1
00:00:10,093 --> 00:00:12,194
آنچه گذشت...

2
00:00:13,697 --> 00:00:15,831
دکستر
چه کار می کنی؟

3
00:00:15,866 --> 00:00:18,067
شاید بهتر باشه از شرِّ جسد خلاص بشیم.

4
00:00:18,101 --> 00:00:20,369
می تونیم مثل یه خودکُشی نشونش بدیم.

5
00:00:20,404 --> 00:00:21,904
چطوری؟

6
00:00:21,939 --> 00:00:23,039
بنزین.

7
00:00:23,073 --> 00:00:24,106
یه پمپ بنزین همین نزدیکی ها هست.

8
00:00:24,141 --> 00:00:27,143
من می رم چند گالُن بگیرم.

9
00:00:31,722 --> 00:00:34,323
اگه "دوکس" واقعاً «قصاب لنگرگاه» نبوده...

10
00:00:34,358 --> 00:00:36,993
بهترین کار اینه که یه نگاهی...
به روزای آخرِ عمرش بندازیم.

11
00:00:37,027 --> 00:00:39,262
باید با کابینِ توی "اورگلید" شروع کنیم...

12
00:00:39,296 --> 00:00:42,465
جایی که "دوکس" مُرد....

13
00:00:42,499 --> 00:00:45,401
ماریا" متقاعد شده که "دوکس" بی گناه بوده"...

14
00:00:45,436 --> 00:00:47,270
و قاتلِ واقعی ممکنه تو باشی....

15
00:00:47,304 --> 00:00:48,064
من؟!

16
00:00:48,114 --> 00:00:50,082
از «سازمان رسیدگی به متخلفان محکوم شده» بود.

17
00:00:50,116 --> 00:00:53,819
- .هکتور استرادا" می خواد عفو مشروط بگیره" -
استرادا"؟"

18
00:00:53,853 --> 00:00:55,487
یادته در مورد طرز مرگ مادرم برات تعریف کردم؟

19
00:00:58,291 --> 00:01:00,726
اون یکی از کسایی بود که کُشتنش؟

20
00:01:00,760 --> 00:01:02,694
اون رئیس شون بود
خودش دستور داد..

21
00:01:02,729 --> 00:01:05,497
شاید دنیا داره بهت یه کادوی کریسمس می ده.

22
00:01:05,531 --> 00:01:08,200
هیچکس بجز تو نمی تونه
این طوری قضیه رو ببینه.

23
00:01:08,234 --> 00:01:09,735
"استرادا"!

24
00:01:09,769 --> 00:01:12,037
تو با اون کار می کنی، مگه نه؟

25
00:01:12,071 --> 00:01:14,406
اون پلیس زشته.

26
00:01:14,440 --> 00:01:15,707
همون که آزادم کرد.

27
00:01:15,742 --> 00:01:16,708
لاگوئرتا"؟"

28
00:01:16,743 --> 00:01:17,909
گوساله برام تله گذاشت.

29
00:01:17,944 --> 00:01:19,878
این تو نیستی که برات تله گذاشتن.

30
00:01:27,320 --> 00:01:29,454
"دبرا" توی بیمارستانِ "سینت جوزف"
در "هایلیا"ست.

31
00:01:29,489 --> 00:01:30,655
با ماشین تصادف کرده.

32
00:01:30,690 --> 00:01:32,090
خب، منم مطمئنم که یه مُشت قرص...

33
00:01:32,125 --> 00:01:33,592
نخوردم....

34
00:01:33,626 --> 00:01:35,761
پس یعنی وقتی دیشب...

35
00:01:35,795 --> 00:01:36,962
توی خونه ت بوده، مسمومت کرده؟...

36
00:01:36,996 --> 00:01:38,296
باید مدرکش رو پیدا کنیم.

37
00:01:38,331 --> 00:01:40,999
هانا" قرص ها رو توی آبِ "دب" حل کرده"...

38
00:01:41,033 --> 00:01:43,368
که پشت فرمون بی هوش بشه....

39
00:01:43,402 --> 00:01:45,804
"خودکارِ "سال پرایس.

40
00:01:45,838 --> 00:01:49,608
اگه آزمایشش کنی
اثرات اقونیطون رو روش پیدا می کنی.

41
00:01:49,642 --> 00:01:51,476
باورم نمی شه می خوای لوش بدی.

42
00:01:51,511 --> 00:01:54,045
تا وقتی که اون آزاد باشه
جای تو امن نیست،.

43
00:01:54,080 --> 00:01:57,048
باید منو می کُشتی.

44
00:02:06,000 --> 00:02:09,000
* قسمت آخر از فصل هفتم *
* !سورپرایز، پدرسوخته  *

45
00:02:10,000 --> 00:02:20,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

46
00:04:32,165 --> 00:04:34,333
انگار آفتاب سوخته شدی.

47
00:04:34,367 --> 00:04:37,870
از قایق ـه.

48
00:04:37,904 --> 00:04:39,872
رفتارِ خوبی باهات دارن؟

49
00:04:39,906 --> 00:04:43,609
ده دقیقه هواخوری بهم می دن.

50
00:04:43,643 --> 00:04:45,711
هم سلولیم بنظر آدم خوبی میاد.

51
00:04:45,745 --> 00:04:48,013
از یه فروشگاه  دزدی کرده
که بتونه یکم شیشه(مواد) بخره.

52
00:04:48,048 --> 00:04:49,048
-- ببین، تو کاملاً حق داری که

53
00:04:49,082 --> 00:04:51,217
- .تو گفتی عاشقمی -
هستم .

54
00:04:51,251 --> 00:04:55,221
- پس من اینجا چیکار می کنم؟ -
تو "دبرا" رو مسموم کردی .

55
00:05:00,293 --> 00:05:04,230
چون می خواست ما رو از هم جدا کنه.

56
00:05:07,200 --> 00:05:09,501
باید چیکار می کردم؟

57
00:05:09,536 --> 00:05:12,571
نمی دونم.

58
00:05:12,606 --> 00:05:14,406
می تونستی راحت ازم جدا بشی.

59
00:05:14,441 --> 00:05:18,244
تا کاملاً آزاد بشی "دب" رو بکُشی؟
نه.

60
00:05:18,278 --> 00:05:21,947
من تمام عمرم رو توی زندان می مونم.

61
00:05:21,982 --> 00:05:24,950
- .چاره ی دیگه ای برام نذاشتی -
یه چاره داشتی .

62
00:05:24,985 --> 00:05:26,886
قرار بود منو انتخاب کنی.

63
00:05:26,920 --> 00:05:32,091
- .اون خواهرمه -
اوه، خدایا .

64
00:05:32,125 --> 00:05:35,060
من هیچوقت شانس نداشتم.

65
00:05:39,666 --> 00:05:42,601
اینکارو نکن.

66
00:05:47,207 --> 00:05:51,176
اصلاً واسه چی اومدی؟

67
00:05:51,211 --> 00:05:54,947
باید می دیدمت.

68
00:05:54,981 --> 00:05:57,883
اگه می ترسی حقیقت رو
در موردت به بقیه بگم،

69
00:05:57,918 --> 00:05:59,718
پس نگران نباش....

70
00:05:59,753 --> 00:06:03,422
رازت پیشِ من امنه.

71
00:06:03,456 --> 00:06:04,924
واقعاً؟

72
00:06:04,958 --> 00:06:08,928
من هیچوقت اینکارو باهات نمی کنم.

73
00:06:11,631 --> 00:06:14,166
-- من اومدم چون می خواستم

74
00:06:14,200 --> 00:06:18,804
می خواستم بدونی...

75
00:06:18,838 --> 00:06:19,939
-- اگه راهِ دیگه ای...

76
00:06:19,973 --> 00:06:25,177
هرراهی، که بتونم "دبرا" رو امن نگه دارم...

77
00:06:25,211 --> 00:06:28,180
پیداش می کردم....

78
00:06:37,357 --> 00:06:39,992
خیلی دلم برات تنگ شده.

79
00:06:40,026 --> 00:06:42,995
منم همین طور.

80
00:06:46,900 --> 00:06:50,135
تو تنها آدمِ توی دنیایی...

81
00:06:50,170 --> 00:06:53,138
که مجبور نیستم چیزی رو ازش مخفی کنم....

82
00:06:56,343 --> 00:07:00,346
نمی دونم بدون تو باید چیکار کنم.

83
00:07:00,380 --> 00:07:03,349
<font color="#b30000">،دکستر</font>
هنوزم خیلی دیر نشده.

84
00:07:06,286 --> 00:07:09,588
تنها چیزی که برعلیهِ من دارن
اون خودکار لعنتی ـه،.

85
00:07:09,622 --> 00:07:12,725
اگه خودکار ناپدید بشه
ما هم می تونیم ناپدید بشیم،.

86
00:07:12,759 --> 00:07:15,594
می تونیم بریم یه جایی که خواهرت
نتونه پیدامون کنه.

87
00:07:15,628 --> 00:07:19,531
می تونیم بریم آرژانتین
و برای همیشه باهم بمونیم.

88
00:07:19,566 --> 00:07:22,401
هیچوقت نمی تونم بهت اعتماد کنم.

89
00:07:22,435 --> 00:07:24,103
-- اما، الان گفتی

90
00:07:24,137 --> 00:07:28,140
و تو هم می دونی که هیچوقت
نمی تونی بهم اعتماد کنی.

91
00:07:32,278 --> 00:07:34,446
هردمون می دونستیم کار به اینجا می کِشه.

92
00:07:34,481 --> 00:07:37,616
که آخرش یکی مون یا می میره
یا می افته پشتِ میله ها.

93
00:07:37,650 --> 00:07:40,085
آره.

94
00:07:40,120 --> 00:07:44,089
با این تفاوت که من همیشه فکر می کردم
این بلا سرِ تو میاد.

95
00:07:44,124 --> 00:07:46,325
متأسفم.

96
00:07:46,359 --> 00:07:49,328
آره، منم همین طور.

97
00:08:05,822 --> 00:08:08,757
خدافظ
دکستر.

98
00:08:25,141 --> 00:08:27,609
سعی کردم "هانا" رو بکُشم، اما نتونستم.

99
00:08:27,644 --> 00:08:33,282
می خوام برای کاری که با "دب" کرده
ازش متنفر باشم، اما نمی تونم.

100
00:08:33,316 --> 00:08:34,783
الو؟

101
00:08:34,818 --> 00:08:37,152
"یکی از مقیم های کلانتریِ "میامی-دید...

102
00:08:37,187 --> 00:08:39,688
می خواد از طریق تلفن پولی...
باهاتون ارتباط برقرار کنه.

103
00:08:39,722 --> 00:08:40,923
هزینه ش رو قبول می کنید؟

104
00:08:40,957 --> 00:08:43,292
- .آه، بله -
وصل می شه .

105
00:08:43,326 --> 00:08:45,461
آرلین"، خدا رو شکر".

106
00:08:45,495 --> 00:08:46,862
هانا"، موضوع چیه؟"
چی شده؟

107
00:08:46,896 --> 00:08:49,364
نمی تونم اینکارو بکنم
نمی تونم بقیه ی عمرم رو اینجا بگذرونم..

108
00:08:49,399 --> 00:08:53,702
می خوام کمکم کنی
می خوام همه چیز تموم بشه..

109
00:08:53,736 --> 00:08:55,204
نه، تو قوی تر از این حرفایی.

110
00:08:55,238 --> 00:08:56,638
هنوز حتی محاکمه ت شروع هم نشده.

111
00:08:56,673 --> 00:08:58,073
می تونم بیام ملاقاتیت.

112
00:08:58,108 --> 00:08:59,775
آرلین"، تو هم مدیونی".

113
00:08:59,809 --> 00:09:01,910
من به خاطرِ هردومون کلکِ اون وکیل رو کندم.

114
00:09:01,945 --> 00:09:03,178
و حالا به کمکت احتیاج دارم، خب؟

115
00:09:03,213 --> 00:09:06,148
نمی تونم این طوری زندگی کنم.

116
00:09:10,820 --> 00:09:13,280
بگو چیکار کنم.

117
00:09:13,330 --> 00:09:15,999
بیا، بذار ببینیم "توماس" بلده حرف بزنه یا نه.

118
00:09:18,669 --> 00:09:20,103
سروان؟

119
00:09:20,137 --> 00:09:21,304
<font color="#b30000">.دکستر</font>

120
00:09:21,338 --> 00:09:24,307
اینجا چیکار می کنی؟

121
00:09:26,610 --> 00:09:30,246
شاید بهتر باشه "هریسون" رو ببری
توی یه اتاق دیگه.

122
00:09:30,281 --> 00:09:34,417
چرا؟

123
00:09:34,451 --> 00:09:36,186
چون می خوام تو رو به جُرمِ...

124
00:09:36,220 --> 00:09:39,055
قتلِ "هکتور استرادا" بازداشت کنم....

125
00:09:39,089 --> 00:09:42,125
<font color="#b30000">دکستر؟</font>

126
00:09:42,159 --> 00:09:44,093
ماریا"، حتماً اشتباهی شده".

127
00:09:44,128 --> 00:09:46,362
- .کاش این طور بود -
هکتور استرادا" کدوم گاویه؟"

128
00:09:46,397 --> 00:09:47,497
باید عقب بایستید.

129
00:09:47,531 --> 00:09:49,365
- .دستت رو از من بکِش -
خانم، بیاستید عقب .

130
00:09:49,400 --> 00:09:51,134
جیمی، "هریسون" رو ببر توی اتاقش.

131
00:09:51,168 --> 00:09:52,302
خواهش می کنم
چیزی نیست..

132
00:09:52,336 --> 00:09:55,338
الان به "دب" زنگ می زنم.

133
00:09:58,909 --> 00:10:02,912
<font color="#b30000">.دکستر مورگان</font>

134
00:10:02,947 --> 00:10:06,282
تو حق داری سکوت اختیار کنی.

135
00:10:06,317 --> 00:10:08,751
هرچیزی که بگی، یا کاری بکنی...

136
00:10:08,786 --> 00:10:10,587
ممکنه در دادگاه برعلیه ت استفاده بشه....

137
00:10:10,621 --> 00:10:12,689
این حق رو داری که یه وکیل بگیری.

138
00:10:12,723 --> 00:10:14,324
اگه استطاعتِ گرفتنِ وکیل رو نداری...

139
00:10:14,358 --> 00:10:17,594
دادگاه یکی برات می گیره....

140
00:10:24,902 --> 00:10:27,103
موضوع چیه؟

141
00:10:27,137 --> 00:10:30,173
خدایا
لاگوئرتا" مورگان رو دستگیر کرده"..

142
00:10:32,643 --> 00:10:34,377
ماریا"، داری چیکار می کنی؟"

143
00:10:34,411 --> 00:10:35,878
"از سرِ راهم برو کنار، "انجل.

144
00:10:35,913 --> 00:10:37,313
چرا به دکستر دستبند زدی؟

145
00:10:37,348 --> 00:10:39,949
مدارکی دارم که اون «قصاب لنگرگاه»ـه.

146
00:10:39,984 --> 00:10:41,951
دوکس" «قصاب لنگرگاه» ـه".

147
00:10:41,986 --> 00:10:43,052
عقلت رو از دست دادی؟

148
00:10:43,087 --> 00:10:44,187
دکستر قضیه چیه؟

149
00:10:44,221 --> 00:10:46,789
- .نمی دونم -
چی شده؟

150
00:10:46,824 --> 00:10:48,992
اون فکر می کنه برادرت «قصاب لنگرگاه»ـه.

151
00:10:49,026 --> 00:10:51,961
- اصلاً چطور ممکنه؟ -
ممکن نیست .

152
00:10:51,996 --> 00:10:54,163
ویلیام" همین الان دستاش رو باز کن".

153
00:10:54,198 --> 00:10:56,733
- .ولشون کن -
ماریا" داری چیکار می کنی؟"

154
00:10:56,767 --> 00:10:58,868
عقب بایست، ستوان.

155
00:10:58,902 --> 00:11:00,903
دکستر زندانیِ منه
تو از اعضای خانواده ش هستی..

156
00:11:00,938 --> 00:11:02,805
باید خودت رو از این پرونده سلب صلاحیت کنی.

157
00:11:02,840 --> 00:11:05,475
بریم.

158
00:11:05,509 --> 00:11:08,511
- ."انجل" -
حواسم هست .

159
00:11:14,652 --> 00:11:18,755
فقط واسه اینکه روشن بشه...

160
00:11:18,789 --> 00:11:22,759
پس اظهاراتِ رسمیت اینه که دیشب
 برای ماهیگیری رفته بودی...

161
00:11:22,793 --> 00:11:25,061
و بعد مستقیم رفتی خونه پیشِ پسرت....

162
00:11:25,095 --> 00:11:27,297
من "هکتور استرادا" رو نکُشتم.

163
00:11:27,331 --> 00:11:30,133
نه.

164
00:11:30,167 --> 00:11:32,335
تو جسدش رو تیکه تیکه نکردی،

165
00:11:32,369 --> 00:11:35,338
... توی کیسه و قایقت نذاشتیش...

166
00:11:35,372 --> 00:11:36,939
و ننداختیش توی اقیانوس؟...

167
00:11:36,974 --> 00:11:38,608
چرا باید اینکارو بکنم؟

168
00:11:38,642 --> 00:11:40,443
چون "هکتور استرادا" جلوی چشمات...

169
00:11:40,477 --> 00:11:42,078
مادرت رو سلاخی کرد....

170
00:11:42,112 --> 00:11:45,615
پس چطوره با گفتنِ حقیقت شروع کنی؟

171
00:11:45,649 --> 00:11:48,851
من «قصاب لنگرگاه» نیستم.

172
00:11:48,886 --> 00:11:50,887
اون تمام سؤالاتت رو جواب داده.

173
00:11:50,921 --> 00:11:55,892
- .هیچ مدرکی نداری -
هنوز سؤالام مونده .

174
00:11:57,294 --> 00:12:00,163
اینا رو دیشب با گوشیم گرفتم.

175
00:12:00,197 --> 00:12:03,933
و اونم تویی که داری
کیسه های پلاستیکی رو می بری توی قایقت.

176
00:12:03,967 --> 00:12:06,636
یخ بودن که ماهی هام رو خنک نگه دارم.

177
00:12:06,670 --> 00:12:09,472
کولرم خراب شده.

178
00:12:09,506 --> 00:12:12,141
اما تازه گفته بودی که هیچی نگرفتی.

179
00:12:12,176 --> 00:12:16,179
توی کیسه ها چی بود؟

180
00:12:16,213 --> 00:12:19,782
یه پیرهن بود
 که خونِ "هکتور استرادا" روش بود...

181
00:12:19,817 --> 00:12:21,684
و کیفِ پولش....

182
00:12:21,719 --> 00:12:23,419
تو کُشتیش...

183
00:12:23,454 --> 00:12:26,356
همون طوری که تمام قربانی هات رو کُشتی....

184
00:12:26,390 --> 00:12:30,493
اعتراف کن
 تو «قصاب لنگرگاه»ـی....

185
00:12:30,527 --> 00:12:31,494
دکستر دیگه هیچی نگو.

186
00:12:31,528 --> 00:12:33,696
کافیه گروهبان.

187
00:12:33,731 --> 00:12:35,832
داشتم شامم رو می ریختم دور.

188
00:12:35,866 --> 00:12:39,035
یه کیسه از مغازه ی "فرانکو" بود
می تونی چِک کنی..

189
00:12:39,069 --> 00:12:40,370
انجل"، باید حرفمو باور کنی".

190
00:12:40,404 --> 00:12:42,638
تو برای "دوکس" پاپوش دوختی.

191
00:12:42,673 --> 00:12:46,509
اونم بعد از اینکه ازت برعلیهِ اون دفاع کردم.

192
00:12:46,543 --> 00:12:50,940
تو به من، به این سازمان، به تمام اطرافیانت
خیانت کردی.

193
00:12:50,948 --> 00:12:52,315
پس تمام اینا بخاطرِ همینه؟

194
00:12:52,349 --> 00:12:56,352
بخاطرِ اون نیازِ شدیدت که باورت بشه
جیمز دوکس"ـی که می شناختی"،

195
00:12:56,387 --> 00:12:59,355
یا فکر می کنی می شناختی
یه قاتل بی عاطفه نبوده؟،

196
00:12:59,390 --> 00:13:02,392
حق نداری اسمش رو به زبون بیاری.

197
00:13:02,426 --> 00:13:06,028
تو ناراحتی.

198
00:13:06,063 --> 00:13:08,664
عصبانی هستی، ترسیدی.

199
00:13:08,699 --> 00:13:11,401
اون بخاطرِ تو مُرده.

200
00:13:11,435 --> 00:13:13,403
تو همکارش بودی.

201
00:13:13,437 --> 00:13:16,005
و ستوانش،

202
00:13:16,039 --> 00:13:18,875
معشوقه ش.

203
00:13:18,909 --> 00:13:21,611
اگه نمی تونستی
حقیقت رو جلوی چشمات ببینی، چی؟

204
00:13:21,645 --> 00:13:23,780
اینا چی رو در مورد مشخص می کنن؟

205
00:13:23,814 --> 00:13:29,118
بخدا قسم، دکستر
 ترتیبی می دم بخاطر کاری که کردی،...

206
00:13:29,153 --> 00:13:30,119
تقاص پس بدی....

207
00:13:30,154 --> 00:13:31,788
- ."ماریا" -
تقاص پس بدی !

208
00:13:31,822 --> 00:13:33,356
ماریا"، کافیه دیگه".

209
00:13:33,390 --> 00:13:36,559
لعنتی، ستوان
تو نمی تونی اینجا باشی..

210
00:13:36,593 --> 00:13:37,794
بگو الان چی بهم گفتی.

211
00:13:37,828 --> 00:13:39,695
خونِ روی پیرهنی که...

212
00:13:39,730 --> 00:13:41,864
سروان "لاگوئرتا" توی آشغالا پیدا کرد...
رو دوباره آزمایش کردم.

213
00:13:41,899 --> 00:13:44,267
قطعاً مالِ "هکتور استرادا"س...

214
00:13:44,301 --> 00:13:47,703
اما بعد از بررسی کردنش...
یه مدرک پیدا کردم،.

215
00:13:47,738 --> 00:13:50,406
چه...چه مدرکی؟

216
00:13:50,441 --> 00:13:51,774
پیرهنی که با خونِ "استرادا" بهم دادید...

217
00:13:51,809 --> 00:13:54,143
... همون پیرهنیه که روزِ دستگیریش...

218
00:13:54,178 --> 00:13:55,711
سال 73 تنش بود....

219
00:13:55,746 --> 00:13:57,413
اون روز درگیری پیش میاد...

220
00:13:57,448 --> 00:13:59,949
و افسرِ بازداشتش می زنه دماغش رو می شکنه....

221
00:13:59,983 --> 00:14:02,218
امکان نداره.

222
00:14:02,252 --> 00:14:03,986
من فهرستِ مدارک رو بررسی کردم.

223
00:14:04,021 --> 00:14:06,222
اون پیراهن نیستش.

224
00:14:06,256 --> 00:14:07,890
کیف پولش چی؟

225
00:14:07,925 --> 00:14:09,225
باور کن من بی تقصیرم!

226
00:14:09,259 --> 00:14:11,327
روش اثر انگشت بود.

227
00:14:11,361 --> 00:14:13,629
و مالِ شماست.

228
00:14:13,664 --> 00:14:14,764
می خواستی برای برادرم پاپوش درست کنی؟

229
00:14:14,798 --> 00:14:16,299
"دب".

230
00:14:16,333 --> 00:14:18,568
پدرسوخته
برام تله گذاشتی.

231
00:14:18,602 --> 00:14:19,735
"ماریا".

232
00:14:19,770 --> 00:14:22,338
- حالا می تونم برم؟ -
آره، می تونی .

233
00:14:22,372 --> 00:14:25,107
اون اینکارو کرده!

234
00:14:25,142 --> 00:14:27,310
اون «قصاب لنگرگاه»ـه
بایـد باشه!.

235
00:14:27,344 --> 00:14:29,145
این سؤظن های بی موردت دیگه تموم شدن.

236
00:14:29,179 --> 00:14:31,147
و اگه مشکلی باهاش داری، سروان!...

237
00:14:31,181 --> 00:14:34,183
می تونیم با مافوق ها صحبت کنیم....

238
00:14:44,828 --> 00:14:46,262
سروان.

239
00:14:46,296 --> 00:14:48,030
شاید بقیه باورشون شد...

240
00:14:48,065 --> 00:14:50,533
... که تو اینجا قربانی بودی...

241
00:14:50,567 --> 00:14:52,768
اما ما دونفر حقیقت رو می دونیم.

242
00:14:52,803 --> 00:14:56,506
و حقیقت اینه که روزِ خیلی طولانی ای داشتیم.

243
00:14:56,540 --> 00:14:59,976
تو برام پاپوش دوختی
درست همون کاری که با "جیمز" کردی،.

244
00:15:00,010 --> 00:15:04,113
و مطمئنم تا الان "استرادا" رو کُشتی...

245
00:15:04,147 --> 00:15:06,349
که باعث می شه هیچ جوری نتونم...
این موضوع رو ثابت کنم.

246
00:15:06,383 --> 00:15:08,184
تبریک می گم.

247
00:15:08,218 --> 00:15:09,352
دوباره برنده شدی.

248
00:15:09,386 --> 00:15:13,823
من فقط می خوام برم خونه پیشِ پسرم.

249
00:15:13,857 --> 00:15:17,793
جیمز" همیشه می دونست که"
یه چیزِ عجیبی در مورد تو هست.

250
00:15:19,696 --> 00:15:22,498
سورپرایز، پدرسوخته.

251
00:15:22,533 --> 00:15:25,201
- گزارشم رو آماده کردی؟ -
کامل و آماده .

252
00:15:25,235 --> 00:15:27,670
مهم هاش رو بگو.

253
00:15:27,704 --> 00:15:30,339
بیست وشش زخم
اولی به قلب اصابت کرده..

254
00:15:30,374 --> 00:15:33,476
- ...هرکس که اینکارو کرده -
می خواسته یه چیزی رو ثابت کنه .

255
00:15:33,510 --> 00:15:36,946
- .این قربانیِ سوم مونه -
مضنونی داریم؟

256
00:15:36,980 --> 00:15:39,815
"والتر مونرو"
بی وجدان روانیه..

257
00:15:39,850 --> 00:15:41,484
فکر می کنه یه جور فیلسوف یا همچین گاویه.

258
00:15:41,518 --> 00:15:43,986
همیشه افکار مزخرفش رو
توی دفترخاطراتش می نویسه.

259
00:15:44,021 --> 00:15:45,955
هـمم، قربانی ها همه شون زن هستن.

260
00:15:45,989 --> 00:15:47,657
با توجه به زخم ها
 همه شون با یه سلاح کُشته شدن،....

261
00:15:47,691 --> 00:15:49,425
که نشون می ده با 1قاتل طرف هستیم....

262
00:15:49,459 --> 00:15:52,061
موضوع اینه که اون دیوونه س
اما باهوش هم هست،.

263
00:15:52,095 --> 00:15:55,097
هیچوقت نمی تونم چیزی ازش پیدا کنم.

264
00:15:58,235 --> 00:16:01,938
صبر کن.

265
00:16:05,042 --> 00:16:06,909
چیه؟

266
00:16:06,944 --> 00:16:12,081
در مورد... همون موضوع که حرف زدیم.

267
00:16:12,115 --> 00:16:14,350
"بس کن "ماریا.

268
00:16:14,384 --> 00:16:15,585
نمی خوای حداقل در موردش فکر کنی؟

269
00:16:15,619 --> 00:16:19,555
"متأسفم "جیمز.

270
00:16:23,260 --> 00:16:24,627
"اوه لعنتی، "مورگان.

271
00:16:24,661 --> 00:16:27,196
اصلاً نفهمیدم اینجایی.

272
00:16:27,230 --> 00:16:30,199
انگار نامرئی هستی.

273
00:16:33,136 --> 00:16:36,439
کاش فقط می تونستم نامرئی بمونم.

274
00:16:36,473 --> 00:16:39,175
ماریا" صبر کن".

275
00:16:39,209 --> 00:16:41,177
"انجل".

276
00:16:41,211 --> 00:16:42,578
هی -
نمی خوام چیزی بشنوم..

277
00:16:42,613 --> 00:16:45,681
همین الان
با افسر عفومشروطِ "استرادا" صحبت کردم.

278
00:16:45,716 --> 00:16:48,417
تو پشتِ قضیه ی آزادیش از زندان بودی؟

279
00:16:48,452 --> 00:16:52,188
یه جورایی دکستر فهمید که من مواظبش هستم.

280
00:16:56,226 --> 00:16:59,595
همه فکر می کنن که سعی داری
برای دکستر پاپوش درست کنی.

281
00:16:59,630 --> 00:17:00,830
من -
<font color="#b30000">!دکستر -</font>...

282
00:17:00,864 --> 00:17:02,198
برام مهم نیست بقیه چی فکر می کنن....

283
00:17:02,232 --> 00:17:04,133
خب، بهتره کم کم برات مهم بشه.

284
00:17:04,167 --> 00:17:05,468
می خوای شغلت رو نگه داری؟

285
00:17:05,502 --> 00:17:07,737
البته که می خوام.

286
00:17:07,771 --> 00:17:08,771
خب، پس به نفعته کوتاه بیای...

287
00:17:08,805 --> 00:17:10,439
و این فکرِ احمقانه رو بی خیال بشی....

288
00:17:10,474 --> 00:17:13,909
انجل"، من"
 می خوام طرفِ من باشی....

289
00:17:13,944 --> 00:17:17,079
من طرفِ تو هستم
و بخاطر همین دارم اینا رو بهت می گم.

290
00:17:17,114 --> 00:17:20,049
اما باید اینکارات رو تموم کنی.

291
00:17:27,758 --> 00:17:30,159
خیلی خب، بنظر خیلی بد میاد، نه؟

292
00:17:30,193 --> 00:17:31,260
«بدتر از «خیلی بد.

293
00:17:31,294 --> 00:17:32,662
و خیلی باید تلاش کنی...

294
00:17:32,696 --> 00:17:34,130
تا این موضوع رو درست کنی....

295
00:17:34,164 --> 00:17:36,432
"اما همه می دونن، "ماریا،

296
00:17:36,466 --> 00:17:41,937
اگه کسی بتونه خودش رو
از همچین مخمصه ای نجات بده، اون تویی.

297
00:17:45,442 --> 00:17:50,479
"ممنون از نصیحتت، "انجل.

298
00:17:53,684 --> 00:17:55,351
باید حرف بزنیم.

299
00:17:55,385 --> 00:17:59,822
هریسون" همین الان خوابید".

300
00:17:59,856 --> 00:18:02,792
خوشحالم حداقل یکی مون امشب می خوابه.

301
00:18:05,896 --> 00:18:08,900
چطوره دفعه ی بعد که می خواستی
دستگیر بشی، قبلش یه هشدار بدی؟

302
00:18:08,932 --> 00:18:11,300
یا حداقل سروان مون رو
یه روانیِ آشغال نشون بده.

303
00:18:11,334 --> 00:18:13,035
جواب داد، نداد؟

304
00:18:13,070 --> 00:18:15,271
همه فکر می کنن "لاگوئرتا" برام پاپوش دوخته.

305
00:18:15,305 --> 00:18:17,373
دیگه نمی تونه بیافته دنبالم.

306
00:18:17,407 --> 00:18:19,642
و فقط به قیمتِ شغلش تموم شد.

307
00:18:19,676 --> 00:18:22,778
"خودِ "لاگوئرتا
شغلِ چندنفر رو تا حالا نابود کرده؟

308
00:18:22,813 --> 00:18:24,947
دلیل نمی شه که کارِ تو درست باشه.

309
00:18:24,981 --> 00:18:28,918
نه اینکه حالا کلاً بدونم خوب و بد چیه.

310
00:18:32,889 --> 00:18:37,960
کاش کار به اینجا نمی کِشید
اما یا اون باید قربانی می شد یا من،.

311
00:18:37,994 --> 00:18:39,662
چیزی نمونده توی اسکله
 "موقعِ کُشتنِ "استرادا...

312
00:18:39,696 --> 00:18:41,363
داخلِ کانتیرِ باری مُچم رو بگیره....

313
00:18:41,398 --> 00:18:43,799
این تقصیرِ کی بود؟

314
00:18:43,834 --> 00:18:45,334
لاگورتا" بود که برام تله گذاشت".

315
00:18:45,368 --> 00:18:47,103
پس الان لطفش رو جبران کردی؟

316
00:18:47,137 --> 00:18:50,840
یعنی روشِ عادیِ راه حل های مبارزه م رو
ترجیح می دی؟

317
00:18:50,874 --> 00:18:52,374
اصلاً خنده دار نیست.

318
00:18:52,409 --> 00:18:57,600
ببین، یه مشکلی وجود داشت، منم به بهترین
شکلی که بلد بودم حلش کردم. و تموم شد.

319
00:18:57,614 --> 00:18:58,948
همیشه همینو می گی.

320
00:18:58,982 --> 00:19:00,916
پس "هانا" چی؟

321
00:19:00,951 --> 00:19:02,985
چشه؟

322
00:19:03,019 --> 00:19:06,255
خب، فکر کنم اون خوب می شناستت.

323
00:19:06,289 --> 00:19:07,456
-- آره، اما

324
00:19:07,491 --> 00:19:08,991
خب، فردا محاکمه داره.

325
00:19:09,025 --> 00:19:10,259
از کجا می دونی از این موضوع...

326
00:19:10,293 --> 00:19:12,027
به عنوان برگ برنده...
برای معامله استفاده نمی کنه؟

327
00:19:12,062 --> 00:19:14,697
- .نمی کنه -
از کجا می دونی؟

328
00:19:14,731 --> 00:19:18,934
چون عاشقمه.

329
00:19:20,537 --> 00:19:22,972
دعا کن همین طور باشه.

330
00:19:26,543 --> 00:19:29,411
فردا رو مرخصی بگیر، خب؟

331
00:19:29,446 --> 00:19:33,415
حداقل تا موقعی که حرارتِ کارای "لاگورتا" بخوابه.

332
00:19:41,057 --> 00:19:43,092
می دونی که این موضوع هنوز تموم نشده.

333
00:19:43,126 --> 00:19:46,395
با وجودِ چیزی که "لاگوئرتا" فکر می کنه
استرادا" هنوز زنده س"،.

334
00:19:46,429 --> 00:19:47,596
آره، می دونم.

335
00:19:47,631 --> 00:19:49,231
از وقتی ولش کردم، 6روز گذشته.

336
00:19:49,266 --> 00:19:50,800
هنوز پیداش نکردم.

337
00:19:50,834 --> 00:19:53,335
اگه دوباره خودش رو نشون بده
و "لاگوئرتا" باخبر بشه،...

338
00:19:53,370 --> 00:19:54,670
باهاش معامله می کنه.

339
00:19:54,704 --> 00:19:56,605
می ذارتش یه جای امن.

340
00:19:56,640 --> 00:20:00,170
بعدش باید به بازپرس قضایی توضیح بدی
که چرا با یه ارّه برقی افتادی به جونش.

341
00:20:00,177 --> 00:20:03,345
پیداش می کنم.

342
00:20:03,380 --> 00:20:06,682
کاری که بایـد بکنم رو می کنم.

343
00:20:06,716 --> 00:20:09,652
مثل "هانا" حرف می زنی.

344
00:20:20,630 --> 00:20:22,264
"طبق حرف های افسر وثیقه ی "استرادا...

345
00:20:22,299 --> 00:20:24,533
اینجا آخرین آدرس ثبت شده به اسم زنشه....

346
00:20:24,568 --> 00:20:26,669
هکتور" جای دیگه ای نداره که بره".

347
00:20:26,703 --> 00:20:29,638
-- اون تحتِ تعقیبِ پلیس و من و

348
00:20:35,645 --> 00:20:41,217
خانم "استرادا"؟ من "آرتور کری" هستم
"افسر عفو مشروطِ "هکتور،.

349
00:20:41,251 --> 00:20:42,351
چرا اینجا اومدید؟

350
00:20:42,385 --> 00:20:44,086
من سال هاست "هکتور" رو ندیدم.

351
00:20:44,120 --> 00:20:46,989
- هی عزیزم، کیه؟ -
همسایه س .

352
00:20:47,023 --> 00:20:50,626
خواهش می کنم، دیگه اینجا نیاید.

353
00:20:50,660 --> 00:20:52,661
تونیِ" من خوشش نمیاد".

354
00:20:52,696 --> 00:20:54,263
خب، اگه "هکتور" رو ندیدید،

355
00:20:54,297 --> 00:20:57,299
چرا هنوز زنش هستید؟

356
00:20:57,334 --> 00:20:59,201
من کاتولیکم.

357
00:20:59,236 --> 00:21:01,737
باز اون یارو اومده؟

358
00:21:01,771 --> 00:21:03,239
مطمئنید اینجا نیومده؟

359
00:21:03,273 --> 00:21:06,208
باید برید.

360
00:21:14,351 --> 00:21:16,051
چهل سال گذشته...

361
00:21:16,086 --> 00:21:18,654
اما "فلورنسیا" هنوز "هکتور" رو فراموش نکرده....

362
00:21:18,688 --> 00:21:23,092
گاهی فقط یه لحظه طول می کِشه
تا شخصیتِ واقعی مون فاش بشه.

363
00:21:23,126 --> 00:21:25,060
انگار تار عنکبوت درست کردی.

364
00:21:25,095 --> 00:21:27,162
بیشتر مثل یه پازل می مونه.

365
00:21:27,197 --> 00:21:28,297
خب، پازل رو درست کردی.

366
00:21:28,331 --> 00:21:30,165
می تونی بگی قتل کارِ "مونرو" بوده یا نه؟

367
00:21:30,200 --> 00:21:31,767
زخم های ورودی به قربانی...

368
00:21:31,801 --> 00:21:34,670
با زخم های قربانی های قبلی سازگاری داره....

369
00:21:34,704 --> 00:21:37,306
آه، وقتی بهش حمله کردن، ایستاده بوده.

370
00:21:37,340 --> 00:21:40,576
لیز می خوره
بدنش می چرخه،.

371
00:21:40,610 --> 00:21:42,511
و اینجا قاتل پشت سرش ایستاده...

372
00:21:42,545 --> 00:21:45,915
و به طور مداوم به کمرش چاقو می زنه....

373
00:21:45,949 --> 00:21:48,550
و بعد قربانی چهاردست وپا می شینه،

374
00:21:48,585 --> 00:21:52,521
روی زمین می خزه
تا اینکه قاتل می گیرتش و روش رو برمی گردونه.

375
00:21:52,555 --> 00:21:54,023
اینجا می شینه روش.

376
00:21:54,057 --> 00:21:57,526
شاهرگش رو می بُره.

377
00:21:57,560 --> 00:22:00,296
قربانی وحشت کرده
ضربان قلبش می ره بالا..

378
00:22:00,330 --> 00:22:02,164
خونِ بیشتری از رگش...

379
00:22:02,198 --> 00:22:07,369
خارج می شه...
شریانش در اینجا و اینجا و اینجا فوران می کنه،.

380
00:22:09,306 --> 00:22:12,500
تا حالا ندیدم کسی انقدر در مورد
یه صحنه ی جرم هیجان زده بشه.

381
00:22:12,509 --> 00:22:14,443
تو یکم زیادی
از این کثافت کاریای خون خوشت میاد.

382
00:22:14,477 --> 00:22:15,945
من فقط دارم کارمو می کنم.

383
00:22:15,979 --> 00:22:21,500
اون لبخندِ مسخره رو از قیافه ت بردار و کمکم کن
روانی ای که اینکارو کرده رو پیدا کنم.

384
00:22:22,886 --> 00:22:25,220
گاردم رو باز گذاشتم.

385
00:22:25,255 --> 00:22:28,090
واسه یه لحظه
 زندگیِ واقعیم قاطیِ زندگیِ دروغیم شد...

386
00:22:28,124 --> 00:22:32,328
و "دوکس" تونست حقیقت رو در موردم ببینه....

387
00:23:00,657 --> 00:23:02,958
"ممنون که اومدی، "تام.

388
00:23:02,993 --> 00:23:04,259
"محض رضای خدا، "ماریا.

389
00:23:04,294 --> 00:23:05,861
خبرش توی تمام پاسگاه پخش شده.

390
00:23:05,895 --> 00:23:06,962
سعی کردی برای دکستر پاپوش درست کنی.

391
00:23:06,997 --> 00:23:09,198
می دونی که این حقیقت نداره.

392
00:23:09,232 --> 00:23:12,434
واقعاً؟

393
00:23:12,469 --> 00:23:14,737
رئیس پلیس می خواد تحقیقاتی در مورد...

394
00:23:14,771 --> 00:23:16,872
رفتارهای اخیرت انجام بشه....

395
00:23:16,906 --> 00:23:19,541
اگه ازم بخوان شهادت بدم
 خواه ناخواه واردِ این آشوب می شم،...

396
00:23:19,576 --> 00:23:21,610
-- و چاره ای ندارم جز اینکه حقیقت رو بگم...

397
00:23:21,644 --> 00:23:23,812
که ما توی اون خونه قایقی
 مدرکِ قطعی پیدا کردیم...

398
00:23:23,847 --> 00:23:25,614
... و "دوکس" «قصاب لنگرگاه» بوده...

399
00:23:25,648 --> 00:23:28,717
و با وجودِ اینکه نصیحتت کردم...
 دست از این قضیه برداری...

400
00:23:28,752 --> 00:23:31,553
تو بازم به این بی ملاحظه گی هات ادامه دادی....

401
00:23:31,588 --> 00:23:33,555
حالا پیشنهادت چیه؟

402
00:23:33,590 --> 00:23:37,220
زانو بزن
و التماس هر ننه قمری که رو می بینی، بکن.

403
00:23:37,227 --> 00:23:39,795
"جدی می گم، "تام.

404
00:23:39,829 --> 00:23:42,231
امیدوار بودم ازم حمایت کنی.

405
00:23:42,265 --> 00:23:44,833
و خودم رو مثل تو دیوونه نشون بدم؟

406
00:23:44,868 --> 00:23:48,804
مردم هنوز اینجا بهت احترام می ذارن.

407
00:23:51,141 --> 00:23:53,776
"نیاز دارم یه نفر هوامو داشته باشه، "تام.

408
00:23:53,810 --> 00:23:56,879
می تونی بگی سؤظن های معقولی داشتم.

409
00:23:56,913 --> 00:23:57,880
تو زیاده روی کردی.

410
00:23:57,914 --> 00:23:58,947
خب، پس همینو بگو.

411
00:23:58,982 --> 00:24:01,383
بگو بخاطرِ طبیعتِ زیاده خواهیم...

412
00:24:01,418 --> 00:24:04,253
به عنوان یه افسر پلیس...
زیادی درگیرِ این پرونده شدم،.

413
00:24:04,287 --> 00:24:06,188
تو زیادی درگیرِ خریّت شدی.

414
00:24:06,222 --> 00:24:09,058
"من همین الان هم خوردم زمین، "تام.

415
00:24:09,092 --> 00:24:12,094
نمی خواد لگد بزنی.

416
00:24:16,366 --> 00:24:20,702
شغلم در خطره.

417
00:24:20,737 --> 00:24:25,441
"تام".

418
00:24:25,475 --> 00:24:28,177
خیلی خب.

419
00:24:28,211 --> 00:24:29,378
ببینم چیکار می تونم بکنم.

420
00:24:29,412 --> 00:24:32,081
ممنون.

421
00:24:32,115 --> 00:24:36,852
تو فقط صدات در نیاد.

422
00:24:36,886 --> 00:24:38,787
محض رضای خدا
 اگه می خوای شغلت رو نگه داری،...

423
00:24:38,822 --> 00:24:41,824
درست انجامش بده....

424
00:24:53,770 --> 00:24:57,239
ستوان
از این طرفا؟.

425
00:24:57,273 --> 00:25:00,476
من افسرِ بازداشتت هستم.

426
00:25:00,510 --> 00:25:02,311
دستت چطوره؟

427
00:25:02,345 --> 00:25:04,580
هرروز قوی تر می شه.

428
00:25:04,614 --> 00:25:07,216
مواجه شدن با زندگی
بدون احتمالِ عفو شدن چطوره؟

429
00:25:07,250 --> 00:25:11,420
تا جایی که می دونم
تا موقعی که جرمم ثابت بشه، بی گناهم.

430
00:25:11,454 --> 00:25:12,921
خب، این آخرین شانسته.

431
00:25:12,956 --> 00:25:14,523
می تونی کلی وقت
 و دردسر رو از خودت دریغ کنی...

432
00:25:14,557 --> 00:25:17,059
و راحت به کاری که کردی اعتراف کنی....

433
00:25:17,093 --> 00:25:18,227
اگه تو اعتراف کنی، منم می کنم.

434
00:25:18,261 --> 00:25:20,496
من وجدانم راحته.

435
00:25:20,530 --> 00:25:24,500
"تمام اون قرصای "زاناکس.

436
00:25:24,534 --> 00:25:27,202
وای، حتماً شبا با خوابیدن خیلی مشکل داری.

437
00:25:27,237 --> 00:25:30,172
تو هیچی در موردم نمی دونی.

438
00:25:30,206 --> 00:25:32,274
می شه یه لحظه تنهامون بذاری؟

439
00:25:32,308 --> 00:25:33,475
بجز اینکه ستوان بخش جنایی هستی...

440
00:25:33,510 --> 00:25:35,277
و یه نشان پلیسیِ گنده می زنی،...

441
00:25:35,311 --> 00:25:40,883
اما با اینحال دقیقاً می دونی...
برادرت چطور آدمیه.

442
00:25:40,917 --> 00:25:43,218
نگران نباش
نمی خوام به کسی بگم..

443
00:25:43,253 --> 00:25:45,988
حتی اگه هم بگم، کسی باورش نمی شه.

444
00:25:46,022 --> 00:25:48,557
اما همین که می دونم
 تو باید با این موضوع زندگی کنی...

445
00:25:48,591 --> 00:25:51,560
آم، خودش کافیه....

446
00:25:51,594 --> 00:25:53,896
اما هنوزم کنجکاوم.

447
00:25:53,930 --> 00:25:59,001
چطوری دستگیر کردنِ منو توجیه می کنی
اما اونو نه؟

448
00:25:59,035 --> 00:26:03,570
یا قانون فقط چیزیه که
هرجا به نفعت باشه، از خودت می سازیش؟

449
00:26:03,573 --> 00:26:08,340
هرموقع دلت می خواد، یا پای دکستر وسطه
خودت رو به نفهمی  می زنی.

450
00:26:08,344 --> 00:26:10,646
گمشو.

451
00:26:10,680 --> 00:26:14,716
تو یه دروغگو و یه قاتلی.

452
00:26:14,751 --> 00:26:16,485
اما دو رو نیستم.

453
00:26:16,519 --> 00:26:17,819
خانم "مک کی" بیاید.

454
00:26:17,854 --> 00:26:20,822
بریم.

455
00:26:22,992 --> 00:26:25,961
هانا مک کی" شما متهم به قتل عمد"...

456
00:26:25,995 --> 00:26:27,963
در ارتباط با مرگ "سالوادور پرایس" هستید....

457
00:26:27,997 --> 00:26:29,064
دفاعیه تون چی هست؟

458
00:26:29,098 --> 00:26:31,166
موکلم دادخواستِ بی گناهی دارن، عالیجناب.

459
00:26:31,201 --> 00:26:32,768
خانم "مک کی" شما بدین وسیله...

460
00:26:32,802 --> 00:26:35,537
به بازداشتگاهِ فلوریدا برگردونده می شید...
و درخواست وثیقه هم رد می شه،.

461
00:26:35,572 --> 00:26:37,940
نه!

462
00:26:37,974 --> 00:26:39,875
"هانا".

463
00:26:39,909 --> 00:26:40,876
خیلی متأسفم.

464
00:26:40,910 --> 00:26:41,944
گوش کن چی می گم.

465
00:26:41,978 --> 00:26:43,679
همه چیز درست می شه، خب؟

466
00:26:43,713 --> 00:26:45,948
خانم، باید برید عقب لطفاً.

467
00:26:45,982 --> 00:26:48,850
ممنون. خداحافظ.

468
00:26:54,557 --> 00:26:58,360
ماریا"، اومدم سر بزنم".

469
00:26:58,394 --> 00:27:00,796
لطف کردی.

470
00:27:00,830 --> 00:27:04,399
بنظر می رسه همه دارن ازم دوری می کنن.

471
00:27:04,434 --> 00:27:05,867
خودت که می دونی چطوریه.

472
00:27:05,902 --> 00:27:07,703
همه منتظرن ببینن عاقبتِ این کار چی می شه.

473
00:27:07,737 --> 00:27:09,571
دارم هرکاری از دستم برمیاد می کنم...

474
00:27:09,606 --> 00:27:11,640
تا همه چیز روی سرم خراب نشه....

475
00:27:11,674 --> 00:27:14,176
باید به مهمونیم بیای.

476
00:27:14,210 --> 00:27:17,613
واقعاً فکر نمی کنم کسی بخواد اونجا منو ببینه.

477
00:27:17,647 --> 00:27:21,016
البته که می خوان.

478
00:27:21,050 --> 00:27:23,752
موقعیتِ خوبی هم هست
که از دکستر عذرخواهی کنی.

479
00:27:23,786 --> 00:27:25,621
یه حرکتِ عمومی  از ندامت.

480
00:27:25,655 --> 00:27:27,489
اگه موضوع رو پوست کنده بهش بگی،

481
00:27:27,523 --> 00:27:29,224
اونم می تونه به مافوق ها بگه...

482
00:27:29,259 --> 00:27:31,994
که همه چیز فقط یه سؤتفاهم بوده....

483
00:27:32,028 --> 00:27:34,029
درهرصورت، امشب بیا.

484
00:27:34,063 --> 00:27:35,697
فقط جشنِ شبِ قبل از کریسمس نیست.

485
00:27:35,732 --> 00:27:37,666
مهمونیِ بازنشستگی م هم هست.

486
00:27:37,700 --> 00:27:38,934
اوه.

487
00:27:38,968 --> 00:27:41,637
بدون تو مزه نمی ده.

488
00:27:41,671 --> 00:27:44,640
میام.

489
00:28:08,231 --> 00:28:13,035
لعنتی
چی شده؟!

490
00:28:13,069 --> 00:28:14,903
"ببرمون بیمارستان "سوارد مموریال
حالا،!

491
00:28:14,937 --> 00:28:17,906
یه جور تشنج بهش دست داده.

492
00:28:21,778 --> 00:28:23,779
وضعش بنظر ثابت میاد.

493
00:28:23,813 --> 00:28:27,783
الان داریم می بریمش به
"اورژانس "سوارد مموریال.

494
00:28:30,887 --> 00:28:34,856
بهتره با اقوام درجه یکش تماس بگیریم.

495
00:28:34,891 --> 00:28:37,159
دووم بیار، عزیزم.

496
00:28:37,193 --> 00:28:41,196
ازش بگیر MRI زود باش یه
حتماً مغایرتش بده،.

497
00:28:54,181 --> 00:29:04,181
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

498
00:29:17,166 --> 00:29:19,968
بهتره امیدوار باشم حدسم درست باشه.

499
00:29:20,002 --> 00:29:22,104
که کِششِ یه عشق قدیمی  و طولانی...

500
00:29:22,138 --> 00:29:25,540
انقدر هست تا "فلورنسیا" رو مجبور به کمک...
به "استرادا" کنه.

501
00:29:25,575 --> 00:29:29,411
می خواستی حرف بزنی؟

502
00:29:29,445 --> 00:29:33,215
دب" بیا داخل و بشین".

503
00:29:33,249 --> 00:29:36,151
چی شده؟

504
00:29:36,185 --> 00:29:38,286
حق با تو بود.

505
00:29:38,321 --> 00:29:41,623
- درمورد چی؟ -
من .

506
00:29:41,657 --> 00:29:45,861
من اجازه دادم که احساساتم نسبت به
 "گروهبان "دوکس...

507
00:29:45,895 --> 00:29:47,996
روی تصمیم گیریم اثر بذاره....

508
00:29:48,030 --> 00:29:50,232
کاری که با برادرت کردم...

509
00:29:50,266 --> 00:29:55,871
بی احتیاطی و غیرقابل بخشش بود....

510
00:29:55,905 --> 00:30:00,342
و متأسفم.

511
00:30:00,376 --> 00:30:04,212
اگه باعث تسلی ت می شه
شغلم به خطر افتاده،.

512
00:30:04,247 --> 00:30:07,849
ممکنه به تعلیق بیافتم
یا بدتر،.

513
00:30:07,884 --> 00:30:09,684
امیدوارم این طور نشه.

514
00:30:09,719 --> 00:30:12,754
مجبور نیستی اینو بگی.

515
00:30:12,789 --> 00:30:16,992
درهرصورت، من زیاد اینجا نمی مونم،

516
00:30:17,026 --> 00:30:21,496
می خوام نظمِ بعضی چیزا رو نگه دارم.

517
00:30:21,531 --> 00:30:25,133
داشتم سخت تلاش می کردم
 «که ثابت کنم «قصاب لنگرگاه...

518
00:30:25,168 --> 00:30:28,036
هنوز زنده س...
 "چندتا مدرک رو در مورد قتل "تراویس مارشال،...

519
00:30:28,070 --> 00:30:29,738
بازبینی کردم....

520
00:30:29,772 --> 00:30:32,574
امیدوار بودم در مورد خطِ زمانیش کمکم کنی.

521
00:30:32,608 --> 00:30:34,776
حتماً.

522
00:30:34,811 --> 00:30:38,780
خیلی خب
طبق اظهارات دکستر،،

523
00:30:38,815 --> 00:30:42,284
قبل از اینکه ما...
جسدِ "تراویس مارشال" رو پیدا کنیم،

524
00:30:42,318 --> 00:30:45,353
اون داشته مدارکِ توی کلیسا رو
برای آخرین بار بررسی می کرده.

525
00:30:45,388 --> 00:30:48,156
- .آره، درسته -
تحت نظارت خودت .

526
00:30:48,191 --> 00:30:50,826
نه
... یعنی آره، من فرستادمش...

527
00:30:50,860 --> 00:30:52,194
اما اون خودش تنها بود....

528
00:30:52,228 --> 00:30:54,129
نیازی نداره کسی مراقبش باشه.

529
00:30:54,163 --> 00:30:57,499
تو اون روز یا شبش به کلیسا نرفتی؟

530
00:30:57,533 --> 00:30:59,601
نه.

531
00:30:59,635 --> 00:31:01,136
مطمئنی؟

532
00:31:01,170 --> 00:31:04,139
آره.

533
00:31:12,148 --> 00:31:13,348
امروز که داشتم
نامه های ارسالی رو نگاه می کردم،

534
00:31:13,382 --> 00:31:15,650
یه بسته از طرف
بیوه ی "مایک اندرسون" برام اومده بود.

535
00:31:15,685 --> 00:31:19,187
و بنظر می رسه "مایک" قبل از مرگش...

536
00:31:19,222 --> 00:31:21,423
... دستور داده که فیلم دوربین های امنیتی...

537
00:31:21,457 --> 00:31:23,391
از تمام پمپ بنزین های اطراف کلیسا رو بگیره....

538
00:31:23,426 --> 00:31:28,830
و... یه جورایی این قاطیِ وسایل شخصیش شده.

539
00:31:28,865 --> 00:31:34,369
-- اخیراً برام فرستادنش، پس

540
00:31:34,403 --> 00:31:37,739
می بینیش؟

541
00:31:37,773 --> 00:31:40,075
این 2تا چهارراه از کلیسا فاصله داره.

542
00:31:40,109 --> 00:31:42,577
و اینم زمان ثبت شده ش.

543
00:31:42,612 --> 00:31:51,580
زمانِ 22دقیقه قبل از اینکه برای کلیسا، با
آتیش نشانی تماس گرفته بشه رو نشون می ده.

544
00:31:51,587 --> 00:31:54,556
اونجا چیکار می کردی، ستوان؟

545
00:31:56,792 --> 00:31:59,961
همونی که می بینی
دارم بنزین می زنم..

546
00:31:59,996 --> 00:32:01,830
پس چرا دروغ گفتی؟

547
00:32:01,864 --> 00:32:05,300
دروغ نگفتم
فراموش کردم..

548
00:32:05,334 --> 00:32:07,435
شب وحشتناکی بود.

549
00:32:07,470 --> 00:32:10,672
همین 1دیقه پیش که مطمئن بودی.

550
00:32:10,706 --> 00:32:15,243
-- نه، ببـ...ببخشید. من

551
00:32:15,278 --> 00:32:17,479
یه چیزی برای دکستر بردم که بخوره...

552
00:32:17,513 --> 00:32:19,548
اما فقط 30ثانیه اونجا بودم....

553
00:32:19,582 --> 00:32:22,784
دیگه فکر نمی کردم ارزش یادآوردی داشته باشه.

554
00:32:22,818 --> 00:32:26,254
- .و بعد یکم بنزین زدی -
آره .

555
00:32:26,289 --> 00:32:29,491
توی بُشکه ی بنزین؟

556
00:32:29,525 --> 00:32:32,761
آره.

557
00:32:32,795 --> 00:32:34,462
-- اصلاً چرا باید

558
00:32:34,497 --> 00:32:36,364
سروان، چی می خوای بگی؟

559
00:32:36,399 --> 00:32:40,402
بستگی به خودت داره، ستوان.

560
00:32:42,138 --> 00:32:44,506
"دبرا"...

561
00:32:44,540 --> 00:32:48,209
ما خیلی وقته همدیگه رو می شناسیم....

562
00:32:48,244 --> 00:32:53,248
حرفی توی دلت هست که بخوای بگی؟

563
00:33:00,723 --> 00:33:03,658
آره.

564
00:33:15,137 --> 00:33:19,140
فکر کنم اخیراً خیلی تحت فشار بودی.

565
00:33:23,779 --> 00:33:26,748
می دونی من چی فکر می کنم؟

566
00:33:29,652 --> 00:33:34,189
فکر می کنم من تنها کسی نیستم
 که یه اشتباه کردم...

567
00:33:34,223 --> 00:33:38,226
و سعی کردم از کسی که...
بهش اهمیت می دم، دفاع کنم.

568
00:33:42,965 --> 00:33:45,533
چیز دیگه ای هم هست، سروان؟

569
00:33:45,568 --> 00:33:47,769
فعلاً نه.

570
00:33:47,803 --> 00:33:51,773
اما این تازه شروعِ مکالمه های طولانی مونه.

571
00:33:54,110 --> 00:33:57,112
روش حساب کن.

572
00:34:25,007 --> 00:34:27,042
"استرادا".

573
00:34:29,245 --> 00:34:32,714
فکر کنم بعضی از پیوندها نشکستنی هستن.

574
00:34:32,748 --> 00:34:36,685
ما هیچوقت کسایی رو که دوست داریم
فراموش نمی کنیم،.

575
00:34:46,562 --> 00:34:49,497
ممکنه تمام روز همونجا بشینه.

576
00:34:53,736 --> 00:34:57,672
اینم واسه خودت، خب؟

577
00:35:01,644 --> 00:35:04,579
هی!

578
00:35:19,328 --> 00:35:22,230
"سلام "دب.

579
00:35:22,264 --> 00:35:25,467
چی... الان؟

580
00:35:25,501 --> 00:35:27,035
باشه.

581
00:35:27,069 --> 00:35:29,971
پانزده دقیقه بهم وقت بده.

582
00:35:30,005 --> 00:35:31,606
هنوز بیهوشه
 اما تشنج ها متوقف شدن،...

583
00:35:31,640 --> 00:35:32,974
و وضعیتش رو ثابت کردیم....

584
00:35:33,008 --> 00:35:34,642
منتظر یه دکتر هستیم.

585
00:35:34,677 --> 00:35:36,144
یکی اینجا کمک کنه.

586
00:35:47,523 --> 00:35:49,557
خیلی خب.

587
00:35:49,592 --> 00:35:52,360
لاگوئرتا" می دونست دارم دروغ می گم، دکس".

588
00:35:52,394 --> 00:35:56,765
صبر کن، صبر کن
بذار فکر کنم..

589
00:35:56,799 --> 00:35:58,867
چیه؟

590
00:35:58,901 --> 00:36:00,502
"بد شد، "دب.

591
00:36:00,536 --> 00:36:03,037
نمی خوام الان اینو ازت بشنوم.

592
00:36:03,072 --> 00:36:05,306
تو همیشه می گفتی می تونی درستش کنی.

593
00:36:05,341 --> 00:36:07,342
می کنم.

594
00:36:07,376 --> 00:36:11,312
فقط هنوز نمی دونم چطوری.

595
00:36:11,347 --> 00:36:14,249
ببین، وقتی فقط روی من تمرکز کرده بود
 به اندازه ی کافی خطرناک بود،...

596
00:36:14,283 --> 00:36:15,683
... اما حالا که تو رو هم قاطیِ قضیه کرده...

597
00:36:15,718 --> 00:36:17,819
خب، بدتره....

598
00:36:17,853 --> 00:36:19,687
غیب می گی!

599
00:36:21,390 --> 00:36:23,391
-- می دونم صدبار تاحالا اینو گفتم

600
00:36:23,425 --> 00:36:25,627
متأسفی که من درگیرِ این قضیه شدم.

601
00:36:25,661 --> 00:36:28,997
هستم.

602
00:36:29,031 --> 00:36:31,966
واقعاً انقدر وضعمون داغونه؟

603
00:36:34,069 --> 00:36:36,938
ببین، اون فقط می دونه که یکم بنزین زدی.

604
00:36:36,972 --> 00:36:38,673
این که جرم نیست.

605
00:36:38,707 --> 00:36:41,376
آره، اما اینکه
 واسه سوزوندنِ یه کلیسا بنزین بخرم...

606
00:36:41,410 --> 00:36:43,912
"که تو باهاش روی قتلِ "تراویس مارشال...
سرپوش بذاری، جرمه.

607
00:36:43,946 --> 00:36:45,313
و اونم اینو می دونه.

608
00:36:45,347 --> 00:36:47,549
اما نمی تونه ثابت کنه.

609
00:36:47,583 --> 00:36:49,818
هنوز.

610
00:36:49,852 --> 00:36:51,786
باید بدونم دیگه چه مدرک هایی داره،

611
00:36:51,821 --> 00:36:53,121
حرکت بعدیش چیه.

612
00:36:53,155 --> 00:36:56,724
باشه DVD اگه فقط یه
می تونم ترتیبش رو بدم،.

613
00:36:56,759 --> 00:36:59,060
اصلاً این ماجرا تمومی  داره؟

614
00:36:59,094 --> 00:37:02,096
آره، تموم می شه.

615
00:37:05,234 --> 00:37:07,068
تو برگرد سرِ کار.

616
00:37:07,102 --> 00:37:10,438
سعی کن عادی رفتار کنی.

617
00:37:10,472 --> 00:37:13,308
عادی؟
عادی چیه؟

618
00:37:13,342 --> 00:37:14,342
تو تمام سعیت رو بکن.

619
00:37:14,343 --> 00:37:15,543
لاگوئرتا" رو بسپار به من".

620
00:37:17,179 --> 00:37:18,379
این دیگه چیه؟

621
00:37:18,414 --> 00:37:21,349
"استرادا".

622
00:37:35,030 --> 00:37:37,078
اوه لعنتی
بیا.!

623
00:37:37,399 --> 00:37:38,800
افسر "آرمز" هستم
درخواستِ نیروی کمکی دارم،.

624
00:37:38,834 --> 00:37:42,437
نیاز به واحدهای کمکی
در بیمارستان "سوارد مموریال" داریم.

625
00:37:57,519 --> 00:37:59,020
"خونه ی "لاگوئرتا.

626
00:37:59,054 --> 00:38:02,490
چی می خوای پیدا کنی
<font color="#b30000">دکستر؟</font>،

627
00:38:02,524 --> 00:38:05,493
نمی دونم.

628
00:38:13,269 --> 00:38:14,602
اینو نه.

629
00:38:14,637 --> 00:38:16,704
حکم قانونی.

630
00:38:16,739 --> 00:38:18,406
با امضای یه قاضی...

631
00:38:18,440 --> 00:38:23,845
"اجازه می ده که "لاگوئرتا
GPS ردِ گوشیِ من و "دبرا" رو با...

632
00:38:23,879 --> 00:38:26,347
توی شبی که کلیسا آتیش گرفت، بگیره....

633
00:38:26,382 --> 00:38:28,516
وقتی این حکم مراحلش رو بگذرونه...

634
00:38:28,550 --> 00:38:29,784
... لاگوئرتا یه خط زمانی برای شبی که...

635
00:38:29,818 --> 00:38:31,452
من "تراویس مارشال" رو کُشتم...
بدست میاره.

636
00:38:31,487 --> 00:38:33,955
می فهمه که "دبرا" به کلیسا رفته،

637
00:38:33,989 --> 00:38:36,190
بعدش هم به پمپ بنزین.

638
00:38:36,225 --> 00:38:40,161
و دوباره به کلیسا برگشته...

639
00:38:40,195 --> 00:38:43,998
ثابت می کنه زمانی که کلیسا آتیش گرفته
 هردو اونجا بودیم،...

640
00:38:44,033 --> 00:38:47,502
و ثابت می کنه که "دب" همدستم بوده....

641
00:38:47,536 --> 00:38:50,004
فکر کنم وقتشه فرار کنی
<font color="#9d0000">.دکستر</font>،

642
00:38:50,039 --> 00:38:52,840
اما "دب" چی؟
نمی تونم تنهاش بذارم.

643
00:38:52,875 --> 00:38:54,676
اونم با خودت ببر.

644
00:38:54,710 --> 00:38:56,878
"دبرا" و "هریسون"
 فقط برید....

645
00:38:56,912 --> 00:38:58,746
خودت می دونستی یه روز کار ب

646
00:39:00,746 --> 00:39:10,746
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M