1
00:00:01,166 --> 00:00:03,291
‫[قسمت ششم]

2
00:00:10,166 --> 00:00:11,700
‫دکتر پارک!

3
00:00:11,750 --> 00:00:13,416
‫هی!

4
00:00:14,416 --> 00:00:24,416
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

5
00:00:44,750 --> 00:00:46,541
‫هی!

6
00:01:01,708 --> 00:01:04,450
‫تو دختر خوبی هستی، آره؟

7
00:01:04,500 --> 00:01:07,283
‫گفتی اسمت اون‌اوکه، درسته؟

8
00:01:07,333 --> 00:01:11,700
‫اون‌اوک، کاری می‌کنیم
‫که دیگه درد نکشی، پس...

9
00:01:11,750 --> 00:01:13,408
‫وای!

10
00:01:13,458 --> 00:01:15,241
‫دکتر!

11
00:01:15,291 --> 00:01:17,333
‫چه خبره؟

12
00:01:20,791 --> 00:01:24,125
‫به نظر میاد شرایطش یه کم خاصه.

13
00:01:27,333 --> 00:01:29,741
‫با این حال، از پس یه بچه هم برنمیاین؟

14
00:01:29,791 --> 00:01:33,575
‫نه...واقعا خیلی قویه.

15
00:01:33,625 --> 00:01:37,158
‫گاز می‌گیره و بوی بدی هم میده.

16
00:01:37,208 --> 00:01:38,158
‫حرف‌هامون رو نمی‌فهمه؟

17
00:01:38,208 --> 00:01:42,541
‫آره، نمی‌تونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم.

18
00:01:46,541 --> 00:01:47,908
‫بگیریدش.

19
00:01:47,958 --> 00:01:49,666
‫چی؟

20
00:02:14,750 --> 00:02:16,658
‫هونگ گیل‌نام،

21
00:02:16,708 --> 00:02:17,991
‫یه آمپول لورازپام یک میلی‌لیتری بیار.
‫[آرام‌بخش و ضداضطراب قوی]

22
00:02:18,041 --> 00:02:19,200
‫چشم.

23
00:02:19,250 --> 00:02:21,658
‫خیلی قویه.
‫برای یه بچه زیاده.

24
00:02:21,708 --> 00:02:23,450
‫باید آرومش کنیم تا بتونیم معاینه‌ش کنیم.

25
00:02:23,500 --> 00:02:25,075
‫من سعی می‌کنم آرومش کنم.

26
00:02:25,125 --> 00:02:26,783
‫می‌خوای بیشتر زخمی بشی؟

27
00:02:26,833 --> 00:02:28,741
‫اشکالی نداره.
‫یه بار دیگه امتحان می‌کنم.

28
00:02:28,791 --> 00:02:30,833
‫کافیه.

29
00:02:31,708 --> 00:02:33,625
‫بفرمایید..

30
00:02:42,333 --> 00:02:45,958
‫دکتر پارک، داری چیکار می‌کنی؟

31
00:03:41,583 --> 00:03:42,033
‫هان جین‌ووک.

32
00:03:42,083 --> 00:03:43,708
‫صبر کن...

33
00:03:44,125 --> 00:03:46,783
‫صبر کنیم.

34
00:03:46,833 --> 00:03:48,791
‫شروع کنید.

35
00:03:51,166 --> 00:03:53,250
‫یک...

36
00:03:58,708 --> 00:04:00,916
‫دو...

37
00:04:08,041 --> 00:04:10,208
‫سه!
‫بگیریدش! هی!

38
00:04:13,000 --> 00:04:13,741
‫درست نگهش دارید!

39
00:04:13,791 --> 00:04:16,283
‫ول...ولش کنین.

40
00:04:16,333 --> 00:04:18,416
‫ولش کنین.

41
00:05:11,416 --> 00:05:13,991
‫بیمارستان اطفال معاینه اولیه رو انجام داده بود؟

42
00:05:14,041 --> 00:05:18,491
‫نتونستن باهاش ارتباط برقرار کنن،
‫برای همین معاینه کامل انجام نشد.

43
00:05:18,541 --> 00:05:23,583
‫وقتی اطراف نافش قرمزی دیدن،
‫اول با ما تماس گرفتن.

44
00:05:39,916 --> 00:05:41,825
‫احیانا شما سرپرستش هستین؟

45
00:05:41,875 --> 00:05:43,783
‫بله، فعلا من هستم.

46
00:05:43,833 --> 00:05:44,616
‫فعلا؟

47
00:05:44,666 --> 00:05:48,700
‫اوه، بله. من او هان‌سو، رئیس بخش
‫سازمان حمایت از کودکان هستم.

48
00:05:48,750 --> 00:05:52,708
‫گزارش کودک‌آزاری به دستمون رسید
‫و برای نجاتش رفتیم، ولی...

49
00:05:55,916 --> 00:05:57,616
‫جزئیاتش رو بعدا می‌شنوم.

50
00:05:57,666 --> 00:05:59,075
‫باشه.

51
00:05:59,125 --> 00:06:01,158
‫اول آزمایش خون و سونوگرافی شکم انجام بدید.

52
00:06:01,208 --> 00:06:03,750
‫اگر لازمه، سی‌تی شکم هم بگیرین.

53
00:06:04,333 --> 00:06:06,450
‫دکتر چا، زودتر آنتی‌بیوتیک تزریق کن.

54
00:06:06,500 --> 00:06:10,500
‫چشم، سریع انجامش میدم و گزارش میدم.

55
00:06:32,708 --> 00:06:35,741
‫خوبه که پاره نشده.

56
00:06:35,791 --> 00:06:38,458
‫انگار یه سگ گازت گرفته.

57
00:06:40,125 --> 00:06:43,450
‫چرا چهار دست‌وپا رفتی سمت اون‌اوک؟

58
00:06:43,500 --> 00:06:46,408
‫ارتباط با حیوانات.

59
00:06:46,458 --> 00:06:48,916
‫باهاش مثل یه سگ واقعی رفتار می‌کنی.

60
00:06:51,458 --> 00:06:53,241
‫برای همین چهار دست‌وپا رفتی؟

61
00:06:53,291 --> 00:06:57,408
‫دقیق‌تر بگم، برای هماهنگ شدن
‫با فرکانسش بود.

62
00:06:57,458 --> 00:06:58,700
‫فرکانس؟

63
00:06:58,750 --> 00:06:59,616
‫آره.

64
00:06:59,666 --> 00:07:01,950
‫باید قلب انسان و حیوان رو توی یه راستا قرار بدیم

65
00:07:02,000 --> 00:07:04,450
‫تا میدان مغناطیسی اطراف قلب حیوان با

66
00:07:04,500 --> 00:07:06,783
‫میدان مغناطیسی اطراف قلب انسان
‫هم‌پوشانی پیدا کنه.

67
00:07:06,833 --> 00:07:09,033
‫این‌طوری می‌تونیم باهاش ارتباط خوبی برقرار کنیم.

68
00:07:09,083 --> 00:07:12,783
‫این اولین اصل ارتباط با حیواناته.

69
00:07:12,833 --> 00:07:16,366
‫قلب بیشترین جریان الکتریکی رو توی بدن داره.

70
00:07:16,416 --> 00:07:19,033
‫تقریبا صد برابر جریانیه که توی مغز جریان داره.

71
00:07:19,083 --> 00:07:20,625
‫برای همین اگه روی قلب تمرکز کنی...

72
00:07:20,708 --> 00:07:22,416
‫بسه.

73
00:07:22,833 --> 00:07:28,375
‫می‌فهمم چی میگی،
‫ولی جلوی پروفسور و بقیه این کارو نکن.

74
00:07:30,583 --> 00:07:32,750
‫و درضمن...

75
00:07:33,708 --> 00:07:36,033
‫این دیگه چه دستیه برای یه مرد؟

76
00:07:36,083 --> 00:07:38,200
‫تقریبا اندازه یه خلال دندونه...

77
00:07:38,250 --> 00:07:40,708
‫باید یه کم ورزش کنی.

78
00:07:43,041 --> 00:07:46,200
‫از دیروز چرا هی سکسکه می‌کنی؟

79
00:07:46,250 --> 00:07:48,458
‫حالت خوب نیست؟

80
00:07:49,500 --> 00:07:52,208
‫نه، این‌طور نیست.
‫این‌طور نیست.

81
00:08:04,041 --> 00:08:06,408
‫چطور می‌تونن همین‌طوری یک‌طرفه
‫حمایت مالی رو قطع کنن؟

82
00:08:06,458 --> 00:08:07,866
‫اونم بدون هیچ دلیلی.

83
00:08:07,916 --> 00:08:10,283
‫مگه میشه دلیلی نداشته باشه؟

84
00:08:10,333 --> 00:08:15,741
‫همه از سوءمدیریت بنیاد سونگ‌وون خبر دارن.

85
00:08:15,791 --> 00:08:19,616
‫درسته که بنیاد ما مثل گذشته نیست،
‫ولی سوءمدیریت هم نداریم.

86
00:08:19,666 --> 00:08:21,533
‫شما اصلا متوجه نیستین.

87
00:08:21,583 --> 00:08:25,616
‫برید بیرون و ببینین مردم چی میگن.

88
00:08:25,666 --> 00:08:29,616
‫طوری حرف می‌زنین که انگار
‫این مشکل شما نیست.

89
00:08:29,666 --> 00:08:32,783
‫خانم مدیر برنامه‌ریزی،
‫چطور می‌تونین چنین حرفو بزنین؟

90
00:08:32,833 --> 00:08:34,283
‫مگه داشتم درباره یه نفر دیگه حرف می‌زدم؟

91
00:08:34,333 --> 00:08:36,241
‫تو همیشه همین‌طوری بودی.

92
00:08:36,291 --> 00:08:38,200
‫لطفا آروم باشین.

93
00:08:38,250 --> 00:08:42,533
‫وقت این بحث‌های بیهوده گذشته.

94
00:08:42,583 --> 00:08:48,158
‫این موضوع ممکنه روی حامی‌های دیگه،
‫غیر از گروه وومیونگ هم تاثیر بذاره.

95
00:08:48,208 --> 00:08:52,991
‫بنظرم اول باید توی بیمارستان، مشکلاتی
‫که ممکنه دردسرساز بشن رو برطرف کنیم.

96
00:08:53,041 --> 00:08:58,708
‫مثلا اختلافات جزئی بر سر درمان
‫یا اعتراض‌های همراهان بیماران.

97
00:09:00,041 --> 00:09:03,908
‫این وضعیت اوضاع مالی
‫بیمارستان رو بدتر نمی‌کنه؟

98
00:09:03,958 --> 00:09:05,325
‫تازه، گروه وومیونگ

99
00:09:05,375 --> 00:09:10,000
‫بیشترین حمایت مالی رو
‫از بیمارستان ما می‌کرد.

100
00:09:13,833 --> 00:09:19,366
‫من تاثیرش روی بنیاد رو می‌فهمم،
‫ولی بیمارستان باید خودش اقدام کنه.

101
00:09:19,416 --> 00:09:21,658
‫دقیقا چه اقداماتی مدنظرتونه؟

102
00:09:21,708 --> 00:09:24,325
‫مثلا می‌تونیم بخش‌هایی رو که اداره‌شون سخته،

103
00:09:24,375 --> 00:09:27,033
‫ادغام یا تفکیک کنیم.

104
00:09:27,083 --> 00:09:30,658
‫الان تنها بخشی که ضررده هست،
‫بخش جراحی اطفاله.

105
00:09:30,708 --> 00:09:35,991
‫به‌جای اینکه همین‌طور به کارش ادامه بده،
‫شاید بهتر باشه به شعبه اولسان منتقلش کنیم.

106
00:09:36,041 --> 00:09:39,033
‫چون اونجا اصلا بخش جراحی اطفال ندارن،

107
00:09:39,083 --> 00:09:42,083
‫و بیماران زیادی جذب میشن.

108
00:09:44,791 --> 00:09:48,625
‫نمی‌دونستم همچین گزینه‌ای هم هست.
‫مطمئنم شعبه منطقه‌ای هم استقبال می‌کنه.

109
00:09:49,625 --> 00:09:52,491
‫بعدا در موردش تصمیم می‌گیریم.

110
00:09:52,541 --> 00:09:56,200
‫مهم‌تر از این، کاهش نیروی مازاد بیمارستانه.

111
00:09:56,250 --> 00:10:00,700
‫منظورم نیروهاییه که استانداردهای
‫بیمارستان رو برآورده نمی‌کنن.

112
00:10:00,750 --> 00:10:04,033
‫الان وقت صحبت درباره این موضوع نیست.

113
00:10:04,083 --> 00:10:06,491
‫ولی همراهان بیماران حتی از پزشکان هم

114
00:10:06,541 --> 00:10:08,158
‫به بنیاد شکایت می‌کنن.

115
00:10:08,208 --> 00:10:11,833
‫خیلی واضح گفتم که الان وقت
‫صحبت درباره این موضوع نیست.

116
00:10:42,708 --> 00:10:45,283
‫گروه اس‌کیو هم اعلام کرده که

117
00:10:45,333 --> 00:10:48,041
‫دیگه حمایت مالی نمی‌کنه.

118
00:10:55,708 --> 00:10:58,700
‫اول از همه، در بخش‌های
‫اطفال و روان‌پزشکی،

119
00:10:58,750 --> 00:11:02,033
‫باید وضعیت جسمی و روحی
‫بیمار به‌دقت بررسی بشه.

120
00:11:02,083 --> 00:11:05,325
‫آزمایش‌ها نشون میدن اون‌اوک
‫مشکل مجرای بند نافی داره.

121
00:11:05,375 --> 00:11:07,241
‫در اثر عفونت ناشی از این مشکل،

122
00:11:07,291 --> 00:11:09,491
‫یه جوش چرکی کوچیک زیر نافش ایجاد شده.

123
00:11:09,541 --> 00:11:12,616
‫این مشکل خطری برای جونش نداره، درسته؟

124
00:11:12,666 --> 00:11:16,075
‫باز موندن مجرای بند نافی
‫به‌خودی‌خود خطر جانی نداره.

125
00:11:16,125 --> 00:11:18,991
‫چون کافیه با جراحی مشکل رو رفع کنیم.

126
00:11:19,041 --> 00:11:22,491
‫خوشبختانه جوش چرکی بزرگ نیست،
‫پس بعد از تزریق آنتی‌بیوتیک،

127
00:11:22,541 --> 00:11:24,916
‫اگه روند درمان خوب پیش بره،
‫فورا جراحی می‌کنیم.

128
00:11:26,833 --> 00:11:28,908
‫پدر و مادرش کجان؟

129
00:11:28,958 --> 00:11:31,950
‫آه، بله. پدر و مادری نداره
‫و عمه‌ش سرپرستشه.

130
00:11:32,000 --> 00:11:34,283
‫پلیس داره ازش بازجویی می‌کنه.

131
00:11:34,333 --> 00:11:38,575
‫میشه توضیح بدین چرا اون‌اوک این‌طوری شده؟

132
00:11:38,625 --> 00:11:42,950
‫عمه‌ش...صاحب یه پرورشگاه سگه.

133
00:11:43,000 --> 00:11:45,158
‫ظاهرا بچه رو توی محل
‫نگهداری سگ‌ها بزرگ می‌کرده.

134
00:11:45,208 --> 00:11:49,583
‫وقتی بعد از دریافت گزارش رفتیم اونجا،
‫دیدیم بچه بین سگ‌هاست.

135
00:11:50,208 --> 00:11:53,575
‫حتی منم تا حالا همچین موردی
‫از کودک‌آزاری ندیده بودم.

136
00:11:53,625 --> 00:11:55,616
‫چطور یه بچه به این کوچیکی...؟

137
00:11:55,666 --> 00:11:57,283
‫فعلا...

138
00:11:57,333 --> 00:12:01,291
‫مهم‌ترین چیز، تثبیت وضعیت جسمی
‫و روحی بچه‌ست.

139
00:12:48,416 --> 00:12:50,241
‫بخش روان‌پزشکی چی میگه؟

140
00:12:50,291 --> 00:12:53,450
‫میگن دچار اختلال دلبستگی واکنشی شده.

141
00:12:53,500 --> 00:12:55,533
‫یه نوع شبه‌اوتیسمه

142
00:12:55,583 --> 00:12:57,450
‫و ظاهرا به سگ‌هایی که

143
00:12:57,500 --> 00:13:00,325
‫توی خونه باهاشون بوده،
‫دلبستگی پیدا کرده.

144
00:13:00,375 --> 00:13:02,116
‫توی بخش ما اتاق ایزوله داریم، درسته؟

145
00:13:02,166 --> 00:13:03,750
‫بله، داریم.

146
00:13:07,750 --> 00:13:10,825
‫کی بهت اجازه داد بدون در زدن بیای تو؟!

147
00:13:10,875 --> 00:13:13,075
‫من...ببخشید.

148
00:13:13,125 --> 00:13:14,791
‫چی شده؟

149
00:13:16,041 --> 00:13:19,116
‫من...پزشک معالج اون‌اوکم.

150
00:13:19,166 --> 00:13:20,908
‫می‌خوام خودم این کارو انجام بدم.

151
00:13:20,958 --> 00:13:24,166
‫می‌خوام شبانه‌روز کنارش باشم و درمانش کنم.

152
00:13:27,208 --> 00:13:30,200
‫هی! اول باید اینو به من می‌گفتی.

153
00:13:30,250 --> 00:13:32,158
‫اگه جلوی پروفسور این‌طوری خودسرانه
‫رفتار کنی، پیش ما چیکار می‌کنی؟

154
00:13:32,208 --> 00:13:37,075
‫نباید برای کم کردن دردش و خوابوندنش،
‫مدام بهش لورازپام بدیم.

155
00:13:37,125 --> 00:13:39,241
‫اگه به خواب عمیق بره،
‫اضطرابش بیشتر میشه.

156
00:13:39,291 --> 00:13:41,991
‫براش عذاب‌آورتره.

157
00:13:42,041 --> 00:13:44,575
‫چون الگوی خواب حیوانات با آدم‌ها فرق داره...

158
00:13:44,625 --> 00:13:46,166
‫پارک شی‌اون!

159
00:13:46,916 --> 00:13:49,741
‫اینجا بخش روان‌پزشکی نیست،
‫بخش جراحی اطفاله.

160
00:13:49,791 --> 00:13:51,075
‫بله، می‌دونم.

161
00:13:51,125 --> 00:13:56,241
‫ولی چون اون‌اوک نمی‌تونه حرف بزنه،
‫یکیو می‌خواد که بتونه باهاش ارتباط برقرار کنه.

162
00:13:56,291 --> 00:13:58,408
‫میگی تو می‌تونی این کارو بکنی، درسته؟

163
00:13:58,458 --> 00:13:59,575
‫بله.

164
00:13:59,625 --> 00:14:02,950
‫وقتی بچه بودم با خرگوش حرف می‌زدم.

165
00:14:03,000 --> 00:14:05,700
‫همدلی با حیوانات برام سخت نیست.

166
00:14:05,750 --> 00:14:08,283
‫موج مغزی حیوانات در حالت تتا باقی می‌مونه،

167
00:14:08,333 --> 00:14:10,533
‫پس اگه انسان تمرکز کنه
‫و امواجش رو با اون هماهنگ کنه...

168
00:14:10,583 --> 00:14:12,700
‫چا یون‌سو.

169
00:14:12,750 --> 00:14:15,908
‫هونگ گیل‌نام رو پزشک معالج اون‌اوک کن.

170
00:14:15,958 --> 00:14:18,158
‫پروفسور.

171
00:14:18,208 --> 00:14:20,283
‫منم می‌تونم از پسش بربیام.
‫می‌تونم به‌خوبی از اون‌اوک مراقبت کنم...

172
00:14:20,333 --> 00:14:22,200
‫بیرون!

173
00:14:22,250 --> 00:14:24,208
‫بیرون.

174
00:14:29,750 --> 00:14:33,158
‫خب، منم فکر می‌کنم اون‌اوک

175
00:14:33,208 --> 00:14:36,658
‫با دکتر پارک یه کم راحت‌تر بود...

176
00:14:36,708 --> 00:14:38,458
‫تو هم برو بیرون.

177
00:14:39,625 --> 00:14:41,333
‫مگه نمی‌شنوی میگم برو بیرون؟

178
00:14:55,458 --> 00:14:57,708
‫لعنتی، واقعا اصلا گوش نمی‌دی!

179
00:14:58,333 --> 00:15:01,333
‫مگه نگفتم جلوی پروفسور
‫این موضوع رو پیش نکشی؟

180
00:15:02,375 --> 00:15:06,241
‫می‌خوای همچنان با اون‌اوک
‫مثل یه سگ رفتار کنی؟!

181
00:15:06,291 --> 00:15:08,283
‫اختلالی که اون‌اوک داره...

182
00:15:08,333 --> 00:15:12,908
‫اختلال دلبستگی واکنشی. دختر گرگ سیبری.
‫پسر صدای پرنده. وانیا یودین...

183
00:15:12,958 --> 00:15:15,075
‫خودت که خوب می‌دونی!

184
00:15:15,125 --> 00:15:17,825
‫پس همون‌طور که از کتاب یاد گرفتی،
‫درمانش کن!

185
00:15:17,875 --> 00:15:22,791
‫بیماری روحی رو نمی‌شه با کتاب درمان کرد.

186
00:15:24,125 --> 00:15:27,825
‫بیماری خود منم با کتاب درمان نشد.

187
00:15:27,875 --> 00:15:30,616
‫مدیر همیشه کنارم بود.

188
00:15:30,666 --> 00:15:32,958
‫تبدیل به دوستم شد.

189
00:15:34,291 --> 00:15:36,616
‫اون‌اوک نمی‌تونه حرف بزنه، مگه نه؟

190
00:15:36,666 --> 00:15:39,741
‫نمی‌تونیم بفهمیم چی می‌خواد
‫یا چی می‌خواد بگه.

191
00:15:39,791 --> 00:15:42,075
‫با این حال، می‌شه فهمید.

192
00:15:42,125 --> 00:15:44,500
‫اینکه اون‌اوک چی می‌خواد.

193
00:15:51,333 --> 00:15:53,250
‫بله، سرپرستار.

194
00:15:54,375 --> 00:15:56,325
‫یه‌اون اینو گفته؟

195
00:15:56,375 --> 00:15:58,241
‫دوباره بهمون بگو.

196
00:15:58,291 --> 00:16:00,158
‫کجات درد می‌کنه؟
‫چه جوری؟

197
00:16:00,208 --> 00:16:01,783
‫خب...

198
00:16:01,833 --> 00:16:04,408
‫اینجا، این‌طوری «آنگ‌چونگ آنگ‌چونگ»

199
00:16:04,458 --> 00:16:06,741
‫«وونگ‌وونگ» درد می‌کنه.

200
00:16:06,791 --> 00:16:10,366
‫- «آنگ‌چونگ آنگ‌چونگ»، «وونگ‌وونگ»؟
‫- از چند روز پیش،

201
00:16:10,416 --> 00:16:12,408
‫همش اینو میگه.

202
00:16:12,458 --> 00:16:14,991
‫با توجه به نتایج آزمایش، هیچ مشکلی نداره.

203
00:16:15,041 --> 00:16:17,866
‫پس مشکل دیگه‌ای داره؟

204
00:16:17,916 --> 00:16:19,825
‫استفراغ نمی‌کنه.

205
00:16:19,875 --> 00:16:24,075
‫مشکل معده و روده هم نداره
‫و راحت هم به دستشویی میره.

206
00:16:24,125 --> 00:16:26,825
‫خوب هم غذا می‌خوره.

207
00:16:26,875 --> 00:16:29,200
‫هیچ مشکلی به نظر نمیاد.

208
00:16:29,250 --> 00:16:30,833
‫شاید...

209
00:16:31,750 --> 00:16:34,533
‫بعد از اون «آنگ‌چونگ آنگ‌چونگ، وونگ‌وونگ»

210
00:16:34,583 --> 00:16:37,200
‫شب‌ها این‌طوری میشه:
‫«وونگ‌وونگ، آنگ‌گول آنگ‌گول»؟

211
00:16:37,250 --> 00:16:38,825
‫آره، درسته! درست میگی!

212
00:16:38,875 --> 00:16:42,575
‫شب‌ها «وونگ‌وونگ، آنگ‌گول آنگ‌گول،

213
00:16:42,625 --> 00:16:44,825
‫گو-رو-رونگ گو-رو-رونگ» درد می‌کنه.

214
00:16:44,875 --> 00:16:48,491
‫وقتی شب‌ها «گو-رو-رونگ گو-رو-رونگ» میشه،
‫خوابت هم سخت می‌بره، درسته؟

215
00:16:48,541 --> 00:16:51,325
‫آره، درست میگی!

216
00:16:51,375 --> 00:16:54,033
‫شما دوتا اصلا دارین درباره چی حرف می‌زنین؟

217
00:16:54,083 --> 00:16:56,491
‫با توجه به روند ترمیم زخم،

218
00:16:56,541 --> 00:16:59,241
‫وقتی رگ‌های خونی جدید تشکیل میشن
‫و کلاژن جمع میشه،

219
00:16:59,291 --> 00:17:01,825
‫یعنی زخم داره خوب میشه.

220
00:17:01,875 --> 00:17:05,658
‫برای همین از درون
‫احساس خارش و قلقلک می‌کنه.

221
00:17:05,708 --> 00:17:07,991
‫مخصوصا شب‌ها حساس‌تر میشه.

222
00:17:08,041 --> 00:17:11,283
‫برای همین چیزی
‫شبیه درد رو احساس می‌کنه.

223
00:17:11,333 --> 00:17:16,825
‫حرف این دکتر درسته؟

224
00:17:16,875 --> 00:17:19,991
‫بله، ممکنه همین‌طور باشه.

225
00:17:20,041 --> 00:17:22,283
‫ولی درد شدیدی نداره.

226
00:17:22,333 --> 00:17:25,116
‫ولی وضعیتش رو زیر نظر می‌گیرم
‫و به مراقبت و بررسی ادامه میدم.

227
00:17:25,166 --> 00:17:26,291
‫هوووو....

228
00:17:35,875 --> 00:17:37,166
‫دکتر!

229
00:17:41,166 --> 00:17:44,366
‫ممنون که حرفم رو فهمیدی.

230
00:17:44,416 --> 00:17:48,625
‫برای دفعه قبل هم ممنونم.

231
00:17:53,833 --> 00:17:56,458
‫اگه نامزد داری، یکیشو بده به اون.

232
00:18:12,333 --> 00:18:13,791
‫ممنونم.

233
00:18:14,583 --> 00:18:16,333
‫خیلی ممنونم.

234
00:18:16,958 --> 00:18:19,250
‫که این‌قدر خوب بزرگ شدی.

235
00:18:20,791 --> 00:18:25,408
‫ادرار وو‌یونگ رو بررسی کن
‫و هر بار 20 سی‌سی شیر بهش بده.

236
00:18:25,458 --> 00:18:27,200
‫حدود یه هفته کنارش بمون و اینا رو بررسی کن.

237
00:18:27,250 --> 00:18:28,658
‫بله، متوجه شدم.

238
00:18:28,708 --> 00:18:32,041
‫خوب غذا بخور!

239
00:18:36,875 --> 00:18:37,908
‫این چیه؟

240
00:18:37,958 --> 00:18:40,075
‫آه، اینو از غذاخوری کارکنان آورده.

241
00:18:40,125 --> 00:18:42,750
‫برای اینکه دکترها و ما که بخوریم.

242
00:18:49,041 --> 00:18:52,450
‫پس چرا خبری از هونگ گیل‌نام نیست؟
‫حتی دیگه وارد اتاق عمل هم نمیشه.

243
00:18:52,500 --> 00:18:55,575
‫گیل‌نام خودش رو وقف اون دختر که مثل
‫سگ رفتار می‌کنه کرده، واسه همین یکم...

244
00:18:55,625 --> 00:18:57,450
‫عقلش رو از دست داده.

245
00:18:57,500 --> 00:18:59,866
‫آه، همون بچه‌ای که تازه اومده بود...

246
00:18:59,916 --> 00:19:01,283
‫گفتن مجرای بند نافش مشکل داره؟

247
00:19:01,333 --> 00:19:02,158
‫بله.

248
00:19:02,208 --> 00:19:05,866
‫ولی نه می‌تونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم،
‫نه می‌تونیم مرخصش کنیم.

249
00:19:05,916 --> 00:19:08,366
‫نگرانم یه اتفاقی براش بیفته.

250
00:19:08,416 --> 00:19:11,075
‫برای همین باید تا قبل از عمل
‫توی بخش روان‌پزشکی می‌موند.

251
00:19:11,125 --> 00:19:13,491
‫چرا توی بخش ما نگهش داشتن؟

252
00:19:13,541 --> 00:19:15,283
‫اه، اینجایی.

253
00:19:15,333 --> 00:19:17,333
‫بله.

254
00:19:19,791 --> 00:19:23,575
‫پرونده شکایت پارک شی‌اون،
‫مختومه اعلام شده.

255
00:19:23,625 --> 00:19:25,250
‫چی؟!

256
00:19:26,291 --> 00:19:27,075
‫چرا؟

257
00:19:27,125 --> 00:19:31,700
‫می‌دونی که شرکت‌ها یکی یکی دارن
‫حمایت مالیشون رو قطع می‌کنن، درسته؟

258
00:19:31,750 --> 00:19:34,116
‫اگه مسائل داخلی بیمارستان
‫به بیرون درز کنه،

259
00:19:34,166 --> 00:19:36,325
‫اوضاع بدتر میشه.
‫واسه همین.

260
00:19:36,375 --> 00:19:39,366
‫حتی اگه این‌طور باشه، می‌دونی چقدر
‫زحمت کشیدم تا این فرصت جور بشه؟

261
00:19:39,416 --> 00:19:40,833
‫این پرونده شکایت

262
00:19:41,541 --> 00:19:44,833
‫همون کاری بود که مدیرعامل لی
‫بهت گفت انجام بدی. مگه نه؟

263
00:19:46,125 --> 00:19:49,625
‫اشکالی نداره بدون اطلاع من خلاف کنی.

264
00:19:50,625 --> 00:19:53,333
‫ولی باید درست و حسابی تمومش می‌کردی.

265
00:19:54,000 --> 00:19:56,158
‫حتی اگه مختومه کنیم،

266
00:19:56,208 --> 00:19:57,783
‫همراهان بیماران ساکت نمی‌مونن.

267
00:19:57,833 --> 00:19:59,825
‫اون قضیه رو

268
00:19:59,875 --> 00:20:01,533
‫من قبلا حل کردم.

269
00:20:01,583 --> 00:20:06,250
‫خوشبختانه با همراهان بیماران به‌خوبی کنار اومدم.

270
00:20:16,125 --> 00:20:17,950
‫شعبه؟

271
00:20:18,000 --> 00:20:21,166
‫همون چیزیه که توی جلسه مطرح شد.

272
00:20:22,333 --> 00:20:26,075
‫طبق گفته رئیس کیم،
‫تعداد بیمارها زیاده،

273
00:20:26,125 --> 00:20:28,450
‫ولی تحقیقات چیز دیگه‌ای نشون میده.

274
00:20:28,500 --> 00:20:34,250
‫یعنی دارن شعبه به شعبه،
‫جراحی اطفال رو از بین می‌برن؟

275
00:20:35,041 --> 00:20:37,908
‫اصلا چه ربطی بین قطع حمایت مالی
‫و جراحی اطفال وجود داره؟

276
00:20:37,958 --> 00:20:40,575
‫واقعا نمی‌دونی؟

277
00:20:40,625 --> 00:20:42,325
‫اگر مشکل مالی باشه،

278
00:20:42,375 --> 00:20:46,700
‫اول حمایت از بخش جراحی اطفال رو
‫که ضررده هست قطع می‌کنن.

279
00:20:46,750 --> 00:20:48,783
‫بعدش هم همین‌طوری از بین میره.

280
00:20:48,833 --> 00:20:53,075
‫جراحی ارتوپدی اطفال،
‫جراحی قفسه سینه اطفال، روان‌پزشکی اطفال.

281
00:20:53,125 --> 00:20:56,241
‫هر سال همین‌طور یکی‌یکی
‫کم شدن و از بین رفتن.

282
00:20:56,291 --> 00:20:58,491
‫شاید در ظاهر، مشکل فقط
‫بخش جراحی اطفال باشه،

283
00:20:58,541 --> 00:21:00,741
‫ولی خودتم خوب می‌دونی که این‌طور نیست.

284
00:21:00,791 --> 00:21:05,583
‫اعضای هیئت‌مدیره بنیاد دارن از پارک شی‌اون
‫استفاده می‌کنن تا مدیر رو کنار بزنن.

285
00:21:06,208 --> 00:21:10,950
‫بدتر از اون، تو هم هدف معاون رئیس کیم شدی.

286
00:21:11,000 --> 00:21:13,833
‫همونی که نفوذ اصلی رو توی بیمارستان داره.

287
00:21:16,291 --> 00:21:20,700
‫مدیر، پارک شی‌اون، تو...

288
00:21:20,750 --> 00:21:25,291
‫و بخش جراحی اطفال،
‫همه هدف قرار گرفتین.

289
00:21:26,125 --> 00:21:28,908
‫بذار هر کاری می‌خوان بکنن.

290
00:21:28,958 --> 00:21:30,491
‫من راه خودم رو میرم.

291
00:21:30,541 --> 00:21:33,950
‫اگه وقتی بهت گفتم از بخش
‫جراحی اطفال استعفا می‌دادی،

292
00:21:34,000 --> 00:21:37,116
‫درگیر این ماجرا نمی‌شدی.

293
00:21:37,166 --> 00:21:42,000
‫امروز حتی اگه ناراحتی، به حرفم گوش کن.
‫نمی‌تونم این‌طوری ولت کنم.

294
00:21:42,083 --> 00:21:46,325
‫هر طور شده، خودم ازت
‫یه جراح درجه‌یک می‌سازم.

295
00:21:46,375 --> 00:21:50,325
‫من کسی نیستم که بقیه منو بسازن.
‫خودم این کارو می‌کنم.

296
00:21:50,375 --> 00:21:54,583
‫فقط یه جراح ماهر بودن کافی نیست.
‫باید دید وسیع‌تری داشته باشی و...

297
00:21:54,708 --> 00:21:56,991
‫چه‌گیونگ.

298
00:21:57,041 --> 00:21:59,616
‫فقط یه بار...

299
00:21:59,666 --> 00:22:02,616
‫نمی‌تونی به کاری که می‌کنم افتخار کنی؟

300
00:22:02,666 --> 00:22:05,575
‫من با این کار زندگی می‌کنم.

301
00:22:05,625 --> 00:22:10,958
‫از روی غرور یا افتخار اینکارو نمی‌کنم.

302
00:22:22,416 --> 00:22:25,908
‫وای، طفلکی.
‫صورتش چرا این‌طوریه؟

303
00:22:25,958 --> 00:22:28,366
‫آه، این بو...یه بچه چطور می‌تونه این‌قدر بو بده؟

304
00:22:28,416 --> 00:22:31,908
‫با این بو، حس بویاییم رو از دست دادم.

305
00:22:31,958 --> 00:22:34,158
‫قبل از اینکه بره، باید بشوریمش.

306
00:22:34,208 --> 00:22:36,200
‫پرستار کیم و پرستار لی.

307
00:22:36,250 --> 00:22:37,575
‫چی؟ ما بشوریمش؟

308
00:22:37,625 --> 00:22:39,408
‫پس من بشورم؟

309
00:22:39,458 --> 00:22:42,491
‫اگه یهو با آب تماس پیدا کنه،
‫بیدار میشه و می‌ترسه.

310
00:22:42,541 --> 00:22:46,575
‫دکتر پارک، حواسمون رو پرت نکن.
‫فقط کاری نکن.

311
00:22:46,625 --> 00:22:48,325
‫سرپرستار،

312
00:22:48,375 --> 00:22:51,283
‫اگه می‌تونستیم حتما انجامش می‌دادیم،

313
00:22:51,333 --> 00:22:54,075
‫ولی فکر کنم از پسش برنیایم.

314
00:22:54,125 --> 00:22:58,700
‫اگه می‌تونستم خودم انجامش می‌دادم،
‫ولی چون دختر بزرگسالیه...

315
00:22:58,750 --> 00:23:02,875
‫بی‌خیال، همگی.
‫شماها خیلی ضعیفین...

316
00:23:11,000 --> 00:23:14,616
‫ارشد! ارشد!
‫ارشد! اه!

317
00:23:14,666 --> 00:23:19,916
‫ارشد.
‫ارشـــــــــد.

318
00:23:22,083 --> 00:23:24,333
‫سرپرستار!

319
00:23:32,500 --> 00:23:35,450
‫ارتباط باهاش ممکن نیست
‫و اصلا هم نمی‌شه کنترلش کرد.

320
00:23:35,500 --> 00:23:38,825
‫می‌ترسم یه اتفاقی بیفته.

321
00:23:38,875 --> 00:23:41,408
‫خودشه.

322
00:23:41,458 --> 00:23:44,708
‫این بار درست تمومش می‌کنم.

323
00:23:46,333 --> 00:23:51,866
‫چه‌گیونگ. می‌دونی رئیس کل
‫الان شرایط سختی داره، مگه نه؟

324
00:23:51,916 --> 00:23:54,241
‫به من ربطی نداره.

325
00:23:54,291 --> 00:23:56,200
‫چرا ربطی نداره؟

326
00:23:56,250 --> 00:23:59,700
‫حتی اگه ازش ناراحتی،
‫وقت سختی باید کنارش باشی.

327
00:23:59,750 --> 00:24:02,283
‫خانواده یعنی همین.

328
00:24:02,333 --> 00:24:08,325
‫می‌دونی از کی حتی از رئیس کل هم بیشتر بدم میاد؟

329
00:24:08,375 --> 00:24:11,250
‫درسته.
‫مدیر.

330
00:24:12,416 --> 00:24:14,541
‫نه، از تو.

331
00:24:16,583 --> 00:24:19,450
‫از کس دیگه‌ای انتظار نداشتم،

332
00:24:19,500 --> 00:24:23,241
‫ولی فکر می‌کردم با ازدواج دوباره پدرم مخالفت کنین.

333
00:24:23,291 --> 00:24:27,741
‫چون بیشتر از همه منو درک می‌کنین.

334
00:24:27,791 --> 00:24:33,500
‫اون موقع، خوشبختی اونا و
‫درک تو برای من به یه اندازه مهم بود.

335
00:24:35,291 --> 00:24:38,075
‫به خاطر خوشبختی اونا،

336
00:24:38,125 --> 00:24:40,241
‫درد من نادیده گرفته شد.

337
00:24:40,291 --> 00:24:41,325
‫چه‌گیونگ.

338
00:24:41,375 --> 00:24:44,325
‫اون موقع رئیس کل که برام مثل یه عمه بود

339
00:24:44,375 --> 00:24:47,583
‫و مدیر که مثل یه عمو بود،

340
00:24:48,416 --> 00:24:53,033
‫وقتی شما دوتا کنارم بودین،
‫فکر می‌کردم همه‌چی دارم.

341
00:24:53,083 --> 00:24:56,500
‫چون شما دوتا برام از خانواده هم مهم‌تر بودین

342
00:24:58,041 --> 00:24:59,658
‫و تنها تکیه‌گاهم بودین.

343
00:24:59,708 --> 00:25:03,291
‫اینکه ما خانواده تو هستیم، تغییری نکرده.

344
00:25:05,375 --> 00:25:10,158
‫لی یو وون با بهانه خانواده بودن،
‫کل بنیاد سونگ‌وون رو برای خودش گرفت.

345
00:25:10,208 --> 00:25:13,200
‫برای حفظ ثبات بنیاد، چاره دیگه‌ای نبود.

346
00:25:13,250 --> 00:25:15,450
‫پسش می‌گیرم.

347
00:25:15,500 --> 00:25:19,708
‫هم بنیاد رو، هم عزت نفسم رو.

348
00:25:23,500 --> 00:25:25,500
‫اونجاست.

349
00:25:26,750 --> 00:25:28,750
‫هی، بچه‌ها.

350
00:25:29,750 --> 00:25:32,200
‫نباید یواشکی به اون دختر نگاه کنین.

351
00:25:32,250 --> 00:25:36,700
‫ممکنه اون دختر ناراحت بشه. فهمیدین؟

352
00:25:36,750 --> 00:25:38,866
‫باشه.

353
00:25:38,916 --> 00:25:41,291
‫بریم.

354
00:25:54,291 --> 00:25:58,575
‫اون‌اوک، بیا بریم توی تختت، باشه؟

355
00:25:58,625 --> 00:26:03,208
‫آره، اون‌اوک. خیلی نرم و راحته.

356
00:26:04,166 --> 00:26:08,208
‫فکر کنم داروها حسابی از حال بردتش.

357
00:26:17,625 --> 00:26:20,416
‫دکتر پارک، دارین چیکار می‌کنین...؟

358
00:26:39,708 --> 00:26:42,575
‫دست و پای اون‌اوک رو ببندین
‫و یه محافظ داخل دهنش بذارین.

359
00:26:42,625 --> 00:26:46,033
‫چرا باید دست و پای بچه رو کامل ببندیم؟

360
00:26:46,083 --> 00:26:48,700
‫اون‌اوک به‌زودی باید جراحی بشه.

361
00:26:48,750 --> 00:26:52,825
‫اگه تشنج کنه و آسیب ببینه،
‫ممکنه محل جراحی بدتر بشه.

362
00:26:52,875 --> 00:26:54,741
‫احتمال اینکه به خودش آسیب بزنه هم زیاده.

363
00:26:54,791 --> 00:26:57,575
‫پس اول باید با بخش روان‌پزشکی مشورت کنیم.

364
00:26:57,625 --> 00:27:00,700
‫این دستور پروفسور سونگ
‫از بخش روان‌پزشکیه، نه من.

365
00:27:00,750 --> 00:27:03,033
‫زود دست و پاش رو ببندین.

366
00:27:03,083 --> 00:27:04,908
‫اگه نتونه تکون بخوره،
‫درد بیشتری می‌کشه.

367
00:27:04,958 --> 00:27:05,991
‫دردش بیشتر میشه.

368
00:27:06,041 --> 00:27:07,533
‫کی بهت گفت اینجا بمونی؟

369
00:27:07,583 --> 00:27:10,241
‫باید نوازشش کنیم.
‫باید کنار بمونیم و کنارش بخوابیم.

370
00:27:10,291 --> 00:27:13,708
‫این حرف‌های بیخود رو تموم کن و برو بیرون!

371
00:27:23,791 --> 00:27:24,741
‫بله.

372
00:27:24,791 --> 00:27:29,908
‫پروفسور کیم. پزشک معالج لی اون‌اوک رو
‫به دکتر پارک شی‌اون تغییر بدین.

373
00:27:29,958 --> 00:27:31,833
‫چی؟

374
00:27:36,666 --> 00:27:39,991
‫شنیدم شبه‌اوتیسم داره یا همچین چیزی.

375
00:27:40,041 --> 00:27:44,325
‫چون پارک شی‌اون هم مشکل مشابهی داشته،
‫می‌تونه توی درمانش کمکش کنه.

376
00:27:44,375 --> 00:27:47,241
‫ولی پزشک معالجش از قبل هونگ گیل‌نام تعیین شده.

377
00:27:47,291 --> 00:27:51,158
‫چه ایرادی داره رئیس بخواد پزشک معالج رو عوض کنه؟

378
00:27:51,208 --> 00:27:53,158
‫دقیقا نیتت از این کار چیه؟

379
00:27:53,208 --> 00:27:54,991
‫منظورت از «نیت» چیه؟

380
00:27:55,041 --> 00:27:56,408
‫معلومه که برای درمان بیمار این کارو می‌کنم.

381
00:27:56,458 --> 00:27:58,950
‫می‌خوای پارک شی‌اون
‫یه دردسر بزرگ‌تر درست کنه؟

382
00:27:59,000 --> 00:28:01,783
‫این دیگه چه حرفیه...مسخره‌ست.

383
00:28:01,833 --> 00:28:02,700
‫زود قضاوت نکن.

384
00:28:02,750 --> 00:28:05,658
‫من زود قضاوت نمی‌کنم،
‫ولی صداقتی توی حرفت نمی‌بینم.

385
00:28:05,708 --> 00:28:09,116
‫یعنی می‌خوای دستور رئیست رو نادیده بگیری؟

386
00:28:09,166 --> 00:28:11,241
‫می‌خوای دوباره کارمون به کمیته انضباطی بکشه؟

387
00:28:11,291 --> 00:28:12,575
‫اگه لازم باشه، آره.

388
00:28:12,625 --> 00:28:14,783
‫وضعیت فعلی بیمارستان رو نمی‌بینی؟

389
00:28:14,833 --> 00:28:18,158
‫آینده بخش جراحی اطفال پر از ابهامه.
‫مدت‌هاست هیچ چیز مشخص نیست.

390
00:28:18,208 --> 00:28:22,991
‫ولی با ادامه دادن این دردسرها،
‫می‌خوای کاری کنی که ازت شکایت بشه؟

391
00:28:23,041 --> 00:28:27,833
‫پروفسور کیم، این رفتارت به نفع مدیر نیست.

392
00:28:37,291 --> 00:28:38,700
‫پس باید چیکار کنیم؟

393
00:28:38,750 --> 00:28:40,916
‫پارک شی‌اون رو مسئول این کار کن.

394
00:28:42,500 --> 00:28:44,991
‫خودتم همینو می‌خواستی.

395
00:28:45,041 --> 00:28:48,158
‫وقتی این‌طوری میگی، معذب میشم.

396
00:28:48,208 --> 00:28:51,416
‫پس من باید چیکار کنم؟

397
00:29:03,125 --> 00:29:06,366
‫خوشحالی که پزشک معالج اون‌اوک شدی؟

398
00:29:06,416 --> 00:29:08,291
‫بله.

399
00:29:09,666 --> 00:29:11,750
‫بیا اینجا.

400
00:29:17,250 --> 00:29:19,825
‫باید خیلی مراقب باشی و درست انجامش بدی.

401
00:29:19,875 --> 00:29:22,875
‫نباید خرابش کنی. اصلا.

402
00:29:23,750 --> 00:29:27,033
‫این ممکنه آخرین فرصتت باشه.

403
00:29:27,083 --> 00:29:28,666
‫باشه.

404
00:29:29,791 --> 00:29:32,908
‫مثل وقتی که توی مسابقه طناب‌کشی مدرسه،
‫محکم طناب رو می‌گیری

405
00:29:32,958 --> 00:29:36,250
‫و ول نمی‌کنی.

406
00:29:37,958 --> 00:29:42,416
‫باید تمام حواست رو جمع کنی.
‫فهمیدی؟

407
00:29:44,708 --> 00:29:46,700
‫من بهت ایمان دارم.

408
00:29:46,750 --> 00:29:49,750
‫واقعا بهت باور دارم.

409
00:29:52,916 --> 00:29:57,708
‫راستی، چرا هر وقت منو می‌بینی،
‫سکسکه می‌کنی؟

410
00:29:59,333 --> 00:30:01,658
‫وقتی منو می‌بینی حالت تهوع می‌گیری؟

411
00:30:01,708 --> 00:30:03,950
‫نــ....

412
00:30:04,000 --> 00:30:06,375
‫نه.

413
00:30:09,375 --> 00:30:11,833
‫آه، راستی.

414
00:30:18,708 --> 00:30:20,991
‫این چیه؟

415
00:30:21,041 --> 00:30:24,158
‫خب...این چیزه...

416
00:30:24,208 --> 00:30:26,583
‫این...

417
00:30:28,250 --> 00:30:31,125
‫نوش جان کن.

418
00:30:51,291 --> 00:30:52,658
‫آره، خوبه، خوبه.

419
00:30:52,708 --> 00:30:54,416
‫آره، آفرین!

420
00:31:01,583 --> 00:31:04,658
‫این‌طوری نباش، فقط یه لقمه بخور!

421
00:31:04,708 --> 00:31:07,041
‫بیا، باز کن.

422
00:31:07,083 --> 00:31:10,658
‫این‌طوری که نمیشه.
‫باید اینو بخوری تا سالم بشی.

423
00:31:10,708 --> 00:31:15,325
‫نمی‌خوره. چون به خوردن این چیزها عادت نداره،
‫باز هم نمی‌خوره.

424
00:31:15,375 --> 00:31:18,700
‫حالا چیکار کنیم؟ به پروفسور بگیم؟
‫بهش مایعات بدیم؟

425
00:31:18,750 --> 00:31:22,541
‫باید غذا بخوره.
‫دیگه نمی‌تونه گرسنه بمونه.

426
00:31:23,416 --> 00:31:26,416
‫دکتر پارک! کجا میری...

427
00:31:32,041 --> 00:31:34,125
‫خانم.

428
00:31:47,541 --> 00:31:50,366
‫این چیه؟!
‫واقعا غذای سگه.

429
00:31:50,416 --> 00:31:54,500
‫اینو خوب می‌خوره.
‫اگه این‌طوری بهش بدیم، بیشتر دوست داره.

430
00:31:55,916 --> 00:31:58,291
‫لطفا دست‌هاش رو باز کن.

431
00:31:59,875 --> 00:32:02,208
‫میگه زود بهش غذا بدیم.

432
00:32:03,208 --> 00:32:06,916
‫آه، دکتر پارک، واقعا چرا هر بار
‫منو وسوسه می‌کنین؟

433
00:32:19,416 --> 00:32:21,750
‫ای عوضی.

434
00:32:23,791 --> 00:32:25,616
‫ولش کن.

435
00:32:25,666 --> 00:32:27,625
‫مدیر.

436
00:32:33,416 --> 00:32:37,991
‫یادته یه مدت پیش یه سخنرانی داشتم؟

437
00:32:38,041 --> 00:32:39,950
‫«درمان و ارتباط با بیماران کودک»

438
00:32:40,000 --> 00:32:41,241
‫معلومه!

439
00:32:41,291 --> 00:32:44,833
‫یکی از سه سخنرانی برتر
‫دانشکده پزشکی سونگ‌وونه.

440
00:32:45,750 --> 00:32:49,500
‫می‌دونی ایده این سخنرانی رو از کجا گرفتم؟

441
00:32:51,000 --> 00:32:52,575
‫وقتی شی‌اون بچه بود...

442
00:32:52,625 --> 00:32:56,958
‫وقتی برادرش و خرگوشش رو دیدم،
‫این ایده به ذهنم رسید.

443
00:32:57,458 --> 00:32:58,825
‫واقعا؟

444
00:32:58,875 --> 00:33:02,408
‫منظورتون همون خرگوشیه که
‫دکتر پارک همیشه ازش حرف می‌زنه؟

445
00:33:02,458 --> 00:33:03,791
‫درسته.

446
00:33:04,875 --> 00:33:08,450
‫با اینکه رابطه‌شون
‫بین یه انسان و یه حیوان بود،

447
00:33:08,500 --> 00:33:11,000
‫ولی با زبان خودشون
‫با هم ارتباط برقرار می‌کردن.

448
00:33:11,458 --> 00:33:13,658
‫تپش قلب،

449
00:33:13,708 --> 00:33:17,408
‫گرمای بدن و حتی حرکات کوچیک...

450
00:33:17,458 --> 00:33:19,375
‫این‌ها زبانی بود که
‫فقط خودشون می‌فهمیدن.

451
00:33:20,208 --> 00:33:21,533
‫بعد از دیدن اون صحنه،

452
00:33:21,583 --> 00:33:25,541
‫فکر کردم باید با بچه‌ها هم
‫همین‌طوری ارتباط برقرار کنم.

453
00:33:26,541 --> 00:33:29,283
‫البته بچه‌ها حرف می‌زنن، ولی...

454
00:33:29,333 --> 00:33:32,075
‫گاهی حرف‌هایی می‌زنن
‫که درکشون برای ما سخته.

455
00:33:32,125 --> 00:33:33,491
‫در چنین مواقعی،

456
00:33:33,541 --> 00:33:35,450
‫باید با قلبت به حرف‌هاشون گوش بدی.

457
00:33:35,500 --> 00:33:38,500
‫همون کاری که شی‌اون با اون خرگوش می‌کرد.

458
00:33:39,208 --> 00:33:40,583
‫بله.

459
00:33:42,166 --> 00:33:45,291
‫می‌خوام دوباره به سخنرانی‌تون گوش بدم.

460
00:33:45,333 --> 00:33:48,158
‫یه سی‌دی ضبط‌شده ازش دارم، ببرش.

461
00:33:48,208 --> 00:33:51,250
‫شما بشینید.
‫خودم پیداش می‌کنم.

462
00:33:52,916 --> 00:33:56,541
‫آخرین کشوی میز سمت راست.

463
00:34:00,875 --> 00:34:02,325
‫وای خدای من.

464
00:34:02,375 --> 00:34:04,408
‫این دکتر پارکه؟

465
00:34:04,458 --> 00:34:06,950
‫آره، توی اون عکس هفت سالش بود.

466
00:34:07,000 --> 00:34:10,875
‫وای، چقدر بامزه بوده!
‫اون موهای کاسه‌ای رو ببین!

467
00:34:35,916 --> 00:34:37,666
‫بله؟

468
00:34:39,958 --> 00:34:41,666
‫گاز.

469
00:34:48,291 --> 00:34:50,750
‫نمی‌شه طوری بگیری که دید بهتری داشته باشم؟

470
00:34:52,500 --> 00:34:54,166
‫ساکشن.

471
00:34:57,250 --> 00:34:58,916
‫بگین سونوگرافی حین عمل رو بیارن.

472
00:35:00,000 --> 00:35:02,708
‫هنوز آماده نشده.

473
00:35:03,125 --> 00:35:05,491
‫قبل از عمل واضح بهت گفتم.

474
00:35:05,541 --> 00:35:06,700
‫متاسفم.

475
00:35:06,750 --> 00:35:11,241
‫از قبل بهشون اطلاع داده بودم،
‫ولی ظاهرا بخش رادیولوژی اشتباهی کرده.

476
00:35:11,291 --> 00:35:12,575
‫دکتر هان، فشار بده.

477
00:35:12,625 --> 00:35:14,250
‫چشم.

478
00:35:16,125 --> 00:35:17,616
‫هونگ گیل‌نام.

479
00:35:17,666 --> 00:35:20,208
‫پس دستگاه سونوگرافی مخصوص عمل رو بیارین.

480
00:35:23,083 --> 00:35:24,833
‫هی، با توام!

481
00:35:27,125 --> 00:35:29,791
‫فکر کردی اتاق عمل اتاق خوابه؟

482
00:35:30,250 --> 00:35:32,450
‫اگه قراره این‌طوری کار کنی،
‫استعفا بده و برو خونه!

483
00:35:32,500 --> 00:35:35,083
‫متاسفم.

484
00:35:48,000 --> 00:35:50,200
‫اگه همچنان ناراضی هستین،

485
00:35:50,250 --> 00:35:53,000
‫پارک شی‌اون رو اخراج می‌کنم.

486
00:35:53,916 --> 00:35:56,283
‫این اتفاق‌ها مدام تکرار میشن.

487
00:35:56,333 --> 00:35:57,658
‫منم از این وضعیت خوشم نمیاد.

488
00:35:57,708 --> 00:36:00,283
‫خودت که در جریان هستی.

489
00:36:00,333 --> 00:36:03,658
‫پارک شی‌اون از همون اول
‫به خاطر توانایی‌هاش انتخاب نشد.

490
00:36:03,708 --> 00:36:05,333
‫پارک شی‌اون...

491
00:36:06,083 --> 00:36:09,283
‫برای اعضای هیئت‌مدیره بنیاد، اون چیزی
‫جز یه ابزار برای کنار زدن مدیر نیست.

492
00:36:09,333 --> 00:36:11,575
‫من به دیدگاه بنیاد کاری ندارم.

493
00:36:11,625 --> 00:36:14,750
‫ما فقط روی درمان بیمارها تمرکز می‌کنیم.

494
00:36:16,125 --> 00:36:18,283
‫اگه برای پارک شی‌اون اتفاقی بیفته،

495
00:36:18,333 --> 00:36:21,458
‫تمام چیزهایی که مدیر ساخته،
‫از هم می‌پاشه.

496
00:36:22,041 --> 00:36:26,450
‫پس آخرش فقط مدیر مهمه؟

497
00:36:26,500 --> 00:36:30,750
‫تا حالا شده مثل یه آدم
‫با پارک شی‌اون حرف بزنین؟

498
00:36:31,916 --> 00:36:33,658
‫شی‌اون...

499
00:36:33,708 --> 00:36:36,033
‫حتی سعی می‌کنه با حیوانات ارتباط برقرار کنه.

500
00:36:36,083 --> 00:36:38,158
‫ولی شما، پروفسور...

501
00:36:38,208 --> 00:36:41,291
‫حتی سعی نمی‌کنین
‫با آدم‌ها ارتباط برقرار کنین.

502
00:36:42,791 --> 00:36:45,041
‫این‌جور ارتباط برقرار کردن به درد خودت می‌خوره.

503
00:36:45,958 --> 00:36:48,250
‫من نیازی نمی‌بینم این کار رو بکنم.

504
00:36:49,958 --> 00:36:53,283
‫وقتی رفتارتون با پارک شی‌اون رو می‌بینم،

505
00:36:53,333 --> 00:36:55,791
‫حس می‌کنم انگار یه آدم دیگه میشی.

506
00:36:56,666 --> 00:36:58,950
‫چرا فقط با شی‌اون این‌طوری رفتار می‌کنی؟

507
00:36:59,000 --> 00:37:01,708
‫همیشه خشن و سرد هستی.

508
00:37:33,062 --> 00:37:43,062
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

509
00:38:14,416 --> 00:38:16,741
‫ببخشید که قبلا ناراحتت کردم.

510
00:38:16,791 --> 00:38:20,583
‫شام درست می‌کنم، پس بعد از کار،
‫مستقیم بیا خونه‌، باشه؟

511
00:38:30,916 --> 00:38:33,041
‫خیلی ناراحتی، مگه نه؟

512
00:38:33,666 --> 00:38:36,333
‫از اینکه تنهایی و مریضی و کسی رو نداری.

513
00:38:37,416 --> 00:38:38,991
‫آره.

514
00:38:39,041 --> 00:38:41,450
‫فقط یه کم صبر کن.

515
00:38:41,500 --> 00:38:45,041
‫نمی‌ذارم دیگه درد بکشی.

516
00:38:45,583 --> 00:38:47,783
‫ممنونم.

517
00:38:47,833 --> 00:38:49,283
‫الان بیشتر از همه...

518
00:38:49,333 --> 00:38:52,533
‫دلت می‌خواد کی رو ببینی؟

519
00:38:52,583 --> 00:38:54,625
‫مامانم.

520
00:38:55,291 --> 00:38:56,916
‫مامانم.

521
00:38:57,875 --> 00:38:59,783
‫فهمیدم.

522
00:38:59,833 --> 00:39:01,741
‫باشه.

523
00:39:01,791 --> 00:39:03,408
‫اون‌اوک،

524
00:39:03,458 --> 00:39:05,708
‫دیگه بخواب.

525
00:39:17,375 --> 00:39:19,458
‫خوب میشی.

526
00:39:20,333 --> 00:39:22,375
‫رفیق خوبم.

527
00:40:17,375 --> 00:40:19,291
‫[عزیزم]

528
00:40:23,083 --> 00:40:26,116
‫یه عمل اورژانسی دارم که
‫احتمالا تا دم صبح طول می‌کشه.

529
00:40:26,166 --> 00:40:28,791
‫تو شام بخور.

530
00:41:29,166 --> 00:41:32,166
‫[پروفسور کیم دوهان]

531
00:41:47,291 --> 00:41:51,083
‫فکر می‌کنی من آدمی‌ام که حتی
‫یه قطره خون یا اشک ازم درنمیاد؟

532
00:41:55,041 --> 00:41:58,000
‫از حالت چهره‌ت که پیداست، همین‌طوره.

533
00:42:03,125 --> 00:42:04,991
‫نه، این‌طور نیست.

534
00:42:05,041 --> 00:42:07,616
‫من بهتر از هر کسی می‌دونم

535
00:42:07,666 --> 00:42:10,750
‫که آدم گرم و دلسوزی هستی.

536
00:42:10,791 --> 00:42:16,125
‫فقط با پارک شی‌اون بی‌رحمی.

537
00:42:18,333 --> 00:42:20,125
‫من...

538
00:42:21,458 --> 00:42:24,250
‫یه برادر کوچیک‌تر داشتم.

539
00:42:27,000 --> 00:42:28,658
‫و به خاطر برادرم

540
00:42:28,708 --> 00:42:32,491
‫تصمیم گرفتم دکتر بشم.

541
00:42:32,541 --> 00:42:34,750
‫سوهان.

542
00:42:35,583 --> 00:42:37,625
‫کیم سوهان.

543
00:42:38,250 --> 00:42:40,958
‫معلولیت ذهنی سطح سه داشت.

544
00:42:43,291 --> 00:42:45,408
‫خوشبختانه پدر و مادرم

545
00:42:45,458 --> 00:42:48,658
‫از بچگی خیلی خوب ازش مراقبت کردن

546
00:42:48,708 --> 00:42:51,500
‫و حالش خیلی بهتر شد.

547
00:42:52,125 --> 00:42:53,791
‫با کمی کمک از اطرافیانش،

548
00:42:53,833 --> 00:42:57,041
‫تونست زندگی عادی‌ای داشته باشه.

549
00:42:58,458 --> 00:43:02,083
‫فکر می‌کردم به اندازه کافی بهتر شده.

550
00:43:03,458 --> 00:43:05,541
‫اون‌قدر که بتونه روی پای خودش بایسته.

551
00:43:05,583 --> 00:43:09,666
‫تولدت مبارک.

552
00:43:14,125 --> 00:43:16,200
‫[شگفتی‌های بدن انسان]

553
00:43:16,250 --> 00:43:18,200
‫این هدیه برای توئه.

554
00:43:18,250 --> 00:43:19,825
‫واقعا می‌خوای دکتر بشی، هان؟

555
00:43:19,875 --> 00:43:23,083
‫وای، ممنون داداش.

556
00:43:24,125 --> 00:43:26,625
‫با خوندن این کتاب،
‫فکر کنم زودتر دکتر بشم.

557
00:43:26,666 --> 00:43:28,908
‫اگه واقعا دکتر شدی،

558
00:43:28,958 --> 00:43:30,625
‫اول منو درمان کن.

559
00:43:30,666 --> 00:43:32,333
‫حتما.

560
00:43:38,083 --> 00:43:41,366
‫دیگه نباید به مدرسه ببریش.

561
00:43:41,416 --> 00:43:44,458
‫بذار سوهان خودش بره.

562
00:43:47,125 --> 00:43:49,250
‫می‌دونم این کار نگرانت می‌کنه،

563
00:43:49,291 --> 00:43:51,908
‫ولی باید کمکش کنی مستقل بشه.

564
00:43:51,958 --> 00:43:56,075
‫این‌طوری کم‌کم با بقیه ارتباط می‌گیره
‫و با زندگی توی جامعه کنار میاد.

565
00:43:56,125 --> 00:43:58,291
‫ترس از دنیا و آدم‌ها رو میشه

566
00:43:58,333 --> 00:44:00,325
‫کاملا از بین برد.

567
00:44:00,375 --> 00:44:04,875
‫پس بهم اعتماد کن
‫و بخاطر سوهان اینکارو بکن.

568
00:45:05,333 --> 00:45:07,916
‫تقصیر من بود.

569
00:45:10,708 --> 00:45:14,375
‫برادرم به خاطر من اون‌طوری شد.

570
00:45:15,916 --> 00:45:18,750
‫اگه فقط این‌قدر اصرار نمی‌کردم.

571
00:45:19,500 --> 00:45:21,950
‫پروفسور، این‌طور نیست.

572
00:45:22,000 --> 00:45:25,283
‫اگه جای شما بودم،
‫منم همین کارو می‌کردم.

573
00:45:25,333 --> 00:45:27,791
‫بخاطر برادرم اینکارو می‌کردم.

574
00:45:30,666 --> 00:45:33,825
‫اینکه نمی‌ذاشتم هیچ کاری بکنه،

575
00:45:33,875 --> 00:45:37,283
‫بهترین کاری بود که می‌تونستم
‫برای سوهان انجام بدم.

576
00:45:37,333 --> 00:45:40,950
‫تصمیم نسنجیده من باعث شد

577
00:45:41,000 --> 00:45:44,166
‫برادرم اون‌طوری بشه.

578
00:45:47,416 --> 00:45:51,408
‫وقتی پارک شی‌اون رو دیدم،
‫منو یاد برادر کوچیک‌ترم انداخت.

579
00:45:51,458 --> 00:45:55,491
‫برای همین می‌خواستم
‫برش گردونم سر جای درستش.

580
00:45:55,541 --> 00:45:59,000
‫چون این بهترین کاریه که از دستم برمیاد.

581
00:46:12,458 --> 00:46:15,208
‫با اینکه برادر کوچیک‌ترت دیگه اینجا نیست،

582
00:46:15,916 --> 00:46:19,958
‫داری به بچه‌های زیادی کمک می‌کنی.

583
00:46:21,333 --> 00:46:25,583
‫می‌دونم این نمی‌تونه کاملا تسلیت بده.

584
00:46:26,166 --> 00:46:30,625
‫ولی تو به خیلی‌ها آرامش میدی.

585
00:46:32,375 --> 00:46:36,500
‫و به همین دلیل عمیقا برات احترام قائلم.

586
00:46:50,750 --> 00:46:52,783
‫این وقت شب اینجا چیکار می‌کنین؟

587
00:46:52,833 --> 00:46:55,375
‫بذار یه شب از تختت استفاده کنم.

588
00:46:55,416 --> 00:47:00,791
‫تختم کوچیکه و راحت نیست.
‫بهتره برید خونه بخوابین.

589
00:47:40,291 --> 00:47:42,991
‫میگه گرسنه‌ست.
‫باید بهش غذا بدی.

590
00:47:43,041 --> 00:47:45,616
‫واسه گرسنگی پارس نمی‌کنه.

591
00:47:45,666 --> 00:47:48,916
‫می‌خواست منو بیدار کنه.

592
00:47:51,125 --> 00:47:53,408
‫فکر کنم این تویی که گرسنه‌ای.

593
00:47:53,458 --> 00:47:56,000
‫دنبالم بیا.

594
00:48:01,625 --> 00:48:04,083
‫صبح بخیر، خانم مدیر.

595
00:48:04,958 --> 00:48:06,575
‫پروفسور کجاست؟

596
00:48:06,625 --> 00:48:09,083
‫یه لحظه رفته بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان.

597
00:48:10,875 --> 00:48:12,908
‫سعی کردم وقتی رو پیدا کنم
‫که مشغول ویزیت نباشه.

598
00:48:12,958 --> 00:48:15,158
‫ولی انگاری بازم نشد.

599
00:48:15,208 --> 00:48:16,700
‫خسته نیستی؟

600
00:48:16,750 --> 00:48:20,583
‫شنیدم تا صبح درگیر
‫یه عمل اورژانسی بودین.

601
00:48:20,625 --> 00:48:22,458
‫ما تا صبج عمل نداشتیم.

602
00:48:22,500 --> 00:48:25,625
‫یه مدت بود همچین شب آرومی نداشتیم.

603
00:48:26,583 --> 00:48:28,500
‫آهان.

604
00:48:33,333 --> 00:48:34,833
‫خواهش می‌کنم.

605
00:48:35,916 --> 00:48:38,658
‫مثل آدم‌های معمولی برنج بخور.

606
00:48:38,708 --> 00:48:41,366
‫لازم نیست به شکل اونیگیری درش بیاری.

607
00:48:41,416 --> 00:48:44,666
‫وقتی این شکلیه، خوشمزه‌تره.

608
00:48:45,416 --> 00:48:47,700
‫باشه. هرجور دوست داری بخور.

609
00:48:47,750 --> 00:48:51,250
‫به شکل مثلث یا هرم درش بیار.

610
00:48:55,583 --> 00:48:57,291
‫می‌خوای یه کم بخوری؟

611
00:48:57,333 --> 00:49:00,833
‫نه، ممنون. خودت هرچقدر می‌خوای بخور.

612
00:49:09,541 --> 00:49:13,208
‫اگه خوردنت تموم شده، بریم.

613
00:49:45,125 --> 00:49:48,750
‫خانم، چی شد؟ مریضی؟

614
00:49:53,166 --> 00:49:55,791
‫حالت خوبه؟

615
00:50:04,416 --> 00:50:07,250
‫خانم، به خودت بیا.

616
00:50:08,333 --> 00:50:09,408
‫باید سریع ببریمش.

617
00:50:09,458 --> 00:50:11,625
‫باید سریع ببریمش.

618
00:50:24,833 --> 00:50:27,500
‫اوه، اینجایی؟

619
00:50:29,791 --> 00:50:32,375
‫بابت دیشب متاسفم.

620
00:50:34,500 --> 00:50:37,416
‫به این جور موقعیت‌های اضطراری عادت کردم.

621
00:50:37,875 --> 00:50:39,625
‫عمل خوب تموم شد؟

622
00:50:39,666 --> 00:50:41,958
‫آره، عمل خوبی بود.

623
00:50:44,208 --> 00:50:45,658
‫غذا خوردی؟

624
00:50:45,708 --> 00:50:47,791
‫بریم باهم ناهار بخوریم؟

625
00:50:47,833 --> 00:50:50,991
‫نه، امروز بیرون یه قراری دارم.

626
00:50:51,041 --> 00:50:52,541
‫پس بیا با هم شام بخوریم.

627
00:50:52,583 --> 00:50:54,700
‫امروز واقعا میگم.

628
00:50:54,750 --> 00:50:57,583
‫سعی نکن کار دیشبت رو جبران کنی.

629
00:50:58,333 --> 00:51:00,200
‫چیزی که بیشتر از بی‌تفاوتی‌ات بدم میاد،

630
00:51:00,250 --> 00:51:02,708
‫اینه که بخوای با جبران کردن،
‫باری رو روی دوشم بذاری.

631
00:51:21,958 --> 00:51:23,658
‫خداروشکر.

632
00:51:23,708 --> 00:51:27,575
‫فکر می‌کنم این دل‌درد شدید،
‫با شروع التهاب روده ایجاد شده.

633
00:51:27,625 --> 00:51:29,366
‫چون مشکل دیگه‌ای نداری،

634
00:51:29,416 --> 00:51:32,991
‫برای اطمینان یکی دو روز بستری بمون.

635
00:51:33,041 --> 00:51:35,200
‫کار زیادی دارم.

636
00:51:35,250 --> 00:51:39,208
‫ولی بازم باید بمونی،
‫وگرنه خیلی اذیت میشی.

637
00:51:40,291 --> 00:51:41,491
‫آه، راستی.

638
00:51:41,541 --> 00:51:44,458
‫دکتر پارک، سلام کن.

639
00:51:44,500 --> 00:51:47,375
‫ایشون همون کسیه که برات
‫سوپ گلوله‌سیب‌زمینی درست کرده.

640
00:51:50,041 --> 00:51:51,866
‫ممنونم.

641
00:51:51,916 --> 00:51:53,866
‫به ذائقه‌ات خورد؟

642
00:51:53,916 --> 00:51:57,825
‫آره، خیلی خیلی خوب بود.

643
00:51:57,875 --> 00:52:02,041
‫دقیقا مزه همون غذایی رو میداد
‫که توی زادگاهم می‌خوردم.

644
00:52:04,041 --> 00:52:06,375
‫خوشحالم.

645
00:52:07,416 --> 00:52:10,125
‫کی توی زادگاهت برات درست می‌کرد؟

646
00:52:12,500 --> 00:52:14,583
‫اون...

647
00:52:15,666 --> 00:52:18,291
‫راستش نمی‌دونم.

648
00:52:24,750 --> 00:52:26,075
‫دکتر پارک،

649
00:52:26,125 --> 00:52:27,991
‫باید زود بری پیش اون‌اوک.

650
00:52:28,041 --> 00:52:29,908
‫آه، باشه.

651
00:52:29,958 --> 00:52:32,375
‫لطفا مراقب خودت باش.

652
00:52:38,208 --> 00:52:40,125
‫ممنونم.

653
00:52:46,041 --> 00:52:47,991
‫باید بستریت کنیم.

654
00:52:48,041 --> 00:52:50,708
‫کسی از خانواده هست که بتونه بیاد اینجا؟

655
00:52:52,708 --> 00:52:54,708
‫اوه، من...

656
00:52:55,250 --> 00:52:57,458
‫کسی رو ندارم.

657
00:52:58,083 --> 00:53:00,500
‫آه، که این‌طوره.

658
00:53:00,916 --> 00:53:03,916
‫ولی باید بستری بشی.

659
00:53:04,333 --> 00:53:06,075
‫باشه.

660
00:53:06,125 --> 00:53:07,575
‫فقط دراز بکش و استراحت کن.

661
00:53:07,625 --> 00:53:09,616
‫خودم کارهای بستریت رو انجام میدم.

662
00:53:09,666 --> 00:53:12,000
‫فقط کارت شناساییت رو بهم بده.

663
00:53:35,750 --> 00:53:37,075
‫می‌خواین بیاین داخل؟

664
00:53:37,125 --> 00:53:37,991
‫آره!

665
00:53:38,041 --> 00:53:39,700
‫نمی‌ترسین؟

666
00:53:39,750 --> 00:53:42,583
‫می‌ترسیم،

667
00:53:42,958 --> 00:53:45,916
‫ولی می‌خوایم سعی کنیم کنارش باشیم.

668
00:53:46,625 --> 00:53:48,416
‫بیاین داخل.

669
00:53:50,041 --> 00:53:51,666
‫باید آروم بیاین.

670
00:53:51,708 --> 00:53:53,625
‫آروم.

671
00:54:09,791 --> 00:54:12,325
‫می‌تونم لمسش کنم؟

672
00:54:12,375 --> 00:54:13,575
‫آره.

673
00:54:13,625 --> 00:54:16,625
‫آروم.

674
00:54:25,166 --> 00:54:27,450
‫اون بچه‌ها رو بیشتر دوست داره.

675
00:54:27,500 --> 00:54:31,291
‫چون بچه‌ها مهربون و صمیمی‌ترن.

676
00:54:41,583 --> 00:54:43,783
‫شبیه خواهر بزرگ‌تره،

677
00:54:43,833 --> 00:54:46,125
‫ولی خیلی بامزه‌ست.

678
00:55:39,791 --> 00:55:42,208
‫اوم...اینو آوردم.

679
00:56:15,125 --> 00:56:16,908
‫همین الان دارین از کشور می‌رین؟

680
00:56:16,958 --> 00:56:19,366
‫خب، یه سری کار دارم که باید انجام بدم.

681
00:56:19,416 --> 00:56:21,450
‫آها، فهمیدم.

682
00:56:21,500 --> 00:56:24,741
‫هدیه‌ای که دیروز بهم دادین به دردم می‌خوره.

683
00:56:24,791 --> 00:56:27,783
‫ممکنه بخش جراحی اطفال الان تحت فشار باشه،

684
00:56:27,833 --> 00:56:32,533
‫ولی این کار به بنیاد فشار اقتصادی زیادی وارد می‌کنه
‫و در نهایت به نفعمون میشه.

685
00:56:32,583 --> 00:56:34,875
‫بله، متوجه شدم.

686
00:56:34,916 --> 00:56:36,616
‫ولی،

687
00:56:36,666 --> 00:56:41,200
‫فکر نمی‌کردم با رئیس‌های گروه وومیونگ
‫و اس‌کیو ارتباطی داشته باشین،

688
00:56:41,250 --> 00:56:44,491
‫برای همین برام سواله چطور راضیشون کردین.

689
00:56:44,541 --> 00:56:47,666
‫وقتش که برسه، می‌فهمی.
‫دیگه قطع کنیم.

690
00:56:50,375 --> 00:56:52,958
‫آه، ببخشید. یه تماس فوری داشتم.

691
00:56:53,708 --> 00:56:55,958
‫داشتیم درباره چی حرف می‌زدیم؟

692
00:56:56,166 --> 00:56:58,908
‫اوه، کسی هست که اذیتت می‌کنه؟

693
00:56:58,958 --> 00:57:00,741
‫همون کسیه که مدیر اجرایی یی با خودش آورده.

694
00:57:00,791 --> 00:57:03,116
‫معاون بیمارستانمون، کانگ هیون‌ته.

695
00:57:03,166 --> 00:57:05,458
‫کانگ هیون‌ته.

696
00:57:07,708 --> 00:57:09,791
‫اولین باره اسمش رو می‌شنوم.

697
00:57:09,833 --> 00:57:12,325
‫ممکنه دردسر درست کنه؟

698
00:57:12,375 --> 00:57:15,450
‫خیلی با آدم‌هایی که طرف
‫مدیر اجرایی یی هستن فرق داره.

699
00:57:15,500 --> 00:57:17,783
‫خیلی زود شرایط رو می‌گیره

700
00:57:17,833 --> 00:57:21,416
‫و مهم‌تر از همه،
‫فکر می‌کنم نقشه دیگه‌ای توی سرشه.

701
00:57:22,708 --> 00:57:25,283
‫خودم در موردش تحقیق می‌کنم.

702
00:57:25,333 --> 00:57:28,166
‫اگه قراره مانعی برامون باشه،
‫باید از قبل آماده باشیم.

703
00:57:30,416 --> 00:57:35,750
‫ممنون که قضیه گروه وومیونگ
‫و اس‌کیو رو حل کردی. زحمت کشیدی.

704
00:57:36,416 --> 00:57:38,116
‫نه، کاری نکردم.

705
00:57:38,166 --> 00:57:42,583
‫رئیس‌های هر دو گروه از دوستان نزدیک پدرم بودن.

706
00:57:43,583 --> 00:57:47,325
‫منم نزدیک بود عروس اون خانواده‌ها بشم.

707
00:57:47,375 --> 00:57:50,241
‫برای همین حرفم رو راحت باور کردن

708
00:57:50,291 --> 00:57:53,458
‫و مشکلات مربوط به بنیاد رو پذیرفتن.

709
00:57:53,500 --> 00:57:56,950
‫داری مقابل مادرت می‌ایستی،

710
00:57:57,000 --> 00:57:58,625
‫مشکلی نداری؟

711
00:57:58,666 --> 00:58:00,283
‫اون مادر من نیست.

712
00:58:00,333 --> 00:58:02,916
‫اون رئیس کل لی یو وونه.

713
00:58:05,750 --> 00:58:09,783
‫قلقلک، قلقلک، قلقلک!

714
00:58:09,833 --> 00:58:12,491
‫خواهر، خواهر، دست‌هات رو بیار بالا،

715
00:58:12,541 --> 00:58:15,408
‫و قلقلک، قلقلک، قلقلک!

716
00:58:15,458 --> 00:58:18,000
‫قلقلک، قلقلک، قلقلک!

717
00:58:21,291 --> 00:58:22,533
‫بله؟

718
00:58:22,583 --> 00:58:25,658
‫فورا برو اورژانس و بخیه‌های
‫بیمارِ زخم شکمی رو انجام بده.

719
00:58:25,708 --> 00:58:28,041
‫آه، متوجه شدم.

720
00:59:01,458 --> 00:59:04,033
‫اول فقط یه شلوغی راه بنداز.

721
00:59:04,083 --> 00:59:06,791
‫بقیه‌ش با من.

722
00:59:35,333 --> 00:59:37,583
‫همه‌چی انجام شد.

723
00:59:39,875 --> 00:59:42,000
‫ممنون که تحملش کردی.

724
00:59:42,041 --> 00:59:44,333
‫دیگه مشکلی پیش نمیاد.

725
01:00:08,291 --> 01:00:10,250
‫چرا این بازه؟ آه!

726
01:00:23,083 --> 01:00:24,241
‫حالت خوبه؟

727
01:00:24,291 --> 01:00:26,700
‫هی، آروم باش.

728
01:00:26,750 --> 01:00:28,325
‫هی، هی، هی!

729
01:00:28,375 --> 01:00:29,833
‫هی!

730
01:00:46,458 --> 01:00:49,158
‫این عکس سونوگرافی اون‌اوکه،
‫که دو ساعت پیش گرفته شده.

731
01:00:49,208 --> 01:00:51,533
‫اندازه آبسه بزرگ‌تر شده.

732
01:00:51,583 --> 01:00:54,458
‫به نظر میاد آنتی‌بیوتیک‌ها تاثیری نداشتن.

733
01:00:54,791 --> 01:00:56,825
‫پس باید آنتی‌بیوتیک رو عوض کنیم؟

734
01:00:56,875 --> 01:00:58,241
‫نه.

735
01:00:58,291 --> 01:01:01,625
‫حالا که آبسه بزرگ‌تر شده،
‫دیگه نمی‌تونیم دست روی دست بذاریم.

736
01:01:01,666 --> 01:01:03,491
‫اگه اشتباه انجامش بدیم،
‫ممکنه آبسه پاره بشه.

737
01:01:03,541 --> 01:01:06,408
‫چا یون‌سو، واسه فردا وقت عمل بگیر.

738
01:01:06,458 --> 01:01:07,991
‫چشم.

739
01:01:08,041 --> 01:01:09,625
‫بله؟

740
01:01:10,250 --> 01:01:12,000
‫چی؟!

741
01:01:15,375 --> 01:01:17,291
‫یه لحظه کنین!
‫صبر کنین!

742
01:01:20,500 --> 01:01:21,783
‫چه اتفاقی افتاد؟

743
01:01:21,833 --> 01:01:24,958
‫فکر کنم وقتی دکتر پارک اینجا نبود، در باز مونده.

744
01:01:28,458 --> 01:01:30,491
‫لطفا شما کاری نکنین، خودمون آرومش می‌کنیم.

745
01:01:30,541 --> 01:01:32,741
‫با احتیاط از اینجا می‌بریمش.

746
01:01:32,791 --> 01:01:34,908
‫این بچه مشکل شکمی داره.

747
01:01:34,958 --> 01:01:36,158
‫نمی‌تونین همین‌طوری باهاش برخورد کنین.

748
01:01:36,208 --> 01:01:38,575
‫خودمون از پسش برمیایم،
‫شما دکترها فقط همون‌جا بمونین، لطفا.

749
01:01:38,625 --> 01:01:40,791
‫گفتم نمی‌تونین!

750
01:01:41,333 --> 01:01:43,458
‫فعلا بذار اونا کارشونو بکنن.

751
01:02:21,125 --> 01:02:24,583
‫لطفا این کار رو نکن!
‫لطفا این کار رو نکن!

752
01:02:25,125 --> 01:02:27,075
‫- دکتر پارک!
‫- داری چیکار می‌کنی؟!

753
01:02:27,125 --> 01:02:31,125
‫دکتر پارک! چرا این‌طوری رفتار می‌کنی؟

754
01:02:33,125 --> 01:02:43,125
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M