,666
‫فقط چیزهای خوب درباره‌ت شنیدم، دکتر.

81
00:06:12,750 --> 00:06:14,125
‫- اوه.
‫- جیم کراکر.

82
00:06:16,500 --> 00:06:18,666
‫آه. باشه.

83
00:06:52,541 --> 00:06:54,875
‫خب، اینجا با چی طرفیم، دکتر؟

84
00:06:55,916 --> 00:06:59,000
‫اه... یه سرپایانه.

85
00:06:59,666 --> 00:07:00,916
‫ام...

86
00:07:02,000 --> 00:07:04,500
‫با منشأ آب‌های عمیق. بسیار باهوش.

87
00:07:04,541 --> 00:07:08,500
‫اون... با هیچکدوم از سوابق
‫رده‌بندی شناخته‌شده مطابقت نداره.

88
00:07:08,541 --> 00:07:09,666
‫از کجا می‌دونی ماده‌ست؟

89
00:07:09,750 --> 00:07:13,625
‫اه، می‌دونیم چون کیسه‌ی تخمش
‫داخل اون کوه یخ بیرون منجمد شده.

90
00:07:13,666 --> 00:07:15,166
‫کیسه تخمش؟

91
00:07:15,791 --> 00:07:17,166
‫آره، درسته.

92
00:07:17,250 --> 00:07:19,625
‫به همین خاطر، ام...
‫اینقدر پرخاشگر رفتار می‌کنه.

93
00:07:19,750 --> 00:07:22,041
‫این آب‌ها براش خیلی گرمه.

94
00:07:22,125 --> 00:07:25,750
‫تخم‌هاش زنده نمی‌مونن و ام...
‫خب، خودش می‌دونه.

95
00:07:25,875 --> 00:07:28,000
‫خب، تخم نقطه ضعفه.
‫می‌تونیم ازش استفاده کنیم.

96
00:07:28,125 --> 00:07:30,250
‫موقعیت رو قطعی می‌کنه.
‫بهمون گزینه‌هایی می‌ده.

97
00:07:30,291 --> 00:07:32,791
‫ببخشید. چی... گزینه برای چی؟

98
00:07:34,875 --> 00:07:38,416
‫می‌فهمی که باید
‫هر سناریوی ممکن رو در نظر بگیریم.

99
00:07:39,875 --> 00:07:42,625
‫آره. تأیید می‌کنم نیروی تهاجمی‌مون
‫آماده‌ی عملیات و در حالت آماده‌باشه.

100
00:07:42,750 --> 00:07:44,541
‫- دریافت شد.
‫- حالا، اول از همه.

101
00:07:44,625 --> 00:07:48,250
‫باید مطمئن بشیم همه ساکنین
‫با امنیت تخلیه شدن.

102
00:07:48,375 --> 00:07:50,375
‫صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید.

103
00:07:51,750 --> 00:07:54,000
‫این یه موجود فوق‌العاده‌ست.

104
00:07:54,041 --> 00:07:57,000
‫یعنی، شاید تنها نمونه از نوع خودش باشه.

105
00:07:57,125 --> 00:08:01,875
‫لایق اینه که... مطالعه بشه،
‫نه اینکه از آسمون بمبارون بشه. ببخشید.

106
00:08:01,916 --> 00:08:04,750
‫با احترام، این موجود تا حالا
‫سه تا کشتی رو غرق کرده

107
00:08:04,875 --> 00:08:06,541
‫و ۱۹ نفر رو کشته.

108
00:08:06,625 --> 00:08:09,000
‫ما وظیفه داریم تهدید رو از بین ببریم.

109
00:08:09,041 --> 00:08:12,375
‫ولی یعنی... باید راه دیگه‌ای هم باشه.

110
00:08:17,291 --> 00:08:18,500
‫دکتر.

111
00:08:19,750 --> 00:08:22,125
‫وقتی این ماجرا حل و فصل شد،

112
00:08:22,250 --> 00:08:25,750
‫هماهنگ می‌کنم که بقایاش به صورت انحصاری

113
00:08:26,250 --> 00:08:29,125
‫برای تحقیقاتت در اختیارت قرار بگیره.

114
00:08:29,875 --> 00:08:32,625
‫این می‌تونه چیز خیلی خوبی
‫برای موسسه باشه.

115
00:08:33,375 --> 00:08:36,000
‫و برای تو... از نظر حرفه‌ای.

116
00:08:36,916 --> 00:08:37,875
‫همونطور که گفتی،

117
00:08:39,166 --> 00:08:41,625
‫ممکنه آخرین نمونه از نوع خودش باشه.

118
00:08:46,666 --> 00:08:47,875
‫درست.

119
00:08:47,916 --> 00:08:50,750
‫- از دیدگاهت ممنونیم، دکتر.
‫- واقعا.

120
00:08:51,375 --> 00:08:52,375
‫ممنون.

121
00:08:53,750 --> 00:08:57,416
‫وقتی فانس تو کلینیک بود،
‫جَن یه سینی مربای لیمو آورد.

122
00:08:57,500 --> 00:09:00,625
‫گفت خونگیه، ولی مثل گچ بود.

123
00:09:00,666 --> 00:09:03,750
‫اون رو خریده بود. باورت می‌شه؟
‫همون موقع باید می‌فهمیدم.

124
00:09:03,875 --> 00:09:05,500
‫چهار ساله اینجاست؟ نه؟

125
00:09:05,625 --> 00:09:07,416
‫امم، پنج سال.

126
00:09:07,500 --> 00:09:09,791
‫درست بعد از آخرین رأی‌گیری
‫درباره‌ی اسکان مجدد اومد اینجا.

127
00:09:09,875 --> 00:09:12,375
‫و معلوم شد کل این مدت کراکر بوده.

128
00:09:12,500 --> 00:09:15,416
‫- داره رأی‌گیری رو دستکاری می‌کنه.
‫- واقعا حیله‌گرانه‌ست.

129
00:09:15,500 --> 00:09:18,125
‫- حسابی سرمون کلاه گذاشت.
‫- هوم، خیلی فراتر از این حرف‌ها بود.

130
00:09:18,250 --> 00:09:19,250
‫- بس کن.
‫- نمی‌فهمم.

131
00:09:19,291 --> 00:09:21,625
‫این همه تلاش فقط برای اینکه
‫مردم رو به یه شهر دیگه ببرن؟

132
00:09:21,750 --> 00:09:24,500
‫- یعنی، به اون‌ها چه ربطی داره؟
‫- اون‌ها به ما اهمیت نمی‌دن.

133
00:09:26,666 --> 00:09:28,250
‫به چیزی که جا می‌ذاریم.

134
00:09:31,625 --> 00:09:32,875
‫حقوق معدن.

135
00:09:33,000 --> 00:09:34,916
‫یعنی چی؟

136
00:09:35,500 --> 00:09:38,541
‫اسنوکس آرم تموم این مدت
‫روی یه ثروت عظیم نشسته بوده.

137
00:09:39,041 --> 00:09:42,875
‫کراکرها می‌دونستن.
‫تنها چیزی که سر راه بود، ما بودیم.

138
00:09:44,750 --> 00:09:46,375
‫خدایا.

139
00:09:48,750 --> 00:09:51,916
‫کل عمرم فکر می‌کردم ما نفرین شدیم.

140
00:09:52,750 --> 00:09:56,625
‫انگار یه چیزی تو خونمونه،
‫تو استخوان‌هامون می‌جوشه.

141
00:09:57,375 --> 00:10:00,000
‫خودم رو بابت هر چیز کوچیکی
‫که اشتباه می‌شد، سرزنش می‌کردم.

142
00:10:00,125 --> 00:10:02,375
‫نمی‌تونم ماهیگیری کنم،
‫نمی‌تونم زندگی بسازم،

143
00:10:02,416 --> 00:10:04,041
‫نمی‌تونم این خانواده رو کنار هم نگه دارم.

144
00:10:07,750 --> 00:10:10,000
‫معلوم شد نفرینی در کار نیست.

145
00:10:10,125 --> 00:10:11,875
‫فقط کراکرها هستن.

146
00:10:13,125 --> 00:10:15,875
‫از همون اول این قضیه رو مهندسی کرده بودن.

147
00:10:18,041 --> 00:10:20,666
‫این یک دستور تخلیه اجباریه.

148
00:10:20,750 --> 00:10:23,416
‫برای امنیت خودتون، باید همین الان برید.

149
00:10:23,500 --> 00:10:27,250
‫- خب حالا چیکار کنیم؟
‫- چیکار کنیم؟ الان می‌ریم.

150
00:10:27,291 --> 00:10:30,125
‫- بذاریم به راحتی قسر در برن؟
‫- اون‌ها از قبل قسر در رفتن.

151
00:10:30,166 --> 00:10:32,625
‫همه چی تمومه، باشه؟
‫خیلی وقت پیش تموم شده.

152
00:10:34,666 --> 00:10:39,291
‫این یک دستور تخلیه اجباریه.
‫همین الان بیاید دم در.

153
00:10:40,375 --> 00:10:42,416
‫ولش. بریم.

154
00:10:44,500 --> 00:10:46,166
‫یعنی چی؟ حلقه‌ی من تو دستته.

155
00:10:46,250 --> 00:10:47,250
‫چی؟ این حلقه؟

156
00:10:47,375 --> 00:10:50,125
‫- از چی حرف می‌زنی؟
‫- این حلقه‌ی مادربزرگ منه.

157
00:10:50,166 --> 00:10:52,041
‫- می‌خواستم باهاش خواستگاری کنم.
‫- این؟

158
00:10:52,125 --> 00:10:53,866
‫- آره. پسش بده.
‫- نه، قرار نبوده مال تو باشه.

159
00:10:53,916 --> 00:10:55,125
‫- پسش بده.
‫- بی‌خیال!

160
00:10:55,166 --> 00:10:58,916
‫- مادربزرگت؟ خانمم این رو بهم داد.
‫- خانم؟ چه خانمی؟

161
00:10:59,000 --> 00:11:01,166
‫همه بیرون! الان!

162
00:11:05,125 --> 00:11:06,125
‫بریم.

163
00:11:08,375 --> 00:11:09,250
‫خالی کنید.

164
00:11:32,291 --> 00:11:34,500
‫این‌ها آخرین نفراتن.

165
00:11:37,166 --> 00:11:39,000
‫بریم. حرکت کنید.

166
00:11:45,000 --> 00:11:46,000
‫برو.

167
00:11:57,750 --> 00:11:58,875
‫بابا!

168
00:11:59,875 --> 00:12:00,750
‫کمربندت رو ببند.

169
00:12:04,041 --> 00:12:05,000
‫کلوین.

170
00:12:09,500 --> 00:12:11,375
‫شما برید. همه‌تون.

171
00:12:11,500 --> 00:12:14,375
‫بابا. بابا، می‌شه لطفا
‫الان این کار رو نکنیم؟

172
00:12:14,500 --> 00:12:16,875
‫مشکلی نیست، عزیزم.
‫واقعا، چیزی نیست.

173
00:12:17,625 --> 00:12:18,500
‫چیزیم نمی‌شه.

174
00:12:18,541 --> 00:12:20,750
‫بابا، اگه متوجه نشدی،
‫داریم از ارتش لعنتی حرف می‌زنیم.

175
00:12:20,791 --> 00:12:23,291
‫مشکلی نیست، جی. تو برو.
‫مواظب خودت باش.

176
00:12:23,791 --> 00:12:26,750
‫همه‌تون رو دوست دارم،
‫ولی نمی‌تونم تسلیم بشم.

177
00:12:26,875 --> 00:12:29,375
‫باید بمونم و این ماجرا رو تا آخر ببینم!

178
00:12:29,500 --> 00:12:31,875
‫- منم همینطور!
‫- اوه، محض رضای خدا.

179
00:12:31,916 --> 00:12:34,875
‫رفیق، چاره‌ای نداریم.
‫باید اینجا رو تخلیه کنیم.

180
00:12:34,916 --> 00:12:37,166
‫خب... خب، اگه اون بمونه،
‫منم می‌مونم.

181
00:12:37,250 --> 00:12:39,625
‫بابا، می‌شه به وید بگی نمی‌تونه بمونه؟

182
00:12:39,750 --> 00:12:41,000
‫لعنت، وید!

183
00:12:41,125 --> 00:12:43,750
‫وید اختیار خودش رو داره.
‫هر کاری بخواد می‌تونه بکنه.

184
00:12:43,875 --> 00:12:44,666
‫ممنون، پدر.

185
00:12:44,750 --> 00:12:47,125
‫اگه از هم جدا شدیم،
‫دم کارخونه بسته‌بندی قدیمی می‌بینمت، باشه؟

186
00:12:47,250 --> 00:12:50,250
‫- آره.
‫- ای خدا بگم چیکارتون کنه.

187
00:12:50,791 --> 00:12:52,541
‫هی! هی!

188
00:12:53,041 --> 00:12:54,666
‫تیم زمینی، توجه کنید

189
00:12:54,750 --> 00:12:57,750
‫دو غیرنظامی رویت شدن که پیاده
‫دارن منطقه تخلیه رو ترک می‌کنن.

190
00:13:03,875 --> 00:13:05,875
‫- نمی‌تونم این کار رو بکنم.
‫- اوه، تو شروع نکن.

191
00:13:05,916 --> 00:13:09,000
‫- نمی‌تونیم بریم. اینطوری نه.
‫- جی، الان حماقت نکن.

192
00:13:09,041 --> 00:13:10,875
‫- حق با اونه.
‫- چی؟

193
00:13:10,916 --> 00:13:13,000
‫- نه، حق با اون نیست.
‫- به نظرم باید بمونی.

194
00:13:13,500 --> 00:13:15,375
‫نوا، بس کن. داری هذیون می‌گی.

195
00:13:15,416 --> 00:13:18,250
‫- باید بری بیمارستان.
‫- مری، به نظرم جای تو اینجاست.

196
00:13:21,000 --> 00:13:24,041
‫همه‌تون عقلتون رو از دست دادید یا چی؟
‫جدی می‌گم.

197
00:13:24,125 --> 00:13:26,625
‫من با توئم، پس هر چی باشه پایه‌ام.

198
00:13:29,500 --> 00:13:31,500
‫پس بریم. تا سه بشمرم؟

199
00:13:31,625 --> 00:13:32,416
‫نه.

200
00:13:34,166 --> 00:13:35,666
‫- یک.
‫- جی.

201
00:13:36,375 --> 00:13:37,500
‫- دو.
‫- جی!

202
00:13:38,000 --> 00:13:39,250
‫سه.

203
00:13:44,750 --> 00:13:48,500
‫خب، فکر کنم باید بمونم
‫تا مطمئن شم کسی آسیب نمی‌بینه.

204
00:13:49,000 --> 00:13:51,291
‫- روث!
‫- تو برو. مواظب خودت باش.

205
00:14:01,875 --> 00:14:02,875
‫هیس.

206
00:14:03,000 --> 00:14:06,000
‫- وای! خدای من.
‫- طبیعی رفتار کن. یارو داره نگاهت می‌کنه.

207
00:14:07,000 --> 00:14:09,875
‫- زنده‌ای.
‫- آره، فعلا. آره.

208
00:14:10,375 --> 00:14:12,500
‫خب، چی... معلوم هست چه بلایی سرت اومد؟

209
00:14:12,541 --> 00:14:15,291
‫- ما رو از اینجا ببر، بهت می‌گم.
‫- آروم و بی‌دردسر.

210
00:14:15,791 --> 00:14:16,625
‫باشه.

211
00:14:29,000 --> 00:14:31,041
‫باید تا الان می‌رفت.

212
00:14:31,125 --> 00:14:32,791
‫نه اگه لونه کرده باشه.

213
00:14:34,125 --> 00:14:36,250
‫- لونه کرده باشه؟
‫- آره.

214
00:14:36,916 --> 00:14:40,000
‫اون کیسه‌ی تخم‌هاشه که
‫توی اون کوه یخ منجمد شده.

215
00:14:40,500 --> 00:14:43,000
‫بیخیال. یعنی چی، داره بچه‌دار میشه؟

216
00:14:43,041 --> 00:14:44,625
‫خب، داره تلاشش رو می‌کنه،

217
00:14:44,666 --> 00:14:47,416
‫اما تخم‌هاش توی آبی به این گرمی
‫هیچ شانسی ندارن.

218
00:14:47,500 --> 00:14:50,000
‫تمام این مدت، فقط سعی داشته
‫از بچه‌هاش محافظت کنه.

219
00:14:50,041 --> 00:14:53,250
‫اوهوم. رفتاری نیست
‫که به راحتی از یادش بره.

220
00:14:54,750 --> 00:14:57,166
‫اما الان دیگه هیچ‌کدوم از اینا مهم نیست.

221
00:14:58,250 --> 00:14:59,166
‫واسه چی؟

222
00:14:59,750 --> 00:15:01,750
‫چون درخواست حمله‌ی هوایی دادن.

223
00:15:02,500 --> 00:15:05,541
‫به محض این‌که اینجا تخلیه بشه،
‫بمباران شروع میشه.

224
00:15:06,250 --> 00:15:08,875
‫اگه این کار رو بکنن،
‫کل بندر لعنتی رو منفجر می‌کنن.

225
00:15:08,916 --> 00:15:11,000
‫احتمالاً کراکرها روی همین حساب باز کردن.

226
00:15:13,166 --> 00:15:14,666
‫تا ما هیچوقت برنگردیم،

227
00:15:15,291 --> 00:15:17,750
‫و اونا بتونن اینجا رو بالا بکشن.

228
00:15:21,125 --> 00:15:23,625
‫- اگه جابه‌جاش کنیم چی؟
‫- چی؟

229
00:15:23,666 --> 00:15:25,500
‫اگه لونه رو جابه‌جا کنیم،
‫اونم باهاش میره، درسته؟

230
00:15:25,541 --> 00:15:27,375
‫خب، تخم‌هاش رو ول نمی‌کنه، پس...

231
00:15:27,500 --> 00:15:30,791
‫پس قبل از این‌که بمبارانش کنن،
‫از بندر می‌بریمش بیرون. به همین سادگی.

232
00:15:33,166 --> 00:15:34,375
‫کلوین،

233
00:15:34,416 --> 00:15:36,750
‫اون یخ بیش از ۱۰۰ هزار تن وزنشه.

234
00:15:36,875 --> 00:15:39,625
‫احتمالاً ۱۵۰ هزار تن،
‫اما هنوز روی آب شناوره.

235
00:15:41,625 --> 00:15:43,666
‫وایسا، صبر کن، صبر کن.
‫شما اینجا چیکار می‌کنید؟

236
00:15:43,750 --> 00:15:45,875
‫- اگه شما می‌مونید، ما هم می‌مونیم.
‫- نه!

237
00:15:46,000 --> 00:15:48,500
‫خیلی خطرناکه. الانه که
‫روی سرمون بمب بریزن.

238
00:15:48,541 --> 00:15:50,666
‫- باید برید.
‫- هی، جای بحث نداره، داداش.

239
00:15:53,791 --> 00:15:55,916
‫نه، نه، نه، نه، نه!

240
00:15:56,000 --> 00:15:57,750
‫لعنت بهش!

241
00:15:58,375 --> 00:15:59,875
‫حالا دلت می‌خواد بمونی؟

242
00:16:02,166 --> 00:16:03,000
‫معلومه لعنتی!

243
00:16:07,541 --> 00:16:11,250
‫خب، کوه یخ توی عمق حدود ۲۰ متری
‫به بستر دریا گیر کرده.

244
00:16:11,291 --> 00:16:13,500
‫هی بچه‌ها! پیداشون کردم.

245
00:16:14,000 --> 00:16:15,041
‫دمت گرم، وید.

246
00:16:17,625 --> 00:16:21,250
‫می‌بینی چطور اونجا فرو رفته؟
‫عمراً بتونی با کشیدن آزادش کنی.

247
00:16:21,291 --> 00:16:24,416
‫آره خب، قلقش اینه که خُردش کنیم
‫تا بشه تکونش داد.

248
00:16:25,916 --> 00:16:27,291
‫باریکلا، بچه‌ها.

249
00:16:28,000 --> 00:16:30,250
‫آره. حلقه و گره، حلقه و گره.

250
00:16:30,291 --> 00:16:32,000
‫- حلقه و گره.
‫- بیفتید رو دور.

251
00:16:32,125 --> 00:16:34,500
‫باورتون نمیشه وقتی یاد بگیرید
‫چقدر سریع‌تر پیش میره.

252
00:16:35,000 --> 00:16:37,791
‫فقط چند ساعت وقت داریم، بچه‌ها، خب؟
‫بجنبید، بجنبید.

253
00:16:37,875 --> 00:16:41,250
‫انگار این پسر سرکش بالأخره
‫یه رگه‌ای از دریانوردی داره.

254
00:16:41,291 --> 00:16:43,416
‫جوگیر نشو حالا.

255
00:16:44,625 --> 00:16:46,750
‫بدک نیست. آره.

256
00:16:47,375 --> 00:16:48,375
‫بدک نیست، جوون.

257
00:17:09,166 --> 00:17:10,416
‫آهای؟

258
00:17:11,875 --> 00:17:13,000
‫سلام!

259
00:17:18,375 --> 00:17:19,375
‫کلوین؟

260
00:17:35,000 --> 00:17:37,416
‫[مجوز استخراج معدن]
‫[گروه کراکر]

261
00:17:39,375 --> 00:17:40,916
‫این رو از کجا پیدا کردی؟

262
00:17:41,000 --> 00:17:42,666
‫از آشپزخونه‌ی کلوین پنی.

263
00:17:44,000 --> 00:17:45,625
‫و خودش الان کجاست؟

264
00:17:46,125 --> 00:17:48,125
‫از منطقه‌ی تخلیه جیم شد.

265
00:17:49,041 --> 00:17:51,875
‫- نگران نباش. حلش می‌کنم.
‫- هوم.

266
00:17:51,916 --> 00:17:53,916
‫همون‌طور رأی‌گیری تخلیه رو حل کردی؟

267
00:17:54,500 --> 00:17:56,375
‫بیا. بیا.

268
00:17:59,000 --> 00:18:01,541
‫خوشبختانه یه موهبت نصیبمون شده.

269
00:18:02,041 --> 00:18:06,416
‫اون موجود که توی بندره،
‫یه جور تقدیر الهیه.

270
00:18:06,500 --> 00:18:10,125
‫اون موهبتیه که از آسمون رسیده.

271
00:18:10,625 --> 00:18:15,916
‫به لطف اون، بهانه‌ای داریم که می‌تونیم
‫باهاش بدون درگیری اینجا رو تخلیه کنیم.

272
00:18:17,666 --> 00:18:19,125
‫اما کلوین چی؟

273
00:18:19,875 --> 00:18:21,000
‫اون چی؟

274
00:18:21,791 --> 00:18:24,250
‫واضحه که اون یه دردسره.

275
00:18:25,000 --> 00:18:26,750
‫متوجه که هستی، مگه نه؟

276
00:18:28,041 --> 00:18:30,000
‫نقطه ضعفش اونجاست.

277
00:18:47,875 --> 00:18:48,750
‫بیا.

278
00:18:50,750 --> 00:18:51,791
‫مطمئنی؟

279
00:18:54,000 --> 00:18:55,125
‫آره.

280
00:18:55,166 --> 00:18:56,875
‫به هر حال قسمتِ من نبود.

281
00:19:03,375 --> 00:19:05,250
‫- اوه.
‫- وای خدا.

282
00:19:11,250 --> 00:19:13,166
‫خیلی خب. یالا.

283
00:19:16,000 --> 00:19:17,291
‫بریم تو کارش.

284
00:19:19,375 --> 00:19:20,500
‫عوضی.

285
00:19:20,625 --> 00:19:22,000
‫لعنتی.

286
00:19:24,166 --> 00:19:25,625
‫گندش بزنن.

287
00:19:27,125 --> 00:19:30,666
‫- بجنب، وید. یالا.
‫- لعنت بهش!

288
00:19:32,125 --> 00:19:33,500
‫خدای من.

289
00:19:34,416 --> 00:19:37,625
‫- اون رو بده من.
‫- لعنت. لعنت. لعنت.

290
00:19:49,666 --> 00:19:50,916
‫لعنت بهش!

291
00:19:51,000 --> 00:19:53,750
‫ایول!

292
00:20:02,791 --> 00:20:04,875
‫پرواز ریون، فرماندهی زمینی صحبت می‌کنه.

293
00:20:05,000 --> 00:20:06,625
‫آماده‌ی حمله با علامتِ من باشید.

294
00:20:07,750 --> 00:20:09,541
‫- قربان!
‫- گوش به زنگ باش، پرواز ریون.

295
00:20:09,625 --> 00:20:10,666
‫چی شده؟

296
00:20:11,416 --> 00:20:12,666
‫یه مشکلی پیش اومده.

297
00:20:44,125 --> 00:20:47,500
‫فوراً متوقف بشید!
‫به کوه یخ نزدیک نشید.

298
00:20:48,500 --> 00:20:50,166
‫دور بزن! از اون طرف!

299
00:20:53,416 --> 00:20:55,416
‫به کوه یخ نزدیک نشید!

300
00:20:59,166 --> 00:21:00,750
‫به کوه یخ نزدیک نشید!

301
00:21:11,166 --> 00:21:12,750
‫لعنتی.

302
00:21:15,166 --> 00:21:17,750
‫اون قایق نباید از این بندر خارج بشه.
‫فهمیدید؟

303
00:21:23,500 --> 00:21:24,541
‫بریم!

304
00:21:28,625 --> 00:21:29,625
‫آره!

305
00:21:31,125 --> 00:21:33,166
‫گازش رو بگیر پسر! دور شو.

306
00:21:44,750 --> 00:21:46,750
‫یالا، پسر. یالا!

307
00:21:51,875 --> 00:21:53,250
‫بندردار، جواب بده.

308
00:21:53,875 --> 00:21:55,000
‫بندردار صحبت می‌کنه.

309
00:21:55,500 --> 00:21:58,375
‫بندردار، باید همین الان
‫جلوی اون شناور رو بگیری.

310
00:22:00,625 --> 00:22:01,875
‫بندردار.

311
00:22:02,000 --> 00:22:03,500
‫نمی‌تونم، دوستان.

312
00:22:04,000 --> 00:22:05,541
‫مراقب خودتون باشید.

313
00:22:06,166 --> 00:22:07,500
‫بندردار، جواب بده.

314
00:22:08,000 --> 00:22:09,291
‫صدام رو داری؟

315
00:22:16,916 --> 00:22:19,375
‫یالا! یالا!

316
00:22:19,416 --> 00:22:21,791
‫یالا، یالا، یالا،
‫یالا، یالا، یالا، یالا!

317
00:22:39,125 --> 00:22:40,000
‫همینه!

318
00:22:41,916 --> 00:22:42,875
‫آره!

319
00:22:56,875 --> 00:22:59,000
‫ایول!

320
00:22:59,125 --> 00:23:02,666
‫آره! آره!

321
00:23:05,791 --> 00:23:07,416
‫دمت گرم!

322
00:23:36,125 --> 00:23:38,875
‫هی! فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی؟

323
00:23:38,916 --> 00:23:40,916
‫چیزی نیست. چیزی نیست، چیزی نیست.

324
00:23:41,000 --> 00:23:43,291
‫دارن می‌برنش به آب‌های عمیق‌تر،

325
00:23:43,375 --> 00:23:45,416
‫و قول میدم دیگه مزاحمتی
‫برای هیچکس ایجاد نمی‌کنه.

326
00:23:45,500 --> 00:23:48,416
‫دکتر، داری توی یه عملیات نظامی
‫دخالت می‌کنی.

327
00:23:48,500 --> 00:23:50,166
‫و جون مردم رو به خطر میندازی.

328
00:23:50,250 --> 00:23:52,875
‫نه، نه، در واقع درست
‫برعکسش رو انجام میدم.

329
00:23:53,000 --> 00:23:55,791
‫پس با بی‌سیم با کلوین پنی تماس بگیر
‫و تا دیر نشده جلوش رو بگیر.

330
00:23:55,875 --> 00:23:57,875
‫اون کوه یخ نباید از بندر خارج بشه.

331
00:23:57,916 --> 00:23:59,000
‫اوه.

332
00:23:59,500 --> 00:24:01,916
‫شرمنده. نه. من این کار رو نمی‌کنم.

333
00:24:02,000 --> 00:24:03,041
‫دکتر.

334
00:24:03,750 --> 00:24:07,541
‫داری از خط قرمزی رد میشی که
‫برگشتن ازش کار راحتی نیست.

335
00:24:09,041 --> 00:24:11,500
‫- می‌فهمم.
‫- نه، فکر نکنم بفهمی.

336
00:24:13,000 --> 00:24:15,375
‫اگه خانواده‌ی من نبودن
‫تو اصلاً الان اینجا نبودی.

337
00:24:16,041 --> 00:24:17,666
‫ما مؤسسه‌ات رو ساختیم.

338
00:24:17,750 --> 00:24:21,500
‫ما اون بودجه‌ی وقفی رو راه انداختیم
‫که حقوقت رو میده.

339
00:24:21,541 --> 00:24:25,416
‫حالا، تمام اینا همین‌جا
‫و همین الان بر باد میره.

340
00:24:27,500 --> 00:24:31,250
‫چه بهتر. من نیازی به پول شما ندارم.

341
00:24:33,000 --> 00:24:36,041
‫بعد از تمام کارهایی که
‫برای تو و این جامعه کردیم.

342
00:24:36,125 --> 00:24:37,666
‫خواهش می‌کنم!

343
00:24:37,750 --> 00:24:39,416
‫شما دنیا رو نجات نمی‌دید.

344
00:24:39,500 --> 00:24:43,625
‫شما... شما تیکه‌تیکه‌اش می‌کنید تا بفروشید
‫و بعد به خودتون آفرین می‌گید.

345
00:24:43,666 --> 00:24:45,416
‫- اون بی‌سیم رو بده من. خودم باهاش تماس می‌گیرم.
‫- نه.

346
00:24:45,500 --> 00:24:46,541
‫- بدش به من.
‫- اوه!

347
00:24:49,125 --> 00:24:51,250
‫ببخشید! ببخشید!

348
00:24:52,125 --> 00:24:54,041
‫لعنتی.

349
00:25:38,125 --> 00:25:40,500
‫خیلی خب. نظرت چیه؟

350
00:25:42,541 --> 00:25:44,916
‫توی این شرایط بهترین کاری بود
‫که از دستم برمی‌اومد.

351
00:25:46,750 --> 00:25:50,666
‫خوب و عمیقه. تا کف دریا
‫حدود ۲۰۰۰ متر فاصله‌ست.

352
00:25:52,541 --> 00:25:56,291
‫و پرنده هم اینجا پر نمی‌زنه
‫که بخواد مایه‌ی عذاب تو یا بچه‌هات بشه.

353
00:26:00,750 --> 00:26:03,541
‫بیشتر عمرم، از ترست نصفه‌جون می‌شدم.

354
00:26:05,916 --> 00:26:09,666
‫اما به جرأت میگم من و تو خیلی شبیه‌تر
‫از اونی هستیم که انتظارش رو داشتم.

355
00:26:16,666 --> 00:26:17,750
‫خیلی خب.

356
00:26:41,166 --> 00:26:43,291
‫این دیگه چه کوفتیه؟

357
00:26:46,750 --> 00:26:49,875
‫توجه، این یک عملیات نظامی است.

358
00:26:49,916 --> 00:26:52,250
‫فوراً منطقه‌ی حمله را ترک کنید.

359
00:26:52,291 --> 00:26:53,375
‫برید عقب!

360
00:26:56,375 --> 00:26:59,250
‫- منطقه‌ی حمله را تخلیه کنید.
‫- هی! برو عقب!

361
00:26:59,291 --> 00:27:01,875
‫تکرار می‌کنم، منطقه‌ی حمله را تخلیه کنید.

362
00:27:03,000 --> 00:27:06,166
‫فرماندهی، در جریان باشید یه غیرنظامی
‫در منطقه‌ی هدف حضور داره.

363
00:27:06,250 --> 00:27:07,875
‫به نظر میاد یه ماهیگیر محلیه.

364
00:27:08,416 --> 00:27:11,791
‫باید قبل از این‌که کس دیگه‌ای صدمه ببینه
‫دستور نهایی رو بدی.

365
00:27:12,500 --> 00:27:15,750
‫صادر کردن اون دستور وقتی که
‫خطر توی بندر بود یه چیز بود،

366
00:27:16,250 --> 00:27:20,500
‫اما الان ازم می‌خوای مجوز حمله
‫به یه شناور غیرنظامی رو بدم.

367
00:27:20,625 --> 00:27:23,875
‫این کاریه که ازم می‌خوای؟ فقط برای این‌که
‫وقتی بازخواست شدم تکلیفم روشن باشه.

368
00:27:23,916 --> 00:27:27,500
‫ازت می‌خوام کاری رو بکنی
‫که گفتی قراره انجام بدی،

369
00:27:27,625 --> 00:27:30,375
‫یعنی از بین بردن اون هیولای لعنتی.

370
00:27:30,416 --> 00:27:34,291
‫به خاطر امنیت خودتان،
‫باید فوراً منطقه‌ی حمله را ترک کنید.

371
00:27:34,791 --> 00:27:37,750
‫- تکرار می‌کنم، از منطقه حمله‌ی خارج شوید.
‫- چیکار می‌کنی؟

372
00:27:43,000 --> 00:27:45,875
‫دستور چیه؟ فرماندهی؟ فرماندهی؟

373
00:27:46,750 --> 00:27:48,125
‫تسلیحات فعال و آماده‌ی شلیکه.

374
00:27:53,166 --> 00:27:57,375
‫دیگه وقتی برامون نمونده، ستوان.
‫حالا دستور رو بده.

375
00:28:06,125 --> 00:28:09,250
‫فرماندهی صحبت می‌کنه.
‫موقعیتتون کجاست؟

376
00:28:09,750 --> 00:28:12,625
‫پنج کیلومتری شمال شرق اسنوکس آرم،
‫در حالت آماده باشیم.

377
00:28:14,375 --> 00:28:15,625
‫پرواز ریون،

378
00:28:15,750 --> 00:28:17,750
‫می‌تونید عملیات رو لغو کنید. ممنون.

379
00:28:18,791 --> 00:28:22,500
‫به لطف اون ماهیگیر،
‫بندر دیگه در خطر نیست.

380
00:28:22,541 --> 00:28:24,125
‫اهالی می‌تونن به خونه‌هاشون برگردن.

381
00:30:10,500 --> 00:30:11,875
‫قضیه اینه که...

382
00:30:12,000 --> 00:30:15,125
‫بیشتر سرپایان فقط یه بار توی عمرشون
‫جفت‌گیری می‌کنن.

383
00:30:15,250 --> 00:30:17,500
‫بعد از تخم‌ریزی، می‌میرن.

384
00:30:18,250 --> 00:30:20,375
‫وقتی زمان بیرون اومدن
‫بچه‌ها از تخم‌ها می‌رسه،

385
00:30:20,875 --> 00:30:22,375
‫مادر دست از شکار می‌کشه.

386
00:30:22,875 --> 00:30:25,250
‫دیگه چیزی نمی‌خوره.

387
00:30:25,375 --> 00:30:27,875
‫به خودش گرسنگی میده،

388
00:30:28,375 --> 00:30:32,250
‫و تمام مواد مغذی بدنش رو
‫به تخم‌هاش اختصاص میده.

389
00:30:33,416 --> 00:30:35,625
‫بعدش با آخرین ذره اکسیژنی که داره

390
00:30:35,750 --> 00:30:39,000
‫بچه‌هاش رو به بیرون لونه فوت می‌کنه.

391
00:30:44,416 --> 00:30:45,750
‫و بعد،

392
00:30:46,250 --> 00:30:49,666
‫عذاب طولانیش بالأخره تموم میشه.

393
00:31:03,916 --> 00:31:07,250
‫پس هیچ‌کدومشون زنده نموندن؟

394
00:31:07,791 --> 00:31:08,916
‫اوه نه.

395
00:31:09,666 --> 00:31:11,000
‫آب زیادی گرمه.

396
00:31:12,250 --> 00:31:15,250
‫هوم. این واقعاً غم‌انگیزه.

397
00:31:15,375 --> 00:31:16,416
‫اوهوم.

398
00:31:17,291 --> 00:31:18,875
‫و هی داره گرم‌تر هم میشه.

399
00:31:22,500 --> 00:31:24,791
‫و کی می‌دونه بعدش چی پیش میاد.

400
00:31:51,000 --> 00:31:53,250
‫خب، شما شهری‌ها کِی میاید
‫ولایت یه سری بزنید؟

401
00:31:53,291 --> 00:31:56,250
‫به زودی. هفته بعد یه جلسه‌ی دیگه
‫با وکیل‌ها داریم.

402
00:31:56,375 --> 00:31:58,450
‫برای چی؟ فکر می‌کردم رای‌گیری باطل شد.

403
00:31:58,500 --> 00:32:02,916
‫شد، اما کراکرها واسه
‫یه رأی‌گیری دیگه فشار میارن.

404
00:32:03,000 --> 00:32:05,166
‫- می‌دونید که چجور آدم‌هایی هستن.
‫- آره، خب.

405
00:32:05,250 --> 00:32:07,791
‫حداقل حالا دیگه می‌دونیم
‫هرکس چقدر می‌ارزه.

406
00:32:13,291 --> 00:32:15,166
‫چی میل داری، عزیزم؟

407
00:32:36,166 --> 00:32:37,875
‫تبریک میگم.

408
00:32:37,916 --> 00:32:39,916
‫برای یه تیکه یخ مسخره بدک نیست.

409
00:32:40,000 --> 00:32:44,291
‫یعنی... وای، خیلی تحسین‌برانگیزه.

410
00:32:44,791 --> 00:32:47,750
‫- و خوشحالم که سهمت رو می‌گیری.
‫- آره، خب خوبه.

411
00:32:47,791 --> 00:32:50,666
‫تنها چیزیه که فعلاً
‫چراغ اینجا رو روشن نگه داشته.

412
00:32:59,875 --> 00:33:02,250
‫- خب، من دیگه باید برم.
‫- اوه!

413
00:33:02,375 --> 00:33:04,916
‫- یکی منتظرمه.
‫- آره، باشه، آره، عالیه.

414
00:33:05,000 --> 00:33:07,125
‫بعداً هستی؟
‫می‌تونم همه جا رو نشونت بدم.

415
00:33:07,250 --> 00:33:09,291
‫آره. آره، همین‌جام.

416
00:33:10,916 --> 00:33:12,000
‫پس فعلاً.

417
00:33:12,625 --> 00:33:13,416
‫فعلاً.

418
00:33:24,750 --> 00:33:28,875
‫ذخایر ماهی کاد امسال دوباره زیاد شده،
‫و به بزرگی سگ شدن، پسرم. نگاه کن!

419
00:33:29,000 --> 00:33:30,000
‫مواظب باش، پدی.

420
00:33:30,750 --> 00:33:31,750
‫نوزورثی.

421
00:33:40,875 --> 00:33:42,041
‫بیا بریم.

422
00:34:23,166 --> 00:34:29,166
‫«ترجمه از سینا صداقت و خشایار»

423
00:34:31,166 --> 00:34:41,166
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M