1
00:00:01,583 --> 00:00:03,666
‫‏«قسمت نهم»‏

2
00:00:11,499 --> 00:00:13,583
‫گیوهیون!

3
00:00:16,333 --> 00:00:17,791
‫گیوهیون!

4
00:00:18,958 --> 00:00:20,458
‫جلو نیاید!

5
00:00:20,499 --> 00:00:25,333
‫گیوهیون، بیا پایین
‫با هم حرف بزنیم، باشه؟

6
00:00:25,416 --> 00:00:26,791
‫گیوهیون.

7
00:00:26,833 --> 00:00:29,374
‫چرا یهو این‌طوری شدی؟

8
00:00:29,416 --> 00:00:30,708
‫بهت گفتم نزدیک نیا!

9
00:00:30,749 --> 00:00:33,041
‫نه!

10
00:00:34,499 --> 00:00:38,458
‫گیوهیون، خواهش می‌کنم.

11
00:00:38,499 --> 00:00:41,333
‫اگه عمل کنم،
‫دیگه نمی‌تونم آواز بخونم!

12
00:00:41,374 --> 00:00:43,458
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم بخونم!

13
00:00:43,499 --> 00:00:46,041
‫این‌طور نیست گیوهیون.

14
00:00:46,083 --> 00:00:47,416
‫اصلاً این‌طور نیست.

15
00:00:47,458 --> 00:00:50,541
‫راست می‌گه، گیوهیون.
‫مامانت راست می‌گه.

16
00:00:50,583 --> 00:00:53,541
‫فقط یه عمل ساده‌ست،
‫فقط برای درمان.

17
00:00:53,583 --> 00:00:56,916
‫به حرفمون اعتماد
‫کن و بیا پایین.

18
00:00:57,666 --> 00:00:59,874
‫دروغ نگین، خواهش می‌کنم.

19
00:01:00,666 --> 00:01:02,541
‫خودم همه‌چیز رو شنیدم.

20
00:01:09,166 --> 00:01:11,166
‫گیوهیون.

21
00:01:11,208 --> 00:01:13,999
‫واقعاً نمی‌ترسی؟

22
00:01:14,041 --> 00:01:16,658
‫حتی یه‌ذره هم
‫از مردن نمی‌ترسم.

23
00:01:16,708 --> 00:01:18,833
‫نمی‌ترسم!

24
00:01:23,249 --> 00:01:25,333
‫من... من... من...‏

25
00:01:25,999 --> 00:01:27,958
‫من می‌ترسم.

26
00:01:29,083 --> 00:01:32,874
‫اگه بمیرم، تنها می‌شم.

27
00:01:34,624 --> 00:01:37,166
‫تنهایی رو دوست ندارم.

28
00:01:37,208 --> 00:01:41,166
‫خرگوشه و داداشم توی بهشتن.

29
00:01:42,083 --> 00:01:44,458
‫ولی فکر نکنم
‫بتونم برم اونجا.

30
00:01:45,624 --> 00:01:49,708
‫چون خیلی دل بقیه رو شکستم.

31
00:01:51,749 --> 00:01:55,124
‫حتی اگه بقیه ازم
‫بدشون بیاد و بگن خنگم،

32
00:01:55,999 --> 00:01:58,083
‫بازم دلم می‌خواد زنده بمونم.

33
00:01:59,166 --> 00:02:01,999
‫چون این‌طوری،
‫دست‌کم می‌تونم کنار آدم‌ها باشم.

34
00:02:09,541 --> 00:02:11,708
‫ولی گیوهیون،

35
00:02:12,499 --> 00:02:15,541
‫همه تو رو خیلی دوست دارن،
‫مگه نه؟

36
00:02:16,291 --> 00:02:18,499
‫خیلی بهت حسودیم می‌شه.

37
00:02:19,999 --> 00:02:23,291
‫برای همین نباید بپری.

38
00:02:23,333 --> 00:02:27,624
‫اگه بمیری، کسایی که دوستت
‫دارن خیلی خیلی غصه‌دار می‌شن.

39
00:02:27,666 --> 00:02:30,166
‫چون دیگه حتی اگه دلشون برات
‫پر بکشه هم نمی‌تونن ببیننت.

40
00:02:31,624 --> 00:02:34,708
‫حتی وقتی همه ازم بدشون میاد،
‫من زنده می‌مونم.

41
00:02:35,833 --> 00:02:37,916
‫تو نباید بمیری.

42
00:02:39,791 --> 00:02:44,333
‫تازه تو مامان و بابا هم داری،
‫مگه نه؟

43
00:02:45,999 --> 00:02:47,999
‫ولی من از خیلی وقت
‫پیش هیچ‌کس رو نداشتم.

44
00:02:53,416 --> 00:02:57,124
‫حتی رفتن بالای سرسره هم
‫برام ترسناک بود.

45
00:02:58,708 --> 00:03:02,249
‫زود بیا پایین،
‫بیا پایین، سرت گیج می‌ره.

46
00:03:02,333 --> 00:03:03,874
‫زود باش، بدو.

47
00:03:04,874 --> 00:03:14,874
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

48
00:03:56,457 --> 00:03:59,791
‫ممنون، گیوهیون.

49
00:04:08,207 --> 00:04:11,416
‫سریع ببریدش اورژانس.
‫فعلاً عفونت رو تخلیه کنید.

50
00:04:18,874 --> 00:04:20,374
‫بله، رئیس.

51
00:04:21,874 --> 00:04:23,499
‫رئیس،

52
00:04:23,541 --> 00:04:27,207
‫شما تا حالا داروی هتا ویزن رو
‫برای بیماری تجویز کردین؟

53
00:04:27,916 --> 00:04:29,832
‫هر چی شد،
‫فقط بگو خودت تجویزش کردی.

54
00:04:29,874 --> 00:04:32,666
‫بگو رئیس بیمارستان هم
‫ازش چشم‌پوشی کرده.

55
00:04:32,707 --> 00:04:35,832
‫تهش اینه که پروانه‌ی
‫پزشکیت باطل می‌شه.

56
00:04:35,874 --> 00:04:40,457
‫در عوض یه جایگاه توی
‫هیئت‌مدیره‌ی بنیاد بهت می‌دم.

57
00:04:40,499 --> 00:04:43,874
‫تجویزش کردی یا نه؟

58
00:04:45,416 --> 00:04:47,499
‫هتا ویزن...

59
00:04:48,999 --> 00:04:51,416
‫من هیچ‌وقت تجویزش نکردم.

60
00:04:52,624 --> 00:04:56,499
‫پس، پروفسور کیم دوهان،
‫شما چی؟ تا حالا تجویزش کردین؟

61
00:04:57,707 --> 00:04:59,291
‫نه.

62
00:05:00,291 --> 00:05:02,499
‫پس از شما می‌پرسم، رئیس.

63
00:05:02,541 --> 00:05:06,374
‫در جریان تجویز
‫این دارو بودین؟

64
00:05:13,957 --> 00:05:17,416
‫تجویز هتا ویزن...

65
00:05:24,666 --> 00:05:26,874
‫من معاون بیمارستان هستم.

66
00:05:26,916 --> 00:05:29,041
‫سازمان غذا و دارو
‫این‌طوری بازجویی می‌کنه؟

67
00:05:29,082 --> 00:05:31,124
‫فقط داریم چند تا
‫سوال ساده می‌پرسیم.

68
00:05:31,166 --> 00:05:33,332
‫مگه شما دادستانین؟

69
00:05:34,416 --> 00:05:37,624
‫هر وقت مدرک قطعی آوردید،
‫بیاید بازجویی کنید.

70
00:05:37,666 --> 00:05:39,041
‫اگه بخواید
‫این‌طوری پیش برید،

71
00:05:39,082 --> 00:05:41,332
‫ما هم علیه‌تون اقدام
‫قانونی می‌کنیم.

72
00:05:50,624 --> 00:05:53,582
‫گیوهیون،
‫الان عملت نمی‌کنیم.

73
00:05:53,624 --> 00:05:56,207
‫فقط چرک و عفونتی که توی
‫گلوت جمع شده رو می‌کشیم بیرون.

74
00:05:56,249 --> 00:05:59,707
‫پس اصلاً نگران نباش، باشه؟

75
00:06:01,291 --> 00:06:03,999
‫نگران نباش، الان تموم می‌شه.

76
00:06:04,041 --> 00:06:05,666
‫می‌خوام شروع کنم، باشه؟

77
00:06:07,916 --> 00:06:09,874
‫چی می‌گی؟

78
00:06:10,457 --> 00:06:13,999
‫گیوهیون اصلاً
‫آهنگ گوش نمی‌داد.

79
00:06:14,041 --> 00:06:16,707
‫توی ام‌پی‌تری پلیری که
‫گیوهیون می‌ذاشت گوشش،

80
00:06:16,749 --> 00:06:18,832
‫هیچی نبود.

81
00:06:23,082 --> 00:06:27,707
‫گیوهیون برای آهنگ گوش‌ دادن
‫اون رو توی گوشش نمی‌ذاشت.

82
00:06:27,749 --> 00:06:29,707
‫می‌ذاشت چون دوست نداشت
‫سر و صدا بشنوه،

83
00:06:29,749 --> 00:06:32,124
‫از هدفون‌ها به‌جای
‫گوش‌گیر استفاده می‌کرد.

84
00:06:32,582 --> 00:06:34,666
‫احتمالاً اصلاً دلش هم
‫نمی‌خواست آهنگ گوش بده.

85
00:06:34,707 --> 00:06:36,291
‫چون موسیقی هم
‫یه جور سر و صداست.

86
00:06:36,332 --> 00:06:38,582
‫این حرف‌ها چیه می‌گی؟

87
00:06:38,624 --> 00:06:40,166
‫حرفم کاملاً منطقیه.

88
00:06:40,207 --> 00:06:41,332
‫منم بچگیام،

89
00:06:41,374 --> 00:06:42,791
‫چون دوست نداشتم صدای
‫مسخره کردن...

90
00:06:42,832 --> 00:06:44,332
‫دوستام رو بشنوم،

91
00:06:44,791 --> 00:06:47,082
‫خیلی وقت‌ها
‫گوش‌هام رو می‌گرفتم.

92
00:06:52,041 --> 00:06:53,582
‫ولی،

93
00:06:54,582 --> 00:06:57,165
‫واقعاً نمی‌خواید عمل کنید؟

94
00:06:57,207 --> 00:06:58,874
‫نه، نمی‌خوام.

95
00:06:58,915 --> 00:07:00,665
‫به هیچ وجه عمل نمی‌کنم.

96
00:07:02,540 --> 00:07:06,582
‫نمی‌شه این کار رو کرد...
‫اصلاً امکان نداره.

97
00:07:08,957 --> 00:07:11,082
‫هر کاری می‌کنی،
‫باید خوب از پسش بربیای.

98
00:07:12,124 --> 00:07:14,749
‫دیگه چه فایده‌ای داره؟

99
00:07:14,790 --> 00:07:18,374
‫من همین الانشم پزشکی‌ام که
‫به وجدان خودش خیانت کرده.

100
00:07:19,290 --> 00:07:21,124
‫تقصیر تو نیست.

101
00:07:21,749 --> 00:07:23,915
‫این کار رو به خاطر
‫پارک شی‌اون کردی.

102
00:07:23,957 --> 00:07:26,082
‫این فقط یه بهانه‌ست.

103
00:07:27,332 --> 00:07:29,749
‫با هر روش دیگه‌ای هم که بود،
‫حتی بهتر از این،

104
00:07:29,790 --> 00:07:32,457
‫می‌تونستم یه کاری کنم
‫که شی‌اون بمونه.

105
00:07:33,207 --> 00:07:35,499
‫خیلی بی‌ملاحظه و کوته‌فکر بودم.

106
00:07:35,540 --> 00:07:37,624
‫این قضیه رو بسپر
‫به معاون بیمارستان.

107
00:07:37,665 --> 00:07:39,824
‫این قضیه ربطی به وجدان نداره.

108
00:07:39,874 --> 00:07:41,582
‫دوهان،

109
00:07:41,624 --> 00:07:46,290
‫دست‌کم تو نباید مثل
‫این معلم احمق از پا دربیای.

110
00:08:21,249 --> 00:08:23,499
‫آخه چطور یه مادر می‌تونه
‫این‌طوری رفتار کنه؟

111
00:08:23,540 --> 00:08:24,665
‫چیزی نمونده بود یه بلایی سر...

112
00:08:24,707 --> 00:08:26,082
‫بچه‌اش بیاد ولی
‫بازم کوتاه نمیاد.

113
00:08:26,124 --> 00:08:27,290
‫آره، مگه نه؟

114
00:08:27,332 --> 00:08:30,040
‫مادرهای دیگه زمین و زمان رو
‫به هم می‌دوختن تا بچه‌شون عمل بشه.

115
00:08:30,082 --> 00:08:31,749
‫مادر این بچه دیگه کاملاً
‫عقلش رو از دست داده...

116
00:08:31,790 --> 00:08:33,374
‫چسبیده به گروه کُر
‫آلمان و این‌جور چیزها.

117
00:08:33,415 --> 00:08:35,207
‫اون وقت به اینم می‌گن مادر!

118
00:08:35,249 --> 00:08:38,707
‫یاد قضیه شیم نابینا افتادم که دخترش رو
‫فقط برای نذر ۳۰۰ کیسه برنج داد به بودا.

119
00:08:39,249 --> 00:08:41,707
‫«فقط» چیه؟

120
00:08:42,082 --> 00:08:45,040
‫طبق معیار برنج،
‫هر سوک معادل ۱۴۴ کیلوگرمه.

121
00:08:45,082 --> 00:08:47,249
‫۳۰۰ سوک ضرب‌در ۱۴۴ کیلوگرم.

122
00:08:47,290 --> 00:08:50,540
‫می‌شه ۴۳۲۰۰ کیلوگرم،
‫یعنی ۴۳.۲ تن.

123
00:08:50,582 --> 00:08:53,790
‫اگه به کیسه‌های ۲۰ کیلویی
‫امروزی تبدیلش کنیم،

124
00:08:53,832 --> 00:08:55,707
‫می‌شه ۲۱۶۰ کیسه.

125
00:08:55,749 --> 00:08:59,915
‫اگه قیمت امروزی هر کیسه ۲۰
‫کیلویی رو ۴۰ هزار وون حساب کنیم،

126
00:08:59,957 --> 00:09:04,332
‫۲۱۶۰ ضرب‌در ۴۰ هزار وون می‌شه
‫۸۶ میلیون و ۴۰۰ هزار وون.

127
00:09:07,874 --> 00:09:09,332
‫وقتی رفتم
‫یه سوپرمارکت بزرگ،

128
00:09:09,374 --> 00:09:11,999
‫توی حراج ویژه، کیسه‌ی ۲۰
‫کیلویی فقط ۱۸ هزار وون بود.

129
00:09:12,957 --> 00:09:15,582
‫جداً؟ این‌طوریه؟

130
00:09:18,624 --> 00:09:21,124
‫با هر روش دیگه‌ای هم که بود،
‫حتی بهتر از این،

131
00:09:21,165 --> 00:09:22,874
‫می‌تونستم یه کاری
‫کنم که شی‌اون بمونه.

132
00:09:31,582 --> 00:09:32,707
‫صدام کردی؟

133
00:09:32,749 --> 00:09:34,740
‫به پارک شی‌اون
‫بگو بیاد پیشم.

134
00:09:34,790 --> 00:09:38,040
‫احیاناً می‌خوای
‫امروز بهش بگی؟

135
00:09:39,582 --> 00:09:41,165
‫خواهش می‌کنم یه‌کم
‫بیشتر بهش فکر کن.

136
00:09:41,207 --> 00:09:42,374
‫به چی بیشتر فکر کنم؟

137
00:09:42,415 --> 00:09:44,915
‫خودتم امروز دیدی، پروفسور.

138
00:09:44,957 --> 00:09:47,999
‫دکتر پارک اصلاً
‫بی‌فکرانه رفتار نکرد.

139
00:09:48,040 --> 00:09:50,082
‫تازه داره یک‌سری
‫چیزها رو درک می‌کنه.

140
00:09:50,124 --> 00:09:52,582
‫یه جراح باید در یه لحظه
‫هزاران چیز رو تشخیص بده،

141
00:09:52,624 --> 00:09:54,165
‫حتی ده‌ها هزار چیز رو.

142
00:09:54,207 --> 00:09:56,957
‫اون وقت ما فقط برای همین
‫یه کار ساده تأییدش کنیم؟

143
00:09:56,999 --> 00:09:58,999
‫بعدشم، برای این‌که بتونه
‫قدرت تشخیص درست پیدا کنه،

144
00:09:59,040 --> 00:10:01,540
‫تا کی باید منتظر بمونیم؟

145
00:10:01,582 --> 00:10:04,082
‫یک سال؟ ده سال؟

146
00:10:04,124 --> 00:10:05,999
‫هیچ‌کس جواب این سوال رو نمی‌دونه.

147
00:10:06,040 --> 00:10:08,832
‫ولی بالاخره امیدی هست،
‫مگه نه؟

148
00:10:09,582 --> 00:10:10,407
‫به همین خاطر،

149
00:10:10,457 --> 00:10:13,499
‫می‌خوام بفرستمش یه بخش
‫دیگه تا این امید از بین نره.

150
00:10:39,707 --> 00:10:41,332
‫وای، ترسوندیم.

151
00:10:41,373 --> 00:10:43,623
‫اون چیه، نیم‌وجبی؟

152
00:10:43,665 --> 00:10:47,332
‫بستنی می‌خوای؟

153
00:10:47,373 --> 00:10:48,998
‫نمی‌خوام بخورم! برو پی کارت!

154
00:10:49,040 --> 00:10:53,457
‫از این بستنی دوقلوهاست،
‫نصف می‌شه.

155
00:11:00,082 --> 00:11:02,248
‫بفرمایید، بخورید.

156
00:11:02,290 --> 00:11:05,457
‫وقتی یه بزرگ‌تر حرف می‌زنه
‫باید گوش کنی، نیم‌وجبی!

157
00:11:07,332 --> 00:11:09,957
‫پینه و زخم...

158
00:11:09,998 --> 00:11:11,540
‫چی؟

159
00:11:11,582 --> 00:11:15,873
‫روی دست‌هات
‫پینه و زخم داری.

160
00:11:15,915 --> 00:11:20,040
‫بیشتر از همه به دست‌هایی
‫حسودیم می‌شه که پینه و زخم دارن.

161
00:11:20,082 --> 00:11:22,290
‫این یعنی اون دست کلی
‫عمل انجام داده.

162
00:11:22,332 --> 00:11:25,123
‫شما خیلی بیشتر
‫از دکتر کیم دوهان...

163
00:11:25,165 --> 00:11:27,832
‫و دکتر چا یون‌سو عمل
‫انجام دادی.

164
00:11:28,748 --> 00:11:32,748
‫منم می‌خوام هر چه زودتر
‫یه جراح بشم...

165
00:11:32,790 --> 00:11:35,290
‫و مثل شما روی دست‌هام کلی
‫پینه و زخم جمع کنم.

166
00:11:35,332 --> 00:11:36,915
‫این آرزومه.

167
00:11:36,957 --> 00:11:38,873
‫چی می‌گی؟

168
00:11:38,915 --> 00:11:41,290
‫چرت‌وپرت نگو و برو رد کارت!

169
00:11:42,165 --> 00:11:44,248
‫بخورش.

170
00:12:02,082 --> 00:12:04,415
‫مطمئنم کار مدیرعامل،
‫لیه.

171
00:12:04,457 --> 00:12:07,415
‫کل پرونده‌های تزریق
‫اون زمان پاک شدن.

172
00:12:07,457 --> 00:12:09,623
‫آره، درسته.

173
00:12:09,665 --> 00:12:11,873
‫در خصوص قضیه‌ی
‫سازمان غذا و دارو...

174
00:12:13,915 --> 00:12:17,582
‫آهان، بله متوجه شدم.

175
00:12:17,665 --> 00:12:19,748
‫ممنون، جناب رئیس.

176
00:12:21,498 --> 00:12:23,207
‫هی، چرا رفتی تو فکر؟

177
00:12:23,248 --> 00:12:27,073
‫چی؟ آهان، به خاطر حرفیه
‫که پارک شی‌اون امروز زد.

178
00:12:27,123 --> 00:12:29,873
‫خیلی گناه داره.

179
00:12:29,915 --> 00:12:32,623
‫راستش، من هیچ‌وقت از پارک
‫شی‌اون بدم نمی‌اومد،

180
00:12:32,665 --> 00:12:33,915
‫ولی خودش این‌طوری فکر می‌کنه.

181
00:12:33,957 --> 00:12:35,207
‫منم یه‌جورایی
‫همین حس رو داشتم.

182
00:12:35,248 --> 00:12:38,707
‫شماها که شرایطش رو می‌دونین،
‫دیگه چرا این‌طوری می‌گین؟

183
00:12:38,832 --> 00:12:43,332
‫حتی حیوون هم می‌فهمه
‫کی ازش بدش میاد.

184
00:12:43,540 --> 00:12:44,998
‫پارک شی‌اون،

185
00:12:45,040 --> 00:12:48,123
‫هرچند نمی‌شه باهاش درست حرف زد
‫و بعضی وقت‌ها دردسر درست می‌کنه،

186
00:12:48,165 --> 00:12:50,332
‫ولی پسر بدی نیست، مگه نه؟

187
00:12:50,373 --> 00:12:53,373
‫آه... بی‌خیال بابا.

188
00:12:53,415 --> 00:12:56,998
‫کسی که دردسر درست کنه،
‫آدم بدیه دیگه.

189
00:12:58,915 --> 00:13:01,665
‫مگه خودت تا حالا
‫دردسر درست نکردی؟

190
00:13:02,540 --> 00:13:05,748
‫این پسره چرا یهو
‫این‌طوری شد...

191
00:13:08,290 --> 00:13:10,998
‫قضیه‌ی سازمان غذا و دارو هم
‫تا آخر امروز حل می‌شه.

192
00:13:11,040 --> 00:13:12,415
‫دیگه کافیه.

193
00:13:12,498 --> 00:13:14,332
‫لطفاً توی کارهای
‫بیمارستان دخالت نکن.

194
00:13:14,373 --> 00:13:16,415
‫اگه به خاطر همچین مشکلاتی
‫استعفا بدی، تکلیف...

195
00:13:16,457 --> 00:13:18,665
‫تمام دستاوردهایی که این همه
‫سال به‌دست آوردی چی می‌شه؟

196
00:13:18,707 --> 00:13:19,957
‫وقتی اشتباهی ازم سر زده،

197
00:13:19,998 --> 00:13:22,040
‫باید برم کنار،
‫حتی اگه بی‌آبرو بشم.

198
00:13:22,082 --> 00:13:24,832
‫تمام دانشجوهایی
‫که الگوشون بودی...

199
00:13:24,873 --> 00:13:28,207
‫و دکتر پارک شی‌اون که
‫شما رو مثل پدرش می‌دونه.

200
00:13:28,248 --> 00:13:31,998
‫این اتفاق همه رو آزرده می‌کنه.

201
00:13:32,040 --> 00:13:34,165
‫نه.

202
00:13:34,207 --> 00:13:39,915
‫رفتن من، آخرین درسیه
‫که به شاگردام می‌دم.

203
00:13:41,998 --> 00:13:47,832
‫لطفاً با همون طرح‌های
‫بیمارستانی که بهم دادی، برو.

204
00:13:47,873 --> 00:13:51,332
‫اگه قبول نکنی،
‫ممکنه مشکل بزرگ‌تری پیش بیاد.

205
00:13:51,373 --> 00:13:56,331
‫همین که مطمئن بشم رفتی،
‫منم می‌رم.

206
00:14:11,123 --> 00:14:13,081
‫بعد از این‌که کارت
‫با گیوهیون تموم شد،

207
00:14:13,123 --> 00:14:14,581
‫برو به یه بخش دیگه.

208
00:14:14,998 --> 00:14:17,248
‫به بخش آسیب‌شناسی بالینی،

209
00:14:18,665 --> 00:14:21,781
‫به پروفسور اون بخش هم گفتم.

210
00:14:21,831 --> 00:14:24,873
‫اینم توصیه‌نامه‌ی من.
‫خوب ازش نگه‌داری کن.

211
00:14:26,081 --> 00:14:27,956
‫نمی‌خوای بگیریش؟

212
00:14:28,831 --> 00:14:31,781
‫نمی‌خوام بگیرمش.

213
00:14:31,831 --> 00:14:33,706
‫می‌خوام جراح اطفال بشم.

214
00:14:33,748 --> 00:14:36,415
‫به بخش آسیب‌شناسی
‫بالینی نمی‌رم.

215
00:14:41,206 --> 00:14:42,748
‫الان داری روی
‫حرف من حرف می‌زنی؟

216
00:14:42,790 --> 00:14:45,248
‫روی حرفتون حرف نمی‌زنم،
‫دارم آرزوم رو بهتون می‌گم.

217
00:14:45,290 --> 00:14:47,581
‫جراح شدن برای تو
‫یه آرزوی غیرواقعیه.

218
00:14:47,623 --> 00:14:49,373
‫بخش آسیب‌شناسی بالینی
‫یه آرزوی واقع‌بینانه‌ست.

219
00:14:49,415 --> 00:14:51,831
‫من از این چیزها
‫زیاد سر درنمیارم.

220
00:14:51,873 --> 00:14:53,331
‫هرطور شده می‌خوام جراح بشم.

221
00:14:53,373 --> 00:14:54,540
‫متوجه حرفم نمی‌شی؟

222
00:14:54,581 --> 00:14:57,456
‫می‌دونم از من خوشتون نمیاد.

223
00:14:57,498 --> 00:15:00,623
‫ولی اشکالی نداره اگه حتی
‫بیشتر از این ازم بدتون بیاد.

224
00:15:00,665 --> 00:15:02,448
‫فقط بذارین توی
‫بخش اطفال بمونم.

225
00:15:02,498 --> 00:15:05,915
‫لطفاً به حرفام گوش کن!
‫به حرفام!

226
00:15:08,123 --> 00:15:09,873
‫مگه کسی بهت گفته
‫دیگه دکتر نباشی؟

227
00:15:09,915 --> 00:15:12,290
‫مگه فقط جراح‌ها
‫دکتر واقعی‌ان؟

228
00:15:12,331 --> 00:15:13,498
‫این رو
‫از روی صلاح خودت می‌گم...

229
00:15:13,540 --> 00:15:14,790
‫پس حداقل باید
‫به حرفم گوش کنی.

230
00:15:14,831 --> 00:15:19,581
‫پروفسور،
‫بعداً باهاش صحبت کن.

231
00:15:32,998 --> 00:15:34,748
‫پارک شی‌اون.

232
00:15:34,790 --> 00:15:36,165
‫بله.

233
00:15:36,206 --> 00:15:38,498
‫پروفسور این کار رو
‫نمی‌کنه چون ازت بدش میاد.

234
00:15:38,540 --> 00:15:39,623
‫خودت این رو می‌دونی، مگه نه؟

235
00:15:39,915 --> 00:15:44,498
‫نه، من رو می‌فرسته
‫اون‌جا چون ازم بدش میاد.

236
00:15:48,915 --> 00:15:54,915
‫قطعه‌ی بعدی، نکتورن شماره‌ی ۲ اثر شوپن،
‫اپوس ۹ ـه.

237
00:17:12,748 --> 00:17:13,998
‫بله.

238
00:17:16,831 --> 00:17:21,998
‫شی‌اون، به چیزی که
‫می‌خوام بگم خوب گوش می‌دی؟

239
00:17:22,039 --> 00:17:23,498
‫بله.

240
00:17:24,748 --> 00:17:26,248
‫حتی اگه من این‌جا نباشم،

241
00:17:26,289 --> 00:17:30,206
‫می‌تونی توی بیمارستان خوب کار کنی،
‫مگه نه؟

242
00:17:31,289 --> 00:17:33,414
‫لطفاً بهم جواب بده.

243
00:17:36,081 --> 00:17:39,623
‫قراره بری جایی؟

244
00:17:39,664 --> 00:17:40,956
‫نه، نه.

245
00:17:40,998 --> 00:17:45,373
‫همین‌طوری گفتم، برای روزی
‫که ممکنه در آینده پیش بیاد.

246
00:17:46,081 --> 00:17:50,489
‫اگه شما این‌جا نباشی،
‫من خیلی غمگین می‌شم.

247
00:17:50,539 --> 00:17:52,123
‫خیلی زیاد...

248
00:17:52,164 --> 00:17:54,414
‫شی‌اون...

249
00:17:54,456 --> 00:17:57,581
‫تو دیگه اون‌قدر بزرگ شدی که
‫بتونی از خودت مراقبت کنی،

250
00:17:57,623 --> 00:18:00,539
‫بدون این‌که لازم
‫باشه مراقبت باشم.

251
00:18:00,581 --> 00:18:02,831
‫نه، من هنوز کوچیکم.

252
00:18:02,873 --> 00:18:04,539
‫نه.

253
00:18:04,581 --> 00:18:10,081
‫دلت که همیشه به فکر مریض‌هاست،
‫اصلاً کوچیک نیست.

254
00:18:10,123 --> 00:18:15,081
‫منم سعی دارم ازت یاد بگیرم
‫تا همچین دلی داشته باشم.

255
00:18:15,123 --> 00:18:17,914
‫برای همینه که
‫می‌گم بزرگ شدی.

256
00:18:27,664 --> 00:18:33,998
‫این‌که من این‌جا باشم یا نباشم،
‫نباید برات مهم باشه.

257
00:18:34,998 --> 00:18:38,498
‫همون‌طور که من برات
‫این‌کار رو کردم،

258
00:18:38,539 --> 00:18:42,706
‫تو هم باید برای
‫همه‌ی بچه‌های مریض...

259
00:18:42,748 --> 00:18:47,289
‫یه دوست خوب باشی. باشه؟

260
00:18:48,248 --> 00:18:53,706
‫همون‌طور که گفتی،
‫من با بچه‌ها دوست می‌شم.

261
00:18:53,748 --> 00:19:00,039
‫ولی در عوض،
‫ازت می‌خوام از پیشم نری.

262
00:19:15,039 --> 00:19:17,873
‫اگه جای دیگه‌ای هم درد می‌کنه،
‫لطفاً بهم بگو.

263
00:19:17,914 --> 00:19:20,706
‫یه کاری می‌کنم
‫که دردش آروم بشه.

264
00:19:26,748 --> 00:19:31,206
‫خیلی ناراحتی که شاید دیگه نتونی آواز بخونی،
‫مگه نه؟

265
00:19:31,248 --> 00:19:33,831
‫ناراحت نیستم،

266
00:19:35,539 --> 00:19:38,414
‫فقط هنوزم دلم می‌خواد بمیرم.

267
00:19:40,539 --> 00:19:43,414
‫می‌دونی، من...

268
00:19:43,456 --> 00:19:46,456
‫...از وقتی چهار سالم بود
‫فقط آواز خوندم.

269
00:19:47,373 --> 00:19:50,456
‫حتی قبل از این‌که
‫یاد بگیرم حرف بزنم.

270
00:19:50,498 --> 00:19:54,748
‫نه مدرسه رفتم،
‫نه رفیقی پیدا کردم.

271
00:19:55,914 --> 00:19:58,623
‫حتی بازی هم نکردم.

272
00:19:59,581 --> 00:20:02,581
‫اگه دیگه نتونم
‫آواز بخونم...

273
00:20:02,623 --> 00:20:05,539
‫دیگه هیچی نیستم.

274
00:20:07,748 --> 00:20:12,748
‫گمونم می‌فهمم چه حسی داری.

275
00:20:13,706 --> 00:20:17,039
‫چون منم شاید دیگه
‫نتونم پزشک بشم.

276
00:20:19,664 --> 00:20:24,248
‫بقیه بهم می‌گن
‫دیگه دکتر نباشم.

277
00:20:24,289 --> 00:20:26,206
‫چرا؟

278
00:20:27,539 --> 00:20:30,581
‫چون یه‌کم با بقیه فرق دارم.

279
00:20:30,623 --> 00:20:33,664
‫برای همین، یه‌جورایی خنگم.

280
00:20:33,706 --> 00:20:38,623
‫حرف بقیه رو نمی‌فهمم
‫و همه‌اش دردسر درست می‌کنم.

281
00:20:38,664 --> 00:20:42,706
‫ولی تو حداقل امید داری.

282
00:20:44,206 --> 00:20:45,289
‫امید؟

283
00:20:45,331 --> 00:20:48,206
‫حتی اگه بقیه
‫نذارن دکتر بشی،

284
00:20:49,164 --> 00:20:52,497
‫باز می‌تونی سعیت رو بکنی.

285
00:20:52,539 --> 00:20:55,706
‫تا بالاخره یه روز دکتر بشی.

286
00:20:55,747 --> 00:20:57,789
‫تا بالاخره یه روز دکتر بشم؟

287
00:20:57,831 --> 00:21:02,122
‫آره، تا بالاخره بشی.

288
00:21:02,997 --> 00:21:08,956
‫ولی من اگه عمل کنم،
‫حتی نمی‌تونم سعی کنم.

289
00:21:15,081 --> 00:21:17,747
‫فردا صبح بیمارستان رو
‫ترک می‌کنیم.

290
00:21:19,164 --> 00:21:23,456
‫حال گیوهیون خیلی بدتر
‫از چیزیه که به نظر می‌رسه‌.

291
00:21:24,164 --> 00:21:26,539
‫فقط عفونت رو کشیدیم
‫و ورمش رو کم کردیم.

292
00:21:26,581 --> 00:21:28,372
‫عفونت از داخل هنوز
‫داره بیشتر می‌شه.

293
00:21:28,414 --> 00:21:30,081
‫باید هفته‌ی
‫آینده بریم خارج.

294
00:21:30,122 --> 00:21:32,872
‫پروازهای طولانی
‫ممکنه حالش رو بدتر کنه.

295
00:21:32,914 --> 00:21:34,997
‫آلمان هم بیمارستان داره.

296
00:21:35,039 --> 00:21:37,247
‫می‌تونه همون‌جا درمان بشه.

297
00:21:37,289 --> 00:21:39,247
‫درمان تنها مشکلش نیست.

298
00:21:39,289 --> 00:21:41,164
‫بچه‌ایه که تصمیم
‫به خودکشی گرفته بود.

299
00:21:41,206 --> 00:21:42,706
‫چیزی که الان نیاز داره،
‫آرامش روانیه.

300
00:21:42,747 --> 00:21:44,122
‫باید از متخصص‌ها هم
‫کمک بگیره.

301
00:21:44,164 --> 00:21:46,831
‫دیگه هیچ‌وقت همچین
‫اتفاقی نمیفته.

302
00:21:46,872 --> 00:21:50,039
‫خودم بهش آرامش روانی می‌دم.

303
00:21:51,039 --> 00:21:55,039
‫اگه حرف دیگه‌ای ندارین،
‫دیگه مرخص می‌شم.

304
00:22:07,372 --> 00:22:09,539
‫یه لحظه صبر کنید،
‫مادر گیوهیون.

305
00:22:11,289 --> 00:22:14,247
‫شما حتی اگه برید آلمان هم
‫نمی‌ذارین عمل بشه،

306
00:22:14,289 --> 00:22:15,331
‫مگه نه؟

307
00:22:16,956 --> 00:22:18,956
‫درضمن، گفتین خودتون
‫می‌خواین به گیوهیون...

308
00:22:18,997 --> 00:22:20,956
‫آرامش روانی بدین.

309
00:22:20,997 --> 00:22:22,414
‫کسی که سلامتی بچه‌اش براش
‫اولویت اول نیست،

310
00:22:22,456 --> 00:22:23,914
‫چطور می‌تونه بهش آرامش روانی بده؟

311
00:22:23,956 --> 00:22:26,789
‫دخالت در روش
‫تربیتی دیگران هم...

312
00:22:26,831 --> 00:22:27,872
‫جزو وظایف یه دکتره؟

313
00:22:27,914 --> 00:22:30,122
‫من در روش تربیتتون
‫دخالت نمی‌کنم.

314
00:22:30,164 --> 00:22:32,622
‫نگران سلامتی بچه‌ام.

315
00:22:34,414 --> 00:22:36,122
‫یه سر برید به اتاق
‫مریض‌های بخش اطفال...

316
00:22:36,164 --> 00:22:38,039
‫و مادرهای دیگه رو تماشا کنید.

317
00:22:38,081 --> 00:22:39,914
‫حتی نمی‌تونن آمپول
‫زدن بچه‌شون رو ببینن...

318
00:22:39,956 --> 00:22:41,372
‫چون دلشون کباب می‌شه.

319
00:22:41,706 --> 00:22:44,289
‫معلومه هنوز ازدواج نکردی.

320
00:22:44,331 --> 00:22:48,122
‫هر خانواده‌ای به یه سبک
‫متفاوت به بچه‌اش محبت می‌کنه.

321
00:22:50,706 --> 00:22:53,997
‫در هر صورت، بدون اجازه‌ی پزشک
‫نمی‌تونید از بیمارستان برید.

322
00:22:54,039 --> 00:22:55,914
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن.

323
00:22:55,997 --> 00:22:58,372
‫وقتی باهاش از این‌جا برم،
‫دیگه همه‌چیز تمومه، مگه نه؟

324
00:23:06,247 --> 00:23:06,914
‫بله.

325
00:23:06,956 --> 00:23:07,956
‫یه پسر ۵ ساله‌ی
‫عابر پیاده...

326
00:23:07,997 --> 00:23:08,997
‫که تصادف کرده توی اورژانسه.

327
00:23:09,039 --> 00:23:10,364
‫مشکوک به خون‌ریزی
‫داخلی شکمه...

328
00:23:10,414 --> 00:23:12,164
‫و الان در حالت
‫شوک و افت فشاره.

329
00:23:29,706 --> 00:23:31,247
‫فشارش بالا نمیاد.

330
00:23:31,289 --> 00:23:32,289
‫دارم بهش خون تزریق می‌کنم،

331
00:23:32,331 --> 00:23:33,872
‫ولی برای جلوگیری
‫از افت فشار کافی نیست.

332
00:23:33,914 --> 00:23:35,081
‫لطفاً سعی کنید یه‌کم
‫بیشتر پایدارش کنید.

333
00:23:35,164 --> 00:23:36,456
‫می‌رم درخواست گلبول قرمز،
‫پلاسمای...

334
00:23:36,497 --> 00:23:37,697
‫منجمد تازه و
‫پلاکت غلیظ‌شده بدم.

335
00:23:37,747 --> 00:23:38,872
‫خیلی‌خب.

336
00:23:38,914 --> 00:23:40,289
‫پارگی طحال خیلی شدیده،

337
00:23:40,331 --> 00:23:42,039
‫سخت بشه اون
‫ناحیه رو نجات داد.

338
00:23:42,081 --> 00:23:44,122
‫اول شریان طحال رو ببندین.

339
00:23:44,164 --> 00:23:45,706
‫پنس راست‌گوشه.

340
00:23:50,289 --> 00:23:52,039
‫قیچی متزنبام.

341
00:24:21,247 --> 00:24:22,747
‫گره بزن.

342
00:24:39,497 --> 00:24:41,122
‫ببر.

343
00:24:42,622 --> 00:24:43,705
‫فشار خونش داره میاد بالا.

344
00:24:43,747 --> 00:24:45,330
‫علائم حیاتی پایدارن.

345
00:24:47,539 --> 00:24:49,705
‫دکتر چا، خون‌ریزی رو بند بیار
‫و بقیه‌ی کارها رو انجام بده.

346
00:24:49,747 --> 00:24:51,289
‫چشم.

347
00:24:52,997 --> 00:24:54,539
‫پنس.

348
00:25:07,039 --> 00:25:11,622
‫‏♪ من خوشحالم. ♪‏

349
00:25:11,664 --> 00:25:15,247
‫‏♪ هر رازی هم که باشه، ♪‏

350
00:25:15,289 --> 00:25:19,580
‫‏♪ می‌تونم نگهش دارم. ♪‏

351
00:25:19,622 --> 00:25:23,164
‫‏♪ لب‌هات رو به یه بینی سیاه... ♪‏

352
00:25:23,205 --> 00:25:28,955
‫‏♪ و کوچولو، نزدیک کن... ♪‏

353
00:25:28,997 --> 00:25:31,497
‫چرا بیرونی؟

354
00:25:32,914 --> 00:25:35,247
‫مامانم نمی‌دونه.

355
00:25:36,955 --> 00:25:39,372
‫که آرزوی من...

356
00:25:39,414 --> 00:25:41,622
‫واقعاً چیه.

357
00:25:43,164 --> 00:25:46,664
‫مگه آرزوی دیگه‌ای داری؟

358
00:25:46,705 --> 00:25:49,164
‫آرزوم این نیست که...

359
00:25:49,205 --> 00:25:51,872
‫توی یه...

360
00:25:52,622 --> 00:25:54,705
‫گروه کر معروف عضو باشم.

361
00:25:55,622 --> 00:25:59,372
‫دقیقاً همون‌طور که پزشک‌ها
‫مریض‌ها رو درمان می‌کنن،

362
00:26:00,497 --> 00:26:03,039
‫منم می‌خوام با آوازم...

363
00:26:03,539 --> 00:26:06,455
‫دل مردم رو درمان کنم.

364
00:26:07,580 --> 00:26:10,747
‫وای. چه آرزوی قشنگی.

365
00:26:10,789 --> 00:26:13,205
‫خیلی باحاله.

366
00:26:14,289 --> 00:26:16,455
‫رفتن به آلمان،

367
00:26:16,497 --> 00:26:18,455
‫پوشیدن لباس‌های شیک...

368
00:26:18,497 --> 00:26:21,497
‫و آواز خوندن توی
‫سالن‌های کنسرت...

369
00:26:21,539 --> 00:26:23,664
‫چیزهایی نیستن که بهشون
‫علاقه داشته باشم.

370
00:26:24,330 --> 00:26:27,497
‫می‌خوام برای...

371
00:26:27,914 --> 00:26:30,705
‫کسایی آواز بخونم که واقعاً
‫به این آوازها نیاز دارن.

372
00:26:46,330 --> 00:26:50,122
‫این لی اون‌اوکه.
‫دو سال ازت کوچیک‌تره.

373
00:26:53,372 --> 00:26:56,830
‫مامان اون‌اوک زنده نیست.

374
00:26:56,872 --> 00:26:58,955
‫برای همین به آوازت
‫گوش می‌ده...

375
00:26:58,997 --> 00:27:01,455
‫و یاد مامانش توی
‫بهشت میفته.

376
00:27:02,622 --> 00:27:06,830
‫آه...

377
00:27:06,872 --> 00:27:09,122
‫واقعاً نمی‌تونه حرف بزنه؟

378
00:27:09,580 --> 00:27:11,247
‫نه، نمی‌تونه.

379
00:27:11,289 --> 00:27:14,330
‫ولی بازم الان
‫خیلی بهتر شده.

380
00:27:14,372 --> 00:27:17,997
‫همین چند وقت پیش واقعاً
‫مثل یه سگ کوچولو بود.

381
00:27:19,247 --> 00:27:21,372
‫از قیافه‌اش،

382
00:27:21,414 --> 00:27:24,122
‫این‌طور به نظر میاد که
‫تو رو بیشتر از من دوست داره.

383
00:27:41,247 --> 00:27:43,330
‫به جای گوش دادن به آوازهات،

384
00:27:43,372 --> 00:27:46,080
‫بیشتر دوست داره
‫دستت رو بگیره.

385
00:27:50,830 --> 00:27:52,705
‫اون‌اوک،

386
00:27:52,747 --> 00:27:54,913
‫سعی کن بگی «اوپا».

387
00:27:57,163 --> 00:27:58,955
‫او...

388
00:28:00,830 --> 00:28:02,247
‫آ...

389
00:28:02,288 --> 00:28:03,997
‫اوپا.

390
00:28:04,872 --> 00:28:07,288
‫او...

391
00:28:09,372 --> 00:28:11,080
‫پا.

392
00:28:12,163 --> 00:28:13,830
‫آفرین، همینه.

393
00:28:13,872 --> 00:28:16,247
‫اون‌اوک من خیلی عالی بود.

394
00:28:20,497 --> 00:28:22,622
‫دکتر پارک. یه لحظه لطفاً.

395
00:28:24,330 --> 00:28:26,080
‫یعنی حق سرپرستی
‫بچه رو واگذار کرد؟

396
00:28:26,122 --> 00:28:29,955
‫خاله‌ی اون‌اوک حق
‫سرپرستی رو واگذار کرده.

397
00:28:29,997 --> 00:28:32,830
‫بخش مدیریت بیمارستان
‫باهامون تماس گرفت.

398
00:28:32,872 --> 00:28:35,413
‫پرسیدن از این به بعد می‌خوایم
‫با اون‌اوک چی‌کار کنیم.

399
00:28:36,122 --> 00:28:40,955
‫یعنی اون‌اوک الان
‫دیگه بی‌سرپرست شده؟

400
00:28:40,997 --> 00:28:42,622
‫آره.

401
00:28:43,247 --> 00:28:46,497
‫چطور ممکنه همچین
‫آدمی وجود داشته باشه؟

402
00:28:46,538 --> 00:28:50,330
‫نباید این‌طوری بشه.
‫اصلاً غیرممکنه.

403
00:29:02,663 --> 00:29:04,080
‫حالت خوبه؟

404
00:29:04,122 --> 00:29:05,413
‫چی؟

405
00:29:07,163 --> 00:29:09,705
‫خوبم، چیزیم نیست.

406
00:29:13,601 --> 00:29:23,601
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

407
00:29:27,497 --> 00:29:30,205
‫می‌دونی از چی بیشتر از همه متنفرم،
‫مگه نه؟

408
00:29:30,247 --> 00:29:33,122
‫اشتباه، بهونه و دروغ.

409
00:29:33,163 --> 00:29:36,288
‫بهت دروغ نگفتم، پروفسور.

410
00:29:36,330 --> 00:29:38,997
‫همین که اینجا تنهایی وایستادی،
‫خودش یه جورایی دروغه.

411
00:29:41,038 --> 00:29:43,580
‫نمی‌شه فقط همین یه بار رو
‫نادیده بگیری؟

412
00:29:43,622 --> 00:29:45,622
‫اگه من نادیده بگیرم،

413
00:29:45,663 --> 00:29:48,455
‫بعد اگه بقیه بفهمن
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

414
00:29:54,955 --> 00:29:57,955
‫به نظرت وقتی برای اولین بار به عنوان
‫جراح اصلی، یه نفر زیر دستم...

415
00:29:58,163 --> 00:30:00,247
‫فوت کرد، اوضاعم
‫چطور بود؟

416
00:30:03,663 --> 00:30:06,663
‫لابد همون‌طوری بودی
‫که تصور می‌کردم.

417
00:30:06,705 --> 00:30:09,038
‫اصلاً خودت رو نباختی...

418
00:30:09,080 --> 00:30:11,288
‫و کاملاً منطقی
‫و خونسرد بودی.

419
00:30:12,288 --> 00:30:14,247
‫درسته.

420
00:30:14,288 --> 00:30:17,497
‫چون فکر می‌کردم مرگ هم
‫بخشی از کار یه پزشکه.

421
00:30:19,538 --> 00:30:21,330
‫ولی در واقع،

422
00:30:21,372 --> 00:30:24,330
‫تا یه هفته به‌جز آب
‫نتونستم چیزی بخورم.

423
00:30:26,705 --> 00:30:29,038
‫دلیلش رو هم خودم نمی‌دونم.

424
00:30:30,205 --> 00:30:34,330
‫این رو هم بگم، تو اولین کسی
‫هستی که این رو بهش می‌گم.

425
00:30:38,122 --> 00:30:40,497
‫غذات رو خوب می‌خوری، مگه نه؟

426
00:30:41,872 --> 00:30:43,497
‫پس خوبه.

427
00:30:43,538 --> 00:30:45,580
‫اوضاع تو از من خیلی بهتره.

428
00:30:51,747 --> 00:30:54,247
‫نمی‌خوام بهت بگم
‫باید باهاش کنار بیای.

429
00:30:54,288 --> 00:30:58,038
‫به‌جاش، یه‌کم برای
‫خودت بچرخ و بعد برگرد.

430
00:30:58,080 --> 00:31:01,372
‫چشم. سریع خودم رو
‫جمع‌وجور می‌کنم.

431
00:31:01,413 --> 00:31:02,955
‫واقعاً؟

432
00:31:05,330 --> 00:31:06,997
‫پس مسئولیت عمل انسداد مری...

433
00:31:07,038 --> 00:31:08,997
‫جونگ‌مین رو
‫در هفته‌ی آینده به عهده بگیر.

434
00:31:09,038 --> 00:31:10,830
‫چی؟

435
00:31:11,372 --> 00:31:13,580
‫تا همین یه لحظه پیش که مهربون بودی.
‫چرا الان این‌طوری شدی؟

436
00:31:13,622 --> 00:31:15,371
‫حرف اضافه نزن.

437
00:31:15,413 --> 00:31:18,246
‫این اولین عمل رسمیته.

438
00:31:18,288 --> 00:31:20,913
‫چون دو دفعه‌ی قبلی
‫آزمایشی بودن.

439
00:31:25,413 --> 00:31:26,496
‫واقعاً که.

440
00:31:26,538 --> 00:31:29,663
‫اگه خوشت نمیاد،
‫پس خودت زودتر پروفسور شو.

441
00:31:46,288 --> 00:31:49,246
‫قضیه‌ی حضانت رو شنیدم.

442
00:31:50,080 --> 00:31:52,288
‫بیا یه راهی پیدا کنیم.

443
00:31:52,330 --> 00:31:54,163
‫باید فکرهامون رو
‫بریزیم روی هم.

444
00:31:54,205 --> 00:31:56,913
‫اگه اون‌اوک بره پرورشگاه،

445
00:31:56,955 --> 00:31:59,413
‫چون نمی‌تونه حرف بزنه
‫یا با بقیه بازی کنه،

446
00:31:59,455 --> 00:32:01,030
‫بچه‌های دیگه ازش بدشون میاد.

447
00:32:01,080 --> 00:32:02,913
‫درست مثل همون موقع‌هایی
‫که از من بدشون می‌اومد.

448
00:32:02,955 --> 00:32:06,038
‫واقعاً فکر می‌کنی
‫همه ازت بدشون میاد؟

449
00:32:06,080 --> 00:32:08,163
‫قبلاً این رو
‫درست درک نمی‌کردم،

450
00:32:08,205 --> 00:32:11,205
‫ولی الان فکر کنم تا حدی
‫می‌دونم عصبانیت چطوریه.

451
00:32:11,246 --> 00:32:14,663
‫از دست کسایی که ازم
‫بدشون میاد عصبانی می‌شم.

452
00:32:14,705 --> 00:32:16,080
‫ولی،

453
00:32:16,121 --> 00:32:17,705
‫مثل یه آدم خنگ،
‫نمی‌تونم عصبانی بشم.

454
00:32:17,746 --> 00:32:20,038
‫«خنگ»؟ کی خنگه؟

455
00:32:20,080 --> 00:32:23,330
‫چرا مدام این حرف رو می‌زنی؟

456
00:32:25,913 --> 00:32:28,830
‫همه ازت بدشون میاد؟

457
00:32:28,871 --> 00:32:30,830
‫پرستار ارشد، سرپرستار،

458
00:32:30,871 --> 00:32:32,955
‫دکتر هان، این‌ئه و خود من.

459
00:32:32,996 --> 00:32:34,538
‫ما چی هستیم این وسط؟

460
00:32:34,580 --> 00:32:37,413
‫یعنی ما آدم نیستیم؟

461
00:32:38,455 --> 00:32:41,830
‫این‌طور نیست که بقیه ازت
‫بدشون بیاد چون خنگی.

462
00:32:41,913 --> 00:32:44,371
‫به‌خاطر اینه که خودت فکر
‫می‌کنی همه ازت بدشون میاد،

463
00:32:44,413 --> 00:32:46,663
‫برای همین هم مثل
‫یه خنگ رفتار می‌کنی.

464
00:32:53,371 --> 00:32:55,746
‫بیشتر سرت رو تکون بده.

465
00:33:05,205 --> 00:33:07,121
‫درباره‌ی تلاش پروفسور
‫برای فرستادنت...

466
00:33:07,163 --> 00:33:09,121
‫به بخش آسیب‌شناسی بالینی،

467
00:33:10,413 --> 00:33:13,913
‫یه کاریش می‌کنم که نفرسته‌ات.

468
00:33:14,621 --> 00:33:17,746
‫هرچند نمی‌تونم
‫نتیجه رو تضمین کنم.

469
00:33:19,080 --> 00:33:21,496
‫لطفاً این کیمباپ
‫گوشت رو بخور.

470
00:33:21,538 --> 00:33:25,121
‫من همون کیمباپ
‫سبزیجات رو می‌خورم.

471
00:33:25,163 --> 00:33:27,913
‫این‌قدر کیمباپ می‌خوری،
‫دلت رو نمی‌زنه؟

472
00:33:28,413 --> 00:33:33,288
‫راستش، دیگه داره حالم
‫از کیمباپ مثلثی به‌هم می‌خوره.

473
00:33:33,330 --> 00:33:35,996
‫پس چرا هنوز می‌خوری؟

474
00:33:36,038 --> 00:33:37,705
‫داره حالم رو به‌هم می‌زنه،

475
00:33:37,746 --> 00:33:40,246
‫ولی چون شکل مثلثیش
‫بامزه‌ست می‌خورمش.

476
00:33:40,288 --> 00:33:42,455
‫وقتی گوشه‌ی تیز کیمباپ
‫مثلثی رو گاز می‌زنم،

477
00:33:42,496 --> 00:33:44,955
‫حس می‌کنم دارم نوک
‫قله‌ی کوه رو می‌خورم.

478
00:33:44,996 --> 00:33:49,913
‫سلیقه‌ات واقعاً عجیبه‌ها،
‫مگه نه؟

479
00:33:55,288 --> 00:33:58,496
‫آدم‌های لایق زیادی
‫وجود دارن،

480
00:33:58,538 --> 00:34:00,163
‫ولی در خصوص
‫دکتر پارک شی‌اون،

481
00:34:00,205 --> 00:34:03,330
‫نظرت درباره‌ی ادامه‌ی
‫کارش توی بیمارستان ما چیه؟

482
00:34:03,371 --> 00:34:04,788
‫همون‌طور که
‫خودت هم می‌دونی،

483
00:34:04,830 --> 00:34:06,996
‫خیلی از مهارت‌هایی رو که
‫یه جراح باید داشته باشه، نداره.

484
00:34:07,038 --> 00:34:09,080
‫بله، درسته.

485
00:34:09,121 --> 00:34:11,163
‫حتی با در نظر
‫گرفتن اوتیسمش،

486
00:34:11,205 --> 00:34:15,163
‫همراهان بیمار باز هم
‫نگران این قضیه می‌شن.

487
00:34:15,205 --> 00:34:17,405
‫پس به نظر من،

488
00:34:17,455 --> 00:34:19,371
‫بهتره اون رو بفرستیم...

489
00:34:19,413 --> 00:34:20,955
‫تا تبدیل بشه به بهترین متخصص
‫آسیب‌شناسی بالینی در...

490
00:34:21,038 --> 00:34:22,663
‫بخش آسیب‌شناسی بالینی.

491
00:34:22,705 --> 00:34:27,038
‫متخصصی در زمینه‌ی
‫تشخیص بیماری‌های اطفال.

492
00:34:27,121 --> 00:34:29,538
‫راستی، تا جایی که متوجهم،

493
00:34:29,580 --> 00:34:31,663
‫مثل این‌که اتفاقاً خود شما، پروفسور،

494
00:34:31,705 --> 00:34:35,455
‫از بخش آسیب‌شناسی بالینی درباره‌ی
‫پارک شی‌اون پرس‌وجو کرده بودی؟

495
00:34:35,496 --> 00:34:40,621
‫وقتی این رو شنیدم،
‫واقعاً دوراندیشیت رو تحسین کردم.

496
00:34:42,413 --> 00:34:44,288
‫دکتر پارک شی‌اون...

497
00:34:44,954 --> 00:34:49,329
‫شخصیت فوق‌العاده جذابی داره.

498
00:34:49,371 --> 00:34:51,163
‫با این‌که مبتلا به اوتیسمه،

499
00:34:51,204 --> 00:34:53,079
‫سعی می‌کنه دکتر بشه.

500
00:34:53,121 --> 00:34:56,746
‫یه نابغه با سندروم ساوانت.

501
00:34:56,788 --> 00:35:00,121
‫این قضیه به‌شدت دراماتیکه.

502
00:35:00,163 --> 00:35:02,038
‫اگه بره به بخش
‫آسیب‌شناسی بالینی،

503
00:35:02,079 --> 00:35:03,913
‫مقاومت بیماران در برابر
‫اون هم کم‌تر می‌شه‌.

504
00:35:03,954 --> 00:35:08,663
‫دیگه هیچ دکتری محبوب‌تر
‫از پارک شی‌اون پیدا نمی‌کنی.

505
00:35:08,704 --> 00:35:12,538
‫حتی رسانه‌ها هم توجه
‫ویژه‌ای بهش نشون می‌دن.

506
00:35:12,579 --> 00:35:15,538
‫یه مسئله‌ی جهانیه.

507
00:35:21,704 --> 00:35:24,329
‫الان داری
‫پیشنهاد می‌دی...

508
00:35:24,371 --> 00:35:27,704
‫که از دکتر پارک برای تبلیغ
‫بیمارستانمون استفاده کنیم؟

509
00:35:27,746 --> 00:35:30,704
‫لطفاً این‌طوری
‫به قضیه نگاه نکن.

510
00:35:30,746 --> 00:35:33,196
‫من فقط داشتم از زاویه‌ی
‫مثبتی بهش نگاه می‌کردم.

511
00:35:33,246 --> 00:35:34,913
‫پزشک که شخصیت معروف نیست.

512
00:35:34,954 --> 00:35:37,954
‫پروفسور، دنیا عوض شده.

513
00:35:37,996 --> 00:35:40,246
‫پزشک‌ها هم باید مثل
‫یه برند تبلیغ بشن.

514
00:35:40,288 --> 00:35:42,038
‫تازه حتی اگه توی
‫این مسیر هم قرار بگیرن،

515
00:35:42,079 --> 00:35:45,663
‫از رسالت اصلیشون که درمان
‫بیمارهاست دور نمی‌شن.

516
00:35:47,788 --> 00:35:49,996
‫حرف‌هایی رو که امروز زدی،

517
00:35:50,038 --> 00:35:52,871
‫فرض می‌کنم نشنیدم.

518
00:36:05,246 --> 00:36:06,704
‫اکو...

519
00:36:06,746 --> 00:36:09,163
‫اکوکار... اکوکار...

520
00:36:09,204 --> 00:36:11,204
‫پریکارد... پریکاردیم...

521
00:36:11,246 --> 00:36:12,704
‫هتا ویتزن...

522
00:36:12,746 --> 00:36:15,579
‫گزارش شده تزریقش
‫به کودکان باعث ایست صفراوی،

523
00:36:15,621 --> 00:36:17,288
‫پانکراتیت حاد
‫و خون‌ریزی می‌شه.

524
00:36:17,329 --> 00:36:20,538
‫لوله‌ی تخلیه. ساکشن.

525
00:36:31,746 --> 00:36:34,663
‫می‌دونی...

526
00:36:34,704 --> 00:36:38,079
‫پروفسور ازم خواست اولین عمل
‫رسمیم رو انجام بدم.

527
00:36:38,121 --> 00:36:40,371
‫گفت اون دو تای قبلی
‫فقط امتحان بود.

528
00:36:40,413 --> 00:36:44,829
‫وای! تبریک می‌گم، دکتر.

529
00:36:44,871 --> 00:36:48,121
‫ولی ازش می‌ترسم.

530
00:36:48,163 --> 00:36:50,871
‫فکر می‌کردم تا الان دیگه
‫با همه‌چیز کنار اومدم.

531
00:36:50,913 --> 00:36:53,829
‫خوب باهاش کنار اومدی.

532
00:36:53,871 --> 00:36:57,579
‫اصلاً نیازی نیست بترسی.

533
00:36:57,621 --> 00:36:59,829
‫احتمالاً می‌تونم خوب انجامش بدم،
‫مگه نه؟

534
00:36:59,871 --> 00:37:02,079
‫مطمئنم که خوب
‫از پسش برمیای.

535
00:37:02,121 --> 00:37:04,663
‫بهت باور دارم.

536
00:37:04,704 --> 00:37:06,621
‫ممنون.

537
00:37:08,329 --> 00:37:12,371
‫من... من که حرفی نزدم.

538
00:37:12,413 --> 00:37:16,038
‫ولی همه‌چیز رو
‫از حرف‌هات می‌فهمم.

539
00:37:17,663 --> 00:37:19,204
‫وای، چه جالب!

540
00:37:25,371 --> 00:37:28,454
‫واقعاً امیدوارم همه‌چیز
‫به‌خیر و خوشی تموم بشه.

541
00:37:29,288 --> 00:37:32,704
‫موقع عمل من تو هم باید بیای تو،
‫باشه؟

542
00:37:32,746 --> 00:37:36,454
‫اگه یه وقت اشتباهی ازم سر زد، بگو:

543
00:37:36,621 --> 00:37:38,413
‫‏«یه مشکلی پیش اومده.»‏

544
00:37:38,454 --> 00:37:41,454
‫«باید سریع انجامش بدیم، سریع!»

545
00:37:41,496 --> 00:37:45,163
‫باید همین کار رو بکنی، باشه؟

546
00:37:47,371 --> 00:37:50,163
‫اگه همین‌طوری به حال خودت
‫رهات کنیم اصلاً فایده نداره.

547
00:37:50,204 --> 00:37:53,779
‫بیا فردا بریم بیمارستان
‫یه سونوگرافی بکن.

548
00:37:53,829 --> 00:37:56,996
‫ولی قبلش، شکمت رو نشونم بده
‫تا ببینم کجاش درد می‌کنه.

549
00:37:59,038 --> 00:38:00,871
‫نمی‌شه.

550
00:38:03,329 --> 00:38:06,496
‫واقعاً که خیلی خجالتی هستی.

551
00:38:06,538 --> 00:38:08,704
‫اون چیه؟

552
00:38:33,454 --> 00:38:36,329
‫اون‌اوک بامزه‌ست، مگه نه؟

553
00:38:37,746 --> 00:38:40,371
‫بامزه‌ست ولی...

554
00:38:40,412 --> 00:38:42,412
‫خیلی گناه داره.

555
00:38:42,454 --> 00:38:45,121
‫نمی‌تونه حرف بزنه،

556
00:38:45,162 --> 00:38:48,412
‫هیچ‌کس رو هم دور
‫و برش نداره.

557
00:38:48,454 --> 00:38:51,996
‫ولی عجیبه که من
‫وقتی اون‌اوک رو می‌بینم...

558
00:38:52,079 --> 00:38:54,371
‫خوشحال می‌شم.

559
00:38:54,412 --> 00:38:57,871
‫تنهاست و بهش سخت می‌گذره، ولی...

560
00:38:57,912 --> 00:39:01,329
‫ولی هروقت می‌بینمش
‫همیشه برام لبخند می‌زنه.

561
00:39:01,371 --> 00:39:04,246
‫مامانت هم لبخند می‌زنه.

562
00:39:04,287 --> 00:39:06,329
‫نه.

563
00:39:07,246 --> 00:39:11,204
‫اون فقط وقتی لبخند
‫می‌زنه که من جایزه بگیرم.

564
00:39:11,871 --> 00:39:15,537
‫آخرین باری رو که خندیدم،

565
00:39:16,204 --> 00:39:18,662
‫حتی یادم هم نمیاد.

566
00:39:18,704 --> 00:39:21,912
‫بهم نگاه کن.

567
00:39:22,037 --> 00:39:26,954
‫می‌خوام مدام صدات رو بشنوم.

568
00:39:27,829 --> 00:39:30,746
‫خیلی قشنگ بود.

569
00:39:30,787 --> 00:39:34,537
‫ولی می‌دونی چی رو حتی بیشتر
‫از این دلم می‌خواد بشنوم؟

570
00:39:34,579 --> 00:39:37,787
‫صدای خنده‌ات رو.

571
00:39:38,996 --> 00:39:43,537
‫نمی‌دونم کدومشون مایه‌ی
‫خوش‌بختی بیشتریه.

572
00:39:43,579 --> 00:39:46,204
‫ولی چیزی که ازش
‫مطمئنم اینه که...‏

573
00:39:46,246 --> 00:39:50,496
‫برای خندیدن اول
‫باید سالم باشی.

574
00:39:52,162 --> 00:39:57,412
‫بعداً وقتی مامانت صدای خنده‌ات رو بشنوه،
‫خیلی خوشحال می‌شه.

575
00:39:57,454 --> 00:39:59,454
‫شاید حتی...

576
00:40:00,037 --> 00:40:03,412
‫بیشتر از وقتی که
‫آواز می‌خونی.

577
00:40:09,162 --> 00:40:11,371
‫گریه نکن.

578
00:40:21,787 --> 00:40:24,621
‫همه‌چیز درست می‌شه.

579
00:40:29,162 --> 00:40:33,162
‫اطلاعاتی رو که برام
‫فرستادی بررسی کردم.

580
00:40:34,287 --> 00:40:37,746
‫دیگه باید دست‌به‌کار بشیم.

581
00:40:37,787 --> 00:40:40,579
‫ممنونم، جناب رئیس.

582
00:40:43,662 --> 00:40:46,537
‫کسی که اطلاعات هتا ویتزن رو
‫به سازمان غذا و دارو داد،

583
00:40:46,579 --> 00:40:48,412
‫خود شما بودی،
‫جناب مدیرعامل، مگه نه؟

584
00:40:48,537 --> 00:40:50,246
‫چی؟

585
00:40:50,579 --> 00:40:51,912
‫آخه...‏

586
00:40:51,954 --> 00:40:55,079
‫این اراجیف چیه که...

587
00:40:56,162 --> 00:40:57,787
‫در طی هفته‌ی گذشته،

588
00:40:57,829 --> 00:41:01,412
‫این‌ها تاریخچه‌ی تماس‌های
‫ورودی و خروجی گوشی شماست.

589
00:41:01,454 --> 00:41:03,746
‫حتی شماره‌ی مستقیم سازمان
‫غذا و دارو هم توش هست.

590
00:41:03,787 --> 00:41:06,537
‫و تایید شده که خودتون
‫گزارش‌دهنده بودین.

591
00:41:06,579 --> 00:41:07,871
‫اگه می‌خواستین
‫به کسی دستور بدین،

592
00:41:07,912 --> 00:41:09,912
‫باید سراغ کسی می‌رفتین که هیچ
‫رابطه‌ای با ما نداشته باشه.

593
00:41:09,954 --> 00:41:13,496
‫چه‌گیونگ، داشتی
‫آمار من رو درمیاوردی؟

594
00:41:13,537 --> 00:41:15,746
‫فقط با در نظر گرفتن رابطه‌ی
‫گذشته‌تون با رئیس مرحوم...

595
00:41:15,787 --> 00:41:18,162
‫بی‌سروصدا همه‌چیز رو حل‌وفصل می‌کنیم.

596
00:41:18,204 --> 00:41:20,912
‫اگه نتونم این قضیه رو
‫بی‌سروصدا تموم کنم چی؟

597
00:41:20,954 --> 00:41:22,704
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن.

598
00:41:22,746 --> 00:41:24,246
‫هیچ اثری از تجویز...

599
00:41:24,287 --> 00:41:25,704
‫دارو توی پرونده‌های
‫بیمارستان نیست.

600
00:41:25,746 --> 00:41:30,204
‫و اگه بخوام دقیق‌تر بگم،
‫کار شوهرخواهرت بود.

601
00:41:30,704 --> 00:41:34,162
‫با دست پر اومدین، نه؟

602
00:41:37,954 --> 00:41:40,537
‫من می‌رم.

603
00:41:40,829 --> 00:41:42,204
‫ولی در عوض،

604
00:41:42,245 --> 00:41:45,870
‫مطمئن باش پشیمون می‌شی.

605
00:41:46,162 --> 00:41:48,245
‫حالا می‌بینی.

606
00:41:55,912 --> 00:41:56,704
‫برادرزن!

607
00:41:56,745 --> 00:41:58,370
‫اگه کارها رو درست
‫پیش برده بودی،

608
00:41:58,412 --> 00:42:01,204
‫مجبور نمی‌شدم وارد
‫این بازی کثیف بشم.

609
00:42:01,245 --> 00:42:02,787
‫ببخشید،
‫خیلی معذرت می‌خوام.

610
00:42:02,829 --> 00:42:04,870
‫حالا خودت یه راهی
‫برای نجات خودت پیدا کن!

611
00:42:04,912 --> 00:42:07,162
‫چه اخراج بشی
‫چه گوشه‌گیرت کنن،

612
00:42:07,204 --> 00:42:08,662
‫دیگه به من ربطی نداره!

613
00:42:08,704 --> 00:42:09,579
‫برادرزن!

614
00:42:09,620 --> 00:42:14,162
‫در ضمن، دیگه جلوی
‫در خونه‌ی من پیدات نشه!

615
00:42:14,412 --> 00:42:15,829
‫برادرزن!

616
00:42:16,079 --> 00:42:17,662
‫برادرزن!

617
00:42:23,870 --> 00:42:25,620
‫پارک شی‌اون،

618
00:42:25,662 --> 00:42:27,412
‫بیا اینجا.

619
00:42:29,245 --> 00:42:31,537
‫وقتی می‌ری بیرون
‫باید مرتب باشی.

620
00:42:31,579 --> 00:42:35,162
‫می‌دونی وقتی یقه‌ات تا نشده
‫چقدر شلخته به نظر می‌رسی؟

621
00:42:35,662 --> 00:42:37,662
‫ممنونم.

622
00:42:44,579 --> 00:42:48,037
‫یعنی چی؟
‫نمی‌خوای از بیمارستان مرخص بشی؟

623
00:42:48,079 --> 00:42:49,579
‫عقلت سر جاشه؟

624
00:42:49,620 --> 00:42:50,954
‫من...

625
00:42:50,995 --> 00:42:54,162
‫تا کاملاً خوب نشم،
‫از بیمارستان نمی‌رم.

626
00:42:54,912 --> 00:42:58,579
‫هفته‌ی دیگه می‌ریم.
‫باید از همین امروز آماده بشیم.

627
00:42:58,620 --> 00:43:00,037
‫من آلمان نمیام.

628
00:43:00,079 --> 00:43:01,454
‫این بچه...

629
00:43:01,495 --> 00:43:03,162
‫و من...

630
00:43:03,204 --> 00:43:05,662
‫می‌خوام عمل بشم.

631
00:43:05,704 --> 00:43:06,912
‫چی؟

632
00:43:06,954 --> 00:43:10,829
‫حتی اگه برم آلمان هم
‫خوشحال نمی‌شم.

633
00:43:10,870 --> 00:43:13,579
‫حتی اگه عمل کنم
‫و نتونم آواز بخونم،

634
00:43:13,620 --> 00:43:15,495
‫باز هم می‌خوام
‫شاد زندگی کنم.

635
00:43:15,537 --> 00:43:18,662
‫می‌خوام برم مدرسه،
‫دوستای جدید پیدا کنم...

636
00:43:18,704 --> 00:43:20,329
‫و هر چی دلم می‌خواد بخورم!

637
00:43:20,370 --> 00:43:21,829
‫ساکت شو!

638
00:43:21,870 --> 00:43:23,704
‫من همه‌ی این کارها رو
‫به‌خاطر خودت می‌کنم!

639
00:43:23,745 --> 00:43:25,829
‫لطفاً به حرف گیوهیون
‫گوش بدین.

640
00:43:25,870 --> 00:43:28,287
‫دکتر، لطفاً توی
‫این بحث دخالت نکن.

641
00:43:28,370 --> 00:43:31,279
‫چـ... چرا به حرفای
‫گیوهیون گوش نمی‌دین؟

642
00:43:31,329 --> 00:43:33,704
‫اگه به حرفاش گوش ندین،
‫خیلی غصه می‌خوره!

643
00:43:33,745 --> 00:43:34,579
‫زودباش لباسات رو عوض کن.

644
00:43:34,620 --> 00:43:36,662
‫نمی‌خوام!
‫گفتم که آلمان نمیام!

645
00:43:36,704 --> 00:43:37,870
‫زودباش عوضشون کن!

646
00:43:37,912 --> 00:43:39,745
‫من هیچ‌جا نمیام!

647
00:43:39,787 --> 00:43:41,037
‫گفتم که آلمان نمیام!

648
00:43:41,079 --> 00:43:42,704
‫می‌خوام عمل هم بشم!

649
00:43:42,745 --> 00:43:45,362
‫لطفاً بـ...
‫بذارید راحت باشه.

650
00:43:45,412 --> 00:43:49,204
‫طوری عمل رو انجام می‌دیم
‫که گیوهیون بتونه آوا...

651
00:43:55,912 --> 00:43:58,079
‫ولش کن.

652
00:44:12,745 --> 00:44:15,287
‫پزشک‌ها مبلغ‌های مذهبی نیستن.

653
00:44:15,370 --> 00:44:19,037
‫هیچ‌وقت نباید امید
‫یا احتمال‌های مبهم به کسی بدی.

654
00:44:20,662 --> 00:44:23,329
‫نه، نه.

655
00:44:23,370 --> 00:44:26,037
‫نباید همچین چیزهایی بگم.

656
00:44:26,620 --> 00:44:28,204
‫نه.

657
00:44:33,204 --> 00:44:35,829
‫یعنی چی که می‌خواد
‫با مسئولیت خودش مرخص بشه؟

658
00:44:35,870 --> 00:44:40,662
‫مادرش یه‌کم داره زیاده‌روی می‌کنه،
‫ولی خودش داره خیلی خوب کنار میاد.

659
00:44:45,787 --> 00:44:49,245
‫می‌شه لطفاً بری بیرون؟

660
00:44:50,120 --> 00:44:52,329
‫دکترهای اینجا،

661
00:44:52,370 --> 00:44:55,579
‫همیشه این‌قدر
‫آدم رو خسته می‌کنن؟

662
00:44:57,870 --> 00:45:01,579
‫راستی، این رو می‌دونید؟

663
00:45:02,620 --> 00:45:08,120
‫بچگی‌هام، توی خونه‌مون
‫یه توله‌سگ نگه می‌داشتم.

664
00:45:08,162 --> 00:45:10,287
‫روزهایی که خیلی
‫برف می‌بارید،

665
00:45:10,328 --> 00:45:14,453
‫توله‌سگ توی حیاط پر از برف
‫می‌دوید و بازی می‌کرد.

666
00:45:14,495 --> 00:45:19,120
‫فکر می‌کردم چون برف رو دوست
‫داره بالا و پایین می‌پره.

667
00:45:19,162 --> 00:45:22,037
‫ولی علتش این نبود.

668
00:45:22,078 --> 00:45:25,403
‫توله‌سگ داشت بالا
‫و پایین می‌پرید...

669
00:45:25,453 --> 00:45:28,620
‫چون زمین خیلی سرد بود.

670
00:45:29,537 --> 00:45:32,370
‫گیوهیون هم دقیقاً
‫مثل اون توله‌سگه.

671
00:45:32,412 --> 00:45:37,328
‫مادرجون، شاید فکر کنید گیوهیون
‫چون عاشق آواز خوندنه می‌خونه،

672
00:45:37,370 --> 00:45:40,037
‫ولی گیوهیون فقط یخ زده.

673
00:45:40,578 --> 00:45:44,078
‫برای همین هم
‫بلندتر آواز می‌خونه.

674
00:45:44,453 --> 00:45:46,745
‫بچه‌ها مهربونن.

675
00:45:46,787 --> 00:45:49,203
‫برای همین حتی اگه به زور ازشون
‫بخوان کاری رو بکنن که دوست ندارن،

676
00:45:49,245 --> 00:45:50,912
‫باز هم انجامش می‌دن.

677
00:45:51,328 --> 00:45:54,620
‫ولی واقعاً از کار
‫زوری متنفرن.

678
00:45:54,662 --> 00:45:57,412
‫منم متنفرم.

679
00:46:03,453 --> 00:46:05,578
‫ولی من...

680
00:46:06,203 --> 00:46:09,162
‫هر چقدر هم مجبورم کنن
‫کاری که دوست ندارم رو بکنم،

681
00:46:09,662 --> 00:46:13,620
‫آرزو می‌کردم
‫مامانم کنارم باشه.

682
00:46:15,120 --> 00:46:17,953
‫هر چقدر هم مجبورم کنن کاری
‫که دوست ندارم رو بکنم...

683
00:46:21,703 --> 00:46:23,995
‫واقعاً باید...

684
00:46:24,037 --> 00:46:26,703
‫این‌طوری دلم رو
‫به درد بیاری؟

685
00:46:26,745 --> 00:46:30,162
‫برای این‌که دلت به درد نیاد،

686
00:46:30,203 --> 00:46:33,370
‫برای همینه که
‫می‌خوام عمل کنم.

687
00:46:34,412 --> 00:46:36,078
‫من...

688
00:46:36,120 --> 00:46:37,995
‫می‌خوام بخندم.

689
00:46:38,953 --> 00:46:41,745
‫مثل اون موقع‌ها توی مهدکودک،

690
00:46:41,787 --> 00:46:44,037
‫که با همدیگه رفتیم
‫شهربازی...

691
00:46:44,078 --> 00:46:46,328
‫و سوار چرخ‌وفلک شدیم.

692
00:46:47,412 --> 00:46:50,120
‫می‌خوام اون‌طوری بخندم.

693
00:46:51,495 --> 00:46:54,703
‫مامان، من ازت متنفر نیستم.

694
00:46:54,745 --> 00:46:57,620
‫فقط یه‌کم ازت دلخور بودم.

695
00:46:57,662 --> 00:47:00,495
‫چون اصلاً درکم نمی‌کردی.

696
00:47:02,787 --> 00:47:05,412
‫من رو ببخش، مامان.

697
00:47:07,870 --> 00:47:11,120
‫تو چرا عذرخواهی می‌کنی؟

698
00:47:35,370 --> 00:47:37,120
‫دکتر.

699
00:47:37,162 --> 00:47:38,370
‫بله؟

700
00:47:38,412 --> 00:47:43,537
‫نمی‌شه شما عمل گیوهیون رو
‫انجام بدی؟

701
00:47:46,120 --> 00:47:49,370
‫می‌دونم پروفسور کیم دوهان
‫کارش عالیه،

702
00:47:49,412 --> 00:47:53,870
‫ولی فکر کنم اگه شما
‫انجامش بدی بهتر باشه.

703
00:47:55,578 --> 00:47:58,203
‫چیش بهتره؟

704
00:47:58,245 --> 00:48:00,995
‫حس می‌کنم با وجود شما،

705
00:48:01,037 --> 00:48:04,912
‫می‌شه از آرزوی گیوهیون
‫محافظت کرد.

706
00:48:04,953 --> 00:48:07,953
‫نه.
‫من همچین توانایی‌هایی ندارم.

707
00:48:07,995 --> 00:48:10,703
‫تشخیص نهایی هم
‫که از قبل مشخص شده.

708
00:48:10,745 --> 00:48:14,953
‫من... می‌خوام کمک کنم.

709
00:48:14,995 --> 00:48:19,453
‫اگه... اگه یه وقتی اتفاقی بیفته،
‫می‌خوام کمک کنم.

710
00:48:19,495 --> 00:48:23,453
‫نمی‌خوام فقط یه گوشه وایستم،
‫می‌خوام کمک کنم.

711
00:48:24,412 --> 00:48:28,745
‫واقعاً می‌تونی درست کمک کنی؟

712
00:48:32,162 --> 00:48:34,203
‫عمل گیوهیون...

713
00:48:34,245 --> 00:48:36,620
‫می‌خوام من انجامش بدم.

714
00:48:36,662 --> 00:48:39,453
‫به‌عنوان جراح اصلی.

715
00:48:40,578 --> 00:48:41,411
‫این عمل رو...

716
00:48:41,453 --> 00:48:44,036
‫تا حالا انجام ندادم و توی بیمارستان هم
‫اولین باره که انجام می‌شه.

717
00:48:44,078 --> 00:48:46,745
‫برای همین فکر کنم
‫اصلاً مشکلی نباشه.

718
00:48:46,786 --> 00:48:49,411
‫هر کسی هم انجامش بده،
‫بار اولشه.

719
00:48:52,453 --> 00:48:56,828
‫صرفاً به‌خاطر کسب تجربه
‫این حرف رو نمی‌زنم.

720
00:48:57,786 --> 00:48:59,786
‫می‌خوام با تمام وجودم...

721
00:49:00,495 --> 00:49:03,078
‫از آرزوی گیوهیون...

722
00:49:03,120 --> 00:49:05,828
‫محافظت کنم.

723
00:49:08,745 --> 00:49:13,620
‫می‌دونم همون‌قدر که نگرانمی،
‫بهم باور هم داری.

724
00:49:14,370 --> 00:49:16,078
‫پس...

725
00:49:16,786 --> 00:49:19,286
‫لطفاً اجازه
‫بده من عملش کنم.

726
00:49:26,120 --> 00:49:30,203
‫به نظرم امروز توی
‫تصمیم‌گیری کند شدی.

727
00:49:33,578 --> 00:49:35,453
‫به خودت اطمینان داری؟

728
00:49:36,370 --> 00:49:38,536
‫بله، پروفسور.

729
00:49:42,786 --> 00:49:46,953
‫این عمل که گیوهیون در پیش داره،
‫خطری برای جونش نداره.

730
00:49:46,995 --> 00:49:48,995
‫ولی روی ناحیه‌ی
‫خیلی کوچیکی کار می‌کنیم.

731
00:49:49,078 --> 00:49:52,911
‫پس تا وقتی شکاف رو ایجاد نکنیم،
‫نمی‌دونیم با چه متغیرهایی روبه‌رو می‌شیم.

732
00:49:52,953 --> 00:49:54,786
‫یه موضوع مهم دیگه هم هست.

733
00:49:54,828 --> 00:49:57,036
‫در این عمل، آینده‌ی یک...

734
00:49:57,078 --> 00:49:59,328
‫بچه رو با سلامتیش
‫معامله می‌کنیم.

735
00:49:59,370 --> 00:50:01,286
‫راستش من...

736
00:50:01,328 --> 00:50:03,411
‫از اونایی نیستم که بذارم
‫شرایط شخصی بیمار...

737
00:50:03,453 --> 00:50:05,245
‫روی عمل تاثیر بذاره.

738
00:50:05,286 --> 00:50:05,911
‫ولی این دفعه،

739
00:50:05,953 --> 00:50:09,911
‫این عمل باید طوری باشه که آینده‌ی
‫گیوهیون رو تا آخر عمرش تضمین کنه.

740
00:50:10,828 --> 00:50:13,078
‫متوجهی، دکتر چا؟

741
00:50:13,120 --> 00:50:14,453
‫بله.

742
00:50:14,995 --> 00:50:17,370
‫و پروفسور،

743
00:50:17,411 --> 00:50:20,120
‫دستیار اول من،

744
00:50:20,161 --> 00:50:23,161
‫لطفاً بذارید
‫دکتر پارک باشه.

745
00:50:27,786 --> 00:50:29,203
‫نه.

746
00:50:31,036 --> 00:50:32,953
‫مگه جراح اصلی
‫این حق رو نداره...

747
00:50:32,995 --> 00:50:35,245
‫که دستیار اولش رو
‫خودش انتخاب کنه؟

748
00:50:36,995 --> 00:50:39,120
‫ولی نمی‌شه.

749
00:50:45,745 --> 00:50:49,203
‫من... خودم ازش می‌خوام.

750
00:50:59,328 --> 00:51:02,036
‫مگه نشنیدی قبلش چی گفتم؟

751
00:51:02,078 --> 00:51:03,403
‫شنیدم.

752
00:51:03,453 --> 00:51:05,411
‫تو که به هر حال
‫قراره بخشت عوض بشه،

753
00:51:05,453 --> 00:51:07,453
‫پس دلیلی نداره
‫توی اتاق عمل باشی.

754
00:51:08,161 --> 00:51:11,245
‫این هم آخرین آرزوی منه.

755
00:51:12,203 --> 00:51:15,620
‫مثل گیوهیون،
‫این هم آخرین شانس منه.

756
00:51:15,661 --> 00:51:18,953
‫برای همین می‌خوام
‫کنار گیوهیون باشم.

757
00:51:21,495 --> 00:51:22,995
‫فقط می‌تونی تماشا کنی.

758
00:51:23,036 --> 00:51:26,411
‫نمی‌خوام فقط تماشاچی باشم،
‫می‌خوام کمک کنم.

759
00:51:26,453 --> 00:51:29,161
‫اگه وسط کار حالت بد بشه چی؟

760
00:51:29,203 --> 00:51:31,528
‫اون وقت فوراً اتاق
‫عمل رو ترک می‌کنم.

761
00:51:31,578 --> 00:51:34,703
‫اگه قراره این‌طوری بشه،
‫اصلاً پا تو اتاق نذار.

762
00:51:37,120 --> 00:51:39,995
‫چرا بهم باور ندارید؟

763
00:51:40,495 --> 00:51:43,828
‫شما از من به‌خاطر
‫اشتباهاتم متنفر نیستید،

764
00:51:43,911 --> 00:51:46,911
‫بلکه می‌ترسید
‫اشتباهی ازم سر بزنه.

765
00:51:47,536 --> 00:51:51,620
‫اشتباه نمی‌کنم.
‫هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنم.

766
00:52:00,870 --> 00:52:03,203
‫فقط پای همین یه قولت بمون.

767
00:52:04,828 --> 00:52:08,703
‫اگه حالت بد شد،
‫فوراً می‌ری بیرون.

768
00:52:10,911 --> 00:52:14,744
‫ممنونم، ممنونم.

769
00:52:14,786 --> 00:52:16,369
‫آخ جون!

770
00:52:31,578 --> 00:52:33,453
‫داداش...

771
00:52:33,494 --> 00:52:36,494
‫راستش استرس دارم.

772
00:52:36,536 --> 00:52:39,828
‫ولی از پسش برمیام، مگه نه؟

773
00:52:39,869 --> 00:52:43,286
‫تو کمکم می‌کنی، مگه نه؟

774
00:52:45,286 --> 00:52:47,411
‫واقعاً ناراحت نشدی؟

775
00:52:47,453 --> 00:52:49,494
‫دکتر چا به جای تو،
‫پارک شی‌اون رو گذاشت دستیار اول.

776
00:52:49,536 --> 00:52:50,786
‫دلیلی نداره ناراحت بشم.

777
00:52:50,828 --> 00:52:53,119
‫منم سال اول رزیدنتی
‫دستیار اول بودم.

778
00:52:53,161 --> 00:52:55,744
‫ولی تو با پارک
‫شی‌اون فرق داری.

779
00:52:55,786 --> 00:52:57,369
‫درسته. با هم فرق داریم.

780
00:52:57,411 --> 00:52:59,994
‫شاید پارک شی‌اون حتی
‫از من هم بهتر عمل کنه.

781
00:53:02,369 --> 00:53:05,203
‫حالا که بحثش شد،
‫بیاید تکلیف همه‌چیز رو روشن کنیم.

782
00:53:05,244 --> 00:53:09,994
‫هیون‌وو، سونگ‌هو و دونگ‌سو
‫که آسیب دیده بودن،

783
00:53:10,036 --> 00:53:12,453
‫کی کمکشون کرد
‫از بحران رد بشن؟

784
00:53:12,494 --> 00:53:15,453
‫به‌خاطر کی بود که اون‌اوک
‫شروع کرد به حرف ‌زدن؟

785
00:53:15,494 --> 00:53:17,828
‫بهم بگو، وو ایل گیو.

786
00:53:19,869 --> 00:53:22,911
‫حق با توئه،
‫پارک شی‌اون دردسرسازه.

787
00:53:22,953 --> 00:53:25,119
‫ولی ما به‌خاطر
‫اشتباهاتش،

788
00:53:25,161 --> 00:53:28,203
‫کارهای بزرگی که برای نجات اون
‫بچه‌ها انجام داد رو فراموش کردیم.

789
00:53:28,244 --> 00:53:31,453
‫نه،
‫راستش نخواستیم قبولش کنیم.

790
00:53:31,494 --> 00:53:33,786
‫فقط به غرور جریحه‌دار
‫خودمون توجه کردیم.

791
00:53:45,411 --> 00:53:47,286
‫هی، دکتر پارک.

792
00:53:47,328 --> 00:53:48,953
‫بله؟

793
00:53:48,994 --> 00:53:50,786
‫فکر می‌کنی وقتی داریم
‫عمل رو انجام می‌دیم،

794
00:53:50,828 --> 00:53:53,911
‫می‌تونی یه راهی پیدا کنی که
‫گیوهیون بتونه دوباره آواز بخونه؟

795
00:53:53,953 --> 00:53:55,369
‫آره.

796
00:53:57,036 --> 00:53:59,036
‫نه، خب...

797
00:53:59,078 --> 00:54:00,911
‫ممکنه این اتفاق بیفته.

798
00:54:00,953 --> 00:54:03,286
‫به گیوهیون هم گفتی؟

799
00:54:04,119 --> 00:54:05,328
‫نه.

800
00:54:05,369 --> 00:54:06,661
‫چرا؟

801
00:54:06,703 --> 00:54:08,911
‫چون خودم هم هنوز
‫ازش مطمئن نبودم.

802
00:54:08,953 --> 00:54:11,536
‫اون موقع که داشتی از سونگ‌هو
‫و دونگ‌سو مراقبت می‌کردی،

803
00:54:11,578 --> 00:54:12,536
‫این‌طوری نبودی.

804
00:54:12,578 --> 00:54:15,369
‫پروفسور کیم دوهان گفت:

805
00:54:15,411 --> 00:54:19,453
‫«به بیمار امید واهی
‫یا احتمالات الکی نده.»

806
00:54:19,494 --> 00:54:22,786
‫برای همین به گیوهیون نگفتم.

807
00:54:25,369 --> 00:54:30,036
‫این روزها با لذت تماشای
‫بزرگ شدنت زندگی می‌کنم.

808
00:54:33,703 --> 00:54:37,119
‫بیا، از غذای منم بخور.

809
00:54:37,703 --> 00:54:39,661
‫ممنون.

810
00:54:51,786 --> 00:54:53,869
‫بخور.

811
00:55:37,661 --> 00:55:40,536
‫اگه بتونیم فیستول رو
‫درست پیدا کنیم،

812
00:55:40,577 --> 00:55:43,036
‫فکر کنم امکان نجات
‫عصب با چرخوندن...

813
00:55:43,077 --> 00:55:45,452
‫ غضروف تیروئید در خلاف
‫جهت عقربه‌های ساعت، وجود داشته باشه.

814
00:55:49,161 --> 00:55:51,577
‫مدارک گیوهیون رو
‫نگاه می‌کنی؟

815
00:55:53,536 --> 00:55:56,361
‫دوباره نگاهشون می‌کنی
‫چون بهم اعتماد نداری؟

816
00:55:56,411 --> 00:55:57,994
‫آره، مگه چیه؟

817
00:55:58,036 --> 00:56:01,911
‫کارم رو خوب انجام می‌دم تا
‫مجبور نشی ازم ایراد بگیری.

818
00:56:03,577 --> 00:56:05,619
‫دیگه می‌رم.

819
00:56:06,161 --> 00:56:07,952
‫چا یون‌سو.

820
00:56:08,202 --> 00:56:09,202
‫بله؟

821
00:56:09,244 --> 00:56:11,036
‫اولین عملت به عنوان پزشک
‫جراح رو تبریک می‌گم.

822
00:56:11,077 --> 00:56:13,202
‫ممنون.

823
00:56:31,411 --> 00:56:33,327
‫اون‌اوک.

824
00:56:45,369 --> 00:56:48,369
‫حرفی که قبلاً یاد گرفتی رو بگو،
‫اون‌اوک.

825
00:56:49,994 --> 00:56:51,369
‫قـ... قـ...

826
00:56:52,119 --> 00:57:00,911
‫قـ... قوی باش، ا...

827
00:57:03,369 --> 00:57:05,952
‫اوپا.

828
00:57:11,244 --> 00:57:14,619
‫آه، آه...

829
00:57:16,286 --> 00:57:21,327
‫اون‌اوک، الان برای
‫اوپا سخته که آواز بخونه.

830
00:57:35,994 --> 00:57:37,786
‫یه مهمون ویژه رو
‫به برنامه‌ی...

831
00:57:37,827 --> 00:57:39,577
‫رادیویی بعدازظهرمون
‫دعوت کردیم.

832
00:57:39,619 --> 00:57:42,994
‫ایشون بیمار کیم گیوهیون
‫از بخش عمل اطفال هستن...

833
00:57:43,036 --> 00:57:44,744
‫و همون بچه‌ایه که توی اینترنت
‫به خاطر آواز خوندن...

834
00:57:44,786 --> 00:57:46,952
‫فرشته‌وارش حسابی معروف شده.

835
00:57:46,994 --> 00:57:51,411
‫اولین ترانه‌ی امروز، اجرای
‫زنده‌ی کیم گیوهیونه.

836
00:57:58,869 --> 00:58:23,619
‫‏♪ آوه ماریا...‏
‫آوه ماریا... ♪‏

837
00:58:38,827 --> 00:58:48,119
‫‏♪ آوه... ♪‏

838
00:58:48,161 --> 00:59:06,827
‫‏♪ آوه ماریا...‏
‫آوه ماریا... ♪‏

839
00:59:06,869 --> 00:59:11,619
‫مامان، اگه عمل
‫کنم و حالم خوب بشه،

840
00:59:11,660 --> 00:59:14,160
‫یه خواهشی ازت دارم.

841
01:00:05,660 --> 01:00:07,619
‫پروفسور.

842
01:00:08,744 --> 01:00:12,869
‫من به عنوان جراح اصلی نیومدم.
‫فقط اومدم نظارت کنم.

843
01:00:14,285 --> 01:00:15,744
‫عمل رو شروع کنید.

844
01:00:15,785 --> 01:00:17,577
‫چشم.

845
01:00:30,619 --> 01:00:31,869
‫بافت‌کش دستی دو طرفه
‫.

846
01:00:31,910 --> 01:00:33,827
‫بافت‌کش دستی دو طرفه.

847
01:01:00,119 --> 01:01:02,244
‫پنس.

848
01:01:02,285 --> 01:01:04,077
‫چاقوی برقی.

849
01:01:07,994 --> 01:01:09,660
‫ساکشن.

850
01:01:09,702 --> 01:01:11,785
‫ساکشن.

851
01:01:16,452 --> 01:01:19,119
‫از حالا به بعد،
‫مسیر فیستول رو دنبال می‌کنیم.

852
01:01:19,160 --> 01:01:22,244
‫اطراف تیروئید هم
‫بدجوری عفونت کرده.

853
01:01:22,285 --> 01:01:26,494
‫اگه درست پیش بریم، فکر نکنم مجبور
‫بشیم تیروئیدش رو برش بزنیم.

854
01:01:26,535 --> 01:01:28,702
‫از جایی که مجرا کاملاً پیداست،
‫آروم‌آروم شروع به جداسازی کن.

855
01:01:28,744 --> 01:01:30,285
‫چشم.

856
01:01:32,369 --> 01:01:34,285
‫گیوهیون،

857
01:01:34,327 --> 01:01:37,535
‫نمی‌ذارم آرزوت رو
‫دور بندازی.

858
01:01:37,577 --> 01:01:41,452
‫این داداشت بهت قول می‌ده.

859
01:01:48,577 --> 01:01:50,660
‫برداشتن کل مجرای
‫فیستول تموم شد.

860
01:01:50,702 --> 01:01:52,577
‫همین‌جا رو ببندم؟

861
01:01:52,619 --> 01:01:53,869
‫مراقب باش. اگه ادامه بدی،

862
01:01:53,910 --> 01:01:55,652
‫می‌رسی به جلوی غضروف.

863
01:01:55,702 --> 01:01:58,619
‫ممکنه بررسی عصب
‫حنجره سخت بشه.

864
01:01:58,660 --> 01:02:01,202
‫خیلی‌خب. پنس راست‌گوشه.

865
01:02:01,244 --> 01:02:03,577
‫یه لحظه صبر کنید.

866
01:02:03,619 --> 01:02:05,285
‫چرا؟

867
01:02:05,327 --> 01:02:09,619
‫گیوهیون می‌تونه
‫دوباره آواز بخونه.

868
01:02:13,244 --> 01:02:18,285
‫می‌تونیم آرزوی گیوهیون رو
‫عملی کنیم.

869
01:02:43,993 --> 01:02:46,910
‫‏[در قسمت بعد خواهید دید...]‏

870
01:02:46,952 --> 01:02:50,160
‫به نظرت ‌شی‌اون در این یکی
‫دو روز گذشته تغییر کرده؟

871
01:02:50,202 --> 01:02:53,077
‫«پروفسور کیم دوهان خودش
‫عمل رو انجام می‌ده.»

872
01:02:53,118 --> 01:02:54,618
‫این‌دفعه این حرف رو من نزدم.

873
01:02:54,660 --> 01:02:57,243
‫از فردا، به صورت ۲۴ ساعته
‫توی بیمارستان آماده‌ی کار باش.

874
01:02:57,285 --> 01:02:58,910
‫تبریک می‌گم، تبریک می‌گم!

875
01:02:58,993 --> 01:03:00,452
‫از این به بعد،
‫اتفاقات به‌مراتب بدتری در راهه.

876
01:03:00,493 --> 01:03:02,118
‫نمی‌خوای احساست رو بهش بگی؟

877
01:03:02,160 --> 01:03:04,952
‫دل خیلی زیبایی داری.

878
01:03:04,993 --> 01:03:07,243
‫برای این‌که پذیرفته بشی،
‫یه کاری هست که باید بکنی.

879
01:03:07,285 --> 01:03:08,535
‫باید از من هم جلو بزنی.

880
01:03:08,577 --> 01:03:12,243
W W W . M O V I E S H O . C O M

881
01:03:14,243 --> 01:03:24,243
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M