1
00:00:03,169 --> 00:00:05,964
‫قاتل مادرم رو نشونم بده.‬

2
00:00:07,298 --> 00:00:11,803
‫خب، اِم... یه...‬
‫یه نکته کوچیک رو بگم.‬

3
00:00:12,220 --> 00:00:15,590
‫اگه توی خاطرات تامورا هستی،‬
‫اون ندیده که...‬

4
00:00:15,640 --> 00:00:18,468
‫کی مادرت رو کشته.‬
‫بهتر نیست ازش بپرسی...‬

5
00:00:18,518 --> 00:00:20,720
‫چـ... چی درباره مادرت می‌دونسته؟‬

6
00:00:20,770 --> 00:00:22,772
‫باشه.‬

7
00:00:25,108 --> 00:00:26,276
‫آخرین خاطره‌ات...‬

8
00:00:27,444 --> 00:00:30,739
‫با مری رابرتز رو نشونم بده.‬

9
00:00:37,662 --> 00:00:38,830
‫مامان...‬

10
00:00:40,498 --> 00:00:42,409
‫وایستا، وایستا.‬
‫من این رستوران رو می‌شناسم.‬

11
00:00:42,459 --> 00:00:46,004
‫اِم. تو... توی محله هنریه.‬

12
00:00:46,546 --> 00:00:49,382
‫- مطمئنی؟‬
‫- مطمئن که نه. اِم...‬

13
00:00:50,300 --> 00:00:52,168
‫اسمش، اِم... لیزته.‬

14
00:00:52,218 --> 00:00:54,137
‫دقیقا بغل یه برگرفروشیه.‬

15
00:00:55,263 --> 00:00:58,141
‫نه. منطقی نیست.‬

16
00:01:00,560 --> 00:01:02,512
‫- گردنبندی که انداخته.‬
‫- مگه چیه؟‬

17
00:01:02,562 --> 00:01:04,973
‫من براش درست کرده بودم.‬
‫شب قبل از...‬

18
00:01:05,023 --> 00:01:07,567
‫اینکه توی بروکلین کشته بشه.‬

19
00:01:08,026 --> 00:01:09,819
‫جسدش توی نیویورک پیدا شد.‬

20
00:01:10,153 --> 00:01:12,363
‫پس چرا اون شب نیو اورلئان بوده؟‬

21
00:01:12,989 --> 00:01:14,240
‫پیش محفلش بوده؟‬

22
00:01:18,995 --> 00:01:22,624
‫[قسمت دهم]‬

23
00:01:25,960 --> 00:01:31,132
‫اوستنده میها لیناس لوشیس...‬

24
00:01:36,096 --> 00:01:40,433
‫اوستنده میها لیناس لوشیس.‬

25
00:01:40,642 --> 00:01:41,768
‫آقای کول.‬

26
00:01:46,773 --> 00:01:47,690
‫کیتریج؟‬

27
00:01:47,941 --> 00:01:49,392
‫جادوگر ارشد این سر دنیا چیکار می‌کنه؟‬

28
00:01:49,442 --> 00:01:51,903
‫آره، من هم باید همین رو از شما بپرسم.‬

29
00:01:53,404 --> 00:01:55,523
‫این منطقه ممنوعه است.‬

30
00:01:55,573 --> 00:01:58,743
‫فقط من و خانم گریوز اجازه ورود داریم.‬

31
00:01:59,494 --> 00:02:00,703
‫ای وای، واقعا؟‬

32
00:02:01,788 --> 00:02:04,199
‫مشغول پیاده‌روی صبح‌گاهی‬
‫توی محوطه بودم.‬

33
00:02:04,249 --> 00:02:06,417
‫لابد... لابد راهم رو گم کردم.‬

34
00:02:06,751 --> 00:02:11,131
‫بعدش سر از اینجا در آوردین؟‬
‫توی نقطه دسترسی خطوط جادویی؟‬

35
00:02:12,799 --> 00:02:15,301
‫واقعا چه هدفی دارین؟‬

36
00:02:18,638 --> 00:02:23,434
‫این‌پولوروم، این‌ونتوم، این‌نیهیلوم.‬

37
00:02:24,434 --> 00:02:34,434
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

38
00:02:38,158 --> 00:02:40,151
‫دارم سعی می‌کنم‬
‫بهش فرصت بدم مامان.‬

39
00:02:40,201 --> 00:02:41,945
‫ولی موقع امتحانات‬
‫بیشتر از جنگیدن با هیولاها،‬

40
00:02:41,995 --> 00:02:43,329
‫با خودمون جنگیدیم.‬

41
00:02:43,621 --> 00:02:45,707
‫ساشا؟‬

42
00:02:46,457 --> 00:02:48,877
‫باید قطع کنم. دوستت دارم.‬

43
00:02:51,087 --> 00:02:52,630
‫چی می‌خوای؟‬

44
00:02:54,257 --> 00:02:55,800
‫می‌خوام آشتی کنیم.‬

45
00:02:56,634 --> 00:02:57,760
‫می‌شه بیام تو؟‬

46
00:03:09,189 --> 00:03:10,899
‫معذرت می‌خوام ساشا.‬

47
00:03:11,399 --> 00:03:14,352
‫اشتباه کردم که درباره اولی‬
‫به تو و تیگان نگفتم.‬

48
00:03:14,402 --> 00:03:17,021
‫می‌دونستم عصبانی می‌شی،‬
‫می‌خواستم بینمون دعوا پیش نیاد.‬

49
00:03:17,071 --> 00:03:18,982
‫ولی برعکس شد که.‬

50
00:03:19,032 --> 00:03:20,491
‫من که قضیه برادرت رو نمی‌دونستم.‬

51
00:03:20,783 --> 00:03:24,154
‫حالا که گفتی می‌فهمم چرا‬
‫انقدر ناراحت شدی.‬

52
00:03:24,204 --> 00:03:27,207
‫صرفا ناراحت نیستم. وحشت کردم.‬

53
00:03:27,624 --> 00:03:31,294
‫چون نمی‌تونم یکی دیگه که برام عزیزه رو‬
‫سر یه خون‌آشام از دست بدم.‬

54
00:03:34,339 --> 00:03:35,840
‫اولی پسر خوبیه.‬

55
00:03:38,134 --> 00:03:39,836
‫من می‌خوام بهش فرصت بدم.‬

56
00:03:39,886 --> 00:03:43,264
‫حتی اگه بقیه بهش فرصت ندن.‬

57
00:03:43,932 --> 00:03:46,092
‫تا حالا از کسی خوشت اومده که...‬

58
00:03:46,142 --> 00:03:47,268
‫همه اشتباه شناخته باشنش؟‬

59
00:03:55,401 --> 00:03:57,195
‫انقدر ازش خوشت میاد؟‬

60
00:04:00,615 --> 00:04:02,650
‫اگه مجبور باشم بین اون‬
‫و محفل یکی رو انتخاب کنم...‬

61
00:04:02,700 --> 00:04:05,536
‫همیشه انتخابم تو و تی هستین.‬

62
00:04:08,331 --> 00:04:10,250
‫دلم می‌خواد بهش فرصت بدم.‬

63
00:04:11,376 --> 00:04:12,543
‫ولی موضوع داداشمه.‬

64
00:04:15,088 --> 00:04:18,341
‫بعضی وقت‌ها، خیلی دلم واسه‬
‫میسون تنگ می‌شه.‬

65
00:04:19,384 --> 00:04:21,678
‫قشنگ یه درد فیزیکی‬
‫توی قفسه سینه‌ام حس می‌کنم.‬

66
00:04:22,262 --> 00:04:24,931
‫باور کن... درکت می‌کنم.‬

67
00:04:27,267 --> 00:04:29,852
‫سعی می‌کنم.‬
‫که به اولی فرصت بدم.‬

68
00:04:30,895 --> 00:04:32,772
‫ولی یه کم طول می‌کشه.‬

69
00:04:33,064 --> 00:04:34,565
‫جلب اعتماد وقت می‌خواد.‬

70
00:04:35,066 --> 00:04:38,278
‫دیگه هیچ رازی از شما قایم نمی‌کنم.‬
‫قول می‌دم.‬

71
00:04:39,028 --> 00:04:40,238
‫من هم همینطور.‬

72
00:04:41,072 --> 00:04:43,358
‫خوبه.‬

73
00:04:43,408 --> 00:04:46,369
‫چون یه موضوع دیگه هست‬
‫که باید به تو و تی بگم.‬

74
00:04:48,871 --> 00:04:50,790
‫موضوع مهمیه.‬

75
00:04:51,332 --> 00:04:53,409
‫ببینم، یعنی مامانت شبی که مرد...‬

76
00:04:53,459 --> 00:04:54,627
‫توی نیواورلئان بود؟‬

77
00:04:54,961 --> 00:04:58,206
‫واسه شام با تامورا‬
‫و خانم گریوز بیرون بود؟‬

78
00:04:58,256 --> 00:04:59,624
‫یک ساعت بعد،‬
‫جسدش روی سکوی مترو...‬

79
00:04:59,674 --> 00:05:01,125
‫توی نیویورک پیدا می‌شه.‬

80
00:05:01,175 --> 00:05:02,460
‫مگه اصلا همچین چیزی ممکنه؟‬

81
00:05:02,510 --> 00:05:04,796
‫خب، لابد از جادو استفاده کرده.‬
‫چون برای سفر سریع...‬

82
00:05:04,846 --> 00:05:06,673
‫توی دنیای ما که فقط یه راه نداریم.‬

83
00:05:06,723 --> 00:05:09,801
‫از پورتال‌ و سنگ‌های احضار بگیر،‬
‫تا آینه‌های طلسم‌شده.‬

84
00:05:09,851 --> 00:05:13,062
‫خب، این منطقیه.‬
‫ولی بگم چیش منطقی نیست؟‬

85
00:05:13,438 --> 00:05:15,515
‫اینکه گریوز هیچ‌وقت این رو‬
‫به هیچ‌کدوم ما نگفته بود.‬

86
00:05:15,565 --> 00:05:16,899
‫آره، این یه کم مشکوکه.‬

87
00:05:18,359 --> 00:05:21,062
‫شاید بهتره از خودش بپرسیم.‬
‫اگه اون شب اونجا بوده...‬

88
00:05:21,112 --> 00:05:22,188
‫می‌تونه بگه چه اتفاقی افتاده بود.‬

89
00:05:22,238 --> 00:05:23,564
‫یا ممکنه دوباره دروغ بگه.‬

90
00:05:23,614 --> 00:05:26,109
‫گفت سال‌هاست مادرم رو ندیده.‬

91
00:05:26,159 --> 00:05:27,318
‫خیلی مشکوکه.‬

92
00:05:27,368 --> 00:05:30,621
‫آره. خب، نمی‌تونیم به گریوز اعتماد کنیم.‬

93
00:05:31,414 --> 00:05:33,333
‫ولی یه راهی داریم.‬

94
00:05:34,459 --> 00:05:35,960
‫چه راهی؟‬

95
00:05:36,377 --> 00:05:37,996
‫خب، می‌تونیم پرش زمانی کنیم.‬

96
00:05:38,046 --> 00:05:40,665
‫در واقع، من می‌تونم هر جا که وایستادم‬
‫زمان رو برگردونم عقب.‬

97
00:05:40,715 --> 00:05:43,051
‫دقیقا به همون لحظه اون روز.‬

98
00:05:43,468 --> 00:05:46,379
‫پس اگه بریم اون رستورانه...‬

99
00:05:46,429 --> 00:05:48,798
‫می‌تونیم به اون شب پرش زمانی کنیم‬
‫و مادرم رو تعقیب کنیم؟‬

100
00:05:48,848 --> 00:05:51,267
‫تا حالا چقدر به عقب پرش زمانی کردی؟‬

101
00:05:51,517 --> 00:05:52,810
‫منظورم از لحاظ زمانیه.‬

102
00:05:54,187 --> 00:05:58,474
‫رکوردم یک ماهه.‬
‫تا ثابت کنم خواهرم واقعا...‬

103
00:05:58,524 --> 00:06:01,903
‫ژاکت موردعلاقه‌ام رو قرض گرفت و گم کرد.‬
‫هنوز بابتش عصبانی‌ام.‬

104
00:06:02,153 --> 00:06:03,980
‫اِم، ولی بعدش حالم خوب بود.‬

105
00:06:04,030 --> 00:06:06,065
‫مطمئنی می‌تونی ما رو با خودت ببری؟‬

106
00:06:06,115 --> 00:06:08,409
‫یه بار چکرز، خرگوش خونگیم رو‬
‫توی یه پرش با خودم بردم.‬

107
00:06:08,659 --> 00:06:11,162
‫مگه دو تا دختر انسان‬
‫چقدر ممکنه سخت‌تر باشه؟‬

108
00:06:12,121 --> 00:06:14,615
‫یادتون نره طلسم‌های استتار رو بخونید.‬

109
00:06:14,665 --> 00:06:16,417
‫ممکنه توی امتحان هفته بعدی بیاد.‬

110
00:06:23,758 --> 00:06:24,842
‫آقای کول.‬

111
00:06:26,677 --> 00:06:28,846
‫- یه دقیقه وقت دارین؟‬
‫- چند دقیقه هم دارم. چی شده؟‬

112
00:06:30,348 --> 00:06:32,425
‫من دیشب اون...‬

113
00:06:32,475 --> 00:06:34,519
‫طلسم تغییر شکلی که‬
‫بهم یاد دادین رو امتحان کردم.‬

114
00:06:34,852 --> 00:06:37,980
‫بـ... بعدش... متوجه این شدم.‬

115
00:06:43,236 --> 00:06:44,145
‫به کس دیگه‌ای هم نشون دادی؟‬

116
00:06:44,195 --> 00:06:45,446
‫- نه.‬
‫- خوبه.‬

117
00:06:46,364 --> 00:06:49,033
‫نشون نده. لازم نیست کسی بدونه.‬

118
00:06:49,367 --> 00:06:50,610
‫پس رد فیزیکی جا می‌ذاره؟‬

119
00:06:50,660 --> 00:06:52,111
‫جای نگرانی نیست.‬

120
00:06:52,161 --> 00:06:54,238
‫در واقع باید این رو نشان افتخار بدونی.‬

121
00:06:54,288 --> 00:06:55,490
‫من که برام افتخاره.‬

122
00:06:55,540 --> 00:06:57,367
‫ببینم، شما... شما هم یه رد‬
‫این شکلی دارین؟‬

123
00:06:57,417 --> 00:06:58,659
‫بیشتر از یکی دارم.‬

124
00:06:58,709 --> 00:07:00,244
‫ولی با وجود کوته‌فکری هیئت معلمان اینجا،‬

125
00:07:00,294 --> 00:07:01,879
‫ترجیح می‌‌دم توی مدرسه قایمشون کنم.‬

126
00:07:04,215 --> 00:07:06,050
‫خب، چطور بود؟‬

127
00:07:06,634 --> 00:07:09,087
‫- منظورم تغییر شکلت بود.‬
‫- آها، خوب بود. خوب بود.‬

128
00:07:09,137 --> 00:07:10,880
‫- خوبه.‬
‫- خیلی خوب. اِم...‬

129
00:07:10,930 --> 00:07:11,839
‫داشتم یه لطفی در حق...‬

130
00:07:11,889 --> 00:07:13,424
‫- یه دوستی می‌کردم.‬
‫- این دوستت که نمی‌دونه...‬

131
00:07:13,474 --> 00:07:14,675
‫چطوری یا از کجا‬
‫طلسم رو یاد گرفتی دیگه؟‬

132
00:07:14,725 --> 00:07:16,436
‫- اصلا نگفتم.‬
‫- آها.‬

133
00:07:18,938 --> 00:07:21,724
‫- دختره کیه؟‬
‫- از کجا فهمیدین دختره؟‬

134
00:07:21,774 --> 00:07:24,944
‫بیخیال. من هم نوجوون بودم‌ها.‬

135
00:07:28,239 --> 00:07:29,615
‫اسمش برایره.‬

136
00:07:30,867 --> 00:07:33,244
‫برایر رابرتز؟ همون دختره که‬
‫مادرش فوت کرده بود؟‬

137
00:07:34,745 --> 00:07:37,248
‫نه که مهم باشه‌ها. از یکی خوشش میاد.‬

138
00:07:37,665 --> 00:07:41,085
‫- از هم‌کلاسی‌هاته؟‬
‫- بدتر. یه خون‌آشام تازه‌کاره.‬

139
00:07:42,253 --> 00:07:43,921
‫پس خطر جدی نزدیکشه.‬

140
00:07:45,006 --> 00:07:47,125
‫تازه‌کارها نمی‌تونن عطش خون رو کنترل کنن.‬

141
00:07:47,175 --> 00:07:48,676
‫باور کنین من هم بهش گفتم.‬

142
00:07:49,218 --> 00:07:52,138
‫- می‌گه این خون‌آشام فرق داره.‬
‫- ولی نداره.‬

143
00:07:53,723 --> 00:07:56,259
‫هر تازه‌کاری یه گذشته خشونت‌آمیز داره.‬

144
00:07:56,309 --> 00:08:00,313
‫اگه مراقب نباشه،‬
‫بخشی از گذشته اون می‌شه.‬

145
00:08:00,646 --> 00:08:01,731
‫متوجه شدی؟‬

146
00:08:12,158 --> 00:08:17,488
‫این ولتو مئو، رپونه،‬
‫آلیریوس این ولتو مئو.‬

147
00:08:17,538 --> 00:08:18,789
‫لاتینه پینگه.‬

148
00:08:27,882 --> 00:08:28,966
‫اولی رو نشونم بده.‬

149
00:08:32,929 --> 00:08:35,423
‫اینجا همون جاییه که توی خاطره تامورا بود.‬

150
00:08:35,473 --> 00:08:36,724
‫حداقل طبق گفته جیک.‬

151
00:08:36,974 --> 00:08:38,885
‫اون که کل کافه‌های شهر رو بلده.‬

152
00:08:38,935 --> 00:08:41,804
‫وای، نون‌های ذرتی اینجا‬
‫خیلی خوشمزه به نظر میان.‬

153
00:08:41,854 --> 00:08:43,139
‫بیایم اینجا ناهار بخوریم.‬

154
00:08:43,189 --> 00:08:45,808
‫شاید یه روز دیگه که‬
‫در حال پرش زمانی نبودیم.‬

155
00:08:45,858 --> 00:08:48,352
‫- آها، راست می‌گی.‬
‫- می‌گی ما چیکار کنیم تی؟‬

156
00:08:48,402 --> 00:08:49,987
‫من بگم چیکار کنین؟‬

157
00:08:50,488 --> 00:08:51,606
‫تو مسئولی دختر.‬

158
00:08:51,656 --> 00:08:54,108
‫آها. درسته، ببخشید.‬
‫از این توجه خوشم میاد،‬

159
00:08:54,158 --> 00:08:55,993
‫ولی فشارش رو دوست ندارم.‬

160
00:08:56,202 --> 00:08:57,745
‫اِم، اول دست‌هاتون رو بدین.‬

161
00:08:59,372 --> 00:09:01,123
‫این برای آرامشه یا برای طلسم؟‬

162
00:09:01,457 --> 00:09:02,950
‫چه فرقی داره؟‬

163
00:09:03,000 --> 00:09:04,911
‫بعد باید چشم‌هامون رو ببندیم،‬

164
00:09:04,961 --> 00:09:07,672
‫و ذهن‌هامون رو پاک کنیم.‬
‫تمرکز کامل کنین.‬

165
00:09:14,428 --> 00:09:16,097
‫شما هم این رو حس می‌کنین؟‬

166
00:09:28,734 --> 00:09:32,313
‫وای. شب شد.‬

167
00:09:32,363 --> 00:09:35,399
‫همون شبه. موفق شدیم.‬

168
00:09:35,449 --> 00:09:38,819
‫تیگان، تو حرف نداری.‬

169
00:09:38,869 --> 00:09:40,655
‫- خوبی؟‬
‫- اِم، آره بابا.‬

170
00:09:40,705 --> 00:09:42,949
‫فقط بعدا یادم بنداز‬
‫الکترولیت‌هام رو دوباره پر کنم.‬

171
00:09:42,999 --> 00:09:45,159
‫خیلی پرش سختی بود.‬

172
00:09:45,209 --> 00:09:46,252
‫باشه.‬

173
00:10:00,975 --> 00:10:04,595
‫- می‌شه صحبت کنیم؟‬
‫- آره. چی شده؟‬

174
00:10:04,645 --> 00:10:06,772
‫یه خبر نگران‌کننده شنیدم.‬

175
00:10:07,023 --> 00:10:10,735
‫- درباره آقای کیتریج بود.‬
‫- اوهوم، اتفاقی افتاده؟‬

176
00:10:12,778 --> 00:10:16,365
‫این که نامه استعفاست.‬
‫کیتریج داره بازنشسته می‌شه؟‬

177
00:10:16,574 --> 00:10:17,692
‫خیلی اتفاق عجیبیه.‬

178
00:10:17,742 --> 00:10:20,403
‫جدی؟ سنش خیلی از‬
‫سن بازنشستگی گذشته.‬

179
00:10:20,453 --> 00:10:24,031
‫آره، ولی اون از اون آدم‌ها نیست‬
‫که بدون خبر بره.‬

180
00:10:24,081 --> 00:10:26,075
‫یا خداحافظی نکنه.‬
‫تو درباره این می‌دونستی؟‬

181
00:10:26,125 --> 00:10:27,835
‫مستقیما که چیزی به من نگفت.‬

182
00:10:29,795 --> 00:10:32,707
‫حالا فکر می‌کنم، شنیدم هفته پیش...‬

183
00:10:32,757 --> 00:10:34,925
‫داشت درباره برنامه‌های‬
‫سفرش حرف می‌زد.‬

184
00:10:35,593 --> 00:10:36,844
‫هوم.‬

185
00:10:37,178 --> 00:10:38,588
‫جایگزینی در نظر داری؟‬

186
00:10:38,638 --> 00:10:41,557
‫نه، هنوز نه.‬

187
00:10:41,932 --> 00:10:44,343
‫آخه پیدا کردن جادوگر ارشد‬
‫که کار آسونی نیست.‬

188
00:10:44,393 --> 00:10:45,811
‫اون هم توی این زمان کم.‬

189
00:10:47,521 --> 00:10:50,316
‫می‌دونی، من...‬
‫من همیشه می‌تونم کمک کنم.‬

190
00:10:51,484 --> 00:10:53,986
‫عالی می‌شه.‬

191
00:10:54,528 --> 00:10:57,365
‫اسمت رو برای بررسی رسمی‬
‫به شورا ارجاع می‌دم.‬

192
00:10:57,573 --> 00:10:59,442
‫- عالیه.‬
‫- ممنون پیتر.‬

193
00:10:59,492 --> 00:11:01,327
‫تشکر نکن. من در خدمتم.‬

194
00:11:08,167 --> 00:11:09,627
‫مامانم رو می‌بینین؟‬

195
00:11:09,960 --> 00:11:11,871
‫هنوز که نه.‬

196
00:11:11,921 --> 00:11:13,581
‫سلام، دوست من رو ندیدین؟‬

197
00:11:13,631 --> 00:11:15,833
‫- عه! مواظب باش.‬
‫- سلام.‬

198
00:11:15,883 --> 00:11:18,636
‫برایر، اون نمی‌تونه ما رو‬
‫ببینه یا صدامون رو بشنوه.‬

199
00:11:18,844 --> 00:11:21,722
‫- هیچکس نمی‌تونه.‬
‫- همچنان بی‌ادبانه بود.‬

200
00:11:23,307 --> 00:11:24,975
‫بچه‌ها، اینجا رو نگاه کنید.‬

201
00:11:29,438 --> 00:11:31,807
‫یا خدا. واقعا خودشه.‬

202
00:11:31,857 --> 00:11:34,143
‫چقدر...‬

203
00:11:34,193 --> 00:11:36,696
‫- دوست‌داشتنیه؟‬
‫- بی‌نقصه؟‬

204
00:11:37,822 --> 00:11:39,106
‫خیلی بیشتر از این‌ها.‬

205
00:11:39,156 --> 00:11:41,492
‫من که سکوت می‌کنم.‬

206
00:11:41,826 --> 00:11:43,569
‫طبیعیه دیگه. بگذریم.‬

207
00:11:43,619 --> 00:11:45,780
‫ممنون تی. اصلا نمی‌دونی...‬

208
00:11:45,830 --> 00:11:48,624
‫چقدر برام ارزشمنده که‬
‫دوباره اینطوری ببینمش.‬

209
00:11:49,166 --> 00:11:51,619
‫- می‌فهمم.‬
‫- ما واقعا شیطون بودیم‌ها...‬

210
00:11:51,669 --> 00:11:53,162
‫- آره.‬
‫- اون دوران، نه؟‬

211
00:11:53,212 --> 00:11:55,039
‫اگنس بیچاره اصلا حریفمون نمی‌شد.‬

212
00:11:55,089 --> 00:11:56,457
‫یادت میاد توی کلاس معجون‌سازی...‬

213
00:11:56,507 --> 00:12:00,670
‫مری دستورالعمل‬
‫معجون سرعت رو تغییر داد؟‬

214
00:12:00,720 --> 00:12:02,630
‫آره، یادمه. چون خوردیمش.‬

215
00:12:02,680 --> 00:12:05,174
‫بعدش همه‌مون‬
‫با حرکت آهسته راه می‌رفتیم.‬

216
00:12:05,224 --> 00:12:06,717
‫یه هفته‌ای طول کشید.‬

217
00:12:06,767 --> 00:12:09,303
‫در دفاع از خودم بگم که‬
‫هنوز هم نمی‌تونم...‬

218
00:12:09,353 --> 00:12:11,555
‫- یه دستورالعمل رو درست بسازم.‬
‫- آخی.‬

219
00:12:11,605 --> 00:12:14,400
‫واقعا. به زور بلد بود‬
‫پاستا درست کنه.‬

220
00:12:14,650 --> 00:12:15,685
‫ولی من برام مهم نبود.‬

221
00:12:15,735 --> 00:12:17,186
‫تا آخر عمرم مامان و غذای چینی رو...‬

222
00:12:17,236 --> 00:12:19,280
‫- ترجیح می‌دادم.‬
‫- الهی.‬

223
00:12:19,572 --> 00:12:22,950
‫عجیبه وقتی یه نفر می‌ره،‬
‫دلت برای کوچکترین چیزها تنگ می‌شه.‬

224
00:12:25,619 --> 00:12:26,829
‫می‌فهمم منظورت چیه.‬

225
00:12:29,665 --> 00:12:32,284
‫مار، همه‌چیز مرتبه؟‬
‫مدام گوشیت رو چک می‌کنی.‬

226
00:12:32,334 --> 00:12:34,628
‫آره، ببخشید. فقط...‬

227
00:12:35,212 --> 00:12:38,332
‫من و برایر امروز صبح‬
‫یه دعوای حسابی کردیم.‬

228
00:12:38,382 --> 00:12:41,085
‫سر یکی که جدیدا باهاش می‌گرده.‬
‫از اون پسرهای بد و بی‌ادبه.‬

229
00:12:41,135 --> 00:12:43,763
‫آها، پس دختر کو ندارد نشان از مادر؟‬

230
00:12:44,013 --> 00:12:48,050
‫اِم، الان جواب پیام و زنگ‌هام رو نمی‌ده.‬

231
00:12:48,100 --> 00:12:50,060
‫شاید لازم باشه زود برم.‬

232
00:12:50,352 --> 00:12:53,222
‫خب، مرور خاطرات قشنگی بود.‬

233
00:12:53,272 --> 00:12:55,641
‫ولی احتمالا بهتره بریم‬
‫سر اصل مطلب.‬

234
00:12:55,691 --> 00:12:57,651
‫اِم، تامورا... چرا گفتی بیایم؟‬

235
00:12:57,860 --> 00:12:59,729
‫هر از گاهی، دوست دارم‬
‫آینده رو پیش‌بینی کنم.‬

236
00:12:59,779 --> 00:13:01,772
‫بیشتر برای پیگیری‬
‫تغییرات بازار مسکن،‬

237
00:13:01,822 --> 00:13:06,494
‫ولی این هفته، یه موضوع...‬
‫نگران‌کننده رو فهمیدم.‬

238
00:13:14,418 --> 00:13:15,669
‫این چیه؟‬

239
00:13:15,920 --> 00:13:17,379
‫خط رون باستانیه.‬

240
00:13:17,713 --> 00:13:20,966
‫- دقیقا یعنی چی؟‬
‫- آشوب و مرگ.‬

241
00:13:22,968 --> 00:13:25,387
‫یه تهدیدی داره به نیواورلئان میاد.‬

242
00:13:26,889 --> 00:13:28,265
‫ولی می‌دونم چی می‌تونه‬
‫جلوش رو بگیره.‬

243
00:13:39,443 --> 00:13:41,812
‫سلام. چند تا از بچه‌ها‬
‫دور هم جمع شدن یه دست...‬

244
00:13:41,862 --> 00:13:44,482
‫پیکل‌بال بازی کنن. من هم چند تا‬
‫راکت طلسم‌شده گیر آوردم...‬

245
00:13:44,532 --> 00:13:46,534
‫که هیچ وقت خطا نمی‌رن.‬
‫پایه‌ای بریم؟‬

246
00:13:46,784 --> 00:13:49,119
‫اِم، راستش...‬
‫من دارم می‌رم بیرون.‬

247
00:13:50,162 --> 00:13:51,238
‫می‌خوای بیام؟‬

248
00:13:51,288 --> 00:13:53,666
‫نه، یه جور ماموریت انفرادیه.‬

249
00:13:54,291 --> 00:13:58,788
‫خب... باشه،‬
‫نمی‌خوام شبیه خواهرت باشم‌ها،‬

250
00:13:58,838 --> 00:14:01,507
‫ولی شاید بهتر باشه‬
‫یه تجدید نظری بکنی و دوباره بسنجی.‬

251
00:14:01,841 --> 00:14:03,551
‫با وجود قضیه مشروط شدنت می‌گم.‬

252
00:14:05,970 --> 00:14:08,589
‫راست می‌گی‌ها. شبیه مک‌کنا شدی.‬

253
00:14:08,639 --> 00:14:10,966
‫اِم... منظورم اینه که‬
‫وقتی می‌ری ماموریت...‬

254
00:14:11,016 --> 00:14:13,052
‫معمولا آتیش به پا می‌کنی.‬
‫بعضی وقت‌ها آتیش واقعیه.‬

255
00:14:13,102 --> 00:14:15,095
‫آره، اون فقط یه بار پارسال بود.‬

256
00:14:15,145 --> 00:14:16,680
‫تعلیق هم شدی.‬

257
00:14:16,730 --> 00:14:17,932
‫چون نزدیک بود مدرسه رو بسوزونی.‬

258
00:14:17,982 --> 00:14:20,526
‫وسط یه طلسم احضار ناموفق‬
‫چند تا پرده رو سوزوندم.‬

259
00:14:20,860 --> 00:14:22,278
‫طلسم احضار؟ چـ...‬

260
00:14:22,528 --> 00:14:25,990
‫تو مگه عزیز رفته‌ای داری؟‬
‫پدر... پدرت؟‬

261
00:14:28,200 --> 00:14:30,402
‫ببین، باید برم. خب؟‬
‫باید خودم رو برسونم.‬

262
00:14:30,452 --> 00:14:34,081
‫جیک، من باهات میام.‬
‫نیروی کمکی باشم.‬

263
00:14:35,332 --> 00:14:38,502
‫ببین، یه دلیلی داره که ساحرها محفل ندارن.‬

264
00:14:40,796 --> 00:14:42,006
‫بهتره تنها باشم.‬

265
00:15:06,030 --> 00:15:08,657
‫تو از هم‌کلاسی‌های برایری، نه؟‬

266
00:15:08,908 --> 00:15:10,276
‫تو همون پسره‌ای؟‬

267
00:15:10,326 --> 00:15:13,996
‫اِم، حالا مطمئن نیستم‬
‫«همون پسره» باشم. ولی، اِم...‬

268
00:15:14,747 --> 00:15:15,956
‫گمونم باشم.‬

269
00:15:16,582 --> 00:15:18,500
‫- من اولی‌ام.‬
‫- جیکم.‬

270
00:15:21,337 --> 00:15:24,548
‫فکر کنم قبلا یکی دو بار اینجا دیدمت.‬

271
00:15:24,882 --> 00:15:26,917
‫معمولا... برای کارهای ساحرگری و...‬

272
00:15:26,967 --> 00:15:28,302
‫جمع‌آوری اطلاعات میام.‬

273
00:15:28,636 --> 00:15:31,255
‫تا حواسم باشه خون‌آشام‌ها پاشون رو‬
‫از گلیمشون درازتر نمی‌کنن.‬

274
00:15:31,305 --> 00:15:34,099
‫یا به انسان‌ها حمله نمی‌کنن،‬
‫از این جور چیزها.‬

275
00:15:35,392 --> 00:15:36,393
‫چه باحال.‬

276
00:15:37,519 --> 00:15:40,606
‫خب، برایر بهم می‌گه تو فقط‬
‫خون حیوان می‌خوری.‬

277
00:15:40,940 --> 00:15:44,026
‫- خون انسان نمی‌خوری. درسته؟‬
‫- آره.‬

278
00:15:48,238 --> 00:15:50,950
‫خب، امشب چه جانوری توی منو داری؟‬

279
00:15:51,492 --> 00:15:54,620
‫سمور. ولی... ولی پیشنهاد نمی‌کنم.‬

280
00:15:58,707 --> 00:16:00,209
‫تا حالا دلت براش تنگ شده؟‬

281
00:16:00,668 --> 00:16:03,587
‫طعم خون انسان‬
‫و هیجان کشتن رو می‌گم.‬

282
00:16:05,005 --> 00:16:06,298
‫تجربه نداشتم.‬

283
00:16:08,342 --> 00:16:11,303
‫جالبه.‬

284
00:16:15,933 --> 00:16:17,851
‫چه جوابی واسه این داری؟‬

285
00:16:19,851 --> 00:16:29,851
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M