1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:24,775 --> 00:00:27,986
‫[مامان]

3
00:00:28,070 --> 00:00:31,448
‫[۱۴ سپتامبر]
‫[ایندین ولز]

4
00:00:31,532 --> 00:00:34,910
‫[۹ نوامبر]
‫[ریبن‌وود/سن‌دیگو]

5
00:00:42,543 --> 00:00:43,544
‫مامان؟

6
00:00:45,295 --> 00:00:48,757
‫[اسکایلر]

7
00:00:51,176 --> 00:00:52,177
‫سلام.

8
00:00:52,261 --> 00:00:53,345
‫خیلی خب، رسیدی؟

9
00:00:53,428 --> 00:00:56,890
‫آره، بیرون خونه‌ام.
‫یعنی خونه‌ی قدیمی‌مون.

10
00:00:56,974 --> 00:00:58,141
‫خب، خوبه.

11
00:00:58,225 --> 00:00:59,518
‫یکم ترسناکه.

12
00:00:59,601 --> 00:01:01,895
‫چیزیت نمیشه، احمق.
‫خودت رو جمع کن.

13
00:01:02,688 --> 00:01:05,858
‫خونه الان خیلی تغییر کرده.
‫واقعاً ترسناکه.

14
00:01:05,941 --> 00:01:08,318
‫هی. خب، دارم به ریبن‌وود نزدیک می‌شم.

15
00:01:08,402 --> 00:01:11,363
‫باید همون موقع اتفاق بیفته.

16
00:01:11,446 --> 00:01:13,282
‫دقیقاً چه اتفاقی قراره بیفته؟

17
00:01:13,365 --> 00:01:14,491
‫اختلال.

18
00:01:14,575 --> 00:01:16,994
‫آره، می‌دونم. منظورم اینه که
‫دقیقاً چه اتفاقی می‌افته؟

19
00:01:17,077 --> 00:01:19,079
‫نمی‌دونم. توی پست فقط همین نوشته بود.

20
00:01:19,162 --> 00:01:22,749
‫نوشته بود: «با ماشین از صحرای
‫خارج از ایندین ولز رد بشید،

21
00:01:22,833 --> 00:01:27,087
‫و جایی اطراف ریبن‌وود یه اختلال
‫توی گوشی رخ میده و بعدش...»

22
00:01:27,171 --> 00:01:30,174
‫آره، می‌دونم.
‫بعدش به یه نفر در آینده وصل می‌شی.

23
00:01:30,257 --> 00:01:32,467
‫یا گذشته. امیدوارم گذشته باشه.

24
00:01:32,551 --> 00:01:35,804
‫آره. یا شایدم فقط یه مزخرف اینترنتی باشه.

25
00:01:35,888 --> 00:01:36,889
‫بیخیال.

26
00:01:36,972 --> 00:01:39,808
‫این همه داستان از آدم‌های مختلف
‫بدون هیچ رابطه‌ای؟

27
00:01:39,892 --> 00:01:42,519
‫حتماً باید تا حدی حقیقت داشته باشه.

28
00:01:42,603 --> 00:01:44,771
‫آره، خب یه جورایی امیدوارم واقعی نباشه.

29
00:01:45,772 --> 00:01:47,024
‫چرا این رو میگی؟

30
00:01:47,107 --> 00:01:51,278
‫تمام چیزهایی که در مورد اتفاقات بد
‫و ترسناک نوشتن،

31
00:01:51,361 --> 00:01:52,946
‫وقتی مردم این تماس‌ها رو می‌گیرن.

32
00:01:53,030 --> 00:01:55,574
‫حتی اگه به کسی زنگ بزنیم،
‫نباید چیزی رو تغییر بدیم.

33
00:01:55,657 --> 00:01:57,659
‫هیچی رو تغییر نمی‌دیم، باشه؟

34
00:01:58,243 --> 00:01:59,828
‫- قول می‌دی؟
‫- آره، قول می‌دم.

35
00:01:59,912 --> 00:02:02,497
‫خب، الان هر چی که شد،
‫پشت خط بمون.

36
00:02:02,581 --> 00:02:06,919
‫داری از گوشی قدیمی مامانم استفاده می‌کنی،
‫پس گمونم ممکنه قطع بشه،

37
00:02:07,002 --> 00:02:09,630
‫نمی‌دونم، شایدم یه جوری
‫به خودش وصل بشیم یا...

38
00:02:10,380 --> 00:02:12,090
‫خیلی مطمئن به نظر می‌رسی
‫که این اتفاق می‌افته.

39
00:02:12,174 --> 00:02:13,509
‫اتفاق می‌افته.

40
00:02:13,592 --> 00:02:15,010
‫نمی‌دونم، فقط مطمئنم.

41
00:02:15,761 --> 00:02:19,056
‫لعنتی. خیلی خب،
‫دارم ریبن‌وود رو جلوتر می‌بینم.

42
00:02:19,139 --> 00:02:20,182
‫خیلی خب.

43
00:02:20,265 --> 00:02:21,517
‫آماده‌ای؟

44
00:02:21,600 --> 00:02:22,601
‫گمونم.

45
00:02:22,684 --> 00:02:28,524
‫این اختلال باید...
‫همین الان رخ بده.

46
00:02:30,651 --> 00:02:32,528
‫یا همین الان.

47
00:02:34,196 --> 00:02:35,322
‫الو؟

48
00:02:35,405 --> 00:02:37,032
‫- هنوز خودمم.
‫- لعنتی.

49
00:02:37,783 --> 00:02:39,117
‫هیچ صدای عجیبی نمی‌شنوم.

50
00:02:40,035 --> 00:02:41,036
‫منم همین‌طور.

51
00:02:41,703 --> 00:02:42,955
‫تعجب نکن.

52
00:02:44,373 --> 00:02:45,373
‫آره.

53
00:02:47,292 --> 00:02:48,292
‫چیه؟

54
00:02:48,752 --> 00:02:50,170
‫من دارم چیکار می‌کنم؟

55
00:02:50,838 --> 00:02:53,841
‫وسط صحرام، سعی دارم...

56
00:02:53,924 --> 00:02:55,551
‫من...

57
00:02:56,927 --> 00:02:59,847
‫ببخشید که مجبورت کردم این کار رو بکنی، جاستین.
‫احمقانه‌ست، من...

58
00:03:00,681 --> 00:03:02,641
‫گمونم فقط می‌خواستم دوباره صداش رو بشنوم.

59
00:03:03,308 --> 00:03:04,309
‫تا خداحافظی کنم.

60
00:03:05,060 --> 00:03:07,855
‫یعنی، تو ۱۷ سالته،
‫شاید زیاد برات مهم نباشه،

61
00:03:07,938 --> 00:03:12,818
‫ولی وقتی ۲۱ ساله میشی، به دلایلی،
‫این چیزها یهویی برات مهم‌تر میشه.

62
00:03:13,652 --> 00:03:16,154
‫چی؟ فکر می‌کنی برام مهم نیست؟

63
00:03:16,238 --> 00:03:19,741
‫نه، فقط میگم... برای تو راحت‌تر بود.

64
00:03:19,825 --> 00:03:20,826
‫خیلی کوچیک‌تر بودی.

65
00:03:20,909 --> 00:03:21,743
‫چی؟

66
00:03:21,827 --> 00:03:24,705
‫بیخیال. حتی یادم نمیاد سر خاکسپاری
‫گریه کرده باشی.

67
00:03:26,456 --> 00:03:28,333
‫هی، جاستین؟

68
00:03:28,417 --> 00:03:29,835
‫- الو؟
‫- جاستین؟

69
00:03:31,545 --> 00:03:32,546
‫خیلی عجیب بود.

70
00:03:33,714 --> 00:03:36,216
‫الو؟ صدام رو می‌شنوی؟

71
00:03:36,300 --> 00:03:38,552
‫ببخشید. شما؟

72
00:03:39,887 --> 00:03:41,639
‫باورم نمیشه.

73
00:03:42,348 --> 00:03:44,183
‫مامان، منم.

74
00:03:45,142 --> 00:03:48,562
‫فکر کنم شماره رو اشتباه گرفتی.

75
00:03:48,645 --> 00:03:51,064
‫نه، منم.

76
00:03:52,482 --> 00:03:54,818
‫من اسکایلرام. تو... تو خونه‌ای؟

77
00:03:54,902 --> 00:03:58,071
‫صبر کن. با کی می‌خوای حرف بزنی؟

78
00:03:58,155 --> 00:04:03,076
‫با تو مامان. من اسکایلرم... دخترتم؟

79
00:04:04,036 --> 00:04:07,080
‫ببین... من یه دختر به اسم اسکایلر دارم،

80
00:04:07,164 --> 00:04:09,666
‫ولی اون آخر هفته قراره ۸ سالش بشه.

81
00:04:09,750 --> 00:04:12,002
‫و صدات شبیه یه دختر ۸ ساله نیست.

82
00:04:12,085 --> 00:04:14,296
‫لعنتی. ۸ ساله، خب...

83
00:04:14,796 --> 00:04:17,089
‫- ببخشید؟
‫- هی. صبر کن.

84
00:04:17,173 --> 00:04:20,802
‫می‌تونم این رو توضیح بدم. مامان...

85
00:04:22,930 --> 00:04:24,640
‫من اسکایلرم.

86
00:04:24,723 --> 00:04:27,226
‫الان ۲۱ سالمه.

87
00:04:27,809 --> 00:04:32,481
‫راستش دارم از آینده بهت زنگ می‌زنم.

88
00:04:33,815 --> 00:04:36,276
‫آره، عجیبه، نه؟

89
00:04:37,653 --> 00:04:42,199
‫خب، صدات آشناست.

90
00:04:42,282 --> 00:04:45,244
‫ولی ببین... من الان وقت بازی ندارم.

91
00:04:45,327 --> 00:04:48,413
‫باید خرید کنم. تو... یکی از شاگردهامی؟

92
00:04:48,497 --> 00:04:49,957
‫عه، خب...

93
00:04:50,040 --> 00:04:52,459
‫اگه قراره ۸ ساله بشم، صبر کن. پس...

94
00:04:52,960 --> 00:04:55,337
‫خدای من. پس تو...

95
00:04:55,420 --> 00:04:58,799
‫می‌خوای بری برام یه اسکیت
‫با طرح جغد بنفش بخری.

96
00:04:58,882 --> 00:05:01,009
‫و من... عاشق اون اسکیت میشم.

97
00:05:01,093 --> 00:05:04,930
‫و تا آخر تابستون،
‫می‌تونم باهاش حرکت نمایشی بزنم.

98
00:05:09,142 --> 00:05:13,897
‫من... این دقیقاً همون چیزی بود
‫که برنامه‌ریزی کرده بودم.

99
00:05:13,981 --> 00:05:17,109
‫خب، صبر کن. من به هیچکس نگفتم.

100
00:05:17,985 --> 00:05:20,237
‫چطور می‌دونی... دوباره می‌پرسم، کی هستی؟

101
00:05:20,737 --> 00:05:24,366
‫اسکایلر مکنزی ویلیامز.

102
00:05:25,367 --> 00:05:28,328
‫من هیچوقت پدرم رو ندیدم،
‫ولی همیشه می‌گفتی که ابروهام شبیه اونه.

103
00:05:28,412 --> 00:05:31,243
‫دوست داری واسه بیدار کردنم
‫شست پام رو فشار بدی،

104
00:05:31,331 --> 00:05:33,584
‫و واقعاً دلم براش تنگ شده.

105
00:05:35,002 --> 00:05:36,545
‫اینجا چه خبره؟

106
00:05:36,628 --> 00:05:37,838
‫مامان، خب، گوش کن.

107
00:05:37,921 --> 00:05:41,425
‫یه چیز مهم هست که باید بهت بگم.

108
00:05:42,593 --> 00:05:46,054
‫- لعنتی. مامان؟
‫- دارم می‌شنوم.

109
00:05:46,847 --> 00:05:51,018
‫خب. شب ۱۲ فوریه ۲۰۱۵،

110
00:05:51,101 --> 00:05:54,438
‫از خونه والری بهت زنگ می‌زنم،
‫جایی که قراره جشن بگیریم،

111
00:05:54,521 --> 00:05:56,815
‫و ازت می‌خوام که بیای دنبالم

112
00:05:56,899 --> 00:05:58,358
‫چون اون شب با وال دعوام شده.

113
00:05:58,442 --> 00:06:01,195
‫ولی لطفاً نیا دنبالم.

114
00:06:01,278 --> 00:06:02,946
‫چون توی راه،

115
00:06:03,030 --> 00:06:04,781
‫یه تصادف خیلی بد می‌کنی

116
00:06:04,865 --> 00:06:06,033
‫توی تقاطع سیدار و دی‌لانگبری.

117
00:06:06,116 --> 00:06:10,120
‫و می‌دونم... که نباید این رو بهت بگم.

118
00:06:10,204 --> 00:06:12,789
‫ولی مجبورم. فقط... مجبورم.

119
00:06:13,457 --> 00:06:16,084
‫مامان، صدام رو می‌شنوی؟

120
00:06:17,294 --> 00:06:19,463
‫- مامان؟
‫- نه، منم.

121
00:06:20,130 --> 00:06:23,008
‫الان می‌تونم برم؟
‫اینجا سرد و تاریکه.

122
00:06:23,091 --> 00:06:24,801
‫فقط می‌خوام برگردم خونه.

123
00:06:24,885 --> 00:06:29,223
‫خدای من. من... اون بود جاستین.

124
00:06:29,306 --> 00:06:30,849
‫همین الان باهاش حرف زدم.

125
00:06:31,391 --> 00:06:34,394
‫چی؟ با مامان حرف زدی؟ الان؟

126
00:06:34,478 --> 00:06:37,231
‫آره، قسم می‌خورم.

127
00:06:37,314 --> 00:06:40,442
‫خدای من. قلبم داره می‌ترکه.

128
00:06:49,618 --> 00:06:51,662
‫خیلی خب، عزیزم. فقط آروم باش.

129
00:06:51,686 --> 00:06:53,181
‫بگو چی شد.

130
00:06:53,205 --> 00:06:56,041
‫ازش متنفرم، مامان.

131
00:06:56,124 --> 00:06:57,626
‫درک می‌کنم.

132
00:06:57,709 --> 00:06:59,378
‫می‌خوام الان بیای دنبالم.

133
00:06:59,461 --> 00:07:00,879
‫می‌تونی؟ لطفاً؟

134
00:07:00,963 --> 00:07:04,591
‫عزیزم. بیخیال. تازه رسیدم خونه. خسته‌ام.

135
00:07:04,675 --> 00:07:07,135
‫فکر می‌کردم قراره اونجا بخوابی. چی شد؟

136
00:07:07,219 --> 00:07:09,221
‫با وال دعوام شد، باشه؟

137
00:07:09,304 --> 00:07:12,516
‫برای همین دیگه نمی‌خوام اینجا بمونم.
‫میشه لطفاً بیای دنبالم؟

138
00:07:14,309 --> 00:07:15,519
‫مامان؟

139
00:07:16,937 --> 00:07:19,273
‫صدام رو می‌شنوی؟ مامان!

140
00:07:19,356 --> 00:07:22,442
‫آره. ببخشید، عزیزم. من...

141
00:07:23,277 --> 00:07:25,737
‫- این واقعاً خیلی عجیبه.
‫- مامان.

142
00:07:25,821 --> 00:07:27,489
‫لطفاً، بیا دنبالم.

143
00:07:29,074 --> 00:07:30,075
‫نه.

144
00:07:31,243 --> 00:07:32,578
‫چرا نه؟

145
00:07:32,661 --> 00:07:36,290
‫من... عزیزم، گوش کن.
‫توضیح دادنش سخته.

146
00:07:36,373 --> 00:07:38,918
‫ولی درست قبل از تولد ۸ سالگیت،

147
00:07:38,942 --> 00:07:42,088
‫سال‌ها پیش، من یه تماس دریافت کردم.

148
00:07:42,546 --> 00:07:46,175
‫و... یه نفر در مورد این اتفاق بهم گفت.

149
00:07:46,258 --> 00:07:48,468
‫گفت که دقیقاً همین ماجرا اتفاق می‌افته.

150
00:07:49,136 --> 00:07:51,680
‫- چی؟
‫- ببین. خب.

151
00:07:51,763 --> 00:07:55,058
‫این... بیخیالش. مهم نیست.

152
00:07:55,142 --> 00:07:56,852
‫میای یا نه؟

153
00:07:56,935 --> 00:07:59,563
‫نه، عزیزم.

154
00:07:59,646 --> 00:08:02,149
‫والری دوستت داره.
‫اون بهترین دوستته.

155
00:08:02,232 --> 00:08:04,610
‫بهتره باهاش حرف بزنی، باشه؟

156
00:08:05,194 --> 00:08:06,528
‫فرار نکن.

157
00:08:06,612 --> 00:08:08,697
‫خب. الان از تو هم متنفرم.

158
00:08:08,780 --> 00:08:11,116
‫۱۶ سالته. اینم می‌گذره.

159
00:08:11,200 --> 00:08:13,327
‫- خداحافظ.
‫- دوستت دارم.

160
00:08:16,413 --> 00:08:19,791
‫عزیزم. بیخیال. تازه اومدم خونه. 
‫خیلی خسته‌ام.

161
00:08:19,875 --> 00:08:22,085
‫مامان. لطفاً بیا دنبالم.

162
00:08:23,212 --> 00:08:25,631
‫که دقیقاً همین ماجرا اتفاق می‌افته.

163
00:08:29,968 --> 00:08:31,845
‫- سلام.
‫- اسکایلر؟ کجایی؟

164
00:08:32,179 --> 00:08:34,890
‫دارم توی اتوبان رانندگی می‌کنم.
‫به زودی می‌رسم خونه.

165
00:08:34,972 --> 00:08:36,308
‫وای، داداش.

166
00:08:36,390 --> 00:08:39,144
‫هنوز باورم نمیشه همین الان
‫با مامان حرف زدم.

167
00:08:39,227 --> 00:08:41,230
‫فکر می‌کردم قراره امشب پیش والری بمونی.

168
00:08:41,313 --> 00:08:44,066
‫چی؟ والری؟ تو... عجیب حرف می‌زنی.

169
00:08:44,149 --> 00:08:45,776
‫فکر کردم قراره شب پیش دوستت بمونی.

170
00:08:47,236 --> 00:08:54,201
‫خدای من. هی، خب. یه سؤال عجیب.
‫من چند سالمه؟

171
00:08:55,160 --> 00:08:58,039
‫من ۱۲ سالمه، پس تو ۱۶ سالته.

172
00:08:58,063 --> 00:09:00,063
‫و تو هم عجیب حرف می‌زنی.

173
00:09:00,624 --> 00:09:02,501
‫هی. گفتی... من پیش والری هستم؟

174
00:09:02,584 --> 00:09:03,585
‫آره.

175
00:09:03,669 --> 00:09:07,130
‫مامان گفت دو ساعت پیش زنگ زدی
‫و گفتی با والری دعوات شده.

176
00:09:07,214 --> 00:09:10,342
‫مامان؟ مامان حالش خوبه؟ 
‫اون خونه‌ست؟

177
00:09:11,885 --> 00:09:12,719
‫آره.

178
00:09:12,803 --> 00:09:14,054
‫- این عالیه.
‫- آره.

179
00:09:14,137 --> 00:09:15,722
‫این فوق‌العاده‌ست.

180
00:09:17,933 --> 00:09:20,227
‫ببین، کله‌پوک، اصلاً نمی‌تونی تصور کنی،

181
00:09:20,310 --> 00:09:22,771
‫ولی کاری که الان کردم
‫یه لطف فوق‌العاده بود

182
00:09:22,855 --> 00:09:24,106
‫به تو و خواهرت.

183
00:09:24,189 --> 00:09:27,192
‫- یعنی... برای من. برای من و تو.
‫- خدای من!

184
00:09:28,026 --> 00:09:29,695
‫یه اتفاقی داره براش می‌افته.

185
00:09:30,404 --> 00:09:31,405
‫منظورت چیه؟

186
00:09:31,488 --> 00:09:32,823
‫نمی‌دونم.

187
00:09:34,408 --> 00:09:39,121
‫توی اتاقشه.
‫و صداهای عجیب و ترسناکی در میاره.

188
00:09:40,205 --> 00:09:42,291
‫چه نوع صداهای ترسناکی؟

189
00:09:42,374 --> 00:09:44,710
‫نه... فقط برگرد خونه اسکای،
‫من می‌ترسم.

190
00:09:44,793 --> 00:09:50,174
‫آره. دلم می‌خواد،
‫ولی نمی‌تونم بیام.

191
00:09:51,091 --> 00:09:54,219
‫- لطفاً.
‫- واقعاً نمی‌تونم.

192
00:09:54,303 --> 00:09:56,889
‫همیشه وقتی چیزی ازت می‌خوام همین رو میگی.

193
00:09:56,972 --> 00:09:59,099
‫چی؟ این واقعیت نداره.

194
00:10:01,185 --> 00:10:04,563
‫خب، مامان هنوز صدا میده؟

195
00:10:04,646 --> 00:10:08,108
‫هی. دیگه نمی‌تونم صداش رو بشنوم.

196
00:10:08,192 --> 00:10:09,568
‫توی اتاق خودمونم.

197
00:10:09,651 --> 00:10:14,072
‫خب، برو دم در اتاقش...
‫و ببین حالش چطوره.

198
00:10:14,156 --> 00:10:17,367
‫- می‌خوام مطمئن بشم حالش خوبه.
‫- باشه.

199
00:10:20,454 --> 00:10:21,705
‫توی راهروام.

200
00:10:21,788 --> 00:10:22,789
‫خب، خوبه.

201
00:10:24,458 --> 00:10:26,293
‫در اتاقش بسته‌ست.

202
00:10:26,835 --> 00:10:28,338
‫خیلی خب، فقط در بزن.

203
00:10:28,362 --> 00:10:30,190
‫ازش بپرس حالش خوبه یا نه.

204
00:10:30,214 --> 00:10:31,215
‫باشه، خیلی خب.

205
00:10:33,550 --> 00:10:35,802
‫مامان؟ حالت خوبه؟

206
00:10:40,724 --> 00:10:44,686
‫برو، جاستین. برو!

207
00:10:44,770 --> 00:10:46,438
‫- لعنتی، لعنتی.
‫- چی شده؟

208
00:10:46,522 --> 00:10:48,398
‫انگار زخمی شده...

209
00:10:48,482 --> 00:10:51,193
‫در رو باز کن جاستین.
‫باید مطمئن بشی حالش خوبه.

210
00:10:51,652 --> 00:10:53,403
‫- مطمئنی؟
‫- آره!

211
00:10:53,487 --> 00:10:55,167
‫شاید به کمک نیاز داشته باشه
‫یا همچین چیزی.

212
00:10:56,031 --> 00:10:57,616
‫آره، خب.

213
00:11:01,620 --> 00:11:04,498
‫مامان؟ مامان!

214
00:11:04,581 --> 00:11:06,166
‫گفتم برو!

215
00:11:07,543 --> 00:11:09,127
‫برو!

216
00:11:09,920 --> 00:11:11,088
‫چی؟

217
00:11:12,297 --> 00:11:13,465
‫اون دیگه چی بود؟

218
00:11:14,216 --> 00:11:16,718
‫جاستین، حالت خوبه؟ کجایی؟

219
00:11:16,802 --> 00:11:18,762
‫برگشتم به اتاقمون.

220
00:11:18,846 --> 00:11:19,972
‫لطفاً همین الان برگرد خونه.

221
00:11:20,055 --> 00:11:21,515
‫چه اتفاقی داره برای مامان می‌افته؟

222
00:11:21,598 --> 00:11:22,724
‫- چی شده؟
‫- اون...

223
00:11:22,808 --> 00:11:26,395
‫دست‌هاش یه جوری... یه چیزی...

224
00:11:26,478 --> 00:11:29,857
‫یه مشکلی براش پیش اومده بود
‫و صورتش یه جورایی...

225
00:11:29,940 --> 00:11:30,983
‫چی شده بود؟

226
00:11:31,066 --> 00:11:33,861
‫صورتش کلاً ذوب شده بود.

227
00:11:34,444 --> 00:11:36,446
‫- خدای من.
‫- چه اتفاقی داره می‌افته، اسکای؟

228
00:11:36,530 --> 00:11:37,614
‫نه.

229
00:11:37,698 --> 00:11:39,283
‫- نه.
‫- چیه؟ چی شده؟

230
00:11:39,366 --> 00:11:41,577
‫من... نباید...

231
00:11:41,660 --> 00:11:43,078
‫فقط برگرد خونه اسکای.
‫خواهش می‌کنم.

232
00:11:43,161 --> 00:11:44,580
‫واقعاً نمی‌تونم.

233
00:11:49,418 --> 00:11:53,380
‫- جاستین!
‫- خدای من. داره میاد.

234
00:11:53,463 --> 00:11:54,882
‫- داره میاد سمت اتاقم.
‫- جاستین!

235
00:11:55,966 --> 00:11:57,050
‫چرا اون‌طوری شده؟

236
00:11:57,134 --> 00:11:58,343
‫نمی‌دونم. مطمئن نیستم.

237
00:11:58,427 --> 00:12:01,013
‫نمی‌دونم، ولی فکر کنم...
‫فکر کنم تقصیر منه.

238
00:12:01,096 --> 00:12:03,390
‫تقصیر توئه؟ من چیکار کنم؟

239
00:12:03,473 --> 00:12:04,725
‫- جاستین!
‫- در رو ببند. سریع.

240
00:12:04,808 --> 00:12:06,727
‫کلیدها پیشم نیست.
‫همیشه ازم قایمشون می‌کنی.

241
00:12:06,810 --> 00:12:08,228
‫لعنتی. درسته.

242
00:12:08,312 --> 00:12:11,106
‫پس کجان؟ بجنب!

243
00:12:11,940 --> 00:12:14,401
‫توی کمدمه، کشوی پایینی،

244
00:12:14,484 --> 00:12:15,569
‫- سمت چپ.
‫- لعنتی.

245
00:12:15,652 --> 00:12:16,945
‫- برو دنبالش بگرد! برو!
‫- لعنتی.

246
00:12:18,113 --> 00:12:19,865
‫- اونجا نیست.
‫- ته کشوئه.

247
00:12:19,948 --> 00:12:20,949
‫ته کشو رو بگرد.

248
00:12:21,033 --> 00:12:22,034
‫باشه.

249
00:12:24,119 --> 00:12:25,537
‫خیلی خب، پیداش کردم.

250
00:12:25,621 --> 00:12:27,331
‫خیلی خب، الان در رو قفل کن.

251
00:12:27,414 --> 00:12:30,834
‫خب، انجامش دادم.

252
00:12:31,502 --> 00:12:33,045
‫در رو قفل کردی؟

253
00:12:33,128 --> 00:12:36,423
‫جاستین! کمکم کن!

254
00:12:36,507 --> 00:12:38,675
‫- از اینجا برو!
‫- در رو باز کن!

255
00:12:38,759 --> 00:12:41,929
‫- از اینجا برو!
‫- در رو باز کن!

256
00:12:42,012 --> 00:12:43,012
‫جاستین؟

257
00:12:43,514 --> 00:12:45,098
‫جاستین، چی شده؟

258
00:12:45,182 --> 00:12:47,226
‫در رو باز کرد؟
‫حالت خوبه؟

259
00:12:47,976 --> 00:12:50,229
‫جاستین؟

260
00:12:51,396 --> 00:12:58,111
‫نه. یه چیزی دستم رو برید.
‫یه چیز تیز.

261
00:12:58,195 --> 00:12:59,195
‫خب.

262
00:12:59,988 --> 00:13:02,407
‫نذار دیگه بهت نزدیک بشه، باشه؟

263
00:13:02,491 --> 00:13:03,867
‫- فکر کنم...
‫- باشه.

264
00:13:03,951 --> 00:13:07,079
‫فکر کنم هر چیزی که اون رو
‫آزار میده، اگه نزدیکت بشه

265
00:13:07,162 --> 00:13:08,956
‫- می‌تونه تو رو هم آزار بده، باشه؟
‫- باشه.

266
00:13:11,583 --> 00:13:13,293
‫خیلی می‌ترسم، اسکایلر.

267
00:13:14,336 --> 00:13:16,630
‫باید از خونه بزنی بیرون، باشه؟

268
00:13:16,713 --> 00:13:20,175
‫هر چقدر می‌تونی ازش دور شو،
‫و هر چقدر می‌تونی سریع بدو.

269
00:13:20,259 --> 00:13:23,011
‫می‌دونم ترسیدی، ولی هنوز صداش رو می‌شنوی؟

270
00:13:24,221 --> 00:13:25,347
‫نه.

271
00:13:25,430 --> 00:13:26,431
‫خب.

272
00:13:26,515 --> 00:13:29,685
‫کلید رو دربیار و از چشمی در نگاه کن.

273
00:13:32,229 --> 00:13:33,272
‫نمی‌بینمش.

274
00:13:33,355 --> 00:13:34,773
‫خب، خوبه.

275
00:13:34,857 --> 00:13:38,193
‫وقتی... بهت گفتم، در رو باز کن

276
00:13:38,277 --> 00:13:41,905
‫و بدو برو پایین
‫و از در ورودی بزن بیرون، باشه؟

277
00:13:42,531 --> 00:13:44,533
‫نه، نمی‌خوام.

278
00:13:44,616 --> 00:13:46,535
‫می‌دونم، ولی باید انجامش بدی، جاستین.

279
00:13:46,618 --> 00:13:49,830
‫فکر نمی‌کنم... توی خونه در امان باشی.

280
00:13:49,913 --> 00:13:51,373
‫ولی نمی‌خوام در رو باز کنم.

281
00:13:51,456 --> 00:13:53,667
‫فکر کنم باید الان از اونجا بزنی بیرون.

282
00:13:53,750 --> 00:13:56,879
‫نمی‌تونم. می‌خوام تا وقتی برگردی
‫توی اتاقمون بمونم، باشه؟

283
00:13:56,962 --> 00:14:00,966
‫جاستین، گوش کن.
‫بهم اعتماد داری؟

284
00:14:01,633 --> 00:14:03,051
‫نه.

285
00:14:03,844 --> 00:14:06,722
‫چی؟ چرا؟ چرا بهم اعتماد نداری؟

286
00:14:07,639 --> 00:14:08,640
‫جاستین؟

287
00:14:08,724 --> 00:14:10,225
‫تو همیشه باهام بدرفتاری می‌کنی،

288
00:14:10,309 --> 00:14:12,728
‫و جلوی دوست‌هام توی مدرسه بهم توهین می‌کنی.

289
00:14:12,811 --> 00:14:14,229
‫واقعاً برات مهم نیستم.

290
00:14:15,731 --> 00:14:18,901
‫چون یه نوجوان احمق و ازخودراضی بودم،

291
00:14:18,984 --> 00:14:21,653
‫و نمی‌فهمدیم چی‌ها توی زندگی مهمه.

292
00:14:22,237 --> 00:14:24,077
‫کاش می‌تونستم بهت بگم
‫که به زودی تغییر می‌کنم،

293
00:14:24,156 --> 00:14:27,868
‫ولی یکم زمان می‌بره، باشه؟

294
00:14:27,951 --> 00:14:29,536
‫راستش، هنوز دارم روش کار می‌کنم.

295
00:14:29,620 --> 00:14:33,790
‫فکر نمی‌کنم توی این اوضاع،

296
00:14:33,874 --> 00:14:35,542
‫بهترین خواهر دنیا بوده باشم.

297
00:14:35,626 --> 00:14:39,046
‫ولی واقعاً دوستت دارم.

298
00:14:40,297 --> 00:14:42,424
‫- واقعاً؟
‫- معلومه.

299
00:14:43,133 --> 00:14:45,204
‫و حالا خواهش می‌کنم جاستین،

300
00:14:45,228 --> 00:14:48,891
‫باید دقیقاً کاری که میگم رو انجام بدی، باشه؟

301
00:14:49,806 --> 00:14:52,059
‫- خیلی خب.
‫- باشه.

302
00:14:52,142 --> 00:14:56,230
‫فقط در رو باز کن، ولی خیلی آروم.

303
00:14:57,314 --> 00:14:58,857
‫آره. باشه.

304
00:15:06,657 --> 00:15:08,784
‫فکر کنم پایینه.

305
00:15:08,867 --> 00:15:10,577
‫خب. کجا؟

306
00:15:14,039 --> 00:15:15,707
‫فکر کنم توی آشپزخونه‌ست.

307
00:15:15,791 --> 00:15:17,417
‫باید بری پایین.

308
00:15:17,501 --> 00:15:22,381
‫باید خیلی آروم از جلوی در آشپزخونه رد بشی.

309
00:15:23,257 --> 00:15:27,135
‫باشه.

310
00:15:40,524 --> 00:15:42,109
‫رسیدی؟ پایینی؟

311
00:15:42,192 --> 00:15:44,653
‫آره، پایینم.

312
00:15:47,364 --> 00:15:49,660
‫جاستین، حرف نزن.
‫جوابش رو نده، باشه؟

313
00:15:49,684 --> 00:15:51,287
‫اون تو رو نمی‌بینه.

314
00:15:53,704 --> 00:15:57,124
‫- فقط حرف نزن.
‫- کلی خون اینجاست.

315
00:15:57,207 --> 00:15:58,500
‫همه جا خونیه.

316
00:15:58,584 --> 00:15:59,710
‫- چی؟
‫- همه جا خونیه.

317
00:16:00,085 --> 00:16:01,086
‫فکر کنم...

318
00:16:01,170 --> 00:16:04,175
‫اوه، دستش...

319
00:16:04,199 --> 00:16:06,442
‫دستش روی زمینه.

320
00:16:06,466 --> 00:16:10,095
‫باید به راهت ادامه بدی، جاستین.
‫تقریباً رسیدی.

321
00:16:15,392 --> 00:16:16,393
‫جاستین؟

322
00:16:16,476 --> 00:16:17,519
‫من رو دید. من رو دید.

323
00:16:17,603 --> 00:16:20,147
‫بدو جاستین!

324
00:16:21,148 --> 00:16:24,276
‫بدو! جاستین؟

325
00:16:25,903 --> 00:16:29,323
‫جاستین؟ کجایی؟

326
00:16:30,032 --> 00:16:34,536
‫خب، زدم بیرون.

327
00:16:34,620 --> 00:16:37,164
‫خب، خوبه. دنبالت اومد؟

328
00:16:37,247 --> 00:16:41,084
‫فکر نکنم بتونه. نمی‌دونم
‫چه بلایی سرِ بدنش اومده.

329
00:16:41,168 --> 00:16:44,379
‫ذوب شده و کلاً متلاشی شده.

330
00:16:44,922 --> 00:16:47,508
‫کجا... الان کجایی؟

331
00:16:47,591 --> 00:16:50,135
‫یه خیابون این‌ورترم.

332
00:16:50,219 --> 00:16:51,512
‫تقریباً رسیدم به ایستگاه اتوبوس.

333
00:16:52,513 --> 00:16:54,556
‫- آیا... اون اتوبوسه؟
‫- آره.

334
00:16:54,640 --> 00:16:59,728
‫- خب. فقط همین الان سوارش شو.
‫- باشه.

335
00:17:00,395 --> 00:17:01,980
‫فقط از خونه دور شو.

336
00:17:02,064 --> 00:17:03,899
‫- فقط سوارش شو.
‫- باشه.

337
00:17:03,982 --> 00:17:05,526
‫هی!

338
00:17:07,694 --> 00:17:08,694
‫ممنون.

339
00:17:11,656 --> 00:17:14,952
‫- خب. اسکای؟
‫- بله، بله؟

340
00:17:15,035 --> 00:17:18,163
‫- سوار اتوبوس شدم.
‫- خب. پس در امانی.

341
00:17:18,872 --> 00:17:20,832
‫در امانی. تو در امانی.

342
00:17:20,915 --> 00:17:21,959
‫چه بلایی سرِ مامان اومد؟

343
00:17:22,626 --> 00:17:25,170
‫چه اتفاقی برای مامان افتاد؟
‫گفتی تقصیر توئه.

344
00:17:25,753 --> 00:17:27,631
‫مطمئن نیستم.

345
00:17:27,714 --> 00:17:30,259
‫ولی گوش کن، یه پست توی اینترنت پیدا کردم،

346
00:17:30,342 --> 00:17:34,638
‫که نوشته بود اگه کسی
‫اطلاعاتی از آینده بگیره

347
00:17:34,721 --> 00:17:38,211
‫که سرنوشتش رو تغییر بده،
‫جهان اون رو اصلاحش می‌کنه،

348
00:17:38,235 --> 00:17:39,118
‫ولی بهت آسیب می‌زنه،

349
00:17:39,142 --> 00:17:41,854
‫و من... نمی‌خواستم اون بخش آخر رو باور کنم.

350
00:17:41,937 --> 00:17:45,854
‫فقط داشتم سعی می‌کردم
‫مامان رو نجات بدم، ولی نتونستم.

351
00:17:47,234 --> 00:17:52,531
‫- اسکایلر، تو...
‫- جاستین؟

352
00:17:53,115 --> 00:17:55,117
‫تو سرنوشتِ منم تغییر دادی؟

353
00:17:56,785 --> 00:18:00,539
‫- خدای من. نه.
‫- درد دارم.

354
00:18:03,292 --> 00:18:05,046
‫دست‌هام درد می‌کنن.

355
00:18:05,070 --> 00:18:09,301
‫دست‌هام دارن دراز میشن.
‫درد می‌کنن.

356
00:18:09,590 --> 00:18:12,551
‫نه. باید توی خونه می‌موندی.

357
00:18:13,302 --> 00:18:14,845
‫نباید این اتفاقات برات می‌افتاد.

358
00:18:14,928 --> 00:18:18,849
‫الان باید توی خونه می‌بودی نه توی اتوبوس.
‫من همه چی رو تغییر دادم، تقصیر منه.

359
00:18:18,932 --> 00:18:21,935
‫- اسکای.
‫- جاستین!

360
00:18:24,229 --> 00:18:25,647
‫ببخشید، داداش.

361
00:18:28,567 --> 00:18:29,735
‫جاستین!

362
00:18:36,116 --> 00:18:37,492
‫من چیکار کردم؟

363
00:18:42,334 --> 00:18:47,334
‫«ترجمه از سینا صداقت»

364
00:18:49,334 --> 00:18:59,334
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M