1
00:00:11,553 --> 00:00:13,680
‫[کاهش بودجه: آیا مدرسه روزانه‌ی
‫پورت‌ون سرپا خواهد ماند؟]

2
00:00:14,680 --> 00:00:24,680
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:27,110 --> 00:00:29,029
‫[دکتر عمه‌ی خود را در جشنواره‌ی بلوبری نجات داد]

4
00:00:37,787 --> 00:00:39,489
‫الین، می‌دونی وقتی گفتم
‫ساعت هشت اینجا باش،

5
00:00:39,539 --> 00:00:40,865
‫منظورم هشت صبح بود، درسته؟

6
00:00:40,915 --> 00:00:42,867
‫باید می‌رفتم خرید.

7
00:00:42,917 --> 00:00:44,494
‫نمی‌تونستی بعد از کار بری؟

8
00:00:44,544 --> 00:00:46,830
‫اوه، مراقب لحنت باش، چون اینا واسه توئه.

9
00:00:46,880 --> 00:00:48,665
‫چرا واسم خرید کردی؟ چیکار کردی؟

10
00:00:48,715 --> 00:00:50,500
‫من نخریدمشون. از کارتت استفاده کردم.

11
00:00:50,550 --> 00:00:51,710
‫احمق نیستم.

12
00:00:51,760 --> 00:00:53,586
‫ممنون بابت کیت‌کت‌ها.

13
00:00:53,636 --> 00:00:56,006
‫و گریپ‌فروت. و سوشی.

14
00:00:56,056 --> 00:00:58,967
‫گوش کن، این آخر هفته نباید بری بیرون.

15
00:00:59,017 --> 00:01:00,218
‫چرا؟ تنبیه خانگی شدم؟

16
00:01:00,268 --> 00:01:02,637
‫هی دکتر، یه لحظه به کمکت نیاز دارم.

17
00:01:02,687 --> 00:01:04,514
‫می‌دونی چقدر دوستت دارم و بهت احترام می‌ذارم.

18
00:01:04,564 --> 00:01:06,641
‫- این واقعی به نظر میاد؟
‫- نه، مارک! نه، نه.

19
00:01:06,691 --> 00:01:08,393
‫نه. برو بیرون.

20
00:01:08,443 --> 00:01:10,395
‫از این یکی خوشم میاد.

21
00:01:10,445 --> 00:01:11,438
‫دکتر ریس همیشه کمکم می‌کرد.

22
00:01:11,488 --> 00:01:12,647
‫ایشون شبیه دکتر ریسه؟

23
00:01:12,697 --> 00:01:13,857
‫یه کم دور چشماش، آره.

24
00:01:13,907 --> 00:01:15,408
‫- اوه، سلام، نبات مامان.
‫- سلام، مامان.

25
00:01:17,118 --> 00:01:18,995
‫اینم روپوش آزمایشگاهت.

26
00:01:20,747 --> 00:01:21,906
‫شرمنده بابت بوش.

27
00:01:21,956 --> 00:01:23,616
‫دکتر ریس اون اواخر

28
00:01:23,666 --> 00:01:25,493
‫یه بوی تند خاصی داشت.

29
00:01:25,543 --> 00:01:27,328
‫قرار نیست هیچ‌کدوم از این کارا رو بکنه.

30
00:01:27,378 --> 00:01:29,330
‫این بار چه مراسم دیوونه‌واری قراره برگزار شه؟

31
00:01:29,380 --> 00:01:31,666
‫من دختر مدرسه‌ای قربانی‌ام.

32
00:01:31,716 --> 00:01:34,377
‫تو منو از دست خون‌آشام نجات میدی.

33
00:01:34,427 --> 00:01:35,879
‫- و کارمون اینجا تمومه.
‫- باشه.

34
00:01:35,929 --> 00:01:37,881
‫راستش یه سنته، دکتر.

35
00:01:37,931 --> 00:01:39,299
‫به عنوان جمع‌آوری کمک مالی واسه مدرسه،

36
00:01:39,349 --> 00:01:41,468
‫هر سال اولین و بدترین رمانی که

37
00:01:41,518 --> 00:01:43,094
‫جرمی گدرکول نوشته رو جشن می‌گیریم.

38
00:01:43,144 --> 00:01:46,097
‫- نویسنده‌ی رمان‌های ترسناک؟
‫- خب، من بهش میگم جری‌بری.

39
00:01:46,147 --> 00:01:49,059
‫- ولی اون یه داستان دیگه‌ست.
‫- بس کن!

40
00:01:49,109 --> 00:01:51,603
‫وقتی ۱۸ سالش بود، توی پورت‌ون
‫بستنی می‌فروخت.

41
00:01:51,653 --> 00:01:53,146
‫فقط بستنی نمی‌فروخت.

42
00:01:53,196 --> 00:01:55,774
‫و داستان اولین رمانش اینجا اتفاق میفته.
‫خیلی بده.

43
00:01:55,824 --> 00:01:57,859
‫در مورد عروسی بین یه خون‌آشام،

44
00:01:57,909 --> 00:02:01,321
‫لرد گریم‌شاو، و یه دختر جذاب، یولیلی‌ـه.

45
00:02:01,371 --> 00:02:02,906
‫خیلی ممنون که اومدید.

46
00:02:02,956 --> 00:02:05,533
‫نه، ولی واقعاً یه تله‌ست واسه کشوندن مهمونا

47
00:02:05,583 --> 00:02:09,079
‫تا دانشمند دیوونه بتونه همه رو بکشه
‫و خونشون رو بکشه بیرون.

48
00:02:09,129 --> 00:02:10,580
‫خب، در مورد یه چیز حق با توئه.

49
00:02:10,630 --> 00:02:11,664
‫واقعاً به نظر بد میاد.

50
00:02:11,714 --> 00:02:13,800
‫نه، باحاله!

51
00:02:13,842 --> 00:02:17,212
‫ما کتاب رو به صورت نمایش زنده
‫توی انبار مدرسه بازسازی می‌کنیم.

52
00:02:17,262 --> 00:02:18,880
‫رویداد اصلی فردا شبه.

53
00:02:18,930 --> 00:02:20,965
‫من مسئول درست کردن تمام خون‌ها هستم.

54
00:02:21,015 --> 00:02:22,258
‫ببخشید؟

55
00:02:22,308 --> 00:02:24,302
‫کل آخر هفته. یه عالمه خون.

56
00:02:24,352 --> 00:02:25,845
‫اسم این کتاب چیه؟

57
00:02:25,895 --> 00:02:28,481
‫- «کارخانه‌ی خونین.»
‫- «کارخانه‌ی خونین.»

58
00:02:29,691 --> 00:02:31,643
‫آها. که اینطور.

59
00:02:31,693 --> 00:02:33,394
‫نگران نباش دکتر، نظرت رو عوض می‌کنم.

60
00:02:33,444 --> 00:02:36,231
‫دانشمند دیوونه؟
‫نقش خیلی خوبیه.

61
00:02:36,281 --> 00:02:38,608
‫یه آدم خیلی خاص می‌خواد.

62
00:02:38,658 --> 00:02:39,818
‫مامان. صبحونه؟

63
00:02:39,868 --> 00:02:41,619
‫بله، بله، عزیز دلم!

64
00:02:43,746 --> 00:02:45,990
‫- مامان.
‫- واسه همین خرید کردم.

65
00:02:46,040 --> 00:02:48,710
‫واسه همینه که نمی‌تونی این آخر هفته بری بیرون.

66
00:02:50,044 --> 00:02:52,755
‫خب، گمونم باید ازت تشکر کنم.

67
00:02:53,047 --> 00:02:54,290
‫قبلاً کردی.

68
00:02:54,340 --> 00:02:55,708
‫محصولات کاغذی خیلی گرونن.

69
00:02:55,758 --> 00:02:57,627
‫می‌خوای دستمال توالت هم واست بخرم؟

70
00:02:57,677 --> 00:02:59,963
‫نه، اونو از اینجا می‌دزدم.

71
00:03:00,013 --> 00:03:01,222
‫مطب دکتر.

72
00:03:02,807 --> 00:03:04,267
‫چی؟

73
00:03:04,392 --> 00:03:05,760
‫باشه.

74
00:03:05,810 --> 00:03:08,012
‫لیام توی مدرسه سرش ضربه خورده،

75
00:03:08,062 --> 00:03:10,223
‫- و می‌خوان تو بری اونجا.
‫- توی مدرسه. اونجا...

76
00:03:10,273 --> 00:03:12,650
‫هنوز نه. زوده، مشکلی نیست.

77
00:03:12,692 --> 00:03:15,361
‫میاد اونجا. ممنون!

78
00:03:20,366 --> 00:03:22,118
‫نمی‌دونم.

79
00:03:25,413 --> 00:03:27,407
‫بازی‌های فکری رو بذار اینجا، بث.

80
00:03:27,457 --> 00:03:28,992
‫عملیات! مورد علاقه‌ی من!

81
00:03:29,042 --> 00:03:32,453
‫بیاید چسبوندن دندون نیش
‫روی خون‌آشام رو بذاریم اینجا.

82
00:03:32,503 --> 00:03:34,372
‫اینجا چه خبره؟

83
00:03:34,422 --> 00:03:37,750
‫اوه، سلام، سارا، داریم یه
‫جشن کوچیک کارخانه‌ی خونین می‌گیریم

84
00:03:37,800 --> 00:03:39,085
‫واسه کوچولوها.

85
00:03:39,135 --> 00:03:41,588
‫هیچ‌وقت واسه لذت بردن از سنت پورت‌ون زود نیست.

86
00:03:41,638 --> 00:03:44,799
‫کاملاً باهات موافقم.

87
00:03:44,849 --> 00:03:46,634
‫خب، می‌خواستی در مورد چی باهام حرف بزنی؟

88
00:03:46,684 --> 00:03:50,263
‫خب، یه کم حساسه، پس...

89
00:03:50,313 --> 00:03:52,807
‫می‌دونم مجوز صید لابسترت رو تمدید نکردی.

90
00:03:52,857 --> 00:03:55,643
‫آره، می‌کنم، می‌کنم.
‫فقط یه کم زمان بیشتر لازم دارم.

91
00:03:55,693 --> 00:03:57,562
‫می‌دونم، ولی کلاغه بهم خبر رسوند

92
00:03:57,612 --> 00:03:59,939
‫که بازرس هفته دیگه میاد.

93
00:03:59,989 --> 00:04:01,282
‫هفته دیگه؟

94
00:04:02,951 --> 00:04:05,620
‫فکر می‌کنی واقعاً کارمو تعطیل کنه؟

95
00:04:05,662 --> 00:04:07,447
‫بیل رو که می‌شناسی. اون...

96
00:04:07,497 --> 00:04:10,158
‫اون تابع قوانینه.

97
00:04:10,208 --> 00:04:12,202
‫گوش کن، سارا. اگه لازم داری
‫یه کم بهت قرض بدم...

98
00:04:12,252 --> 00:04:14,537
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫خودم جورش می‌کنم!

99
00:04:14,587 --> 00:04:16,414
‫یعنی بعد از این آخر هفته.

100
00:04:16,464 --> 00:04:18,333
‫سفارش بزرگیه، می‌دونی؟ پس...

101
00:04:18,383 --> 00:04:20,043
‫باشه.

102
00:04:20,093 --> 00:04:22,720
‫به هر حال، من دیگه دارم میرم بیرون،

103
00:04:22,762 --> 00:04:24,297
‫پس... مشکلی پیش نمیاد.

104
00:04:24,347 --> 00:04:25,924
‫- باشه، عالیه.
‫- ممنون، فرانک.

105
00:04:25,974 --> 00:04:27,759
‫هی فرانکلین، می‌خوای اینو کجا بذارم؟

106
00:04:27,809 --> 00:04:30,103
‫اسپاگتی و تخم چشم توی آشپزخونه، دی‌جی!

107
00:04:46,119 --> 00:04:48,446
‫- بهتر از این نمی‌شه.
‫- اوه...

108
00:04:48,496 --> 00:04:50,782
‫دکتر داره رد میشه!
‫دکتر داره رد میشه!

109
00:04:50,832 --> 00:04:52,367
‫- ببخشید!
‫- مارتین! مارتین!

110
00:04:52,417 --> 00:04:54,252
‫مارتین، اینجا!

111
00:04:58,047 --> 00:04:59,499
‫- اسمت چیه؟
‫- لیام.

112
00:04:59,549 --> 00:05:01,084
‫یعنی اسم خودمو نمی‌دونم؟

113
00:05:01,134 --> 00:05:03,553
‫پس تغییر شخصیت نداشته.

114
00:05:05,346 --> 00:05:08,299
‫بسیار خب. ضربه مغزی نشده.
‫فقط یه ضربه کوچیکه.

115
00:05:08,349 --> 00:05:09,684
‫حالت خوب میشه.
‫فقط روش یخ بذار.

116
00:05:13,479 --> 00:05:15,556
‫می‌دونی، توی کارخانه‌ی خونین یه صحنه هست

117
00:05:15,606 --> 00:05:18,518
‫که تمام مهمونا توی یه اتاق گیر افتادن
‫و همشون دارن...

118
00:05:18,568 --> 00:05:20,311
‫سم می‌خورن.

119
00:05:20,361 --> 00:05:23,147
‫و بعد اونا شروع می‌کنن به...

120
00:05:23,197 --> 00:05:25,358
‫لوئیزا؟ لوئیزا؟

121
00:05:25,408 --> 00:05:28,328
‫- صبر کن، لوئیزا...
‫- وای خدای من.

122
00:05:31,581 --> 00:05:32,623
‫لوئیزا؟

123
00:05:52,143 --> 00:05:57,148
‫«ترجمه از حـامـد»

124
00:06:01,152 --> 00:06:02,779
‫اوه...

125
00:06:06,616 --> 00:06:07,900
‫اسمت چیه؟

126
00:06:07,950 --> 00:06:09,944
‫- لوئیزا گوین.
‫- کجایی؟

127
00:06:09,994 --> 00:06:11,788
‫- توی مدرسه.
‫- و من کی هستم؟

128
00:06:13,915 --> 00:06:15,249
‫مارتین.

129
00:06:17,335 --> 00:06:18,911
‫صبحونه خوردی؟

130
00:06:18,961 --> 00:06:20,546
‫آب کافی خوردی؟

131
00:06:21,047 --> 00:06:21,998
‫نه.

132
00:06:22,048 --> 00:06:23,458
‫فقط... کارا خیلی زیاده.

133
00:06:23,508 --> 00:06:26,294
‫- آروم باش.
‫- می‌خواید تنهاتون بذاریم؟

134
00:06:26,344 --> 00:06:27,879
‫- لیام.
‫- شرمنده!

135
00:06:27,929 --> 00:06:29,555
‫فقط به نظر میاد می‌خواید تنها باشید!

136
00:06:30,515 --> 00:06:31,924
‫چند وقته اون سرفه رو داری؟

137
00:06:31,974 --> 00:06:33,760
‫چند روزه.

138
00:06:33,810 --> 00:06:35,053
‫و اخیراً غش کردی؟

139
00:06:35,103 --> 00:06:38,598
‫دوشنبه. و چهارشنبه.

140
00:06:38,648 --> 00:06:40,433
‫دو بار توی این هفته؟
‫و این سومی بود؟

141
00:06:40,483 --> 00:06:42,727
‫- باید کامل معاینه بشی.
‫- نه، وقت ندارم.

142
00:06:42,777 --> 00:06:45,188
‫جای بحث نداره. می‌تونی وایسی؟

143
00:06:45,238 --> 00:06:47,023
‫- کمک می‌کنم. آروم.
‫- واقعاً نمی‌تونم برم!

144
00:06:47,073 --> 00:06:48,691
‫آخر هفته کارخانه‌ی خونینـه!

145
00:06:48,741 --> 00:06:49,776
‫فکر کنم بهتره تنها باشید.

146
00:06:49,826 --> 00:06:51,027
‫لیام!

147
00:06:51,077 --> 00:06:52,153
‫منو از اینجا ببر.

148
00:06:52,203 --> 00:06:53,955
‫- با کمال میل.
‫- آره.

149
00:06:55,373 --> 00:06:57,750
‫- وای خدا، اوه!
‫- راه رو باز کنید، بچه‌ها.

150
00:06:57,792 --> 00:07:01,913
‫شماها مگه نباید به تمرین غش کردنتون برسید؟

151
00:07:01,963 --> 00:07:03,915
‫ولی معلوم بود که دلشون می‌خواد تنها باشن، نه؟

152
00:07:03,965 --> 00:07:05,508
‫- اوه، حتماً.
‫- اوه، کاملاً.

153
00:07:08,136 --> 00:07:09,921
‫خیلی مسخره‌ست. من غشی‌ام.

154
00:07:09,971 --> 00:07:12,090
‫از یه خانواده‌ی غشی میام.

155
00:07:12,140 --> 00:07:14,050
‫مادربزرگم توی سوپرمارکت بود

156
00:07:14,100 --> 00:07:16,177
‫داشت کوپن‌هاش رو نگاه می‌کرد، و بعد فقط...

157
00:07:16,227 --> 00:07:18,012
‫و وقتی استرس دارم که دیگه هیچی!

158
00:07:18,062 --> 00:07:21,182
‫دو بار غش کردی و بهم نگفتی؟

159
00:07:21,232 --> 00:07:22,600
‫لوئیزا! ما هم‌خونه‌ایم!

160
00:07:22,650 --> 00:07:24,310
‫الان داشتم می‌گفتم چیز مهمی نیست!

161
00:07:24,360 --> 00:07:26,437
‫خب، چیز مهمی نیست؟

162
00:07:26,487 --> 00:07:29,315
‫لوئیزا، غش کردن می‌تونه نشونه‌ی
‫فاجعه‌ای از مشکلات سلامتی باشه،

163
00:07:29,365 --> 00:07:32,026
‫پارگی آئورت، بیماری دریچه قلب،

164
00:07:32,076 --> 00:07:34,070
‫ممکنه سکته خفیف کرده باشی، یا تومور مغزی.

165
00:07:34,120 --> 00:07:35,279
‫اگه موقع رانندگی غش می‌کردی چی؟

166
00:07:35,329 --> 00:07:36,489
‫خب دیگه، این یکم زیاده‌رویه.

167
00:07:36,539 --> 00:07:38,624
‫آره، از استیج بیا پایین، جوگیرخان.

168
00:07:39,876 --> 00:07:42,378
‫اوه. اوه.

169
00:07:44,964 --> 00:07:45,998
‫اینجا چرا سرخ شده؟

170
00:07:46,048 --> 00:07:48,918
‫اوه. این فقط خشکی پوسته.

171
00:07:48,968 --> 00:07:50,420
‫وقتی هوا عوض میشه اینجوری میشم.

172
00:07:50,470 --> 00:07:51,712
‫باید مرطوب‌کننده بزنم.

173
00:07:51,762 --> 00:07:52,964
‫یا با سرفه و خستگی

174
00:07:53,014 --> 00:07:55,091
‫ممکنه آراس‌وی یا کوکسیدیوئیدومایکوزیس باشه.

175
00:07:55,141 --> 00:07:57,885
‫- باز شروع شد.
‫- الین، یه نمونه ادرار لازم داریم،

176
00:07:57,935 --> 00:07:59,762
‫و باید بقیه اون سرخی پوست رو ببینم.

177
00:07:59,812 --> 00:08:01,013
‫پس باید لباست رو دربیاری.

178
00:08:01,063 --> 00:08:02,849
‫باید لباسام رو دربیارم؟

179
00:08:02,899 --> 00:08:05,476
‫یعنی...

180
00:08:05,526 --> 00:08:09,897
‫الین یه روپوش میاره و
‫توی اتاق می‌مونه در حین... این کار،

181
00:08:09,947 --> 00:08:11,115
‫حین معاینه.

182
00:08:13,117 --> 00:08:15,069
‫حالا که فکر می‌کنم،

183
00:08:15,119 --> 00:08:17,196
‫می‌دونی، کی وقت داره؟
‫کلی کار دارم. باید برم.

184
00:08:17,246 --> 00:08:18,789
‫- باید برم.
‫- چی؟

185
00:08:19,332 --> 00:08:20,333
‫خب، بچه جون...

186
00:08:21,083 --> 00:08:22,710
‫اوضاع چطوره؟

187
00:08:23,794 --> 00:08:25,663
‫اوضاع چی چطوره؟

188
00:08:25,713 --> 00:08:29,041
‫می‌دونی... اون.

189
00:08:29,091 --> 00:08:31,043
‫- چی؟
‫- باشه.

190
00:08:31,093 --> 00:08:32,261
‫الین.

191
00:08:33,304 --> 00:08:35,923
‫- بابا.
‫- فقط دارم فکر می‌کنم.

192
00:08:35,973 --> 00:08:38,009
‫کارخانه‌ی خونینـه.

193
00:08:38,059 --> 00:08:40,052
‫آخر هفته بزرگیه.

194
00:08:40,102 --> 00:08:42,138
‫می‌تونی بهش پیشنهاد بدی.

195
00:08:42,188 --> 00:08:45,433
‫راستش ممکنه امسال توی نمایش باشم.

196
00:08:45,483 --> 00:08:48,186
‫لوئیزا پرسید که می‌تونم
‫نقش نصف زوج نفرین‌شده رو بازی کنم، پس...

197
00:08:48,236 --> 00:08:49,645
‫- اوه، آره؟
‫- آره.

198
00:08:49,695 --> 00:08:51,772
‫پس فکر می‌کنی کی

199
00:08:51,822 --> 00:08:53,908
‫باید نقش اون یکی نصفه رو بازی کنه؟

200
00:08:58,204 --> 00:09:00,456
‫یالا بچه جون، باید وارد بازی بشی.

201
00:09:04,210 --> 00:09:05,912
‫متأسفم، ولی ظرفیتمون تکمیله.

202
00:09:05,962 --> 00:09:07,371
‫می‌تونم بذارمت توی لیست انتظار.

203
00:09:07,421 --> 00:09:10,333
‫ببخشید دیر کردم!
‫امروز صبح صید خوبی داشتم.

204
00:09:10,383 --> 00:09:13,211
‫- ایول!
‫- سارا، واقعاً فکر می‌کنی باید انقدر سخت کار کنی؟

205
00:09:13,261 --> 00:09:15,046
‫آخه همین هفته پیش بیمارستان بودی.

206
00:09:15,096 --> 00:09:17,048
‫ای بابا، می‌دونستم.

207
00:09:17,098 --> 00:09:19,926
‫یه اتفاق کوچیک واسم میفته
‫و همه باهام مثل یه آدم علیل رفتار می‌کنن.

208
00:09:19,976 --> 00:09:23,095
‫خب، می‌تونی به خودت زحمت ندی!

209
00:09:23,145 --> 00:09:25,097
‫با وجود تمام توریستایی که میان،

210
00:09:25,147 --> 00:09:27,475
‫و نیاز به این همه لابستر واسه ضیافت مغزها،

211
00:09:27,525 --> 00:09:30,478
‫این بهترین آخر هفته‌ی سال واسه منه!

212
00:09:30,528 --> 00:09:33,231
‫اوه! تلفن یه ریز داره زنگ می‌خوره.

213
00:09:33,281 --> 00:09:35,149
‫واسه فردا شب ظرفیتمون داره پر میشه.

214
00:09:35,199 --> 00:09:37,693
‫کارخانه‌ی خونین هم همینطور،
‫یعنی هیچ‌وقت ندیده بودم این شکلی باشه،

215
00:09:37,743 --> 00:09:39,195
‫امسال قراره کلی پول جمع کنیم!

216
00:09:39,245 --> 00:09:41,197
‫به نظر میاد لابستر بیشتری لازم داشته باشیم!

217
00:09:41,247 --> 00:09:43,866
‫نیاز داریم، ولی واسم سواله
‫که تماس‌ها از کجا میان؟

218
00:09:43,916 --> 00:09:46,619
‫گمونم دهن به دهن پیچیده که چقدر باحاله!

219
00:09:46,669 --> 00:09:50,122
‫پسر، یه نفر چقدر می‌تونه آب‌پرتقال بخوره؟

220
00:09:50,172 --> 00:09:52,133
‫می‌دونم! فقط سیر نمیشم...

221
00:09:57,138 --> 00:09:59,215
‫سالتی بریز.

222
00:09:59,265 --> 00:10:00,841
‫اصلاً نمی‌دونم.

223
00:10:00,891 --> 00:10:02,843
‫اصلاً نمی‌دونم.

224
00:10:02,893 --> 00:10:04,520
‫اصلاً نمی‌دونم.

225
00:10:07,523 --> 00:10:09,525
‫گِرِگ.

226
00:10:10,359 --> 00:10:13,271
‫چرا اون مرد همین الان ازم پرسید جرمی گدرکول

227
00:10:13,321 --> 00:10:15,231
‫فردا شب چه موقع میاد سالتی بریز؟

228
00:10:15,281 --> 00:10:18,359
‫- اصلاً نمی‌دونم.
‫- آها.

229
00:10:18,409 --> 00:10:21,529
‫ممکنه به روزنامه‌ی بار هاربر
‫یه اطلاعات ریز داده باشم

230
00:10:21,579 --> 00:10:24,115
‫که جرمی گدرکول ممکنه اینجا شام بخوره

231
00:10:24,165 --> 00:10:27,118
‫فردا شب قبل از رفتن به کارخانه‌ی خونین.

232
00:10:27,168 --> 00:10:28,369
‫ولی حقیقت داره؟

233
00:10:28,419 --> 00:10:30,121
‫بستگی داره منظورت از «حقیقت» چی باشه.

234
00:10:30,171 --> 00:10:33,416
‫- پس دروغ گفتی.
‫- بستگی داره منظورت از «دروغ» چی باشه.

235
00:10:33,466 --> 00:10:35,293
‫- نگفتن حقیقت.
‫- آره، دروغ گفتم.

236
00:10:35,343 --> 00:10:37,795
‫- گِرِگ!
‫- فقط می‌خواستم پورت‌ون رو معروف کنم!

237
00:10:37,845 --> 00:10:38,879
‫و یه پول اضافی دربیاری.

238
00:10:38,929 --> 00:10:40,047
‫هیچ اشکالی نداره.

239
00:10:40,097 --> 00:10:41,757
‫خب واسه مدرسه خوبه.

240
00:10:41,807 --> 00:10:44,010
‫می‌بینی؟ واسه هممون خوبه.

241
00:10:44,060 --> 00:10:47,555
‫مشکوکه. چه اتفاقی میفته وقتی بفهمن نمیاد؟

242
00:10:47,605 --> 00:10:49,599
‫می‌دونی اون طرفدارای ژانر وحشت چقدر دیوونه‌ان.

243
00:10:49,649 --> 00:10:51,309
‫اونا روانی‌ان.

244
00:10:51,359 --> 00:10:53,277
‫اونا بی‌عقلن.

245
00:10:54,403 --> 00:10:55,771
‫نه!

246
00:10:55,821 --> 00:10:57,189
‫- تو نابغه‌ای.
‫- این تا الان بهترینش بوده.

247
00:10:57,239 --> 00:10:59,066
‫- یکی دو تا دیگه، تأییدم کنید!
‫- وای خدای من!

248
00:10:59,116 --> 00:11:01,527
‫قراره عالی بشه.

249
00:11:01,577 --> 00:11:02,778
‫اوه، عاشقتم!

250
00:11:02,828 --> 00:11:04,538
‫- منم عاشقتم، دروغگو.
‫- اوه...

251
00:11:09,502 --> 00:11:12,413
‫سلام! لوئیزا هستم، پیغام بذارید.

252
00:11:12,463 --> 00:11:14,248
‫لوئیزا.

253
00:11:14,298 --> 00:11:16,959
‫دکتر بست... تماس می‌گیره.

254
00:11:17,009 --> 00:11:20,963
‫نمی‌تونم تصور کنم چرا تصمیم گرفتی
‫اونجوری فرار کنی.

255
00:11:21,013 --> 00:11:23,049
‫ولی باید ماهیتِ اون سرخیِ پوست

256
00:11:23,099 --> 00:11:26,435
‫که ایجاد شده بود توی چیزت...

257
00:11:29,313 --> 00:11:31,315
‫قسمت جلویی بدنت...
‫رو مشخص کنیم.

258
00:11:32,316 --> 00:11:35,311
‫تماس بگیر تا در اولین فرصت وقت بگیری.

259
00:11:35,361 --> 00:11:38,147
‫همین. ممنون... بابت وقتت.

260
00:11:38,197 --> 00:11:40,950
‫و خداحافظ. دکتر بست.

261
00:11:49,583 --> 00:11:53,537
‫الین؟ باید یه وقت جدید بذاریم واسه... لوئیزا.

262
00:11:53,587 --> 00:11:55,081
‫الین، کدوم گوری هستی؟

263
00:11:55,131 --> 00:11:56,791
‫خب، این چونه خون‌آشام معمولیته،

264
00:11:56,841 --> 00:11:58,918
‫ولی واسه جلوه بیشتر، بسته رو بذار تو دهنت

265
00:11:58,968 --> 00:12:01,587
‫- و بعد فقط گاز بزن.
‫- الین، داری با کی حرف می‌زنی؟

266
00:12:01,637 --> 00:12:03,556
‫خیلی ممنون که همراه من بودید، الینیاک‌ها...

267
00:12:05,182 --> 00:12:08,344
‫ببخشید! قرار نبود اینو ببینی! ببخشید! ببخشید!

268
00:12:08,394 --> 00:12:11,472
‫دارم یه آموزش یوتیوب
‫در مورد گریم ترسناک ضبط می‌کنم!

269
00:12:11,522 --> 00:12:12,807
‫صبر کن.

270
00:12:12,857 --> 00:12:13,933
‫حدس بزن اسمش چیه.

271
00:12:13,983 --> 00:12:15,101
‫کار خون؟

272
00:12:15,151 --> 00:12:16,519
‫لعنت بهت!

273
00:12:16,569 --> 00:12:18,062
‫هی دکتر. صبر کن، خوبی؟

274
00:12:18,112 --> 00:12:20,648
‫گوش کن، باید در مورد
‫این قضیه دانشمند دیوونه حرف بزنیم، باشه؟

275
00:12:20,698 --> 00:12:23,025
‫اگه انجامش ندی، مجبورم به گیلبرت بگم،

276
00:12:23,075 --> 00:12:25,995
‫و راستشو بخوای، اون عادت داره زیاده‌روی کنه.

277
00:12:28,289 --> 00:12:29,907
‫اون سرفه درست مثل مال لوئیزاست.

278
00:12:29,957 --> 00:12:33,744
‫و همینطور اون سرخی پوست.
‫همین الان برو توی اتاقم! برو!

279
00:12:33,794 --> 00:12:36,464
‫صبر کن دکتر؟ حالت خوبه؟

280
00:12:37,256 --> 00:12:39,500
‫حالا می‌تونم بیام بیرون؟

281
00:12:39,550 --> 00:12:41,719
‫دندونای نیشم رو توی میزم جا گذاشتم.

282
00:12:45,097 --> 00:12:47,550
‫مطمئنی نمی‌خوای دانشمند دیوونه باشی؟

283
00:12:47,600 --> 00:12:49,051
‫نقش خیلی خوبیه.

284
00:12:49,101 --> 00:12:50,936
‫کل شهر رو مسموم می‌کنی تا بمیرن.

285
00:12:51,061 --> 00:12:52,772
‫بهتره فکرش رو نندازی تو سرم.

286
00:12:52,938 --> 00:12:54,982
‫خیلی بامزه‌ای.

287
00:12:57,526 --> 00:12:59,103
‫خب...

288
00:12:59,153 --> 00:13:02,440
‫- یه خبر دارم.
‫- چی؟

289
00:13:02,490 --> 00:13:04,734
‫لوئیزا می‌خواد ما نقش زوج نفرین‌شده رو بازی کنیم

290
00:13:04,784 --> 00:13:06,277
‫توی کارخانه‌ی خونین فردا.

291
00:13:06,327 --> 00:13:07,745
‫منظورت زوجیه که لرد گریم‌شاو

292
00:13:07,787 --> 00:13:09,905
‫می‌گیرتشون تا بچه‌های خون‌آشام درست کنن؟

293
00:13:09,955 --> 00:13:11,323
‫آره.

294
00:13:11,373 --> 00:13:12,867
‫زوجی که تمام شب رو

295
00:13:12,917 --> 00:13:15,911
‫بهم بسته‌شده توی لباسای خونی و جذاب می‌گذرونن؟

296
00:13:15,961 --> 00:13:17,505
‫آره. خیلی جذاب.

297
00:13:17,546 --> 00:13:20,916
‫نقش‌هایی که کریستوفر
‫و آندریا شلیتز امسال نمی‌تونن بازی کنن

298
00:13:20,966 --> 00:13:23,502
‫چون سرشون با مراقبت از دوقلوهاشون

299
00:13:23,552 --> 00:13:26,430
‫که توی کارخانه‌ی خونین پارسال
‫جرقه‌شون خورد، گرمه؟

300
00:13:26,472 --> 00:13:28,641
‫آره. همونا.

301
00:13:31,227 --> 00:13:33,053
‫باشه.

302
00:13:33,103 --> 00:13:34,722
‫بنازم.

303
00:13:34,772 --> 00:13:37,566
‫- توی کتابخونه می‌بینمت؟
‫- آره، یه کم دیگه اونجام.

304
00:13:42,488 --> 00:13:44,323
‫اسکل!

305
00:13:47,827 --> 00:13:49,945
‫آرنجت آزاده، مارک، یه بار امتحانش کن.

306
00:13:49,995 --> 00:13:53,991
‫آره، ولی اونوقت یه آرنج خیلی چندش دارم.

307
00:13:54,041 --> 00:13:55,451
‫تو و لوئیزا علائم مشابهی دارید،

308
00:13:55,501 --> 00:13:57,536
‫شما دوتا وقت زیادی با هم می‌گذرونید؟

309
00:13:57,586 --> 00:13:59,538
‫آره. زیاد. توی انبار با هم بودیم.

310
00:13:59,588 --> 00:14:00,965
‫خیلی خوب بود.

311
00:14:02,341 --> 00:14:05,336
‫اوه. واقعاً؟ توی انبار؟ چیکار می‌کنید؟

312
00:14:05,386 --> 00:14:08,214
‫- روی کارخانه‌ی خونین کار می‌کنیم.
‫- اوه. درسته.

313
00:14:08,264 --> 00:14:10,716
‫و این آخر هفته قراره
‫نقش داماد و عروسش رو بازی کنیم،

314
00:14:10,766 --> 00:14:12,885
‫لرد گریم‌شاو و لیدی یولیلی.

315
00:14:12,935 --> 00:14:14,929
‫لرد خیلی عاشق اون زنه،

316
00:14:14,979 --> 00:14:16,388
‫در حالی که زنه عاشقش نیست.

317
00:14:16,438 --> 00:14:18,307
‫آره. اصلاً ایده بدی به نظر نمیاد.

318
00:14:18,357 --> 00:14:19,975
‫نه. هشت ساله داریم انجامش میدیم.

319
00:14:20,025 --> 00:14:22,152
‫باید به سنت‌ها احترام بذاری، می‌دونی؟

320
00:14:22,987 --> 00:14:25,489
‫سرفه، سرخی پوست، خستگی.

321
00:14:26,657 --> 00:14:29,159
‫می‌دونید سیستم تهویه انبار چقدر قدیمیه؟

322
00:14:29,660 --> 00:14:31,195
‫خیلی قدیمی.

323
00:14:31,245 --> 00:14:33,322
‫یعنی وقتی بخاری روشن میشه،

324
00:14:33,372 --> 00:14:35,199
‫باعث میشه کل اونجا بوی پاپ‌کورن سوخته بده.

325
00:14:35,249 --> 00:14:37,159
‫هیچ‌کس نمی‌تونه دقیقاً مشخص کنه
‫که این چیز خوبیه یا بد.

326
00:14:37,209 --> 00:14:38,919
‫می‌تونه یه لژیونلای جهش‌یافته باشه.

327
00:14:38,961 --> 00:14:40,079
‫اوه، دکتر، بیخیال!

328
00:14:40,129 --> 00:14:41,622
‫خیلی دلم می‌خواد اون فیلم رو ببینم.

329
00:14:41,672 --> 00:14:43,424
‫مگه با ربات‌ها شکستشون نمی‌دیم؟

330
00:14:44,675 --> 00:14:46,343
‫می‌خوام توی این تف کنی.

331
00:14:53,392 --> 00:14:55,344
‫مراسم جن‌گیری نیست، مارک.

332
00:14:55,394 --> 00:14:57,479
‫فقط... تفه.

333
00:14:58,981 --> 00:15:00,891
‫ممنون.

334
00:15:00,941 --> 00:15:03,060
‫زرده. ممکنه یه جور عفونت ریه داشته باشی.

335
00:15:03,110 --> 00:15:05,813
‫می‌فرستمش واسه آزمایش.

336
00:15:05,863 --> 00:15:07,815
‫الین، باید برگردم مدرسه.

337
00:15:07,865 --> 00:15:10,693
‫- چرا؟
‫- باید تهویه و لوئیزا رو چک کنم.

338
00:15:10,743 --> 00:15:11,569
‫چی؟

339
00:15:11,619 --> 00:15:14,864
‫یعنی همه رو. باید همه رو چک کنیم.

340
00:15:14,914 --> 00:15:17,241
‫دو نفر علائم احتمال لژیونلا رو نشون میدن،

341
00:15:17,291 --> 00:15:18,367
‫یا یه بیماری هوازاد دیگه.

342
00:15:18,417 --> 00:15:21,245
‫این یه کم زیاده‌رویه، حتی واسه تو.

343
00:15:21,295 --> 00:15:22,913
‫فقط احتیاطه،

344
00:15:22,963 --> 00:15:24,665
‫آخه کل شهر فردا شب اونجان، درسته؟

345
00:15:24,715 --> 00:15:26,792
‫آره، و با اینکه روز قبلشه،

346
00:15:26,842 --> 00:15:28,961
‫- اوضاع ممکنه خیلی خونی بشه.
‫- خون مصنوعی.

347
00:15:29,011 --> 00:15:30,671
‫زنده می‌مونم. فرقشون رو می‌دونم.

348
00:15:30,721 --> 00:15:33,591
‫یالا. عجله کن.
‫بریم، وسایلت رو بردار.

349
00:15:33,641 --> 00:15:37,094
‫- اوه، اوه.
‫- هی، دکتر.

350
00:15:37,144 --> 00:15:39,221
‫به نظر نمیاد فرقشون رو بدونی.

351
00:15:39,271 --> 00:15:41,599
‫اوه! لعنتی!

352
00:15:41,649 --> 00:15:44,476
‫بیا. اینو بپوش.

353
00:15:44,526 --> 00:15:46,604
‫مال دکتر ریس بود.

354
00:15:46,654 --> 00:15:47,947
‫واسه وقتی که مجبوری...

355
00:15:49,615 --> 00:15:51,992
‫- عجله کن.
‫- واو!

356
00:15:53,160 --> 00:15:55,037
‫دختر، حسابی ترسوندیم!

357
00:16:04,213 --> 00:16:06,582
‫اوه! الان نه! نه!

358
00:16:06,632 --> 00:16:08,959
‫نه، نه! الان نه!

359
00:16:09,009 --> 00:16:10,302
‫الان نه!

360
00:16:15,265 --> 00:16:17,635
‫و همه شنیدن...

361
00:16:17,685 --> 00:16:18,969
‫- این چه...
‫- اوه، اَل‌ـه.

362
00:16:19,019 --> 00:16:23,691
‫چرا؟ به روحم رحم کن!

363
00:16:23,732 --> 00:16:26,018
‫نذار اینجوری تموم شه!

364
00:16:26,068 --> 00:16:28,938
‫نه، خیلی تاریکه!

365
00:16:28,988 --> 00:16:31,106
‫خیلی سرده!

366
00:16:31,156 --> 00:16:32,733
‫اوه، هی، سلام، بچه‌ها!

367
00:16:32,783 --> 00:16:34,360
‫اوه! این دیگه چیه؟

368
00:16:34,410 --> 00:16:37,121
‫این کارخانه‌ی خونین اثر جرمی گدرکول‌ـه.

369
00:16:37,162 --> 00:16:38,614
‫فکر کردم گفتی فردا شب توی مدرسه‌ست!

370
00:16:38,664 --> 00:16:40,449
‫آره، اونا کتاب رو روز قبلش می‌خونن

371
00:16:40,499 --> 00:16:42,242
‫- تا همه برن توی حس.
‫- و این کتاب اونه؟

372
00:16:42,292 --> 00:16:44,119
‫- آره.
‫- خب، نویسندگیش افتضاحه.

373
00:16:44,169 --> 00:16:45,955
‫خب گدرکول وقتی دانشجو بود نوشتش.

374
00:16:46,005 --> 00:16:48,123
‫کارای بعدیش؟ خیلی ظریف‌ترن.

375
00:16:48,173 --> 00:16:50,834
‫اَل کتاب می‌خونه. باحاله.

376
00:16:50,884 --> 00:16:53,879
‫می‌تونی کپک رو توی یه تهویه قدیمی تست کنی؟

377
00:16:53,929 --> 00:16:55,764
‫- آره.
‫- خوبه. بریم.

378
00:17:03,063 --> 00:17:05,432
‫بله. تف کن.

379
00:17:05,482 --> 00:17:06,442
‫چی؟

380
00:17:06,483 --> 00:17:09,103
‫تو و مارک جفتتون علائم
‫یه بیماری هوازاد رو نشون میدید،

381
00:17:09,153 --> 00:17:10,396
‫فقط دارم احتمالات مختلف رو بررسی می‌کنم.

382
00:17:10,446 --> 00:17:12,773
‫و مجبور بودی این همه راه رو الان بیای
‫اینجا تا این کارو بکنی؟

383
00:17:12,823 --> 00:17:14,692
‫اگه وقتی توی مطبم بودی
‫می‌ذاشتی معاینه‌ت کنم،

384
00:17:14,742 --> 00:17:16,193
‫مجبور نبودم بیام اینجا، درسته؟

385
00:17:16,243 --> 00:17:17,911
‫باشه!

386
00:17:23,459 --> 00:17:25,828
‫- زرد نیست.
‫- می‌بینی؟ من خوبم.

387
00:17:25,878 --> 00:17:28,080
‫شرمنده.

388
00:17:28,130 --> 00:17:29,581
‫خیلی می‌خاره...

389
00:17:29,631 --> 00:17:31,667
‫- واقعاً.
‫- صبر کن! بذار ببینم!

390
00:17:31,717 --> 00:17:33,419
‫خدای من، باز داری عجیب و غریب میشی.

391
00:17:33,469 --> 00:17:35,045
‫سه تا سرخی پوست دیگه.

392
00:17:35,095 --> 00:17:38,298
‫- و سرفه.
‫- اونجا آب جمع شده، دکتر.

393
00:17:38,348 --> 00:17:41,010
‫باشه! همه باید همین الان توی فنجون تف کنن!

394
00:17:41,060 --> 00:17:43,512
‫- تف؟
‫- توی اون فنجون کوچیک سس کچاپ تف کنیم؟

395
00:17:43,562 --> 00:17:44,972
‫فقط واسه سس کچاپ نیست، لیام،

396
00:17:45,022 --> 00:17:46,356
‫واسه نمونه‌گیری هم هست!

397
00:17:46,899 --> 00:17:47,941
‫باشه، بی‌ادب.

398
00:17:50,444 --> 00:17:52,529
‫هی، کارلا.

399
00:17:52,571 --> 00:17:54,073
‫یه کم یخ می‌خوام.

400
00:17:54,198 --> 00:17:56,734
‫اوه، اون کمر خراب پیرت دوباره عود کرده؟

401
00:17:56,784 --> 00:17:59,069
‫به کی میگی پیر؟

402
00:17:59,119 --> 00:18:00,404
‫خدای من.

403
00:18:00,454 --> 00:18:02,664
‫خب، چه عجیب.

404
00:18:04,666 --> 00:18:07,286
‫ببین چی از سطل طعمه خزیده بیرون،

405
00:18:07,336 --> 00:18:09,496
‫ادی مک‌کروی، چشم ما روشن!

406
00:18:09,546 --> 00:18:10,956
‫داره اذیتت می‌کنه، سارا؟

407
00:18:11,006 --> 00:18:13,425
‫نه، نه، از پسش برمیام. ولی ممنون.

408
00:18:15,427 --> 00:18:16,470
‫خب...

409
00:18:19,890 --> 00:18:22,843
‫- پیغامم رو گرفتی؟
‫- گرفتم.

410
00:18:22,893 --> 00:18:24,428
‫می‌دونستم نمی‌تونی دست از فکر کردن به من برداری.

411
00:18:24,478 --> 00:18:25,971
‫تند نرو.

412
00:18:26,021 --> 00:18:28,724
‫یه آخر هفته بزرگ دارم.
‫واسه اون صید کمک لازم دارم.

413
00:18:28,774 --> 00:18:30,059
‫کمک می‌کنم.

414
00:18:30,109 --> 00:18:32,227
‫خوشحالم که فهمیدی بهم نیاز داری.

415
00:18:32,277 --> 00:18:34,813
‫نیاز کلمه سنگینیه.
‫این یه معامله کاریه.

416
00:18:34,863 --> 00:18:35,898
‫ده درصد بهت میدم.

417
00:18:35,948 --> 00:18:37,274
‫- شصت.
‫- بیست.

418
00:18:37,324 --> 00:18:40,027
‫هیچی. به جاش باید بذاری شام ببرمت بیرون.

419
00:18:40,077 --> 00:18:43,614
‫عمراً با یه خارکوب شام بخورم!

420
00:18:43,664 --> 00:18:46,875
‫اسمش دارکوب‌ـه، و خودتم می‌دونی.

421
00:18:47,960 --> 00:18:49,328
‫بیست درصد.

422
00:18:49,378 --> 00:18:50,704
‫این پیشنهاد آخرمه.

423
00:18:50,754 --> 00:18:52,706
‫قبول کن وگرنه یکی دیگه رو پیدا می‌کنم.

424
00:18:52,756 --> 00:18:55,217
‫باشه... قبوله.

425
00:18:57,678 --> 00:19:00,556
‫ایول دارکوب‌ها!

426
00:19:04,143 --> 00:19:05,602
‫اون یخ رو بده من!

427
00:19:07,813 --> 00:19:09,473
‫شرمنده!

428
00:19:09,523 --> 00:19:10,933
‫شرمنده.

429
00:19:10,983 --> 00:19:13,268
‫من واسه این کار اضافه‌کاری می‌گیرم.

430
00:19:13,318 --> 00:19:16,155
‫نصف این نمونه‌های خلط زردرنگن.

431
00:19:19,616 --> 00:19:23,529
‫خب همینه، کارخانه‌ی خونین رو تا وقتی که
‫مشخص بشه لژیونلا نیست، تعطیل می‌کنم.

432
00:19:23,579 --> 00:19:25,539
‫- چی؟ نمی‌تونی این کارو بکنی.
‫- متأسفم. شنیدین چی گفتم.

433
00:19:25,581 --> 00:19:26,949
‫- چاره دیگه‌ای ندارم.
‫- متأسفم. متأسفم.

434
00:19:26,999 --> 00:19:28,867
‫متأسفم. ابداً! نه، این بار نمیشه.

435
00:19:28,917 --> 00:19:30,828
‫ببخشید؟ با دستورات دکتر مخالفت می‌کنی؟

436
00:19:30,878 --> 00:19:32,579
‫ما در مورد شام خوراک لوبیا و سالتی بریز

437
00:19:32,629 --> 00:19:34,164
‫به حرفت گوش دادیم، ولی این یکی نه.

438
00:19:34,214 --> 00:19:37,876
‫نمی‌ذارم بزرگ‌ترین جمع‌آوری کمک مالی سال‌مون رو
‫به خاطر یه حدس تعطیل کنی.

439
00:19:37,926 --> 00:19:40,712
‫یه حدس؟ یه نگاه به این
‫اقامتگاه جذام اینجا انداختی؟

440
00:19:40,762 --> 00:19:42,422
‫این توهین به جامعه جذامی‌هاست.

441
00:19:42,472 --> 00:19:44,007
‫لوئیزا، تو سه بار غش کردی.

442
00:19:44,057 --> 00:19:46,426
‫- این خیلی نگران‌کننده‌ست.
‫- واسه کی؟ من که نیستم.

443
00:19:46,476 --> 00:19:47,469
‫به این صورت نگاه کن، من نگران نیستم.

444
00:19:47,519 --> 00:19:48,637
‫واسه من! به عنوان دکترت!

445
00:19:48,687 --> 00:19:52,224
‫خب، تو دیگه دکتر من نیستی.

446
00:19:52,274 --> 00:19:53,358
‫نظرت در مورد این چیه؟

447
00:19:53,400 --> 00:19:55,686
‫تو... تو اخراجی.

448
00:19:55,736 --> 00:19:57,437
‫چی؟ این فوق‌العاده...

449
00:19:57,487 --> 00:19:59,022
‫- چی؟ چی؟ نه، نیست.
‫- غیرمسئولانه‌ست.

450
00:19:59,072 --> 00:20:00,691
‫میرم پیش یه دکتر توی بار هاربر.

451
00:20:00,741 --> 00:20:03,694
‫تو دیگه دکتر من نیستی
و ما کارخانه‌ی خونین رو

452
00:20:03,744 --> 00:20:06,330
‫تا وقتی نتایج بیاد، تعطیل نمی‌کنیم!

453
00:20:07,456 --> 00:20:08,866
‫این از نظر پزشکی بی‌ملاحظه،

454
00:20:08,916 --> 00:20:11,702
‫غیرمسئولانه، و فقط بچگانه‌ست!

455
00:20:11,752 --> 00:20:13,453
‫آره، قطعاً نیاز دارن تنها باشن.

456
00:20:13,503 --> 00:20:16,506
‫من یه حس تبدیل شدن از
‫دشمن به عاشق ازشون می‌گیرم.

457
00:20:24,181 --> 00:20:25,674
‫چی...

458
00:20:25,724 --> 00:20:28,594
‫پیتر، چی... داری چیکار می‌کنی؟

459
00:20:28,644 --> 00:20:30,179
‫ما هنوز باز نکردیم.

460
00:20:30,229 --> 00:20:32,931
‫- می‌دونم. ولی دارو لازم دارم.
‫- اوه!

461
00:20:32,981 --> 00:20:34,266
‫ولی خصوصیه.

462
00:20:34,316 --> 00:20:36,852
‫واسه همین قبل از اینکه کسی بیاد اینجا اومدم.

463
00:20:36,902 --> 00:20:38,695
‫که اینطور.

464
00:20:39,863 --> 00:20:40,989
‫خب مشکل چیه؟

465
00:20:41,198 --> 00:20:43,150
‫از آخر هفته‌ی کارخانه‌ی خونین متنفرم.

466
00:20:43,200 --> 00:20:44,526
‫همه حسابی دوستش دارن،

467
00:20:44,576 --> 00:20:47,196
‫ولی من فکر می‌کنم احمقانه‌ست و خنده‌دار نیست.

468
00:20:47,246 --> 00:20:49,156
‫من 100 درصد موافقم.

469
00:20:49,206 --> 00:20:50,574
‫- واقعاً؟
‫- بله.

470
00:20:50,624 --> 00:20:53,327
‫- تو هم تشکت رو خیس می‌کنی؟
‫- ببخشید؟

471
00:20:53,377 --> 00:20:56,163
‫شاید نه. بیخیال. باید برم.

472
00:20:56,213 --> 00:20:58,340
‫هی، پیتر، یالا، لطفاً بشین.

473
00:20:59,591 --> 00:21:01,718
‫بیا. بشین.

474
00:21:02,928 --> 00:21:04,546
‫بهم بگو چی شده.

475
00:21:04,596 --> 00:21:07,174
‫رفتم بخوابم، صدای تمام
‫این نوجوونای احمق رو شنیدم

476
00:21:07,224 --> 00:21:09,176
‫که بیرون جیغ می‌زدن.

477
00:21:09,226 --> 00:21:13,305
‫و وقتی بیدار شدم، تختم خیس بود.

478
00:21:13,355 --> 00:21:14,932
‫می‌تونی بهم یه چیزی بدی

479
00:21:14,982 --> 00:21:17,309
‫که امشب این اتفاق نیفته؟

480
00:21:17,359 --> 00:21:20,229
‫پیتر، طبیعیه که بترسی.

481
00:21:20,279 --> 00:21:22,439
‫منم از یه سری چیزای ترسناک خوشم نمیاد.

482
00:21:22,489 --> 00:21:24,566
‫خب تو چیکار می‌کنی؟

483
00:21:24,616 --> 00:21:26,652
‫خب، راستش سعی می‌کنم ازش دوری کنم.

484
00:21:26,702 --> 00:21:28,820
‫ولی فکر نکنم اونم بهترین ایده باشه.

485
00:21:28,870 --> 00:21:30,697
‫منم سعی می‌کنم همین کارو بکنم.

486
00:21:30,747 --> 00:21:33,033
‫ولی اون نوجوونا خیلی سر و صدا می‌کنن.

487
00:21:33,083 --> 00:21:34,076
‫واقعاً همینطورن.

488
00:21:34,126 --> 00:21:36,745
‫ولی کاری که می‌تونیم بکنیم، و این فقط یه ایده‌ست،

489
00:21:36,795 --> 00:21:39,957
‫اینه که می‌تونیم ازش به عنوان
‫فرصتی واسه شجاع بودن استفاده کنیم.

490
00:21:40,007 --> 00:21:42,209
‫- شجاع؟
‫- آره.

491
00:21:42,259 --> 00:21:45,712
‫اعتراف کنیم که می‌ترسیم و بعد باهاش روبرو بشیم.

492
00:21:45,762 --> 00:21:47,798
‫پس بهم دارو نمیدی؟

493
00:21:47,848 --> 00:21:48,682
‫به هیچ وجه.

494
00:21:48,724 --> 00:21:51,727
‫و اسم خودتو هم گذاشتی دکتر.

495
00:21:54,104 --> 00:21:55,564
‫همه منتقد شدن.

496
00:21:56,148 --> 00:21:57,274
[داروخانه]

497
00:21:59,609 --> 00:22:01,228
‫الان میام.

498
00:22:01,278 --> 00:22:03,397
‫فقط دارم آخرین تغییرات رو روی...

499
00:22:03,447 --> 00:22:06,358
‫اوه. تویی. ما تعطیلیم.

500
00:22:06,408 --> 00:22:08,402
‫- نه، نیستید.
‫- چرا، هستیم.

501
00:22:08,452 --> 00:22:09,987
‫- تابلو میگه...
‫- بسته‌ست.

502
00:22:10,037 --> 00:22:11,613
‫نه، نمیگه.

503
00:22:11,663 --> 00:22:13,240
‫بیخیال، سالی.

504
00:22:13,290 --> 00:22:15,117
‫باشه.

505
00:22:15,167 --> 00:22:17,202
‫چطور می‌تونم کمکت کنم؟

506
00:22:17,252 --> 00:22:19,371
‫میشه لطفاً یه کم ویتامین سی بهم بدی؟

507
00:22:19,421 --> 00:22:21,415
‫میشه ۹.۹۹ دلار.

508
00:22:21,465 --> 00:22:23,292
‫فقط... حس می‌کنم بهش نیاز دارم.

509
00:22:23,342 --> 00:22:25,252
‫انگار هوسش رو کردم.

510
00:22:25,302 --> 00:22:27,629
‫آره، خب قیافه‌ت خیلی بد شده.

511
00:22:27,679 --> 00:22:30,382
‫انگار عذاب وجدان داره از درون نابودت می‌کنه.

512
00:22:30,432 --> 00:22:33,051
‫شاید بتونیم این بحث رو بیخیال شیم.

513
00:22:33,101 --> 00:22:35,387
‫آخه دوست دارم هر بار که مکمل می‌خوام

514
00:22:35,437 --> 00:22:37,514
‫مجبور به تحملش نباشم.

515
00:22:37,564 --> 00:22:40,809
‫لوئیزا، اگه اونقدر خوش‌شانس باشی

516
00:22:40,859 --> 00:22:43,645
‫که معجزه‌ی خلق زندگی رو تجربه کنی،

517
00:22:43,695 --> 00:22:45,814
‫فکر کنم می‌فهمی که چیزی به اسم

518
00:22:45,864 --> 00:22:50,152
‫کنار گذاشتن کینه نسبت به
‫کسی که به بچه‌ت آسیب می‌زنه وجود نداره.

519
00:22:50,202 --> 00:22:52,529
‫اوه، بیخیال. اون یه مرد بالغه.

520
00:22:52,579 --> 00:22:54,031
‫- مطمئنی؟
‫- من و مارک

521
00:22:54,081 --> 00:22:55,198
‫الان توی وضعیت خوبی هستیم.

522
00:22:55,248 --> 00:22:58,577
‫مطمئنی؟ مارک خیلی بخشنده‌ست.

523
00:22:58,627 --> 00:23:01,538
‫و مهربون. و قابل اعتماد.

524
00:23:01,588 --> 00:23:04,333
‫و باهوش‌تر از چیزی که نمرات مدرسه‌ش نشون می‌داد.

525
00:23:04,383 --> 00:23:06,335
‫آره، مارک تمام این چیزا هست!

526
00:23:06,385 --> 00:23:08,628
‫- یعنی بهترینه!
‫- دقیقاً.

527
00:23:08,678 --> 00:23:11,548
‫واقعاً فکر می‌کنی قراره
‫یه آدم بهتر واسه خودت پیدا کنی؟

528
00:23:11,598 --> 00:23:13,467
‫نه! یعنی، آره. یعنی...

529
00:23:13,517 --> 00:23:15,093
‫نمی‌دونم، نمی‌دونم، من...

530
00:23:15,143 --> 00:23:16,178
‫بیخیال.

531
00:23:16,228 --> 00:23:17,554
‫گمونم... گمونم از این به بعد

532
00:23:17,604 --> 00:23:20,682
‫واسه ضدآفتابم باید برم بار هاربر!

533
00:23:20,732 --> 00:23:22,351
‫و می‌خواستم اینو نگه دارم
‫واسه مشاوره زوجین،

534
00:23:22,401 --> 00:23:23,977
‫ولی می‌دونی چیه، سالی؟

535
00:23:24,027 --> 00:23:26,188
‫رابطه‌ات با مارک زیادی کنترل‌گره

536
00:23:26,238 --> 00:23:28,240
‫و یه کم عجیب!

537
00:23:35,914 --> 00:23:39,000
‫[لوئیزا: غش، خستگی، سرفه، سرخی پوست]

538
00:23:40,460 --> 00:23:42,120
‫می‌دونی که اون اخراجت کرد، آره؟

539
00:23:42,170 --> 00:23:45,582
‫علائمش نگران‌کننده‌ست، چه بیمار باشه چه نباشه.

540
00:23:45,632 --> 00:23:47,709
‫سه بار غش کردن در هفته طبیعی نیست.

541
00:23:47,759 --> 00:23:50,670
‫آره، رفتار تو هم خیلی طبیعی نیست.

542
00:23:50,720 --> 00:23:52,547
‫جواب آزمایش خلط اومد؟

543
00:23:52,597 --> 00:23:54,299
‫باید اعتراف کنی. کلمه چندشیه.

544
00:23:54,349 --> 00:23:56,718
‫آره اومد. بیماری لژیونر نیست.

545
00:23:56,768 --> 00:23:58,136
‫صبر کن. پس مشکل همه چیه؟

546
00:23:58,186 --> 00:23:59,729
‫هر روز اینو از خودم می‌پرسم،

547
00:23:59,771 --> 00:24:01,606
‫ولی در این مورد هیچ اطلاعی ندارم.

548
00:24:09,656 --> 00:24:11,650
‫نمی‌دونم دقیقاً آقای گدرکول کِی می‌رسه.

549
00:24:11,700 --> 00:24:13,151
‫مخصوصاً چون نمیاد.

550
00:24:13,201 --> 00:24:15,529
‫ولی می‌تونید ون‌تون رو اینجا پارک کنید.

551
00:24:15,579 --> 00:24:17,864
‫من و شریکم با رسانه‌ها آشناییم.

552
00:24:17,914 --> 00:24:19,866
‫جفتمون اهل نیویورکیم.

553
00:24:19,916 --> 00:24:21,868
‫وقتی نزدیک بودید پیام بدید. خداحافظ.

554
00:24:21,918 --> 00:24:22,911
‫ممکنه بیاد!

555
00:24:22,961 --> 00:24:25,914
‫واسه مدیرش، مدیر برنامه‌اش
‫و مسئول تبلیغاتش پیغام گذاشتم.

556
00:24:25,964 --> 00:24:27,666
‫- زنگ زدن؟
‫- هنوز نه.

557
00:24:27,716 --> 00:24:29,509
‫- گِرِگ.
‫- چیه؟

558
00:24:29,551 --> 00:24:32,337
‫- بهش میگن جذب کردن!
‫- بهش میگن دروغ گفتن.

559
00:24:32,387 --> 00:24:34,756
‫و من و تو جفتمون می‌دونیم جرمی گدرکول نمیاد.

560
00:24:34,806 --> 00:24:37,559
‫حالا می‌خوام اون مرد خوب و درستکار و درجه یکی باشی

561
00:24:37,601 --> 00:24:40,011
‫که می‌شناسم هستی، و حقیقت رو به همه بگی.

562
00:24:40,061 --> 00:24:41,847
‫به همین خیال باش.

563
00:24:41,897 --> 00:24:43,023
‫تو خیلی مریضی.

564
00:24:44,483 --> 00:24:46,726
‫- سلام، سال.
‫- سلام، عروسک!

565
00:24:46,776 --> 00:24:49,104
‫سس قرمز واسه لباسم داری؟

566
00:24:49,154 --> 00:24:51,815
‫آره. همینجاست. انداز‌ته؟

567
00:24:51,865 --> 00:24:54,618
‫انگار واسه من دوخته شده.

568
00:24:54,659 --> 00:24:56,194
‫- باید بهش زنگ بزنم؟
‫- به کی؟

569
00:24:56,244 --> 00:24:58,989
‫جری‌بری. گدرکول.

570
00:24:59,039 --> 00:25:01,825
‫تو جرمی گدرکول رو می‌شناسی؟

571
00:25:01,875 --> 00:25:05,829
‫فکر کردی کی به مدت سه ماه کنارش بستنی می‌فروخت؟

572
00:25:05,879 --> 00:25:08,373
‫سه ماه؟ یعنی ۴۰ سال پیش؟

573
00:25:08,423 --> 00:25:13,503
‫فقط بگم، توی اون فریزر عمیق خیلی گرم می‌شد.

574
00:25:13,553 --> 00:25:16,840
‫جواب تماسامو میده.

575
00:25:16,890 --> 00:25:20,051
‫- خداحافظ!
‫- امشبه!

576
00:25:20,101 --> 00:25:22,053
‫اون قرار نیست نجاتت بده، عزیزم.

577
00:25:22,103 --> 00:25:24,814
‫اون زن توی بیسکوئیت کوچیک خودش زندگی می‌کنه.

578
00:25:31,404 --> 00:25:35,025
‫هی، واسه تمرین لرد گریم‌شاو
‫و لیدی یولیلی آماده‌ای؟

579
00:25:35,075 --> 00:25:36,485
‫اوه، آره، حتماً.

580
00:25:36,535 --> 00:25:38,612
‫- هی. رنگت پریده.
‫- واقعاً؟

581
00:25:38,662 --> 00:25:40,197
‫یه کم حالت تهوع دارم.

582
00:25:40,247 --> 00:25:42,282
‫صبر کن، سرخی پوستت خیلی بدتر شده.

583
00:25:42,332 --> 00:25:45,285
‫واقعاً؟ چون مثل دیوونه‌ها خارش گرفتم.

584
00:25:45,335 --> 00:25:48,163
‫آره، واقعاً باید بدی معاینه‌ش کنن.

585
00:25:48,213 --> 00:25:49,915
‫اولین باری که این کارو کردیم یادته؟

586
00:25:49,965 --> 00:25:51,958
‫و تابوت گیر کرد؟

587
00:25:52,008 --> 00:25:54,553
‫اون اولین باری بود که ما...

588
00:25:55,971 --> 00:25:57,222
‫بیخیال.

589
00:25:57,389 --> 00:25:59,799
‫هی، خوشحالم که تصمیم گرفتیم این کارو بکنیم.

590
00:25:59,849 --> 00:26:02,093
‫گذشته‌مون رو بذاریم کنار به خاطر

591
00:26:02,143 --> 00:26:04,763
‫لرد گریم‌شاو و لیدی یولیلی.

592
00:26:04,813 --> 00:26:07,057
‫ما یه جورایی یه نهادیم اگه فکر...

593
00:26:07,107 --> 00:26:10,018
‫واو! پس، تو رفتی و پوشیدی...

594
00:26:10,068 --> 00:26:12,062
‫اوه، خب آره، فقط می‌خواستم...

595
00:26:12,112 --> 00:26:13,522
‫مطمئن شم نمیفته وقتی...

596
00:26:13,572 --> 00:26:14,773
‫نه، آره! حتماً! قطعاً!

597
00:26:14,823 --> 00:26:16,441
‫فقط... انتظارش رو نداشتم،

598
00:26:16,491 --> 00:26:18,068
‫ولی باحاله،

599
00:26:18,118 --> 00:26:21,029
‫من اصلاً هیچ مشکلی باهاش ندارم...

600
00:26:21,079 --> 00:26:22,572
‫چت شده، چرا داری گریه می‌کنی؟

601
00:26:22,622 --> 00:26:25,033
‫نمی‌دونم. فقط خیلی احساساتی شدم.

602
00:26:25,083 --> 00:26:26,868
‫معلومه که احساساتی شدی!

603
00:26:26,918 --> 00:26:28,078
‫چون حدود یک ماه و نیم پیش،

604
00:26:28,128 --> 00:26:29,462
‫قرار بود عروس و داماد...

605
00:26:31,006 --> 00:26:33,258
‫چون...

606
00:26:34,509 --> 00:26:36,469
‫- می‌دونم...
‫- این خیلی عجیبه!

607
00:26:39,723 --> 00:26:41,800
‫می‌دونم، متأسفم.

608
00:26:41,850 --> 00:26:43,226
‫نمی‌خواستم بگم نه...

609
00:26:45,437 --> 00:26:47,013
‫- نمی‌خواستم...
‫- وای خدای من.

610
00:26:47,063 --> 00:26:48,148
‫وای خدای من.

611
00:26:48,189 --> 00:26:49,691
‫- می‌دونی...
‫- چی؟ چم شد...

612
00:26:51,735 --> 00:26:53,853
‫چه اتفاقی داره...

613
00:26:53,903 --> 00:26:55,355
‫واسم میفته؟

614
00:26:55,405 --> 00:26:57,691
‫وای خدا. وای خدا.

615
00:26:57,741 --> 00:26:59,109
‫وای خدا. چه اتفاقی داره واسه تو میفته؟

616
00:26:59,159 --> 00:27:01,695
‫- نمی‌دونم.
‫- به دکتر بست زنگ می‌زنم. باشه؟

617
00:27:01,745 --> 00:27:02,829
‫لطفاً به دکتر بست زنگ بزن.

618
00:27:07,584 --> 00:27:09,169
‫سلام!

619
00:27:09,210 --> 00:27:12,163
‫فکر کنم یه اتفاق خیلی بد داره واسه مارک میفته!

620
00:27:12,213 --> 00:27:13,498
‫لوئیزا، حالت خوبه؟

621
00:27:13,548 --> 00:27:16,009
‫نه. خوبم! مارک‌ـه!

622
00:27:18,136 --> 00:27:20,380
‫شبیه یه واکنش آلرژیک شدیده!

623
00:27:20,430 --> 00:27:22,340
‫منم همین فکر رو کردم!

624
00:27:22,390 --> 00:27:26,469
‫لوئیزا، چی؟ مارک، اخیراً دور و بر چیز غیرعادی‌ای بودی؟

625
00:27:26,519 --> 00:27:29,681
‫- نه.
‫- تو مسئول مخلوط کردن خون نیستی؟

626
00:27:29,731 --> 00:27:31,516
‫- چرا.
‫- چی توشه؟

627
00:27:31,566 --> 00:27:34,102
‫رنگ قرمز، شربت ذرت و پودر کاکائو.

628
00:27:34,152 --> 00:27:35,687
‫راز غلظتش همینه.

629
00:27:35,737 --> 00:27:36,688
‫از چه رنگی استفاده می‌کنی؟

630
00:27:36,738 --> 00:27:38,940
‫شماره ۴۰. حراج بود.

631
00:27:38,990 --> 00:27:41,067
‫آره. چون فراخوان واسش زدن!

632
00:27:41,117 --> 00:27:42,944
‫مردم بهش واکنش آلرژیک نشون می‌دادن.

633
00:27:42,994 --> 00:27:44,696
‫علائم مردم همینه!

634
00:27:44,746 --> 00:27:46,072
‫پس لژیونر نیست!

635
00:27:46,122 --> 00:27:48,366
‫نه، الین!

636
00:27:48,416 --> 00:27:50,493
‫به آمبولانس زنگ بزن، بگو
‫برن مدرسه دنبال مارک،

637
00:27:50,543 --> 00:27:52,579
‫داره واکنش آلرژیک نشون میده
‫به رنگ قرمز شماره ۴۰.

638
00:27:52,629 --> 00:27:54,205
‫- باشه.
‫- مارک، ازت می‌خوام

639
00:27:54,255 --> 00:27:55,832
‫بری بیرون و منتظر آمبولانس باشی

640
00:27:55,882 --> 00:27:57,250
‫و مطمئن شو یکی باهات منتظر می‌مونه.

641
00:27:57,300 --> 00:27:59,836
‫نه، باشه، دکتر، ولی راستش
‫من بیشتر نگران لوئیزام،

642
00:27:59,886 --> 00:28:01,004
‫خیلی عجیب رفتار می‌کنه.

643
00:28:01,054 --> 00:28:02,672
‫و شبیه اچ اِ اسکچ شده.

644
00:28:02,722 --> 00:28:05,717
‫باشه، بگو منظورت چیه، ولی مثل یه آدم بزرگ.

645
00:28:05,767 --> 00:28:08,094
‫یعنی خیلی خاکستری.

646
00:28:08,144 --> 00:28:10,847
‫نه، نه، نه. من خوبم. همه چی خوبه.

647
00:28:10,897 --> 00:28:12,891
‫باشه، یه کم حالت تهوع دارم.

648
00:28:12,941 --> 00:28:14,392
‫آره.

649
00:28:14,442 --> 00:28:16,269
‫- مارک! برو!
‫- آره. باشه.

650
00:28:16,319 --> 00:28:18,563
‫لوئیزا، نزدیک رنگ قرمز ۴۰ بودی؟

651
00:28:18,613 --> 00:28:20,899
‫- نه. پس همه چی خوبه!
‫- ببین، لوئیزا، ببین.

652
00:28:20,949 --> 00:28:23,526
‫می‌دونم دکترت نیستم،

653
00:28:23,576 --> 00:28:26,279
‫ولی انقباض خاصی زیر شکمت حس نکردی؟

654
00:28:26,329 --> 00:28:28,114
‫ممنون بابت کمکت. می‌بینمت.

655
00:28:28,164 --> 00:28:29,741
‫نه، نمی‌بینمت، چون دیگه دکترم نیستی.

656
00:28:29,791 --> 00:28:30,867
‫ولی ممنون بابت کمکت.

657
00:28:30,917 --> 00:28:32,419
‫لوئیزا!

658
00:29:21,301 --> 00:29:22,761
‫وای خدای من، چه بلایی سرت اومده؟

659
00:29:22,802 --> 00:29:24,087
‫هیچی!

660
00:29:24,137 --> 00:29:26,673
‫نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنی؟ من خوبم.

661
00:29:26,723 --> 00:29:27,966
‫راه رفتنت شبیه یه...

662
00:29:28,016 --> 00:29:29,851
‫زن کاملاً سالم...

663
00:29:30,727 --> 00:29:32,679
‫با کلی لابستر واسه فروش.

664
00:29:32,729 --> 00:29:35,473
‫گرفتم، پس مثل دفعه قبلی که این اتفاق افتاد،

665
00:29:35,523 --> 00:29:37,525
‫و بازم مجبور شدیم ببریمت رقص محلی.

666
00:29:37,567 --> 00:29:39,360
‫آره، به هیچ‌کدوممون خوش نگذشت.

667
00:29:40,904 --> 00:29:42,322
‫باشه، باید برم.

668
00:29:43,782 --> 00:29:46,117
‫قیمت رو واست پیامک می‌کنم، امشب پرداخت کن.

669
00:29:46,743 --> 00:29:48,077
‫اوه!

670
00:29:49,162 --> 00:29:50,622
‫آره، خب...

671
00:29:51,748 --> 00:29:53,032
‫واقعاً آدم ترسویی هستی.

672
00:29:53,082 --> 00:29:55,502
‫نه، فقط انتظار دیدنت رو نداشتم.

673
00:29:57,253 --> 00:29:59,080
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- به نظرت دارم چیکار می‌کنم؟

674
00:29:59,130 --> 00:30:00,915
‫نمی‌خوای بری کارخانه‌ی خونین، نه؟

675
00:30:00,965 --> 00:30:02,333
‫نه، اون واسه دبیرستانی‌هاست.

676
00:30:02,383 --> 00:30:04,544
‫دارم میرم اونی که واسه بچه‌هاست توی تالار لژیون.

677
00:30:04,594 --> 00:30:06,045
‫آفرین به تو.

678
00:30:06,095 --> 00:30:07,839
‫دارم شجاع میشم. همونطور که خودت گفتی.

679
00:30:07,889 --> 00:30:09,466
‫واقعاً به حرفم گوش دادی؟

680
00:30:09,516 --> 00:30:12,093
‫آره، بعضی وقتا فقط باید خودتو مجبور کنی

681
00:30:12,143 --> 00:30:14,345
‫کارایی رو بکنی که نمی‌خوای بکنی.

682
00:30:14,395 --> 00:30:16,481
‫اونقدر که فکر می‌کردم سخت نیست.

683
00:30:18,107 --> 00:30:21,236
‫از خونه‌م برو بیرون.

684
00:30:28,535 --> 00:30:30,653
‫لوئیزا بارداره؟

685
00:30:30,703 --> 00:30:32,363
‫نباید اینو می‌دیدی!

686
00:30:32,413 --> 00:30:33,782
‫خب، خبر داره؟

687
00:30:33,832 --> 00:30:35,074
‫گمونم بچه‌ی مارکه.

688
00:30:35,124 --> 00:30:36,826
‫فقط...

689
00:30:36,876 --> 00:30:39,087
‫یک ماه و نیم گذشته، پس...

690
00:30:40,129 --> 00:30:41,498
‫عجب سورپرایزی.

691
00:30:41,548 --> 00:30:43,416
‫فقط علائمشه. باشه؟

692
00:30:43,466 --> 00:30:45,210
‫واقعاً نباید در مورد این موضوع حرف بزنیم.

693
00:30:45,260 --> 00:30:47,378
‫خب، اینجوری که فان نیست

694
00:30:47,428 --> 00:30:49,222
‫و تو چته؟

695
00:30:49,389 --> 00:30:52,350
‫کمرم گرفته.
‫یه آمپول کورتیزون می‌خوام.

696
00:30:53,017 --> 00:30:56,104
‫- خب، چه حسی در موردش داری؟
‫- حس خیلی خوبی دارم.

697
00:30:56,145 --> 00:30:58,598
‫قراره لذت ببرم از اینکه
‫واسه یه بارم شده موی دماغت باشم.

698
00:30:58,648 --> 00:31:00,642
‫منظورم باردار بودن لوئیزاست.

699
00:31:00,692 --> 00:31:01,851
‫منظورت چیه چه حسی دارم؟

700
00:31:01,901 --> 00:31:02,936
‫هیچ حسی ندارم.

701
00:31:02,986 --> 00:31:04,145
‫چرا باید حسی داشته باشم؟

702
00:31:04,195 --> 00:31:05,355
‫چون از همون روز اول

703
00:31:05,405 --> 00:31:07,732
‫که رسیدی اینجا، توی نخشی!

704
00:31:07,782 --> 00:31:10,159
‫اوه، چی؟ ببخش... توی نخ؟

705
00:31:10,201 --> 00:31:11,945
‫گفتی توی نخ... نه، نبودم!

706
00:31:11,995 --> 00:31:14,364
‫- نبودم!
‫- باشه.

707
00:31:14,414 --> 00:31:15,698
‫ولی اگه دلت می‌خواد بدونی،

708
00:31:15,748 --> 00:31:17,500
‫بنظرم شانس خوبی داری.

709
00:31:19,085 --> 00:31:20,253
‫چی؟

710
00:31:23,548 --> 00:31:25,375
‫- واقعاً؟
‫- ندیدم به هیچ‌کس دیگه

711
00:31:25,425 --> 00:31:27,293
‫اونجوری لبخند بزنه.

712
00:31:27,343 --> 00:31:29,796
‫البته اگه باردار باشه، اونوقت یه جورایی

713
00:31:29,846 --> 00:31:31,756
‫همه چی قر و قاطی میشه، نه؟

714
00:31:31,806 --> 00:31:33,925
‫ولی ممکنه ویارهاش واسه همین باشه.

715
00:31:33,975 --> 00:31:35,969
‫- کدوم ویارها؟
‫- آب‌پرتقال.

716
00:31:36,019 --> 00:31:39,430
‫- آب‌پرتقال؟
‫- خب، میگه ازش سیر نمیشه.

717
00:31:39,480 --> 00:31:42,392
‫ویار ویتامین سی، پوست خاکستری،

718
00:31:42,442 --> 00:31:44,269
‫خستگی، حالت تهوع، احساسات...

719
00:31:44,319 --> 00:31:45,770
‫اوه، شاید باردار نباشه.

720
00:31:45,820 --> 00:31:47,697
‫ممکنه هموکروماتوز داشته باشه!

721
00:31:49,240 --> 00:31:52,443
‫کاش الان می‌تونستی آرامش رو توی صورتت ببینی.

722
00:31:52,493 --> 00:31:54,153
‫و حالا لازم نیست از کارخانه‌ی خونین

723
00:31:54,203 --> 00:31:56,322
‫- بکشیش بیرون.
‫- منظورت چیه؟

724
00:31:56,372 --> 00:31:58,324
‫خب، باید تمام شب لابستر بخوره.

725
00:31:58,374 --> 00:32:00,326
‫و خانمای باردار نمی‌تونن بخورن، می‌تونن؟

726
00:32:00,376 --> 00:32:02,662
‫یا شایدم صدف بود، یادم نمیاد.

727
00:32:02,712 --> 00:32:04,289
‫به هر حال، پس حالش خوبه...

728
00:32:04,339 --> 00:32:06,833
‫نه، نه، نه، نه. صبر کن، صبر کن.
‫چی؟ لابستر، صدف؟

729
00:32:06,883 --> 00:32:09,210
‫اگه درست آماده نشه، ممکنه عفونتی بگیره

730
00:32:09,260 --> 00:32:11,846
‫که اونو بکشه، باید همین الان بهش بگم.

731
00:32:14,223 --> 00:32:18,720
‫فقط بچه‌هان که دارن میرن توی حس کارخانه‌ی خونین.

732
00:32:18,770 --> 00:32:20,889
‫- ها.
‫- هنوز می‌تونی بهش برسی.

733
00:32:20,939 --> 00:32:22,982
‫هنوز شروع نکردن.

734
00:32:24,609 --> 00:32:25,643
‫منتظر چی هستی؟

735
00:32:25,693 --> 00:32:28,863
‫زندگی؟ مرگ؟ لوئیزا؟

736
00:32:44,170 --> 00:32:45,588
‫اینم سهمت.

737
00:32:45,672 --> 00:32:47,048
‫بشمارش.

738
00:32:49,092 --> 00:32:51,552
‫خب همونطور که قبلاً گفتم، نیازی به این ندارم.

739
00:32:52,929 --> 00:32:55,757
‫- فقط شام.
‫- خودتو خسته نکن.

740
00:32:55,807 --> 00:32:57,475
‫این جواب منفی نبود.

741
00:32:58,726 --> 00:33:00,019
‫می‌بینمت...

742
00:33:01,854 --> 00:33:03,314
‫ادی مک‌کروی.

743
00:33:05,233 --> 00:33:06,234
‫ایول!

744
00:33:07,568 --> 00:33:09,187
‫سلام. من گِرِگ گریسون هستم!

745
00:33:09,237 --> 00:33:11,189
‫تحلیلگر سابق کردیت سوئیس،

746
00:33:11,239 --> 00:33:13,358
‫پرودنشال، و جی‌پی مورگان چیس.

747
00:33:13,408 --> 00:33:15,944
‫روشن نیست. جرمی گدرکول کجاست؟

748
00:33:15,994 --> 00:33:17,528
‫اینجا یا سالتی ویند؟
‫(باد نمکی)

749
00:33:17,578 --> 00:33:20,073
‫بریز. سالتی بریز.
‫(نسیم نمکی)

750
00:33:20,123 --> 00:33:21,950
‫سالتی بریز!

751
00:33:22,000 --> 00:33:23,576
‫واقع در خیابان اصلی پلاک ده.

752
00:33:23,626 --> 00:33:26,287
‫برنده‌ی بهترین رول لابستر در شمال شرقی مین.

753
00:33:26,337 --> 00:33:28,247
‫ما توی املاک هم دستی بر آتش داریم.

754
00:33:28,297 --> 00:33:30,792
‫اگه کسی دنبال یه استراحت آخر هفته کوچیکه...

755
00:33:30,842 --> 00:33:32,752
‫هنوزم روشن نیست.
‫گدرکول کجاست؟

756
00:33:32,802 --> 00:33:36,381
‫- آره! گدرکول کجاست، گِرِگ؟
‫- هواپیماش یه کم تأخیر داشت...

757
00:33:36,431 --> 00:33:38,216
‫بهتره زود برسه.
‫فقط یک ساعت وقت داریم.

758
00:33:38,266 --> 00:33:39,801
‫ولی میاد، مگه نه؟

759
00:33:39,851 --> 00:33:41,094
‫ما تمام شب از کلیولند رانندگی کردیم!

760
00:33:41,144 --> 00:33:43,646
‫اوه، مطمئنم هر لحظه می‌رسه!

761
00:33:45,481 --> 00:33:48,351
‫هی، هی، می‌تونی یه لطفی بکنی
‫و لطفاً بری داخل و لوئیزا رو بیاری؟

762
00:33:48,401 --> 00:33:50,228
‫دیوونه شدی؟
‫سال‌هاست منتظرم

763
00:33:50,278 --> 00:33:51,688
‫نقش دانشمند دیوونه رو بازی کنم!

764
00:33:51,738 --> 00:33:55,566
‫به کارخانه‌ی خونین خوش آمدید!

765
00:33:55,616 --> 00:33:57,735
‫وارد شوید، اگر جرأت دارید،

766
00:33:57,785 --> 00:34:00,738
‫جایی که خون،

767
00:34:00,788 --> 00:34:04,751
‫ازدواج، و وحشت را تجربه خواهید کرد!

768
00:34:07,086 --> 00:34:09,706
‫گیلبرت، خواهش می‌کنم!
‫ممکنه خیلی مریض باشه!

769
00:34:09,756 --> 00:34:11,332
‫- چی؟
‫- ممکنه بمیره!

770
00:34:11,382 --> 00:34:12,875
‫می‌میره!

771
00:34:12,925 --> 00:34:16,045
‫اون عروس نفرین‌شده‌ست!

772
00:34:16,095 --> 00:34:17,588
‫اوه، خدایا!

773
00:34:17,638 --> 00:34:21,017
‫انگار دارم توی شهر
‫پنج ساله‌ها زندگی می‌کنم! بی‌شوخی!

774
00:34:21,893 --> 00:34:24,103
‫هی! نوبت رو رعایت کن!

775
00:34:24,896 --> 00:34:26,147
‫باشه، اینجام.

776
00:34:27,356 --> 00:34:29,100
‫آماده‌ی انجام وظیفه واسه کارخانه‌ی خونین!

777
00:34:29,150 --> 00:34:31,352
‫کاش مارک یه کم زودتر بهم خبر داده بود، ولی...

778
00:34:31,402 --> 00:34:33,271
‫هی. فقط اونجا وایسا،
‫وقتی وارد میشن،

779
00:34:33,321 --> 00:34:35,398
‫اون جمله رو میگی که من عروس ابدی توام،

780
00:34:35,448 --> 00:34:37,859
‫یه کم از ضیافت مغزها می‌خوریم،
‫بعد وانمود می‌کنی که گردنم رو گاز می‌گیری،

781
00:34:37,909 --> 00:34:39,402
‫و واسه گروه بعدی آماده می‌شیم.

782
00:34:39,452 --> 00:34:42,163
‫اوه، این لابستر تازه مجانیه؟

783
00:34:43,664 --> 00:34:45,908
‫- اوه!
‫- واو.

784
00:34:45,958 --> 00:34:48,327
‫- کارخانه‌ی خونین مورد علاقه‌ی من!
‫- نه.

785
00:34:48,377 --> 00:34:50,838
‫واسه نمایش لازمش داریم.

786
00:34:54,884 --> 00:34:56,385
‫لوئیزا! لوئیزا کجاست؟

787
00:34:56,427 --> 00:34:57,678
‫خانم گوین! کجاست؟

788
00:35:00,098 --> 00:35:02,225
‫وای خدای من، احمقانه‌ست. لوئیزا!

789
00:35:03,101 --> 00:35:05,303
‫دارن خونم رو می‌کشن بیرون!

790
00:35:05,353 --> 00:35:07,055
‫بیخیال. حتی واقعی هم نیست.

791
00:35:07,105 --> 00:35:10,566
‫یه جورایی واقعیه.

792
00:35:11,943 --> 00:35:13,444
‫لوئیزا!

793
00:35:13,486 --> 00:35:17,648
‫چون فقط ضیافت مغزها

794
00:35:17,698 --> 00:35:22,487
‫می‌تواند مرا به لرد گریم‌شاو پیوند دهد، تا ابد.

795
00:35:22,537 --> 00:35:26,491
‫از ضیافت مغزها بخور، یولیلی،

796
00:35:26,541 --> 00:35:29,994
‫و تا ابد مال من باش.

797
00:35:30,044 --> 00:35:32,330
‫واو. لوئیزا. این بهترین اجراش تا الان بوده.

798
00:35:32,380 --> 00:35:34,040
‫ولی دلم واسه کلانتر مارک تنگ شده.

799
00:35:34,090 --> 00:35:36,167
‫- داگ افتضاحه.
‫- صداتو می‌شنوم.

800
00:35:36,217 --> 00:35:38,386
‫ببخشید، فقط اینکه مارک بیشتر حس می‌گرفت!

801
00:35:43,349 --> 00:35:44,884
‫تحت تأثیر قرار نگرفتم، ایزابل!

802
00:35:44,934 --> 00:35:47,011
‫و به نظر میاد داری واکنش آلرژیک
‫به خون مصنوعی نشون میدی.

803
00:35:47,061 --> 00:35:49,138
‫وای خدای من. راست میگی.

804
00:35:49,188 --> 00:35:51,057
‫- دارن خونم رو می‌کشن بیرون!
‫- دوباره نه.

805
00:35:51,107 --> 00:35:52,692
‫فقط از سر راهم برو کنار!

806
00:35:53,985 --> 00:35:56,646
‫فقط شربت ذرت، رنگ قرمز،

807
00:35:56,696 --> 00:36:00,149
‫پودر کاکائو واسه غلظتش.

808
00:36:00,199 --> 00:36:01,325
‫لوئیزا!

809
00:36:02,410 --> 00:36:05,822
‫از ضیافت مغزها بخور، یولیلی،

810
00:36:05,872 --> 00:36:08,783
‫- و تا ابد مال من باش.
‫- وای خدا!

811
00:36:08,833 --> 00:36:11,494
‫باید بیشتر از ضیافت مغزها بخوری، یولیلی!

812
00:36:11,544 --> 00:36:13,162
‫- هی! بس کن! بس کن!
‫- بیشتر!

813
00:36:13,212 --> 00:36:15,081
‫- ازش دور شو! برو!
‫- چی؟ مارتین!

814
00:36:15,131 --> 00:36:16,707
‫مارتین، اینجا چیکار می‌کنی؟

815
00:36:16,757 --> 00:36:17,959
‫باید میومدم از دست صدف نجاتت بدم!

816
00:36:18,009 --> 00:36:19,252
‫- چقدر خوردی؟
‫- چی؟

817
00:36:19,302 --> 00:36:21,420
‫- چقدر خوردی؟
‫- دو تا کاسه.

818
00:36:21,470 --> 00:36:22,672
‫دو تا کاسه!

819
00:36:22,722 --> 00:36:24,090
‫نه، باید از اینجا ببرمت بیرون.

820
00:36:24,140 --> 00:36:25,133
‫زود باش.

821
00:36:25,183 --> 00:36:28,094
‫لوئیزا. لوئیزا! اوه!

822
00:36:28,144 --> 00:36:30,313
‫این دستای لزج رو بکش از روی...

823
00:36:32,940 --> 00:36:34,400
‫- رفیق!
‫- اوه.

824
00:36:39,405 --> 00:36:41,532
‫حالت خوبه؟

825
00:36:44,076 --> 00:36:45,912
‫اوه!

826
00:36:47,413 --> 00:36:48,739
‫نمی‌دونم.

827
00:36:48,789 --> 00:36:50,249
‫خیلی باورپذیر نبود.

828
00:36:53,669 --> 00:36:55,163
‫دکتر! دکتر!

829
00:36:55,213 --> 00:36:56,881
‫خیلی عالی بودی!

830
00:36:56,923 --> 00:36:59,041
‫مثل ایندیانا جونز، وقتی می‌پره توی گودال مار،

831
00:36:59,091 --> 00:37:00,209
‫با اینکه از مار می‌ترسه!

832
00:37:00,259 --> 00:37:02,086
‫مارتین! حالت چطوره؟

833
00:37:02,136 --> 00:37:03,554
‫جوابمو بده. جوابمو بده.

834
00:37:03,596 --> 00:37:07,016
‫صبر کن! لوئیزا...

835
00:37:07,266 --> 00:37:09,218
‫اوه، همینجاست.

836
00:37:09,268 --> 00:37:11,053
‫همینجاست.
‫نه، مارتین.

837
00:37:11,103 --> 00:37:12,430
‫- دکتر!
‫- مارتین!

838
00:37:12,480 --> 00:37:15,474
‫- لوئیزا.
‫- مارتین؟ چی شد؟

839
00:37:15,524 --> 00:37:19,312
‫- چرا اومدی...
‫- می‌خواستم بهت بگم...

840
00:37:19,362 --> 00:37:21,197
‫چی؟

841
00:37:22,490 --> 00:37:25,067
‫فکر کنم هموکروماتوز داری.

842
00:37:25,117 --> 00:37:27,745
‫- چی؟
‫- یه اختلال خونیه.

843
00:37:27,787 --> 00:37:29,322
‫و دلیل غش کردن،

844
00:37:29,372 --> 00:37:31,449
‫خستگی، سرخی پوست، سرفه، پوست خاکستری،

845
00:37:31,499 --> 00:37:33,534
‫حتی ویار ویتامین سی همینه.

846
00:37:33,584 --> 00:37:35,912
‫نگران بودم صدف تو رو بکشه.

847
00:37:35,962 --> 00:37:39,632
‫و تو این همه راه رو اومدی تا اینو بهم بگی؟

848
00:37:41,217 --> 00:37:43,511
‫- لوئیزا.
‫- بله؟

849
00:37:43,552 --> 00:37:44,804
‫می‌خوام...

850
00:37:46,264 --> 00:37:47,682
‫دکترت باشم.

851
00:37:50,643 --> 00:37:51,686
‫باشه!

852
00:37:53,562 --> 00:37:55,556
‫باشه، مارتین، باشه!

853
00:37:55,606 --> 00:37:57,767
‫می‌تونی دکترم باشی!

854
00:37:57,817 --> 00:37:59,777
‫لوئیزا گوین. هموکروماتوز داره.

855
00:37:59,944 --> 00:38:01,312
‫داکسی و سفالوسپورین لازم داره.

856
00:38:01,362 --> 00:38:02,563
‫به اورژانس بیمارستان خبر میدم.

857
00:38:02,613 --> 00:38:04,565
‫من پزشک مراقبت‌های اولیه‌شم. مراقبشم.

858
00:38:04,615 --> 00:38:07,243
‫- آره، دکترشم.
‫- اون دکتر منه!

859
00:38:08,619 --> 00:38:09,620
‫من دکترشم.

860
00:38:09,662 --> 00:38:11,247
‫خداحافظ، دکتر.

861
00:38:11,956 --> 00:38:13,374
‫مراقبش باشید!

862
00:38:17,211 --> 00:38:18,754
‫چیه؟

863
00:38:18,796 --> 00:38:21,966
‫آره. شما دوتا عاشق همدیگه‌اید.

864
00:38:25,011 --> 00:38:27,346
‫میشه به این سه کله‌پوک رسیدگی کنین؟

865
00:38:27,388 --> 00:38:29,765
‫آره، پماد کورتیزون لازم دارن. همشون.

866
00:38:31,309 --> 00:38:34,178
‫هی، تو! گدرکول میاد یا نه؟

867
00:38:34,228 --> 00:38:35,680
‫هواپیماش تأخیر داشت.

868
00:38:35,730 --> 00:38:39,642
‫مطمئن نیستم کی می‌رسه، و گفتم که...

869
00:38:39,692 --> 00:38:41,686
‫چی گفتی، گِرِگ؟

870
00:38:41,736 --> 00:38:44,814
‫باشه. باشه.

871
00:38:44,864 --> 00:38:45,898
‫متأسفم.

872
00:38:45,948 --> 00:38:48,359
‫وقتشه حقیقت رو بهتون بگم.

873
00:38:48,409 --> 00:38:49,652
‫وای خدای من!

874
00:38:49,702 --> 00:38:52,947
‫جری‌بری! اومدی!

875
00:38:52,997 --> 00:38:54,782
‫- اوه!
‫- یا خدا!

876
00:38:54,832 --> 00:38:56,834
‫جرمی گدرکول‌ـه!

877
00:39:07,178 --> 00:39:08,346
‫سلام، سالی.

878
00:39:11,307 --> 00:39:15,052
‫۴۰ ساله منتظر تماستم.

879
00:39:15,102 --> 00:39:16,637
‫کتابم رو امضا کن!

880
00:39:16,687 --> 00:39:19,440
‫مال منو امضا کن! مال بابامه!

881
00:39:20,649 --> 00:39:22,485
‫اونجوری نگام نکن، جری‌بری.

882
00:39:22,526 --> 00:39:25,654
‫حس می‌کنم یه تیکه گوشتم.

883
00:39:31,035 --> 00:39:32,828
‫گردنت آسیب دید، عزیزم؟

884
00:39:32,870 --> 00:39:35,790
‫- داستانش طولانیه...
‫- که اینطور.

885
00:39:38,876 --> 00:39:40,711
‫آهن خونم زیاده؟

886
00:39:40,753 --> 00:39:42,630
‫دقیقاً یعنی چی؟

887
00:39:42,797 --> 00:39:45,249
‫یه جهش توی ژن اچ‌اف‌ای هست.

888
00:39:45,299 --> 00:39:47,460
‫ولی می‌تونه منجر به تجمع بیش از حد

889
00:39:47,510 --> 00:39:50,221
‫در اندام‌هات بشه، که خطرناکه.

890
00:39:50,721 --> 00:39:52,681
‫باید هرهفته بیای اینجا واسه حجامت

891
00:39:52,723 --> 00:39:53,841
‫تا سطح آهنت بیاد پایین.

892
00:39:53,891 --> 00:39:56,102
‫حجامت؟ به نظر قرون وسطایی میاد.

893
00:39:56,310 --> 00:39:58,187
‫خب، حداقل از زالو استفاده نمی‌کنم.

894
00:40:00,064 --> 00:40:02,024
‫فقط ۳۰ دقیقه طول می‌کشه، همین.

895
00:40:02,066 --> 00:40:05,778
‫پس هفته‌ای یه بار می‌شینم اینجا
‫و تو خونم رو می‌گیری.

896
00:40:05,820 --> 00:40:07,146
‫دقیقاً؟

897
00:40:07,196 --> 00:40:09,782
‫- دوشنبه ۴:۳۰ چطوره؟
‫- خوبه.

898
00:40:09,824 --> 00:40:11,992
‫بسیار خب، انگار قرار داریم!

899
00:40:14,036 --> 00:40:15,154
‫- باید برم مدرسه.
‫- آره.

900
00:40:15,204 --> 00:40:16,622
‫منم کار دارم.

901
00:40:25,005 --> 00:40:26,966
‫بیمار بعدی.

902
00:40:28,384 --> 00:40:33,389
‫«ترجمه از حـامـد»

903
00:40:35,389 --> 00:40:45,389
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M