1
00:00:04,045 --> 00:00:05,839
‫پیتر، حالت خوبه؟‬

2
00:00:05,922 --> 00:00:07,791
‫خب، گذشته از این گرسنگی طاقت‌فرسا‬

3
00:00:07,841 --> 00:00:09,050
‫و سرمازدگی کلافه‌کننده…‬

4
00:00:09,968 --> 00:00:11,636
‫آره، عالی‌ام.‬

5
00:00:11,720 --> 00:00:12,846
‫چند وقته اینجایی؟‬

6
00:00:12,929 --> 00:00:14,673
‫نمی‌دونم.‬

7
00:00:14,723 --> 00:00:16,683
‫شاید دو سه هفته، شایدم بیشتر.‬

8
00:00:17,475 --> 00:00:19,185
‫- حسابش از دستم در رفته.‬
‫- پس یعنی تمام این مدت،‬

9
00:00:19,269 --> 00:00:20,770
‫یه نفر داشته خودش رو جای تو جا می‌زده.‬

10
00:00:20,854 --> 00:00:23,148
‫یه ساحر قدرتمند.‬

11
00:00:23,231 --> 00:00:24,733
‫تغییر چهره برای این مدت طولانی؟‬

12
00:00:24,816 --> 00:00:26,568
‫بیشترمون به‌زور بتونیم یه ساعت دووم بیاریم.‬

13
00:00:26,651 --> 00:00:28,478
‫چطور متوجه این قضیه نشدم؟‬

14
00:00:28,528 --> 00:00:29,362
‫باید می‌فهمیدم.‬

15
00:00:29,446 --> 00:00:31,740
‫- اون… اون… اون خودت نبودی.‬
‫- نه، نه، اصلاً.‬

16
00:00:31,823 --> 00:00:33,158
‫امکان نداشت بتونی بفهمی.‬

17
00:00:33,241 --> 00:00:34,743
‫از جادوی سیاه استفاده میکنه،‬

18
00:00:34,784 --> 00:00:36,077
‫ردش کاملاً پوشیده شده.‬

19
00:00:36,161 --> 00:00:37,620
‫همه‌چیز رو درباره‌م می‌دونه.‬

20
00:00:37,704 --> 00:00:39,164
‫تنها دلیلی هم که زنده‌م گذاشته همینه.‬

21
00:00:39,247 --> 00:00:40,665
‫چهره‌ی واقعی‌ش رو دیدی؟‬

22
00:00:40,707 --> 00:00:41,416
‫نه.‬

23
00:00:42,250 --> 00:00:44,043
‫یه لحظه داشتم توی کلاسم وسایلم رو جمع می‌کردم،‬

24
00:00:44,127 --> 00:00:46,838
‫لحظه‌ی بعد، یکی با قیافه‌ی خودم‬
‫بهم حمله کرد.‬

25
00:00:47,297 --> 00:00:49,340
‫خواستم جلوش مقاومت کنم،‬
‫ولی از توی یه پورتال پرتم کرد این تو.‬

26
00:00:49,424 --> 00:00:50,550
‫باید از اینجا فرار کنیم.‬

27
00:00:50,633 --> 00:00:53,303
‫نه، هی!‬
‫آروم، فایده‌ای نداره.‬

28
00:00:53,386 --> 00:00:56,431
‫جادومون رو ازمون گرفته.‬

29
00:00:57,182 --> 00:00:58,183
‫خیلی خب.‬

30
00:00:58,892 --> 00:01:00,935
‫صبر کن، صبر کن،‬
‫آروم باش، آروم!‬

31
00:01:01,019 --> 00:01:02,479
‫هیچ راه خروجی نیست.‬

32
00:01:02,562 --> 00:01:05,023
‫در و دیوارها‬
‫با جادوی سیاه طلسم شدن.‬

33
00:01:05,106 --> 00:01:06,357
‫خودم به سختی اینو فهمیدم.‬

34
00:01:10,403 --> 00:01:12,197
‫راه فراری نیست.‬

35
00:01:13,197 --> 00:01:23,197
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

36
00:01:26,377 --> 00:01:27,420
‫عجیبه، نه؟‬

37
00:01:28,505 --> 00:01:30,048
‫از دست دادن جادوت.‬

38
00:01:30,131 --> 00:01:32,592
‫تنها چیزی که خاصت می‌کنه.‬

39
00:01:33,468 --> 00:01:35,762
‫هیچ‌وقت بهش عادت نمی‌کنی.‬

40
00:01:37,555 --> 00:01:40,183
‫خودتی، مگه نه؟‬

41
00:01:42,810 --> 00:01:43,811
‫ویلیام.‬

42
00:01:43,895 --> 00:01:46,189
‫همیشه باهوش‌ترین‬
‫شاگرد مدرسه بودی.‬

43
00:01:51,444 --> 00:01:53,655
‫سلام اِم، خیلی وقته ندیدمت.‬

44
00:01:56,866 --> 00:01:58,868
‫[قسمت چهاردهم]‬

45
00:02:01,287 --> 00:02:03,206
‫اصلاً چطور ممکنه؟‬

46
00:02:03,289 --> 00:02:05,416
‫قدرت‌هات برای همیشه مهر و موم شده بودن.‬

47
00:02:05,500 --> 00:02:07,710
‫توی دنیای ما، هیچ‌چیزی همیشگی نیست.‬

48
00:02:07,794 --> 00:02:09,837
‫اعضای شورا نگران نبودنم میشن.‬

49
00:02:09,921 --> 00:02:12,340
‫میان دنبالم تا پیدام کنن.‬

50
00:02:12,423 --> 00:02:14,092
‫واسه همه‌ی آدم‌های بیرون این اتاق،‬

51
00:02:14,133 --> 00:02:15,260
‫تو یه قاتلی،‬

52
00:02:15,343 --> 00:02:17,220
‫و منم قهرمانی که جلوت رو گرفت.‬

53
00:02:18,221 --> 00:02:21,266
‫خیلی جالبه که وقتی چهره‌ی تو رو دارم،‬
‫مردم چقدر راحت بهم اعتماد می‌کنن.‬

54
00:02:21,349 --> 00:02:23,935
‫مری و تامورا رو کشتی.‬

55
00:02:23,977 --> 00:02:25,770
‫واسه چی؟ انتقام؟‬

56
00:02:25,853 --> 00:02:27,230
‫خب، تا حدی.‬

57
00:02:27,689 --> 00:02:29,682
‫خیالمم راحته که این انقلاب زمستانی،‬

58
00:02:29,732 --> 00:02:31,442
‫محفلت نمیتونه جلوم رو بگیره.‬

59
00:02:32,777 --> 00:02:34,404
‫اون پسربچه‌ای که می‌شناختی،‬

60
00:02:34,445 --> 00:02:35,905
‫دیگه بزرگ شده، اِم.‬

61
00:02:36,656 --> 00:02:39,492
‫باهوش‌تر، محتاط‌تر،‬

62
00:02:39,534 --> 00:02:41,494
‫و فوق‌العاده قدرتمندتر.‬

63
00:02:59,846 --> 00:03:02,015
‫اولین شکرگزاری جادوگرها با گروه سه نفره‌مون.‬

64
00:03:02,056 --> 00:03:03,516
‫این واقعاً معرکه‌ست.‬

65
00:03:03,599 --> 00:03:05,176
‫قراره طلسم‌های شکرگزاری بخونیم‬

66
00:03:05,226 --> 00:03:07,103
‫یا فقط تا خرخره غذا بخوریم؟‬

67
00:03:07,353 --> 00:03:09,480
‫من به جفتش رأی میدم، قطعاً جفتش.‬

68
00:03:09,564 --> 00:03:11,858
‫میشه هم جادو باشه و هم دسر.‬

69
00:03:12,525 --> 00:03:13,985
‫دیگه آدم چی از این بهتر میخواد؟‬

70
00:03:16,029 --> 00:03:17,864
‫ساشا، برعکس عقربه‌های ساعت لطفاً.‬

71
00:03:17,947 --> 00:03:20,575
‫می‌خوایم خامه‌مون خوب سفت بشه،‬
‫نمی‌خوایم شل و ول بمونه.‬

72
00:03:20,658 --> 00:03:22,785
‫چشم، سرآشپز.‬

73
00:03:24,787 --> 00:03:26,998
‫وای، خانم باتیست، اینا عالین!‬

74
00:03:27,081 --> 00:03:28,666
‫باید دستورش رو برام بفرستین.‬

75
00:03:28,750 --> 00:03:30,793
‫من شیرینی‌پزی بلد نیستم،‬
‫ولی دلم میخواد یاد بگیرم.‬

76
00:03:30,877 --> 00:03:32,962
‫خواهش می‌کنم، «الودی» صدام کن.‬

77
00:03:33,045 --> 00:03:35,465
‫اومم.‬

78
00:03:46,184 --> 00:03:49,520
‫مامانم دقیقاً‬
‫همین تزیینات رو درست می‌کرد،‬

79
00:03:49,604 --> 00:03:50,897
‫واسه هر روز شکرگزاری.‬

80
00:03:50,980 --> 00:03:52,440
‫این فراتر از یه تزیین ساده‌ست.‬

81
00:03:52,523 --> 00:03:54,817
‫طبق سنت‌ها، اونم از قرن‌ها پیش،‬
‫می‌خوام بهت بگم که‬

82
00:03:54,901 --> 00:03:57,445
‫سر این میزها از جادوگرها‬
‫اصلاً استقبالی نمیشد.‬

83
00:03:57,528 --> 00:03:58,654
‫ما طردشده بودیم،‬

84
00:03:58,696 --> 00:03:59,864
‫و بعضی جاها هنوزم هستیم.‬

85
00:04:00,490 --> 00:04:02,158
‫واسه همین رسم و رسوم‬
‫خودمون رو راه انداختیم…‬

86
00:04:02,241 --> 00:04:04,410
‫- اوهوم.‬
‫- شکرگزاری جادوگرهای خودمون رو ساختیم.‬

87
00:04:04,494 --> 00:04:05,536
‫واسه همین…‬

88
00:04:06,454 --> 00:04:08,664
‫- علف طلایی واسه پذیرفته‌شدنه.‬
‫- هوم.‬

89
00:04:11,250 --> 00:04:13,795
‫برگ‌بو واسه شکرگزاری.‬

90
00:04:14,712 --> 00:04:16,339
‫نون‌های گرد هم چون خیلی خوشمزه‌ان.‬

91
00:04:18,674 --> 00:04:20,760
‫وای، پس مامانم داشت‬
‫این سنت رو زنده نگه می‌داشت‬

92
00:04:20,843 --> 00:04:22,762
‫- و من حتی روحمم خبر نداشت.‬
‫- اوهوم.‬

93
00:04:23,471 --> 00:04:25,598
‫می‌دونی، خیلی چیزها بود که دلم می‌خواست ازش بپرسم.‬

94
00:04:25,681 --> 00:04:28,434
‫متأسفم که گریوز این فرصت رو ازت گرفت.‬

95
00:04:28,518 --> 00:04:29,760
‫هنوزم باورش سخته‬

96
00:04:29,810 --> 00:04:31,229
‫که اون دست به قتل کسی زده باشه.‬

97
00:04:31,312 --> 00:04:34,023
‫اونم هر کسی، چه برسه به مامان تو.‬

98
00:04:34,106 --> 00:04:36,859
‫می‌دونم کنار اومدن با این قضیه‬
‫واسه همه‌تون خیلی سخته.‬

99
00:04:36,943 --> 00:04:39,612
‫واسه منم همین‌طور؛ از دورانی که‬
‫توی کِرِسِنت وِیل بودم می‌شناختمش.‬

100
00:04:39,695 --> 00:04:41,656
‫صبر کن ببینم، مامان منم می‌شناختی؟‬

101
00:04:42,532 --> 00:04:43,699
‫آره، می‌شناختم.‬

102
00:04:43,783 --> 00:04:45,910
‫وقتی من سال آخر بودم، اون سال‌اولی بود.‬

103
00:04:45,993 --> 00:04:47,620
‫حتی همون موقع هم جادوگر قدرتمندی بود.‬

104
00:04:47,703 --> 00:04:49,038
‫کل محفل‌شون همین‌طور بودن.‬

105
00:04:49,121 --> 00:04:50,331
‫اما گریوز، خب،‬

106
00:04:50,414 --> 00:04:52,375
‫اون چند سال نوری‬
‫از بقیه جلوتر بود.‬

107
00:04:52,458 --> 00:04:53,876
‫همه‌مون شیفته و مات قدرتش بودیم،‬

108
00:04:53,960 --> 00:04:56,504
‫واسه همینه که این اتفاق این‌قدر دردناکه.‬

109
00:04:56,587 --> 00:04:59,257
‫خب، خبر خوب اینه که‬

110
00:04:59,340 --> 00:05:01,801
‫شورا تا پیداش نکنه،‬
‫دست از سرش برنمیداره.‬

111
00:05:02,468 --> 00:05:04,378
‫امروز…‬

112
00:05:04,428 --> 00:05:05,721
‫بیاین فقط لذت ببریم.‬

113
00:05:06,514 --> 00:05:09,475
‫آره، دقیقاً! «غم و غصه»‬
‫توی منوی امروزمون جایی نداره.‬

114
00:05:24,532 --> 00:05:26,659
‫میشه یه لحظه ادای آدم‌های عادی رو در بیاری؟‬

115
00:05:26,742 --> 00:05:27,868
‫من کاملاً عادیم.‬

116
00:05:27,952 --> 00:05:30,121
‫می‌دونم اوضاع بین تو‬
‫و گروه سه نفره‌ی برایر شکرآبه.‬

117
00:05:30,204 --> 00:05:32,498
‫اونام همچین دل خوشی ازت ندارن.‬

118
00:05:32,581 --> 00:05:34,667
‫کاملاً حواسم هست، ولی شکرگزاری جادوگرهاست.‬

119
00:05:34,750 --> 00:05:36,577
‫می‌دونم، می‌دونم.‬

120
00:05:36,627 --> 00:05:38,546
‫این همون… همون روزیه که‬

121
00:05:39,213 --> 00:05:41,590
‫تظاهر می‌کنیم‬
‫با کسایی که باهاشون نمی‌سازیم،‬

122
00:05:41,674 --> 00:05:43,301
‫کنار میایم و مشکلی نداریم.‬

123
00:05:43,384 --> 00:05:45,177
‫دقیقاً. پس بیا فقط‬

124
00:05:45,219 --> 00:05:46,595
‫امروز رو سر کنیم، باشه؟‬

125
00:05:46,679 --> 00:05:50,224
‫آره، نگران آدم‌های اون تو نیستم.‬

126
00:05:51,267 --> 00:05:52,810
‫داری درباره‌ی چی حرف میزنی؟‬

127
00:05:54,186 --> 00:05:55,771
‫اِم…‬

128
00:05:56,856 --> 00:05:58,858
‫شاید یه جورایی…‬

129
00:05:59,442 --> 00:06:02,019
‫یه خون‌آشام رو یه‌ذره عصبانی کرده باشم.‬

130
00:06:02,069 --> 00:06:04,572
‫چند بار بهت هشدار دادم‬
‫که از اون دور بمونی…‬

131
00:06:05,489 --> 00:06:06,490
‫جیک.‬

132
00:06:06,574 --> 00:06:07,575
‫مک‌کنا.‬

133
00:06:07,658 --> 00:06:08,701
‫بیا تو.‬

134
00:06:09,577 --> 00:06:11,746
‫ممنون که دعوتمون کردین.‬

135
00:06:11,787 --> 00:06:15,332
‫دست خودت درد نکنه، خیلی قشنگن.‬

136
00:06:17,293 --> 00:06:19,462
‫بابت کولاک شیکاگو خیلی متأسفم.‬

137
00:06:19,545 --> 00:06:21,005
‫شاید نتونی بری پیش خونواده‌ت،‬

138
00:06:21,088 --> 00:06:23,132
‫ولی امشب، همه‌مون یه خونواده‌ایم.‬

139
00:06:23,215 --> 00:06:25,384
‫این یعنی کسرول سیب‌زمینی شیرینم داریم؟‬

140
00:06:25,468 --> 00:06:28,345
‫همراه گردوی برشته‬
‫و مارشمالوی ریزِ اضافه.‬

141
00:06:28,763 --> 00:06:29,972
‫قابلت رو نداشت.‬

142
00:06:33,726 --> 00:06:35,227
‫- می‌تونم پالتوت رو بگیرم.‬
‫- مطمئنی؟‬

143
00:06:35,311 --> 00:06:37,021
‫- آره، معلومه.‬
‫- دستت درد نکنه.‬

144
00:06:37,104 --> 00:06:38,105
‫سلام.‬

145
00:06:38,189 --> 00:06:40,566
‫شنیدم رفتی توی کما، خوبی الان؟‬

146
00:06:40,649 --> 00:06:42,401
‫بهترین چرت عمرم بود.‬

147
00:06:42,485 --> 00:06:44,487
‫تا حالا این‌قدر گرسنه‌م نشده بود،‬
‫که البته خیلی هم خوبه،‬

148
00:06:44,570 --> 00:06:47,907
‫چون الان همه‌چی‬
‫به‌طرز عجیبی خوشمزه‌ست.‬

149
00:06:47,990 --> 00:06:50,576
‫توی یوتا هم برف میاد؟‬

150
00:06:51,535 --> 00:06:53,412
‫بیشتر مشکل کمبود بودجه بود‬

151
00:06:53,496 --> 00:06:55,080
‫- واسه خرید بلیت هواپیما.‬
‫- اوه.‬

152
00:06:55,164 --> 00:06:57,708
‫که اصلاً مهم نیست،‬
‫چون خیلی بیشتر ترجیح میدم‬

153
00:06:57,792 --> 00:06:59,835
‫اینجا پیش دوستام باشم.‬

154
00:07:02,505 --> 00:07:04,465
‫خب، امروز با کدوم طرفم؟‬

155
00:07:04,507 --> 00:07:06,509
‫باب یا اون پسره‌ی عصبیِ جادوی سیاه؟‬

156
00:07:06,884 --> 00:07:08,594
‫نظرت چیه… فقط خودِ جیک باشم؟‬

157
00:07:08,677 --> 00:07:10,930
‫آره، واسه من که عالیه.‬

158
00:07:12,264 --> 00:07:14,308
‫خوبی؟‬

159
00:07:14,350 --> 00:07:15,309
‫دارم دووم میارم.‬

160
00:07:15,392 --> 00:07:18,187
‫می‌دونم، اولین شکرگزاری‬
‫بدون مامانت خیلی سخته.‬

161
00:07:18,771 --> 00:07:19,855
‫آره، ولی مدام به خودم میگم‬

162
00:07:19,939 --> 00:07:22,274
‫اون می‌خواست از این روز نهایت لذت رو ببرم.‬

163
00:07:22,358 --> 00:07:24,276
‫شاید یه تیکه پای اضافه هم به یادش بخورم.‬

164
00:07:24,360 --> 00:07:26,320
‫- آره، یه همچین چیزی.‬
‫- درسته.‬

165
00:07:38,165 --> 00:07:40,251
‫سلام.‬

166
00:07:43,045 --> 00:07:44,129
‫این اینجا چی کار میکنه؟‬

167
00:07:44,922 --> 00:07:46,757
‫مامان ساشا بهم گفت دعوتش کنم.‬

168
00:07:51,637 --> 00:07:52,680
‫نمیتونه بیاد تو.‬

169
00:07:53,847 --> 00:07:57,268
‫- راست میگه.‬
‫- آخ، آره، دعوت‌نامه.‬

170
00:07:59,436 --> 00:08:02,848
‫اولی، بفرما تو لطفاً.‬

171
00:08:02,898 --> 00:08:03,691
‫ممنون.‬

172
00:08:27,298 --> 00:08:28,632
‫بیا تو.‬

173
00:08:32,386 --> 00:08:34,388
‫بالاخره داریم به آخرش می‌رسیم.‬

174
00:08:34,471 --> 00:08:36,932
‫آخرین فرم‌های مراسم تشکیل محفل.‬

175
00:08:37,057 --> 00:08:38,517
‫فقط امضاتون رو میخواد.‬

176
00:08:38,559 --> 00:08:39,518
‫عالیه.‬

177
00:08:40,477 --> 00:08:42,730
‫توی این دوره‌ی انتقال،‬
‫کمک‌های بسیار ارزشمندی کردی.‬

178
00:08:42,813 --> 00:08:44,106
‫خیلی جالبه که وقتی بچه‌ها نیستن،‬
‫می‌تونیم چه کارهایی‬

179
00:08:44,189 --> 00:08:46,191
‫رو سر و سامون بدیم.‬

180
00:08:49,862 --> 00:08:52,114
‫از دست دادن خانم گریوز‬
‫واسه همه‌مون سخت بوده.‬

181
00:08:52,197 --> 00:08:53,198
‫اوهوم.‬

182
00:08:53,866 --> 00:08:55,576
‫می‌دونم برات ارزش زیادی داشت.‬

183
00:08:55,659 --> 00:08:58,162
‫نمی‌خواستم باور کنم که گناهکاره.‬

184
00:08:58,662 --> 00:09:00,289
‫ولی اگه نبود، چرا باید فرار می‌کرد؟‬

185
00:09:01,081 --> 00:09:03,292
‫حس می‌کردم داره‬
‫یه جور رازی رو پنهان میکنه،‬

186
00:09:03,375 --> 00:09:06,378
‫ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم‬
‫یه چیزی مثل…‬

187
00:09:06,462 --> 00:09:08,339
‫این باشه.‬

188
00:09:09,131 --> 00:09:11,166
‫سر همه‌مون کلاه گذاشت.‬

189
00:09:11,216 --> 00:09:12,760
‫ولی امروز یه روز جدیده.‬

190
00:09:13,719 --> 00:09:15,713
‫انقلاب زمستانی در راهه.‬

191
00:09:15,763 --> 00:09:17,473
‫خطوط انرژی باز میشن‬

192
00:09:17,556 --> 00:09:21,185
‫و نوسازی‌ای که بهش نیاز داریم رو بهمون میدن.‬

193
00:09:23,812 --> 00:09:25,564
‫از پس این برمیایم، اگنس.‬

194
00:09:26,857 --> 00:09:27,858
‫کنار همدیگه.‬

195
00:09:29,068 --> 00:09:30,527
‫من که امیدوارم.‬

196
00:09:30,569 --> 00:09:31,487
‫آره.‬

197
00:09:50,172 --> 00:09:52,466
‫بیسکویت‌های کره‌ای، موردعلاقه‌ی مامانم.‬

198
00:09:52,549 --> 00:09:55,427
‫یا همون‌طور که شما میگین، «کوکی».‬

199
00:09:56,011 --> 00:09:58,055
‫خیلی خوشمزه به نظر میان، ممنون.‬

200
00:10:02,976 --> 00:10:06,688
‫بازم نه، ای بابا. اِم…‬

201
00:10:06,772 --> 00:10:08,690
‫از مرز نابودی، شعله رو پس بزن،‬

202
00:10:08,774 --> 00:10:10,484
‫بذار عطر و طعم دلپذیر دوباره جون بگیره.‬

203
00:10:13,570 --> 00:10:16,824
‫تو کی هستی و سر مادرم‬
‫چه بلایی آوردی؟‬

204
00:10:16,907 --> 00:10:19,660
‫باشه، می‌دونم گفتم‬
‫توی آشپزخونه از جادو خبری نیست.‬

205
00:10:19,743 --> 00:10:21,829
‫فکر کنم کلماتی که گفتی دقیقاً این بود:‬

206
00:10:21,912 --> 00:10:24,164
‫«هر چیزی غیر از‬
‫دست‌پخت واقعی، تقلبه.»‬

207
00:10:24,248 --> 00:10:26,542
‫قبول، ولی شاید دارم یاد می‌گیرم‬

208
00:10:26,583 --> 00:10:28,168
‫یه کم قانون‌هام رو منعطف‌تر کنم.‬

209
00:10:28,252 --> 00:10:29,253
‫هوم.‬

210
00:10:30,712 --> 00:10:32,506
‫واسه همین به برایر گفتی‬
‫دعوتش کنه؟‬

211
00:10:33,215 --> 00:10:35,551
‫به همون دلیلی این کار رو کردم‬
‫که تو مک‌کنا رو دعوت کردی.‬

212
00:10:35,634 --> 00:10:37,135
‫توی این تعطیلات،‬

213
00:10:37,219 --> 00:10:38,971
‫هرچی بودن با یه نفر سخت‌تر باشه،‬
‫بهتره.‬

214
00:10:39,054 --> 00:10:40,639
‫مامان، مک‌کنا که برادرم رو نکشته.‬

215
00:10:40,722 --> 00:10:42,224
‫اون پسره هم همین‌طور.‬

216
00:10:45,686 --> 00:10:46,687
‫ببین…‬

217
00:10:47,229 --> 00:10:48,939
‫کاش می‌تونستم با حس و حال‬

218
00:10:48,981 --> 00:10:50,566
‫شکرگزاری جادوگرها همراه بشم.‬

219
00:10:51,733 --> 00:10:53,902
‫ولی بعد از میسون، واقعاً سخته.‬

220
00:10:55,612 --> 00:10:56,613
‫می‌دونم.‬

221
00:10:58,365 --> 00:11:00,576
‫و امروز یه قدم به جلو بود، همینم کافیه.‬

222
00:11:03,287 --> 00:11:05,998
‫می‌خواستم صبر کنم تا همه برن،‬

223
00:11:06,081 --> 00:11:08,917
‫ولی نمیتونم.‬

224
00:11:09,001 --> 00:11:12,254
‫امروز صبح با پورتال پستی رسید.‬

225
00:11:12,337 --> 00:11:15,924
‫شاید یه سرکی کشیده باشم توش.‬

226
00:11:20,554 --> 00:11:22,180
‫قبول شدم!‬

227
00:11:22,264 --> 00:11:24,391
‫تنها حدود یک درصد‬
‫از اون یک درصد نخبه،‬

228
00:11:24,474 --> 00:11:25,976
‫وارد آکادمی کاون در فلورانس میشن.‬

229
00:11:26,059 --> 00:11:28,270
‫- تو ان‌قدر خاصی.‬
‫- من…‬

230
00:11:28,353 --> 00:11:30,439
‫وقتی نتونستیم نفر سوم رو پیدا کنیم درخواست دادم،‬

231
00:11:30,522 --> 00:11:31,523
‫وقتی که حسابی مستأصل شده بودم.‬

232
00:11:31,607 --> 00:11:33,900
‫می‌دونم دل کندن از دوستات‬
‫قراره برات خیلی سخت باشه،‬

233
00:11:33,984 --> 00:11:35,143
‫ولی ساشا،‬

234
00:11:35,193 --> 00:11:37,696
‫همیشه رویای همین رو داشتی.‬

235
00:11:37,779 --> 00:11:39,781
‫می‌دونی چند نفر‬
‫از اعضای فعلی شورا‬

236
00:11:39,865 --> 00:11:41,658
‫رفتن به فلورانس؟‬

237
00:11:41,825 --> 00:11:43,410
‫همه‌شون.‬

238
00:11:43,493 --> 00:11:46,204
‫یه روزی این می‌تونه جایگاه خودت باشه.‬

239
00:11:47,748 --> 00:11:49,958
‫من… نمی‌دونم چی بگم.‬

240
00:11:50,834 --> 00:11:53,128
‫من می‌دونم: «ایتالیا، دارم میام!»‬

241
00:12:02,304 --> 00:12:04,548
‫خیلی خطرناکه، اِم.‬

242
00:12:04,598 --> 00:12:06,641
‫دانش‌آموزامون در خطرن.‬

243
00:12:06,725 --> 00:12:08,218
‫باید نجاتشون بدم،‬

244
00:12:08,268 --> 00:12:09,853
‫حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه.‬

245
00:12:15,567 --> 00:12:17,277
‫من که همیشه روی تو شرط می‌بندم.‬

246
00:12:20,781 --> 00:12:22,157
‫داره میاد.‬

247
00:12:26,828 --> 00:12:27,871
‫دلت برام تنگ شده بود؟‬

248
00:12:30,540 --> 00:12:32,709
‫ویلیام… حتی نمیتونم تصور کنم‬

249
00:12:32,793 --> 00:12:35,379
‫بعد از اون شب چقدر‬
‫روزگار بهت سخت گذشت.‬

250
00:12:36,630 --> 00:12:37,714
‫چیزی که آدم رو نکشه، قوی‌ترش میکنه.‬

251
00:12:37,798 --> 00:12:39,341
‫گوش کن، محفل ما…‬

252
00:12:40,675 --> 00:12:42,886
‫محفل ما کاری رو کرد که چاره‌ای جز انجامش نداشت.‬

253
00:12:42,969 --> 00:12:44,888
‫پای کینه‌ی شخصی در میون نبود.‬

254
00:12:45,764 --> 00:12:46,807
‫ما دوست بودیم.‬

255
00:12:46,890 --> 00:12:49,309
‫یه روزم نبوده که بابتش‬
‫احساس عذاب وجدان نکرده باشم.‬

256
00:12:49,392 --> 00:12:52,479
‫- حالا کی داره فیلم بازی میکنه؟‬
‫- نه، نه، اصلاً فیلم بازی کردن نیست.‬

257
00:12:53,021 --> 00:12:54,564
‫واقعاً میگم.‬

258
00:12:55,482 --> 00:12:56,650
‫متأسفم.‬

259
00:13:16,753 --> 00:13:20,966
‫از دوران مدرسه تا الان،‬
‫چندتا ترفند جدید یاد گرفتم، اما.‬

260
00:13:38,692 --> 00:13:40,193
‫نیروت رو واسه انقلاب‬
‫زمستانی نگه دار.‬

261
00:13:52,998 --> 00:13:55,792
‫- دستتون درد نکنه، خانم باتیست.‬
‫- خواهش می‌کنم.‬

262
00:13:56,501 --> 00:13:58,962
‫و اینم واسه تو اولی، مستقیم از قصابی.‬

263
00:14:00,130 --> 00:14:02,382
‫برایر گفت اینو ترجیح میدی.‬

264
00:14:02,465 --> 00:14:04,092
‫- ممنون.‬
‫- خواهش می‌کنم.‬

265
00:14:10,640 --> 00:14:14,102
‫ببخشید، من… سعی کردم جلوش رو بگیرم.‬

266
00:14:14,185 --> 00:14:16,062
‫نگران نباش، حواسم هست.‬

267
00:14:18,481 --> 00:14:19,482
‫بیاین شروع کنیم.‬

268
00:14:41,755 --> 00:14:44,382
‫از این خوشحال‌تر نمیشدم‬

269
00:14:44,424 --> 00:14:46,468
‫که همه‌تون اینجایین.‬

270
00:14:52,682 --> 00:14:55,268
‫حالا به حرف مادرتون گوش کنین،‬

271
00:14:55,310 --> 00:14:56,353
‫و بیاین هر کدوممون‬

272
00:14:56,436 --> 00:14:58,104
‫بگیم که بابت چه چیزی‬
‫شکرگزاریم.‬

273
00:14:59,147 --> 00:15:01,232
‫اول من شروع می‌کنم.‬

274
00:15:03,068 --> 00:15:06,780
‫خوشحالم که بالاخره‬
‫سر میز بزرگ‌ترها نشستم.‬

275
00:15:08,281 --> 00:15:10,659
‫راستی، بابت زنده بودنم هم همین‌طور، مسلماً.‬

276
00:15:22,962 --> 00:15:25,382
‫من بابت… اِم…‬

277
00:15:27,092 --> 00:15:30,845
‫شکرگزارم که توی زندگیم‬
‫آدم‌هایی هستن که هوام رو دارن.‬

278
00:15:31,471 --> 00:15:32,555
‫مهم نیست چی بشه…‬

279
00:15:34,391 --> 00:15:35,934
‫مهم نیست چه اتفاقی بیفته.‬

280
00:15:53,701 --> 00:15:55,245
‫همه‌ی این‌ها واسه من تازگی داره.‬

281
00:15:55,286 --> 00:15:56,871
‫آمریکایی‌ها خیلی احساساتی‌ان.‬

282
00:15:58,873 --> 00:16:01,493
‫ولی خب، فکر کنم خوشحالم‬

283
00:16:01,543 --> 00:16:02,752
‫از اینکه دارم می‌فهمم‬

284
00:16:02,836 --> 00:16:04,295
‫شاید زندگی قبلیم به پایان رسیده.‬

285
00:16:05,338 --> 00:16:07,332
‫و شاید تازگی‌ها دارم می‌بینم‬

286
00:16:07,382 --> 00:16:08,925
‫که یه زندگی تازه هم می‌تونه شروع بشه.‬

287
00:16:16,391 --> 00:16:17,684
‫فکر کنم نوبت منه.‬

288
00:16:21,271 --> 00:16:23,648
‫شکرگزاری، تعطیلاتِ‬
‫موردعلاقه‌ی مامانم بود.‬

289
00:16:24,023 --> 00:16:25,692
‫عاشق امشب می‌شد.‬

290
00:16:25,775 --> 00:16:27,193
‫غذای خونگی‌ای که لازم نبود خودش بپزه؟‬

291
00:16:27,277 --> 00:16:28,611
‫دقیقاً باب میلش بود.‬

292
00:16:32,657 --> 00:16:35,952
‫خیلی وقت‌ها‬
‫بابام واسه کار بیرون از شهر بود،‬

293
00:16:36,452 --> 00:16:38,371
‫واسه همین فقط من و مامانم بودیم.‬

294
00:16:40,415 --> 00:16:42,292
‫رژه‌ی شکرگزاری رو تماشا می‌کردیم،‬

295
00:16:42,375 --> 00:16:44,169
‫پنج‌تا از ماکت‌های موردعلاقه‌مون رو انتخاب می‌کردیم،‬

296
00:16:44,252 --> 00:16:45,628
‫غذا سفارش می‌دادیم…‬

297
00:16:47,630 --> 00:16:49,591
‫و بعدش توی پذیرایی‬
‫چادر می‌زدیم،‬

298
00:16:49,674 --> 00:16:54,554
‫با کیسه‌خواب، کنار شومینه‬
‫بیسکویت شکلات و مارشمالو کباب می‌کردیم.‬

299
00:16:59,893 --> 00:17:01,686
‫اینم جادوی خاص مامانم بود.‬

300
00:17:14,282 --> 00:17:16,200
‫من شکرگزارم بابت…‬

301
00:17:20,705 --> 00:17:21,956
‫وجود اون.‬

302
00:17:33,968 --> 00:17:35,929
‫ببخشید، فقط یه لحظه بهم وقت بدین.‬

303
00:17:39,807 --> 00:17:43,519
‫آخ مامان.‬

304
00:17:50,860 --> 00:17:52,654
‫من… باید برم پیشش.‬

305
00:17:53,071 --> 00:17:54,530
‫تو اصلاً نباید اینجا باشی.‬

306
00:17:54,614 --> 00:17:56,908
‫از این مخلفات شکم‌پر امتحان کن.‬

307
00:17:56,991 --> 00:17:59,869
‫البته توش گوشت داره،‬
‫که می‌دونم نباید‬

308
00:17:59,952 --> 00:18:02,580
‫توی همه‌چی ریخت،‬
‫ولی توی این یکی محشره.‬

309
00:18:02,664 --> 00:18:04,707
‫بچه‌ها، برایر الان به این حرف‌ها نیاز نداره.‬

310
00:18:04,791 --> 00:18:06,501
‫- می‌دونی من واسه چی شکرگزارم؟‬
‫- واسه چی؟‬

311
00:18:06,584 --> 00:18:09,253
‫خوشحالم که تا این لحظه‬
‫به کسی حمله نکردی.‬

312
00:18:09,337 --> 00:18:10,630
‫برایر به من اعتماد داره.‬

313
00:18:10,672 --> 00:18:11,547
‫جدی؟‬

314
00:18:11,631 --> 00:18:13,341
‫چرا تو نمیتونی؟‬

315
00:18:13,841 --> 00:18:15,426
‫چون چهره‌ی واقعی‌ت رو دیدم.‬

316
00:18:17,720 --> 00:18:18,805
‫یادت میاد؟‬

317
00:18:19,180 --> 00:18:20,181
‫بیا دنبالم.‬

318
00:18:26,896 --> 00:18:28,690
‫بازم درباره‌ی آینه‌ی پیشگوییه؟‬

319
00:18:28,773 --> 00:18:29,774
‫آینه رو فراموش کن، باشه؟‬

320
00:18:29,857 --> 00:18:32,151
‫خون‌آشام‌ها مثل بمب ساعتی‌ان‬
‫که هر لحظه ممکنه منفجر بشن.‬

321
00:18:32,235 --> 00:18:33,695
‫- اینو با پوست و استخونم حس کردم.‬
‫- آروم باش.‬

322
00:18:33,778 --> 00:18:35,405
‫باید این قضیه رو جدی بگیری.‬

323
00:18:35,488 --> 00:18:38,032
‫تو بین همه‌ی آدم‌ها‬
‫باید بهتر از هر کسی بدونی.‬

324
00:18:43,496 --> 00:18:47,667
‫ساشا، من… دیدم‬
‫چقدر بهت سخت گذشته.‬

325
00:18:47,750 --> 00:18:48,960
‫اشک‌هات رو دیدم.‬

326
00:18:50,503 --> 00:18:54,006
‫می‌دونم، تو همیشه هوام رو داشتی…‬

327
00:18:54,966 --> 00:18:56,008
‫ولی این فرق داره.‬

328
00:18:56,092 --> 00:18:57,502
‫واقعاً فرق داره؟‬

329
00:18:57,552 --> 00:18:59,429
‫آخه اون… اون یه قاتله.‬

330
00:18:59,512 --> 00:19:00,513
‫و ما… ما قراره درست روبه‌روش بشینیم‬

331
00:19:00,596 --> 00:19:01,764
‫و بوقلمون بخوریم؟‬

332
00:19:01,848 --> 00:19:05,101
‫واسه خودِ منم سخته.‬

333
00:19:05,393 --> 00:19:06,928
‫ولی شکرگزاری جادوگرهاست،‬

334
00:19:06,978 --> 00:19:08,187
‫واسه همین دارم تلاشم رو می‌کنم.‬

335
00:19:08,271 --> 00:19:10,022
‫امن نیست، ساشا.‬

336
00:19:14,360 --> 00:19:16,612
‫جیک، تو همیشه این عادت رو داشتی‬

337
00:19:16,696 --> 00:19:19,490
‫- که همه رو نجات بدی.‬
‫- شروع شد.‬

338
00:19:19,574 --> 00:19:20,575
‫نه.‬

339
00:19:22,493 --> 00:19:24,454
‫اتفاقاً من عاشق این ویژگی‌تم.‬

340
00:19:24,537 --> 00:19:26,914
‫ولی جیک، این اواخر خودت نیستی.‬

341
00:19:26,998 --> 00:19:29,033
‫عصبانیتت، پرخاشگری‌ت،‬

342
00:19:29,083 --> 00:19:30,251
‫همه‌ش زیر سر جادوی سیاهه.‬

343
00:19:30,334 --> 00:19:31,961
‫یه هفته‌ست دست بهش نزدم.‬

344
00:19:34,881 --> 00:19:37,667
‫داری بازم ذهنم رو می‌خونی؟‬

345
00:19:37,717 --> 00:19:38,634
‫وای، خدای من!‬

346
00:19:38,718 --> 00:19:41,721
‫ببین، دقیقاً همینه! واسه همینه‬
‫که ما هیچ‌وقت به درد هم نمی‌خوردیم.‬

347
00:19:44,348 --> 00:19:46,225
‫از توی ذهنم بیا بیرون، ساشا.‬

348
00:19:46,267 --> 00:19:47,393
‫باید یه هوایی بخورم.‬

349
00:19:50,229 --> 00:19:51,272
‫جیک!‬

350
00:19:52,148 --> 00:19:55,610
‫جیک!‬

351
00:20:08,456 --> 00:20:11,209
‫هی، جیک.‬
‫فکر کردی کجا داری میری؟‬

352
00:20:13,209 --> 00:20:23,209
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M