1
00:00:10,483 --> 00:00:12,952
آنچه گذشت...

2
00:00:12,986 --> 00:00:15,788
میامی  هنوز یه آدم اضافه داره.

3
00:00:15,822 --> 00:00:17,456
نمی گم کودتا کنیم.

4
00:00:17,491 --> 00:00:19,258
بیشتر می خوام همه چیز نظم پیدا کنه.

5
00:00:21,027 --> 00:00:22,962
می شناسیش؟

6
00:00:22,996 --> 00:00:25,031
- .یکی از افراد "جورج"ـه -
فرستادتش که منو بکُشه .

7
00:00:25,065 --> 00:00:26,933
اینم از انجمن برادری.

8
00:00:26,967 --> 00:00:28,468
این یارو یه قایق داشته.

9
00:00:28,503 --> 00:00:29,803
<font color="#a60000">.دکستر مورگان</font>

10
00:00:29,837 --> 00:00:31,205
مطمئنی؟

11
00:00:31,239 --> 00:00:33,207
آره.

12
00:00:33,241 --> 00:00:35,576
رئیس "لین" یه جورایی از بی احتیاطی من...

13
00:00:35,611 --> 00:00:37,745
باخبر شده....

14
00:00:37,780 --> 00:00:39,045
ازم می خواد خودمو بازنشسته کنم.

15
00:00:39,165 --> 00:00:40,481
فکر می کنه من لوش دادم...

16
00:00:40,516 --> 00:00:41,983
اما هردومون می دونیم که کارِ تو بوده، درسته؟...

17
00:00:42,018 --> 00:00:44,486
"اینجوری بازی می کنن، "مورگان.

18
00:00:44,521 --> 00:00:47,489
- .من هیچی بهت مدیون نیستم -
آیزاک" اینطوری فکر نمی کنه" .

19
00:00:47,524 --> 00:00:48,857
اون با کُشتن...

20
00:00:48,892 --> 00:00:51,594
اون آشغالای کلومبیایی بهتون لطف کرده....

21
00:00:51,628 --> 00:00:54,131
خب در مورد این "آیزاک سیرکو" چی می دونی؟

22
00:00:54,251 --> 00:00:55,965
می دونم که می خواد منو بکُشه...

23
00:00:55,999 --> 00:00:58,534
و من باید زودتر بکُشمش....

24
00:00:58,708 --> 00:01:00,776
"باید دست از این کارات برداری، "آیزاک.

25
00:01:00,810 --> 00:01:02,778
"برگرد به "کیو.

26
00:01:02,812 --> 00:01:05,180
"تنها چیزی که توی "کیو
 زندگیم رو با ارزش می کرد...

27
00:01:05,215 --> 00:01:06,882
تو چندهفته پیش انداختیش توی اقیانوس....

28
00:01:06,916 --> 00:01:09,017
- ...تو و "ویکتور" باهم -
مثل برادر بودیم .

29
00:01:09,052 --> 00:01:11,253
تو تنها چیزی رو ازم گرفتی...

30
00:01:11,287 --> 00:01:14,389
که پول و قدرت نمی تونه زنده ش کنه....

31
00:01:14,424 --> 00:01:17,025
تا دفعه ی بعد.

32
00:01:17,060 --> 00:01:19,895
من می دونم تو کی هستی
می دونم چی هستی..

33
00:01:19,929 --> 00:01:21,396
خب، فکر کنم از چیزایی که...

34
00:01:21,430 --> 00:01:23,376
در موردم نمی دونی، خیلی تعجب کنی....

35
00:01:23,636 --> 00:01:25,267
بودن با "هانا" از قاتل بودن بدتره؟

36
00:01:25,301 --> 00:01:26,363
آره!

37
00:01:26,483 --> 00:01:28,456
احساس می کنم که اگه منو دوست داری
اینو هم قبول می کنی،.

38
00:01:28,771 --> 00:01:31,573
اگه دوسِت دارم
 من خواهرانه عاشقتم!...

39
00:01:31,608 --> 00:01:34,777
تو؟

40
00:01:34,811 --> 00:01:37,080
می شه فقط بری؟

41
00:01:37,114 --> 00:01:38,415
من واقعاً
 نمی تونم بهت نگاه کنم....

42
00:01:42,000 --> 00:01:46,000
* قسمت نهم از فصل هفتم *

43
00:01:47,000 --> 00:01:57,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

44
00:03:41,667 --> 00:03:43,735
هیچ کدوم از احساسات انسانی قوی تر از...

45
00:03:43,769 --> 00:03:46,571
ترس و عشق نیستن....

46
00:03:46,605 --> 00:03:48,305
از راه های زیادی
خیلی هم باهم فرق ندارن،.

47
00:03:48,340 --> 00:03:50,741
هردوشون می تونن وادارت کنن
:کارهای احمقانه انجام بدی

48
00:03:50,775 --> 00:03:53,410
به برادرت بگی خواهرانه عاشقشی،

49
00:03:53,445 --> 00:03:56,413
زندگیِ خودت رو به خطر بندازی
 تا چکار کنی...

50
00:03:56,448 --> 00:03:58,649
که نامزدت رو کُشته....

51
00:04:03,388 --> 00:04:06,090
می شه انقدر اینجوری نچرخی؟

52
00:04:06,124 --> 00:04:08,158
حالت چطوره اونجا؟

53
00:04:08,193 --> 00:04:10,927
اوه، می دونی که، خیلی خوبم!

54
00:04:10,962 --> 00:04:13,496
یا کاری بکنی که تا حدِ مرگ بترسی...

55
00:04:13,531 --> 00:04:17,467
چون ممکنه عاشق باشی....

56
00:04:17,501 --> 00:04:18,668
-- اوه

57
00:04:26,510 --> 00:04:28,211
فکر نمی کردم آب انقدر پُرتلاطم باشه.

58
00:04:28,245 --> 00:04:31,847
باید تبدیلیش کنی به موج وگرنه بدتر می شه.

59
00:04:31,882 --> 00:04:34,317
خب، من که اینو نمی خوام.

60
00:04:41,258 --> 00:04:44,293
می شه چند دقیقه بایستیم؟

61
00:04:54,572 --> 00:04:56,073
مجبور نیستیم اینکارو بکنیم
می تونیم برگردیم،.

62
00:04:56,107 --> 00:04:59,577
نه نه نه، فقط یه لحظه وقت می خوام.

63
00:04:59,611 --> 00:05:03,314
آه، فکر کردم دیگه از آب بدم نمیاد.

64
00:05:03,349 --> 00:05:05,850
وقتی گفتی پرستار بچه ت
داره بچه ها رو به "اورلاندو" برمی گردونه،

65
00:05:05,884 --> 00:05:09,354
--فکر کردم یه روز صبح تنهایی به اقیانوس بیایم

66
00:05:09,388 --> 00:05:12,991
آه
 حرفش رو نزنم بهتره....

67
00:05:16,295 --> 00:05:18,196
-- دستات

68
00:05:18,230 --> 00:05:21,466
داری می لرزی.

69
00:05:21,501 --> 00:05:22,734
همیشه انقدر از آب می ترسیدی؟

70
00:05:22,768 --> 00:05:27,106
از وقتی که پدرم فکر کرد بهترین راه
 برای اینکه بهم شنا یاد بده اینه که...

71
00:05:27,107 --> 00:05:29,541
منو بکِشونه به دریاچه ی محله مون...
و بندازتم داخلش.

72
00:05:29,576 --> 00:05:31,010
وحشتناکه.

73
00:05:31,044 --> 00:05:33,746
آره.

74
00:05:33,780 --> 00:05:35,881
- مادرت کجا بود؟ -
ایستاده بود کنارش .

75
00:05:35,915 --> 00:05:38,450
خیلی زود فهمید که یه مشکلی هست...

76
00:05:38,484 --> 00:05:43,556
اما پدرم نذاشت بهم نزدیک بشه....

77
00:05:43,590 --> 00:05:44,890
پدرت نجاتت نداد؟

78
00:05:44,925 --> 00:05:46,592
شیش سالم بود و از همون موقع...

79
00:05:46,627 --> 00:05:49,161
می دونستم مُردن چه حسی داره....

80
00:05:49,196 --> 00:05:50,262
رسیدم به یه اِسکله.

81
00:05:50,297 --> 00:05:53,999
یه ماهیگیر صدای فریاد مادرم رو شنید.

82
00:05:54,034 --> 00:05:55,734
یه غریبه بجای پدرم...

83
00:05:55,769 --> 00:05:59,839
زندگیم رو نجات داد....

84
00:05:59,873 --> 00:06:04,810
تا حالا شده انقدر بترسی؟

85
00:06:04,844 --> 00:06:06,945
-- نه

86
00:06:06,980 --> 00:06:09,514
نه واقعاً.

87
00:06:09,549 --> 00:06:13,985
هیچوقت همچین احساسی نداشتی؟

88
00:06:14,020 --> 00:06:15,186
اگه داشتی، اشکالی نداره.

89
00:06:15,221 --> 00:06:20,291
می تونیم در مورد این چیزا باهم حرف بزنیم.

90
00:06:20,326 --> 00:06:25,129
می دونم.

91
00:06:32,837 --> 00:06:36,006
از کاره
یه جسد پیدا شده..

92
00:06:36,041 --> 00:06:39,310
باید برگردم.

93
00:06:39,344 --> 00:06:42,179
باشه.

94
00:07:13,415 --> 00:07:15,150
مطمئنی؟

95
00:07:15,184 --> 00:07:16,852
بعد از اینکه "جورج" قصدِ جونت رو کرد...

96
00:07:16,886 --> 00:07:19,354
انجمن برادری مسائل رو...
به دست خودشون گرفتن.

97
00:07:19,388 --> 00:07:21,289
دونفر رو فرستادن که بکُشنت.

98
00:07:21,324 --> 00:07:23,758
به احتمال زیاد تا الان رسیدن.

99
00:07:23,793 --> 00:07:26,294
کیا؟

100
00:07:26,329 --> 00:07:28,497
"میکیچ" و "کافری".

101
00:07:34,137 --> 00:07:35,437
می دونی هنوز برای تو وقت هست.

102
00:07:35,471 --> 00:07:36,504
مجبور نیستی بمونی.

103
00:07:36,539 --> 00:07:38,907
من هیجا نمی رم.

104
00:07:38,941 --> 00:07:40,208
فعلاً اینجا جات امنه.

105
00:07:40,243 --> 00:07:43,211
نمی تونن توی این اتاق پیدات کنن.

106
00:07:43,246 --> 00:07:45,514
تلفنت.

107
00:07:45,548 --> 00:07:49,718
وقتی به این دونفر احتیاج داشتم
پول خیلی زیادی در ازای کار بهشون دادم،.

108
00:07:49,719 --> 00:07:52,500
بذار ببینیم به اندازه ی تو وفادار هستن یا نه.

109
00:07:52,555 --> 00:07:54,490
- ...اولگ"، منم" -
"آیزاک" .

110
00:07:54,524 --> 00:07:58,194
از شنیدن صدات خوشحالم.

111
00:07:58,228 --> 00:07:59,194
حالت چطوره؟

112
00:07:59,229 --> 00:08:02,597
روزای بد و خوب داره.

113
00:08:02,632 --> 00:08:05,233
خب، شنیدم اومدی به شهر.

114
00:08:05,267 --> 00:08:06,501
گمون نکنم بتونیم در موردش صحبت کنیم.

115
00:08:06,535 --> 00:08:08,870
من قبلاً قرارداد رو قبول کردم.

116
00:08:08,905 --> 00:08:09,938
کاری که شده، دیگه شده.

117
00:08:09,972 --> 00:08:12,041
خیلی خب پس.

118
00:08:12,075 --> 00:08:14,142
به زودی می بینیمت.

119
00:08:19,616 --> 00:08:22,051
به کمک احتیاج پیدا می کنیم.

120
00:08:25,122 --> 00:08:27,356
هانا" همه ش می خواد"
 سفره ی دلم رو باز کنم...

121
00:08:27,391 --> 00:08:30,192
که «منِ واقعی» رو بشناسه....

122
00:08:30,227 --> 00:08:31,560
تنها مشکل اینجاست که زیاد مطمئن نیستم...

123
00:08:31,595 --> 00:08:35,965
همچین چیزی وجود داشته باشه....

124
00:08:35,999 --> 00:08:38,534
آروم باش
جات امنه..

125
00:08:38,568 --> 00:08:40,369
کاش می تونستم از بابتِ خودمم همین رو بگم.

126
00:08:40,403 --> 00:08:41,770
اینجا چیکار می کنی؟

127
00:08:41,805 --> 00:08:44,072
شرایطِ مربوطه خیلی عوض شدن.

128
00:08:44,107 --> 00:08:45,941
گروه "کاشکا" 2تا از افرادشون رو
 فرستادن که منو بکُشن...

129
00:08:45,975 --> 00:08:50,212
و به کمکت احتیاج دارم که زنده بمونم....

130
00:08:50,247 --> 00:08:52,648
احساس می کنم اینجا در معرض دید هستم.

131
00:08:52,682 --> 00:08:56,900
ما که نمی خوایم این آدما بفهمن
تو اینجا زندگی می کنی، می خوایم؟

132
00:09:06,962 --> 00:09:09,797
بنظر نمیاد به کمک احتیاج داشته باشی.

133
00:09:09,832 --> 00:09:13,834
حتی آدمی  که از یه صخره آویزون شده
به دستِ بدترین دشمنش چنگ می زنه،.

134
00:09:13,835 --> 00:09:16,837
دستیارت کجاست؟

135
00:09:16,872 --> 00:09:18,439
یورگ" با اینکه خیلی کاردان ـه"...

136
00:09:18,474 --> 00:09:20,241
اما الان بدردم نمی خوره....

137
00:09:20,275 --> 00:09:23,678
این آدما اونو می شناسن.

138
00:09:23,712 --> 00:09:27,215
من به سورپرایز احتیاج دارم...

139
00:09:27,249 --> 00:09:30,318
... و اون عامل، دکستر...

140
00:09:30,352 --> 00:09:34,421
تو هستی....

141
00:09:34,456 --> 00:09:38,125
تو ترسیدی.

142
00:09:38,160 --> 00:09:41,295
اگه می دونستی این 2نفر کی هستن...

143
00:09:41,329 --> 00:09:44,398
تو هم می ترسیدی....

144
00:09:44,432 --> 00:09:46,400
چی به من می رسه؟

145
00:09:46,434 --> 00:09:49,903
زندگیت.

146
00:09:49,938 --> 00:09:54,241
شانسم رو [تنهایی] امتحان می کنم.

147
00:09:56,010 --> 00:09:59,279
بسیار خب.

148
00:10:02,550 --> 00:10:04,451
اگه دشمنِ دشمنم، دوستمه...

149
00:10:04,486 --> 00:10:06,854
پس باید از بابت کسایی که می خوان
آیزاک" رو بکُشن، خوشحال باشم".

150
00:10:06,888 --> 00:10:10,057
اما هرچقدر که احمقانه بنظر میاد
خوشحال نیستم،.

151
00:10:10,092 --> 00:10:12,793
شاید چون هنوز "آیزاک" رو برای خودم می خوام؟

152
00:10:12,828 --> 00:10:15,329
یا شاید من و اون انقدر شبیه به هم هستیم
که نمی خوام قبول کنم؟

153
00:10:15,363 --> 00:10:16,931
می دونی چی توی یه رستوان جدید
می تونه عالی باشه؟

154
00:10:16,965 --> 00:10:18,299
"اسمورس"
(نوعی ساندویچ شکولاتی).

155
00:10:18,333 --> 00:10:20,335
اوه آره، مثل همونایی که
روی میزت درست می کنی.

156
00:10:20,369 --> 00:10:21,770
اصلاً حرف رستوران رو نزن.

157
00:10:21,804 --> 00:10:23,138
-- بازرس بهداشت اومده اونجا

158
00:10:23,172 --> 00:10:25,507
وقتی این جلوتونه
چطوری می تونید از خوراکی حرف بزنید؟،

159
00:10:25,542 --> 00:10:27,476
چهارتا تخلف دارم و 7روز برای درست کردنش...

160
00:10:27,510 --> 00:10:29,244
وگرنه درش رو تخته می کنن....

161
00:10:29,279 --> 00:10:32,047
می شه یه نگاهی بندازم؟

162
00:10:32,081 --> 00:10:33,314
ترجیح می دم اینکارو نکنی.

163
00:10:33,349 --> 00:10:34,516
حداقل تا وقتی که کارم تموم بشه.

164
00:10:34,550 --> 00:10:37,452
دفعه ی بعد یه هشداری می دی؟

165
00:10:37,486 --> 00:10:38,820
اینجوری که مزه نداره.

166
00:10:38,854 --> 00:10:41,556
بازرس آتیش سوزی.

167
00:10:45,295 --> 00:10:47,229
یه قوطی خالیِ کاتالیزور...

168
00:10:47,263 --> 00:10:50,732
زیر صندلی شاگرد هست....

169
00:10:50,766 --> 00:10:53,602
باقیمونده ی مواد روغنی می بینیم.

170
00:10:53,636 --> 00:10:55,809
و همچنین...

171
00:10:55,929 --> 00:10:57,666
یه کارت شناسایی....

172
00:11:01,076 --> 00:11:03,144
- اینجا چی داریم؟ -
مواظب باش .

173
00:11:03,178 --> 00:11:05,513
لعنت

174
00:11:05,548 --> 00:11:07,415
- تو کی هستی؟ -
می بینی، هیچوقت تکراری نمی شه .

175
00:11:07,449 --> 00:11:09,617
"فیل باسو".

176
00:11:09,652 --> 00:11:10,918
چندوقت پیش همدیگه رو دیدیم.

177
00:11:10,953 --> 00:11:13,421
توی آتیش سوزی کلیسا؟

178
00:11:13,455 --> 00:11:15,623
شناساییش کردید؟

179
00:11:15,657 --> 00:11:17,091
"دنی یامیرو"
دستیار وکیل..

180
00:11:17,125 --> 00:11:19,593
با توجه به کارتش توی مرکز شهر زندگی می کنه.

181
00:11:19,628 --> 00:11:21,062
فکر کنم خودکُشی باشه.

182
00:11:21,096 --> 00:11:23,397
"هاراگیری"
(خودکُشی معروف ژاپنی با شمشیر).

183
00:11:23,431 --> 00:11:26,032
خودقربانی.

184
00:11:26,067 --> 00:11:28,778
این نژاد من چشونه؟
همیشه توی ریاضی و مُردن، اولن.

185
00:11:28,780 --> 00:11:30,903
راستش، درستش خودآتیش زنی ـه.

186
00:11:30,938 --> 00:11:35,608
قربانی کردن شکلی از فداکاریه
که به هیچ صورتی مربوط به آتیش نمی شه.

187
00:11:35,609 --> 00:11:37,610
خب، اشتباه کردم نظر دادم.

188
00:11:37,645 --> 00:11:40,046
هی، صندلی عقب چطور؟

189
00:11:40,081 --> 00:11:42,482
محدوده ی سوخته شده پشت صندلی راننده...

190
00:11:42,516 --> 00:11:44,183
با بقیه ی ماشین فرق می کنه....

191
00:11:44,218 --> 00:11:45,184
مطمئنی خودکُشیه؟

192
00:11:45,219 --> 00:11:46,686
تو کارِت با خون ـه؟

193
00:11:46,720 --> 00:11:47,754
درسته.

194
00:11:47,788 --> 00:11:51,391
دقـیقاً
صحنه  جرم خدمتِ شما!.

195
00:11:51,425 --> 00:11:52,458
ممنون.

196
00:11:52,493 --> 00:11:53,726
هرچی فهمیدید بهم اطلاع بدید.

197
00:11:53,761 --> 00:11:55,561
من می گم واحدها منطقه رو بازرسی کنن.

198
00:11:55,596 --> 00:11:57,697
- .من می تونم -
نه نه. خودم انجام می دم .

199
00:11:57,731 --> 00:12:00,267
دب" همیشه می ترسید"
که احساساتش اونو از پا دربیارن.

200
00:12:00,301 --> 00:12:02,169
اگه نتونم یه راهی برای
 خفه کردنِ احساساتش پیدا کنم...

201
00:12:02,203 --> 00:12:04,204
متأسفانه ممکنه واقعاً از پا دربیارد.

202
00:12:04,239 --> 00:12:05,572
دب" صبر کن".

203
00:12:05,607 --> 00:12:07,140
باید برگردم به پاسگاه.

204
00:12:07,175 --> 00:12:08,342
-- ببین، چیزی که اون روز گفتی

205
00:12:08,376 --> 00:12:09,643
نمی خوام در موردش حرف بزنم.

206
00:12:09,677 --> 00:12:12,413
- .خوشحالم که اونو گفتی -
چطور؟

207
00:12:12,447 --> 00:12:14,381
اونم وقتی که هرلحظه و هرروز...

208
00:12:14,416 --> 00:12:15,749
فقط می خوام حرفم رو پس بگیرم؟...

209
00:12:15,783 --> 00:12:18,485
چون به شکلی منم همیشه...

210
00:12:18,519 --> 00:12:19,586
مجبور نیستی اینکارو بکنی.

211
00:12:19,620 --> 00:12:20,587
چرا، مجبورم.

212
00:12:20,621 --> 00:12:22,522
من برادرتم و دوستت دارم،

213
00:12:22,557 --> 00:12:24,491
فقط برادرانه

214
00:12:24,526 --> 00:12:25,826
دکس

215
00:12:25,860 --> 00:12:28,495
و اشکالی نداره.

216
00:12:28,530 --> 00:12:30,364
من درک می کنم، با عقل جور درمیاد.

217
00:12:30,398 --> 00:12:34,201
منطقیه.

218
00:12:34,236 --> 00:12:36,771
مثل...

219
00:12:36,805 --> 00:12:39,440
جوری که من اسمارتیز دوست دارم...

220
00:12:39,474 --> 00:12:40,608
اسمارتیز کوفتی؟

221
00:12:40,642 --> 00:12:42,643
دارم سعی می کنم
 گوش کن چی می گم....

222
00:12:42,678 --> 00:12:44,846
چرا، دکستر؟
 معلومه که منطقی نیست.

223
00:12:44,880 --> 00:12:47,248
باید تمام اتفاق ها رو درنظر بگیری.

224
00:12:47,282 --> 00:12:48,816
تو تنها آدم روی زمین بودی...

225
00:12:48,851 --> 00:12:50,418
که همراهِ من، توی یه جاده بودی....

226
00:12:50,453 --> 00:12:54,289
یه جاده، اما با ماشین های خیلی متفاوت.

227
00:12:54,324 --> 00:12:57,660
دب"، ما همیشه تنها چیزای ثابت"...

228
00:12:57,694 --> 00:12:59,395
توی زندگیِ همدیگه بودیم....

229
00:12:59,430 --> 00:13:02,898
انگار که من و تو سختی های همدیگه رو
تحمل می کنیم.

230
00:13:05,269 --> 00:13:06,970


231
00:13:07,004 --> 00:13:09,740
پایداری.

232
00:13:09,774 --> 00:13:11,741
پس...

233
00:13:11,776 --> 00:13:12,976
البته که فکر می کنی

234
00:13:13,011 --> 00:13:14,445
خدایا، خواهش می کنم انقدر اینو نگو.

235
00:13:14,479 --> 00:13:15,813
همه چیز درست می شه.

236
00:13:15,847 --> 00:13:17,080
نه.

237
00:13:17,114 --> 00:13:18,815
-- این

238
00:13:18,849 --> 00:13:23,653
منطقیه
چون همین طوره..

239
00:13:23,688 --> 00:13:24,854
تو دیوونه نیستی.

240
00:13:24,889 --> 00:13:27,757
لعنتی
ببین کی اینو می گه....

241
00:13:27,792 --> 00:13:32,228
باید احساس بهتری بهت بده.

242
00:13:32,263 --> 00:13:35,232
می ده.

243
00:13:35,266 --> 00:13:36,566
خدایا

244
00:13:36,601 --> 00:13:40,671
-- من، تو، بابا

245
00:13:40,705 --> 00:13:44,642
انگار مامان سرطان گرفت که خودشو راحت کنه.

246
00:13:44,676 --> 00:13:46,210
نمی دونم، شاید بهتر شد...

247
00:13:46,245 --> 00:13:50,048
که حرف دلم رو زدم...
و دیگه منو کنترل نمی کنه.

248
00:13:53,500 --> 00:13:56,500
:هانا *
* قرار بعد از کار، خونه ی خودت

249
00:13:56,923 --> 00:14:00,059
تو هم در مورد اسرارت همین حس رو داری؟

250
00:14:00,093 --> 00:14:03,195
نه واقعاً.

251
00:14:11,738 --> 00:14:13,005
دب"؟"

252
00:14:15,909 --> 00:14:18,778
هانا"؟"

253
00:14:18,812 --> 00:14:19,912
ماشینت رو بیرون دیدم
 تو،...

254
00:14:22,782 --> 00:14:23,749
اینجایی؟...

255
00:14:23,783 --> 00:14:24,850
دکستر

256
00:14:24,884 --> 00:14:26,118
درست به موقع برای چایی رسیدی.

257
00:14:26,153 --> 00:14:27,887
امیدوارم ناراحت نشی
که خودمو دعوت کردم داخل.

258
00:14:27,921 --> 00:14:29,889
همونجا بمون.

259
00:14:29,923 --> 00:14:32,891
فقط می خوام حرف بزنم.

260
00:14:32,926 --> 00:14:35,294
هانا" کجاست؟"

261
00:14:35,328 --> 00:14:39,097
-- یورک" توی این مدت حواسش بهت بوده"

262
00:14:39,131 --> 00:14:41,566
رفت و آمدهات،

263
00:14:41,600 --> 00:14:43,901
جاهایی که زندگیت رو می گذرونی.

264
00:14:43,936 --> 00:14:45,503
بنظر می رسه این "هانا" خیلی برات مهمه.

265
00:14:45,537 --> 00:14:47,037
اون کجاست؟

266
00:14:47,072 --> 00:14:49,840
بهت اطمینان می دم
که جاش کاملاً امنه و راحته.

267
00:14:49,874 --> 00:14:54,912
یورگ" اینکارو می کنه".

268
00:14:54,946 --> 00:14:56,580
ولش کن بره
این موضوع بین من و توئه..

269
00:14:56,615 --> 00:14:58,983
خب، نه کاملاً.

270
00:14:59,017 --> 00:15:01,519
یه موضوع کوچیکی در مورد 2تا آدم هست
 که می خوان منو بکُشن...

271
00:15:01,553 --> 00:15:05,656
و لجاجتِ تو مانع کمک کردنت می شه....

272
00:15:05,690 --> 00:15:08,359
ازم پرسیدی که چه سودی برای تو داره.

273
00:15:08,393 --> 00:15:13,500
خب، اگه زندگیِ خودت برات اهمیتی نداره
شرط می بندم زندگی اون داره.

274
00:15:20,538 --> 00:15:23,440
خب، پس فکر کنم چاره ای جز
چایی خوردن باهات ندارم.

275
00:15:23,475 --> 00:15:25,008
ایده ی عالی ایه.

276
00:15:26,978 --> 00:15:28,212
من یه فکر بهتر دارم.

277
00:15:28,246 --> 00:15:30,647
تو رو می کُشم و جسدت رو برای
کاشکا"یی ها می ذارم تا پیدات کنن".

278
00:15:30,681 --> 00:15:33,316
آره، می تونی اینکارو بکنی...

279
00:15:33,351 --> 00:15:35,819
اما اونوقت "هانا" با "یورگ" تنها می مونه....

280
00:15:35,853 --> 00:15:38,154
متأسفانه اون به اندازه ی من بزرگوار...

281
00:15:38,188 --> 00:15:40,156
و بخشنده نیست....

282
00:15:40,190 --> 00:15:42,658
چی شده که فکر کردی "هانا" برای من مهمه؟

283
00:15:42,693 --> 00:15:44,761
خب، اگه نبود، من تا الان مُرده بودم.

284
00:15:58,842 --> 00:16:00,409
آدمت رو اشتباهی گرفتی.

285
00:16:00,444 --> 00:16:01,677
کارِ من این نیست.

286
00:16:01,711 --> 00:16:04,847
تو "ویکتور" رو کُشتی...

287
00:16:04,882 --> 00:16:07,200
و همچنین مَردی رو که...
توی آپارتمانم منتظرم بود.

288
00:16:07,217 --> 00:16:08,384
اون یه اسلحه داشت و تو چاقو.

289
00:16:08,418 --> 00:16:10,319
فکر کنم دقـیقاً آدمِ درست رو دارم.

290
00:16:10,353 --> 00:16:12,221
و اگه کمکت کنم، بعدش چی؟

291
00:16:12,255 --> 00:16:14,657
هانا" رو پس می گیری"...

292
00:16:14,691 --> 00:16:17,827
و منم از میامی  و تو دور می شم....

293
00:16:17,861 --> 00:16:20,396
مهم نیست چی در مورد من
و روش هام فکر می کنی،

294
00:16:20,430 --> 00:16:25,034
من سرِ قولم می مونم.

295
00:16:25,068 --> 00:16:28,504
باید بفهمم که زنده س.

296
00:16:42,252 --> 00:16:43,853
هانا"، گمون کنم"...

297
00:16:43,887 --> 00:16:45,855
تو و "یورگ" اونجا جا افتادید....

298
00:16:45,889 --> 00:16:46,923
چرا اینکارو می کنید؟

299
00:16:46,957 --> 00:16:49,859
دلیلش همینجاست،

300
00:16:49,893 --> 00:16:51,594
دکستر

301
00:16:51,628 --> 00:16:54,396
- .نگران نباش -
کافیه .

302
00:16:54,431 --> 00:16:55,865
- .حالا مواظب رفتارت باش -
نه، صبر کن !

303
00:16:55,899 --> 00:16:59,201
دکستر

304
00:16:59,235 --> 00:17:01,870
حالا زندگیت در دستانِ اونه.

305
00:17:01,904 --> 00:17:03,972
خوب گوش کن چی می گم.

306
00:17:04,006 --> 00:17:07,375
اگه جیغ بزنی، سروصدا کنی
بهت صدمه می زنم،.

307
00:17:07,409 --> 00:17:08,476
بخوای فرار کنی...

308
00:17:08,510 --> 00:17:11,679
بدجوری بهت صدمه می زنم....

309
00:17:11,713 --> 00:17:15,883
روشن شد؟

310
00:17:15,918 --> 00:17:18,052
بیا.

311
00:17:18,086 --> 00:17:21,122


312
00:17:21,156 --> 00:17:23,124
از اون مستندهای آمریکاییِ مسخره رو نذار.

313
00:17:32,201 --> 00:17:33,568
بیا.

314
00:17:33,602 --> 00:17:36,171
"اولگ میکیچ"
 با سابقه ی ارتشی. حرفه ای....

315
00:17:36,205 --> 00:17:37,906
با روش های خاصِ خودش
 که بخاطر همین به دفعات زیادی،...

316
00:17:37,940 --> 00:17:41,542
استخدامش کردم....

317
00:17:41,576 --> 00:17:44,211
- و اون یکی؟ -
"بنجامین کافری" .

318
00:17:44,246 --> 00:17:45,680
مثل تو آمریکاییه.

319
00:17:45,714 --> 00:17:47,014
خارج از نیویورک.

320
00:17:47,049 --> 00:17:50,751
اعتبارش کمتره، اما همونطور که می بینی...

321
00:17:50,786 --> 00:17:51,752
به همون اندازه  مرگباره....

322
00:17:51,787 --> 00:17:54,789
نقطه ضعفی دارن؟

323
00:17:54,823 --> 00:17:55,990
باید همه چیز رو بدونم.

324
00:17:56,024 --> 00:17:57,625
کافری" دوست داره از نزدیک و شخصاً عمل کنه".

325
00:17:57,659 --> 00:17:59,326
چاقو، سیمِ پیانو.

326
00:17:59,361 --> 00:18:01,262
و همون طور که دیدی...

327
00:18:01,296 --> 00:18:03,331
یه آشغال بدسیرت ـه....

328
00:18:03,365 --> 00:18:05,533
درحالیکه "میکیچ" دوست نداره
دستاش کثیف بشن.

329
00:18:05,567 --> 00:18:06,834
اسلحه؟

330
00:18:06,868 --> 00:18:09,137
دقیق بخوای، اسلحه های بزرگِ قوی.

331
00:18:09,171 --> 00:18:10,338
بَرده ی مقدماتِ کارهاشه.

332
00:18:10,372 --> 00:18:12,673
یه اسلحه می خره...

333
00:18:12,707 --> 00:18:14,808
و مجبور می شه که اول امتحانش کنه....

334
00:18:14,843 --> 00:18:17,444
اسلحه های بزرگ برای زدنِ هدف
از فاصله ی دوره.

335
00:18:17,478 --> 00:18:19,613
محدوده باید توی یه فضای باز باشه.

336
00:18:22,483 --> 00:18:25,453
این اسلحه ی مورد علاقشه.

337
00:18:28,657 --> 00:18:31,393
110 "مدل تیک تیرانداز "دسته وحشی

338
00:18:31,427 --> 00:18:34,229
اکثر مدل ها یه همچین تعداد فشنگی نمی گیرن،

339
00:18:34,263 --> 00:18:37,366
این یکی می گیره.

340
00:18:37,400 --> 00:18:38,834
فردا شروع می کنم.

341
00:18:38,868 --> 00:18:41,704
خب، حالا کجا داری می ری وسط این...

342
00:18:41,738 --> 00:18:43,373
هاگیر واگیر؟...

343
00:18:43,407 --> 00:18:44,841
گشنمه.

344
00:18:44,875 --> 00:18:46,910
بهت گفتن کمک کنی 2نفر کُشته بشن.

345
00:18:46,944 --> 00:18:48,845
زندگیِ یه عزیز معلق در هوا مونده...

346
00:18:48,880 --> 00:18:50,814
و تو گشنته؟...

347
00:18:50,849 --> 00:18:53,016
- .دیر وقته -
بذار این سؤال رو ازت بپرسم .

348
00:18:53,051 --> 00:18:56,300
فقط بگو چند نفر رو تاحالا کُشتی؟

349
00:18:58,623 --> 00:19:00,156
خیلی.

350
00:19:00,191 --> 00:19:03,059
این سؤال رو یه بار از "میکیچ" هم پرسیدم.

351
00:19:03,094 --> 00:19:06,500
اون گفت 16تا
و  غبغبش رو پُر باد کرده بود.

352
00:19:06,530 --> 00:19:09,365
-- اما تو

353
00:19:09,400 --> 00:19:12,869
بنظر نمی رسه خیلی از کارِت لذت ببری. چرا؟

354
00:19:12,903 --> 00:19:15,906
می خوای باهام گپ بزنی؟

355
00:19:15,940 --> 00:19:18,742
من با کسی جفت وجور نمی شم.

356
00:19:18,776 --> 00:19:21,245
اکثر آدما برای پول آدم می کُشن...

357
00:19:21,279 --> 00:19:24,048
بعضیا هم از روی بی رحمی،...

358
00:19:24,082 --> 00:19:27,085
بقیه مثل من، برای انتقام.

359
00:19:27,119 --> 00:19:30,222
اما تو
<font color="#950000">... دکستر</font>،

360
00:19:30,256 --> 00:19:32,891
... با تمام دردسرهایی که برات درست کردم...

361
00:19:32,925 --> 00:19:35,727
یه حسی بهم می گه می تونی...
 همین جوری بذاری و بری...

362
00:19:35,762 --> 00:19:39,365
بدون اینکه نیازی به کُشتنم داشته باشی....

363
00:19:39,399 --> 00:19:40,633
نیـازهای من فرق دارن.

364
00:19:40,667 --> 00:19:43,535
چرا اینکارو می کنی؟
چرا آدم می کُشی؟

365
00:19:43,570 --> 00:19:47,672
اگر اتفاقی برای "هانا" بیفته، خودت می فهمی.

366
00:19:54,114 --> 00:19:55,614
یه لطفی می خوام.

367
00:19:55,649 --> 00:19:56,949
باشه.

368
00:19:56,983 --> 00:20:00,253
اگه تو هم یه لطفی بکنی
و چیزی ازت چِکه نکنه.

369
00:20:00,287 --> 00:20:01,921
"آیزاک سیرکو".

370
00:20:01,955 --> 00:20:03,456
چشه؟

371
00:20:03,490 --> 00:20:05,825
واسه 24ساعت پلیس های مراقب رو بردار.

372
00:20:05,860 --> 00:20:09,963
صد سالِ سیاه.

373
00:20:09,997 --> 00:20:13,633
چه خبر شده؟

374
00:20:13,667 --> 00:20:17,404
یه نفر دنبالِ "آیزاک"ـه.

375
00:20:17,438 --> 00:20:19,539
2تا یه نفر!

376
00:20:19,573 --> 00:20:22,609
می دونی، مثل همونی که توی آپارتمانش بود
اما از نوع بدترش،.

377
00:20:22,643 --> 00:20:25,011
راستش، خیلی بدتر.

378
00:20:25,045 --> 00:20:26,313
پس می خوای پلیسا رو بردارم...

379
00:20:26,347 --> 00:20:29,782
تا اون 2 نفر بتونن...
کاری که براش استخدام شدن رو انجام بدن؟

380
00:20:29,783 --> 00:20:32,018
نه دقیقاً.

381
00:20:32,052 --> 00:20:34,387
خب، پس منم دقـیقاً پلیسا رو برنمی دارم.

382
00:20:34,422 --> 00:20:35,588
اون میاد دنبالت.

383
00:20:35,623 --> 00:20:40,460
نه نمیاد، چون من و اون داریم...

384
00:20:40,495 --> 00:20:43,230
باهم کار می کنیم....

385
00:20:43,264 --> 00:20:45,165
عقلت رو از دست دادی؟

386
00:20:45,199 --> 00:20:47,300
آیزاک، "هانا" رو گرفته.

387
00:20:47,335 --> 00:20:50,337
فهمیده که این 2نفر افتادن دنبالش...

388
00:20:50,372 --> 00:20:52,440
واسه همین "هانا" رو گرفته...
که به من فشار بیاره.

389
00:20:52,474 --> 00:20:54,142
اگه کمکش نکنم، اونو می کُشه.

390
00:20:54,176 --> 00:20:57,679
و چرا برای من باید مهم باشه؟

391
00:20:57,713 --> 00:21:00,315
چون واسه من مهمه؟

392
00:21:00,350 --> 00:21:03,485
<font color="#950000">،دکستر</font>
تو مجبور نیستی نجاتش بدی.

393
00:21:03,520 --> 00:21:04,920
حتی اصلاً نباید باهاش باشی.

394
00:21:04,954 --> 00:21:07,250
خبر مرگش باهم که نمی تونید
آینده ای داشته باشید.

395
00:21:07,257 --> 00:21:09,459
هردوتون همینید که هستید.

396
00:21:09,493 --> 00:21:11,060
من نمی دونم توی آینده مون چی هست.

397
00:21:11,095 --> 00:21:12,295
فقط نمی خوام "آیزاک" اونو بکُشه.

398
00:21:12,329 --> 00:21:13,296
الان فقط...

399
00:21:13,330 --> 00:21:16,365
همینو می دونم....

400
00:21:16,399 --> 00:21:17,566
فکر می کنی کی گرفتتش؟

401
00:21:17,600 --> 00:21:19,434
دستیارش.

402
00:21:19,469 --> 00:21:22,404
"یورگ".

403
00:21:22,438 --> 00:21:23,605
اگه بفهمم کجاست...

404
00:21:23,639 --> 00:21:25,240
... آیزاک" دیگه هیچ نفوذی روم نداره"...

405
00:21:25,274 --> 00:21:27,075
و می تونم بکُشمش....

406
00:21:27,109 --> 00:21:28,209
خب، وقتی که پیشِ "آیزاک" هستی...

407
00:21:28,244 --> 00:21:31,946
چطوری می خوای "یورگ" رو پیدا کنی؟...

408
00:21:31,980 --> 00:21:34,849
یه فکری می کنم.

409
00:21:34,883 --> 00:21:39,554
می دونی امروز صبح چی شد؟

410
00:21:39,588 --> 00:21:44,326
روی تخت دراز کِشیده بودم
خیره شده بودم به سقف،،

411
00:21:44,360 --> 00:21:46,427
نور آفتاب رو حس می کردم
 و به صدای امواج گوش می دادم،...

412
00:21:46,462 --> 00:21:49,798
... و...

413
00:21:49,832 --> 00:21:53,935
واسه یه لحظه همه چیز درست مثل سابق بود....

414
00:21:53,970 --> 00:21:55,270
استیک و نوشیدنی ...

415
00:21:55,304 --> 00:21:59,808
و...تماشای فیلمای چرت روی مبل....

416
00:22:02,178 --> 00:22:05,447
و بعدش پلک زدم.

417
00:22:05,482 --> 00:22:08,783
و حالا نون ذرتی دارم و قاتل های استخدام شده...

418
00:22:08,818 --> 00:22:12,220
... و لطف کردن و...

419
00:22:12,255 --> 00:22:14,756
قرص "زاناکس" که فردا سرِ پا نگهم داره...
(آرام بخش)...

420
00:22:14,791 --> 00:22:18,126
تا بتونم لحظه ای آرامش داشته باشم....

421
00:22:21,497 --> 00:22:24,165
پلیسا رو برمی دارم...

422
00:22:24,200 --> 00:22:26,201
اما هیچوقت ازم انتظار نداشته باش...
 که مشکلی نداشته باشم...

423
00:22:26,235 --> 00:22:29,037
که اینکارو برای کی انجام می دی....

424
00:22:29,071 --> 00:22:32,341
قبول؟

425
00:22:32,375 --> 00:22:34,376
قبول.

426
00:22:58,802 --> 00:23:00,236
"تام".

427
00:23:00,270 --> 00:23:03,940
و یک مخلوق عظیم از اعماق برخاست.

428
00:23:03,974 --> 00:23:06,209
"توکیو" از اونطرفه، "ماریا".

429
00:23:06,243 --> 00:23:09,346
"منم از دیدنت خوشحالم "تام.

430
00:23:09,380 --> 00:23:12,415
گفتم یه سری بزنم ببینم حالت چطوره.

431
00:23:12,449 --> 00:23:13,449
خیلی وقته ندیدمت.

432
00:23:13,484 --> 00:23:15,985
مزخرف نگو.

433
00:23:16,020 --> 00:23:18,120
حالا، فقط اندازه ی...

434
00:23:18,155 --> 00:23:20,122
... تموم شدنِ نوشیدنی وقت داری...

435
00:23:20,157 --> 00:23:23,226
که توضیح بدی دقیقاً واسه چی اومدی....

436
00:23:23,260 --> 00:23:25,427
یکم واسه نوشیدنی زوده.

437
00:23:25,462 --> 00:23:27,262
بازنشستگی همینش خوبه.

438
00:23:27,297 --> 00:23:29,998
مجبور نیستم جایی باشم
هیچکس هم براش مهم نیست چیکار کنم،.

439
00:23:30,033 --> 00:23:31,800
اگه می دونستم می خوای بیای...

440
00:23:31,835 --> 00:23:35,003
باور کن دوبلش می کردم!...

441
00:23:35,037 --> 00:23:37,171
می گفتی؟

442
00:23:37,206 --> 00:23:38,706
«فکر می کنم «قصاب لنگرگاه...

443
00:23:38,741 --> 00:23:44,145
زنده  و سرِحاله، و هنوزم توی میامی  ـه....

444
00:23:44,179 --> 00:23:47,315
ظاهراً من تنها کسی نیستم که حالم خوب نیست.

445
00:23:47,349 --> 00:23:48,983
دوکس" «قصاب لنگرگاه» بود"،

446
00:23:49,017 --> 00:23:50,651
ختم کلام.

447
00:23:50,685 --> 00:23:53,387
من یه اسلاید خون
 توی یه صحنه ی جرم پیدا کردم...

448
00:23:53,421 --> 00:23:56,623
که دقیقاً شبیهِ همونایی بود...
که توی ماشین "دوکس" پیدا کردیم.

449
00:23:56,658 --> 00:23:57,958
آدمای بد هنوزم دارن گم می شن...

450
00:23:57,992 --> 00:24:01,027
و "دوکس" هیچوقت قایق نداشت....

451
00:24:01,062 --> 00:24:03,964
اینجا یه لیست از کارکنان پلیس میامی  هست...

452
00:24:03,998 --> 00:24:07,734
که هنوزم قایق دارن....

453
00:24:07,769 --> 00:24:09,403
اوه، و منم بینشونم!

454
00:24:09,437 --> 00:24:11,271
منو مسخره کردی، "ماریا"؟

455
00:24:11,305 --> 00:24:15,175
تام"، تو که می دونی"
مجبورم تمام سرِنخ ها رو دنبال کنم.

456
00:24:15,209 --> 00:24:18,045
مثل یه پلیس واقعی حرف می زنی...

457
00:24:18,079 --> 00:24:19,880
... با این تفاوت که یه پلیس واقعی می تونست...

458
00:24:19,914 --> 00:24:22,383
عمل فتق م رو یادش باشه....

459
00:24:22,417 --> 00:24:23,784
و بعد جراحی حتی به زور...

460
00:24:23,819 --> 00:24:26,854
می تونستم خودم رو از صندلی بلند کنم...
دیگه بلند کردنِ جسد بماند،!

461
00:24:26,888 --> 00:24:29,022
خودت تاریخ قتل های
قصاب لنگرگاه» رو چِک کن».

462
00:24:29,057 --> 00:24:31,424
می کنم.

463
00:24:31,459 --> 00:24:35,829
حالا که اومدم اینجا
بنظرت هیچ کدومِ این اسما برات آشنا نیستن؟،

464
00:24:38,232 --> 00:24:40,233
"برو خونه، "ماریا.

465
00:24:40,268 --> 00:24:43,236
تنها کمکی که می تونی ازم بگیری
"اینه که برت می گردونم به "کوبا.

466
00:24:58,386 --> 00:25:00,521
فقط 2تا محدوده ی تیراندازی
 خارج از میامی  وجود داره...

467
00:25:00,555 --> 00:25:05,922
که فشنگ های با کالیبر بالا می فروشه...
و فقط اینه که نزدیکِ فرودگاست.

468
00:25:06,327 --> 00:25:08,796
اما هدفی که من می خوامش، اون بیرون نیست،

469
00:25:08,830 --> 00:25:11,599
کنارمه.

470
00:26:08,958 --> 00:26:10,592
میکیچ" مُرده".

471
00:26:10,626 --> 00:26:11,826
سریع کار می کنی.

472
00:26:11,861 --> 00:26:13,128
می بینم که هوشمندانه انتخابت کردم.

473
00:26:13,162 --> 00:26:15,797
خب، هنوز خطر ازت دور نشده.

474
00:26:15,831 --> 00:26:17,232
کافری" وقتی بفهمه همکارش مُرده"...

475
00:26:17,266 --> 00:26:19,367
کُشتنش سخت تر می شه....

476
00:26:19,402 --> 00:26:20,836
اون در موردت چی می دونه؟

477
00:26:20,870 --> 00:26:23,438
فکر کنم همه چیز.

478
00:26:23,472 --> 00:26:25,440
مطمئنم "کاشکا"ها همه چیزو بهشون گفتن.

479
00:26:25,474 --> 00:26:28,176
اگه بدونه که تو دنبالِ منی
و بعد نتونه تو رو پیدا کنه چی؟

480
00:26:28,210 --> 00:26:29,477
خب، احتمالاً میاد دنبال تو
به این امید که پیدات کنه.

481
00:26:29,511 --> 00:26:30,812
پس بیا بهش اجازه بدیم.

482
00:26:30,846 --> 00:26:33,014
می خوای طعمه بشی؟

483
00:26:33,049 --> 00:26:35,150
خودت بودی که عاملِ سورپرایز می خواستی.

484
00:26:58,307 --> 00:27:01,876
پیامکت رو گرفتم
چی شده؟.

485
00:27:01,911 --> 00:27:05,680
واحدها ماشین "یورگ" رو توی یه پارک پیدا کردن
اما ولش کرده بود،.

486
00:27:05,715 --> 00:27:06,982
فقط همینو تونستم پیدا کنم.

487
00:27:07,016 --> 00:27:09,084
قرار نبود چیزی پیدا کنی.

488
00:27:09,118 --> 00:27:11,186
- .بهت که گفتم، هواشو دارم -
هواشو داری؟

489
00:27:11,221 --> 00:27:14,223
انگار خیلی عادیه برات.

490
00:27:14,257 --> 00:27:18,428
«اینو می گن «حقایق بدون احساسات.

491
00:27:18,462 --> 00:27:22,531
تقریباً همیشه دنیا رو این طوری می بینی.

492
00:27:22,566 --> 00:27:25,668
تقریباً.

493
00:27:25,702 --> 00:27:29,605
بجز وقتی که پای "هانا" وسط باشه.

494
00:27:30,807 --> 00:27:35,408
- حالا واسه یه جسد باهامون تماس می گیرن؟ -
نه، خارج از حوزه ی قضایی پلیس میامی  ـه .

495
00:27:35,446 --> 00:27:36,880
خوبه.

496
00:27:36,914 --> 00:27:41,652
فکر کنم.

497
00:27:41,686 --> 00:27:45,256
از کجا می دونی که آخرش
آیزاک، "هانا" رو نمی کُشه؟

498
00:27:45,291 --> 00:27:47,025
نمی دونم.

499
00:27:47,059 --> 00:27:49,827
و اگه "هانا" رو پیدا کنی
و "آیزاک" رو بکُشی، اون وقت چی؟

500
00:27:49,862 --> 00:27:51,062
خب، طبق گفته ی خودت...

501
00:27:51,096 --> 00:27:53,164
من و "هانا" باهم هیچ آینده ای نداریم....

502
00:27:56,668 --> 00:27:57,835
من حق نداشتم اینو بگم.

503
00:27:57,869 --> 00:28:00,037
-- و از روی کینه هم نبود

504
00:28:00,071 --> 00:28:01,905
لعنتی، نمی دونم
شاید هم از روی کینه بود،.

505
00:28:01,940 --> 00:28:05,542
دیگه واقعاً نمی دونم.

506
00:28:05,576 --> 00:28:07,711
-- فقط

507
00:28:07,745 --> 00:28:13,200
دارم اینو به عنوان خواهرِ گاوت می گم
و نه چیز دیگه، خب؟

508
00:28:13,217 --> 00:28:16,019
<font color="#950000">،دکس</font>
اون یه قاتل ـه.

509
00:28:16,053 --> 00:28:19,489
با اون هیچوقت جات امن نیست.

510
00:28:19,523 --> 00:28:21,390
تو که با من جات امنه.

511
00:28:21,425 --> 00:28:24,794
قول بده که در موردِ حرفم فکر می کنی.

512
00:28:24,828 --> 00:28:28,064
باشه.

513
00:28:33,070 --> 00:28:35,171
نفس بکِش.

514
00:28:40,344 --> 00:28:42,512
می خوام با "هانا" حرف بزنم.

515
00:28:42,546 --> 00:28:44,180
صدمه ای بهش وارد نشده.

516
00:28:44,214 --> 00:28:45,581
هرکاری که خواستی برات کردم...

517
00:28:45,616 --> 00:28:47,650
اما باید بدونم که هنوز زنده ست....

518
00:28:47,684 --> 00:28:49,952
و بفهمم کجاست.

519
00:28:49,986 --> 00:28:54,256
تا حالا کسی بهت گفته
که خیلی سخت می تونی به کسی اعتماد کنی؟

520
00:29:06,401 --> 00:29:07,368
تموم شد؟

521
00:29:07,402 --> 00:29:09,036
نه کاملاً.

522
00:29:09,071 --> 00:29:10,338
"گوشی رو بده به "هانا.

523
00:29:10,372 --> 00:29:13,540
یه  نفر می خواد باهاش حرف بزنه.

524
00:29:17,912 --> 00:29:19,446
سلام.

525
00:29:19,481 --> 00:29:24,051
سلام، خدای من
از دیدنت خیلی خوشحالم..

526
00:29:24,086 --> 00:29:25,687
بهت صدمه زده؟

527
00:29:25,721 --> 00:29:28,723
من خوبم.

528
00:29:28,758 --> 00:29:29,925
پس آه...

529
00:29:29,959 --> 00:29:33,929
اینا همون اوکراینی هایی هستن...
که بهم گفته بودی؟

530
00:29:33,964 --> 00:29:35,798
خودشونن.

531
00:29:35,832 --> 00:29:38,167
- .همه چیز درست می شه -
می دونم .

532
00:29:38,201 --> 00:29:41,404
متأسفم که اینطوری دارن از من
برعلیه تو استفاده می کنن.

533
00:29:41,438 --> 00:29:46,676
نباش.

534
00:29:46,710 --> 00:29:50,346
تقصیر تو نیست.

535
00:29:50,381 --> 00:29:51,514
خب، دیگه مهم نیست.

536
00:29:51,549 --> 00:29:53,917
فقط کاری رو که باید بکنی، بکن
خب؟،

537
00:29:53,951 --> 00:29:55,485
می خوام دوباره ببریم...

538
00:29:55,519 --> 00:29:59,722
توی اون قایق احمقانه ت....

539
00:29:59,757 --> 00:30:01,391
قول می دی؟

540
00:30:07,397 --> 00:30:08,998
-- من

541
00:30:09,032 --> 00:30:10,767
دلم برات تنگ شده.

542
00:30:16,306 --> 00:30:17,941
همچنین.

543
00:30:22,946 --> 00:30:25,114
مامانم اینا!

544
00:30:25,148 --> 00:30:27,349
باید برگردم سرِ کار.

545
00:30:27,383 --> 00:30:29,318
می دونی، اگه می تونستم
 با اون صحبت کنم...

546
00:30:29,352 --> 00:30:32,587
و اون بهم چیزی می گفت،...

547
00:30:32,622 --> 00:30:34,856
فکر کنم
که یه چیزی...

548
00:30:34,890 --> 00:30:37,058
بهتر از "همچنین" بهش جواب می دم....

549
00:30:37,092 --> 00:30:39,694
من مثل تو نیستم.

550
00:30:39,728 --> 00:30:41,228
آره، اما باز اون بود
 که سعی می کرد بهت دلداری بده...

551
00:30:41,263 --> 00:30:45,433
و تو نمی تونستی درمقابل، اینکارو بکنی....

552
00:30:45,467 --> 00:30:47,134
اصلاً چرا برات مهمه؟

553
00:30:47,169 --> 00:30:49,270
خوب یه نگاه به اطرافت بنداز.

554
00:30:49,305 --> 00:30:51,300
هیچ کسِ دیگه ای اینجا نیست
 که باهاش حرف بزنم...

555
00:30:51,301 --> 00:30:52,374
بخاطر تو....

556
00:30:52,408 --> 00:30:54,710
ویکتور" دقیقاً به چیزی که حقش بود، رسید".

557
00:30:54,744 --> 00:30:55,978
گمشو.

558
00:30:56,012 --> 00:30:57,813
تمام این سؤالا بخاطرِ همینه؟

559
00:30:57,848 --> 00:30:59,215
می خوای بدونی من چه نوع قاتلی هستم،

560
00:30:59,249 --> 00:31:02,250
داری سعی می کنی تصمیم بگیری که بخاطر
کاری که باهاش کردم، باید زنده بمونم یا بمیرم؟

561
00:31:02,252 --> 00:31:06,488
اون تمام زنـدگیم بود!

562
00:31:06,523 --> 00:31:09,258
اما با این حال...

563
00:31:09,292 --> 00:31:14,229
فرستادیش به میامی....

564
00:31:14,263 --> 00:31:16,831
این خطر رو براش بوجود آوردی.

565
00:31:16,866 --> 00:31:20,035
تو تمام این چیزا رو عملی کردی.

566
00:31:20,069 --> 00:31:23,272
"و حالا ترسیدی، "آیزاک.

567
00:31:23,306 --> 00:31:25,508
ترسیدی که من واقعاً مسئولِ...

568
00:31:25,542 --> 00:31:27,910
مرگش نیستم،...

569
00:31:27,945 --> 00:31:29,713
بلکه خودت مسئولی.

570
00:31:29,747 --> 00:31:32,182
نه.

571
00:31:32,217 --> 00:31:35,052
تو دلیل مرگشی.

572
00:31:35,086 --> 00:31:38,400
اگه واقعاً این طوری فکر می کردی
من تا حالا مُرده بودم،.

573
00:31:47,800 --> 00:31:50,802
برو.

574
00:32:01,378 --> 00:32:03,946
آیزاک" مسحورِ گناه و"...

575
00:32:03,981 --> 00:32:05,548
غرقِ غم شده....

576
00:32:05,582 --> 00:32:06,582
حالش خوب نمی شه.

577
00:32:06,617 --> 00:32:09,386
ریسکِ بزرگی کردی.

578
00:32:09,420 --> 00:32:11,188
از کجا می دونستی که خودش رو
برای مرگ "ویکتور" مقصر می دونه؟

579
00:32:11,222 --> 00:32:13,757
منم همین کارو با "ریتا" کردم.

580
00:32:13,791 --> 00:32:15,759
«حتی با اینکه «قاتل سه گانه
 بود که اونو کُشت...

581
00:32:15,793 --> 00:32:18,195
بااین  حال خودم رو مسئول می دونستم....

582
00:32:18,229 --> 00:32:22,166
حالا دوباره همه چیز داره با "هانا" اتفاق می افته.

583
00:32:22,200 --> 00:32:24,535
اگر اتفاقی براش بیفته، تقصیر منه،

584
00:32:24,570 --> 00:32:26,471
بعد عاقبتم مثل "آیزاک" می شه؟

585
00:32:26,505 --> 00:32:28,506
تو بعد از "ریتا" حالت خوب شد.

586
00:32:28,541 --> 00:32:30,242
به سختی.

587
00:32:30,276 --> 00:32:34,013
هریسون" هرروز منو یادِ اون می ندازه".

588
00:32:35,315 --> 00:32:36,882
-- "اما با "هانا

589
00:32:36,916 --> 00:32:39,986
احساس متفاوتی داره.

590
00:32:40,020 --> 00:32:44,290
من تمام عمرم سعی کردم
 که خودم رو، کارم رو...

591
00:32:44,325 --> 00:32:46,392
مخفی کنم....

592
00:32:46,426 --> 00:32:49,128
اما اون تمام وجودم رو می بینه
و اون بخشش رو می پذیره.

593
00:32:49,162 --> 00:32:50,796
پس مشکل کجاست؟

594
00:32:50,831 --> 00:32:55,467
اگه این موضوع به خوبی تموم بشه...

595
00:32:55,501 --> 00:32:59,470
شاید این بار «بخشِ انسانی»م اونو پس بزنه....

596
00:33:11,716 --> 00:33:14,852
"خوان پابلو".

597
00:33:25,563 --> 00:33:29,166
یه بازیکن فوتبالِ کلومبیایی ـه.

598
00:33:29,201 --> 00:33:31,001
آدمایی که "آیزاک" توی اون
فروشگاه کُشت، کلمبوبیایی بودن.

599
00:33:31,036 --> 00:33:34,305
و آدمای مُرده به خونه برنمی گردن.

600
00:33:34,339 --> 00:33:35,539
اونجا آخرین جاییه که این قاتل ها...

601
00:33:35,573 --> 00:33:36,807
دنبال "آیزاک" می گردن....

602
00:33:36,841 --> 00:33:39,643
"و یه محل عالی برای نگه داشتنِ "هانا.

603
00:33:39,677 --> 00:33:40,878
<font color="#950000">،دکس</font>
وسایلت رو بردار.

604
00:33:40,912 --> 00:33:46,784
یه قربانیِ سوخته شده ی دیگه
نزدیک دانشگاه داریم.

605
00:33:57,764 --> 00:33:59,232
این همون کسیه که آیزاک نشونم داد.

606
00:33:59,266 --> 00:34:00,967
"کافری".

607
00:34:01,001 --> 00:34:02,302
داره طعمه رو گاز می زنه.

608
00:34:02,336 --> 00:34:04,471
باید نزدیک خودم نگه ش دارم...

609
00:34:04,505 --> 00:34:07,674
اما نه خیلی....

610
00:34:07,708 --> 00:34:10,109
قارچ زده اونجا.

611
00:34:10,144 --> 00:34:13,180
با تمام اون خرج هایی که برام برداشته
تمام عالم برامون فحش می فرسته،.

612
00:34:13,181 --> 00:34:14,747
اگه خوب ورزش کنی...

613
00:34:14,782 --> 00:34:16,482
دردت نمی گیره، رفیق....

614
00:34:16,517 --> 00:34:17,517
هی
<font color="#950000">.دکس</font>،

615
00:34:17,551 --> 00:34:19,485
می خوای افتخار بدی؟

616
00:34:19,520 --> 00:34:20,987
اسم قربانی "لیئو سنتولانگو"ئه.

617
00:34:21,021 --> 00:34:23,389
یه دانشجوی فوق لیسانس
 یه قدم،...

618
00:34:23,423 --> 00:34:25,157
با اتحادیه ی دانشجویی فاصله داشته....

619
00:34:25,192 --> 00:34:28,060
چه خبر شده؟
دوتا جسد سوخته توی دو روز.

620
00:34:28,095 --> 00:34:29,395
انگار از همون کاتالیزور استفاده شده،

621
00:34:29,429 --> 00:34:30,729
همون مواد نفتی مثل قربانیِ توی ماشین.

622
00:34:30,764 --> 00:34:33,032
از همون باقیمانده ی روغنی.

623
00:34:33,066 --> 00:34:34,033
یه خودکُشی دیگه؟

624
00:34:34,067 --> 00:34:35,801
نوعاً یه خودکُشی با آتیش،

625
00:34:35,836 --> 00:34:39,370
بنزین یا موادِ سوختی
روی سر ریخته می شه.

626
00:34:39,373 --> 00:34:41,976
منشعِ اصلیِ این آتیش...

627
00:34:42,010 --> 00:34:43,877
از مرکز شروع شده....

628
00:34:43,912 --> 00:34:46,313
آتیش رو به بالا و پایین رفته.

629
00:34:49,785 --> 00:34:52,586
می شه در رو ببندیم؟

630
00:34:59,561 --> 00:35:02,029
این قسمتی که نسوخته.

631
00:35:02,064 --> 00:35:03,030
مثل همون اتفاقیه که...

632
00:35:03,065 --> 00:35:05,866
با قربانیِ توی ماشین افتاد....

633
00:35:05,901 --> 00:35:08,369
یه شبح اینجا داریم.

634
00:35:08,403 --> 00:35:09,370
"بابی".

635
00:35:09,404 --> 00:35:11,272
شاید قربانی می خواسته بهمون بگه...

636
00:35:11,306 --> 00:35:13,740
کی اینکارو کرده....

637
00:35:13,774 --> 00:35:16,910
یا آخرین کسی بوده که بهش فکر می کرده؟

638
00:35:22,150 --> 00:35:26,052
حالت خوبه؟

639
00:35:26,086 --> 00:35:28,722
تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

640
00:35:28,756 --> 00:35:32,292
اگه این یه آدم بوده...

641
00:35:32,326 --> 00:35:36,830
پس حتماً یه جور...
لباس محافظتی پوشیده بوده.

642
00:35:36,865 --> 00:35:38,632
جلوی فرارِ قربانی رو گرفته...

643
00:35:38,666 --> 00:35:40,667
و زنده سوختنش رو تماشا کرده....

644
00:35:40,702 --> 00:35:42,770
اوه، اون قدری که بنظر می رسه ترسناک نیست.

645
00:35:42,804 --> 00:35:47,300
از بین رفتنِ بافت های حیاتی و عصب ها
به سرعت ایجادِ شوک و خفگی می کنه،

646
00:35:47,309 --> 00:35:49,310
باعث می شه واقعه...

647
00:35:49,344 --> 00:35:51,712
نسبتاً بدون درد بشه....

648
00:35:51,746 --> 00:35:54,448
نسبتاً.

649
00:36:02,558 --> 00:36:06,093
دوربینم رو لازم دارم.

650
00:36:06,128 --> 00:36:07,394
دوربینش رو واسه چی می خواد؟

651
00:36:07,429 --> 00:36:10,697
برای مدرک. یه قاتل داریم که از آتیش
به عنوان یه اسلحه استفاده می کنه.

652
00:36:10,732 --> 00:36:13,133
و یه اسم کوچیک
 "بابی"....

653
00:36:13,167 --> 00:36:15,235
عالیه.

654
00:36:15,270 --> 00:36:17,270
کوئین"، اینجا دوربین امنیتی هست؟"

655
00:36:17,305 --> 00:36:18,405
آره، یکی.

656
00:36:18,439 --> 00:36:19,406
نوارش رو از شرکت می گیرم.

657
00:36:19,440 --> 00:36:20,640
خب، اینجا هیچ خونی نیست،

658
00:36:20,675 --> 00:36:22,642
من برمی گردم به پاسگاه
"وینس"..

659
00:36:22,676 --> 00:36:25,277
آره، این با من
روز عذاب..

660
00:36:25,311 --> 00:36:28,240
چطوریه که توی این محوطه به این بزرگی
فقط 1دونه دوربین هست؟

661
00:36:28,247 --> 00:36:29,714
دب"، یه لحظه وقت داری؟"

662
00:36:29,749 --> 00:36:33,118
الان برمی گردم.

663
00:36:33,153 --> 00:36:35,087
خوان پابلو" کیه؟"

664
00:36:35,121 --> 00:36:36,422
برای کلومبیایی ها کار می کنه.

665
00:36:36,456 --> 00:36:38,824
فروشگاه "متئو" رو یادته؟

666
00:36:38,858 --> 00:36:40,926
آره، اون 3تا کلومبیایی که "آیزاک" کُشت.

667
00:36:40,961 --> 00:36:42,728
آره. اینو از گوشیش برداشتم.

668
00:36:42,763 --> 00:36:47,600
فکر کنم "هانا" رو توی یکی از
خونه های اون مُرده ها نگه داشتن.

669
00:36:47,601 --> 00:36:49,302
یه بررسی می کنم.

670
00:36:49,337 --> 00:36:51,104
اما فقط بررسی کن، و ممنون.

671
00:37:01,016 --> 00:37:03,218
- <font color="#950000">.دکستر -</font>
اون یارو "کافری"؟

672
00:37:03,252 --> 00:37:05,287
- دیدت؟ -
آره .

673
00:37:05,321 --> 00:37:07,456
الان دارم یه صحنه ی جرم رو ترک می کنم.

674
00:37:07,490 --> 00:37:08,657
خیلی خب
ببرش به یه لنگرگاه..

675
00:37:08,691 --> 00:37:10,659
لنگرگاه 18، راهروی شمال غربی.

676
00:37:10,693 --> 00:37:11,660
یه کِشتیِ باری اونجا هست
(به اسم "فیرلِس" (نترس،.

677
00:37:11,694 --> 00:37:13,095
مال خودمونه.

678
00:37:13,129 --> 00:37:14,629
اونجا منتظر می مونم.

679
00:37:26,509 --> 00:37:27,642
جورج" هستم".

680
00:37:27,677 --> 00:37:29,511
می تونم کمکتون کنم؟

681
00:37:29,545 --> 00:37:30,512
کافری" هستم".

682
00:37:30,546 --> 00:37:32,480
آیزاک" رو پیدا کردی؟"

683
00:37:32,514 --> 00:37:34,215
جان من بگو که اون آشغال مُرده.

684
00:37:34,250 --> 00:37:36,384
هنوز نه
دارم "مورگان" رو تعقیب می کنم..

685
00:37:36,419 --> 00:37:38,753
دلیلی وجود داره که به لنگرگاه بره؟

686
00:37:38,787 --> 00:37:39,921
ما اونجا یه قایق داریم.

687
00:37:39,956 --> 00:37:42,657
"فکر می کنی "آیزاک" داره واسه "مورگان
تله می ذاره؟

688
00:37:42,692 --> 00:37:45,093
منم همینو می خوام بفهمم.

689
00:37:56,901 --> 00:37:59,302
واقعا؟ ذرت؟
دوباره؟

690
00:37:59,336 --> 00:38:03,640
توی کابینت فقط همین هست.

691
00:38:10,514 --> 00:38:11,548
بخور.

692
00:38:11,582 --> 00:38:13,416
خب چطوره بذاری به یه...

693
00:38:13,451 --> 00:38:15,552
دست پختِ جنوبیِ خوب معرفیت کنم؟...

694
00:38:15,586 --> 00:38:18,500
مادربزرگم یه دستوالعمل خیلی خوب برای
گوجه سبزهای سرخ کرده داره.

695
00:38:18,556 --> 00:38:19,856
فوق العاده س.

696
00:38:19,891 --> 00:38:22,659
دیدم چندتا گوجه توی باغچه هست.

697
00:38:22,693 --> 00:38:24,528
نمی تونم بذارم بری بیرون.

698
00:38:24,562 --> 00:38:27,397
خیلی خب، باشه.

699
00:38:27,431 --> 00:38:31,869
پس تو برو بچینشون.

700
00:38:34,253 --> 00:38:35,887
فکر کنم یه چیزی پیدا کردم.

701
00:38:35,922 --> 00:38:37,523
یکی از اون کلومبیایی ها مجرد بوده.

702
00:38:37,557 --> 00:38:38,891
اون 2تای دیگه
 با خانواده شون زندگی می کردن...

703
00:38:38,925 --> 00:38:41,590
یا تو یه آپارتمانی چیزی...
اما مجرده یه خونه توی خیابون "کورال" داره،.

704
00:38:41,595 --> 00:38:43,796
- .الان دارم می رم اونجا
دب"، نه" .

705
00:38:43,830 --> 00:38:46,332
نمی خوام چیزی بشنوم، دکستر، خب؟

706
00:38:46,366 --> 00:38:49,367
و فقط برای اینکه کاملاً روشن بشه
بگم که اینکارو واسه "هانا" نمی کنم،.

707
00:38:49,369 --> 00:38:50,903
اینکارو می کنم که تو زنده بمونی.

708
00:38:50,938 --> 00:38:53,706
و اگه به طور اتفاقی
تو زودتر "آیزاک" رو کُشتی، که دیگه هیچی.

709
00:38:53,740 --> 00:38:55,441
خوب، یه جورایی باید عجله کنی.

710
00:38:55,475 --> 00:38:59,244
الان دارم یکی از این آدما رو
به طرف "آیزاک" می کِشونم.

711
00:38:59,278 --> 00:39:00,245
خواهش می کنم مراقب باش.

712
00:39:00,279 --> 00:39:04,382
آره، منم می خواستم همینو به تو بگم.

713
00:39:04,417 --> 00:39:08,119
نقشه م همینه.

714
00:39:41,854 --> 00:39:43,921
خوشکله.

715
00:39:55,701 --> 00:39:58,770
می بینی؟
مَرد و قولش.

716
00:40:02,141 --> 00:40:05,843
- .بفرمایید -
ممنون .

717
00:40:05,877 --> 00:40:08,011
دستیارت بهم گفت می تونم
اینجا پیدات کنم.

718
00:40:08,046 --> 00:40:09,279
باید باهم حرف بزنیم.

719
00:40:09,313 --> 00:40:10,947
در مورد چی، اون حرفای بدی...

720
00:40:10,982 --> 00:40:13,016
که بهم زدی؟...

721
00:40:13,050 --> 00:40:14,450
"تو شغلم رو ازم گرفتی، "ماریا.

722
00:40:14,485 --> 00:40:16,519
من 9ماه با حقوق بازنشتگیم فاصله داشته م...

723
00:40:16,553 --> 00:40:17,887
قبل از اینکه از پشت بهم خنجر بزنی....

724
00:40:17,921 --> 00:40:19,622
قبل از اینکه بتونی تلافی کنی!

725
00:40:19,656 --> 00:40:22,024
تقصیر من نیست که تونستم
توی بازیِ خودت شکستت بدم،

726
00:40:22,059 --> 00:40:25,194
پس چرا نصیحتت رو برای خودت نگه نمی داری
 برو خونه....

727
00:40:25,229 --> 00:40:27,297
حالا اگه برای کمک اومدم...

728
00:40:27,331 --> 00:40:30,333
چرا باید برم خونه؟...

729
00:40:30,367 --> 00:40:34,605
"سر به سرِ من نذار، "تام.

730
00:40:40,712 --> 00:40:43,880
اون لیست کوچیکت؟

731
00:40:43,915 --> 00:40:44,914
تعجب می کنی که بدونی...

732
00:40:44,949 --> 00:40:47,984
چیا در مورد بعضی از اسماش می دونم....

733
00:40:48,018 --> 00:40:49,052
کدوم اسما؟

734
00:40:49,086 --> 00:40:50,820
اوه، نه انقدر سریع، نه.

735
00:40:50,855 --> 00:40:52,889
من کمکت می کنم
 تو هم از تثبیت مقامم حمایت کن،...

736
00:40:52,924 --> 00:40:54,524
... فقط اونقدری که بتونم...

737
00:40:54,559 --> 00:40:56,659
حقوق بازنشستگیم رو بگیرم....

738
00:40:56,694 --> 00:40:59,996
قایق ها خیلی گرونن.

739
00:41:00,030 --> 00:41:01,698
خب...

740
00:41:01,732 --> 00:41:04,300
"سؤال، "ماریا...

741
00:41:04,335 --> 00:41:07,904
اینه که اطلاعات چقدر برات مهمن؟...

742
00:41:13,877 --> 00:41:18,180
انگار یه میز اونجا خالی شد.

743
00:41:25,321 --> 00:41:28,890
مواظب باش داغن.

744
00:41:28,924 --> 00:41:30,992
آیزاک" هنوز تماس نگرفته".

745
00:41:31,027 --> 00:41:33,127
اگه اتفاقی براش افتاده باشه...

746
00:41:33,162 --> 00:41:34,228
... واقعاً حیف می شه...

747
00:41:34,263 --> 00:41:36,030
که بعد از این ناهار خوشمزه، بکُشمت....

748
00:41:36,065 --> 00:41:39,867
خب، بیا امیدوار باشیم لازم به اینکار نباشه.

749
00:41:39,902 --> 00:41:41,535
اینم اگه بیشتر خواستی.

750
00:41:50,746 --> 00:41:52,080
-- آب

751
00:41:52,114 --> 00:41:54,449
متأسفم، مادربزرگم همیشه فلفل زیاد می ریخت.

752
00:42:08,722 --> 00:42:12,425
اون هیچوقت زیاد برام مهم نبود.

753
00:42:12,460 --> 00:42:17,130
باید قبل از اینکه ما رو ببینن، بریم.

754
00:42:17,165 --> 00:42:19,499
پس همه چیز تموم شد؟

755
00:42:19,534 --> 00:42:22,269
و هنوزم بهم اعتماد نداری؟

756
00:42:22,304 --> 00:42:24,839
خب؟

757
00:42:24,873 --> 00:42:26,006
می تونی حرف بزنی.

758
00:42:26,041 --> 00:42:30,511
چاقو؟

759
00:42:30,546 --> 00:42:31,512
این چطوری رفته اونجا؟!

760
00:42:31,547 --> 00:42:33,147
توی آب.

761
00:42:33,182 --> 00:42:37,084
منم همین کارو می کنم.

762
00:42:37,119 --> 00:42:40,755
باشه
پس باهم..

763
00:42:42,925 --> 00:42:43,958
تو برو.

764
00:42:43,992 --> 00:42:45,493
می خوام واسه اطمینان یه آبی به اینجا بکِشم.

765
00:42:45,528 --> 00:42:48,529
پایین منتظرت می مونم.

766
00:42:48,564 --> 00:42:49,731
حق با "آیزاک" بود.

767
00:42:49,765 --> 00:42:51,666
اگه می ذاشت می تونستم بذارم و برم.

768
00:42:51,701 --> 00:42:53,701
اما در موردش اشتباه می کردم.

769
00:42:53,736 --> 00:42:56,571
هیچوقت فکر نمی کردم بذاره.

770
00:43:11,187 --> 00:43:14,590
چه بلایی سرِ تو اومده؟

771
00:43:16,860 --> 00:43:18,594
خب...

772
00:43:18,628 --> 00:43:20,196
پس منتظر چی هستی کثافت؟...

773
00:43:27,170 --> 00:43:29,639
خدایا.

774
00:43:45,989 --> 00:43:47,957
تکون نخور
می تونم برسونمت بیمارستان..

775
00:43:47,991 --> 00:43:49,892
گلوله هنوز داخله.

776
00:43:49,927 --> 00:43:54,864
هردومون می دونیم کارم تمومه.

777
00:43:54,899 --> 00:43:56,633
یه جعبه کمک های اولیه توی ماشینمه
می تونم دردت رو کم کنم..

778
00:43:56,667 --> 00:43:58,869
نه.

779
00:43:58,903 --> 00:44:02,873
می خوام یه کار بهتر برام بکنی.

780
00:44:39,811 --> 00:44:42,613
لعنتی.

781
00:44:55,327 --> 00:44:56,561
مرکز.

782
00:44:56,595 --> 00:44:59,364
ستوان "دبرا مورگان" هستم
درخواست نیروی کمکی دارم،.

783
00:44:59,398 --> 00:45:02,467
و یه آمبولانس
2085 "برای خیابون "کورال

784
00:45:02,501 --> 00:45:04,669
الان یکی می فرستم.

785
00:45:18,716 --> 00:45:21,018
بخاطر تکون هاش شرمنده.

786
00:45:21,052 --> 00:45:23,854
بخشیدم.

787
00:45:23,888 --> 00:45:26,857
رسیدیم.

788
00:45:29,427 --> 00:45:33,064
انجامِ وصیتِ کسی که در حال مرگه.

789
00:45:33,098 --> 00:45:35,066
چی می خوای به "هانا" بگی...

790
00:45:35,100 --> 00:45:38,803
وقتی دوباره دیدیش؟...

791
00:45:38,837 --> 00:45:40,505
فکر کنم می گم متأسفم.

792
00:45:40,539 --> 00:45:41,806
فکر کنی؟!

793
00:45:41,840 --> 00:45:43,340
تو دیگه کی هستی
<font color="#950000">!دکستر</font>،

794
00:45:43,375 --> 00:45:45,642
اون باید بدونه که چه احساسی بهش داری.

795
00:45:45,677 --> 00:45:49,245
انقدرها هم ساده نیست.

796
00:45:49,279 --> 00:45:56,547
چطوریه که در مقابل مرگ، انقدر نترس می تونی
باشی اما انقدر از زندگی می ترسی؟

797
00:45:57,654 --> 00:46:00,222
من...

798
00:46:00,256 --> 00:46:03,559
نمی ترسم....

799
00:46:03,594 --> 00:46:06,329
پس چیه؟

800
00:46:12,169 --> 00:46:16,773
مرگ همیشه به من آرامش داده.

801
00:46:16,807 --> 00:46:20,443
تسکین دهنده س.

802
00:46:20,477 --> 00:46:22,178
قابل پیش بینی ـه.

803
00:46:22,213 --> 00:46:25,448
حتمی ـه.

804
00:46:25,482 --> 00:46:29,618
چاقو که توی دستم باشه
احساس می کنم می تونم مرگ رو کنترل کنم،.

805
00:46:29,653 --> 00:46:31,253
بهت صمیمیت می ده.

806
00:46:31,287 --> 00:46:33,989
-- آره، اما

807
00:46:34,023 --> 00:46:35,924
هیچوقت دوام پیدا نمی کنه.

808
00:46:35,958 --> 00:46:37,559
تموم می شه...

809
00:46:37,593 --> 00:46:40,395
و تو...
 جورِ دیگه ای ادامه می دی....

810
00:46:43,366 --> 00:46:44,332
اما حالا...

811
00:46:44,367 --> 00:46:48,770
... "با "هانا...

812
00:46:48,805 --> 00:46:51,606
... احساس می کنم هیچ کنترلی ندارم...

813
00:46:51,641 --> 00:46:54,310
و مطمئنم نیستم...
که بخوام جورِ دیگه ای ادامه بدم.

814
00:46:54,344 --> 00:46:57,379
منم مثل تو بودم.

815
00:46:57,413 --> 00:47:01,082
کاملاً ازهم پاشیده.

816
00:47:01,117 --> 00:47:03,118
تا اینکه اون رو دیدم.

817
00:47:03,152 --> 00:47:04,820
ارزشش رو داشت؟

818
00:47:04,854 --> 00:47:07,122
اخلاقت نسبت به اون
به چه قیمتی تموم شد.

819
00:47:07,157 --> 00:47:09,558
اوه خدایـا.

820
00:47:09,593 --> 00:47:13,462


821
00:47:13,497 --> 00:47:16,566
هیچوقت مجبور نبودم قایم بشم.

822
00:47:16,600 --> 00:47:20,403
-- بالاخره

823
00:47:20,437 --> 00:47:23,439
زنده بودی.

824
00:47:23,473 --> 00:47:26,175
هنوز برای تو هم امید هست.

825
00:47:53,267 --> 00:47:57,036
هر فیلم وسترنی که ببینی، می فهمی
مَردی که دنبالِ انتقامه، باید 2تا قبر بکَنه،

826
00:47:57,037 --> 00:48:00,906
یکی برای دشمنش و دیگری برای خودش.

827
00:48:00,941 --> 00:48:02,408
من نیازی به قبر خودم پیدا نمی کنم...

828
00:48:02,442 --> 00:48:07,179
"اما مطمئن می شم که "آیزاک...
توی قبرش تنها نمی مونه.

829
00:48:07,214 --> 00:48:10,817
و اصلاً نمی دونی که چرا فردِ مرحوم
زندانیت کرده بود؟

830
00:48:10,851 --> 00:48:12,051
نه.

831
00:48:12,086 --> 00:48:14,920
خیلی کم حرف می زد.

832
00:48:14,955 --> 00:48:17,256
پس تو رو به زنجیر بست،

833
00:48:17,290 --> 00:48:18,657
تو خودت رو آزاد کردی،

834
00:48:18,692 --> 00:48:20,426
بهت چاقو زد...

835
00:48:20,461 --> 00:48:21,928
و بعد انقدر زدیش تا مُرد....

836
00:48:21,962 --> 00:48:24,598
همون طور که گفتم
یه دفاع ازخود بود،.

837
00:48:24,632 --> 00:48:25,599
اوه، می دونم.

838
00:48:25,633 --> 00:48:28,769
بااین حال کلی خون اونجا بود.

839
00:48:28,803 --> 00:48:30,070
البته می دونم اولین بارت نیست...

840
00:48:30,105 --> 00:48:33,207
که دستات به خون آلوده می شن....

841
00:48:33,241 --> 00:48:34,676
تموم شد؟

842
00:48:34,710 --> 00:48:36,144
فقط می خوام مطمئن بشم که حرفات...

843
00:48:36,178 --> 00:48:38,981
با اتفاقی که افتاده مطابقت داره....

844
00:48:39,015 --> 00:48:41,383
اما آره، حتما
حرفامون تموم شده،.

845
00:48:41,417 --> 00:48:45,454
چی شد که تو پیدام کردی؟

846
00:48:45,488 --> 00:48:47,456
من پلیسم.

847
00:48:47,490 --> 00:48:49,958
کارم اینه که دنبال سرنخ های بی نام ونشون برم.

848
00:48:49,992 --> 00:48:51,526
نیروی پشتیبانی ت کجا بود؟

849
00:48:51,561 --> 00:48:53,195
ستوان حقوق ویژه داره.

850
00:48:53,229 --> 00:48:55,897
دکتر گفت وقتی پیدام کردی...

851
00:48:55,932 --> 00:48:56,898
وضعم خیلی خراب بود....

852
00:48:56,932 --> 00:48:58,833
آره.

853
00:48:58,867 --> 00:49:01,736
پس با این احساساتت نسبت به من...

854
00:49:01,771 --> 00:49:06,140
چرا نذاشتی راحت بمیرم؟...

855
00:49:06,175 --> 00:49:08,910
داشتم کارم رو انجام می دادم.

856
00:49:08,945 --> 00:49:11,914
بخاطر دکستر بود؟

857
00:49:15,686 --> 00:49:18,454
نه.

858
00:49:18,489 --> 00:49:19,656
فکر کنم دیگه وقتش رسیده...

859
00:49:19,690 --> 00:49:24,361
که بخاطر خودم کارا رو انجام بدم....

860
00:49:24,395 --> 00:49:25,729
شاید تو بتونی...

861
00:49:25,763 --> 00:49:27,598
... با مسئولِ مرگِ کسی بودن کنار بیای...

862
00:49:27,632 --> 00:49:30,133
اما من نمی تونم....

863
00:49:30,168 --> 00:49:33,904
من اینطوری نیستم.

864
00:49:38,209 --> 00:49:40,410
تا جایی که می تونستم سریع اومدم.

865
00:49:40,445 --> 00:49:41,912
ترتیب همه چیز داده شده؟

866
00:49:41,946 --> 00:49:47,485
همه چیز.

867
00:49:47,519 --> 00:49:50,488
پس فکر کنم من می رم دیگه.

868
00:49:53,959 --> 00:49:56,762
حالت خوب می شه؟

869
00:49:56,796 --> 00:49:59,464
آره
چیزی نیست..

870
00:50:10,343 --> 00:50:11,609
فقط 12تا بخیه خورده.

871
00:50:11,644 --> 00:50:14,579
فردا مرخص می شم.

872
00:50:19,718 --> 00:50:21,463
خدایا، داری می لرزی.

873
00:50:24,125 --> 00:50:25,456
وقتی توی قایقم ازم پرسیدی...

874
00:50:25,490 --> 00:50:26,991
که تا حالا شده اون جوری بترسم،...

875
00:50:27,025 --> 00:50:28,152
آره ترسیدم.

876
00:50:29,704 --> 00:50:31,755
دو بار.

877
00:50:34,890 --> 00:50:38,835
وقتی 3سالم بود، شاهد قتل مادرم بودم.

878
00:50:41,439 --> 00:50:43,707
و وقتی توی چند روز گذشته فهمیدم...

879
00:50:43,741 --> 00:50:47,777
که ممکنه دیگه هیچوقت نبینمت....

880
00:50:52,316 --> 00:50:54,217
خب، زیاد هم سخت نبود، بود؟

881
00:50:54,251 --> 00:50:56,887
نمی دونم.

882
00:50:59,491 --> 00:51:02,026
مطمئن نیستم...

883
00:51:02,060 --> 00:51:05,396
... دقیقاً...

884
00:51:05,430 --> 00:51:06,831
اینا یعنی چی....

885
00:51:06,865 --> 00:51:10,200
یا چی...

886
00:51:10,235 --> 00:51:13,236
در انتظاره....

887
00:51:18,176 --> 00:51:21,500
شاید از کنترل خارج بودنِ اوضاع، همین طوریه.

888
00:51:23,500 --> 00:51:33,500
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M