1
00:00:06,589 --> 00:00:11,553
‫«ترجمه از حـامـد»

2
00:00:12,637 --> 00:00:15,682
‫[تالار لژیون پورت‌ون]
‫[جلسه کمیته استخدام: امروز]

3
00:00:16,682 --> 00:00:26,682
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:54,053 --> 00:00:57,632
‫لوئیزا، عزیزم، حالت چطوره؟

5
00:00:57,682 --> 00:00:59,884
‫خوبم. خیلی خوبم.

6
00:00:59,934 --> 00:01:01,469
‫مطمئنی؟

7
00:01:01,519 --> 00:01:03,805
‫یعنی نه، خوب نیستم، معلومه که نیستم.

8
00:01:03,855 --> 00:01:07,775
‫ولی، می‌دونی، بیخیال.

9
00:01:20,371 --> 00:01:21,539
‫بسیارخب...

10
00:01:23,708 --> 00:01:24,834
‫عجیب.

11
00:01:27,962 --> 00:01:29,706
‫ببخشید، مشکل شما چیه؟

12
00:01:29,756 --> 00:01:31,583
‫منم داشتم همین فکر رو راجع به شما می‌کردم.

13
00:01:31,633 --> 00:01:32,792
‫من؟

14
00:01:32,842 --> 00:01:35,303
‫من هیچ مشکلی ندارم.

15
00:01:35,970 --> 00:01:37,222
‫هیچی.

16
00:01:37,388 --> 00:01:38,598
‫اصلاً هیچی!

17
00:01:46,356 --> 00:01:49,142
‫خیلی ممنون که امروز ما رو دیدید.

18
00:01:49,192 --> 00:01:51,519
‫- این همه راه از بوستون.
‫- مشکلی نیست.

19
00:01:51,569 --> 00:01:53,313
‫مشتاقم که راجع به این شغل بشنوم.

20
00:01:53,363 --> 00:01:55,857
‫اوه! چه فونت قشنگی.

21
00:01:55,907 --> 00:01:57,483
‫خیلی حرفه‌ایه.

22
00:01:57,533 --> 00:01:59,068
‫فونت هلوتیکاست؟

23
00:01:59,118 --> 00:02:00,653
‫شروع شده. ببخشید.

24
00:02:00,703 --> 00:02:01,830
‫ببخشید، ببخشید، دیر کردم.

25
00:02:04,165 --> 00:02:05,617
‫چی...

26
00:02:05,667 --> 00:02:08,086
‫شما همونی هستید که واسه مصاحبه پزشکی اومدین؟

27
00:02:08,294 --> 00:02:10,121
‫سعی دارم.

28
00:02:10,171 --> 00:02:13,041
‫خب، مشخصه که این فقط یه تشریفاته.

29
00:02:13,091 --> 00:02:15,168
‫جراح قلب معروف از بوستون

30
00:02:15,218 --> 00:02:17,754
‫که هر سال از انجمن پزشکی جایزه می‌گیره،

31
00:02:17,804 --> 00:02:19,923
‫تقدیرنامه‌هایی به طول یک کیلومتر.

32
00:02:19,973 --> 00:02:21,174
‫خوش‌شانسیم که شما رو داریم.

33
00:02:21,224 --> 00:02:22,425
‫صبر کن. صبر کن.

34
00:02:22,475 --> 00:02:23,509
‫همین‌طوری؟

35
00:02:23,559 --> 00:02:24,552
‫قرار نیست...

36
00:02:24,602 --> 00:02:25,970
‫قرار نیست هیچ سوالی بپرسیم؟

37
00:02:26,020 --> 00:02:28,264
‫بیا تنها متقاضی‌مون رو نترسونیم، لوئیزا.

38
00:02:28,314 --> 00:02:29,933
‫زندگی توی شهر کوچیک،

39
00:02:29,983 --> 00:02:32,602
‫این روزا خیلیا سمتش نمیان.

40
00:02:32,652 --> 00:02:34,938
‫چرا بهمون نمی‌گی چرا می‌خوای شهر بزرگ رو ول کنی

41
00:02:34,988 --> 00:02:37,365
‫تا بیای دکتر شهر کوچیک ما بشی؟

42
00:02:40,368 --> 00:02:41,619
‫خب...

43
00:02:43,579 --> 00:02:44,864
‫صبح بخیر، دوستان.

44
00:02:44,914 --> 00:02:46,574
‫اومدیم اون طاق رو بیاریم پایین.

45
00:02:46,624 --> 00:02:49,118
‫کارمون زود تموم میشه.
‫اصلاً نمی‌فهمید اینجاییم.

46
00:02:49,168 --> 00:02:51,921
‫قرار بود یه عروسی برگزار بشه.

47
00:02:53,631 --> 00:02:55,083
‫بله، عروسی من. داشتید می‌گفتید.

48
00:02:55,133 --> 00:02:58,002
‫خب، بچگی تابستون‌ها اینجا بودم،
‫همونطور که احتمالاً می‌دونید،

49
00:02:58,052 --> 00:03:00,964
‫خونه‌ی عمه سارا، خاطرات خوش و این‌جور چیزا.

50
00:03:01,014 --> 00:03:03,257
‫به‌هرحال، وقتی این شغل پیدا شد،

51
00:03:03,307 --> 00:03:05,351
‫فکر کردم وقت خوبیه واسه تغییر.

52
00:03:10,565 --> 00:03:13,935
‫راجع‌ به مهارت‌های اجتماعی‌تون کنجکاوم.

53
00:03:13,985 --> 00:03:16,187
‫می‌دونید، دکتر قبلی، دکتر ریس،

54
00:03:16,237 --> 00:03:18,856
‫اون همیشه بهمون آرامش می‌داد.

55
00:03:18,906 --> 00:03:21,234
‫سر کار توی ۹۳ سالگی فوت کرد.

56
00:03:21,284 --> 00:03:23,569
‫انقدر دوستمون داشت که بازنشسته نمی‌شد.

57
00:03:23,619 --> 00:03:25,872
‫با اینکه یه عالمه التماسش کردیم.

58
00:03:35,882 --> 00:03:38,626
‫خب، از نظر برخورد با بیمار،

59
00:03:38,676 --> 00:03:40,420
‫من آدمای بیمار رو تحویل می‌گیرم

60
00:03:40,470 --> 00:03:41,963
‫و خوبشون می‌کنم،

61
00:03:42,013 --> 00:03:43,806
‫و اونا هم معمولاً بابتش خوشحالن.

62
00:03:45,933 --> 00:03:47,435
‫همیشه مصاحبه‌های کاری رو

63
00:03:47,477 --> 00:03:49,262
‫- توی ساختمون‌های پر سروصدا انجام میدید؟
‫- آره.

64
00:03:49,312 --> 00:03:50,638
‫کارت اونجا تموم شد، برت؟

65
00:03:50,688 --> 00:03:52,849
‫آره. الان دیگه فقط چند تیکه چوبه.

66
00:03:52,899 --> 00:03:55,727
‫- کاملاً نابود شد.
‫- آره.

67
00:03:55,777 --> 00:03:57,270
‫- یه جورایی مثل کلانتر مارک.
‫- اوه.

68
00:03:57,320 --> 00:03:59,605
‫بابا، بابا... خیلی زود بود، بابا.

69
00:03:59,655 --> 00:04:02,150
‫- متاسفم.
‫- چیه؟

70
00:04:02,200 --> 00:04:05,653
‫رای‌گیری. هرکی موافقه دکتر استخدام بشه
‫دستش رو ببره بالا.

71
00:04:05,703 --> 00:04:07,163
‫- اوه.
‫- قطعاً.

72
00:04:13,044 --> 00:04:15,913
‫- عالیه. کِی می‌تونید شروع کنید؟
‫- فوراً.

73
00:04:15,963 --> 00:04:19,300
‫هورا، حالا ساندویچ داریم.

74
00:04:21,219 --> 00:04:22,970
‫- البته.
‫- مشکلی نیست.

75
00:04:29,936 --> 00:04:31,429
‫هی، هی، هی، هی.

76
00:04:31,479 --> 00:04:33,681
‫فقط اینو بدون، این شهر و تمام آدماش

77
00:04:33,731 --> 00:04:35,183
‫واسم خیلی عزیزن.

78
00:04:35,233 --> 00:04:37,018
‫پس کسی که مسئول مراقبت از اوناست،

79
00:04:37,068 --> 00:04:40,396
‫بذار بگم که حواسم بهت هست.

80
00:04:40,446 --> 00:04:43,065
‫راجع به همین موضوع، چشم چپتون،

81
00:04:43,115 --> 00:04:45,785
‫تاری دید یا دردی حس نمی‌کنید؟

82
00:04:45,826 --> 00:04:48,654
‫یکم.

83
00:04:48,704 --> 00:04:50,239
‫ممکنه آب‌سیاه داشته باشید.

84
00:04:50,289 --> 00:04:51,949
‫باید فوراً برید چشم‌پزشک.

85
00:04:51,999 --> 00:04:53,334
‫چی؟

86
00:04:54,418 --> 00:04:57,663
‫اوه...

87
00:04:57,713 --> 00:04:58,956
‫صف قهوه.

88
00:04:59,006 --> 00:05:00,958
‫شما اونجا بودید.

89
00:05:01,008 --> 00:05:02,802
‫می‌بینید که کارم خیلی خوبه.

90
00:05:27,451 --> 00:05:29,996
‫[به پورت‌ون خوش آمدید]

91
00:05:42,133 --> 00:05:44,085
‫سلام. بهم گفتن بیام اینجا...

92
00:05:44,135 --> 00:05:45,461
‫شما باید دکتر مارتین باشید.

93
00:05:45,511 --> 00:05:47,805
‫- خوش اومدید.
‫- دکتر بست رو ترجیح میدم.

94
00:05:47,847 --> 00:05:49,048
‫فرقی نداره.

95
00:05:49,098 --> 00:05:51,968
‫من گِرِگ هستم، صاحب «سالتی بریز».

96
00:05:52,018 --> 00:05:53,761
‫کسی واسه من اینجا کلید گذاشته؟

97
00:05:53,811 --> 00:05:55,846
‫بله. لوئیزا آوردشون.

98
00:05:55,896 --> 00:05:57,682
‫عجب داستانیه. شنیدید؟

99
00:05:57,732 --> 00:05:59,267
‫نه. و نیازی هم ندارم.

100
00:05:59,317 --> 00:06:01,227
‫دکتر مارتین.

101
00:06:01,277 --> 00:06:03,729
‫خوش‌اومدید. ببخشید...

102
00:06:03,779 --> 00:06:04,981
‫رول لابستر.

103
00:06:05,031 --> 00:06:07,233
‫جورج رفیق درجه یک و شریک کاری منه

104
00:06:07,283 --> 00:06:09,610
‫- و نابغه‌ی آشپزی ما.
‫- اوه.

105
00:06:09,660 --> 00:06:12,238
‫هی، ما می‌دونیم اومدن از شهر بزرگ چه حسی داره.

106
00:06:12,288 --> 00:06:14,407
‫ما ۱۸ سال پیش از نیویورک اومدیم.

107
00:06:14,457 --> 00:06:16,909
‫امور مالی، باورت میشه؟

108
00:06:16,959 --> 00:06:18,536
‫جورج، خب...

109
00:06:18,586 --> 00:06:20,997
‫سرآشپز یه سلبریتی خیلی معروف بودم.

110
00:06:21,047 --> 00:06:22,623
‫نمی‌تونیم بگیم کی.

111
00:06:22,673 --> 00:06:24,000
‫قرارداد عدم افشا امضا کرده.

112
00:06:24,050 --> 00:06:25,676
‫اگه بگم، باید بکشمت.

113
00:06:27,762 --> 00:06:31,424
‫بریسکت. به دکتر مارتین خوشامد بگو.

114
00:06:31,474 --> 00:06:34,552
‫کلیدهام؟ یا شماره‌ی اداره بهداشت؟

115
00:06:34,602 --> 00:06:37,471
‫اوه، بله، لوئیزا.

116
00:06:37,521 --> 00:06:39,432
‫به‌هرحال، کل شهر دارن حرف می‌زنن.

117
00:06:39,482 --> 00:06:41,984
‫اون و کلانتر مارک...

118
00:06:44,070 --> 00:06:45,646
‫- هی.
‫- هی رفیق.

119
00:06:45,696 --> 00:06:48,274
‫- سلام. هی.
‫- کلانتر مارک.

120
00:06:48,324 --> 00:06:50,317
‫تو باید دکتر مارک باشی.

121
00:06:50,367 --> 00:06:51,986
‫دکتر بست، در واقع.

122
00:06:52,036 --> 00:06:53,612
‫دکتر بست در واقع.

123
00:06:53,662 --> 00:06:56,323
‫به پورت‌ون خوش‌اومدید، دکتر بست در واقع.

124
00:06:56,373 --> 00:06:58,451
‫- هی مارک. چطوری؟
‫- چه خبرا؟

125
00:06:58,501 --> 00:07:00,286
‫- خوبی؟
‫- کاری از دستمون برمیاد؟

126
00:07:00,336 --> 00:07:02,580
‫راستش اومدم راجع به شنبه باهاتون حرف بزنم.

127
00:07:02,630 --> 00:07:04,582
‫بیعانه رو بهت پس میدیم.

128
00:07:04,632 --> 00:07:06,333
‫نه، نه. هنوز می‌خوام مهمونی رو بگیرم.

129
00:07:06,383 --> 00:07:08,210
‫- واقعاً؟
‫- آره. بهترین اتفاقیه

130
00:07:08,260 --> 00:07:10,171
‫که واسم افتاده. من یه مرد آزادم.

131
00:07:10,221 --> 00:07:11,630
‫وقت جشن گرفتنه.

132
00:07:11,680 --> 00:07:13,340
‫می‌دونی، لوئیزا و مارک؟

133
00:07:13,390 --> 00:07:14,759
‫خب، لوئیزا، اون...

134
00:07:14,809 --> 00:07:17,595
‫لوئیزا دو هفته قبل از عروسی منو ول کرد.

135
00:07:17,645 --> 00:07:19,180
‫راستش، احتمالاً باید الان برم خونه

136
00:07:19,230 --> 00:07:20,473
‫و یه نامه تشکر واسش بنویسم.

137
00:07:20,523 --> 00:07:22,808
‫همه توی شهر فکر می‌کنن اون خیلی فوق‌العاده‌ست.

138
00:07:22,858 --> 00:07:24,235
‫اوه، اون به بچه‌ها درس میده.

139
00:07:24,276 --> 00:07:25,686
‫ولی من حقیقت رو می‌دونم.

140
00:07:25,736 --> 00:07:27,605
‫اهریمن زیر اون چهره پنهان شده.

141
00:07:27,655 --> 00:07:29,732
‫قرار بود پذیرایی اینجا باشه.

142
00:07:29,782 --> 00:07:31,734
‫- هنوز منتظر کلیدهامم.
‫- اوه، آره.

143
00:07:31,784 --> 00:07:32,902
‫عزیزم، جیب پشت.

144
00:07:32,952 --> 00:07:34,737
‫دارم بهت می‌گم دکتر، فکر کنم لوئیزا هم باید بیاد.

145
00:07:34,787 --> 00:07:36,989
‫کی دلش می‌خواد بره یه عروسی کسل‌کننده؟

146
00:07:37,039 --> 00:07:38,532
‫قراره تمام‌شب یه جشن داشته باشیم.

147
00:07:38,582 --> 00:07:41,494
‫- با چی؟ ایستگاه کرپ.
‫- ایستگاه کرپ.

148
00:07:41,544 --> 00:07:44,121
‫- نه.
‫- برنامه‌ی دیگه‌ای داری؟

149
00:07:44,171 --> 00:07:45,339
‫ابداً.

150
00:07:47,049 --> 00:07:48,667
‫- ازش خوشم میاد.
‫- آدم خوبیه.

151
00:07:48,717 --> 00:07:49,885
‫آره.

152
00:08:15,452 --> 00:08:16,695
‫تو از کجا اومدی...

153
00:08:16,745 --> 00:08:19,415
‫از اینجا برو، از اینجا برو. یالا.

154
00:08:20,207 --> 00:08:21,659
‫از اینجا برو.

155
00:08:21,709 --> 00:08:23,827
‫کیش، برو!

156
00:08:23,877 --> 00:08:25,871
‫شما دکتر مارتین هستید؟

157
00:08:25,921 --> 00:08:27,923
‫اسمم در واقع دکتر بسته.
‫(بست: بهترین)

158
00:08:29,216 --> 00:08:31,418
‫وای خدای من. منظورت دکتر وُرسته؟
‫(ورست: بدترین)

159
00:08:31,468 --> 00:08:33,546
‫- خیلی بوستونی و پرافاده‌ست.
‫- اوه، بهمون بگو.

160
00:08:33,596 --> 00:08:35,631
‫- خانم دکتر بست هم وجود داره؟
‫- چی؟

161
00:08:35,681 --> 00:08:38,467
‫- یا شاید آقای دکتر بست؟
‫- این چه ربطی به شما داره؟

162
00:08:38,517 --> 00:08:39,718
‫اوه، قطعاً یه مرد معمولیه.

163
00:08:39,768 --> 00:08:41,553
‫- و خیلی مجرده.
‫- خیلی ضایعست.

164
00:08:41,603 --> 00:08:44,356
‫اگه قراره اینجا زندگی کنه،
‫نمیشد حداقل جذاب باشه؟

165
00:08:51,989 --> 00:08:53,782
‫صبر کن. نه، نه، بیخیال!

166
00:08:55,451 --> 00:08:57,236
‫گیره‌های کاغذ رو باز می‌کنم

167
00:08:57,286 --> 00:08:58,445
‫و بعد دوباره خمشون می‌کنم

168
00:08:58,495 --> 00:09:00,864
‫چون خیلی لذت‌بخشه.

169
00:09:00,914 --> 00:09:03,701
‫و بعد شاید کش‌های بیشتری اضافه کنم

170
00:09:03,751 --> 00:09:05,327
‫به توپِ کشی، چون می‌دونید،

171
00:09:05,377 --> 00:09:07,830
‫دوست دارم روزی چندتا اضافه کنم تا رشدش رو ببینم.

172
00:09:07,880 --> 00:09:10,040
‫- هشتگ منطقی...
‫- مزاحم شدم؟

173
00:09:10,090 --> 00:09:12,459
‫اوه، بله، ببخشید.

174
00:09:12,509 --> 00:09:14,345
‫داشتم برنامه ‌ام رو ضبط می‌کردم.

175
00:09:15,679 --> 00:09:17,506
‫- شما کی هستید؟
‫- الین.

176
00:09:17,556 --> 00:09:18,882
‫دستیار اداری شما.

177
00:09:18,932 --> 00:09:20,884
‫- با دکتر ریس کار می‌کردم.
‫- اوه، متاسفم.

178
00:09:20,934 --> 00:09:23,345
‫فکر می‌کردم خودم واسه
‫این شغل با آدما مصاحبه می‌کنم.

179
00:09:23,395 --> 00:09:25,431
‫خب، من توی وقتتون صرفه‌جویی کردم.

180
00:09:25,481 --> 00:09:27,433
‫می‌بینید چه دستیار خوبی‌ام؟

181
00:09:27,483 --> 00:09:30,311
‫و این، این چیه؟ این چیه؟

182
00:09:30,361 --> 00:09:32,354
‫دارم ستاره‌ی یوتیوب می‌شم.

183
00:09:32,404 --> 00:09:35,232
‫روزم رو می‌گذرونم و کارای معمولیم رو می‌کنم،

184
00:09:35,282 --> 00:09:37,317
‫ولی تدی بهم وصله.

185
00:09:37,367 --> 00:09:38,485
‫حدس بزن اسم برنامه چیه؟

186
00:09:38,535 --> 00:09:40,612
‫- من و خرسی.
‫- من و خرسی.

187
00:09:40,662 --> 00:09:42,322
‫ای داد بیداد.

188
00:09:42,372 --> 00:09:44,658
‫فقط کنجکاوم، احیاناً...

189
00:09:44,708 --> 00:09:47,077
‫صدای زنگی توی گوشِت نمی‌شنوی؟

190
00:09:47,127 --> 00:09:49,254
‫- نه. چرا؟
‫- بخاطر تلفن.

191
00:09:49,296 --> 00:09:50,748
‫گیلبرت. سلام!

192
00:09:50,798 --> 00:09:52,374
‫از دیدنت خوشحالم. وقت دکتر داری؟

193
00:09:52,424 --> 00:09:54,001
‫- خب، بله.
‫- باشه، پس بفرما داخل.

194
00:09:54,051 --> 00:09:55,627
‫نه، نه، نفرستش داخل.

195
00:09:55,677 --> 00:09:57,671
‫من هنوز وسایلم رو از ماشین نیاوردم. اورژانسیه؟

196
00:09:57,721 --> 00:10:00,599
‫خب، اگه این اورژانسی نیست، نمی‌دونم چی هست.

197
00:10:03,685 --> 00:10:06,897
‫خب، اگه دکتر جدید هستی، دکتری کردن رو شروع کن.

198
00:10:29,419 --> 00:10:31,622
‫متاسفم. مطب تعطیله.

199
00:10:31,672 --> 00:10:34,374
‫اوه، نگران نباش. ما فقط اومدیم
‫ورودت به شهر رو خوشامد بگیم.

200
00:10:34,424 --> 00:10:36,919
‫بفرمایید شیرینی ووپی پای.

201
00:10:36,969 --> 00:10:40,464
‫من... می‌خوام وسایلم رو باز کنم، اگه اشکالی نداره.

202
00:10:40,514 --> 00:10:41,965
‫اوه، و کارتمون رو بدیم

203
00:10:42,015 --> 00:10:43,759
‫محض اینکه واسه تعمیرات اینجا
‫چیزی لازم داشته باشی.

204
00:10:43,809 --> 00:10:45,886
‫آره، ما یه شرکت تعمیراتی پدر و پسریم.

205
00:10:45,936 --> 00:10:47,763
‫به نظر میاد یه نقاشی جدید لازم داشته باشید.

206
00:10:47,813 --> 00:10:50,390
‫سقف رو تعمیر کنید، اوه، و شرط می‌بندم
‫اون در کشویی طبقه بالا

207
00:10:50,440 --> 00:10:52,392
‫- باید بررسی بشه.
‫- اوه، نگرانی‌تون تاثیرگذاره

208
00:10:52,442 --> 00:10:54,611
‫و حدس می‌زنم گرون باشه. نه، ممنون.

209
00:10:56,029 --> 00:10:57,689
‫هی، تو هم میای به

210
00:10:57,739 --> 00:10:59,233
‫مهمونی کلانتر مارک توی شنبه؟

211
00:10:59,283 --> 00:11:01,693
‫نه. من طرفدار لوئیزام.

212
00:11:01,743 --> 00:11:03,403
‫اون نمی‌تونست اون جادو رو حس کنه.

213
00:11:03,453 --> 00:11:05,822
‫و اگه یه چیز واقعی باشه، اون جادوئه.

214
00:11:05,872 --> 00:11:07,082
‫تو واقعاً باهوشی.

215
00:11:09,710 --> 00:11:12,212
‫الین، لطفاً با کاغذ و خودکار بیا داخل.

216
00:11:14,715 --> 00:11:17,960
‫اینم از من که با کاغذ و خودکار میام داخل.

217
00:11:18,010 --> 00:11:19,044
‫لطفاً یادداشت بردار.

218
00:11:19,094 --> 00:11:21,046
‫و اینم من که یادداشت برمی‌دارم.

219
00:11:21,096 --> 00:11:22,297
‫اونو خاموش کن. غیرقابل تحمله.

220
00:11:22,347 --> 00:11:23,548
‫غیرقابل تحمل.

221
00:11:23,598 --> 00:11:24,841
‫اینو خوب اومدی، دکتر.

222
00:11:24,891 --> 00:11:27,552
‫باشه، ما دستکش، گاز استریل لازم داریم...

223
00:11:27,602 --> 00:11:29,096
‫صبر کن، عجیبه، حس می‌کنم یه چیزی بود

224
00:11:29,146 --> 00:11:30,555
‫که قرار بود بهت بگم.

225
00:11:30,605 --> 00:11:32,357
‫چوب بستنی پزشکی. فشار آب چطوره؟

226
00:11:33,608 --> 00:11:35,811
‫آره، همین بود.

227
00:11:35,861 --> 00:11:38,689
‫شیر آب باید تعمیر بشه.

228
00:11:38,739 --> 00:11:40,691
‫چیز دیگه‌ای هست که فراموش کرده باشی؟

229
00:11:40,741 --> 00:11:42,526
‫سیم‌های لخت، مین‌های جنگی مخفی.

230
00:11:42,576 --> 00:11:44,319
‫- اوه، واقعاً مطمئن نیستم.
‫- آره.

231
00:11:44,369 --> 00:11:45,737
‫- حوله چطور؟
‫- آره.

232
00:11:45,787 --> 00:11:47,539
‫کابینت سمت چپ، طبقه بالا.

233
00:11:48,415 --> 00:11:50,033
‫- آره.
‫- آره.

234
00:11:50,083 --> 00:11:51,209
‫ممنون.

235
00:11:54,838 --> 00:11:58,458
‫باشه، حالا می‌خوام ساندویچم رو بخورم.

236
00:11:58,508 --> 00:11:59,501
‫یادم افتاد

237
00:11:59,551 --> 00:12:01,678
‫تمام روز هیچی نخوردم.

238
00:12:02,345 --> 00:12:03,638
‫شاید منم...

239
00:12:06,892 --> 00:12:08,101
‫برو بیرون!

240
00:12:10,353 --> 00:12:12,973
‫خب، توی کابینت بیسکوییت نمکی هست.

241
00:12:13,023 --> 00:12:14,599
‫یا می‌تونید برید «سالتی بریز».

242
00:12:14,649 --> 00:12:16,727
‫بهترین رول لابستر شمال شرقی مین رو برده،

243
00:12:16,777 --> 00:12:18,061
‫یعنی شش سال پشت سر هم.

244
00:12:18,111 --> 00:12:19,187
‫سوپرمارکت کجاست؟

245
00:12:19,237 --> 00:12:21,022
‫درست وسط شهره. امکان نداره نبینیش.

246
00:12:21,072 --> 00:12:23,984
‫سوپرمارکت پورت‌ون توی خیابون اصلی

247
00:12:24,034 --> 00:12:27,120
‫از کد «الین» واسه ده درصد تخفیف استفاده کنید.

248
00:12:33,668 --> 00:12:36,046
‫دکتر مارتین؟ به پورت‌ون خوش‌اومدید.

249
00:12:39,216 --> 00:12:42,043
‫خب، اینم از دکتر جدیدمون که درست مثل مردم عادی

250
00:12:42,093 --> 00:12:43,637
‫داره خرید می‌کنه.

251
00:12:44,638 --> 00:12:45,630
‫دکتر مارتین!

252
00:12:45,680 --> 00:12:47,591
‫وای خدای من. خوشحالم که می‌بینمتون.

253
00:12:47,641 --> 00:12:50,385
‫پسرم زانوش رو خراشیده. نگرانم عفونت کرده باشه.

254
00:12:50,435 --> 00:12:51,678
‫خب، بیاید نوبت بگیرید.

255
00:12:51,728 --> 00:12:53,480
‫خوشحال می‌شم اونجا ببینمش.

256
00:12:53,522 --> 00:12:55,974
‫- حالا که اینجایید.
‫- اوه، لطفاً. نه، نه.

257
00:12:56,024 --> 00:12:59,319
‫یعنی، این خونه یا چرک که دارم می‌بینم؟

258
00:13:01,696 --> 00:13:04,533
‫فقط روش رو بپوشونید و خشک نگهش دارید.

259
00:13:49,577 --> 00:13:51,371
‫[مدرسه‌ی روزانه‌ی پورت‌ون]

260
00:13:51,705 --> 00:13:52,989
‫بفرمایید.

261
00:13:53,039 --> 00:13:56,576
‫نامه‌های تبلیغاتی توی سطل بازیافت.

262
00:13:56,626 --> 00:13:58,328
‫گل کاشتم. سلام دکتر.

263
00:13:58,378 --> 00:14:00,080
‫خرید چطور بود؟

264
00:14:00,130 --> 00:14:02,040
‫در واقع خیلی مفید بود.

265
00:14:02,090 --> 00:14:03,833
‫یه معمای پزشکی حل شد.

266
00:14:03,883 --> 00:14:05,710
‫لیست موجودی رو تموم کردی؟

267
00:14:05,760 --> 00:14:07,462
‫شروع کردم ولی حوصله‌م سر رفت.

268
00:14:07,512 --> 00:14:09,005
‫ضمناً یه بیمار منتظر شماست.

269
00:14:09,055 --> 00:14:11,591
‫الین، بهت گفتم من هنوز نوبت نمیدم.

270
00:14:11,641 --> 00:14:14,177
‫- اینو به بیماراتون بگید.
‫- نه، در واقع این کار توئه.

271
00:14:14,227 --> 00:14:16,855
‫- این...
‫- اوه.

272
00:14:24,529 --> 00:14:26,272
‫هی دکتر. اوه، الان یه تماس داشتم.

273
00:14:26,322 --> 00:14:28,817
‫یه نفر توی اسکله صدمه دیده.

274
00:14:28,867 --> 00:14:30,318
‫می‌خوان همین الان برید ببینیدش.

275
00:14:30,368 --> 00:14:33,196
‫خب، جدیه؟ آمبولانس لازم دارن؟

276
00:14:33,246 --> 00:14:36,533
‫فقط خواستن که اگه میشه شما رو توی قایقشون ببینن.

277
00:14:36,583 --> 00:14:38,868
‫چیز دیگه‌ای می‌دونی؟

278
00:14:38,918 --> 00:14:41,671
‫من که ذهن‌خوان نیستم.

279
00:14:50,638 --> 00:14:52,307
‫- الین.
‫- بله.

280
00:14:52,348 --> 00:14:54,175
‫- اخراجی.
‫- چی؟

281
00:14:54,225 --> 00:14:55,552
‫تو بی‌کفایتی،

282
00:14:55,602 --> 00:14:58,555
‫حواست پرته و کلاً رو مخی.

283
00:14:58,605 --> 00:15:00,473
‫من از ۱۶ سالگی این شغل رو داشتم.

284
00:15:00,523 --> 00:15:02,025
‫نمی‌تونی این کار رو باهام بکنی.

285
00:15:02,066 --> 00:15:03,476
‫و با این حال همین الان کردم.

286
00:15:03,526 --> 00:15:05,937
‫حالا لطفاً لوکیشن این بیمار رو واسم پیامک کن.

287
00:15:05,987 --> 00:15:07,447
‫اینو که فهمیدی، نه؟

288
00:15:17,248 --> 00:15:18,950
‫سلام به همگی.

289
00:15:19,000 --> 00:15:22,503
‫به نظر من، امروز تراژدی در پورت‌ون رخ داده.

290
00:15:31,095 --> 00:15:35,224
‫پس باید تظاهر کنم رو به موتم
‫تا یه قرار ملاقات گیرم بیاد؟

291
00:15:36,434 --> 00:15:37,343
‫عمه سارا.

292
00:15:37,393 --> 00:15:40,096
‫نترس، گاز نمی‌گیرم.

293
00:15:40,146 --> 00:15:42,807
‫بهتره به یه دردی بخوری.

294
00:15:42,857 --> 00:15:44,934
‫- شروع کن به بستن.
‫- من، الان؟

295
00:15:44,984 --> 00:15:46,269
‫شلوغش نکن.

296
00:15:46,319 --> 00:15:48,112
‫مطمئنم یادته.

297
00:15:50,990 --> 00:15:54,652
‫خب، از اسمم استفاده می‌کنی تا شغل رو بگیری،

298
00:15:54,702 --> 00:15:57,238
‫و بعد حتی به خودت زحمت نمیدی که بگی اینجایی؟

299
00:15:57,288 --> 00:15:59,699
‫می‌خواستم بگم. فقط پشت سر هم
‫یه سری اتفاقات رخ داد.

300
00:15:59,749 --> 00:16:01,826
‫اوه، مارتین، بیخیال.

301
00:16:01,876 --> 00:16:06,039
‫هیچ‌چیز توی پورت‌ون پشت سر هم نیست.

302
00:16:06,089 --> 00:16:07,999
‫ولی خیلی خوشحالم اینجایی،

303
00:16:08,049 --> 00:16:09,959
‫با اینکه برادرزاده‌ی مزخرفی هستی.

304
00:16:10,009 --> 00:16:12,003
‫ولی من هر سال واست کارت کریسمس فرستادم.

305
00:16:12,053 --> 00:16:13,963
‫- چی داری میگی؟
‫- آره.

306
00:16:14,013 --> 00:16:16,132
‫«کریسمس مبارک، مارتین.»

307
00:16:16,182 --> 00:16:19,185
‫من با لابسترها مهربون‌تر رفتار کردم.

308
00:16:20,311 --> 00:16:23,014
‫به‌هرحال، حقیقت اینه که تقصیر منه

309
00:16:23,064 --> 00:16:26,601
‫که نموندیم،

310
00:16:26,651 --> 00:16:30,613
‫که ما... پدر لعنتیت.

311
00:16:31,614 --> 00:16:32,657
‫چی؟

312
00:16:33,783 --> 00:16:35,360
‫بیخیال. بیخیال.

313
00:16:35,410 --> 00:16:36,402
‫الان اینجایی

314
00:16:36,452 --> 00:16:39,038
‫و زمان از دست رفته رو جبران می‌کنیم.

315
00:16:40,665 --> 00:16:42,041
‫نگاش کن...

316
00:16:44,669 --> 00:16:46,370
‫انگار همین دیروز بود.

317
00:16:46,420 --> 00:16:49,040
‫خب، من یه جراحم.

318
00:16:49,090 --> 00:16:51,501
‫پس بگو، برگشتن بعد از این همه سال

319
00:16:51,551 --> 00:16:53,169
‫چه حسی داره؟

320
00:16:53,219 --> 00:16:56,631
‫خب، مردم اینجا رو پرتوقع، غیرمنطقی

321
00:16:56,681 --> 00:16:58,933
‫و توی سوپرمارکت زیادی وراج می‌بینم.

322
00:16:59,517 --> 00:17:01,928
‫اول وقت خرید کن، از شلوغی دوری کن.

323
00:17:01,978 --> 00:17:03,679
‫فکر خوبیه. باید ازت بدزدمش.

324
00:17:03,729 --> 00:17:06,516
‫خب مارتین، اگه واقعاً دوست نداری
‫دور و بر آدما باشی،

325
00:17:06,566 --> 00:17:08,184
‫چرا برگشتی اینجا؟

326
00:17:08,234 --> 00:17:11,154
‫بگو، چی شده؟

327
00:17:14,991 --> 00:17:16,025
‫واضح نیست؟

328
00:17:16,075 --> 00:17:18,069
‫یکی باید مراقبت باشه.

329
00:17:18,119 --> 00:17:20,830
‫خودتو ببین. یه باد بیاد لگنت می‌شکنه.

330
00:17:22,248 --> 00:17:24,450
‫این حرفتو نشنیده می‌گیرم.

331
00:17:24,500 --> 00:17:26,994
‫خودت ثابت کردی، «من یه پیرزن دریایی بداخلاقم.»

332
00:17:27,044 --> 00:17:29,163
‫حالا دیگه بازنشسته شو. واسه این کارا خیلی پیری.

333
00:17:29,213 --> 00:17:32,041
‫تمام این سال‌ها منو ندیدی.

334
00:17:32,091 --> 00:17:34,085
‫و اینطوری باهام حرف می‌زنی؟

335
00:17:34,135 --> 00:17:35,711
‫فقط سعی دارم برادرزاده‌ی خوبی باشم.

336
00:17:35,761 --> 00:17:39,056
‫آخ! موجود کوچولوی کثیف.

337
00:17:42,977 --> 00:17:44,637
‫می‌دونی چیه، مشکلی نیست. حالت خوبه.

338
00:17:44,687 --> 00:17:47,106
‫تو... تو به کمک من نیاز نداری. روبراهی.

339
00:17:49,775 --> 00:17:50,902
‫مارتین.

340
00:17:52,904 --> 00:17:54,614
‫لگنت شکست؟

341
00:18:27,026 --> 00:18:37,026
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

342
00:19:09,438 --> 00:19:10,564
‫اوه، تویی.

343
00:19:11,691 --> 00:19:13,651
‫آره، منم.

344
00:19:14,151 --> 00:19:15,436
‫سحرخیزی؟

345
00:19:15,486 --> 00:19:17,521
‫فقط سعی دارم به شلوغی نخورم. تو؟

346
00:19:17,571 --> 00:19:18,572
‫همچنین.

347
00:19:20,574 --> 00:19:21,360
‫اوه.

348
00:19:21,410 --> 00:19:22,443
‫حق با تو بود.

349
00:19:22,493 --> 00:19:24,028
‫شروع آب‌سیاه بود.

350
00:19:24,078 --> 00:19:26,030
‫قطره بهم دادن.

351
00:19:26,080 --> 00:19:28,324
‫پس... صلح؟

352
00:19:28,374 --> 00:19:30,201
‫نمی‌دونستم توی جنگیم.

353
00:19:30,251 --> 00:19:32,086
‫ببخشید.

354
00:19:33,629 --> 00:19:35,206
‫امروز قرار بود روز عروسیم باشه.

355
00:19:35,256 --> 00:19:36,707
‫- شنیدی؟
‫- نمی‌شد نشنید.

356
00:19:36,757 --> 00:19:39,085
‫و واقعاً نمی‌خواستم کسی رو ببینم،

357
00:19:39,135 --> 00:19:42,713
‫ولی فقط واقعاً به
‫گوشت بوقلمون نیاز داشتم. پس...

358
00:19:42,763 --> 00:19:45,591
‫می‌دونی، همه‌مون یه نقطه ضعفی داریم، گمونم.

359
00:19:45,641 --> 00:19:47,218
‫اتفاقی که افتاد این بود که بعد از یه جدایی بد

360
00:19:47,268 --> 00:19:48,886
‫از نیویورک برگشتم

361
00:19:48,936 --> 00:19:51,472
‫و مارک عشق دوران دبیرستانم بود.

362
00:19:51,522 --> 00:19:52,973
‫دوباره شروع کردیم.

363
00:19:53,023 --> 00:19:54,767
‫هشت سال با هم بودیم.

364
00:19:54,817 --> 00:19:56,727
‫آره. ما واقعاً همدیگه رو نمی‌شناسیم. پس من...

365
00:19:56,777 --> 00:19:58,854
‫می‌دونم. تو اصلاً اهمیت به من نمیدی. فوق‌العاده‌ست.

366
00:19:58,904 --> 00:20:02,733
‫به‌هرحال، می‌دونی، همیشه می‌دونستم درست نیست.

367
00:20:02,783 --> 00:20:04,777
‫ولی مارک بهترین دوستم بود.

368
00:20:04,827 --> 00:20:07,363
‫و متاسفم که تا لحظه آخر صبر کردم تا تمومش کنم.

369
00:20:07,413 --> 00:20:08,614
‫و بابتش حس خیلی بدی دارم.

370
00:20:08,664 --> 00:20:10,366
‫و همه اینجا یه نظری دارن.

371
00:20:10,416 --> 00:20:11,951
‫بله، می‌بینم که این یکی از مشکلاتِ

372
00:20:12,001 --> 00:20:13,035
‫زندگی توی شهر کوچیکه.

373
00:20:13,085 --> 00:20:14,245
‫ولی نکته همینه.

374
00:20:14,295 --> 00:20:15,329
‫من اینجا رو دوست دارم.

375
00:20:15,379 --> 00:20:16,630
‫دوست دارم همسایه‌هام رو بشناسم.

376
00:20:16,672 --> 00:20:17,832
‫من توی نیویورک زندگی کردم.

377
00:20:17,882 --> 00:20:19,875
‫همه توی جعبه‌های کوچیکشون زندگی می‌کنن

378
00:20:19,925 --> 00:20:21,919
‫با سالادهای کوچیکشون. اونجا جای زندگی نیست.

379
00:20:21,969 --> 00:20:24,338
‫جفتمون کله سحر بیدار شدیم تا خواربار بخریم.

380
00:20:24,388 --> 00:20:26,048
‫تبلیغ خوبی نیست.

381
00:20:26,098 --> 00:20:29,051
‫این حقیقت داره.

382
00:20:29,101 --> 00:20:33,097
‫یعنی مگه نباید با عشق زندگیت ازدواج کنی؟

383
00:20:33,147 --> 00:20:35,057
‫کسی که...

384
00:20:35,107 --> 00:20:37,276
‫وقتی می‌بینیش زانوهات سست میشه؟

385
00:20:38,527 --> 00:20:41,030
‫یا این غیرواقع‌بینانه‌ست؟

386
00:20:43,824 --> 00:20:45,993
‫راستش هیچ ایده‌ای ندارم.

387
00:20:49,121 --> 00:20:50,664
‫تا حالا عاشق نشدی؟

388
00:20:54,710 --> 00:20:57,671
‫از گوشتت لذت ببر.

389
00:21:25,532 --> 00:21:28,402
‫مارتین، می‌خوای منو از جاده بندازی بیرون؟

390
00:21:28,452 --> 00:21:30,612
‫معلومه که نه. حالت خوبه؟

391
00:21:30,662 --> 00:21:31,655
‫بله.

392
00:21:31,705 --> 00:21:34,366
‫چرا انقدر بهم ریختی؟

393
00:21:34,416 --> 00:21:37,494
‫من واسه حمله فیزیکی

394
00:21:37,544 --> 00:21:40,956
‫یا مشاوره ازدواج یا سگ‌گیری نیومدم اینجا.

395
00:21:41,006 --> 00:21:42,624
‫چی داری میگی واسه خودت؟

396
00:21:42,674 --> 00:21:44,251
‫مهم نیست، چون دارم میرم، باشه؟

397
00:21:44,301 --> 00:21:45,961
‫من واسه دکتر شهر کوچیک بودن ساخته نشدم.

398
00:21:46,011 --> 00:21:48,839
‫چون از آدما خوشم نمیاد.

399
00:21:48,889 --> 00:21:50,132
‫از حرف زدن باهاشون خوشم نمیاد

400
00:21:50,182 --> 00:21:51,592
‫و واقعاً از گوش دادن بهشون خوشم نمیاد.

401
00:21:51,642 --> 00:21:53,969
‫تنها چیزی که دوست دارم باز کردن بدنشونه

402
00:21:54,019 --> 00:21:55,646
‫و نجات دادن جونشونه.

403
00:21:56,939 --> 00:21:58,649
‫حتی اون کار رو هم دیگه نمی‌تونم بکنم.

404
00:22:00,025 --> 00:22:02,478
‫چرا؟ چی شده؟

405
00:22:02,528 --> 00:22:04,605
‫فقط خشکم زد.

406
00:22:04,655 --> 00:22:06,398
‫باشه؟

407
00:22:06,448 --> 00:22:07,900
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

408
00:22:07,950 --> 00:22:11,278
‫سر میز جراحی خشکم زد.

409
00:22:11,328 --> 00:22:15,157
‫یه دکتر دیگه مجبور شد تمومش کنه. بیا.

410
00:22:15,207 --> 00:22:17,876
‫- راضی شدی؟
‫- چرا؟

411
00:22:24,842 --> 00:22:28,295
‫یه... دختر...

412
00:22:28,345 --> 00:22:31,348
‫یه دختر کوچولو بود، تصادف ماشین.

413
00:22:32,474 --> 00:22:34,017
‫دریچه قلبش پاره شده بود.

414
00:22:38,939 --> 00:22:40,732
‫و چند سالش بود؟

415
00:22:42,067 --> 00:22:43,443
‫هشت سالش بود.

416
00:22:47,364 --> 00:22:49,316
‫خب، این قابل درکه مارتین، نه؟

417
00:22:49,366 --> 00:22:52,569
‫بعد از اتفاقی که واسه رزماری افتاد.

418
00:22:52,619 --> 00:22:54,321
‫دلیلی نداره که بخوای توپ رو بندازی...

419
00:22:54,371 --> 00:22:57,074
‫خیلی متاسفم، ولی وقت قصه‌گویی تموم شده.

420
00:22:57,124 --> 00:22:58,325
‫محض رضای خدا.

421
00:22:58,375 --> 00:22:59,493
‫دو دقیقه نیست اینجایی

422
00:22:59,543 --> 00:23:01,537
‫- و حالا داری میری؟
‫- فردا.

423
00:23:01,587 --> 00:23:04,581
‫فکر می‌کردم پورت‌ون راه‌حلش باشه
‫ولی اشتباه می‌کردم.

424
00:23:04,631 --> 00:23:07,718
‫اینجا نمی‌ذاره قایم بشی.

425
00:23:08,844 --> 00:23:10,429
‫و این چیز خوبیه.

426
00:23:30,365 --> 00:23:31,525
‫- همینه؟
‫- همینه.

427
00:23:31,575 --> 00:23:33,360
‫- بسیار خب.
‫- آره، بفرما، ببین.

428
00:23:33,410 --> 00:23:34,945
‫بسیار خب، بفرما. کار می‌کنه.

429
00:23:34,995 --> 00:23:36,580
‫خوبه. خوبه. یالا. بریم.

430
00:23:46,173 --> 00:23:48,250
‫- چیکار دارید می‌کنید؟
‫- اوه.

431
00:23:48,300 --> 00:23:50,294
‫وقت آزاد داشتیم. گفتیم با در شروع کنیم.

432
00:23:50,344 --> 00:23:51,461
‫من نخواستم.

433
00:23:51,511 --> 00:23:52,963
‫به عنوان کادوی منزل‌مبارکی در نظرش بگیر.

434
00:23:53,013 --> 00:23:55,757
‫یعنی می‌دونی، اگه می‌خواستی بهمون انعام بدی،

435
00:23:55,807 --> 00:23:57,893
‫عوضش یه سیلی می‌زنیم توی صورتت.

436
00:24:00,062 --> 00:24:02,764
‫هی دکتر، واقعاً داری الین رو اخراج می‌کنی؟

437
00:24:02,814 --> 00:24:05,517
‫اون یه جورایی نماد اینجاست.
‫دکتر ریس عاشق این بود که دستیارشه.

438
00:24:05,567 --> 00:24:07,853
‫در واقع دیگه مهم نیست، چون دارم میرم.

439
00:24:07,903 --> 00:24:09,396
‫- چی؟
‫- آره.

440
00:24:09,446 --> 00:24:11,982
‫اگه نظر منو بخواید، می‌تونید اینجا رو آتیش بزنید.

441
00:24:12,032 --> 00:24:13,950
‫دارم خودمو اخراج می‌کنم.؟

442
00:24:15,077 --> 00:24:17,371
‫خودشو اخراج می‌کنه؟

443
00:24:52,322 --> 00:24:53,698
‫بست هستم.

444
00:24:56,076 --> 00:24:57,819
‫می‌تونه تکونش بده؟

445
00:24:57,869 --> 00:24:59,696
‫♪ تا وقتی می‌دونم چطور عشق بورزم ♪

446
00:24:59,746 --> 00:25:01,748
‫♪ می‌دونم زنده می‌مونم ♪

447
00:25:02,124 --> 00:25:04,201
‫♪ اوه! ♪

448
00:25:04,251 --> 00:25:06,328
‫♪ نا نا نا نا ♪

449
00:25:06,378 --> 00:25:06,880
‫♪ نا نا نا نا ♪

450
00:25:07,003 --> 00:25:09,047
‫هی، گوش کن.

451
00:25:10,132 --> 00:25:12,542
‫ما بدون جنگیدن ناپدید نمی‌شیم.

452
00:25:12,592 --> 00:25:14,211
‫ما قراره زنده بمونیم.

453
00:25:14,261 --> 00:25:18,640
‫امروز، ما روز استقلالمون رو جشن می‌گیریم.

454
00:25:20,267 --> 00:25:23,353
‫بیل پولمن، روز استقلال.

455
00:25:26,398 --> 00:25:29,442
‫حالا که بیکارم، مجبورم شیفت‌های اضافه بردارم.

456
00:25:30,819 --> 00:25:33,438
‫خیلی متاسفم که شنیدم داری میری.

457
00:25:33,488 --> 00:25:35,649
‫واقعاً فکر می‌کردم تا شام لوبیای پخته

458
00:25:35,699 --> 00:25:37,109
‫دووم میاری.

459
00:25:37,159 --> 00:25:38,235
‫زمان جادوییه.

460
00:25:38,285 --> 00:25:40,495
‫بیمار این طرفه.

461
00:25:45,250 --> 00:25:49,087
‫خنده‌دار نیست که حتی بریسکت هم بیکن دوست داره؟

462
00:25:52,132 --> 00:25:55,252
‫جورجی. دکتر مارتین اومده نجاتت بده.

463
00:25:55,302 --> 00:25:59,047
‫- هی دکتر.
‫- اوه، اینجا چی شده جورج؟

464
00:25:59,097 --> 00:26:00,924
‫یه درگیری با زمین چرب داشتم

465
00:26:00,974 --> 00:26:03,552
‫- و زمین برنده شد.
‫- می‌بینم.

466
00:26:03,602 --> 00:26:05,595
‫انگشت‌هات رو واسم تکون بده.

467
00:26:05,645 --> 00:26:07,514
‫خوبه. خب، به نظر میاد فقط رگ به رگ شده.

468
00:26:07,564 --> 00:26:09,724
‫پس می‌خوام چند روز روش راه نری،

469
00:26:09,774 --> 00:26:11,142
‫بالا نگهش دار و یخ بذار روش.

470
00:26:11,192 --> 00:26:13,103
‫و بهت نشون میدم چطوری باندپیچیش کنی.

471
00:26:13,153 --> 00:26:15,105
‫خب همگی، خوش برگشتید.

472
00:26:15,155 --> 00:26:17,232
‫دقیقه سه هستیم.

473
00:26:17,282 --> 00:26:20,026
‫فقط منتظر ماکارونی و پنیرم هستم.

474
00:26:20,076 --> 00:26:21,411
‫اون دختر...

475
00:26:22,370 --> 00:26:23,530
‫یه ستاره‌ست.

476
00:26:23,580 --> 00:26:25,949
‫و بعد سیب‌زمینی‌ها رو چک می‌کنیم.

477
00:26:25,999 --> 00:26:27,711
‫عاشق ماکارونی و پنیرم.

478
00:26:28,168 --> 00:26:29,294
‫بی‌شرف!

479
00:26:37,135 --> 00:26:39,012
‫گیلبرت! گیلبرت.

480
00:26:39,846 --> 00:26:41,848
‫هی.

481
00:26:58,448 --> 00:27:01,284
‫نفس بکش. نفس بکش.

482
00:27:02,160 --> 00:27:03,820
‫هی دکتر، خوبی؟

483
00:27:03,870 --> 00:27:06,239
‫- خوبم.
‫- مطمئنی؟

484
00:27:06,289 --> 00:27:07,624
‫آره.

485
00:27:08,833 --> 00:27:11,044
‫باشه. خودت دکتری.

486
00:27:15,340 --> 00:27:17,000
‫ببخشید. فکر کنم بهتره بیام داخل،

487
00:27:17,050 --> 00:27:18,718
‫چون... آره، دارم میام داخل.

488
00:27:19,969 --> 00:27:22,839
‫وای خدای من. حالت خوبه؟

489
00:27:22,889 --> 00:27:25,592
‫چی؟ چه خبره؟

490
00:27:25,642 --> 00:27:27,552
‫داری سکته می‌کنی؟

491
00:27:27,602 --> 00:27:29,262
‫باشه. فروپاشی عصبی؟

492
00:27:29,312 --> 00:27:31,097
‫چیه؟ چیه؟ بهم بگو. بهم بگو.

493
00:27:31,147 --> 00:27:33,016
‫من فقط باید...

494
00:27:33,066 --> 00:27:35,351
‫- خون.
‫- چه خونی...

495
00:27:35,401 --> 00:27:37,278
‫بسیار خب. خون چشه؟

496
00:27:42,617 --> 00:27:45,361
‫از خون می‌ترسی؟

497
00:27:45,411 --> 00:27:47,330
‫ولی تو دکتری.

498
00:27:49,874 --> 00:27:51,292
‫باشه. بسیار خب، بسیار خب.

499
00:27:53,461 --> 00:27:54,963
‫می‌خوای تدی رو بغل کنی؟

500
00:27:58,591 --> 00:28:00,627
‫می‌خوای. فقط یه لحظه.

501
00:28:00,677 --> 00:28:01,678
‫یه لحظه.

502
00:28:03,972 --> 00:28:05,306
‫بسیارخب.

503
00:28:07,350 --> 00:28:09,260
‫بسیارخب.

504
00:28:09,310 --> 00:28:11,062
‫آره.

505
00:28:12,355 --> 00:28:14,941
‫واو، دکتری که از خون می‌ترسه؟

506
00:28:16,860 --> 00:28:18,728
‫گمونم حسابی گزینه‌هات رو محدود می‌کنه.

507
00:28:18,778 --> 00:28:20,989
‫- ببخشید.
‫- یه لحظه.

508
00:28:22,657 --> 00:28:24,284
‫بسیار خب.

509
00:28:26,744 --> 00:28:28,830
‫می‌دونی،

510
00:28:29,289 --> 00:28:31,291
‫اگه مایل باشی،

511
00:28:31,749 --> 00:28:33,910
‫دکتر ریس،

512
00:28:33,960 --> 00:28:37,839
‫اون می‌ذاشت من زخم‌ها رو
‫باندپیچی کنم و خون بگیرم.

513
00:28:40,508 --> 00:28:43,261
‫فقط اگه تصمیم گرفتی بمونی...

514
00:28:45,763 --> 00:28:47,465
‫می‌تونم حسابی به دردت بخورم.

515
00:28:47,515 --> 00:28:48,800
‫میشه لطفاً عجله کنی؟

516
00:28:48,850 --> 00:28:50,685
‫یه دقیقه صبر کن بابا!

517
00:28:55,773 --> 00:28:59,435
‫می‌دونم ممکنه به نظر نیاد،

518
00:28:59,485 --> 00:29:01,904
‫ولی من توی راز نگهداری خیلی خوبم.

519
00:29:17,378 --> 00:29:18,921
‫حالت خوبه؟

520
00:29:19,881 --> 00:29:21,708
‫آره، آره.

521
00:29:21,758 --> 00:29:23,585
‫خوبم.

522
00:29:23,635 --> 00:29:24,844
‫تو خوبی؟

523
00:29:36,022 --> 00:29:37,774
‫- دو تا بخور.
‫- ممنون.

524
00:29:39,859 --> 00:29:42,028
‫گمونم یکم زیادی بهم نوشیدنی دادن.

525
00:29:47,283 --> 00:29:48,443
‫فرض می‌کنم کسی رو داری

526
00:29:48,493 --> 00:29:51,279
‫که برسونتت خونه، پس می‌دونی...

527
00:29:51,329 --> 00:29:53,448
‫شاید یه قرص نعنا و...

528
00:29:53,498 --> 00:29:54,949
‫زندگی خوبی داشته باشی.

529
00:29:54,999 --> 00:29:57,952
‫راستش داشتم خیلی خوب روش سرپوش می‌ذاشتم،

530
00:29:58,002 --> 00:30:00,997
‫ولی این جدایی واقعاً داغونم کرده.

531
00:30:01,047 --> 00:30:04,250
‫من از ۱۲ سالگی عاشق لوئیزا بودم.

532
00:30:04,300 --> 00:30:06,336
‫- اون بی‌نقصه.
‫- هیچکس بی‌نقص نیست.

533
00:30:06,386 --> 00:30:07,754
‫روی چیزای بدش تمرکز کن،

534
00:30:07,804 --> 00:30:10,214
‫عادت‌های رو مخش، دعوایی بودنش،

535
00:30:10,264 --> 00:30:11,632
‫کینه‌های قدیمی.

536
00:30:11,682 --> 00:30:14,635
‫نه، نه، دارم بهت می‌گم دکتر، اون بی‌نقصه.

537
00:30:14,685 --> 00:30:17,972
‫اون مهربونه، صبوره، حامیه.

538
00:30:18,022 --> 00:30:21,109
‫تنها کار اصلی‌ای که تا حالا کرده
‫اینه که بهم زده با...

539
00:30:30,618 --> 00:30:33,079
‫هیچوقت با این موضوع کنار نمیام، دکتر.

540
00:30:40,336 --> 00:30:42,330
‫باورم نمیشه با آهنگ «من زنده می‌مونم» رقصیدم.

541
00:30:42,380 --> 00:30:44,207
‫چقدر ضایعست؟

542
00:30:44,257 --> 00:30:45,792
‫فوق‌العاده ضایعست.

543
00:30:45,842 --> 00:30:47,093
‫ضایع!

544
00:30:50,680 --> 00:30:53,591
‫عشق باعث میشه کارای احمقانه‌ای بکنی.

545
00:30:53,641 --> 00:30:56,102
‫آره. دارم به این نتیجه می‌رسم.

546
00:31:01,274 --> 00:31:02,733
‫واو.

547
00:31:04,777 --> 00:31:06,988
‫ممنون. ممنون.

548
00:31:08,114 --> 00:31:09,440
‫یه جورایی وحشتناک بود.

549
00:31:09,490 --> 00:31:10,825
‫ممنون، دکتر.

550
00:31:11,993 --> 00:31:13,194
‫ممنون.

551
00:31:13,244 --> 00:31:14,871
‫واقعاً کمکم کردی، پسر.

552
00:31:17,081 --> 00:31:18,708
‫- جدی؟
‫- آره.

553
00:31:20,710 --> 00:31:23,496
‫صبر کن، پس واقعاً داری ترکمون می‌کنی؟

554
00:31:23,546 --> 00:31:26,007
‫مطمئنم باعث آرامش خاطر همه میشه.

555
00:31:27,008 --> 00:31:28,876
‫خب، نه همه.

556
00:31:28,926 --> 00:31:31,546
‫اونجور که من می‌بینم، ما به یه دکتر نیاز داریم،

557
00:31:31,596 --> 00:31:33,047
‫و تو به بیمار نیاز داری.

558
00:31:33,097 --> 00:31:36,183
‫لازم نیست همه‌مون عاشق همدیگه باشیم، مگه نه؟

559
00:31:40,730 --> 00:31:42,148
‫بذار واست آب بیارم.

560
00:33:27,211 --> 00:33:30,423
‫[برای اجاره]

561
00:33:33,217 --> 00:33:38,180
‫«ترجمه از حـامـد»

562
00:33:39,890 --> 00:33:44,804
‫چی؟ نه، نه، نه، نه، نه.

563
00:33:44,854 --> 00:33:46,313
‫برو! برو بیرون!

564
00:33:48,313 --> 00:33:58,313
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M