1
00:00:24,941 --> 00:00:27,110
‫مامان، مجبور نیستی بیای دم در.

2
00:00:27,193 --> 00:00:29,696
‫باید زودتر پا می‌شدی.

3
00:00:29,779 --> 00:00:32,115
‫- موهات رو شونه کردی؟
‫- آره.

4
00:00:32,198 --> 00:00:34,325
‫- صبحونه خوردی؟
‫- گفتم که خوردم.

5
00:00:34,367 --> 00:00:36,903
‫- باید یه چیز گرمتر می‌پوشیدی...
‫- من دیگه میرم.

6
00:00:36,953 --> 00:00:39,497
‫خیلی نگرانم.

7
00:00:39,581 --> 00:00:42,459
‫با اون کتونی‌ها خیلی ریزه میزه شدی.

8
00:00:43,459 --> 00:00:53,459
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

9
00:00:56,556 --> 00:01:00,393
‫به خاطر تصمیمم برای
‫ادامه‌ی کار به عنوان پرستار از خودم تعریف می‌کنم.

10
00:01:00,477 --> 00:01:02,228
‫[تعریف‌های امروز]

11
00:01:02,312 --> 00:01:04,522
‫خیلی خسته‌ام.

12
00:01:04,606 --> 00:01:05,857
‫دیشب نخوابیدی؟

13
00:01:06,357 --> 00:01:09,944
‫خواب دیدم تمام بیمارهام زده به سرشون.
‫وحشتناک بود.

14
00:01:10,570 --> 00:01:11,988
‫همیشه دارم کار می‌کنم.

15
00:01:12,614 --> 00:01:13,740
‫خیلی خسته‌ام.

16
00:01:13,823 --> 00:01:14,949
‫سلام به همه!

17
00:01:15,033 --> 00:01:17,077
‫صبح قشنگیه.

18
00:01:17,160 --> 00:01:18,078
‫دایون! خدای من!

19
00:01:18,161 --> 00:01:19,871
‫باورم نمیشه برگشتی!

20
00:01:19,954 --> 00:01:22,957
‫شماها مجبور شدین خیلی بیشتر کار کنین. شرمنده.

21
00:01:23,041 --> 00:01:25,085
‫همه نگرانت بودن و دل‌مون برات تنگ شده بود!

22
00:01:25,168 --> 00:01:27,128
‫- می‌دونم.
‫- باید یه برنامه‌ای می‌ریختیم.

23
00:01:27,212 --> 00:01:28,213
‫- شرمنده.
‫- بچه‌ها.

24
00:01:28,296 --> 00:01:30,465
‫نمی‌خواین معاینه‌ی بیماران رو شروع کنین؟

25
00:01:30,548 --> 00:01:32,133
‫- سلام.
‫- صبح به خیر.

26
00:01:33,259 --> 00:01:35,303
‫بعدا سلام احوال‌پرسی می‌کنیم.
‫بیاین فعلا به کارمون برسیم.

27
00:01:35,345 --> 00:01:36,471
‫- باشه.
‫- باشه.

28
00:01:36,971 --> 00:01:37,972
‫بعدا صحبت می‌کنیم.

29
00:01:39,432 --> 00:01:41,059
‫[پرستار بخش روانپزشکی، جونگ دایون]

30
00:01:47,440 --> 00:01:49,400
‫پارک بیونگ‌هوی امروز بعد از ظهر پذیرش شد.

31
00:01:49,484 --> 00:01:50,894
‫بیمار ۱۸ ساله.

32
00:01:50,944 --> 00:01:52,362
‫توی مدرسه مشکل داشت

33
00:01:52,445 --> 00:01:54,572
‫و با هم‌کلاسی‌هاش نمی‌ساخت.

34
00:01:57,909 --> 00:01:59,035
‫تنفسش به نظر خوبه.

35
00:01:59,536 --> 00:02:02,705
‫هی، پرستار، ساعت چند غذا میدن؟

36
00:02:02,789 --> 00:02:05,959
‫بیونگ‌هوی، مودبانه‌تر بپرس.

37
00:02:06,960 --> 00:02:09,295
‫پرستار جونگ، ساعت چند غذا میدن؟

38
00:02:09,379 --> 00:02:13,133
‫دکترها بعدا میان دیدنت.
‫ولی قبلش غذا می‌خوری.

39
00:02:13,216 --> 00:02:14,801
‫نمیشه الان بخورم؟

40
00:02:14,884 --> 00:02:16,302
‫بیونگ‌هوی.

41
00:02:16,886 --> 00:02:18,638
‫صبور باش، خب؟

42
00:02:18,721 --> 00:02:19,973
‫میذارم استراحت کنی.

43
00:02:23,977 --> 00:02:26,271
‫خیلی خب، خانم سونگ.
‫فشار خونت خوبه.

44
00:02:26,354 --> 00:02:29,691
‫خوشحالی قبل از ترخیص
‫توی بخش آزاد هستی؟

45
00:02:34,946 --> 00:02:37,490
‫[اتاق ۵۲۱، مذکر، ۴۰ ساله، کیم سیک]

46
00:02:42,203 --> 00:02:43,997
‫قبل اینکه با چیزی روبه‌رو نشدی

47
00:02:44,080 --> 00:02:45,081
‫از ترس تسلیم نشو.

48
00:02:45,165 --> 00:02:47,500
‫می‌خوام سرت رو بالا بگیری

49
00:02:47,584 --> 00:02:49,627
‫و از فردا بیای سر کار.

50
00:02:54,924 --> 00:02:56,301
‫صبح به خیر.

51
00:02:57,594 --> 00:03:00,638
‫آقای کیم، چطوری؟

52
00:03:01,347 --> 00:03:02,557
‫من برگشتم سر کار.

53
00:03:03,224 --> 00:03:05,018
‫تبریک.

54
00:03:05,602 --> 00:03:08,855
‫توی گزارشت دیدم دچار بی‌خوابی شدی.

55
00:03:08,938 --> 00:03:11,357
‫دیشب بهتر خوابیدی؟

56
00:03:12,692 --> 00:03:16,613
‫فکر کنم به خاطر محیط آشناست، چون خوب خوابیدم.

57
00:03:16,696 --> 00:03:18,698
‫عالیه.

58
00:03:18,781 --> 00:03:20,867
‫بذار ببینم فشار خونت چنده.

59
00:03:26,414 --> 00:03:29,500
‫آستین‌هات پایین باشه.

60
00:03:32,962 --> 00:03:36,382
‫صبح به خیر. پارسال دوست امسال آشنا.

61
00:03:41,346 --> 00:03:44,641
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- می‌خوام فشار آقای کیم رو بگیرم.

62
00:03:45,266 --> 00:03:46,351
‫نمی‌خواد زحمت بکشی.

63
00:03:47,101 --> 00:03:49,395
‫- چی؟
‫- میگم یکی دیگه این کار رو بکنه.

64
00:03:58,529 --> 00:03:59,697
‫مدت زیادی نبودی،

65
00:03:59,781 --> 00:04:02,659
‫فکر می‌کردم عمل زیبایی کردی.

66
00:04:02,742 --> 00:04:04,786
‫بهترین عمل زیبایی کاهش وزنه.

67
00:04:05,578 --> 00:04:06,955
‫محشر شدی.

68
00:04:07,622 --> 00:04:11,251
‫به نظرم از این خوشگل‌تر نمیشم.
‫انگار من اصلا مریض نمیشم.

69
00:04:11,834 --> 00:04:13,586
‫سلامتی نعمت بزرگیه.

70
00:04:13,670 --> 00:04:15,088
‫درسته.

71
00:04:17,215 --> 00:04:18,883
‫تو چه بیماری‌ای گرفته بودی؟

72
00:04:19,676 --> 00:04:20,927
‫اه...

73
00:04:22,053 --> 00:04:24,597
‫بعدا که همه جمع بودن میگم.

74
00:04:24,681 --> 00:04:27,100
‫اگه نمی‌خوای بگی عیبی نداری.

75
00:04:27,183 --> 00:04:28,184
‫مشکلی نیست.

76
00:04:28,268 --> 00:04:30,270
‫میرم قهوه بگیرم. چی می‌خوای؟

77
00:04:30,353 --> 00:04:31,479
‫به حساب تو دیگه، نه؟

78
00:04:31,562 --> 00:04:32,605
‫البته.

79
00:04:32,689 --> 00:04:34,565
‫دو تا آیس آمریکانو.

80
00:04:34,649 --> 00:04:37,485
‫سه تا هات آمریکانو، هر کدوم با ۲ قاشق شکر.

81
00:04:37,568 --> 00:04:41,823
‫و یه چای هم می‌خوام.

82
00:04:43,116 --> 00:04:44,909
‫دو تا چای بابونه.

83
00:04:45,493 --> 00:04:46,869
‫اوه؟ خیلی وقته ندیدمت.

84
00:04:46,953 --> 00:04:49,122
‫باید چای بدون کافئین بخوری.

85
00:04:49,998 --> 00:04:51,374
‫خیلی ممنون.

86
00:04:51,457 --> 00:04:52,834
‫اوضاع در چه حاله؟

87
00:04:54,961 --> 00:04:55,962
‫خوبه.

88
00:04:58,464 --> 00:04:59,549
‫چطوری؟

89
00:05:00,258 --> 00:05:03,344
‫خیلی بهترم. داروها دارن اثر میذارن.

90
00:05:03,970 --> 00:05:05,596
‫حضور دوباره سر کار چطوره؟

91
00:05:07,640 --> 00:05:09,892
‫خیلی خوبه.

92
00:05:11,269 --> 00:05:12,854
‫فقط یه خرده معذبم.

93
00:05:12,937 --> 00:05:14,105
‫چرا؟

94
00:05:14,188 --> 00:05:16,357
‫به بقیه نگفتم

95
00:05:16,441 --> 00:05:19,736
‫واسه افسردگی توی بیمارستان بستری شدم.

96
00:05:21,612 --> 00:05:24,699
‫راستش باید بهشون بگم.

97
00:05:26,784 --> 00:05:27,785
‫فعلا

98
00:05:28,786 --> 00:05:31,748
‫چیزی که مهمه حذف اضطرابته.

99
00:05:31,831 --> 00:05:34,292
‫پس واسه کاهش اون فاکتورها
‫هر کار لازمه بکن.

100
00:05:34,876 --> 00:05:35,877
‫تصمیمش با خودته، خب؟

101
00:05:37,503 --> 00:05:38,504
‫باشه.

102
00:05:43,468 --> 00:05:44,886
‫می‌تونی به من بگی.

103
00:05:44,969 --> 00:05:46,596
‫می‌خوام خودم مستقیما بهشون بگم.

104
00:05:48,097 --> 00:05:49,724
‫- ببخشید.
‫- بله، خانم؟

105
00:05:49,807 --> 00:05:51,726
‫من قیّم پارک بیونگ‌هوی هستم.

106
00:05:52,435 --> 00:05:54,103
‫باید پرستار اونو عوض کنیم.

107
00:05:54,187 --> 00:05:55,646
‫چی؟

108
00:05:55,730 --> 00:05:58,107
‫خانم، میشه آروم باشی؟

109
00:05:58,191 --> 00:06:02,278
‫- چطور می‌تونم آروم باشم؟
‫- ببخشید. خانم پارک، چی شده؟

110
00:06:02,362 --> 00:06:03,946
‫خودتون می‌دونین.

111
00:06:04,030 --> 00:06:05,531
‫پرستار جونگ دایون.

112
00:06:05,615 --> 00:06:08,159
‫اون توی بیمارستان روانی بستری بوده.

113
00:06:08,242 --> 00:06:09,452
‫چی؟

114
00:06:13,289 --> 00:06:15,333
‫سکوت به خودی خود دروغ نیست،

115
00:06:15,958 --> 00:06:17,919
‫ولی اگه لحظه‌ی مناسب رو از دست بدی،

116
00:06:19,712 --> 00:06:20,880
‫تبدیل به دروغ میشه.

117
00:06:46,906 --> 00:06:51,911
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫مترجم: محمد مسعودی

118
00:06:53,871 --> 00:06:56,541
‫متاسفم که زودتر نگفتم.

119
00:06:58,835 --> 00:07:02,380
‫وقتی نبودم توی بیمارستان عمومی هایان بستری بودم.

120
00:07:03,172 --> 00:07:06,384
‫فراموشی مرگ کیم سووان خیلی سخت بود.

121
00:07:08,719 --> 00:07:09,971
‫و حالا؟

122
00:07:10,555 --> 00:07:12,974
‫چطوری؟ اونا گفتن خوب شدی؟

123
00:07:13,558 --> 00:07:17,186
‫اگه به خوردن داروها ادامه بدم،
‫نباید مشکل خاصی تو زندگیم پیش بیاد.

124
00:07:19,480 --> 00:07:22,400
‫- پس همه چی حله.
‫- باید بهمون می‌گفتی.

125
00:07:22,942 --> 00:07:25,403
‫اون وقت حداقل می‌تونستم بیام ملاقاتت.

126
00:07:26,028 --> 00:07:30,324
‫هایان خیلی دوره.
‫باید توی میونگ‌شین معالجه می‌شدی.

127
00:07:34,912 --> 00:07:35,955
‫متاسفم.

128
00:07:36,956 --> 00:07:38,124
‫و ممنونم.

129
00:07:44,839 --> 00:07:45,840
‫آروم باش.

130
00:07:56,017 --> 00:07:57,518
‫خوب شکستش دادی.

131
00:07:59,729 --> 00:08:00,855
‫گریه نکن.

132
00:08:02,690 --> 00:08:03,691
‫متاسفم.

133
00:08:04,275 --> 00:08:06,068
‫هممم.

134
00:08:15,328 --> 00:08:17,580
‫بخور. مطمئنم خیلی ترسیدی.

135
00:08:17,663 --> 00:08:20,082
‫خانم‌ سونگ، خیلی معذرت می‌خوام.

136
00:08:20,166 --> 00:08:22,210
‫نمی‌خواستم بقیه اینجوری بفهمن.

137
00:08:23,878 --> 00:08:25,463
‫همش تقصیر منه.

138
00:08:27,006 --> 00:08:28,633
‫من بهت گفتم به کسی نگو.

139
00:08:32,678 --> 00:08:36,349
‫اگه تا ابد می‌شد مخفی بمونه خوب بود.

140
00:08:36,432 --> 00:08:38,726
‫و چرا این حرف رو می‌زنین؟

141
00:08:38,809 --> 00:08:40,645
‫من خوب می‌دونم.

142
00:08:42,230 --> 00:08:45,650
‫مردم یه نگاه دیگه‌ای
‫به بیماران بخش روانپزشکی دارن.

143
00:08:46,359 --> 00:08:47,360
‫همش خیره میشن.

144
00:08:48,402 --> 00:08:50,613
‫می‌خواستم تو اینو تجربه نکنی.

145
00:08:52,865 --> 00:08:56,327
‫سونگ آشین که تو بخش آزاده
‫و روان‌گسیختگی داره...

146
00:08:57,119 --> 00:08:58,496
‫اون خواهر منه.

147
00:08:58,579 --> 00:08:59,914
‫اوه.

148
00:09:00,831 --> 00:09:02,041
‫و متوجه شدم

149
00:09:02,542 --> 00:09:06,921
‫اکثرا بیماران روان‌گسیختگی رو
‫به عنوان معتادان یا خلافکاران آینده می‌بینن.

150
00:09:08,506 --> 00:09:10,132
‫خب بیمار بودی، که چی؟

151
00:09:10,633 --> 00:09:12,426
‫بیمار بودن که جرم نیست.

152
00:09:12,510 --> 00:09:15,096
‫خودت که تصمیم نگرفتی بیمار بشی،
‫و به کسی هم آسیب نمی‌زنی.

153
00:09:15,179 --> 00:09:17,306
‫چرا به خاطر حرف مردم استرس داری؟

154
00:09:18,140 --> 00:09:19,725
‫بقیه شاید اینو درک نکنن

155
00:09:20,226 --> 00:09:23,396
‫ولی بیخود عذاب وجدان نداشته باش.

156
00:09:23,479 --> 00:09:26,649
‫تو فقط بیمار بودی. کار اشتباهی نکردی.

157
00:09:26,732 --> 00:09:31,028
‫وقتی متوجه شدم آشین هم ممکنه
‫همین حس رو داشته باشه خیلی ناراحت شدم.

158
00:09:33,364 --> 00:09:34,907
‫معذرت می‌خوام، خانم سونگ.

159
00:09:34,991 --> 00:09:36,075
‫نه.

160
00:09:36,784 --> 00:09:39,203
‫خانم جونگ، چرا همش معذرت خواهی می‌کنی؟

161
00:09:41,247 --> 00:09:43,374
‫بهت گفتم توی لاکت فرو نرو.

162
00:09:43,457 --> 00:09:46,210
‫امروز سرت رو بالا بگیر.

163
00:09:47,336 --> 00:09:49,255
‫تو هیچ کار اشتباهی نکردی.

164
00:09:52,592 --> 00:09:55,761
‫بقیه شاید درک نکنن
‫ولی ما همگی درک می‌کنیم.

165
00:09:57,597 --> 00:09:58,889
‫متوجهی؟

166
00:10:00,850 --> 00:10:01,851
‫بله.

167
00:10:05,771 --> 00:10:07,440
‫میشه امروز دارو نخورم؟

168
00:10:07,523 --> 00:10:09,650
‫متاسفم، قانونه.

169
00:10:11,068 --> 00:10:13,321
‫بیا. اینا رو بخور.

170
00:10:17,491 --> 00:10:18,784
‫خوردی؟

171
00:10:19,493 --> 00:10:20,620
‫این مسخره‌ست.

172
00:10:21,120 --> 00:10:22,121
‫اه!

173
00:10:24,707 --> 00:10:25,958
‫احسنت. ممنون.

174
00:10:28,711 --> 00:10:29,712
‫خانم جونگ.

175
00:10:30,588 --> 00:10:32,214
‫مطمئنی حالت خوبه؟

176
00:10:34,342 --> 00:10:36,218
‫حضورت در اینجا بی‌خطره؟

177
00:10:37,345 --> 00:10:38,346
‫بله.

178
00:10:38,763 --> 00:10:40,598
‫فکر می‌کنی باور می‌کنم؟

179
00:10:43,768 --> 00:10:44,810
‫چی داره میگه؟

180
00:10:45,603 --> 00:10:48,856
‫چطور ممکنه بی‌خطر باشه
‫وقتی توی بخش بسته بستری بودی؟

181
00:10:50,149 --> 00:10:51,817
‫بخش بسته؟

182
00:10:51,901 --> 00:10:53,819
‫چطور می‌تونه بی‌خطر باشه
‫وقتی مطمئن نیستم

183
00:10:53,903 --> 00:10:55,237
‫بیماری تو بدتر از اونه یا نه؟

184
00:10:56,405 --> 00:10:59,116
‫اون داروهاش رو خورد
‫پس باید به زودی احساس خواب‌آلودگی بهش دست بده.

185
00:10:59,200 --> 00:11:01,160
‫فعلا بیدار نگهش دار لطفا.

186
00:11:01,243 --> 00:11:03,579
‫اگه زود خوابش ببره شب بی‌خوابی می‌کشه.

187
00:11:03,663 --> 00:11:07,291
‫بیونگ‌هوی، امروز بعد از ظهر درمان گروهی داریم.

188
00:11:07,375 --> 00:11:08,584
‫اگه می‌تونی بیا.

189
00:11:12,088 --> 00:11:14,090
‫سوال‌هام رو جواب نمیدی، ها؟

190
00:11:21,931 --> 00:11:24,308
‫اون بستری شده؟ جدی؟

191
00:11:26,268 --> 00:11:27,269
‫آره.

192
00:11:28,062 --> 00:11:29,063
‫الو، مامان؟

193
00:11:29,480 --> 00:11:33,067
‫پرستار اینجا اخیرا به خاطر
‫افسردگی بستری بوده.

194
00:11:33,150 --> 00:11:35,027
‫همون پرستاره‌ست، نه؟

195
00:11:35,611 --> 00:11:38,531
‫آره. می‌دونستم یه خرده غمگین به نظر میاد.

196
00:11:42,576 --> 00:11:45,663
‫اینکه چنین چیز مهمی رو
‫از ما مخفی کردن غیر قابل قبوله.

197
00:11:46,247 --> 00:11:47,832
‫نمی‌خواد به بیمارستان شکایت کنیم؟

198
00:11:47,915 --> 00:11:51,168
‫چی بگیم؟ فعلا فقط شایعه‌ست.

199
00:11:51,252 --> 00:11:52,503
‫نه، حقیقت داره.

200
00:11:52,586 --> 00:11:55,881
‫داداشم توی هایان بستری بوده
‫و اونجا اونو دیده.

201
00:11:57,091 --> 00:11:58,968
‫ولی اون به نظر حالش خوب بود.

202
00:11:59,468 --> 00:12:03,389
‫و شاید حتی بدونه
‫چطور اونا رو بهتر معالجه کنه.

203
00:12:03,472 --> 00:12:06,475
‫اگه سرطان داشته باشی،
‫باعث نمیشه جراح سرطان خوبی باشی.

204
00:12:07,059 --> 00:12:10,479
‫بهتره عزیزان‌مون رو به کسی بسپریم...

205
00:12:10,563 --> 00:12:11,731
‫که صحیح و سالمه.

206
00:12:13,733 --> 00:12:17,069
‫آقای سونگ یوچان، پارسال دوست امسال آشنا.

207
00:12:17,153 --> 00:12:19,321
‫- چطوری؟
‫- خوبم.

208
00:12:19,989 --> 00:12:21,282
‫ولی دکتر،

209
00:12:22,199 --> 00:12:24,827
‫به نظرت کِی می‌تونم
‫دارو خوردن رو متوقف کنم؟

210
00:12:24,910 --> 00:12:26,454
‫واسه چی می‌خوای این کار رو بکنی؟

211
00:12:26,537 --> 00:12:29,790
‫حس می‌کنم بهبودم فقط به خاطر داروهاست،

212
00:12:29,874 --> 00:12:34,253
‫که یعنی وقتی دیگه نخورم
‫اون اختلال برمی‌گرده.

213
00:12:34,795 --> 00:12:37,673
‫دیدی وقتی داری برای اولین بار دوچرخه‌سواری می‌کنی
‫اگه یکی تو رو از پشت بگیره

214
00:12:37,757 --> 00:12:39,258
‫چقدر خیالت راحته؟

215
00:12:39,341 --> 00:12:42,386
‫دارو همین اثر رو داره.
‫بهت احساس آرامش میده.

216
00:12:43,095 --> 00:12:45,389
‫پس نمی‌خواد سخت تلاش کنی
‫که داروهات رو قطع کنی.

217
00:12:45,473 --> 00:12:48,642
‫مثل دوچرخه‌سواری اونقدر ادامه بده
‫که دیگه به کمک نیاز نباشه.

218
00:12:48,726 --> 00:12:50,603
‫نهایتا یاد می‌گیری بدون نیاز به دارو

219
00:12:50,644 --> 00:12:51,937
‫به زندگی عادیت برگردی.

220
00:12:53,481 --> 00:12:56,984
‫من دنبال یه کار جدید بودم و

221
00:12:58,110 --> 00:13:00,905
‫راستش یه خرده می‌ترسم.

222
00:13:01,572 --> 00:13:04,784
‫- اگه اختلال برگرده چی؟
‫- پس دنبال یه کار جدیدی؟

223
00:13:04,867 --> 00:13:06,535
‫دلیل خاصی داره؟

224
00:13:08,454 --> 00:13:12,082
‫الان توی زندگیم احساس ناکافی بودن دارم.

225
00:13:12,166 --> 00:13:15,294
‫و خب می‌خوام واسه بهتر شدن یه کاری بکنم.

226
00:13:16,003 --> 00:13:18,756
‫کسی از این کلمه استفاده کرده؟

227
00:13:18,839 --> 00:13:22,009
‫کسی بهت گفته "ناکافی"؟

228
00:13:23,719 --> 00:13:25,137
‫نه.

229
00:13:26,514 --> 00:13:28,557
‫حتما یکی گفته. ها؟

230
00:13:31,018 --> 00:13:32,269
‫اه...

231
00:13:34,063 --> 00:13:35,064
‫خودم گفتم.

232
00:13:36,357 --> 00:13:38,526
‫به نظر چیزهایی به خودت گفتی

233
00:13:38,609 --> 00:13:40,778
‫که به هیچ کس نباید بگی، من‌جمله خودت.

234
00:13:43,989 --> 00:13:45,157
‫درسته.

235
00:13:50,538 --> 00:13:52,706
‫گمونم شیفت امروزشون تمومه.

236
00:13:52,790 --> 00:13:54,250
‫بابت زحمات‌تون ممنون.

237
00:13:54,333 --> 00:13:57,837
‫خانم هونگ، ممنون.

238
00:13:57,920 --> 00:13:59,380
‫- خواهش می‌کنم.
‫- شب به خیر.

239
00:13:59,463 --> 00:14:01,048
‫- شب به خیر.
‫- شب خوش.

240
00:14:01,131 --> 00:14:04,218
‫- ممنون.
‫- ممنون. فردا می‌بینمتون.

241
00:14:07,930 --> 00:14:10,099
‫اونا خیلی باهات بد برخورد کردن.

242
00:14:10,683 --> 00:14:13,227
‫- محل‌شون نذار. کارت عالی بود.
‫- ممنون.

243
00:14:13,310 --> 00:14:14,770
‫- خسته نباشین، بچه‌ها.
‫- ممنون.

244
00:14:14,854 --> 00:14:16,564
‫امروز کارمون عالی بود.

245
00:14:16,647 --> 00:14:18,766
‫پس چطوره بریم مرغ بخوریم
‫و جشن بگیریم؟

246
00:14:18,816 --> 00:14:20,109
‫سلام، چیه؟

247
00:14:20,192 --> 00:14:22,778
‫سلام، جونگدا، بچرخ.

248
00:14:22,862 --> 00:14:24,405
‫نه، اینجا رو ببین.

249
00:14:30,452 --> 00:14:31,871
‫خیلی خب.

250
00:14:33,080 --> 00:14:36,333
‫گفتم هر چی بخوای می‌گیریم.
‫واسه چی اومدیم اینجا؟

251
00:14:36,417 --> 00:14:40,045
‫خیلی خب. دیدی آدم انتظار داره
‫مردم طبق کاری که می‌کنن

252
00:14:40,129 --> 00:14:41,463
‫غذا بخورن؟

253
00:14:41,547 --> 00:14:44,717
‫پس شاید فکر کنی کافه‌تریای محل کار

254
00:14:44,800 --> 00:14:46,760
‫براساس مشاغل غذای متفاوتی سرو می‌کنه.

255
00:14:47,887 --> 00:14:50,431
‫خب نظرت راجع به غذای پرستارها چیه؟

256
00:14:50,514 --> 00:14:53,183
‫خوب نیست. خیلی قابل پیش‌بینیه.

257
00:14:54,268 --> 00:14:56,437
‫فکر می‌کردی چه مزه‌ای بده؟

258
00:14:56,520 --> 00:14:58,188
‫ما هم مثل تو آدمیم، رفیق.

259
00:14:58,856 --> 00:14:59,857
‫حق با توئه.

260
00:15:02,318 --> 00:15:03,861
‫دوباره کار کردن چه حسی داره؟

261
00:15:03,944 --> 00:15:07,615
‫قبل اینکه بیام سر کار استرس داشتم
‫ولی حالا خوبم.

262
00:15:07,698 --> 00:15:08,908
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.

263
00:15:09,992 --> 00:15:10,993
‫راستی،

264
00:15:12,536 --> 00:15:14,330
‫من چند روز دیگه مصاحبه‌ی کاری دارم.

265
00:15:14,413 --> 00:15:17,041
‫جدی؟ یوچان، عالیه.

266
00:15:17,791 --> 00:15:19,251
‫فقط من...

267
00:15:20,294 --> 00:15:21,295
‫یه جورایی می‌ترسم.

268
00:15:21,337 --> 00:15:23,589
‫ترس واسه چی؟

269
00:15:24,173 --> 00:15:25,758
‫چیزی عوض نشده.

270
00:15:25,841 --> 00:15:28,886
‫چون یه خرده از محیط کار دور بودی،
‫دلیل نمیشه آدم متفاوتی شده باشی.

271
00:15:28,969 --> 00:15:31,513
‫هر چی مصاحبه کننده گفت، نترس.

272
00:15:31,597 --> 00:15:34,892
‫اعتماد به نفس داشته باش
‫و مثل همیشه خودت باش.

273
00:15:37,186 --> 00:15:39,188
‫انتظار شنیدن این حرف‌ها رو
‫از تو نداشتم، ملکه‌ی خرچنگ‌ها.

274
00:15:39,271 --> 00:15:41,523
‫تو که بیشتر از من خرچنگی.

275
00:15:41,607 --> 00:15:42,608
‫چی؟

276
00:15:43,150 --> 00:15:45,319
‫- دختره‌ی...
‫- هی، هی!

277
00:15:45,402 --> 00:15:46,612
‫بس کن!

278
00:15:46,695 --> 00:15:49,239
‫رفیق، چه مرگته؟

279
00:15:49,323 --> 00:15:51,617
‫- ناموسا؟
‫- گفتی خودم باشم.

280
00:15:51,700 --> 00:15:53,994
‫دیگه زیاده‌روی کردی.

281
00:15:54,078 --> 00:15:56,246
‫- نه، نه، نه!
‫- بده من.

282
00:16:32,074 --> 00:16:34,493
‫سلام. دیگه مستقر شدین؟

283
00:16:34,576 --> 00:16:35,661
‫چی؟

284
00:16:35,744 --> 00:16:38,372
‫همه فرم رضایت رو امضا کردن؟

285
00:16:38,455 --> 00:16:39,790
‫نه، هنوز نه.

286
00:16:40,708 --> 00:16:44,086
‫فقط اومدم یه سری آشغال بریزم.

287
00:16:44,169 --> 00:16:45,254
‫هنوز کارتن‌ها رو باز نکردم.

288
00:16:45,838 --> 00:16:46,839
‫خیلی خب، خداحافظ.

289
00:17:32,051 --> 00:17:33,218
‫اوه.

290
00:17:33,302 --> 00:17:35,763
‫دیگه لازم نیست نگران من باشی.

291
00:17:42,519 --> 00:17:44,730
‫به زودی استعفا میدم.

292
00:17:45,981 --> 00:17:46,982
‫ها؟

293
00:17:49,735 --> 00:17:52,404
‫فکر می‌کردم دیگه نمیای. انگار برگشتی.

294
00:17:53,614 --> 00:17:54,615
‫آره.

295
00:17:57,868 --> 00:17:59,244
‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

296
00:18:02,581 --> 00:18:05,209
‫از اونجایی که نظرت رو عوض کردی
‫و برگشتی سر کار،

297
00:18:06,460 --> 00:18:08,462
‫یعنی اون قضیه‌ای که نمی‌خواستی منو ببینی هم

298
00:18:10,214 --> 00:18:11,715
‫کنسله؟

299
00:18:20,599 --> 00:18:22,142
‫بجنب، دیرت میشه.

300
00:18:42,162 --> 00:18:43,539
‫فردا ساعت چند سوار اتوبوس میشی؟

301
00:18:44,289 --> 00:18:46,917
‫خب، نمی‌دونم. مطمئن نیستم.

302
00:18:47,626 --> 00:18:49,211
‫بازم همین ساعت بیا.

303
00:18:56,635 --> 00:18:58,846
‫لعنتی! خانم پارک، اینو ببین!

304
00:18:58,929 --> 00:19:00,764
‫صفحه‌ی شخصی بیمارستان خیلی شلوغ شده‌.

305
00:19:00,848 --> 00:19:04,184
‫این پست خانم جونگ رو هدف قرار داده.

306
00:19:04,268 --> 00:19:05,602
‫[قضیه راجع به خانم جونگه؟]

307
00:19:05,686 --> 00:19:07,104
‫[اون توی بخش بسته بود]

308
00:19:07,187 --> 00:19:08,021
‫[چه ترسناک]

309
00:19:08,105 --> 00:19:10,607
‫دایون هنوز این پست‌ها رو ندیده؟

310
00:19:11,233 --> 00:19:13,068
‫فکر نکنم. هنوز نیومده.

311
00:19:13,152 --> 00:19:14,903
‫صفحه‌ی بیمارستان رو چک کردی؟

312
00:19:14,987 --> 00:19:16,530
‫اون پرستاره توی بخش روانپزشکی؟

313
00:19:17,030 --> 00:19:19,324
‫شنیدم بستری شده بود.

314
00:19:19,408 --> 00:19:22,161
‫ظاهرا قیّم‌ها خیلی عصبانی هستن.

315
00:19:22,244 --> 00:19:23,745
‫خیلی ناجوره.

316
00:19:38,135 --> 00:19:39,344
‫ببخشید.

317
00:19:39,428 --> 00:19:41,180
‫من اینجا پیاده میشم.

318
00:19:46,643 --> 00:19:48,595
‫[- گوش کن، پرستار جونگ!
‫- اگه شرف داری استعفا بده!]

319
00:19:48,645 --> 00:19:50,814
‫[- اخراجش کنین!
‫- خودتون میذارین یه روانی مراقب بچه‌تون باشه؟]

320
00:19:57,654 --> 00:19:59,156
‫مامان، همونه؟

321
00:20:06,330 --> 00:20:10,667
‫خانم مین، حقیقت داره
‫خانم جونگ توی بیمارستان روانی بستری بوده؟

322
00:20:12,169 --> 00:20:15,297
‫واسه چی اونجا بوده؟
‫اختلال دوقطبی؟ افسردگی؟

323
00:20:17,007 --> 00:20:19,426
‫وقتی دارم فشارت رو می‌گیرم نباید تکون بخوری.

324
00:20:19,509 --> 00:20:20,636
‫دوباره باید بگیرم.

325
00:20:21,511 --> 00:20:24,473
‫جفت دست‌هاتون رو بکشین.

326
00:20:26,225 --> 00:20:27,059
‫نفس بکشین.

327
00:20:27,142 --> 00:20:28,727
‫بعدش حرکت گربه رو میریم.

328
00:20:28,810 --> 00:20:30,687
‫پاهاتون رو به پشت بکشین.

329
00:20:30,771 --> 00:20:33,774
‫- جفت پاهاتون.
‫- قشنگ بکشین.

330
00:20:33,857 --> 00:20:34,858
‫پای راست.

331
00:20:34,900 --> 00:20:37,277
‫خانم پارک، می‌خوای امتحان کنی؟

332
00:20:37,861 --> 00:20:40,656
‫هی. خودشه، نه؟ همونه.

333
00:20:41,490 --> 00:20:43,742
‫به نظرت بیماریش بدتر از منه؟

334
00:20:44,910 --> 00:20:46,828
‫باید بپرسیم قرص چی می‌خوره.

335
00:20:49,957 --> 00:20:52,584
‫بریم سراغ حرکت بعدی.

336
00:20:53,752 --> 00:20:56,338
‫وقتشه‌ پاهاتون رو بکشین.

337
00:20:58,340 --> 00:21:00,550
‫- من کمکت می‌کنم.
‫- خیلی خب.

338
00:21:01,134 --> 00:21:03,303
‫پرستار هونگ، فکر نکنم اونقدر بتونم.

339
00:21:03,387 --> 00:21:05,013
‫- کارت عالیه.
‫- آخ، آخ.

340
00:21:05,097 --> 00:21:08,392
‫- نفس بکش! می‌تونی!
‫- آخ! بسه! شکمم!

341
00:21:11,561 --> 00:21:13,772
‫- سلام.
‫- سلام.

342
00:21:22,990 --> 00:21:25,200
‫خیلی خب. خوبه.

343
00:21:27,411 --> 00:21:30,664
‫- پرستار جونگ، متاسفم.
‫- چرا؟

344
00:21:31,999 --> 00:21:33,709
‫کار برادرم بود.

345
00:21:33,792 --> 00:21:35,794
‫نه، چیزی نیست.

346
00:21:35,877 --> 00:21:40,173
‫به این خاطر بهش گفتم
‫چون از دیدنت خوشحال بودم.

347
00:21:41,383 --> 00:21:42,676
‫آقای کیم،

348
00:21:43,385 --> 00:21:45,721
‫یادت میاد چی بهت گفتم؟

349
00:21:46,430 --> 00:21:49,558
‫اینقدر همیشه خودت رو سرزنش نکن.

350
00:21:52,853 --> 00:21:53,854
‫صحیح.

351
00:21:54,688 --> 00:21:55,689
‫صحیح.

352
00:21:58,817 --> 00:21:59,818
‫تموم شد؟

353
00:22:00,902 --> 00:22:04,031
‫واقعا لطف داری، ولی لازم نیست این کار رو بکنی.

354
00:22:04,114 --> 00:22:05,532
‫خودم می‌تونم.

355
00:22:06,825 --> 00:22:08,327
‫بهم آرامش خاطر میده.

356
00:22:08,827 --> 00:22:10,704
‫لی وون‌می یه بیمار ۳۰ ساله‌ست

357
00:22:10,787 --> 00:22:12,289
‫که به خاطر اختلال غذا خوردن بستری شده.

358
00:22:12,372 --> 00:22:15,625
‫قدش ۱۵۸ ئه.

359
00:22:15,709 --> 00:22:17,294
‫ولی ۳۹ کیلو وزنشه...

360
00:22:17,377 --> 00:22:19,755
‫ببخشید. یه وفقه‌ی کوتاهی داشته باشیم.

361
00:22:20,797 --> 00:22:22,758
‫سلام، چه کمکی از من
‫واسه بخش روابط عمومی ساخته‌ست؟

362
00:22:22,841 --> 00:22:25,635
‫شرمنده مزاحم شدم.
‫می‌دونم سرتون شلوغه، دکتر.

363
00:22:25,719 --> 00:22:28,722
‫به خاطر پرستار جونگ دایون زنگ زدم.

364
00:22:29,222 --> 00:22:32,017
‫به خاطر اون صفحه‌ی بیمارستان شلوغ شده.

365
00:22:32,100 --> 00:22:35,103
‫مگه نباید با بخش پرستاری صحبت کنی؟
‫این قضیه به دکترها مربوط نمیشه.

366
00:22:35,187 --> 00:22:38,690
‫بله، با سرپرستار سونگ تماس گرفتم

367
00:22:38,774 --> 00:22:40,025
‫ولی می‌دونین که اون‌ چه جوریه.

368
00:22:40,108 --> 00:22:42,527
‫گفت مسخره شدم و قطع کردم.

369
00:22:42,611 --> 00:22:44,154
‫حالا دیگه جواب تماس‌هام رو نمیده.

370
00:22:45,739 --> 00:22:47,616
‫خب، مطمئنم دلایل خودش رو داشته.

371
00:22:47,699 --> 00:22:50,827
‫خانم‌ سونگ معمولا راجع به
‫اینجور چیزها درست میگه.

372
00:22:50,911 --> 00:22:53,538
‫ولی نمی‌خواد به هر حال
‫به قضیه رسیدگی کنیم؟

373
00:22:53,622 --> 00:22:54,831
‫این چطوره؟

374
00:22:55,374 --> 00:22:58,418
‫یه بیانیه از دکترش در بیمارستان هایان می‌گیریم

375
00:22:58,502 --> 00:22:59,753
‫که بگه اون بهبود پیدا کرده.

376
00:22:59,836 --> 00:23:01,713
‫اون وقت دیگه مشکلی نیست.

377
00:23:01,797 --> 00:23:04,132
‫می‌دونین که راجع به این صحبت نمی‌کنم.

378
00:23:04,216 --> 00:23:06,718
‫بحث وجهه‌ی کل بیمارستانه.

379
00:23:06,802 --> 00:23:10,222
‫فقط دارم چیزی رو میگم
‫که کل تیم روابط عمومی روش توافق کردن.

380
00:23:10,305 --> 00:23:13,683
‫اگه اینجوریه منم باید
‫با باقی دکترها مطرحش کنم.

381
00:23:13,767 --> 00:23:16,353
‫خوبه که الان همگی اینجان.

382
00:23:16,937 --> 00:23:17,854
‫[کیم اوک‌ته، رئیس روابط عمومی]

383
00:23:17,938 --> 00:23:19,731
‫پس می‌خوای پرستار جونگ دایون رو اخراج کنم،

384
00:23:19,815 --> 00:23:22,692
‫علی رغم اینکه می‌تونه
‫از دکترش برگه بگیره که کامل خوب شده،

385
00:23:22,776 --> 00:23:25,695
‫فقط به خاطر اینکه اون

386
00:23:25,779 --> 00:23:27,155
‫اسم و آوازه‌ی بیمارستان رو خراب نکنه.

387
00:23:27,239 --> 00:23:28,949
‫درسته؟

388
00:23:29,032 --> 00:23:29,866
‫چی؟

389
00:23:29,950 --> 00:23:32,285
‫صبر کنین. منظورم این...

390
00:23:33,036 --> 00:23:36,706
‫خب پس حداقل بذار خانم سونگ رو متقاعد کنم.

391
00:23:36,790 --> 00:23:39,626
‫نمی‌دونم. اون بعیده گوش به حرف بده.

392
00:23:39,709 --> 00:23:42,295
‫دکتر هوانگ، تو قضیه رو بهش میگی؟

393
00:23:42,379 --> 00:23:45,465
‫من از ارتباط چشمی با خانم سونگ هم می‌ترسم.

394
00:23:47,134 --> 00:23:48,135
‫دکتر چا؟

395
00:23:48,468 --> 00:23:49,678
‫عمرا باهاش حرف بزنم.

396
00:23:51,221 --> 00:23:52,222
‫چی؟

397
00:23:52,931 --> 00:23:55,100
‫جرئتش رو ندارم‌. نه.

398
00:23:55,851 --> 00:23:59,980
‫خب، اینم از این. چیز دیگه‌ای هم هست؟

399
00:24:00,063 --> 00:24:01,815
‫متوجه شدم.

400
00:24:05,110 --> 00:24:07,279
‫- بیاین به کارمون برسیم.
‫- بله، قربان.

401
00:24:07,904 --> 00:24:09,448
‫اینم فرم‌هایی که خواسته بودین.

402
00:24:09,531 --> 00:24:10,949
‫ممنون.

403
00:24:13,326 --> 00:24:15,704
‫بیونگ‌هوی میگه دلش درد می‌کنه.

404
00:24:15,787 --> 00:24:17,080
‫یه لحظه.

405
00:24:18,165 --> 00:24:20,125
‫من اینجا می‌مونم. خانم جونگ، تو برو.

406
00:24:20,208 --> 00:24:21,952
‫- بله، خانم.
‫- نه، پرستار جونگ نه لطفا.

407
00:24:22,002 --> 00:24:23,628
‫میشه خودت معاینه‌اش کنی؟

408
00:24:25,589 --> 00:24:28,341
‫پرستار خانم پارک، خانم جونگه. متاسفم.

409
00:24:28,425 --> 00:24:30,594
‫هر پرستار مختص یه بیماره.

410
00:24:30,677 --> 00:24:32,929
‫قبلا اینو گفتی.

411
00:24:33,013 --> 00:24:34,931
‫چرا همه‌تون اینقدر روی مخ آدم هستین؟

412
00:24:35,015 --> 00:24:38,059
‫من گفتم یه پرستار دیگه براش بذارین
‫ولی هنوز خبری نشده.

413
00:24:38,143 --> 00:24:41,605
‫شرمنده، ما قوانین و روش کار خودمون رو داریم.

414
00:24:41,688 --> 00:24:43,064
‫لطف درک کن.

415
00:24:43,732 --> 00:24:44,983
‫تو بچه داری؟

416
00:24:45,817 --> 00:24:47,978
‫خودت دلت می‌خواد یه آدم مریض

417
00:24:48,028 --> 00:24:49,571
‫به بچه‌هات رسیدگی کنه؟

418
00:24:49,654 --> 00:24:52,949
‫چطور میشه بیماران رو به کسی سپرد
‫که خودش بیماره؟

419
00:24:53,450 --> 00:24:57,245
‫اگه اینجوریه میرم دنبال یه بیمارستان دیگه می‌گردم.

420
00:24:57,329 --> 00:24:58,914
‫بله، بچه دارم.

421
00:24:59,581 --> 00:25:00,624
‫ولی به نظرم..‌.

422
00:25:01,708 --> 00:25:04,753
‫اگه پرستار بچه‌ام بیماریش رو
‫شکست داده بود خیلی هم خوشحال می‌شدم.

423
00:25:04,836 --> 00:25:05,837
‫صبر کن، چی؟

424
00:25:06,338 --> 00:25:08,331
‫کسی که قبلا بیمار بوده
‫بهتر می‌تونه به بیماران رسیدگی کنه

425
00:25:08,381 --> 00:25:09,883
‫چون خودش قبلا شرایط رو تجربه کرده.

426
00:25:09,966 --> 00:25:13,678
‫و اگه مشکل اینه، بفرما برو یه بیمارستان دیگه.

427
00:25:13,762 --> 00:25:15,514
‫می‌خوای فرم ترخیص بدم پر کنی؟

428
00:25:21,394 --> 00:25:22,687
‫انگار دارم با دیوار حرف می‌زنم.

429
00:25:29,277 --> 00:25:30,111
‫ممنون. من...

430
00:25:30,195 --> 00:25:32,072
‫فراموشش کن. برو بهش سر بزن.

431
00:25:37,285 --> 00:25:38,286
‫بله.

432
00:25:40,372 --> 00:25:43,625
‫[این همه‌ی بیماران رو در خطر میندازه،
‫نه فقط بیماران بخش روانپزشکی رو.]

433
00:25:45,460 --> 00:25:47,837
‫[وقت خوردن داروهاست]

434
00:25:55,845 --> 00:25:57,055
‫[دفتر خاطرات تعریف]

435
00:25:58,640 --> 00:26:00,058
‫از خودم تعریف می‌کنم

436
00:26:01,184 --> 00:26:04,312
‫که محکم وایستادم و توی لاکم مخفی نشدم.

437
00:26:21,621 --> 00:26:24,291
‫وقتی یه خونه پیدا کنم از اینجا میرم.

438
00:26:34,217 --> 00:26:37,887
‫به خاطر تموم شدن کار
‫اصلا هیجان‌زده نمیشی؟

439
00:26:37,971 --> 00:26:39,097
‫ببین،

440
00:26:40,599 --> 00:26:43,685
‫وقتی اون موقع برسه، هیجان‌زده میشم.

441
00:26:44,519 --> 00:26:47,355
‫اینکه بدونم وقتی میام خونه تو رو می‌بینم،

442
00:26:49,232 --> 00:26:50,233
‫این هیجان‌زده‌ام می‌کنه.

443
00:26:53,194 --> 00:26:54,529
‫بابت غذا ممنون.

444
00:27:14,716 --> 00:27:17,052
‫من به محض اینکه آماده‌ی کار میشم
‫هیجان‌زده میشم.

445
00:27:19,137 --> 00:27:21,431
‫چون می‌دونم بعدش میام اینجا.

446
00:27:24,517 --> 00:27:26,770
‫قصد داشتم برم که مزاحم نشم.

447
00:27:27,812 --> 00:27:29,064
‫ولی به نظرم بمونم.

448
00:27:29,856 --> 00:27:31,191
‫چه خوشت بیاد، چه نیاد،

449
00:27:32,150 --> 00:27:33,735
‫این چیزیه که قلبم می‌خواد.

450
00:27:37,864 --> 00:27:39,115
‫اینم جوابه، آره.

451
00:27:50,460 --> 00:27:54,464
‫خب، فکر کردن به من هیجان‌زده‌ات می‌کنه.

452
00:27:55,965 --> 00:27:59,386
‫غیر این چی؟

453
00:28:02,180 --> 00:28:03,848
‫گفتن این مسخره‌ست...

454
00:28:05,850 --> 00:28:08,144
‫ولی قبلا هرگز هیجان‌زده نشده بودم.

455
00:28:08,895 --> 00:28:10,021
‫جدی؟ هرگز؟

456
00:28:10,105 --> 00:28:13,191
‫خب، مثلا همیشه روز حقوق گرفتن هست.

457
00:28:13,274 --> 00:28:15,944
‫یا مثلا فیلمی که دلت بخواد ببینی.

458
00:28:16,027 --> 00:28:16,861
‫عیدی، تعطیلاتی؟

459
00:28:16,945 --> 00:28:20,615
‫دیدن یه دوست قدیمی بعد از مدت‌ها.
‫یه چیزی تو این مایه‌ها؟

460
00:28:22,659 --> 00:28:26,413
‫کاش بتونم هر روز رو برات هیجان‌انگیز کنم.

461
00:28:38,096 --> 00:28:48,096
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

462
00:28:59,779 --> 00:29:01,865
‫ببخشید.

463
00:29:06,870 --> 00:29:09,330
‫دکتر دونگ.

464
00:29:10,290 --> 00:29:11,124
‫بفرما.

465
00:29:11,207 --> 00:29:13,284
‫- نه، خودت بشین.
‫- واسه تو جا گرفتم.

466
00:29:13,334 --> 00:29:14,753
‫من...

467
00:29:18,548 --> 00:29:20,258
‫شرمنده‌. ببخشید.

468
00:29:21,551 --> 00:29:25,805
‫زودتر سوار شدی که واسه من جا بگیری؟

469
00:29:26,556 --> 00:29:28,558
‫می‌ترسیدم دیر کنی.

470
00:29:28,641 --> 00:29:29,976
‫خیلی خوشحالم جواب داد.

471
00:29:35,732 --> 00:29:37,692
‫توی بیمارستان همیشه سر پایی.

472
00:29:39,068 --> 00:29:42,447
‫حداقل توی اتوبوس باید راحت بشینی.

473
00:29:57,086 --> 00:29:57,921
‫فورا جلوش رو بگیرین!

474
00:29:58,004 --> 00:30:01,090
‫رئیس مرکز درمانی
‫دانشگاه میونگ‌شین باید عذرخواهی کنه.

475
00:30:01,174 --> 00:30:02,759
‫معذرت خواهی کنین!

476
00:30:02,842 --> 00:30:06,012
‫بیمارستان باید پرستار جونگ دایون رو اخراج کنه!

477
00:30:06,095 --> 00:30:08,431
‫اخراجش کنین!

478
00:30:08,515 --> 00:30:10,809
‫چطور یه بیمار روانی می‌تونه...

479
00:30:10,892 --> 00:30:11,893
‫صبر کن.

480
00:30:17,649 --> 00:30:20,276
‫[- پرستار روانی درمان نمی‌کنه، بلکه می‌کشه
‫- این بیمارستان زده به سرش]

481
00:30:22,487 --> 00:30:24,614
‫[ما پرستاری بدون سابقه‌ی بیماری روانی می‌خوایم!]

482
00:30:31,287 --> 00:30:32,872
‫معذرت خواهی کن و استعفا بده.

483
00:30:33,873 --> 00:30:36,084
‫پرستار جونگ دایون باید استعفا بده!

484
00:30:36,167 --> 00:30:38,253
‫استعفا بده!

485
00:30:42,006 --> 00:30:43,299
‫خوبی؟

486
00:30:43,383 --> 00:30:45,301
‫واسه چی؟

487
00:30:45,385 --> 00:30:50,598
‫واسه اون تجمع دم در میگم.

488
00:30:50,682 --> 00:30:52,517
‫یه خرده ناراحت کننده‌ست،

489
00:30:53,017 --> 00:30:55,937
‫ولی من کار خودم رو می‌کنم.

490
00:30:56,521 --> 00:30:59,691
‫حق با توئه. بریم. آره؟

491
00:30:59,774 --> 00:31:02,151
‫من میرم و واسه تغییر شیفت آماده میشم.

492
00:31:02,235 --> 00:31:03,319
‫عجله نکن.

493
00:31:03,361 --> 00:31:04,529
‫منم الان میام.

494
00:31:13,955 --> 00:31:17,917
‫دکتر دستور آزمایش خون داده.
‫پس همین کار رو می‌کنیم.

495
00:31:30,096 --> 00:31:31,389
‫صبر کن، چیکار می‌کنی؟

496
00:31:31,890 --> 00:31:34,309
‫واسه آزمایش خون می‌گیرم.

497
00:31:34,392 --> 00:31:37,979
‫نمی‌خواد. به بچه‌ام دست نزن.
‫بگو یه پرستار دیگه بیاد.

498
00:31:38,062 --> 00:31:40,398
‫پارک بیونگ‌هوی بیمار منه.

499
00:31:41,024 --> 00:31:42,233
‫من خونش رو می‌گیرم.

500
00:31:42,317 --> 00:31:43,902
‫گفتم بس کن.

501
00:31:43,985 --> 00:31:46,321
‫تمومش کن لطفا.
‫داری کار خطرناکی می‌کنی.

502
00:31:47,739 --> 00:31:49,490
‫نه، تو داری کار خطرناکی می‌کنی.

503
00:31:50,909 --> 00:31:53,244
‫فکر نمی‌کنی خودخواهی؟

504
00:32:00,793 --> 00:32:02,086
‫گفتم بس کن!

505
00:32:06,841 --> 00:32:08,051
‫مامان.

506
00:32:10,136 --> 00:32:11,387
‫خدای من! بیونگ‌هوی!

507
00:32:12,138 --> 00:32:13,014
‫همه چی درست میشه.

508
00:32:13,097 --> 00:32:14,891
‫تکون نخور، خب؟
‫اگه تکون بخوری درد داره.

509
00:32:15,600 --> 00:32:18,436
‫- پرستار!
‫- الان ردیفش می‌کنم.

510
00:32:33,326 --> 00:32:36,329
‫اگه مشکلی بود بهم بگو.

511
00:32:36,412 --> 00:32:37,413
‫خیلی خب‌.

512
00:32:40,458 --> 00:32:43,252
‫میرم لباس جدید و پتو بیارم.

513
00:32:55,056 --> 00:32:56,140
‫ببخشید، خانم.

514
00:32:56,975 --> 00:32:58,643
‫همه چی مرتبه؟

515
00:32:59,477 --> 00:33:01,938
‫آره. مشکلی نیست.

516
00:33:02,438 --> 00:33:05,692
‫ولی لباس دیگه ندارم، پس باید با همین سر کنم.

517
00:33:06,359 --> 00:33:08,111
‫منظورم لباست نبود.

518
00:33:10,321 --> 00:33:11,614
‫اوه.

519
00:33:13,491 --> 00:33:15,827
‫خب، راستش خودم خوب نیستم.

520
00:33:16,452 --> 00:33:17,829
‫ولی درست میشه.

521
00:33:21,874 --> 00:33:24,043
‫نمی‌خوای از پرستاری استعفا بدی؟

522
00:33:26,087 --> 00:33:29,632
‫حتی به خاطر یکی از بیمارهات افسردگی گرفتی.

523
00:33:31,134 --> 00:33:32,468
‫بعد اینکه به همه چی غلبه کردی

524
00:33:32,552 --> 00:33:35,263
‫و به بخش برگشتی

525
00:33:35,346 --> 00:33:36,973
‫اینجوری باهات رفتار می‌کنن.

526
00:33:39,600 --> 00:33:42,395
‫گمونم من درک نمی‌کنم چرا

527
00:33:43,688 --> 00:33:45,398
‫داری با این وضع مزخرف می‌سازی.

528
00:33:50,611 --> 00:33:52,572
‫چی باعث شده بخوای اینجا کار کنی؟

529
00:33:54,407 --> 00:33:57,368
‫من به خاطر نوع‌دوستی وارد این حوزه‌ی کاری نشدم.

530
00:33:57,452 --> 00:33:59,954
‫هدف شرافتمندانه‌ای در کار نبود.

531
00:34:00,580 --> 00:34:04,417
‫دیدی یه سری چیزها توی زندگیت هست
‫که ازشون لذت نمی‌بری؟

532
00:34:04,500 --> 00:34:06,377
‫تمام چیزهای کوچیکی که دوست داری؟

533
00:34:08,421 --> 00:34:10,757
‫این کار یکی از اوناست.

534
00:34:10,840 --> 00:34:12,592
‫هر چی بیشتر اینجا کار می‌کنم،

535
00:34:12,675 --> 00:34:15,219
‫بیشتر می‌خوام راجع بهش اطلاعات کسب کنم.

536
00:34:15,303 --> 00:34:18,097
‫واسه همین می‌خوام پرستار بهتری باشم.

537
00:34:18,639 --> 00:34:21,017
‫شاید یه جاهایی نقص داشته باشم،

538
00:34:21,100 --> 00:34:24,854
‫ولی می‌دونم این موانع در واقع چیز خوبی هستن.

539
00:34:25,480 --> 00:34:27,482
‫اگه برطرف‌شون کنم، رشد می‌کنم.

540
00:34:38,367 --> 00:34:39,827
‫نارا امروز برمی‌گرده کره،

541
00:34:39,869 --> 00:34:42,330
‫پس می‌خوایم دورهمی بگیریم. میای؟

542
00:34:42,413 --> 00:34:44,040
‫[شرمنده، نمی‌تونم]

543
00:34:48,252 --> 00:34:52,173
‫[باشه، می‌بینمت!]

544
00:35:10,483 --> 00:35:11,609
‫خدایا، خیلی گشنه‌امه.

545
00:35:13,569 --> 00:35:15,488
‫ظاهرش که محشره. منم گشنه‌امه.

546
00:35:15,571 --> 00:35:17,782
‫- خیلی خوشمزه به نظر میاد.
‫- بزنین بر بدن.

547
00:35:21,160 --> 00:35:22,286
‫همم...

548
00:35:22,370 --> 00:35:23,871
‫سلام.

549
00:35:34,924 --> 00:35:36,384
‫نذار برن روی مخت.

550
00:35:40,930 --> 00:35:42,598
‫تو کار اشتباهی نکردی.

551
00:35:44,308 --> 00:35:45,893
‫ممنونم، خانم.

552
00:36:02,660 --> 00:36:04,078
‫بابت غذا ممنون.

553
00:36:05,705 --> 00:36:07,165
‫بابت غذا ممنون.

554
00:36:10,293 --> 00:36:12,086
‫- سلام.
‫- سلام.

555
00:36:14,172 --> 00:36:15,965
‫- این بنده خدا کتک خورده.
‫- چی؟

556
00:36:16,048 --> 00:36:18,259
‫یه چیزی رفته توی چشمم.

557
00:36:18,342 --> 00:36:20,970
‫با یکی از معترض‌ها دعوا کرد.

558
00:36:21,053 --> 00:36:24,348
‫- دهنت رو ببند.
‫- دکتر دونگ، چرا این کار رو کردی؟

559
00:36:25,183 --> 00:36:27,101
‫چیز مهمی نیست. خودم می‌خواستم.

560
00:36:27,977 --> 00:36:29,270
‫صبر کن، بذار یه نگاه بندازم.

561
00:36:29,353 --> 00:36:31,397
‫- بی‌خیال.
‫- نه، چیزی نیست. خوبم.

562
00:36:31,480 --> 00:36:32,940
‫بذار یه نگاه بندازم.

563
00:36:33,024 --> 00:36:35,026
‫- چیزی نیست.
‫- پشت سرت رو بپا!

564
00:36:36,194 --> 00:36:37,028
‫خداحافظ.

565
00:36:37,111 --> 00:36:39,155
‫ولی...

566
00:36:40,865 --> 00:36:42,825
‫- شرمنده.
‫- بیا اینجا!

567
00:36:42,909 --> 00:36:44,869
‫[اینو بمال به چشمت،
‫واسه کبودی کمک می‌کنه]

568
00:36:44,911 --> 00:36:47,038
‫می‌دونم. ولی هنوز خیلی درد می‌کنه.

569
00:36:49,457 --> 00:36:51,334
‫مرد.

570
00:36:51,417 --> 00:36:53,794
‫مطمئنی اینجوری می‌تونی به بیمارهات برسی؟

571
00:36:55,004 --> 00:36:57,715
‫- به نظرم خانم جونگ اینو واسه من گذاشته.
‫- چیه؟

572
00:37:01,594 --> 00:37:03,137
‫رفیق، صبر کن.

573
00:37:04,513 --> 00:37:06,265
‫نباید تخم‌مرغ خام استفاده کنی؟

574
00:37:07,016 --> 00:37:10,019
‫راستش خام یا آبپزش مهم نیست.

575
00:37:10,102 --> 00:37:11,771
‫ولی این عسلیه.

576
00:37:13,731 --> 00:37:16,067
‫اینم جوابه. توی اینترنت سرچ کن.

577
00:37:16,651 --> 00:37:17,735
‫اون اومد.

578
00:37:20,821 --> 00:37:22,031
‫خوشحالیم اومدین.

579
00:37:22,615 --> 00:37:23,824
‫واسه چی اینجا جمع شدین؟

580
00:37:24,408 --> 00:37:26,619
‫یه چیزی هست که می‌خواستیم
‫راجع بهش باهاتون حرف بزنیم.

581
00:37:27,495 --> 00:37:29,413
‫می‌دونم سرتون شلوغه،
‫پس میرم سر اصل مطلب.

582
00:37:29,497 --> 00:37:31,290
‫جونگ دایون جاش اینجا نیست.

583
00:37:31,874 --> 00:37:33,125
‫نمی‌خواین هیچ کاری بکنین؟

584
00:37:33,209 --> 00:37:34,418
‫نه.

585
00:37:34,502 --> 00:37:36,671
‫- باور نکردنیه.
‫- ببخشید؟

586
00:37:36,754 --> 00:37:38,297
‫شوخیش گرفته؟

587
00:37:38,381 --> 00:37:42,218
‫ما میریم با مدیر بیمارستان صحبت می‌کنیم.

588
00:37:44,428 --> 00:37:46,055
‫الان مشکل این نیست.

589
00:37:46,138 --> 00:37:48,933
‫- اصلا میان؟
‫- دارن میان.

590
00:37:49,016 --> 00:37:50,935
‫بله، از این طرف.

591
00:37:51,018 --> 00:37:53,646
‫- سمت راست. بله، خوش اومدین.
‫- ببخشید. ممنون.

592
00:37:53,729 --> 00:37:55,898
‫این دفعه می‌خوایم مطمئن بشیم.

593
00:37:56,399 --> 00:37:57,817
‫آره، اونا الان...

594
00:37:59,944 --> 00:38:01,070
‫امکان نداره.

595
00:38:04,198 --> 00:38:06,284
‫جوری راه میره انگار صاحب اینجاست.

596
00:38:08,703 --> 00:38:11,789
‫امروز اینجا جمع شدیم
‫تا دغدغه‌ی قیّم‌های بیماران رو بشنویم

597
00:38:11,872 --> 00:38:13,374
‫و موضع بیمارستان رو توضیح بدیم.

598
00:38:13,457 --> 00:38:16,877
‫تا همه بتونیم به یه توافقی برسیم.

599
00:38:17,586 --> 00:38:20,214
‫حالا می‌خوام نظرات‌تون رو بگین.

600
00:38:20,298 --> 00:38:21,507
‫ما فقط یه نظر داریم.

601
00:38:21,590 --> 00:38:24,010
‫اینکه یه بیمار اینجا پرستار باشه غیر قابل قبوله.

602
00:38:24,093 --> 00:38:25,177
‫- دقیقا.
‫- آره.

603
00:38:25,261 --> 00:38:27,930
‫والدین، برادرها، خواهرها و بچه‌هامون همه در خطرن،

604
00:38:28,014 --> 00:38:29,590
‫پس نمی‌تونیم هیچ کاری نکنیم.

605
00:38:29,640 --> 00:38:30,558
‫درست نمیگم؟

606
00:38:30,641 --> 00:38:31,801
‫- درسته.
‫- کاملا.

607
00:38:31,851 --> 00:38:33,936
‫- دقیقا.
‫- نباید همچین اتفاقی بیفته.

608
00:38:34,020 --> 00:38:36,522
‫خانم جونگ دایون، خودت بگو.

609
00:38:36,605 --> 00:38:39,066
‫به خاطر افسردگی توی بیمارستان هایان بستری بودی.

610
00:38:39,150 --> 00:38:41,819
‫- درسته؟
‫- بله.

611
00:38:41,902 --> 00:38:43,779
‫- حقیقت داره.
‫- خدای من.

612
00:38:43,863 --> 00:38:45,114
‫خوب شدی؟

613
00:38:45,698 --> 00:38:50,036
‫خب، کامل نه. از وقتی مرخص شدم،
‫هر روز دارو مصرف می‌کنم.

614
00:38:50,119 --> 00:38:52,038
‫- امکان نداره.
‫- چی گفتم؟

615
00:38:52,121 --> 00:38:52,997
‫آخه چطور ممکنه؟

616
00:38:53,080 --> 00:38:56,500
‫اگه اینجوریه، هر لحظه ممکنه
‫وضعیتش عود کنه.

617
00:38:56,584 --> 00:38:57,710
‫دقیقا.

618
00:38:57,793 --> 00:39:00,162
‫ممکنه بیماران به خاطر اختلال اون آسیب ببینن.

619
00:39:00,212 --> 00:39:02,048
‫- آره.
‫- کاملا درسته.

620
00:39:02,131 --> 00:39:04,875
‫این خودخواهیه که می‌خواد با این وضعیت

621
00:39:04,925 --> 00:39:06,594
‫اینجا کار کنه.

622
00:39:06,677 --> 00:39:07,928
‫کاملا موافقیم.

623
00:39:08,012 --> 00:39:10,389
‫- درسته.
‫- باور نکردنیه.

624
00:39:10,473 --> 00:39:11,974
‫خانم جونگ دایون.

625
00:39:12,058 --> 00:39:13,684
‫چیزی می‌خوای بگی؟

626
00:39:25,696 --> 00:39:26,697
‫من فقط...

627
00:39:35,414 --> 00:39:37,375
‫من به عنوان سرپرستار صحبت می‌کنم.

628
00:39:39,418 --> 00:39:40,878
‫مامان بیونگ‌هوی.

629
00:39:41,545 --> 00:39:45,800
‫خودخواهیه کسی با وجود بیماری بخواد کار کنه، درسته؟

630
00:39:46,425 --> 00:39:47,426
‫بله.

631
00:39:47,843 --> 00:39:51,931
‫پس به نظرت بیونگ‌هوی هم
‫کل عمرش باید مخفی بمونه؟

632
00:39:52,014 --> 00:39:53,557
‫- چی داره میگه؟
‫- بی‌خیال.

633
00:39:53,599 --> 00:39:55,351
‫- فرق داره.
‫- یعنی چی؟

634
00:39:55,434 --> 00:39:58,437
‫پس یعنی کیم سونگ‌شیک هم نباید برگرده سر کارش.

635
00:39:58,521 --> 00:39:59,522
‫شنیدین؟

636
00:40:00,022 --> 00:40:02,233
‫تمام بیماران‌مون باید تا آخر عمر

637
00:40:02,316 --> 00:40:03,442
‫توی خونه‌هاشون بمونن.

638
00:40:03,484 --> 00:40:04,485
‫درسته؟

639
00:40:06,779 --> 00:40:07,905
‫چی شده؟

640
00:40:09,198 --> 00:40:13,327
‫اینکه همچین چیزی گفتم
‫احساسات‌تون رو جریحه‌دار کرد؟

641
00:40:14,787 --> 00:40:16,163
‫قلب‌تون شکست؟

642
00:40:18,749 --> 00:40:21,460
‫هر چیزی که میگین
‫روی خانواده‌هاتون هم تاثیر داره.

643
00:40:22,128 --> 00:40:24,622
‫بیماران بعد از ترخیص

644
00:40:24,672 --> 00:40:26,298
‫با اینجور حرف‌ها روبه‌رو میشن.

645
00:40:26,799 --> 00:40:29,343
‫"چرا کسی که بیماره باید بذارن کار کنه؟"

646
00:40:30,344 --> 00:40:32,430
‫چند بار باید بهت بگم؟

647
00:40:32,513 --> 00:40:33,556
‫دوباره انجامش بده.

648
00:40:39,019 --> 00:40:41,647
‫"اگه توی یه پروژه‌ی مهم گند بزنه چی؟"

649
00:40:46,777 --> 00:40:49,613
‫"و تازه، نباید بذاریم بچه‌های بیمار به مدرسه بیان."

650
00:40:50,531 --> 00:40:52,324
‫"والدین‌شون خودخواهن."

651
00:40:53,284 --> 00:40:55,995
‫فهمیدی چی گفتیم؟

652
00:40:56,537 --> 00:41:00,124
‫بیونگ‌هوی، می‌خوای خلبان بشی، نه؟
‫پس چطوره بیشتر درس بخونی؟

653
00:41:00,207 --> 00:41:01,876
‫تلاش کن.

654
00:41:03,210 --> 00:41:06,464
‫بقیه شاید درک نکنن

655
00:41:06,547 --> 00:41:08,299
‫ولی ما که باید درک کنیم.

656
00:41:09,175 --> 00:41:10,676
‫همه‌تون این مسائل رو تجربه کردین.

657
00:41:11,469 --> 00:41:13,262
‫"آخه چرا بچه‌ی من؟"

658
00:41:14,638 --> 00:41:16,640
‫"آخه چرا خانواده‌ی من؟"

659
00:41:16,724 --> 00:41:18,684
‫آشین، آشین، نکن!

660
00:41:20,311 --> 00:41:23,022
‫خیلی خب، آشین. سینک نه.

661
00:41:23,689 --> 00:41:25,399
‫"چرا واسه ما اتفاق افتاد؟"

662
00:41:26,358 --> 00:41:29,612
‫راستی، دایون می‌خواد برگرده سر کار؟

663
00:41:29,695 --> 00:41:30,821
‫می‌دونی که منظورم چیه.

664
00:41:30,905 --> 00:41:32,698
‫آخه کی همچین پرستاری می‌خواد؟

665
00:41:32,781 --> 00:41:35,159
‫اون توی بیمارستان روانی بستری شده بود.

666
00:41:35,242 --> 00:41:38,746
‫ممکنه روی کارش تاثیر بذاره
‫و همکارهاش هم خوش‌شون نمیاد.

667
00:41:39,705 --> 00:41:42,333
‫بیماری روانی دقیقا همینجوریه.

668
00:41:42,416 --> 00:41:45,002
‫یه اختلاله

669
00:41:46,504 --> 00:41:49,173
‫که هر جا و هر زمانی می‌تونه
‫روی هر کسی تاثیر بذاره.

670
00:41:51,175 --> 00:41:54,637
‫خیلی مطمئن نباشین
‫که شما هم روزی اینجوری بیمار نشین.

671
00:42:14,406 --> 00:42:15,866
‫می‌خواین بی‌خیال بشین؟

672
00:42:16,534 --> 00:42:18,285
‫باید به تظاهرات ادامه بدیم!

673
00:42:18,369 --> 00:42:19,787
‫- آره.
‫- درسته.

674
00:42:19,870 --> 00:42:20,871
‫آره.

675
00:42:21,705 --> 00:42:23,123
‫بیاین غائله رو خاتمه بدیم.

676
00:42:23,958 --> 00:42:25,292
‫من نیستم.

677
00:42:25,918 --> 00:42:27,169
‫تو بیشتر از همه اعتراض داشتی،

678
00:42:27,253 --> 00:42:29,088
‫و حالا یهو نیستی؟

679
00:42:29,630 --> 00:42:30,631
‫آره.

680
00:42:32,132 --> 00:42:35,594
‫اینکه بچه‌ام بعد از ترخیص
‫این حرف‌ها رو بشنوه قلبم رو به درد میاره.

681
00:42:35,678 --> 00:42:37,221
‫من دیگه نیستم.

682
00:42:38,514 --> 00:42:39,723
‫متاسفم.

683
00:42:40,516 --> 00:42:42,476
‫خانم، صبر کن. خانم، صبر کن.

684
00:42:43,978 --> 00:42:46,313
‫آقای کیم...

685
00:42:46,397 --> 00:42:47,815
‫میرم دستشویی.

686
00:42:48,524 --> 00:42:49,984
‫چیزی نیست. می‌دونم.

687
00:42:50,985 --> 00:42:55,322
‫دل‌ری. خدای من.
‫چه عجب چشم‌مون به جمالت روشن شد.

688
00:42:55,406 --> 00:42:58,659
‫اون پرستاره. مطمئنم سرش شلوغه.

689
00:42:59,243 --> 00:43:02,079
‫خب، بین ما ۳ تا
‫تو از همه موفق‌تر شدی.

690
00:43:02,162 --> 00:43:03,289
‫نارا کجاست؟

691
00:43:03,372 --> 00:43:06,417
‫گفت داره می‌رسه.

692
00:43:06,500 --> 00:43:08,919
‫- اوناهاش.
‫- نارا! نارا!

693
00:43:09,920 --> 00:43:11,046
‫سلام، بچه‌ها.

694
00:43:11,672 --> 00:43:13,465
‫مین دل‌ری، چه خبرها!

695
00:43:14,925 --> 00:43:18,429
‫- آخرین بار کِی اونو دیدی؟
‫- سه، چهار سالی میشه؟

696
00:43:18,512 --> 00:43:20,222
‫باید تماس می‌گرفتی.

697
00:43:20,306 --> 00:43:22,808
‫تویی که دور دنیا سفر می‌کنی
‫و سالی یه بار برمی‌گردی.

698
00:43:22,891 --> 00:43:24,435
‫- تو باید زنگ بزنی.
‫- درسته.

699
00:43:24,518 --> 00:43:26,770
‫دل‌ری، می‌دونی اون کارش چیه؟

700
00:43:26,854 --> 00:43:28,647
‫نه. چیکار می‌کنی؟

701
00:43:28,731 --> 00:43:30,524
‫توی سفرهای دریایی کار می‌کنم.

702
00:43:31,108 --> 00:43:32,359
‫سفرهای دریایی؟

703
00:43:32,443 --> 00:43:35,112
‫کل سال با کشتی سفر می‌کنه.

704
00:43:35,195 --> 00:43:37,615
‫سفر کجا بود. کارمه، خب؟

705
00:43:37,698 --> 00:43:40,784
‫باید به مهمون‌ها برسم‌.
‫و آواز می‌خونم.

706
00:43:41,535 --> 00:43:42,870
‫واسه چی آواز می خونی؟

707
00:43:42,953 --> 00:43:44,913
‫وقتی مهمون‌ها سوار کشتی میشن آواز می‌خونم.

708
00:43:45,581 --> 00:43:47,666
‫- می‌خواین ببینین؟
‫- نشون بده.

709
00:43:48,417 --> 00:43:48,909
‫من این جلو هستم.

710
00:43:48,959 --> 00:43:50,586
‫- وای!
‫- وای.

711
00:43:51,128 --> 00:43:51,620
‫- اون که اون وسطه تویی؟
‫- آره.

712
00:43:51,670 --> 00:43:52,546
‫- اوه، خدای من! خیلی خوشگلی!
‫- نه؟

713
00:43:53,130 --> 00:43:55,883
‫- هنرمند خیلی خوبی هستی.
‫- می‌دونم.

714
00:43:56,884 --> 00:43:59,470
‫- این حرکت رو داشته باشین!
‫- چه جوری این کار رو می‌کنه؟

715
00:43:59,553 --> 00:44:01,930
‫- سفر هم میری.
‫- خوش به حالت.

716
00:44:02,556 --> 00:44:04,516
‫- ما این طرفی میریم.
‫- خداحافظ.

717
00:44:04,600 --> 00:44:06,352
‫- به سلامت.
‫- خداحافظ.

718
00:44:07,978 --> 00:44:11,148
‫- دل‌ری، تو کدوم طرفی میری؟
‫- اینور. تو چی؟

719
00:44:11,231 --> 00:44:13,734
‫من همین نزدیکی یه قرار با همکارهام دارم.

720
00:44:15,653 --> 00:44:17,905
‫می‌خوای بیای؟

721
00:44:21,617 --> 00:44:22,868
‫- یوهو!
‫- آره!

722
00:44:25,704 --> 00:44:27,206
‫- سلام!
‫- سلام!

723
00:44:27,289 --> 00:44:29,291
‫- آره، دختر!
‫- چرا اینقدر لفتش دادی؟

724
00:44:30,334 --> 00:44:34,922
‫خب این دوست دوران دبیرستان منه، دل‌ری مین.

725
00:44:35,005 --> 00:44:38,801
‫توی یه بیمارستان دانشگاهی پرستاره.

726
00:44:38,884 --> 00:44:40,219
‫وای!

727
00:44:40,302 --> 00:44:43,055
‫- پرستاره!
‫- اونم توی دانشگاه!

728
00:44:46,433 --> 00:44:47,851
‫نارا، نارا.

729
00:44:47,935 --> 00:44:50,771
‫تو فکرش بودم این آهنگ‌ رو اجرا کنیم
‫که خیلی وقته نخوندیم.

730
00:44:50,854 --> 00:44:51,855
‫نظرت چیه؟

731
00:44:52,398 --> 00:44:53,982
‫خوبه.

732
00:44:54,066 --> 00:44:58,779
‫جدی؟ خب حالا که اینجایی،
‫یه امتحانی بکنیم؟

733
00:44:58,862 --> 00:45:00,531
‫- بریم؟ بریم تو کارش؟
‫- اوه، آره!

734
00:45:00,614 --> 00:45:02,408
‫- آره؟ خیلی خب!
‫- بریم!

735
00:45:02,491 --> 00:45:03,492
‫بریم!

736
00:45:10,958 --> 00:45:13,585
‫سلام، من سونگ‌ یوچان هستم. خوش وقتم.

737
00:45:13,669 --> 00:45:15,796
‫دلیل اینکه واسه این شرکت درخواست دادم...

738
00:45:15,879 --> 00:45:17,339
‫قصد؟

739
00:45:17,423 --> 00:45:18,966
‫واسه مصاحبه‌ات تمرین می‌کنی؟

740
00:45:19,049 --> 00:45:20,300
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

741
00:45:20,801 --> 00:45:21,802
‫بیا.

742
00:45:22,845 --> 00:45:24,471
‫هی!

743
00:45:25,723 --> 00:45:28,308
‫سلیقه‌ات افتضاحه.

744
00:45:28,392 --> 00:45:31,353
‫رفیق، این پرفروش‌ترینه، خب؟

745
00:45:31,437 --> 00:45:32,604
‫اینو بزن.

746
00:45:32,688 --> 00:45:34,148
‫- فکر کردم مال منه.
‫- بیا.

747
00:45:34,773 --> 00:45:37,651
‫تو بلد نیستی کراوات گره بزنی، من برات می‌زنم.

748
00:45:38,152 --> 00:45:41,488
‫تو دبیرستان هم همیشه من برات گره می‌زدم.

749
00:45:41,572 --> 00:45:47,119
‫خرس گنده خجالت نمی‌کشه،
‫من هنوز باید براش گره بزنم.

750
00:45:47,202 --> 00:45:51,165
‫همیشه دلت می‌خواد پز بدی.

751
00:45:51,248 --> 00:45:53,167
‫خب بفرما. می‌دونم که نمی‌تونی.

752
00:45:54,376 --> 00:45:55,377
‫بیا.

753
00:45:58,505 --> 00:45:59,965
‫اگه استخدام شدی،

754
00:46:00,048 --> 00:46:02,926
‫هر آرزویی که داشته باشی برات برآورده می‌کنم.

755
00:46:03,010 --> 00:46:04,011
‫هی‌.

756
00:46:05,471 --> 00:46:09,141
‫وقتی همچین پیشنهادی میدی باید مراقب باشی.

757
00:46:09,224 --> 00:46:11,894
‫ممکنه یه درخواست خیلی احمقانه داشته باشم.

758
00:46:11,977 --> 00:46:13,979
‫خیلی احمقانه مثلا چی؟

759
00:46:15,898 --> 00:46:18,734
‫یه خواسته‌ی دیوونه‌وار دارم.

760
00:46:19,318 --> 00:46:20,819
‫چی هست؟

761
00:46:22,321 --> 00:46:23,447
‫شام مهمونم کن.

762
00:46:23,530 --> 00:46:26,742
‫این که دیوونه‌وار نبود.

763
00:46:27,326 --> 00:46:29,203
‫- توی رستوران هتل شیلا.
‫- عوضی.

764
00:46:29,286 --> 00:46:30,829
‫گفتم دیوونه‌واره.

765
00:46:30,913 --> 00:46:34,041
‫- هتل شیلا آخه؟
‫- مهمون می‌کنی دیگه؟

766
00:46:34,124 --> 00:46:36,627
‫- عوضی...
‫- چیه؟ خودت گفتی بگم.

767
00:46:36,710 --> 00:46:40,172
‫رئیس مرکز درمانی دانشگاه میونگ‌شین

768
00:46:40,255 --> 00:46:41,924
‫باید پرستار جونگ دایون رو اخراج کنه!

769
00:46:42,007 --> 00:46:43,509
‫اخراجش کنین!

770
00:46:43,592 --> 00:46:46,136
‫جونگ دایون باید استعفا بده!

771
00:46:46,220 --> 00:46:48,222
‫استعفا بده!

772
00:46:48,305 --> 00:46:51,558
‫نمی‌تونیم بذاریم یه بیمار
‫به بچه‌هامون رسیدگی کنه!

773
00:46:51,642 --> 00:46:52,559
‫ما...

774
00:46:52,643 --> 00:46:54,686
‫بس کنین خواهشا.

775
00:46:54,770 --> 00:46:55,604
‫چی؟

776
00:46:55,687 --> 00:46:57,773
‫کارکنان بیمارستان گفتن خانم جونگ دایون

777
00:46:57,856 --> 00:47:00,150
‫هیچ مشکلی برای انجام وظایفش نداره.

778
00:47:00,234 --> 00:47:02,319
‫ما تصمیم گرفتیم اجازه بدیم به کارش ادامه بده.

779
00:47:02,402 --> 00:47:05,697
‫- این موضع رسمی ماست‌.
‫- نه، مسخره‌ست.

780
00:47:05,781 --> 00:47:07,991
‫- ما باید رئیس رو ببینیم‌.
‫- باشه.

781
00:47:08,075 --> 00:47:12,538
‫رئیس بیمارستان گفت اگه بازم شاکی هستین

782
00:47:12,621 --> 00:47:14,706
‫می‌تونیم عزیزان‌تون رو

783
00:47:14,790 --> 00:47:17,000
‫به بیمارستان دیگه‌ای منتقل کنیم.

784
00:47:18,001 --> 00:47:19,503
‫حل شد.

785
00:47:19,586 --> 00:47:22,422
‫من خبرش رو به دکتر دونگ گویون میدم.

786
00:47:23,382 --> 00:47:24,800
‫- آقای کیم.
‫- بله؟

787
00:47:24,883 --> 00:47:28,220
‫به نظرت درسته که یه دکتر سال دومی

788
00:47:28,303 --> 00:47:30,222
‫با رئیس صحبت کنه؟

789
00:47:31,932 --> 00:47:34,476
‫طبیعتا میگم نه.

790
00:47:35,060 --> 00:47:36,061
‫خب؟

791
00:47:37,813 --> 00:47:40,065
‫پس یا این یا اون.

792
00:47:40,649 --> 00:47:42,067
‫اون یا دردسرسازه،

793
00:47:43,318 --> 00:47:44,778
‫یا موفقیت بزرگی رو رقم می‌زنه.

794
00:47:48,407 --> 00:47:50,868
‫صبر کنین، صبر کنین.

795
00:47:50,951 --> 00:47:53,662
‫متاسفم، متاسفم، قربان.

796
00:47:58,333 --> 00:48:00,043
‫سلام، جناب رئیس.

797
00:48:00,127 --> 00:48:01,920
‫شما؟

798
00:48:02,504 --> 00:48:03,505
‫من...

799
00:48:04,339 --> 00:48:05,340
‫اون منم.

800
00:48:07,843 --> 00:48:10,929
‫تو از بخش جراحی روده هستی.
‫دکتر دونگ، درسته؟

801
00:48:11,013 --> 00:48:12,014
‫خودمم.

802
00:48:12,097 --> 00:48:15,058
‫خیلی متاسفم، ولی میشه
‫پنج دقیقه وقت‌تون رو بگیرم؟

803
00:48:15,142 --> 00:48:17,978
‫متاسفانه نه. باید برم.

804
00:48:19,187 --> 00:48:22,190
‫پس میشه منو تا جای اون ایستگاه اتوبوس برسونین

805
00:48:22,274 --> 00:48:23,650
‫که یه دقیقه باهاتون صحبت کنم؟

806
00:48:26,194 --> 00:48:27,195
‫خیلی ممنون.

807
00:48:38,123 --> 00:48:39,249
‫دکتر دونگ گویون‌.

808
00:48:39,333 --> 00:48:41,793
‫بله، رئیس؟

809
00:48:41,877 --> 00:48:43,337
‫یه سوالی ازت داشتم.

810
00:48:43,420 --> 00:48:44,713
‫بله.

811
00:48:44,796 --> 00:48:46,298
‫تو جراح روده هستی.

812
00:48:46,381 --> 00:48:48,508
‫چرا واسه یه پرستار ریش گرو میذاری؟

813
00:48:48,592 --> 00:48:49,593
‫حتما یه دلیلی داره.

814
00:48:50,260 --> 00:48:53,347
‫نگران بودم که نکنه بیمارستان‌مون
‫یه پرستار خوب رو از دست بده.

815
00:48:53,430 --> 00:48:54,431
‫می‌تونی دلیلش رو بهم بگی.

816
00:48:55,432 --> 00:48:56,892
‫قضیه اینه که...

817
00:48:58,936 --> 00:49:00,729
‫راستش بهش علاقه دارم.

818
00:49:01,688 --> 00:49:03,315
‫[مرکز درمانی دانشگاه میونگ‌شین]

819
00:49:04,191 --> 00:49:06,109
‫قیّم‌های بیماران قول دادن

820
00:49:06,193 --> 00:49:09,112
‫که دیگه بی‌خیال تظاهرات بشن.

821
00:49:09,196 --> 00:49:11,365
‫و ما هم قبول کردیم

822
00:49:11,448 --> 00:49:15,661
‫بذاریم بیماران‌شون اینجا درمان بشن.

823
00:49:18,330 --> 00:49:19,790
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.

824
00:49:19,873 --> 00:49:23,752
‫رئیس گفت بهت بگم همه چی حل شد.

825
00:49:24,336 --> 00:49:25,963
‫می‌خواستم ببینم که...

826
00:49:26,880 --> 00:49:27,965
‫خیلی ممنون.

827
00:49:28,048 --> 00:49:29,633
‫خیلی ممنون!

828
00:49:32,552 --> 00:49:35,222
‫میشه برای آخرین بار اون پست‌ها رو چک کنین؟

829
00:49:35,305 --> 00:49:36,306
‫- خیلی خب.
‫- ممنون.

830
00:49:36,348 --> 00:49:37,724
‫- همین کار رو می‌کنم.
‫- خیلی ممنون.

831
00:49:39,893 --> 00:49:41,937
‫اوه، خدای من. هرگز تموم نمیشه.

832
00:49:55,951 --> 00:49:57,244
‫چه سوپرایزی.

833
00:49:57,327 --> 00:49:59,329
‫از سر کار میای؟

834
00:49:59,413 --> 00:50:00,497
‫آره.

835
00:50:02,499 --> 00:50:03,750
‫به نظرت این تصادفیه؟

836
00:50:04,334 --> 00:50:06,086
‫نه.

837
00:50:08,255 --> 00:50:09,840
‫واسه چی اینجا منتظر بودی؟

838
00:50:10,507 --> 00:50:11,550
‫واسه تو.

839
00:50:13,093 --> 00:50:14,803
‫چرا؟

840
00:50:16,263 --> 00:50:17,764
‫چون دلم برات تنگ شده بود.

841
00:50:41,079 --> 00:50:42,414
‫پس بریم؟

842
00:50:43,123 --> 00:50:44,791
‫خیلی منتظر موندی؟

843
00:50:44,875 --> 00:50:46,626
‫پنج تا اتوبوس اومدن و رفتن.

844
00:50:47,169 --> 00:50:48,170
‫اوه.

845
00:50:49,129 --> 00:50:52,174
‫- حتما خیلی سرد بود.
‫- نه خیلی.

846
00:51:09,066 --> 00:51:10,525
‫بفرما.

847
00:51:25,832 --> 00:51:26,833
‫آبجی.

848
00:51:28,627 --> 00:51:30,504
‫چرا کارتن‌ها رو باز نکردی؟

849
00:51:31,546 --> 00:51:33,256
‫سرم شلوغ بوده.

850
00:51:35,675 --> 00:51:36,760
‫به زودی ردیفش می‌کنم.

851
00:51:39,262 --> 00:51:40,806
‫بعدا خونه رو کامل می‌بینیم.

852
00:51:44,184 --> 00:51:45,268
‫وسایلت رو بذار اونجا.

853
00:51:47,312 --> 00:51:48,730
‫می‌خوایم بریم یه جایی.

854
00:51:53,360 --> 00:51:55,195
‫- اوه، سلام.
‫- سلام، خانم.

855
00:51:55,278 --> 00:51:57,030
‫کمکی ازم ساخته‌ست، پرستار سونگ؟

856
00:52:01,118 --> 00:52:03,370
‫می‌خواستم آشین رو معرفی کنم.

857
00:52:04,287 --> 00:52:05,497
‫سلام کن، آشین.

858
00:52:07,374 --> 00:52:08,458
‫سلام.

859
00:52:09,209 --> 00:52:11,461
‫من سونگ آشین هستم. خوش وقتم.

860
00:52:11,545 --> 00:52:13,672
‫بله، سلام.

861
00:52:13,755 --> 00:52:17,008
‫گفتم حالا که دیگه اومدیم یه سلامی بکنیم.

862
00:52:17,092 --> 00:52:18,009
‫صحیح.

863
00:52:18,093 --> 00:52:20,804
‫- امیدواریم شما رو ببینیم.
‫- بله.

864
00:52:21,847 --> 00:52:22,848
‫بریم.

865
00:52:24,224 --> 00:52:25,225
‫من...

866
00:52:27,060 --> 00:52:28,436
‫من توی خونه می‌مونم.

867
00:52:31,982 --> 00:52:34,025
‫توی حیاط نمیام

868
00:52:34,985 --> 00:52:36,987
‫و سمت مهد کودک هم نمیرم.

869
00:52:39,865 --> 00:52:42,492
‫بهتره توی خونه بمونم.

870
00:52:45,745 --> 00:52:46,788
‫پس...

871
00:52:47,664 --> 00:52:51,084
‫میشه اجازه بدین اینجا زندگی کنیم؟

872
00:52:58,216 --> 00:52:59,634
‫لطفا بذارین اینجا زندگی کنیم.

873
00:53:01,678 --> 00:53:02,762
‫خیلی خب.

874
00:53:18,945 --> 00:53:19,988
‫اه.

875
00:53:25,368 --> 00:53:29,915
‫شماره‌های ۲۴۱ تا ۲۴۶ تشریف بیارین.

876
00:53:31,041 --> 00:53:32,125
‫بیاین جلو.

877
00:54:02,864 --> 00:54:05,700
‫شماره‌ی ۲۵۴، آقای سونگ یوچان.

878
00:54:06,660 --> 00:54:07,786
‫نیومده؟

879
00:54:09,204 --> 00:54:10,330
‫آقای سونگ یوچان.

880
00:54:13,833 --> 00:54:16,711
‫شماره‌ی ۲۵۴، آقای سونگ یوچان!

881
00:54:37,274 --> 00:54:39,693
‫فقط یه راه واسه خلاص شدن از اضطراب هست.

882
00:55:00,005 --> 00:55:03,258
‫پیدا کردن یه مکانیزم ایمنی،
‫کسی که بتونی باهاش راحت باشی.

883
00:55:04,259 --> 00:55:05,969
‫کسی که بتونی ازش کمک بخوای.

884
00:55:06,720 --> 00:55:09,264
‫کسی که موقع نیاز همراهیت کنه.

885
00:55:16,354 --> 00:55:19,524
‫چون یه لکه روی یونیفرمم افتاده

886
00:55:19,607 --> 00:55:21,276
‫دلیل نمیشه دیگه یونیفرم خوبی نباشه.

887
00:55:22,527 --> 00:55:25,280
‫به طریق مشابه، چون من به خاطر بیماری بستری بودم

888
00:55:25,363 --> 00:55:28,199
‫دلیل نمیشه دیگه پرستار خوبی نباشم.

889
00:55:30,744 --> 00:55:31,870
‫بفرما.

890
00:55:35,373 --> 00:55:38,460
‫لکه‌ها یه جور ننگ تلقی میشن...

891
00:55:50,305 --> 00:55:53,224
‫اینو ببین. خوشگله، نه؟

892
00:55:57,437 --> 00:55:58,813
‫اینو بذار اونجا.

893
00:56:01,066 --> 00:56:04,069
‫شماره‌ی ۲۵۴. سونگ یوچان اینجا نیست؟

894
00:56:05,278 --> 00:56:07,572
‫خیلی خب، حالا که اون نیومده، بعدی رو می‌خونم.

895
00:56:07,655 --> 00:56:08,948
‫من اینجام!

896
00:56:09,032 --> 00:56:10,241
‫صبر کنین! من اینجام.

897
00:56:11,242 --> 00:56:12,327
‫سونگ یوچان.

898
00:56:13,661 --> 00:56:16,122
‫تمام لکه‌های بزرگ و کوچیک.

899
00:56:16,206 --> 00:56:18,041
‫حتی اونایی که از وجودشون خبر نداشتی...

900
00:56:18,124 --> 00:56:22,253
‫آقای سونگ یوچان، می‌بینم
‫نوشتی اختلال حمله‌ی عصبی داری.

901
00:56:22,337 --> 00:56:23,421
‫بله.

902
00:56:23,505 --> 00:56:27,133
‫نسبت به قبل خیلی بهتر شده،
‫ولی هنوز دارو مصرف می‌کنم.

903
00:56:27,217 --> 00:56:30,261
‫دلیلی داشته که می‌خواستی ما بدونیم؟

904
00:56:31,679 --> 00:56:37,435
‫خب، زمان زیادی
‫به تنهایی از این رنج می‌بردم.

905
00:56:37,936 --> 00:56:42,399
‫این تجربه یادم داد
‫واسه چیزهای مهم ارزش قائل باشم.

906
00:56:42,482 --> 00:56:44,567
‫حتی لکه‌هایی که نمی‌دونستی لکه هستن

907
00:56:44,651 --> 00:56:46,736
‫چون پشت زخم‌ها مخفی بودن...

908
00:56:49,489 --> 00:56:50,615
‫سلام.

909
00:56:52,909 --> 00:56:54,285
‫- دکتر هوانگ.
‫- بله؟

910
00:56:55,537 --> 00:56:57,288
‫من دیگه نمی‌خوام پرستار باشم.

911
00:57:00,333 --> 00:57:03,461
‫این شغل برام هیجان‌انگیز نیست.

912
00:57:05,463 --> 00:57:09,008
‫حتی لکه‌های آب...

913
00:57:11,845 --> 00:57:13,513
‫الان خیلی چیزها فرق کرده.

914
00:57:13,596 --> 00:57:15,223
‫که چی؟ می‌تونی دوباره مثل قبل بدرخشی.

915
00:57:15,306 --> 00:57:16,891
‫به این سادگی‌ها نیست.

916
00:57:18,726 --> 00:57:19,727
‫مامان.

917
00:57:20,979 --> 00:57:25,108
‫مامان، واقعا بهش گفتی
‫من توی بیمارستان روانی بستری شدم؟

918
00:57:25,191 --> 00:57:27,861
‫چرا گفتی؟ این منصفانه نیست!

919
00:57:27,944 --> 00:57:29,904
‫- هی.
‫- داری چیکار می‌کنی؟

920
00:57:29,988 --> 00:57:31,698
‫ولم کن!

921
00:57:32,991 --> 00:57:34,200
‫کفش‌هات.

922
00:57:34,284 --> 00:57:35,910
‫و بیا. اینم از این.

923
00:57:49,257 --> 00:57:52,635
‫بیا تمام لکه‌ها رو بشوریم و پاک کنیم.

924
00:58:00,185 --> 00:58:01,311
‫اوهوم.

925
00:58:03,354 --> 00:58:04,355
‫ها؟

926
00:58:06,733 --> 00:58:08,902
‫صبح به خیر. چیکار می‌کنی، دایون؟

927
00:58:09,861 --> 00:58:12,405
‫الان لباس‌هام رو شستم. امروز بیکاری؟

928
00:58:22,499 --> 00:58:24,792
‫به خاطر فردای بهتر،

929
00:58:27,295 --> 00:58:32,592
‫و انتظار برای صبحی بدون لکه که قطعا میاد.

930
00:58:33,718 --> 00:58:34,719
‫هممم.

931
00:58:34,844 --> 00:58:39,849
W W W . M O V I E S H O . C O M

932
01:01:21,427 --> 01:01:24,889
‫[هیچ یک از اشخاص، گروه‌ها، مکان‌ها،]

933
01:01:24,972 --> 01:01:28,976
‫[سازمان‌ها و وقایع سریال واقعی نمی‌باشند]

934
01:01:30,976 --> 01:01:40,976
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M