1
00:00:00,000 --> 00:00:01,000
‫آنچه گذشت...

2
00:00:01,040 --> 00:00:03,720
‫اگه دخترت و اهدا کننده پیداشون نشه...

3
00:00:03,800 --> 00:00:04,880
‫حتما میایم.

4
00:00:04,960 --> 00:00:06,560
‫من یاسین‌ام، دوست فیبی.

5
00:00:06,640 --> 00:00:09,000
‫- کاریت ندارم، باشه؟
‫- می‌دونی اون کجاست؟

6
00:00:09,080 --> 00:00:12,240
‫دقیقا چرا پیشنهاد مودرسون رو از من مخفی کردی؟

7
00:00:12,320 --> 00:00:14,560
‫اون استراتژی کمپین ما رو تعیین می‌کنه؟

8
00:00:14,640 --> 00:00:17,480
‫اون به تنهایی 90 درصد حمایت ماست.

9
00:00:17,560 --> 00:00:20,000
‫ما هیچی درباره اون نمی‌دونیم.

10
00:00:20,080 --> 00:00:23,360
‫- یه بانک خون زیر گنبد هست.
‫- اونجا چیکار داشتی؟

11
00:00:23,440 --> 00:00:25,680
‫اداره تو اجازه داده بسازنش.

12
00:00:25,760 --> 00:00:26,800
‫ساختش؟ آره.

13
00:00:26,880 --> 00:00:29,280
‫ولی مسئولیت اتفاقاتی که اونجا میفته
‫با ما نیست.

14
00:00:29,360 --> 00:00:31,960
‫من باید برم بیمارستان.
‫قراره کلیه‌ام رو به خواهرم بدم.

15
00:00:32,040 --> 00:00:34,240
‫اگه جراحی رو انجام ندیم...

16
00:00:34,320 --> 00:00:35,960
‫- نمی‌تونم بذارم بری.
‫- اون می‌میره.

17
00:00:36,040 --> 00:00:37,880
‫گنبد رسما کِی باز شد؟

18
00:00:37,960 --> 00:00:39,120
‫6 ماه پیش.

19
00:00:39,200 --> 00:00:40,960
‫اونا طی 6 ماه گذشته
‫ناپدید شده بودن.

20
00:00:41,040 --> 00:00:43,240
‫فکر می‌کنی اونا به بانک خون ربط دارن؟

21
00:00:43,320 --> 00:00:44,600
‫من توانایی پیروز شدن رو دارم.

22
00:00:44,680 --> 00:00:47,040
‫تو قانونی‌سازی تجارت خون رو
‫به اجرا در میاری.

23
00:00:47,120 --> 00:00:48,880
‫- داری تهدیدم می‌کنی؟
‫- آره.

24
00:00:50,440 --> 00:00:51,520
‫تو چی هستی؟

25
00:00:51,600 --> 00:00:54,640
‫کسی نیستم که بتونی راحت باهاش قطع رابطه کنی.

26
00:00:55,400 --> 00:00:58,200
‫من ممکنه ایده‌ای داشته باشم که
‫چطور بتونی خواهرت رو نجات بدی.

27
00:00:58,280 --> 00:00:59,680
‫ولی خوشت نمیاد.

28
00:01:01,360 --> 00:01:06,360
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

29
00:01:09,400 --> 00:01:11,920
‫[برای تغییر]
‫[حزب خیزش برلین!]

30
00:01:12,920 --> 00:01:22,920
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

31
00:01:42,080 --> 00:01:43,080
‫فشنگ داری؟

32
00:02:00,680 --> 00:02:02,800
‫- پول نقد خوبه؟
‫- ردیفه، رفیق.

33
00:02:04,560 --> 00:02:06,360
‫خرابکاری نکن، باشه؟

34
00:02:10,360 --> 00:02:11,600
‫آره، سعی‌ام رو می‌کنم.

35
00:02:13,000 --> 00:02:14,440
‫[حزب خیزش برلین!]
‫[باید دست به کار بشیم]

36
00:02:48,280 --> 00:02:50,120
‫بئا هافمن، تویی؟

37
00:02:51,200 --> 00:02:52,440
‫- آره.
‫- عالیه.

38
00:02:52,520 --> 00:02:54,440
‫این روزها، آدم یه روزه کارشناس میشه.

39
00:02:54,520 --> 00:02:55,520
‫بنجامین فیتز جیمز هستم.

40
00:02:57,640 --> 00:02:58,640
‫آره. اینجا بشین.

41
00:03:05,200 --> 00:03:06,480
‫- اینو برات می‌برم.
‫- صبر کن...

42
00:03:14,040 --> 00:03:15,480
‫یه لحظه وقت داری؟

43
00:03:15,960 --> 00:03:18,160
‫این تنها عکسیه که از خواهرت داریم.

44
00:03:18,240 --> 00:03:19,840
‫می‌خوایم برشش بدیم، خب؟

45
00:03:19,920 --> 00:03:20,630
‫- مشکلی نداره؟
‫- نه.

46
00:03:20,680 --> 00:03:21,480
‫باشه، مرسی.

47
00:03:22,120 --> 00:03:23,120
‫همه آماده‌ان؟

48
00:03:29,040 --> 00:03:30,040
‫سلام، بیا.

49
00:03:32,040 --> 00:03:33,920
‫دنبال شغلی در عرصه سیاست هستی؟

50
00:03:34,000 --> 00:03:36,240
‫نه.
‫راستش، من فقط به خاطر خواهرم اومدم.

51
00:03:36,320 --> 00:03:37,600
‫مامانت بهم گفت.

52
00:03:38,120 --> 00:03:40,040
‫امیدوارم این کمک کنه که پیداش کنی.

53
00:03:40,320 --> 00:03:41,760
‫- هوم؟
‫- ممنون.

54
00:03:42,360 --> 00:03:43,720
‫- لطفا اینجا بشینین.
‫- متشکر.

55
00:03:43,800 --> 00:03:45,800
‫آقای فیتز جیمز،
‫می‌خواین یه اصلاح مختصر انجام بدم؟

56
00:03:45,880 --> 00:03:47,080
‫- نه. ممنون.
‫- خیلی‌خب.

57
00:03:50,200 --> 00:03:52,640
‫بعد از پادکست یه صحبت کوتاه
‫با فیتز جیمز بکن.

58
00:03:52,720 --> 00:03:55,600
‫- امکانش هست که ازمون حمایت کنه.
‫- پدرت چی؟

59
00:03:55,680 --> 00:03:58,240
‫آره، درسته. واقعا به موقع‌ست.
‫اونم بعد از شعار "نابود کردن نخبگان".

60
00:03:59,600 --> 00:04:01,000
‫خیلی خوشش اومده بود.

61
00:04:11,080 --> 00:04:13,280
‫رأی‌دهنده‌ها پشت توئن.
‫هوم؟

62
00:04:13,360 --> 00:04:15,640
‫- اگه کسی باید این وسط استرس داشته باشه، اونه.
‫- آقای لاوال؟

63
00:04:16,560 --> 00:04:17,560
‫- دنبالم بیاین، جناب.
‫- حتما.

64
00:04:17,640 --> 00:04:19,040
‫- اولیور.
‫- بله؟

65
00:04:19,760 --> 00:04:21,880
‫اون حتما درباره شعار ازت سوال می‌پرسه.

66
00:04:21,960 --> 00:04:23,880
‫طوری که با استلا صحبت کرده بودیم
‫جواب بده.

67
00:05:12,520 --> 00:05:13,920
‫اینا چیه؟

68
00:05:39,960 --> 00:05:42,600
‫[تولدت مبارک، برادر عزیزم]

69
00:05:51,840 --> 00:05:53,080
‫لعنتی.

70
00:05:58,800 --> 00:06:00,320
‫خبرچین برادر فریده.

71
00:06:04,280 --> 00:06:05,280
‫حالا چیکار کنیم؟

72
00:06:06,960 --> 00:06:09,200
‫به پیت می‌گیم که یاسین آدم‌فروشه.

73
00:06:40,360 --> 00:06:42,360
‫چه حسی داره که بدونی نمی‌تونی بمیری؟

74
00:06:53,040 --> 00:06:54,040
‫احساس تنهایی بهت دست میده.

75
00:07:07,160 --> 00:07:09,920
‫بزرگترین ترس من اینه که
‫نتونم چیزی رو حس کنم.

76
00:07:12,800 --> 00:07:14,440
‫که یادم بره انسان بودن چطوریه.

77
00:07:24,760 --> 00:07:25,840
‫همه ما اینطوری نیستیم.

78
00:07:28,960 --> 00:07:29,960
‫سخت هست...

79
00:07:32,000 --> 00:07:34,200
‫ولی میشه به میل شدید به خون غلبه کرد.

80
00:07:41,400 --> 00:07:43,800
‫دقیقا همونطور که میشه به اعتیاد غلبه کرد.

81
00:07:52,560 --> 00:07:55,280
‫ولی ترس از اینکه هوس خون
‫در نهایت بهت غلبه می‌کنه...

82
00:07:55,360 --> 00:07:56,360
‫هیچوقت از ذهنت بیرون نمیره.

83
00:08:19,600 --> 00:08:22,200
‫سلام به همگی و خوش اومدین،
‫خوشحالم که بیننده ما هستین.

84
00:08:22,280 --> 00:08:24,880
‫امروز میزبان مهمانانی واقعا سرشناس هستیم

85
00:08:24,960 --> 00:08:28,800
‫تا درباره موضوعی پیچیده گفتگو کنیم
‫که دغدغه تک‌تک ماست.

86
00:08:28,880 --> 00:08:31,200
‫"برلین چقدر خطرناک هست"؟

87
00:08:33,640 --> 00:08:36,120
‫و حالا لطفا با من همراه بشین
‫تا به نخست وزیر هیلدا کلاین

88
00:08:36,200 --> 00:08:38,480
‫از بی‌دی‌پی خوش آمد بگیم.

89
00:08:38,560 --> 00:08:40,200
‫خوشحالم که امروز همراه ما هستین.

90
00:08:40,280 --> 00:08:41,800
‫- سلام.
‫- و همچنین...

91
00:08:41,880 --> 00:08:44,120
‫اولیور لاوال از حزب خیزش برلین هم همراه ما هستن.

92
00:08:44,200 --> 00:08:47,960
‫کسی که به طور گسترده
‫دومین نامزد قدرتمند پارلمان شناخته میشه

93
00:08:48,040 --> 00:08:51,000
‫و نظرسنجی‌ها نشون میدن که ایشون
‫بزرگ‌ترین رقیب هیلدا کلاین هست.

94
00:08:51,080 --> 00:08:53,760
‫- از دیدنت خوشحالم، اولیور.
‫- سلام.

95
00:08:53,840 --> 00:08:56,280
‫و به مهمان برجسته‌مون،

96
00:08:56,360 --> 00:09:00,520
‫کارشناس سرشناس حوزه امنیت، بنجامین فیتز جیمز
‫هم خوش‌آمد می‌گم...

97
00:09:00,600 --> 00:09:02,720
‫ایشون مدیرعامل و یکی از بنیان‌گذاران

98
00:09:02,800 --> 00:09:06,800
‫یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های امنیتی خصوصی
‫در منطقه هستن.

99
00:09:06,880 --> 00:09:09,960
‫نیروهای امنیتی برلین.
‫خوش اومدین، آقای فیتز جیمز.

100
00:09:10,680 --> 00:09:14,880
‫و در آخر، به نمایندگی از صدای جوانان برلین،

101
00:09:14,960 --> 00:09:19,880
‫روزنامه‌نگار و البته،
‫فعال اجتماعیِ در حال شکوفایی،

102
00:09:19,960 --> 00:09:23,640
‫بئا هافمن همراه ما هستن،
‫کسی که اخیرا با یک اقدام تبلیغاتی بسیار بحث‌برانگیز

103
00:09:23,720 --> 00:09:27,200
‫توجه سیاستمداران شهرمون رو
‫به بی‌عدالتی‌های گوناگون

104
00:09:27,280 --> 00:09:30,480
‫در تجارت غیرقانونی خون در برلین جلب کرد.

105
00:09:30,560 --> 00:09:32,440
‫خوش اومدین.
‫خوشحالم که در کنار همه‌ شما هستم.

106
00:09:32,520 --> 00:09:34,880
‫چطوره با شما شروع کنیم، خانم هافمن.

107
00:09:34,960 --> 00:09:38,720
‫مادرتون به خاطر اینکه با کیسه خون بهشون حمله کردین
‫شما رو بخشیده یا...

108
00:09:38,800 --> 00:09:40,800
‫هنوز شرایط خونه کمی متشنج هست؟

109
00:09:42,360 --> 00:09:47,040
‫من اومدم اینجا تا درباره مشکلات امنیتی‌ ای که
‫در برلین باهاش روبرو هستیم صحبت کنم.

110
00:09:48,040 --> 00:09:49,680
‫مثلا گزارشات افراد مفقود شده.

111
00:09:49,760 --> 00:09:53,600
‫طی شش ماه گذشته
‫بیش از 230 پرونده حل نشده وجود داره.

112
00:09:53,680 --> 00:09:55,160
‫و خواهرم هم یکی از اوناست.

113
00:09:55,240 --> 00:09:56,560
‫اسمش فیبی کایاست،

114
00:09:56,640 --> 00:09:59,560
‫و اگه کسی دیدتش، لطفا اطلاع بده.

115
00:10:00,560 --> 00:10:03,160
‫خیلی از این پرونده‌ها
‫افرادی هستن که برخلاف ما،

116
00:10:03,240 --> 00:10:05,200
‫مسکن یا درآمد ثابت ندارن،

117
00:10:05,280 --> 00:10:07,040
‫اونا جون می‌کَنن تا توی خیابون‌ها
‫زندگیشون رو بگذرونن.

118
00:10:07,120 --> 00:10:08,800
‫- خیلی‌هاشون شدیدا فقیرن.
‫- آره.

119
00:10:08,880 --> 00:10:11,560
‫اگه اجازه هست،
‫می‌خوام یه لحظه حرفتون رو قطع کنم

120
00:10:11,640 --> 00:10:13,080
‫و با بیننده‌هامون صحبت کنم.

121
00:10:13,160 --> 00:10:15,560
‫ما عکس افراد گم شده‌ای که

122
00:10:15,640 --> 00:10:16,920
‫بهمون اطلاع داده شده
‫رو توی وبسایت‌مون منتشر کردیم،

123
00:10:17,000 --> 00:10:19,400
‫تا در جستجوی اونا
‫به نیروی انتظامی کمک کنیم.

124
00:10:19,480 --> 00:10:22,760
‫اگه کسی از شما
‫اطلاعاتی از قربانی‌ها داره،

125
00:10:22,840 --> 00:10:26,280
‫لطفا با واحد افراد گم شده‌ی پلیس برلین تماس بگیره.

126
00:10:26,360 --> 00:10:29,200
‫اطلاعات تماس رو هم
‫می‌تونین در وبسایت‌مون پیدا کنین.

127
00:10:29,720 --> 00:10:30,960
‫ادامه بدین.

128
00:10:31,440 --> 00:10:33,960
‫ما اینجا داریم راجع‌به افرادی صحبت می‌کنیم...

129
00:10:34,040 --> 00:10:36,040
‫که در حاشیه جامعه ما زندگی می‌کنن.

130
00:10:36,120 --> 00:10:37,200
‫انگار هیچکس اهمیت نمیده.

131
00:10:37,280 --> 00:10:40,240
‫نه سیاستمدارها، نه رسانه‌ها
‫و نه پلیس.

132
00:10:40,320 --> 00:10:44,080
‫آره. خانم هافمن،
‫از مقدمهٔ سنجیده

133
00:10:44,160 --> 00:10:47,000
‫و جذاب شما درباره موضوع امروز
‫بسیار سپاسگزارم

134
00:10:47,760 --> 00:10:51,200
‫شما بارها گفتین که امنیت شهروندان برلین

135
00:10:51,280 --> 00:10:53,640
‫در صدر دستور کار سیاسی شما قرار داره.

136
00:10:53,720 --> 00:10:56,320
‫شما در جواب به خانم هافمن
‫چه حرفی دارین؟

137
00:10:56,400 --> 00:10:58,960
‫شما موافقین یا صرفا تمرکزتون
‫روی اقدام کردن...

138
00:10:59,040 --> 00:11:01,320
‫علیه افراد به اصطلاح نخبه هست، آقای لاوال؟

139
00:11:07,880 --> 00:11:09,200
‫- حرفی ندارین؟
‫- چی؟

140
00:11:09,280 --> 00:11:10,520
‫- نه...
‫- سیاستمدارها،

141
00:11:10,600 --> 00:11:12,600
‫رسانه‌ها و پلیس
‫با جدیت...

142
00:11:12,680 --> 00:11:14,920
‫به ناپدیدی شهروندان برلین
‫رسیدگی می‌کنن.

143
00:11:15,000 --> 00:11:17,400
‫ما در حال تشکیل یه کمیسیون ویژه هستیم...

144
00:11:17,480 --> 00:11:19,400
‫اوه، واقعا؟
‫امروز صبح تصمیم گرفتین؟

145
00:11:19,480 --> 00:11:21,520
‫فکر نکنم این مشکل جدیدی باشه، غیر از اینه؟

146
00:11:22,280 --> 00:11:24,760
‫هیچ کاری ساده‌تر از متهم کردن دیگری نیست.

147
00:11:24,840 --> 00:11:29,160
‫خودت هم مثل من می‌دونی که
‫این تنها مشکلی نیست که برلین باهاش مواجهه.

148
00:11:29,240 --> 00:11:32,520
‫اما اساسا، با خانم هافمن موافقم
‫که عدالت اجتماعی

149
00:11:32,600 --> 00:11:35,280
‫- تنها راه مبارزه با جرم و جنایت هست، بنابراین...
‫- مزخرفه.

150
00:11:35,360 --> 00:11:36,960
‫- ببخشید؟
‫- مزخرفه.

151
00:11:37,040 --> 00:11:39,920
‫آقای لاوال، شما فرصت صحبت کردن رو داشتین.

152
00:11:40,000 --> 00:11:42,760
‫ببینین، مشکل اینه که تو اجازه دادی
‫جرم و جنایت رشد کنه،

153
00:11:42,840 --> 00:11:45,760
‫به لطف دولت تو، خانم کلاین
‫جرم و جنایت شهر رو اسیر کرده.

154
00:11:46,280 --> 00:11:47,960
‫داره مثل سرطان پخش میشه.

155
00:11:48,200 --> 00:11:52,280
‫من اقرار می‌کنم که اصلا

156
00:11:52,360 --> 00:11:54,960
‫از سیاست‌های نامنظمی که شما در پیش می‌گیرین
‫خوشم نمیاد، آقای لاوال

157
00:11:55,040 --> 00:11:56,880
‫ولی در خصوص یه مسئله باهاتون موافقم.

158
00:11:56,960 --> 00:11:59,800
‫نیروی پلیس
‫نه پرسنل و نه منابعش رو داره

159
00:11:59,880 --> 00:12:02,920
‫که به نگرانی‌های امنیتی برلین رسیدگی کنه،
‫به هیچ‌وجه نمی‌تونه.

160
00:12:03,000 --> 00:12:05,280
‫- اصلا نمی‌تونه.
‫- به خاطر همین هم نیروهای امنیتی برلین...

161
00:12:05,360 --> 00:12:08,720
‫سعی کرد راه‌حلی رو بهتون ارائه بده، خانم کلاین
‫ولی ما رو نادیده گرفتین.

162
00:12:08,800 --> 00:12:12,800
‫ایده ما این بود که بخش امنیتی رو به‌طور همه‌جانبه
‫به روی خصوصی‌سازی باز کنیم

163
00:12:12,880 --> 00:12:14,800
‫و در ادامه، حرفه‌ای‌ترش کنیم.

164
00:12:14,880 --> 00:12:18,320
‫این به همه شهروندان
‫امنیتی که خواهانش هستن رو می‌داد.

165
00:12:18,400 --> 00:12:20,480
‫- به شرطی که پول داشته باشن.
‫- اوهوم.

166
00:12:20,560 --> 00:12:23,840
‫امنیت بر اساس طبقه اجتماعی؟
‫این به نظر پایان دموکراسی میاد.

167
00:12:23,920 --> 00:12:25,960
‫من باهات موافقم. قطعا.
‫درسته.

168
00:12:26,040 --> 00:12:28,280
‫ولی متاسفانه بهتر از نبود هیچ امنیتی هست.

169
00:12:28,360 --> 00:12:31,240
‫این برعکس حرفیه که در کمپین قبلیت زدی.

170
00:12:31,320 --> 00:12:32,720
‫مگه تو علیه نخبگان نیستی؟

171
00:12:32,800 --> 00:12:34,040
‫- ببخشید، آقای لاوال...
‫- آره.

172
00:12:34,120 --> 00:12:37,320
‫ولی مشخصه که سیاست‌های شما
‫متناقض هست.

173
00:12:37,400 --> 00:12:40,800
‫یعنی، کل این وسواس تو با "نخبگان".
‫مسخره‌ست.

174
00:12:40,880 --> 00:12:44,120
‫چون خودت با یکی از ثروتمندترین خانواده‌های برلین وصلت کردی.

175
00:12:44,200 --> 00:12:46,200
‫وقتی من شعار "نابود کردن نخبگان" میدم،

176
00:12:46,920 --> 00:12:49,840
‫منظورم آدم‌هایی مثل تو و دوست‌هاته.

177
00:12:49,920 --> 00:12:53,440
‫تو در جلسات گروه‌های ارزیابیت
‫و نشست‌های توجیهی بی‌پایان دولتیت می‌شینی

178
00:12:53,520 --> 00:12:58,200
‫و بر اساس آمار و ارقام
‫در خصوص زندگی مردم تصمیمات فراگیر می‌گیری.

179
00:12:58,280 --> 00:13:01,240
‫ولی قضیه اینه، خانم کلاین
‫من خیابان‌ها رو می‌شناسم.

180
00:13:01,320 --> 00:13:03,840
‫شهرمون رو می‌شناسم،
‫مردم‌مون رو می‌شناسم و می‌دونم نیازهاشون چیه.

181
00:13:03,920 --> 00:13:06,120
‫برخلاف تو، می‌دونم اون بیرون چه خبره.

182
00:13:06,200 --> 00:13:09,440
‫و مجبورم تماشا کنم که برلین،
‫برلین من داره به فنا میره.

183
00:13:09,520 --> 00:13:11,720
‫اوهوم.
‫خانم هافن، بیاین نظر شما رو بشنویم.

184
00:13:11,800 --> 00:13:16,320
‫به نظرتون آقای لاوال
‫به نکته خوبی اشاره نمی‌کنه؟

185
00:13:17,080 --> 00:13:20,120
‫ببخشید، اصلا چرا باید نظر خانم هافمن رو بپرسیم؟

186
00:13:20,200 --> 00:13:22,480
‫چون یه کیسه خون
‫سمت مادرش پرت کرد؟

187
00:13:22,560 --> 00:13:24,040
‫این روزها فقط با همین کار
‫آدم کارشناس میشه؟

188
00:13:24,120 --> 00:13:27,160
‫من علاقه‌مندم که حرف خانم هافمن رو بشنوم.

189
00:13:27,240 --> 00:13:28,600
‫- بفرمایین.
‫- چطوره محض تنوع...

190
00:13:28,680 --> 00:13:30,120
‫روی افراد گم شده تمرکز کنیم؟

191
00:13:30,200 --> 00:13:33,360
‫مدارک زیادی وجود داره که
‫نشون میده ناپدیدی‌ها...

192
00:13:33,440 --> 00:13:37,240
‫به تجارت غیرقانونی خون ربط داره،
‫ولی هیچکس حاضر نیست درباره‌اش صحبت کنه.

193
00:13:37,320 --> 00:13:39,480
‫- هیچ کاری انجام نمی‌گیره.
‫- این کاملا حقیقت نداره.

194
00:13:39,560 --> 00:13:42,800
‫درحال حاضر یه لایحه جدید
‫برای اصلاحات پلیس در دستور کار هست...

195
00:13:42,880 --> 00:13:44,640
‫دوباره اصلاح.
‫بازم اصلاحات بی‌فایده.

196
00:13:44,720 --> 00:13:46,120
‫- این...
‫- می‌بینین؟

197
00:13:46,200 --> 00:13:48,040
‫اونا به جای اینکه یه کار مفید انجام بدن

198
00:13:48,120 --> 00:13:50,320
‫پشت فرایند دموکراتیک قایم می‌شن.

199
00:13:50,400 --> 00:13:52,560
‫- آقای لاوال، این خبر مهمیه.
‫- من که...

200
00:13:52,640 --> 00:13:54,840
‫- هنوز حرفم تموم نشده.
‫- همین الانش هم...

201
00:13:56,160 --> 00:13:57,880
‫ببینین، من الان و همینجا بهتون قول میدم...

202
00:13:58,880 --> 00:14:02,480
‫که اگه من انتخاب بشم،
‫دیگه خبری از روند اداری بیش از حد نیست.

203
00:14:02,560 --> 00:14:04,880
‫دیگه خبری از گروه‌های ارزیابی
‫یا کمیسیون‌های ویژه نیست. هیچی.

204
00:14:05,480 --> 00:14:09,760
‫یه کارگروه مبارزه با جرم و جنایت تشکیل میشه
‫که به‌ طور هدفمند

205
00:14:09,840 --> 00:14:12,200
‫به گروه‌های متخاصم این شهر نفوذ کرده
‫و اونا رو ریشه‌کن می‌کنن.

206
00:14:12,280 --> 00:14:15,200
‫اموال‌شون رو مصادره می‌کنن
‫و بعد اعضای خانواده‌شون رو دیپورت می‌کنن،

207
00:14:15,280 --> 00:14:18,520
‫تا دیگه کلا وجودشون از اینجا پاک بشه.

208
00:14:19,360 --> 00:14:21,560
‫در جواب به نگرانی شما، خانم هافمن.

209
00:14:22,520 --> 00:14:24,200
‫ما...

210
00:14:27,000 --> 00:14:29,440
‫مطمئن می‌شیم که تجارت خون...

211
00:14:30,800 --> 00:14:31,800
‫قانونی بشه.

212
00:14:31,880 --> 00:14:33,080
‫درسته.

213
00:14:33,160 --> 00:14:36,240
‫تجارت خون رو قانونی می‌کنیم،
‫نه تنها برای اینکه درآمد پایه‌ای

214
00:14:36,320 --> 00:14:37,440
‫به همه شهروندان برسه،

215
00:14:37,520 --> 00:14:40,160
‫بلکه برای اینکه نفوذ زیان‌بار کلن باتویا
‫از بین بره.

216
00:14:40,240 --> 00:14:44,680
‫بله، منظورم کلن باتویاست که
‫شهرمون رو توی مشتش گرفته.

217
00:14:44,760 --> 00:14:46,800
‫من میگم وقتشه که چنگ‌شون خلاص بشیم.

218
00:14:48,600 --> 00:14:49,920
‫اگه بتونیم به این برسیم،

219
00:14:50,000 --> 00:14:52,960
‫شک دارم که دیگه کسی گم بشه، خانم هافمن.

220
00:14:54,280 --> 00:14:56,480
‫باید با پاکسازی جانواران موذی‌ای شروع کنیم...

221
00:15:05,360 --> 00:15:07,920
‫کنجکاوم بدونم که چه اتفاقی...

222
00:15:08,000 --> 00:15:09,880
‫برای ذخایر خون غیرقانونی میفته.

223
00:15:09,960 --> 00:15:12,600
‫قراره کجا برن؟
‫فکر نکنم به بیمارستان‌ها برسن.

224
00:15:12,680 --> 00:15:15,560
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫هنوزم کمبود خون شدید وجود داره.

225
00:15:15,640 --> 00:15:18,920
‫البته که می‌تونین از کارشناس جدیدمون
‫خانم هافمن بپرسین.

226
00:15:19,000 --> 00:15:20,360
‫شاید ایشون بتونه بهمون بگه.

227
00:15:20,440 --> 00:15:22,800
‫بعد از این مسئله
‫به اون سوال هم می‌رسیم.

228
00:15:22,880 --> 00:15:26,440
‫الان یکی از تهیه کننده‌هامون
‫پیغامی بهم داد.

229
00:15:26,520 --> 00:15:28,880
‫و خبر خیلی خوبی برای شماست، خانم هافمن.

230
00:15:29,600 --> 00:15:32,760
‫چون ظاهرا خواهرتون
‫پادکست ما رو تماشا می‌کرده

231
00:15:32,840 --> 00:15:34,080
‫و الان پشت خطه.

232
00:15:34,160 --> 00:15:36,000
‫الان به استودیو وصلش می‌کنیم.

233
00:15:37,960 --> 00:15:40,200
‫- خانم کایا؟
‫- سلام، بئا.

234
00:15:40,800 --> 00:15:44,440
‫شرمنده که خیلی در تماس نبودم،

235
00:15:44,520 --> 00:15:46,720
‫ولی الان فهمیدم که دنبالم می‌گردی.

236
00:15:47,200 --> 00:15:52,360
‫گمون کنم نیاز داشتم که قبل از جراحی
‫چند روزی رو تنها باشم.

237
00:15:53,040 --> 00:15:55,840
‫اصلا نمی‌دونستم که فورا
‫یه کمپین رسانه‌ای راه می‌ندازی.

238
00:15:57,640 --> 00:16:00,840
‫فقط فکر می‌کردم که همدیگه رو توی بیمارستان می‌بینیم،
‫می‌دونی؟

239
00:16:01,600 --> 00:16:03,520
‫درموردش صحبت کرده بودیم.

240
00:16:04,360 --> 00:16:05,600
‫بله، خانم کایا.

241
00:16:05,680 --> 00:16:08,120
‫خیلی ممنون که با خواهرتون ارتباط برقرار کردین.

242
00:16:08,200 --> 00:16:11,080
‫و ممنون که با ما در استودیو تماس گرفتین.

243
00:16:11,160 --> 00:16:12,760
‫قطعا خیلی برای بئا ارزشمنده.

244
00:16:13,320 --> 00:16:14,600
‫خانم و آقایون،

245
00:16:15,360 --> 00:16:17,480
‫همین لحظاته که بهم یادآوری می‌کنه

246
00:16:17,560 --> 00:16:19,600
‫که ما با برنامه‌مون
‫می‌تونیم چه تفاوت‌هایی ایجاد کنیم.

247
00:16:19,680 --> 00:16:21,720
‫من افتخار می‌کنم که شبکه‌ی ما

248
00:16:21,800 --> 00:16:23,600
‫می‌تونه در این ایجاد ارتباطات کمک کنه.

249
00:16:23,680 --> 00:16:25,280
‫و تازه دفعه اول هم نیست.

250
00:16:25,360 --> 00:16:27,600
‫هفته پیش، شما کار فوق‌العاده‌ای
‫در برنامه‌مون انجام دادین.

251
00:16:27,680 --> 00:16:28,680
‫[زنو گناردی]

252
00:16:28,760 --> 00:16:29,760
‫ما تونستیم...

253
00:16:33,040 --> 00:16:35,840
‫همبستگی عظیم شما
‫اینو ممکن کرد...

254
00:16:35,920 --> 00:16:39,680
‫که هانس هفت ساله بتونه جراحی قلب حیاتی‌ای
‫که نیاز داره رو به دست بیاره.

255
00:16:39,760 --> 00:16:42,080
‫این هفته، هانس برای بار اول جراحی میشه...

256
00:16:53,720 --> 00:16:55,600
‫این عالیه، خانم هافمن.

257
00:16:55,680 --> 00:16:58,480
‫خیلی خوشحالم که مسئله خواهرتون حل شد.

258
00:16:58,560 --> 00:17:00,160
‫تصور می‌کنم که الان...

259
00:17:00,760 --> 00:17:02,600
‫خیلی خیالتون راحت شد، درسته؟

260
00:17:04,120 --> 00:17:05,120
‫نه؟

261
00:17:09,800 --> 00:17:11,920
‫هوم. باشه.
‫خیلی‌خب.

262
00:17:12,000 --> 00:17:15,640
‫خب گوش کنین،
‫من نمی‌پرسم که اطلاعات بیشتری

263
00:17:15,720 --> 00:17:18,440
‫راجع‌به درمانی که فیبی...

264
00:17:18,520 --> 00:17:21,640
‫این مسئله راجع‌به خواهر من نیست،
‫صدها آدم گم شدن.

265
00:17:21,720 --> 00:17:22,920
‫شاید اونا هم تماس بگیرن.

266
00:17:24,480 --> 00:17:27,120
‫ببخشید، ولی خواهری که به طرز مرموزی ناپدید شده.

267
00:17:27,200 --> 00:17:30,000
‫در بهترین موقع بهت زنگ می‌زنه.

268
00:17:30,080 --> 00:17:31,880
‫خب، به نظر من اینطوری میاد.

269
00:17:32,880 --> 00:17:35,720
‫تو یه کیسه خون
‫به سمت وزیر مسکن و شهرسازی پرت کردی،

270
00:17:35,800 --> 00:17:37,240
‫که از قضا مادرت هم هست،

271
00:17:37,320 --> 00:17:40,000
‫و حالا داری بهمون میگی که خواهرت
‫قربانی آدم‌ربایی هست.

272
00:17:40,080 --> 00:17:42,880
‫چی شده؟
‫توی خونه به قدر کافی بهت توجه نمیشه؟

273
00:17:43,720 --> 00:17:46,720
‫به نظر من، چیزی که ما امروز اینجا دیدیم
‫یه سوال ساده رو مطرح می‌کنه.

274
00:17:46,800 --> 00:17:49,880
‫آیا وزیر مسکن و شهرسازی
‫از نظر سیاسی و در نقش مادری داره ناموفق عمل می‌کنه؟

275
00:17:57,960 --> 00:18:00,480
‫شما پرسیدین که چه اتفاقی
‫برای اون همه خون میفته.

276
00:18:00,560 --> 00:18:03,760
‫در خارج از کشور فروخته نمیشه
‫و هنوزم اینجا در برلینـه.

277
00:18:03,840 --> 00:18:04,880
‫خیلی هم زیاده.

278
00:18:07,360 --> 00:18:08,960
‫بهم اعتماد کنین، خودم دیدمش.

279
00:18:09,040 --> 00:18:13,200
‫زیر گنبد، هزاران لیتر در یه مرکز بزرگ
‫داره نگهداری میشه.

280
00:18:14,200 --> 00:18:16,600
‫یعنی قصد دارین باور کنیم که...

281
00:18:16,680 --> 00:18:19,640
‫در مکانی زیر گنبد
‫یه عالمه خون غیرقانونی

282
00:18:19,720 --> 00:18:22,400
‫انبار شده و نیروهای امنیتی

283
00:18:22,480 --> 00:18:24,120
‫- خبر ندارن؟
‫- من واقعا دوست دارم بدونم...

284
00:18:24,200 --> 00:18:27,640
‫که خانم هافمن و خواهرشون
‫منظورشون چه‌جور درمانی هست.

285
00:18:27,720 --> 00:18:29,800
‫ما داریم راجع‌به چی حرف می‌زنیم؟
‫بیخیال.

286
00:18:29,880 --> 00:18:31,920
‫ممنون می‌شم که بتونیم

287
00:18:32,000 --> 00:18:34,840
‫روی مسائل اساسی تمرکز کنیم.

288
00:18:34,920 --> 00:18:37,280
‫به عنوان مثال، امنیت شهروندان برلین.

289
00:18:37,360 --> 00:18:40,040
‫چون اگه درست متوجه حرفتون شده باشم،
‫آقای لاوال...

290
00:18:40,120 --> 00:18:41,960
‫شما می‌خواین دموکراسی رو از بین ببرین

291
00:18:42,040 --> 00:18:43,640
‫و برلین رو به یه حکومت نظامی تبدیل کنین.

292
00:18:43,720 --> 00:18:46,240
‫بعد می‌گین که من دارم بحث رو
‫به حاشیه می‌کشونم؟

293
00:18:46,320 --> 00:18:48,240
‫خانم هافمن، برگردیم به شما.

294
00:18:48,320 --> 00:18:50,400
‫درباره مدرکی که...

295
00:18:51,560 --> 00:18:53,400
‫این مخزن خون داری برام بگو؟
‫درست گفتم؟

296
00:18:54,000 --> 00:18:55,000
‫آخه...

297
00:18:55,080 --> 00:18:58,680
‫کار سختی نبوده که یه عکس
‫از اون مرکز بزرگ بگیری

298
00:18:58,760 --> 00:19:01,960
‫و بعد اینجا توی تلویزیون نشونش بدی
‫تا هزاران نفر ببینن.

299
00:19:02,680 --> 00:19:03,840
‫به حرفم گوش بدین.
‫حقیقت داره.

300
00:19:03,920 --> 00:19:05,800
‫برین خودتون ببینین
‫یا پلیس رو بفرستین.

301
00:19:06,280 --> 00:19:08,320
‫خب، متاسفانه به نظر میاد که همیشه...

302
00:19:08,400 --> 00:19:09,800
‫کارهای بهتری برای انجام دادن وجود داره،

303
00:19:09,880 --> 00:19:10,920
‫پس حیف شد.

304
00:19:15,560 --> 00:19:18,520
‫آره. خانم هافمن.

305
00:19:18,600 --> 00:19:21,520
‫می‌بینم که این وضعیت
‫خیلی روتون تاثیر گذاشته...

306
00:19:21,600 --> 00:19:23,880
‫می‌خوای چی بگم؟
‫حقیقته خب.

307
00:19:24,360 --> 00:19:26,600
‫آره، خب...

308
00:19:27,800 --> 00:19:29,160
‫واقعیته.

309
00:19:29,600 --> 00:19:31,440
‫- عه...
‫- اون...؟

310
00:19:36,000 --> 00:19:39,120
‫یه استراحت کوتاه می‌کنیم

311
00:19:39,200 --> 00:19:41,720
‫قبل از اینکه گفتگویی رو ادامه بدیم

312
00:19:41,800 --> 00:19:45,120
‫که گفتگویی افشاگرانه و احساسی از آب در اومد.

313
00:19:45,200 --> 00:19:46,200
‫زود برمی‌گردیم.

314
00:20:00,000 --> 00:20:01,520
‫به خاطر این کار ازم متنفر میشه.

315
00:20:03,520 --> 00:20:04,600
‫راضی شدی؟

316
00:20:04,680 --> 00:20:06,600
‫کاری کردم که به قدر کافی
‫به نظر مسخره بیاد؟

317
00:20:14,960 --> 00:20:16,400
‫راننده دم در منتظره.

318
00:20:23,360 --> 00:20:24,360
‫فیبی.

319
00:20:29,320 --> 00:20:30,320
‫اینو با خودت ببر.

320
00:20:32,320 --> 00:20:33,560
‫کد امنیتی توش هست.

321
00:20:34,120 --> 00:20:35,320
‫هروقت خواستی بیا.

322
00:20:49,280 --> 00:20:59,280
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

323
00:21:13,240 --> 00:21:16,760
‫رزا، گوشیم کجاست؟

324
00:21:20,680 --> 00:21:23,520
‫رزا عزیزم، داشتی با گوشیم بازی می‌کردی.

325
00:21:23,600 --> 00:21:24,600
‫لعنتی.

326
00:21:27,320 --> 00:21:30,400
‫کوین، گوشیم کجاست؟

327
00:21:30,480 --> 00:21:32,520
‫نمی‌دونم.

328
00:21:41,160 --> 00:21:42,400
‫لای اینه.

329
00:21:44,120 --> 00:21:45,160
‫درش بیار.

330
00:21:50,040 --> 00:21:51,400
‫فقط باید...

331
00:21:51,480 --> 00:21:52,640
‫خودت درش بیار، مرد حسابی.

332
00:21:55,760 --> 00:21:57,360
‫گندش بزنن.

333
00:22:01,200 --> 00:22:04,000
‫حالم بهم خورد.

334
00:22:04,080 --> 00:22:05,880
‫لعنتی.

335
00:22:06,520 --> 00:22:08,080
‫[تماس از طرف "گ"]

336
00:22:08,160 --> 00:22:09,920
‫- رئیس؟
‫- چه عجب.

337
00:22:10,600 --> 00:22:11,760
‫ببخشید.

338
00:22:11,840 --> 00:22:13,040
‫اون یارو یه مشکله.
‫داره کسب و کارمون رو نابود می‌کنه.

339
00:22:14,360 --> 00:22:15,800
‫باید یه کاریش بکنیم.

340
00:22:17,200 --> 00:22:19,080
‫- آره. امروز.
‫- امروز؟

341
00:22:19,160 --> 00:22:20,880
‫من درگیری خودم رو دارم.

342
00:22:20,960 --> 00:22:22,720
‫یکی از افرادم آدم‌فروشه.

343
00:22:24,720 --> 00:22:25,800
‫مشکل من نیست.

344
00:22:26,280 --> 00:22:28,480
‫مطمئن شو که لاوال
‫کاری که کرده رو هرگز فراموش نکنه.

345
00:22:28,560 --> 00:22:30,680
‫وگرنه مشکل بزرگتر میشه.

346
00:22:30,760 --> 00:22:33,480
‫- کسی نمی‌تونه بهمون حمله کنه و قسر در بره.
‫- نرو اون پایین.

347
00:22:33,800 --> 00:22:36,080
‫- چی؟
‫- ببخشید، پیش دخترمم.

348
00:22:36,160 --> 00:22:37,280
‫ترتیبش رو بده.

349
00:23:01,320 --> 00:23:04,560
‫دکتر هونک به طبقه چهارم،
‫دکتر هونک به طبقه چهارم.

350
00:23:10,400 --> 00:23:11,400
‫سلام.

351
00:23:12,960 --> 00:23:14,800
‫نمی‌دونستم داری دنبالم می‌گردی.

352
00:23:14,880 --> 00:23:16,030
‫من بهت پیام دادم.
‫پیغام گذاشتم.

353
00:23:16,080 --> 00:23:17,320
‫یه میلیون بار بهت زنگ زدم.

354
00:23:17,400 --> 00:23:19,080
‫چرا جواب ندادی؟

355
00:23:19,160 --> 00:23:21,120
‫درگیری فکری داشتم.

356
00:23:21,600 --> 00:23:24,200
‫گوشیم خاموش بود.

357
00:23:25,200 --> 00:23:26,600
‫به مدت دو روز؟

358
00:23:27,080 --> 00:23:30,080
‫بعد توی اون برنامه بهم زنگ زدی
‫و منو مسخره جلوه دادی؟

359
00:23:32,400 --> 00:23:34,040
‫- نباید اون کارو می‌کردم.
‫- بهت پول دادن؟

360
00:23:34,120 --> 00:23:35,800
‫- دلیلش اینه؟
‫- نه.

361
00:23:36,520 --> 00:23:38,800
‫وقتی گرفته بودنت یاسین فیلم گرفته بود،
‫خودم دیدم.

362
00:23:38,880 --> 00:23:40,600
‫ببخشید.
‫جای پارک نبود.

363
00:23:42,240 --> 00:23:44,520
‫- سلام، فیبی.
‫- چرا حقیقت رو نمیگی؟

364
00:23:45,920 --> 00:23:48,200
‫نمی‌خوام بمیری.
‫میشه اینو انجام بدیم بره؟

365
00:23:54,880 --> 00:23:56,840
‫- میشه بریم؟
‫- تو بهش اینطوری گفتی؟

366
00:24:01,640 --> 00:24:03,360
‫بهش گفتی که قراره بمیرم؟

367
00:24:06,640 --> 00:24:07,880
‫اگه مدام حالت بدتر بشه،

368
00:24:07,960 --> 00:24:10,520
‫برای زنده موندن نیاز به پیوند داری، بئا.

369
00:24:16,720 --> 00:24:18,840
‫وگرنه اون ترک نمی‌کرد.

370
00:24:19,920 --> 00:24:21,160
‫لعنت بهت.

371
00:24:22,400 --> 00:24:24,280
‫من به خاطر اون هرکاری می‌کنم.

372
00:24:24,920 --> 00:24:27,760
‫- دیدم تو چه‌جور شرایطی بودی.
‫- نمی‌تونم...

373
00:24:28,960 --> 00:24:29,960
‫نمی‌تونم این کارو بکنم.

374
00:24:31,920 --> 00:24:33,240
‫چی؟

375
00:24:33,920 --> 00:24:35,120
‫کلیه‌ات رو نمی‌خوام.

376
00:24:38,200 --> 00:24:41,080
‫- خودت که شنیدی، می‌خواد انجامش بده.
‫- من نمی‌تونم. اینطوری نه.

377
00:24:41,160 --> 00:24:43,600
‫بئا، اینقدر خودخواه نباش، خب؟

378
00:24:44,120 --> 00:24:47,880
‫هیچ می‌دونی که مجبور بودم چیکار کنم
‫تا این جراحی ممکن بشه؟

379
00:24:47,960 --> 00:24:51,600
‫می‌دونی چند نفر آدم حاضرن جای تو باشن؟

380
00:24:54,240 --> 00:24:55,240
‫بئا.

381
00:24:57,560 --> 00:24:58,560
‫بئا!

382
00:25:03,160 --> 00:25:05,440
‫- چیکار کنیم؟
‫- من چه بدونم.

383
00:25:11,880 --> 00:25:13,400
‫تو کجا بودی، فیبی؟

384
00:25:15,640 --> 00:25:16,640
‫مواد می‌زدی؟

385
00:25:18,480 --> 00:25:19,720
‫دیوونه شدی؟

386
00:25:21,080 --> 00:25:23,160
‫این واقعا برات اهمیت نداره، مگه نه؟

387
00:25:23,240 --> 00:25:25,680
‫اگه به خاطر تو نبود،
‫اون الان توی چنین وضعیتی نبود.

388
00:25:27,160 --> 00:25:28,800
‫اگه بمیره تقصیر توئه.

389
00:25:32,680 --> 00:25:33,760
‫من 14 سالم بود.

390
00:25:53,480 --> 00:25:58,040
نفس عمیق بکشید و ریه‌هاتون
.رو از باد تازه تغییر پر کنید

391
00:25:58,120 --> 00:26:00,240
.خانه‌ای در هماهنگی با طبیعت بسازید

392
00:26:00,320 --> 00:26:01,400
‫گنبد اقلیمی.

393
00:26:01,480 --> 00:26:02,960
.آینده‌تون رو شکل بدید

394
00:26:13,000 --> 00:26:14,000
‫اون کجاست؟

395
00:26:36,480 --> 00:26:38,000
‫می‌خوام درمورد یوهان حرف بزنم.

396
00:26:40,040 --> 00:26:41,040
‫آره؟

397
00:26:42,760 --> 00:26:45,760
‫اون داره اجازه میده که آقای لاوال
‫برای سازمان نفرت‌افکنی کنه.

398
00:26:47,080 --> 00:26:48,800
‫داره بهم فشار میاره تا خون بیشتری تأمین کنم.

399
00:26:51,480 --> 00:26:52,480
‫حق با توئه.

400
00:26:53,760 --> 00:26:55,160
‫نمی‌تونیم اینطوری ادامه بدیم.

401
00:27:14,840 --> 00:27:17,520
‫شاید بد نباشه که پیشنهاد اخیر یوهان رو بشنوی.

402
00:27:20,160 --> 00:27:21,360
‫چه‌جور پیشنهادی؟

403
00:27:22,440 --> 00:27:23,440
‫بگو چیه.

404
00:27:23,520 --> 00:27:26,440
‫خب، خودت می‌فهمی که
‫برای آینده کسب و کار

405
00:27:26,520 --> 00:27:29,400
‫باید راه دیگه‌ای برای تأمین خون پیدا کنیم.

406
00:27:31,440 --> 00:27:33,240
‫و پیشنهاد شما چیه؟

407
00:27:33,320 --> 00:27:35,400
‫پیشنهادی که آسیب‌پذیر نباشیم.

408
00:27:36,560 --> 00:27:38,240
‫می‌خوایم تجارت خون رو قانونی کنیم.

409
00:27:39,080 --> 00:27:41,160
‫اولیور لاوال اینو قطعی می‌کنه.

410
00:27:46,080 --> 00:27:47,080
‫واقعا اینو می‌خوایم؟

411
00:27:49,120 --> 00:27:52,080
‫و حمله یوهان به سازمان من؟
‫اینم بخشی از نقشه‌ست؟

412
00:27:53,720 --> 00:27:54,920
‫نه، البته که نه.

413
00:27:55,720 --> 00:27:57,160
‫اون صرفا یه اشتباه بود.

414
00:27:59,640 --> 00:28:00,800
‫زنو.

415
00:28:02,880 --> 00:28:05,520
‫می‌خوام این کارو با همدیگه انجام بدیم.

416
00:28:09,240 --> 00:28:11,200
‫من و یوهان بعدا میایم پیشت.

417
00:28:11,280 --> 00:28:12,640
‫اونوقت می‌تونیم راجع‌به همه‌چیز صحبت کنیم.

418
00:28:21,720 --> 00:28:23,040
‫اگه تصمیمت رو گرفتی باشه.

419
00:28:38,320 --> 00:28:39,320
‫داره یاد می‌گیره.

420
00:28:41,920 --> 00:28:43,240
‫با خودم می‌برمش.

421
00:28:48,440 --> 00:28:49,440
‫یه دقیقه دیگه.

422
00:28:52,360 --> 00:28:53,360
‫بیا اینجا.

423
00:29:25,960 --> 00:29:26,960
‫بیا تو.

424
00:29:33,040 --> 00:29:34,360
‫من...

425
00:29:38,080 --> 00:29:39,080
‫می‌خوام گازم بگیری.

426
00:29:40,000 --> 00:29:41,440
‫ببخشید؟

427
00:29:47,960 --> 00:29:50,600
‫بیخیال، چرا نه؟
‫فقط افراد ویژه رو قبول می‌کنی یا همچین چیزی؟

428
00:29:51,880 --> 00:29:53,720
‫دیگه گنبد جا نداره؟

429
00:29:56,000 --> 00:29:57,000
‫خب، فقط انجامش بده.

430
00:29:58,480 --> 00:29:59,480
‫زود باش.

431
00:30:00,000 --> 00:30:02,160
‫بهتر از خون مونده توی بطری‌هاست.

432
00:30:05,080 --> 00:30:06,080
‫بیا. زود باش.

433
00:30:10,200 --> 00:30:12,000
‫زندگی زیادی باارزشه، فیبی.

434
00:30:17,040 --> 00:30:18,560
‫هیچیش هم باارزش نیست.

435
00:30:23,360 --> 00:30:24,640
‫نمی‌تونم تحمل کنم.

436
00:30:24,720 --> 00:30:26,240
‫مشکل احساساته.
‫طاقت ندارم.

437
00:30:26,320 --> 00:30:28,000
‫دیگه نمی‌خوام احساس داشته باشم.

438
00:30:34,200 --> 00:30:35,200
‫اون ازم متنفره.

439
00:30:37,120 --> 00:30:38,480
‫کاملا احساس پوچی می‌کنم.

440
00:30:50,040 --> 00:30:51,160
‫تقصیر توئه، یوهان.

441
00:30:53,280 --> 00:30:54,880
‫تو و برنامه‌ی گندت.

442
00:31:05,000 --> 00:31:07,640
‫فیبی، بس کن.

443
00:31:07,720 --> 00:31:09,280
‫بس کن.

444
00:31:10,800 --> 00:31:13,000
‫بس کن. بس کن.

445
00:31:13,680 --> 00:31:15,160
‫فیبی، بس کن.

446
00:31:15,240 --> 00:31:16,240
‫بس کن.

447
00:32:11,520 --> 00:32:13,840
‫ببین کی بالاخره پیداش شده.

448
00:32:18,280 --> 00:32:20,920
‫هی، این یکی از خانه سالمندانه.

449
00:32:23,880 --> 00:32:25,560
‫باید یه تحویل دیگه انجام بدی.

450
00:32:26,120 --> 00:32:28,040
‫- شرمنده، باید برم جایی...
‫- نه، نمیری.

451
00:32:28,120 --> 00:32:30,160
‫- باید بری گنبد.
‫- زود باش.

452
00:32:30,960 --> 00:32:32,560
‫یه سفارش برای گنبد داریم.

453
00:32:33,080 --> 00:32:34,600
‫چرا اونطوری نگاهم می‌کنی، ها؟

454
00:32:44,680 --> 00:32:46,120
‫واسه یه دوسته.

455
00:32:56,760 --> 00:32:58,160
‫تو روبراهی؟

456
00:32:59,040 --> 00:33:00,760
‫آره. تو چی؟

457
00:33:00,840 --> 00:33:02,000
‫آره، یکم استرس دارم.

458
00:33:03,000 --> 00:33:04,440
‫این هفته دخترم پیش منه.

459
00:33:05,160 --> 00:33:07,160
‫- سلام، یاسین.
‫- سلام.

460
00:33:10,200 --> 00:33:12,120
‫برسونش در آپارتمان ای28.

461
00:33:12,560 --> 00:33:13,920
‫با پذیرش هماهنگ کن.

462
00:33:16,000 --> 00:33:19,600
‫و اگه مشتری‌مون اونجا نبود،
‫کیک رو بذار توی یخچال. فهمیدی؟

463
00:33:19,760 --> 00:33:21,640
‫- اوهوم.
‫- اینو هم ببر.

464
00:33:21,720 --> 00:33:22,800
‫[قنادی توخولسکی]

465
00:33:22,880 --> 00:33:24,480
‫می‌ذارن با اسلحه برم داخل؟

466
00:33:24,560 --> 00:33:27,800
‫معلومه که نه.
‫از ورودی امنیتی الف برو

467
00:33:27,880 --> 00:33:30,200
‫پیش اونی که موهای قهوه‌ای و ریش داره.
‫باهاش هماهنگ شده.

468
00:33:30,280 --> 00:33:31,640
‫- باشه.
‫- گوشیت رو بده من.

469
00:33:31,720 --> 00:33:33,400
‫- فهمیدی؟
‫- آره.

470
00:33:33,480 --> 00:33:34,840
‫موهای قهوه و ریش داره.

471
00:33:36,640 --> 00:33:39,040
‫ترسیدی؟
‫پلشت.

472
00:33:44,320 --> 00:33:45,320
‫- ممنون.
‫- خواهش.

473
00:34:12,720 --> 00:34:14,920
‫- سلام.
‫- هی، سلام.

474
00:34:15,000 --> 00:34:17,680
‫هنوزم شماره‌های بانک خون رو داری؟

475
00:34:17,760 --> 00:34:19,920
‫- همونایی که نشونم دادی؟
‫- چرا؟

476
00:34:20,000 --> 00:34:21,680
‫من دارم میرم گنبد.

477
00:34:21,760 --> 00:34:24,560
‫یه سفارش برای آپارتمان ای28 دارم.

478
00:34:25,160 --> 00:34:27,920
‫اگه شماره‌های بانک خون
‫شماره آپارتمان باشن چی؟

479
00:34:28,680 --> 00:34:30,360
‫الان دارم میرم اونجا.
‫تو هم میای؟

480
00:34:33,400 --> 00:34:36,040
‫- بئا؟
‫- باشه، اونجا منتظر بمون. دارم میام.

481
00:34:36,120 --> 00:34:38,920
‫20 دقیقه دیگه اینا می‌رسم.

482
00:34:52,080 --> 00:34:53,880
‫نباید جداشون می‌کردیم.

483
00:34:54,640 --> 00:34:57,080
‫فیبی دقیقا می‌دونست که
‫داره خودش رو درگیر چی می‌کنه.

484
00:34:57,160 --> 00:34:58,720
‫کارل، اون 14 سالش بود.

485
00:34:59,840 --> 00:35:01,640
‫اون موقع هم به یکی نیاز داشت.

486
00:35:06,440 --> 00:35:08,480
‫ولی رابطه من و فیبی به جایی نمی‌رسید.

487
00:35:09,080 --> 00:35:10,640
‫- خودخواهانه بود.
‫- نه.

488
00:35:10,720 --> 00:35:11,760
‫چرا، بود.

489
00:35:13,120 --> 00:35:14,800
‫اگه یکی اون کارو با ما می‌کرد چی؟

490
00:35:16,280 --> 00:35:17,960
‫هی، نمی‌تونی شرایط ما رو باهم مقایسه کنی.

491
00:35:18,040 --> 00:35:19,080
‫- چرا، می‌تونم.
‫- نه.

492
00:35:22,680 --> 00:35:24,960
‫ببین، من پول ندارم.
‫نمی‌تونم هزینه اینو بدم، کارل.

493
00:35:26,960 --> 00:35:28,680
‫فقط هم تا امشب مهلت داریم
‫و بعدش...

494
00:35:30,760 --> 00:35:32,760
‫عمل باید انجام بشه.

495
00:35:32,840 --> 00:35:34,040
‫باید پیداش کنی.

496
00:35:34,680 --> 00:35:36,520
‫وضعیتش قراره خیلی بدتر بشه.

497
00:35:37,560 --> 00:35:39,120
‫نمی‌تونی گوشیش رو ردیابی کنی
‫یا...؟

498
00:35:40,480 --> 00:35:42,080
‫می‌دونی که نمی‌تونم این کارو کنم.

499
00:35:44,200 --> 00:35:46,480
‫اون اصلا نباید توی اون برنامه
‫حضور پیدا می‌کرد.

500
00:35:49,040 --> 00:35:51,880
‫چیزی که توی تلویزیون گفت.
‫حقیقت هم داشت؟

501
00:35:52,560 --> 00:35:54,000
‫حقیقت؟
‫منظورت چیه؟

502
00:35:54,080 --> 00:35:56,440
‫چیزی که درباره بانک خون زیر گنبد گفت.

503
00:35:56,520 --> 00:35:57,520
‫تو چیزی می‌دونی؟

504
00:36:00,200 --> 00:36:01,840
‫همش خرافاته.

505
00:36:09,120 --> 00:36:12,320
‫باشه، ببینم چه کاری ازم برمیاد
‫و بهت خبر میدم، خب؟

506
00:36:14,920 --> 00:36:16,600
‫- کارل؟
‫- بله؟

507
00:36:29,280 --> 00:36:30,280
‫من همینجا منتظر می‌مونم.

508
00:36:31,200 --> 00:36:32,200
‫باشه.

509
00:36:32,960 --> 00:36:34,200
‫اگه خبری شد بهم زنگ بزن.

510
00:36:54,360 --> 00:36:56,240
.به پروژه گنبد خوش آمدید

511
00:36:56,320 --> 00:36:59,520
،لطفا قبل از ورود
.به بخش بازرسی امنیتی مراجعه کنید

512
00:37:06,080 --> 00:37:08,400
‫- سلام، یاسین.
‫- سلام.

513
00:37:10,480 --> 00:37:11,800
‫هوم.

514
00:37:14,080 --> 00:37:15,080
‫حالت خوبه؟

515
00:37:16,400 --> 00:37:17,600
‫آره.

516
00:37:17,680 --> 00:37:20,560
‫- توش خون‌ـه؟
‫- نه، یه کیک و اسلحه‌ست.

517
00:37:21,160 --> 00:37:22,200
‫اسلحه؟

518
00:37:22,280 --> 00:37:25,200
‫بهم گفتن که یه نگهبان
‫با موهای قهوه‌ای و ریش اینجا هست.

519
00:37:25,280 --> 00:37:28,080
‫- اون می‌ذاره رد بشیم.
.‫- به پروژه گنبد خوش آمدید

520
00:37:28,160 --> 00:37:30,480
،لطفا قبل از ورود
.به بخش بازرسی امنیتی مراجعه کنید

521
00:37:30,560 --> 00:37:32,200
‫- سلام.
‫- کد سفارش.

522
00:37:41,520 --> 00:37:42,520
‫اون یکی چی؟

523
00:37:43,120 --> 00:37:44,200
‫اونم موهاش قهوه‌ایه.

524
00:37:47,240 --> 00:37:48,360
‫لطفا کیسه‌ات رو بذار اینجا.

525
00:37:51,600 --> 00:37:52,640
‫اونم ریش داره.

526
00:37:55,360 --> 00:37:56,600
‫آهای؟

527
00:38:29,920 --> 00:38:32,440
‫بعد از ورود برین سمت چپ
‫و بعد از پله‌ها برین پایین تا به پذیرش برسین.

528
00:38:33,400 --> 00:38:34,920
‫- ممنون.
‫- نفر بعدی.

529
00:38:35,000 --> 00:38:37,120
.به پروژه گنبد خوش آمدید

530
00:38:37,200 --> 00:38:40,240
،لطفا قبل از ورود
.به بخش بازرسی امنیتی مراجعه کنید

531
00:38:42,120 --> 00:38:43,120
‫از کجا می‌دونستی؟

532
00:38:44,600 --> 00:38:45,600
‫نمی‌دونستم.

533
00:38:47,200 --> 00:38:49,600
‫احتمالش پنجاه‌پنجاه بود.

534
00:38:54,240 --> 00:39:00,720
‫[پیشکشی به دوستی و الهه‌های هنر]

535
00:39:26,680 --> 00:39:27,800
‫اوه، منتظر بودی.

536
00:39:28,680 --> 00:39:29,880
‫ترسیدی؟

537
00:39:31,480 --> 00:39:32,880
‫چطور واکنش نشون داد؟

538
00:39:34,200 --> 00:39:37,840
‫امروز اصلا لازم نبود که لاوال
‫کسب و کار رو به چالش بکشه.

539
00:39:37,920 --> 00:39:40,280
‫نباید توی یه برنامه تلویزیونی خبردار می‌شد.

540
00:39:42,320 --> 00:39:44,400
‫برنامه...

541
00:39:44,480 --> 00:39:45,520
‫این نبود.

542
00:39:46,320 --> 00:39:47,640
‫همین هم منو نگران می‌کنه.

543
00:39:48,320 --> 00:39:49,720
‫تحت کنترلت نیست.

544
00:39:52,400 --> 00:39:54,240
.به گنبد اقلیمی خوش آمدید

545
00:39:54,320 --> 00:39:55,680
.آینده‌تون رو شکل بدید

546
00:39:57,000 --> 00:39:59,080
‫بسته رو دقیقا اینجا
‫بذار روی میز.

547
00:40:00,040 --> 00:40:02,040
‫- اصلا کسی به اینجا نقل‌مکان کرده؟
‫- عجله کن.

548
00:40:03,040 --> 00:40:05,160
‫این جاش توی یخچاله.
‫کیک تازه‌ست.

549
00:40:06,160 --> 00:40:07,480
‫پس بذارش یخچال.

550
00:40:10,840 --> 00:40:13,280
‫می‌دونی، واقعا فکر می‌کردم که
‫فضای داخل بزرگتر باشه.

551
00:40:13,800 --> 00:40:14,920
‫آره.

552
00:40:39,040 --> 00:40:41,040
‫- دختره کجاست؟
‫- دستشویی.

553
00:40:41,120 --> 00:40:42,200
‫چی؟

554
00:40:43,000 --> 00:40:45,400
‫- اون نمی‌تونه از دستشویی استفاده کنه.
‫- یه چیزی اینجاست!

555
00:40:45,480 --> 00:40:46,680
‫بهش بگو بیاد بیرون.

556
00:40:46,760 --> 00:40:48,880
‫اگه کسی خبردار بشه چی؟

557
00:40:54,840 --> 00:40:55,840
‫بئا؟

558
00:40:56,320 --> 00:40:57,320
‫اینجام.

559
00:41:00,520 --> 00:41:03,040
‫- اینو چطوری پیدا کردی؟
‫- شما نمی‌تونین این کارو کنین.

560
00:41:03,120 --> 00:41:05,160
‫- حراست رو خبر می‌کنم.
‫- صدا رو می‌شنوی؟

561
00:41:07,320 --> 00:41:09,840
‫هی، به شما ربطی نداره که
‫اونجا چی هست.

562
00:41:13,200 --> 00:41:14,240
‫چیه؟

563
00:41:18,720 --> 00:41:19,720
‫فرید؟

564
00:41:20,760 --> 00:41:22,000
‫هی، فرید؟

565
00:41:22,400 --> 00:41:25,160
‫اونا چیکار کردن؟
‫چی شده، رفیق؟ گندش بزنن.

566
00:41:25,240 --> 00:41:26,520
‫لعنتی. کمکم کن.

567
00:41:26,600 --> 00:41:28,000
‫باید آزادش کنیم.

568
00:41:30,560 --> 00:41:31,560
‫لعنتی.

569
00:41:34,160 --> 00:41:36,200
‫خیلی‌خب.
‫دیگه حراست رو خبر می‌کنم.

570
00:41:50,960 --> 00:41:53,160
‫نه، بس کن فرید!
‫فرید، نه. بس کن!

571
00:41:53,240 --> 00:41:54,390
‫چیکار می‌کنی؟
‫فرید.

572
00:41:54,440 --> 00:41:55,640
‫فرید!
‫ولش کن.

573
00:41:56,400 --> 00:41:58,280
‫فرید!

574
00:42:06,200 --> 00:42:08,120
‫برو بیرون، یاسین.
‫فورا!

575
00:42:11,720 --> 00:42:12,960
‫باید از اینجا بریم.

576
00:42:15,920 --> 00:42:17,160
‫زود باش!

577
00:42:19,360 --> 00:42:20,640
‫زود باش!

578
00:42:22,520 --> 00:42:24,800
‫بریم! یاسین!

579
00:42:24,880 --> 00:42:27,200
‫بئا، برو.
‫تو باید از اینجا بری.

580
00:42:28,920 --> 00:42:30,760
‫زود باش، چیکار می‌کنی؟

581
00:42:30,840 --> 00:42:32,840
‫تو باید فرار کنی.
‫برو بیرون!

582
00:42:32,920 --> 00:42:35,040
‫از اینجا برو بیرون!
‫فورا!

583
00:42:41,400 --> 00:42:42,400
‫- بئا، صبر کن!
‫- یاسین!

584
00:42:42,480 --> 00:42:45,080
‫- صبر کن!
‫- نفس عمیق بکشید...

585
00:42:45,160 --> 00:42:48,040
.و ریه‌هاتون رو از باد تازه تغییر پر کنید

586
00:42:48,120 --> 00:42:50,400
.خانه‌ای در هماهنگی با طبیعت بسازید

587
00:42:50,480 --> 00:42:52,640
‫گنبد اقلیمی.
‫آینده‌تون رو شکل بدید.

588
00:43:11,360 --> 00:43:12,480
‫بالاخره اومدی.

589
00:43:14,480 --> 00:43:18,400
‫پس می‌خوای سعی کنی که
‫کسب و کار منو قانونی کنی.

590
00:43:19,080 --> 00:43:20,240
‫ایده جالبیه.

591
00:43:24,680 --> 00:43:26,240
‫اونوقت کِی قراره این اتفاق بیفته؟

592
00:43:27,800 --> 00:43:30,880
‫انتظار داریم که لایحه قانونی‌سازی تجارت خون،

593
00:43:30,960 --> 00:43:33,840
‫طی سه تا چهار ماه
‫بعد از انتخابات پارلمانی تصویب بشه.

594
00:43:35,800 --> 00:43:37,640
‫به شرطی که لاوال پیروز بشه.

595
00:43:37,720 --> 00:43:38,920
‫ما معتقدیم که پیروز میشه.

596
00:43:42,480 --> 00:43:44,760
‫تا اون موقع هنوزم بهم احتیاج دارین، مگه نه؟

597
00:43:45,480 --> 00:43:47,240
‫بعدش هم بهت احتیاج داریم.

598
00:43:53,680 --> 00:43:54,680
‫یه لحظه.

599
00:44:01,680 --> 00:44:02,680
‫بله؟

600
00:44:06,920 --> 00:44:07,270
‫[7 درصد از سازه غشایی آسیب دیده است]

601
00:44:07,320 --> 00:44:08,390
‫[خطر: شاخص اشعه ماوراء بنفش به مثبت 11 درصد
‫در بخش‌های اف، ب، پ افزایش پیدا کرد]

602
00:44:08,440 --> 00:44:09,840
‫[تخلیه فوری ضروری است]

603
00:44:24,600 --> 00:44:26,040
‫چیزی که تا الان می‌دونیم...

604
00:44:26,120 --> 00:44:29,040
‫اینه که سقف غشایی‌مانندِ گنبد آسیب دیده.

605
00:44:29,120 --> 00:44:33,160
‫با این حال، همچنان منتظر جزئیاتی
‫درباره ابعاد کامل این فاجعه هستیم.

606
00:44:33,240 --> 00:44:36,520
‫همچنین مشخص نیست که این یک حادثه ناگوار بوده

607
00:44:36,600 --> 00:44:38,200
‫یا یک حمله تروریستی هدفمند.

608
00:44:44,960 --> 00:44:48,280
‫تاکنون هیچ‌ کدوم از گروه‌های احتمالی
‫مسئولیتش رو برعهده نگرفتن.

609
00:44:49,240 --> 00:44:54,200
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

610
00:44:56,200 --> 00:45:06,200
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M