1
00:00:09,467 --> 00:00:13,012
‫[بر اساس شایعه‌ای واقعی]

2
00:00:13,513 --> 00:00:16,683
‫«ترجمه از محمد سید»

3
00:00:17,475 --> 00:00:18,476
‫اولیو؟

4
00:00:19,394 --> 00:00:20,645
‫اولیو؟

5
00:00:22,147 --> 00:00:23,148
‫اولیو؟

6
00:00:24,232 --> 00:00:25,442
‫سلام. سلام.

7
00:00:26,651 --> 00:00:28,269
‫- سلام، آقای اچ. (هارلسون)
‫- جیمی.

8
00:00:28,319 --> 00:00:30,780
‫راستی، صبر کنین. حالا که اینجایید،

9
00:00:31,239 --> 00:00:35,151
‫توی راه که می‌اومدم اینجا،
‫اینو توی یه استراحتگاه بین‌راهی پیدا کردم.

10
00:00:35,201 --> 00:00:36,953
‫می‌شه بدینش به اولیو؟

11
00:00:37,203 --> 00:00:41,708
‫یه برچسبه. روش عکس یه زیتونه
‫و نوشته: «دوستت دارم».

12
00:00:41,750 --> 00:00:42,959
‫(اولیو: به معنای زیتون است)

13
00:00:43,001 --> 00:00:44,335
‫- هوشمندانه بود.
‫- آره.

14
00:00:44,419 --> 00:00:47,163
‫اون عاشق بازی با کلماته،
‫برای همین خیلی به دلم نشست.

15
00:00:47,213 --> 00:00:49,791
‫ببین جیمی، می‌خوام مثل مردی که با یه بچه حرف می‌زنه
‫رُک بهت بگم.

16
00:00:49,841 --> 00:00:51,134
‫- خواهش می‌کنم، بفرمایید.
‫- خب؟

17
00:00:52,469 --> 00:00:55,672
‫بعید می‌دونم اولیو دیگه هیچ‌وقت باهات حرف بزنه.

18
00:00:55,722 --> 00:01:00,718
‫پس من اگه جای تو بودم، بساطم رو جمع می‌کردم
‫و همه‌ رو مینداختم پشت اون وانت

19
00:01:00,768 --> 00:01:03,771
‫و می‌رفتم سراغ همون کاری که جیمی همیشه می‌کنه، خب؟

20
00:01:04,898 --> 00:01:06,733
‫من بدون دخترتون کار و زندگی ندارم.

21
00:01:07,066 --> 00:01:09,644
‫اون‌طور که رابطه‌مون تموم شد،
‫واقعاً این حس رو بهم القا می‌کنه که

22
00:01:09,694 --> 00:01:11,988
‫کل این ماجرا یه سوءتفاهم بزرگ بوده.

23
00:01:12,822 --> 00:01:16,693
‫و هنوز آماده نیستم فراموشش کنم.

24
00:01:16,743 --> 00:01:18,153
‫خداحافظی سخته، جیمی.

25
00:01:18,203 --> 00:01:21,197
‫اصلاً مگه تو شغلی چیزی نداری که بری به کارهات برسی؟

26
00:01:21,247 --> 00:01:22,449
‫به معنای سنّتی‌ش که نه.

27
00:01:22,499 --> 00:01:24,993
‫اخیراً یه غرامت تپل از رستوران «تاکو بل» گرفتم.

28
00:01:25,043 --> 00:01:28,204
‫قرارداد عدم افشا امضا کردم، پس اجازه ندارم
‫در مورد جزئیات پرونده حرف بزنم،

29
00:01:28,254 --> 00:01:29,547
‫ولی دیگه اومدم بیرون.

30
00:01:29,881 --> 00:01:31,666
‫نتیجه‌گیری‌ش با خودتون.

31
00:01:31,716 --> 00:01:35,920
‫الان بیمۀ ازکارافتادگی دارم،
‫به‌علاوۀ ۱۶۰۰ دلار بُن خرید از «تاکو بل».

32
00:01:35,970 --> 00:01:37,338
‫خودش پشتوانۀ خوبی برام شده.

33
00:01:37,388 --> 00:01:38,548
‫عالیه، عالیه.

34
00:01:38,598 --> 00:01:42,143
‫خب، این‌طور که می‌گی
‫زندگیِ رؤیایی‌ای داری، جیمی.

35
00:01:44,312 --> 00:01:47,348
‫ببینین آقای اچ،
‫فقط می‌خوام بگم درکتون می‌کنم.

36
00:01:47,398 --> 00:01:49,309
‫می‌دونم خانواده‌تون احتمالاً
‫پشت سرم چی می‌گن.

37
00:01:49,359 --> 00:01:50,768
‫«این جیمیِ ترک‌تحصیل‌کرده‌ست.»

38
00:01:50,818 --> 00:01:53,613
‫یا مثلاً: «بچه‌ها نگاه کنین،
‫جیمی که توی ننو گیر کرده بود اومده.»

39
00:01:53,655 --> 00:01:55,990
‫«هی، جیمی اومده،
‫خوراکی‌ها رو قایم کنین.»

40
00:01:56,616 --> 00:01:58,576
‫من فقط می‌خوام رابطه‌م رو با اولیو درست کنم.

41
00:01:59,160 --> 00:02:00,570
‫بیشتر از هر چیزی توی دنیا،

42
00:02:00,620 --> 00:02:03,323
‫پس قول می‌دم که دیگه
‫مزاحمتون نشم،

43
00:02:03,373 --> 00:02:07,085
‫ولی تا وقتی آماده بشه باهام حرف بزنه،
‫همون‌جا منتظر می‌مونم.

44
00:02:08,002 --> 00:02:12,040
‫باشه جیمی.
‫خب، بعداً می‌بینیمت.

45
00:02:12,090 --> 00:02:13,091
‫بله.

46
00:02:14,175 --> 00:02:15,385
‫دمتون گرم.

47
00:02:22,892 --> 00:02:24,978
‫راجر جون، رفیق خودم!

48
00:02:25,687 --> 00:02:28,523
‫شاید برات یه نامزد پیدا کرده باشم، داداش.

49
00:02:28,564 --> 00:02:31,192
‫شرمنده وودی. یه نامۀ فوری دارم. وقت ندارم صحبت کنم.

50
00:02:32,192 --> 00:02:42,192
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

51
00:02:44,038 --> 00:02:46,040
‫[وودرو هارلسون]
‫[تگزاس، آستین]

52
00:03:26,205 --> 00:03:27,824
‫نگاه نکن. فقط همین‌جا وایستا.

53
00:03:27,874 --> 00:03:29,117
‫- این دستِ کی بود؟
‫- نه، فقط...

54
00:03:29,167 --> 00:03:30,493
‫- این‌وری؟
‫- بچرخ این‌طرف.

55
00:03:30,543 --> 00:03:31,828
‫- چشم‌بندت رو بذار.
‫- باشه، باشه.

56
00:03:31,878 --> 00:03:33,379
‫اولیو، اولیو، آماده‌ای فیلم بگیری؟

57
00:03:33,421 --> 00:03:34,622
‫معلومه. خیلی‌خب.

58
00:03:34,672 --> 00:03:36,040
‫چقدر رمانتیکه.

59
00:03:36,090 --> 00:03:37,500
‫می‌شه یکی بهم بگه اینجا چه خبره؟

60
00:03:37,550 --> 00:03:39,010
‫- بابا، الان؟
‫- برو بریم، ریو.

61
00:03:44,515 --> 00:03:45,516
‫وای خدا.

62
00:03:48,436 --> 00:03:50,722
‫این دیگه خیلی مسخره‌ست.

63
00:03:50,772 --> 00:03:52,774
‫این واقعاً همون ماشینِ فیلم «مات و مبهوت»ـه؟

64
00:03:52,815 --> 00:03:56,436
‫آره، خودشه.
‫دارید «ملبا تُست» رو از نزدیک می‌بینید. خیلی باحاله.

65
00:03:56,486 --> 00:03:58,154
‫خیلی‌خب، اینجاش رو ببین.
‫این ایدۀ من بود.

66
00:04:06,871 --> 00:04:10,158
‫برای همینه که عاشق دخترهایی‌ام که 
‫توی خونه تحصیل می‌کنن.

67
00:04:10,208 --> 00:04:11,626
‫من سنّم می‌ره بالا،

68
00:04:12,877 --> 00:04:14,495
‫ولی اونا همچنان توی خونه می‌مونن.

69
00:04:14,545 --> 00:04:16,380
‫تو خیلی احمقی.

70
00:04:16,422 --> 00:04:17,999
‫قبلاً هم گفتم، بازم می‌گم،

71
00:04:18,049 --> 00:04:20,001
‫این پسره با اون کلاه‌گیس قدیمی من محشر شده.

72
00:04:20,051 --> 00:04:21,878
‫شلوار من که بیشتر بهش میاد.

73
00:04:21,928 --> 00:04:23,963
‫دوست داری جشن مدرسه رو با هم بریم؟

74
00:04:24,013 --> 00:04:26,390
‫اگه بیای، اونجا رو به حضورت منوّر می‌کنی.

75
00:04:30,978 --> 00:04:32,889
‫آره، باشه، آره، باهات میام.

76
00:04:32,939 --> 00:04:34,223
‫بابا، قبول...

77
00:04:34,273 --> 00:04:36,017
‫ایول، ایول! آره!

78
00:04:36,067 --> 00:04:37,602
‫همینه.

79
00:04:37,652 --> 00:04:40,271
‫حله! حله! حله! حله!
‫(تیکه‌کلام معروف مک‌کانهی در اون فیلم)

80
00:04:40,321 --> 00:04:42,615
‫فقط سه‌بار باید بگی، ریو.
‫یادت نره کپی‌رایت داره!

81
00:04:51,624 --> 00:04:52,825
‫خیلی جذاب شدی، عزیزم.

82
00:04:52,875 --> 00:04:55,586
‫نه. تعریف کردن ممنوع، جیمی.
‫هنوز آماده نیستم.

83
00:04:57,088 --> 00:04:58,581
‫لبخند نزن!

84
00:04:58,631 --> 00:05:00,758
‫پس تو هم انقدر دوست‌داشتنی نباش.

85
00:05:02,301 --> 00:05:06,005
‫خب، پسرِ پیگیریه.
‫اینو دیگه باید قبول کنی.

86
00:05:06,055 --> 00:05:08,341
‫نمی‌تونی بگی تلاشش رو نمی‌کنه.

87
00:05:08,391 --> 00:05:11,385
‫آره، خب. راستش من هنوز آمادگی صحبت کردن باهاش رو ندارم.

88
00:05:11,435 --> 00:05:15,139
‫و اگه با اون چشم‌های معصوم و مظلوم و نازش بیاد سمتم،

89
00:05:15,189 --> 00:05:17,683
‫وا می‌دم، 
‫ولی فعلاً به زمان بیشتری نیاز دارم.

90
00:05:17,733 --> 00:05:20,519
‫باشه. فقط می‌خوام مطمئن بشم
‫الکی از روبه‌رو شدن باهاش فرار نمی‌کنی.

91
00:05:20,569 --> 00:05:22,530
‫آخه این دقیقاً عادت خانوادۀ هارلسونه.

92
00:05:22,571 --> 00:05:23,990
‫نه، معلومه که فرار نمی‌کنم.

93
00:05:25,283 --> 00:05:28,110
‫تازه، امروز تمام حواس و تمرکزم روی کایه.

94
00:05:28,160 --> 00:05:30,488
‫می‌خوام مطمئن بشم که ازش حمایت می‌کنم. می‌دونی؟

95
00:05:30,538 --> 00:05:31,914
‫گور بابای جیمی.

96
00:05:32,206 --> 00:05:33,991
‫یه ارزیابی حسی دربارۀ این موضوع داشته باشیم.

97
00:05:34,041 --> 00:05:38,913
‫اینکه کای و وایات با همن عجیب نیست، نه؟
‫چون کای فرزندخوانده‌ست؟

98
00:05:38,963 --> 00:05:40,665
‫- نه، طوری نیست.
‫- آره.

99
00:05:40,715 --> 00:05:43,209
‫- بالأخره نسبت خونی که ندارن.
‫- درسته، درسته.

100
00:05:43,259 --> 00:05:45,211
‫- آره.
‫- ولی بازم یه‌کم حس عجیبی داره...

101
00:05:45,261 --> 00:05:47,346
‫صحبت از نسبت خونی شد...

102
00:05:48,806 --> 00:05:51,017
‫- خودشه؟
‫- آره، خودشه.

103
00:05:51,350 --> 00:05:53,311
‫بالأخره رسید.

104
00:05:54,979 --> 00:05:56,897
‫خب، بازش کن دیگه.

105
00:06:00,693 --> 00:06:03,813
‫یالا، منتظر چی هستی؟
‫خیلی هیجان‌انگیزه، نه؟

106
00:06:03,863 --> 00:06:04,864
‫آره.

107
00:06:09,368 --> 00:06:11,737
‫هنوزم نگرانی متیو قاتی کنه؟

108
00:06:11,787 --> 00:06:14,490
‫خب، می‌دونی، داشتم به حرفی که
‫اون‌موقع زدی فکر می‌کردم،

109
00:06:14,540 --> 00:06:17,243
‫اینکه امروز روزِ مهمی برای کای‌ـه
‫و جشن مدرسه‌شه،

110
00:06:17,293 --> 00:06:19,870
‫و فکر نمی‌کنم دنبال این باشیم 
‫که چیزی این روز رو خراب کنه،

111
00:06:19,920 --> 00:06:22,581
‫نه جیمی، نه جواب آزمایش.

112
00:06:22,631 --> 00:06:28,304
‫پس فعلاً تمرکزمون رو می‌ذاریم روی کای،
‫و بعداً... بعداً میایم سراغ این.

113
00:06:29,513 --> 00:06:31,098
‫- دقیقاً.
‫- دقیقاً.

114
00:06:31,724 --> 00:06:32,725
‫دقیقاً.

115
00:06:36,562 --> 00:06:37,980
‫آهای، بچه‌جون.

116
00:06:38,981 --> 00:06:40,566
‫روز بزرگیه، ها؟

117
00:06:41,192 --> 00:06:43,561
‫یه روزِ خیلی خیلی خیلی بزرگ.

118
00:06:43,611 --> 00:06:47,448
‫اگه چیزی لازم داشتی، یا کمک خواستی،
‫هر چیزی، من در خدمتم.

119
00:06:47,740 --> 00:06:51,494
‫امروز هیچ کاری ندارم.
‫شش‌دونگ حواسم به توئه. چی لازم داری؟

120
00:06:52,870 --> 00:06:55,406
‫باشه. نه، ممنون. مشکلی نیست.

121
00:06:55,456 --> 00:06:56,499
‫عه.

122
00:06:56,540 --> 00:06:58,534
‫- ممنون، بابا.
‫- عالیه، عالیه، عالیه.

123
00:06:58,584 --> 00:07:01,912
‫آخه می‌دونی، امروز مخصوص تو و وایات‌ـه.

124
00:07:01,962 --> 00:07:04,707
‫ولی من و تو هم می‌تونیم یه کاری بکنیم،
‫مثلاً، می‌دونی، ما هیچ‌وقت...

125
00:07:04,757 --> 00:07:08,836
‫هیچ‌وقت اون صحبت جدی رو با هم نداشتیم،
‫می‌دونی، اصلاً حرف نزدیم.

126
00:07:08,886 --> 00:07:09,962
‫می‌خوای حرف بزنیم؟

127
00:07:10,012 --> 00:07:11,347
‫آممم...

128
00:07:11,388 --> 00:07:13,924
‫- نه بابا، جداً لازم نیست.
‫- یا مثلاً فقط با هم وقت بگذرونیم.

129
00:07:13,974 --> 00:07:17,178
‫می‌خوای ببینیم چندتا گوجه‌گیلاسی
‫می‌تونیم توی دهنمون جا بدیم؟

130
00:07:17,228 --> 00:07:19,313
‫من که کلی می‌تونم جا بدم.

131
00:07:19,355 --> 00:07:19,897
‫باشه.

132
00:07:19,939 --> 00:07:23,559
‫- یا مثلاً تا حالا «آلامو» رفتی؟
‫- خیلی‌خب.

133
00:07:23,609 --> 00:07:25,861
‫بابا، من مشکلی ندارم. همه‌چی ردیفه.

134
00:07:26,111 --> 00:07:27,154
‫عه.

135
00:07:27,196 --> 00:07:28,197
‫- آره.
‫- باشه.

136
00:07:29,156 --> 00:07:30,608
‫همه‌چی فاجعه‌ست.

137
00:07:30,658 --> 00:07:33,577
‫چی شده؟ اصلاً چرا دارم این کار رو می‌کنم؟
‫این رسماً بدترین کابوس منه.

138
00:07:34,078 --> 00:07:36,455
‫- اینجا چه خبره؟
‫- هیچی ندارم بپوشم.

139
00:07:36,497 --> 00:07:39,325
‫الان همه فکر می‌کنن یکی از اون
‫بچه‌های خل‌وچلی‌ام که توی خونه تحصیل کرده،

140
00:07:39,375 --> 00:07:41,660
‫گوشِ گربه‌ای می‌ذاره و ساس‌بند می‌پوشه،
‫با صدای بچگونه حرف می‌زنه،

141
00:07:41,710 --> 00:07:42,912
‫و از بقیه بدش میاد. وای خدا.

142
00:07:42,962 --> 00:07:45,372
‫- برای وایات مهم نیست تو چی می‌پوشی.
‫- باشه حتماً! مطمئنی؟

143
00:07:45,422 --> 00:07:47,416
‫هر چی بپوشی، به نظرش نازی.

144
00:07:47,466 --> 00:07:49,418
‫خیلی حرف قشنگی زدی.

145
00:07:49,468 --> 00:07:51,003
‫ولی اون جشن دبیرستانه، خب؟

146
00:07:51,053 --> 00:07:53,722
‫- همه قراره قضاوتت کنن.
‫- این حرفت دقیقاً چه کمکی به من می‌کنه؟

147
00:07:53,764 --> 00:07:55,049
‫باید از لباس‌های من قرض بگیری.

148
00:07:55,099 --> 00:07:56,425
‫حتی بدترین لباس‌های منم
‫از کل لباس‌های تو بهترن.

149
00:07:56,475 --> 00:07:58,219
‫الان دیگه لطفت زیاد به چشم نمیاد.

150
00:07:58,269 --> 00:08:00,354
‫با این کارهای جیمی مشکلی نداری؟

151
00:08:02,815 --> 00:08:04,483
‫ببین، من کمکت می‌کنم، خب؟

152
00:08:05,317 --> 00:08:09,063
‫چون آدم خوبی‌ام
‫و لباس‌های خیلی جذابی هم دارم.

153
00:08:09,113 --> 00:08:10,272
‫منم همین‌طور.

154
00:08:10,322 --> 00:08:13,242
‫البته بخشِ «آدم خوب» رو می‌گم.
‫هنوز اجازه ندارم لباس‌های جذاب بپوشم.

155
00:08:14,827 --> 00:08:16,078
‫خیلی‌خب.

156
00:08:18,163 --> 00:08:22,418
‫خب، الان وقت خوبیه که 
‫در مورد خانم‌ها صحبت کنیم.

157
00:08:22,459 --> 00:08:25,704
‫- بله.
‫- که اگه یه وقت، می‌دونی،

158
00:08:25,754 --> 00:08:28,874
‫توی موقعیتی قرار گرفتی که بخوای
‫باهاش صمیمی رفتار کنی...

159
00:08:28,924 --> 00:08:30,626
‫زیاد دست‌وپات رو گم نکنی. حله؟

160
00:08:30,676 --> 00:08:31,877
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب، اینو ببین.

161
00:08:31,927 --> 00:08:33,128
‫- پس با همینا شروع می‌کنیم.
‫- باورم نمی‌شه.

162
00:08:33,178 --> 00:08:34,213
‫- زیادیه؟
‫- آره.

163
00:08:34,263 --> 00:08:36,215
‫خیلی‌خب، پس بیا از منابع اصلی استفاده کنیم.

164
00:08:36,265 --> 00:08:38,842
‫آنچه باید دربارۀ دخترهای نوجوان بدانید.

165
00:08:38,892 --> 00:08:40,886
‫حالا که فکرش رو می‌کنم اصلاً فکر خوبی نیست.

166
00:08:40,936 --> 00:08:44,023
‫ممکنه بگن فرماندار آینده‌مون
‫همچین چیزایی رو سرچ می‌کنه.

167
00:08:44,982 --> 00:08:46,225
‫برمی‌گردیم سر همون اصول اولیه.

168
00:08:46,275 --> 00:08:48,269
‫بابا، فکر نکنم الان به این چیزها نیازی داشته باشم.

169
00:08:48,319 --> 00:08:50,521
‫ببخشید، فقط حجم اطلاعاتش خیلی زیاده و...

170
00:08:50,571 --> 00:08:52,523
‫- خیلی‌خب، می‌دونی چیه؟
‫- ...من...

171
00:08:52,573 --> 00:08:54,158
‫- یه نفس عمیق بکش...
‫- خیلی‌خب.

172
00:08:54,908 --> 00:08:55,909
‫ببین.

173
00:08:59,538 --> 00:09:01,240
‫تو از کای خوشت میاد، اونم از تو خوشش میاد.

174
00:09:01,290 --> 00:09:03,042
‫- بله آقا.
‫- خیلی چیز قشنگیه.

175
00:09:03,334 --> 00:09:05,252
‫این شروعِ صمیمیته. خب؟

176
00:09:05,794 --> 00:09:08,088
‫عجله نکن، آروم پیش برو.

177
00:09:08,505 --> 00:09:11,300
‫و اگه دیدی اون دو دله
‫یا خودت دو دل بودی...

178
00:09:11,759 --> 00:09:14,253
‫عجله نکن، 
‫شاید لازمه بیشتر همدیگه رو بشناسید.

179
00:09:14,303 --> 00:09:17,589
‫چون صمیمیتِ واقعی اونیه که
‫علاقه‌تون دو طرفه باشه،

180
00:09:17,639 --> 00:09:19,350
‫هم از طرف مرد و هم زن، خب؟

181
00:09:23,228 --> 00:09:26,140
‫خب، از اونجایی که تو براش
‫یه حرکت کلیشه‌ای و رمانتیک زدی،

182
00:09:26,190 --> 00:09:28,976
‫اونم خیلی دلش می‌خواست
‫یه حرکت کلیشه‌ای برای تو بزنه.

183
00:09:29,026 --> 00:09:29,727
‫واقعاً؟

184
00:09:29,777 --> 00:09:30,778
‫اوهوم.

185
00:09:30,819 --> 00:09:32,279
‫اولیو، می‌کُشمت!

186
00:09:32,905 --> 00:09:34,523
‫بیرون بیا نیست.

187
00:09:34,573 --> 00:09:37,367
‫خب، می‌شه گفت بیشتر از اینکه خودش بخواد،
‫ما زورش کردیم.

188
00:09:38,535 --> 00:09:41,822
‫پایین اومدن از پله‌ها
‫قبل از جشن بزرگ.

189
00:09:41,872 --> 00:09:46,744
‫یکی از کلیشه‌های قدیمیِ کمدی‌های رمانتیک،
‫که من خودم استادشم.

190
00:09:46,794 --> 00:09:49,129
‫باشه، باشه، خیلی‌خب. خیلی‌خب. اومدم.

191
00:10:05,938 --> 00:10:06,980
‫وای!

192
00:10:07,022 --> 00:10:09,108
‫- چه خوشگل شدی، کای.
‫- کای.

193
00:10:09,191 --> 00:10:11,318
‫- به نظرم واقعاً محشر شدی، کای.
‫- ممنون.

194
00:10:12,111 --> 00:10:13,896
‫- کای!
‫- خوبی؟

195
00:10:13,946 --> 00:10:14,438
‫آره، آره، خوبم. خوبم.

196
00:10:14,488 --> 00:10:16,949
‫خوبم. دارین بدترش می‌کنین.
‫چیزیم نشده.

197
00:10:16,990 --> 00:10:19,026
‫خدایا، برای همینه که کفش پاشنه‌بلندِ کوفتی نمی‌پوشم.

198
00:10:19,076 --> 00:10:19,993
‫حرف بد نزن!

199
00:10:20,035 --> 00:10:21,703
‫می‌تونی به من تکیه بدی. شونه‌م رو بگیر.

200
00:10:22,329 --> 00:10:23,580
‫باشه، باشه...

201
00:10:25,082 --> 00:10:25,741
‫داره چی‌کار می‌کنه؟

202
00:10:25,791 --> 00:10:27,117
‫وایات، پسرم، از دست‌هات استفاده کن.

203
00:10:27,167 --> 00:10:29,453
‫- خیلی سنگینه. من زورم نمی‌رسه.
‫- باشه.

204
00:10:29,503 --> 00:10:31,121
‫حس می‌کنم نباید این صحنه رو ببینم.

205
00:10:31,171 --> 00:10:33,632
‫انگار عملاً داره دخترم رو می‌کُشه.

206
00:10:34,091 --> 00:10:36,752
‫توی این جشن، ناظم و مراقب هم دارن؟

207
00:10:36,802 --> 00:10:38,837
‫آره. اتفاقاً یکی‌شون خودمم.

208
00:10:38,887 --> 00:10:43,217
‫ولی خب، اگه یواشکی جیم بشن
‫و برن یه گوشۀ دنج،

209
00:10:43,267 --> 00:10:44,852
‫شاید بهشون گیر ندم.

210
00:10:46,937 --> 00:10:49,147
‫ماشینشون اومد. بریم بدرقه‌شون کنیم.

211
00:10:50,983 --> 00:10:53,310
‫راستی، منم امشب یه سر به جشن می‌زنم.

212
00:10:53,360 --> 00:10:55,479
‫چی؟ وود، نه، گند نزن به همه‌چی، خب؟

213
00:10:55,529 --> 00:10:57,189
‫بچه‌های خوبی‌ان.
‫طوری نمی‌شه، خب؟

214
00:10:57,239 --> 00:10:59,233
‫- با پلیس‌بازی شبشون رو خراب نکن.
‫- پلیس‌بازی؟

215
00:10:59,283 --> 00:11:02,319
‫من نقطۀ مقابلِ پلیسم.
‫من آنارشیستم.

216
00:11:02,369 --> 00:11:06,114
‫فقط می‌خوام کمک کنم،
‫تازه اگه اینجا بمونم، رسماً خل می‌شم.

217
00:11:06,164 --> 00:11:10,327
‫پس مثل یه پدرِ خوب و باحال
‫حواسم به دخترمون هست،

218
00:11:10,377 --> 00:11:13,422
‫توی سایه‌ها کمین می‌کنم،
‫که اگه یه موقع اوضاع خراب شد، ورود کنم.

219
00:11:14,131 --> 00:11:16,508
‫«توی سایه‌ها کمین می‌کنم.»
‫مگه خون‌آشامی؟

220
00:11:22,180 --> 00:11:24,474
‫هی کای، نگران نباش،
‫نمی‌خواد استرس داشته باشی.

221
00:11:24,516 --> 00:11:26,935
‫بی‌خیال. فکر کردی برام مهمه که
‫هیچ‌کس اینجا منو نمی‌شناسه،

222
00:11:26,977 --> 00:11:28,595
‫و لباس‌های خواهرم رو پوشیدم،

223
00:11:28,645 --> 00:11:31,139
‫و طوری می‌لنگم انگار مثلاً قانقاریا چیزی گرفتم؟

224
00:11:31,189 --> 00:11:33,350
‫نظر بچه‌دبیرستانی‌ها اصلاً برام مهم نیست.

225
00:11:33,400 --> 00:11:34,568
‫- باشه.
‫- آره.

226
00:11:35,652 --> 00:11:37,563
‫- ای خدا، دارن میان این‌طرف.
‫- سلام، وایات.

227
00:11:37,613 --> 00:11:38,981
‫- سلام بچه‌ها.
‫- سلام.

228
00:11:39,031 --> 00:11:40,649
‫- ایشون کیه؟
‫- ایشون همراهه.

229
00:11:40,699 --> 00:11:42,242
‫ببخشید، ایشون...

230
00:11:42,701 --> 00:11:44,653
‫- همراه منه. اسمش... اسمش کایه.
‫- آره.

231
00:11:44,703 --> 00:11:48,415
‫چطورید پدرسوخته‌ها؟
‫آماده‌اید مثل سگ بترکونیم؟

232
00:11:53,045 --> 00:11:54,546
‫خب، شما دوتا چطوری با هم آشنا شدین؟

233
00:11:54,588 --> 00:11:57,215
‫- راستش از بچگی همو می‌شناسیم.
‫- آره، من توی خونۀ اون زندگی می‌کنم.

234
00:11:57,257 --> 00:11:58,709
‫- آره، توی خونۀ من زندگی می‌کنه.
‫- با هم زندگی می‌کنین؟

235
00:11:58,759 --> 00:11:59,710
‫عه، نه، اون‌طوری که نه.

236
00:11:59,760 --> 00:12:01,503
‫- نه، نه، توی یه اتوبوس زندگی می‌کنه.
‫- نه.

237
00:12:01,553 --> 00:12:02,963
‫آره، توی یه اتوبوس توی حیاط خونه‌شون.

238
00:12:03,013 --> 00:12:05,132
‫بابای من مثل عموی اونه.
‫بابای اونم مثل عموی منه.

239
00:12:05,182 --> 00:12:06,475
‫- چی؟
‫- نه، یعنی...

240
00:12:06,516 --> 00:12:08,010
‫- وای نه، نه، نه...
‫- ما...

241
00:12:08,060 --> 00:12:09,303
‫- باباهامون با هم رفیق صمیمی‌ان.
‫- ما...

242
00:12:09,353 --> 00:12:10,804
‫- باباهامون رفیق صمیمی‌ان.
‫- اونا اونجان.

243
00:12:10,854 --> 00:12:12,597
‫- سلام، بابا.
‫- آره.

244
00:12:12,647 --> 00:12:14,224
‫بابات همونیه که توی فیلم «ونوم» بازی کرده؟

245
00:12:14,274 --> 00:12:15,976
‫بابات توی کابوس‌های من بوده.

246
00:12:16,026 --> 00:12:18,487
‫توی کابوس‌های خودم هم بوده. آره...

247
00:12:19,196 --> 00:12:20,947
‫خیلی‌خب، فعلاً.

248
00:12:22,366 --> 00:12:25,202
‫به این معاشرت اجتماعی 
‫ده از بیست می‌دم.

249
00:12:26,536 --> 00:12:28,822
‫ببین کای، می‌دونم یه‌کم معذبی...

250
00:12:28,872 --> 00:12:30,198
‫نه، خوبم. خوبم.

251
00:12:30,248 --> 00:12:31,325
‫- خوبی؟
‫- آره.

252
00:12:31,375 --> 00:12:32,626
‫- آره، خوبم.
‫- باشه.

253
00:12:34,086 --> 00:12:36,496
‫من برم ببینم شربتی چیزی دارن یا نه،

254
00:12:36,546 --> 00:12:38,173
‫الان برمی‌گردم.

255
00:12:38,673 --> 00:12:40,634
‫- باشه، عالیه.
‫- باشه؟

256
00:12:51,728 --> 00:12:55,265
‫وایات؟ کجایی؟ اوضاع چطوره رفیق؟

257
00:12:55,315 --> 00:12:57,684
‫- آره، همه‌چی خوبه.
‫- پس چرا تنهایی؟ همراهت کو؟

258
00:12:57,734 --> 00:12:59,686
‫- کای کجاست؟
‫- کای اون‌ور وایستاده.

259
00:12:59,736 --> 00:13:01,938
‫دارم براش شربت می‌گیرم. فکر کنم اینجا حس غریبی می‌کنه.

260
00:13:01,988 --> 00:13:04,816
‫آره، آره. خب، قابل درکه، پسر.
‫اینجا قلمروی توئه.

261
00:13:04,866 --> 00:13:07,035
‫تو باید سکان رو دستت بگیری،
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

262
00:13:07,077 --> 00:13:08,820
‫- آره، آره.
‫- می‌دونم یه چند سالی از دورانِ

263
00:13:08,870 --> 00:13:09,863
‫دبیرستانِ من گذشته.

264
00:13:09,913 --> 00:13:12,449
‫درسته دوره عوض شده،
‫ولی بهت قول می‌دم قوانین تغییر نکردن.

265
00:13:12,499 --> 00:13:13,867
‫باید توی چشم باشی، خب؟

266
00:13:13,917 --> 00:13:15,961
‫باید خودت رو از بقیه جدا کنی.

267
00:13:16,586 --> 00:13:18,046
‫برو وسط غوغا کن.

268
00:13:18,088 --> 00:13:21,625
‫عه! نه، نه، ببین، کای با عصا راه می‌ره.

269
00:13:21,675 --> 00:13:23,085
‫فکر نکنم امشب بتونیم بریم وسط.

270
00:13:23,135 --> 00:13:25,712
‫نه، نه، نه.
‫به من اعتماد کن وایات، جواب می‌ده.

271
00:13:25,762 --> 00:13:27,130
‫فقط به آهنگ گوش کن.

272
00:13:27,180 --> 00:13:30,050
‫برای یه زن، هیچی جذاب‌تر از

273
00:13:30,100 --> 00:13:35,180
‫مردی نیست که جربزه‌ش رو داره
‫که بره وسط قِر بده.

274
00:13:35,230 --> 00:13:37,599
‫- صد درصد. درسته. آره.
‫- ...اونم تنهایی. بیا دنبالم. یالا.

275
00:13:37,649 --> 00:13:39,359
‫یالا، بجنب.
‫بهش فکر نکن. فقط تکون بخور.

276
00:13:39,526 --> 00:13:42,729
‫بدنت رو تکون بده. آها! فکّت رو شل کن، پسر.

277
00:13:42,779 --> 00:13:44,106
‫کمرت رو شل کن. یالا.

278
00:13:44,156 --> 00:13:46,408
‫کمر. همینه. نرمش کن، نرمش کن.

279
00:13:47,117 --> 00:13:50,904
‫با هر ضرب‌آهنگی، هر حرکتی بزنی عالیه پسر،
‫فقط کافیه روی ریتم باشی.

280
00:13:50,954 --> 00:13:53,123
‫شل کن. خودت رو رها کن، پسر.

281
00:13:54,082 --> 00:13:57,327
‫ایول، همینه.
‫حالا بیا ببریمش وسط.

282
00:13:57,377 --> 00:13:59,296
‫- بریم، بریم.
‫- وسط.

283
00:14:00,990 --> 00:14:10,990
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

284
00:14:12,684 --> 00:14:13,935
‫اولیو!

285
00:14:14,519 --> 00:14:16,763
‫منم عزیزم، نترس. جیمی‌ام.

286
00:14:16,813 --> 00:14:18,932
‫آره، می‌دونم. دارم می‌بینمت.

287
00:14:18,982 --> 00:14:21,434
‫می‌بینی... از اونجایی که نشستی،
‫می‌تونی تشخیصم بدی؟

288
00:14:21,484 --> 00:14:22,485
‫آره.

289
00:14:23,194 --> 00:14:26,197
‫واقعاً تحسین‌برانگیزه، عزیزم.
‫من... حداقل ۴۵ متر باهات فاصله دارم.

290
00:14:26,907 --> 00:14:28,525
‫نه، خیلی نزدیک‌تر از این حرفایی.

291
00:14:28,575 --> 00:14:30,610
‫نه، توانایی خودت رو دست‌کم نگیر، عزیزم.

292
00:14:30,660 --> 00:14:31,778
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست.

293
00:14:31,828 --> 00:14:34,623
‫تو توی تخمین فاصله‌ها خیلی از من بهتری،
‫پس حرفت رو قبول می‌کنم.

294
00:14:36,207 --> 00:14:38,368
‫اجازه می‌دی یه چند قدم بیام جلوتر؟

295
00:14:38,418 --> 00:14:40,203
‫- جیمی، راه بیفت بیا دیگه.
‫- ممنون. ببخشید.

296
00:14:40,253 --> 00:14:43,164
‫واقعاً شرمنده. خیلی تشنه‌م بود،
‫رفتم از شیلنگ یه قلپ آب بخورم،

297
00:14:43,214 --> 00:14:44,666
‫ولی زیرش یه دستۀ زنبور جمع شده بود.

298
00:14:44,716 --> 00:14:47,719
‫نمی‌دونم زنبور سرخ بودن یا زنبور زرد،
‫ولی حسابی از خجالتم در اومدن.

299
00:14:48,094 --> 00:14:50,297
‫حساسیت ندارم، که جای شکرش باقیه،
‫ولی حالمم زیاد خوب نیست.

300
00:14:50,347 --> 00:14:51,673
‫ای خدا! بیا، بگیر...

301
00:14:51,723 --> 00:14:53,141
‫ممنون. ممنون. ممنون.

302
00:14:58,897 --> 00:15:01,733
‫بازم... توی قوری... بازم چایی هست...؟

303
00:15:06,446 --> 00:15:07,572
‫وای خدا.

304
00:15:10,283 --> 00:15:11,534
‫ای وای، ببخشید.

305
00:15:12,077 --> 00:15:15,030
‫تا قبل از اینکه قلپ اول رو بخورم،
‫نمی‌دونستم بدنم انقدر کم‌آب شده.

306
00:15:15,080 --> 00:15:16,698
‫این‌مدت خیلی از آبِ اون شیلنگه خوردم،

307
00:15:16,748 --> 00:15:18,500
‫- و کم‌کم داره برام سؤال می‌شه که...
‫- جیمی.

308
00:15:20,377 --> 00:15:22,379
‫باشه، ببخشید، تنهات می‌ذارم.

309
00:15:25,465 --> 00:15:26,800
‫ببخشید، عزیزم. ببخشید.

310
00:15:26,841 --> 00:15:29,002
‫فقط یه چیز دیگه بگم و قول می‌دم
‫دیگه تنهات بذارم.

311
00:15:29,052 --> 00:15:30,345
‫می‌دونم الان ناراحتی.

312
00:15:30,887 --> 00:15:33,390
‫و می‌خوام بذارم همون‌طور که خواسته بودی
‫با خودت خلوت کنی.

313
00:15:33,932 --> 00:15:37,477
‫اون‌جوری که تو رفتی،
‫درک می‌کنم چقدر دلت شکسته.

314
00:15:38,144 --> 00:15:40,397
‫ولی منم خیلی ناراحتم، می‌دونی؟

315
00:15:40,730 --> 00:15:44,526
‫و فکر نکنم بتونیم درستش کنیم،
‫مگر اینکه در موردش حرف بزنیم.

316
00:15:46,277 --> 00:15:50,198
‫فقط بدون که عاشقتم، اولیو.
‫بیشتر از هر چیزی توی دنیا دوستت دارم.

317
00:16:08,591 --> 00:16:09,634
‫سلام.

318
00:16:10,260 --> 00:16:14,172
‫پسر، معلم‌های این مدرسه رسماً رد دادن.

319
00:16:14,222 --> 00:16:16,975
‫اون دیوونه رو اونجا می‌بینی؟

320
00:16:17,642 --> 00:16:20,812
‫آره، همین الان منو برد اتاق معلم‌ها 
‫و ماری‌جوآنا زدیم.

321
00:16:21,020 --> 00:16:25,358
‫فکر کنم معلم ورزششون هم یه چیزی
‫از دفتر رئیس مجلس نمایندگان دزدیده باشه.

322
00:16:26,526 --> 00:16:28,361
‫تو رو به این راحتی‌ها نمی‌شه خندوند، نه؟

323
00:16:31,406 --> 00:16:32,824
‫رفیق، سلفی رو گرفتم!

324
00:16:33,366 --> 00:16:34,367
‫ببین،

325
00:16:35,451 --> 00:16:37,028
‫می‌خوام باهات روراست باشم،

326
00:16:37,078 --> 00:16:39,072
‫من از اون پدرها نبودم که همیشه کنار بچه‌شونن،

327
00:16:39,122 --> 00:16:42,117
‫ولی از الان واقعاً می‌خوام کنارت باشم،
‫مخصوصاً امروز.

328
00:16:42,167 --> 00:16:45,670
‫هر سؤالی داری می‌تونی از من بپرسی.
‫نمی‌دونم، مثلاً...

329
00:16:46,546 --> 00:16:49,883
‫مثلاً مسائل ماهانه، می‌دونی،
‫دیگه کم‌کم وقتشه.

330
00:16:49,924 --> 00:16:50,758
‫- سؤالی نداری؟
‫- فقط...

331
00:16:50,800 --> 00:16:52,210
‫خیلی‌خب، دیگه ادامه نده لطفاً.

332
00:16:52,260 --> 00:16:57,090
‫ببین، نیتِ خوبت رو از کاری که
‫می‌خوای بکنی درک می‌کنم،

333
00:16:57,140 --> 00:16:59,217
‫ولی... عجب! الان اصلاً وقتش نیست.

334
00:16:59,267 --> 00:17:01,811
‫تازه، مامان شش سال پیش این موضوع رو برام باز کرد.

335
00:17:02,562 --> 00:17:04,764
‫خیلی دلم می‌خواست منم توی اون گفتگو باشم.

336
00:17:04,814 --> 00:17:06,649
‫اتفاقاً دعوتت هم کردیم که باشی.

337
00:17:07,400 --> 00:17:08,401
‫یادم نمیاد...

338
00:17:08,443 --> 00:17:11,237
‫ببین، اشکالی نداره. باشه؟

339
00:17:12,989 --> 00:17:16,901
‫به نظرم خیلی قشنگه که داری
‫الان تلاشت رو می‌کنی،

340
00:17:16,951 --> 00:17:18,862
‫اونم وسط هم‌کلاسی‌های وایات،

341
00:17:18,912 --> 00:17:21,289
‫ولی الان اصلاً به این چیزها نیازی ندارم.

342
00:17:21,998 --> 00:17:26,586
‫پس من لنگان‌لنگان از اینجا می‌رم،
‫و نمی‌خوام دنبالم بیای.

343
00:17:27,295 --> 00:17:30,039
‫و وقتی می‌گم «دنبالم نیا»،
‫یعنی واقعاً دنبالم نیا،

344
00:17:30,089 --> 00:17:32,834
‫نه از اون «دنبالم نیا»های الکی و تعارفی.

345
00:17:32,884 --> 00:17:35,762
‫فقط سرت به کار خودت باشه، خب؟

346
00:17:54,739 --> 00:17:55,740
‫سلام، کای.

347
00:17:56,282 --> 00:18:00,036
‫امیدوارم با اون مچِ پای داغونت
‫نپریده باشی اون بالا.

348
00:18:00,787 --> 00:18:03,239
‫خوبی؟
‫بهت خوش نمی‌گذره؟

349
00:18:03,289 --> 00:18:04,916
‫چرا، اصلاً لحظات رؤیایی‌ای دارم.

350
00:18:06,751 --> 00:18:07,752
‫خیلی‌خب...

351
00:18:09,045 --> 00:18:12,090
‫- می‌ذارم راحت باشی.
‫- نه، نه لطفاً نرو.

352
00:18:17,387 --> 00:18:18,680
‫چی شده؟

353
00:18:20,139 --> 00:18:21,557
‫اینجا واقعاً حس غریبی می‌کنم.

354
00:18:22,850 --> 00:18:26,638
‫حس می‌کنم مثل یه حیوونِ توی قفسم

355
00:18:26,688 --> 00:18:30,441
‫که بالأخره توی طبیعت وحشی رهاش کردن
‫و اصلاً نمی‌دونه چطوری باید زنده بمونه.

356
00:18:31,818 --> 00:18:33,227
‫خب، من قضیه رو برعکس می‌بینم.

357
00:18:33,277 --> 00:18:34,278
‫جدی؟

358
00:18:34,821 --> 00:18:37,398
‫آره، این تویی که همیشه آزاد و رها بودی،

359
00:18:37,448 --> 00:18:39,784
‫و اینجاست که مثل قفس می‌مونه،
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

360
00:18:40,326 --> 00:18:42,904
‫تو یه ستاره‌ای، کای.

361
00:18:42,954 --> 00:18:44,614
‫لنگه نداری.

362
00:18:44,664 --> 00:18:47,617
‫کسی رو هم‌سن‌وسال تو نمی‌شناسم
‫که انقدر مسیر خودش رو رفته باشه

363
00:18:47,667 --> 00:18:49,702
‫- و روی پای خودش وایستاده باشه.
‫- خوبه، خوبه، بس کن بابا.

364
00:18:49,752 --> 00:18:52,505
‫آره. کسایی که محدود نشدن
‫همرنگ جماعت نمی‌شن، دختر.

365
00:18:52,547 --> 00:18:55,708
‫البته نه که هیچ‌وقت فکر کرده باشم تو آدمی هستی
‫که همرنگ جماعت شدن براش مهمه.

366
00:18:55,758 --> 00:18:57,293
‫خب، اکثر اوقات برام مهم نیست.

367
00:18:57,343 --> 00:18:59,671
‫ببین، نمی‌گم حق نداری
‫احساس ضعف کنی، خب؟

368
00:18:59,721 --> 00:19:00,838
‫همه‌مون احساس ضعف می‌کنیم.

369
00:19:00,888 --> 00:19:02,098
‫- جدی؟
‫- آره.

370
00:19:02,140 --> 00:19:04,475
‫- توی چه زمینه‌ای احساس ضعف می‌کنی؟
‫- الان که بحثِ من نیست.

371
00:19:04,517 --> 00:19:05,510
‫چون احساس ضعف نمی‌کنی.

372
00:19:05,560 --> 00:19:07,145
‫ناسلامتی داری نامزدِ فرمانداری می‌شی.

373
00:19:07,186 --> 00:19:08,354
‫منم احساس ضعف می‌کنم.

374
00:19:09,230 --> 00:19:12,024
‫اتفاقاً چند مورد هست.
‫فکر می‌کنی من از چیزی احساس ضعف نمی‌کنم؟

375
00:19:12,066 --> 00:19:15,736
‫هر روز با خودم می‌گم
‫یعنی شوهر خوبی هستم یا نه.

376
00:19:17,113 --> 00:19:21,359
‫از خودم می‌پرسم پدر خوبی هستم یا نه،
‫و واقعاً جوابش رو نمی‌دونم.

377
00:19:21,409 --> 00:19:25,121
‫مثلاً همین اتفاق‌های مهمِ امروز با وایات رو ببین.

378
00:19:25,663 --> 00:19:28,616
‫شاید یه‌کم حد و حدود خودم رو رعایت نکردم،

379
00:19:28,666 --> 00:19:31,419
‫شاید زیادی خودم رو انداختم وسط ماجرا،
‫ولی فقط...

380
00:19:32,295 --> 00:19:36,999
‫می‌خوام بدونه که من همیشه
‫پشتش هستم و کنارش می‌مونم.

381
00:19:37,049 --> 00:19:38,050
‫خودش اینو می‌دونه.

382
00:19:40,178 --> 00:19:42,096
‫امیدوارم بدونه، آره.

383
00:19:45,349 --> 00:19:48,761
‫می‌دونی، هر کدوم از ما
‫روش خودش رو برای زندگی کردن داره،

384
00:19:48,811 --> 00:19:52,682
‫و باید همین سبکی که هستیم رو بپذیریم.

385
00:19:52,732 --> 00:19:56,527
‫امیدوارم هیچ‌وقت همرنگ جماعت نشی، دختر.
‫به روش خودت پیش برو.

386
00:19:58,446 --> 00:19:59,572
‫من روت حساب باز کردم.

387
00:20:01,490 --> 00:20:02,491
‫باشه.

388
00:20:08,581 --> 00:20:11,125
‫راستش برای پایین اومدن واقعاً کمک می‌خوام.

389
00:20:11,667 --> 00:20:13,336
‫اصلاً چطوری رفتی اون بالا؟

390
00:20:13,836 --> 00:20:15,838
‫[ دبیرستانِ «مدو اوکس» ]

391
00:20:33,314 --> 00:20:34,315
‫پیدات کردم.

392
00:20:35,024 --> 00:20:37,401
‫آره، خودم هستم. همراه!

393
00:20:39,445 --> 00:20:41,239
‫هی، ببخشید که تنهات گذاشتم.

394
00:20:42,281 --> 00:20:45,526
‫آره، خب، منم معذرت می‌خوام
‫که اون‌جوری تهاجمی برات رقصیدم.

395
00:20:45,576 --> 00:20:47,245
‫آره، خیلی تهاجمی بود.

396
00:20:47,912 --> 00:20:49,530
‫یعنی واقعاً جوری توی چشم‌هام زل زده بودی

397
00:20:49,580 --> 00:20:51,199
‫که انگار قاتل زنجیره‌ای چیزی هستی.

398
00:20:51,249 --> 00:20:54,001
‫خب، تقصیر من بود، ولی...

399
00:20:55,670 --> 00:20:57,463
‫تنهایی رقصیدن سخته دیگه.

400
00:21:13,104 --> 00:21:14,221
‫اینجا رو داشته باش!

401
00:21:14,271 --> 00:21:15,940
‫آره. اینجا رو داشته باش!

402
00:21:16,983 --> 00:21:19,527
‫امیدوارم همین‌طور باشه،
‫حداقل بیشتر اوقات.

403
00:21:19,568 --> 00:21:23,656
‫می‌دونی، بعضی وقتا فکر می‌کنم
‫زیادی بهشون سخت می‌گیرم و کنترلشون می‌کنم.

404
00:21:24,198 --> 00:21:28,611
‫شاید فشارهای بی‌موردی بهشون میارم،
‫مثل امشب با وایات.

405
00:21:28,661 --> 00:21:31,948
‫نه مثل تو، رفیق.
‫تو بچه‌هات رو آزاد می‌ذاری،

406
00:21:31,998 --> 00:21:35,368
‫و همین باعث می‌شه که مستقل بار بیان.

407
00:21:35,418 --> 00:21:37,954
‫مثلاً همین کای رو ببین.
‫نگاهش کن، رفیق.

408
00:21:38,004 --> 00:21:40,122
‫دختره با عصا پا می‌شه میاد جشنی که

409
00:21:40,172 --> 00:21:41,707
‫یه نفر رو هم توش نمی‌شناسه.

410
00:21:41,757 --> 00:21:44,051
‫این یعنی اعتمادبه‌نفس، آقا.

411
00:21:45,219 --> 00:21:47,513
‫آره. دختر معرکه‌ایه.

412
00:21:48,681 --> 00:21:52,051
‫به نظرم خودمون با پای خودمون 
‫وارد این مسیر سختِ پدر شدن شدیم.

413
00:21:52,101 --> 00:21:53,310
‫آره واقعاً.

414
00:21:54,353 --> 00:21:55,354
‫اینو ببین.

415
00:21:55,980 --> 00:22:00,025
‫باورت می‌شه این دو نفر به‌عنوان ناظم و مراقب
‫اومدن جشن دبیرستان؟

416
00:22:00,234 --> 00:22:01,527
‫ای خدا.

417
00:22:02,069 --> 00:22:04,897
‫- اون قیافۀ احمقانه رو نگاه کن.
‫- کدومش رو می‌گی؟

418
00:22:04,947 --> 00:22:07,825
‫- اونی که بغلِ منه.
‫- آره، صد درصد.

419
00:22:09,201 --> 00:22:12,238
‫می‌دونی، یه روزی می‌رسه که
‫دلمون برای همین لحظه تنگ می‌شه.

420
00:22:12,288 --> 00:22:13,489
‫راستش من همین الانش هم دلتنگشم.

421
00:22:13,539 --> 00:22:14,865
‫مثل آدم وایستادم دیگه.

422
00:22:14,915 --> 00:22:17,910
‫نه، می‌تونی... 
‫اشکالی نداره به دوربین نگاه کنی. آها، همینه.

423
00:22:17,960 --> 00:22:20,045
‫- آره، دارم نگاه می‌کنم...
‫- چشم‌هات رو باز کن. چشم‌هات رو باز کن.

424
00:22:26,302 --> 00:22:27,628
‫سلام، بابا.

425
00:22:27,678 --> 00:22:28,796
‫سلام.

426
00:22:28,846 --> 00:22:30,097
‫جشن چطور بود؟

427
00:22:32,141 --> 00:22:35,519
‫خب، نه به اون شلوغی و پرشوری‌ای
‫که احتمالاً تو انتظارش رو داشتی.

428
00:22:36,187 --> 00:22:39,849
‫جدی فکر می‌کنم دوران کرونا
‫حسابی در حق این بچه‌ها ظلم کرد.

429
00:22:39,899 --> 00:22:41,525
‫شبِ تو چطور بود؟

430
00:22:42,443 --> 00:22:44,028
‫راستش به‌طرز عجیبی بد نبود.

431
00:22:44,737 --> 00:22:46,071
‫با هم حرف زدین؟

432
00:22:47,156 --> 00:22:48,157
‫آره.

433
00:22:50,034 --> 00:22:52,786
‫خیلی‌خب، قراره... قراره بازش کنیم؟

434
00:23:13,807 --> 00:23:15,384
‫صبر کن. چی...

435
00:23:15,434 --> 00:23:16,435
‫نه.

436
00:23:16,977 --> 00:23:21,682
‫نیازی ندارم یه تیکه کاغذ بهم بگه
‫که من و متیو واقعاً برادریم یا نه.

437
00:23:21,732 --> 00:23:24,652
‫خودم می‌دونم که برادریم،
‫و همین برام کافیه.

438
00:23:25,194 --> 00:23:29,031
‫الانم می‌رم به مامانت بگم که
‫بچه‌های این دوره زمونه چقدر عجیب‌وغریب شدن.

439
00:23:31,367 --> 00:23:33,068
‫تو هم یواشکی چک نمی‌کنی‌ها.

440
00:23:33,118 --> 00:23:35,412
‫نه. فقط...

441
00:23:36,205 --> 00:23:38,582
‫- میندازمش توی سطل بازیافت.
‫- یه شروع تازه!

442
00:23:40,542 --> 00:23:41,835
‫یه شروع تازه!

443
00:23:42,544 --> 00:23:43,871
‫قول بده.

444
00:23:43,921 --> 00:23:44,922
‫قول می‌دم.

445
00:23:56,600 --> 00:23:57,601
‫یه شروع تازه.

446
00:23:58,686 --> 00:24:03,357
‫«ترجمه از محمد سید»

447
00:24:05,357 --> 00:24:15,357
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M