1
00:00:12,119 --> 00:00:15,254
الان باید روی این تمرکز کنم که کی و چرا
.کسی" رو کتک زده"

2
00:00:15,289 --> 00:00:16,823
... اما درعوض

3
00:00:16,857 --> 00:00:18,057
...از وقتی که "هانا" به زندگیم برگشته...

4
00:00:18,092 --> 00:00:21,594
.فقط اون می تونم فکر کنم...

5
00:00:21,628 --> 00:00:23,930
این بچه رو اطراف "کسی" دیدی؟

6
00:00:23,964 --> 00:00:24,997
.نمی شناسمش

7
00:00:25,032 --> 00:00:26,599
.متأسفم

8
00:00:26,633 --> 00:00:28,468
.جویی"، دوستم به قتل رسیده"

9
00:00:28,502 --> 00:00:30,069
... به محض اینکه قاتل رو بگیرم

10
00:00:30,104 --> 00:00:32,138
دیگه لازم نیست از چیزی بترسی، خب؟...

11
00:00:32,172 --> 00:00:33,306
... می دونی اگه "دب" ازت می خواست بمونی

12
00:00:33,340 --> 00:00:35,441
.حتی جروبحث هم نمی کردی...

13
00:00:35,476 --> 00:00:37,743
اونم به اندازه ی من دلش می خواست
.قاتل رو دستگیر کنه

14
00:00:37,778 --> 00:00:39,479
.شرمنده که من "دب" نیستم

15
00:00:39,513 --> 00:00:41,247
.فکر کنم "هانا مک کی" به میامی  برگشته

16
00:00:41,281 --> 00:00:42,748
علاقه داری یا نه؟

17
00:00:42,783 --> 00:00:43,749
.خیلی

18
00:00:43,784 --> 00:00:45,351
اینجا چیکار می کنی؟

19
00:00:45,385 --> 00:00:47,954
.بخاطر اون اومدم

20
00:00:47,988 --> 00:00:49,322
تو کدوم الاغی هستی؟

21
00:00:49,356 --> 00:00:51,023
خـودت کدوم الاغی هستی؟

22
00:00:51,058 --> 00:00:52,191
.اصلاً نمی خوام بدونم

23
00:00:52,226 --> 00:00:53,960
.دیگه هیچی نمی خوام بدونم

24
00:00:53,994 --> 00:00:55,695
.زنیکه الان مشکلِ خودته

25
00:00:55,729 --> 00:00:58,431
."من نمی تونم برم زندان، "هانا

26
00:00:58,465 --> 00:00:59,932
دوباره بچه هام رو دست بدم؟
.طاقتش رو ندارم

27
00:00:59,967 --> 00:01:03,169
.ما همیشه هوای همدیگه رو داشتیم

28
00:01:03,203 --> 00:01:05,771
الان هم این موضوع تغییر نمی کنه، درسته؟

29
00:01:05,806 --> 00:01:09,342
.من خونت رو زیرِ ناخن های "کسی" پیدا کردم

30
00:01:09,376 --> 00:01:11,677
.زک" هیچ ربطی به قتلِ "کسی" نداشته"

31
00:01:11,712 --> 00:01:13,045
پس خونِ من چطوری رفته اونجا؟

32
00:01:13,080 --> 00:01:15,014
.هواپیمات ساعت ‏‏8 پرواز می کنه

33
00:01:15,048 --> 00:01:17,817
.‏‏27دقیقه بعد به "ناسا" می رسی

34
00:01:17,851 --> 00:01:19,785
از اونجا به بعدش
.هرجا می ری دیگه با خودته

35
00:01:19,820 --> 00:01:22,121
کجا می خوای بری؟

36
00:01:22,156 --> 00:01:23,322
.هنوز تصمیم نگرفتم

37
00:01:23,357 --> 00:01:24,557
آرژانتین؟

38
00:01:26,165 --> 00:01:29,233
<i>.هر برخوردی یه ردی از خودش بجا می ذاره</i>

39
00:01:29,268 --> 00:01:32,170
<i>...اما این تغییرات</i>
<i>.هیچوقت اون چیزی نیستن که پیش بینی کردیم</i>

40
00:01:32,204 --> 00:01:34,205
فکر می کنم "هانا مک کی" به تازگی
... با نام مستعار

41
00:01:34,239 --> 00:01:36,407
.مگی کستنر" توی میامی  بوده"...

42
00:01:36,441 --> 00:01:39,443
.پیشم بمون

43
00:01:40,443 --> 00:01:50,443
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

44
00:03:24,500 --> 00:03:27,000
* موسیقی مورد علاقه ی خودت رو بساز *
* قسمت نهم از فصل هشتم *

45
00:03:30,696 --> 00:03:33,230
.بچه ی بیچاره

46
00:03:33,265 --> 00:03:36,233
.باید یه راهی برای اطلاع به خانواده ش پیدا کنم

47
00:03:36,268 --> 00:03:38,469
... فقط قبل از اینکه سرو کله ی

48
00:03:38,503 --> 00:03:41,138
،پلیس میامی  پیدا بشه...
.یکم بهم زمان بده

49
00:03:41,173 --> 00:03:42,840
.باشه

50
00:03:42,874 --> 00:03:45,643
... وقتی جسدِ "زک" رو پیدا کردم

51
00:03:45,677 --> 00:03:47,178
.این آهنگ داشت پخش می شد...

52
00:03:52,951 --> 00:03:54,151
می شناسیش؟

53
00:03:54,186 --> 00:03:55,886
.بله، البته
.همیشه این آهنگ رو گوش می دادم

54
00:03:55,921 --> 00:03:57,822
.هنوزم می دم

55
00:03:57,856 --> 00:03:59,357
معنیِ خاصی داره؟

56
00:03:59,391 --> 00:04:02,126
.فقط یه آهنگِ لذت بخشه

57
00:04:02,160 --> 00:04:04,695
اما احتمالاً یکی از بیمارهام
.شنیده که اینو پخش می کنم

58
00:04:04,730 --> 00:04:06,364
* ممکنه سعی کنن و تو رو بفروشن *

59
00:04:10,869 --> 00:04:13,771
.نشونه هایی از تقلا وجود داره

60
00:04:16,375 --> 00:04:17,875
.اینجا باهم درگیر شدن

61
00:04:17,909 --> 00:04:19,944
.این میز از جاش تکون خورده

62
00:04:19,978 --> 00:04:23,714
،اما هرکس اینکارو کرده
.آثارِ جرم رو از بین برده

63
00:04:23,749 --> 00:04:25,950
.هیچ خونی نیست

64
00:04:25,984 --> 00:04:28,753
،کاش می تونستم بفهمم این کارا بخاطر چیه

65
00:04:28,787 --> 00:04:30,287
.چرا این کارو می کنه

66
00:04:30,322 --> 00:04:34,291
.آخه مشخصه که فقط برای ترسوندنِ من نیست

67
00:04:34,326 --> 00:04:35,559
.می خواد یه پیام بفرسته

68
00:04:35,594 --> 00:04:36,961
اما پیامش چیه؟

69
00:04:36,995 --> 00:04:38,195
.برام مهم نیست

70
00:04:38,230 --> 00:04:39,530
.اون "زک" رو کُشته

71
00:04:39,564 --> 00:04:41,899
دزدکی اومده توی آپارتمانم
.و جسدش رو گذاشته

72
00:04:41,933 --> 00:04:43,134
اگه "هریسون" خونه می بود چی؟

73
00:04:43,168 --> 00:04:47,371
.می فهمم کی اینکارو کرده و می کُشمش

74
00:04:47,406 --> 00:04:49,974
،مطمئنم اینکارو می کنی
<font color="#cc0000">.دکستر</font>

75
00:04:50,008 --> 00:04:52,977
.اما باید متمرکز بمونی

76
00:04:53,011 --> 00:04:56,347
.هستم

77
00:05:00,919 --> 00:05:02,520
<font color="#cc0000">.خون</font>

78
00:05:02,554 --> 00:05:04,021
.اینو ندیده

79
00:05:04,056 --> 00:05:09,026
.و چندتا تارِ مو که از ریشه کنده شدن

80
00:05:11,229 --> 00:05:14,999
.وسطش هم یه اثرانگشتِ بزرگ هست

81
00:05:15,033 --> 00:05:17,001
.به احتمال زیاد اثرانگشتِ "زک"ـه

82
00:05:17,035 --> 00:05:23,007
.تقریباً انگار عمداً اینجا گذاشته شدن

83
00:05:23,041 --> 00:05:25,009
.زک" ازم یاد گرفته بود"

84
00:05:25,043 --> 00:05:27,311
.رو می دونست DNA اهمیتِ

85
00:05:27,345 --> 00:05:31,048
احتمالش هست این موها رو
... از کسی که بهش حمله کرده، کنده

86
00:05:31,049 --> 00:05:32,716
.و چسبونده اینجا تا پیداشون کنم...

87
00:05:32,751 --> 00:05:35,853
... اگه همون طور که گفتی، این یه نشونه باشه

88
00:05:35,887 --> 00:05:37,021
...پس "زک" با...

89
00:05:37,055 --> 00:05:42,193
یه آرامشِ فوق العاده...
.و افکارِ منطقی عمل کرده

90
00:05:42,227 --> 00:05:44,061
.آره

91
00:05:44,096 --> 00:05:46,797
،کاری که مطمئن نیستم الان درست انجام بدی
<font color="#cc0000">.دکستر</font>

92
00:05:46,832 --> 00:05:48,632
چی؟

93
00:05:48,667 --> 00:05:50,401
... میلی که برای انتقامِ مرگِ "زک" داری

94
00:05:50,435 --> 00:05:54,438
...یه عکس العملِ احساسیه...

95
00:05:54,473 --> 00:05:58,509
"که احتمالاً از خداحافظی با "هانا...
.داره نشأت می گیره

96
00:05:58,543 --> 00:06:01,045
.من باهاش خداحافظی نکردم

97
00:06:01,079 --> 00:06:02,813
منظورت چیه؟

98
00:06:02,848 --> 00:06:05,983
.می خوایم باهم یه زندگی بسازیم

99
00:06:06,017 --> 00:06:08,586
<font color="#cc0000">،دکستر</font>
چطوری؟

100
00:06:08,620 --> 00:06:09,620
.نمی دونم

101
00:06:09,654 --> 00:06:13,324
.یه فکری می کنیم

102
00:06:16,428 --> 00:06:18,529
... توی این مدت زمانی که باهات بودم

103
00:06:18,563 --> 00:06:20,097
...به این نتیجه رسیدم که تو...

104
00:06:20,132 --> 00:06:25,035
اون بیمارروانیِ بی نقصی که...
.فکرش رو می کردم، نیستی

105
00:06:25,037 --> 00:06:29,006
تو یه عمقی از احساسات داری
.که هیچوقت فکر نمی کردم امکان پذیر باشه

106
00:06:31,209 --> 00:06:32,810
.درسته

107
00:06:32,844 --> 00:06:34,945
.جراح مغز» رو پیداش می کنم»

108
00:06:34,980 --> 00:06:37,515
.و می کُشمش

109
00:06:37,549 --> 00:06:42,486
،اما به محض اینکه کارش تموم شد
.روی ساختِ یه زندگی با "هانا" تمرکز می کنم

110
00:06:45,323 --> 00:06:47,825
.فکر کنم منظورم رو درست متوجه نشدی

111
00:06:47,859 --> 00:06:51,428
،محافظت از دو دنیا
.مثل دنیای شما دونفر، خطرناکه

112
00:06:51,463 --> 00:06:55,733
قاتل ها نمی تونن
.یه زندگیِ به کل احساسی داشته باشن

113
00:06:55,767 --> 00:07:00,471
.فکر کنم منو دست کم گرفتی

114
00:07:03,875 --> 00:07:08,312
.خب، این عکس پاسپورت "مگی کستنر" هست

115
00:07:08,346 --> 00:07:09,713
."همون "هانا مک کی

116
00:07:09,748 --> 00:07:10,848
.حتی ازت نمی پرسم اینا رو از کجا گیر آوردی

117
00:07:10,882 --> 00:07:12,850
.خوبه
.لطفاً نپرس

118
00:07:12,884 --> 00:07:14,885
.خیلی شبیه به هم هستن

119
00:07:14,920 --> 00:07:16,420
باهاش درتماس بودی؟

120
00:07:16,454 --> 00:07:17,888
.نه

121
00:07:17,923 --> 00:07:19,190
... دیروز قایقش به جزیره ی "سینت کیت" حرکت کرد

122
00:07:19,224 --> 00:07:21,292
.اما فکر نمی کنم سوارش بوده باشه...

123
00:07:21,326 --> 00:07:23,827
چرا این فکر رو می کنی؟

124
00:07:23,862 --> 00:07:25,129
.فقط یه حدسه

125
00:07:25,163 --> 00:07:27,464
!اینم که خیلی بدردم می خوره
شوهرش چی؟

126
00:07:27,499 --> 00:07:28,799
... گمونم توی نیویورک باشه

127
00:07:28,833 --> 00:07:30,301
،اما سوابقی از فرود اومدنِ جت ش در اونجا نیست...

128
00:07:30,335 --> 00:07:33,237
...به اینجا هم که اصلاً نیومده، پس
.نمی دونم

129
00:07:33,271 --> 00:07:35,472
.خیلی خب، پس
.پیگیری می کنم

130
00:07:35,507 --> 00:07:37,174
.آه... یه چیز دیگه هم هست

131
00:07:37,209 --> 00:07:39,210
راستش دوست دارم واسه این  پرونده
.جزئی از تیم باشم

132
00:07:40,712 --> 00:07:43,480
.ممنون، اما پلیس ایالتی همکار قبول نمی کنه

133
00:07:43,515 --> 00:07:46,016
...متوجه هستم، اما -
... اگه تونستم پیداش کنم -

134
00:07:46,051 --> 00:07:49,420
.تو به پاداشت می رسی...

135
00:07:49,454 --> 00:07:50,421
.منصفانه ست

136
00:07:50,455 --> 00:07:52,690
.بسیارخب

137
00:07:56,228 --> 00:07:57,194
."دب"

138
00:07:57,229 --> 00:08:00,397
.سلام

139
00:08:01,201 --> 00:08:04,537
...از توی ماشین دیدمت و
...یه خاطراتی برام زنده شد

140
00:08:04,571 --> 00:08:07,640
.درست مثل قدیما

141
00:08:07,674 --> 00:08:10,209
.بگو که واسه دیدنِ من اومدی

142
00:08:10,244 --> 00:08:12,211
.راستش برای "کوئین" اومدم

143
00:08:12,246 --> 00:08:14,013
.منظورم بابت چیزی بود که اون روز گفتم

144
00:08:14,047 --> 00:08:15,881
.خیلی دوست داریم برگردی پیشمون

145
00:08:15,916 --> 00:08:17,650
.فکر نکنم "متیوس" قبول کنه

146
00:08:17,684 --> 00:08:19,018
.خیلی عصبانی بود که انقدر ناگهانی رفتم

147
00:08:19,052 --> 00:08:22,688
."باید یه امتحانی بکنی، "دب

148
00:08:22,723 --> 00:08:26,892
.تنهاتون می ذارم

149
00:08:26,927 --> 00:08:27,927
.ممنون که اومدی

150
00:08:27,961 --> 00:08:30,196
.باید یه لطفی ازت بخوام

151
00:08:30,230 --> 00:08:31,430
.هرچی که باشه

152
00:08:31,465 --> 00:08:33,232
... فکر کنم بدونم کی "کسی" رو کُشته

153
00:08:33,267 --> 00:08:34,900
.اما "متیوس" ازم خواسته کنار بکِشم...

154
00:08:34,935 --> 00:08:36,369
.طرف از یه خانواده ی خرپوله

155
00:08:36,403 --> 00:08:38,771
واسه همین گفتم شاید بتونی
.یه نگاهی به کارش بندازی

156
00:08:38,805 --> 00:08:40,673
حتماً. فقط همینا رو داری؟

157
00:08:40,707 --> 00:08:43,442
.آره. اطلاعاتش

158
00:08:43,477 --> 00:08:47,947
،مدارک اجتماعی، آدرس
.اسمش هم "زک همیلتون"ـه

159
00:08:47,981 --> 00:08:49,715
.داره تبدیل به یه قاتل زنجیره ای می شه

160
00:08:49,750 --> 00:08:54,020
.فکر کنم "کسی" دومین آدمیه که کُشته

161
00:08:54,054 --> 00:08:57,223
.باشه... پیگیرش می شم

162
00:08:57,257 --> 00:09:00,593
.من می رم یه سلامی  به دکستر بکنم

163
00:09:02,630 --> 00:09:05,064
<i>... هرچی زودتر بتونم قاتل "زک" رو شناسایی کنم</i>

164
00:09:05,098 --> 00:09:06,766
<i>...زودتر می تونم از شرِ این چیزا خلاص بشم...</i>

165
00:09:06,800 --> 00:09:10,236
<i>."و برگردم پیش "هانا...</i>

166
00:09:12,306 --> 00:09:13,272
.ببخشید، نمی تونید برید داخل

167
00:09:13,307 --> 00:09:15,474
.شرمنده -
تو چه گاوی هستی؟ -

168
00:09:15,509 --> 00:09:18,377
!هی، هی! آروم

169
00:09:18,412 --> 00:09:20,646
.دب"، این دخترم "نیکی"ـه"

170
00:09:20,681 --> 00:09:24,950
.نیکی"، ایشون ستوان سابق "دبرا مورگان" هستن"

171
00:09:24,985 --> 00:09:27,420
.اوه، ای داد. شرمنده

172
00:09:27,454 --> 00:09:28,421
.بابام می گه تو کارت حرف نداره

173
00:09:28,455 --> 00:09:30,823
چرا رفتی پس؟

174
00:09:30,857 --> 00:09:33,092
.خیلی کنجکاوه -
.بریم -

175
00:09:33,126 --> 00:09:35,428
.بریم یکی دیگه رو ببینم -
.از دیدنت خوشحال شدم -

176
00:09:41,301 --> 00:09:44,070
چه کاری با "زک همیلتون" می کنی؟

177
00:09:44,104 --> 00:09:45,071
.کوئین" باهام تماس گرفت"

178
00:09:45,105 --> 00:09:48,174
"فکر می کنه "زک
.کسی" رو کُشته"

179
00:09:50,610 --> 00:09:54,146
،منم همین فکرو می کردم
.اما بررسیش کردم

180
00:09:54,181 --> 00:09:55,948
.زک" نبوده"

181
00:09:55,982 --> 00:10:00,286
زک" با تو و "هانا" توی جزیره چیکار می کرد؟"

182
00:10:00,320 --> 00:10:02,488
انجمنِ قاتل های زنجیره ای بود؟

183
00:10:02,522 --> 00:10:07,293
.داشتم به دکتر "وگل" کمک می کردم

184
00:10:07,327 --> 00:10:11,263
.اصلاً نمی دونم چرا این سوالا رو ازت می پرسم

185
00:10:13,467 --> 00:10:17,269
.هیچ کس دیگه ای نمی دونه

186
00:10:17,304 --> 00:10:19,372
.زک" مُرده"

187
00:10:23,844 --> 00:10:27,613
.حالا مـن می دونم

188
00:10:27,647 --> 00:10:29,315
،دلم نمی خواد بدونم
... چون حالا مجبورم توضیح بدم

189
00:10:29,349 --> 00:10:30,716
.که از کجا می دونم...

190
00:10:30,751 --> 00:10:33,652
.یه جورایی...آره

191
00:10:33,687 --> 00:10:37,390
.داشتم به برگشتن به اینجا فکر می کردم

192
00:10:37,424 --> 00:10:39,325
... که دوباره پلیس بشم

193
00:10:39,359 --> 00:10:44,330
.و واسه تنوع یه کار خوب انجام بدم...

194
00:10:44,364 --> 00:10:47,333
... اما بازم باعث می شه

195
00:10:47,367 --> 00:10:51,470
وارد یه وضعیتِ افتضاحِ دیگه بشم، نه؟...

196
00:11:07,587 --> 00:11:10,990
<i>.یه مطابقتِ فامیلی</i>

197
00:11:11,024 --> 00:11:15,428
<i>!با دکتر "اولین وگل"؟</i>

198
00:11:15,462 --> 00:11:17,229
چی؟

199
00:11:17,264 --> 00:11:20,099
-- موهایی که توی استودیوی "زک" پیدا کردیم

200
00:11:20,133 --> 00:11:22,168
.میتوکندریایی مطابق باهاشون پیدا کردم DNA یه

201
00:11:22,202 --> 00:11:24,737
.(مادره(اصلی DNA کارش آزمایشِ خطِ -
.آره، از آزمایشش مطلع هستم -

202
00:11:24,771 --> 00:11:27,206
.خب، یه مطابقتِ مستقیم با تو داره

203
00:11:27,240 --> 00:11:30,676
.قاتل "زک" باهات نسبت فامیلی داره

204
00:11:30,710 --> 00:11:34,547
.جراح مغز» با تـو نسبت فامیلی داره»

205
00:11:34,581 --> 00:11:35,881
این چطور ممکنه؟

206
00:11:35,916 --> 00:11:39,351
.من هیچ خانواده ای ندارم

207
00:11:39,386 --> 00:11:40,886
.خب، دیگه ندارم

208
00:11:40,921 --> 00:11:42,054
!دیگه

209
00:11:42,088 --> 00:11:44,290
.خب، قبلاً متأهل بودم و دوتا پسر داشتم

210
00:11:44,324 --> 00:11:46,292
.دنیل و ریچارد

211
00:11:46,326 --> 00:11:47,460
و حالا؟

212
00:11:47,494 --> 00:11:49,195
.دیگه نیستن

213
00:11:49,229 --> 00:11:52,765
چه اتفاقی براشون افتاد؟

214
00:11:54,434 --> 00:11:57,770
... یه روز "ریچارد" که پسرِ کوچیکم بود رو

215
00:11:57,804 --> 00:11:59,872
.مُرده تهِ استخرشنا پیداش کردم...

216
00:11:59,906 --> 00:12:02,041
.اولش فکر کردم یه حادثه بوده

217
00:12:02,075 --> 00:12:03,976
.چون خیلی شناگر ماهری نبود

218
00:12:04,010 --> 00:12:06,378
.اما بعدش حقیقت رو فهمیدم

219
00:12:06,413 --> 00:12:10,916
... "پسرِ بزرگم "دنیل

220
00:12:10,951 --> 00:12:13,352
... اون

221
00:12:13,386 --> 00:12:15,354
.اون "ریچارد" رو کُشت

222
00:12:15,388 --> 00:12:17,456
.بله

223
00:12:17,491 --> 00:12:21,393
..."دنیل"
.دنیل" پسر باهوشی بود"

224
00:12:21,428 --> 00:12:26,098
.اما مشکل هم زیاد داشت

225
00:12:26,132 --> 00:12:28,767
.اوه، خیلی بیشتر از این حرفا بود

226
00:12:28,802 --> 00:12:31,871
،از حس همدلی دوری می کرد

227
00:12:31,905 --> 00:12:33,272
... ابداً احساسِ ترس نمی کرد

228
00:12:33,306 --> 00:12:38,244
.و درکی از حسِ درست وغلط نداشت...

229
00:12:38,278 --> 00:12:40,079
.اون یه بیمار روانی بود

230
00:12:40,113 --> 00:12:46,916
درکِ این موضوع، و پیداکردنِ راهی برای
.کمک به "دنیل" باعث شد واردِ این حرفه بشم

231
00:12:56,196 --> 00:12:59,298
-- من "دنیل" رو ناامید کردم

232
00:12:59,332 --> 00:13:03,369
.هیچ وقت نتونستم درمانش کردم

233
00:13:03,403 --> 00:13:07,540
شاید یکی از دلایلِ مصمم بودنم
.برای کمک به تو همین بود

234
00:13:07,574 --> 00:13:09,008
.این "دنیل"ـه

235
00:13:09,042 --> 00:13:13,045
من و همسرم روی ارتباطش
.با مرگِ "ریچارد" سرپوش گذاشتیم

236
00:13:13,079 --> 00:13:16,382
... گفتیم یه حادثه بوده، و

237
00:13:16,416 --> 00:13:19,952
دنیل" رو توی یه"...
.موسسه ی درمان روانی گذاشتیم

238
00:13:19,986 --> 00:13:22,555
.فقط ‏‏14سالش بود

239
00:13:22,589 --> 00:13:24,256
اینجا توی میامی؟ -
.نه -

240
00:13:24,291 --> 00:13:28,160
.نه، اونو به انگلستان برگردوندم

241
00:13:28,194 --> 00:13:31,363
.سه سال بعدش مُرده بود

242
00:13:31,398 --> 00:13:33,966
چطور؟

243
00:13:34,000 --> 00:13:37,503
یه آتیش در ناحیه ای که
.دنیل" زندگی می کرد، رخ داد"

244
00:13:37,537 --> 00:13:38,938
... یه پرستارِ احمق در رو قفل کرده بود

245
00:13:38,972 --> 00:13:41,440
.که بره قهوه بخوره...

246
00:13:41,474 --> 00:13:43,142
.بچه ها نتونستن خارج بشن

247
00:13:43,176 --> 00:13:44,376
.هفت نفرشون تلف شدن

248
00:13:44,411 --> 00:13:47,379
.یکیشون "دنیل" بود

249
00:13:47,414 --> 00:13:49,348
جسدش رو دیدی؟

250
00:13:49,382 --> 00:13:52,184
.نه، شوهرم دید

251
00:13:52,218 --> 00:13:56,956
.به شدت سوخته بود

252
00:13:56,990 --> 00:13:58,691
.اگـه جسدِ خودش بوده باشه

253
00:13:58,725 --> 00:14:00,893
،این خیلی مضحکه
<font color="#aa0000">.دکستر</font>

254
00:14:00,927 --> 00:14:02,428
.اون نمی تونه زنده باشه

255
00:14:02,462 --> 00:14:04,897
.خودت گفتی خیلی باهوشه

256
00:14:04,931 --> 00:14:06,432
.می تونسته مرگش رو جعل کنه

257
00:14:06,466 --> 00:14:08,400
... اما بعد از این همه سال

258
00:14:08,435 --> 00:14:11,870
چرا الان باید دست به این کارای وحشتناک بزنه؟...

259
00:14:11,905 --> 00:14:15,107
.هسته های مغز

260
00:14:15,141 --> 00:14:17,743
معنیِ خاصی برات ندارن؟

261
00:14:17,777 --> 00:14:21,146
... خب

262
00:14:21,181 --> 00:14:24,316
... خب، "دنیل" وقتی بچه بود

263
00:14:24,351 --> 00:14:28,954
...خودش می دونست که فاقدِ حسِ همدلیه...

264
00:14:28,989 --> 00:14:33,292
.و اینکه من چه حسی در این مورد دارم...

265
00:14:33,326 --> 00:14:38,700
امکانش هست که تکه های مغز رو بسته بندی
.کرده باشه و کنارِ درِ خونه م گذاشته باشه

266
00:14:50,677 --> 00:14:55,280
<i>.دنیل وگل" الان باید توی اواسطِ ‏‏40سالگیش باشه"</i>

267
00:15:05,825 --> 00:15:08,427
شبیه کسی نیست؟ هیچ کس؟

268
00:15:20,874 --> 00:15:23,609
<i>.اون یارویی که "کسی" باهاش قرار می ذاشت</i>

269
00:15:23,643 --> 00:15:26,011
<i>.اون شب ازش بازجویی کردن</i>

270
00:15:32,118 --> 00:15:34,953
<i>."الیور سکسون"</i>

271
00:15:44,197 --> 00:15:47,032
<i>امکان داره این پسرِ "وگل" باشه؟</i>

272
00:15:56,843 --> 00:16:00,512
<i>.دنیل وگل، همون الیور سکسون ـه</i>

273
00:16:00,547 --> 00:16:02,648
خودت هم یه ‏‏7-‏‏8تایی
.شناسنامه ی جعلی درست کردی

274
00:16:02,682 --> 00:16:04,116
.عاقبت تو هم ممکن بود همین بشه

275
00:16:04,150 --> 00:16:09,121
.این ساده ترین راهِ جعلِ هویتِ یه آدمِ مُرده س

276
00:16:12,125 --> 00:16:14,526
،"الیور سکسون"
.گواهی فوت

277
00:16:14,561 --> 00:16:15,694
.هویت جعلی داره

278
00:16:15,729 --> 00:16:17,930
.اما دلیل نمی شه همون «جراح مغز» باشه

279
00:16:17,964 --> 00:16:21,767
.ازش بگیرم DNA باید یه نمونه

280
00:16:23,670 --> 00:16:28,140
<font color="#aa0000">،دکستر</font>
.ایشون جناب معاون، مارشال "کلیتون" هستن

281
00:16:28,174 --> 00:16:31,844
بخاطرِ سرنخی مبنی بر
.برگشتنِ "هانا مک کی" به میامی  اومده

282
00:16:31,878 --> 00:16:34,313
.آه، ببخشید که زیاد از دیدنتون خوشحال نشدم

283
00:16:34,347 --> 00:16:36,281
.یه جورایی شوکه کننده س

284
00:16:36,316 --> 00:16:37,649
.گمونم این یعنی باهاش حرف نزدید

285
00:16:37,684 --> 00:16:39,551
چرا باید بزنم؟

286
00:16:39,586 --> 00:16:41,019
... بهشون گفتم تو با "هانا" نامزد بودی

287
00:16:41,054 --> 00:16:44,156
البته قبل از اینکه به جرم قتلِ...
.سال پرایس" تحویلش بدی"

288
00:16:44,190 --> 00:16:46,125
.ساده ترین روشِ جدایی نبود

289
00:16:46,159 --> 00:16:48,694
.گمونم نه
.و این شما رو تبدیل به یه «هدف» می کنه

290
00:16:50,663 --> 00:16:54,166
راستش رو بخواید
... هانا مک کی"ای که من می شناختم"

291
00:16:54,200 --> 00:16:56,568
انقدر باهوش بود که بدونه...
.برگشتن به میامی  خیلی براش خطرناکه

292
00:16:56,603 --> 00:16:58,570
.ممکنه

293
00:16:58,605 --> 00:17:00,172
ببینید، من اطلاعاتِ قطعی
.از بودنش در اینجا ندارم

294
00:17:00,206 --> 00:17:01,673
.فقط دارم دنبالِ یه سرنخ رو می گیرم

295
00:17:01,708 --> 00:17:03,742
... آره، اما تا موقعی که مطمئن بشیم

296
00:17:03,777 --> 00:17:06,745
فکر کنم باید واحدها رو باهات بذاریم...
.تا تحقیقات تموم بشن

297
00:17:06,780 --> 00:17:10,215
<i>همین کم مونده وقتی دارم برای مخفی شدن</i>
<i>.به "هانا" کمک می کنم، اینا دنبالم باشن</i>

298
00:17:10,216 --> 00:17:12,451
.ازطرف دیگه، «جراح مغز» هنوز اون بیرونه

299
00:17:12,485 --> 00:17:13,986
.و می دونه کجا زندگی می کنم

300
00:17:14,020 --> 00:17:16,488
،آره، اما من نیازی به مراقبتِ واحدها ندارم

301
00:17:16,523 --> 00:17:18,857
فقط از آپارتمان و پسرم
.وقتی که می خواد به مدرسه بره

302
00:17:18,892 --> 00:17:21,360
.نگران نباش
.مثل شاهین مواظب "هریسون" هستیم

303
00:17:21,394 --> 00:17:23,796
... "معاون مارشال "کلیتون

304
00:17:23,830 --> 00:17:26,431
،حالا اگه "هانا" اینجا باشه...
چطوری می خواید پیداش کنید؟

305
00:17:26,466 --> 00:17:28,433
خب، من می خوام عکسش رو به
... رسانه های محلی بدم

306
00:17:28,468 --> 00:17:30,602
،و از مردم بخوام که اگه دیدنش...
.باهامون تماس بگیرن

307
00:17:30,637 --> 00:17:32,571
.خیلی خب

308
00:17:32,605 --> 00:17:34,339
... اما اگه به طور اتفاقی تصمیم گرفت

309
00:17:34,374 --> 00:17:37,075
...که شما دوتا باید باهم صحبت کنید...

310
00:17:37,110 --> 00:17:38,677
حتماً با من تماس بگیرید، خب؟...

311
00:17:38,711 --> 00:17:40,012
.البته

312
00:17:40,046 --> 00:17:41,880
باور کنید، منم به اندازه ی شماها
.دلم می خواد بیفته زندان

313
00:17:41,915 --> 00:17:44,583
.خیلی خب

314
00:17:50,924 --> 00:17:53,725
این دقیقاً همون چیزیه که "وگل" می خواست
.بهت هشدار بده

315
00:17:53,760 --> 00:17:56,061
داری سعی می کنی
.از هر دو دنیا محافظت کنی

316
00:17:56,095 --> 00:17:58,297
.الان باید پیگیرِ کارِ "سکسون" باشی

317
00:17:59,399 --> 00:18:01,099
.بذار "هانا" خودش مشکلش رو حل کنه

318
00:18:01,134 --> 00:18:02,100
.می تونم هردو رو انجام بدم

319
00:18:03,280 --> 00:18:04,747
.این مأمور فدرال همه چیزو عوض می کنه

320
00:18:04,781 --> 00:18:06,782
.اینجا هیچ وقت نمی تونیم باهم باشیم

321
00:18:06,817 --> 00:18:08,517
.می دونم

322
00:18:08,552 --> 00:18:10,286
باید چیکار کنیم؟

323
00:18:10,320 --> 00:18:14,724
،بذار پولت رو بگیریم
.بعداً یه فکری براش می کنیم

324
00:18:17,828 --> 00:18:19,128
.حق با تو بود

325
00:18:19,162 --> 00:18:21,931
"مدیر هتل توی "کی وست
.مشخصات "اد زک" رو تأیید کرد

326
00:18:21,965 --> 00:18:23,366
.وقتی "کسی" کُشته شده، اونجا بوده

327
00:18:23,400 --> 00:18:25,167
این اطلاعات رو از کجا گیر آوردی؟

328
00:18:25,202 --> 00:18:28,404
.منم منابع خودم رو دارم

329
00:18:28,438 --> 00:18:29,405
.کاش منم منابع تو رو داشتم

330
00:18:29,439 --> 00:18:31,707
.فکر کردم دیگه گیرش انداختم

331
00:18:31,742 --> 00:18:34,377
.خب، برگشتی سرِ خونه ی اول
.قبلاً هم تجربه ش رو داشتی

332
00:18:34,411 --> 00:18:36,112
.بالاخره حلش می کنی

333
00:18:36,146 --> 00:18:39,548
... آخه بعد از اون مسخره بازیِ گروهبان شدن

334
00:18:39,583 --> 00:18:40,750
.احساس می کنم باید خودم رو ثابت کنم...

335
00:18:40,784 --> 00:18:42,318
،"تو پلیس خوبی هستی، "جویی

336
00:18:42,352 --> 00:18:45,388
.مجبور نیستی چیزی رو به کسی ثابت کنی

337
00:18:45,422 --> 00:18:46,822
... بعدش هم داستانِ "جیمی"، می دونی

338
00:18:46,857 --> 00:18:49,325
یه جورایی بخاطر اون می خواستم
.پرونده رو حل کنم

339
00:18:49,359 --> 00:18:51,627
.اون خیلی با "کسی" صمیمی  بود

340
00:18:51,662 --> 00:18:52,929
.آره

341
00:18:52,963 --> 00:18:55,364
.و منم اخیراً خیلی پیشش نبودم

342
00:18:55,399 --> 00:18:57,867
منظورت چیه؟
.فکر کردم باهاش هم خونه شدی

343
00:18:57,901 --> 00:19:00,436
.منظورم از لحاظ احساسی بود

344
00:19:00,470 --> 00:19:01,938
،بی خیال
از کِی تا حالا آقای "احساساتی" شدی؟

345
00:19:01,972 --> 00:19:03,105
برو بمیر، خب؟

346
00:19:03,140 --> 00:19:04,774
!خدایا

347
00:19:04,808 --> 00:19:08,244
!احساسه که ازت می زنه بیرون

348
00:19:08,278 --> 00:19:10,413
... می دونی همیشه متهمم می کنه

349
00:19:10,447 --> 00:19:13,115
.که تو رو با اون مقایسه می کنم...

350
00:19:13,150 --> 00:19:17,653
... اوه. آم

351
00:19:17,688 --> 00:19:20,623
.خب، واسه این که نمی تونم بهت نصیحتی بکنم

352
00:19:20,657 --> 00:19:21,624
.منو توی موقعیتِ ناجوری قرار می ده

353
00:19:21,658 --> 00:19:22,792
چرا؟

354
00:19:22,826 --> 00:19:24,894
!بخاطرِ گذشته مون، الاغ

355
00:19:24,928 --> 00:19:27,830
خب، گذشته که دیگه گذشته، نه؟

356
00:19:30,467 --> 00:19:33,436
... جیمی" بهتر از هرکسی "کسی" رو می شناخت"

357
00:19:33,470 --> 00:19:34,737
.پس شاید بهتره بازم ازش بازجویی کنی...

358
00:19:34,771 --> 00:19:36,539
.شاید یه سرنخی پیدا کنی

359
00:19:36,573 --> 00:19:37,807
.اون بابت این قضیه بدجوری بهم ریخته

360
00:19:37,841 --> 00:19:40,743
یکم سخته که میانه ی نامزد ملایم
.و پلیسِ سختگیر رو بگیرم

361
00:19:40,744 --> 00:19:42,278
.من باهاش حرف می زنم

362
00:19:42,312 --> 00:19:44,280
جدی؟ -
.آره -

363
00:19:44,314 --> 00:19:45,381
.حال می ده دوباره پلیس بشم

364
00:19:45,415 --> 00:19:47,149
.عالی می شه. ممنون

365
00:19:47,184 --> 00:19:48,884
.عوضش می تونی ناهار مهمونم کنی

366
00:19:48,919 --> 00:19:51,787
.و دوتا دسرِ دوزاری

367
00:19:51,837 --> 00:19:54,172
اشکالی نداره چندتا سوال دیگه جواب بدید؟

368
00:19:54,206 --> 00:19:55,240
... هرکاری لازم باشه برای پیداکردنِ

369
00:19:55,274 --> 00:19:57,208
.قاتلِ "کسی" انجام می دم...

370
00:19:57,243 --> 00:19:59,010
.حتماً خیلی بهتون سخت می گذره

371
00:19:59,045 --> 00:20:01,913
.این چندروز اخیر برام مثل کابوس بوده

372
00:20:01,947 --> 00:20:04,916
.هنوزم باورم نمی شه

373
00:20:04,950 --> 00:20:06,418
.کاش فقط زمانِ نفس کِشیدن داشتم

374
00:20:06,452 --> 00:20:07,852
.سرم خیلی کار شلوغه

375
00:20:07,887 --> 00:20:09,587
.راستش همین الان هم برای یه قرارملاقات دیرم شده

376
00:20:09,622 --> 00:20:10,855
.زیاد طول نمی کشه

377
00:20:10,890 --> 00:20:12,891
کارتون دقیقاً چی هست؟

378
00:20:12,925 --> 00:20:14,025
.بازرسی از ساختمون ها

379
00:20:14,060 --> 00:20:15,060
... و زمانِ مرگِ "کسی" هم

380
00:20:15,094 --> 00:20:16,194
همونجا بودید؟...

381
00:20:16,228 --> 00:20:17,462
.بله

382
00:20:17,496 --> 00:20:18,797
.اگه بخواید، می تونید دفترکارم رو ببینید

383
00:20:18,831 --> 00:20:21,232
توی منطقه ی "سانی آیلس" بودم
.و یه آپارتمان جدید رو بازرسی می کردم

384
00:20:21,267 --> 00:20:23,234
.فقط چند دقیقه با اینجا فاصله داره

385
00:20:23,269 --> 00:20:24,402
.بله

386
00:20:24,437 --> 00:20:26,204
حتماً سرتون خیلی شلوغه،  ها؟

387
00:20:26,238 --> 00:20:29,074
تا ظرف چندهفته ی دیگه
.وقتم به شدت پُر هست

388
00:20:29,108 --> 00:20:30,542
اوه، جداً؟

389
00:20:30,576 --> 00:20:31,643
... "فکر کردم شما و "کسی

390
00:20:31,677 --> 00:20:34,379
.قصد داشتید به "باهاماس" برید...

391
00:20:34,413 --> 00:20:37,882
چطوری می خواستید برنامه ریزی کنید؟

392
00:20:37,917 --> 00:20:39,217
... من

393
00:20:39,251 --> 00:20:41,686
.گمونم یکم کار احمقانه ای بود

394
00:20:41,721 --> 00:20:43,221
... کسی" مُدام اصرار می کرد"

395
00:20:43,255 --> 00:20:44,723
.و منم نمی خواستم ناامیدش کنم...

396
00:20:44,757 --> 00:20:45,857
اوه، پس ایده ی اون بود؟

397
00:20:45,891 --> 00:20:46,958
.آره

398
00:20:46,992 --> 00:20:48,326
.یه جور فرارِ رومانتیک از اینجا می خواست

399
00:20:48,361 --> 00:20:50,395
،بنظر یکم سریع میاد
این طور فکر نمی کنید؟

400
00:20:50,429 --> 00:20:53,231
.بعد از چندهفته قرار گذاشتن

401
00:20:53,265 --> 00:20:56,167
... می دونم برای اکثر مردم سخته که درک کنن

402
00:20:56,202 --> 00:20:58,236
.اما ما رابطه ی خاصی باهم داشتیم...

403
00:20:58,270 --> 00:21:01,239
.و هردومون هم می دونستیم

404
00:21:03,542 --> 00:21:05,577
.ببین، من واقعاً متأسفم بچه ها

405
00:21:05,611 --> 00:21:06,911
.مجبورم برم

406
00:21:06,946 --> 00:21:08,246
می تونیم بعداً صحبت کنیم؟

407
00:21:08,280 --> 00:21:10,515
.آره. بعداً برمی گردیم

408
00:21:10,549 --> 00:21:13,251
.عالی می شه
.ممنون

409
00:21:21,293 --> 00:21:22,894
.بهمون دروغ گفت

410
00:21:22,928 --> 00:21:24,629
در مورد چی؟

411
00:21:24,663 --> 00:21:26,698
"جیمی" گفت که تمامِ قضیه ی "باهاماس"
.ایده ی خودش بوده

412
00:21:26,732 --> 00:21:29,100
.این طوری می خواسته که "کسی" باهاش به هم نزنه

413
00:21:29,135 --> 00:21:31,369
.آره، اما دلیل نمی شه که قاتل باشه

414
00:21:31,404 --> 00:21:34,105
.خب، شاید "کسی" رو خیلی دوست داشته

415
00:21:34,140 --> 00:21:35,807
.آره خب، اما ضرر نداره بیشتر پیگیری کنیم

416
00:21:35,841 --> 00:21:38,209
می دونی، که یکم بیشتر
.در مورد بهانه هاش تحقیق کنیم

417
00:21:38,244 --> 00:21:39,577
.دنباله ش رو می گیرم

418
00:21:39,612 --> 00:21:42,580
حسش می کنی؟

419
00:21:42,615 --> 00:21:43,748
چی رو؟

420
00:21:43,783 --> 00:21:46,818
،ما، می دونی
.دوباره داریم باهم کار می کنیم

421
00:21:46,852 --> 00:21:49,654
باحاله، می دونی؟

422
00:21:49,688 --> 00:21:51,089
... آره، خیلی بهتر از

423
00:21:51,123 --> 00:21:53,057
.چک کردنِ سابقه ی آدما برای "الوی" ـه...

424
00:21:53,092 --> 00:21:57,328
.آره -
.یادم رفته بود چقدر اینکارو دوست دارم -

425
00:22:03,584 --> 00:22:07,653
.به جایی احتیاج دارم که "هانا" توش بمونه

426
00:22:07,688 --> 00:22:11,691
!و می خوای بذاریش خونه ی من؟

427
00:22:11,725 --> 00:22:15,895
.یه مأمور فدرال افتاده دنبالش

428
00:22:15,929 --> 00:22:17,730
.می دونه که توی میامی ـه

429
00:22:17,764 --> 00:22:20,566
.هرکاری بتونه برای پیداکردنش می کنه

430
00:22:20,601 --> 00:22:22,902
.این تنها راهی بود که به ذهنم رسید

431
00:22:22,936 --> 00:22:25,505
که "هانا" رو بیاری توی خونه ی من؟

432
00:22:25,539 --> 00:22:27,373
.می دونم

433
00:22:27,407 --> 00:22:29,175
.فقط برای چند شبه

434
00:22:29,209 --> 00:22:30,710
... فقط

435
00:22:30,744 --> 00:22:35,214
.تا وقتی که بتونم از میامی  خارجش کنم

436
00:22:35,249 --> 00:22:36,749
خواهش می کنم؟

437
00:22:43,423 --> 00:22:44,957
،چند شب
.فقط همین

438
00:22:44,992 --> 00:22:47,693
.ممنون

439
00:22:47,728 --> 00:22:49,362
... می تونی بابت این هم ازم تشکر کنی

440
00:22:49,396 --> 00:22:51,731
.که "کوئین" رو از مسیرِ "زک" دور کردم...

441
00:22:51,765 --> 00:22:54,834
چطور؟

442
00:22:54,868 --> 00:22:58,371
.راحت بود
.گذاشتم به فکرِ نامزده بیفته

443
00:22:58,405 --> 00:23:01,574
."الیور سکسون"

444
00:23:01,608 --> 00:23:03,910
سکسون"؟"
فکر می کنی کار اون بوده؟

445
00:23:03,944 --> 00:23:06,579
.خب، مضنون خیلی خوبیه

446
00:23:06,613 --> 00:23:08,514
.من و "کوئین" امروز باهاش صحبت کردیم

447
00:23:08,549 --> 00:23:10,683
<i>... اگه "سکسون" فکر می کنه پلیس دنبالشه</i>

448
00:23:10,717 --> 00:23:12,385
<i>.پس می دونه که منم دنبالشم...</i>

449
00:23:12,419 --> 00:23:14,387
."نباید به "سکسون" نزدیک بشی، "دب

450
00:23:14,421 --> 00:23:17,723
،ممکنه از اونی که فکر می کنی
.خطرناک تر باشه

451
00:23:17,758 --> 00:23:19,392
از چی حرف می زنی؟

452
00:23:19,426 --> 00:23:21,394
... الان نمی تونم حرفش رو بزنم

453
00:23:21,428 --> 00:23:23,763
...اما خواهش می کنم فقط...

454
00:23:23,797 --> 00:23:25,565
.کاری که گفتم رو بکن...

455
00:23:32,606 --> 00:23:34,173
... می دونستم برگشتن به پلیس

456
00:23:34,207 --> 00:23:37,376
.باعث می شه وارد یه وضعیتِ مزخرف بشم...

457
00:23:37,411 --> 00:23:39,845
،بفرما
.هنوز نرسیده، شروع شد

458
00:23:43,450 --> 00:23:44,750
.خدمت شماس

459
00:23:48,226 --> 00:23:58,226
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

460
00:24:01,702 --> 00:24:03,669
اینجا مشکلی برات پیش نمیاد؟

461
00:24:05,472 --> 00:24:07,440
.حتماً

462
00:24:07,474 --> 00:24:08,941
.باهم گپ می زنیم

463
00:24:17,351 --> 00:24:19,819
<i>اگه "دب" و "کوئین" کاری کردن</i>
<i>... که باعث ترسِ "سکسون" شده</i>

464
00:24:19,853 --> 00:24:22,088
<i>.باید سریع عمل کنم...</i>

465
00:24:28,195 --> 00:24:31,297
<i>.خیلی دیر کردم</i>
<i>.اون رفته</i>

466
00:24:50,283 --> 00:24:53,486
<i>... ش روی این باشهDNA اما اگه</i>

467
00:24:53,520 --> 00:24:58,424
<i> می تونم با موهایی که...</i>
<i>.توی استودیوی "زک" پیدا کردم، مقایسه ش بدم</i>

468
00:24:58,458 --> 00:24:59,592
.بفرمایید

469
00:25:02,462 --> 00:25:05,164
می ریم "هانا" رو ببینیم؟

470
00:25:05,198 --> 00:25:06,999
هانا"؟ چرا؟"

471
00:25:07,034 --> 00:25:08,067
.توی تلویزیون دیدمش

472
00:25:08,101 --> 00:25:09,935
.گفتن یه عده ای دارن دنبالش می گردن

473
00:25:09,970 --> 00:25:12,705
توی دردسر افتاده؟

474
00:25:12,739 --> 00:25:14,840
.نه، حالش خوبه
... "هانا"

475
00:25:14,875 --> 00:25:17,009
.فقط آدم محبوبیه...

476
00:25:18,645 --> 00:25:19,945
دلت براش تنگ شده؟

477
00:25:19,980 --> 00:25:21,781
.آره

478
00:25:21,815 --> 00:25:23,616
.بازی کردن باهاش رو دوست داشتم

479
00:25:23,650 --> 00:25:25,518
.مهربون بود

480
00:25:25,552 --> 00:25:30,256
.کاش می تونست مامانم باشه

481
00:25:56,283 --> 00:25:57,883
<i>.مطابقت داره</i>

482
00:25:57,918 --> 00:25:59,685
<i>.سکسون، پسرِ وگل ـه</i>

483
00:26:08,495 --> 00:26:09,595
."دنیل"

484
00:26:09,629 --> 00:26:12,164
.اسم خودش رو "الیور سکسون" گذاشته

485
00:26:12,199 --> 00:26:14,567
با دختر همسایه م قرار می ذاشت
... تا اینکه

486
00:26:14,601 --> 00:26:17,069
،دوتا خونه پایین تر از من...
.توی آپارتمان خودش کُشتش

487
00:26:17,104 --> 00:26:18,938
می دونی کجاست؟

488
00:26:18,972 --> 00:26:21,440
.نه، خونه ش رو خالی کرده

489
00:26:21,475 --> 00:26:24,009
.الان هرجایی می تونه باشه

490
00:26:24,044 --> 00:26:26,879
،حالا فرض کن پیداش کردی
<font color="#aa0000">.دکستر</font>

491
00:26:26,913 --> 00:26:28,013
می خوای چیکار می کنی؟

492
00:26:28,048 --> 00:26:30,182
خودت چی فکر می کنی؟

493
00:26:30,217 --> 00:26:32,418
.نمی دونم چه احساسی در این مورد دارم

494
00:26:32,452 --> 00:26:34,587
... اون ‏‏4تا آدم بیگناه رو بعلاوه ی

495
00:26:34,621 --> 00:26:36,622
.زک همیلتون" کُشته"...

496
00:26:38,825 --> 00:26:39,959
.اون پسرمه

497
00:26:39,993 --> 00:26:43,362
.هیچ کاری نمی تونی براش بکنی

498
00:26:43,396 --> 00:26:45,297
... می...می تونم سعی کنم

499
00:26:45,332 --> 00:26:47,032
...توی یه موسسه ی مطمئن بذارمش...

500
00:26:47,067 --> 00:26:49,602
.که نتونه به خودش یا کسِ دیگه ای صدمه بزنه...

501
00:26:49,636 --> 00:26:51,070
،من نمی ذارم اونو بکُشی
<font color="#aa0000">.دکستر</font>

502
00:26:51,104 --> 00:26:52,204
.متأسفم

503
00:26:52,239 --> 00:26:54,140
.خودت منو درگیرِ این قضیه کردی

504
00:26:54,174 --> 00:26:56,041
.چون اون موقع نمی دونستم کیه

505
00:26:56,076 --> 00:27:00,613
،سعی کن درک کنی
.پسرِ کوچیکم برای همیشه رفته

506
00:27:00,647 --> 00:27:03,649
شاید یه شانسِ دیگه با "دنیل" داشته باشم؟

507
00:27:03,683 --> 00:27:05,618
واقعاً این طوری فکر می کنی؟

508
00:27:05,652 --> 00:27:07,887
.تو هم یه پسر داری

509
00:27:07,921 --> 00:27:09,722
توی بودی، باور نمی کردی؟

510
00:27:09,756 --> 00:27:13,626
<i>،این شانسِ دومی  که می خواد</i>
<i>.می تونه هردومون رو به کُشتن بده</i>

511
00:27:13,660 --> 00:27:15,494
<i>... اما بخاطر خودش هم که شده، باید چیزی که</i>

512
00:27:15,529 --> 00:27:16,629
<i>.می خواد بشنوه رو بهش بگم...</i>

513
00:27:16,663 --> 00:27:18,130
.باشه، به روش تو انجامش می دیم

514
00:27:18,165 --> 00:27:21,400
...فقط
.کمکم کن پیداش کنم

515
00:27:21,434 --> 00:27:24,103
راهی برای دسترسی بهش هست؟

516
00:27:24,137 --> 00:27:26,338
.نمی دونم

517
00:27:26,373 --> 00:27:29,108
.فکر کن

518
00:27:29,142 --> 00:27:31,143
... "آهنگ "ماما کس
(خواننده آمریکایی)

519
00:27:31,178 --> 00:27:33,245
...که توی آپارتمانت پخشش کرده بود...

520
00:27:33,280 --> 00:27:34,513
چشه؟

521
00:27:34,548 --> 00:27:36,382
... یکی از معدود خاطرات شادی که با "دنیل" داشتم

522
00:27:36,416 --> 00:27:38,350
،مربوط به موقعی بود که یه پسرکوچولو بود...
... و هر شنبه

523
00:27:38,385 --> 00:27:40,486
..."اونو به کافه ی "کینگز بی...

524
00:27:40,520 --> 00:27:42,121
.توی لنگرگاه می بردم...

525
00:27:42,155 --> 00:27:44,990
.اونجا یه دستگاه پخش موسیقی بود

526
00:27:45,025 --> 00:27:48,661
.و "دنیل" همیشه اون آهنگ رو پخش می کرد

527
00:27:48,695 --> 00:27:50,663
.شاید چیزی بیشتر از یه خاطره ی شاده

528
00:27:50,697 --> 00:27:53,566
.شاید یه دعوتنامه باشه

529
00:27:53,600 --> 00:27:55,968
."کافه ی "کینگز بی
.هنوزم هستش

530
00:27:59,673 --> 00:28:03,642
سکسون" تمام این مدت"
.یه قدم جلوتر از ما بود

531
00:28:03,677 --> 00:28:07,646
.می دونیم که پرونده های کامپیوترت رو دزدیده

532
00:28:07,681 --> 00:28:09,982
اما از کجا می تونست در مورد
زک همیلتون" بدونه؟"

533
00:28:10,016 --> 00:28:12,318
.ما بعد از اون با "زک" آشنا شدیم

534
00:28:12,352 --> 00:28:14,653
یادداشت های جزئیاتی که
... روی کامپیوترت نگه می داری

535
00:28:14,688 --> 00:28:16,255
خب؟

536
00:28:16,289 --> 00:28:19,558
.فکر کنم "سکستون" لپتاپت رو تحت نظر گرفته

537
00:28:19,593 --> 00:28:21,660
.کار سختی نیست

538
00:28:21,695 --> 00:28:23,629
.فقط باید یه برنامه جاسوسی مناسب بریزی روش

539
00:28:23,663 --> 00:28:24,897
.می تونیم از این استفاده کنیم

540
00:28:24,931 --> 00:28:26,298
... توی خاطراتت بنویس

541
00:28:26,333 --> 00:28:28,434
..."که فردا صبح به کافه ی "کینگز بی...

542
00:28:28,468 --> 00:28:29,702
.می ری...

543
00:28:29,736 --> 00:28:31,470
فکر می کنی اینو می خونه و می ره اونجا؟

544
00:28:31,504 --> 00:28:32,671
... خب، خودت گفتی سعی داشته

545
00:28:32,706 --> 00:28:34,573
.برات یه پیام بفرسته...

546
00:28:34,608 --> 00:28:37,243
.می خواد تو رو ببینه

547
00:28:52,325 --> 00:28:54,193
<i>.دوست ندارم "وگل" رو فریب بدم</i>

548
00:28:54,227 --> 00:28:56,996
<i>-- اما اگه این تنهاراه برای گرفتنِ "سکسون" باشه</i>

549
00:29:02,673 --> 00:29:05,208
.ستوان

550
00:29:05,243 --> 00:29:07,110
... "خبری از مکانِ فعلیِ "زک همیلتون

551
00:29:07,145 --> 00:29:08,412
داری؟...

552
00:29:08,446 --> 00:29:10,213
زک همیلتون"؟"

553
00:29:10,248 --> 00:29:13,150
شما خیلی واضح گفتید
.که کاری بهش نداشته باشیم

554
00:29:13,184 --> 00:29:14,451
.الان پدر و مادرش باهام تماس گرفتن

555
00:29:14,485 --> 00:29:17,320
.چند روزه هیچ خبری ازش نشنیدن

556
00:29:17,355 --> 00:29:19,489
گزارش شخص گم شده پُر کرده؟

557
00:29:19,524 --> 00:29:21,825
.تازه اینکارو کردن

558
00:29:21,859 --> 00:29:25,328
... ببین... اگه پیداش شد

559
00:29:25,363 --> 00:29:27,330
.می خوام اولین نفر به خودم بگی...

560
00:29:27,365 --> 00:29:28,999
.حتماً

561
00:29:35,606 --> 00:29:37,074
.دب" ممنون که اومدی"

562
00:29:37,108 --> 00:29:38,742
آره. چه خبرا؟

563
00:29:46,884 --> 00:29:51,088
،تبریک برای برگشتن به بخش جنایی
.بازرس

564
00:29:54,725 --> 00:29:56,460
.دوباره با لیاقت پیشرفت می کنی

565
00:29:58,563 --> 00:30:01,198
.نمی دونی چقدر از این بابت خوشحالم

566
00:30:01,232 --> 00:30:03,800
.خانواده دوباره داره پیش هم برمی گرده

567
00:30:03,835 --> 00:30:06,203
.باید جشن بگیریم

568
00:30:06,237 --> 00:30:08,071
.آره

569
00:30:11,909 --> 00:30:14,244
چیه؟

570
00:30:14,278 --> 00:30:17,180
.خیلی سریع داره اتفاق می افته

571
00:30:17,215 --> 00:30:18,415
خب؟

572
00:30:18,449 --> 00:30:20,150
ترجیح می دی آروم پیش بره؟

573
00:30:20,184 --> 00:30:22,385
... فقط

574
00:30:22,420 --> 00:30:24,855
.یکم زمان احتیاج دارم...که در موردش فکر کنم...

575
00:30:24,889 --> 00:30:26,523
فکرِ چی رو می خوای بکنی؟

576
00:30:26,557 --> 00:30:27,624
فکر کردم همینو می خوای؟

577
00:30:27,658 --> 00:30:30,293
.آره

578
00:30:30,328 --> 00:30:34,030
.یعنی فکر کردم می خوام

579
00:30:34,065 --> 00:30:36,867
.نمی فهمم

580
00:30:36,901 --> 00:30:41,872
،فقط یکم زمان احتیاج دارم
.می دونی

581
00:30:41,906 --> 00:30:44,808
.هرچقدر می خوای روش فکر کن

582
00:30:49,814 --> 00:30:53,150
... هی

583
00:30:53,184 --> 00:30:54,918
.اینو نگه دار

584
00:31:04,093 --> 00:31:07,029
.کاش زندگیم خیلی ساده تر می بود

585
00:31:07,063 --> 00:31:08,797
اما قبول نکردی؟

586
00:31:08,831 --> 00:31:11,500
!من اونو برمی دارم

587
00:31:11,534 --> 00:31:13,101
.باشه

588
00:31:15,104 --> 00:31:16,738
.خب، من این طوریم دیگه

589
00:31:16,773 --> 00:31:18,073
... و آه

590
00:31:18,107 --> 00:31:19,574
... یه حسی بهم می گه که تو هم

591
00:31:19,609 --> 00:31:21,576
.ممکنه مثل من باشی...

592
00:31:23,880 --> 00:31:26,682
.شاید این تـنها نقطه ی اشتراکمون باشه

593
00:31:40,730 --> 00:31:43,565
باورم نمی شه دارم چیزی که تو
.درست کردی رو می خورم

594
00:31:43,599 --> 00:31:45,701
اما بدمزه که نیست، درسته؟

595
00:31:45,735 --> 00:31:47,502
.نه

596
00:31:52,442 --> 00:31:54,242
.مـمم

597
00:31:56,891 --> 00:31:58,325
هی، یه لحظه وقت داری؟

598
00:31:58,359 --> 00:31:59,827
.البته

599
00:32:03,865 --> 00:32:07,201
.در رو بستی
.این هیچ وقت نشونه ی خوبی نیست

600
00:32:07,235 --> 00:32:10,671
پس "هانا مک کی" با برادرت نامزدی می ذاشت،  ها؟

601
00:32:10,705 --> 00:32:13,240
فکر نکردی باید اینو بهم بگی؟

602
00:32:13,274 --> 00:32:14,341
هیچوقت به ذهنت نرسید؟

603
00:32:14,375 --> 00:32:17,010
.فکر نمی کردم مهم باشه

604
00:32:17,045 --> 00:32:18,812
چی رو دیگه بهم نگفتی؟

605
00:32:18,847 --> 00:32:21,348
-- نمی دونم، اما اگه بهت بگم

606
00:32:21,382 --> 00:32:22,850
."مزخرف رو تموم کن، "مورگان

607
00:32:22,884 --> 00:32:24,585
توی "کیز" چه اتفاقی افتاد؟

608
00:32:24,619 --> 00:32:27,521
دیدیش؟

609
00:32:27,555 --> 00:32:29,423
.نه

610
00:32:29,457 --> 00:32:30,691
.باور نمی کنم

611
00:32:30,725 --> 00:32:31,925
... چون یا دیدیش

612
00:32:31,960 --> 00:32:33,393
-- یا برادرت بهت گفته دست ازسرش بردادی...

613
00:32:33,428 --> 00:32:34,862
خب، حالا دیده باشم که چی؟
اصلاً چه اهمیتی داره؟

614
00:32:34,896 --> 00:32:36,730
.اوه، من ‏‏250هزارتا دلیل برات می آرم

615
00:32:36,764 --> 00:32:38,499
.اما مشخصه که من و تو اولویت های متفاوتی داریم

616
00:32:38,533 --> 00:32:40,267
برادرم رو می گی؟
.آره. داریم

617
00:32:40,301 --> 00:32:41,668
... می دونی، بعد از تمام کارایی که برات کردم

618
00:32:41,703 --> 00:32:43,270
.سخت می تونم باور کنم که اینکارو بکنی...

619
00:32:43,304 --> 00:32:44,271
.جدی می گم

620
00:32:44,305 --> 00:32:45,873
... شاید باید از خودت بپرسی که این

621
00:32:45,907 --> 00:32:48,041
.شغلِ مناسبی برات هست یا نه...

622
00:32:48,076 --> 00:32:51,011
و اگه نیست، چرا گم نمی شی؟

623
00:32:51,045 --> 00:32:52,446
... چون می تونم این دفتر رو به کسی بدم

624
00:32:52,480 --> 00:32:54,281
.که اینجا رو به حساب بیاره...

625
00:33:02,624 --> 00:33:04,291
،اوه
<font color="#aa0000">.دکستر</font>

626
00:33:04,325 --> 00:33:07,961
.ببخشید... یکم زود اومدم

627
00:33:07,996 --> 00:33:10,264
،می خواستم برات قهوه درست کنم
.اما فقط چایی دارم

628
00:33:10,298 --> 00:33:11,899
.همین خوبه

629
00:33:20,341 --> 00:33:23,377
.مواظب باش، خیلی پُر رنگه

630
00:33:23,411 --> 00:33:25,479
.برای امروز صبح خیلی لازمم می شه

631
00:33:25,513 --> 00:33:27,214
.ممنون

632
00:33:29,984 --> 00:33:31,585
،فقط برای روشن شدن موضوع

633
00:33:31,619 --> 00:33:33,120
... با "دنیل" ملاقات می کنم

634
00:33:33,154 --> 00:33:35,322
...و از کافه می آرمش بیرون...

635
00:33:35,356 --> 00:33:37,057
.که تو بتونی بی هوشش کنی...

636
00:33:37,091 --> 00:33:40,394
.و...ما می بریمش به یه موسسه ی درمانی

637
00:33:53,074 --> 00:33:54,541
... هردفعه که چشمام رو می بندم

638
00:33:54,576 --> 00:33:58,545
.هنوز چهره ش رو می بینم...

639
00:33:58,580 --> 00:34:00,414
.دنیل -
.آره -

640
00:34:00,448 --> 00:34:02,516
... حالا که می دونم زنده س

641
00:34:02,550 --> 00:34:04,585
.پذیرفتنش زیادی خوبه...

642
00:34:04,619 --> 00:34:07,588
.باورش سخته

643
00:34:07,622 --> 00:34:10,290
اما بخشِ دیگه ای از وجودم
.حقیقت رو می دونه

644
00:34:11,392 --> 00:34:13,594
.و من می خوام ببینمش

645
00:34:16,564 --> 00:34:19,766
.پسرم

646
00:34:19,801 --> 00:34:21,401
.پسر کوچیکم

647
00:34:24,606 --> 00:34:27,140
.هنوزم وجود داره

648
00:34:27,175 --> 00:34:29,009
.حالا... هرکاری که کرده باشه

649
00:34:29,043 --> 00:34:31,144
!آآه

650
00:34:33,681 --> 00:34:35,382
<i>... "فکر کردم یکی از داروهای "هانا</i>

651
00:34:35,416 --> 00:34:37,751
<i>.از سوزنم نرم تر اثر می کنه...</i>

652
00:34:37,785 --> 00:34:39,786
<i>... حالا دیگه "وگل" هیچ وقت مجبور نیست</i>

653
00:34:39,821 --> 00:34:41,421
<i>.ببینه که پسرش به چی تبدیل شده...</i>

654
00:34:58,339 --> 00:34:59,673
می تونم یه فنجون قهوه بگیرم، لطفاً؟

655
00:34:59,707 --> 00:35:01,308
.الان می آرم

656
00:35:12,320 --> 00:35:14,154
.بفرمایید

657
00:35:24,766 --> 00:35:27,167
* هیچکس نمی تونه بهت بگه *

658
00:35:27,201 --> 00:35:28,235
."سلام "لوسی

659
00:35:28,269 --> 00:35:29,636
.سلام

660
00:35:29,671 --> 00:35:32,172
* فقط یه آهنگ ارزشِ خوندن داره *

661
00:35:45,720 --> 00:35:48,655
* هیچکس نمی تونه بهت بگه *

662
00:35:54,228 --> 00:35:56,396
<i>.سه بار اون آهنگ رو پخش کرده</i>

663
00:35:56,431 --> 00:35:59,366
<i>کِی می خواد بی خیال بشه؟</i>

664
00:36:15,883 --> 00:36:20,020
<i> انقدر دنبالش می رم تا یه جای ساکت</i>
<i>.برای گرفتنش پیدا کنم</i>

665
00:36:20,054 --> 00:36:21,521
<i>... "برای صلاحِ "وگل</i>

666
00:36:21,556 --> 00:36:23,523
<i>.وقتشه پیام رسون رو بکُشم...</i>

667
00:37:01,820 --> 00:37:03,120
.حتماً "سکسون" دیده تت

668
00:37:03,155 --> 00:37:04,822
.کارش خوبه

669
00:37:04,856 --> 00:37:08,225
،احتمالاً فکر کرده "وگل" تو رو فرستاده
<font color="#aa0000">.دکستر</font>

670
00:37:08,260 --> 00:37:12,163
.ممکنه الان به خونه ش رفته باشه

671
00:37:14,232 --> 00:37:15,966
.شما با دکتر "اولین وگل" تماس گرفتید

672
00:37:16,001 --> 00:37:17,568
.من درحال حاضر دردسترس نیستم

673
00:37:17,602 --> 00:37:19,670
.لطفاً پیغام بگذارید

674
00:37:19,704 --> 00:37:21,739
!"اولین"

675
00:37:31,216 --> 00:37:32,583
.بهم دارو دادی

676
00:37:32,617 --> 00:37:33,951
... کاملاً حق داری که ناراحت باشی

677
00:37:33,985 --> 00:37:35,686
.اما من فقط سعی داشتم ازت محافظت کنم...

678
00:37:35,720 --> 00:37:36,821
دنیل" کجاست؟"

679
00:37:38,456 --> 00:37:39,790
.فرار کرد
.بخاطر همین اومدم اینجا

680
00:37:39,825 --> 00:37:40,791
.که بهت هشدار بدم

681
00:37:40,826 --> 00:37:42,960
.خب، هشدار رو که گرفتم

682
00:37:42,994 --> 00:37:44,829
... و فکر می کنم که بهتره از اینجا به بعد

683
00:37:44,863 --> 00:37:46,297
.خودم پیگیرِ قضیه بشم...

684
00:37:46,331 --> 00:37:48,766
.خطرناکه، و کار زیرکانه ای نیست

685
00:37:48,800 --> 00:37:50,501
... از نگرانیت ممنونم

686
00:37:50,535 --> 00:37:52,803
.و قدرِ تمام کارایی که کردی رو می دونم...

687
00:37:52,838 --> 00:37:55,606
.اما این یه موضوع خانوادگیه

688
00:37:57,475 --> 00:38:00,778
یه زمانی اسم خودت رو گذاشته بودی
.«مادر معنویِ من»

689
00:38:00,812 --> 00:38:03,347
این ما رو تبدیل به یه خانواده نمی کنه؟

690
00:38:03,381 --> 00:38:06,584
،خب، بعد از اتفاقی که امروز افتاد
<font color="#aa0000">... دکستر</font>

691
00:38:06,618 --> 00:38:08,953
چطور می تونم بهت اعتماد کنم؟

692
00:38:12,991 --> 00:38:14,458
... خب، بهم اعتماد داشته باشی یا نه

693
00:38:14,492 --> 00:38:16,427
.من ترتیبِ "دنیل" رو می دم...

694
00:38:16,461 --> 00:38:19,029
.امنیتِ تو و من به این وابسطه س

695
00:38:19,064 --> 00:38:21,665
،و بعد از اون
.من و "هانا" از اینجا می ریم

696
00:38:21,700 --> 00:38:24,101
می رید؟ -
.می خوام میامی  رو با اون ترک کنم -

697
00:38:24,135 --> 00:38:25,970
.همراهِ "هریسون" باهمدیگه می ریم

698
00:38:26,004 --> 00:38:27,271
.می دونی که عاقبتِ خوبی نداره

699
00:38:27,305 --> 00:38:28,739
... بعد تو به "دنیل" اعتماد می کنی

700
00:38:28,773 --> 00:38:31,575
که دیگه هیچوقت به کسی صدمه نمی زنه؟...

701
00:38:31,610 --> 00:38:33,310
عاقبتِ این چی می شه؟

702
00:38:34,880 --> 00:38:36,947
،کاری به این موضوع نداشته باش
<font color="#aa0000">.دکستر</font>

703
00:38:49,728 --> 00:38:51,328
<i>،وگل" فکر می کنه من منحصربه فردم"</i>

704
00:38:51,363 --> 00:38:53,230
<i>-- بینِ دوتا دنیا گیر کردم</i>

705
00:38:53,265 --> 00:38:56,066
<i> انسانیتم</i>
<i>.و تاریکیم</i>

706
00:38:56,101 --> 00:38:58,402
<i>،شاید همیشه همین طور بمونم</i>
<i>... اما توی هیچ کدوم از این دنیاها</i>

707
00:38:58,436 --> 00:39:01,505
<i>.نمی تونم زندگیم رو بدون "هانا" تصور کنم...</i>

708
00:39:01,539 --> 00:39:03,540
<i>.بعد از امروز صبح دیگه مجبور نیستم</i>

709
00:39:03,575 --> 00:39:07,378
<i>.وگل" به راهِ خودشه و من منم به راهِ خودم"</i>

710
00:39:07,412 --> 00:39:11,248
<i>سکسون" رو می کُشم"</i>
<i>.و برای همیشه میامی  رو ترک می کنم</i>

711
00:39:13,652 --> 00:39:16,320
پس حالا حرفم رو باور می کنی؟

712
00:39:16,354 --> 00:39:17,922
.بله

713
00:39:17,956 --> 00:39:20,224
.تو اونو نفرستادی

714
00:39:22,294 --> 00:39:24,094
گرسنه ای؟

715
00:39:24,129 --> 00:39:26,363
نظرت در مورد صبحونه چیه؟

716
00:39:31,636 --> 00:39:33,370
.باشه

717
00:39:36,975 --> 00:39:39,076
.مامان

718
00:39:41,076 --> 00:39:51,076
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M