1
00:00:09,926 --> 00:00:11,720
<i>... آنچه گذشت</i>

2
00:00:11,886 --> 00:00:15,090
اگه تونستم پیداش کنم
تو جایزه ت رو می گیری،.

3
00:00:15,140 --> 00:00:16,174
- .اوه، لعنتی -
کیه؟

4
00:00:16,224 --> 00:00:17,809
مأمور فدرال.

5
00:00:17,851 --> 00:00:20,220
برگشتنت رو به بخش جنایی تبریک می گم
بازرس،.

6
00:00:20,270 --> 00:00:23,181
فقط یکم زمان می خوام که درموردش فکر کنم.

7
00:00:23,231 --> 00:00:24,766
هرچقدر می خوای فکر کن.

8
00:00:24,816 --> 00:00:26,810
اینجا توی فلوریدا هیچ زندگی ای برای من نیست.

9
00:00:26,860 --> 00:00:29,521
می تونم یه جایی دور از اینجا
زندگیِ خوبی داشته باشم...

10
00:00:29,571 --> 00:00:31,898
توی آرژانتین
شاید همه مون بتونیم..

11
00:00:31,948 --> 00:00:36,069
"باشه. من، تو، و "هریسون
باهم به آرژانتین می ریم.

12
00:00:36,119 --> 00:00:38,196
قاتل "زک" با تو نسبت فامیلی داره.

13
00:00:38,246 --> 00:00:40,490
جراح مغز» با تو نسبت فامیلی داره».

14
00:00:40,540 --> 00:00:42,492
من دوتا پسر داشتم
دنیل و ریچارد،.

15
00:00:42,542 --> 00:00:45,787
- ...پسرِ بزرگم... دنیل -
اون ریچارد رو کشت .

16
00:00:45,837 --> 00:00:47,956
و ما "دنیل" رو توی یه مؤسسه ی
روان درمانی گذاشتیم.

17
00:00:48,006 --> 00:00:49,716
اون یارو که "کسی" باهاش قرار می ذاشت...

18
00:00:50,967 --> 00:00:53,378
دنیل وگل، همون الیور سکسون ـه.

19
00:00:53,428 --> 00:00:56,172
حالا فرض کن پیداش کردی
<font color=#B70000FF>.دکستر</font>،

20
00:00:56,222 --> 00:00:57,257
می خوای چیکار کنی؟

21
00:00:57,307 --> 00:01:00,552
اون چهارتا آدم بیگناه
بعلاوه ی "زک همیلتون" رو کُشته.

22
00:01:00,602 --> 00:01:02,228
اون پسرمه.

23
00:01:04,105 --> 00:01:05,557
فرار کرد.

24
00:01:05,607 --> 00:01:06,933
بخاطرِ همین اومدم
که بهت هشدار بدم،.

25
00:01:06,983 --> 00:01:09,853
فکر کنم بهتره از اینجا به بعدش رو
بسپاری به خودم.

26
00:01:09,903 --> 00:01:13,064
وگل" به راهِ خودشه، منم به راهِ خودم".

27
00:01:13,114 --> 00:01:16,401
سکسون" رو می کُشم"
و برای همیشه میامی  رو ترک می کنم.

28
00:01:16,451 --> 00:01:20,321
پس حالا حرفم رو باور می کنی؟

29
00:01:20,371 --> 00:01:22,040
آره.

30
00:01:23,040 --> 00:01:33,040
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

31
00:03:08,980 --> 00:03:13,484
* خداحافظ میامی *
* قسمت دهم از فصل هشتم *

32
00:03:18,531 --> 00:03:22,277
حسِ خوبی داره که دوباره برات آشپزی کنم.

33
00:03:22,327 --> 00:03:27,373
خاطراتِ دورانی که مادرت بودم رو یادم میاره.

34
00:03:30,376 --> 00:03:35,081
فکر می کنی صبحونه درست کردن
تو رو دوباره مادرم می کنه؟

35
00:03:35,131 --> 00:03:38,501
- .نه -
تو سال ها پیش از این حقت گذشتی .

36
00:03:38,551 --> 00:03:41,963
دنیل"، من هر اشتباهی که در گذشته کردم"...

37
00:03:42,013 --> 00:03:44,924
می خوام برات جبرانش کنم....

38
00:03:44,974 --> 00:03:46,009
می تونم کمکت کنم.

39
00:03:46,059 --> 00:03:47,385
چطور؟

40
00:03:47,435 --> 00:03:50,096
می تونم ترتیبِ مراقبت هایی که نیاز داری رو بدم.

41
00:03:50,146 --> 00:03:53,308
مراقبت هایی که نیاز دارم؟

42
00:03:53,358 --> 00:03:56,352
من دیگه هیچوقت زندانی نمی شم.

43
00:03:56,402 --> 00:03:58,354
من توی بهترین مؤسسه ها آشنا دارم.

44
00:03:58,404 --> 00:04:00,982
مثل همون آخریه که فرستادیم؟

45
00:04:01,032 --> 00:04:03,651
اصلاً می دونی چطوری بود؟

46
00:04:03,701 --> 00:04:09,157
هرروز تو این فکر بودم که کِی بالاخره به دیدنم میای
منتها بعدش فهمیدم که جوابش «هرگز» بود،!

47
00:04:09,207 --> 00:04:13,786
دنیل" من نمی تونستم"
تو "ریچارد" رو کُشتی..

48
00:04:13,836 --> 00:04:17,006
این تقصیرِ تو بود!

49
00:04:18,800 --> 00:04:21,419
تو منو نادیده می گرفتی.

50
00:04:21,469 --> 00:04:25,256
همیشه فقط به "ریچارد" اهمیت می دادی.

51
00:04:25,306 --> 00:04:27,058
هیچوقت سعی نکردی بهم کمک کنی.

52
00:04:29,018 --> 00:04:32,555
من جوون و بی تجربه بودم.

53
00:04:32,605 --> 00:04:34,724
نمی دونستم چطور کمکت کنم.

54
00:04:34,774 --> 00:04:38,519
اما معلومه خیلی خوب می دونستی
چطور به دکستر مورگان کمک کنی.

55
00:04:38,569 --> 00:04:41,522
بهش یاد دادی چطور با شرایطش کنار بیاد.

56
00:04:41,572 --> 00:04:45,151
هرچیزی رو که از من دریغ کردی
به اون دادی،.

57
00:04:45,201 --> 00:04:48,780
وقتی من داشتم می پوسیدم
به اون یه زندگی دادی،.

58
00:04:48,830 --> 00:04:50,990
تمام اینا رو می دونم
باور کن..

59
00:04:51,040 --> 00:04:52,700
یه اشتباهِ وحشتناک بود.

60
00:04:52,750 --> 00:04:57,497
من پسرت بودم... بهت نیاز داشتم.

61
00:04:57,547 --> 00:05:00,166
- ...خواهش می کنم -
چه خواهشی؟

62
00:05:00,216 --> 00:05:03,253
بذار کمکت کنم.

63
00:05:03,303 --> 00:05:05,588
بابتِ تمامِ کارایی که کردم متأسفم.

64
00:05:05,638 --> 00:05:08,474
واقعاً متأسفم.

65
00:05:11,185 --> 00:05:15,440
کاش می تونستم حرفت رو باور کنم.

66
00:05:33,666 --> 00:05:34,909
"هانا".

67
00:05:34,959 --> 00:05:37,120
"سلام، "هریسون.

68
00:05:37,170 --> 00:05:39,789
اوه، دلم برات تنگ شده بود.

69
00:05:39,839 --> 00:05:42,667
هی، به زودی می تونی
هرچقدر که می خوای پیشش بمونی...

70
00:05:42,717 --> 00:05:45,503
اما الان من و "هانا" باید...
حرفای آدم بزرگا رو بزنیم.

71
00:05:45,553 --> 00:05:49,140
- باشه رفیق؟ -
باشه .

72
00:05:51,893 --> 00:05:53,386
خب...

73
00:05:53,436 --> 00:05:55,471
- .یه خبرِ احتمالاً خوب -
جدی؟

74
00:05:55,521 --> 00:05:57,640
"معاون مارشال "کلیتون
یه سر اومد درِ خونه م.

75
00:05:57,690 --> 00:06:00,685
بنظر می رسه جستجو برای تو رو متوقف کردن.

76
00:06:00,735 --> 00:06:02,562
اوه، خیالم راحت شد.

77
00:06:02,612 --> 00:06:04,147
اما بااین حال تونسته که
عکست رو توی تمام خبرها پخش کنه.

78
00:06:04,197 --> 00:06:06,274
هنوزم نباید آفتابی بشی.

79
00:06:06,324 --> 00:06:09,444
پس چطوری باید از میامی  خارج بشم؟

80
00:06:09,494 --> 00:06:12,530
خب، هیچ کس دنبالِ زنی که همراهِ...

81
00:06:12,580 --> 00:06:14,490
شوهر و بچه ش سفر می کنه، نمی گرده....

82
00:06:14,540 --> 00:06:18,411
تو این فکرم که هرسه مون باهم ازاینجا بریم.

83
00:06:18,461 --> 00:06:20,922
از این فکر که خیلی خوشم میاد.

84
00:06:22,340 --> 00:06:26,586
پرونده ی "هریسون" رو از مدرسه بگیرم
استور" و "کدی" رو هم یه بار دیگه ببینم"،.

85
00:06:26,636 --> 00:06:30,089
آپارتمان، قایق و ماشینم رو برای فروش بذارم.

86
00:06:30,139 --> 00:06:33,343
دب" می تونه برای اینکارا کمکم کنه".

87
00:06:33,393 --> 00:06:35,720
وای.

88
00:06:35,770 --> 00:06:37,221
واقعاً می خوایم اینکارو بکنیم.

89
00:06:37,271 --> 00:06:40,775
آره
می خوایم به آرژانتین بریم..

90
00:06:42,693 --> 00:06:46,397
خدایا، این یکی از اون خیال پردازی ها بود
که هیچوقت فکر نمی کردم عملی بشه.

91
00:06:46,447 --> 00:06:49,359
وگرنه حتماً زبون اسپانیایی یاد می گرفتم.

92
00:06:49,409 --> 00:06:51,319
باهم یاد می گیریم.

93
00:06:51,369 --> 00:06:53,363
به زودی می ریم.

94
00:06:53,413 --> 00:06:55,365
قبلش باید "سکسون" رو بکشم.

95
00:06:55,415 --> 00:06:58,409
اوه، پس می خوای کار رو تموم کنی.

96
00:06:58,459 --> 00:07:01,662
مجبورم.

97
00:07:01,712 --> 00:07:03,331
وگل" درست فکر نمی کنه".

98
00:07:03,381 --> 00:07:05,625
بنظر می رسه خودش متوجه نیست
که جونش در خطره.

99
00:07:05,675 --> 00:07:07,460
احساس می کنم نیاز دارم ازش محافظت کنم.

100
00:07:07,510 --> 00:07:09,504
احساس می کنی نیاز داری؟!

101
00:07:09,554 --> 00:07:12,924
آره خب.

102
00:07:12,974 --> 00:07:15,134
- چیه؟ -
آخه ...

103
00:07:15,184 --> 00:07:20,064
همیشه وقتی حرفِ «تو و کشتن» می شه
احساسات» هیچوقت واردِ معادله نمی شن»،.

104
00:07:23,568 --> 00:07:25,778
وگل" بهم نیاز داره که ازش محافظت کنم".

105
00:07:28,322 --> 00:07:30,691
هی! از روی تردمیلِ عمه  "دب" بیا پایین.

106
00:07:30,741 --> 00:07:32,360
اما کیف می ده.

107
00:07:32,410 --> 00:07:33,569
نه، این واسه بچه ها نیست.

108
00:07:33,619 --> 00:07:35,029
هی، بیا اینجا
می خوام برام تعریف کنی....

109
00:07:35,079 --> 00:07:36,781
که ظرفِ هشت ماهِ گذشته...
چه کارایی کردی.

110
00:07:36,831 --> 00:07:38,666
باشه.

111
00:07:41,335 --> 00:07:45,248
- ."سلام عمه "دب -
سلام .

112
00:07:45,298 --> 00:07:48,676
- .بیا -
می تونیم حرف بزنیم؟

113
00:07:55,808 --> 00:07:58,052
هریسون" چه غلطی با "هانا" می کنه؟"

114
00:07:58,102 --> 00:08:00,430
معاون مارشال واحدهای حفاظتی رو برداشت.

115
00:08:00,480 --> 00:08:02,723
تا زمانی که "سکسون" هنوز آزاد می چرخه...

116
00:08:02,773 --> 00:08:04,350
برای "هریسون" امن نیست که...
توی آپارتمان بمونه.

117
00:08:04,400 --> 00:08:06,227
باشه، اما من ازش مواظبت می کنم
هانا" نباید پیشش باشه"،.

118
00:08:06,277 --> 00:08:08,271
این واسه بچه منصفانه نیست.

119
00:08:08,321 --> 00:08:09,564
دب"، باید یه چیزی بهت بگم".

120
00:08:09,614 --> 00:08:11,649
چی؟

121
00:08:11,699 --> 00:08:14,318
من و "هریسون" به زودی می ریم.

122
00:08:14,368 --> 00:08:16,028
منظورت چیه؟

123
00:08:16,078 --> 00:08:18,948
- کجا می رید؟ -
از میامی  می ریم ...

124
00:08:18,998 --> 00:08:21,951
"با "هانا.

125
00:08:22,001 --> 00:08:22,952
در مورد چی حرف می زنی؟

126
00:08:23,002 --> 00:08:26,789
می خوایم به آرژانتین بریم.

127
00:08:26,839 --> 00:08:29,167
شوخی می کنی؟

128
00:08:29,217 --> 00:08:31,127
خودت می دونی چقدر حرفت احمقانه س؟

129
00:08:31,177 --> 00:08:32,378
"دب"...

130
00:08:32,428 --> 00:08:33,754
می خوای پسرِ بدبختت رو برداری...

131
00:08:33,804 --> 00:08:35,965
و با یه فراریِ تحت تعقیب به یه کشورِ دیگه بری؟...

132
00:08:36,015 --> 00:08:37,767
خاک برسر، تمامِ فکرات رو کردی؟!

133
00:08:37,808 --> 00:08:40,219
دب"، فکرام رو کردم".

134
00:08:40,269 --> 00:08:43,473
می خوایم باهم تشکیل زندگی بدیم.

135
00:08:43,523 --> 00:08:45,766
کاش راهِ دیگه ای وجود داشت
اما نیست،.

136
00:08:45,816 --> 00:08:50,112
باید از کشور خارج بشیم؛
یه جای دیگه از نو زندگی کنیم.

137
00:08:54,283 --> 00:08:56,527
جوری رفتار می کنی
انگار این موضوع اصلاً روی من تأثیر نمی ذاره.

138
00:08:56,577 --> 00:08:59,622
می دونم می ذاره.

139
00:09:01,165 --> 00:09:04,368
خب، پس تصمیمِ خیلی خودخواهانه ایه
که خودت تنهایی می گیریش.

140
00:09:04,418 --> 00:09:05,786
هنوزم می تونیم همدیگه رو ببینیم.

141
00:09:05,836 --> 00:09:09,624
من...میام اینجا
و می تونی بیای دیدنم،.

142
00:09:09,674 --> 00:09:13,127
باشه، دفعه ی بعد که به آرژانین اومدم
یه سر بهت می زنم!

143
00:09:13,177 --> 00:09:15,922
دب"، شرمنده".

144
00:09:15,972 --> 00:09:19,016
این برای منم سخته.
ممنون که امروز صبح اومدی.

145
00:09:21,310 --> 00:09:24,222
همون طور که گفتم
یه جورایی موضوعِ حساسیه.

146
00:09:24,272 --> 00:09:26,390
مربوط به یکی از بیمارهات می شه.

147
00:09:26,440 --> 00:09:27,850
"زک همیلتون".

148
00:09:27,900 --> 00:09:29,519
مطمئنم مطلع هستی که گم شده.

149
00:09:29,569 --> 00:09:32,230
بله. امیدوارم بودم تا الان پیداش بشه.

150
00:09:32,280 --> 00:09:33,940
نشده
و منم به پدرومادرش قول دادم....

151
00:09:33,990 --> 00:09:36,859
که شخصاً پیگیرِ پرونده ش بشم....

152
00:09:36,909 --> 00:09:38,027
اما متأسفانه به بن بست رسیدم.

153
00:09:38,077 --> 00:09:40,821
تام"، تو که می دونی من اجازه ی"
صحبت کردن در مورد بیمارهام رو ندارم.

154
00:09:40,871 --> 00:09:45,117
"بی خیال "اولین
من سعی دارم به این بچه کمک کنم،.

155
00:09:45,167 --> 00:09:46,869
اون توی خونه شون زندگی می کرده.

156
00:09:46,919 --> 00:09:49,288
رابطه ش با پدرومادرش چطور بوده؟

157
00:09:49,338 --> 00:09:50,873
مثل تمام بچه های هم سن و سالش.

158
00:09:50,923 --> 00:09:52,967
چیزی در مورد فرارکردن نگفت؟

159
00:09:53,009 --> 00:09:55,753
در مورد دوست یا دخترِ خاصی حرف نزد؟

160
00:09:55,803 --> 00:09:59,382
مواد مصرف می کرد؟
قمار؟

161
00:09:59,432 --> 00:10:01,968
- تمایل به خودکشی داشت؟ -
نمی دونم .

162
00:10:02,018 --> 00:10:04,929
ببین، می دونم تو بهتر از هرکسی
درک می کنی...

163
00:10:04,979 --> 00:10:06,222
که ازدست دادنِ یه بچه چه حسی داره....

164
00:10:06,272 --> 00:10:09,559
بی خبر بودن از اینم بدتره.

165
00:10:09,609 --> 00:10:11,978
تصور کن "همیلتون"ها چه احساسی دارن.

166
00:10:12,028 --> 00:10:16,566
کاش می تونستم کمک کنم
اما واقعاً دیگه نمی دونم،.

167
00:10:16,616 --> 00:10:22,246
ببخشید، اما یه قرارِ دیگه هم دارم.

168
00:10:30,171 --> 00:10:33,207
<i>،سکسون" وقتی فقط ‏‏14سالش بود"</i>
<i>.برادرش رو کشت</i>

169
00:10:33,257 --> 00:10:36,711
<i>.هفت نفر دیگه رو توی سن ‏‏17سالگی کشته</i>

170
00:10:36,761 --> 00:10:39,880
<i>بعد از اون چند نفر دیگه رو کشته؟</i>

171
00:10:39,930 --> 00:10:42,675
<i>.توی ‏‏10-‏‏12تا شهر از دوتا قارّه زندگی کرده</i>

172
00:10:42,725 --> 00:10:47,013
<i>.هیچ وقت دستگیر نشده</i>
<i>.هیچ وقت ردی از خودش به جا نذاشته</i>

173
00:10:47,063 --> 00:10:51,734
<i>یعنی اون همون بیمار روانیِ بی نقصیه</i>
<i>که من یه زمانی بودم؟</i>

174
00:10:55,571 --> 00:10:57,657
اون کمکِ منو نمی خواد.

175
00:10:59,241 --> 00:11:01,110
پس همین طوری بی خیالش بشم؟

176
00:11:01,160 --> 00:11:03,112
می تونیم امشب به آرژانتین بریم.

177
00:11:03,162 --> 00:11:05,156
دکستر، اصلاً به صلاح نیست
این کارو ناتموم بذاری.

178
00:11:05,206 --> 00:11:06,907
من حتی نمی دونم چطوری پیداش کنم.

179
00:11:06,957 --> 00:11:09,201
تو همیشه یه راهی پیدا می کنی.

180
00:11:09,251 --> 00:11:13,964
اگه "سکسون" رو نکشی
زندگیِ "اولین" در خطره،.

181
00:11:15,925 --> 00:11:17,343
صحنه ی جرم.

182
00:11:25,643 --> 00:11:27,762
<i>.بعد از اینکه برم، هیچی عوض نمی شه</i>

183
00:11:27,812 --> 00:11:30,022
<i>... خون همچنان سرازیر می شه</i>

184
00:11:31,482 --> 00:11:35,102
<i>!فقط من اینجا نیستم که ازش عکس بگیرم...</i>

185
00:11:35,152 --> 00:11:37,146
طرف خیلی محکم ضربه خورده.

186
00:11:37,196 --> 00:11:41,692
زخمِ بزرگ روی سر
چندتا استخون شکسته، خون ریزی داخلی،.

187
00:11:41,742 --> 00:11:43,069
خشمِ خیابونی.

188
00:11:43,119 --> 00:11:45,071
یارو که سوارِ دوچرخه بوده
از سرِ راه کنار نمی رفته،،

189
00:11:45,121 --> 00:11:48,074
برای طرف برو بابا می فرسته
راننده هم زیرش می کنه،.

190
00:11:48,124 --> 00:11:48,866
ستوان، می تونم باهات صحبت کنم؟

191
00:11:48,916 --> 00:11:49,500
البته.

192
00:11:49,750 --> 00:11:50,576
نمی دونستم امروز هم کار داریم.

193
00:11:50,626 --> 00:11:52,662
چرا این فکرو کردی؟

194
00:11:52,712 --> 00:11:55,873
چون امروز شنبه س.

195
00:11:55,923 --> 00:11:59,293
نعشه ای؟

196
00:11:59,343 --> 00:12:01,379
نعشه ای، نه؟
بوش رو حس می کنم.

197
00:12:01,429 --> 00:12:04,131
برو خونه.

198
00:12:04,181 --> 00:12:05,883
- ...بابا -
بعداً در موردش حرف می زنیم .

199
00:12:05,933 --> 00:12:07,843
برو
و انقدر هم ماریجوانا نکِش!.

200
00:12:07,893 --> 00:12:10,179
تو حق داری سرِ کار بهم امرو نهی کنی...

201
00:12:10,229 --> 00:12:11,555
اما نه توی خونه....

202
00:12:11,605 --> 00:12:15,476
خب، این...این... شوکِ خیلی بزرگیه
<font color=#B70000FF>.دکستر</font>،

203
00:12:15,526 --> 00:12:17,395
می دونم بنظر خیلی ناگهانی میاد...

204
00:12:17,445 --> 00:12:21,774
... "اما بعد از مرگِ "ریتا...

205
00:12:21,824 --> 00:12:23,275
... و با این شغل...

206
00:12:23,325 --> 00:12:27,613
دیگه به اندازه ی کافی توی زندگیم
مرگ ومیر دیدم.

207
00:12:27,663 --> 00:12:32,710
به یه استراحت نیاز دارم، پس
این خبرِ استعفامه....

208
00:12:32,752 --> 00:12:35,337
واقعاً بهش نیاز داری، نه؟

209
00:12:39,383 --> 00:12:41,043
من آروزی هیچی بجز بهترین ها رو برات ندارم.

210
00:12:41,093 --> 00:12:42,086
ممنون.

211
00:12:42,136 --> 00:12:43,963
دوست دارم این موضوع رو بین خودمون نگه داری.

212
00:12:44,013 --> 00:12:48,509
می خوام خودم به بقیه اطلاع بدم
"ازجمله "جیمی....

213
00:12:48,559 --> 00:12:50,845
اون که بهش سخت می گذره.

214
00:12:50,895 --> 00:12:52,179
می دونی
خیلی "هریسون" رو دوست داره،.

215
00:12:52,229 --> 00:12:55,307
هریسون" هم دوستش داره".

216
00:12:55,357 --> 00:12:57,476
بهرحال، خودش هم دنبالِ زندگیشه.

217
00:12:57,526 --> 00:12:59,228
به زودی شغل جدید می گیره.

218
00:12:59,278 --> 00:13:02,114
شاید این طوری براش راحت تر باشه.

219
00:13:04,533 --> 00:13:07,328
دلم برات تنگ می شه، داداش.

220
00:13:13,876 --> 00:13:16,495
هی، گوش کن
اگه نظرت عوض شد،...

221
00:13:16,545 --> 00:13:18,622
درِ اینجا همیشه به روت بازه....

222
00:13:18,672 --> 00:13:20,716
فهمیدم.

223
00:13:30,142 --> 00:13:32,803
"گفت: "من واسه خوابِ ظهر دیگه بزرگ شدم
و بعد سریع خوابش برد،.

224
00:13:32,853 --> 00:13:33,354
چه بانمک.

225
00:13:37,608 --> 00:13:40,478
"حالا از جستجوت واسه "سکسون
به جایی رسیدی؟

226
00:13:40,528 --> 00:13:42,813
نه راستش.

227
00:13:42,863 --> 00:13:44,273
چیز زیادی در موردش نمی دونم.

228
00:13:44,323 --> 00:13:46,233
یه جا بند نمی شه.

229
00:13:46,283 --> 00:13:48,486
گمونم فکر می کنه اگه واسه مدت طولانی
یه جا بمونه...

230
00:13:48,536 --> 00:13:51,831
آخرش گیر می افتی.

231
00:13:53,707 --> 00:13:55,826
کاش می تونستیم راحت بریم.

232
00:13:55,876 --> 00:13:58,662
آره، منم همین طور
اما می دونم،...

233
00:13:58,712 --> 00:14:00,881
باید به دکتر "وگل" کمک کنی....

234
00:14:04,134 --> 00:14:06,253
راستش اون کمکم رو نمی خواد.

235
00:14:06,303 --> 00:14:08,347
پس چرا داری اینکارو می کنی؟

236
00:14:11,433 --> 00:14:13,469
چون کارم همینه.

237
00:14:13,519 --> 00:14:16,472
فقط...می دونم که این طوری ام.

238
00:14:16,522 --> 00:14:18,315
<font color=#B70000FF>،دکستر</font>
تو خیلی بیشتر از این حرفایی.

239
00:14:20,901 --> 00:14:23,854
واقعاً؟

240
00:14:23,904 --> 00:14:27,566
فکر می کنی وقتی به آرژانتین بریم...

241
00:14:27,616 --> 00:14:31,362
... احتمالش هست که بتونیم...

242
00:14:31,412 --> 00:14:33,697
یه شروعِ تازه داشته باشیم؟...

243
00:14:33,747 --> 00:14:35,533
آره.

244
00:14:35,583 --> 00:14:37,284
خب، پس هرچی زودتر "سکسون" رو بکُشی...

245
00:14:37,334 --> 00:14:40,629
زودتر هم می تونیم به اونجا برسیم....

246
00:14:44,383 --> 00:14:47,545
وگل" کلیدِ ماجراس"
مطمئنم "سکسون" می ره سراغش..

247
00:14:47,595 --> 00:14:51,257
اما نمی تونم همین جوری دست روی دست بذارم.

248
00:14:51,307 --> 00:14:54,677
مخصوصاً اگه بفهمه که تو مواظبش هستی.

249
00:14:54,727 --> 00:14:57,596
این اوضاع رو بدتر می کنه.

250
00:14:57,646 --> 00:15:00,933
باید پیداش کنم
اما شاید برای اینکار به "وگل" نیازی ندارم،.

251
00:15:00,983 --> 00:15:04,904
فقط به کامپیوترش.

252
00:15:12,119 --> 00:15:16,240
وگل" واسه مواقعِ اضطراری"
بهم گفته بود کلیدِ اضافی ش رو کجا می ذاره.

253
00:15:16,290 --> 00:15:20,336
فکر کنم نجاتِ جونش در مقابلِ پسرِ دیوانه ش
جزء شرایط اضطراری باشه،.

254
00:15:28,385 --> 00:15:30,963
سکسون" روی کامپیوترش"
برنامه ی جاسوسی نصب کرد.

255
00:15:31,013 --> 00:15:33,841
موضوع اینه که من دوطرفه می تونم کار کنم.

256
00:15:33,891 --> 00:15:38,387
پس اگه "سکسون" می تونه
کامپیوتر "وگل" رو ببینه...

257
00:15:38,437 --> 00:15:42,057
منم می تونم کامپیوترِ "سکسون" رو ببینم.

258
00:15:42,107 --> 00:15:43,350
حالا دنبال چی می گردی؟

259
00:15:43,400 --> 00:15:47,279
یه چیزی، هرچیزی که بتونه یه سرنخی بهم بده.

260
00:15:54,453 --> 00:15:57,823
<i>این چیه؟</i>

261
00:15:57,873 --> 00:16:01,794
همون فیلمیه که برای "وگل" فرستاده بود.

262
00:16:07,257 --> 00:16:09,293
و این مالِ هفته ی پیشه.

263
00:16:09,343 --> 00:16:12,546
- !نه، نکن -
"زک" .

264
00:16:12,596 --> 00:16:14,390
نه، نه
چیکار می کنی؟ نه!!

265
00:16:26,986 --> 00:16:31,357
دکستر، اگه اتفاقی برای "اولین" بیفته
عذابش تا ابد ولت نمی کنه،.

266
00:16:31,407 --> 00:16:34,735
نمی تونی الکی به آرژانتین فرار کنی
و از وجودِ واقعیت فرار کنی.

267
00:16:34,785 --> 00:16:37,579
من نمی خوام از چیزی فرار کنم.

268
00:16:41,917 --> 00:16:44,995
پس هفته ی دیگه آگهی شغلی رو پخش می کنید؟

269
00:16:45,045 --> 00:16:48,999
عالیه. گوش کن
فقط من هر تکنسین قضایی ای نمی خوام،.

270
00:16:49,049 --> 00:16:51,835
بهترینشون رو می خوام
چون قراره جای بهترین رو پُر کنه،.

271
00:16:51,885 --> 00:16:54,129
ممنون می شم.

272
00:16:54,179 --> 00:16:55,756
شرمنده جناب معاون
چه کمکی می تونم بهتون بکنم؟.

273
00:16:55,806 --> 00:16:59,385
فقط اومدم بهتون اطلاع بدم که هیچ کدوم از
سرنخ هامون در مورد "هانا مک کی" به جایی نرسیدن.

274
00:16:59,435 --> 00:17:01,428
می دونید که، وقتی در همچین شرایطی
سرنخ موفقیت آمیز نباشه،...

275
00:17:01,478 --> 00:17:04,515
مضنون یا اصلاً اینجا نبوده...
یا خیلی سریع فلنگ رو بسته،.

276
00:17:04,565 --> 00:17:05,808
خب یعنی چی؟

277
00:17:05,858 --> 00:17:07,393
یعنی اولویتِ پرونده پایین رفته.

278
00:17:07,443 --> 00:17:09,061
خیلی خب
ممنون واسه خبر..

279
00:17:09,111 --> 00:17:11,063
به طور اتفاقی شنیدم...

280
00:17:11,113 --> 00:17:13,399
گفتی دنبال یه تکنسین قضایی می گردی.

281
00:17:13,449 --> 00:17:15,943
- تو کسی رو می شناسی؟ -
نه، فقط کنجکاوم ...

282
00:17:15,993 --> 00:17:18,195
کی داره می ره؟
دکستر مورگان که نیست، هست؟

283
00:17:18,245 --> 00:17:19,872
در رو ببند.

284
00:17:22,666 --> 00:17:24,827
اون هنوز به  هیچ کدوم از دوستاش نگفته...

285
00:17:24,877 --> 00:17:27,788
پس هنوز به صورتِ رازه...
اما آره، دکستر دنبالِ یه زندگیِ تازه س،.

286
00:17:27,838 --> 00:17:29,665
اوه، پس یه شغل بهتر پیدا کرده،  ها؟

287
00:17:29,715 --> 00:17:31,959
نه، می خواد به سفر بره
و یکم با پسرش وقت بگذرونه.

288
00:17:32,009 --> 00:17:36,930
- واقعاً؟ -
آره. نمی شه گفت تقصیری هم داره .

289
00:18:14,927 --> 00:18:16,011
سلام.

290
00:18:20,390 --> 00:18:22,976
- .نمی خوام مزاحم بشم -
خب، اینجا خونه خودته .

291
00:18:27,106 --> 00:18:29,817
اما خانواده ی توئه.

292
00:18:33,445 --> 00:18:37,282
خانواده ی تو هم هست.

293
00:18:42,913 --> 00:18:47,826
می خوام تو و "هریسون" خوشحال باشید.

294
00:18:47,876 --> 00:18:52,506
خب... چه احساسی در موردِ رفتنمون داری؟

295
00:18:55,551 --> 00:18:58,462
می ترسم.

296
00:18:58,512 --> 00:19:02,466
تمامِ خانواده م دارن می رن.

297
00:19:02,516 --> 00:19:05,894
ترسیدی؟

298
00:19:08,605 --> 00:19:12,609
تو همیشه پیشم بودی.

299
00:19:12,651 --> 00:19:15,062
نمی دونم زندگیم بدون تو چطوری می شه.

300
00:19:15,112 --> 00:19:19,566
خب، شاید بهتر بشه.

301
00:19:19,616 --> 00:19:22,402
واقعاً؟

302
00:19:22,452 --> 00:19:26,198
مگه زندگی بهتر از گشتن با
دوتا قاتل زنجیره ای هم می شه؟!

303
00:19:26,248 --> 00:19:28,125
پس متوجه منظورم می شی.

304
00:19:33,255 --> 00:19:35,666
نمی دونم.

305
00:19:35,716 --> 00:19:40,629
بهتر یا بدتر...

306
00:19:40,679 --> 00:19:43,340
تو همیشه تو زندگیم بودی.

307
00:19:43,390 --> 00:19:47,761
ادامه دادن بدون تو
مثل پریدن از روی صخره می مونه.

308
00:19:47,811 --> 00:19:51,064
می دونم منظورت چیه.

309
00:19:58,113 --> 00:20:00,073
چیه؟

310
00:20:03,577 --> 00:20:04,912
میای؟

311
00:20:17,174 --> 00:20:19,927
هی، ببین کی اومده.

312
00:20:37,194 --> 00:20:39,438
سلام.

313
00:20:39,488 --> 00:20:42,941
- .سلام. گفتم یه چک بکنم -
اینجا همه چیز مرتبه .

314
00:20:42,991 --> 00:20:45,027
هریسون" داره بیرون با "دب" بازی می کنه".

315
00:20:45,077 --> 00:20:49,031
- .اوه، خوبه -
تو خوبی؟

316
00:20:49,081 --> 00:20:51,917
آره، فقط می خواستم صدات رو بشنوم.

317
00:20:55,629 --> 00:20:59,716
باید برم.

318
00:21:02,469 --> 00:21:04,046
"اولین" -
<font color=#B70000FF>.دکستر -</font>.

319
00:21:04,096 --> 00:21:05,756
امیدوار بودم بتونیم صحبت کنیم.

320
00:21:05,806 --> 00:21:09,309
باشه.

321
00:21:09,351 --> 00:21:14,264
داشتم در موردِ چیزی که قبلاً گفتم فکر می کردم
و می ترسم زیادی پیش داوری کرده باشم.

322
00:21:14,314 --> 00:21:17,434
فکر کنم احتمالش باشه که تو
و "هانا" بتونید یه رابطه داشته باشید.

323
00:21:17,484 --> 00:21:21,063
- واقعاً؟ -
و فکر کنم رفتن تون به یه جای دور ،

324
00:21:21,113 --> 00:21:24,274
شروعِ یه زندگیِ تازه
می تونه بهترین کار برای شماها باشه،.

325
00:21:24,324 --> 00:21:27,903
رفتن به یه جای دور»؟»
بخش مهمش اینه؟

326
00:21:27,953 --> 00:21:32,032
اسم آرژانتین رو آورده بودی؟
می تونه جای خوبی باشه.

327
00:21:32,082 --> 00:21:33,617
چرا می خوای برم؟

328
00:21:33,667 --> 00:21:37,829
<font color=#B70000FF>،دکستر</font>
فکر کنم برای "دنیل" امید باشه.

329
00:21:37,879 --> 00:21:40,499
فکر نکنم کُشتن رو دوست داشته باشه.

330
00:21:40,549 --> 00:21:46,964
می تونم کمکش کنم؛ اما اگه تو بکُشیش
دیگه این فرصت رو بدست نمی آرم.

331
00:21:47,014 --> 00:21:50,300
خواهش می کنم فقط برو
میامی  رو ترک کن..

332
00:21:50,350 --> 00:21:51,760
فکر می کنی کشتن رو دوست نداره.

333
00:21:51,810 --> 00:21:52,844
می گه کمکِ منو می خواد.

334
00:21:52,894 --> 00:21:56,398
بذار نشونت بدم چقدر کشتن رو دوست نداره.

335
00:22:02,487 --> 00:22:06,024
نه، نکن... آآآه!

336
00:22:06,074 --> 00:22:07,609
نه...

337
00:22:07,659 --> 00:22:11,780
این سرِ "زک"ـه که داره ارّه ش می کنه.

338
00:22:11,830 --> 00:22:14,032
اوه...

339
00:22:14,082 --> 00:22:17,619
"هیچ امیدی برای اون نیست، "اولین.

340
00:22:17,669 --> 00:22:20,664
این همون کسیه که پسرِ کوچیکت رو کشت.

341
00:22:20,714 --> 00:22:22,457
اون هیچوقت عوض نمی شه.

342
00:22:22,507 --> 00:22:25,844
متأسفم.

343
00:22:42,027 --> 00:22:43,729
حالا چی می شه؟

344
00:22:43,779 --> 00:22:46,189
خودت می دونی چه کاری باید انجام بشه.

345
00:22:46,239 --> 00:22:50,660
وگرنه، اون به آدم کُشی ادامه می ده.

346
00:22:53,789 --> 00:22:54,948
الان کجاست؟

347
00:22:54,998 --> 00:22:58,285
گفت امشب باهام تماس می گیره.

348
00:22:58,335 --> 00:23:01,496
امشب باهاش قرار بذار.

349
00:23:01,546 --> 00:23:05,042
یه جای عمومی... امن.

350
00:23:05,092 --> 00:23:07,544
بهم زنگ بزن و محلش رو بگو.

351
00:23:07,594 --> 00:23:11,348
تعقیبش می کنم و از اونجا به بعدش با خودم.

352
00:23:20,982 --> 00:23:24,227
فقط خواهش می کنم نذار زجر بکِشه.

353
00:23:24,277 --> 00:23:25,529
نمی ذارم.

354
00:23:39,626 --> 00:23:42,621
دبرا مورگان.

355
00:23:42,671 --> 00:23:43,914
شما رو می شناسم؟

356
00:23:43,964 --> 00:23:46,416
"معاون مارشال "مکس کلیتون.

357
00:23:46,466 --> 00:23:47,584
و این هم "هریسون"ـه.

358
00:23:47,634 --> 00:23:49,586
- .سلام رفیق -
سلام .

359
00:23:49,636 --> 00:23:53,131
- قبلاً همدیگه رو دیدید؟ -
آره، خونه ی باباش .

360
00:23:53,181 --> 00:23:55,300
هریسون"، تو برو داخل".

361
00:23:55,350 --> 00:23:59,438
- .منم زودی میام -
باشه .

362
00:24:01,815 --> 00:24:04,184
الوی" آدرست رو بهم داد".

363
00:24:04,234 --> 00:24:05,352
فکر کردم بهتره شخصاً باهات صحبت کنم.

364
00:24:05,402 --> 00:24:08,688
باشه.

365
00:24:08,738 --> 00:24:10,232
ببین، من نگرانِ برادرت هستم.

366
00:24:10,282 --> 00:24:12,242
<font color=#B70000FF>دکستر؟</font>
چرا؟

367
00:24:12,284 --> 00:24:16,530
احتمالاً چیز خاصی نیست
اما به ذهنم رسید که،...

368
00:24:16,580 --> 00:24:19,491
... اون دقیقاً همون موقعی داره از شهر می ره...

369
00:24:19,541 --> 00:24:21,743
که شایعه شده "هانا مک کی" اینجاست....

370
00:24:21,793 --> 00:24:23,078
از کجا می دونید داره می ره؟

371
00:24:23,128 --> 00:24:24,955
آه، توی پاسگاه شنیدم.

372
00:24:25,005 --> 00:24:27,833
شاید چیز خاصی نیست، اما...

373
00:24:27,883 --> 00:24:31,169
اون و "آرلین شرم" باهم صنمی دارن؟

374
00:24:31,219 --> 00:24:32,879
نمی دونم. من از زندگیِ عاشقانه ش خبر ندارم.

375
00:24:32,929 --> 00:24:35,132
خیلی خب؛ آخه می دونم که قبلاً با...

376
00:24:35,182 --> 00:24:36,466
هانا مک کی" نامزدی داشته"....

377
00:24:36,516 --> 00:24:39,344
اگه هنوزم داشته باشه، چی؟

378
00:24:39,394 --> 00:24:41,096
- .پس خیلی خره -
منم از همینش می ترسم .

379
00:24:41,146 --> 00:24:43,223
ببین، می دونم دارم زیاده روی می کنم...

380
00:24:43,273 --> 00:24:46,977
اما اگه اونا دوباره باهم...
ارتباط برقرار کرده باشن، چی؟

381
00:24:47,027 --> 00:24:48,562
زندگیش می تونه درخطر باشه.

382
00:24:48,612 --> 00:24:50,647
- .همین طور پسرش -
دکستر همچین کاری نمی کنه .

383
00:24:50,697 --> 00:24:52,274
امیدوارم نکنه.

384
00:24:52,324 --> 00:24:54,943
"لازم نیست بهتون بگم "هانا مک کی
چه آدمِ خطرناکیه.

385
00:24:54,993 --> 00:24:56,403
شما بیشتر از من در موردش می دونید.

386
00:24:56,453 --> 00:24:59,239
اگه دکستر با "هانا مک کی" رابطه داشت
من خبردار می شدم،.

387
00:24:59,289 --> 00:25:01,032
شاید ازتون مخفی کنه
کسی چه می دونه؟.

388
00:25:01,082 --> 00:25:03,702
مَردا بخاطر زنای خوشکل
کارای احمقانه زیاد می کنن.

389
00:25:03,752 --> 00:25:05,787
تا دلت بخواد توش منطق هست.

390
00:25:05,837 --> 00:25:10,333
خب، ممنون از نگرانی تون
اما اینجا از این خبرا نیس،.

391
00:25:10,383 --> 00:25:12,294
دکستر فقط خسته شده
بخاطر همین داره می ره،.

392
00:25:12,344 --> 00:25:14,796
خیلی خب. ممنون.

393
00:25:14,846 --> 00:25:17,132
به نظرتون احترام می ذارم
این کارت منه..

394
00:25:17,182 --> 00:25:18,341
اگه چیزی به ذهنتون رسید، باهام تماس بگیرید.

395
00:25:18,391 --> 00:25:21,645
باشه، حتماً.

396
00:25:33,657 --> 00:25:35,775
هی
گرسنه اید؟.

397
00:25:35,825 --> 00:25:40,080
- !آره -
"برو دست وصورتت رو بشور، "هریسون .

398
00:25:43,583 --> 00:25:44,618
همه چیز مرتبه؟

399
00:25:44,668 --> 00:25:46,703
نه واقعاً.

400
00:25:46,753 --> 00:25:48,330
اتفاقی افتاده؟

401
00:25:48,380 --> 00:25:50,248
معاون مارشال "کلیتون" اومدش.

402
00:25:50,298 --> 00:25:52,250
داشت کنار ساحل سؤال جوابم می کرد.

403
00:25:52,300 --> 00:25:55,128
فکر کردم دکستر گفته بود
کلیتون" پرونده رو گذاشته کنار".

404
00:25:55,178 --> 00:25:57,672
یه جورایی فهمیده که دکستر داره می ره
همین باعث شده شک کنه،.

405
00:25:57,722 --> 00:25:59,841
فکر می کنه دکستر مخفیت کرده.

406
00:25:59,891 --> 00:26:00,976
اوه، خدایا.

407
00:26:01,017 --> 00:26:04,095
براتون دروغ گفتم، اما تا قبل از رفتنتون
باید حتماً مخفی بمونی،.

408
00:26:04,145 --> 00:26:06,264
البته. آره.

409
00:26:06,314 --> 00:26:09,100
اوه...

410
00:26:09,150 --> 00:26:12,529
ممنون که ازم محافظت کردی... دوباره.

411
00:26:14,990 --> 00:26:18,068
کی می دونست توش استادم؟

412
00:26:18,118 --> 00:26:19,528
ما به زودی می ریم.

413
00:26:19,578 --> 00:26:20,362
می دونم.

414
00:26:20,412 --> 00:26:24,950
- .ناهار درست کردم -
نه، ممنون .

415
00:26:25,000 --> 00:26:27,127
باید برم یه جایی.

416
00:26:37,220 --> 00:26:41,049
- .سلام -
سلام .

417
00:26:41,099 --> 00:26:43,510
- می تونیم حرف بزنیم؟ -
چیزی واسه حرف زدن نداریم .

418
00:26:43,560 --> 00:26:45,345
می دونم چرا اومدی
آخرین چکت رو می دم بهت..

419
00:26:45,395 --> 00:26:46,763
می خواستم دو هفته بهت وقت بدم.

420
00:26:46,813 --> 00:26:48,431
لازم نیست
من هنوز توی....

421
00:26:48,481 --> 00:26:49,891
پلیس میامی  رفیق دارم؛...
گفتن می خوای برگردی.

422
00:26:49,941 --> 00:26:51,610
خب، نباید در موردش حرف بزنیم؟

423
00:26:51,651 --> 00:26:53,728
خودمو خفه کردم تا اینکارو برات جور کنم.

424
00:26:53,778 --> 00:26:55,438
مزخرفاتت رو تحمل کردم.

425
00:26:55,488 --> 00:26:57,857
هرچی بیشتر دادم
بیشتر دستِ رد به سینه م زدی،.

426
00:26:57,907 --> 00:26:59,993
کاملاً برام واضح بود
که هیچوقت به جایی نمی رسه.

427
00:27:02,579 --> 00:27:05,031
خب، متأسفم.

428
00:27:05,081 --> 00:27:07,742
واقعاً بابت این شغل...

429
00:27:07,792 --> 00:27:09,494
و تمام کارایی که برام کردی، ممنونم....

430
00:27:09,544 --> 00:27:11,997
حرفشم نزن.

431
00:27:12,047 --> 00:27:16,626
بهتره فقط...

432
00:27:16,676 --> 00:27:19,838
باشه.

433
00:27:19,888 --> 00:27:21,131
می رم وسایلم رو از دفترم جمع کنم.

434
00:27:21,181 --> 00:27:22,340
می گم نگهبان اینکارو بکنه.

435
00:27:22,390 --> 00:27:24,142
می فرستن به خونه ت.

436
00:27:24,184 --> 00:27:26,553
و البته تمام پرونده ها مال منن.

437
00:27:26,603 --> 00:27:29,931
"ازجمله پرونده های "هانا مک کی.

438
00:27:29,981 --> 00:27:35,028
- .موفق باشی -
آره، تو هم همین طور .

439
00:27:37,572 --> 00:27:39,441
هریسون"، یادت باشه بابات چی گفت".

440
00:27:39,491 --> 00:27:40,742
اون که اسباب بازی نیست.

441
00:27:40,784 --> 00:27:43,078
اما عمه "دب" همیشه اینکارو می کنه.

442
00:27:46,539 --> 00:27:48,158
هریسون"، لطفاً گوش بده".

443
00:27:48,208 --> 00:27:50,377
گوش می دم.

444
00:27:57,592 --> 00:28:00,679
446
00:28:09,290 --> 00:28:13,189
"هریسون"!

445
00:28:04,599 --> 00:28:07,894
عزیزم، چیزی نیست.

446
00:28:09,938 --> 00:28:11,056
می دونم درد داره.

447
00:28:11,106 --> 00:28:14,059
می دونم درد داره
خوب می شه..

448
00:28:14,109 --> 00:28:16,736
451
00:28:26,390 --> 00:28:31,190
بیا، اینو نگه ش دار.

449
00:28:23,159 --> 00:28:24,819
<font color=#B70000FF>.دکستر مورگان</font>

450
00:28:24,869 --> 00:28:29,532
<font color=#B70000FF>،دکستر</font>
باهام تماس بگیر.

451
00:28:29,582 --> 00:28:33,420
باید ببرمت یه جایی بخیه ش بزنن.

452
00:28:38,758 --> 00:28:40,710
- چی شده؟ -
خورد زمین و چونه ش زخمی  شد .

453
00:28:40,760 --> 00:28:42,587
زخمش خیلی عمیقه
خونش بند نمیاد..

454
00:28:42,637 --> 00:28:44,589
به دکتر خبر می دم
شما مادرش هستید؟.

455
00:28:44,639 --> 00:28:47,267
- شما مادرش هستید؟ -
آه، بله .

456
00:28:47,308 --> 00:28:50,053
فقط منتظرِ پدرش هستم که برگرده.

457
00:28:50,103 --> 00:28:51,262
- .اینو پر کنید -
خیلی خب .

458
00:28:51,312 --> 00:28:53,139
و منتظر بمونید که اسمش رو صدا بزنیم.

459
00:28:53,189 --> 00:28:54,566
خیلی خب
ممنون..

460
00:28:57,694 --> 00:28:59,771
هریسون"، تو خیلی شجاع بودی".

461
00:28:59,821 --> 00:29:04,617
همه ش منتظر تا به پدرت بگم.

462
00:29:28,057 --> 00:29:29,300
هریسون مورگان"؟"

463
00:29:29,350 --> 00:29:31,511
آه، بله.

464
00:29:31,561 --> 00:29:33,897
بفرمایید.

465
00:29:48,286 --> 00:29:50,989
خیلی وقت بود اینجا نیومده بودی.

466
00:29:51,039 --> 00:29:54,501
رهبر ارکست -
مال خیلی وقت پیشه -
(قربانی اول در فصل ‏1، قسمت ‏1)..

467
00:30:00,048 --> 00:30:02,801
"اولین قربانیِ "سکسون.

468
00:30:24,197 --> 00:30:27,901
و آخری ها.

469
00:30:27,951 --> 00:30:31,120
خیلی وقت هم هست
از عکسای قربانی ها استفاده نکردی.

470
00:30:33,122 --> 00:30:35,533
باید ببینه چیکار کرده.

471
00:30:35,583 --> 00:30:38,495
این همیشه برای تو مهم بود.

472
00:30:38,545 --> 00:30:42,540
آدما به چیزی می رسن که سزاوارشن.

473
00:30:42,590 --> 00:30:46,127
حداقل باید این طور باشه.

474
00:30:46,177 --> 00:30:48,755
راهِ درازی اومدم.

475
00:30:48,805 --> 00:30:50,507
احساس می کنم نسبت به آخرین باری...

476
00:30:50,557 --> 00:30:53,760
که توی این اتاق بودم، خیلی عوض شدم....

477
00:30:53,810 --> 00:30:55,094
تو هنوزم خودتی
<font color=#B70000FF>.دکستر</font>،

478
00:30:55,144 --> 00:30:56,888
امیدوارم اینو بدونی.

479
00:30:56,938 --> 00:30:59,641
چرا نباید بدونم؟

480
00:30:59,691 --> 00:31:02,769
فقط نمی خوام
در مورد اتفاقایی که بعداً می افتن...

481
00:31:02,819 --> 00:31:04,437
انتظاراتِ واهی داشته باشی....

482
00:31:04,487 --> 00:31:08,983
من دقیقاً می دونم بعداً چه اتفاقی می افته.

483
00:31:09,033 --> 00:31:11,402
سکسون" رو می کُشم".

484
00:31:11,452 --> 00:31:13,655
"و بعد من و "هانا" و "هریسون...

485
00:31:13,705 --> 00:31:16,749
سوار یه هواپیما می شیم...
و زندگیِ جدیدمون رو شروع می کنیم.

486
00:31:23,756 --> 00:31:27,051
دبرا، بیا داخل.

487
00:31:32,015 --> 00:31:34,509
اگه قبول کنی، آماده ی برگشتنم.

488
00:31:34,559 --> 00:31:36,427
اگه قبول کنم"؟"!

489
00:31:36,477 --> 00:31:37,971
مطمئنی؟

490
00:31:38,021 --> 00:31:39,722
مسخره م نکردی؟

491
00:31:39,772 --> 00:31:42,066
آه، فکر نکنم.

492
00:31:42,358 --> 00:31:44,978
هروقت آماده باشی، منم هستم.

493
00:31:45,028 --> 00:31:47,772
- .اما خنده داره -
چی؟

494
00:31:47,822 --> 00:31:50,024
موقعی که دکستر داره می ره
تو برمی گردی،.

495
00:31:50,074 --> 00:31:52,151
- اون بهت گفت؟ -
آره .

496
00:31:52,201 --> 00:31:54,946
و نگران "جیمی" هم نباش.

497
00:31:54,996 --> 00:31:57,448
- موضوع چی بود؟ -
اوه، نمی دونی؟

498
00:31:57,498 --> 00:31:59,909
کوئین" نامزدیش رو باهاش به هم زد"
کره خرِ احمق....

499
00:31:59,959 --> 00:32:01,452
- واقعاً؟ -
و می دونی ...

500
00:32:01,502 --> 00:32:03,037
جیمی" یه جورایی تو رو مقصر می دونه"....

501
00:32:03,087 --> 00:32:04,914
آره، اینو که فهمیدم.

502
00:32:04,964 --> 00:32:07,500
آره، فکر می کنه "کوئین" هنوز عاشقته
یا همچین چیزی.

503
00:32:07,550 --> 00:32:09,886
نمی خواستم جزئیاتش رو بدونم.

504
00:32:14,432 --> 00:32:18,102
می ذارم اول تو سرش خراب شی.

505
00:32:24,359 --> 00:32:25,643
باید باهم حرف بزنیم.

506
00:32:25,693 --> 00:32:29,063
- ...من فقط کاری رو کردم که -
اینجا نه .

507
00:32:29,113 --> 00:32:31,900
بخاطر من باهاش به هم زدی؟

508
00:32:31,950 --> 00:32:34,861
نه
آره..

509
00:32:34,911 --> 00:32:38,156
یعنی هم آره، هم نه
خر نشی یهو.!

510
00:32:38,206 --> 00:32:39,415
وقتی خر می شی، صورتت سرخ می شه.

511
00:32:39,457 --> 00:32:41,534
نخیرم
چه اتفاقی افتاد؟.

512
00:32:41,584 --> 00:32:45,413
خیلی پیچیده نیست
خوشحال نبودم..

513
00:32:45,463 --> 00:32:48,041
یعنی بد نبود
اما یه جورایی می دونستم،...

514
00:32:48,091 --> 00:32:49,167
هیچوقت باهاش ازدواج نمی کنم....

515
00:32:49,217 --> 00:32:51,336
بهرحال زود باهاش به هم می زدم...

516
00:32:51,386 --> 00:32:53,212
حتی اگه اون اتفاق بینِ من و تو نمی افتاد....

517
00:32:53,262 --> 00:32:55,423
هیچ اتفاقی نیفتاد
ما فقط با همدیگه رفتیم سراغ مظنون.!

518
00:32:55,473 --> 00:32:58,259
اینکه واسه به هم زدن با کسی دلیل نمی شه!

519
00:32:58,309 --> 00:33:00,470
نمی شنوی چی می گم
"من بهرحال با "جیمی....

520
00:33:00,520 --> 00:33:03,765
دیگه کاری ندارم

521
00:33:03,815 --> 00:33:07,685
بهم ثابت کرد...
که نباید بیشتر از این باهاش بمونم.

522
00:33:07,735 --> 00:33:11,356
- فهمیدی؟ -
آره .

523
00:33:11,406 --> 00:33:15,276
پس آره، اگه بخوام کاملاً روراست باشم...

524
00:33:15,326 --> 00:33:20,448
من هنوز نسبت بهت احساس دارم...
اما هیچ انتظاری از تو ندارم،.

525
00:33:20,498 --> 00:33:24,202
- چرا؟ -
فکر نمی کردم تو بخوای ...

526
00:33:24,252 --> 00:33:28,623
منم هنوز بهت احساس دارم، الاغ!

527
00:33:28,673 --> 00:33:30,667
عوض نشدم، فقط...

528
00:33:30,717 --> 00:33:34,087
مطمئنم نبودم که واسه خودمون...
آینده ای وجود داشته باشه.

529
00:33:34,137 --> 00:33:35,463
حالا چطور؟

530
00:33:35,513 --> 00:33:39,258
-- نمی دونم. یعنی، قبلاً

531
00:33:39,308 --> 00:33:42,603
قبلاً حس می کردم انگار یه چیزی جلوم رو گرفته
اما الان نه،...

532
00:33:42,854 --> 00:33:44,597
"مطمئنید امروز "هانا مک کی...

533
00:33:44,647 --> 00:33:45,815
- رو دیدید؟...
بله .

534
00:33:45,857 --> 00:33:47,058
عکسش رو توی اخبار دیده بودم.

535
00:33:47,108 --> 00:33:49,352
پسرش رو آورده بود
چونه ش زخم شده بود..

536
00:33:49,402 --> 00:33:51,020
هانا مک کی" هیچ بچه ای نداره".

537
00:33:51,070 --> 00:33:53,898
- مطمئنید خودشه؟ -
خب، فکر کنم .

538
00:33:53,948 --> 00:33:54,941
اسم پسره چی بود؟

539
00:33:54,991 --> 00:33:57,485
اسمش "هریسون مورگان" بود...

540
00:33:57,535 --> 00:34:00,038
و قطعاً مثل بچه ی خودش باهاش رفتار می کرد....

541
00:34:06,753 --> 00:34:09,330
چونه م زخم شد.

542
00:34:09,380 --> 00:34:12,000
آره، حالا چندتا بخیه خورد؟

543
00:34:12,050 --> 00:34:14,836
- .شیش تا -
وای. شرط می بندم درد داشته .

544
00:34:14,886 --> 00:34:18,673
آره، اما "هریسون" خیلی شجاع بود.

545
00:34:18,723 --> 00:34:21,092
حتی یه آبنبات هم گرفتم
حالا می تونم بازی کنم؟.

546
00:34:21,142 --> 00:34:22,935
آره، حتماً.

547
00:34:25,772 --> 00:34:27,765
ممنون که مواظبش بودی.

548
00:34:27,815 --> 00:34:30,268
اوه، خدایا، خیلی متأسفم
احساس وحشتناکی دارم..

549
00:34:30,318 --> 00:34:31,811
باورم نمی شه نبودم که کمکت کنم.

550
00:34:31,861 --> 00:34:33,938
رفتی در معرض دید.

551
00:34:33,988 --> 00:34:37,108
خودت رو به خطر انداختی
چون من داشتم یه «اتاق مرگ» درست می کردم.

552
00:34:37,158 --> 00:34:41,195
- .دکس، تو که خبر نداشتی -
مهم نیست .

553
00:34:41,245 --> 00:34:45,083
وقتی که باید مواظبِ تو و "هریسون" باشم
دارم دکتر "وگل" رو نجات می دم،.

554
00:34:45,124 --> 00:34:47,326
ما خوبیم، باور کن
مشکلی نیست..

555
00:34:47,376 --> 00:34:50,705
- .اما یه چیز دیگه هست -
چی؟

556
00:34:50,755 --> 00:34:52,957
- .اون مأمور فدرال امروز اومدش -
اینجا؟

557
00:34:53,007 --> 00:34:54,667
با "دب" صحبت کرد
فکر کنم "دب" دست به سرش کرد، اما بازم....

558
00:34:54,717 --> 00:34:56,669
نمی تونیم مدت زیادی اینجا بمونیم....

559
00:34:56,719 --> 00:34:58,721
می دونم.

560
00:35:01,766 --> 00:35:03,551
اولین"؟"

561
00:35:03,601 --> 00:35:06,304
<font color=#B70000FF>،دکستر</font>
اون اینجاست.

562
00:35:06,354 --> 00:35:07,847
اینجا یعنی کجا؟

563
00:35:07,897 --> 00:35:10,683
نزدیک خونه م
باهام تماس گرفت..

564
00:35:10,733 --> 00:35:12,477
گفت چندتا چهارراه فاصله داره.

565
00:35:12,527 --> 00:35:14,062
نه، نقشه مون این نبود.

566
00:35:14,112 --> 00:35:15,855
قرار بود یه جای عمومی  باهاش قرار بذاری.

567
00:35:15,905 --> 00:35:17,273
یه جای امن.

568
00:35:17,323 --> 00:35:20,401
این آخرین باریه که می تونم ببینمش.

569
00:35:20,451 --> 00:35:22,278
می خواستم یه خداحافظیِ خصوصی باهاش داشته باشم.

570
00:35:22,328 --> 00:35:23,955
فکر خوبی نیست.

571
00:35:26,124 --> 00:35:29,085
- .اومدش -
اولین"؟"

572
00:35:31,754 --> 00:35:34,882
چیه؟

573
00:35:34,924 --> 00:35:37,085
باید برم.

574
00:35:37,135 --> 00:35:42,348
- .مواظب باش -
باشه .

575
00:35:48,563 --> 00:35:49,639
<font color=#B70000FF>،دکستر</font>
برو!

576
00:35:49,689 --> 00:35:51,140
اگه مأموره برگرده چی؟

577
00:35:51,190 --> 00:35:52,475
برنمی گرده.

578
00:35:52,525 --> 00:35:53,434
الان "اولین" بهت نیاز داره.

579
00:35:53,484 --> 00:35:55,436
باید اینجا پیش "هانا" بمونم.

580
00:35:55,486 --> 00:35:57,438
"این دقیقاً همون چیزیه که "وگل
در موردش بهت هشدار داده بود.

581
00:35:57,488 --> 00:35:59,941
داری سعی می کنی توی دو دنیا زندگی کنی
و همین داره فلجت می کنه.

582
00:35:59,991 --> 00:36:02,735
من فلج نشدم
دارم تصمیم می گیرم..

583
00:36:02,785 --> 00:36:07,240
پسرم، تو داری ترس رو انتخاب می کنی
چون برای اولین بار توی زندگیت،...

584
00:36:07,290 --> 00:36:08,991
فکر می کنی یه چیزی برای ازدست دادن داری....

585
00:36:09,041 --> 00:36:11,377
می خوای همچین کسی باشی؟!

586
00:36:16,883 --> 00:36:19,886
اوه. عیبی نداره.

587
00:36:21,304 --> 00:36:23,339
دارم پیر می شم.

588
00:36:23,389 --> 00:36:26,267
هدف گیریم مثل سابق نیست.

589
00:36:30,521 --> 00:36:32,565
چرا می خواستی امشب ببینیم؟

590
00:36:37,653 --> 00:36:41,315
فقط فکر کردم خوب می شه در مورد
چیزای معمولی...

591
00:36:41,365 --> 00:36:44,026
حرف بزنیم....

592
00:36:44,076 --> 00:36:45,486
برعکس دفعاتِ قبلی.

593
00:36:45,536 --> 00:36:47,955
البته.

594
00:36:54,503 --> 00:36:56,581
- مشکل چیه؟ -
مشکل؟

595
00:36:56,631 --> 00:36:58,457
- .بنظر مضطرب میای -
نه .

596
00:36:58,507 --> 00:37:01,961
نه، ابداً
من خیلی راحتم..

597
00:37:02,011 --> 00:37:06,182
شاید با توجه به شرایط
یکم خسته باشم....

598
00:37:11,812 --> 00:37:13,356
چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

599
00:37:17,985 --> 00:37:23,733
فقط می خواستم ببینمت.

600
00:37:23,783 --> 00:37:28,821
فکر کنم از همین الان مثل مادرها شدم،

601
00:37:28,871 --> 00:37:32,083
دائماً می خوام پسرم پیشم باشه.

602
00:37:37,755 --> 00:37:40,049
می دونی...

603
00:37:40,091 --> 00:37:44,420
وقتی به اندازه ی من مرگِ آدما رو ببینی...

604
00:37:44,470 --> 00:37:46,505
موقعِ ترسشون، سریع می فهمی....

605
00:37:46,555 --> 00:37:49,850
از چی می ترسی، مادر؟

606
00:37:56,482 --> 00:38:01,479
اون هنوز اینجاست؟

607
00:38:01,529 --> 00:38:04,398
- .سلام دکستر -
چی می خوای؟ کجا ...

608
00:38:04,448 --> 00:38:07,034
تکون نخور
می خوام یه چیزی نشونت بدم..

609
00:38:10,913 --> 00:38:12,240
بهش دست نزن.

610
00:38:12,290 --> 00:38:15,251
مادر دوباره پسرِ اشتباهی رو انتخاب کرد.

611
00:38:26,262 --> 00:38:28,172
اولین"؟"

612
00:38:28,222 --> 00:38:30,049
اوه، نه، نه، نه.

613
00:38:30,099 --> 00:38:33,561
نه...

614
00:38:35,561 --> 00:38:45,561
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M