1
00:00:11,678 --> 00:00:13,138
‫[بر اساس شایعه‌ای واقعی]

2
00:00:14,138 --> 00:00:24,138
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:28,069 --> 00:00:30,989
‫«ترجمه از محمد سید»

4
00:00:31,573 --> 00:00:32,649
‫یا خدا!

5
00:00:32,699 --> 00:00:35,819
‫- مامان مک.
‫- به‌به، صبح بخیر آقای هارلسون.

6
00:00:35,869 --> 00:00:36,945
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

7
00:00:36,995 --> 00:00:41,157
‫نشستم اینجا
‫و دارم از اولین پرتوهای آفتاب خدا لذت می‌برم.

8
00:00:41,207 --> 00:00:43,576
‫خوب خوابیدی، شازده؟

9
00:00:43,626 --> 00:00:47,372
‫نه‌چندان.
‫اگه یادت باشه تیر خوردم.

10
00:00:47,422 --> 00:00:49,082
‫آهان، درسته.

11
00:00:49,132 --> 00:00:51,418
‫متأسفم که خواب نازت به هم ریخت.

12
00:00:51,468 --> 00:00:55,130
‫توی خونه غلات صبحانۀ خیلی خوشمزۀ
‫طعم سیب و دارچین داریم.

13
00:00:55,180 --> 00:00:57,007
‫می‌خوای یه کاسه برات درست کنم؟

14
00:00:57,057 --> 00:00:58,975
‫پس دیگه بابت دیشب از دستم کفری نیستی؟

15
00:00:59,601 --> 00:01:02,479
‫اتفاقاً هنوز شدیداً ازت عصبانی‌ام.

16
00:01:03,063 --> 00:01:06,474
‫از درون مثل دیگ شاه‌میگو جوش آوردم.

17
00:01:06,524 --> 00:01:09,444
‫ولی نگران نیستم،
‫چون یه راه‌حل دارم.

18
00:01:10,361 --> 00:01:11,646
‫که چیه؟

19
00:01:11,696 --> 00:01:16,317
‫می‌خوام تو رو با اون بوی گند نعنایی‌ت
‫از اینجا بندازم بیرون،

20
00:01:16,367 --> 00:01:18,403
‫قبل از اینکه بیشتر از این شرّ به‌پا کنی.

21
00:01:18,453 --> 00:01:22,532
‫فکر کردی کار اون پیرمردهای آدمکش با تو تموم شده؟

22
00:01:22,582 --> 00:01:25,869
‫میان اینجا سراغت،
‫منم نمی‌ذارم این‌طوری بشه.

23
00:01:25,919 --> 00:01:28,496
‫قبلش باید حسابی از اینجا دور شده باشی.

24
00:01:28,546 --> 00:01:31,299
‫پاتو از گلیمت درازتر کردی، هارلسون.

25
00:01:32,050 --> 00:01:36,679
‫وقتی هم که پات رو از گلیمت درازتر می‌کنی،
‫دیگه راه برگشتی نیست.

26
00:01:39,724 --> 00:01:41,101
‫تُست فرانسوی می‌خوری؟

27
00:02:23,309 --> 00:02:26,271
‫خب، امروز می‌ریم اون بیرون،
‫میونِ مردم، توی دنیای واقعی.

28
00:02:26,646 --> 00:02:28,189
‫- باشه پری کوچولو؟
‫- آره.

29
00:02:28,231 --> 00:02:29,974
‫و چون هنوز نامزد شدنت رو رسماً اعلام نکردیم،

30
00:02:30,024 --> 00:02:32,644
‫- امروز حکم تمرینِ قبل از اجرا رو داره، خب؟
‫- که این‌طور.

31
00:02:32,694 --> 00:02:34,479
‫می‌دونم شما بازیگرا عاشق چالشین،

32
00:02:34,529 --> 00:02:37,490
‫پس این‌طور تصور کن که انگار داری
‫برای مهم‌ترین نقش زندگی‌ت آماده می‌شی.

33
00:02:37,532 --> 00:02:40,618
‫قراره نقش «متیو مک‌کانهی» رو بازی کنی
‫که مثلاً یه آدم عادیه.

34
00:02:41,369 --> 00:02:43,621
‫کاری نداره؛ چون من یه آدم کاملاً عادی‌ام.

35
00:02:44,789 --> 00:02:45,907
‫خیلی بامزه‌ای!

36
00:02:45,957 --> 00:02:47,667
‫زنت بیست‌وچهار ساعته بهت می‌خنده؟

37
00:02:51,337 --> 00:02:52,755
‫سلام.

38
00:02:56,926 --> 00:02:58,344
‫[تاکو]

39
00:02:58,761 --> 00:03:00,797
‫- سلام، حالتون چطوره؟
‫- از آشنایی با همه‌تون خوشحال شدم.

40
00:03:00,847 --> 00:03:02,056
‫- بگیر دیگه!
‫- یوهو!

41
00:03:02,265 --> 00:03:03,433
‫[بستنی]

42
00:03:04,559 --> 00:03:06,186
‫وانیلی. شما چی میل داری؟

43
00:03:07,395 --> 00:03:08,396
‫بله.

44
00:03:17,572 --> 00:03:19,232
‫- اوضاع چطوره پسر؟
‫- خوبم.

45
00:03:19,282 --> 00:03:21,868
‫سلام متیو!
‫می‌خوای پسرام رو بغل کنی؟

46
00:03:22,327 --> 00:03:23,328
‫آره، حتماً.

47
00:03:26,789 --> 00:03:28,583
‫مامانش رو می‌خواد. خیلی‌خب.

48
00:03:31,336 --> 00:03:33,204
‫آهای، مک‌کانهی!

49
00:03:33,254 --> 00:03:35,089
‫- سلام!
‫- ماری‌جوآنا داری؟

50
00:03:35,465 --> 00:03:37,300
‫اگه تو داشتی خیلی خوب می‌شد.

51
00:03:38,551 --> 00:03:39,928
‫[باربیکیو]

52
00:03:41,638 --> 00:03:43,006
‫سلام، چطوری؟

53
00:03:43,056 --> 00:03:44,557
‫- حال شما چطوره؟
‫- خوشوقتم.

54
00:03:53,733 --> 00:03:55,777
‫- و بهشون نظم و ساختار می‌دیم...
‫- پسرا.

55
00:03:56,069 --> 00:03:57,395
‫- من...
‫- بگین باربیکیو!

56
00:03:57,445 --> 00:03:58,813
‫- باربیکیو!
‫- عالی شد.

57
00:03:58,863 --> 00:04:00,490
‫- همه افتادیم؟
‫- ایول.

58
00:04:02,200 --> 00:04:05,278
‫عزیزم، شمارۀ من رو به کی دادی؟

59
00:04:05,328 --> 00:04:08,865
‫مدام یه مشت پیرمرد خشن زنگ می‌زنن

60
00:04:08,915 --> 00:04:10,783
‫و در مورد تو و بابات...

61
00:04:10,833 --> 00:04:13,203
‫و دفترچه تلفن و دفترچه تلفن‌های کوچیک‌تر حرف می‌زنن.

62
00:04:13,253 --> 00:04:14,287
‫این خط کاری منه.

63
00:04:14,337 --> 00:04:16,623
‫اگه برای آدمایی که توی سفرها می‌بینی
‫یه خط دم‌دستی می‌خوای،

64
00:04:16,673 --> 00:04:18,124
‫می‌ریم برات یه خط می‌گیریم.

65
00:04:18,174 --> 00:04:20,126
‫وای خدا، دوباره دارن زنگ می‌زنن.

66
00:04:20,176 --> 00:04:21,252
‫خیلی‌خب عزیزم.

67
00:04:21,302 --> 00:04:23,304
‫- گوش کن ببین چی می‌گم... آخ...
‫- یا خدا.

68
00:04:24,889 --> 00:04:26,507
‫خیلی سریع بلند شدم، سرم گیج رفت.

69
00:04:26,557 --> 00:04:28,301
‫- خیلی‌خب.
‫- اینا آدمای ناجوری‌ان،

70
00:04:28,351 --> 00:04:31,229
‫و می‌خوام فکر کنن خیلی خیلی از اینجا دور شدم،

71
00:04:31,271 --> 00:04:33,306
‫پس جواب بده و بگو: «آلوها». 
‫(سلام به زبان هاوایی)

72
00:04:33,356 --> 00:04:35,266
‫- نخیر، خودت جواب بده.
‫- نه، تو جواب بده!

73
00:04:35,316 --> 00:04:36,768
‫خودت جواب بده!
‫رفیقای خودتن.

74
00:04:36,818 --> 00:04:37,894
‫رفیقم نیستن!

75
00:04:37,944 --> 00:04:39,479
‫- جواب بده! وای خدا.
‫- می‌خوان منو بکشن!

76
00:04:39,529 --> 00:04:40,855
‫- جواب بده دیگه!
‫- باشه!

77
00:04:40,905 --> 00:04:42,607
‫هِلوها!
‫(مثلاً می‌خوان اونا فکر کنن توی هاوایی‌ان)

78
00:04:42,657 --> 00:04:44,734
‫آلوها!
‫(مثلاً می‌خوان اونا فکر کنن توی هاوایی‌ان)

79
00:04:44,784 --> 00:04:46,152
‫ببخشید، الان صداتون رو نمی‌شنوم.

80
00:04:46,202 --> 00:04:47,695
‫- طوطی طوق‌قرمز!
‫- آخه... اینجا...

81
00:04:47,745 --> 00:04:49,948
‫- طوطی بال‌قرمز هست!
‫- طوق‌قرمز!

82
00:04:49,998 --> 00:04:52,158
‫طوطی طوق‌قرمز!
‫یه پرندۀ پر سروصدا و رو مخ.

83
00:04:52,208 --> 00:04:54,294
‫- بومی هاوایی!
‫- بومی هاواییه!

84
00:04:55,211 --> 00:04:56,212
‫وودی هارلـ...

85
00:04:56,629 --> 00:04:58,840
‫نه نه، وودی الان نمی‌تونه بیاد پای گوشی.

86
00:04:59,382 --> 00:05:00,883
‫داره شنا می‌کنه.

87
00:05:01,509 --> 00:05:06,256
‫موج‌سواری می‌کنه! توی دریای هاوایی... 
‫که به اقیانوس آرام هم معروفه.

88
00:05:06,306 --> 00:05:08,049
‫همین الان گوشی رو بده بهش.

89
00:05:08,099 --> 00:05:09,517
‫بله، هاوایی تشریف دارن.

90
00:05:12,687 --> 00:05:14,138
‫مرتیکه از شهر خارج شده!

91
00:05:14,188 --> 00:05:15,606
‫آشغال بی‌شرف!

92
00:05:16,607 --> 00:05:17,934
‫معرکه بودی!

93
00:05:17,984 --> 00:05:19,894
‫تا حالا به بازیگری فکر کردی؟

94
00:05:19,944 --> 00:05:21,521
‫فقط بگو چه خبره.

95
00:05:21,571 --> 00:05:23,898
‫خیلی‌خب، نگران اون پیرمردها نباش.

96
00:05:23,948 --> 00:05:26,150
‫چون راستش متوجه یه چیزی شدم که...

97
00:05:26,200 --> 00:05:31,664
‫اگه واقعی باشه، یعنی جدی‌جدی واقعی باشه، اون‌وقت پوووف!

98
00:05:32,040 --> 00:05:33,791
‫این دنیایی که می‌شناسیم تمومه،

99
00:05:33,833 --> 00:05:38,329
‫و می‌ریم پشت هفت آسمون،
‫توی یه جهان کاملاً متفاوت،

100
00:05:38,379 --> 00:05:39,497
‫مثل فیلم ماتریکس،

101
00:05:39,547 --> 00:05:41,749
‫مثل افتادن توی سوراخ خرگوش، 
‫با حال‌وهوای «نارنیا»!

102
00:05:41,799 --> 00:05:43,217
‫گرفتی چی می‌گم؟

103
00:05:44,302 --> 00:05:45,803
‫چند دقیقه سر و ته مونده بودی؟

104
00:05:46,429 --> 00:05:48,681
‫پای متیو در میونه.

105
00:05:50,099 --> 00:05:52,385
‫خدایا، چقدر الکی جو می‌دی!

106
00:05:52,435 --> 00:05:53,845
‫عزیزم، معلومه که جو می‌دم.

107
00:05:53,895 --> 00:05:56,931
‫- خیر سرم هنرپیشه‌ام دیگه!
‫- خیلی‌خب، وودی، دوستت دارم،

108
00:05:56,981 --> 00:05:59,183
‫ولی نگرانم که مغزت جزغاله شده باشه!

109
00:05:59,233 --> 00:06:01,769
‫- خداییش؟
‫- الان اصلاً تحمل این مسائل رو ندارم.

110
00:06:01,819 --> 00:06:03,479
‫متیو هم همین‌طور. خب؟

111
00:06:03,529 --> 00:06:04,689
‫سرش حسابی شلوغه.

112
00:06:04,739 --> 00:06:05,940
‫سرِ همین قضیۀ فرماندار شدنش.

113
00:06:05,990 --> 00:06:09,694
‫اصلاً کششِ این بلبشویی رو که
‫می‌خوای راه بندازی نداره.

114
00:06:09,744 --> 00:06:10,570
‫عزیزم،

115
00:06:10,620 --> 00:06:15,283
‫مامان مک رسماً داره تلاش می‌کنه
‫در اسرع وقت ما رو بندازه بیرون!

116
00:06:15,333 --> 00:06:19,787
‫باید با یکی در مورد این موضوع صحبت کنم،
‫وگرنه ممکنه منفجر بشم!

117
00:06:19,837 --> 00:06:22,123
‫باشه، لطفاً این توهم توطئه‌ای رو که مطمئنم

118
00:06:22,173 --> 00:06:25,635
‫خیلی خیلی واقعیه، به یکی دیگه بگو.
‫خواهش می‌کنم بذار یه روز آروم داشته باشیم.

119
00:06:26,427 --> 00:06:28,137
‫هیچ قولی نمی‌تونم بدم.

120
00:06:30,348 --> 00:06:31,382
‫می‌شه لطفاً من...

121
00:06:31,432 --> 00:06:34,093
‫می‌شه این آقای جذاب رو
‫یه لحظه ازتون قرض بگیرم؟

122
00:06:34,143 --> 00:06:35,303
‫یه لحظه، با اجازه‌تون.

123
00:06:35,353 --> 00:06:36,971
‫- متیو، این دوست جدیدم لوسیه...
‫- سلام.

124
00:06:37,021 --> 00:06:38,681
‫و راستش داشتیم دربارۀ سیاست حرف می‌زدیم،

125
00:06:38,731 --> 00:06:40,808
‫که می‌دونم خودتم علاقۀ زیادی بهش داری.

126
00:06:40,858 --> 00:06:41,893
‫خب...

127
00:06:41,943 --> 00:06:43,861
‫فقط باید بگم من یکی از طرفدارهای پروپاقرصتونم.

128
00:06:43,903 --> 00:06:45,863
‫فیلم «باشگاه خریداران دالاس» رو ۸۴ بار دیدم!

129
00:06:46,030 --> 00:06:47,073
‫ممنونم، لوسی.

130
00:06:48,074 --> 00:06:50,485
‫راستش این روزها اوضاعم یه‌کم خرابه.

131
00:06:50,535 --> 00:06:53,154
‫مادرم تازگی فوت کرده
‫و داریم تلاش می‌کنیم خونه‌ش رو بفروشیم.

132
00:06:53,204 --> 00:06:55,239
‫ولی به‌خاطر معافیت‌های مالیاتیِ بخش ۳۱۳،

133
00:06:55,289 --> 00:06:57,325
‫و تأثیر خاصی که روی شناسه‌های روستایی گذاشته،

134
00:06:57,375 --> 00:07:00,286
‫داریم چوب تموم شدن مهلت این طرح رو می‌‌خوریم.

135
00:07:00,336 --> 00:07:02,547
‫نظری دربارۀ این موضوع دارید؟
‫به نظرتون باید چی‌کار کرد؟

136
00:07:02,588 --> 00:07:04,999
‫آره، موضوع... موضوعِ پیچیده‌ایه.

137
00:07:05,049 --> 00:07:06,542
‫نظرت چیه متیو؟

138
00:07:06,592 --> 00:07:08,970
‫- معاف؟
‫- اوهوم، معافیت‌های مالیاتی.

139
00:07:10,930 --> 00:07:12,473
‫گفتی ۳۱۳؟

140
00:07:13,766 --> 00:07:16,803
‫اول باید به این سؤال جواب بدیم
‫که اصلاً چرا ۳۳...

141
00:07:16,853 --> 00:07:20,139
‫۳۱۳ تصویب شد.

142
00:07:20,189 --> 00:07:23,101
‫و بعد، به نفع کی تموم شد،
‫چرا و چطور؟

143
00:07:23,151 --> 00:07:25,019
‫کجا، کِی، کی؟

144
00:07:25,069 --> 00:07:26,446
‫شما که خودت باشی.

145
00:07:26,612 --> 00:07:28,731
‫گفتی شناسنامۀ روستایی؟

146
00:07:28,781 --> 00:07:30,942
‫می‌دونی، باید از بیرون به درون نگاه کنیم،

147
00:07:30,992 --> 00:07:32,026
‫دید بدونِ تعصب داشته باشیم،

148
00:07:32,076 --> 00:07:34,862
‫تا بعدش بتونیم با سلیقۀ خودمون...
‫می‌دونی، بعدش...

149
00:07:34,912 --> 00:07:37,824
‫وای خدا، اتفاقاً الان یه پیامک برام اومد.

150
00:07:37,874 --> 00:07:39,075
‫بزرگ‌ترین اسبت فرار کرده

151
00:07:39,125 --> 00:07:40,868
‫و داره توی مزرعه برای خودش می‌چرخه.

152
00:07:40,918 --> 00:07:43,204
‫- باید بری با طناب و کمند مهارش کنی.
‫- آره.

153
00:07:43,254 --> 00:07:44,747
‫- شرمنده.
‫- فقط خودش از پسش برمیاد.

154
00:07:44,797 --> 00:07:47,333
‫فقط خودش زورش می‌رسه.
‫پس باید سریع بریم سراغش.

155
00:07:47,383 --> 00:07:50,086
‫- خب پس...
‫- بابت فوت مادرتون هم تسلیت می‌گم.

156
00:07:50,136 --> 00:07:51,754
‫آره، از دیدنتون خیلی خوشحال شدم.

157
00:07:51,804 --> 00:07:53,005
‫ممنون که نجاتم دادی!

158
00:07:53,055 --> 00:07:55,883
‫معلومه که باید یه‌کم اطلاعات سیاسی‌م رو تقویت کنم.

159
00:07:55,933 --> 00:07:57,552
‫آره، یه‌کم تقویتش کن.
‫نظرت چیه؟

160
00:07:57,602 --> 00:07:59,303
‫چون فکر نکنم بتونی این نقص رو

161
00:07:59,353 --> 00:08:00,805
‫با تیپ و لبخند جبران کنی.

162
00:08:00,855 --> 00:08:02,265
‫فهمیدی آقای خوش‌تیپ؟

163
00:08:02,315 --> 00:08:04,809
‫کارزار انتخاباتی، تیزر تبلیغاتی لینکلن نیست، متیو!

164
00:08:04,859 --> 00:08:07,653
‫نمی‌تونی همین‌طور به پنجره زل بزنی
‫و یه مشت چرندیات به هم ببافی،

165
00:08:07,695 --> 00:08:09,363
‫به امید اینکه جاده‌ها خودبه‌خود درست بشن!

166
00:08:09,405 --> 00:08:11,524
‫خب؟ متیو، باید این چیزها رو بلد باشی،

167
00:08:11,574 --> 00:08:13,609
‫مسائلی که برای رأی‌دهنده‌ها مهمه.

168
00:08:13,659 --> 00:08:16,487
‫- متوجهی؟ باید بدونی...
‫- آماده می‌شم، خب؟ آماده می‌شم.

169
00:08:16,537 --> 00:08:19,740
‫ببین! این کارزار همه‌‌چیز منه، خب؟

170
00:08:19,790 --> 00:08:22,952
‫شاید برای تو فقط یه بازی برای دیده‌شدن باشه،
‫اما برای من کل زندگی‌مه.

171
00:08:23,002 --> 00:08:24,871
‫نه شوهری دارم، نه بچه‌ای،

172
00:08:24,921 --> 00:08:26,247
‫نه یه جای دائمی ساکنم.

173
00:08:26,297 --> 00:08:28,875
‫۱۷ ساله به‌خاطر مشغلۀ کاری دندون‌پزشکی نرفتم!

174
00:08:28,925 --> 00:08:34,305
‫باشه، به نظر میاد همۀ این مشکلات، مربوط به قبل از منه،
‫ولی بذار یه چیزی رو کاملاً روشن کنم:

175
00:08:34,847 --> 00:08:36,674
‫این کارزار همه‌چیز منم هست، خب؟

176
00:08:36,724 --> 00:08:38,476
‫برای همینه که نامزد فرمانداری شدم.

177
00:08:39,352 --> 00:08:41,137
‫و آره، هنوز جای کار دارم.

178
00:08:41,187 --> 00:08:43,222
‫این حرف‌ها توی کارزار انتخاباتی خریدار نداره.

179
00:08:43,272 --> 00:08:44,307
‫خب؟ اینو می‌فهمم.

180
00:08:44,357 --> 00:08:46,817
‫ولی وقتی بهت می‌گم آماده می‌شم،
‫یعنی آماده می‌شم.

181
00:08:52,031 --> 00:08:53,908
‫می‌خوای چندتا پادکست برات بفرستم؟

182
00:08:54,617 --> 00:08:55,776
‫خیلی‌خب. آروم باش مک‌کانهی.

183
00:08:55,826 --> 00:08:57,703
‫نفس عمیق بکش... بده بیرون.

184
00:09:10,675 --> 00:09:12,426
‫حوزۀ قضایی شماره دو.

185
00:09:13,803 --> 00:09:14,804
‫گرفتم.

186
00:09:20,226 --> 00:09:23,137
‫- حالش خوبه؟
‫- آره، وقتایی که استرس داره این‌طوری می‌کنه.

187
00:09:23,187 --> 00:09:25,932
‫می‌دونی، این‌طوری حس می‌کنه کنترل اوضاع دست خودشه.

188
00:09:25,982 --> 00:09:27,767
‫خونۀ تمیز، ذهن تمیز.

189
00:09:27,817 --> 00:09:29,026
‫ردخور نداره!

190
00:09:29,652 --> 00:09:32,563
‫می‌دونی، سر انیمیشن «آواز ۲»
‫وقتی داشت تمرین می‌کرد،

191
00:09:32,613 --> 00:09:34,740
‫توی شومینه رو هم با وایتکس برق انداخت!

192
00:09:35,074 --> 00:09:36,776
‫خدایا! می‌شه بیاد اتوبوس ما رو هم تمیز کنه؟

193
00:09:36,826 --> 00:09:37,827
‫بعید نیست.

194
00:09:38,953 --> 00:09:40,496
‫خدایا، من توی یه اتوبوس زندگی می‌کنم!

195
00:09:41,247 --> 00:09:42,665
‫جای تو اونجا نیست.

196
00:09:43,666 --> 00:09:45,042
‫تکرار جرم.

197
00:09:51,299 --> 00:09:52,300
‫دینگ!

198
00:09:53,801 --> 00:09:56,504
‫صبح بخیر وایات.
‫رفیق، چرا هنوز لباس نپوشیدی؟

199
00:09:56,554 --> 00:09:59,557
‫سلام بابا. داشتم دفتر خاطرات صبحگاهی‌م رو می‌نوشتم،
‫بعدش هم که...

200
00:10:00,391 --> 00:10:01,392
‫سلام.

201
00:10:01,934 --> 00:10:03,678
‫می‌بینم که ریور هنوز صبحونه نخورده.

202
00:10:03,728 --> 00:10:05,805
‫- نوبت تو بود بهش غذا بدی، درسته؟
‫- آره، ببخشید.

203
00:10:05,855 --> 00:10:07,523
‫خاله جوی کلاً آشپزخونه رو قرق کرده!

204
00:10:08,024 --> 00:10:08,941
‫صبح بخیر.

205
00:10:09,191 --> 00:10:10,109
‫صبح بخیر.

206
00:10:10,192 --> 00:10:12,069
‫اشکالی نداره گوشت‌ها رو ببریم توی فریزر گاراژ؟

207
00:10:12,737 --> 00:10:14,480
‫ترجیحم اینه که این کار رو نکنید، ولی...

208
00:10:14,530 --> 00:10:15,773
‫اینجا چه خبره؟

209
00:10:15,823 --> 00:10:17,400
‫- صبح بخیر، کلارا.
‫- صبح بخیر.

210
00:10:17,450 --> 00:10:18,951
‫گوشی قبل از صبحونه ممنوعه.

211
00:10:19,118 --> 00:10:20,486
‫- می‌دونی که.
‫- وای خدا، ببخشید.

212
00:10:20,536 --> 00:10:22,038
‫تقصیر منه، من گوشی‌م رو دادم بهش.

213
00:10:22,079 --> 00:10:23,539
‫خاموشش کن، برو صبحونه بخور.

214
00:10:23,581 --> 00:10:24,949
‫- باشه.
‫- هی، وایات.

215
00:10:24,999 --> 00:10:26,208
‫رفیق؟ بجنب دیگه پسر.

216
00:10:26,250 --> 00:10:28,119
‫- برو لباس بپوش، باید کارهای خونه رو بکنی.
‫- حله.

217
00:10:28,169 --> 00:10:29,453
‫راستش کای توی دستشویی منه.

218
00:10:29,503 --> 00:10:30,788
‫خواستم راحت باشه.

219
00:10:30,838 --> 00:10:32,206
‫اشکالی نداره هودی‌ت رو قرض بگیرم؟

220
00:10:32,256 --> 00:10:33,758
‫ترجیح می‌دم برش نداری.

221
00:10:34,300 --> 00:10:35,468
‫می‌شه گفت دیگه پوشیدمش!

222
00:10:36,218 --> 00:10:37,219
‫متیو.

223
00:10:38,054 --> 00:10:39,088
‫بله؟

224
00:10:39,138 --> 00:10:42,758
‫من این‌طور حس می‌کنم، 
‫یا وقتشه هارلسون‌ها دیگه کم‌کم برن؟

225
00:10:42,808 --> 00:10:45,595
‫از وقتی اومدن اینجا
‫یک هفته‌ست که همه‌چیز به هم ریخته.

226
00:10:45,645 --> 00:10:46,929
‫- آره، خب...
‫- متیو،

227
00:10:46,979 --> 00:10:49,265
‫خبر داری ریور الان رفته روی سقف اتوبوس،

228
00:10:49,315 --> 00:10:51,434
‫و وودی یادش داده چطور بره بالا؟

229
00:10:51,484 --> 00:10:52,310
‫نه!

230
00:10:52,360 --> 00:10:54,353
‫ریور! بیا پایین!

231
00:10:54,403 --> 00:10:57,857
‫تعجب می‌کنم چطور با این لشکرکشی هارلسون‌ها کنار میای!

232
00:10:57,907 --> 00:11:00,443
‫دیدم زن وودی چطور به متیو نگاه می‌کنه.

233
00:11:00,493 --> 00:11:03,279
‫خیلی‌خب، بسه دیگه! 
‫ما خوشحالیم که هارلسون‌ها پیشمونن.

234
00:11:03,329 --> 00:11:04,947
‫قطعاً همین‌طوره.

235
00:11:04,997 --> 00:11:06,574
‫ضمناً خوشحالم که شما دوتا

236
00:11:06,624 --> 00:11:10,586
‫با این‌همه بچۀ هیپی که این‌ور و اون‌ور می‌رن
‫احساس خفگی نمی‌کنین.

237
00:11:10,753 --> 00:11:12,288
‫فقط دوتا دخترن!

238
00:11:12,338 --> 00:11:15,583
‫که یعنی تو دیگه عزیزدردونۀ خوشگل جمع نیستی!

239
00:11:15,633 --> 00:11:19,345
‫می‌گم، اشکالی نداره یه لحظه 
‫با مادربزرگتون صحبت کنم؟

240
00:11:20,054 --> 00:11:22,340
‫پس حالا نقشه‌ت شده این؟

241
00:11:22,390 --> 00:11:24,759
‫تخریب وجهۀ خانوادۀ من؟

242
00:11:24,809 --> 00:11:29,930
‫چی؟ من فقط یه پیرزن مهربونم
‫که منتظره خداوند روحش رو ببره اون دنیا.

243
00:11:29,980 --> 00:11:31,265
‫می‌دونی، تا وقتی حقیقت رو دربارۀ

244
00:11:31,315 --> 00:11:33,768
‫خودم و متیو نفهمم،
‫هیچ‌جا نمی‌رم.

245
00:11:33,818 --> 00:11:35,444
‫من ازت نمی‌ترسم، مامان مک.

246
00:11:37,655 --> 00:11:39,073
‫یا خدا، چقدر ترسناکه این زن!

247
00:11:39,740 --> 00:11:41,450
‫[هالیوود]

248
00:11:47,832 --> 00:11:49,166
‫سلام، پدر.

249
00:11:49,667 --> 00:11:53,162
‫دخترم، موضوعی هست
‫که مایلم با تو در میون بذارم.

250
00:11:53,212 --> 00:11:54,914
‫چرا انقدر جو می‌دی؟

251
00:11:54,964 --> 00:11:56,590
‫چرا همه گیر دادن به...

252
00:11:57,550 --> 00:11:58,551
‫گوش کن...

253
00:12:00,553 --> 00:12:02,012
‫مامان مک چند شب پیش...

254
00:12:02,888 --> 00:12:07,309
‫بهم گفت که پدرم رو می‌شناخته...
‫یعنی خوب می‌شناخته!

255
00:12:08,269 --> 00:12:10,179
‫- خب؟
‫- ارتباط داشتن!

256
00:12:10,229 --> 00:12:15,192
‫و غیرمستقیم گفت که بابای متیو
‫شاید اصلاً بابای واقعی‌ش نباشه!

257
00:12:15,943 --> 00:12:17,111
‫که یعنی...

258
00:12:20,322 --> 00:12:21,982
‫تو و متیو ممکنه با هم برادر باشین؟

259
00:12:22,032 --> 00:12:24,201
‫- آره.
‫- یا خدا!

260
00:12:25,119 --> 00:12:26,412
‫یا خدا!

261
00:12:27,371 --> 00:12:29,740
‫الان حالت خوبه؟ چه حسی داری؟

262
00:12:29,790 --> 00:12:31,492
‫حالم خوبه؟ هزار جور حس دارم!

263
00:12:31,542 --> 00:12:32,785
‫اون دوست صمیمی‌مه.

264
00:12:32,835 --> 00:12:34,253
‫اگه بشه که فوق‌العاده‌ست.

265
00:12:34,879 --> 00:12:37,623
‫ولی از طرفی باباش تمام دنیای اونه،

266
00:12:37,673 --> 00:12:40,751
‫و شاید دلش بدجوری بشکنه.

267
00:12:40,801 --> 00:12:42,837
‫شاید کل کارزارش رو خراب کنه.

268
00:12:42,887 --> 00:12:45,631
‫شاید رفاقتمون تموم بشه.

269
00:12:45,681 --> 00:12:49,510
‫نمی‌دونم. تا وقتی هم مطمئن نشم
‫نمی‌تونم به کسی چیزی بگم.

270
00:12:49,560 --> 00:12:51,303
‫همین‌جوری دارم این بار رو به دوش می‌کشم.

271
00:12:51,353 --> 00:12:54,857
‫هنوز نتونستم به کسی بگم و 
‫مثل خوره افتاده به جونم.

272
00:12:55,357 --> 00:12:57,693
‫خیلی‌خب.
‫واقعاً متأسفم بابا.

273
00:12:58,944 --> 00:13:02,148
‫راستی، چرا اینو داری به من می‌گی؟

274
00:13:02,198 --> 00:13:03,941
‫به یه عقل کل نیاز داشتم،

275
00:13:03,991 --> 00:13:06,285
‫و تو باهوش‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم.

276
00:13:08,788 --> 00:13:09,789
‫ممنون.

277
00:13:11,123 --> 00:13:13,876
‫خیلی‌خب. یه کیت آزمایش دی‌ان‌ای سفارش می‌دیم.

278
00:13:14,335 --> 00:13:17,204
‫چندتا تار مو یا 
‫یه‌مقدار بزاق دهان متیو رو جمع می‌کنیم.

279
00:13:17,254 --> 00:13:18,664
‫به این زودی ایده‌های خفنی دادی.

280
00:13:18,714 --> 00:13:21,208
‫بعد می‌فرستیمش آزمایشگاه برای بررسی.

281
00:13:21,258 --> 00:13:22,835
‫فقط یکی دو هفته طول می‌کشه.

282
00:13:22,885 --> 00:13:24,295
‫ما دو هفته وقت نداریم!

283
00:13:24,345 --> 00:13:26,338
‫فکر می‌کنم مامان مک نمی‌خواد من بویی ببرم.

284
00:13:26,388 --> 00:13:28,632
‫داشته زیرآبمون رو می‌زده
‫تا از اینجا بندازتمون بیرون.

285
00:13:28,682 --> 00:13:32,228
‫خب، پس باید یه نقشه‌ای بکشیم
‫که نتونه بیرونمون کنه.

286
00:13:32,770 --> 00:13:33,888
‫صحیح.

287
00:13:33,938 --> 00:13:35,105
‫صحیح، صحیح، صحیح.

288
00:13:36,607 --> 00:13:41,687
‫من یه روش بی‌نقص بلدم که قبلاً هم باهاش موفق شدم.

289
00:13:41,737 --> 00:13:42,938
‫نگو که می‌خوای بری یه سگ...

290
00:13:42,988 --> 00:13:44,240
‫سلام بچه‌ها!

291
00:13:45,032 --> 00:13:48,235
‫وای خدا، توله‌سگ!

292
00:13:48,285 --> 00:13:49,320
‫بله درسته.

293
00:13:49,370 --> 00:13:52,948
‫یه توله‌سگ فوق‌العاده ملوس، برای شما.

294
00:13:52,998 --> 00:13:55,659
‫وودی، ما توله‌سگ نمی‌خوایم،
‫خیلی ممنون.

295
00:13:55,709 --> 00:13:57,119
‫شدنی نیست. 
‫بحثش هم نمی‌کنیم.

296
00:13:57,169 --> 00:13:59,038
‫اینجا چه خبره آخه؟

297
00:13:59,088 --> 00:14:03,626
‫هیچی، فقط عمو وودیِ عزیز
‫ داره به متیو و خانواده‌ش

298
00:14:03,676 --> 00:14:05,886
‫بزرگ‌ترین هدیۀ دنیا رو تقدیم می‌کنه...

299
00:14:07,054 --> 00:14:08,881
‫- ارادت!
‫- ارادت؟ آره؟

300
00:14:08,931 --> 00:14:11,425
‫و مبل‌های جویده‌شده و سه کیلو خرابکاری

301
00:14:11,475 --> 00:14:13,135
‫که خودتم خوب می‌دونی
‫کی باید تمیزشون کنه!

302
00:14:13,185 --> 00:14:15,179
‫- نمی‌شه.
‫- نه نه، پسر، بذار همون‌جا بمونه.

303
00:14:15,229 --> 00:14:16,772
‫اصلاً برای خاک خوبه.

304
00:14:16,814 --> 00:14:18,599
‫عمراً بذارم حیاط پر از کثافت بشه!

305
00:14:18,649 --> 00:14:20,643
‫حالا اون‌قدرها هم خرابکاری نمی‌کنه!

306
00:14:20,693 --> 00:14:22,269
‫آخه وودی‌کوچولو هنوز یه توله‌سگه.

307
00:14:22,319 --> 00:14:24,438
‫- وودی‌کوچولو؟!
‫- خب، خودشون هر اسمی می‌خوان روش بذارن.

308
00:14:24,488 --> 00:14:26,065
‫من عاشق وودی‌کوچولوم هستم.

309
00:14:26,115 --> 00:14:27,233
‫خب، آره.

310
00:14:27,283 --> 00:14:30,569
‫بچه‌ها، همین دو سه ساعت کِیفش رو ببرین،
‫ولی این سگ مال ما نیست.

311
00:14:30,619 --> 00:14:33,289
‫یادتون نره، یه‌سری وظیفه دارین
‫که باید تا قبل غروب تمومشون کنین.

312
00:14:33,497 --> 00:14:34,907
‫بله قربان!

313
00:14:34,957 --> 00:14:37,668
‫هی! ببخشید، ولی اینجا چه خبره؟

314
00:14:38,294 --> 00:14:40,955
‫بعضی وقتا که اوضاع شیرتوشیر می‌شه و به هم می‌ریزه،

315
00:14:41,005 --> 00:14:43,916
‫بابام ادای ژنرال‌ها رو درمیاره
‫و ما رو منظم می‌کنه،

316
00:14:43,966 --> 00:14:45,301
‫می‌دونی، یه‌جورایی...

317
00:14:46,343 --> 00:14:47,753
‫یعنی تا حالا تنبیه نشدی؟

318
00:14:47,803 --> 00:14:49,630
‫فقط وقتایی که یه کار واقعاً بد می‌کنیم،

319
00:14:49,680 --> 00:14:53,392
‫ولی اون‌موقع هم قضیۀ فرزندخونده بودن رو وسط می‌کشم،
‫بابام معذب می‌شه و ول می‌کنه.

320
00:14:55,227 --> 00:14:56,478
‫خب...

321
00:14:57,771 --> 00:15:00,516
‫- چیه؟
‫- خوب بود، نه؟

322
00:15:00,566 --> 00:15:02,151
‫سگ‌ها مثل چسبن!

323
00:15:02,651 --> 00:15:05,604
‫چندتا خانواده بودن که در آستانۀ طلاق،

324
00:15:05,654 --> 00:15:08,858
‫یه سگ آوردن و تمام؟!
‫دو سال دیگه کنار هم دَووم آوردن!

325
00:15:08,908 --> 00:15:10,818
‫راستش زیاد برای من با عقل جور درنمیاد،

326
00:15:10,868 --> 00:15:12,661
‫ولی شاید واقعاً یه نابغۀ نامحسوس باشی.

327
00:15:12,953 --> 00:15:14,071
‫چی گفتی؟

328
00:15:14,121 --> 00:15:16,290
‫اصلاً هم نامحسوس نیست.

329
00:15:16,832 --> 00:15:20,494
‫یعنی همیشه خودم رو هم اهل علم می‌دونستم
‫هم گرگ بارون‌دیده،

330
00:15:20,544 --> 00:15:24,632
‫ولی حالا باید نابغه‌بودن رو هم به این ترکیب اضافه کنم!

331
00:15:26,008 --> 00:15:27,217
‫آره.

332
00:15:27,593 --> 00:15:29,920
‫ببین، می‌دونم بابات گفت برگ‌ها رو جمع کنیم،

333
00:15:29,970 --> 00:15:32,056
‫ولی اینجا اصلاً هنوز جزو مِلک شماست؟

334
00:15:40,397 --> 00:15:41,440
‫عه، عجب! نگاه کن.

335
00:15:42,733 --> 00:15:44,476
‫ببین! بلوط قرمزه.

336
00:15:44,526 --> 00:15:45,769
‫بلوط پیدا کردی؟

337
00:15:45,819 --> 00:15:48,522
‫وایستا... وسط جنگل؟!
‫این واقعاً باورنکردنیه!

338
00:15:48,572 --> 00:15:51,150
‫آره خب، بچه‌تر که بودم اینا رو جمع می‌کردم.

339
00:15:51,200 --> 00:15:53,986
‫نماد چیزیه که به نظرم باحال می‌اومد. می‌دونی؟

340
00:15:54,036 --> 00:15:56,113
‫خب، حالا خیلی چیزا رو در موردت فهمیدم.

341
00:15:56,163 --> 00:15:57,665
‫حتی شاید بیش از حد!

342
00:15:58,290 --> 00:15:59,325
‫خب، چی بگم...

343
00:15:59,375 --> 00:16:03,329
‫فقط... از این خوشم می‌اومد که بلوط هر چقدر هم ریز باشه،

344
00:16:03,379 --> 00:16:06,507
‫یه روزی تبدیل به یه درخت غول‌پیکر می‌شه.
‫می‌دونی و...

345
00:16:07,591 --> 00:16:08,717
‫خب...

346
00:16:09,051 --> 00:16:12,421
‫مثلاً شاید هر وقت به خودت شک کردی

347
00:16:12,471 --> 00:16:14,381
‫یا یادت رفت چقدر فوق‌العاده‌ای،

348
00:16:14,431 --> 00:16:16,133
‫بتونی به این بلوط فکر کنی،

349
00:16:16,183 --> 00:16:18,602
‫تا یادت بیاد چقدر قوی هستی.

350
00:16:24,441 --> 00:16:25,851
‫طبیعتاً دارم شوخی می‌کنم.

351
00:16:25,901 --> 00:16:28,729
‫من... بیشتر یه‌جور تشبیه و شوخی بود.

352
00:16:28,779 --> 00:16:30,898
‫من... اونطوری نیستم که کلکسیونر بلوط باشم،

353
00:16:30,948 --> 00:16:33,067
‫- توی اتاقم قفسۀ مرتب یا چیزی ندارم که...
‫- ببین،

354
00:16:33,117 --> 00:16:35,069
‫خیلی لطف داری.

355
00:16:35,119 --> 00:16:38,322
‫- ممنون. 
‫- آره. حله.

356
00:16:38,372 --> 00:16:39,623
‫آره، بریم.

357
00:16:42,042 --> 00:16:44,411
‫- خب، می‌تونی قل بخوری؟
‫- وودی‌کوچولو!

358
00:16:44,461 --> 00:16:46,372
‫بیا، اینجا کلی تشویقی هست.

359
00:16:46,422 --> 00:16:47,998
‫قل بخور. بخواب.

360
00:16:48,048 --> 00:16:49,291
‫اوهوم.

361
00:16:49,341 --> 00:16:51,293
‫- وودی‌کوچولو، می‌تونی قل بخوری؟
‫- وودی‌کوچولو!

362
00:16:51,343 --> 00:16:52,962
‫- لطفاً قل بخور.
‫- کلارا؟ کلارا عزیزم،

363
00:16:53,012 --> 00:16:55,214
‫می‌شه... می‌شه لطفاً برگردی سرِ کارهات؟

364
00:16:55,264 --> 00:16:56,924
‫برای من قل نمی‌خوره بابا!

365
00:16:56,974 --> 00:16:59,843
‫خب، دلیلش اینه که 
‫تربیت کردن سگ کلی وقت می‌بره عزیزم.

366
00:16:59,893 --> 00:17:01,887
‫کلی وقت که تو نداری.

367
00:17:01,937 --> 00:17:03,597
‫بیا کارهامون رو تموم کنیم، خب؟

368
00:17:03,647 --> 00:17:05,057
‫ریور، کمتر تشویقی بهش بده.

369
00:17:05,107 --> 00:17:06,266
‫خودم می‌تونم بخورمشون؟

370
00:17:06,316 --> 00:17:08,394
‫هر چقدر دلت می‌خواد بخور،
‫فقط به مامانت نگو.

371
00:17:08,444 --> 00:17:11,146
‫به‌به، ببین کی بالأخره پیداش شد!

372
00:17:11,196 --> 00:17:12,773
‫جناب دست‌ودلباز!

373
00:17:12,823 --> 00:17:14,199
‫عموی محبوب همه!

374
00:17:14,700 --> 00:17:15,784
‫دستت رو خوندم، داداش.

375
00:17:15,951 --> 00:17:19,488
‫می‌خوای با آوردن توله‌سگ،
‫خودتو توی دل بچه‌هام جا کنی!

376
00:17:19,538 --> 00:17:24,618
‫بی‌خیال داداش، سگ چیزیه که پدر خانواده
‫هر وقت موقعش برسه برای بچه‌هاش می‌گیره.

377
00:17:24,668 --> 00:17:27,538
‫نه عموی دوره‌گرد و آواره‌ای که 
‫یهو از راه می‌رسه و می‌گه:

378
00:17:27,588 --> 00:17:29,456
‫«ببینین چی براتون آوردم»،
‫آخرش هم می‌ره!

379
00:17:29,506 --> 00:17:31,834
‫کی اسیرِ مراقبت از اون لامصب می‌شه؟ من!

380
00:17:31,884 --> 00:17:34,503
‫به کلمۀ «دوره‌گرد و آواره» اعتراض دارم...

381
00:17:34,553 --> 00:17:36,422
‫- جدی؟
‫- باشه، گرفتم چی می‌گی.

382
00:17:36,472 --> 00:17:37,798
‫گرفتی؟ آره، خیلی‌خب، خوبه.

383
00:17:37,848 --> 00:17:39,967
‫اگه بهش جای دستشویی کردن رو یاد بدم،
‫نظرت عوض می‌شه؟

384
00:17:40,017 --> 00:17:42,261
‫- تو می‌خوای بهش یاد بدی؟!
‫- توی برنامه‌م یه‌کم وقت آزاد دارم.

385
00:17:42,311 --> 00:17:44,138
‫«وقت آزاد»! همینه، مشکل دقیقاً همینه.

386
00:17:44,188 --> 00:17:45,597
‫- سیستم کلاً شل و ول شده!
‫- چی؟

387
00:17:45,647 --> 00:17:47,725
‫از وقتی اومدی اینجا، همه زیادی وقت آزاد دارن.

388
00:17:47,775 --> 00:17:49,226
‫یواش‌یواش داره حرصم درمیاد.

389
00:17:49,276 --> 00:17:51,904
‫الان اصلاً کشش حواس‌پرتی بیشتر رو ندارم، خب؟

390
00:17:53,155 --> 00:17:54,823
‫برگرد وودی‌کوچولو، برگرد!

391
00:17:56,241 --> 00:17:58,527
‫می‌دونی که برگ‌ها هم برای خاک خوبن!

392
00:17:58,577 --> 00:17:59,745
‫عالیه! پس یه‌مقدار جمع کن!

393
00:18:03,749 --> 00:18:05,084
‫پسر خوبی هستی.

394
00:18:05,959 --> 00:18:06,960
‫حالا بمون.

395
00:18:07,461 --> 00:18:09,630
‫بمون. بشین. نه، نه، نرو.

396
00:18:10,297 --> 00:18:11,373
‫وودی‌کوچولو!

397
00:18:11,423 --> 00:18:13,550
‫اعتمادبه‌نفس کاذب گرفتی، هارلسون.

398
00:18:14,551 --> 00:18:17,346
‫خودت خوب می‌دونی متیو دوست داره
‫همه‌چیز مرتب و شسته‌رفته باشه.

399
00:18:17,721 --> 00:18:21,425
‫یه سگ سرکش، بی‌انضباط و کثیف
‫که گند بزنه به همه‌چیز،

400
00:18:21,475 --> 00:18:23,635
‫الان بدترین اتفاق ممکن برای اونه.

401
00:18:23,685 --> 00:18:26,313
‫خودت با کله پریدی توی منجلاب!

402
00:18:26,897 --> 00:18:29,108
‫اینی که می‌بینی منجلاب نیست، مامان مک.

403
00:18:29,608 --> 00:18:32,436
‫هیچ‌کس نمی‌تونه در برابر سگ مقاومت کنه.

404
00:18:32,486 --> 00:18:36,190
‫اوایل رابطه‌م با جوی براش سگ گرفتم، 
‫حالا وضعیتمون رو ببین.

405
00:18:36,240 --> 00:18:38,400
‫آره بابا! داره کِیف زندگی رو می‌بره.

406
00:18:38,450 --> 00:18:42,988
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم اون زن بیچاره رو
‫به‌زور نگه داشتی.

407
00:18:43,038 --> 00:18:46,033
‫اون فیلما رو دیدی که دربارۀ یه مرد و سگشه؟

408
00:18:46,083 --> 00:18:49,745
‫اولش همیشه از سگه بدش میاد،
‫ولی تهش چی؟

409
00:18:49,795 --> 00:18:51,622
‫ها؟ عضوی از خانواده می‌شه!

410
00:18:51,672 --> 00:18:54,383
‫ولی تو داری از هالیوود حرف می‌زنی،
‫من از دنیای واقعی می‌گم.

411
00:18:54,883 --> 00:18:59,505
‫سگ‌ها فقط مایۀ دردسرن.
‫برای همینه بهشون می‌گن سگ!

412
00:18:59,555 --> 00:19:02,508
‫همیشه که قرار نیست برنده بشی، خب؟

413
00:19:02,558 --> 00:19:03,884
‫خودخوری نکن.

414
00:19:03,934 --> 00:19:07,805
‫رقابت با کسی که خیلی‌ها بهش می‌گن
‫نابغۀ نامحسوس، کار سختیه.

415
00:19:07,855 --> 00:19:10,691
‫ولی جناب نابغه، الان دقیقاً
‫وسط خرابکاریِ سگ وایستادی!

416
00:19:16,363 --> 00:19:17,364
‫می‌دونم.

417
00:19:17,865 --> 00:19:20,492
‫ارگانیکه، چرخۀ طبیعته.

418
00:19:22,035 --> 00:19:23,871
‫برای هر چیزی یه جوابی داری.

419
00:19:24,663 --> 00:19:26,165
‫بالأخره یه روز دهنت بسته می‌شه.

420
00:19:26,456 --> 00:19:29,084
‫بهتر بود می‌گفتی «کودنِ نامحسوس».

421
00:19:32,045 --> 00:19:33,046
‫لعنتی.

422
00:19:33,839 --> 00:19:36,925
‫پاشید روی ساق پام؟ بی‌خیال!

423
00:19:37,050 --> 00:19:39,052
‫[کرۀ بادام‌زمینیِ ارگانیک]

424
00:19:46,894 --> 00:19:48,937
‫وقت نمایشه، آشغال.

425
00:19:54,193 --> 00:19:55,269
‫مامان؟

426
00:19:55,319 --> 00:19:56,812
‫ببخشید.

427
00:19:56,862 --> 00:19:58,647
‫آروم‌تر گریه می‌کنم.

428
00:19:58,697 --> 00:20:01,024
‫نه، چی شده مگه؟

429
00:20:01,074 --> 00:20:02,943
‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

430
00:20:02,993 --> 00:20:04,319
‫ولی حس می‌کنم می‌خوای.

431
00:20:04,369 --> 00:20:06,905
‫نشستی اینجا و داری بلندبلند گریه می‌کنی.

432
00:20:06,955 --> 00:20:08,657
‫به نظرم یه چیزی هست که می‌خوای بگی. چی شده؟

433
00:20:08,707 --> 00:20:12,669
‫داشتم وسایل پدرت رو می‌گشتم،
‫که پیرهن ورزشی دوران دانشگاهش رو پیدا کردم.

434
00:20:13,712 --> 00:20:14,538
‫این مال باباست؟

435
00:20:14,588 --> 00:20:17,624
‫فکر می‌کردم تنها پیرهن ورزشی‌ای که ازش مونده،
‫همونیه که توی دبیرستان قاب شده.

436
00:20:17,674 --> 00:20:20,302
‫بیا. می‌خوام بدمش به تو.

437
00:20:20,928 --> 00:20:26,133
‫می‌خوام همیشه دقیقاً یادت بمونه
‫که پدرت کیه.

438
00:20:26,183 --> 00:20:27,184
‫حتماً.

439
00:20:28,477 --> 00:20:29,887
‫مامان، این فوق‌العاده‌ست.

440
00:20:29,937 --> 00:20:32,139
‫آره، فوق‌العاده‌ست.

441
00:20:32,189 --> 00:20:34,433
‫بعد از این‌‌همه سال!

442
00:20:34,483 --> 00:20:36,643
‫دیگه چه چیزهایی رو این‌همه سال قایم کرده بودی، هان؟

443
00:20:36,693 --> 00:20:38,487
‫- سؤال خیلی خوبی بود!
‫- دوستت دارم.

444
00:20:38,695 --> 00:20:40,272
‫تو مگه نباید می‌رفتی سگ رو پس بدی؟

445
00:20:40,322 --> 00:20:42,324
‫توی اتاق کارم یه قاب عالی برای این دارم.

446
00:20:42,866 --> 00:20:44,409
‫چه نقشه‌ای کشیدی، خانم؟

447
00:20:45,535 --> 00:20:49,039
‫تو با اون دندونای فاصله‌دارت 
‫لازم نیست نگران باشی، وودی جون!

448
00:20:55,587 --> 00:20:56,997
‫عجب روزی بود، نه داداش؟

449
00:20:57,047 --> 00:20:59,625
‫اول اون سگ، حالا هم این.
‫دوتا هدیۀ عالی.

450
00:20:59,675 --> 00:21:00,709
‫نه، یه هدیۀ عالی!

451
00:21:00,759 --> 00:21:02,502
‫وقتی یه آدم مهم رو توی زندگی‌ت از دست می‌دی،

452
00:21:02,552 --> 00:21:04,671
‫فکر نمی‌کنی راه جدیدی 
‫برای به یاد آوردنش پیدا کنی.

453
00:21:04,721 --> 00:21:08,091
‫بعد یه هدیۀ غیرمنتظره مثل این از راه می‌رسه،
‫و واقعاً...

454
00:21:08,141 --> 00:21:09,968
‫حس خوبی داره، پسر.

455
00:21:10,018 --> 00:21:11,220
‫- هی، هی، هی!
‫- می‌گیرمش.

456
00:21:11,270 --> 00:21:13,855
‫- هی، نکن! نه، نه!
‫- وودی‌کوچولو! دارمش! دارمش!

457
00:21:14,606 --> 00:21:15,682
‫بدو وودی، ببرش!

458
00:21:15,732 --> 00:21:16,850
‫ولش کن، بی‌خیال!

459
00:21:16,900 --> 00:21:18,268
‫- داری آبرومو می‌بری!
‫- ولش کن!

460
00:21:18,318 --> 00:21:19,361
‫نه، نه، نه!

461
00:21:20,195 --> 00:21:21,697
‫ببرش وودی‌کوچولو!

462
00:21:22,197 --> 00:21:23,198
‫نه!

463
00:21:23,991 --> 00:21:24,992
‫خیلی‌خب.

464
00:21:25,492 --> 00:21:27,152
‫خبر خوب اینه که یقه‌ش هنوز سالمه.

465
00:21:27,202 --> 00:21:29,446
‫می‌دونی، مهم‌ترین بخش هر لباسی...

466
00:21:29,496 --> 00:21:31,782
‫وود، همین الان اون سگ بی‌صاحاب رو
‫از مِلکم ببر بیرون!

467
00:21:31,832 --> 00:21:32,991
‫- بابا، بابا!
‫- چیه؟

468
00:21:33,041 --> 00:21:34,960
‫رفتی روی خرابکاری!

469
00:21:36,044 --> 00:21:37,746
‫گندش بزنن! لعنتی.

470
00:21:37,796 --> 00:21:40,215
‫شرمنده رفیق،
‫الان سه سوته تمیزش می‌کنیم.

471
00:21:40,799 --> 00:21:41,875
‫- جوی!
‫- می‌دونی چیه؟

472
00:21:41,925 --> 00:21:44,878
‫شاید بهتر باشه تا دوشنبه
‫همه‌تون از اینجا برید. هان؟

473
00:21:44,928 --> 00:21:46,555
‫لعنتی!

474
00:21:48,140 --> 00:21:50,726
‫منظورش وودی‌کوچولوئه یا وودیِ بزرگ؟

475
00:21:51,476 --> 00:21:52,477
‫ظاهراً جفتش.

476
00:21:53,603 --> 00:21:56,348
‫این بدترین روز زندگی منه!

477
00:21:56,398 --> 00:21:58,225
‫چیزی نیست رفیق.
‫این قضیه رو هم پشت سر می‌ذاریم.

478
00:21:58,275 --> 00:21:59,810
‫خیلی‌خب، اینجا چه خبره؟

479
00:21:59,860 --> 00:22:01,979
‫بابا عمو وودی رو مجبور کرد
‫سگمون رو پس بده.

480
00:22:02,029 --> 00:22:03,939
‫- نه!
‫- مک‌کانهی‌ها!

481
00:22:03,989 --> 00:22:05,774
‫بگین ببینم اینجا چه خبره؟

482
00:22:05,824 --> 00:22:08,944
‫چرا برگ‌ها جمع نشدن؟
‫هیچ‌کس کارش رو انجام نداده.

483
00:22:08,994 --> 00:22:12,698
‫ببخشید بابا، وقتی همه‌مون به‌خاطر سگ ناراحتیم،
‫تمرکز کردن روی کار خیلی سخته.

484
00:22:12,748 --> 00:22:15,492
‫خیلی‌خب ببینین، اون سگ هیچ‌وقت مال ما نبود، خب؟

485
00:22:15,542 --> 00:22:17,244
‫واقعاً موضوع چندان مهمی نیست.

486
00:22:17,294 --> 00:22:19,538
‫کاش اصلاً به دنیا نیومده بودم!

487
00:22:19,588 --> 00:22:23,250
‫انگار داری مجبورمون می‌کنی
‫بچه‌مون رو بدیم پرورشگاه!

488
00:22:23,300 --> 00:22:24,668
‫- چی؟!
‫- بچه‌ها،

489
00:22:24,718 --> 00:22:27,304
‫بیاید این کلیپ بهترین خاطراتمون
‫با وودی‌کوچولو رو ببینیم.

490
00:22:28,472 --> 00:22:30,849
‫«خاطرات وودی‌کوچولو»؟!

491
00:22:31,433 --> 00:22:35,479
‫♪ یه نقطه عطف دیگه ♪
‫♪ یه دوراهی سر راهمون ♪

492
00:22:37,147 --> 00:22:39,516
‫ما این سگ رو کلاً نصف روز داشتیم!

493
00:22:39,566 --> 00:22:42,185
‫ولی حس می‌کنم صد ساله می‌شناسمش.

494
00:22:42,235 --> 00:22:43,478
‫ای بابا، خیلی‌خب.

495
00:22:43,528 --> 00:22:47,524
‫کلارا، ریور، وایات،
‫قبلاً در موردش حرف زدیم.

496
00:22:47,574 --> 00:22:48,734
‫حرفم کاملاً واضح بود.

497
00:22:48,784 --> 00:22:53,080
‫هر موقع اون‌قدر وقت داشتین که بتونین مسئولیت
‫بزرگ کردن و تربیت یه سگ رو به عهده بگیرین،

498
00:22:53,121 --> 00:22:54,990
‫اون‌وقت در مورد گرفتنِ یه سگ دیگه حرف می‌زنیم.

499
00:22:55,040 --> 00:22:56,291
‫ولی الان نه، خب؟

500
00:22:56,333 --> 00:22:58,201
‫من یه سگ دیگه نمی‌خوام.

501
00:22:58,251 --> 00:23:00,379
‫- من فقط وودی‌کوچولو رو می‌خوام!
‫- خیلی‌خب.

502
00:23:02,798 --> 00:23:05,759
‫سگ رو پس دادم رفیق.
‫الان راضی شدی؟

503
00:23:10,347 --> 00:23:11,348
‫کجا بردیش؟

504
00:23:12,974 --> 00:23:14,426
‫به هیچ وجه!

505
00:23:14,476 --> 00:23:16,720
‫- فکر کردین این طفل معصوم...
‫- سگه!

506
00:23:16,770 --> 00:23:19,181
‫می‌تونه از وضعیت بلاتکلیفی 
‫بره به یه خونۀ همیشگی،

507
00:23:19,231 --> 00:23:21,933
‫بعد دوباره برگرده به وضعیت بلاتکلیفی
‫و باز بره توی یه خونه،

508
00:23:21,983 --> 00:23:23,685
‫بدون اینکه ضربۀ روحی بخوره؟

509
00:23:23,735 --> 00:23:27,522
‫خب، من فکر می‌کردم سگ‌ها
‫راحت از این‌ور به اون‌ور می‌رن

510
00:23:27,572 --> 00:23:29,483
‫- و به زندگی روزمره‌شون می‌رسن.
‫- آره.

511
00:23:29,533 --> 00:23:30,609
‫یعنی اشتباه می‌کنم؟

512
00:23:30,659 --> 00:23:33,320
‫خب، مطمئنم توی دنیای خیالی شما
‫سگ‌ها همچین حسی دارن!

513
00:23:33,370 --> 00:23:35,072
‫خیلی‌خب، اصل قضیه اینه، خب؟

514
00:23:35,122 --> 00:23:36,948
‫ایشون سگ رو برای خانوادۀ من گرفت.

515
00:23:36,998 --> 00:23:39,576
‫من نمی‌خواستمش،
‫ولی خانواده‌م عاشقش شدن.

516
00:23:39,626 --> 00:23:45,090
‫سؤال اینه که چقدر باید به تو بدم
‫تا همین الان اونو با خودم ببرم خونه؟

517
00:23:45,757 --> 00:23:47,084
‫اینا رو فقط واگذار می‌کنیم.

518
00:23:47,134 --> 00:23:50,003
‫می‌دونم شما سلبریتی‌ها عادت دارین سگ بخرین،

519
00:23:50,053 --> 00:23:52,422
‫جوری که انگار رول سوشی یا کلاه لبه‌داره!

520
00:23:52,472 --> 00:23:54,716
‫ولی اینجا فروشگاه نیست،
‫اینم کالا نیست.

521
00:23:54,766 --> 00:23:57,477
‫این عضوی از یه خانواده‌ست.

522
00:23:58,478 --> 00:23:59,604
‫چقدر می‌شه؟

523
00:24:01,273 --> 00:24:02,274
‫۵ هزار دلار.

524
00:24:03,358 --> 00:24:04,851
‫۵ هزارتا برای این سگ؟!

525
00:24:04,901 --> 00:24:07,604
‫به دیدِ کمک مالی به «انجمن تگزاسی‌ها علیه حیوان‌آزاری»
‫بهش نگاه کنین.

526
00:24:07,654 --> 00:24:09,022
‫اگه یه فرصت دوباره می‌خواین،

527
00:24:09,072 --> 00:24:11,942
‫این سازمان واقعاً ارزش این کمک مالی رو داره.

528
00:24:11,992 --> 00:24:14,403
‫رفیق، می‌خواستم یه مقدارش رو من بدم،

529
00:24:14,453 --> 00:24:16,655
‫- ولی کیف پولم رو توی ماشین جا گذاشتم.
‫- آره طبق معمول!

530
00:24:16,705 --> 00:24:18,407
‫می‌دونی چیه؟ ۵ هزارتا، از این کارت بکش.

531
00:24:18,457 --> 00:24:21,326
‫قبوله؟ معاملۀ خوبیه.
‫صحبت از فرصت دوباره شد...

532
00:24:21,376 --> 00:24:23,712
‫- فکر کنم تاوانِ معروف بودنه.
‫- یه لحظه صبر کن.

533
00:24:25,213 --> 00:24:26,331
‫لوسی!

534
00:24:26,381 --> 00:24:28,542
‫سلام، متیو مک‌کانهی هستم.
‫هفتۀ پیش همدیگه رو دیدیم.

535
00:24:28,592 --> 00:24:31,586
‫آره خب، می‌شناسمتون!
‫پوسترتون هم بالای تختم زدم.

536
00:24:31,636 --> 00:24:33,338
‫- هنوزم؟!
‫- همیشه!

537
00:24:33,388 --> 00:24:35,682
‫وای. خب، فکر کنم باید تشکر کنم!

538
00:24:36,475 --> 00:24:37,008
‫ببین،

539
00:24:37,058 --> 00:24:39,928
‫می‌خواستم جواب سؤالی که دربارۀ بخش ۳۱۳
‫پرسیدی رو بهت بدم.

540
00:24:39,978 --> 00:24:42,889
‫می‌خوام یه فرصت دیگه به خودم بدم
‫تا کمکت کنم مشکلت حل بشه.

541
00:24:42,939 --> 00:24:45,016
‫یه‌کم تحقیق کردم
‫و قضیه از این قراره:

542
00:24:45,066 --> 00:24:48,228
‫افزایش مالیاتی که 
‫بعد از تموم شدن مهلت پرداختش پیش اومده،

543
00:24:48,278 --> 00:24:51,773
‫روی خیلی‌ها اثر گذاشته،
‫مخصوصاً اهالی روستا، مثل مادر شما.

544
00:24:51,823 --> 00:24:57,028
‫حالا توصیه‌م اینه که می‌تونید با شناسنامۀ محلی
‫برید با شهرستان‌های دیگۀ تگزاس که با شما هم‌نظر هستن...

545
00:24:57,078 --> 00:24:59,239
‫متحد بشید. خب؟
‫(بازم کلمۀ «شناسه» رو اشتباه متوجه شده)

546
00:24:59,289 --> 00:25:00,782
‫اگه این کار رو بکنید و صداتون یکی بشه،

547
00:25:00,832 --> 00:25:03,243
‫شانس بیشتری دارید که نماینده‌تون،

548
00:25:03,293 --> 00:25:04,744
‫همونی که توی نوامبر انتخاب می‌کنید،

549
00:25:04,794 --> 00:25:07,797
‫وقتی طرح دوباره برای رأی‌گیری رفت
‫صداتون رو بشنوه، خب؟

550
00:25:08,465 --> 00:25:10,467
‫خیلی‌خب، ببخشید مزاحم شدم و...

551
00:25:10,884 --> 00:25:12,302
‫بابت فوت مادرت هم تسلیت می‌گم.

552
00:25:12,511 --> 00:25:14,012
‫- ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

553
00:25:18,808 --> 00:25:20,886
‫خب، بالأخره صاحب یه سگ شدیم؟

554
00:25:20,936 --> 00:25:22,679
‫شما «صاحب» یه سگ نمی‌شید،

555
00:25:22,729 --> 00:25:25,223
‫ولی این افتخار نصیبتون می‌شه
‫که با یه حیوان زندگی کنید.

556
00:25:25,273 --> 00:25:26,858
‫هر چی تو بگی اصلاً!

557
00:25:27,108 --> 00:25:28,276
‫بیا بریم.

558
00:25:29,361 --> 00:25:31,154
‫از معامله با شما خوشحال شدم.

559
00:25:31,446 --> 00:25:34,324
‫♪ عزیزم، عزیزم، عزیزم ♪

560
00:25:35,075 --> 00:25:37,077
‫♪ دارم میام خونه... ♪

561
00:25:42,499 --> 00:25:45,202
‫وای پسر، شبیه تیزرهای تبلیغاتیِ نوشیدنی‌ها شدی!

562
00:25:45,252 --> 00:25:46,503
‫اجازه هست منم...

563
00:25:54,886 --> 00:25:58,465
‫خودت خوب می‌‌دونی که تنها دیوونه
‫توی این کرۀ خاکی هستی

564
00:25:58,515 --> 00:26:02,811
‫که بدون هماهنگی، برای خانوادۀ
‫صمیمی‌ترین دوستش سگ می‌گیره!

565
00:26:03,395 --> 00:26:04,521
‫می‌دونی دیگه؟

566
00:26:08,900 --> 00:26:11,403
‫ولی در عین حال باید اعتراف کنم نتیجه‌ش...

567
00:26:12,112 --> 00:26:14,531
‫خب، خیلی‌ها رو خوشحال کرده.

568
00:26:16,324 --> 00:26:19,694
‫آره رفیق، می‌دونم تو این سگ رو نمی‌خواستی...

569
00:26:19,744 --> 00:26:21,705
‫- نه.
‫- ولی اونا همه‌شون می‌خواستن.

570
00:26:22,330 --> 00:26:25,158
‫و اگه یه تشبیه قشنگ رو ازم بپذیری،

571
00:26:25,208 --> 00:26:28,995
‫مثل یه فرماندارِ واقعاً شریف
‫برای خانواده‌ت عمل کردی.

572
00:26:29,045 --> 00:26:33,550
‫به خواستۀ مردم گوش دادی
‫و حسابی دلشون رو شاد کردی.

573
00:26:36,386 --> 00:26:38,513
‫این حرکتت خیلی مردم‌سالارانه بود، رفیق.

574
00:26:40,098 --> 00:26:43,143
‫معنی‌ش اینه که ازمون نمی‌خوای فردا راهیِ جاده بشیم؟

575
00:26:46,605 --> 00:26:50,233
‫نه، مگه اینکه جادۀ معرفت و خودشناسی باشه، برادر.

576
00:26:51,860 --> 00:26:53,728
‫- ای لعنت بهت!
‫- خوشت اومد؟

577
00:26:53,778 --> 00:26:56,189
‫- خیلی خاکی و باصفایی!
‫- خوشت اومد، نه؟

578
00:26:56,239 --> 00:26:57,941
‫- معرکه بود! یعنی...
‫- فدایی داری!

579
00:26:57,991 --> 00:27:01,903
‫من خودم بچۀ تگزاسم،
‫ولی تو انگار کمربند مشکیِ تگزاس رو داری، پسر!

580
00:27:01,953 --> 00:27:03,280
‫ایول.

581
00:27:03,330 --> 00:27:06,199
‫خیلی‌خب، من برم یه چیز خنک بیارم.

582
00:27:06,249 --> 00:27:07,959
‫باشه. برای منم یه نوشیدنی بیار بی‌زحمت.

583
00:27:09,836 --> 00:27:12,714
‫منظورم بانگ با آب یخ بود،
‫ولی برات نوشیدنی میارم.

584
00:27:13,882 --> 00:27:14,924
‫دمت گرم.

585
00:27:16,384 --> 00:27:19,679
‫خب، کلک مسخرۀ سگ آوردنت جواب داد، مگه نه؟

586
00:27:20,805 --> 00:27:23,016
‫مامان مک، خیلی برام عزیزی.

587
00:27:23,516 --> 00:27:25,310
‫خانواده‌ت هم خیلی برام عزیزه.

588
00:27:25,644 --> 00:27:28,096
‫و می‌خوام بدونی که کلاً بی‌خیال این ماجرا شدم.

589
00:27:28,146 --> 00:27:29,556
‫جدی می‌گی؟!

590
00:27:29,606 --> 00:27:32,517
‫آره. ببین، من و متیو برادریم.

591
00:27:32,567 --> 00:27:34,477
‫از اون برادرهایی که نیازی به مدرک و دلیل ندارن.

592
00:27:34,527 --> 00:27:36,479
‫پس اگه می‌گی چیزی برای پیگیری نیست،

593
00:27:36,529 --> 00:27:40,191
‫منم حرفت رو قبول می‌کنم
‫و بی‌خیالش می‌شم.

594
00:27:40,241 --> 00:27:41,951
‫به‌به، خوشم اومد.

595
00:27:43,328 --> 00:27:44,821
‫ببین، ولی نمی‌تونم بهت قول بدم

596
00:27:44,871 --> 00:27:47,332
‫که اون پسرای تراویس نیان سراغت.

597
00:27:47,957 --> 00:27:50,285
‫اون مسئله رو هم حل و فصل کردم.

598
00:27:50,335 --> 00:27:52,287
‫دیگه دردسری درست نمی‌کنن.

599
00:27:52,337 --> 00:27:53,371
‫شوخی‌ت گرفته؟

600
00:27:53,421 --> 00:27:54,422
‫نه.

601
00:27:56,758 --> 00:28:00,011
‫ببین، دیگه از طرف من 
‫دردسری برات درست نمی‌شه، خب؟

602
00:28:00,804 --> 00:28:01,805
‫آتش‌بس؟

603
00:28:02,597 --> 00:28:03,598
‫آتش‌بس.

604
00:28:11,439 --> 00:28:12,774
‫پیرمرد لجوج.

605
00:28:19,280 --> 00:28:20,649
‫- سلام.
‫- سلام.

606
00:28:20,699 --> 00:28:24,244
‫اون آزمایش دی‌ان‌ای رو سفارش بده،
‫باید جواب سؤالمون رو پیدا کنیم.

607
00:28:24,661 --> 00:28:25,904
‫حله.

608
00:28:25,954 --> 00:28:27,364
‫ترکوندی بابا!

609
00:28:27,414 --> 00:28:28,573
‫بله، بله، بله.

610
00:28:28,623 --> 00:28:32,252
‫یادت نره؛ تو دختر یه نابغۀ نامحسوس هستی!

611
00:28:34,671 --> 00:28:37,382
‫وای نه... شوخی‌ت گرفته؟!

612
00:28:37,966 --> 00:28:40,427
‫چشه این حیوون؟ 
‫سندروم رودۀ تحریک‌پذیر داره؟!

613
00:28:41,594 --> 00:28:42,595
‫وودی‌کوچولو...

614
00:28:44,013 --> 00:28:45,056
‫دست بردار!

615
00:28:45,432 --> 00:28:51,104
‫«ترجمه از محمد سید»

616
00:28:53,104 --> 00:29:03,104
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M