1
00:00:16,933 --> 00:00:17,934
‫هی.

2
00:00:18,476 --> 00:00:20,020
‫یوچان، چی شده؟

3
00:00:26,609 --> 00:00:27,861
‫بیا، یکم آب بخور.

4
00:00:33,992 --> 00:00:34,993
‫خوبی؟

5
00:00:37,078 --> 00:00:39,539
‫- آره، خوبم.
‫- قیافت که خوب نشون نمیده.

6
00:00:40,373 --> 00:00:42,542
‫فقط سوءهاضمه بود.
‫جدی میگم. نگران نباش.

7
00:00:42,625 --> 00:00:43,626
‫واقعا؟

8
00:00:45,628 --> 00:00:46,713
‫دستتو بده من.

9
00:00:47,464 --> 00:00:48,465
‫بذار ببینم.

10
00:00:49,716 --> 00:00:50,800
‫درد داری؟

11
00:00:53,386 --> 00:00:55,346
‫نقطه‌ی فشار «هگو» دقیقا اینجاست.

12
00:00:56,139 --> 00:00:58,475
‫و اینجا نقطه «نیگوان» هست.

13
00:01:03,772 --> 00:01:05,982
‫این یکیم «کوچی»ـه.

14
00:01:06,066 --> 00:01:09,110
‫به هر سه نقطه فشار بیار.
‫اگه برای تو جواب نداد...

15
00:01:09,569 --> 00:01:10,570
‫وایسا.

16
00:01:13,448 --> 00:01:14,324
‫هی!

17
00:01:14,407 --> 00:01:16,743
‫خب، این نقطه مابین دو انگشت اول رو می‌بینی؟

18
00:01:16,826 --> 00:01:19,162
‫اسم این نقطه «تائه‌چونگ» هست.
‫روشو فشار بده و...

19
00:01:20,163 --> 00:01:21,206
‫داری چی...

20
00:01:22,457 --> 00:01:23,458
‫چیکار می‌کنی؟

21
00:01:23,875 --> 00:01:25,043
‫بهت اطلاعات میدم.

22
00:01:25,126 --> 00:01:27,378
‫انگار خیلی اطلاعات بدردنخور داری، نه؟

23
00:01:27,462 --> 00:01:29,380
‫وقتی پای نجات بیمارهام وسط بیاد،
‫خیلی هم بدرد بخور هستن.

24
00:01:36,888 --> 00:01:39,224
‫- باز چیه؟
‫- من بجات فشار میدم.

25
00:01:39,307 --> 00:01:40,892
‫هی! نمی‌خوام! ولش کن!

26
00:01:40,975 --> 00:01:41,851
‫- نه، نه...
‫- ول نخور.

27
00:01:41,935 --> 00:01:44,521
‫گفتم نمی‌خوام.
‫کارت غیرعادیه. نمی‌خوام.

28
00:01:44,604 --> 00:01:47,232
‫اصلا بهم گوش میدی؟

29
00:01:47,315 --> 00:01:48,316
‫یعنی چی؟

30
00:01:48,650 --> 00:01:50,110
‫چی؟

31
00:01:50,610 --> 00:01:51,653
‫این دیگه چیه؟

32
00:01:52,487 --> 00:01:54,072
‫از پنیر پیتزا ساخته شده؟

33
00:01:54,572 --> 00:01:55,657
‫دایون.

34
00:01:56,533 --> 00:01:57,534
‫اوه.

35
00:02:07,585 --> 00:02:09,087
‫پس این دوست دکتر هوانگ

36
00:02:09,170 --> 00:02:11,339
‫که هرزگاهی بهش اشاره می‌کردی،
‫دکتر دونگ بود، هان؟

37
00:02:11,422 --> 00:02:15,718
‫باید از چیزایی که تعریف کرده بودی
‫می‌فهمیدم که طرف برام آشناست.

38
00:02:16,594 --> 00:02:17,428
‫ازش خوشت میاد؟

39
00:02:17,512 --> 00:02:19,556
‫بنظرم آدم خوبیه.

40
00:02:19,639 --> 00:02:22,183
‫پس اونوقت بهتره یه سر
‫به چشم‌پزشکی بزنی، رفیق من. بیخیال.

41
00:02:22,267 --> 00:02:24,477
‫پسرهایی مثل اون حوصله‌سربر هستن.

42
00:02:24,561 --> 00:02:26,980
‫نمی‌دونم. من به اندازه‌ی تو اونو نمی‌شناسم.

43
00:02:27,063 --> 00:02:28,439
‫پس چی میگی؟

44
00:02:28,523 --> 00:02:30,567
‫می‌خوای بدونی چطور آدمیه، هان؟

45
00:02:31,317 --> 00:02:34,404
‫وای، جونگدا، کجا رفتی؟
‫دختر، هنوز حرفام تموم نشده بود. کجا...

46
00:02:34,487 --> 00:02:36,656
‫هان؟ اینجایی.

47
00:02:37,240 --> 00:02:40,618
‫فهمیدی چطوریه؟
‫از دبیرستان اینطوریه.

48
00:02:40,702 --> 00:02:42,328
‫باشه، سونگ یوچان.

49
00:02:42,412 --> 00:02:44,789
‫درست مثل زمان مدرسه، هنوزم بچه‌ موندی.

50
00:02:44,873 --> 00:02:47,667
‫باید همون بچگی یه دست کتکت می‌زدم.

51
00:02:47,750 --> 00:02:51,421
‫رفیق، اون موقع من از تو خیلی قوی‌تر بودم.

52
00:02:51,504 --> 00:02:52,589
‫که چی؟

53
00:02:52,672 --> 00:02:55,633
‫- عوضش الان ریزه میزه هستی.
‫- هی، منو نزن.

54
00:02:55,717 --> 00:02:58,386
‫چرا اونطوری راه میری؟

55
00:02:58,469 --> 00:02:59,470
‫هممم؟

56
00:03:00,221 --> 00:03:01,222
‫لعنتی!

57
00:03:01,306 --> 00:03:03,641
‫جورابم کِش اومده.
‫یه لحظه وایسا.

58
00:03:08,313 --> 00:03:11,357
‫ولی می‌دونی چیه؟
‫واقعا اونو تحسین می‌کنم.

59
00:03:12,442 --> 00:03:14,068
‫ولی فقط یکمی.

60
00:03:16,487 --> 00:03:17,906
‫خب، همین کفایت می‌کنه.

61
00:03:19,240 --> 00:03:20,241
‫می‌دونی؟

62
00:03:20,825 --> 00:03:23,036
‫وقتی دنبال چیزی باشه، خیلی پیگیره.

63
00:03:23,578 --> 00:03:25,455
‫همیشه تمام تلاشش رو می‌کنه.

64
00:03:26,039 --> 00:03:28,750
‫اگه من بیمار بودم، از خدام بود اون درمانم کنه.

65
00:03:30,293 --> 00:03:34,130
‫تا وقتی حالم خوب نمیشد،
‫یه لحظه استراحت نمی‌کرد.

66
00:03:35,130 --> 00:03:45,130
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

67
00:03:53,775 --> 00:03:56,110
‫[اختلال هراس، برون هراسی، اختلال اضطراب اجتماعی]

68
00:04:27,475 --> 00:04:33,815
W W W . M O V I E S H O . C O M

69
00:04:41,614 --> 00:04:42,782
‫اوه.

70
00:04:44,075 --> 00:04:46,202
‫دایون!

71
00:04:46,286 --> 00:04:47,287
‫دایون!

72
00:04:47,787 --> 00:04:48,871
‫پاشو!

73
00:04:48,955 --> 00:04:50,373
‫هان؟

74
00:04:50,456 --> 00:04:53,126
‫برو صورتت رو بشور.
‫زودباش.

75
00:04:53,209 --> 00:04:56,421
‫چرا نمیشه یه نفر صورتم رو بشوره
‫و بهم لباس بپوشونه

76
00:04:56,504 --> 00:04:58,423
‫و منو به بیمارستان ببره.

77
00:04:59,173 --> 00:05:01,301
‫زودباش پاشو.

78
00:05:01,384 --> 00:05:04,971
‫به اون کارآموزها گفتی که امروز میای.
‫زودباش، پاشو ببینم.

79
00:05:05,054 --> 00:05:08,016
‫راست میگی.
‫باید براشون الگو باشم.

80
00:05:09,017 --> 00:05:11,102
‫توی همچین وضعیتی نمی‌خواد الگو باشی.

81
00:05:11,185 --> 00:05:13,438
‫پاشو. زودباش. دیگه کافیه.

82
00:05:13,521 --> 00:05:17,066
‫مامان، یه روز از همین روزا،
‫باید یه سر به بیمارستان بزنی.

83
00:05:17,150 --> 00:05:19,360
‫این مسئله کنترل خشم یه مشکل روانیه.

84
00:05:19,944 --> 00:05:21,779
‫پاشو بیا ببینم.

85
00:05:21,863 --> 00:05:23,281
‫خدای بزرگ، این دختر منو می‌کشه.

86
00:05:23,364 --> 00:05:24,574
‫واقعا خشنی.

87
00:05:24,657 --> 00:05:26,868
‫خدای من. شرمنده که منتظرتون گذاشتم.

88
00:05:26,951 --> 00:05:28,328
‫اُمیدوارم خیلی دیر نیومده باشم.

89
00:05:28,995 --> 00:05:31,247
‫متاسفانه ما وقت یا نیروی کافی نداریم

90
00:05:31,331 --> 00:05:33,750
‫تا شما کارآموزها رو یکی یکی آموزش بدیم.

91
00:05:33,833 --> 00:05:34,709
‫واقعیت اینه.

92
00:05:34,792 --> 00:05:39,213
‫پس امروز سعی کنین با نگاه یا پرسیدن
‫سوال از ارشدها، یاد بگیرید.

93
00:05:39,297 --> 00:05:41,716
‫تمام افراد اینجا با کمال میل کمک می‌کنن.

94
00:05:42,342 --> 00:05:45,762
‫و اگه بیمار چیزی نیاز داشت،
‫می‌تونین باهاش حرف بزنین

95
00:05:45,845 --> 00:05:48,473
‫ولی لطفا از تحریک اونا خودداری کنین.

96
00:05:49,015 --> 00:05:51,684
‫خانم جونگ و خانم مین،
‫لطفا بخش رو بهشون نشون بدید.

97
00:05:51,768 --> 00:05:52,602
‫- چشم.
‫- چشم.

98
00:05:52,685 --> 00:05:56,022
‫امروز کنفرانس داریم، درسته؟
‫بررسی موردی هست؟

99
00:05:56,105 --> 00:05:57,565
‫بله، درسته، خانم.

100
00:05:57,648 --> 00:05:59,817
‫علائم درمان «تی‌اِم‌اِس» رو مطالعه می‌کنیم.
‫[تحریک مغناطیسی مغز از راه جمجمه]

101
00:05:59,901 --> 00:06:02,445
‫- پس اگه تونستین، حتما شرکت کنین.
‫- چشم، خانم.

102
00:06:02,528 --> 00:06:04,280
‫- همین.
‫- باشه.

103
00:06:04,906 --> 00:06:05,740
‫اول یا دوم؟

104
00:06:05,823 --> 00:06:07,200
‫- اول من می‌برم.
‫- باشه.

105
00:06:08,076 --> 00:06:09,660
‫من بخش رو بهتون نشون میدم،

106
00:06:09,744 --> 00:06:12,121
‫و بعد خانم مین کارمون رو بهتون یاد میده.

107
00:06:12,205 --> 00:06:15,458
‫اون خیلی توی کارش حرفه‌ای هست،
‫پس با دیدنش کلی چیز یاد می‌گیرین.

108
00:06:15,541 --> 00:06:19,796
‫این طرف بخش عمومیه و اون طرف بخش خصوصی.

109
00:06:19,879 --> 00:06:21,464
‫قبلا بهش بخش قرنطینه می‌گفتیم،

110
00:06:21,547 --> 00:06:24,675
‫ولی الان بهش بخش حفاظتی یا بخش خصوصی می‌گیم.

111
00:06:24,759 --> 00:06:25,760
‫دنبالم بیاین!

112
00:06:32,308 --> 00:06:33,434
‫از این طرف!

113
00:06:37,397 --> 00:06:38,940
‫سلام.

114
00:06:43,653 --> 00:06:45,822
‫هان؟ پس آقای کیم کجا رفت؟

115
00:06:47,115 --> 00:06:48,741
‫وای!

116
00:06:48,825 --> 00:06:51,411
‫برکت صبحگاهی من،
‫واسطه بزرگ من تشریف آورد.

117
00:06:54,580 --> 00:06:57,166
‫با این کار مطمئن میشیم که
‫امروز امتیازی ازدست ندی.

118
00:06:57,250 --> 00:06:58,334
‫واقعا؟

119
00:06:58,418 --> 00:07:00,837
‫بله.

120
00:07:00,920 --> 00:07:02,338
‫این مهارت رو...

121
00:07:02,422 --> 00:07:05,758
‫زمانی که در برج استیصال بودم، یاد گرفتم.

122
00:07:05,842 --> 00:07:08,177
‫می‌دونی، از اونجا که همش درحال کاری،
‫خواستم کمکی کرده باشم.

123
00:07:08,261 --> 00:07:09,720
‫آهان، که اینطور.

124
00:07:13,057 --> 00:07:14,350
‫و اونا کی هستن؟

125
00:07:14,434 --> 00:07:16,978
‫بعنوان پرستاران کارآموز باهامون کار می‌کنن.

126
00:07:17,061 --> 00:07:19,230
‫تا دو هفته توی بخش ما می‌بینی‌شون.

127
00:07:19,313 --> 00:07:22,108
‫همم، تازه‌کارهای بخش هستن.

128
00:07:22,191 --> 00:07:24,569
‫مشخصه که هنوز کلاس خودتون رو انتخاب نکردید.

129
00:07:25,069 --> 00:07:26,195
‫اوه...

130
00:07:27,113 --> 00:07:30,366
‫این باغ تاریکی محوطه‌ای هست که من طراحی کردم،

131
00:07:30,450 --> 00:07:33,119
‫پس اگه هر گونه سوال یا درخواستی داشتین،

132
00:07:33,202 --> 00:07:35,371
‫سراغ خودم بیاین، باشه؟

133
00:07:35,455 --> 00:07:39,292
‫میگم، شما بازی می‌کنین؟

134
00:07:40,209 --> 00:07:41,043
‫نه.

135
00:07:41,127 --> 00:07:43,421
‫برج استیصال و باغ تاریکی

136
00:07:43,504 --> 00:07:45,590
‫از مراحل بازی والهالای گمشده هست.

137
00:07:48,050 --> 00:07:49,719
‫اینو می‌دونم چون منم بازی می‌کنم.

138
00:07:50,678 --> 00:07:51,679
‫سونگ‌جه.

139
00:07:53,598 --> 00:07:54,640
‫ببند.

140
00:07:55,766 --> 00:07:58,728
‫نه، بازی نمی‌کنم.
‫بنظرت من شبیه بچه‌هام؟

141
00:07:58,811 --> 00:07:59,812
‫هان؟

142
00:08:02,440 --> 00:08:03,941
‫آقای کیم!

143
00:08:04,025 --> 00:08:05,902
‫آقای کیم!

144
00:08:05,985 --> 00:08:08,488
‫آقای کیم!
‫آقای کیم!

145
00:08:08,571 --> 00:08:10,823
‫آقای کیم! آقای کیم سووان!

146
00:08:10,907 --> 00:08:14,243
‫ آقای کیم سووان!
‫آقای کیم، آروم باشید! آقای کیم!

147
00:08:15,411 --> 00:08:17,955
‫چیزی نیست، آروم باشید.
‫آروم باشید. چیزی نیست.

148
00:08:19,332 --> 00:08:20,625
‫- آره، آروم باش.
‫- متاسفم.

149
00:08:20,708 --> 00:08:21,709
‫آره، طوری نیست.

150
00:08:21,792 --> 00:08:26,255
‫دلم برات می‌سوزه که توی اون بازی مسخره گیر افتادی.

151
00:08:26,339 --> 00:08:27,423
‫آروم باش.

152
00:08:28,341 --> 00:08:29,342
‫خوبه.

153
00:08:31,928 --> 00:08:32,970
‫دیگه چیزی نیست.

154
00:08:33,596 --> 00:08:34,597
‫متاسفم.

155
00:08:38,809 --> 00:08:41,521
‫در رودخانه فراموشی اینا رو پاک می‌کنم.

156
00:08:52,907 --> 00:08:54,158
‫بذار کمکت کنم.

157
00:08:55,201 --> 00:08:57,495
‫توی دانشگاه آموزش تراپی دیدین، درسته؟

158
00:08:57,578 --> 00:08:59,080
‫اینجا اتاق تراپی‌ ماست.

159
00:09:00,373 --> 00:09:03,459
‫نباید به توهمات بیماران بخندین یا انکار کنین.

160
00:09:03,543 --> 00:09:06,921
‫سخته، نه؟
‫منم اولش همین فکر رو می‌کردم.

161
00:09:07,004 --> 00:09:09,882
‫ولی وقتی کارمو شروع کردم،
‫قلقش دستم اومد.

162
00:09:09,966 --> 00:09:11,592
‫مطمئنم شمام همین کار رو می‌کنین.

163
00:09:15,930 --> 00:09:18,683
‫میشه چند لحظه استراحت کنیم؟

164
00:09:19,183 --> 00:09:20,184
‫هان؟

165
00:09:21,143 --> 00:09:23,020
‫اوه...

166
00:09:23,104 --> 00:09:26,732
‫چطوره یه استراحت کوتاهی بکنیم
‫و به بخش پذیرش بریم؟

167
00:09:39,036 --> 00:09:40,413
‫پس کارآموزها کجان؟

168
00:09:40,496 --> 00:09:43,624
‫گفتن یه استراحت کوتاهی بکنن
‫و منم اجازه دادم برن.

169
00:09:44,208 --> 00:09:45,668
‫خواستن استراحت کنن؟

170
00:09:46,252 --> 00:09:47,503
‫هممم...

171
00:09:47,587 --> 00:09:49,463
‫چه پررو.

172
00:09:50,298 --> 00:09:51,549
‫الان کجان؟

173
00:10:07,231 --> 00:10:08,816
‫انگار یه نفرتون کمه.

174
00:10:09,317 --> 00:10:12,153
‫یکم پیش رفت سمت بخش پذیرش.

175
00:10:13,738 --> 00:10:14,739
‫اوناهاش.

176
00:10:17,992 --> 00:10:19,035
‫دنبالم بیاین.

177
00:10:22,204 --> 00:10:23,623
‫کجا بودی؟

178
00:10:27,126 --> 00:10:29,211
‫- چقدرشو خوردی؟
‫- تقریبا نصفش.

179
00:10:30,504 --> 00:10:32,340
‫این یه تمرین خوب برای بررسی بیمار
‫بعد از خوردن غذاشه.

180
00:10:32,423 --> 00:10:34,717
‫مقدار مصرف غذاشون شاخص سلامتی‌شونه.

181
00:10:34,800 --> 00:10:36,927
‫آدم وقتی افسرده باشه،
‫زیاد میلی به خوردن غذا نداره.

182
00:10:39,305 --> 00:10:41,974
‫حتما قبل از دادن داروها،
‫اسم بیمار رو دوباره چک کنین.

183
00:10:43,017 --> 00:10:45,353
‫- لطفا اسمت رو بهم بگو.
‫- پارک سوهیون.

184
00:10:46,479 --> 00:10:50,399
‫هرزگاهی با بیمارانی روبرو میشیم که
‫داروهاشون رو احتکار و یجا مصرف می‌کنن.

185
00:10:59,283 --> 00:11:01,452
‫خانم پارک، دهنت رو باز کن.

186
00:11:10,586 --> 00:11:12,129
‫دوباره آب بخور.

187
00:11:18,761 --> 00:11:19,762
‫باز کن.

188
00:11:22,390 --> 00:11:23,391
‫آفرین.

189
00:11:25,059 --> 00:11:27,353
‫یه هفته بعد از ترخیص میای،

190
00:11:27,436 --> 00:11:29,605
‫که میشه بیستم مِی، ساعت یازده صبح.

191
00:11:29,689 --> 00:11:32,817
‫وقتی داروهات به دستمون رسید،
‫دوباره نحوه مصرفشون رو بررسی می‌کنیم.

192
00:11:33,526 --> 00:11:34,819
‫گیوهو.

193
00:11:34,902 --> 00:11:36,946
‫نمی‌تونی دو دست لباس برداری.

194
00:11:38,364 --> 00:11:41,033
‫خانم کانگ، میشه لطفا یه سر به گیوهو بزنی؟

195
00:11:41,117 --> 00:11:42,159
‫آره، الان میرم.

196
00:11:42,243 --> 00:11:44,412
‫چون دو دست لباس می‌خواست،
‫ممکنه به خودش صدمه بزنه.

197
00:11:44,495 --> 00:11:45,955
‫باشه، الان بهش سر می‌زنم.

198
00:11:46,038 --> 00:11:47,373
‫مهمترین بخش کار کردن در اینجا

199
00:11:47,456 --> 00:11:51,001
‫اینکه مطمئن بشین بیمار می‌تونه
‫کارهای روزمره‌ش رو انجام بده.

200
00:11:51,085 --> 00:11:54,338
<i>‫- وقتی که مرخص شدید...</i>
‫- خانم مین واقعا کارش درسته.

201
00:11:54,422 --> 00:11:56,590
‫خانم مین توی یه سطح دیگه‌ست.

202
00:11:56,674 --> 00:11:59,552
‫شایعه شده اون سرپرستار بعدی بخش میشه.

203
00:12:00,261 --> 00:12:02,722
‫آقای سونگ‌جه، به چی نگاه می‌کنین؟

204
00:12:02,805 --> 00:12:04,098
‫گوشت با منه؟

205
00:12:04,682 --> 00:12:06,183
‫میشه لطفا برم دستشویی؟

206
00:12:06,851 --> 00:12:08,519
‫میشه لطفا بعدا بری؟

207
00:12:10,479 --> 00:12:11,480
‫باشه.

208
00:12:14,066 --> 00:12:17,403
‫اینو بردارین و اگه سوالی داشتین،
‫باهامون تماس بگیرین.

209
00:12:18,112 --> 00:12:22,074
‫[مرکز درمانی دانشگاه میونگ‌شین]

210
00:12:30,207 --> 00:12:34,587
‫هی، از آخرین مکالمه‌مون،
‫خیلی فکر کردم.

211
00:12:35,379 --> 00:12:36,756
‫کار بهتری نداری؟

212
00:12:37,506 --> 00:12:38,507
‫سرم شلوغه.

213
00:12:38,924 --> 00:12:39,925
‫خیلیم شلوغه.

214
00:12:40,968 --> 00:12:42,928
‫ولی برای درمان این بیمار به کمک تو نیاز دارم.

215
00:12:44,722 --> 00:12:49,185
‫یه بیماری می‌شناسم که بدون هیچ دلیلی
‫مشکل عزت‌نفس جدی پیدا کرده.

216
00:12:52,688 --> 00:12:55,983
‫اون پرستار خارق‌العاده‌ایه، کارش عالیه،
‫همه اونو بخاطر کار درستش می‌شناسن،

217
00:12:56,066 --> 00:12:57,318
‫و چهره‌ی بسیار...

218
00:12:59,195 --> 00:13:00,196
‫زیبایی داره.

219
00:13:00,988 --> 00:13:02,531
‫ولی ارزش خودش رو نمی‌دونه.

220
00:13:03,741 --> 00:13:05,117
‫چرا ازم خوشت نمیاد؟

221
00:13:05,201 --> 00:13:07,953
‫دیگه یواش یواش داری موی دماغ میشی.

222
00:13:11,415 --> 00:13:14,668
‫فقط یه دلیل منطقی برام بیار
‫تا دیگه موی دماغت نشم.

223
00:13:15,544 --> 00:13:17,379
‫خدایش مشکل چیه که ازم خوشت نمیاد؟

224
00:13:17,463 --> 00:13:20,132
‫[از زمان ناهار، روح یک پسر رو اونجا می‌بینم]

225
00:13:25,179 --> 00:13:26,305
‫روح می‌بینم.

226
00:13:30,434 --> 00:13:31,560
‫چی؟

227
00:13:33,896 --> 00:13:34,897
‫چی؟

228
00:13:40,528 --> 00:13:42,321
‫- بابت قهوه ممنونم.
‫- مرسی.

229
00:13:43,030 --> 00:13:45,449
‫- غذا نخوردی؟
‫- پسر، امروز کلی بیمار داشتم.

230
00:13:45,533 --> 00:13:47,827
‫وقت نداشتم
‫می‌خوری؟

231
00:13:47,910 --> 00:13:49,870
‫نه. گرسنه نیستم.

232
00:13:50,454 --> 00:13:52,540
‫چیزی شده؟ اتفاقی افتاده؟

233
00:13:53,749 --> 00:13:59,046
‫هی، تشخیص‌تون درباره کسی که میگه
‫توسط ارواح تسخیر شده، چیه؟

234
00:13:59,129 --> 00:14:00,464
‫روان گسیختگی.

235
00:14:00,548 --> 00:14:03,083
‫ادعای تسخیر شدن توسط ارواح یکی
‫از نشانه‌های بزرگ روان گسیختگی هست.

236
00:14:03,133 --> 00:14:05,636
‫وای، همیشه دلم می‌خواست
‫همچین کسی رو درمان کنم.

237
00:14:06,428 --> 00:14:08,889
‫منو بهشون معرفی کن، و تا درمان‌شون نکردم
‫آروم نمی‌گیرم.

238
00:14:08,973 --> 00:14:10,266
‫اول خودت رو درمان کن.

239
00:14:10,349 --> 00:14:12,393
‫ولی چرا ارواح؟ قضیه چیه؟

240
00:14:13,060 --> 00:14:15,104
‫فقط می‌خوام اینو درک کنم

241
00:14:16,272 --> 00:14:19,275
‫وقتی یکی اعتراف می‌کنه بهت علاقه داره

242
00:14:19,358 --> 00:14:21,610
‫و تو میگی روح می‌بینی، چه منطقی پُشتش هست.

243
00:14:24,446 --> 00:14:25,739
‫منطق خوبی پشتش نیست.

244
00:14:27,032 --> 00:14:28,075
‫دروغ میگن.

245
00:14:30,244 --> 00:14:31,245
‫به کسی علاقه داری؟

246
00:14:33,539 --> 00:14:36,083
‫آره، علاقه دارم.
‫از عشقش بیمار شدم، باشه؟

247
00:14:38,377 --> 00:14:40,045
‫اصطلاح پزشکی بیماری عشق چیه؟

248
00:14:40,129 --> 00:14:42,423
‫افسردگی فکر کنم.

249
00:14:42,506 --> 00:14:44,341
‫کاملا درسته.

250
00:14:45,968 --> 00:14:47,636
‫چقدر مفید و حامی بودید.

251
00:14:47,720 --> 00:14:50,472
‫حداقل نباید از روی ادب بپرسید طرف کیه؟

252
00:14:50,556 --> 00:14:51,599
‫زودباشید، بچه‌ها.

253
00:14:53,309 --> 00:14:54,810
‫کیه؟

254
00:14:55,394 --> 00:14:56,395
‫هیشکی.

255
00:15:05,487 --> 00:15:07,114
‫تشخیصت برای اون چیه؟

256
00:15:08,157 --> 00:15:09,742
‫بیماری حماقت.

257
00:15:09,825 --> 00:15:11,911
‫- بیماری حماقت.
‫- آره.

258
00:15:11,994 --> 00:15:13,037
‫بیماری حماقت.

259
00:15:16,415 --> 00:15:19,043
‫و باید سوابق وضعیتی بیمار رو ثبت کنین.

260
00:15:19,126 --> 00:15:20,586
‫اینجا پارک جی‌سون رو انتخاب کنین، خب؟

261
00:15:20,669 --> 00:15:22,755
‫از دیروز یه نوع قرص جدید داره مصرف می‌کنه.

262
00:15:22,838 --> 00:15:25,633
‫بعدش چک می‌کنیم که آیا بیمار
‫بهتر می‌خوابه یا نه.

263
00:15:25,716 --> 00:15:26,717
‫- خانم پارک.
‫- بله؟

264
00:15:26,800 --> 00:15:28,385
‫قبل شیفت‌مون میریم یه چیزی بخوریم.

265
00:15:28,427 --> 00:15:30,179
‫کارآموزها رو با خودتون ببرید و باهم ناهار بخورین.

266
00:15:30,262 --> 00:15:31,764
‫- باشه.
‫- بیاین بریم، بچه‌ها!

267
00:15:32,264 --> 00:15:34,350
‫هان؟ پس سونگ‌جه کجاست؟

268
00:15:34,433 --> 00:15:36,518
‫منم مدتی میشه ندیدمش.

269
00:15:37,519 --> 00:15:39,104
‫منم نمی‌دونم.

270
00:15:39,188 --> 00:15:40,189
‫هممم.

271
00:15:41,899 --> 00:15:42,942
‫بیاین بریم.

272
00:15:43,025 --> 00:15:44,318
‫داره گرسنم میشه.

273
00:15:44,401 --> 00:15:48,072
‫برای ناهار امروز، خوک کبابی تند با تربچه تازه...

274
00:15:48,155 --> 00:15:50,032
‫اینجایی.
‫بریم ناهار بخوریم.

275
00:15:52,910 --> 00:15:56,121
‫چیه؟ گرسنه نیستی؟

276
00:15:56,789 --> 00:15:58,248
‫چرا. بریم.

277
00:16:07,257 --> 00:16:08,759
‫مطمئنم از آدمای از زیر کار دررو هست.

278
00:16:10,636 --> 00:16:12,012
‫اونوقتا که ما کارآموز بودیم رو یادته؟

279
00:16:12,096 --> 00:16:13,681
هرکاری میکردیم تا نکنه

280
00:16:13,764 --> 00:16:16,850
چیزی از دستمون در بره.

281
00:16:17,434 --> 00:16:19,269
‫خانم پارک اون موقع خیلی ترسناک بود، نه؟

282
00:16:19,353 --> 00:16:21,313
‫نمی‌خواد به بخش ما بیاد، مگه نه؟

283
00:16:25,317 --> 00:16:26,652
‫الان فقط سردرگم شده.

284
00:16:27,236 --> 00:16:29,071
‫با چیزی که من می‌بینم، تا ابد همینطوریه.

285
00:16:29,154 --> 00:16:31,240
‫مطمئنم که راجع ما هم اینطور فکر می‌کردن.

286
00:16:31,323 --> 00:16:32,616
‫بیا فعلا مزاحم‌شون نشیم.

287
00:16:32,700 --> 00:16:35,035
‫اگه بهش رو بدی، فقط پررو میشه.

288
00:16:35,119 --> 00:16:36,704
‫این روانشناسی انسانه.

289
00:16:42,126 --> 00:16:43,252
‫هممم.

290
00:16:43,335 --> 00:16:44,586
‫آیس آمریکانو. مرسی.

291
00:16:44,670 --> 00:16:47,589
‫منم همون.
‫خیلی ممنون.

292
00:16:47,673 --> 00:16:49,842
‫منم یدونه آمریکانو می‌خوام.

293
00:16:49,925 --> 00:16:51,093
‫منم همینطور.

294
00:16:52,970 --> 00:16:54,346
‫میشه چای بابونه بدید؟

295
00:16:54,430 --> 00:16:57,975
‫چای گیاهی یکم بیشتر طول می‌کشه.
‫مشکلی ندارین؟

296
00:16:58,058 --> 00:16:59,184
‫نه، مشکلی نیست.

297
00:17:05,399 --> 00:17:08,277
‫خب، اینم از آیس آمریکانوی شما.

298
00:17:15,951 --> 00:17:17,202
‫داره خیلی طول می‌کشه.

299
00:17:17,286 --> 00:17:18,787
‫دیگه چای بابونه نخرین.

300
00:17:18,871 --> 00:17:20,789
‫آخه خیلی طول می‌کشه، نه؟

301
00:17:20,873 --> 00:17:22,916
‫اگه شما سرتون شلوغه، می‌تونین برین.

302
00:17:26,045 --> 00:17:28,380
‫هممم.

303
00:17:33,302 --> 00:17:36,096
<i>‫سی‌اِس اُپی‌دی. کد آبی. کد آبی.</i>

304
00:17:36,180 --> 00:17:38,932
<i>‫سی‌اِس اُپی‌دی. کد آبی. کد آبی.</i>

305
00:17:39,016 --> 00:17:39,850
‫پیام دادین؟

306
00:17:39,933 --> 00:17:40,976
‫بله.

307
00:17:42,269 --> 00:17:43,687
‫نتونستیم تماس بگیریم.

308
00:17:44,730 --> 00:17:46,398
‫میریم دنبالش بگردیم.

309
00:17:46,482 --> 00:17:49,359
‫نیازی نیست. شما دوتا فعلا به اتاق کنفرانس برید، باشه؟

310
00:17:49,401 --> 00:17:50,444
‫- باشه.
‫- باشه.

311
00:17:50,527 --> 00:17:51,445
‫- برید.
‫- باشه.

312
00:17:51,528 --> 00:17:52,863
‫- طبقه سومه.
‫- باشه.

313
00:17:57,201 --> 00:17:58,285
‫شوخیش گرفته؟

314
00:18:00,412 --> 00:18:01,914
‫یه جای کار می‌لنگه.

315
00:18:01,997 --> 00:18:03,373
‫از لنگیدن گذشته.

316
00:18:03,457 --> 00:18:05,667
‫اگه آزارش به کسی نمی‌رسید
‫من اهمیتی نمی‌دادم،

317
00:18:05,751 --> 00:18:07,669
‫ولی یواش یواش داره کارش آزاردهنده میشه.

318
00:18:08,629 --> 00:18:11,715
‫- می‌تونی یه ذره بیشتر...
‫- پس چیکار کنم؟

319
00:18:11,799 --> 00:18:13,217
‫دائما غیبش می‌زنه.

320
00:18:14,551 --> 00:18:17,137
‫بدجوری کبابش می‌کنم.

321
00:18:17,638 --> 00:18:19,723
‫این کارا توی خونت نیست.

322
00:18:20,349 --> 00:18:22,768
‫می‌کنم. من بدجور ترسناکم.

323
00:18:23,435 --> 00:18:24,978
‫کاملا مطمئنم اینطور نیستی.

324
00:19:05,686 --> 00:19:08,939
‫صبر کن و ببین.
‫رفتارشو کاملا عوض می‌کنم.

325
00:19:09,022 --> 00:19:10,607
‫وایسا ببینیم در عمل چطوره.

326
00:19:11,650 --> 00:19:12,734
‫برای چی؟

327
00:19:12,818 --> 00:19:14,653
‫گفتی کاملا عوضش می‌کنی.

328
00:19:14,736 --> 00:19:16,905
‫حداقل وایسا ببینیم مشکل کجای کاره.

329
00:19:18,115 --> 00:19:19,116
‫هممم؟

330
00:19:20,159 --> 00:19:22,161
‫خانم هونگ، کنفرانس داره شروع میشه.

331
00:19:22,244 --> 00:19:23,245
‫باشه.

332
00:19:24,329 --> 00:19:26,373
‫[روش تی‌اِم‌اِس
‫اختلال هراس]

333
00:19:26,456 --> 00:19:28,876
‫هی، در مورد کنفرانس ماه بعدمون...

334
00:19:46,894 --> 00:19:48,812
‫- اوه، حالتون چطوره؟
‫- شما چطورین؟

335
00:19:48,896 --> 00:19:52,149
‫چی باعث شده به کنفرانس ما بیاین؟

336
00:19:52,232 --> 00:19:54,735
‫به موضوع علاقه‌مند بودم،
‫و از دکتر یو درخواست کردم که منم بیام.

337
00:19:54,818 --> 00:19:57,070
‫اوه! جراحی‌هاتون چی؟

338
00:19:57,654 --> 00:20:00,073
‫یکم فرصت خالی داشتم.

339
00:20:01,116 --> 00:20:03,619
‫کنفرانس رو شروع می‌کنیم.

340
00:20:11,168 --> 00:20:12,211
‫اینو شما بردارید.

341
00:20:13,670 --> 00:20:16,423
‫اختلالات روانی که معمولا
‫در افراد مدرن مشاهده میشه شامل:

342
00:20:16,506 --> 00:20:20,093
‫اختلال هراس، افسردگی،
‫اختلال انفجاری متناوب،

343
00:20:20,177 --> 00:20:23,722
‫اضطراب، بی‌خوابی و روان گسیختگی هست.

344
00:20:23,805 --> 00:20:24,848
‫دلایل اونا گوناگونه،

345
00:20:24,932 --> 00:20:28,018
‫ولی تمام این اختلالات یک وجه اشتراک دارن.

346
00:20:28,101 --> 00:20:29,228
‫اون چیه؟

347
00:20:29,311 --> 00:20:32,356
‫اهمیت تشخیص زودهنگام و درمان زودهنگام.

348
00:20:32,439 --> 00:20:33,690
‫بله، کاملا درسته.

349
00:20:33,774 --> 00:20:36,693
‫در بخش روانپزشکی، اخیرا کدوم اختلال

350
00:20:36,777 --> 00:20:40,364
‫بیشترین درمان سرپایی رو داشته؟
‫کسی می‌دونه؟

351
00:20:41,156 --> 00:20:42,157
‫[اختلالات روانی اصلی]

352
00:20:42,199 --> 00:20:43,242
‫[اختلال هراس]

353
00:20:43,325 --> 00:20:44,409
‫ما توی رسانه‌ها اونو دیدیم.

354
00:20:44,451 --> 00:20:48,538
‫بسیاری از سلبریتی‌ها جلو اومدن و
‫ادعا کردن که از اختلال هراس رنج می‌برن.

355
00:20:48,622 --> 00:20:50,123
‫این باعث شده مَردم فکر کنن

356
00:20:50,207 --> 00:20:52,459
‫اختلال هراس فقط روی سلبریتی‌ها تاثیر داره.

357
00:20:52,542 --> 00:20:56,255
‫ولی تعداد بیمارانی که اختلال هراس دارن

358
00:20:56,338 --> 00:20:58,757
‫در طول پنج سال گذشته بیش از 70 درصد افزایش داشته.

359
00:20:58,840 --> 00:21:00,676
‫و با احتساب بیمارانی که تشخیص داده نشدن،

360
00:21:00,759 --> 00:21:03,053
‫عدد واقعی این اختلال فراتر از اینا میره.

361
00:21:03,553 --> 00:21:04,680
‫در این موارد،

362
00:21:05,305 --> 00:21:09,559
‫ترس از مرگ قریب‌الوقوع، احساس اصلی‌شون هست.

363
00:21:12,145 --> 00:21:15,732
‫ادوارد مونک اثر «جیغ» رو نقاشی کشید
‫و از اختلال هراس رنج می‌برد.

364
00:21:16,358 --> 00:21:19,319
‫«جیغ» ترسی رو به تصویر می‌کشه
‫که هنرمندش...

365
00:21:19,403 --> 00:21:21,071
‫در اون زمان در زمان هراس احساس می‌کرد.

366
00:21:22,489 --> 00:21:23,782
‫ولی مشکل اینکه

367
00:21:23,865 --> 00:21:27,661
‫اکثر مَردم هنوز به درستی با اختلال هراس آشنا نیستن.

368
00:21:29,204 --> 00:21:33,250
‫افراد سردرد، سرگیجه، مشکلات تنفسی رو درمان می‌کنن

369
00:21:33,333 --> 00:21:36,253
‫و استرس یا کمبود خواب رو عامل علایم‌شون می‌دونن

370
00:21:36,336 --> 00:21:40,382
‫تا اینکه بالاخره تشخیص داده میشه
‫که اونا اختلال هراس دارن.

371
00:21:40,966 --> 00:21:41,967
‫پس حالا،

372
00:21:42,467 --> 00:21:44,845
‫بیمارانی که به اختلال هراس تشخیص داده میشن

373
00:21:44,928 --> 00:21:47,222
‫چه چیزی رو می‌تونن به عنوان اولین...

374
00:21:48,390 --> 00:21:49,224
‫ترس‌شون نام ببرن؟

375
00:21:49,308 --> 00:21:51,893
‫بیشتر از اینکه از خود حمله بترسن،

376
00:21:51,977 --> 00:21:54,771
‫از حمله قریب‌الوقوعی که احساس می‌کنن، می‌ترسن.

377
00:21:54,855 --> 00:21:56,857
‫اونا در ترس از حمله‌ی پنیک زندگی می‌کنن.

378
00:21:56,940 --> 00:21:59,192
‫آره، خب، و مورد دیگه اینکه...

379
00:21:59,276 --> 00:22:02,904
‫نباید ترس از مواقعی رو نادیده بگیریم
‫که کسی برای کمک بهشون نیست.

380
00:22:03,530 --> 00:22:06,033
‫این نشون میده که چرا سینماها و هواپیماها با نور کم،

381
00:22:06,116 --> 00:22:07,659
‫بیشتر باعث پنیک میشن.

382
00:22:07,743 --> 00:22:09,536
‫اونا همینطور از تنها خوابیدن می‌ترسن.

383
00:22:09,619 --> 00:22:10,912
‫یکی از آشناهام،

384
00:22:10,996 --> 00:22:12,914
‫تنها توی اتاقش می‌خوابید

385
00:22:12,998 --> 00:22:14,833
‫ولی بخاطر اختلال هراس
‫الان با مادرش می‌خوابه.

386
00:22:16,418 --> 00:22:17,836
‫جنبه‌ی مثبت هم داره.

387
00:22:20,505 --> 00:22:22,549
‫خدای من، چقدر غم‌انگیزه، نه؟

388
00:22:23,216 --> 00:22:25,635
‫اختلال هراس همینقدر می‌تونه شدید باشه.

389
00:22:25,719 --> 00:22:27,429
‫احساس می‌کنن که دارن می‌میرن.

390
00:22:27,929 --> 00:22:31,975
‫تماس با اورژانس کاریه که همش عقب و جلو می‌اندازن.

391
00:22:32,059 --> 00:22:36,271
‫اونا می‌دونن که واقعا نمی‌میرن،
‫می‌دونن همش بخاطر اختلال هراسه،

392
00:22:36,355 --> 00:22:38,648
‫و بازم نمی‌تونن به ترس‌شون غلبه کنن.

393
00:22:38,732 --> 00:22:39,649
‫بعد این چرخه تکرار میشه،

394
00:22:39,733 --> 00:22:42,361
‫و بعد یه روز دیگه نگران یه حمله احتمالی دیگه هستن.

395
00:22:42,444 --> 00:22:45,822
‫طبیعتا این باعث شکاف بین شخص بیمار و غیربیمار میشه.

396
00:22:45,906 --> 00:22:48,992
‫آدمایی که اختلاس هراس ندارن

397
00:22:49,076 --> 00:22:52,162
‫هرچقدرم که بهشون توضیح بدید،
‫نمی‌تونن این ترس رو درک کنن.

398
00:22:52,662 --> 00:22:56,458
‫برای همین، ما الان اندکی وقت می‌ذاریم
‫تا کمی از اون ترس رو تجربه کنیم.

399
00:22:56,541 --> 00:22:58,752
‫بسیارخب. جفت بشین.

400
00:23:00,462 --> 00:23:02,297
<i>‫می‌خواین باهم جفت بشیم؟</i>

401
00:23:02,381 --> 00:23:03,924
<i>‫چطور باید جفت بشیم؟</i>

402
00:23:04,007 --> 00:23:06,385
<i>‫خانم هونگ با خانم پارک جفت بشین.</i>

403
00:23:06,468 --> 00:23:08,295
<i>‫من با خانم پارک جفت میشم، مشکلی نیست؟</i>

404
00:23:08,345 --> 00:23:09,471
<i>‫باشه.</i>

405
00:23:10,680 --> 00:23:13,016
‫سلام، انگار باهم جفت میشیم.

406
00:23:14,184 --> 00:23:18,021
‫سونگ‌جه، ما باهم همکاری می‌کنیم.
‫بیا اینجا.

407
00:23:21,858 --> 00:23:26,446
‫بسیارخب، با هر دو دست، به سوراخ‌های بینی فشار بیارید.

408
00:23:28,698 --> 00:23:31,576
‫لطفا نفر دوم، گوش‌هاشو بپوشونه.

409
00:23:34,788 --> 00:23:39,376
‫حالا از طریق این نِی نفس می‌کشید.

410
00:23:41,795 --> 00:23:44,923
‫نفس عمیق بکشید و بدید بیرون.

411
00:23:45,715 --> 00:23:47,592
‫یک دقیقه این کار رو تکرار کنین.

412
00:23:47,676 --> 00:23:50,429
‫یک، دو...

413
00:23:51,012 --> 00:23:54,850
‫سه، چهار، پنج...

414
00:23:55,392 --> 00:23:57,477
‫شش، هفت...

415
00:23:58,103 --> 00:23:59,104
‫هفت...

416
00:24:04,484 --> 00:24:05,652
‫سیزده؟

417
00:24:06,361 --> 00:24:09,531
‫دوازده، سیزده، چهارده...

418
00:24:12,576 --> 00:24:14,703
‫این اختلال هراس بود.

419
00:24:14,786 --> 00:24:18,039
‫گفته میشه پنیک واقعی باعث ترسی میشه
‫که الان تجربه کردین.

420
00:24:18,123 --> 00:24:20,542
‫بسیارخب، الان جاهاتونو عوض کنین.

421
00:24:31,970 --> 00:24:33,054
‫یک،

422
00:24:33,680 --> 00:24:34,681
‫دو،

423
00:24:35,807 --> 00:24:36,808
‫سه،

424
00:24:37,726 --> 00:24:38,727
‫چهار،

425
00:24:39,811 --> 00:24:40,896
‫پنج...

426
00:24:45,400 --> 00:24:46,401
‫سونگ‌جه.

427
00:24:51,740 --> 00:24:52,782
‫سونگ‌جه؟

428
00:25:02,167 --> 00:25:03,627
‫سونگ‌جه!

429
00:25:05,045 --> 00:25:06,087
‫خوبم.

430
00:25:07,297 --> 00:25:08,298
‫خوبم.

431
00:25:11,676 --> 00:25:12,886
‫51...

432
00:25:13,887 --> 00:25:18,558
‫51, 52, 53, 54, 55, 56, 57, 58, 59...

433
00:25:22,187 --> 00:25:24,564
‫باید...باید...باید برم دستشویی.

434
00:25:44,042 --> 00:25:47,921
<i>‫تماس با اورژانس کاریه که همش عقب و جلو می‌اندازن.</i>

435
00:25:48,004 --> 00:25:52,384
<i>‫اونا می‌دونن که واقعا نمی‌میرن،</i>
<i>‫می‌دونن همش بخاطر اختلال هراسه،</i>

436
00:25:52,467 --> 00:25:54,427
<i>‫و بازم نمی‌تونن به ترس‌شون غلبه کنن.</i>

437
00:25:54,511 --> 00:25:55,762
<i>‫بعد این چرخه تکرار میشه،</i>

438
00:25:55,845 --> 00:25:58,807
<i>‫و بعد یه روز دیگه نگران یه حمله احتمالی دیگه هستن.</i>

439
00:26:13,071 --> 00:26:16,241
‫[اورژانس]

440
00:26:26,418 --> 00:26:29,170
‫- متاسفم. متاسفم.
‫- نه، نه، نه، منظورم اینه...

441
00:26:29,254 --> 00:26:32,299
‫خیلی سخت نفس می‌کشید.
‫فکر کردم خفه میشه.

442
00:26:32,382 --> 00:26:33,967
‫گفتم که خوبم.
‫چرا بهشون زنگ زدی؟

443
00:26:34,050 --> 00:26:36,344
‫- مطمئن هستین که حالتون خوبه، آقا؟
‫- بله، مرسی.

444
00:26:36,428 --> 00:26:38,013
‫اگه بهمون نیاز داشتین، حتما تماس بگیرید.

445
00:26:38,096 --> 00:26:39,723
‫باشه، حتما.
‫بازم ممنونم.

446
00:26:40,348 --> 00:26:41,725
‫خدانگه‌دار.

447
00:26:45,186 --> 00:26:48,106
‫هی، مطمئنی که حالت خوبه؟

448
00:26:48,189 --> 00:26:49,608
‫آره، گفتم که.

449
00:26:49,691 --> 00:26:51,359
‫خدا رو شکر.

450
00:26:53,778 --> 00:26:55,614
‫تو هم بهتره بری داخل، بابا.

451
00:26:56,197 --> 00:26:57,949
‫برو تو دیگه.

452
00:27:18,637 --> 00:27:21,806
‫فقط یه سوهاضمه بود.
‫پدر و مادرم بزرگش کردن.

453
00:27:25,185 --> 00:27:26,186
‫هی، یوچان.

454
00:27:26,770 --> 00:27:28,521
‫می‌دونی چرا کسی ازت نمی‌پرسه

455
00:27:29,272 --> 00:27:33,943
‫چرا بعد از فارغ‌التحصیلی از بهترین دانشگاه،
‫از رویای خودت دست کشیدی

456
00:27:34,027 --> 00:27:35,904
‫و شغل فروش مرغ رو انتخاب کردی؟

457
00:27:37,572 --> 00:27:39,532
‫چرا یهو فاز جدی گرفتی؟

458
00:27:39,616 --> 00:27:41,951
‫چون منتظر هستن خودت بهشون بگی.

459
00:27:44,829 --> 00:27:48,375
‫به این میگن ادب و احترام گذاشتن.

460
00:27:51,836 --> 00:27:56,508
‫ولی مطمئنم یه دلیل خوبی پشت اینکه چرا
‫نمی‌خوای حرفی ازش بزنی، وجود داره. خداحافظ.

461
00:28:01,638 --> 00:28:04,307
‫باشه، پس به من بگو.
‫چرا بیخیال شدی.

462
00:28:06,309 --> 00:28:07,310
‫همینطوری.

463
00:28:08,228 --> 00:28:09,938
‫این دیگه چه پرت و پلاییه میگی؟

464
00:28:10,021 --> 00:28:11,690
‫تو بیخیال شغلی شدی که
‫مَردم فقط توی خواب می‌بینن،

465
00:28:11,773 --> 00:28:14,017
‫و بهترین دلیلی که می‌تونی بهم بدی «همینطوریه»؟

466
00:28:14,067 --> 00:28:15,944
‫خب، به نظر من که کاملا منطقیه.

467
00:28:16,027 --> 00:28:18,738
‫پس من هرچی بخوام در موردش فکر می‌کنم.

468
00:28:18,822 --> 00:28:19,864
‫منظورت چیه؟

469
00:28:19,948 --> 00:28:26,121
‫خب، مثلا موقع شام گروهی نتونستی جلوی خنده‌
‫خودت رو بگیری و جلوی همه شلوارتو خراب کردی.

470
00:28:26,204 --> 00:28:28,373
‫- حرف دهنتو بفهم.
‫- پس خودت بگو چی شده.

471
00:28:28,456 --> 00:28:30,917
‫زودباش! دلیل واقعیش چیه؟

472
00:28:31,000 --> 00:28:33,712
‫واقعا بهت گفتم.
‫همینطوری بیخیال شدم.

473
00:28:34,295 --> 00:28:38,591
‫باشه، پس منم دیگه به سوالات تو هیچ جوابی نمیدم.

474
00:28:41,344 --> 00:28:42,971
‫- واقعا نمی‌‎خوای جواب بدی؟
‫- اهوم.

475
00:28:43,054 --> 00:28:44,556
‫وای، الان جوابم رو دادی.

476
00:28:45,181 --> 00:28:48,309
‫- چقدر بچه‌ای.
‫- زودباش، بزن.

477
00:28:49,269 --> 00:28:50,854
‫محکم بشین

478
00:28:51,896 --> 00:28:53,398
‫توپ آتشین اومد.

479
00:28:55,859 --> 00:28:57,360
‫چی؟

480
00:29:13,084 --> 00:29:16,755
‫اونقدری ازم متنفره که میگه روح می‌بینه؟

481
00:29:36,733 --> 00:29:38,443
‫چرا تنها نشستی؟

482
00:29:38,526 --> 00:29:39,736
‫تنها نیستم.

483
00:29:42,155 --> 00:29:45,241
‫پس چی؟ با دوستای ارواحت نشستی؟

484
00:29:46,618 --> 00:29:47,619
‫آره.

485
00:29:48,912 --> 00:29:50,121
‫میشه یکم جدی باشی؟

486
00:29:52,457 --> 00:29:53,958
‫چرا فکر می‌کنی جدی نیستم؟

487
00:29:56,127 --> 00:29:57,337
‫جدی هستم.

488
00:29:57,962 --> 00:29:58,963
‫باشه. خب...

489
00:29:59,881 --> 00:30:02,091
‫این روح دقیقا کجاست؟

490
00:30:02,759 --> 00:30:04,552
‫الان نشستی روش.

491
00:30:05,804 --> 00:30:07,180
‫اینطوری نباش دیگه.
‫بیخیال.

492
00:30:07,263 --> 00:30:09,516
‫من سیر شدم.
‫نوش جان.

493
00:30:47,595 --> 00:30:49,848
‫محض رضای خدا، مثلا تو روانپزشکی.

494
00:30:49,931 --> 00:30:52,851
‫باعث خجالته که موهای گردنت سیخ شده.

495
00:31:29,137 --> 00:31:31,264
‫خانم مین، چشمت چیزی شده؟

496
00:31:31,347 --> 00:31:33,725
‫لنزم از سرجاش دروامد.

497
00:31:33,808 --> 00:31:34,976
‫اوه.

498
00:31:36,603 --> 00:31:38,438
‫شرم‌آوره. دست بردار.

499
00:31:38,521 --> 00:31:40,732
‫چیزی بنام روح وجود نداره.

500
00:31:41,482 --> 00:31:44,193
‫کاش یکی بود می‌زد پَس گردنم.

501
00:31:46,529 --> 00:31:47,697
‫خودت خواستی.

502
00:31:48,281 --> 00:31:50,783
‫- با تو که حرف نمی‌زدم.
‫- باشه، پس شرمنده.

503
00:31:51,701 --> 00:31:52,577
‫برای چی به بخش ما اومدی؟

504
00:31:52,619 --> 00:31:54,329
‫واسه درمان بیمار دیگه.
‫چه علت دیگه‌ای داره؟

505
00:31:54,913 --> 00:31:56,164
‫اگه کارت تموم شده، برو پی کارت.

506
00:31:56,789 --> 00:31:59,584
‫باشه، حتما.
‫من میرم، ولی قبل رفتن،

507
00:31:59,667 --> 00:32:01,502
‫باید یه چیزی ازت بپرسم.

508
00:32:02,211 --> 00:32:03,212
‫در مورد چی؟

509
00:32:03,630 --> 00:32:05,548
‫اگه مشکلی نیست میشه ازت بخوام

510
00:32:05,632 --> 00:32:07,842
‫هرچی در مورد اختلال هراس می‌دونی رو
‫برام توضیح بدی؟

511
00:32:09,427 --> 00:32:10,720
‫اختلال هراس داری؟

512
00:32:13,681 --> 00:32:15,975
‫ثبت اطلاعات از کارهای مهم بخش روانپزشکیه.

513
00:32:16,059 --> 00:32:17,810
‫وقتی بهش عادت کنین، کار سختی نیست.

514
00:32:17,894 --> 00:32:20,813
‫بخش روانپزشکی زیاد با اطلاعات سر و کار داره؟

515
00:32:20,897 --> 00:32:25,652
‫خب، در مقایسه با سایر بخش‌ها، آره.
‫باید هر ساعت چک‌شون کنیم.

516
00:32:25,735 --> 00:32:28,821
‫خیلی پیچیده نیست.
‫وقتی بلد باشین، راحت میشه.

517
00:32:28,905 --> 00:32:32,659
‫- چی بگم. بنظرم خیلی سخته.
‫- فقط مراقب باش اونا رو نترسونی.

518
00:32:33,242 --> 00:32:34,243
‫باشه.

519
00:32:35,495 --> 00:32:36,746
‫من باید...

520
00:32:38,498 --> 00:32:39,582
‫به دستشویی برم.

521
00:32:40,458 --> 00:32:42,752
‫مگه همین چند لحظه پیش برنگشتی؟

522
00:32:43,252 --> 00:32:46,798
‫اگه می‌خوای پرستار بشی،
‫باید یاد بگیری خودتو نگه داری.

523
00:32:46,881 --> 00:32:49,175
‫و درضمن اگه میری سیگار بکشی،
‫بهتره ترکش کنی.

524
00:32:49,676 --> 00:32:53,096
‫طی زمان‌های کاری اصلا وقت نمی‌کنی سیگار بکشی.

525
00:32:53,805 --> 00:32:54,806
‫منم ترک کردم.

526
00:33:03,439 --> 00:33:06,693
‫خانم پارک، من به اتاق تمرین میرم تا تدارکات رو بشمارم.

527
00:33:06,776 --> 00:33:08,861
‫میشه کارآموزها رو هم ببرم؟

528
00:33:09,696 --> 00:33:10,822
‫بیاین بریم، بچه‌ها.

529
00:33:13,783 --> 00:33:15,368
<i>‫این کار درست نیست.</i>

530
00:33:15,451 --> 00:33:16,744
‫- خانم هونگ؟
‫- بله؟

531
00:33:16,828 --> 00:33:18,496
‫میشه بیای اینجا؟

532
00:33:24,711 --> 00:33:26,921
‫الان وقت خوبیه برید دستشویی.

533
00:33:39,267 --> 00:33:42,603
<i>‫مبارزه با اختلال هراس می‌تونه موجب تنهایی بشه.</i>

534
00:33:43,187 --> 00:33:44,856
<i>‫اکثر افراد دور ور اونا چیزی درباره‌ش نمی‌دونن،</i>

535
00:33:44,939 --> 00:33:46,691
<i>‫و از اونجا که فقط خود بیمار حسش می‌کنه،</i>

536
00:33:46,774 --> 00:33:49,485
<i>‫بنابراین اکثر بیماران سعی می‌کنن</i>
<i>‫خودشون به بیماری غلبه کنن،</i>

537
00:33:49,569 --> 00:33:52,447
<i>‫و در طول دوره تلاش می‌کنن و درجا می‌زنن.</i>

538
00:33:53,781 --> 00:33:55,658
‫برای موردی که تو اشاره کردی،

539
00:33:55,742 --> 00:33:58,036
‫ما معمولا آلپرازولام یا ایندول تجویز می‌کنیم،

540
00:33:58,119 --> 00:34:00,955
‫ولی برای تشخیص واقعی باید طرف به بیمارستان بیاد.

541
00:34:04,000 --> 00:34:05,376
‫اوه!

542
00:34:05,460 --> 00:34:07,045
‫چیه؟ چیزی شده؟

543
00:34:07,628 --> 00:34:10,381
‫فقط می‌خواستم یه سوال ازتون بپرسم. همین.

544
00:34:11,424 --> 00:34:13,760
‫- پس عذر می‌خوام. من الان میرم.
‫- نه، نه، نه.

545
00:34:13,843 --> 00:34:17,805
‫می‌خواستم یکم در مورد اختلال هراس حرف بزنم.

546
00:34:17,889 --> 00:34:18,931
‫همم؟

547
00:34:19,015 --> 00:34:21,601
‫قضیه چیه؟
‫امروز، روز پرسش درمورد اختلال هراسه؟

548
00:34:21,684 --> 00:34:23,102
‫داری درمورد یوچان حرف می‌زنی؟

549
00:34:23,186 --> 00:34:24,937
‫در مورد همینه؟

550
00:34:25,021 --> 00:34:26,022
‫چی؟

551
00:34:26,522 --> 00:34:28,441
‫یوچان اختلال هراس داره؟

552
00:34:32,612 --> 00:34:34,363
‫فکر می‌کنم موضوع باید همین باشه.

553
00:34:35,615 --> 00:34:38,326
‫اصلا فکرشم نمی‌کردم.
‫هیچوقت حرفی نمی‌زنه.

554
00:34:39,243 --> 00:34:42,080
‫هیچوقت نگفته.
‫همیشه انکارش کرده، ولی بازم نمیشه نادیده گرفت.

555
00:34:42,789 --> 00:34:44,665
‫مطمئنی که سراغ درمان نرفته؟

556
00:34:44,749 --> 00:34:47,835
‫خودش ازش اطلاعی نداره، پس گمون نکنم.

557
00:34:48,461 --> 00:34:50,421
‫خدایا، اُمیدوارم خوب بشه.

558
00:34:51,297 --> 00:34:52,465
‫می‌دونم.

559
00:34:52,548 --> 00:34:56,177
‫داشتم به این فکر می‌کردم که شاید تو بتونی
‫یکم باهاش در موردش حرف بزنی.

560
00:34:58,096 --> 00:35:01,724
‫من و یوچان...
‫خب، اون همیشه هرچیزی رو بهم میگه.

561
00:35:01,808 --> 00:35:02,683
‫اوه.

562
00:35:02,767 --> 00:35:05,186
‫از دعواش با پدر و مادرش گرفته تا...

563
00:35:05,269 --> 00:35:09,065
‫چطور دختره بهش جواب نه داد،
‫یا چقدر لباس‌های رئیسش کثیف بود.

564
00:35:10,191 --> 00:35:13,611
‫بازم هیچی در این مورد بهم نگفته.

565
00:35:14,654 --> 00:35:16,697
‫مطمئنم که دوست نداره در موردش حرف بزنه.

566
00:35:17,740 --> 00:35:19,659
‫باشه. پس چیکار کنیم؟

567
00:35:20,159 --> 00:35:22,995
‫- فکر کنم به حرف شما گوش بده، دکتر.
‫- چی؟

568
00:35:23,079 --> 00:35:24,705
‫یوچان یه بار بهم گفت،

569
00:35:24,789 --> 00:35:29,001
‫اگه اون بیمار بود، دلش می‌خواست
‫فقط توسط شما درمان بشه.

570
00:35:29,085 --> 00:35:32,630
‫گفت که شما تا زمانی که
‫بیماریش رو درمان نکنین، استراحت نمی‌کنین.

571
00:35:37,051 --> 00:35:38,177
‫یوچان اینو گفت؟

572
00:35:40,138 --> 00:35:42,014
‫- واقعا؟
‫- آره.

573
00:35:47,145 --> 00:35:48,146
‫باشه، نگران نباش.

574
00:35:48,229 --> 00:35:51,357
‫اون احمق قطعا فردا اول وقت
‫باید به بیمارستان بیاد.

575
00:35:51,440 --> 00:35:54,735
‫یوچان الان در دست آدم خوبیه.

576
00:36:19,343 --> 00:36:21,304
‫یه تحویل دیگه.

577
00:36:23,681 --> 00:36:25,725
‫چی؟ باهمدیگه اومدین؟

578
00:36:25,808 --> 00:36:27,935
‫- همینجا دیدمش.
‫- واقعا؟

579
00:36:28,019 --> 00:36:29,095
‫- جونگدا، حالا که اینجایی، برو داخل...
‫- ای احمق.

580
00:36:29,145 --> 00:36:30,104
‫اوه!

581
00:36:31,397 --> 00:36:32,857
‫چش شده؟

582
00:36:34,150 --> 00:36:36,194
‫- فردا بیکاری؟
‫- برای چی؟

583
00:36:36,277 --> 00:36:38,571
‫- هستی یا نه؟
‫- وسط روز هستم.

584
00:36:41,073 --> 00:36:42,450
‫شماها چتونه؟

585
00:36:50,917 --> 00:36:52,710
‫دلم پیش یکی دیگه‌س.

586
00:36:53,753 --> 00:36:55,087
‫الان نمی‌تونم تمرکز کنم.

587
00:36:56,714 --> 00:36:57,798
‫باید یه فیلم ببینم.

588
00:37:09,518 --> 00:37:10,519
‫[پرستار تسخیر شده]

589
00:37:12,688 --> 00:37:13,898
<i>‫روح می‌بینم.</i>

590
00:37:14,774 --> 00:37:16,734
<i>‫این روح دقیقا کجاست؟</i>

591
00:37:17,568 --> 00:37:19,487
<i>‫الان نشستی روش.</i>

592
00:37:46,180 --> 00:37:47,223
‫دارم چیکار می‌کنم؟

593
00:37:47,306 --> 00:37:50,476
‫اصلا جالب نبود. ترسناک نبود.
‫هیچیش منطقی نبود.

594
00:38:25,511 --> 00:38:27,638
‫اوه! تف بهت!

595
00:38:28,931 --> 00:38:30,975
‫خب که چی که روح می‌بینه؟

596
00:38:31,058 --> 00:38:33,728
‫تو که نمی‌خوای دوست داشتنت رو
‫بخاطر تسخیر شدن بیخیال بشی؟!

597
00:38:34,312 --> 00:38:35,771
‫فکر نکنم بتونم.

598
00:38:36,564 --> 00:38:39,275
‫حتی اگه خودشم روح بود،
‫باز دوسش داشتم.

599
00:38:53,205 --> 00:38:55,041
‫هی، دونگ گویون، می‌خوای بیای اینجا؟

600
00:39:06,510 --> 00:39:09,180
‫ببین، خانم مین، من ازت خوشم میاد.

601
00:39:09,889 --> 00:39:16,187
‫برام مهم نیست اگه تا قیامت تسخیر شده بمونی.
‫باز می‌خوام با شما باشم.

602
00:39:17,188 --> 00:39:18,230
‫خیلی پرخرجم.

603
00:39:18,314 --> 00:39:19,315
‫مشکلی نیست.

604
00:39:19,940 --> 00:39:21,942
‫مشکلی با پول ندارم.

605
00:39:23,235 --> 00:39:25,196
‫- قارچ هم دارم.
‫- هیچ مشکلی نداره.

606
00:39:25,279 --> 00:39:29,408
‫برام مهم نیست که مشکلاتت چیه
‫و توی گذشته چه کارهایی کردین.

607
00:39:29,492 --> 00:39:30,818
‫اصلا برام مهم نیست خانواده من چیکاره‌س.

608
00:39:30,868 --> 00:39:33,496
‫حتی اگه خانواده‌م نخوان، بازم برام مهم نیست.

609
00:39:35,373 --> 00:39:36,374
‫پس حالا،

610
00:39:38,084 --> 00:39:39,668
‫میشه لطفا با من قرار بذاری؟

611
00:39:42,380 --> 00:39:43,506
‫دکتر...

612
00:39:48,427 --> 00:39:50,721
‫تا حالا توی جایی زندگی کردی که آب گرم نداره؟

613
00:39:53,265 --> 00:39:55,309
‫آخه از کجا همچین جایی پیدا کنم؟

614
00:40:04,068 --> 00:40:06,404
‫برای همینه نمی‌تونیم هیچوقت باهم باشیم.

615
00:40:22,086 --> 00:40:24,463
‫- داداش؟
‫- هممم؟ زودباش، بیا.

616
00:40:24,547 --> 00:40:25,548
‫صبر کن.

617
00:40:29,510 --> 00:40:30,928
‫کجا میریم؟

618
00:40:31,011 --> 00:40:32,721
‫خودت بزودی می‌بینی.
‫بشین.

619
00:40:35,474 --> 00:40:36,851
‫جدا بگو کجا میریم؟

620
00:40:36,934 --> 00:40:37,935
‫کمربندت رو ببند.

621
00:40:39,979 --> 00:40:42,523
‫باشه. بهتره جای خوبی باشه.

622
00:40:42,606 --> 00:40:43,607
‫بسیارخب.

623
00:40:55,494 --> 00:40:57,037
‫اوه! چقدر قشنگه.

624
00:41:06,255 --> 00:41:08,716
‫اوه! لعنتی!

625
00:41:08,799 --> 00:41:10,926
‫- نترس.
‫- هی، داداش.

626
00:41:11,677 --> 00:41:14,305
‫چرا اینجا اومدیم؟
‫بنظرت اینجا یکم احمقانه نیست؟

627
00:41:14,388 --> 00:41:16,474
‫می‌خوام قایق پدالی سوار بشم.

628
00:41:16,557 --> 00:41:18,142
‫نمیشد یه نفر دیگه رو بیاری؟

629
00:41:18,726 --> 00:41:21,437
‫اینجا کسی مزاحم‌مون نمیشه.
‫جای عالی برای حرف زدنه.

630
00:41:21,520 --> 00:41:22,605
‫اوه!

631
00:41:23,147 --> 00:41:25,691
‫الان می‌خوای رازهاتو برام برملا کنی؟

632
00:41:25,774 --> 00:41:27,902
‫ادامه بده.
‫موقع پدال زدن حرف می‌زنیم.

633
00:41:27,985 --> 00:41:29,195
‫اوه، لعنتی.

634
00:41:30,779 --> 00:41:32,740
‫اوه!

635
00:41:33,782 --> 00:41:35,993
‫کیش!

636
00:41:36,076 --> 00:41:38,037
‫خب، خب. رفتیم.

637
00:41:50,633 --> 00:41:52,968
‫کسی نمیاد، نگران نباش.

638
00:41:53,052 --> 00:41:55,179
‫می‌خواستم یکم باهم حرف بزنیم.

639
00:41:56,722 --> 00:41:59,850
‫پس بقیه پرستارها هم می‌دونن؟

640
00:42:00,434 --> 00:42:03,395
‫اونا خبر ندارن دلیل بودنمون اینجا چیه.

641
00:42:08,567 --> 00:42:11,070
‫تا کِی می‌خوای اختلال هراس خودتو مخفی نگه داری؟

642
00:42:19,954 --> 00:42:20,955
‫فکر نکردم.

643
00:42:21,455 --> 00:42:22,831
‫ولی اختلال هراس داری.

644
00:42:25,876 --> 00:42:27,002
‫چطور فهمیدی؟

645
00:42:27,670 --> 00:42:29,713
‫مدام درخواست رفتن به دستشویی.

646
00:42:29,797 --> 00:42:32,758
‫می‌دونم که باید بری و هوای تازه بخوری.

647
00:42:32,841 --> 00:42:34,510
‫قهوه هم نمی‌خوری.

648
00:42:35,594 --> 00:42:36,804
‫ولی مهمتر از اینا،

649
00:42:38,556 --> 00:42:40,391
‫قیافه‌ی مضطربت خودش اینو میگه.

650
00:42:42,643 --> 00:42:45,271
‫درسته. نمی‌تونم مخفیش کنم.

651
00:42:46,397 --> 00:42:48,524
‫بخاطر اختلال هراس بیخیال کارت شدی؟

652
00:42:51,610 --> 00:42:53,988
‫واقعا نمی‌خوام گردن هراسم بندازم.

653
00:42:54,947 --> 00:42:55,948
‫من فقط...

654
00:42:57,533 --> 00:42:59,743
‫فقط برام فشار زیادی بود.
‫همین.

655
00:43:16,051 --> 00:43:18,262
<i>‫آقای سونگ، گزارش برادران لمن چطوریه؟</i>

656
00:43:18,345 --> 00:43:20,222
<i>‫توی اینترنت آپلود کردم.</i>

657
00:43:20,306 --> 00:43:23,434
<i>‫لطفا یه نگاهی بهش بنداز.</i>
<i>‫همینطور یه کپی روی میزتون گذاشتم.</i>

658
00:43:24,226 --> 00:43:26,604
<i>‫وقتی تموم شد، میشه روی گزارش جینک‌وانگ کار کنین؟</i>

659
00:43:26,687 --> 00:43:27,855
<i>‫چشم، متوجه شدم.</i>

660
00:43:30,232 --> 00:43:33,235
<i>‫آقای سونگ، ترتیب اون مشتری‌ها رو دادین؟</i>

661
00:43:33,777 --> 00:43:36,030
<i>‫شخصا با لوکا، آندر و پرامیس ملاقات کردم.</i>

662
00:43:36,113 --> 00:43:38,032
<i>‫لوکا گفت نمی‌تونن هزینه‌هاشون رو تنظیم کنن.</i>

663
00:43:38,115 --> 00:43:41,327
‫آقای سونگ، میشه این گزارش رو مرتب کنی
‫و برام یه بررسی انجام بدی؟

664
00:43:41,410 --> 00:43:44,872
‫از اونجا که مستقیما برای مدیرعامل
‫گزارش داده میشه، یکم مضطربم. مرسی.

665
00:44:08,562 --> 00:44:12,024
<i>‫یوچان، هیوچان می‌خواد یه کافی‌شاپ بزنه.</i>

666
00:44:12,107 --> 00:44:15,069
<i>‫اگه این همون چیزیه که باعث میشه سرپا بشه،</i>
<i>‫باید کمکش کنیم.</i>

667
00:44:15,569 --> 00:44:16,737
<i>‫روت حساب میکنم.</i>

668
00:44:17,529 --> 00:44:19,281
<i>‫خیالم راحته که تو رو دارم.</i>

669
00:44:19,365 --> 00:44:21,784
<i>‫بدون پسر بزرگمون چیکار می‌کردیم؟</i>

670
00:44:27,539 --> 00:44:28,791
‫[فردا صبح زود به سر کار بیا]

671
00:44:31,085 --> 00:44:32,086
‫[+100 پیام خوانده نشده]

672
00:44:33,295 --> 00:44:34,421
‫[می‌تونی تا پنج‌شنبه انجامش بدی؟]

673
00:45:03,534 --> 00:45:05,828
‫[به مدیرعامل میگم که گزارشت عالی بود]

674
00:45:05,911 --> 00:45:07,413
[لوکا می‌خواد تو رو ببینه]

675
00:45:09,289 --> 00:45:11,166
<i>‫گزارش برادران لمن خوبه.</i>

676
00:45:11,250 --> 00:45:13,961
<i>‫قراره به مدیرعامل ارائه‌ش بدیم،</i>
<i>‫پس برو و باهاش یه قرار دیگه بذار.</i>

677
00:45:14,044 --> 00:45:16,672
<i>‫- لوکا همش می‌پرسه...</i>
<i>‫- تو خیلی باهوشی.</i>

678
00:45:16,755 --> 00:45:20,050
<i>‫- ترفیع می‌گیری...</i>
<i>‫- یوچان، روش کار می‌کنی؟</i>

679
00:46:21,111 --> 00:46:22,196
<i>‫احساس می‌کنم</i>

680
00:46:22,905 --> 00:46:25,073
<i>‫هر لحظه ممکنه بمیرم.</i>

681
00:46:26,658 --> 00:46:27,993
<i>‫نمی‌تونم نفس بکشم.</i>

682
00:46:29,286 --> 00:46:30,704
<i>‫مهم نیست چقدر تلاش کردم.</i>

683
00:46:41,632 --> 00:46:42,841
<i>‫از اون به بعد،</i>

684
00:46:44,218 --> 00:46:47,638
<i>‫هر وقت سر کار رفتم،</i>
<i>‫آب بالای سرم رفت.</i>

685
00:47:02,236 --> 00:47:03,904
‫خب، و بعد اون،

686
00:47:05,322 --> 00:47:06,615
‫بقیه‌ش رو می‌دونی.

687
00:47:10,327 --> 00:47:12,913
‫بعد مدتی، حملاتم شدیدتر شد

688
00:47:12,996 --> 00:47:16,208
‫و از اون موقع دیگه سر کار نرفتم.

689
00:47:17,501 --> 00:47:19,336
‫شدم آدم از زیرکار دررو خودپسند.

690
00:47:20,003 --> 00:47:23,382
‫همون عوضی که همیشه
‫بدون هیچ دلیلی خودشیفته‌س.

691
00:47:27,970 --> 00:47:29,638
‫می‌دونی دلیلش چی بود؟

692
00:47:30,138 --> 00:47:31,431
‫نمی‌دونم.

693
00:47:32,766 --> 00:47:34,601
‫همینه که منو دیوونه می‌کنه.

694
00:47:36,520 --> 00:47:38,188
‫بعضی از آدما بهم میگن...

695
00:47:39,648 --> 00:47:41,066
‫بخاطر استرسه.

696
00:47:41,567 --> 00:47:45,112
‫بعضیا میگن حساسم،
‫برای همین خودمم دیگه موندم.

697
00:47:48,073 --> 00:47:49,408
‫با...با...باور کن.

698
00:47:51,034 --> 00:47:52,327
‫کاش دلیلش رو می‌دونستم.

699
00:47:54,496 --> 00:47:56,373
‫باید برات سخت بوده باشه.

700
00:47:56,999 --> 00:48:00,085
‫فکر کردم اگه سر کار نرم، بهتر میشم.

701
00:48:01,712 --> 00:48:02,713
‫مهم نبود.

702
00:48:03,714 --> 00:48:07,342
‫دیگه حتی نمی‌تونم به سینما برم.

703
00:48:08,802 --> 00:48:10,012
‫برای همین آوردمت.

704
00:48:10,929 --> 00:48:12,931
‫چرا به آدمای دور و اطرافت نگفتی؟

705
00:48:13,015 --> 00:48:14,850
‫اصلا ازشون کمک نخواستی.

706
00:48:15,767 --> 00:48:16,768
‫من...

707
00:48:17,811 --> 00:48:18,812
‫کمک نمی‌خوام.

708
00:48:19,730 --> 00:48:23,025
‫بدنم که درد و صدمه ندیده.
‫همه‌ش توی سرمه.

709
00:48:24,610 --> 00:48:28,155
‫نمی‌خوام شبیه آدمای ضعیفی باشم...

710
00:48:29,823 --> 00:48:31,825
‫که نمی‌تونن افکارشون رو کنترل کنن.

711
00:48:31,909 --> 00:48:33,368
‫پس می‌خوای بسوزی و بسازی؟

712
00:48:36,121 --> 00:48:39,750
‫دیگه نمی‌تونم بعنوان پرستار آموزش ببینم، درسته؟

713
00:48:40,459 --> 00:48:41,460
‫آره.

714
00:48:43,462 --> 00:48:46,757
‫یعنی دیگه نمی‌تونی مثل بقیه کارآموزها
‫یه پرستاد عادی بشی.

715
00:48:46,840 --> 00:48:49,343
‫اختلال هراس یه بیماری طبیعیه.

716
00:48:49,927 --> 00:48:51,929
‫پس توی راهرو بهت پنیک دست داد.

717
00:48:52,012 --> 00:48:54,473
‫به احتمال زیاد موقع رودر رو شدن با یکی
‫بهت حمله دست میده.

718
00:48:55,182 --> 00:48:58,560
‫اگه توی سینما بهت پنیک دست داده،
‫پس بازم اونجا بری دچار پنیک میشی.

719
00:48:58,644 --> 00:49:00,395
‫و اگه توی بیمارستان بهت حمله دست داد،

720
00:49:00,979 --> 00:49:03,440
‫خب، ممکنه موقع بودنت در اینجا هم
‫بهت حمله دست بده.

721
00:49:04,816 --> 00:49:08,320
‫از الان به بعد، نمی‌تونی یه پرستار عادی باشی.

722
00:49:08,403 --> 00:49:10,656
‫باید بعنوان یه پرستار با اختلال هراس تمرین ببینی.

723
00:49:10,739 --> 00:49:12,115
‫چی؟

724
00:49:12,199 --> 00:49:14,618
‫میگن درمان ساده‌ای برای اختلال هراس وجود نداره.

725
00:49:14,701 --> 00:49:18,914
‫با اینحال، افراد می‌تونن فاصله بین حملات رو بیشتر کنن.

726
00:49:18,997 --> 00:49:22,626
‫از یه هفته بگیر برو تا یه ماه و الی بیشتر.

727
00:49:22,709 --> 00:49:26,213
‫این...یعنی...شدنیه؟

728
00:49:27,047 --> 00:49:29,883
‫سونگ‌جه، من بهت کمک می‌کنم.

729
00:49:31,134 --> 00:49:33,512
‫می‌تونی با دارو خودتو آروم کنی،

730
00:49:33,595 --> 00:49:36,974
‫ولی چون تو فقط تحملش می‌کنی،
‫دلیل نمیشه خود به خود درست بشه.

731
00:49:41,103 --> 00:49:43,480
‫بعدش کار رو به اطرافیانت بسپار.

732
00:49:44,106 --> 00:49:46,149
‫تو با برادرت صمیمی هستی، درسته؟

733
00:49:46,233 --> 00:49:48,443
‫پیش برادرت کمتر دلواپسی داری؟

734
00:49:49,027 --> 00:49:50,070
‫آره، درسته.

735
00:49:50,570 --> 00:49:52,155
‫ولی بهش علاقه‌ای نداره.

736
00:49:52,239 --> 00:49:53,240
‫دقیقا.

737
00:49:53,323 --> 00:49:56,410
‫سعی کن اطرافت رو با آدمایی احاطه کنی
‫که این حس رو بهت بدن.

738
00:49:56,493 --> 00:50:01,039
‫آدمایی که اگه بهت حمله شدید دست داد،
‫وقتایی که حس می‌کنی...

739
00:50:01,707 --> 00:50:04,835
‫هر آن ممکنه بمیری، بتونن مراقبت باشن.

740
00:50:09,256 --> 00:50:11,842
‫اونان که می‌تونن بهت کمک کنن نفس بکشی.

741
00:50:19,391 --> 00:50:20,434
‫ممنونم.

742
00:50:25,647 --> 00:50:28,734
‫ولی هنوزم میگم جلوه خوبی نداره
‫دوتا آدم بالغ سوار این قایق بچگانه بشن.

743
00:50:28,817 --> 00:50:31,778
‫دیگه منو اینجا نیار.
‫اصلا داریم چیکار می‌کنیم؟

744
00:50:31,862 --> 00:50:33,363
‫باید سال دیگه برگردیم.

745
00:50:33,447 --> 00:50:35,449
‫عقلتو ازدست دادی؟

746
00:50:36,241 --> 00:50:38,035
‫سیب‌زمینی شیرین زیاد خریدم.

747
00:50:38,118 --> 00:50:40,362
‫ارزون می‌دادن، منم یه جعبه خریدم.

748
00:50:40,412 --> 00:50:42,539
‫کلا عادت به خرید چیزای ارزون داری.

749
00:50:42,622 --> 00:50:44,624
‫آب‌پز می‌کنم و می‌ذارمشون توی فریزر.

750
00:50:44,708 --> 00:50:46,293
‫کیک سیب‌زمین شیرین درست کن.

751
00:50:46,376 --> 00:50:48,670
‫تو که هروقت درست کردم، نخوردی.
‫همیشه میگی سیرم.

752
00:50:49,254 --> 00:50:50,255
‫نه بابا.

753
00:50:51,506 --> 00:50:52,507
<i>‫دایون!</i>

754
00:50:53,800 --> 00:50:54,801
<i>‫دایون!</i>

755
00:50:55,969 --> 00:50:56,970
‫وای.

756
00:50:57,471 --> 00:51:00,132
‫چرا وقتی چیزی به نام موبایل اختراع شده،
‫باید اینطوری داد بزنه؟

757
00:51:00,182 --> 00:51:02,100
<i>‫خوابیدی؟</i>

758
00:51:02,184 --> 00:51:04,478
‫- چقدر سر و صداش زیاده.
‫- اینطوری ارتباط خودمونی‌تره.

759
00:51:04,561 --> 00:51:05,645
‫خدایا، سرم رفت.

760
00:51:06,646 --> 00:51:08,190
<i>‫می‌دونم خونه هستی.</i>

761
00:51:09,066 --> 00:51:09,941
‫واقعا صداش بلنده.

762
00:51:10,025 --> 00:51:12,360
‫فکر کنم بخاطر مرغ خوردنه.

763
00:51:15,697 --> 00:51:18,283
<i>‫دایون!</i>

764
00:51:25,123 --> 00:51:26,792
‫چیه؟

765
00:51:29,711 --> 00:51:32,172
‫- هی، من...
‫- چیه؟

766
00:51:32,255 --> 00:51:33,423
‫اوه...

767
00:51:37,344 --> 00:51:38,762
‫من اختلال هراس دارم.

768
00:51:41,807 --> 00:51:42,808
‫که چی؟

769
00:51:44,518 --> 00:51:48,271
‫هی، شنیدی که الان چی گفتم؟ هان؟

770
00:51:48,772 --> 00:51:50,774
‫نمی‌خوای به حرفم واکنشی نشون بدی؟

771
00:51:51,691 --> 00:51:54,486
‫چرا اینو ازم مخفی نگه داشتی؟
‫اگه من بودم، بهت می‌گفتم.

772
00:51:55,278 --> 00:51:56,404
‫آخه...

773
00:51:56,488 --> 00:51:57,489
‫همم؟

774
00:52:00,033 --> 00:52:02,077
‫می‌خواستم باهاش سورپرایزت کنم.

775
00:52:02,661 --> 00:52:03,912
‫با چی سورپرایزم کنی؟

776
00:52:03,995 --> 00:52:05,872
‫حتی نزدیک تولدم نیست.

777
00:52:06,790 --> 00:52:09,334
‫- فیلم جدید بتمن اومده.
‫- چیکار کنم؟

778
00:52:09,417 --> 00:52:11,044
‫باید باهم بریم و ببینیمش.

779
00:52:11,128 --> 00:52:12,170
‫باهم؟

780
00:52:12,254 --> 00:52:14,422
‫بخاطر اختلال هراسم نمی‌تونم تنهایی برم،

781
00:52:14,506 --> 00:52:16,466
‫ولی می‌خوام اون فیلم رو ببینم.

782
00:52:16,550 --> 00:52:18,885
‫باید بیای و یکم مراقبم باشی.

783
00:52:18,969 --> 00:52:21,012
‫فکر کردی خودم کار دیگه‌ای ندارم؟

784
00:52:21,721 --> 00:52:22,722
‫اوه...

785
00:52:24,891 --> 00:52:26,643
‫هی، بیا روراست باشیم.

786
00:52:26,726 --> 00:52:29,980
‫می‌دونی، من حقمه روزی حداقل
‫دو ساعت از وقتت رو به من بدی، باشه؟

787
00:52:30,063 --> 00:52:31,773
‫کی گفته؟

788
00:52:31,857 --> 00:52:34,985
‫توی دبیرستان وقتی سگ تو رو نجات دادم،
‫خودت بهم گفتی.

789
00:52:35,068 --> 00:52:38,071
‫قول دادی که محبتم رو تا ابد جبران کنی.

790
00:52:39,739 --> 00:52:42,868
‫اون دیگه قدیمی شده.
‫بیخیال. اون داستان قدیمیه.

791
00:52:42,951 --> 00:52:45,120
‫پسر، این دختره چقدر کله‌شقه.

792
00:52:47,455 --> 00:52:50,250
‫باشه، خب، چیکار کنیم؟ میای؟

793
00:52:50,333 --> 00:52:53,128
‫فردا توی میونگ‎‌شین می‌بینمت.

794
00:52:53,211 --> 00:52:54,713
‫برات وقت گرفتم.

795
00:52:55,297 --> 00:52:57,757
‫صبر کن، تو...تو هم می‌دونستی؟

796
00:52:57,841 --> 00:52:59,426
‫البته که می‌دونستم.

797
00:52:59,509 --> 00:53:02,679
‫بعد وقت دکتر، توی پارکینگ می‌بینمت.

798
00:53:03,346 --> 00:53:04,639
‫چرا توی پارکینگ؟

799
00:53:04,723 --> 00:53:07,392
‫ساعت هشت صبح کسی اونجا نیست،

800
00:53:07,475 --> 00:53:10,187
‫پس جای خوبیه که بزنم پدرتو دربیارم.

801
00:53:10,687 --> 00:53:12,647
‫خدای من!

802
00:53:12,731 --> 00:53:15,692
‫هی، مراقب باش چی میگی.
‫فردا واقعا باهات دعوا می‌کنم.

803
00:53:15,775 --> 00:53:17,235
‫پس دعوا می‌کنیم.

804
00:53:17,736 --> 00:53:20,280
‫- برو! بیمارستان می‌بینمت!
‫- اصلا الان برای دعوا میام.

805
00:53:20,363 --> 00:53:21,781
‫- من میرم خونه.
‫- جونگ دایون.

806
00:53:21,823 --> 00:53:23,992
‫- الان از روی فنس می‌‎پرم...
‫- فردا می‌بینمت.

807
00:53:24,075 --> 00:53:25,994
‫- باشه، خداحافظ.
‫- دیوونه.

808
00:53:53,146 --> 00:53:59,236
‫[مرکز درمانی دانشگاه میونگ‌شین]

809
00:53:59,319 --> 00:54:02,280
‫[بخش روانپزشکی]

810
00:54:08,411 --> 00:54:11,581
<i>‫خانم لی چائه‌یون.</i>
<i>‫داروهاتون رو باید اینطوری بخورین.</i>

811
00:54:17,337 --> 00:54:20,507
<i>‫آقای پارک سانگ‌ایل، لطفا به اتاق مشاوره برید.</i>

812
00:54:51,329 --> 00:54:53,373
‫- آقای سونگ یوچان.
‫- بله؟

813
00:54:55,959 --> 00:54:58,295
<i>‫برای خلاصی از شر این اضطراب فقط یه راه وجود داره.</i>

814
00:54:58,378 --> 00:55:00,171
<i>‫پیدا کردن یکی که برات مثل ضامن ایمنی باشه.</i>

815
00:55:00,672 --> 00:55:01,756
‫آقای جی سونگ‌جه.

816
00:55:01,840 --> 00:55:03,216
<i>‫کسی که بتونی سفره دلت رو براش باز کنی.</i>

817
00:55:04,384 --> 00:55:06,136
<i>‫یکی که بتونی برای کمک دستتو بهش دراز کنی.</i>

818
00:55:06,928 --> 00:55:09,472
<i>‫یکی که در مواقع نیاز، همدمت بشه.</i>

819
00:55:10,307 --> 00:55:11,474
‫سونگ یوچان، درسته؟

820
00:55:11,558 --> 00:55:14,019
<i>‫یکی که در یکنواختگی روزمرگی،</i>

821
00:55:14,102 --> 00:55:16,271
<i>‫مسیر و وسیله‌ی نفس کشیدنت باشه.</i>

822
00:55:16,354 --> 00:55:17,897
‫من اختلال هراس دارم.

823
00:55:17,981 --> 00:55:21,484
‫حادثه‌ای پیش اومده که فکر کردین
‫اختلال هراس دارین؟

824
00:55:22,569 --> 00:55:24,988
‫فکر کردم که خودش خوب میشه.

825
00:55:25,780 --> 00:55:28,199
‫فکر کردم فقط باید ازش دوری کنم...

826
00:55:28,283 --> 00:55:29,701
‫[داروهای خوردنی
‫سونگ یوچان]

827
00:55:29,784 --> 00:55:30,994
<i>‫ولی اینطور نبود.</i>

828
00:55:31,077 --> 00:55:32,954
‫[داروخانه بیمارستان]

829
00:55:37,375 --> 00:55:38,626
<i>‫اون...</i>

830
00:55:42,088 --> 00:55:43,548
<i>‫مسیر نفس کشیدن من بود.</i>

831
00:55:44,716 --> 00:55:45,925
‫هی، جونگدا!

832
00:55:47,677 --> 00:55:48,678
‫عجله کن.

833
00:55:48,720 --> 00:55:50,388
‫اگه می‌خواستم، با یه مشت نقش بر زمینت می‌کردم.

834
00:55:50,889 --> 00:55:52,557
‫الان منو زدی؟

835
00:55:53,058 --> 00:55:54,851
‫برگرد اینجا ببینم.

836
00:56:01,316 --> 00:56:02,317
‫نوش جان.

837
00:56:02,359 --> 00:56:03,735
‫رون مرغ.

838
00:56:05,570 --> 00:56:07,447
‫ببینم رون داره.

839
00:56:08,948 --> 00:56:10,992
‫آره، رون مرغ خوشمزه‌ترین بخش مرغه.

840
00:56:17,999 --> 00:56:19,918
‫آفرین. به حرفم گوش دادی.

841
00:56:21,336 --> 00:56:24,422
‫داداش، مطمئنم خیلی به خودت افتخار می‌کنی،
‫ولی بخاطر تو نبود.

842
00:56:24,506 --> 00:56:26,424
‫دایون برام وقت دکتر گرفت.

843
00:56:27,425 --> 00:56:28,426
‫هممم.

844
00:56:28,968 --> 00:56:32,764
‫اون...واقعا دختر خوبیه.

845
00:56:35,266 --> 00:56:38,478
‫چطوریه که هیچکدوم آدم‌شناس خوبی نیستین؟

846
00:56:38,561 --> 00:56:40,605
‫داداش، اصلا می‌دونی اون چجور دختریه؟

847
00:56:40,688 --> 00:56:42,107
‫می‌تونم دوستت رو دوست داشته باشم؟

848
00:56:44,484 --> 00:56:45,485
‫چی؟

849
00:57:01,501 --> 00:57:11,511
W W W . M O V I E S H O . C O M

850
00:59:56,467 --> 00:59:58,803
‫[هیچ یک از اشخاص، گروه‌ها، مکان‌ها،]

851
00:59:58,886 --> 01:00:01,556
‫[سازمان‌ها و وقایع سریال واقعی نمی‌باشند]

852
01:00:03,556 --> 01:00:13,556
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M