1
00:00:01,209 --> 00:00:03,294
‫آنچه گذشت…

2
00:00:04,295 --> 00:00:05,205
‫دکتر لارسن

3
00:00:05,255 --> 00:00:06,039
‫هیچی از

4
00:00:06,089 --> 00:00:07,332
‫هشت سال گذشته یادش نمیاد.

5
00:00:07,382 --> 00:00:07,916
‫من و ایمی با هم بودیم.

6
00:00:07,966 --> 00:00:10,251
‫این زنه یه محیط کاری سمی درست کرده بود.

7
00:00:10,301 --> 00:00:12,420
‫نمی‌تونه هیچ عملی انجام بده

8
00:00:12,470 --> 00:00:15,006
‫یا با خانواده‌های بیمارها درباره روند درمان صحبت کنه.

9
00:00:15,056 --> 00:00:16,091
‫فکر می‌کردم کالبدشکافی تبرئه‌ت کرده.

10
00:00:16,141 --> 00:00:17,050
‫متخصص پاتولوژی

11
00:00:17,100 --> 00:00:17,968
‫مشکل رو پیدا نکرده بود.

12
00:00:18,018 --> 00:00:19,094
‫ولی اگه دکتر لارسن

13
00:00:19,144 --> 00:00:20,261
‫یه وقت یادش بیاد…

14
00:00:20,311 --> 00:00:21,429
‫پس مطمئن شو شکست می‌خوره.

15
00:00:21,479 --> 00:00:22,397
‫ازدواج کردی؟

16
00:00:22,439 --> 00:00:23,682
‫امیدوارم قدر چیزی که داره رو

17
00:00:23,732 --> 00:00:24,808
‫بدونه.

18
00:00:24,858 --> 00:00:27,018
‫تو همیشه دوستم بودی.

19
00:00:27,068 --> 00:00:30,238
‫ولی من دوست تو نبودم، نه؟

20
00:00:31,865 --> 00:00:34,609
‫تایلر، آیا کیلا رو به عنوان همسر خودت قبول می‌کنی؟

21
00:00:34,659 --> 00:00:35,994
‫آیا قول میدی که دوستش داشته باشی،

22
00:00:36,036 --> 00:00:37,362
‫بهش آرامش بدی و ازش مراقبت کنی،

23
00:00:37,412 --> 00:00:40,323
‫در خوشی و ناخوشی، در سلامتی و بیماری،

24
00:00:40,373 --> 00:00:42,909
‫تا زمانی که هر دوتون زنده هستین؟

25
00:00:42,959 --> 00:00:44,411
‫بله، قبول می‌کنم.

26
00:00:44,461 --> 00:00:47,414
‫و کیلا، آیا تو هم تایلر رو به عنوان همسرت قبول می‌کنی؟

27
00:00:47,464 --> 00:00:48,757
‫آیا قول میدی که دوستش داشته باشی،

28
00:00:48,798 --> 00:00:50,166
‫بهش آرامش بدی و ازش مراقبت کنی،

29
00:00:50,216 --> 00:00:52,585
‫در خوشی و ناخوشی، در سلامتی و بیماری،

30
00:00:52,635 --> 00:00:55,096
‫تا زمانی که هر دوتون زنده هستین؟

31
00:01:02,896 --> 00:01:03,938
‫من… نمی‌تونم…

32
00:01:05,356 --> 00:01:08,476
‫من… حالم خوب نیست.

33
00:01:08,526 --> 00:01:10,103
‫هی، هی!

34
00:01:10,153 --> 00:01:13,281
‫کیلا؟ کیلا؟ کیلا!

35
00:01:14,240 --> 00:01:16,826
‫یکی زنگ بزنه به دکتر!

36
00:01:17,826 --> 00:01:27,826
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

37
00:01:30,799 --> 00:01:33,209
‫پس رفتن به محل تصادف

38
00:01:33,259 --> 00:01:34,260
‫هیچی یادت نیاورد؟

39
00:01:34,344 --> 00:01:35,345
‫نه.

40
00:01:35,678 --> 00:01:37,547
‫و رانندگی از کلبه

41
00:01:37,597 --> 00:01:39,257
‫آخرین چیزیه که یادت میاد؟

42
00:01:39,307 --> 00:01:42,010
‫گرگم به هوا. بعد همین. آره.

43
00:01:42,060 --> 00:01:43,636
‫تو آپارتمان چطوره؟

44
00:01:43,686 --> 00:01:45,513
‫مثل صحنه‌های فیلم «نه و نیم هفته»؟

45
00:01:45,563 --> 00:01:47,515
‫پر از کتاب‌های پزشکی.

46
00:01:47,565 --> 00:01:50,101
‫هنوز خبری از میکی رورک نیست.

47
00:01:50,151 --> 00:01:51,936
‫هیچ چیز آشنایی

48
00:01:51,986 --> 00:01:54,355
‫مثل اینکه بدونی جعبه فیوز کجاست، نداری؟

49
00:01:54,405 --> 00:01:57,984
‫فکر کنم حتی نمی‌دونم جعبه فیوز چه شکلیه.

50
00:01:58,034 --> 00:01:59,360
‫چیز عجیبی هست؟

51
00:01:59,410 --> 00:02:01,529
‫که با خاطرات قدیمیت جور در نیاد.

52
00:02:01,579 --> 00:02:04,574
‫انگار یه وسواسی به رنگ کرم پیدا کردم

53
00:02:04,624 --> 00:02:07,619
‫و یه پودر انرژی‌زا رو کانتر آشپزخونه هست

54
00:02:07,669 --> 00:02:10,088
‫که حالم رو بهم می‌زنه.

55
00:02:11,256 --> 00:02:14,467
‫حس چشایی می‌تونه به‌خاطر آسیب مغزی تغییر کنه.

56
00:02:14,843 --> 00:02:16,669
‫و هنوز نرفتی خونه قدیمی؟

57
00:02:16,719 --> 00:02:19,547
‫مهمه که زودتر بری اونجا.

58
00:02:19,597 --> 00:02:22,092
‫هنوز جرأت نکردم از مایکل بپرسم.

59
00:02:22,142 --> 00:02:23,718
‫و زن جدیدش.

60
00:02:23,768 --> 00:02:26,596
‫شاید خوشش نیاد که شما دو نفر آشتی کنین.

61
00:02:26,646 --> 00:02:28,181
‫فکر کردم گفتی ازش خوشت میاد.

62
00:02:28,231 --> 00:02:30,358
‫آره، خوشم میاد. ولی این دلیل نمیشه که

63
00:02:30,400 --> 00:02:31,484
‫نسبت به شوهرش حساس نباشه.

64
00:02:32,026 --> 00:02:33,603
‫آخ! بچه تکون خورد!

65
00:02:33,653 --> 00:02:36,573
‫داشتم پیام‌های قدیمیم رو می‌خوندم،

66
00:02:36,614 --> 00:02:37,232
‫انگار تنها آشنایی‌ام

67
00:02:37,282 --> 00:02:40,902
‫با یه نفر به اسم آلن بوده؟

68
00:02:40,952 --> 00:02:43,196
‫اونم فقط چند ماه پارسال؟

69
00:02:43,246 --> 00:02:46,366
‫پسر خوبی بود، ولی عادات بدی داشت.

70
00:02:46,416 --> 00:02:47,534
‫ارزش دوباره امتحان کردن نداره.

71
00:02:47,584 --> 00:02:50,829
‫پس بعد از مایکل فقط همین یه نفر بوده؟

72
00:02:50,879 --> 00:02:53,748
‫دارم میشم راهبه؟

73
00:02:53,798 --> 00:02:56,126
‫خیلی روی کارت تمرکز کرده بودی.

74
00:02:56,176 --> 00:02:57,168
‫آهان.

75
00:02:57,218 --> 00:02:58,803
‫برعکس الان.

76
00:03:00,221 --> 00:03:04,008
‫من نمی‌فهمم چطور هنوز نفهمیده.

77
00:03:04,058 --> 00:03:07,053
‫شنیدم بالاخره تونسته وارد ایمیل‌هاش بشه

78
00:03:07,103 --> 00:03:08,521
‫و پیام‌هاش رو ببینه.

79
00:03:08,563 --> 00:03:10,348
‫واقعاً انقدر مخفیانه بود؟

80
00:03:10,398 --> 00:03:12,684
‫نه، ما فقط از واتساپ استفاده می‌کردیم،

81
00:03:12,734 --> 00:03:14,352
‫و فکر کنم نمیشه بازیابیشون کرد.

82
00:03:14,402 --> 00:03:16,771
‫می‌تونی خودت بهش بگی.

83
00:03:16,821 --> 00:03:19,274
‫دروغکی بگو چه رابطه خوبی داشتین.

84
00:03:19,324 --> 00:03:21,034
‫سلام.

85
00:03:22,660 --> 00:03:24,237
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

86
00:03:24,287 --> 00:03:27,615
‫دکتر میلر پیام داد، گفت امروز با شما میام.

87
00:03:27,665 --> 00:03:28,791
‫اتاق ۶۱۷.

88
00:03:28,833 --> 00:03:30,084
‫اونجا می‌بینمت.

89
00:03:34,047 --> 00:03:36,207
‫یکی باید بهم بگه چیکارش کردم.

90
00:03:36,257 --> 00:03:38,626
‫نگران نباش. یه مسئله شخصیتیه.

91
00:03:38,676 --> 00:03:41,754
‫اوه، بی‌خیال جیک.

92
00:03:41,804 --> 00:03:43,423
‫تو هفته دوم دانشجویی پزشکیش،

93
00:03:43,473 --> 00:03:44,883
‫بهش گفتی نباید دکتر بشه.

94
00:03:44,933 --> 00:03:46,676
‫از اون به بعد همه چی خراب شد.

95
00:03:46,726 --> 00:03:48,136
‫وای خدا.

96
00:03:48,186 --> 00:03:50,221
‫به منم گفتی باید حقوق بخونم.

97
00:03:50,271 --> 00:03:52,398
‫ولی اون فقط به‌خاطر این بود
‫که خوب باهات بحث می‌کردم.

98
00:03:53,858 --> 00:03:56,361
‫مطمئن نیستم هنوزم همینجوری دوست داری ولی…

99
00:03:56,402 --> 00:03:58,438
‫اوه، این چیه؟

100
00:03:58,488 --> 00:04:00,940
‫قهوه سرد با شیر جو اضافه.

101
00:04:00,990 --> 00:04:02,066
‫شیر جو؟

102
00:04:02,116 --> 00:04:04,661
‫آره، این روزا خیلی مد شده.

103
00:04:06,204 --> 00:04:07,155
‫خوبه؟

104
00:04:07,205 --> 00:04:08,656
‫آره، این شده

105
00:04:08,706 --> 00:04:11,542
‫نوشیدنی جدید/قدیمی صبحگاهیم.

106
00:04:12,669 --> 00:04:14,204
‫از کجا می‌دونستی؟

107
00:04:14,254 --> 00:04:16,381
‫خب، هر پاچه‌خواری که به خودش

108
00:04:16,422 --> 00:04:19,334
‫احترام بذاره باید سفارش قهوه رئیسش رو بدونه.

109
00:04:19,384 --> 00:04:23,129
‫واقعاً خیلی خیلی متأسفم، تایلر.

110
00:04:23,179 --> 00:04:25,006
‫فکر کنم یادم رفت چیزی بخورم.

111
00:04:25,056 --> 00:04:27,550
‫هی، اشکالی نداره عزیزم.

112
00:04:27,600 --> 00:04:29,093
‫می‌دونی، یه روزی این میشه یه داستان بامزه

113
00:04:29,143 --> 00:04:30,637
‫که برای بچه‌هامون تعریف می‌کنیم.

114
00:04:30,687 --> 00:04:32,597
‫تازه کلی پول دادیم به عکاس

115
00:04:32,647 --> 00:04:35,808
‫که این لحظه رو ثبت کنه، اگه یه وقت…

116
00:04:35,858 --> 00:04:37,277
‫عزیزم، چی شده؟

117
00:04:38,194 --> 00:04:41,322
‫فقط… ام… سرم درد می‌کنه.

118
00:04:41,614 --> 00:04:43,566
‫ببین، احتمالاً همه چی خوبه،

119
00:04:43,616 --> 00:04:45,693
‫ولی فشار خونت یه کم بالاست،

120
00:04:45,743 --> 00:04:48,112
‫و اورژانس خواسته بستری بشی
‫تا علت بیهوشیت رو بررسی کنن

121
00:04:48,162 --> 00:04:51,324
‫و علائم پس از ضربه رو هم تحت نظر بگیرن.

122
00:04:51,374 --> 00:04:52,742
‫باشه.

123
00:04:52,792 --> 00:04:54,535
‫سینکوپ چیه؟

124
00:04:54,585 --> 00:04:57,046
‫ببخشید. فقط یه اصطلاح پزشکی برای غش کردنه.

125
00:04:58,673 --> 00:05:03,002
‫تو آزمایش ادرارت بنزودیازپین پیدا شده؟

126
00:05:03,052 --> 00:05:05,755
‫شاید یه زانکس از دوستم گرفتم

127
00:05:05,805 --> 00:05:07,090
‫که استرس امروز رو کم کنه.

128
00:05:07,140 --> 00:05:09,050
‫فکر کردم می‌تونه «چیز قرضی»

129
00:05:09,100 --> 00:05:10,560
‫و «چیز آبی» عروسیم باشه.

130
00:05:12,437 --> 00:05:15,556
‫پس فقط همین امروز یه دونه قرص خوردی؟

131
00:05:15,606 --> 00:05:17,642
‫خب…

132
00:05:17,692 --> 00:05:19,360
‫شاید یه مدت، یکی دو ماه،

133
00:05:19,402 --> 00:05:21,946
‫گاهی مصرف کردم.
‫به من نگفته بودی.

134
00:05:21,988 --> 00:05:23,114
‫نمی‌خواستم نگرانت کنم.

135
00:05:23,156 --> 00:05:24,407
‫خب…

136
00:05:24,949 --> 00:05:30,163
‫باید نگران باشم؟ اینکه مجبور
‫شدی خودت رو با دارو آروم کنی
‫من خودم رو آروم نمی‌کنم تایلر،

137
00:05:30,204 --> 00:05:31,331
‫فقط زانکسه.

138
00:05:31,414 --> 00:05:32,999
‫خب، من یه سری آزمایش می‌گیرم

139
00:05:33,041 --> 00:05:34,334
‫شما صحبت کنید.

140
00:05:39,464 --> 00:05:42,834
‫کارم تقریباً تموم شده، سم.

141
00:05:42,884 --> 00:05:45,545
‫این ایمیه.
‫امروز کمکمون می‌کنه.

142
00:05:45,595 --> 00:05:48,298
‫ایمی، اینا نانسی، اریک و سم هستن.

143
00:05:48,348 --> 00:05:50,967
‫- سلام، خوشبختم.
‫- خوشبختم.

144
00:05:51,017 --> 00:05:53,469
‫سم از درد استخون منتشر،

145
00:05:53,519 --> 00:05:55,471
‫بثورات پوستی و ضعف عمومی رنج می‌بره.

146
00:05:55,521 --> 00:05:57,190
‫دفعه قبل هم همین اتفاق افتاد.

147
00:05:58,232 --> 00:05:59,976
‫حالت خوب میشه.

148
00:06:00,026 --> 00:06:03,229
‫عوارض جانبی درمان با فیلپوژنه.

149
00:06:03,279 --> 00:06:05,648
‫این تازه اول ماجراست.

150
00:06:05,698 --> 00:06:08,701
‫پس داری برای پیوند سلول‌های بنیادی آماده میشی.

151
00:06:10,036 --> 00:06:12,238
‫می‌دونید که من همه
‫حرفاتون رو می‌شنوم، نه؟

152
00:06:12,288 --> 00:06:14,157
‫- آه!
‫- و این هم لئوئه،

153
00:06:14,207 --> 00:06:15,241
‫برادر سم.

154
00:06:15,291 --> 00:06:16,326
‫«ستاره مراسم»،

155
00:06:16,376 --> 00:06:18,161
‫که داره تو جهنم عذاب می‌کشه.

156
00:06:18,211 --> 00:06:19,203
‫خوشبختم.

157
00:06:19,253 --> 00:06:20,788
‫خوشبختم، لئو.

158
00:06:20,838 --> 00:06:23,750
‫تو اتاق کناری با فشار
‫هوای مثبت ایزوله شده.

159
00:06:23,800 --> 00:06:26,127
‫ولی دوست داره سم رو ببینه.

160
00:06:26,177 --> 00:06:27,837
‫وگرنه باید همه تجهیزات محافظتی رو بپوشه

161
00:06:27,887 --> 00:06:29,797
‫یا مثل هانیبال لکتر از
‫پشت شیشه باهام حرف بزنه.

162
00:06:29,847 --> 00:06:32,884
‫این سومین بار عود لئوئه.

163
00:06:32,934 --> 00:06:34,844
‫سم همیشه اهداکننده بوده.

164
00:06:34,894 --> 00:06:36,479
‫آهان.

165
00:06:36,521 --> 00:06:38,806
‫دفعه‌های قبلی کی بود؟

166
00:06:38,856 --> 00:06:41,517
‫اممم، اولی سال ۲۰۱۸ بود،

167
00:06:41,567 --> 00:06:43,144
‫دومی سه سال بعدش.

168
00:06:43,194 --> 00:06:45,438
‫من دستیار دکتر میلر بودم اون موقع.

169
00:06:45,488 --> 00:06:47,065
‫تو کنفرانس پزشکی بودی.

170
00:06:47,115 --> 00:06:50,693
‫خب سم چند روزه داره فیلپوژن می‌گیره؟

171
00:06:50,743 --> 00:06:51,903
‫- دو روز.
‫- پس سه روز دیگه مونده.

172
00:06:51,953 --> 00:06:54,072
‫آره.
‫هنوزم همین پروتکل اجرا میشه.

173
00:06:54,122 --> 00:06:56,783
‫و لئو فقط یه جلسه شیمی درمانی دیگه مونده

174
00:06:56,833 --> 00:06:58,368
‫تا برای درمان آماده بشه.

175
00:06:58,418 --> 00:06:59,702
‫به‌خاطر همینه که ایزوله شده.

176
00:06:59,752 --> 00:07:01,537
‫دردش داره بدتر میشه.

177
00:07:01,587 --> 00:07:02,872
‫تا شونه‌م بالا اومده.

178
00:07:02,922 --> 00:07:04,832
‫این یعنی طحال مشکل پیدا کرده، درسته؟

179
00:07:04,882 --> 00:07:07,001
‫- دفعه قبل هم همین اتفاق افتاد.
‫- و سردرد هم داره.

180
00:07:07,051 --> 00:07:09,295
‫باشه، می‌تونیم یه چیزی برای دردش بدیم؟

181
00:07:09,345 --> 00:07:11,464
‫شاید یه دوز کم اکسی‌کدون؟

182
00:07:11,514 --> 00:07:13,257
‫می‌خوای به یه بچه ۱۴ ساله اکسی‌کدون بدی؟

183
00:07:13,307 --> 00:07:16,677
‫می‌تونیم چند لحظه فیلم رو قطع کنیم

184
00:07:16,727 --> 00:07:18,888
‫تا یه کم با سم حرف بزنیم؟

185
00:07:18,938 --> 00:07:21,724
‫نه، اگه خاموشش کنین، اوضاع خوب پیش نمیره.

186
00:07:21,774 --> 00:07:23,151
‫هی،

187
00:07:23,192 --> 00:07:24,811
‫می‌دونم سخته،

188
00:07:24,861 --> 00:07:27,355
‫ولی می‌تونی از پسش بربیای، درسته؟

189
00:07:27,405 --> 00:07:29,115
‫تو پسر شجاعی هستی.

190
00:07:30,283 --> 00:07:31,943
‫می‌تونیم با هم از پسش بربیایم.

191
00:07:31,993 --> 00:07:33,244
‫درسته؟

192
00:07:34,954 --> 00:07:37,198
‫می‌تونیم با هم از پسش بربیایم؟

193
00:07:37,248 --> 00:07:38,916
‫سم رو می‌بریم رادیولوژی

194
00:07:38,958 --> 00:07:41,627
‫برای سی‌تی اسکن شکم

195
00:07:41,669 --> 00:07:43,337
‫که طحالش رو چک کنیم.

196
00:07:43,588 --> 00:07:44,505
‫ممنون.

197
00:07:44,547 --> 00:07:45,339
‫واقعاً قدردانیم.

198
00:07:45,465 --> 00:07:47,425
‫یادتونه تو دستگاه سی‌تی
‫حمله کلاستروفوبی بهش دست داد؟

199
00:07:47,633 --> 00:07:49,093
‫دفعه قبل که مجبورش کردین این کار رو بکنه؟

200
00:07:49,260 --> 00:07:51,137
‫خوب مراقبش هستیم، لئو.

201
00:07:51,220 --> 00:07:53,723
‫یه کم دیگه تحمل کن، عزیزم. تقریباً تموم شد.

202
00:08:11,032 --> 00:08:12,608
‫می‌دونم راجع‌به ما چه فکری می‌کنید

203
00:08:12,658 --> 00:08:14,277
‫که سم رو وادار به این کار می‌کنیم.

204
00:08:14,327 --> 00:08:15,453
‫من…

205
00:08:17,747 --> 00:08:19,699
‫پسر من وقتی پنج سالش بود

206
00:08:19,749 --> 00:08:20,867
‫یه مشکل قلبی تشخیص دادن.

207
00:08:20,917 --> 00:08:25,079
‫پس می‌دونم این وحشتی که حس می‌کنید چیه.

208
00:08:25,129 --> 00:08:28,458
‫و می‌فهمم که برای نجاتش هر کاری می‌کنید.

209
00:08:28,508 --> 00:08:33,045
‫اممم، لئو سه سالش بود که فهمیدیم.

210
00:08:33,095 --> 00:08:35,139
‫هم داغونمون کرد،

211
00:08:35,181 --> 00:08:37,717
‫هم باعث شد کنار هم بمونیم.

212
00:08:37,767 --> 00:08:39,927
‫نانسی سم رو حامله بود

213
00:08:39,977 --> 00:08:42,138
‫ولی نتونست جلوی

214
00:08:42,188 --> 00:08:44,640
‫پچ‌پچ‌های مردم رو بگیره که می‌گفتن «بچه نجات‌دهنده».

215
00:08:44,690 --> 00:08:47,143
‫از این اصطلاح متنفرم.

216
00:08:47,193 --> 00:08:48,853
‫و بقیه والدین تو مدرسه

217
00:08:48,903 --> 00:08:50,821
‫جوری نگاهمون می‌کنن انگار هیولاییم. ولی…

218
00:08:52,281 --> 00:08:55,109
‫یعنی، چی؟ باید بذاریم لئو بمیره؟

219
00:08:55,159 --> 00:08:58,204
‫وقتی احتمال داره این کار جواب بده؟

220
00:08:59,372 --> 00:09:02,208
‫شاید چند سال بیشتر پیشمون بمونه.

221
00:09:04,085 --> 00:09:06,496
‫هر کاری لازم باشه می‌کنم.

222
00:09:06,546 --> 00:09:09,840
‫پس از من هیچ قضاوتی نمی‌بینید.

223
00:09:12,927 --> 00:09:15,213
‫برادرت خواست باهات حضوری صحبت کنه.

224
00:09:15,263 --> 00:09:17,882
‫می‌دونم پوشیدن اون همه تجهیزات سخته،

225
00:09:17,932 --> 00:09:19,258
‫پس اگه نمی‌خوای…

226
00:09:19,308 --> 00:09:21,594
‫می‌تونم از اتاق قرنطینه باهاش حرف بزنم.

227
00:09:21,644 --> 00:09:22,979
‫باشه.

228
00:09:34,490 --> 00:09:36,534
‫خب سی‌تی اسکن چطور بود؟

229
00:09:37,785 --> 00:09:39,579
‫خوب بود.

230
00:09:39,620 --> 00:09:41,280
‫چیز مهمی نبود.

231
00:09:41,330 --> 00:09:43,699
‫خیلی داغون به نظر میای، داداش کوچولو.

232
00:09:43,749 --> 00:09:45,701
‫خودت رو تو آینه دیدی؟

233
00:09:45,751 --> 00:09:49,288
‫تو روز دوم هیچوقت انقدر بد نبودی.

234
00:09:49,338 --> 00:09:53,042
‫میگن معمولاً وقتی سنت بالاتر میره بدتر میشه.

235
00:09:53,092 --> 00:09:55,753
‫و اگه قبلاً هم این کار رو کرده باشی.

236
00:09:55,803 --> 00:09:58,973
‫قبلاً هیچوقت موقع آماده‌سازی بستریت نکرده بودن.

237
00:10:00,266 --> 00:10:01,634
‫نمی‌فهمم چطور می‌خوای

238
00:10:01,684 --> 00:10:02,718
‫سه دوره دیگه رو تحمل کنی.

239
00:10:02,768 --> 00:10:04,428
‫فقط سه روز دیگه مونده.

240
00:10:04,478 --> 00:10:06,722
‫ولی خودت گفتی هر روز ده برابر

241
00:10:06,772 --> 00:10:08,558
‫روز قبل بدتره، یادته؟

242
00:10:08,608 --> 00:10:10,184
‫از دفعه قبل؟

243
00:10:10,234 --> 00:10:11,727
‫یازده سالم بود.

244
00:10:11,777 --> 00:10:13,404
‫داشتم اغراق می‌کردم.

245
00:10:14,572 --> 00:10:17,283
‫راست میگه، دکتر مایترا؟

246
00:10:18,618 --> 00:10:19,819
‫نه.

247
00:10:19,869 --> 00:10:22,196
‫خب، من نمی‌ذارم بمیری.

248
00:10:22,246 --> 00:10:26,876
‫پس تمومش کن، باشه؟ تمومش کن!

249
00:10:31,339 --> 00:10:33,299
‫این دفعه چقدر باید بهت بدهکار باشم؟

250
00:10:36,636 --> 00:10:38,254
‫همه کارت‌های بیسبالت.

251
00:10:38,304 --> 00:10:40,047
‫آره، و مامان رو راضی کن بذاره

252
00:10:40,097 --> 00:10:42,308
‫یه ایکس‌باکس تو اتاقم داشته باشم.

253
00:10:43,726 --> 00:10:45,186
‫قبوله.

254
00:11:21,097 --> 00:11:23,132
‫چی شده؟

255
00:11:23,182 --> 00:11:24,383
‫حالت خوبه؟

256
00:11:24,433 --> 00:11:26,310
‫من خوبم.

257
00:11:31,524 --> 00:11:33,609
‫من حامله‌م.

258
00:11:37,863 --> 00:11:39,899
‫فکر می‌کردم این غیرممکنه.

259
00:11:39,949 --> 00:11:41,317
‫منم همینطور.

260
00:11:41,367 --> 00:11:44,662
‫ولی انگار یه جور معجزه‌ست.

261
00:11:45,329 --> 00:11:46,664
‫نه؟

262
00:11:57,425 --> 00:12:00,086
‫نورا امروز صبح سونوگرافی داشت.

263
00:12:00,136 --> 00:12:01,679
‫داریم پسردار می‌شیم.

264
00:12:03,055 --> 00:12:04,507
‫می‌دونم خیلی سخته.

265
00:12:04,557 --> 00:12:06,967
‫فکر می‌کنه خیلی راحت‌تر میشه

266
00:12:07,017 --> 00:12:08,844
‫اگه یهو به ایمی بگم.

267
00:12:08,894 --> 00:12:10,346
‫راحت‌تر؟

268
00:12:10,396 --> 00:12:11,806
‫نه.

269
00:12:11,856 --> 00:12:14,767
‫ولی دست دست کردن هم به کسی کمکی نمی‌کنه.

270
00:12:14,817 --> 00:12:16,102
‫فکر می‌کنی چه واکنشی نشون میده؟

271
00:12:16,152 --> 00:12:17,228
‫واقعاً نمی‌دونم.

272
00:12:17,278 --> 00:12:19,572
‫خیلی کمک کردی.

273
00:12:21,198 --> 00:12:23,651
‫هنوز یه بخشی از وجودت عاشقشه.

274
00:12:23,701 --> 00:12:25,528
‫احتمالاً همیشه هم همینطور می‌مونه.

275
00:12:25,578 --> 00:12:28,447
‫و حالا، برای اولین بار بعد از دنی،

276
00:12:28,497 --> 00:12:31,575
‫اونم داره جوری نگاهت می‌کنه که انگار دوستت داره.

277
00:12:31,625 --> 00:12:33,669
‫و تو چقدر دلت برای این نگاه تنگ شده بود.

278
00:12:35,129 --> 00:12:36,664
‫بگو اگه اشتباه می‌کنم.

279
00:12:36,714 --> 00:12:38,332
‫چیه؟ الان تو جلسه درمانیم؟

280
00:12:38,382 --> 00:12:40,000
‫خودت روی اون مبل نشستی.

281
00:12:40,050 --> 00:12:42,169
‫به زودی بهش میگی؟

282
00:12:42,219 --> 00:12:44,213
‫چون داری بقیه ما رو که می‌دونیم،

283
00:12:44,263 --> 00:12:45,673
‫مخصوصاً کیتی رو

284
00:12:45,723 --> 00:12:47,725
‫تو موقعیت خیلی بدی قرار میدی.

285
00:12:54,440 --> 00:12:55,399
‫اوه، ببخشید.

286
00:12:55,441 --> 00:12:56,934
‫مزاحم شدم؟

287
00:12:56,984 --> 00:12:58,853
‫اشکالی نداره.
‫من داشتم می‌رفتم.

288
00:12:58,903 --> 00:13:00,438
‫اممم.

289
00:13:00,488 --> 00:13:02,690
‫یه مشاوره روانپزشکی برای

290
00:13:02,740 --> 00:13:04,608
‫یه عروس فراری می‌خوام.

291
00:13:04,658 --> 00:13:06,118
‫چند دقیقه وقت داری؟

292
00:13:07,161 --> 00:13:09,697
‫نتایج سی‌تی سم اومد.

293
00:13:09,747 --> 00:13:11,323
‫طحالش بزرگ شده.

294
00:13:11,373 --> 00:13:13,909
‫بیشتر از حد معمول برای دوره فیلپوژن.

295
00:13:13,959 --> 00:13:15,327
‫دکتر میلر می‌خواد پیشنهاد بده

296
00:13:15,377 --> 00:13:17,371
‫قبل از دوز بعدی سم یه مکث کوتاه داشته باشیم.

297
00:13:17,421 --> 00:13:19,999
‫چرا؟ نزدیک پاره شدنه؟

298
00:13:20,049 --> 00:13:23,419
‫نه، ولی بچه ترسیده و درد داره.

299
00:13:23,469 --> 00:13:25,304
‫اگه می‌ترسه، تأخیر انداختنش

300
00:13:25,346 --> 00:13:27,339
‫فقط این ترس رو طولانی‌تر می‌کنه.

301
00:13:27,389 --> 00:13:29,341
‫تازه لئو دو هفته‌ست که

302
00:13:29,391 --> 00:13:31,093
‫شیمی درمانی و پرتودرمانی می‌کنه که برای این آماده بشه.

303
00:13:31,143 --> 00:13:32,720
‫که چی بشه آخرش؟

304
00:13:32,770 --> 00:13:35,097
‫که زنده بمونه.

305
00:13:35,147 --> 00:13:36,432
‫تا کی؟

306
00:13:36,482 --> 00:13:38,442
‫به چه قیمتی؟

307
00:13:40,319 --> 00:13:43,564
‫هی، الان خیلی‌ها مشکل تعهد دارن.

308
00:13:43,614 --> 00:13:45,649
‫آره، هفت سال و سه بار خواستگاری طول کشید

309
00:13:45,699 --> 00:13:47,026
‫تا بیارمش پای سفره عقد.

310
00:13:47,076 --> 00:13:48,110
‫فکر می‌کردم دارم رمانتیک بازی درمیارم،

311
00:13:48,160 --> 00:13:50,079
‫می‌دونی؟ پای حرفم می‌مونم.

312
00:13:51,330 --> 00:13:53,282
‫حالا فکر می‌کنم احمق‌ترین آدم دنیام.

313
00:13:53,332 --> 00:13:55,167
‫یعنی، وسط عقد غش کردن؟

314
00:13:55,459 --> 00:13:57,545
‫اگه یه ذره به نشونه‌های کائنات اعتقاد داشته باشی…

315
00:13:57,670 --> 00:14:00,172
‫بیشتر از اونی که فکر می‌کنی پیش میاد.

316
00:14:01,006 --> 00:14:03,133
‫منظورم غش کردنه.

317
00:14:04,260 --> 00:14:07,338
‫هی، امم… خیلی بده که

318
00:14:07,388 --> 00:14:10,382
‫تقریباً امیدوارم یه مشکل جسمی داشته باشه؟

319
00:14:10,432 --> 00:14:11,926
‫چون حداقل اینجوری ثابت میشه

320
00:14:11,976 --> 00:14:14,970
‫که از ازدواج با من نمی‌ترسه، درسته؟

321
00:14:15,020 --> 00:14:17,389
‫ببین، من… من طلاق گرفتم،

322
00:14:17,439 --> 00:14:19,433
‫پس احتمالاً بدترین آدم

323
00:14:19,483 --> 00:14:20,768
‫برای مشاوره رابطه هستم.

324
00:14:20,818 --> 00:14:22,645
‫ولی، اگه واقعاً دوستش داری،

325
00:14:22,695 --> 00:14:25,281
‫یه کم زمان بیشتر برای اطمینان از آمادگیش چه اشکالی داره؟

326
00:14:30,411 --> 00:14:32,321
‫خب؟ چی شد؟

327
00:14:32,371 --> 00:14:35,583
‫این محرمانه‌ست، ولی می‌تونی بری
‫ببینیش و خودت ازش بپرسی.

328
00:14:38,878 --> 00:14:40,120
‫داشت دنبال راه فرار می‌گشت؟

329
00:14:40,170 --> 00:14:41,797
‫نه، بدبین.

330
00:14:45,801 --> 00:14:46,886
‫باشه، خب،

331
00:14:46,927 --> 00:14:48,712
‫باید منو متقاعد کنی.

332
00:14:48,762 --> 00:14:50,506
‫بیشتر اضطراب‌ها

333
00:14:50,556 --> 00:14:53,551
‫قبل از یه اتفاق تروماتیک خودشون رو نشون میدن.

334
00:14:53,601 --> 00:14:55,227
‫تجربه من میگه وقتی

335
00:14:55,269 --> 00:14:57,596
‫کسی تو همچین مراسمی از حال میره،

336
00:14:57,646 --> 00:14:59,265
‫معمولاً چون تا اون لحظه

337
00:14:59,315 --> 00:15:01,308
‫ترس‌هاش رو انکار می‌کرده.

338
00:15:01,358 --> 00:15:04,353
‫ولی کیلا ماه‌هاست که داره تحمل می‌کنه،

339
00:15:04,403 --> 00:15:07,398
‫و تو ذهنش کلی بزرگش کرده که چقدر ترسناکه.

340
00:15:07,448 --> 00:15:09,859
‫پس وقتی روزش رسیده،

341
00:15:09,909 --> 00:15:13,362
‫در واقع باید آروم‌تر می‌شده.

342
00:15:13,412 --> 00:15:15,614
‫آره، به نظر خیلی منطقی نمیاد.

343
00:15:15,664 --> 00:15:17,875
‫اوه، اون از ازدواج می‌ترسه.

344
00:15:18,626 --> 00:15:20,252
‫ولی زانکس خوردن،

345
00:15:20,377 --> 00:15:21,745
‫یعنی داشته چنگ و دندون نشون می‌داده

346
00:15:21,795 --> 00:15:23,797
‫که خودش رو به سفره عقد برسونه.

347
00:15:24,214 --> 00:15:25,916
‫دوستت داره و می‌خواد

348
00:15:25,966 --> 00:15:28,761
‫از خط پایان رد بشه.

349
00:15:29,428 --> 00:15:31,338
‫پس، یه علت جسمی این وسط هست.

350
00:15:31,388 --> 00:15:33,424
‫اگه واقعاً آسوده شده بود،

351
00:15:33,474 --> 00:15:35,726
‫فشار خونش باید میومد پایین.

352
00:15:41,148 --> 00:15:43,976
‫سم چطور بود تو سی‌تی اسکن؟

353
00:15:44,026 --> 00:15:47,354
‫من اجازه ندارم درباره نتایج آزمایش‌هاش صحبت کنم.

354
00:15:47,404 --> 00:15:49,565
‫ولی می‌تونم بگم که پیوند سلول بنیادی

355
00:15:49,615 --> 00:15:52,651
‫قراره طبق برنامه پیش بره. این خبر خوبیه.

356
00:15:52,701 --> 00:15:54,862
‫از نظر کی خوبه؟

357
00:15:54,912 --> 00:15:56,655
‫می‌دونم نگران برادرت هستی…

358
00:15:56,705 --> 00:15:59,408
‫می‌دونی این سومین باره؟

359
00:15:59,458 --> 00:16:01,911
‫اولی بیست و پنج ماه سرطانم خوب شد،

360
00:16:01,961 --> 00:16:04,872
‫دومی چهارده ماه.

361
00:16:04,922 --> 00:16:07,333
‫همه می‌دونن هر بار نتیجه بدتر میشه.

362
00:16:07,383 --> 00:16:10,419
‫- مواردی بوده که…
‫- ولم کن بابا

363
00:16:10,469 --> 00:16:12,129
‫دکترها حتی به یه بزرگسال اجازه نمیدن

364
00:16:12,179 --> 00:16:15,257
‫بیشتر از سه بار اهدا کنه
‫چون خیلی به بدن فشار میاره.

365
00:16:15,307 --> 00:16:17,810
‫پس چه بلایی داره سر یه بچه چهارده ساله میاد؟

366
00:16:20,980 --> 00:16:23,724
‫الان دیگه نصف راه رو رفته و همه متعهد شدین…

367
00:16:23,774 --> 00:16:26,568
‫اونا متعهد شدن! من که نظری نداشتم!

368
00:16:28,487 --> 00:16:30,272
‫پس الان دو نفری اومدین سراغم؟

369
00:16:30,322 --> 00:16:32,441
‫مامانم تو رو فرستاده که کارش رو راه بندازی؟

370
00:16:32,491 --> 00:16:35,277
‫- اصلاً اینطور نیست.
‫- چرا داره اینقدر بهم فشار میاره؟

371
00:16:35,327 --> 00:16:37,454
‫من واقعاً نمی‌دونم!

372
00:16:38,914 --> 00:16:41,333
‫به نظرت داریم کار درستی می‌کنیم؟

373
00:16:42,543 --> 00:16:43,786
‫تا وقتی که طحال سم…

374
00:16:43,836 --> 00:16:45,963
‫طحالش مشکل داره؟!

375
00:16:47,840 --> 00:16:49,625
‫اگه پاره بشه، ممکنه بمیره، نه؟

376
00:16:49,675 --> 00:16:52,628
‫لئو، ما خیلی دقیق داریم چکش می‌کنیم،

377
00:16:52,678 --> 00:16:55,464
‫و اگه خطری باشه، فیلپوژن رو قطع می‌کنیم.

378
00:16:55,514 --> 00:16:57,633
‫می‌دونی این چه بلایی سرش آورده؟

379
00:16:57,683 --> 00:17:00,344
‫هشت سالش بود، می‌کشوندنش بیمارستان برای آزمایش

380
00:17:00,394 --> 00:17:02,179
‫و خون‌گیری و سِرُم.

381
00:17:02,229 --> 00:17:04,890
‫دوازده سالم بود و می‌دیدم چطور از ترس می‌لرزه.

382
00:17:04,940 --> 00:17:08,602
‫بعد مامانم تو گوشش می‌خوند که چه قهرمانیه.

383
00:17:08,652 --> 00:17:11,230
‫و حالا برگشتیم، یازده سالشه،

384
00:17:11,280 --> 00:17:12,606
‫تو دستگاه سی‌تی اسکن داره سکته می‌کنه

385
00:17:12,656 --> 00:17:14,483
‫و الان دیگه نمی‌تونه سوار آسانسور بشه،

386
00:17:14,533 --> 00:17:16,276
‫یا روی تخت طبقه پایین بخوابه

387
00:17:16,326 --> 00:17:17,861
‫چون اون دستگاه کلاستروفوبیا گرفته.

388
00:17:17,911 --> 00:17:19,496
‫و مامانم باز شروع می‌کنه،

389
00:17:19,538 --> 00:17:21,615
‫«تو خیلی شجاعی سم.

390
00:17:21,665 --> 00:17:23,867
‫خیلی شجاعی.»

391
00:17:23,917 --> 00:17:25,369
‫ولی نیست.

392
00:17:25,419 --> 00:17:28,831
‫وحشت‌زده‌ست و نمی‌خواد این کار رو بکنه!

393
00:17:28,881 --> 00:17:31,500
‫فقط نمی‌خواد بگه، و اونا نمی‌خوان ببینن!

394
00:17:31,550 --> 00:17:33,335
‫و حالا حاضرن جونش رو به خطر بندازن؟

395
00:17:33,385 --> 00:17:35,629
‫تو هجده سالته، لئو.

396
00:17:35,679 --> 00:17:38,257
‫اگه نمی‌خوای این کار رو بکنی، مجبور نیستی.

397
00:17:38,307 --> 00:17:39,883
‫پس میگی بازی رو تموم کنیم؟

398
00:17:39,933 --> 00:17:43,262
‫نه، فکر نمی‌کنم منظورش این باشه.

399
00:17:43,312 --> 00:17:44,680
‫اگه نگران سمی،

400
00:17:44,730 --> 00:17:46,598
‫می‌تونیم دنبال یه اهداکننده دیگه بگردیم.

401
00:17:46,648 --> 00:17:48,067
‫پیدا کردن یه اهداکننده

402
00:17:48,108 --> 00:17:49,518
‫با تطابق به خوبی سم

403
00:17:49,568 --> 00:17:51,562
‫خیلی خیلی سخت میشه.

404
00:17:51,612 --> 00:17:53,522
‫ولی غیرممکن نیست.

405
00:17:53,572 --> 00:17:55,149
‫اونوقت می‌تونیم سم رو بفرستیم خونه.

406
00:17:55,199 --> 00:17:56,525
‫برای همیشه.

407
00:17:56,575 --> 00:17:58,694
‫لئو، به چیزی که میگی فکر کن.

408
00:17:58,744 --> 00:18:02,281
‫تو داری عملاً درباره
‫تسلیم شدن کامل حرف می‌زنی.

409
00:18:02,331 --> 00:18:05,492
‫تسلیم چی؟ فکر می‌کنی من چه زندگی‌ای دارم؟

410
00:18:05,542 --> 00:18:06,994
‫در حالی که زندگی اون رو نابود می‌کنن.

411
00:18:07,044 --> 00:18:10,247
‫ببین، می‌دونم به‌خاطر دردی که داره می‌کشه

412
00:18:10,297 --> 00:18:11,665
‫خیلی احساس گناه می‌کنی، ولی…

413
00:18:11,715 --> 00:18:15,344
‫ایمی، میشه یه دقیقه بیای بیرون؟

414
00:18:19,431 --> 00:18:20,716
‫اصلاً فکر می‌کنی

415
00:18:20,766 --> 00:18:22,301
‫این چه بلایی سر این خانواده میاره؟

416
00:18:22,351 --> 00:18:22,893
‫آره.

417
00:18:22,935 --> 00:18:24,053
‫آزادشون می‌کنه.

418
00:18:24,103 --> 00:18:26,680
‫تو نمی‌تونی در موردش تصمیم بگیری.

419
00:18:26,730 --> 00:18:28,899
‫من نمی‌گیرم.
‫اصل قضیه همینه.

420
00:18:33,445 --> 00:18:35,397
‫اون یه بزرگساله و حقوقی داره

421
00:18:35,447 --> 00:18:37,357
‫و من دیگه برای تو کار نمی‌کنم.

422
00:18:37,407 --> 00:18:38,826
‫پس لطفاً بکش عقب.

423
00:18:47,835 --> 00:18:49,703
سلام، مرغ‌های عشق، چطورین؟

424
00:18:49,753 --> 00:18:51,914
‫تازه سِرُم کیلا رو عوض کردم.

425
00:18:51,964 --> 00:18:53,749
‫الان علائم حیاتیش رو ثبت می‌کنم.

426
00:18:53,799 --> 00:18:57,252
‫خب، داریم بهت لابتالول میدیم، یه بتابلاکر،

427
00:18:57,302 --> 00:18:58,545
‫که فشار خونت رو بیاره پایین.

428
00:18:58,595 --> 00:18:59,713
‫می‌خوام اول این رو کنترل کنم

429
00:18:59,763 --> 00:19:01,548
‫قبل از اینکه یه عالمه تست بگیریم.

430
00:19:01,598 --> 00:19:03,467
‫صبر کن، هنوز نمی‌دونی مشکل چیه؟

431
00:19:03,517 --> 00:19:05,052
‫می‌تونه خیلی چیزا باشه.

432
00:19:05,102 --> 00:19:07,054
‫تو این مرحله، حدس و گمان زدن،

433
00:19:07,104 --> 00:19:08,347
‫مثل گوگل کردن علائمه،

434
00:19:08,397 --> 00:19:09,473
‫فقط باعث نگرانیت میشه.

435
00:19:09,523 --> 00:19:11,683
‫خب چه تست‌هایی می‌خواین بگیرین؟

436
00:19:11,733 --> 00:19:13,894
‫وقتی فشار خونش کنترل شد،

437
00:19:13,944 --> 00:19:17,397
‫نوار قلب دوازده کاناله، تروپونین، آزمایش تیروئید، اکوی قلبی،

438
00:19:17,447 --> 00:19:18,690
‫ام‌آر‌آی مغز، شاید تست ورزش…

439
00:19:18,740 --> 00:19:20,609
‫خوبه. همه رو همین الان بگیر.

440
00:19:20,659 --> 00:19:21,819
‫تایلر، خواهش می‌کنم! آروم باش.

441
00:19:21,869 --> 00:19:23,779
‫نه، آروم نمیشم.

442
00:19:23,829 --> 00:19:26,907
‫می‌دونی چرا؟ چون وظیفه من به عنوان شوهرت

443
00:19:26,957 --> 00:19:28,242
‫اینه که مراقبت باشم.

444
00:19:28,292 --> 00:19:29,910
‫و این دقیقاً همون کاریه که دارم می‌کنم.

445
00:19:29,960 --> 00:19:31,912
‫حالا اگه نمی‌خوای این رو، پس شاید مشکلات بزرگ‌تری داریم.

446
00:19:31,962 --> 00:19:34,331
‫ساکت.

447
00:19:34,381 --> 00:19:36,083
‫چقدر از شروع لابتالول می‌گذره؟

448
00:19:36,133 --> 00:19:37,960
‫پنج دقیقه، شایدم کمتر.

449
00:19:38,010 --> 00:19:39,336
‫باشه.
‫سِرُم رو قطع کن.

450
00:19:39,386 --> 00:19:39,887
‫چی شده؟

451
00:19:39,928 --> 00:19:42,297
‫یه افزایش انعکاسی فشار خون داره.

452
00:19:42,347 --> 00:19:43,298
‫به زبون ساده،

453
00:19:43,348 --> 00:19:44,800
‫من یه دارو بهت دادم

454
00:19:44,850 --> 00:19:46,093
‫که فشار خونت رو بیاره پایین،

455
00:19:46,143 --> 00:19:48,303
‫ولی فوراً داره تو جهت مخالف میره.

456
00:19:48,353 --> 00:19:49,638
‫این یعنی چی؟

457
00:19:49,688 --> 00:19:52,432
‫احتمالاً یه ضایعه روی غده فوق کلیوی داری،

458
00:19:52,482 --> 00:19:54,560
‫ولی باید آزمایش‌های بیشتری بگیرم تا مطمئن شم.

459
00:19:54,610 --> 00:19:56,937
‫ضایعه؟ خیلی جدیه؟

460
00:19:56,987 --> 00:19:58,313
‫به زودی بیشتر می‌فهمیم.

461
00:19:58,363 --> 00:19:59,731
‫آزمایش خون و ادرار متانفرین

462
00:19:59,781 --> 00:20:02,034
‫بگیر و سریع با رادیولوژی هماهنگ کن.

463
00:20:06,955 --> 00:20:09,366
‫مواظب خودت باش عزیزم.

464
00:20:09,416 --> 00:20:12,161
‫از این هم می‌گذریم، باشه؟

465
00:20:12,211 --> 00:20:14,121
‫تقریباً تموم شد.

466
00:20:14,171 --> 00:20:15,664
‫امروز چطوری، رفیق؟

467
00:20:15,714 --> 00:20:17,082
‫شونه‌ت چطوره؟

468
00:20:17,132 --> 00:20:18,917
‫می‌تونم مسکن بیشتری بگیرم؟

469
00:20:18,967 --> 00:20:21,670
‫بفرما! اکسی می‌خواد، تبریک میگم!

470
00:20:21,720 --> 00:20:23,180
‫میشه تمومش کنی لطفاً!

471
00:20:23,222 --> 00:20:24,423
‫دوز خیلی کمه

472
00:20:24,473 --> 00:20:25,716
‫و بیمارستان خیلی مراقبه.

473
00:20:25,766 --> 00:20:27,676
‫هیچ کمکی به سم نمی‌کنی با این کارت!

474
00:20:27,726 --> 00:20:30,979
‫لطفاً میشه دعوا نکنید؟

475
00:20:31,730 --> 00:20:33,682
‫درست میشه.

476
00:20:33,732 --> 00:20:35,684
‫چند روز دیگه همه چیز تموم میشه.

477
00:20:35,734 --> 00:20:38,353
‫نه! نه، من میگم همین الان تموم شد!

478
00:20:38,403 --> 00:20:39,396
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟

479
00:20:39,446 --> 00:20:40,355
‫من انجامش نمیدم.

480
00:20:40,405 --> 00:20:41,607
‫اون هم همینطور.

481
00:20:41,657 --> 00:20:43,859
‫عزیزم، می‌دونم می‌ترسی،

482
00:20:43,909 --> 00:20:46,111
‫و نمی‌خوای برادرت از این چیزا بکشه، ولی…

483
00:20:46,161 --> 00:20:48,864
‫بس کن! خواهش می‌کنم، نمی‌خوام
‫این حرف‌های تکراری رو بشنوم دیگه!

484
00:20:48,914 --> 00:20:50,574
‫اینا حرف تکراری نیست!
‫حقیقته!

485
00:20:50,624 --> 00:20:52,918
‫حقیقت تو! نه من!

486
00:20:53,460 --> 00:20:54,912
‫من الان هجده سالمه،
‫و نمی‌تونی مجبورم کنی!

487
00:20:54,962 --> 00:20:57,005
‫درمان سم رو قطع کنید و ببریدش خونه!

488
00:20:58,674 --> 00:21:00,918
‫اینه که می‌خوای؟
‫عزیزم، تو هم می‌خوای بس کنی؟

489
00:21:00,968 --> 00:21:02,085
‫نه.

490
00:21:02,135 --> 00:21:03,170
‫من فقط می‌خوام کمک کنم.

491
00:21:03,220 --> 00:21:04,671
‫با این حال چه انتظاری داری بگه

492
00:21:04,721 --> 00:21:06,882
‫وقتی کل زندگیش رو حول نجات دادن من ساختی؟

493
00:21:06,932 --> 00:21:08,383
‫تو که اینطوری فکر نمی‌کنی، مگه نه؟

494
00:21:08,433 --> 00:21:09,509
‫فقط ولش کن!

495
00:21:09,559 --> 00:21:10,385
‫این تصمیم منه،

496
00:21:10,435 --> 00:21:11,428
‫و دکترم هم پشتمه!

497
00:21:11,478 --> 00:21:12,980
‫پس همین جا تمومش کن!

498
00:21:17,526 --> 00:21:20,020
‫تو متقاعدش کردی زندگیش رو ول کنه؟

499
00:21:20,070 --> 00:21:22,147
‫این چیزیه که میگه؟

500
00:21:22,197 --> 00:21:24,107
‫آره؟

501
00:21:24,157 --> 00:21:28,028
‫فکر کنم باید این موضوع
‫رو با مدیران در میون بذاریم.

502
00:21:28,078 --> 00:21:29,738
‫فکر می‌کنم کاملاً مشخصه که دکتر مایترا

503
00:21:29,788 --> 00:21:31,490
‫باید از پرونده لئو کنار گذاشته بشه!

504
00:21:31,540 --> 00:21:32,908
‫ما عصبانیتتون رو درک می‌کنیم.

505
00:21:32,958 --> 00:21:35,744
‫واقعاً؟ شما بچه‌ای با یه بیماری کشنده دارین؟

506
00:21:35,794 --> 00:21:38,455
‫در واقع، من داشتم.

507
00:21:38,505 --> 00:21:40,090
‫من پسرم رو از دست دادم.

508
00:21:43,427 --> 00:21:45,087
‫حتماً فکر می‌کنید من…

509
00:21:45,137 --> 00:21:48,257
‫من… من… حتی نمی‌دونم چی باید بگم.

510
00:21:48,307 --> 00:21:50,926
‫نمی‌تونستید بدونید.

511
00:21:50,976 --> 00:21:53,220
‫ولی فکر می‌کنم بهتره یه کم آروم‌تر برخورد کنید

512
00:21:53,270 --> 00:21:55,013
‫و فکر نکنید ما داریم توطئه می‌کنیم

513
00:21:55,063 --> 00:21:57,557
‫که نذاریم بچه‌تون رو نجات بدین.

514
00:21:57,607 --> 00:21:59,059
‫متوجه‌ایم.

515
00:21:59,109 --> 00:22:01,812
‫این برای همه یه موقعیت سخته.

516
00:22:01,862 --> 00:22:05,073
‫و ما می‌خوایم کمکتون کنیم از این شرایط عبور کنید.

517
00:22:07,117 --> 00:22:11,196
‫اون فقط فکر می‌کنه داره سم رو از درد نجات میده.

518
00:22:11,246 --> 00:22:13,532
‫ولی دردی که باید تحمل کنه وقتی مجبور میشه

519
00:22:13,582 --> 00:22:15,075
‫برادرش رو به خاک بسپره چی؟

520
00:22:15,125 --> 00:22:17,369
‫یا عذاب وجدانی که باید تحمل کنه

521
00:22:17,419 --> 00:22:18,787
‫وقتی بزرگ میشه و می‌فهمه

522
00:22:18,837 --> 00:22:21,882
‫که برادرش خودش رو فدا کرد تا اون درد نکشه؟

523
00:22:24,509 --> 00:22:27,129
‫ببین، جوابی برای این سؤال‌ها نیست،

524
00:22:27,179 --> 00:22:30,507
‫ولی فکر می‌کنیم باید با هر دوشون حرف بزنی.

525
00:22:30,557 --> 00:22:32,050
‫فقط بفهم چه احساسی دارن.

526
00:22:32,100 --> 00:22:33,427
‫شاید بتونی دوباره مسیر رو

527
00:22:33,477 --> 00:22:35,762
‫به‌همون سمتی که می‌خوای برگردونی،

528
00:22:35,812 --> 00:22:38,315
‫بدون اینکه حس کنن
‫حرفشون هیچ ارزشی نداره.

529
00:22:39,232 --> 00:22:40,767
‫حق با اونه.

530
00:22:40,817 --> 00:22:43,478
‫باید یه کم آروم‌تر پیش بریم و باهاشون حرف بزنیم.

531
00:22:43,528 --> 00:22:45,147
‫ما اینجا مشاور داریم

532
00:22:45,197 --> 00:22:46,523
‫که می‌تونن کمک کنن، اگه بخواین.

533
00:22:46,573 --> 00:22:47,774
‫آره، خوب میشه.

534
00:22:47,824 --> 00:22:49,985
‫ولی نمی‌تونیم درمان فیلپوژن سم رو قطع کنیم

535
00:22:50,035 --> 00:22:51,903
‫بدون اینکه کل پروسه رو خراب کنیم!

536
00:22:51,953 --> 00:22:53,238
‫تازه لئو هم همین امروز صبح

537
00:22:53,288 --> 00:22:55,082
‫آخرین شیمی‌درمانیش رو داشته!

538
00:22:55,874 --> 00:22:57,876
‫پس چی می‌خوای بگی؟

539
00:22:59,294 --> 00:23:03,040
‫لئو می‌تونه بگه نمی‌خواد پیوند رو بگیره،

540
00:23:03,090 --> 00:23:06,418
‫ولی نمی‌تونه تعیین کنه با سم چیکار کنیم.

541
00:23:06,468 --> 00:23:08,503
‫درمان سوم رو ادامه میدیم.

542
00:23:08,553 --> 00:23:10,172
‫و تا روز پنجم، لئو می‌فهمه

543
00:23:10,222 --> 00:23:12,758
‫که ما قطعش نمی‌کنیم، و سم هم حالش خوبه،

544
00:23:12,808 --> 00:23:15,102
‫پس دیگه دلیلی نداره باهامون بجنگه.

545
00:23:23,735 --> 00:23:25,237
‫- تموم شد.
‫- سلام.

546
00:23:26,613 --> 00:23:28,231
‫نتایج اومده؟

547
00:23:28,281 --> 00:23:31,151
‫اسکن تأیید می‌کنه که یه ضایعه

548
00:23:31,201 --> 00:23:33,528
‫روی غده فوق کلیوی داری.
‫یه تومور غدد درون‌ریز.

549
00:23:33,578 --> 00:23:34,746
‫تومور؟

550
00:23:34,788 --> 00:23:35,322
‫یعنی سرطان؟

551
00:23:35,372 --> 00:23:38,367
‫من تقریباً مطمئنم که خود تومور خوش‌خیمه.

552
00:23:38,417 --> 00:23:41,203
‫به نظر میاد یه «ولی» ته این جمله باشه

553
00:23:41,253 --> 00:23:43,538
‫تو یه چیزی به اسم فئوکروموسیتوما داری.

554
00:23:43,588 --> 00:23:45,332
‫در واقع، اتفاقی که داره می‌افته اینه که

555
00:23:45,382 --> 00:23:47,918
‫این تومور داره واکنش استرس بدنت رو بیش از حد فعال می‌کنه.

556
00:23:47,968 --> 00:23:49,886
‫نیاز به جراحی داری تا برداشته بشه،

557
00:23:49,928 --> 00:23:52,506
‫ولی با توجه به محلش، خطراتی داره.

558
00:23:52,556 --> 00:23:54,174
‫مثل چی؟

559
00:23:54,224 --> 00:23:56,968
‫اگه فشار خونت موقع عمل بره بالا،

560
00:23:57,018 --> 00:23:59,513
‫سکته، حمله قلبی، پارگی آنوریسم.

561
00:23:59,563 --> 00:24:01,098
‫ای وای

562
00:24:01,148 --> 00:24:04,935
‫حالا، خطرات صبر کردن کم و بیش مشابهه،

563
00:24:04,985 --> 00:24:08,071
‫پس من توصیه می‌کنم عمل رو انجام بدیم.

564
00:24:09,614 --> 00:24:11,158
‫ببین

565
00:24:11,366 --> 00:24:12,200
‫ببین.

566
00:24:12,325 --> 00:24:14,277
‫همه چی درست میشه.

567
00:24:14,327 --> 00:24:15,946
‫از پسش برمیایم.

568
00:24:15,996 --> 00:24:18,748
‫دوستت دارم، می‌دونی؟

569
00:24:19,525 --> 00:24:29,525
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

570
00:24:30,302 --> 00:24:32,045
‫اومدم بگم حق با تو بود.

571
00:24:32,095 --> 00:24:33,922
‫باید دقیق‌تر بگی، من خیلی وقتا حق با منه.

572
00:24:33,972 --> 00:24:35,599
‫عروس فراریمون.

573
00:24:35,640 --> 00:24:37,142
‫یه تومور داره.

574
00:24:38,477 --> 00:24:40,145
‫می‌تونستی پیام بدی.

575
00:24:43,690 --> 00:24:45,267
‫من و ایمی با هم بودیم.

576
00:24:45,317 --> 00:24:46,726
‫یعنی چی؟

577
00:24:46,776 --> 00:24:48,361
‫نامزد کرده بودیم.

578
00:24:49,237 --> 00:24:50,272
‫کِی؟

579
00:24:50,322 --> 00:24:52,399
‫پنج ماه. قبل از تصادف.

580
00:24:52,449 --> 00:24:53,775
‫ولم کن.

581
00:24:53,825 --> 00:24:55,986
‫ببین، می‌دونم معمولاً همه چیز رو بهت میگه…

582
00:24:56,036 --> 00:24:58,163
‫هیچی از وسایل تو تو خونه‌ش نیست.

583
00:24:58,872 --> 00:25:00,198
‫مسواکم اونجاست،

584
00:25:00,248 --> 00:25:02,242
‫که مطمئنم خیلی براش خاطره‌انگیز نیست.

585
00:25:02,292 --> 00:25:04,661
‫و پودر ری‌وایتالایزم تو آشپزخونه‌ست.

586
00:25:04,711 --> 00:25:06,922
‫همونی که ازش متنفره.

587
00:25:07,839 --> 00:25:09,299
‫می‌خوام بهش بگم.

588
00:25:10,008 --> 00:25:11,126
‫می‌دونی که چقدر

589
00:25:11,176 --> 00:25:13,253
‫الان دارن زیر ذره‌بین نگاهش می‌کنن؟

590
00:25:13,303 --> 00:25:14,671
‫اگه لو بره

591
00:25:14,721 --> 00:25:16,423
‫که با یکی از زیردست‌هاش نامزد کرده…

592
00:25:16,473 --> 00:25:18,800
‫خب، الان اون زیردست منه.

593
00:25:18,850 --> 00:25:21,428
‫پس می‌خوای من ازت حمایت کنم؟

594
00:25:21,478 --> 00:25:22,846
‫واسه همین داری اینا رو به من میگی؟

595
00:25:22,896 --> 00:25:24,431
‫من براش خوب بودم، جینا.

596
00:25:24,481 --> 00:25:25,599
‫خوشحالش می‌کردم.

597
00:25:25,649 --> 00:25:26,725
‫آره، خب، واضحه که من

598
00:25:26,775 --> 00:25:28,310
‫نمی‌تونم یه طرفه قضاوت کنم.

599
00:25:28,360 --> 00:25:30,312
‫ولی می‌تونم اینو بهت بگم،

600
00:25:30,362 --> 00:25:31,905
‫شش هفته پیش، با یه دل عاشق

601
00:25:31,947 --> 00:25:34,274
‫شوهرش از خواب بیدار شد.

602
00:25:34,324 --> 00:25:36,159
‫پس اگه جای تو بودم، می‌ذاشتم

603
00:25:36,201 --> 00:25:38,320
‫این قضیه خودش پیش بره.

604
00:25:38,370 --> 00:25:41,364
‫شاید لازمه بدونه که یه چیز خوب تو راهه.

605
00:25:41,414 --> 00:25:42,916
‫حتی اگه هنوز آماده نباشه.

606
00:25:53,343 --> 00:25:55,679
‫حدس می‌زنم تمام شب رو بیدار بودی.

607
00:25:56,763 --> 00:25:57,881
‫فقط دارم سعی می‌کنم

608
00:25:57,931 --> 00:25:59,341
‫رو چیزایی که می‌تونم کنترل کنم تمرکز کنم.

609
00:25:59,391 --> 00:26:01,885
‫روی برنامه‌های درمانی و…

610
00:26:01,935 --> 00:26:04,813
‫اطمینان از اینکه پسرا تو مدرسه مشکلی ندارن.

611
00:26:06,565 --> 00:26:08,683
‫آدم انتظار نداره این بشه زندگیش

612
00:26:08,733 --> 00:26:10,185
‫و بعد یهو میشه و…

613
00:26:10,235 --> 00:26:13,196
‫حتی یادت نمیاد قبلش چه شکلی بوده؟

614
00:26:14,781 --> 00:26:17,526
‫ببین، شاید زیاده‌روی باشه، ولی…

615
00:26:17,576 --> 00:26:21,454
‫نظرت چیه من سعی کنم با لئو حرف بزنم؟

616
00:26:24,416 --> 00:26:26,993
‫من کاری رو کردم که برای بیمارم درست بود.

617
00:26:27,043 --> 00:26:28,620
‫و تا جایی که من می‌دونم

618
00:26:28,670 --> 00:26:30,163
‫شما چند سال پیش باهاشون کار کردین، درسته؟

619
00:26:30,213 --> 00:26:31,248
‫درسته.

620
00:26:31,298 --> 00:26:32,874
‫پس از قبل تعصب داشتی.

621
00:26:32,924 --> 00:26:34,334
‫منظورتون یه دیدگاهه.

622
00:26:34,384 --> 00:26:35,969
‫که از سم فقط به عنوان یه منبع

623
00:26:36,011 --> 00:26:37,337
‫قطعات یدکی استفاده کردن کل زندگیش؟

624
00:26:37,387 --> 00:26:39,714
‫کسی نمیگه این وضعیت آسونه.

625
00:26:39,764 --> 00:26:42,509
‫ولی قبل از اینکه این بچه رو
‫به سمت آخرین راه حل هل بدی،

626
00:26:42,559 --> 00:26:44,928
‫به مشاور روانپزشک یا
‫مددکار اجتماعی فکر کردی؟

627
00:26:44,978 --> 00:26:46,805
‫وقت برای مشاوره نبود

628
00:26:46,855 --> 00:26:48,807
‫و اون مادر قرار نبود کوتاه بیاد.

629
00:26:48,857 --> 00:26:49,808
‫«اون مادر.»

630
00:26:49,858 --> 00:26:51,017
‫آره!

631
00:26:51,067 --> 00:26:52,143
‫دفعه بعد که اینقدر

632
00:26:52,193 --> 00:26:53,770
‫واکنش منفی غریزی به

633
00:26:53,820 --> 00:26:55,989
‫یه بیمار یا خانواده‌ش داشتی،

634
00:26:56,156 --> 00:26:57,574
‫پیشنهاد می‌کنم از دکتر میلر بخوای

635
00:26:57,616 --> 00:26:59,034
‫پرونده رو به یکی دیگه بده.

636
00:26:59,075 --> 00:27:01,870
‫درسته. و کی گفته من «هلش دادم»؟

637
00:27:02,329 --> 00:27:03,997
‫چون فقط یه نفر دیگه تو اون اتاق بود

638
00:27:04,039 --> 00:27:05,457
‫وقتی اون مکالمه اتفاق افتاد.

639
00:27:05,498 --> 00:27:07,584
‫خانواده‌ش مطمئناً فکر می‌کنن این کار رو کردی

640
00:27:07,667 --> 00:27:09,002
‫و با توجه به رفتارت،

641
00:27:09,044 --> 00:27:10,462
‫خلافش برا منم ثابت نشده.

642
00:27:10,920 --> 00:27:14,090
‫پس الان دارن درباره‌م تحقیق می‌کنن.

643
00:27:14,174 --> 00:27:17,344
‫این اتفاق کاملاً بررسی میشه.

644
00:27:17,427 --> 00:27:19,679
‫امیدوارم همون آزادی عملی که بقیه

645
00:27:19,721 --> 00:27:22,682
‫دکترای بخش دارن رو منم داشته باشم.

646
00:27:23,600 --> 00:27:27,554
‫این موضوع هیچ ربطی به پرونده دکتر لارسن نداره،

647
00:27:27,604 --> 00:27:29,522
‫و من جای تو بودم مواظب بودم

648
00:27:29,564 --> 00:27:31,608
‫همچین حرفی نزنم.

649
00:27:32,859 --> 00:27:34,319
‫متوجه شدم.

650
00:27:35,445 --> 00:27:36,988
‫می‌تونم برم؟

651
00:27:46,873 --> 00:27:50,118
‫هی، حالت چطوره؟

652
00:27:50,168 --> 00:27:52,912
‫دوازده ساعت اول بعد از شیمی همیشه از همه بدتره.

653
00:27:52,962 --> 00:27:54,289
‫خیلی متأسفم.

654
00:27:54,339 --> 00:27:57,083
‫نمی‌تونم تصور کنم چقدر درد داری.

655
00:27:57,133 --> 00:27:59,002
‫کل زندگیم با درد گذشته.

656
00:27:59,052 --> 00:28:00,637
‫عادت کردم.

657
00:28:02,013 --> 00:28:05,300
‫ولی اون…

658
00:28:05,350 --> 00:28:08,720
‫همینطور می‌خوان این
‫سم رو تو بدنش بریزن.

659
00:28:08,770 --> 00:28:10,305
‫هر چی هم من بگم اهمیت نمیدن.

660
00:28:10,355 --> 00:28:13,642
‫تنها چیزی که براشون مهمه نجات دادن توئه.

661
00:28:13,692 --> 00:28:16,978
‫بهشون بگو هیچوقت نمی‌بخشمشون.

662
00:28:17,028 --> 00:28:19,147
‫فکر نکنم الان براشون مهم باشه.

663
00:28:19,197 --> 00:28:22,150
‫باید می‌رفت دبیرستان.

664
00:28:22,200 --> 00:28:23,985
‫ولی مجبور شدن یه سال نگهش دارن

665
00:28:24,035 --> 00:28:25,445
‫چون خیلی عقب افتاده بود.

666
00:28:25,495 --> 00:28:28,206
‫این دلسوزی‌های بی‌خود داره ازش یه عجیب‌الخلقه می‌سازه.

667
00:28:31,835 --> 00:28:34,245
‫می‌فهمم که عصبانی هستی.

668
00:28:34,295 --> 00:28:37,540
‫ولی فکر می‌کنم می‌دونی همه این کارهایی که می‌کنن

669
00:28:37,590 --> 00:28:39,876
‫از روی عشقه

670
00:28:39,926 --> 00:28:42,429
‫و ترس از دست دادنت.

671
00:28:44,097 --> 00:28:48,143
‫من می‌فهمم چون خودم یه بچه از دست دادم.

672
00:28:50,353 --> 00:28:51,730
‫لئو؟

673
00:29:01,072 --> 00:29:02,574
‫کد آبی!

674
00:29:06,953 --> 00:29:08,655
‫چه خبره اون تو؟

675
00:29:08,705 --> 00:29:12,867
‫نه! نه! نه، نه، نه، نه.

676
00:29:12,917 --> 00:29:14,244
‫بس کنید!
‫دارید چیکار می‌کنید؟

677
00:29:14,294 --> 00:29:15,587
‫به دکتر مایترا زنگ بزنید،

678
00:29:15,628 --> 00:29:16,913
‫بیمار داره کد میشه!

679
00:29:16,963 --> 00:29:17,881
‫دی‌ان‌آر امضا کرده!

680
00:29:17,922 --> 00:29:19,090
‫نمی‌تونید احیاش کنید!

681
00:29:20,258 --> 00:29:22,252
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!

682
00:29:22,302 --> 00:29:23,920
‫ایمی، خواهش می‌کنم نجاتش بده!
‫نه، ادامه بده!

683
00:29:23,970 --> 00:29:26,881
‫- خواهش می‌کنم…
‫- دی‌ان‌آر امضا کرده ایمی! نمی‌تونی نادیده‌ش بگیری!

684
00:29:26,931 --> 00:29:28,842
‫کمکش کن، الان!
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم!

685
00:29:28,892 --> 00:29:30,093
‫خواهش می‌کنم، کمکش کن!
‫نجاتش بده!

686
00:29:30,143 --> 00:29:31,136
‫کمکش کن!
‫خواهش می‌کنم!

687
00:29:31,186 --> 00:29:33,438
‫کمکش کن الان، خواهش می‌کنم!

688
00:29:52,373 --> 00:29:55,502
‫سه روز پشت سر هم صبح شده.

689
00:29:59,214 --> 00:30:01,833
‫نمی‌دونم اگه دوباره تکرار بشه می‌تونم تحمل کنم.

690
00:30:01,883 --> 00:30:03,585
‫می‌دونم باید خیلی ترسناک باشه.

691
00:30:03,635 --> 00:30:04,711
‫فقط این نیست.

692
00:30:04,761 --> 00:30:06,262
‫پس چی؟

693
00:30:07,222 --> 00:30:09,224
‫می‌ترسم.

694
00:30:11,226 --> 00:30:12,852
‫که…

695
00:30:13,311 --> 00:30:15,980
‫این بچه هیچوقت قلبم رو تصاحب نکنه.

696
00:30:17,440 --> 00:30:20,485
‫آه، می‌دونم الان این‌جوری به نظر میاد.

697
00:30:21,903 --> 00:30:23,730
‫ولی تو اون نیستی.

698
00:30:23,780 --> 00:30:26,157
‫و قلبت بسته نیست.

699
00:30:27,200 --> 00:30:29,494
‫این خوبه، مایکل.

700
00:30:31,496 --> 00:30:33,623
‫این خوبه.

701
00:30:43,216 --> 00:30:45,752
‫ظاهراً موفق شده دکتر لارنس رو

702
00:30:45,802 --> 00:30:49,506
‫متقاعد کنه دیشب دی‌ان‌آر رو امضا کنه، وقتی من خونه بودم.

703
00:30:49,556 --> 00:30:52,133
‫و تو امضاش نمی‌کردی؟

704
00:30:52,183 --> 00:30:53,968
‫معلومه که نه!

705
00:30:54,018 --> 00:30:56,312
‫چه فکری درباره من کردی؟

706
00:30:57,355 --> 00:30:59,015
‫حالش خوبه.

707
00:30:59,065 --> 00:31:01,434
‫هنوز خوابه،

708
00:31:01,484 --> 00:31:03,778
‫ولی وضعیتش پایداره.

709
00:31:05,196 --> 00:31:07,699
‫ما… ما نمی‌دونیم چطور ازت تشکر کنیم.

710
00:31:08,783 --> 00:31:11,369
‫ممکنه وضعیتش پایدار باشه، ولی هیچی حل نشده.

711
00:31:11,703 --> 00:31:14,205
‫فکر کنم دی‌ان‌آر خواستن

712
00:31:14,247 --> 00:31:16,324
‫فقط از سر ناامیدی بود.

713
00:31:16,374 --> 00:31:19,711
‫چون هیچکدوم از ما به حرفش گوش نمی‌کردیم.

714
00:31:21,671 --> 00:31:23,673
‫به جز اون.

715
00:31:28,887 --> 00:31:33,224
‫ببخشید. دکتر حمدا می‌خواد
‫شما رو تو دفترش ببینه.

716
00:31:51,534 --> 00:31:53,870
‫نمی‌تونستم بذارم بمیره!

717
00:31:55,288 --> 00:32:00,201
‫وقتی والدینش داشتن
‫التماس می‌کردن نجاتش بدم.

718
00:32:00,251 --> 00:32:02,161
‫و بذارم نتونن خداحافظی کنن؟

719
00:32:02,211 --> 00:32:04,672
‫که هیچوقت به آرامش نرسن؟

720
00:32:06,090 --> 00:32:07,876
‫تا آخر عمرشون

721
00:32:07,926 --> 00:32:10,470
‫خودشون رو سرزنش می‌کردن.

722
00:32:15,642 --> 00:32:18,469
‫احتمالاً می‌دونی که نقض دی‌ان‌آر

723
00:32:18,519 --> 00:32:21,848
‫معمولاً باعث تعلیق میشه، حتی اخراج.

724
00:32:21,898 --> 00:32:26,561
‫امیدوار بودم شرایط
‫استثنایی در نظر گرفته بشه.

725
00:32:26,611 --> 00:32:29,314
‫خب، مایکل اونقدر زرنگ بود که والدین رو بفرسته

726
00:32:29,364 --> 00:32:31,774
‫به اعضای هیئت مدیره بگن چقدر قدردانن.

727
00:32:31,824 --> 00:32:33,451
‫و این باید کمک کنه.

728
00:32:35,328 --> 00:32:37,113
‫خب حالا چی میشه؟

729
00:32:37,163 --> 00:32:38,781
‫خب، ریچارد به خونت تشنه‌ست.

730
00:32:38,831 --> 00:32:40,833
‫نمی‌تونیم مسائل مهم رو

731
00:32:40,875 --> 00:32:43,369
‫نادیده بگیریم و بگیم دیوونگیه، جینا.

732
00:32:43,419 --> 00:32:44,621
‫اون نگرانی‌های منطقی داشت

733
00:32:44,671 --> 00:32:46,539
‫وقتی تصمیم گرفتیم برت گردونیم.

734
00:32:46,589 --> 00:32:48,458
‫روز اول، با اینکه تهش خوب تموم شد،

735
00:32:48,508 --> 00:32:50,376
‫خیلی پر دردسر بود. حالا اینم روش.

736
00:32:50,426 --> 00:32:51,628
‫می‌خواد تو رو بذاره رو دارو

737
00:32:51,678 --> 00:32:53,630
‫که تکانشی بودنت رو کنترل کنه.

738
00:32:53,680 --> 00:32:56,883
‫اون داروها جلوی برگشت حافظه رو میگیرن!

739
00:32:56,933 --> 00:32:58,635
‫بهش گفتم شواهد کافی

740
00:32:58,685 --> 00:33:00,219
‫برای همچین کاری نداریم.

741
00:33:00,269 --> 00:33:02,013
‫که باعث شد اون موضوع

742
00:33:02,063 --> 00:33:03,890
‫جلسه هیئت مدیره‌ای که رفتی رو پیش بکشه.

743
00:33:03,940 --> 00:33:05,141
‫اون پنج هفته پیش بود!

744
00:33:05,191 --> 00:33:06,601
‫ما دارو بهت نمیدیم.

745
00:33:06,651 --> 00:33:07,477
‫نه. عمراً!

746
00:33:07,527 --> 00:33:08,728
‫ولی باید بفهمی

747
00:33:08,778 --> 00:33:10,772
‫که از همون اول زیر ذره‌بین بودی

748
00:33:10,822 --> 00:33:13,775
‫و دیگه آوانس دادن‌ها بهت تموم شده.

749
00:33:13,825 --> 00:33:16,819
‫هر چیزی که حتی نزدیک به نقض پروتکل باشه،

750
00:33:16,869 --> 00:33:18,454
‫کارت اینجا تمومه.

751
00:33:20,123 --> 00:33:22,408
‫این بهترین چیزیه که می‌تونی بگیری.

752
00:33:22,458 --> 00:33:23,910
‫یعنی بدترشم هست؟

753
00:33:23,960 --> 00:33:26,454
‫خب، اگه لئو تصمیم بگیره شکایت رسمی کنه،

754
00:33:26,504 --> 00:33:29,674
‫داستان خیلی متفاوتی با هیئت مدیره خواهیم داشت.

755
00:33:48,109 --> 00:33:52,063
‫نمی‌تونم حتی یادم بیاد چند
‫شب کنار این تختا نشستم،

756
00:33:52,113 --> 00:33:54,857
‫تصور کردم همه کارایی که

757
00:33:54,907 --> 00:33:57,735
‫لئو باید بیرون انجام می‌داد.

758
00:33:57,785 --> 00:34:00,955
‫مثل یه پسر شاد و معمولی زندگی می‌کرد.

759
00:34:05,752 --> 00:34:08,629
‫و نمی‌خوام دوباره این کار رو بکنم…

760
00:34:12,884 --> 00:34:15,595
‫با تو…

761
00:34:16,512 --> 00:34:18,765
‫فرشته کوچولوی من.

762
00:34:23,061 --> 00:34:25,730
‫می‌دونم فکر می‌کنی من هیچوقت

763
00:34:25,813 --> 00:34:30,485
‫جلوی مامانت تو این سال‌ها نایستادم،

764
00:34:31,069 --> 00:34:34,480
‫ولی باید بدونی که اون فقط می‌خواست کمکت کنه.

765
00:34:34,530 --> 00:34:36,607
‫و اگه یه وقت فکر می‌کردم اشتباه می‌کنه،

766
00:34:36,657 --> 00:34:39,160
‫جلوش رو می‌گرفتم.

767
00:34:39,368 --> 00:34:40,495
‫درست بود…

768
00:34:42,038 --> 00:34:43,206
‫تا وقتی که دیگه نبود.

769
00:34:44,082 --> 00:34:45,199
‫و متأسفم

770
00:34:45,249 --> 00:34:46,793
‫که اینو ندیدیم.

771
00:34:48,544 --> 00:34:50,038
‫ولی الان صدات رو می‌شنویم.

772
00:34:50,088 --> 00:34:51,748
‫کاملاً واضح.

773
00:34:51,798 --> 00:34:53,007
‫ممنون.

774
00:34:55,009 --> 00:34:58,504
‫و بابت اتفاقی که الان براتون پیش آوردم متأسفم.

775
00:34:58,554 --> 00:35:00,890
‫نباید درخواست دی‌ان‌آر می‌کردم.

776
00:35:02,266 --> 00:35:04,060
‫ما فقط یه چیز می‌خوایم.

777
00:35:06,521 --> 00:35:09,724
‫و اون اینه که تسلیم نشی.

778
00:35:09,774 --> 00:35:12,643
‫از این به بعد سم رو کنار می‌ذاریم،

779
00:35:12,693 --> 00:35:14,395
‫ولی می‌تونن اهداکننده‌های دیگه‌ای باشن

780
00:35:14,445 --> 00:35:16,864
‫و شاید تطابقشون به خوبی سم نباشه، ولی…

781
00:35:18,866 --> 00:35:20,868
‫می‌تونه جواب بده.

782
00:35:21,285 --> 00:35:22,995
‫خواهش می‌کنم.

783
00:35:24,455 --> 00:35:25,990
‫باشه.

784
00:35:26,040 --> 00:35:27,867
‫آره؟

785
00:35:27,917 --> 00:35:30,211
‫آره.

786
00:35:32,964 --> 00:35:34,715
‫می‌تونیم امتحان کنیم.

787
00:35:36,300 --> 00:35:38,544
‫باشه.

788
00:35:38,594 --> 00:35:40,930
‫من باید برم به مامانت بگم.

789
00:35:58,030 --> 00:36:00,658
‫واقعاً قدردان کاری که برام کردی هستم.

790
00:36:01,284 --> 00:36:03,778
‫برای ما.

791
00:36:03,828 --> 00:36:05,863
‫می‌دونم چه حسیه وقتی اونایی که باید دوستت داشته باشن

792
00:36:05,913 --> 00:36:10,076
‫حرفت رو نمی‌شنون.

793
00:36:10,126 --> 00:36:12,745
‫خب، بالاخره صدام رو شنیدن.

794
00:36:12,795 --> 00:36:15,047
‫شاید واسه تو هم خیلی دیر نشده باشه.

795
00:36:27,852 --> 00:36:29,762
‫این رو همه این مدت نگه داشتی؟

796
00:36:29,812 --> 00:36:31,222
‫تو باید رو کیک عروسی باشی.

797
00:36:31,272 --> 00:36:33,307
‫هی، من تنها کسیم که درست لباس پوشیدم!

798
00:36:33,357 --> 00:36:35,109
‫ما اصلاً وقت نداشتیم!

799
00:36:37,153 --> 00:36:39,864
‫اگه قراره اتفاقی بیفته،

800
00:36:40,573 --> 00:36:42,658
‫نمی‌خواستم منتظر بمونم.

801
00:36:43,910 --> 00:36:45,903
‫از جراح خواستم یه ساعت صبر کنه.

802
00:36:45,953 --> 00:36:48,581
‫نتونست به یه عروس تو روز عروسیش نه بگه.

803
00:36:49,916 --> 00:36:52,919
‫هی، واقعاً می‌خوای این کار رو بکنی؟

804
00:36:53,878 --> 00:36:54,962
‫می‌خوام.

805
00:37:10,019 --> 00:37:11,679
‫عمل موفقیت‌آمیز بود.

806
00:37:11,729 --> 00:37:13,681
‫چند دقیقه دیگه می‌تونی ببینیش.

807
00:37:13,731 --> 00:37:15,558
‫تبریک میگم آقا.
‫اوم،

808
00:37:15,608 --> 00:37:17,485
‫عجب روز عروسی‌ای بود.

809
00:37:21,280 --> 00:37:22,940
‫قراره یه مراسم درست و حسابی

810
00:37:22,990 --> 00:37:24,233
‫ماه دیگه بگیریم.

811
00:37:24,283 --> 00:37:25,902
‫تو هم حتماً باید باشی!

812
00:37:25,952 --> 00:37:27,745
‫خبرم کن.

813
00:37:31,791 --> 00:37:34,043
‫- باشه.
‫- واو!

814
00:37:37,421 --> 00:37:39,916
‫خیلی دوست دارم دعوتت کنم شام بیای خونه.

815
00:37:39,966 --> 00:37:43,085
‫فقط مامان و کیتی کوچولو.

816
00:37:43,135 --> 00:37:44,128
‫مثل روزای قدیم.

817
00:37:44,178 --> 00:37:45,504
‫اوم، آره.

818
00:37:45,554 --> 00:37:48,633
‫چطوره پنج‌شنبه بعد از مطب بیام؟

819
00:37:48,683 --> 00:37:49,550
‫عالی میشه.

820
00:37:49,600 --> 00:37:51,177
‫پس می‌بینمت، فکر کنم.

821
00:37:51,227 --> 00:37:52,178
‫دوستت دارم.

822
00:37:52,228 --> 00:37:54,230
‫منم دوستت دارم عزیزم.

823
00:38:02,780 --> 00:38:03,689
‫سلام.

824
00:38:03,739 --> 00:38:05,566
‫لئو شکایت نمی‌کنه.

825
00:38:05,616 --> 00:38:09,570
‫و در واقع، می‌خواست ازت تشکر کنه.

826
00:38:09,620 --> 00:38:11,489
‫امیدوارم مجبورش نکرده باشی.

827
00:38:11,539 --> 00:38:12,990
‫پدرش باهاش حرف زد،

828
00:38:13,040 --> 00:38:14,742
‫و خوب و بد رو می‌فهمه.

829
00:38:14,792 --> 00:38:16,377
‫سونیا.

830
00:38:18,296 --> 00:38:21,632
‫شنیدم گفتم نباید دکتر بشی.

831
00:38:23,843 --> 00:38:25,886
‫احمق بودم.

832
00:38:33,811 --> 00:38:36,430
‫با دکتر حمدا صحبت کردم.

833
00:38:36,480 --> 00:38:38,566
‫تحت بررسی قرار نمیگیری.

834
00:38:39,859 --> 00:38:40,893
‫ممنون.

835
00:38:40,943 --> 00:38:41,978
‫خواهش می‌کنم.

836
00:38:42,028 --> 00:38:43,646
‫در مورد ایشون،

837
00:38:43,696 --> 00:38:46,065
‫هر کس دیگه‌ای بود الان اخراج شده بود.

838
00:38:46,115 --> 00:38:49,902
‫خب، روز پر فشاری بود.

839
00:38:49,952 --> 00:38:52,663
‫همه‌مون یه مسئولیتی داریم.

840
00:38:54,915 --> 00:38:58,294
‫اگه بازم خط قرمز رو رد کنه…

841
00:38:59,712 --> 00:39:01,213
‫متوجه شدم.

842
00:39:11,974 --> 00:39:13,634
‫سلام

843
00:39:13,684 --> 00:39:15,928
‫سلام، شنیدم روز دیوونه‌کننده‌ای داشتی.

844
00:39:15,978 --> 00:39:18,264
‫شنیدم یه عروسی

845
00:39:18,314 --> 00:39:20,016
‫یا همچین چیزی رو مدیریت کردی.

846
00:39:20,066 --> 00:39:22,234
‫یه همچین چیزی.

847
00:39:25,196 --> 00:39:26,864
‫ساقدوش‌ها از کیک گذاشتن.

848
00:39:31,786 --> 00:39:33,321
‫هوم.

849
00:39:33,371 --> 00:39:35,915
‫خیلی به این نیاز داشتم، مرسی.

850
00:39:42,171 --> 00:39:43,622
‫خب…

851
00:39:43,672 --> 00:39:45,207
‫هوم.

852
00:39:45,257 --> 00:39:46,542
‫امم…

853
00:39:46,592 --> 00:39:48,210
‫فکر کنم همون طعمیه

854
00:39:48,260 --> 00:39:50,554
‫که کیک عروسی من و مایکل داشت.

855
00:39:51,847 --> 00:39:53,299
‫واقعاً؟

856
00:39:53,349 --> 00:39:55,935
‫وای خدا، اون روز چقدر استرس داشتم.

857
00:39:57,436 --> 00:39:58,679
‫پشیمون شده بودی؟

858
00:39:58,729 --> 00:39:59,513
‫نه.

859
00:39:59,563 --> 00:40:01,982
‫فقط واسه شروع زندگی با اون هیجان‌زده بودم.

860
00:40:03,943 --> 00:40:05,486
‫متأسفم.

861
00:40:06,362 --> 00:40:08,689
‫فقط…

862
00:40:08,739 --> 00:40:12,660
‫خاطرات خیلی راحت‌تر از واقعیت الانه.

863
00:40:16,038 --> 00:40:18,532
‫به علاوه، خیلی مسخره‌ست که

864
00:40:18,582 --> 00:40:21,669
‫یه عشق یه‌طرفه به رئیست داشته باشی.

865
00:40:24,338 --> 00:40:26,006
‫حتماً همینطوره.

866
00:40:54,452 --> 00:40:55,953
‫اینجام.

867
00:40:57,413 --> 00:40:59,540
‫با یه قلب باز.

868
00:41:13,095 --> 00:41:14,805
‫اوه.

869
00:41:16,182 --> 00:41:17,600
‫سلام.

870
00:41:19,560 --> 00:41:20,719
‫همه چی مرتبه؟

871
00:41:20,769 --> 00:41:22,980
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم.

872
00:41:23,898 --> 00:41:24,723
‫باشه.

873
00:41:24,773 --> 00:41:28,060
‫من و نورا داریم بچه‌دار می‌شیم.

874
00:41:28,110 --> 00:41:31,272
‫می‌دونم باید زودتر جرأت می‌کردم بگم.

875
00:41:31,322 --> 00:41:32,648
‫من…

876
00:41:32,698 --> 00:41:34,533
‫من…

877
00:41:36,368 --> 00:41:38,028
‫چند ماهشه؟

878
00:41:38,078 --> 00:41:41,490
‫اوم، تقریباً شیش ماه.

879
00:41:41,540 --> 00:41:46,203
‫آه، پس من قبل از تصادف

880
00:41:46,253 --> 00:41:49,415
‫این رو می‌دونستم؟

881
00:41:49,465 --> 00:41:52,042
‫و اون موقع چطور برخورد کردم؟

882
00:41:52,092 --> 00:41:55,971
‫گفتی «موفق باشی».

883
00:42:00,768 --> 00:42:02,811
‫من فقط فکر می‌کردم…

884
00:42:03,979 --> 00:42:06,482
‫ما هیچوقت سعی کردیم؟

885
00:42:07,399 --> 00:42:08,984
‫نه.

886
00:42:12,530 --> 00:42:14,615
‫خیلی وقت پیش بود.

887
00:42:21,830 --> 00:42:23,624
‫خب…

888
00:42:24,833 --> 00:42:26,877
‫موفق باشی پس.

889
00:42:28,877 --> 00:42:38,877
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M