1
00:00:00,959 --> 00:00:02,168
‫آنچه گذشت…

2
00:00:02,335 --> 00:00:04,170
‫تصادف کردم،
‫خیلی از حافظه‌م رو از دست دادم.

3
00:00:04,212 --> 00:00:06,214
‫وقتی بهش نگاه می‌کنی،
‫فقط مردی رو می‌بینی

4
00:00:06,256 --> 00:00:08,258
‫که فکر می‌کنی باعث مرگ پسرت شده.

5
00:00:08,299 --> 00:00:09,092
‫باید ولش کنی.

6
00:00:09,134 --> 00:00:10,585
‫دارم کیت تعرض خودم رو تحویل میدم.

7
00:00:10,635 --> 00:00:12,137
‫دیگه قایم شدن بسه.

8
00:00:12,178 --> 00:00:14,255
‫- چی بهش گفتی؟
‫- که ازش خوشت میاد.

9
00:00:14,305 --> 00:00:15,507
‫جوآن در مورد اون بیمار می‌دونه.

10
00:00:15,557 --> 00:00:16,850
‫ایمی، اون بی‌راه نمی‌گه.

11
00:00:16,891 --> 00:00:18,143
‫این اتفاق نباید دوباره بیفته.

12
00:00:18,184 --> 00:00:19,477
‫پدرم اینجا دکتر بود.

13
00:00:19,519 --> 00:00:22,647
‫اگه استعفا بدم، چیزی از
‫اینا رو تو پرونده‌م نمی‌ذاری؟

14
00:00:22,731 --> 00:00:24,808
‫دچار تشنج‌های حافظه شدم.

15
00:00:24,858 --> 00:00:26,893
‫حس می‌کنم مغزم داره سعی می‌کنه

16
00:00:26,943 --> 00:00:28,236
‫بهم هشدار بده.

17
00:00:30,947 --> 00:00:32,741
‫باشه، فقط بهم بگو،

18
00:00:32,782 --> 00:00:34,359
‫چون نمی‌فهمم.

19
00:00:34,409 --> 00:00:36,486
‫چرا پدر و مادرهای بچه‌های مهدکودکی

20
00:00:36,536 --> 00:00:38,196
‫دارن با من در مورد کالج حرف می‌زنن؟

21
00:00:38,246 --> 00:00:39,873
‫آخه، بذار بچه‌ت اول یاد بگیره

22
00:00:39,914 --> 00:00:41,082
‫خودش رو تمیز کنه

23
00:00:41,124 --> 00:00:43,710
‫بعد در مورد استنفورد رفتنش رویاپردازی کن.

24
00:00:43,752 --> 00:00:45,336
‫چی…

25
00:00:47,547 --> 00:00:48,298
‫الو؟!

26
00:00:48,381 --> 00:00:50,175
‫تو پرواز کردی اومدی اینجا که تو هفته‌ی
‫پر استرسم کمکم کنی!

27
00:00:50,258 --> 00:00:51,426
‫داری کمکی نمی‌کنی!

28
00:00:51,718 --> 00:00:53,753
‫- چی…
‫- ببخشید خانوما.

29
00:00:53,803 --> 00:00:55,847
‫اون یه چیزی می‌خواد که آرومش کنه.

30
00:00:55,889 --> 00:00:56,931
‫هر چی خودت صلاح می‌دونی.

31
00:00:58,224 --> 00:01:00,260
‫خب، قصد داری مامان رو ببینی تا اینجایی؟

32
00:01:00,310 --> 00:01:02,262
‫دعوامون شده. با هم حرف نمی‌زنیم.

33
00:01:02,312 --> 00:01:03,638
‫این دفعه چی کار کرده؟

34
00:01:03,688 --> 00:01:06,441
‫وقتی بهت بگم، شاخ درمیاری.

35
00:01:07,484 --> 00:01:08,526
‫جس؟

36
00:01:09,861 --> 00:01:11,279
‫جس؟

37
00:01:12,279 --> 00:01:22,279
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

38
00:01:29,714 --> 00:01:31,249
‫مامان؟

39
00:01:31,299 --> 00:01:32,459
‫خوبی؟

40
00:01:32,509 --> 00:01:34,544
‫خب، چهار روزه که هی تصویر اون

41
00:01:34,594 --> 00:01:36,179
‫گوی برفی لعنتی میاد جلوی چشمم.

42
00:01:39,015 --> 00:01:40,842
‫تو که یادت نمیاد، نه؟

43
00:01:40,892 --> 00:01:42,185
‫نه.

44
00:01:42,852 --> 00:01:45,188
‫و به نظر نمیاد این کمکی بهت بکنه.

45
00:01:45,396 --> 00:01:47,398
‫ذهنم داره سعی می‌کنه یه چیزی بهم بگه.

46
00:01:57,492 --> 00:01:58,701
‫سلام، عزیزم.

47
00:01:58,826 --> 00:02:00,995
‫خیلی خب. می‌تونی یه بزن قدش با بابا بری؟

48
00:02:02,455 --> 00:02:03,456
‫خیلی خب.

49
00:02:04,123 --> 00:02:06,209
‫بذار ببرمت تو.

50
00:02:08,002 --> 00:02:09,787
‫حواست باشه، سه تا وافل خورده.

51
00:02:09,837 --> 00:02:11,080
‫و دقیقاً چطور این اتفاق افتاد؟

52
00:02:11,130 --> 00:02:11,998
‫خب، مثل مادرش،

53
00:02:12,048 --> 00:02:13,166
‫مذاکره‌کننده‌ی قابلیه.

54
00:02:13,216 --> 00:02:15,084
‫بی‌خیال. اگه وکیل بود همون لحظه پروانه‌ش رو

55
00:02:15,134 --> 00:02:17,045
‫چون هیچ‌وقت به قولش عمل نمی‌کنه باطل می‌کردن.

56
00:02:17,095 --> 00:02:18,296
‫اوه، تا یادم نرفته، میشه

57
00:02:18,346 --> 00:02:21,507
‫آخر هفته‌هامون رو جابجا کنیم؟
‫دیوید یه کاری داره،
‫دوست داره منم برم.

58
00:02:21,557 --> 00:02:22,592
‫اوه، هیجان‌انگیز به نظر میاد.

59
00:02:22,642 --> 00:02:24,844
‫ولی اگه برنامه‌ای داری، یه فکری می‌کنم.

60
00:02:24,894 --> 00:02:26,521
‫نه، نه، مشکلی نیست.

61
00:02:26,562 --> 00:02:27,897
‫من کاملاً بیکارم.

62
00:02:28,731 --> 00:02:30,525
‫هنوز با کسی نیستی؟

63
00:02:31,067 --> 00:02:32,527
‫انقدر از طلاقمون گذشته

64
00:02:32,610 --> 00:02:33,811
‫که بتونیم یه سرکی تو این مسائل بکشیم.

65
00:02:33,861 --> 00:02:35,772
‫آه، فکر کردم یه ۱۰ سال دیگه بهش وقت بدم.

66
00:02:35,822 --> 00:02:36,689
‫بی‌خیال.

67
00:02:36,739 --> 00:02:38,066
‫من هنوز نگرانتم!

68
00:02:38,116 --> 00:02:41,486
‫یکی هست، ولی، اِم…

69
00:02:41,536 --> 00:02:43,780
‫الان یه سری موانع خیلی
‫جدی وجود داره، پس…

70
00:02:43,830 --> 00:02:44,914
‫جالبه.

71
00:02:44,956 --> 00:02:45,782
‫آره. کاشکی.

72
00:02:45,832 --> 00:02:47,659
‫تو همیشه زیادی رمانتیک بودی.

73
00:02:47,709 --> 00:02:49,410
‫نقطه‌ی ضعفمه.

74
00:02:49,460 --> 00:02:50,787
‫می‌دونی چی میگن:

75
00:02:50,837 --> 00:02:52,914
‫اگه نمی‌تونی با کسی که دوستش داری باشی…؟

76
00:02:52,964 --> 00:02:54,924
‫آره، این بیشتر به تو می‌خوره.

77
00:03:06,144 --> 00:03:07,979
‫هی، هی. ببخشید.

78
00:03:08,062 --> 00:03:09,772
‫مشکلی نیست.

79
00:03:10,690 --> 00:03:11,975
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

80
00:03:12,025 --> 00:03:14,060
‫چند روزی بود ندیده بودمت.

81
00:03:14,110 --> 00:03:15,228
‫می‌خواستی ببینی؟

82
00:03:15,278 --> 00:03:17,689
‫ببین، می‌دونم این… عجیبه.

83
00:03:17,739 --> 00:03:19,524
‫اِم، برای همین از دکتر ریدلی خواستم

84
00:03:19,574 --> 00:03:21,284
‫برای یه مدتی ما رو روی کیس‌های مختلف بذاره.

85
00:03:22,035 --> 00:03:23,828
‫تو رزیدنت ارشدی.

86
00:03:23,953 --> 00:03:26,372
‫هر چی تو فکر می‌کنی بهتره.

87
00:03:32,587 --> 00:03:34,789
‫برای گوی برفی یه کم زوده.

88
00:03:34,839 --> 00:03:38,543
‫اوه، آره، من فقط، اِم،

89
00:03:38,593 --> 00:03:40,420
‫ بی‌خیال.

90
00:03:40,470 --> 00:03:41,796
‫نه، چی؟

91
00:03:41,846 --> 00:03:44,924
‫یه سری خاطره هی میاد جلوی چشمم.

92
00:03:44,974 --> 00:03:46,759
‫گاهی یه نفر رو می‌بینم،
‫می‌شنوم چی می‌گه

93
00:03:46,809 --> 00:03:47,894
‫تو گذشته، ولی گاهی

94
00:03:47,935 --> 00:03:50,221
‫فقط یه سری تصویره که رد میشه.

95
00:03:50,271 --> 00:03:51,814
‫تشنج‌های حافظه.

96
00:03:51,856 --> 00:03:54,767
‫در موردش خوندم.
‫و ممکنه حتی واقعی هم نباشن، نه؟

97
00:03:54,817 --> 00:03:56,644
‫چیزایی که فکر می‌کنی خاطره‌ست؟

98
00:03:56,694 --> 00:03:59,689
‫آره، ولی دفعه‌ی قبل، بود.

99
00:03:59,739 --> 00:04:00,898
‫تونستم بفهممش.

100
00:04:00,948 --> 00:04:02,525
‫باید خیلی عجیب غریب باشه.

101
00:04:02,575 --> 00:04:04,235
‫آره. این یه کلمه برای توصیفشه.

102
00:04:04,285 --> 00:04:07,071
‫هی، فقط خواستم بدونی، ساعت ۹:۰۶ئه،

103
00:04:07,121 --> 00:04:09,582
‫و یکی داره تو رو می‌پاد.

104
00:04:13,669 --> 00:04:15,705
‫خب، ایمی برگشته سر کار،

105
00:04:15,755 --> 00:04:17,165
‫جوآن داره همه چیز رو می‌گردونه،

106
00:04:17,215 --> 00:04:18,958
‫و اوضاع تو و نورا تو خونه هم مرتبه؟

107
00:04:19,008 --> 00:04:20,460
‫خب، چیزی که واقعاً باید در موردش
‫حرف بزنیم اینه که آیا

108
00:04:20,510 --> 00:04:22,211
‫اوضاع با هیئت مدیره مرتبه یا نه.

109
00:04:22,261 --> 00:04:24,213
‫به نظر میاد با «یونوس»
‫اوضاع رو صاف و صوف کردیم،

110
00:04:24,263 --> 00:04:26,933
‫پس تا وقتی ضرری نرسیده،

111
00:04:26,974 --> 00:04:27,800
‫مشکلی هم پیش نمیاد.

112
00:04:27,850 --> 00:04:31,095
‫هر کاری کردی، ممنونم.

113
00:04:31,145 --> 00:04:34,765
‫می‌تونی با دلربایی از اون
‫کله‌گنده‌ای که تور کردم، جبران کنی.

114
00:04:34,815 --> 00:04:39,820
‫- یه سرمایه‌گذار؟
‫- یه سرمایه‌گذار سرشناس
‫که علاقه‌منده حداقل ۱۰ میلیون دلار کمک کنه.

115
00:04:39,904 --> 00:04:41,105
‫چندین بخش هستن

116
00:04:41,155 --> 00:04:42,815
‫که واقعاً به یه تزریق پول احتیاج دارن…

117
00:04:42,865 --> 00:04:44,484
‫من برای بخش زایمان می‌خوامش.

118
00:04:44,534 --> 00:04:48,321
‫که مرکز زایمانمون رو به یه
‫جای شیک و خاص تبدیل کنیم.

119
00:04:48,371 --> 00:04:50,540
‫که می‌تونه برای بیمارستان
‫یه منبع درآمد واقعی باشه.

120
00:04:50,581 --> 00:04:51,782
‫سلام.

121
00:04:51,832 --> 00:04:54,577
‫به من گفتن بیام اینجا؟
‫آه، دکتر میترا!

122
00:04:54,627 --> 00:04:56,379
‫چه به موقع.

123
00:04:56,963 --> 00:05:00,007
‫اون خیّری که بهت گفتم اتفاقاً پدر ایشونه.

124
00:05:00,258 --> 00:05:03,336
‫که مشخصاً درخواست کرده
‫تو تور امروز حضور داشته باشین.

125
00:05:03,386 --> 00:05:05,671
‫به زودی می‌رسه.
‫من قبلاً هماهنگش کردم

126
00:05:05,721 --> 00:05:09,100
‫با دکتر ریدلی. پس، خوش بگذره.

127
00:05:09,934 --> 00:05:12,603
‫اوه، و تا آخر روز
‫می‌خوام چک تو دستم باشه.

128
00:05:12,645 --> 00:05:14,814
‫تا آخر روز.

129
00:05:16,315 --> 00:05:17,850
‫باورم نمیشه.

130
00:05:17,900 --> 00:05:19,685
‫هیچ‌وقت قبلاً اینجوری نشده بودم.

131
00:05:19,735 --> 00:05:22,188
‫انصافاً، غش کردن قراره یهویی باشه دیگه.

132
00:05:22,238 --> 00:05:23,773
‫تازه با فرانک حرف زدم.

133
00:05:23,823 --> 00:05:25,316
‫کنفرانس بزرگش رو بی‌خیال شده

134
00:05:25,366 --> 00:05:26,525
‫و با اولین پرواز داره برمی‌گرده خونه.

135
00:05:26,575 --> 00:05:29,278
‫فکر کنم یکی از آخرین آدم خوبا نصیب تو شده.

136
00:05:29,328 --> 00:05:30,696
‫آخرین پسری که باهاش قرار می‌ذاشتم
‫حاضر نشد

137
00:05:30,746 --> 00:05:32,531
‫از درفت فانتزی فوتبالش دست بکشه
‫وقتی لاستیکم پنچر شد.

138
00:05:32,581 --> 00:05:34,242
‫- اه.
‫- اوهوم.

139
00:05:34,292 --> 00:05:36,118
‫این خواهرم، کیسیه.

140
00:05:36,168 --> 00:05:38,537
‫یه هفته‌ی طولانی و خیلی پر استرس داشتم،

141
00:05:38,587 --> 00:05:40,414
‫برای همین اون از
‫نیویورک پرواز کرده اومده

142
00:05:40,464 --> 00:05:41,666
‫تا یه کم وقت خواهرانه بگذرونیم

143
00:05:41,716 --> 00:05:42,792
‫وقتی شوهرم نیست.

144
00:05:42,842 --> 00:05:44,669
‫و همه‌مون می‌دونیم،
‫بهترین وقت‌گذرونی‌ها

145
00:05:44,719 --> 00:05:46,595
‫تو بیمارستان اتفاق میفته، نه؟

146
00:05:47,972 --> 00:05:50,266
‫هی. من دکتر هلر هستم،

147
00:05:50,308 --> 00:05:54,553
‫با دکتر کلارک کار می‌کنم.
‫اِم، تشخیصی داریم؟

148
00:05:54,603 --> 00:05:56,639
‫به نظر یه سنکوپ وازوواگال معمولیه.

149
00:05:56,689 --> 00:05:58,808
‫حتی نمی‌پرسیدم معنیش چیه.

150
00:05:58,858 --> 00:06:03,612
‫اختلال ناگهانی سیستم عصبی
‫باعث افت ضربان قلبش
‫و فشار خونش شده.
‫برای همین غش کرده.

151
00:06:03,654 --> 00:06:05,197
‫شایعه، معمولاً بی‌خطره.

152
00:06:05,239 --> 00:06:10,903
‫برای اطمینان یه نوار قلب می‌گیریم.
‫- اوه، خیلی از هردوتون ممنونم.
‫- حالت خوب میشه!

153
00:06:10,953 --> 00:06:14,081
‫آره، می‌دونم. فکر کردی کرم؟

154
00:06:14,874 --> 00:06:16,375
‫من همین‌جام.

155
00:06:16,667 --> 00:06:18,411
‫و، به نظرم، من بیشتر

156
00:06:18,461 --> 00:06:20,663
‫از تو نگران تشخیص دکترم هستم.

157
00:06:20,713 --> 00:06:23,374
‫باشه، من… من فقط می‌خواستم
‫مطمئن بشم که تو…

158
00:06:23,424 --> 00:06:24,792
‫تو می‌خوای از من نوار قلب بگیری؟

159
00:06:24,842 --> 00:06:27,795
‫دکترا، خواهرم می‌تونه از من نوار قلب بگیره؟

160
00:06:27,845 --> 00:06:29,422
‫عاشق اینه که زیادی تو زندگی من دخالت کنه.

161
00:06:29,472 --> 00:06:31,424
‫- جس!
‫- متأسفانه، یه سری آموزش لازم داره.

162
00:06:31,474 --> 00:06:33,050
‫آریتمی قلبی داره؟

163
00:06:33,100 --> 00:06:35,761
‫نه. از وقتی من اینجام ریتم سینوسی نرمال بوده.

164
00:06:35,811 --> 00:06:37,263
‫نه! جس!

165
00:06:37,313 --> 00:06:38,639
‫- چه مرگته؟!
‫- صبر کن، صبر کن.

166
00:06:38,689 --> 00:06:39,515
‫بهش دست نزن.

167
00:06:39,565 --> 00:06:40,725
‫آپارتمان من،

168
00:06:40,775 --> 00:06:42,643
‫قوانین من، کیسی!

169
00:06:42,693 --> 00:06:43,861
‫چه خبره؟

170
00:06:43,903 --> 00:06:44,904
‫خوابه.

171
00:06:45,321 --> 00:06:46,272
‫الان کاملاً خوابه.

172
00:06:46,322 --> 00:06:48,274
‫من دارم کنترل رو پس می‌گیرم!

173
00:06:48,324 --> 00:06:51,410
‫تو مهمون منی، پس مثل مهمون رفتار کن!

174
00:06:51,911 --> 00:06:54,121
‫در اسرع وقت یه تست خواب براش ترتیب میدیم.

175
00:06:55,289 --> 00:06:56,824
‫ببخشید، باید متوجه می‌شدم.

176
00:06:56,874 --> 00:06:58,451
‫نگران نباش. تغییر خیلی نامحسوسی بود.

177
00:06:58,501 --> 00:06:59,827
‫تو رزیدنت سال اولی.

178
00:06:59,877 --> 00:07:02,580
‫امیدوارم دکتر ریدلی نشنوه
‫که من همچین چیز بزرگی رو از دست دادم.

179
00:07:02,630 --> 00:07:04,123
‫قسم می‌خورم دفعه‌ی بعد حواسم جمعه.

180
00:07:04,173 --> 00:07:06,167
‫هانا، خیلی چیزا هست که نمی‌دونی.

181
00:07:06,217 --> 00:07:08,886
‫هنوز چیزایی هست که منم
‫نمی‌دونم، با این که رزیدنت ارشدم.

182
00:07:09,011 --> 00:07:12,765
‫همه چی درست میشه. کار ما اینجا
‫اینه که بهت یاد بدیم، نه این که بترسونیمت.

183
00:07:15,434 --> 00:07:17,178
‫سریع‌تر از معمول شروع شد،

184
00:07:17,228 --> 00:07:18,929
‫ولی همون لحظه‌ای که «سال» شروع کرد
‫مثل دیوونه‌ها رفتار کنه…

185
00:07:18,979 --> 00:07:20,773
‫داون، داون، داری بدتر از

186
00:07:20,815 --> 00:07:22,475
‫چیزی که بود جلوه‌ش میدی.

187
00:07:22,525 --> 00:07:23,851
‫میسی رو به گریه انداختی.

188
00:07:23,901 --> 00:07:26,020
‫به مربی اسپینینگمون گفت
‫هیولای سایز چهار،

189
00:07:26,070 --> 00:07:27,655
‫ولی اون واقعاً سایز دوئه،

190
00:07:27,696 --> 00:07:28,572
‫خلاصه که یه ماجرایی شد.

191
00:07:28,614 --> 00:07:30,816
‫خلاصه، همونطور که دکتر بهم گفته بود،

192
00:07:30,866 --> 00:07:33,744
‫دو بسته شکر ریختم
‫تو یه بطری آب پرتقال،

193
00:07:33,786 --> 00:07:37,239
‫دادم خوردش.
‫و برای حدود ۳۰ ثانیه، حالش عادی بود.

194
00:07:37,289 --> 00:07:38,991
‫ولی بعدش شروع کرد به تشنج کردن.

195
00:07:39,041 --> 00:07:41,243
‫وحشت کرده بودم، برای همین زنگ زدم اورژانس.

196
00:07:41,293 --> 00:07:42,495
‫دو واحد تزریق شد.

197
00:07:42,545 --> 00:07:44,371
‫قبل از کلاس اسپینینگ چیزی خوردی؟

198
00:07:44,421 --> 00:07:46,499
‫یه پروتئین‌بار با طعم کوکی و خامه
‫گذاشتم تو کیفش،

199
00:07:46,549 --> 00:07:47,666
‫ولی، البته که نخوردش.

200
00:07:47,716 --> 00:07:49,843
‫بیشتر مزه‌ی کوکی و گچ میده.

201
00:07:50,302 --> 00:07:53,297
‫ببین، می‌فهمم چرا قند خونم پایین بود.

202
00:07:53,347 --> 00:07:54,006
‫ولی چرا تشنج کردم؟

203
00:07:54,056 --> 00:07:55,933
‫به نظر میاد با شکم خالی

204
00:07:55,975 --> 00:07:56,884
‫به خودت فشار آوردی

205
00:07:56,934 --> 00:07:59,220
‫و این باعث افت شدید قند خونت شده.

206
00:07:59,270 --> 00:08:01,764
‫داون، آب پرتقال کار درستی بود.

207
00:08:01,814 --> 00:08:04,225
‫ولی شاید تو ریختن شکر زیاده‌روی کردی.

208
00:08:04,275 --> 00:08:06,727
‫خب، ما یه دوز کم
‫انسولین بهت زدیم،

209
00:08:06,777 --> 00:08:08,187
‫و این باید قندت رو بیاره پایین.

210
00:08:08,237 --> 00:08:10,231
‫و تا یه دقیقه‌ی دیگه باید حالت پایدار بشه.

211
00:08:10,281 --> 00:08:11,482
‫ممنونم، دکتر.

212
00:08:11,532 --> 00:08:12,691
‫خب، هشت ماه پیش

213
00:08:12,741 --> 00:08:14,360
‫دیابتت تشخیص داده شد.

214
00:08:14,410 --> 00:08:15,986
‫می‌تونم بپرسم تغییری

215
00:08:16,036 --> 00:08:18,155
‫تو رژیم غذایی‌ت دادی؟

216
00:08:18,205 --> 00:08:19,782
‫نه فقط رژیمش، ما

217
00:08:19,832 --> 00:08:21,575
‫کل سبک زندگیش رو زیر و رو کردیم.

218
00:08:21,625 --> 00:08:22,368
‫هر دومون.

219
00:08:22,418 --> 00:08:23,953
‫شش ماه گذشته، غذای سالم خوردیم

220
00:08:24,003 --> 00:08:25,371
‫و هر روز ورزش کردیم.

221
00:08:25,421 --> 00:08:27,623
‫هر کدوممون حدود ۵ کیلو کم کردیم
‫و وقتی وزنمون ثابت موند،

222
00:08:27,673 --> 00:08:29,625
‫دکترمون اوزمپیک رو توصیه کرد.

223
00:08:29,675 --> 00:08:31,135
‫تو هم دیابت داری؟

224
00:08:31,260 --> 00:08:32,970
‫نه، ولی معجزه‌ست.

225
00:08:33,137 --> 00:08:34,255
‫برای اون.

226
00:08:34,305 --> 00:08:35,556
‫نه خیلی برای من.

227
00:08:35,681 --> 00:08:38,309
‫دوز مناسب رو پیدا می‌کنیم، عزیزم.

228
00:08:38,767 --> 00:08:40,386
‫حالم، حالم خوب نیست.

229
00:08:40,436 --> 00:08:41,387
‫سال، چی شده؟

230
00:08:41,437 --> 00:08:43,389
‫سال، چی شده؟

231
00:08:43,439 --> 00:08:46,734
‫- ببخشید.
‫- ضربان قلب پایینه. نبض ضعیفه.

232
00:08:47,276 --> 00:08:49,520
‫قند خون ۴۵ئه؟

233
00:08:49,570 --> 00:08:51,605
‫- ولی تو فقط بهش…
‫- دو واحد.

234
00:08:51,655 --> 00:08:53,440
‫باشه، خب، اینقدر نیست که
‫قند رو اونقدر بیاره پایین.

235
00:08:53,490 --> 00:08:54,575
‫دکستروز ۵۰ درصد رو بیار!

236
00:08:54,616 --> 00:08:56,827
‫سال؟! وای خدای من. سال!

237
00:08:57,286 --> 00:08:58,871
‫سال؟ طاقت بیار.

238
00:09:08,547 --> 00:09:10,249
‫فکر کنم نمیاد.

239
00:09:10,299 --> 00:09:12,251
‫وقت هنوز مال توئه، کیتی.

240
00:09:12,301 --> 00:09:13,961
‫چیزی هست که بخوای بگی؟

241
00:09:14,011 --> 00:09:15,754
‫نه واقعاً.

242
00:09:15,804 --> 00:09:17,589
‫می‌دونی که می‌تونی هر چیزی بگی.

243
00:09:17,639 --> 00:09:18,682
‫حرفی برای گفتن نیست، بابا.

244
00:09:18,724 --> 00:09:19,842
‫نه وقتی اون اینجا نیست.

245
00:09:19,892 --> 00:09:22,052
‫کیتی، لطفاً.

246
00:09:22,102 --> 00:09:24,722
‫وقتی همه چیز رو تو خودت میریزی،
‫خیلی برات بده.

247
00:09:24,772 --> 00:09:26,598
‫باشه!

248
00:09:26,648 --> 00:09:28,475
‫دیشب اومد خونه وقتی اون داشت
‫تو مشق‌هام کمکم می‌کرد،

249
00:09:28,525 --> 00:09:30,311
‫و از کنارمون رد شد

250
00:09:30,361 --> 00:09:31,987
‫انگار که ما اصلاً اونجا نبودیم.

251
00:09:32,571 --> 00:09:34,606
‫می‌دونم حتماً
‫خیلی دردناک بوده…

252
00:09:34,656 --> 00:09:36,358
‫بعدش اون بهم می‌گه، «اون درست میشه.»

253
00:09:36,408 --> 00:09:37,651
‫بعد از دو سال!

254
00:09:37,701 --> 00:09:39,495
‫هنوز داره براش بهونه میاره.

255
00:09:42,289 --> 00:09:43,999
‫مایکل؟

256
00:09:44,291 --> 00:09:45,909
‫متأسفم.

257
00:09:45,959 --> 00:09:47,870
‫- نمی‌خواستم بی‌اهمیت جلوه‌ش بدم…
‫- تو فقط داری جوری رفتار می‌کنی

258
00:09:47,920 --> 00:09:49,880
‫انگار اتفاقی که افتاده واقعی نیست!

259
00:09:49,922 --> 00:09:51,507
‫این چه کمکی می‌کنه؟!

260
00:10:19,868 --> 00:10:22,488
‫دوز انسولینی که بهش دادیم نباید باعث
‫می‌شد قندش اونجوری بیفته،

261
00:10:22,538 --> 00:10:24,656
‫که این بهم میگه آب پرتقال و شکر دلیل

262
00:10:24,706 --> 00:10:26,909
‫اون جهش قبلی قندش نبوده.

263
00:10:26,959 --> 00:10:28,994
‫گلوکز ۱۲۲. برگشته به محدوده‌ی امن.

264
00:10:29,044 --> 00:10:30,420
‫مشکلش چیه؟

265
00:10:31,046 --> 00:10:32,923
‫اون چیزی داره به اسم دیابت شکننده،

266
00:10:33,173 --> 00:10:36,176
‫یعنی قند خونش
‫به شدت نوسان می‌کنه

267
00:10:36,301 --> 00:10:40,138
‫می‌تونه بدون هشدار افت کنه یا بالا بره.
‫برای این که زنده بمونه، باید اون رو

268
00:10:40,222 --> 00:10:41,548
‫تو یه محدوده‌ی خیلی دقیق نگه داریم.

269
00:10:41,598 --> 00:10:42,850
‫«برای این که زنده بمونه»؟

270
00:10:42,891 --> 00:10:44,518
‫انگار داره روی لبه‌ی تیغ راه میره.

271
00:10:44,726 --> 00:10:46,603
‫تنها راه متوقف کردنش اینه که بفهمیم

272
00:10:46,645 --> 00:10:48,105
‫چی داره متابولیسمش رو به هم میریزه.

273
00:10:48,146 --> 00:10:49,606
‫سریع یه سی‌تی اسکن بگیرین.

274
00:10:49,815 --> 00:10:51,191
‫من به رادیولوژی زنگ می‌زنم.

275
00:10:52,609 --> 00:10:55,821
‫من هیچ‌وقت تو خواب کاری جز خروپف نکردم.

276
00:10:55,904 --> 00:10:58,782
‫فرانک بهم می‌گفت.
‫این می‌تونه یهویی شروع بشه.

277
00:10:58,907 --> 00:11:01,201
‫خدا، اگه تومور مغزی باشه چی؟

278
00:11:01,243 --> 00:11:04,663
‫باشه، می‌دونم دست خودت نیست،
‫ولی بیا بدترین سناریو رو در نظر نگیریم.

279
00:11:04,746 --> 00:11:06,615
‫کیسی راست می‌گه. کلی
‫توضیح دیگه وجود داره،

280
00:11:06,665 --> 00:11:08,200
‫و بیشترشون خیلی کم‌خطرتر از تومورن،

281
00:11:08,250 --> 00:11:10,244
‫ولی تست خواب
‫یه ایده‌ی واضح‌تری بهمون میده

282
00:11:10,294 --> 00:11:11,578
‫که چه خبره، باشه؟

283
00:11:11,628 --> 00:11:14,631
‫وقتی بیدار بشی،
‫یه سری جواب داریم. باشه؟

284
00:11:17,426 --> 00:11:19,886
‫خب تا منتظریم کجا بریم؟

285
00:11:21,430 --> 00:11:23,682
‫اِم… خب، من بیمارهای دیگه‌ای دارم

286
00:11:23,724 --> 00:11:25,267
‫که باید بهشون رسیدگی کنم،

287
00:11:25,392 --> 00:11:28,971
‫ولی، اتاق انتظار،
‫احتمالاً بهترین گزینه‌تونه.

288
00:11:29,021 --> 00:11:30,105
‫منطقیه.

289
00:11:30,355 --> 00:11:32,816
‫با توجه به این که من دکتر نیستم و اینا.

290
00:11:32,899 --> 00:11:35,360
‫ولی به محض این که
‫چیزی بفهمم بهت خبر میدم.

291
00:11:35,444 --> 00:11:37,070
‫باشه.

292
00:11:40,824 --> 00:11:42,784
‫ببخشید که پات به این ماجرا کشیده شد.

293
00:11:42,868 --> 00:11:44,361
‫مشکلی نیست. خوشحال میشم کمک کنم.

294
00:11:44,411 --> 00:11:46,947
‫- سریع در موردش تحقیق کردم.
‫- خیلی خیّره.

295
00:11:46,997 --> 00:11:48,407
‫آره، آدم خیلی خوبیه.

296
00:11:48,457 --> 00:11:50,951
‫تو تقریباً چهار ساله اینجایی.

297
00:11:51,001 --> 00:11:52,911
‫ایده‌ای داری چرا الان داره این کار رو می‌کنه؟

298
00:11:52,961 --> 00:11:56,340
‫نه، ما واقعاً در مورد
‫برنامه‌هاش حرف نمی‌زنیم.

299
00:11:56,465 --> 00:11:57,375
‫سونیای من.

300
00:11:57,425 --> 00:11:57,758
‫سونیای من.

301
00:11:59,801 --> 00:12:02,304
‫بابا، ایشون دکتر مایکل حمدا هستن،

302
00:12:02,346 --> 00:12:03,797
‫مدیر ارشد پزشکی ما.

303
00:12:03,847 --> 00:12:05,974
‫- مکس داشت از شما تعریف می‌کرد.
‫- از دیدنتون خوشوقتم.

304
00:12:06,058 --> 00:12:07,893
‫خوشوقتی از منه. و ممنون

305
00:12:07,934 --> 00:12:09,519
‫از توجهتون به بخش زنان و زایمان.

306
00:12:09,561 --> 00:12:11,096
‫بله، مکس پیشنهاد داد
‫که این بخشیه

307
00:12:11,146 --> 00:12:12,939
‫که واقعاً می‌تونم توش تأثیرگذار باشم.

308
00:12:13,065 --> 00:12:14,524
‫از این طرف پس؟

309
00:12:15,400 --> 00:12:17,277
‫شنیدم بیمارت تشنج کرده.

310
00:12:17,402 --> 00:12:19,112
‫با یه بولوس دکستروز ۵۰ درصد برگردوندمش.

311
00:12:19,404 --> 00:12:22,190
‫هایپرگلیسمی درست بعد از هایپوگلیسمی؟

312
00:12:22,240 --> 00:12:24,409
‫تعجب می‌کنم دیابت
‫شکننده اولین فکرت نبود.

313
00:12:24,451 --> 00:12:26,620
‫تو لیستم بود. ولی خوب غذا می‌خوره،

314
00:12:26,703 --> 00:12:29,039
‫ورزش می‌کنه، حتی اوزمپیک هم مصرف می‌کنه،

315
00:12:29,081 --> 00:12:31,166
‫پس یه جای کار نمی‌خونه.
‫دارم اسکن می‌کنم

316
00:12:31,249 --> 00:12:32,617
‫برای توده‌ی پانکراس.

317
00:12:32,667 --> 00:12:34,711
‫احتمالاً یه تومور اگزوکرین.

318
00:12:34,795 --> 00:12:36,004
‫خب، این دیگه خیلی باحال میشه.

319
00:12:36,088 --> 00:12:38,332
‫۳۰ ساله یکی از اینا ندیدم.

320
00:12:38,382 --> 00:12:40,926
‫«جی‌ال‌پی‌۱» می‌تونن خیلی
‫از مشکلات زمینه‌ای رو بپوشونن.

321
00:12:41,009 --> 00:12:44,546
‫بله. و این مد جدید
‫استفاده ازشون برای کاهش وزن

322
00:12:44,596 --> 00:12:45,756
‫یه بمب ساعتیه.

323
00:12:45,806 --> 00:12:47,049
‫با این حال، دکترا مثل نقل و نبات

324
00:12:47,099 --> 00:12:49,634
‫پخشش می‌کنن.

325
00:12:49,684 --> 00:12:52,304
‫اگه درست استفاده بشن می‌تونن
‫خیلی مؤثر باشن.

326
00:12:52,354 --> 00:12:54,973
‫یه راه میان‌برن. بیمارها
‫آخرش شبیه مترسک می‌شن

327
00:12:55,023 --> 00:12:57,059
‫و به محض این که داروها رو قطع می‌کنن
‫دوباره باد می‌کنن.

328
00:12:57,109 --> 00:12:59,227
‫کاش دانمارکی‌ها به جاش یه قرص می‌ساختن

329
00:12:59,277 --> 00:13:01,238
‫که مردم رو با انضباط‌تر می‌کرد.

330
00:13:01,404 --> 00:13:02,948
‫این یه کم ساده‌انگارانه‌ست.

331
00:13:03,073 --> 00:13:05,534
‫اون‌ها محرک‌های اشتهای
‫ناسازگار رو بازتنظیم می‌کنن

332
00:13:05,575 --> 00:13:07,994
‫تا اراده بتونه در برابر
‫بیولوژی شانسی داشته باشه.

333
00:13:08,203 --> 00:13:09,079
‫یه عصای زیر بغلن.

334
00:13:09,121 --> 00:13:10,372
‫حتی با وجود یه نیروی برتر،

335
00:13:10,413 --> 00:13:12,991
‫معتادها باید انتخاب کنن
‫که مصرف رو متوقف کنن.

336
00:13:13,041 --> 00:13:14,785
‫کلید فقط وقتی زده میشه
‫که خودشون بزننش.

337
00:13:14,835 --> 00:13:15,961
‫اراده‌ی آزاد یه توهمه.

338
00:13:16,086 --> 00:13:18,080
‫همه‌مون فقط مهره‌های

339
00:13:18,130 --> 00:13:19,798
‫مولکولی شناور تو یه مغاکیم.

340
00:13:19,881 --> 00:13:21,591
‫جوری رفتار می‌کنیم انگار خداییم،

341
00:13:21,633 --> 00:13:23,593
‫ولی در برابر سرنوشتمون کاملاً ناتوانیم.

342
00:13:24,010 --> 00:13:25,720
‫دارین فیلسوف مقیم ماست.

343
00:13:26,012 --> 00:13:28,098
‫ظاهراً یه کم هم پوچ‌گراست.

344
00:13:29,766 --> 00:13:32,894
‫همم. پانکراس سالمه. توموری نیست.

345
00:13:33,436 --> 00:13:35,931
‫- باشه. ۱۰ سال پیشه.
‫- ساعت ۳ صبح به وقت تو.

346
00:13:35,981 --> 00:13:38,725
‫من تازه از نپال زنگ زدم
‫چون نمی‌تونم این رو حل کنم.

347
00:13:38,775 --> 00:13:43,363
‫قضاوتی در کار نیست. رئیسی در کار نیست.
‫فقط یه بیمار مریض و دو تا دوست قدیمی.

348
00:13:43,446 --> 00:13:44,781
‫بهم چی میگی که انجام بدم؟

349
00:13:44,823 --> 00:13:46,358
‫آسپیراسیون روده‌ی کوچک

350
00:13:46,408 --> 00:13:48,702
‫و تست تنفسی متان.

351
00:13:48,743 --> 00:13:50,537
‫سیبو.

352
00:13:51,162 --> 00:13:53,540
‫بد نیست، دکتر لارسن. اصلاً بد نیست.

353
00:14:01,339 --> 00:14:03,041
‫تست مثبت تنفسی متان

354
00:14:03,091 --> 00:14:04,676
‫با آسپیراسیون روده‌ی کوچک تأیید شد.

355
00:14:05,010 --> 00:14:06,344
‫کاملاً مشخصه که عفونت سیبوئه.

356
00:14:06,386 --> 00:14:07,504
‫- هوم.
‫- نمی‌دونم چطور

357
00:14:07,554 --> 00:14:09,089
‫پیش‌بینی‌ش کردی.

358
00:14:09,139 --> 00:14:10,265
‫یه کار تیمی بود.

359
00:14:10,640 --> 00:14:12,726
‫هوم. تری‌گلیسیریدش رو هم ببین.

360
00:14:12,893 --> 00:14:14,561
‫سر به فلک کشیده.

361
00:14:15,353 --> 00:14:17,013
‫مطمئنی اینا درستن؟

362
00:14:17,063 --> 00:14:18,356
‫اوهوم.

363
00:14:18,398 --> 00:14:20,559
‫باشه. آزمایش‌ها تأیید کردن

364
00:14:20,609 --> 00:14:23,144
‫که سال عفونت سیبو داره.

365
00:14:23,194 --> 00:14:25,438
‫که دیابت شکننده رو توضیح میده،

366
00:14:25,488 --> 00:14:26,907
‫نوسان‌های قند خون.

367
00:14:27,157 --> 00:14:30,911
‫نادر هست، ولی میشه
‫با آنتی‌بیوتیک درمانش کرد.

368
00:14:31,369 --> 00:14:33,280
‫اوه. ولی چرا اینجوری شده؟

369
00:14:33,330 --> 00:14:36,249
‫علل زمینه‌ای معمولاً مربوط به رژیم غذاییه.

370
00:14:36,499 --> 00:14:38,460
‫منظورتون از «مربوط به رژیم غذایی» چیه؟

371
00:14:38,543 --> 00:14:40,795
‫کربوهیدرات‌های فرآوری شده‌ی بیش از حد،

372
00:14:40,837 --> 00:14:42,088
‫غذاهای چرب…

373
00:14:42,172 --> 00:14:43,331
‫منطقی نیست.

374
00:14:43,381 --> 00:14:45,175
‫اون خیلی خوب غذا می‌خوره.

375
00:14:45,550 --> 00:14:47,969
‫متأسفانه این چیزی نیست
‫که آزمایش خون نشون میده.

376
00:14:50,096 --> 00:14:51,681
‫سال؟

377
00:14:52,140 --> 00:14:53,808
‫چی کار کردی؟

378
00:14:54,309 --> 00:14:55,977
‫ناپرهیزی کردم.

379
00:14:56,394 --> 00:14:57,512
‫با فست فود، دونات.

380
00:14:57,562 --> 00:14:59,773
‫تقریباً هر چیزی که سر
‫راهم به خونه می‌دیدم.

381
00:15:00,732 --> 00:15:02,976
‫ولی نمی‌تونستی زیاد خورده باشی.
‫اوزمپیک…

382
00:15:03,026 --> 00:15:04,936
‫چهار ماه پیش مصرفش رو قطع کردم.

383
00:15:04,986 --> 00:15:07,814
‫حالم رو بد می‌کرد و اذیتم می‌کرد،

384
00:15:07,864 --> 00:15:10,275
‫و بعد وقتی قطعش کردم،
‫همیشه گشنه‌م بود،

385
00:15:10,325 --> 00:15:11,651
‫برای همین شروع کردم به یواشکی خوردن.

386
00:15:11,701 --> 00:15:13,194
‫می‌رفتم رستوران‌های ماشینی.

387
00:15:13,244 --> 00:15:16,790
‫پول نقد می‌دادم. بسته‌بندی‌ها رو
‫تو سطل آشغال همسایه می‌ذاشتم.

388
00:15:17,624 --> 00:15:19,376
‫همه‌ی این کارا رو

389
00:15:19,417 --> 00:15:21,127
‫پشت سر من می‌کردی؟

390
00:15:22,921 --> 00:15:24,923
‫باید یه کم هوا بخورم.

391
00:15:28,134 --> 00:15:30,086
‫می‌دونم نباید اونجوری غذا بخورم.

392
00:15:30,136 --> 00:15:32,505
‫ولی وقتی خسته‌م یا استرس دارم،

393
00:15:32,555 --> 00:15:34,507
‫- کنترلم رو از دست میدم.
‫- می‌فهمم.

394
00:15:34,557 --> 00:15:36,509
‫غذا تمام چیزیه که بهش فکر می‌کنم.

395
00:15:36,559 --> 00:15:38,436
‫تمام چیزیه که برام مهمه.

396
00:15:38,895 --> 00:15:40,680
‫یه مشکلی در من هست.

397
00:15:40,730 --> 00:15:42,849
‫هیچ مشکلی در تو نیست، سال.

398
00:15:42,899 --> 00:15:46,811
‫چه غذا باشه چه کار چه مواد،
‫هر کسی یه چیزی داره

399
00:15:46,861 --> 00:15:48,696
‫که از کنترلش خارج میشه.

400
00:15:48,738 --> 00:15:51,149
‫ولی این به این معنی نیست که نمی‌تونی
‫کنترل رو پس بگیری.

401
00:15:51,199 --> 00:15:52,233
‫چطور؟

402
00:15:52,283 --> 00:15:53,526
‫من وسواس دارم.

403
00:15:53,576 --> 00:15:55,320
‫تو به حمایت درست احتیاج داری.

404
00:15:55,370 --> 00:15:57,947
‫- داون ازم حمایت کرده.
‫- داون زنته.

405
00:15:57,997 --> 00:16:01,409
‫نمی‌تونه همزمان مربی،
‫متخصص تغذیه و تمرین‌دهنده‌ت هم باشه.

406
00:16:01,459 --> 00:16:03,620
‫اجازه بده یه متخصص رو بیارم.

407
00:16:03,670 --> 00:16:05,422
‫بله، لطفاً.

408
00:16:07,048 --> 00:16:09,843
‫باید این وضعیت تموم بشه.

409
00:16:14,889 --> 00:16:17,684
‫می‌تونین برام یه تصویری از این که
‫۱۰ میلیون دلار چه کاری می‌تونه بکنه، بکشین؟

410
00:16:17,809 --> 00:16:20,478
‫خب، این می‌تونه هزینه‌ی سوییت‌های
‫ریکاوری خصوصی رو تأمین کنه،

411
00:16:20,645 --> 00:16:23,398
‫تکنولوژی پیشرفته‌ی نوزادان،
‫از اون ارتقاهایی که

412
00:16:23,440 --> 00:16:24,774
‫بیمارستان‌ها رو سر زبون‌ها می‌ندازه.

413
00:16:24,858 --> 00:16:25,859
‫هوم.

414
00:16:26,401 --> 00:16:29,237
‫شونا، بهم نشون بده کجا کار می‌کنی.

415
00:16:29,612 --> 00:16:31,406
‫- منظورتون، اِم…
‫- بخش داخلی.

416
00:16:31,447 --> 00:16:32,657
‫می‌خوام ببینمش.

417
00:16:33,074 --> 00:16:34,659
‫اگه واقعاً می‌خواین
‫پولتون ارزش داشته باشه،

418
00:16:34,701 --> 00:16:35,952
‫اون پول می‌تونه نقش خیلی

419
00:16:35,994 --> 00:16:37,412
‫گسترده‌تری اونجا ایفا کنه.

420
00:16:37,537 --> 00:16:39,205
‫کنجکاو میشم در موردش بدونم.

421
00:16:39,247 --> 00:16:42,709
‫ولی در هر صورت، می‌خوام ببینم
‫دخترم تمام وقتش رو کجا می‌گذرونه.

422
00:16:44,961 --> 00:16:46,087
‫دنبالم بیاین.

423
00:16:47,714 --> 00:16:50,166
‫نه، جرأت نکن، فرانک!

424
00:16:50,216 --> 00:16:52,135
‫مادر من شاید خودشیفته باشه،

425
00:16:52,177 --> 00:16:53,670
‫ولی مادر تو یه مزاحم دنبال‌کنه!

426
00:16:53,720 --> 00:16:55,380
‫اوه، داره جالب میشه.

427
00:16:55,430 --> 00:16:58,099
‫چرا کیسی برای من شلوار جین خریده

428
00:16:58,141 --> 00:17:00,351
‫فقط برای این که حالم رو بد کنه؟

429
00:17:00,476 --> 00:17:01,811
‫من اون شلوار رو بهت دادم
‫چون وقتی پوشیدمش،

430
00:17:01,853 --> 00:17:03,813
‫- گفتی عاشقش شدی!
‫- نمی‌تونستم بگم

431
00:17:03,938 --> 00:17:05,523
‫- فاق بلنده!
‫- خب که چی؟

432
00:17:05,648 --> 00:17:07,066
‫کیسی می‌دونه من نمی‌تونم

433
00:17:07,108 --> 00:17:10,520
‫با این بالاتنه‌ی کوتاهم فاق بلند بپوشم!

434
00:17:10,570 --> 00:17:12,071
‫لیز.

435
00:17:12,614 --> 00:17:13,898
‫خب، حداقل می‌دونیم

436
00:17:13,948 --> 00:17:15,366
‫تو خواب حقیقت رو میگی.

437
00:17:15,491 --> 00:17:17,610
‫یه خبر خوب هم از نظر پزشکی هست:

438
00:17:17,660 --> 00:17:18,953
‫تومور نیست.

439
00:17:19,162 --> 00:17:20,204
‫پس چیه؟

440
00:17:20,330 --> 00:17:21,706
‫به نظر میاد صرع لوب گیجگاهیه.

441
00:17:22,040 --> 00:17:23,533
‫یه قسمتی از مغزته،

442
00:17:23,583 --> 00:17:25,710
‫که احساسات، حافظه و زبان رو پردازش می‌کنه.

443
00:17:25,752 --> 00:17:27,170
‫اخیراً چیز استرس‌زایی اتفاق افتاده؟

444
00:17:27,211 --> 00:17:29,539
‫آره، اون تازه دو هفته‌ی وحشتناک

445
00:17:29,589 --> 00:17:30,673
‫جلسات اولیا و مربیان رو تموم کرده.

446
00:17:30,715 --> 00:17:31,791
‫انقدر بده؟

447
00:17:31,841 --> 00:17:34,085
‫تا حالا پدر و مادرای
‫بچه‌های مهدکودکی رو

448
00:17:34,135 --> 00:17:35,378
‫تو مدرسه‌ی غیرانتفاعی دیدی؟

449
00:17:35,428 --> 00:17:37,213
‫مهم نیست بچه‌شون چی کار می‌کنه،

450
00:17:37,263 --> 00:17:39,549
‫اونا رفتارش رو تعبیر می‌کنن
‫به رفتار سوءتفاهم‌شده‌ی

451
00:17:39,599 --> 00:17:41,217
‫- یه نابغه.
‫- آره، فکر کنم منم یکی

452
00:17:41,267 --> 00:17:43,136
‫از اون پدر و مادرا باشم. دخترم،
‫اون داره

453
00:17:43,186 --> 00:17:44,395
‫مهدکودکش رو تموم می‌کنه.

454
00:17:44,729 --> 00:17:46,806
‫خب، از اونجایی که شما دکتر هستین،

455
00:17:46,856 --> 00:17:49,901
‫قبول می‌کنم که بچه‌تون
‫می‌تونه نابغه باشه، نه؟

456
00:17:51,945 --> 00:17:54,272
‫خب، جس، می‌خوایم درمانت رو

457
00:17:54,322 --> 00:17:55,523
‫با یه داروی ضد صرع شروع کنیم.

458
00:17:55,573 --> 00:17:57,984
‫نظارت می‌کنیم، و از اونجا دوزش رو تنظیم می‌کنیم.

459
00:17:58,034 --> 00:17:59,202
‫ممنونم.

460
00:18:00,995 --> 00:18:02,747
‫حلقه دستش نبود،

461
00:18:02,789 --> 00:18:04,540
‫منم فکر کردم مجرده!

462
00:18:04,624 --> 00:18:05,283
‫الو؟!

463
00:18:05,333 --> 00:18:07,502
‫من صرع دارم!

464
00:18:07,585 --> 00:18:09,537
‫جس، می‌دونم این کلمه ترسناکه،

465
00:18:09,587 --> 00:18:11,122
‫ولی این نوعش خیلی قابل درمانه.

466
00:18:11,172 --> 00:18:12,665
‫و با داروهای مناسب،
‫احتمال زیادی هست

467
00:18:12,715 --> 00:18:14,467
‫که اصلاً متوجهش هم نشی.

468
00:18:14,884 --> 00:18:17,303
‫اِم، فقط خواستم بدونی، اون طلاق گرفته.

469
00:18:22,892 --> 00:18:26,179
‫و این پایین، ما
‫دفتر بخش داخلی رو داریم

470
00:18:26,229 --> 00:18:27,847
‫با یه فضای چند منظوره.

471
00:18:27,897 --> 00:18:29,557
‫و اینجا، دکتر لارسن رو داریم…

472
00:18:29,607 --> 00:18:31,434
‫آه، دکتر لارسن.

473
00:18:31,484 --> 00:18:33,686
‫ما تو مراسم خیریه
‫سه سال پیش هم رو دیدیم.

474
00:18:33,736 --> 00:18:36,239
‫درست بعد از این که سونیا به عنوان انترن شروع به کار کرد.

475
00:18:36,739 --> 00:18:38,816
‫من، من خیلی متأسفم، من…

476
00:18:38,866 --> 00:18:41,402
‫مطمئنم همه‌ی تاجرای
‫کت و شلواری شبیه هم به نظر می‌رسن،

477
00:18:41,452 --> 00:18:43,696
‫ولی شما در مورد سونیا خیلی لطف داشتین.

478
00:18:43,746 --> 00:18:45,531
‫خب، اون دکتر فوق‌العاده‌ایه.

479
00:18:45,581 --> 00:18:48,034
‫اون تو هر کاری که انتخاب
‫می‌کرد فوق‌العاده می‌شد،

480
00:18:48,084 --> 00:18:51,829
‫ولی من خیلی مفتخرم که اون
‫این حرفه‌ی فداکارانه رو انتخاب کرد.

481
00:18:51,879 --> 00:18:52,914
‫آقای میترا در حال بررسی

482
00:18:52,964 --> 00:18:54,707
‫یه کمک مالی قابل توجه برای بخش زنان هستن.

483
00:18:54,757 --> 00:18:57,210
‫اوه، عالیه، هرچند ما تو
‫این بخش واقعاً به حمایت

484
00:18:57,260 --> 00:18:58,086
‫احتیاج داریم.

485
00:18:58,136 --> 00:19:00,380
‫دقیقاً همینو داشتم بهشون می‌گفتم.

486
00:19:00,430 --> 00:19:01,714
‫لطفاً، من مزاحمتون نمیشم.

487
00:19:01,764 --> 00:19:03,933
‫- از دیدارتون دوباره خوشحال شدم.
‫- منم همینطور.

488
00:19:04,892 --> 00:19:07,178
‫خب، این خیلی آموزنده بود.

489
00:19:07,228 --> 00:19:09,931
‫ممنون از این تور
‫جامع و کامل، دکتر حمدا.

490
00:19:09,981 --> 00:19:11,849
‫باعث خوشحالی ماست. لطفاً،

491
00:19:11,899 --> 00:19:13,768
‫اگه سوال دیگه‌ای داشتین
‫یا هر چی بهم بگین.

492
00:19:13,818 --> 00:19:16,229
‫اگه اشکالی نداره،
‫می‌تونم سونیا رو

493
00:19:16,279 --> 00:19:18,398
‫- برای یه ناهار سریع قرض بگیرم؟
‫- اوه، واقعاً نمی‌تونم.

494
00:19:18,448 --> 00:19:19,690
‫من کلی بیمار دارم…

495
00:19:19,740 --> 00:19:21,567
‫ولی من فکر می‌کردم دکتر ریدلی

496
00:19:21,617 --> 00:19:22,902
‫غیبت شما رو موجه کرده.

497
00:19:22,952 --> 00:19:25,822
‫نه، اتفاقاً. تازه بهم پیام داد. من…

498
00:19:25,872 --> 00:19:27,874
‫اون واقعاً به من احتیاج داره.

499
00:19:28,458 --> 00:19:30,460
‫آه، می‌فهمم.

500
00:19:30,501 --> 00:19:33,371
‫البته.
‫مادرت خیلی دوست
‫داره این هفته تو رو ببینه

501
00:19:33,421 --> 00:19:34,589
‫برای شام اگه بتونی.

502
00:19:35,006 --> 00:19:36,883
‫بهتون خبر میدم.

503
00:19:37,800 --> 00:19:40,386
‫من برمی‌گردم سر کارم.

504
00:19:44,056 --> 00:19:46,559
‫بفرمایید. از این طرف.

505
00:19:47,852 --> 00:19:49,095
‫سال کجاست؟

506
00:19:49,145 --> 00:19:49,979
‫من رفتم پایین

507
00:19:50,021 --> 00:19:51,147
‫یه قهوه بگیرم.

508
00:19:51,189 --> 00:19:52,231
‫فکر کردم تو بردی‌ش برای آزمایش.

509
00:19:52,273 --> 00:19:53,774
‫نه.

510
00:19:53,858 --> 00:19:56,194
‫این طبقه دستگاه فروش خودکار هست؟

511
00:20:02,491 --> 00:20:03,651
‫چه مرگته؟

512
00:20:03,701 --> 00:20:05,194
‫ما تو بیمارستانیم!

513
00:20:05,244 --> 00:20:07,613
‫همه‌ش به‌خاطر این که دست از
‫خوردن آشغال برنمی‌داری

514
00:20:07,663 --> 00:20:09,782
‫که قراره تو رو بکشه!
‫ و من چی؟

515
00:20:09,832 --> 00:20:12,460
‫من چی کار باید بکنم
‫اگه اتفاقی برات بیفته؟

516
00:20:13,169 --> 00:20:14,003
‫من گند زدم.

517
00:20:14,045 --> 00:20:16,964
‫من اینجا نمی‌ایستم
‫و تماشا کنم خودت رو بکشی!

518
00:20:17,924 --> 00:20:18,758
‫متأسفم.

519
00:20:18,841 --> 00:20:20,718
‫کارم با تو تمومه.

520
00:20:22,637 --> 00:20:24,297
‫داون!

521
00:20:24,347 --> 00:20:26,182
‫- داون!
‫- عزیزم؟

522
00:20:26,974 --> 00:20:29,510
‫اون خوبه؟ داون! داون!

523
00:20:29,560 --> 00:20:31,179
‫- داون، عزیزم!
‫- سریع ترالی اورژانس رو بیارین!

524
00:20:31,229 --> 00:20:33,139
‫- آوردمش.
‫- چه اتفاقی براش افتاده؟

525
00:20:33,189 --> 00:20:34,315
‫چه اتفاقی افتاده؟

526
00:20:37,068 --> 00:20:39,937
‫وقتی پدر و مادر متحدن،
‫این برای بچه‌ها ثبات

527
00:20:39,987 --> 00:20:42,398
‫فراهم می‌کنه. ولی وقتی
‫ایده‌های مختلفی دارن،

528
00:20:42,448 --> 00:20:43,941
‫می‌تونه سخت بشه.

529
00:20:43,991 --> 00:20:45,985
‫گاهی وقتا یه والد حس می‌کنه

530
00:20:46,035 --> 00:20:48,571
‫که باید از اون یکی دفاع کنه

531
00:20:48,621 --> 00:20:50,039
‫تا اون ثبات رو حفظ کنه.

532
00:20:50,957 --> 00:20:53,459
‫چیزی که هفته‌ی پیش ازت شنیدم، کیتی،

533
00:20:54,460 --> 00:20:55,828
‫اینه که تو می‌خوای بابات

534
00:20:55,878 --> 00:20:57,880
‫شروع کنه به گفتن بیشتر حقیقتش.

535
00:20:58,756 --> 00:21:00,466
‫فکر نکنم بتونه این کار رو بکنه.

536
00:21:01,592 --> 00:21:03,427
‫مایکل؟

537
00:21:05,513 --> 00:21:08,549
‫من واقعاً نمی‌خوام شروع کنم
‫به بدگویی از مادرت. من…

538
00:21:08,599 --> 00:21:10,935
‫کیتی. کیتی!

539
00:21:15,982 --> 00:21:17,892
‫من می‌فهمم چه حسی داری…

540
00:21:17,942 --> 00:21:19,902
‫نه، تو فقط داری همون کار رو

541
00:21:19,944 --> 00:21:21,278
‫بارها و بارها تکرار می‌کنی!

542
00:21:21,570 --> 00:21:23,898
‫مایکل. اون نیاز داره که تو بگی

543
00:21:23,948 --> 00:21:25,992
‫از رفتار ایمی خوشت نمیاد.

544
00:21:26,283 --> 00:21:28,369
‫که تو می‌دونی ایمی داره بهش آسیب می‌زنه

545
00:21:28,411 --> 00:21:30,204
‫و این کار درست نیست.

546
00:21:32,623 --> 00:21:34,250
‫درست نیست.

547
00:21:37,253 --> 00:21:38,879
‫درست نیست.

548
00:21:46,011 --> 00:21:48,255
‫من اینجا نیستم که بهت فشار بیارم.

549
00:21:48,305 --> 00:21:49,674
‫- نه؟
‫- نه.

550
00:21:49,724 --> 00:21:52,351
‫می‌خوام بدونم چه خبره
‫تا بتونم کمکت کنم.

551
00:21:55,688 --> 00:21:57,773
‫راوی دار رو یادت میاد؟

552
00:21:59,442 --> 00:22:02,820
‫خب، اون پسرِ شریک کاری پدرمه.

553
00:22:03,904 --> 00:22:06,399
‫و وقتی بهم حمله کرد،

554
00:22:06,449 --> 00:22:09,326
‫مادرم تنها کسی بود که بهش گفتم.

555
00:22:10,119 --> 00:22:11,912
‫اون ازم قول گرفت

556
00:22:11,954 --> 00:22:14,206
‫که هیچ‌وقت به کس دیگه‌ای نگم.

557
00:22:14,707 --> 00:22:16,459
‫و من به اون قول عمل کردم.

558
00:22:17,334 --> 00:22:19,044
‫برای پنج سال.

559
00:22:20,212 --> 00:22:23,749
‫ولی وقتی راوی دستگیر شد،

560
00:22:23,799 --> 00:22:25,134
‫همه چیز لو رفت.

561
00:22:25,968 --> 00:22:29,422
‫بذار اینجوری بگم، واکنش پدرم

562
00:22:29,472 --> 00:22:33,142
‫اون چیزی نبود که من دوست داشتم.

563
00:22:33,601 --> 00:22:34,727
‫تو رو مقصر می‌دونه؟

564
00:22:34,935 --> 00:22:37,104
‫اون فقط نمی‌تونه باهاش روبرو بشه.

565
00:22:37,480 --> 00:22:39,398
‫هیچ‌کدومشون نمی‌تونن.

566
00:22:40,024 --> 00:22:42,443
‫و قطعاً نمی‌خوان در موردش حرف بزنن.

567
00:22:42,735 --> 00:22:44,570
‫برای همین نمی‌بینیشون.

568
00:22:46,989 --> 00:22:50,192
‫من خیلی سخت تو تراپی
‫کار کردم تا بفهمم

569
00:22:50,242 --> 00:22:52,244
‫چی می‌خوام بگم،

570
00:22:52,286 --> 00:22:53,279
‫چطور می‌خوام بگم،

571
00:22:53,329 --> 00:22:55,122
‫و کی آماده‌ش میشم.

572
00:22:55,164 --> 00:22:56,907
‫و قرار نیست سر ناهار

573
00:22:56,957 --> 00:22:59,043
‫تو کافه‌تریای بیمارستان باشه

574
00:22:59,126 --> 00:23:01,337
‫یا شام این هفته.

575
00:23:03,464 --> 00:23:05,666
‫خیلی متأسفم که تو این
‫موقعیت قرار گرفتی.

576
00:23:05,716 --> 00:23:07,793
‫می‌دونی، من خرج دانشکده‌ی
‫پزشکی خودم رو دادم

577
00:23:07,843 --> 00:23:09,720
‫تا بهشون مدیون نباشم.

578
00:23:10,471 --> 00:23:13,174
‫برای همین این حس خیلی چندش‌آوری داره.

579
00:23:13,224 --> 00:23:15,551
‫اون اومده اینجا با پولش،

580
00:23:15,601 --> 00:23:18,012
‫و سعی می‌کنه قلمرو من رو مال خودش بدونه.

581
00:23:18,062 --> 00:23:21,056
‫ممکنه اون فقط از سر استیصال

582
00:23:21,106 --> 00:23:23,058
‫دنبال یه راه باشه که برات جبران کنه؟

583
00:23:23,108 --> 00:23:24,518
‫داری بهم میگی ببخشمش.

584
00:23:24,568 --> 00:23:26,520
‫اصلاً و ابداً. جایگاه من نیست

585
00:23:26,570 --> 00:23:28,230
‫- که بهت چیزی بگم.
‫- شما رئیس منین.

586
00:23:28,280 --> 00:23:30,199
‫الان نیستم.

587
00:23:32,826 --> 00:23:34,028
‫فقط، حس می‌کنم این

588
00:23:34,078 --> 00:23:36,413
‫ممکنه یه فرصت باشه برات.

589
00:23:37,414 --> 00:23:39,041
‫که بهش فرصت بدی.

590
00:23:39,583 --> 00:23:41,460
‫بهش یه فرصت بدی که خودش رو نشون بده.

591
00:23:43,212 --> 00:23:44,955
‫من می‌دونم چه حسی داره

592
00:23:45,005 --> 00:23:46,790
‫که خانواده‌ت از هم بپاشه

593
00:23:46,840 --> 00:23:49,218
‫چون کنار اومدن با غم خیلی سخته.

594
00:23:50,219 --> 00:23:53,013
‫تنها راه عبور ازش، عبور ازشه.

595
00:23:56,100 --> 00:23:57,101
‫چی شده؟

596
00:23:57,184 --> 00:23:59,728
‫قلبش به‌خاطر
‫سوءتغذیه از کار افتاده.

597
00:24:00,521 --> 00:24:03,015
‫اون ۲۶ درصد از وزن بدنش رو

598
00:24:03,065 --> 00:24:04,608
‫تو دو ماه از دست داده.

599
00:24:04,650 --> 00:24:06,227
‫به لطف «جی‌ال‌پی‌۱».

600
00:24:06,277 --> 00:24:07,937
‫سوءاستفاده از «جی‌ال‌پی‌۱».

601
00:24:07,987 --> 00:24:09,688
‫باید تغذیه رو به آرومی دوباره شروع کنیم

602
00:24:09,738 --> 00:24:12,650
‫تا از سندرم تغذیه‌ی مجدد جلوگیری کنیم.

603
00:24:12,700 --> 00:24:14,652
‫و باید کاری کنی مصرف داروها رو قطع کنه.

604
00:24:14,702 --> 00:24:16,946
‫هر امیدی که موقع شروع این کار داشت،

605
00:24:16,996 --> 00:24:19,331
‫این نمی‌تونه پایانی باشه که می‌خواسته.

606
00:24:21,959 --> 00:24:23,585
‫جس خوابه.

607
00:24:23,627 --> 00:24:25,462
‫من یه دوز اولیه از کپرا تزریق کردم،

608
00:24:25,587 --> 00:24:27,214
‫سطوحش رو چک کردم.

609
00:24:27,297 --> 00:24:28,791
‫تو محدوده‌ی درمانیه،

610
00:24:28,841 --> 00:24:29,633
‫پس خیالم راحته.

611
00:24:29,883 --> 00:24:31,051
‫کارت خوب بود، دکتر کلارک.

612
00:24:31,093 --> 00:24:31,794
‫می‌دونستی که

613
00:24:31,844 --> 00:24:33,170
‫کیسی گریمور ستاره‌هاست؟

614
00:24:33,220 --> 00:24:35,756
‫گریم همه رو انجام داده
‫از لیدی گاگا تا زندایا.

615
00:24:35,806 --> 00:24:37,257
‫چقدر باحاله؟

616
00:24:37,307 --> 00:24:39,226
‫خوبه، خوبه که می‌دونم.

617
00:24:42,062 --> 00:24:44,056
‫می‌خوام کمکم کنی
‫جس رو قانع کنم تدریس رو ول کنه.

618
00:24:44,106 --> 00:24:46,433
‫چون اگه استرس آستانه‌ی
‫تشنج رو پایین میاره،

619
00:24:46,483 --> 00:24:47,810
‫فکر می‌کنم فقط…

620
00:24:47,860 --> 00:24:49,979
‫شغل خیلی پر ریسکیه،
‫و نمی‌خوام تشنج کنه

621
00:24:50,029 --> 00:24:51,689
‫هر بار که هفته‌ی اولیا و مربیانه.

622
00:24:51,739 --> 00:24:53,816
‫خب، نکته‌ای که در مورد
‫صرع لوب گیجگاهی هست،

623
00:24:53,866 --> 00:24:55,659
‫فقط مربوط به محرک‌ها نیست.

624
00:24:55,701 --> 00:24:56,527
‫به بار تجمعی ربط داره.

625
00:24:56,577 --> 00:24:57,953
‫به حجم فشار ربط داره.

626
00:24:57,995 --> 00:25:00,781
‫- باشه.
‫- و، می‌دونی داشتنِ

627
00:25:00,831 --> 00:25:03,075
‫خواهر فوق‌العاده کاریزماتیک و
‫غیرقابل چشم‌پوشیش

628
00:25:03,125 --> 00:25:04,952
‫وقتی که اون از قبل
‫یه هفته‌ی خیلی پر استرس داشته…

629
00:25:05,002 --> 00:25:08,080
‫ببخشید، داری میگی
‫من باعث صرع خواهرم شدم؟

630
00:25:08,130 --> 00:25:10,582
‫نه، نه، البته که نه.
‫صرع چیزیه که اون داره.

631
00:25:10,632 --> 00:25:12,342
‫ولی دارم میگم که

632
00:25:13,594 --> 00:25:15,671
‫کنار تو ایستادن، کسی که هر اتاقی

633
00:25:15,721 --> 00:25:17,297
‫که واردش میشه رو پر می‌کنه،
‫می‌تونه به جس فشار بیاره

634
00:25:17,347 --> 00:25:18,599
‫که اون فقط

635
00:25:18,891 --> 00:25:20,893
‫هنوز کاملاً هضمش نکرده.

636
00:25:21,018 --> 00:25:22,928
‫جس و من اینجوری نیستیم.

637
00:25:22,978 --> 00:25:25,431
‫تو مشخصاً هیچی از
‫رابطه‌ی ما نمی‌دونی.

638
00:25:25,481 --> 00:25:26,515
‫- من…
‫- جس؟

639
00:25:26,565 --> 00:25:28,142
‫من همیشه می‌دونستم تو عزیز دردونه بودی.

640
00:25:28,192 --> 00:25:28,984
‫اوه خدا.

641
00:25:29,026 --> 00:25:30,819
‫خواهر باحال و موفق.

642
00:25:30,861 --> 00:25:32,479
‫من با اون کنار اومده بودم.

643
00:25:32,529 --> 00:25:33,939
‫بذار برگردی به اتاقت.

644
00:25:33,989 --> 00:25:36,158
‫ولی حق نداری دکترم رو بدزدی.

645
00:25:36,159 --> 00:25:41,530
‫- اون خوبه؟
‫- اون خوبه. حالش پایداره.
‫ولی به کمک احتیاج داره.
‫داره به خودش گرسنگی میده.

646
00:25:41,580 --> 00:25:45,325
‫تقصیر منه. من دروغ گفتم. پرخوری کردم.

647
00:25:45,375 --> 00:25:48,871
‫من اون رو تا مرز جنون کشوندم.
‫اون هیچ‌وقت
‫اون آمپول‌ها رو نمی‌زد اگه من

648
00:25:48,921 --> 00:25:50,172
‫یه بازنده‌ی چاق نبودم!

649
00:25:50,214 --> 00:25:53,459
‫هی! این تقصیر تو نیست! باشه؟

650
00:25:53,509 --> 00:25:55,878
‫همه‌مون به اندازه‌ی کافی
‫انتخاب‌های بد می‌کنیم.

651
00:25:55,928 --> 00:25:57,713
‫لازم نیست مسئولیت

652
00:25:57,763 --> 00:25:59,515
‫انتخاب‌های بقیه رو هم به عهده بگیریم.

653
00:26:03,644 --> 00:26:05,729
‫چرا در مورد رابطه‌ت

654
00:26:05,771 --> 00:26:08,482
‫با غذا بهم نمیگی؟

655
00:26:09,566 --> 00:26:12,686
‫من از هفت سالگی
‫تو یه جورایی رژیم بودم.

656
00:26:12,736 --> 00:26:15,439
‫مادر و پدرم نیت خوبی داشتن، ولی…

657
00:26:15,489 --> 00:26:18,450
‫هر دو بچه‌های چاقی بودن که نمی‌خواستن
‫من مثل اونا عذاب بکشم.

658
00:26:18,659 --> 00:26:21,537
‫همیشه مراقب هر چیزی که می‌خوردم بودن.

659
00:26:21,620 --> 00:26:24,831
‫می‌گفتن، «تو این رو نمی‌خوای.»

660
00:26:25,332 --> 00:26:27,125
‫جلوی دوستام…

661
00:26:28,168 --> 00:26:29,578
‫دخترا…

662
00:26:29,628 --> 00:26:31,630
‫من با این حس بزرگ شدم که

663
00:26:31,755 --> 00:26:35,300
‫پدر و مادرم من رو بیشتر
‫دوست دارن وقتی رو فرمم.

664
00:26:36,218 --> 00:26:38,053
‫این حتماً خیلی دردناک بوده.

665
00:26:38,512 --> 00:26:41,348
‫فکر کنم وقتی داون رژیمم رو
‫به دست گرفت، همه چی برگشت.

666
00:26:42,266 --> 00:26:44,968
‫اوایل، اون من رو همونجوری
‫که بودم دوست داشت.

667
00:26:45,018 --> 00:26:47,054
‫غذاهای مفصل درست می‌کردیم،

668
00:26:47,104 --> 00:26:48,772
‫می‌رفتیم رستوران‌های خوب.

669
00:26:52,150 --> 00:26:54,236
‫اون دیگه دوست نداره اون کارا رو بکنه.

670
00:26:54,695 --> 00:26:55,904
‫من دوستش دارم،

671
00:26:56,196 --> 00:26:58,949
‫ولی حس می‌کنم نمی‌تونه
‫من رو دوست داشته باشه مگر این که تغییر کنم،

672
00:26:58,991 --> 00:27:00,284
‫مثل خودش.

673
00:27:00,742 --> 00:27:03,195
‫و من می‌خوام. می‌خوام این کار رو براش بکنم.

674
00:27:03,245 --> 00:27:06,832
‫ولی تو نمی‌تونی برای داون سالم بشی.

675
00:27:07,582 --> 00:27:09,251
‫باید برای خودت این کار رو بکنی.

676
00:27:09,876 --> 00:27:10,961
‫اگه نتونم چی؟

677
00:27:11,503 --> 00:27:13,046
‫اتفاقی که داره برات میفته

678
00:27:13,088 --> 00:27:14,673
‫تقصیر تو نیست.

679
00:27:15,716 --> 00:27:17,217
‫ولی بهتر شدن

680
00:27:18,635 --> 00:27:20,137
‫اون انتخاب توئه.

681
00:27:24,766 --> 00:27:26,935
‫تو چند هفته‌ی گذشته، کیتی داشته

682
00:27:26,977 --> 00:27:28,186
‫با باباش کار می‌کرده تا

683
00:27:28,228 --> 00:27:30,230
‫در مورد احساساتش صادق‌تر باشه،

684
00:27:30,397 --> 00:27:32,774
‫برای همین حس کردیم وقت مناسبیه

685
00:27:32,816 --> 00:27:34,142
‫که شما دو تا رو کنار هم بیاریم

686
00:27:34,192 --> 00:27:37,070
‫و ببینیم چه خبره.

687
00:27:37,654 --> 00:27:39,156
‫کیتی؟

688
00:27:40,741 --> 00:27:42,868
‫اونا می‌خوان طلاق بگیرن.

689
00:27:43,368 --> 00:27:44,453
‫چی باعث شده اینو بگی؟

690
00:27:44,828 --> 00:27:46,363
‫تو گوشیش دیدم،

691
00:27:46,413 --> 00:27:47,823
‫داشت دنبال آپارتمان می‌گشت.

692
00:27:47,873 --> 00:27:48,949
‫تو گوشی من رو برداشتی؟

693
00:27:48,999 --> 00:27:50,242
‫ایمی.

694
00:27:50,292 --> 00:27:51,994
‫موضوع اینجا این نیست.

695
00:27:52,044 --> 00:27:53,253
‫متأسفم.

696
00:27:53,712 --> 00:27:55,714
‫تو متأسفی؟

697
00:27:55,756 --> 00:27:57,090
‫از اون؟

698
00:27:57,841 --> 00:27:59,084
‫راسته؟

699
00:27:59,134 --> 00:28:01,670
‫این که داری دنبال آپارتمان می‌گردی؟

700
00:28:01,720 --> 00:28:02,637
‫بله.

701
00:28:02,679 --> 00:28:04,256
‫مایکل می‌دونه؟

702
00:28:04,306 --> 00:28:06,049
‫نه، مگر این که کیتی بهش گفته باشه.

703
00:28:06,099 --> 00:28:07,467
‫من نگفتم.

704
00:28:07,517 --> 00:28:09,052
‫چی شد که خواستی

705
00:28:09,102 --> 00:28:13,265
‫گوشی مادرت رو بگردی؟
‫دنبال چیز خاصی می‌گشتی؟

706
00:28:13,315 --> 00:28:14,933
‫می‌خواستم پیام‌هاشون رو بخونم.

707
00:28:14,983 --> 00:28:18,028
‫چیزی هست که بخوای بگی؟

708
00:28:18,070 --> 00:28:19,112
‫یا بپرسی؟

709
00:28:24,451 --> 00:28:26,244
‫مطمئنی؟

710
00:28:32,209 --> 00:28:34,411
‫نمی‌فهمم

711
00:28:34,461 --> 00:28:37,047
‫چطور می‌تونی همینجوری ازش دست بکشی.

712
00:28:49,059 --> 00:28:50,427
‫هی.

713
00:28:50,477 --> 00:28:52,429
‫- اولین روز بعد از برگشت.
‫- آره،

714
00:28:52,479 --> 00:28:54,765
‫فقط اومدم یه حالی ازت بپرسم.

715
00:28:54,815 --> 00:28:56,316
‫من خوبم.

716
00:28:56,358 --> 00:28:59,227
‫می‌دونم که واکنش شدیدی
‫داشتی به چیزایی که یادت میومد.

717
00:28:59,277 --> 00:29:01,396
‫آره، خب، می‌دونی،
‫من چهار روز گذشته رو

718
00:29:01,446 --> 00:29:03,273
‫به گشتن تو یه میلیون

719
00:29:03,323 --> 00:29:04,941
‫گوی برفی آنلاین گذروندم.

720
00:29:04,991 --> 00:29:06,860
‫نه این که بدونم

721
00:29:06,910 --> 00:29:08,653
‫دنبال چی می‌گردم.
‫فقط می‌دونم برف داره.

722
00:29:08,703 --> 00:29:10,614
‫- و یه گوی.
‫- آره. اینا می‌شن

723
00:29:10,664 --> 00:29:12,123
‫دو تا ماده‌ی اصلی.

724
00:29:12,541 --> 00:29:15,877
‫باید مثل زندگی کردن تو
‫یه قسمت از «آینه‌ی سیاه» باشه.

725
00:29:16,503 --> 00:29:19,581
‫اوه، ببخشید. یه جورایی
‫مثل «منطقه‌ی گرگ و میش»ئه.

726
00:29:19,631 --> 00:29:21,458
‫اوه، آره، من آماده‌م که راد سرلینگ

727
00:29:21,508 --> 00:29:24,344
‫یهو از پشت دیوار بیاد بیرون
‫و همه چیز رو برام توضیح بده.

728
00:29:25,845 --> 00:29:28,298
‫هی. به نظر میاد داون داره بیدار میشه.

729
00:29:28,348 --> 00:29:29,683
‫باشه.

730
00:29:32,978 --> 00:29:34,479
‫چی شده؟

731
00:29:37,357 --> 00:29:38,984
‫بیهوش شدی.

732
00:29:39,985 --> 00:29:41,436
‫از سوءتغذیه.

733
00:29:41,486 --> 00:29:43,104
‫من خوبم.

734
00:29:43,154 --> 00:29:45,315
‫فقط امروز به اندازه‌ی کافی غذا نخوردم.

735
00:29:45,365 --> 00:29:47,325
‫احمقانه‌ست، می‌دونم.

736
00:29:47,367 --> 00:29:48,652
‫قسم می‌خورم دیگه تکرار نمیشه.

737
00:29:48,702 --> 00:29:50,237
‫این مربوط به امروز نیست.

738
00:29:50,287 --> 00:29:51,780
‫آزمایش‌هات نشون میده

739
00:29:51,830 --> 00:29:52,948
‫که این وضعیت مدتیه

740
00:29:52,998 --> 00:29:55,242
‫داره شکل می‌گیره.
‫احتمالاً از وقتی شروع کردی

741
00:29:55,292 --> 00:29:56,243
‫به مصرف دارو.

742
00:29:56,293 --> 00:29:58,119
‫من از ظاهرم خوشم میاد.

743
00:29:58,169 --> 00:29:59,379
‫از حالم خوشم میاد.

744
00:30:00,255 --> 00:30:02,507
‫از حسی که الان داری خوشت میاد؟

745
00:30:04,134 --> 00:30:06,086
‫وقتی دیابت سال تشخیص داده شد،

746
00:30:06,136 --> 00:30:07,420
‫ما رژیم رو شروع کردیم

747
00:30:07,470 --> 00:30:09,472
‫و ورزش‌ها رو برای کمک به اون.

748
00:30:09,848 --> 00:30:12,425
‫هیچ‌وقت به این که چقدر وزن دارم
‫فکر نکرده بودم.

749
00:30:12,475 --> 00:30:14,561
‫یا این که چه شکلی‌ام.

750
00:30:14,894 --> 00:30:16,221
‫ولی می‌دونستم اون به رژیمش پایبند

751
00:30:16,271 --> 00:30:18,523
‫نمی‌مونه مگر این که با هم انجامش بدیم.

752
00:30:18,898 --> 00:30:20,775
‫اوایل، از هر درازنشستی،

753
00:30:20,817 --> 00:30:22,777
‫از هر هویجی متنفر بودم.

754
00:30:23,278 --> 00:30:25,488
‫ولی بعدش شروع کردم به وزن کم کردن.

755
00:30:26,031 --> 00:30:28,366
‫و مردم متوجه شدن

756
00:30:28,950 --> 00:30:30,660
‫و می‌گفتن فوق‌العاده به نظر میام.

757
00:30:31,119 --> 00:30:35,365
‫حتی تو ۳۰ سالگی‌م هم هیچ‌وقت
‫فکر نمی‌کردم فوق‌العاده به نظر میام.

758
00:30:35,415 --> 00:30:38,084
‫در همه حال احساس سبکی می‌کردم.

759
00:30:39,377 --> 00:30:41,338
‫نگرانی کمتری در مورد سال داشتم.

760
00:30:41,963 --> 00:30:43,540
‫و یه جایی تو این مسیر،

761
00:30:43,590 --> 00:30:45,592
‫فکر کنم دیگه ربطی به اون نداشت.

762
00:30:45,967 --> 00:30:48,545
‫نمی‌تونم مجبورت کنم
‫مصرف دارو رو قطع کنی.

763
00:30:48,595 --> 00:30:50,213
‫ولی باید حرفم رو گوش کنی وقتی میگم

764
00:30:50,263 --> 00:30:52,474
‫که این رفتار همون رفتاریه

765
00:30:52,640 --> 00:30:55,101
‫که تو رو انقدر از سال عصبانی می‌کرد.

766
00:30:55,226 --> 00:30:58,513
‫نه، اینطور نیست. سال
‫داره با رستوران‌های ماشینی

767
00:30:58,563 --> 00:31:00,682
‫خیانت می‌کنه. اون به من دروغ گفت.

768
00:31:00,732 --> 00:31:02,142
‫و تو فکر می‌کنی داره خودش رو می‌کشه.

769
00:31:02,192 --> 00:31:03,560
‫بله.

770
00:31:03,610 --> 00:31:05,653
‫و فکر می‌کنی تو داری چی کار می‌کنی؟

771
00:31:11,743 --> 00:31:13,286
‫احضارم کردین؟

772
00:31:15,455 --> 00:31:16,998
‫بشین، بابا.

773
00:31:22,462 --> 00:31:24,414
‫تو امروز من رو تو یه موقعیت
‫افتضاحی قرار دادی.

774
00:31:24,464 --> 00:31:25,749
‫من فقط می‌خواستم…

775
00:31:25,799 --> 00:31:28,051
‫میخوای من رو بخری!

776
00:31:29,135 --> 00:31:30,545
‫فکر می‌کنی این چیزیه که من می‌خوام

777
00:31:30,595 --> 00:31:32,547
‫بعد از همه‌ی چیزایی که از سر گذروندم؟

778
00:31:32,597 --> 00:31:34,215
‫ببخشید، شونا، فکر نمی‌کردم

779
00:31:34,265 --> 00:31:36,926
‫- اینجور واکنشی نشون بدی…
‫- خب پس ازم بپرس

780
00:31:36,976 --> 00:31:38,928
‫«چه حسی داره، سونیا،

781
00:31:38,978 --> 00:31:42,390
‫اگه من ۱۰ میلیون دلار به بیمارستانت کمک کنم؟

782
00:31:42,440 --> 00:31:43,767
‫این حس خوبی بهت میده؟

783
00:31:43,817 --> 00:31:45,351
‫یا این حس رو میده، نمی‌دونم،

784
00:31:45,401 --> 00:31:47,187
‫«زورگویانه و پیچیده

785
00:31:47,237 --> 00:31:48,947
‫و کاملاً بی‌ربط؟»

786
00:31:50,740 --> 00:31:52,492
‫نمی‌فهمم.

787
00:31:54,953 --> 00:31:56,955
‫تمام چیزی که می‌خوام اینه که بتونم

788
00:31:56,996 --> 00:31:58,706
‫در مورد اتفاقی که افتاده حرف بزنم.

789
00:31:59,582 --> 00:32:00,950
‫چطور بهم آسیب زد.

790
00:32:01,000 --> 00:32:04,037
کاری که مامان کرد بهم آسیب زد.

791
00:32:04,087 --> 00:32:06,831
‫و این که تو بتونی فقط به حرفم گوش کنی

792
00:32:06,881 --> 00:32:08,792
‫بدون این که بهونه بیاری

793
00:32:08,842 --> 00:32:10,502
‫و سعی کنی درستش کنی

794
00:32:10,552 --> 00:32:12,095
‫یا، یا کاری کنی از بین بره.

795
00:32:13,847 --> 00:32:15,807
‫می‌تونی این رو بفهمی؟

796
00:32:19,269 --> 00:32:21,479
‫من یه مرد سنتی‌ام، سونیا.

797
00:32:23,314 --> 00:32:25,733
‫فقط نمی‌دونستم چی کار کنم.

798
00:32:26,359 --> 00:32:29,195
‫تازه بهت گفتم، بابا.

799
00:32:30,864 --> 00:32:32,490
‫شنیدی؟

800
00:32:34,826 --> 00:32:37,704
‫سعی می‌کنم، عزیزم. بهت قول میدم.

801
00:32:37,954 --> 00:32:39,539
‫سعی می‌کنم.

802
00:32:48,256 --> 00:32:49,591
‫هی.

803
00:32:50,758 --> 00:32:52,669
‫داروها به اندازه‌ی کافی قوی نبودن.

804
00:32:52,719 --> 00:32:55,672
‫برای همین مجبور شدیم یه
‫محرک عصب واگ کار بذاریم.

805
00:32:55,722 --> 00:32:58,967
‫این قراره به تنظیم
‫سیگنال‌های اشتباهت کمک کنه.

806
00:32:59,017 --> 00:33:02,895
‫دیگه از فعالیت صرعی خبری نیست،
‫جس. پس، مشکلی نداری.

807
00:33:05,815 --> 00:33:07,767
‫میشه شما دو تا ما رو تنها بذارین؟

808
00:33:07,817 --> 00:33:09,944
‫می‌خوام با خواهرم حرف بزنم.

809
00:33:13,072 --> 00:33:14,907
‫می‌دونم از لو رفتن داستان خوشت نمیاد.

810
00:33:15,116 --> 00:33:18,453
‫ولی با عذرخواهی من شروع میشه.

811
00:33:23,666 --> 00:33:25,501
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

812
00:33:28,421 --> 00:33:30,089
‫زَهره‌م رو ترکوندی.

813
00:33:30,423 --> 00:33:32,041
‫می‌دونم.

814
00:33:32,091 --> 00:33:33,509
‫متأسفم، سال.

815
00:33:34,927 --> 00:33:36,838
‫اولش، فکر کردم تقصیر منه.

816
00:33:36,888 --> 00:33:38,548
‫حقیقت اینه که هر دومون مشکل داریم

817
00:33:38,598 --> 00:33:40,383
‫و هر دومون داشتیم دروغ می‌گفتیم.

818
00:33:40,433 --> 00:33:41,926
‫من نبودم که یواشکی…

819
00:33:41,976 --> 00:33:43,553
‫نه، تو فقط داشتی به خودت گرسنگی می‌دادی.

820
00:33:43,603 --> 00:33:46,723
‫واقعاً، تو می‌خوای من رو قضاوت کنی؟

821
00:33:46,773 --> 00:33:48,057
‫تو من رو قضاوت کردی.

822
00:33:48,107 --> 00:33:50,268
‫همیشه من رو می‌پاییدی،

823
00:33:50,318 --> 00:33:51,561
‫مثل سایه دنبالم بودی

824
00:33:51,611 --> 00:33:52,770
‫سعی می‌کردی همه چیز رو کنترل کنی.

825
00:33:52,820 --> 00:33:54,530
‫تو بدترش کردی.

826
00:33:54,572 --> 00:33:55,690
‫باعث شدی بخوام بخورم.

827
00:33:55,740 --> 00:33:57,275
‫داشتم سعی می‌کردم جونت رو نجات بدم!

828
00:33:57,325 --> 00:33:58,776
‫فقط تمومش کن! می‌دونی…

829
00:33:58,826 --> 00:34:00,703
‫منظورم همینه.

830
00:34:00,870 --> 00:34:02,789
‫دست از دعوا کردن دائمی بردار

831
00:34:02,872 --> 00:34:04,707
‫و به چیزی که میگم گوش کن.

832
00:34:05,083 --> 00:34:07,377
‫تو به من آسیب زدی.

833
00:34:07,585 --> 00:34:09,912
‫نمی‌خواستم بهت آسیب بزنم.

834
00:34:09,962 --> 00:34:11,297
‫دوستت دارم.

835
00:34:12,215 --> 00:34:13,458
‫منم دوستت دارم.

836
00:34:13,508 --> 00:34:14,300
‫هوم.

837
00:34:14,467 --> 00:34:15,960
‫و قراره سعی کنم سالم باشم.

838
00:34:16,010 --> 00:34:17,762
‫این دفعه واقعاً انجامش میدم.

839
00:34:18,012 --> 00:34:20,473
‫ولی برای خودم انجامش میدم،

840
00:34:20,890 --> 00:34:23,226
‫نه چون مجبورم.

841
00:34:24,477 --> 00:34:26,512
‫ممنونم. این

842
00:34:26,562 --> 00:34:28,314
‫فوق‌العاده‌ست.

843
00:34:31,651 --> 00:34:33,811
‫می‌خوام مصرف آمپول‌ها رو قطع کنی.

844
00:34:33,861 --> 00:34:36,564
‫- سال…
‫- دلم برای اونجوری که

845
00:34:36,614 --> 00:34:37,448
‫قبلاً بودی تنگ شده.

846
00:34:37,490 --> 00:34:39,742
‫خب، من دلم تنگ نشده.

847
00:34:39,784 --> 00:34:42,662
‫من اینجا نمی‌شینم و تماشا
‫کنم که خودت رو بکشی.

848
00:34:44,455 --> 00:34:45,948
‫من بهت التماس نمی‌کنم، داون.

849
00:34:45,998 --> 00:34:48,242
‫باید حقیقت رو ببینی و باید این کار رو

850
00:34:48,292 --> 00:34:49,794
‫برای خودت انجام بدی.

851
00:34:51,420 --> 00:34:54,298
‫بهم قول بده مصرف آمپول‌ها رو قطع می‌کنی؟

852
00:34:59,846 --> 00:35:01,089
‫با مورفی‌ها کارت عالی بود.

853
00:35:01,139 --> 00:35:03,549
‫درمان کردن بیش از یک بیمار در یک کیس

854
00:35:03,599 --> 00:35:05,802
‫می‌تونه خیلی سخت باشه.

855
00:35:05,852 --> 00:35:07,478
‫متأسفانه، مطمئن نیستم

856
00:35:07,520 --> 00:35:09,305
‫ازدواجشون دووم بیاره.

857
00:35:09,355 --> 00:35:11,607
‫اوه، نمیاره.

858
00:35:11,691 --> 00:35:13,319
‫بهتره زودتر یه کاری بکنن تا دیرتر.

859
00:35:15,945 --> 00:35:18,698
‫برای همین پنج سال پیش بهم
‫گفتی مایکل رو ول کنم؟

860
00:35:22,743 --> 00:35:23,953
‫این یادت اومد.

861
00:35:23,995 --> 00:35:25,121
‫آره.

862
00:35:26,581 --> 00:35:28,291
‫گفتن حقیقت به یه دوست
‫همیشه ریسک داره،

863
00:35:28,416 --> 00:35:29,917
‫ولی تو ارزشش رو داشتی.

864
00:35:30,334 --> 00:35:32,370
‫اون همون شامی بود که در موردش

865
00:35:32,420 --> 00:35:35,006
‫روز اولی که برگشته بودی پرسیدم.

866
00:35:35,423 --> 00:35:38,009
‫مشخصه که به هم ربطشون ندادم

867
00:35:40,761 --> 00:35:42,672
‫هشت سال از حافظه‌م رو از دست دادم

868
00:35:42,722 --> 00:35:44,432
‫و به نظر میاد همه‌ی

869
00:35:44,473 --> 00:35:46,592
‫رابطه‌هام تغییر کرده.

870
00:35:46,642 --> 00:35:47,852
‫پس

871
00:35:48,853 --> 00:35:50,438
‫یه کم بی‌ثبات‌کننده‌ست.

872
00:35:51,856 --> 00:35:53,608
‫ما تغییر نکردیم.

873
00:35:54,233 --> 00:35:55,484
‫و محض اطلاع،

874
00:35:56,027 --> 00:35:57,728
‫من به نحوه‌ی برخوردت

875
00:35:57,778 --> 00:35:59,572
‫تو اون دوران افتخار می‌کنم.

876
00:36:00,615 --> 00:36:03,242
‫می‌دونم، زیاد این رو نمی‌شنوی.

877
00:36:04,076 --> 00:36:06,037
‫این خیلی ارزش داره.

878
00:36:07,246 --> 00:36:09,874
‫پس چرا رفتی پیش جیک،

879
00:36:09,915 --> 00:36:12,835
‫به جای من،
‫تا اونجا یه مانع سر راهم بذاره؟

880
00:36:14,337 --> 00:36:15,880
‫اون مافوق توئه.

881
00:36:16,339 --> 00:36:19,166
‫مناسب‌تر بود که با اون حرف بزنم.
‫ولی حاضرم بشنوم

882
00:36:19,216 --> 00:36:21,377
‫که چرا فکر می‌کنی اون رابطه

883
00:36:21,427 --> 00:36:23,220
‫از دیدگاه حرفه‌ای

884
00:36:23,262 --> 00:36:24,847
‫ایده‌ی خوبیه.

885
00:36:27,808 --> 00:36:30,353
‫بی‌دلیل بهش نمیگن «محبت تلخ».

886
00:36:31,520 --> 00:36:33,064
‫ولی محبته.

887
00:36:34,649 --> 00:36:37,902
‫پسر کوچولوی من چطوره؟
‫دلتنگته. مامان هم دلتنگته.

888
00:36:37,985 --> 00:36:40,154
‫بیا تو!

889
00:36:40,321 --> 00:36:41,689
‫بهش بگو دوستش دارم

890
00:36:41,739 --> 00:36:43,149
‫و خیلی سخت کار کردم

891
00:36:43,199 --> 00:36:44,817
‫روی قنداق کردن تو دفتر.

892
00:36:44,867 --> 00:36:46,235
‫چرا شک دارم؟

893
00:36:46,285 --> 00:36:48,204
‫- دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

894
00:36:48,329 --> 00:36:50,164
‫یه کم دیگه خونه می‌بینمت.

895
00:36:52,333 --> 00:36:53,993
‫مرخصی زایمان یه کم کوتاه‌تر بود

896
00:36:54,043 --> 00:36:56,454
‫از چیزی که شاید دوست داشتن.

897
00:36:56,504 --> 00:36:59,999
‫هی، اِم، فقط می‌خواستم بگم ممنون.

898
00:37:00,049 --> 00:37:03,594
‫با پدرم حرف زدم و این

899
00:37:03,636 --> 00:37:05,796
‫شروع یه چیزی بود، امیدوارم.

900
00:37:05,846 --> 00:37:07,465
‫خیلی خوشحالم.

901
00:37:07,515 --> 00:37:09,675
‫ولی الان تو یه موقعیت خیلی بدی قرار گرفتی

902
00:37:09,725 --> 00:37:11,218
‫با مکس و هیئت مدیره.

903
00:37:11,268 --> 00:37:12,970
‫کلی میلیاردر هستن که می‌خوان ببینن

904
00:37:13,020 --> 00:37:14,271
‫اسمشون روی پلاک‌هاست.

905
00:37:14,897 --> 00:37:16,857
‫چرا حس می‌کنم فقط داری اینو میگی

906
00:37:16,941 --> 00:37:18,109
‫که حال من بهتر بشه؟

907
00:37:20,611 --> 00:37:22,196
‫خب اگه اینطور باشه چی؟

908
00:37:30,037 --> 00:37:31,989
‫وقتی این رو دیدم، یادم افتاد

909
00:37:32,039 --> 00:37:34,700
‫که چقدر دوست داشتی بری اسکیت‌بازی

910
00:37:34,750 --> 00:37:37,336
‫تو «اُوال» روز بعد از روز شکرگزاری.

911
00:37:44,009 --> 00:37:45,010
‫بگیرش.

912
00:37:45,052 --> 00:37:46,303
‫نمی‌خوامش.

913
00:37:47,888 --> 00:37:49,473
‫کیتی…

914
00:37:53,269 --> 00:37:55,187
‫ببین، می‌دونم این سخت بوده،

915
00:37:55,771 --> 00:37:57,898
‫ولی واقعاً می‌خوام سعی کنم
‫اوضاع رو بهتر کنم.

916
00:37:58,482 --> 00:38:00,693
‫باشه. نظرت چیه برگردی خونه؟

917
00:38:01,235 --> 00:38:03,612
‫ما خیلی در مورد
‫این صحبت کردیم.

918
00:38:03,654 --> 00:38:05,030
‫اتفاقاً، نکردیم.

919
00:38:05,072 --> 00:38:06,824
‫تو فقط برای همه تصمیم گرفتی.

920
00:38:07,158 --> 00:38:09,869
‫دو سال گذشته.

921
00:38:09,952 --> 00:38:11,579
‫و تو تصمیم گرفتی

922
00:38:11,620 --> 00:38:14,540
‫که می‌خوای بری
‫تمام وقت با بابات زندگی کنی.

923
00:38:14,582 --> 00:38:16,125
‫تو فقط از اون دست نکشیدی.

924
00:38:16,167 --> 00:38:17,501
‫تو از من دست کشیدی.

925
00:38:17,751 --> 00:38:19,753
‫عزیزم.

926
00:38:20,129 --> 00:38:22,006
‫- بیا اینجا.
‫- بهم دست نزن!

927
00:38:22,047 --> 00:38:23,340
‫نمی‌خوام انقدر ناراحت باشی.

928
00:38:23,382 --> 00:38:25,009
‫ول کن! تنها چیزی که
‫برات مهمه دنیه!

929
00:38:25,134 --> 00:38:27,595
‫اون رفته و هنوز فقط اون مهمه!

930
00:38:41,483 --> 00:38:43,360
‫شیفتت چطور بود؟

931
00:38:43,611 --> 00:38:45,646
‫اِم…

932
00:38:45,696 --> 00:38:46,488
‫خوب.

933
00:38:46,739 --> 00:38:48,157
‫دیگه از گوی‌های برفی خبری نیست؟

934
00:38:48,407 --> 00:38:51,035
‫وقتی ضرورت تبدیل به وسواس میشه،

935
00:38:51,076 --> 00:38:53,329
‫وقتشه که بی‌خیال بشی.

936
00:38:53,412 --> 00:38:56,582
‫احتمالاً این که کارت
‫نجات دادن جون آدماست، کمک می‌کنه.

937
00:38:56,707 --> 00:38:59,209
‫آره. کمک می‌کنه حواست از
‫مشکلات خودت پرت بشه.

938
00:39:00,377 --> 00:39:02,922
‫و گاهی وقتا،

939
00:39:02,963 --> 00:39:05,424
‫از آدمایی که درمان می‌کنی
‫یه چیزی یاد میگیری.

940
00:39:06,383 --> 00:39:07,676
‫شب خوبی داشته باشی.

941
00:39:15,809 --> 00:39:16,810
‫باشه.

942
00:39:17,603 --> 00:39:18,721
‫هی.

943
00:39:18,771 --> 00:39:20,272
‫هی.

944
00:39:20,356 --> 00:39:21,690
‫اِم، می‌تونی اون رو بگیری؟

945
00:39:21,732 --> 00:39:23,400
‫چطور پیش رفت؟

946
00:39:23,442 --> 00:39:25,194
‫- خیلی خوب، راستش.
‫- آره؟

947
00:39:25,235 --> 00:39:28,697
‫برای جس خیلی مهم بود که من مطرحش کردم.
‫البته، تمام اعتبار ایده رو
‫برای خودم برداشتم.

948
00:39:28,864 --> 00:39:29,990
‫معلومه که این کار رو کردی.

949
00:39:30,032 --> 00:39:31,325
‫شوهرش تازه رسیده،

950
00:39:31,450 --> 00:39:33,235
‫پس وقتی شروع کردن به مرغ عشق بازی،

951
00:39:33,285 --> 00:39:34,286
‫فکر کردم بهتره تنهاشون بذارم.

952
00:39:34,328 --> 00:39:35,871
‫احتمالاً کار عاقلانه‌ای بوده.

953
00:39:36,413 --> 00:39:39,416
‫به نظر میاد کارت اینجا داره تموم میشه، پس

954
00:39:39,625 --> 00:39:42,711
‫احتمالش هست که بخوای
‫با یه نفر یه نوشیدنی بخوری،

955
00:39:42,795 --> 00:39:44,546
‫نمی‌دونم، کاریزماتیک،

956
00:39:44,588 --> 00:39:47,549
‫که هر اتاقی که واردش میشه رو پر می‌کنه؟

957
00:39:49,009 --> 00:39:51,470
‫من تازه از یه رابطه‌ی
‫یه جورایی جدی بیرون اومدم.

958
00:40:02,815 --> 00:40:05,192
‫دکتر کلارک. ببخشید که مجبور شدین

959
00:40:05,234 --> 00:40:07,102
‫دوباره بیاین منابع انسانی،

960
00:40:07,152 --> 00:40:09,071
‫ولی نمی‌دونم چطور، سه تا فرم کم داریم.

961
00:40:09,113 --> 00:40:10,698
‫مشکلی نیست.

962
00:40:11,657 --> 00:40:14,326
‫احتمالاً دختر برایان کلارک هستین؟

963
00:40:14,368 --> 00:40:15,494
‫بله.

964
00:40:15,536 --> 00:40:17,037
‫شباهتتون رو می‌بینم.

965
00:40:17,246 --> 00:40:18,789
‫اون دکتر فوق‌العاده‌ای بود.

966
00:40:18,831 --> 00:40:20,916
‫مهربون. بامزه.

967
00:40:20,999 --> 00:40:23,001
‫از هیچ جوک بابایی‌ای نمی‌گذشت.

968
00:40:23,544 --> 00:40:26,004
‫واقعاً اینجا حقش خورده شد.

969
00:40:28,465 --> 00:40:30,175
‫منظورتون چیه؟

970
00:40:30,551 --> 00:40:31,218
‫هیچی.

971
00:40:31,260 --> 00:40:34,179
‫ببخشید، روز طولانی‌ای بود.

972
00:40:34,263 --> 00:40:35,639
‫کارتون تمومه.

973
00:40:37,224 --> 00:40:38,684
‫اتفاقی افتاد

974
00:40:38,725 --> 00:40:40,394
‫قبل از این که از اینجا بره؟

975
00:40:40,436 --> 00:40:41,303
‫نه تا جایی که من می‌دونم.

976
00:40:41,353 --> 00:40:43,015
‫شما تازه گفتین حقش خورده شد.

977
00:40:43,065 --> 00:40:44,567
‫من… نباید می‌گفتم. من… من نمی‌…

978
00:40:44,608 --> 00:40:46,986
‫لطفاً! بهم بگین چی می‌دونین.

979
00:40:47,069 --> 00:40:48,779
‫چرا از پدرتون نمی‌پرسین؟

980
00:40:49,113 --> 00:40:49,989
‫می‌پرسیدم.

981
00:40:50,030 --> 00:40:51,532
‫ولی اون خودش رو کشت

982
00:40:51,574 --> 00:40:53,868
‫سه ماه بعد از این که از این بیمارستان رفت.

983
00:40:55,828 --> 00:40:57,246
‫اگه بهم نگین،

984
00:40:57,705 --> 00:41:00,291
‫میرم پیش دکتر حمدا و گزارش میدم

985
00:41:00,332 --> 00:41:02,543
‫که شما محرمانگی رو نقض کردین.

986
00:41:03,294 --> 00:41:05,171
‫هانا، لطفاً این کار رو نکن.

987
00:41:05,212 --> 00:41:07,047
‫شما در رو باز کردین.

988
00:41:07,423 --> 00:41:08,883
‫حالا، باید بدونم

989
00:41:08,924 --> 00:41:10,885
‫اون طرفش چیه.

990
00:41:12,136 --> 00:41:14,422
‫تمام چیزی که من می‌دونم اینه که پدرت

991
00:41:14,472 --> 00:41:17,308
‫یه شکایت تو منابع انسانی علیه دکتر لارسن ثبت کرد،

992
00:41:17,558 --> 00:41:20,186
‫و یه هفته بعد، رفته بود.

993
00:41:35,784 --> 00:41:37,786
‫[تو پارکینگ پیداش کردم، دنبال همین بودی؟]

994
00:41:39,786 --> 00:41:49,786
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M