1
00:00:04,583 --> 00:00:06,750
‫«قسمت اول»

2
00:00:07,083 --> 00:00:11,208
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

3
00:00:12,208 --> 00:00:22,208
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:01:28,041 --> 00:01:30,833
‫گفتم چرا دنبالم میای؟!!

5
00:01:31,333 --> 00:01:35,791
‫احمق!
‫بعد از کتک خوردن هم باز گوش نمیدی.

6
00:01:53,791 --> 00:01:55,533
‫گفتم بس کن!

7
00:01:55,583 --> 00:01:57,991
‫تو دیگه چه موجودی هستی؟

8
00:01:58,041 --> 00:01:59,908
‫هوس مُردن کردین؟

9
00:01:59,958 --> 00:02:02,333
‫گفتم هوس مُردن کردین؟

10
00:02:06,666 --> 00:02:08,783
‫خوبی؟

11
00:02:08,833 --> 00:02:11,125
‫بلند شو.

12
00:02:13,916 --> 00:02:16,158
‫جای دیگه‌ت هم زخمی شده؟

13
00:02:16,208 --> 00:02:18,416
‫بذار ببینم.

14
00:02:46,791 --> 00:02:48,366
‫هی!

15
00:02:48,416 --> 00:02:50,791
‫باید می‌گفتی می‌خوای باهاشون بازی کنی.

16
00:02:50,833 --> 00:02:52,741
‫چطوری می‌تونی همین‌جوری وایسی
‫و بذاری کتکت بزنن؟

17
00:02:52,791 --> 00:02:55,033
‫اگه هی ازشون بپرسی که
‫می‌تونی باهاشون بازی کنی،

18
00:02:55,083 --> 00:02:58,125
‫بالاخره قبولت می‌کنن.

19
00:02:59,041 --> 00:03:01,333
‫تا کی می‌خوای با اون خرگوشه بازی کنی؟

20
00:03:01,375 --> 00:03:04,416
‫داداش که نمی‌تونه هر روز باهات بازی کنه.

21
00:03:09,166 --> 00:03:11,250
‫سرت رو بیار بالا.

22
00:03:19,625 --> 00:03:21,116
‫ای عوضی!

23
00:03:21,166 --> 00:03:25,241
‫باید تو خونه حبسش می‌کردی،
‫بعد فرستادیش بیمارستان شهر؟!

24
00:03:25,291 --> 00:03:28,116
‫باید یه جوری درمانش کنیم.
‫نمی‌تونم همین‌طوری ولش کنم.

25
00:03:28,166 --> 00:03:31,166
‫ای زن عوضی!

26
00:03:34,208 --> 00:03:38,033
‫نکن! نکن! گفتم نکن!!

27
00:03:38,083 --> 00:03:38,700
‫گفتم بس کن!

28
00:03:38,750 --> 00:03:40,750
‫بچه پررو!

29
00:03:42,625 --> 00:03:44,416
‫آخ! من فقط...

30
00:03:46,291 --> 00:03:48,241
‫بمیر! بمیر!!

31
00:03:48,291 --> 00:03:50,541
‫برای من عین یه دشمنی! یه دشمن!

32
00:04:34,000 --> 00:04:36,033
‫فکر کنم مُرده.

33
00:04:36,083 --> 00:04:40,241
‫مـُ... مُـ... پس...

34
00:04:40,291 --> 00:04:45,741
‫بِـ... بِـ... بهشت میره...؟

35
00:04:45,791 --> 00:04:48,250
‫آره. بهشت.

36
00:04:48,291 --> 00:04:51,450
‫بِـ... بهشت...

37
00:04:51,500 --> 00:04:55,125
‫نمیشه نره اونجا؟

38
00:04:56,166 --> 00:05:00,325
‫اگه قبل از اینکه بره بهشت درمانش کنیم،
‫شاید دیگه مجبور نباشه بره.

39
00:05:00,375 --> 00:05:03,950
‫اگه من دکتر بشم...

40
00:05:04,000 --> 00:05:11,416
‫می‌تونم کاری کنم نره به بهشت؟

41
00:05:24,375 --> 00:05:28,408
‫منم می‌خوام...

42
00:05:28,458 --> 00:05:31,500
‫دکتر بشم.

43
00:06:08,416 --> 00:06:10,325
‫باز چرا تنهایی؟!

44
00:06:10,375 --> 00:06:14,875
‫گفتم حتی اگه کتکت هم می‌زنن،
‫باز هم با بچه‌ها بگرد!

45
00:06:16,416 --> 00:06:19,666
‫چرا هر جا می‌ری اینو با خودت می‌بری؟!

46
00:06:22,041 --> 00:06:24,708
‫لطفاً به حرف برادرت گوش بده.

47
00:06:24,750 --> 00:06:27,833
‫اون‌وقت شاید دیگه بهت نگن عقب‌افتاده.

48
00:06:29,791 --> 00:06:32,166
‫دنبالم بیا.

49
00:06:32,958 --> 00:06:33,991
‫هی.

50
00:06:34,041 --> 00:06:38,325
‫برای اینکه بتونی به ما ملحق بشی،
‫یه شرط داری.

51
00:06:38,375 --> 00:06:39,875
‫چه شرطی؟

52
00:06:39,916 --> 00:06:44,033
‫اگه بری داخل،
‫یه بلبرینگ از واگن قطار اونجاست.

53
00:06:44,083 --> 00:06:45,950
‫اونو بیارش.

54
00:06:46,000 --> 00:06:46,950
‫بعدش،

55
00:06:47,000 --> 00:06:50,583
‫اگه شی‌اون آوردش،
‫باید بذارید...

56
00:06:50,625 --> 00:06:51,783
‫بدون اذیت به گروهتون ملحق بشه.

57
00:06:51,833 --> 00:06:57,041
‫آها، فهمیدم. با هم دوک‌بوکی می‌خوریم
‫و بازی می‌کنیم.

58
00:07:34,166 --> 00:07:37,866
‫فقط باید بریم اونجا
‫و یه بلبرینگ بیاریم بیرون.

59
00:07:37,916 --> 00:07:39,375
‫فهمیدی؟

60
00:08:16,833 --> 00:08:20,166
‫پیداشون کردم! پیداشون کردم!

61
00:08:20,208 --> 00:08:24,333
‫پیداشون کردم! پیداشون کردم!!

62
00:09:04,166 --> 00:09:06,833
‫داداش...

63
00:09:08,333 --> 00:09:11,583
‫داداش...

64
00:10:09,625 --> 00:10:12,325
‫این تخم‌مرغه
‫همونیه که مامان‌بزرگ بهمون داد.

65
00:10:12,375 --> 00:10:14,783
‫واقعاً؟

66
00:10:14,833 --> 00:10:16,416
‫آره.

67
00:10:21,416 --> 00:10:23,791
‫- حتی سرش هم می‌تونه بیرون بیاد.
‫- واقعاً؟

68
00:11:13,250 --> 00:11:16,208
‫بعد... یهو،

69
00:11:19,833 --> 00:11:22,666
‫صدای در زدن توی اتاق بیمارستان پیچید.

70
00:11:23,458 --> 00:11:28,166
‫بچه که خیلی ترسیده بود،
‫رفت سمت در تا قفلش کنه.

71
00:11:29,208 --> 00:11:30,991
‫یه قدم،

72
00:11:31,041 --> 00:11:32,825
‫دو قدم،

73
00:11:32,875 --> 00:11:34,575
‫وقتی به در نزدیک شد،

74
00:11:34,625 --> 00:11:37,583
‫داشت دستش رو روی دستگیره می‌ذاشت که

75
00:11:38,916 --> 00:11:42,250
‫حس کرد پشت سرش یه چیزیه.

76
00:11:43,583 --> 00:11:46,041
‫همین که برگشت پشت سرشو نگاه کنه!

77
00:11:47,875 --> 00:11:50,200
‫اون روح نون‌خمیری...

78
00:11:50,250 --> 00:11:53,500
‫بچه‌ای که داروشو سر وقت نخورده بود رو
‫با خودش برد.

79
00:11:56,416 --> 00:11:59,700
‫من میام و همه بچه‌ها رو با خودم می‌برم.

80
00:11:59,750 --> 00:12:02,783
‫پس باید داروهاتونو سر وقت و درست بخورید.

81
00:12:02,833 --> 00:12:03,741
‫فهمیدید؟

82
00:12:03,791 --> 00:12:06,291
‫بله...

83
00:12:43,000 --> 00:12:45,491
‫یعنی تنها کاری که
‫دفتر برنامه‌ریزی مدیریت انجام میده

84
00:12:45,541 --> 00:12:48,458
‫سازماندهی و جابه‌جایی نیروهاست؟

85
00:12:49,916 --> 00:12:52,158
‫شیفت‌های زیاد تو هر بخش،

86
00:12:52,208 --> 00:12:54,575
‫باعث مازاد بودن نیرو شده.

87
00:12:54,625 --> 00:12:58,783
‫خودت خوب می‌دونی که این یه مشکل مزمن
‫تو بیمارستان دانشگاه سونگ‌وونه.

88
00:12:58,833 --> 00:13:00,741
‫ما کارخونه نیستیم، بیمارستانیم.

89
00:13:00,791 --> 00:13:03,700
‫نیازهای تک‌تک کارمندها مستقیماً
‫به جون بیمارها مربوط می‌شه.

90
00:13:03,750 --> 00:13:06,241
‫اینکه به جون بیمارها اهمیت بدیم خوبه،

91
00:13:06,291 --> 00:13:09,375
‫ولی از طرفی
‫به ضرر بیمارستان تموم می‌شه.

92
00:13:10,708 --> 00:13:12,158
‫اگه امضای منو می‌خوای،
‫دوباره انجامش بده.

93
00:13:12,208 --> 00:13:14,866
‫یه چیزی بیار که بتونم کامل قبولش کنم.

94
00:13:14,916 --> 00:13:16,750
‫باشه، حتماً.

95
00:13:23,666 --> 00:13:25,533
‫بعد از خروج از ایستگاه، سوار خط یک شو.

96
00:13:25,583 --> 00:13:27,116
‫یه ایستگاه در میانه مسیر.

97
00:13:27,166 --> 00:13:29,783
‫مسافت کل ۱.۹ کیلومتر.
‫زمان مورد نیاز حدود ۴ دقیقه.

98
00:13:29,833 --> 00:13:31,866
‫کرایه نقدی، ۱۱۵۰ وون.

99
00:13:31,916 --> 00:13:34,083
‫با کارت حمل‌ونقل، ۱۰۵۰ وون.

100
00:14:18,208 --> 00:14:20,783
‫شریانِ...

101
00:14:20,833 --> 00:14:24,450
‫کاروتیدِ...

102
00:14:24,500 --> 00:14:27,250
‫مشترک.

103
00:14:28,250 --> 00:14:29,908
‫ساب...

104
00:14:29,958 --> 00:14:33,208
‫کلاوین.

105
00:14:34,208 --> 00:14:37,500
‫بزرگ‌سیاهرگ‌ها.

106
00:15:02,208 --> 00:15:05,375
‫هیون‌وو. باید با هم بریم.

107
00:15:38,833 --> 00:15:41,575
‫کمک! کمک!

108
00:15:41,625 --> 00:15:42,658
‫کسی نیست؟

109
00:15:42,708 --> 00:15:44,616
‫وضعیت اورژانسیه.

110
00:15:44,666 --> 00:15:46,750
‫لطفاً کمکمون کنید!

111
00:15:48,250 --> 00:15:50,375
‫هیون‌وو.

112
00:15:54,458 --> 00:15:57,325
‫ببین، خوشبختانه شیشه
‫به شریان کاروتید نخورده، ولی

113
00:15:57,375 --> 00:15:59,033
‫به نظر میاد سیاهرگ گردنی آسیب دیده.

114
00:15:59,083 --> 00:16:00,700
‫هیون‌وو...

115
00:16:00,750 --> 00:16:05,075
‫ببین، فعلاً گردنش مشکلی پیدا نمی‌کنه،
‫اگه بتونیم خونریزی رو خوب بند بیاریم.

116
00:16:05,125 --> 00:16:07,208
‫نه، این‌طوری نمی‌شه.

117
00:16:11,250 --> 00:16:14,200
‫اگه گردن بچه رو این‌قدر محکم فشار بدی،
‫راه تنفسش له می‌شه.

118
00:16:14,250 --> 00:16:17,200
‫باید یه کم بالاتر رو فشار بدین.

119
00:16:17,250 --> 00:16:20,375
‫لطفاً اینجا، روی این قسمت، آروم فشار بده.

120
00:16:25,708 --> 00:16:28,991
‫به‌دلیل ضربه،
‫احتمال آسیب به ریه و کبد هم وجود داره.

121
00:16:29,041 --> 00:16:31,583
‫نبضش هنوز طبیعیه.

122
00:16:51,041 --> 00:16:52,033
‫توی بچه‌ها،

123
00:16:52,083 --> 00:16:54,491
‫چون نارسایی تنفسی به‌راحتی می‌تونه
‫باعث ایست قلبی بشه،

124
00:16:54,541 --> 00:16:56,491
‫حتماً باید وضعیت تنفسی بررسی بشه.

125
00:16:56,541 --> 00:16:59,741
‫هنگام دمیدن هوا،
‫بررسی کنید که قفسه سینه بالا میاد یا نه.

126
00:16:59,791 --> 00:17:03,033
‫باید با چشم غیرمسلح مطمئن بشید
‫که بیمار نفس می‌کشه.

127
00:17:03,083 --> 00:17:04,666
‫اهمیت: ۵ ستاره.

128
00:17:11,583 --> 00:17:13,366
‫در ریه راست پاسخی دیده نمی‌شه.

129
00:17:13,416 --> 00:17:15,325
‫احتمال پنوموتوراکس فشاری.
‫[افزایش فشار ناشی از تجمع هوا در ریه آسیب‌دیده]

130
00:17:15,375 --> 00:17:17,741
‫لطفاً هر سه ثانیه یک‌بار
‫تنفس دهان‌به‌دهان بدید.

131
00:17:17,791 --> 00:17:20,708
‫و لطفاً حرکت قفسه سینه رو هم بررسی کنید.

132
00:17:22,000 --> 00:17:25,250
‫نه تیغ جراحی داریم، نه لوله.
‫پس چیکار کنیم؟

133
00:17:44,833 --> 00:17:47,700
‫باید در امتداد
‫سطح فضای بین‌دنده‌ای پنجم وارد بشیم.

134
00:17:47,750 --> 00:17:51,125
‫این‌طوری می‌شه از آسیب به رگ خونی
‫و عصب جلوگیری کرد.

135
00:17:54,625 --> 00:17:56,700
‫الان داری چیکار می‌کنی؟

136
00:17:56,750 --> 00:17:58,075
‫به نظر میاد داره یه سوراخ توی
‫ریه فشرده‌شده ایجاد می‌کنه

137
00:17:58,125 --> 00:18:00,916
‫تا بتونه نفس بکشه.

138
00:18:11,500 --> 00:18:14,208
‫لطفاً ست لوله‌گذاری تنفسی
‫مخصوص کودک رو بدید.

139
00:18:32,333 --> 00:18:33,908
‫شکم همچنان به‌دلیل تورم در حال بالا اومدنه.

140
00:18:33,958 --> 00:18:36,158
‫به نظر میاد خونریزی شدیدی
‫در حفره شکمی وجود داره.

141
00:18:36,208 --> 00:18:38,366
‫حجم خون بدن بچه خیلی کمتر از بزرگساله، پس

142
00:18:38,416 --> 00:18:40,616
‫حتی با این میزان خونریزی هم
‫احتمال مرگ وجود داره.

143
00:18:40,666 --> 00:18:42,200
‫باید سریع احیای مایعات رو انجام بدیم،

144
00:18:42,250 --> 00:18:44,283
‫اهمیت: ۴ ستاره.

145
00:18:44,333 --> 00:18:46,825
‫قبل از اون،
‫باید سریع رگ خونی رو پیدا کنیم.

146
00:18:46,875 --> 00:18:49,116
‫چرا نمی‌بریش توی آمبولانس
‫و از سوزن استفاده نمی‌کنی؟

147
00:18:49,166 --> 00:18:50,575
‫نه، نمی‌شه. وقت نداریم.

148
00:18:50,625 --> 00:18:53,075
‫توی وسیله نقلیه در حال حرکت
‫نمی‌تونیم این کارو بکنیم.

149
00:18:53,125 --> 00:18:56,291
‫لطفاً ست سرم رو بدید. زود. زود. زود.

150
00:18:56,500 --> 00:18:58,658
‫رگ‌های خونی بچه‌ها باریکه،
‫برای همین پیدا کردن و گرفتن رگ سخته.

151
00:18:58,708 --> 00:19:01,241
‫در اثر خونریزی شدید،
‫سرخرگ‌های محیطی منقبض می‌شن بنابراین...

152
00:19:01,291 --> 00:19:03,283
‫پیدا کردن رگ حتی سخت‌تر می‌شه.

153
00:19:03,333 --> 00:19:05,616
‫وضعیت فعلی: شوک هیپوولمیک.

154
00:19:05,666 --> 00:19:07,533
‫باید سریع سرم تزریق بشه، اما...

155
00:19:07,583 --> 00:19:10,908
‫چون رگ مشخص نیست، باید مایع رو
‫از طریق مغز استخوان تزریق کنیم.

156
00:19:10,958 --> 00:19:12,741
‫سوزن «آی‌او» دارید؟
‫[آی‌او: داخل استخوانی]

157
00:19:12,791 --> 00:19:15,125
‫چیکار کنیم؟ همچین چیزی نداریم.

158
00:19:16,208 --> 00:19:19,875
‫پس باید سیاهرگ گردنی داخلی رو باز کنیم.
‫[ایجاد برش در سیاهرگ گردنی داخلی]

159
00:19:23,625 --> 00:19:26,950
‫اگه نتونید رگ بچه رو پیدا کنید
‫و سوزن داخل استخوانی هم نداشته باشید،

160
00:19:27,000 --> 00:19:30,450
‫فقط کافیه در سیاهرگ گردنی داخلی یه برش
‫ایجاد کنید و سرم رو مستقیماً تزریق کنید.

161
00:19:30,500 --> 00:19:33,000
‫اهمیت: ۳ ستاره.

162
00:19:39,875 --> 00:19:41,866
‫سرم رو با دست فشار بدید و تزریقش کنید.

163
00:19:41,916 --> 00:19:43,283
‫این‌طوری مایع سریع‌تر وارد بدن می‌شه.

164
00:19:43,333 --> 00:19:45,000
‫باشه.

165
00:19:50,666 --> 00:19:53,658
‫دیگه خوب می‌شی. هیون‌وو.

166
00:19:53,708 --> 00:19:55,666
‫نگران نباش.

167
00:20:00,125 --> 00:20:02,041
‫هیون‌وو.

168
00:20:03,458 --> 00:20:06,041
‫لطفاً سریع منتقلش کنید بیمارستان.

169
00:20:11,250 --> 00:20:12,575
‫دکتر.

170
00:20:12,625 --> 00:20:14,783
‫لطفاً باهامون بیاید، دکتر.

171
00:20:14,833 --> 00:20:17,825
‫چی؟ من باید یه جایی برم.

172
00:20:17,875 --> 00:20:19,533
‫لطفاً، دکتر.

173
00:20:19,583 --> 00:20:23,458
‫فکر کنم اگه شما هم بیاید،
‫خیالم راحت‌تر می‌شه.

174
00:20:37,416 --> 00:20:40,075
‫بـ... ببخشید...

175
00:20:40,125 --> 00:20:42,741
‫من باید برم بیمارستان دانشگاه سونگ‌وون.

176
00:20:42,791 --> 00:20:45,158
‫ما داریم می‌ریم همون‌جا.

177
00:20:45,208 --> 00:20:47,450
‫شما دکتر اونجایید؟

178
00:20:47,500 --> 00:20:49,083
‫چی؟

179
00:20:50,083 --> 00:20:51,625
‫بله.

180
00:20:54,416 --> 00:20:58,241
‫آقای پارک شی‌اون استعداد جراحی داره و

181
00:20:58,291 --> 00:21:00,575
‫توانایی منحصربه‌فردی هم داره.

182
00:21:00,625 --> 00:21:03,200
‫دلیلتون برای گفتن این حرف چیه؟

183
00:21:03,250 --> 00:21:08,041
‫آقای پارک شی‌اون
‫به سندرم ساوان مبتلاست.

184
00:21:12,458 --> 00:21:15,616
‫همون‌طور که می‌دونید،
‫سندرم ساوان حالتیه که

185
00:21:15,666 --> 00:21:18,825
‫افراد مبتلا به اوتیسم
‫یا سایر ناتوانی‌های ذهنی

186
00:21:18,875 --> 00:21:23,791
‫در یک زمینه خاص، توانایی‌هایی فوق‌العاده
‫و شگفت‌انگیز از خودشون نشون می‌دن.

187
00:21:24,458 --> 00:21:27,700
‫در مورد آقای پارک شی‌اون،
‫حافظه و...

188
00:21:27,750 --> 00:21:32,583
‫توانایی درک فضایی چندبُعدیش
‫به شکل خارق‌العاده‌ای رشد کرده.

189
00:21:33,458 --> 00:21:37,450
‫وقتی به‌عنوان پزشک
‫در درمانگاه نظامی ته‌بک خدمت می‌کردم،

190
00:21:37,500 --> 00:21:40,866
‫اتفاقی آقای پارک شی‌اون رو دیدم.

191
00:21:40,916 --> 00:21:43,866
‫آقای پارک شی‌اون در همون سن هفت‌سالگی

192
00:21:43,916 --> 00:21:47,866
‫تمام اندام‌های بدن انسان رو
‫کاملاً حفظ کرده بود.

193
00:21:47,916 --> 00:21:50,991
‫همچنین با توانایی درک فضایی چندبُعدی،

194
00:21:51,041 --> 00:21:54,616
‫تمام ساختار و عملکرد اندام‌های بدن انسان رو

195
00:21:54,666 --> 00:21:58,825
‫جوری که انگار که واقعاً دیده باشه،
‫کاملاً درک کرده بود.

196
00:21:58,875 --> 00:22:02,491
‫بعدها وارد دانشکده پزشکی
‫دانشگاه سونگ‌سان شد،

197
00:22:02,541 --> 00:22:05,825
‫دوره پزشکی رو تموم کرد
‫و توی آزمون کشوری قبول شد.

198
00:22:05,875 --> 00:22:11,366
‫دوره‌ی انترنی رو هم تموم کرده
‫و قراره دوره رزیدنتیش رو شروع کنه.

199
00:22:11,416 --> 00:22:14,450
‫توی دانشکده پزشکی هم
‫نمرات خیلی خوبی داشته.

200
00:22:14,500 --> 00:22:20,166
‫بله. در مقایسه با بقیه، از نظر صلاحیت
‫و توانایی، کاندید بسیار برجسته‌ایه.

201
00:22:29,458 --> 00:22:31,708
‫اوه، راستی. کیفم...

202
00:22:36,125 --> 00:22:37,825
‫نبضش یهو داره بالا میره!

203
00:22:37,875 --> 00:22:39,950
‫ممکنه موقتی باشه؟

204
00:22:40,000 --> 00:22:44,750
‫اشباع اکسیژن صد درصده،
‫پس چرا این‌قدر کبود شده؟

205
00:23:03,333 --> 00:23:06,291
‫بچه‌م... هیون‌وو...

206
00:23:08,458 --> 00:23:10,908
‫باید فوراً با اکو قلبش رو بررسی کنیم.

207
00:23:10,958 --> 00:23:13,491
‫طبق مانیتور، قلبش مشکلی نداره.

208
00:23:13,541 --> 00:23:14,366
‫شما قیم اون هستید؟

209
00:23:14,416 --> 00:23:17,408
‫ایشون دکتریه که بچه‌م رو نجات داد.

210
00:23:17,458 --> 00:23:19,200
‫می‌گه دکتر این بیمارستانه.

211
00:23:19,250 --> 00:23:20,700
‫فکر نکنم قبلاً شما رو دیده باشم...؟

212
00:23:20,750 --> 00:23:21,825
‫توی کدوم بخش کار می‌کنید؟

213
00:23:21,875 --> 00:23:24,200
‫باید فوراً بررسیش کنیم.

214
00:23:24,250 --> 00:23:26,908
‫اکو. اکو.
‫[اکو: مخفف اکوکاردیوگرافی]

215
00:23:26,958 --> 00:23:29,158
‫فعلاً شما همین‌جا بمونید.

216
00:23:29,208 --> 00:23:30,575
‫قیم‌ش می‌تونه با من بیاد.

217
00:23:30,625 --> 00:23:31,991
‫بله.

218
00:23:32,041 --> 00:23:34,833
‫بـ... ببخشید. ببخشید!

219
00:23:48,791 --> 00:23:53,366
‫اون‌جی. کمکت می‌کنم بدون ترس عمل بشی.

220
00:23:53,416 --> 00:23:54,908
‫واقعاً؟

221
00:23:54,958 --> 00:23:56,075
‫معلومه.

222
00:23:56,125 --> 00:24:00,366
‫دکتری که فردا می‌بینیش،
‫کاری می‌کنه واقعاً شجاع بشی!

223
00:24:00,416 --> 00:24:02,241
‫خیلی می‌ترسم.

224
00:24:02,291 --> 00:24:05,866
‫اگه وسط عمل بمیرم چی؟

225
00:24:05,916 --> 00:24:07,700
‫من که بهت گفتم اتفاقی برات نمی‌افته.

226
00:24:07,750 --> 00:24:10,658
‫فقط کافیه به این دکتر خوشگله اعتماد کنی.

227
00:24:10,708 --> 00:24:12,950
‫کی خوشگله؟

228
00:24:13,000 --> 00:24:15,033
‫ای وای!

229
00:24:15,083 --> 00:24:17,366
‫دکتر.

230
00:24:17,416 --> 00:24:20,741
‫شنیدم فردا به‌جای معاینه روان‌پزشکی،
‫قراره عمل بشه؟

231
00:24:20,791 --> 00:24:23,075
‫من همچین دستوری ندادم.

232
00:24:23,125 --> 00:24:26,033
‫شنیدم دکتر کیم دوهان دستورش رو داده...

233
00:24:26,083 --> 00:24:27,958
‫حالا باید چیکار کنیم؟

234
00:24:34,416 --> 00:24:34,783
‫دکتر چا!

235
00:24:34,833 --> 00:24:36,575
‫ول کن!

236
00:24:36,625 --> 00:24:38,075
‫در مورد اون‌جی...

237
00:24:38,125 --> 00:24:40,408
‫فردا باید اول معاینه روان‌پزشکی بشه.

238
00:24:40,458 --> 00:24:42,116
‫اون یه تومور داخل حفره شکمی داره.

239
00:24:42,166 --> 00:24:45,908
‫اگه فردا عملش نکنیم، نمی‌تونم تضمین کنم
‫خونریزی واریس‌ها چه بلایی سرش میاره.

240
00:24:45,958 --> 00:24:51,750
‫به‌خاطر خواب‌هراسی شدید اون‌جی،
‫اول باید کمک کنیم از نظر روحی به ثبات برسه.

241
00:24:56,083 --> 00:24:58,658
‫نمی‌دونی اگه واریس‌ها پاره بشن،
‫بچه‌ها سریع‌تر دچار شوک می‌شن؟

242
00:24:58,708 --> 00:25:01,450
‫اگه می‌خوای این‌جوری از بچه‌ها مراقبت کنی،
‫استعفا بده و معلم مهدکودک شو.

243
00:25:01,500 --> 00:25:02,241
‫پروفسور.

244
00:25:02,291 --> 00:25:04,200
‫از همین الان دیگه
‫مسئول پرونده اون‌جی نیستی.

245
00:25:04,250 --> 00:25:07,000
‫من نمی‌تونم بذارم یه بیمار جلوی چشمم بمیره.

246
00:25:11,500 --> 00:25:12,616
‫دکتر.

247
00:25:12,666 --> 00:25:14,333
‫ولم کن.

248
00:25:17,416 --> 00:25:19,866
‫پروفسور. دکتر چا...

249
00:25:19,916 --> 00:25:22,116
‫یه بیمار ترومایی توی اورژانسه.

250
00:25:22,166 --> 00:25:26,625
‫طبق سی‌تی شکمش، پارگی درجه سه در کبد
‫و طحال و خونریزی داره.

251
00:25:37,041 --> 00:25:39,866
‫فعلاً توی عکس چیزی نشون نمی‌ده که
‫هوا توی شکم آزاد باشه...

252
00:25:39,916 --> 00:25:42,208
‫ولی به نظر میاد
‫کبد و طحال آسیب دیدن.

253
00:25:43,958 --> 00:25:45,708
‫اطراف سیاهرگ گردنی داخلی هم
‫نشونه‌هایی از هماتوم هست

254
00:25:45,750 --> 00:25:47,533
‫که احتمال آسیب رو مطرح می‌کنه،

255
00:25:47,583 --> 00:25:51,950
‫ولی خونریزی متوقف شده و اقدامات اورژانسی هم
‫به‌اندازه کافی خوب انجام شده.

256
00:25:52,000 --> 00:25:54,075
‫بازش کنید و...

257
00:25:54,125 --> 00:25:55,450
‫بله، متوجه شدیم.

258
00:25:55,500 --> 00:25:57,033
‫چرا این‌طوری می‌کنی؟

259
00:25:57,083 --> 00:25:58,491
‫نمی‌تونی وارد بشی.

260
00:25:58,541 --> 00:26:00,616
‫صبر کنید. باید یه چیزی بگم.

261
00:26:00,666 --> 00:26:02,075
‫باید یه چیزی بگم.

262
00:26:02,125 --> 00:26:04,241
‫چی شده؟ قیم‌ـشه؟

263
00:26:04,291 --> 00:26:05,658
‫به نظر نمیاد قیم‌ـش باشه.

264
00:26:05,708 --> 00:26:07,450
‫وقت نداریم.

265
00:26:07,500 --> 00:26:08,616
‫باید عجله کنیم، زود باشین!

266
00:26:08,666 --> 00:26:11,375
‫لطفاً ساکت باش. اینجا اتاق عمله.

267
00:26:13,083 --> 00:26:16,700
‫اکو... اکوکارد...

268
00:26:16,750 --> 00:26:19,491
‫پریکارد... پریکاردیوم.

269
00:26:19,541 --> 00:26:20,866
‫- آب... آب آورده!
‫- چی داره می‌گه؟

270
00:26:20,916 --> 00:26:23,825
‫- حالش انگار خوب نیست.
‫- اکوکارد...

271
00:26:23,875 --> 00:26:26,283
‫پریکارد... پریکاردیوم...

272
00:26:26,333 --> 00:26:29,000
‫آب... آورده!

273
00:26:37,166 --> 00:26:38,783
‫نمی‌شه.

274
00:26:38,833 --> 00:26:41,000
‫یه اتفاق بدی می‌افته.

275
00:26:42,250 --> 00:26:43,783
‫گفتی کی اقدامات اورژانسی رو انجام داده؟

276
00:26:43,833 --> 00:26:46,158
‫گفتن یه دکتر سر صحنه بوده.

277
00:26:46,208 --> 00:26:47,658
‫وای. انگار کارشو خوب بلد بوده.

278
00:26:47,708 --> 00:26:50,575
‫ولی چرا برای تزریق مایعات،
‫تا حد باز کردن رگ پیش رفته؟

279
00:26:50,625 --> 00:26:52,708
‫به‌خاطر خونریزی شدید،
‫شریان‌های محیطی منقبض شده بودن

280
00:26:52,750 --> 00:26:54,825
‫واسه همین فوراً
‫سیاهرگ گردنی داخلی رو باز کرده.

281
00:26:54,875 --> 00:26:58,333
‫نمی‌دونم کی بوده، ولی دقیقاً می‌دونسته
‫چطور یه بیمار کودک رو درمان کنه.

282
00:27:00,833 --> 00:27:04,708
‫طبق ماده ۳-۱ قانون سلامت روان،
‫بیمار روانی مزمن...

283
00:27:04,750 --> 00:27:06,450
‫نمی‌تونه در آزمون کشوری شرکت کنه.

284
00:27:06,500 --> 00:27:11,491
‫پس چطور یه فرد مبتلا به اوتیسمِ
‫سطح سه تونسته ثبت‌نام کنه؟

285
00:27:11,541 --> 00:27:15,408
‫در مورد اوتیسم و سایر ناتوانی‌هاش،
‫وقتی هفده ساله بود

286
00:27:15,458 --> 00:27:17,241
‫نرمال تشخیص داده شد.

287
00:27:17,291 --> 00:27:19,241
‫یه لحظه صبر کنید.

288
00:27:19,291 --> 00:27:22,075
‫گفتید آزمون کشوری رو قبول شده،

289
00:27:22,125 --> 00:27:25,616
‫ولی اینجا نوشته قبول نشده.

290
00:27:25,666 --> 00:27:30,283
‫دلیل استخدام پارک شی‌اون هم همینه.

291
00:27:30,333 --> 00:27:35,866
‫مرکز آزمون کشوری بعداً با استناد به بیماریش،
‫تصمیم گرفت ردش کنه.

292
00:27:35,916 --> 00:27:40,366
‫با این حال، موردی که
‫مدیر کیم بهش اشاره کرد،

293
00:27:40,416 --> 00:27:43,116
‫شامل این بند هم می‌شه:

294
00:27:43,166 --> 00:27:45,041
‫«پزشک دارای معلولیتی که

295
00:27:45,083 --> 00:27:48,075
‫از نظر متخصص همان حوزه،
‫برای حرفه‌اش مناسب تشخیص داده شود،

296
00:27:48,125 --> 00:27:50,458
‫توانمند محسوب می‌شود
‫و نامناسب تلقی نمی‌شود.»

297
00:27:52,875 --> 00:27:56,783
‫مرکز آزمون کشوری تصمیم گرفته
‫حکم مردودیش رو لغو کنه،

298
00:27:56,833 --> 00:27:59,783
‫البته بعد از تأیید رسمی.

299
00:27:59,833 --> 00:28:02,375
‫این یه مدرک رسمیه از مرکز آزمون کشوری.

300
00:28:04,500 --> 00:28:08,408
‫یعنی می‌گید این تأییدیه رو می‌تونیم
‫از طریق بیمارستان خودمون انجام بدیم، درسته؟

301
00:28:08,458 --> 00:28:10,950
‫بله، به‌عنوان رزیدنت سال اول.

302
00:28:11,000 --> 00:28:14,908
‫پس بیماریش درمان شده؟

303
00:28:14,958 --> 00:28:19,033
‫خب، نمی‌تونم بگم کاملاً درمان شده،

304
00:28:19,083 --> 00:28:21,908
‫ولی توی کارش به‌عنوان پزشک
‫مشکلی ایجاد نمی‌کنه.

305
00:28:21,958 --> 00:28:26,625
‫یعنی چی که کاملاً درمان نشده؟

306
00:28:27,333 --> 00:28:30,866
‫از نظر دانش و مهارت جراحی،

307
00:28:30,916 --> 00:28:34,408
‫و توانایی مدیریت شرایط،
‫خیلی فوق‌العاده‌ست،

308
00:28:34,458 --> 00:28:38,033
‫ولی مهارت‌های اجتماعی و ارتباطیش

309
00:28:38,083 --> 00:28:40,825
‫یه مقدار از آدم‌های عادی پایین‌تره.

310
00:28:40,875 --> 00:28:45,291
‫پس منظورتون اینه که
‫از نظر ذهنی نابالغه.

311
00:28:46,125 --> 00:28:48,241
‫چه حرف‌های بی‌معنی‌ای!

312
00:28:48,291 --> 00:28:51,658
‫فکر نمی‌کنم کسی مثل اون

313
00:28:51,708 --> 00:28:55,908
‫حتی اگه درمان هم بشه،
‫بتونه منطقی تصمیم بگیره و پزشک بشه.

314
00:28:55,958 --> 00:28:59,991
‫مگه بیمارستان ما مرکز توان‌بخشی معلولانه؟

315
00:29:00,041 --> 00:29:01,325
‫چطور می‌تونیم همچین آدمی رو...

316
00:29:01,375 --> 00:29:02,991
‫مدیر عامل!

317
00:29:03,041 --> 00:29:06,991
‫حرف‌هاتون امروز یه کم تنده.

318
00:29:07,041 --> 00:29:11,575
‫خب، اول باید با خود شخص ملاقات کنیم،
‫بعد در موردش تصمیم بگیریم.

319
00:29:11,625 --> 00:29:16,333
‫سی دقیقه گذشته، ولی انگار هنوز نرسیده.

320
00:29:40,583 --> 00:29:42,616
‫ساکشن.

321
00:29:42,666 --> 00:29:46,283
‫خوشبختانه آسیب شدیدی
‫به کبد و طحال وارد نشده.

322
00:29:46,333 --> 00:29:47,375
‫اگه فقط خونریزی
‫قسمت‌های پاره‌شده رو بند بیاریم...

323
00:29:47,416 --> 00:29:49,658
‫فکر نکنم مشکل دیگه‌ای داشته باشیم.

324
00:29:49,708 --> 00:29:51,500
‫دیاترمی.

325
00:30:00,416 --> 00:30:01,366
‫علائم حیاتی.

326
00:30:01,416 --> 00:30:04,033
‫ضربان قلب ۱۸۰.
‫فشار خون ۵۰ روی ۳۰ و در حال کاهشه.

327
00:30:04,083 --> 00:30:05,616
‫اشباع اکسیژن ثابته.

328
00:30:05,666 --> 00:30:07,866
‫به نظر میاد قلبش مشکل پیدا کرده.

329
00:30:07,916 --> 00:30:08,783
‫اکوش چی؟

330
00:30:08,833 --> 00:30:10,116
‫اکو نگرفتیم،

331
00:30:10,166 --> 00:30:12,500
‫چون فکر کردیم قلبش مشکلی نداره.

332
00:30:14,250 --> 00:30:15,700
‫اکو.

333
00:30:15,750 --> 00:30:18,158
‫اکو... اکوکارد...

334
00:30:18,208 --> 00:30:19,408
‫اکوکاردیوگرافی.
‫[سونوگرافی قلب]

335
00:30:19,458 --> 00:30:20,991
‫زود باشید دستگاه سونوگرافی رو بیارید.

336
00:30:21,041 --> 00:30:22,416
‫باشه.

337
00:30:23,791 --> 00:30:24,991
‫دستگاه دی‌سی رو آماده کنیم؟

338
00:30:25,041 --> 00:30:26,583
‫هنوز نه.

339
00:30:28,541 --> 00:30:30,866
‫پریکارد... پریکاردیوم

340
00:30:30,916 --> 00:30:33,116
‫آب... آورده.

341
00:30:33,166 --> 00:30:36,291
‫آب آوردن پریکارد.
‫[تجمع غیرطبیعی مایع در حفره پریکارد]

342
00:30:36,333 --> 00:30:39,033
‫سونوگرافیست آماده‌ست.

343
00:30:39,083 --> 00:30:40,458
‫برای پریکاردیوسنتز آماده بشید.
‫[خارج کردن مایع از پریکارد برای کاهش فشار ناشی از تجمع مایع]

344
00:30:40,500 --> 00:30:42,958
‫اگه اتفاقی افتاد
‫ برای سوراخ کردن پریکارد آماده باشید.

345
00:31:36,041 --> 00:31:38,158
‫پریکاردیوسنتز در کودکان آسون نیست

346
00:31:38,208 --> 00:31:40,325
‫چون ممکنه زاویه دسترسی خیلی باریک باشه.

347
00:31:40,375 --> 00:31:43,741
‫زاویه نشون می‌ده که پریکاردیوسنتز غیرممکنه.

348
00:31:43,791 --> 00:31:45,033
‫الان اپی‌گاستر رو باز می‌کنیم.

349
00:31:45,083 --> 00:31:46,750
‫چاقو.

350
00:31:54,875 --> 00:31:57,700
‫این بیمار دچار تامپوناد قلبی
‫ناشی از ضربه شده. [تجمع مایع در پریکارد]

351
00:31:57,750 --> 00:32:00,408
‫به‌خاطر شوک، دیواره‌های قلب آسیب دیدن.

352
00:32:00,458 --> 00:32:03,916
‫با ادامه خونریزی داخل پریکارد،
‫تامپوناد پریکارد ایجاد شده.

353
00:32:05,208 --> 00:32:06,208
‫برای درمان تامپوناد پریکارد،

354
00:32:06,250 --> 00:32:09,625
‫اول باید با ایجاد برش در حفره پریکارد
‫فشار رو کاهش بدیم.

355
00:32:11,125 --> 00:32:12,666
‫ساکشن.

356
00:32:13,916 --> 00:32:17,408
‫خونریزی اطراف محل برش پریکارد بیشتر شده.

357
00:32:17,458 --> 00:32:19,450
‫باید بفهمیم خونریزی از کجاست.

358
00:32:19,500 --> 00:32:23,250
‫اگه به‌خاطر برش پریکارد
‫خونریزی ادامه پیدا کنه،

359
00:32:23,291 --> 00:32:25,325
‫اگه خونریزی بند نیاد،

360
00:32:25,375 --> 00:32:27,416
‫باید فوراً قلب رو باز کنیم.

361
00:32:27,458 --> 00:32:28,866
‫بعد از باز کردن قلب،

362
00:32:28,916 --> 00:32:31,375
‫اول باید محل خونریزی رو پیدا کنیم.

363
00:32:31,416 --> 00:32:34,458
‫بعد از ساکشن،
‫باید برای برش جناغ آماده باشیم.

364
00:32:50,250 --> 00:32:54,491
‫با رأی اکثریت، استخدام موقت پارک شی‌اون

365
00:32:54,541 --> 00:32:56,500
‫رد شد.

366
00:33:10,458 --> 00:33:11,958
‫داره چیکار می‌کنه؟

367
00:33:12,000 --> 00:33:13,325
‫نمی‌دونم.

368
00:33:13,375 --> 00:33:14,825
‫دو ساعته داره همین کارو می‌کنه،

369
00:33:14,875 --> 00:33:17,166
‫ولی فکر کنم یه کم قاطی کرده.

370
00:33:17,208 --> 00:33:20,158
‫هشدار: اگه نتونید سریع
‫محل خونریزی رو پیدا کنید،

371
00:33:20,208 --> 00:33:21,408
‫فشار خون پایین میاد،

372
00:33:21,458 --> 00:33:23,166
‫و در نهایت باعث ایست قلبی می‌شه.

373
00:33:24,708 --> 00:33:26,908
‫فشار خون از ۴۵ به ۳۰ رسیده.

374
00:33:26,958 --> 00:33:28,166
‫ایست قلبی کرده.

375
00:33:28,208 --> 00:33:29,283
‫دکتر جونگ،
‫داروی افزایش فشار رو بیشتر کن.

376
00:33:29,333 --> 00:33:30,116
‫داره خونریزی می‌کنه! زود باش!

377
00:33:30,166 --> 00:33:31,541
‫بله.

378
00:33:37,541 --> 00:33:40,950
‫بعد از افزایش داروی فشار،
‫الکتروشوک رو آماده کنید.

379
00:33:41,000 --> 00:33:42,791
‫برید کنار.

380
00:33:43,416 --> 00:33:45,000
‫شوک.

381
00:33:48,458 --> 00:33:50,250
‫شوک.

382
00:33:51,083 --> 00:33:53,625
‫ضربان قلب برگشت.

383
00:33:56,000 --> 00:33:57,833
‫متزن.

384
00:34:01,875 --> 00:34:03,575
‫با متزن دیواره قلب رو باز کنید

385
00:34:03,625 --> 00:34:05,750
‫و دنبال محل خونریزی بگردید.

386
00:34:07,333 --> 00:34:10,075
‫خونریزی در محل اتصال
‫بزرگ‌سیاهرگ و دهلیز راست تأیید شد.

387
00:34:10,125 --> 00:34:11,666
‫بخیه.

388
00:34:31,875 --> 00:34:33,950
‫خونریزی کنترل شد.

389
00:34:34,000 --> 00:34:35,333
‫علائم حیاتی رو چک کنید.

390
00:34:35,375 --> 00:34:37,658
‫علائم حیاتی: ضربان قلب ۱۵۰.
‫فشار خون ۹۰ روی ۶۰.

391
00:34:37,708 --> 00:34:41,158
‫اشباع اکسیژن ۹۸ درصده.
‫همه‌چیز به حالت عادی برگشته.

392
00:34:41,208 --> 00:34:42,783
‫خسته نباشید.

393
00:34:42,833 --> 00:34:44,291
‫دکتر هان، شما کار رو تموم کنید.

394
00:34:44,333 --> 00:34:46,000
‫باشه.

395
00:34:58,666 --> 00:35:00,583
‫قیم لی هیون‌وو؟

396
00:35:00,958 --> 00:35:02,916
‫بله، دکتر.

397
00:35:05,875 --> 00:35:07,791
‫عمل خوب پیش رفت.

398
00:35:08,416 --> 00:35:10,366
‫خونریزی کبد و طحال الان کنترل شده.

399
00:35:10,416 --> 00:35:13,616
‫خونریزی سمت چپ گردنش هم کنترل شده.

400
00:35:13,666 --> 00:35:16,250
‫یه کم خطرناک بود، چون غشاء خارجی قلب
‫خونریزی کرده بود،

401
00:35:16,291 --> 00:35:18,991
‫ولی خوشبختانه وقتی محل خونریزی رو
‫پیدا کردیم، همه‌چی خوب پیش رفت.

402
00:35:19,041 --> 00:35:20,616
‫ممنون دکتر.

403
00:35:20,666 --> 00:35:22,666
‫ممنونم.

404
00:35:23,125 --> 00:35:25,875
‫ممنون، هیون‌وو.

405
00:35:27,875 --> 00:35:29,366
‫ولی...

406
00:35:29,416 --> 00:35:33,416
‫احیاناً می‌دونید اون دکتری که قبل از
‫رسیدن به بیمارستان بهش رسیدگی کرد کی بود؟

407
00:35:35,333 --> 00:35:38,200
‫همین چند لحظه پیش اینجا بود.

408
00:35:38,250 --> 00:35:41,908
‫گفت که در واقع دکتر همین بیمارستانه.

409
00:35:41,958 --> 00:35:44,041
‫بیمارستان ما؟

410
00:35:55,458 --> 00:35:57,833
‫دکتر.

411
00:35:58,625 --> 00:36:01,583
‫تو اصلاً داشتی چی کار می‌کردی؟

412
00:36:16,875 --> 00:36:20,458
‫چرا کسی که همیشه سر وقت میاد،
‫امروز این‌قدر دیر کرده؟

413
00:36:20,958 --> 00:36:23,491
‫لباسات چرا این شکلیه؟

414
00:36:23,541 --> 00:36:26,908
‫تو ایستگاه چونگ‌نیانگ‌ری، به یه بچه که
‫آسیب دیده بود کمک می‌کردم.

415
00:36:26,958 --> 00:36:29,116
‫بچه حالش خوبه؟

416
00:36:29,166 --> 00:36:31,625
‫آره، خوبه.

417
00:36:32,791 --> 00:36:34,750
‫شی‌اون.

418
00:36:35,083 --> 00:36:38,125
‫خوب به حرفم گوش کن.

419
00:36:39,958 --> 00:36:44,075
‫ولی چطور تو اون شرایط تونست
‫دقیق بفهمه تامپوناد قلبی ناشی از ضربه‌ست؟

420
00:36:44,125 --> 00:36:46,825
‫وای... من حتی به ذهنم هم نرسید.

421
00:36:46,875 --> 00:36:49,658
‫حتی توی عکس‌برداری و سی‌تی هم دیده نمی‌شد.

422
00:36:49,708 --> 00:36:50,616
‫مگه نه، هان جین‌ووک؟

423
00:36:50,666 --> 00:36:53,291
‫بدترین حالتش می‌تونست مرگ روی
‫تخت اتاق عمل باشه.

424
00:36:54,458 --> 00:36:57,791
‫پروفسورمون واقعاً بهترینه.

425
00:36:57,833 --> 00:37:00,783
‫راستی، مگه نگفتن امروز یه رزیدنت جدید میاد؟

426
00:37:00,833 --> 00:37:02,408
‫آره.

427
00:37:02,458 --> 00:37:04,908
‫هر کی هست، کاش زودتر بیاد.

428
00:37:04,958 --> 00:37:07,291
‫می‌خوام برم خونه.

429
00:37:07,333 --> 00:37:10,166
‫آره، منم!

430
00:37:23,208 --> 00:37:24,491
‫اکو.

431
00:37:24,541 --> 00:37:27,116
‫اکوکارد... اکوکارد...

432
00:37:27,166 --> 00:37:30,116
‫پریکارد... پریکاردیوم...

433
00:37:30,166 --> 00:37:32,708
‫آب... آب آورده...

434
00:37:37,833 --> 00:37:39,450
‫می‌خوای همین‌جا بمونی؟

435
00:37:39,500 --> 00:37:41,000
‫نه.

436
00:37:41,041 --> 00:37:42,200
‫گرسنه‌ای، مگه نه؟

437
00:37:42,250 --> 00:37:44,166
‫نه.

438
00:37:48,333 --> 00:37:49,700
‫جدی؟

439
00:37:49,750 --> 00:37:53,541
‫پس فکر کنم باید تنهایی برم دنده کباب بخورم.

440
00:37:55,791 --> 00:37:57,408
‫احتمالا با شاه‌بلوط و دونه کاج؟

441
00:37:57,458 --> 00:38:00,000
‫دارین از دنده کبابی با
‫گوشت درجه‌یک کره‌ای،

442
00:38:00,041 --> 00:38:01,825
‫اون‌هم با رگه‌های چربی فوق‌العاده
‫حرف می‌زنین؟

443
00:38:01,875 --> 00:38:03,158
‫آره، همونو می‌گم.

444
00:38:03,208 --> 00:38:05,366
‫ولی تو که گفتی گرسنه نیستی.

445
00:38:05,416 --> 00:38:07,116
‫من مشکلی ندارم، ولی

446
00:38:07,166 --> 00:38:11,041
‫به خاطر افزایش حرکات روده،
‫فکر کنم رفلکس شرطیم ضعیف‌تر شده.

447
00:38:13,375 --> 00:38:16,991
‫فکر نکنم دیگه لازم باشه
‫نگران این مسائل باشید، رئیس کل.

448
00:38:17,041 --> 00:38:18,950
‫معاون درست می‌گه.

449
00:38:19,000 --> 00:38:22,533
‫فقط دارن یه رزیدنت جدید استخدام می‌کنن،
‫شما چرا برای این قضیه اومدید اینجا؟

450
00:38:22,583 --> 00:38:24,116
‫«فقط» یه رزیدنت؟

451
00:38:24,166 --> 00:38:25,583
‫رئیس کل قبلی...

452
00:38:25,625 --> 00:38:28,575
‫حتی همه کارمندها و کارآموزها رو هم
‫شخصاً زیر نظر داشت و بهشون رسیدگی می‌کرد.

453
00:38:28,625 --> 00:38:32,125
‫دکترهای ما کارمند نیستن،
‫بخشی از خانواده‌ان.

454
00:38:33,833 --> 00:38:36,241
‫شنیدیم اون توی این بیمارستان کار می‌کنه.

455
00:38:36,291 --> 00:38:37,825
‫تو ایستگاه چونگ‌نیانگ‌ری...

456
00:38:37,875 --> 00:38:39,116
‫اینا کی‌ان؟

457
00:38:39,166 --> 00:38:41,375
‫اتفاقی افتاده؟

458
00:38:45,166 --> 00:38:46,916
‫ببخشید.

459
00:38:47,583 --> 00:38:48,700
‫مشکلی پیش اومده؟

460
00:38:48,750 --> 00:38:50,241
‫اوه، بله.

461
00:38:50,291 --> 00:38:52,250
‫امروز حوالی ظهر، توی ایستگاه چونگ‌نیانگ‌ری

462
00:38:52,291 --> 00:38:54,375
‫یه حادثه خیلی شدید اتفاق افتاد
‫و یه بچه به‌شدت آسیب دید.

463
00:38:54,416 --> 00:38:56,250
‫یکی از دکترهای این بیمارستان
‫قبل از بستری شدنش...

464
00:38:56,291 --> 00:38:57,658
‫با جراحی اورژانسی
‫جونش رو نجات داد.

465
00:38:57,708 --> 00:39:00,616
‫برای همین داریم سریع دنبال اون دکتر
‫می‌گردیم تا باهاش مصاحبه کنیم.

466
00:39:00,666 --> 00:39:02,991
‫آها، باشه.

467
00:39:03,041 --> 00:39:05,116
‫کدوم دکتر بوده؟

468
00:39:05,166 --> 00:39:06,325
‫خب، ما هم نمی‌دونیم.

469
00:39:06,375 --> 00:39:10,408
‫فقط امدادگر گفت که اون دکتر
‫اینجا کار می‌کنه.

470
00:39:10,458 --> 00:39:12,208
‫باشه.

471
00:39:27,250 --> 00:39:31,116
‫همه‌ش مال خودته.
‫با خیال راحت غذاتو بخور، بچه جون.

472
00:39:31,166 --> 00:39:32,250
‫باشه.

473
00:39:35,541 --> 00:39:37,375
‫این ویدیوی خبرساز امروزه.

474
00:39:37,416 --> 00:39:40,041
‫ویدیویی که در یک سایت اینترنتی منتشر شده،

475
00:39:40,083 --> 00:39:43,041
‫حادثه‌ای را در ایستگاه
‫چونگ‌نیانگ‌ری سئول نشان می‌دهد.

476
00:39:43,166 --> 00:39:46,408
‫در این حادثه، کودکی بر اثر سقوط
‫یک تابلوی تبلیغاتی روی زمین افتاده است.

477
00:39:46,458 --> 00:39:48,616
‫در این شرایط بحرانی،

478
00:39:48,666 --> 00:39:52,408
‫یک دکتر که اتفاقی از اونجا رد می‌شده،
‫دست به جراحی حیرت‌انگیزی می‌زنه.

479
00:39:52,458 --> 00:39:55,041
‫مردمی که با نگرانی و
‫اضطراب شاهد ماجرا بودن،

480
00:39:55,083 --> 00:39:57,616
‫بعد از دیدن این صحنه
‫نفس راحتی کشیدن و تشویقش کردن.

481
00:39:57,666 --> 00:40:01,116
‫این ویدیوی دکتر ناشناس
‫تنها در چهار ساعت...

482
00:40:01,166 --> 00:40:03,250
‫۱۲۰ هزار بازدید داشته
‫و جزو محبوب‌ترین ویدیوها شده

483
00:40:03,291 --> 00:40:07,866
‫و توجه مردم سراسر دنیا رو به خودش جلب کرده.

484
00:40:07,916 --> 00:40:10,000
‫بله، معاون.

485
00:40:12,875 --> 00:40:14,375
‫تو تاریخ این مجموعه،

486
00:40:14,458 --> 00:40:18,125
‫هیچ‌وقت تصمیمی که نهایی شده رو پس نگرفتیم.

487
00:40:18,166 --> 00:40:19,408
‫هر قانونی یه استثنایی هم داره.

488
00:40:19,458 --> 00:40:23,116
‫نه‌تنها مردم کشور خودمون، بلکه مردمِ
‫خارج از کشور هم این ویدیو رو دیدن.

489
00:40:23,166 --> 00:40:26,825
‫تازه، همه می‌دونن
‫اون دکترِ بیمارستان ماست.

490
00:40:26,875 --> 00:40:28,908
‫به نظرتون منطقی نیست

491
00:40:28,958 --> 00:40:31,491
‫که به همین دلیل استخدامش کنیم؟

492
00:40:31,541 --> 00:40:33,825
‫این فقط برای تبلیغ بیمارستان نیست.

493
00:40:33,875 --> 00:40:36,991
‫این حرف رو می‌زنم چون خودم
‫توانایی‌های پزشکیش رو دیدم.

494
00:40:37,041 --> 00:40:39,408
‫رئیس کل.

495
00:40:39,458 --> 00:40:44,991
‫اوتیسم، از نظر علمی،
‫یه بیماری عصبی-آناتومیکی و بیوشیمیایی مغزه.

496
00:40:45,041 --> 00:40:46,700
‫به‌راحتی قابل درمان نیست،

497
00:40:46,750 --> 00:40:48,408
‫و حتی اگه درمان بشه،

498
00:40:48,458 --> 00:40:50,491
‫قطعاً محدودیت‌هایی باقی می‌مونه.

499
00:40:50,541 --> 00:40:53,908
‫به نظرم دلایل کافی برای تجدیدنظر
‫در تصمیممون وجود داره.

500
00:40:53,958 --> 00:40:56,491
‫نه، نه. اگه یه مشکلی پیش بیاد،

501
00:40:56,541 --> 00:40:59,325
‫بیمارستان ما مضحکه عام و خاص می‌شه.

502
00:40:59,375 --> 00:41:03,458
‫لطفاً شش ماه بهش فرصت بدید.

503
00:41:05,333 --> 00:41:08,491
‫اگه توی این مدت مشکلی پیش اومد،

504
00:41:08,541 --> 00:41:12,408
‫یا اگه تواناییش برای دکتر بودن کافی نبود،

505
00:41:12,458 --> 00:41:14,291
‫من...

506
00:41:15,375 --> 00:41:18,875
‫از سمتم استعفا میدم.

507
00:41:22,708 --> 00:41:24,991
‫همون‌طور که معاون کیم گفت،

508
00:41:25,041 --> 00:41:28,783
‫اوتیسم دلایل بیولوژیکی داره.

509
00:41:28,833 --> 00:41:32,991
‫اما قابل درمانه.

510
00:41:33,041 --> 00:41:35,741
‫البته شرایط هر بیمار متفاوته،

511
00:41:35,791 --> 00:41:37,991
‫ولی موارد زیادی هم هست که
‫قابل درمان بوده.

512
00:41:38,041 --> 00:41:42,116
‫پارک شی‌اون داره ثابت می‌کنه که
‫خودش هم یکی از همین نمونه‌های موفقه.

513
00:41:42,166 --> 00:41:47,875
‫این مسئله برای بازپروری کسی که
‫زمانی معلول بوده نیست.

514
00:41:48,250 --> 00:41:52,616
‫بلکه برای اینه که به آدم‌هایی که در کشورمون

515
00:41:52,666 --> 00:41:55,375
‫با اوتیسم دست‌وپنجه نرم می‌کنن
‫و به خانواده‌هاشون امید و شجاعت بدیم.

516
00:41:56,875 --> 00:41:58,491
‫لطفاً...

517
00:41:58,541 --> 00:42:02,291
‫با دید بازتری به این موضوع نگاه کنید.

518
00:42:36,250 --> 00:42:38,408
‫این فقط یه سؤال فرضیه‌ایه،

519
00:42:38,458 --> 00:42:42,291
‫ولی چرا می‌خوای جراح اطفال بشی؟

520
00:42:43,625 --> 00:42:45,366
‫به خاطر

521
00:42:45,416 --> 00:42:47,375
‫خرگوشم و برادرم.

522
00:42:49,916 --> 00:42:53,200
‫روزی که درخت بوی بستنی می‌داد،

523
00:42:53,250 --> 00:42:58,450
‫خرگوشم جلوی چشمم به بهشت رفت.

524
00:42:58,500 --> 00:43:02,200
‫روزی که تونل بوی آهن زنگ‌زده می‌داد،

525
00:43:02,250 --> 00:43:06,875
‫برادرم جلوی چشمم به بهشت رفت.

526
00:43:07,875 --> 00:43:11,408
‫هیچ‌کدومشون نتونستن بزرگ بشن.

527
00:43:11,458 --> 00:43:14,658
‫می‌خواستم کمک کنم بچه‌ها بزرگ بشن
‫و به آدم‌بزرگ تبدیل بشن.

528
00:43:14,708 --> 00:43:17,366
‫برای همین می‌خواستم اون بچه‌ها عشقشون رو

529
00:43:17,416 --> 00:43:21,450
‫به بچه‌های خودشون منتقل کنن.

530
00:43:21,500 --> 00:43:26,333
‫همیشه می‌خواستم همین کار رو بکنم.

531
00:43:28,625 --> 00:43:30,783
‫تازه، بعد از اینکه پول زیادی درآوردم،

532
00:43:30,833 --> 00:43:33,575
‫می‌خوام یه تلویزیون سه‌بعدی

533
00:43:33,625 --> 00:43:36,908
‫برای بچه‌های پرورشگاهی که
‫توش زندگی می‌کردم هدیه بخرم.

534
00:43:36,958 --> 00:43:39,866
‫چون اون بچه‌ها تا حالا همچین چیزی ندیدن،

535
00:43:39,916 --> 00:43:43,125
‫می‌خوام بهشون نشونش بدم.

536
00:43:52,583 --> 00:43:56,241
‫از امروز، پارک شی‌اون
‫به‌عنوان رزیدنت موقت بخش اطفال

537
00:43:56,291 --> 00:44:00,408
‫در بیمارستان دانشگاه سونگ‌وون
‫شروع به کار می‌کنه.

538
00:44:00,458 --> 00:44:03,408
‫دکتر پارک شی‌اون، خوش اومدی.

539
00:44:03,458 --> 00:44:07,375
‫من هم بهت خوش‌آمد می‌گم، دکتر پارک شی‌اون.

540
00:44:27,791 --> 00:44:31,658
‫اولین باره می‌بینم این‌قدر عجولانه
‫اقدام می‌کنی.

541
00:44:31,708 --> 00:44:36,908
‫برای کاری که ارزشش رو داشته باشه،
‫لازمه آدم این‌طوری عمل کنه.

542
00:44:36,958 --> 00:44:39,825
‫ممکنه به خاطر شی‌اون
‫خودت رو به دردسر بندازی.

543
00:44:39,875 --> 00:44:45,575
‫چون این بازی همیشه سر قدرت بوده،
‫نه شی‌اون.

544
00:44:45,625 --> 00:44:48,825
‫می‌دونی که من از این چیزا سر درنمیارم.

545
00:44:48,875 --> 00:44:54,950
‫باید بدونی. همه دارن تلاش می‌کنن
‫از مقامت پایینت بکشن.

546
00:44:55,000 --> 00:44:59,833
‫حتی اگه از سمت مدیر بودنم کنار برم،
‫باز هم یه دکترم.

547
00:45:02,875 --> 00:45:06,958
‫انگار واقعاً دارم با دیوار حرف می‌زنم.

548
00:45:14,375 --> 00:45:17,541
‫هیون‌وو از سمت چپ گردنش آسیب دیده بود و...

549
00:45:17,583 --> 00:45:20,241
‫حالا می‌فهمم بدون اینکه از نیت واقعی معاون
‫خبر داشته باشم، با تجدیدنظر مخالفت کردم.

550
00:45:20,291 --> 00:45:25,741
‫آره، خبر نداشتیم این می‌تونه
‫فرصت خوبی برای کنار زدن مدیر باشه.

551
00:45:25,791 --> 00:45:27,616
‫اول از همه، رئیس گو...

552
00:45:27,666 --> 00:45:30,283
‫باید شایعه‌های مربوط به اون بچه رو
‫توی کل بیمارستان پخش کنی.

553
00:45:30,333 --> 00:45:33,416
‫بگو یه آدم پر از ایراد،
‫به خاطر مدیر وارد بیمارستان شده.

554
00:45:33,458 --> 00:45:35,250
‫تا می‌تونی حقیقت رو تحریف کن.

555
00:45:35,291 --> 00:45:36,491
‫متوجه شدم.

556
00:45:36,541 --> 00:45:39,541
‫شرط می‌بندم حتی یه ماه هم دووم نمیاره.

557
00:45:41,208 --> 00:45:42,700
‫احتمالا...

558
00:45:42,750 --> 00:45:45,116
‫حس نمی‌کنین انگار توی کازینو هستیم؟

559
00:45:45,166 --> 00:45:48,658
‫کازینو؟ کدوم کازینو؟

560
00:45:48,708 --> 00:45:53,325
‫داریم چرخ رولت رو می‌چرخونیم
‫و دکتر پارک شی‌اون همون توپه.

561
00:45:53,375 --> 00:45:56,958
‫شانسِ بردمون رو...

562
00:45:57,541 --> 00:45:59,958
‫هیچ‌کس نمی‌دونه.

563
00:46:04,125 --> 00:46:05,825
‫هنوز نتونستید جورش کنید؟

564
00:46:05,875 --> 00:46:08,208
‫فکر می‌کردم چند ساعت طول بکشه،

565
00:46:08,250 --> 00:46:11,616
‫ولی یه هفته‌ست گذشته.

566
00:46:11,666 --> 00:46:14,458
‫توجه کنید، لطفاً.

567
00:46:16,166 --> 00:46:19,241
‫اوه، رزیدنت جدیدی که

568
00:46:19,291 --> 00:46:21,991
‫همه منتظرش بودید، بالاخره اومد.

569
00:46:22,041 --> 00:46:25,075
‫استخدام ویژه‌ی مدیر بوده.

570
00:46:25,125 --> 00:46:27,158
‫بعداً خودتون می‌بینید،
‫ولی شرایطش یه کم خاصه.

571
00:46:27,208 --> 00:46:28,616
‫شرایطش؟

572
00:46:28,666 --> 00:46:30,541
‫وقتی ببینیدش، خودتون می‌فهمید.

573
00:46:32,250 --> 00:46:33,958
‫داره میاد.

574
00:46:34,000 --> 00:46:37,283
‫خسته نباشین. آره، آره.

575
00:46:37,333 --> 00:46:41,366
‫اون آدم... همونیه که امروز بعدازظهر
‫توی اتاق عمل سر و صدا به پا کرد.

576
00:46:41,416 --> 00:46:43,408
‫خب، همه سلام کنید.

577
00:46:43,458 --> 00:46:46,741
‫ایشون دکتر پارک شی‌اون، رزیدنت سال اوله.

578
00:46:46,791 --> 00:46:49,741
‫راستی، دکتر چا یون‌سو کجاست؟

579
00:46:49,791 --> 00:46:53,533
‫زودتر رفت خونه، یه کاری داشت.

580
00:46:53,583 --> 00:46:56,325
‫خودتو معرفی کن.

581
00:46:56,375 --> 00:46:57,791
‫سلام. من پارک شی‌اون هستم،
‫ساکن استان گانگ‌وون،

582
00:46:57,833 --> 00:46:59,491
‫شهر چون‌چون، منطقه‌ی گوآم،
‫پلاک ۲۳-۱۲

583
00:46:59,541 --> 00:47:05,375
‫و به‌تازگی دوره انترنی‌ـم رو
‫در بیمارستان دانشگاه سونگ‌سان تموم کردم.

584
00:47:05,416 --> 00:47:07,166
‫دیدید؟ همون‌طور که گفتم.

585
00:47:09,000 --> 00:47:11,575
‫خب، من دیگه می‌رم،

586
00:47:11,625 --> 00:47:13,658
‫شماها با هم آشنا بشید.

587
00:47:13,708 --> 00:47:16,541
‫پروفسور کیم، روی شما حساب می‌کنم.

588
00:47:23,541 --> 00:47:25,408
‫پارک شی‌اون...

589
00:47:25,458 --> 00:47:26,950
‫شی‌اون؟

590
00:47:27,000 --> 00:47:31,241
‫«درود بر روشنایی صبح شاد بهشت برین»...
‫منظور همون بهشته؟

591
00:47:31,291 --> 00:47:33,075
‫نه.

592
00:47:33,125 --> 00:47:35,125
‫«شی» یعنی بخشیدن و «اون» یعنی گرما.

593
00:47:35,166 --> 00:47:38,408
‫یه کشیش این اسم رو برام انتخاب کرد،
‫یعنی باید گرما ببخشم...

594
00:47:38,458 --> 00:47:39,458
‫هی...

595
00:47:41,041 --> 00:47:42,908
‫فکر کردی اینجا کجاست؟!

596
00:47:42,958 --> 00:47:47,033
‫اینجا بخش جراحی اطفال
‫بهترین بیمارستان کره‌ست.

597
00:47:47,083 --> 00:47:50,075
‫باید همه‌چی رو درست انجام بدی، فهمیدی؟!

598
00:47:50,125 --> 00:47:53,825
‫آه، راستی. قهوه، قهوه.

599
00:47:53,875 --> 00:47:55,750
‫اگه انرژی امواج صوتی‌ای که
‫از داد زدن یه نفر...

600
00:47:55,791 --> 00:47:57,741
‫به مدت هشت سال تولید می‌شه رو جمع کنیم،

601
00:47:57,791 --> 00:47:59,825
‫می‌شه باهاش یه فنجون قهوه درست کرد.

602
00:47:59,875 --> 00:48:02,700
‫با این حال...

603
00:48:02,750 --> 00:48:05,033
‫با توجه به میزان دسی‌بل صدای رئیس گو،

604
00:48:05,083 --> 00:48:09,041
‫فکر کنم بشه این مدت رو کوتاه‌تر کرد.

605
00:48:11,166 --> 00:48:13,616
‫الان این چی گفت؟

606
00:48:13,666 --> 00:48:16,791
‫چطور ممکنه همچین آدمی وجود داشته باشه؟!

607
00:48:19,583 --> 00:48:22,366
‫سندروم ساوان باشه یا استعداد،
‫مسئله این نیست.

608
00:48:22,416 --> 00:48:24,083
‫کسی که سن عقلیش در حد
‫یه دانش‌آموز ابتداییه،

609
00:48:24,125 --> 00:48:25,700
‫چطور می‌تونه شرایط رو درک کنه
‫و تصمیم بگیره؟

610
00:48:25,750 --> 00:48:27,500
‫همراه‌های بیمار...

611
00:48:28,458 --> 00:48:31,616
‫هیچ‌وقت اینو قبول نمی‌کنن.

612
00:48:31,666 --> 00:48:35,283
‫این تصمیم برای این گرفته شده که تواناییش
‫در درک شرایط و تصمیم‌گیری رو امتحان کنیم.

613
00:48:35,333 --> 00:48:38,866
‫و البته که موفق می‌شه.

614
00:48:38,916 --> 00:48:41,325
‫تا حالا،

615
00:48:41,375 --> 00:48:44,908
‫هیچ‌وقت از دستوراتتون سرپیچی نکردم.

616
00:48:44,958 --> 00:48:48,783
‫چون هیچ‌وقت چیزی نگفتید
‫که لازم باشه ازش سرپیچی کنم.

617
00:48:48,833 --> 00:48:51,116
‫ولی این بار فرق داره.

618
00:48:51,166 --> 00:48:54,125
‫فکر کنم برای اولین بار
‫مجبورم ازتون سرپیچی کنم.

619
00:48:55,875 --> 00:48:58,000
‫پروفسور کیم.

620
00:48:58,041 --> 00:49:00,325
‫احساسی برخورد نکن...

621
00:49:00,375 --> 00:49:04,616
‫این از روی احساس نیست،
‫از دید خودم دارم اینو می‌گم.

622
00:49:04,666 --> 00:49:06,616
‫من...

623
00:49:06,666 --> 00:49:09,200
‫شماها رو مثل بچه‌های خودم می‌بینم.

624
00:49:09,250 --> 00:49:10,458
‫شی‌اون هم همین‌طوره.

625
00:49:10,541 --> 00:49:13,041
‫منم بچه‌ی شما هستم،
‫پس باید به نظر من هم توجه کنید.

626
00:49:13,083 --> 00:49:14,533
‫بچه‌ها مثل انگشت‌های دست می‌مونن.

627
00:49:14,583 --> 00:49:19,083
‫فرقی نمی‌کنه کدوم انگشت رو گاز بگیری،
‫در هر صورت درد می‌گیره.

628
00:49:20,333 --> 00:49:22,241
‫شی‌اون...

629
00:49:22,291 --> 00:49:25,000
‫برای من انگشتیه که یه کم بیشتر درد می‌گیره.

630
00:49:26,541 --> 00:49:28,158
‫دوهان.

631
00:49:28,208 --> 00:49:29,991
‫امیدوارم حداقل تو...

632
00:49:30,041 --> 00:49:32,408
‫به شی‌اون کمک کنی.

633
00:49:32,458 --> 00:49:37,083
‫این آخرین آرزوی این معلم بی‌قدرتِ توئه.

634
00:49:43,458 --> 00:49:45,950
‫به جراح اطفال چی می‌گن؟

635
00:49:46,000 --> 00:49:47,950
‫جراح همه‌فن‌حریف.

636
00:49:48,000 --> 00:49:49,116
‫دلیلش؟

637
00:49:49,166 --> 00:49:52,700
‫جراحی اطفال با تمام
‫دستگاه‌های بدن یه بچه سروکار داره.

638
00:49:52,750 --> 00:49:53,575
‫و؟

639
00:49:53,625 --> 00:49:56,866
‫چون بدن بچه هنوز در حال رشده،
‫بین بچه‌ها تفاوت‌های زیادی وجود داره

640
00:49:56,916 --> 00:49:59,325
‫که باعث تفاوت در تشخیص
‫و روش‌های درمان می‌شه.

641
00:49:59,375 --> 00:50:03,208
‫پس باید بتونی همه این تفاوت‌ها رو
‫در نظر بگیری و خوب پیش‌بینی کنی.

642
00:50:07,166 --> 00:50:11,658
‫تو هیچ‌وقت نمی‌تونی اون جراح همه‌فن‌حریفی
‫بشی که همین الان توصیف کردی.

643
00:50:11,708 --> 00:50:16,075
‫در عوض، باید هدفت این باشه که...

644
00:50:16,125 --> 00:50:18,075
‫کاملاً بفهمی چرا نمی‌تونی
‫یه جراح همه‌فن‌حریف بشی.

645
00:50:18,125 --> 00:50:19,666
‫فهمیدی؟

646
00:50:24,583 --> 00:50:27,450
‫حواست کجاست؟!

647
00:50:27,500 --> 00:50:29,450
‫مـ... معذرت می‌خوام.

648
00:50:29,500 --> 00:50:31,658
‫وقتی زیر دست من کار می‌کنی،
‫دو تا کار رو نمی‌تونی انجام بدی.

649
00:50:31,708 --> 00:50:34,075
‫اشتباه کردن و بهونه آوردن.

650
00:50:34,125 --> 00:50:35,541
‫باشه.

651
00:50:36,875 --> 00:50:40,283
‫امشب برو خونه استراحت کن،
‫از فردا هم باید ۲۴ ساعته کشیک بدی.

652
00:50:40,333 --> 00:50:43,708
‫از ارشدها درباره وظایفت بپرس.
‫می‌تونی بری.

653
00:50:45,166 --> 00:50:47,000
‫صبر کن.

654
00:50:49,000 --> 00:50:52,083
‫غیر از کارهای ساده‌ای
‫مثل جراحی کمک‌های اولیه...

655
00:50:52,125 --> 00:50:53,283
‫هیچ کار دیگه‌ای رو تمرین کردی؟

656
00:50:53,333 --> 00:50:55,866
‫غیر از جراحی‌های کمک‌های اولیه یا
‫کارهای ساده، جراحی دیگه‌ای انجام ندادم.

657
00:50:55,916 --> 00:50:59,991
‫پس چطور فهمیدی هیون‌وو
‫دچار تامپوناد قلبی ناشی از ضربه شده؟

658
00:51:00,041 --> 00:51:02,033
‫اوه هیون‌وو.

659
00:51:02,083 --> 00:51:03,958
‫تمام اطلاعاتی که از
‫چیزهایی که دیدم، شنیدم و خوندم

660
00:51:04,000 --> 00:51:05,283
‫و توی ذهنم ذخیره شده بود رو
‫با هم ترکیب کردم.

661
00:51:05,333 --> 00:51:08,033
‫دقیقاً توضیح بده چطور اطلاعات رو
‫با هم ترکیب کردی.

662
00:51:08,083 --> 00:51:12,116
‫توی آمبولانس، نبض هیون‌وو ضعیف بود،
‫ولی میزان اشباع اکسیژن خونش طبیعی بود.

663
00:51:12,166 --> 00:51:15,783
‫ولی با وجود تزریق سرم،
‫فشار خونش هیچ واکنشی نشون نداد.

664
00:51:15,833 --> 00:51:18,825
‫فقط به خاطر اینکه فشار خونش
‫جواب نداده بود، این احتمال رو دادی؟

665
00:51:18,875 --> 00:51:22,783
‫نه، برای اطمینان به صدای قلبش گوش دادم
‫و صداش خفه و ضعیف بود.

666
00:51:22,833 --> 00:51:25,791
‫با اینکه فشار خونش پایین بود،
‫رگ‌های گردنش پر و متورم بودن،

667
00:51:25,833 --> 00:51:28,158
‫برای همین فکر کردم سه‌گانه‌ی بک باشه.

668
00:51:28,208 --> 00:51:32,000
‫یعنی خون داخل قلب جمع شده.

669
00:51:35,916 --> 00:51:40,616
‫پروفسور، لطفاً برای بررسی آزمایش روده بزرگ
‫به بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان بیاید.

670
00:51:40,666 --> 00:51:42,250
‫حالا می‌تونی بری.

671
00:51:51,375 --> 00:51:53,741
‫میکروکولونه.

672
00:51:53,791 --> 00:51:57,283
‫چون هنوز نمی‌تونیم
‫مگاکولون مادرزادی رو رد کنیم...

673
00:51:57,333 --> 00:51:59,200
‫فعلاً از بررسی بافت شروع کنید.

674
00:51:59,250 --> 00:52:00,916
‫بله.

675
00:52:07,125 --> 00:52:09,658
‫پارک شی‌اون، داری چی کار می‌کنی؟

676
00:52:09,708 --> 00:52:11,200
‫چیزی می‌خوای بگی؟

677
00:52:11,250 --> 00:52:12,958
‫نه، چیزی نیست.

678
00:52:41,916 --> 00:52:43,241
‫چه اتفاقی افتاده؟

679
00:52:43,291 --> 00:52:46,533
‫سه روز از عملش گذشته،
‫ولی هنوز خیلی درد داره.

680
00:52:46,583 --> 00:52:49,408
‫این عمل همین‌طوره.
‫دردش حدود یه هفته طول می‌کشه.

681
00:52:49,458 --> 00:52:50,616
‫حالش خوب می‌شه، مگه نه؟

682
00:52:50,666 --> 00:52:52,866
‫نگران نباشید.
‫بهترین دارویی که داریم رو بهش می‌دیم.

683
00:52:52,916 --> 00:52:53,450
‫فعلاً.

684
00:52:53,500 --> 00:52:55,958
‫ولی دکتر!

685
00:53:01,458 --> 00:53:03,783
‫گفتم وقتی دارم می‌رم صدام نکن.

686
00:53:03,833 --> 00:53:06,916
‫سونگ‌هو می‌گفت خیلی درد داره،
‫برای همین...

687
00:53:07,791 --> 00:53:10,616
‫پرستار جو، مگه شما دکترش هستید؟

688
00:53:10,666 --> 00:53:12,241
‫معذرت می‌خوام.

689
00:53:12,291 --> 00:53:15,450
‫همه زیادی بزرگش می‌کنن.

690
00:53:15,500 --> 00:53:17,325
‫فردا یه سمینار مهم دارم،

691
00:53:17,375 --> 00:53:19,416
‫پس بی‌خودی باهام تماس نگیرید.

692
00:53:21,791 --> 00:53:24,291
‫اوه...

693
00:53:45,750 --> 00:53:49,200
‫نکنه یکی کبدم رو دستکاری کرده؟

694
00:53:49,250 --> 00:53:51,533
‫تمام روز دارم نوشیدنی می‌خورم،
‫ولی هیچیم نمیشه.

695
00:53:51,583 --> 00:53:55,741
‫چرا شما دوتا همیشه با هم دعوا می‌کنید؟

696
00:53:55,791 --> 00:53:58,200
‫تو زندگی قبلی تام و جری بودید؟

697
00:53:58,250 --> 00:54:00,658
‫من فقط می‌گم اون می‌دونه آدم بزرگیه.

698
00:54:00,708 --> 00:54:05,408
‫برای همین حرف‌های زیردستش رو
‫ گوش نمی‌ده، انگار هیچ ارزشی ندارن.

699
00:54:05,458 --> 00:54:08,658
‫منم از آدم‌های زیادی مغرور خوشم نمیاد،

700
00:54:08,708 --> 00:54:10,491
‫ولی دوهان حق داره این‌طوری باشه.

701
00:54:10,541 --> 00:54:11,533
‫بهش میاد.

702
00:54:11,583 --> 00:54:15,041
‫عمو، چرا همیشه
‫طرف پروفسور رو می‌گیری؟

703
00:54:17,666 --> 00:54:19,041
‫خیلی خب.

704
00:54:19,958 --> 00:54:22,575
‫من آدم بد این ماجرام.

705
00:54:22,625 --> 00:54:23,825
‫من.

706
00:54:23,875 --> 00:54:25,825
‫پس خودت هم می‌دونی.

707
00:54:25,875 --> 00:54:28,783
‫می‌خوای پنجاه‌پنجاه قاطی کنم
‫که فوراً اثر کنه؟

708
00:54:28,833 --> 00:54:30,950
‫نه، نه.

709
00:54:31,000 --> 00:54:34,833
‫هفتاد سی بریز.

710
00:54:36,333 --> 00:54:37,875
‫باشه.

711
00:54:44,791 --> 00:54:46,075
‫بله.

712
00:54:46,125 --> 00:54:48,075
‫کجایی؟

713
00:54:48,125 --> 00:54:49,491
‫کتابخونه‌ام.

714
00:54:49,541 --> 00:54:51,208
‫باز داری نوشیدنی می‌خوری؟

715
00:54:52,291 --> 00:54:54,616
‫خب، فقط یه کم.

716
00:54:54,666 --> 00:54:56,200
‫هنوز عصبانی‌ای؟

717
00:54:56,250 --> 00:54:58,366
‫چرا می‌پرسی؟

718
00:54:58,416 --> 00:54:59,866
‫می‌خوای حالمو بهتر کنی؟

719
00:54:59,916 --> 00:55:01,200
‫نه،

720
00:55:01,250 --> 00:55:04,033
‫می‌خوام بفهمی
‫کجای کارت اشتباه بوده و توبه کنی.

721
00:55:04,083 --> 00:55:04,950
‫چی؟

722
00:55:05,000 --> 00:55:09,491
‫نوشیدنی خوردن برای توجیه کار اشتباهت
‫هیچ کمکی نمی‌کنه.

723
00:55:09,541 --> 00:55:12,158
‫بااحتیاط بخور و برای عمل فردا خوب آماده شو.

724
00:55:12,208 --> 00:55:13,783
‫می‌خوام قطع کنم.

725
00:55:13,833 --> 00:55:16,291
‫الو؟... الو؟

726
00:55:18,291 --> 00:55:20,200
‫باورم نمی‌شه.

727
00:55:20,250 --> 00:55:23,875
‫به درد لای جرز دیوار می‌خوره!

728
00:55:25,375 --> 00:55:28,491
‫عمو، همه‌ش رو با هم قاطی کن.

729
00:55:28,541 --> 00:55:31,491
‫از هرچی داری، همه‌ش رو بریز برام.

730
00:55:31,541 --> 00:55:34,083
‫همه‌ش!

731
00:56:18,750 --> 00:56:20,241
‫باید قبل از اومدن زنگ می‌زدی.

732
00:56:20,291 --> 00:56:21,658
‫زودتر می‌اومدم.

733
00:56:21,708 --> 00:56:23,366
‫اشکالی نداره.

734
00:56:23,416 --> 00:56:25,033
‫از جایی میای؟

735
00:56:25,083 --> 00:56:26,950
‫این کت‌وشلوار مشکی دیگه چیه؟

736
00:56:27,000 --> 00:56:29,333
‫امروز صبح یه جلسه داشتم.

737
00:56:30,875 --> 00:56:34,908
‫مقامات بالادستی مدیر
‫همچنان دارن با این تصمیم مخالفت می‌کنن.

738
00:56:34,958 --> 00:56:35,991
‫مقامات بالادستی؟

739
00:56:36,041 --> 00:56:40,200
‫اگه مدیر رد شدن درخواست رو قبول می‌کرد
‫و شی‌اون استخدام نمی‌شد، مشکلی نبود.

740
00:56:40,250 --> 00:56:42,616
‫مدیر همه‌چی رو به خطر انداخت.

741
00:56:42,666 --> 00:56:44,708
‫گفت اگه دکتر جدید دردسر درست کنه،

742
00:56:44,750 --> 00:56:48,158
‫مسئولیتش رو قبول می‌کنه
‫و از سمتش استعفا می‌ده.

743
00:56:48,208 --> 00:56:48,991
‫استعفا؟

744
00:56:49,041 --> 00:56:52,408
‫برای همین با استخدامش موافقت کردن.

745
00:56:52,458 --> 00:56:54,791
‫تا مدیر رو از سر راه بردارن.

746
00:56:55,791 --> 00:57:00,366
‫مدیر اجرایی لیِ ساده‌لوح همچنان مخالفش بود،

747
00:57:00,416 --> 00:57:03,000
‫و معاون، بقیه رو قانع کرد که بهش رأی بدن.

748
00:57:03,666 --> 00:57:06,741
‫معاون واقعاً آدم موذی‌ایه.

749
00:57:06,791 --> 00:57:08,791
‫چرا باید...

750
00:57:11,208 --> 00:57:13,283
‫اون بعضی وقت‌ها عجولانه عمل می‌کنه،

751
00:57:13,333 --> 00:57:15,741
‫ولی نتیجه همیشه خوب از آب درمیاد.

752
00:57:15,791 --> 00:57:20,366
‫ولی چیزی که منو نگران می‌کنه، معاونه.

753
00:57:20,416 --> 00:57:21,658
‫معاون چرا؟

754
00:57:21,708 --> 00:57:26,208
‫اون تنها کسیه که نمی‌تونم
‫افکارش رو درست بخونم.

755
00:57:37,083 --> 00:57:40,866
‫♪ تولدت مبارک ♪

756
00:57:40,916 --> 00:57:44,533
‫♪ تولدت مبارک ♪

757
00:57:44,583 --> 00:57:48,658
‫♪ تولدت مبارک، داداش من ♪

758
00:57:48,708 --> 00:57:52,583
‫♪ تولدت مبارک ♪

759
00:57:54,083 --> 00:57:56,491
‫هی، داری چی کار می‌کنی؟

760
00:57:56,541 --> 00:57:58,750
‫زود باش فوت کن.

761
00:58:15,041 --> 00:58:17,866
‫داداشت پول توجیبی‌هاشو جمع کرده
‫تا اینو برات بخره.

762
00:58:17,916 --> 00:58:20,458
‫گفتی می‌خوای دکتر بشی.

763
00:58:21,833 --> 00:58:24,533
‫تو از پسش برمیای.

764
00:58:24,583 --> 00:58:27,583
‫چون داداش منی، مگه نه؟

765
00:58:28,333 --> 00:58:32,500
‫آره، چون داداش تو هستم.

766
00:58:33,583 --> 00:58:38,991
‫شی‌اون، تو احمق نیستی.

767
00:58:39,041 --> 00:58:41,866
‫خیلی، خیلی...

768
00:58:41,916 --> 00:58:43,991
‫باهوش‌تر از منی.

769
00:58:44,041 --> 00:58:46,825
‫مطمئنم که یه دکتر فوق‌العاده می‌شی.

770
00:58:46,875 --> 00:58:52,825
‫بعداً اگه من و مامان آسیب دیدیم،
‫باید ما رو درمان کنی.

771
00:58:52,875 --> 00:58:54,708
‫باشه؟

772
00:59:07,666 --> 00:59:09,333
‫بیا.

773
00:59:11,083 --> 00:59:13,208
‫آروم.

774
00:59:38,666 --> 00:59:40,833
‫حس می‌کنم دارم می‌میرم.

775
00:59:44,958 --> 00:59:47,500
‫اون عوضی...

776
00:59:48,458 --> 00:59:51,166
‫می‌خوای توجیهش کنی که چی؟

777
01:00:08,500 --> 01:00:14,375
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

778
01:00:16,375 --> 01:00:26,375
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M