1
00:00:01,001 --> 00:00:01,876
‫آنچه گذشت…

2
00:00:02,043 --> 00:00:04,371
‫دکتر لارسن هشت سال گذشته رو به یاد نمیاره.

3
00:00:04,421 --> 00:00:04,950
‫می‌دونستی می‌خواد این کار رو بکنه؟

4
00:00:05,000 --> 00:00:06,122
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

5
00:00:06,172 --> 00:00:07,257
‫اگه می‌دونستم، بستریش می‌کردم.

6
00:00:07,298 --> 00:00:09,250
‫وقتی واقعاً بهت احتیاج داشتم،
‫کنارم نبودی.

7
00:00:09,300 --> 00:00:11,803
‫برو به «جوآن» گزارشم رو بده!
‫- این کار رو نمی‌کنم.
‫- چون هنوز دوستم داری.

8
00:00:11,886 --> 00:00:13,421
‫یه بخشی از وجودت
‫هنوز مامان رو دوست داره.

9
00:00:13,471 --> 00:00:14,848
‫یه بخشی از وجودم همیشه دوستش داره.

10
00:00:14,889 --> 00:00:16,141
‫خون‌دماغ؟ ناپروکسن؟

11
00:00:16,182 --> 00:00:17,684
‫یه تزریق نخاعی از مکزیک؟

12
00:00:17,767 --> 00:00:18,843
‫باید روند درمانت رو کند کنیم.

13
00:00:18,893 --> 00:00:20,895
‫نه، داره جواب میده!

14
00:00:20,937 --> 00:00:23,023
‫- یه انترن جدید به دردمون می‌خوره.
‫- تو باهاشون مصاحبه می‌کنی

15
00:00:23,064 --> 00:00:25,275
‫و بهترین گزینه رو انتخاب می‌کنی.

16
00:00:25,358 --> 00:00:27,902
‫دو ماه دیگه، یه ارزیابی رسمی
‫انجام میشه.

17
00:00:27,944 --> 00:00:30,071
‫بعضی‌هاتون ازش جون سالم به در نمی‌برین.

18
00:00:40,206 --> 00:00:41,791
‫داری چی کار می‌کنی؟

19
00:00:44,961 --> 00:00:46,379
‫شیرینی «بِنیِی» از اون جایی

20
00:00:46,421 --> 00:00:47,714
‫که تو نیواورلئان دوست داشتیم.

21
00:00:47,756 --> 00:00:48,757
‫چه جوری؟

22
00:00:48,882 --> 00:00:50,341
‫اینترنت و کارت اعتباری، عزیزم.

23
00:00:50,383 --> 00:00:51,259
‫اوه!

24
00:00:51,551 --> 00:00:54,429
‫واقعاً داری سعی می‌کنی
‫دوباره خودت رو تو دلم جا کنی.

25
00:00:54,596 --> 00:00:55,180
‫اوم!

26
00:00:55,263 --> 00:00:56,214
‫جواب داده؟

27
00:00:56,264 --> 00:00:56,931
‫خیلی زیاد.

28
00:00:56,973 --> 00:00:59,309
‫اوم… اوم…

29
00:01:00,143 --> 00:01:01,845
‫خب، حالت چطوره؟

30
00:01:01,895 --> 00:01:03,730
‫علائم جدیدی چیزی؟ خاطره‌ی جدیدی؟

31
00:01:04,230 --> 00:01:06,733
‫یادم اومد که جیک
‫بهم گفت دوستم داره.

32
00:01:07,650 --> 00:01:08,818
‫بعدش هم صمیمی شدیم.

33
00:01:08,902 --> 00:01:10,820
‫تو خاطره صمیمی شدی یا…

34
00:01:10,862 --> 00:01:12,906
‫تو اتاق استراحت. دیروز.

35
00:01:12,947 --> 00:01:16,534
‫اوکی، واو. خب، اِم، حالا چی میشه؟

36
00:01:16,659 --> 00:01:19,954
‫اوه، من… هنوز معلوم نیست.

37
00:01:21,039 --> 00:01:22,916
‫اون چیه؟

38
00:01:23,249 --> 00:01:25,960
‫تو مرحله‌ی کفاره دادنِ حس گناهم.

39
00:01:28,963 --> 00:01:30,006
‫یه پروسه‌ست.

40
00:01:30,590 --> 00:01:32,926
‫باشه، خب، اگه کاری داشتی من هستم.

41
00:01:32,967 --> 00:01:34,719
‫من خوبم.

42
00:01:35,512 --> 00:01:37,464
‫نتایج اون چیزی نبود که انتظار داشتم.

43
00:01:37,514 --> 00:01:40,050
‫متأسفانه، تعداد پلاکت‌هات خیلی افت کرده

44
00:01:40,100 --> 00:01:41,351
‫- وقتی نبودی.
‫- می‌دونم.

45
00:01:41,392 --> 00:01:43,978
‫افت بدنم رو حس کردم،
‫برای همین خون خودم رو آزمایش کردم

46
00:01:44,020 --> 00:01:45,230
‫چند روز پیش.

47
00:01:45,271 --> 00:01:47,357
‫اِم، ما قبلاً این صحبت رو کردیم.

48
00:01:47,398 --> 00:01:48,892
‫پس، دیگه زحمت نکشیم دوباره تکرارش کنیم.

49
00:01:48,942 --> 00:01:50,193
‫چقدر وقت دارم تا این‌که

50
00:01:50,235 --> 00:01:52,695
‫انقدر خسته بشم که
‫نتونم تکون بخورم… یا،

51
00:01:52,779 --> 00:01:54,405
‫اگه خیلی خوش‌شانس باشم،

52
00:01:54,447 --> 00:01:55,615
‫سرطان خون تمام‌عیار بگیرم؟

53
00:01:55,657 --> 00:01:57,283
‫یک تا سه سال، بسته به این که

54
00:01:57,325 --> 00:01:59,486
‫بدنم به درمان چه جوابی بده؟

55
00:01:59,536 --> 00:02:01,246
‫یه چیزی تو همین حدود.

56
00:02:01,788 --> 00:02:04,624
‫به تزریق خون منظم
‫احتیاج پیدا می‌کنی، خون،

57
00:02:04,666 --> 00:02:05,867
‫پلاکت… و باید

58
00:02:05,917 --> 00:02:07,627
‫به زودی داروها رو شروع کنیم.

59
00:02:07,794 --> 00:02:08,711
‫آره، حتماً.

60
00:02:08,753 --> 00:02:11,631
‫- علائم جدیدی داشتی؟
‫- ضعف، لرزش…

61
00:02:11,673 --> 00:02:13,091
‫نه.

62
00:02:13,842 --> 00:02:15,668
‫پس، قراره اوضاع سخت بشه…

63
00:02:15,718 --> 00:02:16,553
‫یه جایی.

64
00:02:17,011 --> 00:02:19,055
‫بچه داری؟

65
00:02:21,057 --> 00:02:23,143
‫یه پسر دارم، ایتن.

66
00:02:23,184 --> 00:02:24,594
‫خب، حاضره کمکت کنه؟

67
00:02:24,644 --> 00:02:26,020
‫تلفن‌هام رو جواب نمیده،

68
00:02:26,062 --> 00:02:27,438
‫پس باید بگم، نه.

69
00:02:27,480 --> 00:02:30,441
‫باشه، خب، یه کم
‫وقت داری حلش کنی.

70
00:02:30,525 --> 00:02:33,820
‫ولی دیگه از سفر به
‫کشورهای در حال توسعه خبری نیست، باشه؟

71
00:02:33,862 --> 00:02:35,563
‫باید یه زندگی باثبات داشته باشی،

72
00:02:35,613 --> 00:02:36,531
‫نزدیک به محل درمانت.

73
00:02:36,573 --> 00:02:38,241
‫شغل ریاست بخش داخلی

74
00:02:38,283 --> 00:02:40,034
‫وست‌ساید رو قبول کردم.

75
00:02:40,076 --> 00:02:41,744
‫خب، اِم…

76
00:02:41,786 --> 00:02:42,996
‫این خیلی سخت‌تر از

77
00:02:43,037 --> 00:02:44,364
‫چیزیه که من توصیه می‌کنم.

78
00:02:44,414 --> 00:02:46,166
‫تو به مسائل پزشکی بچسب

79
00:02:46,207 --> 00:02:48,168
‫من هم به انتخاب‌های زندگیم.

80
00:02:48,209 --> 00:02:51,171
‫و «هیپا» رو هم یادت نره.

81
00:02:51,212 --> 00:02:52,413
‫نمی‌خوام کسی تو وست‌ساید

82
00:02:52,463 --> 00:02:55,508
‫فکر کنه من چیزی کم دارم از یه آدم

83
00:02:55,633 --> 00:02:56,634
‫سرحال و حیاتی.

84
00:02:58,720 --> 00:03:01,306
پس، فقط داره همه رو می‌ندازه به جون هم

85
00:03:01,347 --> 00:03:03,474
‫و بعدش هم شروع می‌کنه
‫به اخراج کردن همه؟

86
00:03:03,558 --> 00:03:05,310
‫بیشتر شبیه اینه که یه امپراتور رومی
‫گلادیاتورها رو مجبور کنه

87
00:03:05,351 --> 00:03:06,511
‫تا سر حد مرگ با هم بجنگن.

88
00:03:06,561 --> 00:03:07,679
‫یه چیز مسلمه

89
00:03:07,729 --> 00:03:10,148
‫ایمی لارسن چیزیش نمیشه.

90
00:03:10,190 --> 00:03:10,899
‫از کجا اینو میگی؟

91
00:03:10,940 --> 00:03:12,317
‫دکتر ریدلی استاد راهنماشه.

92
00:03:12,692 --> 00:03:15,278
‫دوباره مدیر ارشد پزشکی داره پارتی‌بازی می‌کنه.

93
00:03:15,361 --> 00:03:17,030
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر!

94
00:03:17,071 --> 00:03:18,781
‫صبح بخیر!

95
00:03:19,657 --> 00:03:22,368
‫سلام، من هانا کلارک هستم. انترنم.

96
00:03:22,493 --> 00:03:24,279
‫ایمی لارسن.

97
00:03:24,329 --> 00:03:25,788
‫منم همین‌طور.

98
00:03:26,789 --> 00:03:28,124
‫دکتر کلارک؟

99
00:03:28,333 --> 00:03:30,376
‫به میدون جنگ خوش اومدی.

100
00:03:30,501 --> 00:03:33,213
‫انترن جدید و براقمون
‫هانا، از امروز شروع می‌کنه.

101
00:03:33,254 --> 00:03:34,706
‫از انتخابت تحت تأثیر قرار گرفتم،

102
00:03:34,756 --> 00:03:37,709
‫ولی از نحوه‌ی مدیریتت
‫روی دکتر لارسن نه.

103
00:03:37,759 --> 00:03:39,802
‫- اِم، من بابت… متأسفم.
‫- می‌خوام از

104
00:03:39,844 --> 00:03:41,888
‫شرمندگیِ دوباره دروغ گفتن بهم نجاتت بدم.

105
00:03:41,930 --> 00:03:44,515
‫تو خبر داشتی که اون یه درمان تأیید نشده‌ی

106
00:03:44,599 --> 00:03:46,768
‫آزمایشی رو به یه بیمار داده.

107
00:03:46,809 --> 00:03:49,729
‫اون بیمار سکته کرد
‫تو هم کمک کردی اون رو مدیریت کنی

108
00:03:49,771 --> 00:03:52,148
‫ولی هیچی از اینا به من گزارش نشد.

109
00:03:52,190 --> 00:03:55,526
‫بذار این برات درس عبرت بشه
‫ که من از هر اتفاقی که

110
00:03:55,568 --> 00:03:59,072
‫تو بیمارستان من بیفته خبردار میشم و

111
00:03:59,113 --> 00:04:00,615
‫حتی برای یه ثانیه هم فکرش رو نکن که

112
00:04:00,657 --> 00:04:03,201
‫بری از انترن‌ها یا پرستارها
‫بازجویی کنی تا بفهمی

113
00:04:03,243 --> 00:04:04,494
‫من از کجا فهمیدم.

114
00:04:04,661 --> 00:04:06,913
‫نه، البته. من هیچ‌وقت این کار رو نمی‌کنم.

115
00:04:06,955 --> 00:04:09,499
‫من هیچ ایده‌ای ندارم که تو چی کار می‌کنی
‫و چی کار نمی‌کنی و تا اینجای کار،

116
00:04:09,540 --> 00:04:11,409
‫اصلاً از قضاوتت خوشم نیومده.

117
00:04:11,459 --> 00:04:13,044
‫می‌فهمم.

118
00:04:13,127 --> 00:04:14,379
‫یه اشتباه بود، دیگه تکرار نمیشه.

119
00:04:14,462 --> 00:04:16,172
‫معلومه که دیگه تکرار نمیشه.

120
00:04:16,256 --> 00:04:17,590
‫چون تو سرپرستشی

121
00:04:17,674 --> 00:04:20,426
‫و ازت انتظار میره که این
‫وظیفه رو بی‌طرفانه انجام بدی.

122
00:04:20,468 --> 00:04:23,471
‫من از وضعیت فعلی شما خبر ندارم،

123
00:04:23,554 --> 00:04:26,299
‫ولی اگه هر دوتون قصد دارین اینجا بمونین،

124
00:04:26,349 --> 00:04:29,260
‫و واضحه که هیچ بیمارستان دیگه‌ای
‫الان قبولش نمی‌کنه،

125
00:04:29,310 --> 00:04:31,271
‫باید فوراً تمومش کنین. فهمیدی؟

126
00:04:31,396 --> 00:04:32,563
‫فهمیدم.

127
00:04:32,605 --> 00:04:34,023
‫خوبه.

128
00:04:34,440 --> 00:04:35,400
‫دکتر برت.

129
00:04:35,441 --> 00:04:37,068
‫- بله.
‫- اشکالی نداره منم باهاتون بیام؟

130
00:04:37,151 --> 00:04:38,444
‫البته.

131
00:04:39,779 --> 00:04:40,947
‫وای خدای من، صبر کن

132
00:04:41,239 --> 00:04:43,992
‫تو همون «دکتر چهل و چند ساله‌ی مبتلا به
‫فراموشی رتروگراد نسبی» هستی؟

133
00:04:44,075 --> 00:04:45,451
‫من گزارش موردی‌ش رو خوندم!

134
00:04:45,493 --> 00:04:48,579
‫ انگار حسابی تماشایی شدم.

135
00:04:48,663 --> 00:04:50,540
‫- ببخشید، من…
‫- اِم، نه، فقط هر بار که

136
00:04:50,581 --> 00:04:52,959
‫مجبورم وضعیتم رو توضیح بدم، معذب میشم.

137
00:04:53,001 --> 00:04:55,295
‫صبح بخیر. خب،

138
00:04:55,336 --> 00:04:56,462
‫برای روز اولت آماده‌ای؟

139
00:04:56,546 --> 00:04:58,665
‫کاملاً. و…

140
00:04:58,715 --> 00:05:00,466
‫- براتون یه قهوه آوردم.
‫- اوه.

141
00:05:00,550 --> 00:05:02,543
‫همون همیشگی‌تون، طبق گفته‌ی باریستا.

142
00:05:02,593 --> 00:05:04,796
‫امیدوارم خیلی حرکت چاپلوسانه‌ای نباشه.

143
00:05:04,846 --> 00:05:06,556
‫- نه، اصلاً.
‫- اتفاقاً این حرکتِ خودم بود

144
00:05:06,597 --> 00:05:08,933
‫قدیما.

145
00:05:09,642 --> 00:05:11,602
‫خب، امروز هر دوتون با من هستین.

146
00:05:11,644 --> 00:05:14,480
‫اِم، هانا، می‌تونی ما
‫رو تو اتاق ۶۱۸ ببینی؟

147
00:05:14,522 --> 00:05:17,608
‫- ما یه دقیقه‌ی دیگه اونجاییم.
‫- اِم، حتماً. باشه.

148
00:05:21,154 --> 00:05:24,073
‫امروز باید حواست باشه
‫پات رو از گلیمت دراز نکنی، باشه؟

149
00:05:28,953 --> 00:05:31,122
‫متأسفانه «مت» تومور کلینزکین داره.

150
00:05:31,164 --> 00:05:32,915
‫اسکن‌هاش نشون میده که مجاری

151
00:05:32,957 --> 00:05:34,575
‫صفراوی کبدش رو مسدود کرده

152
00:05:34,625 --> 00:05:36,919
‫و باعث تجمع سموم تو مغزش شده.

153
00:05:37,003 --> 00:05:38,755
‫دو تا راه برای درمانش داریم.

154
00:05:38,796 --> 00:05:41,582
‫اولی یه پرتودرمانی نسبتاً بی‌خطره

155
00:05:41,632 --> 00:05:43,634
‫که می‌تونیم برای کوچیک کردن تومور ازش استفاده کنیم.

156
00:05:43,968 --> 00:05:45,803
‫خب، چه شکلیه؟

157
00:05:48,723 --> 00:05:50,141
‫برای چند ماه تو کما میره.

158
00:05:50,183 --> 00:05:52,185
‫چند ماه؟ خدای من.

159
00:05:52,226 --> 00:05:53,177
‫تا زمان کافی

160
00:05:53,227 --> 00:05:54,846
‫برای کوچک شدن تومور فراهم بشه.

161
00:05:54,896 --> 00:05:57,774
‫ولی این فرایند به کبد آسیب جدی می‌زنه.

162
00:05:58,191 --> 00:06:00,485
‫امید به زندگیش بعد از اون درمان

163
00:06:00,526 --> 00:06:03,112
‫بین ۵ تا ۱۰ سال میشه.

164
00:06:03,780 --> 00:06:04,822
‫ولی حالش خوب میشه؟

165
00:06:04,864 --> 00:06:06,983
‫آسیب کبدی

166
00:06:07,033 --> 00:06:08,609
‫یعنی داروهای روزانه،

167
00:06:08,659 --> 00:06:11,829
‫کشیدن منظم مایع شکم، و احتمالاً عمل‌هایی

168
00:06:11,871 --> 00:06:13,164
‫برای رگ‌های خونی

169
00:06:13,247 --> 00:06:15,083
‫تو مری‌ش گشاد شده و

170
00:06:15,166 --> 00:06:17,543
‫در نهایت، ممکنه به
‫پیوند کبد احتیاج پیدا کنه.

171
00:06:17,627 --> 00:06:19,545
‫و واقعاً این تنها گزینه‌ست؟

172
00:06:19,629 --> 00:06:22,215
‫نه. گزینه‌ی پرخطرتر یه جراحی بزرگه

173
00:06:22,298 --> 00:06:24,258
‫که میشه همین امروز انجامش داد.

174
00:06:24,342 --> 00:06:26,135
‫و عوارض اون چیه؟

175
00:06:26,177 --> 00:06:27,428
‫اگه ازش جون سالم به در ببره،

176
00:06:27,470 --> 00:06:28,930
‫می‌تونه کاملاً خوب بشه.

177
00:06:29,013 --> 00:06:32,433
‫ولی احتمال این که زیر
‫عمل بمیره بالاست.

178
00:06:33,684 --> 00:06:35,520
‫این یه انتخاب غیرممکنه.

179
00:06:37,313 --> 00:06:39,982
‫بهتون یه کم وقت میدیم
‫تا در موردش فکر کنین.

180
00:06:40,817 --> 00:06:42,402
‫یه کم دیگه برمی‌گردم.

181
00:06:57,750 --> 00:06:59,710
‫سلام، ست من دکتر هلر هستم.

182
00:06:59,794 --> 00:07:01,712
‫با دکتر لارسن و دکتر کلارک هستم.

183
00:07:01,796 --> 00:07:02,914
‫- نمی‌تونم ببینم!
‫- می‌دونم.

184
00:07:02,964 --> 00:07:04,132
‫می‌خوایم بفهمیم چرا.

185
00:07:04,215 --> 00:07:05,375
‫کتی هارپر. مادر ست.

186
00:07:05,425 --> 00:07:06,759
‫سلام.

187
00:07:07,969 --> 00:07:09,629
‫ست، وقتی این اتفاق افتاد
‫داشتی چی کار می‌کردی؟

188
00:07:09,679 --> 00:07:11,681
‫هیچی، فقط داشتم درس می‌خوندم.

189
00:07:12,348 --> 00:07:14,392
‫یعنی، داشتم به یه دختر
‫تو خوابگاه درس می‌دادم.

190
00:07:14,934 --> 00:07:17,061
‫باشه. تو ۲۴ ساعت گذشته

191
00:07:17,103 --> 00:07:18,813
‫مواد مخدری مصرف کردی؟

192
00:07:18,855 --> 00:07:22,024
‫مخدر نه، ولی این هفته امتحانات نهایی بود پس…

193
00:07:22,108 --> 00:07:24,819
‫یه عالمه آدرال خوردم
‫بعدش نتونستم بخوابم

194
00:07:24,861 --> 00:07:27,071
‫برای همین یه آتیوان خوردم و بعدش
‫بازم آدرال لازم داشتم

195
00:07:27,113 --> 00:07:28,865
‫- تا بیدار بمونم…
‫- وای خدا، ست!

196
00:07:28,948 --> 00:07:32,076
‫مامان، همه این کارا رو می‌کنن.

197
00:07:32,618 --> 00:07:33,995
‫تشخیص احتمالی؟

198
00:07:34,120 --> 00:07:36,622
‫فکر می‌کنم هایپوپرفیوژن
‫کورتکس بینایی باشه

199
00:07:36,706 --> 00:07:38,666
‫ولی هیچی تو ام‌آر‌آی‌ش نشون داده نمیشه.

200
00:07:38,708 --> 00:07:40,418
‫این به‌خاطر اینه که ۴ ساعت طول می‌کشه

201
00:07:40,501 --> 00:07:41,752
‫تا تو اسکن نشون داده بشه.

202
00:07:42,211 --> 00:07:43,004
‫درسته.

203
00:07:43,045 --> 00:07:44,172
‫روند درمان؟

204
00:07:44,589 --> 00:07:48,509
‫وراپامیل ۱۰ میلی‌گرم، و سولفات منیزیم،
‫وریدی، تو دو دقیقه تزریق بشه.

205
00:07:48,551 --> 00:07:52,096
‫قبل از این که ببینیمش درمانش می‌کنیم
‫چون زمان از دست بره، نورون‌ها از دست میرن.

206
00:07:52,138 --> 00:07:53,923
‫من دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم ببینم؟

207
00:07:53,973 --> 00:07:55,975
‫البته که می‌تونی. می‌تونن اینو درمان کنن.

208
00:07:56,642 --> 00:07:58,978
‫ باید سریع کار کنیم.

209
00:08:00,354 --> 00:08:01,889
‫هفته دیگه می‌خواست ازدواج پسرش رو ببینه

210
00:08:01,939 --> 00:08:04,150
‫و حالا ممکنه برای همیشه از دستش بدم.

211
00:08:05,109 --> 00:08:06,686
‫ولی اون دوست نداره ناتوان باشه

212
00:08:06,736 --> 00:08:09,030
‫برای بقیه‌ی عمرش. و ۵ سال؟

213
00:08:09,155 --> 00:08:12,200
‫خب، همون‌طور که گفتم، می‌تونه ۱۰ سال هم باشه.

214
00:08:14,035 --> 00:08:16,204
‫نه. باید جراحی رو امتحان کنیم.

215
00:08:16,871 --> 00:08:18,498
‫مطمئنی؟

216
00:08:19,248 --> 00:08:20,082
‫بله.

217
00:08:20,333 --> 00:08:24,086
‫باشه. فقط لازمه
‫فرم رضایت رو امضا کنین.

218
00:08:25,129 --> 00:08:27,798
‫- گفتین اسمتون نیتنه؟
‫- بله.

219
00:08:27,882 --> 00:08:31,169
‫و گرنت کیه؟
‫برادر مت.

220
00:08:31,219 --> 00:08:32,962
‫بیش از ۳ ساله با هم قهرن، چطور؟

221
00:08:33,012 --> 00:08:35,139
‫اون هنوز قیم قانونی «مت»ئه.

222
00:08:35,348 --> 00:08:36,641
‫این یعنی چی؟

223
00:08:36,807 --> 00:08:38,226
‫یعنی این که

224
00:08:38,935 --> 00:08:40,770
‫اون تصمیم رو می‌گیره.

225
00:08:47,693 --> 00:08:48,644
‫[سال ۲۰۲۱]

226
00:08:48,694 --> 00:08:50,112
‫هی. شنیدم می‌خوای منو ببینی،

227
00:08:50,238 --> 00:08:51,189
‫ولی اول می‌خوام

228
00:08:51,239 --> 00:08:52,899
‫تو رو با دخترم آشنا کنم.

229
00:08:52,949 --> 00:08:54,909
‫هانا، این دکتر لارسن هستن،

230
00:08:54,951 --> 00:08:57,778
‫رئیس بخش داخلی و رئیس من.

231
00:08:57,828 --> 00:09:00,081
‫- بابا خیلی در موردتون بهم گفته.
‫- تو هم همین‌طور.

232
00:09:00,748 --> 00:09:04,085
‫اشاره کرد که داری
‫راه اون رو ادامه میدی؟

233
00:09:04,126 --> 00:09:06,879
‫- من کیس وسترن هستم.
‫- فقط برای تعطیلات اومده خونه.

234
00:09:06,921 --> 00:09:09,298
‫خب، خیلی خوبه که بالاخره چهره‌تون رو دیدم.

235
00:09:10,258 --> 00:09:11,509
‫- اِم، خونه می‌بینمت؟
‫- آره.

236
00:09:11,551 --> 00:09:12,552
‫- آره.
‫- آره. خداحافظ.

237
00:09:12,760 --> 00:09:14,303
‫- خداحافظ.
‫- ممنون که اومدی.

238
00:09:14,345 --> 00:09:15,930
‫از دیدارتون خوشحال شدم، دکتر لارسن.

239
00:09:18,808 --> 00:09:20,309
‫لطفاً در رو ببند.

240
00:09:24,480 --> 00:09:25,940
‫چی شده؟

241
00:09:32,947 --> 00:09:33,698
‫این چیه؟

242
00:09:33,781 --> 00:09:36,033
‫این فیلم دوربین
‫مداربسته‌ست که نشون میده

243
00:09:36,075 --> 00:09:38,202
‫داری از وسط یه عمل بیرون میری.

244
00:09:38,744 --> 00:09:40,997
‫بیمار رو روی تخت عمل ول کردی.

245
00:09:41,038 --> 00:09:43,666
‫چه جور حکومت نظامی‌ای
‫اینجا راه انداختی؟

246
00:09:43,708 --> 00:09:44,834
‫این اولین بار نیست

247
00:09:44,875 --> 00:09:45,918
‫که همکارات نمی‌تونستن پیدات کنن.

248
00:09:45,960 --> 00:09:47,837
‫یه تماس اضطراری از مدرسه‌ی پسرم داشتم.

249
00:09:47,878 --> 00:09:49,589
‫این یه روز شنبه بود!

250
00:09:49,630 --> 00:09:51,048
‫از کی تا حالا پارکینگ

251
00:09:51,090 --> 00:09:52,717
‫بهترین جا برای تلفن زدنه؟

252
00:09:52,758 --> 00:09:54,844
‫وای خدای من.

253
00:09:54,885 --> 00:09:55,795
‫حال بیمار خوب بود.

254
00:09:55,845 --> 00:09:57,004
‫آره، ولی ممکن بود سکته کنه.

255
00:09:57,054 --> 00:10:00,099
‫ولی نکرد. داری… داری
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

256
00:10:00,141 --> 00:10:03,769
‫رفتارت انگار داره نامتعادل‌تر میشه…

257
00:10:03,894 --> 00:10:05,313
‫نامتعادل؟ من نامتعادل نیستم!

258
00:10:05,396 --> 00:10:07,273
‫اگه مشکل شخصی داری،
‫من موافقت می‌کنم

259
00:10:07,315 --> 00:10:08,691
‫با یه مرخصی،

260
00:10:08,733 --> 00:10:12,111
‫ولی این وضعیت نمی‌تونه ادامه پیدا کنه.

261
00:10:15,781 --> 00:10:17,450
‫انگار دست‌ها فراموش نمی‌کنن؟

262
00:10:17,491 --> 00:10:20,119
‫ده هزار ساعت تمرین.

263
00:10:26,250 --> 00:10:27,084
‫خوبی؟

264
00:10:27,710 --> 00:10:28,711
‫اوه، آره.

265
00:10:28,753 --> 00:10:30,504
‫یه جور مهارت مقابله‌ایه.

266
00:10:30,546 --> 00:10:31,631
‫برای اضطراب؟

267
00:10:31,672 --> 00:10:34,258
‫بله، روز اولمه.

268
00:10:36,302 --> 00:10:38,888
‫واقعاً نمی‌خواستم با این شروع کنم.

269
00:10:38,929 --> 00:10:39,847
‫با چی؟

270
00:10:40,348 --> 00:10:42,683
‫پدرم اینجا دکتر بود.

271
00:10:42,725 --> 00:10:43,976
‫برایان کلارک؟

272
00:10:44,060 --> 00:10:45,519
‫می‌دونم یادتون نمیاد

273
00:10:45,561 --> 00:10:47,021
‫ولی اون برای ۳ سال

274
00:10:47,063 --> 00:10:48,939
‫تو بخش شما اتند بود.

275
00:10:49,273 --> 00:10:52,026
‫صبر کن، پدرت وقتی من
‫رئیس بودم زیر دستم کار می‌کرد؟

276
00:10:52,068 --> 00:10:54,195
‫ما در واقع یه بار همدیگه رو دیدیم،

277
00:10:54,236 --> 00:10:55,321
‫همینجا تو بیمارستان.

278
00:10:55,821 --> 00:10:58,908
‫ولی وقتی امروز صبح
‫معرفی شدیم، شما جوری رفتار کردین که…

279
00:10:58,949 --> 00:11:00,242
‫می‌دونم. متأسفم.

280
00:11:00,326 --> 00:11:02,745
‫فقط نمی‌دونستم چطور
‫باید باهاش کنار بیام

281
00:11:02,787 --> 00:11:04,413
‫جلوی همه.

282
00:11:07,041 --> 00:11:09,460
‫اون چند سال پیش فوت کرد.

283
00:11:09,543 --> 00:11:11,379
‫اوه، خیلی متأسفم.

284
00:11:13,255 --> 00:11:14,423
‫درک می‌کنم.

285
00:11:15,091 --> 00:11:16,092
‫ممنونم.

286
00:11:32,566 --> 00:11:34,610
‫الو؟

287
00:11:34,652 --> 00:11:36,362
‫الو؟ شما؟

288
00:11:40,116 --> 00:11:44,704
‫تنها چیزی که لازم داره، ارتباطه و آه…

289
00:11:44,745 --> 00:11:46,122
‫سلام.

290
00:11:46,163 --> 00:11:47,581
‫شما باید نیتن باشین.

291
00:11:47,623 --> 00:11:48,658
‫پس حدس می‌زنم شما هم گرنت هستین.

292
00:11:48,708 --> 00:11:50,993
‫و من دکتر ریدلی هستم. ممنون.

293
00:11:51,043 --> 00:11:52,294
‫لطفاً بفرمایید بنشینید.

294
00:11:52,420 --> 00:11:53,671
‫به‌خاطر وضعیتِ «مت»،

295
00:11:53,713 --> 00:11:55,256
‫باید فوراً درمان رو شروع کنیم.

296
00:11:55,339 --> 00:11:57,466
‫فکر می‌کنم دکتر میترا
‫گزینه‌ها رو توضیح دادن؟

297
00:11:57,550 --> 00:11:58,718
‫بله، توضیح دادم.

298
00:11:58,884 --> 00:12:00,261
‫سؤالی دارین؟

299
00:12:00,344 --> 00:12:03,681
‫چیزی… چیزی هست که بخواین
‫با نیتن در میون بذارین؟

300
00:12:04,974 --> 00:12:06,642
‫نه. می‌تونین پرتودرمانی رو انجام بدین.

301
00:12:06,809 --> 00:12:09,019
‫نه. صبر کنین.

302
00:12:09,103 --> 00:12:11,355
‫واقعاً می‌ذارین اون این تصمیم رو بگیره؟

303
00:12:11,480 --> 00:12:12,606
‫«مت» زمان بیشتری می‌خواست.

304
00:12:12,648 --> 00:12:13,774
‫این رو تو نباید بگی…

305
00:12:13,816 --> 00:12:17,361
‫اتفاقاً باید بگم. برای همین من رو
‫به عنوان قیم قانونی‌ش انتخاب کرده.

306
00:12:18,154 --> 00:12:20,239
‫اون به «مت» نارو زد و قلبش رو شکست،

307
00:12:20,281 --> 00:12:22,908
‫پس واضحه که «مت» فقط یادش
‫رفته فرم رو به‌روز کنه.

308
00:12:22,992 --> 00:12:24,235
‫خب، متأسفانه، هیچی واضح نیست.

309
00:12:24,285 --> 00:12:25,403
‫اونا بیش از سه ساله قطع ارتباط کردن

310
00:12:25,453 --> 00:12:27,496
‫- «مت» از اون موقع باهاش حرف نزده.
‫- باشه.

311
00:12:27,538 --> 00:12:28,364
‫موضوع اینه که من

312
00:12:28,414 --> 00:12:30,416
‫«مت» رو خیلی بهتر از نیتن می‌شناسم.

313
00:12:30,499 --> 00:12:32,118
‫- برای همینه که من، من…
‫- تو قیم قانونی هستی.

314
00:12:32,168 --> 00:12:34,128
‫انگار داری از این وضعیت لذت می‌بری.

315
00:12:34,170 --> 00:12:36,464
‫تو چند وقته رفیقشی؟ شش ماه؟

316
00:12:36,505 --> 00:12:37,590
‫هشت ماه!

317
00:12:37,673 --> 00:12:38,966
‫ما یه عمره برادریم!

318
00:12:39,300 --> 00:12:41,001
‫که اونم به‌خاطر بی‌شرفی تو تموم شد.

319
00:12:41,051 --> 00:12:41,886
‫این...

320
00:12:41,927 --> 00:12:43,429
‫- نسخه‌ی ساده‌سازی شده‌ی ماجراست…
‫- آره.

321
00:12:43,471 --> 00:12:45,306
‫- آقایون…
‫- تو، تو جوونی، باشه؟

322
00:12:45,347 --> 00:12:47,133
‫اصلاً نمی‌دونی پیر شدن چه حسی داره.

323
00:12:47,183 --> 00:12:49,009
‫می‌دونی، از یه جایی به بعد،
‫دیگه چتربازی

324
00:12:49,059 --> 00:12:50,386
‫اولویت اول آدم نیست…

325
00:12:50,436 --> 00:12:52,146
‫- شاید برای تو نباشه!
‫- آره، شاید تو فقط

326
00:12:52,188 --> 00:12:53,731
‫نمی‌خوای مراقبش باشی!

327
00:12:53,773 --> 00:12:55,399
‫تو واقعاً یه عوضی هستی!

328
00:12:55,441 --> 00:12:57,568
‫باشه، این بحث خیلی بی‌فایده شده.

329
00:12:57,610 --> 00:12:59,437
‫اگه ممکنه ما رو تنها بذارین،

330
00:12:59,487 --> 00:13:01,447
‫یه فرصت بدین با هم حرف بزنیم.

331
00:13:09,288 --> 00:13:10,331
‫حالا چی؟

332
00:13:13,000 --> 00:13:14,168
‫خسته نشدی؟

333
00:13:14,251 --> 00:13:16,754
‫منظورم از این همه شیر دادنه؟

334
00:13:17,296 --> 00:13:18,589
‫اصلاً نمی‌دونم یه مرد تو

335
00:13:18,631 --> 00:13:20,382
‫مرخصی زایمان واقعاً چی کار می‌کنه.

336
00:13:20,466 --> 00:13:23,928
‫جوآن، من خسته‌ام، انقدر
‫روم بالا آوردن که دیگه

337
00:13:23,969 --> 00:13:25,471
‫لباسم رو عوض نمی‌کنم. برو سر اصل مطلب.

338
00:13:25,513 --> 00:13:28,307
‫دکتر میترا می‌خواد تصمیم
‫یه قیم قانونی رو زیر پا بذاره.

339
00:13:28,349 --> 00:13:30,301
‫دلیل خوبی داره و
‫فرصت دفاع از خودش رو می‌خواد.

340
00:13:30,351 --> 00:13:33,187
‫نمی‌تونی بذاری کمیته‌ی اخلاق
‫بهش رسیدگی کنه؟

341
00:13:33,229 --> 00:13:35,064
‫وقت نداریم اون رو تشکیل بدیم.

342
00:13:35,105 --> 00:13:36,982
‫امروز باید تصمیم بگیریم.

343
00:13:37,066 --> 00:13:39,235
‫باشه، الان میام.

344
00:13:39,318 --> 00:13:40,778
‫و لباست رو عوض کن.

345
00:13:42,196 --> 00:13:44,031
‫داری میری سر کار؟

346
00:13:44,073 --> 00:13:46,450
‫- فقط چند ساعت. ضروریه.
‫- همم.

347
00:13:51,163 --> 00:13:53,290
‫چند دقیقه‌ای طول می‌کشه تا
‫نتایج بیاد. تازه تموم شده.

348
00:13:53,374 --> 00:13:54,875
‫بیناییش بهتر شده؟

349
00:13:54,959 --> 00:13:55,876
‫هنوز نه.

350
00:13:55,960 --> 00:13:57,336
‫این جنگ بقا چطور پیش میره؟

351
00:13:57,378 --> 00:13:58,913
‫شنیدم یکی قراره اخراج بشه،

352
00:13:58,963 --> 00:14:00,172
‫یکی هم یه رولکس بگیره؟

353
00:14:00,214 --> 00:14:02,166
‫اِم، هر کسی استعاره‌ی خودش رو داره،

354
00:14:02,216 --> 00:14:04,009
‫ولی متأسفانه، از رولکس خبری نیست.

355
00:14:04,093 --> 00:14:05,761
‫می‌دونستی می‌خواد این کار رو بکنه؟

356
00:14:05,845 --> 00:14:07,513
‫نه.

357
00:14:07,555 --> 00:14:08,806
‫فکر می‌کنی ایده‌ی خوبیه؟

358
00:14:08,931 --> 00:14:09,974
‫اِم، نظری ندارم.

359
00:14:10,057 --> 00:14:13,185
‫- واو. آدمِ سازمانی شدی.
‫- دارین کل‌کل می‌کنین یا مسخره بازی؟

360
00:14:13,269 --> 00:14:14,353
‫نمی‌دونم.

361
00:14:14,395 --> 00:14:15,980
‫مرز باریکی بینشونه.

362
00:14:16,188 --> 00:14:18,190
‫دکتر هلر، باید اینو ببینین.

363
00:14:22,027 --> 00:14:24,113
‫آه، سرم داره می‌ترکه!

364
00:14:24,154 --> 00:14:26,115
‫آره، بعد از ام‌آر‌آی ممکنه پیش بیاد.

365
00:14:26,156 --> 00:14:28,033
‫ولی به انگشت اشاره‌ش نگاه کن.

366
00:14:28,909 --> 00:14:30,870
‫اوه، درد می‌کنه؟

367
00:14:30,911 --> 00:14:32,112
‫اِم، یه کم، آره.

368
00:14:32,162 --> 00:14:33,447
‫وای خدای من، ست. کی شروع شد؟

369
00:14:33,497 --> 00:14:36,000
‫یه دقیقه پیش؟ آه! چیه؟

370
00:14:36,041 --> 00:14:38,168
‫اِم، یه لخته‌ی خونه.

371
00:14:38,210 --> 00:14:38,878
‫این یعنی چی؟

372
00:14:38,919 --> 00:14:41,380
‫یعنی ممکنه تو چشماش هم لخته خون باشه.

373
00:14:41,672 --> 00:14:43,424
‫و این به‌خاطر آدرال نیست.

374
00:14:47,469 --> 00:14:49,889
‫احضار شدن به منابع انسانی همیشه جالبه.

375
00:14:50,014 --> 00:14:52,266
‫چه کاری از دستم برات برمیاد، ادی؟

376
00:14:52,308 --> 00:14:54,184
‫دکتر کلارک علیه تو

377
00:14:54,226 --> 00:14:56,020
‫به‌خاطر آزار و اذیت شکایت کرده.

378
00:14:56,061 --> 00:14:57,396
‫- واقعاً؟
‫- گفته که تو به صورت کلامی

379
00:14:57,438 --> 00:14:59,231
‫توهین کردی و اون رو برای
‫رفتار ناعادلانه جدا کردی.

380
00:14:59,565 --> 00:15:01,817
‫پس بهتره این یکی رو جدی بگیری.

381
00:15:01,901 --> 00:15:02,943
‫جدی می‌گیرم.

382
00:15:03,193 --> 00:15:05,279
‫برایان داره یه دوره‌ای رو می‌گذرونه.

383
00:15:05,321 --> 00:15:08,490
‫به عنوان رئیسش، سعی کردم کمکش کنم.

384
00:15:08,574 --> 00:15:10,401
‫اینکه اون شکایت رسمی کرده بهم می‌گه

385
00:15:10,451 --> 00:15:12,453
‫که واقعاً درست فکر نمی‌کنه.

386
00:15:12,578 --> 00:15:15,122
‫خب، باید توضیح بدی که برای
‫ثبت در پرونده چه اتفاقی افتاده.

387
00:15:15,164 --> 00:15:16,290
‫پرونده‌ی تو و اون.

388
00:15:16,332 --> 00:15:17,082
‫نه.

389
00:15:17,207 --> 00:15:18,959
‫من هر چیزی که مهمه رو بهت گفتم.

390
00:15:19,710 --> 00:15:22,004
‫من جون‌هایی دارم که باید نجات بدم.

391
00:15:22,212 --> 00:15:25,215
‫تو چشم‌ها و دستش
‫لخته خون ایجاد شده.

392
00:15:25,299 --> 00:15:27,293
‫و رگ‌های یه آدم ۸۰ ساله رو داره.

393
00:15:27,343 --> 00:15:30,346
‫باشه، خب، فقط یه چیز
‫می‌تونه باعث این بشه.

394
00:15:30,387 --> 00:15:32,139
‫- اِل…
‫- افزایش لیپوپروتئین الف؟

395
00:15:32,306 --> 00:15:34,300
‫- دقیقاً.
‫- با این حال، یه چیزی

396
00:15:34,350 --> 00:15:35,843
‫داره ال‌پی‌ای رو تشدید می‌کنه.

397
00:15:35,893 --> 00:15:38,512
‫خب، اگه می‌دونیم به‌خاطر
‫آدرال نیست، پس چیه؟

398
00:15:38,562 --> 00:15:40,814
‫گفت وقتی این اتفاق افتاد
‫پیش یه دختر بوده؟

399
00:15:40,856 --> 00:15:42,399
‫درسته.

400
00:15:42,441 --> 00:15:45,436
‫برای همینه که نمی‌خواست
‫جلوی مادرش چیزی بگه.

401
00:15:45,486 --> 00:15:47,563
‫خب توضیح به مادرش با تو.

402
00:15:47,613 --> 00:15:50,399
‫می‌تونی نینا راجرز
‫تو اتاق ۶۱۸ رو چک کنی؟

403
00:15:50,449 --> 00:15:53,035
‫برای این کار به کمی
‫فضا و صلاحدید احتیاج داریم.

404
00:15:54,328 --> 00:15:56,155
‫من قبلاً ازت پرسیدم
‫چه داروهایی مصرف می‌کنی

405
00:15:56,205 --> 00:15:57,748
‫یه چیزی رو نگفتی.

406
00:15:58,874 --> 00:16:00,584
‫که نمی‌خوای بهم بگی
‫علتش همینه.

407
00:16:00,626 --> 00:16:03,879
‫من اینجا نیستم که قضاوت کنم. ولی
‫می‌دونم که دارو مصرف می‌کردی.

408
00:16:05,381 --> 00:16:07,216
‫تقلبی بود.

409
00:16:07,257 --> 00:16:09,084
‫باشه، ست. به تمام اطلاعات احتیاج دارم.

410
00:16:09,134 --> 00:16:10,844
‫اون چیزی که فکر می‌کنی نیست.

411
00:16:13,013 --> 00:16:16,392
‫من از حدود ۱۲ سالگی
‫شروع کردم به کارای مزخرف

412
00:16:16,475 --> 00:16:19,603
‫پدرم فوت کرد، افسرده بودم،

413
00:16:19,645 --> 00:16:21,689
‫وقت زیادی رو آنلاین می‌گذروندم.

414
00:16:22,648 --> 00:16:24,858
‫فکر کنم خیلی بهش معتاد شدم.

415
00:16:25,484 --> 00:16:27,987
‫وقتی به سنی رسیدم که
‫می‌تونستم با دوستام باشم

416
00:16:28,654 --> 00:16:31,115
‫انقدر به رخوت عادت کرده بودم

417
00:16:31,156 --> 00:16:32,866
‫تو اینترنت که

418
00:16:33,993 --> 00:16:34,994
‫نمی‌دونم

419
00:16:36,412 --> 00:16:38,080
‫کلاً خراب شده بودم.

420
00:16:38,122 --> 00:16:39,206
‫متأسفم.

421
00:16:39,248 --> 00:16:41,750
‫یه بچه‌ی ۱۲ ساله نباید بتونه
‫به این راحتی هرچیزی رو ببینه.

422
00:16:41,792 --> 00:16:45,796
‫بعد از چند باری که نتونستم، می‌دونی…

423
00:16:47,131 --> 00:16:49,591
‫کاری بکنم. شروع کردم به خوردن داروی تقلبی.

424
00:16:49,675 --> 00:16:51,427
‫اون موقع چیز مهمی به نظر نمی‌رسید

425
00:16:51,468 --> 00:16:53,387
‫خیلی از پسرهایی که می‌شناختم مصرف می‌کردن.

426
00:16:53,429 --> 00:16:57,516
‫ولی بعدش دیگه کم‌کم از کار افتاد.

427
00:16:57,558 --> 00:16:59,268
‫می‌دونی چه دوزی
‫مصرف می‌کردی؟

428
00:16:59,309 --> 00:17:00,310
‫پنجاه میلی‌گرم.

429
00:17:00,769 --> 00:17:01,478
‫بعدش شروع کردم به دو برابر کردنش.

430
00:17:01,562 --> 00:17:03,522
‫یه کم سیالیس تقلبی هم بهش اضافه می‌کردم.

431
00:17:03,564 --> 00:17:05,983
‫این‌ها رو از کجا می‌گرفتی؟

432
00:17:06,025 --> 00:17:07,317
‫آنلاین راحت پیدا میشه.

433
00:17:07,443 --> 00:17:09,987
‫خدایا، انگار شهر هرته.

434
00:17:10,029 --> 00:17:11,321
‫حالا، بهت گفتم، میشه

435
00:17:11,447 --> 00:17:13,240
‫لطفاً بهم توضیح بدی چی شده؟

436
00:17:13,282 --> 00:17:15,743
‫تو افزایش ال‌پی‌ای داری.

437
00:17:15,826 --> 00:17:18,328
‫یه کلسترول چسبناکه که
‫رگ‌هات رو مسدود می‌کنه.

438
00:17:18,454 --> 00:17:20,289
‫مشکل خودت هم به‌خاطر همینه.

439
00:17:20,330 --> 00:17:22,366
‫و بعدش هم دوز بالای داروی تقلبی،

440
00:17:22,416 --> 00:17:23,917
‫فشار خونت رو پایین آورده،

441
00:17:23,959 --> 00:17:25,252
‫که باعث ایجاد لخته شده.

442
00:17:25,335 --> 00:17:26,670
‫نابیناییت هم به‌خاطر همینه.

443
00:17:26,712 --> 00:17:30,591
‫پس، اگه قرص‌ها رو نخورم،
‫دوباره می‌تونم ببینم؟

444
00:17:30,674 --> 00:17:34,219
‫متأسفانه، اون آسیبی دیده که

445
00:17:34,303 --> 00:17:36,388
‫به راحتی جبران نمیشه.

446
00:17:36,430 --> 00:17:37,806
‫ولی اولین قدم اینه که شروع کنی

447
00:17:37,848 --> 00:17:40,642
‫به مصرف دارویی به نام
‫«تی‌پی‌ای» تا لخته‌ها رو از بین ببره.

448
00:17:40,726 --> 00:17:44,229
‫پس، داروهای اختلالش باعث این شدن؟

449
00:17:44,313 --> 00:17:47,191
‫این مشکل از قبل وجود داشته

450
00:17:47,232 --> 00:17:48,984
‫ولی اون‌ها بدترش کردن.

451
00:17:51,487 --> 00:17:52,613
‫می‌دونی، می‌فرستیشون برن،

452
00:17:52,654 --> 00:17:54,531
‫و امیدوار باشی که بتونی ازشون محافظت کنی ولی

453
00:17:54,615 --> 00:17:57,826
‫بعدش نمی‌دونی چه اتفاقی داره می‌افته.

454
00:17:58,410 --> 00:18:00,412
‫در مورد فنتانیل بهش هشدار دادم

455
00:18:00,454 --> 00:18:02,122
‫و این که هیچ‌وقت از کسی نوشیدنی نگیره.

456
00:18:02,164 --> 00:18:04,083
‫حتی اون کیت‌های تست رو هم بهش دادم. ولی

457
00:18:05,250 --> 00:18:06,960
‫این نه.

458
00:18:08,212 --> 00:18:09,963
‫هیچ‌وقت به این فکر نکرده بودم.

459
00:18:10,798 --> 00:18:12,174
‫برای همینه که نگرانیم.

460
00:18:12,508 --> 00:18:14,802
‫حتی وقتی زیر سقف خودمون هستن.

461
00:18:17,638 --> 00:18:19,556
‫اون قبلاً همه چیز رو بهم می‌گفت.

462
00:18:21,975 --> 00:18:23,936
‫حالا، انگار اصلاً نمی‌شناسمش.

463
00:18:24,728 --> 00:18:26,847
‫خیلی سخته

464
00:18:26,897 --> 00:18:28,899
‫ولی اونا برمی‌گردن.

465
00:18:30,400 --> 00:18:33,862
‫خب، حداقل یه راه حل دارین.
‫این چیزیه که مهمه.

466
00:18:34,363 --> 00:18:36,023
‫باید باهاتون صادق باشم،

467
00:18:36,073 --> 00:18:37,407
‫خانم هارپر.

468
00:18:37,533 --> 00:18:39,610
‫با توجه به این که این مشکل چقدر پیشرفت کرده،

469
00:18:39,660 --> 00:18:45,415
‫پروتکل درمانی ما ۵۰٪ نرخ موفقیت داره.

470
00:18:45,499 --> 00:18:48,160
‫یعنی میگین ۵۰٪ احتمال
‫داره که اون نابینا بشه

471
00:18:48,210 --> 00:18:50,045
‫برای بقیه‌ی عمرش؟

472
00:18:51,922 --> 00:18:54,299
‫تو هشت سال گذشته، هیچ پیشرفتی

473
00:18:54,424 --> 00:18:55,592
‫- وجود نداشته؟
‫- اِم…

474
00:18:55,676 --> 00:18:57,803
‫در مورد… در مورد آزمایشگاه نورتون چی؟

475
00:18:57,845 --> 00:18:59,680
‫مگه روی سونوگرافی با
‫شدت بالا کار نمی‌کرد؟

476
00:18:59,721 --> 00:19:01,348
‫آره، هیچ‌وقت نتونستن بفهمن چطور میشه

477
00:19:01,390 --> 00:19:03,517
‫لخته‌ها رو بدون
‫ایجاد خونریزی از بین برد.

478
00:19:04,184 --> 00:19:05,644
‫در مورد استنت رتریور چی؟

479
00:19:05,686 --> 00:19:08,021
‫ برای عروق شبکیه خیلی بزرگه.

480
00:19:08,063 --> 00:19:09,690
‫آره.

481
00:19:09,773 --> 00:19:11,942
‫باشه، چرا آنژیوپلاستی با بالون نه؟

482
00:19:11,984 --> 00:19:14,820
‫اون… می‌دونی، اون می‌تونه
‫باعث پخش شدن آمبولی

483
00:19:14,862 --> 00:19:17,489
‫تو شبکیه بشه. ببین، می‌خوای
‫به تحقیق ادامه بدی من کاملاً موافقم.

484
00:19:17,531 --> 00:19:18,699
‫ولی ما داریم با زمان مسابقه میدیم

485
00:19:18,740 --> 00:19:21,860
‫پس من بهترین
‫طرح درمانی موجود رو اجرا می‌کنم.

486
00:19:21,910 --> 00:19:22,786
‫فهمیدم.

487
00:19:22,870 --> 00:19:25,956
‫اِم، می‌تونی جینا رو برای
‫مشاوره روانپزشکی خبر کنی؟

488
00:19:25,998 --> 00:19:28,000
‫نگران وضعیت روحی‌ش هستم.

489
00:19:28,834 --> 00:19:29,418
‫هی.

490
00:19:29,459 --> 00:19:31,086
‫بله؟

491
00:19:31,211 --> 00:19:32,504
‫چیزی شده؟

492
00:19:32,546 --> 00:19:34,047
‫ما خوبیم؟

493
00:19:34,131 --> 00:19:36,592
‫خوبه. آره، اِم…

494
00:19:36,925 --> 00:19:39,303
‫آره، آخر روز در موردش حرف می‌زنیم.

495
00:20:12,836 --> 00:20:13,962
‫الو.

496
00:20:14,004 --> 00:20:14,963
‫هی.

497
00:20:15,005 --> 00:20:16,081
‫چطوری؟

498
00:20:16,131 --> 00:20:18,175
‫آره، من خوبم. اِم، چی لازم داری؟

499
00:20:18,300 --> 00:20:20,886
‫یه بیمار داریم که نیاز به روانپزشک داره.

500
00:20:23,847 --> 00:20:26,225
‫کجایی؟

501
00:20:26,350 --> 00:20:28,143
‫کنار ریل قطاری؟

502
00:20:28,185 --> 00:20:30,229
‫نیاز به هوا داشتم، اِم،

503
00:20:30,270 --> 00:20:32,564
‫یه دوری زدم و سر از اینجا درآوردم.

504
00:20:32,648 --> 00:20:33,482
‫من خوبم.

505
00:20:33,607 --> 00:20:35,225
‫باشه. دارم میام اونجا…

506
00:20:35,275 --> 00:20:38,237
‫نه، لطفاً. من…

507
00:20:40,614 --> 00:20:42,316
‫نمی‌تونم.

508
00:20:42,366 --> 00:20:43,617
‫بعداً حرف می‌زنیم.

509
00:20:56,588 --> 00:20:59,249
‫- تو رفتی منابع انسانی؟
‫- آره، آره، من رفتم منابع انسانی.

510
00:20:59,299 --> 00:21:01,627
‫آره. می‌خواستم اونا
‫اول حرف‌های من رو بشنون.

511
00:21:01,677 --> 00:21:03,136
‫من نمی‌خواستم گزارشت رو بدم،

512
00:21:03,178 --> 00:21:05,180
‫برایان! داشتم سعی می‌کردم کمکت کنم.

513
00:21:05,305 --> 00:21:06,640
‫آره، ولی تو اصلاً نباید
‫الان با من حرف بزنی،

514
00:21:06,682 --> 00:21:09,142
‫ایمی. این تلافی‌جوییه.

515
00:21:09,184 --> 00:21:10,560
‫باشه.

516
00:21:10,602 --> 00:21:13,438
‫می‌خوای همین الان بریم
‫منابع انسانی و همه کارت‌ها

517
00:21:13,480 --> 00:21:15,732
‫و فیلم‌هامون رو رو کنیم،
‫ببینیم چی میشه؟

518
00:21:15,774 --> 00:21:16,892
‫تو خیلی مغروری…

519
00:21:16,942 --> 00:21:18,310
‫و بی‌ادب و سختگیری،

520
00:21:18,360 --> 00:21:19,653
‫ولی نمی‌تونی پشت من قایم بشی.

521
00:21:19,695 --> 00:21:22,322
‫ببین، من نمی‌دونم
‫مشکلت چیه،

522
00:21:22,406 --> 00:21:24,283
‫ولی تو حالت خوب نیست،

523
00:21:24,324 --> 00:21:26,326
‫پس یا چند ماه مرخصی بگیر

524
00:21:26,368 --> 00:21:27,611
‫و یه کم کمک بگیر،

525
00:21:27,661 --> 00:21:29,371
‫یا من توصیه می‌کنم

526
00:21:29,413 --> 00:21:30,948
‫که اخراج بشی.

527
00:21:30,998 --> 00:21:32,124
‫گزینه‌هات اینان.

528
00:21:32,207 --> 00:21:34,952
‫ببین، من، ایمی، من… نمی‌تونم… نمی‌تونم

529
00:21:35,002 --> 00:21:36,870
‫مرخصی بدون حقوق بگیرم
‫یه خونواده دارم

530
00:21:36,920 --> 00:21:39,423
‫- که باید خرجشون رو بدم، باشه؟
‫- گزینه‌ی یک یا گزینه‌ی دو؟

531
00:21:39,464 --> 00:21:41,341
‫نه، لطفاً، لطفاً با من این کار رو نکن!

532
00:21:41,383 --> 00:21:43,343
‫تو داری جون بیمارها رو به خطر می‌ندازی!

533
00:21:43,385 --> 00:21:45,304
‫من یه دکتر خوبم!

534
00:21:45,429 --> 00:21:47,222
‫هیچ‌وقت جرأت نکن بگی

535
00:21:47,264 --> 00:21:49,182
‫که من دکتر خوبی نیستم!

536
00:22:03,947 --> 00:22:05,782
‫اگه، اگه استعفا بدم،

537
00:22:05,866 --> 00:22:07,326
‫میشه لطفاً هیچی از

538
00:22:07,367 --> 00:22:09,870
‫این‌ها رو تو پرونده‌م نذاری؟

539
00:22:09,911 --> 00:22:12,456
‫من هیچ‌وقت نمی‌خواستم این کار رو بکنم.

540
00:22:13,957 --> 00:22:15,500
‫فقط برو.

541
00:22:19,004 --> 00:22:20,714
‫و یه کم کمک بگیر.

542
00:22:30,599 --> 00:22:33,352
‫در مورد ژن درمانی ویروسی وی‌ای‌جی‌اف چی؟

543
00:22:33,393 --> 00:22:35,095
‫تو این تحقیق امیدوارکننده بوده.

544
00:22:35,145 --> 00:22:36,480
‫- اون یه مدل موشه.
‫- مطابقت نداره.

545
00:22:36,605 --> 00:22:39,107
‫تو دانشکده پزشکی، یاد گرفتیم
‫که جراح‌ها از

546
00:22:39,149 --> 00:22:41,568
‫کاترهای میکروواسکولار برای پیوند مجدد انگشت پا استفاده می‌کنن.

547
00:22:41,610 --> 00:22:43,737
‫خب، دسترسی به شریان‌های
‫انگشت خیلی راحت‌تره.

548
00:22:43,779 --> 00:22:46,106
‫نمی‌تونیم بدون ریسک
‫آسیب به عملکرد پایه‌ی مغز

549
00:22:46,156 --> 00:22:47,908
‫تو مغز حرکت کنیم.

550
00:22:49,493 --> 00:22:51,778
‫صبر کن. باشه، این یه تحقیقه

551
00:22:51,828 --> 00:22:53,914
‫که از کاترهای میکروواسکولار

552
00:22:53,955 --> 00:22:56,833
‫روی ترومبوز کلیه استفاده می‌کنه.

553
00:22:57,542 --> 00:22:59,294
‫ممنون. یکی رو می‌فرستیم.

554
00:22:59,378 --> 00:23:02,255
‫باشه، من یه کاتر
‫مکانیکی آسپیراسیون دوگانه

555
00:23:02,297 --> 00:23:05,258
‫ترومبکتومی برای انسداد قلبی پیدا کردم.

556
00:23:05,300 --> 00:23:06,510
‫باشه، لخته‌ها تو چشم‌هاشن

557
00:23:06,551 --> 00:23:09,388
‫چرا داریم در مورد قلب حرف می‌زنیم؟
‫آره، این دکتر ایکن از هاپکینزه

558
00:23:09,429 --> 00:23:12,724
‫این تحقیق قلبی اونه.
‫میگه یه بار ازش

559
00:23:12,766 --> 00:23:14,434
‫روی شریان چشمی استفاده کرده و جواب داده.

560
00:23:14,559 --> 00:23:16,353
‫چطور تو چشم هدایتش کرده؟

561
00:23:16,395 --> 00:23:18,980
‫از فلوروسکوپی اشعه ایکس
‫با ماده حاجب استفاده کرده.

562
00:23:19,689 --> 00:23:21,358
‫کارتون خوب بود.

563
00:23:21,650 --> 00:23:24,986
‫هر دوتون.
‫ عمل رو آماده کنین.

564
00:23:26,696 --> 00:23:29,199
‫خب من اینجا چی کار باید بکنم

565
00:23:29,241 --> 00:23:30,409
‫که شما رو قانع کنم؟

566
00:23:30,450 --> 00:23:32,661
‫فقط در مورد رابطه‌تون بهم بگین.

567
00:23:32,702 --> 00:23:36,415
‫باشه. خب، اِم…

568
00:23:36,456 --> 00:23:39,292
‫یه سری اتفاقات خونوادگی درست بعد از

569
00:23:39,334 --> 00:23:42,921
‫مرگ پدرمون اتفاق افتاده

570
00:23:42,963 --> 00:23:45,048
‫که دیگه قابل برگشت نبود.

571
00:23:45,549 --> 00:23:48,135
‫«مت» عاشق اسکی و کوهنوردی بود.

572
00:23:48,176 --> 00:23:50,796
‫دارم در مورد کوه‌های آلپ حرف می‌زنم، خب؟

573
00:23:50,846 --> 00:23:52,881
‫تو ماراتن بوستون دوید.

574
00:23:52,931 --> 00:23:54,891
‫موتورسیکلت داشت،

575
00:23:54,933 --> 00:23:56,518
‫خدا به دادمون برسه.

576
00:23:56,643 --> 00:23:57,686
‫تضادها هم رو جذب می‌کنن.

577
00:23:58,061 --> 00:24:00,063
‫آره. آره، می‌کردن

578
00:24:00,605 --> 00:24:04,067
‫تا این که رسیدیم به ۵۰ سالگی و بعدش من فقط…

579
00:24:05,026 --> 00:24:07,988
‫فقط می‌خواستم کنار
‫شومینه خونه بمونم و کتاب بخونم.

580
00:24:08,738 --> 00:24:10,699
‫ولی وقتی دیگه دست از تظاهر

581
00:24:10,740 --> 00:24:12,451
‫به کس دیگه‌ای بودن برداشتم،

582
00:24:12,492 --> 00:24:14,369
‫دعواهامون شروع شد.

583
00:24:16,746 --> 00:24:20,250
‫من با یه حسابدار بستم که...

584
00:24:20,333 --> 00:24:23,879
‫دارایی‌ها رو بالا بکشم.

585
00:24:26,882 --> 00:24:28,458
‫ببین، «مت» بهترین آدمیه

586
00:24:28,508 --> 00:24:30,594
‫که من تو عمرم شناختم.

587
00:24:31,094 --> 00:24:33,597
‫ولی ما خوشحال نبودیم.

588
00:24:34,264 --> 00:24:36,099
‫می‌دونی، ما فقط

589
00:24:37,476 --> 00:24:38,435
‫خانواده بودیم.

590
00:24:39,227 --> 00:24:41,596
‫آخرین بار کی باهاش حرف زدین؟

591
00:24:41,646 --> 00:24:44,608
‫خب، وقتی انحصار ورثه نهایی شد.
‫ولی، نه، نه،

592
00:24:44,649 --> 00:24:46,776
‫این به این معنی نیست که من نمی‌شناسمش.

593
00:24:46,818 --> 00:24:49,362
‫باید کسی رو خیلی خوب
‫بشناسی تا تظاهر کنی

594
00:24:49,404 --> 00:24:51,448
‫چیزی هستی که اون می‌خواد،

595
00:24:51,490 --> 00:24:53,867
‫باشه، برای ۱۶ سال.

596
00:24:54,659 --> 00:24:57,579
‫قرار نبود من از چیزی خبردار بشم.

597
00:24:57,662 --> 00:24:59,573
‫جعبه‌ ای تو چمدونش پیدا کردم

598
00:24:59,623 --> 00:25:01,625
‫وقتی داشتم وسایلش رو باز می‌کردم.

599
00:25:02,209 --> 00:25:06,129
هدیه ای که برای من
‫هفته‌ی پیش تو زوریخ خریده بود.

600
00:25:08,131 --> 00:25:09,966
‫مطمئنم این باید کار رو سخت‌تر کنه.

601
00:25:12,385 --> 00:25:15,722
‫ما بالای قله‌ی ماترهورن هم رو دیدیم.

602
00:25:16,806 --> 00:25:18,934
‫هر دومون داشتیم آماده می‌شدیم
‫که یه مسیر خیلی سخت

603
00:25:18,975 --> 00:25:21,553
‫با پستی و بلندی رو بریم و من یه چیزی

604
00:25:21,603 --> 00:25:24,439
‫در مورد تقدم سن بر زیبایی گفتم،

605
00:25:24,481 --> 00:25:28,235
‫و اون من رو به مسابقه دعوت کرد.

606
00:25:28,401 --> 00:25:30,779
‫اون خیلی قوی بود،

607
00:25:31,613 --> 00:25:33,365
‫و باوقار.

608
00:25:33,823 --> 00:25:35,784
‫و من به سختی می‌تونستم بهش برسم.

609
00:25:38,078 --> 00:25:40,330
‫از اون موقع تا حالا از هم جدا نشدیم.

610
00:25:40,997 --> 00:25:42,332
‫خیلی نترس.

611
00:25:42,832 --> 00:25:44,876
‫یه بار بهم گفت،

612
00:25:44,918 --> 00:25:46,586
‫اگه از چیزی بترسه،

613
00:25:46,670 --> 00:25:48,705
‫باید فوراً انجامش بده تا

614
00:25:48,755 --> 00:25:50,924
‫اون چیز روش تسلط پیدا نکنه.

615
00:25:51,550 --> 00:25:54,803
‫و یه بار دیگه رفتیم چتربازی.

616
00:25:55,470 --> 00:25:58,932
‫بعدش دیگه رفت و آمد خونوادگی شروع شد.

617
00:26:01,476 --> 00:26:03,436
‫ما یه زندگی خوبی داریم.

618
00:26:04,187 --> 00:26:07,065
‫و اگه «مت» کاملاً خوب نشه؟

619
00:26:09,234 --> 00:26:11,361
‫حاضری این مسئولیت رو به عهده بگیری؟

620
00:26:16,741 --> 00:26:19,953
‫می‌دونم…

621
00:26:19,995 --> 00:26:22,622
‫اون این رو نمی‌خواد.

622
00:26:23,832 --> 00:26:26,960
‫ولی من هر نسخه‌ای از اون رو قبول می‌کنم،

623
00:26:28,169 --> 00:26:31,047
‫در بیماری و در سلامت.

624
00:26:47,397 --> 00:26:48,773
‫خب، من تصمیم گرفتم

625
00:26:48,815 --> 00:26:51,443
‫یه مدتی از بیمارستان مرخصی بگیرم.

626
00:26:53,278 --> 00:26:54,029
‫چی؟

627
00:26:54,112 --> 00:26:55,780
‫آره، کووید واقعاً من رو فرسوده کرد،

628
00:26:55,864 --> 00:26:59,200
‫و فهمیدم که فقط می‌خوام
‫وقت بیشتری رو خونه بگذرونم.

629
00:27:00,660 --> 00:27:01,695
‫پس استعفا دادم.

630
00:27:01,745 --> 00:27:02,829
‫چی…

631
00:27:02,871 --> 00:27:05,156
‫چرا بدون این که اول

632
00:27:05,206 --> 00:27:07,417
‫با من حرف بزنی این کار رو کردی؟

633
00:27:07,667 --> 00:27:09,878
‫ما هنوز داریم قسط‌های کالج چارلی رو میدیم…

634
00:27:09,919 --> 00:27:10,837
‫مشکلی نیست، مامان.

635
00:27:10,879 --> 00:27:12,505
‫اون به استراحت احتیاج داره.

636
00:27:12,547 --> 00:27:14,257
‫و بیمارستان‌ها براش
‫سر و دست می‌شکنن

637
00:27:14,299 --> 00:27:15,417
‫هر وقت که تصمیم بگیره برگرده.

638
00:27:15,467 --> 00:27:17,135
‫خب، خوشحالم که تو انقدر
‫مطمئنی وقتی ما داریم

639
00:27:17,177 --> 00:27:19,137
‫سالی ۱۰۰ هزار دلار
‫برای دانشکده پزشکی تو میدیم.

640
00:27:19,179 --> 00:27:20,388
‫اون همیشه زیادی خوش‌بینه.

641
00:27:20,472 --> 00:27:22,932
‫فقط برای یکی دو ماهه
‫و بعدش برمی‌گردم سر کار

642
00:27:22,974 --> 00:27:25,518
‫تو یه بیمارستان دیگه، باشه؟

643
00:27:25,560 --> 00:27:27,812
‫خوب می‌شد یه کم
‫حمایت اینجا می‌دیدم.

644
00:27:30,649 --> 00:27:33,693
‫در حال پیشروی در شریان کاروتید داخلی.

645
00:27:33,860 --> 00:27:35,904
‫در حال عبور از قاعده‌ی جمجمه.

646
00:27:35,945 --> 00:27:39,482
‫باشه. بخش حفره‌دار باید از سمت راست بیاد.

647
00:27:39,532 --> 00:27:41,359
‫شریان چشمی بعدیه.

648
00:27:41,409 --> 00:27:44,120
‫باشه. در حال عقب کشیدن گایدوایر.

649
00:27:46,956 --> 00:27:49,417
‫در حال پیش بردن میکروکاتر.

650
00:27:55,924 --> 00:27:58,510
‫باشه. بیا. توش هستی.

651
00:27:58,885 --> 00:28:00,845
‫در حال تزریق ماده حاجب.

652
00:28:04,683 --> 00:28:06,051
‫باشه. اینم از لخته.

653
00:28:06,101 --> 00:28:08,061
‫بزرگ‌تر از چیزیه که انتظار داشتم.

654
00:28:21,157 --> 00:28:23,576
‫باشه، ما برای ترومبکتومی
‫در موقعیت هستیم. دکتر لارسن.

655
00:28:23,618 --> 00:28:25,829
‫افتخارش رو میدی؟

656
00:28:26,746 --> 00:28:29,332
‫من… من فکر می‌کنم هانا می‌تونه انجامش بده.

657
00:28:32,210 --> 00:28:33,712
‫باشه، هانا.

658
00:28:33,753 --> 00:28:36,965
‫اِم، تو الان اولین لخته رو بیرون می‌کشی.

659
00:28:39,467 --> 00:28:41,261
‫چه دردسر بزرگی من رو به‌خاطرش

660
00:28:41,302 --> 00:28:43,004
‫از خونه کشوندی بیرون تا حلش کنم.

661
00:28:43,054 --> 00:28:44,514
‫باید آدم خیلی خاصی باشه،

662
00:28:44,597 --> 00:28:47,100
‫که دو نفر دارن سرش دعوا می‌کنن.

663
00:28:47,767 --> 00:28:50,979
‫وقتی داشتم با گرنت مصاحبه می‌کردم، فهمیدم

664
00:28:51,146 --> 00:28:54,774
‫که هیچ‌وقت قیم قانونی خودم
‫رو عوض نکردم. نه بعد از طلاق.

665
00:28:54,816 --> 00:28:56,943
‫حتی نه بعد از این که دوباره ازدواج کردم.

666
00:28:57,110 --> 00:29:00,155
‫- فهمیدی…
‫- منظورت اینه که از دستت در رفته بود؟

667
00:29:00,780 --> 00:29:02,023
‫نه.

668
00:29:02,073 --> 00:29:05,118
‫فکر می‌کنم داشتم از
‫عوض کردنش طفره می‌رفتم.

669
00:29:05,535 --> 00:29:06,578
‫چرا؟

670
00:29:06,619 --> 00:29:10,457
‫وقتی داشتیم سایمون رو
‫از بیمارستان به خونه می‌آوردیم،

671
00:29:10,749 --> 00:29:12,959
‫داشتم دست دست می‌کردم.

672
00:29:13,752 --> 00:29:15,044
‫ترسیده بودم. ایمی اتفاقی

673
00:29:15,086 --> 00:29:18,506
‫من رو دید،

674
00:29:18,548 --> 00:29:20,133
‫و دقیقاً می‌دونست تو ذهنم چی می‌گذره.

675
00:29:23,094 --> 00:29:25,505
‫یه بخشی از وجودم هنوز فکر می‌کنه

676
00:29:25,555 --> 00:29:28,016
‫اون من رو بهتر از همه می‌شناسه.

677
00:29:29,851 --> 00:29:32,896
‫پس فکر کنم می‌دونیم تصمیمت چیه.

678
00:29:40,945 --> 00:29:42,655
‫گرنت؟

679
00:29:43,782 --> 00:29:46,159
‫اومدم بهتون بگم که
‫ما به تصمیم شما احترام می‌ذاریم.

680
00:29:47,452 --> 00:29:48,661
‫دکتر میترا فوراً «مت» رو آماده می‌کنه

681
00:29:48,703 --> 00:29:50,413
‫برای اولین جلسه پرتودرمانی‌ش.

682
00:29:50,580 --> 00:29:52,957
‫شاید من اشتباه می‌کردم.

683
00:29:53,291 --> 00:29:54,501
‫چرا؟

684
00:29:54,584 --> 00:29:57,086
‫ببین، می‌دونم قبلاً چی گفتم، ولی من…

685
00:29:58,171 --> 00:30:00,131
‫فکر کنم شاید

686
00:30:01,090 --> 00:30:04,886
‫شاید این منم که زمان بیشتری می‌خوام.

687
00:30:06,638 --> 00:30:08,506
‫می‌دونی؟ چون، من…

688
00:30:08,556 --> 00:30:09,432
‫چون من نمی‌تونم

689
00:30:09,516 --> 00:30:11,226
‫فکر این که اون از این
‫دنیا بره رو تحمل کنم

690
00:30:11,309 --> 00:30:13,762
‫و یه شانس آخر برای

691
00:30:13,812 --> 00:30:15,730
‫حرف زدن باهاش رو نداشته باشم.

692
00:30:17,565 --> 00:30:20,059
‫ولی این مشکل منه.

693
00:30:20,109 --> 00:30:21,194
‫درسته؟

694
00:30:31,412 --> 00:30:36,084
‫هی، اِم، اون تا چند ساعت
‫دیگه تو جراحیه و من

695
00:30:36,125 --> 00:30:38,545
‫کارم اینجا تموم شده. اشکالی نداره

696
00:30:38,586 --> 00:30:39,796
‫منم منتظر بمونم؟

697
00:30:39,963 --> 00:30:42,298
‫عالی میشه.

698
00:30:56,896 --> 00:30:58,857
‫حالت چطوره؟

699
00:30:58,898 --> 00:31:01,559
‫اِم، تا سر حد مرگ ترسیدم.

700
00:31:01,609 --> 00:31:02,735
‫آره.

701
00:31:04,404 --> 00:31:06,614
‫این چیزیه که اون می‌خواست.

702
00:31:10,994 --> 00:31:12,996
‫هفته پیش در موردت حرف زد.

703
00:31:13,246 --> 00:31:14,747
‫اوه، خدا.

704
00:31:14,789 --> 00:31:16,249
‫می‌خوام بدونم؟

705
00:31:17,125 --> 00:31:20,253
‫گفت که بالاخره فهمیده
‫چرا اون کار رو کردی.

706
00:31:21,170 --> 00:31:23,206
‫تو داشتی تظاهر می‌کردی

707
00:31:23,256 --> 00:31:24,883
‫و خوشحال نبودی.

708
00:31:24,924 --> 00:31:28,511
‫و تو لیاقت این رو داشتی که زندگی واقعی رو پیدا کنی.

709
00:31:32,181 --> 00:31:34,100
‫خب، نمی‌دونی این

710
00:31:34,142 --> 00:31:36,311
‫چقدر برای من ارزش داره،

711
00:31:37,478 --> 00:31:39,063
‫پس ممنونم.

712
00:31:42,108 --> 00:31:43,359
‫به هر حال

713
00:31:44,068 --> 00:31:46,362
‫اون دیگه عصبانی نیست.

714
00:31:46,863 --> 00:31:48,907
‫چون رفیقی مثل تو رو داره.

715
00:32:08,843 --> 00:32:11,512
‫از کی تا حالا با شوهر من حرف می‌زنی؟

716
00:32:11,679 --> 00:32:13,723
‫خوشحالم که می‌بینم خوبی.

717
00:32:14,057 --> 00:32:16,676
‫هرچند که هر دومون خیلی نگران

718
00:32:16,726 --> 00:32:18,853
‫بودیم که تو ۱۱,۰۰۰ دلار

719
00:32:18,895 --> 00:32:20,313
‫به خیریه‌های خانواده‌های

720
00:32:20,355 --> 00:32:22,690
‫قربانیان اهدا کردی؟

721
00:32:22,732 --> 00:32:24,442
‫پشت سر من کار کردی.

722
00:32:25,151 --> 00:32:26,152
‫بیا اینجا.

723
00:32:28,947 --> 00:32:32,066
‫من سال‌هاست که دوست بدی بودم.

724
00:32:32,116 --> 00:32:35,244
‫و بخشی از درست انجام دادنش
‫این دفعه اینه که بیشتر نگران

725
00:32:35,286 --> 00:32:38,748
‫تو باشم تا این که از دستم
‫عصبانی بشی یا نه.

726
00:32:38,831 --> 00:32:40,166
‫اینطوره؟

727
00:32:40,249 --> 00:32:44,128
‫رفاقت همیشه به قهوه و شیرینی نیست.

728
00:32:44,170 --> 00:32:47,090
‫گاهی وقتا یعنی زنگ زدن به شوهر یه نفر

729
00:32:47,173 --> 00:32:48,883
‫پشت سرش،

730
00:32:50,051 --> 00:32:52,387
‫و گفتن این که باید

731
00:32:52,428 --> 00:32:54,472
‫یه روانشناس جدید پیدا کنه.

732
00:32:55,181 --> 00:32:56,966
‫باورم نمیشه تلفنت رو جواب داده.

733
00:32:57,016 --> 00:33:01,229
‫ما هر دومون دوستت داریم،
‫حتی اگه اون از من خوشش نیاد.

734
00:33:02,939 --> 00:33:05,316
‫یه روانشناس پیدا می‌کنم.

735
00:33:06,150 --> 00:33:08,361
‫ولی باید به شیرینی فرستادن ادامه بدی.

736
00:33:25,378 --> 00:33:27,296
‫آخ!

737
00:33:43,730 --> 00:33:45,148
‫مایکل.

738
00:33:45,231 --> 00:33:46,232
‫هی.

739
00:33:47,608 --> 00:33:50,945
‫- خوبی؟
‫- اِم، آره. فقط

740
00:33:51,029 --> 00:33:53,823
‫یه کم سرگیجه دارم. اِم، ببخشید،
‫شنیدم امروز اومدی،

741
00:33:53,948 --> 00:33:55,074
‫و می‌خواستم بپرسم…

742
00:33:58,661 --> 00:34:00,913
‫- آخ!
‫- ایمی، ایمی، بشین.

743
00:34:00,955 --> 00:34:02,665
‫بشین.

744
00:34:05,752 --> 00:34:07,245
‫من…

745
00:34:07,295 --> 00:34:08,921
‫تشنج‌های حافظه داشتم.

746
00:34:09,047 --> 00:34:10,048
‫به‌خاطر درمان‌ها؟

747
00:34:10,089 --> 00:34:10,840
‫آره.

748
00:34:11,174 --> 00:34:12,633
‫چی می‌بینی؟

749
00:34:14,093 --> 00:34:17,096
‫تکه‌هایی از کریسمس.

750
00:34:17,180 --> 00:34:20,183
‫مثل یه ژاکت زشت کریسمسی، می‌دونی،

751
00:34:20,224 --> 00:34:22,969
‫از اونایی که چراغ‌دارن؟

752
00:34:23,019 --> 00:34:24,729
‫تو هیچ‌وقت یکی از اونا داشتی؟

753
00:34:24,812 --> 00:34:26,147
‫نه.

754
00:34:26,189 --> 00:34:27,607
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

755
00:34:27,648 --> 00:34:29,484
‫من… هیچی واضح نیست.

756
00:34:29,525 --> 00:34:31,894
‫ولی این قراره عجیب به نظر برسه.

757
00:34:31,944 --> 00:34:33,229
‫من، من حس می‌کنم مغزم

758
00:34:33,279 --> 00:34:37,158
‫داره سعی می‌کنه در مورد چیزی بهم هشدار بده.

759
00:34:38,159 --> 00:34:39,911
‫متأسفم. من…

760
00:34:40,661 --> 00:34:42,238
‫کاش می‌تونستم کمکت کنم.

761
00:34:42,288 --> 00:34:44,874
‫می‌دونم. من

762
00:34:45,750 --> 00:34:49,087
‫یه روزی باید دیگه
‫دست از دویدن به سمت تو بردارم.

763
00:34:55,927 --> 00:34:57,929
‫[ایتان، کجایی؟ ناسلامتی من مادرتم]

764
00:35:03,476 --> 00:35:05,394
‫«مت» از جراحی جون سالم به در برد.

765
00:35:05,436 --> 00:35:07,355
‫قراره کاملاً خوب بشه.

766
00:35:07,647 --> 00:35:08,773
‫خب، خب، خب.

767
00:35:09,023 --> 00:35:10,566
‫غریزه‌ت جواب داد.

768
00:35:10,608 --> 00:35:12,193
‫اینطور به نظر می‌رسه.

769
00:35:13,027 --> 00:35:15,404
‫دوره‌ی ریاست دکتر هلر به عنوان
‫رزیدنت ارشد به زودی تموم میشه.

770
00:35:15,446 --> 00:35:17,740
‫به این فکر کردی که خودت رو نامزد کنی؟

771
00:35:17,782 --> 00:35:19,108
‫مسئولیت زیادیه،

772
00:35:19,158 --> 00:35:20,618
‫ولی فکر می‌کنم معلم خوبی می‌شی

773
00:35:20,660 --> 00:35:22,787
‫و فکر می‌کنم در درازمدت

774
00:35:22,829 --> 00:35:24,163
‫خیلی برات خوب میشه.

775
00:35:24,664 --> 00:35:26,866
‫- از حمایتتون ممنونم…
‫- باشه. فقط برای این که واضح باشه،

776
00:35:26,916 --> 00:35:28,501
‫من این شغل رو بهت پیشنهاد نمیدم.

777
00:35:29,293 --> 00:35:31,796
‫ولی یه چیزی در تو می‌بینم.

778
00:35:34,549 --> 00:35:37,051
‫خب، بینایی‌ت به مرور بهتر میشه، ست،

779
00:35:37,093 --> 00:35:38,761
‫تو چند روز آینده.

780
00:35:38,803 --> 00:35:40,179
‫وای خدای من! ممنونم.

781
00:35:40,221 --> 00:35:41,722
‫ولی، متأسفانه،

782
00:35:41,764 --> 00:35:44,475
‫برای یه مدتی با مشکل
‫قبلیت درگیر خواهی بود.

783
00:35:46,018 --> 00:35:47,603
‫یه مدت چقدر طول می‌کشه؟

784
00:35:47,645 --> 00:35:50,815
‫اِم، گفتنش سخته.

785
00:35:50,898 --> 00:35:55,194
‫یعنی، بهبودی زمان می‌بره. ولی، ببین،

786
00:35:55,278 --> 00:35:56,320
‫راه‌های زیادی برای تجربه‌ت هست.

787
00:35:56,362 --> 00:35:58,815
‫اگه صادق باشی و
‫یاد بگیری در موردش حرف بزنی،

788
00:35:58,865 --> 00:36:01,284
‫کسی رو پیدا می‌کنی
‫که باهات صبور باشه.

789
00:36:01,325 --> 00:36:03,402
‫می‌دونم پسرهای هم‌سن تو،
‫چطور در مورد ازدواج

790
00:36:03,452 --> 00:36:05,538
‫و دخترها حرف می‌زنن و

791
00:36:05,580 --> 00:36:07,248
‫بیشترشون چرت و پرت میگن.

792
00:36:07,290 --> 00:36:09,575
‫حقیقت اینه که، صمیمیت واقعی

793
00:36:09,625 --> 00:36:11,586
‫باید قبل از ازدواج به وجود بیاد.

794
00:36:13,462 --> 00:36:15,381
‫آخرین زنی که باهاش بودم؟ یعنی…

795
00:36:15,464 --> 00:36:17,049
‫من یه سال عاشقش بودم

796
00:36:17,091 --> 00:36:18,593
‫قبل از این که هر اتفاقی بیفته.

797
00:36:21,220 --> 00:36:22,763
‫تو نمی‌فهمی.

798
00:36:27,518 --> 00:36:29,270
‫من هیچ‌وقت این کار رو نکردم.

799
00:36:30,605 --> 00:36:33,182
‫شبی که این اتفاق افتاد،
‫من قرص‌ها رو خوردم

800
00:36:33,232 --> 00:36:35,735
‫به این امید که این بار بشه.

801
00:36:37,278 --> 00:36:39,030
‫فکر کنم تا ابد همین‌جوری می‌مونم

802
00:36:39,071 --> 00:36:41,199
‫نه، نه. اینطور نیست.

803
00:36:41,240 --> 00:36:42,817
‫و، در واقع، باورت بشه یا نه،

804
00:36:42,867 --> 00:36:43,951
‫چیز خوبیه که این اتفاق افتاده.

805
00:36:43,993 --> 00:36:46,154
‫ممکن بود به‌خاطر این
‫مشکل بمیری قبل از این که کسی

806
00:36:46,204 --> 00:36:47,705
‫اصلاً بفهمه وجود داره.

807
00:36:48,206 --> 00:36:49,123
‫پس داری میگی من خوش‌شانسم؟

808
00:36:49,165 --> 00:36:50,791
‫آره.

809
00:36:50,833 --> 00:36:52,460
‫آره، هستی.

810
00:36:52,501 --> 00:36:53,753
‫و بخشی از مرد بودن

811
00:36:53,794 --> 00:36:55,046
‫اینه که با واقعیت روبرو بشی

812
00:36:55,087 --> 00:36:57,340
‫و به جلو حرکت کنی.

813
00:37:06,474 --> 00:37:08,017
‫خب، قهرمان قصه شدی.

814
00:37:08,309 --> 00:37:11,646
‫آره. تو گزارشت هم همینو می‌نویسی؟

815
00:37:11,687 --> 00:37:13,731
‫کم و بیش.

816
00:37:15,316 --> 00:37:18,569
‫شیفت تموم شده. دیگه
‫تحمل این تعلیق رو ندارم.

817
00:37:18,694 --> 00:37:20,446
‫ساعت ملاقات ساعت ۸ شب تمام می‌شود.

818
00:37:20,529 --> 00:37:24,408
‫تکرار می‌کنم، ساعت ملاقات ساعت ۸ شب تمام می‌شود.

819
00:37:26,035 --> 00:37:27,620
‫جوآن در مورد اون بیمار می‌دونه.

820
00:37:27,662 --> 00:37:30,031
‫این که بهت کمک کردم و این که
‫هیچی ازش رو فاش نکردم.

821
00:37:30,081 --> 00:37:31,032
‫وای خدای من.

822
00:37:31,082 --> 00:37:34,418
‫آره، پس در خطرم
‫که فلوشیپم رو از دست بدم.

823
00:37:34,460 --> 00:37:35,912
‫یا این که مجبور بشم از بیمارستان برم.

824
00:37:35,962 --> 00:37:36,837
‫چی؟!

825
00:37:36,921 --> 00:37:40,132
‫اون قراره اجازه‌ی ما برای
‫دیدن هم به صورت
‫- صمیمی رو لغو کنه.
‫- اون… من…

826
00:37:40,258 --> 00:37:42,426
‫این کار رو نکن. نرو
‫و سعی نکن منصرفش کنی.

827
00:37:42,468 --> 00:37:44,262
‫این… برای هیچ‌کدوممون خوب تموم نمیشه.

828
00:37:44,303 --> 00:37:46,305
‫پس تا وقتی که الان با هم صمیمی نباشیم،

829
00:37:46,347 --> 00:37:48,633
‫تو بی‌طرف می‌شی؟
‫این… این منطقشه؟

830
00:37:48,683 --> 00:37:49,892
‫من… من… می‌دونی چیه؟ نمی‌دونم.

831
00:37:49,934 --> 00:37:51,686
‫ولی رئیس گفته تمومش کنین.

832
00:37:53,187 --> 00:37:54,355
‫ایمی، اون اشتباه نمی‌گه.

833
00:37:57,233 --> 00:38:01,153
‫متأسفم، ولی هیچی تو وضعیت ما عوض نشده، پس

834
00:38:01,487 --> 00:38:03,155
‫مهم نیست چقدر بهت کشش دارم

835
00:38:03,197 --> 00:38:05,324
‫این اتفاق نباید دوباره بیفته.

836
00:38:06,867 --> 00:38:08,486
‫اینجایی!

837
00:38:08,536 --> 00:38:10,579
‫سونیا داره انترن‌ها رو می‌بره بیرون نوشیدنی بخورن.

838
00:38:10,621 --> 00:38:13,749
‫- اوه، فکر نکنم…
‫- نه، بیا دیگه! برو لباست رو عوض کن.

839
00:38:13,791 --> 00:38:15,418
‫همه دارن میرن.

840
00:38:16,085 --> 00:38:17,662
‫باید بری. خوش بگذرون.

841
00:38:17,712 --> 00:38:21,090
‫دارن شرط می‌بندن که میای یا نه،

842
00:38:21,215 --> 00:38:24,719
‫و من واقعاً می‌خوام ببرم.

843
00:38:26,512 --> 00:38:27,638
‫باشه

844
00:38:28,973 --> 00:38:30,308
‫بریم پولشون رو بگیریم.

845
00:38:30,850 --> 00:38:32,101
‫آره!

846
00:39:07,136 --> 00:39:09,013
‫اِم، چیزی لازم داری؟

847
00:39:09,055 --> 00:39:10,681
‫می‌خواستم، اِم…

848
00:39:10,765 --> 00:39:12,350
‫چیزی که اون شب دیدی.

849
00:39:12,391 --> 00:39:14,226
‫من و ایمی تو دفترم.

850
00:39:14,268 --> 00:39:15,344
‫هیچ اتفاقی نیفتاد.

851
00:39:15,394 --> 00:39:18,981
‫باشه. اِم، چرا داری اینو به من میگی؟

852
00:39:19,523 --> 00:39:21,817
‫چون فکر می‌کنم تو مرد خوبی هستی.

853
00:39:21,859 --> 00:39:23,444
‫و ازدواج ما تموم شده.

854
00:39:23,527 --> 00:39:25,613
‫باشه، خب، ازت ممنونم

855
00:39:25,654 --> 00:39:27,990
‫ولی برا ما هم تموم شده.

856
00:39:39,794 --> 00:39:42,463
‫من به همه‌تون گفتم.
‫باشه، پول رو رد کنین بیاد.

857
00:39:45,132 --> 00:39:47,176
‫آی‌پی‌اِی.

858
00:39:48,677 --> 00:39:50,471
‫یه دور دیگه بیار.

859
00:39:52,348 --> 00:39:54,183
‫خب…

860
00:39:54,725 --> 00:39:57,186
‫چیزی که بهت گفتم رو
‫به جیک گفتی، نه؟

861
00:39:58,479 --> 00:39:59,730
‫ببخشید؟

862
00:39:59,855 --> 00:40:01,482
‫چی بهش گفتی؟

863
00:40:03,818 --> 00:40:05,895
‫ممکنه گفته باشم که تو
‫از اون خوشت میاد،

864
00:40:05,945 --> 00:40:07,822
‫برای همین به نفعته که

865
00:40:07,863 --> 00:40:10,449
‫من «اینجا جایی نداشته باشم.»

866
00:40:10,533 --> 00:40:11,784
‫یه همچین چیزی.

867
00:40:11,867 --> 00:40:13,119
‫ممنون.

868
00:40:15,663 --> 00:40:16,789
‫متأسفم که بهت میگم،

869
00:40:16,831 --> 00:40:19,250
‫ولی من هیچ‌جا نمیرم.

870
00:40:22,044 --> 00:40:23,129
‫ایمی! بیا اینجا.

871
00:40:23,170 --> 00:40:24,588
‫برات جا نگه داشتم!

872
00:40:27,425 --> 00:40:30,302
‫خیلی خوشحالم که اومدی.

873
00:40:30,386 --> 00:40:32,555
‫هووو!

874
00:40:32,888 --> 00:40:35,975
‫بسیار خب! بزن بریم!

875
00:40:36,308 --> 00:40:38,602
‫باشه، باشه! گوش کنین!

876
00:40:40,271 --> 00:40:42,690
‫می‌دونم که فشار فوق‌العاده

877
00:40:42,731 --> 00:40:44,900
‫زیادی روی همه‌مون هست.

878
00:40:45,234 --> 00:40:47,820
‫دکتر ریدلی شوخی نداره.

879
00:40:48,237 --> 00:40:52,199
‫باید هر دقیقه‌ش بهترین
‫خودمون رو نشون بدیم.

880
00:40:52,241 --> 00:40:54,360
‫ولی هیچ‌وقت فراموش نکنین

881
00:40:54,410 --> 00:40:56,829
‫که همه‌مون تو یه تیم هستیم.

882
00:40:56,954 --> 00:40:57,705
‫آره؟

883
00:40:57,746 --> 00:40:58,873
‫اوهوم.

884
00:41:11,844 --> 00:41:13,471
‫حالت خوبه؟

885
00:41:13,554 --> 00:41:16,098
‫آره، آره. نه، من خوبم.

886
00:41:16,140 --> 00:41:18,017
‫آره. خوبم.

887
00:41:20,017 --> 00:41:30,017
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M