1
00:00:01,167 --> 00:00:04,950
‫«ترجمه از حـامـد»

2
00:00:05,000 --> 00:00:06,623
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:06,673 --> 00:00:08,875
‫برت؟ برت!

4
00:00:08,925 --> 00:00:11,878
‫برت! برت! چی...

5
00:00:11,928 --> 00:00:13,880
‫- این چیه؟
‫- پرچم نروژت.

6
00:00:13,930 --> 00:00:15,840
‫عمراً من اینو درخواست داده باشم.

7
00:00:15,890 --> 00:00:19,102
‫نه، مجانیه. گرفتی؟
‫چون روی خونه‌ست.

8
00:00:19,644 --> 00:00:21,479
‫شوخی کردم. پولشو ازت می‌گیرم.

9
00:00:21,521 --> 00:00:22,931
‫ولی نه، همه یکی می‌گیرن.

10
00:00:22,981 --> 00:00:24,766
‫چرا؟ واگذار شدیم به نروژ؟

11
00:00:24,816 --> 00:00:26,184
‫وقت توضیح ندارم، دکتر.

12
00:00:26,234 --> 00:00:28,028
‫کلی پرچم دارم که باید تحویل بدم.

13
00:00:28,111 --> 00:00:29,863
‫صبح بخیر، دکتر بست.

14
00:00:33,116 --> 00:00:35,368
‫اوه، خوش اومدی.

15
00:00:35,452 --> 00:00:37,537
‫حالا می‌تونم نروژی رو هم
‫به لیست لهجه‌هایی که

16
00:00:37,620 --> 00:00:39,456
‫می‌تونم واسه مرحله دوم
‫تست جولیارد اجرا کنم اضافه کنم.

17
00:00:39,497 --> 00:00:42,125
‫به فرض اینکه قبول بشم، که البته میشم.

18
00:00:42,250 --> 00:00:44,294
‫دیگه چه لهجه‌هایی بلدی؟

19
00:00:44,377 --> 00:00:45,578
‫تروخدا نذار شروع کنه.

20
00:00:45,628 --> 00:00:51,084
‫اوه، دکتر روند درام رو نمی‌فهمه!

21
00:00:51,134 --> 00:00:52,460
‫هی.

22
00:00:52,510 --> 00:00:54,637
‫واقعاً؟ فقط یه «آ» به آخر کلمه‌ها اضافه کرد.

23
00:00:54,679 --> 00:00:56,848
‫صبح زیباتون بخیر!

24
00:00:56,890 --> 00:00:58,433
‫روز بخیر، رفیق!

25
00:00:58,558 --> 00:01:00,518
‫واسه صبحونه، وجیمایت وجمایت
‫روی نون تست میل دارید؟

26
00:01:01,061 --> 00:01:03,980
‫نظرت چیه وظیفه‌تو
‫به عنوان دستیار اداری انجام بدی؟

27
00:01:04,481 --> 00:01:06,107
‫این چطوره؟

28
00:01:07,192 --> 00:01:09,069
‫خدا حفظش کنه.

29
00:01:11,029 --> 00:01:12,363
‫ظرف آبش رو پر کردم.

30
00:01:12,405 --> 00:01:14,282
‫سگ‌ها بعد از پیاده‌روی نیاز به آب دارن.

31
00:01:14,407 --> 00:01:15,567
‫اون ظرف آبش نیست.

32
00:01:15,617 --> 00:01:16,618
‫اون ظرف غلات منه.

33
00:01:16,701 --> 00:01:19,120
‫ای وای، تقصیر من بود.

34
00:01:19,162 --> 00:01:20,830
‫می‌خواستم بپرسم امروز عصر

35
00:01:20,955 --> 00:01:24,242
‫میای مدرسه واسه ارائه‌م در مورد نروژ؟

36
00:01:24,292 --> 00:01:27,295
‫مامانم باید بره سر کار و
‫بابام توی نیوهمپشایر زندگی می‌کنه.

37
00:01:27,378 --> 00:01:29,831
‫اوه، امروز عصر، کاش می‌تونستم،

38
00:01:29,881 --> 00:01:31,591
‫ولی فکر نکنم بتونم. متأسفم.

39
00:01:31,633 --> 00:01:33,134
‫دکتر، لوئیزا الان زنگ زد

40
00:01:33,176 --> 00:01:34,711
‫و گفت اگه می‌تونی بیا تالار لژیون.

41
00:01:34,761 --> 00:01:35,845
‫میگه اورژانسیه.

42
00:01:35,887 --> 00:01:37,931
‫- لوئیزا؟
‫- آره.

43
00:01:38,598 --> 00:01:40,642
‫ببخشید، پیتر.

44
00:01:46,439 --> 00:01:47,857
‫چی شده؟ مورد اورژانسی چیه؟

45
00:01:47,899 --> 00:01:49,609
‫- اوه!
‫- اوه...

46
00:01:49,692 --> 00:01:51,644
‫مورد اورژانسی پزشکی نیست.

47
00:01:51,694 --> 00:01:53,655
‫یه مورد اورژانسی واسه شهره.

48
00:01:55,865 --> 00:01:58,860
‫مشخصاً ما هنوز توی شوک خبریم

49
00:01:58,910 --> 00:02:00,161
‫که شخص بزرگ محبوب شهرمون

50
00:02:00,203 --> 00:02:03,456
‫و عضو شورای شهر،
‫اگنس کلوف از صخره پرید پایین،

51
00:02:03,581 --> 00:02:05,792
‫ولی ترجیح می‌دیم در موردش حرف نزنیم.

52
00:02:05,834 --> 00:02:07,210
‫پس چرا داریم در موردش حرف می‌زنیم؟

53
00:02:07,293 --> 00:02:10,171
‫چون نه تنها بازتابش اصلاً خوب نیست،

54
00:02:10,213 --> 00:02:12,924
‫هنوز جایگزینی واسه شورای شهر معرفی نکردیم

55
00:02:12,966 --> 00:02:14,342
‫و نروژی‌ها امروز میان.

56
00:02:14,467 --> 00:02:16,177
‫قضیه نروژی‌ها چیه؟

57
00:02:16,219 --> 00:02:17,545
‫نشنیدی؟

58
00:02:17,595 --> 00:02:19,672
‫قراره یه شهر خواهرخوانده داشته باشیم.

59
00:02:19,722 --> 00:02:21,474
‫جنیوا و فرانکلین یه دهه‌ست

60
00:02:21,558 --> 00:02:23,059
‫تلاش می‌کنن این کارو بکنن.

61
00:02:23,184 --> 00:02:25,228
‫پورت‌ون مین پنج تا شهر خواهرخوانده داره.

62
00:02:25,311 --> 00:02:26,563
‫- پنج تا.
‫- آره، فهمیدم.

63
00:02:26,604 --> 00:02:29,899
‫در عین حال، پورت‌ون سال‌هاست که توی
‫لیست انتظار شهرهای دنبال خواهرخوانده‌ست.

64
00:02:30,024 --> 00:02:35,780
‫و بالاخره یه شهر ساحلی کوچیک
‫توی نروژ ابراز علاقه کرده.

65
00:02:35,864 --> 00:02:38,616
‫و هیئت نروژی امروز می‌رسن

66
00:02:38,741 --> 00:02:44,831
‫واسه بازدید و امضای توافق‌نامه رسمی خواهرخواندگی.

67
00:02:44,873 --> 00:02:46,166
‫مسخره‌ست.

68
00:02:46,249 --> 00:02:47,909
‫چرا باید این همه راه رو پرواز کنن بیان اینجا

69
00:02:47,959 --> 00:02:49,661
‫واسه یه چیز کاملاً تشریفاتی؟

70
00:02:49,711 --> 00:02:51,037
‫این یه تبادل فرهنگیه

71
00:02:51,087 --> 00:02:53,506
‫و واسه پورت‌ون خیلی عالی میشه،

72
00:02:53,548 --> 00:02:55,133
‫دوستای مکاتبه‌ای واسه دانش‌آموزا

73
00:02:55,216 --> 00:02:59,045
‫و به اشتراک گذاشتن سنت‌ها و بهترین تجربیات.

74
00:02:59,095 --> 00:03:00,847
‫خب همه هیجان‌زده‌ان.

75
00:03:00,930 --> 00:03:02,390
‫- آره، همه.
‫- و با اینکه

76
00:03:02,473 --> 00:03:04,851
‫عضو دیگه‌ی شورامون، گلندون

77
00:03:04,976 --> 00:03:07,470
‫شدیداً با این ایده مخالف بود،

78
00:03:07,520 --> 00:03:09,397
‫ما سه تا نظرش رو رد کردیم

79
00:03:09,480 --> 00:03:10,640
‫و رأی دادیم که تو باید جای اگنس رو

80
00:03:10,690 --> 00:03:12,275
‫توی شورای شهر بگیری.

81
00:03:12,358 --> 00:03:13,860
‫- چی؟ نه، نه.
‫- اوه، بیخیال.

82
00:03:13,902 --> 00:03:15,153
‫بیخیال، موقتیه.

83
00:03:15,195 --> 00:03:16,738
‫و منشور پورت‌ون میگه که

84
00:03:16,779 --> 00:03:18,773
‫ما به یه تعداد فرد نیاز داریم
‫و یکی رو زود می‌خوایم

85
00:03:18,823 --> 00:03:20,358
‫چون گلندون همین الانشم رفته فرودگاه

86
00:03:20,408 --> 00:03:21,868
‫دنبال نروژی‌ها، پس...

87
00:03:23,119 --> 00:03:24,746
‫- ولی چرا من؟
‫- خب...

88
00:03:24,787 --> 00:03:28,366
‫ما به یه آدم تأثیرگذار و موفق نیاز داریم.

89
00:03:28,416 --> 00:03:31,294
‫و می‌دونستیم که کت‌شلوار تنته.

90
00:03:36,799 --> 00:03:39,552
‫به عنوان رئیس شورای شهر پورت‌ون،

91
00:03:39,594 --> 00:03:43,131
‫می‌خوام به سیگرید و لودویگ یوهانسن خوش‌آمد بگم

92
00:03:43,181 --> 00:03:46,309
‫از... چطوری تلفظش می‌کنید؟ فاجوردز...

93
00:03:46,351 --> 00:03:47,852
‫- فیوردهون.
‫- فیوردهون.

94
00:03:47,936 --> 00:03:50,513
‫«جی»، «ی» خونده میشه.

95
00:03:50,563 --> 00:03:53,191
‫پس «جی» اون وسط چیکار می‌کنه؟

96
00:03:55,443 --> 00:03:57,153
‫عاشق این جوکه.

97
00:03:57,278 --> 00:03:59,439
‫اوه، شهر ما خیلی کوچیکه،

98
00:03:59,489 --> 00:04:01,107
‫ولی خیلی زیباست.

99
00:04:01,157 --> 00:04:03,401
‫فیوردهون حکم پورت‌ون نروژ رو داره.

100
00:04:03,451 --> 00:04:05,945
‫امیدوارم انتظار افزایش توریست نداشته باشن.

101
00:04:05,995 --> 00:04:07,113
‫این به نظر...

102
00:04:07,163 --> 00:04:09,282
‫ما هیجان‌زده و مفتخریم

103
00:04:09,332 --> 00:04:11,376
‫که شما دو تا این همه راه رو اومدید.

104
00:04:11,459 --> 00:04:12,502
‫در واقع سه نفریم.

105
00:04:12,543 --> 00:04:14,162
‫- آره.
‫- اوه، آره.

106
00:04:14,212 --> 00:04:15,663
‫اصلاً لازمه اینجا باشید؟

107
00:04:15,713 --> 00:04:17,215
‫آره، منم می‌خواستم همین سوال رو از تو بپرسم.

108
00:04:17,340 --> 00:04:18,341
‫منظورم مسافرته.

109
00:04:18,424 --> 00:04:20,543
‫اوه، این بچه چهارممونه،

110
00:04:20,593 --> 00:04:24,430
‫پس اولین تک‌رَوی من نیست.

111
00:04:25,265 --> 00:04:27,225
‫اوه.

112
00:04:27,267 --> 00:04:28,643
‫اولین تجربه‌ات نیست.

113
00:04:28,726 --> 00:04:30,553
‫آره! خیلی خنگم!

114
00:04:30,603 --> 00:04:33,097
‫انگلیسیم خیلی خوب نیست.

115
00:04:33,147 --> 00:04:36,150
‫و حالا با کمال میل

116
00:04:36,192 --> 00:04:38,603
‫به نمایندگی از پورت‌ون

117
00:04:38,653 --> 00:04:45,368
‫توافق‌نامه رسمی خواهرخواندگیمون رو
‫با فیوردهون امضا می‌کنم.

118
00:04:51,749 --> 00:04:52,700
‫فرصت عکاسی.

119
00:04:52,750 --> 00:04:56,629
‫کلانتر مارک، میشه با گوشیم چند تا عکس بگیری؟

120
00:04:56,713 --> 00:04:58,756
‫- مارک؟
‫- بله، خوش اومدید. چی؟

121
00:04:58,798 --> 00:05:01,292
‫پرسیدم میشه چند تا عکس بگیری؟

122
00:05:01,342 --> 00:05:03,962
‫آره، البته. حتماً.

123
00:05:04,012 --> 00:05:07,098
‫خب، همگی...

124
00:05:07,181 --> 00:05:10,226
‫با شماره سه، یک... خوبه.

125
00:05:10,310 --> 00:05:12,186
‫بفرما، رفیق. خوبه.

126
00:05:12,228 --> 00:05:15,565
‫بفرمایید. حالا همه از کانلبولر لذت ببرید.

127
00:05:15,606 --> 00:05:18,109
‫این شیرینی سنتی نروژیه

128
00:05:18,192 --> 00:05:20,236
‫از بهترین شیرینی‌فروشی فیوردهون.

129
00:05:20,320 --> 00:05:22,363
‫تنها شیرینی‌فروشی فیوردهونه.

130
00:05:22,447 --> 00:05:24,949
‫ولی خیلی خوشمزه‌ان، پس حتماً یکیش رو امتحان کنید.

131
00:05:25,074 --> 00:05:26,576
‫لازم نیست دو بار بهم بگی.

132
00:05:28,077 --> 00:05:30,613
‫خوش اومدید. من الین هستم.

133
00:05:30,663 --> 00:05:32,615
‫با دکتر بست کار می‌کنم.

134
00:05:32,665 --> 00:05:35,251
‫از آشناییت خوشبختم، الین.

135
00:05:35,376 --> 00:05:37,628
‫دکتر بست، مایه افتخاره.

136
00:05:37,712 --> 00:05:40,340
‫- ما در مورد شما خیلی شنیدیم.
‫- بله.

137
00:05:40,381 --> 00:05:42,583
‫جراح معروفی که وقتی پورت‌ون

138
00:05:42,633 --> 00:05:44,585
‫دکترش رو از دست داد، قهرمانانه قدم پیش گذاشت.

139
00:05:44,635 --> 00:05:45,586
‫شما یه اسطوره‌اید.

140
00:05:45,636 --> 00:05:47,005
‫فکر کنم این یه کم اغراق‌آمیزه.

141
00:05:47,055 --> 00:05:49,390
‫آره، بیشتر مردم اینجا خیلی ازش خوششون نمیاد.

142
00:05:51,809 --> 00:05:54,520
‫- اوه، نه.
‫- اوه. اوه، خیلی دوست داریم

143
00:05:54,645 --> 00:05:55,930
‫- مطبتون رو ببینیم.
‫- اوه، حتماً.

144
00:05:55,980 --> 00:05:57,857
‫توی خونه‌تونه. بله؟

145
00:05:57,982 --> 00:05:59,108
‫اوه، چقدر بامزه.

146
00:05:59,192 --> 00:06:02,362
‫شاید بتونیم یه دستگاهی
‫که نیاز دارید رو بهتون هدیه بدیم.

147
00:06:02,403 --> 00:06:04,655
‫اوه! یه اسپرسوساز عالی میشه.

148
00:06:04,697 --> 00:06:06,908
‫نه، نه، یه چیز خیلی بیشتر از اون،

149
00:06:06,949 --> 00:06:10,737
‫دستگاه اشعه ایکس یا نوار قلب جدید.

150
00:06:10,787 --> 00:06:13,865
‫من تمام تجهیزات موردنیازم رو دارم. ممنون.

151
00:06:13,915 --> 00:06:16,793
‫آدمای مهربون‌تری اونجا هستن که می‌خوام شما...

152
00:06:16,876 --> 00:06:17,877
‫بریم سراغ اونا.

153
00:06:19,545 --> 00:06:21,964
‫- عالی نیستن؟
‫- نه راستش.

154
00:06:22,090 --> 00:06:23,541
‫به نظر زیاده‌روی می‌کنن.

155
00:06:23,591 --> 00:06:25,426
‫چرا اینقدر تلاش می‌کنن؟

156
00:06:25,468 --> 00:06:28,379
‫می‌دونی، به عنوان... به عنوان
‫یه عضو موقت شورای شهر،

157
00:06:28,429 --> 00:06:30,473
‫شاید بتونی بیشتر تلاش کنی
‫که کمتر منفی‌نگر باشی.

158
00:06:33,726 --> 00:06:37,138
‫سلام. اوه، ببخشید، ببخشید، ببخشید.

159
00:06:37,188 --> 00:06:39,440
‫اوضاع بینمون روبه‌راهه؟

160
00:06:39,565 --> 00:06:41,559
‫آخه می‌دونم از اون موقع با هم حرف نزدیم...

161
00:06:41,609 --> 00:06:42,769
‫آره، ردیفیم. همه چی خوبه.

162
00:06:42,819 --> 00:06:45,321
‫واقعاً؟ اوه، باشه. خوشحالم.

163
00:06:45,446 --> 00:06:47,240
‫یکی از این نون‌های کانلبولر رو امتحان کردی؟

164
00:06:47,281 --> 00:06:50,576
‫این سومیشه، ولی می‌خوام اینو بزنم توی قهوه.

165
00:06:50,618 --> 00:06:51,819
‫- خب...
‫- به نظرت خوب نیست؟

166
00:06:51,869 --> 00:06:53,955
‫- درست میگم؟
‫- شاید بهتره اول قورت بدی.

167
00:06:54,038 --> 00:06:56,541
‫خوشمزه‌ست. می‌دونی؟

168
00:07:06,759 --> 00:07:08,469
‫حالت خوبه؟

169
00:07:08,511 --> 00:07:10,221
‫- آره، من خوبم. من خوبم.
‫- گرفتیش؟

170
00:07:10,263 --> 00:07:11,547
‫آره. من خوبم. من خوبم.

171
00:07:11,597 --> 00:07:13,182
‫من خوبم.

172
00:07:15,768 --> 00:07:17,728
‫- خوبی؟
‫- فقط خسته‌م.

173
00:07:17,770 --> 00:07:19,430
‫خوب نخوابیدم.

174
00:07:19,480 --> 00:07:21,349
‫مارک، وزن اضافه کردی؟

175
00:07:21,399 --> 00:07:22,859
‫آره، چند کیلو.

176
00:07:22,900 --> 00:07:24,685
‫چرا؟ آخرین باری که خودت رفتی باشگاه کی بود؟

177
00:07:24,735 --> 00:07:26,813
‫فقط میگم با توجه به افزایش وزن و بی‌خوابی،

178
00:07:26,863 --> 00:07:28,815
‫- شاید وقت یه چکاپ باشه.
‫- باشه.

179
00:07:28,865 --> 00:07:32,368
‫ولی تو هنوزم نه دوست منی، نه عضو شورای شهر من.

180
00:07:32,410 --> 00:07:34,078
‫نوار مسخره.

181
00:07:59,604 --> 00:08:02,348
‫- ممنون.
‫- خواهش.

182
00:08:02,398 --> 00:08:04,233
‫بسیار خب.

183
00:08:06,569 --> 00:08:08,779
‫پس امشب می‌بینمت؟

184
00:08:08,821 --> 00:08:10,815
‫فکر می‌کنی اولین

185
00:08:10,865 --> 00:08:14,994
‫شام «پهن کردن فرش قرمز رول لابستر
‫واسه نروژی‌ها» رو از دست بدم؟

186
00:08:16,329 --> 00:08:19,123
‫پس اونا توی سالتی بریز می‌مونن و سارا...

187
00:08:19,207 --> 00:08:21,492
‫اونا محشرن! جفتشون.

188
00:08:21,542 --> 00:08:22,835
‫مثل خدایان اسکاندیناوی.

189
00:08:22,919 --> 00:08:24,670
‫یعنی باید بهشون شام بدیم،

190
00:08:24,754 --> 00:08:26,547
‫یا فقط غذا رو جلوی پاشون بذاریم؟

191
00:08:27,173 --> 00:08:29,292
‫خب، این لابسترها اینقدر تازه‌ان

192
00:08:29,342 --> 00:08:31,677
‫که خانواده‌هاشون هنوز متوجه غیبتشون نشدن.

193
00:08:31,719 --> 00:08:33,212
‫خیلی دارک بود.

194
00:08:33,262 --> 00:08:34,764
‫عاشقشم.

195
00:08:34,805 --> 00:08:36,599
‫- امشب می‌بینمت.
‫- باشه.

196
00:08:37,475 --> 00:08:38,976
‫مواظب اون جک و جونورا باش.

197
00:08:39,060 --> 00:08:41,771
‫آره، توی آب جوش و کره سیر
‫حالشون خوب میشه.

198
00:08:49,278 --> 00:08:51,856
‫حالت خوبه؟

199
00:08:51,906 --> 00:08:53,199
‫چی؟

200
00:08:55,034 --> 00:08:57,036
‫کی اینو پرواز داده؟

201
00:08:57,078 --> 00:08:59,747
‫ها؟ کار کی بود؟

202
00:09:02,124 --> 00:09:04,627
‫دکتر.

203
00:09:04,710 --> 00:09:07,797
‫باید خصوصی باهات حرف بزنم.

204
00:09:07,838 --> 00:09:10,591
‫معمولاً پیش دکترا اوضاع همینطوره.

205
00:09:10,675 --> 00:09:11,959
‫مشکل چیه؟

206
00:09:12,009 --> 00:09:15,596
‫خب، نمی‌دونم چطوری بگم.

207
00:09:15,680 --> 00:09:16,964
‫گفتنش هم ناجوره.

208
00:09:17,014 --> 00:09:18,891
‫بهت اطمینان میدم قبلاً همه‌شو شنیدم.

209
00:09:19,016 --> 00:09:21,052
‫باشه، قضیه اینه که

210
00:09:21,102 --> 00:09:24,722
‫پنج روزه که شکمم کار نکرده.

211
00:09:24,772 --> 00:09:25,982
‫دچار یبوست شدی.

212
00:09:26,023 --> 00:09:28,818
‫- خب، آره.
‫- کاملاً طبیعیه.

213
00:09:28,859 --> 00:09:30,228
‫نیازی به خجالت نداره.

214
00:09:30,278 --> 00:09:32,563
‫احتمالاً به خاطر کمبود فیبر غذاییه،

215
00:09:32,613 --> 00:09:34,448
‫- مایعات، ورزش؟
‫- نه. نه.

216
00:09:34,574 --> 00:09:36,117
‫می‌دونم دلیلش چیه.

217
00:09:36,158 --> 00:09:41,163
‫می‌ترسم برم دستشویی، چون پنج
‫روز پیش یه مرد کوچیک رو دفع کردم.

218
00:09:42,498 --> 00:09:45,209
‫متوجه نمیشم.

219
00:09:46,210 --> 00:09:49,163
‫روی یه مرد کوچیک مدفوع کردی؟

220
00:09:49,213 --> 00:09:51,882
‫نه، مدفوعت...

221
00:09:52,008 --> 00:09:53,676
‫- شبیه یه مرد کوچیک بود؟
‫- نه.

222
00:09:53,759 --> 00:09:56,137
‫یه مرد کوچیک توی مدفوعم بود، و من وحشت کردم،

223
00:09:56,178 --> 00:09:57,555
‫و سیفون رو کشیدم روش.

224
00:09:57,638 --> 00:09:59,006
‫باشه، فقط آروم باش.

225
00:09:59,056 --> 00:10:01,142
‫باشه؟ فکر کنم یه رویای واضح و زنده دیدی.

226
00:10:01,183 --> 00:10:03,427
‫خوابی که اونقدر شدید و زنده‌ست

227
00:10:03,477 --> 00:10:04,845
‫که بیدار میشی و فکر می‌کنی واقعیه.

228
00:10:04,895 --> 00:10:06,305
‫مغزت حتی مثل یه خاطره باهاش رفتار می‌کنه.

229
00:10:06,355 --> 00:10:07,732
‫نه، وسط روز بود.

230
00:10:07,773 --> 00:10:09,817
‫و امشب شام بزرگمون واسه نروژی‌هاست.

231
00:10:09,900 --> 00:10:12,737
‫الان اصلاً وقت خوبی نیست که من قاطی کنم.

232
00:10:12,778 --> 00:10:15,189
‫گرِگ، داروی جدیدی مصرف می‌کنی که بتونه

233
00:10:15,239 --> 00:10:16,782
‫باعث توهمت بشه؟

234
00:10:16,824 --> 00:10:18,618
‫توهم هم نبود.

235
00:10:19,619 --> 00:10:20,870
‫اتفاق افتاد.

236
00:10:21,704 --> 00:10:25,166
‫من یه مرد کوچیک دفع کردم.

237
00:10:27,126 --> 00:10:30,913
‫اون مرد کوچیک چیزی هم گفت؟

238
00:10:30,963 --> 00:10:32,465
‫- یه مرد واقعی که نبود.
‫- باشه، باشه.

239
00:10:32,548 --> 00:10:34,625
‫خب، مهم نیست چی دیدی

240
00:10:34,675 --> 00:10:36,927
‫یا فکر می‌کنی چی دیدی، باشه؟ اول از همه،

241
00:10:36,969 --> 00:10:38,379
‫باید این یبوست رو درمان کنیم،

242
00:10:38,429 --> 00:10:41,265
‫اوه، باشه.

243
00:10:41,349 --> 00:10:42,350
‫بسیارخب.

244
00:10:43,934 --> 00:10:45,936
‫این یه نسخه واسه ملین‌ـه

245
00:10:46,062 --> 00:10:47,638
‫در صورتی که داروهای بدون نسخه جواب ندادن.

246
00:10:47,688 --> 00:10:51,359
‫باشه. و به هیچ‌کس در موردش نگو.

247
00:10:51,442 --> 00:10:54,403
‫بازم میگم، معمولاً پیش دکترا اوضاع همینه.

248
00:11:01,952 --> 00:11:04,330
‫[مدرسه روزانه‌ی پورت‌ون
‫به نوروژی‌ها خوشامد می‌گوید]

249
00:11:11,962 --> 00:11:17,426
‫♪ و خانه‌ی شجاعان ♪

250
00:11:21,764 --> 00:11:25,259
‫دختر خودمونه! آره!

251
00:11:25,309 --> 00:11:27,261
‫اوه! دختر خودمونه.

252
00:11:27,311 --> 00:11:28,429
‫ممنون، مالوری.

253
00:11:28,479 --> 00:11:30,731
‫باشه، و در آخر،

254
00:11:30,815 --> 00:11:32,608
‫پیتر کرانک رو داریم.

255
00:11:33,442 --> 00:11:35,111
‫وقت چُرته.

256
00:11:35,194 --> 00:11:36,237
‫بس کن.

257
00:11:36,278 --> 00:11:38,739
‫واسه پروژه‌ام، کاج سفید رو تراشیدم

258
00:11:38,864 --> 00:11:43,077
‫به شکل یه ماکت کوچیک
‫از یه کشتی وایکینگی، چون...

259
00:11:46,414 --> 00:11:48,991
‫چون پاینوس استروبوس...

260
00:11:49,041 --> 00:11:50,501
‫الان گفتی «ناموس»؟

261
00:11:51,335 --> 00:11:52,962
‫که بیشتر با نام

262
00:11:53,003 --> 00:11:55,464
‫«کاج سفید شرقی» شناخته میشه، درخت ایالتی مین‌ـه.

263
00:11:55,548 --> 00:11:59,927
‫پس این کشتی نمایانگر ترکیب فرهنگ‌های ماست.

264
00:12:00,010 --> 00:12:01,554
‫لطفاً این هدیه رو بپذیرید به عنوان یادآوری

265
00:12:01,595 --> 00:12:05,174
‫که شما یه دوست اونور اقیانوس توی پورت‌ون دارید.

266
00:12:05,224 --> 00:12:07,268
‫اوه. چقدر زیبا.

267
00:12:07,309 --> 00:12:10,813
‫- ممنون، ممنون.
‫- ممنون. ممنون، پیتر.

268
00:12:10,896 --> 00:12:13,649
‫و این پایان ارائه‌مون واسه دوستانمون

269
00:12:13,691 --> 00:12:14,725
‫از فیورد هیون بود.

270
00:12:14,775 --> 00:12:17,027
‫- فیوردهون. فیوردهون.
‫- فیورد هیون،

271
00:12:17,111 --> 00:12:19,071
‫- فیوردهون. فیوردهون.
‫- فیوردهون.

272
00:12:19,155 --> 00:12:20,781
‫ممنون، ممنون که اومدید.

273
00:12:20,865 --> 00:12:22,408
‫اوه!

274
00:12:24,326 --> 00:12:28,164
‫چطور ممکنه چنین مدرسه‌ی جواهری بسته بشه؟

275
00:12:28,289 --> 00:12:29,865
‫این یه فاجعه‌ست.

276
00:12:29,915 --> 00:12:31,617
‫یعنی می‌دونم.

277
00:12:31,667 --> 00:12:33,502
‫شروع نکن. داری اشکمو در میاری.

278
00:12:33,544 --> 00:12:36,756
‫شهر شما، بچه‌های شما.

279
00:12:36,797 --> 00:12:40,209
‫دلم می‌سوزه.

280
00:12:40,259 --> 00:12:42,845
‫خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم.

281
00:12:42,928 --> 00:12:45,214
‫سیگرید بیچاره. اون خیلی احساساتیه.

282
00:12:45,264 --> 00:12:46,932
‫اوه، بچه‌ها.

283
00:12:48,726 --> 00:12:51,687
‫نمی‌بینی؟ اونا هم به اندازه‌ی ما
‫به این شهر اهمیت میدن.

284
00:12:51,812 --> 00:12:54,432
‫چی، سه ساعته که اینجان؟

285
00:12:54,482 --> 00:12:57,193
‫فکر می‌کردم مردم اسکاندیناوی خونسرد باشن.

286
00:12:57,318 --> 00:12:59,353
‫هیچ‌وقت از اینطوری بودن خسته نمیشی؟

287
00:12:59,403 --> 00:13:02,072
‫- چطوری؟
‫- اینقدر بی‌اعتماد؟

288
00:13:02,198 --> 00:13:04,024
‫نمی‌دونم. گمونم فقط مدلم اینطوریه.

289
00:13:04,074 --> 00:13:06,410
‫خب، واسه تغییر هیچ‌وقت دیر نیست.

290
00:13:10,414 --> 00:13:11,916
‫اون باباته؟

291
00:13:12,708 --> 00:13:14,001
‫آره.

292
00:13:20,382 --> 00:13:22,301
‫یه بریدگی کوچیک روی سرش داشت،

293
00:13:22,384 --> 00:13:26,297
‫ولی نگران نباش، واست تمیزش کردم!

294
00:13:26,347 --> 00:13:28,474
‫من اصلاً نمی‌دونم الان بهت چی گفت،

295
00:13:28,516 --> 00:13:32,812
‫ولی این چیز خورد پس کله‌ام.

296
00:13:32,853 --> 00:13:34,346
‫اونقدر محکم خورد که از وسط نصف شد؟

297
00:13:34,396 --> 00:13:37,024
‫اوه نه، بعدش که بالا و پایین پریدم روش اینطوری شد،

298
00:13:37,107 --> 00:13:38,400
‫ولی پوستم رو بُرید.

299
00:13:38,442 --> 00:13:42,488
‫یه ورم به اندازه بار هاربر به جا گذاشته.

300
00:13:43,739 --> 00:13:46,617
‫فقط روش کمپرس سرد بذار.

301
00:13:47,326 --> 00:13:48,494
‫بذارش همونجا.

302
00:13:49,411 --> 00:13:50,529
‫دستگاه لعنتی.

303
00:13:50,579 --> 00:13:52,615
‫عمراً منو زمین‌گیر کنه.

304
00:13:52,665 --> 00:13:54,992
‫اوه راستی، امشب میری تالار لژیون

305
00:13:55,042 --> 00:13:56,252
‫واسه شام خواهرخواندگی شهر؟

306
00:13:56,377 --> 00:13:57,962
‫به اندازه کافی از اون آدما ندیدیم؟

307
00:13:58,003 --> 00:13:59,588
‫جدی میگم.

308
00:13:59,630 --> 00:14:01,257
‫ازشون خوشم نمیاد. بهشون اعتماد ندارم.

309
00:14:01,298 --> 00:14:03,300
‫اصلاً چرا پورت‌ون رو انتخاب کردن؟

310
00:14:03,425 --> 00:14:06,712
‫چون جای زیباییه، با آدمای خونگرم و مهربون

311
00:14:06,762 --> 00:14:10,516
‫به جز یه دکتر بدبین و مردم‌گریز.

312
00:14:10,641 --> 00:14:12,142
‫واقعاً فکر می‌کنی من اینقدر منفی‌نگرم؟

313
00:14:12,184 --> 00:14:14,186
‫تو وحشتناکی. خبر خوب اینه که

314
00:14:14,311 --> 00:14:17,022
‫واسه تغییر یا تلاش هیچ‌وقت دیر نیست.

315
00:14:17,147 --> 00:14:19,316
‫- قبلاً اینو شنیدم.
‫- همکارها؟

316
00:14:19,358 --> 00:14:22,561
‫یه کلانتر جدید اومده توی شهر.
‫راستش جدید نیست.

317
00:14:22,611 --> 00:14:25,147
‫مارکـه، ولی می‌خواد با سارا حرف بزنه.

318
00:14:25,197 --> 00:14:26,532
‫- خب، بفرستش داخل.
‫- ببخشید.

319
00:14:26,615 --> 00:14:28,526
‫بیمار بعدیته؟

320
00:14:28,576 --> 00:14:30,361
‫سلام، سارا. پیغامت رو گرفتم.

321
00:14:30,411 --> 00:14:32,246
‫بیا اظهاراتت رو ثبت کنیم.

322
00:14:32,371 --> 00:14:33,539
‫پس اظهاراتم رو ثبت کن.

323
00:14:33,581 --> 00:14:37,626
‫هر کی بودی که داشتی اون
‫اسباب‌بازی لعنتی رو پرواز می‌دادی،

324
00:14:37,668 --> 00:14:39,295
‫قراره طعمه لابستر بشی

325
00:14:39,420 --> 00:14:41,881
‫مگه اینکه بیای پیشم و عذرخواهی کنی

326
00:14:41,922 --> 00:14:44,675
‫بابت اینکه نزدیک بود منو بکشی، احمق بی‌شعور.

327
00:14:44,800 --> 00:14:48,304
‫منظورم بیشتر این بود که، کِی اتفاق افتاد؟

328
00:14:48,345 --> 00:14:51,465
‫- اوه، طرفای ظهر بود.
‫- ظهر؟

329
00:14:51,515 --> 00:14:54,435
‫عوضی‌ها! توی روز روشن؟

330
00:14:56,812 --> 00:14:58,856
‫اصلاً نمی‌دونی اپراتورش کی بود؟

331
00:14:58,939 --> 00:15:03,277
‫اگه می‌دونستم، الان اونا اینجا بودن
‫و دنبال مراقبت پزشکی می‌گشتن.

332
00:15:03,360 --> 00:15:05,187
‫د-س-ن.

333
00:15:05,237 --> 00:15:08,324
‫فکر کنم این فقط بخشی از
‫کلمه‌ست، دقیقاً جای شکستگی...

334
00:15:08,365 --> 00:15:10,951
‫ببخشید. کی تو رو واتسون کرد؟

335
00:15:13,454 --> 00:15:16,206
‫- و حالت چطوره، مارک؟
‫- فکر می‌کنی حالم چطوره؟

336
00:15:16,248 --> 00:15:18,334
‫ما مهمونایی از نروژ داریم،

337
00:15:18,375 --> 00:15:20,502
‫یکی از امن‌ترین کشورهای دنیا،

338
00:15:20,586 --> 00:15:24,214
‫و من حتی نمی‌تونم از شهروندامون در برابر
‫پهپادهای غیرقانونی محافظت کنم.

339
00:15:24,256 --> 00:15:26,425
‫این چه تصویری از من می‌سازه؟

340
00:15:29,094 --> 00:15:32,548
‫مارک، همین الان وقتی داشتی دستتو تکون می‌دادی
‫تعادلت رو از دست دادی؟

341
00:15:32,598 --> 00:15:35,759
‫نه، نمی‌دونم چی شد.

342
00:15:35,809 --> 00:15:37,928
‫اخیراً احساس گیجی داشتی؟

343
00:15:37,978 --> 00:15:41,106
‫آره، امروز صبح هم همین اتفاق افتاد.

344
00:15:41,190 --> 00:15:42,942
‫می‌دونی چیه؟ یه نظریه جدید دارم.

345
00:15:43,859 --> 00:15:45,569
‫نه، اون نیست.

346
00:15:45,611 --> 00:15:48,314
‫ممکنه سرگیجه داشته باشی.

347
00:15:48,364 --> 00:15:50,824
‫با علائمت همخوانی داره.

348
00:15:50,866 --> 00:15:52,451
‫باید یه تست سریع رومبرگ انجام بدیم.

349
00:15:52,493 --> 00:15:53,577
‫بهت که گفتم،

350
00:15:53,702 --> 00:15:54,995
‫من هیچ نوشیدنی‌ای نخوردم.

351
00:15:55,037 --> 00:15:57,489
‫آره، ولی می‌تونه واسه تست سرگیجه هم استفاده بشه.

352
00:15:57,539 --> 00:16:00,125
‫- یالا. پاهاتو جفت کن.
‫- می‌دونم چطوری انجامش بدم.

353
00:16:07,549 --> 00:16:10,461
‫داری تلوتلو می‌خوری، مارک.
‫پس می‌تونه سرگیجه باشه.

354
00:16:10,511 --> 00:16:12,346
‫باید واسه تشخیص‌های بیشتر اینجا بمونی

355
00:16:12,388 --> 00:16:14,223
‫و می‌تونیم مانور دیکس-هالپایک رو انجام بدیم

356
00:16:14,264 --> 00:16:16,058
‫تا سعی کنیم مجاری نیم‌دایره‌ای رو ریست کنیم.

357
00:16:16,141 --> 00:16:18,394
‫مجاری نیم‌دایره‌ای می‌تونه صبر کنه!

358
00:16:18,435 --> 00:16:19,845
‫اون بیرون هرج و مرجه.

359
00:16:19,895 --> 00:16:21,680
‫و من خط آبی باریکم (پلیسم).

360
00:16:21,730 --> 00:16:23,273
‫نه به باریکی قبل.

361
00:16:23,315 --> 00:16:25,526
‫خیلی ممنون که اینو بهم یادآوری کردی.

362
00:16:25,567 --> 00:16:28,020
‫ولی الان، بیشتر از همیشه،

363
00:16:28,070 --> 00:16:30,564
‫پورت‌ون به کلانترش نیاز داره.

364
00:16:30,614 --> 00:16:32,491
‫و من کلانترم.

365
00:16:35,494 --> 00:16:36,787
‫خب.

366
00:16:37,788 --> 00:16:39,707
‫فشار خونت طبیعیه.

367
00:16:39,832 --> 00:16:42,584
‫افزایش وزن غیر قابل توضیحت یه کم نگران‌کننده‌ست.

368
00:16:42,626 --> 00:16:43,994
‫غیر قابل توضیح نیست.

369
00:16:44,044 --> 00:16:46,830
‫اخیراً خیلی گرسنه‌ام میشه.

370
00:16:46,880 --> 00:16:49,758
‫افزایش اشتها و گفتی خستگی؟

371
00:16:50,718 --> 00:16:53,253
‫هنوز داری واسه فرورفتن اون سیم
‫توی بدنت آنتی‌بیوتیک می‌خوری؟

372
00:16:53,303 --> 00:16:54,930
‫امروز صبح آخرین دونه‌شو خوردم.

373
00:16:55,055 --> 00:16:56,382
‫وقتی می‌خوردیشون نوشیدنی هم می‌خوردی؟

374
00:16:56,432 --> 00:16:59,643
‫معلومه که نه. خودم عقلم می‌رسه.

375
00:17:00,686 --> 00:17:05,566
‫باشه، خب، همه چی نسبتاً طبیعی به نظر میاد،

376
00:17:05,607 --> 00:17:08,027
‫ولی با این مجموعه علائم،

377
00:17:08,068 --> 00:17:10,779
‫بازم مایلم پرکاری تیروئید رو رد کنم،

378
00:17:10,821 --> 00:17:12,147
‫همینطور عدم تعادل انسولین و کم‌خونی رو.

379
00:17:12,197 --> 00:17:13,615
‫به الین میگم ازت خون بگیره

380
00:17:13,657 --> 00:17:16,076
‫و وقتی نتایج آزمایشگاه اومد بهت زنگ می‌زنم.

381
00:17:16,201 --> 00:17:18,328
‫ولی واسه هیچ دلیل دیگه‌ای

382
00:17:18,370 --> 00:17:21,081
‫زنگ نزن که بخوای بگی «می‌دونی چیه؟»

383
00:17:21,206 --> 00:17:23,959
‫چون اون روزا دیگه تموم شد.

384
00:17:24,043 --> 00:17:26,712
‫- زودرنجی.
‫- زودرنجی.

385
00:17:29,548 --> 00:17:31,175
‫چیه؟

386
00:17:32,801 --> 00:17:34,595
‫- مارتین؟ سلام.
‫- اوه.

387
00:17:34,678 --> 00:17:36,296
‫سلام. آره، لطفاً بیا تو.

388
00:17:36,346 --> 00:17:39,141
‫فقط یه دقیقه کارت دارم...

389
00:17:39,224 --> 00:17:40,342
‫ببین، قضیه اینه که

390
00:17:40,392 --> 00:17:43,929
‫به عنوان یه عضو موقت شورای شهر،

391
00:17:43,979 --> 00:17:45,522
‫تو باید بری

392
00:17:45,606 --> 00:17:48,225
‫به شام «پهن کردن فرش قرمز رول لابستر» امشب.

393
00:17:48,275 --> 00:17:50,944
‫و تصور می‌کنم هیچ‌کاری نیست که
‫کمتر از این دلت بخواد انجام بدی.

394
00:17:51,070 --> 00:17:52,730
‫و واسه اینکه هیجان‌انگیزترش کنم،

395
00:17:52,780 --> 00:17:55,899
‫جنیوا می‌خواد هممون پلیور بپوشیم،

396
00:17:55,949 --> 00:17:58,243
‫و این یکی مال توئه.

397
00:18:02,247 --> 00:18:04,666
‫آره، باشه، بهش میگم که

398
00:18:04,708 --> 00:18:07,669
‫تو حسابی سرت شلوغ بود. باشه؟

399
00:18:07,711 --> 00:18:11,340
‫راستش، می‌دونی، می‌خواستم بهت بگم...

400
00:18:11,381 --> 00:18:12,508
‫بله.

401
00:18:12,549 --> 00:18:14,426
‫اون شب که اومدم سالتی بریز

402
00:18:14,551 --> 00:18:16,011
‫- تا حرف بزنیم در مورد...
‫- آره، در مورد...

403
00:18:16,095 --> 00:18:18,764
‫اون و گفتی که می‌خوای...

404
00:18:18,847 --> 00:18:20,724
‫- آره.
‫- آره. ولی...

405
00:18:20,808 --> 00:18:24,853
‫درسته، خب، اگه هنوز
‫درمورد بچه خواستن جدی هستی...

406
00:18:26,313 --> 00:18:27,272
‫بله؟

407
00:18:27,314 --> 00:18:29,066
‫من...

408
00:18:29,733 --> 00:18:30,809
‫چی؟

409
00:18:30,859 --> 00:18:34,863
‫یه متخصص می‌شناسم که
‫فکر کنم بخوای باهاش حرف بزنی.

410
00:18:34,988 --> 00:18:38,492
‫اوه، یه متخصص؟

411
00:18:38,575 --> 00:18:39,660
‫آره.

412
00:18:39,701 --> 00:18:41,912
‫هموکروماتوز تو و بار اضافی آهن

413
00:18:41,995 --> 00:18:43,580
‫- می‌تونه روی باروری تأثیر بذاره.
‫- اوه.

414
00:18:43,705 --> 00:18:45,833
‫و اون در کنار سنت، من...

415
00:18:45,958 --> 00:18:48,961
‫آره، چیزی که داری میگی اینه که
‫من خیلی خوب برنامه‌ریزی کردم.

416
00:18:50,170 --> 00:18:52,756
‫می‌دونی، یه متخصص؟

417
00:18:52,840 --> 00:18:54,708
‫باروری، یکی از بهترین‌هاست.

418
00:18:54,758 --> 00:18:56,126
‫ولی توی بوستون‌ـه.

419
00:18:56,176 --> 00:18:59,004
‫اوه خب، با کمال میل میرم بوستون

420
00:18:59,054 --> 00:19:01,381
‫تا یکی از بهترین‌ها رو ببینم.

421
00:19:01,431 --> 00:19:03,509
‫عالیه. باشه، خب، من...

422
00:19:03,559 --> 00:19:05,769
‫- بهش ایمیل می‌زنم، واسه توام...
‫- باشه.

423
00:19:05,811 --> 00:19:08,021
‫اطلاعات تماسش رو ایمیل می‌کنم.

424
00:19:08,063 --> 00:19:09,398
‫- خب، ممنون. ممنون.
‫- آره.

425
00:19:09,481 --> 00:19:10,649
‫آره.

426
00:19:13,193 --> 00:19:15,028
‫لوئیزا.

427
00:19:15,070 --> 00:19:16,280
‫بله، مارتین؟

428
00:19:20,200 --> 00:19:21,994
‫وقتی تو و مارک با هم بودید،

429
00:19:22,077 --> 00:19:24,496
‫وقتی احساس استرس یا افسردگی می‌کرد

430
00:19:24,580 --> 00:19:26,490
‫هیچ‌وقت به نوشیدنی یا مواد مخدر پناه برد؟

431
00:19:26,540 --> 00:19:27,583
‫هیچ‌وقت، می‌دونی؟

432
00:19:27,624 --> 00:19:29,293
‫هرچند راستشو بخوای

433
00:19:29,334 --> 00:19:31,411
‫یادم نمیاد مارک هیچ‌وقت
‫استرس یا افسردگی داشته باشه.

434
00:19:31,461 --> 00:19:34,214
‫همیشه خیلی مثبت و خوشحال بود.

435
00:19:34,298 --> 00:19:38,427
‫حتماً بودن با کسی که همیشه
‫اینقدر خوشحاله لذت‌بخش بوده.

436
00:19:39,386 --> 00:19:40,929
‫راستش بود.

437
00:19:43,390 --> 00:19:45,267
‫- اوه،
‫- ببخشید. دکتر.

438
00:19:45,350 --> 00:19:51,064
‫باید همین الان در مورد مراسم امشب ببینمت.

439
00:19:51,106 --> 00:19:52,691
‫قراره عالی بشه.

440
00:19:57,154 --> 00:19:58,730
‫ملین اثر کرد.

441
00:19:58,780 --> 00:20:00,407
‫ولی دوباره اتفاق افتاد.

442
00:20:00,532 --> 00:20:01,909
‫یه مرد کوچیک دیگه دفع کردم.

443
00:20:01,992 --> 00:20:03,202
‫حتماً داری شوخی می‌کنی.

444
00:20:03,243 --> 00:20:05,195
‫اینجوری شروع میشه؟
‫اول کلیدات رو گم می‌کنی

445
00:20:05,245 --> 00:20:07,406
‫و بعد توی یادآوری اسامی مشکل پیدا می‌کنی،

446
00:20:07,456 --> 00:20:10,167
‫و بعد توهم دیدن مردای کوچیک
‫توی مدفوعت میاد سراغت.

447
00:20:10,375 --> 00:20:13,078
‫گرِگ، می‌دونم اون تویی.

448
00:20:13,128 --> 00:20:14,296
‫حالت خوبه؟

449
00:20:14,379 --> 00:20:16,456
‫آره، معلومه. چرا نباشم؟

450
00:20:16,506 --> 00:20:17,749
‫رنگت پرید و دویدی بیرون،

451
00:20:17,799 --> 00:20:19,718
‫و حالا توی مطب دکتری

452
00:20:19,843 --> 00:20:21,345
‫و نمیذاری من بیام داخل.

453
00:20:25,557 --> 00:20:26,892
‫تعقیبت کردم.

454
00:20:26,934 --> 00:20:29,761
‫متأسفم رفیق، ولی رفتارت خیلی عجیب شده.

455
00:20:29,811 --> 00:20:32,514
‫چیزی هست که به من نمیگی؟

456
00:20:32,564 --> 00:20:34,900
‫نمی‌تونم بلند بگم.

457
00:20:34,942 --> 00:20:36,568
‫تو باید بهش بگی.

458
00:20:36,652 --> 00:20:40,280
‫هر چی که هست، با هم از پسش برمیایم.

459
00:20:41,073 --> 00:20:43,325
‫راستشو بهم بگو، دکتر.

460
00:20:44,701 --> 00:20:46,662
‫گرِگ فکر می‌کنه داره مردای کوچیک دفع می‌کنه.

461
00:20:46,745 --> 00:20:47,829
‫چی؟

462
00:20:47,913 --> 00:20:50,707
‫دو بار اتفاق افتاده، و من خیالاتی نشدم.

463
00:20:50,832 --> 00:20:55,295
‫ممکنه که تو

464
00:20:55,337 --> 00:20:56,880
‫یه سرباز اسباب‌بازی خورده باشی یا...؟

465
00:20:57,005 --> 00:20:59,549
‫نه، من دفترچه یادداشت غذایی دارم.

466
00:20:59,591 --> 00:21:01,802
‫فکر کنم یادم می‌موند
‫اگه می‌نوشتم «سرباز اسباب‌بازی.»

467
00:21:01,843 --> 00:21:04,429
‫و لباس سرباز تنشون نیست.

468
00:21:06,431 --> 00:21:09,142
‫چند تا مرد کوچیک دفع کردی؟

469
00:21:09,268 --> 00:21:14,264
‫دو تا. یکی پنج روز پیش و یکی دیگه امروز.

470
00:21:14,314 --> 00:21:17,267
‫می‌دونم مسخره به نظر می‌رسه،

471
00:21:17,317 --> 00:21:20,696
‫ولی می‌تونم صورتشون رو ببینم.

472
00:21:20,821 --> 00:21:25,117
‫چشمای کوچیکشون که به من و جورجی خیره شدن.

473
00:21:25,158 --> 00:21:26,860
‫حس می‌کنم می‌شناسمشون.

474
00:21:26,910 --> 00:21:29,329
‫صبر کن، صبر کن، یه دقیقه صبر کن.

475
00:21:29,371 --> 00:21:32,416
‫این دو تا مرد کوچیک کت‌شلوار تنشون بود؟

476
00:21:36,211 --> 00:21:37,212
‫گرِگ، این خیلی چندشه.

477
00:21:40,590 --> 00:21:42,634
‫- اوه!
‫- ها؟ گرِگ، چطور تونستی؟

478
00:21:42,676 --> 00:21:44,469
‫من نکردم. نمی‌کردم. من...

479
00:21:44,511 --> 00:21:46,630
‫اصلاً یادم رفته بود اونو توی فریزرمون داریم.

480
00:21:46,680 --> 00:21:47,631
‫چی بوده؟

481
00:21:47,681 --> 00:21:51,176
‫طبقه بالای کیک.

482
00:21:51,226 --> 00:21:54,229
‫قرار بود توی سالگرد هم‌خونه‌شدنمون
‫اینو با همدیگه بخوریم.

483
00:21:54,313 --> 00:21:55,480
‫که هیچ‌وقت نخوردیم

484
00:21:55,564 --> 00:21:57,149
‫چون، خب تو هم فراموشش کردی.

485
00:21:57,190 --> 00:21:59,609
‫ولی من با مجسمه‌هاش بدون تو نخوردمش.

486
00:21:59,735 --> 00:22:01,320
‫باید یه توضیح دیگه‌ای باشه.

487
00:22:01,361 --> 00:22:04,948
‫من مطلقاً هیچ خاطره‌ای از هیچ‌کدوم از اینا ندارم.

488
00:22:04,990 --> 00:22:07,242
‫ممکنه توی خواب غذا خورده باشی.

489
00:22:07,326 --> 00:22:08,535
‫واقعاً همچین چیزی هست؟

490
00:22:08,660 --> 00:22:11,371
‫هست و می‌تونه خطرناک باشه.

491
00:22:11,413 --> 00:22:12,789
‫آدما در حالت خواب

492
00:22:12,831 --> 00:22:15,667
‫بعضی وقتا از وسایل تیز استفاده می‌کنن
‫یا چیزای غیرخوراکی می‌خورن.

493
00:22:15,751 --> 00:22:18,587
‫رفیق، توی تختت خرده‌کیک بوده.

494
00:22:18,628 --> 00:22:19,796
‫می‌خواستم ازت بپرسم.

495
00:22:19,880 --> 00:22:22,507
‫این خیلی چندش و خجالت‌آوره.

496
00:22:22,591 --> 00:22:24,801
‫چطوری می‌تونم از اتاق خوابم

497
00:22:24,926 --> 00:22:27,512
‫این همه راه رو بیام پایین و نه تنها خود کیک،

498
00:22:27,596 --> 00:22:29,973
‫بلکه مجسمه‌های روش رو هم بخورم، و برگردم توی تخت

499
00:22:30,015 --> 00:22:31,558
‫و هیچی ازش یادم نیاد؟

500
00:22:31,641 --> 00:22:32,884
‫نه، می‌تونین یه دوربین بذارین

501
00:22:32,934 --> 00:22:34,219
‫تا ببینین واقعاً چنین اتفاقی میفته یا نه.

502
00:22:34,269 --> 00:22:35,762
‫اوه، حتماً،

503
00:22:35,812 --> 00:22:38,357
‫اینجوری تحقیرم هم کامل می‌شه.

504
00:22:38,398 --> 00:22:39,975
‫من حتی نمی‌دونستم شما دو تا هم‌خونه هستین.

505
00:22:40,025 --> 00:22:41,401
‫هی، هیچ‌کس نمی‌دونست،

506
00:22:41,443 --> 00:22:43,478
‫ولی رازش فاش شد.

507
00:22:43,528 --> 00:22:45,405
‫نمی‌خواستیم شلوغش کنیم،

508
00:22:45,447 --> 00:22:47,866
‫واسه همین پنج سال پیش با هم هم‌خونه شدیم.

509
00:22:47,949 --> 00:22:51,194
‫ولی جورجی بازم می‌خواست
‫یه کیک بزرگ و قشنگ درست کنه،

510
00:22:51,244 --> 00:22:53,246
‫حتی اگه فقط واسه خودمون دو تا باشه.

511
00:22:53,288 --> 00:22:56,366
‫بعد از پنج سال هنوز خوشمزه بود؟

512
00:22:56,416 --> 00:22:58,418
‫بی‌گناه، مگه اینکه خلافش ثابت شه.

513
00:22:58,502 --> 00:23:01,129
‫مدرکش توی مدفوعه.

514
00:23:02,964 --> 00:23:05,509
‫- خب، خوب بود.
‫- اوه، اون...

515
00:23:08,178 --> 00:23:11,056
‫میشه بگید راز رفاقت‌تون چیه؟

516
00:23:11,098 --> 00:23:14,935
‫اوه، راستش جورج واقعاً همدم خوبیه.

517
00:23:14,976 --> 00:23:15,969
‫گرِگ هم همینطور.

518
00:23:16,019 --> 00:23:19,189
‫همیشه لبخند روی لبم میاره.

519
00:23:19,272 --> 00:23:22,567
‫و اون بانمکه.

520
00:23:22,609 --> 00:23:24,736
‫تنهاتون می‌ذارم.

521
00:23:24,820 --> 00:23:27,114
‫و من گفتم، «اون مردای کوچیک کت‌شلوار تنشون بود؟»

522
00:23:27,197 --> 00:23:28,273
‫آره، آره. آره.

523
00:23:28,323 --> 00:23:30,700
‫پس علاوه بر خوردن طبقه بالای

524
00:23:30,826 --> 00:23:33,695
‫کیکمون که پنج سال توی فریزرمون بوده،

525
00:23:33,745 --> 00:23:35,622
‫مجسمه‌های روی کیک رو هم خورده.

526
00:23:35,705 --> 00:23:38,041
‫به ظاهر. مدرکی ندیدیم.

527
00:23:38,083 --> 00:23:39,251
‫صبر کنید...

528
00:23:39,334 --> 00:23:42,462
‫شما پنج سال پیش هم‌خونه شدید؟

529
00:23:42,504 --> 00:23:44,506
‫نمی‌خواستیم به کسی چیزی بگیم

530
00:23:44,589 --> 00:23:46,174
از هم‌خونه‌شدن؟

531
00:23:46,258 --> 00:23:50,387
‫می‌تونه موضوع حساسی واسه بقیه باشه
‫و هیچ‌وقت نمی‌دونی.

532
00:23:50,470 --> 00:23:53,090
‫شما دو تا پایه و اساس این شهرید.

533
00:23:53,140 --> 00:23:56,810
‫یعنی هر مراسمی، هر رسم مسخره‌ای،

534
00:23:56,852 --> 00:23:58,311
‫شما اولین نفراتی بودید که می‌پریدید وسط.

535
00:23:58,353 --> 00:24:00,138
‫آخه به خودتون نگاه کنید، مسخره به نظر میاید.

536
00:24:00,188 --> 00:24:01,264
‫- اشتباه می‌کنی.
‫- هی!

537
00:24:01,314 --> 00:24:02,774
‫آخه چطور می‌تونید نگران این باشید

538
00:24:02,858 --> 00:24:04,609
‫که پذیرفته نشید؟

539
00:24:04,651 --> 00:24:09,573
‫ما می‌دونستیم احتمالاً
‫مشکلی پیش نمیاد، ولی چرا ریسک کنیم؟

540
00:24:13,910 --> 00:24:16,988
‫- وقت بیگددانسـه!
‫- اوه.

541
00:24:17,038 --> 00:24:19,574
‫شنیدم همتون تمرین می‌کردید.

542
00:24:19,624 --> 00:24:23,328
‫ولی واسه اونایی که نکردن،

543
00:24:23,378 --> 00:24:26,882
‫مثل آب خوردنه.

544
00:24:26,923 --> 00:24:29,509
‫ما ریل فرا فیوردهون رو انجام می‌دیم

545
00:24:29,593 --> 00:24:32,512
‫ریل یه رقص محلی سنتی نروژیه

546
00:24:32,596 --> 00:24:35,390
‫با سه بخش، دست زدن...

547
00:24:36,641 --> 00:24:40,061
‫پریدن، و یورتمه رفتن.

548
00:24:40,103 --> 00:24:41,730
‫بعد از پریدن رو دیگه نفهمیدم.

549
00:24:44,816 --> 00:24:46,526
‫هیا!

550
00:24:50,405 --> 00:24:53,033
‫و حرکت کنید.

551
00:24:53,074 --> 00:24:55,777
‫خب سارا، شنیدم تو مسئول

552
00:24:55,827 --> 00:24:57,829
‫لابسترهای خوشمزه‌ای هستی که خوردیم.

553
00:24:57,913 --> 00:25:00,373
‫واقعاً همه‌شونو خودت صید کردی؟

554
00:25:00,415 --> 00:25:02,834
‫ممنون. آره، چیز مهمی نبود.

555
00:25:02,876 --> 00:25:05,253
‫فقط سه روز ۱۶ ساعته صید لابستر.

556
00:25:05,295 --> 00:25:07,714
‫اوه، من عاشق یه زن سخت‌کوشم.

557
00:25:07,797 --> 00:25:09,758
‫در نروژ هم ما قوی ساخته شدیم.

558
00:25:09,799 --> 00:25:11,426
‫ما تا ۹۰ سالگی ماهیگیری می‌کنیم.

559
00:25:11,551 --> 00:25:13,970
‫- اوه، خب.
‫- آشنایی باهات افتخار بزرگیه.

560
00:25:14,095 --> 00:25:17,516
‫اون اینو به همه میگه.

561
00:25:17,557 --> 00:25:18,808
‫چت شده؟

562
00:25:18,850 --> 00:25:21,186
‫نمی‌دونم. فقط بهشون اعتماد ندارم.

563
00:25:21,311 --> 00:25:22,854
‫اسمشو بذار غریزه.

564
00:25:22,979 --> 00:25:24,940
‫خب، دفعه بعد که مهمون داشتیم،

565
00:25:24,981 --> 00:25:27,067
‫نظرت چیه فقط ازشون بخوایم توی چشمون تف کنن

566
00:25:27,192 --> 00:25:28,318
‫و به ساق پامون لگد بزنن؟

567
00:25:28,401 --> 00:25:30,445
‫اینجوری راضی می‎شی، ها؟

568
00:25:30,487 --> 00:25:31,530
‫بهش فکر کن.

569
00:25:31,696 --> 00:25:36,193
‫تو که می‌دونی دوره تصدیت
‫توی شورا موقتیه، مگه نه؟

570
00:25:36,243 --> 00:25:38,787
‫بهت اطمینان میدم، تنها کسی که بیشتر از تو

571
00:25:38,828 --> 00:25:41,081
‫می‌خواد من از این شورا برم خودمم.

572
00:25:47,295 --> 00:25:48,955
‫من با قطار اول صبح میرم بوستون

573
00:25:49,005 --> 00:25:50,799
‫تا با دکتر مونتگومری حرف بزنم.

574
00:25:50,840 --> 00:25:52,417
‫چی گفتی که انقدر زود بهم وقت داد؟

575
00:25:52,467 --> 00:25:55,095
‫- هیچی.
‫- اوه، خب، ممنون.

576
00:25:56,012 --> 00:25:59,558
‫- هی!
‫- اوه، سلام! اوه، سلام!

577
00:26:03,478 --> 00:26:05,063
‫امشب چقدر نوشیدی؟

578
00:26:05,146 --> 00:26:06,681
‫فقط یه جرعه کوچیک.

579
00:26:06,731 --> 00:26:08,275
‫ولی اونا رول لابسترهای ما رو امتحان می‌کنن.

580
00:26:08,316 --> 00:26:10,860
‫ما نوشیدنی اونا رو امتحان می‌کنیم.
‫یه تبادل فرهنگیه.

581
00:26:10,902 --> 00:26:12,395
‫دهنت بوی نوشیدنی میده.

582
00:26:12,445 --> 00:26:13,855
‫خب حالا داری بهم میگی دروغگو؟

583
00:26:13,905 --> 00:26:15,815
‫من فقط نگرانم. چرا فقط

584
00:26:15,865 --> 00:26:17,993
‫یه کم آب نمی‌خوری، باشه؟ مراقب باش.

585
00:26:18,118 --> 00:26:19,869
‫و بذار یه نفر برسونتت خونه.

586
00:26:19,995 --> 00:26:22,030
‫واسه آخرین بار. من خوبم، باشه؟

587
00:26:22,080 --> 00:26:24,457
‫فقط... فقط...

588
00:26:34,551 --> 00:26:37,762
‫- حالت خوبه؟
‫- خیلی خوبم.

589
00:26:37,887 --> 00:26:40,140
‫کاملاً موافقم. فکر کنم داره عالی پیش میره.

590
00:26:40,181 --> 00:26:42,759
‫معتقدم داریم مجبورشون می‌کنیم که

591
00:26:42,809 --> 00:26:44,302
‫حسابی ازمون پیروی کنن.

592
00:26:44,352 --> 00:26:46,271
‫اینطوری میگن؟

593
00:26:48,481 --> 00:26:51,026
‫مارک؟ مارک؟

594
00:26:56,865 --> 00:26:58,283
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

595
00:27:01,745 --> 00:27:04,581
‫خیلی متأسفم! خیلی متأسفم!
‫حالتون خوبه؟

596
00:27:04,664 --> 00:27:06,741
‫مارک، باید همین الان تست بدی.

597
00:27:06,791 --> 00:27:07,826
‫چت شده؟

598
00:27:07,876 --> 00:27:09,419
‫نزدیک بود ما رو بکشی.

599
00:27:16,301 --> 00:27:18,928
‫اوه، واقعاً توی حال طبیعی نیستم.

600
00:27:18,970 --> 00:27:22,015
‫یعنی طبق این، ولی این نمی‌تونه درست باشه.

601
00:27:22,057 --> 00:27:23,133
‫چی میگه؟

602
00:27:23,183 --> 00:27:27,178
‫۰.۱۶، ۰.۰۸ از نظر قانونی خلاف محسوبه می‌شه.

603
00:27:27,228 --> 00:27:30,231
‫ولی من فقط همون یه جرعه نوشیدنی رو خوردم.

604
00:27:30,273 --> 00:27:31,441
‫حتی شکمم پر بود.

605
00:27:31,524 --> 00:27:32,984
‫اون سه تا رول لابستر رو خوردم

606
00:27:33,109 --> 00:27:35,195
‫و یه مشت از اون نون‌های نروژی،

607
00:27:35,236 --> 00:27:38,823
‫کانلبولرها، همون شیرینی‌های نروژی که خوردم.

608
00:27:38,865 --> 00:27:41,242
‫دارم راست میگم. من توی حالت طبیعی‌ام.

609
00:27:41,284 --> 00:27:45,705
‫که دقیقاً همون چیزیه که آدمای گیج میگن،
‫وقتی جلوشونو می‌گیرم.

610
00:27:45,830 --> 00:27:49,084
‫انکار می‌کنن و بحث می‌کنن و التماس می‌کنن،

611
00:27:49,125 --> 00:27:51,878
‫و من بازم باید جریمه‌شون کنم.

612
00:27:55,840 --> 00:27:59,794
‫نشانم رو بگیر. کلیدهام رو بگیر.

613
00:27:59,844 --> 00:28:01,179
‫منو ببر.

614
00:28:06,267 --> 00:28:09,229
‫مارک، واقعاً فکر نمی‌کنم این کار لازم باشه.

615
00:28:09,312 --> 00:28:12,232
‫قانون قانونه.

616
00:28:12,315 --> 00:28:13,975
‫حتی با اینکه توی حالت غیرطبیعی نیستم.

617
00:28:14,025 --> 00:28:15,810
‫باید حرفمو باور کنی، دکتر.

618
00:28:15,860 --> 00:28:18,813
‫دلم می‌خواد، ولی همین الان تستت رد شد.

619
00:28:18,863 --> 00:28:21,024
‫بوی نوشیدنی می‌دادی،

620
00:28:21,074 --> 00:28:23,693
‫و نزدیک بود ما رو زیر بگیری.

621
00:28:23,743 --> 00:28:26,830
‫مارک، اگه نوشیدنی خوردی، می‌تونی بهم بگی.

622
00:28:26,871 --> 00:28:29,624
‫شاید اونقدر دارم می‌نوشم

623
00:28:29,708 --> 00:28:32,127
‫که حتی یادم نمیاد که نوشیدم.

624
00:28:32,252 --> 00:28:34,879
‫من چند ماه خیلی سخت داشتم.

625
00:28:34,921 --> 00:28:37,507
‫می‌دونی، مثلاً بهم‌خوردن نامزدیم،

626
00:28:37,590 --> 00:28:41,928
‫فرو رفتن سیم توی بدنم، بیماریم،

627
00:28:42,011 --> 00:28:45,382
‫و از همه بدتر، رفیق صمیمیم بهم خیانت کرد.

628
00:28:45,432 --> 00:28:47,592
‫اوه بیخیال، فرو رفتن سیم توی بدن باید اول باشه.

629
00:28:47,642 --> 00:28:50,061
‫هی رفیق، اینا رو بگیر.

630
00:28:50,186 --> 00:28:52,347
‫تقصیر من بود، پرتاب بدی بود.

631
00:28:52,397 --> 00:28:53,898
‫اضافه‌ش کن به لیست.

632
00:28:53,940 --> 00:28:55,392
‫فقط فردا صبح آزادم کن برم

633
00:28:55,442 --> 00:28:58,361
‫که تا فرصت دارم بخوابم و اثرش بپره

634
00:28:58,445 --> 00:28:59,779
‫و به کاری که کردم فکر کنم.

635
00:28:59,904 --> 00:29:00,905
‫مارک، این مسخره‌ست.

636
00:29:00,947 --> 00:29:02,198
‫بذار فقط برسونمت خونه.

637
00:29:02,323 --> 00:29:04,484
‫نه پسر، نمیشه.

638
00:29:04,534 --> 00:29:06,286
‫من توی بازداشتگاه می‌خوابم.

639
00:29:06,327 --> 00:29:09,998
‫حتی فکرشم نکن که منو از اینجا فراری بدی، پسر.

640
00:29:10,039 --> 00:29:11,958
‫بسیار خب. باشه.

641
00:29:12,041 --> 00:29:15,462
‫ولی من کلیدای سلول رو می‌ذارم واست.

642
00:29:15,545 --> 00:29:16,996
‫باشه، راحت باش،

643
00:29:17,046 --> 00:29:19,165
‫ولی قرار نیست ازشون استفاده کنم

644
00:29:19,215 --> 00:29:23,303
‫چون این اولین تک‌روی من نیست.

645
00:29:24,429 --> 00:29:25,930
‫مارتین.

646
00:29:26,055 --> 00:29:28,850
‫مارتین، قبل از اینکه بری...

647
00:29:34,439 --> 00:29:37,901
‫میشه اون جعبه دونات رو از بین میله‌ها بدی بهم؟

648
00:29:41,070 --> 00:29:43,907
‫ممنون که منو توی
‫برنامه‌تون جا دادید، دکتر مونتگومری.

649
00:29:43,948 --> 00:29:46,367
‫مشکلی نبود. خب راستش، یه مشکلاتی بود.

650
00:29:46,409 --> 00:29:48,661
‫مجبور شدم چند تا نوبت رو جابه‌جا کنم.

651
00:29:48,703 --> 00:29:50,955
‫واقعاً مارتین بست معرفیت کرده؟

652
00:29:51,080 --> 00:29:52,749
‫بله، تعجب‌آوره؟

653
00:29:52,832 --> 00:29:55,076
‫با توجه به اینکه چقدر ناگهانی
‫بوستون رو ترک کرد؟ آره.

654
00:29:55,126 --> 00:29:57,295
‫و اون پزشک مراقبت‌های اولیه شماست؟

655
00:29:57,337 --> 00:29:58,588
‫بله...

656
00:29:58,630 --> 00:30:01,007
‫- و یه دوست، گمونم.
‫- ها.

657
00:30:01,090 --> 00:30:02,717
‫اون یه دکتر محلی توی پورت‌ونه.

658
00:30:02,759 --> 00:30:04,544
‫ببخشید. پورت چی؟

659
00:30:04,594 --> 00:30:06,429
‫پورت‌ون، مین.

660
00:30:06,513 --> 00:30:09,674
‫آها، جایی که توی بچگیش تابستونا رو می‌گذروند.

661
00:30:09,724 --> 00:30:11,851
‫تو مارتین رو از کجا می‌شناسی؟

662
00:30:11,893 --> 00:30:13,937
‫قبلاً با هم قرار می‌ذاشتیم.

663
00:30:13,978 --> 00:30:16,181
‫اوه.

664
00:30:16,231 --> 00:30:18,274
‫خیلی خوبه که اومدی پیشم

665
00:30:18,399 --> 00:30:21,227
‫چون پنجره باروریت داره بسته میشه.

666
00:30:21,277 --> 00:30:24,614
‫ولی مثلاً فقط یه ذره بازه

667
00:30:24,739 --> 00:30:26,866
‫یا هنوزم می‌تونی یه سوز رو حس کنی؟

668
00:30:26,908 --> 00:30:29,077
‫بامزه‌ای.

669
00:30:30,328 --> 00:30:31,871
‫پس همونطور که می‌تونی ببینی

670
00:30:31,996 --> 00:30:33,373
‫توی سونوگرافی، نشون میده

671
00:30:33,414 --> 00:30:35,166
‫که تعداد فولیکول‌های آنترال پایینی داری،

672
00:30:35,208 --> 00:30:37,710
‫که نشون‌دهنده ذخیره کاهش‌یافته‌ی زهدانه.

673
00:30:37,752 --> 00:30:40,171
‫این واسه زنان هم‌سن من طبیعیه؟

674
00:30:40,255 --> 00:30:45,093
‫«کاهش‌یافته» یعنی پایین در مقایسه با زنان هم‌سنت.

675
00:30:45,176 --> 00:30:45,969
‫عالیه.

676
00:30:46,010 --> 00:30:47,762
‫پس اگه نتایج آزمایش خونت بیاد

677
00:30:47,887 --> 00:30:50,965
‫و نشون بده که سطح اف‌اس‌اچ بالایی داری،

678
00:30:51,015 --> 00:30:53,092
‫آی‌وی‌اف واست بهترین گزینه‌‌ست.

679
00:30:53,142 --> 00:30:54,394
‫همسرت با آی‌وی‌اف موافقه؟

680
00:30:54,435 --> 00:30:56,938
‫من در حال حاضر همسر ندارم،

681
00:30:57,021 --> 00:31:00,266
‫واسه همینه که ظاهراً
‫بیشتر از چیزی که باید صبر کردم.

682
00:31:00,316 --> 00:31:03,778
‫خب، سحرخیز باش تا کامروا شوی!

683
00:31:03,862 --> 00:31:05,697
‫- شوخی می‌کنم. شوخی نمی‌کنم.
‫- اوه.

684
00:31:05,738 --> 00:31:09,242
‫وقتی نتایج بیاد با قطعیت بیشتری می‌فهمیم.

685
00:31:09,325 --> 00:31:12,245
‫حالا مارتین هنوزم مجرده؟

686
00:31:12,370 --> 00:31:13,538
‫فکر کنم آره.

687
00:31:13,621 --> 00:31:14,664
‫فکر کنم آره.

688
00:31:14,747 --> 00:31:17,292
‫چطوری با هم آشنا شدید؟

689
00:31:17,375 --> 00:31:18,293
‫- دانشکده پزشکی.
‫- اوه!

690
00:31:18,334 --> 00:31:20,245
‫- توی دانشکده پزشکی قرار می‌ذاشتید؟
‫- آره.

691
00:31:20,295 --> 00:31:22,088
‫و تا چند سال بعدش.

692
00:31:22,171 --> 00:31:24,624
‫- چند سال؟ باشه.
‫- ولی ما با شغلامون ازدواج کرده بودیم،

693
00:31:24,674 --> 00:31:27,418
‫و شک دارم تونسته باشه فراموشم کنه.

694
00:31:27,468 --> 00:31:28,503
‫مشخصاً.

695
00:31:28,553 --> 00:31:30,763
‫آره، مشخصاً.

696
00:31:32,348 --> 00:31:33,808
‫پس من الان باید شلوارم رو بپوشم.

697
00:31:33,850 --> 00:31:34,851
‫بسیار خب.

698
00:31:34,893 --> 00:31:38,396
‫خب، اگه نتایج آزمایش اومد بهت زنگ می‌زنم.

699
00:31:38,521 --> 00:31:39,305
‫- باشه.
‫- باشه؟

700
00:31:39,355 --> 00:31:42,901
‫و لطفاً به مارتی سلام برسون.

701
00:31:43,401 --> 00:31:44,527
‫چشم.

702
00:31:46,446 --> 00:31:48,281
‫اوه، ایناهاش.

703
00:31:48,406 --> 00:31:49,991
‫وحشت‌زده‌ام.

704
00:31:51,075 --> 00:31:54,287
‫من یه نئاندرتال چندش خواب‌خورم.

705
00:31:54,370 --> 00:31:55,780
‫چطوری متوقفش کنم؟

706
00:31:55,830 --> 00:31:58,207
‫خب، سوال اینه که چرا شروع کردی

707
00:31:58,249 --> 00:31:59,834
‫و چرا کیک؟

708
00:31:59,918 --> 00:32:03,379
‫خب، ما اخیراً پنجمین سالگرد رفاقتمون بود.

709
00:32:03,463 --> 00:32:06,090
‫و گمونم همیشه احساس گناه می‌کردم...

710
00:32:06,132 --> 00:32:07,917
‫که هم‌خونه‌بودنمون رو مخفی نگه داشتیم.

711
00:32:07,967 --> 00:32:10,720
‫جورج به پدر و مادرش گفت، من حتی اون کارم نکردم.

712
00:32:10,803 --> 00:32:12,213
‫خب، می‌تونه همین باشه.

713
00:32:12,263 --> 00:32:13,673
‫گفتاردرمانی می‌تونه کمک کنه.

714
00:32:13,723 --> 00:32:15,475
‫ممکنه حالا که آدمای بیشتری می‌دونن
‫یه کم خیالتون راحت باشه.

715
00:32:15,516 --> 00:32:17,602
‫فقط مطمئن شو شبا به اندازه کافی غذا می‌خوری

716
00:32:17,685 --> 00:32:19,228
‫که گرسنه‌ات نشه. خب؟

717
00:32:19,312 --> 00:32:20,680
‫و در بدترین حالت، بعضی آدما

718
00:32:20,730 --> 00:32:23,399
‫روی یخچالشون قفل می‌زنن.

719
00:32:23,441 --> 00:32:25,109
‫متأسفم، جورجی.

720
00:32:25,151 --> 00:32:27,528
‫تو چنین هم‌خونه‌ای نمی‌خواستی. من باعث خجالتم.

721
00:32:27,612 --> 00:32:31,449
‫گوش کن، من توی بیماری و سلامتی کنار رفیقم هستم.

722
00:32:31,491 --> 00:32:33,493
‫و رفیق، این بیماریه.

723
00:32:33,576 --> 00:32:35,403
‫صبر کنید، بازم هست.

724
00:32:35,453 --> 00:32:37,071
‫صبر کن، اون تو نیستی.

725
00:32:37,121 --> 00:32:38,948
‫- اوه.
‫- اون لودویگ‌ـه.

726
00:32:38,998 --> 00:32:42,869
‫دوست نروژیمون ساعت 3 صبح توی
‫آشپزخونه شما داره چیکار می‌کنه؟

727
00:32:42,919 --> 00:32:45,246
‫خواب‌خورها عاشق همنشینی‌ان.

728
00:32:45,296 --> 00:32:47,298
‫چرا داره میره توی یخچال؟

729
00:32:47,423 --> 00:32:49,125
‫اوه، اوه، چون ناراحت بود

730
00:32:49,175 --> 00:32:50,460
‫که مینی‌یخچال نداریم

731
00:32:50,510 --> 00:32:51,920
‫و باید داروی سیگرید رو نگه می‌داشت.

732
00:32:51,970 --> 00:32:53,388
‫پس بهش گفتم می‌تونه از مال ما استفاده کنه.

733
00:32:53,513 --> 00:32:55,256
‫سیگرید به من گفت اعتقادی به دارو نداره.

734
00:32:55,306 --> 00:32:56,841
‫اینم یه دلیل دیگه واسه دوست نداشتنش.

735
00:32:56,891 --> 00:32:58,726
‫- اوه.
‫- چطور می‌تونی سیگی رو دوست نداشته باشی؟

736
00:32:58,810 --> 00:33:00,136
‫ما خیلی خاطرش رو می‌خوایم.

737
00:33:00,186 --> 00:33:02,146
‫اون مثل باربی اسکاندیناویاییه

738
00:33:02,188 --> 00:33:04,691
‫که بچه کِن اسکاندیناویایی رو بارداره.

739
00:33:04,774 --> 00:33:07,527
‫شما دو تا جدی هستید؟ ببینید، من وقت نکردم...

740
00:33:07,568 --> 00:33:12,740
‫شنیدم سیگی با لودویگ
‫بدون نقص انگلیسی حرف می‌زد.

741
00:33:13,574 --> 00:33:14,651
‫آره، از این خبرا نبود که

742
00:33:14,701 --> 00:33:19,205
‫«مثل آب خوردنه.»

743
00:33:19,330 --> 00:33:21,491
‫- حس کردی اونقدر بد بود؟
‫- اون یه لهجه افتضاح بود.

744
00:33:21,541 --> 00:33:22,659
‫- باشه.
‫- بی‌خیال.

745
00:33:22,709 --> 00:33:24,836
‫چرا وانمود می‌کنن انگلیسیش خوب نیست؟

746
00:33:24,877 --> 00:33:28,047
‫شاید فقط روششونه واسه اینکه
‫کمتر ترسناک به نظر برسن.

747
00:33:28,131 --> 00:33:31,009
‫چون اونا از هر نظر جذاب و کاملن.

748
00:33:32,301 --> 00:33:34,429
‫- داره میاد بیرون.
‫- ای کاش.

749
00:33:36,014 --> 00:33:37,515
‫باید ببینم توی یخچالتون چیه.

750
00:33:42,979 --> 00:33:45,390
‫خب، من اینجا دارویی نمی‌بینم،

751
00:33:45,440 --> 00:33:47,141
‫فقط یه ماست نروژی.

752
00:33:47,191 --> 00:33:48,943
‫پس لودویگ دروغگوئه، می‌بینید؟

753
00:33:48,985 --> 00:33:50,436
‫یا فقط ماست دوست داره.

754
00:33:50,486 --> 00:33:52,113
‫حالا میشه تهمت زدن به مهمونامون رو تموم کنی؟

755
00:33:52,196 --> 00:33:54,073
‫چون باید بریم سر کارمون.

756
00:34:01,622 --> 00:34:03,157
‫این شبیه تجاوز به حریم خصوصیه.

757
00:34:03,207 --> 00:34:04,534
‫این آشپزخونه‌ی شماست.

758
00:34:04,584 --> 00:34:06,619
‫شاید اون داروشه.

759
00:34:06,669 --> 00:34:07,754
‫این دارو نیست.

760
00:34:07,795 --> 00:34:11,791
‫اینا نمونه‌های آب با تاریخ و زمان هستن.

761
00:34:11,841 --> 00:34:13,342
‫چرا باید به نمونه‌های آب نیاز داشته باشه؟

762
00:34:13,384 --> 00:34:15,511
‫- اون معلم علومه.
‫- خودش اینطور میگه.

763
00:34:15,636 --> 00:34:17,972
‫باشه، باشه، باشه، دکتر، کافیه.

764
00:34:18,014 --> 00:34:20,349
‫اینقدر بدبین نباش.
‫آدمای دوست‌داشتنی‌ای هستن.

765
00:34:20,391 --> 00:34:23,269
‫جدی چرا بدترین حالت رو در نظر می‌گیری؟

766
00:34:23,394 --> 00:34:24,595
‫درسته، آدمای بدی توی دنیا هستن،

767
00:34:24,645 --> 00:34:28,107
‫ولی دنیا پر از آدمای خوب، صمیمی،

768
00:34:28,232 --> 00:34:30,443
‫بخشنده، و خوش‌قلب هم هست.

769
00:34:30,485 --> 00:34:32,729
‫چرا باورش برات اینقدر سخته؟

770
00:34:32,779 --> 00:34:34,947
‫چون نمی‌دونم. تجربه من این نبوده.

771
00:34:34,989 --> 00:34:38,117
‫خب، واسه تغییر هیچ‌وقت دیر نیست.

772
00:34:38,159 --> 00:34:39,444
‫این شعار شهرتونه؟

773
00:34:39,494 --> 00:34:41,070
‫تو سومین نفری هستی که امروز...

774
00:34:41,120 --> 00:34:43,197
‫اوه، نتایج آزمایش کلانتر مارک.

775
00:34:43,247 --> 00:34:44,490
‫باید برم مارک رو ببینم.

776
00:34:44,540 --> 00:34:46,584
‫خب، شاید بتونه کمکت کنه معمای

777
00:34:46,709 --> 00:34:48,169
‫ماست مشکوک رو حل کنی.

778
00:34:48,252 --> 00:34:49,378
‫بذارش همونجایی که بود.

779
00:34:49,420 --> 00:34:50,830
‫- اون نمی‌دونه.
‫- گرِگ. گرِگ. گرِگ.

780
00:34:50,880 --> 00:34:52,173
‫قسم می‌خورم.

781
00:34:55,259 --> 00:34:56,594
‫مارک.

782
00:35:05,269 --> 00:35:08,314
‫اوه، تو... تو اینجا چیکار می‌کنی؟

783
00:35:08,397 --> 00:35:09,857
‫- دنبال مارک می‌گردم.
‫- منم همینطور.

784
00:35:09,941 --> 00:35:12,235
‫شنیدم دیشب اینجا خوابیده و می‌خواستم ببینم

785
00:35:12,276 --> 00:35:13,644
‫- حالش خوبه یا نه.
‫- نیست.

786
00:35:13,694 --> 00:35:16,697
‫نتایج آزمایش دیروز صبحش رو گرفتم.

787
00:35:16,823 --> 00:35:18,649
‫سطح الکل خونش خیلی بالا بود

788
00:35:18,699 --> 00:35:20,359
‫و باید بره بیمارستان بهش سرم وصل کنن.

789
00:35:20,409 --> 00:35:21,577
‫اصلاً نمی‌دونم کجاست.

790
00:35:21,661 --> 00:35:24,247
‫باشه، خب ماشینش هنوز اینجاست.

791
00:35:24,288 --> 00:35:25,907
‫نمی‌تونه خیلی دور شده باشه. می‌دونی...

792
00:35:25,957 --> 00:35:28,793
‫گوشیشو جواب نمیده، پس
‫بذار یه بار دیگه امتحان کنم.

793
00:35:41,013 --> 00:35:42,507
‫مارک!

794
00:35:42,557 --> 00:35:44,642
‫سالی هم ازش خبر نداره.

795
00:35:45,726 --> 00:35:49,730
‫مارک! جای دیگه‌ای هست که مارک
‫وقتی ناراحته معمولاً بره؟

796
00:35:53,401 --> 00:35:55,069
‫یه جا هست.

797
00:35:55,111 --> 00:35:57,655
‫آره.

798
00:36:00,116 --> 00:36:01,450
‫- مارک!
‫- بالاخره.

799
00:36:01,492 --> 00:36:02,902
‫- وای خدای من.
‫- عالیه.

800
00:36:02,952 --> 00:36:05,279
‫آخرین دو نفری که دلم می‌خواست ببینم.

801
00:36:05,329 --> 00:36:06,831
‫همین الانشم سال وحشتناکی داشتم،

802
00:36:06,914 --> 00:36:08,574
‫و حالا معتاد به نوشیدنی هم شدم.

803
00:36:08,624 --> 00:36:09,992
‫مارک، واقعاً کارت خطرناکه.

804
00:36:10,042 --> 00:36:11,377
‫- لطفاً بیا پایین.
‫- لطفاً.

805
00:36:11,460 --> 00:36:13,921
‫نه. شما باید بیاید بالا.

806
00:36:18,593 --> 00:36:21,762
‫- باشه، ما می‌تونیم. من می‌تونم.
‫- باشه.

807
00:36:21,804 --> 00:36:23,848
‫آره.

808
00:36:23,890 --> 00:36:27,059
‫هی مارک، من احتمالاً بهتر از هر کسی می‌شناسمت

809
00:36:27,101 --> 00:36:29,937
‫و واقعاً فکر نمی‌کنم

810
00:36:29,979 --> 00:36:32,690
‫که تو معتاد به نوشیدنی باشی.

811
00:36:32,732 --> 00:36:34,317
‫منم موافقم، مارک.

812
00:36:35,526 --> 00:36:37,603
‫ولی باید نوشیده باشی

813
00:36:37,653 --> 00:36:40,656
‫تا سطح الکل خونت برسه به اونجایی که بود،

814
00:36:40,698 --> 00:36:43,826
‫- الان باید حالت بد می‌شد.
‫- آره.

815
00:36:43,910 --> 00:36:48,372
‫روان‌درمانگر آنلاینم میگه احساساتم رو
‫با غذا خوردن سرکوب کردم، نه با نوشیدن.

816
00:36:49,165 --> 00:36:51,959
‫اوکی، تنها چیزی که عجیب بوده

817
00:36:52,084 --> 00:36:54,128
‫حجم غذاخوردنش بوده.

818
00:36:54,212 --> 00:36:57,456
‫یعنی خیلی بیشتر از حد معمول بوده.

819
00:36:57,506 --> 00:36:59,592
‫خب، من احساسات زیادی دارم.

820
00:37:08,392 --> 00:37:09,844
‫سندرم تخمیر خودکار روده.

821
00:37:09,894 --> 00:37:12,897
‫نوچ، این رمز عبور نیست.

822
00:37:13,981 --> 00:37:15,808
‫اسم بیماریته،

823
00:37:15,858 --> 00:37:18,361
‫شکر، کربوهیدرات، درسته؟

824
00:37:18,402 --> 00:37:21,906
‫به علاوه آنتی‌بیوتیک‌هات و سوراخ شدن معده‌ات.

825
00:37:21,989 --> 00:37:23,950
‫روده‌ت داره مخمر تخمیر می‌کنه،

826
00:37:23,991 --> 00:37:26,661
‫و معده‌ت اساساً یه کارخونه نوشیدنی‌سازی درست کرده.

827
00:37:26,786 --> 00:37:28,454
‫پس توی سیستم بدنت الکل داری،

828
00:37:28,537 --> 00:37:30,873
‫که باعث میشه مثل
‫یه آدم به شدت گیج و منگ رفتار کنی

829
00:37:30,957 --> 00:37:34,961
‫چون داری تولیدش می‌کنی، نه اینکه بنوشیش.

830
00:37:35,002 --> 00:37:37,797
‫صبر کن، پس من معتاد به نوشیدنی نیستم،
‫فقط یه کارخونه نوشیدنی‌سازی‌ام.

831
00:37:38,506 --> 00:37:40,258
‫توام شنیدی، لوئیزا؟

832
00:37:40,299 --> 00:37:42,301
‫شنیدم. شنیدم. هورا!

833
00:37:44,845 --> 00:37:47,598
‫اوه، میشه هر دوتون لطفاً الان بیاید پایین؟

834
00:37:50,059 --> 00:37:52,561
‫- اوه، موفق شدی؟ آره.
‫- مراقب باش.

835
00:37:52,603 --> 00:37:54,438
‫شما دو تا واقعاً به من اهمیت میدید.

836
00:37:54,480 --> 00:37:55,690
‫آره، معلومه که می‌دیم، مارک.

837
00:37:55,815 --> 00:37:57,775
‫تو واسه من از یه خونه درختی بالا اومدی.

838
00:37:57,858 --> 00:37:59,777
‫آره. لذت‌بخش نبود.

839
00:37:59,819 --> 00:38:01,145
‫دوستتون دارم.

840
00:38:01,195 --> 00:38:03,364
‫جفتتون رو. به عنوان دوست.

841
00:38:03,447 --> 00:38:05,074
‫- بیشتر از این نیست.
‫- خب، آره.

842
00:38:06,325 --> 00:38:08,527
‫اوه، این باحاله!

843
00:38:08,577 --> 00:38:10,746
‫نه، باحال نیست. غیرقانونیه.

844
00:38:10,830 --> 00:38:12,323
‫باید به پلیس خبر بدیم.

845
00:38:12,373 --> 00:38:14,083
‫صبر کن. خودم پلیسم.

846
00:38:16,043 --> 00:38:18,170
‫صبر کن، اون لودویگ‌ـه؟

847
00:38:24,051 --> 00:38:26,754
‫ممنون، الین، که آشغالا رو ننداختی بیرون

848
00:38:26,804 --> 00:38:28,014
‫وقتی ازت خواستم.

849
00:38:29,765 --> 00:38:31,509
‫به نروژی میشه «خواهش می‌کنم».

850
00:38:31,559 --> 00:38:33,894
‫اَل، فکر می‌کنی بتونی فیلم‌های
‫این پهپاد رو دربیاری؟

851
00:38:34,729 --> 00:38:37,773
‫- شاید.
‫- سلام، دکتر وست. حدس بزن چی شده؟

852
00:38:37,898 --> 00:38:41,727
‫واسه کوپرنیک یه ظرف آب و غذا سفارش دادم

853
00:38:41,777 --> 00:38:44,155
‫که اسمش روشون نوشته شده. هفته دیگه میرسن.

854
00:38:44,196 --> 00:38:50,119
‫عالیه. گوش کن، پیتر،
‫نباید به بقیه بگی من پدرتم.

855
00:38:50,161 --> 00:38:52,663
‫- چرا؟
‫- چون حقیقت نداره.

856
00:38:52,788 --> 00:38:54,999
‫ولی اگه آرزو می‌کردم که کاش حقیقت داشت چی؟

857
00:38:56,542 --> 00:38:58,210
‫چرا باید بخوای من پدرت باشم؟

858
00:38:58,336 --> 00:39:01,964
‫تو بدعنقی، مهربونی، و بهت اعتماد دارم.

859
00:39:02,006 --> 00:39:04,592
‫اوه. خب، تو تنها کسی هستی

860
00:39:04,633 --> 00:39:05,918
‫که فکر نمی‌کنه من باید عوض بشم.

861
00:39:05,968 --> 00:39:08,012
‫تو؟ عمراً.

862
00:39:08,095 --> 00:39:09,805
‫اونوقت دیگه خودت نیستی.

863
00:39:12,475 --> 00:39:15,928
‫- اوکی شد، دکتر.
‫- موفق شدی؟

864
00:39:15,978 --> 00:39:17,563
‫پهپاد رو هک کردی؟

865
00:39:17,646 --> 00:39:20,107
‫آره. با استفاده از کابل یو‌اس‌بی.

866
00:39:21,359 --> 00:39:24,403
‫چرا داره از خط ساحلی فیلم می‌گیره؟

867
00:39:24,445 --> 00:39:26,364
‫چون قشنگه؟

868
00:39:26,405 --> 00:39:27,907
‫واو.

869
00:39:28,949 --> 00:39:31,744
‫الان زیر آبن؟ عجیبه.

870
00:39:31,786 --> 00:39:34,789
‫عجیبه. ولی چرا توی پورت‌ون
‫زیر آب فیلم می‌گیرن؟

871
00:39:34,830 --> 00:39:37,124
‫اینجا که به خاطر صخره‌های مرجانیش معروف نیست.

872
00:39:38,834 --> 00:39:42,129
‫مگه اینکه به همون دلیلی باشه
‫که آب رو آزمایش می‌کنی.

873
00:39:43,672 --> 00:39:47,051
‫«متعلق به صنایع هاواردسن»

874
00:39:48,177 --> 00:39:51,055
‫اَل، صنایع هاواردسن رو گوگل کن.

875
00:39:51,180 --> 00:39:56,936
‫- یه... ه-ا-و-ا-ر...
‫- د-س-ن.

876
00:40:01,232 --> 00:40:04,652
‫«صنایع هاواردسن یکی
‫از بزرگ‌ترین شرکت‌های غذاهای دریایی

877
00:40:04,693 --> 00:40:06,020
‫در جهانه با درآمد سالانه

878
00:40:06,070 --> 00:40:07,696
‫تقریباً ۷.۵ میلیارد دلار،

879
00:40:07,780 --> 00:40:10,941
‫متخصص در غذاهای دریایی منجمد،
‫کنسرو شده و تازه است.

880
00:40:10,991 --> 00:40:13,778
‫مرکزش توی نروژه، متعلق به بیورن هاواردسن،

881
00:40:13,828 --> 00:40:16,872
‫که دخترش سیگرید قراره

882
00:40:16,956 --> 00:40:18,824
‫در پنج سال آینده شرکت رو تحویل بگیره.»

883
00:40:18,874 --> 00:40:20,876
‫۲۰ دلار شرط می‌بندم همون سیگرید ماست.

884
00:40:25,756 --> 00:40:27,508
‫معلومه، اونم توی این قضیه دست داره.

885
00:40:27,591 --> 00:40:28,843
‫توی چی دست داره؟

886
00:40:28,884 --> 00:40:31,595
‫مشخص نیست، ولی چیز خوبی نیست.

887
00:40:31,720 --> 00:40:35,182
‫صبر کن، دکتر، این شهر خواهرخوانده‌ی منه.

888
00:40:35,224 --> 00:40:36,425
‫من همین الانشم یه خواهر رو از دست دادم.

889
00:40:36,475 --> 00:40:38,185
‫خیلی آزاردهنده‌ست.

890
00:40:46,193 --> 00:40:48,696
‫اوه.

891
00:40:48,737 --> 00:40:50,314
‫لودویگ و سیگرید کجان؟

892
00:40:50,364 --> 00:40:52,366
‫با گلندون رفتن گشت و گذار.

893
00:40:52,450 --> 00:40:55,744
‫چرا؟ می‌خوای دردسر درست کنی؟

894
00:40:55,870 --> 00:40:57,997
‫با اون آدمای مهربون بدجنسی نکن.

895
00:40:58,038 --> 00:40:59,198
‫آدمای مهربون کیلو چنده؟

896
00:40:59,248 --> 00:41:01,292
‫باشه، مارتین، بی‌خیال شو.

897
00:41:01,375 --> 00:41:03,335
‫و ضمناً عمه سارا، کار لودویگ بود

898
00:41:03,377 --> 00:41:05,796
‫- که با پهپاد زد بهت.
‫- اوه. اوه!

899
00:41:05,921 --> 00:41:08,007
‫- حالا عصبانی شدم.
‫- و اونا...

900
00:41:08,048 --> 00:41:10,092
‫اصلاً اونا با گلندون چیکار می‌کنن؟

901
00:41:13,179 --> 00:41:15,631
‫اوه، پس رفته بودید گشت و گذار، ها؟

902
00:41:15,681 --> 00:41:17,600
‫مثلاً اطراف بندر؟

903
00:41:17,641 --> 00:41:20,728
‫آره. ببخشید. می‌خواستی با ما بیای؟

904
00:41:20,769 --> 00:41:22,771
‫نه، می‌خوام مردم پورت‌ون

905
00:41:22,897 --> 00:41:24,348
‫حقیقت رو در مورد مهمون‌هامون بدونن.

906
00:41:24,398 --> 00:41:26,942
‫چی؟ اینکه اونا آدمای دوست‌داشتنی‌ای هستن؟

907
00:41:27,026 --> 00:41:30,779
‫نه، اینکه خانواده سیگرید صاحب
‫یه شرکت بزرگ غذاهای دریایی هستن

908
00:41:30,905 --> 00:41:33,699
‫و لودویگ اینجا در حال نقشه‌برداری از خلیج ما بوده.

909
00:41:33,824 --> 00:41:36,076
‫حالا به عنوان یه عضو موقت شورای شهر،

910
00:41:36,118 --> 00:41:39,288
‫من می‌خوام دلیل واقعی اینجا اومدنتون رو بدونم.

911
00:41:42,291 --> 00:41:44,994
‫یه مزرعه پرورش سالمون اقیانوسی نوردیک،

912
00:41:45,044 --> 00:41:47,671
‫یکی از بزرگ‌ترین‌ها در ساحل شرقی.

913
00:41:47,755 --> 00:41:49,248
‫ما برنامه‌هامون رو به شهر ارائه می‌دیم

914
00:41:49,298 --> 00:41:52,042
‫و معتقدیم که همتون از این پیشنهاد
‫حسابی راضی خواهید بود.

915
00:41:52,092 --> 00:41:54,879
‫- یه مزرعه پرورش سالمون؟
‫- توی خلیج زیبای ما.

916
00:41:54,929 --> 00:41:57,640
‫ممکنه منظره رو خراب کنه، ولی واسه همتون

917
00:41:57,681 --> 00:41:59,049
‫خیلی سودآور خواهد بود.

918
00:41:59,099 --> 00:42:01,393
‫حتی ممکنه باعث افزایش توریست هم بشه.

919
00:42:01,435 --> 00:42:03,562
‫بچه‌ها عاشق مزارع پرورش سالمون هستن.

920
00:42:03,604 --> 00:42:06,565
‫ولی هنوزم می‌خواید شهر خواهرخوانده ما باشید، درسته؟

921
00:42:06,607 --> 00:42:08,859
‫اونا هیچ‌وقت نمی‌خواستن
‫شهر خواهرخوانده ما باشن، مگه نه؟

922
00:42:08,984 --> 00:42:11,028
‫ما می‌خواستیم شریک تجاری شما باشیم.

923
00:42:11,111 --> 00:42:13,739
‫- این خیلی باارزش‌تره.
‫- واقعاً؟

924
00:42:13,864 --> 00:42:15,858
‫از وقتی که اون پهپادتون خورد تو سرم

925
00:42:15,908 --> 00:42:17,743
‫فهمیدن این چیزا برام سخته.

926
00:42:17,826 --> 00:42:20,412
‫و تو از اول در موردش می‌دونستی، مگه نه، گلندون؟

927
00:42:20,538 --> 00:42:21,956
‫من می‌دونستم مردم این شهر

928
00:42:21,997 --> 00:42:24,542
‫خیلی بیشتر پذیرای ملاقات
‫با هیئت یه شهر خواهرخوانده

929
00:42:24,583 --> 00:42:26,243
‫تا یه سرمایه‌گذار و توسعه‌دهنده‌ی بالقوه،

930
00:42:26,293 --> 00:42:27,795
‫ولی اونا همون آدمایی هستن

931
00:42:27,836 --> 00:42:30,714
‫که شناختید و دوستشون دارید و دارن به هممون

932
00:42:30,756 --> 00:42:32,091
‫یه فرصت عالی پیشنهاد میدن.

933
00:42:32,132 --> 00:42:36,086
‫پس تمام مدت در مورد این قضیه حق با مارتین بوده.

934
00:42:36,136 --> 00:42:39,098
‫ببینید، اینا همه‌ش به نفعمونه.

935
00:42:39,139 --> 00:42:42,434
‫خب، باید قبل از اینکه چیزی رو امضا کنیم،

936
00:42:42,476 --> 00:42:45,187
‫همه‌چیز رو با جزئیات ببینیم، گلندون.

937
00:42:45,896 --> 00:42:49,441
‫- جنیوا همین الانشم امضا کرده.
‫- ها؟

938
00:42:49,483 --> 00:42:52,194
‫توی توافق‌نامه خواهرخواندگی

939
00:42:52,236 --> 00:42:54,989
‫یه بند توسعه‌ی اقتصادی بود.

940
00:42:55,030 --> 00:42:56,865
‫همیشه باید کل قرارداد رو بخونید.

941
00:42:56,991 --> 00:42:59,994
‫اوه، تو گفتی «قالب آماده و تکرار مکررات»ـه.

942
00:43:00,035 --> 00:43:03,831
‫خب آره، واسه حق ماهیگیری.

943
00:43:10,421 --> 00:43:15,384
‫«ترجمه از حـامـد»

944
00:43:17,384 --> 00:43:27,384
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M