1
00:00:24,775 --> 00:00:28,028
‫[کارِ جهان بود]

2
00:00:28,111 --> 00:00:31,532
‫[۵ ژوئن]
‫[هانتسویل]

3
00:00:31,615 --> 00:00:35,160
‫[۱۴ سپتامبر]
‫[ایندین ولز]

4
00:00:37,746 --> 00:00:39,665
‫[دیزی]

5
00:00:40,999 --> 00:00:42,209
‫بله؟ شما؟

6
00:00:42,292 --> 00:00:43,961
‫الو، تو سم هستی؟

7
00:00:44,044 --> 00:00:45,963
‫من... ببخشید، شما؟

8
00:00:46,046 --> 00:00:47,881
‫من دیزی هستم. دیزی میلر.

9
00:00:49,299 --> 00:00:51,760
‫- الو؟
‫- بله. ببخشید.

10
00:00:51,844 --> 00:00:53,512
‫سلام. چطور...

11
00:00:54,221 --> 00:00:55,931
‫- یعنی، حالت چطوره؟
‫- خوبم.

12
00:00:56,014 --> 00:00:58,308
‫تو چطور؟ شنیدم الان داری برکلی میری.

13
00:00:58,392 --> 00:00:59,393
‫آره.

14
00:00:59,417 --> 00:01:00,620
‫آره، همین‌طوره.

15
00:01:00,644 --> 00:01:02,771
‫- هنوز فیزیک می‌خونی؟
‫- آره.

16
00:01:02,855 --> 00:01:04,147
‫در واقع اخترفیزیک.

17
00:01:04,230 --> 00:01:06,108
‫من... عضو مرکز فیزیک کیهانی برکلی هستم.

18
00:01:06,191 --> 00:01:07,943
‫هنوز ازم خوشت میاد؟

19
00:01:08,026 --> 00:01:09,027
‫من...

20
00:01:10,529 --> 00:01:12,447
‫- ببخشید؟
‫- هنوز ازم خوشت میاد؟

21
00:01:14,449 --> 00:01:17,160
‫چون آخرین باری که دیدمت،
‫گفتی از کلاس هشتم دوستم داشتی

22
00:01:17,244 --> 00:01:18,954
‫و مطمئنی که همیشه
‫دوستم خواهی داشت.

23
00:01:19,037 --> 00:01:22,499
‫و خیلی وقت نیست که اون حرف رو زدی،
‫برای همین خواستم بدونم هنوزم دوستم داری؟

24
00:01:23,292 --> 00:01:24,668
‫من... ببخشید، این...

25
00:01:24,751 --> 00:01:26,920
‫راستش خیلی برام عجیبه.

26
00:01:27,004 --> 00:01:29,423
‫سم، آخر هفته آینده چیکار می‌کنی؟

27
00:01:29,506 --> 00:01:30,549
‫آخر هفته آینده؟

28
00:01:30,632 --> 00:01:33,969
‫قراره بریم یه فستیوال موسیقی توی صحرا،

29
00:01:34,052 --> 00:01:36,471
‫به همراه رامونا و پسرعموت لو.

30
00:01:36,555 --> 00:01:39,308
‫خب، عالیه. می‌تونم باهاتون بیام؟

31
00:01:39,391 --> 00:01:40,809
‫دلم می‌خواد ببینمت.

32
00:01:41,435 --> 00:01:42,477
‫آره.

33
00:01:42,561 --> 00:01:45,063
‫رامونا یه جایی رو اجاره کرده...

34
00:01:45,147 --> 00:01:47,733
‫و اون قراره بلیت بگیره،
‫برای همین من...

35
00:01:47,816 --> 00:01:50,903
‫- خب، عالیه. الان بهش زنگ می‌زنم.
‫- صبر کن. هی، دیزی...

36
00:01:53,363 --> 00:01:54,364
‫هی!

37
00:01:54,448 --> 00:01:58,368
‫رفیق. صبر کن. واقعاً این اتفاق افتاد؟
‫تو و دیزی رو باهم دیدم؟

38
00:01:58,452 --> 00:01:59,453
‫به هم رسیدید؟

39
00:02:00,621 --> 00:02:01,663
‫عاشقتم، رفیق!

40
00:02:01,747 --> 00:02:03,999
‫تو بهترین دوستم توی کل دنیایی، می‌دونی؟

41
00:02:04,082 --> 00:02:05,417
‫رفیق، منم عاشقتم، داداش.

42
00:02:05,501 --> 00:02:07,377
‫و تبریک می‌گم، مرد.

43
00:02:07,461 --> 00:02:09,588
‫امیدوارم اون همونی باشه که
‫همیشه آرزوش رو داشتی.

44
00:02:09,670 --> 00:02:11,924
‫نه، رفیق. خیلی بیشتر از این حرف‌هاست.

45
00:02:12,007 --> 00:02:14,676
‫- رفیق، اون... دیوونه‌ست.
‫- دیوونه‌ست؟!

46
00:02:14,760 --> 00:02:16,970
‫اون از تماس‌هایی از آینده حرف می‌زنه،

47
00:02:17,054 --> 00:02:18,889
‫و پیامی از طرف خدا یا همچین چیزی.

48
00:02:18,972 --> 00:02:20,307
‫نمی‌دونم رفیق. ولی...

49
00:02:20,390 --> 00:02:22,226
‫- خدای من، هنوزم عاشقشم.
‫- چی؟

50
00:02:22,309 --> 00:02:24,311
‫سم، یالا. بیا برگردیم خونه.

51
00:02:24,394 --> 00:02:25,854
‫باشه. گوش کن، ما داریم می‌ریم، باشه؟

52
00:02:25,938 --> 00:02:27,356
‫باشه، مشکلی نیست. عالیه.

53
00:02:27,439 --> 00:02:30,859
‫ما اینجا می‌مونیم، ولی گوش کن،
‫اون دختر خیلی خوبیه، خب؟

54
00:02:30,943 --> 00:02:32,861
‫پس مراقب دخترعموم باش، خب؟

55
00:02:32,945 --> 00:02:34,905
‫آره، معلومه. نگران نباش، رفیق.

56
00:02:34,988 --> 00:02:36,740
‫عالیه. خیلی خب، رفیق.
‫بعداً می‌بینمت.

57
00:02:36,823 --> 00:02:38,116
‫هی، آشغال‌ها!

58
00:02:39,116 --> 00:02:49,116
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

59
00:02:53,715 --> 00:02:56,260
‫کلانتری ایندین ولز،
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

60
00:02:57,636 --> 00:02:59,513
‫- الو؟
‫- اون... مُرده.

61
00:03:01,223 --> 00:03:03,141
‫خیلی خب، دقیقاً کی مُرده؟

62
00:03:04,893 --> 00:03:06,895
‫اسمش دیزی میلره.

63
00:03:06,979 --> 00:03:08,689
‫اون دخترعمومه. خدای من.

64
00:03:09,565 --> 00:03:11,608
‫اون کشتش.

65
00:03:11,692 --> 00:03:13,819
‫- کی کشتش؟
‫- سم.

66
00:03:15,112 --> 00:03:16,321
‫دوستم سم کشتش.

67
00:03:23,787 --> 00:03:26,707
‫سم، از پشت شیشه صدات رو نمی‌شنوم.

68
00:03:26,790 --> 00:03:28,375
‫باید گوشی رو برداری.

69
00:03:28,458 --> 00:03:30,377
‫آره، تلفن کنارته.

70
00:03:32,880 --> 00:03:33,881
‫سلام بابا.

71
00:03:34,715 --> 00:03:37,134
‫- حالت چطوره؟
‫- حالم خوب نیست.

72
00:03:37,968 --> 00:03:39,887
‫ببخشید که دیر اومدم.

73
00:03:39,970 --> 00:03:42,055
‫آتش‌سوزی‌های بزرگی توی جنوب بود.

74
00:03:42,139 --> 00:03:43,640
‫من این کار رو نکردم، بابا.

75
00:03:43,724 --> 00:03:46,435
‫- قسم می‌خورم من مقصر نیستم.
‫- من باورت می‌کنم.

76
00:03:47,060 --> 00:03:48,812
‫ولی من امروز فقط پدرت نیستم.

77
00:03:49,396 --> 00:03:52,357
‫من... فعلاً وکیلتم، باشه؟

78
00:03:52,441 --> 00:03:54,276
‫و تو رو از این مخمصه نجات می‌دم.

79
00:03:57,029 --> 00:03:58,655
‫آره، خیلی خب.

80
00:03:59,406 --> 00:04:02,492
‫خب، این استشهاد جمعیه
‫که دوست‌هات امضا کردن.

81
00:04:03,452 --> 00:04:05,329
‫ما سپیده‌دم فستیوال موسیقی رو ترک کردیم

82
00:04:05,412 --> 00:04:07,497
‫و چند دقیقه بعد به خونه اجاره‌ای رسیدیم.

83
00:04:07,581 --> 00:04:09,374
‫درِ اتاق‌خواب سم قفل بود.

84
00:04:09,458 --> 00:04:11,793
‫صدای اون و دیزی رو از تو اتاق می‌شنیدیم.

85
00:04:12,586 --> 00:04:15,339
‫همون در تا ساعت ۱ نصف شب قفل بود

86
00:04:15,422 --> 00:04:17,882
‫که با صدای فریاد از خواب پریدیم.

87
00:04:17,966 --> 00:04:19,009
‫فریادهای سم.

88
00:04:19,885 --> 00:04:21,261
‫بالأخره به زور در رو باز کردیم

89
00:04:21,345 --> 00:04:25,849
‫و دیزی رو غرق خون
‫و بی‌هوش پیدا کردیم.

90
00:04:25,933 --> 00:04:27,893
‫چهره‌اش اصلاً قابل تشخیص نبود.

91
00:04:28,644 --> 00:04:30,687
‫تموم استخون‌های دست و پاش شکسته بود.

92
00:04:30,771 --> 00:04:33,023
‫سم داشت گریه می‌کرد
‫و یه گوشه کِز کرده بود.

93
00:04:33,815 --> 00:04:35,067
‫هیچ خونی روی بدنش نبود.

94
00:04:35,150 --> 00:04:37,069
‫آره، چون من نکشتمش.

95
00:04:37,152 --> 00:04:38,820
‫بیدار شدم و اون...

96
00:04:40,614 --> 00:04:43,575
‫داشت درست جلوی چشمم جون می‌داد.

97
00:04:43,659 --> 00:04:45,369
‫موقع دستگیری، گفتی،

98
00:04:45,452 --> 00:04:50,249
‫از خودت نقل قول می‌کنم:
‫«کارِ جهان بود. کارِ جهان بود.»

99
00:04:52,543 --> 00:04:53,710
‫آره.

100
00:04:53,794 --> 00:04:54,795
‫این...

101
00:04:54,878 --> 00:04:58,298
‫معنی خاصی داره که من نمی‌فهمم؟

102
00:04:58,382 --> 00:05:02,052
‫خیلی خب، ولی لطفاً به مامان نگو، باشه؟

103
00:05:02,135 --> 00:05:04,388
‫ولی من مواد زده بودم،

104
00:05:04,471 --> 00:05:09,768
‫و وقتی دستگیرم کردن،
‫نشئه و داغون بودم.

105
00:05:09,852 --> 00:05:11,103
‫و من...

106
00:05:11,186 --> 00:05:13,188
‫مطمئن بودم که دیدمش...

107
00:05:13,272 --> 00:05:17,192
‫- من... دیدم که خود به خود متلاشی شد...
‫- سم...

108
00:05:17,276 --> 00:05:19,403
‫انگار یه نیروی نامرئی زنده زنده می‌خوردش.

109
00:05:19,486 --> 00:05:21,029
‫سم، خواهش می‌کنم.

110
00:05:21,113 --> 00:05:23,407
‫- می‌دونی که این حرف‌ها...
‫- من... می‌دونم. می‌دونم.

111
00:05:25,075 --> 00:05:27,953
‫بابا، اون شادترین روز زندگی‌ام بود.

112
00:05:28,036 --> 00:05:29,663
‫چرا باید بهش آسیب بزنم؟

113
00:05:29,746 --> 00:05:32,416
‫ببین، شاید شوک باعث شده حافظه‌ات پاک بشه.

114
00:05:32,499 --> 00:05:34,418
‫به زودی یادت میاد.

115
00:05:34,501 --> 00:05:35,752
‫معمولاً این اتفاق می‌افته.

116
00:05:44,052 --> 00:05:46,638
‫سلام، من لو هستم.
‫پیام بذارید تا باهاتون تماس بگیرم.

117
00:05:48,557 --> 00:05:49,558
‫سلام، لو.

118
00:05:49,933 --> 00:05:51,560
‫منم، سم.

119
00:05:52,144 --> 00:05:55,439
‫فقط می‌خوام بابت دردسرهایی که
‫براتون درست کردم معذرت بخوام.

120
00:05:55,522 --> 00:05:57,733
‫بالأخره قضیه روشن شد...

121
00:05:57,816 --> 00:05:59,651
‫همه‌ی اینا کارِ من بوده.

122
00:06:00,736 --> 00:06:03,864
‫واقعیت اینه.
‫هیچ تئوری ماورایی عجیب و غریبی در کار نیست.

123
00:06:03,947 --> 00:06:06,575
‫من... آماده‌ام که بپذیرم که...

124
00:06:07,868 --> 00:06:09,578
‫من دیزی رو کشتم.

125
00:06:19,129 --> 00:06:20,129
‫الو.

126
00:06:20,172 --> 00:06:22,132
‫سلام، پیامت الان به دستم رسید.

127
00:06:22,216 --> 00:06:25,552
‫خب، یعنی کارِ اون بوده...
‫اعتراف کرد؟

128
00:06:25,636 --> 00:06:27,804
‫آره، یه پیام صوتی برام گذاشته.

129
00:06:27,888 --> 00:06:29,515
‫باورم نمیشه.

130
00:06:29,598 --> 00:06:31,767
‫سم یه قاتل روانیه.

131
00:06:31,850 --> 00:06:34,269
‫این‌طور به نظر میاد...

132
00:06:34,353 --> 00:06:36,314
‫نمی‌دونم عزیزم. فقط...

133
00:06:36,338 --> 00:06:37,540
‫پذیرفتنش خیلی سخته.

134
00:06:37,564 --> 00:06:39,191
‫اون بهترین دوست منه.

135
00:06:39,274 --> 00:06:40,275
‫آره.

136
00:06:41,735 --> 00:06:43,695
‫این یک تماس پرداخت‌شده از طرف...

137
00:06:44,404 --> 00:06:45,864
‫منم، سم.

138
00:06:45,948 --> 00:06:48,492
‫یک زندانی در مرکز بازداشت اورنج کانتی است.

139
00:06:49,159 --> 00:06:51,161
‫برای دریافت تماس شماره ۱ را فشار دهید یا...

140
00:06:53,121 --> 00:06:54,540
‫سلام.

141
00:06:54,623 --> 00:06:56,416
‫چیکار می‌کنی، رفیق؟

142
00:06:56,500 --> 00:06:58,460
‫منظورت چیه؟

143
00:06:58,544 --> 00:07:00,337
‫دادستان میگه مدرک جدیدی داره.

144
00:07:00,420 --> 00:07:02,130
‫مدرکی که خودت دادی دستشون.

145
00:07:02,214 --> 00:07:04,007
‫کدوم مدرک؟

146
00:07:04,091 --> 00:07:06,301
‫رفیق... حالت خوبه؟

147
00:07:06,385 --> 00:07:07,511
‫معلومه که نه.

148
00:07:07,594 --> 00:07:11,223
‫من به خاطر کاری که نکردم توی زندانم.

149
00:07:11,306 --> 00:07:13,433
‫پس چرا اون پیام صوتی رو برام گذاشتی؟

150
00:07:13,517 --> 00:07:15,477
‫چی؟ کدوم پیام صوتی؟

151
00:07:16,061 --> 00:07:18,856
‫پیامی که دیروز روی گوشی‌ام گذاشتی،

152
00:07:18,939 --> 00:07:21,233
‫و توش اعتراف کردی که
‫دخترعموم رو کشتی.

153
00:07:22,150 --> 00:07:23,151
‫آره.

154
00:07:23,235 --> 00:07:24,403
‫درسته.

155
00:07:24,486 --> 00:07:26,029
‫من هیچ پیامی نذاشتم.

156
00:07:26,113 --> 00:07:26,989
‫رفیق.

157
00:07:27,072 --> 00:07:29,408
‫- من هیچ پیام لعنتی‌ای نذاشتم!
‫- چرا، گذاشتی!

158
00:07:29,491 --> 00:07:31,451
‫از چی داری حرف می‌زنی...

159
00:07:31,535 --> 00:07:32,786
‫اینجا چه خبره؟

160
00:07:32,870 --> 00:07:34,247
‫فکر می‌کردم رفیقمی.

161
00:07:34,271 --> 00:07:36,271
‫چطور می‌تونی این کار رو با من بکنی؟

162
00:07:36,373 --> 00:07:39,293
‫سم... من تو رو از دوره راهنمایی می‌شناسم.

163
00:07:39,376 --> 00:07:41,003
‫و صدات رو می‌شناسم.

164
00:07:41,086 --> 00:07:42,546
‫تو بودی.

165
00:07:42,629 --> 00:07:44,256
‫تو اون پیام رو برام گذاشتی.

166
00:07:46,133 --> 00:07:47,467
‫نه.

167
00:07:47,551 --> 00:07:48,552
‫چی، سم؟

168
00:07:48,635 --> 00:07:50,345
‫من... ببخشید. مهم نیست.

169
00:07:50,429 --> 00:07:51,847
‫- خداحافظ.
‫- سم، سم!

170
00:07:53,098 --> 00:07:56,268
‫اگه اون فایل صوتی وجود داشته باشه،
‫نمی‌تونیم دادگاه رو ببریم.

171
00:07:56,351 --> 00:07:59,938
‫تنها گزینه‌مون اعتراف به گناه
‫برای کاهش مجازاته.

172
00:08:00,022 --> 00:08:01,857
‫سم، چرا این کار رو کردی؟

173
00:08:01,940 --> 00:08:03,317
‫من بهش زنگ نزدم.

174
00:08:03,400 --> 00:08:05,027
‫نتیجه‌ی آزمایشگاه خلافِ این رو می‌گه.

175
00:08:05,110 --> 00:08:07,112
‫خط تلفن تو و صدای تو بوده.

176
00:08:07,196 --> 00:08:09,948
‫آره... نمی‌گم من نبودم،

177
00:08:10,032 --> 00:08:12,910
‫فقط دارم می‌گم که اون تماس رو من نگرفتم.

178
00:08:12,993 --> 00:08:15,370
‫حرفت با عقل جور در نمیاد، سم.

179
00:08:15,454 --> 00:08:18,123
‫و راستش رو بخوای،
‫داری می‌ترسونی‌ام.

180
00:08:18,207 --> 00:08:21,460
‫فقط از دیدگاه اختر-فیزیک کاملاً منطقیه.

181
00:08:23,337 --> 00:08:24,338
‫صحیح.

182
00:08:24,421 --> 00:08:28,759
‫بابا، تو چند روز اخیر،
‫شاهد دو اتفاق غیرقابل‌توضیح بودم.

183
00:08:28,842 --> 00:08:32,095
‫اول، دیدم دیزی درست جلوی چشمم متلاشی شد.

184
00:08:32,179 --> 00:08:34,515
‫و الان همه ادعا می‌کنن
‫که توی تماسی اعتراف کردم

185
00:08:34,597 --> 00:08:37,058
‫که مطمئنم قطعاً نگرفتمش.

186
00:08:37,142 --> 00:08:39,520
‫غیر ممکنه که این دو تا با هم مرتبط نباشن.

187
00:08:40,270 --> 00:08:42,313
‫اون بیرون یه اتفاقی داره می‌افته.

188
00:08:43,440 --> 00:08:44,816
‫و فقط برای من نیست.

189
00:08:44,900 --> 00:08:47,277
‫- سم...
‫- ماجرای لیلا بکت رو خوندی؟

190
00:08:47,778 --> 00:08:49,821
‫بکت. چرا اسمش برام آشناست؟

191
00:08:49,905 --> 00:08:52,533
‫ماه مارس جنازه‌اش توی آپارتمانش پیدا شده.

192
00:08:52,616 --> 00:08:54,284
‫و زیادم از اینجا دور نیست.

193
00:08:54,368 --> 00:08:56,746
‫اخبار می‌گفت تمام استخون‌های بدنش شکسته بود

194
00:08:56,770 --> 00:09:00,375
‫و صورتش انگار ذوب شده بود.

195
00:09:00,415 --> 00:09:02,167
‫آره، در موردش خوندم.

196
00:09:02,251 --> 00:09:05,587
‫خب، دقیقاً همین اتفاق برای دیزی افتاد.

197
00:09:05,671 --> 00:09:07,089
‫مگه خواهرش مقصر نبود؟

198
00:09:07,172 --> 00:09:09,591
‫قربانی با شوهرِ خواهرش در ارتباط بود.

199
00:09:09,675 --> 00:09:13,095
‫فکر کنم خواهره هم
‫مثل من بی‌گناه بوده.

200
00:09:13,887 --> 00:09:15,514
‫پس کی اون دختر رو کشت؟

201
00:09:16,098 --> 00:09:17,766
‫کارِ جهان بوده.

202
00:09:18,642 --> 00:09:19,852
‫کارِ جهان بوده.

203
00:09:20,853 --> 00:09:24,565
‫دیزی قرار نبود با ما بیاد فستیوال.

204
00:09:24,648 --> 00:09:27,526
‫برای همین جهان از شرش خلاص شد.

205
00:09:31,738 --> 00:09:33,490
‫دیزی؟ چه خبر؟

206
00:09:33,574 --> 00:09:35,200
‫سلام، الان با سم حرف زدم،

207
00:09:35,284 --> 00:09:38,787
‫و اون گفت هفته بعد قراره برید
‫فستیوال موسیقی توی صحرا.

208
00:09:38,871 --> 00:09:40,706
‫آره؟

209
00:09:40,789 --> 00:09:41,789
‫می‌تونم بیام؟

210
00:09:42,207 --> 00:09:43,542
‫چی؟

211
00:09:43,625 --> 00:09:48,338
‫جدی، مگه کلیسا یا پدر و مادرت
‫یا همچین چیزی ممنوعش نکردن؟

212
00:09:48,422 --> 00:09:51,592
‫آره. ولی دیگه برام مهم نیست.

213
00:09:51,675 --> 00:09:52,885
‫می‌تونم بیام؟

214
00:09:52,968 --> 00:09:56,054
‫وای! دختر، خیلی عوض شدی. چی شده؟

215
00:09:56,138 --> 00:09:58,224
‫فقط یه تجربه داشتم

216
00:09:58,248 --> 00:10:00,248
‫که یه مأموریت مقدس در نظر می‌گیرمش.

217
00:10:00,726 --> 00:10:01,977
‫مأموریت؟

218
00:10:02,060 --> 00:10:03,770
‫لعنتی، از طرف کی؟

219
00:10:03,854 --> 00:10:05,731
‫- گفت: «از طرف خدا.»
‫- از طرف خدا.

220
00:10:07,065 --> 00:10:09,234
‫نکنه می‌خوای بگی خدا هم مظنونه.

221
00:10:09,318 --> 00:10:10,319
‫معلومه که نه.

222
00:10:10,402 --> 00:10:15,532
‫خب، دیزی بهم گفت که یه وحی آسمانی
‫دریافت کرده، یه تماس الهی.

223
00:10:15,616 --> 00:10:18,660
‫چیزی که باعث شده بفهمه
‫باید از زندگیش نهایتِ لذت رو ببره.

224
00:10:18,744 --> 00:10:24,249
‫یعنی مواد بزنه و عشق و حال کنه و آزاد باشه.

225
00:10:24,333 --> 00:10:28,629
‫گفت برای همین اصرار داشته باهامون بیاد...

226
00:10:30,339 --> 00:10:32,299
‫فکر کردم داره شوخی می‌کنه.

227
00:10:32,382 --> 00:10:34,468
‫خیلی نشئه بودم و...

228
00:10:34,551 --> 00:10:36,678
‫توی این وحی الهی چی گفته شده بود؟

229
00:10:37,513 --> 00:10:40,224
‫هیچوقت بهم نگفت،
‫ولی فکر کنم به رامونا گفته بود.

230
00:10:40,766 --> 00:10:41,767
‫باید بهش زنگ بزنی.

231
00:10:42,476 --> 00:10:46,104
‫راستش چیزهایی که می‌گفت
‫احمقانه به نظر می‌رسید،

232
00:10:46,188 --> 00:10:49,983
‫که خب برای اون عجیب نبود.

233
00:10:50,567 --> 00:10:51,652
‫مثلاً چی؟

234
00:10:53,862 --> 00:10:58,075
‫دیزی یه تماسی از مادرش دریافت کرد،

235
00:10:58,158 --> 00:11:01,411
‫ولی انگار مادرش داشت از آینده‌ی نزدیک
‫یا همچین جایی تماس می‌گرفت،

236
00:11:01,495 --> 00:11:03,872
‫و داشت گریه می‌کرد.

237
00:11:03,956 --> 00:11:05,541
‫از آینده؟

238
00:11:05,624 --> 00:11:06,834
‫می‌دونم، آره؟

239
00:11:06,917 --> 00:11:09,795
‫خب، چرا مادرش ناراحت بود؟

240
00:11:12,214 --> 00:11:15,926
‫داشت سعی می‌کرد به دیزی بگه...

241
00:11:17,261 --> 00:11:19,429
‫- آره؟ - لعنتی.

242
00:11:19,513 --> 00:11:22,599
‫که دیزی توی یه آتیش‌سوزی می‌میره.

243
00:11:23,475 --> 00:11:26,061
‫دیزی این رو یه هشدار در نظر گرفت
‫که قراره جَوون‌مرگ بشه،

244
00:11:26,144 --> 00:11:28,438
‫برای همین می‌خواست با ما بیاد...

245
00:11:30,107 --> 00:11:32,526
‫این وحشتناک نیست؟
‫با این حال آخرش مُرد.

246
00:11:33,235 --> 00:11:35,654
‫آره، دارم طنز تلخ ماجرا رو می‌بینم.

247
00:11:36,989 --> 00:11:38,073
‫معلومه.

248
00:11:38,156 --> 00:11:39,950
‫لعنتی! معلومه!

249
00:11:40,033 --> 00:11:41,243
‫نمی‌فهمی؟

250
00:11:41,326 --> 00:11:43,704
‫نه... نمی‌فهمم، ولی کمکم کن بفهمم.

251
00:11:43,787 --> 00:11:47,791
‫خب، قرار بود دیزی بره به یه تفرجگاه
‫توی کوهستان‌های جنوب.

252
00:11:47,875 --> 00:11:50,252
‫الان اونجا یه سری آتش‌سوزی
‫داره گسترش پیدا می‌کنه، مگه نه؟

253
00:11:50,335 --> 00:11:52,045
‫اون یه تماس از آینده دریافت کرد.

254
00:11:52,129 --> 00:11:54,006
‫سم، این غیرممکنه.

255
00:11:54,089 --> 00:11:55,799
‫نه، از نظر تئوری غیرممکنه.

256
00:11:55,883 --> 00:12:01,054
‫از دیدگاه فیزیک، چیزی به اسم گذشته،
‫حال یا آینده وجود نداره.

257
00:12:01,138 --> 00:12:02,639
‫این یه ایده‌ست که انسان ساخته.

258
00:12:02,723 --> 00:12:04,016
‫نمی‌فهمم چی میگی.

259
00:12:04,099 --> 00:12:06,977
‫سرنوشت واقعی دیزی این بود که بره کوهستان

260
00:12:07,060 --> 00:12:10,689
‫و توی اون آتیش‌سوزی بمیره،
‫ولی تونست از اون سرنوشت فرار کنه.

261
00:12:11,231 --> 00:12:13,066
‫برای همین جهان کشتش.

262
00:12:13,150 --> 00:12:15,694
‫آره. جهان داشت یه ناهنجاری رو اصلاح می‌کرد.

263
00:12:15,777 --> 00:12:19,489
‫برای همین تار و پود وجودش
‫تیکه تیکه شد. من...

264
00:12:20,616 --> 00:12:23,535
‫جهان سعی داشت دوباره
‫تعادلش رو به دست بیاره.

265
00:12:23,619 --> 00:12:24,620
‫تا خودش رو ترمیم کنه.

266
00:12:26,205 --> 00:12:28,457
‫سم، هیچی از اینا توجیه نمی‌کنه

267
00:12:28,540 --> 00:12:31,418
‫که چرا به دوستت زنگ زدی
‫تا به جرم اعتراف کنی.

268
00:12:31,502 --> 00:12:34,379
‫چون شاید اون تماسی بوده
‫که سال‌ها پیش گرفتم،

269
00:12:34,463 --> 00:12:36,840
‫و داشتم... در مورد یه چیز دیگه حرف می‌زدم.
‫کی می‌دونه؟

270
00:12:36,924 --> 00:12:40,511
‫بابا، این همون پدیده‌ایه که داره
‫باعث همه‌ی این اتفاقات میشه.

271
00:12:40,594 --> 00:12:44,223
‫یه اتفاقی داره برای امواج رادیویی
‫و امواج موبایل می‌افته،

272
00:12:44,306 --> 00:12:49,144
‫و باعث میشه بتونیم از لحظاتِ مختلف
‫در زمان با هم حرف بزنیم.

273
00:12:49,228 --> 00:12:51,605
‫و داره آشوب به پا می‌کنه.

274
00:12:52,147 --> 00:12:53,982
‫ببین، سم.

275
00:12:55,150 --> 00:12:57,486
‫می‌تونی تصور کنی
‫چقدر دلم می‌خواد باورت کنم.

276
00:12:58,153 --> 00:13:01,323
‫ولی هیچ‌کدوم از اینا برای هیئت منصفه
‫شکِ منطقی ایجاد نمی‌کنه.

277
00:13:01,406 --> 00:13:04,117
‫این... فقط تو رو دیوونه نشون میده.

278
00:13:04,952 --> 00:13:05,953
‫بابا.

279
00:13:06,036 --> 00:13:11,375
‫سم، می‌دونم زیاد این رو نمی‌گم،
‫ولی دوستت دارم.

280
00:13:11,458 --> 00:13:13,544
‫و نمی‌دونی برای یه پدر چقدر سخته

281
00:13:13,627 --> 00:13:15,671
‫که پسرش این‌طوری ازش گرفته بشه.

282
00:13:16,547 --> 00:13:17,965
‫آره، من...

283
00:13:20,259 --> 00:13:21,468
‫منم دوستت دارم، بابا.

284
00:13:21,552 --> 00:13:23,262
‫پس به جرم اعتراف کن.

285
00:13:23,345 --> 00:13:25,472
‫وگرنه بقیه‌ی عمرت رو توی زندان می‌گذرونی.

286
00:13:25,556 --> 00:13:27,724
‫مادرت هرگز نمی‌تونه...

287
00:13:27,808 --> 00:13:29,601
‫ما نمی‌تونیم این رو بپذیریم.

288
00:13:30,936 --> 00:13:32,437
‫تو فکر می‌کنی من دیوونه‌ام.

289
00:13:32,521 --> 00:13:34,147
‫فکر می‌کنم واقعاً ترسیدی.

290
00:13:34,231 --> 00:13:35,983
‫یعنی تئوریم رو باور نداری؟

291
00:13:36,608 --> 00:13:37,693
‫خودت باورش داری؟

292
00:13:38,694 --> 00:13:41,321
‫من... آره، باورش دارم.

293
00:13:42,990 --> 00:13:44,491
‫مجبورم که داشته باشم.

294
00:13:44,575 --> 00:13:49,246
‫سم، آزمایش مواد مخدر اون شبت
‫نشون داده دوزِ بالایی

295
00:13:49,329 --> 00:13:53,417
‫از مت‌آمفتامین، کتامین، افدرین،
‫پی‌سی‌پی و کوکائین توی خونت بوده.

296
00:13:54,042 --> 00:13:55,586
‫در اون سطح از نشئگی،

297
00:13:55,669 --> 00:13:57,548
‫ادراکت از واقعیت دور میشه،

298
00:13:57,572 --> 00:13:59,691
‫و هر چیزی که ذهنت می‌بینه رو تار می‌کنه.

299
00:13:59,715 --> 00:14:02,050
‫دیگه کنترلی روی اعمالت نداری.

300
00:14:02,801 --> 00:14:05,220
‫فکر می‌کنم تو دیزی رو کشتی، سم،

301
00:14:05,304 --> 00:14:08,432
‫در حالی که ذهنت فریبِت داده بود
‫تا باور کنی داری بهش محبت می‌کنی.

302
00:14:11,727 --> 00:14:12,936
‫نمی‌دونم.

303
00:14:14,563 --> 00:14:15,939
‫نمی‌دونم.

304
00:14:16,023 --> 00:14:17,441
‫و این‌که...

305
00:14:17,524 --> 00:14:20,611
‫و این‌که اتفاقی رو که افتاده 
‫گردن یه رخداد ماورایی بندازیم

306
00:14:20,694 --> 00:14:25,449
‫توهینیه به یاد و خاطره‌ی دیزی
‫و خانواده و دوست‌هات.

307
00:14:25,532 --> 00:14:27,092
‫اونا لایق یه پایان برای این ماجرا هستن.

308
00:14:28,035 --> 00:14:29,077
‫و تو هم همینطور.

309
00:14:32,956 --> 00:14:33,957
‫باشه.

310
00:14:34,750 --> 00:14:37,377
‫باشه.

311
00:14:37,461 --> 00:14:39,254
‫این کارِ درسته.

312
00:14:40,631 --> 00:14:41,632
‫آره.

313
00:14:43,592 --> 00:14:46,428
‫سلام، من لو هستم.
‫پیام بذار تا باهات تماس بگیرم.

314
00:14:49,264 --> 00:14:50,599
‫سلام، لو.

315
00:14:50,682 --> 00:14:52,351
‫منم، سم.

316
00:14:52,893 --> 00:14:56,271
‫فقط می‌خوام بابت دردسرهایی که
‫براتون درست کردم معذرت بخوام.

317
00:14:56,355 --> 00:14:58,565
‫بالأخره قضیه روشن شد...

318
00:14:58,649 --> 00:15:00,526
‫همه‌ی اینا کارِ من بوده.

319
00:15:01,443 --> 00:15:04,655
‫واقعیت اینه.
‫هیچ تئوری ماورایی عجیب و غریبی در کار نیست.

320
00:15:04,738 --> 00:15:07,324
‫من... آماده‌ام که بپذیرم که...

321
00:15:08,617 --> 00:15:09,952
‫من دیزی رو کشتم.

322
00:15:10,744 --> 00:15:13,205
‫و به خاطرش میرم زندان، می‌دونی.

323
00:15:15,624 --> 00:15:16,917
‫عاشقتم، داداش.

324
00:15:18,085 --> 00:15:20,295
‫امیدوارم یه روز بتونی من رو ببخشی...

325
00:15:21,797 --> 00:15:23,131
‫یه لحظه صبر کن.

326
00:15:23,215 --> 00:15:24,216
‫نه.

327
00:15:24,508 --> 00:15:25,717
‫جهانِ لعنتی.

328
00:15:57,624 --> 00:15:58,625
‫الو؟

329
00:15:58,709 --> 00:16:00,210
‫ناشناس: سلام، سم؟

330
00:16:00,294 --> 00:16:01,464
‫من می‌شناسمت؟

331
00:16:01,488 --> 00:16:03,398
‫فکر کنم با سمِ اشتباهی تماس گرفتی.

332
00:16:03,422 --> 00:16:05,132
‫نه، تو من رو نمی‌شناسی.

333
00:16:05,215 --> 00:16:07,050
‫تو همون سمی هستی که دنبالشم.

334
00:16:07,134 --> 00:16:08,719
‫چی می‌خوای؟

335
00:16:08,802 --> 00:16:10,387
‫تئوریت.

336
00:16:10,470 --> 00:16:11,513
‫تئوریم؟

337
00:16:12,639 --> 00:16:14,266
‫تو دیزی رو نکشتی، سم.

338
00:16:15,184 --> 00:16:16,602
‫کارِ جهان بوده.

339
00:16:17,853 --> 00:16:19,524
‫و این تازه اولشه.

340
00:16:22,009 --> 00:16:27,009
‫«ترجمه از سینا صداقت»

341
00:16:29,009 --> 00:16:39,009
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M