1
00:00:39,372 --> 00:00:41,499
‫« قسمت دوازدهم و پایانی »

2
00:00:42,042 --> 00:00:47,047
W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:00:53,261 --> 00:00:56,973
‫مشکلش چیه که ببینم آیا دامادم
‫می‌تونه شرکتم رو در آینده اداره کنه؟

4
00:00:57,057 --> 00:01:01,644
‫منظورت اینه که رابطۀ
‫من و سونگ‌هون رو تأیید می‌کنی؟

5
00:01:01,728 --> 00:01:05,273
‫اگه مورد تأییدم نبود
‫مگه به قرار شام دعوتش می‌کردم؟

6
00:01:05,815 --> 00:01:07,192
‫با من ازدواج می‌کنی؟

7
00:01:15,658 --> 00:01:16,701
‫چا سونگ‌هون هستم.

8
00:01:16,785 --> 00:01:18,244
‫سلام. رئیس جین هستم.

9
00:01:23,083 --> 00:01:24,876
‫طفره نمیرم.

10
00:01:24,959 --> 00:01:26,336
‫با دخترم قطع رابطه کن.

11
00:01:27,545 --> 00:01:29,047
‫چرا حرفی نمی‌زنی؟

12
00:01:29,130 --> 00:01:32,050
‫مگه نشنیدی چی گفتم بهت؟

13
00:01:35,220 --> 00:01:39,599
‫در ضمن، چیزی هم به یونگ‌سو نگو.
‫مطمئنم انقدر عاقل هستی که این‌کارو نکنی.

14
00:01:40,599 --> 00:01:50,599
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

15
00:02:03,206 --> 00:02:04,916
‫سونگ‌هون، من دارم میام تو.

16
00:02:11,005 --> 00:02:13,591
‫هنوز که غذا نخوردی؟
‫بیا بریم سوپ جلبک بخوریم.

17
00:02:13,675 --> 00:02:15,718
‫مامان و بابای هاری قراره به مناسبت تولدم
‫یه غذای مخصوص درست کنن.

18
00:02:15,802 --> 00:02:16,886
‫والدین خانم شین؟

19
00:02:16,970 --> 00:02:19,389
‫اونا هر سال تولدم رو باهام جشن می‌گیرن.

20
00:02:20,431 --> 00:02:24,352
‫ولی هاری دیشب من رو بهونه کرد
‫که خونه رو بپیچونه.

21
00:02:24,435 --> 00:02:26,521
‫فکر کنم پیش آقای کانگ بوده.

22
00:02:28,690 --> 00:02:30,024
‫تو حالت خوبه، یونگ‌سو؟

23
00:02:30,942 --> 00:02:31,985
‫منظورت چیه؟

24
00:02:32,819 --> 00:02:34,237
‫من خوبم.

25
00:02:35,071 --> 00:02:37,866
‫خب به‌جز بدشانسی‌ای که
‫تو پدر و مادر آوردم،

26
00:02:37,949 --> 00:02:40,285
‫آدمای زیادی دورم دارم که دوستم دارن.

27
00:02:42,203 --> 00:02:45,290
‫واقعاً متأسفم که به‌خاطر من
‫مجبور شدی این وضعیت رو تحمل کنی.

28
00:02:48,001 --> 00:02:49,586
‫صددرصد یه جای کار می‌لنگه.

29
00:02:49,669 --> 00:02:51,838
‫بازم این قضیه؟

30
00:02:51,921 --> 00:02:56,092
‫ما ۱۰ ساله مشتری ثابت مغازۀ کیک‌برنجی‌ایم.
‫سر ما کلاه نمی‌ذارن.

31
00:02:56,176 --> 00:02:58,720
‫من که اونو نمی‌گم.
‫دارم درمورد هاری صحبت می‌کنم.

32
00:02:58,803 --> 00:02:59,637
‫چیِ هاری رو میگی؟

33
00:02:59,721 --> 00:03:02,640
‫فکر کنم دیشب با مدیر کانگ بیرون بودن.

34
00:03:02,724 --> 00:03:06,519
‫خدایا، دیگه داری پرت و پلا میگی.

35
00:03:06,603 --> 00:03:10,064
‫هاری اون‌جوری نیست.

36
00:03:10,148 --> 00:03:13,484
‫مگه فکر کردی وقتی من به مامان‌وبابام
‫دروغ گفتم و همراه تو اومدم،

37
00:03:13,568 --> 00:03:15,153
‫اون‌جور دختری بودم؟

38
00:03:15,236 --> 00:03:16,696
‫خودت راضیم کردی...

39
00:03:16,779 --> 00:03:18,615
‫بگذریم حالا!

40
00:03:18,698 --> 00:03:21,534
‫هاری اون شکلی نیست!

41
00:03:21,618 --> 00:03:24,954
‫تو به‌عنوان یه مادر
‫باید بیشتر به دخترت اعتماد داشته باشی.

42
00:03:25,038 --> 00:03:28,917
‫خب، دوست ندارم کسی به اعتمادم خیانت کنه!

43
00:03:29,000 --> 00:03:30,418
‫یه حس بدی دارم.

44
00:03:30,501 --> 00:03:33,379
‫تو هم که هر وقت میگی
‫راجع‌به چیزی حس بدی داری،

45
00:03:33,463 --> 00:03:35,632
‫آخرسر معلوم میشه هیچی نبوده.

46
00:03:35,715 --> 00:03:38,384
‫فقط به دخترمون اعتماد کن.

47
00:03:38,468 --> 00:03:39,677
‫خدای من.

48
00:03:42,680 --> 00:03:43,640
‫برو داخل، هاری.

49
00:03:45,099 --> 00:03:47,727
‫- باشه میرم.
‫- واقعاً دوست ندارم بذارم بری.

50
00:03:47,810 --> 00:03:49,729
‫منم همین‌طور.

51
00:03:51,981 --> 00:03:55,568
‫هوی، شین هاری!

52
00:03:55,652 --> 00:03:56,986
‫عزیزم!

53
00:03:57,070 --> 00:03:59,072
‫- عزیزم، عزیزم!
‫- شین هاری!

54
00:03:59,697 --> 00:04:01,616
‫تو که گفته بودی میری پیش یونگ‌سو،

55
00:04:01,699 --> 00:04:03,701
‫بعد رفته بودی پیش این مرتیکه؟

56
00:04:03,785 --> 00:04:07,538
‫- دختره‌ی پدرسوخته! دیوونه شدی!
‫- آروم بگیر عزیزم!

57
00:04:07,622 --> 00:04:10,166
‫لطفاً آروم باشید و
‫بیاید درموردش صحبت کنیم، مادر.

58
00:04:10,250 --> 00:04:12,001
‫«مادر»؟ به من نگو مادر!

59
00:04:12,710 --> 00:04:13,670
‫- توله‌سگ!
‫- مامان!

60
00:04:13,753 --> 00:04:14,796
‫- عزیزم!
‫- تو خوبی؟

61
00:04:14,879 --> 00:04:15,755
‫آره خوبم.

62
00:04:15,838 --> 00:04:16,714
‫- پدرسوخته!
‫- مامان.

63
00:04:16,798 --> 00:04:18,675
‫چطور تونستی کتکش بزنی؟

64
00:04:18,758 --> 00:04:20,843
‫یه‌کم شخصیت داشته باش!
‫با زبونت حرف بزن!

65
00:04:20,927 --> 00:04:23,263
‫شخصیت؟ شوخی می‌کنی دیگه؟
‫بیا اینجا ببینم!

66
00:04:23,346 --> 00:04:24,472
‫- بیا اینجا!
‫- بسه.

67
00:04:24,555 --> 00:04:25,390
‫چی بسه؟

68
00:04:25,473 --> 00:04:26,557
‫گفتم بیا اینجا!

69
00:04:26,641 --> 00:04:29,936
‫- هاری، نه!
‫- بیا اینجا!

70
00:04:30,019 --> 00:04:31,854
‫- چی؟
‫- خانم هان!

71
00:04:34,315 --> 00:04:38,444
‫بابا، معذرت می‌خوام که بهتون دروغ گفتم ولی...

72
00:04:41,781 --> 00:04:42,949
‫پدر، مادر...

73
00:04:43,574 --> 00:04:45,493
‫تقصیر هاری نبود.

74
00:04:45,576 --> 00:04:46,828
‫مقصر منم.

75
00:04:46,911 --> 00:04:47,912
‫آقای کانگ.

76
00:04:48,454 --> 00:04:49,330
‫بله آقا.

77
00:04:49,414 --> 00:04:50,290
‫[کانگ ته‌مو]

78
00:04:50,373 --> 00:04:51,499
‫شما مدیر شرکت هستید.

79
00:04:51,582 --> 00:04:53,334
‫[مدیرعامل کارآفرین شرکت گو فود]

80
00:04:53,418 --> 00:04:55,086
‫چی شد که با هاری دوست شدید؟

81
00:04:55,795 --> 00:04:58,840
‫من در نگاه اول عاشق دخترتون شدم

82
00:05:00,049 --> 00:05:04,053
‫و می‌خواستم به دیدنش ادامه بدم
‫برای همین کار رو بهونه کردم که ببینمش.

83
00:05:05,972 --> 00:05:07,515
‫این‌جوری با هم دوست شدیم.

84
00:05:07,598 --> 00:05:10,727
‫چطور شده که همچین پسر
‫فوق‌العاده بی‌نظیری مثل شما

85
00:05:10,810 --> 00:05:14,897
‫یک دل نه صد دل
‫عاشق هاریِ ما شده؟

86
00:05:15,773 --> 00:05:17,150
‫به چشم من،

87
00:05:18,818 --> 00:05:20,194
‫هاری زیباترین دختر دنیاست.

88
00:05:24,657 --> 00:05:28,077
‫من دخترای خوشگل زیادی تو زندگیم دیدم

89
00:05:28,578 --> 00:05:30,955
‫که خیلی هم با اصل و نسب بودن.

90
00:05:31,039 --> 00:05:34,334
‫اما هاری اولین زنیـه که احساس کردم

91
00:05:35,418 --> 00:05:37,920
‫پیشش خیلی بهم خوش می‌گذره
‫و همیشه لبخند به لبم میاره.

92
00:05:39,630 --> 00:05:41,007
‫واسه همین دو دستی چسبیدم بهش.

93
00:05:42,050 --> 00:05:43,176
‫خانواده‌تون در جریانِ

94
00:05:44,093 --> 00:05:46,137
‫رابطه‌تون با هاری هستن؟

95
00:05:48,139 --> 00:05:50,266
‫احتمالاً خیلی از رابطه‌ی

96
00:05:51,309 --> 00:05:53,436
‫یه رئیس با کارمند زیر دستش راضی نباشن.

97
00:05:53,519 --> 00:05:58,191
‫به‌نظرم مادامی که هر کدوم‌مون
‫کارمون رو به‌نحو احسن انجام بدیم،

98
00:05:59,067 --> 00:06:00,401
‫هیچ مشکلی پیش نمیاد.

99
00:06:01,444 --> 00:06:04,197
‫من حتماً اجازه‌ی خانواده‌ام رو می‌گیرم.

100
00:06:04,739 --> 00:06:08,993
‫پس اگر شما اجازه بدید...

101
00:06:12,121 --> 00:06:15,124
‫من می‌خوام با هاری باشم
‫و در آینده ازدواج کنیم.

102
00:06:22,673 --> 00:06:24,175
‫تو ساکت!

103
00:06:24,258 --> 00:06:25,676
‫واسه چی انقدر خوشحال شدی؟

104
00:06:25,760 --> 00:06:27,303
‫می‌خوای تو هم بیای اینجا بشینی؟

105
00:06:27,387 --> 00:06:31,015
‫خب می‌دونم که من کاملاً بی‌گناه نیستم،

106
00:06:31,682 --> 00:06:33,810
‫ولی میشه قبل این‌که نقره‌داغم کنید
‫لطفاً غذام رو بخورم؟

107
00:06:33,893 --> 00:06:35,228
‫آخه خیلی گشنمـه.

108
00:06:35,311 --> 00:06:36,145
‫آره مامان.

109
00:06:36,229 --> 00:06:38,147
‫هر چی نباشه تولد یونگ‌سوئه.

110
00:06:38,398 --> 00:06:39,232
‫مگه نه؟

111
00:06:41,776 --> 00:06:42,610
‫خدای بزرگ.

112
00:06:53,246 --> 00:06:54,956
‫مدیر کانگ.

113
00:06:55,748 --> 00:07:00,461
‫ببخشید که دست روتون بلند کردم.

114
00:07:01,462 --> 00:07:02,880
‫عمدی نبود.

115
00:07:02,964 --> 00:07:05,758
‫آخه خیلی عصبانی شدم وقتی دیدم
‫هاری از ماشین شما پیاده...

116
00:07:08,052 --> 00:07:08,928
‫از غذاتون لذت ببرید.

117
00:07:11,431 --> 00:07:12,557
‫بخور.

118
00:07:14,475 --> 00:07:17,437
‫خوبی سونگ‌هون؟ بیا آب بخور.

119
00:07:19,147 --> 00:07:20,440
‫آقا!

120
00:07:21,107 --> 00:07:22,442
‫ناسلامتی تولد منه!

121
00:07:22,525 --> 00:07:25,528
‫واقعاً می‌خواید انقدر پَکَر باشید؟

122
00:07:25,611 --> 00:07:28,489
‫راست میگه، چرا انقدر پکرید؟
‫هاری که با خودش...

123
00:07:29,073 --> 00:07:32,743
‫یعنی، بهترین شوهر رو آورده.
‫باید جشن بگیریم!

124
00:07:32,827 --> 00:07:35,496
‫آره. پس شماها هم انقدر اخمالو نباشید.

125
00:07:35,580 --> 00:07:37,665
‫یه نوشیدنی خوشمزه آوردم بخوریم.

126
00:07:38,291 --> 00:07:39,125
‫سونگ‌هون.

127
00:07:39,208 --> 00:07:42,462
‫چی؟ الان چی می‌خوای بخوری؟

128
00:07:42,545 --> 00:07:43,504
‫نوشیدنی خنک.

129
00:07:44,130 --> 00:07:47,383
‫شنیدم که دفعۀ قبل دوستش داشتید،
‫پس همون مدل رو گرفتم.

130
00:07:47,467 --> 00:07:51,053
‫چطوره هر کس یه لیوان بخوره
‫و تولد منو جشن بگیریم؟

131
00:07:51,137 --> 00:07:53,264
‫الان کار داریم باید رستوران رو باز کنیم.

132
00:07:54,515 --> 00:07:57,268
‫باشه، نفری فقط یه دونه؟

133
00:07:57,977 --> 00:07:59,645
‫[امروز تعطیل هستیم]

134
00:07:59,729 --> 00:08:01,063
‫مدیر کانگ.

135
00:08:01,731 --> 00:08:03,149
‫شما هم بفرمایید.

136
00:08:04,108 --> 00:08:05,109
‫چشم خانم.

137
00:08:08,237 --> 00:08:11,574
‫می‌بینم که پسر باجنبه‌ای هستی.
‫خوشحالم اینو می‌بینم.

138
00:08:12,325 --> 00:08:14,744
‫نمی‌دونم اینو می‌دونی یا نه،

139
00:08:15,578 --> 00:08:17,413
‫ولی هاری هم خیلی باجنبه‌ست.

140
00:08:17,497 --> 00:08:19,707
‫مامان، این حرفا چیه می‌زنی؟

141
00:08:19,790 --> 00:08:21,667
‫چیه؟ تو هر چقدر بخوای راحت می‌خوری.

142
00:08:21,751 --> 00:08:24,629
‫- حتی بیشتر. خودم دیدم.
‫- الکی نگید!

143
00:08:24,712 --> 00:08:25,755
‫- آره آره.
‫- نه.

144
00:08:25,838 --> 00:08:26,839
‫- آب.
‫- آب می‌خوای؟

145
00:08:27,757 --> 00:08:28,833
‫حتماً خیلی خوشحالی.

146
00:08:28,883 --> 00:08:30,635
‫یونگ‌سوی خوشگلم، تولدت مبارک!

147
00:08:30,718 --> 00:08:31,552
‫منظورت چیه؟

148
00:08:31,636 --> 00:08:32,762
‫مادر خانم شین.

149
00:08:33,346 --> 00:08:34,972
‫فکر کنم خوشش اومد از شما.

150
00:08:35,515 --> 00:08:37,141
‫- واقعاً؟
‫- راستی هاری،

151
00:08:37,225 --> 00:08:38,059
‫چیه؟

152
00:08:39,310 --> 00:08:40,686
‫کادوی تولدم کو؟

153
00:08:42,063 --> 00:08:43,564
‫بد نیست بری با پدرش صحبت کنی؟

154
00:08:43,648 --> 00:08:45,149
‫- یه سؤالی دارم.
‫- باشه بپرس.

155
00:08:45,233 --> 00:08:46,359
‫همین‌الان؟

156
00:08:46,442 --> 00:08:48,778
‫باید باهاش صمیمی بشی.

157
00:08:48,861 --> 00:08:50,029
‫- برو.
‫- یه ماچ بده ببینم.

158
00:08:50,112 --> 00:08:51,155
‫برو دیگه!

159
00:08:53,241 --> 00:08:54,700
‫یه رازی رو بهت بگم؟

160
00:08:54,784 --> 00:08:56,452
‫- مامان می‌دونی چیه؟
‫- چیه؟

161
00:08:56,536 --> 00:08:59,580
‫سه سال پیش، هامین
‫یه شب توی نشئگی به من زنگ زد.

162
00:08:59,664 --> 00:09:01,374
‫خاک بر سرت، از این غلطا کردی؟

163
00:09:01,457 --> 00:09:04,502
‫- چرا اون وسط حالا به من زنگ زدی؟
‫- گذشته‌ها دیگه گذشته.

164
00:09:04,585 --> 00:09:05,962
‫حرف ناجوری هم زدی؟

165
00:09:06,045 --> 00:09:06,879
‫خدای من.

166
00:09:06,963 --> 00:09:08,548
‫- مامان تو...
‫- هی.

167
00:09:08,631 --> 00:09:11,509
‫خجالت نمی‌کشی با زنی که ازت بزرگتره
‫حرف‌های ناجور می‌زنی؟

168
00:09:11,592 --> 00:09:14,178
‫من عین خواهرت می‌مونم.
‫چرا اون‌کارو کردی؟

169
00:09:26,524 --> 00:09:27,358
‫پدر جان.

170
00:09:28,568 --> 00:09:30,194
‫چرا اومدید طبقۀ پایین؟

171
00:09:33,489 --> 00:09:36,951
‫اومدم یه چیزی رو چک کنم.

172
00:09:38,119 --> 00:09:39,495
‫می‌فهمم که...

173
00:09:40,496 --> 00:09:41,664
‫از دست من عصبانی هستید.

174
00:09:43,791 --> 00:09:44,792
‫ولی قربان، من...

175
00:09:46,210 --> 00:09:47,712
‫من اصلاً...

176
00:09:49,797 --> 00:09:51,132
‫از شما عصبانی نیستم، آقای کانگ.

177
00:09:51,716 --> 00:09:52,550
‫جانم؟

178
00:09:54,510 --> 00:09:55,803
‫آخه می‌دونید، هاری...

179
00:09:56,596 --> 00:09:58,639
‫از بچگی صدای خیلی قشنگی داشت،

180
00:09:59,432 --> 00:10:01,392
‫واسه همین ازش پرسیدم
‫دوست داره خواننده بشه یا نه.

181
00:10:02,143 --> 00:10:03,436
‫ولی اون گفت نه.

182
00:10:04,770 --> 00:10:08,399
‫بعدش توی دبیرستان،
‫همین که عضو انجمن تئاتر مدرسه شد

183
00:10:08,482 --> 00:10:12,194
‫نقش اصلی رو بهش دادن،

184
00:10:13,029 --> 00:10:14,614
‫و حتی جایزه هم برد.

185
00:10:16,616 --> 00:10:18,701
‫اون‌موقع ازش پرسیدم
‫به هنرپیشگی علاقه داره یا نه.

186
00:10:19,076 --> 00:10:22,872
‫ولی بازم گفت نه.
‫گفت که سرگرمیـه براش.

187
00:10:24,290 --> 00:10:25,333
‫بعدش دوزاریم افتاد که...

188
00:10:27,835 --> 00:10:29,754
‫فقط به‌خاطر این‌که من نمی‌تونستم

189
00:10:30,546 --> 00:10:32,006
‫مخارج تحصیلاتش رو

190
00:10:33,382 --> 00:10:36,552
‫تأمین کنم، پیشنهادامـو رد می‌کرد.

191
00:10:37,345 --> 00:10:38,554
‫و حالا اون دختر کوچولو...

192
00:10:40,139 --> 00:10:42,642
‫می‌خواد با مرد معرکه‌ای مثل شما ازدواج کنه.

193
00:10:43,517 --> 00:10:44,685
‫نگرانی من فقط اینه که...

194
00:10:48,356 --> 00:10:51,484
‫مردم ممکنه شما دو نفر رو

195
00:10:52,777 --> 00:10:55,905
‫به‌خاطر خانواده‌هاتون با هم مقایسه کنن.

196
00:10:58,282 --> 00:11:01,911
‫این‌جوری دل دخترم می‌شکنه.

197
00:11:04,538 --> 00:11:06,040
‫بذار یه سؤالی ازت بپرسم.

198
00:11:07,958 --> 00:11:11,504
‫تو مطمئنی که دلِ هاری نمی‌شکنه...

199
00:11:14,215 --> 00:11:17,426
‫و قرار نیست عذابی بکشه؟

200
00:11:20,262 --> 00:11:21,847
‫اگر بگم مطمئنم،

201
00:11:22,807 --> 00:11:24,100
‫دروغ گفتم.

202
00:11:26,394 --> 00:11:30,648
‫می‌دونم که ممکنه مقدار زیادی
‫توجه ناخواستۀ به طرفش جلب بشه،

203
00:11:31,190 --> 00:11:34,652
‫یا که سوژه‌ی شایعات بشه
‫اونم فقط به‌خاطر رابطه با من.

204
00:11:36,654 --> 00:11:39,699
‫من هرچقدرم تلاشم رو بکنم،
‫نمی‌تونم جلوی همه‌ی این اتفاقات رو بگیرم.

205
00:11:40,324 --> 00:11:41,409
‫اما...

206
00:11:42,493 --> 00:11:44,829
‫قول میدم که همیشه کنارش باشم

207
00:11:45,496 --> 00:11:47,498
‫و با تمام توان ازش محافظت کنم.

208
00:11:49,417 --> 00:11:52,086
‫براش مردی میشم که پشتش وایمیسته

209
00:11:53,379 --> 00:11:55,005
‫و درکش می‌کنه.

210
00:11:56,298 --> 00:11:59,802
‫پس لطفاً اگر ممکنه به ما اعتماد کنید

211
00:12:01,262 --> 00:12:04,265
‫و ازمون حمایت کنید.

212
00:12:19,905 --> 00:12:20,740
‫<i>مادر.</i>

213
00:12:21,574 --> 00:12:22,825
‫<i>به من نگو مادر.</i>

214
00:12:22,908 --> 00:12:23,993
‫<i>«قوی بمون، گوم‌هی»</i>

215
00:12:24,076 --> 00:12:28,247
‫<i>من تو رو ترک کردم</i>
<i>‫و سعی کردم زندگیت رو خراب کنم.</i>

216
00:12:29,039 --> 00:12:30,040
‫چی؟

217
00:12:30,458 --> 00:12:31,667
‫- وایسا ببینم...
‫<i>- من حتماً گوم‌هی رو...</i>

218
00:12:31,751 --> 00:12:34,462
‫چرا گوم‌‌هی به اون زنه گفت مادر؟

219
00:12:35,087 --> 00:12:37,673
‫انگار خیلی از داستان سریال عقبم.

220
00:12:37,757 --> 00:12:38,924
‫<i>آخه مادر.</i>

221
00:12:39,008 --> 00:12:42,219
‫معلوم شد که گوم‌هی
‫دختر این خانمه بود که

222
00:12:42,303 --> 00:12:45,431
‫قبل از ازدواج با اون خانوادۀ ثروتمند
‫ترکش کرد و رفت.

223
00:12:45,973 --> 00:12:46,891
‫چی؟

224
00:12:47,600 --> 00:12:52,062
‫یعنی این‌همه مدت با علم بر این‌که
‫گوم‌هی دخترشه انقدر سرش داد می‌زد؟

225
00:12:52,688 --> 00:12:54,648
‫واقعاً که.

226
00:12:56,484 --> 00:12:57,401
‫من اومدم.

227
00:12:58,360 --> 00:13:02,573
‫کجا رفته بودی، تو که هنوز کامل خوب نشدی؟

228
00:13:03,157 --> 00:13:05,242
‫دیگه حالم خوب شده، نگران نباشید.

229
00:13:05,326 --> 00:13:08,996
‫رفته بودی پیش اون دختره شین، مگه نه؟

230
00:13:09,747 --> 00:13:12,917
‫پس نمی‌خوای بی‌خیال اون دختر بشی

231
00:13:13,000 --> 00:13:15,461
‫هرچقدرم که من مخالف باشم.

232
00:13:15,544 --> 00:13:18,255
‫تا حالا شده بتونید نظر منو عوض کنید، پدربزرگ؟

233
00:13:18,339 --> 00:13:19,840
‫چی گفتی پدرسوخته؟

234
00:13:19,924 --> 00:13:22,676
‫پدربزرگ، من می‌خوام با هاری ازدواج کنم.

235
00:13:23,469 --> 00:13:25,888
‫اتفاقاً الان از پیش پدر و مادرش میام.

236
00:13:26,806 --> 00:13:27,973
‫پس...

237
00:13:29,016 --> 00:13:30,434
‫دیگه وا بده، پدربزرگ.

238
00:13:31,268 --> 00:13:33,145
‫پسره‌ی...

239
00:13:36,232 --> 00:13:37,858
‫آی قلبم. وای خدایا.

240
00:13:38,567 --> 00:13:40,903
‫درد گرفت.

241
00:13:40,986 --> 00:13:43,239
‫پسره‌ی توله‌سگ...

242
00:13:54,416 --> 00:13:55,501
‫<i>در بسته می‌شود</i>

243
00:13:56,794 --> 00:13:58,212
‫<i>در باز می‌شود</i>

244
00:13:58,671 --> 00:13:59,713
‫شما سوار نمی‌شید؟

245
00:14:13,561 --> 00:14:15,104
‫میگما...

246
00:14:15,187 --> 00:14:16,564
‫چه غلطی می‌کنی؟

247
00:14:20,651 --> 00:14:23,153
‫این دوتا با هم دوست شدن، نه؟

248
00:14:25,573 --> 00:14:26,866
‫این‌جوری میگن.

249
00:14:29,451 --> 00:14:33,747
‫پس این مدیر کانگ چطوری انقدر ریلکسه؟

250
00:14:36,458 --> 00:14:39,920
‫میگم مگه تیم ۱ مسئول
‫دامپلینگ‌های گشنیزی نبود؟

251
00:14:40,838 --> 00:14:42,131
‫به یه تیم دیگه واگذار شده.

252
00:14:43,591 --> 00:14:48,304
‫تیم ما به دستور رئیس کانگ
‫از اون پروژه کنار گذاشته شد، قربان.

253
00:14:48,387 --> 00:14:49,930
‫بگید تیم‌تون ادامۀ پروژه رو انجام بده.

254
00:14:50,014 --> 00:14:53,183
‫تا اینجاش رو تیم شما پیش برده،
‫بهتره که خودتونم به پایان برسونیدش.

255
00:14:53,267 --> 00:14:55,311
‫بله جناب مدیر.

256
00:14:55,394 --> 00:14:56,228
‫خیلی ممنونم.

257
00:15:04,778 --> 00:15:06,739
‫- شما نمیای، آقای چا؟
‫- قربان؟

258
00:15:06,822 --> 00:15:11,452
‫مدیر کانگ، طبقۀ دهم دفتر ماست.

259
00:15:18,292 --> 00:15:21,545
‫می‌خوام بقیۀ طبقات رو پیاده برم.
‫باید به فکرِ سلامت جسمانیم باشم.

260
00:15:22,796 --> 00:15:25,591
‫بیا بریم طبقۀ هفدهم، آقای چا.

261
00:15:29,637 --> 00:15:31,263
‫ولی من که ورزش می‌کنم.

262
00:15:34,725 --> 00:15:37,061
‫قربان این‌طرفیـه.

263
00:15:38,687 --> 00:15:39,521
‫درسته.

264
00:15:40,648 --> 00:15:41,523
‫سلامت باشید، قربان.

265
00:15:53,786 --> 00:15:55,913
‫چای سفارش دادم برات به‌جای قهوه.

266
00:15:56,538 --> 00:15:58,624
‫چای موردعلاقه‌ت رو سرو می‌کردن، چای رویبوس.

267
00:15:59,875 --> 00:16:01,585
‫چی شده این وقتِ صبح اومدی اینجا؟

268
00:16:01,669 --> 00:16:02,962
‫مدیر کانگ ازم درخواست کرد

269
00:16:03,671 --> 00:16:05,255
‫که یه همکاری دیگه انجام بدیم،

270
00:16:06,048 --> 00:16:07,967
‫و گفت که نگران شایعات نباشم.

271
00:16:08,884 --> 00:16:11,387
‫ولی الان از پیش خودش میام
‫و بهش گفتم که نمی‌تونم انجامش بدم.

272
00:16:11,470 --> 00:16:12,972
‫چرا؟ فرصت خوبیه که.

273
00:16:13,514 --> 00:16:15,224
‫اگر به‌خاطر منه، این‌کارو نکن.

274
00:16:15,808 --> 00:16:16,684
‫راستش من...

275
00:16:18,018 --> 00:16:21,105
‫دارم رستورانم رو می‌بندم
‫و قراره برم اروپا.

276
00:16:21,480 --> 00:16:23,440
‫چه یهویی؟

277
00:16:24,149 --> 00:16:25,651
‫با یورا میری؟

278
00:16:25,734 --> 00:16:26,652
‫ما بهم زدیم.

279
00:16:27,361 --> 00:16:29,321
‫خیلی‌وقت پیش باید این‌کارو می‌کردیم.

280
00:16:29,405 --> 00:16:31,949
‫ولی گمونم حسرت‌هامون رو
‫با احساس علاقه اشتباه گرفتیم.

281
00:16:34,326 --> 00:16:36,245
‫یورا گفت به‌جاش ازت معذرت‌خواهی کنم.

282
00:16:36,912 --> 00:16:38,455
‫خودش نتونست باهات روبرو بشه.

283
00:16:41,041 --> 00:16:43,419
‫تا کِی قراره نباشی؟

284
00:16:44,169 --> 00:16:46,255
‫فعلاً که یه بلیت یه‌طرفه به ناپل گرفتم.

285
00:16:46,338 --> 00:16:49,425
‫میرم چندجای ایتالیا رو ببینم،
‫کلی غذای خوشمزه بخورم،

286
00:16:49,508 --> 00:16:52,177
‫و وقتی که پولام تموم شد،
‫تو یه رستوران مشغول به کار می‌شم.

287
00:16:53,887 --> 00:16:56,390
‫خودت که می‌دونی خیلی‌وقته
‫این جزو آرزوهامـه.

288
00:16:56,473 --> 00:16:59,184
‫صددرصد. از وقتی دانشگاه می‌رفتی
‫آرزوت همین بود.

289
00:16:59,893 --> 00:17:01,603
‫نمی‌دونم کِی قراره برگردم،

290
00:17:02,479 --> 00:17:03,522
‫ولی...

291
00:17:04,273 --> 00:17:05,190
‫دوباره می‌بینمت.

292
00:17:06,400 --> 00:17:08,569
‫باشه. مراقبت کن.

293
00:17:09,278 --> 00:17:10,821
‫هاری.

294
00:17:10,904 --> 00:17:12,823
‫وقتی از سفرم برگشتم،

295
00:17:13,532 --> 00:17:14,742
‫به‌نظرت می‌تونیم

296
00:17:15,868 --> 00:17:18,245
‫دوباره مثل قبل دوستای صمیمی باشیم؟

297
00:17:24,877 --> 00:17:25,878
‫این یه‌خرده

298
00:17:26,837 --> 00:17:29,256
‫زمان می‌بره، درست نمی‌گم؟

299
00:17:31,383 --> 00:17:32,718
‫می‌دونی که...

300
00:17:34,928 --> 00:17:36,263
‫من به‌خاطر تو شد که...

301
00:17:38,140 --> 00:17:39,892
‫به چای رویبوس علاقه‌مند شدم

302
00:17:40,726 --> 00:17:42,561
‫چون‌که تو دوستش داشتی،

303
00:17:43,520 --> 00:17:48,025
‫منم امتحانش کردم و کم‌کم خوشم اومد

304
00:17:50,444 --> 00:17:51,945
‫بعد از گذشت یه مدت...

305
00:17:55,032 --> 00:17:57,117
‫که دیگه حسی بهت نداشتم،

306
00:17:57,201 --> 00:18:00,621
‫و دیگه زیاد همدیگه رو نمی‌دیدیم...

307
00:18:01,830 --> 00:18:03,290
‫شاید اون‌موقع بتونیم

308
00:18:04,500 --> 00:18:06,376
‫باز دوست باشیم.

309
00:18:09,171 --> 00:18:10,005
‫باشه.

310
00:18:11,173 --> 00:18:12,716
‫پس اون‌موقع دوباره می‌بینیم همدیگه رو

311
00:18:14,134 --> 00:18:14,968
‫دوست من

312
00:18:18,514 --> 00:18:20,849
‫باشه. مراقب خودت باش.

313
00:18:22,351 --> 00:18:23,477
‫حتماً

314
00:18:43,122 --> 00:18:44,164
‫بیا.

315
00:18:47,459 --> 00:18:48,836
‫الان می‌خواستم بهت زنگ بزنم.

316
00:18:49,545 --> 00:18:52,714
‫فکر می‌کنم دیگه وقتشه
‫یه پُست مدیریتی به تو بدیم.

317
00:18:52,798 --> 00:18:54,508
‫تو کارت به خوبیِ یوجونگ هست دیگه؟

318
00:18:54,591 --> 00:18:56,468
‫انگار دنیاهای ما خیلی متفاوتن.

319
00:18:57,719 --> 00:19:00,055
‫روزی که شما تصمیم گرفتی
‫من رو مدیر کنی،

320
00:19:00,139 --> 00:19:01,932
‫من اومدم که استعفا بدم.

321
00:19:02,015 --> 00:19:03,058
‫ببخشید.

322
00:19:06,019 --> 00:19:08,355
‫[استعفاءنامه]

323
00:19:14,903 --> 00:19:16,488
‫آقای چا بهت گفت؟

324
00:19:17,030 --> 00:19:18,365
‫الکی زود قضاوت نکن.

325
00:19:18,448 --> 00:19:21,368
‫وقتی داشتی با سونگ‌هون تلفنی
‫صحبت می‌کردی، خودم اونجا بودم.

326
00:19:21,952 --> 00:19:23,453
‫و همه‌چیز رو شنیدم.

327
00:19:23,537 --> 00:19:24,413
‫پس...

328
00:19:25,038 --> 00:19:26,290
‫معنی این کارا چیه؟

329
00:19:26,373 --> 00:19:30,544
‫می‌خوای به‌خاطر یه پسر بی‌خاصیت
‫با پدرت قطع‌رابطه کنی؟

330
00:19:30,627 --> 00:19:32,754
‫نه، مسئله اون نیست بابا

331
00:19:32,838 --> 00:19:34,381
‫به‌خاطر اون نیستش.

332
00:19:34,464 --> 00:19:36,842
‫مسئله خود تویی،
‫از بس که فقط به پول اهمیت میدی.

333
00:19:37,426 --> 00:19:39,428
‫- چی؟
‫- اصلاً می‌دونی چقدر منو

334
00:19:39,511 --> 00:19:41,263
‫جلوی سونگ‌هون شرمنده و خجالت‌زده کردی؟

335
00:19:42,181 --> 00:19:44,391
‫تو تا حالا چه گلی به سر من زدی، بابا؟

336
00:19:44,474 --> 00:19:47,519
‫مامان رو از خونه انداختی بیرون
‫چون انتظاراتت رو برآورده نمی‌کرد

337
00:19:47,603 --> 00:19:49,771
‫و حالا هم می‌خوای منو
‫از عشق زندگیم جدا کنی.

338
00:19:51,273 --> 00:19:53,358
‫تو منو دخترت نمی‌بینی.

339
00:19:54,026 --> 00:19:56,153
‫منو مال و اموالِ خودت می‌دونی، مگه نه؟

340
00:19:56,236 --> 00:19:58,530
‫تو بدترین خصوصیت‌های مادرت
‫رو به ارث بردی.

341
00:19:58,614 --> 00:20:00,949
‫خیلی کوته‌بینی.

342
00:20:01,033 --> 00:20:02,576
‫میگی من هیچ‌کاری برای تو نکردم؟

343
00:20:02,659 --> 00:20:06,079
‫فکر کردی اگه اسم من روت نبود
‫می‌تونستی هیچ کاری انجام بدی؟

344
00:20:08,040 --> 00:20:08,916
‫اتفاقاً...

345
00:20:10,125 --> 00:20:11,418
‫فکر می‌کنم که می‌تونم.

346
00:20:13,712 --> 00:20:15,255
‫و اینو بهت ثابت می‌کنم.

347
00:20:16,423 --> 00:20:20,469
‫که خودم به‌تنهایی موفق میشم،
‫بدون استفاده از نام تو.

348
00:20:26,975 --> 00:20:29,978
‫واقعاً ازت ممنونم که
‫این همه سال رو صرفِ بزرگ‌کردن من کردی.

349
00:20:37,361 --> 00:20:39,071
‫اصلاً می‌دونستی امروز تولدمه؟

350
00:21:01,969 --> 00:21:03,303
‫دستورپخت جدیده؟

351
00:21:05,055 --> 00:21:06,139
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

352
00:21:06,223 --> 00:21:09,893
‫هرچقدرم دلت برام تنگ شده باشه
‫نمی‌تونی وارد اینجا بشی!

353
00:21:10,769 --> 00:21:12,813
‫اگه بقیه کارمندا ببینن‌مون، چی؟

354
00:21:12,896 --> 00:21:14,439
‫به‌عنوان نامزدت نیومدم اینجا.

355
00:21:14,523 --> 00:21:17,776
‫به‌عنوان رئیست اومدم که ببینم
‫محصولات جدیدمون در چه وضعی قرار دارن.

356
00:21:19,403 --> 00:21:20,237
‫آهان.

357
00:21:20,904 --> 00:21:21,738
‫بله قربان.

358
00:21:23,282 --> 00:21:24,157
‫اوضاع چطوره؟

359
00:21:28,996 --> 00:21:30,831
‫گشنیزش رو زیاد کردی.

360
00:21:30,914 --> 00:21:33,083
‫بله قربان. مقدار ادویه‌ها رو بیشتر کردم،

361
00:21:33,166 --> 00:21:35,752
‫ولی می‌ترسم بعضیا خوششون نیاد.

362
00:21:35,836 --> 00:21:39,047
‫فکر می‌کنم این بهتر از اینه که
‫بیش از حد ساده باشه و تو خاطره‌ها نمونه.

363
00:21:39,131 --> 00:21:40,590
‫نظر منم همین بود، ولی...

364
00:21:40,674 --> 00:21:41,717
‫بله، خانم یو.

365
00:21:42,384 --> 00:21:44,219
‫الان جلوی آشپزخونه هستم.

366
00:21:44,303 --> 00:21:46,888
‫- وای خدا! خانم کیم داره میاد!
‫- ها؟

367
00:21:48,890 --> 00:21:50,267
‫چرا...

368
00:21:50,350 --> 00:21:52,519
‫بله، به خانم شین اطلاع میدم.

369
00:21:54,396 --> 00:21:56,440
‫چی؟ اینجا نیستن.

370
00:21:57,024 --> 00:21:58,317
‫یعنی رفته دستشویی؟

371
00:22:00,527 --> 00:22:02,904
‫چرا قایم شدیم؟
‫ما که کار ناجوری نمی‌کردیم...

372
00:22:02,988 --> 00:22:06,158
‫همین که ما تو ساعت کاری
‫کنار هم دیده بشیمم خودش ناجوره.

373
00:22:06,241 --> 00:22:07,784
‫خانم شین.

374
00:22:13,081 --> 00:22:14,374
‫- هی‌جی.
‫- جان؟

375
00:22:14,458 --> 00:22:16,626
‫- اومدم کافه توی لابی.
‫- خدای من.

376
00:22:16,710 --> 00:22:18,211
‫میشه یه دقیقه بیای پایین؟

377
00:22:19,171 --> 00:22:22,007
‫ولی من دیشب خوب نخوابیدم
‫و صورتم الان خیلی خشکه!

378
00:22:37,939 --> 00:22:38,940
‫اینم از این.

379
00:22:39,024 --> 00:22:41,276
‫صورتم درخشان شد.

380
00:22:41,360 --> 00:22:42,736
‫راستی. خانم شین.

381
00:22:43,695 --> 00:22:45,322
‫ولش کن بابا.

382
00:22:57,334 --> 00:23:00,003
‫نخند انقدر.
‫اصلاً می‌دونی چقدر ترسیده بودم؟

383
00:23:01,421 --> 00:23:02,464
‫این چی؟

384
00:23:04,049 --> 00:23:05,133
‫یک لحظه.

385
00:23:08,178 --> 00:23:09,096
‫بله، مدیر گو.

386
00:23:09,179 --> 00:23:12,307
‫مدیر کانگ، خبر بدی دارم.
‫رئیس کانگ غش کردن.

387
00:23:13,850 --> 00:23:14,684
‫چی؟

388
00:23:16,061 --> 00:23:18,980
‫فشار خون‌شون بعد از قرار ناهارمون بالا رفت.

389
00:23:19,940 --> 00:23:23,819
‫آوردیم‌شون بیمارستان کانگ‌سونگ.

390
00:23:23,902 --> 00:23:26,238
‫لطفاً سریع خودتونو برسونید.
‫ما تو بیمارستان کانگ‌سونگ هستیم!

391
00:23:26,321 --> 00:23:28,073
‫باشه، الان راه میفتم.

392
00:23:30,075 --> 00:23:30,909
‫چی گفتش؟

393
00:23:30,992 --> 00:23:33,745
‫وقتی شنید من تو بیمارستان بستری شدم
‫به‌نظرت غافلگیر شد؟

394
00:23:33,829 --> 00:23:36,456
‫آره. گفت الان خودشو می‌رسونه.

395
00:23:37,165 --> 00:23:39,543
‫چه کار دیگه‌ای می‌تونه بکنه؟
‫فکر می‌کنه من غش کردم دیگه!

396
00:23:39,626 --> 00:23:42,462
‫باید از اون دختره جدا بشه.

397
00:23:42,546 --> 00:23:43,547
‫معلومه!

398
00:23:43,630 --> 00:23:49,177
‫پروفسور کیم، هر چندتا آزمایش می‌تونی ازم بگیر

399
00:23:49,261 --> 00:23:51,430
‫که ته‌مو قشنگ بترسه. خب؟

400
00:23:51,513 --> 00:23:53,181
‫- بله قربان.
‫- خیلی‌خب.

401
00:23:53,265 --> 00:23:54,766
‫- نوبت منه، درسته؟
‫- بله قربان.

402
00:23:54,850 --> 00:23:57,018
‫فکر کنم می‌بازی.

403
00:23:57,102 --> 00:23:58,061
‫[مدیر ته‌مو کانگ]

404
00:23:58,645 --> 00:23:59,604
‫عه این...

405
00:24:02,482 --> 00:24:04,734
‫خوشحالم که مریضیش جدی نیست.

406
00:24:06,361 --> 00:24:08,405
‫این‌جوری فایده نداره.

407
00:24:13,160 --> 00:24:15,328
‫خیلی حوصله‌م سر رفته.

408
00:24:17,581 --> 00:24:19,082
‫اینجا خیلی دلگیره.

409
00:24:19,166 --> 00:24:20,959
‫امان از اون عوضی‌ها...

410
00:24:26,631 --> 00:24:27,757
‫این چرا باز نمیشه؟

411
00:24:30,218 --> 00:24:31,386
‫چی؟

412
00:24:33,138 --> 00:24:33,972
‫لعنتی.

413
00:24:41,563 --> 00:24:43,064
‫آی سرم.

414
00:24:44,357 --> 00:24:45,609
‫وای خدا.

415
00:24:45,692 --> 00:24:49,196
‫آی خدایا.

416
00:24:51,281 --> 00:24:53,950
‫چی؟ تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

417
00:24:54,910 --> 00:24:57,579
‫به چه جرئتی پاشدی اومدی اینجا؟

418
00:24:58,288 --> 00:25:02,209
‫سلام. از خونه‌تون چندتا کتاب
‫و یه دست لباس براتون آوردم.

419
00:25:02,292 --> 00:25:06,254
‫مدیر کانگ یه جلسۀ مهم داشتن
‫برای همین منو به‌جاش فرستادن.

420
00:25:06,338 --> 00:25:07,422
‫منو ببین.

421
00:25:07,506 --> 00:25:09,716
‫من به‌خاطر تو غش کردم!

422
00:25:10,759 --> 00:25:14,095
‫اگه قیافه‌ت همین‌جوری جلو چشمم باشه
‫ممکنه بازم از حال برم،

423
00:25:14,638 --> 00:25:15,805
‫پس بدو برو رد کارت!

424
00:25:16,723 --> 00:25:18,099
‫پناه بر خدا.

425
00:25:24,856 --> 00:25:27,275
‫- اجازه بدید من بازش کنم.
‫- لعنت بشه.

426
00:25:27,359 --> 00:25:28,944
‫من براتون درستش می‌کنم آقا.

427
00:25:30,487 --> 00:25:31,613
‫بفرما.

428
00:25:32,280 --> 00:25:33,240
‫دیدی!

429
00:25:34,032 --> 00:25:37,702
‫مگه به تو نگفتم بری!

430
00:25:41,498 --> 00:25:44,000
‫می‌خواید برید دستشویی؟
‫بذارید من کمک‌تون کنم.

431
00:25:44,084 --> 00:25:46,336
‫نیازی ندارم!

432
00:25:47,045 --> 00:25:48,630
‫بهت گفتم از اینجا برو!

433
00:25:51,007 --> 00:25:52,050
‫خدایا.

434
00:25:52,133 --> 00:25:53,260
‫حالتون خوبه؟

435
00:25:53,343 --> 00:25:56,388
‫مگه شما به‌خاطر فشار خون بالا
‫از هوش نرفتید؟

436
00:25:58,098 --> 00:25:59,933
‫فشار خون نیست.

437
00:26:00,600 --> 00:26:04,062
‫الان فقط پام گرفته.

438
00:26:04,145 --> 00:26:04,980
‫چی؟

439
00:26:06,690 --> 00:26:08,400
‫ولم کن. خوبم.

440
00:26:10,860 --> 00:26:12,988
‫اگه ازم خوش‌تون نمیاد هم بذارید کمک کنم.

441
00:26:13,071 --> 00:26:15,824
‫اگه بازم غش کنید
‫خیلی بد میشه براتون.

442
00:26:17,033 --> 00:26:19,202
‫- واقعاً خوبم.
‫- ای بابا.

443
00:26:20,287 --> 00:26:21,246
‫بیاید.

444
00:26:21,329 --> 00:26:23,832
‫نباید این‌جوری می‌شد...

445
00:26:28,712 --> 00:26:30,046
‫اصلاً عجله نکنید.

446
00:26:37,137 --> 00:26:39,472
‫خوشحالم که مریضیش جدی نیست.

447
00:26:39,556 --> 00:26:41,725
‫این‌طوری نمی‌شه.

448
00:26:45,061 --> 00:26:47,522
‫چطوره من خودم برم بیمارستان؟

449
00:26:48,481 --> 00:26:50,483
‫- چی؟
‫- اون، وقتی که فکر می‌کرد

450
00:26:50,567 --> 00:26:52,569
‫من گوم‌هی‌ام خیلی دوستم داشت.

451
00:26:52,652 --> 00:26:53,695
‫کسی چمیدونه؟

452
00:26:53,778 --> 00:26:57,365
‫شاید اگه یه‌کم با هم وقت بگذرونیم
‫دوباره مهرم به دلش بیفته.

453
00:26:59,659 --> 00:27:00,577
‫هوم؟

454
00:27:04,331 --> 00:27:07,500
‫قربان، من تا مدیر کانگ برسه
‫اینجا پیش‌تون می‌مونم.

455
00:27:09,294 --> 00:27:10,920
‫واقعاً که.

456
00:27:20,930 --> 00:27:24,017
‫تازه از سر کار برگشتی؟
‫بیا تو، بیا شام بخوریم.

457
00:27:29,230 --> 00:27:32,609
‫تولدت بود، ولی فرصت نشد
‫یه غذای مخصوص برات درست کنم.

458
00:27:33,109 --> 00:27:34,069
‫بشین.

459
00:27:35,612 --> 00:27:36,613
‫چی؟

460
00:27:37,238 --> 00:27:39,115
‫همه‌ی اینا رو خودت درست کردی؟

461
00:27:39,658 --> 00:27:40,700
‫فقط سوپ جلبکش رو.

462
00:27:40,784 --> 00:27:43,328
‫من آشپزیم خیلی خوب نیست
‫واسه همین بقیه‌شو از بیرون سفارش دادم.

463
00:27:45,080 --> 00:27:46,456
‫زودباش امتحانش کن.

464
00:27:51,378 --> 00:27:54,881
‫دقیقاً طبق دستورپخت پیش رفتم،
‫ولی حالا نمی‌دونم خوشت بیاد یا نه.

465
00:27:57,592 --> 00:27:58,718
‫خوبه.

466
00:27:59,719 --> 00:28:01,221
‫خیلی خوشمزه‌ست.

467
00:28:04,391 --> 00:28:05,809
‫چی شده؟

468
00:28:07,185 --> 00:28:08,937
‫سر کار که بودی اتفاقی افتاد؟

469
00:28:12,065 --> 00:28:14,234
‫امروز استعفاءنامه‌ام رو تحویل بابام دادم.

470
00:28:15,235 --> 00:28:17,570
‫فکر می‌کردم حالمو بهتر می‌کنه،

471
00:28:18,488 --> 00:28:21,449
‫و مشکلی ندارم که دوباره ببینمش، ولی...

472
00:28:27,414 --> 00:28:28,331
‫یونگ‌سو.

473
00:28:29,582 --> 00:28:32,043
‫بازم خیلی از پدرم متنفر نیستم.

474
00:28:32,127 --> 00:28:35,004
‫آدما هر چی اموال بیشتری بدست میارن،
‫حریص‌تر هم میشن.

475
00:28:36,172 --> 00:28:41,052
‫از این به بعد باهات بهتر می‌شم، سونگ‌هون.

476
00:28:42,178 --> 00:28:43,221
‫باشه؟

477
00:29:10,832 --> 00:29:13,918
‫حالا که بیکار شدی می‌خوای چی‌کار کنی؟

478
00:29:15,795 --> 00:29:17,839
‫می‌خوام با اسم خودم یه شرکت تأسیس کنم.

479
00:29:17,922 --> 00:29:19,382
‫این ایده کِی به ذهنت رسید؟

480
00:29:19,466 --> 00:29:21,050
‫من همیشه این آرزو رو داشتم.

481
00:29:21,134 --> 00:29:25,180
‫می‌خواستم که با یک ایدۀ منحصربه‌فرد
‫شرکت خودم رو راه بندازم.

482
00:29:25,263 --> 00:29:28,641
‫همیشه تو ذهنم بود و حالا زودتر از
‫چیزی که فکرشو می‌کردم می‌خوام شروعش کنم.

483
00:29:28,725 --> 00:29:30,935
‫اما برای این‌کار پول زیادی لازم داری.

484
00:29:31,019 --> 00:29:34,314
‫والا می‌خوام از حق سنواتی که قراره بگیرم

485
00:29:34,397 --> 00:29:36,566
‫و چندتا وام و قرض، کار رو پیش ببرم.

486
00:29:40,904 --> 00:29:41,738
‫وایسا یه لحظه.

487
00:29:41,821 --> 00:29:42,822
‫چی؟

488
00:29:55,418 --> 00:29:56,628
‫این چیه؟

489
00:29:58,588 --> 00:30:02,300
‫[موجودی: یک میلیارد و هفتصد هزار و ششصد وون]
‫«معادل یک میلیون و سیصد هزار دلار»

490
00:30:03,051 --> 00:30:05,428
‫این پولیـه که رئیس کانگ بهم داده

491
00:30:05,512 --> 00:30:08,223
‫به‌علاوۀ چندتا سهامی که دارم.
‫باهاش شرکتت رو راه بنداز.

492
00:30:08,306 --> 00:30:10,517
‫نه مرسی.

493
00:30:10,600 --> 00:30:13,853
‫این پول خیلی زیادیـه و زوج‌ها
‫نباید از همدیگه پول قرض بگیرن.

494
00:30:14,437 --> 00:30:15,897
‫این قرض نیست.

495
00:30:15,980 --> 00:30:19,108
‫من می‌خوام اولین نفری بشم
‫که تو شرکتت سرمایه‌گذاری می‌کنه.

496
00:30:21,236 --> 00:30:24,239
‫- اینو جدی میگی؟
‫- می‌دونی که من سخت‌پسندم، نه؟

497
00:30:25,031 --> 00:30:27,325
‫اول یه طرح کاری بهم ارائه بده.

498
00:30:27,408 --> 00:30:28,952
‫اگر خوشم اومد،

499
00:30:29,619 --> 00:30:30,995
‫سرمایه‌گذاری می‌کنم روت.

500
00:30:31,079 --> 00:30:32,789
‫سونگ‌هون.

501
00:30:37,877 --> 00:30:42,549
‫صبر کن ببینم. مگه این دختره
‫نباید از من مراقبت کنه؟ کجاست پس؟

502
00:30:42,632 --> 00:30:43,967
‫خدایا.

503
00:30:48,555 --> 00:30:50,598
‫رئیس کانگ.

504
00:30:51,182 --> 00:30:52,725
‫از اونجایی که هوا خیلی سرد شده،

505
00:30:53,309 --> 00:30:54,936
‫یه فنجون چای سانگوا براتون آوردم.

506
00:31:00,817 --> 00:31:02,402
‫از یه کافه‌ای همین نزدیکا گرفتمش

507
00:31:02,485 --> 00:31:05,822
‫چون شنیده بودم که چای سانگوای
‫خوشمزه‌ای درست می‌کنن.

508
00:31:08,283 --> 00:31:09,701
‫و چه عطری هم داره.

509
00:31:10,785 --> 00:31:12,328
‫فوق‌العاده‌ست.

510
00:31:13,162 --> 00:31:13,997
‫بچشیدش قربان.

511
00:31:14,080 --> 00:31:18,126
‫خب حالا مگه چه‌قدر خوبه؟
‫چای سانگوای ساده‌ست دیگه.

512
00:31:18,835 --> 00:31:19,669
‫صبر کنید.

513
00:31:21,421 --> 00:31:22,630
‫بفرمایید...

514
00:31:26,718 --> 00:31:29,846
‫گفتن که اگه زرده رو زود بریزم
‫زیادی می‌پزه و...

515
00:31:31,222 --> 00:31:32,181
‫واقعاً؟

516
00:31:42,400 --> 00:31:45,945
‫این اصل جنسه.
‫برای این هوا الان عالیـه.

517
00:31:46,029 --> 00:31:47,530
‫درسته.

518
00:32:01,085 --> 00:32:03,463
‫خوشحالم که مورد پسندتون واقع شد، قربان.

519
00:32:04,255 --> 00:32:06,257
‫منظورت چیه؟ اون‌قدرا هم تعریفی نبود.

520
00:32:07,759 --> 00:32:09,552
‫بذار یه سریالی چیزی نگاه کنیم.

521
00:32:11,638 --> 00:32:13,389
‫چه قشنگ.

522
00:32:13,473 --> 00:32:15,058
‫تماماً طبیعی.

523
00:32:15,141 --> 00:32:16,392
‫اون ماهی سرخ دریاییـه، نه؟

524
00:32:16,476 --> 00:32:18,645
‫- <i>ماهی سرخ دریایی!</i>
‫- ببینم تو از کجا بلدی؟

525
00:32:18,728 --> 00:32:23,650
‫معلومه که بلدم. موقعی که داشتم خوراک ماهی‌مون رو
‫درست می‌کردم، روی انواع ماهی‌ها تحقیق کردم.

526
00:32:23,733 --> 00:32:26,361
‫نسبت به ماهی سرخ چه‌قدرم گنده‌ست.

527
00:32:27,111 --> 00:32:29,781
‫به این فسقلی میگی گنده؟

528
00:32:29,864 --> 00:32:31,449
‫شما از این بزرگ‌تر هم صید کردید؟

529
00:32:31,532 --> 00:32:32,825
‫معلومه.

530
00:32:32,909 --> 00:32:37,246
‫من تو جوونی‌هام
‫یه بار کوسه هم صید کردم

531
00:32:37,330 --> 00:32:39,916
‫کوسه؟ یعنی یه کوسۀ واقعی؟
‫واقعاً می‌گین؟

532
00:32:39,999 --> 00:32:43,002
‫معلومه! حرفمو باور نمی‌کنی؟

533
00:32:43,086 --> 00:32:45,922
‫جثه‌ش از هیکل خودم گنده‌تر بود.

534
00:32:46,005 --> 00:32:47,715
‫احتمالاً به‌اندازه‌ی این تخت بود.

535
00:32:47,799 --> 00:32:49,300
‫فکر کنم ۸۰ یا ۹۰ کیلو وزن داشت.

536
00:32:49,384 --> 00:32:51,678
‫دارید سربه‌سرم می‌ذارید دیگه نه؟

537
00:32:51,761 --> 00:32:54,806
‫ می‌خوای مدرک نشونت بدم؟

538
00:32:56,933 --> 00:32:58,184
‫خدای من.

539
00:33:00,269 --> 00:33:01,229
‫بفرما!

540
00:33:02,397 --> 00:33:03,439
‫دیدی؟

541
00:33:06,109 --> 00:33:09,112
‫این واقعاً شمایین؟
‫شما اینو صید کردی؟

542
00:33:09,195 --> 00:33:12,031
‫معلومه که خودم صیدش کردم.
‫پس می‌خواستی کی... امان امان.

543
00:33:12,115 --> 00:33:14,283
‫بازم عکس دارید ازش؟

544
00:33:17,453 --> 00:33:19,247
‫به این میگن یه ماهی سرخ درست‌وحسابی.

545
00:33:19,330 --> 00:33:21,457
‫اون چیه آخه؟
‫اون که یه بچه‌ی کوچولوئه.

546
00:33:21,541 --> 00:33:23,501
‫آره راست می‌گین! اون جوجه‌ست!

547
00:33:23,584 --> 00:33:28,006
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم.
‫خارج که بری، کوسه زیاد می‌بینی.

548
00:33:28,089 --> 00:33:30,091
‫ولی این عکسه رو دیدی دیگه، نه؟

549
00:33:30,174 --> 00:33:32,802
‫اون روز روی یه صخرۀ کوچیک بودم،
‫فقط با یه‌دونه چوب ماهیگیری،

550
00:33:32,885 --> 00:33:34,846
‫و تک‌وتنها داشتم با اون کوسه می‌جنگیدم!

551
00:33:34,929 --> 00:33:36,347
‫این کار از دست هر کسی برنمیاد.

552
00:33:36,431 --> 00:33:37,265
‫وای خدا.

553
00:33:37,348 --> 00:33:39,267
‫اونو اصلاً نمی‌شه...

554
00:33:40,643 --> 00:33:43,187
‫شما قشنگ حرفه‌ای هستید!

555
00:33:43,271 --> 00:33:45,690
‫لعنتی، من دارم چی‌کار می‌کنم؟

556
00:33:46,858 --> 00:33:48,109
‫بگذریم دیگه...

557
00:33:48,735 --> 00:33:53,489
‫دیگه نمی‌خوام باهات صحبت کنم،
‫پس بیا در سکوت تلویزیون ببینیم.

558
00:33:53,573 --> 00:33:54,907
‫

559
00:33:55,408 --> 00:33:58,036
‫چشم قربان.

560
00:34:07,170 --> 00:34:11,758
‫

561
00:34:11,841 --> 00:34:16,179
‫

562
00:34:16,262 --> 00:34:20,099
‫

563
00:34:20,183 --> 00:34:23,519
‫

564
00:34:24,103 --> 00:34:26,105
‫مادر پدرم خیلی این آهنگو دوست دارن.

565
00:34:27,315 --> 00:34:28,649
‫من که حرفی نزدم.

566
00:34:34,697 --> 00:34:36,616
‫اینجاشو خیلی دوست دارم.

567
00:34:37,200 --> 00:34:41,329
‫

568
00:34:41,412 --> 00:34:44,707
‫

569
00:34:46,000 --> 00:34:50,880
‫عادت شده. همیشه وقتی با والدینم
‫تلویزیون نگاه می‌کنیم باهاش می‌خونم.

570
00:34:51,631 --> 00:34:53,341
‫باز صدامو بلند کردم، مگه نه؟

571
00:34:53,424 --> 00:34:54,383
‫نه بابا.

572
00:34:55,009 --> 00:34:59,722
‫من یه پیرمردم و گوشام خوب نمی‌شنوه.
‫اصلاً بلند نبود.

573
00:34:59,806 --> 00:35:03,726
‫اگر دوست داری باهاش بخونی، بخون.

574
00:35:03,810 --> 00:35:06,479
‫من هیچ مشکلی ندارم.

575
00:35:08,314 --> 00:35:09,148
‫چشم آقا.

576
00:35:11,651 --> 00:35:15,404
‫♪ تنهایی دارم کنار پُل یونگ‌دونگ پرسه می‌زنم ♪

577
00:35:15,488 --> 00:35:18,908
‫♪ زیر بارون شب ♪

578
00:35:19,492 --> 00:35:26,457
‫♪ اون احتمالاً نمی‌دونه که ♪

579
00:35:27,750 --> 00:35:32,463
‫♪ من دارم زیر بارون غرق می‌شم ♪

580
00:35:32,547 --> 00:35:37,135
‫♪ غرق در غم‌ها و دردهام ♪

581
00:35:37,218 --> 00:35:41,806
‫♪ همین‌طور به پرسه‌زدن کنار پل ادامه میدم ♪

582
00:35:41,889 --> 00:35:45,309
‫♪ زیر باران شب ♪

583
00:35:45,393 --> 00:35:48,229
‫[ سوییت وی‌آی‌پی ۱۷۰۱ - آقای کانگ ]

584
00:35:55,945 --> 00:35:56,904
‫دستت درد نکنه.

585
00:36:03,661 --> 00:36:06,747
‫خیلی لطف کردی. پدربزرگم اذیتت کرد، نه؟

586
00:36:08,958 --> 00:36:10,960
‫خودم با پای خودم اومدم اینجا.
‫اشکالی نداره.

587
00:36:13,671 --> 00:36:15,131
‫ولی چرا انقدر پَکَری؟

588
00:36:17,258 --> 00:36:21,762
‫آخه می‌دونی، آدمای بالای ۶۰ سال
‫معمولاً خیلی منو دوست دارن.

589
00:36:21,846 --> 00:36:24,640
‫یونگ‌سو حتی یه بار
‫سر این قضیه باهام شوخی می‌کرد،

590
00:36:24,724 --> 00:36:26,934
‫بهم می‌گفت «سلبریتی خانه سالمندانی‌ها».

591
00:36:28,728 --> 00:36:31,230
‫ولی اون محبوبیتم...

592
00:36:32,940 --> 00:36:34,317
‫خیلی روی پدربزرگت تأثیری نداشت.

593
00:36:36,319 --> 00:36:39,197
‫محبوب من که هستی.
‫به‌نظرم داری طمع می‌کنی.

594
00:36:39,947 --> 00:36:41,866
‫الان حوصلۀ نمک ریختن‌هاتو ندارم.

595
00:36:44,243 --> 00:36:45,494
‫بیا آروم پیش بریم.

596
00:36:46,204 --> 00:36:47,622
‫نیازی نیست بخوایم عجله کنیم.

597
00:36:49,165 --> 00:36:50,416
‫مدیر کانگ.

598
00:36:51,375 --> 00:36:52,293
‫پروفسور کیم.

599
00:36:54,295 --> 00:36:56,672
‫به‌خاطر پدربزرگم خیلی عذر می‌خوام.

600
00:36:56,756 --> 00:36:57,882
‫نفرمایید.

601
00:36:57,965 --> 00:37:00,468
‫اگر برای چک‌آپ نمی‌اومدن
‫وضعیت خیلی بدتر می‌شد.

602
00:37:00,551 --> 00:37:01,427
‫جان؟

603
00:37:02,678 --> 00:37:03,763
‫منظورتون...

604
00:37:12,813 --> 00:37:17,818
‫چرا مرخصم نمی‌کنن پس؟

605
00:37:18,861 --> 00:37:21,781
‫پروفسور کیم می‌خوان که
‫چندتا آزمایش دیگه ازتون بگیرن.

606
00:37:23,241 --> 00:37:26,786
‫سونگ‌هون، من حالم خوبه.

607
00:37:26,869 --> 00:37:28,454
‫واقعاً عالی‌ام.

608
00:37:28,537 --> 00:37:32,375
‫الکی نقش بازی کردم که گفتم مریض‌ام.

609
00:37:32,458 --> 00:37:35,127
‫بهش بگو که می‌تونه مرخصم کنه، باشه؟

610
00:37:37,338 --> 00:37:39,966
‫ببخشید آقا.
‫لطفاً فقط یک روز دیگه هم صبر کنید.

611
00:37:40,466 --> 00:37:44,303
‫خودم کردم که لعنت بر خودم باد.

612
00:37:44,387 --> 00:37:45,471
‫خدای بزرگ.

613
00:37:46,222 --> 00:37:48,224
‫دکتر کیم، اون پدرسوخته...

614
00:37:48,307 --> 00:37:51,143
‫رئیس کانگ دیگه طاقت عمل جراحی ندارن...

615
00:37:52,520 --> 00:37:55,273
‫خب روش درمان دیگه‌ای وجود داره؟

616
00:37:55,356 --> 00:37:58,359
‫یه لوله‌هایی با روکش سلول‌های بنیادی
‫اختراع شده،

617
00:37:58,943 --> 00:38:00,236
‫اما در کره...

618
00:38:00,861 --> 00:38:02,196
‫در کره، چیه؟

619
00:38:02,697 --> 00:38:04,073
‫معلوم هست داری چی میگی؟

620
00:38:04,573 --> 00:38:06,575
‫کدوم جراحی؟

621
00:38:07,159 --> 00:38:08,160
‫کدوم درمان؟

622
00:38:08,244 --> 00:38:09,078
‫آقا.

623
00:38:10,204 --> 00:38:13,541
‫ته‌مو، جریان چیه؟

624
00:38:27,471 --> 00:38:30,850
‫یک مشکلی برای لولۀ اسنتنتی که
‫داخل رگ قلب‌تون قرار گرفته، پیش اومده.

625
00:38:31,767 --> 00:38:33,769
‫دیواره‌های درونی رگ آسیب دیدن.

626
00:38:33,853 --> 00:38:36,230
‫و به دلیل این‌که چندبار عمل کردید،

627
00:38:36,314 --> 00:38:38,983
‫بعید می‌دونم که بدن‌تون
‫تحمل عملِ دوباره رو داشته باشه.

628
00:38:45,031 --> 00:38:45,990
‫پدربزرگ.

629
00:38:48,200 --> 00:38:49,327
‫بله.

630
00:38:52,204 --> 00:38:54,707
‫باید بهم می‌گفتی که داری میری ماهیگیری.

631
00:38:55,374 --> 00:38:57,793
‫بهتر بود که همه با یه ماشین می‌اومدیم.

632
00:38:57,877 --> 00:39:01,964
‫والا من هر وقت به تو میگم بیا بریم ماهیگیری
‫به حرفم گوش نمیدی.

633
00:39:02,048 --> 00:39:05,468
‫یه چندوقتی هست که ماهیگیری نکردیم.
‫می‌خواید شرط ببندیم کی بیشتر ماهی می‌گیره؟

634
00:39:07,428 --> 00:39:10,389
‫شما دوتا عمراً نمی‌تونید
‫بزنید رو دست من.

635
00:39:10,473 --> 00:39:12,516
‫تا امتحان نکنیم که نمی‌فهمی.

636
00:39:12,600 --> 00:39:13,559
‫باشه.

637
00:39:30,409 --> 00:39:31,911
‫نگران نباش.

638
00:39:32,286 --> 00:39:35,039
‫من علاج بیماریت رو گیر میارم.

639
00:39:37,625 --> 00:39:39,168
‫روتو زیاد نکن.

640
00:39:40,795 --> 00:39:42,922
‫هر چقدرم فکر می‌کنی بزرگ شدی،

641
00:39:43,547 --> 00:39:45,591
‫هنوز نوه‌ی منی.

642
00:39:46,634 --> 00:39:50,179
‫من خودم از پس بیماریم برمیام.

643
00:39:50,721 --> 00:39:52,681
‫شما همیشه مثل کوه پشت ما بودید.

644
00:39:53,808 --> 00:39:55,768
‫لطفاً از خودتون مراقبت کنید
‫و همین‌جوری بمونید برامون.

645
00:39:59,230 --> 00:40:00,356
‫بابابزرگ.

646
00:40:06,529 --> 00:40:08,697
‫مریض‌شدن هم بد نیستا.

647
00:40:09,782 --> 00:40:11,117
‫هیچ‌وقت فکرشم نمی‌کردم

648
00:40:11,867 --> 00:40:13,994
‫اینو از تو بشنوم.

649
00:40:43,482 --> 00:40:45,151
‫کِی برگشتی؟

650
00:40:48,779 --> 00:40:51,866
‫رئیس کانگ حالش چطوره؟

651
00:40:54,535 --> 00:40:56,495
‫یه مسئله‌ای برای رگ‌های خونیش پیش اومده،

652
00:40:57,288 --> 00:40:59,248
‫ولی درمانش هنوز به کره جنوبی نرسیده.

653
00:41:00,833 --> 00:41:01,709
‫واسه همین...

654
00:41:03,961 --> 00:41:07,631
‫می‌خوام ببرمش آمریکا.

655
00:41:11,260 --> 00:41:13,012
‫حالا که حرفش شد هاری،

656
00:41:14,972 --> 00:41:16,974
‫تو هم با من میای؟

657
00:41:21,854 --> 00:41:23,355
‫می‌دونم که خیلی خودخواهانه‌ست

658
00:41:23,981 --> 00:41:26,275
‫و درخواست بزرگیـه.

659
00:41:27,109 --> 00:41:28,569
‫اما می‌خوام که

660
00:41:29,528 --> 00:41:31,530
‫تو کنارم باشی.

661
00:41:33,657 --> 00:41:35,534
‫نمی‌گم که از شغلت استعفا بدی.

662
00:41:36,327 --> 00:41:39,246
‫ما یه برنامه‌ای داریم که
‫محقق‌هامون رو به خارج کشور می‌فرستیم.

663
00:41:39,830 --> 00:41:42,917
‫اگر برای اون درخواست بدی، مطمئنم که...

664
00:41:47,171 --> 00:41:48,088
‫نه.

665
00:41:50,341 --> 00:41:51,884
‫البته مطمئنم که درخواستم قبول می‌شه.

666
00:41:52,384 --> 00:41:53,469
‫اما...

667
00:41:54,386 --> 00:41:55,888
‫اگه اون‌کارو بکنم،

668
00:41:56,764 --> 00:41:58,807
‫همه تو شرکت غیبت‌مون رو می‌کنن.

669
00:41:58,891 --> 00:42:00,768
‫نگران حرف آدمای دیگه نباش.

670
00:42:00,851 --> 00:42:02,937
‫منم نگران حرف بقیه نیستم.

671
00:42:03,729 --> 00:42:04,730
‫فقط...

672
00:42:06,232 --> 00:42:07,483
‫نمی‌خوام که

673
00:42:08,859 --> 00:42:12,863
‫این وضعیت دیگه باعث اذیت‌شدن تو بشه.

674
00:42:21,539 --> 00:42:23,165
‫هاری، من خیلی می‌ترسم.

675
00:42:27,503 --> 00:42:29,088
‫پدربزرگم...

676
00:42:31,632 --> 00:42:32,758
‫برام هم پدر بوده...

677
00:42:34,635 --> 00:42:35,844
‫و هم مادر.

678
00:42:37,763 --> 00:42:39,348
‫اما اگه اتفاقی...

679
00:42:42,810 --> 00:42:44,770
‫براش بیفته...

680
00:42:59,660 --> 00:43:00,578
‫می‌دونم.

681
00:43:02,204 --> 00:43:04,790
‫دقیقاً به همین خاطره که
‫نمی‌تونم باهات بیام.

682
00:43:07,167 --> 00:43:11,005
‫سلامت رئیس کانگ
‫الان مهم‌ترین مسئله‌ست.

683
00:43:12,423 --> 00:43:14,592
‫اون هنوزم منو تأیید نکرده.

684
00:43:15,884 --> 00:43:18,053
‫اون‌وقت چطوری می‌تونم باهاتون بیام؟

685
00:43:22,641 --> 00:43:23,851
‫ببخشید.

686
00:43:25,519 --> 00:43:27,396
‫همه‌ی اینا رو می‌دونم...

687
00:43:29,106 --> 00:43:30,441
‫ولی نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

688
00:43:31,150 --> 00:43:33,611
‫حس و حالتو می‌فهمم.

689
00:43:40,409 --> 00:43:42,578
‫اگه از هم دور باشیم
‫چیزی‌مون نمیشه؟

690
00:43:43,829 --> 00:43:46,165
‫چی؟ مگه قراره دیگه همدیگه رو نبینیم؟

691
00:43:46,248 --> 00:43:47,124
‫نه بابا.

692
00:43:47,207 --> 00:43:48,917
‫پس چرا این‌جوری میگی؟

693
00:43:49,918 --> 00:43:52,671
‫اگه یکی بشنوه فکر می‌کنه
‫ما الان داریم بهم می‌زنیم.

694
00:43:54,256 --> 00:43:55,966
‫[ یک سال بعد ]

695
00:43:56,050 --> 00:43:57,885
‫[ رکورد فروش دو تریلیون وونیِ کمپانی گو فود ]

696
00:43:57,968 --> 00:44:00,888
‫به‌نظرتون ما این فصل پاداش می‌گیریم؟

697
00:44:00,971 --> 00:44:02,222
‫پاداش؟

698
00:44:03,140 --> 00:44:04,016
‫چه پاداشی؟

699
00:44:04,099 --> 00:44:06,018
‫دامپلینگ‌مون که وارد بازار آمریکا شد

700
00:44:06,101 --> 00:44:08,270
‫بیشترین سهمِ بازار جهانی رو
‫مال خودش کرد.

701
00:44:08,354 --> 00:44:10,147
‫دانجی کیمچی‌مون هم خیلی محبوب شد.

702
00:44:10,230 --> 00:44:11,190
‫درسته.

703
00:44:11,273 --> 00:44:15,319
‫من شنیدم که فروش کل گو فود
‫تازگی‌ها به دو هزار میلیارد وون هم رسیده.

704
00:44:15,402 --> 00:44:16,612
‫اگه بخوایم واقعیت رو بگیم،

705
00:44:16,695 --> 00:44:19,657
‫قبل از این‌که شماها اصلاً استخدام بشید
‫ما همه‌ی اون محصول‌ها رو تولید کرده بودیم.

706
00:44:19,740 --> 00:44:20,824
‫بعد شما پاداش می‌خواید؟

707
00:44:21,742 --> 00:44:23,077
‫پاداش؟

708
00:44:37,466 --> 00:44:39,551
‫معلومه که باید بهمون بدن.
‫و میدن!

709
00:44:39,635 --> 00:44:41,095
‫جدی؟!

710
00:44:42,721 --> 00:44:45,391
‫- شماها خیلی زحمت کشیدید.
‫- خیلی خوشحالم.

711
00:44:45,474 --> 00:44:46,934
‫تیم توسعه‌ی یک!

712
00:44:48,352 --> 00:44:49,186
‫یعنی

713
00:44:50,604 --> 00:44:52,606
‫تمام توان تیم شما همینه؟

714
00:44:52,690 --> 00:44:55,109
‫چی شده؟ مگه چی‌کار کردیم؟

715
00:44:55,192 --> 00:44:58,404
‫می‌دونید که تیم ۴ داره
‫یه محصول بر مبنای کاری تولید می‌کنه، نه؟

716
00:44:58,487 --> 00:45:02,324
‫ولی گویا تیم ۱ هم داره
‫همچین محصولی تولید می‌کنه، مگه نه؟

717
00:45:03,325 --> 00:45:05,869
‫چطور تونستید این‌جوری به ما خیانت کنید؟

718
00:45:05,953 --> 00:45:07,621
‫معاون گِه،

719
00:45:07,705 --> 00:45:09,957
‫آخه ما چه خیانتی...

720
00:45:10,040 --> 00:45:12,835
‫بسه. کسی چیزی نگه.

721
00:45:21,760 --> 00:45:23,053
‫[ تیم ۴ از توسعۀ محصولات غذایی - مدیر گروه: گِه بین ]

722
00:45:23,137 --> 00:45:25,097
‫دیگه به من نگید <i>معاون</i>

723
00:45:25,180 --> 00:45:27,307
‫من خیلی‌وقت پیش مدیر شدم.

724
00:45:29,351 --> 00:45:31,061
‫شرمنده، عادت‌های قدیمی
‫رو سخت میشه ترک کرد.

725
00:45:31,353 --> 00:45:35,983
‫در هر صورت محصولی که ما داریم می‌سازیم
‫یه تُست کاری‌ـه.

726
00:45:36,066 --> 00:45:38,193
‫اسنک‌ـه!

727
00:45:38,277 --> 00:45:41,822
‫ولی چیزی که شما دارید درست می‌کنید...
‫چی بود دقیقاً؟

728
00:45:41,905 --> 00:45:42,781
‫خوراک کاری.

729
00:45:43,449 --> 00:45:47,327
‫صحیح. خوراک کاری یا هر چی.

730
00:45:47,411 --> 00:45:49,538
‫<i>هر چی</i>؟ میگی هر چی؟

731
00:45:50,247 --> 00:45:51,999
‫داری به خوراک کاری ما توهین می‌کنی؟

732
00:45:52,750 --> 00:45:55,043
‫تو خونه که برات درستش کردم
‫خوب با اشتها می‌خوردیش!

733
00:45:55,627 --> 00:45:56,795
‫عذرخواهی کن!

734
00:46:02,926 --> 00:46:03,761
‫اصلاً هر چی.

735
00:46:04,636 --> 00:46:08,098
‫حتماً چون به تیم من حسودیت میشه
‫اومدی کاری کنی داستان درست بشه.

736
00:46:08,182 --> 00:46:09,892
‫اگه می‌خوای به این کارات ادامه بدی،

737
00:46:09,975 --> 00:46:12,060
‫حداقل چندتا قهوه بگیر بیار برامون، باشه؟

738
00:46:12,144 --> 00:46:13,937
‫داستان درست بشه؟ باشه؟

739
00:46:18,859 --> 00:46:19,860
‫عجب قافیه‌ای چیدی.

740
00:46:20,694 --> 00:46:22,404
‫مگه رپری چیزی هستی؟

741
00:46:28,076 --> 00:46:29,661
‫بذارید دوباره بگم.

742
00:46:30,871 --> 00:46:33,332
‫حواس‌تون رو جمع کنید، تیم یک!

743
00:46:33,415 --> 00:46:34,458
‫بس کن دیگه، آقای گه.

744
00:46:35,459 --> 00:46:37,461
‫ببخشید، ما دیگه رفع زحمت می‌کنیم.

745
00:46:37,544 --> 00:46:38,796
‫خدانگهدار!

746
00:46:39,379 --> 00:46:41,048
‫یه چیزی باید بگی، خانم کیم!

747
00:46:41,131 --> 00:46:43,759
‫خودت که دیدی اون تازه‌وارده
‫حتی بلند نشد بهمون عرض ادب کنه.

748
00:46:49,973 --> 00:46:53,143
‫این دوتا وقتی دعوا می‌کنن
‫خیلی ترسناک میشن.

749
00:46:53,769 --> 00:46:55,354
‫اگه طلاق بگیرن، چی؟

750
00:46:55,437 --> 00:46:56,730
‫نه بابا محاله.

751
00:47:06,782 --> 00:47:07,616
‫عشقم.

752
00:47:09,701 --> 00:47:13,831
‫چون بچه‌های تیمم داشتن نگاه می‌کردن
‫یه‌کم پیاز داغشو زیاد کردم. ببخشید.

753
00:47:15,165 --> 00:47:17,209
‫بعد از کار بیا بریم خونه، باشه؟

754
00:47:17,292 --> 00:47:18,126
‫قول؟

755
00:47:20,879 --> 00:47:21,797
‫قول میدی؟

756
00:47:22,631 --> 00:47:23,674
‫خب بابا.

757
00:47:25,759 --> 00:47:27,010
‫تیم یک، حواستونو جمع کنید.

758
00:47:29,555 --> 00:47:31,348
‫دوباره خوراک کاری براش درست می‌کنم.

759
00:47:56,915 --> 00:47:58,041
‫سلام یونگ‌سو.

760
00:48:00,544 --> 00:48:01,545
‫همین الان؟

761
00:48:04,298 --> 00:48:05,257
‫خدایا.

762
00:48:16,476 --> 00:48:17,686
‫ببخشید سونگ‌هون.

763
00:48:20,564 --> 00:48:21,940
‫بفرمایید.

764
00:48:22,024 --> 00:48:22,900
‫مرسی.

765
00:48:22,983 --> 00:48:26,987
‫مسئولین تبلیغات ده دقیقه دیگه می‌رسن
‫ولی من نسخۀ ویرایش‌شده‌ام رو خونه جا گذاشتم.

766
00:48:27,070 --> 00:48:29,656
‫نمی‌دونم جدیداً چرا انقدر حواس‌پرت شدم.

767
00:48:29,740 --> 00:48:32,868
‫اشکال نداره منم کاری نداشتم.
‫نگران نباش و هر کاری داشتی بهم بگو.

768
00:48:32,951 --> 00:48:36,071
‫خیلی خوشحالم که نامزدم
‫یک سال مرخصی گرفته.

769
00:48:36,121 --> 00:48:37,497
‫خونه می‌بینمت. خدافظ.

770
00:48:38,749 --> 00:48:39,583
‫یونگ‌سو.

771
00:48:40,250 --> 00:48:41,209
‫جان؟

772
00:48:41,919 --> 00:48:42,961
‫عاشقتم.

773
00:48:43,962 --> 00:48:45,297
‫منم عاشقتم.

774
00:48:56,016 --> 00:48:57,351
‫این مرغ سوخاری خدمت شما.

775
00:48:57,434 --> 00:48:58,393
‫ممنونم.

776
00:48:58,477 --> 00:49:00,228
‫خواهش می‌کنم. نوش جان.

777
00:49:00,312 --> 00:49:01,980
‫- <i>بیش از ۱۷۰ میلیون دلار...</i>
‫- چی؟

778
00:49:02,064 --> 00:49:04,524
‫- دختر شما اونجا کار نمی‌کنه؟
‫- <i>امسال فروش داشته؛ همچنان</i>

779
00:49:04,608 --> 00:49:05,525
‫- <i>این محصولات</i>
‫- چی؟

780
00:49:05,609 --> 00:49:07,444
‫<i>بسیار پرطرفدار هستند.</i>

781
00:49:07,527 --> 00:49:10,989
‫آقای کانگ، به‌نظرتون دلیل موفقیت‌تون چیه؟

782
00:49:11,698 --> 00:49:13,575
‫خب بااین‌که این محصولات
‫غذای آماده هستن،

783
00:49:13,659 --> 00:49:14,952
‫دوست دارم این‌طور فکر کنم که

784
00:49:15,202 --> 00:49:17,621
‫پشتکار و تعهد ما به مشتریان‌مون
‫تأثیر زیادی روشون گذاشته

785
00:49:17,704 --> 00:49:19,206
‫و باعث شده که این اتفاق جادویی رخ بده.

786
00:49:21,291 --> 00:49:22,876
‫یه‌کم کلیشه‌ای بود، نه؟

787
00:49:22,960 --> 00:49:24,252
‫به هیچ وجه.

788
00:49:24,336 --> 00:49:25,629
‫آقای کانگ، باید اعتراف کنم که

789
00:49:25,712 --> 00:49:28,674
‫مضحک‌ترین کلیشه‌ها هم از دهان شما
‫شنیدنی و زیبا بنظر میاد.

790
00:49:28,757 --> 00:49:31,218
‫شاید به‌خاطر خوشتیپ بودن‌تونـه.

791
00:49:32,094 --> 00:49:33,053
‫خب خجالتم می‌دین.

792
00:49:33,136 --> 00:49:35,847
‫<i>مدیر ته‌مو کانگ</i>
<i>‫امروز با حضور در یک برنامه‌ی...</i>

793
00:49:36,640 --> 00:49:38,475
‫چرا خاموشش کردی؟

794
00:49:38,558 --> 00:49:40,644
‫داشتن درمورد دامپلینگ‌هایی که
‫هاری درست کرده حرف می‌زدن.

795
00:49:40,727 --> 00:49:44,940
‫دلیلی نداره بشینید
‫به چهرۀ اون مرتیکه زل بزنید.

796
00:49:45,023 --> 00:49:46,900
‫اون گفتش که زود برمی‌گرده

797
00:49:46,984 --> 00:49:50,612
‫ولی الان یک ساله که برنگشته
‫و داره توی اون شعبۀ نیویورک‌شون کار می‌کنه.

798
00:49:51,488 --> 00:49:53,740
‫احتمالاً داره کارها رو اونجا پیش می‌بره

799
00:49:53,824 --> 00:49:56,243
‫چون‌که رئیس کانگ هنوز داره معالجه میشه.

800
00:49:56,326 --> 00:49:57,202
‫از کجا معلوم؟

801
00:49:57,285 --> 00:49:59,371
‫شاید با یه دختر دیگه آشنا شده.

802
00:49:59,454 --> 00:50:00,622
‫حرفای مسخره نزن.

803
00:50:02,124 --> 00:50:06,586
‫فکر می‌کردم ازش بدت میاد.
‫چرا الان داری طرفشـو می‌گیری؟ نمی‌فهمم.

804
00:50:25,647 --> 00:50:26,523
‫هاری.

805
00:50:26,606 --> 00:50:28,191
‫سلام ته‌مو.

806
00:50:28,275 --> 00:50:29,151
‫خوب خوابیدی؟

807
00:50:29,234 --> 00:50:31,695
‫دیشب تا دیروقت داشتم کار می‌کردم
‫واسه همین زیاد نخوابیدم.

808
00:50:31,778 --> 00:50:34,197
‫واقعاً؟ به‌خاطر من بیدار شدی؟

809
00:50:34,281 --> 00:50:35,365
‫نه، اشکالی نداره.

810
00:50:36,241 --> 00:50:37,701
‫حالت خوبه دیگه، نه؟

811
00:50:37,784 --> 00:50:40,245
‫معلومه. من همیشه خوبم.

812
00:50:41,371 --> 00:50:42,414
‫پدربزرگت در چه حاله؟

813
00:50:42,497 --> 00:50:45,500
‫دیروز چک‌آپ روزانه‌ش رو انجام داد
‫و گفتن که حالش خوبه.

814
00:50:45,584 --> 00:50:46,835
‫خیالم راحت شد.

815
00:50:48,920 --> 00:50:50,672
‫خب، ته‌مو...

816
00:50:51,173 --> 00:50:53,550
‫- درمورد شغلت توی آمریکا...
‫- یه لحظه، هاری.

817
00:50:53,633 --> 00:50:56,720
‫باید جواب بدم. تماس کاریـه.
‫می‌گیرمت بعداً.

818
00:50:56,803 --> 00:50:57,763
‫باشه.

819
00:51:04,144 --> 00:51:06,980
‫ببینم، این حرکت ته‌مو
‫یه‌خرده بی‌ادبی بود دیگه؟

820
00:51:07,064 --> 00:51:09,316
‫حق دارم از این کارش ناراحت بشم، مگه نه؟

821
00:51:20,869 --> 00:51:22,704
‫- بیدار شو. بیا اینو ببین.
‫- چیه؟

822
00:51:22,788 --> 00:51:24,247
‫- بدو پاشو.
‫- چرا؟

823
00:51:24,331 --> 00:51:25,999
‫رسواییِ آقای کانگ تو اخبار پیچیده!

824
00:51:26,083 --> 00:51:28,543
‫- چی؟
‫- بیا خودت نگاه کن.

825
00:51:29,127 --> 00:51:34,257
‫[ رابطۀ عاشقانه بین مدیر «ته‌مو کانگ»
‫و نوازندۀ ویولن سل «باک یون‌سو» ]

826
00:51:34,341 --> 00:51:37,260
‫یه شایعه‌ی کذبه دیگه، نه؟
‫اتفاق بدی که بین‌تون نیفتاده؟

827
00:51:40,555 --> 00:51:41,973
‫درسته.

828
00:51:42,057 --> 00:51:44,267
‫وقتی بهش زنگ زدی
‫چیز مشکوکی ندیدی؟

829
00:51:45,560 --> 00:51:49,189
‫دیروز که بهش زنگ زدم
‫به‌نظر فقط مشغول کارش بود.

830
00:51:49,272 --> 00:51:51,691
‫بابا انقدر ساده نباش.

831
00:51:51,775 --> 00:51:54,486
‫حتماً کلی دختر دور و برشه.

832
00:51:55,779 --> 00:51:56,696
‫منظورت چیه؟

833
00:51:58,865 --> 00:51:59,741
‫هامین.

834
00:52:00,659 --> 00:52:01,660
‫برو بیرون.

835
00:52:02,661 --> 00:52:03,620
‫بزن به چاک!

836
00:52:04,329 --> 00:52:07,791
‫- یالا برو بیرون!
‫- سر عقل بیا.

837
00:52:38,196 --> 00:52:41,575
‫<i>مشترک موردنظر در دسترس نمی‌باشد.</i>
<i>‫لطفاً پیغام بگذارید...</i>

838
00:52:42,200 --> 00:52:44,744
‫تو این وضعیت جواب تلفنم هم نمیده؟

839
00:52:48,123 --> 00:52:51,001
‫اخبار جدید راجع‌به ماجرای رسوایی رو خوندی؟

840
00:52:51,084 --> 00:52:52,878
‫پس جدی می‌خوای همچین کنی؟

841
00:53:06,516 --> 00:53:07,434
‫بله، خانم یو،

842
00:53:07,517 --> 00:53:09,895
‫تا چهارشنبۀ هفته بعد میرم مسافرت.

843
00:53:09,978 --> 00:53:12,105
‫بالأخره می‌خوای از مرخصی‌هات استفاده کنی؟

844
00:53:12,189 --> 00:53:13,440
‫ولی چرا؟

845
00:53:13,523 --> 00:53:15,025
‫می‌خوام برم نیویورک.

846
00:53:22,115 --> 00:53:23,992
‫آقا لطف می‌کنید در صندوق رو بزنید؟

847
00:53:39,341 --> 00:53:41,426
‫تو چه‌جوری اینجایی؟

848
00:53:41,509 --> 00:53:43,887
‫بدون این‌که بهت بگم اومدم که سورپرایزت کنم.

849
00:53:44,846 --> 00:53:45,805
‫داری کجا میری؟

850
00:53:45,889 --> 00:53:47,599
‫خب داشتم می‌اومدم آمریکا...

851
00:53:49,643 --> 00:53:50,602
‫لعنتی!

852
00:53:50,685 --> 00:53:51,770
‫تو چه مرگته؟

853
00:53:52,145 --> 00:53:53,104
‫چیه؟

854
00:53:54,105 --> 00:53:55,982
‫قضیۀ رسوایی رو میگی؟

855
00:53:56,066 --> 00:53:57,692
‫خبر داشتی؟

856
00:53:58,443 --> 00:54:00,654
‫یعنی می‌دونستی و جواب تماسا و پیامامـو ندادی؟

857
00:54:00,737 --> 00:54:02,948
‫اصلاً می‌دونی من چقدر...

858
00:54:05,784 --> 00:54:08,662
‫ببخشید. بعد این‌که سوار هواپیما شدم
‫خبردار شدم.

859
00:54:11,373 --> 00:54:14,084
‫شما دوتا که...

860
00:54:15,585 --> 00:54:16,670
‫خبری بین‌تون نیست، نه؟

861
00:54:18,338 --> 00:54:19,381
‫معلومه که نه.

862
00:54:20,382 --> 00:54:23,176
‫دختره با یه دانشجوی خارجی دوست شده.

863
00:54:24,052 --> 00:54:27,180
‫خانواده‌ش چون مخالف ازدواج‌شونن
‫اون اخبار دروغ رو پخش کردن.

864
00:54:37,065 --> 00:54:38,400
‫امروز خیلی خوشگل شدی.

865
00:54:40,652 --> 00:54:42,404
‫می‌خوای یه‌کم پیاده‌روی کنیم؟

866
00:54:47,867 --> 00:54:51,079
‫چرا خودت تنها اومدی؟
‫بابابزرگت چی شد؟

867
00:54:51,162 --> 00:54:53,206
‫اونم هفته‌ی دیگه برمی‌گرده کره.

868
00:54:53,290 --> 00:54:55,333
‫من یه‌کم زودتر اومدم که تو رو ببینم.

869
00:54:55,959 --> 00:54:58,211
‫بالأخره اجازه داد ما باهم باشیم؟

870
00:54:59,671 --> 00:55:01,673
‫خب راستش...

871
00:55:02,632 --> 00:55:05,051
‫نمی‌دونم بهت بگم یا نه.

872
00:55:05,135 --> 00:55:06,803
‫هی انقدر اذیتم نکن!

873
00:55:06,886 --> 00:55:09,014
‫باشه. خیلی‌خب.

874
00:55:09,097 --> 00:55:10,181
‫بهت میگم.

875
00:55:11,975 --> 00:55:16,521
‫بهم گفتش که تا اینو قبول نکردی
‫برنگردم خونه.

876
00:55:17,105 --> 00:55:20,358
‫این دیگه چیه؟

877
00:55:27,240 --> 00:55:29,367
‫یعنی تو...

878
00:55:30,785 --> 00:55:32,537
‫الان داری از من خواستگاری می‌کنی؟

879
00:55:34,122 --> 00:55:36,041
‫می‌دونی که دوست ندارم وقت تلف کنم، نه؟

880
00:55:36,750 --> 00:55:38,460
‫دیگه نمی‌تونم جدا ازت زندگی کنم.

881
00:55:40,128 --> 00:55:41,755
‫پس بیا ازدواج کنیم.

882
00:56:10,909 --> 00:56:12,035
‫یه‌کم طول کشیدا.

883
00:56:12,660 --> 00:56:14,871
‫من هنوز بله نگفتمـا.

884
00:56:14,954 --> 00:56:16,831
‫حلقه رو دستت کردی دیگه.
‫این یعنی بله.

885
00:56:16,915 --> 00:56:19,250
‫هی، بهت گفتم حالا ببینیم چی میشه.

886
00:56:20,752 --> 00:56:22,003
‫بهم بگو دوستم داری.

887
00:56:22,629 --> 00:56:23,505
‫چی؟

888
00:56:25,507 --> 00:56:26,966
‫اذیتم نکن دیگه، باشه؟

889
00:56:28,593 --> 00:56:33,598
W W W . M O V I E S H O . C O M

890
00:56:33,640 --> 00:56:35,600
‫«پایان فصل اول»

891
00:56:37,600 --> 00:56:47,600
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M