1
00:00:24,315 --> 00:00:29,320
‫«ترجمه از حـامـد»

2
00:00:38,913 --> 00:00:40,615
‫صبح بخیر.

3
00:00:40,665 --> 00:00:43,243
‫آره، از گروه پیشواز هستی؟
‫لباس قشنگیه.

4
00:00:43,293 --> 00:00:44,786
‫رفیق، واسه چی داری...

5
00:00:44,836 --> 00:00:46,705
‫این کیه؟ واسه چی توی پارکینگ ماست؟

6
00:00:46,755 --> 00:00:48,289
‫«پیتزای اصیل بروکلین...»

7
00:00:48,339 --> 00:00:50,458
‫می‌خوای توی پارکینگ ما پیتزا بفروشی؟

8
00:00:50,508 --> 00:00:52,711
‫اوه نه، نه، نه.
‫دارم پیست اسکی درست می‌کنم.

9
00:00:52,761 --> 00:00:54,337
‫برو اسکیت‌هات رو بیار.

10
00:00:54,387 --> 00:00:56,673
‫معلومه که دارم پیتزا می‌فروشم.
‫چی فکر کردی؟

11
00:00:56,723 --> 00:00:58,725
‫نمی‌تونی توی ملک ما کامیون غذا راه بندازی.

12
00:01:00,310 --> 00:01:03,054
‫خیلی‌خب، اونجا رو می‌بینی؟

13
00:01:03,104 --> 00:01:05,598
‫مرز ملکتون دقیقاً همون‌جاست.

14
00:01:05,648 --> 00:01:08,810
‫و این طرف هم جاییه که من مجوز دارم

15
00:01:08,860 --> 00:01:10,937
‫تا پیتزای خوشمزه‌ام رو بفروشم.

16
00:01:10,987 --> 00:01:12,280
‫پس شما هم...

17
00:01:14,240 --> 00:01:17,235
‫از ملکم برید بیرون. بهم گیر ندید.

18
00:01:17,285 --> 00:01:20,705
‫گوش کن شِر از فیلم «ماه‌زده»، اشتباه بزرگی کردی.

19
00:01:20,747 --> 00:01:23,658
‫مردم پورت‌ون دنبال
‫غذاهای جدید و ترند نیستن،

20
00:01:23,708 --> 00:01:25,452
‫و پیتزات رو هم نمی‌خوان.

21
00:01:25,502 --> 00:01:28,413
‫خواب دیدی خیر باشه، بازیگر فیلم «پیله».

22
00:01:28,463 --> 00:01:30,632
‫حالا برو بخواب و بازم...

23
00:01:34,636 --> 00:01:35,879
‫اون فیلم درمورد پیرمردهاست.

24
00:01:35,929 --> 00:01:37,088
‫فضایی‌ها هم هستن.

25
00:01:37,138 --> 00:01:39,007
‫این قضیه رو بهتر می‌کنه؟

26
00:01:39,057 --> 00:01:42,310
‫واسم مهم نیست تمام ماهیگیرهای دیگه
‫از چسب قطره‌ای استفاده می‌کنن.

27
00:01:42,852 --> 00:01:44,345
‫این زخم ممکن بود عفونت کنه.

28
00:01:44,395 --> 00:01:45,847
‫چرا زودتر نیومدی پیشم؟

29
00:01:45,897 --> 00:01:47,390
‫تو هم مشکلاتت رو پیش من نمیاری.

30
00:01:47,440 --> 00:01:49,768
‫چرا من باید مشکلاتم رو پیش تو بیارم؟

31
00:01:49,818 --> 00:01:51,694
‫- چون من پزشکم.
‫- همم.

32
00:01:52,195 --> 00:01:54,606
‫راز بزرگ دیگه‌ای هم هست که بهم نگفته باشی؟

33
00:01:54,656 --> 00:01:56,900
‫مثلاً اینکه این مکالمه داره شدیداً کلافه‌م می‌کنه؟

34
00:01:56,950 --> 00:01:59,027
‫فکر کنم تمام مکالماتی که مهمن

35
00:01:59,077 --> 00:02:00,403
‫واسه تو کلافه‌کننده‌ان.

36
00:02:00,453 --> 00:02:02,789
‫خیلی‌خب، ببین، این...

37
00:02:03,998 --> 00:02:06,835
‫ترس من از خون...

38
00:02:08,837 --> 00:02:10,505
‫یه موضوع شخصیه.

39
00:02:11,214 --> 00:02:13,917
‫و تا قبل از ماجرای فانوس دریایی،
‫به هیچ‌کس نگفته بودم.

40
00:02:13,967 --> 00:02:16,127
‫به جز الین و لوئیزا.

41
00:02:16,177 --> 00:02:18,171
‫خیلی‌خب، قضیه این‌طوری پیش رفت.

42
00:02:18,221 --> 00:02:20,131
‫نمی‌خواستم چیزی رو ازت پنهان کنم.

43
00:02:20,181 --> 00:02:22,308
‫سعی می‌کردم بهش فکر نکنم.

44
00:02:24,894 --> 00:02:26,187
‫خفت‌باره.

45
00:02:26,896 --> 00:02:28,606
‫کاری هست بتونی درموردش بکنی؟

46
00:02:29,607 --> 00:02:31,559
‫ایدن یه سری روش‌های جدید داره

47
00:02:31,609 --> 00:02:33,353
‫که درموردشون مطالعه می‌کرده.

48
00:02:33,403 --> 00:02:36,314
‫توی هیچ‌کدومشون چشم سمندر و دیگ بزرگ هست؟

49
00:02:36,364 --> 00:02:38,566
‫گوش کن، من و ایدن توی رابطه‌ایم،

50
00:02:38,616 --> 00:02:40,318
‫و اون جایی نمیره.

51
00:02:40,368 --> 00:02:42,403
‫حتی اگه بهش پول بدم؟

52
00:02:42,453 --> 00:02:43,696
‫دکتر، توی سالتی بریز بهت نیاز دارن.

53
00:02:43,746 --> 00:02:45,532
‫- ظاهراً یه نفر آسیب دیده.
‫- اوه.

54
00:02:45,582 --> 00:02:48,701
‫ببین، دلم می‌خواد سعی کنی با ایدن کنار بیای.

55
00:02:48,751 --> 00:02:50,703
‫اونم مثل تو واسم خیلی مهمه،

56
00:02:50,753 --> 00:02:53,081
‫پس لطفاً مهربون باش... به خاطر من؟

57
00:02:53,131 --> 00:02:55,166
‫بسیار خب، تلاشم رو می‌کنم.

58
00:02:55,216 --> 00:02:56,835
‫برو دیگه، برو. برو، برو، برو.

59
00:02:56,885 --> 00:02:58,052
‫برو دیگه.

60
00:02:59,095 --> 00:03:00,471
‫اوه!

61
00:03:03,391 --> 00:03:04,717
‫عزیزم، حالت خوبه؟

62
00:03:04,767 --> 00:03:06,594
‫چی؟ آره. آره، خوبم.

63
00:03:06,644 --> 00:03:08,179
‫نمی‌دونم. فقط این که...

64
00:03:08,229 --> 00:03:10,473
‫من... حالم خوبه. خوبم.

65
00:03:10,523 --> 00:03:11,566
‫بسیار خب.

66
00:03:17,447 --> 00:03:19,566
‫اوه، سلام. من...

67
00:03:19,616 --> 00:03:20,984
‫یادت رفت این آخر هفته میام.

68
00:03:21,034 --> 00:03:23,069
‫نه، نه، من... فقط انگار

69
00:03:23,119 --> 00:03:24,612
‫توی سالتی بریز یه وضعیت اضطراری پیش اومده،

70
00:03:24,662 --> 00:03:26,364
‫- و من باید...
‫- اوه، خب پس تو برو.

71
00:03:26,414 --> 00:03:28,324
‫من وسایلم رو می‌ذارم و همون‌جا می‌بینمت.

72
00:03:28,374 --> 00:03:29,993
‫بسیار خب.

73
00:03:30,043 --> 00:03:31,461
‫خوش‌گذرونی شروع میشه.

74
00:03:32,461 --> 00:03:42,461
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

75
00:03:52,023 --> 00:03:53,441
‫چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟

76
00:03:54,067 --> 00:03:55,777
‫فکر کنم اوضاع خیلی خرابه، دکتر.

77
00:04:11,167 --> 00:04:12,835
‫اُسکلت کردیم.

78
00:04:17,715 --> 00:04:19,751
‫این... این...

79
00:04:19,801 --> 00:04:22,462
‫فقط سس کچاپه.

80
00:04:22,512 --> 00:04:25,098
‫باید قیافه‌ت رو می‌دیدی، دکتر، ها؟

81
00:04:28,643 --> 00:04:30,511
‫فکر می‌کنید خنده‌داره؟

82
00:04:30,561 --> 00:04:32,063
‫- چی؟
‫- همم؟

83
00:04:34,232 --> 00:04:35,441
‫این؟

84
00:04:36,401 --> 00:04:38,903
‫این اسراف وقیحانه‌ی چاشنی بود!

85
00:04:39,320 --> 00:04:40,980
‫اوه، بیخیال دکتر، این...

86
00:04:41,030 --> 00:04:42,482
‫فقط یه شوخی کوچیک بود.

87
00:04:42,532 --> 00:04:44,826
‫اوه، فکر می‌کنید این کارها خنده‌داره، ها؟

88
00:04:45,743 --> 00:04:48,071
‫یه بچه گربه روی اسکیت خنده‌داره.

89
00:04:48,121 --> 00:04:50,990
‫تکه‌تکه شدن یه مشت نوجوان پرشور
‫توی اردوی تابستونی،

90
00:04:51,040 --> 00:04:52,158
‫اونم خنده‌داره.

91
00:04:52,208 --> 00:04:54,035
‫ولی این بی‌احترامیه.

92
00:04:54,085 --> 00:04:55,837
‫و همه‌تون باید از خودتون خجالت بکشین.

93
00:04:58,423 --> 00:05:00,041
‫حالا از یه ذره خون می‌ترسی،

94
00:05:00,091 --> 00:05:01,334
‫خب که چی؟

95
00:05:01,384 --> 00:05:02,919
‫خب منم از مار می‌ترسم.

96
00:05:02,969 --> 00:05:04,879
‫تا سر حد مرگ ازشون می‌ترسم،
‫ولی کی اهمیت میده؟

97
00:05:04,929 --> 00:05:07,173
‫ولی خب شغلم طوری نیست که مجبور باشم

98
00:05:07,223 --> 00:05:09,592
‫- به مارها رسیدگی کنم، اون‌وقت...
‫- مارتین! مارتین!

99
00:05:09,642 --> 00:05:11,302
‫ولی ما فقط داشتیم شوخی می‌کردیم، دکتر!

100
00:05:11,352 --> 00:05:13,596
‫- مارتین.
‫- بیخیال، دکتر!

101
00:05:13,646 --> 00:05:14,689
‫واقعاً متأسفم.

102
00:05:16,024 --> 00:05:17,684
‫خیلی‌خب، تو مارتین جیمز بست هستی.

103
00:05:17,734 --> 00:05:20,228
‫تو یکی از بهترین جراح‌های کل کشوری.

104
00:05:20,278 --> 00:05:22,313
‫و این خرچنگ‌خورهای عقب‌افتاده
‫دارن دستت می‌ندازن؟

105
00:05:22,363 --> 00:05:23,481
‫اصلاً قابل قبول نیست.

106
00:05:23,531 --> 00:05:25,191
‫شرم‌آوره.

107
00:05:25,241 --> 00:05:27,026
‫کاری می‌کنیم به فوبیای خونت غلبه کنی، باشه؟

108
00:05:27,076 --> 00:05:28,486
‫و برت می‌گردونیم به بوستون،

109
00:05:28,536 --> 00:05:30,121
‫تا احترامی که لایقشی رو به دست بیاری.

110
00:05:30,246 --> 00:05:31,864
‫- دقیقاً.
‫- کمک!

111
00:05:31,914 --> 00:05:33,616
‫- باورنکردنیه.
‫- کمک!

112
00:05:33,666 --> 00:05:35,243
‫باز چیه؟

113
00:05:35,293 --> 00:05:36,953
‫مسخره‌بازی‌های این مردم تمومی نداره؟

114
00:05:37,003 --> 00:05:38,621
‫می‌دونی چیه؟ تو برگرد خونه،

115
00:05:38,671 --> 00:05:40,081
‫- منم زود میام اونجا، باشه؟
‫- باشه. باشه.

116
00:05:40,131 --> 00:05:42,583
‫- به پلیس زنگ بزنید!
‫- می‌دونی چیه، سالی؟

117
00:05:42,633 --> 00:05:44,752
‫می‌تونی کچاپت رو نگه داری، باشه؟

118
00:05:44,802 --> 00:05:46,671
‫من گول یه شیرین‌کاری مسخره دیگه رو نمی‌خورم.

119
00:05:46,721 --> 00:05:49,007
‫شیرین‌کاری نیست.

120
00:05:49,057 --> 00:05:50,967
‫مسخره هم نیست!

121
00:05:51,017 --> 00:05:52,852
‫از داروخونه‌م دزدی شده.

122
00:06:20,713 --> 00:06:24,000
‫باید موجودی اوپیوئیدها، آمفتامین‌ها،

123
00:06:24,050 --> 00:06:26,552
‫و تمام داروهایی که توی بازار سیاه
‫قیمت دارن رو لیست کنی.

124
00:06:27,095 --> 00:06:28,629
‫مامان! مامان!

125
00:06:28,679 --> 00:06:30,673
‫- حالت خوبه؟
‫- مارکی، بغلم کن.

126
00:06:30,723 --> 00:06:32,675
‫- دارم می‌لرزم.
‫- اوه، مامان.

127
00:06:32,725 --> 00:06:34,344
‫دکتر، اوضاع خودت چطوره؟

128
00:06:34,394 --> 00:06:35,553
‫درمورد برت و کچاپ شنیدم.

129
00:06:35,603 --> 00:06:36,846
‫زیاد خوب پیش نرفت، نه؟

130
00:06:36,896 --> 00:06:38,389
‫اون قضیه رسماً دو دقیقه پیش بود.

131
00:06:38,439 --> 00:06:40,058
‫خبرها زود می‌پیچه.
‫می‌خوای درموردش حرف بزنیم؟

132
00:06:40,108 --> 00:06:41,392
‫هیچ‌وقت دلم نمی‌خواد درموردش حرف بزنم.

133
00:06:41,442 --> 00:06:42,643
‫فهمیدم. هر وقت خواستی بهم بگو.

134
00:06:42,693 --> 00:06:44,312
‫- هیچوقت دلم نمی‌خواد.
‫- اینو ببین!

135
00:06:44,362 --> 00:06:45,355
‫- اوه، عزیزم!
‫- اینجا رسماً شبیه

136
00:06:45,405 --> 00:06:46,898
‫یه صحنه جرم واقعیه.

137
00:06:46,948 --> 00:06:49,075
‫بالاخره می‌تونم از نوار زردم استفاده کنم.

138
00:06:49,534 --> 00:06:52,403
‫پسر، این ماهیگیرهای غریبه
‫واقعاً دارن آشوب به پا می‌کنن.

139
00:06:52,453 --> 00:06:54,530
‫صبر کن، چرا فکر می‌کنی کار
‫یه ماهیگیر غریبه بوده؟

140
00:06:54,580 --> 00:06:56,199
‫دیگه کار کی می‌تونه باشه؟ قبلاً اصلاً
‫از این جرم و جنایت‌ها

141
00:06:56,249 --> 00:06:57,575
‫نداشتیم، دکتر.

142
00:06:57,625 --> 00:06:58,868
‫الان مستی و شرارت داریم.

143
00:06:58,918 --> 00:07:00,411
‫دعوا توی ملأ عام داریم.

144
00:07:00,461 --> 00:07:02,413
‫عبور غیرمجاز از خیابون داریم.
‫البته اون کار خودت بود.

145
00:07:02,463 --> 00:07:05,041
‫قضای حاجت توی ملأ عام داریم.
‫که اونم کار خودم بود.

146
00:07:05,091 --> 00:07:06,876
‫خیلی‌خب، گوش کنید.

147
00:07:06,926 --> 00:07:09,337
‫فهرست اولیه چیزهایی که گم شده رو دارم.

148
00:07:09,387 --> 00:07:11,547
‫- اوهوم؟
‫- یه ست بخیه.

149
00:07:11,597 --> 00:07:13,925
‫چهار بسته باند و گاز استریل.

150
00:07:13,975 --> 00:07:15,968
‫- اوهوم؟
‫- مقداری الکل ضدعفونی.

151
00:07:16,018 --> 00:07:18,554
‫پنج ویال مورفین.

152
00:07:18,604 --> 00:07:20,681
‫و این یکم عجیبه، ولی...

153
00:07:20,731 --> 00:07:24,727
‫یه بسته پوشک بزرگسالان مردانه، سایز خیلی بزرگ.

154
00:07:24,777 --> 00:07:26,354
‫بسیار خب، پس دنبال یه ماهیگیر معتاد می‌گردیم

155
00:07:26,404 --> 00:07:27,980
‫که خیاطی می‌کنه و خودشو خراب می‌کنه.

156
00:07:28,030 --> 00:07:30,408
‫صبر کن سالی، هیچ قرصی برداشته نشده، نه؟

157
00:07:30,450 --> 00:07:31,609
‫- پولی هم نبردن؟
‫- نه!

158
00:07:31,659 --> 00:07:33,694
‫کاملاً برعکس، ببین!

159
00:07:33,744 --> 00:07:36,572
‫یه نفر درست روی پیشخون پول گذاشته.

160
00:07:36,622 --> 00:07:38,366
‫دقیقاً...

161
00:07:38,416 --> 00:07:40,785
‫۲۳ دلار و ۷۵ سنت.

162
00:07:40,835 --> 00:07:43,162
‫این قیمت دقیق همون پوشک بزرگسالانه.

163
00:07:43,212 --> 00:07:45,047
‫واقعاً عجیبه.

164
00:07:45,590 --> 00:07:47,250
‫صبح بخیر. اوه!

165
00:07:47,300 --> 00:07:48,709
‫- سلام.
‫- سلام.

166
00:07:48,759 --> 00:07:52,180
‫واو، چقدر... شلوغه.

167
00:07:52,930 --> 00:07:54,340
‫سلام سالی.

168
00:07:54,390 --> 00:07:57,468
‫اومدم دنبال داروهام.

169
00:07:57,518 --> 00:07:58,803
‫- نیستن.
‫- چی؟

170
00:07:58,853 --> 00:08:01,180
‫- اونم بردن.
‫- صبر کن، چی نیست؟ کی چی رو برده؟

171
00:08:01,230 --> 00:08:03,099
‫اصلاً چرا اینجا این‌قدر به‌هم‌ریخته‌ست؟

172
00:08:03,149 --> 00:08:04,600
‫داروی لوئیزا کنار مورفین‌ها

173
00:08:04,650 --> 00:08:06,144
‫- توی یه ویال مشابه بود؟
‫- آره.

174
00:08:06,194 --> 00:08:07,945
‫سرنگ تزریق زیرپوستی هم گم شده؟

175
00:08:10,448 --> 00:08:11,482
‫آره.

176
00:08:11,532 --> 00:08:13,860
‫از داروخونه دزدی شده؟

177
00:08:13,910 --> 00:08:16,946
‫آره! و داروی تو رو هم بردن.

178
00:08:16,996 --> 00:08:18,873
‫داروی باروریم رو؟

179
00:08:19,582 --> 00:08:22,118
‫ولی من باید دقیقاً ۳۶ ساعت دیگه اونو تزریق کنم،

180
00:08:22,168 --> 00:08:23,536
‫وگرنه فرصت مهم بازیابی تخمک از دست میره.

181
00:08:23,586 --> 00:08:26,914
‫خیلی‌خب همگی،
‫۳۶ ساعت وقت داریم تخمک‌ها رو برگردونیم.

182
00:08:26,964 --> 00:08:28,291
‫این‌طوری نیست، مارک.

183
00:08:28,341 --> 00:08:30,543
‫۳۶ ساعت وقت داریم
‫تا تخمک‌ها توی بدنش بارور بشن.

184
00:08:30,593 --> 00:08:32,295
‫- بازم غلطه.
‫- یه آمپوله،

185
00:08:32,345 --> 00:08:34,505
‫آمپول آزادسازی، که تخمک‌هام رو
‫واسه بازیابی آماده می‌کنه.

186
00:08:34,555 --> 00:08:36,007
‫و این آمپول از سنت لوئیس اومده بود،

187
00:08:36,057 --> 00:08:37,258
‫و عمراً یکی دیگه به موقع به دستمون نمی‌رسه.

188
00:08:37,308 --> 00:08:39,302
‫بسیار خب، پس خیاطی می‌کنه، خودشو خراب می‌کنه،

189
00:08:39,352 --> 00:08:40,887
‫- و بچه هم می‌خواد.
‫- چی؟

190
00:08:40,937 --> 00:08:42,513
‫- نه.
‫- کدوم قسمتش؟

191
00:08:42,563 --> 00:08:43,648
‫تمامش.

192
00:08:44,440 --> 00:08:46,692
‫نه، فکر کنم قضیه اصلی اینه که

193
00:08:47,068 --> 00:08:49,737
‫یه نفر یه جایی توی پورت‌ون زخمی شده.

194
00:08:50,404 --> 00:08:52,356
‫و واسه نخ و سوزن،

195
00:08:52,406 --> 00:08:55,776
‫باند و مورفین به اینجا دستبرد زده
‫تا یه جور زخم رو بخیه بزنه.

196
00:08:55,826 --> 00:08:57,653
‫ولی چرا دزدی از داروخونه؟

197
00:08:57,703 --> 00:09:00,239
‫چرا نرفته اورژانس بار هاربر؟

198
00:09:00,289 --> 00:09:02,158
‫یا بیاد پیش تو؟ تو پزشکی.

199
00:09:02,208 --> 00:09:04,410
‫این سؤال خیلی خوبیه.

200
00:09:04,460 --> 00:09:06,120
‫- ممنون، دکتر.
‫- حدسم اینه که،

201
00:09:06,170 --> 00:09:07,964
‫داروی تو رو اشتباهی بردن.

202
00:09:08,339 --> 00:09:10,925
‫و تنها سرنخ واقعی که داریم...

203
00:09:12,093 --> 00:09:13,336
‫پوشک‌هاست.

204
00:09:13,386 --> 00:09:16,923
‫سارق ما ممکنه بزرگسال،

205
00:09:16,973 --> 00:09:19,926
‫مَرد، و خیلی درشت‌هیکل باشه.

206
00:09:19,976 --> 00:09:23,804
‫سالی، کی توی شهر بالای ۶۵ سال و بالای ۹۰ کیلوئه،

207
00:09:23,854 --> 00:09:25,690
‫و واسه بی‌اختیاری ادرار دارو مصرف می‌کنه؟

208
00:09:26,357 --> 00:09:27,850
‫کالینز پیرمرد.

209
00:09:27,900 --> 00:09:29,810
‫شاید بد نباشه یه سری بهش بزنیم.

210
00:09:29,860 --> 00:09:31,604
‫اگه ممکنه داروهام دست اون باشه، منم باهاتون میام!

211
00:09:31,654 --> 00:09:32,939
‫ببخشید، زیادی تند رفتم، متأسفم.

212
00:09:32,989 --> 00:09:34,190
‫خوبم.

213
00:09:34,240 --> 00:09:35,283
‫- اوهوم.
‫- خوبم.

214
00:09:39,829 --> 00:09:41,122
‫- هی، ایدن.
‫- اوه.

215
00:09:41,455 --> 00:09:43,241
‫اوه، چه بلوز قشنگی، چقدر بزرگونه‌ست.

216
00:09:43,291 --> 00:09:45,952
‫هی گوش کن، دلت می‌خواد
‫فردا واسه ناهار بیای؟

217
00:09:46,002 --> 00:09:47,078
‫خوش نمی‌گذره؟

218
00:09:47,128 --> 00:09:48,621
‫مارتین مجبورت کرد اینجوری بگی؟

219
00:09:48,671 --> 00:09:50,214
‫خیلی‌خب، آره، کار اون بود.

220
00:09:50,756 --> 00:09:51,874
‫که اینطور.

221
00:09:51,924 --> 00:09:53,217
‫ناهار؟

222
00:09:53,801 --> 00:09:55,720
‫چون بعدش می‌تونیم، می‌دونی...

223
00:09:56,596 --> 00:09:58,130
‫حرف بزنیم و با هم آشنا بشیم،

224
00:09:58,180 --> 00:09:59,265
‫چون...

225
00:09:59,724 --> 00:10:03,561
‫هردومون واسه مارتین مهم هستیم.

226
00:10:05,354 --> 00:10:06,856
‫بسیار خب، ناهار.

227
00:10:07,356 --> 00:10:09,942
‫فردا، قاشق چنگال خودمو میارم.

228
00:10:12,987 --> 00:10:15,114
‫اصلاً تعجب نکردم.

229
00:10:17,867 --> 00:10:20,328
‫نمی‌فهمم. تمام میزها واسه ناهار رزرو شده بود.

230
00:10:29,629 --> 00:10:32,006
‫مشتری‌های ناهارمون دقیقاً اونجان.

231
00:10:32,548 --> 00:10:33,841
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

232
00:10:35,718 --> 00:10:37,753
‫باورم نمیشه!

233
00:10:37,803 --> 00:10:39,880
‫شرمنده بچه‌ها، ولی شما پیتزا نمی‌فروشین.

234
00:10:39,930 --> 00:10:41,007
‫ببخشید؟

235
00:10:41,057 --> 00:10:42,675
‫ما نان لواش سنتی داریم.

236
00:10:42,725 --> 00:10:45,303
‫نان لواش سنتی!
‫اصلاً می‌شنوی چی میگی؟

237
00:10:45,353 --> 00:10:46,762
‫این پیتزای واقعی بروکلینه.

238
00:10:46,812 --> 00:10:48,472
‫نگاه کن، نوشته «اصیل».

239
00:10:48,522 --> 00:10:50,391
‫چطوره همه‌تون به طور اصیل

240
00:10:50,441 --> 00:10:51,692
‫از سالتی بریز محروم بشین؟

241
00:10:52,318 --> 00:10:53,769
‫مادام‌العمر!

242
00:10:53,819 --> 00:10:55,771
‫هی، هی، هی، عزیزم.

243
00:10:55,821 --> 00:10:57,857
‫مشتری‌های منو اذیت نکن.

244
00:10:57,907 --> 00:11:00,026
‫- مشتری‌های تو؟
‫- «مشتری‌های تو»!

245
00:11:00,076 --> 00:11:01,569
‫ما هم همینو گفتیم.

246
00:11:01,619 --> 00:11:03,529
‫آره خب، خدا نکنه ملت

247
00:11:03,579 --> 00:11:05,823
‫یه بار هم که شده یه چیز متفاوت بخورن.

248
00:11:05,873 --> 00:11:08,075
‫خداحافظ، مثل خرگوش بپر برو.

249
00:11:08,125 --> 00:11:09,827
‫بفرما عزیزم.

250
00:11:09,877 --> 00:11:11,579
‫- بفرمایید.
‫- حواسم به تک‌تکتون هست.

251
00:11:11,629 --> 00:11:13,456
‫- فرانکی!
‫- ایرما.

252
00:11:13,506 --> 00:11:15,916
‫بسیار خب، باشه.

253
00:11:15,966 --> 00:11:17,885
‫- بریم.
‫- باشه.

254
00:11:24,809 --> 00:11:27,019
‫اون زن داره منو می‌کُشه.

255
00:11:27,812 --> 00:11:31,065
‫شبیه ترکیب فیلم «پسرعمویم وینی» و گودزیلاست.

256
00:11:32,608 --> 00:11:34,435
‫- اوه، الین!
‫- سلام.

257
00:11:34,485 --> 00:11:36,479
‫لطفاً بگو واسه ناهار اومدی.

258
00:11:36,529 --> 00:11:38,147
‫آره، معلومه که واسه ناهار اومدم.

259
00:11:38,197 --> 00:11:40,232
‫قضیه اون کامیون پیتزافروشی دم در چیه؟

260
00:11:40,282 --> 00:11:41,692
‫می‌تونم یه آب کرن‌بری داشته باشم، لطفاً؟

261
00:11:41,742 --> 00:11:43,361
‫- آره.
‫- خیلی بزرگ، خیلی بزرگ.

262
00:11:43,411 --> 00:11:45,071
‫اون زن اهریمنی فهمیده که می‌تونه

263
00:11:45,121 --> 00:11:47,073
‫ماشینش رو کنار رستوران ما پارک کنه

264
00:11:47,123 --> 00:11:50,167
‫و پیتزاهای آشغال و کثیفش رو بفروشه!

265
00:11:51,711 --> 00:11:53,162
‫خب، می‌دونی، بیرون بوی بدی میاد.

266
00:11:53,212 --> 00:11:56,040
‫- آره!
‫- واقعاً، بوی نون تازه

267
00:11:56,090 --> 00:11:58,376
‫و سسش.

268
00:11:58,426 --> 00:12:00,336
‫اه، چندش‌آوره.

269
00:12:00,386 --> 00:12:02,004
‫عزیزم، چت شده؟

270
00:12:02,054 --> 00:12:03,839
‫چرا این‌طوری می‌کنی؟
‫چرا این‌قدر وول می‌خوری؟

271
00:12:03,889 --> 00:12:05,266
‫چیزی نیست، خوبم.

272
00:12:06,350 --> 00:12:09,303
‫شاید عفونت ادراری باشه،
‫ولی جلوش رو می‌گیرم.

273
00:12:09,353 --> 00:12:10,730
‫پس حس خوبی میده.

274
00:12:13,274 --> 00:12:16,694
‫با دکتر مارتین صحبت کردی درمورد...

275
00:12:17,319 --> 00:12:18,779
‫وضعیتت؟

276
00:12:23,033 --> 00:12:25,111
‫اوه، درمورد سوزشم؟

277
00:12:25,161 --> 00:12:26,904
‫نه، عمراً همچین کاری نمی‌کنم.

278
00:12:26,954 --> 00:12:29,198
‫فکر کنم فقط...
‫با نوشیدن مایعات رفعش کنم.

279
00:12:29,248 --> 00:12:30,783
‫یکم دیگه آب کرن‌بری می‌خورم.

280
00:12:30,833 --> 00:12:32,743
‫- باشه.
‫- خوب میشم.

281
00:12:32,793 --> 00:12:34,995
‫و... پیتزا.

282
00:12:35,045 --> 00:12:37,164
‫اونم حال‌به‌هم‌زن به نظر می‌رسید؟

283
00:12:37,214 --> 00:12:39,842
‫اصلاً یه وضع فجیع!

284
00:12:40,342 --> 00:12:42,128
‫اون همه پنیر آب‌شده؟

285
00:12:42,178 --> 00:12:43,796
‫- آره!
‫- اصلاً توش چیه؟

286
00:12:43,846 --> 00:12:45,131
‫می‌فهمید چی میگم؟

287
00:12:45,181 --> 00:12:46,424
‫زیاده‌رویه. دیگه شورش رو درآورده.

288
00:12:46,474 --> 00:12:47,717
‫پول اون نوشیدنی رو نمی‌خواد بدی، عزیزم.

289
00:12:47,767 --> 00:12:49,810
‫خیلی ممنون. عاشقتونم بچه‌ها.

290
00:13:02,156 --> 00:13:05,159
‫چیه؟ این‌طوری بهم زل نزن.

291
00:13:05,868 --> 00:13:06,827
‫هی، هی، موفرفری!
‫آره، آره، می‌شناسمت.

292
00:13:07,703 --> 00:13:10,030
‫وقت طلاست. توی اینستاگرام دیدمت.

293
00:13:10,080 --> 00:13:12,116
‫متأسفم، من با لهجه بروکلینی آشنا نیستم.

294
00:13:12,166 --> 00:13:13,951
‫چه بامزه، گوش کن،

295
00:13:14,001 --> 00:13:16,287
‫دلت می‌خواد کمکم کنی
‫مشتری‌هام رو بیشتر کنم؟

296
00:13:16,337 --> 00:13:18,664
‫۵۰۰ دلار واسه همکاری بهت میدم.

297
00:13:18,714 --> 00:13:20,666
‫دختر جذاب، پیتزای داغ! زود باش دیگه!

298
00:13:20,716 --> 00:13:22,877
‫حتماً پاک عقلت رو از دست دادی.

299
00:13:22,927 --> 00:13:24,670
‫رسماً دیوونه شدی؟

300
00:13:24,720 --> 00:13:26,630
‫- خودت رسماً دیوونه شدی؟
‫- نه، من اینو ازت پرسیدم.

301
00:13:26,680 --> 00:13:29,133
‫- بسیار خب، ۱۵۰۰ دلار.
‫- ۱۵۰۰ دلار؟

302
00:13:29,183 --> 00:13:30,760
‫واسه نیم ساعت کار!

303
00:13:30,810 --> 00:13:32,845
‫حتی مدل‌های سطح بالا هم این‌قدر درنمیارن.

304
00:13:32,895 --> 00:13:34,221
‫حداقل خواهرم که نمی‌گرفت.

305
00:13:34,271 --> 00:13:36,223
‫ببین، احمق نباش، باشه؟

306
00:13:36,273 --> 00:13:38,108
‫۱۵۰۰ دلار، تر و تمیز.

307
00:13:40,444 --> 00:13:42,438
‫آقا، اگه از داروخونه دزدی کردی،

308
00:13:42,488 --> 00:13:45,316
‫اگه یکم خودت رو خراب می‌کنی،
‫مسئله مهمی نیست.

309
00:13:45,366 --> 00:13:47,693
‫اگه دارویی که واسه کنترل ادرارت تجویز کردم

310
00:13:47,743 --> 00:13:49,069
‫اثر نکرده، باید یه داروی دیگه رو امتحان کنیم،

311
00:13:49,119 --> 00:13:50,613
‫ولی دزدی راه‌حلش نیست.

312
00:13:50,663 --> 00:13:52,907
‫اگه داروی باروری منو اشتباهی برداشتی،

313
00:13:52,957 --> 00:13:54,784
‫لطفاً پسش بده، قول میدم ازت عصبانی نشم،

314
00:13:54,834 --> 00:13:56,869
‫ولی من به تک‌تک داروخونه‌های بار هاربر زنگ زدم،

315
00:13:56,919 --> 00:13:59,505
‫و هیچ‌کس نمی‌تونه کمکم کنه،
‫و کلاً ۳۳ ساعت وقت دارم.

316
00:14:01,882 --> 00:14:04,752
‫شماها چقدر عصبی و حساسین.

317
00:14:04,802 --> 00:14:07,546
‫در ضمن، من خودمو خراب نمی‌کنم!

318
00:14:07,596 --> 00:14:10,090
‫شورتم مثل پوستم خشکه.

319
00:14:10,140 --> 00:14:11,592
‫صبر کن، پس تو پوشک‌ها رو برنداشتی؟

320
00:14:11,642 --> 00:14:15,346
‫چرا، برداشتم، دیدم در داروخونه شکسته و بازه،

321
00:14:15,396 --> 00:14:16,889
‫منم پوشک رو برداشتم،

322
00:14:16,939 --> 00:14:19,350
‫ولی پولش رو روی پیشخون گذاشتم.

323
00:14:19,400 --> 00:14:22,186
‫اگه بی‌اختیاری نداری، پس چرا پوشک برداشتی؟

324
00:14:22,236 --> 00:14:23,562
‫واسه گلدون‌هام.

325
00:14:23,612 --> 00:14:27,441
‫رطوبت رو واسه گل‌های بگونیام حفظ می‌کنن.

326
00:14:27,491 --> 00:14:30,986
‫اما دلم نمی‌خواد کسی موقع خریدنشون منو ببینه.

327
00:14:31,036 --> 00:14:34,114
‫می‌دونی که، من هنوز یه مرد مجردم.

328
00:14:34,164 --> 00:14:36,992
‫ایول، پس مورفین‌ها و بانداژها رو تو برنداشتی؟

329
00:14:37,042 --> 00:14:38,294
‫یا داروی منو؟

330
00:14:39,211 --> 00:14:41,881
‫اصلاً نمی‌دونم درمورد چی حرف می‌زنین.

331
00:14:43,966 --> 00:14:44,967
‫الو؟

332
00:14:45,551 --> 00:14:46,886
‫چی؟

333
00:14:48,095 --> 00:14:49,755
‫بسیار خب، الان خودمو می‌رسونم.

334
00:14:49,805 --> 00:14:52,132
‫واو! خیلی‌خب، نمی‌خوام کسی هول بشه.

335
00:14:52,182 --> 00:14:54,426
‫همین الان یه خبر رسید،
‫یه سرقت دیگه اتفاق افتاده.

336
00:14:54,476 --> 00:14:55,728
‫- چی؟
‫- چی؟

337
00:14:57,938 --> 00:15:00,182
‫ما ۱۸ ساله اینجاییم و تو سر و کله‌ت پیدا شده

338
00:15:00,232 --> 00:15:01,692
‫با اون گوشواره‌های گنده و شلوار جینت

339
00:15:01,734 --> 00:15:04,737
‫- فکر کردی صاحب اینجایی!
‫- انگار دزدیدن مشتری‌هامون بس نبوده،

340
00:15:04,778 --> 00:15:06,480
‫حالا نوشیدنی‌هامون رو هم می‌دزدی!

341
00:15:06,530 --> 00:15:07,940
‫دهنت رو ببند!

342
00:15:07,990 --> 00:15:09,859
‫واو، واو، واو.
‫صبر کنید، اینجا چه خبره؟

343
00:15:09,909 --> 00:15:11,235
‫سرقت کجا اتفاق افتاده؟

344
00:15:11,285 --> 00:15:12,903
‫یه نفر به سالتی بریز دستبرد زده!

345
00:15:12,953 --> 00:15:14,780
‫«سالتی بریز».
‫(نسیم نمکی)

346
00:15:14,830 --> 00:15:16,365
‫باید اسمش رو می‌ذاشتین «غذای نمکی».

347
00:15:16,415 --> 00:15:19,243
‫مارک، همین الان شوکر رو بزن توی صورت این زن!

348
00:15:19,293 --> 00:15:21,161
‫جورج، خودت می‌دونی من شوکر...

349
00:15:21,211 --> 00:15:23,289
‫چطور می‌تونسته ازتون دزدی کنه
‫وقتی این همه شاهد

350
00:15:23,339 --> 00:15:25,624
‫- اون بیرون داشتن پیتزا پختنش رو می‌دیدن؟
‫- اوه، ازش دفاع نکن دکتر.

351
00:15:25,674 --> 00:15:27,251
‫مگه اینکه مثل یه خائن

352
00:15:27,301 --> 00:15:29,628
‫رفته باشی یکی از اون تکه‌های
‫پپرونیش رو زده باشی به بدن.

353
00:15:29,678 --> 00:15:31,922
‫چون ببین مارتین،
‫اهریمن این‌طوری آدم رو عوض می‌کنه.

354
00:15:31,972 --> 00:15:33,173
‫با پیتزا.

355
00:15:33,223 --> 00:15:35,301
‫جورج، زیاده‌روی کردی، شرمنده مارتین.

356
00:15:35,351 --> 00:15:36,844
‫ولی اگه پیتزاش رو خورده باشی،

357
00:15:36,894 --> 00:15:38,637
‫دیگه واسه ما مُردی.

358
00:15:38,687 --> 00:15:41,223
‫فقط آروم باش، مارک،
‫میشه این خانوم رو ببری بیرون

359
00:15:41,273 --> 00:15:42,850
‫- تا من...
‫- «این خانوم رو ببری...»

360
00:15:42,900 --> 00:15:44,768
‫انگار نه انگار اسم دارم، اسمم جینا‌ست.

361
00:15:44,818 --> 00:15:47,521
‫جینا ماری آفریگولا.
‫جینا ماری آفریگولا.

362
00:15:47,571 --> 00:15:48,898
‫جینا ماری آفریگولا.

363
00:15:48,948 --> 00:15:50,900
‫دارین بهم استرس میدین!

364
00:15:50,950 --> 00:15:53,160
‫- حالت خوبه؟
‫- خودت حالت خوبه؟

365
00:15:53,661 --> 00:15:55,154
‫میشه منو از اینجا ببری بیرون؟

366
00:15:55,204 --> 00:15:56,372
‫- اوهوم.
‫- ممنون.

367
00:15:57,039 --> 00:15:58,290
‫بفرما، دیدی؟

368
00:15:59,208 --> 00:16:01,535
‫دو بطری از نوشیدنی‌هامون رو برده،
‫یه بطری هم از اون یکی.

369
00:16:01,585 --> 00:16:03,078
‫به جعبه پشه‌مون هم دستبرد زده.

370
00:16:03,128 --> 00:16:04,914
‫- جعبه پشه چیه؟
‫- ما واسه نیش حشرات،

371
00:16:04,964 --> 00:16:08,292
‫اسپری پشه و پماد بنادریل داریم
‫تا مهمون‌ها جای نیش رو درمان کنن.

372
00:16:08,342 --> 00:16:11,795
‫می‌بینی که هر سه تا تیوب
‫بنادریل غیبشون زده.

373
00:16:11,845 --> 00:16:14,465
‫چرا باید نوشیدنی و پماد نیش حشرات رو برداره؟

374
00:16:14,515 --> 00:16:15,808
‫چون اهل بروکلینه.

375
00:16:16,475 --> 00:16:19,219
‫- کل درکش از زندگی همینه.
‫- گِرگ، این دیگه زیاده‌رویه.

376
00:16:19,269 --> 00:16:20,387
‫این پیش‌داوریه.

377
00:16:20,437 --> 00:16:21,847
‫حق با توئه، ببخشید.

378
00:16:21,897 --> 00:16:23,524
‫ولی حقیقته.

379
00:16:28,070 --> 00:16:29,688
‫چی شده، دکتر؟

380
00:16:29,738 --> 00:16:31,774
‫فکر کنم این سرقت‌ها به هم مربوط باشن.

381
00:16:31,824 --> 00:16:33,025
‫از چه نظر؟

382
00:16:33,075 --> 00:16:35,110
‫یه نفر از داروخونه مورفین دزدیده.

383
00:16:35,160 --> 00:16:37,488
‫اما بعضی‌ها به مورفین حساسیت دارن.

384
00:16:37,538 --> 00:16:39,114
‫و سارق نمی‌تونسته دوباره بره سراغ داروخونه،

385
00:16:39,164 --> 00:16:41,116
‫واسه همین اومده اینجا، بنادریل رو برداشته

386
00:16:41,166 --> 00:16:43,168
‫تا حساسیت رو درمان کنه، و همین‌طور...

387
00:16:44,837 --> 00:16:46,038
‫نوشیدنی.

388
00:16:46,088 --> 00:16:47,706
‫تا درد رو تسکین بده؟

389
00:16:47,756 --> 00:16:50,009
‫خب، چرا پیش یه متخصص نمیره؟

390
00:16:51,093 --> 00:16:52,419
‫همم.

391
00:16:52,469 --> 00:16:54,046
‫هی، سلام به همگی.

392
00:16:54,096 --> 00:16:55,839
‫فکر نکنم کار جینا باشه.

393
00:16:55,889 --> 00:16:58,050
‫دور و بر ماشینش رو گشتم
‫و چیزی پیدا نکردم،

394
00:16:58,100 --> 00:17:00,511
‫- پس احتمالاً باید بی‌خیالش...
‫- واو، واو، صبر کن.

395
00:17:00,561 --> 00:17:02,312
‫اون لکه قرمز روی چونه‌ات چیه؟

396
00:17:04,815 --> 00:17:06,058
‫سس پیتزاست؟

397
00:17:06,108 --> 00:17:09,144
‫- نه.
‫- نه! مارک!

398
00:17:09,194 --> 00:17:10,646
‫رفقا، کار جینا نیست!

399
00:17:10,696 --> 00:17:12,356
‫به احتمال زیاد دو نفرن، که یکیشون زخمیه.

400
00:17:12,406 --> 00:17:14,274
‫مارک، باید دور و بر اسکله پرس‌وجو کنیم،

401
00:17:14,324 --> 00:17:16,527
‫ببینیم ماهیگیری زخمی شده
‫یا کسی چیزی می‌دونه یا نه.

402
00:17:16,577 --> 00:17:17,987
‫شاید مثلاً زد و خوردی چیزی بوده

403
00:17:18,037 --> 00:17:19,405
‫که من ازش بی‌خبر بودم.

404
00:17:19,455 --> 00:17:22,157
‫نمی‌تونم هم‌زمان همه‌جا باشم، باشه؟

405
00:17:22,207 --> 00:17:24,284
‫من کلاً فقط یه پلیسم

406
00:17:24,334 --> 00:17:26,370
‫با یه گوشی اندروید قدیمی.

407
00:17:26,420 --> 00:17:28,630
‫حتماً واست خیلی سخته.

408
00:17:30,215 --> 00:17:32,626
‫اوه! راستی مارتین،

409
00:17:32,676 --> 00:17:35,421
‫منظوری از شوخی امروز صبحمون نداشتیم.

410
00:17:35,471 --> 00:17:38,549
‫اوه، منظورتون این نبود
‫که منو مسخره کنین و بخندین؟

411
00:17:38,599 --> 00:17:40,467
‫- خب...
‫- نه، منظورمون همین بود.

412
00:17:40,517 --> 00:17:42,177
‫ولی فکر می‌کردیم تو هم...

413
00:17:42,227 --> 00:17:43,353
‫نخندیدم.

414
00:17:48,734 --> 00:17:50,227
‫- همکاری؟
‫- اوهوم.

415
00:17:50,277 --> 00:17:52,062
‫با اون خانومه پیتزافروشه؟
‫واقعاً همچین کاری می‌کنی؟

416
00:17:52,112 --> 00:17:54,314
‫نمی‌دونم، پول خیلی زیادیه.

417
00:17:54,364 --> 00:17:56,191
‫و اگه بخوایم بریم نیویورک...

418
00:17:56,241 --> 00:17:58,944
‫- آره، ولی پس تکلیفِ...
‫- گِرگ و جورج. می‌دونم.

419
00:17:58,994 --> 00:18:01,613
‫- می‌دونم.
‫- ولی اگه یه کار حرفه‌ای واقعی انجام بدی،

420
00:18:01,663 --> 00:18:03,198
‫می‌تونه واسه آینده شغلیت خوب باشه.

421
00:18:03,248 --> 00:18:05,117
‫اما پس قضیه... می‌دونی...

422
00:18:05,167 --> 00:18:07,536
‫شرافت کاریم چی؟

423
00:18:07,586 --> 00:18:10,789
‫ولی گرگ و جورج درکت می‌کنن.

424
00:18:10,839 --> 00:18:14,259
‫می‌دونن داری میری و به پول احتیاج داری.

425
00:18:15,135 --> 00:18:16,336
‫آره.

426
00:18:16,386 --> 00:18:17,713
‫آره.

427
00:18:17,763 --> 00:18:19,214
‫کاملاً این موضوع رو درک می‌کنن.

428
00:18:19,264 --> 00:18:21,592
‫- اوهوم.
‫- و منو می‌بخشن.

429
00:18:21,642 --> 00:18:23,218
‫- آره، حق با توئه.
‫- آره.

430
00:18:23,268 --> 00:18:24,603
‫بسیار خب.

431
00:18:25,270 --> 00:18:26,722
‫- ممنون.
‫- روبه‌راهی؟

432
00:18:26,772 --> 00:18:27,723
‫- اوهوم.
‫- باشه، باشه.

433
00:18:27,773 --> 00:18:31,727
‫سیستم صوتی تصویری خونه از کار افتاده.

434
00:18:31,777 --> 00:18:33,103
‫- درسته.
‫- آره، آره، آره.

435
00:18:33,153 --> 00:18:34,396
‫- باشه، بزن به چاک!
‫- آره.

436
00:18:34,446 --> 00:18:35,814
‫- ولی دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم.

437
00:18:35,864 --> 00:18:37,483
‫خیلی ممنون. آره، آره، آره.

438
00:18:37,533 --> 00:18:38,617
‫عالیه.

439
00:18:42,412 --> 00:18:44,490
‫مدام دارم به این فکر می‌کنم

440
00:18:44,540 --> 00:18:46,333
‫که همین الان یه نفر توی دردسر جدی افتاده.

441
00:18:47,084 --> 00:18:50,037
‫ولی نمی‌تونم بفهمم کیه، کجاست،
‫یا چطوری بهش کمک کنم.

442
00:18:50,087 --> 00:18:52,122
‫بسیار خب، بیا درموردش حرف بزنیم.

443
00:18:52,172 --> 00:18:54,875
‫خیلی‌خب، اون بیرون یه نفر هست...

444
00:18:54,925 --> 00:18:57,086
‫- اوهوم.
‫- با یه زخمِ درمان‌نشده

445
00:18:57,136 --> 00:18:58,754
‫و حساسیت به مورفین.

446
00:18:58,804 --> 00:19:01,006
‫بسیار خب، به مراقبت پزشکی جدی نیاز داره،

447
00:19:01,056 --> 00:19:02,341
‫ولی انگار دلش نمی‌خواد بره پیش دکتر.

448
00:19:02,391 --> 00:19:05,644
‫همم، یا اینکه هیچ‌کدوم از اینا به هم ربطی ندارن.

449
00:19:06,270 --> 00:19:08,263
‫یه نفر واسه مواد مخدر رفته سراغ داروخونه.

450
00:19:08,313 --> 00:19:11,350
‫یه نفر دیگه هم دنبال نوشیدنی بوده
‫و از سالتی بریز دزدی کرده.

451
00:19:11,400 --> 00:19:13,819
‫همم، شاید حق با تو باشه.

452
00:19:14,486 --> 00:19:16,271
‫شاید همه‌اش خیالبافی من بوده.

453
00:19:16,321 --> 00:19:19,992
‫همم، با این حال، اینکه این‌قدر
‫برات مهمه واقعاً تحسین‌برانگیزه.

454
00:19:20,450 --> 00:19:24,121
‫اونم با در نظر گرفتن رفتاری که
‫توی سالتی بریز باهات داشتن، می‌دونی؟

455
00:19:24,329 --> 00:19:26,740
‫آره، به شدت رفتار ناشایستی بود.

456
00:19:26,790 --> 00:19:28,584
‫- همم، همم، همم.
‫- همم.

457
00:19:30,252 --> 00:19:31,670
‫می‌خوام بدونی که من...

458
00:19:32,462 --> 00:19:34,164
‫واست احترام...

459
00:19:34,214 --> 00:19:35,507
‫خیلی زیادی قائلم.

460
00:19:36,508 --> 00:19:40,504
‫منم واسه تو احترام زیادی قائلم.

461
00:19:40,554 --> 00:19:43,507
‫همم، جدی گفتی که می‌خوای برگردی بوستون؟

462
00:19:43,557 --> 00:19:45,259
‫شاید.

463
00:19:45,309 --> 00:19:47,311
‫یعنی فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت واقعاً
‫به اینجا تعلق داشته باشم.

464
00:19:51,612 --> 00:20:01,612
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

465
00:20:05,913 --> 00:20:07,039
‫چی؟

466
00:20:08,665 --> 00:20:10,042
‫کجاست...

467
00:20:11,919 --> 00:20:13,378
‫چی بردن؟

468
00:20:15,672 --> 00:20:18,133
‫هی. چی دزدیدن؟

469
00:20:26,350 --> 00:20:27,968
‫پنس جراحی.

470
00:20:28,018 --> 00:20:30,229
‫یکی از پنس‌های بلندم رو بردن.

471
00:20:32,105 --> 00:20:33,724
‫مثل اینا.

472
00:20:33,774 --> 00:20:35,567
‫ولی چرا باید همچین چیزی رو ببرن؟

473
00:20:36,818 --> 00:20:39,613
‫چون یه نفر سعی داره یه گلوله رو دربیاره.

474
00:20:43,367 --> 00:20:44,409
‫همم!

475
00:20:45,827 --> 00:20:48,071
‫پیتزای اصیل بروکلین،

476
00:20:48,121 --> 00:20:50,199
‫تازه و داغ از توی پارکینگ.

477
00:20:50,249 --> 00:20:52,242
‫اوه...

478
00:20:52,292 --> 00:20:54,578
‫الین، حالت خوبه؟

479
00:20:54,628 --> 00:20:56,330
‫- آره.
‫- باید طوری به نظر برسی

480
00:20:56,380 --> 00:20:59,082
‫که انگار عاشق پیتزای منی،
‫نه که داری چاقو قورت میدی.

481
00:20:59,132 --> 00:21:00,751
‫آره، آره، فهمیدم، بیا یه بار دیگه بگیریم.

482
00:21:00,801 --> 00:21:02,502
‫- یه بار دیگه بریم، آره.
‫- یه بار دیگه.

483
00:21:02,552 --> 00:21:04,129
‫- من خوبم، آره، آره.
‫- یه بار دیگه، یه بار دیگه.

484
00:21:04,179 --> 00:21:06,006
‫- بریم، عالیه، نکته خوبی بود.
‫- بسیار خب، باشه.

485
00:21:06,056 --> 00:21:07,891
‫بسیار خب، و... حرکت!

486
00:21:11,770 --> 00:21:13,105
‫همم!

487
00:21:15,232 --> 00:21:17,726
‫پیتزای اصیل بروکلین،

488
00:21:17,776 --> 00:21:20,153
‫تازه و داغ از توی پارکینگ.

489
00:21:21,613 --> 00:21:22,856
‫متأسفم.

490
00:21:22,906 --> 00:21:24,983
‫- پیتزام بهت برق وصل می‌کنه؟
‫- وای خدای من.

491
00:21:25,033 --> 00:21:27,194
‫بدنم می‌فهمه این کار اشتباهه،
‫بدجوری داره می‌سوزه.

492
00:21:27,244 --> 00:21:29,029
‫باید تمومش کنم، باید تمومش کنم، من...

493
00:21:29,079 --> 00:21:31,323
‫الین «یهودای» دنتون.

494
00:21:31,373 --> 00:21:32,991
‫نه، من... ببخشید، قرار نبود اینو ببینین.

495
00:21:33,041 --> 00:21:35,410
‫معلومه داری چیکار می‌کنی؟

496
00:21:35,460 --> 00:21:36,620
‫ای خائن!

497
00:21:36,670 --> 00:21:38,121
‫لطفاً فقط برگردید بخواب.

498
00:21:38,171 --> 00:21:39,581
‫من دیگه هیچ‌وقت خوابم نمی‌بره.

499
00:21:39,631 --> 00:21:41,041
‫من دیگه هیچ‌وقت خوابم نمی‌بره.

500
00:21:41,091 --> 00:21:43,126
‫خیلی متأسفم،
‫فقط به خاطر پولش این کارو کردم.

501
00:21:43,176 --> 00:21:44,670
‫چقدر بهت پیشنهاد داد، ها؟

502
00:21:44,720 --> 00:21:47,339
‫قیمت روحت چند بود؟

503
00:21:47,389 --> 00:21:49,508
‫حدود ۱۵۰۰ دلار.

504
00:21:49,558 --> 00:21:51,051
‫- اوه، بسیار خب.
‫- واو، خیلی زیاده.

505
00:21:51,101 --> 00:21:53,470
‫خب، پول کمی هم نیست... ولی الین!

506
00:21:53,520 --> 00:21:55,389
‫۱۵۰۰ دلار.

507
00:21:55,439 --> 00:22:00,102
‫فکر کردی واسه این دلقک‌بازی
‫۱۵۰۰ دلار بی‌زبون تقدیمت می‌کنم؟

508
00:22:00,152 --> 00:22:03,438
‫عمراً، جیگر! عمراً، جیگر. عمراً، جیگر!

509
00:22:03,488 --> 00:22:04,773
‫دیدی چطوری با خودت کج افتاد؟

510
00:22:04,823 --> 00:22:06,149
‫- دیدی؟
‫- دیدی طرف کیو گرفتی؟

511
00:22:06,199 --> 00:22:07,567
‫می‌فهمید که ما داریم میریم نیویورک؟

512
00:22:07,617 --> 00:22:09,152
‫داری آبروی خودت رو واسه ۱۵۰۰ دلار می‌بری.

513
00:22:09,202 --> 00:22:11,196
‫- اون الان همینو گفت.
‫- نه عزیزم، نه...

514
00:22:11,246 --> 00:22:12,364
‫چت شده آخه؟

515
00:22:12,414 --> 00:22:13,832
‫خیلی‌خب، من باید برم.

516
00:22:16,043 --> 00:22:17,953
‫پس، به یه نفر شلیک شده،

517
00:22:18,003 --> 00:22:19,204
‫ولی هنوز زنده‌ست.

518
00:22:19,254 --> 00:22:20,914
‫و اینم بیمار فرضی ماست.

519
00:22:20,964 --> 00:22:23,166
‫و سارق داره سعی می‌کنه نجاتش بده.

520
00:22:23,216 --> 00:22:24,835
‫و سارق هم کله‌ش مثل این گنده و گِرده.

521
00:22:24,885 --> 00:22:26,712
‫این فقط نشون‌دهنده دزده، مارک، باشه؟

522
00:22:26,762 --> 00:22:28,922
‫و چی باعث شده فکر کنی به بیمار تیر خورده؟

523
00:22:28,972 --> 00:22:30,632
‫- پنس‌ها.
‫- بسیار خب.

524
00:22:30,682 --> 00:22:32,384
‫دارن سعی می‌کنن با پنس گلوله رو دربیارن،

525
00:22:32,434 --> 00:22:34,428
‫ولی دنبال درمان پزشکی نمیرن،

526
00:22:34,478 --> 00:22:36,555
‫چون بیمارستان‌ها موظفن زخم گلوله رو گزارش کنن.

527
00:22:36,605 --> 00:22:38,974
‫لعنتی، حق با توئه. کار یه خلافکاره،

528
00:22:39,024 --> 00:22:39,975
‫اونم خلافکار حرفه‌ای.

529
00:22:40,025 --> 00:22:41,810
‫و نمی‌تونن خطر کمک خواستن رو به جون بخرن.

530
00:22:41,860 --> 00:22:45,480
‫درسته. فهمیدم سارق یه اسپری تنفسی
‫سالبوتامول مثل اینو هم برداشته.

531
00:22:45,530 --> 00:22:47,190
‫اووه.

532
00:22:47,240 --> 00:22:48,567
‫واسه چی هردوتون گفتین اووه؟

533
00:22:48,617 --> 00:22:49,860
‫نمی‌دونم، فقط حس کردم این حرکتیه

534
00:22:49,910 --> 00:22:51,069
‫- که باید انجام می‌دادم.
‫- منم همین‌طور.

535
00:22:51,119 --> 00:22:52,195
‫بسیار خب.

536
00:22:52,245 --> 00:22:54,197
‫حالا بیمار مشخصاً توی نفس کشیدن مشکل داره.

537
00:22:54,247 --> 00:22:55,282
‫حالا ممکنه آسم باشه،

538
00:22:55,332 --> 00:22:58,368
‫یا از کار افتادگی تدریجی عملکرد ریه،

539
00:22:58,418 --> 00:23:00,162
‫که دارن با آسم اشتباه می‌گیرنش.

540
00:23:00,212 --> 00:23:01,830
‫- اووه.
‫- این‌قدر اووه اووه نکنید.

541
00:23:01,880 --> 00:23:03,373
‫دلیلی واسه اووه گفتن نیست، خب؟

542
00:23:03,423 --> 00:23:05,876
‫گلوله ممکنه به ریه آسیب جزئی زده باشه.

543
00:23:05,926 --> 00:23:07,711
‫و اگه حدسم درست باشه، بیمار به‌زودی

544
00:23:07,761 --> 00:23:09,463
‫دیگه اصلاً نمی‌تونه نفس بکشه.

545
00:23:09,513 --> 00:23:12,049
‫دمت گرم دکتر، تو یا باهوش‌ترین

546
00:23:12,099 --> 00:23:14,259
‫کارآگاه پزشکی تاریخ هستی،

547
00:23:14,309 --> 00:23:16,762
‫یا رسماً توهم زدی
‫و خودت نیاز به کمک داری.

548
00:23:16,812 --> 00:23:18,305
‫- ممنون مارک.
‫- ما سه تا رو ببین،

549
00:23:18,355 --> 00:23:20,640
‫مثل شرلوک و هلمز داریم با هم کار می‌کنیم،

550
00:23:20,690 --> 00:23:22,893
‫دست به یکی کردیم تا جلوی
‫موج جرم و جنایت رو بگیریم.

551
00:23:22,943 --> 00:23:24,895
‫بعد از تمام چیزهایی که از سر گذروندیم،

552
00:23:24,945 --> 00:23:27,739
‫دیدن ما سه تا کنار هم، واقعاً قلبم رو گرم می‌کنه.

553
00:23:31,493 --> 00:23:33,779
‫- حس خوبیه.
‫- موافقم.

554
00:23:33,829 --> 00:23:35,113
‫ولی الان باید این آدم‌ها رو پیدا کنیم.

555
00:23:35,163 --> 00:23:36,823
‫درسته، باشه، شروع کنیم.

556
00:23:36,873 --> 00:23:38,291
‫لوئیزا، چقدر وقت واسمون باقی مونده؟

557
00:23:39,376 --> 00:23:40,952
‫ده ساعت مونده.

558
00:23:41,002 --> 00:23:42,204
‫موفق میشیم.

559
00:23:42,254 --> 00:23:44,414
‫ده ساعت مونده تا باردار بشی.

560
00:23:44,464 --> 00:23:46,208
‫اصلاً قضیه این‌طوری... نه.

561
00:23:46,258 --> 00:23:47,751
‫بیمار چقدر وقت داره؟

562
00:23:47,801 --> 00:23:49,044
‫نمی‌دونم...

563
00:23:49,094 --> 00:23:50,212
‫ولی باید پیداشون کنیم،

564
00:23:50,262 --> 00:23:51,513
‫و نمی‌دونم کجا رو بگردیم.

565
00:23:52,597 --> 00:23:54,007
‫سلام.

566
00:23:54,057 --> 00:23:55,634
‫- چی می‌خوای، برت؟
‫- من...

567
00:23:55,684 --> 00:23:57,302
‫فقط می‌خواستم بگم واقعاً متأسفم،

568
00:23:57,352 --> 00:23:58,929
‫می‌دونی، بابت اون شوخیمون.

569
00:23:58,979 --> 00:24:00,305
‫فکر کردیم یه راه باحال واسه اینه که، می‌دونی...

570
00:24:00,355 --> 00:24:02,099
‫که آبروم رو ببرین؟ چقدر پخته!

571
00:24:02,149 --> 00:24:03,892
‫ببین، الان وقت مزخرفاتت رو ندارم.

572
00:24:03,942 --> 00:24:05,435
‫من پزشکم و دارم سعی می‌کنم جون یه نفرو نجات بدم.

573
00:24:05,485 --> 00:24:06,895
‫گِرگ، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

574
00:24:06,945 --> 00:24:08,363
‫من...

575
00:24:09,072 --> 00:24:11,116
‫باید با یکی حرف بزنم، چون...

576
00:24:13,076 --> 00:24:15,028
‫فکر کنم جینا یه قاتله.

577
00:24:15,078 --> 00:24:17,122
‫اوه.

578
00:24:24,337 --> 00:24:25,664
‫بابت این برزنت‌ها واقعاً متأسفم.

579
00:24:25,714 --> 00:24:27,457
‫بالاخره وام خونه رو صاف کردم،

580
00:24:27,507 --> 00:24:30,419
‫ولی بعدش یه بازسازی غیرمنتظره پیش اومد.

581
00:24:30,469 --> 00:24:33,096
‫اوه، نگاه کن،
‫واقعاً قاشق چنگال خودت رو آوردی.

582
00:24:34,514 --> 00:24:36,925
‫خب، اصلاً هم عجیب و ترسناک نیست.

583
00:24:36,975 --> 00:24:40,345
‫اوه، و من... نوشیدنی هم آوردم.

584
00:24:40,395 --> 00:24:42,097
‫فکر کردم شاید کمک‌کننده باشه.

585
00:24:42,147 --> 00:24:43,849
‫منم همین فکر رو کردم.

586
00:24:43,899 --> 00:24:45,775
‫کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه.

587
00:24:54,034 --> 00:24:55,610
‫می‌دونی نظرم چیه؟

588
00:24:55,660 --> 00:24:57,446
‫به نظرم همه‌چیز برخلاف انتظار
‫داره خوب پیش میره.

589
00:24:57,496 --> 00:24:59,739
‫و راستش از این دیدار وحشت داشتم.

590
00:24:59,789 --> 00:25:01,166
‫نه به اندازه من.

591
00:25:02,834 --> 00:25:04,161
‫همم.

592
00:25:04,211 --> 00:25:06,046
‫خیلی متأسفم، سکسکه می‌گیرم،

593
00:25:06,630 --> 00:25:08,206
‫اگه بیشتر از یه لیوان بخورم...

594
00:25:08,256 --> 00:25:09,966
‫خب، قطعاً بیشتر از یه لیوان خوردی.

595
00:25:13,261 --> 00:25:15,046
‫من و تو وجه اشتراک زیادی داریم.

596
00:25:15,096 --> 00:25:16,923
‫- جدی؟
‫- آره.

597
00:25:16,973 --> 00:25:19,759
‫هردومون زن‌های پرتلاشی هستیم،
‫کسب و کار خودمون رو می‌چرخونیم،

598
00:25:19,809 --> 00:25:21,428
‫اونم توی حوزه‌ای که دست مردهاست،

599
00:25:21,478 --> 00:25:23,480
‫و نمی‌ذاریم هیچ‌کس و هیچ‌چیز جلومون رو بگیره.

600
00:25:24,481 --> 00:25:26,141
‫و هردومون عاشق مارتین هستیم.

601
00:25:26,191 --> 00:25:28,268
‫آره، اینم یه نقطه مشترک دیگه بینمونه.

602
00:25:28,318 --> 00:25:31,188
‫- آره.
‫- اوه، این فقط...

603
00:25:31,238 --> 00:25:33,440
‫دست‌هات رو ببر بالای سرت،

604
00:25:33,490 --> 00:25:37,152
‫و پنج بار نفست رو حبس کن. خیلی عمیق.

605
00:25:37,202 --> 00:25:38,495
‫عمیق.

606
00:25:38,995 --> 00:25:41,531
‫باور کن، وقتی مارتین بره بوستون،

607
00:25:41,581 --> 00:25:43,742
‫حتماً بهش میگم که می‌تونه گهگاهی
‫بیاد اینجا سر بزنه.

608
00:25:43,792 --> 00:25:46,503
‫تو هم هر وقت خواستی می‌تونی بیای سر بزنی.

609
00:25:47,087 --> 00:25:48,580
‫چی؟

610
00:25:48,630 --> 00:25:50,332
‫خب، وقتی مارتین فوبیای خونش رو درمان کنه،

611
00:25:50,382 --> 00:25:52,042
‫و برگرده سر زندگی واقعیش، می‌دونی،

612
00:25:52,092 --> 00:25:54,628
‫- یعنی جراحی توی بوستون.
‫- زندگی واقعیش؟

613
00:25:54,678 --> 00:25:56,671
‫وای خدای من... واو.

614
00:25:56,721 --> 00:25:58,840
‫خوب شدم. ممنون.

615
00:25:58,890 --> 00:26:00,592
‫چرا یه لیوان دیگه واسم نمی‌ریزی؟

616
00:26:00,642 --> 00:26:02,269
‫- با کمال میل.
‫- همم.

617
00:26:04,646 --> 00:26:09,684
‫یعنی واقعاً فکر نمی‌کردی که اون تا ابد،

618
00:26:09,734 --> 00:26:11,861
‫توی پورت‌ون بمونه.

619
00:26:13,405 --> 00:26:15,232
‫راستش، یه جورایی فکر می‌کردم بمونه.

620
00:26:15,282 --> 00:26:17,317
‫- اوه.
‫- ولی، می‌دونی...

621
00:26:17,367 --> 00:26:19,361
‫اوضاع عوض میشه.

622
00:26:19,411 --> 00:26:22,239
‫همین چند وقت پیش بود

623
00:26:22,289 --> 00:26:26,042
‫که مطمئن بودم مارتین و لوئیزا

624
00:26:26,835 --> 00:26:28,587
‫قراره تا ابد...

625
00:26:29,671 --> 00:26:31,423
‫با همدیگه باشن.

626
00:26:34,134 --> 00:26:35,961
‫ببخشید؟ چی گفتی؟

627
00:26:36,011 --> 00:26:40,549
‫خب، می‌دونی، اون ابراز احساسات حسابی.

628
00:26:40,599 --> 00:26:42,384
‫همه داشتن درموردش حرف می‌زدن.

629
00:26:42,434 --> 00:26:46,062
‫ولی گمونم اوضاع عوض شده.

630
00:26:47,647 --> 00:26:49,065
‫مگه نه؟

631
00:26:52,485 --> 00:26:54,104
‫نه، نه، نه، الان مدرک دارم.

632
00:26:54,154 --> 00:26:56,731
‫رفتم بیرون تا باهاش حرف بزنم،
‫اما منو ندید.

633
00:26:56,781 --> 00:26:58,275
‫و داشت با خودش زیر لب حرف می‌زد،

634
00:26:58,325 --> 00:26:59,943
‫و مدام یه چیزی رو تکرار می‌کرد.

635
00:26:59,993 --> 00:27:03,029
‫- چی می‌گفت؟
‫- می‌گفت، وای خدا.

636
00:27:03,079 --> 00:27:06,658
‫وای خدا، بهش شلیک کردم، بهش شلیک کردم.

637
00:27:06,708 --> 00:27:08,335
‫لااقل ۳۰ بار اینو گفت.

638
00:27:09,085 --> 00:27:10,503
‫بهش شلیک کردم.

639
00:27:19,429 --> 00:27:21,548
‫یه تکه پیتزای پنیری دیگه، لطفاً.

640
00:27:21,598 --> 00:27:22,882
‫پنیری لطفاً،
‫پنیری لطفاً.

641
00:27:22,932 --> 00:27:24,593
‫پنیری لطفاً، پنیری لطفاً.

642
00:27:24,643 --> 00:27:26,177
‫پنیری لطفاً، پنیری لطفاً.

643
00:27:26,227 --> 00:27:27,937
‫پنیری لطفاً، پنیری لطفاً.

644
00:27:29,481 --> 00:27:32,976
‫یا شایدم ترجیح بدین به جاش هات‌داگ بخورین.

645
00:27:33,026 --> 00:27:35,612
‫چون چی بهتر از پیتزای بروکلینه؟

646
00:27:37,113 --> 00:27:39,574
‫هات‌داگ اصیل بروکلین.

647
00:27:39,824 --> 00:27:41,159
‫بیاین ببرین.

648
00:27:42,035 --> 00:27:43,278
‫هات‌داگ.

649
00:27:43,328 --> 00:27:46,615
‫چطور جرئت می‌کنی پا توی
‫کفش کسب‌وکار من کنی؟

650
00:27:46,665 --> 00:27:48,199
‫اول تو مزاحم شدی.

651
00:27:48,249 --> 00:27:51,202
‫اصلاً مجوز راه‌اندازی گاری غذا داری؟

652
00:27:51,252 --> 00:27:52,621
‫خودت مجوز نفرت‌انگیز بودن داری؟

653
00:27:52,671 --> 00:27:55,040
‫اوه، واقعاً خوشمزه‌ست.

654
00:27:55,090 --> 00:27:57,208
‫خوشمزه؟ خوشمزه؟

655
00:27:57,258 --> 00:28:01,046
‫هی، هی، تمام اسلایس‌ها نصف قیمت!

656
00:28:01,096 --> 00:28:03,715
‫آره، بیاین این طرف. درست شنیدین.

657
00:28:03,765 --> 00:28:06,426
‫عشق کردی، پسر لابستری؟

658
00:28:06,476 --> 00:28:08,637
‫- زود باشید.
‫- هات‌داگ کاملاً رایگان!

659
00:28:08,687 --> 00:28:11,222
‫- چی...
‫- غذای مجانی! غذای مجانی!

660
00:28:11,272 --> 00:28:12,599
‫هات‌داگ کاملاً رایگان.

661
00:28:12,649 --> 00:28:15,060
‫نظرتون درمورد پیتزای رایگان چیه؟

662
00:28:15,110 --> 00:28:17,520
‫- مجانی، مجانی!
‫- هات‌داگ رایگان.

663
00:28:17,570 --> 00:28:18,938
‫بفرمایید، سلام.

664
00:28:18,988 --> 00:28:20,315
‫- غذای رایگان.
‫- هات‌داگ.

665
00:28:20,365 --> 00:28:21,983
‫- بدون هزینه.
‫- هات‌داگ مجانی!

666
00:28:22,033 --> 00:28:23,443
‫- پیتزای مجانی.
‫- هات‌داگ.

667
00:28:23,493 --> 00:28:24,819
‫عالیه، ممنون که گرفتیش.

668
00:28:24,869 --> 00:28:26,237
‫- هات‌داگ. چطوری؟
‫- هات‌داگ مجانی!

669
00:28:26,287 --> 00:28:27,697
‫- هات‌داگ.
‫- بفرمایید.

670
00:28:27,747 --> 00:28:29,199
‫هات‌داگ مجانی!

671
00:28:29,249 --> 00:28:32,243
‫هات‌داگ، هات‌داگ، هات‌داگ،
‫بفرمایید هات‌داگ.

672
00:28:32,293 --> 00:28:33,828
‫سلام جینا، سلام.

673
00:28:33,878 --> 00:28:35,830
‫همین الان باید چند تا سؤال ازت بپرسیم.

674
00:28:35,880 --> 00:28:37,957
‫همین الان، همین الان، همین الان.

675
00:28:38,007 --> 00:28:39,834
‫صبر کن. صبر کن، این خانم حالش خوب نیست.

676
00:28:39,884 --> 00:28:41,386
‫لوئیزا، کمکم می‌کنی ببریمش داخل؟

677
00:28:41,428 --> 00:28:42,712
‫- جینا، با من بیا.
‫- سلام.

678
00:28:42,762 --> 00:28:43,963
‫هی، بریم داخل، بریم داخل.

679
00:28:44,013 --> 00:28:45,965
‫آره، بریم داخل،
‫بریم داخل، بریم داخل...

680
00:28:46,015 --> 00:28:48,184
‫خب، قیمت هات‌داگ‌ها برگشت روی ۵ دلار.

681
00:28:48,643 --> 00:28:50,804
‫این به نظر سوءاستفاده میاد.

682
00:28:50,854 --> 00:28:52,931
‫برو پیش رفیق پیتزافروشت گریه کن، ایرما.

683
00:28:52,981 --> 00:28:55,684
‫منظورم اینه...
‫واسه تو هات‌داگ ۲۰ دلاری دارم.

684
00:28:55,734 --> 00:28:59,020
‫- ۲۰ دلار واسه یه هات‌داگ...
‫- نه، نه، نه.

685
00:28:59,070 --> 00:29:00,522
‫حق ندارید بیاریدش اینجا.

686
00:29:00,572 --> 00:29:02,023
‫- ببرینش بیرون!
‫- گِرگ.

687
00:29:02,073 --> 00:29:03,608
‫- ببرینش بیرون.
‫- آروم باش.

688
00:29:03,658 --> 00:29:05,402
‫- ببرینش بیرون...
‫- جینا، ازت می‌خوام

689
00:29:05,452 --> 00:29:07,278
‫یه کاری برام انجام بدی. ازت می‌خوام

690
00:29:07,328 --> 00:29:09,030
‫۲۰ تا پروانه بزنی.

691
00:29:09,080 --> 00:29:10,532
‫- آره، می‌تونی، یالا.
‫- ببرینش بیرون.

692
00:29:10,582 --> 00:29:13,668
‫ببرینش بیرون. ببرینش بیرون. ببرینش بیرون.

693
00:29:13,835 --> 00:29:15,245
‫چه خبره؟

694
00:29:15,295 --> 00:29:16,830
‫داره مجبورش می‌کنه ورزش کنه؟

695
00:29:16,880 --> 00:29:19,416
‫واسه تنبیه، بگو بعدش ۳۰ تا درازنشست بره.

696
00:29:19,466 --> 00:29:21,301
‫و لانژ، لانژهای مرگبار.

697
00:29:22,177 --> 00:29:24,713
‫بسیار خب، بسیار خب.
‫فکر کنم دیگه کافی باشه.

698
00:29:24,763 --> 00:29:26,297
‫- یکم بهتر شدی؟
‫- آره.

699
00:29:26,347 --> 00:29:28,425
‫خوبه، حالا بیا بشینیم.

700
00:29:28,475 --> 00:29:31,302
‫- واسش آب میارم.
‫- باشه، ممنون.

701
00:29:31,352 --> 00:29:33,813
‫چیزی نیست، فقط نفس بکش.

702
00:29:34,814 --> 00:29:36,683
‫چند وقته چیزهایی که می‌شنوی رو تکرار می‌کنی؟

703
00:29:36,733 --> 00:29:38,268
‫میاد و میره.

704
00:29:38,318 --> 00:29:40,311
‫بچگی‌هام، وقتی ریاضی رو افتادم.

705
00:29:40,361 --> 00:29:41,905
‫وقتی مامانم رفت.

706
00:29:42,363 --> 00:29:44,649
‫وقتی از اون چارلی عوضی طلاق گرفتم.

707
00:29:44,699 --> 00:29:46,192
‫بعدش خوب شد.

708
00:29:46,242 --> 00:29:49,028
‫- تا کِی؟
‫- تا وقتی اومدم اینجا.

709
00:29:49,078 --> 00:29:50,447
‫بابام مُرد.

710
00:29:50,497 --> 00:29:53,116
‫و داداش‌هام مغازه رو به دست گرفتن.

711
00:29:53,166 --> 00:29:54,909
‫و منم نمی‌خواستم بمونم و تماشا کنم

712
00:29:54,959 --> 00:29:57,412
‫اون دو تا احمق چطوری مغازه رو به باد میدن.

713
00:29:57,462 --> 00:29:59,080
‫واسه همین گفتم یه کامیون سیار غذا راه بندازم.

714
00:29:59,130 --> 00:30:00,665
‫برم یه جای خوب.

715
00:30:00,715 --> 00:30:03,209
‫ولی کی فکرش رو می‌کرد این دو تا،

716
00:30:03,259 --> 00:30:05,837
‫اون سیاه‌پوسته و اون پیرزنه،

717
00:30:05,887 --> 00:30:08,006
‫این‌قدر منو دیوونه کنن.

718
00:30:08,056 --> 00:30:09,799
‫تکرارکردن دوباره برگشت.

719
00:30:09,849 --> 00:30:12,510
‫فکر می‌کنم استرس این ماجرا

720
00:30:12,560 --> 00:30:15,513
‫باعث تشدید چیزی شده که حدس می‌زنم

721
00:30:15,563 --> 00:30:17,348
‫پژواک‌گویی نهفته‌ست.

722
00:30:17,398 --> 00:30:19,809
‫- پژواک‌گویی؟
‫- از علائم سندرم تورِته.

723
00:30:19,859 --> 00:30:22,854
‫علائم تورت... من تکرار نمی‌کنم،

724
00:30:22,904 --> 00:30:24,564
‫فقط تعجب کردم.

725
00:30:24,614 --> 00:30:25,982
‫علائمش توی آدم‌های مختلف متفاوته.

726
00:30:26,032 --> 00:30:28,860
‫اما اینکه با ورزش بهتر شدی،
‫خیلی چیزها رو مشخص می‌کنه.

727
00:30:28,910 --> 00:30:31,362
‫و برگشتنش موقع استرس،

728
00:30:31,412 --> 00:30:33,406
‫کاملاً با تورت همخوانی داره.

729
00:30:33,456 --> 00:30:35,825
‫این جنگ باید تموم بشه.

730
00:30:35,875 --> 00:30:38,745
‫شما دارین سلامت روان
‫این زن رو به خطر میندازین،

731
00:30:38,795 --> 00:30:41,256
‫بماند که مثل بچه‌های گُنده رفتار می‌کنین.

732
00:30:41,506 --> 00:30:43,583
‫جینا، این تشخیص

733
00:30:43,633 --> 00:30:44,751
‫بیانگر هویت تو نیست.

734
00:30:44,801 --> 00:30:47,337
‫خب؟ با درمان، تراپی و دارو،

735
00:30:47,387 --> 00:30:49,506
‫می‌تونی یه زندگی کامل داشته باشی.

736
00:30:49,556 --> 00:30:51,724
‫باشه؟ بدون اینکه بیماریت مانعی برات باشه.

737
00:30:52,475 --> 00:30:53,760
‫گوش کن.

738
00:30:53,810 --> 00:30:55,478
‫متأسفم.

739
00:30:57,188 --> 00:30:58,815
‫ما متأسفیم.

740
00:30:59,440 --> 00:31:01,392
‫نمی‌دونستیم داری عذاب می‌کشی.

741
00:31:01,442 --> 00:31:03,069
‫هی.

742
00:31:05,196 --> 00:31:06,606
‫اون سس گوجه‌ست؟

743
00:31:06,656 --> 00:31:08,199
‫اون خردله؟

744
00:31:09,993 --> 00:31:13,905
‫بچه‌ها، بروکلین فوق‌العاده‌ست.

745
00:31:13,955 --> 00:31:16,366
‫- درسته.
‫- بسیار خب، بسیار خب.

746
00:31:16,416 --> 00:31:17,826
‫اگه اشکالی نداره، شاید بتونیم درمورد این صحبت کنیم

747
00:31:17,876 --> 00:31:19,669
‫- که اون به کسی تیر زده یا نه؟
‫- آره درسته، ببخشید.

748
00:31:20,461 --> 00:31:23,206
‫خب جینا، قبلاً صدات رو شنیدن
‫که داشتی با خودت می‌گفتی:

749
00:31:23,256 --> 00:31:25,250
‫- «بهش شلیک کردم».
‫- آره.

750
00:31:25,300 --> 00:31:27,293
‫ولی تو به کسی شلیک نکردی، مگه نه؟

751
00:31:27,343 --> 00:31:30,296
‫شنیدی یکی این حرف رو زد،
‫و تو هم فقط داشتی تکرارش می‌کردی.

752
00:31:30,346 --> 00:31:32,298
‫خب، گفتم برم یه قدمی بزنم

753
00:31:32,348 --> 00:31:34,008
‫توی جنگل‌های عجیب و غریبی که دارین.

754
00:31:34,058 --> 00:31:36,010
‫ولی چندین ساعت گم شدم.

755
00:31:36,060 --> 00:31:38,054
‫و کی رو دیدی؟ کجا بودن؟

756
00:31:38,104 --> 00:31:40,890
‫خب، هوا داشت تاریک می‌شد،
‫بعد چشمم افتاد به

757
00:31:40,940 --> 00:31:42,392
‫یه کلبه فسقلی و داغون توی جنگل.

758
00:31:42,442 --> 00:31:44,561
‫و بعد یهو شنیدم یکی داد زد:

759
00:31:44,611 --> 00:31:45,937
‫«وای خدا، بهش شلیک کردم!»

760
00:31:45,987 --> 00:31:48,022
‫ولی دلم نمی‌خواست درگیر ماجرا بشم.

761
00:31:48,072 --> 00:31:50,116
‫از پلیس‌ها خوشم نمیاد، می‌دونی؟

762
00:31:50,867 --> 00:31:53,945
‫- نه پلیسی مثل تو، پلیس واقعی.
‫- آره، بسیار خب.

763
00:31:53,995 --> 00:31:57,365
‫واسه همین فلنگ رو بستم و دویدم تا خونه،

764
00:31:57,415 --> 00:32:01,377
‫و اون کلمات مدام توی سرم
‫مثل نوار تکرار می‌شدن.

765
00:32:01,419 --> 00:32:03,496
‫و همین بهم استرس داد، می‌دونی؟

766
00:32:03,546 --> 00:32:05,582
‫- یه نفر توی دردسره!
‫- چیزی نیست.

767
00:32:05,632 --> 00:32:10,128
‫خب دقیقاً کجا بودی که این صدا رو شنیدی؟

768
00:32:10,178 --> 00:32:12,672
‫صدا رو شنیدم؟ نمی‌دونم، نمی‌دونم.

769
00:32:12,722 --> 00:32:14,132
‫یه جایی که پر از درخت بود.

770
00:32:14,182 --> 00:32:18,344
‫هی جینا، روی زانوهات جای پیچک سمیه.

771
00:32:18,394 --> 00:32:20,680
‫ها؟

772
00:32:20,730 --> 00:32:24,601
‫اوه، هم تورت گرفتم هم پیچک سمی؟

773
00:32:24,651 --> 00:32:26,102
‫اوه، این...

774
00:32:26,152 --> 00:32:28,187
‫این شهر واقعاً شگفت‌انگیزه، نه؟

775
00:32:28,237 --> 00:32:30,440
‫غیرعادیه که پیچک به زانوهات خورده.

776
00:32:30,490 --> 00:32:33,568
‫توی بوته‌ها چهار دست و پا رفتی
‫یا دراز کشیدی توی...؟

777
00:32:33,618 --> 00:32:34,944
‫- وای خدای من.
‫- وای خدای من.

778
00:32:34,994 --> 00:32:36,070
‫- چی شد؟
‫- چی شد؟

779
00:32:36,120 --> 00:32:37,822
‫دقیقاً می‌دونم کجای جنگل داشته راه می‌رفته.

780
00:32:37,872 --> 00:32:40,583
‫اون دقیقاً می‌دونه کجای جنگل داشته راه می‌رفته.

781
00:32:44,462 --> 00:32:48,424
‫مارتین؟ مارتین، باید باهات حرف بزنم.

782
00:32:49,884 --> 00:32:52,128
‫الین، حالت خوبه؟

783
00:32:52,178 --> 00:32:53,713
‫آره، آره.

784
00:32:53,763 --> 00:32:55,256
‫آره، خوبم.

785
00:32:55,306 --> 00:32:56,966
‫نه، نه.

786
00:32:57,016 --> 00:32:59,469
‫وای خدای من، سوزش داره دیوونه‌ام می‌کنه.

787
00:32:59,519 --> 00:33:01,054
‫بسیار خب، نباید همچین سوزشی داشته باشی.

788
00:33:01,104 --> 00:33:02,939
‫- بذار معاینه‌ات کنم.
‫- نه!

789
00:33:03,898 --> 00:33:06,392
‫سلامتیت رو به خاطر اینکه
‫از من بدت میاد به خطر ننداز.

790
00:33:06,442 --> 00:33:07,894
‫ولی خیلی ازت بدم میاد.

791
00:33:07,944 --> 00:33:09,354
‫بسیار خب.

792
00:33:09,404 --> 00:33:10,647
‫- بیا توی اتاق معاینه. زود باش.
‫- من... من فقط...

793
00:33:10,697 --> 00:33:12,357
‫- زود باش، بریم.
‫- من...

794
00:33:12,407 --> 00:33:13,399
‫- یالا، بلند شو.
‫- آره، باشه، وقتشه.

795
00:33:13,449 --> 00:33:14,734
‫- وقتشه.
‫- باشه.

796
00:33:14,784 --> 00:33:15,985
‫- وای خدای من.
‫- آره.

797
00:33:16,035 --> 00:33:17,120
‫آره، وقتشه، وقتشه.

798
00:33:18,955 --> 00:33:20,782
‫خب، فکر کنم حق با تو بود.

799
00:33:20,832 --> 00:33:23,668
‫عفونت ادراریه، اونم از نوع خیلی خیلی شدیدش.

800
00:33:25,378 --> 00:33:27,038
‫خوب میشی.

801
00:33:27,088 --> 00:33:29,248
‫الان تلفنی نسخه رو به سالی میگم،

802
00:33:29,298 --> 00:33:31,626
‫و داری میری خونه داروت رو تحویل بگیر،
‫بعدش یه وان آب گرم

803
00:33:31,676 --> 00:33:32,752
‫و یه خواب راحت داشته باش.

804
00:33:32,802 --> 00:33:34,012
‫باشه.

805
00:33:39,100 --> 00:33:41,886
‫- ممنون.
‫- همم.

806
00:33:41,936 --> 00:33:44,230
‫بسیار خب.

807
00:33:45,231 --> 00:33:47,150
‫خیلی مهربون بودی.

808
00:33:48,151 --> 00:33:49,310
‫عجیب بود.

809
00:33:49,360 --> 00:33:51,404
‫منم گاهی این‌طوری میشم.

810
00:33:53,114 --> 00:33:54,816
‫خب...

811
00:33:54,866 --> 00:33:57,318
‫اصلاً می‌دونی مارتین الان کجاست؟

812
00:33:57,368 --> 00:33:59,779
‫ما... من...

813
00:33:59,829 --> 00:34:02,657
‫آره، فکر کنم ال دید که دکتر و لوئیزا

814
00:34:02,707 --> 00:34:04,826
‫امشب با عجله رفتن سمت جنگل.

815
00:34:04,876 --> 00:34:07,161
‫دید که با عجله رفتن سمت جنگل؟

816
00:34:07,211 --> 00:34:09,956
‫آره، فکر کنم مسیر نیبلرز بود یا...

817
00:34:10,006 --> 00:34:10,832
‫- نه، نه، نه.
‫- که این...

818
00:34:10,882 --> 00:34:13,092
‫- نخیر، نه.
‫- اوه، نه، نه.

819
00:34:15,636 --> 00:34:17,764
‫[مسیر نیبلرز]

820
00:34:18,097 --> 00:34:20,800
‫آره، مسیر همیشگی نیبلرز.

821
00:34:20,850 --> 00:34:23,678
‫تمام سراشیبی تپه پر از پیچک سمیه،

822
00:34:23,728 --> 00:34:24,929
‫زانوی همه رو می‌سوزونه.

823
00:34:24,979 --> 00:34:26,514
‫اینجا کلبه هست؟

824
00:34:26,564 --> 00:34:28,725
‫ببین، قبلاً چند تا کلبه شکار قدیمی داشتم.

825
00:34:28,775 --> 00:34:30,893
‫شاید بهتر باشه جدا بشیم تا منطقه بیشتری رو بگردیم.

826
00:34:30,943 --> 00:34:31,936
‫مثلاً من از این طرف میرم.

827
00:34:31,986 --> 00:34:33,021
‫شما دو تا هم وقتی به صخره‌ها رسیدین

828
00:34:33,071 --> 00:34:34,689
‫تقسیم بشین و بگردین.

829
00:34:34,739 --> 00:34:35,990
‫بسیار خب.

830
00:34:37,033 --> 00:34:38,367
‫باشه.

831
00:34:45,708 --> 00:34:47,627
‫خب...

832
00:34:49,879 --> 00:34:51,956
‫درمورد قضیه شوخی با خون چه حسی داری؟

833
00:34:52,006 --> 00:34:53,833
‫آخه به نظر می‌رسید خیلی ناراحت شدی.

834
00:34:53,883 --> 00:34:55,960
‫خوشم نمیاد دستم بندازن.

835
00:34:56,010 --> 00:34:57,637
‫یا شوخی مسخره کنن.

836
00:34:59,180 --> 00:35:01,007
‫پدر و مادرم عادت داشتن سر به سرمون بذارن.

837
00:35:01,057 --> 00:35:03,184
‫فکر می‌کردن خیلی کار بامزه‌ایه،
‫ولی اصلاً نبود.

838
00:35:03,810 --> 00:35:05,595
‫دخترخاله‌ام، فرانسیس،

839
00:35:05,645 --> 00:35:07,263
‫وقتی یک سال تمام مجبور بود

840
00:35:07,313 --> 00:35:09,015
‫نصف صورتش رو پانسمان کنه،

841
00:35:09,065 --> 00:35:11,768
‫بهش می‌گفتیم شبح اپرا.

842
00:35:11,818 --> 00:35:13,986
‫- اصلاً خنده‌دار نیست.
‫- یه جورایی خنده‌دار بود.

843
00:35:17,448 --> 00:35:21,319
‫توی بچگی، بچه‌های دیگه توی مدرسه

844
00:35:21,369 --> 00:35:22,904
‫مسخره‌ات می‌کردن؟

845
00:35:22,954 --> 00:35:25,573
‫آره، هرچند اعتراف می‌کنم
‫بچه‌ی ازخودراضی خودخواهی بودم.

846
00:35:25,623 --> 00:35:27,241
‫با این حال، واسه من اصلاً خنده‌دار نیست.

847
00:35:27,291 --> 00:35:30,036
‫آره، حتماً خیلی دردناک بوده،

848
00:35:30,086 --> 00:35:32,330
‫اما می‌فهمی که این قضیه یه مقدار متفاوته، نه؟

849
00:35:32,380 --> 00:35:34,707
‫نه، اصلاً تفاوتی نداره. منظورت چیه؟

850
00:35:34,757 --> 00:35:36,167
‫خب، تازه به همه گفتی

851
00:35:36,217 --> 00:35:38,127
‫که از خون می‌ترسی،

852
00:35:38,177 --> 00:35:41,005
‫که هم تعجب‌آوره و هم... عجیب،

853
00:35:41,055 --> 00:35:42,632
‫مخصوصاً واسه پزشک این شهر.

854
00:35:42,682 --> 00:35:44,300
‫با این حال پسِت نزدن یا از شهر بیرونت نکردن.

855
00:35:44,350 --> 00:35:47,386
‫فقط... خواستن یکم سربسرت بذارن،

856
00:35:47,436 --> 00:35:49,847
‫تا یخ ماجرا بشکنه.

857
00:35:49,897 --> 00:35:51,891
‫خب، هرچی که بود، ازش خوشم نیومد.

858
00:35:51,941 --> 00:35:53,684
‫این شیوه اونا بود واسه گفتن اینکه:

859
00:35:53,734 --> 00:35:55,520
‫«ما قبولت داریم، تو یکی از مایی،

860
00:35:55,570 --> 00:35:57,697
‫و متعلق به اینجایی».

861
00:36:03,911 --> 00:36:05,204
‫همم.

862
00:36:06,247 --> 00:36:08,199
‫می‌دونی چیه؟

863
00:36:08,249 --> 00:36:09,575
‫این‌طوری بهش نگاه نکرده بودم.

864
00:36:09,625 --> 00:36:10,835
‫می‌دونم.

865
00:36:11,836 --> 00:36:13,454
‫اشکال نداره.

866
00:36:13,504 --> 00:36:15,039
‫مارتین؟

867
00:36:15,089 --> 00:36:17,375
‫مارتین؟ مارتین؟

868
00:36:17,425 --> 00:36:18,626
‫اوه، پیدات کردم.

869
00:36:18,676 --> 00:36:20,002
‫- ایدن، تو اینجا چیکار...؟
‫- اوه مارتین، من...

870
00:36:20,052 --> 00:36:22,296
‫رسیدم، سلام، سلام، سلام.

871
00:36:22,346 --> 00:36:23,548
‫اوه.

872
00:36:23,598 --> 00:36:25,133
‫فقط گفتم بیام و کمک کنم.

873
00:36:25,183 --> 00:36:26,300
‫آره.

874
00:36:26,350 --> 00:36:28,886
‫هرچند لباسم به یه بوته گیر کرد.

875
00:36:28,936 --> 00:36:30,354
‫تازه پشه‌ها هم بودن.

876
00:36:31,939 --> 00:36:34,058
‫اوضاع شما چطوره؟
‫اینجا همه‌چی خوبه؟

877
00:36:34,108 --> 00:36:35,601
‫تمام این مسیر رو پیاده اومدی؟

878
00:36:35,651 --> 00:36:37,395
‫آره، می‌خواستم به گروه جستجو ملحق بشم.

879
00:36:37,445 --> 00:36:39,739
‫آخه به عنوان یه پزشک مگه می‌شد نیام؟

880
00:36:40,198 --> 00:36:42,316
‫می‌دونی، من و مارتین هردومون پزشکیم.

881
00:36:42,366 --> 00:36:43,901
‫- می‌دونم.
‫- واسه همین خیلی با هم تفاهم داریم.

882
00:36:43,951 --> 00:36:45,736
‫- آره، آره.
‫- مگه نه، عزیزم؟

883
00:36:45,786 --> 00:36:48,114
‫- آره، هردومون پزشکیم.
‫- اوهوم، اوهوم.

884
00:36:48,164 --> 00:36:50,366
‫بچه‌ها، بیاین سمت صدای من.

885
00:36:50,416 --> 00:36:51,826
‫دیدمش، دیدمش.

886
00:36:51,876 --> 00:36:53,244
‫- بسیار خب، باید بریم.
‫- باشه، برو، برو، برو.

887
00:36:53,294 --> 00:36:54,921
‫- مواظب زانوهات باش.
‫- باشه.

888
00:37:04,639 --> 00:37:06,340
‫نباید به والدینمون بگین، ما نباید میومدیم اینجا.

889
00:37:06,390 --> 00:37:08,434
‫هیچ‌کس نباید بفهمه، وگرنه بدبخت میشیم.

890
00:37:22,698 --> 00:37:23,866
‫حالت خوبه؟

891
00:37:24,283 --> 00:37:25,117
‫آره.

892
00:37:26,577 --> 00:37:27,954
‫از پسش برمیام.

893
00:37:32,458 --> 00:37:34,702
‫ما باید توی اردوی علمی ورمانت می‌بودیم،

894
00:37:34,752 --> 00:37:37,330
‫اما یواشکی جیم زدیم تا این آخر هفته با هم باشیم.

895
00:37:37,380 --> 00:37:38,623
‫کایل تفنگ شکاری باباش رو برداشت،

896
00:37:38,673 --> 00:37:39,999
‫و می‌خواست بهم نشون بده

897
00:37:40,049 --> 00:37:41,500
‫چطوری خرگوش و سنجاب شکار کنم.

898
00:37:41,550 --> 00:37:42,835
‫اما بعد تفنگ در رفت، و وقتی اون...

899
00:37:42,885 --> 00:37:44,337
‫اون‌قدر درد داری که نشه تکونت داد؟

900
00:37:44,387 --> 00:37:45,880
‫من کلی مطلب پزشکی توی اینترنت خوندم.

901
00:37:45,930 --> 00:37:47,632
‫و سعی داشتم بفهمم چطوری...

902
00:37:47,682 --> 00:37:48,966
‫آره، می‌خواستی گلوله رو بکشی بیرون.

903
00:37:49,016 --> 00:37:50,509
‫- اما نتونستم درش بیارم.
‫- اوهوم.

904
00:37:50,559 --> 00:37:51,636
‫و بعد انگار به کایل حمله آسم دست داد،

905
00:37:51,686 --> 00:37:53,137
‫ولی اسپری تنفسیش رو نیاورده بود.

906
00:37:53,187 --> 00:37:54,847
‫- چیزی نیست.
‫- کایل حمله آسم نداشته،

907
00:37:54,897 --> 00:37:56,390
‫ریه‌ش خالی کرده.

908
00:37:56,440 --> 00:37:58,351
‫لابد وقتی داشتی بخیه‌ش می‌زدی سوراخش کردی.

909
00:37:58,401 --> 00:38:00,102
‫- وای خدای من.
‫- دکتر بست اینجاست.

910
00:38:00,152 --> 00:38:01,354
‫افتادگی ریه توی قفسه سینه فشار ایجاد کرده

911
00:38:01,404 --> 00:38:02,605
‫که می‌تونه قلبش رو از کار بندازه.

912
00:38:02,655 --> 00:38:03,781
‫باید فوراً دست به کار بشیم.

913
00:38:12,164 --> 00:38:15,618
‫- مارتین، چشم‌هاتو ببند.
‫- اوهوم.

914
00:38:15,668 --> 00:38:17,370
‫باشه؟ با من نفس بکش.

915
00:38:17,420 --> 00:38:19,538
‫آروم بده داخل.

916
00:38:19,588 --> 00:38:21,048
‫آروم بده بیرون.

917
00:38:24,635 --> 00:38:26,587
‫از پسش برمیام.

918
00:38:26,637 --> 00:38:28,714
‫صبر کن، مطمئنی؟
‫آخه من توی تیک‌تاک دیدم

919
00:38:28,764 --> 00:38:29,849
‫- که می‌گفت...
‫- ساکت شو.

920
00:38:33,311 --> 00:38:35,179
‫درسته، بالای خط‌الرأس.

921
00:38:35,229 --> 00:38:37,265
‫آره، هلیکوپتر امداد هنوز ما رو ندیده؟

922
00:38:37,315 --> 00:38:39,058
‫من که هلیکوپتری نمی‌بینم.

923
00:38:39,108 --> 00:38:41,110
‫ما دقیقاً جنوب نهر آب هستیم. آره.

924
00:38:47,950 --> 00:38:49,652
‫حالش خوب میشه، مگه نه مارتین؟

925
00:38:49,702 --> 00:38:52,405
‫آره، حماقتش که سر جاشه،
‫ولی زنده می‌مونه، باشه؟

926
00:38:52,455 --> 00:38:54,031
‫باید برسونیمش بیمارستان.

927
00:38:54,081 --> 00:38:55,574
‫باید فوراً بهش آنتی‌بیوتیک بدن.

928
00:38:55,624 --> 00:38:57,535
‫هلیکوپتر امداد هر لحظه ممکنه برسه.

929
00:38:57,585 --> 00:38:59,328
‫- همگی خوبین؟
‫- آره، خوبیم.

930
00:38:59,378 --> 00:39:00,579
‫آره.

931
00:39:00,629 --> 00:39:03,082
‫وای خدای من، وای خدای من.

932
00:39:03,132 --> 00:39:04,834
‫اون داروی منه.

933
00:39:04,884 --> 00:39:06,377
‫دقیقاً همون‌جاست، همون‌جاست.

934
00:39:06,427 --> 00:39:08,337
‫و باید همین الان تزریقش کنم.

935
00:39:08,387 --> 00:39:09,839
‫- بسیار خب، باشه، باشه.
‫- وای خدای من.

936
00:39:09,889 --> 00:39:11,215
‫بسپارش به من.

937
00:39:11,265 --> 00:39:12,508
‫- اینجاست، بسیار خب.
‫- اوهوم.

938
00:39:12,558 --> 00:39:13,801
‫- تو می‌تونی.
‫- بسیار خب.

939
00:39:13,851 --> 00:39:15,052
‫می‌تونی؟

940
00:39:15,102 --> 00:39:16,262
‫آره، آره، ردیفش می‌کنم.

941
00:39:16,312 --> 00:39:19,223
‫فقط لباست رو یکم بده بالا.

942
00:39:19,273 --> 00:39:21,567
‫- باشه...
‫- بسیار خب.

943
00:39:22,109 --> 00:39:25,313
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن...

944
00:39:25,363 --> 00:39:27,315
‫نمی‌دونم...

945
00:39:27,365 --> 00:39:29,483
‫نمی‌دونم هنوزم می‌خوام این کار رو بکنم یا نه.

946
00:39:29,533 --> 00:39:32,445
‫یعنی شاید تمام این اتفاق‌ها یه نشونه بوده.

947
00:39:32,495 --> 00:39:34,864
‫شاید اصلاً نباید این کار رو بکنم.

948
00:39:34,914 --> 00:39:36,240
‫شاید من...

949
00:39:36,290 --> 00:39:38,200
‫شاید من اصلاً... من...

950
00:39:38,250 --> 00:39:40,953
‫شاید قسمت نیست که مادر بشم.

951
00:39:41,003 --> 00:39:42,830
‫شاید قسمت نیست که مادر بشم. من...

952
00:39:42,880 --> 00:39:44,332
‫بیخیالش شو، بیخیالش شو.
‫دیگه نمی‌خوام انجامش بدم.

953
00:39:44,382 --> 00:39:45,833
‫- لوئیزا، به من نگاه کن.
‫- بیخیالش شو.

954
00:39:45,883 --> 00:39:47,551
‫به من نگاه کن.
‫همین الان به من نگاه کن.

955
00:39:49,011 --> 00:39:50,504
‫ماه‌هاست واسه این لحظه برنامه‌ریزی کردی،

956
00:39:50,554 --> 00:39:53,632
‫پس‌انداز کردی و زحمت کشیدی، فهمیدی؟

957
00:39:53,682 --> 00:39:55,676
‫- می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم.
‫- نگاهم کن.

958
00:39:55,726 --> 00:39:57,136
‫من...

959
00:39:57,186 --> 00:39:58,721
‫نگران آینده نباش.

960
00:39:58,771 --> 00:40:01,390
‫نگران هیچ‌چیز دیگه‌ای نباش، باشه؟

961
00:40:01,440 --> 00:40:03,392
‫باشه.

962
00:40:03,442 --> 00:40:04,935
‫می‌دونم چقدر اینو می‌خوای.

963
00:40:04,985 --> 00:40:08,272
‫و بهت قول میدم همه‌چیز درست میشه، باشه؟

964
00:40:08,322 --> 00:40:10,149
‫- باشه.
‫- همه‌چیز روبراه میشه.

965
00:40:10,199 --> 00:40:11,901
‫باشه.

966
00:40:11,951 --> 00:40:13,736
‫- همه‌چیز روبه‌راه میشه.
‫- زود باش، از پسش برمیایم.

967
00:40:13,786 --> 00:40:15,654
‫- باشه.
‫- هواتو داریم. هواتو داریم.

968
00:40:15,704 --> 00:40:16,989
‫- باشه.
‫- خب؟

969
00:40:17,039 --> 00:40:18,374
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

970
00:40:20,209 --> 00:40:22,461
‫- بسیار خب.
‫- باشه، باشه، یالا بزن.

971
00:40:23,629 --> 00:40:25,589
‫آره.

972
00:40:26,757 --> 00:40:27,875
‫تموم شد.

973
00:40:27,925 --> 00:40:29,502
‫- همین؟
‫- اوهوم.

974
00:40:29,552 --> 00:40:31,504
‫هی. هی، باریکلا.

975
00:40:31,554 --> 00:40:33,089
‫- از پسش براومدیم.
‫- صدای هلیکوپتره.

976
00:40:33,139 --> 00:40:34,882
‫صدای هلیکوپتره. هی، هلیکوپتر امداد اومد.

977
00:40:34,932 --> 00:40:37,059
‫حالت خوب میشه رفیق.
‫حالت خوب میشه.

978
00:40:37,226 --> 00:40:39,387
‫بسیار خب. بسیار خب.

979
00:40:39,437 --> 00:40:40,638
‫دیگه برید پی کارتون.

980
00:40:40,688 --> 00:40:42,640
‫کنار همدیگه خیلی دوست‌داشتنی نیستن؟

981
00:40:42,690 --> 00:40:44,266
‫نه.

982
00:40:44,316 --> 00:40:47,019
‫و جینا هم کامیون غذاش رو برد
‫توی پارکینگ تالار لیجن.

983
00:40:47,069 --> 00:40:49,105
‫ولی من با خوش‌رویی کمکش کردم وسایلش رو جمع کنه

984
00:40:49,155 --> 00:40:51,941
‫و واسه معذرت‌خواهی یه بطری نوشیدنی بهش دادم.

985
00:40:51,991 --> 00:40:53,150
‫خوبه.

986
00:40:53,200 --> 00:40:54,819
‫این بهترین رفتار ممکن از طرف شما نبود.

987
00:40:54,869 --> 00:40:56,821
‫نه، واقعاً نبود.

988
00:40:56,871 --> 00:40:58,581
‫باید حسابی از خودمون خجالت بکشیم.

989
00:40:59,665 --> 00:41:01,083
‫اون لکه روی لباست چیه؟

990
00:41:02,710 --> 00:41:04,328
‫سس گوجه‌ست؟

991
00:41:04,378 --> 00:41:06,789
‫گرگوری ویلهلمینا گریسون!

992
00:41:06,839 --> 00:41:09,583
‫الین! آب کرن‌بری؟

993
00:41:09,633 --> 00:41:12,086
‫اوه نه، نه. دیگه خوب شدم.

994
00:41:12,136 --> 00:41:14,171
‫- نوشیدنی زنجبیلی، لطفاً.
‫- اووه.

995
00:41:14,221 --> 00:41:15,965
‫و...

996
00:41:16,015 --> 00:41:19,685
‫سارا، ناهارت با ایدن چطور پیش رفت؟

997
00:41:20,436 --> 00:41:21,637
‫خوب نبود؟

998
00:41:21,687 --> 00:41:23,389
‫جوابش یه نهِ قاطعانه‌ست.

999
00:41:23,439 --> 00:41:25,808
‫می‌دونستین قصد داره مارتین رو واسه همیشه

1000
00:41:25,858 --> 00:41:27,601
‫با خودش ببره بوستون؟

1001
00:41:27,651 --> 00:41:29,311
‫- چرا؟
‫- چی؟ الان؟

1002
00:41:29,361 --> 00:41:30,613
‫همم.

1003
00:41:31,238 --> 00:41:32,406
‫چیه؟

1004
00:41:33,199 --> 00:41:35,734
‫گفتنش واسم عجیبه، ولی...

1005
00:41:35,784 --> 00:41:38,446
‫اون دیروز واقعاً باهام مهربون بود.

1006
00:41:38,496 --> 00:41:39,822
‫نبینم خامش بشی، الین.

1007
00:41:39,872 --> 00:41:42,575
‫فقط باعث میشه به فکر فرو برم، می‌دونی؟

1008
00:41:42,625 --> 00:41:44,201
‫مارتین الان مدتیه که اینجاست.

1009
00:41:44,251 --> 00:41:47,413
‫و به نظر نمی‌رسه که اصلاً ما رو درک کنه،

1010
00:41:47,463 --> 00:41:48,914
‫واسه همین... نمی‌دونم.

1011
00:41:48,964 --> 00:41:50,458
‫شاید مقدر شده که پیش اون باشه.

1012
00:41:50,508 --> 00:41:52,751
‫نخیر، اصلاً حرفشم نزن.

1013
00:41:52,801 --> 00:41:54,712
‫اون از خود خود پورت‌ونه،

1014
00:41:54,762 --> 00:41:56,130
‫چه خودش بدونه چه ندونه.

1015
00:41:56,180 --> 00:41:57,973
‫من امیدم رو از دست نمیدم.

1016
00:42:00,559 --> 00:42:01,886
‫- تا بعد، بچه‌ها.
‫- تا بعد.

1017
00:42:01,936 --> 00:42:03,012
‫سارا، این قهوه رو نمی‌خوای؟

1018
00:42:03,062 --> 00:42:04,271
‫نه، نمی‌خوام.

1019
00:42:05,731 --> 00:42:07,733
‫- ضدحال.
‫- می‌دونم.

1020
00:42:24,833 --> 00:42:26,785
‫این چه کوفتیه؟

1021
00:42:26,835 --> 00:42:29,038
‫آخه کی همچین کاری می‌کنه؟

1022
00:42:29,088 --> 00:42:31,340
‫صبح بخیر برت. واست قهوه گرفتم.

1023
00:42:33,676 --> 00:42:34,677
‫[اسکلت کردم]

1024
00:42:36,053 --> 00:42:37,555
‫روز خوبی داشته باشی.

1025
00:42:44,812 --> 00:42:49,775
‫«ترجمه از حـامـد»

1026
00:42:51,775 --> 00:43:01,775
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M