1
00:00:09,342 --> 00:00:12,637
‫[بر اساس شایعه‌ای واقعی]

2
00:00:14,597 --> 00:00:16,599
‫[مالیبو]

3
00:00:19,728 --> 00:00:24,315
‫«ترجمه از محمد سید»

4
00:00:25,315 --> 00:00:35,315
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

5
00:00:45,962 --> 00:00:48,957
‫وودی! دارم می‌بینمت‌ها.

6
00:00:49,007 --> 00:00:50,759
‫اوه! سلام عزیزم.

7
00:00:51,342 --> 00:00:55,430
‫عه، من؟ من... فقط دارم حرکات کششی می‌رم.
‫حرکت حشرۀ مُرده رو می‌زنم.

8
00:00:55,472 --> 00:00:56,464
‫خیلی‌خب، باشه.

9
00:00:56,514 --> 00:00:58,716
‫کارت که تموم شد، می‌تونی بیای داخل؟
‫دخترت به تو نیاز داره.

10
00:00:58,766 --> 00:01:01,269
‫الان میام داخل. آره، باشه.

11
00:01:04,689 --> 00:01:06,307
‫لعنتی.

12
00:01:06,357 --> 00:01:07,934
‫خیلی متأسفیم، اولیو.

13
00:01:07,984 --> 00:01:10,728
‫حتی تصورش هم برام ممکن نیست
‫که چقدر بهت سخت گذشته.

14
00:01:10,778 --> 00:01:13,656
‫به‌هم‌زدنِ نامزدی، تصمیم خیلی بزرگیه.

15
00:01:13,948 --> 00:01:14,741
‫آره.

16
00:01:15,658 --> 00:01:17,368
‫یه چیزی بگو.

17
00:01:19,120 --> 00:01:20,780
‫عزیزم...

18
00:01:20,830 --> 00:01:23,032
‫...فقط باید بهت بگم، این... این...

19
00:01:23,082 --> 00:01:27,412
‫این نامزدت...
‫یه احمقِ بی‌احساس بود.

20
00:01:27,462 --> 00:01:30,373
‫موزیسین افتضاحی بود،
‫تیپ و ظاهرش افتضاح بود،

21
00:01:30,423 --> 00:01:32,459
‫رقصش هم که خیلی عجیب بود.

22
00:01:32,509 --> 00:01:35,795
‫ توی سینما همیشه هات‌داگ می‌خورد.

23
00:01:35,845 --> 00:01:39,474
‫به نظرم کلیت قضیه اینه که
‫اتفاق خیلی خوبی افتاده.

24
00:01:39,516 --> 00:01:42,894
‫به جیمی زنگ نزدی؟
‫تا نظر اون رو هم بشنوی؟

25
00:01:42,936 --> 00:01:44,429
‫- چی؟ چرا؟
‫- آخه...

26
00:01:44,479 --> 00:01:46,764
‫آره حتماً،
‫ببینیم یه مَرد دیگه چی برای گفتن داره!

27
00:01:46,814 --> 00:01:49,267
‫- نه، منظورم این نبود.
‫- گور بابای مردها! لعنت به مردسالاری!

28
00:01:49,317 --> 00:01:51,527
‫آهای مردسالار، چه دفاعی داری از خودتون بکنی؟

29
00:01:51,903 --> 00:01:56,107
‫خب، فکر کنم من اینجا کم‌وبیش زیادی‌ام،

30
00:01:56,157 --> 00:02:00,328
‫و بهتره تنهاتون بذارم تا یه دورهمیِ...

31
00:02:00,370 --> 00:02:03,823
‫می‌دونید دیگه،
‫یه دورهمی دخترونۀ مهم داشته باشید.

32
00:02:03,873 --> 00:02:07,585
‫- من می‌رم تا راحت باشید و آه...
‫- وودی...

33
00:02:09,587 --> 00:02:11,956
‫می‌رم یه سر به متیو بزنم.

34
00:02:12,006 --> 00:02:13,374
‫- عالیه.
‫- تا «آستین» می‌ری؟

35
00:02:13,424 --> 00:02:16,628
‫خب اون آستین زندگی می‌کنه،
‫پس آره دیگه...

36
00:02:16,678 --> 00:02:21,424
‫ولی خودت می‌دونی، همه‌ش اصرار می‌کرد،
‫بهت که گفتم، می‌گفت برم پیشش. و...

37
00:02:21,474 --> 00:02:26,387
‫پس شما رو اینجا تنها می‌ذارم، 
‫البته موقتاً.

38
00:02:26,437 --> 00:02:29,140
‫شما هم شاید بتونید یه بستنی نارگیلی
‫بزنید به بدن،

39
00:02:29,190 --> 00:02:30,767
‫و... و بالشت‌بازی کنید،

40
00:02:30,817 --> 00:02:34,771
‫و فیلمِ «خواهری از سفر آرزوها» رو ببینید.

41
00:02:34,821 --> 00:02:36,990
‫و... و منم برمی‌گردم.

42
00:02:37,949 --> 00:02:40,276
‫چطور ممکنه کسی که با سه‌تا زن زندگی می‌کنه،

43
00:02:40,326 --> 00:02:42,153
‫انقدر شناختِ کمی از زن‌ها داشته باشه؟

44
00:02:42,203 --> 00:02:45,823
‫حقیقتاً شما زن‌ها جنسیتِ بسیار پیچیده‌ای هستید.

45
00:02:45,873 --> 00:02:48,242
‫خیلی‌خب، به نظرم همگی باید کنار هم باشیم،

46
00:02:48,292 --> 00:02:50,703
‫چون اولیو الان بیشتر از همیشه
‫به خانواده‌ش احتیاج داره.

47
00:02:50,753 --> 00:02:53,122
‫همه‌مون داریم یه حرف رو می‌زنیم.

48
00:02:53,172 --> 00:02:54,374
‫گور بابای مردها، نه؟

49
00:02:54,424 --> 00:02:55,833
‫اصلاً به چه دردی می‌خورن؟

50
00:02:55,883 --> 00:02:58,386
‫همه پیش هم می‌مونیم.

51
00:03:01,764 --> 00:03:03,891
‫«زندگی، رزومۀ ماست.

52
00:03:04,267 --> 00:03:05,893
‫داستانیه که باید روایتش کنیم،

53
00:03:05,935 --> 00:03:09,138
‫و انتخاب‌های ما فصل‌هاش رو رقم می‌زنن.

54
00:03:09,188 --> 00:03:12,517
‫می‌تونیم جوری زندگی کنیم که مشتاقِ مرور گذشته باشیم؟

55
00:03:12,567 --> 00:03:14,185
‫سؤال اصلی همینه.»

56
00:03:14,235 --> 00:03:16,821
‫متیو مک‌کانهی، کتاب «چراغ‌های سبز».

57
00:03:17,697 --> 00:03:20,775
‫ببینید، من خودم رو
‫یه پا اهل قلم می‌دونم، خب؟

58
00:03:20,825 --> 00:03:24,287
‫فروش شش میلیون نسخه از کتابم،
‫چراغ‌های سبز، خودش گواه این قضیه‌ست.

59
00:03:24,954 --> 00:03:27,749
‫با این حال، الان توی نوشتن یه سخنرانی موندم.

60
00:03:28,875 --> 00:03:30,618
‫البته انصافاً یه سخنرانی معمولی هم نیست.

61
00:03:30,668 --> 00:03:32,745
‫«خانم‌ها و آقایان. این یه...

62
00:03:32,795 --> 00:03:36,299
‫شاید حتی یکی از مهم‌ترین
‫سخنرانی‌های تاریخ باشه،

63
00:03:36,340 --> 00:03:38,376
‫تا یاد و نام پدر مرحومم رو گرامی بدارم.

64
00:03:38,426 --> 00:03:39,927
‫خانم‌ها و آقایان.

65
00:03:40,511 --> 00:03:41,254
‫خانم‌ها و آقایان.

66
00:03:41,304 --> 00:03:44,974
‫«پدر من خصوصیات زیادی داشت.»

67
00:03:46,184 --> 00:03:47,468
‫«گاوچران بود.»

68
00:03:47,518 --> 00:03:48,519
‫آره.

69
00:03:49,479 --> 00:03:50,680
‫«تگزاسی بود.»

70
00:03:50,730 --> 00:03:51,731
‫درسته.

71
00:03:52,482 --> 00:03:53,608
‫«مَرد بود.»

72
00:03:55,693 --> 00:03:57,895
‫این چیه ناموساً مک‌کانهی؟

73
00:03:57,945 --> 00:04:02,567
‫رسماً شده شبیه برنامه‌های لوس و آبکیِ بچگونه،
‫یا کارت تبریک‌های «هال‌مارک».

74
00:04:02,617 --> 00:04:06,279
‫بذار ببینم می‌تونم یه کاری کنم که
‫شبیه نوشته‌های هوش‌مصنوعی به نظر نیاد؟

75
00:04:06,329 --> 00:04:08,489
‫چند روزه که کارش همینه.

76
00:04:08,539 --> 00:04:11,909
‫دختر کوچولو، تو اصلاً از روند خلق هنر سر درنمیاری.

77
00:04:11,959 --> 00:04:15,379
‫نظرت چیه بشینی سر جات و از نمایش لذت ببری؟

78
00:04:18,883 --> 00:04:20,334
‫- الهام‌ها دقیقاً توی...
‫- بابا.

79
00:04:20,384 --> 00:04:22,086
‫عجیب‌ترین جاها سراغ آدم میان...

80
00:04:22,136 --> 00:04:23,963
‫- و الان من اینجا منتظرم...
‫- مکِ بزرگ.

81
00:04:24,013 --> 00:04:25,923
‫- تا بهم الهام بشه.
‫- آره.

82
00:04:25,973 --> 00:04:27,049
‫- در این حین...
‫- چی...

83
00:04:27,099 --> 00:04:29,227
‫فقط به آرامش و سکوت نیاز دارم...

84
00:04:34,941 --> 00:04:36,400
‫اون وودیه؟

85
00:04:39,570 --> 00:04:43,115
‫درود بر خانوادۀ مک‌کانهی!

86
00:05:23,239 --> 00:05:24,941
‫- به‌به ریور!
‫- سلام چطوری.

87
00:05:24,991 --> 00:05:27,068
‫- سلام. آه... خیلی‌خب.
‫- سلام.

88
00:05:27,118 --> 00:05:30,071
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی رفیق؟
‫این‌همه راه رو تا تگزاس اومدی؟ برای چی؟

89
00:05:30,121 --> 00:05:31,122
‫آه...

90
00:05:32,123 --> 00:05:34,325
‫فقط نیاز داشتم یه خرده به خودم استراحت بدم.

91
00:05:34,375 --> 00:05:37,036
‫تو که کلاً هیچ کاری نمی‌کنی وودی!
‫استراحت برای چی آخه؟

92
00:05:37,086 --> 00:05:40,464
‫نه، فقط احساس می‌کنم خیلی تحت فشارم.

93
00:05:41,007 --> 00:05:43,000
‫می‌دونی؟ راستش بخوای،

94
00:05:43,050 --> 00:05:45,253
‫اولیو توی شرایط سختیه،

95
00:05:45,303 --> 00:05:46,837
‫- و آه...
‫- بله، متوجهم.

96
00:05:46,887 --> 00:05:50,049
‫اِستروژنی که داشت توی خونه فوران می‌کرد،

97
00:05:50,099 --> 00:05:52,718
‫از طاقتِ یه آدمِ ساده‌ای مثل من
‫بیشتر بود، خب؟

98
00:05:52,768 --> 00:05:54,595
‫برای همین گفتم بیارمش توی دشت و صحرا،

99
00:05:54,645 --> 00:05:57,306
‫تا با گریه‌زاری‌هاش
‫گرگ‌های صحرایی رو فراری بده.

100
00:05:57,356 --> 00:05:59,191
‫متوجه شدم. ولی ببین،

101
00:05:59,233 --> 00:06:00,977
‫می‌دونی که مثل عضوی از خانوادۀ منی، نه؟

102
00:06:01,027 --> 00:06:03,529
‫و تموم دار و ندارم مال تو هم هست.

103
00:06:03,612 --> 00:06:05,773
‫- منم همین‌طور، به‌جز اتوبوسم!
‫- باشه.

104
00:06:05,823 --> 00:06:08,401
‫مسئله اینه که امروز اصلاً
‫زمان مناسبی برای اومدن نبود.

105
00:06:08,451 --> 00:06:10,361
‫تا ۲۴ ساعت آینده
‫اصلاً آدم خیلی باحالی نیستم.

106
00:06:10,411 --> 00:06:12,655
‫بذار دلیلش رو بهت بگم؛
‫فردا صبح یه مراسم تجلیل داریم،

107
00:06:12,705 --> 00:06:14,699
‫قراره شمارۀ پیراهن ورزشی بابام رو بایگانی کنیم.

108
00:06:14,749 --> 00:06:17,243
‫چند ماهه دارم هماهنگی‌های این مراسم رو می‌کنم، خب؟

109
00:06:17,293 --> 00:06:20,788
‫از طرفی منم باید سخنرانی کنم
‫که مسلماً باید بی‌نقص باشه، نه؟

110
00:06:20,838 --> 00:06:23,374
‫ولی هنوز ننوشتمش.
‫پس باید کله‌م رو بندازم پایین،

111
00:06:23,424 --> 00:06:24,917
‫و از الان تا فردا فقط بنویسم.

112
00:06:24,967 --> 00:06:27,003
‫بعد از اون، من و تو تا هر چقدر بخوایم
‫می‌تونیم ول بچرخیم و خوش بگذرونیم.

113
00:06:27,053 --> 00:06:28,629
‫ولی الان تمرکز صد درصدی می‌خوام.
‫حله؟

114
00:06:28,679 --> 00:06:31,424
‫کاملاً متوجه شدم.
‫اصلاً متوجه حضورمون نمی‌شی.

115
00:06:31,474 --> 00:06:33,009
‫- باشه.
‫- فقط یه چیز دیگه.

116
00:06:33,059 --> 00:06:38,014
‫دسترسیِ انشعاب آب و گاز و خروجی فاضلاب‌تون رو لازم دارم.

117
00:06:38,064 --> 00:06:43,060
‫اگه یه سینی قرصِ زغال فعال هم
‫داشته باشی که دیگه عالی می‌شه.

118
00:06:43,110 --> 00:06:44,653
‫من کجا می‌رم؟ توی اتاق کارم.

119
00:06:44,695 --> 00:06:46,731
‫- توی اتاق کارِت. با همسرت هماهنگ می‌کنم.
‫- باریکلا.

120
00:06:46,781 --> 00:06:49,408
‫- دمت گرم که اومدی، تا فردا.
‫- باشه. خیلی مخلصیم داداش.

121
00:06:50,159 --> 00:06:53,362
‫- خب، چند وقته همدیگه رو ندیدیم؟ یه سالی می‌شه، نه؟
‫- آره، آره.

122
00:06:53,412 --> 00:06:55,573
‫آره، از آخرین باری که دیدمت حسابی توپرتر شدی.

123
00:06:55,623 --> 00:06:57,324
‫واقعاً؟ خب، خیلی ممنون.

124
00:06:57,374 --> 00:06:58,743
‫تو هم حسابی توپر شدی.

125
00:06:58,793 --> 00:07:00,661
‫به یه دختر نمی‌گن توپر شدی!

126
00:07:00,711 --> 00:07:02,788
‫وای نه، نه!
‫منظورم این نبود که چاق شدی.

127
00:07:02,838 --> 00:07:05,549
‫منظورم کل هیکلت بود،
‫از جنبۀ مثبت و روی فرم بودنش می‌گم!

128
00:07:06,467 --> 00:07:08,135
‫نه، دارم سر به سرت می‌ذارم.

129
00:07:09,929 --> 00:07:11,797
‫آهان، نه، معلوم بود دیگه.
‫منم همین فکر رو کردم.

130
00:07:11,847 --> 00:07:13,632
‫خوبه، چون خودم عاشق اینم
‫که سر به سرم بذارن.

131
00:07:13,682 --> 00:07:16,143
‫من... خوراکِ سربه‌سرگذاشته‌شدن هستم!

132
00:07:18,103 --> 00:07:19,104
‫هوم.

133
00:07:22,650 --> 00:07:24,777
‫رفیق، می‌دونم داری کار می‌کنی،

134
00:07:25,361 --> 00:07:27,146
‫ولی توی راه که داشتیم می‌اومدیم اینجا،

135
00:07:27,196 --> 00:07:29,482
‫کنار جاده یه‌سری کدو پیدا کردیم.

136
00:07:29,532 --> 00:07:30,858
‫حالا یه سؤال:

137
00:07:30,908 --> 00:07:34,745
‫چی بهتر از سوپ کدو 
‫برای افزایش خلاقیت؟

138
00:07:35,913 --> 00:07:37,623
‫خیلی‌خب، دستت درد نکنه رفیق.

139
00:07:39,166 --> 00:07:40,167
‫«پدرم...»

140
00:07:44,588 --> 00:07:45,881
‫خب.

141
00:07:49,176 --> 00:07:50,052
‫هوم.

142
00:07:51,554 --> 00:07:52,505
‫ممنون.

143
00:07:52,555 --> 00:07:53,797
‫فقط اگه مویی چیزی توش دیدی،

144
00:07:53,847 --> 00:07:57,351
‫مال همون راکون‌هاییه که 
‫وقتی بغل جاده نگه داشتیم، سرش دعوا می‌کردن.

145
00:07:58,227 --> 00:08:00,638
‫خیلی‌خب، ممنون رفیق.

146
00:08:00,688 --> 00:08:01,730
‫فدات داداش.

147
00:08:07,945 --> 00:08:09,238
‫سخنرانی در چه حاله؟

148
00:08:12,741 --> 00:08:14,652
‫بدک نیست.
‫دارم کم‌کم گرم می‌شم،

149
00:08:14,702 --> 00:08:16,987
‫توی خاطرات گذشته می‌گردم،
‫می‌رم توی حس‌وحال کار.

150
00:08:17,037 --> 00:08:21,083
‫خوش به حالت که این‌همه خاطرۀ خوب با بابات داری.

151
00:08:21,750 --> 00:08:24,370
‫من ازش فقط دوتا عکس کاردکسِ زندان...

152
00:08:24,420 --> 00:08:28,090
‫با یه جای سوختگی سیگارِ قلبی‌شکل دارم 
‫که اون سوزونده.

153
00:08:31,051 --> 00:08:33,637
‫میز قشنگیه. چوب ماهونه؟

154
00:08:39,268 --> 00:08:40,352
‫گشنمه.

155
00:08:41,020 --> 00:08:43,889
‫خب. خب. خیلی‌خب.
‫دمت گرم که سر زدی، داداش.

156
00:08:43,939 --> 00:08:45,766
‫داداش، حقیقتش رو بگم،

157
00:08:45,816 --> 00:08:50,279
‫تا حالا هیچ‌وقت انقدر جلوی زن‌های زندگی‌م
‫احساس عجز نکرده بودم.

158
00:08:51,155 --> 00:08:54,733
‫منم راستش رو بخوای،
‫دقیقاً سر این سخنرانی همچین حسی دارم.

159
00:08:54,783 --> 00:08:56,151
‫می‌خوام شدیداً بی‌نقص بشه،

160
00:08:56,201 --> 00:09:00,447
‫ولی انگار قابلیت تجزیه و تحلیلم،
‫فلج شده.

161
00:09:00,497 --> 00:09:03,542
‫خب، مطمئنم بابات اگه زنده بود
‫به هر چی که می‌نوشتی افتخار...

162
00:09:04,084 --> 00:09:07,254
‫تا اینجا چی نوشتی؟
‫بگو ببینم، تا نظرم رو بگم.

163
00:09:09,214 --> 00:09:11,592
‫«در وصف مَردی مثل "مکِ بزرگ" چی می‌تونم بگم؟»

164
00:09:15,262 --> 00:09:16,722
‫تا الان فقط همینو نوشتم.

165
00:09:17,681 --> 00:09:21,677
‫پنجاه تا چرک‌نویس نوشتم،
‫ولی اصلاً نمی‌دونم چطوری شروع کنم.

166
00:09:21,727 --> 00:09:24,722
‫برای همینه که تو و سوپ کدوت...

167
00:09:24,772 --> 00:09:27,558
‫- باید یه‌کم بهم آرامش و سکوت بدید.
‫- می‌دونی چیه؟

168
00:09:27,608 --> 00:09:29,693
‫- می‌دونم مشکلت چیه.
‫- جدی؟

169
00:09:30,361 --> 00:09:31,770
‫یبوست داری.

170
00:09:31,820 --> 00:09:33,939
‫نخیر آقاجون.
‫ همین امروز صبح شکمم کار کرد.

171
00:09:33,989 --> 00:09:36,900
‫- اون بخش کاملاً ردیفه!
‫- منظورم یبوستِ شکم نیست،

172
00:09:36,950 --> 00:09:38,944
‫منظورم یبوستِ مغزته.

173
00:09:38,994 --> 00:09:42,197
‫حتی روحت هم خبر نداره
‫چقدر خوش‌شانسی

174
00:09:42,247 --> 00:09:46,827
‫که کائنات دقیقاً امروز من رو سرِ راهت قرار داد.

175
00:09:46,877 --> 00:09:49,121
‫چون من می‌دونم چی نیاز داری.

176
00:09:49,171 --> 00:09:51,415
‫نیاز به این داری که 
‫یکی تعادلت رو به هم بزنه.

177
00:09:51,465 --> 00:09:55,169
‫نه، چیزی که من نیاز دارم تنهایی و خلوته
‫تا توی ذهنم تک‌گویی داشته باشم، داداش.

178
00:09:55,219 --> 00:09:57,421
‫حله؟ وقتی پیداش کنم،
‫می‌تونم متنش رو بنویسم.

179
00:09:57,471 --> 00:10:02,259
‫نه، تو باید با من هم‌کلام بشی
‫تا شاید بتونی تک‌گویی‌ت رو پیدا کنی.

180
00:10:02,309 --> 00:10:03,761
‫وودی، با نهایت احترام،

181
00:10:03,811 --> 00:10:05,888
‫می‌شه لطفاً گورت رو از توی اتاق کارم گم کنی بیرون؟

182
00:10:05,938 --> 00:10:09,767
‫یا اینکه جفتمون از توی اتاق کارِت بزنیم بیرون
‫و بریم یه نوشیدنی بزنیم.

183
00:10:09,817 --> 00:10:11,977
‫- نه، همچین اتفاقی نمی‌افته.
‫- چرا، همین اتفاق می‌افته.

184
00:10:12,027 --> 00:10:13,187
‫نه، اصلاً و ابداً.

185
00:10:13,237 --> 00:10:15,239
‫- چرا، پاشو.
‫- باید اینو بنویسم، ول کن تو رو خدا.

186
00:10:17,074 --> 00:10:18,659
‫باشه، هر جور راحتی.

187
00:10:18,951 --> 00:10:20,786
‫خداحافظ وودی. 
‫مَشتی هستی، وودی.

188
00:10:25,582 --> 00:10:31,213
‫«دماغ پدرم به بزرگیِ تگزاس بود.»

189
00:10:33,507 --> 00:10:36,293
‫مک‌کانهی، مخاطب‌های این سخنرانی بچه‌های دبیرستانی‌ان!

190
00:10:36,343 --> 00:10:38,512
‫داری چه غلطی می‌کنی آخه؟

191
00:10:44,268 --> 00:10:45,686
‫چیه؟

192
00:10:52,568 --> 00:10:53,819
‫وودی؟

193
00:10:56,822 --> 00:10:59,233
‫- فقط یه لیوان.
‫- منم همینو می‌خوام، فقط یه لیوان.

194
00:10:59,283 --> 00:11:01,994
‫- به «جوی» می‌گم برامون اوبر بگیره.
‫- زود برمی‌گردم.

195
00:11:02,995 --> 00:11:07,624
‫جوی مطمئن نبود تصمیم درستی باشه، ولی از قضا
‫سفر اشتراکی با اوبر خیلی هم باحاله!

196
00:11:07,666 --> 00:11:11,837
‫- توی بازی می‌بینمتون!
‫- آره!

197
00:11:13,881 --> 00:11:16,216
‫- شما واقعاً متیو مک‌کانهی هستید؟
‫- بله، خودمم.

198
00:11:17,342 --> 00:11:19,002
‫می‌شه با خواهرم ازدواج کنید؟

199
00:11:19,052 --> 00:11:20,254
‫نخیر، نمی‌شه.

200
00:11:20,304 --> 00:11:21,380
‫آهان.

201
00:11:21,430 --> 00:11:24,007
‫- ولی می‌تونم به بقیه بگم باهاش در ارتباطید؟
‫- نخیر، نمی‌تونی.

202
00:11:24,057 --> 00:11:25,217
‫وودی؟ تو می‌ذاری؟

203
00:11:25,267 --> 00:11:27,261
‫آره، هر چی دلت می‌خواد بهشون بگو.

204
00:11:27,311 --> 00:11:28,971
‫فقط یه‌جوری بگو که باحال به نظر بیام.

205
00:11:29,021 --> 00:11:30,472
‫- خیلی ممنون آقای هارلسون.
‫- هی، وودی.

206
00:11:30,522 --> 00:11:33,559
‫مگه قرار نبود بریم «ویستلرز»؟
‫یه ربع پیش باید می‌رسیدیم اونجا.

207
00:11:33,609 --> 00:11:34,893
‫داشتیم می‌رفتیم ویستلرز،

208
00:11:34,943 --> 00:11:38,647
‫ولی «تنر» یه جا رو بلده که یه‌ذره جلوتره.

209
00:11:38,697 --> 00:11:40,482
‫خیلی‌خب، این یه‌ذره دقیقاً چقدره؟

210
00:11:40,532 --> 00:11:43,151
‫سی، چهل دقیقه، تهش یه ساعت، داداش.

211
00:11:43,201 --> 00:11:44,494
‫قطعاً بیشتر از یه ساعته.

212
00:11:45,412 --> 00:11:47,072
‫خیلی‌خب، شروع شد.

213
00:11:47,122 --> 00:11:50,117
‫هی داداش، بعضی وقتا باید همین‌جوری راه بیفتی بری
‫تا برسی یه پاتوق باحال.

214
00:11:50,167 --> 00:11:53,295
‫- یعنی می‌گم، از مسیر لذت ببر، مرد.
‫- آره.

215
00:11:55,297 --> 00:11:57,457
‫ناراحت نمی‌شید کولر رو خاموش کنیم؟

216
00:11:57,507 --> 00:12:00,877
‫- من اصلاً با گاز فریون حال نمی‌کنم.
‫- نه وودی، نه، کولر رو خاموش نکن.

217
00:12:00,927 --> 00:12:02,796
‫من این پشت لازمش دارم. گرمه.

218
00:12:02,846 --> 00:12:04,965
‫می‌دونی دیگه کی حسابی گرمشه؟

219
00:12:05,015 --> 00:12:06,341
‫کرۀ زمین.

220
00:12:06,391 --> 00:12:07,968
‫تشنه و رو‌به‌موته،

221
00:12:08,018 --> 00:12:13,098
‫چون لایۀ ازون به‌خاطر استفادۀ بی‌رویۀ
‫این ماشین از فریون از بین رفته.

222
00:12:13,148 --> 00:12:14,433
‫می‌تونی دریچۀ سمت خودت رو ببندی.

223
00:12:14,483 --> 00:12:16,601
‫حرف من که این نبود.
‫مگه نه تنر؟

224
00:12:16,651 --> 00:12:19,438
‫- لطفاً به کولر دست نزن.
‫- چرا، اتفاقاً بهش دست می‌زنم.

225
00:12:19,488 --> 00:12:20,772
‫کولر رو خاموش نکن!

226
00:12:20,822 --> 00:12:24,651
‫وقتی بهم می‌گی به کولر دست نزن،
‫بیشتر دلم می‌خواد به همه‌چی دست بزنم.

227
00:12:24,701 --> 00:12:26,737
‫الانم دیگه اصلاً مسئله فریون نیست.

228
00:12:26,787 --> 00:12:29,239
‫- چه غلطی می‌کنی داداش؟
‫- هی، نزن رو دستم.

229
00:12:29,289 --> 00:12:31,241
‫بهت گفت به کولر دست نزن دیگه، داداش.

230
00:12:31,291 --> 00:12:33,285
‫- لعنتی.
‫- به هر چی دلم بخواد دست می‌زنم!

231
00:12:33,335 --> 00:12:35,203
‫- به اون دست نزن.
‫- ماشین رفیقته!

232
00:12:35,253 --> 00:12:37,164
‫- کثافت، یه دونه ستاره هم بهت نمی‌دم!
‫- به اون دست نزن!

233
00:12:37,214 --> 00:12:38,248
‫چه غلطی می‌کنی؟

234
00:12:38,298 --> 00:12:40,834
‫الان بالا میاره!

235
00:12:40,884 --> 00:12:42,127
‫تنر، تنر!

236
00:12:42,177 --> 00:12:44,755
‫- قفل کودک رو باز کن!
‫- بس کن، پسر!

237
00:12:44,805 --> 00:12:46,181
‫زود اون قفل کودک رو باز کن!

238
00:12:47,265 --> 00:12:48,842
‫ازت متنفرم متیو مک‌کانهی!

239
00:12:48,892 --> 00:12:50,143
‫این چه وضعشه آخه؟

240
00:12:52,437 --> 00:12:54,639
‫یه مشت احمق که منکرِ گرم‌شدنِ کرۀ زمینن!

241
00:12:54,689 --> 00:12:56,566
‫هنوزم آنتن نمی‌ده.

242
00:12:56,775 --> 00:12:59,936
‫عجب آدم «نیمه‌خالی‌بینی» هستی، قبول داری؟

243
00:12:59,986 --> 00:13:01,396
‫منظورت «نیمۀ خالیِ لیوانه»؟

244
00:13:01,446 --> 00:13:03,990
‫نه، منظورم نیمه‌خالی‌بینه.
‫اصطلاحش همینه.

245
00:13:04,616 --> 00:13:06,359
‫نخیر این نیست. اصلاً یعنی چی؟

246
00:13:06,409 --> 00:13:08,904
‫خب لیوان نیمه‌خالی اصلاً یعنی چی؟

247
00:13:08,954 --> 00:13:10,405
‫خالی از چی؟

248
00:13:10,455 --> 00:13:14,367
‫حرفم اینه که شب ما رو
‫هر جا بخواد با خودش می‌بره.

249
00:13:14,417 --> 00:13:16,203
‫تو فقط باید رها باشی.

250
00:13:16,253 --> 00:13:20,082
‫بذار کائنات کار خودش رو بکنه.
‫دست از کنترل کردن تک‌تک جزئیات بردار.

251
00:13:20,132 --> 00:13:23,085
‫داداش، فقط چون دارم سعی می‌کنم
‫یه متن سخنرانی درست‌ودرمون

252
00:13:23,135 --> 00:13:25,003
‫برای مراسم فردا صبحِ بابام داشته باشم،

253
00:13:25,053 --> 00:13:27,806
‫معنی‌ش این نیست که
‫می‌خوام همه‌چیز رو کنترل کنم.

254
00:13:29,516 --> 00:13:33,512
‫عجب، اینجا جون می‌ده
‫برای ساختن یه فیلم ترسناک!

255
00:13:33,562 --> 00:13:35,814
‫آره، من که حس می‌کنم
‫همین الانش هم وسط فیلم ترسناکیم.

256
00:13:41,319 --> 00:13:42,737
‫لعنتی.

257
00:13:43,446 --> 00:13:45,982
‫بیمۀ آدم‌رباییم رو تمدید نکرده بودم.

258
00:13:46,032 --> 00:13:49,703
‫اگه اوضاع خراب شد، تو کار اون گُنده‌بک رو بساز،
‫من می‌دوئم کمک بیارم.

259
00:13:50,370 --> 00:13:53,031
‫تو این‌وری برو، من اون‌وری می‌رم.
‫من این‌وری رو بهتر می‌رم.

260
00:13:53,081 --> 00:13:55,625
‫هی، داداش، می‌شه ما رو هم تا شهر برسونی؟

261
00:13:57,752 --> 00:13:59,170
‫چرا که نه؟ سوار شید.

262
00:13:59,880 --> 00:14:01,414
‫صبر کن ببینم، من تو رو می‌شناسم.

263
00:14:01,464 --> 00:14:02,791
‫تو خبرنگار تی‌ام‌زی هستی!

264
00:14:02,841 --> 00:14:03,959
‫ این یارو از تی‌ام‌زیه.

265
00:14:04,009 --> 00:14:06,336
‫همین چند روز پیش بیرون مدرسۀ بچه‌م بودی!

266
00:14:06,386 --> 00:14:07,546
‫داری... داری ما رو تعقیب می‌کنی؟

267
00:14:07,596 --> 00:14:09,089
‫آره، داشتم تعقیبتون می‌کردم.

268
00:14:09,139 --> 00:14:12,342
‫ولی دم فنس مدرسۀ بچه‌ت 
‫دقیقاً یک و نیم متر فاصله گرفته بودم.

269
00:14:12,392 --> 00:14:13,426
‫همیشه مراعات می‌کنم.

270
00:14:13,476 --> 00:14:16,555
‫به‌به، چه با شخصیت! بیا بریم.

271
00:14:16,605 --> 00:14:18,857
‫داداش، من با خبرنگار تی‌ام‌زی جایی نمی‌رم.

272
00:14:19,441 --> 00:14:20,609
‫ترجیح می‌دی پیاده بیای؟

273
00:14:26,031 --> 00:14:27,524
‫ممنون که سوارمون کردی، داداش.

274
00:14:27,574 --> 00:14:28,859
‫ باعث افتخاره، مَرد.

275
00:14:28,909 --> 00:14:33,029
‫ناراحت نمی‌شید اگه هر چی می‌گید رو ضبط کنم
‫و بعداً توی سایت تی‌ام‌زی بذارم؟

276
00:14:33,079 --> 00:14:35,282
‫- بکن، چرا که نه؟
‫- نخیر، خیلی هم ناراحت می‌شیم.

277
00:14:35,332 --> 00:14:38,243
‫آره راست می‌گه، نه، این کار رو نکن.

278
00:14:38,293 --> 00:14:41,329
‫عجب! مثل اینکه «جو روگان» رو همین اطراف دیدن.

279
00:14:41,379 --> 00:14:43,373
‫شنیدم شایعه شده احتمال داره فرماندار بشه.

280
00:14:43,423 --> 00:14:46,918
‫من با جو روگان مشکلی ندارم،
‫ولی اون بچۀ نیوجرسیه.

281
00:14:46,968 --> 00:14:49,504
‫تگزاسی‌ها یه تگزاسیِ اصیل رو توی فرمانداری می‌خوان.

282
00:14:49,554 --> 00:14:50,964
‫احسنت، گل گفتی!

283
00:14:51,014 --> 00:14:53,558
‫هی، می‌دونی کی همیشه
‫حرف از نامزدی انتخابات می‌زد؟

284
00:14:53,683 --> 00:14:56,019
‫بابام. فرماندار معرکه‌ای می‌شد.

285
00:14:56,186 --> 00:14:58,096
‫همیشه می‌دونستی موضعش چیه.

286
00:14:58,146 --> 00:14:59,931
‫همیشه می‌گفت:
‫«آسمون به زمین برسه...

287
00:14:59,981 --> 00:15:02,400
‫اگه بهت بگم پا به پات
‫از اون در رد می‌شم،

288
00:15:03,151 --> 00:15:05,729
‫حتماً پا به پات رد می‌شم.»

289
00:15:05,779 --> 00:15:07,439
‫اینو دوست داشتم!

290
00:15:07,489 --> 00:15:09,649
‫عالیه. اینو می‌ذارم توی سخنرانیم.

291
00:15:09,699 --> 00:15:12,777
‫اینم از این، آقا افتاد روی دور الهام گرفتن!

292
00:15:12,827 --> 00:15:16,031
‫ببخشید، امکانش هست
‫یه‌کم راهمون رو کج کنیم؟

293
00:15:16,081 --> 00:15:18,116
‫من عاشق تغییر مسیرم.
‫کجا بریم؟

294
00:15:18,166 --> 00:15:20,794
‫هی، صدای اون ضبط رو زیاد می‌کنی؟

295
00:15:21,753 --> 00:15:24,664
‫آهنگ «مرد دوره‌گرد»؛
‫این آهنگِ موردعلاقۀ بابام بود.

296
00:15:24,714 --> 00:15:28,418
‫شاید اینم یه نشونه از کائناته.
‫خیلی‌خب، بذار از این فرصت استفاده کنم.

297
00:15:28,468 --> 00:15:33,298
‫بابا همیشه می‌گفت:
‫«هر جا کلاهم رو آویزون کنم، همون‌جا خونۀ منه.»

298
00:15:33,348 --> 00:15:36,468
‫و دنیا هم...
‫دنیا هم با آغوش باز ازش استقبال می‌کرد.

299
00:15:36,518 --> 00:15:40,096
‫مکِ بزرگ حتی تا همین امروز هم همین بود.

300
00:15:40,146 --> 00:15:44,526
‫چون بزرگان هیچ‌وقت نمی‌میرن،
‫فقط کمرنگ می‌شن.

301
00:15:46,194 --> 00:15:47,612
‫خیلی‌خب رفقا، رسیدیم.

302
00:15:48,613 --> 00:15:49,739
‫ذخیره شد.

303
00:15:51,032 --> 00:15:52,367
‫تموم شد، رفیق.

304
00:15:53,451 --> 00:15:54,786
‫شاهکارم!

305
00:15:55,286 --> 00:15:58,198
‫این دقیقاً همون چیزیه که
‫همیشه می‌خواستم دربارۀ بابام بگم.

306
00:15:58,248 --> 00:16:01,543
‫دمت گرم که منو کشیدی بیرون.

307
00:16:02,043 --> 00:16:04,329
‫خیلی‌خب، منو برسونید خونه
‫که به یه خواب حسابی نیاز دارم.

308
00:16:04,379 --> 00:16:07,457
‫نه، نه. کلی وقت برای خوابیدن هست،
‫ولی من و «جیزز»

309
00:16:07,507 --> 00:16:10,168
‫بی‌دلیل اینجا واینستادیم.
‫بهم اعتماد داری؟

310
00:16:10,218 --> 00:16:12,295
‫- نه! وای خدا.
‫- خیلی‌خب، راه بیفت.

311
00:16:12,345 --> 00:16:16,766
‫ایول داداش، بیا بریم.

312
00:16:24,691 --> 00:16:28,311
‫عجب کلکی هستی تو!

313
00:16:28,361 --> 00:16:31,106
‫...امشب نمایش‌های گاوبازیِ
‫خیلی هیجان‌انگیزتری براتون داریم.

314
00:16:31,156 --> 00:16:33,233
‫سوارکار بعدی‌مون اهل لاک‌هارته.

315
00:16:33,283 --> 00:16:37,195
‫به تازگی توی مسابقۀ شهر خودش جایزۀ نقدی برده و...

316
00:16:37,245 --> 00:16:38,371
‫رودئوی جایزه‌بزرگ.

317
00:16:39,164 --> 00:16:40,623
‫و شروع شد!

318
00:16:45,503 --> 00:16:47,297
‫رودئوی جایزه‌بزرگ.

319
00:16:56,014 --> 00:16:58,383
‫بابام قدیما اینجا سوارکاری می‌کرد.

320
00:16:58,433 --> 00:17:02,178
‫برای همین آوردمت اینجا.
‫اون قهرمان گاوبازی بود.

321
00:17:02,228 --> 00:17:04,439
‫آره، به خدا که قهرمان بود.

322
00:17:05,356 --> 00:17:09,644
‫یه‌بار من و «مامان مک» اومدیم اینجا
‫تا سوارکاریش رو ببینیم.

323
00:17:09,694 --> 00:17:11,654
‫آخه همیشه دلم می‌خواست
‫مثل اون سوارکاری کنم، خب؟

324
00:17:11,696 --> 00:17:13,648
‫برای همین رفتم سوار یه گاو بشم،

325
00:17:13,698 --> 00:17:16,359
‫که مامان مک موهام رو از پشت کشید و گفت:

326
00:17:16,409 --> 00:17:18,536
‫«عمراً بذارم ریسک کنی و

327
00:17:18,578 --> 00:17:20,864
‫چهرۀ پول‌ساز آینده‌ت رو داغون کنی، متیوی جوان!»

328
00:17:20,914 --> 00:17:22,657
‫خیلی‌خب، سوارکار بعدیمون

329
00:17:22,707 --> 00:17:23,783
‫داره مستقر می‌شه...

330
00:17:23,833 --> 00:17:24,834
‫خب...

331
00:17:26,210 --> 00:17:28,338
‫مامان مک که الان اینجا نیست، هست؟

332
00:17:34,218 --> 00:17:36,387
‫نه بابا، داداش.

333
00:17:38,181 --> 00:17:39,299
‫می‌گی برم؟

334
00:17:39,349 --> 00:17:40,475
‫می‌گم برو.

335
00:17:43,895 --> 00:17:46,472
‫- جهنم و ضرر.
‫- جهنم و ضرر.

336
00:17:46,522 --> 00:17:48,024
‫جهنم و ضرر.

337
00:17:55,949 --> 00:18:00,912
‫و نوبت می‌رسه به بزرگ‌ترین گاوِ میدون، «جناب رئیس»!

338
00:18:01,412 --> 00:18:02,906
‫- کیف پول.
‫- حله.

339
00:18:02,956 --> 00:18:05,241
‫مثل طلاست. 
‫با جونت ازش محافظت کن.

340
00:18:05,291 --> 00:18:07,493
‫- معلومه، حواسم هست.
‫- خیلی‌خب.

341
00:18:07,543 --> 00:18:08,628
‫من حاضرم.

342
00:18:09,467 --> 00:18:19,467
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

343
00:18:20,306 --> 00:18:22,850
‫آره، آره، در رو باز کن!

344
00:18:27,730 --> 00:18:30,141
‫- متیو!
‫- بلند نمی‌شه!

345
00:18:30,191 --> 00:18:32,360
‫هش! برو اون‌ور!

346
00:18:34,278 --> 00:18:36,406
‫رفیق، یالا پاشو.

347
00:18:41,619 --> 00:18:44,288
‫حالت خوبه؟

348
00:18:48,751 --> 00:18:50,837
‫حالش خوبه، دوستان!

349
00:18:54,215 --> 00:18:56,918
‫ایول!

350
00:18:56,968 --> 00:18:58,002
‫یا خدا!

351
00:18:58,052 --> 00:19:00,046
‫- تو واقعاً گاوباز هستی!
‫- صورتم چطوره؟ هان؟

352
00:19:00,096 --> 00:19:02,757
‫- خوبه، سر جاشه.
‫- دیدی چطور بودم؟ هشت ثانیه شد؟

353
00:19:02,807 --> 00:19:04,342
‫حداقل هشت ثانیه!

354
00:19:04,392 --> 00:19:06,769
‫عجب حال و نشئگیِ خفنی داره!
‫گوشی‌م رو بده.

355
00:19:07,395 --> 00:19:10,014
‫- گوشی، گوشی‌!
‫- نه، همین‌جاست، همین‌جا... من...

356
00:19:10,064 --> 00:19:11,399
‫همین دور و برهاست. ببخشید.

357
00:19:11,941 --> 00:19:13,734
‫صبر کن، افتاد توی میدون.

358
00:19:15,903 --> 00:19:16,938
‫آهان، پیداش کردم.

359
00:19:16,988 --> 00:19:19,490
‫خب، ممکنه یه مشکل کوچیک پیش اومده باشه.

360
00:19:20,658 --> 00:19:23,619
‫فکر می‌کنی... فکر می‌کنی بشه
‫بذاریمش توی کیسه برنج یا یه همچین چیزی؟

361
00:19:24,996 --> 00:19:27,073
‫این چه وضعشه پسر؟
‫متن سخنرانیم تو اون بود!

362
00:19:27,123 --> 00:19:28,241
‫توی فضای ابری ذخیره نشده؟

363
00:19:28,291 --> 00:19:30,042
‫نه، روی فضای ابری نیست.

364
00:19:30,585 --> 00:19:32,703
‫آنتن نمی‌داد، هنوز توی چرک‌نویس بود.

365
00:19:32,753 --> 00:19:34,997
‫خیلی‌خب، ولی خودت نوشتیش،
‫خب دوباره می‌نویسیش دیگه، نه؟

366
00:19:35,047 --> 00:19:37,500
‫نه داداش، نمی‌تونم دوباره بنویسمش.
‫به این سادگی نیست که!

367
00:19:37,550 --> 00:19:38,918
‫خودبه‌خود نوشته شد.

368
00:19:38,968 --> 00:19:41,629
‫انگار از طرف بابام از آسمون‌ها بهم الهام شد!

369
00:19:41,679 --> 00:19:43,756
‫رفته بودم توی فازش.
‫نمی‌تونم از اول بنویسمش.

370
00:19:43,806 --> 00:19:48,219
‫داداش، من همیشه می‌گم اصلاً چرا
‫روی پیراهن‌ها جیب می‌ذارن؟

371
00:19:48,269 --> 00:19:51,055
‫- اصلاً به هیچ دردی نمی‌خورن، می‌دونی؟
‫- این کار همیشه‌ته، داداش.

372
00:19:51,105 --> 00:19:54,484
‫- منظورت چیه؟
‫- چطور می‌تونی یه مسیر به این سرراستی و صاف رو

373
00:19:54,525 --> 00:19:56,310
‫ انقدر پر پیچ و خم کنی؟

374
00:19:56,360 --> 00:19:59,188
‫داداش، یه گاو پاش رو گذاشت روش،
‫عمداً که نکرد!

375
00:19:59,238 --> 00:20:01,023
‫می‌بینی؟ همینا حرصم رو درمیاره.

376
00:20:01,073 --> 00:20:02,942
‫می‌فهمی؟ خیلی برام عزیزی، رفیق،

377
00:20:02,992 --> 00:20:05,570
‫جدی می‌گم، ولی الان باید خونه می‌بودم،

378
00:20:05,620 --> 00:20:07,697
‫کنار زن قشنگم. 
‫توی تخت قشنگم،

379
00:20:07,747 --> 00:20:10,408
‫یه استراحت قشنگ می‌کردم
‫تا فردا یه سخنرانیِ فوق‌العاده قشنگ بکنم.

380
00:20:10,458 --> 00:20:11,951
‫ولی نه، تو که این چیزها برات مهم نیست.

381
00:20:12,001 --> 00:20:13,536
‫- برام مهمه.
‫- نخیر، اصلاً هم نیست.

382
00:20:13,586 --> 00:20:16,956
‫بی‌دعوت تلپ می‌شی خونۀ من
‫و فقط به فکر خودتی.

383
00:20:17,006 --> 00:20:19,584
‫آقای «در لحظه زندگی کن»!
‫به شرط اینکه لحظاتی باشه که تو می‌خوای!

384
00:20:19,634 --> 00:20:21,586
‫داداش، من ذهنت رو از درگیری آزاد کردم!

385
00:20:21,636 --> 00:20:24,138
‫نه، ثمرۀ کارهات این بود، داداش.

386
00:20:25,473 --> 00:20:27,767
‫هی، الکی هم تظاهر نکن که

387
00:20:27,808 --> 00:20:30,136
‫ از سرِ خوش‌قلبی اومدی منو ببینی،
‫چون اصلاً این‌طور نبوده.

388
00:20:30,186 --> 00:20:33,431
‫هر وقت کوچک‌ترین مشکلی پیش میاد،
‫نمی‌تونی باهاش روبه‌رو بشی.

389
00:20:33,481 --> 00:20:34,891
‫مشکلات خانوادگی داشتی

390
00:20:34,941 --> 00:20:37,235
‫و درست مثل همیشه پابه‌فرار گذاشتی.

391
00:20:39,987 --> 00:20:41,822
‫- گور بابات، متیو.
‫- گور بابای خودت، وودی.

392
00:20:47,411 --> 00:20:48,871
‫هشت ثانیه، مرد.

393
00:20:49,455 --> 00:20:52,325
‫نمی‌تونستی مراقب گوشی‌م باشی؟
‫فقط هشت ثانیۀ ناچیز!

394
00:20:52,375 --> 00:20:55,419
‫هشت ثانیه؟
‫تو حتی یه ثانیه هم دَووم نیاوردی!

395
00:20:59,173 --> 00:21:01,926
‫حرفم خیلی نامردی بود، وودی. معذرت می‌خوام.

396
00:21:03,427 --> 00:21:05,046
‫وودی، بی‌خیال داداش. بیا بریم خونه.

397
00:21:05,096 --> 00:21:06,889
‫من خودم یه‌جوری برمی‌گردم.

398
00:21:30,121 --> 00:21:32,123
‫فکر می‌کنی بتونیم تا ساعت هشت برسیم مدرسه؟

399
00:21:32,873 --> 00:21:34,200
‫خیلی لب‌مرزی می‌شه.

400
00:21:34,250 --> 00:21:35,251
‫آخ.

401
00:21:36,961 --> 00:21:38,829
‫هی، یکی از شما گوشی داره
‫یه لحظه بهم قرض بده؟

402
00:21:38,879 --> 00:21:41,540
‫صدا خیلی زیاده، نمی‌شنوم... کجایی؟

403
00:21:41,590 --> 00:21:43,709
‫ما همه داریم راه می‌افتیم
‫بریم سمت سالن مراسم.

404
00:21:43,759 --> 00:21:45,469
‫اه، یه بوی گندی میاد!

405
00:21:48,264 --> 00:21:49,932
‫دوستت دارم. اونجا می‌بینمت.

406
00:21:50,975 --> 00:21:53,469
‫دیشب چی شد؟
‫اصلاً چرا تو و متیو با هم نیستید؟

407
00:21:53,519 --> 00:21:56,138
‫وال، انقدر برات احترام قائلم که بهت نمی‌گم...

408
00:21:56,188 --> 00:21:59,892
‫که شوهرت یه عوضیِ به تمام معناست.

409
00:21:59,942 --> 00:22:01,811
‫برای همینم چیزی نمی‌گم.

410
00:22:01,861 --> 00:22:04,230
‫هارلسون‌ها، راه بیفتید. داریم می‌ریم.

411
00:22:04,280 --> 00:22:07,074
‫وودی، قبلش چهار ساعت وقت لازمه
‫تا باتری خورشیدی شارژ بشه.

412
00:22:16,625 --> 00:22:18,244
‫خبری از متیو نداری؟

413
00:22:18,294 --> 00:22:21,672
‫- نوبتش دقیقاً بعد از گروه تشویق‌کننده‌هاست.
‫- آره، مطمئنم همین دور و براست.

414
00:22:24,800 --> 00:22:27,511
‫خانم لوسی، امیدوارم مرغتون مقام اول رو بیاره.

415
00:22:27,762 --> 00:22:29,138
‫[دبیرستان توماس تی وست]

416
00:22:30,639 --> 00:22:33,926
‫هی تریشان،
‫می‌رسونی‌مون داداش؟

417
00:22:33,976 --> 00:22:35,436
‫آلفا یک داره فرود میاد.

418
00:22:35,603 --> 00:22:37,096
‫زود باش، زود باش.

419
00:22:37,146 --> 00:22:39,356
‫ورود رو اعلام کنید، ورود رو اعلام کنید.

420
00:22:43,319 --> 00:22:46,030
‫با یه دست و سوتِ مَشتی،
‫از پسر آستینی، متیو مک‌کانهی استقبال کنید!

421
00:22:49,325 --> 00:22:51,494
‫متیو مک‌کانهی؟

422
00:22:53,829 --> 00:22:55,414
‫برو بریم.

423
00:22:59,084 --> 00:23:02,913
‫با یه دست و سوتِ مَشتی،
‫از پسر آستینی، متیو مک‌کانهی استقبال کنید!

424
00:23:02,963 --> 00:23:03,998
‫ممنونم.

425
00:23:04,048 --> 00:23:05,549
‫سلام به همگی.

426
00:23:06,467 --> 00:23:08,219
‫خب، دقیقه‌نودی رسیدم.

427
00:23:09,136 --> 00:23:11,672
‫ببخشید که دیر شد. آه...

428
00:23:11,722 --> 00:23:15,217
‫هی ارنستو، می‌شه اون نورافکن رو خاموش کنی
‫و فقط چراغ‌های اصلی رو روشن کنی؟

429
00:23:15,267 --> 00:23:16,268
‫آها، دمت گرم.

430
00:23:17,186 --> 00:23:19,021
‫خب، اینم از این.

431
00:23:21,524 --> 00:23:22,641
‫ بازم ببخشید دیر کردم.

432
00:23:22,691 --> 00:23:25,528
‫دیشب شبِ عجیبی داشتم.

433
00:23:27,029 --> 00:23:30,115
‫راستش بخواید، می‌شه گفت شبی بود
‫دقیقاً در حد و اندازۀ «مکِ بزرگ».

434
00:23:31,242 --> 00:23:34,570
‫می‌دونید، بابام از اون آدم‌هایی بود
‫که برای یه کار کوچیک از در می‌رفت بیرون،

435
00:23:34,620 --> 00:23:38,374
‫و شاید تا شش روز بعدش برنمی‌گشت خونه.

436
00:23:39,917 --> 00:23:42,161
‫آره. نه به‌خاطر اینکه، می‌دونید،

437
00:23:42,211 --> 00:23:44,955
‫یادش بره یا آدمِ بی‌مسئولیتی باشه یا هر چی،

438
00:23:45,005 --> 00:23:46,415
‫بلکه چون از اون مردهایی بود

439
00:23:46,465 --> 00:23:50,970
‫که وسط راه می‌زد بغل تا به یکی
‫توی تعمیر ماشین کمک کنه.

440
00:23:51,804 --> 00:23:55,474
‫یا با یه غریبه گرم بگیره، آشنا بشه
‫و تا بوق سگ باهاش وقت بگذرونه.

441
00:23:56,100 --> 00:23:59,770
‫از اون مردهایی که با یه رفیق می‌زد به جاده و...

442
00:24:00,896 --> 00:24:02,481
‫و هر جا عشقشون می‌کشید...

443
00:24:04,108 --> 00:24:05,985
‫با همدیگه می‌رفتن.

444
00:24:06,485 --> 00:24:08,479
‫آره، دیشب اصلاً طبق برنامه پیش نرفت.

445
00:24:08,529 --> 00:24:10,814
‫باور کنید ثانیه‌به‌ثانیۀ همه‌چیز رو
‫آماده کرده بودم.

446
00:24:10,864 --> 00:24:13,317
‫پاورپوینت آماده کرده بودم، آتیش‌بازی داشتیم،

447
00:24:13,367 --> 00:24:15,527
‫زمان‌بندی کرده بودیم که
‫زیر نورافکن از پشت صحنه بیام بیرون.

448
00:24:15,577 --> 00:24:19,248
‫یه متن سخنرانی عالی هم نوشته بودم،
‫ولی همه‌ش پرید.

449
00:24:19,999 --> 00:24:21,208
‫اصلاً چه اهمیتی داره؟

450
00:24:22,793 --> 00:24:25,546
‫چون الان کنار شما هستم،

451
00:24:26,296 --> 00:24:30,292
‫کنار خانواده‌م، درست جایی که بابام،
‫مکِ بزرگ،

452
00:24:30,342 --> 00:24:31,710
‫یاد گرفت ضربه بخوره و جا نزنه.

453
00:24:31,760 --> 00:24:37,599
‫جایی که یاد گرفت چطور همه‌چیزش رو
‫برای... برای رفیق بغل‌دستیش بذاره وسط.

454
00:24:41,103 --> 00:24:43,138
‫منم همچین رفیقی دارم.

455
00:24:43,188 --> 00:24:44,898
‫اونم برام همین کار رو می‌کنه.

456
00:24:45,691 --> 00:24:46,900
‫امیدوارم شما هم داشته باشید.

457
00:24:47,526 --> 00:24:49,645
‫ما جایی جمع شدیم که بابام

458
00:24:49,695 --> 00:24:53,323
‫یاد گرفت یه مَرد،
‫یه پدر و یه تگزاسیِ واقعی بشه.

459
00:24:55,075 --> 00:24:57,077
‫و دلم خیلی براش تنگ شده.

460
00:24:59,580 --> 00:25:00,664
‫دوستت دارم، بابا.

461
00:25:01,540 --> 00:25:02,958
‫زنده باد تیمِ «بوت اسکوترز»!

462
00:25:04,043 --> 00:25:06,962
‫اونجا رو!
‫دقیقاً طبق همون برنامه‌ای که ریخته بودیم.

463
00:25:15,471 --> 00:25:17,798
‫هنوز شکمت برای اون خالیه، مگه نه «مامان مک»؟

464
00:25:17,848 --> 00:25:19,391
‫مگه قرار نبود برید؟

465
00:25:19,600 --> 00:25:22,970
‫اینکه چیز خاصی نیست،
‫قهوۀ صبحگاهیمه.

466
00:25:23,020 --> 00:25:25,514
‫یه کوچولو چیز میز ریختم توش.

467
00:25:25,564 --> 00:25:30,477
‫تعجب می‌کنم... تعجب می‌کنم نرفتی جشن یادبود مکِ بزرگ.

468
00:25:30,527 --> 00:25:32,020
‫خب، می‌دونی،

469
00:25:32,070 --> 00:25:34,940
‫یه تصویری هست که مردم
‫دوست دارن از گذشته به یاد بیارن،

470
00:25:34,990 --> 00:25:37,818
‫و یه واقعیتی هست که همه‌چیز واقعاً اون‌طوری بوده.

471
00:25:37,868 --> 00:25:39,036
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم.

472
00:25:39,620 --> 00:25:43,866
‫اگه من نبودم، 
‫متیو الان یه مجری نمایش‌های سرگرم‌کنندۀ...

473
00:25:43,916 --> 00:25:47,836
‫مجیک مایک توی لاس‌وگاس بود.
‫اصلاً به اینجاها نمی‌رسید.

474
00:25:50,589 --> 00:25:54,626
‫ولی انصافاً تو رو بیشتر از همه دوست داره.

475
00:25:54,676 --> 00:25:56,628
‫صرفاً پسرا با باباهاشون رابطه‌شون فرق داره.

476
00:25:56,678 --> 00:25:58,005
‫آره، پسر...

477
00:25:58,055 --> 00:26:00,507
‫رابطۀ پسرا با باباشون فرق داره. گل گفتی.

478
00:26:00,557 --> 00:26:04,470
‫می‌دونی، همه‌ش با خودم فکر می‌کنم
‫که یعنی می‌تونستم پدر بهتری باشم؟

479
00:26:04,520 --> 00:26:08,348
‫البته اگه الگوی بهتری داشتم تا «کلایو وی هارلسون».

480
00:26:08,398 --> 00:26:11,435
‫- زندانیِ شمارۀ ۵۷۳۸۲! می‌دونی؟
‫- نوچ،

481
00:26:11,485 --> 00:26:13,737
‫یه دقیقه گوش کن ببین چی بهت می‌گم.

482
00:26:14,321 --> 00:26:17,658
‫هیچ‌کس مطلقاً خوب یا بد نیست.

483
00:26:18,408 --> 00:26:20,194
‫من بابات رو می‌شناختم.

484
00:26:20,244 --> 00:26:22,321
‫ویژگی‌های خوب خودش رو هم داشت.

485
00:26:22,371 --> 00:26:25,365
‫البته راستش رو بخوای،
‫تا یه‌کم احساس خطر می‌کرد...

486
00:26:25,415 --> 00:26:27,659
‫فلنگ رو می‌بست و درمی‌رفت.

487
00:26:27,709 --> 00:26:30,045
‫درست مثل کاری که خودت داری الان می‌کنی.

488
00:26:31,630 --> 00:26:35,542
‫بابای منو می‌شناختی؟
‫مامان مک، من ۲۵ ساله تو رو می‌شناسم.

489
00:26:35,592 --> 00:26:38,003
‫تازه الان داری بهم می‌گی
‫که بابام رو می‌شناختی؟

490
00:26:38,053 --> 00:26:39,755
‫خب، چیزی نیست که برم...

491
00:26:39,805 --> 00:26:41,848
‫همه‌جا جار بزنم و به همه بگم.

492
00:26:42,516 --> 00:26:46,061
‫جریان مال دوران یکی از طلاق‌های من و مکِ بزرگ بود.

493
00:26:46,520 --> 00:26:50,274
‫فکر کنم...
‫آره، فکر کنم سرِ طلاق دوم بود.

494
00:26:51,483 --> 00:26:54,319
‫آره، همون‌موقع‌ها اتفاق افتاد. آره.

495
00:26:56,989 --> 00:26:58,073
‫چی اتفاق افتاد؟

496
00:26:59,449 --> 00:27:03,403
‫تو و بابای من با هم یه سَر و سِری داشتین؟

497
00:27:03,453 --> 00:27:06,456
‫وای وودی، اصلاً باورم نمی‌شه!

498
00:27:07,040 --> 00:27:08,700
‫ادبت کجا رفته؟

499
00:27:08,750 --> 00:27:12,829
‫این لحن صحبتی نیست که
‫با یه زن متشخص راه بندازی.

500
00:27:12,879 --> 00:27:15,707
‫فقط اینکه، می‌دونی،
‫شاید بی‌دلیل نباشه که...

501
00:27:15,757 --> 00:27:18,293
‫تو و متیو همیشه انقدر با هم
‫احساس برادری می‌کردین.

502
00:27:18,343 --> 00:27:21,088
‫منظور خاصی ندارما.
‫صرفاً دارم می‌گم این‌جوریه.

503
00:27:21,138 --> 00:27:22,256
‫وای خدا.

504
00:27:22,306 --> 00:27:27,719
‫داری... داری می‌گی شاید مکِ بزرگ بابای متیو نبوده؟!

505
00:27:27,769 --> 00:27:29,429
‫کی همچین چیزی بهت گفت؟

506
00:27:29,479 --> 00:27:31,765
‫- فکر کنم گیج شدی.
‫- مامان مک!

507
00:27:31,815 --> 00:27:33,650
‫من یه نوشیدنی خوشمزه می‌خوام.

508
00:27:34,568 --> 00:27:36,603
‫تو هم به اندازۀ کافی بوی اینو کشیدی بالا.

509
00:27:36,653 --> 00:27:38,647
‫مامان مک، کجا داری می‌ری؟

510
00:27:38,697 --> 00:27:40,816
‫یعنی داری می‌گی من و متیو...

511
00:27:40,866 --> 00:27:42,451
‫فکرت رو درگیر نکن، وودی.

512
00:27:57,215 --> 00:27:58,759
‫وودی!

513
00:27:58,800 --> 00:27:59,918
‫اون چی بود دیگه؟

514
00:27:59,968 --> 00:28:01,795
‫- متیو!
‫- وای خدا، مُرده؟

515
00:28:01,845 --> 00:28:03,714
‫- یا خدا.
‫- نه، فکر نکنم.

516
00:28:03,764 --> 00:28:05,223
‫توی اتوبوس منتظر بمونید.

517
00:28:08,393 --> 00:28:09,311
‫متیو.

518
00:28:12,230 --> 00:28:13,523
‫اه.

519
00:28:15,358 --> 00:28:17,144
‫- متیو، آره...
‫- وودی، سلام داداش.

520
00:28:17,194 --> 00:28:19,771
‫باید ازت عذرخواهی کنم. هی، منو ببین.

521
00:28:19,821 --> 00:28:22,324
‫این اواخر بدجوری اوضاعم ریخته بود به هم، خب؟

522
00:28:22,532 --> 00:28:24,443
‫یادته دیروز گفتم روز سختی داشتم؟

523
00:28:24,493 --> 00:28:27,204
‫همه‌ش چرت‌وپرت بود، داداش.
‫من یه سال وحشتناک رو پشت سر گذاشتم.

524
00:28:29,664 --> 00:28:34,661
‫دقیقاً به همون سنی رسیدم که بابام مُرد،
‫و نمی‌دونم والا...

525
00:28:34,711 --> 00:28:37,956
‫حسابی رو مخم رفته بود.

526
00:28:38,006 --> 00:28:39,466
‫برای همین، معذرت می‌خوام.

527
00:28:41,510 --> 00:28:43,420
‫منم معذرت می‌خوام. آره، می‌دونی،

528
00:28:43,470 --> 00:28:46,298
‫- مامان مک، یه چیزی بهم گفت...
‫- می‌شه... می‌شه بذاری حرفم تموم بشه؟

529
00:28:46,348 --> 00:28:48,884
‫- باشه، ولی من... باید...
‫- فقط یه چیز دیگه مونده، می‌دونم، می‌دونم.

530
00:28:48,934 --> 00:28:50,727
‫ولی داداش، دیشب کائنات...

531
00:28:52,729 --> 00:28:54,064
‫باهام حرف زد!

532
00:28:54,648 --> 00:28:58,151
‫هدفم هیچ‌وقت تا این حد برام روشن نبوده.

533
00:29:01,571 --> 00:29:03,240
‫می‌خوام کاندیدای فرمانداری بشم.

534
00:29:04,115 --> 00:29:05,942
‫مخت تاب ورداشته مگه؟

535
00:29:05,992 --> 00:29:08,445
‫هیچ‌وقت توی زندگی‌م انقدر حواسم جمع نبوده.

536
00:29:08,495 --> 00:29:09,654
‫- می‌دونم.
‫- گوش کن ببین چی می‌گم.

537
00:29:09,704 --> 00:29:12,491
‫و بهت نیاز دارم،
‫که همین‌جا کنارم بمونی.

538
00:29:12,541 --> 00:29:15,368
‫توی کارزار انتخاباتی باید کنارم باشی، خب؟

539
00:29:15,418 --> 00:29:18,705
‫تو بودی که چشمم رو باز کردی.
‫تو مهرۀ اصلیِ ماجرایی.

540
00:29:18,755 --> 00:29:20,540
‫تو یکی از معدود آدم‌هایی هستی
‫که می‌تونم بهشون اعتماد کنم.

541
00:29:20,590 --> 00:29:23,760
‫تو و وال تنها کسایی توی زندگی‌م هستید
‫که همیشه باهام روراستید،

542
00:29:24,302 --> 00:29:26,596
‫و حرف‌های چرتی که می‌زنم رو
‫به روم میارید.

543
00:29:26,930 --> 00:29:29,299
‫و هیچ‌وقت چیزی رو ازم پنهون نمی‌کنید.

544
00:29:29,349 --> 00:29:33,011
‫من توی این انتخابات فرمانداری،
‫تا جایی که بتونم به همچین چیزی احتیاج دارم.

545
00:29:33,061 --> 00:29:35,138
‫الانم می‌خوام کاملاً باهات روراست باشم:

546
00:29:35,188 --> 00:29:37,057
‫- من یه آنارشیستِ تمام‌عیارم...
‫- آره.

547
00:29:37,107 --> 00:29:41,561
‫و به نظرم این احمقانه‌ترین و
‫عجیب‌ترین فکریه که تا حالا به سرت زده.

548
00:29:41,611 --> 00:29:43,063
‫دقیقاً!

549
00:29:43,113 --> 00:29:46,074
‫همینو می‌خوام، داداش!
‫و این... منو ببین، منو ببین.

550
00:29:49,494 --> 00:29:50,745
‫بهت احتیاج دارم، داداش.

551
00:29:55,292 --> 00:29:56,585
‫نظرت چیه؟

552
00:30:01,131 --> 00:30:02,257
‫تو...

553
00:30:04,593 --> 00:30:06,803
‫اه، جهنم و ضرر!

554
00:30:10,181 --> 00:30:13,426
‫انجامش می‌دیم.
‫می‌ریم جلو ببینیم چی می‌شه.

555
00:30:13,476 --> 00:30:16,146
‫دمت گرم. حالا بگو ببینم،
‫دربارۀ مامان مک چی می‌خواستی بگی؟

556
00:30:16,771 --> 00:30:17,856
‫اوه.

557
00:30:18,565 --> 00:30:19,941
‫آه...

558
00:30:20,567 --> 00:30:22,611
‫خب، من... من...

559
00:30:23,111 --> 00:30:25,313
‫نمی‌دونم الان زمانِ مناسبیه برای اینکه...

560
00:30:25,363 --> 00:30:27,907
‫الان برای هر چیزی بهترین زمانه.
‫ظرفیت شنیدن هر چیزی رو دارم.

561
00:30:28,283 --> 00:30:33,330
‫باشه، خب، فکر کنم مامان مک...

562
00:30:34,039 --> 00:30:36,041
‫که البته صد درصد هم مطمئن نیستم...

563
00:30:40,670 --> 00:30:43,164
‫احتمال می‌دم مامان مک اعتیاد داشته باشه.

564
00:30:43,214 --> 00:30:44,632
‫ای بابا داداش!

565
00:30:45,300 --> 00:30:47,135
‫اون قبل از به دنیا اومدن منم همین بود.

566
00:30:48,345 --> 00:30:50,305
‫ایول! خیلی مخلصیم داداش.

567
00:30:51,264 --> 00:30:56,770
‫«ترجمه از محمد سید»

568
00:30:58,770 --> 00:31:08,770
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M