1
00:00:00,875 --> 00:00:04,796
‫اومبراس اِووکو، اومنِس سولْوو!‬

2
00:00:11,219 --> 00:00:13,054
‫همین الان! انجامش بده!‬

3
00:00:13,138 --> 00:00:16,057
‫تِنِبراس اکسپاندِه، لوسِم اوبسکورا.‬

4
00:00:16,099 --> 00:00:18,685
‫اینفیرموس پورگا، فورتِس کنفیرما!‬

5
00:00:22,897 --> 00:00:25,233
‫- چرا پخش نمیشه؟‬
‫- من… نمی‌دونم.‬

6
00:00:25,316 --> 00:00:26,317
‫دوباره بخونش!‬

7
00:00:26,401 --> 00:00:31,698
‫تِنِبراس اکسپاندِه، لوسِم اوبسکورا.‬
‫اینفیرموس پورگا، فورتِس کنفیرما!‬

8
00:00:36,828 --> 00:00:38,154
‫تو دختر مری هستی.‬

9
00:00:38,204 --> 00:00:39,038
‫باید اثر می‌کرد!‬

10
00:00:39,122 --> 00:00:40,707
‫من دقیقاً همون‌طوری که نوشته شده بود خوندمش!‬

11
00:00:40,790 --> 00:00:42,876
‫داری سعی می‌کنی جلوم رو بگیری، درست مثل اون.‬

12
00:00:42,959 --> 00:00:44,919
‫حالا تو هم مثل اون می‌میری.‬

13
00:00:56,514 --> 00:00:57,640
‫جیک؟‬

14
00:01:05,231 --> 00:01:06,399
‫نباید اون کار رو می‌کردی!‬

15
00:01:06,483 --> 00:01:07,942
‫تو هم نباید سعی می‌کردی دوستام رو بکشی.‬

16
00:01:08,026 --> 00:01:10,111
‫برایر رابرتس دوست تو نیست.‬

17
00:01:10,195 --> 00:01:12,739
‫- اون دشمن ماست!‬
‫- اون یه جادوگر بی‌گناهه.‬

18
00:01:12,822 --> 00:01:14,315
‫تو تمام این ماجراها رو شروع کردی‬

19
00:01:14,365 --> 00:01:15,825
‫تا از آدم‌هایی مثل اون محافظت کنی،‬

20
00:01:15,909 --> 00:01:17,911
‫تا دنیا رو از شر هیولاها خلاص کنی،‬
‫اما حالا خودت…‬

21
00:01:17,994 --> 00:01:20,246
‫تویی که داری آسیب می‌زنی‬

22
00:01:20,330 --> 00:01:22,749
‫و هم‌نوع‌های خودت رو می‌کشی.‬

23
00:01:22,832 --> 00:01:24,334
‫واقعاً فکر کردی یه سخنرانی احساسی‬

24
00:01:24,417 --> 00:01:25,460
‫می‌تونه جلوم رو بگیره؟‬

25
00:01:26,085 --> 00:01:27,086
‫نه.‬

26
00:01:27,712 --> 00:01:29,088
‫ولی نقشه‌ی انحرافیِ خیلی خوبی شد.‬

27
00:01:29,172 --> 00:01:31,508
‫با پرتو ماه‬
‫و ضربت جادوگران،‬

28
00:01:31,591 --> 00:01:34,052
‫تاریکی را با نورت بزدای.‬

29
00:01:35,052 --> 00:01:45,052
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

30
00:01:47,023 --> 00:01:49,984
‫با پرتو ماه‬
‫و ضربت جادوگران،‬

31
00:01:50,068 --> 00:01:52,570
‫تاریکی را با نورت بزدای!‬

32
00:01:59,035 --> 00:02:01,037
‫برایر.‬

33
00:02:02,330 --> 00:02:04,624
‫دستم رو بگیر. بهم اعتماد کن، لطفاً.‬

34
00:02:10,046 --> 00:02:14,592
‫اومبراس اِووکو،‬
‫اومنِس سولْوو! تِنِبراس…‬

35
00:02:14,676 --> 00:02:16,719
‫گایا، ای مادر، پروازش را سد کن.‬

36
00:02:17,887 --> 00:02:19,681
‫تیا، ای دختر، نورت را بتابان!‬

37
00:02:42,912 --> 00:02:44,656
‫کجاست؟‬

38
00:02:44,706 --> 00:02:45,665
‫ناپدید شد.‬

39
00:02:46,624 --> 00:02:49,252
‫برای همیشه.‬

40
00:02:49,335 --> 00:02:50,745
‫همه‌چی تموم شد.‬

41
00:02:50,795 --> 00:02:52,088
‫انجامش دادیم.‬

42
00:02:52,171 --> 00:02:54,716
‫واقعاً از پسش بر اومدیم.‬

43
00:02:54,799 --> 00:02:57,593
‫جهت اطلاعتون، من هیچ‌وقت به خودمون شک نداشتم.‬

44
00:03:47,393 --> 00:03:48,511
‫بیا تو.‬

45
00:03:48,561 --> 00:03:50,605
‫سلام. حالت خوبه؟‬

46
00:03:50,688 --> 00:03:52,523
‫آره. آره، خوبم.‬

47
00:03:56,486 --> 00:03:58,821
‫هنوز… از اولی خبری نداری؟‬

48
00:03:58,905 --> 00:03:59,906
‫نه.‬

49
00:04:00,865 --> 00:04:03,326
‫کاملاً واضح بهم فهموند‬
‫که دیگه نمی‌خواد منو ببینه.‬

50
00:04:04,452 --> 00:04:05,945
‫و باید با این موضوع کنار بیام.‬

51
00:04:05,995 --> 00:04:06,746
‫متأسفم.‬

52
00:04:09,832 --> 00:04:11,209
‫هی، اون هیولا نیست.‬

53
00:04:11,292 --> 00:04:13,711
‫جون منو نجات داد.‬

54
00:04:14,670 --> 00:04:17,965
‫من… خیلی در موردش اشتباه می‌کردم.‬

55
00:04:21,135 --> 00:04:22,845
‫در مورد خیلی چیزا اشتباه می‌کردم.‬

56
00:04:31,020 --> 00:04:33,272
‫متأسفم که هیچ‌وقت پدری رو‬
‫که لیاقتش رو داشتی نداشتی.‬

57
00:04:33,356 --> 00:04:36,609
‫کاش هیچ‌وقت ویلیام رو ندیده بودی.‬

58
00:04:38,778 --> 00:04:39,904
‫خوشحالم که دیدمش.‬

59
00:04:43,366 --> 00:04:45,368
‫تمام طول زندگیم، یه همچین…‬

60
00:04:46,118 --> 00:04:50,164
‫یه خلائی وجود داشت، جایی که فکر می‌کردم‬
‫باید پدرم پرش می‌کرد.‬

61
00:04:50,248 --> 00:04:52,333
‫هیچ‌چیزی ازش نمی‌دونستم،‬

62
00:04:52,375 --> 00:04:54,377
‫ولی اون جای خالی، روحم رو می‌خورد.‬

63
00:04:58,798 --> 00:05:00,508
‫عجیبه، اما…‬

64
00:05:02,969 --> 00:05:05,513
‫فکر کنم یه جورایی خیالم راحت شد‬

65
00:05:06,389 --> 00:05:07,807
‫که حداقل فهمیدم اون کی بوده.‬

66
00:05:09,350 --> 00:05:10,351
‫حتی اگه اون یارو…‬

67
00:05:10,434 --> 00:05:12,270
‫یه ساحر روانی با عقده‌ی رهبری بوده؟‬

68
00:05:12,353 --> 00:05:14,230
‫آره، آره، توصیف دقیقیه.‬

69
00:05:15,648 --> 00:05:16,857
‫ولی نکته اینجاست که…‬

70
00:05:18,859 --> 00:05:20,978
‫گاهی اوقات حقیقت تلخ…‬

71
00:05:21,028 --> 00:05:22,029
‫بهتر از ندونستنه.‬

72
00:05:24,198 --> 00:05:25,324
‫می‌فهمم چی میگی.‬

73
00:05:26,575 --> 00:05:28,828
‫ندونستن اینکه چه بلایی سر مامانم اومده‬
‫یه عذاب واقعی بود،‬

74
00:05:28,911 --> 00:05:31,664
‫گرچه کل ماجرا خیلی پیچیده‌تر‬
‫از چیزی بود‬

75
00:05:31,747 --> 00:05:33,124
‫که فکرش رو می‌کردم.‬

76
00:05:33,207 --> 00:05:34,825
‫اون بالاخره به آرامش رسید،‬

77
00:05:34,875 --> 00:05:36,335
‫و منم به آرامش خاطر رسیدم.‬

78
00:05:38,212 --> 00:05:40,506
‫دیگه می‌تونم دست از کنکاش گذشته بردارم‬

79
00:05:40,548 --> 00:05:41,799
‫و برای آینده زندگی کنم.‬

80
00:05:49,557 --> 00:05:52,393
‫توی دنیای جادویی یه رسمی هست‬

81
00:05:53,144 --> 00:05:55,313
‫که با شروع سال نو،‬

82
00:05:55,396 --> 00:05:57,273
‫هر چیزی که مانع پیشرفتمون بوده رو دور می‌اندازیم.‬

83
00:05:58,190 --> 00:05:59,191
‫هوم.‬

84
00:06:15,291 --> 00:06:16,834
‫چطوره با اون شروع کنیم؟‬

85
00:06:18,377 --> 00:06:19,837
‫طلسم خاکستر کردن.‬

86
00:06:30,139 --> 00:06:32,850
‫بسوز و خاکستر شو، بگذار جرقه‌ها برپا خیزند.‬

87
00:06:33,517 --> 00:06:36,520
‫داغ شعله‌ور شو و آغازی دوباره رقم زن.‬

88
00:06:47,740 --> 00:06:48,699
‫شب بخیر، جیک.‬

89
00:07:59,395 --> 00:08:01,138
‫قبل از اینکه اینو بخونی،‬

90
00:08:01,188 --> 00:08:03,107
‫لطفاً یه لقمه بخور.‬

91
00:08:03,524 --> 00:08:04,775
‫سوسیس و قارچ،‬

92
00:08:04,817 --> 00:08:06,318
‫همون‌طوری که دوست داری.‬

93
00:08:09,947 --> 00:08:12,366
‫سعی کردم دوری کنم.‬

94
00:08:13,409 --> 00:08:15,536
‫سعی کردم تو رو فقط در حد یه خاطره نگه دارم.‬

95
00:08:17,204 --> 00:08:18,205
‫اما نمی‌تونم.‬

96
00:08:19,456 --> 00:08:22,084
‫نمی‌خوام این کار رو بکنم.‬

97
00:08:22,167 --> 00:08:25,254
‫هر جوری شده، قدرت اینو پیدا می‌کنم‬
‫که کنارت باشم‬

98
00:08:25,337 --> 00:08:27,298
‫و در امان نگهت دارم.‬

99
00:08:28,966 --> 00:08:30,050
‫می‌خوام تلاشم رو بکنم.‬

100
00:08:33,053 --> 00:08:35,472
‫تنها امیدم اینه که تو هم بخوای.‬

101
00:09:36,617 --> 00:09:38,494
‫هی، هی. تو اینجا چی کار می‌کنی؟‬

102
00:09:39,036 --> 00:09:42,122
‫- دنبال تو می‌گشتم!‬
‫- نه، نه، اینجا امن نیست، متوجهی؟‬

103
00:09:42,164 --> 00:09:43,707
‫حتی با وجود آتش‌بس.‬

104
00:09:43,749 --> 00:09:45,959
‫باید بدونم چرا، میسون.‬

105
00:09:46,001 --> 00:09:47,711
‫چرا هیچ‌وقت بهمون نگفتی.‬

106
00:09:47,836 --> 00:09:49,129
‫همه‌مون برات عزاداری کردیم!‬

107
00:09:49,588 --> 00:09:51,632
‫قلبم سه سال تمام شکسته بود،‬

108
00:09:51,715 --> 00:09:52,841
‫و تمام این مدت…‬

109
00:09:52,883 --> 00:09:55,260
‫واقعاً لازمه توضیح بدم؟‬

110
00:09:56,094 --> 00:09:57,888
‫تو و مامان جادوگرین،‬

111
00:09:57,930 --> 00:09:59,139
‫بابا هم یه ساحره.‬

112
00:09:59,223 --> 00:10:00,724
‫شماها می‌خواین امثال من نابود بشن.‬

113
00:10:00,808 --> 00:10:02,351
‫این درست نیست.‬

114
00:10:02,434 --> 00:10:04,102
‫حالا ببین کی داره دروغ میگه.‬

115
00:10:06,980 --> 00:10:08,565
‫میسون، می‌تونستی بیای پیش خودم.‬

116
00:10:08,649 --> 00:10:11,777
‫تمام عمرم،‬
‫من یه فرد طردشده و غریبه بودم.‬

117
00:10:13,070 --> 00:10:14,571
‫اونی که جادو نداشت،‬

118
00:10:14,613 --> 00:10:16,740
‫اونی که هیچی حساب نمی‌شد.‬

119
00:10:16,824 --> 00:10:18,784
‫این‌طوری نیست.‬

120
00:10:18,867 --> 00:10:21,870
‫واسم مهم نبود ساحر باشی یا نباشی.‬

121
00:10:21,912 --> 00:10:23,288
‫دوستت داشتم.‬

122
00:10:24,039 --> 00:10:26,583
‫تو باهوش‌ترین و شوخ‌ترین بودی، من…‬

123
00:10:27,251 --> 00:10:29,628
‫هیچ‌کس رو نمی‌شناسم‬
‫که قلبی به بزرگی قلب تو داشته باشه،‬

124
00:10:29,711 --> 00:10:31,505
‫و می‌دونم هنوزم همون آدمی.‬

125
00:10:34,550 --> 00:10:35,676
‫من بهت نیاز دارم.‬

126
00:10:36,468 --> 00:10:38,003
‫اگه تو برادر بزرگترم نبودی،‬

127
00:10:38,053 --> 00:10:39,429
‫من آدمی که امروز هستم نمی‌شدم.‬

128
00:10:39,513 --> 00:10:41,723
‫نه، برادر تو مرده،‬

129
00:10:41,765 --> 00:10:43,725
‫و برای همیشه مرده می‌مونه، فهمیدی؟‬

130
00:10:44,476 --> 00:10:46,562
‫پس باید بری بیرون.‬
‫تو به اینجا تعلق نداری.‬

131
00:10:46,645 --> 00:10:48,397
‫من دیگه حاضر نیستم از دستت بدم!‬

132
00:10:48,438 --> 00:10:50,941
‫نمی‌ذارم. من… می‌تونم کمکت کنم.‬

133
00:10:51,024 --> 00:10:52,609
‫من به کمکت نیازی ندارم.‬

134
00:10:53,443 --> 00:10:56,989
‫این همون چیزیه که انگار تو و مامان و بابا‬
‫اصلاً درکش نمی‌کنین.‬

135
00:10:57,072 --> 00:10:58,824
‫چیزی که هیچ‌وقت درک نخواهید کرد.‬

136
00:11:01,326 --> 00:11:03,996
‫این… این…‬

137
00:11:05,581 --> 00:11:07,958
‫هویتیه که الان دارم.‬

138
00:11:08,041 --> 00:11:09,826
‫و می‌دونی چیه؟‬

139
00:11:09,876 --> 00:11:12,296
‫هیچ‌وقت به این اندازه احساس زنده بودن نکرده بودم.‬

140
00:11:13,672 --> 00:11:15,465
‫پس گورت رو گم کن، می‌شنوی چی میگم؟‬

141
00:11:15,549 --> 00:11:17,342
‫- میسون…‬
‫- برو بیرون!‬

142
00:11:28,270 --> 00:11:29,813
‫سلام، خیلی ببخشید دیر کردم.‬

143
00:11:29,896 --> 00:11:31,565
‫من… من از اون مدل آدم‌هام‬
‫که همه کاراشون می‌مونه دقیقه ۹۰،‬

144
00:11:31,648 --> 00:11:32,899
‫در صورتی که باید از اونایی باشم که زودتر میرسن،‬

145
00:11:32,983 --> 00:11:34,943
‫تا درست سر وقت برسم،‬
‫ولی خب من…‬

146
00:11:35,027 --> 00:11:36,611
‫- ببخشید، میشه حرفم رو پس بگیرم؟‬
‫- تیگان، متأسفم.‬

147
00:11:36,695 --> 00:11:38,864
‫- من… امشب نمی‌تونم بیام.‬
‫- اوه، ام…‬

148
00:11:38,947 --> 00:11:40,282
‫اوه، باشه. کاری کردم که ناراحت شدی؟‬

149
00:11:40,365 --> 00:11:41,867
‫نه، اصلاً و ابداً. فقط…‬

150
00:11:41,950 --> 00:11:43,076
‫باید برای سفر به شیکاگو وسایلم رو جمع کنم.‬

151
00:11:43,160 --> 00:11:44,995
‫قراره خیلی زود راه بیفتیم.‬

152
00:11:45,078 --> 00:11:46,580
‫مگه پروازت ساعت ۶ عصر نیست؟‬

153
00:11:46,663 --> 00:11:48,615
‫درسته. سرِ شب،‬

154
00:11:48,665 --> 00:11:50,042
‫خیلی اولِ شب!‬

155
00:11:52,836 --> 00:11:54,463
‫یه بار بهم گفتی حرف دلم رو بزنم،‬

156
00:11:54,504 --> 00:11:55,589
‫واسه همین فقط اینو میگم:‬

157
00:11:57,549 --> 00:12:00,552
‫مک‌کنا، من واقعاً‬
‫مشتاق امشب بودم.‬

158
00:12:02,054 --> 00:12:05,974
‫- می‌دونم، فقط…‬
‫- من… من فقط…‬

159
00:12:06,058 --> 00:12:07,976
‫اگه قضیه به من یا چیز دیگه‌ای ربط داره، فقط…‬

160
00:12:08,060 --> 00:12:09,853
‫می‌تونی بهم بگی، چون می‌دونم‬

161
00:12:09,895 --> 00:12:11,646
‫شاید ظاهرش نشون نده،‬

162
00:12:11,730 --> 00:12:13,899
‫ولی پوستم کلفته، و من…‬

163
00:12:13,982 --> 00:12:16,109
‫تمام تعطیلات زمستونی رو وقت دارم‬
‫تا باهاش کنار بیام.‬

164
00:12:16,193 --> 00:12:17,819
‫اصلاً ربطی به تو نداره، تیگان.‬

165
00:12:19,488 --> 00:12:20,489
‫واقعاً نداره.‬

166
00:12:23,658 --> 00:12:25,027
‫مشکل از منه.‬

167
00:12:25,077 --> 00:12:26,828
‫قضیه…‬

168
00:12:28,080 --> 00:12:29,664
‫سرِ اینه.‬

169
00:12:29,748 --> 00:12:31,666
‫صبر کن ببینم.‬

170
00:12:31,750 --> 00:12:34,586
‫تو تبدیل شدی؟‬

171
00:12:35,170 --> 00:12:36,379
‫قراره تبدیل به دو رگه بشی؟‬

172
00:12:36,463 --> 00:12:37,247
‫نمی‌دونم.‬

173
00:12:37,297 --> 00:12:38,840
‫هنوز چیزی حس نمی‌کنم.‬

174
00:12:40,967 --> 00:12:43,720
‫هیچ‌کس نباید از این موضوع باخبر بشه. خواهش می‌کنم.‬

175
00:12:45,263 --> 00:12:46,431
‫بهم قول بده به هیچ‌کس نمیگی.‬

176
00:12:46,515 --> 00:12:48,767
‫نه به بچه‌های محفلت،‬
‫و قطعاً نه به جیک.‬

177
00:12:49,643 --> 00:12:50,811
‫قول میدم.‬

178
00:12:53,563 --> 00:12:54,940
‫ببخشید، نباید بار این ماجرا رو‬
‫رو دوش تو می‌انداختم.‬

179
00:12:55,023 --> 00:12:56,942
‫- شرمنده‌ام…‬
‫- هی، ببین، به من گوش کن.‬

180
00:12:58,360 --> 00:13:01,279
‫هر اتفاقی بیفته، من پیشتم، باشه؟‬

181
00:13:01,947 --> 00:13:03,990
‫توی این ماجرا تنها نیستی، مک‌کنا.‬

182
00:13:26,680 --> 00:13:27,848
‫«اکسیر حیات…‬

183
00:13:28,056 --> 00:13:30,809
‫گفته می‌شود موهبت جاودانگی می‌بخشد.‬

184
00:13:31,768 --> 00:13:34,104
‫شایع است خواص آن دارای‬
‫ویژگی‌هایی است،‬

185
00:13:34,187 --> 00:13:37,190
‫مانند احیای تپش قلب،‬
‫و طبق برخی روایات،‬

186
00:13:37,399 --> 00:13:40,652
‫که بسیار مناقشه‌برانگیز است، بازگرداندنِ‬

187
00:13:40,694 --> 00:13:43,530
‫یک خون‌آشام به وضعیت انسانی.»‬

188
00:13:55,500 --> 00:13:56,751
‫بیا تو.‬

189
00:14:00,213 --> 00:14:02,340
‫سلام.‬

190
00:14:02,424 --> 00:14:04,676
‫این یعنی خداحافظی‬
‫تا سال جدید؟‬

191
00:14:04,759 --> 00:14:05,844
‫خب، راستش نمی‌دونم در مورد…‬

192
00:14:05,927 --> 00:14:07,137
‫حق بهت می‌دادم‬
‫اگه می‌خواستی فرسنگ‌ها‬

193
00:14:07,220 --> 00:14:08,471
‫از این مکان دور بمونی.‬

194
00:14:08,555 --> 00:14:10,890
‫نه، هنوزم این مدرسه رو دوست دارم.‬

195
00:14:10,974 --> 00:14:15,478
‫ولی دو تا درس بسیار ارزشمند یاد گرفتم.‬

196
00:14:15,562 --> 00:14:18,106
‫اول اینکه، جعل هویت همون‌قدری‬

197
00:14:18,148 --> 00:14:19,816
‫که میگن چیزِ افتضاحیه.‬

198
00:14:19,899 --> 00:14:21,901
‫و دوم اینکه، باید از تک‌تک لحظاتم‬

199
00:14:21,985 --> 00:14:24,029
‫روی این کره‌ی خاکی نهایت استفاده رو ببرم.‬

200
00:14:24,779 --> 00:14:27,324
‫چه جالب، منم دقیقاً همین حس رو دارم.‬

201
00:14:27,407 --> 00:14:29,909
‫همه‌ش منتظر موندن در لحظه‌ی مناسب بودم‬

202
00:14:29,993 --> 00:14:31,494
‫- تا یه کارایی رو بکنم.‬
‫- هوم.‬

203
00:14:32,203 --> 00:14:33,246
‫دیگه صبر کردن بسه.‬

204
00:14:34,873 --> 00:14:36,374
‫خب، در صدر فهرستت چی قرار داره؟‬

205
00:14:36,499 --> 00:14:38,168
‫یه کنسرت توی پرزرویشن هال.‬

206
00:14:38,710 --> 00:14:39,753
‫عاشق جَز نیواورلینزم.‬

207
00:14:39,794 --> 00:14:40,837
‫باهاش بزرگ شدم.‬

208
00:14:41,171 --> 00:14:43,381
‫و خیلی وقت بود که اجرای زنده‌ش رو ندیده بودم.‬

209
00:14:44,257 --> 00:14:45,467
‫اتفاقاً دو تا بلیت دارم.‬

210
00:14:47,636 --> 00:14:49,095
‫فردا شب وقت داری؟‬

211
00:14:50,805 --> 00:14:53,725
‫ببخشید، این… این پیشنهاد‬
‫خیلی دور از شأنه.‬

212
00:14:53,808 --> 00:14:56,770
‫نه، کاملاً هم به‌جا و مناسبه.‬

213
00:14:56,853 --> 00:14:58,438
‫راستش می‌خواستم بیام اینجا‬

214
00:14:58,521 --> 00:15:01,099
‫و یه چیز مشابه ازت بخوام،‬

215
00:15:01,149 --> 00:15:02,192
‫ولی نسخه‌ی من شامل‬

216
00:15:02,275 --> 00:15:06,071
‫یه بشقاب ماهی سرخوی برشته‬
‫و درتی رایس از رستوران دی‌یانز بود.‬

217
00:15:08,448 --> 00:15:10,075
‫خب، کی گفته نمی‌تونیم هر دوتاش رو انجام بدیم؟‬

218
00:15:12,243 --> 00:15:14,579
‫آره، ام…‬

219
00:15:18,541 --> 00:15:19,542
‫این…‬

220
00:15:21,294 --> 00:15:22,295
‫اون…‬

221
00:15:23,421 --> 00:15:24,422
‫وای خدای من.‬

222
00:15:25,548 --> 00:15:26,591
‫وای خدای من!‬

223
00:15:28,468 --> 00:15:30,303
‫از بند رنگ و بوم رهایت می‌کنم.‬

224
00:15:30,387 --> 00:15:32,472
‫به پهنه‌ی خاک و بی‌کرانگی بازت می‌گردانم.‬

225
00:15:36,893 --> 00:15:38,395
‫چه عجب!‬

226
00:16:22,605 --> 00:16:24,482
‫اون کوله‌پشتی یادمه.‬

227
00:16:24,566 --> 00:16:26,568
‫از همون اولین روزی که‬
‫پات رو گذاشتی اینجا.‬

228
00:16:26,651 --> 00:16:27,477
‫آره.‬

229
00:16:27,527 --> 00:16:29,070
‫انگار صد سال پیش بود.‬

230
00:16:30,113 --> 00:16:32,448
‫می‌خواستم در اولین فرصت فرار کنم.‬

231
00:16:32,532 --> 00:16:34,701
‫منم آماده بودم یه هل کوچیک بهت بدم‬
‫تا بری بیرون.‬

232
00:16:37,287 --> 00:16:38,580
‫ولی آشنا شدن با شما دو تا…‬

233
00:16:39,747 --> 00:16:41,207
‫خواهر شدن با هم…‬

234
00:16:42,834 --> 00:16:44,794
‫منظورم اینه، یه دختر مگه چی بیشتر از این می‌خواد؟‬

235
00:16:45,962 --> 00:16:48,464
‫واسه همینه که اینا رو درست کردم.‬

236
00:16:50,758 --> 00:16:53,219
‫یه جورایی شبیه همون گردنبندیه‬
‫که برای مامانم درست کرده بودم،‬

237
00:16:53,303 --> 00:16:56,890
‫با این تفاوت که این مهره‌ها طلسم شدن.‬

238
00:16:57,765 --> 00:16:59,142
‫واسه همین اگه روزی از هم دور بیفتیم،‬

239
00:16:59,225 --> 00:17:00,852
‫در نهایت دوباره ما رو به هم می‌رسونن.‬

240
00:17:00,935 --> 00:17:02,478
‫دستبندهای طلسم‌شده.‬

241
00:17:03,521 --> 00:17:04,522
‫عاشقشونم.‬

242
00:17:05,815 --> 00:17:06,941
‫اصلاً بهت نمی‌اومد‬

243
00:17:06,983 --> 00:17:08,902
‫اهل کاردستی درست کردن برای محفل باشی،‬

244
00:17:08,985 --> 00:17:11,988
‫ولی… عاشقشم.‬

245
00:17:12,071 --> 00:17:14,107
‫منظورم اینه که ترم بعد بیشتر از همیشه‬

246
00:17:14,157 --> 00:17:15,909
‫بهشون نیاز پیدا می‌کنیم.‬

247
00:17:15,992 --> 00:17:19,370
‫معروفه که سخت‌ترین ترم‬
‫برای محفل‌هاست.‬

248
00:17:21,915 --> 00:17:23,124
‫حالت خوبه، تی؟‬

249
00:17:25,585 --> 00:17:26,794
‫آره، خوبم.‬

250
00:17:27,670 --> 00:17:29,297
‫خیلی دلم براتون تنگ میشه.‬

251
00:17:30,798 --> 00:17:32,842
‫تعطیلات زمستونی قراره به درازای یک عمر بگذره.‬

252
00:17:34,844 --> 00:17:36,804
‫منم دلم براتون تنگ میشه،‬

253
00:17:36,846 --> 00:17:38,181
‫برای هر دوتاتون.‬

254
00:17:40,183 --> 00:17:44,270
‫ولی هی، امروز روزِ ناراحتی نیست، باشه؟‬

255
00:17:47,315 --> 00:17:48,858
‫چیه؟ چیزی شده؟‬

256
00:17:49,442 --> 00:17:51,319
‫هیچی.‬

257
00:17:51,402 --> 00:17:54,072
‫طوری نیست، بهمون بگو.‬

258
00:17:56,282 --> 00:17:57,283
‫دیشب…‬

259
00:17:58,534 --> 00:17:59,911
‫ویلیام گفت به جادوگری نیاز داره‬

260
00:17:59,994 --> 00:18:02,288
‫از تبار رابرتس، تا طلسم رو بخونه.‬

261
00:18:03,289 --> 00:18:04,499
‫باید اثر می‌کرد.‬

262
00:18:05,208 --> 00:18:06,292
‫چرا اثر نکرد؟‬

263
00:18:06,376 --> 00:18:08,169
‫شاید تلفظ یه حرف صدادار رو اشتباه گفتی؟‬

264
00:18:08,753 --> 00:18:10,713
‫نگفتم، مسئله همینه.‬

265
00:18:29,440 --> 00:18:31,818
‫روحی سرگردان را فرا می‌خوانم،‬

266
00:18:32,652 --> 00:18:34,987
‫به آیین باستان دیگربار پدیدار شو.‬

267
00:18:41,452 --> 00:18:43,371
‫مری.‬

268
00:18:43,413 --> 00:18:44,163
‫سلام، اِم.‬

269
00:18:44,247 --> 00:18:46,249
‫یه چیزی هست که باید بگم.‬

270
00:18:46,332 --> 00:18:48,000
‫و فقط می‌خوام بگم تا دلم آروم بگیره.‬

271
00:18:48,167 --> 00:18:51,337
‫خانم گریوز گفت مامانم‬
‫محفل رو ترک کرد‬

272
00:18:51,379 --> 00:18:52,463
‫چون منو باردار شده بود.‬

273
00:18:53,131 --> 00:18:54,966
‫حالا می‌دونیم که اون دروغ بود.‬

274
00:18:55,049 --> 00:18:56,968
‫اون به‌خاطر پنهان‌کاری‌ها و ویلیام رفت.‬

275
00:18:58,177 --> 00:19:00,096
‫و بعدش داشتم بهش فکر می‌کردم‬

276
00:19:00,138 --> 00:19:01,722
‫و دیدم تا حالا هیچ عکسی‬

277
00:19:01,806 --> 00:19:03,266
‫از مامانم ندیدم که منو حامله باشه.‬

278
00:19:03,349 --> 00:19:04,767
‫برایر، داری چی میگی؟‬

279
00:19:04,851 --> 00:19:07,019
‫نمی‌دونم…‬
‫نمی‌دونم… فقط…‬

280
00:19:07,728 --> 00:19:10,189
‫وقتی گریوز واسه اون طلسم‬
‫دستم رو گرفت…‬

281
00:19:11,566 --> 00:19:13,192
‫خیلی حس عجیبی داشت.‬

282
00:19:13,276 --> 00:19:15,987
‫یه جور پیوند بین خودمون حس کردم.‬

283
00:19:16,070 --> 00:19:18,322
‫- فکر کنم اون می‌دونه.‬
‫- چطور؟‬

284
00:19:18,406 --> 00:19:19,490
‫از طلسمی که خوند.‬

285
00:19:19,574 --> 00:19:22,618
‫«گایا، ای مادر، پروازش را سد کن.‬

286
00:19:22,702 --> 00:19:26,164
‫تیا، ای دختر، نورت را بتابان.»‬

287
00:19:26,247 --> 00:19:28,416
‫اگه این کلمات‬
‫صرفاً یه استعاره نباشن چی؟‬

288
00:19:28,499 --> 00:19:29,625
‫دقیقاً.‬

289
00:19:29,709 --> 00:19:31,460
‫می‌خوام بهش بگم، مری.‬

290
00:19:31,878 --> 00:19:34,547
‫اون باید بدونه چرا ازش گذشتم و به تو سپردمش.‬

291
00:19:34,630 --> 00:19:36,207
‫باید بدونه چه اتفاقی افتاد.‬

292
00:19:36,257 --> 00:19:37,842
‫یادته، قرار شد دیگه رازی در کار نباشه؟‬

293
00:19:37,925 --> 00:19:39,427
‫این فرق داره.‬

294
00:19:39,468 --> 00:19:41,804
‫این قضیه فراتر از ماست، اِما.‬

295
00:19:41,888 --> 00:19:43,131
‫هیچ‌کس نباید بفهمه‬

296
00:19:43,181 --> 00:19:44,599
‫که تو مادر واقعی برایری.‬

297
00:19:44,682 --> 00:19:46,184
‫اگه حقیقت برملا بشه،‬

298
00:19:46,267 --> 00:19:48,811
‫دیگه نمی‌تونی ازش محافظت کنی.‬

299
00:19:48,895 --> 00:19:50,479
‫حقشه که بدونه.‬

300
00:20:06,329 --> 00:20:07,455
‫یه چیزی داره میاد.‬

301
00:20:09,455 --> 00:20:19,455
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M