1
00:00:13,555 --> 00:00:16,891
‫سعی ندارم یه سری توضیحات بدون مقدمه بدم.

2
00:00:18,101 --> 00:00:19,978
‫یه اتفاق ناگهانی هم نیست.

3
00:00:21,980 --> 00:00:23,732
‫می‌دونم که تازه آشنا شدیم،

4
00:00:23,815 --> 00:00:27,110
‫من...خیلی روی این موضوع فکر کردم.

5
00:00:28,194 --> 00:00:29,237
‫قصدم الان اینه که...

6
00:00:33,658 --> 00:00:36,161
‫می‌خوام ازت بپرسم که...

7
00:00:38,371 --> 00:00:41,041
‫میشه باهم قرار بذاریم؟

8
00:00:41,666 --> 00:00:42,876
‫اوه...

9
00:00:44,711 --> 00:00:47,255
‫خب، من، یعنی...

10
00:00:48,381 --> 00:00:49,507
‫گوشیت داره زنگ می‌خوره.

11
00:00:50,008 --> 00:00:51,593
‫اوه، آره.

12
00:00:56,306 --> 00:00:57,974
‫[خدمات فوریت‌های پزشکی]

13
00:00:58,058 --> 00:00:59,893
<i>‫برید کنار! لطفا راه رو باز کنین.</i>

14
00:01:05,190 --> 00:01:07,942
<i>‫مرکز، یک بیمار داریم که نیاز شدید به خدمات فوریت‌های پزشکی داره.</i>

15
00:01:08,026 --> 00:01:09,569
<i>‫درخواست کمک فوری داریم.</i>
<i>‫تمام.</i>

16
00:01:10,904 --> 00:01:12,155
‫سلام، شما؟

17
00:01:14,657 --> 00:01:15,700
‫پلیس؟

18
00:01:16,700 --> 00:01:26,700
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

19
00:01:37,388 --> 00:01:38,598
‫کونگ چول‌وو هستم.

20
00:01:40,892 --> 00:01:42,143
‫چرا از اورژانس...

21
00:01:43,019 --> 00:01:44,104
‫اقدام به خودکشی؟

22
00:01:45,480 --> 00:01:46,981
‫باشه، الان میام.

23
00:01:48,233 --> 00:01:50,527
‫- کِی تماس گرفته شد؟
‫- نیم ساعت پیش.

24
00:01:51,111 --> 00:01:53,238
‫خون زیادی توی صحنه ازدست داده.

25
00:01:58,868 --> 00:02:00,203
‫چه خبر شده؟

26
00:02:00,286 --> 00:02:03,331
‫خون زیادی ازدست داده.
‫با هوشیاری خیلی کمی به اینجا آورده شد.

27
00:02:03,414 --> 00:02:05,500
‫بزودی لوله مَریش رو جراحی می‌کنیم.

28
00:02:05,583 --> 00:02:08,378
‫چرا لوله مری؟ اقدام به خودکشی کرده؟

29
00:02:08,461 --> 00:02:11,798
‫گردنش رو بُریده.
‫قطعا قصد خودکشی بوده.

30
00:02:11,881 --> 00:02:14,008
‫بهم گفتن با چاپستیک اینکارو کرده.

31
00:02:14,092 --> 00:02:15,718
‫سابقه داشته، برای همین باهاتون تماس گرفتم.

32
00:02:16,427 --> 00:02:17,428
‫اوه.

33
00:02:26,813 --> 00:02:27,856
‫عذر می‌خوام، دکتر.

34
00:02:31,985 --> 00:02:34,154
‫عذر می‌خوام، خانم.
‫بخاطر آقای چوی اومدید؟

35
00:02:34,237 --> 00:02:35,155
‫اوه، بله.

36
00:02:35,238 --> 00:02:37,907
‫دکتر، جونگی حالش بهتر میشه؟

37
00:02:37,991 --> 00:02:41,286
‫بله. یه عمل اورژانسی روش انجام میدن.
‫بزودی ازتون اجازه‌ش رو می‌گیرن.

38
00:02:42,620 --> 00:02:45,373
‫من در بخش روانپزشکی بیمارستان کار می‌کنم.

39
00:02:48,001 --> 00:02:49,711
‫می‌خوام ازتون بپرسم چه اتفاقی افتاد.

40
00:02:53,047 --> 00:02:56,217
‫برادرتون با چاپستیک به گردن خودش ضربه زد؟

41
00:03:49,896 --> 00:03:51,064
‫هنوز اونجاست.

42
00:04:20,343 --> 00:04:21,469
‫جونگی!

43
00:04:25,682 --> 00:04:29,686
‫اون با چاپستیک به گردن خودش ضربه زده،
‫پس گمونم قضیه چیز بیشتری از خودکشی بوده.

44
00:04:29,769 --> 00:04:32,855
‫شاید توهم جسمی زده،
‫ولی شایدم بخاطر روان‌گسیختگی باشه.

45
00:04:32,939 --> 00:04:37,110
‫بنظر قبل اقدام به خودکشی،
‫توهم زده بود.

46
00:04:37,193 --> 00:04:39,237
‫وقتی به هوش اومد، دوباره بهش سر می‌زنیم.

47
00:04:39,320 --> 00:04:42,031
‫به محض بهبودی، تحت جراحی قلب قرار می‌گیره.

48
00:04:42,115 --> 00:04:44,117
‫پس به قیمش فرم پذیرش بده.

49
00:04:44,200 --> 00:04:45,034
‫باشه، متوجه شدم.

50
00:04:45,118 --> 00:04:46,577
‫[فرم بررسی تاریخچه پزشکی بیمار]

51
00:05:17,900 --> 00:05:21,863
W W W . M O V I E S H O . C O M

52
00:05:53,311 --> 00:05:54,604
‫- عزیزم.
‫- بله؟

53
00:05:56,522 --> 00:05:58,608
‫باشه. من می‌برم.

54
00:05:58,691 --> 00:06:00,276
‫هی، نه.
‫بده من ببرم.

55
00:06:04,364 --> 00:06:06,991
‫چی شد یهو اینطور دل به کار داد؟

56
00:06:07,075 --> 00:06:08,785
‫یه اتفاقی داره می‌افته.

57
00:06:10,286 --> 00:06:12,955
‫وقتی اتفاقی می‌افته، همیشه رفتارش اینطوری میشه.

58
00:06:34,727 --> 00:06:37,605
‫فقط محض کنجکاوی می‌خوام اینو بپرسم.

59
00:06:37,688 --> 00:06:39,690
‫اونجا منتظر من بودین؟

60
00:06:41,776 --> 00:06:42,777
‫آره.

61
00:06:45,029 --> 00:06:46,114
‫برای چی؟

62
00:06:48,491 --> 00:06:50,076
‫چون دلم برات تنگ شده بود.

63
00:07:17,520 --> 00:07:19,897
‫- هی، یوچان، مدتی میشه ندیدمت.
‫- سلام، خانم.

64
00:07:19,981 --> 00:07:21,732
‫چرا این اواخر بهمون سر نزدی؟

65
00:07:21,816 --> 00:07:23,776
‫اوه، سرم گرم کار بود.

66
00:07:23,860 --> 00:07:24,861
‫آهان.

67
00:07:25,403 --> 00:07:28,448
‫- واسه دیدن دایون اومدی؟
‫- نه، نمی‌دونستم اصلا خونه هست.

68
00:07:28,531 --> 00:07:29,866
‫امروز مرخصی گرفته.

69
00:07:29,949 --> 00:07:32,368
‫می‌دونستی که از دیروز سرما خورده؟

70
00:07:32,452 --> 00:07:34,078
‫امروزم هنوز چیزی نخورده.

71
00:07:34,162 --> 00:07:36,706
‫وضعش بده؟

72
00:07:36,789 --> 00:07:40,126
‫الان رسما از پا دراومده.
‫بخاطر کار سخت بیمارستانه.

73
00:07:40,960 --> 00:07:44,213
‫فایده‌ی پرستار بودن چیه وقتی حتی نتونی
‫مراقب خودت باشی، درسته؟

74
00:07:44,922 --> 00:07:46,174
‫خیلی دلم براش می‌سوزه.

75
00:07:54,474 --> 00:07:56,601
‫بهت گفتم که سووان بخاطر درس و مشق...

76
00:07:56,684 --> 00:07:58,186
‫آخرش اینطوری شد، نگفتم؟

77
00:07:58,269 --> 00:07:59,520
‫پس چرا؟

78
00:07:59,604 --> 00:08:01,355
‫همش تقصیر توئه.

79
00:08:02,064 --> 00:08:06,235
‫پس چرا سووان رو مرخص کردی؟ چرا؟

80
00:08:07,778 --> 00:08:11,991
‫هنوز بیمار بود.

81
00:08:13,409 --> 00:08:16,537
‫چه دلیل دیگه‌ای برای خودکشی داره؟
‫اون هنوز بیمار بود.

82
00:08:16,621 --> 00:08:19,290
‫پسر عزیزم.
‫چرا مرخصش کردی؟

83
00:08:19,373 --> 00:08:20,917
‫چرا؟

84
00:08:22,001 --> 00:08:24,587
‫چرا؟

85
00:08:24,670 --> 00:08:28,090
‫چرا؟

86
00:08:29,550 --> 00:08:33,804
‫اینا همش...همش تقصیر شماست.
‫راحت ازش نمی‌گذرم.

87
00:08:33,888 --> 00:08:36,807
‫پسرم!

88
00:08:37,308 --> 00:08:39,185
‫از هیچکدوم‌تون نمی‌گذرم!

89
00:08:39,268 --> 00:08:41,395
‫آقای کیم! چیزی نیست.

90
00:08:44,815 --> 00:08:45,900
‫چیزی نیست.

91
00:08:47,235 --> 00:08:50,863
‫آقای چو نام‌گوک روزی یه بار به خودش آسیب می‌زد.

92
00:08:50,947 --> 00:08:52,365
‫آخرین بار شنیدیم که درحال بهبودیه

93
00:08:52,448 --> 00:08:54,700
‫و در هفته گذشته تلاشی برای آسیب زدن
‫به خودش انجام نداده بود.

94
00:08:54,784 --> 00:08:58,079
‫الان آلپرازولام کمتری نسبت به نیازش مصرف می‌کنه.

95
00:09:00,706 --> 00:09:05,002
‫نظرتون درباره‌ی اینکه آقای چو...

96
00:09:05,586 --> 00:09:07,255
‫ملاقاتی داشته باشه، چیه؟

97
00:09:07,338 --> 00:09:10,466
‫باشه، قربان.
‫با قیمش برای مشاوره تماس می‌گیرم.

98
00:09:10,550 --> 00:09:11,551
‫همم.

99
00:09:12,718 --> 00:09:16,180
‫و شما دکتر چا، از اون فایل‌ها
‫اول یه پیش‌نویس برام بفرستین.

100
00:09:16,264 --> 00:09:18,182
‫اگه تا آخر امروز به دستم برسه، عالی میشه.

101
00:09:18,266 --> 00:09:20,101
‫حتما. مرسی، قربان.

102
00:09:22,103 --> 00:09:23,563
‫دیگه چشمام نمی‌بینه.

103
00:09:24,939 --> 00:09:26,107
‫برای الان کافیه.

104
00:09:26,190 --> 00:09:29,777
‫الان می‌خوام به بخش سرپایی برم،
‫پس از همه‌تون ممنونم.

105
00:09:29,860 --> 00:09:31,279
‫باشه، ممنونم.

106
00:09:31,362 --> 00:09:32,863
‫ممنونم، قربان.

107
00:09:32,947 --> 00:09:34,240
‫عذر می‌خوام.

108
00:09:36,117 --> 00:09:37,660
‫شما واقعا...

109
00:09:38,869 --> 00:09:40,204
‫مشکلی با اتفاقی که افتاد، ندارین؟

110
00:09:46,877 --> 00:09:49,088
‫دکتر، منظورتون چیه؟

111
00:09:49,672 --> 00:09:51,924
‫قربان، ما بیماری رو مرخص کردیم
‫که به زندگیش خاتمه داد.

112
00:09:52,008 --> 00:09:55,678
‫پس چطور نسبت به این موضوع اینقدر بی‌اعتنا هستین؟

113
00:09:56,846 --> 00:09:58,222
‫اینو درک نمی‌کنم.

114
00:10:01,851 --> 00:10:03,019
‫فکر کردی من مشکلی باهاش ندارم؟

115
00:10:07,356 --> 00:10:09,525
‫بهتره برید، دکتر.
‫بیماران سرپایی منتظرن.

116
00:10:22,079 --> 00:10:23,497
‫هی، کونگ چول‌وو، بیا اینجا.

117
00:10:37,261 --> 00:10:38,262
‫بنظرت...

118
00:10:40,681 --> 00:10:43,017
‫مواجه با مرگ و میر زیاد،
‫باعث میشه دیگه بی‌اعتنا بشی؟

119
00:10:43,726 --> 00:10:45,478
‫باعث میشه دیگه مشکلی باهاش نداشته باشی؟

120
00:10:48,689 --> 00:10:50,066
‫سر و کار داشتن با مرگ و میر...

121
00:10:51,609 --> 00:10:54,236
‫چیزی نیست که بتونی بهش عادت کنی.

122
00:10:56,155 --> 00:10:58,032
‫هر بارش ناراحت‌کننده‌س.

123
00:11:00,368 --> 00:11:04,205
<i>‫همه‌مون فقط تظاهر کردیم روی ما تاثیری نداره.</i>
<i>‫همین و بس.</i>

124
00:11:13,589 --> 00:11:17,009
‫خب، پدر و مادر آقای سووان چی شدن؟

125
00:11:17,093 --> 00:11:19,095
‫نگهبانی اونا رو بیرون برد.

126
00:11:19,804 --> 00:11:21,180
‫خودم اونو حل می‌کنم،

127
00:11:22,056 --> 00:11:23,641
‫پس بذارید روی کار شما تاثیر بذاره.

128
00:11:24,684 --> 00:11:25,851
‫برگردید سر کارتون.

129
00:11:26,560 --> 00:11:28,020
‫- چشم، خانم.
‫- چشم.

130
00:11:29,814 --> 00:11:33,984
‫خانم هارام یه نسخه جدید گرفته.
‫قبل دادن داروها، لطفا یه بررسی بکنین.

131
00:11:34,068 --> 00:11:37,238
‫خب، امروز گفته که درد معده هم داره.

132
00:11:37,822 --> 00:11:40,199
‫خب، بیاین بررسی کنیم که موقع مصرف داروهاش،

133
00:11:40,282 --> 00:11:41,409
‫غذای متفاوتی نسبت به حالت عادی می‌خوره.

134
00:11:41,492 --> 00:11:43,744
‫اگه بازم بعد خوردن داروها درد داشت،

135
00:11:44,245 --> 00:11:47,081
‫باید پیش یه دکتر طب داخلی بره،
‫پس بهتره به دکتر اطلاع بدیم.

136
00:11:47,164 --> 00:11:48,499
‫باشه، متوجه شدم.

137
00:11:48,582 --> 00:11:50,000
‫خب، بیاین برگردیم سر کارمون.

138
00:11:50,084 --> 00:11:51,419
‫چشم، خانم.

139
00:11:52,211 --> 00:11:55,923
‫راستی، کسی سعی کرده با خانم جونگ تماس بگیره؟

140
00:11:56,006 --> 00:11:59,593
‫من تماس گرفتم ولی جواب نداد.
‫حتما درحال استراحته.

141
00:11:59,677 --> 00:12:02,680
‫فردا وقتی برگشت، هواش رو داشته باشین.

142
00:12:03,389 --> 00:12:06,600
‫آقای کیم از بیمارانی بود که اون
‫خیلی بهش اهمیت می‌داد.

143
00:12:07,226 --> 00:12:08,394
‫- چشم.
‫- بله.

144
00:12:23,159 --> 00:12:24,827
<i>‫خانم جونگ، حالت خوبه؟</i>

145
00:12:25,786 --> 00:12:27,580
<i>‫شنیدم امروز مرخصی گرفتی.</i>

146
00:12:31,792 --> 00:12:35,588
<i>‫تا می‌تونی استراحت کن. فردا می‌بینمت.</i>
<i>‫و یادت نره غذا بخوری.</i>

147
00:12:43,512 --> 00:12:45,306
‫نقاشی آقای کیم سووانه.

148
00:12:46,640 --> 00:12:47,683
‫چیکارش کنیم؟

149
00:12:51,145 --> 00:12:52,146
‫برش دار.

150
00:12:52,688 --> 00:12:55,941
‫[جادوگر کلاس هفتم
‫کیم سووان]

151
00:13:23,135 --> 00:13:26,096
‫اون اتاق و تخت برای کسیه که خودکشی کرده.

152
00:13:26,597 --> 00:13:28,349
‫من اونجا نمی‌مونم.

153
00:13:28,933 --> 00:13:30,476
‫خانم هونگ، چی شده؟

154
00:13:31,060 --> 00:13:32,561
‫میگه یه اتاق دیگه می‌خواد.

155
00:13:35,231 --> 00:13:36,398
‫من عوضش می‌کنم.

156
00:14:04,426 --> 00:14:06,136
‫- دکتر دونگ.
‫- بله؟

157
00:14:06,220 --> 00:14:07,263
‫چی شده؟

158
00:14:07,346 --> 00:14:10,432
‫چندین دقیقه‌س دارین به نتایج همون بیمار نگاه می‌کنین.

159
00:14:11,308 --> 00:14:13,602
‫هان. همونه؟

160
00:14:16,939 --> 00:14:20,025
‫بخاطر بیماری که در بخش روانپزشکی مُرده، حواس‌پرت شدید؟

161
00:14:21,277 --> 00:14:22,361
‫تو هم درباره‌ش شنیدی؟

162
00:14:23,279 --> 00:14:25,406
‫کل روز منم اذیت می‌کرد.

163
00:14:25,990 --> 00:14:27,741
‫مطمئنم برای شما سخت‌تره.

164
00:14:36,166 --> 00:14:38,586
‫[هوانگ یوهوان
‫احساس بدی دارم. بیا باهم یه چیزی بخوریم]

165
00:14:43,966 --> 00:14:47,136
‫[هی، همه چی مرتبه؟]

166
00:14:52,391 --> 00:14:57,021
‫[توی بیمارستان روز سختی داشتم]

167
00:14:59,315 --> 00:15:00,608
‫هی، یوچان!

168
00:15:01,233 --> 00:15:03,402
‫هی، یوچان!

169
00:15:04,945 --> 00:15:07,281
‫- هی، هی.
‫- بیا بگیرش.

170
00:15:07,364 --> 00:15:09,533
‫- خب، بذار بشونیمش اینجا.
‫- هی، آروم.

171
00:15:10,034 --> 00:15:12,161
‫هی، هی، هی، هی.

172
00:15:12,244 --> 00:15:13,245
‫اتفاقی افتاده؟

173
00:15:14,330 --> 00:15:15,956
‫امروز یه حادثه‌ای پیش اومده.

174
00:15:16,457 --> 00:15:18,125
‫یکی از بیماران خودکشی کرد.

175
00:15:20,002 --> 00:15:21,462
‫دایون هم بیمار رو می‌شناسه؟

176
00:15:21,545 --> 00:15:24,340
‫آره. با دایون هم خیلی صمیمی بود.

177
00:15:25,215 --> 00:15:27,051
‫برای همین مریض شده؟

178
00:15:27,718 --> 00:15:29,303
‫- مریضه؟
‫- هان؟

179
00:15:30,679 --> 00:15:31,680
‫یوهوان.

180
00:15:32,723 --> 00:15:36,685
‫- من هیچیم نیست.
‫- از ریخت و قیافه‌ت مشخصه. دیگه برو خونه.

181
00:15:36,769 --> 00:15:38,312
‫اینم همون بیمار رو درمان می‌کرد.

182
00:15:39,271 --> 00:15:40,272
‫براش سخت بود.

183
00:15:51,492 --> 00:15:52,743
‫نگران دایون هستم.

184
00:15:53,243 --> 00:15:56,288
‫زود بهتر میشه ولی ممکنه کنار اومدن باهاش سخت باشه.

185
00:15:57,414 --> 00:15:58,540
‫اون زود بهتر نمیشه.

186
00:16:01,835 --> 00:16:03,212
‫وقتی همسترش مُرد،

187
00:16:04,213 --> 00:16:06,924
‫تا یه ماه نتونست غذا بخوره.

188
00:16:07,007 --> 00:16:08,092
‫همچین دختریه.

189
00:16:10,052 --> 00:16:11,220
‫دختر قوی ای هست،

190
00:16:12,137 --> 00:16:13,305
‫ولی خیلی هم شکننده‌س.

191
00:16:14,264 --> 00:16:16,225
‫زیاد می‌خنده ولی زیادم گریه می‌کنه.

192
00:16:17,851 --> 00:16:21,897
‫دایون واقعا خیلی خوب نمی‌تونه
‫احساساتش رو مخفی کنه.

193
00:16:24,942 --> 00:16:26,944
‫انگار دایون رو از خودش بهتر می‌شناسی.

194
00:16:28,654 --> 00:16:30,948
‫خب، اُمیدوارم رمز در رو تغییر نداده باشه.

195
00:16:33,617 --> 00:16:35,577
‫اوه، باز شد.

196
00:16:36,662 --> 00:16:39,331
‫صبر کن. کفش‌هاشو دربیار.

197
00:16:40,082 --> 00:16:41,083
‫خب، خوبه.

198
00:16:41,834 --> 00:16:42,835
‫خیلی‌خب.

199
00:16:43,293 --> 00:16:44,294
‫خب.

200
00:16:44,378 --> 00:16:46,839
یه جا بندازش و بیا بیرون.

201
00:17:02,688 --> 00:17:04,314
‫کاش می‌تونستم ازت متنفر باشم.

202
00:17:37,806 --> 00:17:40,559
‫چرا دیشب اونقدر حالت خراب بود؟

203
00:17:42,728 --> 00:17:43,896
‫دلیل خودم رو داشتم.

204
00:17:45,189 --> 00:17:46,940
‫دکتر هوانگ دیشب دلیلش رو گفت.

205
00:17:52,613 --> 00:17:55,866
‫گمونم برای دایون هم سخته.

206
00:17:57,117 --> 00:17:58,869
‫هی، باید بری پیشش و بهش کمک کنی.

207
00:17:59,578 --> 00:18:00,954
‫چرا خودت نمیری؟

208
00:18:05,834 --> 00:18:06,960
‫حقیقت اینه که،

209
00:18:07,669 --> 00:18:09,004
‫اون روز همه چی رو دیدم.

210
00:18:15,302 --> 00:18:16,637
‫باهم قرار می‌ذارین؟

211
00:18:19,598 --> 00:18:20,641
‫نه.

212
00:18:21,558 --> 00:18:22,559
‫بهت جواب رد داد؟

213
00:18:23,435 --> 00:18:24,561
‫نه.

214
00:18:27,189 --> 00:18:30,400
‫بهش احساسم رو گفتم
‫ولی جوابی نشنیدم.

215
00:18:31,360 --> 00:18:32,820
‫اون لحظه باهاش تماس گرفتن.

216
00:18:38,867 --> 00:18:39,868
‫خودت خوبی؟

217
00:18:44,331 --> 00:18:45,874
‫واقعیتش نه.

218
00:18:46,458 --> 00:18:48,418
‫ولی مطمئنم حال اون بدتره.

219
00:18:59,471 --> 00:19:01,223
‫[تماس گیرنده کنترل نشدنی]

220
00:19:06,645 --> 00:19:08,730
‫مدتی میشه باهم حرف نزدیم.

221
00:19:08,814 --> 00:19:10,399
<i>‫امشب به رستوران بیا.</i>

222
00:19:10,482 --> 00:19:12,067
‫چرا، چیزی شده؟

223
00:19:12,151 --> 00:19:13,443
<i>‫فقط بیا اینجا.</i>

224
00:19:15,445 --> 00:19:17,823
‫عزیزم، این اواخر همش رنگ و روت پریده.

225
00:19:18,782 --> 00:19:20,909
‫احیانا نمیشه امروزم مرخصی بگیری؟

226
00:19:22,286 --> 00:19:25,372
‫اگه بگم بیمار شدم،
‫کسی نیست جام وایسه.

227
00:19:25,455 --> 00:19:26,540
‫باید برم.

228
00:19:31,003 --> 00:19:35,883
‫[مرکز درمانی دانشگاه میونگ‌شین]

229
00:19:38,302 --> 00:19:41,013
‫هی. صبح به این زودی اینجا چیکار می‌کنی؟

230
00:19:41,096 --> 00:19:44,474
‫اوه، گمونم امروز زود از خواب بیدار شدم.

231
00:19:44,975 --> 00:19:45,976
‫اوه.

232
00:20:00,240 --> 00:20:03,744
‫اینم خلاصه اطلاعات برای تغییر شیفت.
‫اسم بیمار آقای چوی جونگی هست،

233
00:20:03,827 --> 00:20:06,330
‫و سمت چپ گردنش با چوب پاپستیک زخمی شده.

234
00:20:07,039 --> 00:20:11,126
‫در اورژانس یه جراحی اورژانسی داشت
‫و الانم در بخش مراقبت‌های ویژه جراحی تحت نظره.

235
00:20:11,710 --> 00:20:14,213
‫نوشتن که زمان جراحی سعی داشته

236
00:20:14,296 --> 00:20:16,465
‫دائما به خودش صدمه بزنه،
‫برای همین اینجا آوردنش.

237
00:20:17,049 --> 00:20:19,468
‫باشه، من می‌تونم مراقب اون بیمار باشم.

238
00:20:19,551 --> 00:20:21,678
‫نه، اون توی یکی از اتاق‌های منه.

239
00:20:21,762 --> 00:20:23,931
‫آخه بنظرم یکم حالت خوب نیست.

240
00:20:24,014 --> 00:20:27,226
‫طوری نیست. فقط یه سرماخوردگی ساده بود.

241
00:20:27,309 --> 00:20:30,062
‫هنوز سابقه پزشکی آقای چوی رو نداریم، درسته؟

242
00:20:30,145 --> 00:20:33,148
‫طبق ادعای قیم، بیمار گفته گلوش رو می‌بُره

243
00:20:33,232 --> 00:20:35,609
‫تا سنگ‌هایی که اونجا رو پُر کرده، بیرون بیاره.

244
00:20:35,692 --> 00:20:37,069
‫و افسردگیشم شدید شده،

245
00:20:37,152 --> 00:20:39,905
‫در دو ماه قبل، حدود هشت کیلو لاغر کرده.

246
00:20:39,988 --> 00:20:41,073
<i>‫که اینطور.</i>

247
00:20:41,949 --> 00:20:44,910
‫پرستار جونگ بنظر امروز یکم بی‌حاله، نه؟

248
00:20:46,495 --> 00:20:48,330
‫بنظرم فقط یه سرماخوردگی ساده نیست.

249
00:20:48,914 --> 00:20:51,625
‫فکر نکنم بشه با این سر و حال گذاشت کار کنه.

250
00:20:53,669 --> 00:20:55,754
‫شاید سعی داره خودشو با کار سرگرم کنه.

251
00:20:57,381 --> 00:21:00,842
‫آقای چوی هم ازقضا توی اتاق قدیمی آقای کیم هست.

252
00:21:02,511 --> 00:21:03,553
‫مشکلی نیست؟

253
00:21:05,347 --> 00:21:06,431
‫فکر کنم.

254
00:21:07,391 --> 00:21:08,934
‫تا ابد نمی‌تونه که ازش دوری کنه.

255
00:21:09,685 --> 00:21:11,103
‫بذارید فعلا به خودش بسپاریم.

256
00:21:12,813 --> 00:21:14,856
‫[بخش 53 - اتاق 511]

257
00:21:42,843 --> 00:21:44,678
‫امروز چطوری.

258
00:21:46,013 --> 00:21:47,472
‫امروز بهتر شدی؟

259
00:21:48,390 --> 00:21:50,058
‫اول فشار خونت رو می‌گیرم.

260
00:21:51,476 --> 00:21:53,520
‫اسمت چوی جونگی هست؟

261
00:22:00,777 --> 00:22:01,778
‫[آقای چوی جونگی]

262
00:22:01,862 --> 00:22:04,364
‫آقای چوی جونگی، درسته، خودتی.

263
00:22:04,448 --> 00:22:05,699
‫یه لحظه صبر کن.

264
00:22:22,090 --> 00:22:24,509
‫فشار خونت عادیه.

265
00:22:25,302 --> 00:22:28,305
‫اگه مشکل صحبت کردن داری،

266
00:22:28,388 --> 00:22:30,432
‫می‌تونی در مواقعی که چیزی لازم داری،

267
00:22:30,515 --> 00:22:35,020
‫با تکون داد سرت یا بالا بردن دستت
‫بهم کمک کنی تا مطلع بشم؟

268
00:22:42,569 --> 00:22:43,570
‫باشه.

269
00:22:47,407 --> 00:22:48,700
‫می‌ذارم استراحت کنی.

270
00:22:59,753 --> 00:23:01,046
‫آقای چوی جونگی.

271
00:23:02,047 --> 00:23:04,966
‫آقای چوی، آقای چوی، نه!
‫نه! لطفا آروم باشید!

272
00:23:05,050 --> 00:23:06,635
‫کمک! لطفا کمک کنید! نه!

273
00:23:07,135 --> 00:23:08,970
‫لطفا بس کنین، آقای چوی.
‫نه!

274
00:23:09,554 --> 00:23:11,098
‫آقای چوی، لطفا آروم باشید.

275
00:23:12,182 --> 00:23:13,266
‫لطفا آروم باشید.

276
00:23:13,350 --> 00:23:16,228
‫آقای چوی جونگی،
‫احتمال خودزنی شما خیلی بالاس،

277
00:23:16,311 --> 00:23:18,313
‫بنابراین برای امنیت خودتون شما رو می‌بندیم.

278
00:23:18,397 --> 00:23:21,358
‫بنظر میاد درد دارین،
‫برای همین بهتون آرام بخش می‌زنیم.

279
00:23:21,441 --> 00:23:22,734
‫بهش آمپول بزن.

280
00:23:22,818 --> 00:23:26,405
‫دو میلی‌گرم لورازپام و
‫دو و نیم میلی‌گرم هالوپریدول تزریق می‌کنم.

281
00:23:29,866 --> 00:23:33,412
‫چیزی نیست، آقای چوی.
‫الان بهتر میشین.

282
00:24:09,739 --> 00:24:11,450
‫[مراسم تشییع فرزند آقای چوی جونگی]

283
00:24:23,462 --> 00:24:25,547
‫جونگی و همسرش با شادمانی ازدواج کردن

284
00:24:25,630 --> 00:24:27,507
‫و همیشه هوای همدیگه رو داشتن.

285
00:24:28,049 --> 00:24:31,094
‫ولی زمانی که همسرش فوت کرد،
‫همه چی تغییر کرد.

286
00:24:34,055 --> 00:24:35,724
‫همسرش خودکشی کرد.

287
00:24:36,308 --> 00:24:39,603
‫حتما این قضیه هم برای شما و
‫هم برای برادرتون سخت بوده.

288
00:24:42,314 --> 00:24:43,648
‫برام سخت بود،

289
00:24:44,483 --> 00:24:46,943
‫ولی قلب جونگی تکه‌پاره شد.

290
00:24:48,153 --> 00:24:49,154
‫مطمئنم همینطوره.

291
00:24:51,114 --> 00:24:52,491
‫تازه ازدواج کرده بودن.

292
00:24:53,742 --> 00:24:55,285
‫رابطه‌ی خوبی داشتن.

293
00:24:56,536 --> 00:24:57,996
‫و بعدش بچه‌دار شدن.

294
00:24:58,663 --> 00:25:01,082
<i>‫به هر آرزویی که داشتن، رسیدن.</i>

295
00:25:01,917 --> 00:25:04,002
‫اینجا رو.
‫داره ژست می‌گیره.

296
00:25:06,254 --> 00:25:07,839
‫بیا اسمش رو...

297
00:25:08,507 --> 00:25:10,008
‫باید یه اسم براش پیدا کنیم.

298
00:25:11,051 --> 00:25:14,012
‫می‌دونم، آره؟
‫نظر خودت چیه، هان؟

299
00:25:15,013 --> 00:25:18,141
‫دارم فکر می‌کنم چه اسمی برای
‫بچه‌مون مناسبه.

300
00:25:20,060 --> 00:25:23,855
‫سندرم مرگ ناگهانی نوزاد.
‫بدون هیچ دلیلی این اتفاق افتاد.

301
00:25:25,065 --> 00:25:28,151
‫یه روز از خواب بیدار شدن و
‫فهمیدن که بچه‌شون دیگه نفس نمی‌کشه.

302
00:25:28,235 --> 00:25:31,821
‫مراسم همونطور که قبلا براتون توضیح دادم،
‫برگزار خواهد شد.

303
00:25:33,240 --> 00:25:36,660
‫ولی اسم متوفی رو نداریم.

304
00:25:38,078 --> 00:25:39,079
‫ما اصلا فرصت نکردیم...

305
00:25:42,707 --> 00:25:43,708
‫براش اسم بذاریم.

306
00:25:44,626 --> 00:25:46,628
‫[متوفی : بچه‌ی آقای چوی جونگی]

307
00:25:46,711 --> 00:25:48,171
<i>‫برای بچه هنوز...</i>

308
00:25:49,297 --> 00:25:50,757
<i>‫اسمی انتخاب نکردیم.</i>

309
00:25:52,842 --> 00:25:54,594
‫متاسفم!

310
00:25:56,471 --> 00:25:59,349
‫بچه‌م. بچه‌م.

311
00:26:00,684 --> 00:26:01,810
‫خدای من، گیونگ‌سو.

312
00:26:24,082 --> 00:26:25,083
‫گیونگ‌سو.

313
00:26:59,534 --> 00:27:00,577
‫ولشون کن.

314
00:27:01,536 --> 00:27:02,662
‫من اینا رو برمی‌دارم.

315
00:27:03,997 --> 00:27:05,123
‫تو بهتره بری

316
00:27:06,166 --> 00:27:07,208
‫و کمی استراحت کنی.

317
00:27:07,792 --> 00:27:09,836
<i>‫جونگی هرچی در توان داشت، انجام داد.</i>

318
00:27:09,919 --> 00:27:14,716
‫کی می‌تونه درد پدر و مادری که
‫فرزندشون رو ازدست دادن، درک کنه؟

319
00:27:15,925 --> 00:27:18,803
‫ولی گیونگ‌سو رفته رفته کمتر و کمتر حرف زد...

320
00:27:20,972 --> 00:27:22,265
<i>‫تنها کاری که ازدست جونگی برمی‌اومد</i>

321
00:27:23,516 --> 00:27:25,602
<i>‫این بود که سکوتش رو تحمل کنه.</i>

322
00:27:31,733 --> 00:27:33,610
<i>‫چطور تونست اونو اینطوری به حال خودش بذاره؟</i>

323
00:27:34,778 --> 00:27:36,112
<i>‫اصلا به فکر آدمایی که...</i>

324
00:27:37,072 --> 00:27:38,948
<i>‫تنها گذاشت، فکر کرد؟</i>

325
00:27:39,991 --> 00:27:43,036
‫علائم توهم اون می‌تونه...

326
00:27:43,995 --> 00:27:46,247
‫ناشی از غم و اندون ازدست دادن همسرش باشه.

327
00:27:47,207 --> 00:27:49,668
‫مشکل ما نحوه نشون دادن غم و اندوهش هست.

328
00:27:50,293 --> 00:27:53,380
‫می‌دونین الان چی به سرش میاد؟

329
00:27:56,424 --> 00:28:00,136
‫می‌تونیم برای کاهش توهماتش، دارو تجویز کنیم.

330
00:28:00,220 --> 00:28:03,390
<i>‫تا بهبودیش، ضروری هست که آروم بمونه.</i>

331
00:28:40,176 --> 00:28:42,595
‫خب، کدوم پرونده رو باید برای کنفرانس انتخاب کنیم؟

332
00:28:43,680 --> 00:28:45,724
‫من مایلم پرونده بیمار کوانگ گیونگ‌هوی،
‫[اختلال جمع‌آوری و انبار کردن اشیا به درد نخور]

333
00:28:45,765 --> 00:28:47,851
‫که مبتلا به سندرم اختلال احتکار هست رو بررسی کنیم.

334
00:28:47,934 --> 00:28:50,645
‫بیمار اتاق 509، کیم گیون‌جونگ،

335
00:28:50,729 --> 00:28:52,814
‫بنظر سندرم کاپگراس داره.
‫[سندرمی که بیمار این توهم را پیدا می‌کند که یکی از نزدیکانش دزدیده
‫شده و جاش شخصی مقلد با ظاهر و فیزیک مشابه با آنها زندگی می‌کند]

336
00:28:52,897 --> 00:28:54,524
‫نمی‌دونم چطور باید...

337
00:28:54,607 --> 00:28:56,151
‫- دکتر ایم.
‫- صبح‌بخیر، دکتر ایم.

338
00:28:56,234 --> 00:28:57,402
‫- بلند نشید.
‫- صبح‌بخیر.

339
00:28:57,444 --> 00:28:58,611
‫اوه...

340
00:28:58,695 --> 00:29:00,864
‫شماها به خواب خودتون می‌رسین؟

341
00:29:01,614 --> 00:29:02,490
‫- بله.
‫- بله، ما خوبیم.

342
00:29:02,574 --> 00:29:03,575
‫ما خوبیم، قربان.

343
00:29:03,658 --> 00:29:05,326
‫خدای من.
‫تو باید یه آبی به دست و صورتت بکشی.

344
00:29:05,410 --> 00:29:07,620
‫- موهاتو ببین.
‫- چشم.

345
00:29:09,289 --> 00:29:10,540
‫- هوانگ یوهوان.
‫- بلهو

346
00:29:10,623 --> 00:29:14,169
‫می‌خوای برای کنفرانس پیش‌رو،
‫خودت ارائه بدی؟

347
00:29:14,252 --> 00:29:15,420
‫من ارائه بدم؟

348
00:29:15,503 --> 00:29:17,213
‫داشتم به اختلال استرس پس از سانحه فکر می‌کردم،

349
00:29:17,297 --> 00:29:21,009
‫و تاثیری که بر روی نجات‌یافتگان یا
‫خانواده‌ی افرادی که خودکشی می‌کنن داره.

350
00:29:21,092 --> 00:29:24,929
‫پس چطوره پرونده آقای چوی جونگی رو ارائه بدیم؟

351
00:29:25,013 --> 00:29:26,306
‫چوی جونگی؟

352
00:29:26,389 --> 00:29:29,142
‫مورد نادریه که مرگ خانواده‌ش باعث شده

353
00:29:29,225 --> 00:29:31,853
‫به افسردگی و روان‌پریشی رو بیاره،
‫و بنظرم ارائه خوبی میشه.

354
00:29:31,936 --> 00:29:35,607
‫باشه، پس روی همین کار کنیم.
‫از همگی ممنونم.

355
00:29:35,690 --> 00:29:36,691
‫حله.

356
00:29:36,775 --> 00:29:40,069
‫مطمئن شو که پرونده تکمیله.
‫نذار دیگه همون اشتباه تکرار بشه.

357
00:29:40,153 --> 00:29:42,238
‫- اگه تماس بگیرن، توبیخ میشی.
‫- باشه.

358
00:29:42,322 --> 00:29:44,449
‫سلام به همگی.

359
00:29:44,532 --> 00:29:46,785
‫- اوه، سلام.
‫- خوراکی‌هاتونو آوردم.

360
00:29:47,452 --> 00:29:49,037
‫به چه مناسبتیه؟

361
00:29:49,120 --> 00:29:53,708
‫داشتم برای خودم خرید می‌کردم
‫که یاد پرستارهام افتادم.

362
00:29:53,792 --> 00:29:56,127
‫ولخرجی کردین.

363
00:29:56,211 --> 00:29:57,879
‫- خیلی ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

364
00:29:57,962 --> 00:29:59,297
‫ساندویچ خریدی.

365
00:29:59,380 --> 00:30:01,257
‫اینا رو برای شیفت شب بذاریم.

366
00:30:01,341 --> 00:30:02,342
‫باشه.

367
00:30:02,383 --> 00:30:03,802
‫نوش جان.

368
00:30:03,885 --> 00:30:05,929
<i>‫- مرسی.</i>
<i>‫- ممنونیم.</i>

369
00:30:06,012 --> 00:30:07,639
‫خیلی لطف کردین، دکتر هوانگ.

370
00:30:08,181 --> 00:30:10,350
<i>‫خیلی زیاده.</i>

371
00:30:10,433 --> 00:30:12,769
<i>‫مگه نگفتی رژیم گرفتی؟</i>

372
00:30:12,852 --> 00:30:14,729
<i>‫آدم با یه ساندویچ که چاق نمیشه.</i>

373
00:30:14,813 --> 00:30:16,731
<i>‫فقط یکی بخور، باشه؟</i>

374
00:30:16,815 --> 00:30:17,899
<i>‫باشه.</i>

375
00:30:40,964 --> 00:30:42,966
‫[خانم مین دل‌ری
‫یادآوری پرداخت]

376
00:30:52,684 --> 00:30:54,227
‫[کارت دیهان
‫یادآوری پرداخت]

377
00:31:36,978 --> 00:31:38,062
‫سلام.

378
00:31:38,646 --> 00:31:40,023
‫چرا گفتی بیام اینجا؟

379
00:31:40,106 --> 00:31:41,399
‫تا بهت شام بدم.

380
00:31:41,482 --> 00:31:43,610
‫هان؟ تئوکبوکی درست کردی؟

381
00:31:44,235 --> 00:31:46,988
‫مواقعی که بیمار میشی، غذای تند دوست داری.
‫بگیر بشین.

382
00:31:48,907 --> 00:31:51,326
‫مرسی. اتفاقا گرسنه بودم.

383
00:31:51,409 --> 00:31:53,328
‫بخور. من نوشابه بیارم.

384
00:32:05,673 --> 00:32:08,718
‫تنده! ولی خوشمزه‌س.

385
00:32:08,801 --> 00:32:11,471
‫می‌دونی چی باعث میشه در زمان‌های سخت
‫به غذای تند تمایل داشته باشی؟

386
00:32:11,554 --> 00:32:14,807
‫- هممم؟
‫- بدن ما تندی غذا رو بعنوان درد می‌شناسه.

387
00:32:14,891 --> 00:32:19,395
‫برای همین برای تسکین درد این غذای تُند،
‫آدرنالین ترشح می‌کنه.

388
00:32:20,063 --> 00:32:22,523
‫کپسایسین و کوئرستین داخل این تئوکبوکی

389
00:32:22,607 --> 00:32:25,318
‫باعث بهبود جریان گردش خون میشه

390
00:32:25,401 --> 00:32:26,945
‫و مواد زائد رو از بدن دفع می‌کنه.

391
00:32:27,028 --> 00:32:28,154
‫اوه! چی میگی؟

392
00:32:28,237 --> 00:32:31,240
‫حالا هرچی. به کاهش استرس من کمک می‌کنه.
‫اینو قبول دارم.

393
00:32:31,324 --> 00:32:32,325
‫مرسی، رفیق.

394
00:32:34,202 --> 00:32:35,203
‫اوه...

395
00:32:35,662 --> 00:32:37,789
‫خیلی‌خب.

396
00:32:37,872 --> 00:32:39,457
‫چی؟ چیه؟

397
00:32:39,958 --> 00:32:41,209
‫مال من بود!

398
00:32:42,043 --> 00:32:43,378
‫بازم درست می‌کنم.

399
00:32:43,461 --> 00:32:45,129
‫تو غذای تند دوست نداری.

400
00:32:45,213 --> 00:32:46,214
‫آره.

401
00:32:47,298 --> 00:32:49,717
‫الان دلم خواست.

402
00:33:14,617 --> 00:33:16,786
‫آقا، شما نمی‌تونین وارد بشین.

403
00:33:16,869 --> 00:33:19,038
‫این بخش خصوصیه.
‫متاسفم.

404
00:33:20,456 --> 00:33:21,457
‫من...

405
00:33:22,458 --> 00:33:25,169
‫تازه سووان رو دفن کردم.

406
00:33:25,837 --> 00:33:26,879
‫و الان،

407
00:33:29,132 --> 00:33:31,592
‫حتی پسری ندارم که روی شونه‌ش گریه کنم.

408
00:33:34,345 --> 00:33:35,346
‫خیلی متاسفم، آقا.

409
00:33:36,097 --> 00:33:37,932
‫اینجا مکان درستی برای این کار نیست.

410
00:33:38,933 --> 00:33:41,019
‫ازم انتظار داری چیکار کنم؟

411
00:33:41,811 --> 00:33:45,189
‫پسرم رو دفن کنم و به زندگیم ادامه بدم؟

412
00:34:05,548 --> 00:34:15,548
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

413
00:34:35,907 --> 00:34:38,117
‫سلام.

414
00:34:39,285 --> 00:34:40,328
‫- سلام.
‫- سلام.

415
00:34:42,997 --> 00:34:44,248
‫سلام، دکتر ایم.

416
00:34:44,332 --> 00:34:45,833
‫- سلام.
‫- قربان.

417
00:34:45,917 --> 00:34:51,297
‫[کنفرانس بزرگ بازماندگان خودکشی]

418
00:34:51,380 --> 00:34:52,507
‫شروع کنیم؟

419
00:34:54,008 --> 00:34:56,177
‫خانم مین، میشه چراغ‌ها رو خاموش کنین؟

420
00:34:56,260 --> 00:34:57,261
‫بله.

421
00:34:57,720 --> 00:35:00,473
‫- بخش چی شد؟
‫- خانم جونگ موند. مشکلی نیست.

422
00:35:05,895 --> 00:35:07,563
‫[بازماندگان خودکشی]

423
00:35:07,980 --> 00:35:10,191
‫قراره در مورد اختلال استرس پس از سانحه صحبت کنیم.

424
00:35:10,942 --> 00:35:12,610
‫و مخصوصا،

425
00:35:12,693 --> 00:35:15,863
‫ اختلال استرس پس از سانحه‌ای که در اون...

426
00:35:15,947 --> 00:35:19,617
‫فردی که دست به خودکشی زده، زنده می‌مونه.

427
00:35:21,619 --> 00:35:25,581
‫بازمانده خودکشی اصطلاحی هست برای کسانی که

428
00:35:26,374 --> 00:35:29,001
‫یکی از نزدیکان خودشون رو در اثر خودکشی ازدست دادن،

429
00:35:29,085 --> 00:35:33,005
‫و اونا زندگی‌شون رو ادامه میدن
‫و درد روانی اونو تحمل می‌کنن.

430
00:35:35,424 --> 00:35:37,760
‫همه‌ی ما در اینجا، اخیرا یک حادثه‌ی

431
00:35:38,928 --> 00:35:40,304
‫تلخ و ویرانگر رو از سر گذروندیم.

432
00:35:41,055 --> 00:35:44,559
‫اُمیدوارم این کنفرانس بهمون این امکان رو بده
‫که به خودمون نگاهی بندازیم

433
00:35:44,642 --> 00:35:49,522
‫و از این طریق یاد بگیریم که چطور درد بیمارنمون رو درک کنیم.

434
00:35:51,774 --> 00:35:53,734
‫آقای چوی جونگی، 33 ساله.

435
00:35:54,235 --> 00:35:55,236
‫حدود شش ماه پیش،

436
00:35:56,445 --> 00:36:00,074
‫اون اولین نوزاد خودش رو بر اثر
‫سندرم مرگ ناگهانی كودک ازدست داد.

437
00:36:01,075 --> 00:36:04,495
‫کمی بعد، شوک این حادثه

438
00:36:05,454 --> 00:36:07,832
‫باعث شد همسرش به شکل فجیعی خودکشی کنه.

439
00:36:09,208 --> 00:36:13,880
‫آقای چوی، می‌دونم که خیلی سخته.

440
00:36:14,922 --> 00:36:16,549
‫می‌تونی چیزی بگی؟

441
00:36:18,301 --> 00:36:20,803
‫حرفی در مورد کسانی که دیگه در بین ما نیستن؟

442
00:36:21,971 --> 00:36:22,972
‫منظورت...

443
00:36:23,973 --> 00:36:24,974
‫همسرمه؟

444
00:36:29,270 --> 00:36:30,771
<i>‫عشق زیادی داشت.</i>

445
00:36:33,482 --> 00:36:34,692
<i>‫عاشق آدما بود.</i>

446
00:36:36,694 --> 00:36:37,945
<i>‫و مخصوصا...</i>

447
00:36:39,071 --> 00:36:40,114
<i>‫عاشق بچه‌ها.</i>

448
00:36:53,127 --> 00:36:54,378
‫صبر کن. من انجامش میدم.

449
00:36:56,422 --> 00:36:57,506
‫چرا پیراهنت خیس شده؟

450
00:36:59,884 --> 00:37:01,385
‫اوه، اینو میگی؟

451
00:37:03,679 --> 00:37:04,805
‫نمی‌دونم.

452
00:37:06,015 --> 00:37:07,225
‫الان دیدم.

453
00:37:08,726 --> 00:37:10,311
‫شاید دستم خیس بود.

454
00:37:39,382 --> 00:37:40,925
‫چرا چراغ‌ها رو خاموش کردی؟

455
00:37:45,680 --> 00:37:46,722
‫گیونگ‌سو.

456
00:37:47,265 --> 00:37:50,434
‫گیونگ‌سو. نه، نه، نه، نه!

457
00:37:50,518 --> 00:37:53,312
‫گیونگ‌سو. گیونگ‌سو. گیونگ‌سو.

458
00:37:54,230 --> 00:37:56,357
‫نه! عشق من!

459
00:37:56,941 --> 00:37:58,859
‫هر بار که چشمامو می‌بندم...

460
00:38:01,988 --> 00:38:03,906
‫اون صحنه جلوی چشام میاد.

461
00:38:09,203 --> 00:38:11,155
‫[تعداد بازماندگانی که در هر حادثه خودکشی
‫تحت‌تاثیر قرار گرفتن : بین 5 الی 10 نفر]

462
00:38:11,205 --> 00:38:14,041
‫بازماندگان تمایل دارن خودشون رو
‫برای هرچیزی سرزنش کنن.

463
00:38:16,043 --> 00:38:18,629
‫مخصوصا زمانی که به طور غیرمنتظره

464
00:38:19,505 --> 00:38:22,508
‫با مرگ عزیزان‌شون روبرو میشن و براشون غیرقابل تحمله

465
00:38:23,217 --> 00:38:25,594
<i>‫بعد مدتی که تنهایی گذروندم، اینو متوجه شدم.</i>

466
00:38:29,724 --> 00:38:31,392
<i>‫چقدر آپارتمان‌مون سوت و کور و ساکته.</i>

467
00:38:34,854 --> 00:38:35,896
<i>‫چی میشد اگه...</i>

468
00:38:37,523 --> 00:38:38,899
‫چی میشد اگه...

469
00:38:40,443 --> 00:38:43,988
‫من سر کار نمی‌رفتم و اونو توی آپارتمان
‫سوت و کور ساکت تنها نمی‌ذاشتم؟!

470
00:38:46,866 --> 00:38:48,200
‫بازم خودشو می‌کشت؟

471
00:38:49,452 --> 00:38:51,996
‫چی میشد اگه حتی یه بار
‫باهاش در این مورد حرف می‌زدم

472
00:38:54,248 --> 00:38:56,667
‫و یا حتی باهاش می‌نشستم و گریه می‌کردم.

473
00:38:59,128 --> 00:39:00,546
‫اونوقت هنوز زنده بود؟

474
00:39:01,589 --> 00:39:04,216
‫اونا حتی می‌تونن خودشون رو شریک جرم بدون...

475
00:39:04,300 --> 00:39:06,510
‫[تخمین تعداد بازماندگان در هر سال:
‫68،350 الی 136،700 نفر]

476
00:39:08,179 --> 00:39:09,805
‫و کاملا خودشون رو مقصر بدونن.

477
00:39:14,894 --> 00:39:16,062
<i>‫خودکشی...</i>

478
00:39:16,812 --> 00:39:20,483
<i>‫حداقل بر روی پنج الی ده نفر</i>
<i>‫از کسانی که متوفی رو می‌شناختن،</i>

479
00:39:20,566 --> 00:39:22,193
<i>‫تاثیر جدی برجای می‌ذاره.</i>

480
00:39:23,444 --> 00:39:26,864
<i>‫اخیرا بخش ما هم شاهد یکی از این حوادث بود.</i>

481
00:39:28,324 --> 00:39:30,868
<i>‫یکی از بیماران خودمون که مرخص شده بود،</i>

482
00:39:30,951 --> 00:39:32,661
<i>‫آخرش با خودکشی از دنیا رفت.</i>

483
00:39:33,204 --> 00:39:35,081
<i>‫علی‌رغم درمان حرفه‌ای ما،</i>

484
00:39:36,290 --> 00:39:39,794
<i>‫در نهایت ما هم فقط انسان هستیم،</i>
<i>‫پس مطمئنم بعضی از شماها</i>

485
00:39:39,877 --> 00:39:42,004
<i>‫هنوز با مرگ اون کنار نیومدین.</i>

486
00:39:44,632 --> 00:39:47,718
<i>‫ما هم از بازماندگان هستیم.</i>

487
00:39:49,303 --> 00:39:52,014
<i>‫بازماندگان دائما با غم ازدست دادن کنار میان.</i>

488
00:39:52,556 --> 00:39:54,642
<i>‫ولی نباید اجازه بدیم این جلوی ما رو بگیره.</i>

489
00:39:54,725 --> 00:39:57,686
<i>‫درعوض ما باید زندگی عادی‌مون رو ادامه بدیم.</i>

490
00:40:17,164 --> 00:40:18,916
<i>‫گرچه از یه سری جهات،</i>

491
00:40:19,917 --> 00:40:21,794
<i>‫زندگی در شرایط حاضر،</i>

492
00:40:22,795 --> 00:40:26,006
<i>‫می‌تونه مشابه ایستادن روی لبه تیغ باشه.</i>

493
00:40:26,632 --> 00:40:28,634
<i>‫چرا که آینده هنوز در کمینه،</i>

494
00:40:29,552 --> 00:40:32,346
<i>‫و گذشته چیزیه که دیگر رفته.</i>

495
00:40:34,140 --> 00:40:39,061
<i>‫ما روی لبه‌ی تیغه‌ای بنام زمان حال ایستادیم.</i>

496
00:40:49,989 --> 00:40:51,574
‫اوه! خیلی وقته ندیدمت.

497
00:40:51,657 --> 00:40:53,617
‫- واقعا خیلی وقته.
‫- آره.

498
00:40:54,410 --> 00:40:56,245
‫- میری خونه؟
‫- آره.

499
00:40:57,621 --> 00:41:00,499
‫عاشق نسیم این ساعات هستم.

500
00:41:02,668 --> 00:41:05,337
‫راست میگی.
‫خیلی خوبه.

501
00:41:07,631 --> 00:41:08,966
‫چه خبر؟

502
00:41:09,049 --> 00:41:11,010
‫امشب بنظرم یکم خسته‌ای.

503
00:41:11,510 --> 00:41:13,137
‫خیلی بیمار داشتی؟

504
00:41:14,555 --> 00:41:15,639
‫گمونم، آره.

505
00:41:15,723 --> 00:41:16,974
‫اوه!

506
00:41:20,311 --> 00:41:21,770
‫اتوبوس اومد.

507
00:41:36,660 --> 00:41:39,330
‫الان بهتری؟

508
00:41:40,331 --> 00:41:43,000
‫آره، خوبم.

509
00:41:44,251 --> 00:41:48,297
‫می‌دونی، وقتی قلب آدم درد داره،
‫جسمشم درد می‌گیره.

510
00:41:49,465 --> 00:41:51,175
‫تنها راه کنار اومدن باهاش اینکه....

511
00:41:51,258 --> 00:41:53,928
‫غذای خوب بخوری،
‫چیزای خوب تماشا کنی،

512
00:41:54,011 --> 00:41:55,763
‫و مراقب سلامتی خودت باشی.

513
00:41:55,846 --> 00:41:58,849
‫این باعث میشه کمی از دردت رو فراموش کنی.

514
00:42:03,187 --> 00:42:06,398
‫با این حرفایی که زدین،
‫بنظر دلتون شکسته.

515
00:42:07,525 --> 00:42:10,069
‫اوه، آره. درسته.

516
00:42:17,284 --> 00:42:18,118
‫هممم؟

517
00:42:18,202 --> 00:42:19,578
‫[اژدهای آتش لورنکرانتز را شکست دهید]

518
00:42:19,620 --> 00:42:20,996
‫وای!

519
00:42:21,080 --> 00:42:24,333
‫همون بازیه که آقای کیم همیشه در موردش حرف می‌زد.

520
00:42:26,210 --> 00:42:28,671
‫فکر کنم اون کاراکتر واسطه باشه.
‫نظرتون چیه؟

521
00:42:28,754 --> 00:42:30,673
‫چی میگی؟ بهم شبیه هستیم؟

522
00:42:33,384 --> 00:42:34,552
‫آره، یکم.

523
00:42:34,635 --> 00:42:36,178
‫جدا؟

524
00:42:36,262 --> 00:42:39,223
‫خدایا، اگه خانم هونگ می‌دید، ناراحت میشد.

525
00:42:39,306 --> 00:42:42,643
‫فکر کنم آقای کیم بهش گفت که شبیه
‫یکی از هیولاهای بازیه.

526
00:42:42,726 --> 00:42:44,186
‫باید اونو گفته باشه.

527
00:42:44,812 --> 00:42:47,690
‫همم، واقعا بدجنسانه بود، نه؟

528
00:43:30,149 --> 00:43:31,400
‫عذر می‌خوام.

529
00:43:34,445 --> 00:43:35,738
‫بله، آقای کیم.

530
00:43:37,156 --> 00:43:38,907
‫مطمئنم که شما باید...

531
00:43:41,535 --> 00:43:42,828
‫شما همه‌تون باید...

532
00:43:43,787 --> 00:43:45,914
‫اینطوری کنار سووان نشسته باشین.

533
00:43:48,083 --> 00:43:49,418
‫پس گمونم...

534
00:43:52,421 --> 00:43:55,049
‫توی این بیمارستان احساس تنهایی نمی‌کرده.

535
00:43:57,468 --> 00:43:58,510
‫فکر کنم...

536
00:44:01,764 --> 00:44:04,642
‫این براش خاطرات خوبی ساخته باشه.

537
00:44:06,685 --> 00:44:09,146
‫مطمئنم که درست میگین.

538
00:44:12,900 --> 00:44:13,901
‫ممنونم.

539
00:44:17,905 --> 00:44:19,114
‫برای همه‌چیز.

540
00:44:29,500 --> 00:44:30,626
‫یه لحظه، آقای کیم.

541
00:44:37,007 --> 00:44:41,637
‫بخش ما یه گروه هفتگی برای
‫خانواده قربانیان خودکشی داره.

542
00:44:42,763 --> 00:44:44,348
‫اگه دوست داشتین، بهمون ملحق بشین.

543
00:44:45,474 --> 00:44:46,975
‫گروه تراپی؟

544
00:44:48,018 --> 00:44:50,521
‫می‌تونین راحت از غم و اندوه‌تون بگید.

545
00:44:51,271 --> 00:44:53,357
‫چرا درحالی که اجباری برای این کار نداری،

546
00:44:54,733 --> 00:44:56,527
‫اینقدر بهم محبت می‌کنی؟

547
00:44:58,195 --> 00:44:59,905
‫فکر کنم باید...

548
00:45:00,906 --> 00:45:02,241
‫درد شما رو درک کنم.

549
00:45:07,287 --> 00:45:08,580
‫- سلام.
‫- سلام.

550
00:45:09,081 --> 00:45:09,998
‫سلام.

551
00:45:10,082 --> 00:45:11,083
‫عذر می‌خوام.

552
00:45:12,543 --> 00:45:14,670
‫- خانم جونگ کجاست؟
‫- توی بخشه.

553
00:45:16,213 --> 00:45:19,133
‫اُمیدوارم این جلسه تراپی گروهی

554
00:45:19,216 --> 00:45:22,970
‫بتونه مثل کمربند ایمنی شما باشه،
‫و راحت حرفاتونو بزنین.

555
00:45:23,053 --> 00:45:27,266
‫خیلی امن‌تره اگه با بیش از یه
‫کمربند خودمون رو ببندیم.

556
00:45:27,349 --> 00:45:28,267
‫اینطور نیست؟

557
00:45:28,350 --> 00:45:29,560
‫- آره.
‫- بله.

558
00:45:30,310 --> 00:45:32,187
‫مرتب داروهاتون رو مصرف کنین.

559
00:45:32,271 --> 00:45:33,605
‫به تراپی برید.

560
00:45:33,689 --> 00:45:36,984
‫به دکترهاتون دقیقا علائمی که
‫تجربه می‌کنین رو بگین.

561
00:45:37,568 --> 00:45:39,194
‫قرص‌های اورژانسی همراه داشته باشین.

562
00:45:39,278 --> 00:45:42,573
‫چنین اقدامات براتون درست مثل کمربند ایمنی عمل می‌کنن.

563
00:45:43,157 --> 00:45:46,618
‫این جلسه تراپی گروهی قراره فضای اَمنی براتون محیا کنه

564
00:45:46,702 --> 00:45:50,581
‫تا راحت و آزاده بتونین حرفای دلتون رو بزنین

565
00:45:50,664 --> 00:45:53,208
‫تا ما بتونیم اندکی از درد درون شما

566
00:45:53,292 --> 00:45:55,461
‫و درد بقیه رو درک کنیم.

567
00:45:56,712 --> 00:46:00,632
‫قبل از شروع، یه عضو دیگه به گروه‌مون اضافه شده.

568
00:46:00,716 --> 00:46:02,509
‫آقای چوی جونگی.

569
00:46:02,593 --> 00:46:04,428
‫لطفا یه کف مرتب براش بزنین.

570
00:46:07,973 --> 00:46:09,600
‫حالا جلسه رو شروع می‌کنیم.

571
00:46:12,060 --> 00:46:13,854
‫بعد از خودکشی پدرم...

572
00:46:17,024 --> 00:46:18,358
‫زندگی برام خیلی سخت بود.

573
00:46:22,196 --> 00:46:24,406
‫مشکلات مالی و چیزای دیگه داشتیم،

574
00:46:25,949 --> 00:46:28,076
‫کاری ازم برنمی‌اومد جز اینکه فکر کنم
‫من اونو به خودکشی وادار کردم.

575
00:46:29,077 --> 00:46:33,749
‫حتی الانم نمی‌تونم خودمو راضی کنم
‫تا شماره‌ش رو از موبایلم حذف کنم.

576
00:46:35,542 --> 00:46:36,752
‫ای کاش می‌تونستم...

577
00:46:37,669 --> 00:46:39,880
‫به تلفنی که قبل فوتش بهم زد، جواب بدم.

578
00:46:41,256 --> 00:46:43,050
‫تنهایی احساس عجیبی دارم.

579
00:46:47,596 --> 00:46:49,807
‫احساس می‌کنم که منم باید پیشش برم.

580
00:46:51,433 --> 00:46:53,644
‫حس گناه زنده بودن داره منو دیوونه می‌کنه.

581
00:46:55,896 --> 00:46:56,897
‫شب‌ها،

582
00:46:58,524 --> 00:47:01,401
‫با این اُمید چشمامو می‌بندم
‫که صبح فردا رو نبینم.

583
00:47:05,322 --> 00:47:06,323
‫ولی من...

584
00:47:08,408 --> 00:47:09,409
‫همیشه فردا رو می‌بینم.

585
00:47:10,953 --> 00:47:12,621
‫و باز دردهام شروع میشه.

586
00:47:19,419 --> 00:47:20,420
‫آقای چوی.

587
00:47:21,964 --> 00:47:23,090
‫نظر شما چیه؟

588
00:47:23,757 --> 00:47:26,802
‫می‌خواین یکم در موردش حرف بزنین؟

589
00:47:30,806 --> 00:47:34,685
‫اگه الان حال حرف زدن ندارید،
‫هفته بعد می‌تونین بگین.

590
00:47:36,895 --> 00:47:37,896
‫همسرم...

591
00:47:44,987 --> 00:47:46,697
‫با خودکشی فوت کرد.

592
00:47:50,075 --> 00:47:52,578
‫هرگز انتظارش رو نداشتم اینطور ناگهانی ازدستش بدم.

593
00:47:54,788 --> 00:47:57,124
‫واقعیتش خیلی سریع و یهویی شد.

594
00:47:59,293 --> 00:48:01,837
‫هنوزم واقعا سعی دارم مرگش رو هضم کنم.

595
00:48:05,632 --> 00:48:07,384
‫دلم براش می‌سوزه.

596
00:48:10,846 --> 00:48:11,847
‫همش فکر می‌کنم...

597
00:48:14,808 --> 00:48:15,893
‫تقصیر من بود؟

598
00:48:18,645 --> 00:48:19,646
‫این قضیه منو خرد کرد.

599
00:48:33,285 --> 00:48:36,121
‫به نظر من، شما هنوز نتونستین

600
00:48:36,204 --> 00:48:38,749
‫با مرگ همسرتون کامل کنار بیاین.

601
00:48:39,708 --> 00:48:44,004
‫جنازه‌ی همسرت رو قبل از تشییع دیدی؟

602
00:48:45,714 --> 00:48:48,050
‫نه، نتونستم خودمو راضی کنم.

603
00:48:50,677 --> 00:48:51,678
‫پس...

604
00:48:53,597 --> 00:48:57,184
‫نظرت چیه یه بار دیگه،
‫ما اینجا براش مراسم تشییع بگیریم؟

605
00:48:59,686 --> 00:49:01,688
‫دکتر چا، له لحظه تشریف میاری؟

606
00:49:01,772 --> 00:49:02,856
‫بله، دکتر ایم.

607
00:49:02,940 --> 00:49:04,858
‫میشه یه لحظه اینجا دراز بکشین؟

608
00:49:06,443 --> 00:49:07,694
‫آقای چوی جونگی.

609
00:49:08,445 --> 00:49:10,864
‫سعی کن تصور کنی...

610
00:49:10,948 --> 00:49:14,952
‫این شخصی که جلوت دراز کشیده،
‫همسر مرحوم شماست.

611
00:49:15,619 --> 00:49:19,456
‫و اگه چیزی هست که نتونستی بهش بگی،

612
00:49:20,040 --> 00:49:21,416
‫سعی کن الان بگی.

613
00:49:53,490 --> 00:49:56,201
‫فکر کردم دارم بهت زمان میدم تا بهبود پیدا کنی.

614
00:49:58,286 --> 00:49:59,371
‫زمان میدم تا تنها بمونی.

615
00:50:00,080 --> 00:50:01,373
‫زمان میدم تا فراموش کنی

616
00:50:02,541 --> 00:50:03,667
‫و عزاداری کنی.

617
00:50:05,085 --> 00:50:06,169
‫هممم.

618
00:50:06,253 --> 00:50:08,213
‫فکر کردم این چیزیه که نیاز داری.

619
00:50:10,799 --> 00:50:12,676
‫الان با نگاه به گذشته می‌بینم که...

620
00:50:14,011 --> 00:50:15,512
‫در کمک به تو کوتاهی کردم.

621
00:50:17,597 --> 00:50:19,433
‫نباید اصلا تو رو تنها می‌ذاشتم.

622
00:50:21,268 --> 00:50:23,520
‫نباید اجازه میدم در تنهایی خودت گریه کنی.

623
00:50:24,146 --> 00:50:26,481
‫اگه یکم زودتر اینا رو متوجه میشدم...

624
00:50:28,567 --> 00:50:30,902
‫اگه کمی بیشتر به علائمت توجه می‌کردم...

625
00:50:43,749 --> 00:50:45,625
‫دفعه بعد دیگه تنهات نمی‌ذارم.

626
00:50:47,627 --> 00:50:49,296
‫دفعه بعد کنارت می‌مونم.

627
00:50:51,006 --> 00:50:54,551
‫مطمئنم که دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

628
00:51:11,693 --> 00:51:13,070
‫و اون وقت که همو دیدیم...

629
00:51:15,322 --> 00:51:16,573
‫از نو شروع می‌کنیم.

630
00:51:27,959 --> 00:51:30,128
‫اینا رو به اتاق تراپی می‌برم.

631
00:51:31,254 --> 00:51:34,341
‫خودکشی یکی از نزدیکان آدم،

632
00:51:34,424 --> 00:51:36,718
‫تجربه‌ای دردناک و آسیب‌زاست.

633
00:51:37,260 --> 00:51:38,970
‫می‌تونه باعث «پی‌تی‌اِس‌دی» بشه،

634
00:51:39,054 --> 00:51:41,473
‫یا اسم رایجش، اختلال استرس پس از سانحه.

635
00:51:43,016 --> 00:51:47,395
‫احساسات منفی حاصل از این خاطرات
‫اونقدر قوی هستن

636
00:51:47,479 --> 00:51:50,774
‫که می‌تونن باعث بشن ذهن شما

637
00:51:50,857 --> 00:51:54,444
‫در ناخودآگاه خودش هر نوع خاطره
‫از این حادثه رو دور بریزه.

638
00:51:54,528 --> 00:51:57,239
<i>‫به این میگن فراموشی تجزیه‌ای.</i>

639
00:51:59,533 --> 00:52:02,536
‫این زمانی اتفاق می‌افته که
‫حقیقت اونقدر دردناکه که...

640
00:52:02,619 --> 00:52:06,832
‫انکار می‌کنی که اصلا چنین اتفاقی برات افتاده.

641
00:52:06,915 --> 00:52:08,542
‫و اینطوری زنده می‌مونی.

642
00:52:08,625 --> 00:52:10,293
‫دایون چی؟
‫بنظرت حالش خوبه؟

643
00:52:10,377 --> 00:52:12,129
‫آره، ولی بنظرم زیاد از حد خوبه.

644
00:52:12,212 --> 00:52:14,047
‫«زیاد از حد»؟ منظورت چیه؟

645
00:52:14,131 --> 00:52:17,259
‫خب، انگار که اون مرگ آقای کیم رو فراموش کرده.

646
00:52:19,302 --> 00:52:21,388
‫- ممنون از همگی.
‫- ممنون که باهامون به اشتراک گذاشتین.

647
00:52:21,471 --> 00:52:24,099
‫- کارتون عالی بود.
‫- آفرین به همگی.

648
00:52:24,766 --> 00:52:25,767
‫هان؟

649
00:52:27,018 --> 00:52:30,313
‫هان؟ شما پدر آقای کیم سووان نیستین؟

650
00:52:32,649 --> 00:52:34,151
‫خانم جونگ دایون، من...

651
00:52:35,193 --> 00:52:37,863
‫اُمیدوار بودم که بتونم شما رو ببینم.

652
00:52:37,946 --> 00:52:39,114
‫چی...

653
00:52:40,824 --> 00:52:42,868
‫سووان چی بهتون گفت؟

654
00:52:44,327 --> 00:52:45,662
‫کیم سووان به من چی گفت؟

655
00:52:46,746 --> 00:52:51,710
‫شما آخرین نفرین بودید که قبل از فوتش،
‫با تلفن باهاش حرف زده.

656
00:52:52,752 --> 00:52:53,628
‫منظورتون چیه؟

657
00:52:53,712 --> 00:52:56,089
‫آقای کیم سووان درحال بهبودی بود.

658
00:52:57,966 --> 00:52:59,509
‫چی شده؟

659
00:53:00,093 --> 00:53:03,722
‫کیم سووان همین تازه مرخص شد.
‫حتی معالجه سرپایی اونو دیدم.

660
00:53:16,651 --> 00:53:21,656
W W W . M O V I E S H O . C O M

661
00:56:09,657 --> 00:56:12,577
‫[هیچ یک از اشخاص، گروه‌ها، مکان‌ها،]

662
00:56:12,660 --> 00:56:15,663
‫[سازمان‌ها و وقایع سریال واقعی نمی‌باشند]

663
00:56:17,663 --> 00:56:27,663
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M