1
00:00:01,001 --> 00:00:02,252
‫تصادف کردم.

2
00:00:02,293 --> 00:00:03,878
‫بخش زیادی از حافظه‌م پاک شده.

3
00:00:03,920 --> 00:00:05,505
‫آنچه گذشت…

4
00:00:05,588 --> 00:00:06,998
‫یه توده پیدا کردم،

5
00:00:07,048 --> 00:00:08,591
‫واسه همین رفتم ماموگرافی.

6
00:00:08,717 --> 00:00:10,377
‫دکتر «جون ریدلی» فردا واسه

7
00:00:10,427 --> 00:00:12,053
‫کنفرانس تشریف ندارن.

8
00:00:12,137 --> 00:00:13,380
‫شایعه شده مریضه

9
00:00:13,430 --> 00:00:14,556
‫و داره پنهانش می‌کنه.

10
00:00:14,639 --> 00:00:17,842
‫داری می‌پرسی که دکتر
‫لارسن کینه‌جوییه؟

11
00:00:17,892 --> 00:00:18,969
‫اینجا یه نقشه داریم.

12
00:00:19,019 --> 00:00:19,844
‫دقیقا.

13
00:00:19,894 --> 00:00:22,889
‫- نورا رو متقاعد کن دوسش داری!
‫- ندارم!

14
00:00:22,939 --> 00:00:24,182
‫دعوا نکنین!

15
00:00:24,232 --> 00:00:26,434
‫فقط چند ماه بود
‫و اونم شیکاگو زندگی می‌کنه.

16
00:00:26,484 --> 00:00:28,436
‫یه خاطره یادم اومد.
‫ تو بهم نارو زدی.

17
00:00:28,486 --> 00:00:29,646
‫کی بود؟

18
00:00:29,696 --> 00:00:30,947
‫نورا بود.

19
00:00:31,948 --> 00:00:35,160
‫خب آقایون، اینم از کارت تِرن.

20
00:00:36,161 --> 00:00:38,204
‫اینم از پایِ فلاش شما.

21
00:00:38,955 --> 00:00:40,457
‫چک.

22
00:00:42,125 --> 00:00:43,960
‫چک.

23
00:00:44,502 --> 00:00:45,962
‫صد تا.

24
00:00:48,214 --> 00:00:49,966
‫من نیستم.

25
00:00:50,925 --> 00:00:52,218
‫واسه من زیادی سنگینه.

26
00:00:52,260 --> 00:00:53,962
‫چی تو دستت داری، «بابی هو»؟

27
00:00:54,012 --> 00:00:58,383
‫آس داری یا داری ادای فلاش در میاری؟

28
00:00:58,433 --> 00:01:00,477
‫پول بده تا ببینی رفیق.

29
00:01:00,935 --> 00:01:02,562
‫می‌دونی چیه؟

30
00:01:02,687 --> 00:01:04,773
‫فکر کنم همین کار رو بکنم.

31
00:01:05,648 --> 00:01:07,150
‫اینم از کارت ریور.

32
00:01:09,736 --> 00:01:11,488
‫چک.

33
00:01:13,782 --> 00:01:15,617
‫شرمنده قهرمان.

34
00:01:15,658 --> 00:01:16,993
‫باید آل‌این کنم.

35
00:01:18,244 --> 00:01:19,871
‫اوه.

36
00:01:21,664 --> 00:01:24,250
‫- اوه اوه
‫- ممکنه بلوف باشه.

37
00:01:30,632 --> 00:01:32,550
‫آره، می‌دونم بلوف می‌زنی.

38
00:01:38,431 --> 00:01:40,058
‫رو کنین آقایون.

39
00:01:41,351 --> 00:01:42,852
‫کال کردم.

40
00:01:49,567 --> 00:01:51,194
‫آس، شاه بالا.

41
00:01:55,824 --> 00:01:58,401
‫جفت نه پات رو می‌بره.

42
00:01:58,451 --> 00:02:00,653
‫جفت نه جلوی اون دست؟

43
00:02:00,703 --> 00:02:03,531
‫می‌دونستی! می‌دونستی دارم بلوف می‌زنم!

44
00:02:03,581 --> 00:02:05,792
‫هی، نمیشه راز کار رو لو داد رفیق.

45
00:02:06,709 --> 00:02:09,287
‫می‌دونی، شنیده بودم داری
‫افت می‌کنی، ولی خب،

46
00:02:09,337 --> 00:02:10,663
‫حداقل می‌تونم بگم

47
00:02:10,713 --> 00:02:13,466
‫من کسی بودم که خلاصت کردم.

48
00:02:14,466 --> 00:02:24,466
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

49
00:02:25,854 --> 00:02:29,107
‫فهمیدم که «مایکل» داشته بهم بی‌وفایی می‌کرده.

50
00:02:29,649 --> 00:02:30,558
‫با نورا.

51
00:02:30,608 --> 00:02:34,187
‫خب، این… توی تراپی معلوم شد؟

52
00:02:34,237 --> 00:02:36,564
‫نه، یه خاطره یادم اومد.

53
00:02:36,614 --> 00:02:37,774
‫متاسفم.

54
00:02:37,824 --> 00:02:39,025
‫خیلی سنگینه.

55
00:02:39,075 --> 00:02:40,610
‫اینقدر شاکی‌ام که…

56
00:02:40,660 --> 00:02:44,539
‫ببین، طبیعیه تا مدتی این حس رو داشته باشی.

57
00:02:46,082 --> 00:02:47,575
‫سلام بابا.

58
00:02:47,625 --> 00:02:49,002
‫سلام عزیزم.

59
00:02:49,043 --> 00:02:50,161
‫خوب خوابیدی؟

60
00:02:50,211 --> 00:02:52,247
‫بد نبود، فکر کنم.

61
00:02:52,297 --> 00:02:53,873
‫تراپی چطور بود؟

62
00:02:53,923 --> 00:02:56,084
‫تراپی پیچیده‌س.

63
00:02:56,134 --> 00:02:57,418
‫خودت که می‌دونی.

64
00:02:57,468 --> 00:02:59,254
‫این که جواب نشد.

65
00:02:59,304 --> 00:03:01,639
‫فقط می‌تونم بگم که

66
00:03:02,098 --> 00:03:04,634
‫من و اون داریم یه سری مسائل رو حل می‌کنیم،

67
00:03:04,684 --> 00:03:08,429
‫و… درست میشه.

68
00:03:08,479 --> 00:03:10,690
‫باشه.

69
00:03:11,733 --> 00:03:13,902
‫من میرم حاضر شم واسه مدرسه.

70
00:03:15,695 --> 00:03:18,189
‫کیتی تو این همه سال هیچی بهش نگفته بود؟

71
00:03:18,239 --> 00:03:19,657
‫ظاهرا نه.

72
00:03:19,866 --> 00:03:21,451
‫مغزت الان اینو یادت آورد

73
00:03:21,492 --> 00:03:22,660
‫چون لازمش داشتی تا کمکش کنی.

74
00:03:22,785 --> 00:03:25,697
‫اون هیچ‌وقت نمی‌خواست من اینو یادم بیاد.

75
00:03:25,747 --> 00:03:28,458
‫فکر کنم شاید بهتره بیخیالش بشم.

76
00:03:28,499 --> 00:03:29,951
‫اون بهش حمله عصبی دست داد

77
00:03:30,001 --> 00:03:31,870
‫چون فکر می‌کنه اون باعث شد
‫ازدواجتون به هم بخوره.

78
00:03:31,920 --> 00:03:35,081
‫و الان داره اذیتش می‌کنه چون…

79
00:03:35,131 --> 00:03:36,833
‫نورا تازه رفته

80
00:03:36,883 --> 00:03:38,710
‫و انگار داره همون اتفاقا
‫دوباره تکرار میشه.

81
00:03:38,760 --> 00:03:40,587
‫چیزی که یادت اومد رو بهش بگو.

82
00:03:40,637 --> 00:03:43,423
‫همه چی رو با مایکل بریز رو دایره،

83
00:03:43,473 --> 00:03:45,975
‫وگرنه واسه کیتی بدتر میشه.

84
00:03:48,144 --> 00:03:51,272
‫با جراحی آنکولوژی حرف زدم،
‫ساعت ۱۲ بهت وقت دادن.

85
00:03:51,356 --> 00:03:53,224
‫رسیدی بهم پیام بده،

86
00:03:53,274 --> 00:03:54,601
‫میام پایین پیشت، باشه؟

87
00:03:54,651 --> 00:03:56,311
‫باشه… مرسی.

88
00:03:56,361 --> 00:03:58,062
‫تشکر لازم نیست، «ریچ».

89
00:03:58,112 --> 00:03:59,197
‫«جیک»؟

90
00:03:59,239 --> 00:04:00,156
‫جانم.

91
00:04:01,366 --> 00:04:04,244
‫لطفا به هیچکس در این مورد چیزی نگو.

92
00:04:05,036 --> 00:04:06,871
‫حتما.

93
00:04:08,915 --> 00:04:10,658
‫ولی من الان با کسی دعوا ندارم.

94
00:04:10,708 --> 00:04:11,417
‫واسه مشاوره اومدین؟

95
00:04:11,459 --> 00:04:13,203
‫دکتر هلر، ایشون «بابی هو» هستن،

96
00:04:13,253 --> 00:04:14,704
‫بازیکن در سطح جهانی.

97
00:04:14,754 --> 00:04:16,206
‫توی بدترین نوار بدشانسی زندگیشه.

98
00:04:16,256 --> 00:04:18,258
‫مطمئنه که یه سوتی رفتاری داره

99
00:04:18,299 --> 00:04:19,500
‫و حتما مشکل عصبیه.

100
00:04:19,550 --> 00:04:20,752
‫باشه. چرا بستینش؟

101
00:04:20,802 --> 00:04:22,045
‫خب، میز رو برگردوند

102
00:04:22,095 --> 00:04:23,755
‫و به یکی از بازیکنا حمله کرد.

103
00:04:23,805 --> 00:04:24,881
‫۷۲ ساعت تحت نظر نگهش داشتیم.

104
00:04:24,931 --> 00:04:26,432
‫هی، از بازداشتگاه که بهتره.

105
00:04:27,475 --> 00:04:29,310
‫نمی‌دونم چه بلایی داره سرم میاد.

106
00:04:29,352 --> 00:04:30,645
‫خواب ندارم.

107
00:04:30,687 --> 00:04:33,097
‫همه‌ش دارم فکر می‌کنم کجای کارم اشتباست.

108
00:04:33,147 --> 00:04:35,141
‫به نظر میاد خیلی تحت فشاری.

109
00:04:35,191 --> 00:04:37,393
‫نمی‌فهمی. من «کلونیِ» خونسردیم.

110
00:04:37,443 --> 00:04:39,771
‫ولی الان، حتی اگه «کاسا آمیگوس» رو بو کنم،

111
00:04:39,821 --> 00:04:41,356
‫از اون موتوره می‌افتم پایین.

112
00:04:41,406 --> 00:04:42,482
‫استعاره خوبیه.

113
00:04:42,532 --> 00:04:44,025
‫ایشون «آرون جاج» هم هست

114
00:04:44,075 --> 00:04:45,151
‫که نمی‌تونه توپ پرتاب‌کننده
‫لیگ محلات رو بزنه.

115
00:04:45,201 --> 00:04:47,870
‫مطمئنم اینا واسه شما شاید
‫چیزای پیش‌پاافتاده‌ای باشه،

116
00:04:48,621 --> 00:04:50,915
‫ولی من کلا یه سال کالج رفتم.

117
00:04:51,165 --> 00:04:52,909
‫اخراج شدم چون داشتم

118
00:04:52,959 --> 00:04:54,535
‫تنها کاری که توش خوب بودم رو می‌کردم.

119
00:04:54,585 --> 00:04:56,663
‫نه سال وقت گذاشتم

120
00:04:56,713 --> 00:04:59,540
‫یاد گرفتم چطور هر حرکت دست،

121
00:04:59,590 --> 00:05:03,052
‫حالت صورت و احساساتم رو کنترل کنم، و الان

122
00:05:04,554 --> 00:05:07,131
‫اگه توی این کار استاد نباشم، هیچی ندارم.

123
00:05:07,181 --> 00:05:08,808
‫نه پول خونه،

124
00:05:08,850 --> 00:05:10,935
‫نه پول مدرسه بچه‌ها.

125
00:05:11,811 --> 00:05:13,271
‫دارم داغون میشم مرد.

126
00:05:13,938 --> 00:05:16,266
‫- اطلاعات بیشتری لازم داریم.
‫- آره.

127
00:05:16,316 --> 00:05:18,443
‫اوه، «جولی» داره میاد. اون می‌دونه.

128
00:05:18,526 --> 00:05:21,195
‫پس برو، نمی‌خوایم تابلو بشه.
‫هر چی فهمیدی بهم بگو.

129
00:05:21,237 --> 00:05:22,397
‫صبح بخیر!

130
00:05:22,447 --> 00:05:23,564
‫صبح بخیر.

131
00:05:23,614 --> 00:05:25,608
‫می‌تونم حال کابوی‌ت رو بپرسم؟

132
00:05:25,658 --> 00:05:27,577
‫خب، مال من نیست.

133
00:05:27,618 --> 00:05:29,412
‫ولی حالش خوبه.

134
00:05:30,038 --> 00:05:32,156
‫خب، دکتر «ریدلی» امروز هم نیستن؟

135
00:05:32,206 --> 00:05:33,616
‫یه کنفرانس دیگه.

136
00:05:33,666 --> 00:05:35,335
‫می‌دونی کجاست؟

137
00:05:35,793 --> 00:05:36,961
‫«ای‌کاگ»

138
00:05:37,045 --> 00:05:37,745
‫عجب.

139
00:05:37,795 --> 00:05:38,579
‫عجیبه، نه؟

140
00:05:38,629 --> 00:05:40,790
‫با یه مشت متخصص زنان
‫و زایمان چی‌کار داره؟

141
00:05:40,840 --> 00:05:42,633
‫هوم.

142
00:05:43,217 --> 00:05:45,586
‫«دایان»، من دکتر لارسن هستم،

143
00:05:45,636 --> 00:05:48,089
‫گزارش اورژانس دستمه،

144
00:05:48,139 --> 00:05:50,216
‫ولی می‌خوام از زبون خودتون بشنوم چی شده.

145
00:05:50,266 --> 00:05:52,468
‫چند سال اخیر مشکل کبد داشتم،

146
00:05:52,518 --> 00:05:54,595
‫هر از گاهی عود می‌کرد،

147
00:05:54,645 --> 00:05:56,472
‫ولی امروز صبح، یهو این دل‌درد

148
00:05:56,522 --> 00:05:58,433
‫سر و کله‌ش پیدا شد.

149
00:05:58,483 --> 00:05:59,150
‫دخترشون هستین؟

150
00:05:59,192 --> 00:06:00,485
‫نوه‌شون.

151
00:06:01,027 --> 00:06:03,821
‫اون و مامانم هر دوشون تو سن کم بچه آوردن.

152
00:06:03,863 --> 00:06:05,740
‫دکتر اورژانس گفت لخته‌س؟

153
00:06:05,782 --> 00:06:07,066
‫جریان خون رو قطع کرده؟

154
00:06:07,116 --> 00:06:07,942
‫درسته.

155
00:06:07,992 --> 00:06:09,160
‫بهتون سرم هپارین وصل کردیم

156
00:06:09,202 --> 00:06:10,653
‫تا جلوی لخته شدن بیشتر رو بگیریم،

157
00:06:10,703 --> 00:06:12,071
‫ولی متاسفانه آنزیم‌های کبدیتون

158
00:06:12,121 --> 00:06:13,781
‫بالای ۴۰۰ هستن.

159
00:06:13,831 --> 00:06:15,325
‫این یعنی بالاست، نه؟

160
00:06:15,375 --> 00:06:17,744
‫یعنی آسیب کبدی

161
00:06:17,794 --> 00:06:20,505
‫تقریبا کامل و غیرقابل‌برگشته.

162
00:06:21,089 --> 00:06:24,175
‫و چون ترومبکتومی ممکن نبود،

163
00:06:24,842 --> 00:06:28,388
‫پیوند تنها گزینه‌تونه.

164
00:06:29,639 --> 00:06:33,101
‫هی. هی، از پسش برمیایم مامان‌بزرگ.

165
00:06:33,351 --> 00:06:35,645
‫مثل بقیه چیزا.

166
00:06:37,688 --> 00:06:39,766
‫پیوند چطوریه؟ چجوری کار می‌کنه؟

167
00:06:39,816 --> 00:06:41,601
‫خب، باید توی دیتابیس ملی یا همون «یونوس»

168
00:06:41,651 --> 00:06:44,187
‫براتون یه اهداکننده مناسب پیدا کنیم.

169
00:06:44,237 --> 00:06:45,988
‫بعضی وقتا خوش‌شانسیم

170
00:06:46,030 --> 00:06:47,607
‫و سریع یه مورد پیدا میشه.

171
00:06:47,657 --> 00:06:49,484
‫- بعضی وقتا هم…
‫- اگه من اهدا کنم چی؟

172
00:06:49,534 --> 00:06:51,027
‫خب…

173
00:06:51,077 --> 00:06:52,945
‫می‌تونین فقط یه تیکه‌ش رو بردارین، نه؟

174
00:06:52,995 --> 00:06:54,372
‫کبد بازسازی میشه؟

175
00:06:54,414 --> 00:06:55,740
‫دقیقا اینقدرام ساده نیست.

176
00:06:55,790 --> 00:06:57,283
‫- حتما خطراتی داره.
‫- بله.

177
00:06:57,333 --> 00:07:00,370
‫دیابت، فشار خون و بیماری‌های التهابی.

178
00:07:00,420 --> 00:07:02,038
‫تازه خودِ عمل جراحی هم…

179
00:07:02,088 --> 00:07:04,791
‫- برام مهم نیست.
‫- نه. بذار حرف بزنه، «لیلی».

180
00:07:04,841 --> 00:07:07,085
‫مطمئنم شنیدی که مردم

181
00:07:07,135 --> 00:07:09,045
‫مغز استخوان یا حتی کلیه اهدا می‌کنن،

182
00:07:09,095 --> 00:07:10,254
‫ولی این فرق داره.

183
00:07:10,304 --> 00:07:12,056
‫خونریزی شدید داره

184
00:07:12,098 --> 00:07:13,633
‫و هفته‌ها طول می‌کشه تا خوب شی.

185
00:07:13,683 --> 00:07:15,551
‫همه اینا واسه من قابل قبوله…

186
00:07:15,601 --> 00:07:17,929
‫نه. این گزینه کنسله.

187
00:07:17,979 --> 00:07:21,057
‫حداقل می‌تونیم در موردش حرف بزنیم، نه؟

188
00:07:21,107 --> 00:07:23,559
‫والدین واسه بچه‌ها فداکاری می‌کنن،

189
00:07:23,609 --> 00:07:24,811
‫نه برعکس.

190
00:07:24,861 --> 00:07:26,687
‫و جدی میگم، «لیلی».

191
00:07:26,737 --> 00:07:29,198
‫اصرار نکن.

192
00:07:32,118 --> 00:07:34,570
‫توی پرونده‌هاتون، جزئیات پرداخت

193
00:07:34,620 --> 00:07:36,239
‫مبلغ قابل توجهی به دکتر «میلر» هست،

194
00:07:36,289 --> 00:07:38,958
‫به همراه قراردادهای عدم افشا
‫و حکم ممنوعیت،

195
00:07:39,000 --> 00:07:40,118
‫که جلوی شکایت‌های بعدی رو می‌گیره.

196
00:07:40,168 --> 00:07:41,619
‫پس این کلاً ماجرا رو

197
00:07:41,669 --> 00:07:42,703
‫برای همیشه تموم می‌کنه؟

198
00:07:42,753 --> 00:07:44,122
‫همینطوره.

199
00:07:44,172 --> 00:07:46,340
‫نمی‌تونم. باید به این قضیه یه شانسی بدم.

200
00:07:46,424 --> 00:07:48,835
‫«مایکل»؟

201
00:07:48,885 --> 00:07:50,219
‫حوصله‌ت سر رفته؟

202
00:07:50,261 --> 00:07:53,973
‫نه، ولی مشخصا نظر من اینجا اهمیتی نداره.

203
00:07:54,015 --> 00:07:55,475
‫خب، نمی‌خوایم این قضیه کش پیدا کنه،

204
00:07:55,558 --> 00:07:57,143
‫و نمی‌خوایم کار به دادگاه بکشه.

205
00:07:57,226 --> 00:07:58,811
‫بگین بیان تو.

206
00:08:08,779 --> 00:08:10,106
‫فکر کنم همه چی رو

207
00:08:10,156 --> 00:08:11,983
‫طبق آخرین صحبتمون مرتب می‌بینید.

208
00:08:12,033 --> 00:08:14,277
‫بیمه وست‌ساید

209
00:08:14,327 --> 00:08:16,454
‫غرامت خانواده «دیکسون» رو میده.

210
00:08:16,537 --> 00:08:17,989
‫دکتر «میلر» تمام حقوقش

211
00:08:18,039 --> 00:08:19,707
‫علیه بیمارستان رو برای همیشه واگذار می‌کنه

212
00:08:19,790 --> 00:08:23,002
‫و در عوض یه بسته انفصال
‫۵۰۰ هزار دلاری می‌گیره.

213
00:08:24,003 --> 00:08:26,088
‫فقط امضای دکتر «میلر» لازمه.

214
00:08:33,012 --> 00:08:35,765
‫با توافق‌نامه مشکلی دارین؟

215
00:08:39,185 --> 00:08:41,896
‫نه، ولی شرایط عوض شده.

216
00:08:42,230 --> 00:08:45,608
‫هم برای دکتر «میلر» و هم برای بیمارستان.

217
00:08:46,067 --> 00:08:48,986
‫ما می‌خوایم یه مسیر دیگه رو پیش بریم.

218
00:08:53,032 --> 00:08:55,034
‫آخرین باری که اینجا بودیم،

219
00:08:55,535 --> 00:08:57,995
‫کیتی گفت که داری دنبال
‫آپارتمان می‌گردی

220
00:08:58,538 --> 00:09:02,492
‫و حس می‌کرد داری از پدرش قطع امید می‌کنی.

221
00:09:02,542 --> 00:09:05,495
‫بله، یادمه. کاملاً واضحه.

222
00:09:05,545 --> 00:09:07,413
‫به نظر می‌رسه سرِ این موضوع کمی بی‌قراری؟

223
00:09:07,463 --> 00:09:11,425
‫معلوم شد اونی که قطع امید کرد من نبودم.

224
00:09:13,135 --> 00:09:14,804
‫می‌تونی بیشتر توضیح بدی؟

225
00:09:18,558 --> 00:09:20,384
‫کیتی گوشی پدرشو برداشته

226
00:09:20,434 --> 00:09:22,929
‫و فهمیده که اون با یکی دیگه صحبت داشته.

227
00:09:22,979 --> 00:09:25,056
‫من فقط بهش نشون دادم

228
00:09:25,106 --> 00:09:27,558
‫چون فکر کردم شاید باعث شه
‫باهاش مهربون‌تر بشه،

229
00:09:27,608 --> 00:09:29,644
‫ولی نمی‌تونه.

230
00:09:29,694 --> 00:09:32,355
‫دیگه دیر شده.

231
00:09:32,405 --> 00:09:34,440
‫کیتی، وقتی اون پیام‌ها رو نشونم دادی

232
00:09:34,490 --> 00:09:35,900
‫دیگه دیر شده بود.

233
00:09:35,950 --> 00:09:38,110
‫«مایکل» در این مورد چی می‌گه؟

234
00:09:38,160 --> 00:09:39,362
‫اون خبر نداره.

235
00:09:39,412 --> 00:09:40,538
‫هیچیش رو؟

236
00:09:40,663 --> 00:09:42,331
‫هیچیش رو.

237
00:09:43,874 --> 00:09:46,586
‫خب، فکر نمی‌کنی که…

238
00:09:46,627 --> 00:09:47,837
‫باید سعی کنی باهاش حرف بزنی؟

239
00:09:47,878 --> 00:09:49,413
‫حرفی واسه گفتن نیست.

240
00:09:49,463 --> 00:09:52,583
‫متاسفم، ولی من دارم اسباب‌کشی می‌کنم.

241
00:09:52,633 --> 00:09:55,586
‫من تو رو ترک نمی‌کنم ولی نمی‌تونم…

242
00:09:55,636 --> 00:09:58,639
‫نمی‌تونم دیگه توی اون خونه بمونم.

243
00:09:59,724 --> 00:10:01,892
‫این بهترین کاریه که الان می‌تونم

244
00:10:01,934 --> 00:10:04,020
‫واسه خونواده‌م بکنم.

245
00:10:05,813 --> 00:10:06,772
‫سلام!

246
00:10:06,814 --> 00:10:07,848
‫اوضاع چطوره؟

247
00:10:07,898 --> 00:10:10,685
‫بابا گفت تراپی پیچیده بود.

248
00:10:10,735 --> 00:10:12,728
‫انگار خیلی به هم ریخته بود.

249
00:10:12,778 --> 00:10:14,989
‫نه، نه. همه چی خوبه.

250
00:10:15,031 --> 00:10:15,523
‫واقعا؟

251
00:10:15,573 --> 00:10:17,858
‫آره، یعنی یه چیزایی هست که باید حل بشه ولی…

252
00:10:17,908 --> 00:10:19,318
‫آخه الان حس میشه یه چیزی هست

253
00:10:19,368 --> 00:10:20,736
‫که جفتتون نمیگید.

254
00:10:20,786 --> 00:10:23,990
‫نظرت چیه امشب شام بخوریم، فقط خودمون؟

255
00:10:24,040 --> 00:10:26,158
‫۷:۳۰ خونه من.

256
00:10:26,208 --> 00:10:27,785
‫فقط خودمون؟

257
00:10:27,835 --> 00:10:30,004
‫آره. مگه چشه؟

258
00:10:30,046 --> 00:10:32,673
‫نمی‌دونم. فکر کنم می‌فهمم.

259
00:10:34,759 --> 00:10:37,420
‫دکتر لارسن، الان با پرستار حرف زدم،

260
00:10:37,470 --> 00:10:39,880
‫پلاکت‌های مادربزرگم داره کم میشه، که یعنی بده.

261
00:10:39,930 --> 00:10:42,133
‫می‌دونم. با «یونوس» تماس گرفتم

262
00:10:42,183 --> 00:10:44,135
‫تا سعی کنم توی لیست بیارمش بالاتر.

263
00:10:44,185 --> 00:10:44,977
‫و؟

264
00:10:45,478 --> 00:10:47,605
‫هنوز زمان می‌بره.

265
00:10:47,813 --> 00:10:49,899
‫باید صبر کنیم تا حالش خیلی وخیم بشه،

266
00:10:49,982 --> 00:10:52,059
‫ولی اون موقع شانس موفقیتش سقوط می‌کنه.

267
00:10:52,109 --> 00:10:53,653
‫یه جورایی بن‌بسته،

268
00:10:53,819 --> 00:10:56,656
‫با این تعداد کم اهداکننده
‫و این همه متقاضی عضو.

269
00:10:57,531 --> 00:10:59,775
‫پس حتما موافقین که باید از من آزمایش بگیرین.

270
00:10:59,825 --> 00:11:02,194
‫«لیلی»، مادربزرگت بیمار منه

271
00:11:02,244 --> 00:11:05,031
‫و خیلی واضح گفته که اینو نمی‌خواد.

272
00:11:05,081 --> 00:11:06,907
‫اون جای مادرمه.

273
00:11:06,957 --> 00:11:08,534
‫می‌فهمین؟

274
00:11:08,584 --> 00:11:11,621
‫از وقتی سه سالم بود و
‫مامانم مرد، اون بزرگم کرد.

275
00:11:11,671 --> 00:11:14,081
‫مطمئنم خیلی سخته،

276
00:11:14,131 --> 00:11:15,916
‫ولی اگه کمکی می‌کنه،

277
00:11:15,966 --> 00:11:17,752
‫اگه من بودم نمی‌ذاشتم دختر خودم
‫این کار رو برام بکنه.

278
00:11:17,802 --> 00:11:19,295
‫خواهش می‌کنم فقط آزمایش‌ها رو بگیرین.

279
00:11:19,345 --> 00:11:21,172
‫اگه گزینه مناسب نباشم که بحث تمومه.

280
00:11:21,222 --> 00:11:23,849
‫ولی اگه باشم، من تنها گزینه‌شم.

281
00:11:24,767 --> 00:11:27,561
‫بعدش بذارین خودم راضیش می‌کنم.

282
00:11:30,356 --> 00:11:32,892
‫ما همیشه معتقد بودیم که دکتر لارسن

283
00:11:32,942 --> 00:11:34,352
‫یه محیط کار خصمانه ایجاد کرده.

284
00:11:34,402 --> 00:11:36,687
‫شما همیشه سعی کردین ردش کنین.

285
00:11:36,737 --> 00:11:38,064
‫از اون زمان،

286
00:11:38,114 --> 00:11:41,233
‫دیدیم که یه افسر پلیس درستکار گروگانگیری کرد

287
00:11:41,283 --> 00:11:44,862
‫چون از رفتار ایشون با خودش خیلی عصبانی بود.

288
00:11:44,912 --> 00:11:46,447
‫این مزخرفه.

289
00:11:46,497 --> 00:11:48,624
‫و حالا، چیزی که معلوم شده اینه
‫که یکی از پزشکان کادرش

290
00:11:48,666 --> 00:11:51,744
‫خودکشی کرده چون به ناحق اخراج شده.

291
00:11:51,794 --> 00:11:54,914
‫«برایان کلارک» استعفا داد چون مشکل اعتیاد داشت.

292
00:11:54,964 --> 00:11:56,457
‫و بعدش دخترش رو استخدام کردید،

293
00:11:56,507 --> 00:11:58,501
‫که بعدا به‌خاطر حملات سایبری

294
00:11:58,551 --> 00:12:00,302
‫به بیمارستان دستگیر شد،

295
00:12:00,344 --> 00:12:01,504
‫چون خیلی عصبانی بود

296
00:12:01,554 --> 00:12:03,673
‫از رفتار دکتر لارسن با پدرش.

297
00:12:03,723 --> 00:12:05,174
‫همونطور که دکتر «حمدا» اشاره کردن،

298
00:12:05,224 --> 00:12:07,510
‫تحقیقات داخلی ما نشون داد که این…

299
00:12:07,560 --> 00:12:10,054
‫اگه می‌خواین به تحقیقات داخلی خودتون استناد کنین،

300
00:12:10,104 --> 00:12:11,889
‫شاید با افشای کامل موافق باشین؟

301
00:12:11,939 --> 00:12:13,566
‫چی می‌خوای، «مارسیا»؟

302
00:12:13,983 --> 00:12:15,935
‫موکل من حاضره از تمام حقوق

303
00:12:15,985 --> 00:12:18,112
‫بسته توافقیش بگذره،

304
00:12:18,279 --> 00:12:20,773
‫در عوض یه قرارداد سه ساله می‌خواد

305
00:12:20,823 --> 00:12:23,567
‫که توش اعتبارنامه‌ش توی وست‌ساید حفظ بشه.

306
00:12:23,617 --> 00:12:25,152
‫کارت رو پس می‌خوای؟

307
00:12:25,202 --> 00:12:28,364
‫با توجه به تضاد منافع ذاتی دکتر «حمدا»،

308
00:12:28,414 --> 00:12:31,459
‫شاید بهتر باشه ایشون خودشون رو کنار بکشن؟

309
00:12:34,044 --> 00:12:35,463
‫«مایکل».

310
00:12:49,185 --> 00:12:51,762
‫خب، سی‌تی اسکن منفیه.

311
00:12:51,812 --> 00:12:54,807
‫آزمایش خون پاکه، نوار قلب نرماله.

312
00:12:54,857 --> 00:12:56,684
‫حتما آزمایش‌های دیگه‌ای هست.

313
00:12:56,734 --> 00:13:00,112
‫معلومه که هست، ولی شاید
‫من یه ایده بهتر داشته باشم.

314
00:13:03,616 --> 00:13:04,734
‫اون «بابی هو» ئه؟

315
00:13:04,784 --> 00:13:05,993
‫قبلا بود.

316
00:13:06,368 --> 00:13:08,028
‫پسر، هنوزم داری غصه

317
00:13:08,078 --> 00:13:09,405
‫اون باخت بدت توی رینو رو می‌خوری؟

318
00:13:09,455 --> 00:13:10,406
‫کدوم باخت بد؟

319
00:13:10,456 --> 00:13:12,616
‫نیمه‌نهایی مسابقات جهانی.

320
00:13:12,666 --> 00:13:14,160
‫پاکت کویین جلوی استریت

321
00:13:14,210 --> 00:13:16,036
‫توی ریور باخت.

322
00:13:16,086 --> 00:13:18,289
‫- دردناک بود.
‫- هوم.

323
00:13:18,339 --> 00:13:20,416
‫ربطی بین اون حادثه و علائمت هست؟

324
00:13:20,466 --> 00:13:23,010
‫من دست و دلم نمی‌لرزه دکتر «واکر».

325
00:13:23,719 --> 00:13:26,839
‫من اون تورنمنت رو باختم چون
‫یارو دست منو فهمید،

326
00:13:26,889 --> 00:13:28,883
‫و سقوطم از همونجا شروع شد.

327
00:13:28,933 --> 00:13:30,551
‫من اومدم کمکت کنم،

328
00:13:30,601 --> 00:13:32,470
‫مخصوصا اگه معنیش نشستن کنار افسانه باشه.

329
00:13:32,520 --> 00:13:34,722
‫سون کارت استاد، «پیتر».

330
00:13:34,772 --> 00:13:36,182
‫بی منظور بود.

331
00:13:36,232 --> 00:13:38,184
‫نه، نه. باید نگهش داره.

332
00:13:38,234 --> 00:13:39,643
‫همون بازی‌ای که اون می‌کنه.

333
00:13:39,693 --> 00:13:40,603
‫می‌ترکونم!

334
00:13:40,653 --> 00:13:43,063
‫ولی نمی‌تونی همچین بازی‌ای رو شبیه‌سازی کنی.

335
00:13:43,113 --> 00:13:44,607
‫سرِ پنبه بازی کنیم؟

336
00:13:44,657 --> 00:13:46,484
‫ریسک احساسیش مهمه.

337
00:13:46,534 --> 00:13:49,320
‫یه بار ورودی، ۳۰ تا پنبه.

338
00:13:49,370 --> 00:13:51,822
‫«پیتر» خیلی ناراحت میشه اگه مجبور بشه اسطوره‌ش رو

339
00:13:51,872 --> 00:13:52,948
‫ول کنه و برگرده سر کار.

340
00:13:52,998 --> 00:13:54,875
‫و شما… خب،

341
00:13:55,334 --> 00:13:59,213
‫اگه نتونی ما رو ببری، تحقیر مطلقه، نه؟

342
00:14:07,096 --> 00:14:08,681
‫سه تا ریز میدم.

343
00:14:09,765 --> 00:14:11,091
‫من نیستم.

344
00:14:11,141 --> 00:14:12,434
‫کال.

345
00:14:12,476 --> 00:14:13,352
‫فولد.

346
00:14:23,863 --> 00:14:24,864
‫پنج تا شرط می‌بندم.

347
00:14:24,905 --> 00:14:26,398
‫سی-بت کلاسیک «هو».

348
00:14:26,448 --> 00:14:28,400
‫یارو از اول تهاجمی بازی می‌کنه.

349
00:14:28,450 --> 00:14:29,944
‫واقعا دکتری؟

350
00:14:29,994 --> 00:14:32,621
‫باحال شد! کال می‌کنم.

351
00:14:37,751 --> 00:14:39,336
‫فولد.

352
00:14:44,049 --> 00:14:45,960
‫هفت تا.

353
00:14:46,010 --> 00:14:47,678
‫نمی‌تونی منو بترسونی.

354
00:14:49,471 --> 00:14:50,764
‫باشه.

355
00:14:53,767 --> 00:14:56,270
‫شیش توی ریور. «بابی»؟

356
00:14:56,896 --> 00:14:58,138
‫من همه رو میارم.

357
00:14:58,188 --> 00:15:01,308
‫وای. دست اول آل‌این کرد.

358
00:15:01,358 --> 00:15:04,320
‫مراقب باش «پیتر»، اگه کال کنی، باختی.

359
00:15:04,987 --> 00:15:06,697
‫آره.

360
00:15:11,493 --> 00:15:13,913
‫بمون تا بعدا بجنگی.

361
00:15:15,205 --> 00:15:16,574
‫جفت شیش.

362
00:15:16,624 --> 00:15:18,993
‫وای خدای من، تو پادشاهی!

363
00:15:19,043 --> 00:15:21,161
‫راستش، فکر کنم شانسی برد.

364
00:15:21,211 --> 00:15:23,589
‫- «پیتر» ساده‌لوحه.
‫- بیخیال، من تیزم.

365
00:15:25,007 --> 00:15:26,425
‫قضیه چیه؟

366
00:15:26,467 --> 00:15:28,093
‫می‌بینینش؟

367
00:15:28,177 --> 00:15:29,887
‫مردمک‌های گشاد شده؟

368
00:15:31,096 --> 00:15:33,674
‫من… خب، این توی فیلم بازی نبود.

369
00:15:33,724 --> 00:15:35,092
‫آره، نامحسوسه،

370
00:15:35,142 --> 00:15:36,802
‫ولی بازیکن‌هایی که جلوشون بازی می‌کنی

371
00:15:36,852 --> 00:15:38,178
‫قطعا متوجهش می‌شن.

372
00:15:38,228 --> 00:15:40,472
‫حس می‌کنی قلبت تند می‌زنه؟
‫کف دستت عرق می‌کنه؟

373
00:15:40,522 --> 00:15:41,557
‫معلومه.

374
00:15:41,607 --> 00:15:43,309
‫توی بازی‌ها قطعا خونم به جوش میاد.

375
00:15:43,359 --> 00:15:45,769
‫ولی آره، اون روز که داشتم می‌رفتم کلوپ،

376
00:15:45,819 --> 00:15:46,812
‫دستام یه جورایی سرد و مرطوب شد.

377
00:15:46,862 --> 00:15:48,314
‫فئوکروموسیتوما؟

378
00:15:48,364 --> 00:15:50,240
‫این می‌تونه توضیح بده چرا میز رو چپ کرد.

379
00:15:50,282 --> 00:15:52,484
‫و تِل من، درسته؟

380
00:15:52,534 --> 00:15:54,403
‫یعنی شماها فهمیدین چیه؟

381
00:15:54,453 --> 00:15:56,038
‫باید آندوسکوپی کنیم تا

382
00:15:56,080 --> 00:15:57,957
‫ضایعات نابجا رو پیدا کنیم.

383
00:16:02,252 --> 00:16:04,755
‫فشارش پایینه و تپش قلب داره.

384
00:16:04,797 --> 00:16:07,925
‫مایعات بهش بدین، ولی آروم هیدراته کنید

385
00:16:07,967 --> 00:16:09,752
‫و حواستون به اِدِم باشه.

386
00:16:09,802 --> 00:16:12,963
‫«لیلی» چند ماه دیگه عروسیشه.

387
00:16:13,013 --> 00:16:15,049
‫فکر می‌کنی راهی هست که

388
00:16:15,099 --> 00:16:17,476
‫منو تا اون موقع زنده نگه داری؟

389
00:16:18,018 --> 00:16:19,595
‫باید بهت بگم،

390
00:16:19,645 --> 00:16:21,221
‫ازش آزمایش گرفتم

391
00:16:21,271 --> 00:16:22,514
‫و تطابقش عالیه.

392
00:16:22,564 --> 00:16:24,475
‫وقتی گفتم نه ازش آزمایش گرفتی؟

393
00:16:24,525 --> 00:16:26,936
‫التماس کرد، و من هنوز نتایج رو بهش نگفتم.

394
00:16:26,986 --> 00:16:28,520
‫خب، محاله بذارم

395
00:16:28,570 --> 00:16:30,990
‫اونو توی همچین خطری بندازی!

396
00:16:31,031 --> 00:16:33,033
‫عمرا!

397
00:16:33,826 --> 00:16:35,486
‫چطوره بیارمش اینجا و…

398
00:16:35,536 --> 00:16:39,289
‫تقصیر خودمه که اینو دارم!

399
00:16:41,542 --> 00:16:45,045
‫من… من از ۱۵ سالگی معتاد بودم.

400
00:16:45,295 --> 00:16:48,257
‫ولی هیچ اشاره‌ای به اعتیاد توی پرونده‌ت نیست.

401
00:16:48,298 --> 00:16:50,834
‫۲۴ سال پیش ترک کردم.

402
00:16:50,884 --> 00:16:53,003
‫هیچوقت به هیچکدوم از دکترام نگفتم.

403
00:16:53,053 --> 00:16:54,338
‫چرا نگفتی؟

404
00:16:54,388 --> 00:16:56,340
‫بخش‌هایی از گذشته‌م هست

405
00:16:56,390 --> 00:16:59,184
‫که هیچوقت نمی‌خواستم «لیلی» بدونه.

406
00:17:00,352 --> 00:17:02,813
‫دخترم «نینا» رو

407
00:17:02,855 --> 00:17:04,940
‫۱۷ سالگی به دنیا آوردم.

408
00:17:05,482 --> 00:17:06,850
‫فکر می‌کردی بچه‌دار شدن

409
00:17:06,900 --> 00:17:08,777
‫باعث میشه سر عقل بیام.

410
00:17:09,403 --> 00:17:10,696
‫وقتی ۱۴ سالش شد،

411
00:17:10,821 --> 00:17:13,032
‫با خودم گفتم بهش یه نوشیدنی بدم،

412
00:17:13,824 --> 00:17:17,661
‫اینطوری مجبور نبودم تنها بخورم.

413
00:17:18,912 --> 00:17:21,915
‫خیلی زود، اونم شد لنگه من.

414
00:17:22,166 --> 00:17:25,285
‫بجز وقتی که «لیلی» رو به دنیا آورد،

415
00:17:25,335 --> 00:17:29,164
‫واقعا سعی کرد بهتر باشه.

416
00:17:29,214 --> 00:17:31,125
‫تا یه مدتی بود.

417
00:17:31,175 --> 00:17:33,052
‫حتی توی جلسات شرکت می‌کرد.

418
00:17:33,969 --> 00:17:37,131
‫یه شب، بهم زنگ زد

419
00:17:37,181 --> 00:17:39,008
‫ناخوش و پاتیل.

420
00:17:39,058 --> 00:17:41,560
‫پرسید من پاکم؟

421
00:17:42,269 --> 00:17:44,104
‫می‌تونم برم دنبالش؟

422
00:17:44,938 --> 00:17:46,724
‫گفتم آره.

423
00:17:46,774 --> 00:17:49,810
‫با یه بطری توی دستم بیهوش شدم.

424
00:17:49,860 --> 00:17:51,770
‫یه ساعت بعد،

425
00:17:51,820 --> 00:17:56,200
‫ماشینش پیچیده بود دور تیر چراغ برق.

426
00:17:57,534 --> 00:18:00,120
‫«لیلی» می‌دونه مادرش چطور مرد.

427
00:18:00,370 --> 00:18:01,914
‫ولی نمی‌دونه چرا.

428
00:18:02,623 --> 00:18:06,085
‫و… نمی‌دونه من کشتمش.

429
00:18:07,544 --> 00:18:10,214
‫وای «دایان»، خیلی متاسفم.

430
00:18:10,255 --> 00:18:10,914
‫نباش.

431
00:18:10,964 --> 00:18:14,293
‫و هیچوقت دیگه ازم نخواه

432
00:18:14,343 --> 00:18:18,013
‫که چیزی از اون دختر بگیرم.

433
00:18:20,099 --> 00:18:22,226
‫همین الانشم به اندازه کافی گرفتم.

434
00:18:27,898 --> 00:18:29,775
‫[چینیِ عروسی]

435
00:18:37,892 --> 00:18:47,892
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

436
00:18:56,009 --> 00:18:58,387
‫فکر کنم باید از اول شروع کنیم!

437
00:19:06,520 --> 00:19:08,889
‫پیوند با این سطح سازگاری

438
00:19:08,939 --> 00:19:11,058
‫احتمال موفقیت بالایی داره.

439
00:19:11,108 --> 00:19:14,436
‫روی پنج تا از شش تا شاخص اچ‌ال‌ای مچه، قطعا.

440
00:19:14,486 --> 00:19:15,813
‫سلامتی اهداکننده چطوره؟

441
00:19:15,863 --> 00:19:17,773
‫جوونه، باید خوب ریکاوری کنه.

442
00:19:17,823 --> 00:19:20,067
‫عملکرد سنتزیش حداقله، آنزیم‌هاش سر به فلک کشیده.

443
00:19:20,117 --> 00:19:21,410
‫بیمار نمی‌تونه صبر کنه.

444
00:19:21,451 --> 00:19:23,570
‫پس… معطلی واسه چیه؟

445
00:19:23,620 --> 00:19:25,948
‫فکر می‌کنه که لیاقت شانس دوباره رو نداره.

446
00:19:25,998 --> 00:19:28,659
‫تا الان پیوند رو رد کرده.

447
00:19:28,709 --> 00:19:29,418
‫معتاده؟

448
00:19:29,459 --> 00:19:31,286
‫آره، ارثیه.

449
00:19:31,336 --> 00:19:33,997
‫و اهداکننده نوه‌شه.

450
00:19:34,047 --> 00:19:35,591
‫با اون سابقه خانوادگی،

451
00:19:35,632 --> 00:19:37,084
‫زندگی با نصف کبد ریسک بزرگیه.

452
00:19:37,134 --> 00:19:38,752
‫خودش نمی‌دونه.

453
00:19:38,802 --> 00:19:41,130
‫بیمار محرمانه بهم گفت،

454
00:19:41,180 --> 00:19:42,548
‫پس نمی‌تونم فاش کنم.

455
00:19:42,598 --> 00:19:44,800
‫و نوه‌ش، اونم کوتاه نمیاد.

456
00:19:44,850 --> 00:19:46,593
‫من کبد اون دختر جوون رو درنمیارم

457
00:19:46,643 --> 00:19:48,428
‫مگه اینکه با چشم باز بیاد تو.

458
00:19:48,478 --> 00:19:51,690
‫و از هیچکدوم از جراحام هم نمی‌خوام این کار رو بکنن.

459
00:19:59,072 --> 00:20:00,941
‫دکتر «ریدلی» توی کنفرانس نیست،

460
00:20:00,991 --> 00:20:02,276
‫حتی ثبت‌نام هم نکرده.

461
00:20:02,326 --> 00:20:03,944
‫و بقیه کنفرانس‌ها رو چک کردم.

462
00:20:03,994 --> 00:20:05,537
‫شیکاگو، دالاس…

463
00:20:05,579 --> 00:20:07,447
‫ثبت‌نام کرده ولی نرفته.

464
00:20:07,497 --> 00:20:08,949
‫پس اینا همه‌ش داستان بوده.

465
00:20:08,999 --> 00:20:10,701
‫نمی‌دونم، ولی اگه چک کنیم ببینیم

466
00:20:10,751 --> 00:20:11,827
‫اینجا مریضه یا نه چی؟

467
00:20:11,877 --> 00:20:13,787
‫باید کد خودت رو بزنی.

468
00:20:13,837 --> 00:20:15,205
‫اونم می‌فهمه. همه می‌فهمن.

469
00:20:15,255 --> 00:20:16,331
‫ولی اگه داره مردمو جراحی می‌کنه

470
00:20:16,381 --> 00:20:17,457
‫وقتی نباید بکنه…

471
00:20:17,507 --> 00:20:20,043
‫می‌خوای بری منابع انسانی یا پیش دکتر «حمدا»

472
00:20:20,093 --> 00:20:21,428
‫فقط با حدس و گمان؟

473
00:20:21,511 --> 00:20:24,298
‫هی، ایده من بود.

474
00:20:24,348 --> 00:20:25,632
‫من یه انترن ساده‌لوحم،

475
00:20:25,682 --> 00:20:27,935
‫تو دنبال پزشک ارشدی هستی.

476
00:20:41,531 --> 00:20:43,108
‫هیچی نیست.

477
00:20:43,158 --> 00:20:45,736
‫نه آزمایشی، نه اسکنی؟

478
00:20:45,786 --> 00:20:47,613
‫همه متخصصای ساختمون رو می‌شناسه،

479
00:20:47,663 --> 00:20:49,581
‫چرا بره جای دیگه؟

480
00:20:51,500 --> 00:20:53,035
‫این باید کمکت کنه حالت بهتر بشه،

481
00:20:53,085 --> 00:20:55,913
‫ولی نتایج آخرین بیوپسی مغز استخوان

482
00:20:55,963 --> 00:20:58,624
‫تاثیر روی هر سه رده خونی رو نشون میده،

483
00:20:58,674 --> 00:21:00,751
‫به اضافه یه مولفه خودایمنی قوی.

484
00:21:00,801 --> 00:21:03,337
‫دقیقا خبری نبود که امیدشو داشتم.

485
00:21:03,387 --> 00:21:05,547
‫پیشنهاد می‌کنم با «ایتن» تماس بگیری.

486
00:21:05,597 --> 00:21:06,924
‫یه سیستم حمایتی جور کن.

487
00:21:06,974 --> 00:21:08,800
‫از این قضیه استفاده نمی‌کنم تا

488
00:21:08,850 --> 00:21:10,219
‫یخ رابطه‌مون رو آب کنم.

489
00:21:10,269 --> 00:21:11,929
‫می‌دونی، طبق تجربه من،

490
00:21:11,979 --> 00:21:14,431
‫حتی خانواده‌های از هم پاشیده هم

491
00:21:14,481 --> 00:21:15,807
‫وقتی پای بیماری وسطه به شفافیت نیاز دارن.

492
00:21:15,857 --> 00:21:17,643
‫عصبانی میشه که پنهانش کردی،

493
00:21:17,693 --> 00:21:18,894
‫و پشیمون می‌شی بهش زنگ نزدی.

494
00:21:18,944 --> 00:21:21,521
‫هنوز نمی‌خوام برم تو فاز اورژانسی.

495
00:21:21,571 --> 00:21:23,398
‫داره سریع پیشرفت می‌کنه، جوآن.

496
00:21:23,448 --> 00:21:25,817
‫و قطعا نمی‌تونی یه شغل

497
00:21:25,867 --> 00:21:27,694
‫حساس و پر استرس رو ادامه بدی.

498
00:21:27,744 --> 00:21:30,822
‫«ران»، فکر کنم یادت رفته با کی داری حرف می‌زنی.

499
00:21:30,872 --> 00:21:31,823
‫جوآن…

500
00:21:31,873 --> 00:21:33,283
‫کارایی هست که می‌تونیم بکنیم

501
00:21:33,333 --> 00:21:35,043
‫تا منو سر پا نگه داره.

502
00:21:35,877 --> 00:21:37,421
‫پس انجامشون بدیم.

503
00:21:54,354 --> 00:21:56,690
‫بگو که همه‌ش واسه پول بیشتره.

504
00:21:58,150 --> 00:22:00,027
‫می‌خوام دکتر باشم.

505
00:22:01,236 --> 00:22:04,606
‫و بچه‌هام رو از مدرسه درنمیارم

506
00:22:04,656 --> 00:22:05,741
‫که برم «دموین».

507
00:22:05,782 --> 00:22:08,035
‫هیچکس دیگه تو مینیاپولیس استخدامت نمی‌کنه؟

508
00:22:08,243 --> 00:22:10,078
‫خب تو چی میگی؟

509
00:22:10,704 --> 00:22:11,947
‫وقتی مردم بهت زنگ می‌زنن؟

510
00:22:11,997 --> 00:22:14,574
‫طبق توافقمون،

511
00:22:14,624 --> 00:22:16,201
‫من کلمه‌ای به کسی نگفتم.

512
00:22:16,251 --> 00:22:19,204
‫هیچکس بهم نگاه هم نمی‌کنه مایکل.

513
00:22:19,254 --> 00:22:21,590
‫همه اینجا می‌دونن چی‌کار کردی.

514
00:22:21,631 --> 00:22:23,709
‫همه طردت می‌کنن.

515
00:22:23,759 --> 00:22:27,679
‫تا حالا در مورد هیچ چیز مهمی دروغ نگفتی؟

516
00:22:28,180 --> 00:22:30,057
‫وقتی مستاصل بودی؟

517
00:22:32,726 --> 00:22:36,104
‫تنها چیزی که بیشتر از دکتر بودن دوست دارم،

518
00:22:36,229 --> 00:22:38,190
‫خونوادمه.

519
00:22:38,899 --> 00:22:41,693
‫و کاری که لازمه رو براشون می‌کنم.

520
00:22:48,283 --> 00:22:51,069
‫خب، اینجا چیزی نیست دکتر «واکر». توموری نیست.

521
00:22:51,119 --> 00:22:52,162
‫مطمئنی؟

522
00:22:52,204 --> 00:22:54,748
‫یه کیست خوش‌خیم توی دیواره اثنی‌عشر هست،

523
00:22:54,915 --> 00:22:56,708
‫ولی لازم نیست دربیاد.

524
00:22:57,542 --> 00:22:59,378
‫میشه به هر حال درش بیارین؟

525
00:23:00,754 --> 00:23:02,331
‫شما که بازش کردین،

526
00:23:02,381 --> 00:23:03,707
‫کلا دو دقیقه وقت می‌بره.

527
00:23:03,757 --> 00:23:05,959
‫یه دقیقه. ولی چه فایده‌ای داره؟

528
00:23:06,009 --> 00:23:08,136
‫فقط بهم اعتماد کن.

529
00:23:12,140 --> 00:23:13,517
‫هی.

530
00:23:14,226 --> 00:23:15,519
‫درست میشه.

531
00:23:15,560 --> 00:23:17,270
‫نمی‌تونی مطمئن باشی.

532
00:23:18,730 --> 00:23:20,891
‫«میا» معمولا حرفمو قبول می‌کنه.

533
00:23:20,941 --> 00:23:22,517
‫درست میشه؟

534
00:23:22,567 --> 00:23:24,394
‫این حرکت بزرگته؟

535
00:23:24,444 --> 00:23:26,104
‫خب، منظورم اینه که

536
00:23:26,154 --> 00:23:28,698
‫معمولا با قول بستنی تکمیلش می‌کنم.

537
00:23:35,372 --> 00:23:36,573
‫[ایمی لارسون]

538
00:23:36,623 --> 00:23:39,084
‫برو. باید جواب بدی.

539
00:23:39,126 --> 00:23:40,961
‫آره، یه لحظه.

540
00:23:42,421 --> 00:23:43,922
‫هی، اوضاع رو به راهه؟

541
00:23:44,005 --> 00:23:47,634
‫آره. ولی یه بیمار با شرایط پیچیده دارم،

542
00:23:47,801 --> 00:23:49,795
‫و چون جوآن نیست، طبق پروتکل

543
00:23:49,845 --> 00:23:51,930
‫باید بیام پیش تو واسه امضا.

544
00:23:52,097 --> 00:23:55,217
‫امم، من الان توی رادیولوژی با یه بیمارم ولی،

545
00:23:55,267 --> 00:23:56,551
‫ببین، خودت تصمیم بگیر

546
00:23:56,601 --> 00:23:58,478
‫و من پشتتم، باشه؟

547
00:23:59,020 --> 00:24:01,681
‫عالیه. ممنون.

548
00:24:01,731 --> 00:24:03,859
‫آره، حله.

549
00:24:04,651 --> 00:24:07,521
‫«لیلی»، خوب شد دیدمت.

550
00:24:07,571 --> 00:24:09,523
‫هماتولوژی نتایجت رو داره،

551
00:24:09,573 --> 00:24:11,233
‫باید توی پورتال بیمارت باشه.

552
00:24:11,283 --> 00:24:13,443
‫صبر کن، چی گفتن؟

553
00:24:13,493 --> 00:24:15,195
‫کاندیدای مناسبی هستم؟

554
00:24:15,245 --> 00:24:16,947
‫متاسفانه،

555
00:24:16,997 --> 00:24:19,374
‫فقط اجازه دارم پروفایل

556
00:24:19,416 --> 00:24:21,284
‫اچ‌ال‌ای خودت رو بهت بگم.

557
00:24:21,334 --> 00:24:24,329
‫نمی‌تونم بگم چقدر با مادربزرگت تطابق داره.

558
00:24:24,379 --> 00:24:26,214
‫وای خدا، این مسخره‌س.

559
00:24:26,256 --> 00:24:27,874
‫مخالفت کرده که بهت بگم.

560
00:24:27,924 --> 00:24:30,419
‫مطمئنم درک می‌کنی که دستم بسته‌س.

561
00:24:30,469 --> 00:24:32,220
‫مخالفت کرده؟

562
00:24:34,389 --> 00:24:36,341
‫چون من شرایطش رو دارم!

563
00:24:36,391 --> 00:24:37,893
‫باهاش حرف بزن.

564
00:24:38,393 --> 00:24:40,729
‫بهش بگو چقدر برات عزیزه.

565
00:24:41,605 --> 00:24:42,939
‫باشه.

566
00:24:50,614 --> 00:24:52,149
‫هی!

567
00:24:52,199 --> 00:24:53,909
‫من خوبم مامان. واقعا.

568
00:24:53,950 --> 00:24:55,110
‫چند وقته اینجایی؟

569
00:24:55,160 --> 00:24:57,737
‫ده دقیقه. تا شنیدم اینجاست بهت پیام دادم.

570
00:24:57,787 --> 00:24:59,156
‫می‌تونم پرونده‌ش رو ببینم؟

571
00:24:59,206 --> 00:25:00,332
‫«ایمی»، حمله پانیک بوده.

572
00:25:00,373 --> 00:25:01,867
‫درد قفسه سینه داشتی؟

573
00:25:01,917 --> 00:25:03,452
‫نوار قلب تمیزه. می‌تونیم اکو بگیریم

574
00:25:03,502 --> 00:25:05,253
‫اگه واقعا نگران مشکل قلبی هستین.

575
00:25:05,462 --> 00:25:06,296
‫نیستیم.

576
00:25:06,421 --> 00:25:08,089
‫اوه، این تصمیم خودسرانه شماست؟

577
00:25:08,173 --> 00:25:09,958
‫- مامان، خواهش می‌کنم.
‫- داری بدترش می‌کنی.

578
00:25:10,008 --> 00:25:13,053
‫میگم یه پرستار بیاد اون الکترودها رو باز کنه.

579
00:25:15,347 --> 00:25:17,641
‫توی بیمارستان چی‌کار می‌کردی؟

580
00:25:18,183 --> 00:25:19,718
‫اومدم تو رو ببینم.

581
00:25:19,768 --> 00:25:21,428
‫رسیدم لابی

582
00:25:21,478 --> 00:25:23,430
‫و سرم گیج رفت و نفسم گرفت.

583
00:25:23,480 --> 00:25:25,891
‫هر چی امروز صبح بهش گفتی نگرانش کرده،

584
00:25:25,941 --> 00:25:28,185
‫واسه همین اومده بپرسه
‫می‌خواستی در مورد چی حرف بزنی.

585
00:25:28,235 --> 00:25:31,321
‫فقط گفتم می‌خوام شام بخوریم.

586
00:25:31,446 --> 00:25:33,523
‫خوبه مامان، احتمالا زیاد شلوغش کردم.

587
00:25:33,573 --> 00:25:35,025
‫فقط جوگیر شدم.

588
00:25:35,075 --> 00:25:37,577
‫باشه پس. این چسبونکا رو بکنیم؟

589
00:25:37,827 --> 00:25:39,913
‫شاید بهتره بریم بیرون.

590
00:25:41,414 --> 00:25:42,791
‫زود برمی‌گردیم.

591
00:25:42,832 --> 00:25:45,627
‫فعلا ببریم‌ش یه اتاق خصوصی.

592
00:25:45,961 --> 00:25:47,212
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

593
00:25:47,254 --> 00:25:48,038
‫بهش گفتی؟

594
00:25:48,088 --> 00:25:50,131
‫قبل از اینکه حتی فرصت حرف زدن داشته باشیم؟

595
00:25:50,215 --> 00:25:52,509
‫آها، فکر می‌کنی می‌خوام خرابت کنم؟

596
00:25:52,551 --> 00:25:53,843
‫از این می‌ترسی؟

597
00:25:53,885 --> 00:25:55,887
‫- خب، گفتی؟
‫- نه! نگفتم.

598
00:25:55,971 --> 00:25:58,340
‫نقش آقای پاک و منزهت جاش امنه.

599
00:25:58,390 --> 00:26:01,384
‫تقریبا دو سال بود بهم دست نزده بودی.

600
00:26:01,434 --> 00:26:03,011
‫حتی یه دست روی شونه‌م!

601
00:26:03,061 --> 00:26:04,638
‫داغون و تنها بودم.

602
00:26:04,688 --> 00:26:06,106
‫نمی‌خوام اینا رو بشنوم مایکل!

603
00:26:06,147 --> 00:26:09,943
‫آره؟ خب باید بشنوی!
‫کمتر از سه ماه بود

604
00:26:09,985 --> 00:26:11,903
‫و کلاً دو بار همو دیدیم.

605
00:26:12,487 --> 00:26:14,064
‫اون شیکاگو زندگی می‌کرد،

606
00:26:14,114 --> 00:26:15,607
‫و لحظه‌ای که تو نشون دادی

607
00:26:15,657 --> 00:26:16,816
‫داری برمی‌گردی سمت من،

608
00:26:16,866 --> 00:26:18,944
‫رابطه رو باهاش قطع کردم،
‫چون هنوز عاشقت بودم

609
00:26:18,994 --> 00:26:21,071
‫و می‌خواستم زندگیمون رو حفظ کنم.

610
00:26:21,121 --> 00:26:23,782
‫چهار روز بعد، تو وسایلت رو جمع کردی و رفتی

611
00:26:23,832 --> 00:26:25,700
‫بدون اینکه حتی یه کلمه بهم بگی.

612
00:26:25,750 --> 00:26:27,536
‫دیشب عملاً اولین باری بود

613
00:26:27,586 --> 00:26:29,045
‫که بهم گفتی می‌دونستی.

614
00:26:29,129 --> 00:26:30,880
‫این چه معنی‌ای میده، «ایمی»؟

615
00:26:32,007 --> 00:26:34,175
‫کی می‌فهمه همسرش داره بی‌وفایی می‌کنه

616
00:26:34,217 --> 00:26:35,927
‫و حتی زحمت به خودش نمیده

617
00:26:35,969 --> 00:26:37,462
‫که باهاش رو در رو بشه؟

618
00:26:37,512 --> 00:26:39,389
‫اینقدر ازم بریده بودی!

619
00:26:39,931 --> 00:26:41,716
‫و بعد از اینکه من رفتم،

620
00:26:41,766 --> 00:26:43,101
‫دوباره با نورا ادامه دادی؟

621
00:26:43,143 --> 00:26:44,561
‫نه.

622
00:26:44,769 --> 00:26:46,479
‫من تو اوج ناامیدی بودم.

623
00:26:47,939 --> 00:26:49,474
‫تا بیش از یک سال حتی بهش زنگ هم نزدم.

624
00:26:49,524 --> 00:26:51,026
‫ولی باهاش ازدواج کردی.

625
00:26:51,151 --> 00:26:52,068
‫اون مهربون بود،

626
00:26:52,110 --> 00:26:53,653
‫و کمکم کرد خودمو جمع و جور کنم.

627
00:26:53,695 --> 00:26:56,323
‫و حالا زدی دوباره همه‌شون رو داغون کردی!

628
00:26:57,532 --> 00:26:59,568
‫اصلاً می‌دونی

629
00:26:59,618 --> 00:27:02,621
‫این چند ماه اخیر چقدر برام سخت گذشته؟

630
00:27:03,580 --> 00:27:07,117
‫بقیه بیشتر از خودم راجع‌به زندگی من می‌دونن،

631
00:27:07,167 --> 00:27:09,210
‫و مردم تیکه‌های دست‌چین شده

632
00:27:09,252 --> 00:27:11,246
‫از گذشته‌م رو تحویلم میدن؟

633
00:27:11,296 --> 00:27:13,123
‫من همچین کاری نمی‌کنم.

634
00:27:13,173 --> 00:27:14,674
‫تو کاری کردی باور کنم

635
00:27:14,966 --> 00:27:17,719
‫که فقط من مقصرم!

636
00:27:17,927 --> 00:27:19,929
‫بهت التماس کردم جاهای خالی رو

637
00:27:19,971 --> 00:27:21,047
‫پر کنی، مایکل!

638
00:27:21,097 --> 00:27:23,258
‫تا دیشب، اصلاً خبر نداشتم

639
00:27:23,308 --> 00:27:25,385
‫که این موضوع ربطی به تموم شدن
‫ازدواجمون داشته!

640
00:27:25,435 --> 00:27:27,012
‫آره، حدس می‌زنم این چیزیه که به خودت میگی

641
00:27:27,062 --> 00:27:28,972
‫تا بتونی اون ژست اخلاقی عزیزت رو حفظ کنی.

642
00:27:29,022 --> 00:27:31,057
‫هیچ اهمیتی به جایگاه اخلاقی نمیدم!

643
00:27:31,107 --> 00:27:32,767
‫می‌دونی، دیگه عادت کردم به پنهان‌کاری آدما،

644
00:27:32,817 --> 00:27:34,477
‫ولی هیچوقت فکر نمی‌کردم

645
00:27:34,527 --> 00:27:35,654
‫تو هم یکی از اونا باشی.

646
00:27:36,529 --> 00:27:38,573
‫ولی شاید تو هم به اندازه من

647
00:27:38,615 --> 00:27:39,991
‫عوض شدی.

648
00:27:41,117 --> 00:27:43,453
‫فقط نمی‌خوای قبولش کنی.

649
00:27:44,996 --> 00:27:46,998
‫من میرم با دخترمون حرف بزنم.

650
00:27:47,624 --> 00:27:48,875
‫تنها.

651
00:27:54,255 --> 00:27:57,000
‫کیتی، باید یه چیزی بهت بگم.

652
00:27:57,050 --> 00:27:59,719
‫شنیدنش سخته.

653
00:28:01,179 --> 00:28:02,931
‫یه خاطره یادم اومد

654
00:28:03,556 --> 00:28:08,353
‫که داشتی در مورد بی‌وفایی بابا بهم می‌گفتی.

655
00:28:09,396 --> 00:28:11,940
‫چیزی بهش نگفتی، نه؟

656
00:28:12,023 --> 00:28:13,191
‫نه.

657
00:28:13,358 --> 00:28:14,726
‫ولی فکر می‌کنم

658
00:28:14,776 --> 00:28:18,313
‫دلیل حملات پانیکت همینه.

659
00:28:18,363 --> 00:28:19,814
‫باشه، ولی

660
00:28:19,864 --> 00:28:21,232
‫اگه بفهمه من دلیل رفتنِ تو بودم،

661
00:28:21,282 --> 00:28:23,985
‫هیچوقت منو نمی‌بخشه.

662
00:28:24,035 --> 00:28:26,371
‫من رفتم چون…

663
00:28:28,289 --> 00:28:31,409
‫چون وقتی «دنی» مرد، انگار
‫یه بمب وسط زندگیمون منفجر شد.

664
00:28:31,459 --> 00:28:33,703
‫تازه، داشتنِ تو

665
00:28:33,753 --> 00:28:35,205
‫باعث می‌شد به یه چیزی دلخوش باشم.

666
00:28:35,255 --> 00:28:37,207
‫تو حتی یادت نمیاد.

667
00:28:37,257 --> 00:28:39,000
‫خودمو اینقدر می‌شناسم که بدونم

668
00:28:39,050 --> 00:28:41,044
‫چقدر عاشقتم.

669
00:28:41,094 --> 00:28:43,430
‫از همون روزی که به دنیا اومدی.

670
00:28:44,556 --> 00:28:48,101
‫و می‌دونم راز نگه‌داشتن مریضت می‌کنه.

671
00:28:49,394 --> 00:28:52,647
‫این یکی خیلی وقته رو دلت سنگینی می‌کنه.

672
00:28:54,899 --> 00:28:56,818
‫وقتشه دوباره راحت نفس بکشی.

673
00:29:08,538 --> 00:29:11,116
‫نمی‌خوای که اولین حرکتت رو اینجا بزنی، هان؟

674
00:29:11,166 --> 00:29:12,542
‫من کاربلدتر از این حرفام.

675
00:29:12,584 --> 00:29:14,252
‫حالا معلوم میشه.

676
00:29:14,753 --> 00:29:16,838
‫ساعت‌ها پیش به دکتر «ریدلی» ایمیل زدم.

677
00:29:16,880 --> 00:29:19,883
‫همیشه سریع جواب میده مگه اینکه اتاق عمل باشه.

678
00:29:20,175 --> 00:29:22,001
‫فکر کنم باید با دکتر «حمدا» حرف بزنیم.

679
00:29:22,051 --> 00:29:23,044
‫که چی بگیم؟

680
00:29:23,094 --> 00:29:24,170
‫فکر می‌کنیم جیم شده؟

681
00:29:24,220 --> 00:29:25,714
‫باید یه کاری بکنیم.

682
00:29:25,764 --> 00:29:28,883
‫خب، فکر کنم بتونیم بریم تو دفترش،

683
00:29:28,933 --> 00:29:31,269
‫یه دیدی بزنیم.

684
00:29:32,312 --> 00:29:33,596
‫تغییر شیفت ساعت شیشه.

685
00:29:33,646 --> 00:29:36,107
‫ساعت ۵:۵۸ تو ایستگاه پرستاری می‌بینمت.

686
00:29:38,735 --> 00:29:41,104
‫ما نمی‌تونیم بذاریم شکایت «دیکسون» علنی بشه

687
00:29:41,154 --> 00:29:42,564
‫و دقیقاً همین اتفاق می‌افته

688
00:29:42,614 --> 00:29:45,024
‫اگه ریچارد با توافق‌نامه همکاری نکنه.

689
00:29:45,074 --> 00:29:49,496
‫اصلاً کسی فکر می‌کنه چه بلایی سر فرهنگمون میاد
‫اگه از بقیه بخوایم بعد از اون

690
00:29:49,537 --> 00:29:51,956
‫کاری که کرده کنارش کار کنن؟

691
00:29:52,248 --> 00:29:54,083
‫تو نگران ایمی هستی.

692
00:29:54,125 --> 00:29:56,252
‫بیخیال «لیسا».
‫من نگران همه‌م.

693
00:29:57,045 --> 00:29:58,580
‫خب، غر زدنت رو شنیدم،

694
00:29:58,630 --> 00:30:00,590
‫ولی راه حلی نشنیدم.

695
00:30:01,174 --> 00:30:03,092
‫می‌خواد دکتر باشه

696
00:30:03,218 --> 00:30:05,887
‫و به‌خاطر خونواده‌ش تو مینیاپولیس بمونه.

697
00:30:06,346 --> 00:30:08,097
‫نمی‌تونی چند تا تماس بگیری؟

698
00:30:08,431 --> 00:30:10,308
‫حتی می‌تونیم حقوق یکی دو سالش رو خودمون بدیم.

699
00:30:11,226 --> 00:30:13,895
‫هر جا که بره، واسشون مفت درمیاد.

700
00:30:13,978 --> 00:30:15,563
‫حالا این شد خلاقانه.

701
00:30:16,689 --> 00:30:18,817
‫مجبور شدم یه سر برم اورژانس.

702
00:30:19,192 --> 00:30:20,902
‫«لیلی» کجاست؟

703
00:30:20,944 --> 00:30:21,945
‫باهاش حرف زدی؟

704
00:30:23,279 --> 00:30:25,532
‫آره، حرف زدیم.

705
00:30:25,907 --> 00:30:27,826
‫نمی‌تونست بیخیال بشه.

706
00:30:28,117 --> 00:30:30,703
‫همه‌ش می‌گفت که چطور نجاتش دادم

707
00:30:30,745 --> 00:30:32,997
‫وقتی مادرش مُرد،

708
00:30:33,414 --> 00:30:35,583
‫اینکه الان نوبت اونه که منو نجات بده.

709
00:30:36,459 --> 00:30:39,287
‫واسه همین حقیقت رو بهش گفتم.

710
00:30:39,337 --> 00:30:42,757
‫سریع از اینجا زد بیرون.

711
00:30:43,883 --> 00:30:46,461
‫هی، یه بسته دارم اینجا

712
00:30:46,511 --> 00:30:48,221
‫ولی باید کارت شناسایی ببینم.

713
00:30:48,346 --> 00:30:49,722
‫- واسه چی؟
‫- یه بطری نوشیدنی.

714
00:30:49,764 --> 00:30:52,809
‫توی بیمارستان؟

715
00:30:54,352 --> 00:30:55,854
‫نه! نه!

716
00:30:55,937 --> 00:30:57,647
‫برو بیرون! همین الان!

717
00:30:58,439 --> 00:31:00,316
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

718
00:31:00,400 --> 00:31:02,277
‫با سه تا اپلیکیشن امتحان کردم،

719
00:31:02,318 --> 00:31:04,779
‫نمی‌دونستم کدومشون میارن.

720
00:31:05,029 --> 00:31:07,490
‫نه! تمومش کن!

721
00:31:11,828 --> 00:31:14,414
‫«لیلی» دوستت داره و برمی‌گرده اینجا،

722
00:31:15,039 --> 00:31:16,833
‫و وقتی برگشت من بهش چی بگم؟

723
00:31:17,166 --> 00:31:19,410
‫که «یونوس» به‌خاطر این از لیست حذفت کرد؟

724
00:31:19,460 --> 00:31:21,329
‫که بهترین شانس زنده‌موندنت رو

725
00:31:21,379 --> 00:31:22,997
‫همینجوری به باد دادی؟

726
00:31:23,047 --> 00:31:25,800
‫واقعاً فکر می‌کنی لیاقت زنده موندن دارم؟

727
00:31:25,884 --> 00:31:27,168
‫نمی‌دونم.

728
00:31:27,218 --> 00:31:30,221
‫ولی «لیلی» حقشه که تو زنده بمونی!

729
00:31:30,263 --> 00:31:32,974
‫پس ببخشید اگه نمی‌ذارم اینجا بشینی

730
00:31:33,182 --> 00:31:35,643
‫و زانوی غم بغل بگیری به جای اینکه…

731
00:31:39,022 --> 00:31:40,690
‫«دایان»؟

732
00:31:40,940 --> 00:31:42,984
‫«دایان».

733
00:31:43,860 --> 00:31:45,778
‫یکی بیاد کمک!

734
00:31:45,987 --> 00:31:47,488
‫کد بلو!

735
00:31:49,449 --> 00:31:54,078
‫دارم از شمع و شام و محبت حرف می‌زنم،

736
00:31:54,287 --> 00:31:56,080
‫برای اولین بار تو دو سال گذشته.

737
00:31:59,000 --> 00:32:03,171
‫و با خودم گفتم، باشه، شاید یه امیدی هست.

738
00:32:04,714 --> 00:32:08,635
‫و بعد فهمیدم داشته بهم بی‌وفایی می‌کرده.

739
00:32:09,135 --> 00:32:10,762
‫با «نیت».

740
00:32:11,346 --> 00:32:13,556
‫پس، حالا نظرش عوض شده؟

741
00:32:13,890 --> 00:32:17,727
‫اسم رمز یه آشغال توی شیکاگو بود.

742
00:32:17,810 --> 00:32:20,563
‫توی یه کنفرانس که من قرار بود توش باشم دیده بودش.

743
00:32:21,189 --> 00:32:25,944
‫فکر کنم باید می‌رفتی، نه؟
‫حتی نمی‌تونستم نگاش کنم.

744
00:32:26,569 --> 00:32:30,323
‫بعد سعی کردم و من…

745
00:32:30,406 --> 00:32:32,992
‫فکر کردم…

746
00:32:33,284 --> 00:32:35,703
‫خدایا، چقدر احمقم.

747
00:32:36,120 --> 00:32:37,830
‫درک احساسات سخته

748
00:32:38,164 --> 00:32:40,500
‫واسه همینه مردم نوشیدنی می‌خورن.

749
00:32:40,667 --> 00:32:43,628
‫من نمی‌خوام

750
00:32:43,753 --> 00:32:46,172
‫دیگه هیچوقت هیچ احساسی داشته باشم.

751
00:32:48,174 --> 00:32:49,968
‫بیخیال دیگه.

752
00:32:52,762 --> 00:32:54,055
‫تو جذابی.

753
00:32:54,180 --> 00:32:55,431
‫برات تاکسی می‌گیرم.

754
00:32:58,226 --> 00:33:00,353
‫مخدر باعث آریتمی قلبی شده.

755
00:33:00,436 --> 00:33:03,022
‫هنوز داریم بررسی می‌کنیم چقدر آسیب زده.

756
00:33:04,273 --> 00:33:06,150
‫بدون پیوند کبد،

757
00:33:06,192 --> 00:33:08,444
‫بعیده این هفته رو رد کنه.

758
00:33:09,487 --> 00:33:10,863
‫همه‌ش تقصیر منه.

759
00:33:10,905 --> 00:33:11,572
‫نه.

760
00:33:11,656 --> 00:33:12,865
‫چرا، چرا.

761
00:33:13,032 --> 00:33:15,910
‫تمام این سال‌ها شرم اون راز رو به دوش کشید،

762
00:33:15,994 --> 00:33:18,371
‫و بازم پاک موند و پشتم بود،

763
00:33:19,247 --> 00:33:21,916
‫ولی، ولی لحظه‌ای که باهام درددل کرد،
‫بهش پریدم.

764
00:33:22,417 --> 00:33:24,577
‫و حالا من

765
00:33:24,627 --> 00:33:27,296
‫اگه بمیره چطور خودمو ببخشم؟

766
00:33:27,714 --> 00:33:31,384
‫حالا می‌فهمی چه حسی دارم.

767
00:33:31,509 --> 00:33:33,428
‫هی، مامان‌بزرگ! هی!

768
00:33:41,060 --> 00:33:43,521
‫وضعیتش ثابت شده و هیچ آسیب بلندمدتی

769
00:33:43,563 --> 00:33:45,014
‫به بقیه اندام‌های حیاتیش نرسیده.

770
00:33:45,064 --> 00:33:48,017
‫ولی اون به‌خاطر مصرف مواد حالش بد شد!

771
00:33:48,067 --> 00:33:49,519
‫اون ۲۴ سال پاک بوده.

772
00:33:49,569 --> 00:33:52,488
‫این یه لغزش تو یه لحظه خیلی حساس بوده.

773
00:33:52,613 --> 00:33:54,148
‫می‌تونی سعی کنی «یونوس» رو متقاعد کنی

774
00:33:54,198 --> 00:33:55,575
‫دوباره بذارنش تو لیست

775
00:33:55,700 --> 00:33:57,902
‫بعد از اینکه سه ماه پاک موند.

776
00:33:57,952 --> 00:33:59,537
‫تا هفته دیگه دووم نمیاره.

777
00:33:59,579 --> 00:34:00,455
‫داری ازم می‌خوای

778
00:34:00,496 --> 00:34:02,290
‫یه کبد سالم رو به اون زن پیوند بزنم.

779
00:34:02,540 --> 00:34:03,791
‫وقتی کاندیداهای مناسبی هستن

780
00:34:03,833 --> 00:34:05,793
‫که همچین منبع ارزشمندی رو هدر نمیدن.

781
00:34:05,960 --> 00:34:07,078
‫اون هدرش نمیده.

782
00:34:07,128 --> 00:34:08,413
‫و تو از کجا می‌دونی؟

783
00:34:08,463 --> 00:34:12,542
‫چون نوه‌ش قراره بدنش رو باز کنه
‫تا نجاتش بده.

784
00:34:12,592 --> 00:34:14,969
‫و این اعتماد رو از بین نمی‌بره.

785
00:34:15,344 --> 00:34:17,013
‫فلاش.

786
00:34:22,101 --> 00:34:23,227
‫فول هاوس!

787
00:34:23,269 --> 00:34:25,229
‫اوه! برگشت! برگشت!

788
00:34:25,313 --> 00:34:28,566
‫می‌بینم که نظم دوباره به کائنات برگشته.

789
00:34:28,649 --> 00:34:30,359
‫به لطف تو و اون جراحه.

790
00:34:30,401 --> 00:34:32,353
‫انگار یه بار سنگین از رو دوشم برداشته شد.

791
00:34:32,403 --> 00:34:34,113
‫و گشادی مردمک چشمش کاملاً از بین رفته.

792
00:34:34,363 --> 00:34:35,648
‫تو از کجا می‌دونی پیتر؟

793
00:34:35,698 --> 00:34:37,525
‫تو حتی دفعه اول هم متوجهش نشدی.

794
00:34:37,575 --> 00:34:39,360
‫- اوه!
‫- باشه. باشه!

795
00:34:39,410 --> 00:34:40,620
‫دکتر واکر؟

796
00:34:43,081 --> 00:34:44,791
‫خب، اِ...

797
00:34:45,374 --> 00:34:47,035
‫پرونده بابی میگه که شما یه توده

798
00:34:47,085 --> 00:34:48,536
‫دوپلیکاسیون روده رو خارج کردین.

799
00:34:48,586 --> 00:34:49,871
‫همین‌طوره.

800
00:34:49,921 --> 00:34:52,081
‫باشه، ولی اون که باعث لو رفتنش تو بازی

801
00:34:52,131 --> 00:34:54,042
‫- یا بقیه رفتاراش نمیشد.
‫- خودم می‌دونم.

802
00:34:54,092 --> 00:34:56,002
‫خیلی خب، پس چرا اون فکر می‌کنه باعثش بوده؟

803
00:34:56,052 --> 00:34:57,879
‫این یه بازیِ اعتماد به نفسه، جیک.

804
00:34:57,929 --> 00:35:00,890
‫بعضی وقتا فقط باید چیزی رو
‫به مردم بگی که نیاز دارن بشنون.

805
00:35:01,349 --> 00:35:05,645
‫پس تو همین الان به یه بازیکن حرفه‌ای بلوف زدی؟
‫اگه این خوبش نکرد،

806
00:35:05,686 --> 00:35:07,396
‫می‌دونه کجا پیدام کنه.

807
00:35:10,024 --> 00:35:12,318
‫می‌دونم چیزی که بهت پیشنهاد میدم رو نمی‌خوای،

808
00:35:12,401 --> 00:35:14,153
‫ولی وقتمون تموم شده

809
00:35:14,320 --> 00:35:16,322
‫و من آماده نیستم که بذارم بری.

810
00:35:18,032 --> 00:35:19,367
‫به من گوش کن.

811
00:35:19,992 --> 00:35:22,653
‫دیدن اینکه چطور دنیا رو تسخیر می‌کنی،

812
00:35:22,703 --> 00:35:26,874
‫تنها چیزیه که تا حالا بهش افتخار کردم.

813
00:35:27,416 --> 00:35:29,118
‫نمی‌تونی ازم بخوای

814
00:35:29,168 --> 00:35:31,546
‫که حاصلِ عمرم رو به خطر بندازم.

815
00:35:32,672 --> 00:35:34,298
‫اگه یه راه دیگه داشته باشم چی؟

816
00:35:34,715 --> 00:35:37,335
‫بهش میگن پیوند دومینو.

817
00:35:37,385 --> 00:35:39,971
‫لیلی کلیه اهدا می‌کنه، نه کبد.

818
00:35:40,012 --> 00:35:43,516
‫خودِ اهدا کردن عملِ خیلی امن‌تریه،

819
00:35:43,641 --> 00:35:46,177
‫و با توجه به سابقه خانوادگی خاص شما،

820
00:35:46,227 --> 00:35:48,721
‫خطرات بلندمدتش برای لیلی خیلی کمتره.

821
00:35:48,771 --> 00:35:50,389
‫ولی اون که به کلیه من نیاز نداره.

822
00:35:50,439 --> 00:35:53,693
‫نه، ولی آنابل ساتن نیاز داره.

823
00:35:53,818 --> 00:35:56,112
‫و برادرش جاستین،

824
00:35:56,237 --> 00:35:58,322
‫درست به اندازه تو مشتاقه

825
00:35:58,364 --> 00:36:00,158
‫که هر کاری لازمه برای نجاتش انجام بده.

826
00:36:00,199 --> 00:36:03,786
‫از جمله اهدای بخشی از ریه‌ش

827
00:36:04,078 --> 00:36:06,372
‫به دیوید شریدان.

828
00:36:06,747 --> 00:36:09,117
‫پس، تو به یه غریبه اهدا می‌کنی،

829
00:36:09,167 --> 00:36:11,702
‫و بعد عزیزانِ اون به یه غریبه دیگه اهدا می‌کنن،

830
00:36:11,752 --> 00:36:13,204
‫و همه این زنجیره رو ادامه میدن

831
00:36:13,254 --> 00:36:15,173
‫تا وقتی دایان کبدی که نیاز داره رو بگیره.

832
00:36:15,381 --> 00:36:17,633
‫شاید تطابقش عالی نباشه،

833
00:36:17,675 --> 00:36:20,344
‫ولی به اندازه کافی خوب هست.

834
00:36:22,221 --> 00:36:24,390
‫بهم گوش کن، مامان جون.

835
00:36:24,891 --> 00:36:26,517
‫من حاصلِ عمر توام

836
00:36:27,268 --> 00:36:29,178
‫و تو منو قوی بار آوردی

837
00:36:29,228 --> 00:36:33,107
‫و قدرتمند و جسور و با اختیار.

838
00:36:34,442 --> 00:36:37,320
‫و حالا وقتشه اجازه بدی
‫همونی باشم که خودت ساختی.

839
00:36:38,279 --> 00:36:40,489
‫باشه.

840
00:36:48,956 --> 00:36:50,875
‫رسیدیم.

841
00:36:58,299 --> 00:37:00,259
‫خانم، رسیدین خونه.

842
00:37:00,301 --> 00:37:01,886
‫اَه. نه، نرسیدم.

843
00:37:01,928 --> 00:37:03,804
‫این آدرسیه که بهم دادین.

844
00:37:03,846 --> 00:37:06,390
‫آره، دیگه اینجا زندگی نمی‌کنم.

845
00:37:09,644 --> 00:37:12,396
‫لطفاً منو ببر خیابون دوم و نوکومیس.

846
00:37:12,605 --> 00:37:13,898
‫باشه.

847
00:37:20,196 --> 00:37:23,065
‫اون روز وقتی توی پارکینگ
‫دیدم داری با گوشی حرف می‌زنی،

848
00:37:23,115 --> 00:37:25,284
‫فهمیدم یه چیزی اشتباهه.

849
00:37:27,245 --> 00:37:30,915
‫ولی نباید گوشیت رو چک می‌کردم،

850
00:37:31,832 --> 00:37:33,826
‫و اصلاً نباید چیزی می‌گفتم.

851
00:37:33,876 --> 00:37:35,912
‫فکر می‌کردم دارم کمک می‌کنم.

852
00:37:35,962 --> 00:37:38,080
‫فکر می‌کردم مامان

853
00:37:38,130 --> 00:37:40,625
‫می‌فهمه و برمی‌گرده پیشت،

854
00:37:40,675 --> 00:37:42,343
‫ولی بعدش گذاشت رفت.

855
00:37:42,843 --> 00:37:44,795
‫و تقصیر من بود.

856
00:37:44,845 --> 00:37:46,881
‫هیچ‌کدوم از اینا تقصیر تو نیست.

857
00:37:46,931 --> 00:37:49,175
‫اتفاقی که واسه ازدواجمون افتاد

858
00:37:49,225 --> 00:37:52,103
‫خیلی قبل از اینکه تو بفهمی تموم شده بود.

859
00:37:52,270 --> 00:37:53,554
‫مامان هم همینو گفت.

860
00:37:53,604 --> 00:37:55,648
‫چون حقیقت داره.

861
00:37:56,983 --> 00:38:00,361
‫وقتی یه رابطه از هم می‌پاشه، آدما

862
00:38:01,529 --> 00:38:04,073
‫به یه چیزایی پناه می‌برن تا دردش کمتر بشه.

863
00:38:05,157 --> 00:38:07,994
‫من به کار پناه بردم، و

864
00:38:08,077 --> 00:38:10,746
‫پدرت به یه نفر دیگه پناه برد.

865
00:38:12,456 --> 00:38:13,699
‫جوری که نگام می‌کردی

866
00:38:13,749 --> 00:38:15,626
‫بعد از اینکه بهت گفتم.

867
00:38:18,170 --> 00:38:20,006
‫دیگه واست مهم نبود.

868
00:38:22,008 --> 00:38:25,344
‫باید واسه تو بهتر عمل می‌کردم،

869
00:38:25,553 --> 00:38:27,221
‫و واسه پدرت.

870
00:38:28,014 --> 00:38:33,019
‫می‌دونم نمی‌تونم بهت بگم
‫چون مشخصاً چیزی یادم نمیاد ولی

871
00:38:33,811 --> 00:38:35,646
‫ترک کردن هر دوتون

872
00:38:40,318 --> 00:38:42,361
‫حتماً داغونم کرده بوده.

873
00:38:50,036 --> 00:38:51,570
‫خوبه که از قبل بهم گفتی

874
00:38:51,620 --> 00:38:53,239
‫قراره چی بگه.

875
00:38:53,289 --> 00:38:55,741
‫اگه یهو غافلگیر می‌شدم
‫عمراً نمی‌تونستم

876
00:38:55,791 --> 00:38:57,410
‫درست مدیریتش کنم.

877
00:38:57,460 --> 00:38:59,870
‫فکر نکنم هیچ‌وقت نباید
‫بهش بگی نورا بوده.

878
00:38:59,920 --> 00:39:02,381
‫دلیلی نداره بیشتر از این بارش رو سنگین کنیم.

879
00:39:03,799 --> 00:39:05,968
‫ما یه شبی داشتیم

880
00:39:06,510 --> 00:39:10,014
‫که تو برگشتی پیشم.

881
00:39:10,931 --> 00:39:12,808
‫روز شده بود.

882
00:39:13,517 --> 00:39:15,303
‫روزِ بعدش، همون موقعی بود

883
00:39:15,353 --> 00:39:17,396
‫که با نورا قطع ارتباط کردم.

884
00:39:18,647 --> 00:39:21,400
‫پای تلفن، توی پارکینگ.

885
00:39:22,360 --> 00:39:24,278
‫همون چیزی که کیتی دید.

886
00:39:25,446 --> 00:39:27,114
‫و بعدش اومد به من گفت

887
00:39:27,323 --> 00:39:31,152
‫چون چیزی که دیده بود رو درک نمی‌کرد.

888
00:39:31,202 --> 00:39:33,829
‫حتماً همون موقع بوده چون چند روز بعدش،

889
00:39:33,871 --> 00:39:36,123
‫بدون هیچ حرفی رفتی.

890
00:39:36,415 --> 00:39:38,959
‫ما... ما هیچ‌وقت نمی‌تونیم بهش بگیم.

891
00:39:40,086 --> 00:39:42,421
‫می‌تونستیم با هم باشیم، ایمی.

892
00:39:47,968 --> 00:39:49,678
‫بیا، می‌رسونمت خونه.

893
00:39:57,603 --> 00:40:00,481
‫همین الان از تیم پیوند خبر رسید.

894
00:40:00,773 --> 00:40:03,317
‫آخرین عضو هم جور شد.

895
00:40:04,693 --> 00:40:05,986
‫اون آماده‌ست.

896
00:40:06,987 --> 00:40:08,906
‫همه چی درست میشه، مامان جون.

897
00:40:09,782 --> 00:40:11,784
‫و مامان بهمون افتخار می‌کنه.

898
00:40:13,577 --> 00:40:15,079
‫به زودی می‌بینمت.

899
00:40:21,419 --> 00:40:23,788
‫دکتر ریدلی یه سری فرم برام گذاشته؟

900
00:40:23,838 --> 00:40:25,256
‫من چیزی ندیدم.

901
00:40:25,339 --> 00:40:27,007
‫یه نگاهی به دفترش میندازم.

902
00:40:27,508 --> 00:40:29,552
‫راحت باش. من که دارم میرم.

903
00:40:43,274 --> 00:40:46,235
‫ساعت ملاقات ۱۰ دقیقه دیگه تموم میشه.

904
00:40:52,575 --> 00:40:53,701
‫دکتر کولمن.

905
00:40:53,868 --> 00:40:55,411
‫اوه، هیچ‌وقت جواب ندادم.

906
00:40:55,578 --> 00:40:57,488
‫ببخشید، کنفرانسش غیرقابل تحمل بود.

907
00:40:57,538 --> 00:40:59,290
‫اوه، مشکلی نیست. می‌خواستم بپرسم...

908
00:41:07,339 --> 00:41:08,424
‫جراحی قلب...

909
00:41:10,301 --> 00:41:13,387
‫خب، ارتوپدی خیلی عضله‌ایه اگه دنبال...

910
00:41:17,183 --> 00:41:19,560
‫قرار نیست امشب اینا رو تحلیل کنیم، نه؟

911
00:41:20,478 --> 00:41:22,930
‫- ممنون، دکتر ریدلی.
‫- شب خوش، دکتر کولمن.

912
00:41:22,980 --> 00:41:24,523
‫شب خوش.

913
00:41:35,159 --> 00:41:37,987
‫یه بسته سرنگ پر شده پیدا کردم

914
00:41:38,037 --> 00:41:40,789
‫که تعدیل‌کننده ایمنی زیرجلدیه.

915
00:41:41,332 --> 00:41:44,376
‫اون یه بیماری خود ایمنی داره

916
00:41:44,418 --> 00:41:46,170
‫و داره مخفیش می‌کنه.

917
00:41:50,799 --> 00:41:52,134
‫می‌خواستین منو ببینین؟

918
00:41:52,176 --> 00:41:54,086
‫حدس می‌زنم مایکل بهت نگفته

919
00:41:54,136 --> 00:41:56,847
‫که ریچارد میلر امروز با وکیلش اینجا بود.

920
00:41:57,473 --> 00:41:59,884
‫نه، نگفت. ببخشید که نبودم.

921
00:41:59,934 --> 00:42:02,052
‫متاسفانه، از هرج و مرجِ

922
00:42:02,102 --> 00:42:04,680
‫وضعیت برایان کلارک به نفع خودشون استفاده کردن.

923
00:42:04,730 --> 00:42:05,856
‫چطور؟

924
00:42:05,940 --> 00:42:07,650
‫پیشنهاد مصالحه دیکسون رو رد کرد

925
00:42:07,691 --> 00:42:09,735
‫و خواستار بازگشت به کارش شد.

926
00:42:09,985 --> 00:42:12,771
‫خیلی پرروئه.

927
00:42:12,821 --> 00:42:14,607
‫بیشتر از اونه.

928
00:42:14,657 --> 00:42:15,941
‫آتو دستش داره.

929
00:42:15,991 --> 00:42:17,318
‫شما کوتاه اومدین؟

930
00:42:17,368 --> 00:42:19,820
‫این رفتار خودت بود که مجبورمون کرد، ایمی.

931
00:42:19,870 --> 00:42:21,489
‫تو باعث این شدی.

932
00:42:21,539 --> 00:42:23,499
‫پس، پیشنهاد می‌کنم یه راهی

933
00:42:23,541 --> 00:42:25,626
‫برای کار کردن باهاش پیدا کنی.

934
00:42:26,252 --> 00:42:28,254
‫چون از فردا شروع می‌کنه.

935
00:42:30,254 --> 00:42:40,254
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M