﻿1
00:00:00,125 --> 00:00:04,291
‫« این قسمت شامل صحنه‌هایی از
‫خودکشی و خودآزاری است؛

2
00:00:04,375 --> 00:00:06,875
‫تماشای آن ممکن است
‫برای همه‌ی بینندگان مناسب نباشد. »

3
00:00:07,125 --> 00:00:08,583
‫کری خونی، کریس هارگنسنه

4
00:00:08,625 --> 00:00:10,750
‫کری خونی، کریس هارگنسنه

5
00:00:11,375 --> 00:00:13,375
‫کری خونی، کریس هارگنسنه

6
00:00:13,375 --> 00:00:14,958
‫چی گفت؟

7
00:00:15,000 --> 00:00:17,416
‫« آنچه گذشت… »
‫دختر شما متهم شده به این که
‫یک حساب کاربری‌ای رو می‌گردونه که

8
00:00:17,416 --> 00:00:19,250
‫- برای بقیه شاخ‌وشونه می‌کشه…
‫- این اتهام رو

9
00:00:19,250 --> 00:00:21,083
‫مادرِ روان‌پریشی زده که

10
00:00:21,125 --> 00:00:22,500
‫توی راهروها واسه خودش پرسه می‌زده

11
00:00:22,500 --> 00:00:25,625
‫ما می‌تونیم مقابله‌به‌مثل کنیم

12
00:00:25,625 --> 00:00:26,875
‫مامانت یه عفریته‌ی تموم‌عیاره

13
00:00:28,000 --> 00:00:30,083
‫- کنترلم رو از دست دادم
‫- اتفاقاً برعکس

14
00:00:30,125 --> 00:00:32,250
‫- دماغش رو شکوندم
‫- یه فکری دارم

15
00:00:37,750 --> 00:00:39,375
‫می‌خوام گند بزنم تو زندگی‌شون

16
00:00:40,416 --> 00:00:42,041
‫- این خراب‌شده دوربین داره
‫- چی؟

17
00:00:42,041 --> 00:00:43,666
‫دوربین مخفیه اصلاً

18
00:00:43,666 --> 00:00:45,416
‫- دوباره پخشش کن
‫- خب، می‌دونستم

19
00:00:45,416 --> 00:00:48,250
‫دیوونه‌ای ها، ولی نمی‌دونستم
‫یه روانیِ تموم‌عیاری

20
00:00:48,250 --> 00:00:49,750
‫من کنترلم رو از دست دادم

21
00:00:49,750 --> 00:00:50,958
‫دماغش رو شکوندم

22
00:00:51,000 --> 00:00:52,250
‫املاین

23
00:00:52,250 --> 00:00:53,750
‫دوستِ خیالیته؟

24
00:01:00,666 --> 00:01:03,666


25
00:01:06,875 --> 00:01:09,875
‫« کری »

26
00:01:13,125 --> 00:01:14,250
‫« فال‌بینی - دیمون نوسترا »

27
00:01:15,500 --> 00:01:17,583
‫همیشه یه‌عده بودن که

28
00:01:17,625 --> 00:01:21,083
‫ادعا می‌کردن می‌تونن
‫ورای این دنیای مادی رو ببینن

29
00:01:21,125 --> 00:01:24,875
‫کیمیاگرها. هیپنوتیزم‌کننده‌ها.
‫غیب‌بین‌ها.

30
00:01:25,875 --> 00:01:31,375
‫دیمون نوسترا یا همون گرگ مک‌موری،
‫جزو معروف‌ترین‌ها بود

31
00:01:32,291 --> 00:01:34,541
‫مؤسسه‌ی مونرو تأییدش کرده بود،

32
00:01:34,541 --> 00:01:38,041
‫یه خط تلفن پرطرفدار و
‫یه برنامه‌ی تلویزیونی هم داشت

33
00:01:40,750 --> 00:01:43,083
‫با اینکه دیگه اون‌قدرها معروف نبود،

34
00:01:43,125 --> 00:01:46,166
‫برنامه‌ش هم تعطیل شده بود،

35
00:01:46,166 --> 00:01:49,750
‫مردم از گوشه و کنار کشور
‫می‌اومدن دیدنش

36
00:01:50,791 --> 00:01:52,875
‫آدم‌های از همه‌جا مونده

37
00:01:52,875 --> 00:01:54,916
‫راحت می‌شد فهمید دردشون چیه

38
00:01:54,916 --> 00:01:57,166
‫منتها…

39
00:01:57,166 --> 00:01:59,291
‫این آقا هیچ قدرت ذهنی‌ای نداشت

40
00:02:04,000 --> 00:02:07,166
‫می‌خوای روح کسی رو احضار کنی؟

41
00:02:08,000 --> 00:02:11,291
‫یا اومدی آینده‌ات رو ببینی؟

42
00:02:11,291 --> 00:02:13,125
‫توی تبلیغ‌تون گفتید که

43
00:02:13,125 --> 00:02:17,708
‫راه و چاهِ کناراومدن با الهاماتِ اون دنیا رو

44
00:02:17,750 --> 00:02:19,958
‫یاد گرفتید

45
00:02:20,000 --> 00:02:24,541
‫ظاهراً اون‌قدر به خودتون مسلطید که
‫روزها رو بدون جیغ‌وفریاد سر می‌کنید

46
00:02:24,541 --> 00:02:26,791
‫واسه همین، می‌خوام بدونم

47
00:02:27,750 --> 00:02:29,500
‫چیکار کنم تموم شه؟

48
00:02:31,916 --> 00:02:35,250
‫د… دقیقاً متوجه منظورت نمی‌شم

49
00:02:37,500 --> 00:02:39,916
‫من هم مثل شمام

50
00:02:39,916 --> 00:02:41,416
‫یه چیزهایی می‌بینم که

51
00:02:42,416 --> 00:02:44,875
‫بقیه نمی‌تونن ببینن

52
00:02:45,666 --> 00:02:47,625
‫چیزهایی که هیچ‌کس
‫طاقت دیدنشون رو نداره

53
00:02:49,041 --> 00:02:50,791
‫دیگه نمی‌کشم…

54
00:02:50,791 --> 00:02:52,833
‫دارم دیوونه می‌شم و
‫باید تموم بشه. مغزم دیگه نمی‌کشه!

55
00:02:52,875 --> 00:02:54,750
‫یه کاری کن تموم شه

56
00:02:54,750 --> 00:02:56,125
‫تو رو خدا!

57
00:02:56,125 --> 00:02:58,041
‫مشکل غیب‌بین‌ها اینه که

58
00:02:58,041 --> 00:03:01,333
‫اغلب نمی‌شه فهمید کدوم‌شون واقعیه…

59
00:03:01,375 --> 00:03:02,541
‫آخ!

60
00:03:02,541 --> 00:03:04,875
‫کدوم‌شون مجنون

61
00:03:04,875 --> 00:03:07,666
‫ببین خانم، من کاری از دستم برنمیاد

62
00:03:07,666 --> 00:03:09,500
‫تو باید بری پیش دکتر

63
00:03:09,500 --> 00:03:11,166
‫یا یه روان‌پزشکِ حاذق

64
00:03:11,166 --> 00:03:13,375
‫نه، من دیوونه نیستم

65
00:03:13,375 --> 00:03:15,125
‫دیوونه نیستم

66
00:03:15,125 --> 00:03:16,250
‫خودت خوب می‌دونی

67
00:03:16,250 --> 00:03:18,166
‫- من و تو مثل همدیگه‌ایم!
‫- پاشو برو

68
00:03:18,166 --> 00:03:19,500
‫نه، ما عین همدیگه‌ایم!

69
00:03:26,791 --> 00:03:27,916
‫الکیه

70
00:03:29,000 --> 00:03:30,875
‫همه‌ش ساختگیه؟

71
00:03:30,875 --> 00:03:32,250
‫بله، وصلم کنید به کلانتری

72
00:03:34,250 --> 00:03:36,291
‫یه خانمی اومده اینجا…

73
00:03:36,291 --> 00:03:38,333
‫دیوونه‌ست

74
00:03:38,458 --> 00:03:47,958


75
00:03:48,000 --> 00:03:50,291
‫غیب‌بین‌های واقعی عاقبت‌به‌خیر نمی‌شن

76
00:03:54,000 --> 00:03:55,416
‫بلکه فقط زجر می‌کشن

77
00:03:55,458 --> 00:04:05,416
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

78
00:04:05,458 --> 00:04:15,458
<font color="#fffc00"><b>.::مووی شو::.
.::MovieSho.Com::.</b></font>

79
00:04:17,416 --> 00:04:19,333
‫کری

80
00:04:19,375 --> 00:04:20,750
‫کری

81
00:04:21,750 --> 00:04:23,916
‫- ببین، گوش کن به من
‫- واقعی نیستی، واقعی نیستی تو

82
00:04:23,916 --> 00:04:25,458
‫می‌دونم انگار همه‌چی به‌هم‌ریخته،
‫ولی لطفاً به حرفم گوش کن

83
00:04:25,500 --> 00:04:26,708
‫برو پی کارت!

84
00:04:31,500 --> 00:04:41,500


85
00:04:52,375 --> 00:04:54,375
‫خودت رو جمع‌وجور کن

86
00:04:55,875 --> 00:04:57,625
‫چیکار می‌کنی؟

87
00:04:58,750 --> 00:05:01,500
‫- خودت رو جمع‌وجور کن
‫- کنترلم رو از دست دادم

88
00:05:02,500 --> 00:05:05,375
‫دماغش رو شکوندم و…

89
00:05:06,750 --> 00:05:08,458
‫کارم اشتباه بود

90
00:05:08,500 --> 00:05:10,500
‫من اشتباه کردم، خب؟

91
00:06:02,416 --> 00:06:03,791
‫حق نداری این کار رو بکنی

92
00:06:05,166 --> 00:06:07,000
‫یه لحظه وایسا

93
00:06:13,625 --> 00:06:15,750
‫- سلام
‫- سلام

94
00:06:15,750 --> 00:06:17,166
‫اوضاع روبه‌راهه؟

95
00:06:17,166 --> 00:06:19,125
‫آره، تو… تو اینجا… چیکار می‌کنی؟

96
00:06:21,125 --> 00:06:23,000
‫- وای، لعنتی
‫- قرار داشتیم

97
00:06:23,000 --> 00:06:24,750
‫- یادت رفته بود؟
‫- آره

98
00:06:24,750 --> 00:06:26,750
‫شرمنده. حواسم نبود. خیلی خرم

99
00:06:29,791 --> 00:06:31,666
‫بیا تو. آره، بیا

100
00:06:31,666 --> 00:06:33,125
‫بیا تو

101
00:06:34,291 --> 00:06:36,000
‫کارش تمومه

102
00:06:36,000 --> 00:06:37,250
‫باید غزل خداحافظی رو بخونه

103
00:06:37,250 --> 00:06:39,208
‫مورتون می‌گفت سو اسنل صداش رو ضبط کرده

104
00:06:39,250 --> 00:06:41,250
‫شبیه این فیلم‌های جاسوسی

105
00:06:41,250 --> 00:06:44,041
‫خب… آره، ببین… هارگنسن رو
‫دستِ‌کم نگیر

106
00:06:44,041 --> 00:06:45,625
‫باباش دنیا رو به آتیش می‌کشه

107
00:06:45,625 --> 00:06:46,791
‫محاله بذاره دستِ کسی…

108
00:06:48,125 --> 00:06:49,625
‫قضیه‌ی دعوا رو شنیدی؟

109
00:06:49,625 --> 00:06:52,583
‫کار به جایی رسیده که
‫روزی منتظر حداقل پنج‌تا دعوام، واسه همین…

110
00:06:52,625 --> 00:06:54,791
‫بچه‌ها رو نمیگم. منظورم اولیاست

111
00:06:54,791 --> 00:06:56,833
‫توی آرایشگاه کلر، توی خیابون اصلی

112
00:06:56,875 --> 00:06:59,291
‫فکر کنم بچه‌هاشون سوژه‌ی جدید
‫کری خونی شده بودن،

113
00:06:59,291 --> 00:07:01,291
‫مامان‌ها هم وسط سالن
‫افتاده بودن به

114
00:07:01,291 --> 00:07:02,708
‫گیس و گیس‌کشی

115
00:07:02,750 --> 00:07:04,500
‫خرس‌های گنده

116
00:07:05,541 --> 00:07:07,375
‫خیلی‌خب، بگو ببینم چه خبره

117
00:07:10,916 --> 00:07:13,041
‫اون افشاگر مجازی
‫شماره‌ام رو پخش کرد

118
00:07:14,250 --> 00:07:15,500
‫واسه همین…

119
00:07:18,041 --> 00:07:20,041


120
00:07:26,291 --> 00:07:28,125
‫دیگه قراره همه‌چی رو بشه

121
00:07:28,125 --> 00:07:31,041
‫ماه پشتِ ابر نمی‌مونه

122
00:07:34,500 --> 00:07:35,958
‫وای، همه‌ش تو فکرِ اینم
‫حتماً یه راهی هست که

123
00:07:36,000 --> 00:07:37,666
‫بشه با این بچه‌ها ارتباط گرفت، نه؟

124
00:07:41,750 --> 00:07:44,291
‫یا خدا، باز هم دزد اومده؟

125
00:07:44,333 --> 00:07:46,250
‫اینا چیه؟

126
00:07:49,708 --> 00:07:51,958
‫دوربین مداربسته

127
00:07:51,958 --> 00:07:55,041
‫بعد از اون ماجرا،
‫گفتم این‌طوری خیالم راحت‌تره

128
00:07:55,083 --> 00:07:57,125
‫- اگه…
‫- قبلِ اون اتفاق هم اینجا بودن

129
00:07:57,833 --> 00:07:59,958
‫من رو زیر نظر داشتی

130
00:08:01,583 --> 00:08:03,500
‫چرت‌وپرت نگو

131
00:08:03,500 --> 00:08:06,208
‫- محض احتیاطه
‫- احتیاط برای چی؟

132
00:08:06,208 --> 00:08:08,750
‫چرا یکیش رو تو اتاق من نصب کردی؟

133
00:08:09,583 --> 00:08:13,875
‫از روزی که رفتی اون مدرسه،
‫یه‌روز خوبی، یه‌روز بد،

134
00:08:13,875 --> 00:08:16,625
‫دمدمی‌مزاج شدی،
‫همه‌ش چپیدی توی اتاقت

135
00:08:16,625 --> 00:08:19,291
‫نگران بودم خدایی‌نکرده…

136
00:08:19,333 --> 00:08:20,625
‫بلایی سر خودت بیاری

137
00:08:20,625 --> 00:08:22,166
‫سرِ خودم؟

138
00:08:22,208 --> 00:08:26,458
‫تا حالا چیکارها کردم من که
‫باعث شده فکر کنی دست به…

139
00:08:31,375 --> 00:08:33,750
‫می‌خوای بدونی چیه؟
‫من…

140
00:08:33,750 --> 00:08:35,333
‫حرفت رو باور نمی‌کنم

141
00:08:37,125 --> 00:08:38,500
‫بسه. گوش بده…

142
00:08:38,500 --> 00:08:40,500
‫راستش رو بهم بگو

143
00:08:40,500 --> 00:08:42,916
‫- تو رو خدا، مامان
‫- گوش بده

144
00:08:42,958 --> 00:08:44,958
‫یه کاری نکن ازت بدم بیاد

145
00:08:46,125 --> 00:08:47,958
‫نکن

146
00:08:47,958 --> 00:08:49,958
‫تنهای تنها می‌شم

147
00:08:57,583 --> 00:08:59,375
‫ببین، منظورم همین کارهاته

148
00:08:59,375 --> 00:09:01,208
‫شدی عین دیوونه‌ها

149
00:09:01,208 --> 00:09:03,833
‫من دیوونه نیستم

150
00:09:03,833 --> 00:09:05,458
‫نـ…

151
00:09:07,833 --> 00:09:09,583
‫من…

152
00:09:16,083 --> 00:09:17,750
‫عجب دکوری چیدی

153
00:09:17,750 --> 00:09:19,291
‫- نه، نه، نه، نه…
‫- کری، تو رو خدا

154
00:09:19,333 --> 00:09:20,500
‫- نه، نه، نه، نه
‫- کری

155
00:09:20,500 --> 00:09:22,125
‫- تو اینجا نیستی
‫- این‌طوری نگو

156
00:09:22,125 --> 00:09:23,666
‫یه‌جوری رفتار می‌کنی
‫حس می‌کنم اضافه‌ام

157
00:09:23,708 --> 00:09:25,666
‫- تو واقعی نیستی. نیستی
‫- خیلی هم واقعی‌ام

158
00:09:25,708 --> 00:09:28,458
‫هستم، فقط نه به‌صورت یه جسم مادی

159
00:09:28,458 --> 00:09:29,708
‫برو بیرون!

160
00:09:30,708 --> 00:09:32,208
‫فقط می‌خوام باهات حرف بزنم

161
00:09:32,833 --> 00:09:35,458
‫نه، واقعی نیستی

162
00:09:36,708 --> 00:09:37,958
‫برو بیرون!

163
00:09:38,458 --> 00:09:40,208
‫برو!

164
00:09:45,083 --> 00:09:46,291
‫چه بی‌ادب

165
00:09:46,333 --> 00:09:47,916
‫خیلی‌خب

166
00:09:47,958 --> 00:09:51,000
‫مشخصه هنوز آمادگی نداری حرف بزنیم

167
00:09:51,000 --> 00:09:52,208
‫بیرون!

168
00:09:57,083 --> 00:09:59,000
‫مطمئنی حالت خوبه؟

169
00:09:59,000 --> 00:10:00,625
‫آخه هیچی نخوردی

170
00:10:00,625 --> 00:10:03,125
‫- فقط یه‌ذره خسته‌ام
‫- خیلی‌خب

171
00:10:03,125 --> 00:10:05,291
‫مطمئنی نمی‌خوای پیشت بمونم؟

172
00:10:06,833 --> 00:10:10,500
‫باید استراحت کنم و
‫اگه بمونی…

173
00:10:10,500 --> 00:10:12,125
‫دیگه خواب از سرم می‌پره

174
00:10:12,125 --> 00:10:14,458
‫باشه

175
00:10:14,458 --> 00:10:16,750
‫- فردا می‌بینمت پس
‫- اوهوم

176
00:10:18,958 --> 00:10:20,166
‫تا فردا

177
00:10:31,000 --> 00:10:33,416
‫آقای پایست، لطفاً به دفتر مرکزی مراجعه کنید

178
00:10:33,416 --> 00:10:35,000
‫آقای پایست، لطفاً
‫با دفتر مدیریت تماس بگیرید

179
00:10:35,000 --> 00:10:36,791
‫بسیارخب، بچه‌ها.
‫لطفاً همه بشینید سر جاتون.

180
00:10:40,041 --> 00:10:42,416
‫سلام، شرمنده مزاحم شدم

181
00:10:42,416 --> 00:10:46,166
‫اجازه هست خانم هارگنسن رو با خودم ببرم؟

182
00:10:47,166 --> 00:10:48,375
‫حتماً؟

183
00:10:50,541 --> 00:10:51,750
‫بابت چی؟

184
00:10:51,750 --> 00:10:53,791
‫وسایلت رو هم با خودت بیار

185
00:10:58,291 --> 00:10:59,958
‫لازمه زنگ بزنم بابام؟

186
00:11:00,000 --> 00:11:01,916
‫خودم زنگ زدم

187
00:11:15,625 --> 00:11:18,291
‫باز هم شرمنده مزاحم شدم

188
00:11:20,375 --> 00:11:21,500
‫ممنون

189
00:11:22,416 --> 00:11:23,833
‫به‌نظرت موضوع چیه؟

190
00:11:27,375 --> 00:11:30,000
‫می‌خوای وانمود کنی من وجود ندارم؟

191
00:11:32,375 --> 00:11:35,875
‫- فکر می‌کردم با هم دوستیم
‫- نخیر، هیچم دوست نیستیم

192
00:11:35,875 --> 00:11:37,666
‫با منی؟

193
00:11:37,666 --> 00:11:39,250
‫چی؟

194
00:11:39,250 --> 00:11:41,083
‫- نه
‫- گوش کن

195
00:11:41,125 --> 00:11:42,625
‫فقط گوش کن به من، خب؟

196
00:11:42,625 --> 00:11:44,208
‫قصدم این نیست که بترسونمت

197
00:11:44,250 --> 00:11:45,708
‫پیش خودم گفتم لابد جلوی بقیه

198
00:11:45,750 --> 00:11:48,291
‫شلوغ‌بازی درنمیاری و
‫من هم فقط می‌خوام از خودم دفاع کنم

199
00:11:48,291 --> 00:11:50,375
‫خانم دی، اجازه هست برم سرویس؟

200
00:11:50,375 --> 00:11:52,541
‫بله، البته

201
00:11:52,541 --> 00:11:55,375
‫خوشحالم اون حساب کوفتی رو ساختم

202
00:11:55,375 --> 00:11:57,166
‫بعدشم، نخیر، محاله پاکش کنم

203
00:11:57,166 --> 00:12:01,083
‫به این میگن آزادی بیان

204
00:12:01,125 --> 00:12:05,750
‫تا حرف برای گفتن دارم،
‫کری خونی هم سرِ جاشه

205
00:12:13,916 --> 00:12:15,125
‫من نیستم

206
00:12:17,750 --> 00:12:20,833
‫تا همین لحظه،

207
00:12:20,875 --> 00:12:24,791
‫۱۶۵۵‏ پُست توی پیج کری خونی هست که

208
00:12:24,791 --> 00:12:27,833
‫۵۲۲‏ دانش‌آموز و معلم رو تخریب کرده

209
00:12:27,875 --> 00:12:29,791
‫میگه اون نیست

210
00:12:30,875 --> 00:12:32,958
‫بی‌خیال تو رو خدا. کاملاً مشخصه که
‫صدای ضبط‌شده‌شه

211
00:12:33,000 --> 00:12:34,625
‫بله، جعل صدا هم کاری نداره

212
00:12:34,625 --> 00:12:38,416
‫تا حالا اسم دیپ‌فیک به گوشتون نخورده؟
‫هوش مصنوعی چطور؟

213
00:12:38,416 --> 00:12:40,708
‫این کارتون مزاحمته، خب؟
‫افتراست

214
00:12:40,750 --> 00:12:42,125
‫مصداق بارز مزاحمته

215
00:12:42,125 --> 00:12:44,125
‫نمی‌دونم در جریانِ قضیه هستی یا نه، مدیسون،

216
00:12:44,125 --> 00:12:47,291
‫ولی علناً سوژه‌ی یه معلم ورزش شده بود

217
00:12:47,291 --> 00:12:50,000
‫بدون هیچ دلیلی تنبیه بدنی شد

218
00:12:50,000 --> 00:12:53,416
‫- خانم دجاردن بابت رفتارش توبیخ شد…
‫- ببخشید ها، ولی مادر بی‌تعادلِ

219
00:12:53,416 --> 00:12:55,333
‫یکی از بچه‌ها علناً توی مدرسه یقه‌ش رو گرفت

220
00:12:55,375 --> 00:12:57,041
‫اصلاً همین جنابعالی همین‌جا
‫تهدیدش کردی

221
00:12:57,041 --> 00:12:59,500
‫بلکه بتونی غیرقانونی توی گوشیش سرک بکشی

222
00:12:59,500 --> 00:13:01,208
‫کریس بدون هیچ‌ سوءپیشینه‌ای تبرئه شد

223
00:13:01,250 --> 00:13:02,833
‫- هیچ مدرکی علیه‌ش نداشتیم
‫- بذارید یه چیزی رو روشن کنم

224
00:13:02,875 --> 00:13:05,208
‫اراده کنم می‌تونم این مدرسه و
‫خودِ تو رو بکشونم دادگاه و

225
00:13:05,250 --> 00:13:07,333
‫از کار بی‌کارت کنم

226
00:13:07,375 --> 00:13:09,125
‫یه غرامت سنگین هم روش،
‫پس، بیا فقط…

227
00:13:09,125 --> 00:13:11,458
‫- ببینید…
‫- پس، در جواب اون فایل‌صوتی،

228
00:13:11,500 --> 00:13:14,958
‫تهدیدم می‌کنی که
‫من رو می‌کشونی دادگاه؟

229
00:13:15,000 --> 00:13:17,208
‫- فعلاً برای شروع
‫- به‌خاطر چی؟

230
00:13:17,250 --> 00:13:19,458
‫به‌خاطر آزار فیزیکی و کلامیِ

231
00:13:19,500 --> 00:13:22,375
‫- کریستین هارگنسن؟
‫- کم‌کم داره دوزاریت می‌افته. بله

232
00:13:22,375 --> 00:13:24,375
‫جناب هارگنسن، در جریان هستید که دخترتون و

233
00:13:24,375 --> 00:13:28,125
‫حدوداً ده نفر از هم‌سن‌وسال‌هاش به دختری که
‫برای اولین بار این اتفاق براش افتاده بود حمله کردن؟

234
00:13:28,125 --> 00:13:31,500
‫سمتش نوار بهداشتی پرت می‌کردن

235
00:13:31,500 --> 00:13:33,416
‫درصورتی‌که اون طفلک خیال می‌کرده
‫قراره از خون‌ریزی بمیره؟

236
00:13:33,416 --> 00:13:36,291
‫پس، با استدلال خودت،
‫این مدرسه می‌تونه از طرف کری وایت

237
00:13:36,291 --> 00:13:37,750
‫متقابلاً از شما شکایت کنه

238
00:13:37,750 --> 00:13:39,875
‫- زرِ مفته
‫- مطمئنی؟

239
00:13:41,250 --> 00:13:44,708
‫من با اجازه‌ی خودم
‫پرونده‌ی کریس رو درآوردم

240
00:13:44,750 --> 00:13:47,958
‫طی چهار سال، ۲۴ بار
‫توی مدرسه بازداشت شده که

241
00:13:48,000 --> 00:13:49,208
‫۶‏ موردش به‌خاطر قلدری بوده

242
00:13:49,250 --> 00:13:51,083
‫رکوردیه واسه خودش

243
00:13:51,125 --> 00:13:52,666
‫توی مدرسه‌ی راهنمایی چمبرلین،
‫بابت گذاشتن ترقه

244
00:13:52,666 --> 00:13:55,416
‫توی کفش یه دختر تعلیق شده

245
00:13:55,416 --> 00:13:58,083
‫تازه، معلوم شد همون شوخی نزدیک بود
‫به قیمتِ دوتا از انگشت‌های دختره تموم شه

246
00:13:58,125 --> 00:14:00,500
‫در اون مورد خودم حسابی پرس‌وجو کردم،
‫چون از پرونده‌ش پاک شده بود

247
00:14:00,500 --> 00:14:04,500
‫حتماً پارتی خیلی کلفتی داشتی که
‫تونستی روش ماله بکشی

248
00:14:04,500 --> 00:14:05,916
‫احسنت

249
00:14:05,916 --> 00:14:07,875
‫از قیافه‌ی شما هم معلومه که

250
00:14:07,875 --> 00:14:09,666
‫در جریان هیچ‌کدوم از این قضایا نبودید

251
00:14:09,666 --> 00:14:13,250
‫ایشون مدت‌ مدیدیه که
‫گندهای دخترتون رو لاپوشونی می‌کرده

252
00:14:14,000 --> 00:14:17,208
‫دادگاه شد پس؟
‫برنامه‌ات اینه؟ باشه

253
00:14:17,250 --> 00:14:19,875
‫همه‌ی اینا… همه‌ش…
‫توی دادگاه مطرح میشه

254
00:14:19,875 --> 00:14:21,625
‫خیالت تخت

255
00:14:22,625 --> 00:14:25,416
‫اصلاً بریم سر اصل مطلب. کریس؟

256
00:14:25,416 --> 00:14:27,958
‫- متأسفانه شما موقتاً اخراجی
‫- وایِ من

257
00:14:28,000 --> 00:14:30,666
‫- تا کِی؟
‫- دیگه به خودش بستگی داره

258
00:14:31,666 --> 00:14:32,875
‫آخرهای سالیم

259
00:14:32,875 --> 00:14:36,750
‫فارغ‌التحصیلی نزدیکه و بعدش هم جشن،
‫فکرشم نکنید ساده از جشن می‌گذر…

260
00:14:36,750 --> 00:14:40,791
‫اگه دلت می‌خواد با الباقیِ هم‌کلاسی‌هات
‫فارغ‌التحصیل بشی…

261
00:14:42,000 --> 00:14:45,416
‫اول از همه باید اعتراف کنی که
‫اون صدای ضبط‌شده‌ی توئه

262
00:14:45,416 --> 00:14:48,125
‫دوم اینکه باید مسئولیت کارهات رو
‫به‌عهده بگیری

263
00:14:48,125 --> 00:14:50,541
‫سوماً هم باید
‫یه فعالیت عام‌المنفعه انجام بدی

264
00:14:50,541 --> 00:14:51,875
‫بلکه جبران مافات بشه

265
00:14:51,875 --> 00:14:55,666
‫ببین، به‌نظرم همه…
‫از معلم‌ها گرفته تا دانش‌آموزها و اولیا

266
00:14:55,666 --> 00:14:58,250
‫یه نفس راحت می‌کشن
‫وقتی بفهمن یه راه خروجی

267
00:14:58,250 --> 00:15:01,125
‫از این وضعیت برای تو،
‫برای همه‌ی ما وجود داره

268
00:15:19,625 --> 00:15:21,291
‫- عمراً
‫- کریستین

269
00:15:21,291 --> 00:15:23,916
‫فکر کنم دیگه حرفی نمونده.
‫خبرتون می‌کنم. بریم.

270
00:15:23,916 --> 00:15:25,708
‫نیازی نیست اینجوری تموم بشه

271
00:15:25,750 --> 00:15:28,000
‫گفتم خبرت می‌کنم دیگه، مرتیکه‌ی ازخودمتشکر

272
00:15:28,000 --> 00:15:29,875
‫- جان
‫- بریم. الان وقتش نیست، مدیسون

273
00:15:29,875 --> 00:15:31,541
‫بریم

274
00:15:32,875 --> 00:15:34,583


275
00:15:36,166 --> 00:15:37,750
‫ایرادی نداره

276
00:15:40,125 --> 00:15:42,000
‫- به کی رفته این دختر؟
‫- خودم حلش می‌کنم

277
00:15:42,000 --> 00:15:43,541
‫- آخه چطور تونستی بهم نگی…
‫- گفتم خودم این گند رو جمعش می‌کنم!

278
00:15:43,541 --> 00:15:44,875
‫- توی راهنمایی تعلیق شده بود؟
‫- اینا همه‌ش مزخرفه بابا. به این حرف‌ها

279
00:15:44,875 --> 00:15:46,708
‫- گوش نده. دو دقیقه آروم بگیر
‫- نه، تو پدرِ بی‌صلاحیتی هستی

280
00:15:46,750 --> 00:15:47,958
‫- مردکِ آشغال
‫- میشه یه‌لحظه آروم بگیری…

281
00:15:48,000 --> 00:15:49,083
‫- می‌تونستیم یه کاری بکنیم براش
‫- ببخشید

282
00:15:49,125 --> 00:15:50,708
‫- می‌تونستیم بفرستیمش تراپی
‫- به من میگی بی‌صلاحیت؟

283
00:15:50,750 --> 00:15:52,500
‫- بله، بله، بله…
‫- وای، عجب رویی داری. وایِ من

284
00:15:57,750 --> 00:16:01,166
‫« تینا: عکس اسنل رو هنوز داری؟ »

285
00:16:01,250 --> 00:16:02,666
‫« مطمئنی؟ »

286
00:16:02,750 --> 00:16:04,500
‫تا حالا بهش فکر کردی؟

287
00:16:05,250 --> 00:16:07,625
‫وایِ من. آره. همه‌ی تقصیرها رو بنداز گردنِ من

288
00:16:07,750 --> 00:16:11,291
‫من تنها کسی‌ام که این خانواده رو
‫سر پا نگه داشته. به خودت بیا!

289
00:16:15,041 --> 00:16:17,291
‫وای، بی‌خیال، کری. یه چیزی بگو

290
00:16:17,291 --> 00:16:19,833
‫من می‌تونم کل روز همین‌طوری پیش برم

291
00:16:19,875 --> 00:16:21,166
‫چی می‌خوای؟

292
00:16:21,750 --> 00:16:25,250
‫یه سؤال بهتر:
‫تو چی می‌خوای؟

293
00:16:25,250 --> 00:16:27,166
‫می‌خوای همچنان وانمود کنی یکی از اونایی

294
00:16:27,166 --> 00:16:29,000
‫یا نشون بدی از همه بهتری؟

295
00:16:29,000 --> 00:16:31,875
‫چون من و تو می‌تونیم بزنیم به سیم آخر

296
00:16:32,666 --> 00:16:34,666
‫هوی، کری خل‌وچل

297
00:16:34,666 --> 00:16:36,208
‫با کی حرف می‌زنی؟

298
00:16:42,041 --> 00:16:43,625
‫میگم

299
00:16:43,625 --> 00:16:45,375
‫تو پایست رو ندیدی؟

300
00:16:45,375 --> 00:16:47,791
‫نه از دیشب تا حالا. چطور مگه؟

301
00:16:47,791 --> 00:16:50,041
‫نه پیداش شده، نه زنگی زده

302
00:16:50,041 --> 00:16:52,333
‫به‌ناچار به مورتون گفتم بره سر کلاسش

303
00:16:52,375 --> 00:16:54,166
‫خیلی‌خب

304
00:16:58,541 --> 00:17:01,500
‫خانم اسنل. خوش اومدید

305
00:17:03,000 --> 00:17:05,291
‫فکر کنم منظورتون تبریک بود

306
00:17:07,125 --> 00:17:09,375
‫خیلی‌خب، عزیزان

307
00:17:09,375 --> 00:17:12,375
‫تا جایی که من می‌دونم
‫کلاس مطالعه برای درس‌خوندنه

308
00:17:12,375 --> 00:17:14,375
‫پس، سرها تو کتاب

309
00:17:17,750 --> 00:17:19,541
‫دیر اومدی، آقای راس

310
00:17:21,625 --> 00:17:23,000
‫باید باهات حرف بزنم

311
00:17:23,000 --> 00:17:24,416
‫خصوصی

312
00:17:25,625 --> 00:17:27,500
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

313
00:17:32,000 --> 00:17:34,541
‫خیلی‌خب. ساکت

314
00:17:34,625 --> 00:17:38,375
‫« عاقبتِ کسی که توی فوتبال به جایی نمی‌رسه »

315
00:17:39,541 --> 00:17:41,583
‫وای خدا

316
00:17:41,625 --> 00:17:44,416
‫- ای خدا
‫- هستی؟

317
00:17:45,541 --> 00:17:47,708
‫حامله نیستم

318
00:17:47,750 --> 00:17:49,875
‫شک داشتی هستی یا نه؟

319
00:17:49,875 --> 00:17:53,291
‫ منفی بود

320
00:17:53,291 --> 00:17:55,500
‫با خودت نگفتی یه خبر به من هم بدی؟

321
00:17:55,500 --> 00:17:57,291
‫خب، منفی شد دیگه. اهمیتی نداشت

322
00:17:57,291 --> 00:17:59,125
‫برای من داشت

323
00:17:59,125 --> 00:18:00,750
‫- می‌تونـ…
‫- چی؟

324
00:18:01,750 --> 00:18:04,916
‫چی؟ چی… چی، تامی؟
‫چیکار می‌تونستی بکنی؟

325
00:18:04,916 --> 00:18:07,125
‫می‌تونستم کنارت باشم

326
00:18:10,500 --> 00:18:13,125
‫هزارجور بدبختی و گرفتاری داشتم

327
00:18:14,250 --> 00:18:16,666
‫همه‌مون گرفتاری‌های خودمون رو داریم

328
00:18:16,666 --> 00:18:19,958
‫دارم دوشیفت کار می‌کنم،
‫بابام حال‌وروش خرابه،

329
00:18:20,000 --> 00:18:22,541
شوهرم محلم نمیذاره،
‫بااین‌حال باز هم اینجام

330
00:18:22,541 --> 00:18:24,916
‫چون خیر سرم قرار بود
‫هوای همدیگه رو داشته باشیم

331
00:18:47,625 --> 00:18:49,041
‫سث؟

332
00:18:53,000 --> 00:18:54,291
‫سث؟

333
00:18:57,791 --> 00:19:02,125
‫« بروکلین »

334
00:19:02,666 --> 00:19:05,250
‫« بابا »

335
00:19:05,291 --> 00:19:06,166
‫« ریتا »

336
00:19:10,416 --> 00:19:11,875
‫سث…

337
00:19:22,375 --> 00:19:23,750
‫خانم، شرمنده مزاحم شدیم

338
00:19:23,750 --> 00:19:26,833
‫ممکنه چند کلمه‌ای
‫با دخترخانم‌تون صحبت کنیم؟

339
00:19:26,875 --> 00:19:29,458
‫- این دفعه باز چیکار کرده؟
‫- هیچی، هیچی

340
00:19:29,500 --> 00:19:33,625
‫فقط می‌خواستیم چندتا سؤال
‫از بروکلین بپرسیم

341
00:19:35,791 --> 00:19:38,000
‫من پدرشم. قضیه چیه؟

342
00:19:38,000 --> 00:19:39,500
‫داستان چیه؟

343
00:19:39,500 --> 00:19:41,250
‫ممکنه خصوصی حرف بزنیم؟

344
00:19:41,250 --> 00:19:43,125
‫حتماً. بفرمایید

345
00:19:55,625 --> 00:19:57,791
‫نه!

346
00:19:58,750 --> 00:20:00,375
‫نه، چیکار کردی تو؟!

347
00:20:00,375 --> 00:20:02,791
‫- کشتیش! توی آشغال کشتیش!
‫- آخ!

348
00:20:02,791 --> 00:20:04,875
‫- آخ.. لعنتی…
‫- نه!

349
00:20:05,416 --> 00:20:06,666
‫شهر چمبرلین با خودکشیِ یکی از

350
00:20:06,666 --> 00:20:08,125
‫معلم‌های مدرسه در شوک فرو رفت

351
00:20:08,125 --> 00:20:09,791
‫…جسد سث پایست، معلم دبیرستان ایوون،

352
00:20:09,791 --> 00:20:11,000
‫- در خانه‌اش پیدا شد
‫- این ماجرا به دنبالِ اتهاماتی رخ داد که

353
00:20:11,000 --> 00:20:12,625
‫یک اکانت شایعه‌سازِ دانش‌آموزی،

354
00:20:12,625 --> 00:20:14,958
‫پایست را به داشتن رابطه‌ی نامشروع

355
00:20:15,000 --> 00:20:16,666
‫- با دانش‌آموزانش متهم کرد…
‫- اتهاماتی که پس از بررسی‌ها

356
00:20:16,666 --> 00:20:20,208
‫درست از آب درآمد و معلوم شد پایست واقعاً

357
00:20:20,250 --> 00:20:22,583
‫با دختری ۱۵ ساله در رابطه بوده

358
00:20:22,625 --> 00:20:25,875
‫…دانش‌آموزی که گفته می‌شود گرداننده‌ی
‫این حساب بوده، به‌تازگی تعلیق شده

359
00:20:25,875 --> 00:20:29,291
‫ما به نمایندگی از دخترم
‫چند فقره شکایت قضایی ثبت می‌کنیم

360
00:20:29,291 --> 00:20:31,833
‫مسئولین دبیرستان ایوون
‫دخترم رو سپر بلای خودشون کردن

361
00:20:31,875 --> 00:20:33,458
‫درصورتی‌که باید مدال قهرمانی بهش بدن

362
00:20:33,500 --> 00:20:34,791
‫دستِ یه گرگ هوس‌باز رو
‫توی کادر خودشون رو کرد

363
00:20:34,791 --> 00:20:38,541
‫این اتفاق دقیقاً مصداق دیگری‌ست
‫مبنی بر اینکه مدارس در قبال بچه‌ها کوتاهی می‌کنن

364
00:20:38,541 --> 00:20:41,625
‫ما خواستار محیطی سالم و امن
‫برای بچه‌هامون هستیم

365
00:20:41,625 --> 00:20:44,708
‫- من پشت مارگارت وایتم
‫- ایشون الگوی ماست

366
00:20:44,750 --> 00:20:47,125
‫بی‌پرده بگم، هیچ‌کس جز اون سنگِ
‫ما پدر و مادرها رو به سینه نمی‌زنه

367
00:20:47,125 --> 00:20:49,125
‫از کجا معلوم فردا سراغ بچه‌های ما نمی‌اومد؟

368
00:20:49,125 --> 00:20:51,041
‫گفتنش تلخه، منتها
‫اون اکانت یه خیری هم به ما رسوند

369
00:20:51,041 --> 00:20:53,458
‫شاید وقتش رسیده ملت
‫این‌قدر زود بهشون بر نخوره

370
00:20:53,500 --> 00:20:55,541
‫دو هفته از مرگِ هولناک سث پایست می‌گذره و

371
00:20:55,541 --> 00:20:57,875
‫شهر چمبرلین همچنان دچار دودستگی است

372
00:20:57,875 --> 00:21:01,166
‫معلومه که خبر نداشت.
‫خنگ‌بازی درنیار.

373
00:21:01,166 --> 00:21:02,583
‫مگه میشه نفهمیده باشه؟

374
00:21:02,625 --> 00:21:04,333
‫باورم نمیشه داره برمی‌گرده

375
00:21:04,375 --> 00:21:06,875
‫من اگه بودم، تا آخر سال پیدام نمیشد

376
00:21:09,875 --> 00:21:13,500
‫رابطه از پاییزِ پارسال شروع شده بود

377
00:21:13,500 --> 00:21:14,791
‫طبق حرف‌های بروکلین

378
00:21:14,791 --> 00:21:16,458
‫یا…

379
00:21:16,500 --> 00:21:18,708
‫طبق چیزهایی که پلیس از بروکلین شنیده

380
00:21:18,750 --> 00:21:23,875
‫گویا خیلی حواسش جمع بوده که
‫سمتِ هتل یا خونه‌ی خودش نره،

381
00:21:23,875 --> 00:21:26,375
‫چون در و همسایه دوربین مداربسته دارن

382
00:21:26,375 --> 00:21:29,041
‫واسه همین، بیشتر توی پارکینگ‌ها می‌چرخیدن

383
00:21:30,291 --> 00:21:33,750
‫اولین شبی هم که با هم…

384
00:21:37,250 --> 00:21:40,250
‫بهم گفت که سر قرار قالش گذاشتن

385
00:21:41,625 --> 00:21:43,291
‫منظورش همین دختره بود

386
00:21:45,625 --> 00:21:48,000
‫ظاهراً بار اولش هم نبوده

387
00:21:49,000 --> 00:21:52,666
‫حداقل سه بار توی مدرسه‌ی قبلیش
‫از این کارها کرده

388
00:21:54,875 --> 00:21:57,333
‫پس، هارگنسن خبر داشته…

389
00:21:57,375 --> 00:22:00,166
‫نه، فاجعه همین‌جاست. هیچ‌کس…

390
00:22:00,166 --> 00:22:03,250
‫احدی خبر نداشت. شانسکی تیرشون به هدف خورده

391
00:22:05,416 --> 00:22:09,416
‫گمونم شب آخری که ناغافل رفتم سراغش و
‫هول شد تلفن رو قطع کرد،

392
00:22:09,416 --> 00:22:12,750
‫دختره داشته تهدیدش می‌کرده که
‫همه‌چی رو به باباش میگه…

393
00:22:15,375 --> 00:22:18,291
‫غلط نکنم فهمیده بود
‫راه فراری براش نمونده

394
00:22:22,916 --> 00:22:24,833
‫ای خدا، حس می‌کنم
‫احمق‌ترین آدم روی زمینم

395
00:22:24,875 --> 00:22:26,958
‫مگه علم غیب داشتی؟

396
00:22:27,000 --> 00:22:29,083
‫هیچ‌کدوممون خبر نداشتیم

397
00:22:29,125 --> 00:22:30,291
‫به حق چیزهای نشنیده

398
00:22:30,291 --> 00:22:32,750
‫نه، بحث این نیست که
‫اون چطور آدمی بوده، بلکه…

399
00:22:34,541 --> 00:22:38,500
‫اینکه با یه همکار برم تو رابطه،
‫اون هم توی مدرسه‌ی جدیدم و

400
00:22:39,500 --> 00:22:42,625
‫این موش و گربه‌بازی‌های مخفیانه،
‫از من بعید بود این رفتارها

401
00:22:42,625 --> 00:22:44,625
‫می‌‌دونستم کارم اشتباه محضه

402
00:22:44,625 --> 00:22:46,250
‫بهت قول میدم

403
00:22:46,250 --> 00:22:49,500
‫عزت و احترامت همچنان سر جاشه

404
00:22:49,500 --> 00:22:52,000
‫نمی‌تونه اینو ازت بگیره

405
00:22:52,000 --> 00:22:55,916
‫نه از ما و نه از بچه‌ها

406
00:22:55,916 --> 00:22:57,791
‫اعتبارم

407
00:22:59,041 --> 00:23:02,083
‫اعتبارم رو به لجن کشید و این…

408
00:23:02,125 --> 00:23:05,541
‫در مقایسه با چیزی که از بروکلین دزدید هیچه

409
00:23:05,541 --> 00:23:07,166
‫واقعاً پناه بر خدا

410
00:23:09,500 --> 00:23:10,791
‫ای خدا

411
00:23:45,541 --> 00:23:47,250
‫« کریس »

412
00:23:47,791 --> 00:23:53,208
‫ببین، بذار فارغ‌التحصیل بشه،
‫من هم همین امروز شکایت‌ها رو پس می‌گیرم

413
00:23:53,250 --> 00:23:55,541
‫خیلی زحمت کشیده، هنری.
‫فارغ‌التحصیلی حقشه.

414
00:23:55,541 --> 00:23:57,541
‫حالا شدم هنری؟

415
00:23:57,541 --> 00:23:59,000
‫ما موظفیم شرایط و امنیتِ تموم بچه‌ها رو

416
00:23:59,000 --> 00:24:00,833
‫- بسنجیم
‫- خیال کردی نمی‌فهمم

417
00:24:00,875 --> 00:24:02,750
‫حرف‌های مارگارت وایت رو
‫تحویلم میدی؟

418
00:24:02,750 --> 00:24:04,625
‫امیدوارم جلوی اون زنیکه‌ی روانی
‫سر خم نکرده باشی

419
00:24:04,625 --> 00:24:06,833
‫اون زنیکه‌ی روانی الان
‫هزارتا حامی داره

420
00:24:06,875 --> 00:24:08,541
‫کُلی پدر و مادرِ شاکی هم داریم که

421
00:24:08,541 --> 00:24:09,750
‫همه‌جوره حق با اوناست

422
00:24:09,750 --> 00:24:11,375
‫یعنی چی، مدرسه هم رفته تو جبهه‌ی اون؟

423
00:24:11,375 --> 00:24:14,375
‫تنها جبهه‌ای که من توشم،
‫جبهه‌ی دانش‌آموزهاست. تک‌تکشون

424
00:24:14,375 --> 00:24:17,041
‫چون اصلاً دلم نمی‌خواد
‫بچه‌ها رو اخراج کنم،

425
00:24:17,041 --> 00:24:19,125
‫- چون…
‫- چون جنجال به پا میشه؟

426
00:24:19,125 --> 00:24:20,750
‫چون یعنی من در حقش کوتاهی کردم

427
00:24:21,500 --> 00:24:24,333
‫باید این غائله رو ختمش کنیم

428
00:24:24,375 --> 00:24:26,000
‫نظرتون چیه…

429
00:24:26,000 --> 00:24:29,000
‫یه جلسه‌ی حل اختلاف
‫بین بچه‌های آسیب‌دیده برگزار کنیم؟

430
00:24:29,000 --> 00:24:30,541
‫بچه‌های آسیب‌دیده؟

431
00:24:30,541 --> 00:24:33,666
‫هیچ می‌دونی این چند وقت
‫جواب چند شکایت رو دادم؟

432
00:24:33,666 --> 00:24:38,250
‫صدها دانش‌آموز و اولیا دارن لحظه‌شماری می‌کنن
‫بریم پای میز محاکمه

433
00:24:38,250 --> 00:24:41,166
‫فقط کریس و کری. اونا سرشاخه‌های این ماجران

434
00:24:41,166 --> 00:24:44,541
‫درست یا غلط، این جریانات
‫حول‌محور این دو نفر می‌چرخه

435
00:24:44,541 --> 00:24:45,750
‫به‌علاوه‌ی اولیاشون

436
00:24:45,750 --> 00:24:48,875
‫اگه بنا به وساطته،
‫من حتماً باید حضور داشته باشم

437
00:24:48,875 --> 00:24:50,041
‫صد البته

438
00:24:51,125 --> 00:24:54,583
‫از اونجا که دو سرِ اصلیِ این ماجرا این دو نفرن،

439
00:24:54,625 --> 00:24:58,250
‫گمونم اگه بشینن با هم صحبت کنن و

440
00:24:58,250 --> 00:25:00,666
‫- به نقطه‌ی مشترکی برسن…
‫- آره

441
00:25:00,666 --> 00:25:02,708
‫بد فکری هم نیست

442
00:25:02,750 --> 00:25:06,708
‫جلوی رسانه‌ها، والدین و بچه‌ها نشون میدیم که

443
00:25:06,750 --> 00:25:09,208
‫کریس و کری به تفاهم رسیدن

444
00:25:09,250 --> 00:25:13,041
‫این‌‌طوری شاید بتونیم
‫کریس رو برگردونیم مدرسه

445
00:25:16,916 --> 00:25:19,375
‫آره، آره. گمونم کارساز باشه

446
00:25:22,041 --> 00:25:23,500
‫عالیه

447
00:25:23,500 --> 00:25:25,500
‫جلسه با آقای مورتون

448
00:25:25,500 --> 00:25:27,875
‫- باشه واسه آخرهفته
‫- نه. همین فردا

449
00:25:29,000 --> 00:25:30,125
‫فردا اولِ صبح

450
00:25:30,125 --> 00:25:33,208
‫حالا که راه چاره پیدا شده،
‫نمیذارم حتی یک روز هم از مدرسه محروم بمونه

451
00:25:33,250 --> 00:25:37,666
‫اگه تن به این کار بدیم و دخترم رو بیارم،
‫باید همین فردا برگرده سر کلاسش

452
00:25:37,666 --> 00:25:39,500
‫جشن رقصش هم سر جاشه

453
00:25:39,500 --> 00:25:41,500
‫مدرکش رو هم می‌گیره

454
00:25:43,291 --> 00:25:44,666
‫خانواده‌ی وایت هم باید رضایت بدن

455
00:25:45,625 --> 00:25:47,250
‫- زنگ می‌زنم بهشون
‫- عالیه

456
00:25:47,250 --> 00:25:48,875
‫پس، شد فردا صبح دیگه؟

457
00:25:53,416 --> 00:25:55,875
‫کاش زودتر این سال تحصیلی تموم شه

458
00:25:55,875 --> 00:25:58,416
‫آخ گفتی

459
00:26:01,750 --> 00:26:03,625
‫حتماً همین الان باید انجامش بدی؟

460
00:26:08,375 --> 00:26:10,041
‫خب، وقتش الانه

461
00:26:15,000 --> 00:26:17,958
‫عالیه. فردا باید برم ایوون
‫برای جلسه‌ی حل اختلاف

462
00:26:18,000 --> 00:26:19,666
‫چرنده بابا، رسماً علافیه

463
00:26:19,666 --> 00:26:22,083
‫فقط فارغ‌التحصیل بشم کافیه

464
00:26:22,125 --> 00:26:24,250
‫کریس، اگه واقعاً خیال کردی تهِ این ماجرا

465
00:26:24,250 --> 00:26:27,958
‫چیزی جز اخراجه، خواب دیدی خیر باشه

466
00:26:28,000 --> 00:26:29,500
‫باور کن، خودم تجربه‎اش کردم

467
00:26:29,500 --> 00:26:31,291
‫واسه تو شاید

468
00:26:31,291 --> 00:26:34,666
‫به من چه که شرایطِ من و تو
‫با هم فرق داره

469
00:26:34,666 --> 00:26:39,333
‫نه بابا؟ میشه دقیقاً توضیح بدی
‫کدوم شرایط لعنتی؟

470
00:26:39,375 --> 00:26:41,041
‫عصبانی نشو

471
00:26:41,041 --> 00:26:42,750
‫جذاب نیست

472
00:26:44,375 --> 00:26:45,750
‫آره، می‌خوای شرط ببندیم؟

473
00:26:46,041 --> 00:26:50,333
‫تا مستقیم ازت سؤال نپرسیدن،
‫یه کلمه هم از دهنت درنیاد

474
00:26:50,333 --> 00:26:53,250
‫هیچ‌جوره کوتاه نمیای و
‫تن به مصالحه نمیدی

475
00:26:53,291 --> 00:26:55,041
‫می‌خوان گمراهت کنن

476
00:26:55,041 --> 00:26:58,041
‫ولی تو این اوضاع،
‫فقط می‌خوان قضیه ماستمالی شه بره پی کارش

477
00:26:58,041 --> 00:27:01,166
‫اتفاقاً پوئن مثبتی هم هست برای ما

478
00:27:01,166 --> 00:27:02,958
‫باید ببینم شبکه‌ی چهار چه آشی براشون می‌پزه

479
00:27:02,958 --> 00:27:06,375
‫تا حالا که اخبار رو کامل به نفع ما پیش بردن

480
00:27:06,416 --> 00:27:08,041
‫می‌خوام جلوجلو بهشون آمار بدم

481
00:27:08,041 --> 00:27:12,541
‫اگه راهی هست که این قضایا تموم شه،
‫نمیشه تمومش کنیم راحت شیم؟

482
00:27:12,541 --> 00:27:15,208
‫ما باید به افکار عمومی جهت بدیم

483
00:27:15,208 --> 00:27:19,125
‫اگه ما نجنبیم، اونا دست به کار میشن و
‫این‌طوری دختره برمی‌گرده مدرسه

484
00:27:19,166 --> 00:27:20,625
‫اینه خواسته‌ات؟

485
00:27:20,666 --> 00:27:23,041
‫فقط می‌خوام این غائله ختم شه

486
00:27:24,416 --> 00:27:29,333
‫عزیزم، الان چشم خیلی‌ها
‫به من و توئه

487
00:27:29,333 --> 00:27:30,958
‫نمیشه که یهو جا بزنیم

488
00:27:30,958 --> 00:27:33,208
‫همه‌ی این کارها به‌خاطر توئه

489
00:27:33,208 --> 00:27:35,541
‫- جداً؟
‫- خودت ازم خواستی

490
00:27:35,541 --> 00:27:38,083
‫در واقع، به دست‌وپام افتادی که
‫حل و فصلش کنم

491
00:27:38,083 --> 00:27:40,041
‫دخترکم، بی‌تعارف…

492
00:27:41,416 --> 00:27:43,083
‫الان ضعیف‌تر از اونی هستی که

493
00:27:43,083 --> 00:27:45,416
‫بتونی درست تصمیم بگیری،
‫پس خواهشاً…

494
00:27:45,416 --> 00:27:47,500
‫- ضعیف
‫- قابل درکه

495
00:27:47,541 --> 00:27:49,541
‫فشار خیلی زیادی روت بوده و

496
00:27:49,541 --> 00:27:52,541
‫فقط منم که می‌تونم
‫از شر همه‌چی خلاصت کنم

497
00:27:54,041 --> 00:27:59,083
‫کسی توی خاندان‌مون
‫سابقه‌ی عجیب‌غریبی داشته؟

498
00:27:59,083 --> 00:28:02,375
‫مثلاً بیماری روانی؟

499
00:28:02,416 --> 00:28:03,875
‫نه

500
00:28:03,916 --> 00:28:05,666
‫- مزخر…
‫- آخه خوندم آدم‌ها

501
00:28:05,666 --> 00:28:07,666
‫- گاهی‌اوقات به کمک نیاز دارن…
‫- نه

502
00:28:07,666 --> 00:28:12,500
‫شاید من هم بیماری روانی دارم و
‫باید برم پیش دکتر

503
00:28:12,541 --> 00:28:15,708
‫چیزی به اسم بیماری روانی وجود نداره

504
00:28:15,708 --> 00:28:18,000
‫فقط نشونه‌ی ضعف ایمانه

505
00:28:18,041 --> 00:28:20,416
‫همه‌ی ما یه نیمه‌ی روشن داریم
‫یه نیمه‌ی تاریک

506
00:28:20,416 --> 00:28:23,041
‫حالا اگه گاهی به نیمه‌ی تاریکمون
‫زیادی پر و بال…

507
00:28:23,041 --> 00:28:24,291
‫این…

508
00:28:24,291 --> 00:28:27,375
‫استادهای ملعون دانشگاه و دکترها،

509
00:28:27,416 --> 00:28:29,708
‫همه‌ش… با این تشخیص‌های من‌درآوردیشون

510
00:28:29,708 --> 00:28:31,458
‫- فقط ملت رو سرکیسه کردن
‫- مامان، من در مورد…

511
00:28:31,458 --> 00:28:32,791
‫- اما بعدش مسموم می‌کنن…
‫- بیماری روانی می‌دونم

512
00:28:32,791 --> 00:28:34,458
‫این همه چیز مسموم به خوردمون میدن و

513
00:28:34,458 --> 00:28:36,041
‫- بعدش آب لوله‎‌کشی رو…
‫- درحالی‌که…

514
00:28:36,041 --> 00:28:37,458
‫- مسموم می‌کنن و بعدشم…
‫- پذیرفتنش اصلاً عیب نیست

515
00:28:37,458 --> 00:28:38,666
‫- بعدشم…
‫- کاملاً واقعیـ…

516
00:28:38,666 --> 00:28:39,750
‫این بدنه‌ی فاسد نظام پزشکیه که…

517
00:28:39,791 --> 00:28:41,333
‫- این مشکلیه که خیلی‌ها هر روز…
‫- مریض و ناپاکه…

518
00:28:41,333 --> 00:28:44,875
‫- باهاش دست‌وپنجه نرم می‌کنن
‫- حقیقتاً تو اصلاً دکتر لازم نداری!

519
00:28:44,916 --> 00:28:47,625
‫باید دهنت رو ببندی و
‫به حرف مامانت گوش بدی!

520
00:28:51,791 --> 00:28:53,583
‫تو اصلاً به فکر من نیستی

521
00:28:53,583 --> 00:28:55,625
‫فقط به فکر خودتی

522
00:28:55,666 --> 00:28:59,791
‫وقتی هم که عاجزانه ازت درخواست کمک می‌کنم…

523
00:29:01,583 --> 00:29:03,666
‫حتی حاضر نیستی…

524
00:29:17,583 --> 00:29:19,458
‫کری، برگرد اینجا ببینم!

525
00:29:19,458 --> 00:29:20,666
‫ببخشید، مامان. ببخشید

526
00:29:20,666 --> 00:29:22,333
‫- برو تو
‫- نه!

527
00:29:22,333 --> 00:29:23,458
‫- روی حرفِ من حرف نزن، کریتا
‫- نه!

528
00:29:23,458 --> 00:29:25,833
‫وای نه، تو رو خدا

529
00:29:25,833 --> 00:29:26,916
‫توی کمد نه!

530
00:29:26,916 --> 00:29:29,166
‫دیگه نبینم در بری. نصف جونم کردی

531
00:29:29,166 --> 00:29:31,625
‫خدا می‌دونه اون دختره‌ی بی‎حیا
‫چه خزعبلاتی توی گوشت خونده

532
00:29:31,666 --> 00:29:32,833
‫- خیلی مهربونه!
‫- مهربون؟

533
00:29:32,833 --> 00:29:35,541
‫خودم دیدم پسرهای غریبه رو دور خودش جمع می‌کنه و
‫با مایو جلوشون

534
00:29:35,541 --> 00:29:37,250
‫- خودنمایی می‌کنه
‫- نه!

535
00:29:37,291 --> 00:29:39,875
‫- مامان، دستم درد گرفت! من…
‫- دیگه حق نداری بری دم خونه‌ش!

536
00:29:39,916 --> 00:29:41,333
‫- قول میدم دختر خوبی باشم!
‫- خودت از قوانین باخبر بودی

537
00:29:41,333 --> 00:29:44,291
‫زیر پا گذاشتیش و حالا باید توبه کنی!

538
00:29:44,291 --> 00:29:45,958
‫- نه!
‫- با من یکی به دو نکن، دختر!

539
00:29:45,958 --> 00:29:47,375
‫به صلاح خودته!

540
00:29:47,416 --> 00:29:49,083
‫نه!

541
00:30:07,166 --> 00:30:08,750
‫دارم بهت میگم کارِ اون بود

542
00:30:08,791 --> 00:30:11,500
‫- من که تو کَتم نمیره، ولی…
‫- مگی

543
00:30:11,541 --> 00:30:13,458
‫نه، من دیوونه نیستم

544
00:30:13,458 --> 00:30:16,000
‫خودم دیدم. حسش کردم

545
00:30:16,041 --> 00:30:17,625
‫عصـ… عصبانی بود و

546
00:30:17,666 --> 00:30:20,750
‫قشنگ… قشنگ جریان یه نیرویی رو
‫از سمتش حس کردم

547
00:30:20,791 --> 00:30:22,791
‫بی‌خیال. چرت نگو

548
00:30:22,791 --> 00:30:25,458
‫این بچه کلاً ۵ سالشه.
‫حتی نمی‌تونه بند کفشش رو ببنده.

549
00:30:25,458 --> 00:30:27,708
‫یه‌کم تحقیق کن

550
00:30:27,708 --> 00:30:30,083
‫صدتا احتمال منطقی‌تر هست که
‫ثابت می‌کنه…

551
00:30:30,083 --> 00:30:31,541
‫مثلاً یه پدیده‌ی جوی نادر

552
00:30:31,541 --> 00:30:34,833
‫بارورسازی ابرها. آزمایش‌های پهپادی.
‫سلاح‌های ماهواره‌ای.

553
00:30:34,833 --> 00:30:37,833
‫همه می‌دونیم که دولت آمریکا
‫تسلیحاتش رو روی مردم خودش امتحان می‌کنه

554
00:30:37,833 --> 00:30:39,750
‫سعی کردن ماستمالیش کنن بره،
‫ولی گزارش‌های موثقی هست که

555
00:30:39,791 --> 00:30:43,083
‫دقیقاً همین اتفاق چند سال پیش
‫نزدیک یه پایگاهی توی نیومکزیکو افتاده

556
00:30:43,083 --> 00:30:45,250
‫ولی نه

557
00:30:45,291 --> 00:30:47,291
‫نه

558
00:30:47,291 --> 00:30:49,791
‫پیش خودت میگی دیوونه شدم،
‫ولی این‌طور نیست

559
00:30:49,791 --> 00:30:52,166
‫می‌دونم، چون اصلاً همچین چیزی
‫وجود خارجی نداره

560
00:30:52,166 --> 00:30:55,333
‫این تشخیص‌های من‌درآوردی رو
‫از خودشون درمیارن

561
00:30:55,333 --> 00:30:59,208
‫آب شرب رو مسموم می‌کنن و
‫مجبوریم واکسن هم بزنیم

562
00:30:59,208 --> 00:31:01,166
‫این جماعت مضرن

563
00:31:20,041 --> 00:31:22,875
‫پدن… حاضر، پارکر… حاضر

564
00:31:22,916 --> 00:31:24,291
‫صبح به‌خیر، دنی

565
00:31:24,291 --> 00:31:26,583
‫خانم اسنل و آقای راس،
‫هر دو حاضر

566
00:31:26,583 --> 00:31:29,791
‫خانم وایت هم…

567
00:31:29,791 --> 00:31:31,041
‫غیبتش موجهه

568
00:31:31,041 --> 00:31:33,375
‫می‌دونید کری وایت الان کجاست؟

569
00:31:33,416 --> 00:31:34,625
‫غیبتش موجهه

570
00:31:34,666 --> 00:31:36,041
‫رفته‌ جلسه‌ی حل اختلاف

571
00:31:36,041 --> 00:31:37,916
‫آره. کریس بهم گفت

572
00:31:37,916 --> 00:31:40,416
‫بردنشون توی یه کلاس خالی و
‫مجبورشون کردن

573
00:31:40,416 --> 00:31:42,375
‫- سیرکِ آشتی‌کنون راه بندازن…
‫- هی،

574
00:31:42,416 --> 00:31:44,333
‫- تینا، بس کن. ممنون
‫- منظورت چیه؟

575
00:31:44,333 --> 00:31:48,250
‫گمونم واسه اینه که قضیه رو یه‌جوری سر هم بیارن که
‫کریس بتونه برگرده مدرسه

576
00:31:48,291 --> 00:31:50,833
‫اون اکانت بی‌همه‌چیز گرایش برادرم رو
‫گذاشت کفِ دست مامان و بابام

577
00:31:50,833 --> 00:31:52,916
‫الان خانوادگی می‌ریم پیش تراپیست

578
00:31:52,916 --> 00:31:55,250
‫تازه، شنیدم الی باربر هم خواسته خودکشی کنه

579
00:31:55,291 --> 00:31:56,708
‫خب، الی که همیشه‌ی خدا پی خودکشیه

580
00:31:56,708 --> 00:31:59,208
‫- تینا!
‫- چیه؟

581
00:31:59,208 --> 00:32:01,625
‫کریس چند هفته‌ست که
‫موقتاً اخراج شده

582
00:32:01,666 --> 00:32:03,333
‫خب که چی؟ لابد توقع دارید
‫مدرکش رو هم بهش ندن؟

583
00:32:03,333 --> 00:32:04,583
‫اون بچه‌‎بازه رو رسوا کرد

584
00:32:04,583 --> 00:32:05,916
‫ای بابا، بسه دیگه

585
00:32:11,083 --> 00:32:13,208
‫خب…

586
00:32:13,208 --> 00:32:16,666
‫هدف از این جلسه،
‫صحبت بدون پرده و

587
00:32:16,666 --> 00:32:20,250
‫ایشالا صلح و سازشه

588
00:32:20,291 --> 00:32:24,583
‫هدف اینه شرایطی فراهم بشه که
‫هر دو دانش‌آموز سال تحصیلی رو تموم کنن و

589
00:32:24,583 --> 00:32:27,791
‫بدون مشکل برگردن سر کلاسشون

590
00:32:27,791 --> 00:32:29,541
‫همگی موافق هستید؟

591
00:32:29,541 --> 00:32:31,583
‫- آره
‫- بله

592
00:32:33,541 --> 00:32:38,208
‫خب، کری، ازت می‌خوام به کریس بگی

593
00:32:38,208 --> 00:32:40,875
‫اولین بار که از اکانت کری خونی باخبر شدی،
‫چه احساسی بهت دست داد

594
00:32:40,916 --> 00:32:42,250
‫مگه ذره‌ای

595
00:32:42,291 --> 00:32:44,791
‫شک و شبهه وجود داره که
‫این دختر چه حالی پیدا کرده؟

596
00:32:44,791 --> 00:32:48,291
‫خب، به‌نظرم اگه کریس

597
00:32:48,291 --> 00:32:52,541
‫مستقیماً از زبون کری بشنوه،

598
00:32:52,541 --> 00:32:54,333
‫- احتمالاً به عمق ماجرا پی می‌بره
‫- دلیلی نمی‌بینم

599
00:32:54,333 --> 00:32:59,000
‫کری بخواد برای اصلاح سرکارعلیه هارگنسن،
‫خاطرات تحقیرآمیزش رو مرور کنه

600
00:32:59,041 --> 00:33:00,375
‫کریستین چی اون‌وقت؟

601
00:33:00,416 --> 00:33:03,916
‫به اون هم اجازه می‌دید بگه
‫چه حقارتی بهش تحمیل شده؟

602
00:33:03,916 --> 00:33:06,625
‫چه حالی داره وقتی یه آدم عاقل و بالغ…

603
00:33:06,666 --> 00:33:10,416
‫یه آدم به‌اصطلاح بالغ…
‫راه بیفته توی این راهروها و

604
00:33:10,416 --> 00:33:11,916
‫آبرو و حیثیتش رو به باد بده؟

605
00:33:11,916 --> 00:33:14,250
‫- قرار بود این جلسه مختص دخترها باشه
‫- نه

606
00:33:14,291 --> 00:33:16,041
‫مشتاقم فرمایشات آقای هارگنسن رو بشنوم

607
00:33:16,041 --> 00:33:20,500
‫بدون شک توی پرورش یه دزدِ دروغگو
‫صاحب‌نظر و باتجربه‌ست

608
00:33:20,541 --> 00:33:22,583
‫شایعات رو شنیدید دیگه؟

609
00:33:22,583 --> 00:33:25,000
‫من خودم اهل غیبت نیستم،

610
00:33:25,041 --> 00:33:27,750
‫ولی کامنت‌های پست‌هام رو می‌خونم و

611
00:33:27,791 --> 00:33:31,541
‫اتهامات دهن‌پُرکنی درخصوص شما
‫مطرح شده، جناب هارگنسن

612
00:33:31,541 --> 00:33:33,875
‫- هوم
‫- تا جایی‌که یادمه، اختلاس

613
00:33:33,916 --> 00:33:34,875
‫عجب، نه بابا؟

614
00:33:34,916 --> 00:33:36,041
‫- هوم
‫- می‌خواید درباره‌ش صحبتی…

615
00:33:37,208 --> 00:33:39,041
‫هی! چه‌خبرتونه شما؟

616
00:33:39,041 --> 00:33:41,500
‫برگردید سر کلاستون ببینم.
‫واسه تک‌تک‌تون گزارشِ

617
00:33:41,541 --> 00:33:43,208
‫انضباطی رد می‌کنم.
‫فکر نکنید شوخی دارم.

618
00:33:43,208 --> 00:33:44,583
‫دمار از روزگارش دربیار، کری!

619
00:33:44,583 --> 00:33:46,375
‫دخترخانم، برگرد سر کلاست ببینم

620
00:33:46,416 --> 00:33:48,916
‫شرمنده. خدا می‌دونه

621
00:33:48,916 --> 00:33:50,833
‫از کجا باخبر شدن

622
00:33:50,833 --> 00:33:53,291
‫مردِ حسابی، اصلاً از تکنولوژی و
‫موبایل سر درنمیاری، نه؟

623
00:33:56,416 --> 00:33:59,916
‫یه پیشنهادی دارم. کریس، من همین الان
‫حکم تعلیقت رو لغو می‌کنم،

624
00:33:59,916 --> 00:34:03,375
‫به‌شرطی‌که فقط از کری عذرخواهی کنی

625
00:34:03,416 --> 00:34:04,541
‫ببین، تو بدون اجازه،

626
00:34:04,541 --> 00:34:07,750
‫با هویت و عکسش پیج زدی

627
00:34:07,791 --> 00:34:10,250
‫پس، اگه فقط به این اشتباهت اقرار کنی،

628
00:34:10,291 --> 00:34:11,541
‫- دیگه همگی…
‫- نه، نه، نه، نه، نه

629
00:34:11,541 --> 00:34:14,208
‫این‌طوری کوهی از دعاوی و
‫شکایت‌های حقوقی سرش آوار میشه

630
00:34:14,208 --> 00:34:16,291
‫- واقع‌بین باش، هنری. نه
‫- طبق چیزی که من شنیدم،

631
00:34:16,291 --> 00:34:18,208
‫محتوای پیج براساس پیام‌های ارسالیِ
‫کاربرها می‌گردیده و

632
00:34:18,208 --> 00:34:20,000
‫نصف مدرسه هم عکس و پیام می‌فرستادن

633
00:34:20,041 --> 00:34:23,500
‫پس، چرا فقط کریس باید تک‌وتنها
‫جوابگو باشه؟

634
00:34:23,541 --> 00:34:27,250
‫مطمئناً همگی با هم هم‌نظریم که
‫اصلاً منصفانه نیست دیگه، نه؟

635
00:34:27,291 --> 00:34:29,875
‫- نه، نیست
‫- کنایه بود، کنت‌خان

636
00:34:29,916 --> 00:34:32,125
‫منتها دستت درد نکنه که
‫توضیح واضحات دادی

637
00:34:32,166 --> 00:34:33,583
‫حالا که

638
00:34:33,583 --> 00:34:37,833
‫حرف از انصاف و بدیهیات به میون اومده،

639
00:34:37,833 --> 00:34:42,958
‫باید یادآوری کنم که دخترِ من
‫تا آخر سال از مدرسه محروم شده

640
00:34:42,958 --> 00:34:47,791
‫دخترم مسیر پُر پیچ‌وخمی سر راهشه

641
00:34:47,791 --> 00:34:49,916
‫بله، دختر شما طعمه‌ی

642
00:34:49,916 --> 00:34:53,125
‫یه گرگ هوس‌باز شده که اگه
‫اون اکانت رسواش نمی‌کرد،

643
00:34:53,166 --> 00:34:55,583
‫معلوم نبود تا حالا
‫چندتا بچه‌ی دیگه رو آزار می‌داد، پس…

644
00:34:55,583 --> 00:34:59,458
‫حرفت درسته. ولی این رو هم فراموش نکن که

645
00:34:59,458 --> 00:35:05,875
‫کریستین از روزی که من و مادرش
‫رفتیم زیر یه سقف…

646
00:35:05,916 --> 00:35:09,250
‫به دخترم زور می‌گفت و
‫عذابش می‌داد

647
00:35:09,291 --> 00:35:11,416
‫جفتشون درسته

648
00:35:12,666 --> 00:35:16,291
‫من هم از این بابت
‫خیلی از دستش شاکی‌ام

649
00:35:16,291 --> 00:35:18,666
‫حقیقتاً، خونم به جوش اومده

650
00:35:19,666 --> 00:35:22,791
‫اگه منی که این طرفِ میز
‫کنارش نشستم،

651
00:35:22,791 --> 00:35:26,791
‫رو به تک‌تک‌تون میگم این بی‌انصافیه که کریس

652
00:35:26,791 --> 00:35:31,541
‫تاوان اشتباه این همه آدم و

653
00:35:31,541 --> 00:35:34,250
‫بی‌عرضگی کادر مدرسه رو پس بده،

654
00:35:34,291 --> 00:35:39,291
‫وقتی منِ شاکی این حرف رو می‌زنم،
‫خب لعنتی… لابد واقعاً دور از انصافه

655
00:35:42,041 --> 00:35:43,541
‫به‌‎نظر شما منصفانه‌ست؟

656
00:35:45,041 --> 00:35:48,416
‫البته اگه کریس حاضر باشه…
‫هم‌دست‌هاش رو

657
00:35:49,541 --> 00:35:50,875
‫لو بده

658
00:35:50,916 --> 00:35:53,833
‫تو که داری میگی صرفاً یه واسطه بودی

659
00:35:53,833 --> 00:35:56,500
‫خب، بگو ببینیم کی دقیقاً
‫پشتِ این جریانات بوده

660
00:35:56,541 --> 00:35:58,750
‫لطف کن و اسم‌هاشون رو بهمون بگو

661
00:35:58,791 --> 00:36:00,166
‫همه

662
00:36:02,666 --> 00:36:05,833
‫همین بچه‌هایی که الان توی راهرو
‫دارن طوری رفتار می‌کنن که انگار من دیوِ دوسرم؟

663
00:36:05,833 --> 00:36:07,958
‫آره، همین‌ها هم سوژه می‌فرستادن

664
00:36:07,958 --> 00:36:09,791
‫چندین هفته

665
00:36:09,791 --> 00:36:12,083
‫اصلاً حتی مطمئنم چندتایی‌شون از معلم‌ها بودن

666
00:36:13,083 --> 00:36:14,958
‫وقتی دهن‌به‌دهن این حرف‌ها رو جار می‌زدن،
‫کسی ککش هم نمی‌گزید،

667
00:36:14,958 --> 00:36:16,791
‫منتها وقتی تایپ شد…

668
00:36:17,833 --> 00:36:19,291
‫جدی چه فرقی دارن؟

669
00:36:20,791 --> 00:36:23,208
‫هر کی توی این مدرسه‌ست،
‫از یه نفر بدش میاد

670
00:36:23,208 --> 00:36:25,458
‫اقلاً من یکی رک‌وراست به زبون آوردم

671
00:36:27,916 --> 00:36:29,583
‫رسماً اعتراف به جرم بود

672
00:36:29,583 --> 00:36:31,583
‫اصلاً هم نبود، خودت هم خوب می‌دونی

673
00:36:31,583 --> 00:36:33,125
‫هارگنسن رو اخراج کنید!

674
00:36:33,166 --> 00:36:35,000
‫اینا دارن چه غلطی می‌کنن؟

675
00:36:35,041 --> 00:36:37,625
‫ریتا خبر داده بچه‌ها از کلاس‌ها ریختن بیرون

676
00:36:37,666 --> 00:36:39,291
‫وایسا ببینم، چیکار کردن؟

677
00:36:39,291 --> 00:36:42,666
‫هارگنسن رو اخراج کنید!
‫هارگنسن رو اخراج کنید!

678
00:36:42,666 --> 00:36:45,500
‫- هارگنسن رو اخراج کنید!
‫- خیلی‌خب، هی، هی، هی!

679
00:36:45,541 --> 00:36:48,291
‫بسه! دیگه کافیه

680
00:36:48,291 --> 00:36:50,708
‫از همین ثانیه، هر کی برنگرده سر کلاسش،

681
00:36:50,708 --> 00:36:54,791
‫اسمش رو می‌نویسم و
‫می‌فرستمش حبس انضباطی

682
00:36:54,791 --> 00:36:56,208
‫برگردید ببینم

683
00:36:56,208 --> 00:36:59,125
‫برید سر کلاس. ممنون

684
00:36:59,166 --> 00:37:01,500
‫مرسی از همه

685
00:37:01,541 --> 00:37:03,625
‫- هارگنسن رو اخراج کنید!
‫- هارگنسن رو اخراج کنید!

686
00:37:03,666 --> 00:37:05,291
‫خانم‌ها و آقایان…

687
00:37:05,333 --> 00:37:06,791
‫- هارگنسن رو اخراج کنید!
‫- وایسید

688
00:37:08,333 --> 00:37:11,166
‫با شمام، برگردید سر کلاستون ببینم!

689
00:37:11,166 --> 00:37:12,625
‫همه برگردن سر کلاس!

690
00:37:12,666 --> 00:37:15,041
‫هارگنسن رو اخراج کنید!
‫هارگنسن رو اخراج کنید!

691
00:37:15,041 --> 00:37:17,791
‫- همه برید عقب…
‫- اینا کلاس‌برو نیستن،

692
00:37:17,791 --> 00:37:19,500
‫منتها فکر کنم بتونیم بکشونیم‌شون توی حیاط

693
00:37:19,541 --> 00:37:21,625
‫هارگنسن رو اخراج کنید!
‫هارگنسن رو اخراج کنید!

694
00:37:21,666 --> 00:37:23,458
‫همین کار رو بکن پس. آره، بریم

695
00:37:23,458 --> 00:37:26,125
‫- بزنید بیرون! بزنید بیرون!
‫- هارگنسن رو اخراج کنید!

696
00:37:26,166 --> 00:37:28,125
‫- هارگنسن رو اخراج کنید!
‫- بزنید بیرون!

697
00:37:28,166 --> 00:37:31,166
‫- بزنید بیرون! بزنید بیرون!
‫- همه پشتِ‌سر سو!

698
00:37:31,166 --> 00:37:36,125
‫بزنید بیرون! بیرون!
‫بزنید بیرون! بیرون!

699
00:37:36,166 --> 00:37:43,000
‫بزنید بیرون! بیرون!
‫بزنید بیرون! بیرون!

700
00:37:43,041 --> 00:37:45,083
‫برید. طوری نیست.
‫همه‌چی تحت‌کنترله.

701
00:37:45,083 --> 00:37:47,041
‫صرفاً دارن ناراحتی‌شون رو ابراز می‌کنن

702
00:37:47,041 --> 00:37:48,666
‫این مسخره‌بازی از قبل چیده شده…
‫باید بفهمم

703
00:37:48,666 --> 00:37:50,208
‫- از کجا فهمیدن ما کجاییم
‫- بچه‌ها قبلاً هم تجمعات مسالمت‌آمیز داشتن

704
00:37:50,208 --> 00:37:51,416
‫- حق قانونی‌شونه که…
‫- واسه چی این جلسه رو

705
00:37:51,416 --> 00:37:53,666
‫- وقت مدرسه گذاشتید؟
‫- یه چند لحظه می‌شینید سر جاتون؟

706
00:37:53,666 --> 00:37:56,291
‫شرمنده. خیلی‌خب،
‫یه لحظه زبون به دهن بگیرید

707
00:37:56,291 --> 00:37:57,666
‫گورتو گم کن، کنت

708
00:37:57,666 --> 00:37:59,708
‫این قضیه به تو ربطی نداره

709
00:37:59,708 --> 00:38:02,041
‫راهروها خلوت شد؟
‫آخه باید برم دستشویی

710
00:38:02,041 --> 00:38:03,916
‫- کنت، بس کن
‫- اتفاقاً خیلی هم مربوطه… ازتون می‌خوام

711
00:38:03,916 --> 00:38:06,250
‫- در رو قفل کنید و همین‌جا بمونید…
‫- نه، نه، گوش کنید به من

712
00:38:06,291 --> 00:38:08,958
‫من فقط به این شرط قبول کردم
‫دخترم رو بیارم اینجا که

713
00:38:08,958 --> 00:38:12,875
‫بتونه برگرده مدرسه،
‫منتها این بساط کلاً…

714
00:38:12,916 --> 00:38:14,916
‫می‌دونی که می‌تونی قال قضیه رو بکنی دیگه؟

715
00:38:14,916 --> 00:38:17,166
‫باز بزن دماغ وامونده‌ش رو بیار پایین

716
00:38:17,166 --> 00:38:20,500
‫یا این دفعه،
‫اصلاً بزن جمجمه‌ش رو له‌ولورده کن

717
00:38:20,541 --> 00:38:22,583
‫حالا کاری که باید بکنم اینه که
‫دخترم رو برگردونم سر…

718
00:38:22,583 --> 00:38:25,250
‫شک ندارم این‌طوری عذرخواهی می‌کنه

719
00:38:25,291 --> 00:38:29,208
‫به پات می‌افته که ببخشیش

720
00:38:41,583 --> 00:38:43,166
‫خب، چی می‌خوای؟

721
00:38:46,708 --> 00:38:48,083
‫چیه؟

722
00:38:49,958 --> 00:38:50,791
‫می‌خوام…

723
00:38:51,416 --> 00:38:53,416
‫جمجمه‌ات رو خرد کنم

724
00:38:58,541 --> 00:39:00,291
‫می‌خوام بدونم چرا

725
00:39:01,291 --> 00:39:03,000
‫چرا من؟

726
00:39:03,041 --> 00:39:05,416
‫من اصلاً کاری به کارت نداشتم

727
00:39:05,958 --> 00:39:09,583
‫فقط می‌خواستم مثل بقیه
‫به درس و مشقم برسم

728
00:39:10,541 --> 00:39:14,541
‫اون‌وقت تو. آخه بگو چرا؟

729
00:39:15,083 --> 00:39:17,916
‫ببین، من می‌دونم تو هم
‫زندگیت گل و بلبل نیست

730
00:39:18,791 --> 00:39:21,083
‫اما همه‌مون داریم
‫به‌نحوی عذاب می‌کشیم

731
00:39:23,833 --> 00:39:25,541
‫بدتر از همه‌ اینه که…

732
00:39:26,833 --> 00:39:29,291
‫می‌تونستیم با هم دوست باشیم

733
00:39:30,416 --> 00:39:32,625
‫منتها تو خودت رو به آب و آتیش زدی که

734
00:39:32,666 --> 00:39:35,583
‫فقط تظاهر کنی دوستِ منی

735
00:39:35,583 --> 00:39:39,041
‫خب، چرا؟ چرا نخواستی…

736
00:39:39,041 --> 00:39:40,791
‫واقعاً دوستم باشی؟

737
00:39:45,916 --> 00:39:47,291
‫نمی‌دونم

738
00:39:51,541 --> 00:39:54,041
‫نمی… نمی‌دونم…

739
00:39:56,166 --> 00:39:59,083
‫شرمنده اگه جوابم قانعت نکرد…

740
00:40:00,708 --> 00:40:02,416
‫آخه واسه چی؟

741
00:40:05,041 --> 00:40:08,041
‫آخه تو خل‌وچل بودی و
‫می‌رفتی رو اعصابم، من هم…

742
00:40:15,291 --> 00:40:17,041
‫همه‌ش یه شوخی بود

743
00:40:19,208 --> 00:40:22,291
‫اما بلایی که تو داری سرم میاری…

744
00:40:23,333 --> 00:40:25,041
‫کری، دیگه شوخی نیست

745
00:40:26,916 --> 00:40:31,041
‫اگه اخراجم کنن… کارم تمومه

746
00:40:31,041 --> 00:40:35,416
‫کل آینده‌ام دود میشه میره هوا

747
00:40:37,166 --> 00:40:39,583
‫رسماً زندگیم رو تباه می‌کنی

748
00:40:43,166 --> 00:40:45,125
‫من زندگیت رو تباه می‌کنم؟

749
00:40:45,166 --> 00:40:47,166
‫کریس

750
00:40:53,791 --> 00:40:55,791
‫چی…

751
00:41:01,791 --> 00:41:03,791
‫می‌دونم، ولی من…
‫نه، نه، گوش کن…

752
00:41:03,791 --> 00:41:05,666
‫ببین. اصلاً گوش نمیدی به من

753
00:41:05,666 --> 00:41:07,791
‫بهت که گفتم…

754
00:41:14,958 --> 00:41:16,625
‫هی، گوش بده،
‫تو مگه علم غیب داشتی؟

755
00:41:16,666 --> 00:41:18,625
‫چرا اصلاً باید همچین سؤالی بپرسی؟

756
00:41:18,666 --> 00:41:20,625
‫آره، مرتیکه بغل‌دستِ زنِ من نشسته

757
00:41:20,666 --> 00:41:22,041
‫از این نظر به جان رفته

758
00:41:23,083 --> 00:41:25,916
‫از ۶ سالگی، ازش تقلید می‌کرد

759
00:41:25,916 --> 00:41:30,291
‫هر چی هم که بزرگ‌تر شد،
‫بیشتر و بیشتر شبیه باباش شد

760
00:41:30,291 --> 00:41:32,791
‫این دقیقاً یکی از دلایلیه که
‫گذاشتم از اون خونه رفتم

761
00:41:33,541 --> 00:41:36,625
‫سعی کردم با خودم ببرمش و
‫راهِ درست رو نشونش بدم،

762
00:41:36,666 --> 00:41:40,458
‫ولی درافتادن با جان مکافاته،
‫جان یه قلدر به‌تموم‌معناست

763
00:41:40,458 --> 00:41:42,916
‫- خیلی‌خب…
‫- جان قلدره

764
00:41:42,916 --> 00:41:44,416
‫نه، ما حساب همه‌جاش رو کرده بودیم

765
00:41:44,416 --> 00:41:46,541
‫- ما برنامه ریختیم
‫- گریل فقط گیر مقرراته و

766
00:41:46,541 --> 00:41:49,333
‫مورتون هم بی‌اراده‌ست

767
00:41:49,333 --> 00:41:53,541
‫اینایی که ادعای مدیریت بحران دارن،
‫همه‌چی رو صاف می‌برن ته دره

768
00:41:54,166 --> 00:41:56,916
‫مطمئنم خودت هم اینو فهمیدی

769
00:41:57,666 --> 00:41:59,166
‫حس می‌کنم خودت همین رو می‌خوای

770
00:42:01,291 --> 00:42:02,916
‫جان با خودش خیال کرده
‫اگه عربده بکشه،

771
00:42:02,916 --> 00:42:05,333
‫تو کوتاه میای، منتها سخت در اشتباهه

772
00:42:05,333 --> 00:42:07,500
‫مشاور تحصیلی…

773
00:42:07,541 --> 00:42:11,000
‫می‌دونم. می‌دونم جونت رو هم
‫به‌خاطر دخترت میدی

774
00:42:11,041 --> 00:42:13,333
‫- حتی تا تهِ جهنم هم میری
‫- دقیقاً

775
00:42:14,416 --> 00:42:15,666
‫- من هم همین‌طور
‫- ببین، این ماجرا

776
00:42:15,666 --> 00:42:18,500
‫داره بزرگ‌تر از قدوقواره‌ی ما میشه

777
00:42:18,541 --> 00:42:20,750
‫حس می‌کنم به کمک نیاز داریم

778
00:42:22,041 --> 00:42:24,791
‫این کریسه

779
00:42:26,291 --> 00:42:28,041
‫بچه‌ها پاک و معصوم به دنیا میان

780
00:42:28,041 --> 00:42:31,875
‫خدا امانت میذارتشون دستِ ما و
‫ما هم صدمون رو میذاریم

781
00:42:31,916 --> 00:42:36,416
‫ولی… همیشه زورمون به این دنیا نمی‌رسه و
‫نمی‌تونیم پاک نگه‌شون داریم

782
00:42:37,708 --> 00:42:40,708
‫خودت می‌دونی. واسه همین هم
‫نذاشتی دستِ دنیا بهش برسه

783
00:42:42,541 --> 00:42:44,458
‫تو مادر بهتری بودی تا من

784
00:42:45,666 --> 00:42:47,750
‫موفق‌تر از من بودی

785
00:42:47,791 --> 00:42:49,291
‫اِبایی ندارم به زبون بیارمش

786
00:42:50,333 --> 00:42:52,791
‫ولی یه نگاهی به این دختر بنداز

787
00:42:52,791 --> 00:42:56,000
‫همونیه که روبه‌روت نشسته

788
00:42:56,041 --> 00:42:59,541
‫پای آینده و سرنوشتِ این بچه وسطه…

789
00:43:01,041 --> 00:43:03,125
‫التماست رو می‌کنم

790
00:43:03,166 --> 00:43:04,333
‫تو هم مادری، من هم مادرم

791
00:43:06,208 --> 00:43:07,458
‫ازت خواهش می‌کنم

792
00:43:12,208 --> 00:43:15,208
‫مرگ بر هارگنسن!
‫مرگ بر هارگنسن!

793
00:43:15,208 --> 00:43:18,583
‫مرگ بر هارگنسن!
‫مرگ بر هارگنسن!

794
00:43:18,583 --> 00:43:22,000
‫مرگ بر هارگنسن!
‫مرگ بر هارگنسن!

795
00:43:22,041 --> 00:43:25,000
‫مرگ بر هارگنسن!
‫مرگ بر هارگنسن!

796
00:43:25,041 --> 00:43:28,375
‫مرگ بر هارگنسن!
‫مرگ بر هارگنسن!

797
00:43:28,416 --> 00:43:31,541
‫مرگ بر هارگنسن!
‫مرگ بر هارگنسن!

798
00:43:31,541 --> 00:43:34,916
‫مرگ بر هارگنسن!
‫مرگ بر هارگنسن!

799
00:43:34,916 --> 00:43:38,166
‫مرگ بر هارگنسن!
‫مرگ بر هارگنسن!

800
00:43:38,166 --> 00:43:40,958
‫مرگ بر هارگنسن!
‫مرگ بر…

801
00:43:43,958 --> 00:43:46,250
‫داره بیخ پیدا می‌کنه، هنری

802
00:43:46,291 --> 00:43:48,250
‫عجب، راست میگی، جان؟

803
00:43:48,291 --> 00:43:49,541
‫تازه به این نتیجه رسیدی؟

804
00:43:50,041 --> 00:43:51,666
‫کدوم خری خبرنگارها رو خبر کرده؟

805
00:43:51,666 --> 00:43:53,541
‫این دیگه پرسیدن نداره

806
00:43:53,541 --> 00:43:55,583
‫باید اینجا باشن.
‫توافقمون این بود.

807
00:43:55,583 --> 00:43:57,166
‫خودت دیشب خبرشون کردی. دست بردار

808
00:43:57,166 --> 00:44:00,250
‫- وایسید ببینم. توافق؟
‫- کریس،

809
00:44:00,291 --> 00:44:03,791
‫تو که بیرون بودی و جان،
‫تو هم که داشتی با گوشی حرف می‌زدی،

810
00:44:03,791 --> 00:44:08,375
‫مادرِ کری قبول کرد اگه معذرت‌خواهی کنی،
‫بتونی برگردی سر کلاس

811
00:44:08,416 --> 00:44:09,666
‫علناً

812
00:44:11,541 --> 00:44:13,458
‫- علناً
‫- خانم وایت هم از

813
00:44:13,458 --> 00:44:15,958
‫تریبون خودش یعنی اکانت مگی خونی
‫این معذرت‌خواهی رو

814
00:44:15,958 --> 00:44:18,250
‫می‌پذیره و این غائله رو ختم به خیر می‌کنه

815
00:44:18,291 --> 00:44:20,583
‫زر مفته. محاله. عمراً.
‫اگه جلوی دوربین اقرار کنه،

816
00:44:20,583 --> 00:44:22,583
‫کوهی از شکایت‌های مالی و غرامت‌ها

817
00:44:22,583 --> 00:44:24,416
‫- آوار میشه سرش. اصلاً
‫- تو رو خدا، بس کن، جان. خب که چی؟

818
00:44:24,416 --> 00:44:25,500
‫پوله دیگه

819
00:44:25,541 --> 00:44:28,458
‫با پول پرونده‌ها رو دونه‌دونه ببند،
‫دخترت هم فارغ‌التحصیل میشه و

820
00:44:28,458 --> 00:44:30,916
‫میره یه دانشگاه که
‫فرسنگ‌ها دورتر از اینجاست و

821
00:44:30,916 --> 00:44:33,083
‫این کابوس تموم میشه

822
00:44:33,083 --> 00:44:34,500
‫آینده‌ی بچه‌ات چقدر می‌ارزه؟

823
00:44:34,541 --> 00:44:36,833
‫صدها هزار دلار واسه یه آهن‌پاره پول دادی

824
00:44:36,833 --> 00:44:38,666
‫بله، آقای هرگنسن،
‫با پول حل میشه

825
00:44:38,666 --> 00:44:41,625
‫مگر اینکه دچار مضیقه‌ی مالی شده باشید و

826
00:44:41,666 --> 00:44:43,125
‫- نخواید با ما درمیون بذارید
‫- خب،

827
00:44:43,166 --> 00:44:45,166
‫- عجب سؤال خوبی
‫- ای

828
00:44:45,166 --> 00:44:47,041
‫- تو یکی گوه نخور، کربی
‫- اگه همین‌جا

829
00:44:47,041 --> 00:44:50,500
‫جلوی خودمون عذرخواهی کنه،
‫برای من کفایت می‌کنه

830
00:44:50,541 --> 00:44:51,666
‫کریتا

831
00:44:51,666 --> 00:44:56,291
‫عذرخواهی علنی یعنی عذرخواهی از کل مردم

832
00:44:56,291 --> 00:44:59,375
‫کل مردم هم فعلاً میشه کل مملکت

833
00:44:59,416 --> 00:45:01,083
‫قرارمون همینه

834
00:45:02,166 --> 00:45:03,791
‫همه هم موافقت کردیم

835
00:45:06,333 --> 00:45:07,666
‫کریس

836
00:45:08,916 --> 00:45:10,208
‫با دو کلمه

837
00:45:11,791 --> 00:45:13,291
‫قالِ قضیه رو بکن

838
00:45:14,958 --> 00:45:16,833
‫دو کلمه فقط

839
00:45:16,833 --> 00:45:19,666
‫- آره
‫- خبرنگارها آماده‌ان

840
00:45:20,583 --> 00:45:22,291
‫شسته‌رفته سروته‌ش رو هم بیار

841
00:45:27,958 --> 00:45:29,208
‫دو کلمه

842
00:45:32,541 --> 00:45:34,125
‫بگو، دخترم

843
00:45:34,166 --> 00:45:37,833
‫تقصیر تو نیست که
‫هیولا از آب دراومدی

844
00:45:39,083 --> 00:45:41,041
‫مامانت هم تأیید کرد

845
00:45:53,916 --> 00:45:55,208
‫دو کلمه

846
00:45:56,708 --> 00:45:58,291
‫این هم دو کلمه

847
00:45:59,666 --> 00:46:02,041
‫سیک تیر

848
00:46:03,041 --> 00:46:04,416
‫خل‌وضع

849
00:46:16,833 --> 00:46:18,541
‫این که شد سه کلمه

850
00:46:20,041 --> 00:46:21,458
‫عفریته

851
00:46:26,416 --> 00:46:28,375
‫مرگ بر هارگنسن!

852
00:46:28,416 --> 00:46:31,333
‫مرگ بر هارگنسن!
‫مرگ بر هارگنسن!

853
00:46:31,333 --> 00:46:32,583
‫مرگ بر هارگنسن!

854
00:46:32,583 --> 00:46:33,666
‫در پیِ برگزاریِ

855
00:46:33,666 --> 00:46:36,541
‫جلسه‌ی حل اختلافی که
‫آینده‌ی کریستین هارگنسن،

856
00:46:36,541 --> 00:46:39,166
‫سال‌آخریِ دبیرستان ایوون را تعیین می‎‌کند،
‫اعتراضات گسترده‌ای از سوی دانش‌آموزان

857
00:46:39,166 --> 00:46:41,208
‫- به راه افتاده است
‫- این غائله دیگر فقط محدود به دانش‌آموزان نیست،

858
00:46:41,208 --> 00:46:43,958
‫بلکه هم‌زمان با انتظار دانش‌آموزان
‫برای روشن‌شدن نتیجه،

859
00:46:43,958 --> 00:46:46,083
‫شماری از مدافعان حقوق والدین و

860
00:46:46,083 --> 00:46:47,750
‫احزاب سیاسیِ مختلف

861
00:46:47,791 --> 00:46:50,750
‫مدرسه را قرق کرده‌اند

862
00:46:50,791 --> 00:46:52,041
‫مرگ بر هارگنسن!

863
00:46:52,041 --> 00:46:53,333
‫ساکت دیگه!

864
00:46:53,333 --> 00:46:55,083
‫آره، خفه شید!

865
00:46:55,083 --> 00:46:56,791
‫خبر جدید اومده

866
00:46:56,833 --> 00:46:58,458
‫« اخراج »

867
00:46:58,541 --> 00:47:00,166
‫اخراج!

868
00:47:00,166 --> 00:47:02,291
‫- چی؟
‫- چی؟

869
00:47:03,791 --> 00:47:06,791
‫آزادی بیان! آزادی بیان!

870
00:47:06,791 --> 00:47:09,333
‫آزادی بیان! آزادی بیان!

871
00:47:09,333 --> 00:47:13,000
‫- آزادی بیان! آزادی بیان!
‫- مرگ بر هارگنسن! مرگ بر هارگنسن!

872
00:47:13,041 --> 00:47:16,791
‫مرگ بر هارگنسن!
‫مرگ بر هارگنسن!

873
00:47:16,791 --> 00:47:19,208
‫مرگ بر هارگنسن!

874
00:47:33,083 --> 00:47:34,958
‫« مدرسه باید مکانی امن باشد! »

875
00:47:40,666 --> 00:47:41,791
‫برگردید سر کلاس

876
00:47:47,916 --> 00:47:49,375
‫لعنتی، عجب افتضاحی

877
00:47:49,416 --> 00:47:50,666
‫برید عقب

878
00:47:51,958 --> 00:47:53,500
‫برگردید سر کلاس

879
00:48:00,166 --> 00:48:01,666
‫- تو خوبی؟ خوبه
‫- آره

880
00:48:02,541 --> 00:48:04,875
‫هی. عقب. عقب. عقب

881
00:48:04,916 --> 00:48:06,916
‫برید عقب! عقب!

882
00:48:10,666 --> 00:48:13,500
‫- عقب
‫- فقط خودت رو برسون به ماشین…

883
00:48:13,541 --> 00:48:15,625
‫- راه رو باز کنید
‫- برید کنار

884
00:48:15,666 --> 00:48:17,083
‫راه بدید…

885
00:48:18,541 --> 00:48:20,166
‫کریس، کریس!

886
00:48:26,833 --> 00:48:29,583
‫برگردید سر کلاس! آهای، با شمام!

887
00:48:39,583 --> 00:48:41,166
‫کری! برید کنار!

888
00:48:48,666 --> 00:48:50,708
‫- برو کنار. چه مرگته تو؟
‫- ولش کن ببینم

889
00:48:51,291 --> 00:48:52,791
‫کری!

890
00:49:03,291 --> 00:49:05,458
‫بسه… این مسخره‌بازی رو تمومش کنید!

891
00:49:08,416 --> 00:49:11,041
‫برید عقب. گم‌شید ببینم. برید عقب

892
00:49:17,291 --> 00:49:19,875
‫برو، برو، برو!

893
00:49:19,916 --> 00:49:21,666
‫برو

894
00:49:21,666 --> 00:49:23,208
‫حیوون‌های عوضی

895
00:49:23,208 --> 00:49:24,250
‫پناه بر خدا. بذار ببینم. تو حالت خوبه؟

896
00:49:27,166 --> 00:49:29,041
‫آفرین. سرت رو بگیر بالا

897
00:49:45,666 --> 00:49:47,291
‫یا خدا

898
00:49:48,416 --> 00:49:50,416
‫آره

899
00:49:53,291 --> 00:49:56,916
‫خب، یعنی… حالا باید چیکار کنیم؟

900
00:50:09,166 --> 00:50:12,708
‫واقعاً معذرت می‌خوام نگفتم
‫بی‌بی‌چکم منفی شد

901
00:50:15,416 --> 00:50:18,958
‫یه لحظه فکر کردم هر چی جون کندم،
‫دود شده رفته هوا

902
00:50:21,791 --> 00:50:25,666
‫دانشگاه، فوتبال و…

903
00:50:25,666 --> 00:50:28,583
‫فرار از این شهر، گم‌وگورشدن

904
00:50:30,416 --> 00:50:32,291
‫اون آینده‌ای که دیدی…

905
00:50:34,291 --> 00:50:35,666
‫من هم توش بودم؟

906
00:50:43,208 --> 00:50:44,791
‫آره

907
00:50:47,208 --> 00:50:48,708
‫خیلی‌خب

908
00:50:57,041 --> 00:50:59,416
‫پس، داریم… جدا می‌شیم؟

909
00:51:13,833 --> 00:51:15,791
‫تو هنوز هم بهترین دوست منی

910
00:51:15,875 --> 00:51:19,583


911
00:51:19,583 --> 00:51:21,583
‫اما امروز ما پیروزِ میدون بودیم

912
00:51:21,625 --> 00:51:22,958
‫کوتاه نیومدیم

913
00:51:23,000 --> 00:51:26,333
‫برای آینده‌ی فرزندانمون و
‫حقوق والدین سینه سپر کردیم

914
00:51:26,375 --> 00:51:29,208
‫به بچه‌هامون درس ایستادگی دادیم

915
00:51:29,250 --> 00:51:31,041
‫کری، بیا اینجا. بیا پیشم

916
00:51:31,041 --> 00:51:33,791
‫- نمی‌خوام…
‫- بیا دیگه… یه لحظه بیا اینجا

917
00:51:35,291 --> 00:51:38,166
‫کری امروز مبارزه‌ی سختی رو از سر گذروند و

918
00:51:38,166 --> 00:51:40,250
‫این جنگ بدون خون‌ریزی و
‫جراحت هم نبود، درسته؟

919
00:51:40,250 --> 00:51:41,916
‫- نشونشون بده، بیا…
‫- مامان

920
00:51:45,375 --> 00:51:47,375
‫این وضع آموزش و پرورش ماست

921
00:51:47,375 --> 00:51:49,125
‫مدرسه‌هامون کلاً از دست رفتن

922
00:51:49,125 --> 00:51:52,916
‫اینا عرضه ندارن از بچه‌هامون محافظت کنن،
‫پس، خودمون باید آستین بالا بزنیم

923
00:51:52,916 --> 00:51:56,625
‫امروز توی دبیرستان ایوون،
‫قدم محکمی برداشتیم، ولی من…

924
00:51:56,625 --> 00:51:59,000
‫پرچم این اصلاحات ملی رو دست می‌گیرم

925
00:51:59,000 --> 00:52:01,708
‫چون درد و رنج همه‌تون رو شنیدم

926
00:52:01,750 --> 00:52:03,250
‫باهاتون هم‌دردم

927
00:52:03,250 --> 00:52:05,583
‫این ماجرا فقط به یه شهر ختم نمیشه

928
00:52:05,625 --> 00:52:08,291
‫پای کل آمریکا وسطه

929
00:52:08,291 --> 00:52:13,500
‫با اوج‌گرفتن صفحه‌ی مگی خونی،
‫این تریبون رسانه‌ی اختصاصی شما میشه

930
00:52:13,500 --> 00:52:18,041
‫دلم می‌خواد صدای والدینی باشه که

931
00:52:18,041 --> 00:52:19,708
‫از تهدیدهای سیستماتیک،

932
00:52:19,750 --> 00:52:22,083
‫فساد ساختاری،

933
00:52:22,125 --> 00:52:24,083
‫تروریست‌ها و زورگوها

934
00:52:24,125 --> 00:52:26,666
‫کارد به استخونشون رسیده

935
00:52:27,375 --> 00:52:30,458
‫- کریتا!
‫- دم از زورگوها می‌زنی؟

936
00:52:30,500 --> 00:52:32,291
‫اون که به من زور میگه تویی

937
00:52:32,291 --> 00:52:33,291
‫تو

938
00:52:34,291 --> 00:52:37,833
‫اون دختر راضی شد عذرخواهی کنه،
‫ولی تو تحریکش کردی

939
00:52:37,875 --> 00:52:39,500
‫عمداً هم این کار رو کردی

940
00:52:40,500 --> 00:52:42,750
‫دیگه به من دروغ نگو.
‫فقط جوابم رو بده.

941
00:52:43,375 --> 00:52:45,125
‫چرا اون حرف رو زدی؟

942
00:52:47,500 --> 00:52:49,541
‫چون مادرها هر چقدر هم فداکاری کنن،
‫باز هم به چشم نمیاد

943
00:52:49,541 --> 00:52:51,583
‫دخترها ازمون کینه به دل می‌گیرن و

944
00:52:51,625 --> 00:52:53,416
‫واسه باباهاشون غش و ضعف میرن

945
00:52:55,250 --> 00:52:58,333
‫زنیکه‌ی کوته‌فکرِ

946
00:52:58,375 --> 00:53:02,291
‫خبیثِ حقیرِ موذی

947
00:53:02,291 --> 00:53:03,500
‫تموم عمرم…

948
00:53:03,500 --> 00:53:05,666
‫- خجالت بکش…
‫- از همون بچگی،

949
00:53:05,666 --> 00:53:07,500
‫همیشه منو ترسوندی و زجرم دادی…

950
00:53:07,500 --> 00:53:09,541
‫- جونورِ نمک‌نشناس
‫- دقیقاً همون‌طوری که بقیه رو ترسوندی و

951
00:53:09,541 --> 00:53:11,500
‫- زجرشون دادی
‫- چه مرگته تو؟

952
00:53:11,500 --> 00:53:14,291
‫کاش تو جای اون می‌مُردی

953
00:53:15,125 --> 00:53:25,125


954
00:53:25,125 --> 00:53:35,125


955
00:53:37,000 --> 00:53:39,833
‫- همینو می‌خواستم بشنوم…
‫- خفه‌شو!

956
00:53:39,875 --> 00:53:42,250
‫کری، عزیزدلم

957
00:53:47,250 --> 00:53:49,291
‫وقتِ توبه‌کردنِ توئه

958
00:53:50,541 --> 00:53:52,000
‫به درگاهِ خدا طلب مغفرت کن

959
00:53:55,375 --> 00:53:58,166


960
00:54:00,125 --> 00:54:03,083
‫چون من‌بعد قراره ورق برگرده

961
00:54:03,125 --> 00:54:13,125


962
00:54:23,000 --> 00:54:25,875
‫« برگرفته از رمان استیون کینگ »

